اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

مجلس خبرگان قانون اساسی

مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یا همان مجلس خبرگان قانون اساسی یا مجلس موسسان (چهارم) پس از پیروزی انقلاب در پی انتخابات تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۵۸، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ با ۷۵ نماینده تشکیل شد. ریاست آن بر عهده آیت الله حسینعلی منتظری بود . وظیفهٔ آن بررسی نهایی قانون اساسی، برای تصویب توسط مردم بود. درابتدا قرار نبود مجلس خبرگان قانون اساسی تشکیل شود و قرار بر این شده بود که تکلیف قانون اساسی با همه‌پرسی مشخص شود، اما پس از صحبت‌های فراوان تصمیم بر این شد که این قانون در مجلسی با نام موسسان طرح و پس از بررسی تصویب شود.

محتویات

    ۱ پیشینه و عملکرد
    ۲ اعضا
    ۳ طرح ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع

پیشینه و عملکرد
نوشتار اصلی: انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در نخستین انتخابات پس از آن که در سال ۱۳۵۸ که منجر به انتخاب حکومت جمهوری اسلامی گشت، بحث‌ها درباره قانون اساسی نظام گسترش یافت.[۱]

پیش‌نویس قانون اساسی که پیش‌تر به فرمان روح الله خمینی، توسط حسن حبیبی به نگارش در آمده بود، توسط شورای نگهبان و دولت موقت بحث و بررسی شد، و در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۵۸ در روزنامه‌های پرشمارگان منتشر گشت.[۱]


پس از تهیه پیش نویس قانون اساسی، گروهی از اعضای شورای انقلاب نظیر آقایان آیت‌الله طالقانی، بهشتی، هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی، باهنر، علی خامنه‌ای، عزت الله سحابی و مصطفی کتیرایی اصرار داشتند که این پیش نویس مستقیما به همه پرسی گذاشته شود.

گروهی دیگری از اعضای شورای انقلاب نظیر؛ مهندس بازرگان، ابوالحسن بنی صدر، هاشم صباغیان، ابراهیم یزدی و احمد صدر حاج سیدجوادی با استناد به وعده‌های آیت‌الله خمینی مبنی بر تشکیل مجلس موسسان، اصرار داشتند که تدوین قانون اساسی روال دموکراتیک را پشت سر نهاده و در مجلسی مرکب از نمایندگان ملت مورد بررسی قرار گیرد و آنگاه جهت تصویب نهایی مورد همه پرسی قرار گیرد.

با وجود اینکه آیت‌الله خمینی ابتدا مخالف تشکیل مجلس موسسان بود و مایل بود که طرح پیش نویس قانون اساسی مصوب شورای انقلاب مستقیما به همه پرسی گذاشته شود، لیکن با پیشنهاد آیت‌الله طالقانی مقرر گردید تا مجلس خبرگان تشکیل و پس از بررسی نهایی پیش نویس قانون اساسی، حداکثر ظرف یکماه همه پرسی قانون اساسی برگزار شود.

مجلس خبرگان قانون اساسی، که پیش این قرار بود مجلس مؤسسان نامیده شود، برای بررسی نهایی قانون اساسی طی انتخاباتی که در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ برگزار شد، تشکیل شد و ۷۵ نفر به نمایندگی آن برگزیده شدند.[۱]

در روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، مجلس خبرگان قانون اساسی، با پیام روح الله خمینی گشایش یافت. با تلاش‌های آیت الله منتظری (رئیس) و آیت الله بهشتی (نائب رئیس) پس از سه ماه ، کار تدوین آن در ۲۴ آبان ۱۳۵۸ به پایان رسید. این قانون اساسی شامل ۱۲ فصل و ۱۷۵ اصل و یک مقدمه و موخره بود که در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۵۸ به تصویب نهایی ملت ایران رسید.[۱]
اعضا

افراد تدوینگر قانون اساسی ۷۲ نفر شامل یک نفر زن (منیره گرجی) و بقیه مرد بودند. حزب جمهوری اسلامی، نهضت آزادی، جبهه ملی ایران و حزب خلق مسلمان لیست هایی برای انتخابات ارائه کرده بودند. سایت مجلس خبرگان

1 . آیت الله حسینعلی منتظری (ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی)
2 . آیت الله سید محمود طالقانی
3 . میرزا محمدعلی انگجی
4 . میرزا محمد انواری
5 . علی‌محمد عرب
6 . میر عبدالکریم موسوی‌اردبیلی
7 . سید حسن آیت
8 . حسن عضدی
9 . محمد جواد باهنر
10 . ابوالحسن بنی‌صدر
11 . هادی باریک‌بین
12 . محمد بهشتی نایب رییس مجلس بود
13 . محمدتقی بشارت
14 . سرگن بیت اوشانا کوگ‌تپه
15 . عزیز دانش‌راد (کیائی)
16 . سید عبدالحسین دستغیب
17 . جعفر افروغ (اشراقی)
18 . میرزا علی فلسفی (تنکابنی)
19 . جلال‌الدین فارسی
20 . جواد فاتحی
21 . محمد فوزی
22 . علی قائمی امیری
23 . سید موسی موسوی قهدریجانی
24 . سید علی‌اکبر قرشی
25 . علی گلزاده غفوری
26 . منیره گرجی‌فرد
27 . مرتضی حائری یزدی
28 . سید عبدالکریم هاشمی نژاد
29 . عبدالرحمن حیدری
30 . محمدجواد حجتی کرمانی
31 . سید منیرالدین حسینی‌الهاشمی
32 . عبدالله جوادی آملی
33 . سید محمدعلی موسوی جزایری
34 . محمد کرمی
35 . سید جعفر کریمی دیوکلاهی
36 . حسین خادمی
37 . هرای خالاتیان
38 . سید محمد خامنه‌ای
39 . ابوالقاسم خزعلی
40 . سید حسن طاهری خرم‌آبادی
41 . سید محمد کیاوش
42 . میر اسدالله مدنی دهخوارقانی
43 . ناصر مکارم شیرازی
44 . علی‌اکبر مشکینی
45 . رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای
46 . عبدالعزیز ملازاده
47 . سید کاظم اکرمی
48 . حمید‌الله میرمرادزهی
49 . سید محمدحسن نبوی
50 . سید احمد نوربخش
51 . سید اکبر پرورش
52 . محمد مهدی ربانی املشی
53 . عبدالرحیم ربانی شیرازی
54 . حسینعلی رحمانی
55 . محمد رشیدیان
56 . محمود روحانی
57 . محمد صدوقی
58 . لطف الله صافی
59 . عزت‌الله سحابی
60 . رستم شهزادی
61 . عباس شیبانی
62 . ابوالحسن شیرازی
63 . جعفر سبحانی
64 . سید محمدباقر سلطانی
65 . میر ابوالفضل موسوی‌تبریزی
66 . حبیب‌الله طاهری
67 . سید جلال طاهری اصفهانی
68 . میرزا جوادآقا تهرانی (حاجی ترخانی)
69 . شیخ علی تهرانی (علی‌مراد خانی ارنگه)
70 . محمد یزدی
71 . سید اسماعیل موسوی زنجانی
72 . سید عبدالله ضیائی‌نیا

    عبدالرحمان قاسملو به نمایندگی از استان آذربایجان غربی برگزیده شد که به دلیل شروع جنگ کردستان و غیرقانونی شدن حزب دموکرات در این مجلس شرکت نکرد.[۲]

طرح ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی

در پیش‌نویس قانون اساسی خبری از ولایت فقیه نبود چرا که، مطابق عهدی که آقای خمینی در پاریس با ملت بسته بود، اصل بر ولایت جمهور مردم قرار داده شده بود. اما ناگهان در مجلس خبرگان قانون اساسی، این طرح مطرح شد. در رابطه با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، آیت‌الله منتظری و آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله عبدالرحیم ربانی شیرازی و حسن آیت پافشاری می‌کردند. البته بعضی‌ها هم همچون آیت‌الله طالقانی و ابوالحسن بنی صدر مخالف بودند. به هرحال پس از کش وقوس فراوان سرانجام در روز چهارشنبه، ۲۱ شهریور ۱۳۵۸، به فاصله دو روز پس از مرگ آیت‌الله طالقانی که یکی از سرسخت‌ترین مخالفان ولایت فقیه به شمار می‌آمد، این اصل به تصویب مجلس خبرگان رسید.

مصونیت پارلمانی

مصونیت پارلمانی از انواع مصونیت قانونی است که بر اساس آن اعضای مجالس نمایندگان و مجالس قانون‌گذاری از تبعات قانونی انجام وظایف خود مانند تحت تعقیب دادگاه قرار گرفتن یا اعلام جرم علیه آن‌ها، یا اعمال پلیسی معافند. این مصونیت محدود به دورهٔ نمایندگی نیست و پس از پایان دوره نیز نسبت به اعمالی که در دوران نمایندگی انجام شده، پابرجا می‌ماند. شرایط این مصونیت و شرایط رفع آن در کشورهای مختلف متفاوت است.

فلسفهٔ وضع این مصونیت آن است که نماینده با توجه به شغل خود باید در مقام اظهار و گفتار آزاد باشد چرا که ممکن است در اظهارنظرها و گزارش‌های وی مطالب کذب یا توهین‌آمیز یا تحریک‌کننده راه یابد و عدم وجود مصونیت مخل وظایف نمایندگی او خواهد بود.[۱] چراکه نمایندگان در تصویب برخی قوانین، بیان برخی مطالب و برخی اعمال خود قطعاً در تعارض منافع با برخی مقامات دیگر قرار می‌گیرند و به همین جهت تحت فشار قرار دارند.[۲]

محتویات

    ۱ در ایران
    ۲ اصل تعرض ناپذیری
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

در ایران

در ایران اصل۸۶ قانون اساسی به مصونیت پارلمانی اشاره کرده: «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی‌توان آن‌ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‌اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌اند تعقیب یا توقیف کرد.»

از مواردی که منجر به شکایت از نمایندگان مجلس و بررسی استفاده از این اصل در ایران شده است می‌توان به محکومیت به حبس حسین لقمانیان در سال ۱۳۸۱ اشاره کرد که با عفو لقمانیان از جانب رهبر و بازگشت وی به مجلس پایان یافت. همچنین علی مطهری در نطق پایانی خود در مجلس هشتم از دخالت سپاه در انتخابات مجلس انتقاد کرد که بیان‌شدن احتمال شکایت سپاه از او را در پی داشت و بعدها علیه او از طرف دادستانی اعلام جرم شد. در مجلس نهم حمید رسایی در نطق میان دستور ۲۸ آذر ۱۳۹۱ اظهاراتی در مورد پروندهٔ مهدی هاشمی و آزادی وی با قید وثیقه داشت که با واکنش دادستانی تهران در رد آن مواجه شد و دادستانی اعلام کرد که مراتب را جهت رسیدگی به دادستان ویژه روحانیت اعلام کرده است.[۳]
اصل تعرض ناپذیری

اصل تعرض ناپذیری یا مصونیت از تعرض نقش مکمل مصونیت پارلمانی را دارد و بر اساس آن تعقیب نمایندگان در برابر ارتکاب اعمال خارج از حوزهٔ نمایندگی نیازمند اجازهٔ پارلمان است. در قانون اساسی فرانسه هر نوع تعقیب نمایندگان موکول به اجازهٔ دفتر پارلمان است. رعایت این اصل به مجلس اطمینان خاطر می‌دهد که تعقیب نماینده به دلیل اخلال در کار مجلس نیست. این اصل در بیشتر کشورهای پیرو نظام حقوقی انگلوساکسون وجود ندارد که به دلیل استقلال بسیار زیاد دادگاه‌های آنجاست.[۴]

در اصل ۱۲ قانون اساسی مشروطه این اصل آمده و تعقیب نماینده در مورد فعالیت‌های خارج از حوزهٔ وظایف نمایندگی به اطلاع و تصویب سلب مصونیت وی در مجلس نیاز داشت.[۵] اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین حقی برای نمایندگان به رسمیت شناخته نشده‌است و اصل مربوط به آن در مجلس خبرگان قانون اساسی به دلیل اختلاف نظر زیاد نمایندگان و تعارض با برخی مقررات فقهی تصویب نشد.

مجلس اعیان بریتانیا

مجلس اعیان بریتانیا (به انگلیسی: The House of Lords) یا مجلس لُردها تالار دوم پارلمان بریتانیا به شمار می‌رود. پارلمان بریتانیا از پادشاه، مجلس عوام و مجلس اعیان تشکیل شده‌است. عضویت در مجلس اعیان که زمانی به صورت موروثی در بین خانواده‌های اشراف دارای عنوان اشرافی رواج داشت، پس از یک سری اصلاحات اکنون تنها میان برخی از اعضای مجلس باقی مانده‌است. در اکتبر سال ۲۰۰۹ مجلس اعیان ۷۲۴ کرسی داشت که ۷۸ کرسی بیش از مجلس عوام با ۶۴۶ کرسی بود.

مجلس اعیان، همچون مجلس عوام در کاخ وست‌مینستر تشکیل جلسه می‌دهد. رنگ مشخصه کرسی‌های مجلس اعیان قرمز است.

نمایندگان هر دو مجلس عوام و اعیان مثل نمایندگان مجالس اکثر کشورهای دیگر از مصونیت پارلمانی برخوردارند و به جهت انجام وظایف نمایندگی خود قابل تعقیب از سوی دادگاه نیستند.

مجلس علیا

مجلس علیا (به انگلیسی: Upper house) یکی از دو مجلس در قوهٔ مقننه‌ای نظام‌های سیاسی‌ای است که از نظام دو مجلسی تبعیت می‌کنند؛ مجلس دیگر، مجلس سفلی نام دارد. مجلس علیا اغلب مجلس سنا خوانده می‌شود و از نمونه‌های آن می‌توان به مجلس اعیان بریتانیا اشاره کرد. قوهٔ مقننه‌ای که تنها از یک مجلس تشکیل شده باشد، قوهٔ مقننهٔ تک مجلسی نام‌گذاری می‌شود.[۱]
نام‌های دیگر

    مجلس سنا
    مجلس اعیان
    مجلس علیا
    مجمع فدرال
    مجلس فدرال

سنا

سِنا نوعی مجلس قانون‌گذاری است که اعضای آن را اعیان و اشراف و اشخاص باتجربه و سالخورده تشکیل می‌دهند. در نظام‌های قانون‌گذاری دو مجلسی به مجلس اعلی معمولاً سنا گفته می‌شود.

سنا از واژه لاتین سناتوس (senātus) گرفته شده که از واژه (senex) به معنی مرد سالخورده می‌آید. سناتور به معنی عضو مجلس سنا است.

آگوستوس

گایوس اکتاویوس تورینوس (به لاتین: Gaius Julius Caesar Augustus) از نوادگان برادری ژولیوس سزار که وارث و جانشین او بود و در هنگام مرگ سزار در یونان مستقر بود. اوکتاویوس پس از مرگ سزار و هنگامی که مارکوس آنتونیوس زمام امور رم را بدست گرفت، به رم آمد و به جنگ با او پرداخت. سیسرون سخن‌سرای مشهور رومی در این زمان چهارده خطابه، ضد آنتونیوس و به حمایت اکتاویوس ایراد کرد که بعداً باعث قتل او توسط آنتونیوس (با سکوت اکتاویوس) گردید. در نبردی که در شهر مدن (Modene) میان طرفداران جمهوری به رهبری پانسا و هیریوس دو کنسول روم و اکتاویوس علیه آنتونیوس جانشین خودخوانده سزار رخ داد، ارتش جمهوری پیروز شد . پانسا و هیرویوش کشته شدند و اکتاویوس پیروزی را تصاحب کرد . بعدها انتونیوس ابتدا با لپیدوس سپس با اکتاویوس متحد شدند ، تا علیه آخرین بقایای جمهوری در فیلیپی بجنگند . [۱]

محتویات

    ۱ حکومت سه نفره
    ۲ نبرد با مارکوس آنتونیوس
    ۳ امپراتوری
    ۴ منابع

حکومت سه نفره
نوشتار اصلی: حکومت سه نفره‎


با وساطت لیپیدوس حکمران اسپانیا، اکتاویوس با آنتونیوس مصالحه کرد و این سه تن دومین حکومت سه نفری را تشکیل دادند.

آنان خزانه‌های خویش را سامان دادند و حقوق سپاهیان را پرداخت کردند و اسامی ۳۰۰ سناتور و ۲۰۰۰ بازرگان را برای کشتن اعلام کردندو برای هریک ۲۵۰۰۰ درهم[نیازمند منبع] پاداش قرار دادند و خونبارترین حکومت هراس را در تاریخ روم برقرار کردند. نام سیسرون در صدر فهرست محکومان توسط آنتونیوس قرار داده شد و اکتاویوس واکنشی نشان نداد و سربازان آنتونیوس او را با وضع دردناکی کشتند و سرش را به دار کشیدند.

درسال ۴۲ پیش از میلاد، اکتاویوس و آنتونیوس در تعقیب کاسیوس و بروتوس از کشندگان سزار به مقدونیه رفتند و آنان پس از مدتی مقاومت خودکشی کردند.

اکتاویوس به رم بازگشت اما آنتونیوس از آسیا به مصر رفت و در آنجا به همراه کلئوپاترا به خوش‌گذرانی پرداخت و حتی از پذیرفتن همسرش (خواهر اکتاویوس) نیز خودداری کرد.

اکتاو در ایتالیا مشغول تحکیم استحکامات گردید و چون میانه او و لیپیدوس بر سر سیسیل به هم خورد و لیپیدوس خود را آماده مقاومت در برابر اکتاویوس نمی‌دید، از کار کناره گرفت و امور را به اکتاویوس سپرد.
نبرد با مارکوس آنتونیوس

در این زمان چون مارکوس آنتونیوس در جنگ برابر اشکانیان شکست خورده بود و عده بسیاری از سپاهیان خود را از دست داده بود و به علت نپذیرفتن خواهر اکتاویوس توسط او، روابط او و اکتاویوس به تیرگی گرایید.

در سال ۳۲ پیش از میلاد اکتاویوس با سمت کنسولی فرماندهی کشتی‌های جنگی و سپاهیان رومی را به عهده گرفته و به سوی یونان حرکت کرد تا کار را با آنتونیوس که در یونان بسر می‌برد یکسره کند. در سال ۳۱ پیش از میلاد در ناحیه آکتیوم (Actium)، ساحل غربی یونان، در یکی از قاطع‌ترین نبردهای تاریخ، نیروی دریایی آنتونیوس و ملکه مصر مرکب از ۵۰۰ کشتی جنگی که ۱۰۰٬۰۰۰ پیاده و ۱۲۰۰۰ سوار آن را حمایت می‌کردند، شکست داد.آنتوان و کلئوپاترا به مصر گریختند و اکتاویوس در تعقیب آنان وارد مصر شد. آنتونیوس چون سستی ملکه و نیروهای خود را دید، خودکشی کرد و ملکه هم پس از دستگیری و اسارت این کار را کرد. مصر به فرمان اکتاویوس یکی از ایالات روم گردید.
امپراتوری

اکتاویوس مایل نبود با عنوان سلطنت حکومت کند و با پیشنهاد سنا لقب اگوستوس(Augustus) را که خاص خدایان بود، پذیرفت. او عنوان امپراطور رابه عنوان خود افزود.

اکتاویوس یکی از مهم ترین گستراندگان امپراتوری روم بود . او برای توسعه و حفظ قلمروی روم لژیون های ثابتی را به استخدام روم درآورد و تعدادی زیادی لژیون جدید را تاسیس کرد . وی الگوی نظامی مهمی را بر مبنای تقسیم ارتش روم در بریتانیا ، حوزه راین ، حوزه دانوب ، ارتش فرآت ، ارتش مصر و ارتش آفریقا پدید آورد [۲]

او در سال ۱۴ میلادی و در سن ۷۶ سالگی درگذشت و با جلال و شکوه در مقبره خود در شان دومارس مدفون شد. مجلس سنا برای او لقب آپوتئوز (Apotheose) را تصویب کرد و در ردیف خدایان قرار گرفت.

لژیونر

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. لژیونرها باید شهروند روم و زیر ۴۵سال سن داشته باشند.

یک لژیونر می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود.[نیازمند منبع] یونیفورم یک لژیونر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند.[نیازمند منبع]

اولین ارتش منظم و حرفه‌ای توسط سزار آگوستوس تشکیل داده شد. آگوستوس ارتش را به شیوه زیر مرتب و طبقه‌بندی کرد:

    گارد سلطنتی یا لژیون پریتوریا.
    لژیونهای رومی که از شهرهای رومی دفاع می‌کردند.
    لژیونهای محلی که از تجهیزات لژیونهای رومی برخوردار بودند و در نقاطی دور از زادگاه به مدت ۱۵ سال خدمت می‌کردند.
    نیروی کمکی که از تجهیزات محلی خود بهره‌مند می‌شدند.
    نیروهای محلی که به مدت ۱۵ سال به جنگ و مرزهای روم فرستاده می‌شدند.

قابل ذکر است که مورخین با توجه به اسناد و مدارک موجود تخمین زده‌اند که هر لژیون از ۳۰۰۰ سرباز لژیونر تشکیل شده بود.

روم باستان

شیوه زندگی رومیان

حکومت اولین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ قبل از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، با دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، بود. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین‌های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند.

در دنیای رومی ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که در درون شهرها زندگی می‌کردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی‌ها اعطا شد. تا پیش از ۲۱۲ قبل از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.
خرابه‌های امپراتوری رومیان باستان
نظم اجتماعی روم

جامعه رومی بر اساس طبقات کاملاً مجزا سازماندهی شده بود. این تقسیم‌بندی جامعه در ابتدایی تاریخ روم، در حدود قرن ششم قبل از میلاد آغاز گردید. صاحب امتیازترین و قدرتمندترین شهروندان رومی، اشراف بودند. بسیاری از اشراف از نوادگان مالکین ثروتمند زمین و خانواده‌های سیاست‌مداران انتخاب می‌شدند. سناتورهایی که بر روم حکومت می کردند، از خانواده‌های اشراف ثروتمند بودند. در طبقه اجتماعی بعدی، اسب سوارها (اعضاء گارد سلطنتی) قرار داشتند. این گروه غالباً تجار ثروتمند یا صرافان (بانکداران) بودند. بسیاری از افراد در ارتش روم با دوایر دولتی اجرایی آن خدمت می‌کردند.
توده مردم

بخش اعظم شهروندان رومی، توده مردم بودند، که جزء فقیرترین شهروندان نیز محسوب می‌شدند.
بردگان

در پائین هرم نظام اجتماعی جامعه رومی، بردگان قرار داشتند، که سخت‌ترین و کم اهمیت‌ترین کارها را انجام می‌دادند. رومیها از اسیران جنگی به عنوان برده استفاده می‌کردند. بردگان هیچ گونه آزادی و حق انتخابی نداشتند. حتی در میان بردگان نیز طبقه‌های مختلفی وجود داشت. زندگی سخت روزانه یک برده که در معدنها کار می‌کرد، از زندگی روزانه یک برده تحصیلکرده یونانی که به عنوان یک معلم خصوصی محترم به کودکان رومی تدریس می‌کرد، بسیار فاصله داشت. به هر حال، از اولین قرن میلادی، شرایط زندگی بردگان بهبود پیدا کرد و بسیاری از آن مردان آزادی خود را بدست آوردند.
زبان

زبان مشترک در سراسر امپراتوری روم، زبان لاتین بود. از آنجایی که دیگر کسی به زبان لاتین صحبت نمی‌کند، آنرا «زبان مرده» می‌نامند. به هر حال، بیشتر زبانهای امروزی اروپا، از جمله ایتالیایی، اسپانیایی - فرانسه و رومانیایی، از لاتین گرفته شده‌اند. بسیاری از لغات موجود در زبان انگلیسی نیز از لاتین گرفته شده‌اند.
خانه‌های رومی

رومیان ثروتمند در خانه‌های بزرگ و وسیع شهری زندگی می‌کردند. درشهر پمپی به این خانه ها (ویلا)می گفتد.از بیرون جلوه این خانه‌ها زیاد چشمگیر نبود. زیرا تنها تعداد محدودی درب و پنجره کوچک نرده‌ای داشتند که مانع ورود دزدان می‌شد.
امپراتوری روم

از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری خود کردند. تا قبل از قرن دوم میلادی، رومی‌ها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. موفقیت امپراتوری روم نتیجه استفاده از لژیون‌های بسیار ورزیده و تعلیم دیده و مدیریت بسیار موثر آنها بود که از مرکز پایتخت رم، به خوبی کنترل می‌شد.

در سال ۲۷ قبل از میلاد اکتاویان (۶۳ قبل از میلاد - ۲۴ میلادی)، اکتاویان یا همان اگوستوس سزار، اولین امپراتور روم می‌شود. اگوستوس، که به مدت ۴۰ سال بر امپراتوری روم حکومت کرد، مسئولیت اداره آن را با مجلس سنا (گروهی از مسئولین اداره کننده روم)، تقسیم کرد. او از ارتش روم یک نیروی قوی و آموزش دیده ساخت. روم در طول حکومت او دورانی پر از صلح و شکوه را پشت سر نهاد. اگوستوس همچنین در مورد حفظ موقعیت خود به‌عنوان امپراتور خیلی دقت کرد. او یک گارد محافظ ایجاد کرد که به آنها دستمزد خوبی می‌داد و آنها را گارد پراتور می‌نامید.
سنای روم
کالیگولا

اولین امپراتورهای رومی اعضاء خانواده اگوستوس بودند. گایوس سزار (۱۲ - ۴۱ میلادی)، که به کالیگولا (به معنی پوتینهای کوچک) معروف بود، در سال ۳۷ میلادی به امپراتوری رسید. سربازان ارتش، که پدرش فرماندهی آنان را به عهده داشت، نام مستعار کالیگولا را به او دادند، چرا که او پوتین‌های سربازی کوچکی به پا می‌کرد.
امپراتور دیوانه

بعد از آنکه کالیگولا امپراتور شد، سلامتی عقل خود را از دست داد. یکی از وقایعی که توسط تاریخ نگار رومی سیوتاتیوس (۶۹ - ۱۰۴ میلادی) ثبت شده‌است، توضیح می‌دهد که کالیگولا به ارتش بسیار آموزش دیده و قدرتمند خود دستور داد در ساحل دریا صدف حلزون جمع کنند. او به اسب مورد علاقه خود لقب کنسول (عنوان یکی از مسئولین رده بالای روم)، داده بود. وی همچنین با خواهر خود، «دروسیلا» ازوداج کرد، اما بعداً او را کشت. اعضاء گارد محافظ او (پراتورها) در سال ۴۱ میلادی، او را به قتل رسانند.
نرون

آخرین امپراتوری که به خانواده اگوستوس تعلق داشت، نرون (۳۷ - ۶۸ میلادی) بود. در سال ۵۴ میلادی، مادر جاه طلب او، آگویپینا (۱۵ - ۵۹ میلادی)، شوهر دوم خود را مسموم کرد. شوهر امپراتور کلودیوس (۱۰ قبل از میلاد تا ۵۴ میلادی) بود. در نتیجه پسر ۱۷ ساله او جانشین پدر شد. بعد از آغاز امیدوار کننده حکومت او، نرون بی نهایت بی رحم و فاسد شد. وقتی آگویپینا در زندگی خود سرانه فرزندش دخالت کرد، نرون او را کشت. او به خاطر ضیافت‌های وحشی خود و توهم او در مورد استعدادش در شعر و موسیقی، شهرت داشت!
رم در آتش

در سال ۶۴ میلادی، آتش سوزی بزرگی شهر رم را نابود کرد. نرون تظاهر کرد که قصد داشته تا شهر رم را با طرح جدیدی بازسازی کند. بسیاری از مردم رم عقیده دارند که خود نرون عمداً آتش سوزی را آغاز کرده‌است. اما به هر حال، نرون گروه مذهبی جدید، یا مسیحیان را مقصر دانست و آنها را کشت. مخالفان حکومت نرون آنقدر قدرت گرفتند که او را مجبور کردند در سال ۶۸ میلادی، خود کشی کند.
مجسمهٔ رومی
سال چهار امپراتور

در سال بعد از مرگ نرون، ۴ امپراتور بر سر کار آمدند. یک فرمانده نظامی به نام گالبا (۳ قبل از میلاد تا ۶۹ میلادی)، ابتدا قدرت را در دست گرفت. گالبا به‌وسیله گارد پراتور، کشته شد. این گارد اتو (۳۲ - ۶۹ میلادی)، (حاکم استان رومی اسپانیا) را به عنوان امپراتور اعلام کرد. لژیون روم که در آلمان مستقر بود، با شنیدن این خبر، فرمانده خود وتیلیوس (۱۵ - ۶۹ میلادی)، را به عنوان امپراتور معرفی کردند. وسپاسیان (۹ - ۷۹ میلادی)، یک فرمانده رقیب، وارد رم شد. او وتیلیوس را کشت و خود امپراتور شد.
انتخابات جانشین

وسپاسیان سنتی را ایجاد کرد که بر اساس آن، یک امپراتور حاکم در طول حکومت خود جانشین خود را انتخاب می‌کرد. و سپاسیان نظم را به روم بازگرداند. او همچنین یک برنامه ساختمان سازی که شامل استادیوم ورزشی رم بود، آغاز کرد. ساخت این آمفی تئاتر بزرگ که سرگرمیهای عمومی در آن اجرا می‌شد، در طول حکومت فرزند وسپاسیان، تیتوس (۳۹ - ۸۱ میلادی)، که بعد از پدرش به امپراتوری رسید، پایان یافت.
امپراتوری استانی

در قرن دوم میلادی، خانواده‌های حاکم روم، صاحب نفوذ کمتری در امر انتخاب امپراتور بودند. شهروندان استان‌های رومی شروع به اشغال پستهای عالی رتبه در دولت و ارتش، کردند. امپراتورهای بعدی روم از استان‌های درون امپراتوری روم، انتخاب می‌شدند.
تراژان

امپراتور تراژان (۵۳ - ۱۱۷ میلادی) در یکی از استان‌های روم به نام آیبیریا «اسپانیای امروز) به دنیا آمد. او یک فرمانده نظامی بزرگ بود و در طول حکومتش، امپراتوری روم از نظر وسعت به اوج خود رسید. وی پیروزیهای نظامی خود را با ساخت بناهای یادبود (ستونهای تراژان)، جشن می‌گرفت. این ستونها به‌وسیله مجسمه‌هایی که پیروزیهای معروف او را نشان می‌دادند، تزئین شده بودند.
هادریان

پسر خوانده تراجان، هادریان (۷۶ - ۱۳۸ میلادی) بعد از او به امپراتوری روم رسید. هادریان بیشتر دوران حکومتش را به مسافرت در استان‌های مختلف امپراتوری روم گذراند. او موانع ثابتی در مقابل حمله بربرها که به این سرزمینها روم حمله می‌کردند، بنا کرد. نمونه چنین بناهای دفاعی، دیوار هادریان، هنوز در شمال غربی انگلیس باقی‌مانده‌اند. هادریان همچنین تغییرات زیادی ایجاد کرد که اداره امپراتوری روم را آسان تر می‌کرد.
لژیونر رومی

ارتش روم از سربازانی به نام لژیونر تشکیل می‌شد. یک لژیونر خیلی ورزیده بود. او می‌توانست در یک روز ۳۲ کیلومتر (۲۰ مایل) در حالیکه یک بسته به وزن ۴۰ کیلو گرم حمل می‌کرد، راه برود. یونیفورم یک لژیوتر او را در نبردها محافظت می‌کرد، و در عین حال به او امکان می‌داد که به آسانی حرکت کند. لژیونر های رومی به دو دسته تقسیم میشد: 1_ لژیونر های ساده. 2_لژیونر های عقاب. وجود لژیونر های عقاب باعث آرامش واحد های اطراف میشد,ژنرالی که یک لژیون عقاب را در جنگ از دست میداد محبوبیت خود و خاندانش را در مجلس سنا از دست میداد.
واحد ارتش

«قرن»، واحد ارتش روم بود. هنگامی که در سال ۳۴۰ قبل از میلاد ارتش روم تشکیل شد. یک قرن شامل ۱۰۰ سرباز می‌شد. وقتی فرمانده نظامی رومی، کابوس ماریوس (۱۵۷ - ۸۶ قبل از میلاد) ارتش روم را در سال ۱۰۰ قبل از میلاد، دوباره سازماندهی کرد، تعداد افراد را در یک قرن به۸۰ نفر کاهش داد. دلیل این کاهش چنین بیان می‌شد که یک گروه کوچک‌تر، آسان تر کنترل می‌شد. واحد لژیونر عقاب 120 نفر بود.

الفبای لاتین

الفبای لاتین که الفبای رومی نیز خوانده می‌شود، پر استفاده‌ترین خط الفبایی در دنیا می‌باشد. سرچشمهٔ این خط بنا به باور پژوهندگان، به خط اقوام اتروسک که ساکنان اولیه ایتالیا بودند، مربوط می‌شود. این خط از گونه‌های غربی الفبای یونانی برگرفته شد و نخستین بار در روم باستان برای نوشتن زبان لاتین به کار رفت. پس از سدهٔ یکم پس از میلاد در الفبای لاتین قواعد زیبایی‌شناسی ویژه‌ای پدیدار گشت. این امر نخست در کتیبه‌ها و سپس با تغییرات جزیی در کتب تحقق یافت.

زبان‌های سلتی

سِلتی که کِلتی یا کلتیک (Celtic) نیز نامیده می‌شود، نام گروهی از زبان‌های همخانواده در قاره اروپا است.

این گروه از خانواده زبان‌های هند و اروپایی، از نظر تاریخی و جغرافیایی، به دو بخش قاره‌ای و جزیره‌ای تقسیم می‌شود. بخش نخست (قاره ای) اکنون منسوخ شده، اما بخش جزیره‌ای کمابیش بکار رفته و زیرگروه‌های زیر را دربر می‌گیرد:

۱) بریتونی (Brythonic): شامل زبان‌های برِتون (Breton)، کورنی (Cornish)، و ولزی (Welsh).

۲) گالیک (Gaelic): شامل زبان‌های گِیلیک ایرلندی، گالیک اسکاتلند، اِرس (Erse)، و مانکس (Manx).

تا سده پنجم میلادی از زبان‌های سلتی، بویژه زبان گالیک، در سراسر اروپای غربی استفاده می‌شده است. اما امروزه دانش ما دربارهٔ این زبان‌ها محدود به آن چیزی است که در جزیره‌های بریتانیا و ایرلند باقی مانده است.

بطور کلی، زبان‌های سلتی آوای /p/ موجود در زبان‌های هند و اروپایی را حذف کرده است. برای نمونه، porcus که در زبان لاتین یعنی خوک، و بشکل‌های porc و pork وارد زبان‌های اروپایی شده، در زبان‌های سلتی بشکل orc درآمده است.

دو جنس (مونث و مذکر) در زبان‌های سلتی وجود دارد و صفت معمولاً پس از اسم می‌آید. در این زبان‌ها (همانند برخی دیگر از زبان‌های هند و اروپایی) از اسم فعل بجای صفت فاعلی استفاده می‌شود. جمله‌ها همیشه با فعل آغاز می‌شوند و کارگزار در جمله با استفاده از مجهول غیرشخصی بیان می‌شود. برای شناختن کارگزار، به بخش معناشناسی مراجعه کنید.

همه زبان‌های سلتی، امروزه برای نوشتن از الفبای لاتین استفاده می‌کنند.
نمونه زبان‌ها
ولزی     کورنی     برتونی     ایرلندی     گالیک اسکاتلندی     مانکس     فارسی
gwenynen     gwenenen     gwenanenn     beach     seillean, beach     shellan     زنبور
cadair     kador     kador     cathaoir     cathair     caair     صندلی
caws     keus     keuz     cáis     càis(e)     caashey     پنیر
tu fas, tu allan     yn-mes     er-maez     amuigh     a-muigh     mooie     بیرون
cwympo     kodha     kouezhañ     tit(im)     tuit(eam)     tuitt(ym)     افتادن
gafr     gaver     gavr     gabhar     gobhar     goayr     بز
tŷ     chi     ti     teach, tigh     taigh     thie     خانه
gwefus     gweus     gweuz     liopa     bile, lip     meill     لب
aber     aber     aber     inbhear     inbhir     inver     خور (دهانه رود)
rhif, nifer     niver     niver     uimhir     àireamh     earroo     شماره
gellygen, peren     peren     perenn     piorra     peur/piar     peear     گلابی
ysgol     skol     skol     scoil     sgoil     scoill     مدرسه
ysmygu     megi     mogediñ     tobac a chaitheamh     smocadh     toghtaney/smookal     دود کردن
seren     steren     steredenn     réalta     reul     rollage     ستاره
heddiw     hedhyw     hiziv     inniu     an-diugh     jiu     امروز
chwibanu     hwibana     c'hwibanat     feadaíl     fead     fed     سوت زدن
chwarel     mengleudh     mengleuz     cairéal     coireall, cuaraidh     quarral     معدن سنگ
llawn     leun     leun     lán     làn     lane     پر
arian     arhans     arc'hant     airgead     airgead     argid     نقره
arian     mona, arhans     moneiz     airgead     airgead     argid     پول

زبان‌های هندواروپایی

زبان‌های هندواروپایی یک خانوادهٔ زبانی متشکل از چند صد زبان و گویش مرتبط است. بیشتر زبان‌های مردمان ساکن قارهٔ اروپا، فلات ایران، آسیای میانه و شبه قاره هند از جملهٔ زبان‌های هندواروپایی هستند.

شمار هندواروپایی‌زبان‌ها در سراسر دنیا به حدود ۳ میلیارد نفر می‌رسد. به این ترتیب، گویشوران زبان‌های هندواروپایی سخنوران بزرگ‌ترین خانوادهٔ زبانی شناخته‌شده در دنیای امروزند.

نظریه زبان‌های هندواروپایی در قرن هجدهم توسط سر ویلیام جونز زبان‌شناس و خاورشناس انگلیسی مطرح شد. وی با اشاره به شباهت‌های زبان‌های سانسکریت، یونانی، و لاتین به یکدیگر نتیجه گرفت که آن‌ها بایستی از یک زبان مشترک منشاء گرفته باشند که احتمالا زبان‌های فارسی، آلمانی و سلتی هم از همان زبان ریشه منشعب شده‌اند.[۱]
گسترهٔ جغرافیایی هندواروپایی‌زبان‌ها در آسیا و اروپا

خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی یکی از خانواده‌های زبانیِ جهان و البته از بزرگ‌ترین‌های آن‌هاست. بیشتر مردم جهانِ امروز، به‌عنوان زبان مادری یا زبان دوم، می‌توانند به یکی از زبان‌های این خانواده سخن بگویند.

محتویات

    ۱ کشفِ مفهومِ خانوادهٔ زبانی
    ۲ خاستگاه
    ۳ نامِ هندواروپایی
    ۴ وضعِ زبان‌های هندواروپایی در جهان امروز
    ۵ شاخه‌ها
    ۶ جدول واژه‌های زبان‌های هندواروپایی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

کشفِ مفهومِ خانوادهٔ زبانی

سر ویلیام جونز (Sir William Jones) در سال ۱۷۸۶ در انجمن سلطنتی مطالعات آسیایی در کلکته خطابه‌ای مشهور ایراد کرد که نقطهٔ عطف در زبان‌شناسی تاریخی به شمار می‌رود.

بخشی از این خطابه را علی‌محمد حق‌شناس در کتاب «تاریخ مختصر زبان‌شناسی» چنین ترجمه کرده‌است :

« زبان سانسکریت پیشینه باستانی‌اش هر چه باشد ساختاری شگفت‌انگیز دارد، کمال‌یافته‌تر از یونانی است، سترگ‌تر از لاتین است و ظریف‌تر از هر دوی آنهاست؛ با این همه هر دو، چه به لحاظ ریشه‌های فعل و چه به لحاظ صیغه‌های دستوری، شباهتی و قرابتی بسیار نزدیک‌‌تر و قوی‌تر از آن دارد که زاده بخت و اتفاق بتواند بوده باشد؛ شباهتی چندان نزدیک و چنان قوی که هیچ لغت‌شناس تاریخی نمی‌تواند به سنجش و آزمون سانسکریت و یونانی و لاتین بپردازد و آنگاه بدین نکته باور نیاورد که این هر سه می‌باید از سرچشمه‌ای یگانه نشات گرفته باشند؛ سرچشمه‌های یگانه که شاید دیگر اکنون موجود نباشد. دلیلی دیگر هم هست. هرچند نه بدان محکمی که بر اساس آن می‌توان چنین فرض کرد که زبان‌های گوتیک و سِلتی و فارسی نیز خاستگاهی یگانه با سانسکریت دارند. »

تاکید جونز بر خویشاوندی زبان‌های سانسکریت ، لاتین ، یونانی و زبان‌های ژرمنی، سِلتی و زبان‌های ایرانی ، روش تازه‌ای را در مطالعات زبان‌شناسی پدید آورد.

عبارتِ «سرچشمه‌های یگانه که شاید دیگر اکنون در وجود نباشد» جرقّه‌ای بنیادین بود که مشعلی تابناک در غارِ تا-آن-زمان-تاریکِ زبان‌شناسیِ تاریخی برافروخت.

معیارهایی علمی توسعه یافت که بر پایه‌‌ی آن‌ها، زبان‌ها در خانواده‌هایی زبانی گنجانده می‌شدند و در این خانواده‌ها، بسته به میزان همانندی‌ها، نسبت‌هایی دور یا نزدیک با هم می‌یافتند. بر این اساس خانواده‌هایِ زبانیِ بسیاری در جهان شناسایی شدند.

اما «سرچشمه یگانه» زبان‌هایی که جونز بدان‌ها پرداخته زبانی است که هندواروپایی نام گرفت. این بدان معناست که خانواده‌‌ی زبان‌هایِ هندواروپایی تنها یکی از خانواده‌هایِ زبانی جهان است.

هیچ اثر نوشتاری از این زبان در دست نیست؛ امّا بر پایه‌یِ اصول دانش زبان‌شناسی تاریخی آن را با مطابقت دادنِ زبان‌هایِ نو و کهنِ این خانواده بازسازی کردند.
خاستگاه

زبان‌های هندو-اروپایی گروهی از زبان‌های خویشاوند هستند که از هند تا به اروپا گسترده شده‌اند.

در مورد خاستگاه خانوادهٔ زبان هندو-اروپایی دو فرضیهٔ رقیب وجود دارد. دیدگاه مرسوم که ریشهٔ این خانوادهٔ زبانی را به ۶٬۰۰۰ سال پیش و استپ‌های پونتیک را فرض می‌کند. دیدگاه نوین ادعا می‌کند ریشهٔ این خانوادهٔ زبانی به ۸٬۰۰۰ تا ۹٬۵۰۰ سال پیش و به منطقهٔ آناتولی تعلق دارد که با گسترش کشاورزی این زبان نیز در گسترش یافت.[۲] [۳]

بر اساس دیدگاه مرسوم، مادر این زبان‌ها هزاره چهارم پیش از میلاد در ناحیه‌ای واقع در شمال دریای سیاه میان اقوام نیمه چادرنشین رایج بوده‌است، و در اثر مهاجرت اقوام گوناگون رفته‌رفته آن زبان انشقاق و انشعاباتی یافته و از هند تا اروپا گسترده شده‌اند.[۴]
نامِ هندواروپایی

نامِ هندواروپایی به این دلیل برایِ این زبانِ فرضی برگزیده شد که این مردمان پس از مهاجرت‌های بزرگ خود، در سرزمین‌هایی از هند تا اروپا سُکنی گزیدند.

از این رو نامِ این دو منتهی الیه جغرافیایی که به این شکل در کنارِ هم قرار داده می‌شد برای آن مردم و زبانِ فرضیشان در نظر گرفته شد.

پژوهش‌گرانِ آلمانی که نقشی اساسی در بالاندن این دانش داشتند، نامِ هندوژرمنی ( Indogermanisch) را برای این مفهوم به کار می‌برند. استدلال آنها این است که در یک سویِ این حوزه‌یِ جغرافیایی زبان‌های شاخه‌یِ هندی و در سویِ دیگر ایسلندی صحبت می‌شود که زبانی از شاخه‌یِ ژرمنی است؛ پس نامِ هندوژرمنی، می‌تواند به گونه‌ای دیگر گویایِ طیف زبانیِ این خانواده‌یِ بزرگ باشد.

پیش‌تر نامِ آریایی نیز برای این خانواده‌یِ زبانی کاربرد داشت. در حالی که زبان‌هایِ آریایی یا هندوایرانی ، فقط یکی از شاخه‌هایِ خانواده‌یِ بزرگِ هندواروپایی را شکل می‌دهند؛ یعنی کاربرد این نام برایِ کلِ خانواده نادرست است. امروزهِ نامِ آریایی فقط به همان شاخه هندوایرانی اطلاق می‌گردد.
وضعِ زبان‌های هندواروپایی در جهان امروز

امروزه بیشتر سطحِ زمین، زیرِ پایِ مردمانی است که یا زبانشان هندواروپایی‌ست و یا یک زبانِ هندواروپایی زبانِ رسمیِ سرزمینشان است؛ یعنی یا خود از نژادی هندواروپایی نیستند یا نژادِ پیش از آمدنِ هندواروپایی‌ها رفته‌رفته در میانِ زبان و نژادِ هندواروپایی تحلیل رفته. این بدان دلیل است که مردمانِ هندواروپایی در تسخیر سرزمین‌هایِ دیگر موفّق‌تر از دیگران بوده‌اند.

این مسأله به نابودی یا نَوان‌شدگیِ دیگر خانواده‌هایِ زبانیِ انجامیده. برایِ نمونه زبانِ عیلامی/ ایلامی که زبانی مستقل بوده‌است، یعنی زبانی دیگر یافت نشده که با آن در یک خانواده جای داده شود، امروزه جایِِ خود را به زبان‌های ایرانی داده که خود از زبان‌هایِ هندواروپایی‌اند. یکی از زبان‌هایِ رسمیِ سلسله ایرانیِ هخامنشی، عیلامی/ ایلامی بوده‌است.

به‌عنوانِ نمونه دیگر، می‌توان زبان‌هایِ پرشمار سرخ‌پوستانِ آمریکا را مثال آورد، که تا سرحدِ مرگ به دست انگلیسی، اسپانیایی، پرتغالی و فرانسوی، که هر چهارتایشان هندواروپایی هستند، ضعیف گشته یا به‌کل، از میان رفته‌اند.
شاخه‌ها
شاخه‌های زبان‌های هندواروپایی.

    زبان‌های آناتولیایی یا آناتولی

        زبان هیتی یا هیتّی (انگلیسی: Hittite) :

        این زبان از مهم‌ترین زبان‌ها در مطالعه‌هایِ هندواروپایی است. سندهای بسیاری از آن به جا مانده که پیشینه‌یِ برخی به ۱۳۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد؛ یعنی از وداها نیز کهن‌ترند و به این ترتیب، کهن ترین سندهایِ خوانده‌شده‌یِ هندواروپایی هستند. به دلیل‌هایِ برشمرده، هیتی در بازسازی زبانِ هندواروپاییِ مادر بسیار پراهمّیت بوده‌است.

        زبان لوویایی (انگلیسی: Luwian)

        زبان لیدیایی (انگلیسی: Lydian)

    زبان‌های تُخاری :

    تُخاری در متن‌هایی مشاهده گردیده که به سده‌یِ هفتم پس از میلاد برمی گردند و در آسیای مرکزی از خاک بیرون کشیده شده‌اند. از زبان‌هایِ منفردِ هندواروپایی‌ست؛ یعنی در شاخه‌یِ تُخاری تنها زبانِ تُخاری وجود دارد.

    زبان‌های هندوایرانی یا آریایی

        زبان‌های ایرانی
        زبان‌های هندوآریایی
        داردی
        نورستانی

    زبان‌های هِلِنی
    زبان‌های ایتالی

        زبان‌های اوسکواومبری
        زبان‌های لاتین‌وفالیسکی

    زبان اَرمَنی
    زبان‌های بالت‌واسلاوی
    زبان‌های ژِرمَنی

        زبان‌های ژرمنی غربی
        زبان‌های ژرمنی شمالی (اسکاندیناویایی)
        زبان‌های ژرمنی شرقی:

        زبان‌های عضو این گروه همگی زبان‌هایی مرده‌اند.

    زبان آلبانیایی
    زبان‌های سِلتی