اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دین‌های هندی

دین‌های دارمایی اصطلاحاً به خانواده‌ای از دین‌ها گفته می‌شود که از شبه‌قاره هندوستان سرچشمه گرفته‌اند.

دین‌های دارمایی عبارت‌اند از دین‌های ودایی (هندوگرایی امروزی)، بوداگرایی، جائین‌باوری، و سیک‌گرایی. دین‌های دارمایی یکی از سه گروه بزرگ از دین‌های جهان هستند. دو گروه دیگر عبارت است دین‌های ابراهیمی و دین‌های تائویی.

مفهوم دارما (آئین طبیعی، خویشکار) در دین‌های دارمایی نقش اساسی را دارد.

دین ابراهیمی

عنوان دین‌های ابراهیمی در مطالعه تطبیقی، در مورد دین‌هایی استفاده می‌شود که از سنت باستانی ابراهیم در نوشته‌های سامی الهام می‌گیرند. اسلام، مسیحیت و یهودیت در این طبقه قرار می‌گیرند.[۱]. در عین حال، ممکن است خود پیروان این دین‌ها باور متفاوتی داشته باشند. ابراهیم از پیامبران (یا یکی از سه شه‌پدر در سنت یهود) سامی است که داستان او در قرآن و تورات با اختلافات جزئی آمده است.

ادیان ابراهیمی همگی معتقد به تئوری پیامبری هستند، یعنی معتقدند خداوند افرادی را انتخاب می‌کند و برای آنها پیغام هایی را به طور مستقیم یا با واسطه یک فرشته ارسال می‌کند. تئوری پیامبری در بعضی ادیان غیر ابراهیمی خدامحور، می‌تواند یک خرافه و حتی کفر به شمار رود.

دین‌های ابراهیمی یکی از سه گروه بزرگ دینی هستند. دو گروه دیگر عبارت‌اند از دین‌های دارمایی و دین‌های تائویی.

مسلمان

مُسَلمان کسی است که دین اسلام را باور دارد. اسلام آخرین و یکی از سه دین ابراهیمی بزرگ است. مسلمانان به دو گروه مذهبی کلی سنی و شیعه تقسیم می شوند. مسلمان بودن داشتن اعتقاد به سه اصل دینی؛ توحید، نبوت و معاد است و اسلام آوردن با اقرار شهادتین است. در مذهب شیعه علاوه بر اینها در توحید برای عدل خدا معنایی متمایز وجود دارد و اعتقاد بر امامت نیز ادامه پذیرش نبوت دانسته می شود و این دو را علاوه بر اصول دین، اصول مذهب خود می دانند.

واژهٔ «مسلمان» صفت فارسی؛ در اصل جمع فارسی واژهٔ عربی «مُسلِم» بوده، با تغییر حرکات بصورت صفت مفرد کاربرد یافته و جمع کاربردی آن مسلمانان می‌باشد.[۱]
اولین مسلمانان
نوشتار اصلی: اولین مسلمانان

پس از شخص محمد (پیامبر اسلام)، اولین زن، خدیجه همسر وی، و اولین مرد، علی بن ابی‌طالب، و سپس ابوبکر، زید بن حارثه، ابوذر غفاری، سعد بن ابی‌وقاص، لبابه دختر حارث، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده جراح، عبدالله بن مسعود، عمار بن یاسر و سمیه مادر وی، در منابع با اختلاف در پسی و پیشی ذکر شده‌اند.[۲]
جمعیت

جمعیت مسلمانان در سال ۲۰۰۹، ۲۳٫۲٪ جمعیت ۶٫۷۹ میلیاردی جهان، یعنی ۱٬۵۷ میلیارد نفر بود. نزدیک‌به ۶۰٪ از مسلمانان جهان در آسیا زندگی می کنند. از این شمار نزدیک‌به ۲۰۰ میلیون نفر شیعه و بقیه سنی هستند. همچنین ۰٫۸٪ از جمعیت کشور آمریکا را مسلمانان تشکیل می‌دهند.[۳]

جمعیت مسلمانان در سال ۲۰۰۷، ۲۰٫۱۲٪ از جمعیت ۶٫۶ میلیاردی جهان، یعنی ۱٫۳۲ میلیارد نفر بود که در رتبه دوم دین‌های جهان و ادیان ابراهیمی پس از مسیحیت که 2.2میلیارد پیرو دارد ،قرار دارد.

موزامبیک

موزایک (به پرتغالی: Mozambique) کشوری است در جنوب آفریقا. پایتخت آن ماپوتو است. جمعیت این کشور در سال ۲۰۰۹ میلادی نزدیک به ۲۳ میلیون نفر بود. زبان رسمی این کشور پرتغالی و واحد پول آن متیکال موزایکی است.

این کشور از شمال با تانزانیا، از شمال غرب با مالاوی و زامبیا، از غرب با زیمبابوه و از جنوب غرب با سوازیلند و آفریقای جنوبی همسایه‌است. در شرق این کشور اقیانوس هند قرار دارد.

۵۶ درصد از مردم موزایک مسیحیان، و حدود ۱۸ درصد مسلمانان هستند.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
    ۳ تقسیمات کشوری
    ۴ جغرافیا
    ۵ اقتصاد
    ۶ مردم
    ۷ ارتباطات
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

تاریخ
پرچم آفریقای خاوری پرتغال

موزایک در قرن شانزدهم میلادی مستعمره پرتغال شد. در سال ۱۹۷۵ این کشور استقلالش را به دست آورد.

جمهوری موزایک کشوری در جنوب شرقی آفریقا است که طی سال‌های گذشته از قوانین استعماری، جنگ‌های داخلی و قحطی آسیب زیادی دیده‌است.

در فاصله سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۲ درگیری‌های داخلی در این کشور باعث کشته شدن نزدیک به یک میلیون نفر از مردم این کشور شد. در این مدت قحطی نیز گریبان مردم را گرفت.

پس از مصالحه و برقراری آرامش در کشور در سال ۱۹۹۲ اندکی وضعیت اقتصادی بهبود پیدا کرد و سرمایه‌گذاران خارجی برای سرمایه‌گذاری در این کشور ترغیب شدند اما همچنان بسیاری از مردم این کشور در فقر به سر می‌برند.[۲]
سیاست

رئیس جمهور در این کشور رئیس حکومت است و با رای مردم برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شود. رئیس دولت نخست وزیر است که رئیس جمهور او را تعیین می‌کند.

مجلس قانونگذاری این کشور ۲۵۰ کرسی دارد که نمایندگان آن با رای مستقیم مردم برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شوند.

در حال حاضر رئیس جمهور از حزب انقلابی فری لیمو جانشین چیسانو گردیده‌است.
تقسیمات کشوری

موزایک به ۱۰ استان (provincias) تقسیم شده که این استان‌ها نیز به نوبه خود به ۱۲۹ شهرستان (distritos) تقسیم گشته‌اند. شهرستان‌ها نیز از ۴۰۵ بخش (Postos Administrativos) و بخش‌ها نیز تعداد زیادی دهستان (Localidades) تشکیل شده‌اند.

    کابو دلگادو
    گازا
    اینهامبانه
    مانیکا
    ماپوتو (شهر)
    ماپوتو
    نامپولا
    نیاسا
    سوفالا
    تته
    زامبزیا

    نقشه استان‌های موزایک.
جغرافیا

جمهوری موزایک با ۸۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع در جنوب شرقی افریقا و در همسایگی تانزانیا، سوازیلند، افریقای جنوبی، مالاوی، زامبیا و زیمباوه قرار دارد. ساحل شرقی آن پست بوده ولی نواحی دیگر آن حالت فلاتی دارد. ارتفاعاتی هم در شمال و غرب آن واقع است. رودهای آن به‌ویژه زامبزی از فلات موزایک سرچشمه می‌گیرد و به سوی آفریقای مرکزی روانه می‌گردد. بخش مهمی از موزایک را جنگل فرا گرفته است، نقاط کوهستانی، آب و هوای معتدل و بقیه نقاط آب و هوای گرم و مرطوب دارد.

موزایک را جلگهٔ بزرگ موزایک گرفته‌است و تنها قسمت‌های از شمال غربی آن را کوهستان فرا گرفته‌است.
اقتصاد
منظره‌ای از شهر ماپوتو موزایک

تولید ناخالص داخلی این کشور ۱۷٫۸۲ میلیارد دلار است. ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند که ۸۱ درصد آنها در بخش کار می‌کنند.

نرخ بیکاری در این کشور ۲۱ درصد است و ۷۰ درصد از مردم این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند. در سال ۲۰۰۷ نرخ تورم در موزایک ۸ درصد بود.

محصولات صادراتی آن شامل آلومینیوم، میگو، بادام هندی، پنبه، شکر، مرکبات و الوار است که به کشورهای هلند (۵۹٫۷ درصد)، آفریقای جنوبی (۱۵٫۲ درصد) و زیمبابوه (۳٫۲ درصد) صادر می‌شود.

محصولات وارداتی آن شامل ماشین‌آلات و تجهیزات، وسایل نقلیه، سخت، مواد شیمیایی، آهن‌آلات، مواد غذایی و منسوجات است که از کشورهای آفریقای جنوبی (۳۶٫۳ درصد)، هلند (۱۵٫۶ درصد) و پرتغال (۳٫۳ درصد) وارد می‌شود.
مردم
منظره‌ای از شهر ماپوتو موزایک

جمعیت این کشور ۲۲٬۸۹۴٬۰۰۰ نفر[۳] با میانگین سنی ۱۷٫۴ سال است. امید به زندگی برای زنان موزایکی ۴۰٫۴۴ سال و برای مردان ۴۱٫۶۲ سال است.

برپایه سرشماری سال ۲۰۰۷ مسیحیان تا ۵۶٫۱٪ از جمعیت موزایک، و مسلمانان ۱۷٫۹ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند. ۷٫۳ درصد از مردم باورهای دیگر، به‌ویژه روح‌باوری، را دنبال می‌کنند. ۱۸٫۷٪ از جمعیت نیز بدون اعتقادات مذهبی هستند.[۴]

بر اساس آمارهای سال ۲۰۰۳ میلادی ۱۲٫۲ درصد از مردم این کشور به بیماری ایدز مبتلا هستند. ۲۳٫۸ درصد از مردم مسیحی کاتولیک و ۱۷٫۸ درصد مسلمان هستند.
ارتباطات

در این کشور ۶۷۰۰۰ خط تلفن ثابت و ۲۳۳۹۰۰۰ خط تلفن همراه وجود دارد.

موزایک ۱۵۲۳۱ میزبان اینترنتی و ۱۷۸۰۰۰ کاربر دارد.

    دامنه اینترنتی: mz.
    واحد پول: متیکال
    پیش شماره: ۲۵۸ +

برزیل

جمهوری فدراتیو برزیل بزرگ‌ترین و پرجمعیّت‌ترین کشور آمریکای جنوبی است. پایتخت آن برازیلیا و زبان رسمی آن پرتغالی است.

برزیل که منطقه وسیعی را بین مرکز آمریکای جنوبی و اقیانوس اطلس در بر می‌گیرد، شرقی‌ترین کشور قاره آمریکاست و با کشورهای اروگوئه، آرژانتین، پاراگوئه، بولیوی، پرو، کلمبیا، ونزوئلا، گویان، سورینام و گویان فرانسه هم‌مرز است. در حقیقت، برزیل به جز اکوادور و شیلی با تمامی دیگر کشورهای آمریکای جنوبی مرز مشترک دارد.

برزیل دارای زمین‌های کشاورزی وسیع و جنگل‌های استوایی است؛ و با داشتن منابع طبیعی گسترده و نیروی کاری غنی قدرتمندترین اقتصاد آمریکای جنوبی است.

برزیل مستعمرهٔ پرتغال بود و این کشور تنها کشور قاره آمریکاست که مردم آن به زبان پرتغالی سخن می‌گویند. برزیل کشوری چندملیتی است و جمعیت آن متشکل از نژادهای اروپایی، سرخ‌پوستان آمریکا، آفریقائیان و نیز آسیائیان است. مذهب اصلی این کشور کاتولیک کلیسای رم است.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ تاریخ
    ۳ تقسیمات کشوری
        ۳.۱ شهرهای مهم
    ۴ جغرافیا
        ۴.۱ آب و هوا
        ۴.۲ حیات وحش
    ۵ اقتصاد
    ۶ گردشگری
    ۷ مردم
    ۸ فرهنگ
        ۸.۱ مذهب
        ۸.۲ ورزش
    ۹ سیاست
    ۱۰ دانش و فناوری
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

نام

زبان پرتغالی برزیل فاقد هر گونه استاندارد رسمی در مورد تلفظ است، و با توجه به هر منطقه ممکن است تلفظ‌ها تغییر کند. تلفظ نام رسمی برزیل در پرتغالی اروپا به نحو ذیل است: [ʁɛ. 'pu. âli.ka fɨ. ðɨ. ɾɐ. 'ti.vɐ du bɾɐ. 'ziɫ].[نیازمند منبع]

عموماً بر این اعتقاد هستند که نام این کشور برگرفته از pau-brasil است، نوعی درخت که مهاجران اولیه برای آن ارزش بسیاری قائل بوده‌اند، گرچه برخی بر این باورند که نام برزیل برگرفته از نام جزیره اسطوره‌ای برزیل است که در قرون وسطی در اروپا از آن بسیار یاد شده‌است.
تاریخ

    نوشتار اصلی: تاریخ برزیل


از حدود ده‌هزار سال قبل اقوام نیمه مهاجر در برزیل زندگی می‌کردند. با ورود پرتغالی‌ها در سال ۱۵۰۰، برزیل مستعمره شد. پرتغالی‌ها بردگانی از نقاط دیگر قاره آمریکا بدانجا اوردند. بیشتر بردگانی که به برزیل آمدند از آفریقا بودند
تقسیمات کشوری
اقیانوس اطلس
اقیانوس آرام
منطقه شمال
منطقه شمال شرق
منطقه مرکز-غرب
منطقه جنوب شرق
منطقه جنوب
اکری
آمازوناس
پارا
رورایما
آماپا
روندونیا
توکانتینس
مارانیائو
باهیا
پیاوی
سئارا
ریوگرانده دو نورتی
پارائیبا
پرنامبوکو
آلاگواس
سرژیپه
ماتو گروسو
ماتوگروسو جنوبی
منطقه فدرال
گوییاس
میناس گرایس
سائوپائولو
ریو دو ژانیرو
اسپیریتو سانتو
پارانا
سانتا کاتارینا
ریو گرانده دو سول
آرژانتین
بولیوی
شیلی
کلمبیا
گویان فرانسه
گویان
پاراگوئه
پرو
سورینام
اروگوئه
ونزوئلا

برزیل یک فدراسیون است که از ۲۶ ایالت و یک منطقه فدرال تشکیل شده، که در مجموع ۲۷ واحد فدرال را تشکیل می‌دهند.

ایالت ها

    نوشتار اصلی: ایالت‌های برزیل

ایالات برزیل استقلال چشمگیری از دولت در نظام قانون‌گذاری، تامین اجتماعی دولتی و نظام مالیاتی دولتی دارند. رهبری دولت هر ایالت را فرماندار در اختیار دارد که توسط آرای عمومی انتخاب شده و نیز هر ایالت دارای مجلس خاص خود نیز هست.

هر ایالت دارای شهرداری‌های خاص خود است که شهرداری‌ها نیز شورای قانون‌گذاری و شهردار خاص خود را دارند، که دارای استقلال بوده و از دولت فدرال و دولت ایالتی نیز مستقل هستند. یک شهرداری ممکن است چندین شهرک را نیز در بر بگیرد، اما این شهرک‌ها فاقد دولتی مستقل هستند.

قوه قضائیه در سطح ایالتی و فدرال در مناطق سازمان‌دهی یافته و «کومارکاس» نامیده می‌شود. هر "کومارکاً ممکن است شامل چندین شهرداری باشد.
بزرگ راه‌های سائوپائولو
شهرهای مهم

    برازیلیا
    ریودوژانیرو
    سائوپائولو
    کوریتیبا
    بازیوس
    مانائوس
    بلا هوریزونته

جغرافیا
Brazil (orthographic projection).svg
آبشار ایگواچو
جنگل‌های بارانی آمازون یکی از ثروتمند ترین نواحی دنیا از نظر منابع طبیعی
نوشتار اصلی: جغرافیای برزیل

برزیل محدوده‌ای وسیع از سواحل شرقی آمریکای جنوبی را اشغال کرده‌است و همچنین شامل مناطق بسیاری از مرکز این قاره نیز می‌شود؛ و با کشورهای اروگوئه در جنوب و آرژانتین و پاراگوئه در جنوب غربی همچنین با بولیوی و پرو در غرب و با کلمبیا در شمال شرقی همسایه‌است و با ونزوئلا و سورینام و گویان و در آنطرف آب با گویان فرانسه نیز در شمال مرز مشترک دارد. این کشور از شمال به نیمکره جنوبی کشیده شده‌است.

عواملی چون اندازه و آب و هوا و منابع طبیعی غنی این کشور را متمایز کرده‌است. برزیل پنجمین کشور از لحاظ وسعت در جهان بعد از کشورهای روسیه، کانادا، چین و آمریکا است؛ و در قاره آمریکا(شمالی و جنوبی) سومین کشور از لحاظ وسعت می‌باشد. وسعت این کشور ۸٫۵۱۱٫۹۶۵ کیلومتر است که ۵۵٫۴۵۵ کیلومتر آن را آب شامل می‌شود.

عوارض زمین در برزیل نیز تنوع بسیار زیادی دارد که شامل تپه‌ها، کوهها، جلگه‌های پست کوه‌هاو زمینهای بایر است. ارتفاع بیشتر مناطق برزیل بین ۲۰۰ تا ۸۰۰ متر است. مناطق مرتفع اصلی بیشتر در قسمت جنوبی کشور قرار دارند و کلاً بخش جنوبی کشور ناهموارتر است. از دیگر ویژگی‌های جغرافیایی برزیل وجود رود آمازون در این کشور است که بزرگترین و پر آب‌ترین رود دنیا و دومین رود طویل جهان است. این رود به اقیانوس اطلس می‌ریزد.
آب و هوا
گردباد کاترینا در سال ۲۰۰۴

تنوع آب و هوایی زیادی در برزیل وجود دارد اما بخش بزرگی از آن گرمسیری است و پوشیده از جنگلهای بارانی آمازون که در حوضه آب ریز رود آمازون بوجود آمده‌اند. با این حال برزیل دارای پنج آب و هواست که عبارتند از گرمسیری در مرکز، کوهستانی، نیمه خشک در شمال شرقی، استوایی در شمال و معتدل در جنوب. آب و هوای استوایی به صورت بسیار بارز در شمال این کشور دیده می‌شود این مناطق به صورت واقعی فصل خشک ندارد و در واقع فصل خشک آنجا تنها کمتر از فصل بارانی بارش دارد اما آن میزان بارش هم قابل توجه‌است.
حیات وحش
طوطی دم بلند از پرندگان مختص برزیل
نوشتار اصلی: حیات وحش برزیل

برزیل اکوسیستم متنوعی دارد و تنوع زیستی جانوری و گیاهی در این کشور بسیار زیاد است به طوری که کارشناسان انواع گیاهان و جانوران در این کشور را بالغ بر ۲ میلیون نوع تخمین زده‌اند. پستانداران بزرگ در این کشور شامل جگوار، لئو پارت که هر دو نوعی پلنگ هستند و خوکهای وحشی، خوکان خرطوم دار، مورچه خوارها، تنبلها، روباه‌ها، اپوسوم و گورکن هستند.گوزن در جنوب برزیل به وفور یافت می‌شود و میمونها نیز در جنگلهای پر باران شمالی زیست می‌کنند. اما در سالیان اخیر بسیاری از عوامل انسانی و اقدامات مانند ساخت بزرگراه، قطع درختان برای مصرف چوب آنها، کشاورزی و زراعت، استخراج معادن و ساخت سد که باعث زیر آب رفتن بخشی از دره‌ها شده‌است این اکوسیستم غنی را تهدید می‌کند.
اقتصاد
نوشتار اصلی: اقتصاد برزیل
رئیس جمهور سابق برزیل(لولا داسیلوا) و رئیس جمهور سابق آمریکا(جرج بوش پسر) در بازدید از تاسیسات پتروبراس

برزیل با در اختیار داشتن بخش‌های گسترده و توسعه‌یافته کشاورزی، معدن، تولید، خدمات و نیز نیروی کار، دارای تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) بیش از سایر کشورهای آمریکای لاتین است و این امر برزیل را تبدیل به قدرت اقتصادی منطقه کرده‌است. برزیل در حال گسترش حضور خود در بازارهای جهانی است. مهم‌ترین صادرات برزیل را هواپیمای دارای بال ثابت، قهوه، وسایط نقلیه، سویا، سنگ معدن آهن، آب پرتقال، فولاد، منسوجات، کفش، گوشت و تجهیزات برقی تشکیل داده‌است.

بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، برزیل نهمین اقتصاد بزرگ جهان از نظر برابری قدرت خرید و یازدهمین قدرت اقتصادی جهان از نظر نرخ دادوستد بازار است. برزیل دارای اقتصاد متنوع درآمد متوسط است و نیز دارای تنوع از نظر سطح توسعه‌است. بیشتر بخش صنعتی این کشور در بخش‌های جنوب و جنوب شرقی این کشور تجمع یافته‌است. منطقه شمال شرقی فقیرترین منطقه برزیل است، اما این منطقه نیز در حال جذب سرمایه‌گذاری‌های جدید است.

برزیل دارای پیشرفته‌ترین بخش صنعتی در آمریکای لاتین است. صنایع برزیل که یک سوم تولید ناخالص داخلی این کشور را به خود اختصاص داده‌است، از صنایع خودروسازی تا صنایع فولاد، پتروشیمی، رایانه، هواپیما، و نیز کالاهای مصرفی بادوام را شامل می‌شود. با توجه به افزایش ثبات اقتصادی که ماحصل اجرای طرح رئال است، بخش‌های تجاری برزیل و نیز واحدهای تجاری چندملیتی سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در تجهیزات و فناوری جدید کرده‌اند، که بخش عمده آن از شرکت‌های آمریکای شمالی خریداری شده‌است. پتروبراس بزرگترین شرکت نفتی برزیل است.

برزیل دارای صنعت گسترده و پیچیده خدمات نیز هست. در اوایل دهه ۱۹۹۰، بخش بانکداری ۱۶ درصد از تولید ناخالص داخلی برزیل را به خود اختصاص داد. صنایع خدمات مالی برزیل گرچه با تحول عمده‌ای روبرو شده‌است، اما این صنعت محصولات متنوعی در اختیار واحدهای بازرگانی محلی قرار داده و در حال جذب شرکت‌های جدید بسیاری از جمله شرکت‌های مالی ایالات متحده آمریکاست. بورس اوراق بهادار سائوپائولو و ریودو ژانیرو در حال ادغام هستند.
روح کهربایی پروانه‌ای که در برزیل زندگی می‌کند.
گردشگری

جاذبه‌های گردشگری و توریستی برزیل سائو پائولو: سائو پائولو، سرزمین باران یا سامپا، بزرگترین شهر برزیل، بزرگترین و ثروتمندترین شهر نیم کره جنوبی آمریکای لاتین، و دهمین شهر ثروتمند دنیاست. آب و هوای این شهر، حاره‌ای و گرمسیر است و مشابه سیدنی و لس آنجلس می‌باشد. شاید بتوان گفت مردم سائو پائولو از بقیه شهرهای برزیل بهتر انگلیسی صحبت می‌کنند اما زبان اصلی این شهر، پرتقالی است و بیشتر جمعیت را ایتالیایی‌ها، آفریقایی‌ها و پرتقالی‌ها تشکیل می‌دهند. بزرگترین مرکز خرید آمریکای لاتین با مساحت ۳۶۵۰۰۰ متر مربع در سائوپائولو ساخته شده. مشخصه‌های منحصر به فرد، طرز زندگی جالب ساکنان و البته رستوران‌های بین‌المللی و بومیِ فوق‌العاده برای تمام ذائقه‌ها، سائو پائولو را به یکی از پرطرفدارترین شهرهای دنیا برای توریست‌ها تبدیل کرده است.
مردم

    نوشتار اصلی: مردم برزیل

        همچنین ببینید: زبان پرتغالی برزیل

برزیل دارای تنوع زیستی بسیار زیادی است، و بسیاری از نژادها و گروه‌های قومی را درخود جای داده‌است. در کل، برزیلی‌ها نوادگان چهار گروه مهاجر هستند:

    سرخ‌پوستان آمریکا، بومیان برزیل، که نوادگان گروه‌های انسانی هستند که در حدود ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، از سیبری به سمت برزیل مهاجرت کردند و با عبور از تنگه برینگ به برزیل رسیدند.
    استعمارگران پرتغالی، که از زمان کشف برزیل در سال ۱۵۰۰ تا زمان استقلال این کشور در سال ۱۸۲۲به این کشور مهاجرت کردند.
    بردگان آفریقایی که از سال ۱۵۳۰ تا پایان دوران انتقال برده در سال ۱۸۵۰ به برزیل وارد شدند.
    گروه‌های متنوع مهاجران از اروپا، آسیا و خاورمیانه که در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم به برزیل پا گذاشتند.

فرهنگ
کارناوال در ریودوژانیرو.

    نوشتار اصلی: فرهنگ در برزیل

موسیقی برزیل مانند مردمانش متنوع است. مشهورترین نوع موسیقی برزیل سامبا است. در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نوعی موسیقی به نام بوسانوا در ساحل‌های ریو دو ژانیرو شکل گرفت. نوازندگانی مانند استن گتز با بردن این موسیقی به آمریکا آن را جهان‌گیر کردند. آهنگ «دختری از ایپانما» ساخته آنتونیو کارلوس ژوبیم معروف‌ترین بوسانوای برزیل است و به آهنگی استاندارد تبدیل شده‌است.

هایتور ویا-لوبوس آهنگساز برزیلی نیز با آمیختن نغمه‌های محلی برزیل با روش‌های موسیقی کلاسیک معروف‌ترین آهنگساز موسیقی مدرن برزیل است. چند چیز بریل را در دنیا به شهرت رسانده‌است: یکی در فوتبال که تیم ملی این کشور با داشتن نوابغی مانند «پله» تا «رونالدینیو «و پنج دوره قهرمانی در جام جهانی، دنیا را محو هنر ستارگان بی مانند خود کرده‌است. دیگری قهوه برزیل؛ که این کشور بزرگ‌ترین تولید کننده و صادر کننده انواع و اقسام قهوه به تمام دنیا می‌باشد. در ضمن جشن کارناوال برزیل که همه ساله در ایام نخستین سال جدید میلادی در شهرهای این کشور بوسیله گروه‌های گوناگون اجرا می‌شود بسیار مشهور می‌باشد.
مذهب
تندیس مسیح ناجی در ریودوژانیرو مهم‌ترین بنا در برزیل است.

بر اساس سرشماری IGBE[۱]

    ۷۴ درصد از مردم برزیل کاتولیک هستند. برزیل دارای بیشترین شمار کاتولیک‌ها در بین کشورهای جهان است.
    شمار پیروان مذهب پروتستان در حال افزایش است، این شمار در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به ۴/۱۵ درصد می‌رسید.
    ۴/۷ درصد از جمعیّت برزیل خود را منکر وجود خدا، کافر یا بی‌دین می‌دانند.
    روح‌گرایان ۳/۱ درصد از جمعیت برزیل را تشکیل می‌دهند (حدود ۳/۲ میلیون نفر).
    ۸/۱ درصد طرفداران دیگر مذاهب هستند. برخی از این مذاهب عبارت‌اند از کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر الزمان(۹۰۰٬۰۰۰ نفر)، شاهدان یهوه (۶۰۰٬۰۰۰ نفر)، بوداگرایی (۲۱۵٬۰۰۰ نفر)، یهودیت ۲۳۰٬۰۰۰ نفر، و اسلام ۲۷٬۰۰۰ نفر.[۲]
    ۰/۳ درصد از مذاهب سنتی آفریقا همچون کاندومبله، ماکومبا، و اومباندا.
    برخی به ترکیبی از مذاهب مختلف، همچون کاتولیک، کاندومبل، و مذهب بومیان آمریکا اعتقاد دارند.

ورزش
Brazil - World League 2009.jpg

محبوبت‌ترین ورزش در برزیل فوتبال است، و برزیل شهرت بسیاری به خاطر فوتبالیست‌های مشهور خود دارد. از جمله آنان می‌توان این افراد را نام برد: پله، گارینچا، جیرزینیو، ریولینو، کارلوس آلبرتو تورس، زیکو، سوکراتس، روماریو، رونالدو، ریوالدو، روبرتو کارلوس، جونینیو، آدریانو، دیگو، روبینیو، رونالدینیو و کاکا. تیم ملی فوتبال برزیل «سلسائو»، پنج بار تا کنون جام جهانی فوتبال را از آن خود کرده‌است. والیبال دومین ورزش محبوب این کشور است و تا کنون سه بار قهرمانی جهان، دو بار قهرمان جام جهانی، ده بار قهرمان لیگ جهانی و دو بار هم قهرمانی المپیک را به دست آورده است. جیبا مشهرورترین والیبالیست برزیلی است.

برزیل در دیگر ورزش‌های بین‌المللی نیز به موفقیت‌هایی دست یافته‌است، که مهم‌ترین آنان عبارت‌اند از بسکتبال، تنیس، ژیمناستیک و مسابقات اتومبیل‌رانی فرمول یک.

    فوتبال ساحلی، که در سواحل ریودوژانیرو پای گرفته‌است.
    بوسابال، ترکیبی از والیبا، فوتبال و کاپوئیرا، که بر روی پلاستیک یا تور انجام می‌شود.
    فوتوالی، ترکیبی از فوتبال و والیبال، که بر روی شن نیز آن را بازی می‌کنند.
    جیو-جیتسوی برزیل، که یک شاخه از جودوی ژاپن است.
    وال تودو، یک ورزش رزمی
    کاپوئیرا، یک هنر رزمی برگرفته از ورزش‌های آفریقا.
    بریبول، یک نوع والیبال آبی
    فوتسال، یا فوتبال سالنی، گونه رسمی فوتبال داخل سالن.

سیاست
لولا داسیلوا رئیس جمهور سابق برزیل با جوانان موزامبیکی صحبت می‌کند.
نوشتار اصلی: سیاست در برزیل

تا قبل از ۱۹۶۴ دوازده حزب موجود بود که به‌وسیله حکومت دیکتاتوری برانکو ممنوع از فعالیت شدند. حزب کارگر در قبل از آن هم یعنی در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ وضعیت خوبی نداشت. آن زمان حکومت نیمه فاشیستی وارگاش و ونوو قانونچه کوربوراتیویستی را بر آن حزب تحمیل کرد. به هر حال در ۱۹۶۴ دو حزب اتحاد ملی و جنبش دمکراتیک ملی رسماً از طرف دولت اعلام شد.
دانش و فناوری

برخی از کانون‌های فناوری برزیل در سائو خوزه دوس کومپوس، کامپیناس، سائو کارلوس، ریودوژانیرو، کوریتیبا، پورتو آلگر، بلو هوریزونته، ریسایف و سائوپائولو واقع شده‌است.

فناوری اطلاعات در برزیل یکی از پیشرفته‌ترین انواع خود در جهان است. فناوری اطلاعات در برزیل با توجه به بازار داخلی، به عنوان پیشرو خدمات مالی، صنایع دفاعی، مدیریت روابط مشتری، دولت الکترونیک، و مراقبت بهداشتی در نظر گرفته می‌شود.

دولت برزیل در حال تلاش برای انتقال از نرم‌افزارهای انحصاری به نرم‌افزارها و سیستم‌عامل‌های رایگان است اما تا کنون موفقیت چندانی در این زمینه به دست نیاورده‌است.

پتالیت

پتالیت (به انگلیسی: Petalite) با فرمول شیمیایی Li[AlSi4O10] /201/ از مجموعه کانی هاست و دارای لومینسانس نارنجی، سفید، زرد از کلمة یونانی Petalon به معنای برگ گرفته شده‌است. نامحلول در اسیدها به راحتی ذوب می‌شود با رنگ شعله قرمز Li2O:۴٫۹٪ Al2O۳:۱۶٫۷٪ SiO۲:۷۸٫۴٪ برای اولین بار در چک اسلواکی کشف شد و از نظر شکل بلور: منشوری - پهن و کوتاه - ماکله، رنگ: بی رنگ - سفید - خاکستری - متمایل به قرمز، شفافیت: شفاف - نیمه شفاف، شکستگی: صدفی، جلا: شیشه‌ای، رخ: کامل - مطابق با سطح خوب - مطابق با سطح، سیستم تبلور: مونوکلینیک و در رده‌بندی سیلیکات است و منشأ تشکیل آن پگماتیتی است.

همایند کانی‌شناسی (پارانژ) آن - لپیدولیت- اسپودومن- تورمالین است کاربرد آن: منبع لیتیم، از نظر ژیزمان بلوری - آگرگات توده‌ای تقریباْ کمیاب است و بیشتر در ایتالیا، سوئد، نامبیا، زیمبابوه، پرو، آمریکا، برزیل و استرالیا یافت می‌شود.

کانی‌های سیلیکات

کانی‌های سیلیکات از ترکیب شدن سیلیسیم، اکسیژن و یک یا چند فلز به دست می‌آیند و به دو دستهٔ سیلیکات‌های تیره(دارای آهن و منیزیم) و سیلیکات‌های روشن (بدون آهن و منیزیم) تقسیم می‌شود. الوین، پیروکسین، آمفیبول، میکای سیاه، تورمالین، تالک، سرپانتین و آزبست، نمونه‌هایی از دستهٔ نخست و کوارتز، فلدسپات، میکای سفید و کائولینیت، نمونه‌هایی از دستهٔ دوم هستند.

کوچکترین واحد سازندهٔ سیلیکات‌ها به شکل یک هرم چهارضلعی است که سطوح آن را مثلث‌های متساوی الاضلاع تشکیل می‌دهند.

این بنیان‌های چهاروجهی سیلیکات، بار الکتریکی منفی دارند و باید یکدیگر را دفع کنند ولی در ساختمان بلورین کانی‌ها، این بنیان‌ها به وسیلهٔ یون‌های مثبتی چون آلومینیم، آهن، منیزیم و ... طوری به یکدیگر پیوند داده شده‌اند که واحد سازندهٔ بلوری در مجموع دارای بار خنثی است. یون‌های پیوند دهندهٔ بنیان‌ها دارای اندازه و بار الکتریکی متفاوتند.

به طور کلی یون‌های تقریباً هم‌اندازه می‌توانند جانشین یکدیگر شوند (آهن و منیزیم که شعاع یونی نزدیک به هم دارند با سدیم و کلسیم که جای یکدیگر را در ساختمان بلورین کانی اشغال می‌کنند) این وضع تغییر مهمی را در ساختمان کانی به وجود نمی‌آورد. جدای از دسته‌بندی کانی‌ها بر اساس رنگ و تیرگی یا روشنی آن‌ها، کانی‌های سیلیکاتی براساس ساختار بلوریشان به ۶ زیرشاخه تقسیم می‌شوند.
سیلیکات ورقه‌ای، کانی کریسوکولا

محتویات

    ۱ سیلیکات‌های جزیره‌ای
    ۲ سیلیکات‌های دو تایی
    ۳ سیلیکات‌های حلقوی
    ۴ سیلیکات‌های زنجیره‌ای
        ۴.۱ سیلیکات‌های زنجیره‌ای ساده
            ۴.۱.۱ خانوادهٔ پیروکسن
            ۴.۱.۲ خانوادهٔ پیروکسنوئید
        ۴.۲ سیلیکات‌های زنجیره‌ای مضاعف
            ۴.۲.۱ خانوادهٔ آمفیبول
    ۵ سیلیکات‌های ورقه‌ای
        ۵.۱ خانوادهٔ سرپانتین
        ۵.۲ خانوادهٔ کانی‌های رسی
        ۵.۳ خانوادهٔ میکا
        ۵.۴ خانوادهٔ کلریت
    ۶ سیلیکات‌های شبکه‌ای
        ۶.۱ خانوادهٔ کوارتز
        ۶.۲ خانوادهٔ فلدسپار
        ۶.۳ خانوادهٔ پلاژیوکلاز
        ۶.۴ خانوادهٔ فلدسپاتوئید
        ۶.۵ خانوادهٔ زئولیت
        ۶.۶ خانوادهٔ اسکاپولیت
    ۷ منبع

سیلیکات‌های جزیره‌ای

سیلیکات‌های جزیره‌ای یا چهاروجهی‌های منفرد (Nesosilicates)، در این دسته از سیلیکات‌ها، چهاروجهی‌های -۴ (SiO۴) بصورت تکی و مستقل می‌باشند و از چهاروجهی‌های دیگر به وسیلهٔ یون‌های فلزی جدا می‌شوند. فرمول عمومی این سیلیکات‌ها -۴ (SiO۴) یا M۲SiO۴ می‌باشد. کانی‌های الیوین از این دسته محسوب می‌شوند.
کیانیت

مهمترین آن‌ها عبارتند از:

    گروه فناسیت
        فناسیت - Be۲SiO۴
        ویله میت - Zn۲SiO۴
    گروه الیوین
    گروه گارنت
        پیروپ - Mg۳Al۲(SiO۴)۳
        آلماندین - Fe۳Al۲(SiO۴)۳
        اسپسارتیت - Mn۳Al۲(SiO۴)۳
        گروسولار - Ca۳Al۲(SiO۴)۳
        آندرادیت - Ca۳Fe۲(SiO۴)۳
        یوواروویت - Ca۳Cr۲(SiO۴)۳
        هیدروگروسولار
    گروه زیرکن
        زیرکن - ZrSiO۴
        توریت - (Th,U)SiO۴
    گروه سیلیکات‌های آلومین Al۲SiO۵ یا سیلیکات‌های دگرگونی
        آندالوزیت - Al۲SiO۵
        کیانیت - Al۲SiO۵
        سیلیمانیت - Al۲SiO۵
        دومورتیریت - Al۶٫۵-۷BO۳(SiO۴)۳(O,OH)۳
        زبرجد هندی - Al۲SiO۴(F,OH)۲
        استورولیت - Fe۲Al۹(SiO۴)۴(O,OH)۲
    گروه هیومیت
        نوربرژیت - Mg۳(SiO۴)(F,OH)۲
        کندرودیت - Mg۵(SiO۴)(F,OH)۲
        هیومیت - Mg۷(SiO۴)(F,OH)۲
        کلینوهیومیت - Mg۹(SiO۴)(F,OH)۲
    داتولیت
    تیتانیت
    کلریتوئید

سیلیکات‌های دو تایی

سیلیکات‌های دو تایی یا چهاروجهی‌های مضاعف (sorosilicates)، در این دسته از سیلیکات‌ها، چهاروجهی‌ها، با بنیان ۲ به ۲ به یکدیگر متصل شده‌اند. سیلیکات‌های دو تایی، ۶ ظرفیت آزاد دارند که به وسیلهٔ یون‌های فلزی گرفته می‌شود؛ بنیان‌های آن‌ها به شکل -6 (Si2O7) است و نسبت سیلیسیم به اکسیژن در آن‌ها ۲ به ۷ است. از کانی‌های این گروه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    همیمورفیت
    لاوسونیت
    گروه اپیدوت (شامل هر دو گروه -4 (SiO4) و -6 (Si2O7) می‌باشد.)
    وزوویانیت

سیلیکات‌های حلقوی

در سیلیکات‌های حلقوی (Cyclosilicates)، چهاروجهی‌های آن‌ها به وسیلهٔ دو گوشه به یکدیگر متصل شده‌اند و زنجیرهای بسته‌ای بین خود تشکیل داده‌اند که شبیه حلقه‌است. در این گروه نسبت سیلیسیم به اکسیژن ۱ به ۳ است، فرمول سیلیکات‌های حلقوی با ۳ عضو (سیلیسیم) به شکل -۶ (Si۳O۹)، با ۴ عضو به شکل -۸ (Si۴O۱۲) و با ۶ عضو به شکل -۱۲ (Si۶O۱۸) است به عبارت دیگر فرمول عمومی این گروه به شکل زیر است:

                                (SixO۳x)۲x-

سیلیکات‌های حلقوی عبارتند از:

    ۳ عضوی:
        بنی توئیت - BaTi(Si۳O۹)
    ۴ عضوی:
        آکسینیت - (Ca,Fe,Mn)۳Al۲(BO۳)(Si۴O۱۲)(OH)
    ۶ عضوی:
        گوشنیت/زمرد - Be۳Al۲(Si۶O۱۸)
        کوردیریت - (Mg,Fe)۲Al۳(Si۵AlO۱۸)
        تورمالین - (Na,Ca)(Al,Li,Mg)۳-(Al,Fe,Mn)۶(Si۶O۱۸)(BO۳)۳(OH)۴

سیلیکات‌های زنجیره‌ای

در سیلیکات‌های زنجیره‌ای (Inosilicates)، چهاروجهی‌ها بصورت زنجیر باز یا روبان مانند پشت سر هم واقع شده‌اند که چهاروجهی بوسیلهٔ دو گوشه با چهاروجهی‌های قبل و بعد خود مربوط می‌گردد. فرمول عمومی آن‌ها به شکل SiO3 با نسبت ۱ به ۳ است و اگر این زنجیر دوتایی (مضاعف) باشد به شکل Si4O11 با نسبت ۴ به ۱۱ خواهد بود.

سیلیکات‌های زنجیره‌ای به دو زیرشاخهٔ سیلیکات‌های زنجیره‌ای ساده و سیلیکات‌های زنجیره‌ای مضاعف تقسیم می‌شوند.
سیلیکات‌های زنجیره‌ای ساده

در سیلیکات‌های زنجیره‌ای ساده، چهاروجهی‌ها به صورت زنجیر ساده به دنبال هم قرار دارند. مثال عمدهٔ این گروه پیروکسن‌ها و پیروکسنوئیدها است:
خانوادهٔ پیروکسن

    انستاتیت - سری اورتوفروسیلیت:
        انستاتیت
        فروسیلیت
    پیژئونیت
    دیوپسیت - سری هدنبرژیت
        دیوپسید - CaMgSi۲O۶
        هدنبرژیت
        اوژیت - (Ca,Na)(Mg,Fe,Al)(Si,Al)۲O۶
    سری پیروکسن سدیم:
        سنگ قولنج (ژادئیت) - NaAlSi۲O۶
        ائوژیرین (آکمیت) - NaFe۳+Si۲O۶
    اسپودومن - LiAlSi۲O۶

خانوادهٔ پیروکسنوئید

        ولاستونیت - CaSiO۳
        رودونیت - MnSiO۳
        پکتولیت - NaCa۲(Si۳O۸)(OH)

سیلیکات‌های زنجیره‌ای مضاعف

سیلیکات‌های زنجیره‌ای مضاعف به این معنی است که در این کانی‌ها دو رشته چهاروجهی‌ها بصورت زنجیرهٔ مضاعف پشت سرهم واقع شده‌اند و با پل‌های اکسیژن به یکدیگر وصل شده‌اند. مثال عمدهٔ این گروه آمفیبول‌ها می‌باشند.
خانوادهٔ آمفیبول

    آنتوفیلیت
    سری کومینگتونیت
        کومینگتونیت
        گرونریت
    سری ترمولیت
        ترمولیت
        اکتینولیت
    هورنبلند
    گروه آمفیبول سدیم
        گلوکوفان
        ریبکیت
        آرفودسونیت

سیلیکات‌های ورقه‌ای

سیلیکات‌های ورقه‌ای (Phyllosilicates)، در این کانی، چهاروجهی‌های تشکیل‌دهنده، بصورت ورقه‌هایی در یک سطح قرار دارند و هر چهاروجهی بوسیلهٔ سه گوشه، به چهاروجهی مجاور خود متصل شده‌است. فرمول کلی آن به صورت (Si2O5) یا نسبت ۲ به ۵ است.

بلورهای تمام سیلیکات‌های ورقه‌ای به صورت پهن دیده می‌شود و همگی دارای رَخ (کلیواژ) هستند. معمولا نرم و دارای وزن مخصوص تقریبا سبک و ضعیفی می‌باشند. ترکیب شیمیایی ناپایداری دارند و معمولا جانشینی کاتیون‌ها به جای یکدیگر در آن‌ها یک پدیدهٔ معمولی است.
خانوادهٔ سرپانتین

سرپانتین‌ها، سیلیکات‌های ورقه‌ای آبداری‌اند که از کانی‌های منزیم‌دار تشکیل شده‌اند. گاهی هم در آن‌ها آهن (Fe) جانشین Mg می‌شود. این کانی‌ها تشکیل پلی‌مرفی را می‌دهند که مهمترین آن‌ها عبارتند از: آنتی‌گوریت و کریزوتیل. گاهی در این کانی‌ها بجای قسمتی از یون Mg یون Fe جانشین می‌شود. فرق سرپانتین‌ها با کلریت‌ها در این است که در ترکیب سرپانتین‌ها آلومینیم Al شرکت ندارد. گریزوتیل یکی از کانی‌هایی است که تبدیل به آزبست (Asbest) یا پنبهٔ کوهی می‌شود. هر دو کانی در ساختار تک‌شیب متبلور می‌شوند. ولی ساختار بلوری آنتی‌گوریت، تک‌شیب شبیه شش‌گوشه و در کریزوتیل شبیه راست‌لوزی است.

سه مثال برتر سیلیکات‌های ورقه‌ای عبارتند از:

    آنتی‌گوریت
    کریزوتیل
    لیزاردیت

خانوادهٔ کانی‌های رسی
کائولینیت

    هلویزیت
    ایلیت
    کائولینیت
    مونتموریونیت
    ورمیکولیت
    تالک
    پالی‌گورسکیت
    پیروفیلیت

خانوادهٔ میکا

    بیوتیت
    موسکویت
    فلوگوپیت
    لپیدولیت
    مارگاریت
    گلوکونیت

خانوادهٔ کلریت

    کلریت

سیلیکات‌های شبکه‌ای

سیلیکات‌های داربستی یا سیلیکات‌های شبکه‌ای (Tectosilicates) در این کانی‌ها چهاروجهی‌های (SiO4) بوسیلهٔ هر چهار گوش به چهار وجهی‌های مجاور خود متصل شده‌است. در نتیجه ساختمان سه بعدی دارند. بعضی چهاروجهی‌ها در سه امتداد فضایی به یکدیگر متصل می‌باشند. بنابراین هر اتم اکسیژن به دو چهاروجهی مجاور تعلق دارد. کانی‌های مهم این گروه در زیر نوشته شده‌است.
خانوادهٔ کوارتز
کوارتز

    کوارتز
    تری دیمیت
    کریستوبالیت

خانوادهٔ فلدسپار

    فلدسپارهای آلکالی
        فلدسپارهای پتاسیم
            میکروکلین
            سنیدین
            اورتوکلاز
        انورتوکلاز

خانوادهٔ پلاژیوکلاز

    آلبیت
    اولیگوکلاز
    آندزین
    لابرادوریت
    بیتونیت
    آنورتیت

خانوادهٔ فلدسپاتوئید

    نوزان
    کانکرینیت
    لوسیت
    نفلین
    سودالیت
        هائونین
    لازوریت

خانوادهٔ زئولیت

    ناترولیت
    شابازیت
    هولاندیت
    استیلبیت

خانوادهٔ اسکاپولیت

    ماریالیت
    میونیت

دیگر کانی‌های این گروه عبارتند از آنالسیم و پتالیت.

کانی

کانی، ماده‌ای است طبیعی، جامد و غیرآلی که در ترکیب سنگ‌های پوسته زمین یافت می‌شود و دارای فرمول شیمیایی و ساختمان اتمی مشخص است.

برخی کانی‌ها از یک عنصر خالص و بسیاری از آن‌ها از دو یا چند عنصر درست شده‌اند. واژه کانی از واژه فارسی کان گرفته شده‌است که به آن سنگ معدن نیز گفته می‌شود. بنابراین، کانی به ماده‌ای گفته می‌شود که به طور طبیعی از معدن (کان) به دست می‌آید و معدن بخشی از پوسته زمین است که در آن به اندازه چشم‌گیری، کانی یافت می‌شود. موادی مانند شیشه، چینی، آلیاژهای گوناگون، که انسان آن‌ها را ساخته‌است، و موادی مانند مروارید، صدف، استخوان، عاج و بسیاری دیگر، که جان‌داران می‌سازند، کانی نیستند.

تنها استثنا از این تعریف گرافیت و زغال سنگ است که در حقیقت منبعی آلی دارند ولی در مسیر تکامل خود دستخوش تغییرات بسیار شده‌اند و در حقیقت به طور مستقیم ریشهٔ آلی ندارند.

مسالهٔ دیگر یخ است که بیشتر زمین‌شناسان طبق تعریف آن را کانی می‌دانند. نفت را نیز گروهی از زمین‌شناسان کانی می‌دانند.

محتویات

    ۱ ویژگی‌های کانی‌ها
    ۲ شکل‌گیری کانی‌ها
    ۳ شناسایی کانی‌ها
        ۳.۱ شناسایی کانی‌های آشنا
    ۴ نام‌گذاری کانی‌ها
        ۴.۱ کانی‌هایی با نام‌های ایرانی
            ۴.۱.۱ بیرونیت (Birunite)
            ۴.۱.۲ آویسنیت (Avicennite)
            ۴.۱.۳ تالمسیت (Talmessite)
            ۴.۱.۴ ایرانیت (Iranite)
            ۴.۱.۵ خونیت (Khuniite)
            ۴.۱.۶ انارکیت (Anarakite)
            ۴.۱.۷ خادمیت (Khademite)
    ۵ طبقه‌بندی
        ۵.۱ سلیکات‌ها
        ۵.۲ سولفات‌ها
        ۵.۳ کربنات‌ها
        ۵.۴ فسفات‌ها
        ۵.۵ هالیدها
        ۵.۶ سولفیدها
        ۵.۷ اکسیدها
        ۵.۸ عنصرها
    ۶ کاربرد کانی‌ها
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

ویژگی‌های کانی‌ها

    کانی‌ها همگناند، یعنی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی همهٔ ذره‌های سازندهٔ آن‌ها، یکسان است. برای مثال، اگر یک قطعه هالیت یا نمک خوراکی را به تکه‌های بسیار کوچکی بشکنیم، همهٔ ذره‌های به‌دست آمده، مزهٔ شوری دارند، به‌سادگی در آب حل می‌شوند و دیگر ویژگی‌های نمک را نشان می‌دهند.
    کانی‌ها جامد و بلوری‌اند: یعنی، ذره‌های سازندهٔ آن‌ها براساس نظم و قانون معینی کنار هم قرار گرفته‌اند؛ به نحوی که، همه سطح‌های بیرونی یک کانی، صاف است. شکل بلوری و منظم کانی‌ها از آرایش اتم‌ها و مولکول‌های درونی آن‌ها ناشی می‌شود.
    هر کانی ترکیب شیمیایی ثابتی دارد. برای مثال، پیریت همیشه FeS۲ و کلسیت CaCO۳ همواره‌است. البته، در برخی کانی‌ها ممکن است نسبت برخی عنصرها تغییر کند. برای مثال، در کانی الوین FeMgSiO۴ ممکن است درصد آهن و منیزیم از بلوری به بلوری دیگر، از ۰ تا ۱۰۰٪ تغییر کند.
    برخی کانی‌ها، مانند طلا، از یک عنصر درست شده‌اند. البته، طلا کم‌تر به صورت خالص یافت می‌شود. بلورهای مکعبی و زرد رنگ طلا، اگر با نقره همراه باشند، روشن‌تر و اگر با مس همراه باشند، قرمزتر به نظر می‌رسند. بسیار از کانی‌ها از دو یا چند عنصر متفاوت هستند که مادهٔ مرکبی را به‌وجود آورده‌اند. برای مثال، فراوان‌ترین کانی، یعنی کوارتز، ترکیبی از سیلیسیم و اکسیژن است.

شکل‌گیری کانی‌ها

کانی‌ها از پیوندهای گوناگون بین اتم‌ها به وجود می‌آیند. تاکنون ۹۲ عنصر در طبیعت، شناسایی شده‌است. از بین این ۹۲ عنصر طبیعی، ۸ عنصر اکسیژن، سیلیسیم، آلومینیوم، آهن، کلسیم، سدیم، پتاسیم، و منیزیم، حدود ۹۸٫۵٪ درصد از کانی‌ها را می‌سازند. از ترکیب شدن این عنصرها با هم، کانی‌های گوناگون به‌وجود می‌آید. برای مثال، از ترکیب شدن اکسیژن با سیلیسیم، اکسید سیلیسیم SiO۲ یا کوارتز و از ترکیب شدن اکسیژن، سیلیسیم، منیزیم و آهن، الوین FeMgSiO۴ به‌دست می‌آید.

کانی‌ها علاوه بر این که از نظر ترکیب شیمیایی با هم تفاوت دارند، از نظر شکل ظاهری، رنگ، اندازه و دیگر ویژگی‌ها نیز تفاوت‌های زیادی با هم دارند. این تفاوت‌ها به چگونگی شکل‌گیری آن‌ها برمی‌گردد. برخی کانی‌ها از سرد شدن ماده مذاب به‌دست می‌آیند، همه کانی‌های سنگ‌های آذرین، مانند کوارتز، فلدسپات، میکا و الوین، این گونه به وجود می‌آیند.

برخی دیگر از کانی‌ها از سرد شدن بخار در سطح سنگ‌ها یا شکاف‌های موجود در آن‌ها به وجود می‌آیند. سرد شدن گاز گوگرد در قله‌های آتش‌فشانی دماوند و تفتان، نمونه‌ای از این فرایند است. کانی‌های دیگری از بخار شدن محلول‌هایی به وجود می‌آیند که به اندازهٔ اشباع رسیده‌اند. برای مثال، از بخار شدن آرام دریاچه‌های مرکزی ایران، نمک و گچ به دست می‌آید.

برخی کانی‌ها از واکنش‌های شیمیایی یون‌ها در آب به وجود می‌آیند. برای مثال، در دریاهای گرم، یون کلسیم +۲ Ca با یون کربنات -۲(CO۳) ترکیب می‌شود و کانی کلسیت CaCO۳ ته‌نشین می‌شود. برخی کانی‌ها نیز پیامد تخریب شیمیایی کانی‌ها دیگر هستند. برای مثال، از تجزیه شیمیایی فلدسپات‌ها، کانی‌های رستی (کانی‌های تشکیل‌دهنده خاک) به‌وجود می‌آیند.
شناسایی کانی‌ها

زمین‌شناسان برای شناسایی کانی‌ها از روش‌های گوناگونی، مانند: رنگ شعله، طیف نوری، میکروسکوپ‌های پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی و پرتو ایکس، بهره می‌گیرند.

    رنگ شعله: در این روش تکه‌ای از کانی یا پودر آن را روی شعله نگه می‌دارند و با دستگاهی به آن می‌دمند. با تغییر رنگی که در شعله پدید می‌آید، می‌توان برخی از کانی‌ها را شناسایی کرد. سدیم رنگ زرد، پتاسیم رنگ نارنجی، منیزیم رنگ قرمز، کلسیم رنگ نارنجی، باریم رنگ سبز مایل به زرد و مس رنگ سبز درخشان، به‌وجود می‌آورد.
    طیف نور: در این روش مقدار اندکی از یک کانی را در دستگاهی، که با جرقه الکتریکی و در فشار زیاد کار می‌کند، قرار می‌دهند تا کانی بخار شود. در این حالت، اتم‌های عنصرهای سازندهٔ کانی، طول موج ویژه‌ای تولید می‌کنند که پس از عکس برداری می‌توان با کمک آن‌ها به عنصرهای سازنده کانی پی‌برد.
    میکروسکوپ پلاریزان: در این روش، ضخامت یک قطعه سنگ را که دارای کانی‌های گوناگون است، به اندازه‌ای کم می‌کنند تا شفاف شود و نور از آن بگذرد. سپس آن را زیر میکروسکوپ پلاریزان بررسی می‌کنند. اکنون از روی شکل ظاهری، نوع شکستگی، ضریب شکست نور، رنگ و دیگر ویژگی‌ها، کانی را شناسایی می‌کنند.
    میکروسکوپ الکترونی: لایه نازکی از کانی را با این میکروسکوپ مطالعه می‌کننند. باریکه الکترونی به کانی برخورد می‌کند و بخشی از آن به کانی جذب می‌شود که سایه‌ای از کانی روی صفحهٔ ویژه‌ای به‌وجود می‌آورد. بررسی این سایه از نظر شکل ظاهری، شکستگی‌ها و ساختمان درونی کانی، به شناسایی کانی می‌انجامد.
    پرتو ایکس: این روش برای شناسایی کانی‌ها، به ویژه کانی‌هایی که ترکیب شیمیایی مشابهی دارند، بسیار کارآمد است. پرتوهای ایکس را به بلور کانی می‌تابانند. بخشی از این پرتوها از کانی می‌گذرد و بخشی پس از برخورد با ذره‌هایی که در گوشه‌های شبکه بلور کانی قرار دارند، بازتاب می‌یابد. با برسی عکس به دست‌آمده از اثر این پرتوها بر فیلم عکاسی، می‌توان کانی مورد نظر را شناسایی کرد.

شناسایی کانی‌های آشنا
تالک

به کمک ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی کانی‌ها، می‌توان به روش‌های ساده‌تری برخی از کانی‌های بسیار شناخته شده را شناسایی کرد.

    شکل بلور: اندازه بلورها ممکن است بسیار بزرگ یا بسیار کوچک باشد. در حالی که وزن کانی بریل ممکن است تا ۲۰۰ تن هم برسید، برخی کانی‌ها تنها با پرتوهای ایکس دیده می‌شوند. شکل کانی‌ها نیز بسیار گوناگون است. با وجود این، زاویه‌های بین سطح‌های مشابه در همه بلورهای یک کانی همواره یکسان است. برای مثال، بلور نمک، چه بزرگ و چه کوچک، همواره مکعبی شکل است و بین سطح‌های خود، زاویهٔ ۹۰ درجه دارد.
    سختی: دانشمند اتریشی به نام فردریش موهس(۱۸۳۹-۱۷۷۳) مقیاسی برای درجه سختی کانی‌ها وضع کرد. مقیاس او از درجه یک برای تالک به عنوان نرم‌ترین کانی تا درجه ۱۰ برای الماس به عنوان سخت‌ترین کانی است. بر اساس این مقیاس، سختی ناخن انسان، ۵٫۲، سکه مسی ۵٫۳ و چاقوی فولادی قلم‌تراش، ۵٫۵ است. اگر در اثر کشیدن این اجسام بر سطح کانی، در آن خراش ایجاد شود، یعنی سختی آن‌ها از کانی بیشتر است و برعکس.
    رَخ یا کلیواژ: رخ به شکستگی کانی‌ها در راستای سطح صاف، پس از وارد شدن ضربه‌ای شدید، مانند ضربه چکش، گفته می‌شود. میکا در یک جهت می‌شکند و ورقه‌ورقه می‌شود؛ کوارتز خورد می‌شود؛ نمک خوراکی رخ سه‌جهتی قائم و کلسیت رخ سه‌جهتی غیر قائم دارد.
    رنگ: برخی کانی‌ها همیشه به یک رنگ دیده می‌شوند. برای مثال، طلا همواره زرد، گرافیت همیشه سیاه و مالاکیت (Malachite) به رنگ سبز فیروزه‌ای است. رنگ را باید در سطحی که به تازگی شکسته شده‌است، مشاهده کرد. زیرا هوازدگی رنگ سطح رویی را تغییر می‌دهد.

ورقه‌های میکا

    اثر بر چینی بدون لعاب: در این روش کانی را بر چینی بدون لعاب مانند پشت نعلبکی بخشی که لعاب ندارد، می‌کشند تا لایه نازکی از آن بر سطح چینی بماند. کانی‌های نافلزی اثری بی‌رنگ یا به رنگ روشن دارند و کانی‌های فلزی رنگ‌های تیره‌تری پدید می‌آورند. برای مثال، کانی زرد رنگ پیریت، رنگ سیاه برجای می‌گذارد و اثر هماتیت، که بیش‌تر به رنگ خاکستری و ساه است، قرمز-قهوه‌ای دیده می‌شود.
    جلا: جلا یا درخشندگی سطح کانی نیز در شناسایی آن سودمند است. کانی‌های فلزی نور را به خوبی باز می‌تابانند و به اصطلاح جلای فلزی دارند. هالیت و کوارتز، جلای شیشه‌ای و اوپال و اسفالریت، جلای صمغی دارند.
    چگالی (جرم حجمی): برای بدست آوردن چگالی کانی‌ها، جرم آن‌ها را با ترازو و حجم را با استوانه درجه‌بندی شده دارای آب، اندازه می‌گیرند تا با تقسیم کردن جرم بر حجم، چگالی کانی به‌دست آید. چگالی بیش‌تر کانی‌های سیلیکاتی، که بخشی زیادی از پوسته زمین را می‌سازند، حدود ۵٫۲ تا ۵٫۳ گرم بر سانتی‌مترمکعب است. کانی‌هایی که در ساختمان خود عنصرهای سنگینی مانند سرب و باریم دارند، دارای چگالی بالایی هستند. برای مثال، چگالی گالن (PbS)، حدود ۵٫۷ گرم بر سانتی‌مترمکعب است.

نام‌گذاری کانی‌ها

بیش‌تر کانی‌ها نام‌های کهن گرفته شده از واژگان یونانی و رومی را دارند. برخی کانی‌ها نیز به نام کاشفشان یا برای قدردانی از کوشش‌های دانشمندان بزرگ نام‌گذاری شده‌اند. به طور کلی نام کانی‌ها به روش‌های زیر برگزیده شده‌است:

    نام برخی کانی‌ها بسیار کهن است و هنوز دلیل نامیده شدن به چنین نام‌هایی را به درستی نمی‌دانیم؛ مانند کوارتز.
    گرفته شده از نام کاشفشان کانی‌ها: مانند کانی کوولیت که از نام کوولی، کانی‌شناس ایتالیایی گرفته شده‌است.
    نام جایی که نخستین بار کانی در آن‌جا پیدا شده‌است: مانند آرگونیت از آرگون در اسپانیا.
    برخی کانی‌ها نام‌های افسانه‌ای دارند: مانند مارتیت از مارس (خدای جنگ) گرفته شده‌است.
    ترکیب شیمیایی: مانند کانی سیدریت که از سیدروس به معنای آهن گرفته شده‌است.
    ویژگی‌های فیزیکی: مانند کانی باریت که از باروس به معنای سنگین گرفته شده‌است.
    نوع کاربرد کانی: مانند کانی نفریت که از نفرون به معنی کلیه‌ها گرفته شده‌است زیرا این کانی برای درمان آسیب‌های کلیه سودمند است.
    رنگ: مانند کانی الوین به معنای کانی سبز زیتونی.
    برخی کانی‌ها نام‌های محلی دارند که اکنون جنبه جهانی پیدا کرده‌است: مانند کرندوم و سافیر که نام هندی این کانی‌ها است.

کوارتز
هالیت
کانی‌هایی با نام‌های ایرانی
بیرونیت (Birunite)

    سیلیکات کلسیم و کربنات کلسیم آب‌دار.

این کانی در سال ۱۹۵۷ میلادی کشف و به افتخار دانشمند ایرانی، ابوریحان بیرونی نام‌گذاری شد تا بزرگ‌داشتی بر پژوهش‌های وی درباره کانی‌ها و سنگ‌ها باشد.
آویسنیت (Avicennite)

    اکسید تالیم و آهن.

این کانی در سال ۱۹۵۸ میلادی کشف شد و به افتخار دانشمندایرانی، پورسینا، نام‌گذاری شد. پورسینا نخستین طبقه‌بندی کانی‌ها را در کتاب شفا آورده‌است.
تالمسیت (Talmessite)

    آرسنات آب‌دار کلسیم، منیزیم و باریم.

این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۰ در معدن قدیمی تالمسی در کنار روستایی به همین نام در انارک یزد کشف کردند و نام این معدن را بر آن گذاشتند. این کانی ویژگی فلوئورسان دارد و رنگ آن بی‌رنگ تا سبز می‌شود.
ایرانیت (Iranite)

    کرومات سرب آب‌دار.

این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۳ در یکی از معدن‌های قدیمی سه‌برز در شمال غربی انارک کشف کردند و نام ایرانیت را بر آن نهادند. این کانی زرد زعفرانی و دارای جلای شیشه‌ای، در پیرامون نایبندان نیز یافت می‌شود.
خونیت (Khuniite)

    کرومات سرب، روی و مس.

این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۰ میلادی در معدن قدیمی خونی در شمال انارک کشف کردند. این کانی، به کانی ایرانیت شباهت زیادی دارد، اما رنگ زرد آن به قهوه‌ای گرایش دارد.
انارکیت (Anarakite)

    کلریدِ بازیِ روی و مس.

این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همین بخش را بر این کانی سبز رنگ نهادند.
خادمیت (Khademite)

    سولفاتِ بازی و آب‌دار آلومینیوم.

این کانی را باریان، برتلون و صدرزاده در ساغند یزد کشف کردند و به افتخار نصرالله خادم، ریاست آن زمان سازمان زمین‌شناسی ایران، نام‌گذاری کردند.
طبقه‌بندی

طبقه‌بندی کانی‌ها ممکن است برپایه چگونگی شکل‌گیری آن‌ها انجام شود. بر این اساس، آن‌ها را به کانی‌های آذرین، رسوبی و دگرگونی طبقه‌بندی می‌کنند. روش دیگر برای طبقه‌بندی کانی‌ها، توجه به ترکیب شیمیایی آن‌ها است که در این جا مورد توجه‌است.
سلیکات‌ها
نوشتار اصلی: کانی‌های سیلیکات

از ترکیب شدن سیلیسیم، اکسیژن و یک یا چند فلز به‌دست می‌آیند. و دو دسته‌اند:

    سیلیکات‌های تیره (دارای آهن و منیزیم):

مانند الوین، پیروکسین، آمفیبول، میکای سیاه، تورمالین، تالک، سرپانتین و آزبست.

    سیلیکات‌های روشن (بدون آهن و منیزیم):

مانند کوارتز، فلدسپات، میکای سفید و کائولینیت.
سولفات‌ها

از ترکیب شدن اکسیژن، گوگرد و یک یا چند فلز به دست می‌آیند. حدود ۱۵۰ کانی از این گونه وجود دارد مانند: انیدریت، ژیپس، باریت و آلونیت.
کربنات‌ها

از حل شدن دی‌اکسید کربن در آب باران، اسیدکربنیک به‌دست می‌آید و این اسید یون بی‌کربنات را به‌وجود می‌آورد. از ترکیب شدن این یون با یون‌های مثبت فلزی، حدود ۷۰ گونه کانی کربناتی به‌وجود آمده‌است. کلسیت، دولومیت، منیزیت، سیدریت، اسمیت سونیت، سروزیت و مالاکیت از آن جمله‌اند.
فسفات‌ها

از ترکیب شدن فسفر، اکسیژن و یک یا چند فلز به‌دست می‌آیند. آپاتیت و فیروزه نمونه‌هایی از این دسته‌اند.
هالیدها

ترکیب‌های گوناگونی از هالوژنها، مانند کلر، فلئور، برم و ید با یک فلز هستند. مانند: هالیت، سیلویت و فلئوریت از این دسته‌اند.
سولفیدها

ترکیبی از گوگرد با یک فلز هستند. بیش از ۲۰۰ نوع سولفید در طبیعت پیدا شده که گالن، پیریت، اسفالریت و کالکوسیت از آن جمله‌اند.
اکسیدها

این کانی‌ها از ترکیب شدن اکسیژن با یک فلز به دست می‌آیند. مانند: هماتیت، مانیتیت، لیمونیت و کورندوم از این دسته‌اند.
عنصرها

از بین همه عنصرهایی که در زمین پیدا می‌شود، فقط حدود ۲۰ عنصر به صورت خالص می‌تواند سازندهٔ کانی باشند. طلا، نقره، مس، کربن و گوگرد از این دسته‌اند.
کاربرد کانی‌ها

کانی‌ها در آغاز به همان صورت که از پوستهٔ زمین به‌دست می‌آمدند، به کار می‌رفتند. برخی از این کانی‌ها که بلورهای ظریف و پایدار در برابر فرسایش داشتند، پس از صیقل‌کاری و تراش خوردن، به عنوان آرایش به کار می‌رفتند. به این کانی‌ها، سنگ‌های قیمتی یا جواهر می‌گوییم. الماس، فیروزه، یاقوت کبود، زمرد، زبرجد، لعل، چشم گربه، عقیق، مروارید، و دُرّ کوهی از مهم‌ترین کانی‌های گران‌بها هستند.

امروزه بیش از ۴۰ نوع کانی و صدها ترکیبی که از آن‌ها به‌دست می‌آید، در صنعت کاربرد دارند. در ادامه به برخی از این کاربردها اشاره می‌شود:

    الیوین: جواهر و مواد دیرگداز.
    پیروکسن: جواهر، به‌دست آوردن فلزهای کمیاب.
    آمفیبول: جواهر، پارچه مقاوم در برابر آتش و مواد دیرگداز.
    میکا: عایق الکتریکی در رادیو، تلویزیون و دیگر دستگاه‌های الکتریکی، شیشه دریچه کوره‌های ذوب فلز، کاغذ دیواری، لاستیک‌سازی، کاغذ معمولی، رنگ روغن نسوز، طلق سماور و چراغ آشپزخانه.
    تورمالین: الکترونیک، به‌دست‌آوردن بُر، جواهر.
    تالک: کاغذسازی، نساجی، لاستیک سازی، صابون خیاطی، صفحه‌کلیدبرق، سرامیک‌سازی، حشره‌کش، عایق پشت بام، پودر بچه و مواد آرایشی.
    سرپانتین: سنگ روکار ساختمان، مواد دیرگداز، به‌دست آوردن منیزیم.
    آزبست: پارچهٔ نسوز، توری چراغ، عایق حرارتی، لنت ترمز، لوله و ورقه‌های سیمانی. کاربرد آن به دلیل نقش آن در بروز بیماری در شُش‌ها، ممنوع شده‌است.
    کوارتز: ساعت‌سازی، ابزارهای نوری و اخترشناسی، کاغذ، شیشه، سمباده و جواهر.
    ارتوزها: لعاب چینی و کاشی.
    پلاژیوکلاز: جواهر و نمای ساختمان.
    کائولینیت: ظرف چینی، کاغذ، رنگ و پلاستیک.
    ژیپس: ساختمان‌سازی، مجسمه‌سازی، کاغذ، کُندکننده در سیمان پورتلند، افزایش باروری خاک، بتونه نقاشی و برای رشد مخمرها در صنعت غذا.
    باریت: دارو، عکس‌برداری از لوله گوارش، رنگ، پلاستیک، مواد عایق، کاغذ و گِل حفاری.
    کلسیت: سنگ نمای ساختمان، مجسمه‌سازی، سیمان، تصفیه آب، شیشه‌سازی، چرم‌سازی، ابزارهای نوری برای ایجاد نور پلاریزه، کاغذسازی، کشاورزی و ذوب فلزها.
    دولومیت: ساختن آجر برای آستر کوره‌های حرارتی و سیمان پورتلند.
    منیزیت: آجر نسوز، به دست آوردن منیزیم
    زرنیخ: پزشکی، رنگ سازی، حشرهکش و تهیه ارسنیک.
    آپاتیت: کودهای شیمیایی و اسیدفسفریک.
    مالاکیت: مواد آرایشی، نمای درونی ساختمان و تهیه مس.
    هالیت: سدیم و کلر، شوینده‌ها، پارچه‌بافی، چوب بری، رنگرزی، چرم سازی، کودسازی، نگهداری مواد غذایی و خنک کنندهٔ موتور یخچال.
    سیلویت: به دست آودرن پتاسیم و کلر و کود شیمیایی.
    فلوئوریت: ذوب فلزها و ابزارها نوری.
    گوگرد: اسیدسولفوریک، لاستیک سازی، نساجی، دباغی، رنگ سازی، کاغذسازی، مواد منفجره، کبریت سازی، سم دفع آفت، کود و حشره‌کش.
    طلا: جواهر، سکه، دندان، ترانزیستورها و دیودها، هواپیماسازی، صنعت فضا وکاتالیزور فرایندهای شیمیایی.
    نقره: جواهر، سکه، کاغذسازی و کاتالیزور فرایندهای شیمیایی.
    مس: صنعت الکتریکی و الکترونیک، لوله سازی، سکه، ظرف، آلیاژ، رنگ آب و سبز، آبکاری، مواد آرایشی، فرایندهای شیمیایی و محلول شوایتزر(حلال سلولز پنبه).
    الماس: جواهر، ابزار برنده و سایند و سرمتهٔ حفاری.
    گرافیت: ساختن بوته کوره‌های فولادسازی، رنگ سازی، صنعت برق، نیروگاه‌های هسته‌ای، واکس و مدادسازی.



از بسیاری از کانی‌ها نیز فلزهای مهمی به دست می‌آید یا در فرایند تولید فلز به کار می‌روند: سیدریت، مانیتیت، هماتیت و لیمونیت (آهن)، اسمیت سونیت و اسفالریت(روی)، سروزیت و گالن (سرب)، کالکوسیت، کالکوپیریت و کوپریت(مس).

سولفوریک اسید

سولفوریک اسید که در گذشته با نام جوهر گوگرد خوانده می‌شد، اسیدی بسیار قوی است که با هر درصدی در آب حل می‌شود و فرمول شیمیایی آن H۲SO۴ است.

اسید سولفوریک برای نخستین بار توسط زکریای رازی کشف شد.[۱] او با تقطیر کانی‌های سولفات آهن و سولفات مس، این اسید را به دست آورد.
تولید اسید سولفوریک[۲]

سولفوریک اسید، یکی از مهم ترین مواد شیمیایی صنعتی است که با استفاده از فرایند مجاورت تولید می شود. در مرحله نخست گوگرد در مجاورت اکسیژن اکسید شده و گوگرد دی اکسید به دست می آید.

    S (s) + O۲ (g) → SO۲ (g)

در مرحله بعد گوگرد دی اکسید در مجاورت یک کاتالیزور به SO۳ اکسیده می شود.

    ۲ SO۲ + O۲ (g) → ۲ SO۳ (g)

واکنش بالا در دمای معمولی بسیار کند است. لذا در روش صنعتی، از دماهای بالا تر(۴۰۰C تا۷۰۰C) و از یک کاتالیزور (مانند وانادیم پنتوکسید V۲O۵ یا اسفنج پلاتین) استفاده می شود. با دمیدن بخار گوگرد تری اکسید به درون اسید سولفوریک، پیروسولفوریک اسید H۲S۲O۷ تشکیل می شود.

    H۲SO۴ (l) + SO۳ → H۲S۲O۷ (l)

سپس با افزودن آب به پیرو سولفوریک اسید، محلول سولفوریک اسید با غلظت مورد نظر را تهیه می کنند.

    H۲S۲O۷ (l) + H۲O(l) → ۲ H۲SO۴ (l)

کنترل این روش که در آن، پیروسولفوریک اسید تشکیل می شود، آسان تر از واکنش مستقیم گوگرد تری اکسید با آب است.

    SO۳ (g) + H۲O (l) → H۲SO۴ (l)

خورشید

خورشید (نام‌های ادبی یا قدیمی: خور، هور، مهر، روز) یکی از ستارگان کهکشان راه شیری و تنها ستارهٔ سامانهٔ خورشیدی است که در مرکز آن جای دارد. می‌توان گفت خورشید یک کُرهٔ کامل است که از پلاسمای داغ ساخته شده‌است و در میانهٔ آن میدان مغناطیسی برقرار است.[۹][۱۰] این ستاره که قطری نزدیک به ۱٬۳۹۲٬۰۰۰ کیلومتر دارد سرچشمهٔ اصلی نور، انرژی، گرما و زندگی بر روی زمین است. قطر خورشید نزدیک به ۱۰۹ برابر قطر زمین و جرم آن ۳۳۰ هزار برابر جرم زمین برابر با ۲‎×۱۰۳۰ کیلوگرم است به این ترتیب ۹۹٫۸۶٪ جرم کل سامانهٔ خورشیدی از آن خورشید است.[۱۱]

انفجار نهایی یک ستارهٔ سنگین را ابرنواختر می‌نامند ولی خورشید ما هیچ‌گاه انفجاری این‌چنین را تجربه نخواهد کرد چرا که کمترین جرم مورد نیاز برای رخداد یک ابرنواختر، هشت برابر جرم خورشید ما است.[۱۲] از نظر شیمیایی سه-چهارم جرم خورشید را هیدروژن و باقی‌ماندهٔ آن را بیشتر هلیم می‌سازد. پس از هیدروژن و هلیم، عنصرهای سنگین از سازندگان دیگر خورشید اند که عبارتند از: اکسیژن، کربن، نئون و آهن و... این عنصرها، سازندهٔ ۱٫۶۹٪ از جرم خورشید اند که خود این مقدار ۵٬۶۲۸ برابر جرم زمین است.[۱۳]

خورشید در رده‌بندی ستارگان بر پایهٔ رده بندی طیفی، در دستهٔ G27 جای دارد و به صورت غیر رسمی با نام کوتولهٔ زرد از آن یاد می‌شود چون پرتوهای پیدای آن در طیف زرد-سبز شدیدتر است. هر چند که رنگ آن از سطح زمین، سفید باید دیده شود ولی چون پراکندگی نور آبی در جو وجود دارد، به رنگ زرد دیده می‌شود (پراکندگی رایلی).[۱۴][۱۵] همچنین در برچسب رده‌بندی طیفی، G2، گفته شده که دمای سطح خورشید نزدیک به ۵۷۷۸ کلوین (۵۵۰۵ سانتیگراد) است و در V گفته شده‌است که خورشید مانند بیشتر ستارگان، یک ستارهٔ رشتهٔ اصلی است و درنتیجه انرژی خود را از راه همجوشی هسته‌ای هسته ی هیدروژن به هلیم فراهم می‌کند و در هر ثانیه، در هستهٔ خود، ۶۲۰ میلیون تُن هیدروژن را دچار همجوشی می‌کند. در دوره‌ای کیهان شناسان می‌گفتند که خورشید نسبت به دیگر ستارگان، ستاره‌ای کوچک و ناچیز است ولی امروزه بر این باور اند که خورشید از ۸۵٪ ستارگان کهکشان راه شیری درخشان تر است. چون بیشتر آن‌ها کوتوله‌های سرخ اند.[۱۶][۱۷] بزرگی قدر مطلق خورشید ۴٫۸۳+ است البته چون خورشید نزدیک ترین ستاره به زمین است، برای آن، خورشید درخشان ترین جرم در آسمان دانسته می‌شود و قدر ظاهری آن ۲۶٫۷۴- است.[۱۸][۱۹] تاج خورشیدی پیوسته در حال پراکندن بادهای خورشیدی در فضا است. این بادها، جریان‌هایی از ذره‌های باردار اند که تا فاصله‌ای نزدیک به ۱۰۰ واحد نجومی توان دارند. حباب‌های ساخته شده در محیط میان‌ستاره‌ای که در اثر بادهای خورشیدی ساخته شده‌اند، بزرگترین سازهٔ پیوستهٔ پدید آمده در منظومهٔ خورشیدی اند.[۲۰][۲۱]

هم اکنون خورشید در حال سفر از میان ابر میان‌ستاره‌ای محلی در ناحیهٔ حباب محلی در لبهٔ بازوی شکارچی از کهکشان راه شیری است. از میان ۵۰ ستاره‌ای که تا شعاع ۱۷ سال نوری، در همسایگی زمین قرار دارند، (نزدیک ترین آن‌ها یک کوتولهٔ سرخ به نام پروکسیما قنطورس است که ۴٫۲ سال نوری فاصله دارد.) از دیدگاه جرم، خورشید رتبهٔ چهارم را در میان آن‌ها دارد.[۲۲] اگر از قطب شمالی کهکشان نگاه کنیم، خورشید به صورت ساعتگرد به گرداگرد مرکز کهکشانی راه شیری در گردش است و از آن نقطه نزدیک به ۲۴٬۰۰۰ تا ۲۶٬۰۰۰ سال نوری فاصله دارد، امید آن می‌رود که این گردش را ۲۲۵ تا ۲۵۰ میلیون سال دیگر به پایان برساند و دور خود را کامل کند. از آنجایی که کهکشان ما نسبت به تابش زمینهٔ کیهانی (CMB) در راستای صورت فلکی مار باریک با سرعت ۵۵۰ کیلومتر بر ثانیه در حرکت است، درنتیجه سرعت بدست آمده برای خورشید نسبت به CMB در راستای صورت‌های فلکی پیاله یا شیر، ۳۷۰ کیلومتر بر ثانیه می‌شود.[۲۳]

فاصلهٔ متوسط خورشید از زمین نزدیک به ۱۴۹٫۶ میلیون کیلومتر است (یک واحد نجومی) است البته این فاصله در هنگامه‌های گوناگون حرکت زمین به گرد خورشید (در نقطه‌های اوج و حضیض) در ماه‌های ژانویه تا ژوئیه فرق می‌کند.[۲۴] در این فاصلهٔ میانگین، برای نور ۸ دقیقه و ۱۹ ثانیه زمان برده می‌شود تا از خورشید تا زمین سفر کند. می توان گفت انرژی آمده از نور سفید خورشید، باعث ادامهٔ فرایند نورساخت، بوجود آمدن اقلیم و آب و هوای زمین و درنتیجه، فراهم کنندهٔ زندگی برای همهٔ جانداران روی زمین است.[۲۵] نقش برجستهٔ خورشید بر وضعیت زمین از سال‌های دور، از دوران پیشاتاریخ برای انسان شناخته شده بود به همین دلیل برای بسیاری از فرهنگ‌ها خورشید به عنوان یک خدا دانسته شده بود. همواره پیشرفت دانش از چیستی خورشید با کندی بسیار همراه بوده تا آنکه در سدهٔ ۱۹ میلادی آگاهی اندکی از مواد سازندهٔ خورشید و منبع انرژی آن بدست آمد. تلاش برای آگاهی بیشتر از خورشید همچنان ادامه دارد چون همچنان شماری از پدیده‌ها و رفتارهای بدون توضیح علمی در خورشید دیده می‌شود.

محتویات

    ۱ نام و ریشه
    ۲ ویژگی‌ها
        ۲.۱ هسته
        ۲.۲ ناحیهٔ تابشی
        ۲.۳ ناحیهٔ همرفتی
        ۲.۴ شیدسپهر
        ۲.۵ جو خورشیدی
        ۲.۶ میدان مغناطیسی
    ۳ ساختار شیمیایی
        ۳.۱ گروه آهن
    ۴ چرخه‌های خورشید
        ۴.۱ لکه‌های خورشیدی و چرخهٔ آن‌ها
        ۴.۲ چرخه‌های بلندمدت
    ۵ چرخهٔ زندگی
        ۵.۱ سرنوشت زمین
    ۶ نور خورشید
    ۷ جای خورشید در میانهٔ کهکشان
    ۸ سامانهٔ خورشیدی
    ۹ پرسش‌های نظری
        ۹.۱ مسئلهٔ نوترینوی خورشیدی
        ۹.۲ مسئلهٔ گرمای تاج خورشیدی
        ۹.۳ مسئلهٔ کم نوری خورشید در جوانی
    ۱۰ تماشای خورشید و اثر آن
    ۱۱ صدای خورشید
    ۱۲ ویژگی فیزیکی
    ۱۳ منابع
    ۱۴ پیوند به بیرون

نام و ریشه

خورشید در فارسی درگذشته با نام‌های دیگری چون خور، هور، مهر، روز خوانده می‌شد.خورشید در فارسی نوین از xvar-xšed از فارسی میانه که ایزدی است که در یشت ششم اوستا در مورد او نوشته آمده وی ایزدی است که جهان را از آلودگی دور میدارد.در اوستا hvarr- ، xvan ،ta hvarә-xšaē آمده است.واژه خورشید درارای دو جزء است جزء نخست xvar- ، hvar که با سنسکریت svar «خورشید» سنجنده می‌شود. جزء دوم برگرفته از اوستایی xšaita- « درخشان» است که در نام جمشید (پادشاه دوران طلایی در اسطوره های ایرانی و نیز نخستین شاه در برخی روایت ها ) آمده و برگرفته از صورت اوستایی yama-xšaita به معنی « جم درخشان» است.[۲۶]

در زبان انگلیسی واژهٔ Sun برای خورشید از واژهٔ sunne در انگلیسی باستان گرفته شده‌است (نزدیک به سال ۷۲۵ در بئوولف). گمان آن می‌رود که این واژه با واژهٔ south به معنی جنوب ارتباط داشته باشد. واژه‌های هم ریشه با Sun در زبان‌های دیگر، مانند زبان‌های ژرمنی و فریسی باستان به صورت sunne و sonne در ساکسونی باستان به صورت sunna، در هلندی میانه به صورت sonne، در هلندی امروزی به صورت zon در آلمانی Sonne، در نروژی باستان sunna و در زبان گوتیک sunnō است تمام عبارت‌های آلمانی برای Sun از sunnōn در نیازبان‌های ژرمنی آمده‌است.[۲۷][۲۸]

در هنگامهٔ بی خدایی ژرمنی به خورشید شخصیت داده می‌شد و به عنوان خدا پرستش می‌شد نام آن در آن هنگامه Sól یا Sunna (به معنی خورشید در نروژی باستان) بود.[۲۸] پژوهشگران گمان می‌کنند که خورشید، ایزدبانوی ژرمنی ریشه‌ای هندو-اروپایی در خورشیدخدایی کهن تر در زبان‌های هندواروپایی دارد و میان واژهٔ Sól در نروژی باستان، سوریا در زبان سانسکریت، Sulis در زبان گالیش، Saulė در لیتوانیایی و Solnitse در زبان‌های اسلاوی ارتباط است.[۲۸]

واژهٔ Sunday یا روز یکشنبه در انگلیسی امروزی، ریشه در انگلیسی باستان دارد (Sunnandæg به معنی «روز خورشید» پیش از سال ۷۰۰) و این به دلیل ترجمهٔ ژرمنی از عبارت لاتین dies solis است، خود این عبارت لاتین هم ترجمهٔ عبارت یونانی heméra helíou است.[۲۹]

در زبان لاتین واژهٔ Sol برای اشاره به ستاره بکار می‌رود این واژه به صورت اسم در انگلیسی کاربرد ندارد اما صفت آن solar بسیار پرکاربرد است.[۳۰][۳۱] واژهٔ Sol برای اشاره به زمان خورشیدی در دیگر سیاره‌ها مانند بهرام کاربرد دارد.[۳۲] یک روز خورشیدی در زمین، میانگین ۲۴ ساعت است در حالی که روی بهرام ۲۴ ساعت و ۳۹ دقیقه و ۳۵٫۲۴۴ ثانیه‌است.[۳۳]
ویژگی‌ها
نمای کلی از ساختار درونی خورشید:
۱. هسته
۲. ناحیهٔ تابشی
۳. ناحیهٔ همرفتی
۴. شیدسپهر
۵. فام‌سپهر
۶. تاج
۷. لکه خورشیدی
۸. جودانه
۹. زبانه
این یک نگاره با رنگ بندی فرابنفش از خورشید است. آنچه در این نگاره دیده می‌شود: زبانه‌های روشن پیرامون خورشید از ردهٔ C3 (ناحیهٔ سفید در بالا دست چپ)، آبتاز خورشیدی (سازه‌های موجی شکل در بالا دست راست) و چندین رگهٔ پلاسمایی که در ادامهٔ میدان مغناطیسی از سطح خورشید برخاسته‌اند.
پرونده:Incandescent Sun.ogvپخش رسانه
این فیلم در اصل مجموعه‌ای پویا از عکس‌های گرفته شده از خورشید است که بر روی آن‌ها کارهای نرم‌افزاری صورت گرفته تا ریزه کاری تصویر آشکار شود. این مجموعه نگارهٔ پویا مربوط به رفتار خورشید در یک بازهٔ ۲۴ ساعته‌است که در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۱ بدست آمده‌است.

خورشید ستاره‌ای از گونهٔ کوتولهٔ زرد است که ۹۹٫۸۶٪ از مجموع جرم سامانهٔ خورشیدی را از آن خود کرده‌است. هندسهٔ خورشید به یک کرهٔ کامل بسیار نزدیک است. پَخی بسیار کوچکی برابر با ۹×۱۰-۶ در هندسهٔ آن وجود دارد[۳۴] در نتیجه میان قطر خورشید در دو سوی قطب‌ها نسبت به قطر آن در مدار استوایی ۱۰ کیلومتر اختلاف وجود دارد. از آنجایی که خورشید جامد نیست و از پلاسما ساخته شده‌است، در مدار استوایی نسبت به دو قطب، تُندتر می‌گردد. این رفتار که گردش اختلافی نام دارد، به دلیل وجود پدیدهٔ همرفت در خورشید و جابجایی ماده در اثر اختلاف دما است. آنچنان که از قطب شمال دائرةالبروج دیده می‌شود، این جرم به بخشی از جرم خورشید تکانهٔ زاویه‌ای پادساعتگرد می‌دهد درنتیجه در سراسر خورشید یک سرعت زاویه را توزیع می‌کند. دورهٔ این گردش واقعی نزدیک به ۲۵٫۶ روز در مدار استوایی و ۳۳٫۵ روز در دو قطب است. از آنجایی که جایگاه زمین نسبت به خورشید همیشه در حال دگرگونی است و همیشه یک نقطه از زمین بهترین دید را نسبت به خورشید ندارد، گویا گردش این ستاره در مدار استوایی اش نزدیک به ۲۸ روز است.[۳۵] اثر جانب مرکز (گریز از مرکز) این گردش آرام، ۱۸ میلیون بار ضعیف تر از جاذبهٔ سطح خورشید در مدار استوایی آن است. اثر کشند سیاره‌ها هم بسیار ضعیف است و نمی‌تواند تاثیر آشکاری بر شکل ظاهری خورشید بگذارد.[۳۶]

خورشید ستاره‌ای با جمعیت (۱) است به عبارت دیگر ستاره‌ای سرشار از عنصرهای سنگین است.[۳۷] گمان آن می‌رود که آغاز پدیداری خورشید به موج‌های شوک تابیده شده از یک یا چند ابرنواختر آن همسایگی باز گردد.[۳۸] این تصور به دلیل انباشتگی عنصرهای سنگین مانند طلا و اورانیم در منظومهٔ خورشیدی نسبت به کمبود آن‌ها در ستاره‌های با جمعیت نوع (۲) یا فقیر در عنصرهای سنگین، پدید آمده‌است. پذیرفتنی است اگر بگوییم این عنصرها در اثر انرژی بسیار بالای پدید آمده هنگام واکنش‌های هسته‌ای ابرنواختر یا هنگام جذب نوترون و تبدیل یک عنصر به عنصر دیگر درون یک ستارهٔ نسل دومی بزرگ بوجود آمده‌است.[۳۷]

خورشید مانند یک سیارهٔ خاکی دارای مرز روشنی نیست. تنها در لایه‌های بیرونی، چگالی گازها به صورت نمایی با افزایش فاصله از مرکز خورشید کاهش می‌یابد.[۳۹] شعاع خورشید برابر است با فاصلهٔ مرکز خورشید تا لبهٔ شیدسپهر. این لایه، بیرونی ترین لایه‌ای است که پس از آن گازها یا بسیار سرد اند یا لایه‌ای بسیار نازک را می‌سازند که نمی‌توانند به اندازهٔ درخور توجه نور تولید کنند. در نتیجه لایهٔ آخر لایه‌ای است که چشم غیرمسلح بتواند به خوبی آن را ببیند.[۴۰]
هسته

    نوشتار اصلی: هستهٔ خورشیدی

از مرکز خورشید تا فاصله‌ای نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ درصد شعاع خورشید به عنوان هستهٔ خورشید در نظر گرفته شده‌است.[۴۱] و چگالی آن ۱۵۰g/cm۳ نزدیک به ۱۵۰ برابر چگالی آب، برآورد شده‌است.[۴۲][۴۳] و دمای آن هم نزدیک به ۱۵٫۷ میلیون کلوین بدست آمده‌است. در مقابل دمای سطح خورشید نزدیک به ۵٬۸۰۰ کلوین است. تازه ترین پژوهش‌ها نشان داده‌است که گردش هستهٔ خورشید به دور خودش از دیگر جاهای شعاعی آن تندتر است.[۴۱] در بیشتر عمر خورشید، همجوشی هسته‌ای از راه زنجیره گام‌های p-p (پروتون-پروتون) و درنتیجه دگرگونی هیدروژن به هلیوم فراهم کنندهٔ انرژی خورشید بوده‌است.[۴۴] تنها ۰٫۸٪ از انرژی پدید آمده در خورشید وارد چرخهٔ سی‌ان‌او می‌شود.[۴۵]
هم‌سنجی سیاره‌های منظومه خورشیدی با تعدادی از ستاره‌های مشهور:
الف:
زمین (۴) > ناهید (۳) > مریخ (۲) > تیر (۱)
ب:
مشتری (۸) > زحل (۷) > اورانوس(۶) > نپتون (۵) > زمین (بدون شماره)
پ:
شباهنگ (۱۱) > خورشید (۱۰) > ولف ۳۵۹ (۹) > مشتری (بدون شماره)
ت:
دبران (۱۴) > نگهبان شمال (۱۳) > رأس پیکر پسین (۱۲) > شباهنگ (بدون شماره)
ث:
ابط‌الجوزا (۱۷) >قلب عقرب (۱۶) > پای شکارچی (۱۵) > دبران (بدون شماره)
ج:
وی‌وای سگ بزرگ (۲۰) >وی‌وی قیفاووس (۱۹) > مو قیفاووس (۱۸) > ابط‌الجوزا (بدون شماره)

هسته تنها ناحیه در خورشید است که بخش بزرگی از انرژی گرمایی آن را از راه همجوشی هسته‌ای فراهم می‌کند. به این ترتیب در ناحیه‌ای درونی از مرکز تا ۲۴٪ شعاع، کارمایهٔ ۹۹٪ خورشید فراهم می‌شود و تا ۳۰٪ از شعاع، فرایند همجوشی هسته‌ای به تمامی می‌ایستد و دیگر ادامه نمی‌یابد. دیگر جاهای ستاره از راه جابجایی انرژی از مرکز به لایه‌های بیرونی گرم می‌شود. کارمایهٔ پدید آمده در هسته پس از گذر از لایه‌های پی در پی وارد شیدسپهر می‌شود و از آنجا به صورت نور یا انرژی جنبشی ذرات به فضا می‌گریزد.[۴۶][۴۷]

در هستهٔ خورشید در هر ثانیه، زنجیرهٔ پروتون-پروتون ۹٫۲×۱۰۳۷ بار روی می‌دهد. از آنجایی که در این فرایند چهار پروتون آزاد (هستهٔ هیدروژن) هم زمان درگیر است پس در هر ثانیه ۳٫۷×۱۰۳۸ پروتون به ذرهٔ آلفا (هستهٔ هلیوم) دگرگون می‌شود به زبان دیگر ۶٫۲×۱۰۱۱ کیلو در ثانیه. در مجموع می توان گفت در سراسر خورشید نزدیک به ۸٫۹×۱۰۵۶ پروتون آزاد دگرگون می‌شود.[۴۷] می دانیم که در هر همجوشی و دگرگونی هیدروژن به هلیوم نزدیک به ۰٫۷٪ از حرم به انرژی دگرگون می‌شود.[۴۸] پس خورشید در هر ثانیه ۴٫۲۶ میلیون تن جرم را در دگرگونی ماده-انرژی درگیر می‌کند. یا می توان گفت ۳۸۴٫۶ یوتا وات[۱] (۳٫۸۴۶×۱۰۲۶) یا ۹٫۱۹۲×۱۰۱۰ مگاتن TNT در هر ثانیه. این مقدار جرم از میان نمی‌رود بلکه بر پایهٔ هم‌ارزی جرم و انرژی به صورت انرژی تابشی در می‌آید.
مقطع عرضی یک ستاره مانند خورشید (ناسا)

توان تولید انرژی در هسته با کمک همجوشی، بسته به فاصله از مرکز خورشید تفاوت می‌کند. برپایهٔ شبیه سازی‌ها چنین براورد شده که توان در مرکز خورشید ۲۷۶٫۵ watts/m۳ است.[۴۹] چگالی توان تولیدی خورشید بیشتر نزدیک به سوخت و ساز بدن یک خزنده‌است تا یک بمب اتم. قلّهٔ توان تولیدی خورشید با انرژی گرمایی تولید شده در یک فرایند فعال کمپوست مقایسه می‌شود. انرژی بسیار بالای بیرون آمده از خورشید نه به این دلیل که خورشید در یکای حجم توان بسیار بالایی تولید می‌کند بلکه به این دلیل است که حجم بسیار بزرگی دارد.

نرخ فرایند همجوشی هسته که در هستهٔ خورشید رخ می‌دهد در تعادل بسیار ظریفی است که پیوسته خود را اصلاح می‌کند تا در تعادل بماند: اگر میزان همجوشی اندکی بیش از اندازه‌ای باشد که اکنون است، آنگاه هسته به شدت گرم می‌شود، در برابر نیروی وزن لایه‌های بیرونی از هر سو گسترش می‌یابد، با این کار نرخ همجوشی کاهش می‌یابد و آشفتگی اصلاح می‌شود. اگر همجوشی اندکی کمتر از مقدار همیشگی آن باشد، هسته سرد و دچار جمع شدگی می‌شود، با این کار نرخ همجوشی افزایش می‌یابد و به تعادل باز می‌گردد.[۵۰][۵۱]

پرتوهای گامای (فوتون‌های بسیار پرانرژی) آزاد شده از واکنش همجوشی پس از چند میلیمتر پلاسمای خورشیدی جذب می‌شوند و دوباره با اندکی انرژی کمتر در جهت‌های تصادفی تابیده می‌شوند. بنابراین برای یک فوتون زمان بسیار زیادی می‌کشد تا به سطح خورشید برسد. برآوردها نشان می‌دهد که برای یک فوتون ۱۰،۰۰۰ تا ۱۷۰،۰۰۰ سال طول می‌کشد تا در خورشید جابجا شود.[۵۲] ما برای نوترینو تنها ۲٫۳ ثانیه زمان برده می‌شود تا به سطح خورشید برسد. نزدیک به ۲ درصد از انرژی کل تولیدی خورشید مربوط به این ذره‌است.

در پایان سفر از لایهٔ همرفتی بیرونی و رسیدن به سطح شفاف شیدسپهر، فوتون‌ها به صورت نور دیدنی در فضا تابیده می‌شوند. پیش از گریز از سطح خورشید، هر یک پرتوی گاما در هستهٔ خورشید به چندین میلیون فوتون نور دیدنی دگرگون می‌شود. در اثر واکنش‌های همجوشی در هسته ذره‌های دیگری به نام نوترینو هم آزاد می‌شوند. این ذره‌ها برخلاف فوتون‌ها کمتر با ماده وارد واکنش می‌شوند بنابراین تقریباً همهٔ آن‌ها می‌توانند بی درنگ از خورشید بگریزند. برای سالیان دراز شمار نوترینوهای آزاد شده از خورشید یا نوترینوهای شمرده شده با ابزارها یک-سوم شماری بود که نظریه‌های علمی پیشبینی می‌کرد. تا سال ۲۰۰۱ که دانشمندان دریافتند، دلیل این ناهماهنگی به ویژگی نوسان نوترینوها باز می‌گردد: حقیقت این بود که شمار نوترینوهای تابیده شده از خورشید با شمار پیشبینی شده از سوی نظریه با هم برابر بوده‌اند اما ابزارهای شمارش تنها ۱⁄۳ آن‌ها را شمرده بودند و باقی‌مانده را از دست داده بودند و این به دلیل تغییر مزهٔ نوترینوها (به معنی: عدد کوانتومی ذرهٔ بنیادی) در هنگام تشخیص با ابزار بود.[۵۳]
ناحیهٔ تابشی

    نوشتار اصلی: ناحیهٔ تابشی

در ناحیهٔ نزدیک به ۰٫۷ شعاع خورشید و یا پایین تر، مواد خورشیدی بسیار گرم و چگال اند آنقدر که بتوانند گرمای زیاد هسته را از راه تابش گرمایی به بیرون بتابانند.[۵۴] در این ناحیه رفتار همرفتی دیده نمی‌شود. با اینکه دمای ماده از ۷ میلیون کلوین به ۲ میلیون کلوین می‌رسد اما همچنان این مقدار کمتر از مقدار پیش بینی شده برای کاهش دما نسبت به افزایش ارتفاع است. پس این کاهش دما نمی‌تواند از راه همرفت صورت گیرد.[۴۳] در این بازه انرژی از راه تابش فوتون توسط یون‌های هیدروژن و هلیم روی می‌دهد. که البته این فوتون‌ها هم مسافت بسیار کوتاهی را پیش می‌روند و خیلی زود توسط یون‌های دیگر دوباره جذب می‌شوند.[۵۴] چگالی هم از ۰٫۲۵ چگالی خورشید تا بالای بازهٔ تابشی نزدیک به ۱۰۰ برابر افت می‌کند و از ۲۰ g/cm۳ به ۰٫۲ g/cm۳ می‌رسد.[۵۴]

میان ناحیهٔ تابشی درونی و گردش اختلافی بیرونی ناحیهٔ همرفتی یک لایهٔ گذار به نام Tachocline پدید می‌آید، این ناحیه در یک سوم بیرونی شعاع خورشید جای دارد. در این ناحیه میان ناحیهٔ تابشی با گردش یکنواخت و گردش اختلافی در ناحیهٔ همرفتی یک شکاف بزرگ (دگرگونی ناگهانی در رفتار) پدید می‌آید. شرایطی که در آن لایه‌های افقی پی در پی بر روی یکدیگر لیز می‌خورند.[۵۵] جریان سیال در ناحیهٔ همرفتی در بالا، از بالا تا پایین لایه به آرامی کم می‌شود تا در پایین ترین نقطه ناپدید شود. تا به این ترتیب با ویژگی‌های آرام ناحیهٔ تابشی در پایین، هماهنگ شود. امروزه چنین گمان می‌شود که یک پویایی مغناطیسی در میانهٔ این لایه باعث پدید آمدن میدان مغناطیسی خورشید شده‌است.[۴۳]
ناحیهٔ همرفتی

در لایهٔ بیرونی خورشید، یعنی از سطح آن تا عمق نزدیک به ۲۰۰٬۰۰۰ کیلومتری (یا ۷۰٪ شعاع خورشید) پلاسمای خورشید به اندازهٔ کافی چگال یا داغ نیست تا بتواند انرژی گرمایی لایه‌های درونی را از راه تابش به بیرون برساند. به عبارت دیگر بجای ناحیه‌ای تابنده، ناحیه‌ای مات است. درنتیجه انرژی گرمایی از راه همرفت و ستون‌های داغ جابجا می‌شود و به سطح خورشید می‌رسد. هنگامی که مواد در سطح خورشید کمی خنک می‌شود به عمق خورشید جایی که رفت و برگشت‌های همرفتی آغاز شده بود، فروبرده می‌شود تا دوباره از بالای ناحیهٔ تابشی گرما دریافت کند. در لایه‌ای از خورشید که با چشم می توان آن را دید، دما تا ۵٬۷۰۰ کلوین افت می‌کند و چگالی تنها 0.2 g/m۳ است (نزدیک به ۱/۶۰۰۰۰ چگالی هوا در سطح دریاها).[۴۳]

ستون‌های داغ همرفتی بر روی سطح خورشید جا می‌اندازند این ستون‌ها از دور به صورت جودانه یا یک سری نقطه دیده می‌شود. آشفتگی پدید آمده در اثر رفت و برگشت‌های همرفتی در بیرونی ترین لایهٔ بخش درونی خورشید، باعث ایجاد یک پویایی در «اندازهٔ کوچک» می‌شود که درنتیجهٔ آن یک شمال و جنوب مغناطیسی در سراسر سطح خورشید پدید می‌آید.[۴۳] ستون‌های داغ خورشید به شکل سلول‌های بنارد است درنتیجه هندسهٔ منشوری شش ضلعی به خود می‌گیرد.[۵۶]
شیدسپهر
دمای موثر یا جسم سیاه خورشید (۵۷۷۷ کلوین) دمایی است که یک جسم سیاه هم اندازهٔ خورشید باید داشته باشد تا به اندازهٔ خورشید توان تولید داشته باشد.
نوشتار اصلی: شیدسپهر

سطح دیدنی خورشید یا شیدسپهر، لایه‌ای است که در زیر آن خورشید در برابر نور دیدنی، کدر می‌شود.[۵۷] بالای شیدسپهر، نور سفید خورشید است که آزادانه در فضا تابیده می‌شود و همهٔ انرژی اش را از خورشید بیرون می‌برد. تغییر اندازهٔ کدری خورشید به کاهش مقدار یون‌های H− بستگی دارد چون این یون است که نور مرئی را به آسانی جذب می‌کند.[۵۷] در مقابل نوری که ما می‌بینیم در اثر واکنش الکترون‌ها با اتم هیدروژن برای تولید یون H− تولید شده‌است.[۵۸][۵۹] شیدسپهر ده‌ها تا صدها کیلومتر ضخامت دارد و گاهی کدری آن اندکی از هوای زمین هم کمتر می‌شود. چون بخش بالایی شیدسپهر از بخش‌های پایینی خنک تر است، در یک تصویر خورشید می‌بینیم که مرکز خورشید روشن تر از لبه‌های آن است. به این پدیده تیرگی مرکز-لبه می گویند.[۵۷] نور سفید خورشید یک ناحیهٔ طیفی مربوط به جسم سیاه دارد که نشان می‌دهد دمای آن نزدیک به ۶۰۰۰ کلوین است و البته همراه با آن خط‌های جذبی اتمی پراکنده دارد که به لایه‌های نازک روی شیدسپهر مربوط است. چگالی ذره‌ها در شیدسپهر نزدیک به ۱۰۲۳ m−۳ است. این مقدار ۰٫۳۷٪ شمار ذره‌ها در یکای حجم جو زمین در تراز دریاها است. ذره‌های شیدسپهر را الکترون‌ها و پروتون‌ها تشکیل می‌دهد که میانگین ذره‌های هوا ۵۸ برابر از آن سنگین تر است.[۵۴]

در آغاز طیف سنجی شیدسپهر، خط‌های جذبی پیدا شده بود که با هیچ یک از عنصرهای شیمیایی شناخته شده همخوانی نداشت. در ۱۸۶۸ نورمن لاکیر حدس زد که این خط‌های جذبی مربوط به یک عنصر تازه‌است. او این عنصر تازه را هلیم نامید، این نام، یادآور خورشیدخدای یونان، هلیوس بود. پس از ۲۵ سال، دانشمندان برای نخستین بار توانستند هلیم را در زمین درون ظرفی جمع آوری کنند و از دیگر عنصرها جدا کنند.[۶۰]
جو خورشیدی

    همچنین ببینید: تاج خورشیدی و حلقهٔ تاج خورشیدی

از تمام خورشید فقط جو آن قابل مشاهده‌است ناحیه‌ای که از لحاظ فعالیت نیز غنی است پایه جو خورشیدی شید سپهر است لکه‌های خورشیدی بر روی شید سپهر ظاهر می‌شوند لایه خارجی بعدی رنگین سپهر است تاج آخرین لایه جوی خورشید می‌باشد.

شید سپهر یک لایه نازک گاز که بیشترین عمقی که می‌توانیم آن را مشاهده کنیم و تابش قابل رویت از آن منتشر می‌شود وبر این سطح دانه‌های گذرا با عمر متوسط ۵ تا دهها دقیقه را مشاهده می‌کنیم شکل گیری‌های روشن نا منظم که بوسیله رگه‌های تاریک احاطه شده‌اند این دانه دار شدن خورشیدی لایه بالایی ناحیه جا به جایی خورشید است لایه گازی به ضخامت حدود ۰/۲r زمینی که درست زیر پایه شید سپهر قرار می‌گیرد در این منطقه انرژی گرمایی توسط جا به جایی منتقل می‌شود توده‌های گرم
لکه‌های سطح خورشید در نقشه ساموئل دان (۱۷۹۴)

گاز(سلول‌های جا به جایی) بالا می‌روند و به صورت دانه‌های روشن ظاهر می‌شوند و انرژیشان را در شید سپهر تخلیه می‌کنند گازهای سرد تر پایین می‌آیند. طیف پیوستار سرار قرص خورشیدی یک دمای موثر _استفان بولتزمن_ 5800k را برای شید سپهر تعریف می‌کند از میان شید سپهر به سمت بیرون دما به شدت پایین می‌آید و سپس مجدداً در حوالی ۵۰۰km داخل رنگین سپهر شروع به بالا رفتن می‌کند تا این که به دماهای بسیاربالا درتاج می‌رسد. شید سپهریک طیف یوسته جسم سیاه گسیل می‌دارد لذا بایستی در طول موجهای مرئی کدر باشد اماچگالیها در اینجا بسیار کمتر از مقداری است که گاز برای کدر بودن و تولید تابش پیوسته جسم سیاه لازم دارد.[۶۱]
میدان مغناطیسی
صفحهٔ جریان نورکره در بیرون خورشید هم گسترش یافته و بر سامانهٔ خورشیدی اثر می‌گذارد. این پدیده، نتیجهٔ تاثیر میدان مغناطیسی درحال گردش خورشید بر روی پلاسما در محیط میان‌سیاره‌ای است.[۶۲]

    همچنین ببینید: میدان مغناطیسی ستاره‌ای

خورشید ستاره‌ای فعال از دیدگاه مغناطیسی است. یک میدان مغناطیسی توانا دارد که سال به سال اندکی سویش تغییر می‌کند تا اینکه هر یازده سال وارون می‌شود.[۶۳] میدان مغناطیسی خورشید دارای اثرهای بسیاری است که به مجموعهٔ آن‌ها فعالیت خورشیدی گفته می‌شود. از جملهٔ آن‌ها، لکه‌های خورشیدی بر سطح آن، شرارهٔ خورشیدی و دگرگونی‌ها در بادهای خورشیدی است که باعث جابجایی ماده درون سامانهٔ خورشید است.[۶۴] فعالیت‌های خورشید بر زمین هم اثر می‌گذارد. برای نمونه می توان به شفق قطبی که در ناحیه‌های نزدیک به قطب دیده می‌شود و یا دیدن شکست یا خرابی در موج‌های رادیویی و توان الکتریکی اشاره کرد. گمان آن می‌رود که میدان مغناطیسی خورشید نقش مهمی در ساخت و کامل شدن سامانهٔ خورشیدی داشته باشد. همچنین این فعالیت‌های خورشیدی، ساختار بخش بیرونی هواکرهٔ زمین را هم تغییر می‌دهد.[۶۵]

به دلیل دمای بسیار بالای خورشید، تمام مادهٔ موجود در آن در حالت گازی و پلاسما است. این ویژگی به خورشید این توان را می‌دهد تا در مدار استوایی اش تندتر (نزدیک ۲۵ روز) از عرض‌های جغرافیایی بالاتر (نزدیک به ۳۵ روز در ناحیهٔ قطبی) بگرد خود بچرخد.[۶۶][۶۷] گردش اختلافی خورشید در عرض‌های جغرافیایی گوناگون آن باعث می‌شود تا با گذر زمان خط‌های میدان مغناطیسی خورشید در هم پیچیده شود، حلقه‌های میدان مغناطیسی در سطح خورشید فوران کند و درنتیجه لکه و زبانهٔ خورشیدی پدید آید. در اثر همین پیچش است که پویایی خورشیدی و چرخهٔ یازده سالهٔ وارونه شدن میدان مغناطیسی خورشید پدیدار می‌شود.[۶۶][۶۷]

میدان مغناطیسی خورشید بسیار فراتر از خود خورشید را هم دربر می‌گیرد. بادهای خورشیدی مغناطیسی پلاسمایی، میدان مغناطیسی خورشید را به بیرون از خورشید می‌برد، پدیده‌ای که امروزه به آن میدان مغناطیسی میان‌سیاره‌ای گفته می‌شود.[۶۸] پلاسما تنها می‌تواند در راستای خط‌های میدان مغناطیسی جابجا شود برای همین میدان مغناطیسی میان‌سیاره‌ای به صورت شعاعی گسترش یافته‌است. چون میدان مغناطیسی بالا و پایین مدار استوایی خورشید قطبش‌های متفاوت از یا به سوی خورشید دارند، یک لایهٔ نازک جریان در صفحهٔ استوایی خورشید پدید می‌آید که به آن صفحهٔ جریان نورکره گفته می‌شود.[۶۸] در فاصله‌های دور، چرخش خورشید باعث پیچیده شدن میدان مغناطیسی و صفحهٔ جریان به شکل حلزونی ارشمیدس می‌شود؛ مانند سازهٔ مارپیچ پارکر.[۶۸] میدان مغناطیسی میان‌سیاره‌ای بسیار قوی تر از اجزای میدان مغناطیسی دوقطبی خورشید است. میدان مغناطیسی دوقطبی ۵۰ تا ۴۰۰ میکروتسلایی خورشید (در شیدسپهر) با توان سهٔ فاصله کاهش می‌یابد و در نزدیکی‌های زمین به ۰٫۱ نانوتسلا می‌رسد. اما داده‌های بدست آمده توسط فضاپیماها نشان می‌دهد میدان مغناطیسی میان‌سیاره‌ای در نزدیکی زمین ۱۰۰ برابر قوی تر است.[۶۹]
ساختار شیمیایی

خورشید در درجهٔ نخست از عنصرهای هیدروژن و هلیم ساخته شده‌است. این عنصرها به ترتیب ۷۴٫۹٪ و ۲۳٫۸٪ از جرم خورشید را در شیدسپهر می‌سازند.[۷۰] در ستاره شناسی به همهٔ عنصرهای سنگین تر فلز می گوییم، فلزها سازندهٔ کمتر از ۲٪ جرم خورشید اند. فراوان ترین این فلزها عبارتند از: اکسیژن (نزدیک به ۱٪ جرم خورشید)، کربن (۰٫۳٪)، نئون (۰٫۲٪) و آهن (۰٫۲٪)[۷۱].

خورشید ترکیب شیمیایی اش را از محیط میان ستاره‌ای به ارث برده‌است. و خود هلیم و هیدروژن هم به جای مانده از هسته‌زایی مهبانگ اند. فلزها از هسته‌زایی ستاره‌ای پدید آمده‌اند. ستاره‌هایی که دورهٔ تکامل خود را به پایان رسانده‌اند و مواد خود را به محیط میان ستاره‌ای پیش از ساخت خورشید بازگردانده‌اند.[۷۲] ساختار شیمیایی شیدسپهر نمایانگر ساختار اساسی سامانهٔ خورشیدی است.[۷۳] البته از هنگامی که خورشید ساخته شده، بخشی از هلیم و عنصرهای سنگین از شیدسپهر گریخته‌اند برای همین هم اکنون شیدسپهر دارای هلیم کمتری نسبت به گذشته دارد و عنصرهای سنگین هم نسبت به پیش‌ستارهٔ خورشید ۸۴٪ اندازهٔ گذشته را دارند. ۷۱٪ پیش‌ستارهٔ خورشید از هیدروژن، ۲۷٫۴٪ از هلیم و ۱٫۵٪ از فلزها ساخته شده بود.[۷۰]

در بخش‌های درونی خورشید به دلیل همجوشی هسته‌ای، هیدروژن‌ها به هلیم دگرگون می‌شوند. برای همین می توان گفت درونی ترین بخش خورشید نزدیک به ۶۰٪ هلیم دارد ولی درصد فلزها ثابت است. از آنجایی که بخش درونی خورشید تنها پرتوزایی می‌کند و همرفتی ندارد (نگاه کنید به بخش ناحیهٔ تابشی در بالا) برای همین هیچ یک از میوه‌های همجوشی در هسته به سوی بالا و شیدسپهر نمی‌آید.[۷۴]

فراوانی عنصرهای سنگین خورشیدی که در بالا توضیح داده شد را با کمک طیف‌سنجی نجومی شیدسپهر خورشید و اندازه گیری فراوانی‌ها در شهاب‌سنگ‌هایی که هرگز آن قدر داغ نشده‌اند که به دمای ذوب برسند، بدست می‌آوریم. گمان آن می‌رود که این شهاب‌سنگ‌ها ساختار پیش‌ستارهٔ خورشید را نگه داشته باشند و عنصرهای سنگین بر آن‌ها اثر نگذاشته باشند. نتیجهٔ هر دوی این روش‌ها با هم همخوانی دارد.[۱۳]
گروه آهن

در دههٔ ۱۹۷۰ پژوهش‌ها بر روی وجود عنصرهای گروه آهن در خورشید متمرکز بود.[۷۵][۷۶] با اینکه پژوهش‌های گسترده‌ای صورت گرفت اما فراوانی برخی از عنصرهای گروه آهن مانند کبالت و منگنز چندان روشن نشد دست کم تا سال ۱۹۷۸ چنین بود. و این به دلیل ساختار بسیار ریز این عنصرها بود (منظور تفاوت ناچیز در ترازهای انرژی است).[۷۵]

نخستین فهرست کامل از توان نوسان عنصرهای یونی شدهٔ گروه آهن در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی بدست آمد و تا سال ۱۹۷۶ محاسبات آن کامل شد.[۷۷]
چرخه‌های خورشید
نوشتار اصلی: لکه خورشیدی
لکه‌های خورشیدی و چرخهٔ آن‌ها
اندازه گیری دگرگونی‌های چرخهٔ خورشیدی در یک بازهٔ سی ساله.
پیشینهٔ لکه‌های خورشیدی در ۲۵۰ سال گذشته، به خوبی می‌توان دید که چرخهٔ لکه‌ها تقریباً هر ۱۱ سال یک بار تکرار می‌شود.

هنگام مشاهدهٔ خورشید اگر فیلترهای مناسب را بکار بریم بی درنگ می‌توانیم لکه‌های خورشید را ببینیم. این لکه‌ها به دلیل داشتن دمایی پایین تر از پیرامونشان، به صورت سطحی تاریک تر دیده می‌شوند. شدت فعالیت مغناطیسی در لکه‌های خورشیدی بسیار بالا است تا آنجا که فرایندهای همرفتی هم توسط میدان مغناطیسی بسیار قوی آن ناحیه مهار می‌شود برای همین انرژی گرمایی کمتری از درون داغ خورشید به سطح این ناحیه‌ها می‌رسد. میدان مغناطیسی بسیار قوی باعث داغی بسیار بالای تاج خورشیدی می‌شود و ناحیه‌های فعالی را پدید می‌آورد. این ناحیه‌های فعال منبع شراره‌های شدید خورشیدی و خروج جرم از تاج خورشیدی است. بزرگترین لکه‌های خورشیدید می‌توانند تا ده‌ها هزار کیلومتر پهنا داشته باشند.[۷۸]

شمار لکه‌های خورشیدی قابل دید ثابت نیست و هر ۱۱ سال همراه با چرخهٔ خورشیدی تغییر می‌کند. معمولاً اندکی از لکه‌های خورشیدی قابل دیدند و حتی گاهی هیچکدام دیده نمی‌شوند. لکه‌هایی که دیده می‌شوند در عرض‌های بالای خورشید قرار دارند. هرچه که چرخهٔ خورشید بیشتر پیش رود شمار لکه‌ها بیشتر و به مدار استوایی خورشید نزدیکتر می‌شوند. این پدیده را قانون اشپورر توضیح می‌دهد. لکه‌های خورشیدی بیشتر به صورت جفت با قطب‌های مخالف مغناطیسی اند. قطب‌های مغناطیسی لکه‌های مهم خورشید به صورت یک در میان در هر چرخهٔ خورشیدی تغییر می‌کند به این ترتیب یک لکه می‌تواند در یک دوره قطب مغناطیسی شمال و در دورهٔ آینده قطب مغناطیسی جنوب باشد.[۷۹]

درخشش خورشید ارتباط مستقیم با فعالیت‌های مغناطیسی آن دارد به همین دلیل چرخهٔ خورشیدی تاثیر مهمی بر هوای فضای پیرامون کرهٔ زمین و آب و هوای خود زمین می‌گذارد.[۸۰]
چرخه‌های بلندمدت

به تازگی یک نظریه ارائه شده‌است که ادعا می‌کند در هستهٔ خورشید ناپایداری‌هایی وجود دارد که باعث پدید آمدن نوسان‌هایی با دورهٔ بازگشت یا ۴۱٬۰۰۰ یا ۱۰۰٬۰۰۰ سال می‌شود. این نظریه نسبت به چرخه‌های میلانکوویچ، عصر یخبندان را بهتر توضیح می‌دهد.[۸۱][۸۲]
چرخهٔ زندگی
نوشتارهای اصلی: تشکیل و تکامل منظومه شمسی و تکامل ستارگان
نمودار تکامل درخشندگی، شعاع و دمای موثر خورشید در مقایسه با امروز آن.[۸۳]

خورشید نزدیک به ۴٫۵۷ میلیارد سال از فروریزی بخشی از یک ابر مولکولی بسیار بزرگ که بیشتر از هیدروژن و هلیم ساخته شده بود پدید آمده‌است؛ این ابر مولکولی احتمالاً زادگاه ستارگان بسیاری بوده‌است.[۸۴] این سن با کمک شبیه‌سازهای رایانه‌ای تکامل ستارگان براورد شده‌است.[۸۵] نتیجهٔ بدست آمده با داده‌های مربوط به سن‌یابی با پرتوسنجشی (تعیین سن بر پایهٔ واپاشی عناصر پرتوزا) قدیمی ترین مواد سامانهٔ خورشیدی که به ۴٫۵۶۷ میلیارد سال پیش باز می‌گردد، سازگار است.[۸۶][۸۷] پژوهش بر روی کهن ترین شهاب‌سنگ‌ها، نشانه‌هایی از هسته‌هایی پایدار که محصول واپاشی ایزوتوپ‌های با نیمه عمر بسیار کوتاه بوده‌اند را، آشکار کرده‌است. برای نمونه می‌توان به آهن-۶۰ اشاره کرد. این ماده تنها در اثر انفجار ستاره‌های با عمر کوتاه پدید می‌آید. به این ترتیب می‌توان چنین نتیجه گرفت که در جایی که خورشید شکل گرفته‌است گمان آن می‌رود که یک یا بیش از یک ابرنواختر حضور داشته‌است. یک موج ناگهانی از یکی از ابرنواخترهای کناری، آغازگر پدیداری خورشید بوده‌است. این موج ناگهانی باعث فشردگی گازها در میانهٔ ابر مولکولی و در برخی ناحیه‌ها باعث فروریختن آن‌ها زیر گرانش میانشان شده‌است.[۸۸] به دلیل پایستگی تکانهٔ زاویه‌ای، هرگاه یک بخش کوچک از این ابر فرو ریزد، با یک فشار افزاینده، شروع به گردش و گرم شدن می‌کند. با این رویداد بیشتر جرم در یک ناحیه متمرکز می‌شود و باقی‌ماندهٔ آن در یک صفحه در پیرامون پراکنده می‌گردد. این جرم باقی‌مانده بعدها به سیاره‌های پیرامون یا دیگر جرم‌های سامانهٔ خورشیدی دگرگون شود. گرانش و فشار بالا در هستهٔ ابر، گرمای بسیار زیادی را پدید می‌آورد. هر چه هسته، گاز بیشتری را از صفحهٔ پیرامون به خود جذب کند، شرایط واکنش همجوشی هسته‌ای بیشتر فراهم می‌شود و به این ترتیب خورشید به دنیا می‌آید.

می‌توان گفت اکنون خورشید در دوران میانسالی خود قرار دارد. در این بازه واکنش‌های همجوشی هسته‌ای در هستهٔ آن رخ می‌دهد و هیدروژن به هلیم تبدیل می‌شود. در هر ثانیه بیش از چهار میلیون تُن جرم ماده به انرژی دگرگون می‌شود و نوترینو و نور سفید بجای می‌ماند. با این روند تا به حال نزدیک به ۱۰۰ برابر جرم زمین، ماده به انرژی دگرگون شده‌است. خورشید نزدیک به ۱۰ میلیارد سال در ردهٔ ستارهٔ رشتهٔ اصلی (میانسالی) باقی می‌ماند.[۸۹]

خورشید به اندازهٔ کافی جرم ندارد تا مانند یک ابرنواختر منفجر شود. بجای آن در نزدیک به ۵ میلیارد سال وارد حالت غول سرخ می‌شود. در این حالت در هنگامی که سوخت هیدروژن درون هسته مصرف شده‌است، لایهٔ بیرونی گسترش می‌یابد. هسته دچار جمع شدگی و گرم شدن می‌شود. حال که ستاره گرم تر شده‌است همجوشی در هیدروژنی که در لایهٔ بیرونی ستاره باقی‌مانده بود، از سر گرفته می‌شود این بار در پوسته‌ای پیرامون هستهٔ هلیمی. هر چه هلیم بیشتری تولید می‌شود، پوسته بیشتر گسترش می‌یابد. هرگاه که دمای هسته به اندازهٔ کافی بالا رود و به ۱۰۰ میلیون کلوین برسد، همجوشی هلیم در هسته آغاز می‌شود و کربن پدید می‌آید.[۳۷] در ادامهٔ مرحلهٔ غول سرخ، نوسان‌های حرارتی باعث می‌شود تا خورشید لایهٔ بیرونی خود را از دست دهد و از خود یک سحابی سیاره‌نما بسازد. تنها چیزی که پس از دور انداختن لایه‌های بیرونی باقی می‌مانند، هستهٔ بسیار داغ خورشید است که کم کم سرد می‌شود و پس از چندین میلیارد سال به کوتولهٔ سفید دگرگون می‌شود. این داستان تکامل یک ستاره از ستارهٔ با جرم کم به جرم متوسط است.[۹۰][۹۱]
سرنوشت زمین

اگر خورشید به یک غول سرخ دگرگون شود، ممکن است شعاعی بزرگتر از مدار گردش زمین به دور خورشید پیدا کند و شعاع آن ۱ AU یا ۱٫۵×۱۰۱۱ متر شود، این عدد ۲۵۰ برابر شعاع کنونی خورشید است.[۹۲] در این هنگام خورشید در شاخهٔ مجانب غول‌ستاره‌ها جای گرفته و می توان گفت که نزدیک به ۳۰ درصد از جرمش را به دلیل بادهای خورشیدی از دست داده‌است. در گذشته باور این بود که به دلیل کاهش جرم خورشید، سیاره‌های پیرامونی در مدارهای بزرگتر و دورتری نسبت به خورشید به گردش می‌پردازند و زمین جدا از خورشید باقی می‌ماند اما پژوهش‌های تازه نشان داده‌است که زمین توسط خورشید بلعیده می‌شود.[۹۲]

اگر زمین از دست رس خورشید دور بماند نیز همهٔ آبش بخار خواهد شد و بیشتر هواکرهٔ آن به بیرون فرار خواهد کرد. در گذشته نور خورشید بسیار ضعیف بود، شاید به همین دلیل در زمان‌های دورتر از یک میلیارد سال پیش، هنوز زندگی در خشکی پدید نیامده بود. از گذشته تا امروز خورشید درخشان تر شده‌است (هر یک میلیارد سال، ۱۰٪ درخشان تر) و این روند در آینده هم ادامه خواهد داشت و سطح آن کم کم گرمتر خواهد شد تا آنجا که تا یک میلیارد سال دیگر سطح زمین آنقدر گرم می‌شود که دیگر به سختی بتوان آب را در حالت مایع در آن پیدا کرد و این به معنی پایان زندگی در زمین است .[۹۲][۹۳]
چرخهٔ زندگی خورشید، اندازه‌های کشیده شده دقیق نیست.
نور خورشید
نوشتار اصلی: نور سفید
مقایسهٔ بزرگی ظاهری خورشید در سطح سیاره‌های تیر، زهره، زمین، بهرام، هرمز، کیوان، آهوره، نپتون و پلوتو

همواره نخستین منبع انرژی در زمین، نور خورشید بوده‌است. ثابت خورشید مقدار توانی است که خورشید در یکای سطح، در زمین آزاد می‌کند که ارتباط مستقیم با نور سفید دریافتی از خورشید دارد. ثابت خورشید در فاصلهٔ یک واحد نجومی از خورشید (برابر با فاصله‌ای که زمین یا نزدیکی آن تا خورشید دارد) تقریباً برابر با ۱٬۳۶۸ W/m۲ است.[۹۴] نور خورشید با گذر از جو زمین ضعیف تر می‌شود و توان کمتری را به سطح می رساند. در شرایطی که آسمان شفاف، و خورشید نزدیک سرسو باشد، توانی نزدیک به ۱۰۰۰ وات بر مترمربع بدست خواهد آمد.[۹۵]
نور خورشید در شامگاه.

نور خورشید را می توان با کمک فرایندهای طبیعی و ساخت انسان مهار کرد. فرایند نورساخت در اندام‌های گیاهان انرژی نور خورشید را جذب می‌کند و آن را به صورت شیمیایی (اکسیژن و ترکیب‌های کاهش یافتهٔ کربن) آزاد می‌کند. همچنین انرژی انبار شده در نفت خام و سوخت‌های سنگواره‌ای، خود غیر مستقیم به انرژی خورشید و فرایند نورساخت وابسته‌است. علاوه بر روش‌های طبیعی با کمک ابزارهای ساخت انسان هم می توان یا مستقیم از گرمای خورشید بهره برد و یا با کمک سلول‌های خورشیدی، نور خورشید را به انرژی الکتریکی دگرگون کرد.[۹۶]
جای خورشید در میانهٔ کهکشان
جابجایی گرانیگاه سامانهٔ خورشیدی نسبت به خورشید.
نمایی از کهکشان راه شیری که در آن جای خورشید هم نشان داده شده‌است.

خورشید در لبهٔ درونی بازوی شکارچی کهکشان راه شیری، در ابر میان‌ستاره‌ای محلی یا Gould Belt در فاصله‌ای میان ۷٫۵ تا ۸٫۵ کیلوپارسک (۲۵٬۰۰۰ تا ۲۸٬۰۰۰ سال نوری) از مرکز کهکشانی، جای دارد.[۹۷][۹۸][۹۹][۱۰۰] در حالی که در میانهٔ حباب‌های محلی، فضایی که در آن گازهای داغ با چگالی کمتر از معمول پراکنده‌اند و احتمالاً توسط باقی‌ماندهٔ ابرنواختر Geminga تولید شده‌اند، قرار دارد.[۱۰۱] فاصلهٔ میان بازوی محلی و بازوی بعدی در بیرون، بازوی برساووش، نزدیک به ۶۵۰۰ سال نوری است.[۱۰۲] دانشمندان جایی که خورشید و البته سامانهٔ خورشیدی جای دارد را ناحیهٔ قابل زندگی کهکشانی نامیده‌اند.

آماج خورشیدی، راستایی است که خورشید در آن سفر می‌کند و نسبت به ستارگان همسایه در کهکشان راه شیری سنجیده می‌شود. روی هم رفته، خورشید به سوی ستارهٔ کرکرس نشسته در صورت فلکی دیگ‌پایه و با زاویه‌ای نزدیک به ۶۰ درجهٔ آسمان نسبت به جهت مرکز کهکشانی سفر می‌کند.

انتظار آن می‌رود که مدار گردش خورشید پیرامون کهکشان، تقریباً بیضی گون باشد که به دلیل مارپیچ بودن بازوهای کهکشانی و توزیع ناهمسان جرم در آن‌ها، با کمی آشفتگی همراه باشد. همچنین خورشید نسبت به صفحهٔ کهکشان، تقریباً ۲٫۷ بار بر گردش، به بالا و پایین نوسان می‌کند. این بحث وجود دارد که با گذر خورشید از ناحیهٔ پرچگالی کهکشان، شمار برخورد جرم‌های آسمانی با زمین بیشتر می‌شود و درنتیجه انبوهی از جانوران و گیاهان در زمین از میان می‌روند.[۱۰۳] روی هم رفته ۲۲۵ تا ۲۵۰ میلیون سال طول می‌کشد تا سامانهٔ خورشیدی یک بار پیرامون کهکشان بگردد (یک سال کهکشانی)[۱۰۴] پس باید انتظار داشت تا خورشید در طول زندگی اش، بتواند ۲۰ تا ۲۵ بار پیرامون کهکشان بگردد. سرعت حرکت سامانهٔ خورشیدی پیرامون مرکز کهکشانی نزدیک به 251 km/s است.[۱۰۵] با این سرعت ۱٬۱۹۰ سال طول می‌کشد تا سامانهٔ خورشیدی بتواند در مسافتی به درازی یک سال نوری سفر کند. همچنین ۷ روز طول می‌کشد تا به اندازهٔ یک واحد نجومی جابجا شود.[۱۰۶]
سامانهٔ خورشیدی
نوشتار اصلی: منظومه شمسی
مقایسهٔ بزرگی خورشید و سیاره‌های پیرامون

خورشید به تنهایی ۹۹٫۸۶٪ از جرم سامانهٔ خورشیدی را دربرمی‌گیرد. ۰٬۱۴٪ باقی‌مانده از آن سیاره‌های پیرامون است.
نسبت جرم خورشید به جرم سیاره‌های پیرامون تیر     ۶٬۰۲۳٬۶۰۰     هرمز     ۱٬۰۴۷
ناهید     ۴۰۸٬۵۲۳     زحل     ۳٬۴۹۸
زمین و ماه     ۳۲۸٬۹۰۰     اورانوس     ۲۲٬۸۶۹
مریخ     ۳٬۰۹۸٬۷۱۰     نپتون     ۱۹٬۳۱۴
پرسش‌های نظری
مسئلهٔ نوترینوی خورشیدی

برخی مراحل از واکنش‌های زنجیرهٔ pp در مرکز خورشید، تولید نوترینو می‌کند. این نوترینوها به راحتی از میان لایه‌های خارجی عبور کرده، اطلاعاتی پیرامون شرایط مرکز خورشید در اختیار ما قرار می‌دهند. در دههٔ 1970، زمانی که برای نخستین بار نوترینوهای خورشیدی رصد شد، دانشمندان دریافتند که تعداد آن‌ها تنها یک سوم تعداد پیش‌بینی شده است. این ناسازگاری را مسئلهٔ نوترینوی خورشیدی (Solar neutrino problem) می‌نامند. در آزمایش‌های اولیه، تنها نوترینوهای تولیدی در شاخه‌های ppII و ppIII مشاهده شدند. فقط بخش اندکی از درخشندگی خورشید وابسته به این واکنش‌ها است، از این رو مشخص نبود که با این نتایج، عاقبت مدل‌های خورشیدی چه می‌شود. در دههٔ ۱۹۹۰ نوترینوهای شاخهٔ ppI، یعنی شاخهٔ اصلی در زنجیرهٔ pp، رصد شدند. اگرچه در اینجا ناسازگاری با مدل‌های استاندارد اندکی کاهش یافت ، اما مسئلهٔ نوترینو همچنان پابرجا بود. شاید مشهورترین توضیح برای مسئلهٔ نوترینوی خورشیدی بر چیزی که نوسان‌های نوترینویی (Neutrino oscillation) نامیده می‌شود استوار است. بر اساس این توضیح، اگر نوترینو جرم کوچکی داشته باشد، یعنی حدود ۰/۰۱ الکترون‌ولت، یک نوترینوی الکترونی می‌تواند در مسیر حرکت از میان بخش‌های خارجی خورشید، به نوترینوی میونی یا تائوئی تبدیل شود. در آزمایش‌های نخستین، تنها نوترینوهای الکترونی مشاهده می‌شد که تنها بخشی از تمام نوترینوهای تولیدی بودند. در سال ۲۰۰۱ نتایج آزمایش‌های انجام شده در کانادا و ژاپن اعلان شد. در این آزمایش‌ها، تعداد نوترینوی الکترونی و تعداد کل نوترینوهای رسیده از خورشید مورد اندازه‌گیری قرار می‌گرفت. شار کلی با پیش‌بینی‌های مدل استاندارد خورشید هم‌خوانی داشت و این در حالی بود که شار نوترینوی الکترونی با مقادیر کمتری که در اندازه‌گیری‌های اولیه نوترینو به‌دست آمده بود برابری می‌کرد. این نتیجه اثباتی بود بر وجود نوسانات نوترینوی خورشیدی که بر اثر آن، تعدادی از نوترینوهای الکترونی تولیدی در مرکز خورشید به انواع دیگر تبدیل می‌شدند. در حال حاضر می‌توان مسئله نوترینوی خورشیدی را حل‌شده دانست. این پاسخ یک پیروزی بزرگ برای مدل استاندارد خورشیدی به‌حساب می‌آمد و به‌وسیلهٔ آن وجود نوسانات نوترینویی نیز آشکار شد، چیزی که اثبات می‌کند نوترینو یک جرم کوچک ولی غیر صفر دارد. به نظر می‌رسد که مدل استاندارد فیزیک ذرات نیاز به بازنگری در برخی زمینه‌ها دارد.[۱۰۷]
مسئلهٔ گرمای تاج خورشیدی

شیدسپهر یا همان سطح نورانی خورشید دارای دمایی نزدیک به ۶٬۰۰۰ کلوین است. بالای آن تاج خورشیدی جای دارد که دارای دمای ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ تا ۲٬۰۰۰٬۰۰۰ کلوین است.[۱۰۸] ذمای بالای تاج خورشیدی نشان می‌دهد که این ناحیه به جز انتقال مستقیم گرما از شیدسپهر و از راه رسانایی گرمایی، منبع گرمایی دیگری هم دارد.[۶۸]

گمان آن می‌رود که انرژی لازم برای گرمایش بیشتر تاج خورشیدی از راه حرکت‌های آشفتهٔ ناحیه همرفتی در زیر شیدسپهر بدست آمده باشد. دو ساز و کار اصلی برای توضیح داغی بیشتر تاج خورشیدی پیشنهاد شده‌است.[۱۰۸] نخست موج‌های گرم کننده‌است که در آن صوت، گرانش یا موج‌های magnetohydrodynamic از راه آشفتگی در ناحیهٔ همرفتی تولید می‌شود.[۱۰۸] این موج‌ها رو به بالا حرکت می‌کنند، در تاج خورشیدی پراکنده می‌شوند و انرژی خود را در محیط گازی به صورت گرما آزاد می‌کنند.[۱۰۹] دوم، گرمایش از راه آهنربایی (مغناطیسی) است که در آن انرژی آهنربایی به صورت پیوسته توسط حرکت‌های شیدسپهر آزاد می‌شود با این کار به هم پیوستگی مغناطیسی روی می‌دهد به این معنی که انرژی مغناطیسی به انرژی جنبشی، گرمایی و شتاب ذره تبدیل می‌شود. چنین فرایندی به صورت شراره‌های خورشیدی و هزاران رویداد مانند آن نمود پیدا می‌کند.[۱۱۰]

هم اکنون روشن نیست که کدام یک از این پدیده‌ها، چنین گرمایی را در تاج خورشیدی پدید می‌آورند. دیده شده که همهٔ موج‌ها به جز موج آلفون پیش از رسیدن به تاج خورشیدی پراکنده یا شکسته می‌شوند.[۱۱۱] موج‌های آلفون به آسانی در تاج خورشیدی پراکنده نمی‌شوند.
مسئلهٔ کم نوری خورشید در جوانی

مدل‌های نظری از پیشرفت خورشید می‌گوید که در ۳٫۸ تا ۲٫۵ میلیارد سال پیش در دوران آرکئن، خورشید تنها ۷۵ درصد درخشش امروزش را داشت. چونین ستارهٔ ضعیفی نمی‌تواند آب را به صورت مایع در سطح زمین نگه دارد پس زندگی نباید گسترش می‌یافت. از سوی دیگر نشانه‌های زمین شناسی می‌گوید که زمین از گذشته تا امروز چندان دستخوش بالا و پایین رفتن‌های دمایی نشده بلکه در آغاز حتی گرم تر از امروزش هم بوده‌است. پژوهش‌ها به این نتیجه رسیده‌است که دلیل این تناقض به هواکرهٔ زمین باز می‌گردد. زمین در آغاز، بسیار بیشتر از امروزش گازهای گلخانه‌ای (مانند کربن دی‌اکسید، متان و/یا آمونیاک) در هواکرهٔ خود داشت. این گازها، گرما را به دام می‌اندازند و اجازه نمی‌دهند تا زمین به آسانی دمایش پایین بیاید برای همین با وجود کمتر بودن درخشش خورشید زمین گرم تر از امروز بوده‌است.[۱۱۲]
تماشای خورشید و اثر آن
آنچه که چشم، هنگام بیماری phosphene می‌بیند.

اگر با چشم غیرمسلح به خورشید خیره شویم، درخشش آن می‌تواند آسیب رسان باشد. البته یک نگاه کوتاه و گذرا، به یک چشم معمولی که مردمک آن خیلی باز نشده باشد آسیبی نمی‌رساند.[۱۱۳][۱۱۴]با نگاه مستقیم به خورشید توانی نزدیک به ۴ میلی وات توسط نور خورشید در شبکیهٔ چشم آزاد می‌شود. این انرژی باعث گرم شدن چشم و آسیب زدن به سلول‌های آن می‌شود به همین دلیل چشم دیگر نسبت به نور دریافتی به خوبی پاسخ نمی‌دهد. بیماری‌هایی مانند phosphene و کوری جزئی کوتاه مدت از آسیب‌های خیره شدن به خورشید است.[۱۱۵][۱۱۶] تابش فرابنفش با گذر سال‌های دراز از سن افراد و اندک اندک باعث زردی عدسی چشم و احتمالاً بیماری آب‌مروارید در افراد می‌شود. این بیماری به میزان دریافت عمومی فرابنفش بستگی دارد و به خیرگی با چشم غیرمسلح به خورشید، ارتباط ندارد.[۱۱۷] نگاه بلندمدت و با چشم غیرمسلح به خورشید اجازه می‌دهد تا پرتوهای فرابنفش زیادی وارد چشم شود درنتیجه ممکن است آسیب‌هایی مانند آفتاب‌سوختگی در شبکیهٔ چشم پدید آید بویژه هنگامی که پرتوهای فرابنفش شدید و متمرکز باشند.[۱۱۸][۱۱۹] این آسیب‌ها جدی تر خواهد بود هنگامی که چشم جوان باشد و یا عدسی (لنز) گذاشته شده در چشم تازه باشد چون در این وضعیت چشم پرتوهای فرابنفش بیشتری را نسبت به چشم معمولی در خود می‌پذیرد. همچنین هرگاه خورشید در زاویهٔ سرسو باشد و فرد از بلندی به آن خیره شود آسیب بیشتری به چشم می‌رسد.

اگر با کمک ابزارهای متمرکز کنندهٔ نور مانند دوربین دوچشمی به خورشید نگاه کنیم و از فیلترهای بازدارندهٔ فرابنفش استفاده نکنیم تا نور خورشید ضعیف شود در این صورت باید منتظر آسیب‌های همیشگی به شبکیهٔ چشم بود. فیلترهای نازکی که برای تماشای خورشید در بازار پیدا می‌شوند باید دقیقاً برای این کار ساخته شده باشند چون برخی فیلترهای ابتکاری پرتوی فرابنفش یا فروسرخ را از خود می گذراند که در صورتی که در آن هنگام درخشش خورشید زیاد باشد به چشم آسیب می‌رسد.[۱۲۰] دوربین‌های دوچشمی بدون فیلتر می‌تواند پرتوی خورشید را ۵۰۰ برابر نیرومندتر از نگاه با چشم غیرمسلح، به چشم برساند با این کار می‌توان گفت بی درنگ سلول‌های شبکیه کشته می‌شوند. حتی یک نگاه کوتاه با دوربین دوچشمی بدون فیلتر به خورشید میانهٔ روز می‌تواند باعث کوری همیشگی شود.[نیازمند منبع]

در خورشیدگرفتگی‌هایی که کلی نیستند هم نگاه به خورشید خطرناک است. چون در این وضعیت که ماه در برابر خورشید جای گرفته بیشتر نور خورشید گرفته شده و پیرامون فرد تاریک است به همین دلیل مردمک چشم بیشتر از همیشه باز شده‌است اما هم زمان هنوز بخشی از خورشید در آسمان دیده می‌شود این بخش از خورشید همان شیدسپهر است که به درخشش دیگر جاهای خورشید است. در نتیجه مردمک چشم از ۲ تا ۶ میلیمتر باز شده که با نگاه به خورشید که به صورت جزئی نورانی است ناگهان نوری ده برابر همیشه وارد شبکیه می‌شود و سلول‌های این بخش چشم ممکن است بمیرند در نتیجه نقطه‌های کوری همیشگی در محدودهٔ دید بیننده بوجود می‌آید.[۱۲۱] این گونه آسیب‌ها بویژه برای افراد بی تجربه و کودکان کمی پنهان است و فرد بی درنگ پس از نگاه کردن متوجه آن نمی‌شود.

در هنگام طلوع و غروب خورشید به دلیل اثر پراکندگی رایلی و پراکندگی می در بخش زیادی از هواکرهٔ زمین نور خورشید ضعیف تر دیده می‌شود[۱۲۲] و حتی گاهی درخشش آن قدر کم است که می‌توان به آسانی با چشم غیرمسلح یا ابزارهای نوری خورشید را تماشا کرد (به شرطی که مطمئن باشیم در شرایطی نیستیم که ناگهان درخشش خورشید زیاد شود و از پشت ابر بیرون آید) وجود گرد و غبار در هوا، رطوبت بالا و مه باعث می‌شود تا درخشش خورشید کمتر دیده شود.[۱۲۳]

پرتوی سبز، پدیده‌ای است کمیاب که اندکی پس از غروب و اندکی پیش از طلوع آفتاب روی می‌دهد. این درخشش توسط نور خورشید که در زیر افق شکسته می‌شود و به سوی بیننده تابیده می‌شود پدید می‌آید (معمولاً در اثر وارونگی هوا). نور با طول موج کوتاه تر (بنفش، آبی و سبز) بیش از پرتوهای با طول موج بلندتر (زرد، نارنجی و قرمز) خمیده می‌شود. اما بنفش و آبی بیشتر دچار پراکنندگی می‌شود درنتیجه نوری که دیده می‌شود سبز رنگ است.[۱۲۴]

پرتوهای فرابنفش خورشید دارای ویژگی گندزدایی است و در پاکسازی آب کاربرد دارد. همچنین از دیدگاه پزشکی هم بر بدن اثر دارد، هم باعث تولید ویتامین د می‌شود و هم می‌تواند آفتاب‌سوختگی ایجاد کند. بخش بزرگی از پرتوهای فرابنفش توسط لایهٔ اوزون ضعیف می‌شود. به همین دلیل میزان فرابنفش دریافتی بسته به عرض جغرافیایی متفاوت است. این تفاوت باعث پدید آمدن گوناگونی‌های زیستی در عرض‌های جغرافیایی مختلف شده‌است برای نمونه می‌توان به تفاوت در رنگ پوست انسان در سراسر کرهٔ زمین اشاره کرد.[۱۲۵]
صدای خورشید

در سپتامبر ۲۰۱۴ (شهریور ۱۳۹۳) آژانس فضایی آمریکا (ناسا)ˈ اعلام کرد توانسته است صدای میدان الکترومغناطیسی خورشید را ضبط کند. یافته‌های ماهواره Wind امکان تبدیل امواج الکترومغناطیس خورشید به فرکانس صوت و دریافت فایل صوتی خورشید را فراهم کرد. ماهواره Wind که حول مدار خورشید در حال گردش است، نوسانات الکترومغناطیسی خورشید را ضبط کرده و تبدیل به فایل‌های صوتی کرده است. ناسا در فرآیند صوتی‌سازی (Sonification) داده‌های دریافتی از خورشید را به صوت تبدیل کرد. در واقع این همان صدایی است که هنگام عبور فضاپیماها در فضا نیز شنیده می‌شود. این گروه موفق شده است داده‌های صوتی دریافتی چند ساعته از خورشید را به یک کلیپ صوتی چند ثانیه‌ای تبدیل کند.[۱۲۶]
ویژگی فیزیکی

    قطر خورشید درحدود ۱٬۳۹۲٬۰۰۰ کیلومتر یا ۱۰۹ برابر قطر زمین است.
    جرم خورشید ۳۳۳٬۰۰۰ برابر جرم زمین است (جرم زمین ۱۰۲۷×۶) و مقدار جرمی که خورشید از دست می‌دهد درحدود ۴/۲ میلیون تن در ثانیه‌است.
    وزن مخصوص خورشید ۴۱/۱ گرم بر سانتی متر مکعب است.
    حجم خورشید ۱۰۳۳× ۴/۱ سانتی متر مکعب که حدوداً معدل ۱٬۴۰۰٬۰۰۰ برابر حجم زمین است.
    دمای مرکز خورشید ۱۵٬۰۰۰٬۰۰۰درجه کلوین است.
    مدت چرخش وضعی: ۲۵ روزدر استوا که درحوالی قطب‌ها به ۳۴ روز می‌رسد.
    یک سال کیهانی زمانی است که خورشید یک بار به دور کهکشان می‌چرخد ودر حدود ۲۲۵ میلیون سال است.
    قطر زاویه‌ای خورشید درآسمان ۳۲ دقیقه‌است. قدر ظاهری خورشید ۷/۲۶- است.
    خورشید در زمان پیدایش زمین (زمانی که زمین کاملاً به اعتدال رسیده بود و آب در زمین وجود داشت) ۵ برابر امروز قطر و بزرگی داشت.

در حدود ۹۹٪ وزن خورشید را گازهای هیدروژن(H2) و هلیوم (He) تشکیل داده‌اند، که از مقدار نیز حدود ۷۰٪ هیدروژن۲۹٪ هلیوم و یک درصد مابقی، شامل سایر گازها می‌شود. در خورشید هرثانیه ۵۰۰ میلیون تن هیدروژن طی فرایند همجوشی هسته‌ای به هلیوم تبدیل می‌شود که فقط حدود ۵٪ آن به شکل انرژِی از خورشید خارج می‌گردد. ازآن جایی که هم جوشی یک عمل گرماده‌است همجوشی‌های بیشمار خورشیدو انرژی گرمایی حاصل از آن به عنوان اشعه‌های خورشید در منظومهٔ شمسی پخش می‌شود که مقداری از آن به زمین می‌رسد این عمل نیز باعث طوفان‌های داغ و تحریک ابرهای اسید سولفوریک در زهره می‌گردد.

تنباکو

تنباکو یا توتون، گیاهی با برگ‌های پهن است که در اصل به آمریکای شمالی و جنوبی رشد می‌کرد و امروزه در سراسر جهان کشت می‌شود. به برگ‌های خشک و بریده شدهٔ این گیاه هم تنباکو می‌گویند. مصرف اصلی این گیاه تدخین دود حاصل از سوزاندن برگ‌های خشک آن است که دارای نیکوتین است. این کار با پیچیدن آن در کاغذ یا پیچیدن برگ‌های برش نخوردهٔ آن به صورت سیگار یا سیگار برگ و یا ریختن آنها در سر قلیان و تدخین (کشیدن) آنها انجام می‌شود.[۱]

این گیاه به طور معمول پانزده تا بیست پنج سانتی متر رشد می‌کند، برگ‌های آن بزرگ و پهن بوده و حدود نیم متر ارتفاع دارند که دارای شیرهٔ چسبنده ای است.
خشک کردن تنباکو به روش آفتابی در منطقهٔ بسطام استان آذربایجان غربی

در اواخر قرن پانزدهم میلادی پس از آن که کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد، و استعمال تنباکو را از سرخ‌پوستان آموخت، از نظر سرخ‌پوستان تنباکوگیاهی مقدس بود و آنها را با عالم ارواح ارتباط می‌داد. تنباکو به اقتصاد آمریکا کمک شایانی کرد وبه اروپا و سپس دیگر نقاط جهان راه یافت.[۲]

این محصول، یک کالای با ارزش در اقتصاد کشورهایی چون کوبا، هند، چین و ایالات متحده ی آمریکا است.

آلکالوید نیکوتین معمولاً به عنوان جزء اصلی تنباکو شناخته می شود، امّا نیکوتین خود به تنهایی اعتیادآور نیست. به نظر می رسد که واکنش بین بتا کربولین ها و نیکوتین عامل بیشتر خواصّ اعتیادآور مصرف تنباکو است. تأثیرات زیان آور تنباکو حاصل از هزاران ترکیب مختلف موجود در دود آن مانند پولیسیکلیک آروماتیک هیدرو کربن (مثل بنزپیرن)، فرمالدهید، کادمیم، نیکل، آرسنیک، نیتروسامین های مخصوص تنباکو (TSNAs)، فنول ها و بسیاری دیگر.[۳]

محبوبیت این کالا پس از رفتن اروپایی ها به آمریکا، باعث رونق اقتصادی مناطق جنوبی ایالات متّحده شد، تا آنکه کشت پنبه جای آن را گرفت. بعد از جنگ داخلی آمریکا، به علّت تغییر در تقاضا و نیروی کار، تولید سیگار رونق گرفت. این محصول جدید به سرعت باعث رشد شرکت های تنباکو شد. بیش از ۷۰ نوع گیاه تنباکو در خانواده ی نیکوتیانا وجود دارد. کلمه ی نیکوتیانا (و همچنین نیکوتین) به افتخار ژان نیکوت، سفیر فرانسه در پرتغال، که در سال ۱۵۵۹ این مادّه را به عنوان یک دارو به دربار کاترین دِه مِدیچی فرستاد، بر این مادّه نام گذاری شد.[۴]

مصرف تنباکو توسّط ۱٫۱ میلیارد نفر تجربه شده است، یعنی تقریباً ۱/۳ جمعیّت بالغ زمین. سازمان بهداشت جهانی (WHO) اعلام کرده که تنباکو بیشترین علّت مرگ قابل پیشگیری در جهان است، و تخمین زده که اکنون عامل مرگ ۵٫۴ میلیون نفر در سال است. میزان مصرف تنباکو در کشورهای توسعه یافته، بدون تفییر مانده یا کاهش داشته است، امّا در کشورهای در حال توسعه مانند ایران در حال افزایش است.[۵]

محتویات

    ۱ ریشه
    ۲ تاریخچه
        ۲.۱ توسعه ی ابتدایی
        ۲.۲ محبوبیت
        ۲.۳ امروزه
    ۳ پرورش تنباکو
    ۴ پانویس
    ۵ منابع

ریشه

کلمه ی اسپانیایی و پرتغالی تنباکو به نظر می رسد ریشه در زبان تاینو، از خانواده ی آراواکان در کارائیب داشته باشد. گفته می شود در زبان تاینو، این کلمه به یک لول از برگ های تنباکو (بر اساس بارتولومه دِه لاس کاساس، ۱۵۵۲)، یا به تاباگو، نوعی پیپ به شکل Y برای کشیدن دود تنباکو (بر اساس اُویدو؛ که در آن به برگ های تنباکو کوهیبا می گویند.) اطلاق می شود.[۶]

به هر حال کلمات مشابهی در زبان های اسپانیایی، پرتغالی و ایتالیایی از سال ۱۴۱۰ برای گیاهان دارویی استفاده می شده که از کلمه ی عربی طبق گرفته شده است. این کلمه از قرن ۹ به گیاهان دارویی مختلفی اطلاق می شده.[۷]
تاریخچه
توسعه ی ابتدایی
ابتدایی ترین تصویر از یک مرد اروپایی در حال کشیدن تنباکو، از مجموعه ی تنباکو از آنتونی چوت.

تنباکو از گذشه های دور در قاره ی آمریکا مصرف می شده، تا زمانی که مهاجران اروپایی به آنجا رفته و این تجربه را به اروپا معرّفی کردند، جایی که بسیار محبوب شد. بسیاری از قبایل بومی آمریکا به صورت سنّتی تنباکو را در مزارعی در مکزیک در سال های ۱۴۰۰ تا ۱۰۰۰ قبل از میلاد، کشت و مصرف می کردند.[۸] قبایل شرقی آمریکای شمالی مقادیر زیادی از تنباکو را در کیسه به عنوان یک کالای تجاری قابل قبول حمل می کردند، و معمولاً آن را در پیپ های صلح (نوعی پیپ) در بزرگداشت های مقدّس یا مهر و موم معامله می کشیدند.[۹] در چنین مواقعی تنباکو را در همه ی مقاطع زندگی، حتّی در کودکی، می کشیدند..[۱۰] آن ها باور داشتند که تنباکو هدیه ای از طرف خالق است و دود بازدم شده ی آن، حامل تفکّرات و دعاهای انسان به بهشت است.[۱۱]

قبل از توسعه ی نژادهای "لایتر ویرجینیا" و "برلی سفید"، دود تنباکو بسیار ناملایم بود و بومیان آمریکا در مراسم مذهبی و اروپاییانی که به صورت پیپ یا سیگار آن را مصرف می کردند، قابل کشیدن در ریه ها نبود.[۱۲] کشیدن دود "ناملایم" تنباکو به درون ریه ها بدون آسیب کوتاه مدّت جدّی به آن ها نیازمند کشیدن مقادیر اندک آن توسّط پیپ هایی مانند میدواخ یا کیسرو یا پیپ های آبی جدیدی مانند بونگ یا هوکا (برای دیدن انواع مدرن آن رجوع کنید به توک لائو) است. کشیدن دود در ریه در شرق از هزاران سال پیش با مصرف گیاه شاهدانه (کانابیس، ماری جوانا، حشیش) و خشخاش (تریاک) رایج بوده است.
محبوبیت
یک نقّاشی از فردریک ویلیام فیرهولت از مجموعه ی تنباکو، تاریخ و یکپارچگی، ۱۸۵۹

بعد از رسیدن اروپاییان به آمریکا، محبوبیت تنباکو به عنوان یک کالای تجاری افزایش یافت. همچنین اقتصاد جنوب ایالات متحده را تا زمانی که پنبه جایگزین آن شد، رونق می بخشید. پس از جنگ داخلی آمریکا تغییر در تقاضای تنباکو و همچنین نیروی کار، باعث شد مخترع، جیمز بونساک، دستگاهی را اختراع کند که تولید سیگار را به صورت خودکار انجام می داد.

این افزایش در تولید باعث رشد سریع صنعت تنباکو تا کشف های علمی میانه ی قرن بیستم، شد.
امروزه

پس از کشف های علمی میانه ی قرن بیستم، تنباکو به عنوان یک مادّه ی دشمن سلامتی محکوم شد، و سرانجام به عنوان یک عامل برای سرطان و دیگر بیماری های تنفّسی و گردش خون، شناخته شد. این امر در ایالات متحده، به پیمان والای ساماندهی تنباکو (MSA) انجامید، که شامل دو قانون پرداخت سالانه ی شرکت های تولید کننده به دولت های ایالتی و محدودیّت های داوطلبانه بر تبلیغات و بازاریابی محصولات تنباکو می شد.
پرورش تنباکو

روش‌های بسیاری برای پرورش این گیاه وجود دارد ولی تمامی گیاهان تنباکو نیازمند مراقبت شدید هستند تا گیاهی با کیفیت به دست آید.

    تخم تنباکو را باید پیش از کشت با کود و آرد ذرت و پنبه مخلوط کرد.در نواحی گرم، تخم‌ها به پارچه ای پنبه ای پوشیده می شوند ولی در نواحی سرد این کار به وسیله پشم شیشه انجام می گیرد.
    در اکثر نواحی، گیاه در عرض ۶ الی ۱۰ هفته، حدوداً ۲۰ سانتی متر رشد می‌کند و در طول این مدت ، ۴ تا ۶ برگ روی نشا ظاهر می شود.در این مرحله گیاه آماده انتقال به کشتزار هایی است که از قبل به دقت آماده شده و کود داده شده‌اند.
    هنگامی که بوته‌ها شروع به گل دادن می کنند، نوک هر یک قطع می‌شود تا برگ‌ها کلفت تر و پررنگ تر شوند.۳ یا ۴ ماه پس از قرار دادن نشا در کشتزار، گیاه آماده درو است.
    برای درو دو روش به کار می رود.چیدن برگ رسیده یا بریدن ساقه:
        چیدن برگ رسیده : در این روش، هر برگ به طور جداگانه کنده می شود.هر هفته ۲ تا ۴ برگ از یک بوته برداشته می شوند که این نوع برداشت ، ۵ تا ۸ هفته به طول می انجامد.
        بریدن ساقه : در این روش، پس از بزرگ شدن برگ‌ها، گیاه از ساقه چیده می شود.
    بعد از درو کردن، تنباکو به اصطلاح باید بهبود یابد. هدف این کار، خشک کردن برگ‌ها و ایجاد رنگ حقیقی در آن‌ها است.یک برگ تنباکو به وسیله حرارت، هوا یا خورشید قابل بهبود یافتن است.
        بهبود با حرارت : در این روش، برگ‌های سبز تنباکو در یک انبار کاه عایق دار کوچک که توسط بخار، گرم می‌شود آویزان می شوند.
        بهبود با هوا : این روش برای برگ هایی که به روش چیدن ساقه درو شده باشد، مفید است که باید در معرض هوا قرار گیرد.
        بهبود با خورشید : سایر اشکال تنباکو در مجاورت با نور خورشید بهبود می یابند بدینصورت که باید مقابل خورشید آویزان شوند.
    مرحله نهایی، که به انگلیسی aging نامیده می‌شود، مرحله مراقبت از برگ‌های بهبود یافته است که برای جا افتادن برگ‌ها و بهتر شدن طعم آن‌ها صورت می گیرد.