اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نی‌نامه

نی‌نامه نامی است که به ۱۸ بیت نخست دفتر اول مثنوی معنوی نوشتهٔ مولانا جلال‌الدین محمد بلخی داده‌اند. این ابیات چکیده‌ای از مفهوم ۶ دفتر مثنوی است.[۱][۲]

محتویات

    ۱ مضمون
    ۲ متن نی‌نامه
    ۳ منابع
    ۴ مطالعه بیشتر

مضمون

مضمون اصلی ابیات نی‌نامه این است که تخلی نفس که موجب رسیدن به قابلیت دریافت عنایات غیبی است جز با وساطت و اشارت اشخاصی که مظهر نور خدا هستند میسر نخواهد بود.[۳]
متن نی‌نامه

[۴]
بشنو از نِی چُون حکایت می‌کند         از جُدایی‌ها شکایت می‌کند
کَز نیستان تا مرا بُبریده‌اند         از نَفیرم مرد و زن نالیده‌اند
سینه خواهم شَرحه‌شَرحه از فِراق         تا بگویم شرحِ دردِ اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش         بازجوید روزگارِ وصلِ خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم         جُفت بدحالان و خوش‌حالان شدم
هر کسی از ظَنِ خود شد یارِ من         از درون من نَجُست اسرارِ من
سِرِ من از نالهٔ من دور نیست         لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست         لیک کس را دید جان دستور نیست
آتش است این بانگ نای و نیست باد         هر که این آتش ندارد، نیست باد
آتش عشق است کَاندَر نِی‌فُتاد         جوشش عشق است کَاندر مِی فُتاد
نی حریف هر که از یاری برید         پرده‌هایش پرده‌های ما درید
همچو نی زَهری و تَریاقی که دید؟         همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟
نی حدیث راه پُرخون می‌کند         قصه‌های عشق مجنون می‌کند
محرم این هوش، جز بی‌هوش نیست         مَر زبان را مُشتری جُز گوش نیست
در غم ما روزها بی‌گاه شد         روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو: رو باک نیست         تو بمان، ای آن که چون تو پاک نیست
هرکه جز ماهی زِ آبش سیر شد         هرکه بی روزیست روزش دیر شد
درنَیابَد حالِ پُخته هیچ خام         پس سُخن کوتاه باید، وَِالسَلام

جامی

نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی (۲۴ آبان ۷۹۳- ۲۷ آبان ۸۷۱)، (۲۳ شعبان ۸۱۷ – ۱۷ محرم ۸۹۸ ه‍ ق) ملقب به خاتم الشعرا شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نام‌دار ایرانی سده ۹ قمری است.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ اعتقادات مذهبی
    ۳ آثار جامی
        ۳.۱ آثار منثور
    ۴ پانویس
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پیوند به بیرون

زندگی

از طرف پدر نسبش به محمد بن حسن شیبانی، فقیه معروف حنفی سده ۲ قمری می‌رسد. خراسان کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب قضاوت یافت و ماندگار شد.[۱]

روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در خرگرد جام، که در آن زمان یکی از تبعات هرات بود در کنار پدرش سپری شد. در حدود سیزده سالگی همراه پدرش به هرات رفت و در آنجا اقامت گزید؛ در همانجا به تعلم و تعلیم پرداخت و قسمت عمده حیاتش نیز در همانجا به سر آمد[۲] و از آن زمان به جامی شهرت یافت. وی در شعر ابتدا دشتی تخلص می‌کرد، سپس آن را به جامی تغییر داد که خود علت آن را تولدش در شهر جام و ارادتش به شیخ الاسلام احمد جام ذکر کرده‌است.[۱]

جامی مقدّمات ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت و چون خانواده‌اش شهر هرات را برای اقامت خود برگزیدند، او نیز فرصت یافت تا در مدرسه نظامیه هرات که از مراکز علمی معتبر آن زمان بود، مشغول به تحصیل شود و علوم متداول زمان خود را همچون صرف و نحو، منطق، حکمت مشایی، حکمت اشراق، طبیعیات، ریاضیات، فقه، اصول، حدیث، قرائت، و تفسیر به خوبی بیاموزد و از محضر استادانی چون خواجه علی سمرقندی و محمد جاجرمی استفاده‌کند.

در این دوره بود که جامی با تصوّف آشنا و مجذوب آن شد به‌طوریکه در حلقه مریدان سعدالدین محمد کاشغری نقشبندی درآمد و به تدریج چنان به مقام معنوی خود افزود که بعد از مرگ مرشدش (۸۶۰ ه‍ ق برابر با ۱۴۵۵ م) خلیفه طریقت نقشبندیه گردید. پس از گذشت چند سالی جامی راه سمرقند را در پیش گرفت که در سایه حمایت پادشاه علم دوست تیموری الغ بیگ به کانون تجمّع دانشمندان و دانشجویان تبدیل شده بود. در سمرقند نیز نورالدّین توانست استادانش را شیفته ذکاوت و دانش خود کند. او که سرودن شعر را در جوانی آغاز کرده و در آن شهرتی یافته بود، با تکیه زدن بر مقام ارشاد و به نظم کشیدن تعالیم عرفانی و صوفیانه به محبوبیتی عظیم در میان اهل دانش و معرفت دست یافت.
مزار عبدالرحمان جامی در شمال غربی شهر هرات

جامی به افتادگی و گشاده‌رویی معروف بود و با اینکه زندگی‌ای بسیار ساده داشت و هیچ گاه مدح زورمندان را نمی‌گفت، شاهان و امیران همواره به او ارادت می‌ورزیدند و خود را مرید او می‌دانستند. جانشینان الغ بیگ خصوصاً سلطان حسین بایقرا و امیر او علیشیر نوایی تا آخر عمر او را محترم می‌داشتند و اوزون حسن آق قویونلو، سلطان محمّد فاتح پادشاه عثمانی و ملک الاشراف پادشاه مصر از ارادتمندان او بودند.

جامی سرانجام در سن ۸۱ سالگی در شهر هرات درگذشت. آرامگاه او در حال حاضر در شمال غربی شهر هرات واقع و زیارتگاه عام و خاص است.
اعتقادات مذهبی

بر اساس نسب و طریقت نقشبندیه و نوشته‌های جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده اما چون همه اهل سنت در حب اهل بیت محمد سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را شیعی دانسته‌اند؛ عده‌ای نیز او را متمایل به عقاید اشاعره و فقهای شافعی دانسته‌اند. در کتاب شواهدالنبوه جامی از خلفای چهارگانه با ادب و احترام بسیار یاد برده و ایشان را بر اهل بیت مقدم داشته، و احادیثی که در فضائل آنان به پیغمبر منسوب است همه را نقل کرده و به فارسی برگردانده‌است. با این حال جامی در مدح ائمه شیعه از جمله علی، حسن و حسین و نیز سجاد اشعاری سروده‌است[نیازمند منبع] و ایشان را به صدق و عدل و شجاعت ستوده‌است. اما آن‌چه جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل سروده بود، مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با عبدالرحمن بن ملجم قیاس کرد.[نیازمند منبع]
آن امام به حق ولی خدا         کاسدالله غالبش نامی
دو کس او را به جان بیازردند         یکی از ابلهی یک از خامی
هر دو را نام عبدرحمانست         آن یکی ملجم این یکی جامی

در شعر دیگر می فرمایید
شیر خدا شاه ولایت علی         صیقلی شرک خفی و جلی
روز احد چون صف هیجا گرفت         تیر مخالف به تنش جا گرفت

هر چند از نظر خود او، رفض اگر حبّ آل محمّد باشد، درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد، مذموم است و سپس گفته‌است مذهب «رفض» چون خواه و ناخواه به چنین بغضی می‌کشد، ناپسندیده‌است. دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که لشکر صفوی دستور یافتند در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که مولانا هاتفی خواهر زاده جامی در این وصف الحال شعری هم دارد.
آثار جامی

از جامی ده‌ها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبان‌های فارسی و عربی به یادگار مانده‌است

۱- آثار منظوم: جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کرده‌است:

    دیوان‌های سه گانه شامل قصاید و غزلیات و مقطعات و رباعیات

جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از امیر خسرو دهلوی در سه قسمت زیر مدون نمود:

الف) فاتحة الشباب (دوران جوانی)

ب)واسطة العقد (اواسط زندگی)

ج) خاتمة الحیاة (اواخر حیات)

دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال ۸۸۴ تدوین و تنظیم کرده‌است. قصاید جامی در توحید و نعت پیامبر اسلام و صحابه و اهل بیت و نیز مطالب عرفانی و اخلاقی‌است. جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سروده‌است. غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمی‌کند و اکثراً عاشقانه یا عارفانه‌است.

از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقی‌است که یا محتوی مسائل عرفانی‌است و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانه‌ای در آن نهفته‌است. دیوانی نیز به نام دیوان بی‌نقاط از جامی به‌جای مانده که در تمامی واژه‌های آن هیچ حرف نقطه‌داری استفاده نشده‌است.[۳]

    هفت اورنگ که خود مشتمل بر هفت کتاب در قالب مثنوی است.

مثنوی اول سلسلة الذهب به سبک حدیقةالحقیقه سنایی و در سال ۸۸۷ سروده شده‌است، در این مثنوی از شریعت، طریقت، عشق و نبوت از دیدگاه عرفانی سخن رفته‌است.

مثنوی دوم سلامان و ابسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلوست و در سال ۸۸۵ تألیف شده‌است. حکایت سلامان و ابسان نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورد.

مثنوی سوم تحفة الاحرار نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده‌است. در این کتاب اشارت‌هایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری آمده‌است. در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامه‌ای نگاشته‌است که در آن از جوانی خود یاد کرده‌است.

مثنوی چهارم سبحةالابرار و آن نیز مثنوی تعلیمی‌است که در سال ۸۸۷ سروده شده‌است و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل، رضا و حب آمده‌است.

مثنوی پنجم یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخر گرگانی است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز می‌شود. در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره برده‌است. تاریخ تألیف این کتاب را سال ۸۸۸ هجری دانسته‌اند.

مثنوی ششم لیلی و مجنون مثنوی عشقی‌است که به وزن لیلی و مجنون نظامی و امیرخسرو دهلوی ساخته شده‌است.این مثنوی بنابر گفته خود شاعر در پایان داستان که می‌گوید:کوتاهی این بلند بنیاد بر هشتصد و نه فتاد و هشتاد ور تو به شمار آن بری دست باشد سه هزار و هشتصد و شصت در ۳۸۶۰ بیت و در سال ۸۸۹ ه ق. نوشته شده است. از این تعداد ابیات ۳۱۰ بیت باب‌های کلاسیک( حمد، نعت، معراج و سبب نظم کتاب) است و ۳۵۵۰ بیت متن داستان را تشکیل می‌دهد. این مثنوی تقلیدی از مثنوی لیلی و مجنون نظامی است و در همان وزن سروده شده، بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف یا مقصور( مفعول مفاعلن فعولن) و خاقانی نیز در این وزن( تحفه العراقین) را سروده است. آغاز مثنوی با حمد، نعت، معراج، در معنی عشق صادقان و صدق عاشقان، سبب نظم کتاب و در ذکر بعضی از رفتگان از دایره ی ماه و سال شروع می‌شود. اصل داستان برخاسته از میان اعراب است و داستان دو دلداده عاشق است به نام «قیس» از قبیله بنی عامر و «لیلی» دختری از یکی از قبایل ملک عرب. پدر مجنون از ثروتمندان و بزرگان قبیله ی بنی عامر است که ده پسر دارد که کوچکترین آنها قیس است که برای پدر و تمام خانواده بسیار عزیز است و بسیار زیبا و خوش چهره است و در سن۱۴ سالگی و در حالی که نوجوانی بیش نبوده از همان دوران نوجوانی آنطور که در قبیله و در میان اعراب رسم بوده به دنبال معشوقه ی خود سوار بر اسب هرروز به قبایل اطراف می‌رفت و دنبال شخص مورد نظرش می‌گشت. یک روز از قبیله‌ای می‌گذشت از دور تعدادی دختر زیبارو می‌بیند که دور هم نشسته‌اند و یکی از آنان از همه زیباتر بود، قیس وقتی آنان را می‌بیند به طرفشان می‌رود و آنکه از همه زیباتر بود جویای نامش می‌شود و می‌گویند اسمش« کریمه» است. قیس چند لحظه‌ای با کریمه هم صحبت می‌شود و دل به او می‌بندد در همین لحظه جوانی بسیار زیبا و خوش اندام از دور می‌آید با دیدن آن جوان دختران و از جمله کریمه به سمت آن جوان می‌روند و قیس با دیدن این صحنه سریع از آنجا دور می‌شود و هرچقدر دختران به دنبالش می‌آیند و اصرار می‌کنند بر نمی‌گردد و با خود می‌گوید خوبان و زیبارویان همگی بی وفایند و نباید به آنان دل بست. بعد از آن درحالی که قیس از آن اتفاق ناراحت است به او خبر می‌دهند که اگر واقعا دنبال معشوق است در فلان قبیله زیبارویی وجود دارد که زیباییش شهره عام و خاص است و در بین قبایل عرب هواخواهان زیادی دارد و آنقدر از لیلی تعریف می‌کنند که قیس تصمیم می گیردبه دیدن اوبرود. قیس به آنجا می‌رود و از دور که او را می‌بیند او را بسیار فراتر از آن چیزی می‌بیند که برایش تعریف کرده‌اند. این زیبارو کسی نیست جز لیلی. قیس و لیلی با هم آشنا می‌شوند و در همان زمان اندک به شدت دلبسته ی هم می‌شوند و قیس احساس می‌کند که نیمه ی گمشده اش را یافته. آن دو مدتی با هم صحبت می‌کنند و پس از آن با ناراحتی از هم جدا می‌شوند و از همان لحظه هردو به امید دیدار بعدی لحظه شماری می‌کنند. قیس آن شب تا صبح در فراق لیلی اشک می‌ریزد و آه و ناله می‌کند و در مقابل لیلی هم تمام شب به او فکر می‌کند. روز بعد قیس به دیدن لیلی می‌رود اما به خاطر ازدحام جمعیت مجال سخن گفتن پیدا نمی‌کند و فقط از دور لیلی را می‌بیند. روزهای بعد دوباره قیس به دیدن لیلی می‌رود تا شاید از دور هم که شده او را ببیند و حتی یک بار چنان مشتاقانه به دیدن لیلی می‌رود که در راه شتری را به همراه بچه اش در بادیه می‌بیند، قیس شتر را از بچه اش جدا می‌کند و سوار شتر می‌شود و راهی قبیله لیلی می‌شود اما شتر که طاقت دوری بچه اش را ندارد راهش را کج می‌کند و بر می‌گردد و قیس با دیدن این وضع از کرده ی خود پشیمان می‌شود اما با این حال ذره‌ای از اشتیاقش کم نمی‌شود و پابرهنه عازم قبیله لیلی می‌شود. لیلی وقتی این همه شور و اشتیاق قیس را می‌بیند تصمیم می‌گیرد تا او را امتحان کند، بنابر این زمانی که قیس به دیدنش می‌آید لیلی به او بی محلی می‌کند و به او توجه نمی‌کند. قیس از این سردی رفتار لیلی چنان ناراحت می‌شود که از هوش می‌رود و لیلی تا زمانی که قیس به هوش می‌آید بالای سرش می‌نشیند. به این ترتیب عشق قیس به لیلی اثبات می‌شود و آن دو در همان جا با هم عهد و پیمان می‌بندند و سوگند یاد می‌کنند که تا زمانی که زنده هستند به هم وفادار بمانند و دل در عشق کسی دیگر نبندند. قیس روز به روز زارتر می‌شود. اهل قبیله وقتی این حال و آشفتگی او را می‌بینند از صمیمی ترین دوست قیس می‌خواهند تا علت این حال زارش را جویا شود و بعد از صحبت با قیس متوجه می‌شود که قیس به شدت عاشق و شیفته ی لیلی شده و بعد از آن قیس رفته رفته از همه کس و همه چیز دل می‌برد و در بین قبیله ی خود به « قیس هنری» معروف می‌شود و به معنای واقعی مجنون می‌شود و سر به بیابان می‌گذارد. پدر قیس با فهمیدن این ماجرا او را نصیحت می‌کند و به او می‌گوید که مقام لیلی در حد یک کنیز است و از اصل و نسب پایین و از قبیله ا ی فرودست است و لیاقت تو را ندارد و به او یادآور می‌شود بین قبیله ی ما و قبیله ی آنها دشمنی دیرینه‌ای است و چنین وصلتی محال است، اما قیس به سخنان پدر بی اعتنایی می‌کند و می‌گوید که انسان عاشق با اصل و نسب کاری ندارد. بزرگان قبیله ی بنی عامر پدر قیس را دلالت می‌کنند که یکی از دختران قبیله را به عقد او درآورد تا آتش عشقش فروکش کند و لیلی را فراموش کند. پدر قیس به او پیشنهاد می‌دهد تا دخترعمه اش را که از زیبارویان قبیله است به عقد او درآورد، اما قیس به شدت در مقابل این خواسته می‌ایستد و درخواست پدر را رد می‌کند. به دنبال آن یکی از هرزه گویان قبیله نزد لیلی می‌رود و به او می‌گوید که قیس عهدشکنی کرده و با دخترعمه اش ازدواج کرده. لیلی آشفته می‌شود و نامه‌ای به قیس می‌نویسد و به او می‌گوید که چرا عهدشکنی کرده. قیس با خواندن نامه ی لیلی به دیدن او می‌رود و در راه تعدادی زاغ می‌بیند که بر روی درختی آواز می‌خوانند، قیس این آواز را به فال نیک می‌گیرد و نذر می‌کند که اگر موفق به دیدار لیلی شود و سوءتفاهم پیش آمده را رفع کند با پای پیاده به حج برود. سپس موفق می‌شود لیلی را ببیند و به او یقین می‌دهد که تا وقتی که زنده است جز او با کسی پیمان عشق نمی‌بندد و از لیلی اجازه رفتن به حج را می‌گیرد و با موافقت لیلی قیس با پای پیاده به حج می‌رود. با آگاه شدن قبیله ی لیلی از عشق این دو، مانع دیدار قیس با لیلی می‌شوند و قیس روز به روز از فراق و هجران حالش خراب تر می‌شود. پدر لیلی هم از ملاقات و رابطه این دو با هم آگاه می‌شود و طبق سنت اعراب در آن زمان که بسیار متعصب بودند، با اینکه لیلی تنها فرزندش است و بسیار برایش عزیز است، حسابی لیلی را تنبیه می‌کند و تمام صورت لیلی از شدت سیلی قرمز می‌شود و به او هشدار می‌دهد که به هیچ وجه حق ندارد صحبت و حتی دیدار کند، لیلی در حالی که به شدت از دست پدر کتک می‌خورد از همه چیز توبه می‌کند الا عشق قیس. قیس وقتی که می‌بیند هیچ راهی برای دیدار لیلی وجود ندارد به خانه ی بیوه زنی که همسایه ی لیلی است می‌رود تا شاید بتواند لیلی را ببیند، اما پدر لیلی باخبر می‌شود و بیوه زن را تهدید می‌کند که اگر بار دیگر قیس را به خانه اش راه دهد او(پیرزن) را می‌کشد. قیس به خاطر حفظ جان پیرزن و در حالی که موفق به دیدار لیلی نمی‌شود خانه ی پیرزن را ترک می‌کند. پدر لیلی با دیدن این وضع از قیس نزد خلیفه شکایت می‌کند و می‌گوید که قیس باعث بی آبرویی او و خانواده اش در بین تمام قبایل شده و اسم دخترش را بر سر زبان‌ها انداخته. خلیفه کسی را نزد قیس می‌فرستد و به او هشدار می‌دهد که حتی در سخنانش هم نباید اسم لیلی را بر زبان بیاورد و به تمام اهل قبیله ی قیس اعلام می‌کند که اگر یک بار دیگر قیس سراغ لیلی برود کشتن او واجب است و قاتلش نه قصاص و نه دیه ندارد. قیس با شنیدن این سخنان عین خیالش نیست و می‌گوید که محال است لیلی را فراموش کند حتی اگر به مرگش منجر شود. بعد از آن روزگار قیس به سختی می‌گذرد و در کوه و صحرا به سختی به سر می‌برد، اما طاقت هجران لیلی او را وادار می‌کند که کسی را نزد پدر بفرستد تا به خواستگاری لیلی برود. پدر که می‌بیند نصیحت‌هایش در پسر اثر نداشته به همراه بزرگان قبیله به خواستگاری لیلی می‌رود اما پدر لیلی به شدت مخالفت می‌کند و معتقد است که قیس باعث بی آبرویی او و دخترش در ملک عرب شده است، همچنین به آنها می‌گوید که قیس دیوانه است و سر به بیابان گذاشته و او دخترش را به یک دیوانه نمی‌دهد اما هرچه به او اصرار می‌کنند که قیس از عشق لیلی شیفتهو مجنون شده پدر لیلی راضی نمی‌شود. قیس با شنیدن این خبر باز هم حالش زارتر می‌شود. روزی جوانی از اهل قبیله ی قیس که« نوفل» نام دارد گذرش بر بادیه می‌افتد و وقتی حال و احوال قیس را می‌بیند و از ماجرای او مطلع می‌شود تصمیم می‌گیرد که خودش لیلی را برای قیس خواستگاری کند. وقتی نوفل نزد پدر لیلی می‌رود باز هم پدر لیلی جواب منفی می‌دهد و همان سخنان قبل را تکرار می‌کند. نوفل پدر لیلی را تهدید می‌کند که اگر جواب مثبت ندهند به قبیله ی آن‌ها حمله می‌کنند و تمام قبیله را به خون می‌کشند و او را از جنگ خونین می‌ترساند. پدر لیلی در جواب به او می‌گوید: اگر قرار باشد جنگی اتفاق بیفتد ما هم می‌جنگیم، اگر پیروز شویم که بسیار خوب است و اگر در جنگ شکست بخوریم و شما لیلی را به زور ببرید و او و قیس را بر سر سفره عقد بنشانید می‌آیم و قیس را حتی در لباس دامادی می‌کشم و آرزوی ازدواج با لیلی را به دلش می‌گذارم. نوفل با شنیدن این سخنان راه بادیه را در پیش می‌گیرد و به قیس می‌فهماند که وصال لیلی برای او محال است. قیس که دیگر مجنون شده با باد و صحرا درددل می‌کند و حتی غزالی را که به نظرش شبیه به لیلی است از دام صیاد می‌رهاند و با آن انس می‌گیرد. روزی شبان گوسفندان لیلی در صحرا مجنون را می‌بیند و به او خبر می‌دهد که مردان قبیله ی لیلی همگی برای غارت کاروانی بیرون رفته‌اند و تا صبح برنمی گردند و او می‌تواند لیلی را ببیند. مجنون که بعد از مدت‌ها چنین فرصتی برایش پیش آمده به شدت ذوق زده می‌شود و به سرعت به دیدن لیلی می‌رود. لیلی با دیدن مجنون که بسیار نحیف و لاغر شده گریه و زاری سر می‌دهد.


« کثیر» شاعر معروف عرب که عاشق دختری به نام« عزه» است، در دربار خلیفه به سرودن شعر می‌پردازد. کثیر زمانی که مجنون را در بادیه می‌بیند که از شدت هجران چنان حال زاری دارد و شعرهایی که مجنون برای لیلی می‌سراید را گوش می‌کند بسیار به حال مجنون دل می‌سوزاند و ناراحت است. خلیفه وقتی حال زار کثیر را می‌بیند می گوید: تو که سرور تمام عاشقان عالمی چرا اینگونه گریه می‌کنی، نکند کسی را عاشقتر از خودت دیده‌ای؟ کثیر می‌گوید: آری، مجنون سرور تمام عاشقان عالم است و شعرهایی که در وصف هجران معشوق می‌سراید بسیار بهتر از شعرهای من است. خلیفه با شنیدن این سخنان دستور می‌دهد تا مجنون را نزدش بیاورند و به هر زحمتی که هست مجنون را نزد خلیفه می‌آورند و او به دستور خلیفه شعری می‌خواند. خلیفه آن چنان محو شعرش می‌شود که چندین کیسه زر و سیم به او می‌بخشد و از او می‌خواهد به جای زندگی در صحرا و میان وحوش به دربار او بیاید و برای همیشه در رفاه باشد. مجنون خواسته ی خلیفه را رد می‌کند و دوباره راهی صحرا می‌شود. با آمدن تابستان مجنون از دور قافله‌ای را می‌بیند و از شترسواری که از آن حوالی می‌گذرد می پرسد که این قافله کیستند و رو به کجایند؟ شترسوار در پاسخ می‌گوید: آنان لیلی و آل اویند و عازم سفر حج هستند. مجنون با شنیدن نام لیلی بر خاک می‌افتد و وقتی به حال خود بازمی گردد به دنبال قافله به راه می‌افتد و در تمامی اعمال و مناسک حج با لیلی همراه می‌شود و به او عشق می‌بازد، سپس قبل از اینکه کسی از اهل قبیله ی لیلی او را ببیند دوباره به صحرا بازمی گردد. هنگام بازگشت قافله ی لیلی در راه باد تندی می‌وزد و یک لحظه پرده ی محمل لیلی کنار می‌رود و جوانی از بنی ثقیف که بسیار برازنده و زیباست لیلی را می‌بیند و به او دل می‌بندد و خانواده و بزرگان قبیله اش را به خواستگاری لیلی می‌فرستد. پدر و مادر لیلی با شنیدن این خبر فرصت را غنیمت دانسته و معتقدند که اگر لیلی با این جوان ازدواج کند بدون شک هوای مجنون ازسرش بیرون می‌رود. وقتی که نظر لیلی را می‌پرسند او در جواب فقط گریه و زاری می‌کند که چگونه رودر روی پدر بایستد و نه بگوید. پدر و مادر این سکوت لیلی را نشانه ی رضایت می دانند و او را به عقد آن جوان در می‌آورند، اما لیلی هم چنان به مجنون فکر می‌کند و مدام اشک می‌ریزد و حتی به نشانه ی وفا به عهد بعد از ازدواج هم چنان دوشیزه باقی می‌ماند و شوهرش هم به هیچ وجه نمی‌تواند هوای مجنون را از دلش بیرون کند و ذره‌ای محبتش در دل لیلی جا نمی‌گیرد. روزی شخصی از بادیه عبور می‌کند و مجنون را می‌بیند که به شدت آشفته است و خاک بر روی سر می‌ریزد، آن شخص علت این کار را از او می‌پرسد. مجنون می‌گوید: در فراق لیلی است. آن شخص به او می‌گوید: آن کسی که تو به خاطرش اینگونه می‌کنی با دیگری ازدواج کرد و به عهدش وفا نکرد. مجنون با شنیدن این خبر چنان از حال می‌رود که برای چند لحظه نفسش بند می‌آید و تا مدت طولانی به همان حال می‌ماند. وقتی به هوش می‌آید تمام لباس‌هایش را پاره می‌کند و به شدت زاری می‌کند و شیفته تر از قبل می‌شود و از بادیه هم دل می‌برد و به غاری پناه می‌برد و میان وحوش و حیوانات آرام می‌گیرد. لیلی به مجنون نامه‌ای می‌نویسد و در نامه بیان می‌کند که شوهر کردن نه به اختیار او بلکه به اصرار پدر و مادر بوده و او هم چنان به مجنون وفادار مانده و حتی با شوهرش هم صحبت نشده و برایش در حکم یک غریبه است. لیلی به همراه نامه یک تار مو و یک پر کاهی قرار می‌دهد، به این معنی که از فراق مجنون مانند مو باریک و نحیف، و مانند کاه زرد رنگ است. مجنون نامه ی لیلی را پاسخ می‌دهد و می‌گوید: هرچند که تو معتقد هستی به من وفاداری اما همین که من نمی‌توانم تو را ببینم و در هجران تو می‌سوزم و شوهرت حداقل می‌تواند تو را ببیند همین برای من مایه ی عذاب است. پس از مدتی شوهر لیلی از شدت فراق و ناراحتی و با داغ محرومی از وصال لیلی بیمار می‌شود و می‌میرد. مجنون با شنیدن این خبر به جای خوشحالی آه و ناله سر می‌دهد و وقتی قاصد علت آن را می‌پرسد مجنون می‌گوید: برای شوهر لیلی ناراحتم چون او هم مثل من با آرزوی وصال لیلی از جهان رفت. مجنون روز به روز شیفته تر می‌شود تا جایی که پای سگی که به کوی لیلی رفته بود را می‌بوسد و حتی یک بار پوست یکی از گوسفندان لیلی را می‌پوشد و به دیدار لیلی می‌رود و مخفیانه با او هم صحبت می‌شود و سپیده دم به میان وحوش باز می‌گردد. قاصدی به مجنون خبر می‌دهد که لیلی اول هر هفته شامی را تدارک می‌بیند و گرسنگان را سیر می‌کند. مجنون با شنیدن این خبر کاسه‌ای را به دست می‌گیرد و در صف گدایان می‌ایستد. وقتی نوبت به مجنون می‌رسد، لیلی به جای اینکه کاسه اش را از طعام پر کند، آن را می‌شکند. مجنون به شدت ذوق می‌کند و می‌گوید: که اگر لیلی به او میلی نداشت ظرفش را نمی‌شکست و مانند دیگران به او غذا می‌داد. یکی از اعراب چند روزی در بادیه مهمان مجنون می‌شود و هرچه سعی می‌کند نمی‌تواند او را نزد خانواده اش برگرداند. بعد از چند روز دوباره به دیدن مجنون می‌رود و بعد از جستجوی بسیار او را می‌یابد درحالی که همان غزال را در آغوش گرفته و هردو جان داده‌اند. در ادامه شاعر حال مجنون را بیان می‌کند و معتقد است که او از صورت مجاز به معنی حقیقت رسیده است. لیلی در غم مرگ مجنون به شدت بیمار می‌شود و در انتها داستان وصف خزان است. تنها وصیتی که لیلی می‌کند از مادرش می‌خواهد که او را پس از مرگش در زیر پای مجنون خاک کنند. در پایان داستان با ابیاتی در بی وفایی عالم و سرعت زوال و همچنین نصیحت به فرزند و ختم کتاب به پایان می‌رسد. تاوت‌های لیلی و مجنون نظامی با لیلی و مجنون جامی: ۱- در داستان نظامی مجنون تنها فرزند خانواده است و بعد از چندین سال که خداوند هیچ فرزندی به آن‌ها نداده قیس به دنیا می‌آید، ولی در داستان جامی قیس دهمین فرزند خانواده است. ۲- در داستان نظامی مجنون ده ساله است و در مکتب با لیلی آشنا می‌شود، ولی در داستان جامی مجنون چهارده ساله است و به مکتب نرفته که در اینجا قول جامی به اخبار عرب نزدیک تر است چون به مکتب رفتن در آن دوران چندان رایج نبوده. ۳- مانع اساسی در راه عشق مجنون در داستان نظامی، نامزد دار بودن لیلی است، اما در جامی« نابرابری اجتماعی و رقابت قبیله‌ها است». ۴-در داستان نظامی اسم شوهر لیلی ذکر شده واسمش« ابن سلام» است، اما در داستانمجامی اسمی برای او ذکر نشده. ۵- در داستان نظامی لیلی از قبیله ی« بنی سعد» است اما در داستان جامی اسمی از آن نیامده. ۶-نصیحت به فرزند در داستان نظامی در اول داستان آمده ، در حالی که در جامی در آخر داستان بیان می‌شود. ۷- داستان نظامی ۴۰۰۰ بیت است، اما جامی ۳۸۶۰ بیت است. ۸- در داستان نظامی ابتدا لیلی می‌میرد سپس مجنون، اما در داستان جامی اول مجنون می‌میرد. ۹- نظامی کتابش را به خواسته ی شاه شروان« ابوالمظفر اخستان بن منوچهر» نوشته ،ولی جامی کتابش را به درخواست هیچ کس نسروده است.مثنوی هفتم خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان یونان از سقراط، افلاطون، ارسطو، بقراط، فیثاغورث و اسکندر سخن رفته‌است.
آثار منثور

آثار منثور که برخی از آنان عبارت‌اند از: بهارستان، رساله وحدت وجود، شرح مثنوی، نفحات الانس و منشآت.

بهارستان جامی: این کتاب را جامی برای فرزندش ضیاءالدین یوسف تألیف کرده‌است، جامی در تألیف این کتاب از گلستان سعدی تقلید کرده‌است. نثر این کتاب مسجع و متکلف و آمیخته به نظم است.ان کتاب در هشت روضه نگاشته شده‌است و در هر بخش حکایاتی از اولیاءالله و بزرگان صوفیه، شعرا، حکما و پادشاهان آمده‌است. این کتاب در سال ۸۹۲ هجری تألیف شده‌است.

شواهدالنبوه: جامی این کتاب را در سال۸۸۵ و به درخواست امیرعلیشیر نوایی نگاشت. در این کتاب معجزات پیامبر اسلام از پیش از ولادت تا پس از وفات بیان شده‌است و پس از آن معجزات و خرق عادتهای خلفای راشدین، امامان اهل بیت سلف صالح از صحابه، تابعین و تبع تابعین آمده‌است. این کتاب به نثر ساده فارسی نوشته شده‌است و جامی در آن از اشعار فارسی و عربی و نیز احادیث و روایات نبوی استفاده کرده‌است.

اشعةاللمعات: این کتاب جامی به دستور امیرعلیشیر نوایی و در سال ۸۸۶ نوشته شده‌است، این کتاب در حقیقت شرح جامی بر لمعات فخرالدین عراقی است؛ جامی در شرح لمعات از سخنان محیی‌الدین بن عربی و صدرالدین محمد قونوی بهره برده‌است. شرح لمعات که در آن نکات و اصطلاحات عرفاً ذکر گشته‌است در بیست و هشت باب تدوین شده‌است.

نقدالنصوص: کتاب نقدالنصوص که به نثر عربی و فارسی است و در شرح فصوص‌الحکم ابن عربی نوشته شده‌است.

لوایح: این کتاب جامی به نثر فارسی مسجع است و در هفتاد و دو باب نگاشته شده که هر باب با یک رباعی عربی یا فارسی پایان یافته‌است. جامی در سال ۸۷۰ این کتاب را به جهانشاه قره قویونلو ترکمان هدیه کرد.

لوامع: شرح جامی بر قصیده خمریه ابن فارض است که در سال ۸۷۵ نگاشته شد. این کتاب در چهارده باب نگاشته شده و موضوع آن عرفان است.

نفحات الانس :این کتاب مشتمل بر شرح احوال پانصد و هشتاد و دو تن از بزرگان تصوف و نیز شرح زندگی سی و چهارتن از زنان عارف است؛ جامی در تألیف این کتاب به طبقات‌الصوفیه محمد بن حسین سلمی و نیز به تذکرة الاولیای عطار نظر داشته‌است. یکی از شاگردان جامی به نام رضی‌الدین عبدالغفور لاری بر این کتاب شرحی نگاشته که به مرآة النفحات مشهور است.

رسالات: رسالات جامی در فن معما و قافیه‌سازی از نخستین رسالات او هستند. از دیگر رسالات او رساله در ارکان حج است که به زبان فارسی و عربی نگاشته شده و در آن فرائض و مناسک حج و عمره همراه با تأویل عرفانی و فقهی آن آمده‌است. رسالات دیگر جامی برخی رسالات تفسیری و برخی شرح احادیث هستند که به طور پراکنده به زبان فارسی و عربی نگاشته شده‌اند. از مهم‌ترین رسالات جامی، صحیفه محمد پارسا بخاری‌است که در آن احوال یکی از بزرگان صوفیه در خرگرد جام به نام محمد پارسا آمده‌است.

نی‌نامه: نی‌نامه یا نائیه رساله‌ایست در معنی حقیقت نی که در شرح نخستین بیت مثنوی معنوی نوشته شده‌است. این مجموعه آمیخته به نظم و نثر فارسی‌است و در آن به سخنان بزرگان صوفیه و برخی احادیث نبوی استشهاد شده‌است.

رسایل: رسایل جامی رقعه‌هایی است که به سلاطین و بزرگان یا به ارکان دولت نوشته‌است؛ این نامه‌ها در کمال ایجاز و به نثر مسجع فارسی نوشته شده‌است.

علی‌اکبر ولایتی

علی‌اکبر ولایتی (زاده ۴ تیر۱۳۲۴، شمیران) دکتر متخصص اطفال و کودکان و از سیاستمداران کهنه‌کار ایرانی، مشاور امور بین‌الملل رهبر ایران و رئیس فعلی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

وی مدرک دکترای تخصصی کودکان را از دانشگاه جانز هاپکینز اخذ کرده و هم‌اکنون رئیس بیمارستان مسیح دانشوری تهران می‌باشد. وی فعالیت‌های سیاسی خود را در قالب مبارزات با حکومت پهلوی آغاز کرده. در دور اول مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مردم انتخاب شد اما مدتی بعد به سمت وزیر بهداشت برگزیده شد. بعد از عدم موفقیت در کسب مقام نخست‌وزیری به واسطه رای مخالف مجلس وقت، در نقش یک سیاستمدار مشاور تا امروز حاضر می‌باشد. وی همچنین وزیر امور خارجه ایران در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ (۱۶ سال) بوده‌است. به موجب سابقه بی‌نظیر سیاسی وی در تاریخ سیاسی حکومت ایران، وی را یکی از بنیانگذاران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می‌خوانند.[۱]

در سال ۱۳۹۲ وی جزء هشت نامزد نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۹۲ احراز صلاحیت شد.[۲] در پایان رقابت انتخاباتی، ولایتی با کسب ۲٬۲۷۲٬۱۲۲ رای (۶٫۳۸ درصد) رتبه پنجم را به خود اختصاص داد.[۳]

ولایتی از تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۹۲ با حکمی از جانب اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام شده است.[۴]

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
    ۲ فعالیت‌های سیاسی قبل از انقلاب اسلامی
    ۳ مسئولیت‌ها
    ۴ وزارت خارجه و قطعنامه ۵۹۸
    ۵ انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ و ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲
    ۶ سوابق
    ۷ پست‌ها و مشاغل
    ۸ تألیفات
        ۸.۱ تاریخی
        ۸.۲ پزشکی
        ۸.۳ ترجمه‌ها
    ۹ زندگی شخصی
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ منابع
    ۱۳ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه

در ۴ تیر ماه ۱۳۲۴، در رستم‌آباد، یکی از روستاهای شمیران به دنیا آمد. پدرش کارمند و مادرش خانه‌دار بود.

همسراول علی‌اکبر ولایتی، مریم ولایتی نام داشت. او نوه محمدحسین خوشنویسان از اساتید خوشنویسی کشور بود و در خانواده‌ای متدین و فرهیخته رشد یافته بود. حاصل این ازدواج سه فرزند پسر و یک فرزند دختر است که همگی متخصص و اهل علم اند، اما فوت ناگهانی او در سال ۸۳ پس از یک عمل جراحی پایانی بود بر زندگی مشترک آن‌ها. همسر دوم ولایتی، لیلا عنایت، از سال ۸۶ به جمع خانواده ولایتی وارد شدلیلا عنایت یک فرزند پسر و یک دختر دارد آن هاهم به جمع این خانواده اضافه شدند. او هم مانند همسر اول «خانه داری» و مدیریت امور خانه را به فعالیت در عرصه سیاست و حضور در اجتماع ترجیح داده است.[۵][۶]

دوران تحصیل

پس از گذراندن دوران ابتدایی و دوره نخست دبیرستان در زادگاهش، به دبیرستان جم واقع در قلهک تهران رفت و دوره دوم دبیرستان را با اخذ دیپلم طبیعی در سال ۱۳۴۲ به پایان رساند. در سال ۱۳۴۳ در کنکور سراسری دانشگاه‌ها شرکت کرد و پس از کسب رتبه ۴۹ کشوری، برای تحصیل در رشته پزشکی به دانشگاه تهران رفت. پس از اتمام دورهٔ دکتری، تخصص اطفال را در مرکز طبی کودکان دانشگاه تهران و فوق تخصص بیماری‌های عفونی را در دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا گذراند. او طب اطفال را از دکتر محمّد قریب بنیانگذار طب اطفال در ایران آموخت. ولایتی در کنار تحصیل، در سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۰، در مدرسه قائمیه و سپس در دبیرستان جهان آرای قلهک به تدریس اشتغال داشت.
فعالیت‌های سیاسی قبل از انقلاب اسلامی

ولایتی چند بار در دورهٔ دبیرستان به دلیل فراخواندن دانش‌آموزان به تعطیل کردن کلاس‌ها برای شرکت در تظاهرات‌های مخالف شاه بازجویی شد و در ساواک تهران پرونده داشت.

در سال ۱۳۴۱ به عضویت جبهه ملی دوم درآمد. دربارهٔ ادامه ندادن فعالیت در این جبهه می‌گوید: «من برای فعالیت سیاسی، به دنبال بستری بودم. آن موقع تنها بستر سیاسی موجود، جبهه ملی و نهضت آزادی بود. بعد از فوت مرحوم آیت‌الله بروجردی، در ۱۶ سالگی به حضرت امام رجوع کردم، در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ که دیدم جبهه ملی راهش را عوض کرد، از آن جدا شدم و بعد از آن، ارتباطم به روحانیت و فعالان مذهبی منحصر شد.»

در دانشگاه، به انجمن اسلامی پزشکان که پس از شیبانی غیرفعال شده‌بود، با همراهی دانشجویانی چون لواسانی، لبافی‌نژاد، معتمدی، جزائری و خادمی حیاتی دوباره داد. همچنین به طور منظم با گروه‌های مختلف سیاسی به‌خصوص روحانیان پیرو آیت الله روح‌الله خمینی در ارتباط بود.
مسئولیت‌ها

پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷)، به عنوان معاون وزارت بهداری، نمایندهٔ مردم تهران در اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی و بعد از آن به مدت شانزده سال، در دوره‌های ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، به عنوان وزیر امور خارجه فعالیت کرده‌است. پس از آن مشاور بین‌الملل رهبری گردید و هم‌اکنون نیز در این سمت انجام وظیفه می‌کند.

علی‌اکبر ولایتی، بطور سمبیلک در چند دانشگاه در فهرست استادان قرار دارد. وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و بنیاد دائرةالمعارف اسلامی نیز حضور دارد. او ریاست اسمی بیمارستان دکتر مسیح دانشوری و جمعیت حمایت از پیوند اعضاء را هم بر عهده دارد. او همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است[۷].
وزارت خارجه و قطعنامه ۵۹۸

ولایتی از آذر ماه ۱۳۶۰ تا خرداد ۱۳۷۶وزیر امور خارجه بوده است دکتر جواد لاریجانی معاون وزارتخارجه بوده است.مثلاً در برهه یی تحت فشار امریکا، شورای امنیت سازمان ملل متحد به ایران اخطار داد که اگر موضع خود را نسبت به قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت روشن نکند، قطعنامه جدیدی صادر خواهد شد که ایران را تحت فشار بیشتر می‌گذارد. تمام کارهای کارشناسی و نظر مسوولان بر این بود که نباید اجازه داد چنین قطعنامه یی صادر شود. آقای ولایتی در اتاق آقای شیخ الاسلام (معاون عربی) جلسه بر‌گزار کرد و مرا که مسوول مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ بودم صدا کرد و گفت: «تا من وزیر خارجه‌ام، اجازه نمی‌دهم که این قطعنامه قبول شود[۸].

درست دوازده ساعت بعد، مرحوم حاج احمدآقا (ره) زنگ زدند و گفتند که حضرت امام فرموده‌اند بروید نیویورک و آنها را متقاعد کنید که قصد رد کردن نداریم. همین قطعنامه ۵۹۸ که در تمام طول مذاکرات آن از طرف آقای ولایتی به عنوان قرارداد «ترکمانچای» و عنصر «حرام زاده» معرفی می‌شد، به محض پذیرش، تبدیل به امامزاده شد و تازه آقای ولایتی می‌نازد که قرارداد ۱۹۷۵ و مرزها را هم صیانت کرده است[۹]. پاسخ علی اکبر ولایتی به سوالات کارشناسان ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ پخش از شبکه چهارم صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران وی به موضوع قطعنامه ۵۹۸ پاسخ می‌دهد و انکار نمی‌کند که مخالف پذیرش قطعنامه بوده است[۱۰].
انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ و ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲

ولایتی در سال ۷۶ از کاندیداتوری علی‌اکبر ناطق نوری حمایت کرد. وی در سال ۱۳۸۴ تصمیم به حضور در عرصه انتخابات گرفت ولی با حضور اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدا وی به نفع هاشمی کناره گیری کرد در سال ۱۳۹۲ و در انتخابات ریاست جمهوری برای تصدی دولت یازدهم نامزد انتخابات بود که با ۶٫۱ درصد آرا پس از حسن روحانی با ۵۰٫۷۱ درصدو محمد باقر قالیباف با ۱۶٫۵۵ درصد و سعید جلیلی با ۱۱٫۳ درصد و محسن رضایی با ۱۰٫۵ درصد و قبل از محمد غرضی با ۱٫۲ درصد قرار گرفت. ولایتی بهمراه قالیباف و حداد عادل اتلاف اصولگرایان را تشکیل داده بودند که فقط حداد عادل کنار رفت. در این انتخابات وی علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را به عنوان رئیس کارگروه سیاسی، محمد نهاوندیان استاد برجسته دانشگاه و رئیس اتاق بازرگانی ایران به عنوان رئیس کارگروه اقتصادی و نویدادهم دبیر شورای عالی آموزش پرورش به عنوان رئیس کارگروه فرهنگی و حسین انتظامی عضو هیئت نظارت بر مطبوعات نیز به عنوان سخنگوی خود منصوب کرد.[۱۱][۱۲] ولایتی همچنین در سومین مناظره انتخاباتی با محوریت سیاست داخلی و خارجی، انتقادات شدیدی از عملکرد دکتر سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و کاندیدای جبهه پایداری اصولگرایان نمود و صراحتاً اظهار داشت مذاکرات جلیلی نتیجه‌ای جز تشدید تحریم‌ها علیه ایران نداشته است. در این مناظره ولایتی تلویحاً از اقدامات انجام شده در دوره ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی و عملکرد دکتر حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی حمایت کرد.
سوابق

    رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱۱ آبان ۱۳۹۲ تا کنون)
    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام (از بدو تاسیس تا کنون)
    وزیر امور خارجه ایران (از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶)
    مشاور رهبری در امور بین‌الملل (از سال ۱۳۷۶ تا کنون)
    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی (از سال ۱۳۶۸ تا کنون)
    دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت ار ۱۳۷۹ تا مهر ۱۳۸۱
    نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی
    معاون وزیر بهداشت سال ۵۸

پست‌ها و مشاغل

    تدریس تاریخ روابط خارجی ایران در دانشکده روابط بین‌الملل وابسته به وزارت امور خارجه (در زمان وزارت و پس از آن)
    تدریس در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران[نیازمند منبع]
    مدرس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (از سال ۷۶ ادامه دارد)
    رئیس شورای عالی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران
    عضو هیأت مدیره نظام پزشکی تهران (از۳ مهرماه ۱۳۷۰)
    عضو شورای عالی سیاست گذاری دائرةالمعارف دفاع مقدس
    عضو پیوسته منتخب فرهنگستان علوم پزشکی ایران (از سال ۱۳۶۹)
    عضو هیئت امنای بنیاد دائرةالمعارف اسلامی برای سه دوره
    عضو هیأت امنای دانشگاه علوم پزشکی تهران (از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۷۷)
    عضو هیأت امنای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (از سال ۱۳۷۰ تا کنون)
    رییس بیمارستان مسیح دانشوری (از سال ۱۳۷۰ تا کنون)
    عضو شورایعالی انستیتو تحقیقاتی سل و بیماریهای ریوی کشور (از سال ۱۳۷۱)
    رئیس هیأت تحریریه مجله پزشکی جمهوری اسلامی ایران
    رئیس هیأت مدیره انجمن متخصصین بیماریهای عفونی و گرمسیری ایران (از سال ۱۳۷۱)
    رئیس شورای مرکزی انجمن اسلامی پزشکان ایران(۱۳۷۱)
    رئیس گروه اسلام معاصر ـ بنیاد دائرةالمعارف اسلامی (از سال۱۳۷۷)
    رئیس مرکزآموزشی پژوهشی درمانی سل و بیماریهای ریوی
    نماینده فرهنگستان علوم پزشکی در هیأت امنای فرهنگستانها
    دبیر شورای مرکزی انجمن اسلامی پزشکان ایران
    مدیر مسئول و صاحب امتیاز مجله بیماریهای عفونی گرمسیری
    عضو شورایعالی نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران (از ۱۹ بهمن ماه سال ۱۳۷۰)
    رئیس گروه علمی طب سنتی و طب اسلامی فرهنگستان علوم پزشکی (از۱۱ تیرماه ۱۳۷۱)
    رئیس هیئت مدیره انجمن متخصصین بیماریهای عفونی وگرمسیری ایران (از سال۱۳۷۱)
    نماینده فرهنگستان علوم پزشکی در هیئت امنای فرهنگستانها (از ۱۸/۵/۱۳۷۳)
    عضو هیئت تحریریه مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی ـ درمانی قزوین
    عضو انجمن اسلامی فارغ التحصیلان اروپا، آمریکا و اقیانوسیه (از ۱۳۷۴)
    عضو افتخاری انجمن علمی پیوند اعضاء (از ۱۳۷۴)
    عضو هیأت ممتحنه و ارزشیابی رشته تخصصی بیماریهای عفونی (دانشگاه علوم پزشکی تهران۱۳۶۵-۱۳۷۴)
    عضو هیأت ممتحنه و ارزشیابی رشته فوق تخصصی عفونی اطفال (وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ۱۳۷۱-۱۳۷۴)
    عضو هیأت ممتحنه و امتحانات برد تخصصی بیماریهای عفونی و گرمسیری (وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ۱۳۶۵-۱۳۷۳)
    عضو هیأت ممتحنه و ارزشیابی رشته و فوق تخصصی عفونی اطفال (وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی ۱۳۷۴-۱۳۷۶)
    عضویت در انجمن‌های تخصصی و پژوهشی و مجامع بین‌المللی
    عضویت در IUATLD/UICTMR از ۱۹۹۴
    International Union Against Tuberculosis and Lung Disease
    عضو انجمن جهانی تاریخ طب
    رئیس کنفرانس منطقه‌ای IUATLD در ماه دسامبر ۱۹۹۵

تألیفات

کتابهای زیر در موضوعات مختلف نام نویسنده و تالیف کننده دکتر علی اکبر ولایتی را بر روی جلد دارند.
تاریخی

    پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران
    ایران و مسئلهٔ فلسطین
    ایران و تحولات فلسطین
    بحران تاریخی هویت ایرانی
    مقدمهٔ فکری نهضت مشروطیت
    تاریخ روابط خارجی ایران در عهد شاه عباس اول صفوی
    تاریخ روابط خارجی ایران در عهد شاه اسماعیل صفوی
    تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران
    تاریخ روابط خارجی ایران در دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه
    تاریخ معاصر ایران (کتاب درسی)

پزشکی

    بیماری‌های عفونی
    بیماری سل
    سل‌شناسی بالینی
    مبانی سل
    بیماری‌های عفونی کودکان
    مبانی آزمایشگاهی سل
    راهنمای مبارزه با سل
    گیاه درمانی
    مسائل رایج طب اطفال
    اپیدمیولوژی و کنترل بیماری‌های شایع در ایران
    Discours sur les Perspectives mondiales de la republique Islamique d'Iran .
    Discours sur les perspectives mondiales de la republique Islamique d'Iran: adresse a la 40 eme session de l'assemble ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۶۴ = ۱۹۸۵.
    Perspectives mondiales de la republique Islamique d'Iran ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴
    ابن‌مقله ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ابن مقله ۱۳۹۰
    ابن‌نفیس ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ابن واضح یعقوبی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ابوریحان بیرونی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ابوسعید سجزی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ابوعلی مسکویه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ادیبان: بخش اول ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    ادیبان: بخش دوم ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    ادیبان: بخش سوم ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    اسلامی تهذیب و ثقافت ولایتی، علی‌اکبر ۱۳۸۶
    ام‍ام م‍ه‍دی عجل الله و تعالی فرجه و ش‍ک‍وف‍ائ‍ی ف‍ره‍ن‍گ و ت‍م‍دن اس‍لام‍ی در ج‍ه‍ان ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی اک‍ب‍ر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۵.
    امام مهدی و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی در جهان ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۸.
    امیرکبیر ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    اوحدی مراغه‌ای ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ای‍ران و ت‍ح‍ولات ف‍ل‍س‍طی‍ن (۱۳۱۷ - ۱۳۵۷ش/ ۱۹۳۹ - ۱۹۷۹م.) ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۸۰.
    ای‍ران و ف‍ل‍س‍طی‍ن "۱۹۳۷ - ۱۸۹۷" ج‍ذور ال‍ع‍لاق‍ة و ت‍طب‍اب ال‍س‍ی‍اس‍ی‍ة، ۱۳۲۴ ۱۹۹۷م. = ۱۴۱۸ق. = ۱۳۷۶.
    ای‍ران و م‍س‍ئ‍ل‍ه ف‍ل‍س‍طی‍ن ب‍راس‍اس اس‍ن‍اد وزارت ام‍ور خ‍ارج‍ه (۱۸۹۷ - ۱۹۳۷م. = ۱۳۱۷ش. - ۱۳۱۵ق.) ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۶.
    ب‍ح‍ران‌ه‍ای ت‍اری‍خ‍ی ه‍وی‍ت ای‍ران‍ی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۸.
    ب‍ررس‍ی م‍اه‍ی‍ت ق‍درت و س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی آم‍ری‍ک‍ا و م‍وض‍وع ب‍رق‍راری راب‍طه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۸۲.
    بررسی ماهیت قدرت و سیاست خارجی آمریکا و موضوع برقراری رابطه ولایتی، علی‌اکبر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۳.
    بیدل دهلوی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ب‍ی‍م‍اری س‍ل ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۶۶.
    پ‍وی‍ای‍ی ف‍ره‍ن‍گ و ت‍م‍دن اس‍لام و ای‍ران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، ۱۳۲۴ ۱۳xx
    پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران ولایتی، علی‌اکبر ۱۳۸۶.
    پ‍وی‍ای‍ی ف‍ره‍ن‍گ و ت‍م‍دن اس‍لام و ای‍ران: (از پ‍ی‍دای‍ش ت‍ا ش‍ک‍وف‍ای‍ی) ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۸۲.
    پ‍ی‍ش‍ی‍ن‍ه راب‍طه‌ای‍ران و ام‍ری‍ک‍ا ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۸۳.
    ال‍ت‍اری‍خ ال‍س‍ی‍اس‍ی ل‍ل‍ح‍رب‌ال‍ع‍راق‍ی‍ه الای‍ران‍ی‍ه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۸.
    ت‍اری‍خ رواب‍ط خ‍ارج‍ی ای‍ران: دوران ن‍اص‍رال‍دی‍ن ش‍اه و م‍ظف‍رال‍دی‍ن ش‍اه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۵.
    تاریخ روابط خارجی ایران: دوره اول م‍ش‍روطه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۷۰.
    ت‍اری‍خ رواب‍ط خ‍ارج‍ی ای‍ران در دوران ن‍اص‍رال‍دی‍ن ش‍اه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۲.
    ت‍اری‍خ رواب‍ط خ‍ارج‍ی ای‍ران در دوره اول م‍ش‍روطه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۴.
    ت‍اری‍خ رواب‍ط خ‍ارج‍ی ای‍ران در ع‍ه‍د ش‍اه اس‍م‍اع‍ی‍ل ص‍ف‍وی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۵.
    ت‍اری‍خ رواب‍ط خ‍ارج‍ی ای‍ران در ع‍ه‍د ش‍اه ع‍ب‍اس اول ص‍ف‍وی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۴.
    تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق بر جمهوری اسلامی ایران ولایتی، علی‌اکبر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۶.
    ت‍اری‍خ س‍ی‍اس‍ی ج‍ن‍گ ت‍ح‍م‍ی‍ل‍ی ع‍راق ع‍ل‍ی‍ه ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۷۶.
    تاریخ سیاسی و نظامی جنگ عراق با ایران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    ت‍ح‍ل‍ی‍ل ت‍اری‍خ س‍ی‍اس‍ی م‍ع‍اص‍ر و
    گ‍ف‍ت‍اری پ‍ی‍رام‍ون س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران و م‍س‍ائ‍ل س‍ی‍اس‍ی روز ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۶۶.
    جغرافی‌دانان ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    جمهوری اسلامی ایران و تحولات فلسطین (۱۳۸۵ - ۱۳۵۷/ ۲۰۰۶ - ۱۹۷۹) ولایتی، علی‌اکبر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۶.
    حرفی از هزاران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    حکیم عمر خیام ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    حکیم ناصرخسرو قبادیانی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    حلاج ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    حنین بن اسحاق ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    خاقانی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    خ‍لاص‍ه و م‍ج‍م‍ل‍ی از چ‍گ‍ون‍گ‍ی پ‍ی‍دای‍ش ک‍ت‍اب و ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه در ای‍ران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۴.
    خواجه عبدالله انصاری ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    دانشمندان علوم طبیعی و دقیقه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    دائرةالمعارف پزشکی اسلام و ایران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    دعبل خزاعی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    دی‍دگ‍اه‍ه‍ای ج‍ه‍ان‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران: م‍ج‍م‍وع‍ه س‍خ‍ن‍ران‍ی‍ه‍ای وزی‍ر ام‍ور خ‍ارج‍ه.
    ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران در م‍ج‍ام‍ع ب‍ی‍ن‌ال‍م‍ل‍ل‍ی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۷۳.
    دی‍دگ‍اه‍ه‍ای ج‍ه‍ان‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران: م‍ج‍م‍وع‍ه س‍خ‍ن‍ران‍ی‍ه‍ای وزی‍ر ام‍ور خ‍ارج‍ه.
    ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران در م‍ج‍ام‍ع ب‍ی‍ن‌ال‍م‍ل‍ل‍ی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۲.
    روزگاری شد که... ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۸ـ
    ریاضیات ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    سخنرانی علی‌اکبر ولایتی وزیر امورخارجه درباره مسائل جهان اسلام. ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۶۲.
    سعدی‌شیرازی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    سلطانعلی مشهدی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    سلمان ساوجی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    سنایی غزنوی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    سیداسماعیل جرجانی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    س‍ی‍ر و ت‍ف‍ح‍ص‍ی در م‍ش‍روطی‍ت و پ‍س از آن ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۶۱.
    عبدالقادر مراغی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    عطار نیشابوری ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    علامه سیدمحمدحسین طباطبایی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    علی‌اکبر دهخدا ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    عین‌القضات همدانی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    فرخی سیستانی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ف‍ره‍ن‍گ و ت‍م‍دن اس‍لام و ایران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی اک‍ب‍ر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۴.
    ف‍ره‍ن‍گ و ت‍م‍دن اس‍لام‍ی ولای‍ت، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۳.
    فلسفه در ایران و جهان اسلام ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    فیلسوفان و #متکلمان: بخش دوم ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    کلام در ایران و جهان اسلام ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    ک‍ل‍م‍ه ال‍دک‍ت‍ور ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ولای‍ت‍ی وزی‍ر ال‍ش‍وون ال‍خ‍ارج‍ی‍ه ح‍ول ق‍ض‍ای‍ا ال‍ع‍ال‍م الاس‍لام‍ی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴
    م‍ج‍م‍وع‍ه س‍خ‍ن‍ران‍ی‍ه‍ای دک‍ت‍ر ولای‍ت‍ی وزی‍ر ام‍ور خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران در م‍ج‍ام‍ع
    ب‍ی‍ن‌ال‍م‍ل‍ل‍ی س‍ال ۱۳۶۱ ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۶۱].
    مدارس و حوزه‌های علمیه شیعه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    م‍ق‍دم‍ه ف‍ک‍ری ن‍ه‍ض‍ت م‍ش‍روطی‍ت ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۰.
    م‍ق‍دم‍ه ف‍ک‍ری ن‍ه‍ض‍ت م‍ش‍روطی‍ت ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۶۶.
    م‍ق‍دم‍ه ف‍ک‍ری‍ه ل‍ح‍رک‍ه م‍ش‍روطه ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۴۲۲ق. = ۲۰۰۱م. = ۱۳۸۰.
    منتخب زندگینامه یکصد و ده چهره از آفرینندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ایران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰ -
    منطق در ایران و جهان اسلام ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    م‍واض‍ع س‍ی‍اس‍ت خ‍ارج‍ی ج‍م‍ه‍وری اس‍لام‍ی ای‍ران: م‍ج‍م‍وع‍ه اظه‍ارات... ولای‍ت‍ی در س‍ال ۱۳۷۴
    ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر، - ۱۳۲۴ ۱۳۷۵.
    مورخان: بخش اول ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    مورخان: بخش دوم ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    مورخان: بخش سوم ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    مولانا جلال الدین محمد بلخی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    میرعلی هروی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    ن‍وج‍وان‍ان و آگ‍اه‍ی‌ه‍ای پ‍زش‍ک‍ی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی اک‍ب‍ر، ۱۳۲۴ ۱۳۸۴.
    نورالدین عبدالرحمن جامی ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰.
    هنرمندان و عارفان ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    یک قرن ارتباط ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۷.
    Imam Mahdi and the manifestation of Islamic culture and civilization
    ولایتی، علی‌اکبر، ۱۳۲۴ -. ۲۰۰۶ = ۱۳۸۵
    فلاسفه و متکلمان: بخش اول ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۸۹.
    م‍ب‍ان‍ی طب ک‍ودک‍ان ن‍ل‍س‍ون ۱۹۹۸ ب‍رم‍ن، ری‍چ‍ارد ای. ۱۳۷۷.
    م‍ب‍ان‍ی طب ک‍ودک‍ان ن‍ل‍س‍ون ۱۹۹۸ ب‍رم‍ن، ری‍چ‍ارد ای. ۱۳۷۹.
    Encyclopedie l'Islam et l'Iran: dynamique de la culture et vitalite de la civilisation ولای‍ت‍ی، ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍ر ۱۳۹۰

ترجمه‌ها

    طب کودکان
    پدیاتریکس
    مبانی طب کودکان نلسون
    بیماری‌های عفونی کودکان (نلسون ۲۰۰۰)
    دستگاه تنفس کودکان (نلسون ۲۰۰۰)
    نوزادان (نلسون ۲۰۰۰)
    بیماری‌های نوزادان (نلسون ۲۰۰۰)

زندگی شخصی

علی‌اکبر ولایتی در سال ۱۳۴۸ با مریم ولایتی، نوه محمدحسین خوشنویسان ازدواج کرد. ولایتی از همسر اول خود دارای ۶ فرزند شد که ۴ نفر از آنها پسر و ۲ تن دختر بودند. بعد از فوت همسر اول وی در سال ۱۳۸۳، ولایتی در سال ۱۳۸۶ با لیلا عنایت ازدواج کرده است. هردو همسر ولایتی خانه‌دار بودند.

مجمع تشخیص مصلحت نظام

مجمع تشخیص مصلحت نظام از نهادهای نظام جمهوری اسلامی ایران است که در سال ۱۳۶۶ خورشیدی و به فرمان امام خمینی در ساختار حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و بعدها در بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ رسماً وارد قانون اساسی شد و جزء بی بدیل این قانون گشت. انگیزه اصلی در تاسیس چنین نهادی، ایجاد نقش میانجی بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان بود که در دهه اول انقلاب اسلامی ایران دچار اختلاف‌نظرها و تعارض‌هایی شده بودند. تعداد اعضای این مجمع ۴۴ نفر ثابت و ۱ نفر میهمان متناسب با موضوع آن جلسه است است که اعضای ثابت هر ۵ سال یکبار و از طریق حکم رهبر ایران انتخاب می‌شوند.معمولاً مسئولانی که از کارشان برکنار می شوند برای حفظ راز ها در این نهاد به کار مشغول می شوند.ریاست کنونی این مجمع بر عهده اکبر هاشمی رفسنجانی می‌باشد.

مقر این مجمع در کاخ مرمر تهران است.

محتویات

    ۱ سازوکار
    ۲ تاریخچه
        ۲.۱ اعضای دوره ششم مجمع
    ۳ وظایف
    ۴ مرکز تحقیقات استراتژیک
    ۵ مدیران مرکز استراتژیک
    ۶ رییسان مجمع تشخیص
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

سازوکار

از تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ برای بررسی مصوبه‌هایی که بر خلاف شرع و قانون اساسی است و در مواردی که اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان باشد جلسه‌های مجمع با دو سوم اعضا رسمیت پیدا می‌کند و با دو سوم اعضا هم مصوبات به تصویب می‌رسد. پیش از این حضور نیم + ۱ لازم بود.[۱]
تاریخچه

تاریخچه فعالیت این نهاد را می‌توان تا امروز به ۶ دوره تقسیم کرد:

    دوره اول از تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۶۸ بود که نخستین اعضای مجمع عبارت بودند از: سید علی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدرضا توسلی، محمد موسوی خوئینی‌ها، میرحسین موسوی، سید احمد خمینی و اعضای شورای نگهبان قانون اساسی. ریاست این دوره نیز بر عهده سید علی خامنه‌ای بود.
    دوره دوم پس از اجرای آتش‌بس با عراق و خاتمه جنگ ایران و عراق (۱۳۶۸) تا سال ۱۳۷۵ بود که پیش‌نیاز آن تغییر در بندهای ۱۱۰،۱۱۱، ۱۱۲ و ۱۷۷ قانون اساسی بود که با فرمان آیت‌الله خامنه‌ای انجام شد. اعضای حاضر در این دوه عبارت بودند از: رؤسای قوا سه‌گانه، فقهای شورای نگهبان، وزیر مربوطه، رییس کمیسیون مربوطه در مجلس شورای اسلامی، محمدرضا مهدوی کنی، یوسف صانعی، محمد موسوی خوئینی‌ها، محمدعلی موحدی کرمانی، حسن صانعی، محمدرضا توسلی، عبدالله نوری، میرحسین موسوی و سید احمد خمینی. از این دوره اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع انتخاب شد و تاکنون نیز در این سمت باقی‌مانده است.
    دوره سوم از ۲۷ اسفند ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ بود که با افزایش اعضای مجمع همراه بود. اعضای این دوره عیارت بودند از: رؤسای قوای سه‌گانه، فقهای شورای نگهبان، وزیر مربوطه، رئیس کمیسیون مربوطه در مجلس شورای اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، محمدرضا مهدوی کنی، ابراهیم امینی نجف‌آبادی، عباس واعظ طبسی، احمد جنتی، محمد امامی کاشانی، حسن صانعی، حسن حبیبی، میرحسین موسوی، علی‌اکبر ولایتی، محمد محمدی ری‌شهری، حسن روحانی، محمد موسوی خوئینی‌ها، حبیب‌الله عسگراولادی، قربانعلی دری نجف‌آبادی، علی لاریجانی، مصطفی میرسلیم، محمدرضا توسلی، عبدالله نوری، مرتضی نبوی، حسن فیروزآبادی، غلامرضا آقازاده، بیژن نامدار زنگنه، محمد هاشمی و محسن نوربخش.
    دوره چهارم مجمع که از سال ۱۳۸۰ آغاز شد و به مدت ۵ سال به فعالیت پرداخت. اعضای این دوره عبارت بودند از: رؤسای قوای سه‌گانه، فقهای شورای نگهبان، وزیر مربوطه، رئیس کمیسیون مربوطه در مجلس شورای اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابراهیم امینی نجف‌آبادی، عباس واعظ طبسی، احمد جنتی، محمد امامی کاشانی، محمدعلی موحدی کرمانی، حسن صانعی، حسن حبیبی، میرحسین موسوی، علی‌اکبر ولایتی، محمد محمدی ری‌شهری، حسن روحانی، حبیب‌الله عسگراولادی، قربانعلی دری نجف‌آبادی، علی لاریجانی، محسن رضایی، مصطفی میرسلیم، محمدرضا توسلی، مرتضی نبوی، حسن فیروزآبادی، غلامرضا آقازاده، بیژن نامدار زنگنه، محمد هاشمی، علی‌اکبر ناطق نوری، محمدرضا عارف، غلامعلی حداد عادل، مجید انصاری، حسین مظفر، محمدرضا باهنر و محمدجواد ایروانی. پس از پایان دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، با حکم رهبر ایران وی نیز در سال پایانی این دور به عضویت حقیقی مجمع درآمد.
    دوره پنجم مجمع از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳ اسفند ۱۳۹۰ فعال بود. چالش اساسی که از این دور با آن مواجه بود، حضور نیافتن محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران، در قریب به اتفاق تمام جلسات آن بود. به طوریکه وی تنها در ۲ یا ۳ جلسه مجمع حضور داشته است. اعضای این دوره علاوه بر نفرات حقیقی و حقوقی دوره‌های قبل، سیاستمداران دیگری نیز اضافه شدند که عبارت بودند از: محمود هاشمی شاهرودی، پرویز داودی، غلامحسین محسنی اژه‌ای، علی آقامحمدی، محمد فروزنده، داود دانش جعفری.[۲]
    اعضای دوره ششم مجمع از تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ و به مدت ۵ سال انتخاب شده‌اند. سید علی خامنه‌ای، رهبر ایران در این دوره جز محمدرضا توسلی که درگذشته بود، ۵ نفر از اعضا سابق را کنار گذاشت: محمد امامی کاشانی،محمد محمدی ری شهری،میرحسین موسوی ،محمد هاشمی و بیژن نامدار زنگنه. در ۱۴ آبان ۱۳۹۲ حبیب الله عسگراولادی از دیگر اعضای مجمع در این دوره نیز از دنیا رفت.

اعضای دوره ششم مجمع

اعضای حقوقی:[۳]

    رییسان سه قوه:

        رئیس جمهور: حسن روحانی
        رییس قوهٔ قضاییه: صادق لاریجانی
        رییس مجلس شورای اسلامی: علی لاریجانی

    فقهای شورای نگهبان:

        احمد جنتی
        محمد مومن
        مهدی شب‌زنده‌دار جهرمی
        سید محمود هاشمی شاهرودی
        محمدرضا مدرسی یزدی
        محمد یزدی

    دبیر شورای عالی امنیت ملی: علی شمخانی
    وزیر یا رئیس سازمانی که موضوع موردبحث آن جلسه به نهاد تحت مسئولیتش مربوط است
    رئیس کمیسیون متناسب با موضوع بحث از مجلس شورای اسلامی

   

اعضای حقیقی:[۳]

    اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجمع)
    محسن رضایی (دبیر مجمع)
    علی اکبر ولایتی (رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک)
    حسن روحانی
    احمد جنتی
    ابراهیم امینی نجف‌آبادی
    عباس واعظ طبسی
    سید محمود هاشمی شاهرودی
    علی‌اکبر ناطق نوری
    محمود محمدی عراقی
    غلامرضا مصباحی مقدم
    حسن صانعی
    محمود احمدی‌نژاد (از ۱۴ مرداد ۱۳۹۲)
    سعید جلیلی (از ۲۱ شهریور ۱۳۹۲)
    احمد وحیدی
    حسین محمدی
    صادق واعظ‌زاده
    قربانعلی دری نجف‌آبادی

   

    علی لاریجانی
    سید مصطفی میرسلیم
    علی آقامحمدی
    سید مرتضی نبوی
    سید حسن فیروزآبادی
    محمدرضا عارف
    مجید انصاری
    غلامرضا آقازاده
    پرویز داوودی
    حسین مظفر
    محمدرضا باهنر
    محمدجواد ایروانی
    غلامعلی حدادعادل
    محمدعلی موحدی کرمانی
    غلامحسین محسنی اژه‌ای
    محمد فروزنده
    داوود دانش‌جعفری
    محمدحسین صفارهرندی

وظایف

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ۸ وظیفه برای این مجمع در نظر گرفته شده است. ۴ وظیفه عمومی و مستمر و ۴ وظیفه در موقعیت‌ها و شرایط خاص و مقطعی.[۴]

چهار وظیفه عمومی:

۱-تشخیص مصلحت میان نظرات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان

۲-تهیه و پیشنهاد پیش‌نویس سیاست‌های کلی نظام (جمهوری اسلامی) در اجرای بند ۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی

۳-حل معضلات نظام با ارجاع از سوی مقام رهبری

۴-اعلام نظر در مورد استفساریه‌های مربوط به مجمع تشخیص مصلحت نظام

چهار وظیفه مقطعی:

۱-مشاوره در اموری که رهبر ایران در اجرای اصل ۱۱۲ قانون اساسی به مجمع ارجاع می‌کند.

۲-در صورت فوت یا استعفا مقام رهبری یا عزل توسط مجلس خبرگان رهبری، تشکیل یک شورای ۳ نفره جهت رسیدگی امور تحت اختیار رهبر.

۳-تصویب مصوبات شورای رهبری ایران در صورت عزل، استعفا و یا فوت رهبر وقت.(در زمان وجود رهبر، این بررسی بر عهده شخص وی می‎باشد)

۴-مشارکت در شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بر اساس اصل ۱۷۷ قانون اساسی.
مرکز تحقیقات استراتژیک

با هدف تدوین و تنظیم استراتژی برای جمهوری اسلامی ایران در ابعاد گوناگون، در سال ۱۳۶۸ تشکیل گردید. وظیفه این مرکز انجام مطالعات استراتژیک در زمینه‌های مختلف بین‌المللی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی، فرهنگی و اجتماعی می‌باشد.

این مرکز تا سال ۱۳۷۶ در زمره یکی از مؤسسات تابعه نهاد ریاست‌جمهوری قرار داشت، اما در این سال براساس مصوبه شورای عالی اداری از نهاد ریاست جمهوری منتزع گردید و به عنوان بخـش تحقیقاتی مجمع تشخیص مصلحت نظام به آن پیوست. در این راستا انجام مطالعه و تحقیق پیرامون آن دسته از موضوعاتی که براساس قانون در حیطه وظایف مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد (تدوین سیاست‌های کلان نظام، ارائه مشاوره به رهبری، بازنگری احتمالی قانون اساسی، ارائه راه‌حل در زمینه معضلات کلان و موضوعات مورد اختلاف میان نهادهای قانونی و...) از دیگر وظایف این مرکز می‌باشد. با توجه به اینکه مجمع تشخیص مصلحت نظام در جهت تدوین استراتژی کلی نظام عمل می‌نماید، لذا فعالیت‌های پژوهشی مرکز نیز عمدتاً ماهیتی استراتژیک دارند. مرکز تحقیقات استراتژیک بخش قابل ملاحظه‌ای از نتایج تحقیقات خود را برای مسؤولان عالی رتبه کشور ارائه می‌کند و برخی را نیز به صورت کتاب منتشر می‌سازد. علاوه بر آن، نشریه "راهبرد" فصلنامه مرکز تحقیقات استراتژیک نیز بخش دیگری از نتایج تحقیقی را در قالب مقالات منتشر می‌کند. فصلنامه National Interest نشریه دیگر این مرکز می‌باشد که به زبان انگلیس منتشر می‌شود.

طراحی استراتژی جامع با سازگاری و انسجام درونی که در عین وفاداری به آرمانها از واقع بینی کافی نسبت به توان و موقعیت ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی کشور برخوردار باشد، مستلزم نهادی است که با بسیج تمامی‌توان علمی و کارشناسی کشور، ساز و کار رسمی برای دستیابی به چنین هدفی را فراهم آورد.[۵]
مدیران مرکز استراتژیک

سید محمد موسوی خوئینی‌ها (۶۸-۷۱)
حسن روحانی (۷۱-۹۲)
علی اکبر ولایتی (۹۲- اکنون)
[۶]
رییسان مجمع تشخیص
نام     تصویر
سیدعلی خامنه‌ای(۶۶-۶۸)     Ayatollah khamenei 002.jpg
اکبر هاشمی رفسنجانی(۶۸-اکنون)

کنگره

همایش[۱] یا کُنگِرِه گونه‌ای از گردهم‌آیی است.

کنگره دیدار رسمی نمایندگان از کشورهای گوناگون یا ایالت‌های درون یک کشور و یا سازمان‌های مستقل (مانند اتحادیه‌های تجاری) است. به عبارت دیگر کنگره یعنی همایشی از آگاهان، صاحب‌نظران و دانشمندان برای بحث و گفت‌وگو پیرامون مسائل سیاسی، علمی، هنری و همانند آن. هم‌چنین به مجمعی که از سران دولت‌ها، نمایندگان کشورها یا دانشمندان تشکیل می‌شود تا در باب مسایل سیاسی، اقتصادی و علمی بحث کنند، کنگره گفته می‌شود.[۲]

کنگره‌ها بیشتر برای بحث درباره یک موضوع ویژه برپا می‌شوند. شرکت در کنگره برای ارائه و بحث موضوع تنها توسط اعضا و سازمان‌های حمایت‌کننده مالی انجام می‌گیرد. کنگره معمولاً با برنامه‌ریزی قبلی و به صورت سالیانه یا چندساله برپا می‌شود. بیشتر کنگره‌های بین‌المللی و جهانی بصورت سالیانه برگزار می‌شوند. کنگره غالباً برای چند روز طول می‌کشد و دارای چندین جلسه هم‌زمان است.[۳]

واژه کنگره از زبان فرانسوی وارد فارسی شده‌است.

قوه قانون‌گذاری

قوه قانونگذاری یا قوه مقننه نوعی انجمن گفتگویی (مشورتی) با اختیارهای ایجاد، اصلاح و لغو قانون است. قوه‌های قانونگذاری با نام‌های گوناگونی شناخته می شوند، بیش‌ترین نام‌های به کار رفته شده پارلمان، کنگره و یا مجلس می‌باشد.

قوه مجریه

قوه مجریه یکی از قوای سه‌گانه است که وظیفه اداره کشور بر اساس قوانینی را که قوه مقننه مصوب کرده دارد. رئیس قوه مجریه رئیس جمهور است.

محتویات

    ۱ ارکان
    ۲ ریاست قوه مجریه
    ۳ وظایف قوه مجریه
    ۴ جستارهای وابسته

ارکان

قوه مجریه دارای ارکان مختلفی است:

۱. وزارتخانه‌ها مانند وزارت کشور، وزارت امور خارجه و وزارت دفاع و سازمانها و شرکتهای تابعه

۲. معاونین و مشاورین ریاست جمهوری و سازمانهای تابعه مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی، بانک مرکزی، سازمان حفاظت از محیط زیست، سازمان تربیت بدنی
ریاست قوه مجریه

ریاست قوه مجریه در ایران با رییس جمهور است که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود مانند آمریکا و ... در برخی کشورها که دارای نظام پارلمانی هستند مانند هند و انگلستان ریاست قوه مجریه با نخست وزیر است که توسط نمایندگان مجلس انتخاب می‌شود. گاه چنین کشورهایی دارای پادشاه مانند سوئد و یا رییس جمهور مانند آلمان هستند که مقامی تشریفاتی محسوب می‌شود. در برخی کشورها مانند روسیه، ترکیه و پاکستان ریاست جمهور و نخست وزیر هر دو دارای قدرت هستند.
وظایف قوه مجریه

اداره، سیاستگذاری و نظارت بر امور اقتصادی کشور، آموزش و پژوهش، روابط خارجه، بهداشت و درمان، کشاورزی و صنعت، امنیت و تامین نیازهای دفاعی و تامین نیازها و ملزومات سایر قوا مانند قوه مقننه، قوه قضائیه، شورای نگهبان و ... بر عهده قوه مجریه‌است.

اوو مورالس

خوان اوومورالس آیما (به اسپانیایی: Juan Evo Morales Ayma)، معروف به ایوو (evo) یا اوو مورالس (به اسپانیایی: Juan Evo Morales Ayma) (زاده ۲۶ اکتبر ۱۹۵۹ در اورینکای اورارو) رئیس جمهوری کنونی کشور بولیوی است.

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ سبک زندگی
    ۳ انتخابات سال ۲۰۰۵
    ۴ سیاست و خط‌مشی
    ۵ ملی سازی صنعت گاز طبیعی
    ۶ کوکا
    ۷ تور جهانی
    ۸ مراسم افتتاحیه
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

زندگینامه

اوو مورالس این طور که ادعا می‌شود اصالتاً از بومیان آمریکایی است. او در ابتدا از پرورش دهنده گان گیاه کوکا بود[۱] و پیش از به قدرت رسیدن، نقش کلیدی در مبارزات بومیان کوکا کار علیه طرح مشترک آمریکا-بولیوی برای مبارزه با مواد مخدر را داشت.[۲] او همچنین پس از رسیدن به قدرت، به مخالفت با طرح آمریکا برای مبارزه با مواد مخدر در بولیوی پرداخت.[۳] وی همچنین رهبر جنبش حزب سوسیالیسم است که در زبان اسپانیایی مخفف آن MAS، به معنای بیشتر است. او در سال‌های اخیر همانند دیگر احزاب و گروه‌ها در گیر جنگ‌های مربوط به نفت و گاز در این کشور بود که عموماً تحت عنوان جنبشهای سوسیال، شناخته می‌شوند.

مورالس در سال ۲۰۰۲ در انتخابات ریاست جمهوری در رتبه دوم قرار گرفت که برای احزاب سنتی شکست ناراحت‌کننده‌ای بود. وی شکستش را به کار شکنی ایالات متحده علیه وی نسبت داد.

مورالس سرانجام در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۵، روی کار آمد.
سبک زندگی

رفتار مورالس با دیگر رئیس جمهوران پیشین در آمریکای لاتین متفاوت بود. برای مثال وی در ۲۸ ژانویه ۲۰۰۶، حقوق خود را تا ۵۷ ٪ کاهش داد وبه ۱٫۸۷۵ دلار در هر ماه رساند.

مورالس مجرد است و پیش از انتخابات ریاست جمهوری، آپارتمانی را با دیگر افسران MAS شریک بود و با خواهر خود زندگی می‌کرد. وی همچنین علاقه زیادی به انتخاب لباس داشت واغلب از لباسهای خط دار راهراه در ملاقات‌هایش با رؤسای کشورهای جهان استفاده می‌کرد. وی در ملاقات‌های رسمی از پیراهن سفیدی بدون کراوات استفاده می‌کرد، که این مسأله در عصر مدرن در مورد مقامات ارشد آمریکای لاتین، امری بی سابقه‌است، همچنین، از یک ژاکت سیاه، که ژاکت کت هم نبود استفاده می‌کرد. ژاکتی که از جنس پشم آلپاکا به نام Chompa که در انگلیسی به ان ژاکت می‌گویند. این ژاکت در سرتاسر بولیوی فروخته می‌شود و سمبل لباس غیر رسمی مردم است.

طبق گفته خود مورالس، وی اغلب با تیم‌های فوتبال محلی، فوتبال بازی می‌کند.
انتخابات سال ۲۰۰۵
اوو مورالس و معاون وی آلوارو گارسیا در حال واکس زدن
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری بولیوی‎


به دلیل افزایش نارضایتی‌ها و آشوب‌ها، رئیس جمهور وقت، کارلوس مسا استعفا داد و رئیس مجلس ادواردو رودریگز ولتز تصمیم گرفت تا انتخابات سال ۲۰۰۷ را در دسامبر ۲۰۰۵ برگزار کند. علاوه بر آن تظاهرات مردمی به رهبری مورالس فاکتور کلیدی و مهمی در برکناری رئیس جمهور بود.

در چهارم دسامبر سال ۲۰۰۵، مورالس با اخذ ۳۲٪ کل آرا در رأس قرار گرفت، جرج کوایروگا حدود ۲۷٪ اراء و ساموئل دوریا حداقل آرا یعنی ۱۵٪ را به خود اختصاص دادند.

در ۱۴ دسامبر، مجله وال استریت، این طور گزارش کرد که اکثر آرایی که به مورالس ۴۶ ساله داده شده در حدود ۲۹ تا ۳۴ درصد جلوتر از رقیب محافظه کار نزدیک خود، جرج کیوروگا بوده‌است. بیش از ده هزار داور انتخابات به صحت انتخابات سوگند خوردند، اما رأی گیری مجددی در ۱۸ دسامبر برگزار شد. پس از شمارش آرا، همانطور که انتظار می‌رفت مورالس ۴۲ تا ۴۵ درصد آرا را به خود اختصاص داد در حالی که رقیبش ۳۳ تا ۳۷ درصد آرا را اخذ کرده بود.

سرانجام، در ۲۲ دسامبر پس از شمارش ر سمی آرا ۸۹۹. ۵۳ ٪ از ۹۸٫۶۹۷ ٪ کل آرا شمارش شده به نفع مورالس بود.

بدین ترتیب مورالس حائز اکثریت آرا شد و کشور را به سوی سوسیالیسم شدن از سه طریق: برقراری روابط با رؤسای شهری و احزاب، نیروی نظامی و نیروهای میانه رو. یعنی برقراری روابط با جرج کوایروگا از حزب سوسیال دموکرات (podemos)، و ساموئل دوریا که تنها چند رأی با وی برای تصدی پست ریاست جمهوری اختلاف داشت، پیش برد. در ۲۱ اگوست، مورالس همتا و رفیق خود را به عنوان جانشین خود برای انتخابات ریاست جمهوری انتخاب کرد. اکوارو گراسیا نظریه‌پرداز چپ گرا، جامعه‌شناس، ریاضی‌دان و تحلیل گر مسائل سیاسی بود که هم دوش فیلیپ کوئیسپه در تاپک کاتاری گاریلا، (FGTK)، بخشی از ارتش، جنگیده بود.
سیاست و خط‌مشی

مورالس پیش از تشکیل MAS (حزب سوسیالیستی) در مورد دخالت نیروهای بیگانه چنین گفت: بدترین دشمن بشریت کاپتالیسم (نظام سرمایه داری ایالات متحده‌است) زیرا این کشور ما را به قیام علیه خودمان وایجاد آشوب و طغیان در برابر سیا ستهای دولت تحریک می‌کند. اگر تمامی ملت های جهان به این واقعیت اعتراف نکنند که دولت‌های ملی حداقل چیزها را برای تغذیه، آموزش و سلامت ارائه نمی‌کنند، همه روزه شاهد نقض حقوق اساسی انسانی خواهیم بود.</"plengish1 =نام مرجع>

مورالس همچنین در مورد ایجاد یک مجلس پایدار برای تغییر کشور وضع کرد و نیز وضع قانون جدید برای هیدروکربن برای ضمانت حداقل ۵۰٪ درآمد برای کشور را پیشنهاد داد. وی هم چنین به تحریکات ایالات متحده در ارتباط با محدوده تجارت آزاد آمریکا اشاره کرد و از آن به عنوان قراردادی برای قانونی کردن استعمار دیگر کشورها یاد کرد واز سخنان ریاست جمهوری ونزوئلا، هوگو چاوز برای بکاربردن اصطلاح محور خوبی‌ها بین بولیوی، کوبا و ونزوئلا که واشنگتن آنرا محور شرارت اعلام کرده بود، حمایت کرد.[۴]

در مارس ۲۰۰۶، مورالس در ایالت سانتا کروس خبری را منوط به افزایش حداقل دستمزدها تا ۵۰٪ اعلام کرد که در حال حاضر ۴۵ یورو تنظیم شده که بعداً به ۶۷ یورو افزایش می‌یابد. مورالس پیش تر اعلام کرده بود که این میزان باید به ۱۰۰٪ برسد.[۵] اگرچه، شش نفر از هر ده کارگر، بخشی از اقتصادغیر رسمی کشور هستند، که در نتیجه تاثیر این افزایش را محدود خواهد کرد.[۶]

مورالس در اجرای تعهدات دولت برای پشتیبانی از بومیان این کشور مورالس اخیراً انجمنی را تشکیل داده تا قانون اساسی جدیدی را برای مردم بولیوی بنویسند.
ملی سازی صنعت گاز طبیعی

در سال ۲۰۰۵ به دنبال اعتراض‌های عمومی وشورش‌ها، کنزالو سانچز رئیس مجلس، لایحه‌ای را در مورد انرژی تصویب کرد که مالیات بر تولید از ۱۸٪ به ۳۲٪ افزایش یافت.

مورالس تصویب‌نامه‌ای را به امضاء رساند که برطبق آن استحصال گازهای طبیعی باید بر اساس قوانین ملی شدن باشد. بولیوی دومین کشور بزرگ صادر کننده گاز طبیعی در آمریکای جنوبی است که پس از ونزوئلا ۴۸٫۸ تریلیون متر مکعب گاز استخراج می‌کند. وی با دادن دستورات لازم به ارتش و مهندسان YPFB، امنیت و انحصار تاسیسات تولیدات انرژی را بر عهده دولت گذاشت و یک مهلت شش‌ماهه به شرکت‌های خارجی برای تمدید قرارداد و یا صرف نظر از مشارکت داد. نائب رئیس وی آلوارو گارسیا چنین گفته بود: درآمد مربوط به انرژی که در سال آینده نصیب دولت خواهد شد به مبلغی بالغ بر ۷۸۰ میلیون دلار خواهد رسید. که تقریباً شش برابر سال ۲۰۰۲ است.[۷] در میان ۵۳ شرکت خارجی که تحت تاثیر این قانون قرار گرفتند شرکت petrobras، ازبزرگترین شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری خارجی در این کشور بود که ۱۴٪ از استخراج گاز این کشور تحت نظارت این شرکت برزیلی بود.[۸] وزیر انرژی برزیل، سیلاس روندئو ضمن محکوم کردن این لایحه از آن به عنوان حرکتی غیر دوستانه و در تضاد با مناسبت‌های قبلی بین کشورش و بولیوی یاد کرد.[۹]

شرکت‌های گازی اگزان موبیل ایالات متحده، PETROBRUS، REPSOL YPF اسپانیا و شرکت فرانسوی توتال، از جمله شرکت‌های معروف در این کشور هستند. به گفته مجله رویترز پس از انعکاس فعالیت‌های نفتی بولیوی و انعقاد قرارداد با کشور ونزوئلا به عنوان بزرگترین کشور صادر کننده نفت، این کشور به پنجمین کشور بزرگ صادر کننده نفت تبدیل شده است و کشورهایی که با آن قرارداد می‌بستند به قانون مالیات عطف به ماسبق پیوستند. YPFB که هزینه سرویس و خدمات شرکت‌های نفتی خارجی را می‌پردازد پیشنهاد ۵۰٪ ارزش بر تولید را به شرکت‌ها داد، هرچند که این مصوبه نشان داد که شرکت‌هایی که دوتا از بزرگترین میادین گازی کشور را استخراج می‌کنند تنها ۱۸٪ دریافت کرده‌اند.
کوکا

از مدتها پیش کوکا برای ساخت کوکایین استفاده می‌شد. مردم بومی منطقه اندیان، کوچاووایمارا از برگهای آن به عنوان این مکمل غذایی استفاده می‌کردند وآنرا می‌جویدند و برای این برگ‌ها احترام زیادی قائل بودند. امروزه مصرف قانونی برگ‌های این گیاه، بخشی از زندگی روزمره مردم روستایی، کارگران و معدن کاران شده‌است. کوکا به طور قانونی و آزادانه برای فروش موجود است. افراد معروفی که چای کوکا می‌نوشیدند پاپ ژان پل دوم و پرنسس آنه بودند. گفته می‌شود طرح‌های بزرگ که به اسپانیایی «plan dignidad» گفته می‌شود، از جمله طرح‌های ایالات متحده، برای تولید کوکا به صفر در صد است.

به گفته مورالس، مشکل مربوط به مصرف کوکایین باید حل شود، اما این مساله نباید با ریشه کنی این گیاه و نابود کردن آن توأم باشد، بلکه می‌توان این کار را از طریق دیگر، مثل فرستادن نیروهای نظامی به منطقه کاشت کوکا برای نظارت روی منطقه انجام داد. البته این نظریه با مخالفت NGOها به خاطر مغایرت با قوانین حقوق بشر مواجه شد.

علاوه بر حل مسائل و مشکلات مربوط به صنعت گاز کشور که مورالس آنرا در شعارهای انتخاباتی خود تعهد کرده بود، اجرای سیاست ایالات متحده مبنی بر تولید نکردن کوکا نیز در رأس کار وی قرارگرفت؛ به عبارت دیگر ریشه کنی محصولات گیاه کوکا، به عنوان هدف مهم وی روی کار آمد.

اختلافات زیادی از نظر عملیات اجرایی در مورد قوانین مربوط به عدم استعمال مواد مخدر و همکاری بین کشورها در این راستا، بین ایالات متحده و بولیوی وجود دارد. اما مقامات رسمی هر دو کشور بر سر مبارزه علیه مصرف این مواد و قاچاق مواد مخدر توافق دارند. سین مک کرمک از دیارتمان دولتی ایالات متحده به حمایت از دولت بولیوی برای، پیشبرد سیاست‌های ضد مواد مخدر تأ کید دارد. در این رابطه مورالس در جایی اظهار داشت: " در آینده هیچ کوکایینی در کار نخواهد بود، و نیز هیچ قاچاق موادی اما این بدان معنی نیست که کشت گیاه از بین برود. از نظر وی از بین رفتن کاشت این گیاه به معنای از بین رفتن گیاهان دارویی آیماراس وکواچاس (Cuechus)، خواهد بود.
تور جهانی
مورالس و رئیس جمهور برزیل، لوئز لولا سیلوا

از ۲۹ دسامبر سال ۲۰۰۵، مورالس تور گردشگری بین‌المللی را راه‌اندازی کرد و آنرا به عنوان تور حد واسط بین آمریکای لاتین و جنوبی توصیف کرد.

طی دوهفته، مورالس با رؤسای چندین کشور همسایه برای جلب حمایت‌های سیاسی واقتصادی برای تغییر کشورش، ملاقات کرد. گفته می‌شود که این تور گردشگری، شکافی راکه بین این کشورها و کشورهای دیگر ایجاد کرده بود را تا حدی پرخواهد کرد؛ از جمله روابط بولیوی و آمریکا.

«خط زمانی تور گردشگری مورالس»

    ۳۰ دسامبر ۲۰۰۵، پس از برپایی مراسم پیروزی کوبا برای به قدرت رسیدن دموکرات‌ها، مورالس از شهر اورینوکو، بازدید کرد. پس از آن د رهاوانا میزبان ریاست جمهوری کوبا، فیدل کاستروشد وسند همکاری رابین بولیوی وکوبا بر سرمسائلی مثل آموزش وبهداشت به امضاء رساندند. مورالس طی صحبتهایش با وی، از فیدل کاسترو وچاوز به عنوان «فرمانده‌ها ی ارتش آ زادی آمریکا نام برد.»
    ۳ ژانویه ۲۰۰۶: وی در کاراکاس با چاوز ملاقاتی داشت. چاوز به وی پیشنهاد مبادله ۱۵۰۰۰۰ بشکه دیزل در هر ماه به جای وارد کردن این مقدار از کشورهای دیگر کرد، که در عوض به جای آ ن محصولات کشاورزی را از بولیوی وارد کند.
    ۴ ژانویه ۲۰۰۶: نخست وزیر اسپانیا لوئیز رادریگز زاپاترو، در کاخ مونکلوا با مورالس ملاقاتی داشت. وی در سند رسمی اعلام کرد که تا مبلغ ۱۲۰ میلیون یورو به این کشور وام پرداخت خواهد کرد.
    ۵ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس با پادشاه جوان کارلوس در کاخ زارزوالا در اسپانیا ملاقات کرد. در این دیدار رسانه‌های جمعی اسپانیا در مورد نحوه لباس پوشیدن غیر رسمی مورالس که کمی از جنس پشم الیاکا ورنگی که شبیه به لباس آمریکایی‌های بومی بود، انتقاد کردند.

در این ملاقات، خوزه ماریا ازنار، اعلام کرد که وی از (FAES) سرمایه شخصی خودش که این سازمان را بوجود آورده بود برای مبارزه علیه pp-pکاسترو، مورالس و چاوز استفاده خواهدکرد.

    ۶ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس با رئیس جمهور فرانسه ژاک شیراک در پاریس ملاقات کرد. ژیراک تا زمانی که بولیوی از سرمایه‌های این کشور در بولیوی حفاظت کند، قول حمایت‌های سیاسی واقتصادی به وی داد.

همان روز مورالس با وزیر امور خارجه هلند، بن بات، ملاقاتی انجام داد و وی قول کمک ۱۵ میلیون یورویی در سال را به وی داد.

    ۷ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس با خاویر سولانا در بروسلز ملاقاتی داشت که وی نیز در قبال حفاظت از سرمایه گذاران اروپایی در این کشور، قول حمایت‌های اقتصادی را داد.
    ۹ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس با هوجینتائو و وزیر بازرگانی چین بو xilai ملاقات کرد. وی از کارآفرینان، سرمایه گذاران و دولت چین دعوت کرد تا در پروژه‌های مربوط به استخراج گاز در این کشور سرمایه‌گذاری کنند و در ساخت تصفیه خانه‌های گازی در این کشور شریک شوند.
    ۱۰ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس میزبان رییس جمهوری آفریقای جنوبی تابو امبکی در پرتوریا شد. وی در این ملاقات مبارزات سیاهپوستان آفریقایی را در طول دوره آپارتاید با مبارزات بومیان آمریکایی در آمریکا مقایسه کرد.
    ۱۱ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس با آرک بیشاب در دیسموند ملاقاتی انجام داد که از وی و رئیس جمهوری پیشین (فردریک کلرک) به عنوان افرادی فروتن و خونگرم نام برد.
    ۱۳ ژانویه ۲۰۰۶: مورالس ازکشور برزیل بازدید کرد و با رئیس جمهور آنجا، لوئیز لولا سیلوا ملاقاتی را انجام دادواز وی به عنوان برادر ورفیق خود نام برد. آنها با یکدیگر قرار گذاشتند که تا زمانی که فقر از این کشور رخت ببندد با هم همکاری ومشارکت کنند.

مراسم افتتاحیه

در ۲۱ ژانویه ۲۰۰۶، مورالس ترتیب جشن بومی در محل مذهبی و روحانی تیوکو و محل باستانی کلمبیایی شهر تیراناکا را داد؛ جایی که وی به عنوان Apu Mallku یا رهبر عالی آیمارا مراسم تحلیف را به جای آورد و افراد بومی که از نژاد مورالس بودند و نیز احزاب و گروه‌های مختلف آمریکای لاتین و نیز کل جهان هدایای بسیاری را به وی اهدا کرده بودند. مورالس اینطور اظهار می‌داشت که این اولین بار است که آمریکایی‌های بومی (تاپک امارا) در بولیوی، قدرت مطلق (پادشاهی) را از ان خود کرده‌اند. این جشن با حضور رئیس جمهور اسلوونیا، جانز در نوزک برگزار شد.

در ۲۲ ژانویه ۲۰۰۶ مورالس بطور رسمی در لاپاز، طی مراسمی با کمک رئیس جمهوری آرژانتین (نستور کیرشنر) و چاوز، قدرت را به دست گرفت.

رئیس جمهور شیلی، ریکاردو لاگاس، که کشورش از نظر دیپلماتیک با کشور بولیوی از گذشته دچار مشکل بود، نیز در این مراسم شرکت داشت و به طور خصوصی با وی ملاقات کرد. مورالس از برگزاری این مراسم به عنوان نقطه آغازی در برقراری روابط با دیگر کشورها و پایان استعمار این کشور نام برد.

احمد وحیدی

احمد وحیدی (زاده ۱۳۳۷ - شیراز)[۱] از فرماندهان نظامی ایران و وزیر دفاع سابق جمهوری اسلامی ایران در زمان دولت دهم ایران می‌باشد.[۲] وحیدی ازجمله فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در طول جنگ ایران و عراق و سالهای پس از آن است که مسئولیت های مهمی از قبیل فرماندهی قرارگاه‌های عملیاتی و اطلاعاتی سپاه، فرماندهی نیروی قدس، معاونت طرح و برنامه و امور بین‌المللی وزارت دفاع، جانشین وزیر دفاع در زمان دولت هشتم ایران، ریاست کمیسیون سیاسی، دفاعی و امنیتی مجمع تشخیص مصلحت نظام (از اسفند ۱۳۹۰)، ریاست کارگروه سیاسی، دفاعی و امنیتی دولت نهم در تدوین برنامه پنجم توسعه ایران را برعهده داشت.[۳] وی از ۵ مهر ۱۳۹۲ تاکنون با حکم سرلشکر حسن فیروزآبادی، به سمت رئیس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح ایران منصوب شده است.[۴]

مقامات قضایی آرژانتین وی را به دخالت در انفجار مرکز همیاری یهودیان (تیر ۱۳۷۳) در بوئنوس آیرس متهم می‌کنند. ادعایی که از جانب حکومت ایران همواره رد شده است. به موجب همین اتهام وارده به وی، معرفی او برای تصدی وزارت دفاع دولت دوم احمدی‌نژاد به دلیل قرارداشتن در فهرست هشدار اینترپل با واکنش‌های منفی بین‌المللی روبرو شد اما در مجلس ایران بالاترین رأی اعتماد را در میان همه وزرای کابینه دولت دهم کسب کرد.

محتویات

    ۱ سوابق علمی
    ۲ ماجرای مک‌فارلین
    ۳ ماجرای بمب گذاری در آرژانتین
    ۴ ادعای رابطه با مقامات القاعده
    ۵ وزیر دفاع دولت دهم
        ۵.۱ واکنش مقامات دیگر کشورها
        ۵.۲ سفر به بولیوی
    ۶ منابع

سوابق علمی

دارای مدرک کارشناسی در رشته الکترونیک[نیازمند منبع]، کارشناسی ارشد در رشته مهندسی صنایع[نیازمند منبع] و هم‌اکنون نیز دانشجوی دکتری در رشته علوم استراتژیک[نیازمند منبع] است.[۵]
ماجرای مک‌فارلین

بر اساس خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد وحیدی که در زمان ماجرای مک‌فارلین مسئول اطلاعات سپاه پاسداران بود، گزارشی از موشک‌های هاگ ارسالی آمریکا به ایران در جنگ ایران و عراق را ارائه کرده بود.[۶]
ماجرای بمب گذاری در آرژانتین

اینترپل (پلیس بین‌الملل) به درخواست دادگستری آرژانتین مبنی بر دخالت داشتن وحیدی در انفجار مرکز همیاری یهودیان و در مقام فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حکم جلب بین‌المللی وی را صادر کرد.[۷]
ادعای رابطه با مقامات القاعده

روزنامه واشنگتن پست در سال ۲۰۰۳ به نقل از مقامات آمریکایی گزارشی با عنوان «رابطه‌ای به عمر یک دهه» بین ایمن الظواهری، از مقامات ارشد القاعده، با احمد وحیدی منتشر کرد. در این گزارش ادعا شده بود ایران پیش از حملات یازده سپتامبر، همکاری‌های متعددی با اعضای گروه القاعده مستقر در افغانستان و پاکستان داشته است.[۸]
وزیر دفاع دولت دهم

محمود احمدی نژاد در ساعات پایانی روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ لیست وزرای پیشنهادی خودرا ارائه نمود که در میان اسامی، نام احمد وحیدی برای سمت وزارت دفاع و نیروهای مسلح به چشم می‌خورد.[۹]

در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۸۸، در جریان سومین روز بررسی وزرای کابینه دهم، هنگامی که نوبت به اظهارنظر موافقان و مخالفان وزیر پیشنهادی دفاع رسید، هادی قوامی (نماینده وقت اسفراین در مجلس شورای اسلامی) که قرار بود به عنوان تنها مخالف سخن بگوید، از طریق منشی مجلس تغییر رای خود را اعلام و دلیل این انصراف را «گستاخی و رجزخوانی رژیم صهیونیستی» درباره سردار وحیدی اعلام کرد و گفت:

    برای نشان دادن حمایت کامل و قاطع مجلس از ایشان در برابر این گستاخی صهیونیست‌ها، از وقت مخالفت خود صرف‌نظر می‌کنم و نه تنها رای منفی خود را پس می‌گیرم، بلکه به ایشان رای مثبت خواهم داد.

در همین حین، نمایندگان با سردادن شعار «مرگ بر اسرائیل» حمایت خود را از نظر قوامی اعلام کردند. به دلیل انصراف وی، نماینده موافق هم صحبت نکرد و سردار وحیدی برای اعلام برنامه‌های خود به پشت تریبون رفت.[۱۰]

در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۸، در جریان رای گیری به وزاری پیشنهادی، احمد وحیدی با کسب ۲۲۷ رای موافق از مجموع ۲۸۶ رای ماخوذه، ۵۴ رای مخالف و ۵ رای ممتنع رسماً به عنوان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت دهم انتخاب شد. در نتیجه وی با کسب ۷۹٫۳۷٪ آرا از نمایندگان مجلس، دارای بیشترین درصد جلب اعتماد نمایندگان مجلس در میان سایر وزرای پیشنهادی در آن دوره بود.[۱۱]
واکنش مقامات دیگر کشورها

    آرژانتین: آلبرتو نیسمن دادستان آرژانتین، انتصاب احمد وحیدی به وزارت دفاع را محکوم کرد و آن را ناقض قوانین بین‌المللی خواند.[۱۲]

    ایالات متحده آمریکا: فیلیپ کرولی، معاون روابط عمومی وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به رای اعتماد مجلس به احمد وحیدی، مدعی شد:

        ایران با انتخاب احمد وحیدی به عنوان وزیر دفاع در تلاش‌های آمریکا برای پایان دادن به انزوای بین‌المللی این کشور، گامی به عقب را اتخاذ کرد.[۱۳]

سفر به بولیوی

احمد وحیدی در در ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، برای شرکت در مراسم گشایش یک آکادمی نظامی متعلق به اعضای ائتلاف چپگرای «آلبا»، شامل کشورهای کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه وارد کشور بولیوی شد.ولی عصر همانروز، داوید چوکه‌هوآنکا، وزیر خارجه بولیوی در نامه‌ای به هکتور تیمِرمان وزیرخارجه آرژانتین ضمن عذرخواهی از آرژانتین، دعوت وحیدی به این مراسم را بر اثر بی اطلاعی وزارت دفاع بولیوی از حکم صادره علیه وحیدی و عدم هماهنگی وزرات دفاع با دولت بولیوی دانست و اعلام کرد که از وحیدی خواسته شده تا بلافاصله خاک بولیوی را ترک کند..[۱۴] ایوو مورالس، رئیس‌جمهور بولیوی نیز با اشتباه خواندن دیدارش با احمد وحیدی، به خاطر این دیدار پوزش خواست.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سازمانی شبه نظامی است که در نخستین روزهای پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به فرمان سید روح‌الله خمینی (بنیانگذار و رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران) تشکیل شد. روح‌الله خمینی در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد را اعلام کرد و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی و بازوی مسلح برای پاسداری از نظام جمهوری اسلامی ایران است.

قانون اساسی درباره سپاه می‌گوید:

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامهٔ نقش خود در نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن پا برجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسؤولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسؤولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود.[۱]

پس از انتصاب محمد علی جعفری به فرماندهی کل سپاه در سال ۱۳۸۶ نوآرایی‌های تشکیلاتی در سپاه روی داد. این نوآرایی‌ها شامل تشکیل سازمان بسیج مستضعفین و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تشکیل ۳۱ سپاه استانی بود.[۲]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ ساختار سازمانی
        ۲.۱ فعالیت اقتصادی
            ۲.۱.۱ نمونه فعالیت‌ها
        ۲.۲ فعالیت سیاسی
            ۲.۲.۱ اتهام جاسوسی در کویت
        ۲.۳ اتهام‌بمب گذاری در عربستان
        ۲.۴ سرکوب شورشیان سوریه
        ۲.۵ بمب گذاری در هند
    ۳ تحریم‌های بین‌المللی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ پیوند به بیرون

تاریخچه

در نخستین روزهای پس از انقلاب بهمن ۵۷، دولت موقت که به علت فروپاشی قوای انتظامی و نظامی فاقد ابزار لازم برای اعمال حاکمیت بر کشور بود، درصدد بر آمد تا نیرویی مسلح بنام گاردملی به وجود آورد. به همین منظور، حسن لاهوتی حکمی از سید روح‌الله خمینی برای تشکیل این نیرو دریافت کرد. با پیشنهاد محمد توسلی نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای آن برگزیده شد. در حکم خمینی تاکید شده بود که سپاه پاسداران زیر نظر دولت موقت فعالیت خواهد کرد.[۳] هدف از تشکیل این نهاد نیز حفظ انضباط در شهرها و روستاها، جلوگیری از تحریک و توطئه، جلوگیری از خرابکاری در موسسات دولتی و ملی و مراکز عمومی و سفارتخانه‌ها، جلوگیری از رسوخ عناصر فرصت‌طلب و ضدانقلابی در داخل صفوف مردم، اجرای دستور دولت موقت و اجرای احکام دادگاه‌های فوق‌العاده اسلامی، ذکر شده بود.[۴] دولت موقت دکتر ابراهیم یزدی را به عنوان معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب، مامور کرد که با لاهوتی برای تشکیل این نیرو همکاری کند. اساسنامه سپاه در اواخر بهمن ۱۳۵۷ در باغشاه و در حین جمع‌آوری سلاح‌های پخش شده در روزهای انقلاب تکمیل شد. در ۹ اسفند ۱۳۵۷ در جلسه‌ای در پادگان عباس‌آباد که با حضور ابوشریف، محسن رفیقدوست، مرتضی الویری، علی محمد بشارتی، محمد غرضی، حسن جعفری، علی فرزین، ضرابی، اصغر صباغیان، تهرانچی و علی دانش‌منفرد تشکیل می‌شود، علی دانش‌منفرد به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انتخاب شد. محسن رفیقدوست مسوول تدارکات، بشارتی مسوول اطلاعات و مرتضی الویری مسوول روابط عمومی سپاه شد.[۵] آن‌ها با جلب همکاری عده‌ای از اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در آمریکا و کانادا ساختمان ساواک در خیابان سلطنت‌آباد (پاسداران کنونی) را مقر اصلی خود قرار دادند و در مراکزی چون هنگ نوجوانان (مکان مورد استفاده برای دانشگاه امام حسین(ع) و دافوس کنونی سپاه) و پادگان سعدآباد، با کمک عده‌ای از جمله برخی تکاوران تیپ نوهد، به جذب و آموزش سیاسی، عقیدتی و نظامی داوطلبان پرداختند.

همزمان با تشکیل سپاه پاسداران، گروه‌های مسلح موازی دیگر نیز بطور خودجوش برای حفظ انقلاب تشکیل شده بودند همچون:

            گارد انقلاب در پادگان جمشیدیه به سرپرستی عباس آقازمانی و مورد حمایت موسوی اردبیلی
            گارد دانشگاه‌ها یا پاسا به سرپرستی محمد منتظری و مورد حمایت سید محمد بهشتی. این گروه عمدتاً عده‌ای از عناصر مبارز را که در لبنان آموزش چریکی دیده و به کشور برگشته بودند، دربر می‌گرفت. محسن آرمین از جمله اعضا گارد دانشگاه بود.
            نیروهای مسلح سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به سرپرستی محمد بروجردی و مورد حمایت مرتضی مطهری

وجود این چهار گروه مسلح موازی، اختلاف‌ها و اصطکاک‌هایی را در پی داشت. این مساله در شورای انقلاب طرح و سرانجام تصمیم گرفته شد که هاشمی رفسنجانی با هماهنگ کردن این گروه‌ها و یک‌پارچه کردن آنها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را شکل دهد. پس از تخصیص بودجه ۱۲۰ میلیون تومانی به سپاه از سوی دولت موقت سپاه قدرتمندتر از قبل تصمیم به ادغام سایر نیروها در خود گرفت. در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، همه این گروه‌ها با سپاه پاسداران ادغام شدند و جواد منصوری به عنوان فرمانده سپاه انتخاب شد. به فاصله اندکی پس از او عباس آقازمانی مشهور به (ابوشریف) فرماندهی سپاه و فرماندهی عملیات آن را بر عهده گرفت. پس از ادغام، محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و عباس دوزدوزانی در اواخر فروردین ۱۳۵۸ به دیدار خمینی در قم رفتند و خواستار استقلال سپاه از دولت موقت شدند.

در این دیدار خمینی برخلاف جهت‌گیری پیشین خود مبنی بر نظارت دولت موقت بر سپاه، دستور تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی زیر نظر شورای انقلاب را صادر کرد. در پی این فرمان، گروه دوازده نفره اساسنامه‌ای را در ۹ ماده و ۹ تبصره تهیه کرد که به تصویب شورای انقلاب رسید. به دنبال آن شورای فرماندهی سپاه تشکیل گردید و اعضای آن احکام خود را از شورای انقلاب دریافت کردند. به این ترتیب در ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام موجودیت کرد.
درجه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
نیروها
پرسنل نظامی     نیروی دریایی
ارتشبد     دریابد
سپهبد     دریاسالار
سرلشکر     دریابان
سرتیپ     دریادار
سرهنگ     ناوسالار یکم
سرگرد     ناوسالار سوم
سروان     ناوسروان
ستوان     ناوبان
رزم‌دار     ناودار
رزم‌آور     ناویار
رزم‌یار     سرناوی
سرباز     ناوی


با توجه به اینکه مهم‌ترین مأموریت سپاه، حفاظت از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بود، این تشکیلات تازه‌تأسیس تیم‌ها، دسته‌ها، گروهان‌ها و گردان‌های عملیاتی را صرفاً برای عملیات شهری و حفظ و ارتقای امنیت داخلی کشور شکل داد. در هر شهر و شهرستانی، سپاه به تناسب نیرویی که جذب می‌کرد و وسعت سرزمینی و حساسیت‌های امنیتی خاصی که آن منطقه داشت، وضعیت خود را سامان می‌داد.

نخستین فرمانده سپاه پس از شورای فرماندهی، محسن رضایی است که در ۲۸ سالگی توسط خمینی به این سمت منصوب شد (تا قبل از این انتخاب فرمانده سپاه با شورای انقلاب اسلامی بود). محسن رضائی برای مدت ۱۸ سال فرماندهی این نهاد را بر عهده داشت ولی در سال ۱۳۷۷ از فرماندهی سپاه استعفا کرد و قائم مقام او سید یحیی صفوی مشهور به رحیم صفوی از سوی سید علی خامنه‌ای به این سمت منصوب شد. در ۱۰ شهریور ۱۳۸۶ دوره مسئولیت ۱۰ ساله وی در فرماندهی سپاه به پایان رسید و سید علی خامنه‌ای به جای وی سرتیپ پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه را به فرماندهی سپاه پاسداران برگزید و او را از درجه سرتیپی به درجه سرلشگری ارتقا داد.
ساختار سازمانی
دیدار جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران با روح‌الله خمینی در بیت رهبری

ساختار فرماندهی سپاه به شکلی است که در راس آن فرمانده کل قرار دارد. پس از او جانشین یا قائم مقام قرار می‌گیرد و پس از او نیز رئیس ستاد مشترک حائز اهمیت است که به طور مستقیم با فرمانده کل در بالا و با فرماندهان نیروهای پنج گانه در پایین مرتبط است. فرمانده کل سپاه مستقیماً توسط رهبری انتخاب می‌گردد و جانشین و فرماندهان ستاد مشترک و نیروها به پیشنهاد فرمانده کل و با تصویب و حکم رهبری انتخاب می‌شوند.

سپاه پاسداران شامل ۵ نیرو[۶]، با ماموریت‌های متفاوت است:

    نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
    نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
    نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
    نیروی مقاومت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (بسیج)
    نیروی قدس

و همچنین ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مسئولیت هماهنگی و فرماندهی نیروهای پنجگانه را بر عهده دارد. دو ساختار دیگر در سپاه به نام‌های حوزه نمایندگی ولی فقیه و سازمان حفاظت اطلاعات وجود دارد که اولی کاملاً مستقل از ساختار فرماندهی و مستقیماً زیر نظر رهبری قرار دارد و دومی نیز تقریباً مستقل از فرماندهی است و فرمانده آن را رهبری با پیشنهاد فرمانده سپاه انتخاب می‌کند و فرمانده آن مستقیماً با دفتر عمومی حفاظت اطلاعات در دفتر رهبری و شخص رهبر مرتبط است و به او گزارش می‌دهد.[۷][۸][۹]

محمدعلی جعفری با دسته‌بندی تهدیدات علیه جمهوری اسلامی به تهدیدهای نرم، نیمه‌سخت (شورش‌های مردمی بدون سلاح گرم[۱۰]، تهدیدهای اقتصادی-سیاسی داخلی و خارجی[۱۱]) و سخت (شورش‌های مسلحانه، جنگ داخلی و جنگ خارجی) وظیفه مبارزه با تهدید نرم را به بسیج غیرنظامی، نیمه‌سخت را به بسیج نظامی و سخت را به نیروی زمینی سپاه و بسیج نظامی محول می‌کند.[۱۲]
فعالیت اقتصادی

بر اساس تحقیقات مؤسسه رند، سپاه پاسداران ایران از زمان پایان جنگ ایران و عراق تاکنون با انعقاد ۷۶۵۰ قرارداد از طریق مؤسسات وابسته به خود فعالیت‌های اقتصادی گسترده‌ای داشته‌است. روزآنلاین از تحلیل‌گران اقتصادی ایران نقل کرده که درآمد حاصل از فعالیت سپاه در «عرصه‌های قانونی اقتصاد» تا ۱۲ میلیارد دلار در سال می‌رسد.[۱۳] البته هیچ گزارش مالی درباره فعالیت‌های اقتصادی سپاه منتشر نمی‌شود و بودجه آن نیز محرمانه‌است.[۱۴]

این نهاد در حوزه‌های نفت و گاز، راه سازی، سدسازی و ساخت تونل، کشاورزی، مخابرات (به عنوان سهامدار عمده شرکت مخابرات ایران)، ساختمان سازی و حتی جراحی‌های مدرن با لیزر حضور فعال دارد. به علاوه با در اختیار داشتن ۴۵٪ سهام شرکت بهمن در تولید خودروی مزدا شریک است.
نمونه فعالیت‌ها

احداث خط لوله گاز از منطقه عسلویه به ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان

توسعه یک میدان گازی در خلیج فارس

فعالیت در مناطق محروم و خطرناک مثل سیستان
فعالیت سیاسی

طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و دستور سید روح‌الله خمینی [۱۵][۱۶] و سید علی خامنه‌ای سپاهیان تا هنگامی که در سازمان سپاه خدمت می‌کنند حق فعالیت در زمینه‌های سیاسی را ندارند.

محمدباقر ذوالقدر معاون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و در دولت نهم (محمود احمدی نژاد) به سمت معاونت وزارت کشور و معاون امنیتی انتظامی این وزراتخانه منصوب شد. روابط عمومی وزارت کشور اعلام کرد چون سردار ذوالقدر با حکم سید علی خامنه‌ای در سمت «جانشین فرماندهی کل سپاه» فعالیت داشت، با کسب مجوز از وی به سمت جدید منصوب شد.[۱۷]
اتهام جاسوسی در کویت

یک گروه هفت نفره‌ی متهم به جاسوسی برای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در کویت دستگیر شدند. در خانه یکی از این افراد که به اتهام خود اعتراف کرده‌اند، یک رشته اسناد، دستگاه پیشرفته ارتباطات و ۲۵۰ هزار دلار پول یافت شده است. افراد دستگیرشده‌ی مظنون به جاسوسی وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، در مورد جمع‌آوری اطلاعاتی در مورد پایگاه‌های آمریکا در کویت و نهادهای حساس کویتی به کار گمارده شده بودند.[۱۸][۱۹]
اتهام‌بمب گذاری در عربستان

با انتشار اسناد بسیار محرمانه دولت بیل کلینتون، مشخص شد او در تابستان ۱۹۹۹ در پیامی کتبی به محمد خاتمی همتای ایرانی خود، سپاه پاسداران را مسئول بمب‌گذاری برج‌های خبر در عربستان سعودی دانسته و خواستار استرداد متهمین این حادثه بوده‌است. در مقابل دولت وقت ایران اتهام های آمریکا را نادرست و غیر قابل پذیرش می‌خواند و تأکید می‌کند هیچ سازمان وابسته به جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گونه دخالتی در طراحی، پشتیبانی و یا اجرای این بمبگذاری نداشته است. [۲۰] البته ویلیام پری، وزیر دفاع آمریکا در زمان بیل کلینتون، در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد به این نتیجه رسیده‌اند که بمب‌گذاری کار القاعده بوده و نه ایران البته هیچ گاه ثابت نشد که این کار توسط سپاه انجام شده باشد بسیاری معتقدند که این کار سازمان موسادوسیابرای تخریب چهره سپاه بوده است .[۲۱]
سرکوب شورشیان سوریه
نوشتار اصلی: پشتیبانی ایران از سوریه در جنگ داخلی سوریه

به گزارش ورلد تریبیون از مخالفین بشار أسد - رئیس جمهور سوریه - ایران نیرو های سپاه پاسداران را جهت سرکوبی هزاران تظاهرات کننده مخالف بشار أسد فرستاده است. آن‌ها می‌گویند سپاه پاسدارن صد ها کوماندو را به‌وسیلهٔ بالگرد به شهر درعا اعزام کرده است. در درگیری‌های درعا در ۱۸ مارس ۲۰۱۱ ، ۵ شهروند سوریه‌ای کشته شده‌اند. منابع مخالفین همچنین اعلام کرده است که علاوه بر سپاه پاسداران، حزب‌الله لبنان نیز در سرکوب مردم دست داشته است. آن‌ها می‌گویند هر دو نیروی خارجی، شامل نیروی ضد شورش، تفنگداران و حمایت هوایی جهت کمک به سازمان‌های نظامی و اطلاعاتی سوریه بودند. [۲۲]

به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، مقامات آمریکایی روز جمعه به این خبرگزاری گفتند که تهران برای کمک به سرکوب اعتراضات ضد حکومتی در سوریه، سلاح در اختیار رژیم بشار اسد قرار می دهد. به گفته این منابع، سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی ویژه قدس وابسته به سپاه پاسداران در ماه ژانویه در پایتخت سوریه حضور داشته و با مقامات رژیم دمشق از جمله بشار اسد دیدار کرده است. مقامات آمریکایی گفتند، حضور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در سوریه برای بررسی اوضاع بحرانی این کشور و راههای کمک به رژیم بشار اسد جهت سرکوب اعتراضات ضد حکومتی در سوریه بوده است. به گفته این مقامات آمریکایی، دیدار سردار قاسم سلیمانی از سوریه بخوبی نشان می دهد که تهران کمکهای نظامی و تجهیزات امنیتی در اختیار رژیم دمشق می گذارد تا از آن برای سرکوب مخالفان سوری استفاده کند. [۲۳]

اسماعیل قاآنی، جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دانشجویان ایران "ایسنا" اعتراف کرد که جمهوری اسلامی ایران در عملیات نظامی، شبه‌نظامی و غیرنظامی در سوریه همگام با رژیم بشار اسد شرکت دارد.متن این مصاحبه کوتاه پس از قرار گرفتن بر روی خروجی سایت خبرگزاری "ایسنا" حذف گردید و پس از آن نیز هیچ توضیحی از سوی مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی ایران در مورد اظهارات این فرمانده ارشد سپاه قدس داده نشد.سردار قاآنی در این مصاحبه گفته است: «اگر جمهوری اسلامی در سوریه حضور نداشت، کشتار مردم آن چند برابر شده بود».[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹]
بمب گذاری در هند

پلیس و سازمان های اطلاعاتی هند اسامی سه تبعه ایران را که با پرونده بمب گذاری در اتومبیل های دیپلمات های اسرائیلی در دهلی، پایتخت هند،ارتباط داشته اند، اعلام کرد. پلیس هندوستان اسامی متهمان را هوشنگ افشار ایرانی، سید علی مهدیان صدر و محمدرضا ابوالقاسمی اعلام کرد. به گزارش روزنامه تایمز هندوستان، هر سه متهم پاسپورت ایرانی داشتند و سه روز قبل از بمبگذاری روز ۱۳ فوریه سال جاری در اتومبیل دیپلمات اسرائیلی، با ویزای توریستی وارد دهلی شده بودند.[۳۰]

همکاری محمد مُرسی با سپاه دادستانی مصر او را به اتفاق ٣۵ نفر دیگر به همکاری با جنبش فلسطینی حماس، گروه لبنانی حزب‌الله و سپاه پاسداران ایران برای انجام حملات تروریستی در مصر متهم کرده است.[۳۱]
تحریم‌های بین‌المللی

    بر اساس توافق وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، تمام حساب‌های بانکی که به اعضا و وابستگان سپاه پاسداران تعلق دارند مسدود خواهد شد.[۳۲]
    استرالیا، نام رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران، را در فهرست تحریم‌های یک‌جانبه این کشور قرار داد.[۳۳]
    وزارت خزانه‌داری آمریکا در چارچوب اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت علیه ایران، فرمانده سپاه و وزیر دفاع ایران را به همراه نیروی هوایی و فرماندهی موشکی سپاه و شرکت مهندسی نفت و گاز سپانیر و شرکت راه ساحل وابسته به قرارگاه خاتم‌الانبیا در فهرست تحریم خود قرار داد. محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج، و احمد وحیدی، وزیر دفاع، در فهرست افراد مورد تحریم قرار گرفتند.

ابوالحسن بنی‌صدر

سید ابوالحسن بنی‌صدر (۲ فروردین ۱۳۱۲ در همدان) اقتصاددان و سیاستمدار اهل ایران است که یک سال پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، به عنوان نخستین رئیس جمهور ایران انتخاب شد. وی که در ابتدا از حمایت روح‌الله خمینی (بنیان‌گذار جمهوری اسلامی) برخوردار بود، به سمت فرماندهی کل قوا و ریاست شورای انقلاب رسید. بنی‌صدر با تثبیت قدرت روحانیون حزب جمهوری اسلامی و نهادهای انقلابی زیر نظر آنان مخالف بود و دوران ریاست جمهوری او با تنشهای بسیار و رویدادهایی چون انقلاب فرهنگی و حمله عراق به ایران همراه شد. او که در استفاده از اختیارات خویش و حمایت رو به زوال خمینی، برای مبارزه با رقبایش ناکام ماند، با مجاهدین خلق که سازمانی دارای تشکیلات و منتقد حکومت وقت بود متحد شد و در خرداد ۱۳۶۰، توسط مجلس شورای اسلامی از مقام خویش عزل گردید. متعاقب آن، بنی‌صدر از ایران خارج شد و در فرانسه به مخالفت خود با حکومت وقت ایران ادامه داد.

محتویات

    ۱ پیش از انقلاب ۵۷
    ۲ ابتدای پیروزی انقلاب
    ۳ آرای ماخوذه در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۵۸)
    ۴ دوران ریاست جمهوری
    ۵ برکناری از ریاست جمهوری
    ۶ حوادث پس از برکناری از ریاست جمهوری و خروج از کشور
    ۷ شهادت در دادگاه میکونوس
    ۸ دیدگاه‌ها
    ۹ دیدگاه‌های دیگران دربارهٔ بنی‌صدر
    ۱۰ پیشنهاد ترور
    ۱۱ تالیفات
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ منابع
    ۱۴ پیوند به بیرون

پیش از انقلاب ۵۷
ابوالحسن بنی‌صدر پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۳۳۸

بنی‌صدر در روستای باغچه از توابع شهرستان کبودراهنگ استان همدان به دنیا آمد. پدرش نصرالله بنی‌صدر، از روحانیون با نفوذ همدان[۲] بود که با روح‌الله خمینی نیز ارتباط دوستانه‌ای داشت.[نیازمند منبع] او در دانشگاه تهران، در رشته‌های اقتصاد و حقوق اسلامی تحصیل کرد و چهار سال در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی فعالیت نمود.[نیازمند منبع]

بنی صدر نماینده دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران در کنگره جبهه ملی ایران در سال ۱۳۴۱ و مسوولین سازمان دانشجویان جبهه ملی در دانشگاه تهران بود.[نیازمند منبع]

بنی‌صدر رهبری گروه کوچکی از دانشجویان مخالف رژیم شاه را به‌عهده داشت و دو بار به خاطر فعالیتهای سیاسی دستگیر و روانه زندان شد. پس از مجروح شدن در قیامی ناموفق علیه حکومت در خرداد ۱۳۴۲، او کشور را ترک کرد و عازم فرانسه شد.[۳] بنی‌صدر و همچنین حسن حبیبی (معاون اول اسبق برخی از روسای جمهور ایران) که از شاگردان احسان نراقی، نظریه‌پرداز، محقق و یکی از موسسان بنیاد فرهنگ ایران زیر ریاست عالیه فرح پهلوی بودند به همت نراقی برای ادامه تحصیل به اروپا رفتند.[۴] با این وجود برخلاف اطلاعات موجود در برخی منابع و استفاده از عنوان دکترا، او هرگز موافق به دریافت این مدرک و یا تدریس ان در دانشگاه نشد.[۳][۵] او به زبان‌های عربی، فرانسوی نیز تسلط دارد.[نیازمند منبع]

بنی صدر در دهه هفتاد میلادی و سال‌های پیش از پیروزی انقلاب، به عنوان یک ناسیونالیست اسلامی پرشور و اقتصاددان انقلابی با ایراد سخنرانی و چاپ و انتشار مقالات و کتب تالیفی خود، به مبارزه با حکومت شاه می‌پرداخت.[۶][نیازمند منبع] به عقیده هاشمی رفسنجانی، در طی این سالها بنی‌صدر که نزدیکی بیشتری با جبهه ملی احساس می‌کرد و خود را تئوریسین انقلاب می‌دانست همواره درگیر رقابت با صادق قطب‌زاده (که او نیز در پاریس اقامت داشت) بود. قطب‌زاده نزدیکی فکری بیشتری با نهضت آزادی ایران داشت و به همین لحاظ بیشتر مورد تائید مبارزین اسلامی بود.[۷] در سال ۵۷ و اندکی پیش از پیروزی انقلاب، با ورود خمینی به پاریس، او جزء معدود کسانی بود که در فرودگاه به استقبال او آمد[۸] و سپس به جمع همراهان او پیوست. پس از ناآرامی‌ها و آشوبهای داخلی که سبب فرار شاه از ایران شد، این دو در تاریخ ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ با پرواز ایرفرانس[۹] به کشور بازگشتند.
بنی‌صدر، مهدی بازرگان و روح‌الله خمینی در آستانه پیروزی انقلاب در ایران.
ابتدای پیروزی انقلاب
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۵۸)

بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ خمینی که عهده دار کنترل کشور بود، دولت موقت را به کار گمارد و بنی صدر را ابتدا در ماه تیر ۵۸ به معاونت وزارت اقتصاد و دارایی و سپس در ماه آبان به سمت وزیر اقتصاد و دارایی منصوب کرد.[۳] بنی صدر همچنین از ابتدای بهار ۱۳۵۸ به عضویت شورای انقلاب در آمد و تا خاتمه دوره عملکرد شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۹ به عضویت خود در این شورا ادامه داد. عمده فعالیت‌های این شورا به صورت مخفی صورت می‌گرفت. با بروز بحران گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران، به یکی از تصمیم گیرندگان و مخالفین اصلی آن تبدیل شد. رقابت وی با قطب زاده، باعث شد حل این بحران ۴۴۴ روز به طول بینجامد.[۱۰][۱۱]

مدتی بعد از استعفای دولت موقت مهدی بازرگان، او با حمایت جامعه روحانیت مبارز[۱۲] برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید شد و در پنجم بهمن ماه ۱۳۵۸ با به دست آوردن یازده میلیون رای به عنوان اولین رئیس جمهور تاریخ ایران انتخاب گشت.

او دراین انتخابات، ۷۶ درصد آرا را کسب کرد. رقبای وی در این انتخابات آقایان (حسن حبیبی، احمد مدنی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده، کاظم سامی، محمد مکری، حسن غفوری‌فرد و حسن آیت بودند و تعداد آرای این افراد مجموعاً بیست و سه درصد آرای باقی‌مانده را تشکیل می‌داد.

کابینهٔ موقت مهدی بازرگان وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     شکوهی، رجایی     آموزش‌وپرورش     ۱۱     طاهری     راه وترابری
۲     اسلامی     ارتباطات     ۱۲     احمدزاده     صنایع ومعادن
۳     اردلان، بنی‌صدر     اقتصاد     ۱۳     شریعتمداری     علوم
۴     سنجابی،یزدی     امورخارجه     ۱۴     دوزدوزانی     ارشاد
۵     صدر     بازرگانی     ۱۵     فروهر     کار
۶     سامی     بهداشت     ۱۶     حاج‌سیدجوادی     کشور
۷     میناچی     جهانگردی     ۱۷     کتیرایی‌‏‎     مسکن
۸     ایزدی     کشاورزی     ۱۸     معین‌فر     نفت
۹     مبشری     دادگستری     ۱۹     تاج     نیرو
۱۰     مدنی،ریاحی،چمران     دفاع            
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     یدالله سحابی     وزیرمشاور     ۳     سمیعی     محیط زیست
۲     عزت الله سحابی     برنامه وبودجه     ۴     شاه‌حسینی     تربیت بدنی
   
کابینهٔ موقت شورای انقلاب رؤسا
ر.     رئیس     نوبت ریاست     ر.     رئیس     نوبت ریاست
۱     مطهری     اولین رئیس     ۳     بهشتی     سومین رئیس
۲     طالقانی     دومین رئیس     ۴     بنی‌صدر     آخرین رئیس
وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     باهنر     آموزش‌وپرورش     ۱۰     قزوینی     راه وترابری
۲     قندی     ارتباطات     ۱۱     احمدزاده     صنایع ومعاون
۳     نمازی     اقتصاد     ۱۲     حبیبی     علوم
۴     قطب‌زاده     امورخارجه     ۱۳     میناچی     ارشاد
۵     صدر     بازرگانی     ۱۴     فروهر     کار
۶     سامی     بهداشت     ۱۵     رفسنجانی     کشور
۷     شیبانی     کشاورزی     ۱۶     کتیرایی     مسکن
۸     مهدوی کنی     دادگستری     ۱۷     معین‌فر     نفت
۹     خامنه‌ای     دفاع     ۱۸     تاج     نیرو


   
آرای ماخوذه در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۵۸)
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۵۸)


پوستر تبلیغاتی برای بنی‌صدر با شعار عدالت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی

    کل آرا و اخذ شده در داخل و خارج از کشور ۱۴٫۱۴۶٫۶۲۲ رأی
    ابوالحسن بنی‌صدر رأی ۱۰٫۷۰۹٫۳۳۰
    سید احمد مدنی رأی ۲٫۲۲۴٫۵۵۴
    حسن حبیبی رأی ۶۷۴٫۸۵۹
    داریوش فروهر رأی ۱۳۳٫۴۷۸
    صادق طباطبایی رأی ۱۱۴٫۷۷۶
    کاظم سامی رأی ۸۹٫۲۲۰
    صادق قطب زاده رأی ۴۸٫۵۴۷
    بقیه کاندیداها رأی ۲٫۱۱۰

وزیر کشور در زمان برگزای انتخابات هاشم صباغیان بود.
دوران ریاست جمهوری
نوشتار اصلی: دولت اول جمهوری اسلامی ایران
دو کودک که برای تبلیغ نامزدی بنی‌صدر در اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران، عکسی از وی را در دست دارند.

بنی‌صدر پس از احراز پست ریاست جمهوری، اهدافی چون دوباره‌سازی مراکز قدرت، از دور خارج کردن تدریجی سپاه پاسداران، دادگاه‌های انقلاب و کمیته‌ها و ادغام آنها در سایر سازمانهای دولتی، کاستن نفوذ روحانیون و همچنین ایجاد طرحی برای توسعه اقتصادی کشور را در دستور کار خود قرار داد بود. بر خلاف خواست حزب جمهوری اسلامی، خمینی به بنی‌صدر اجازه داد تا پیش از تشکیل مجلس، در ماه بهمن ۱۳۵۸ و با ادای سوگند، حکم ریاست جمهوری خویش را دریافت کند. او همچنین یک ماه پس از پیروزی در انتخابات، با حکم خمینی به ریاست شورای انقلاب که هیات سیاست‌گذار و نظریه‌پرداز ایران محسوب می‌شد، منصوب گشت. خمینی همچنین به منظور تثبیت موقعیت او، سمت فرماندهی کل قوا را نیز به او محول کرد.[۱۳] با اینحال کوشش بنی‌صدر در جهت متمرکزتر کردن قدرت در دست خویش و مسئله وجود مراکز چندگانه قدرت، او را مانند نخست وزیر پیشین مهدی بازرگان، در رویارویی با روحانیون حزب جمهوری اسلامی چون علی خامنه‌ای و علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی قرار داد که می‌کوشیدند تا او را عاملی تشریفاتی و بی‌نفوذ جلوه دهند.[۳] این منازعات، بر فضای سیاسی کشور در دوران ریاست جمهوری او تاثیر بسیار نهاد. بنی‌صدر در انحلال دادگاه‌های انقلاب، سپاه پاسداران و کمیته‌ها و همچنین تحت کنترل درآوردن قوه قضائیه و رادیو و تلویزیون شکست خورد. خمینی شخصاً، مقام ریاست دیوان عالی کشور را به محمد بهشتی و دادستانی کل را به موسوی اردبیلی که از اعضای بلندپایه حزب جمهوری اسلامی بودند، محول نموده بود.[۱۳]
ابوالحسن بنی‌صدر در حال سوگند یاد کردن در مجلس شورای ملی

نخستین انتخابات مجلس پس از انقلاب در روز ۲۴ اسفند ۵۸ (و دور دوم آن ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۹) در میان اتهاماتی مبنی بر وجود تقلب در آن، برگزار شد. با اعلام نتایج رسمی انتخابات، نامزدهای حزب جمهوری اسلامی، ۱۳۰ کرسی از مجموع ۲۴۱ کرسی را از آن خود نمودند و نامزدهای مورد حمایت بنی‌صدر و بازرگان نیز هرکدام تعدادی هر چند اندک از کرسیها را تصاحب کردند.[۳]
بنی‌صدر در حال بوسیدن دست آیت‌الله خمینی

در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۵۹ شورای انقلاب با تایید خمینی و با هدف تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید و دانشجویان دگراندیش، به گروه‌های سیاسی منتقد نیروهای مذهبی حاکم در جمهوری اسلامی که عمدتاً خاستگاه دانشجویی داشته و دانشگاه را فضای امن سیاسی و کانون فعالیتهای خود به شمار می‌آوردند، مهلتی سه روزه داد تا دفاتر خود را تخلیه کنند. در طی این روزها درگیری و خشونت در دانشگاه‌های ایران به ویژه در دانشگاه تهران به اوج خود رسیده و چند تن کشته و صدها نفر مجروح شده و این سرآغاز رویدادی شد که ازآن به عنوان «انقلاب فرهنگی ایران» یاد می‌شود.[۱۴][۱۵] بنی‌صدر که آن هنگام از حامیان اصلی انقلاب فرهنگی بود و نیروهای چپ، اصلی‌ترین منتقدان وی محسوب می‌شدند، صبح روز دوم اردیبهشت همراه با انبوهی از مردم تهران به دانشگاه تهران رفت و با سخنرانی خود مصوبه شورای انقلاب را ابلاغ نموده و بر ضرورت انقلاب فرهنگی تأکید کرد. بنی‌صدر گمان می‌کرد توانایی کنترل و هدایت کردن انقلاب فرهنگی را دارد، لیکن هدایت آن به دست حامیان خمینی افتاد.[۱۵][۱۶][۱۷]
خبر توقیف روزنامه انقلاب اسلامی با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی ابوالحسن بنی‌صدر

مجلس شورای اسلامی که اکثریت آنرا اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل می‌داد، کاندیداهای بنی‌صدر را برای احراز پست نخست‌وزیری نپذیرفت این کشمکش حدود یک ماه ادامه یافت و حتی نخست وزیری مصطفی میرسلیم از اعضای حزب جمهوری نیز مورد موافقت مجلس قرار نگرفت. حزب جمهوری، محمدعلی رجایی را معرفی نمود و بر آن پافشاری می‌کرد.[۱۸][نیازمند منبع][۱۹] بنی‌صدر سرانجام از روی اکراه و تحت فشارها، رجایی را که مورد تایید او نبود در مرداد ۱۳۵۹ به سمت نخست وزیری دولت خویش انتخاب کرد. مدتی بعد و با عدم پذیرش نامزدهای منتخب رجایی برای کابینه دولت توسط بنی صدر، روابط این دو به تیرگی گرایید.
بنی‌صدر (چپ) سوار بر موتور در جبهه جنگ ایران و عراق

در اواخر ماه شهریور همان سال، عراق به خاک ایران یورش برد که آتش جنگی هشت ساله بین این دو کشور را برافروخت.[۳] او در ابتدای جنگ به سیاستهایی معتقد بود که موجب مخالفت حزب جمهوری اسلامی و مجلس و روحانیونی که پیشتر از او حمایت کرده بودند، شد. حزب، روزنامه جمهوری اسلامی را منتشر می‌کرد و بنی صدر شروع به انتشار روزنامه انقلاب اسلامی نمود.

در نهم ماه آبان، بنی‌صدر طی نامه‌ای رسمی به خمینی، وزیران کابینه نخست وزیر را که بی‌کفایت خطاب کرده بود، تهدیدی بزرگ‌تر از تجاوز عراق به خاک کشور خواند. وی همچنین در این نامه از نادیده گرفتن هشدارهایش درمورد وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی و پافشاریهایش مبنی بر نیاز به سازماندهی مجدد نیروهای مسلح، گله کرد. این نامه و همچنین مخالفتهای او در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، خشم مجلس وقت (که اکثریت آن از اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل می‌شد) را بر انگیخت.[۳]

بنی صدر در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران سخنرانی کرد و از وجود شکنجه در زندان‌های ایران خبر داد. این سخنرانی باعث جنجال‌های زیادی در فضای سیاسی ایران شد.[۲۰] او در ماه‌های آغازین سال ۱۳۶۰ دیگر از حمایت خمینی برخوردار نبود. در اوایل خردادماه، خمینی بدون نام بردن از بنی صدر، او را تقبیح کرد و شخصی خواند که خویش را بالاتر از قانون می‌بیند و به تصویبات مجلس بی اعتنا است. چند روز بعد روزنامه انقلاب اسلامی توقیف شد و خمینی بنی‌صدر را از سمت فرماندهی کل قوا برکنار کرد. همزمان نیروهای حزب‌اللهی به خیابانها آمده و خواستار اعدام بنی صدر شدند. بنی صدر از آنجاکه به تنهایی توان مقابله با مخالفانش را نداشت و پیشتر هیچگاه به ایجاد یک حزب اقدام نکرده و با هیچ حزبی نیز ائتلاف ننموده بود، با سازمان مجاهدین خلق که سازمانی منتقد حکومت وقت و دارای تشکیلاتی سازمان یافته و مسلح بود، متحد شد.[۱۸] مجاهدین خلق نیز در پی تعارضات شدید با حکومت، از بنی‌صدر حمایت کرده و در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۰، مسعود رجوی رهبر این سازمان به همراه بنی صدر که در خفا به سر می‌برد، مردم را به قیام فراخواندند و از هوادارانشان خواستند تا علیه حکومت در خیابانها حضور یابند.
صحنه‌ای از رویدادهای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

یک روز پس از آن در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهرات بزرگی در شهرهای مختلف کشور نظیر تهران، آمل، اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد، اهواز، اراک، زاهدان، سنندج، همدان، بندرعباس و ارومیه به راه افتاد، چنانکه درتهران حدود پانصدهزار نفر با سازماندهی مجاهدین خلق، در خیابانها به سردادن شعار، اعتراض و درگیری با نیروهای حزب‌اللهی پرداختند.[۲۱][۲۲][۲۳] حکومت نیز با اعلام خمینی و دیگر روحانیون حامی او به سرعت عکس‌العمل نشان داد، چنانکه تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود ۵۰ نفر کشته، ۲۰۰ نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند. چندین نفر از دستگیرشدگان از جمله چند دختر نوجوان، در آن روز بدون محاکمه اعدام شدند.[۲۴]


کابینهٔ محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور: ابوالحسن بنی‌صدر
وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     باهنر     آموزش‌وپرورش     ۱۰     کلانتری     راه وترابری
۲     قندی     ارتباطات     ۱۱     نعمت زاده     صنایع ومعادن
۳     نمازی     اقتصاد     ۱۲     عارفی     علوم
۴     موسوی     امورخارجه     ۱۳     دوزدوزانی     ارشاد
۵     اردبیلی     بازرگانی     ۱۴     میرمحمدصادقی     کار
۶     منافی     بهداشت     ۱۵     مهدوی کنی     کشور
۷     سلامتی     کشاورزی     ۱۶     گنابادی     مسکن
۸     احدی     دادگستری     ۱۷     تندگویان     نفت
۹     فکوری     دفاع     ۱۸     عباس‌پور     نیرو
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     بهزاد نبوی     وزیرمشاور     ۳     تقی ابتکار     محیط زیست
۲     بانکی     برنامه وبودجه     ۴     داوودی     تربیت بدنی


برکناری از ریاست جمهوری
روزنامه جمهوری اسلامی پس از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا

روز بعد از تظاهرات، مجلس شورای اسلامی با اکثریت ۱۷۷ نفر در مقابل ۱۲ رای ممتنع و یک رای مخالف رأی بر عدم کفایت بنی‌صدر داد. مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی، یدالله سحابی، احمد سلامتیان، علی گلزاده غفوری، اعظم طالقانی، حسین انصاری‌راد، احمد صدر حاج سیدجوادی، عزت الله سحابی، علی‌اکبر معین‌فر، احمد غضنفرپور، سید محمدمهدی جعفری، محمد مجتهد شبستری و هاشم صباغیان از جمله نمایندگانی بودند که در جلسه عدم کفایت رئیس جمهور حضور نیافتند.[۲۵] عزت‌الله سحابی با برکناری بنی صدر مخالفت کرد و علیه علی خامنه‌ای از مخالفان بنی صدر در مجلس سخنرانی کرد.[۲۶] حکم مجلس یک روز بعد به امضای خمینی که از همراهی بنی‌صدر با مجاهدین خلق برآشفته بود، رسید.[۳]
حوادث پس از برکناری از ریاست جمهوری و خروج از کشور

در روز هفتم تیر ۱۳۶۰ در حالیکه در دفتر حزب جمهوری اسلامی، اجلاسی از سران آن در حال برگزاری بود، بمب قدرتمندی منفجر شده و ۷۳ تن از مقامات بلندپایه حکومتی از جمله آیت‌الله محمد بهشتی (دبیرکل حزب و رئیس دیوان عالی کشور)، ۴ تن از وزرای کابینه دولت و ۲۷ نماینده مجلس کشته شدند.[۱۳] جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق را که پس از حوادث خشونت‌آمیز سی‌ام خرداد ماه، اعلان مبارزه مسلحانه علیه حکومت نموده بود، عامل این اقدامات اعلام کرد و در پی آن سرکوبی شدیدی شامل اعدام هزاران تن از هواداران مجاهدین از سوی حکومت روی داد.

مدتی بعد کرسی ریاست جمهوری به محمدعلی رجایی سپرده شد و او دبیر کل جدید حزب جمهوری اسلامی، محمدجواد باهنر را به مقام نخست‌وزیری خویش برگزید. بنی صدر و مسعود رجوی که قیام مورد انتظار آنان که منجر به سرنگونی حکومت شود، رخ نداد، از فرودگاه مهرآباد و با هواپیمایی که بهزاد معزی هدایت آن را برعهده داشت از ایران گریخته و وارد فرودگاه پاریس شدند. رجوی و بنی صدر به همراه برخی گروههای دیگر، شورای ملی مقاومت ایران را برای مبارزه با حکومت جمهوری اسلامی تشکیل دادند.

در رسانه‌های ایران عکسی از بنی صدر با پوشش زنانه و ابرو برداشته منتشر شد.[۲۷] ولی گزارشگر نیویورک تایمز که بعد از فرار بنی صدر در پاریس با او ملاقات کرد گزارش داد که بنی صدر اقدام به برداشتن ابروهایش نکرده و این شایعه را مردود دانست.[۲۸] نشریه ایران نیوز چاپ امریکا وابسته به ایرانیان سلطنت طلب مقیم ایالت کالیفرنیا همان ایام گزارشی از نحوه فرار بنی صدر نوشت در بخشی از این گزارش به تراشیدن سبیل و زیرابرو برداشتن و موهای رنگ شده بنی صدر اشاره شده‌است.[۲۹] دو ماه پس از حادثه بمب‌گذاری ماه تیر، در انفجار مهیب دیگری در دفتر ریاست جمهوری به تاریخ ۸ شهریور، رجایی و باهنر کشته شدند و حوادث خشونت آمیز دیگر در آن سال ادامه یافت. برآورد اشتباه مجاهدین خلق از میزان آسیب پذیری حکومت و اقدامات مسلحانه آنان نهایتاً بر قدرت حامیان خمینی افزود، به‌طوریکه تمامی مراکز تصمیم‌گیری در اختیار آنان قرار گرفته و فضای سیاسی کشور بسته شد. بدین ترتیب، همه گروه‌های سیاسی، جز آنهایی که در ردیف نیروهای «مکتبی» قرار داشتند، از میدان خارج شدند.[۳۰][۳۱]

در پی اقدامات مجاهدین خلق در حمایت از عراق در جریان جنگ این کشور با ایران، در سال ۱۹۸۴ میلادی، بنی صدر از شورای ملی مقاومت خارج شد.[۳][۳۱]

بنی‌صدر در دادگاهی که برای واقعه ترور میکونوس در آلمان تشکیل شد و مقامات عالی نظام جمهوری اسلامی را به دست داشتن به ترور رهبران مخالف کُرد متهم کرد، علیه نظام جمهوری اسلامی شهادت داد. او اکنون در ورسای، شهری در حومه پاریس، تحت مراقبت امنیتی دولت فرانسه اقامت دارد و به انتشار منظم هفته‌نامه «انقلاب اسلامی در هجرت» پرداخته‌است.[۳۲][۵]
شهادت در دادگاه میکونوس
بنی‌صدر در کنفرانسی در ونیز در سال ۲۰۰۹

پس از ترور رهبران حزب دموکرات کردستان در رستوران میکونوس برلین که به ترور میکونوس معروف شد. بنی صدر در دادگاه متهمان این ترور حاضر شد و شهادت داد این ترور به فرمان سیدعلی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و با امضای اکبر هاشمی رفسنجانی صورت گرفته‌است. دادگاه رسیدگی به پروندهٔ میکونوس ۵ سال طول کشید و در پایان، دادگاه کاظم دارابی و سه لبنانی به نام عباس رایل، یوسف امین و محمد عطریس را به عنوان عاملان این جنایت محکوم کرد. دادگاه برلین همچنین شماری از رهبران بلندپایه جمهوری اسلامی را به عنوان آمران این فاجعه مجرم شناخت.[۳۳][۳۴]
دیدگاه‌ها

    بنی‌صدر معتقد است روح‌الله خمینی فرهمند نبوده و دانش و درایت لازم برای اداره کشور را نداشت.[۳۵]
    وی مخالف نظریه ولایت فقیه است و آن را مشابه دستگاه پاپ دانسته‌است.[۳۶]
    وی انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی را کار مجاهدین نمی‌داند و معتقد است آن انفجار توسط سپاه پاسداران انجام شده‌است.[۳۷]
    او پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم ایران از جنبش سبز ایران حمایت کرد و پس از حصر خانگی رهبران آن، دفاع از حقوق میرحسین موسوی و مهدی کروبی را وظیفه مردم دانست.[۳۸]

دیدگاه‌های دیگران دربارهٔ بنی‌صدر

    محمدرضا شاه پهلوی در کتاب پاسخ به تاریخ انقلاب اسلامی ایران را توطئه ابوالحسن بنی‌صدر، ابراهیم یزدی و صادق قطب‌زاده می‌داند و عنوان «مثلث بیق» را برای آنان به کار می‌برد.[۳۹]
    دو فرمانده نظامی بلند پایه ایران رحیم صفوی و علی شمخانی در سالگرد آزادی خرمشهر در سال ۱۳۸۷ تبلیغات قبلی مقامات دولتی درباره خائن بودن بنی صدر را رد کردند. علی شمخانی، دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی ایران گفت که وی به‌دنبال پیروزی بود.[۴۰][۴۱]

آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: دولت بنی صدر برخی جریان‌های افراطی در حوزه و دانشگاه، فضایی را به وجود آورده‌اند که جسارت پرسش و سؤال از دانشجویان و طلاب سلب شده است.
پیشنهاد ترور

انیس نقاش عامل ترور ناموفق شاپور بختیار در مصاحبه با روزنامه ایران از قصد برخی افراد سپاه برای ترور بنی صدر گفت:[۴۲]

    بعد از دستگیری من و فرار بنی صدر برخی از بچه‌های سپاه به دیدار امام رفتند و درخواست ترور بنی صدر را طرح کردند. اما امام نپذیرفت.

تالیفات

    خیانت به امید
    سیر اندیشه در سه قاره[۴۳]
    زن و زناشویی[۴۴]
    اصول راهنمای اسلامی[۴۵]
    سیاست امریکا در ایران
    امریکا و انقلاب
    اکتبر سورپرایز
    ایران گیت
    جامعه‌شناسی خانواده در ایران
    اقتصاد توحیدی[۴۶]
    شهادت در قرآن
    عدالت اجتماعی[۴۷]
    رابطه مادیت و معنویت[۴۸]
    مجموعه مقالات درباره منزلت وحقوق زن[۴۹]
    انسان حق، قضاوت و حقوق انسان در قرآن[۵۰]
    موازنه ها[۵۱]
    برنامه‌ای برای عمل سیاسی مداوم[۵۲]
    نامه ها[۵۳]
    کیش شخصیت[۵۴]
    مقدمه و متن پیش نویس قانون اساسی[۵۵]
    میثاق شورای جبهه مقاومت ملی[۵۶]
    نقد تضاد و تناقض در منطق صوری[۵۷]
    سیستم‌های اطلاعاتی[۵۸]
    روش تحقیق[۵۹]
    روش شناخت بر پایه توحید[۶۰]
    ترجمه کتاب مکانیسم‌های رشد از عقب ماندگی[۵]
    ایران و نقش مدرس
    عقل آزاد[۶۱]
    جریان تحول سپاه پاسداران به حزب سیاسی مسلح[۶۰]
    مافیای مامور سرکوب‌های خیابانی[۶۲]
    مافیای اطاعاتی[۶۳]
    مافیای قوه قضاییه[۶۴]
    تضاد و توحید[۶۵]
    تعمیم امامت[۶۶]
    صد مقاله[۶۷]
    مشکلات سیاسی ایران[۶۸]
    بیان آزادی، حق حیات و مجازات اعدام[۶۹]
    توطئه آیت‌الله‌ها
    توانایی و ناتوانی[۷۰][۷۰]
    زن در شاهنامه[۷۱]
    بنی صدر سخن می‌گوید
    تحقیقی مفصل درباره مردم سالاری
    توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن
    اصول راهنما و بنیادهای مردم سالاری
    رهبری و احزاب
    عدالت
    رشد و فلسفه عقل
    نفت و سلطه