اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی (نام کامل: سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد بن کمال‌الدین یحیی کوه بنانی کرمانی) معروف به سید نورالدین شاه نعمت الله ولی ماهانی کرمانی[۱] (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴)، شاعر و عارفِ ایرانی بود. سلسله نعمت‌اللهی منسوب به اوست.

شاه نعمت الله از اقطاب و عرفای سدهٔ هشتم و نهم هجری است که طریقتی جدید در تصوف ایجاد کرد و پیروان سایر طریقت‌ها را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. او از جمله شعرای تصوف ایران و قطب دراویش نعمت اللهی است. او در طریقهٔ تصوف موسس سلسلهٔ مشهور نعمت‌اللهی است و در راه طریقت و سیر و سلوک مقامی بلند داشته‌است.

محتویات

    ۱ زندگی
        ۱.۱ زایش
        ۱.۲ ورود به تصوف
        ۱.۳ وفات
    ۲ اشعار
        ۲.۱ سایر تألیفات
    ۳ تأکید بر حضور در اجتماع
    ۴ اهتمام به کار کردن
    ۵ شاه ولی و حافظ
    ۶ پانویس
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

زندگی
زایش

شاه نعمت‌الله ولی به سال ۷۳۱ هجری قمری متولد شد. او فرزندِ میر عبدالله ولی از بزرگان عرب بوده‌است. نسبتِ او با نوزده نسل به رسول اکرم می‌رسد. ولادت او را برخی در شهر حلب عنوان کرده‌اند و عده‌ای از مورخین نیز ایشان را متولد کوهبنان در کرمان می‌دانند.

امیر خلیل‌الله نوه او تولد جدِ خود را روز چهارشنبه چهاردهم ربیع‌الاول ۷۳۱ دانسته‌است و اسدالدین نصرالله تولد او را پنجشنبه بیست و دوم رجب ۷۳۰ در قصبهٔ کوهبنان کرمان ذکر کرده‌اند.[نیازمند منبع]

بر اساسِ برخی منابعِ دیگر، سید نورالدین نعمت‌الله کرمانی مشهور به شاه نعمت الله ولی، در سال ۷۳۱/۱۳۳۱از پدری عرب به نام میر عبدالله و مادری ایرانی در حلب به دنیا آمده است.[۲]
ورود به تصوف

او در ۵ سالگی با تصوف و عرفان آشنا شد و پدرش میر عبدالله، او را به مجالس صوفیه می‌برد. شهر حلب در آن زمان مرکز مکتب وحدت وجودی ابن عربی بود. شاه نعمت‌الله از این فرصت استفاده کرده و در حلب در خدمتِ محی‌الدین ابن عربی قرار گرفت و از مکتب و عرفان او بهره برد. شاه نعمت‌الله برای پیشرفت در علوم و فراگیری بیشتر علوم دینی به شیراز سفر کرد. شهر شیراز در آن زمان از مراکز اصلی دروس فقه و مذاهب سنّی بود. شاه نعمت‌الله برای یافتن مرشد و مراد خود به این سو و آن سو و در خدمت شیوخ و مشایخ زیادی قدم برداشت.

شاه نعمت‌الله علوم مقدماتی را نزد شیخ رکن‌الدین شیرازی تحصیل کرده و علم بلاغت را خدمت شیخ شمس‌الدین مکی و حکمت را نزد سید جلال‌الدین خوارزمی و اصول و فقه را نزد قاضی عضدالدین ایجی آموخت و چون علوم ظاهری طبع اورا قانع نمی‌کرد سال‌ها به ریاضت و تصفیه و تزکیه باطن مشغول گردید و در پی مراد به سیر و سفر پرداخت تا عاقبت به مکه مشرف شد و از دست شیخ عبدالله یافعی یکی از عرفای عصر خویش خرقه پوشید و به مراد خویش نایل آمد و دست ارادت بدو داد، چنانکه در اشعار خود که از او یاد کرده‌است:
شیخ ما در حرم مرح         قطب وقت و یگانه عالم
ز دمش مرده می‌شدی زنده         نفسش همچو عیسی مریم
نعمت الله مرید حضرت اوست         شیخ عبدالله‌است او فافهم

شاه نعمت الله، به سیر و سفر در ممالک مصر و حجاز و ترکستان و ایران پرداخت و به نشر عرفان و تصوف همت گمارد. او بیست و چهار ساله بود که در مکه با شیخ عفیف‌الدین یافعی دیدار کرد. شیخ یافعی از عرفای بزرگ و با عظمت آن دوران به شمار می‌آمد. شیخ یافعی به سلسله‌های طریقت شاذلیه و قادریه متصل می‌شد. شاه نعمت‌الله هفت سال را با شیخ عارف سپری کرد و از او علوم و دانش‌های معنوی زیادی آموخت. شاه نعمت‌الله بعد از آن به مصر رفت و در آنجا به سوی جهان فرهنگ ایرانی روی آورد. وی در بازگشت به ایران پس از ازدواج با نوهٔ دختریِ میر حسینی هروی، به‌سوی کوهبنان کرمان عزیمت کرد و در آنجا به ریاضت طویل‌المدتی پرداخت که مکان مورد نظر بنام تخت امیر معروف است. در طول این مدت، افراد بسیاری در نزد او به تحصیل علوم و معارف صوفیه پرداختند واز محضر ایشان کسب فیض نمودند.

سلسله نعمت‌اللهی، منسوب به شاه نعمت‌الله ولی از عرفای بزرگ ایران و اسلام است.
وفات

وی در سال ۸۳۲ (به روایتی ۸۳۴) در ماهان کرمان وفات یافت و شمس الدین ابراهیم بمی پدر سیدطاهرالدین بمی عارف نامی هم عصر شاه نعمت الله از بم آمد و بر پیکر شاه ولی نماز خواند. مدتِ زندگانیِ شاه نعمت‌الله ولی ۱۰۴ سال ذکر شده‌است و خود او تا ۹۷ سالگی خود را بیان داشته‌است:
نود هفت سال عمر خوشی         بنده را داد حی ِ پاینده
اشعار

شاه نعمت الله ولی دارای دیوانی است که متشمل بر قصاید و غزلیات و ترجیعات و مثنویات و قطعات و دوبیتی‌ها و رباعیات است که از لحاظ ادبی متوسط به شمار می‌رود.

کلیات اشعار وی به کوشش دکتر جواد نوربخش در یازده نوبت در ایران منتشر گردیده است. در مقدمه کلیات، ۷ نسخه خطی (کتابخانه ملک - شماره ۵۲۹۸؛ کتابخانه مجلس - ش ۱۳۵۴۹؛ کتابخانه مرکزی دانشگاه - ش ۵۱۰۹؛ آستان قدس رضوی -ش ۴۶۷۹؛ خانقاه نعمت اللهی در تهران - قرن دهم هجری؛ نسخه آقای روح الامینی ۱۲۶۲ ه. ق. نسخه آقای ترقی ۹۹۶ ه. ق) و یک نسخه چاپ سنگی منابع تصحیح این کلیات ذکر شده است.[۳]

دیوان اشعار او شامل ۱۵۱۴۲ بیت غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، ترکیب بند، مستزاد، رباعی، دوبیتی و مفرد با تصحیح عزیزالله علیزاده در نشر فردوس در تهران در سال ۱۳۹۳ در ۱۲۱۶ صفحه منتشر شده است.
سایر تألیفات

    شرح لمعات: شامل یک دیباچه و شرح ۲۷ لمعه از فخرالدین ابراهیم عراقی[۴]
    رساله‌های شاه نعمت الله ولی: مجموعه‌ای از ۹۷ رساله[۵]

تأکید بر حضور در اجتماع

از جمله توصیه‌ها و سفارشهای شاه نعمت‌الله ولی به مریدان خود این بود که برای تصفیه دل و تزکیه نفس باید در خدمت خلق باشید و در خدمت به مردم کوتاهی نکنید و در اجتماع حاضر باشید. از همین نکته می‌توان استنتاج کرد که او مردم را از رهبانیت و گوشه‌گیری و بی‌میلی پرهیز می‌دهد و به خدمت خلق و حضور در اجتماع دعوت می‌کند و البته بیان می‌دارد که دل به دنیا و مادیات آن نبندید و خود را برای سفر آخرت آماده کنید:
ذکر حق ای یار من بسیار کن         گر توانی کار کن در کارکن
اهتمام به کار کردن

عبدالرزاق کرمانی در بیان اعتقاد شاه نعمت‌الله به کشاورزی می‌نویسد: «آن حضرت میل تمام به اقسام زراعت داشتند» و خود هر از گاهی به کار زراعت می‌پرداختند. بر خلاف بسیاری از سران مذهبی دنیاگریز در فرقه‌های دیگر، شاه ولی برحضور در اجتماع مشغول شدن به کار و دوری از تنبلی تأکید داشت. البته این صرفاً یک دستور اخلاقی نبود بلکه این خود بخشی از برنامه‌های او برای پرورش معنوی مریدان خود بود.
شاه ولی و حافظ

گویند روزی شاه ولی سنگ پاره یی از زمین برداشته و به درویشی داد و فرمود که این سنگ را نزد جوهری برده و بپرس که قیمت این سنگ چنداست؟ چون قیمت معلوم کنی از جوهری گرفته آن را باز آور و چون درویش آن سنگ را به نظر جوهری بُرد، جوهری پاره‌ای لعل دید که در عمرِ خود مثل آن لعل ندیده بود. قیمت آن لعل را هزار درم گفت. درویش سنگ را باز گرفته به خدمت شاه باز آورد. آن حضرت فرمود تا آن سنگِ لعل شده را صلایه نمود شربت ساخت و هر درویشی را قطره یی چشانید و فرمود:
ما خاک را به نظر کیمیا کنیم         صد درد را به گوشهٔ چشمی دوا کنیم
درحبسِ صورتیم و چنین شاد و خرّمیم         بنگر که در سراچهٔ معنی چه‌ها کنیم
رندانِ لاابالی و مستانِ سرخوشیم         هشیار را به مجلسِ خود کی رها کنیم
موجِ محیط و گوهرِ دریای عزتیم         ما میل دل به آب و گِل، آخر چرا کنیم
در دیده رویِ ساقی و در دست جامِ می         باری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم
ما را نَفَس چو از دمِ عشق است لاجرم         بیگانه را به یک نفسی آشنا کنیم
از خود برآ و در صفِ اصحابِ ما خرام         تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم

این شرح کرامات و این اشعار منتشر می‌شد و حافظ نیز آنرا شنید. حافظ که مردی دانشمند و عارفی پاک نهاد بود این غزل را ساخت و پرداخت:
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند         آیا بود که گوشهٔ چشمی به ما کنند؟
دردم نهفته به، ز طبیبانِ مدّعی         باشد که از خزانهٔ غیبش دوا کنند

علم

علم[۱] (واژه‌ای عربی از ریشه علم به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی.[۲][۳][۴][۵] یک معنای قدیمیتر و نزدیک که امروزه هنوز هم به کار می‌رود متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهیهای قابل اتکا می‌داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند. (بنگرید به بخش تاریخ و ریشه‌شناسی)[۶]

محتویات

    ۱ تاریخ علوم
    ۲ مفهوم دیگر علم در زبان فارسی
    ۳ علم از دیدگاه صوفیه
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس

تاریخ علوم

از عصر کلاسیک علوم به عنوان یک نوع دانش با فلسفه ارتباط نزدیکی داشتند. در اوایل عصر مدرن دو کلمه علم و فلسفه در زبان انگلیسی به جای هم به کار برده می‌شدند. در قرن ۱۷ میلادی فلسفه طبیعی (که امروز علوم طبیعی نامیده می‌شود) به تدریج از فلسفه جدا شد.[۷][۸] با این حال علم همچنان کاربردی وسیع برای توضیح آگاهیهای مطمئن در مورد یک موضوع داشت. به همین ترتیب هم امروزه در عصر مدرن همچنان برای موضوعاتی همچون علم کتابداری و یا علوم سیاسی به کار می‌رود.

در عصر مدرن، علم معادل علوم طبیعی و فیزیکی به کار می‌رود، لذا محدود به شاخه‌هایی از آموختن است که به پدیده‌های دنیای مادی و قوانین آنها می‌پردازد. این هم‌اکنون معنای غالب علم در کاربرد روزمره‌است.[۹] این معنای محدودتر از علم که خود بخشی از علم شده‌است، تبدیل به مجموعه‌ای از تعریفهای قوانین طبیعت شده که بر مبنای مثالهای اولیه‌ای همچون قانون کپلر، قوانین گالیله و قوانین حرکت نیوتن بنا شده‌اند. در این دوره رایجتر شد که به جای فلسفه طبیعی علوم طبیعی به کار رود. در طی قرن نوزدهم میلادی کلمه علم بیش از پیش مرتبط ب مطالعه منظم دنیای طبیعت شد، شامل فیزیک، شیمی، زمین‌شناسی و زیست‌شناسی. این منجر به قرارگیری مطالعات تفکر انسان و جامعه در یک برزخ زبان‌شناسی شد. که در نهایت منجر به قرارگیری این مطالعات دانشگاهی در زیر عنوان علوم اجتماعی شد. به همین ترتیب هم امروز قلمروهای بزرگی از مطالعات منظم و دانش وجود دارند که زیر سرفصل کلی علم قرار دارند، همچون علوم کاربردی و علوم صوری.[۱۰]

به طور کلی اطلاعات مجموعه‌ای از داده‌های خام و پردازش نشده‌است. پردازش اطلاعات، تولید علم می‌کند، و علمی که روشش تجربی و نتایجش آزمون پذیر و موضوعش جهان خارج باشد، علم تجربی است.
مفهوم دیگر علم در زبان فارسی

علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش (Science) به کار می‌رود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش (Knowledge) است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره‌است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراء الطبیعه. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ای از آگاهی‌ها، دانش‌ها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روش‌های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.

در مقابل مفهوم علم به‌طور خاص وجود دارد که معادل واژه انگلیسی Science است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روش‌های تجربی حاصل شده‌است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.[۱۱]
علم از دیدگاه صوفیه

    جواد نوربخش (پیر سلسله نعمت اللهی و روانپزشک): صوفیه به علوم ظاهری و رسمی که شرط اصلی آنها تقلید و تکرار است توجهی ندارند، و علومی را اصیل می‌خوانند که از طریق صفای نفس و تهذیب اخلاق و گشاده‌دل حاصل می‌شود.

آنان معتقدند که علم ظاهری موجب شک و تردید می‌گردد و خود حجاب اکبر است، تنها علمی مفید فایده است که انسان را به حق نزدیک سازد، و لذا علم مورد نظر آنها، علم عشق و حال است، نه دانش قیل و قال.[۱۲]

    خواجه عبدالله انصاری:[۱۳]

علم که از قلم آید از آن چه خیزد، علم آن است که حق بر دل ریزد.[۱۴]

    بابا طاهر:[۱۵]

علم آلت صید بنده است، زیرا به وسیله علم است که انسان به دام بندگی خدا کشیده می‌شود.[۱۶]

    عطار نیشابوری:[۱۷][۱۸]

علم چیست از ذره قافی کردنست         تا ابد گردش طوافی کردنست

    مثنوی مولوی:

علم و مال و منصب و جاه و قران         فتنه آرد در کف بد گوهران

    شاه نعمت الله ولی: علم در بدایت علم شرعی است حاصل به استفاده و تواثر، و در نهایت شهود حق ذاته بذاته، این را عین الیقین می‌خوانند و کمال مقام احسان می‌گویند.

ارث

ارث به کلیه اموال، عناوین، بدهی‌ها، حقوق و وظایف شخص پس از مرگش گفته می‌شود که به شخص دیگری منتقل می‌گردد. ارث به مدت طولانی نقش اساسی در جوامع بشری داشته است. مجموعه قوانین انتقال ارث در جوامع مختلف متفاوت و در طول زمان تغییرات بسیاری کرده است.[۱]

محتویات

    ۱ ارث در ادیان
        ۱.۱ قوانین اسلام
        ۱.۲ قوانین یهود
    ۲ منابع

ارث در ادیان
قوانین اسلام

مطابق با قوانین اسلامی، ارث بین فرزندان پسر و دختر به صورت ۲ سهم برای پسر و یک سهم برای دختر تقسیم می‌شود. چنانچه پدر و مادر وارث باشند سهم آن‌ها نیز به صورت ۲ به ۱ خواهد بود. در صورت مرگ پدر و وجود فرزندان و مادر، ارث مادر ۱ قسمت از ۶ قسمت کل دارایی‌ها خواهد بود. [۲]
قوانین یهود

اگر کسی بمیرد و پسری نداشته باشد، ملک او را به دخترش انتقال می‌دهند. اگر دختر نداشته باشد به برادرانش و اگر برادر نداشته باشد ملک او را به برادران پدرش بدهند و الاّ به نزدیک‌ترین خویشان او بدهند.

آلرژی

آلِرژی یا حَسّاسیَت، (به انگلیسی: allergy) واکنش افراطی سیستم ایمنی بدن نسبت به عوامل گوناگون است. کسانی که دچار حساسیت هستند، دارای دستگاه ایمنی فوق هوشیار هستند که نسبت به مواد ظاهراً بی ضرر موجود در محل زندگیشان، واکنشی بیش از حد معمول نشان می‌دهند.

برای مثال گرده گیاهان، می‌تواند سیستم ایمنی شخص آلرژیک را طوری تحریک کند که گویی با یک خطر جدی روبرو شده‌است. حساسیت یک مشکل بسیار شایع است و تقریباً از هر ده نفر، دو نفر به نوعی از آن مبتلا هستند.

محتویات

    ۱ رویداد به هنگام یک واکنش آلرژیک
    ۲ علایم آلرژی
    ۳ عوامل ابتلا به آلرژی
    ۴ منابع

رویداد به هنگام یک واکنش آلرژیک

هنگامی که یک سیستم ایمنی افراطی در معرض یک ماده حساسیت‌زا قرار می‌گیرد، چند اتفاق می‌افتد:

    بدن برای مبارزه با ماده مذکور، شروع به تولید نوع خاصی پادتن می‌کند که IgE نام دارد.
    پادتن‌ها به نوعی سلول خونی که ماست‌سل mast cell نام دارد متصل می‌شوند. این سلول‌ها در دستگاه تنفسی و دستگاه گوارشی، که محل اصلی ورود عوامل آلرژی زا است، فراوانند.
    ماست‌سل‌ها با انفجار خود مواد شیمیایی مختلفی از جمله هیستامین و اینترلوکین آزاد می‌کنند که عامل اصلی بروز بسیاری از علایم آلرژی است که از جملهٔ این علایم می‌توان به خارش گلو، آب‌ریزش بینی، اشک‌ریزش، عطسه و سرفه اشاره نمود.

اگر مادهٔ حساسیت‌زا در هوا باشد، واکنش آلرژِیک در چشم‌ها، بینی و ریه رخ می‌دهد و اگر این ماده خورده شود، واکنش آلرژیک در دهان، معده و سایر بخش‌های دستگاه گوارش بروز می‌کند.

گاهی واسطه‌های شیمیایی آزادشده در بدن به قدری زیاد است که علایم بسیار حادی نظیر کهیر، کاهش فشار خون، شوک یا بیهوشی نیز به وجود می‌آید.
علایم آلرژی

نشانه‌های آلرژی را می‌توان به سه دسته خفیف، متوسط و حاد تقسیم نمود.

    واکنش خفیف، شامل نشانه‌هایی است که یک ناحیه از بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مانند التهاب، خارش و آبریزش از چشم. علایم خفیف به بخش‌های دیگر بدن منتقل نمی‌شوند.
    نشانه واکنش متوسط، در بخش‌های مختلف بدن منتشر می‌شوند و خارش چشم ممکن است به خارش گلو و تنگی نفس هم منجر شود.
    عکس العمل حاد که آنافیلاکسی (anaphylaxis) نام دارد، نادر است و یک موقعیت خطرناک و از جمله مواردی است که درمیان فوریت‌های پزشکی قرار دارند. در چنین مواردی، آلرژی در تمام بدن منتشر می‌شود. این حالت ممکن است با مجموعه‌ای از حملات خارش چشم و صورت آغاز شود و در عرض چند دقیقه، به سرعت در تمام بدن پخش شود و علایم جدی‌تری چون درد معده، گرفتگی عضلات، تهوع و اسهال را به دنبال داشته و در عین حال درجه التهاب مجاری تنفسی و گوارشی به حدی برسد که تنفس و بلع بسیار مشکل شود.
    آشفتگی ذهنی و سرگیجه نیز از جمله علایم حساسیت هستند زیرا مشکل آنافیلاکسیس باعث کاهش شدید فشار خون نیز می‌شود.

عوامل ابتلا به آلرژی

تمام افراد به آلرژی مبتلا نیستند. اکثر حسّاسیت‌ها، ارثی هستند و از والدین به فرزندان منتقل می‌شوند. اشخاص می‌توانند توانایی ابتلا به آلرژی را نیز ارث ببرند و در عین حال به هیچ مادهٔ خاصی حساس نباشند و فقط نقش انتقال‌دهنده را بازی کنند. هنگامی که یکی از والدین به نوعی از حساسیت مبتلا باشد، شانس ابتلای فرزند او ۵۰٪ و اگر هر دو آنها آلژیک باشند، این مقدار به ۷۵٪ می‌رسد.

ماءالشعیر

ماءالشعیر نوعی نوشیدنی گازدار غیرالکلی است که از عصارهٔ جوانهٔ جو به‌دست می‌آید.[۱][۲] در لغت‌نامه دهخدا ماءالشعیر این‌گونه تعریف شده است: آب مقشر مطبوخ جو، داروئی که از مطبوخ جو حاصل کنند و به بیمار دهند، آبی که در آن جو ریزند و جوشانند.[۳]

محتویات

    ۱ نام‌های دیگر
    ۲ فرایند تولید
    ۳ خواص درمانی ماء‌الشعیر
    ۴ مضرات
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

نام‌های دیگر

ماشعیر، آب جو، کوشاب، کشکاب، جوآب، ماء مبارک[۴]، آبجوی حلال[۵].
فرایند تولید

در تمام دنیا از نوعی جو به نام جوی دو ردیفه برای آبجو سازی استفاده می‌شود. جو پس از ورود به کارخانه پاک و تمیز می‌شود. پس از جدا شدن کلیهٔ ناخالصی‌ها به مخازن شست‌وشو و ضدعفونی منتقل می‌شوند، سپس به سالن جوانه‌زنی هدایت شده و پس از پنج روز به کوره فرستاده می‌شوند.

دمای سالن بین ۱۷ تا ۲۰ درجه سانتی‌گراد و رطوبت آن بالای ۷۰ درصد است که این شرایط باعث می‌شود تا جو بین ۹ تا ۱۱ میلی‌متر جوانه زده و به مالت تبدیل شود. بعد از آن مالت به واحد پخت می‌رود و در مخزنی ریخته شده، برای ۳۰ دقیقه خیس خورده، آسیاب شده و در تانک پخت ریخته می‌شود.

مالت را همراه با آب به مدت ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه و در دمای ۷۶ درجه سانتی‌گراد می‌پزند. سپس تانک فیلتراسیون منتقل شده و تفاله از آن جدا می‌شود. مایع بدست آمده به تانک جوش منتقل شده و در آنجا عصارهٔ رازک و شکر به آن افزوده می‌شود. رازک ویژگی‌های خاصی به این نوشیدنی می‌دهد. با رسوب پروتئین باعث شفافیت آن می‌شود عطر خاصی به آن می‌بخشد همچنین ته مزه تلخ ماءالشعیر مربوط به رازک است و نیز با خاصیت آنتی‌بیوتیکی که به پایداری ماءالشعیر کمک می‌کند، موجبات ثبات این نوشیدنی را فراهم می‌نماید.

مایع بدست آمده به چیلر منتقل شده و در آنجا شوک حرارتی داده می‌شود تا از الکلی شدن جلوگیری شود. شربت بدست آمده به سردخانه رفته و حجم آن با آب دو برابر شده، سپس وارد دستگاه فیلتراسیون می‌شود تا مایع شفافی به نام ماءالشعیر بدست می‌آید. در سالن بسته‌بندی مایع بدست آمده در شیشه و یا قوطی ریخته شده و به مدت ۳۰ دقیقه در دمای ۷۲ درجه سانتی‌گراد پاستوریزه می‌شود.[۶][۷]
خواص درمانی ماء‌الشعیر

    افزایش ضریب هوشی
    بازسازی و تامین انرژی از دست رفته بدن
    بهبود عملکرد خون‌رسانی قلب
    خواص درمانی برای خانم‌های باردار و شیرده
    جلوگیری از وبا
    درمان یبوست
    دفع سنگ کلیه، مدر، ضدعفونی کننده دستگاه گوارش و دستگاه تنفس
    رشد مو و جلوگیری از ریزش آن
    رفع تشنگی
    رفع خستگی اعصاب، رفع استرس
    کاهش ابتلا به پرفشاری خون
    کاهش خطر بیماری‌های قلبی و بعضی از انواع سرطان
    محافظت از بدن در برابر سکته‌های قلبی و مغزی
    مفید برای پوست[۸][۹]

مضرات

    افزایش اسید فسفریک به کار رفته در این نوشیدنی که به صورت گازدار است، می‌تواند موجب پوکی استخوان و اضافه وزن شود.
    گاز کربنیک به کار رفته در این نوشیدنی نیز می‌تواند سبب پوکی استخوان می‌شود.
    ترکیبات صنعتی و مصنوعی برای ساخت طعم‌های مختلف میوه‌ای در ماءالشعیرها به کار می‌روند، ممکن است در بعضی از افراد، حساسیت ایجاد کنند.

شراب

شراب یا مِی یک نوشیدنی‌ الکلی است که از تخمیر میوه انگور به‌دست می‌آید.[۱] خاصیت شیمیایی طبیعی انگور به‌گونه‌ای است که می‌تواند بدون افزودن شکر، اسید، آنزیم یا دیگر افزودنی‌ها تخمیر شود.[۲] شراب از تخمیر انگور له شده به وسیلهٔ انواع مخمر که شکر موجود در انگور را به الکل تبدیل می‌کنند بدست می‌آید. برای بدست آوردن انواع شراب، از انواع مختلف انگور با مخمرهای گوناگون استفاده می‌شود.[۳]

اگرچه از میوه‌های دیگر مانند آلبالو، سیب، توت و... و تقریباً از تمامی رستنی‌ها نیز شراب ساخته می‌شود ولی واژهٔ شراب بدون ذکر نام میوه تقریباً همیشه به معنی شراب انگور است و شراب‌های دیگر را با نام انها می‌آوریم (مانند: شراب سیب یا شراب اقطی).

معمولاً شراب‌هایی که از دیگر رستنی‌ها مانند برنج، گندم، رازک و... به دست می‌آیند که از مواد نشاسته‌ای هستند و برای استفاده به عنوان شراب در نظر گرفته نمی‌شوند بلکه فرایندهای دیگری بر روی آنها انجام می‌شود تا نوشیدنی‌های دیگری از جمله آبجو یا ویسکی به دست آید، در حالی که شراب زنجبیل به همراه کنیاک تقویت می‌شود. در این نمونه‌ها استفاده از لغت شراب علاوه بر مراحل ساخت به منبع شراب غنی تر اطلاق می‌گردد. استفاده تجاری از واژه wine به زبان انگلیسی (و معادل آن در زبان‌های دیگر) در بسیاری از قانونگزاری‌ها ممنوع است.[۴]

ظرف شراب متعلق به حدود ۴٬۵۰۰ سال پیش از میلاد در تپه حاجی فیروز نقده به عنوان نخستین وسیله شراب سازی موجود در دوران نوسنگی کشف گردید.[۵]

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ انواع شراب
        ۲.۱ شراب سفید
        ۲.۲ عناوین مشروبات در ادبیات فارسی
    ۳ مناطق مهم شراب سازی دنیا
    ۴ در جمهوری اسلامی ایران
    ۵ اثرات الکل بر سلامت
        ۵.۱ اعتیاد به الکل
        ۵.۲ اثرات جسمی و روانی مصرف الکل
    ۶ اثرات پزشکی
        ۶.۱ مسمومیت با الکل چوب (متانول)
        ۶.۲ تاثیرات بر زیبایی
    ۷ دیدگاه اسلام
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

پیشینه

وجود چند هزاران سالهٔ شراب سازی تایید شده است. درحال حاضر یکی ازاولین شراب سازی‌های کشف شده در ایران، شمال کوه‌های زاگرس است. آندره چرنیا (André Tchernia)، باستان شناس و یکی از بهترین متخصصان شراب از دوران باستان، که گزارش می‌کند: "مادهٔ باقی‌مانده زرد رنگ بر روی دیوار کوزهٔ دوران نوسنگی، با قدمت هفت هزار ساله، در برداشت حاجی فیروز تپه در ایران ترکیبی از اسید تارتاریک و رزین است که در نتیجه شراب و کهن ترین فرایند شرابسازی تأیید شده هستند " تکنیک مخلوط کردن رزین تربانتین با شراب جهت جلوگیری از ترش شدن شراب بوده است. برای فیلیپ مارنیوال (Philippe Marinval)مدیر پژوهش در مرکز مردم شناسی تولوز این مدرکی است دال بر اینکه انسان نو سنگی شراب می نوشیده است.[۶]
انواع شراب
جام شراب سفید

    شراب سرخ
    شراب گلی
    شراب تقویت شده
    شراب شیرین
    شراب گازدار (شامپاین)
    شراب مثلث
    شراب جمهوری

شراب سفید

شراب سفید نوعی شراب است که در جریان تولید آن پوست انگور را پیش از شروع تخمیر از آب انگور جدا می‌کنند تا مواد رنگی پوست در الکل ناشی از تخمیر حل نشود.[نیازمند منبع]
عناوین مشروبات در ادبیات فارسی

((در بحث‌های مربوط به ادبیات عرفانی، واژه شراب و محتوای آن کاملاً مقدس می‌باشد که ریشه آن تاریخی تر از شراب مورد مصرف دارد و در ادبیات شراب عارف را از قیل و قال حجاب‌های ظلمانی خارج می‌کند و آنچه حاصل می‌گردد ترقی در پله‌های عر فان می‌باشد. به گفته و تائید دکتر قمشه‌ای اهل شراب دنیا آن را از عرفاً اجاره گرفته‌اند.))

    آب انگور از حافظ:

مستی عشق نیست در سر تو         رو که تو مست آب انگوری

    می: شراب قرمز و شراب انگور. مطلق شراب اعم از اینکه از انگور حاصل آید یا مویز و خرما و جز آن (لغتنامه دهخدا). مثال شعری از فردوسی:

به هرجای جشنی بیاراستند         می و رود و رامشگران خواستند

    باده: شراب به طور کل. مثال شعری از فردوسی:

بآواز ایشان شهنشاه جام         ز باده تهی کرد و شد شادکام

    نبیذ: می یا مل. مثال شعری از رودکی:

گل بهاری بت تتاری         نبیذ داری چرا نیاری؟

و باز از رودکی:
این تیغ نه ازبهر ستمکاران کردند         انگور نه ازبهر نبیذ است به چرخشت
       

    سیکی: می پرمایه و گیرا. مثال شعری:

عشق بازی کن و سیکی خور و برخند بر آن که ترا گوید سیکی مخور و عشق مباز؟ (فرخی).

    سهبا (صهبا): می سفید. مثال شعری:فشارده انگور سپید.(منتهی الارب).
    شراب انگوری. شرابی که مایل به سرخی باشد.(غیاث اللغات). می سرخ. (دهار). سیکی. (ناظم الاطباء):

امیرا خسروا شاها همانا عهد کردستی که گنجی را برافشانی چو بر کف برنهی صهبا.(فرخی).

    مُل: شراب انگوری.

مناطق مهم شراب سازی دنیا
یک بطری شراب تجاری

به ترتیب میزان تولید:

    فرانسه
    ایتالیا
    اسپانیا
    ایالات متحده آمریکا
    آرژانتین
    استرالیا
    چین
    آفریقای جنوبی
    شیلی
    آلمان
    مراکش

و در ایران:

    قزوین (پیش از انقلاب ۱۳۵۷)
    شیراز (پیش از انقلاب ۱۳۵۷)
    شازند (پیش از انقلاب ۱۳۵۷)
    ارومیه (پیش از انقلاب ۱۳۵۷)
    مراغه (پیش از انقلاب ۱۳۵۷)

در جمهوری اسلامی ایران
تصویری از یک ساقی بر روی دیوار چهل ستون، متعلق به قرن ۱۷ میلادی.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ مصرف مشروبات الکلی در ایران ممنوع شد با این وجود ودکا از جمهوری آذربایجان، ویسکی و دیگر مشروبات الکلی از ترکیه و کردستان عراق به طور قاچاق وارد ایران می‌شود. برخی ایرانی‌ها از اتانول (به رغم وجود مقدار زیاد مادهٔ تلخ دناتونیوم بنزوات) که در داروخانه‌ها توزیع می‌شود، به عنوان مشروب الکلی استفاده می‌کنند.[۷]
اثرات الکل بر سلامت

اگر چه مصرف بیش از حد الکل دارای عوارض سوء بر سلامت است ولی پژوهشهای اپیدمیولوژیک نشان داده است مصرف معتدل الکل و شراب همواره باعث کاهش بیماریهای قلبی و عروقی مانند نارسایی قلب می‌شود.[۸]
اعتیاد به الکل

الکل یکی از پراستفاده ترین، پذیرفته شده ترین و سوء استفاده ترین دارو در جوامع غربی است. الکل تحت عنوان سرکوب کننده سیستم عصبی مرکزی دسته بندی می‌شود. اثراتی در هوشیاری فرد و اعمال وظایف دستگاه مغز و اعصاب دارد.

به طور کلی اثرات الکل بستگی به میزان نوشیدن، اندازه وزن بدن، وضعیت سلامت جسمی و روانی فرد مصرف کننده، تجربیات فرد از جمله درجه تحمل و وابستگی، خلق و خوی و درجه خلوص نوشیدنی محتوی الکل بستگی دارد. الکلیسم یک بیماری مهم در بزرگسالان و نوجوانان است و نوجوانانی که از سن پایین تر نوشیدن الکل را آغاز می‌کنند خطر الکلی شدنشان بسیار بیش تر است.
اثرات جسمی و روانی مصرف الکل

مصرف درست و باندازه الکل در ابتدا موجب نوعی آرامش و کاهش قابل قبول قیود اجتماعی است و باعث سرخوشی می‌گردد ولی اگر مقدار مصرف الکل زیاد گردد پس از مدتی اثرات مسمومیت با الکل٬ از جمله ناهماهنگی در حرکات عضلات (آتاکسی)٬ اختلال در قضاوت، آسیب اعمال حرکتی و مهارتی، کندی واکنش‌ها فعالیت دماغی و فکری، تشدید حالت تهاجمی و پرخاشگری، تلو تلو خوردن، درهم و بر هم حرف زدن، سوزش قلب، پر حرفی، دو تا دیدن اشیا و افراد، گیجی، گرگفتگی، کرختی و بی حسی و اعضای بدن و افزایش ادرار ظاهر می‌گردند.

مصرف بی‌رویه الکل در بلند مدت و به تدریج موجب آسیب رسیدن به کبد، مغز، قلب و دیگر اعضا بدن می‌شود. نواقصی دستگاه عصبی از جمله نارسایی‌های اعمال هوشی، حرکت و بی ثباتی هیجان کاهش ادراک حسی و سرانجام از دست دادن حافظه و فراموشی، تیرگی بینایی در بیش تر افراد معتاد به الکل دیده می‌شود. شایع ترین اختلال سیستم عصبی در الکلیسم مزمن آسیب قرنیه و اعصاب چشم است و مصرف آن در مردان موجب ضعف قوای جنسی می‌گردد و قدرت باروری آنان را کاهش می‌دهد. از لحاظ روانی موجب اضطراب، عصبانیت، تندخویی، دلیریوم ترمنس، هزیان، توهم و افسردگی می‌گردد. زنان بارداری که الکل مصرف می‌کنند جنین خود را در معرض واقعی مشکلات سلامتی قرار می‌دهند. این مشکلات از قبیل متولد شدن با وزن کم یا نشانگان جنینی الکل که با نقض‌های ذهنی و جسمانی چشم گیری همراه است.

رانندگی در حال مستی یکی از عوامل عمده مرگ و میر به علت مصرف الکل است و در بسیاری از کشورها جرم محسوب می‌شود.[۹]
اثرات پزشکی
شراب قرمز مواد مغذی در هر ۱۰۰ گرم (۳٫۵ اونس)
انرژی     ۳۵۵ کیلوژول (۸۵ کیلوکالری)
کربوهیدرات‌ها     ۲٫۶ g
قندها     ۰٫۶ g
چربی     ۰٫۰ g
پروتئین     ۰٫۱ g
الکل     ۱۰٫۶ g
الکل ۱۰٫۶ g از لحاط حجمی ۱۳٪است
۱۰۰ g شراب تقریباً ۱۰۰ ml (۳٫۴ fl اونس)
شکر و الکل متغیرند.
منبع: پایگاه اطلاعاتی مواد غذایی آمریکا
فواید(رنگ سبز) و مضرات(رنگ قرمز) شراب در مقایسه مقدار مصرف(روی تصویر کلیک کنید)

شراب الکلی و مخصوصا شرابی که الکل سنگین داشته باشد به سلول‌های استخوان‌ها صدمه می‌زند، سرطان‌زا ست[۱۰]، و ارتباط قوی میان مصرف مشروبات الکلی و سرطانهای پستان، مری، دهان، نای، حنجره و حلق وجود دارد.[۱۱][۱۲] الکل به سیستم عروقی و قلب صدمه می‌زند، مصرف زیاد آن باعث زوال عقل[۱۳] و ایجاد اختلالات مغزی می‌شود، خطر ایجاد دیابت نوع ۱ را دارد و در بینایی تاثیر سو دارد.[۱۴][۱۵][۱۶] بر اساس گزارشی که «کمیته علمی مستقل در مورد داروها» در بریتانیا تهیه کرده زیان مصرف الکل در جامعه سه برابر زیان مصرف کوکائین یا کشیدن سیگار برآورد شده‌است. دیوید نات، می‌گوید کراک از الکل اعتیاد آورتر است ولی از آنجا که عده بیشتری الکل مصرف می‌کنند در کل زیان آن بیشتر است.[۱۷]
مسمومیت با الکل چوب (متانول)

در صورت آلودگی شراب به متانول یا الکل چوب فرد دچار کوری و حتی مرگ می‌گردد.[۱۸] مصرف ۱۰ میلی‌لیتر از متانول می‌تواند با تاثیر بر دستگاه عصبی منجر به کوری و مصرف ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی‌لیتر منجر به مرگ در بزرگسالان گردد.[۱۹]
تاثیرات بر زیبایی

نظر پزشکان بر این است که افزایش مقدار نوشیدن شراب بیشتر از دو لیوان در روز اثرات زیر را بر زیبایی دارد[۲۰]

    سرخی چشمان: نوشیدن شراب سبب گشادی رگها می‌شود که به سرخی چشمان می‌انجامد.
    درشتی رگ‌های صورت: افرادی هم که دارای چهره برافروخته هستند با نوشیدن شراب به آن شدت می‌بخشند و باعث برجاماندن اثر دائمی رگ‌ها بر روی صورت می‌شوند.
    برجسته شدن خطوط پیشانی: شرابخواری باعث خشکی پوست و برجسته شدن خطوط پیشانی می‌گردد.
    چین وچروک صورت: نوشیدن زیاد شراب به کمبود ویتامین آ می‌انجامد که برای ساختن کلاژن و الاستین در بدن ضروری است. در نتیجه چین و چروک صورت افزایش می‌یابد.

دیدگاه اسلام

نوشیدنی‌های مست کننده حرام مطلق می‌باشند، نجس هستند ولی به شرط آن که پزشک مصرف آن را به مریض سودمند بداند:

    اصل مادهٔ آن مایع باشد؛ به همین دلیل سنگ و حشیش که با آب یا مایعات دیگر مخلوط می‌شود و به شکل مایع در می‌آید، نجس نیست اما بنا بر احتیاط واجب حرام هستند.
    اصل مایع آن پیش از ترکیب شدن با مواد دیگر، مست کننده باشد. پس اگر مایع مست کننده‌ای با چیز دیگر مخلوط شود و ترکیب آن مست کننده نباشد، نجس است.
    اگر یکی از دو شرط بالا وجود نداشته باشد و یا این که شک در وجود آن داشته باشیم حکم به نجاست می‌شود.
    تمامی انواع الکلها (الکل صنعتی، الکل سفید و...) باید بر اساس دو شرط بالا مورد سنجش قرار گیرند، آنگاه حکم به نجاست یا پاکی آن‌ها شود. به همین علت می‌توانیم به گفته و تشخیص کارشناسان و آگاهان اعتماد کنیم.

استفاده از الکل نجس در ضد عفونی کردن وسایل آزمایشگاهی، لوازم پزشکی، در تزریقات و سایر موارد اشکال ندارد ولی خوردن آن‌ها حرام است و همچنین اگر لباس و بدنمان با آن‌ها آلوده شود، باید آن را تطهیر کنیم. ماءالشعیر طبی، پاک و خوردن آن نیز بی اشکال است.

جیه

جیه یا چیه (زبان چینی:桀، پین یین:Jié، وید-جایلز:Chieh) واپسین فرمانروای دودمان شیا در چین بود. او از برای سرنگونیش سرزنش می‌شود. او با مردمانش بدرفتاری می‌کرد و از او به نام فرمانروایی ستمگر یاد شده‌است. آنچنانکه دودمان چین درآینده نگاشتند در واپسین سال پادشاهیش در بامدادان تابستان برف می‌زد و در میان ماه ژوئیه یخبندان شده بود. رگبار باران ساختمانها را ویران نموده و سرما و گرما جای هم را گرفته بودند و محصولات از میان رفت. پاره‌ای دانشمندان این رخداد را همبسته با زمستان آتشفشانی -که سرچشمه گرفته از فوران مینوسی ترا در ۱۶۲۸ (پیش از میلاد) بود- می‌دانند.

نزدیک به سال ۱۶۰۰ (پیش از میلاد) تانگ توانست چیه را شکست دهد و دودمان شیا را براندازد و دودمان شانگ را بر سر کار آورد.

یک تاریخنویس به نام سیما چیان مردمان شیونگنو را از تبار چون وئی(淳維 Ch'un Wei) پسر جیه می‌انگارد. این نگره تاکنون نه رد شده‌است و نه پذیرفته.

در کتابی کهن به نام لیه‌نوچوان نوشته شده‌است که معشوقه جیه به نام موشی(末喜; Mo Hsi) با نیروی جنسی خود شوهرش را تباه کرده‌است. او زنی زیبا بوده ولی ناپاکدامن. او شیفته نوشیدن نوشیدنیهای الکلی، موسیقی، و همچنین تردستان و دختران آوازه‌خوان بوده‌است. گویا یک روز از جیه خواسته تا استخری را از باده پرکنند، و آنگاه دستور دهد سه هزار مرد باده را بنوشند تا استخر خشک شود، تنها برای اینکه موشی به آنها بخندد.

دودمان شیا

دودمان شیا یا دودمان خاقانهای نیکوکار(چینی:夏朝) نخستین دودمان شاهی در چین است؛ که از سال ۱۹۸۹ تا ۱۵۵۸ پیش از میلاد فرمان می‌رانده‌اند. این دودمان مرز بین اسطوره و تاریخ است؛ برخی شواهد باستان‌شناسی وجود چنین دودمانی را تأیید کرده‌است، با این حال برخی مورخین در اصل وجود آن تردید دارند. این سلسله در قرن 21 قبل از میلاد تاسیس و در قرن 16 قبل از میلاد سرنگون شد و جمعا حدود 500 سال حیات داشت . نواحی مرکزی حکومت آن شامل مناطق جنوبی استان " شان سی " و غرب استان " خه نان " امروزه چین بوده است . " دا یو " موسس سلسله " شیا " قهرمانی است که سیل را مهار می کرد . گفته می شود که وی به سبب مهار موفقیت آمیز رود زرد که سالها طغیان می کرد ، مورد پشتیبانی مردم قرار گرفت و سرانجام سلسله " شیا " را تاسیس کرد . ایجاد سلسله " شیا " نشانگر تغییر جامعه بدوی و ایجاد جامعه با نظام مالکیت خصوصی و ورود چین به جامعه برده داری است .

در پایان سلسله " شیا " دربار سلطنتی وضیعت خوبی نداشت و تناقضات طبقاتی شدید بود . به ویژه " شیا جیه " آخرین پادشاه این سلسله پس از روی کار آمدن زندگی تجملی داشت و مدیریت او بر کشور ضعیف بود . او به یکی از سوگلی ها به نام " مه شی " علاقه داشت و هر روز با او شراب می نوشید و تفریح می کرد .

او مقاماتی را که با این کار مخالفت می کردند ، می کشت . بدین سبب ، کشورهای تحت فرمان سلسله " شیا " یکی پس از دیگری به سلسله " شیا " خیانت کردند . در این زمان ، کشور " شان " یکی از کشورهای مذکور با استفاده از این فرصت به سلسله " شیا " حمله کرد و سرانجام ارتش سلسله " شیا " را شکست داد . پادشاه سلسله " شیا " فرار کرد و در شهر " نن چائو " در گذشت و به دنبال آن سلسله " شیا " سرنگون شد . اسناد زیادی در باره سلسله " شیا " در دست نیست . لذا در خصوص وجود سلسله " شیا " در تاریخ چین هنوز نیز در محافل علمی و دانشگاهی انتلاف نظر داردند . اما کتاب تاریخی معروف چین با نام " شی جی " یعنی یاد داشت های تاریخی بطور روشن از سلسله " شیا " سخن به میان آورده است . باستان شناسان امیدوارند که روزی بقایای سلسله " شیا " را کشف کنند تا با تاریخ این سلسله آشنا شوند . در سال 1959 میلادی ، باستان شناسان بررسی " خرابه های شیا " را آغاز کردند و به جستجوی فرهنگ سلسله " شیا " پرداختند . اکنون ، بسیاری کارشناسان آشنا با که فرهنگ " ارلی تو " در خرابه های " ارلی تو " در شهر " یان شی " استان " خه نان " در جستجوی فرهنگ سلسله " شیا " هستند . تاریخ این خرابه ها مربوط به سال 1900 قبل از میلاد و در چارچوب سلسله " شیا " بوده است . با وجود آنکه اکنون اسناد چندانی در این مورد در دست نیست ، اما مدارک فراوان مختلف دیگر دانشمندان را در مطالعه فرهنگ سلسله " شیا " مساعدت کرده است . وسایل تولیدی کشف شده از خرابه های " ارلی تو " سنگی است . ب

عضی ها از استخوان و صدف ساخته شد . مردم آن زمان از این وسایل بدوی استفاده می کردند . با وجود آنکه تاکنون ظروف مفرغی در خرابه های سلسله " شیا " پیدا نشده ، اما در این خرابه ها کارد ، درفش و وسائل دیگر و سلاح و ظروف کشف شده است . علاوه بر این ، ظروف یشمی که سطح ساخت آن با مهارت انجام شده بود و آلات موسیقی دیگر از خاک بیرون آورده شده است . تقویم مربوط به سلسله " شیا " بسیار قابل توجه است . کتابی با نام " دا تای لی جی " اسناد مهمی در باره تقویم کشاورزی چین را در خود جای داده است . در این کتاب نوشته شده که مردم آن زمان می توانستند بر اساس جهت ستاره دب اکبر ماه را مشخص کنند . این نخستین تقویم چین است تا این روش درجه روشنایی ستارگان و موقعیت آنها ، وضع هوا و امور کشاورزی در 12 ماه ثبت می شد . تقویم کشاورزی مذکور چین نشانگر سطح پیشرفت تولیدات کشاورزی سلسله " شیا" و قدیمی ترین دستآورد علمی پرارزش چین است
فرمانروایان شیا

بر اساس تواریخ ایام سنتی، فرمانروایان دودمان شیا عبارت بودند از:
نام پس از مرگ(نام پسامرگ 諡號)۱
ترتیب     فرمانروایی۲     چینی     به خط فارسی     یادداشتها
۰۱     ۴۵     禹     یو     also Yu the Great (大禹; dà yǔ)
۰۲     ۱۰     啟     کی      
۰۳     ۲۹     太康     تای کانگ      
۰۴     ۱۳     仲康     زونگ کانگ      
۰۵     ۲۸     相     شیانگ شیا      
۰۶     ۲۱     少康     شائو کانگ      
۰۷     ۱۷     杼     زو شیا      
۰۸     ۲۶     槐     هوای شیا      
۰۹     ۱۸     芒     مانگ شیا      
۱۰     ۱۶     泄     شیه شیا      
۱۱     ۵۹     不降     بو جیانگ      
۱۲     ۲۱     扃     جیونگ      
۱۳     ۲۱     廑     جین شیا     Guoyu: jǐn or jìn، ماندارین معیار: jǐn
۱۴     ۳۱     孔甲     کونگ جیا      
۱۵     ۱۱     皋     گائو      
۱۶     ۱۱     發     فا شیا      
۱۷     ۵۲     桀     جیه     همچنین لو گوئِی(履癸 lǚ guǐ)
۱ گاهی شاه، نام دودمان شیا را در دنباله نام خود دارد؛ مانند شیا یو
۲ تعداد سالهای تقریبی

کونگ جیا

کونگ جیا(چینی:孔甲) چهاردهمین فرمانروای اسطوره‌ای دودمان شیا بود، او ۳۱ سال فرمان راند. او در شیا در رودخانه غربی می‌زیست. او در کوههای فو در دونگیانگ به شکار می‌پرداخت. در سال پنجم فرمانروایی، او آهنگ تبر شکسته را ساخت.(破斧之歌) او را بسیار خرافاتی و عشرت طلب دانسته‌اند.

جین شیا

جین شیا سیزدهمین فرمانروای اسطوره‌ای دودمان شیا بود. نام دیگر او یینجا (胤甲) بود. او ۲۱ سال فرمان راند. در سال هشتم فرمانروایی اش، خشکسالی بزرگی در چین پدید آمد. پس از او کونگ جیا، به فرمانروایی رسید.

درمه

دارما یا درمه (به سانسکریت: धर्म)، (به انگلیسی: dharma) مفهومی در ادیان هندی‌تبار است که چندین معنی دارد اما معنای اصلی آن نظام گیتی است. مفهوم درمه قابل مقایسه با مفهوم اشه (نظام گیتی) در دین زرتشت است.

این ایده که رفتار در هماهنگی با درمه (قانونمندی ذاتی جهان)، رسالت و وظیفه هر فرد است، از متون باستانی هندی و ایرانی سرچشمه می‌گیرد و این متون، خوش‌بختی بشر را در هماهنگ شدن با نظم و قاعده بنیادین جهان (ارد یا اشه) و برآوردن مطالبات این نظم و سامان بنیادین جهان دانسته‌اند.

در هندوگرایی (هندوئیسم) دارما را در معنی وظیفه و رسالت هر فرد در زندگی درنظر می‌گیرند. در زبان‌های هندی امروزی، دارما بیشتر در معنای کیش و آیین افراد استفاده می‌شود. واژه دارما، خود از ریشه هندوایرانی «دار» (داشتن) گرفته شده و از دیدگاه لغوی به معنای برپادارنده است. درمه از مفاهیم بنیادین فلسفه هندی است و اصلی است که کلیه مکاتب فلسفی هند آن را به نحوی از انحا قبول دارند.
در دین‌های گوناگون

دارما در آیین بودا: به طور کلی دارما در کتابهای بودایی به این معناهاست: سازندهٔ سرشت یک چیز، قاعده، قانون، آیین، تعلیم؛ دادگری، درستکاری، کیفیت؛ چیز، شناسهٔ دل؛ نمود.

دارما در آیین هندو: کلمهٔ دارما در سنت هندو نظام اخلاقی و جهانی ست و مفهوم فضیلت و عدالت و شریعت و قانون و آیین و حتی مذهب و دین را دربردارد.

دارما در آیین جین: مفهوم دارما در آیین جین به معنی نظام اخلاقی عالم، چنانچه در «ودا» دیده شده یا ناموس و شریعت و تکلیف شرعی، بدانگونه که در مکاتب و ادیان هندو بدان اشاره شده نیست. بلکه دارما در آیین جین یکی از شرایط حیات و حرکت ماده و ارواح است، یا به عبارت دیگر اصل حرکت و محیط ادراک ناپذیری است که در آن اجسام و ارواح حرکت می‌کنند.