اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

عیسی

عیسی مسیح یا عیسی ناصری (۲-۷ (پیش از میلاد) - ۲۶-۳۶ (پس از میلاد)) شخصیت مرکزی مسیحیت بزرگترین دین دنیاست. در باور مسیحیان عیسی تجسّم خدا در جسم انسانی و آغازگر جریان مسیحیت است. او در شهر بیت‌لحم از شهرهای ایالت ناصره منطقه یهودیه به دنیا آمد. مسلمانان به عیسی به عنوان یک پیامبرالهی (اما نه فرزند خدا) باور دارند و برخی از دیگر مذاهب نیز او را شخصیت مهمی در نظر می‌گیرند.

منابع اصلی برای بررسی زندگی عیسی چهار انجیل رسمی هستند، هرچند برخی محققان معتقدند که متن‌های دیگر چون انجیل توماس نیز به اندازه چهار انجیل سنتی برای ترسیم تاریخی عیسی اهمیت دارند.[۱] اکثر پژوهشوران معتقدند که عیسی یک یهودی از ناحیه «جلیل» در شمال فلسطین بود که از او به‌عنوان یک معلم و شفابخش یاد می‌شد. محققان اغلب اتفاق نظر دارند که او توسط یحیی غسل تعمید یافته و در اورشلیم تحت فرمان پنطیوس پیلاطس و به جرم آشوب‌گری علیه امپراتوری روم مصلوب شد.[۲] قطع نظر از اندک اتفاق نظرها و نتایج این‌چنینی، مطالعات آکادمیک در گاه‌نگاری وقایع، پیام مرکزی تعلیمات عیسی، طبقه اجتماعی وی و یا دلیل مصلوب شدنش تاکنون به نتایج قطعی نرسیده‌اند.[۳] گرچه خیلی از محققان به انجیل‌ها به عنوان منابع تاریخی با احتیاط نگریسته‌اند، ولی اکثر محققان منتقد معتقدند حداقل بخش‌هایی از آنچه در انجیل‌ها در خصوص زندگی عیسی بیان شده صحیح است.[۴][۵]

نگاه مسیحیت به عیسی بر پایه اعتقاد به الوهیت عیسی، مسیح بودن او همان گونه که در عهد عتیق پیشگویی شده‌است و زنده شدن او پس از مصلوب شدنش است. مسیحیان غالباً عیسی را پسر خدا می‌دانند (که معمولاً اینطور تعبیر می‌شود که او خدای پسر، رکن دوم تثلیث است) که برای رستگاری و آشتی با خدا به روی زمین آمد. آنان همچنین به تولد معجزه‌وار عیسی از یک باکره، انجام معجزات، عروج به آسمان، و بازگشت مجدد او در آینده باور دارند. در حالی که اعتقاد به تثلیث به‌طور گسترده توسط مسیحیان پذیرفته شده‌است، گروه کوچکی، دیدگاه‌های غیر تثلیثی راجع به الوهیت عیسی دارند.[۶]

در آیین اسلام، عیسی یکی از پیامبران مهم خدا در نظر گرفته می‌شود که انجیل را به همراه خود آورده و برای اثبات نبوتش معجزاتی را به نمایش می‌گذاشت.[۷][۸] عیسی همچنین عنوان مسیح دارد ولی از نقطه نظر اسلامی این به معنی خداگونه بودن او نیست. اسلام مصلوب شدن و سپس برخاستن او پس از مرگ را انکار کرده و بر این نظر است که او جسماً به آسمان عروج نموده‌است.[۹] همچنین مسلمانان نیز مانند مسیحیان باور دارند که عیسی از یک دختر باکره و برگزیدهٔ خداوند به نام مریم به دنیا آمده‌است.

محتویات

    ۱ گاه‌شماری
    ۲ نام عیسی
    ۳ زندگی بر اساس متن انجیل‌ها
    ۴ زبان
    ۵ تبارنامه و خانواده
    ۶ غسل تعمید
    ۷ دیدگاه ادیان
        ۷.۱ در اناجیل
        ۷.۲ در الاهیات مسیحی
        ۷.۳ در اسلام
    ۸ عیسی ناصری از دیدگاه تاریخی
        ۸.۱ در منابع رومی
        ۸.۲ در منابع یهودی
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع

گاه‌شماری

سال دقیق تولد عیسی از نگاه باستان‌شناسان مشخص نیست. نظر یوسیبیوس، مورخ قدیمی کلیسا، این است که او ۵۲۰۰ سال پس از خلقت به دنیا آمد. [۱۰] انجیل‌های متی و لوقا آن را در زمان هیرودیس، که سال ۴ قبل از میلاد مرد، قرار می‌دهند[۱۱]. لوقا همچنین عنوان می‌کند که تولد همزمان با سرشماری یهودیه، سال ۶ میلادی، بوده‌است[۱۲]. دانشوران معاصر تولد عیسی را بین ۴ و ۶ قبل از میلاد تخمین می‌زنند.[۱۳]

مرگ وی در انجیل‌ها در زمان استان‌داری پیلاتس، ۲۶ تا ۳۶ میلادی، عنوان شده‌است.[۱۴] بر اساس اناجیل متی، مرقس و لوقا، مرگ عیسی پس از عید فصح (یک عید یهودی) اتفاق افتاد. بر اساس انجیل یوحنّا، اعدام عیسی زودتر و در روز آماده شدن برای عید فصح اتفاق افتاد.[۱۵] اعتقاد بهاییان«... و حضرت مسیح وقت شهادت و صعود سی و سه سال داشتند ...»[۱۶]
نام عیسی

عیسی، یسوّع، یوشع، یهوشع و یهوشوع(صیغه کامل) نیز خوانده شده‌است و در عبری همه آنها برابرند. در انجیل یسوّع مسیح ۵۰ بار، عیسی مسیح ۱۰۰ بار و لفظ مسیح ۳۰۰ بار آمده‌است.[۱۷]

عیسی در زبان عبری به معنی «خدا کمک می‌کند» ( بعدها به معنی «خدا نجات می‌دهد») است.
زندگی بر اساس متن انجیل‌ها
تصویری از مقبره منتسب به عیسی مسیح در کلیسای قبر مقدس یا کلیسای رستاخیز در شهر اورشلیم.

روایت کلیسا از عیسی به طور عمده بر پایه چهار انجیل تصویب شده است. محققان مختلف نظرات بسیار مختلفی راجع به صحت تاریخی این انجیل‌ها دارند. هر انجیل زندگی عیسی و معنی اش را به نحو متفاوتی از بقیه انجیل‌ها به تصویر می‌کشد. [۱۸][۱۹] انجیل یوحنا زندگی نامه نبوده بلکه به زندگی عیسی از دید الهیات نگاه کرده و او را کلام(Logos) ازلی خدا و خود خدا و آفرینندهٔ جهان می‌داند.[۲۰] [۲۱] ترکیب این داستانها در یک داستان همانند ساختن یک داستان پنجم بوده که از هرکدام از چهار داستان اصلی متفاوت خواهد بود.[۱۹] بعضی از مدافعان مسیحیت اختلاف ها و ناسازگاری هایی که ظاهراً بین اناجیل وجود دارد را یک دلیل قاطع برای صحت انجیل‌ها می‌دانند؛ زیرا به گفته آنها تفاوت‌ها احتمال توطئه و همدستی را از بین برده و شباهت‌ها به مبدا مشترک آنها گواهی می‌دهد.[۲۲]

انجیل‌ها (مخصوصاً متی) تولد عیسی، زندگی، مرگ و رستاخیز او را برآورده شدن پیشگویی‌های عهد عتیق می‌داند. از جملهٔ آنها تولد از باکره، گریز به مصر، عمانوئیل (اشعیا ۷:۱۴)، و بنده دردکش می‌باشند.[۲۳]
زبان

عیسی مسیح در مکالمات روزمره از زبان آرامی استفاده می کرد.احتمالا او تا حدودی نیز با زبان یونانی آشنایی داشت.ولی آشنایی او با لاتین کمتر محتمل است.در دوران او زبان عبری مخصوص فرهیختگان و متون مقدس بوده است.[۲۴]
تبارنامه و خانواده
تبارنامه‌ٔ عیسی در متی به صورت سنتی در قالب درخت یسی به تصویر کشیده می‌شده‌است. یسی پدر داوود پادشاه می‌باشد.

در دو انجیل متی و لوقا شجره‌نامه عیسی آمده‌است. این دو شجره‌نامه تفاوت های اساسی با هم دارند.[۲۵] و جالب این است که هر دو به جای اشاره به تبار مریم مادر مسیح، شجره‌نامه یوسف نجار شوهر مریم که مردم او را پدر مسیح می‌دانستند را بیان کرده‌اند. هر دو تبارنامه نیاکان عیسی را به داوود پادشاه رسانده و از آنجا آن را به ابراهیم می‌رسانند. انجیل متی از پسر داوود به نام سلیمان آغاز کرده و از پادشاهان اسرائیل گذشته تا به آخرین پادشاه به نام جکونیاه می‌رسد (پس از جکونیاه بنی اسرائیل به تبعید در بابل می‌رود). تبارنامهٔ لوقا طولانی تر از متی بوده و تا آدم ابوالبشر ادامه یافته، افزون بر این نام‌های بیشتری هم میان داوود و عیسی می‌آورد. در لوقا ۳:۲۱ نسب نامهٔ عیسی چنین آمده‌است:

    یوسف پسر هالی، پسر متات، پسر لاوی، پسر ملکی، پسر ینا، پسر یوسف، پسر متاتیا، پسر آموس، پسر ناحوم، پسر حسلی، پسر نجی، پسر مات، پسر متاتیا، پسر شمعی، پسر یوسف، پسر یهودا، پسر یوحنا، پسر ریسا، پسر زروبابل، پسر سالتیئیل، پسر نیری، پسر ملکی، پسر ادی، پسر قوسام، پسر ایلمودام، پسر عیر، پسر یوسی، پسر ایلعازر، پسر یوریم، پسر متات، پسر لاوی، پسر شمعون، پسر یهودا، پسر یوسف، پسر یونان، پسر ایلیاقیم، پسر ملیا، پسر مینان، پسر متاتا، پسر ناتان، پسر داوود، پسر یسی، پسر عوبید، پسر بوعز، پسر شلمون، پسر نحشون، پسر عمیناداب، پسر ارام، پسر حصرون، پسر فارص، پسر یهودا، پسر یعقوب، پسر اسحق، پسر ابراهیم، پسر تارح، پسر ناحور، پسر سروج، پسر رعو، پسر فالج، پسر عابر، پسر صالح، پسر قینان، پسر ارفکشاد، پسر سام، پسر نوح، پسر لمک، پسر متوشالح، پسر خنوخ، پسر یارد، پسر مهللئیل پسر قینان، پسر انوش، پسر شیث پسر آدم بود و آدم پیامبر خدا بود.

نویسندگان مسیحی در طول تاریخ نظریه‌های مختلفی جهت آشتی دو تبارنامه پیشنهاد کرده‌اند:

    کهن‌ترین نظریهٔ موجود در منابعی که به دست ما رسیده مربوط به افریکانوس (حدود سال ۲۰۰ میلادی) است. در توجیه اینکه چرا متی پدر یوسف را یعقوب قرار داده ولی لوقا آنها را هالی، افریکانوس پیشنهاد می‌دهد که یعقوب و هالی برادرانی از یک مادر ولی دو پدر مختلف بودند. یعقوب ازدواج کرده و صاحب یوسف می‌شود، ولی او فوت می‌کند و طبق رسم آن زمان برادرش با مادر یوسف ازدواج کرده و پدر خوانده (پدر قانونی) یوسف می‌شود. بر اساس این نظریه لوقا شجره‌نامه را از طریق پدر خوانده (پدر قانونی) یوسف ادامه می‌دهد ولی متی از طریق پدر طبیعی او.
    بر اساس نظریه دیگری که در دوران مدرن مکرر ذکر می‌شود، بر عکس متی از طریق پدر قانونی شجره نامه را دنبال کرده و لوقا از طرف پدر طبیعی
    انیوس (سال ۱۴۹۰ میلادی)، مارتین لوتر، بنگل و برخی از محققین مسیحی پس از آن‌ها این نظر را دنبال کردند که لوقا شجره‌نامه مریم را داده ولی متی شجره نامه یوسف را.
    ترتولیان و تعداد کمی محقق مسیحی بعدی بر عکس می‌گویند که لوقا شجره نامه یوسف را داده ولی متی شجره نامه مریم را.[۲۶]

مورخین آکادمیک معاصر عموماً بر این نظر توافق دارند که این شجره نامه‌ها را نمی‌توان با هم آشتی داد و آن‌ها را «ساخت‌های الهیاتی» (theological constructs) در نظر می‌گیرند. به صورت مشخص‌تر، بعضی گفته‌اند که متی می‌خواسته تولد عیسی را به عنوان تولد یک پادشاه مسیح-گونه بیان کند و بخاطر همین اجداد او را از طریق خط سلطنتی دنبال کرده و سلیمان را در آنها قرار داده، ولی لوقا اجداد عیسی را از طریق خط کاهنی دنبال کرده و لیوای را در آنها قرار می‌دهد.[۲۷]

یوسف شوهر مریم در داستان بچگی عیسی ظاهر می‌شود. ولی در ادامه زندگی‌نامه عیسی نامی از او برده نمی‌شود.

کتابهای عهد جدید مانند متی، مرقس، و غلاطیان صحبت از اعضای خانواده عیسی کرده که شامل آنچه ممکن است خواهران و برادران عیسی بوده می‌باشد.
غسل تعمید

تعمید یکی از هفت آیین مقدس (هفت‌راز) است که کلیساها و مسیحیان آن را بر‌گزار می‌کنند. این عمل از قواعد مقدس دینی بود که قبل از حضرت مسیح رواج داشت و توسط حضرت عیسی جزء فرایض قرار داده شد. تعمید عبارت است از یک نوع شست‌وشوی خاص که بر حسب نوشته قاموس کتاب مقدس، از وظایف کلیساست که باید در مورد پیروان خود انجام دهد; ولی، چگونگی این عمل از نظر کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها متفاوت است، پروتستان‌ها، آن را وسیله توفیق و سبب وقف در راه خدمت به خدا می دانند، اما کاتولیک‌ها معتقدند که این شستشو، گناه موروثی را از انسان پاک می‌کند و شیطان را از وی دور می‌سازد و اگر طفلی بدون تعمید از دنیا برود روح شیطان در وجود او باقی می‌ماند. تعمید برای اموات نیز مسئله‌ای است که به اعتقاد برخی مسیحیان انجام می‌شود و گاهی فردی زنده به جای مرده‌ای تعمید داده نشده، تعمید داده می‌شود.[۲۸]
دیدگاه ادیان
در اناجیل
مسیح صلیب را حمل می‌کند/اثر ال گرکو ۱۵۸۰ م

طبق متن انجیل متی، زرتشتیان تولد عیسی را تشخیص داده و از پی آن به اورشلیم رفتند. در انجیل متی چنین آمده‌است: «و چون عیسی در ایّام هیرودیسِ پادشاه در بیتْ لَحِم یهودیه تولّد یافت، ناگاه زرتشتی چند از مشرق به اُورْشلیم آمده، گفتند: کجاست آن مولود که پادشاه یهود است زیرا که ستاره او را در مشرق دیده‌ایم و برای پرستش او آمده‌ایم؟»[۲۹] سپس به راهنمائی هیرودیس به بیت لحم راهی می‌شوند و «روانه شدند که ناگاه آن ستاره‌ای که درمشرق دیده بودند، پیش روی ایشان می‌رفت تا فوق آنجایی که طفل بود رسیده، بایستاد. و چون ستاره را دیدند، بی‌نهایت شاد و خوشحال گشتند و به خانه درآمده، طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی در افتاده، او را پرستش کردند و ذخایر خود را گشوده، هدایای طلا و کُنْدُر و مُّر به وی گذرانیدند.»[۳۰]

در انجیل یوحنا، عیسی به کلام(لوگوس،λογος) مجسم خدا تعریف شده‌است:

    «در ازل کلمه بود.کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود. از ازل کلمه با خدا بود. همه چیز به وسیلهٔ او هستی یافت و بدون او چیزی آفریده نشد. حیات از او به وجود آمد و آن حیات نور آدمیان بود. نور در تاریکی می‌تابد و تاریکی هرگز بر آن چیره نشده‌است ...پس کلمه انسان شد و در میان ما ساکن گردید. ما شکوه و جلالش را دیدیم ــ شکوه و جلالی شایستهٔ فرزند یگانهٔ پدر و پر از فیض و راستی.»[۳۱]

در الاهیات مسیحی

طبق تعالیم مسیحی، مسیح شخصیت دوم تثلیث اقدس و بعد حلولی یا درون‌باشندهٔ خداست.[۳۲] دکتر مهرداد فاتحی در این باره می‌نویسد: «این حلول، حلولی است در تاریخ. خدای مسیحیان در عین حال که بی‌نهایت از همهٔ مخلوقات خود برتر و با همهٔ آنها متفاوت است، ولی با آنها بیگانه نیست. بلکه چون ذات او محبت است، عار ندارد به مخلوق خود نزدیک شود وحتی با او یگانه گردد. انجیل بی‌پروا و کاملاً بر خلاف انتظار انسان اعلام می‌دارد که خدا در یک شخصیت تاریخی یعنی عیسای ناصری حلول کرده است. خدا بشریت را به خود گرفته و در سیمای یک انسان به جهان ما قدم گذاشته‌است. مسیحیان به پیروی از انجیل، این بُعد دوم از وجود خدا را که در تاریخ حلول می‌کند، «پسر» می‌خوانند.»[۳۳]

او همچنین می‌نویسد:

    خدا در بُعد دوم وجود خود یعنی «پسر» در تاریخ ظاهر شده تا پسران و دختران گمشدهٔ خود را جستجو کند. او برای رستگاری انسان رنج کشیده و بر روی صلیب جان داده‌است.[۳۴].

بر اساس تعالیم مسیحیت و کتاب مقدس، مسیح دارای الوهیت می‌باشد [۳۵] و با خدای پدر (شخصیت اول تثلیث اقدس)[۳۶] و روح القدس(شخصیت سوم تثلیث اقدس)[۳۷][۳۸] همذات است.
در اسلام
نوشتار اصلی: عیسی در اسلام
موعظه بالای کوه عیسی در هنرهای اسلامی

به عقیده مسلمانان عیسی از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت است. نام و داستان وی به کرّات در قرآن و احادیث اسلامی آمده‌است. مسلمانان برای عیسی معجزاتی قائل‌اند، از جمله سخن‌گفتن در گهواره در دفاع از مادر و نیز زنده‌کردن مردگان و شفای بیماران و کوران مادرزاد، و دمیدن حیات در گِلِ بیجان. با این حال قرآن عیسی را فقط بنده و فرستادهٔ خدا می‌شناسد و هرگونه اعتقاد به تثلیث یا تجسد خدا در عیسی در نزد مسلمانان شرک است. نظر مسلمانان پیرامون مرگ عیسی نیز با آنِ مسیحیان متفاوت است. طبق گفتهٔ قرآن این عیسی نبود که مصلوب شد، بلکه امر بر آنان مشتبه شد. به روایتی خدا صورت عیسی را بر یکی از دشمنان وی افکند و وی به جای عیسی مصلوب شد و در نهایت عیسی به آسمان عروج کرد و از نظر ها غایب شد. به اعتقاد مسلمانان شیعه عیسی در آخرالزمان همراه مهدی ظهور خواهد کرد. پشت مهدی نماز خواهد خواند و دجال یا ضد مسیح بر دست عیسی کشته خواهد شد.[۳۹]
عیسی ناصری از دیدگاه تاریخی

دانشوران از روشهای تاریخ‌پژوهی برای بازسازی زندگانی عیسی بهره برده‌اند. در طی دو قرن تصویر عیسی که توسط تاریخنگاران به دست آمده بسیار متفاوت با تصویر مرسومی است که از عیسی در انجیل‌ها بدست می‌آید.[۴۰] محققان عیسی تاریخی موضوع تحقیق خود را از عیسی مسیح مسیحیان متمایز می‌سازند.[۴۱] محققین دیگری نیز می گویند که عیسی تنها در صورتی می‌تواند تغییراتی که شاهد آن هستیم را باعث شده باشد که عیسی ذکر شده در انجیل‌ها صحیح باشد.[۴۲][۴۳][۴۴] منبع اولیه در مورد زندگی عیسی مسیح و تعالیم او انجیل‌ها بخصوص انجیل مرقس، متی و لوقا است. به همراه انجیل‌ها، هیچ گواه تاریخی از عیسی، چه در زمان حیاتش و چه تا سی سال پس از مرگش موجود نیست.[۴۵] اکثریت انجیل پژوهشان وجود تاریخی عیسی را قبول دارند. هرچند دیدگاه آنانی که وجود تاریخی عیسی را قبول ندارند نیز طرفدارانی دارد اما این تئوری بحث برانگیز بوده و نتوانسته بسیاری از دانشوران را متقاعد نماید.[۴۶][۴۷][۴۸][۴۹][۵۰]
در منابع رومی
    این مقاله دارای فهرستی از منابع، پیوندهای بیرونی یا بخش مطالعهٔ بیشتر است، اما به خاطر نداشتن پانویس و یادکردهای درون‌خطی، منابع آن همچنان مبهم هستند. لطفاً‌ با افزودن یادکردهای دقیق این مقاله را بهبود دهید.

کُرنِلیوس تاسیتوس (حدود ۱۲۵-۵۵ میلادی) در کتاب خود با عنوان «نوشته‌های تاریخی» می‌نویسد:

    «هیچیک از تَسَلیات انسانی، هیچیک از هدایای شاهزادگان، و نه هیچ قربانی که می‌شد به خدایان تقدیم کرد، نتوانست نِرون را از رنج رسوایی ناشی از شایعه دخالت او در آتش‌سوزی ویرانگر روم تسلی دهد. از اینرو، برای سرکوب این شایعه، او به دروغ افرادی را متهم ساخت که مسیحی خوانده می‌شدند و به خاطر خطاهای هولناکشان مورد نفرت بودند، و ایشان را با بدیع‌ترین شکنجه‌ها مجازات کرد. کریستوس(مسیح)، بنیان‌گذار این طریقت، به دست پُنطیوس پیلاطُس، فرماندار یهودیه در دورهٔ امپراتوری طیباریوس، اعدام گردیده بود. اما این خرافهٔ مرگبار که برای مدتی سرکوب شده بود، بار دیگر اشاعه یافت، نه تنها در یهودیه که محل آغاز این بدعت، بلکه در شهر روم نیز.»

مارا بارسراپیون (مارا بن سرافیون) فیلسوفی اهل سوریه در سال ۷۰ میلادی و احتمالاً پیرو مکتب رواقی می‌نویسد:

    «چه نفعی عاید آتِنیان شد وقتی سُقراط را به مرگ سپردند؟ مگر نه اینکه قحطی و طاعون به عنوان مجازاتِ خطایشان بر آنان نازل شد؟ چه نفعی بردند مردان سامون که پیتاگوراس را سوزاندند؟ مگر نه اینکه در یک لحظه شن سرزمینشان را پوشاند؟ چه نفعی عاید یهودیان شد وقتی که پادشاه دانایشان[نیازمند منبع] را به قتل رساندند؟ مگر نه اینکه حکومتشان درست پس از آن از میان رفت؟ خدا به حَقْ انتقام این سه مرد دانا را گرفت: آتِنیان از گرسنگی هلاک شدند؛ شهرِ سامون را دریا پوشاند؛ یهودیان کاشانه‌شان ویران شد و از سرزمین خود رانده، در دنیا پراکنده شده‌اند. اما سُقراط برای همیشه نَمُرد؛ او در تندیس هیرا زندگی می‌کند. آن پادشاه دانا نیز برای همیشه نَمُرد؛ او در تعالیمی که داد زندگی می‌کند.»

همچنین فِله‌گون، تالوس و سویتونیوس نیز اشاراتی به عیسی داشته‌اند.[نیازمند منبع]
در منابع یهودی

در تَلْمود بابِلی چنین می‌خوانیم:

    «چنین تعلیم داده شده‌است: در شب عید فِصَح، یَشوع (تلفظ عبری نام عیسی) را به دار آویختند. و یک منادی برای مدت چهل روز در مقابل او می‌رفت و می‌گفت:

[۵۱] «او قرار است سنگ‌سار شود، زیرا مرتکب جادوگری شده، اسرائیل را گمراه کرده‌است. اگر کسی چیزی دارد که در دفاع از او بگوید، بیاید و شهادت خود را ارائه دهد.» اما چون چیزی به نفع او یافت نشد، او را در شب عید فِصَح به دار آویختند.»

گفته یوسفوس مورخ یهودی قرن یک:

    «در این زمان، شخصی بود به نام عیسی. او انسانی بود دانا، «اگر درست باشد که او را انسان بنامیم»، چرا که او انجام‌دهندهٔ کارهای شگفت‌انگیز بود، معلم افرادی که حقیقت را با خرسندی می‌پذیرند. او بسیاری از یهودیان و غیریهودیان را به سوی خود جذب نمود. او مسیحای موعود بود؛ و وقتی پیلاطُس، به خواست رؤسا و بزرگان ما، او را محکوم به صلیب نمود، آنانی که او را از ابتدا دوست می‌داشتند، ترکش نگفتند. زیرا او در روز سوم خود را بر ایشان زنده ظاهر ساخت، همانطور که انبیای خدا این را وعده داده، هزار چیز شگفت‌انگیز دیگر را در مورد او پیشگویی کرده بودند و طایفهٔ مسیحیان که نام آنها را از او گرفته‌اند، تا به امروز از میان نرفته‌اند.»

محققین پیرامون این مطالب اتفاق نظر ندارند. چرا که یوسفوس مورخی یهودی بوده و نه مسیحی و نکاتی دربارهٔ عیسی گفته که از یکی یهودی دین‌دار بعید است. به نظر می‌رسد بخش‌هایی از این نوشته که به قیام مسیح اشاره می‌کنند، بعدها توسط مسیحیان به پاراگراف فوق اضافه شده‌اند. با این حال اگر این عبارات را از متن حذف کنیم، از نوشتهٔ یوسِفوس کاملاً آشکار است که او عیسی را یک مرد دانا می‌دانسته که معجزه می‌کرده و تعالیم عمیقی می‌داده‌است.

میرزا غلام احمد

میرزا غلام احمد، بنیانگذار و «مسیح موعود» جماعت احمدیه است. «جماعت احمدیه» نام فرقه‌ای در اسلام است.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ ادعاها
    ۳ مرگ
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

زندگی

میرزا غلام احمد در سال ۱۸۳۵ در شهر قادیان، هندوستان بدنیا آمد و به فراگیری قرآن و تعلیمات مذهبی پرداخت. در آن سال‌ها وی با پیام آوران مسیحی که اغلب از انگلستان به هندوستان برای مسیحی کردن مردم می‌آمدند به مجادله و بحث می‌پرداخت و از باورهای اسلامی، محمد پیامبر اسلام و قرآن دفاع می‌کرد. بعدها اقدام به انتشار کتابهایی به نام براهین احمدیه کرد که ابتدا شامل تمام بحث‌ها، ادعاها و اعتقداتش بود.
ادعاها

در سن ۴۰ سالگی و بعد از مرگ پدر، میرزا غلام احمد ابتدا ادعا کرد که از طرف خداوند مستقیماً مامور شده‌است تا اصلاحاتی در دین اسلام به وجود آورد. بعدها ادعا کرد که برگزیده خدا و ناجی بشریت است و در آخر مدعی شد که وی همان مهدی موعود و عیسی مسیح است.
مرگ

میرزا غلام احمد در سال ۱۹۰۸ در قادیان درگذشت.

طرفدارانش بعد از مرگ وی حرکت احمدیه لاهور و جماعت مسلمین احمدیه را شکل دادند.

جنبش احمدیه

احمدیه یک فرقه اسلامی است که[۱] [۲][۳] ریشه در تعلیمات و زندگی میرزا غلام احمد دارد که ادعا کرد مهدی موعود است. مخالفان فرقه احمدیه از این پدیده به عنوان «قادیانیّه»، که نشات گرفته از محل تولد میرزا غلام احمد و فرقه احمدی است، یاد می‌کنند.

محتویات

    ۱ جمعیت
    ۲ محدودیت‌های مذهبی و مراکز عمده جماعت احمدیه
    ۳ احمدیه‌ستیزی
    ۴ شاخه‌ها
        ۴.۱ پیش‌زمینه
        ۴.۲ حرکت احمدیه لاهور
        ۴.۳ جماعت مسلمین احمدیه
            ۴.۳.۱ خُلفای جماعت مسلمین احمدیه
    ۵ آموزه‌های جمعیت احمدیه
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پانویس
    ۸ منابع

جمعیت

آمار درستی از طرفداران این فرقه به دلیل غیر قانونی بودنشان در بعضی از کشورها وجود ندارد. فرقه احمدیه دارای شهرهایی تماماً احمدی نشین در کشورهای هندوستان، پاکستان و بنگلادش است. همچنین با توجه به مهاجرت بسیاری از طرفداران این فرقه به اروپا، آمریکا، کانادا و چند کشور آفریقایی از جمله تانزانیا می‌توان طرفداران جماعت احمدیه را در حدود ۷ الی ۱۰ میلیون نفر تخمین زد.

گفتنی است که در حدود ۲۰۰هزار تن از پیروان فرقه احمدیه نیز در کشور اندونزی زندگی می‌کنند.[۴]
محدودیت‌های مذهبی و مراکز عمده جماعت احمدیه

بعد از اخراج سومین خلیفه جماعت مسلمانان احمدیه از پاکستان، همینک مرکز این جمعیت در کشور انگلستان قرار دارد و امروزه پنجمین خلیفه جماعت احمدیه در شهر لندن زندگی می‌کند. طرفداران فرقه احمدیه در ۲ شهر رابوئا در پاکستان و قادیان در هندوستان اکثریت مطلق را دارند.

در پاکستان طرفداران این فرقه حق انجام فعالیت‌های مذهبی و برپایی مساجد خودشان را ندارند و شیوخ سنی و شیعه آنها را «مرتد» و «گمراه» می‌خوانند.

اما در هندوستان طرفداران تفکر احمدی مشکل ابراز عقاید و فعالیت‌های مذهبی خودشان را ندارند و در آنجا آزادانه فعالیت می‌کنند. در انگلستان، استرالیا، کانادا و آمریکا جمعیت احمدیه دارای مساجد و طرفداران زیادی است که اکثر آنان را مهاجرین هندی و پاکستانی تبار تشکیل می‌دهند.

قابل ذکر است که عربستان سعودی برای پیروان جماعت احمدیه روادید سفر حج صادر نمی‌کند و پیروان فرقه احمدیه حق ورود به اماکن مقدس اسلامی در عربستان سعودی را ندارند.
احمدیه‌ستیزی

    در آوریل ۲۰۰۸ میلادی، گروهی تندرو و مسلمان در اندونزی، یک مسجد متعلق به فرقه اسلامی احمدیه را به آتش کشیدند و یک مدرسه مذهبی آنان را نیز ویران کردند.[۴]

شاخه‌ها

بعد از مرگ میرزا غلام احمد، که خود را عیسی مسیح دوباره ظهور کرده و مهدی مسلمانان می‌خواند، پس از مدتی طرفداران وی بر سر چگونگی ادامه نهضت، رهنمود قرآن در مورد ختم پیامبران (۳۳-۴۰) و چگونگی جانشینی وی به دو دسته کاملاً متضاد تقسیم شدند که عبارت بودند از حرکت احمدیه لاهور و جماعت مسلمین احمدیه.
پیش‌زمینه

پس از مرگ میرزا غلام احمد در سال ۱۹۰۸، رهبری جماعت احمدیه به دست حکیم نورالدین بِروی سپرده شد. پیروان جماعت احمدیه مدعی هستند که وی اسلام‌شناسی بی همتا بوده و اولین شخصی بوده‌است که پس از ادعای میرزا غلام احمد مبنی بر مسیح و مهدی موعود بودن با وی در سال ۱۸۸۹ بیعت کرد.

پس از مرگ وی در سال ۱۹۱۴ دوره‌ای از اختلافات و انشعابات در جماعت احمدیه شکل گرفت.
حرکت احمدیه لاهور

عده‌ای از طرفداران وی خواهان تشکیل شورا و هیئتی از اُمنأ برای اداره جماعت احمدیه شدند. طرفداران این طرز فکر با شدید شدن اختلافات مذهبی و عقیدتی با طرفداران خلیفه‌گری، حرکت احمدیه لاهور را به مرکزیت لاهور تشکیل دادند.

گفتنی است که طرفداران حرکت احمدیه لاهور، میرزا غلام احمد را تنها یک شخصیت «اصلاح طلب و آگاه» و محمد را آخرین پیامبر با کتاب و چه بی کتاب خدا می‌دانند.
جماعت مسلمین احمدیه

طرفداران خلیفه گری که نگاهی کاملاً متفاوت به نقش میرزا غلام احمد داشتند، مدعی شدند که محمد آخرین پیامبر با کتاب خدا و میرزا غلام احمد «مسیح و مهدی موعود» و پیامبر بدون کتاب خدا بوده‌است.

به این ترتیب پس از مرگ حکیم نورالدین بروی در سال ۱۹۱۴، طرفداران خلیفه گری، پسر میرزا غلام احمد را به عنوان «خلیفه مسیح و مهدی دوم» برگزیدند.

امروزه خلیفه جماعت مسلمین احمدیه به وسیله نمایندگانی از سراسر کشورهایی که دارای جمعیت قابل توجه احمدی است انتخاب می‌شود و با اینکه اکثر خلفا از فرزندان و نسب میرزا غلام احمد بودند اما در آئین احمدی خلافت به صورت موروثی نیست و در کل خُلفا توسط نمایندگان جماعت احمدی در سرتاسر دنیا و به صورت مادام العمر انتخاب می‌شوند.
خُلفای جماعت مسلمین احمدیه

    خلیفه اول (۱۹۰۸-۱۹۱۴): حکیم نورالدین بروی (۱۸۴۱-۱۹۱۴)
    خلیفه دوم (۱۹۱۴-۱۹۶۵): میرزا بشیرالدین محمود (۱۸۸۹-۱۹۶۵)
    خلیفه سوم (۱۹۶۵-۱۹۸۲): میرزا ناصر احمد (۱۹۰۹-۱۹۸۲)
    خلیفه چهارم (۱۹۸۲-۲۰۰۳): میرزا طاهر احمد (۱۹۲۸-۲۰۰۳)
    خلیفه پنجم (۲۰۰۳- تا به امروز): میرزا مصرور احمد (۱۹۵۰- تا به امروز)

آموزه‌های جمعیت احمدیه

پنج اصل بنیادین جمعیت احمدیه عبارت‌اند از: توحید، نماز، روزه، زکات و حج قابل ذکر است این جمعیت به چند باور اساسی که باورهای اکثریت قاطع مسلمانان جهان (سنی و شیعه) است اعتقاد ندارند.

از آن جمله پیروان فرقه احمدیه محمد، پیامبر مسلمانان را واپسین پیامبر نمی‌دانند و میرزا غلام احمد را به عنوان «منجی بشریت» معرفی می‌کنند.

پاکستان

پاکستان با نام رسمی «جمهوری اسلامی پاکستان» (به اردو: اسلامی جمهوریۂ پاکستان)، کشوری در جنوب غربی آسیا است و پایتخت آن اسلام‌آباد نام دارد. این کشور در جنوب مرز آبی هزار کیلومتری با دریای عمان دارد و از غرب با ایران، از شمال با افغانستان، از شرق با هندوستان، و از شمال شرق با جمهوری خلق چین هم‌مرز است. ناحیه کشمیر مورد ادعای هندوستان و پاکستان است. هر دو کشور هند و پاکستان به طور جداگانه بخش‌هایی از این منطقه را اداره می‌کنند و این مناطق توسط خط کنترل از هم جدا شده‌اند.

دین رسمی پاکستان اسلام است و در میان کشورهای اسلامی، دومین کشور از نظر تعداد مسلمانان محسوب می‌شود. این کشور در سال ۱۹۴۷ به عنوان یک دولت و کشور جدید از هند مستقل شد. در سال ۱۹۷۱ جنگ داخلی به جدایی پاکستان شرقی با نام بنگلادش از این کشور منجر شد. این منطقه تاریخچه کهنی از زندگی و تمدن را داراست که شامل تمدن دره سند می‌شود. از زمان استقلال، پاکستان دوره‌های رشد نظامی و اقتصادی و هم‌چنین بی‌ثباتی را همگام با جدا شدن بنگلادش از خود، تجربه کرده‌است. پاکستان از لحاظ بزرگی نیروهای مسلح در رده هفتم جهان است و تنها کشور اسلامی دارنده جنگ‌افزار هسته‌ای می‌باشد.

پاکستان بر اساس برآورد سال ۲۰۱۲ با بیش از ۱۸۰ میلیون نفر جمعیت ششمین کشور پرجمعیت دنیاست. نوع حکومت این کشور جمهوری پارلمانی فدرال است و از ۴ ایالت و چهار قلمرو فدرالی تشکیل می‌شود. پاکستان هم از نظر زبانی و قومی و هم از نظر جغرافیایی کشور متنوع است. اردو و انگلیسی زبان‌های رسمی این کشور، اسلام‌آباد پایتخت و کراچی بزرگترین شهر پاکستان است.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ تاریخ
    ۳ تقسیمات کشوری
    ۴ شهرها
    ۵ جغرافیا و آب و هوا
    ۶ مردم
    ۷ سیاست
        ۷.۱ نحوه انتخاب رئیس‌جمهور در پاکستان
        ۷.۲ احزاب در پاکستان
    ۸ اقتصاد
    ۹ جانوران و گیاهان
    ۱۰ فرهنگ و تمدن
        ۱۰.۱ روزهای تعطیل
    ۱۱ ورزش
    ۱۲ حقوق بشر
    ۱۳ نگارخانه
    ۱۴ جستارهای وابسته
    ۱۵ منابع
    ۱۶ پیوند به بیرون

نام

نام پاکستان (pa:kɪst̪a:n) (پاک + ستان) به زبان‌های اردو و فارسی یعنی سرزمین پاکی. این نام نخستین بار در سال ۱۳۱۲ (۱۹۳۳) توسط چودهاری رحمت علی که آن را در نشریه «امروز» یا «هرگز» منتشر کرد، به کار برده شد.[۱] این نام به عنوان سرواژه از نام‌های سرزمین‌های اصلی اسلامی مربوط به هند غربی ساخته شده‌است. به طور رسمی این کشور به عنوان قلمرو پاکستان در سال ۱۳۲۶ (۱۹۴۷) بنا نهاده شد و در سال ۱۳۳۶ (۱۹۵۷) به «جمهوری اسلامی پاکستان» تغییر نام داد. پاکستان را بخصوص در شبه قاره هند معمولاً با نام مخفف «پاک» می‌شناسند.

جمهوری اسلامی پاکستان از ترکیب حروف ایالت‌های زیر به دست آمده‌است:

    ۱- پ از حرف اول ایالت پنجاب
    ۲- ا از حرف اول ایالت سرحد شمال غرب (که حالا بنام خیبر پختونخوا مبدل کردیده است)
    ۳- ک از حرف اول ایالت کشمیر
    ۴- س از حرف اول ایالت سند
    ۵- تان از حروف انتهایی ایالت بلوچستان[۲]

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ پاکستان
تندیسی متعلق به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد در موزه ملی کراچی

در هنگام قیام گاندی علیه استعمار انگلیس، پاکستان به رهبری محمدعلی جناح (از یاران گاندی) پیش از استقلال هند، استقلال خود را بازیافت. پاکستان دارای تمدن آسیایی بوده‌است و یکی از تمدن‌ها بزرگ جهان به حساب می‌آید که پس از میان‌رودان و مصر تمدن دوره سِند (۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد) است. کشور کنونی پاکستان در تاریخ ۱۴ اوت (۱۹۴۷) تأسیس شد. اما ناحیه‌ای که دربرمی گیرد تاریخچه گسترده‌ای دارد که با تاریخ هندوستان، اشتراک دارد. این منطقه محل تقاطع راه‌های تجاری تاریخی مانند راه ابریشم بوده‌است و در هزاران سال توسط گروههای مختلفی به عنوان سرزمین سکونت به کار برده شد. این گروه‌ها دراویدیها، هندواروپایی، مصریها، سکاها، پارتها، کوشانها، افغان‌ها، ترکتباران، مغولها و اعراب بودند. این منطقه را بیشتر به نام موزه اقوام و نژادها می‌شناسند.

مورخ و جغرافی دان دو بلیج مولر هنگامی که گفت: «اگر آنگونه که می‌گویند مصر موهبتی از سوی نیل است، پاکستان نیز موهبتی از سند است.» اهمیت تاریخی این منطقه را آشکار ساخت. نخستین نشانه وجود آدمیان در این منطقه ابزارهای سنگی هستند که در استان پنجاب از فرهنگ سوان برجای مانده‌اند و مربوط به ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار سال پیش هستند. رود سند (ایندوس) محل فرهنگ‌های باستانی متعددی از قبیل مهرگره (یکی از اولین شهرهای شناخته شده جهانی) و تمدن دره سند در هاراپا و موهنجودارو است. تمدن دره سند در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد دچار انحطاط شد و پس از آن تمدن ودابی پدید آمد که در بیشتر شمال هند و پاکستان گسترده شد.

پادشاهی هندویونانی که توسط دمتریوس اول باختری تأسیس شد، شامل گاندهارا و ناحیه پنجاب از ۱۸۴ قبل از میلاد می‌شد و در زمان حکومت مناندر اول که با پیشرفت‌های تجاری و فرهنگی دوره یونانی–بودائیسم همراه بود را بنا نهاد و به بیشترین رشد و پیشرفت خود رسید. شهر تاکسیلا مرکز مهم آموزشی در دوران باستانی شد. بقایای شهر که در غرب اسلام‌آباد واقع هستند، یکی از مکان‌های باستان‌شناسی عمده کشور است.

کشور کنونی پاکستان در زمان سلسله‌های هخامنشیان،اشکانیان،ساسانیان،صفویان،افشاریان جزو خاک ایران بوده همچنین در زمان سلسله‌های سامانیان و قاجار بخشهایی از آن جزو ایران بود
مسجد پادشاهی؛ که در سده هفدهم میلادی توسط اورنگ زیب امپراتور مغولها در لاهور ساخته شد.

در سال ۷۱۲ میلادی، فرمانده عرب به نام محمد بن قاسم، سند و مولتان در جنوب پنجاب (پاکستان) را فتح کرد و بنای حکومتهای بعدی مسلمانان را که شامل حکومت غزنویان پادشاهی محمد غر پادشاهی (سلطان نشین) دهلی و حکومت موغال می‌شدند ایجاد کردند. در طول این دوره مروجان دینی صوفی نقش محوری را در تغییر دین اکثریت جمعیت منطقه به اسلام ایفا نمودند. انحطاط تدریجی حکومت مغول در اوایل سده هیجدهم موقعیت‌هایی را برای جمعیت افغانستان، بلوچها و سیکها برای اعمال قدرت و کنترل خود بر نواحی گسترده‌ای را فراهم نهاد تا زمانی که کمپانی هند شرقی بریتانیا سلطه خود را بر جنوب آسیا گسترانید.

جنگ استقلال هند در ۱۲۳۶ هجری خورشیدی (۱۸۵۷) آخرین نبرد مسلحانه منطقه برضد راج بریتانیا بود و زمینه‌های نبرد آزادی خواهانه غیرمسلحانه که توسط مجلس ملی هند رهبری می‌شد را بنا نهاد. با این وجود لیگ مسلمانان هند در نیمه دوم دهه ۱۹۳۰ در میان ارسی از نادیده گرفتن مسلمانان در سیاست به محبوبیت رسید در ۲۹ دسامبر ۱۹۳۰ خطابه مربوط به ریاست جمهوری علامه اقبال لاهوری خواهان ایجاد یک کشور مسلمان مجزا در شمال غربی و آسیای جنوب شرقی شد. محمد علی جناح تئوری دو ملت را حمایت کرد و لیگ مسلمانان را به سوی پذیرش «قطعنامه لاهور» مربوط به ۱۹۴۰ هدایت کرد که سرانجام به ایجاد کشور پاکستان انجامید.

پاکستان در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ با دو جناح دارای اکثریت مسلمان در قسمت شرقی و شمال غربی مناطق آسیای جنوبی تشکیل شد که توسط هند که اکثریت آن هندو بودند ازهم جدا شد و از استان‌های بلوچستان (پاکستان)، بنگلادش شرقی، استان مرزی شمال غرب، پنجاب غربی، و سند تشکیل می‌شد. تقسیم تقسیم هند تحت کنترل بریتانیا به شورش‌های فرقه‌ای منجر گردید.

در سراسر هند و پاکستان و میلیون‌ها مسلمان به جامو و کشمیر بالا گرفت و به اولین جنگ کشمیر (۱۹۴۸) منتهی شد که در آن پاکستان و هند هریک قسمتهای عظیمی از جمهوری که در سال ۱۹۵۸ به رسمیت اعلام شده بود با کودتایی توسط ایوب خان (۶۹-۱۹۵۸) که در طول یک دوره ناآرامی داخلی و همچنین در دوره جنگ ۱۹۶۵ هند–پاکستان رئیس جمهور بود. جانشین او یحیی خان (۷۱-۱۹۶۹) با طوفان - بهولا ۱۹۷۰ - مواجه شد که باعث مرگ ۵۰۰ هزار تن شد.

تفرقه‌های اقتصادی و سیاسی در پاکستان شرقی (بنگلادش امروزی) منجر به سرکوبی‌ها و تنش‌های شدید سیاسی گردید، که نهایتاً به جنگ آزادسازی بنگلادش و جنگ ۱۹۷۱ هند و پاکستان و نهایتاً جدا شدن پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگلادش انجامید. حکومت غیر نظامی از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ توسط ذوالفقار علی بوتو تا زمانی که خلع شد و توسط یک جنایت قضایی در سال ۱۹۷۹ به دست ژنرال محمد ضیا الحق اعدام شد، از سرگرفته شد. ضیاء الحق سومین رئیس جمهور نظامی شد. سیاست‌های سکولار (غیر دینی) پاکستان با معرفی قوانین اسلامی شریعت توسط ضیاء از بین رفتند و این روند تأثیرات مذهبی و دینی بر جامعه شهریب، و همچنین نظامی را افزایش داد. با مرگ ژنرال ضیاء در حادثه سقوط هواپیما در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۸)، بی نظیر بوتو دختر ذوالفقار علی بوتو به عنوان اولین نخست‌وزیر زن پاکستانی انتخاب شد. در طول دهه بعد با خرابتر شدن اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور، او قدرت را به نواز شریف واگذار کرد.

تنش‌های نظامی در جنگ کارگیل که پاکستان و هند در سال ۱۹۹۹ با آن مواجه بودند، با یک کودتای نظامی دنبال شد که در این کودتا ژنرال پرویز مشرف توانست قدرت اجرایی را به دست گیرد. در سال ۲۰۰۱ مشرف توانست با استعفای رفیق ترار، رئیس جمهور پاکستان شود. پس از انتخابات مجلس ۲۰۰۲، مشرف قدرت‌های اجرایی را به نخست وزیر تازه منتخب ظفرالله خان جمالی واگذار کرد که او نیز در انتخابات نخست وزیری ۲۰۰۴ پاکستان، جای خود را به شوکت عزیز داد. براساس اطلاعات منتشر شده توسط سازمان سیا و کتابخانه کنگره آمریکا و برآورد آنها در سال ۲۰۱۱، هم‌اکنون پاکستان از نظر توان نظامی در رده پانزدهم قدرت‌های نظامی جهان قرار دارد.

بر اساس اطلاعات عنوان شده از سوی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و کنگره آمریکا، پاکستان که جمعیت آن ۱۸۷ میلیون و ۳۴۲ هزار نفر است، هم‌اکنون دارای ۶۱۷ هزار پرسنل فعال نظامی است و تعداد نیروهای ذخیره فعال این کشور ۵۱۵ هزار نفر است.

نیروی زمینی پاکستان دارای ۲۶۴۰ دستگاه تانک، ۴۶۲۰ دستگاه نفربر، ۱۰۸۶ عراده توپ کششی، ۵۹۵ عراده توپ خودکششی، ۲۰۰ سامانه پدافند موشکی، ۳۲۰۰ خمپاره انداز، ۳۴۰۰ سامانه ضد تانک، ۲۵۰۰ سامانه پدافند هوایی و ۱۱۵۰۰ وسیله نقلیه لجستیکی است.

نیروی هوایی پاکستان نیز دارای ۱۴۱۴ فروند جنگنده و هواپیما، ۵۳۵ فروند هلیکوپتر و ۱۴۸ فرودگاه عملیاتی است.

نیروی دریایی پاکستان نیز دارای یازده فروند کشتی، دو بندر، ۵ زیر دریایی، ۱۵ قایق نظامی گشت زنی، ۱۱ ناوچه، یک ناوشکن و یک قایق جنگی خشکی آبی است. نیروی دریایی پاکستان دارای ناو هواپیمابر نیست.

بودجه نظامی پاکستان در سال ۲۰۱۱، شش میلیارد و ۴۱۰ دلار بوده‌است. کشور پاکستان دارای مساحت ۷۹۶ هزار و ۹۵ کیلومتر مربع، ۱۰۴۶ کیلومتر خط ساحلی و ۶ هزار و ۷۷۴ کیلومتر مرز مشترک است.
تقسیمات کشوری
نقشهٔ سیاسی پاکستان

پاکستان از پنج ایالت، یک منطقهٔ خودمختار قبایلی، یک منطقه فدرال پایتخت (اسلام‌آباد) و دو منطقه مربوط به جامو و کشمیر تشکیل شده‌است.

منطقه زرد رنگ (شماره ۱) ایالت بلوچستان به مرکزیت کویته

منطقه بنفش رنگ (شماره ۲) ایالت خیبر پختونخوا به مرکزیت پیشاور (NWFP)

منطقه آبی زنگ (شماره ۳) ایالت پنجاب به مرکزیت لاهور

منطقه سرخ رنگ (شماره ۴) ایالت سند به مرکزیت بندر کراچی

منطقه سفید رنگ (شماره ۵) منطقه فدرال پایتخت (ناحیه پایتختی اسلام‌آباد) (IST)

منطقه سبز رنگ (شماره ۶) منطقه خودمختار قبایلی

منطقه فیروزه‌ای رنگ (شماره ۷) منطقه کشمیر پاکستان (جامو و کشمیر آزاد) به مرکزیت مظفرآباد (AJK)

منطقه سیاه رنگ (شماره ۸) ایالت گلگت بلتستان به مرکزیت گلگت

ایالت بلوچستان و ایالت خیبر پختونخوا (سرحد شمال غربی)، خود نیز دارای مناطق خودمختار قبایلی هستند که آنها را (Provincially Administered Tribal Areas (PATA گویند.[۳]
[نمایش]

    ن
    ب
    و

تقسیمات کشوری پاکستان
شهرها

    نمایش
    بحث
    ویرایش

    نمایش
    بحث
    ویرایش

شهرهای اصلی پاکستان
برآورد ۲۰۱۰[۱]
کراچی
کراچی

لاهور
لاهور
رتبه     شهر     استان     جمعیت     رتبه     شهر     استان     جمعیت     فیصل‌آباد
فیصل‌آباد

راولپندی
راولپندی
۱     کراچی     سند     ۱۳٬۲۰۵٬۳۳۹     ۱۱     سرگودها     پنجاب     ۶۰۰٬۵۰۱
۲     لاهور     پنجاب     ۷٬۱۲۹٬۶۰۹     ۱۲     بهاولپور     پنجاب     ۵۴۳٬۹۲۹
۳     فیصل‌آباد     پنجاب     ۲٬۸۸۰٬۶۷۵     ۱۳     سیالکوت     پنجاب     ۵۱۰٬۸۶۳
۴     راولپندی     پنجاب     ۱٬۹۹۱٬۶۵۶     ۱۴     سکهر     سند     ۴۹۳٬۴۳۸
۵     مولتان     پنجاب     ۱٬۶۰۶٬۴۸۱     ۱۵     لارکانه     سند     ۴۵۶٬۵۴۴
۶     حیدرآباد     سند     ۱٬۵۷۸٬۳۶۷     ۱۶     شیخوپوره     پنجاب     ۴۲۶٬۹۸۰
۷     گوجرانواله     پنجاب     ۱٬۵۶۹٬۰۹۰     ۱۷     جهنگ     پنجاب     ۳۷۲٬۶۴۵
۸     پیشاور     خیبر پختونخوا     ۱٬۴۳۹٬۲۰۵     ۱۸     رحیم یار خان     پنجاب     ۳۵۳٬۱۱۲
۹     کویته     بلوچستان     ۸۹۶٬۰۹۰     ۱۹     مردان     خیبر پختونخوا     ۳۵۲٬۱۳۵
۱۰     اسلام‌آباد     ناحیه پایتختی     ۶۸۹٬۲۴۹     ۲۰     گجرات     پنجاب     ۳۳۶٬۷۲۷
جغرافیا و آب و هوا
دومین کوه بلند جهان، کی ۲
نوشتار اصلی: جغرافیای پاکستان‎


پهناوری پاکستان معادل ۸۰۳، ۹۴۰ کیلومتر مربع است که حدوداً معادل مجموع پهناوری کشورهای فرانسه و انگلستان است. نواحی شرق آن بر روی فلات هند و نواحی غربی و شمالی بر روی فلات ایران و سرزمین اوراسیا قرار گرفته‌است. ۱۰۴۶ کیلومتر (۶۵۰ مایل) مرز آبی با دریای عرب از طرف جنوب دارد و از سوی غرب با افغانستان ۵۲۳ کیلومتر (۳۲۵ مایل) و از طرف شمال شرق با چین ۲۹۱۲ کیلومتر (۱۸۰۹ مایل) از طرف شرق با هند و ۹۰۹ کیلومتر (۵۶۵ مایل) از طرف جنوب غرب با ایران مرز دارد.

در این کشور انواع ویژگی‌های طبیعی از سواحل شنی مردابی و باتلاق‌های دارای حرا در ساحل جنوبی گرفته تا جنگل‌های معتدل و مرطوب حفاظت شده و قلمروهای یخی کوه‌های (هیمالیا) قراقوروم، هندوکش در شمال همگی به چشم می‌خورند. به طور تقریبی ۱۰۸ قله با بلندی بیش از ۷۰۰۰ متر (۲۳۰۰۰ فوت) وجود دارد که با برف و یخچال پوشیده شده‌اند. پنج کوه در پاکستان ازجمله کی۲ (در بلتستان) و نانگا پاربات بیش از ۸۰۰۰ متر (۲۶۰۰۰ فوت) ارتفاع دارند. در قسمتی از کشمیر که توسط هند اداره می‌شود تا نواحی شمالی پاکستان رودخانه سند در طول کشور جریان دارد. هر ساله قسمت‌های شمالی پاکستان شمار زیادی جهانگرد خارجی را به خود جلب می‌کنند. کوهنوردان از سراسر دنیا بلتستان در پاکستان را به عنوان مقصد نهایی خود می‌دانند. در غرب رود سند بیابان‌های خشک و تپه‌ای بلوچستان پاکستان وجود دارند؛ در قسمت شرق هم شن‌های روان بیابان تار وجود دارد. بیشتر نواحی پنجاب و قسمت‌هایی از سند دشت‌های حاصل‌خیزی هستند که کشاورزی در آنجا از اهمیت زیادی برخوردار است.

آب وهوا نیز به همین روال متفاوت است؛ زمستان‌های سرد و تابستان‌های گرم در شمال و آب و هوای معتدل درجنوب که متأثر از تأثیر اقیانوس هند است. نواحی مرکزی تابستان‌های بسیار گرم دارند و دمای آنها به بیش از ۴۵ درجه سانتی گراد (۱۱۳ درجه فارنهایت) می‌رسد و زمستان‌های سردی که دمای هوا کمتر از دمای انجماد می‌رسد. میزان بارش باران نیز کم است و از ۲۵۰ میلی‌متر و تا ۱۲۵۰ میلی‌متر که بیشتر با دمای موسم (مونسون) غیرقابل اطمینان جنوب غربی در اواخر تابستان همراه هستند در نوسان است. مسئله کمبود آب نیز توسط ساخت سدها بر روی رودخانه‌ها و استفاده از آب چاه‌ها در مناطق خشک‌تر تا حدی حل شده‌است.
مردم
گروه‌های قومی اصلی پاکستان؛ بلوچ(صورتی)، پشتون(سبز)، پنجابی(قهوه‌ای)، سندی(زرد)

پاکستان بر اساس آمار تخمینی ۱۳۸۷ (۲۰۰۸)، جمعیتی حدود ۱۷۲٬۸۰۰٬۰۰۰ تن دارد. پاکستان ششمین جمعیت بزرگ جهان را داراست که بیشتر از روسیه و کمتر از برزیل است. به علت نرخ رشد بالای جمعیت پاکستان انتظار می‌رود جمعیت آن در سال ۲۰۲۰ از جمعیت برزیل فراتر رود. نشان دادن جمعیت پاکستان نسبتاً مشکل است و این به علت تفاوت‌های آشکار در دقت هر سرشماری و عدم هماهنگی بین بررسی‌های گوناگون مربوط به نرخ رشد جمعیت است اما احتمالاً بتوان گفت نرخ رشد جمعیت در دهه ۱۹۸۰ به اوج خود رسید. جمعیت این کشور تاریخ ۱ ژوئیه ۲۰۰۵ حدود ۱۶۲، ۴۰۰، ۰۰۰ تن و نرخ رشد جمعیت نیز ۳۴ در هزار و نرخ مرگ و میر حدود ۱۰ در هزار و نرخ رشد طبیعی جمعیت حدود ٪۴/۲ تخمین زده شد. منابع غیر دولتی و بین‌المللی گزارش می‌دهند که جمعیت کنونی پاکستان حدود ۱۷۰ تا ۱۹۰ میلیون تخمین زده می‌شود.

زبان اردو زبان پاکستانی و زبان مشترک این کشور است، اما زبان انگلیسی زبان رسمی است که در قانون اساسی پاکستان و در تجارت و همچنین طبقه خاص و تحصیل کرده و شهری و بسیاری از دانشگاه‌ها به کار برده می‌شود. زبان پنجابی نیز زبان بیش از ۶۰ میلیون نفر است، اما رسمیتی از سوی کشور ندارد. پاکستانی‌ها از نژادها و گروه‌های قومی متعددی تشکیل یافته‌اند که بیشتر آنها از نوع مردم هندواروپایی هستند و به همین دلیل بسیار متفاوت از افراد بومی ساکن این بخش از شبه قاره هند هستند.

اکثریت پاکستانی‌ها به گروه قومی هندوآریایی تعلق دارند. در حالی که تعداد قابل توجهی از نژادهای ایرانی و تعداد کمتری از دراویدیان‌ها نیز به چشم می‌خوردند. این گروههای قومی عمده به گروههای قومی کوچکتری تقسیم می‌شوند. پنجابیها ۴۴٫۶۸٪، پشتونها ۱۵٫۴۲٪، سندیها ۱۴٫۱٪، سرائیکی‌ها ۸٫۳۸٪، مهاجر اردو ۷٫۵۷٪، بلوچها ۳٫۵۷٪ و سایرین ۶٫۲۸٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند.[۴]

داده‌های سرشماری نشان می‌دهند که ٪۹۶ جمعیت کشور مسلمان هستند که ٪۸۰ آن‌ها سنی و ٪۱۹ آن‌ها شیعه هستند. پاکستان پس از ایران دومین کشور دارای جمعیت شیعه در جهان است. بقیه جمعیت پاکستان را مسیحیت، هندوئیسم، یهودیها، سیکها، زرتشتی‌ها، احمدی‌ها و آنیمیست‌ها (که عمدتاً کالاش‌های چیترال هستند) تشکیل می‌دهند. تعداد کمی بودایی نیر در آمار پاکستان وجود دارند؛ البته این افراد در قسمت لداخ که توسط هند اداره می‌شود و پاکستان ادعای مالکیت آن را دارد زندگی می‌کنند. ساختار جمعیتی پاکستان در سال ۱۹۴۷ با ورود مسلمانان به پاکستان و هندوها و سیک‌ها به هندوستان به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. از سال ۲۰۰۵ به بعد بیش از ۳ میلیون مهاجر (که تقریباً ٪۸۱ آنها را پشتونها تشکیل می‌دهند) به علت جنگ‌های جاری در افغانستان در پاکستان باقی‌مانده‌اند و براساس کمیسیون عالی مهاجران سازمان ملل، ٪۸۳ مهاجران هدف خود را اقامت دائم در پاکستان می‌دانند.

۹۶٪ از جمعیت پاکستان مسلمان هستند (۷۷٪ سنی و ۱۹٪ شیعه). به علاوه ۱٫۸۵٪ هندو، ۱٫۶٪ مسیحی و ۰٫۰۴٪ سیک نیز در کشور می‌زیند.
سیاست
نوشتار اصلی: سیاست خارجی پاکستان‎
نواز شریف، نخست وزیر کنونی پاکستان
یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پیشین پاکستان

پاکستان عضو سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی، سازمان همکاری منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک)، و سازمان اکو می‌باشد. همچنین از دوران استقلال پاکستان و هند از بریتانیای کبیر، این کشور عضوی از اتحادیه کشورهای همسود (مشترک‌المنافع) بوده‌است. گرچه عضویت پاکستان در این اتحادیه سه بار لغو شده‌است؛ نخستین بار در سال ۱۳۵۱ (۱۹۷۲) پس از آنکه اتحادیه کشورهای همسود استقلال بنگلادش (پاکستان شرقی) را از پاکستان به رسمیت شناخت، دولت پاکستان به نشانهٔ اعتراض این اتحادیه را ترک کرد، که البته مجدداً در سال ۱۹۸۹ به اتحادیه بازگشت. عضویت پاکستان از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ به دلیل کودتای غیرقانونی ژنرال پرویز مشرف از طرف اتحادیه لغو شد. سومین بار در نوامبر ۲۰۰۷، عضویت پاکستان به دلیل اعلام وضعیت فوق‌العاده توسط پرویز مشرف از سوی اتحادیه لغو شده‌است.

مسلم لیگ، اولین دولت پاکستان را به رهبری محمد علی جناح و لیاقت علی خان تشکیل داد. رهبری سیاست پاکستان به دست مسلم لیگ با ظهور احزاب سیاسی دیگر و با ظهور حزب مردم پاکستان در غرب پاکستان و عوامی لیگ در شرق پاکستان که نهایتاً به ایجاد بنگلادش منجر شد، به میزان زیادی رو به افول گذاشت. اولین قانون اساسی پاکستان در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) اتخاذ شد، اما در سال ۱۹۵۸ توسط ایوب خان به حال تعلیق در آمد. قانون اساسی مصوب ۱۹۷۳ توسط ضیاءالحق در سال ۱۹۷۷ به تعلیق درآمد و دگربار در سال ۱۹۹۱ به تصویب رسید و این مهم‌ترین سندی است که پایه‌های دولت و حکومت را بنا می‌نهد. پاکستان یک جمهوری فدرال است و اسلام به عنوان دین رسمی کشور محسوب می‌شود. سیستم نیمه–رئیس جمهوری شامل قوه مقننه‌ای متشکل از دو مجلس است که خود شامل سنای پاکستان که شامل ۱۰۰ عضو است و مجمع ملی پاکستان که دارای ۳۴۲ عضو است، می‌شود.

رئیس جمهور پاکستان، رئیس دولت و همچنین فرمانده کل نیروهای مسلح است و توسط کالج الکترولال پاکستان انتخاب می‌شود. نخست وزیر معمولاً رهبر بزرگترین حزب در مجمع ملی است. هر ایالت، سیستم حکومتی مشابهی دارد و دارای یک مجمع اسالتی است که مستقیماً انتخاب می‌شود؛ در مجمع ایالتی، رهبر بزرگترین حزب یا ائتلاف به عنوان وزیر انتخاب می‌شود. رؤسای ایالت نیز توسط مجامع ایالتی و به پیشنهاد وزراء انتخاب می‌شوند.

ارتش پاکستان نقش مؤثری را در سیاست‌های عمده کشور در طول تاریخ این کشور ایفا کرده است؛ رؤسای جمهور نظامی از ۱۹۵۸ و ۷۱، ۱۹۷۷ و ۸۸ و از ۱۹۹۹ تا به امروز رهبری کشور را به عهده داشتند. حزب چپ گرای مردم پاکستان (PPP) که توسط ذوالفقار علی بوتو رهبری می‌شد، به عنوان یک بازیگر سیاسی مهم در دهه ۱۹۷۰ ظهور کرد. تحت رهبری نظامی محمد ضیاءالحق پاکستان سیاست خود را از سیاست سکولار بریتانیایی جدا کرد و به سوی شریعت و دیگر قوانین اسلام پایه تغییر موضع داد. در طول دهه ۱۹۸۰ جنبش متحد قومی (MQM) که ضد فئودالی و طرفدار مهاجر اردو |مهاجر بود توسط ساکنان شهری تحصیل کرده و غیرسنتی ایالت سند و به‌ویژه کراچی آغاز به کار کرد. سالهای دهه ۱۹۹۰ شاهد سیاست‌های ائتلافی که توسط حزب مردم و مسلم لیگ احیا شده رهبری می‌شد بود.

در انتخابات عمومی اکتبر ۲۰۰۲، مسلم لیگ پاکستان (PML –Q) تعداد زیادی از کرسی‌های مجلس ملی را با قرار گرفتن در رده دوم از میان دیگر گروهها از آن خود کرد و به عنوان حزب مجلس ملت پاکستان که شاخه‌ای از حزب PPP بود شناخته شد. ظفراللّه خان جمالی از PML –Q به عنوان نخست وزیر شناخته شد، اما درتاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۰۴ استعفا داد و رهبر PML –Q چادهری مبثوجات (شجاعت) حسین به عنوان نخست وزیر موقت جایگزین او شد. در ۲۸ اوت ۲۰۰۴ مجمع ملی به وزیر اقتصاد پاکستان و قائم مقام پیشین سیتی بانک، شوکت عزیز رای داد و او را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد. مجلس متحده عمل که ائتلاف احزاب مذهبی اسلامی بود درانتخابات ایالت مرزی شمال غرب پیروز شد و حضور خود را در مجمع ملی پاکستان افزایش داد.

پاکستان عضو فعالی از سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی است و OIC را به عنوان محلی برای گروه اعتدال روشنفکران به کار برده است؛ که برنامه‌ای برای ایجاد یک رنسانس و عنصر روشنگری در دنیای اسلام است. پاکستان همچنین یکی از اعضا سازمانهای مهم منطقه‌ای سازمانهای همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (سارک) و سازمان همکاری‌های اقتصادی (اکو) است. پاکستان در گذشته روابط گوناگونی را با آمریکا به خصوص در اوایل دهه ۱۹۵۰ هنگامی که پاکستان مهم‌ترین متحد آسیایی بود رقم زده‌است.

پاکستان همچنین عضو سازمان پیمان مرکزی (سنتو) و سازمان پیمان جنوب شرقی آسیا (SEATO) بود. در طول جنگ شوروی–افغانستان در دهه ۱۹۸۰ پاکستان یکی از متحدان اصلی آمریکا بود. اما روابط آنها هنگامی که آمریکا به‌خاطر سوءظن‌هایی نسبت به استفاده پاکستان از فعالیت‌های هسته‌ای تحریم‌هایی را بر او اعمال کرد، روبه سردی گذاشت. پس از حملات ۱۱ سپتامبر وجنگ بر سر تروریسم روابط آمریکا و پاکستان به‌ویژه پس از اینکه پاکستان حمایت خود را از رژیم طالبان در کابل ظاهراً متوقف نمود، بهبود یافته‌است. در ژانویه ۲۰۰۴، مؤسس برنامه هسته‌ای پاکستان عبدالقدیر خان به موضوع گسترش نیروی هسته‌ای به لیبی، ایران و کره شمالی اعتراف کرد. در ۵ فوریه ۲۰۰۴ پرزیدنت پرویز مشرف اعلام کرد که او عبدالقدیر خان را بخشوده‌است.

پاکستان مدتهای زیادی روابط ناآرامی را با همسایه‌اش هند داشته‌است. اختلاف بلندمدت بر سر کشمیر به جنگهای تمام عیاری در جنگ هند – پاکستان در ۱۹۴۷ و جنگ هند و پاکستان در ۱۹۶۵ انجامید. جنگ داخلی در ۱۹۷۱ به جنگ آزادی خواهانه بنگلادش که خودجوش بود و جنگ ۱۹۷۱ هند– پاکستان تبدیل شد. پاکستان برای نشان دادن برابری خود با آزمایش‌های هسته‌ای Pokhran-II هند در سال ۱۹۹۸ آزمایش‌های سلاحهای هسته‌ای را انجام داد و تنها کشور مسلمان دارای سلاح‌های هسته‌ای به طور رسمی گردید. روابط این کشور با هند پس از آغاز مذاکرات صلح در ۲۰۰۲ رو به بهبودی است. پاکستان روابط نزدیک اقتصادی نظامی و سیاسی را با جمهوری خلق چین دارا می‌باشد.

پاکستان همچنین در نواحی قبیله‌ای که به صورت فدرال اداره می‌شوند و رهبران قبیله‌ای از طالبان حمایت می‌کنند با بی‌ثباتی‌هایی روبه‌رو است. پاکستان برای سرکوبی ناآرامی‌های محلی مجبور به استقرار نیروهای ارتش خود در این نواحی شده‌است. این در حالی است که آتش‌بس اعلام شده بین رهبران قبیله‌ای و دولت پاکستان ثبات لازم را به منطقه باز نگردانده‌است.

اضافه بر این، پاکستان مدت زیادی است که در بزرگترین ایالت خود، بلوچستان (پاکستان) دچار بی‌ثباتی است. ارتش برای جنگ با شورش جدی در این استان از سال ۱۹۷۳ تا سال ۱۹۷۶ مستقر شد. ثبات اجتماعی پس از اینکه رحیم الدین خان به عنوان مجری حکومت نظامی که آغاز آن در سال ۱۹۷۷ بود منصوب شد. در پاکستان ازسرگرفته شد. پس از صلح و آرامش نسبی در طول دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ برخی از رهبران قبیله‌ای بانفوذ بلوچ بازهم یک جنبش جدایی طلبانه را پس از اینکه پرویز مشرف در ۱۹۹۹ به قدرت رسید آغاز کردند.
نحوه انتخاب رئیس‌جمهور در پاکستان

هر رییس جمهوری در پاکستان برای پنج سال انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهور مقامی تقریباً تشریفاتی در پاکستان به شمار می‌آید.

نمایندگان هر دو پارلمان ملی پاکستان یعنی؛ مجلس ملی و سنا، به همراه چهار مجلس استانی یا مجالس ایالتی که شامل سند، پنجاب، خیبرپختونخواه و بلوچستان رئیس جمهور این کشور را با رأی‌گیری انتخاب می‌کنند؛ که حدوداً تعداد این نمایندگان به هزار و صد نفر می‌رسد.

روند اخذ رای انتخابات ریاست جمهوری پاکستان در اسلام‌آباد تحت نظارت قاضی انور کاسی رییس دادگاه عالی این شهر بر‌گزار می‌شود.[۵][۶]
احزاب در پاکستان
نوشتار اصلی: فهرست احزاب پاکستان


اقتصاد
نوشتار اصلی: اقتصاد پاکستان

پاکستان کشوری در حال توسعه‌است که در جبهه‌های سیاسی و اقتصادی با چالش‌هایی روبه‌رو بوده‌است. با وجود اینکه در سال ۱۹۴۷ این کشور بسیار فقیر بود نرخ رشد اقتصادی پاکستان در طول ۴ دهه بعد از آن بهتر از میانگین جهانی بوده‌است. اما سیاست‌های ناآگاهانه به پایین آمدن این نرخ در دهه ۱۹۹۰ منجر شد.

اخیراً تغییرات گسترده اقتصادی به اقتصادی قدرتمندتر منجر شده‌اند و به نرخ رشد به‌ویژه در زمینه‌های ساخت و تولید و بخش‌های خدمات مالی (اقتصادی) سرعت بخشیده‌اند. پیشرفت‌های بزرگی نیز در موقعیت ارز خارجی و رشد سریع در منابع ارز ثابت در سالهای اخیر شاهد بوده‌ایم. تخمین بدهی خارجی در سال ۲۰۰۵ در حدود ۴۰ میلیارد دلار آمریکا بود. با این حال این بدهی با کمک‌های صندوق بین‌المللی پول و بخشودگی بدهی از طرف ایالات متحده آمریکا کاهش یافته‌است. تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۰۵ حدود ۶/۴۰۴ میلیارد دلار برآورد شد و تولید سرانه ناخالص ملی آن ۲۴۰۰ دلار آمریکا بود.

نرخ‌های رشد تولید ناخالص ملی پاکستان در ۵ سال اخیر شاهد یک افزایش ثابت بوده‌اند. در سال ۲۰۰۱ نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کشور ٪۸/۱ بود ولی در سال مالی که ۳۰ ژوئن ۲۰۰۵ پایان یافت، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی اسمی به حدود ٪۴/۸ رسید. این نرخ رشد پاکستان را پس از چین دارنده دومین نرخ رشد اقتصادی در میان پرچمعیت‌ترین کشورهای جهان قرار داد. با این حال فشارهای تورمی و میزان ذخیره کمتر از مقدار لازم و همچنین عوامل اقتصادی دخیل دیگر امر نگه داشتن نرخ رشد به این میزان را مشکل می‌سازد.

رشد بخشهای غیرکشاورزی ساختار اقتصاد را تغییر داده‌است و اکنون اقتصاد تنها ٪۲۰ تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. بخش خدماتی حدود ٪۵۳ تولید ناخالص داخلی کشور که تجارت عمده و خرد کشور حدود ۳۰٪ این بخش را تشکیل می‌دهد. اخیراً بازار بورس کراچی همراه با دیگر بازارهای در حال ایجاد دنیا اوج گرفته‌است. مقادیر هنگفتی از سرمایه‌گذاری‌های خارجی در صنایع متعددی به کار گرفته شده‌اند. با این حال سرانه بازار بورس همچنان مخابرات، نرم‌افزار، خودرو، نساجی، سیمان، کود، فولاد و ساخت کشتی هستند.

صنعت مهم دیگری که در گذشته از دسترسی خارجی محروم مانده‌است، هوافضا است. تیپ‌های مختلف توپخانه در ارتش از پیش به گسترده شدن میزان مهمات نظامی پاکستان کمک کرده‌اند. خبرهایی از احتمال مشارکت عمومی یا خصوصی در برنامه‌های آینده موشکی به گوش می‌خورد که می‌تواند با برنامه فضایی پاکستان همراه شود؛ زیرا توانایی‌های کنونی این کشور شامل موشک‌های بالستیک میان برد و تحقیقاتی بر روی موشکهای بالستیک قاره‌پیما می‌شوند. رویکرد ساختاری برای استفاده از این توانایی‌های هوافضایی ممکن است باعث رونق سریعتر اقتصادی پاکستان شود زیرا صنعت هوانوردی پیش تر هم شاهد رشد چشمگیری در سالهای گذشته بوده‌است که با حضور شرکت‌های هواپیمایی متعددی همراه بوده‌است.
جانوران و گیاهان
مارخور، حیوان ملی پاکستان

گونه‌های مختلف مناظر و آب و هوا در پاکستان به این ناحیه اجازه می‌دهد تا از گونه‌های مختلف حیوانات و پرندگان وحشی برخوردار باشد. در جنگلها درخت‌های سوزنی‌شکل آلپی و شبه آلپی از قبیل کاج فرنگی و کاج و سدر دیودار در کوههای شمالی و درختان پهن‌برگ مانند جگ و توت– شکل در رشته‌کوه‌های سلیمان در جنوب وجود دارند. تپه‌های غربی دارای سرو کوهی و تمرسیک و علفهای خشن و گیاهان خاردار هستند. در طول ساحل جنگل‌های پوشیده از منگرو که بیشتر زمین‌های مرطوب ساحلی را تشکیل می‌دهند به چشم می‌خورد.

در جنوب در آبهای تیره در دهانه رودخانه سند تمساح نیز وجود دارند. در حالی که در سواحل رودخانه گراز، آهو، خارپشت و جوندگان کوچک به چشم می‌خورند، در زمین‌های شنی پوشیده از خار مرکز پاکستان شغال، کفتار، گربه وحشی، پلنگ و در آسمان‌های آبی شاهین، قوش (قرقی)، باز و عقاب دیده می‌شوند. در بیابان‌های جنوب غربی چیتای کمیاب آسیایی نیز وجود دارد.

در کوه‌های شمالی گونه‌هایی از حیوانات در حال خطر از قبیل قوچ و میش مارکوپولو، قوچ و میش اوریال، مارخور، بز کوهی، خرس سیاه آسیایی، خرس قهوه‌ای هیمالیایی و پلنگ برفی وجود دارند. در اوت ۲۰۰۶ پاکستان یک بچه پلنگ برفی یتیم کمیاب را که لئو نام داشت به آمریکا هدیه کرد. گونه کمیاب دیگری دلفین رودخانه سند است که تصور می‌شود ۱۰۰۰ عدد دیگر از آن باقی باشد که در ۲ منطقه حفاظت شده نگهداری می‌شوند. در سال‌های اخیر شمار حیوانات وحشی که برای بازرگانی خز و چرم کشته می‌شدند به ایجاد قانون منع شکار حیوانات و پرندگان وحشی در مناطق حفاظت شده حیات وحش منجر شد.
فرهنگ و تمدن
نوشتار اصلی: فرهنگ پاکستان‎
مسجد شاه فیصل در اسلام‌آباد که از بزرگترین مسجدهای جهان است.
آرامگاه اقبال لاهوری

پاکستان دارای فرهنگ منحصربه‌فرد و غنی است که سنت‌های خود را در طول تاریخ حفظ کرده‌است. واقعیت پیش از ورود اسلام بسیاری از پنجابیها و سندیها، هندو و بودایی بودند؛ اما این روند در طول دوره توسعه اسلام، توسط حاکمان اموی، محمد بن قاسم، سلطان محمود غزنوی و دیگران تغییر یافت. بسیاری از فعالیت‌ها، غذاها بقایای تاریخی و مکان‌های مقدس از حکومت موغل مسلمان و فرمانروایان افغان‌ها برجای مانده که شامل لباس ملی شلوار کمیز (تمیز) می‌شود. زنان نیز شلوار قمیز با رنگ‌های شاد می‌پوشند.

در حالی که مردان شلوارهایی با رنگ‌های تیره تر می‌پوشند و معمولاً شیروانی یا اچکان (نوعی کت بلند) که برروی لباس‌ها می‌آید برتن می‌کنند. انواع موسیقی پاکستانی متنوع است؛ موسیقی محلی و گونه‌های سنتی مانند قوالی و غزل گایاکی و گونه‌های جدید که موسیقی سنتی و غربی را در هم می‌آمیزند مانند اجرای همزمان قوالی و موسیقی غربی که توسط نصرت فاتح علی خان مشهور انجام می‌شود. دیگر خوانندگان عمده غزل، مهدی حسن، غلام علی و فریده خانم طاهره، سید عبید پروین و اقبال بانو هستند.

ورود مهاجران افغان در استان‌های غربی، موسیقی پشتو و فارسی را مجدداً زنده کرده‌است و پیشاور را به عنوان محلی برای موسیقی دانای افغان و محلی برای گسترش موسیقی افغان به خارج از کشور مبدل ساخته‌است. تا دهه ۱۹۹۰ شرکت تلویزیون پاکستان که توسط دولت اداره می‌شد (PTV) و شرکت خبرگزاری پاکستان رسانه‌های عمده کشور بودند. اما اکنون کانال‌های تلویزیونی شخصی متعددی از قبیل Geo TV، تلویزیون ایندوس، Hum TV و گروه ARY نیز وجود دارند. کانال‌ها و فیلم‌های متعدد آمریکایی، اروپایی و آسیایی نیز برای اکثریت جمعیت پاکستان از طریق Cask TV و ماهواره قابل دسترسی هستند. همچنین صنایع فیلم‌سازی بومی کوچکی نیز در لاهور و پیشاور (که اغلب با نام لالی وود و پولی وود آنها را می‌شناسند) وجود دارند. با وجود اینکه فیلم‌های بالیوود امروزه ممنوع هستند ستاره‌های سینمای هند در پاکستان بسیار محبوب هستند.
باغ شالیمار لاهور

جامعه پاکستان عمدتاً چند زبانه و مسلمان است، و اغلب آنها احترام خاصی را به ارزشهای خانوادگی سنتی دارند. با وجود اینکه خانواده‌های شهری به سیستم خانواده هسته‌ای تغییر یافته‌اند و این به دلیل محدودیت‌های اجتماعی–اقتصادی است که توسط سیستم سنتی خانواده مشترک بر آن تحمیل می‌شود. دهه‌های اخیر حضور طبقه متوسط را در شهرهایی نظیر کراچی، لاهور، راولپندی، حیدرآباد پاکستان، فیصل آباد، سوکور و پیشاور شاهد بوده‌است که خواهان حرکت در سوی یک جهت آزادی خواهانه تر هستند و این در مقابل نواحی قبیله‌ای شمال غربی است که با افغانستان هم‌مرز هستند و سنتهای دیرینه و روش محافظه کارانه را پیش می‌گیرند. افزایش فرایند جهانی شدن تأثیر فرهنگ غربی را افزایش داده و اکنون پاکستان رتبه ۴۶ را در ایندکس جهانی شدن دارا است. در حدود ۴ میلیون پاکستانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و حدود نیم میلیون نفر مقیم خارج نیز در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند.
دانشگاه پنجاب

گردشگری یک صنعت در حال رشد در پاکستان است و بر فرهنگ‌ها و ملل و مناظر متنوع آن استوار است. یازمانده‌های تمدن باستانی از قبیل موهنجودارو و هاراپا و تاکسیلا تا بخش‌های تپه‌ای هیمالیا همه جهانگردانی را به خود جذب می‌کنند. پاکستان چندین رشته کوه با ارتفاع بیش از ۷۰۰۰ متر دارد که ماجراجویان و کوهنوردانی را از سراسر دنیا به خود جذب می‌کند، به‌ویژه کی۲.

قسمتهای شمالی پاکستان دژها و برج‌ها و دیگر آثار معماری کهن و همچنین دره هونزا و دره‌های چیترال را دارا است. دره‌های چیترال محل جامعه کوچک پیش از اسلام آنیمیست کلشه است که از تباری هندوایرانی هستند. شهر لاهور دارای نمونه‌های بسیاری از معماری مغول مانند مسجد بدشاهی، باغهای شالیمار (لاهور)، مقبره جهانگیر و دژ لاهور است.
روزهای تعطیل
نوشتار اصلی: روزهای تعطیل در پاکستان

روزهای تعطیل و جشنوارههای بسیاری سالانه در پاکستان جشن گرفته می‌شوند. در حالی که پاکستان یک ملت مسلمان است روزهای تعطیل غیر مذهبی نیز در پاکستان وجود دارد که عبارتند از: روز پاکستان (۲۳ مارس)، روز استقلال (۱۴ اوت)، روز دفاع پاکستان ۶ سپتامبر، روز نیروی هوایی پاکستان ۷ دسامبر سالگرد تولد (۵ دسامبر)، و مرگ (۱۱ سپتامبر) محمد علی جناح، علامه اقبال لاهوری (۹ نوامبر) و تولد (۳۰ ژوئیه) و فوت (۸ ژوئیه) فاطمه جناح (مادر ملت) و همچنین سند کارگر (که به نام سندمی هم شناخته می‌شود) در روز ۱ می.

چند جشنواره مهم توسط مسلمان‌های پاکستانی در طول سال گرامی داشته می‌شوند که وابسته به تقویم اسلامی است. در رمضان که نهمین ماه تقویم است ۲۹ یا ۳۰روز را روزه می‌گیرند و سپس جشن عید فطر است. در یک جشن دیگر عید قربان را به یاد قربانی حضرت ابراهیم انجام قربانی می‌کنند و گوشت آنرا بین دوستان و خانواده و فقرا تقسیم می‌کنند. هر دو عید از تعطیلات عمومی هستند و مردم می‌توانند در این دو روز از خانواده و دوستان دیدن کنند و بچه‌ها لباس نو هدیه و شیرینی می‌گیرند. بعضی از مسلمانان تولد حضرت محمد، پیامبر اسلام را در سومین ماه تقویم ربیع‌الاول جشن می‌گیرند. مسلمان‌های شیعه روز عاشورا را در روزهای نهم و دهم اولین ماه تقویم (ماه محرم) گرامی می‌دارند.

هندوها، بوداییها، سیکها و مسیحیان پاکستان نیز جشن‌های خودشان را بر‌گزار می‌کنند. سیک‌ها از سراسر جهان می‌آیند تا مکان‌های مقدسی را در پنجاب، مانند آرامگاه گورو ننک مؤسس سیکسیم در حسن عبدلی واقع در ناحیه اتوک و زادگاه او نانکانا صاحب را دیدن کنند. جشنواره‌های محلی و منطقه‌ای نیز مانند جشنواره بسنت در پنجاب که آغاز بهار را نشان می‌دهد و با هوا کردن بادبادک‌ها همراه است، نیز جشن گرفته می‌شوند. در ضمن اینکه پنحم فوریه به نام روز کشمیر در پاکستان تعطیل رسمی است.
ورزش
کریکت، محبوب‌ترین ورزش در پاکستان است.[نیازمند منبع]
نوشتار اصلی: ورزش در پاکستان

ورزش رسمی و ملی پاکستان هاکی روی چمن است، با وجود اینکه اسکواش و کریکت نیز بسیار محبوب هستند. تیم ملی کریکت پاکستان یکبار جام جهانی را در مسابقات جهانی کریکت ۱۹۹۲ از آن خود کرد. یکبار هم در جام جهانی کریکت ۱۹۹۹ نایب قهرمان شد و دوبار میزبان بازی‌های جام جهانی کریکت ۱۹۸۷ و جام جهانی کریکت ۱۹۹۶ شده‌اند. این تیم همچنین جام استرالیا را در سالهای ۱۹۸۶ و ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴ از آن خود کرده‌است.
حقوق بشر

دیوان عالی پاکستان در سال ۲۰۱۲ میلادی، تراجنسیتی را به عنوان «جنسیت سوم» در پاکستان به رسمیت شناخت.[۷]

بر اساس آمار سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ میلادی، بین ۱،۲ میلیون تا ۱،۵ میلیون کودک در خیابان‌های پاکستان زندگی می‌کنند.[۸] به گفته سازمان‌های مدافع حقوق بشر بیش از ۱۲ میلیون کودک برای فرار از فقر به خیابان‌ها پناه می‌برند یا در خانه غریبه‌ها کارگری می‌کنند.[۹]

برده‌داری به صورت کار بدون دستمزد در همه نقاط پاکستان جاری است، این پدیده در بخش‌های کشاورزی و صنایع آجرسازی پاکستان دامنه و گستره بسیار وسیعی دارد.[۱۰]

در پاکستان اقلیت‌های دینی و مذهبی در موارد زیادی مورد حملات انتقام‌جویانه از سوی عامه مردم یا گروه‌های تندرو مذهبی قرار می‌گیرند. در بسیاری از موارد گروه‌های وهابی، غالباً پیروان مذهب شیعه را به ویژه در کویته، مرکز ایالت بلوچستان هدف قرار می‌دهند.[۱۱] در پاکستان هم‌چنین پیروان فرقه احمدیه که اواخر سده ۱۹ میلادی در آن کشور بنیان‌گذاری شد،[۱۲] مورد اذیت و آزار گاه‌و‌بیگاه قرار دارند.[۱۳]

در پاکستان حداقل سن برای محاکمه کیفری به جرم «۷ سال» است.

رشت

رَشْتْ (دربارهٔ این پرونده آوا راهنما·اطلاعات) (گیلکی: Rèsht) یکی از کلان‌شهرهای ایران،[۹][۱۰] مرکز استان گیلان در شمال ایران، مرکز شهرستان رشت است و مادرشهر[۱۱] استان گیلان و بخش‌هایی از استان‌های همجوار است. این کلانشهر همچنین بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر شمال ایران در بین سه استان‌های حاشیهٔ دریای کاسپین و بزرگترین شهر گیلک نشین، بزرگترین سکونت گاه سواحل جنوبی دریای خزر محسوب می‌شود.[۱۲][۱۳]

بر اساس سرشماری رسمی در سال ۱۳۹۰ جمعیت ساکن آن ۶۳۹،۹۵۱ نفر بوده‌است.[۱۴]جمعیت شناور ثابت روزانه شهر رشت به عنوان مادر شهر استان گیلان[۱۵] بالغ بر ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر است.[۱۶][۱۷][۱۸]جمعیت این شهر در تعطیلات و ماه‌های گردگشری سال بالغ بر دو میلیون نفر است.[۱۹] رشت فشرده‌ترین شهر ایران به لحاظ نسبت جمعیت به وسعت است و از لحاظ نسبت جمعیت در روز و شب نیز رتبه نخست کشور را دارد.[۲۰]

در شهر رشت لهجه‌های گوناگون از گویش بیه‌پس زبان گیلکی توسط مردم تکلم می‌شود.[۲۱]

آب و هوای رشت از جمله آب و هوای معتدل کاسپین و شبهه مدیترانه ایست که دارای تابستان‌های گرم و شرجی و زمستان‌های سرد و مرطوب است. همچنین شهر رشت دارای رتبهٔ اول میزان بارش مراکز استان‌های ایران و به شهرباران شهره است.[۲۲]

رشت در گذشته مرکز استان یکم ایران بوده نام رشت در اسناد به جا مانده از گذشته به صورت‌های «دارلمرز»، «دارالامان»، «بیه»، «رشت بازار» ذکر شده است و ایجاد بنای اولیه رشت را بااحتمال زیاد به قبل از اسلام و به دوره ساسانیان نسبت می‌دهند.[۲۳] همچنین این شهر نقشی کلیدی در بزنگاه‌های تاریخ ایران مانند انقلاب مشروطه،جنبش جنگل و انقلاب ۱۳۵۷ ایران داشت و با توجه به فرهنگ مردم آن و قرار گرفتن در جاده راه ابریشم از دیرباز به عنوان دروازه اروپا[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹] همواره به عنوان دروازه تمدن مدرن از آن یاد می‌شود.[۳۰] و دارای پیشینه‌ای درخشان عرصه مبادلات خارجی بوده است.[۳۱]

امروزه شهر رشت یکی از قطب‌های کشاورزی و گردشگری در سطح کشور محسوب می‌شود. رشت قطب تولید برنج ایران،[۳۲] تولید کنندهٔ بزرگ فولادو قطب تولید نانو داروهای ضد سرطان کشور[۳۳] یکی از مهم ترین شهرهای ایران است.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ رشت از منظر تاریخ
        ۲.۱ پیش از اسلام
        ۲.۲ پس از اسلام
        ۲.۳ معاصر
            ۲.۳.۱ قیام مشروطه طلبان در رشت و تصرف رشت، قزوین و تهران
            ۲.۳.۲ جنگ جهانی و قیام میرزا کوچک جنگلی
            ۲.۳.۳ انقلاب ۱۳۵۷ ایران
        ۲.۴ وقایع تلخ تاریخی رشت
        ۲.۵ اولین‌های شهر رشت در ایران
    ۳ جغرافیا ی رشت
        ۳.۱ مکان نگاری
        ۳.۲ پوشش گیاهی
            ۳.۲.۱ جنگل
                ۳.۲.۱.۱ جنگلهای طبیعی
                ۳.۲.۱.۲ جنگلهای دست کاشت
            ۳.۲.۲ مرتع
        ۳.۳ رودخانه ها
        ۳.۴ لرزه خیزی
        ۳.۵ آب و هوا
            ۳.۵.۱ بادها
            ۳.۵.۲ بارندگی
            ۳.۵.۳ ریزش برف
            ۳.۵.۴ دما
            ۳.۵.۵ پدیده‌ها
    ۴ مردم
        ۴.۱ جمعیت
        ۴.۲ زبان
        ۴.۳ قومیت
        ۴.۴ مشاهیر
        ۴.۵ مذهب
        ۴.۶ فرهنگ
            ۴.۶.۱ خصوصیات اخلاقی و فرهنگی مردم رشت
    ۵ اماکن تاریخی
        ۵.۱ بناها
        ۵.۲ مساجد
        ۵.۳ خانه‌ها
    ۶ سیاست
        ۶.۱ نهاداستانداری
        ۶.۲ نهاد شهرداری
        ۶.۳ کنسولگری
            ۶.۳.۱ روسیه
            ۶.۳.۲ تاریخچه
    ۷ اماکن تفریحی رشت
        ۷.۱ پارک‌ها
        ۷.۲ سینماهای رشت
        ۷.۳ هتل‌ها
        ۷.۴ نمایشگاه بین‌المللی رشت
        ۷.۵ موزه‌ها
    ۸ آموزش
        ۸.۱ عمومی
            ۸.۱.۱ تاریخچه
            ۸.۱.۲ نواحی
        ۸.۲ عالی
        ۸.۳ حوزوی
    ۹ اقتصاد
        ۹.۱ تجارت
        ۹.۲ کشاورزی
        ۹.۳ صنعت
            ۹.۳.۱ مراکز صنعتی
                ۹.۳.۱.۱ شهرصنعتی رشت
                ۹.۳.۱.۲ شهرک صنعتی سپیدرود رشت
    ۱۰ تقسیمات شهری
        ۱۰.۱ گسترش شهر
        ۱۰.۲ مناطق
        ۱۰.۳ محله‌های رشت
    ۱۱ حمل و نقل
        ۱۱.۱ حمل و نقل درون شهری
            ۱۱.۱.۱ قطار شهری
            ۱۱.۱.۲ اتوبوسرانی
            ۱۱.۱.۳ تاکسیرانی
        ۱۱.۲ حمل و نقل برون شهری
            ۱۱.۲.۱ فرودگاه
            ۱۱.۲.۲ راه آهن
            ۱۱.۲.۳ ترمینال
    ۱۲ ورزش
    ۱۳ رسانه
        ۱۳.۱ صدا و سیمای مرکز گیلان
            ۱۳.۱.۱ شبکه باران
            ۱۳.۱.۲ رادیو گیلان
        ۱۳.۲ نشریه‌ها
    ۱۴ معضلات شهری
        ۱۴.۱ بیکاری
        ۱۴.۲ آلودگی
        ۱۴.۳ بی ثباتی مدیریت شهری
    ۱۵ اماکن و بناهای شاخص شهر رشت
        ۱۵.۱ بناهای شاخص و جدید شهر رشت
        ۱۵.۲ اماکن دیدنی
    ۱۶ بهداشت و درمان
        ۱۶.۱ داروسازی
        ۱۶.۲ مراکز درمانی
            ۱۶.۲.۱ بیمارستان‌های دولتی رشت
            ۱۶.۲.۲ بیمارستان‌های خصوصی رشت
            ۱۶.۲.۳ تامین اجتماعی
            ۱۶.۲.۴ نظامی
    ۱۷ ره آورد
        ۱۷.۱ غذاهای سنتی
            ۱۷.۱.۱ خورش‌ها و غذاها
            ۱۷.۱.۲ آش‌ها
            ۱۷.۱.۳ کوکوها
            ۱۷.۱.۴ شیرینی
            ۱۷.۱.۵ نان‌ها
            ۱۷.۱.۶ چاشنی‌ها
            ۱۷.۱.۷ ترشی‌ها
        ۱۷.۲ صنایع دستی
        ۱۷.۳ محصولات کشاورزی و جالیزی
    ۱۸ شهرهای خواهرخوانده
    ۱۹ نگارخانه
    ۲۰ جستارهای وابسته
    ۲۱ پانویس
    ۲۲ منابع
    ۲۳ پیوند به بیرون

نام

وجه تسمیه رشت در فر هنگ واژه های دساتیر، به معنی گچی که بنّایان، سنگ و آجر را به آن محکم نمایند و در لغت نامه‌های انجمن آراء، آنندراج، فرس اسدی، لغت محلی شوشتری، برهان، ناظم الاطبا و لغت نامه جهانگیری: چیزی که از هم فرو ریزد ـ هر چیزی که از هم فرو ریزد و فروپاشد ـ دیوار مشرف برافتادن. گچ را نیز گویند که بدان خانه سفید کنند ـ لجن و خاکروبه ـ خاک و گرد ـ خاک را گویند ـ رنگ کرده نیز معنی شده‌است.[۳۴][۳۵] همچنین رشت (به فتح اول) به معنی در فروافتاده در گودی قرار گرفته یا جای پست است. صفتی بود برای هفته بازار رشت و حومه که روزهای یکشنبه در این شهر و روزهای چهارشنبه در آج بیشه حومه رشت تشکیل می‌شد. رشت بازار یعنی بازار در گودی قرار گرفته و این صفت بدان اعتبار بود که هر پیله‌ور و یا مسافری که از بخشهای جنوبی، مانند رودبار یا از مناطق غربی مانند فومن یا از مناطق شرقی مانند لاهیجان به سوی رشت حرکت می‌کرد، از منطقه‌ای بلندتر به ناحیه‌ای که در سطح پایین قرار داشت سرازیر می‌شد. تدریجاً "بازار" از آخر نام حذف شد و "رشت" باقی‌ماند..[۳۶][۳۷]

از جمله دیگر نظرات می‌توان به (بیه) یعنی مصب بین دو رود اشاره کرد. یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند. بنا به یک گمانه زنی دیگر نیز: تلفظ دقیق این نام شهر رَشت "رِشت" بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده‌است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته‌های نوغان یا همان ابریشم|ابریشمی دانسته شده‌است.[۳۸] طبق یکی دیگر از گمانه زنی‌ها معنی کلمه رَشت از ترکیب کلمه «رِش» به معنی باران بسیار ریز است. که با پذیرفتن این گمانه زنی می‌توان رشت را به مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم می‌بارد پذیرفت. واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکته‌است که این واژه مرکب از وا+رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر»است.[۳۹][۴۰] در اوستا کتاب ایرانیان باستان کلمه هو رشت بارها استفاده شده است. هو به معنی نیک و رشت به معنی کردار می‌باشد. شاید رشت در کتب پارسی به معنی کار یا عمل یا کردار یا محلی برای کار باشد. همچنین عده‌ای بر این گمانند که نام رشت از نام ایزد باران در فارسی پهلوی یعنی تیشتر گرفته شده.
رشت از منظر تاریخ
نقشهٔ گیلان در سال ۱۸۱۸ میلادی. نام رشت به عنوان مرکز و سایر شهرهای گیلان در آن نمایان است.

ابتدا رشت به صورت قصبه‌ای بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی‌های کهن ایران بشمار می‌رفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمده‌است.[۴۱]این قصبه که در میان دو رودخانه گوهررود و سیاهرود قرار داشت و از این جهت نیز قدمت دیرینه دارد. نام قدیمی رشت "دارالمرز"یا " دارالامان" بوده که قبل از این دو به آن "بیه" می‌گفتند. بیه در لغت نامه‌ها، رود و یا مصب بین دو رودخانه معنی شده‌است و چنین به نظر می‌رسد که دلیل این نامگذاری قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه‌است که به مثابه حفاظ و دیوار شهر محسوب می‌گردید[۴۲][۴۳]

لغت نامه دهخدا در باب رشت آورده است:

    در قرن هشتم هجری حمداﷲ مستوفی اولین کسی است که از رشت نام می‌برد. در زمان شاه عباس در آنجا آبادانیهایی کرد و رشت توسعه یافت. در زمان قاجاریه بواسطهٔ بسط روابط اقتصادی ایران با روسیه و تماس آنها از راه رشت باز هم بر توسعهٔ این شهر افزود و در زمان ناصرالدین شاه از رشت با سی هزار تن جمعیت یاد شده و بازارهای آن از مال التجاره مملو بوده است .[۴۴]

در فرهنگ جغرافیایی ایران در مورد شهر رشت آمده:

    شهر رشت مرکز گیلان و مرکزاستان یکم کشور بوده است. این شهر در ۳۳۹ هزارگزی شمال باختر تهران و ۳۶ هزارگزی جنوب بندر انزلی واقع شده است. از مرکز شهر و دو طرف ساختمان زیبای شهرداری چهار خیابان وسیع به چهار طرف کشیده شده. بناهای دو و سه طبقهٔ نوساز و مغازه‌های معتبر در دو طرف این خیابانها بنا شده است. شهر رشت از نظر شهربانی به پنج بخش زیر تقسیم می‌گردد: ۱- ساغری سازان ۲- سبزه میدان و کیاب ۳- بازار ۴- مرکز شهر ۵- زرجوب. جمعیت شهر در حدود یکصدوبیست هزار تن است. تعداد مغازه‌ها و دکاکین شهر در حدود سه هزاروپانصد باب است. تعداد شماره‌های تلفن شهر رشت در حدود یکهزار نمره است. در این شهر دو دانشسرا و شش دبیرستان پسرانه و پنج دبیرستان دخترانه و ۱۴ دبستان پسرانه و ۱۶ دبستان دخترانه وجود دارد. کارخانه‌های شهر رشت بطور اختصار بشرح زیر است: ۱- کارخانهٔ گونی بافی، تعداد کارگران پانصد تن. ۲- کارخانهٔ بلورسازی، تعداد کارگران بیست تن. ۳- کارخانهٔ تخم نوغان گیری، مقدار محصول در سال از ۲۵ تا ۳۰ هزار جعبه. ۴- بند پوتین، تعداد کارگر۱۵ تن. ۵- پنج کارخانهٔ برنج پاک کنی. ۶- دو کارخانه ٔآرد. ۷- دو کارخانهٔ پیله خفه کنی. ۸- کارخانهٔ کبریت سازی. ۹- چهار کارخانهٔ جوراب بافی. ۱۰- کارخانهٔ برق ..[۴۵][۴۶]

در فرهنگ معین آمده است:

    مرکز استان گیلان (شهرستان رشت) در میان شاخه‌های مصبی سفیدرود بنام گوهررود و صیقلان رودبار در جلگهٔ هموار و سبزی که تا کنار مرداب و بحر خزر امتداد دارد واقع است. جمعیت شهر رشت ۱۲۲۰۰۰ تن است. این شهر زیبا و مترقی در قرن اخیر بزرگترین دروازهٔ تجارتی ایران در شمال بود و بوسیلهٔ بندرانزلی از طریق روسیه با غالب ممالک اروپای شرقی و مرکزی تجارت داشت. از سوی دیگر بوسیلهٔ جادهٔ شوسه از طریق قزوین به تهران و از طریق لاهیجان و لنگرود به مازندران و گرگان و از راه بندر پهلوی و طالش به آذربایجان شرقی مربوط است. شهر رشت در زمینهای رسوبی جنوب مرداب بندر پهلوی در ارتفاع هم سطح دریای آزاد قرار گرفته و یکی از مناطق پرباران ایران است که میزان بارندگی سالیانهٔ آن به ۱/۷۰ متر می‌رسد و پرباران ترین مرکز استان ایران بشمار می‌آید. هوای شهر اغلب مِه آلود و دارای بخار آب زیاد است و بهمین واسطه هوای رشت سرد نیست، تمام روزهای یخبندان این شهر در عرض سال از سی روز تجاوز نمی‌کند، روزهای برفی و یا برف و باران توأم کمتر در این شهر دیده می‌شود و در سال ۱۳۳۶ ه. ش. تنها یک روز برفی داشته و در سال ۱۳۳۵ ه. ش. دوازده روز برفی در این شهر مشاهده شده است.[۴۷][۴۸]

یاسنت لویی رابینو در سفرنامهٔ خود در ضمن بحث از مساجد و بقعه‌ها و بناهای تاریخی صورت چند سنگ نبشته را آورده که از آن جمله است:

«صورت کتیبهٔ سنگی مسجد جامع رشت که در عهد فتحعلی شاه قاجار بسال ۱۲۳۴ هَ. ق. و صورت کتیبه سنگی بقعهٔ خواهر امام که در عصر ناصرالدین شاه به سال ۱۲۷۲ هَ. ق. نوشته شده است، و نیز صورت کتیبه‌ای بر گلدستهٔ مسجد ساغری سازان رشت منقوش بسال ۱۳۰۴ ه. ق .».[۴۹][۵۰] و[۵۱][۵۲]
پیش از اسلام

ایجاد بنای اولیه رشت را با احتمال زیاد به قبل از اسلام و به دوره ساسانیان نسبت می‌دهند در حالی که به نوشته برخی از محققان؛ رشت در پیش از اسلام و دست کم در دوره ساسانیان وجود داشته است. و بنا بر روایت دیگری این ناحیه در گذشته دور، زیر آب‌های دریای‌خزر قرار گرفته بود، اما به تدریج و بر اثر رسوب زیاد و تبخیر آب، اراضی گیلان وناحیه‌ای که امروزه به نام رشت معروف است از آب خارج شدند. این ناحیه چون دارای منابع طبیعی مانند جنگل و زمین‌های مناسب کشاورزی بوده، به سرعت به صورت دهکده‌ای درآمده و قابل سکونت شده است. در زمانیکه حکومت ساسانی روبه فروپاشی می‌رفت، حکمرانی مستقل این دیار را گیلان‌شاه می‌نامیدند.
پس از اسلام
نخستین نقشه رسمی رشت در سال ۱۲۸۷

پس از غلبه مسلمانان بر ایران، اولین بار که نامی از رشت به میان آمد، سال ۶۱ هجری قمری بود. در زمان صفویه به ویژه در دوره شاه اسماعیل صفوی، سرزمین گیلان به دو بخش داخلی: «بیه پس» به مرکزیت فومن (و بعدها رشت) و «بیه پیش» به مرکزیت لاهیجان تقسیم می‌شد. حکومت بیه پیش از ۹۴۳ هجری قمری به خان احمد گیلانی رسید و شاه طهماسب اول صفوی، حکومت بیه پس را نیز به او سپرد. سرانجام شاه عباس اول صفوی گیلان را تسخیر کرد. در زمان سلطنت شاه عباس اول، گیلان استقلال خود را از دست داد.[۵۳] این شهر از سال ۱۰۰۴ هـ. ق به فرمان شاه‌عباس مرکز استان گیلان و مرکز معاملات نوغان و ابریشم شد که در آن زمان محصول اول گیلان بود. این امر موجب شد که مالکان بزرگ و معامله‌گران ایرانی و روسی و یونانی و ارمنی که سر و کار با نوغان و ابریشم داشتند به این شهر رو کرده و بر وسعت آن بیفزایند. از این زمان سنگفرش بازار و سرپوشیدن خندقهای سرگشاده در نواحی مرکزی شهر شروع شد.[۵۴][۵۵] در سال ۱۰۷۱ هجری قمری، قوای روسیه به دستور پترکبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال ۱۱۴۵ هجری قمری در اشغال خود نگه داشت. در سال ۱۰۴۵ هجری قمری شهر رشت به دست استپان رازین روس غارت شد. در سال ۱۷۲۲ میلادی نیز سپاهیانپترکبیر ، رشت را تسخیر کردند. سپس روس‌های بلشویک در جریان تعقیب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند. رشت در فاصلهٔ سالهای ۱۱۵۷ هـ. ق تا ۱۱۸۴ هـ. ق در وسط جنگلی انبوه قرار داشت. در اطراف نقاط اصلی شهر خانه‌ها نزدیک به هم و در بقیهٔ نقاط خانه‌ها بدون هیچگونه نظمی پراکنده بود. در سال ۱۲۲۳ هـ. ق دارای سه‌هزار خانوار بوده، بازارش از چهار کوچه نامنظم که بخشی از آن با نی و حصیرهای تکه‌پاره پوشانده بودند تشکیل شده بود. این شهر در آن روزگار شش روز با تهران فاصله داشته‌است. این شهر از محلاتی تشکیل شده که نام خود را از زاهدان و عارفانی که در آن سکونت داشتند گرفته‌است مانند سمابجار (صومعه بجار)، چله‌خانه، پیرسرا، استادسرا، آفخرا، علمداران، خواهر امام، سلیمان‌داراب و غیره. سکونت هر یک از زاهدان یا عارفان یا پیران در قسمتی از قصبه یا شهر موجب بود که پیروان آنان مجاور مراد خود جمع شده و کویی تشکیل دهند و نام مراد خود را بر آن نهند. قسمتی از شهر نیز از پیشه‌وران و صنعتگرانی نام می‌گرفت مانند: خمیران یا خمگران، ساغری سازان، صیقلان و غیره.[۵۶]
معاصر
یپرم خان و سردار اسعد از فاتحان تهران[۵۷]
قیام مشروطه طلبان در رشت و تصرف رشت، قزوین و تهران
نوشتار اصلی: رویداد باغ مدیریه
نوشتار اصلی: فتح تهران

کمیته سری ستار، که در دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه در رشت، گیلان تشکیل شد و هدف از تشکیل آن، اعاده مشروطیت بود. ۴۶ نفر از مشروطه خواهان گیلانی و غیر گیلانی که در آن زمان در رشت بودند، در آن عضویت یافتند و با مساعی آنان بود که انقلاب محرم ۱۳۲۷ ه. ق رشت واقع شد که به نوبه خود منجر به فتح تهران و اعاده مشروطیت گردید.[۵۸] در مقابل این گروه و برای مقابله با شورش‌های احتمالی سردار افخم دارالحکومه را به مرکز اوباشان و فراشان سرکوب گر تبدیل کرده بود. به همین جهت مجاهدین گیلان از جمله اعضای کمیتهٔ ستار تصمیم گرفتند به هر وسیلهٔ ممکن سردار افخم را از بین ببرند. حمله آنان به دارالحکومه منجر به رویداد باغ مدیریه گردید.[۵۹] سردار افخم والی گیلان و کسی بود که در جریان تحریم تنباکو و تحصن حاج میرزا حسن آشتیانی و معترضین در میدان ارک تهران به سوی مردم دستور شلیک داد و حدود سی تن را کشته و تعداد زیادی را زخمی کرد. رویداد باغ مدیریه مربوط به روزی است که سردار افخم در مجلس مهمانی در باغ مدیریه رشت حضور داشت، در این روز مجاهدین گیلان از سه نقطه، نخست خانه یوسف خان (معاون دیوان)، دوم از باغ حاجی وکیل و سوم از خانه میرزا کریم خان به سمت باغ به حرکت درآمدند. سپس پانزده نفر آنان همراه معز السلطان مأمور باغ مدیریه شدند و عده‌ای هم به همراه میرزا حسین خان کسمایی و علی محمد خان تربیت به سمت دارالحکومه حرکت کردند؛ ستون سوم نیز زیرفرمان یپرم خان، مأمور پشت دارالحکومه شدند. این افراد موفق شدند سردار افخم را به ضرب گلوله از پای در آورند.[۶۰] وقتی خبر کشته سردار افخم در شهر پیچید، بلافاصله دیگر گروه‌های مجاهدین دارالحکومه را تصرف و بر اوضاع شهر چیره شدند و با روحیهٔ مضاعف به تجهیز داوطلبان و آموزش نظامی آن‌ها برآمدند. رویداد باغ مدیریه نه تنها مظهر خشم و نارضایتی گیلانیان علیه ظلم حکام وقت گردید، بلکه بازتاب آن در سراسر ایران روحی تازه به مشروطه طلبان و آزادی خواهان داد و بلادرنگ برخی افراد حکومتی که موضوع انقلاب مشروطه را جدی دیدند به صف مخالفین حکومت پیوستند. از این دست می‌توان به سپهدار رشتی اشاره کرد که پس از واقعه باغ مدیریه و به محض این‌که وکیل التجار یزدی و ناصرالاسلام ندامانی مأمور شدند تا به تنکابن رفته و از او بخواهند رهبری مجاهدین شمال را به عهده بگیرد، به سرعت این پیشنهاد پذیرفت و بلافاصله با چند تن از نزدیکان خود و حدود پانصد نفر تفنگچی وارد رشت شد و اداره امور فرماندهی نیروهای انقلابی را به دست گرفت و برای فتح پایتخت به سوی تهران حرکت نمود. هنوز مراسم نوروز سال ۱۲۸۸ ه‍. خ. پایان نیافته بود، که مجاهدین مشروطه‌خواه گیلان به فرماندهی یپرم خان ارمنی، وارد قزوین شدند و بین آنان و قوای دولتی، جنگ در گرفت. سرانجام مجاهدین، شهر را تصرف کردند و قاسم خان امیرتومان، فرمانده قشون دولتی و چند نفر دیگر به دار آویخته شدند.[۶۱]روز ۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ ه‍. خ. قوای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد بختیاری و نیروهای گیلان به فرماندهی سپهدار تنکابنی، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند. پس از پنج روز درگیری؛ بالاخره قوای مشروطه توانستند کنترل کامل تهران را به دست بگیرند. در این میان سران این قوا در عمارت بهارستان ساکن شدند و زمام امور تهران را به‌دست گرفتند.
جنگ جهانی و قیام میرزا کوچک جنگلی
نوشتار اصلی: جنبش جنگل
میرزا و یارانش در رشت
مقبرهٔ قدیمی میرزا کوچک جنگلی در سلیمان داراب رشت

جنبش جنگل یا نهضت جنگل یا قیام جنگل، جنبشی سیاسی همراه با مبارزهٔ مسلحانه در ایران بود که از سال ۱۲۹۳ به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی به مبارزهٔ مسلحانه بر ضد ارتش خارجی داخل خاک ایران و بریگاد قزاق، که زیر دست افسران روسی تعلیم و تربیت شده بودند، پرداخت. آنچه روشن است تعداد زیادی از انقلابی‌های جنگل در درگیری‌های مسلحانه با لشگرهای انگلیس، روسیه و ارتش سلطنتی قاجار کشته شدند. جنگ جهانی اول و پادرمیانی انگلیس و روسیه تزاری در آن و ناتوانی شدید حکومت مرکزی ایران در اثر فقدان حمایت‌های خارجی، فضای سیاسی و اجتماعی آماده‌ای را برای ایجاد و رشد حرکتهای مردمی به وجود آورد. در این فضای آماده، جنبش جنگل در شهریور ۱۲۹۳ شمسی (اوت ۱۹۱۴) شکل گرفت و در مدتی کوتاه نه تنها در گیلان، بلکه در اکثر نقاط ایران با استقبال مردم روبرو شد و روزبه روز بر توان نظامی آن افزود، به طوری که به خطری جدّی برای سیاست استعماری انگلیس در منطقه تبدیل شد. میرزا و یارانش نشریه‌ای نیز به نام جنگل منتشر می‌نمودند که در مجموع در سه دوره مجزای انتشارش مشتمل بر ۳۹ شماره شد. در سال ۱۳۱۶ هجری قمری در رشت شورش نسبتاً دامنه‌داری علیه قانون خراج راهداری کارگزاران روس که از ساکنان دهستان‌ها دریافت می‌کردند به وقوع پیوست. به هنگام جنگ جهانی اول شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهیان روس و بعد نیروهای انگلیسی و شورشیان محلی قرار گرفت و خرابی بسیار در آن به بار آورد. در سال ۱۹۲۰ میلادی ارتش سرخ باکو را تصرف کرد و وارد بندر انزلی شد. انگلیسی‌ها رشت را تخلیه کردند و با آتش زدن انبارهای خود و انهدام پل سفید رود رهسپار بغداد شدند. این کار موجب شد که حکومتی ضد انگلیسی به ریاست میرزا کوچک خان جنگلی در رشت تشکیل شود. در واقع در این سال گیلان از ایران جدا شده و با تشکیل جمهوری سوسیالیستی گیلان رشت به عنوان پایتخت آن برگزیده شد و تا سال ۱۹۲۱ این وضعیت برای گیلان و رشت برقرار بود. سرانجام قوایی از تهران عازم سرکوبی انقلابیون شد. و در پی آن به موجب قرارداد ۱۳۳۹ هجری قمری (۱۹۲۱ میلادی) که بین دولتهای ایران و اتحاد جماهیر شوروی منعقد شد، گیلان و رشت از نیروهای روسی تخلیه شد. و این ماجرا به شهادت میرزا کوچک جنگلی انجامید.[۶۲][۶۳]
انقلاب ۱۳۵۷ ایران

نخستین جرقه‌های انقلاب اسلامی در خرداد ۱۳۴۲ زده شد و در طول ۱۵ سال گسترده و گسترده تر شد. سر آغاز انقلاب اسلامی در گیلان را نیز می‌بایست در سالهای ۱۳۴۲ جستجو کرد. از نخستین حرکت‌های مردم گیلان قیام مردم و علماء در اعتراض به وقایع ۱۵ خرداد بود اما از سال ۱۳۵۶ فعالیت مخالفان رژیم در گیلان تشدید و علنی گردید و در سال ۱۳۵۷ مبارزات مردم در شکل گسترده‌تری ادامه یافت و مساجد گیلان به ویژه رشت، صومعه سرا و لاهیجان شاهد تجمعات روزافزون مردم بود. جلسات سخنرانی عالمانی چون احسان بخش، ابراهیم فقیهی و هادی حسام در رشت، زین العابدین قربانی در لاهیجان، میرآقا موسوی در صومعه سرا مورد توجه مردم قرار گرفت و ساواک نسبت به شهرهای مزبور حساس کرد علاوه بر رشت مردم در شهرهای رودبار، آستانه اشرفیه، رودسر، فومن و لنگرود نیز دست به تظاهرات زدند. با آغاز مهر ۱۳۵۷ مردم شهرهای گیلان فعالیت‌های خود را شدت بخشیدند و اعتصابهای گسترده‌ای در سازمانها و مدارس آغاز گردید. آیت الله ضیابری از پیشگامان مبارزه در این ایام طی اعلامیه‌ای به مأموران پلیس هشدار داد. بنا به دعوت آیت الله احسان بخش که رهبری مبارزه را در شهر رشت و استان گیلان بر عهده داشت اعتصابهای گسترده‌ای صورت پذیرفت و تصاویر شاه در مدارس واماکن عمومی به آتش کشیده شد. در روز ۱۷ مهرماه مردم رشت علی رغم باران سیل آسا در راهپیمایی بزرگی شرکت کردند. در روز ۳ آبان ۱۳۵۷ نیز مردم رشت از میدان بانک ملی راه‌پیمایی دیگری را آغاز کردند و شیشه‌های مشروب فروشی‌ها و سینماها را شکستند در پایان راهپیمایی هم به منزل استاندار حمله کردند. این راهپیمایی سرانجام با مداخله نیروهای پلیس و دستگیری جمعی از راه‌پیمایان خاتمه یافت. در روز ۸ آبان ۱۳۵۷ نیروهای دولتی برای جلوگیری از گسترده شدن تظاهرات در روستاها و شهرها با فراهم آوردن نیروهای طرفدار سلطنت از سراسر استان به صومعه سرا حمله برده و به غارت و تخریب منازل و مغازه‌های مخالفان رژیم پرداختند. طی این حمله یک تن کشته و عده‌ای نیز مجروح شدند.[۶۴] در ۲۰ آبان ۱۳۵۷ مردم رشت به منظور اعتراض به حمله عناصر چماق بدست رژیم در صومعه‌سرا در رشت اقدام به راه‌پیمایی ۱۵۰ هزار نفری کردند. این راهپیمایی به مدت ۴ ساعت به طول انجامید.
تظاهرات مردم رشت مقابل مقر ساواک (دراطراف باغ محتشم)

به دنبال تظاهرات مردم رشت و دیگر شهرهای استان گیلان، ماموران انتظامی از ترس حملات چریکی روستاهای اطراف لاهیجان و سیاهکل را تحت کنترل شدید قرار دادند. در روز ۱۱ آبان ۱۳۵۷ به مناسبت شهادت یکی از جوانان روستای پشتیر صومعه‌سرا گروه کثیری از اهالی رشت به صومعه سرا رفته و به تظاهرات پرداختند. در این تظاهرات برای نخستین بار شعار «شاه ترا می‌کشیم» شنیده می‌شد. در آن روز تظاهر کنندگان تصاویری از میرزا کوچک خان را در دست داشتند و از مقابل قرارگاه میرزا کوچک خان عبور کردند. به دنبال تظاهرات مردم در رشت و صومعه‌سرا، مردم لاهیجان در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان تظاهرات وسیعی را آغاز کردند که این راه پیمائیها منجر به زد و خورد شدید با نیروهای پلیس گردید و منجر به کشته شدن ۱۳ نفر از تظاهر کنندگان گردید. در طول دهه محرم سال انقلاب (از اواسط آذرماه) در ضمن سوگواری برای حسین ابن علی علیه‌السلام، تظاهرات مردم شهرهای گیلان ادامه یافت. در تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ در استان گیلان عزاداری در خیابانها از سوی رژیم ممنوع اعلام شد. اما در اغلب شهرهای استان مراسم عزاداری به تظاهرات روز به روز خشن تر و خونین تر می‌شد. شهر لاهیجان به میدان جنگ تبدیل شده و آتش‌سوزی بزرگی بخش عظیمی از شهر را به خاکستر تبدیل کرد و عبور و مرور بواسطه موانعی که مردم در خیابانها ایجاد کرده بودند متوقف شد. به دنبال تظاهرات مردمی در ایام عزاداری عاشورا نیروهای دولتی در ۲۳ آذرماه گروهی بزرگی از طرفداران حکومت پهلوی در شهرها و روستاهای گیلان را تجهیز کرده و به شهر رشت کشاندند تا متقابلاً تظاهراتی به نفع شاه و حمایت از دولت انجام گیرد. اما تظاهر کنندگان به غارت اموال مردم، تخریب مغازه‌ها، آتش زدن وسائل نقلیه و ضرب و شتم مردم پرداختند. پزشکان و پرستاران رشت نیز در ۶ دی ماه در بیمارستان رازی گرد آمده و سپس در یک راه پیمایی شرکت کردند. در ۱۳ دی ماه در آستانه اشرفیه آتش‌سوزی مهیبی از طرف ساواک صورت پذیرفت و منزل آیت الله ضیایی و تعدادی مغازه و خانه در آتش سوخت. در ۲۵ دی ماه نیز پس از تدفین شهدا تظاهرات مردم رشت از گورستان به مرکز شهر کشیده شد. مردم قصد داشتند مجسمه رضاشاه در میدان شهر داری رشت را پائین بکشند، اما در میدان فرهنگ با تیراندازی و مقاومت ماموران مواجه شدند در نهایت چند روز بعد با خروج شاه از ایران مجسمه رضاشاه پائین کشیده شد. در دی ماه در تمام شهرهای استان گیلان به ویژه شهر رشت تظاهرات متعددی صورت می‌پذیرفت که در هر تظاهرات عده‌ای کشته و زخمی می‌شدند در طول اوج‌گیری نهضت، بازاریان نیز با همراهی مردم بازارها را بسته و گاه تا ۵ روز این تحصن ادامه می‌یافت. با انتشار خبر ممانعت رژیم از ورود آیت الله خمینی و بسته شدن فرودگاه خشم عمومی در استان گیلان برانگیخته شد و مردم با تظاهرات، بستن خیابانها و آتش زدن لاستیک به زد و خورد با پلیس پرداختند و ماموران را از برقرار ساختن نظم عاجز ساختند. روز ۱۲ بهمن همزمان با ورود آیت الله خمینی به ایران تا پاسی از شب مردم در خیابانها به شادی پرداختند. روز ۱۹ بهمن با اعلام نخست وزیری بازرگان، یک راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در شهرهای گیلان به ویژه رشت برگزار شد. در ۲۲ بهمن ماه روز پایان نظام شاهنشاهی در ایران مردم گیلان به کلانتری‌ها و پادگان‌ها حمله بردند. این درگیری‌ها تا ۲۳ بهمن ادامه داشت. از جمله مراکز مقاومت که تا بعدازظهر روز ۲۳ بهمن هنوز تسلیم نشده بود ساواک رشت (واقع در مجاورت باغ محتشم-پارک بزرگ شهر-) بود. مردم با بلدوزر درب ساواک را شکسته و به آن حمله کردند و یک گروه ۲۲ نفره از مأموران ساواک به سوی مردم تیر اندازی می‌کردند. محاصره ساواک ۸ ساعت به طول انجامید و ۹ نفر از مأموران ساواک کشته شدند. مأموران ساواک که مقاومت را بی‌فایده می‌دیدند با به آتش کشیدن ساواک موفق به فرار شدند و ساواک به تسخیر مردم در آمد. پس از این واقعه ساواک رشت و سایر نیروهای رژیم نیز تسلیم شدند. دیگر تمام شهر به تصرف مردم در آمده بود خبرهایی که از رادیو تهران پخش شد به آخرین مقاومت‌ها پایان بخشید و همه مردم حتی خانواده‌هایی که در غم و اندوه شهادت عزیزان خود عزادار بودند، پیروزی انقلاب و سرنگونی رژیم را جشن گرفته به شادمانی و پایکوبی پرداختند. با فتح شهر رشت در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ یک کمیته ۲۵ نفری به ریاست آیت الله احسان‌بخش زمام امور شهر رشت مرکز استان گیلان را در دست گرفت.[۶۵]
وقایع تلخ تاریخی رشت

در خلال پیکارهای مستمری که برحسب سنت بین امیران و سران گیلان جاری بود، رشت مکرر عرصه پیکار بوده و مکرر دست به دست می‌شد و یا به آتش کشیده می‌شد. همچنین روحیه مردم گیلان در عدم پذیرش حکومت مرکزی باعث درگیری‌های دائم با قوای حاکم بر ایران بود که بسیاری از این کشمکش‌ها باعث پیوستن گیلان به حکومت مرکزی ایران می‌شد در مقابل قدرت‌های خارجی مانند روسیه برای ضربه زدن به حکومت ایران به گیلان و به خصوص رشت حمله می‌بردند که حکومت مرکزی یا توانایی مقابله با متجاوز را نداشت و یا به دلیل در گیری‌های گذشته با گیلانیان تمایلی به این کار از خود نشان نمی‌داد. به این ترتیب در گیلان چرخه تقریباً ثابتی از جنگ داخلی، جنگ با حکومت مرکزی و جنگ با بیگانگان در جریان بود. . تعرض مغولان عهد اولجایتو، تعرض سیدعلی کیا امیر بزرگ گیلان بیه‌پیش، قیام عادل‌شاه، تصرفات روسیان عهدپترکبیربیش از ده سال و پیکارهای ایذایی ده ساله با اشغالگران، تعرض قوای آغامحمدخان قاجار از چند جانب به رشت، درگیری قوای آغامحمدخان قاجار با قوای برادرش مرتضی قلیخان، تعرض قوای ژنرال سیسانوف، قیام مشروطه‌طلبان و تصرف شهر، تعرض ناگهانی قوای روس به رشت و اعدام مدافعان، جنگ مجاهدان با اشغالگران انگلیسی و جنگ هفده روزه شهری قوای میرزا کوچک خان با کمونیستهای انقلاب سرخ، اشغال رشت از طرف قوای شوروی در جنگ جهانی دوم، از مهمترین وقایع رشت بین سالهای ۷۰۶ هـ. ق تا ۱۳۲۶ هـ. ش می‌باشد.[۶۶][۶۷] همچنین باید گسترش بیماریهایی مانند وبا و طاعون را به علت تجارت ابریشم و رفت‌وآمد تجار بین سالهای ۱۲۴۶ تا ۱۲۴۷ هجری نام برد که منجر به کشته شدن عدهٔ زیادی شد بر مصائب فوق افزود. در زمستان ۱۲۴۶ هجری قمری، طاعون شدید در گیلان شایع شد و در حدود شش هزار نفر را از پای درآورد. ۵۶ سال بعد شهر به آتش کشیده شد و خسارات فراوان دید. شهر رشت چندین بار بین سالهای ۱۱۲۱ تا ۱۲۶۰ هجری از زمین لرزه و حریق آسیب دیده و باعث کاهش فراوان جمعیت در این شهر گردید. این شهر ۶ بار بین سالهای ۱۱۷۰ تا ۱۳۲۰ دچار حریق گردید. در حریق سال ۱۳۰۴ هجری تمام بازار و دو مسجد و تعداد زیادی از کاروانسراها و حمام ویران گردید و در حریق ۱۳۲۰ هجری در حدود ۱۰۰۰ دکان و ۱۰ کاروانسرا ویران شد.[۶۸][۶۹] رشت چندین بار به وسیله قوای بیه پیش غارت گردید. در سال ۱۰۴۹ تا ۱۰۴۸ هجری قزاقهای «دن» وسی سال بعد «استنکورازین» دوباره آنرا به ویرانی کشید و به سال ۱۰۷۸ هجری غنیمت زیادی از آنجا به دست‌آورد. در سال ۱۱۳۱ هجری زبر دست خان فرمانده سپاهیان افغان این شهر را محاصره نمود. مردم رشت از پطر کبیر یاری طلبیدند با وجود آنکه رشتی‌ها افاغنه را به عقب نشینی واداشتند نیرویی کهپترکبیر به کمک آنها فرستاده بود مدت ۱۲ سال یعنی از سال ۱۱۳۵ تا ۱۱۴۷ این شهر را در اشغال خود داشتند. در سال ۱۱۶۰ هجری پس از مرگ نادرشاه یکی از فرماندهان سپاه اصلان خان به نام رضا قلی خان با ۱۷۰۰ نفر افغانی از تبریز به رشت آمد و بازرگانان انگلیسی را که در این شهر به سر می‌بردند غارت کرد و آغا محمد خان قاجار در سال ۱۱۹۷ هجری رشت را اشغال نمود. رشت در سال ۱۱۶۵ هجری به وسیله لشکریان محمد حسن خان قاجار ویران گردید و بعدها هم سربازان کریم خان زند آنرا به آتش کشیدند. در واقع رشت در طول تاریخ خود، وقایع اسف انگیز فراوانی را از سر گذرانده‌است.[۷۰][۷۱]
اولین‌های شهر رشت در ایران
اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد

    اولین شعبهٔ بانکی ایران(اولین شعبهٔ بانک سپه):در آغاز سال ۱۳۰۴ شمسی که هنوز اهمیت موسسات اقتصادی و عوامل بازرگانی در شئون اداری و زندگی اجتماعی ایران محسوس نشده بود، ایجاد اولین موسسه بانکی کشور طرح ریزی شد و مامورین اجرای این فرمان با تشکیل شورایی از افراد بصیر و مطلع موفق شدند در چند مغازه واقع در خیابان سپه نخستین بانک ایرانی را در اردیبهشت سال ۱۳۰۴ افتتاح نمایند.

سرمایه اولیه بانک ۳،۸۸۳،۹۵۰ ریال از محل موجودی صندوق بازنشستگی درجه داران قشون بود و بدین جهت فعالیت یک سال نخست این بانک به افسران ارتش اختصاص داشت، که با پرداخت وام‌های تقسیطی به رفع نیازمندی‌های آنان کمک موثر می‌نمود و چون پیوسته به وسعت دامنه عملیات خود می‌افزود دوایر بانک به جای وسیع‌تری که در اول باب همایون از ابنیه قورخانه آماده شده بود، انتقال یافت و در ۲۴ اسفند ۱۳۰۴ اولین شعبه این بانک در شهر رشت افتتاح شد و علاوه بر معاملات درجه‌داران قشون، به خرید و فروش برات و گشایش اعتبار برای بازرگانان و فعالیت‌های بیشتری در امور بانکی و معاملات بازرگانی آغاز گردید.[۷۲]

    اولین کتابخانه ملی ایران با بنا شاخص:شایان ذکر است که نخستین کتابخانه نوین ایران در سال ۱۳۰۰ به همت محمد علی تربیت در تبریز با نام کتابخانه تربیت گشایش یافت دومین کتابخانه عمومی در آستارا غربی ترین شهر استان گیلان در سال ۱۳۰۳ افتتاح شد این کتابخانه نخستین کتابخانه‌ای بود که لفظ کتابخانه عمومی برای آن به کار گرفته شد[۷۳] و در مورد کتابخانه ملی شهر رشت می‌توان گفت که فکر تاسیس این کتابخانه ملی در سال ۱۳۰۶ توسط محمد علی تربیت، رییس اداره فرهنگ گیلان، در زمین اهدایی شهرداری رشت به این اداره مطرح شد. در روز ۱۶ آذر سال ۱۳۰۶ جمعیتی به نام نشر معارف گیلان که هدف آن ساخت کتابخانه ملی بود تشکیل شد و سرانجام در روز پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۱۳ هم‌زمان با جشن هزاره فردوسی کتابخانه مذکور گشایش یافت. این کتابخانه اولین کتابخانه‌ای است که لفظ "کتابخانه ملی"برای آن استفاده گردید و احداث بنا ی آن هم‌زمان با ساخت و ساز یک سلسله ابنیه اداری و عام‌المنفعه در شمال ایران در دوره عهد پهلوی اول انجام گرفت و نوع معماری آن تقلیدی از معماری شرق اروپا می‌باشد. (کتابخانه ملی رشت واقع در میدان شهرداری - خیابان علم الهدی)[۷۴]
    اولین تئاتر اولین تئاتر ایران به شکل کلاسیک و در سالن در شهر رشت شروع به کار کرد.[۷۵][۷۶][۷۷]
    اولین اتوبوس وارد شده به ایران(قبل از دههٔ نود قرن سیزدهم هجری شمسی (پیش از سال هزار و دویست و نود شمسی)):اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد، اما به مرور زمان و با توجه به میزان کرایه، سودآوری و زیر ساخت‌های حمل و نقل توجیه اقتصادی آن رد شد و به همین دلیل اتوبوس به کار گرفته شده به یکی از تجار ایرانی به نام (معین التجار) فروخته شد.[۷۸]
    اولین داروخانه شبانه‌روزی در ایران(داروخانه کارون)

    تغییر_مسیر آرسن میناسیان[۷۹]

    اولین خانه معلولین و سالمندان در ایران

    تغییر_مسیر آرسن میناسیان[۸۰]

    اولین پیاده راه فرهنگی کشور:خیابان اعلم الهدی شهر رشت نخستین پیاده راه کشور با مشخصات ۲۷۵ متر طول و ۲۷ متر عرض می باشد که در مدت شش ماه به بهره برداری رسیده است و برای ساخت آن بیش از ۳۰ میلیارد ریال هزینه شده است.[۸۱]

جغرافیا ی رشت
مکان نگاری

رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۰۰ کیلومتر می‌باشد.[۸۲] همچنین شهر رشت با مساحت ۱۸۰ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع به طور میانگین ۵ متر از سطح آب‌های آزاد قرار دارد. رشته کوه البرز در قسمت جنوبی شهررشت واقع شده و نزدیک ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع ۲٬۷۳۳ متر است. نزدیک ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان , صومعه سرا و فومن , از جنوب به بخش سنگر و شهرستان رودبار و از شرق به کوچصفهان و آستانه اشرفیه محدود است.[۸۳]

سلسله جبال البرز در قسمت جنوبی شهررشت واقع شده و نزدیک ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع ۳۵۰۰ متر است. نزدیک ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از جانب شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان , صومعه سرا و فومن , از جنوب به شهرستان سنگر و رودبار و از شرق به کوچصفهان و لاهیجان محدود است و فاصلهٔ آن تا تهران ۳۲۵ کیلومتر و تا بندر انزلی ۳۰ کیلومتر است.[۸۴] در واقع جلگه حاصلخیز شهرستان رشت توسط کرانه‌های دریای خزر از سمت شمال، دلتای سفیدرود (آستانه اشرفیه) از جهت شرق، ارتفاعات کوهپایه‌ای- جنگلی رودبار از قسمت جنوب و شالیزارهای جلگه تولمات و فومنات از جهت غرب محدود می‌گردد. تالاب انزلی در شمال غربی شهرستان رشت واقع شده است. قسمت وسیعی از این شهرستان در ناحیه جلگه‌ای استان گیلان واقع شده و مساحت کمی از آن در ابتدای ارتفاعات و کوهپایه‌های جنگلی قرار دارد. از مهمترین ارتفاعات محدوده مورد نظر می‌توان به سراوان، عزیزکیان، موشنگاه، امامزاده هاشم و غیره اشاره کرد.
تصویر هوایی از شهر رشت در شب
Compass rose pale.svg         دریای خزر و مرداب انزلی         Compass rose pale.svg
کوچصفهان و لاهیجان     شمال     رودخانه پسیخان, صومعه سرا و فومن
شرق   رشت    غرب
جنوب
    سنگر و رودبار    
پوشش گیاهی

پوشش گیاهی شهرستان رشت به دو دسته جنگلها و مراتع تقسیم بندی می‌شود:
جنگل
جنگلهای طبیعی

این جنگلها به وسیله یک نوع رویش جنگلی مزوفیل مشخص گردیده و متعلق به دوران سوم زمین‌شناسی است. در جنگلهای این اشکوب درختان راش امتیاز عمده بوده و درختان گونه‌های بلوط، شمشاد، ممرز، انجیلی ونمدار در آن دیده می‌شود. جنگل کچا و جنگل موشنگاه جزء جنگلهای طبیعی این محدوده به حساب می‌آیند.


جنگلهای دست کاشت
پارک جنگلی سراوان در شهرستان رشت

جنگلهای لاکان: این جنگل حدود ۵۰۰ هکتار مساحت داشته و ۹۰ درصد آن از درختان برگ سوزنی و ۱۰ درصد بقیه انواع توسکا، تبریزی، سپیدار می‌باشد.

جنگل سراوان: حدود ۱۰۰۰ هکتار مساحت این جنگل بوده و صد درصد آن از درختان برگ سوزنی می‌باشد. در نواحی ساحلی و مردابی شمال نیز جنگلهای خاص این محدوده دیده می‌شوند به صورت پراکنده بوده و دارای انواع توسکا، بیدو گاهی نیزار می‌باشند.
مرتع

رشت به علت داشتن ناحیه حاشیه‌ای مرداب انزلی و کرانه‌های دریای خزر و رودخانه سفیدرود و همچنین سایر رودخانه‌های جاری در منطقه از نظر مرتع در حد مناسبی بوده و به جهت خشک شدن و عقب نشینی بخش‌هایی از این مرداب این مراتع به وجود آمده و توسعه پیدا می‌کنند که به اصطلاح محلی به آن قرق کفته می‌شود. گیاهان تشکیل دهنده این مراتع عبارتند از: مارچنگ، پونه، پیرگیاه، هویج وحشی، شاه پسند وحشی، گزنه، یونجه یک ساله، تمشک و ... . دراین محدوده نی و انواع لی نیز دیده می‌شود که از انها در تولید صنایع دستی استفاده فراوانی صورت می‌گیرد. مراتع بوجاق، بیجرخاله، کفته رود جزء مراتع این محدوده به شمار می‌روند. علاوه بر پوشش گیاهی مذکور، قسمت عمده‌ای از این سطح جلگه‌ای شهرستان را مزارع برنج تشکیل داده‌اند که معیشت ساکنان این شهرستان به آن وابسته است.[۸۵]
رودخانه ها

در رشت دو رودخانه گوهررود و زرجوب جریان دارد که یکی در شرق و دیگری در غرب این شهر قرار گرفته‌اند. این دو رودخانه در حوالی ناحیهٔ پیر بازار رشت به یکدیگر رسیده و سپس وارد تالاب انزلی می‌شوند.

روخانه سیاه رود

نوشتار اصلی: رودخانه زرجوب

این رودخانه که در شرق شهرستان رشت جاریست با نام‌های صیقلان رود، سیاه رود، کلاشه رودبار و نهر بوسار خوانده می‌شود. این رودخانه که در سر راه رشت به قزوین - رشت به لاهیجان و رشت به پیر بازار واقع شده است بنا به نظریه مهندس نوری منوری کارشناس محیط زیست از کوه‌های کم ارتفاع هزار مرز، نیزه سر، جکلوندان و کچا که در جنوب شهرستان رشت قرار دارند، سرچشمه گرفته و پس از طی مسیر ۴۳ کیلومتر به تالاب انزلی سرازیر می‌شود. این رودخانه بنا به نقشه سال ۱۳۳۲ خورشیدی، پس از ورود به رشت به سه راه باقرآباد رسیده و از آنجا به دو شاخه تقسیم شده که یک شاخه آن به سمت شمال و در موازات جاده پیر بازار در جریان بود و دیگری به زمین‌های گود و مزارع و باغات منطقه گلسار سرازیر می‌گشت که پس از احداث خیابان سعدی از بین رفت.[۸۶]همچنین رابینو در آن زمان رودخانه سیاه رود را تا ۵ کیلومتر قابل کشتیرانی می دانسته است. این محدودهٔ کشتیرانی شامل شاخه شمالی این رودخانه می شده که از منگوده، پیر ده، مبارک‌آباد می‌گذشت. بنا به مشاهدات عینی مردم شهر رشت در مبارک‌آباد (پیربازار به سمت خواچکین) در کنار مسجد این روستا یک وینچ (یدک کش یا قایق کش دستی) قرار دارد که از نوع آلیاژ و طراحی آن می‌توان دریافت که این وینچ ساخت روسیه است و با تلاش و ممانعت اهالی مبارک‌آباد از انتقال این وینچ توسط سازمان میراث اکنون در همان منطقه نصب است. در صحت گفتار رابینو، شخص دیگر بنام ملگونوف در سفرنامه خود اینگونه بیان می‌دارد که در هنگامه فزونی آب سیاه رود می‌توان از رشت تا پیربازار را با کرجی سفر نمود.

رودخانه گوهررود

نوشتار اصلی: گوهررود

گوهر رود که از کوه‌های چوماچا سرچشمه می‌گیرد در داخل شهر رشت به رود چمارسرا معروف است. بنا به نوشته کتاب گیلان این گوهر رود و سیاهرود در منطقه ایی بنام کماکل به هم پیوسته و با نام رود پیربازار به تالاب انزلی سرازیر می‌گردند
لرزه خیزی

رشته کوههای البرز از یک ناحیه کمانی باریک با طاقدیس‌ها و ناودیس‌های موازی شکل گرقته و مرز جنوبی محدب پهناور دریای خزر را تشکیل می‌دهد. این رشته کوهها، به دلیل پشت سر گذاشتن دورانهای متعدد زمین‌شناسی از پیچیدگی فراوان برخوردار می‌باشند. همچنین حرکات کوهزایی در دورانهای زمین‌شناسی باعث گردیده تا در این نواحی گسلهای فراوانی ایجاد گردد. بنابراین با توجه به زمین لرزه‌های کوچک و بزرگی که برخی اوقات در این ناحیه اتفاق می‌افتد نتیجه می‌گیریم که حرکات تکتونیکی در حال حاضر نیز در این ناحیه ادامه دارد و در مکانیابی ساخت و سازها و سکونت گاه‌های انسانی باید دقت فراوان صورت گیرد که در غیر این صورت تلفات جانی و مالی فراوان به بار خواهد آمد. گسل اصلی خزر که موازی ساحل جنوب غربی دریای خزر یا موازی خط ساحلی در شمال شرقی استان گیلان است. این گسل در واقع یک پهنه گسستگی به موازات روند اصلی زون البرز می‌باشد که از رسوبات رودخانه‌ای دوران چهارم پوشیده شده است. گسل خزر در شمال غربی پس از عبور از لنگرود و شمال لاهیجان توسط روند پهنه گسستگی سفیدرود قطع می‌شود. این گسل در ادامه از چند کیلومتری جنوب فومن عبور می‌نماید. علاوه بر این گسل، گسلهای دیگر منطقه هم بر روی این شهرستان تأثیر می‌گذارد، از این رو بر اساس مطالب عنوان شده رعایت اصول فنی-مهندسی برای مقاوم‌سازی سازه‌ها الزامی می‌باشد.[۸۷]
آب و هوا
میانگین دما و بارش برای آب و هوای رشت در سال ۲۰۱۳ میلادی
    ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر        
دمای بیشینه (°C)     ۱۰٫۸     ۱۰٫۹     ۱۳٫۱     ۱۹٫۰     ۲۴٫۲     ۲۸٫۳     ۳۰٫۵     ۲۹٫۹     ۲۶٫۸     ۲۱٫۷     ۱۷٫۷     ۱۳٫۶     Ø     ۲۰٫۵
دمای کمینه (°C)     ۱٫۹     ۲٫۵     ۵٫۱     ۹٫۳     ۱۴٫۲     ۱۸٫۰     ۲۰٫۲     ۱۹٫۸     ۱۷٫۲     ۱۲٫۸     ۸٫۳     ۴٫۲     Ø     ۱۱٫۱
دما (°C)     ۸٫۵     ۱۳     ۱۷     ۲۲     ۲۵     ۲۵     ۲۳     ۱۹     ۱۴     ۹     ۶     ۶     Ø     ۱۵٫۶
بارش (mm)     ۱۴۷٫۹     ۱۱۹٫۲     ۱۱۱٫۳     ۶۱٫۶     ۵۳٫۳     ۳۸٫۷     ۴۰٫۲     ۷۳٫۸     ۱۴۲٫۶     ۲۳۰٫۲     ۱۷۰٫۷     ۱۶۶٫۰     Σ     ۱٬۳۵۵٫۵
طول روز (ساعت)     ۲٫۹     ۲٫۶     ۲٫۳     ۳٫۸     ۵٫۳     ۶٫۸     ۷     ۵٫۵     ۴٫۶     ۳٫۶     ۳٫۱     ۲٫۸     Ø     ۴٫۲
روزهای بارانی     ۱۱٫۷     ۱۰٫۷     ۱۲٫۰     ۱۳٫۳     ۸٫۶     ۷٫۷     ۴٫۳     ۳٫۷     ۶٫۸     ۱۲٫۳     ۱۰٫۷     ۱۱٫۴     Σ     ۱۱۳٫۲
دمای آب (°C)     ۱۶     ۱۵     ۱۶     ۱۶     ۱۹     ۲۲     ۲۴     ۲۵     ۲۴     ۲۳     ۲۰     ۱۷     Ø     ۱۹٫۸
رطوبت (٪)     ۸۴     ۸۵     ۸۴     ۸۰     ۷۸     ۷۴     ۷۴     ۷۷     ۸۲     ۸۶     ۸۵     ۸۵     Ø     ۸۱٫۱
دما    
۱۰٫۸
۱٫۹
   
۱۰٫۹
۲٫۵
   
۱۳٫۱
۵٫۱
   
۱۹٫۰
۹٫۳
   
۲۴٫۲
۱۴٫۲
   
۲۸٫۳
۱۸٫۰
   
۳۰٫۵
۲۰٫۲
   
۲۹٫۹
۱۹٫۸
   
۲۶٫۸
۱۷٫۲
   
۲۱٫۷
۱۲٫۸
   
۱۷٫۷
۸٫۳
   
۱۳٫۶
۴٫۲
ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر
بارش     ۱۴۷٫۹
    ۱۱۹٫۲
    ۱۱۱٫۳
    ۶۱٫۶
    ۵۳٫۳
    ۳۸٫۷
    ۴۰٫۲
    ۷۳٫۸
    ۱۴۲٫۶
    ۲۳۰٫۲
    ۱۷۰٫۷
    ۱۶۶٫۰
      ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر


منبع: سرویس اطلاعاتی آب و هوای جهان[۸۸]
برف رشت سال ۱۳۲۸ (خیابان‌های منتهی به شهر داری)
برف سال ۱۳۵۰ در رشت


رشت به سبب ریزش باران‌های ریز و یکریز (باران ریزه) به شهر باران‌های نقره‌ای لقب داده شده است. در اساطیر ایران باستان الهه باران تیشتر نام دارد و احتمال می‌رود واژهٔ رشت صورت تغییر یافته تیشتر باشد، چرا که آثار بازمانده از فرهنگ ایران باستان در گوشه‌هایی از فرهنگ بومی گیلان نمودهایی کم رنگ به جای گذاشته‌است.

آب و هوای گیلان را از نظر جغرافیایی اب و هوای معتدل کاسپین نامیده‌اند که همانند آن نه فقط در داخلهٔ غالب ممالک آسیا، بلکه در هیچ قسمت دیگر ایران هم مشاهده نمی‌شود، علت این وضع خاص اقلیمی را دو عامل جغرافیایی می‌توان دانست: یکی پستی فوق العاده سواحل و دیگری بادهای منطقه‌ای کاسپین که معمولاً در جهت معکوس عقربه‌های ساعت جریان پیدا کرده و در سواحل جنوبی کاسپین بیشتر از مغرب به وزش در می‌آیند.

بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان هواشناسی، متوسط بارندگی در سال ۱۳۵ روز است. کمترین بارندگی در ماه‌های تابستان به خصوص مرداد و بیشترین ان در پائیز به ویزه مهر و آبان می‌باشد. ولی این امر ثابت نیست و گاهی ماه‌های فروردین، آبان، دی، بهمن و اسفند دارای بیشترین میزان بارندگی در سال می‌باشد.

باران‌های مداوم در رشت و گیلان، مردم این منطقه را وادار نمود، که در ساخت بام‌های خود از پوشش مناسبی بهره گیرند و بهترین و مناسب ترین پوششی که برای بام‌های خود اختیار کرده‌اند، استفاده از سفال بوده‌است، به طوری که این شهر در سال‌های نه چندان دور به شهر بام‌های سفالی مشهور بوده‌است.

روایات مسافران و جهانگردان از آب و هوای شهر رشت

همه جهانگردان و مسافرانی که از رشت دیدن کردند، عمدتاً از رطوبت هوا و باران‌های آن مطالبی گوناگون نوشته‌اند.

گرببایدوف سفیر روسیه در دوران قاجار در نامه‌ای درباره رطوبت هوای رشت می‌نویسد:

«رطوبت به قدری زیاد است، که حتی از درز ساعت هم عبور کرده و فنر ساعت زنگ می‌زند»[۸۹]

هانری رنه آلمانی که در اواخر قاجاریه به رشت آمده درباره رطوبت منطقه می‌نویسد: رطوبت به اندازه‌ای در این ناحیه زیاد است، که گمان می‌کنم تا مغز استخوان ما نفوذ کرده باشد.

هم چنین مظفرالدین شاه در اولین سفری که به اروپا داشته، در سفرنامهٔ خود دربارهٔ باران رشت می‌نویسد:

«صبح از خواب برخاستم. دیگر از دست باران نمی‌دانم چه بنویسم. از یک ساعت به غروب مانده تا الآن که از خواب برخواستم، متصل باران می‌بارد و معرکه می‌کند»[۹۰]
بادها

بادهای غالب در محدوده شهرستان رشت شامل جریانهای غربی، شمال غربی و شمال شرقی می‌باشد. فصول بهار و تابستان بیشتر در قلمرو بادهای غربی و شمال شرقی قرار دارد. همچنین نوعی باد محلی به نام باد گرم در محدوده این منطقه وجود دارد که چند بار در سال به ویژه در فصل پاییز و زمستان می‌وزد و دمای هوا را به سرعت بالا می‌برد و جهت آن نیز از جنوب به طرف جلگه گیلان می‌باشد.
بارندگی

آب و هوای رشت معتدل و مرطوب است. میانگین سالانه بارندگی در این شهر ۱۳۵۹ میلیمتر می‌باشد رشت دارای رتبه ی اول میزان بارش مراکز استان‌های ایران و به شهرباران شهرت دارد. کم‌باران ترین سال طی ۵۰ سال اخیر سال ۱۹۷۱ با ۹۵۷٫۸ میلیمتر و پرباران ترین سال طی این مدت سال ۱۹۷۲ با ۱۹۶۷٫۶ میلیمتر بارندگی می‌باشد. تعداد روزهای بارندگی در رشت ۱۳۸ روز می‌باشد و حداکثر بارندگی در ۲۴ ساعت در مدت آماری ثبت شده، به میزان ۱۷۰ میلیمتر در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۶۲ ثبت شده‌است. بارندگی‌ها در رشت بر پایه رژیم بارشی سواحل دریای خزر، عمدتاً متاثر از سامانه‌های پرفشار شمالی است.
ریزش برف

بر اثر تعداد کم روزهای یخبندان در رشت، ریزش برف‌های سنگین کمتر اتفاق می‌افتد و اگر هم برودت هوا باعث نزول برف شود، پایداری آن درازمدت نیست. نتیجهٔ آمارگیری در مورد ریزش برف در رشت نشان می‌دهد، که در رشت به طور متوسط در سال ۷ روز(۲ روز در دی و ۲ روز در بهمن و ۲ روز در اسفند و ۱ روز در بقیه ماه‌های سال) برف باریده‌است. با وجود این آمارهای، گاه اتفاق می‌افتاد که گیلان و رشت مورد حملهٔ استثنایی سرمای قطبی مرکز پرفشار سیبری، یا مراکز پرفشار قطبی روسیه قرار می‌گیرد و آن وقت است که در این موارد به برف تاریخی زمستان ۱۳۲۸ می‌توان اشاره کرد، که گاهی تا ۲ متر اندازی گیری شده که از نظر مردم رشت به پیله برف (برف بزرگ) خوانده شده‌است. و یا برف زمستان ۱۳۵۰ که ارتفاع آن در رشت تا حدود ۲ متر (و حتی بیشتر) رسید. برف بهمن ۸۳ رشت:از جمله بی سابقه ترین نزول برف سنگین در رشت، برف بهمن ماه ۱۳۸۳ است که خسارت‌های زیادی به اماکن مسکونی، کارخانجات و مراکز عمومی وارد ساخت. بارش این برف از شامگاه روز یکشنبه ۱۸ بهمن آغاز شد و تا بامداد روز جمعه ۲۳ بهمن ادامه داشت و به گفتهٔ منابع خبری ارتفاع آن به۱/۵ تا ۸ متر رسید و یکی از بی سابقه ترین بارش برف در دهه‌های اخیر بوده به طوری که از سوی مطبوعات و مسئولان به بحران سفید نام گرفت. کل خسارت وارده از سوی مقامات وقت استان ۳۳۳ میلیارد تومان برآورد شد[۹۱] لازم به ذکر است در سال۱۳۸۶ برف شدیدی در رشت شاهد بودیم که کمتر از برف سال ۱۳۸۳ نبود ولی به جهت آمادگی مسولان و مردم به خاطر سابقه برف سه سال قبل میزان خسارات از سال ۱۳۸۳ کمتر بود.در بهمن سال ۱۳۹۲ نیز مردم این شهر شاهد بارش حدود یک و نیم متر برف بودند.
دما

میانگین سالانه دمای هوا در رشت ۱۵٫۹ درجه سانتیگراد است. میانگین حداکثر سالانه دمای هوا ۲۰٫۶ و میانگین حداقل سالانه آن ۱۱٫۳ درجه می‌باشد. اختلاف حداکثر و حداقل دمای سالانه ۹٫۳ درجه‌است. حداقل دمای گزارش شده ۱۹- درجه در ۳۰ دی ۱۳۴۲ و ۱۸- درجه در ۱۴ بهمن ۱۳۵۰ و حداکثر دمای گزارش شده ۴۰ درجه در ۲۳ شهریور ۱۳۷۵ می‌باشد.
پدیده‌ها

در تمام طول سال به علت واقع شدن مراکز پرفشار در مناطق سیبری و قطب شمال، جریانات هوا و باد سرد از سمت شمال به استان گیلان می‌وزد، اما در فصول سرد سال گاهی به علت استقرار مرکز کم‌فشار در سطح زمین در منطقه دریای سیاه و یا شمال عراق و یا در شرق ترکیه، جهت وزش باد تغییر نموده و به صورت غیر متعارف از جنوب غربی به سوی گیلان جریان می‌یابد و پدیده فون یا گرم باد گیلان را پدید می‌آورد. این بادهای گرم و خشک از جنوب و جنوب غربی به منطقه گیلان می‌وزند و دمای رشت را در کمتر از چند ساعت تا ۲۰ درجه افزایش می‌دهد. این پدیده معمولاً با بارش باران و گاهی برف خاتمه می‌یابد. همچنین مرکز پرفشار سیبری که ابتدا بر روی سرزمین‌های پوشیده از برف و یخ سیبری شکل می‌گیرد با ویژگی یک توده هوای سرد و سنگین در فصول سرد سال تا اوایل بهار به عرض‌های پائین تر جغرافیایی کشیده‌شده و از جنوب روسیه و از نواحی شمال شرقی کشور وارد ایران می‌شود و بخش‌های وسیعی از کشور از جمله منطقه گیلان را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. در بعضی از سالها این سامانه با هوای پرفشار و سرد اروپایی ادغام شده و ضمن همراهی جریانات ناپایدار تراز میانی جو، در رشت بارش‌های سنگین برف را سبب می‌شوند.[۹۲]
مردم
جمعیت

شهر رشت پر جمعیت ترین شهر شمال کشور و از جمله کلانشهرهای ایران است. این شهر از جمله شهرهای مهاجر پذیر در استان گیلان محسوب می‌شود که همین امر بر سرعت رشد جمعیت در این شهر نسبت به سایر نقاط استان افزوده است.[۹۳] جمعیت شهر رشت مطابق نتایج سر شماری سال (۱۳۹۰)۶۳۹،۹۵۱ نفر و جمعیت شهرستان رشت ۹۱۸۴۴۵ نفر است.[۹۴]
نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۰(شهر رشت)[۹۵] مردان     سن     زنان
۲۹۷      بالای ۸۵ سال      ۴۳۱
۱٬۰۶۲      ۸۰-۸۴      ۱٬۲۹۲
۲٬۲۵۶      ۷۵-۷۹      ۲٬۶۵۶
۴٬۱۲۷      ۷۰-۷۴      ۴٬۰۴۹
۵٬۳۶۱      ۶۵-۶۹      ۶٬۱۱۷
۷٬۳۵۹      ۶۰-۶۴      ۷٬۵۸۸
۱۰٬۹۳۹      ۵۵-۵۹      ۱۱٬۰۴۷
۱۷٬۱۸۹      ۵۰-۵۴      ۱۵٬۹۱۸
۲۱٬۵۰۶      ۴۵-۴۹      ۲۲٬۱۰۲
۲۵٬۵۳۴      ۴۰-۴۴      ۲۵٬۵۱۵
۲۸٬۳۳۸      ۳۵-۳۹      ۲۸٬۴۷۴
۲۷٬۵۱۰      ۳۰-۳۴      ۲۷٬۸۰۶
۳۲٬۸۶۳      ۲۵-۲۹      ۳۴٬۳۸۹
۳۷٬۹۲۷      ۲۰-۲۴      ۴۰٬۲۲۰
۳۲٬۶۹۴      ۱۵-۱۹      ۳۶٬۲۰۶
۲۶٬۶۶۴      ۱۰-۱۴      ۲۶٬۷۳۳
۲۰٬۳۷۰      ۵-۹      ۱۹٬۵۵۶
۲۰٬۰۶۹      ۰-۴      ۱۹٬۰۳۳
زبان
نوشتار اصلی: گیلکی

در شهر رشت لهجه‌های گوناگون از گویش بیه‌پس[۹۶] از زبان گیلکی رایج است. برخی گیلکی را به نام پهلوی خوانده‌اند. حمداله مستوفی قزوینی می‌نویسد: «در گشتاسفی که بخشی‌ست در مجاورت دریای خزر و نزدیک «سالیان»، زبان‌شان به پهلوی به جیلانی (گیلانی) باز بسته‌است.». مستوفی پهلوی را شبیه و وابسته به گیلکی می‌داند. زبان رسمی جلسات شورای شهر رشت گیلکی است.[۹۷]
قومیت
نوشتار اصلی: گیل

مردم شهر رشت عموماً گیلک هستند. گیل به زبان پهلوی «گل=Gel» و به تازی «الجیل» ثبت شده‌است، در نیمه اول قرن میلادی از طرف «کاپوس پلینوس» با نام «گلای Gelaee» معرفی شده است. خودزکو در کتاب تاریخ گیلان، به نقل از پلین-و-دوسنت کروآ و دنیس لوپری یه ژت قوم گیل را از اخلاف کادوس قدیم معرفی می‌کند؛ که از زمان ژوستینین امپراتور روم پس از دفع حمله آماردها بر ارتفاعات شرقی گیلان مسلط شده‌اند. درباره سلاح این قوم نیز گفته‌است عبارت بود از سپر و نیزه و شمشیری که از شانه آویزان می‌شد و سه زوبین و یک خنجر که به دست چپ می‌گرفتند. اریستوفن اقوام جنوب خزر را چنین معرفی می‌کند: از شرق به غرب هیرگانیان – مردها – اناریاکان – کادوس – البانی – کاسپی – اوتیان. استرابن، جغرافی‌دان عهد قدیم که در فاصله ۴۰ قبل از میلاد تا ۴۰ بعد از میلاد می‌زیسته و در کتاب ۱۱ فصل ۸ خود آورده‌ است که: در نواحی شمالی کوه «پراخواتراس=همان سلسله البرز که حائل بین نجد ایران و گیلان و مازندران است» اقوام گلای Gelaee و کادوس (به زبان یونانی باستان: Καδούσιοι) و (به انگلیسی: Cadusii) و ماردی و بعضی قبایل گرگانی زیست می‌کنند؛ و بدین ترتیب جایگاه گیل – گیلان را نشان می‌دهد.[۹۸]
مشاهیر
تندیس‌های پرفسور رضا -پرفسور سمیعی - پرفسور اکبرزاده و دکتر بهزاد در سبزه‌میدان رشت

رشت زادگاه و زیستگاه بسیاری از مشاهیر گذشته و معاصر بوده که برخی از آنان نظیر محمد معین، فضل‌الله رضا[۹۹] (واضع تئوری انفورماسیون)، مجید سمیعی (پزشک برگزیده سال ۲۰۰۳ از طرف رویال کالج کانادا)،[۱۰۰] حسن اکبرزاده (احراز کننده مدال درجه یک علمی از مؤسسه تحقیقات و علوم پاریس)[۱۰۱][۱۰۲] و محمود بهزاد (پدر زیست‌شناسی نوین ایران)[۱۰۳] دارای شهرت جهانی هستند که تندیس آنها توسط شهرداری رشت در سبزه‌میدان رشت نصب شده‌ است.
همچنین از مفاخر علمی و تاریخی و فرهنگی و ادبی می‌توان ازبزرگان زیر نام برد:
میرزا کوچک خان جنگلی[۱۰۴][۲]،میرزا حسین کسمایی،[۱۰۵] کوشیار گیلانی،[۱۰۶] ابراهیم پورداوود،[۱۰۷] هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)، محمدعلی افراشته،[۱۰۸] حسن عضدی،[۱۰۹] کریم کشاورز،[۱۱۰] علی‌رضا پنجه‌ای،[۱۱۱]عباس امیری،[۱۱۲] حمیده خیرآبادی، سوسن تسلیمی، فریدون پوررضا، ناصر مسعودی، انوشیروان روحانی، محمود نامجوی، خسرو گلسرخی، سیروس شمیسا، محمود اعتمادزاده (م. ا. به آذین)، محمد روشن،[۱۱۳] شیخ حسن مقتدر شعار،[نیازمند منبع] گلچین گیلانی، حسین محجوب، آرسن میناسیان و...

مذهب
کلیسای مسروپ مقدس در رشت

پیش از ورود اسلام به ایران، گروهی از ساکنان گیلان و دیلمان زرتشتی و گروهی دیگر بت‌پرست بودند. با آنکه دو نفر کشیش مسیحی در دیلم و دو کشیش دیگر در ری و طبرستان وجود داشته‌اند اما آئین مسیحیت پیروان چندانی را در منطقهٔ گیلان به خود جذب نکرده بود. پس از شکست ایرانیان در قادسیه، چهار هزار نفر از سربازان دیلم تصمیم گرفتند به اسلام بگروند و به تازیان در جنگ جلولا کمک کنند، به همین سبب با مسلمانان در کوفه مستقر شدند. از آن به بعد کسانی که از طرف خلیفه بغداد تحت شکنجه و تعقیب بودند می‌توانستند در گیلان پذیرایی شوند.[۱۱۴] در حال حاضر مذهب اکثریت مردم شیعه دوازده‌امامی است ولی تعدادی اقلیت مذهبی از سال‌های بسیار دور در کنار دیگر مردم رشت زندگی می‌کنند.
فرهنگ

گیلان سرزمینی با تنوع قومی و گویشی است و با این‌که از نظر وسعت جغرافیایی از کوچکترین استان‌های کشور است، گوناگونی و تنوع فرهنگی آن بیش از هر جای دیگر ایران دیده می‌‌شود. قرن‌های متمادی است که اقوام مختلف در شهر رشت و مناطق دیگر گیلان همزیستی مسالمت‌آمیزی با هم دارند و این همزیستی فرهنگ مشترکی را پدید آورده و در عین حال این اقوام ویژگی‌های قومی و گویشی خود را حفظ کرده‌‌اند.[۱۱۵]این فرهنگ غنی خود را در آداب و سنن مردم گیلان بروز داده است.آیین هایی مانند نوروزخوانی٬عروس گوله که پس از گذشت سال ها همچنان در میان مردم گیلان و حتی جوامع مدرن شهری مانند رشت نیز دیده می شوندمویید این پشتوانه ی فرهنگی عمیق است.[۱۱۶]
خصوصیات اخلاقی و فرهنگی مردم رشت

به موجب نوشته‌های مورخان سرزمین گیلان تا قبل از حملهٔ شاه عباس به گیلان و قرار گرفتن در تحت تسلط حکومت مرکزی، از سده‌های پارینه تا سال ۱۰۰۰ هجری قمری، مستقل بوده و زیر نظر امیران و امرای گیلان اداره میشده و به علت دور دست بودن و دسترس نبودن، کم تر مورد توجه مورخان ایرانی بوده است، و آن چه که در لابلای نوشته‌ها از مردم گیلان به چشم می‌خورد، حکایت از روحیهٔ سلحشوری و عدم سرسپردگی به حکومت‌های مرکزی ایران بوده است.

عباس مسعودی موءسس قدیمی ترین روزنامهٔ ایران یعنی روزنامهٔ اطلاعات در سفری که در نوروز ۱۳۰۷ خورشیدی به گیلان و رشت نموده و گزارشی از این سفر را در روزنامهٔ اطلاعات به چاپ رسانده دربارهٔ علاقه مردم منطقه بر اعتلای فرهنگ و تجددمی نویسد[۱۱۷][۱۱۸]: «حسن تجدد خواهی و فکر آزادی طلبی و معارف پروری در مردمان این شهر (رشت) تا حدی یعنی تقریباً ۲۰ سال زیادتر از ما (تهرانی‌ها) وجود دارد. اهالی رشت از هر فکر روشن و باز و از هر موضوعی که بوی آزادی و ترقی و آبادانی از آن استشمام شود با آغوش باز استقبال می‌کنند. من یقین دارم اهالی رشت یعنی اکثریت مردمان این شهر از حیث تجدد و فکر ترقی خواهی قریب ۲۰ سال از ماتهرانی‌ها جلو هستند.»[۱۱۹]

نیما یوشیج بنیان‌گذار شعر معاصر فارسی که از سال ۱۳۰۸ تا اواخر ۱۳۱۱ در شهرهای گیلان بکار معلمی اشتغال داشته، ضمن برشمردن خصوصیات مردم گیلان، روحیه تجدد خواهی و علم دوستی آنها را ستوده و در نامه‌ای خطاب به استاد ذبیح اله صفا در این مورد نوشته[۱۲۰]:

«اگر چه رشت یک شهر تجارتی است مع‌هذا اهالی میل دارند سربلند باشند، خط پیشرفت را وجدان به فکر آنها داده است، حتی دهاتی‌های آنها که از هیاءت آنها متاءثر می‌شوم، نزدیک به افکار و احساسات شهری افکار و احساساتی دارند. متمدنین آن که شهری باشند علم و هنر را به غارت می‌برند مثل این که آنها را تعاقب کرده‌اند.»[۱۲۱]
اماکن تاریخی
سراسرنمای شهرداری رشت
بناها

شهر رشت با توجه به قدمت دیرینهٔ خود جایگاه بناهای تاریخی بسیاری است از جمله مهم ترین آنها میدان شهرداری رشت است که شامل ساختمان شهرداری و برج ساعت آن که نماد شهر رشت می‌باشد و نیز موزه پست و ساختمان قدیمی هتل ایران است. مجموعه بناهای میدان شهرداری رشت در اوایل سلطنت رضا شاه پهلوی (۱۳۰۴-۱۳۲۰ ه. ش) احداث شده است. برج ساعت شهرداری که نماد شهر رشت محسوب می‌شود، به هنگام وقوع زلزله مهیب و ویرانگر گیلان در سال ۱۳۶۹ ویران شده بود که چندی بعد به صورت سابق بازسازی گردید. از دیگر بناهای تاریخی عبارتند از:

    مجموعه شهرداری
    ساختمان پست و تلگراف سابق رشت
    ساختمان هتل ایران سابق
    عمارت کلاه فرنگی
    کاروانسرای لات

مساجد
مسجدصفی ازقدیمی ترین مساجد در رشت در سال ۱۸۸۶میلادی

مسجد صفی از قدیمی ترین مساجد شهر رشت محسوب می‌شود و در یکی از محلات قدیمی شهر که به همین نام معروف است واقع شده است. حسن بیک روملو این مسجد را مسجد سفید خوانده است و می‌نویسد که شاه اسماعیل هنگام فرار از اردبیل به گیلان چند روزی را نزدیک این مسجد گذرانده است و همچنین احتمال می‌رود که پس از کشته شدن محمدباقر میرزا معروف به شاه صفی نام"سفید" به مرور زمان پس از قتل او در جوار این مسجد به مسجد صفی تبدیل شده باشد. چاه صاحب الزمان (چاه صفی) چاهی است در این مسجد که مردم به دیده احترام به آن می‌نگرند. شبهای جمعه بر سر این چاه می‌آیند و نامه‌هایی را که برای حضرت قائم نوشته‌اند در آن چاه می‌اندازند. پس از انداختن نذورات در چاه آب آن را برای تبرک و ادامه سلامتی با خود می‌برند و می‌نوشند.[۱۲۲] برخی از دیگر مساجد تاریخی شهر رشت عبارتند از:

    مسجد حاج سمیع
    مسجد کاسه فروشان
    مسجد گلشن
    مسجد زرگرها
    مسجد بادی الله
    مسجد حاجی صمد خان

خانه‌ها

رشت به مانند بسیاری از شهرهای بزرگ و معروف کشور از تعدادی از خانه‌های تاریخی بهره می‌برد که هم​اکنون به جاذبه‌های گردشگری این شهر تبدیل شده‌اند. خانه ابریشمچی، خانه قدیری و خانه حاج میرزا خلیل رفیع از جمله خانه‌های تاریخی رشت هستند.

    خانه ابریشمچی در ضلع جنوب شرقی میدانی به نام صیقلان و در انتهای کوچه شاعری قرار دارد. قدمت خانه به دوران قاجاریه بر می‌گردد و گویا متعلق به حاج میرزا اسماعیل حاکم رشت در دوران ناصرالدین شاه است. علت آن که این خانه به خانه ابریشمچی معروف شده است فروش آن به فردی به این نام از سوی وراث حاکم بوده است. خانه ابریشمچی دو طبقه و بیش از ۶۵۰ متر مربع زیربنا دارد و علاوه بر بهره‌گیری از معماری قاجاری، متناسب با آب و هوای منطقه باران خیز رشت ساخته شده است.
    خانه قدیری مربوط به دوران پهلوی است که در شرق سبزه میدان واقع شده است. اسکلت و سازه این خانه از چوب و متعلق به محمدولی خان تنکابنی، سپهدار و حکمران رشت بوده است. سقف خانه لمبه کوبی شده است و از بیرون که به آن نگاه می‌کنی دارای پوشش سفالی و در و پنجره چوبی است. چند سال پیش *خانه قدیری طعمه حریق شد و تمامی تزئینات آن از بین رفت، اما دوباره بازسازی شد. در حال حاضر این بنای تاریخی به عنوان پژوهشکده میراث فرهنگی مورد استفاده است و دارای کتابخانه‌ای با کتب تخصصی مرمت، معماری، تاریخی، گردشگری و سایر زمینه‌ها بوده که تا حد زیادی پاسخگوی دانشجویان و اندیشمندان است.
    خانه حاج میرزا خلیل رفیع دیگر خانه تاریخی رشت است که از مبارزان مشروطه طلب رشت بود. این خانه تاریخی در خیابان استاد مطهری رشت واقع شده است. حاج میرزا خلیل رفیع را اولین شهردار رشت می دانند که البته در دو مقطع این سمت را به دست آورده است. حاج میرزا اول بار در سال ۱۳۲۷ هجری قمری پس از تصرف رشت توسط مشروطه طلبان، شهردار رشت می‌شود، اما پس از مدتی با تصرف رشت توسط قوای روس بازداشت و تبعید می‌گردد. دومین بار که وی شهردار رشت می‌شود مقارن با نهضت جنگل است.

خانه مزبور در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی به دستور وی ساخته شده است. جالب است بدانید که چوب‌های به کار رفته در این بنا از روسیه و توسط کشتی به ایران آورده شده است. این خانه اکنون در اختیار شورای شهر رشت قرار دارد.[۱۲۳] از دیگر خانه‌های تاریخی رشت عبارتند از:

    خانه میرزا کوچک خان(خانه سردار جنگل)
    خانه رحمت سمیعی با قدمت صدو پنجاه ساله
    خانه کسمایی
    خانه آوانسیان
    خانه اشکوری
    خانه پورعباس
    خانه سید علی مقیمی
    خانه موسس بانک سپه "موسیو لئوپولد گُدار و خانواده اش" محله استادسرا نبش کوچه آتش‌نشانی(متاسفانه این بنای ارزشمند و بی بدیل با بی توجهی شهرداری و میراث فرهنگی رشت تخریب شده است)

و...
نمای پانوراما از مجموعه ساختمان‌های میدان شهرداری رشت
سیاست
نهاداستانداری
ساختمان استانداری گیلان در رشت

شهر رشت از سال ۱۰۰۴ هـ. ق به فرمان شاه‌عباس مرکز استان گیلان شد از این زمان به بعد علی رقم کشمکش‌های گوناگون با حکومت‌های مرکزی ایران و همچنین کشمکش‌های درون گیلان رشت همواره مرکز گیلان و اقامت گاه والی گیلان بود در سال ۱۳۰۴ با انتصاب امیراصلان خواجه نوری (نظام الدوله) به سمت استانداری گیلان اولین بار لفظ استاندار برای حاکم گیلان به کار گرفته شد. همچنین در زمان اولین تقسیم بندی استانی کشور که در ۱۹ دی ۱۳۱۶ خورشیدی، با اصلاح قانون تقسیمات کشوری اعمال شد.استان یکم یکی از ۱۰ استان ایران به مرکزیت رشت بود. این استان شامل شهرهای زنجان، قزوین، ساوه، سلطان آباد، رشت و شهسوار می‌بود.
نهاد شهرداری
نوشتار اصلی: شهرداری رشت

شهرداری رشت، سازمانی است دولتی که در ۱۲۸۶ خورشیدی تاسیس شد و مسئولیت اداره این کلانشهر را به عهده دارد. مدیریت این سازمان با شهردار رشت است که از طریق آرای شورای شهر رشت انتخاب می‌شود و حکم وی توسط وزیر کشور ابلاغ میشود. شهرداری رشت، شامل ۵ منطقه‌است که اداره مناطق شهری رشت به عهده شهردار منطقه می‌باشدو هر منطقه شامل چند ناحیه شهری است شهر رشت دارای ۱۵ ناحیه شهری می‌باشد. شهرداری رشت متشکل از ۵ معاونت است و 12 سازمان زیر مجموعه دارد.
کنسولگری
روسیه
نوشتار اصلی: کنسولگری روسیه در رشت

کنسول‌گری فدراسیون روسیه در رشت نمایندگی دیپلماتیک روسیه در رشت، استان گیلان ایران است. در حال حاضر ماکسیم آناتولییویچ بارانوف سرکنسول و آقای آندرئی الکساندروویچ آلنکین معاونت این سرکنسولگری را بر عهده دارند[۱۲۴]و حوزه فعالیت آن در پنج استان گیلان، مازندران، گلستان، اردبیل و آذربایجان شرقی است. این کنسولگری روزانه پذیرای متقاضیان روادید است.[۱۲۵]
تاریخچه

در زمان قاجار، به موازات توسعه اقتصادی میان ایران و روسیه، تجارت نوغان و سایر محصولات گسترش پیدا کرد. به این ترتیب رشت در قرن ۱۹ میلادی به دروازه اروپا بدل شد. گریگوری والریانویچ ملگونف، سیاح روس که سال ۱۲۷۵ هجری قمری به رشت سفر کرده بود، در خاطرات خود نوشته است که این شهر در آن روزگار دارای ۵۴۶ خانه، ۱۰۲۱ مغازه و ۲۷ هزار و ۳۱۴ نفر جمعیت بوده است. در این زمان اعتبار سیاسی رشت به حدی بود که دولت‌های روسیه، بریتانیا و عثمانی در شهر رشت کنسولگری داشتند.[۱۲۶]
اماکن تفریحی رشت
پارک‌ها
باغ محتشم در رشت
خانهٔ گردشگری در بوستان ملت رشت

شهر رشت داری ۴۰ پارک فعال است که بسیاری از آن‌ها مانند سبزه میدان دارای قدمت تاریخی اند. از این تعداد ۱۰ پارک در منطقه یک،۷ پارک در منطقه دو،۱۱ پارک در منطقه سه و۱۲ پارک در منطقه چهار شهر رشت قرار دارند. و منطقه ۵ فاقد پارک است.[۱۲۷] سرانه فضای سبز رشت کمتر از میانگین و استاندارد کشوری و حتی شهرهای کویری ایران کمتر است.[۱۲۸] در سال‌های اخیر از سوی شهرداری رشت فاز اول پارک مفاخر این شهر برای افزایش سرانه فضای سبز احداث شده و فاز دوم این پارک با توجه به قرار گرفتن چند خانه سازمانی اداره جنگل‌ها و مراتع علی رغم وجود مصوبه دولت قابل استفاده برای عموم مردم نیست. پارک 400 هکتاری لاکان از دیگر وعده‌های استانداری گیلان برای جبران فقر فضای سبز کلانشهر رشت است که تاکنون عملیات اجرایی آن آغاز نشده است.[۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱] از جمله بزرگ‌ترین پارک‌های شهر رشت عبارتند از:

    بوستان ملت
    باغ محتشم
    پارک مفاخر
    بوستان کشاورز
    بوستان دانشجو

سینماهای رشت

نخستین فیلم در ایران به سال ۱۳۱۱ ساخته شد. این فیلم صامت که «لآبی و رابی» نام داشت به کارگردانی آوانس اوگانیانس عرضه گردید که ابتدا در تهران و سپس در برخی از شهرهای گیلان نمایش داده شد. یک سال بعد فیلم ناطق فارسی «دختر لُر» در بمبئی هندوستان ساخته شد. این فیلم در اغلب شهرهای ایران از جمله رشت روی پرده سینما آمد. آغاز نمایش فیلم در گیلان به دهه ۱۲۹۰ خورشیدی یعنی تقریبن هم‌زمان با آغاز فعالیت هالیوود در امریکا برمی‌گردد که متعاقب آن اندکی بعد اولین سینما در رشت تحت نام سینما ایران احداث گردید. در این دهه در سالن «اجتماعات فرهنگ» واقع در شمال غرب سبزه‌میدان رشت، هفته‌ای یک‌بار توسط شخصی به نام «الوش‌بیک» فیلم نمایش داده می‌شد. چندی بعد «کریشا مایاک» در این محل سینما ایران را تاسیس کرد. این سینما دارای دو سالن تابستانی و زمستانی بود. قیمت بلیط ۱۰ شاهی، یک ریال و یک ونیم ریال بود. در سال ۱۳۳۶ خورشیدی پرده سینما به «سینماسکوپ» تبدیل شد. سینما ایران تا سال ۱۳۴۵ خورشیدی به کار خود ادامه داد و در این سال تعطیل گردید. در حال حاضر از محل آن به صورت پارکینگ استفاده می‌شود.[۱۳۲]سایر سینماهای رشت عبارتند از:

    سینما سپیدرود (سینما سهیلا سابق) <دارای دو سالن نمایش با فیلم مجزا>
    سینما ۲۲ بهمن (سینما شهرطلایی سابق)
    سینما میرزاکوچک (سینما آسیا سابق)
    سینماانقلاب (تعطیل شده)(سینما کوروش سابق)
    سینما آبشار (تعطیل شده)
    سینما سعدی (تعطیل شده)
    سینما قدس (تعطیل شده)
    سینما فلسطین (سینما مولن روژ سابق که آتش گرفت و بعد هم تعطیل شد)
    سینما صحرائی واقع در سبزه‌میدان رشت که هم اکنون سال‌هاست به یک پارکینگ خودرو در ورودی استادسرا تبدیل شده است)

هتل‌ها

امروزه رشت علی رغم گردشگرپذیر بودن با بحران هتل مواجه است و از حداقل‌های استانداردهای جهانی در این زمینه محروم است[۱۳۳][۱۳۴] کلانشهر توریستی رشت فاقد هتل ۵ ستاره گرید تاپ است و تنها یک هتل ۵ ستاره قدیمی گرید A و یک هتل ۴ ستاره و درمجموع دارای ۶ هتل و تعدادی مسافرخانه و مهمان‌پذیر است.هتل درنای رشت که عملیات اجرایی ساخت آن با استاندارهای اروپایی و اتاق‌های رویال در سال ۱۳۸۴ در بلوار ولیعصر آغاز شده و قرار بود یکساله به بهره برداری برسد با گذشت نزدیک به یک دهه نیمه کاره رها شده است.[۱۳۵][۱۳۶] هتل‌های شهر رشت عبارتند از[۱۳۷]:
ستاره     آرم     نام     تعداد اتاق     گرید
★★★★★     -     هتل بزرگ کادوس     ۹۸     پنج‌ستاره عادی
T★★★★     -     هتل شبستان     ۵۰     چهارستاره تاپ
★★★     -     هتل پردیس     ۵۰     سه ستاره عادی
T★★     -     هتل پامچال     -     دوستاره تاپ
★★     -     هتل اردیبهشت     -     دوستاره عادی
★     -     هتل کیوان     -     یک‌ستاره عادی
نمایشگاه بین‌المللی رشت

محل موقت نمایشگاه بین‌المللی رشت در بلوار خلیج فارس رشت در فضای بالغ بر ۱۰۰۰۰ متر مربع می‌باشد، که در یک سالن یک شرکت ورشکسته واقع است.[۱۳۸] وعده‌های مختلفی توسط مسئولین استان گیلان و شهر رشت برای احداث نمایشگاه بین اللملی استاندارد در رشت داده شده است که آخرین وعده توسط سازمان همیاری شهرداری‌های استان گیلان در بهمن ۱۳۹۲ برای احداث نمایشگاه، هتل‌، مجتمع تجاری و مسکونی در زمینی به مساحت ۱۲ هکتار در رشت اعلام شده است.[۱۳۹][۱۴۰]
موزه‌ها

شهر رشت با توجه به تاریخی بودن استان گیلان دارای موزه‌های جذاب و دیدنی است این موزه‌ها عبارتند از:

    موزه سردارجنگل
    موزه رشت (تأسیس ۱۳۴۹ - واقع در خیابان بیستون)
    موزه میراث روستایی گیلان (واقع در بلوار خلیج فارس (جاده رشت - تهران)، پارک جنگلی سراوان)

آموزش
عمومی
تاریخچه

گام‌های نخستین آموزش و پرورش در ایران پس از اسلام بر بنیان‌های دینی تکیه داشته و مساجد و مکتب‌خانه‌ها در آغاز مسیر این حرکت قرار داشتند. مساجد نخستین جایی بود که برای آموزش مورد توجه قرار گرفت. در استان گیلان نیز مانند سایر نقاط کشور نخستین گام‌های آموزش از مساجد و مکتب‌خانه‌ها آغاز گردید. نخستین مدرسه جدید در گیلان در سال ۱۳۱۴ ه. ق در زمان حکومت شعاع السلطنة در گیلان آغاز به کار کرد. در این مدرسه درس‌هایی مانند: زبان فرانسه، روسی، صرف و نحو، کلیات سعدی و قرائت قرآن تدریس می‌شد. پس از تأسیس نخستین مدرسه به سبک جدید مدارس دیگری نیز از سوی افراد و انجمن‌های مختلف تأسیس گردید. نخستین مدرسه دخترانه به نام «شمسیه» در سال ۱۳۲۷ ه. ق (یعنی پس از گذشت سیزده سال از تأسیس اولین مدرسه پسرانه) به کوشش شیخ علی طالقانی (تنها) تأسیس گردید. اولین هنرستان گیلان نیز به نام «مدرسه فلاحت» به وسیله حاج میرزا حسن خان اسفند یاری (محتشم السلطنة) در سال ۱۳۲۵ ه. ق تأسیس گردید. مدیریت این مدرسه را میسو لافون فرانسوی بر عهده داشت و در آن به تدریس علوم کشاورزی و پرورش کرم‌ابریشم پرداخته می‌شد. در این رهگذر برخی از خارجیان مقیم ایران و اقلیتهای مذهبی در گیلان مدارسی را بنیان نهادند. در سال ۱۲۹۰ ه. ق ارامنه مدرسه‌ای به نام «انوشیروان» در رشت بنا نهادند. مبلغین پروتستان آمریکایی مدرسه متوسطه پسرانه‌ای، در سال ۱۳۱۳ ه. ق در رشت تأسیس کردند و در پی آن آمریکایی‌ها در سال ۱۳۲۴ ه. ق مدرسه متوسطه دخترانه‌ای نیز تأسیس نمودند. هم‌زمان با شروع نهضت جنگل (۱۲۹۳ـ۱۳۰۰ ه. ش) مدارسی نیز از طرف جنگلی‌ها تأسیس گردید. جنگلی‌ها در مرامنامه خود، تحصیلات ابتدایی را برای کودکان اجباری نموده و تحصیلات متوسطه و عالی را برای افراد با استعداد مجانی و الزامی دانستند.[۱۴۱]
نواحی

در تیر ماه ۱۳۴۰ به علت گستردگی سطح مدارس حیات اداره‌ی آموزش و پرورش شهرستان رشت پایان گرفت ادارات آمــوزش و پرورش نـاحیه‌ی یک و دو رشت تأسیس گردید. از آن زمان به رغم رشد جمعیت، وسعت و گستردگی مدارس تغییری در سازماندهی آموزش عمومی رشت ایجاد نشده است.[۱۴۲]
عالی

اولین مرکز آموزش عالی در گیلان، در سال ۱۳۴۴ خورشیدی، با گشایش آموزشگاه عالی پرستاری، آغاز به کار کرد و در پی آن، مدرسه عالی بازرگانی رشت، در سال ۱۳۴۸ خورشیدی و مدرسه عالی پرستاری، در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، تأسیس گردیدند. پس از آنها، دانشگاه گیلان، در راستای قراردادی میان ایران و آلمان غربی، در سال ۱۳۵۳ خورشیدی، تاسیس شد و از سال ۱۳۵۶ خورشیدی؛ کار خود را با پذیرش ۱۵۵ دانشجو در ۹ رشته، آغاز کرد. پس از انقلاب اسلامی ایران، مدرسه عالی مدیریت گیلان در لاهیجان و مدرسه عالی بازرگانی رشت، با دانشگاه گیلان، ادغام شدند.[۱۴۳]

شهر رشت فاقد دانشگاه صنعتی و دانشگاه تحصیلات تکمیلی دولتی میباشد و دارای ۲ دانشگاه دولتی، سه واحد دانشگاهی آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، ۲ آموزشکده فنی دولتی ودانشگاه جامع علمی کاربردی تعدادی موسسه آموزش عالی غیر دولتی به شرح زیر میباشد:

    دانشگاه گیلان
    دانشگاه علوم پزشکی گیلان
    دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
    دانشگاه آزاد اسلامی پردیس تحصیلات تکمیلی علوم و تحقیقات گیلان
    دانشگاه علم و فرهنگ شعبه رشت
    دانشگاه پیام نور مرکز رشت
    دانشگاه فرهنگیان رشت
    دانشگاه جامع علمی کاربردی واحد گیلان
    آموزشکده فنی و مهندسی شهید چمران رشت
    آموزشکده دخترانه دکتر معین رشت
    دانشگاه پیام نور مرکز رشت
    مرکز آموزش عالی راهبرد شمال
    موسسه آموزش عالی سردار جنگل
    موسسه آموزش عالی جابرابن حیان
    مرکز آموزش عالی احرار رشت
    مرکز آموزش عالی کادوس رشت
    مرکز آموزش عالی کوشیار رشت
    دانشکده سما رشت

حوزوی
فاز یک حوزه علمیهٔ امیر المؤمنین رشت بزرگ‌ترین حوزه علمیهٔ خاورمیانه (مجاور بزرگراه خلیج فارس)

در مورد آغاز فعالیت‌های دینی در شهر رشت تارخ دقیقی در دست نیست اما بسیاری از مشاهیر علم دین از دیار گیلان برخاستند به عنوان مثال سلار دیلمی صاحب کتاب معروف «المراسم العلویه فی الاحکام النبویه» که در اوایل قرن پنجم بعد از فوت شیخ طوسی، مرجع علی الاطلاق شیعه در نجف بود، شاگرد سید مرتضی و شیخ مفید بود که بعد از رحلت شیخ، مرجعیت شیعه را عهده‌دار شد. وی که از راه حلب به ایران می‌آمد در خسروشاه تبریز بیمار می‌شود و در آنجا فوت می‌کند و قبرش در این شهر است. این مسئله حاکی از آن است که از اواخر قرن چهارم عالمایی از این منطقه برخاسته‌اند.ابوالحسن کوشیار دیلمی، ریاضیدان و منجم معروف ایرانی و استاد ریاضیات و نجوم بوعلی سینا که در قرن ششم کتاب وی به زبان چینی ترجمه و در چین تدریس می‌شد، اهل گیلان بود. میرزای قمی اهل شفت هستند، حاج سید محمدباقر شفتی معروف به «حجت‌الاسلام شفتی» بنیانگذار مسجد سید اصفهان از شفت است، ملا عبدالرزاق لاهیجی داماد ملاصدرا اهل لاهیجان است، حاج شیخ عبدالله مازندرانی که در اصل مازندرانی نیست و اهل دیوشل گیلان است و چون تحصیلات ابتداییش در مازندران بوده است به عنوان آقا شیخ عبدالله مازندرانی معروف است و هم اکنون خانواده‌اش در لاهیجان هستند، حاج شیخ شعبان دیویشلی، مجتهد معروف اهل لاهیجان است، شریف لاهیجی، صاحب «تفسیر شریف لاهیجی»، شیخ هاشم اشکوری که استاد آیت‌الله شاه‌آبادی «استاد امام» بود که او هم شاگرد مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه بود و فلسفه ملاصدرا را از آن طریق به امام (ره) منتقل کرد، همگی از دیار گیلان بوده‌اند. وجود این افراد حاکی از آن است که تحصیل علم دین در گیلان سابقهٔ دیرین دارد و شهر رشت هم به عنوان شهر مهم این خطه از این مسئله مستثنی نیست. از جمله مهم ترین و تاریخی ترین حوزه‌های علمیه رشت عبارتند از:

    حوزه علمیه صالح آباد:حوزه علمیه صالح آباد چهره‌های علمی و فرهنگی زیادی را تربیت نموده؛ و به جهت تدرّس میرزا کوچک‌خان جنگلی (میرزا یونس) معروف به مدرسه میرزا کوچک نیز شده است. بانی اصلی مدرسه و مسجد حاج حسن آقا فرزند آقا احمد کلانتر بود؛ که به تاسیس و ساخت مدارس علوم دینی و مساجد و تکایا برای برگزاری سوگواری ابا عبدالله الحسین (ع) رغبت داشت. طلاب حوزه علمیه صالح‌آباد از همان زمان جزء پیشروان راه آزادی بودند که از جمله آنها می‌توان، از زنده‌یاد میرزا کوچک خان، حاج حسن کسمایی، محمد انشایی و سید حبیب‌الله مدنی نام برد. لازم بذکر است که مسجد و مدرسه حاج حسن تکیه‌ای داشته که به عنوان محل پذیرایی شاعران و عالمانی بوده که هر چند وقت وارد رشت می‌شدند و در آنجا سکونت می‌کردند. همچنین مسجد مدرسه صالح آباد در سال ۱۳۴۱ شمسی تعمیر وباز سازی شد. قدمت این مدرسه نزدیک به ۱۵۰ سال می‌باشد. در سال ۱۳۸۳ براثر برف شدید ساختمان مدرسه کاملاً تخریب شد و در سال ۱۳۸۸از اساس و پایه ساخته شد.
    حوزه علمیه خواهران رشت: مدرسه دینی خواهران رشت ۱۵۰ سال سابقه تاریخی دارد، البته این مدرسه در گذشته به نام حوزه خواهران نبوده، بلکه با نام مدرسه حاج سمیع خوانده می‌شد که در دورهٔ پهلوی آن را «شاهدخت» نامیدند این مدرسه با نظر آیت‌الله شرعی، علی‌رغم مخالفت برخی از علمای منطقه و با استفتاء از رهبری، تخریب شد و هم اکنون در حال نوسازی در سه طبقه است.[۱۴۴]

    حوزه علمیه امیرالمؤمنین رشت بزرگ‌ترین حوزه خاورمیانه[۱۴۵]:این حوزه با مساحت ۴۰ هکتار با زیربنای ۷۱ هزار مترمربع با اعتباری بالغ بر بیست و پنج میلیارد تومان با ۴ طبقه احداث شده است. فاز نخست این حوزه ۳۰۰ طلبه شامل ۱۵۰ طلبه داخلی و ۱۵۰ طلبه خارجی را پذیرش می‌کند. این حوزه با حضور آیت‌الله جعفر سبحانی مرجع تقلید شیعیان، آیت‌الله محمدی‌گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، آیت‌الله رسولی محلاتی، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی، محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت، نمایندگان گیلانی مجلس شورای اسلامی، استاندار گیلان و جمع زیادی از علما و مدیران دستگاه‌های اجرایی استان گیلان در پنجم مهر ماه سال ۱۳۹۲ به بهره‌برداری رسید.[۱۴۶]

اقتصاد
تجارت

شهر رشت نزدیک ترین شهر بزرگ به بندر انزلی (بزرگترین بندر شمال کشور) و مرز آستارا (امن ترین مرز زمینی کشور) است این شهر تخلیه گاه بسیار مناسب برای کالاها به مقصد شمال شرق و شمال غرب کشور است و قرار گیری آن در مسیر کریدور شمال جنوب به همراه توریسم پذیری گسترده موقعیت ممتازی در زمینهٔ تجارت برای این شهر فراهم کرده است. همین مسائل باعث شده که این شهر در طول تاریخ به عنوان یک شهر تجاری شناخته شود. هرچند عواملی نظیر عدم ارتباط گسترده تجاری با شوروی سابق و متعاقب آن محور قرار گرفتن خلیج فارس برای صادرات و واردات و همچنین تاءخیر فراوان در تکمیل کریدور شمال جنوب چه از طریق آزاد راه و چه از طریق راه آهن باعث شده بود که نقش شهرهای استان گیلان در تجارت کمرنگ شود ولی امروزه با توجه به وجود پنج کشور در حاشیه دریای کاسپین، تکمیل آزاد راه رشت-قزوین(آزادراه ۱ (ایران))و در شرف افتتاح قرار گرفتن راه آهن قزوین-رشت برای این شهر نقش مهمی در زمینه بازرگانی متصورند.[۱۴۷][۱۴۸] تجارت نظامند و نوین در شهر رشت به سال ۱۳۰۴ بر می‌گردد. در این سال مطابق دستور فلاحت و تجارت و فواید عامه وقت و بنا به پیشنهاد تجار رشت و به موجب مواد ۱ و ۲ نظام نامه اتاق‌های تجارت مصوبه هیاًت وزیران اتاق تجارت رشت با ۱۶ نفر عضو تکشیل شد. حوزه عملیاتی اتاق، استان گیلان بوده، اولین جلسه آن به ریاست آقای حاج علی آقای گیلانی در تجارتخانه ایشان تشکیل گردید. براساس همین نظامنامه در تاریخ ۲۵ تیر ماه ۱۳۰۸ اتاق تجارت رشت همزمان با اتاق‌های تبریز، مراغه، مهد، قزوین، ساری تشکیل و رسمیت یافت. اولین جلسه اتاق تجارت در نهم مرداد ماه ۱۳۰۸ در منزل آقای احمد سیگارودی و با حضور (افشار) حکمران گیلان تشکیل شد. در آن زمان مسایل اتاق در روزنامه‌ای به نام روزنامه عصر جدید از انتشارات اتاق تهران منتشر می‌شد. دوسال بعد انحلال کلیه اتاق‌ها پیش آمد تا اینکه مجلس شورای وقت قانون تاسیس اتاق‌های بازرگانی را تصویب کرد و در سال ۱۳۱۰ انتخابات اتاق رشت با حضور حکمران وقت گیلان (افشار) در محل فرمانداری رشت تشکیل شد. در آن زمان دو اتاق یکی به نام بازرگانی و دیگری به نام اتاق صنایع و معادن وجود دات که در سال ۱۳۴۹ این دو اتاق با هم ادغام گردید و به نام اتاق بازرگانی و صنایع و معادن نام گذاری شد. فعالیت اتاق تا پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا با انتخابات هر دو سال یکبار و بعد هر چهار سال یکبار انجام می‌گرفت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با استناد تلگراف اتاق مرکزی ایران از طرف استانداری گیلان سه نفر به عنوان سرپرست اتاق رشت و به نام هیاًت رپیسه موقت انتخاب و اداره امور اتاق را بعهده گرفتند که این روال تا سال ۱۳۶۲ ادامه داشت و در سال ۱۳۶۲ اولین انتخابات اتاق رشت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انجام گرفت که طی آن نفر عضو انتخابی و چهار نفر انتصابی به عنوان هیاًت نمایندگان برگزیده شدند. چهارمین دوره انتخابات در تاریخ ۱۳۷۷/۱۰/۲۵ برگزار گردیدو بالاخره پنجمین دوره انتخابات هیاًت نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن رشت در تاریخ ۱۳۸۱/۱۲/۷ برگزار شد.[۱۴۹]
کشاورزی

استان گیلان غنی ترین استان کشور از نظر تولید محصولات کشاورزی است این استان دارای:

    رتبهٔ نخست کشوری در تولید ماکیان[۱۵۰]
    رتبه نخست ایران در کشت مکانیزه برنج[۱۵۱]
    رتبه نخست کشور در تنوع محصولات[۱۵۲]

و بسیاری از مزایای کشاورزی دیگر است و از این بین شهرستان رشت با ۶۴هزار ۲۵۰هکتار زمین زراعی که ۷۵ هزار بهر ه بردار در۶بخش و۱۸دهستان این شهرستان فعالیت می‌کنند و حاصل آن سالانه ۲۹۵هزار ۵۵۰تن شلتوک است که از این میزان شلتوک ۱۷۷هزار و ۳۰۰تن برنج سفید استحصال می‌شود و همچنین با تولید ۱۰درصد برنج سفید کشور رتبه اول را در زمینه تولید برنج سفید در کشور دارد و یکی از شهرستانهای برنج خیز کشور است وحدود یک درصد برنج استان را تولید می‌کند. البته توسعه شهرنشینی باعث کاهش اقبال به کشاورزی شده ولی هنوز هم مزارع کشاورزی حتی در نواحی درونی شهر و در حاشیه خیابان‌های شهر دیده می‌شوند که در بین کلانشهرهای ایران بی نظیر است.[۱۵۳]
صنعت

رشت در گذشته قطب تولیدات نساجی ایران بود در سالیان اخیر بسیاری از کارخانجات بزرگ صعنتی در رشت به حالت تعطیل در آمده‌اند و بسیاری از کارخانه‌ها و شرکت‌های فعال نیز با ظرفیت کم و با مشکلات زیاد مشغول به فعالیت هستند. از جمله مهم ترین شرکت‌های غیر فعال که تاکنون اقداماتی برای احیا این شرکت ها صورت نگرفته عبارت اند از: شرکت صنایع پوشش ایران، شرکت الکتریک ایران رشت، شرکت فرش گیلان، شرکت کنف کار، شرکت صنایع تندر مهم ترین عوامل عدم توسعه صنعتی رشت کج نظری‌ها در زمینهٔ بخشی نگری مسئولان و تاکید بر توسعه کشاورزی به صورت محض در آمایش سرزمینی گیلان بر پایه کشاورزی توسط دولت از توسعه صنعتی محروم مانده است.[۱۵۴] از جمله مهم ترین صنایع فعال رشت عبارتند از: گروه صنعتی ایران رادیاتور، مجتمع فولاد گیلان، فومن شیمی، سبحان دارو، پارس خزر، کاشی خزر، کاسپین تامین، سبحان انکولوژی و....[۱۵۵]
مراکز صنعتی
شهرصنعتی رشت
نوشتار اصلی: شهرصنعتی رشت

شهرصنعتی رشت در سال ۱۳۵۳ هجری شمسی تاسیس شد. این شهر صنعتی که یکی از پنج شهر صنعتی بزرگ کشور است و دومین شهرصنعتی خصوصی ایران است در ۱۲ کیلومتری جنوب شهر رشت و در مکانی بسیار زیبا واقع است. تأسیسات زیر بنایی کم‌نظیر شهر صنعتی رشت، این مکان را در زمره مناسب ترین محل‌ها برای اجرای طرح‌های بزرگ صنعتی قرار داده‌است. سهامداران فعلی شهر صنعتی عبارتند از: شرکت شهر صنعتی البرز، شرکت سرمایه‌گذاری بانک صنعت و معدن، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، شرکت کارگزاری بانک کشاورزی، شرکت ساتکاب وابسته به وزارت نیرو و شرکت خدمات مدیریت غدیر. شهر صنعتی رشت طبق مصوبات اولیه در وسعتی به میزان ۲۲۸۸ هکتار طراحی و ۵۲۰ هکتار آن آماده‌سازی و بخش عمده‌ای به متقاضیان واگذار گردیده‌است که با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده، بر اساس تقاضا قابل توسعه می‌باشد. در حال حاضر تعداد ۲۸۰ واحد صنعتی در این شهر وجود دارد که از این تعداد ۱۴۰ واحد در حال کار است.[۱۵۶]
شهر صنعتی رشت یکی از پنج شهر صنعتی بزرگ ایران(سراسرنما از ضلع غربی و مجاور محور شفت به سراوان)
شهرک صنعتی سپیدرود رشت

تنها شهرک صنعتی دولتی ایجاد شده در سال ۱۳۸۶ توسط شرکت شهرک‌های صنعتی گیلان در رشت شهرک صعنتی سپیدرود رشت است.موقعیت استراتژیک این شهرک، نزدیکی به راه آهن در حال احداث رشت - قزوین و نزدیکی به شهر رشت، موقعیت مناسبی را برای این شهرک ایجاد کرده به گونه‌ای که به دلیل درخواست های متعدد سرمایه‌گذاران و متقاضیان فراوان افزایش عرصه از ۲۰۰ هکتار به ۹۰۰ هکتار در دستور کار هیات دولت قرار گرفت و مصوب شد. رعایت اصول زیست محیطی و موقعیت های منطقه ای مرکز استان و بیشترین نیروی بیکار جویای کار فعال و تحصیلکرده استان گیلان در رشت از دیگر ویژگی‌های این شهرک صنعتی است.[۱۵۷]
تقسیمات شهری
گسترش شهر
نقشه ی سطح کالبدی شهر رشت در گذر زمان
روند افزایش سطح کالبدی شهر رشت تا سال ۱۳۸۵

روند توسعهٔ شهر رشت را می‌توان به دو دوره پیش از پهلوی و پس از آن تقسیم کرد:

الف) توسعه شهر رشت از آغاز تاپهلوی

نام رشت در متون تاریخی در کتاب جغرافیایی حدود العالم من المغرب الی المشرق که در سال ۳۷۲ ه. ق. نگارش یافته است، آمده که (رشت از آبادی‌های کهن ایران است). شهر کنونی رشت درادوار گذشته به صورت روستایی بین دو منطقه گیلان (بیه پیش و بیه پس با مرکزیت شهرهای فومن و لاهیجان) قرار در دوره شاه طهماسب، رشت اهمیت اقتصادی و سیاسی، داشت[۱۵۸]فراوانی یافت.[۱۵۹] با سقوط پایتخت صفویان به وسیله افغانها، استان گیلان به اشغال روس‌ها درآمد. در ابتدا اشغال شهر رشت، برای تأمین زمین تقریباً پانزده مایل به طرف جنوب از بیشه زارها پاک شد..[۱۶۰][۱۶۱] در دوره قاجاریه، شهر رشت با ساخت و گسترش بازارهای باربندان (ساغری سازان) و ساروق بندان در مرکز شهر، بطور چشمگیری توسعه یافت.[۱۶۲]

ب) توسعه شهر رشت از اوایل دوره پهلوی تا کنون

پس از انقلاب مشروطیت و تسلط رضاخان، چندین خیابان جدید (امام خمینی سعدی – علم الهدی و شریعتی) و نقطه تقاطع آن‌ها (میدان شهرداری) احداث شد. بازار به حاشیه خیابان‌ها گرایش پیدا کرد و ساختمانهای مسکونی در محلات قدیمی به صورت متراکم مستقر شدند. شهر از سال ۱۳۳۵-۱۳۲۷ ه. ش از سمت جنوب، جنوب شرقی و جنوب غربی توسعه پیدا کرد و پس از آن تا سال ۱۳۵۰، توسعه شهر درحد شرقی متوقف و در جهت غربی و شمال شرقی متمایل گشت.[۱۶۳] از ۱۳۵۰ به بعدگسترش شهر در جهت شمال و شمال غربی محسوس تر است.[۱۶۴]بعد از پیروزی انقلاب اسلامی گسترش شهر در جهت شمال و شمال غرب ادامه یافت.[۱۶۵] احداث شهرک صنعتی در این دوره و مکان یابی دانشگاه گیلان در جاده تهران (جنوب شرق) به توسعه این بخش از شهر منجر شد در واقع شهر رشت طی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۴ در جهات غرب به[۱۶۶]شرق و شمال شرقی توسعه یافته است و از سال ۱۳۶۷ تاکنون نیز توسعه به سمت جنوب غرب، شمال غرب و جاده لاکان است.[۱۶۷] بیشترین میزان توسعه کالبدی شهر رشت طی سالهای ۱۳۶۱ ۱۳۵۵ با ۲۳۳ درصد و بین سال‌های ۱۳۷۲ ۱۳۶۱ با ۲۷۰ درصد است. این در حالی است که طی سا لهای ۶۵ تا ۷۵ جمعیت شهر رشت، ۴۰ درصد رشد داشته است، یعنی از ۲۹۳۸۹۸ به ۴۱۲۵۵۲ نفر رسیده است. همچنین مساحت شهررشت طی سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۸۵ از ۶۵۰ هکتار به ۱۰۲۴۰ هکتار افزایش یافته است. این میزان بیانگر ۱۴۷۵ درصد رشد فضایی طی سا لهای فوق‌الذکر است.
مناطق
نوشتار اصلی: مناطق شهری رشت

شهر رشت دارای پنج منطقه شهرداری است که هر کدام از آن‌ها به سه ناحیه تقسیم می‌شوند. با توجه به جمعیت و استاندارد وزارت کشور این مناطق باید افزایش یابد.[۱۶۸][۱۶۹]مناطق شهری رشت:

    منطقه ۱ با ۱۲۴ هزار و ۳۶۸ نفر جمعیت،
    منطقه ۲ با ۱۲۳ هزار و ۵۹۹ نفر،
    منطقه ۳ با ۱۲۶ هزار و ۳۰۷ نفر،
    منطقه ۴ با ۱۲۷ هزار و ۵۱۷ نفر
    منطقه ۵ با ۱۲۳ هزار و ۷۰۹ نفر جمعیت، مناطق پنجگانهٔ شهر رشت هستند.

شهرهای سنگر، کوچصفهان و خمام هم اکنون هم مرز مناطق شهری رشت قرار دارند.[۱۷۰] و توانایی الحاق به عنوان مناطق مستقل شهری رشت همچون مناطق شهری ری[۱۷۱] و خوراسگان[۱۷۲] در شهرهای تهران و اصفهان را دارند.
محله‌های رشت

سعـدی، جماران ( خیابان قربانزاده )، دیانتی، سام (سردارجنگل)، لاکانی،علی‌آباد،صالح آباد، آب و برق، زیرکوچه، شالکو، احمدیان، پارک شهر،زرجوب، سوخته تکیه، حاجی‌آباد، بادی الله، ارمنی بولاغ، کرد محله، سرچشمه، باقرآباد، ساغری سازان، دانشسرا، جیرباغ، رودبارتان، خمیران زاهدان، دباغیان، کوزه گران، خمیران چهل تن، چله خانه، چمارسرا، کیژده، معین رودخان (شهرک مروارید)، استادسرا، پاسکیاب، سرخه بنده، آتشگاه، صیقلان،کیاب، سبزه میدان، شهرداری، گلسار، بوسار، پیربازار، فخب، پل عراق، استخر (رشت)|استخر، دو برادران، خواهر امام، حمیدیان رشتیان،استقامت سلیمان داراب، تازه آباد، منظریه رشت، شهرک مفتح کوی بیانی، احمد گوراب، جاده لاکان، پل طالشان، آفخرا، آج بیشه، شهرک قدس، ۱۶متری سمیه سنگ سازی، چهارراه میکائیل، گلباغ نماز،، نقره دشت، کرف آباد، حافظ آباد [۱۷۳][۱۷۴]
سراسرنما از ناحیه ی بوسار رشت
حمل و نقل
حمل و نقل درون شهری
قطار شهری

رشت سومین شهری است که طرح جامع قطار درون شهری در آن آغاز شده است. مطالعات این طرح در ۶ ماه دوم سال ۱۳۸۵ به پایان رسید و در واقع بعد از دو شهر کرمانشاه و همدان، رشت سومین شهری است که طرح جامع قطار ریلی در آن شروع شده است.[۱۷۵]هم اکنون مسیر هاو ساز و کار احداث پروژه مشخص شده و در آینده نچندان دور عملیات اجرایی این طرح نیز آغاز خواهد شد.[۱۷۶]
اتوبوسرانی

نخستین اتوبوس در ایران در شهر رشت به کار گرفته شد اما سازمان اتوبوسرانی رشت وحومه در سال ۱۳۴۵ تاسیس گردید وازآن زمان تاکنون به موازات افزایش جمعیت و وسعت شهر رشت، توسعه و گسترش نیافته است. هم اکنون در شهر رشت تنها حدود ۴۶ اتوبوس فعالیت می‌کنند همچنین تنها ۵ اتوبوس در زمان هدفمندی یارانه‌ها، از محل درآمد‌ها به رشت اختصاص یافت که سهم تهران ۲۵۰۰ دستگاه، اصفهان ۶۰۰ دستگاه بود. ولی با توجه به جمعیت شناور روزانه بالغ بر یک ملیون و دویست هزار نفری رشت.[۱۷۷][۱۷۸][۱۷۹] این تعداد اتوبوس به نظر کافی نمی‌رسد.[۱۸۰] در حال حاضر شهرداری رشت حدود ۲۰۰ اتوبوس و ۷۰ مینی‌باس از محل مصوبات دولت از وزارت کشور طلبکار است.[۱۸۱][۱۸۲]
تاکسیرانی
(نمادی از اولین تاکسی شهر رشت ( مقابل سازمان تاکسیرانی رشت

درسال ۱۳۲۶ تعداد ۵۰ تاکسی به سفارش خانم فخر الدوله (دختر مظفر الدین شاه) از انگلستان خریداری و وارد ایران شد. در سال ۱۳۲۷ اولین تاکسی به جهت علاقهٔ وی به گیلان با عبوراز خیابان اصلی شهر وارد رشت شد. سازمان تاکسیرانی کلانشهر رشت تاکنون بیش از ۹۵۰۰ دستگاه تاکسی و خودروهای شخصی را ساماندهی نموده است که از این تعداد ۶۰۰۰ دستگاه تاکسی دارای پلاک (ت) و از انواع خودروها ی موجود در سیستم تاکسیرانی کشور هستند از جمله ۱۹۴ دستگاه ون. همچنین بیش از ۳۵۰۰ دستگاه خودروی شخصی فعال در ۱۳۶ واحد تاکسی تلفنی تحت نظارت سازمان با عنوان شرکتهای حمل و نقل عمومی مسافر و دو شرکت تاکسی بیسیم فعالیت می‌نمایند.[۱۸۳]
حمل و نقل برون شهری
فرودگاه
نوشتار اصلی: فرودگاه بین‌المللی سردار جنگل رشت

فرودگاه بین اللملی رشت پرترددترین فرودگاه‌های شمال ایران است. این فرودگاه در هفته ۷۶ پرواز ثابت دارد. فرودگاه بین‌المللی سردار جنگل رشت تنها فرودگاه استان گیلان می‌باشد که در سال ۱۳۴۸ بنا شده و در بلوار ولیعصر واقع شده است. مساحت کل فرودگاه ۲۲۰ هکتار و ارتفاع آن ۴۰ پا پایین‌تر از آبهای دریای آزاد می‌باشد و به سیستمهای کمک ناوبری دقیق و ارتباطی با ۷ طرح تقرب مجهز می‌باشد. با اجرای روکش باند درسال ۱۳۸۵ و مقاوم‌سازی باند و گسترش پارکینگ با زیربنای ۵۵ هزار مترمربع آماده پذیرش هواپیمای متوسط و پهن پیکر با شرایط خاص می‌باشد. در ضمن کنترل نظارت بر امور ایمنی، سلامتی پروازها سیویل (تجاری، بازرگانی) برای سالانه حدود ۴۵۰۰ سورتی پرواز، ارائه سرویسهای پروازی به ترافیک یگان‌های هوایی ارتش و سپاه به هنگام رزمایش‌ها و حوادث غیر مترقبه و ترافیک مؤسسات هوایی در بخش دولتی و خصوصی نظیر هلال احمر، کشاورزی، توانیر و... که تقریبا"سالانه بیش از ۲۰۰۰ سورتی پرواز می‌باشد را به عهده دارد.[۱۸۴] هم اکنون فرودگاه رشت دارای پروازهای ثابت به مقاصد:تهران-مهرآباد، بندر عباس، شیراز، عسلویه، مشهد ،اهواز، اصفهان، کیش، قشم،جده،مدینه،بغداد و پروازهای فصلی به مقاصد:استانبول و دمشق است. همچنین شرکت‌های :هواپیمایی آسمان،ایران ایر،هواپیمایی ماهان،نفت ایر، ایران ایرتور، هواپیمایی کیش ،هواپیمایی هسا، هواپیمایی تابان ،هواپیمایی قشم ، تیل‌ویند وکاسپین به فرودگاه بین‌المللی سردار جنگل رشت پرواز می‌کنند.[۱۸۵]
راه آهن

راه آهن قزوین -رشت -انزلی-آستارا مهم ترین پروژه ریلی کشور است که تکمیل کنندهٔ کریدور شمال جنوب و متصل کنندهٔ ایران به اروپا محسوب می‌شود احداث این خط آهن سالیان دراز به دلیل پیچیدگی مفرط به تعویق افتاد اما هم اکنون در شرف افتتاح است. پروژه راه‌آهن قزوین - رشت یکی از پروژه‌های بسیار مهم در مسیرهای ریلی ایران است که قزوین، رشت، انزلی، آستارا را به هم وصل کرده سپس به کشور آذربایجان و خط ریلی اروپا متصل می‌شود.[۱۸۶] به گفته متخصصان، اجرای این پروژه کاری بسیار دشوار بوده است زیرا در مسیر قزوین تا رشت حدود ۱۶۴ کیلومتر خط ریلی احداث می‌شود، در این مسیر حدود ۸۲ دهانه پل بسیار پیچیده به طول ۹ کیلومتر، از ۱۰ تا ۱۵۰۰ متر، و ۵۳ تونل به طول ۲۲ کیلومتر، از ۷۰ تا ۲۰۰۰ متر، در دست احداث است. از این پل‌ها می‌توان به پل حاشیه سد سپید رود در منجیل به طول ۱۴۳۱ متر اشاره کرد که پس از تکمیل بزرگترین پل راه آهن ایران خواهد بود.[۱۸۷]
ترمینال

در طرح جامع کلانشهر رشت این شهر باید در غرب، شرق، شمال و جنوب دارای پایانه‌های مسافربری باشد. هم اکنون در این شهر تعداد چهار پایانه در حال فعالیت هستند که عبارتند از:

    پایانهٔ خط کناره
    پایانهٔ پل بوسار
    پایانهٔ فجر
    پایانهٔ میدان گیل (جنوب):این پایانه تنها پایانهٔ احداث شده از پایانه‌های اصلی شهر رشت است که ساخت آن‌ها مطابق طرح جامع الزامیست. این پایانه که به عنوان پایانهٔ جدید مسافربری رشت به آدرس خیابان امام (جاده تهران) جنب میدان گیل در سال ۱۳۷۲احداث شده دارای ۷۲۶۳۰ مترمربع وسعت است و از جمله مجهز ترین پایانه‌های کشور محسوب می‌شود که تحت نظارت شهرداری رشت فعالیت می‌نماید.[۱۸۸]

سراسرنما از ضلع جنوبی پایانهٔ بزرگ گیل در رشت
ورزش

ورزش اول و مورد علاقه مردم رشت فوتبال می‌باشد. اما علاوه بر فوتبال، سایر رشته‌های ورزشی از جمله بوکس، سپکتاکرا، فوتسال، پبنگ پونگ، کاراته، تکواندو، شطرنج، والیبال، هاپگبدو و... نیز طرفدارانی در رشت دارد که مردم رشت افتخاراتی را در این رشته‌های ورزشی کسب نموده‌اند از جمله این افراد سرشناس می‌توان به جهان پهلوان محمود نامجوی در وزنه برداری و استاد یعقوب کوچکزاد در ژیمناستیک اشاره کرد. چندین باشگاه ورزشی در شهر رشت فعالیت می‌کنند:

    باشگاه فوتبال سپیدرود رشت از سال ۱۳۴۷ تحت عنوان سلامتبخش رشت و چندی بعد تحت عنوان سپیدرود تاکنون به فعالیت‌های ورزشی پرداخته‌است. و نخستین تیم فوتبال در رشت و استان گیلان است.[۱۸۹]
    باشگاه فوتبال داماش گیلان که هسته اولیه‌اش به تیم ابوذر رشت بر می‌گردد در سال ۱۳۶۲ میراحمد خوشکلام که سال ۱۳۵۴ تیم ابوذر رشت را حمایت میکرد تصمیم گرفت این تیم را با نام استقلال رشت وارد مسابقات کند بعد از آن امتیاز این تیم به شهرداری رشت با نام استقلال شهرداری رشت و سپس باشگاه پگاه گیلان انتقال یافت و درنهایت امتیاز این تیم به باشگاه داماش گیلان انتقال یافت و از این حیث جزو باشگاه های پرسابقه و قدیمی فوتبال ایران است.[۱۹۰]

از جمله افراد سرشناس در فوتبال رشت می‌توان به ناصر پرشاد، بیژن تیزکار، مجید جهانپور، برادران هوشنگی، احمد صومی، سید علی افتخاری، بهزاد داداش زاده، امید هرندی، هادی طباطبایی و علیرضا جهانبخش اشاره نمود.

شهر رشت دارای دو ورزشگاه فوتبال دکتر عضدی و سردار جنگل می‌باشد که ورزشگاه عضدی بعد از بازسازی یکی از مجهزترین ورزشگاه‌های ایران می‌باشد، ولی گنجایش ورزشگاه سردار جنگل بیشتر است.در رشت یک سالن سرپوشیده استاندارد چند منظوره ۶۰۰۰ نفری به نام شهدای رشت وجود دارد.[۱۹۱]رشت با داشتن یک سوم جمعیت استان گیلان از حیث امکانات و اماکن ورزشی رتبه ۱۵ از ۱۶ استان را دارد.[۱۹۲]
استادیوم سردار جنگل رشت در یک بازی خانگی داماش گیلان
استادیوم شهید دکتر عضدی رشت در یک بازی خانگی داماش گیلان
رسانه
صدا و سیمای مرکز گیلان
شبکه باران
نوشتار اصلی: شبکه باران

شبکه استانی باران از مرکز رشت روی کانال ۲۸ باند UHF و از فرستنده زیباکنار برای سرتاسر استان گیلان، به صورت ۲۴ ساعته پخش می‌گردد.[۱۹۳] این شبکه به طور رسمی از سال ۱۳۷۷ فعالیت رسمی خود را آغار نموده‌است، ولی صدا و تصویر تلویزیون در هفتم اردیبهشت ماه ۱۳۴۹ شمسی به خانه‌های مردم رشت رسید و تا قبل از شروع به کار شبکه باران، به صورت پاره وقت برنامه‌هایی را پخش می‌نمود. شبکه باران را می‌توان بر روی ماهواره‌های Badr ۵ (ایران ست) و AsiaSat3S و همچنین از طریق اینترنت و به صورت آنلاین، مشاهده نمود.[۱۹۴]
شبکه استانی باران روی کانال۴۶ سامانه دیجیتال ایستگاه آزادگان رشت نیز قابل دریافت است. درحال حاضر حدود ۵۰٪ مناطق گیلان تحت پوشش سامانه دیجیتال می‌باشد که در آینده‌ای نزدیک با راه اندازی دو فرستندهٔ پر قدرت(۶ کیلو وات) شهرها و مناطق بیشتری از استان تحت پوشش سامانهٔ دیجیتال قرار خواهد گرفت.[۳]
رادیو گیلان
نوشتار اصلی: رادیو گیلان

مرکز گیلان از جمله قدیمی ترین مراکز رادیویی و تلویزیونی کشور می‌باشد که فعالیت خود را ابتدا با تأسیس رادیو در سال ۱۳۳۴ با نصب فرستنده‌ای به قدرت ۷۵ وات در اداره پست و تلگراف آغاز کرد. در ابتدا برنامه روزانه خود را روی موج متوسط ۱/۴۴۱ متر برابر با ۶۸۰ کیلو سیکل در دو بخش: از ساعت ۹ تا ۵/۱۲ و از ساعت ۳۰: ۱۶ تا ۲۱ پخش می‌کرد و پس از افتتاح فرستنده یکصد کیلو واتی ساعات پخش برنامه‌ها به ۱۹ ساعت رسید (۵ تا ۳۰ – ۲۴) که از این مدت حدود ۶ ساعت تولید محلی است‎. امروزه رادیو گیلان یک رادیوی پر شنونده، فعال و سر زنده‌است. رادیو گیلان را می‌توان از طریق اینترنت و به صورت آنلاین نیز دریافت نمود.[۱۹۵]
نشریه‌ها

نشر روزنامه در گیلان و رشت سابقهٔ تاریخی فراوانی دارد و مشهور ترین روزنامهٔ این خطه نیز نسیم شمال است که نام آن برای همگان آشناست. گیلان هم اکنون دارای ۱۶۸ نشریه دارای مجوز و ۹۹ نشریه در حال انتشار و از حیث تعداد نشریه‌های محلی پس از استان‌های خراسان رضوی ،اصفهان و قم در رتبهٔ چهارم کشور قرار دارد. بیشتر این روزنامه‌ها و مجلات در رشت به چاپ رسیده و در سراسر گیلان منتشر می‌شوند که مهم ترین آن‌ها عبارتند از:

    گیلوا
    دادگر
    گیلان امروز
    خزر
    نسیم (پر تیراژ ترین روزنامهٔ شمال کشور)[۱۹۶]

و...
معضلات شهری
بیکاری

رشت رتبه دوم نرخ بیکاری را در کشور دارا می‌باشد. [۱۹۷]وضعیت نابسامان اشتغال در این شهر موجب مهاجرت[۱۹۸] و ایجاد آسیب‌های‌ اجتماعی در این کلانشهر شده است و گسترش بی سابقه پدیده دستفروشی ناشی از بیکاری در رشت به چهره شهر خدشه وارد کرده است. با توجه به فصلی بودن اشتغال در بخش‌های گردشگری و کشاورزی آمار بیکاری پنهان رشت فراتر از آمار‌های فعلی می‌باشد. بحران بیکاری رشت سبب ایجاد اولین مرکز و کلینیک کنترل خشم توسط وزارت ورزش و جوانان و بهزیستی در شهر رشت شده است.[۱۹۹] عملکرد دولت و استانداری گیلان خصوصا در بخش صنعتی و ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی در رشت در سالیان اخیر بسیار ضعیف بوده و هست.[۲۰۰][۲۰۱]
آلودگی
نوشتار اصلی: گوهررود
نوشتار اصلی: رودخانه زرجوب

آلودگی محیط زیست به خصوص در شهر رودگذر رشت، رودخانه‌های زرجوب و گوهررود یکی از مشکلات بزرگ شهر رشت محسوب می شود.از بین دو حوزه نامبرده، رودخانه زرجوب، آلوده‌ترین رودخانه در سطح گیلان و حتی کشور است و بسیاری از بیماری های میکروبی را به‌طور مستقیم و غیرمستقیم گسترش می دهد. منابع آلوده‌کننده ‌این رودخانه عبارتند از: روزانه 400 هزار متر مکعب فاضلاب انسانی، صنعتی و بیمارستانی و روزانه 600 تن شیرابه لندفیل زباله سروان که تمامی مواد زائد خود را وارد این رودخانه می کنند.[۲۰۲] وزارت نیرو و شرکت آب و فاضلاب گیلان به عنوان متولی اصلی و قانونی جمع آوری و تصویه فاضلاب علی رغم دریافت وجه در قبوض ماهانه بابت فاضلاب تنها فاضلاب شهرها به رودخانه ها، دریای کاسپین و تالاب انزلی هدایت میکنند. آلودگی دو رودخانه‌ رشت یکی از عوامل اصلی کسب رتبه نخست ابتلا به سرطان استان گیلان در ایران است.[۲۰۳][۲۰۴][۲۰۵]در مرداد ۱۳۹۳ طرح ملی ساماندهی دو رودخانه زرجوب و گوهررود توسط شورای چهارم شهر رشت را به کمسیون خاص امور کلانشهر‌های هیئت دولت ارسال شده و در انتظار تصمیمات دولت است.[۲۰۶][۲۰۷]
بی ثباتی مدیریت شهری

مدیریت شهری رشت که عهده شهرداری و شورای شهر رشت است یکی از بی‌ثبات ترین شهرهای ایران از لحاظ مدیریت شهری است. و بی‌ثبات ترین شهرداری کلانشهر‌های ایران، شهرداری رشت است. در طی ۱۵ سال اخیر رشت ۱۸ شهردار و سرپرست شهرداری داشته و عمر مدیریتی این شهر کمتر از یک سال است.[۲۰۸] آخرین شهردار رشت محمدابراهیم خلیلی بود که علیرغم مخالفت‌های هر سه نماینده رشت در مجلس، فرماندار رشت، استانداری گیلان، مردم و رسانه‌ها[۲۰۹][۲۱۰][۲۱۱][۲۱۲][۲۱۳][۲۱۴][۲۱۵] ده عضو شورای چهارم(رضا جمشیدی‌چناری، فرانک پیشگر، محمد‌حسین واثق کارگرنیا، مظفر نیکومنش نودهی، محمود باقری‌خطیبانی، فرهاد شوقی، مجید رجبی‌ویسرودی، مسعود کاظمی لیچائی، عباس صابر و محمدعلی رفیعی نوده)[۲۱۶] با دادن رای مثبت به استیضاح محمد‌ابراهیم خلیلی شهردار رشت را برکنار کردند خلیلی پس از برکناری با عدم حضور در مراسم تودیع در نامه‌ی خداحافظی خطاب به مردم رشت نوشت و بازگشت آرامش و امید به شهر رشت را هدف خود و شهرداری را شرکت سهامی عده‌ای و رفقایشان دانست.[۲۱۷][۲۱۸][۲۱۹][۲۲۰] برکناری شهردار رشت با انتقاد شدید امام جمعه این شهر در نماز جمعه مواجه شد وی خلیلی را شهردار نمونه کشوری خواند و گفت شهردار بازیچه دست شورای شهر نیست و مردم نباید بازیچه چند جوان تازه به دوران رسیده در شورای شهر رشت باشند.[۲۲۱][۲۲۲]استاندار گیلان نیز با انتقاد از شورای شهر رشت خواستار ایجاد محدودیت‌های قانونی برای شوراها در برکناری شهرداران شد.[۲۲۳]
اماکن و بناهای شاخص شهر رشت
بناهای شاخص و جدید شهر رشت

    نخستین خیابان دو طبقه و بزرگ ترین تقاطع غیر همسطح شمال کشور به طول یک کیلومتر[۲۲۴]:این خیابان دو طبقه به طول یک کیلومتر است و میدان شهید باستانی شعار را به میدان شهید قلی پور متصل می‌کند.[۲۲۵]
    دومین شعبه هایپرمارکت نجم خاورمیانه پس از تهران[۲۲۶]:فروشگاه نجم خاورمیانه (هایپرسان سابق) شعبه رشت با فضایی بالغ بر ۱۴ هزار مترمربع واقع در ضلع شرقی سبزه میدان رشت دومین شعبه فروشگاه زنجیره‌ای نجم خاورمیانه می‌باشد. این فروشگاه دارای امکاناتی نظیر دو طبقه هایپرمارکت، دو طبقه پارکینگ، انبارها، ۲ طبقه فست فود و یک طبقه تجاری است که جهت رفاه حال شهروندان شهرستان رشت با جدیدترین متدهای هایپرمارکت طراحی گردیده است.[۲۲۷]

از جمله امکانات منحصربه‌فرد این فروشگاه فراهم آوردن شرایطی جهت عرضه محصولات برندهای داخلی و خارجی در یک مجموعه با فضایی آرام و دلنشین می‌باشد.

    بزرگ‌ترین مرکز رصدخانه شمال کشور در رشت (رصد خانه کوشیار گیلانی (شهرداری رشت))[۲۲۸]:این رصدخانه در واقع یک مجموعه بزرگ علمی، آموزشی و تحقیقاتی می‌باشد که با مساحت حدود ۱۱۰۰ متر زیر بنا در نزدیکی تالاب عینک در محله صف سر رشت، یکی از کم‌نظیر ترین رصدخانه‌های کشور از نظر ابعاد، وسعت و استاندارد بودن می‌باشد. فونداسیون رصدخانه در ارتفاع ۲۳ متری از سطح زمین در بالای یک برج بتونی مستحکم به قطر ۶ متر قرار گرفته و از بسیاری از نقاط شهر رشت دید دارد. مرکز علوم و رصدخانه شهر رشت بخشهای مختلف به شرح زیر دارد: سالن آمفی تئاتر- کتابخانه - بانک نرم‌افزار و فیلم - کارگاه آموزش عملی و ساخت ابزارآلات نجومی- رادیوتلسکوپ - سایت رایانه - نمایشگاه عکس و ابزارآلات رصدی قدیم و جدید- فروشگاه عرضه محصولات نجومی و فرهنگی - نماز خانه و برج رصدخانه شامل: گنبد و اتاق کنترل رصدخانه - کلاسهای آموزشی- آسمان نما و گنبد آسمان نما.[۲۲۹]
    بیمارستان بین‌المللی قائم (عج)[۲۳۰]:بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی بین‌المللی قائم (عج) با هدف ارائه خدمات ویژه بهداشتی و درمانی جهت شهروندان داخل کشور و بیماران خارجی با زیربنای حدود بیست هزار متر مربع و در ۵ طبقه احداث شده است و دارای بخش‌های تخصصی و فوق تخصصی و همچنین سوئیت‌های VIP مخصوص توریست‌های درمانی می‌باشد. این بیمارستان مجهز به سایت هلیکوپتر و همچنین کلیه تجهیزات تشخیصی و درمانی روز دنیا می‌باشد.

اماکن دیدنی
مقبره ی دانای علی در رشت

اماکن دیدنی رشت از این قرارند:[۲۳۱][۲۳۲]

    پیاده راه اعلم الهدی
    آرامگاه خواهر امام
    آرامگاه میرزا کوچک جنگلی، دلاور نهضت جنگل (واقع در سلیمان داراب)
    موزه سردارجنگل - خانه میرزا کوچک خان جنگلی (واقع در محله (استادسرا)
    سبزه میدان (شامل کتابخانه عمومی و تندیس‌هایی از مشاهیر گیلان)
    موزه رشت (تأسیس ۱۳۴۹ - واقع در خیابان بیستون)
    خانه سمیعی
    خانه ابریشمچی (واقع در میدان صیقلان)
    خانه قدیری رشت
    خانه حاج میرزا خلیل رفیع (واقع در خیابان استاد مطهری که محل شورای اسلامی شهر رشت می‌باشد)
    آرامگاه شهیدان (واقع در جوار بیمارستان پورسینا که آرامگاه چهار تن از شهدای جنبش مشروطیت گیلان است)
    پارک شهر رشت معروف به باغ محتشم (شامل پارک اصلی که سابقه آن به دوره ناصری می‌رسد و عمارت کلاه‌فرنگی رشت و شهربازی)
    عمارت کلاه فرنگی
    مسجد صفی (یکی از قدیمی ترین مساجد در رشت)
    سیاه اسطلخ (یکی از قدیمی‌ترین محله‌های رشت)
    بازار سنتی رشت (شامل میدان بزرگ و میدان کوچک و چهارسوق‌ها و کاروانسراها است)
    خانه موسس بانک سپه "موسیو لئوپولد گُدار و خانواده اش" محله استادسرا نبش کوچه آتش‌نشانی
    بوستان ملت (واقع در چهارراه گلسار، بلوار انصاری)
    بقعه دانای علی (واقع در خیابان بیستون)
    بقعه بی بی و زینب (واقع در خیابان عطاآفرین کوچه بی بی زینب)
    موزه میراث روستایی گیلان (واقع در جاده رشت - تهران، پارک جنگلی سراوان)
    کتابخانه ملی رشت
    کاروانسرای لات
    شهرک گلسار رشت
    شهر بازی رشت
    شهر شادی رشت
    قصر بازی رشت (شهر بازی سرپوشیده)
    باغ پرندگان رشت (ماهان)
    سل عینک (دریاچه ایی دائمی که در سفرنامه‌ها از ان به وفور یاد کرده‌اند بطور مثال سفرنامهٔ مظفرالدین شاه به فرنگ)
    دبیرستان تاریخی شهید دکتر بهشتی (شاپور سابق)

بهداشت و درمان
داروسازی

در حال حاضر رشت دارای یک دانشکده داروسازی زیر مجموعه دانشگاه علوم پزشکی گیلان و چندین مرکز تولید دارو می‌باشد که یک مرکز تولید نانو داروهای ضدسرطان آن با 24 قلم دارو در حال فعالیت است.[۲۳۳] شرکت سبحان دارو یکی از موفقترین شرکتهای دارویی ایران است و با داشتن بیش از 100 پروانه تولید ، در حال حاضر رتبه دوم کشوری از لحاظ حجم تولید را دارا میباشد.[۲۳۴] شرکت داروسازی سبحان انکولوژی به عنوان یکی از مدرن ترین و پیشرفته ترین واحدهای تولید کننده فرآورده های ضد سرطان و شیمی درمانی در دنیا است.[۲۳۵] شرکت داروسازی کاسپین تامین، شرکت داروسازی بهوزان و شرکت داروسازی گیلارانکو از دیگر شرکت فعال داروسازی می‌باشند.
مراکز درمانی

مزاکز درمانی رشت قطب درمانی استان گیلان و استان‌های همجوار میباشد[۲۳۶][۲۳۷]، ظرفیت ارزشمند پزشکان متخصص وفوق تخصص ،فناوری روز، ارزان قیمت بودن هزینه‌های درمان به سبب مراجعه گردشگران خارجی به مراکز بهداشتی و درمانی رشت شده است، بیشتر بیماران از کشورهای آذربایجان‌، افغانستان، هندوستان، انگلستان، آمریکا، سوئد و امارات متحده عربی هستند.

دفاتر گردشگری سلامت گیلان هم اکنون در جمهوری آذربایجان ، ترکمنسان ، گرجستان ، ارمنستان ، ترکیه، عراق و کویت برپا است، این دفاتر پس از کسب مجوز دانشگاه علوم پزشکی گیلان توسط بخش خصوصی در این کشورها راه اندازی شده است.با توجه به روند افزایش ورود گردشگران سلامت به رشت ،ساخت هتل‌های جدید ومراکز اقامتی مدرن ضروری است. ساخت دهکده سلامت با مشارکت بخش خصوصی و محوریت بیمارستان بین‌المللی قائم رشت در زمینی به وسعت 40 هکتار از دیگر اقدامات توریسم سلامت در کلانشهر رشت است.[۲۳۸] بیمارستان بین اللملی قائم رشت و بیمارستان‌های در حال ساخت پروفسور سمعیی و پارس رشت از مهم ترین مراکز بین الملی توریسم سلامت رشت است.[۲۳۹][۲۴۰]
بیمارستان‌های دولتی رشت
ردیف     سال تاسیس     نشان     نام     نام پیشین     درجه     تخصص     تعدادتخت
۱     ۱۲۸۴     -     پورسینا     ملی     یک     جنرال فوق تخصصی     ۳۱۴
۲     ۱۳۳۲     -     رازی     مسلولین     دو     جنرال فوق تخصصی     ۲۲۶
۳     ۱۳۴۸     -     دکتر حشمت     کورش کبیر     یک     فوق تخصصی قلب     ۱۸۰
۴     -     -     امیرالمؤمنین     آمریکایی     دو     چشم، گوش، حلق، بینی، گردن     ۱۰۵
۵     ۱۳۵۷     -     الزهرا     حمایت مادران     دو     زنان و زایمان، نازایی     -
۶     ۱۳۵۷     -     شفا     مرکز توانبخشی     دو     اعصاب و روان     ۲۰۵
۷     ۱۳۵۰     -     ۱۷شهریور     -     دو     کودکان و نوزادان     ۱۳۴
۸     ۱۳۸۶     -     ولایت     -     یک     سوانح سوختگی و جراحی ترمیمی     ۷۰
۹     در شرف تأسیس     -     پرفسور سمیعی     -     یک ممتاز     جنرال فوق تخصصی     ۴۰۰
۱۰     در شرف تأسیس     -     امید     -     یک ممتاز     جنرال فوق تخصصی     ۶۴
۱۱     در شرف تأسیس     -     فوق تخصصی سرطان     -     یک ممتاز     سرطان     -
بیمارستان‌های خصوصی رشت
ردیف     سال تاسیس     نشان     نام     درجه     نوع     تخصص     تعدادتخت
۱     ۱۳۹۲     -     قائم     یک ممتاز     بین المللی     جنرال فوق تخصصی     ۲۰۰
۲     ۱۳۳۰     -     آریا     یک     درمانی     جنرال فوق تخصصی     ۱۱۰
۳     ۱۳۷۵     -     گلسار     یک     درمانی     جنرال فوق تخصصی     ۱۸۸
۴     ۱۳۴۱     -     فامیلی     دو     درمانی     زنان و زایمان، اطفال     ۳۲
۵     ۱۳۴۶     -     توتونکاران     دو     درمانی     جنرال فوق تخصصی     ۳۷
۶     در شرف تاسیس     -     پارس رشت     یک ممتاز     بین المللی     جنرال فوق تخصصی     -
تامین اجتماعی
ردیف     سال تاسیس     نشان     نام     درجه     تخصص     تعدادتخت
۱     ۱۳۷۸     -     رسول اکرم     دو     جنرال فوق تخصصی     ۱۹۸
نظامی
ردیف     سال تاسیس     نشان     نام     درجه     مالک     نوع     تخصص     تعدادتخت
۱     ۱۳۳۰     -     ولیعصر     دو     فرماندهی آموزش تخصص‌های دریایی رشت     نظامی     جنرال فوق تخصصی     ۳۷
ره آورد
غذاهای سنتی
خورش‌ها و غذاها
میرزاقاسمی
واویشکا
میرزا قاسمی     باقلاقاتوق     واویشکا     چغرتمه     اناربیج     بیج-بیج     مو تنجان     مرغ لاکو
خورش کدو مسما     خورش نرگسی     ته بوریان     کویی میرزا قاسمی     کولی غورابیج     پنیر برشته     مرغ ترش     نازخاتون
بولبه بره     ماهی فسنجان     خوشکا بیج     سیر قلیه     اشبل وابیج     بادنجان بورانی     شوید پلا     اشپل
شوید قورمه     بینه قورمه     ترش تره     تله کوته غوراب     مالا وابیج     آلو مسما     ترش شامی (ته کبابی)     شیرین تره


آش‌ها
تورشه آش     آش کشک     بورش     کویی آش
کوکوها
شامی رشتی     اشبل کوکو
شیرینی
رشته خشکار
رشته‌خشکار     کاکا     کویی کاکا     دوشاب
نان‌ها
لاکو     گشتا
چاشنی‌ها
زیتون پرورده
زیتون پرورده     انگور خمس     درار
ترشی‌ها
اخته     هفتابیجار     آب غوره     مثال     رب انار     آب خوج     آب کونوس
صنایع دستی

    گلدوجی
    گلیم
    بامبو بافی
    خراطی
    سفالگری

محصولات کشاورزی و جالیزی

گندمین، مغزحلوا، خکاره دبیج، کدو مربا، پول پرتقال مربا،آلوچه، شاه بلوط،، ترش سیب، ترش انار،، کویی، ترب، فلفل سبز، برگ سیر، سیر ترشی، گینجه واش، خرش، چوواش، چوچاق، تین، بینه، دوشاب برنج، جوکول، برنج، گلوچه سنتئ، گشتائ برنجئ صندوق بوکال

    پاچ باقلا
    ولش
    بهار نارنج
    بادرنگ

خاش کویی
شهرهای خواهرخوانده
آستاراخان از شهر های خواهر خوانده ی رشت
مسکو از شهر های خواهر خوانده ی رشت
    شهر         کشور
Coat of Arms of Moscow.svg     مسکو     Flag of Russia.svg     روسیه
    ترابوزان     Flag of Turkey.svg     ترکیه
COA of Kutaisi.svg     کوتائیسی     Flag of Georgia.svg     گرجستان
Coat of Arms of Kazan (Tatarstan) (2004).png     قازان     Flag of Russia.svg     روسیه
    ناحیه رشت     Flag of Tajikistan.svg     تاجیکستان
Coat of Arms of Astrakhan.png     آستاراخان     Flag of Russia.svg     روسیه
    مولتان     Flag of Pakistan.svg     پاکستان

گونی

گونی یا کیسه (که در افغانستان 'بوجی' گفته می‌شود) نوعی پارچه زمخت است که برای ساختن کیسه‌های بادوام و محکم برای حمل محصولات کشاورزی مانند سیب‌زمینی و برنج و مانند آن به کار می‌رود. در گذشته گونی فقط از الیاف کنف و چتایی و شاهدانه بافته می‌شد. امروز همان مواد رایج است اما به صورت روزافزونی گونی بافته از الیاف مصنوعی مانند پروپیلین جای گونی ساخته از الیاف طبیعی را می‌گیرد. اغلب به کیسه‌ای که از گونی درست می‌شود نیز گونی گفته می‌شود.

نخستین کارخانه گونی‌بافی در ایران در سال ۱۳۱۱ در رشت آغاز به کار کرد. گونی ها با توجه به ضخامت الیاف و مواد بکار رفته در آن طبقه بندی می شوند و بر اساس وزن گونی بافته شده به فروش می رسند.

ساروج

ساروج از ابتکارات معماران ایرانی در دوران بسیار کهن است. برای ساختن آن نخست خاک رس و آهک را به نسبت شش و چهار مخلوط می‌کنند و گلی سفت می‌سازند و دو روز آن را ورز می‌دهند. بعد، قسمتی از خاکستر کوره‌های حمام را با مقداری مواد الیافی لوئی (تخم و پرزهای نوعی نی است) به آن اضافه می‌کنند و مخلوط تازه را با چوبهایی به قطر ده سانتیمتر می‌کوبند تا به خوبی باهم عجین شوند. [۱] [۲] [۳]

محتویات

    ۱ اهمیت ساروج
    ۲ ردپای ساروج در کشورهای دیگر
    ۳ پانویس
    ۴ نگارخانه
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ فهرست منابع و مآخذ

اهمیت ساروج

در دروان گذشته، ساروج از اهمیت خاصی برخوردار بوده و جهت ساختن حوض، پل، آب انبار، برکه گرمابه و بنای خانه و سد کاربرد داشته‌است.

ساروج یکی از مصالح قدیمی مصرف شده در ایران و بعضی کشورهای کنارهٔ خلیج فارس می‌باشد که تاریخ شروع کاربرد دقیق آن را نمی‌توان حدس زد، ولی نمونه‌هایی ۷۰۰ ساله از ساروج هم‌اکنون در نقاط مختلف ایران یافت می‌شوند. [۴] کلیه ساروج ها از شن و ماسه و اهک و سفیده ی تخم مرغ استفاده میشده.
ردپای ساروج در کشورهای دیگر

از کشورهای دیگری که ردپایی از ساروج در آن یافت می‌شود:

    کشور پادشاهى سلطنت عمان.
    کشور یمن وجاهای دیگر.

در دانشگاه‌های کشور عمان، به ساروج به عنوان یک ملات نگریسته می‌شود - در دانشگاه «سلطان قابوس»، در کشور عمان- و حتی مقاله‌هایی نیز در این زمینه ارائه گردیده‌است. آخرین باری که در ایران از ساروج استفاده شده حدود هشتاد سال قبل و در ابتدای دوره پهلوی بوده که از این تاریخ به بعد این ملات کلا به فراموشی سپرده شده و از صحنه معماری ایران حذف گردیده‌است و فقط در کتب مصالح به آن اشاره شده‌است. در افغانستان هم اکنون از این ملات استفاده می‌شود. [۵]


برای مثال در سال ۱۳۸۴ برای تعمیر و بازسازی باغ بابر در کابل هنگام ساخت حوضچه و آب نمای پلکانی از ساروج استفاده شده‌است. برای این منظور بر محیط دایرهای به قطر ۱۰ متر مربع چاله‌ای به پهنای نیم متر و عمق نیم متر کنده و داخل آن مصالح لازم شامل خاکستر، آهک، ماسه ریز، خاک سرخ و آب ریخته و سپس چرخ سنگی (مشابه لاستیک خودرو در نظر بگیرید)که توسط چند نفر با طناب کشیده و داخل گودال نیم متری چرخانده می‌شد و یک نفر پس از عبور چرخ سنگی مصالح کوبیده شده را با بیل زیر و رو می‌کرد تا دو باره چرخ سنگی از روی آن بگذرد و به این ترتیب مدت زیادی ملات ورز داده می‌شد.

سپس ملات آماده در محل آن استفاده و روی آن گونی خیس می‌انداختند. استاد کاران افغان معتقد بودند این ملات از سیمان محکم تر است.آنها با وجود در دسترس بودن سیمان برای ساخت حوض آب با زحمت زباد تهیه ساروج را برگزیده‌اند.

بندر

بندر نقطه‌ای است در کرانه دریا که کشتی‌ها در کنار آن پهلو می‌گیرند و یا لنگر می‌اندازند تا در آنجا بارگیری و یا بار خود را تخلیه نمایند. اینگونه نقاط معمولاً با تأسیساتی مانند اسکله و ساختمان و تسهیلات مخابراتی و ارتباطی همراه است. به محل استقرار این تأسیسات در بندر، بندرگاه گفته می‌شود.

بندرها گونه‌های گوناگون دارند مانند: بندر آزاد و بندر پیمانی

محتویات

    ۱ وجه تسمیه باستانی
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

وجه تسمیه باستانی

بندر نامی پارسی و ایرانی است و از «بند» و «در» تشکیل شده‌است. در ایران قدیم بجای سکوهای بندری (اسکله‌ها) جهت پهلوگیری کشتی‌ها در بخشی از دریا نزدیک ساحل بندی حوضچه‌مانند از سنگ و ساروج پدید می‌آوردند و از یک مسیر ورودی کشتی‌ها در آن تردد می‌کردند که این دروازه ورودی بوسیله زنجیری بسته می‌گردید و کشتی‌ها در آن از خطر موج درامان بودند. این حوضچه‌های دروازه‌دار را بندر می‌گفتند و به‌مرور به شهرهای دارای این پایانه دریایی نیز بندر گفته شد. بندر در کنار دریا به منزله دربند در راههای خشکی است.(فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان عربی، سید محمدعلی امام شوشتری (۱۳۴۷)) و در فرهنگ دهخدا اصل آن را بُندَر که بار و بنه در آن می‌نهند آمده است. و همان اسکله است که در ترکی به معنی معبر بحر است.(فرهنگ دهخدا ص۳۱۱) کلمه بندر به زبانهای دیگر از جمله عربی نیز وارد شده است.

ناوشکن

ناوشکن (به انگلیسی: Destroyer) نوعی کشتی جنگی سریع، با توان مانور بالا و برد عملیاتی بالا است که برای اسکورت ناوگان‌ها یا گروه‌های رزمی و دفاع از آن‌ها در برابر شناورهای کوچک و سبک بکار می‌رود.

پیش از جنگ جهانی دوم بیشتر ناوشکن‌ها شناورهایی سبک بدون توانایی اقیانوس‌پیمایی بودند. اما پس از جنگ جهانی دوم ورود موشک‌های هدایت‌شونده به صحنهٔ نبردهای دریایی زمینه‌ساز تحولات وسیعی در طراحی و کاربردهای کشتی‌های جنگی شد. ناوشکن‌ها توانستند به لطف موشک‌های دوربرد نقش‌هایی را بر عهده بگیرند که پیشتر تنها به ناوهای جنگی و نبردناوها تعلق داشت. این وضعیت باعث شد تا ناوشکن‌های بزرگتر و قدرتمندتری با توانایی شرکت در عملیات‌های منفرد ساخته شود. در این دوران حفاظت از ناوهای هواپیمابر و مدیریت پدافند هوایی ناوگروه‌ها اصلی‌ترین ماموریت ناوشکن‌ها شد و برخی از وظایف سنتی ناوشکن‌ها همچون اسکورت کاروان‌های دریایی و گشت ساحلی به ناوچه‌ها واگذار شد.

اکنون در آغاز سدهٔ ۲۱ ناوشکن‌ها به سنگین‌ترین واحدهای جنگ سطحی برای استفاده عمومی تبدیل شده‌اند. تنها سه کشور (آمریکا، روسیه و پرو) ناوهای سنگینتر در خدمت دارند و هیچ کشوری نبردناو در خدمت ندارد.

ناوشکن‌های مدرن، که ناوشکن موشک‌انداز شناخته می‌شوند، از دید تُناژ (وزنی) مشابه ناوهای جنگ جهانی دوم هستند ولی از دید قدرت آتش برتری فوق‌العاده‌ای بر آن‌ها دارند و حتی قادر به شلیک موشک‌های دارای کلاهک اتمی نیز هستند.
تاریخ آغازین

پدیدارشدن ناوشکن‌هاو بهینه‌سازی آنان تا جنگ جهانی دوم، با اختراع اژدر در ارتباط بوده‌است. اختراع اژدرهای ملخ‌دار خودپیشران (به انگلیسی: Self-propelled torpedo) در دهه ۱۸۶۰ به یک طرف درگیر این امکان را داد که تنها با یک پرتاب‌کننده که اژدر از آن رها می‌شد یک ناوگان قوی دشمن را نابود کند.

قایق‌های تندرو برای حمل اژدر ساخته‌شدند که قایق اژدرافکن نام دارند. این قایق‌ها در دهه ۱۸۸۰ به کشتی‌های کوچک ۵۰-۱۰۰ تُنی تبدیل شدند که به اندازه کافی تند و سریع بودند که از دست قایق‌های مراقبتی دشمن بگریزند.

نخستین پاسخ به پدیدارشدن قایق‌های اژدرافکن، ساخت قایق‌های محافظتی سریعتر با آتشبار سنگین‌تر بود که شکارچی (به انگلیسی: Catchers) نام گرفتند.

در ابتدا تهدید با اژدرها تنها زمانی بود که ناوها در بندر لنگر انداخته بودند؛ ولی به مرور ساخت اژدرها با برد بیشتر و سریعتر سبب تهدید ناوبری در دریا نیز شد. پس از اینکه نیاز به اسکورت ناوگان‌ها توسط شکارچی در دریای نیز احساس شد، این قایق‌ها می‌بایست تحمل و توانایی سفرهای دریایی را نیز می‌داشتند، در نتیجه به طول آنان افزوده‌شد و بزودی بطور رسمی قایق اژدرافکن‌شکن نام گرفتند و پس از آن شکننده (ناوشکن) نامیده‌شدند.

زمانی رسید که ناوشکن‌ها خیلی بیشتر از یک شکارچی حفاظتی بودند، این ایده مطرح شد که خود آنان می‌توانند نقش اژدرافکن را نیز داشته‌باشند، بنابراین لوله‌های پرتاب اژدر به آنان افزوده‌شد. در آن زمان و حتی در زمان جنگ جهانی اول تنها عملکرد ناوشکن‌ها حفاظت از ناوگان خودی از حمله اژدرافکن‌ها و انجام حمله متقابل به رزم‌ناوهای دشمن بود. وظیفه اسکورت کشتی‌های بازرگانی در آینده به آنان افزوده‌شد.

ایتالیا

ایتالیا کشوری در جنوب اروپا و پایتخت آن شهر رم است. این کشور از شبه‌جزیره ایتالیا و دو جزیره سیسیل و ساردِنی در دریای مدیترانه تشکیل شده‌است. امروزه ایتالیا کشوری توسعه‌یافته است و جزو گروه هشت به‌شمار می‌آید.

واحد پول این کشور یورو و زبان رسمی آن ایتالیایی است. جمعیت ایتالیا ۶۰ میلیون و ششصد هزار نفر است و ۹۱.۶ درصد مردم آن مسیحی هستند.

ایتالیا پنجمین کشور پرجمعیت اروپا و بیست و سومین کشور پرجمعیت دنیا است. ایتالیا آب‌وهوای معتدل فصلی دارد و آب‌وهوای مناطق ساحلی آن با شرایط هوایی کوهستان‌های داخلی تفاوت زیادی دارد.

دو کشور مستقل بسیار کوچک به نام‌های واتیکان و سان مارینو در درون خاک ایتالیا قرار دارند و یک تکه از خاک ایتالیا نیز بیرون از خاک اصلی این کشور و در سوئیس قرار دارد که کامپیونه دیتالیا نامیده می‌شود.

رم، پایتخت ایتالیا، به عنوان پایتخت امپراتوری روم و اقامتگاه پاپ، برای سده‌های پیاپی از مراکز سیاسی و مذهبی تمدن غرب بود.

پس از فروپاشی امپراتوری روم، منطقه ایتالیا به مناطق و شهرهای خودگردان بسیاری تقسیم شده‌بود (ازجمله جمهوری ونیز و دولت کلیسا) ولی واحدهای مختلف سیاسی در منطقه ایتالیا در سال ۱۸۶۱ متحد شده و کشور کنونی ایتالیا را به‌وجود آوردند.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ وحدت ایتالیا
        ۲.۱ جنگ جهانی اول
        ۲.۲ ایتالیا میان دو جنگ
    ۳ جغرافیا
    ۴ تقسیمات کشوری
    ۵ شهرها
    ۶ گروه‌های قومی و نژادی
    ۷ زبان‌ها
    ۸ مذاهب
    ۹ اقتصاد
    ۱۰ گردشگری
        ۱۰.۱ قوهٔ مقننه ایتالیا
    ۱۱ ارتش
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ منابع
    ۱۴ پیوند به بیرون
        ۱۴.۱ وب‌گاه‌های دولت ایتالیا
    ۱۵ پانویس

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ ایتالیا

دوران باستان و میانه

اتروسکها یونانی‌ها و سپس رومی‌ها در دوران باستان بر ایتالیا حکمرانی می‌کردند و در قرون وسطی کنترل ایتالیا در دست پاپ‌ها، فرانک‌ها، بیزانسی‌ها و سپس اعراب و نورمان‌ها در پاره‌ای از اوقات بوده‌است.

از میان مشکلات پرشماری که اتحاد ایتالیا (۱۸۷۰ - ۱۸۴۸) درپی داشت، آنچه بیش از همه اضطراری می‌نمود، همانا یکدست ساختن سرزمینی بود که از لحاظ سیاسی و اقتصادی بسیار متفاوت بود.
وحدت ایتالیا

بکار گیری ساختارهای اداری دوره رژیم سلطنتی ساوویا در طول زمان باعث وخیم تر شدن اختلافات قبلی میان مناطق مختلف ایتالیا گردید و به دنیال آن موج مهاجرت طبقهٔ روستایی به سوی آمریکای شمالی و جنوبی آغاز شد. میان سال‌های پایانی قرن نوزدهم و سال‌های آغازین قرن بیستم، چند میلیون ایتالیایی به خارج از کشور مهاجرت نمودند.

از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی، دورهٔ قبل از اتحاد تا زمان آغاز جنگ اول جهانی با پدیده رشد کلی کشور همراه بود که با تکیه به موقعیت بین‌المللی مثبت، این امکان را یافت تا سر و سامانی به وضعیت مالی و ساختارهای دولتی داده و بخش‌های اصلی برای کمک به پیشرفت و توسعهٔ صنعتی را گسترش دهد و در این راستا البته از کمک سخاوتمندانه سرمایه‌های خارجی نیز بهره برد.
ایتالیا در نقشه ساموئل دان (۱۷۹۴)

شرایط اجتماعی کشور، که همراه با اختلافات پیش گفته میان مناطق روستایی و شهری بود، سال‌های اولیه ”صنعتی‌سازی کشور” و نخستین گام‌ها به سوی یک ساختار نوین اجتماعی را با شکل‌گیری احزاب سیاسی رقم زد.

ظهور این احزاب سیاسی و تنش‌های اجتماعی ناشی از آن تأثیر گسترده‌ای بر جریان‌های بعدی تاریخی ایتالیا بجای گذاشت.
جنگ جهانی اول

به دنبال بر خورداری شهروندان ایتالیایی از حق رأی در سال ۱۹۱۳، روند یکپارچه سازی سیاسی کشور تکمیل شد و این در حالی بود که چهرهٔ بین‌المللی ایتالیا که به‌دنبال اصلاحات آغاز شده از فردای روز اتحاد، هماهنگ تر و مدرنتر شده بود، وجهه بیشتری یافته و تقویت می‌شد.
ایتالیا و مستعمرات پیشینش.

در آستانهٔ جنگ اول جهانی، ایتالیا چشم انداز ترسیم شده تا آن زمان را دگرگون ساخته و در کنار قدرت‌های متحد فرانسه، انگلیس و ایالات متحده وارد جنگ شد. به‌دنبال کنفرانس صلح پاریس در سال ۱۹۱۹ مناطق شمالی ترنتینو، التوادیجه و ونتریا جولیا را که برای کامل ساختن روند اتحاد ملی مورد نیاز بود، بدست آورد.

ایتالیا هر چند که از مبارزه پیروز خارج شده بود، اما از نقطه نظر اقتصادی زیر بار فشارهای وارده، دچار چنان آشفتگی‌هایی گردیده بود که دولت‌های وقت آن زمان توان هدایت آن را به‌سوی دست آورده‌های مثبت نداشتند.

در این برهه برخی از تشکیلات سیاسی که بعدها به‌مدت دهها سال بر آینده کشور تأثیرات عمیقی گذاشت، پا به عرصه وجود گذاردند، از جمله حزب ملت (۱۹۱۹) که بعدها به حزب دموکرات مسیحی تغییر شکل داد، حزب سوسیالیست، حزب کمونیست که توسط گرامشی پایه گذاری شد (۱۹۲۱) و طبقات مبارز که توسط موسولینی شکل گرفت (۱۹۱۹) و بعداً در سال ۱۹۲۱ به حزب فاشیست ملی تغییر شکل داد و عامل به قدرت رسیدن موسولینی شد.
ایتالیا میان دو جنگ

در سال ۱۹۲۵ (میلادی) با ممنوع شدن فعالیت تمامی دیگر احزاب، دوره رژیم فاشیست آغاز می‌شود که با سیاست استبدادی و در پوشش ملی گرایی، باعث دگرگونی‌های ریشه‌ای در زندگی کشور گردید و آزادی‌های سیاسی را محدود نمود. این رژیم برای ممانعت از دشمنی کلیسای کاتولیک، به توافقی با واتیکان (۱۹۲۹) دست یافت.

در آن سال‌ها اقدامات جدی برای تقویت و توسعه فعالیت‌های صنعتی و کشاورزی صورت گرفت. در زمینه سیاست خارجی، موسولینی سعی کرد با اتکا به سیاست توسعه طلبانه و قدرت‌های متحد، پرستیژ خود را تثبیت نماید که نقطهٔ اوج آن اتحاد با آلمان و ورود به جنگ دوم جهانی (۱۹۴۵ - ۱۹۴۰) علیه متفقین و متعاقباً سقوط رژیم فاشیست به‌دنبال ناکامی‌های نظامی بود.

بازسازی دموکراسی و اداره وضعیت سخت کشور پس از پایان جنگ و کوشش در از بین بردن هر آنچه از رژیم فاشیست به ارث مانده بود، باعث شد تا مجمع قانون اساسی شکل بگیرد.

در دوم ژوئیه سال ۱۹۴۶، و به‌دنبال انجام همه‌پرسی «جمهوری ایتالیا» متولد شد و این تاریخ تبدیل به جشن ملی شد. قانون اساسی جدید از تاریخ اول ژانویه ۱۹۴۸ رسمیت یافته و به مرحله اجرا در آمد.

ایتالیا بعد از جنگ، تلاش زیادی برای نزدیکی به کشورهای غرب انجام داد و در این راستا به ”اتحاد آتلانتیک” ملحق شد که سازمانی نظامی دفاعی است که به ابتکار آمریکا شکل گرفت و اکثر کشورهای اروپایی غربی نیز به آن پیوستند.

در سطح اروپا، ایتالیا در آن دوره از جمله کشورهایی بود با حداکثر توان در راستای یکپارچگی اروپا در طی مراحل مختلف آن، چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی کوشش نمود.

از اول ژانویه ۱۹۹۹ (میلادی)، ایتالیا از جمله ۱۱ کشوری است که واحد پولی یورو را به عنوان پول واحد بر گزید.
جغرافیا
تصویر ماهواره‌ای از ایتالیا

ایتالیا در جنوب اروپا با مختصات جغرافیایی تقریبی ۵۰ ۲۲ شمالی، ۳۰ ۱۲ شرقی قرار دارد.

مساحت کل آن ۳۰۱۳۲۳ کیلومتر مربع (تقریباً یک پنجم ایران) است که از آن ۲۹۴۰۲۹ کیلومتر مربع خشکی و ۷۲۱۰ کیلومتر مربع آب است. ۷۶۰۰ کیلومتر ساحل دارد.

نکتهٔ جالب در مورد نقشهٔ کشور ایتالیا این است که نقشهٔ این کشور شبیه چکمه می‌باشد.

جزایر ساردنی و سیسیل در دریای مدیترانه نیز جزو ایتالیا است.

مرزهای این کشور ۲۹۳۲۱ کیلومتر است. با کشورهای زیر مرز مشترک دارد:

    اتریش: ۴۳۰ کیلومتر
    فرانسه: ۴۸۸ کیلومتر
    واتیکان: ۳٫۲ کیلومتر (واتیکان در داخل شهر رم پایتخت ایتالیا قرار دارد)
    سان مارینو: ۳۹ کیلومتر (کشور سان مارینو در شمال ایتالیا و در دل ایالت امیلیا رومانیا قرار دارد)
    اسلوونی: ۲۳۲ کیلومتر
    سوئیس: ۷۴۰ کیلومتر

آب و هوای ایتالیا مدیترانه‌ای است. در شمال به دلیل وجود رشته‌کوه آلپ سرد، در جنوب خشک و در کل کشوری تقریباً گرم است.

بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو با ارتفاع ۴۸۰۸ متر از سطح دریا و کمترین ارتفاع آن دریای مدیترانه‌است.
تقسیمات کشوری

کشور ایتالیا از نظر جغرافیایی به ۲۰ ناحیه تقسیم می شود که ۵ تا از آن ها دارای نوعی خودمختاری در وضع قوانین محلی می باشند.

از سوی دیگر ایتالیا به ۱۱۰ استان و ۸٬۱۰۰ شهرداری تقسیم می شود. علاوه بر این در سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۵ شهر ایتالیا به عنوان ابرشهر (متروپولیس) در نظر گرفته شدند که البته این تقسیمات جدید هنوز به جرحله رسمی و اجرایی نرسیده است.
پولیا
باسیلیکاتا
کالابریا
سیسیل
مولیز
کامپانیا
آبروتزو
لاتزیو
اومبریا
مارکه
توسکانی
ساردنی
امیلیا-رومانیا
لیگوریا
پیمونت
فریولی
ونتزیا
جولیا
واله دائوستا
ترنتینو آلتو
آدیجه
ونتو
لمباردی
دریای آدریاتیک
دریای ایونی
مدیترانه
دریای تیرنی
دریای لیگوریا


ناحیه‌ها     مرکز     مساحت (کیلومتر مربع)     مساحت (مایل مربع)     جمعیت
آبروتزو     لاکوئیلا     ۱۰٬۷۶۳     ۴٬۱۵۶     ۱٬۳۴۲٬۱۷۷
واله دائوستا*     ائوستا     ۳٬۲۶۳     ۱٬۲۶۰     ۱۲۸٬۱۲۹
آپولیا     باری     ۱۹٬۳۵۸     ۷٬۴۷۴     ۴٬۰۹۰٬۵۷۷
باسیلیکاتا     پوتنزا     ۹٬۹۹۵     ۳٬۸۵۹     ۵۸۷٬۶۸۰
کالابریا     کاتانزارو     ۱۵٬۰۸۰     ۵٬۸۲۲     ۲٬۰۱۱٬۵۳۷
کامپانیا     ناپل     ۱۳٬۵۹۰     ۵٬۲۴۷     ۵٬۸۳۳٬۱۳۱
امیلیا-رومانیا     بولونیا     ۲۲٬۴۴۶     ۸٬۶۶۶     ۴٬۴۲۹٬۷۶۶
فریولی ونتزیا جولیا*     تریسته     ۷٬۸۵۸     ۳٬۰۳۴     ۱٬۲۳۵٬۷۶۱
لاتزیو     رم     ۱۷٬۲۳۶     ۶٬۶۵۵     ۵٬۷۲۴٬۳۶۵
لیگوریا     جنوا     ۵٬۴۲۲     ۲٬۰۹۳     ۱٬۶۱۶٬۹۹۳
لمباردی     میلان     ۲۳٬۸۴۴     ۹٬۲۰۶     ۹٬۹۰۹٬۳۴۸
مارکه     آنکونا     ۹٬۳۶۶     ۳٬۶۱۶     ۱٬۵۶۴٬۸۸۶
مولیز     کامپوباسو     ۴٬۴۳۸     ۱٬۷۱۳     ۳۱۹٬۸۳۴
پیمونت     تورین     ۲۵٬۴۰۲     ۹٬۸۰۸     ۴٬۴۵۶٬۵۳۲
ساردنی*     کالیاری     ۲۴٬۰۹۰     ۹٬۳۰۱     ۱٬۶۷۵٬۲۸۶
سیسیل*     پالرمو     ۲۵٬۷۱۱     ۹٬۹۲۷     ۵٬۰۵۰٬۴۸۶
توسکانی     فلورانس     ۲۲٬۹۹۳     ۸٬۸۷۸     ۳٬۷۴۹٬۰۷۴
ترنتینو آلتو آدیجه*     ترنتو     ۱۳٬۶۰۷     ۵٬۲۵۴     ۱٬۰۳۶٬۶۳۹
اومبریا     پروجا     ۸٬۴۵۶     ۳٬۲۶۵     ۹۰۶٬۶۷۵
ونتو     ونیز     ۱۸٬۳۹۹     ۷٬۱۰۴     ۴٬۹۳۶٬۱۹۷
شهرها

    نمایش
    بحث
    ویرایش

    نمایش
    بحث
    ویرایش

شهرهای اصلی ایتالیا
برآورد موسسه ملی آمار ایتالیا برای ۳۱ دسامبر ۲۰۱۰
رم
رم

میلان
میلان
رتبه     شهر     ناحیه     جمعیت     رتبه     شهر     ناحیه     جمعیت     ناپل
ناپل

تورین
تورین
۱     رم     لاتزیو     ۲٬۷۶۱٬۴۷۷     ۱۱     ونیز     ونتو     ۲۷۰٬۸۸۴
۲     میلان     لمباردی     ۱٬۳۲۴٬۱۱۰     ۱۲     ورونا     ونتو     ۲۶۳٬۹۶۴
۳     ناپل     کامپانیا     ۹۶۳٬۳۵۷     ۱۳     مسینا     سیسیل     ۲۴۲٬۵۰۳
۴     تورین     پیمونت     ۹۰۷٬۵۶۳     ۱۴     پادووا     ونتو     ۲۱۴٬۱۹۸
۵     پالرمو     سیسیل     ۶۵۵٬۸۷۵     ۱۵     تریسته     فریولی ونتزیا جولیا     ۲۰۵٬۵۳۵
۶     جنوآ     لیگوریا     ۶۰۷٬۹۰۶     ۱۶     برشا     لمباردی     ۱۹۳٬۸۷۹
۷     بولونیا     امیلیا-رومانیا     ۳۸۰٬۱۸۱     ۱۷     تارانتو     آپولیا     ۱۹۱٬۸۱۰
۸     فلورانس     توسکانی     ۳۷۱٬۲۸۲     ۱۸     پراتو     توسکانی     ۱۸۸٬۰۱۱
۹     باری     آپولیا     ۳۲۰٬۴۷۵     ۱۹     پارما     امیلیا-رومانیا     ۱۸۶٬۶۹۰
۱۰     کاتانیا     سیسیل     ۲۹۳٬۴۵۸     ۲۰     رجیو کالابریا     کالابریا     ۱۸۶٬۵۴۷

رم بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر ایتالیا فلورانس میلان رجینا
گروه‌های قومی و نژادی

ایتالیایی‌ها. گروه‌های نژادی آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی اسلاوتبار در شمال و ایتالیایی آلبانیایی‌تبار و ایتالیایی یونانی‌تبار نیز در جنوب هستند.در سال ۲۰۰۵ نزدیک به ٪۵.۸ از جمعیت ایتالیا خارجیها بوده‌اند. ۱۱.۴٪ کودکانی که در سال ۲۰۰۷ در ایتالیا بدنیا آمده‌اند دست‌کم یکی از والدینشان خارجی بوده‌اند.در سال ۲۰۰۷ بیشترین مهاجرت‌ها به ایتالیا به ترتیب ازاروپای شرقی(۵۲.۰۲٪) شمال آفریقا (۱۶.۱۷٪) آسیا (۱۶.۰۸٪) و آمریکا لاتین (۸.۵٪) بوده‌است.
زبان‌ها

عمده ایتالیایی‌ها رومی تبار هستند و زبان‌های رایج در ایتالیا هم تقریباً همگی شاخه‌هایی از زبان رومی بشمار می‌روند. با وجود اینکه زبان رسمی ایتالیا زبان ایتالیایی است اما زبان‌های پرگویشور دیگری در این کشور وجود دارند که حالتی نیمه رسمی و گاه محلی دارند. بسیاری از این زبان‌ها در معرض نابودی قرار گرفته‌اند که شروع مرگ تدریجی این‌زبان‌ها به دوره حکومت فاشیسم بر ایتالیا باز می‌گردد. ایتالیایی زبان رسمی این کشور است که از سال ۱۸۶۱ تا کنون این مقام را دارد.

    آلمانی: آلمانی زبان رسمی ایالت خودمختار تیرول جنوبی در شمال ایتالیا است. همچنین در بخش‌هایی از ایالت بولتزانو به دلیل هم‌مرزبودن با اتریش مردم به این زبان تکلم می کنند.
    فرانسوی: در شمال غربی و در ایالت وال له داوستا به دلیل هم مرز بودن با فرانسه مردم با این زبان آشنایی دارند.
    لیگوری: در مناطق شمالی ایتالیا بویژه شهر جنوا رایج است و بیش از یک میلیون گویشور در ایتالیا دارد. گویش جنوایی و بریگاسکی از مهم‌ترین گویش‌های این زبان در ایتالیا هستند.
    اسلوونیایی: در شهرهای تریسته و گوریتزیا مردم به دلیل همسایگی با اسلوونی با این زبان آشنایی دارند.
    لومباردی: در مناطق شمالی ایتالیا بویژه نقاط هم‌مرز با سوئیس رایج است و بیش از سه میلیون گویشور در ایتالیا دارد.
    پیدمونتی: زبان رایج منطقه پیدمونت ایتالیاست که بیش از دومیلیون نفر از مردم ایتالیا بدان تکلم می‌کنند.
    ونیزی: زبان قدیمی منطقه ونیز که از زبان‌های رومی بشمار می‌رود و در ایتالیا قریب دو میلیون نفر از اهالی منطقه ونیز و مناطق مجاور بدان تکلم می‌کنند. این زبان در اسلوونی نیز رایج است.
    ناپلی: زبان رایج منطقه جنوب ایتالیا بویژه نواحی پالرمو و ناپولی است که بیش از شش میلیون نفر از سکنه ایتالیا بدان سخن می‌گویند. گویش ایتالیایی جنوبی در واقع گویشی از همین زبان است و نه ایتالیایی.
    توسکانی: زبان رایج در منطقه توسکانی است که گاهی گویشی از زبان ایتالیایی نیز شمرده می‌شود. حدود سه میلیون تن به این زبان تکلم می‌کنند.
    ساساری: این زبان اگرچه تنها ۱۲۵ هزارتن گویشور دارد اما در منطقه خودمختار ساردینیا زبان رسمی بشمار می‌رود.
    ساردوکمپیدانی از زبان‌های بومی جنوب ایتالیاست که هنوز نزدیک به یک میلیون گویشور دارد اما بیشتر گویشورانش در مناطق کوهستانی شمال ایتالیا بسر می‌برند که این بدلیل سیاست‌های فاشیستی ایتالیا در زمان جنگ جهانی دوم بوده‌است.
    زبان ایتالیایی-یهودی از زبان‌های رومی است که در ایتالیا امروزه بیش از دویست تن گویشور ندارد.

مذاهب
دین در ایتالیا، سال ۲۰۰۱[۱]
دین             درصد    
مسیحیت    
  
    ۹۱٫۶٪
بدون دین    
  
    ۵٫۸٪
اسلام    
  
    ۱٫۹٪
بودیسم    
  
    ۰٫۳٪
هندوئیسم    
  
    ۰٫۲٪
سیکیسم    
  
    ۰٫۱٪
یهودیت    
  
    ۰٫۱٪

حاکمیت و اکثریت با مسیحیت کاتولیک است، ولی پروتستانها، یهودیها و مسلمانان (که اکثراً مهاجر هستند) نیز در این کشور زندگی می‌کنند. ۹۱.۶٪ جمعیت ایتالیا مسیحی و بیشتر کاتولیک هستند که یک سوم آنها (۳۶.۸٪) عضو فعال هستند.امروزه ۸۲۵۰۰۰ نفر مسلمان در ایتالیا زندگی می‌کنند که (۱.۴٪) جمعیت ایتالیا را تشکیل می‌دهند که از بین آنها فقط۵۰۰۰۰ نفر ملیت ایتالیایی دارند.
اقتصاد

از جمله مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، شیمیایی، وسائط نقلیه، مواد غذایی و مشروبات، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتی‌سازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و جنگ‌افزار اشاره نمود. گندم، جو، سیب‌زمینی، چغندرقند، سیب، ذرت، برنج، انگور، ماهی، گاو و خوک نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور را تشکیل می‌دهند.

سرانه زمین مزروعی برای هر نفر بالغ بر ۳۲/۰ هکتار است. تولید سالیانه گوشت گاو ۴۰۰/۱ هزار تن، گوشت خوک ۵۰۰/۱ هزار تن، گوشت گوسفند ۹۰۰/۱۵۴ تن و ۸۰۶ هزار تن صید ماهی است. تولید سالیانه نیروی الکتریسیته نیز معادل ۱/۲۴۱ میلیارد کیلووات ساعت است.
گردشگری

ایتالیا در مرکز دریای مدیترانه واقع شده‌است، دریایی که تولد تمدن‌های بسیاری را بخود دیده‌است. ایتالیا دارای تاریخی غنی از تماس‌ها و تبادلاتی می‌باشد که بر مردم، اقتصاد و فرهنگش تأثیر گذاشته‌است.

فنیقیها، یونانیها، کارتاژها، اعراب و نورمنها از جمله مللی می‌باشند که در طول سده‌ها با تأثیر گذاشتن بر فرهنگ محلی ایتالیا، باعث گردیده‌اند تا ایتالیا بطور فوق العاده‌ای غنی از آثار معماری و هنری می‌باشد.

بر اساس محاسبه‌ای که یونسکو انجام داده، بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهان در کشور ایتالیا واقع شده‌است، کشوری کوچک که مساحتش فقط ۰/۲۵ ٪ از کل خشکی‌های جهان است.

نشانه‌های باقی‌مانده از گذشته، آثار هنری و تنوع فوق العاده طبیعت در شبه جزیره ایتالیا از جمله عوامل جذب توریست به این کشور می‌باشد که امروزه یکی از توریستی‌ترین کشورهای جهان بشمار می‌آید.

رم، فلورانس، ونیز و بسیاری شهرهای دیگر، از جمله مقصدهای هنری هستند که برنامه هر بازدید کننده‌ای از شبه جزیره ایتالیا را تشکیل می‌دهند. در کنار این شهرهای بزرگ و معروف، میراثهای فرهنگی پنهانی هم در شهرهایی با تاریخ هزار ساله وجود دارند که البته در مسیر اصلی بازدیدها قرار ندارند و علی‌رغم اینکه کمتر شناخته شده‌اند، اما به همان اندازه شهرهای هنری ایتالیا دارای جذابیت می‌باشند.

شناخت ایتالیا با بازدید از شهرهای معروف و موزه‌ها و میادین آن کافی نیست، بلکه برای نیل به این مهم، باید دنیای رنگارنگ به اصطلاح ایتالیای کوچک را که غنی از زیبایی‌های طبیعی و هنری بی حساب و صدها مرکز شهری کوچک و متوسط که برخی از آنها پایتخت‌های باستانی با آثاری اصیل و بی نظیر می‌باشند، نیز در نوردید.

برای تکمیل این شناخت البته باید دسرها و غذاهای ایتالیا را هم تجربه کرد. غنا و تنوع رسوم و لهجه‌ها در هر گوشه از کشور به آسانی قابل تشخیص می‌باشد. غذاهای ایتالیایی آینده این تنوع است. بخاطر همین تنوع منطقه‌ای می‌باشد که ایتالیا تبدیل به یکی از اصلی‌ترین قطبهای توریسم بین‌المللی شده‌است. از جمله دیگر عواملی که در پیشرفت صنعت توریسم در این کشور زیبا نقش داشته‌اند می‌توان به نزدیکی ایتالیا به کشورهای صنعتی مرکز و شمال غرب اروپا، وجود وسایل ارتباطی سریع و اقتصادی با دیگر قاره‌ها و سطح عالی امکانات پذیرش توریست که کمتر کشوری از آن برخوردار می‌باشد، اشاره نمود.

هر ساله بطور میانگین حدود بیست میلیون گردشگر خارجی از ایتالیا بازدید می‌کنند و این رقم طبیعتاً علاوه بر میلیونها ایتالیایی می‌باشد که کشورشان را برای گذراندن تعطیلاتشان انتخاب می‌کنند و البته در این انتخاب، تکیه بر سی و پنج هزار واحد اقامتی موجود در کشور که دارای تقریباً دو میلیون تخت می‌باشند، دارند.

توریسم در عمل یکی از مهم‌ترین منابع اقتصادی ایتالیا به شمار می‌رود که حدود ۵/۵٪ از تولید داخلی کشور را به خود اختصاص داده‌است و این به معنای آنست که از نظر ارزش بالاتر از کل تولید بخش کشاورزی قرار دارد.

سینمای ایتالیا صنعت سینمای ایتالیا از اعتبار خوبی در سراسر جهان برخوردار است. گواه آن جوایزی است که ساخته‌هایش در فستیوال‌های متعدد و بین‌المللی دریافت می‌کند.
قوهٔ مقننه ایتالیا

مجلس نمایندگان ایتالیا: ۶۳۰ نفر

مجلس سنا ایتالیا: ۳۱۵ نفر
ارتش

    نیروی زمینی: ۲۳۰٬۰۰۰ نفر

۱۹۲۰ دستگاه تانک

    نیروی هوایی: ۷۶٬۰۰۰ نفر

۴۴۹ فروند هواپیمای جنگی

    نیروی دریایی: ۴۸٬۰۰۰ نفر

۱ فروند ناو هواپیمابر، ۸ فروند زیردریایی، ۱ فروند ناو موشک‌انداز، ۳ فروند رزمناو، ۲۴ فروند ناوشکن

دریای آدریاتیک

دریای آدریاتیک، پهنه‌ای آبی در سمت غربی دریای مدیترانه است که شبه‌جزیره آپنین را از شبه‌جزیره بالکان جدا می‌کند. این دریا همچنین رشته‌کوه‌های آپنین را از آلپ دیناریک و کوهستان‌های مجاور آن جدا می‌سازد.

کرانهٔ غربی دریای آدریاتیک کرانه‌های کشور ایتالیا را تشکیل می‌دهد و کرانهٔ شرقی آن تشکیل‌دهنده سواحل کشورهای اسلوونی، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، مونته‌نگرو، آلبانی و ایتالیا است.