اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

آیگیستوس

آیگیستوس Aegisthus، در اسطوره‌های یونان، پسر توئستس از دختر خودش پلوپیا است.


آترئوس برادر توئستس که 3 فرزند پسر او را نیز کشته بود و تنها راه انتقام را،داشتن فرزندی از دختر او می دانست. پلوپیا(دختر توئستس) پس از هم‌بستر شدن با پدرش، با آترئوس ازدواج کرد و آیگیستوس را در دربار آترئوس به دنیا آورد و آترئوس نادانسته او را بزرگ کرد. آیگیستوس بعدها آترئوس را کشت. او عاشق کلوتایمنسترا، همسر آگاممنون شد و آگاممنون را به قتل رساند. خود او به دست اورستس فرزند آگاممنون کشته شد.

کلوتایمنسترا

کلوتایمنِسترا در اسطوره‌های یونان، دختر توندائوس و لدا است.

با تانتالوس ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد. آگاممنون شوهر و بچه‌اش را کشت و با او ازدواج کرد. از آگاممنون چهار فرزند داشت، ایفیگنیا، الکترا، خروسوتمیس و اورستس. زمانی که آگاممنون می‌خواست ایفیگنیا را قربانی کند به خشم آمد. با آیگیستوس به طور پنهانی رابطه برقرار کرد. آیگیستوس پس از بازگشت آگاممنون از تروا، او و کاساندرا را کشت. اورستس به کمک الکترا گریخت و بعدها انتقام پدر را از مادر و معشوق گرفت.

کاساندرا

کاساندرا (به یونانی: Κασσάνδρα)، در اسطوره‌های یونان، دختر پریاموس و هکابه است.

زیباترین دختر پریاموس بود و بسیاری به امید ازدواج با او در جنگ تروا، همراه پریاموس شدند. آپولون عاشقش شد و به او پیشگویی آموخت. اما چون کاساندرا به عشق او پاسخی نداد، آپولون او را محکوم کرد که همیشه صحیح پیشگویی کند و اما کسی او را باور نکند. کاساندرا سقوط تروا را پیشگویی کرد اما همه او را دیوانه پنداشتند. پس از شکست تروا، آیاس در مقابل پالادیوم(تصویر آتنه) به او تجاوز کرد. آتنه برای تنبیه، یونانی‌های بسیاری را در راه بازگشت به وطن نابود کرد. سرانجام کاساندرا را به آگاممنون هدیه کردند و از او صاحب دو پسر شد، منلائوس، پلوپس. سرنوشت آگاممنون و کلوتایمنسترا و فرزندان‌شان را پیشگویی کرد و به دست کلوتایمنسترا کشته شد.

گذرگاه کاساندرا

گذرگاه کاساندرا (به انگلیسی: The Cassandra Crossing) فیلمی است بریتانیایی در سبک فاجعه، ساخته سال ۱۹۷۶ به کارگردانی جرج پان کازماتوس.

در این فیلم ریچارد هریس، آوا گاردنر، سوفیا لورن، مارتین شین، برت لنکستر، لی استراسبرگ و ا. جی. سیمپسون نقش‌آفرینی می‌کنند.
داستان

یک تروریست سوئدی که در جریان حمله‌ای به یک هیئت آمریکایی در سازمان بهداشت جهانی با باکتری طاعون آلوده شده، در جریان فرار خود، باعث آلودگی مسافران یک قطار که از ژنو به استکهلم می‌رود به این باکتری می‌شود.

ارتش آمریکا این قطار را مهر و موم می‌کند و قصد دارد آن را به یک خط متروکه راه آهن زمان نازی‌های در لهستان بفرستد. این خط از پلی فولادی به نام گذرگاه کاساندارا می‌گذرد که از سال ۱۹۴۸ دیگر از آن استفاده نشده و احتمال این‌که با گذر قطار فروبریزد بسیار زیاد است.

نام این پل از نام کاساندرای، پیشگوی افسانه‌ای گرفته شده که مردم محل با مرتبط دانستن آینده این پل با افسانه‌ها، با این باور که این پل سال‌ها پیش از این باید فرومی‌ریخته، محل اطراف این پل را ترک کرده‌اند.

اوا گاردنر

اوا لاوینیا گاردنر (به انگلیسی: Ava Lavinia Gardner) ‏ (زاده ۲۴ دسامبر ۱۹۲۲ - در گذشته ۲۵ ژانویه ۱۹۹۰)، هنرپیشه آمریکایی.

او به عنوان بیست و پنجمین هنرپیشه بزرگ زن تاریخ توسط انستیتو فیلم آمریکا شناخته شد.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ کار
    ۳ ازدواج و روابط
    ۴ فیلمشناسی
    ۵ منابع

زندگی

اوا کوچکترین فرزند از هفت فرزند (دو پسر و پنج دختر) خانواده مزرعه دار فقیر اهل کارولینای شمالی بود. مادرش مالی، ریشه اسکاتلندی-ایرلندی و انگلیسی داشت و پدرش جوناس بیلی گاردنر ریشه آمریکایی-ایرلندی و آمریکایی-سرخپوست داشت. زمانی که بچه ها کوچک بودند، خانواده گاردنر تمام دارایی اش را از دست داد و جیمز گاردنر مجبور به کار در یک کارخانه چوب بری و مالی نیز مشغول به کار آشپزی و سرایداری در یک خوابگاه معلمان شد.

وقتی که اوا ۱۳ ساله شد، خانواده تصمیم گرفت که شانس زندگی در شهری بزرگتر را امتحان کند ازینرو آنها به نیوپورت نیوز در ایالت ویرجینیا مهاجرت کردند. مالی در این شهر مدیر یک پانسیون مخصوص کارگران کشتی شد. مدتی بعد پدر اوا در اثر ابتلا به بیماری برونشیت (۱۹۳۸) درگذشت در حالی که اوا تنها ۱۵ سال داشت. بعد از مرگ پدر، خانواده به راک ریج، حومه شهر ویلسون از ایالت کارولینای شمالی رفتند و مالی گاردنر مدیر یک پانسیون معلمان در آنجا شد. اوا دبیرستان را در راک ریج به اتمام رساند و در سال ۱۹۳۹ فارغ التحصیل شد. او پس از آن حدود یک سال در کلاس‌های منشیگری شرکت کرد.

در سال ۱۹۴۱ اوا به دیدن خواهرش بئاتریس در نیویورک رفت. شوهر بئاتریس عکاسی حرفه ای به نام لری تار بود. او پیشنهاد داد که پرتره ای از اوا عکاسی کند و وقتی که نتیجه کار بسیار خوب از کار درآمد این عکس را پشت ویترین استودیو عکاسی اش قرار داد.
کار
کنتس پابرهنه (۱۹۵۴)

در سال ۱۹۴۱، بارنی دوهان، مربی استعداد یابی متروگلدوین مایر عکس گاردنر را ویترین مغازه تار دید. دوهان وارد استودیو تار شد و خواست آدرس گاردنر را بدست آورد اما منشی از ورود او جلوگیری کرد. او گفت : "کسی باید اطلاعات اون رو برای شرکت متروگلدوین مایر (MGM) بفرسته" و تارها سریعاً اقدام کردند. کمی بعد گادنر که دانشجوی کالج آتلانتیک کریستین بود، به نیویورک سفر کرد تا در دفتر نیویورک شرکت MGM مورد مصاحبه قرار گیرد. او قراردادی با شرکت امضا کرد و دانشگاه را به قصد هالیوود ترک نمود و خواهرش بئاتریس نیز او را همراهی نمود.

او با امضای قراردادی با استودیو متروگلدوین مایر در سال ۱۹۴۱ در نقش‌های کوچکی ظاهر شد تا اینکه با بازی در فیلم قتل ها در سال ۱۹۴۶ توجه اذهان عمومی را به خود جلب نمود. او تبدیل به یک ستارگان برجسته سینمایی شد و به عنوان یکی از زیباترین زنان زمان خود شناخته شد. او نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین هنرپیشه زن برای فیلم موگامبو (۱۹۵۳) شد. او از دهه ۵۰ تا ۷۰ در فیلم‌های مهم زیادی ظاهر شد از جمله در ساحل (۱۹۵۹)، شب ایگوانا (۱۹۶۴)، زلزله (۱۹۷۴) و گذرگاه کاساندرا (۱۹۷۶). گاردنر تا سال ۱۹۸۶ یعنی چهار سال پیش از مرگش در اثر التهاب ریوی به بازی در فیلم‌ها ادامه داد.
ازدواج و روابط
در گذشته ممنوع من (۱۹۵۱)

اواگاردنر اندکی بعد از رسیدن به لوس آنجلس با میکی رونی ملاقات کرد. آنها در ۱۰ ژانویه ۱۹۴۲ در کالیفورنیا ازدواج کردند. اوا ۱۹ سال داشت و میکی ۲۱ سال. گاردنر و رونی در سال ۱۹۴۳ از هم جدا شدند.

هوارد هیوز گاردنر در اواسط دهه ۴۰ با هوارد هیوز که یک هوانورد و تاجر بود دوست شد. رابطه آنها تا اوایل دهه ۵۰ ادامه داشت.

آرتی شاو ازدواج دوم گاردنر با موسیقیدان جاز آرتی شاو بود.(از ا۹۴۵ تا ۱۹۴۶)

فرانک سیناترا ازدواج سوم و آخر اوا (۱۹۵۱ تا ۱۹۵۷) با فرانک سیناترا خواننده و هنرپیشه آمریکایی بود. اوا در زندگینامه‌اش نوشته که از بین تمام مردانی که با آنها بوده، فرانک عشق زندگی اش بوده است. سیناترا همسرش را به خاطر اوا ترک کرد و ازدواج نزدیک‌هنگام آنها تیتر رسانه ها شد. سیناترا به خاطر ترک همسرش به خاطر بودن با یک زن اغواگر بسیار مورد انتقاد قرار گرفت از جمله از طرف روزنامه‌نگارهای معروف آن زمان هدا هاپر و لولا پارسونز و همچنین از طرف کلیسای کاتولیک رومی و هوادارانش. این عمل او حتی کارش را تحت تاثیر قرار داد. گاردنر از نفوذش استفاده کرد تا نقشی را برای فرانک بگیرد که بعداً برنده جایزه اسکار شد یعنی فیلم از اینجا تا ابدیت (۱۹۵۳). این نقش و جایزه دوباره به کار فرانک جان دوباره بخشیدند. اوا در طول ازدواجش با فرانک دو بار حامله شد اما هر دو بار بچه ها را سقط کرد. بعد از جدایی فرانک و اوا دوستان خوبی برای هم باقی‌ماندند.

لوییز میگل دومینگن گاردنر از سیناترا در سال ۱۹۵۷ جدا شد و به اسپانیا سفر کرد و در آنجا رابطه ای را با ارنست همینگوی آغاز نمود. دوستی او با همینگوی باعث علاقه‌مندی او به گاوبازی و گاوبازان شد مثل لوییز میگل دومینگن که عاشق او شد.
فیلمشناسی

    موگامبو (۱۹۵۳)
    کنتس پابرهنه (۱۹۵۴)
    در ساحل (۱۹۵۹)
    پنجاه و پنج روز در پکن (۱۹۶۳)
    شب ایگوانا (۱۹۶۴)
    هفت روز در ماه مه (۱۹۶۴)
    مایرلینگ (۱۹۶۸)
    زلزله (۱۹۷۴)
    گذرگاه کاساندرا (۱۹۷۶)
    خورشید همچنان می‌درخشد

کارولینای شمالی

کارولینای شمالی (به انگلیسی: North Carolina) یکی از ایالت‌های جنوبی آمریکا است. این ایالت یکی از سیزده ایالتی است که در جریان انقلاب آمریکا علیه سلطه بریتانیا قیام کردند. مرکز آن رالی و شهرهای مهم آن شارلوت و اشویل است.
رشته کوه آپالیشین جنوبی واقع در غرب ایالت


محتویات

    ۱ مراکز جذب توریست
    ۲ اقتصاد
    ۳ مراکز علمی-فرهنگی
    ۴ مشاهیر
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

مراکز جذب توریست

جنگل ملی پیسگاه و پارک ملی کوههای اسموکی در این ایالت قرار دارند.
قصر بیلتمور در ایالت کارولینای شمالی


اقتصاد

در سال ۲۰۱۲، این ایالت تولید ناخالص داخلی برابر با ۴۹۶,۰۹۲ میلیارد دلار داشت، که قابل مقایسه با تولید ناخالص داخلی کشور نروژ (۵۰۰,۰۳۰ میلیارد دلار) بود.[۲]
مراکز علمی-فرهنگی

کارولینای شمالی از سه دانشگاه بزرگ بهره می‌برد که این سه هسته آکادمیک تشکیل دهندهٔ پارک مثلث پژوهشی کارولینای شمالی می‌باشند. این سه، دانشگاه دوک، دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، و دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل می‌باشند.

موسسه ملی علوم بهداشت محیط زیست ایالات متحده آمریکا نیز اینجا قرار دارد.
مشاهیر

از افراد مشهور این سرزمین می‌توان تلانیوس مانک، جان کولترین، چارلی رز٫ روبرتا فلک٫ اوا گاردنر٫ و اندی گریفیث را نام برد.

مجلس عوام

مجلس عوام به مجلس انتخاب شده توسط مجلس سفلا در کشورهای انگلستان و کانادا گفته می‌شود که در گذشته شامل کشورهای جزیره ایرلند, ایرلند شمالی و کارولینای شمالی نیز می‌شده‌است.

نخست‌وزیر بریتانیا

نخست وزیر پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی رهبر سیاسی بریتانیا و رییس دولت علیا حضرت ملکه می‌باشد. نخست وزیر و هیئت دولت (شامل بالاترین وزراء که سران دولت هستند) همه جوابگوی تمام سیاست‌ها و اقدامتشان به هیات رئیسه، مجلس شورا، حزب سیاسی‌شان و نهایتاً به حوزه انتخابیه می‌باشند. آخرین نخست وزیر، دیوید کامرون در ۱۱ مه ۲۰۱۰ منصوب شد.

محتویات

    ۱ صلاحیت
    ۲ مقام
    ۳ زمینه اساسی
    ۴ قوانین مرسوم
    ۵ نگارخانه
    ۶ پانویس
    ۷ پیوند به بیرون

صلاحیت

به عنوان "رییس حکومت علیا حضرت ملکه"، نخست وزیر امروزی دارای بیشترین قدرت صلاحیت در بریتانیا می‌باشد: او حزب اکثریت سیاسی را رهبری می‌کند، به صورت عمومی یک اکثریت را در مجلس عوام بریتانیا و رئیس هیئت دولت (قوه مجریه) می‌باشد. همچنین متصدی هر دو قدرت‌های مجریه و مقننه را اداره می‌کند. در مجلس عوام، نخست وزیر عملکرد قانون‌گذاری را با هدف تصویب دستور جلسه قانونی حزبی که تحت رهبری دارد، هدایت می‌کند. در قسمت صلاحیت اجرایی‌اش، نخست وزیر حق گماشتن (و یا برطرف کردن) تمام اعضای هیئت دولت، وزراء، هماهنگ نمودن سیاست‌ها و فعالیت‌های تمام سازمان‌های حکومتی و کارکنان و خدمات اجتماعی را دارا می‌باشد. او به عنوان "چهره" و "صدای" رسمی حکومت ملکه چه در داخل و چه در خارج از کشور می‌باشد. به تنهایی و با امر نخست وزیر، هیات رئیسه بسیاری از قدرت‌های قانونی و امتیازات ویژه ملکه را اجرا می‌کند: این امتیازات شامل امر انحلال پارلمان؛ امور بسیار بالای قضایی، سیاسی، رسمی و انتصاب کلیسایی کلیسای انگلستان؛ و مشاوره اعیانی، مقام سلحشوری، اعطای مدال‌ها و دیگر افتخارات می‌باشند.
مقام

مقام نخست وزیری به صورت اساسی در ابتدا ایجاد نشده بود؛ این مقام به طور آهسته و نامنظم در سیصد سال شکل گرفت. ریشه‌های آن را در تغییرات قانون اساسی که در طول استقرار انقلابی (۱۶۸۸ - ۱۷۲۰) اتفاق افتاده بود و باعث انتقال قدرت سیاسی از هیات رئیسه به مجلس شورا شده بود می‌توان پیدا کرد. نخست وزیران ابتدایی (۱۷۲۰ - ۱۷۸۴) در بهترین دوسوگرایی در این مورد بودند؛ بیشتر آنها از اعلام و استفاده‌کردن از این مقام امتناع می‌کردند. این مقام بسیار کم به رسمیت شناخته می‌شد و در مدارک شرعی یادی از آن نمی‌گردید. در بین سالهای ۱۷۸۴ و ۱۹۱۱، حوادث تکاملی سیاسی و تاریخی بی‌شماری اتفاق افتاد که بیشتر غیررسمی پنداشته می‌شدند اما از سوی عوام مورد قبول بودند. در ۱۸۳۰، نخست وزیر "بهترین میان هم‌قدرتی‌ها" در مجلس شورا و رییس حکومت علیا حضرت ملکه مبدل گشت. با شروع سده ۲۰ام، مقام نخست وزیری (صدارت) مدرن روی کار آمد؛ این جایگاه از سلسه مراتب و مقامات هیات رئیسه، مجلس شورا و هیئت دولت بالاتر شد. در اوایل همان سده، نفوذ مجلس لردهای انگلیس در عملکرد قانون سازی به جایگاه دوم کشیده شد و قدرت‌های نخست وزیر به طور غیر مستقیم بالا برده شد، که این ترقی را به دولت برای بیشتر "رییس جمهور بودن" داد. اعمال و تغییرات قانونی اخیر، محدودیت‌هایی روی صلاحیت‌های نخست وزیران قرارداده است.
در تاریخ معمولا از انجایی که این مقام بصورت قانونی همچنان وجود ندارد (بریتانیا دارای قانون مشروطه مکتوب نیست و از نظر قانونی این کشور همچنان دارای سلطنت مطلقه است.) پس در نتیجه اولین نخست وزیری هم وجود ندارد با این حال این عنوان را بطور سنتی و افتخاری به رابرت والپول می‌دهند که در زمان جرج اول لرد اول خزانه داری بوده است.
در سالهای اخیر نخست وزیر معمولا از بین رهبران یکی از دو حزب کارگر بریتانیا و یا حزب محافظه کار (بریتانیا) که دارای اکثریت در انتخابات شده‌اند از طرف مجلس عوام به ملکه معرفی شده‌اند.
دیوید کامرون نخست وزیر فعلی بریتانیااز حزب محافظه کار است.[۱]
زمینه اساسی

نخست وزیر پادشاهی متحده حزب اکثریت سیاسی را رهبری می‌کند، باید اعتماد مجلس عوام (مجلس پایینتر مقننه) را جلب کند، و رئیس هیئت دولت (قوه مجریه) می‌باشد. زیر سیستم بریتانیا، "یکپارچگی قدرت‌ها" باید به‌جای "جدا بودن قدرت‌ها" باشد.[۱]
قوانین مرسوم

رسم بر این است که نخست‌وزیر بریتانیا، نقطه نظرات شخصی مقام سلطنت را که در جلسات خصوصی ابراز می‌شود را بازگو و نقل قول نکند.

اسکاتلند

اسکاتلند (به انگلیسی: Scotland، به گیلیک اسکاتلندی: Alba) واحدی سیاسی است در شمال غرب اروپا که یک‌سوم شمالی جزیره بریتانیا را دربر می‌گیرد.
اسکاتلند همراه با انگلستان، ولز و ایرلند شمالی کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی را تشکیل می‌دهد. در کنار خاک اصلی، اسکاتلند هم‌چنین ۷۹۰ جزیره دارد که جزایر شمالی و هبریدز از آن جمله هستند. از این تعداد جزایر ۱۳۰ جزیره مسکونی هستند.[۲]

اسکاتلند ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و زبان رسمی آن انگلیسی است. زبان‌های گیلیک اسکاتلندی و اسکاتس نیز دو زبانی هستند که به عنوان زبان محلی در اسکاتلند رسمیت دارند. گیلیگ اسکاتلندی از ریشه سلتی و اسکاتس از ریشه ژرمنی است. ۶۵ درصد مردم اسکاتلند مسیحی، ۲۸ درصد بی‌دین، و ۲ درصد پیرو دیگر ادیان غیرمسیحی هستند.[۳] مرکز اسکاتلند شهر تاریخی ادینبرا (ادینبورگ) است. ادینبرا دومین شهر بزرگ اسکاتلند و یکی از مراکز مهم اقتصادی و بانکداری اروپا است.

این شهر در عصر روشنفکری اسکاتلند در سده هیجده باعث شد تا اسکاتلند را به یکی از کانون‌های بازرگانی، فکری و صنعتی اروپا تبدیل شود. جریان روشنفکری و «روشنگری اسکاتلندی» از ۱۷۴۰ تا ۱۷۹۰ بال و پر یافت. بر خلاف آن چه در فرانسه رخ داد، بسیاری از طلایه‌داران این نهضت در اسکاتلند از دانشگاهیان بودند.[۴] گلاسگو که بزرگ‌ترین شهر اسکاتلند است از شهرهای مهم صنعتی بریتانیا به‌شمار می‌آید. در آب‌های اسکاتلند در دریای شمال ذخایر مهمی از نفت وجود دارد.

اسکاتلند و انگلستان تا سال ۱۷۰۷ کشورهایی با پادشاهی مستقل بودند اما در تاریخ یکم ماه مه ۱۷۰۷ دو کشور طی توافقنامه‌ای با هم متحد شده، کشور «پادشاهی متحد بریتانیای کبیر» را به وجود آوردند.

پرچم کنونی بریتانیای کبیر از ترکیب پرچم اسکاتلند (زمینه آبی، ضربدر سفید) و پرچم انگلستان (زمینه سفید، صلیب سرخ) به وجود آمده‌است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ سیاست
    ۳ جغرافیا
    ۴ اقتصاد
    ۵ شهرها
    ۶ فرهنگ
    ۷ استقلال از بریتانیا
    ۸ پیوند به بیرون
    ۹ منابع

تاریخچه
نشان سلطنتی اسکاتلند

پادشاهی اسکاتلند در سده‌های میانه کشوری مستقل بود. پیوند اسکاتلند با انگلستان به شکل رسمی در سال ۱۶۰۳ آغاز شد که جیمز ششم، پادشاه اسکاتلند تاج و تخت انگلستان را به ارث برد و به شاه جیمز اول در این کشور هم بدل شد. اسکاتلند و انگلستان هنوز روی کاغذ از هم جدا بودند، اما تاج پادشاهی هر دوی این کشورها را به طوری اتفاقی یک نفر بر سر گذاشت. این شرایط تا تصویب «قانون اتحاد» در سال ۱۷۰۷ که پادشاهی‌های انگلستان و اسکاتلند را تا امروز به یکدیگر ملحق ساخته، ادامه داشت.[۵]

پیش از سال ۱۷۰۷ تماس بسیار اندک یا حتی همدلی بسیار کمتری میان این دو کشور وجود داشت. تمام اسکاتلندی‌ها یا پرسبیتری بودند یا یعقوبی، و این به تنهایی برای ایجاد بیگانگی میان آنها و چهار پنجم از جمعیت انگلستان بسنده بود. اسکاتلندی‌های بسیار اندکی به جنوب سفر می‌کردند و تعداد انگلیسی‌هایی که روانه شمال می‌شدند، حتی از آنها هم کمتر بود. فرانسه، متحد سنتی اسکاتلند، دشمن سنتی انگلستان بود. عالمان و روحانیان اسکاتلندی برای ادامه تحصیلات و الهام‌گیری‌های فکری به دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه اروپای قاره‌ای می‌نگریستند و نه به انگلستان.[۶]

دست کم سه شورش خونبار یعقوبی‌ها در سال‌های ۱۶۹۰، ۱۷۱۵ و ۱۷۴۵ بنیان‌های اسکاتلند را به لرزه در آورد. در پی این رخدادها اشراف اسکاتلند قدرت‌های فئودالی باقی‌مانده خود را از دست دادند و هایلندها فتح شدند و تحت کنترل درآمدند. کلیسای اسکاتلند به ندرت فشار پدید آمده در روابط تازه خود با کلیسای اسقفی را تحمل می‌کرد و دست آخر دچار چنددستگی شد.[۷]
سیاست

علیرغم اتحاد سیاسی در بریتانیای کبیر، کشور اسکاتلند دارای نظام حقوقی و آموزشی مستقل از انگلستان، ولز و ایرلند شمالی است. اما در امور سیاسی بین‌المللی مانند عضویت در جامعه اروپا و سازمان ملل متحد، بریتانیای کبیر به عنوان «یک کشور» عمل می‌کند.

دولت محلی اسکاتلند نظام بهداری و درمانی عمومی را همچنان رایگان نگهداشته است و دانشجویان اسکاتلندی نیز از پرداخت شهریه‌های دانشگاهی معاف هستند.[۸]

همه پرسی تاریخی در مورد استقلال اسکاتلند روز پنجشنبه 18 سپتامبر 2014 میلادی ( 27 شهریور 1393) برگزار خواهد شد.[۹] با این که احزاب سنتی بریتانیا، یعنی احزاب محافظه کار، کارگر و لیبرال دموکرات، مخالف جدایی از بریتانیا هستند، حزب سبزها گفته‌است از برنامه حزب ملی اسکاتلند برای استقلال حمایت خواهد کرد. دولت محلی اسکاتلند با حفظ برنامه‌های عدالت اجتماعی، ایجاد شرایط رقابتی و دسترسی به درآمد نفت و گاز دریای شمال، قادر خواهد بود در صورت رای موافق مردم، پس از ۳۰۷ سال یکپارچگی با انگلستان، کشور مستقل اسکاتلند را بار دیگر تاسیس کند.[۱۰]

از عواملی که از احساسات استقلال‌طلبی اسکاتلندی‌ها در دهه اخیر کاسته، آغاز فعالیت پارلمان اسکاتلند بود که در طی روند قدرت‌سپاری به دولت محلی، عملاً اختیارات گسترده‌تری نسبت به مجلس ولز کسب کرد.[۱۱]

اسکاتلند از نظام قضایی برخوردار است، بر روی نظام آموزشی خود کنترل کامل دارد، تا اندازه‌ای اندک از اختیار تغییر میزان مالیات‌ها برخوردار است و از نهادی معادل وزارت کشور برخوردار است که بجز مسئله مواد مخدر، سلاح، قمار و مهاجرت، در باقی موارد می‌تواند تصمیم گیری کند. با این حال غیبت احزاب اسکاتلندی (همانند احزاب ولز یا ایرلند شمالی) در مناظره‌های انتخاباتی در میان اسکاتلندی‌ها نوعی حس انزوا ایجاد کرده‌است.[۱۲]
نمای داخلی پارلمان اسکاتلند.
جغرافیا
نقشه اسکاتلند.

اسکاتلند از شمال با دریای نروژ، از شرق با دریای شمال، از جنوب غربی با دریای ایرلند و از غرب با اقیانوس اطلس شمالی مرز آبی دارد.

علاوه بر سرزمین اصلی اسکاتلند در جزیره بریتانیا، اسکاتلند شامل ۷۹۰ جزیره کوچک و بزرگ است. آب‌های ساحلی این کشور، عمدتاً در دریای شمال، منبع بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز در بین کشورهای جامعه اروپا است.

بخش بزرگی از بلندی‌های بریتانیا در اسکاتلند واقع شده و ناحیه‌ای سرسبز و پوشیده از چمنزار است که قسمت عمده جنگل‌های کشور را در برگرفته‌است. رودهای زیادی در آن جریان دارند که از آن جمله می توان به رودهای دی، کلیاد و توئید اشاره نمود. بلندترین نقطه آن قله بن نویس با ۱۳۴۳ متر ارتفاع است.
نمایی از روستای گلنفینان، در منطقه لوچابور اسکاتلند
اقتصاد

مرکز اصلی بانک سلطنتی اسکاتلند - یکی از ۵ بانک بزرگ جهان - در ادینبرا قرار دارد. شهر گلاسگو بزرگ‌ترین شهر اسکاتلند و یکی از ۳ شهر بزرگ کشور بریتانیا است. گلاسگو و حومهٔ آن حدود ۴۱ درصد کل جمعیت اسکاتلند را در خود جای داده‌است. سومین شهر بزرگ اسکاتلند و مرکز فعالیت صنعت نفت بریتانیای کبیر شهر ابردین در شمال شرق اسکاتلند است.

هر چند انحصار بهره‌برداری از نفت دریای شمال، دریایی که در مجاورت اسکاتلند قرار دارد، کماکان در دست بریتانیا باقی‌مانده‌است، اما اسکاتلند در طی قرن بیستم با رشد صنایع سنگین مانند کشتی سازی (در گلاسکو) قدرت گرفت.[۱۳] در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی حمایت دولت بریتانیا از این صنایع از بین رفت و عمده کارخانجات فعال در این صنایع مجبور به تعطیلی شدند اما صنعت و فرهنگ کارگری، ذهنیت سیاسی مردم را شکل داده بود.[۱۴]

سقوط بانک سلطنتی اسکاتلند (RBS) و هلیفکس که بزرگترین موسسه‌های مالی فعال در اسکاتلند نیز تلقی می‌شدند باعث شد تا هزاران نفر مشاغل خود را از دست دادند اما این دو بانک به نوعی توسط دولت بریتانیا از ورشکستگی نجات یافتند.[۱۵]
شهرها

    نمایش
    بحث
    ویرایش

    نمایش
    بحث
    ویرایش

شهرهای اصلی اسکاتلند
برآورد رسمی ۲۰۱۰
گلاسگو
گلاسگو

ادینبرو
ادینبرو
رتبه     شهر     شهرستان     جمعیت     رتبه     شهر     شهرستان     جمعیت     ابردین
ابردین

داندی
داندی
۱     گلاسگو     شهر گلاسگو     ۵۸۹٬۹۰۰     ۱۱     دانفرم‌لاین     فایف     ۴۸٬۲۴۰
۲     ادینبرو     شهر ادینبرو     ۴۶۸٬۷۲۰     ۱۲     آیر     آیرشایر جنوبی     ۴۶٬۰۶۰
۳     ابردین     شهر ابردین     ۱۸۹٬۱۲۰     ۱۳     پرت     پرت و کینراس     ۴۵٬۷۷۰
۴     داندی     شهر داندی     ۱۴۴٬۱۷۰     ۱۴     اینورنس     هایلند     ۴۵٬۰۵۰
۵     پیزلی     رنفروشایر     ۷۴٬۵۷۰     ۱۵     کیلمارناک     آیرشایر جنوبی     ۴۴٬۸۳۰
۶     ایست کیلبراید     لنرک‌شیر جنوبی     ۷۳٬۵۹۰     ۱۶     گریناک     اینورکلاید     ۴۳٬۴۵۰
۷     لیوینگستون     لوتین غربی     ۵۵٬۰۷۰     ۱۷     کوت‌بریج     لنرک‌شیر شمالی     ۴۱٬۶۱۰
۸     همیلتون     لنرک‌شیر جنوبی     ۵۱٬۶۴۰     ۱۸     گلنراثز     فایف     ۳۸٬۹۴۰
۹     کامبرنولد     لنرک‌شیر شمالی     ۵۰٬۴۷۰     ۱۹     ایردری     لنرک‌شیر شمالی     ۳۵٬۹۵۰
۱۰     کیرک‌کالدی     فایف     ۴۹٬۵۶۰     ۲۰     فالکرک     فالکرک     ۳۵٬۱۷۰
فرهنگ

هَگیس، غذای سنتی اسکاتلندی‌ها که با دل و قلوه چرخ شده گوسفند و پیاز و ادویه تهیه می‌شود، دامن مردانه موسوم به کیلت، لهجه محلی، و موسیقی و هنر اسکاتلندی به طور عام از ویژگی‌های فرهنگی متمایز در اسکاتلند است. موسیقی محلی بیشتر با نی‌انبان نواخته می‌شود و آبجو و ویسکی از نوشیدنی‌های اصلی الکلی در اسکاتلند هستند.

اسکاتلند به ویژه در قرن بیستم از خاستگاه‌های اندیشه‌های چپی بود و حتی تفکرات کمونیستی هم تا اندازه‌ای در این منطقه رواج یافت. آنچه به تثبیت این اندیشه‌ها کمک کرد، مخالفت دیرینه اسکاتلندی‌ها با سلطه‌جویی انگلستان بود که ریشه‌هایی مشترک با چپ‌گرایی یافت.[۱۶]

جشنواره کتاب ادینبورگ از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی بریتانیاست و هر سال در ماه اوت همزمان با بعضی جشنواره‌های هنری دیگر از جمله جشنواره جاز و جشنواره هنرهای نمایشی در این شهر بر‌گزار می‌شود.[۱۷]

شون کانری از بازیگران نقش جیمز باند از طرفداران حزب ملی اسکاتلند است که خواهان استقلال این کشور از انگلستان است. او در باهاما سکونت دارد و گفته‌است تا زمانی که اسکاتلند مستقل نشود در سرزمین خود اقامت نخواهد کرد.[۱۸]
استقلال از بریتانیا
نوشتار اصلی: استقلال اسکاتلند
نوشتار اصلی: همه‌پرسی استقلال اسکاتلند (۲۰۱۴)


۲۷ شهریور ۱۳۹۲ (۱۸ سپتامبر ۲۰۱۳)، الکس سالموند، وزیر اول اسکاتلند با حضور در پارلمان محلی از پیشنهاد دولت خود برای استقلال این بخش از بریتانیا دفاع کرد و گفت که برگزاری همه‌پرسی استقلال اسکاتلند "فرصتی تاریخی" برای مردم این سرزمین خواهد بود.[۱۹]

قرار است همه‌پرسی استقلال اسکاتلند سال ۲۰۱۴ برگزار شود و در حالیکه حزب ملی‌گرای اسکاتلند، به رهبری آقای سالموند، از استقلال این سرزمین حمایت می‌کند، احزاب اصلی بریتانیا، از جمله حزب حاکم محافظه کار و حزب کارگر، همچنان خواستار حفظ یکپارچکی بریتانیا هستند. آقای سالموند گفت که اسکاتلند "ارزشمندترین" بخش از کشور بریتانیاست و عملکرد دولت محلی نشان می‌دهد که به عنوان یک کشور مستقل، آینده روشن‌تری خواهد داشت.[۲۰]

همچنین، نیکلا استرجن، معاون وزیر اول اسکاتلند، گفته است که امیدوار است دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، در یک مناظره همگانی با آقای سالموند با موضوع جدایی اسکاتلند شرکت کند. وی با رد این نظر که اسکاتلند استطاعت اداره امور خود به عنوان یک کشور مستقل را ندارد، گفت که "ما یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان هسیتم و طی سی سال گذشته، مالیات سرانه مردم اسکاتلند به مراتب از متوسط مالیات سرانه پرداختی در کل بریتانیا بیشتر بوده است. استرجن افزود که در صورت استقلال اسکاتلند، این کشور به تناسب سهمی که در تولید ناخالص داخلی بریتانیا دارد، بخشی از بدهی‌های دولتی این کشور را برعهده خواهد گرفت. در روز ۱۹ستامبر ۲۰۱۴نتیجه همه پرسی استقلال اسکاتلند از بریتانیا اعلام شد و براساس گزارش‌های رسمی استقلال اسکاتلند از بریتانیا رای نیاوردبا اعلام نتیجه همه پرسی استقلال اسکاتلند مشخص شد که اکثر شرکت کنندگان در همه پرسی با استقلال این بخش از بریتانیا و تشکیل کشور مستقل اسکاتلند مخالفت کرده‌اندنتیجه شمارش آرا نشان می‌دهد که حدود ۵۵ درصد از رای دهندگان با استقلال اسکاتلند مخالف بودند. شمار شرکت‌کنندگان در این همه پرسی بیش از ۸۵ در صد بوده است.

تنها ساکنان اسکاتلند حق شرکت در این همه‌پرسی را داشتند و نظرسنجی‌های انجام شده در روزهای قبل از برگزاری همه‌پرسی حاکی از نزدیک بودن آرادی دو طرف بود.

دولت بریتانیا و احزاب اصلی این کشور با استقلال اسکاتلند مخالف بودند و به فعالیت گسترده‌ای برای قانع کردن مردم اسکاتلند به مخالفت با استقلال دست زدند. در مقابل، دولت محلی اسکاتلند، که مبتکر برگزاری این همه‌پرسی بوده، از استقلال این سرزمین حمایت می‌کرد.[۲۱] سرانجام با بر گزاری همه پرسی در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴ ۵۵٫۷درصد از واجدین شرایط رای به عدم استقلال و ۴۴٫۳ درصد رای به استقلال از بریتانیا دادند و در نتیجه اسکاتلند جزیی از خاک بریتانیا باقی ماند.[

جام جهانی راگبی

جام جهانی راگبی مهمترین تورنمنت ورزش راگبی ۱۵ نفره است که از سال ۱۹۸۷ هر ۴ سال یک بار بین تیم‌های برتر این رشته ورزشی برگزار می‌شود. تا سال ۱۹۹۹ شانزده تیم در جام جهانی راگبی شرکت می‌کردند اما از این دوره به بعد مسابقات با حضور ۲۰ تیم برگزار می‌شود. برنده این رقابت‌ها جام ویلیام وب الیس را دریافت می‌کند. وب الیس شخصی است که گفته می‌شود با برداشتن توپ با دست در حین یک مسابقه فوتبال در قرن نوزدهم ورزش راگبی را ابداع کرد.

اولین دوره این مسابقات به میزبانی مشترک استرالیا و نیوزیلند برگزار و نیوزیلند اولین فاتح جام ویلیام وب الیس شد. در ۱۹۹۱ استرالیا و در ۱۹۹۵ آفریقای جنوبی ِ میزبان قهرمان شدند. در ۱۹۹۹ استرالیا برای دومین بار در ورزشگاه میلنیوم کاردیف، قهرمان جام وب الیس شد. در ۲۰۰۳ نوبت اولین قهرمان نیمکره شمالی بود. انگلستان در سیدنی قهرمان جام جهانی شد اما در ۲۰۰۷ با قهرمانی آفریقای جنوبی در استاد دوفرانس پاریس جام به نیمره جنوبی برگشت. آخرین دوره این رقابت‌ها در سال ۲۰۱۱ در نیوزیلند برگزار شده و با پیروزی ۸-۷ تیم میزبان بر فرانسه در دیدار فینال به پایان رسید. جام جهانی راگبی ۲۰۰۷ هم با قهرمانی آفریقای جنوبی در فرانسه به پایان رسید. آفریقای جنوبی در مسابقه فینال تیم ملی راگبی انگلیس را شکست داد. انگلیس در صورت پیروزی می‌توانست اولین کشوری باشد که ۲ بار پیاپی فاتح جام جهانی شده‌است.

در مجموع چهار تیم ِ آفریقای جنوبی (۱۹۹۵ و ۲۰۰۷)، استرالیا (۱۹۹۱ و ۱۹۹۹)، و نیوزیلند (۱۹۸۷ و ۲۰۱۱) و انگلیس (۲۰۰۳)، در این مسابقات به قهرمانی رسیده‌اند و در چهار دوره اخیر ۴ تیم متفاوت قهرمان شده‌اند که این از فشردگی رقابتها حکایت می‌کند. دوره بعدی مسابقات در سال ۲۰۱۵ به میزبانی انگلستان برگزار می‌شود و میزبان جام جهانی ۲۰۱۹ هم برای اولین بار یک کشور آسیایی یعنی ژاپن خواهد بود.

به گفته هیئت بین‌الملی راگبی این مسابقات اکنون به یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی دنیا پس از بازی‌های المپیک و جام جهانی فوتبال تبدیل شده است. در جام جهانی ۲۰۰۷ حدود ۲ میلیون ۲۰۰ هزار بلیت فروخته شد. مسابقات مرحله مقدماتی به طور میانگین ۴۹۸ هزار تماشاگر داشت و تمام صندلی‌های ورزشگاه‌های برای مسابقات مراحل یک‌چهارم‌نهایی به بعد پر شد. سایت رسمی مسابقات ۱٫۸ میلیون بازدید داشت و تعداد تجمعی بینندگان تلویزیونی کل مسابقات حدود ۴٫۲ میلیارد برآورد شد.[۱]
تاریخچه
تیم     قهرمانی     نایب قهرمانی     مقام سوم     مقام چهارم
 نیوزیلند     ۲ (۱۹۸۷، ۲۰۱۱)     ۱ (۱۹۹۵)     ۲ (۱۹۹۱ و ۲۰۰۳)     ۱ (۱۹۹۹)
 استرالیا     ۲ (۱۹۹۱، ۱۹۹۹)     ۱ (۲۰۰۳)     ۱ (۲۰۱۱)     ۱ (۱۹۸۷)
 آفریقای جنوبی     ۲ (۱۹۹۵، ۲۰۰۷)     –     ۲ (۱۹۹۹)     –
 انگلستان     ۱ (۲۰۰۳)     ۲ (۱۹۹۱، ۲۰۰۷)     –     ۱ (۱۹۹۵)
 فرانسه     –     ۳ (۱۹۸۷، ۱۹۹۹، ۲۰۱۱)     ۱ (۱۹۹۵)     ۲ (۲۰۰۳، ۲۰۰۷)
 ولز     –     –     ۱ (۱۹۸۷)     ۱ (۲۰۱۱)
 آرژانتین     –     –     ۱ (۲۰۰۷)     –
 اسکاتلند     –     –     –     ۱ (۱۹۹۱)

تیم‌هایی که به مرحله یک‌چهارم‌نهایی صعود کرده‌اند اما بالاتر از آن نرفته‌اند:

     ایرلند (پنج بار)
     فیجی (دو بار)
     ساموآ (دو بار)
     کانادا (یک بار)

تیم ملی فوتبال نیوزیلند

تیم ملی فوتبال نیوزیلند (به انگلیسی: New Zealand national football team) یک تیم فوتبال بین‌المللی است که به نمایندگی از کشور نیوزیلند به میدان می‌رود. این تیم زیر نظر فدراسیون فوتبال نیوزیلند فعالیت می‌کند.که بار ها قهرمان اقیانوسیه شده