اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

خانواده‌های زبانی

در زبان شناسی، مفهوم و موضوع خانواده‌های زبانی (Language family) از آنجا نشأت می‌گیرد، که هم‌چون همهٔ اشیاء، پدیده‌ها، و فرایندهای پیچیده زبان‌های طبیعی انسانی هم صفات، تظاهرات، و آثار فراوانی از گونهٔ حیات‌داشتن و زنده‌بودن از خود بروز می‌دهند. از جمله، زبان‌ها هم مانند جانوران دارای خانواده و خویشاوند هستند.
خانواده‌های زبانی

    زبان‌های هندواروپایی
    زبان‌های اورال آلتایی
    زبان‌های آفروآسیایی
    زبان‌های آسترونزیایی
    زبان‌های چینی-تبتی
    زبان‌های ترکی
    زبان‌های پالئوسیبرین
    زبان‌های تائی
    زبان‌های اورالی
    زبان‌های آلتایی
    زبان‌های ژاپنی
    زبان‌های خوی‌زَن
    زبان‌های کره‌ای
    زبان‌های نا-دن
    زبان‌های نیل-صحرا(حامی-نیلی)
    زبان‌های نیجر-کنگو
    زبان‌های قفقازی
    زبان‌های دراویدی
    زبان‌های اسکیمو-آلئوت
    زبان‌های ایندوپاسیفیک
    زبان‌های آمِرنید
    زبان‌های استرالیایی-آبورجنیال

زبان‌های هندواروپایی

مقالهٔ اصلی: زبان‌های هندواروپایی

به خانواده‌ای بزرگ از زبان‌های انسانی اشاره دارد از حدود ۱۰۰۰ قبل از میلاد در بخش بزرگی از اروپا و قسمت‌هایی از جنوب غرب و جنوب آسیا رواج داشته است.

فارسی‌زبانان

فارسی‌زبانان، به بخشی از اقوام ایرانی‌تبار که زبان فارسی زبان مادری‌شان است گفته می‌شود. فارسی‌زبانان ایران ترکیبی از اقوام مختلف ایرانی هستند.

فارسی‌زبانان، افزون‌ بر ایران، در افغانستان، تاجیکستان، جنوب ازبکستان و ایالات متحده و دیگر کشورها نیز زندگی می‌کنند.
جمعیت و پراکندگی

فارسی زبان رسمی ایران، افغانستان و تاجیکستان است و البته در تاجیکستان به نام فارسی تاجیکی و در افغانستان به نام فارسی دری شناخته می‌شود و فارسی‌زبانان در ایران بزرگ‌ترین گروه زبانی به شمار می‌آیند. در «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» جمعیت فارسی‌زبانان ایران ۵۳٪ و جمعیت گروه قومیتی فارس ۶۱٪ برآورده شده است.

زبان پشتو

پَشتو (به پشتو: پښتو) (که بصورت‌های پُشتو،پَختو و پُختو نیز تلفظ می‌شود) نام یکی از دو زبان رسمی در افغانستان و از شاخهٔ ایرانی شمال شرقی است. گویشوران آن قوم پشتون می‌باشند و در افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند.

زبان پشتو در نواحی جنوبی و شرقی کشور افغانستان و قسمت شمال غربی پاکستان متداول است. گروهی از پشتو زبانان در بلوچستان و معدودی در چیترال و کشمیر زندگی می‌کنند. برخی نیز در کنار مرزهای ایران و افغانستان سکونت دارند.

هر چند زبان‌های فارسی و عربی در این زبان نفوذ یافته، پشتو بسیاری از خصوصیات اصیل زبانهای ایرانی را حفظ کرده و خود لهجه‌های مختلف دارد مانند وزیری، آفریدی، پیشاوری، قندهاری، غلزه‌ای، بنوچی و غیره.

در قانون اساسی جدید افغانستان هر دو زبان رایج آن کشور، یعنی فارسی دری و پشتو به عنوان زبان‌های رسمی ملی پذیرفته شده‌است.

تعداد گویشوران زبان پشتو در افغانستان حدود هشت میلیون نفر، در پاکستان حدود هفت میلیون نفر، و در ایران حدود ۵۰ هزار نفر برآورد می‌شود.[۱] برخی منابع، تعداد گویشوران آن را حتی بین ۴۰ تا ۶۰ میلیون نفر در سراسر جهان تخمین زده‌اند.[۲]

زبان باستانی ایرانی‌تباری که نیای پشتو بوده به احتمال زیاد با زبان گاتاهای زرتشت نزدیکی داشته‌است.[۳] با گذشت زمان، شاخه زبان‌های هندوآریایی تأثیر عمیقی بر روی پشتو گذاشته‌است اما زبان پشتو در عین حال بسیاری از ویژگی‌های اصلی زبان‌های ایرانی‌تبار را در خود حفظ کرده‌است.[۴]

محتویات

    ۱ الفبای پشتو
    ۲ واج‌شناسی
    ۳ پیشینهٔ نام
    ۴ آثار ادبی زبان پشتو
    ۵ سیاست احیای زبان پشتو
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

الفبای پشتو

در پشتو چهل و چهار حرف موجود است.
ا
/ɑ, ʔ/     ب
/b/     پ
/p/     ت
/t/     ټ
/ʈ/     ث
/s/     ج
/dʒ/     ځ
/dz/     چ
/tʃ/     څ
/ts/     ح
/h/     خ
/x/
د
/d/     ډ
/ɖ/     ﺫ
/z/     ﺭ
/r/     ړ
/ɺ̢/     ﺯ
/z/     ژ
/ʒ/     ږ
/ʐ, ʝ, ɡ/     س
/s/     ش
/ʃ/     ښ
/ʂ, ç, x/
ص
/s/     ض
/z/     ط
/t/     ظ
/z/     ع
/ʔ/     غ
/ɣ/     ف
/f/     ق
/q/     ک
/k/     ګ
/ɡ/     ل
/l/     م
/m/
ن
/n/     ڼ
/ɳ/     و
/w, u, o/     ؤ
/o/     ه
/h, a, ə/     هٔ
/ə/     ی
/j, ai/     ی
/i/     ې
/e/     ۍ
/əi/     ئ
/ai/
واج‌شناسی

زبان پشتو چه از نظر واج‌شناسی و چه از نظر ساختمان دستوری با دیگر زبان‌های ایرانی تفاوت‌هایی دارد. این زبان رابه دو گروه غربی (یا جنوب غربی) و شرقی (شمال شرقی) تقسیم می‌کنند. گویش مهم گروه غربی، گویش قندهاری است و در گروه شرقی گویش پیشاوری اهمیت دارد. اختلاف میان این دو گروه، هم در چگونگی ادای واکه‌ها و هم در برخی نکته‌های دستوری است. از جمله نام یا عنوان زبان که در قندهاری «پشتو» و در پیشاوری «پختو» تلفظ می‌شود.
پیشینهٔ نام

پشتو ظاهراً از لفظ پشتون یا پختون آمده‌است که نام قبیله‌ای از نژاد آریایی است. این زبان اصلاً جزء زبان‌های هندوایرانی است. قواعد آواشناسی نشان می‌دهد که واژه پشتو شکل دیگرگون‌شده‌ای از همان واژه پَرْسَوا (به معنی پارسی) است.[۵][۶]

لفظ پشتون در ریگ‌ودا پکتس آمده‌است. هرودوت مورخ یونانی آنرا پکتیس و پکتویس و سرزمین آن‌ها را پکتیکا ذکر کرده (در پشتو این نام پشتونخوا آمده‌است.) بطلمیوس هم آنرا پکتین نوشته‌است. بنابراین نام پشتو از همان پکهت – پکتویس – پکتین ساخته شده و پشتو و پختو تلفظ می‌شود.
آثار ادبی زبان پشتو
نوشتار اصلی: ادبیات پشتو


آثار ادبی پیش از اسلام به این زبان بدست نیامده؛ ولی بعد از قرن اول هجری اشعار و منظوماتی موجود است که بر حیات ادبی این زبان در اوایل اسلام دلالت می‌کند. کتاب پته خزانه (گنجینهٔ پنهان) که به‌سال ۱۱۴۲ ه‍. ق. ۱۷۲۹ م. در قندهار نوشته شده به استناد کتاب‌های قدیمی پشتو برخی از منظومات و اشعار پشتو را که به قرن دوم هجری تعلق دارد نقل کرده‌است. البته اصالت این کتاب از سوی پژوهشگران در افغانستان و پاکستان رد شده‌است. عبدالحی حبیببی پژوهشگر افغان مدعی می‌شود که آن کتاب در ۱۳۲۲ بدستش افتاده‌است، اما بیشتر پشتوشناسان و مورخین نظریهٔ وی را رد نموده‌اند و آن را از جعلیات آقای عبدالحی حبیبی می‌دانند.[۷]

در طی سده‌های پیاپی، پشتو تنها در گفتار به‌کار می‌رفته و آثار ادبی به این زبان بسیار اندک بوده‌است. تنها از سی چهل سال پیش بود که دولت افغانستان پشتو را زبان رسمی کشور قرار داد و از آن پس روزنامه، کتاب و آثار ادبی به این زبان پدید آمد و تدریس آن در آموزشگاه‌ها معمول شد.

قدیمی‌ترین شاعر پشتو که یک منظومهٔ حماسی، او را مؤلف کتاب پته خزانه به استناد تاریخ سوری نامیده امیر کرور (Krur) پسر امیر پولاد سوری است که به‌سال ۱۳۹ ه‍. ق./ ۷۵۶ م. در مندش غور امیر بود. اصالت این کتاب مورد تأیید حلقه‌های اکادمیک قرار ندارد. نویسندگانی در پیشاور پاکستان و افغانستان این کتاب را زیر سوال برده‌اند و در آن مواردی یافته اندکه حدس و گمان مبنی بر جعلی بودن «گنجینهٔ پنهان» رانزدیک به یقین می‌کند. از جمله در ذکر روزهای هفته و ماه‌ها. نویسندگان کتاب، از جمله عبدالحی حبیبی مرحوم گمان نمی‌کردند تقویمی به وجودبیاید که بتواند روزها و تاریخ‌های هزار سال پیش و هزار سال بعد را معین کند. اما امروز چنین تقویم‌هایی وجوددارند که بر اساس می‌توان جعل بودن این کتاب را ثابت کرد. مثلاً نویسنده کتاب می‌گوید: روز دوشنبه ۱۶ ربیع‌الاول فلان سال. وقتی به تقویم همانسال نگاه کنید، ۱۶ ربیع‌الاول سال مورد نظر نه دوشنبه که پنجشنبه‌است.

از شاعران دیگر پشتو می‌توان به خوشحال‌خان ختک (۱۶۱۳-۱۶۹۴)٬ عبدالرحمن بابا زاده به سال ۱۰۴۲ ه‍. ق./ ۱۶۳۲ م.٬ حمید مهمند درگذشته در حدود سال ۱۶۹۰ م. و پیرمحمد کاکر درگذشته در حدود سال ۱۷۷۰ م. اشاره کرد.

زبان پشتو پس از طی یک دورهٔ طولانی که نزد تحصیل‌کردگان در محاق بود در نیمهٔ اول سدهٔ بیستم بیشتر در میان ملت افغان متداول و رایج شده و ادبیاتی پدید آورده‌است.
سیاست احیای زبان پشتو

در دورهٔ محمد ظاهرشاه و پس از تدوین قانون اساسی در ۱۳۴۳ خورشیدی، رجال سیاسی پشتون به سرپرستی رِشتِین کوشیدند تا زبان پشتو را به عنوان یگانه زبان رسمی کشور در متن قانون اساسی به تصویب رسانند، اما اعتراض جدی مردم از یک‌سو، و دفاع نمایندگان فارسی‌زبان قانون‌گذار از دیگرسو، از این امر جلوگیری کرد. سرانجام، پشتونها پذیرفتند که رسمیت زبان‌های فارسی دری و پشتو را در قانون اساسی بگنجانند. بدین‌ترتیب، افغانستان کشوری دو زبانه شد و امکانات محدود مربوط به زمینه‌های آموزش و پرورش و نیز قابلیتهای مطبوعاتی و استعدادهای فرهنگی به دو نیم گردید. نیمهٔ نخست و سنگین‌تر آن به رشد زبان و ادب پشتو اختصاص یافت و نیمهٔ واپسین و سبک‌تر آن در راه ادامهٔ حیات زبان و ادب فارسی دری صرف شد.[۸]

از این پس، در حقیقت قابلیتها و استعدادهای محدود اقتصادی، ادبی و فرهنگی کشور، صرف طرح و عرضهٔ مفهومی واحد با دو صورت زبانی گردید و نتیجهٔ آن رخداد این شد که از یک سوی، ادب فارسی دری سیر طبیعی و معمولی خود را از دست داد و از دیگر سوی، پاره‌ای از استعدادهای واژگانی فارسی در افغانستان مختل گردید و از قوه به فعل نرسید و واژه‌های پشتو بر آن تحمیل شد و وجه زیبای شناختی آن مخدوش و مغشوش گردید.

حرف اضافه

برنهشت (حرف اضافه یا برنهاده یا برافزوده) یکی از پاره‌های سخن است که برای بیان رابطه‌ای یا برای ساخت ساختارهای دستوری به کار می‌رود.

برنهشت معنای مستقل ندارد و کاربرد آن در زبان فارسی گاهی در بندها برای نقش نمایی کلمات پیش و پس خود است. بسته بر اساس موقعیتش، برنهشت را می‌تواند به دو گونه‌ی پیش‌نهشت با پس‌نهشت تقسیم می‌شود. پیش‌نهشت همانطور که از نامش پیداست پیش از یک واژه می‌آید و پی‌نهشت برعکس. گونه رایج آن در زبان فارسی پینهشت است.

محتویات

    ۱ پیش‌نهشت
    ۲ پس‌نهشت
    ۳ تقسیم‌ بندی بر اساس تعداد واژه‌ها
    ۴ جستارهای وابسته

پیش‌نهشت

مهمترین پیش‌نهشت‌های زبان فارسی عبارت اند از: به، از، در

مهمترین پیش‌نهشت‌های زبان انگلیسی عبارت اند از: to، for، with

پیش‌نهشت می‌تواند از ترکیب چند واژه درست شده باشد مانند: بعد از ، in front of
پس‌نهشت

برخی زبان‌ها دارای پس‌نهشت هستند. زبان فارسی دارای یک پی‌افزوده به عنوان نقش نمای مفعول مستقیم است، این پی‌افزوده را است. هر واژه‌ای در جمله که پس از آن بیاید مفعول مستقیم بند است.

زبان پشتو دارای پی‌افزوده‌های زیادی است از جمله: لِپاره به معنای برای. مثال:

د حسن لپاره : برای حسن
تقسیم‌ بندی بر اساس تعداد واژه‌ها

برنهشت‌ها به دو گروه ساده و پیچیده تقسیم می‌شود.

    برنهشت ساده که شامل یک واژه به عنوان برنهشت است. مانند:

علی را

از خدا

    برنهشت پیچیده که شامل چند واژه است.مانند:

پس از باران بعد از انقلاب در مقابل تورانیان

برنهشت پیچیده در زبان پشتو حتی شامل ترکیبی برنهشت پیشین و پی‌افزوده است. مانند

له حسن سره : همراه حسن

په کور کی : در خانه

تر میز لاندی : زیر میز

پر میز باندی : روی میز

قید

قید، کلمه یا گروهی از کلمات که به فعل یا صفت یا مسند، مفهومی دیگر را علاوه بر مفهوم خود اضافه می‌کند. مانند جمله «بابک تند رفت» که تند کیفیت فعل «رفتن» را نشان می‌دهد مثالی دیگر : << کیانوش غذای خوشمزه اش را خورد>> که "خوشمزه اش " کیفیت فعل خورد

محتویات

    ۱ تقسیمات قید
        ۱.۱ تقسیم از لحاظ کاربرد در جمله
        ۱.۲ اقسام قید از لحاظ دستوری
        ۱.۳ اقسام قیدازلحاظ معنی وکارکرد
    ۲ تقسیمات قید از لحاظ ساختمان

تقسیمات قید
تقسیم از لحاظ کاربرد در جمله

    قید فعل: قیدی که فعل را از لحاظ مفاهیم کیفیت، حالت، زمان، مکان، ترتیب، تکرار، تأکید، تشبیه و مقدار مقید می‌کند. مانند مثال بالا
    قید صفت: قیدی که کمیت صفت را مشخص می‌کند. مانند «مرد بسیار دانا»
    قید برای قید دیگر: که قید فعل را مقید می‌کند. مانند رضا خیلی خوب کار می‌کند
    قید مصدر: قیدی که مفهوم مصدر را گسترش دهد. «تند راندن در جاده خطرناک است.»

اقسام قید از لحاظ دستوری

    قید مختص: قیدی که به جز نقش قیدی، نقش دیگری را قبول نمی‌کند.
        کلمات تنویندار در عربی که وارد زبان فارسی شده‌اند همگی قید مختص هستند.
        عبارات و ترکیبات عربی که وارد زبان فارسی شده‌اند، قید مختص هستند. مانند «الحق و الانصاف»
        گروه‌های کلمه‌ای که با حرف اضافه ساخته می‌شوند و به جای قید به کار می‌روند، قید مختص هستند. مانند «به راحتی از زندان فرار کرد»
    قید مشترک: صفت‌ها، اسم‌ها، فعل‌ها، شبه‌جمله‌ها، ضمایر و حرفهایی که می‌توانند نقش قیدی هم بپذیرند. مانند «سینا شب به خانه برگشت.»

اقسام قیدازلحاظ معنی وکارکرد

۱. زمان: امروز، در آن هنگام رفتم خانه شعبانی

۲. مکان: این جا، آنجا....

۳. مقدار: یک کیلو، بسیار، کم، زیاد...

۴. حالت: آهسته، گریان، نالان....

۵. نفی: هرگز، اصلا، هیچ، نه...

۶. استثنا: مگر، جز، وگرنه، غیر....

۷. تأکید: آری، بی گمان، بلکه، راستی، ناچار، هرآینه، بی چون و چرا....

۸. کیفیت: خوب، به آرامی....

۹. استفهام: برای چه، آیا، چون، کی، چرا، چطور، چگونه....

۱۰. تاسف:افسوس، متاسفانه....

۱۱. تعجب: چه عجب، عجبا...

۱۲. شک و تردید:شاید...
تقسیمات قید از لحاظ ساختمان

    قید ساده: که به قید مفرد نیز معروف است و قیدی است که به اجزای زبانی قابل تجزیه نباشد و یک واژک باشد.
    قید مرکب: قیدی است که از دو یا چند واژک تشکیل شده باشد.
    عبارت قیدی: که معمولاً یک گروه متممی است (حرف اضافه به اضافه متمم بعد از آن)
    قید موّول: که جمله‌ای است که می‌توان آن را به یک قید تأویل کرد و می‌توان به جای آن یک قید ساده یا مرکب یا یک عبارت قیدی گذاشت. مانند جمله «کودک، در حالی که می‌گریست، به سمت مادرش رفت» که می‌توان آن را بدین صورت نوشت: «کودک گریان به سمت مادرش رفت.»

اسم (دستور زبان)

اسم یا نامواژه یا نام یکی از مقوله‌های واژه در دستور زبان است. اسم کلمه‌ای است که می‌تواند مستقیماً نهاد جمله باشد و برای دلالت بر شخص، حیوان، شی یا مفهومی به کار می‌رود.

محتویات

    ۱ تقسیمات اسم
        ۱.۱ اسم عام و اسم خاص
        ۱.۲ اسم ذات و اسم معنی
        ۱.۳ اسم ساده و اسم مرکب
        ۱.۴ معرفه و نکره
            ۱.۴.۱ انواع اسم معرفه
            ۱.۴.۲ علامت‌های اسم نکره
        ۱.۵ اسم‌های مفرد، جمع و اسم جمع
            ۱.۵.۱ علامت‌های جمع
            ۱.۵.۲ اسم جمع
        ۱.۶ اسم جامد و اسم مشتق
    ۲ انواع اسم
        ۲.۱ اتباع
        ۲.۲ اسم آلت
        ۲.۳ اسم صوت
        ۲.۴ اسم مصغر
        ۲.۵ مصدر
        ۲.۶ اسم مصدر
    ۳ کاربرد اسم در جمله
    ۴ پیوند به بیرون
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

تقسیمات اسم
اسم عام و اسم خاص

اسم عام، اسمی است که بر همه افراد و اشیاء و مفاهیم دلالت کند و بین همه آنها مشترک باشد (مانند «کتاب»، «مرد») و اسم خاص، اسمی است که تنها به یک فرد یا شی اشاره دارد و همه را شامل نمی‌شود (مانند «فرزام»، «بیستون»، «ایران»)

اسم‌های خاص را به چهار دسته می‌توان تقسیم کرد:

    اسم مخصوص انسان‌ها: مانند «سهراب»، «مهتاب».
    اسم مخصوص حیوان‌ها: مانند «رخش»، «شبدیز»
    اسم مخصوص اماکن مختلف جغرافیایی مانند «آسیا»، «ایران»، «اهواز»
    اسم مخصوص اشیائی که بیشتر از یکی نیستند: مانند «انجیل»، «تخت طاووس»، «کوه نور»

اسم خاص را جمع نمی‌بندند، مگر در مواردی که مقصود از آن مثال یا مانند و نوع باشد: ایران در کنار فردوسی‌ها و سعدی‌ها و حافظ‌ها پرورده‌است. که مقصود همان فردوسی و سعدی و حافظ است و در حکم اسم عام می‌باشد و توسط ها جمع بسته می‌شود. این نوع جمع بستن در ادبیّاتِ فارسی نیز به چشم می‌خورد:
فریدونان زِ ره مرکب برانند         به جز گاوان در این وادی نمانند  (عطار نیشابوری)
یوسفان از رشکِ زشتان مخفی اند         که ز عدو خوبان در آتش می‌زیند  (مولوی)
اسم ذات و اسم معنی

اسم‌هایی که به صورت مستقل در خارج از ذهن وجود دارند و محسوس و قابل دیدن هستند را اسم ذات می‌گویند (مانند «گل»، «مرد»)و اسم‌هایی را که به صورت مستقل در خارج از ذهن وجود ندارند و وابسته به حضور دیگری هستند را اسم معنی می‌گویند (مانند «زیبایی»، «دلاوری»).
اسم ساده و اسم مرکب

اسمی که دارای یک بخش است و نمی‌توان آن را به دو یا چند بخش معنی‌دار تقسیم کرد را اسم ساده یا اسم بسیط می‌گویند (مانند «نام»، «انسان») و اسمی که از دو یا چند بخش معنی‌دار تشکیل شده‌است را اسم مرکب می‌گویند(مانند کتابخانه: کتاب + خانه).
معرفه و نکره

اسمی که برای شنوده یا خواننده آشنا باشد را معرفه می‌گویند. مثلاً در جمله «مداد را به علی دادم»، «مداد» و «علی» معرفه هستند، چون خواننده «علی» را می‌شناسد و می‌داند که از کدام «مداد» صحبت می‌شود. در صورتی که اسمی برای خواننده یا شنونده آشنا نباشد، به آن نکره می‌گویند.
انواع اسم معرفه

    همه اسم‌های خاص (مانند «ایران»، «تهران»)
    موصوف صفت‌های اشاره (مانند این کتاب، همان خانه)
    اسم جنس (مانند «مار، حیوانی خزنده‌است»)
    اسمی که به اسم معرفه‌ای مضاف شده باشد (مانند اسب رستم، خانه مرتضی)

در صورتی که اسمی برای خواننده یا شنوده آشنا نباشد، به آن اسم نکره می‌گویند. مانند جمله «دوستی را دیدم» که در آن خواننده نمی‌داند که آن دوست چه کسی است.
علامت‌های اسم نکره

    «ی» در آخر اسم (مانند، مردی را دیدم.)
    یک در اول اسم (یک خودکار به من بده)
    اسم‌هایی که با صفات مبهم همراه می‌شوند (همه حرف ها را شنیده‌ام)

اسم‌های مفرد، جمع و اسم جمع

اسمی که بر یک شخص، چیز یا یک مفهوم دلالت کند، مفرد است. اسم‌های مفرد در زبان فارسی نشانه‌ای ندارند. اما، اسم‌هایی که به بیش از یک فرد، کالا یا مفهوم اشاره کنند، جمع هستند. در صورتی که به اسم‌های مفرد، یکی از نشانه‌های «ها» یا «ان» اضافه شود، جمع می‌شود. به کار بردن یکی از نشانه‌های «ها» و «ان» برای جمع بستن به سهولت تلفظ و شیوایی و آهنگ سخن بستگی دارد، البته قواعدی نیز در این باره موجود است:

    برای اسم‌های معنی از نشانه «ها» استفاده می‌شود، که کلمه «گناه» در این بین استثنا است.
    غالباً، اسم جمادات را با نشانه «ها» جمع می‌بندند.
    اسم انسان‌ها و جانوران با «ان» جمع بسته می‌شود، که «خانم‌ها» به عنوان استثتنا است.
    اسم رستنی‌ها با هر دو نشانه جمع بسته می‌شود (درختان، درخت‌ها)
    در زبان محاوره، علامت‌های جمع به «ا» تبدیل می‌شوند. مانند مردا، پسرا، کتابا

علامت‌های جمع

    «ها»
    «ان»
    اسم‌های جمع مکسر عربی
    «ات» برای اسم‌های مونث عربی. البته بعضی از اسم‌های فارسی نیز به صورت مرسوم با این علامت جمع بسته می‌شود که استفاده از آن را مذموم می‌دانند (مانند گرایشات، فرمایشات، سفارشات). همچنین از آنجا که این نشانه برای کلمات عربی بیش از سه حرف استفاده می‌شود، استفاده از اسم‌هایی مانند «اثرات»، «خطرات» و «نظرات» سفارش نمی‌شود.
    «-ون» و «ین» برای اسم‌های مذکر عربی که به عقیده بعضی از دستورنویسان بهتر است که به جای استفاده از آن از نشانه‌های جمع فارسی استفاده کرد.
    «جات» که برای برخی از اسم‌هایی که به «االف»، «یا»، «واو» و «های» بیان حرکت ختم می‌شوند، استفاده می‌شود، مانند «سبزیجات»، «مرباجات» «ادویه جات»، که در اکثر موارد علاوه بر معنای جمع به معانی جنس و نوع نیز هست.

اسم جمع

بعضی از اسم‌ها هستند که مفرد نیستند و علامت جمع ندارند، اما بر بیش از یک نفر یا چیز دلالت می‌کنند، مانند «مردم»، «دسته» و «لشکر». به این گونه، اسم جمع می‌گویند. اسم‌های جمع را نیز می‌توان جمع بست و این تفاوت آنها با جمع‌های مکسر عربی است.

    در کلماتی که به های غیرملفوظ ختم می‌شوند در جمع ها آنها به گان تبدیل می‌شود: بنده -> بندگان، تشنه -> تشنگان
    کلماتی که مختوم به الف یا واو باشند در جمع با نشانه ان عموماً پیش از نشانه جمع یک ی افزوده می‌شود: دانا -> دانایان، جنگجو -> جنگجویان. البته در برخی کلمات مختوم به واو این کار صورت نمی‌گیرد: هندوان، بازوان، ابروان

اسم جامد و اسم مشتق

اسم‌هایی را که با بن مضارع و بن ماضی ساخته می‌شوند، اسم مشتق می‌گویند. مانند: بن مضارع + ِ ش: دانش بن ماضی + - ار: رفتار

اسم‌هایی را که در ساختمان آنها از بن مضارع یا بن ماضی استفاده نشده‌است، اسم جامد می‌گویند. مانند: کتاب، مرغ، قلم

    درفارسی اسم‌های مشتق عربی را جامد به حساب می‌آورند.

انواع اسم
اتباع

اتباع، واژهای بی‌معنی یا بدون معنای مشخص است که به دنبال اسم یا صفت می‌آید و برای تأکید و گسترش معنی آن اسم یا صفت یا بیان نوعی مفهوم به کار می‌رود. همانند «خرده مرده»، «کتاب متاب»، «اخم و تخم» گاهی هم واژه ثانویه بی معنی نیست، مثل: «حشر و نشر» و «شایسته و بایسته» و نظایر آن.
اسم آلت

اسمی که به وسایل و لوازم کار اشاره می‌کند، برخلاف زبان عربی بعضی اوقات که اسم آلت وزن خاصی دارد، در زبان فارسی اسم آلت معمولاً جامد است.
اسم صوت

اسم صوت، اسمی مرکب است که غالباً از طبیعت گرفته می‌شود و نشانگر اصوات مختلف است، مانند «قاه قاه»، «چلپ و چلوپ»
اسم مصغر

اسمی که خردی و کوچکی را در مقابل نوع برزگ‌تر نشان دهد، اسم مصغر نامیده می‌شود. مانند «باغچه» به معنای باغ کوچک. اسم‌های مصغر معمولاً پسوند «چه» یا «َک» دارند و برای بعضی از اسم‌های مصغر نیز پسوند «و»استفاده می‌شود، مانند «یارو». در لهجه‌های مختلف نیز برای تصغیر و یا تعریف از «ِه» استفاده می‌شود، مانند «پسره»
مصدر

اسمی است که معنای فعل را می‌رساند و از بن ماضی + َن تشکیل شده‌است.
اسم مصدر

اسمی که علاوه بر مصدر می‌تواند معنی مصدر را برساند: آموزش: آموختن

انواع اسم مصدر: بن مضارع +ش مانند:نگار+ش=نگارش بن مضارع+شت مانند: خور+شت=خورشت
کاربرد اسم در جمله

اسم می‌تواند در نقشهای مختلف جمله قرار بگیرد.

    نقش نهادی: سعید آمد.
    نقش مفعولی: رضا را دیدم
    نقش متممی: بابک به دانشگاه آمد.
    نقش ندایی:ای حسن، کجایی
    نقش تمییزی: این شیرزنان را مرد باید نامید.
    نقش قیدی: صبح کجا بودی؟
    نقش اضافی: مداد افشین

دستور زبان هلندی

ترتیب واژه ها

از لحاظ ساخناری زبان هلندی زبان یک زبان دارای ترتیب واژه V2 است. یعنی اینکه در عبارت اصلی جمله فعل صرف شده در مکان دوم قرار می گیرد. ترتیب کلمات در عبارت های اصلی جمله بصورت "نهاد-فعل-مفعول" و در عبارت های وابسته جمله بصورت "نهاد-مفعول-فعل" است. تحقیقات یک فرض عمومی را نشان می دهد که زبان هلندی متضمن ترتیب واژگان "نهاد-مفعول-فعل" است. [۱] [۲] [۳].

    Jan     zei     dat     hij     zijn     moeder     wilde     gaan     helpen
    یان     گفت     که     او     مال او     مادر     میخواسته     برود.مصدر     کمک کند.مصدر
    `یان گفت که او میخواسته برود به مادرش کمک کند.´

در جملات پرسشی از وارونگی فاعل و فعل استفاده می شود.

    Jij     ging     naar     de     winkel
    تو     رفتی     آن(حرف تعریف معین)     مغازه
    `تو به مغازه رفتی´

    Ging     jij     naar     de     winkel?
    رفتی     تو     به سمت     آن(حرف تعریف معین)     مغازه
    `آیا به آن مغازه رفتی؟´

همچنین حالت وارونگی زمانی اتفاق می افتد که اولین عبارت در جمله فاعل آن جمله نباشد. حال چند قانون درباره ی اینکه در یک جمله ی هلندی کلمات را در کجا قرار دهیم بیان می شود:

    صفت ها همیشه قبل از اسمی که به آن تعلق دارند می آیند.

        rode appels - سیب های قرمز

    در عبارات فاعل یا اول می آید یا سوم و فعل کمکی دوم می آید. اگر فعل کمکی وجود نداشته باشد فعل اصلی دوم می آید. اگر یک پیشوند جداشدنی وجود داشته باشد به آخر جمله می رود. وهمین اتفاق هم برای فعل اصلی (اکر دارای یک پیشوند جداشدنی در ابتدای آن باشد) می افتد اگر یک فعل کمکی وجود داشته باشد.
    در سوال های بلی/خیر، فعل معمولاً اول می آید و فاعل دوم. و اگر یک فعل کمکی یا پیشوند جداشدنی وجود داشته باشد، برای اینکه کدام قسمت در انتها قرار می گیرد از قانونی که در بالا گفته شد تبعیت میکند.
    در جملات دستوری فعل اول جمله می آید.
    پیراینده ی زمان معمولاً قبل از پیزاینده ی مکان می آید.

    Ik     ben     dit     jaar     naar     Frankrijk     geweest
    من     هستم     این     سال     به     فرانسه     بوده ام
    `من امسال به فرانسه رفتم.´

در مثال زیر، ترتیب واژگان "نهاد-مفعول-فعل" در "عبارت وابسته ی جمله" باعث شده است که عبارت های اسمی متعددی از فعلی که آن ها را معرفی میکند جدا شوند.

    Ik zie dat     de ouders     de kinderen     Jan     het huis     hebben     laten     helpen     schilderen.
    من می بینم که     والدین     بچه ها     یان     خانه     hebben،(این زمان، در دستور زبان فارسی وجود ندارد)     اجازه دادند     کمک کنند     رنگ کردن خانه
    `من می بینم که والدین به بچه ها اجازه داده اند که به یان در رنگ کردن خانه کمک کنند.´

سیستم عددی

زبان هلندی از سیستم عددی ده-دهی استفاده میکند.
0     nul                        
1     een     11     elf     10     tien
2     twee     12     twaalf     20     twintig
3     drie     13     dertien     30     dertig
4     vier     14     veertien     40     veertig
5     vijf     15     vijftien     50     vijftig
6     zes     16     zestien     60     zestig
7     zeven     17     zeventien     70     zeventig
8     acht     18     achttien     80     tachtig
9     negen     19     negentien     90     negentig

زبان هلندی

زبان هُلَندی، (به هلندی: Nederlands) و (به انگلیسی: Dutch) زبان ملی هلند و یکی از دو زبان رسمی بلژیک است. البته زبان هلندی بلژیک را فلَندری می‌نامند. زبان هلندی از شاخه ژرمنی خانواده زبان‌های هندواروپایی است.

محتویات

    ۱ منبع الفبا و تلفظ
    ۲ تاریخچه
    ۳ حوزه گسترش
    ۴ مشخصات
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

منبع الفبا و تلفظ

    Teach Yourself Dutch Complete Course (Teach Yourself Language Complete Courses) (Paperback)

by Gerdi Quist, Dennis Strik
تاریخچه

تاریخ زبان هلندی (نیدرلندی)، در اصل از زبان گروه راین ـ ‏وزر و بطور اخص زبان مردم فرانک‏ (که در طول سده‌های چهارم و پنجم پیش از میلاد، به بیشتر نواحی این سرزمین وارد شدند) اشتقاق شده است.

گسترش زبان نیدرلندی امروزی، با تاریخ سیاسی و اقتصادی منطقه گره خورده است. در میانه سده شانزدهم، کلام براباند (Brabant) و شهرهای عمده آنت‌ورپ (Antwerp) و بروکسل می‌رفت که این زبان، برای تمام منطقه نیدرلندی زبان، معیار گردد. سپس شورش در برابر اسپانیا روی داده و در طی آن، ایالت شمالی هلند از ایالت‌های جنوبی نیدرلندی جدا گردید.

این انشقاق سیاسی میان ایالات‌های متحد هلند در شمال و هلند اسپانیا در جنوب، دارای پیامدهای زبانشناختی درازآهنگ بود. تسلط فرهنگی فرانسه در جنوب در طی دوران فرمانروایی فرانسوی‌ها در فاصله سال‌های ۱۸۱۴ـ۱۷۹۵ افزایش یافت اما در طول سالیانی که هلند و بلژیک مستقلاً متحد گردیدند (۳۰ـ۱۸۱۵) این غلبه فرهنگی کاهش یافته و دوباره ـ پس از تأسیس پادشاهی بلژیک در سال ۱۸۳۰ ـ رو به تزاید نمود. اما بعدها به قانون ۱۹۳۸ در خصوص این زبان منجر شد که بموجب آن، زبان نیدرلندی، زبان منحصر بفرد اداری در بلژیک شمالی گردید و بعدها زبان نیدرلندی معیار ـ که در هلند برقرار گردیده بود ـ برای بلژیک شمالی نیز پذیرفته شد.
حوزه گسترش

با وجودی که زبان هلندی و هلندیبلژیک یکی هستند و دارای زبان معیار یکسانی هستند در زبان انگلیسی به زبان هلندی مردم هلند عبارت Dutch (هلندی) گفته می‌شود و عبارت Flemish برای فلاندری (هلندی بلژیک) بکار می‌رود. مورد استثناء، استان فریسلاند هلند است که در آن زبان فریزی رواج دارد. افزون بر اینها، در شمال بلژیک و بخش کوچکی از فرانسه که در غرب بلژیک قرار دارد نیز به این زبان تکلم می‌شود. زبان هلندی همچنین به‌عنوان زبان اداری در سورینام و آنتیل‌های هلند که مستعمرات سابق هلند می‌باشند استفاده می‌شود. زبانی اشتقاقی از این زبان که آفریکانس نام دارد یکی از زبان‌های ملی جمهوری آفریقای جنوبی می‌باشد (زبان دوم، انگلیسی است).
مشخصات

هلندی به‌عنوان یک زبان نوشتاری، کاملاً یکنواخت می‌باشد. این زبان نوشتاری، در هلند و بلژیک تفاوت دارد اما میزان این اختلاف، به آن اندازه‌ای که میان انگلیسی نوشتاری در آمریکا و بریتانیای کبیر موجود است نمی‌باشد. اما به‌عنوان یک زبان گفتاری، تنوع بسیار بیشتری نسبت به آنچه در انگلیسی آمریکای شمالی می‌باشد در این زبان موجود است.

در یک سو، هلندی معیار قرار دارد که Algemeen Beschaafd Nederlands (هلندی همگانی فرهیخته) خوانده می‌شود. این زبان، برای مقاصد رسمی و عمومی بوده و زبان آموزشی در مدارس و دانشگاهها می‌باشد. هلندی معیار، در همه جا نسبتاً یکنواخت بوده، اگرچه متکلمان آن، بواسطه تکیه در سخن گفتن خویش، منطقه عمومی ای که از آن آمده‌اند را نشان می‌دهند. از سویی دیگر، گویش‌های محلی قرار دارد که میان خانواده و دوستان و نیز افراد یک روستا بکار می‌رود.

آفریکانس

آفریکانس یا آفریقایی (به آفریقایی: Afrikaans) یکی از زبان‌های ژرمنی شاخه غربی است که بیشتر در کشورهای آفریقای جنوبی و نامیبیا رواج دارد.

برخی از گویشوران این زبان در بوتسوانا، لسوتو، سوازیلند، زیمبابوه و زامبیا نیز ساکن هستند. شمار گویشوران زبان آفریقایی حدود ۶ میلیون نفر است.

آفریقایی در اصل گویشی از زبان هلندی است و تا اواخر سده نوزدهم نیز به همین حالت شناخته می‌شد ولی پس از آن، آن را زبانی جدا به شمار آوردند.

واژه آفریکانس در هلندی به معنای «آفریقایی» است.

نامیبیا

جمهوری نامیبیا کشوری است در جنوب غربی آفریقا. پایتخت آن ویندهوک است. زبان رسمی این کشور انگلیسی و جمعیت آن ۲.۱ میلیون نفر است. واحد پول این کشور دلار نامیبیا است. ۸۵ درصد مردم این کشور مسیحی هستند و ۱۵ درصد بقیه پیرو ادیان بومی منطقه‌اند. نامیبیا میان بیابان‌های نامیب و کالاهاری واقع شده و کم‌باران‌ترین کشور در آفریقای سیاه به‌شمار می‌آید.[۱] نامیبیا پس از مغولستان دومین کشور در جهان با کم‌ترین تراکم جمعیتی است.[۲]

بخش اعظم منطقه نامبیای امروزی از سال ۱۸۸۴ تا پایان جنگ جهانی یکم مستعمره آلمان بود و پس از آن تحت کنترل آفریقای جنوبی درآمد تا این‌که در سال ۱۹۹۰ نامبیا موفق به استقلال از آفریقای جنوبی شد.

نامیبیا نظام پارلمانی چندحزبی دارد و یک دموکراسی باثبات است. کشاورزی، دامداری، گردشگری، و معادن پایه‌های اقتصادی کشور را تشکیل می‌دهند. مهم‌ترین مواد در بخش معدنی نامبیا الماس، اورانیوم، طلا، نقره، و فلزات پایه هستند.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ جغرافیا
    ۳ تقسیمات کشوری
    ۴ سیاست
    ۵ اقتصاد
    ۶ مردم
    ۷ پانویس
    ۸ منابع

تاریخ

نزدیک به ۲۰۰۰ سال پیش، نامیبیای فعلی زیستگاه قوم سان[۳] بود، پس از آن قوم هررو[۴] که به زبان بانتو[۵] تکلم می‌کردند در سال ۱۶۰۰ میلادی به نامیبیا مهاجرت کردند. امروزه بیشتر نژاد کشور نامیبیا را قوم اووامبو[۶] تشکیل می‌دهند که در سال ۱۸۰۰ میلادی به نامیبیا مهاجرت کردند.
آفریقای جنوب باختری آلمان

در اواخر قرن ۱۵ میلادی، دریانورد پرتغالی، بارتولومو دیاز[۷] اولین اروپایی ای که از نامیبیا دیدن کرد لقب گرفت. کشور نامیبیا پیش از این آفریقای جنوب غربی[۸] نام داشت. این منطقه در سال ۱۸۸۴ به مستعمرهٔ آلمان تبدیل شد، بین سالهای ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸ نیروهای آلمانی دهها هزار تن از قبیلهٔ هررو را قتل‌عام کردند، آنها به این دلیل کشته شدند که علیه استعمار آلمان قیام کرده بودند.

در سال ۱۹۱۵ و درگیر بودن آلمان در جنگ جهانی اول، آفریقای جنوبی از فرصت استفاده کرد و نامیبیا را تحت تسلط خود در آورد. در سال ۱۹۲۱ میلادی، نامیبیا به عنوان منطقهٔ تحت قیومیت اتحادیهٔ ملل به آفریقای جنوبی واگذار شد. به محض انحلال اتحادیهٔ ملل در سال ۱۹۴۶ میلادی، آفریقای جنوبی از پذیرفتن استراداد نامیبیا به سازمان ملل و پس دادن نامیبیا که توسط اتحادیهٔ ملل به ودیعه به این کشور سپرده شده بود، سر باز زد.

گروه جدایی طلب مارکسیست سیاه، تحت عنوان سازمان خلق آفریقای جنوب غربی[۹] که به اختصار سواپو (SWAPO) خوانده می‌شد، در سال ۱۹۶۰ تشکیل شد، هدف این گروه کوچک مقیاس شورشی، کمک به دستیابی این کشور به استقلال بود. در سال ۱۹۶۶ سازمان ملل بار دیگر به آفریقای جنوبی هشدار داد که از این منطقه صرفنظر کند، اما باز هم آفریقای جنوبی زیر بار نرفت.

در سال ۱۹۷۴ و بنا به قطعنامهٔ سازمان ملل متحد مبنی بر الزام انتقال قدرت نامیبیا از طرف آفریقای جنوبی به سازمان ملل تاکید کرد. نخست وزیر وقت آفریقای جنوبی، بالتازار ورستر[۱۰] این قطعنامه را رد کرد، ورستر اعلام کرد دولتش آمادهٔ مذاکره برای استقلال نامیبیا است ولی نه با سواپو. چندی بعد سازمان ملل سواپو را به عنوان نمایندهٔ مشروع مردم نامیبیا به رسمیت شناخت. در سال ۱۹۸۵ و بعد از براندازی دولت و برچیده شدن نظام آپارتاید و چندنژادی شدن کشور، در آفریقای جنوبی و نصب دولت جدید در این کشور، عاقبت در سال ۱۹۸۸، آفریقای جنوبی با طرح استقلال نامیبیا موافقت کرد.
جغرافیا
Namibia Topography.png

جمهوری نامیبیا[۱۱] کشوری است واقع در جنوب آفریقا، شمال غرب آفریقای جنوبی، غرب بوتسوانا، جنوب آنگولا و در کنار ساحل اقیانوس اطلس جنوبی. پایتخت نامیبیا، شهر ویندهوک[۱۲] (با ۲۳۳،۵۲۹ نفر جمعیت می‌باشد. مساحت نامیبیا ۸۲۵٬۴۱۸ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱٬۸۲۰٬۱۹۰ نفر است.

از مهمترین شهرهای نامیبیا می‌توان به والویس بی[۱۳] ۶۵٫۰۰۰ نفر، سواکوپموند[۱۴] ۳۵،۰۰۰ نفر، رهوبوت[۱۵] ۲۱،۳۷۸ نفر و روندو[۱۶] ۱۹،۰۰۰ نفر اشاره کرد.

از نقطه نظر اقلیمی، این کشور دارای آب و هوایی خشک و گرمسیری می‌باشد، در شرق نامیبیا، بیابان کالاهاری واقع شده‌است و در غرب این کشور نیز بیابان نامیب که در امتداد ساحل اقیانوس اطلس کشیده شده‌است وجود دارد که بر اثر جریان‌های آب سرد اقیانوسی ایجاد شده‌است.
تقسیمات کشوری

کشور نامیبیا ۱۴ استان دارد که به ۱۲۱ شهرستان تقسیم شده‌اند.
نقشه     #     استان     مرکز استان     جمعیت     مساحت (ک.م.)     تراکم جمعیت (نفر در ک.م.)
ایل‌کاراس
زامبزی
اتجوزوندجوپا
اموساتی
اوشانا
اشیکوتو
اهانگ‌ونا
هارداپ
کوننه
ارونگو
اماهکه
خوماس
اکاوانگو
۱     زامبزی     کاتیما مولیلو     ۹۰٬۵۹۶     ۱۴٬۷۸۵     ۶٫۱
۲     ارونگو     سواکوپموند     ۱۵۰٬۸۰۹     ۶۳٬۵۳۹     ۲٫۴
۳     هارداپ     مارین‌تال     ۷۹٬۵۰۷     ۱۰۹٬۷۸۱     ۰٫۷
۴     ایل‌کاراس     کیتمانس‌هوپ     ۷۷٬۴۲۱     ۱۶۱٬۵۱۴     ۰٫۵
۵     کاوانگو     روندو     ۲۲۳٬۳۵۲     ۴۸٬۷۴۲     ۴٫۶
۶     خوماس     ویندهوک     ۳۴۲٬۱۴۱     ۳۶٬۹۶۴     ۹٫۲
۷     کوننه     اپوو     ۸۶٬۸۵۶     ۱۱۵٬۲۶۰     ۰٫۸
۸     اهانگ‌ونا     اینهانا     ۲۴۵٬۴۴۶     ۱۰٬۷۰۶     ۲۲
۹     اماهکه     گوبابیس     ۷۱٬۲۳۳     ۸۴٬۹۸۱     ۰٫۸
۱۰     اموساتی     اوتاپی     ۲۴۳٬۱۶۶     ۲۶٬۵۵۱     ۹٫۱
۱۱     اوشانا     اشاکاتی     ۱۷۶٬۶۷۴     ۸٬۶۴۷     ۲۰
۱۲     اشیکوتو     اموتهیا     ۱۸۱٬۹۷۳     ۳۸٬۶۸۵     ۴٫۷
۱۳     اتجوزوندجوپا     اتجیوارونگو     ۱۴۳٬۹۰۳     ۱۰۵٬۴۶۰     ۱٫۴
سیاست
تینتن‌پالاست (کاخ مرکب) ساختمان مرکزی دولت نامیبیا است.

قانون اساسی کشور در فوریه سال ۱۹۹۰ تصویب گردید. نظام پارلمانی کشور به صورت دومجلسی اداره می‌شود و نظام حقوقی آن رومی هلندی است. رئیس دولت، رئیس جمهور بوده و رئیس حکومت نخست‌وزیر (ناهاس آنگولا) می‌باشد.

سازمان خلق آفریقای جنوب غربی (سواپو) که در سال ۱۹۶۰ میلادی به عنوان جنبشی آزادی بخش تشکیل شده‌است، از زمان استقلال کشور نامیبیا در ۲۱ مارس سال ۱۹۹۰میلادی، تاکنون حزب حاکم در این کشور شمرده می‌شود.

رهبر سواپو، سم نوجوما[۱۷] در ۲۱ مارس ۱۹۹۰ به عنوان رئیس جمهور نامیبیا انتخاب شد. نوجوما در سالهای ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ بار دیگر به عنوان رئیس جمهور نامیبیا برگزیده شد، پیش از آن قانون اساسی این کشور با این تغییر که رئیس جمهور می‌تواند تا سه دورهٔ پیاپی ریاست جمهوری به حکومت ادامه دهد، اصلاح شده بود. سرانجام در سال ۲۰۰۴ میلادی دورهٔ ریاست جمهوری نوجوما، منقضی شد. در نوامبر ۲۰۰۴، هیفیکه‌پونیه پوهامبا [۱۸] با به دست آوردن بیش از ۷۶ % آرا، رئیس جمهور جدید نامیبیا شد. او در ۲۱ مارس ۲۰۰۵ در مسند قدرت نشست. در سال ۲۰۰۴ میلادی، دولت آلمان رسماً از نامیبیا به خاطر کشتار قبیلهٔ هررو توسط نیروهای آلمانی طی سالهای ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸، عذرخواهی کرد.

اولین نخست وزیر نامیبیا پس از استقلال این کشور، هاگه گینگوب بود که از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲ میلادی در این منصب بوده‌است. گینگوب از سال ۲۰۰۸ میلادی به عنوان وزیر تجارت در کابینه نامیبیا مشغول کار بود. وی از سال ۲۰۱۲ میلادی بار دیگر در منصب نخست‌وزیری این کشور قرار دارد. از هاگه گینگوب به عنوان یکی از جانشینان احتمالی ˈ پوهامباˈ در انتخابات سراسری این کشور در سال ۲۰۱۴ میلادی نام برده می‌شود.

در تیرماه سال ۱۳۹۲ سفارت ایران در نامیبیا پس از تعطیلی ۱۶ ساله بازگشایی شد و کیومرث فتوحی مقدم سفیر ایران در آن کشور کار خود را آغاز کرد. علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران، علت این تعطیلی شانزده‌ساله را «برخی مشکلات اقتصادی» اعلام کرد.[۱۹]
رؤسای جمهور نامیبیا دوران تصدی     تصویر     توضیح     حزب     یادداشت
۲۱ مارس ۱۹۹۰ تا ۲۱ مارس ۲۰۰۵     Sam Nujoma.jpg     سم نوجوما، رهبر سواپو پس از سال ۱۹۹۰ در سال‌های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸ بار دیگر به عنوان رئیس جمهور نامیبیا برگزیده شد، پیش از آن قانون اساسی این کشور با این تغییر که رئیس جمهور می‌تواند تا سه دورهٔ پیاپی ریاست جمهوری به حکومت ادامه دهد، اصلاح شده بود. سرانجام در سال ۲۰۰۴ میلادی دورهٔ ریاست جمهوری نوجوما، منقضی شد.     سواپو     بازنشسته
۲۱ مارس ۲۰۰۵ تاکنون     Hifikepunye Pohamba.jpg     هیفیکه‌پونیه پوهامبا در نوامبر ۲۰۰۴ با به دست آوردن بیش از ۷۶ درصد آرا، رئیس جمهور جدید نامیبیا شد. پوهامیا، دبیرکل حزب سواپو از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۲ و نایب رئیس همین حزب از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ بود و از نوامبر ۲۰۰۷ تا کنون به عنوان رئیس این حزب فعالیت می‌کند.     سواپو    
اقتصاد

واحد پول نامیبیا، دلار با واحد جزء (سنت) نام دارد.

از مهمترین صادرات نامیبیا می‌توان به، ماهی، لبنیات همچنین مواد معدنی از قبیل، الماس، سرب، روی، قلع، نقره، تنگستن، اورانیوم و مس اشاره کرد.

اقتصاد کشور به صادرات مواد معدنی به ویژه الماس وابسته است این کشور پنجمین تولید کننده اورانیوم در دنیا می‌باشد. نرخ بیکاری ۳۵٪، جمعیت زیر خط فقر ۵۰٪ و نرخ تورم ۷/۲٪ می‌باشد. اقتصاد این کشور نیز بصورت بسیار نزدیک به اقتصاد آفریقای جنوبی گره خورده و پول آفریقای جنوبی دراین کشور به‌راحتی پذیرفته می‌شود.[۲۰]
مردم
دین در نامیبیا
مذهب             درصد    
مسیحیت    
  
    ۸۵٪
دین بومی    
  
    ۱۵٪
Herero women.jpg

نژاد ۸۷ ٪ مردم نامیبیا، سیاه‌پوست (شامل: ۵۰ ٪ قبیلهٔ اووامبو، ۹ ٪ قبیلهٔ کاوانگوس، همچنین ۷ ٪ هررو، ۷ ٪ دامارا، ۵ ٪ ناما، ۴ ٪ کاپریوین، ۳ ٪ بوشمن، ۲ ٪ باستر و کمتر از ۱ ٪ نیز تسوانا) بقیه نیز، ۶ ٪ سفید و ۷ ٪ نیز دورگه هستند. رشد سالانه جمعیت این کشور ۳/۲ درصد است.

دین ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم این کشور مسیحیت است و بقیه پیرو ادیان بومی هستند. از میان مسیحیان نامیبیا، دست‌کم ۵۰ درصد لوتری هستند. کلیسای کاتولیک، متدیسم، انگلیکان، و کلیسای اصلاحی هلندی نیز پیروانی در نامیبیا دارند.

زبان انگلیسی زبان رسمی نامیبیا است، زبان‌های آفریکانس، آلمانی و بانتو نیز رایج است. تا سال ۱۹۹۰ زبان‌های آلمانی و آفریکانس نیز رسمیت داشتند. حزب حاکم کشور یعنی سواپو، از سال‌ها پیش از استقلال نامیبیا تصمیم گرفته بود تا این کشور را پس از استقلال یک‌زبانه کند و این سیاست برای تمایز با سیاست رایج در کشور آفریقای جنوبی اتخاذ شده[۲۱] زیرا در آفریقای جنوبی تمامی یازده زبان اصلی کشور رسمیت دارند.

زبان اول نیمی از مردم نامیبیا زبان اوشیوامبو است اما زبان میانجی که در سراسر کشور رواج دارد زبان آفریکانس است. امروزه در میان نسل جوان، زبان انگلیسی به سرعت در حال تبدیل شدن به زبان اصلی است.

برلین

برلین (به آلمانی: Berlin) (دربارهٔ این پرونده آوا راهنما·اطلاعات) پایتخت کشور آلمان و بزرگ‌ترین شهر هم از لحاظ جمعیت و هم از لحاظ مساحت در این کشور است و در کل اتحادیه اروپا مقام دوم را دارد. برلین همچنین نام ایالتی است که این شهر در آن قرار دارد. مساحت آن ۸۹۹ کیلومتر مربع است و این شهر ۳۸ کیلومتر از شمال به جنوب و ۴۵کیلومتر از شرق به غرب امتداد یافته‌است. میانگین ارتفاع آن از سطح دریا ۳۴متر ثبت شده بلندترین ارتفاع (۱۱۵متر) به دو تپه مصنوعی توفلسبرگ و ماگلبرگ مربوط می‌شود برلین همچنین یک شهر ایالتی است، یعنی یکی از ایالت‌های شانزده‌گانه آلمان نیز به شمار می‌آید.

برلین، بزرگ‌ترین[نیازمند منبع] و از نظر تاریخی مهم‌ترین ایالت آلمان است[نیازمند منبع]. جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی این شهر، برلین را به عنوان یکی از مراکز فرهنگی جهان تبدیل کرده است. برلین در سده ۱۸ میلادی، به عنوان پایتخت پروس، قلب روشنگری بود. امروز نیز برلین، یکی از شهرهای مهم اروپاست.

محتویات

    ۱ شهری تاریخی
    ۲ اقتصاد
    ۳ جغرافیا
    ۴ برلین در تغییر
    ۵ تاریخچه
    ۶ جذابیت‌های فرهنگی
    ۷ شهرهای خواهر
    ۸ پانویس
    ۹ منابع
    ۱۰ جستارهای وابسته

شهری تاریخی

بسیاری از رویدادهای تاریخی آلمان در این شهر رخ کرده‌اند: پس از دوران نازی‌ها و پایان یافتن جنگ دوم جهانی، این خطه بین چهار قدرت بزرگ جهان، آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شد. در سال ۱۹۶۱ سرانجام جدایی دو بخش از آلمان با ساختن دیوار در برلین قطعی شد. تا ۹ نوامبر سال ۱۹۸۹، تا زمان به‌وقوع پیوستن انقلاب صلح‌آمیز مردم آلمان شرقی، این دیوار هم‌چنان برقرار بود. یک سال پس از آن، دو آلمان رسماً متحد شدند
اقتصاد

از ۵/۱ میلیون شهروندی که در این شهر آماده به کار هستند؛ تقریبا ۵۰درصد در مراکز وابسته به صنایع مختلف مشغول به کارند.۱۵درصد از طریق داد و ستد روزگار می‌گذرانند؛ ۱۳درصد در صنعت و ۱۲درصد در ادارت دولتی فعالیت می‌کنند. مهندسی سیستم‌های الکتریکی بزرگترین بخش صنعتی در این شهر به شمار می‌آید که ۴/۳۱درصد از نیروهای کاری را به خود اختصاص داده‌است. از دیگر بخش‌های بزرگ صنعتی که دستی در اقتصاد این شهر دارند می‌توان صنایع مکانیک؛ خودروسازی؛ شیمی؛ مواد غذایی و پژوهش و فن آوری را نام برد.
جغرافیا

۲۴درصد از مساحت شهر را جنگلها و دریاچه‌های زیبا پوشانده، دره رود اسپری که از شرق تا غرب امتداد دارد و به میزان ۱۹۷ کیلومتر در رودخانه‌ها و کانالهایی که قابل کشتیرانی، سهیم است.۴۷درصد از زمینهای این شهر دارای کاربری‌های متفاوت است، ۸درصد برای زیر سازه‌های ترافیکی در نظر گرفته شده و ۴۳درصد برای فضای سبز و چشم‌اندازهای طبیعی مطرح است که از این میزان ۱۷درصد آن به جنگل‌ها، ۱۲درصد به پارک‌ها، ۷درصد به اراضی کشاورزی و ۷درصد به دریاچه‌ها اختصاص دارد.۲۰٪درصد فضای باز نیز بعنوان زمین‌های جان پناه جهت بلایای طبیعی در اطراف شهر قرار دارد.
برلین در تغییر

در حال حاضر برلین، پایتخت آلمان، مرکز دولت و مجلس فدرال این کشور است، هر چند که هنوز برخی از وزارت‌خانه‌ها، شعبه‌هایی نیز در شهر بن، پایتخت پیشین آلمان دارند. بخشی از شهر که بناهای دولتی در آن واقع‌اند، مثل «رایشستاگ» (Reichstag) که مجلس فدرال آلمان در آن قرار دارد، دروازهٔ «براندنبورگ» (Brandenburger Tor)، یا میدان‌هایی چون «بازار ژاندارمری» (Gendarmenmarkt)، از جمله دیدنی‌های شهر برلین است که تاریخ معاصر آلمان در آن‌ها نوشته می‌شود. در میدان پتسدام (Potsdamer Platz) که در زمان جنگ سرد به آن «نوار مرگ» می‌گفتند، چندی است که ساختمان‌های بسیار مدرن و بلند و دیدنی بنا شده‌اند. میدان الکساندر (Alexanderplatz)، که در دورهٔ حکومت «آلمان دموکراتیک» میدان مرکز مرکزی برلین شرقی بود، در سال‌های گذشته تغییرات اساسی کرده‌است. هم‌چنین در برخی از محله‌های برلین، به ویژه در بخش شرقی آن، رد پای تاریخ را می‌توان یافت.
تاریخچه
رایشستاگ، محل پارلمان مرکزی آلمان فدرال.
ساختمان اصلی کتابخانه دولتی برلین در میدان اونتر دن لیندن.
Berlin-brandenburg-gate.jpg

این شهر بزرگ، مرکز سیاسی و فرهنگی آلمان است و بخاطر تقسیم آن به دو بخش برلین غربی و برلین شرقی در سال‌های بین ۱۹۴۹ تا ۱۹۸۹ دارای یکی از متنوع‌ترین محیط‌های شهری اروپا است.
جذابیت‌های فرهنگی

شهر برلین در فوریه هر سال، میزبان جشنواره بین‌المللی فیلم برلین یا برلیناله (به آلمانی: Berlinale) است. برلیناله یکی از رویدادهای مهم سینمایی جهان به شمار می‌آید.[۲]

برلین یکی از جذاب‌ترین شهرهای جهان برای شب‌زنده‌داری است. در حال حاضر قسمت‌های شرقی شهر برلین از لحاظ تفریح شبانه معروف هستند.[۳]
شهرهای خواهر

برلین امروزه دارای بیست شهر خواهر یا شریک است:

    ۱۹۶۷ ایالات متحده آمریکالس آنجلس، ایالات متحده آمریکا
    ۱۹۸۷ فرانسه پاریس، فرانسه
    ۱۹۸۸ اسپانیا مادرید، اسپانیا
    ۱۹۸۹ ترکیه استانبول، ترکیه
    ۱۹۸۹ اتریش وین، اتریش
    ۱۹۹۱ روسیه مسکو، روسیه
    ۱۹۹۱ لهستانورشو، لهستان
    ۱۹۹۱ مجارستان بوداپست، مجارستان
    ۱۹۹۲ بلژیک بروکسل، بلژیک
    ۱۹۹۳ اندونزی جاکارتا، اندونزی
    ۱۹۹۳ ازبکستان تاشکند، ازبکستان
    ۱۹۹۳ مکزیکمکزیکو سیتی، مکزیک
    ۱۹۹۳ سوئیس برن، سوییس
    ۱۹۹۴ چین پکن، چین
    ۱۹۹۴ ژاپن توکیو، ژاپن
    ۱۹۹۴ آرژانتین بوئنوس آیرس، آرژانتین
    ۲۰۰۰ بریتانیا لندن، انگلستان
    ۲۰۰۰ لیختن‌اشتاین فادوتس، لیختن اشتاین
    ۲۰۰۰ نامیبیا ویندهوک، نامیبیا