اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

بیعت

بیعت از لحاظ لغوی شناختن خلافت و یا پادشاهی کسی می‌باشد. و همچنین به معنی پیمان بستن به منظور اطاعت از کسی است. در تاریخ اسلام مرسوم بودکه هر کسی که با خلیفه یا محمد پیمان می‌بست دست خود را در دست او می‌گذاشت. می‌گویند هنگام فتح مکه بعد از اینکه پیغمبر با مردان بیعت نمود برای بیعت با زنان دست خود را در قدح آب فرو برد و زنان نیز به همین ترتیب دست خود را در قدح آب فرو بردند و به این ترتیب محمد با زنان نیز بیعت نمود.[۱]

بیعت در اصل معنا یعنی دست دادن، دست در دست کسی گذاشتن.

بیعت را می‌توان به دو گونه دیگر نیز تعریف کرد: همانطور که در بالا ذکر شده است بیعت به معنای شناخت خلافت و یا پادشاهی کسی و یا اینکه به منظور فرمانبرداری از کسی باشد. اما در تعریفی دیگر می‌توان گفت که بیعت یعنی تجدید عهد و پیمان و یادآوری دوباره شناخت خلافت و امامت و یا پادشاهی کسی و نیز به یاد آوردن اهداف و آرمان‌های فردی که با او بیعت شده است، می‌باشد.

بیعت در سنت و فرهنگ اسلامی و به خصوص در مذهب شیعه از جایگاهی والایی برخوردار می‌باشد. این بیعت یک عمل مذهبی و بسیار مهم برای سعادت، خوشبختی و فهم حقیقی و درک حقیقت می‌باشد. اینگونه بیعت باید از روی اخلاص، محبت، اشتیاق، فهم و درک بالا و نیت پاک باشد و در آن هیچ غرض، مقصود و یا خواهش‌های دیگری نهفته نباشد تا خوشبختی نصیب فرد بیعت کننده شود.

در این مورد می‌توان به آیه شریفه‌ای از قرآن کریم رجوع کرد که این امر را کاملاً واضح و روشن می سازد: خداوند متعال در قرآن کریم در سوره فتح، آیه مبارکه دهم چنین می فرماید:

«ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله، یدالله فوق ایدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما»

ترجمه: ای رسول مؤمنانی که با تو بیعت کردند به تحقیق با خدا بیعت کردند، دست خدا بالای دستهای آنهاست. پس از آن هر که نقض بیعت کند به حقیقت که به ضرر و هلاک خود اقدام کرده و هر که به عهدی که با خدا بسته است وفا کند به زودی خدا به او پاداش بزرگ عطا خواهد کرد.

در آیه فوق باید توجه داشت که در کلمه رسول ذکر شده است و همان طور که می دانید محمد رسول خدا و فرستاده او بود و نیز آخرین پیامبر خدا و بعد او علی به عنوان اولین امام و خلیفه مسلمین از سوی خداوند انتخاب و به وسیله پیامبر انجام گردید. پس می‌توان از آیه چنین برداشت کرد که باید در هر زمانی بیعت، عهد و پیمان با امام هر عصر زمان بر گردن انسان مؤمن و مسلمان موجود باشد تا از زیان و ضرر محفوظ و مصون باشد. پس هر کسی که با امام هر عصر و زمان بیعت کند همانا با خداوند متعال بیعت و پیمان بسته است. و هر کس بیعت امام زمان را بر خود نداشته باشد از پاداش و فیوضات خداوند متعال محروم خواهد ماند.

همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در ایران

پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، به پیشنهاد روح‌الله خمینی همه‌پرسی حکومت جمهوری اسلامی ایران در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸ در سراسر ایران برگزار شد و بنا بر اعلام برگزار کنندگان آن ۹۸٫۲ واجدین شرکت در همه‌پرسی با دادن رای «آری»، با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند.[۱][۲] در روز ۱۲ فروردین نتایج اعلام شد و این روز را روز جمهوری اسلامی نامیدند.

برگه رای، دوقسمتی بود و شامل نیمه «آری» -به رنگ سبز- و نیمه «نه» -به رنگ قرمز- بود و روی آن چنین درج شده بود:

«بسمه تعالی

دولت موقّت انقلاب اسلامی

وزارت کشور

تعرفهٔ انتخابات رفراندم

تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی

که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.»

رای‎دهندگان، می‌بایست بخش موردنظر خود را از برگه جدا می‎کردند و در صندوق رای می‎انداختند و می‌توانستد قسمت دیگر را همراه با خود ببرند.

گفته شده بود اگر کسانی رایشان برای نوع حکومت بعدی «جمهوری اسلامی» نه بود می‌توانند نوع حکومت دلبخواه خود را در برگه بنویسند و در صندوق بیندازند.
Islamic Republic Refrendum.jpg
نکات مثبت

این همه‌پرسی حکومت جمهوری اسلامی ایران را در زمره معدود حکومت‌های تاریخ بشریت قرار داد که در ابتدای تشکیل از ملت خود اجازه تشکیل می‌گیرد و ایدئولوژی حکومت نیز به طرق دموکراتیک انتخاب شده است.[نیازمند منبع]
انتقادات

به اعتقاد عبدالکریم لاهیجی، امری که در آنروز انجام گرفت بیشتر مشخصه‌های یک بیعت از مردم را داشت تا برگزاری یک همه‌پرسی؛ اشکال برگزاری چنان همه‌پرسی‌ای این عنوان می‌شود که در نظرسنجی دوازده فروردین ۱۳۵۸، نوع حکومت بعدی از مردم پرسیده نشد و نحوه سوال «جمهوری اسلامی، آری یا نه؟» به شکلی است که مردم را بین انتخاب شیوه‌ای معلوم و یا تن‌دادن به شیوه‌ای نامعلوم مخیر می‌کند که از لحاظ روانی توده‌های مردم را به انتخاب پاسخ آری متمایل می‌کند. البته روزنامه های آن دوران تیپ حکومتی مورد نظر خود را اعم از حکومت سوسیالیستی، لیبرال و حتی جمهوری ایرانی را تبلیغ میکردند و مردم آن دوران بنا به روشنگری روزنامه ها و مجاورت با احزاب چپ مثل توده و مجاهدین خلق یا راستگراهایی مثل نهضت ملی با انواع مختلفی از حکومت آشنا بودند و این انتقادی جدی به شمار نمی‌رود.[۳]

اشکالات چنین همه‌پرسی به برگه های رای وارد شده است: رژیم سابق هنوز قانوناً جایگزین نشده بود و برخی ادعا داشته‌اند که عنوان سابق به آن دادن عملی جهت‌دار و پیش‌فرضانه بود تا مردم بنا به نفرتی که از حکومت سابق داشتند به رای آری ترغیب شوند؛ همچنین نتیجه همه‌پرسی معلوم نبود و ذکر جمهوری اسلامی به عنوان نظام حکومتی بعدی اقدامی پیشداورانه بود. گذشته از آن قانون اساسیی که متن آن معلوم نبود، چه تضمینی داشت که از تصویب ملت بگذرد. البته همان زمان نیز اعلام داشتند که منظور از قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت این است که قانون اساسی که برای همه‌پرسی قانون اساسی آماده خواهد شد بر پایه نظریه جمهوری اسلامی خواهد بود و این اشتباه لفظی برخی روشنفکران است.

دلفین

دُلفین‌ها پستاندارانی دریازی از راسته آب‌بازسانان هستند که رابطه نزدیکی با نهنگ‌ها و گرازماهی‌ها دارند. اجداد این جانوران جفت‌سمانی بودند که نزدیک به ۵۰ میلیون سال پیش برای پیدا کردن غذا از خشکی به دریا وارد شدند. به صورت تقریبی ۴۰ گونه دلفین وجود دارد که در ۱۷ سرده گوناگون رده‌بندی شده‌اند.

بدن دلفین‌ها در طی میلیون‌ها سال به تدریج برای زندگی در آب تطابق یافته است. دلفین‌ها و دیگر آب‌بازسانان برای حرکت در آب باله دارند و دمشان همچون ایجادکننده پیش‌رانش کار می‌کند. بدنشان نیز به گونه‌ای است که برای شنای هر چه سریع‌تر در آب و ماندگاری برای مدت زمان بیشتر در آن با یک بار نفس‌گیری مناسب است. نیاز به پدید آوردن سامانه‌های عصبی پیشرفته برای پژواک‌یابی در آب باعث شده است که دلفین‌ها مغزهای بزرگ و به نسبت پیچیده‌تری به دست آورند. چنین چیزی توانایی‌های ادراکی بالایی به آن‌ها بخشیده که باعث شده است در میان بعضی از آن‌ها، گونه‌ای فرهنگ نمودار باشد.

آن‌ها همانند بسیاری دیگر پستانداران فرزندانشان را زنده به دنیا می‌آورند و به آن‌ها شیر می‌دهند. زیستن گروهی در بسیاری از انواع دلفین‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا خطرات زندگی در طبیعت را برای خود و فرزندانشان کمینه سازند. آن‌ها از توانایی‌هایی چون تولید سونار و شنوایی بسیار قوی برای یافتن طعمه‌هایشان بهره می‌گیرند. غذای این جانوران را ماهی و سرپایان تشکیل می‌دهند. نهنگ قاتل اما تنها دلفینی است که پستانداران دریایی بزرگ را نیز شکار می‌کند.

اعضای دو گروه عمده دلفین‌های اقیانوسی و دلفین‌های رودخانه‌ای در همه آب‌های آزاد جهان و همچنین در بعضی رودخانه‌های در امتداد آب شیرین یافت می‌شوند. به دلیل توانایی‌های هوشی بالا، ظاهر دوستانه، و جنب و جوش همیشگی‌شان، دلفین‌ها از گذشته در طول تاریخ توجه انسان‌ها را به خود جلب کرده‌اند. آن‌ها نه تنها در فرهنگ و هنر آدمیان حضور پیدا کرده‌اند، که انسان‌ها از دلفین‌ها برای کاربردهای گوناگونی چون یافتن ماهی، مین‌یابی، و حتا خوردن گوشتشان بهره گرفته‌اند.

محتویات

    ۱ واژه‌شناسی
    ۲ فرگشت و رده‌بندی
    ۳ کالبدشناسی
    ۴ حواس و هوش
    ۵ رفتار
        ۵.۱ رفتار اجتماعی
        ۵.۲ زایش و رفتار جنسی
        ۵.۳ تغذیه
        ۵.۴ تولید صدا و موقعیت‌یابی صوتی
        ۵.۵ پرش از آب و بازی
        ۵.۶ خواب
    ۶ آسیب‌شناسی و عوامل مرگ
        ۶.۱ تهدید از سوی انسان‌ها
    ۷ پراکندگی
    ۸ رابطه با انسان‌ها
        ۸.۱ در فرهنگ
        ۸.۲ در رسانه‌ها
        ۸.۳ بهره‌گیری از دلفین
    ۹ یادداشت
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

واژه‌شناسی

نام دلفین از واژه یونانی دلفیس (δελφίς) آمده که مرتبط با واژه دلفوس (δελφύς) به معنای «رَحِم» در این زبان است.[۱] از این رو می‌توان نام این جاندار را به «ماهی‌ای که دارای رَحِم است» تعبیر کرد.[۲] نام این جانور در هرمزگان «کراره» است. دلفین را به زبان محلی در بوشهر «پیسو» می‌نامند.[۳]

اگرچه همه ۳۳ عضو تیره دلفین‌سانان به همراه دلفین‌های رودخانه‌ای گونه‌ای «دلفین» شناخته می‌شوند، از دلفین‌های بزرگ‌جثه‌ای که طولی بیشتر از ۸ متر داشته باشند اغلب با عنوان «نهنگ» یاد می‌شود. برای نمونه، نهنگ قاتل و نهنگ خلبان هر دو گونه‌هایی از دلفین هستند.[۴]
فرگشت و رده‌بندی
نوشتارهای اصلی: فرگشت آب‌بازسانان و فهرست دلفین‌ها
اسکلت یک دلفین پهلوسفید آرام در موزه استخوان‌شناسی اوکلاهما، اکلاهوما سیتی، اکلاهوما

دلفین‌ها همانند دیگر آب‌بازسانی چون نهنگ‌ها و گرازماهی‌ها، نوادگان پستانداران دریایی هستند. دوره سنگواره‌ای این جانوران از میوسن پیشین تا امروزه‌است. اجداد دلفین‌های امروزین نزدیک به ۵۴–۵۳ میلیون سال پیش در دوره ائوسن وارد دریا شدند.[۵] بررسی‌های انجام گرفته توسط داده‌های ایمنی‌شناسانه، دورگه‌سازی دی‌ان‌ای-دی‌ان‌ای[پانویس ۲] و زنجیره دی‌ان‌ای میتوکندریایی نشان می‌دهند که نیاکان آب‌بازسانان به احتمال بسیار سم‌داران ابتدایی بودند.[۶]

باور بر این است که تیره پاک‌نهنگان در ۴۲–۵۲ میلیون سال پیش منشأ بسیاری از آب‌بازسانان، از جمله دلفین‌های اقیانوسی، بوده است. فرگشت این تیره بعدها منجر به پیدایش «نهنگ‌های نوین» و در نهایت جدا شدن نهنگ‌های دندان‌دار از نهنگ‌های بی‌دندان در ۳۵ میلیون سال پیش شد. در این هنگام بدن نهنگ‌ها دوکی‌شکل و سرشان دارای پوزه درازی شده بود و فرم کلی بدن تطابق بسیاری برای زندگی در آب پیدا کرده بود.[۷] بوتو در حوضه آمازون در آمریکای جنوبی نشأت گرفت و از راه کرانه‌های اقیانوس آرام به دیگر رودخانه‌ها راه پیدا کرد.[۸] قدیمی‌ترین سنگواره‌های پیدا شده از دلفین‌ها مربوط به ۱۱ میلیون سال پیش در میوسن پسین است.[۹]

بر پایه بررسی‌های دی‌ان‌ای مولکولی، نزدیک‌ترین جانور به آب‌بازسانانی چون دلفین اسب آبی است. جمجمه این جانور نیز شباهت زیادی به دلفین‌ها دارد.[۱۰] اسکلت دلفین‌های کنونی دارای دو استخوان لگنی کوچک و میله‌وار است که گمان می‌رود بقایای اندام زائده‌مانده باشند. در یک مورد غیرعادی در سال ۲۰۰۶ میلادی، یک دلفین پوزه‌بطری در ژاپن به دام افتاد که دارای باله‌های کوچکی در دو سوی شکاف تناسلی خود بود. به باور دانشمندان این باله‌ها نمونه آشکاری از آن اندام‌های وستیجیال بوده‌اند.[۱۱]

دلفین‌ها به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند که گروه نخست را دلفین‌های ساکن اقیانوس‌ها در تیره دلفین‌سانان تشکیل می‌دهند و گروه دوم را دلفین‌های ساکن رودخانه‌ها در بالاخانواده روددلفین‌واران. گروه نخست دارای ۳۳ گونه عضو است و گروه دوم تنها ۴ عضو دارد. امروزه دانشمندان تعداد گونه‌های دلفین‌های رودخانه‌ای را تنها ۳ گونه در نظر می‌گیرند چرا که دلفین رودخانه‌ای چین یا بایجی از سال ۲۰۰۶ به بعد منقرض شد. با آنکه در گونه یا زیرگونه بودن بعضی از دلفین‌ها میان دانشمندان اختلاف است، در کل همه آن‌ها در ۱۷ سرده‌ی گوناگون طبقه‌بندی شده‌اند.[۱۲]
کالبدشناسی
کالبدشناسی یک دلفین پهلوسفید آرام که اسکلت، اندام‌های اصلی، دم و شکل بدن را نشان می‌دهد

در طی ۶۰ میلیون سال فرگشت، بدن دلفین‌ها برای زندگی و شنا در آب خود را تطابق داده است. بعضی از مهم‌ترین دگرگونی‌های صورت گرفته در اندام‌های دلفین‌ها برای زندگی در آب عبارتند از توانایی حرکت در آب، شیرجه، تنظیم دمایی، و تنظیم فشار درونی بدن.[۱۳]

بدن دلفین‌ها دوک‌وار است که به آن‌ها امکان شناکردن سریع را می‌دهد. دم-بالهٔ آن‌ها برای پیش‌رانش به کار می‌رود و باله‌های کناری نیز برای جهتگیری. بالهٔ فوقانی نیز – در میان نژادهایی که دارای آن هستند – باعث تعادل در هنگام شنا می‌شود. از آنجا که روش‌های شنای گوناگونی در میان گونه‌های دلفین وجود دارد، سرعت شنای هر گونه ممکن است با دیگری فرق داشته باشد. بیشتر دلفین‌ها با بیشینه سرعتی کمتر از ۱۰ متر بر ثانیه شنا می‌کنند؛ دلفین خال‌دار گرمسیری سریع‌ترین دلفین است با ۱۱٫۱ متر بر ثانیه سرعت. این سرعت کمتر از سرعت بسیاری دیگر از آب‌بازسانانی چون نهنگ‌ها است.[۱۴][پانویس ۳]

سر بخشی را که وظیفه تولید و دریافت امواج صوتی سونار را دارد در خود جای داده‌است. این امواج برای موقعیت‌یابی صوتی به کار می‌روند. مغز دلفین‌ها به نسبت مغز دیگر پستانداران روی خشکی بسیار بزرگتر و دارای ساختاری دگرگون از ساختار مغز بیشتر آن‌ها است. نسبت وزن بخش‌های گوناگون مغز در دلفین‌ها با دیگر پستانداران تفاوت بنیادین دارد. برای نمونه، نیم‌کره‌های مغزی ۷۵–۶۸ درصد، مخچه ۲۳–۱۸ درصد، و ساقه مغز منهای مخچه ۵–۴ درصد وزن مغز را در دلفین‌ها تشکیل می‌دهد.[۱۵] این مغز فاقد بخش پیشانی است و شکلی دایره‌گون دارد.[۱۶]

دلفین‌ها در درون دهان خود تعداد ۶۵–۲۰ جفت دندان تیز مخروط‌شکل در هر فک دارند. تعداد دندان‌های درون فک در بعضی نژادها به ۲۵۰ عدد می‌رسد.[۱۷] دلفین‌ها از سوراخ تنفسی در بالای سر خود تنفس می‌کنند و نای در جلوی مغز قرار دارد. در خون آن‌ها، پروتئین میوگلوبین مسؤول نگه داشتن اکسیژن است؛ پروتئینی که ۴ برابر بیشتر از هموگلوبین خون انسان در خود اکسیژن نگه می‌دارد. از این رو، آن‌ها می‌توانند تا بیشینه ۱۵ دقیقه در زیر آب بی تنفس به سر برند.[۱۸] دلفین‌های پوزه‌بطری به گونه میانگین در دقیقه ۲ تا ۳ بار نفس می‌کشند.[۱۹] پژوهشی در سال ۲۰۱۰ میلادی توسط بنیاد ملی پستانداران دریایی ایالات متحده نشان می‌دهد که دلفین‌ها می‌توانند مانند انسان‌ها به گونه‌ای طبیعی از دیابت نوع ۲ دچار شوند؛ یافته‌ای که به درک بهتر از این بیماری و پیدا کردن درمان‌های نو هم، برای انسان و هم دلفین، کمک می‌کند.[۲۰]

برخلاف بیشتر پستانداران، دلفین‌ها مو و غدد زیرپوستی بر پوست خود ندارند؛ به استثنای تعداد کمی مو دور سر پوزه‌شان که در زمان کوتاهی پیش یا پس از تولد از دست می‌دهند.[۲۱] تنها مورد استثنا در این قاعده دلفین رودخانه‌ای بوتو است که دارای موهای ریز ماندگار بر روی پوزه خود است. گمان بر این است که این موهای ریز نقش حس لامسه را برای این گونه که دارای بینایی ضعیفی است بازی می‌کنند.[۲۲]

اندام‌های تناسلی دلفین‌ها در بخش زیرین و انتهایی بدنشان قرار دارند. نرها دارای دو شکاف هستند که یکی اندام تناسلی را پنهان می‌کند و دیگری که پشت‌تر قرار دارد مقعد را. ماده نیز دارای یک شکاف تناسلی است که واژن و مقعد را در بر می‌گیرد. در دو سوی این شکاف تناسلی، دو پستان شکاف مانند نیز وجود دارند.[۲۳]

طول بدن اغلب دلفین‌ها زیاد نیست و از ۱٫۵ تا ۴٫۵ متر متغیر است. نهنگ قاتل اما در این باره استثنا است و طول آن به ۹٫۵ متر نیز می‌رسد.[۲۴] با وجود تفاوت در نژادها، رنگ بدن دلفین‌ها عمدتن خاکستری سایه‌ای با بخش‌های پایینی روشن‌تر است به همراه خط‌هایی با نما و رنگ‌های گوناگون. رنگ بدن با پیدا کردن غذا، محافظت از خود در برابر مهاجمان، و ارتباط فراگونه‌ای مرتبط است. بعضی بررسی‌ها نشان داده‌اند که دلفین‌های چرخان و پهلوسفید در هاوایی به وسیله الگوهای رنگ‌آمیزی بر بدنشان و از راه جنباندن بدن به هم سیگنال‌های ارتباطی می‌دهند.[۲۵]
حواس و هوش

بیشتر دلفین‌ها توانایی دید بسیار بالایی هم درون آب و هم بیرون آن دارند اما بعضی دلفین‌ها، همانند دلفین‌های رودخانه‌ای، بینایی بالایی ندارند. دلفین رودخانه‌ای شبه‌قاره هند لنز چشمی قدرتمندی ندارد و در عمل تنها توانایی تشخیص نور از تاریکی را دارد. در محیطی که این دلفین زندگی می‌کند، آب همواره گل‌آلود است و توانایی بینایی آنچنان کمکی به بقای جانور نمی‌کند.[۲۶]

آن‌ها می‌توانند امواج صوتی با بسامدهایی بیشتر از محدودهٔ شنوایی انسان بالغ را بشنوند. این جانوران به بسامدهای پایین (کمتر از ۵۰۰ هرتز) حساس نیستند ولی تا ۱۰۰ کیلوهرتز را به خوبی تشخیص می‌دهند.[پانویس ۴] آن‌ها توانایی بیشتری از انسان در تشخیص بسامدهای گوناگون و تعیین فاصله‌های زمانی دارند.[۲۷][۲۸] به عنوان چیزی مشترک در میان همهٔ نژادهای دلفین، حس شنوایی در این جانوران برای موقعیت‌یابی صوتی به کار می‌رود. آن‌ها توانایی‌های شگفت‌انگیزی در بهره‌گیری از صداها به منظور شناخت جهان اطرافشان دارند و تولید صداهای گوناگون بهشان امکاناتی قوی‌تر از بینایی در ساختن ذهنیتی از جهان پیرامونشان داده‌است.[۲۹]

حس لامسه نیز در آن‌ها بسیار پیشرفته‌است و عصب‌های اعصاب پوستی به ویژه در نواحی پوزه، باله‌های سینه‌ای و بخش‌های تناسلی تراکم زیادی دارند. با این حال دلفین‌ها همانند همه دیگر نهنگ‌های دندان‌دار به دلیل نداشتن اعصاب بویایی و لوب‌های آن، حس بویایی ندارند. حساس‌ترین بخش‌های بدن دلفین‌ها در کنار سوراخ تنفسی، چشم‌ها، و پوزه‌است.[۱۹] بررسی‌ها بر روی بعضی گونه‌های دلفین نشان داده‌اند که آن‌ها دارای حس چشایی هستند و می‌توانند میان مواد شیمیایی گوناگون تمایز قایل شوند.[۳۰]

مغز دلفین‌ها توانایی به یادسپاری کوتاه مدت یا STL[پانویس ۵] و بلند مدت LTM[پانویس ۶] را داراست.[۳۱] اغلب دلفین‌ها نسبت وزن مغز بر وزن بدن[پانویس ۷] به نسبت بالایی دارند. در دلفین‌های پوزه‌بطری، این میزان به ۱٫۰۴ درصد می‌رسد.[پانویس ۸] ضریب مغزی این دلفین‌ها ۴٫۵ برابر متوسط دیگر پستانداران با وزن همانند است و در میان همه جانوران روی زمین، از جمله نخستی‌سانان، دومین ضریب مغزی بالا (پس از انسان) است.[۳۲] آن‌ها همچنین توانایی نادر «تشخیص خود در آینه» را دارند؛ توانایی که تنها انسان و کپی‌های بزرگ از آن برخوردارند.[۳۳] با آنکه وزن و حجم مغز دلفین بیشتر از مغز انسان است، تعداد نورون‌های آن کمتر از مغز آدمی است. برای نمونه، تعداد تخمینی نورون‌های قشر مغز در نهنگ‌های دندان‌کلفت ۱۰٫۵ میلیارد است حال آنکه در انسان این میزان به ۱۹ میلیارد نورون می‌رسد.[۳۴] بعضی دانشمندان بر این باورند که از آنجا که نمی‌توان معیارهای هوش پذیرفته‌شده توسط انسان‌ها را به جانوران گوناگون در محیط‌های گوناگون گسترش داد، نمی‌توان نتیجه گرفت که دلفین‌ها هوش بسیار بالا یا پایینی دارند.[۱۹]

بررسی‌ها نشان داده‌اند که دلفین‌ها می‌توانند در ذهن خود برای صداهای گوناگون، تجسم‌های گوناگونی پدید آورند به گونه‌ای که هر صدا در ذهنشان بیان‌گر و برابر با یک شی باشد. در هنگام بهره‌گیری از پژواک‌یابی، دلفین‌ها اغلب صدای برگشتی از یک جانور یا اشیای اطراف را در ذهن خود تحلیل کرده و هر صدای برگشتی را مترادف با یک شی تعریف می‌کنند. این «دیدن از راه شنیدن» نشان می‌دهد که چگونه دلفین‌های با توانایی دید بسیار پایین می‌توانند در مغز خود جهان را شناسایی کنند.[۳۵]

بحث‌های بسیاری درباره توانایی‌های یادگیری و زبانی دلفین‌ها در میان آب‌بازشناسان در جریان است. برای نمونه، پژوهش‌های زبانی جانوران یا ALR[پانویس ۹] درباره اینکه آیا دلفین‌ها می‌توانند توسط زبانی واسطه با انسان‌ها رابطه برقرار کنند صورت گرفته‌است. این آزمایش‌ها در مورد دلفین‌های پوزه‌بطری، که مغزی به شدت حجیم نسبت به بدنشان دارند، تفسیرهای گوناگونی در بر داشته‌اند و اگرچه این جانوران می‌توانستند به دستورهای داده شده توسط انسان‌ها و منتقل شده به آنان از راه زبان واسطه پاسخ مناسب دهند، دانشمندان درباره توانایی واقعی ارتباط با این جانوران در تردید هستند.[۳۶][۳۷]
رفتار
رفتار اجتماعی
یک گروه از دلفین‌های پوزه بطری اقیانوس هند-اطلس در حال شنا در دریای سرخ

دلفین‌ها اجتماعی هستند و در گروه‌هایی با جمعیت‌های گوناگون زندگی می‌کنند. دلفین‌های رودخانه‌ای در گروه‌های کوچک ۲ تا ۱۰ تایی یافت می‌شوند؛ دلفین‌هایی که در کنار کرانه‌ها زندگی می‌کنند گروه‌هایی با ۵۰ عضو تشکیل می‌دهند؛ و جمعیت دسته‌هایی از دلفین‌های اقیانوسی که به دور از کرانه‌ها زندگی می‌کنند گاه به صدها و یا هزاران عدد دلفین می‌رسد.[۳۸] با آنکه عضویت در گروه‌ها انحصاری نیست و از گروه‌های دیگر نیز می‌توانند وارد یک گروه شوند،[۳۹] دلفین‌ها حس همبستگی اجتماعی قوی‌ای دارند و در کنار دیگر اعضای گروه که زخمی یا بیمار شده‌اند می‌مانند و حتا آن‌ها را به سطح آب می‌رسانند تا نفس بکشند. این نوع‌دوستی منحصر به نژاد خودشان نیست و به دیگر جانوران دریایی نیز کمک می‌رسانند.[۴۰] همچنین بعضی دلفین‌ها با حلقه زدن به دور شناگران، آن‌ها را از حمله کوسه‌ها در امان نگه داشته‌اند[۴۱] و یا به کوسه‌ها حمله برده تا از منطقهٔ شنای آدمیان دورشان سازند.[۴۲]

تصور بر این است که تشکیل گروه و رفتار اجتماعی در دلفین‌ها برآمده از نیاز آن‌ها برای کم کردن احتمال شکار توسط مهاجمان باشد. از آنجا که دلفین‌ها در هنگام نزدیک شدن مهاجم با سوت و صدا همدیگر را خبر می‌کنند، احتمال کشته شدن توسط کوسه‌ها کمتر می‌شود. به بیان دیگر، میزان هشیاری مورد نیاز از سوی تک‌تک اعضای یک گروه کمتر از میزان هشیاری مورد نیاز از سوی همان‌ها در حالت تنها و تک است.[۳۹] از دیگر دلایل تشکیل زندگی اجتماعی میان آن‌ها می‌توان به افزایش شانس گرفتن طعمه در صورت همکاری گروهی اشاره کرد. در مورد نهنگ‌های قاتل، همکاری در شکار نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری دسته‌ها و بقای آن‌ها دارد. با کمک همدیگر، نهنگ‌های قاتل می‌توانند به بزرگترین نهنگ‌ها حمله کنند.[۴۳]

برای نگه داشتن ارتباط نزدیک اعضا در گروه و دسته، دلفین‌ها روش‌های گوناگونی دارند: آن‌ها با باله‌هایشان بدن دیگر اعضای گروه را نوازش می‌کنند. این رفتار گاه به برخوردهای شدید بدنی نیز می‌انجامد، اما تصور می‌شود که باعث کنده شدن انگل‌های روی بدن این جانوران نیز می‌گردد. دسته‌های نهنگ قاتل به هنگام رسیدن به هم نوعی «مراسم خوشامدگویی» اجرا می‌کنند. دلفین‌های همجنسی که اتحاد دوستی با هم برقرار کرده باشند، گاه شانه به شانه همدیگر شنا و همزمان با هم اقدام به نفس‌گیری می‌کنند.[۴۴]

دلفین‌ها همچنین نشانه‌هایی از فرهنگ در میان خود نشان می‌دهند؛ چیزی که مدت‌های بسیار گمان برده می‌شد منحصر به نسل بشر و انسان‌های نخستین بوده‌است. تولید صداهای پیچیده و ساختار اجتماعی جمعیت‌های نهنگ قاتل به عنوان گونه‌ای از فرهنگ شناخته شده‌اند.[۴۵] گروهی از دلفین‌های پوزه بطری هند-پاسیفیک به فرزندان خود چگونگی بهره‌گیری از ابزار را یاد می‌دهند. آن‌ها صورت خود را با اسفنج دریایی می‌پوشانند تا از خود در هنگام یافتن غذا محافظت کنند. این دانش توسط مادران به دخترانشان آموزش داده می‌شود. بهره‌گیری از اسفنج برای محافظت رفتاری برآمده از آموزش است.[۴۶] رفتار آموزش داده شوندهٔ دیگری نیز در میان دلفین‌های رودخانه‌ای در برزیل دیده شده‌است که در آن دلفین‌های نر از علف‌ها و تکه‌های چوب برای نمایش در هنگام جفت‌گیری بهره می‌برند.[۴۷]

دلفین‌ها نسبت به هم پرخاش نیز می‌کنند. هرچه سن یک نر بالاتر رود زخم‌های بیشتری به دلیل گاز گرفته شدن توسط دیگر دلفین‌ها بر بدنش دیده می‌شود. دلفین‌ها این خشونت را در برابر هم به همان دلیل‌هایی انجام می‌دهند که انسان‌ها نسبت به هم؛ برتری در میان گروه و به دست آوردن ماده‌ها. این خشونت گاهی تا به آنجا پیش می‌رود که دلفین بازنده در نبرد ناچار می‌شود گروه را ترک کند.[۴۸]

دلفین‌های پوزه بطری نر به فرزندکشی شناخته شده هستند. آن‌ها با کوباندن خود به فرزندان و یا گاز گرفتنشان چنین می‌کنند. در یک بررسی، نیمی از ۱۰ فرزندی که به ظاهر توسط پدرانشان کشته شدند، نشانه‌های آشکار جراحت بیرونی نداشتند، بلکه در درون بدن آسیب جدی دیده بودند.[۴۸] با آنکه دلیل مشخصی برای چنین رفتاری وجود ندارد، به نظر می‌رسد که رفتارهای پرخاشگرانه ناشی از برتری‌جویی در گروه در آن نقش داشته باشند.[۴۹] دلفین‌ها همچنین بنا به دلایلی ناشناخته گرازماهی‌ها را می‌کشند. این در حالی است که گرازماهی‌ها رژیم غذایی دگرگون با آنچه دلفین‌ها دارند دارا هستند و از این رو رقیب آن‌ها به شمار نمی‌روند.[۵۰]
زایش و رفتار جنسی

اغلب دلفین‌ها به صورت طبیعی بیشتر از ۱۸ سال عمر می‌کنند. بیشترین عمر دیده‌شده در میان آن‌ها ۹۰ سال بوده است.[۵۱] به دلایل فرگشتی و اینکه دلفین‌های ماده در هر بار زایمان تنها یک فرزند به دنیا می‌آورند، نه تنها سن بلوغ آن‌ها بالاتر از نرها است که عمرشان نیز بیشتر از آن هاست. بیشترین عمر نهنگ‌های قاتل نر ۶۰ سال است ولی در ماده‌ها این میزان به ۹۰ سال می‌رسد. ماده‌ها در طول زندگی خود میان ۲۵–۵ فرزند می‌زایند و همانند انسان، با افزایش عمر باروریشان کاهش می‌یابد. در بعضی نمونه‌ها، ماده‌ها ۲۷–۱۸ سال پیش از پایان زندگی به یائسگی می‌رسند، اگرچه به تلاش‌های نرها برای آمیزش پاسخ مثبت می‌دهند.[۵۲]

دلفین‌ها همانند دیگر پستانداران دریایی سن بلوغ جنسی به نسبت بالایی دارند. این زمان اغلب بالاتر از ۵ یا ۷ سال است. دلفین‌های نواری در سنین میان ۷٫۵ تا ۹٫۴ سالگی به بلوغ می‌رسند.[۵۳] در سنین جوانی این جانوران گاه پیش از آنکه به بلوغ برسند رفتار جنسی از خود نشان می‌دهند. سن بلوغ بسته به نژاد و جنس فرق می‌کند. آن‌ها در هر بار زایش تنها یک فرزند به دنیا می‌آورند.[۵۴]

اغلب جوامع دلفین‌ها چندهمسر هستند و دلفین‌های نر و ماده با تعداد گوناگونی دلفین از جنس مخالف آمیزش می‌کنند. آن‌ها همچنین برای آمیزش وابستگی ویژه‌ای به گروهی که در آن هستند ندارند و بیرون رفتنشان از گروه برای مدت زمان محدود و به منظور پیدا کردن شریک جنسی از میان دسته‌های دیگر امری متداول است.[۵۵] آمیزش جنسی دلفین‌ها از چسباندن شکم به شکم انجام می‌پذیرد. این کار در زمان کوتاهی صورت می‌گیرد، با این حال ممکن است در دورهٔ زمانی کوتاه چندین بار تکرار شود. دوره بارداری بسته به نژاد متفاوت است؛ برای نمونه برای دلفین توکوشی این زمان ۱۱ تا ۱۲ ماه و برای نهنگ قاتل نزدیک ۱۷ ماه‌است.[۵۶]

دلفین‌های ماده به بچه‌های خود برای دوره تقریبی ۴۰۰ تا ۶۰۰ روز شیر می‌دهند.[۵۷] شیر دادن اما گاه پس از این دوران نیز ادامه پیدا می‌کند؛ در دلفین‌های پوزه‌بطری آرام، از شیرگرفته شدن میان ماه‌های دوازده تا هیجدهم تولد به وقوع می‌پیوندد، اما شیرخوردن بدون اهداف تغذیه‌ای گاه تا سومین سال زندگی فرزند نیز ادامه پیدا می‌کند. از آنجا که زمان شیرخوردن فرزند طولانی است، نیازی به شیر پرچرب نیست و شیر دلفین‌ها اغلب میان ۱۰ تا ۳۰ درصد چربی دارد.[۵۸] مدت زمان شیردهی به نوع تغذیه نیز بستگی دارد؛ در کل، دلفین‌هایی که دارای رژیم غذایی مبتنی بر سخت‌پوستان هستند تعداد ماه‌های بیشتری به بچه‌هایشان شیر می‌دهند تا آن‌هایی که رژیم غذایی شان بر پایه ماهی است. در مورد نخست، این زمان ۱۷–۱۱ ماه است و در مورد دوم ۱۲–۱۰ ماه.[۵۹]

دلفین‌ها از آن روی که آمیزش جنسی را بنا به دلیل‌هایی به جز هدف تولید مثل انجام می‎دهند، شناخته شده هستند. دلفین‌های نر و ماده گاه آمیزش‌هایی همچون نزدیکی از راه سوراخ تنفسی انجام می‌دهند که آشکارا سودی در جهت زایش ندارد. گاهی نر آلت تناسلی خود را بر روی باله‌های پشتی و کناری ماده می‌مالاند و این کار به ویژه هنگامی که ماده اجازه آمیزش واژنی به نر نمی‌دهد صورت می‌گیرد.[۶۰] خودارضایی در هر دو جنس دیده می‌شود و دلفین‌ها یا به وسیله تماس یکی از باله‌های خود به ناحیه تناسلی و یا مالاندن آن ناحیه به کف دریا، به ارضای خود می‌پردازند.[۶۱]

آن‌ها همچنین دارای رفتارهای همجنسگرایانه در میان خود هستند. دلفین‌های پوزه‌بطری به صورت متناوب با هم‌جنسان خود معاشقه، نزدیکی، و سکس می‌کنند و هر دو جنس نر و ماده با همجنسان خود رابطه برقرار می‌کنند. مشاهدات نشان می‌دهند که ۳۰ درصد همه ارتباط‌ها میان دو گونه پوزه‌بطری و خال‌دار اطلس شامل فعالیت‌های همجنس‌خواهانه می‌شود.[۶۲] در میان بعضی گروه‌های نهنگ قاتل، بیش از سه چهارم فعالیت‌های جنسی مشاهده شده میان نرهای همجنس بوده‌است.[۶۳]

نژادهای گوناگون گاه با دیگر نژادها آمیزش می‌کنند. رفتار جنسی همچنین می‌تواند با خشونت همراه باشد. در این هنگام دلفین نر رفتارهای تهاجمی، چه در برابر ماده‌ها و چه در برابر دیگر نرها، از خود نشان می‌دهد.[۶۴] در دلفین‌های بوتو، نرها گاه برای مدت طولانی و با تعداد زیاد با ماده دلخواهشان آمیزش می‌کنند. ماده‌ها اما اغلب علاقه‌ای به این کار ندارند و برای دور کردن نر، به آب‌های عمیق می‌روند. در این هنگام اما نر مهاجم به ماده حمله می‌کند و او را از ناحیهٔ تناسلی زخمی می‌کند.[۶۱]

در مواردی نیز دلفین‌ها رفتار جنسی نسبت به دیگر جانوران، از جمله انسان‌ها، نشان داده‌اند. این رفتارها پس از آن بروز پیدا کردند که یک انسان برای مدت طولانی با دلفین خاصی ارتباط دوستی برقرار کرده و دلفین «خجالت» خود نسبت به آن انسان را از دست داده‌است.[۶۵]
تغذیه
دلفین رودخانه‌ای آمازون در حال شکار ماهی

روش‌های تغذیه‌ای گوناگونی میان نژادهای دلفین وجود دارند که گاهی منحصر به یک نژاد هستند. ماهی و ماهی مرکب غذای اصلی دلفین‌ها را تشکیل می‌دهند. با این حال نهنگ قاتل کوتوله و نهنگ قاتل از دیگر جانداران دریایی همچون سخت‌پوستان نیز تغذیه می‌کنند. در کل، برخلاف آب‌بازسانان بی‌دندان، دلفین‌ها به همراه دیگر آب‌بازسانان دندان‌دار غذای خود را فیلتر نمی‌کنند و یک‌جا می‌بلعند.[۱۷]

باور بر این است که بیشتر دلفین‌ها از تعداد زیادی طعمه در رژیم غذاییشان بهره می‌گیرند. برای نمونه، در معده دلفین‌های پوزه‌بطری‌ای که در دام‌های ماهیگیران در جنوب غربی ایالات متحده به دام افتادند، ۴۳ گونه مختلف طعمه از ۲۵ تیره گوناگون شناسایی شد. با این حال، بیشتر رژیم غذایی هر گونه دلفین را اغلب چند گونه محدود پوشش می‌دهد. برای نمونه، سنجاق‌ماهی ۷۰ درصد غذای دلفین‌های آب‌های فلوریدا را تشکیل می‌دهد.[۶۶]

روش معمول در شکار دلفین‌ها به این گونه‌است که گروهی از آن‌ها با حلقه زدن به دور ماهی‌ها آن‌ها را در گوشه‌ای به شکل توپ گرد هم می‌آورند و سپس با حمله به این «توپ طعمه» ماهی‌های سر در گم را شکار می‌کنند. روش دیگر شکار نیز همراه‌است با تعقیب ماهی‌ها تا درون آب‌های کم ژرف و در نتیجه رفتن آسان‌تر آن‌ها. در کارولینای جنوبی دلفین‌های پوزه بطری اقیانوس اطلس طعمه را تا گل و لای کرانه دنبال می‌کنند و با گیر انداختن آن‌ها در عمق بسیار کم شکارشان می‌کنند. در موارد دیگر نیز، دلفین‌ها با پرتاب کردن ماهی به بیرون از آب توسط ضربه باله‌شان به آن‌ها، باعث گیج شدن ماهی و شکارش می‌شوند.[۴۶]

نهنگ‌های قاتل تنها دلفین‌هایی هستند که به شکار دیگر پستانداران دریایی می‌پردازند. آن‌ها برای شکار شیرهای دریایی به کرانه‌های اقیانوس می‌روند. آن‌ها همچنین در هنگام شکار به صورت گروهی عمل می‌کنند و به همدیگر در یافتن و گرفتن طعمه کمک می‌کنند. پس از گرفتن طعمه، غذا میان اعضای گروه‌های تقسیم می‌شود و شکارچی اصلی آن را به صورت اشتراکی با دیگر اعضای گروه می‌خورد.[۶۷][۶۸]

گزارش‌های مربوط به همکاری انسان‌ها و دلفین‌ها برای شکار به نوشته‌های پلینیوس نویسنده و فیلسوف طبیعی‌دان رم باستان می‌رسند،[۶۹] و در میان بسیاری از مردم بومی ساکن کرانه‌ها در قاره‌های گوناگون رواج داشته است.[۴۵] نمونه‌های امروزین چنین پدیده‌ای را می‌توان در لاگونا در سانتا کاتارینای برزیل یافت. در این منطقه دلفین‌ها ماهی‌ها را به سوی کرانه رانده سپس به ماهیگیران پیام می‌دهند تا تورهای خود را پهن کنند. در برابر، جایزه این دلفین‌ها ماهی‌هایی هستند که از تور فرار می‌کنند.[۷۰]
تولید صدا و موقعیت‌یابی صوتی
نمونه‌ای از صدای تولید شده توسط دلفین‌ها
   
آوای نهنگ قاتل
فهرست
0:00
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.

دلفین‌ها می‌توانند طیف گسترده‌ای از امواج صوتی را با بهره‌گیری از کیسه‌های هوایی که در زیر سوراخ تنفسی سرشان جای دارند، تولید کنند. آن‌ها با گذر دادن هوا از بخش‌های استخوانی سوراخ بینی اقدام به این کار می‌کنند. در این هنگام، ماهیچه‌های کناره سوراخ تنفسی، هوا را از پایین (بخش استخوانی) به بالا (کیسه‌های هوایی) راهنمایی می‌کند.[۷۱] این صدا توسط بخشی در جلوی سر به نام ملون که ساخته شده از چربی است تقویت و سپس فرستاده می‌شود.[۷۲] توانایی‌های تولید صدای دلفین‌ها بسیار گسترده است و نشان داده شده است که بعضی آن‌ها می‌توانند به تقلید صدای بعضی اصوات پخش‌شده توسط انسان‌ها بپردازند. این توانایی‌ها به شکل گونه‌ای فرهنگ نیز در بعضی گروه‌های دلفین درآمده‌اند؛ از جمله دسته‌های گوناگون نهنگ‌های قاتل دارای گویش‌های منحصر به خود هستند که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.[۷۳]

این جانوران توسط سوت زدن و تولید صداهای تپشی ناگهانی با هم ارتباط برقرار می‌کنند؛ با این حال منشا و گسترهٔ این توانایی ناشناخته‌است. بعضی آب‌بازشناسان بر این باورند که سوت‌های دلفین‌ها اطلاعاتی درباره وضعیت احساسیشان، درجه خطر، موقعیت در گروه، و وجود غذا را در بر دارند.[۷۴] بررسی‌ها بر روی نمونه‌های در اسارت نشان می‌دهند که بعضی دلفین‌ها برای خود سوت یکتایی دارند که مانند امضای شخصی آن‌ها است. آن‌ها اغلب این سوت‌ها را هنگامی تولید می‌کنند که توسط انسان‌ها مورد آزار قرار گرفته باشند و یا بر خلاف خواسته‌شان توسط انسان‌ها محدود شده باشند.[۷۵] پژوهش‌ها نشان داده‌اند که دلفین‌های پوزه‌بطری با سوت‌های منحصر به فرد یکدیگر را صدا می‌زنند. آزمایش بر روی این دلفین‌ها نشان داده است که هر دلفین تنها به سوت مختص خود واکنش نشان می‌دهد. چنین ویژگی‌ای همانند همدیگر را صدا کردن در میان انسان‌ها با کمک نام فرد است و وجود آن در هیچ جانور پیشینی به اثبات نرسیده بود.[۷۶]

دلفین‌ها صدای دیگری نیز تولید می‌کنند که نوعی تیک کوتاه‌است و برای موقعیت‌یابی صوتی به کار می‌رود. این صدا جهت‌دار است و اغلب به صورت یک سری دنباله دار پدیدار می‌شود که تعداد آن با نزدیک شدن جانور به شی مورد نظر خود افزایش می‌یابد. این تیک‌ها از جمله بلند ترین صداهای تولید شده توسط جانوران دریایی است.[۷۷] دلفین‌های پوزه‌بطری تیک‌هایی، که می‌توانند فشار صدایی قله تا قله[پانویس ۱۰] بسیار بالایی داشته باشند، برای مدت زمان‌های کوتاه (چند میکروثانیه) و با طول کلی کم (۸۰–۵۰ میکروثانیه) تولید کنند. این تیک‌ها دارای بسامدی میان ۴۰–۳۰ کیلوهرتز هستند و به دلیل بسامد بالایشان، به دلفین‌ها توانایی تشخیص جانداران کوچکی با اندازه‌های بیشتر از ۱ سانتی‌متر را می‌دهند.[۷۸]
پرش از آب و بازی
دلفین‌های پهلو سفید اقیانوس آرام در حال پرش از آب

بازی بخش مهم از رفتار دلفین‌ها در هر سن و سالی را شامل می‌شود؛ اگرچه جوان‌ترها بیشتر جنب و جوش دارند.[پانویس ۱۱] آن‌ها گاه از روی سطح آب پرش می‌کنند، حرکات آکروباتیک انجام می‌دهند، و یا با هم‌گروهی‌های خود به شوخی و بازی می‌پردازند. دانشمندان هنوز درباره هدف اصلی این حرکت‌ها اطمینان ندارند اما گمان می‌رود این بخشی از آموزش طبیعی آن‌ها به منظور آشنایی با محیط اطراف و بالا بردن توانایی‌هایشان، از جمله توانای‌های حرکتی، باشد.[۷۹]

گمان بر این می‌رود که پرش از آب روشی برای پیدا کردن مکان گردهم‌آیی ماهی‌ها است که پرندگان دریایی را به سوی خود می‌کشد و یا آنکه این حرکت روشی برای ارتباط بر قرار کردن با دیگر دلفین‌ها است. فرضیه‌هایی نیز در رابطه با آنکه دلفین‌ها با بیرون آمدن از آب سطح بدن خود را از انگل‌ها پاک می‌کنند و یا آنکه تنها به منظور کنجکاوی و سرگرمی به این کار می‌پردازند، وجود دارند.[۸۰]

این جانوران با علف دریایی بازی می‌کنند و به جنگ و بازی با دیگر دلفین‌ها مشغول می‌شوند. گاهی نیز به ایجاد مزاحمت برای دیگر جانداران دریایی از جمله مرغان دریایی و لاک‌پشت می‌پردازند. آن‌ها همچنین از سوار شدن بر موج‌ها لذت می‌برند و در کنار موج‌های پدید آمده توسط کشتی‌ها بازی می‌کنند و یا به بازی با شناگران مشغول می‌شوند. دلفین‌های در اسارت گاه در مجموعه‌ای از رفتارهای بازی گونهٔ پیچیده از جمله تولید با مهارت حلقه‌های حباب درون آب دیده شده‌اند.[۸۱][۸۲]
خواب
حرکت دم برای بالاتر نگه داشتن سوراخ تنفسی از سطح آب در هنگام خواب

الگوی خواب و بیدارشدن در دلفین‌ها بسیار با انسان‌ها و بیشتر دیگر پستاندارانی که روی خشکی زندگی می‌کنند فرق دارد و چنین الگویی نیاز به پردازش بیشتری از سوی مغز آن‌ها دارد.[۸۳] در حالت کلی، دلفین‌ها در هنگام خواب دارای یک نیمکره مغزی با فعالیت کم و آرام هستند که به آن‌ها هوشیاری کافی برای تنفس و مراقبت در برابر مهاجمان و دیگر خطرهای احتمالی را می‌دهد. در این هنگام نیمی از مغز استراحت می‌کند و نیمه دیگر بیدار باقی می‌ماند. نشانه‌های مراحل آغازین خواب می‌توانند به گونه همزمان در هر دو نیمکره مغزی پدیدار شوند. از آنجا که دلفینی که به صورت کامل به خواب برود، غرق می‌شود، این جانوران بر خلاف انسان‌ها به تک تک نفس‌هایشان کنترل کامل دارند.[۸۴]

دلفین‌های در اسارت خواب کاملی را تجربه می‌کنند که در آن هر دو چشم بسته می‌شوند و واکنشی در برابر نیروی کم و آهستهٔ خارجی نشان نمی‌دهند. در این هنگام تنفس به گونه خودکار انجام می‌پذیرد و یک واکنش عصبی ناخودآگاه از سوی دم باعث می‌شود تا سوراخ تنفسی در بالای آب قرار گیرد. دلفین‌هایی نیز که در پژوهش‌ها به حالت بیهوشی برده می‌شوند این رفلکس دم را نشان می‌دهند.[۸۵]

با آنکه چنین واکنشی در نهنگ عنبر نیز دیده شده‌است مشخص نیست که آیا دلفین‌های آزاد چنین وضعیتی را تجربه می‌کنند یا نه.[۸۶] دلفین رودخانه سند دارای روش خوابی دگرگون با دیگر دلفین‌ها است. این جانور از آنجا که در محیطی با جریان‌های قوی آبی زندگی می‌کند که نیروی ناشی از آن‌ها می‌تواند خطرساز باشد، باید همواره در حال شنا باشد تا آسیبی نبیند. از این رو این دلفین در فاصله‌های زمانی کوتاه که از ۴ تا ۶۰ ثانیه طول می‌کشند چرت می‌زند.[۸۷]
آسیب‌شناسی و عوامل مرگ

به جز خطر انسان‌ها و فعالیت‌هایشان، دلفین‌ها به گونه طبیعی دشمنان کمی دارند. بعضی نژادهای دلفین هیچ دشمن طبیعی ندارند و این باعث می‌شود که درنده بالاسر باشند. گونه‌های کوچکتر دلفین، و به ویژه فرزندانشان، توسط مهاجمانی چون گاوکوسه، کوسه ببری و کوسه بزرگ سفید شکار می‌شوند. با وجود کمیاب بودن این پدیده، بعضی گونه‌های بزرگتر دلفین‌ها از جمله نهنگ قاتل دست به شکار دیگر نژادهای دلفین می‌زنند. دلفین‌های سربی برای رد گم کردن و فرار از دست نهنگ‌های قاتل به درون خلیج‌های کم‌عمق می‌روند.[۳۸]

تعدادی از انگل‌ها و ویروس‌های موجود در آب می‌توانند زندگی دلفین‌ها را در خطر بیندازند. این جانوران به دلیل طبیعت اجتماعیشان در معرض بیماری‌های واگیردار هستند. برای نمونه، نوعی موربیلی ویروس باعث کشته شدن چندین دلفین نواری در میان سال‌های ۱۹۹۲–۱۹۹۰ در دریای مدیترانه شد. بسیاری از مواردی که در آن مرگ‌های دسته‌جمعی برای دلفین‌های اقیانوسی پدید آمده‌اند به دلیل فراگیر شدن بیماری واگیردار مربوط به این ویروس بوده است.[۸۸]

پدیده‌های طبیعی نیز می‌توانند باعث مرگ دسته‌جمعی دلفین‌ها شوند. برای نمونه، پدیده ال‌نینو در ۱۹۹۸–۱۹۹۷ باعث کم شدن غذای طبیعی چندین گونه دلفین در پرو و مرگ آن‌ها در پی گرسنگی شد.[۸۹]
تهدید از سوی انسان‌ها
Rows of dead dolphin lying on concrete
اجساد دلفین‌های شکار شده توسط ساکنان جزایر فارو، دانمارک

به دلیل فعالیت‌های روزافزون انسان‌ها، همهٔ دلفین‌های رودخانه‌ای از جمله دلفین رودخانه آمازون، دلفین رود گنگ، و دلفین رودخانه یانگ تسه در خطر انقراض هستند. یک بررسی در سال ۲۰۰۶ میلادی نشان می‌دهد که دلفین رودخانه یانگ تسه در چین در عمل منقرض شده‌است.[۹۰] به دلیل آنکه کشاورزی مهم‌ترین پایه اقتصاد پاکستان است، تصور می‌شود که به دلیل برداشت بسیار از آب رودخانه سند، دلفین این رودخانه نیمی از گستره پراکندگی تاریخی خود را از دست داده باشد.[۹۱] به دلیل شدت سدسازی بر روی رودخانه‌ها، آلودگی بیشتر رودخانه‌هایی که انسان در کنارشان کار و زندگی می‌کند، و دسترسی آسان‌تر مردم ساکن در کنار رودها به دلفین‌های ساکن در آن‌ها، دلفین‌های رودخانه‌ای از جمله در معرض‌خطرترین پستانداران دریایی جهان هستند و بسیاری از آن‌ها با خطر انقراض حتمی روبرو هستند.[۹۲]

از لحاظ تاریخی، در بعضی مناطق جهان از جمله تایجی در ژاپن و جزایر فارو دلفین‌ها به منظور خوراک شکار شده و می‌شوند.[۹۳] رسم شکار دلفین‌های پهلوسفید اطلس سده هاست که در جزایر فارو جریان دارد.
نهنگ خلبان کشته شده در جزایر فارو

در هند و بنگلادش، از روغن به دست آمده از دلفین‌های رودخانه‌ای برای جذب ماهیان و به تله انداختنشان بهره می‌گیرند.[۹۴] در پرو، دلفین‌های سربی به دلیل مصرف گوشتشان توسط مردم شکار می‌شوند. آن‌ها اغلب یا به صورت تصادفی به همراه دیگر جانورانی چون کوسه‌ها و سفره‌ماهی در تور می‌افتند و یا ماهیگیران به قصد برایشان تور پهن می‌کنند.[۹۵] گاه ماهیگیران به قصد دلفین‌ها را می‌کشند تا آن‌ها را به عنوان رقیبانی در شکار ماهیان، از چرخه به در برند. در این هنگام، دلفین نه برای گوشتش که برای افزایش شکار ماهی توسط انسان‌ها کشته می‌شود.[۹۶]

آفت‌کش‌ها، فلزات سنگین، پلاستیک‌ها و دیگر آلاینده‌های شیمیایی و کشاورزی که در طبیعت به سادگی و با سرعت از میان نمی‌روند می‌توانند در بدن شکارگرانی چون دلفین‌ها انباشته شوند. در حوضه رودخانه گنگ سالانه ۲٬۵۰۰ تن مواد حشره‌کش و ۱٫۲ میلیون تن مواد تشکیل‌دهنده کود شیمیایی رها می‌شود. دلفین‌ها نه تنها در آب آلوده شنا می‌کنند، که انباشت ماهی‌های آلوده به مواد شیمیایی در بدنشان باعث مسمومیت و مرگشان می‌شود.[۹۲]

روش‌های صنعتی ماهیگیری که در آن‌ها تورهای عظیم بستر دریا را جارو می‌کنند نیز می‌توانند باعث گیر افتادن ناخواستهٔ دلفین‌ها شوند. این تورها هر سال جان بسیاری از دلفین‌هایی را می‌گیرند که یا در حال شنا به دام آن‌ها افتاده و یا در هنگام دزدیدن ماهی از این تورها ناخواسته گیرشان افتاده باشند.[۹۷] آن‌ها همچنین قربانی تورهای فلزی محافظت کننده از کشتزارهای دریایی ماهی می‌شوند.[۹۸]

صداهای بلند زیر آب از جمله صداهای تولیدی توسط سونار زیر دریایی‌ها، صدای پرتاب‌های آزمایشی موشک و بعضی فعالیت‌های ساختمانی در کرانه‌ها مانند توربین مزارع بادی می‌توانند برای دلفین‌ها خطرناک باشند و باعث افزایش اضطراب، آسیب به شنوایی و بیماری ناشی از کاهش ناگهانی فشار شوند که آخری به دلیل تلاش آن‌ها برای نفس گیری سریع و بازگشت به درون آب به منظور فرار از سر و صدای بیرون پدید می‌آید.[۹۹][۱۰۰]

از دیگر خطرهای تهدیدکننده دلفین‌ها برخورد آن‌ها با پره پیش‌رانشی کشتی‌ها و زیردریایی‌هاست که باعث کشته شدنشان می‌شود. با افزایش رفت‌وآمد دریایی، تعداد قربانیان این حوادث به ویژه در میان فرزندان این جانوران رو به افزایش گذاشته است.[۹۵]
پراکندگی

دلفین‌ها در همه آب‌های آزاد جهان و اقیانوس‌ها یافت می‌شوند. بیشتر آن‌ها در آب‌های گرم زندگی می‌کنند ولی مکان زندگی بسیاری از گروه‌های نهنگ‌های قاتل آب‌های سرد و قطبی شمالگان و جنوبگان است. گونه‌هایی از دلفین رودخانه‌ای نیز در چند رودخانه در جهان از جمله آمازون و سند یافت می‌شوند. آن‌ها تقریباً در هر نوع زیستگاه دریایی – از کرانه‌های کم‌عمق تا مناطق لجه‌ای ژرف در اقیانوس‌ها – بر روی زمین یافت می‌شوند.[۱۰۱]
رابطه با انسان‌ها
در فرهنگ
فرسکویی از دلفین‌ها مربوط به ۱۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در کرت

دلفین‌ها از دیرباز در افسانه‌ها و فرهنگ ملت‌های گوناگون نقش داشته‌اند. فرهنگ‌ها و تمدن‌های گوناگون از این جانوران در افسانه‌ها و فولکلور سخن گفته‌اند. نقش‌های بر سنگ مربوط به ۹ هزار سال پیش این جانوران را به تصویر کشیده‌اند. مینوسی‌ها در ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در جزیره کرت دلفین‌های دریای مدیترانه را نقاشی می‌کردند. حکایت میمون و دلفین از ازوپ در سده ۷ پ. م. نگاشته شده است. آن‌ها به کرات در سکه‌های یافت شده از دوران یونان باستان در حالتی دیده می‌شوند که یک پسر، مرد یا خدایگان بر پشتشان سوار است. ارسطو و دیگر اندیشمندان یونانی نیز از آن‌ها به عنوان جانورانی بسیار هوشمند یاد کرده‌اند.[۱۰۲]

در یونان باستان دیده شدن پرش دلفین‌ها از روی امواج تولید شده توسط کشتی‌ها به فال نیک گرفته می‌شد. آن‌ها راهبران ارابه آفرودیته بودند. در یک افسانه یونانی، دلفین‌ها به صورت کسانی به تصویر کشیده شده‌اند که در ابتدا انسان بودند، ولی بعدها توسط دیونیسوس به دلفین تبدیل شدند.[۱۰۳] در اسطوره‌های هندو، دلفین رودخانه گنگ با گانگا، ایزدبانوی رود گنگ، در ارتباط است. او گاه سوار بر مرکبی که یک دلفین آن را می‌کشد به رفت‌وآمد می‌پردازد.[۱۰۴]

مردمان مائوری در نیوزیلند، بومیان استرالیا، قبایل بومی ساکن حوضه آمازون، و سرخ‌پوستان ساکن کرانه‌های شمال‌غربی اقیانوس آرام به این جانوران در هنر خود اشاره کرده‌اند.[۱۰۲]

در فرهنگ ایرانیان دلفین بستگی نزدیکی با آیین مهر دارد چنانکه در بسیاری از آثار برجا مانده از این آیین، مهر در دوران کودکی و در کنار مادرش ناهید یا به تنهایی سوار بر دلفین دیده می‌شود. دلفین در این آیین به همراه مروارید و صدفش و گل نیلوفر از جمله سه نماد اصلی مهرپرستی بوده‌است.[۱۰۵] در نقش نوعی از فرش‌های زیبای ایرانی با نام «ماهی در هم» یا «هراتی» نیز می‌توان ردی از دلفین و پیوند آن با دیگر نمادهای آیین مهر همچون را یافت.
در رسانه‌ها

هوش دلفین‌ها و توانایی ارتباطشان با انسان‌ها بارها توسط رسانه‌های همگانی از جمله تلویزیون و سینما مورد توجه قرار گرفته است. در میان مردمان کشورهای انگلیسی‌زبان، فیلم فلیپر از شهرت بالایی برخوردار است. در این فیلم، دلفینی زخمی به نام «فلیپر» در فلوریدا توسط پسری نوجوان و خانواده‌اش درمان می‌شود و از آن پس رابطهٔ دوستی میان دلفین و خانواده ماهیگیر پسر منجر به کمک فلیپر به آن‌ها در یافتن ماهی‌های اقیانوس می‌شود.[۱۰۶] موفقیت و محبوبیت این فیلم باعث شد که سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های دیگری بر پایه شخصیت فلیپر ساخته شوند.[۱۰۷]

محبوبیت فلیپر، که دلفینی پوزه‌بطری بود، اما باعث نشد که نهنگ‌های قاتل همان جایگاه را در میان مردم مغرب‌زمین به دست آورند. در فیلم ترسناک ارکا ساختهٔ ۱۹۷۷، نهنگی قاتل به تصویر کشیده می‌شود که به دنبال گرفتن انتقام از ماهیگیری است که جفتش را به همراه بچه در شکمش به قتل رسانده‌است.[۱۰۸] در فیلم محبوب ویلی آزاد اثر ۱۹۹۳ اما، تلاش پسربچه‌ای برای آزاد کردن نهنگ قاتلی به نام کِیکو که در پارکی آبی نگهداری می‌شود، به تصویر کشیده شده‌است.[۱۰۹]

در دنیای موسیقی نیز دلفین‌ها موضوع آثار چندین موسیقی‌دان بوده‌اند؛ در ترانه‌های کهن از جان دنور، کودکی در حال انتقال پیام صلح و دوستی از سوی یک دلفین است. در دیگر ترانه‌ها و آثار هنری نیز، دلفین‌ها به صورت روان‌هایی پر از عشق و محبت به تصویر کشیده شده‌اند که از سوی جهان جانوران با انسان ارتباط برقرار می‌کنند.[۱۱۰]

در کل، رویکرد رسانه‌های همگانی نسبت به دلفین‌ها در چند مورد گنجانده می‌شود:[۱۱۱]

    دلفین به شکل همراه انسان با هوشی برابر با او، یا دست‌کم، داشتن امکان ارتباط با انسان به تصویر کشیده شده‌است.
    دلفین به عنوان نمادی از رابطهٔ احساسی و آزادی ایده‌آل در طبیعت.
    دلفین به عنوان جانوری ترسو و مظلوم که زیر ستم قرار گرفته و نیاز به کمک آدمی دارد.
    جانوری بالاتر و باهوش‌تر از انسان که دارای توانایی‌ها و هوشی فراتر از آدمی است.

بهره‌گیری از دلفین
ساشیمی تهیه شده از گوشت دلفین

دلفین‌ها از گذشته تاکنون توسط انسان‌ها برای منظورهای گسترده به کار گرفته می‌شدند. کمک به انسان‌ها در شکار ماهی از جمله قدیمی‌ترین نمونه‌های همکاری میان انسان‌ها و دلفین بوده است.[۴۵]

آن‌ها اما گاه توسط انسان کشته می‌شوند تا از گوشتشان برای تغذیه استفاده شود. گوشت دلفین در ژاپن و پرو هواداران خود را دارد. در ژاپن، گوشت دلفین به عنوان گوشت نهنگ به فروش می‌رسد. این گوشت با میسو، هویج، و کون‌نیاکو پخته می‌شود و استیک آن با سس سویا نیز طرفداران خود را دارد.[۹۳] از آنجا که دلفین‌ها در بالای هرم غذایی هستند، میزان جیوه بدنشان بسیار بالا است و خوردن گوشتشان توسط انسان می‌تواند آن میزان جیوه را به آدمی منتقل کند. دانش‌مندان بر این باورند که گوشت دلفین در صورت مصرف شدن توسط مادران باردار می‌تواند خطرآفرین باشد.[۱۱۲]

کمک گرفتن از دلفین‌ها در روان‌درمانی و کمک به بیماران کم توان جسمی نیز در سال‌های گذشته رونق چشم گیری داشته‌است. پژوهشی در سال ۲۰۰۵ میلادی نشان می‌دهد که دلفین‌ها دستیاران مناسبی برای پزشکان در درمان افسردگی‌های ملایم تا پیشرفته هستند.[۱۱۳] با این حال نتایج این بررسی از جهاتی چند زیر انتقاد رفت؛ از جمله آنکه مشخص نشد که آیا دلفین‌ها در کمک‌رسانی به بیماران روحی موفق‌تر از جانوران خانگی مانند سگ و گربه هستند یا نه. بررسی‌های بیشتر از سوی دیگر دانشمندان در این باره نشان داد که در انجام آزمایش نامبرده خطاهای روشی مهمی به وقوع پیوسته بودند و نمی‌توان «درمان با کمک دلفین‌ها»[پانویس ۱۲] را درمانی قانونی با توانایی درمانی بیشتر از بهبود خلق و خوی زودگذر در نظر گرفت. به دلیل تاثیرات اندک درمانی، هزینه‌های بالای این روش، و زیرفشار گذاشته شدن دلفین‌ها برای بازی و جابجا کردن بیماران در آب عده‌ای از پژوهشگران بر این باورند که درمان با کمک دلفین تنها نوعی بازی «باخت-باخت» برای جانور و بیمار است.[۱۱۴]
دلفین با جهت یاب (دلفین نظامی) در حال آموزش

تعدادی از ارگان‌های نظامی دلفین‌ها را برای اهداف گوناگون از جمله یافتن معدنچیان و نجات آنان و یا انسان‌های مدفون‌شده و در دام‌افتاده، به کار می‌گیرند. بسیاری از ارتش‌های جهان نیز از دلفین‌ها برای منظورهای گوناگون از جمله نجات جان انسان‌های گمشده یا در معرض خطر و کشف مین‌های دریایی بهره گرفته‌اند. در طی جنگ ویتنام گزارش‌هایی درباره بهره‌گیری ارتش آمریکا از دلفین‌های آموزش داده شده برای کشتن غواصان ویتنامی جنجال بر پا کرد.[۱۱۵] نیروی دریایی آمریکا در آن هنگام هر گونه آموزش دلفین‌ها برای نبرد را رد کرد. با این حال امروزه این جانوران برای هدف‌های گوناگون توسط ارتش آمریکا آموزش داده می‌شوند. گمان بر این است که ارتش شوروی برنامه آموزش پستانداران دریایی خود را در دهه ۱۹۹۰ تعطیل کرد. در سال ۲۰۰۰ خبرگزاری‌ها خبر از فروش دلفین‌های آموزش داده شده به منظور قتل متعلق به شوروی به ایران دادند.

آریون

آریون (Arion) نوازنده‌ای در اسطوره‌های یونان است.

بیشترین سال‌های عمرش در دربار پریاندروس گذشت. سفری به سیسیل کرد و در راه بازگشت خدمه کشتی قصد جانش را کردند و او با خواندن آوازی دلفین‌ها را به کنار کشتی جمع کرد و به دریا پرید و توسط یکی از دلفین‌ها نجات یافت.

امپراتوری روم

روم اشاره به سرزمین‌هایی در اروپا و آسیای صغیر دارد که مدتی در دست امپراتوری روم بود.

تا قبل از قرن دوم میلادی، رومیها بیشتر نواحی غرب اروپا، شرق نزدیک، و شمال آفریقا را تحت کنترل داشتند. از قرن سوم قبل از میلاد، رومیها شروع به تشکیل امپراتوری کردند. در سالِ ۳۹۵ پس از میلاد امپراتوری روم دو پاره شد. دو پاره شدن امپراتوری روم موجب دو پاره شدن فرهنگ اروپایی و مسیحیتِ اروپایی شد. چنان که دولت روم شرقی نماینده فرهگ یونانی و کلیسای اورتودوکس بود و خط رسمی در این دولت خط یونانی و سیرلیک. در قرن پنجم میلادی، مرزهای امپراتوری روم مورد تاخت و تاز بربرهایی که تشنه تصرف سرزمین‌های تازه بودند قرار گرفت. بربرهای گوت، واندال، بورگاندی که از نژاد ژرمن بودند و همچنین هون‌های آتیلا در این تاخت و تاز شرکت داشتند. رومیها در بعضی موارد با بربرها مصالحه می‌کردند. گاهی نیز با ایجاد تفرقه در بین قبایل، آنها را تضعیف می‌کردند. در اواخر قرن پنجم میلادی، امپراتوری روم غربی فروپاشید، و بربرها حکومتهای پادشاهی جدیدی در اروپا بنا نهادند. در سال ۴۷۶ میلادی، آخرین امپراتور روم غربی توسط فرمانده سپاهان، ادواسر که یک بربر بود، از قدرت کنار زده شد. بدینسان، امپراتوری روم غربی، تحت سلطه بربرها قرار گرفت.اما اندیشه ایجاد مجدد امپراتوری در غرب هیچگاه فراموش نشد و این امر را می‌توان در امثال شارلمانی و ناپلئون مشاهده کرد. امپراتوری روم شرقی هم در سال ۱۴۵۳ به‌دست ترکان عثمانی برافتاد.

محتویات

    ۱ پیشینه
        ۱.۱ اقوام نخستین
        ۱.۲ عصر پادشاهی ( ۷۵۰ تا ۵۱۰ پیش از میلاد )
        ۱.۳ عصر جمهوری ( ۵۱۰ تا ۲۷ پیش از میلاد )
        ۱.۴ نبردهای پونیک میان روم و کارتاژ ( ۲۶۴ تا ۱۴۵ پیش از میلاد )
        ۱.۵ نبردهای روم با یونان
        ۱.۶ قیام اسپارتاکوس
        ۱.۷ نبرد حران، نخستین جنگ ایران و روم
        ۱.۸ ژولیوس سزار، دیکتاتور جاه طلب
    ۲ عصر امپراتوری ( سال ۲۷ پیش از میلاد تا ۴۷۶ پس از میلاد)
    ۳ سلسله آگوستوس جولیا
        ۳.۱ تیبریوس (۱۴ تا ۳۷ میلادی)
        ۳.۲ کالیگولا (۳۷ تا ۴۱ میلادی)
        ۳.۳ کلادیوس (۴۱ تا ۵۴ میلادی)
        ۳.۴ نرون (۵۴ تا ۶۸ میلادی)
    ۴ سالی با چهار امپراتور (۶۸ تا ۶۹ پس از میلاد)
    ۵ سلسله فلاویان
        ۵.۱ وسپاسین (۶۹ تا ۷۹ میلادی)
        ۵.۲ تیتوس (۷۹ تا ۸۱ میلادی)
        ۵.۳ دومیتین (۸۱ تا ۹۶ میلادی)
    ۶ سلسله آنتونین
        ۶.۱ نروا (۹۶ تا ۹۸ میلادی)
        ۶.۲ تراژان (۹۷ تا ۱۱۷ میلادی)
        ۶.۳ هادریان (۱۱۷ تا ۱۳۸ میلادی)
        ۶.۴ آنتونیوس پیوس (۱۳۸ تا ۱۶۱ میلادی)
        ۶.۵ مارکوس اورلیوس (۱۶۱ تا ۱۸۰ میلادی)
        ۶.۶ کومودوس (۱۸۰ تا ۱۹۲ میلادی )
    ۷ سلسله سوران
    ۸ بحران قرن سوم و آغاز درگیری‌های داخلی
    ۹ اصلاحات دیوکلتین
    ۱۰ کنستانتین و تغییر پایتخت امپراتوری
    ۱۱ سلسله والنتین
    ۱۲ طبقات اجتماعی در روم
        ۱۲.۱ پاتریسین
        ۱۲.۲ پلب‌ها
    ۱۳ هنر رومی
    ۱۴ موسیقی رومی
    ۱۵ خدایان روم و باستان
        ۱۵.۱ المپ
        ۱۵.۲ زئوس
        ۱۵.۳ پوزئیدون
        ۱۵.۴ هادس
        ۱۵.۵ دیگر خدایان روم و باستان
    ۱۶ تقسیمات
    ۱۷ جستارهای وابسته
    ۱۸ منابع
    ۱۹ پیوند به بیرون

پیشینه
اقوام نخستین

خاستگاه تمدن و امپراطوری روم، شهر باستانی رم در ایتالیا است. اما پیش از تشکیل دولت یکپارچه روم، قبایلی چون لاتین‌ها، سابین‌ها و سامنیت‌ها در هزاره دوم پیش از میلاد، از شمال اروپا و با عبور از کوههای آلپ وارد سرزمین حاصلخیز و گرم ایتالیا شده، در آنجا سکنی گزیده بودند. این اقوام در خانه‌های گلی زندگی می‌کردند و بیشتر به دامداری و کشاورزی مشغول بودند. در قرن نهم اقوام دیگری به نام اتروسک‌ها از آسیای صغیر (ترکیه ) وارد ایتالیا شدند و در همسایگی آنها ساکن شدند. اتروسک‌ها به سبب همسایگی با یونانی‌ها هم تحت تاثیر فرهنگ یونانی قرار داشتند و هم در فنون مختلف از جمله معماری، فلزکاری و سفالگری مهارت کسب کرده بودند، حکومت مقتدری در شمال ایتالیا به وجود آوردند. سومین گروه پس از لاتین‌ها و اتروسک‌ها، یونانی‌ها بودند که در قرن هشتم پیش از میلاد وارد سرزمین ایتالیا شدند. در آن زمان، دولت شهرهای قدرتمند یونانی چون آتن، اسپارت و کورنت به منظور توسعه قلمرو حکومت‌های خود به سرزمین‌های اطراف یورش بردند و جزیره سیسیل و بخش اعظمی از جنوب ایتالیا تحت سیطره یونانی‌ها در آمد. به این ترتیب لاتین‌ها از دو طرف در محاصره قرار گرفتند. اتروسک‌ها که در شمال، حکومتی پادشاهی برپا کرده بودند و یونانی‌ها که سواحل جنوب ایتالیا را مستعمره خود ساخته بودند.
عصر پادشاهی ( ۷۵۰ تا ۵۱۰ پیش از میلاد )

مورخان، تاریخ روم باستان را به سه دوره پادشاهی، جمهوری و امپراطوری تقسیم می‌کنند. رومولوس نخستین پادشاه رومیان، شهر رم را بنیان نهاد و پس از مرگ پدربزرگش به پادشاهی رم رسید. رومولوس پس از اتحاد با سابین‌ها تعدادی از پاتریسین‌ها (مردان اشراف زاده) را به عنوان سناتور برای شرکت در انجمن مشورتی سنا انتخاب کرد. رومولوس طی ۳۸سال حکومت خود، توانست بسیاری از شهرهای سرزمین لاتیوم را تحت تسلط درآورد و شهر رم را به یک شهر بزگ تبدیل کند. او پس از مرگ به مقام خدایی رسید و معبدی برای پرستش روح او در بازار شهر ساخته شد. با قدرت گرفتن رم، قبایل همسایه از جمله اتروسک‌ها نیز با لاتین‌ها متحد شدند و به این ترتیب روم به قدرتمندترین دولت شبه جزیره ایتالیا تبدیل شد. اتروسک‌ها خود را کمتر از رومی‌ها نمی دیدند، خواهان مشارکت در نظام کشور شدند، بطوری که پنجمین پادشاه روم به نام پریسکوس از میان آنها برگزیده شد. ششمین پادشاه روم نیز از اشراف اتروسکی انتخاب شد. در این دوره، مردم بر اساس قبیله و دارائی شان به طبقات مختلف تقسیم شدند و هریک از این گروه‌ها دارای حق و حقوق اجتماعی و وظایف اجباری خاصی بودند. به این ترتیب، شکاف طبقاتی عظیمی بین قبایل ثروتمند و فقیر به وجود آمد و موجب نارضایتی توده مردم شد. هفتمین پادشاه روم نیز سوپربوس بود. در دوره پادشاهی او اتروسک‌ها به بالاترین مقام رسیدندو ثروت کلانی به چنگ آوردند. عامه مردم اتروسک‌ها را به چشم غاصبان بیگانه منگریستند، به دنبال فرصتی برای بیرون کردن آنها از سرزمین بودند. عاقبت در سال ۵۰۹ پیش از میلاد، تعدادی از سناتورها به رهبری بروتوس پادشاه را خلع و حکومت را جمهوری اعلام کردند.
عصر جمهوری ( ۵۱۰ تا ۲۷ پیش از میلاد )

پس از سقوط نظام پادشاهی و به پیشنهاد بروتوس، مجمعی همگانی متشکل از عوام و پاتریسین‌های رومی تشکیل شد، تا هربار یکی از سناتورها برای مدتی به عنوان رئیس حکومت برگزیده شود. برای جلوگیری از قدرت گرفتن رئیس از موقعیت خود، دو نفر یا دو کنسول با اختیارات مساوی در رأس حکومت قرار دادند.مهم ترین وظیفه کنسول، اداره دولت و اجرای قوانین تصویب شده در مجلس سنا بود. هر یک از این دو کنسول ارتش مجزایی داشتند. در حکومت جمهوری نیز مجلس سنا همچنان حق قانون گذاری و عزل و نصب کاگزاران دولتی از جمله قضاوت و مأموران جمع آوری مالیات را بر عهده داشتند. در قرن جهارم پیش از میلاد، قوم وحشی گل‌ها (فرانسه) که در شمال اروپا می‌زیستند، از شمال وارد ایتالیا شدند و پس از چپاول شهرهای شمالی به سمت جنوب حمله ور شدند اما در جنگی که رخ داد در نهایت رومی‌ها شکست سنگینی متحمل شدند. مهاجمان وارد شهر شدند و شروع به غارت کردند، چند ماه طول کشید تا رومی‌ها ارتش خود را سازماندهی کردند و آنها را از خاک بیرون انداختند. در قرن سوم اینبار با هجوم اقوام سامینت مواجه شدند، اما آنها نتوانستند کاری از پیش ببرند و تسلیم شدند. پس از آن تمام توجه روم معطوف به شهرهای یونانی جنوب ایتالیا شد، حاکمان این شهرها از پادشاه یونانی اپیروس درخواست کمک کردند. اپیروس با سپاه عظیمی به یاری یونانیان رفت، اما پس از چند نبرد مجبور به بازگشت شد و شهرهای یونانی ناچار به تسلیم شدند. به تدریج و با توسعه روم، جاده‌هایی امن و مستحکم از پایتخت روم به شهرهای دوردست ساخته شد. ساخت این جاده‌ها که با امتیاز بسیار دیگری همراه بود، باعث محکم تر شدن پیوندهای سیاسی و اجتماعی میان مردم شد، تا آنجا که در اواخر قرن دوم پیش از میلاد، تقریباً همه مردم شمال و جنوب ایتایا علاوه بر خط لاتین، آداب و رسوم رومی‌ها را پذیرفته و جزئی از ملت واحد روم شده بودند.
نبردهای پونیک میان روم و کارتاژ ( ۲۶۴ تا ۱۴۵ پیش از میلاد )
نقشه جنگ‌های پونیک میان کارتاژ و جمهوری روم.

جنگ‌های پونیک، به مجموعه جنگ‌های طولانی و سهمگین و دامنه داری گفته می‌شود که طی سدهٔ سوم قبل از میلاد، میان دو امپراطوری بزرگ روم و کارتاژ درگرفت و مدت بیست و چهار سال تمام به طول انجامید و تلفات بسیار به همراه داشت. آغاز این جنگ‌ها، بر سر تصاحب جزیرهٔ سیسیل بود که جزیره‌ای ثروتمند و حاصلخیز محسوب می‌شد و از جمله در اراضی آن بهترین و مرغوبترین انواع انگور و پرتقال و زیتون و... به عمل می‌آمد و به لحاظ استراتژیکی نیز در نواحی ساحلی آن کولونی‌های ثروتمند یونانی واقع شده بودند. به همین دلیل هم کنسول‌های رومی و هم برده داران کارتاژ(دولت نیرومندی که در ساحل جنوبی دریای مدیترانه پا گرفته بود)، چشم طمع به غنایم سیسیل دوخته بودند.
نبردهای روم با یونان

مدت کوتاهی پس از مرگ اسکندر مقدونی، امپراطوری نوپای یونانی فروپاشید و هرکدام از سرداران اسکندر کنترل بخشی از سرزمین‌های تصرف شده را در دست گرفتند. نخستین نبرد روم با دولت شهرهای یونانی، اندکی پس از نبرد دوم پونیک رخ داد. در آن زمان پادشاهی نیرومند و جاه طلب به نام فیلیپ پنجم مقدونی بر کشور مقدونیه حکومت می‌کرد. در سال ۱۹۷ پیش از میلاد و با ورود نیروهای نظامی مقدونیه به آسیای صغیر، پادشاهان دو کشور کوچک پرگامون و رودس از روم تقاضای کمک کردند. رومی‌ها هم به سرعت سپاهی را به سوی مقدونیه ارسال کردند و ارتش فیلیپ را به سختی مجازات کردند. شکست سربازان مقدونی باعث شد سلوکیان از سوریه وارد یونان شوند و شروع به قدرت نمایی کنند.رومی‌ها این بار سپاهی دیگر به آسیای صغیر فرستادند تا جلوی پیشروی سلوکیان رابگیرند. دو سپاه، در نزدیکی محلی به نام مگنیسا رودرروی هم قرار گرفتند و در این نبرد، رومیان توانستند سپاه سلوکی را شکست دهند و پادشاه آنها آنتیوخوس سوم را به سوریه فراری دهند. در این زمان دولت شهرهای کوچک یونانی، دولت پرقدرت روم را به عنوان حامی خود برگزیدند و با هر تجاوزی به سرعت از روم تقاضای کمک می‌کردند. با گذشت زمان، رومی‌ها به این فکر افتادند که بجای کمک به دولت‌های کوچک، سرزمین آنها را برای همیشه تحت سیطره خود درآورند. به این ترتیب بود که طی کم تر از صد سال، تمامی دولت شهرهای یونانی در مقدونیه و آسیای صغیر به دست روم افتاد و در نهایت تبدیل به یک استان رومی شدند.
قیام اسپارتاکوس

قیام اسپارتاکوس در قرن اول پیش از میلاد آغاز شد. اسپارتاکوس از اهالی شمال دریای اژه و از مردم تراسی بود. وی در جنگی اسیر ارتش روم شد و سپس به جمع گلادیاتورها پیوست. در پی ظلم و ستمی که بر بردگان در روم باستان وارد می‌شد، اسپارتاکوس دست به قیام گسترده‌ای زد. بردگان، در کشورهای اطراف، دست به شورش زدند و اربابان خود را کشتند و خانه‌ها و انبارهای آنها را به آتش کشیدند. هزاران برده، از رنگ و نژادهای گوناگون، به سپاه اسپارتاکوس پیوستند و تحت رهبری او به مبارزه پرداختند. سنای روم چندین سپاه به مقابله آنها فرستاد، اما برده‌ها این سپاهیان را در هم شکستند. آنگاه، مارکوس لیسینیوس کراسوس فرماندهی سپاهیان روم را برای درهم شکستن انقلاب بردگان در دست گرفت. او در سال ۷۱ پیش از میلاد اسپارتاکوس را در جنگی سخت شکست داد و قیامش را پایان داد.
نبرد حران، نخستین جنگ ایران و روم
مجسمه مارکوس لیسینیوس کراسوس سردار رومی در موزه لوور، پاریس.
مجسمه سورنا، سردار اشکانی.

در زمان نبردهای ارمنستان و روم، پمپیوس از فرهاد سوم (پادشاه اشکانی) خواسته بود تا در این نبرد به سود ارمنستان شرکت کند و در مقابل دو شهر ارمنی را در اختیار ایران قرار گیرد. اما در پایان جنگ پمپیوس با این استدلال که ایران در جنگ جدی نبود از عمل به وعده خود شانه خالی کرد. در سال ۵۵ پیش از میلاد با انتخاب کراسوس به حکمرانی سوریه، شعله‌های آتش جنگ میان این دو کشور روشن شد. کراسوس با لژیونرهای خود توانسته بود شورش سوریه را سرکوب کند، می‌پنداشت که می‌تواند ایران را تصرف کند و از این راه افتخار بزرگی برای خود کسب نماید.او در نامه‌ای به ارد دوم (پادشاه وقت ایران) اعلام کرد که سلوکیه باید به روم تعلق یابد. ارد که خواهان جنگ نبود سفیری برای صلح و آزادی اسرای رومی نزد کراسوس فرستاد، اما کراسوس مغرور، در پاسخ گفت: جواب شما را در سلوکیه خواهم داد، سفیر اشکانی در جوابش این جمله معروف را گفت: اگر در دست من مو می‌بینید، خاک سرزمین مرا هم خواهید دید. سر انجام در سال ۵۳ پیش از میلاد، سپاه کراسوس، سردار رومی، با سپاه سورنا، سردار اشکانی (پارتی)، آماده نبرد با یکدیگر شدند و سرانجام در یک نبرد خونین به نام نبرد حران، کراسوس سردار رومی کشته شد. به هر حال مرگ کراسوس و شکست سنگین ارتش روم، ضربه جبران ناپذیری به دولت روم وارد ساخت و باعث شهرت اشکانیان (پارت‌ها) در جهان شد و نبرد حران به عنوان نخستین پیروزی امپراطوری شرق بر غرب لقب یافت. در این نبرد پرچم لژیون‌های ارتش روم هم به دست ایرانیان افتاد و تا زمانی که صلح میان امپراطوری ایران و روم برقرار شد، در دربار پادشاه اشکانی نگهداری می‌شد.
ژولیوس سزار، دیکتاتور جاه طلب
مجستمه نیم تنه ژولیوس سزار در کاخ ورسای.

او در کنار کراسوس و پومپی یکی از فرماندهان سه‌گانه روم بود. اکثر مورخان گشایش سرزمین گل به دست او را یکی از مهمترین وقایع دوران باستان و آغازگر شکل گیری تمدن کنونی فرانسه می‌دانند. او همچنین رهبری نخستین لشکرکشی روم به بریتانیا را در دست داشت اگرچه گرفتاری‌هایش با سنا و پومپی آن را بی‌سرانجام گذارد. او همچنین لژیون‌هایش را به آن‌سوی رود روبیکون رهبری‌نمود. ژولیوس سزار در پی جنگی داخلی که در ۴۹ (پیش از میلاد) به راه‌انداخت فرمانروای بی‌چون و چرای روم گشت. پس از آن به اصلاحاتی کلان در جمهوری روم دست‌زد و راه به سوی خودکامگی پیمود. این کارها دوست پیشین سزار مارکوس یونیوس بروتوس و دسته‌ای دیگر از سناتورها را به کشتن سزار برانگیخت. کشتن سزار چندی بیشتر جمهوری روم را پایدار نگهداشت. دو سال پس از مرگ او سنای روم وی را یکی از خدایان روم شناخت.
عصر امپراتوری ( سال ۲۷ پیش از میلاد تا ۴۷۶ پس از میلاد)
قطعه مجسمه برنزی از سوارکاری آگوستوس، قرن یکم میلادی.

با پیروزی اکتاویان در جنگ آکتیوم و متعاقب آن مرگ مارک آنتونی و کلئوپاترا، دیگر رقیب قدرتمندی برای وی وجود نداشت. اکتاویان به تنها حکمران روم تبدیل شده بودند و بلافاصله دست به اصلاحات گسترده زدند. زمانی که اوکتاوین به امپراتوری برگزیده شد و فرمانروایی جهان روم را به دست گرفت، مجلس سنا لقب آگستوس(بلند مرتبه) را به وی اعطا کرد. پیش از اینکه او به مقام امپراتوری برسد، لقب سزار یا (قیصر به معنی فرمانده) را به عنوان جزئی از نام خانوادگی خود انتخاب کرده بود اما بعدها به عنوان و لقب رسمی امپراتور تغییر پیدا کرد. آگوستوس می‌دانست که مقام امپراتوری برای رومی‌ها که قرن‌ها با نظام جمهوری خو گرفته بودند، نوعی وحشت و نگرانی به بار داشت. او به دنبال این بود که توهم وجود حکومت جمهوری مشروطه را حفظ کند، به همین دلیل بود که در سال ۲۷ قبل از میلاد، رسماً تمام اختیارات فوق العاده خود را به مجلس سنا واگذار کرد. اما تمام سناتورهایی که از طرفداران خود وی بودند، این موضوع را نپذیرفتند و از او تقاضا کردند تا قدرت را در دست خود نگه دارد. بنابر گزارش‌ها، زمانی که مردم عادی روم متوجه شدند که امپراتورشان قصد کناره گیری دارد، دست به شورش زدند. مجلس سنا و آگوستوس توانستند به یک توافق برسند که براساس آن، مشروعیت و اعتبار لازم به عنوان حاکم مطلق به آگوستوس داده می‌شد و به مردم اطمینان می‌داد که او یک حاکم ظالم نیست و از همان زمان، دوره طولانی مدتی تحت عنوان صلح رومی آغاز شد.
سلسله آگوستوس جولیا

نخستین امپراتوران رومی از اعضا خانواده آگوستوس بودند. با اینکه از دخترش جولیا صاحب ۳ نوه بود، اما هیچ یک از آنها آنقدر زنده نماندند تا جانشین پدربزرگشان شوند. به همین دلیل آگوستوس پسر خوانده‌اش را که پسر زن اولش بود، به عنوان جانشین خود به سنا معرفی کرد.
روی سکه تصویری از تیبریوس، پشت سکه تصویری از همسر اول لیویا به عنوان صلح اورئوس کشیده شده.
تیبریوس (۱۴ تا ۳۷ میلادی)

سال‌های نخستین حکومت تیبریوس با صلح و آرامش همراه بود. او که دارای قدرت همه جانبه بر روی روم بود و خزانه امپراتوری را غنی کرده بود، طولی نکشید که حکومتش مورد حمله قرار گرفت. در سال ۱۹ میلادی، او به خاطر مرگ برادرزاده‌اش که طرفدار ژرمن‌ها بود، مورد سرزنش قرار گرفت. در سال ۲۳ میلادی نیز با کشته شدن پسرش در میدان جنگ، گوشه‌نشین و منزوی شد و شروع به محاکمه و اعدام کسانی کرد که متهم به وطن فروشی و خیانت بودند. او پس از مدتی قدرت را به فرمانده خود، سجانوس واگذار کرد و خود در سال ۲۶ میلادی، بازنشسته شد. اما سجانوس در غیاب امپراتور شروع به تحکیم و تثبیت قدرتش کرد و با اشتیاق به شکنجه و آزار و اذیت مردم پرداخت. در این زمان با شکایت مردم و سناتورها، تیبریوس دوباره به قدرت بازگشت و سجانوس را همراه شرکای وی اعدام کرد. شکنجه و آزار و اذیت به دلیل بدگمانی وی تا آخر حکومتش ادامه داشت.
نقاشی خیالی رنسانسی از تصویر کالیگولا.
کالیگولا (۳۷ تا ۴۱ میلادی)

در زمان مرگ تیبریوس بیش‌تر افرادی که احتمال می‌رفت جانشین وی شوند، به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیده بودند. جانشین قانونی او که انتخاب خود تیبریوس نیز بود، برادرزاده‌اش گایوس بود که بیش‌تر به کالیگولا یا پوتین کوچک مشهور بود. کالیگولا کار خود را خوب آغاز کرد. او به شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌ها پایان داد و سوابق و پیشینه عمویش را سوزاند و از اذهان مردم پاک کرد، اما متأسفانه خیلی سریع به دام بیماری افتاد. او دچار نوعی بیماری تزلزل عقلی و روانی شد که به اختلال مشاعر و دیوانگی منجر گشت. کالیگولا دستور داد تا مجسمه‌ای از خودش بسازند و در معبد اورشلیم قرار دهند که بدون شک منجر به شورش شد. او فرمان می‌داد تا مزدورانش به طور مخفیانه افرادی از وابستگان و طرفدارانش را به قتل برسانند، بعد آنها را به قصر خودش احضار می‌کرد و زمانی که این افراد حاضر نمی‌شدند، با شوخی و مسخرگی می‌گفت که آنها حتماً خودکشی کرده‌اند. کالیگولا در اواخر عمر حمله‌ای را به ایران آغاز نمود و تلاش کرد دولت اشکانی را ساقط کند، اما موفقیتی به دست نیاورد. کالیگولا سر انجام در سال ۴۱ میلادی، به دست رئیس گارد سلطنتی خود ترور شد. در این میان تنها عضو خاندان سلطنتی که از فتنه‌های او جان سالم به در برده بود، عمویش کلادیوس بود.
کلادیوس به عنوان ژوپیتر خدای رومیان به تصویر کشیده شده است، موزه واتیکان.
کلادیوس (۴۱ تا ۵۴ میلادی)

از کلادیوس به عنوان یک انسان ضعیف‌النفس و احمق یاد می‌شود، با این وجود، او نه مثل عمویش تیبریوس گرفتار شک و بدگمانی بود و نه مثل کالیگولا دیوانه. بنابزاین، قادر بود تا با توانایی عاقلانه و منطقی بر روم حکومت کند. او در زمان حکومت خود، دستگاه اداری خود را بهتر کرد و مانع از دیوانسلاری در دستگاه‌های اداری شد و حقوق شهروندی را بالا برد. او در سال ۴۳ میلادی، طی یک حمله موفق، بریتانیا را فتح کرد و آنجارا مستعمره روم ساخت و همچنین بیش تر استان‌های شرقی را به امپراتوری ملحق کرد و همچنین دستور داد تا در جنوب روم چند بندرگاه بسازند. کلادیوس در زندگی شخصی خود چندان موفق نبود. همسر اولش میسالینا به او خیانت کرد و زمانی که کلادیوس به این موضوع پی برد او را اعدام کرد و با خواهرزاده‌اش آگریپینای جوان ازدواج کرد. آگریپینا توانست همراه چند تن از برده‌ها آزاد شده، میزان زیادی از قدرت او را از چنگش دربیاورد. اگرچه گزارشهای ضد و نقیضی در مورد مرگ کلادیوس وجود دارد، اما این احتمال قوی است که آگریپینا به طرز ماهرانه‌ای امپراتور را مسموم کرده باشد. مرگ کلادیوس راه را برای به قدرت رسیدن پسر ۱۷ ساله آگریپینا هموار کرد، پسری به نام لوسیوس دامیتیوس نرون.
سکه‌ای از نرون، توزیع خیریه برای هر شهروند(۶۴ تا۶۶).
نرون (۵۴ تا ۶۸ میلادی)

در طول فرمانروایی نرون، بیشترین تمرکز او روی سیاست، تجارت و گسترش فرهنگی روم بود. او سالن‌هایی برای تئاتر ساخت و مسابقات کشتی را ترتیب داد. از جمله اقدامات کارهایی که در زمان فرمانروایی او انجام شد، جنگ با اشکانیان بود که سرانجام به امضا قرارداد صلح با امپراتور اشکانیان منتهی شد. سرکوبی شورش بریتون در خلال سالهای ۶۰ تا ۶۱ میلادی و گسترش روابط فرهنگی با یونان از دیگر کارهای مهم او بود. با این وجود، نرون یک امپراتور مستبد و ظالم بود، به طوری که در سال ۶۴ میلادی، زمانی که شهر رم به خاطر آتش سوزی در حال نابود شدن بود، به کارهای بیهوده از جمله نقاشی و سرودن شعر می‌پرداخت. چهار سال بعد از واقعه، نرون در یک کودتای نظامی از قدرت ساقط شد و برای اینکه توسط مجلس سنا اعدام نشود، خودکشی کرد.
سالی با چهار امپراتور (۶۸ تا ۶۹ پس از میلاد)

خودکشی اجباری امپراتور نرون در سال ۶۸ میلادی، باعث جنگ قدرت یکساله‌ای میان فرماندهان ارتش شد، که از آن به سال چهار امپراتور یاد می‌شود. طی این یکسال (که از ژوئن سال ۶۸ تا دسامبر سال ۶۹ طول کشید)، امپراتوری روم شاهد ظهور و سقوط پی در پی چهار فرمانده نظامی شد که یکی پس از دیگری به قدرت می‌رسیدند و پس از مدت کوتاهی توسط فرماندهان دیگر کشته می‌شدند. سرانجام آخرین فرماندهان، یعنی وسپاسین توانست قدرت را حفظ کند. این دوره از جنگ‌های داخلی در حقیقت نشان دهنده آشفتگی سیاسی بود که از آن پس، به صورت ادواری ادامه پیدا کرد و با روی کار آمدن سلسله‌های مختلف در تاریخ امپراتوری روم ثبت شد.
سلسله فلاویان

اگرچه دوران حکومت و فرمانروایی خانواده فلاوین‌ها کوتاه بود، اما آنها موفق شدند تا دوباره پایداری و ثبات را به امپراتوری روم بازگردانند و کمک کنند تا امپراتوری، با ثبات بیش تری روی پای خود بایستد. هرچند عملکرد هر سه امپراتور این سلسله؛ یعنی، وسپاسین، تیتوس و دومیتیان مورد نقد و سرزنش فراوان قرار گرفت (البته بیش تر آنها به دلیل تمرکز امپراتوران بر روی قدرت و فرمانروایی بود)، آنها دست به اصلاحات مهمی نیز زدند که باعث شد تا امپراتوری روم تا اواخر قرن سوم تقریباً باثبات و مستحکم بماند. با این وجود، سوابق و پیشینه نظامی آنها، باعث کاسته شدن از اختیارات مجلس سنا شد.
مجسمۀ وسپاسین در موزه پوشکین، مسکو
فوران آتشفشان وزوو به طور کامل تخریب گر شهر پمپئی و هرکولانیوم، امروز قالب گچی از قربانیان این واقعه.
وسپاسین (۶۹ تا ۷۹ میلادی)

وسپاسین یک ژنرال فوق العاده موفق رومی بود که فرماندهی و حکمرانی بیش تر مناطق شرقی امپراتوری به او واگذار شده بود. او ابتدا از گالبا حمایت و جانبداری کرد اما بعد مرگش، وسپاسین تبدیل به یک مدعی برای کسب قدرت شد. به دنبال خودکشی اتو، وسپاسین مسئولیت تهیه و تأمین غلات روم در مصر را به دست گرفت و این مسئولیت او را در جایگاه مناسبی قرار داد تا بتواند حریف باقی‌مانده خود ویتیلیوس راشکست بدهد و از میدان به در کند. در دسامبر ۶۹میلادی، گروهی از هواداران وسپاسین توانستند روم را تصرف و اشغال کنند. ویتیلیوس توسط نیروه‌های خودی به قتل رسید و روز بعد وسپاسین با ۶۰ سال سن توسط مجلس سنا به عنوان امپراتور مورد تایید قرار گرفت. در سال ۷۳میلادی، وسپاسین با کسب اختیارات جدید توانست ترکیب و افراد مجلس سنا را تعیین کند و بر آن نظارت داشته باشد. او از این قدرت خودش استفاده کرد تا سناتورهای مخالف خود را از مجلس اخراج کند. وسپاسین طی چند سال نخست حکومت خود، فشارهای مالی را به دلیل تندروی‌ها و جنگ‌های داخلی به وجود آموه بود تقلیل داد. او نخستین بار آمفی تأتر فلاویوم و نیز سالن اجتماعی ساخت تا مردم با مراجعه به این مکان‌ها مدتی را به آرامش روحی و خوشی بگذرانند. وسپاسین علاوه بر ساخت معابد، کمک‌های مالی زیادی به هنر اختصاص داد.او فرمان به ساختن تماشاگاه کولوسئوم داد ولی پیش از به پایان رسیدن ساختمان این بنا مرد و در زمان فرمانروایی پسرش دومیتیان ساختن این بنا به پایان رسید. او کرسی خطابه و سخنوری را در دانشگاه‌ها ایجاد کرد و در تمام استان‌ها برای مردم کار و شغل به وجود آورد. او توجه ویژه‌ای به اسپانیا در غرب داشت و در آنجا حقوق لاتین را به بیش از ۳۰۰ شهر اعطا کرد. او همچنین برای اینکه بتواند جلوی کودتای نظامی توسط فرماندهان ایالت‌های دور را بگیرد، لشکریان را در دسته‌های مختلف در سرتاسر مرز تقسیم کرد. شاید مهمترین اصلاح نظامی که به دست او انجام شد، افزایش سربازگیری از سرزمین‌های تازه تصرف شده بود تا آن مناطق را رومی کند و مردم را با ویژگی رومی‌ها آشنا کند.
سکه دیناری با چهره‌ای از تیتوس
تیتوس (۷۹ تا ۸۱ میلادی)

تیتوس؛ بزرگترین پسر وسپاسین بود. او به عنوان ژنرال کارآمد و با لیاقت تحت نظر و فرماندهی پدرش خدمت کرده بود. او حفاظت از شرق و در نهایت فرماندهی ارتش روم در سوریه و یهودا (فلستین امروزی) را بر عهده گرفت و توانست شورش یهودیان را در آن سرزمین سرکوب کند. او زمانی که امپراتور شد جوی از نگرانی و اضطراب بر جامعه حکفرما شد اما توانست خیلی سری شایستگی و لیاقت خود را نشان دهد و حتی برای اینکه اعتماد مردم را جلب کند، دستور داد تا بسیاری از تبعبدیانی که توسط پدرش از کشور خارج شده بودند، بازگردانده شوند. با این وجود حکومت او پر از مصیبت و بدبختی بود. در سال ۷۹میلادی، کوه آتشفشان وزوو به درون شهر پمپئی و هرکولانیوم سرازیر شد و هزاران انسان زیر خاکستر مدفون شدند. یک سال بعد با وقوع آتش سوزی، بخش اعظم شهر رم دچار حریق شد. اما تیتوس با دست و دل بازی و بخشندگی، دوباره شهر روم را ترمیم و تعمیر کرد و این کار باعث شد تا او بسیار مورد علاقه مردم قرار گیرد. او در سال ۸۰میلادی، آمفی تأتر بزرگ کولوسئوم را که پدرش کار ساخت آن را شروع کرده بود، به پایان رساند و نبرد گلادیاتورها در آنجا بر‌گزار کرد. اما شایعه‌ای در جامعه رواج پیدا کرد که برادرش دومیتیان برای اینکه بتواند امپراتور شود، تیتوس را به قتل رسانده است.
پرونده:Domitian aureus Minerva.png
روی سکه چهره‌ای از دومیتیان و پشت سکه الهه مینرو با یک نیزه و یک سپر در دست را به تصویر می‌کشد.
دومیتین (۸۱ تا ۹۶ میلادی)

تمام فلاوین‌ها به خاطر خودرأی بودن ومستبد بودن رابطه ضعیفی با مجلس سنا داشتند با این وجود، دومیتیان تنها فردی بود که با مشکلات و مسائل مهمی مواجه شد. نظارت و کنترل‌های پیاپی او به عنوان یک کنسول، در تمام مدت فرمانروایی اش همان روشی بود که پیشینیان و پیشگامان او به کار می‌بستند. به علاوه او در جنگ‌ها غالباً به عنوان یک فرمانده با لباس رسمی کاملاً نظامی شرکت می‌کرد که در حقیقت این کار توهین بی احترامی به این نظربود که امپراتور در اصل پادشاه مملکت است نه دیکتاتور نظامی. اگرچه او در مجلس سنا از اعتبار برخوردار نبود، اما با اقدامات و برنامه‌های مختلف مانند بذل و بخشش‌های مادی به همه ساکنین شهر، اجرای نمایش‌های مهیج در آمفی تأتر و ادامه دادن طرح و برنامه‌های پدر و برادرش مردم را شاد و راضی نگه می‌داشت. همچنین از قرار معلوم، او ذوق و عقل مالی را از پدرش به ارث برده بود زیزا اگدچه او خیلی دست و دل باز بود، اما خزانه‌ای پر ول برای جانشینان خود به ارث گذاشت و به خوبی از این امانت نگهداری کرد و در اختیار نسل بعد قرار داد. با این وجود، وقتی دومیتین به پایان حکومتش نزدیک شد، به شدت دچار بدگمانی شد. این بیماری او منجر به تعداد بسیار زیادی توقیف و بازداشت شد، اعدام و ضبط و مصادره دارائی‌ها شد و کار به جایی رسید که نزدیک ترین مشاوران و اعضای خانواده او با ترس و وحشت زندگی می‌کردند. سرانجام ترس از اعمال غیرمنطقی او سبب شد تا دشمنانش در مجلس سنا با همراهی اعضای گارد ویژه در سال ۹۶میلادی ترتیب قتل او را بدهند و او را بکشند.
سلسله آنتونین

قرن دوم میلادی در تاریخ روم به دوره پنجم امپراتور خوب و توانا یعنی؛ نروا، تراژان، هادریان، آنتونیوس پیوس و مارکوس اورلیوس شناخته شده است. در این دوره، سلسله مقتدر بر روی کارآمد و امپراتوری روم را به اوج و پیشرفت و ترقی رساند. هرکدام از امپراتورهای این سلسله، در زمان حیات خود، جانشین خود را انتخاب می‌کردند و این کار را براساس شایستگی و لیاقت مردان مورد نظر خود انجام می‌دادند.
مجستمه نروا به عنوان ژوپیتر خدای رومیان در موزه پوشکین، مسکو.
نروا (۹۶ تا ۹۸ میلادی)

نروا بعد از به قدرت رسیدن، فضا و جو جدیدی را به وجود آورد. او تمام زندانیانی را که به خاطر خیانت و وطن فروشی در دوره فلاویان‌ها زندانی شده بودند، آزاد کرد و تعقیب وطن فروشی را غیز قانونی اعلام کرد. او سپس بیش تر اموال و دارایی‌های ضبط و توقیف شده را به صاحبان خود بازگرداند و رابطه خود و امپراتوری را با مجلس سنا زیاد کرد. او از این کارها و اقدامات به عنوان وسیله‌ای برای جلب محبوبیت در میان مردم استفاده می‌کرد، اما این کارها نتوانست کاملاً به او کمک کند. ارتش همچنان از دومیتین حمایت می‌کرد به همین دلیل بود که در سال ۹۷میلادی، گارد امپراتوری به کاخ امپراتوری حمله کرد و نروا را گروگان گرفتند. در آن زمان، نروا مجبور شد به خواسته‌های آنها تن دهد و کسانی را که مسئول مرگ دومیتین بودند، تحویل دهد. مدت کوتاهی بعد از این واقعه، نروا به منظور حفظ حکومت و فرمانروایی خود، تراژان را که فرماندهی ارتش‌های روم در سرزمین ژرمن را در اختیار داشت، به عنوان فرزندخوانده و جانشین خود انتخاب کرد.
سکه اورئوس صادر شده توسط تراژان، به پاس جشن فتح قسمت زیادی از خاک اشکانیان.
تراژان (۹۷ تا ۱۱۷ میلادی)

با مرگ نابهنگام نروا، جانشینش تراژان به حکومت رسید. مهمترین رویداد حکومت تراژان، حمله به شرق بود. در سال ۱۱۲میلادی، رومی‌ها از اینکه اشکانیان یک حاکم دست نشانده را بدون هماهنگی رومی‌ها بر ارمنستان منصوب کرده بودند، عصبانی شد. ارمنستان، سرزمین پادشاهی بود که دو امپراتوری بزرگ روم و اشکانی از سالها پیش به طور مشترک بر آن سلطه و نفوذ داشتند. تراژان ابتدا به سوی ارمنستان لشکرکشی کرد. او شاه ارمنستان را که از طرف اشکانیان منصوب شده بود، از مقام سلطنت خلع کرد و ارمنستان را به امپراتوری ملحق کرد. سپس به سمت جنوب حرکت کرد وبه میان‌رودان، یعنی سرزمین غربی اشکانیان وارد شد و شهر بابل، سلوکیه و تیسفون را تصرف کرد. او سپس به مسیر خود به طرف خلیج فارس ادامه داد و شهر بزرگ شوش را نیز تصرف کرد، اما با خروج ارتش روم ایرانی‌ها شورش کردند و به این ترتیب این شهرها دوباره به دست اشکانیان افتاد و خسرو اشکانی دوباره به حکومت رسید.
هادریان در لباس یونانی.
بخش‌هایی باقی‌مانده از دیوار هادریان در هوسستیدز.
هادریان (۱۱۷ تا ۱۳۸ میلادی)

پس از مرگ تراژان، پسر زاده‌اش هادریان به قدرت رسید. علی‌رغم اینکه هادریان به عنوان یک فرمانده نظامی دارای قابلیت و شایستگی بود، اما دوران حکومتش فاقد برخوردها و حملات نظامی مهم بود. او در آغاز حکومتش چون ادامه نبرد با اشکانیان را بی حاصل دید، از فتوحات تراژان در بین النهرین چشم پوشید و آنها را به ایرانیان واگذار کرد و با آنها قرارداد صلح امضا نمود. چند سال بعد نیز ارتش هادریان، شورش گسترده و عظیم یهودیان در یهودیه را سرکوب کرد. هادریان امپراتوری بود که بازدیدها و سفرهای زیادی از استانهای رومی داشت و پول‌های زیادی از خزانه دولتی برای احداث بناهه و ساختمان‌های محلی اهدا می‌کرد. او برای جلوگیری از حملات مداوم بربرهای اسکاتلندی در بریتانیا، دستور داد، از شرق تا غرب کشور دیواری بسازند که آثار آن هنوز هم باقی‌مانده است که به دیوار هادریان معروف است. او به همان نسبت کارهایی دیگری مثل تقویت استحکامات دفاعی در سرزمین ژرمن و آفریقای شمالی انجام داد. در کل، سیاست داخلی او، ایجاد صلح نسبی و رفاه و ثروت در سرزمین‌های رومی بود.
مجستمه نیم تنه سنگ مرمر از آنتونیوس پیوس، قدمت آن حدود سال ۱۴۰میلادی، موزه دل پرادو، مادرید.
آنتونیوس پیوس (۱۳۸ تا ۱۶۱ میلادی)

آنتونیوس را به دلیل حمایتش از یاد و خاطرهٔ هادریانوس، پیوس لقب دادند و او را آنتونیوس پیوس نامیدند. حکومت آنتونیوس پیوس نسبتاً آرام و توأم با صلح و رفاه بود. چندین بی نظمی و اغتشاش در سرتاسر امپراتوری از جمله یهودیه و بریتانیا به وجود آمد که البته هیچ کدام جدی و در خور توجه نبود.
جنگ‌های مارکومانیک، عفو سران ژرمن توسط مارکوس اورلیوس.
سکه دیناری از لوسیوس وروس.
مارکوس اورلیوس (۱۶۱ تا ۱۸۰ میلادی)

در زمان مارکوس اورلیوس، قبایل ژرمن که هدف جنگجویان شرقی هون قرار گرفته بودند، خود دست به حملات گسترده‌ای در امتداد طول مرزهای شمالی روم و نیز اطراف رود دانوب زدند. مارکوس اورلیوس علیه این قبایل جنگجو وارد عمل شد و توانست با موفقیت آنها را عقب براند. در آسیا نیز او چند نبرد با اشکانیان انجام داد، بلاش سوم شاه ایران از دودمان اشکانیان درصدد اخراج رومیان از شرق مدیترانه برآمد، نیروهای رومی را در غرب فرات شکست داده و از سوریه بیرون رانده و حکمران ارمنستان را که به طور پنهانی با رومیان دوستی می‌کرد برکنار کرد.برای جلوگیری از پیشروی ایرانیان در غرب، مارکوس لوسیوس وروس نایب امپراتوری (شریک خود در سلطنت) را ماموریت شرق داد ولی توصیه کرد که بکوشد مسئله را با ایران از طریق مذاکره حل کند تا جنگ. وروس با سپاهی کامل و چند ژنرال عازم شرق شد، ولی بلاش حاضر به مذاکره او نشد. وروس که چنین دید تصمیم به جنگ گرفت. بلاش تاکتیک نظامی اشکانیان را بکار برد و نیروهایش را به آن سوی فرات بازگردانید تا در محل مناسبی وارد جنگ شود. وروس به مارکوس اطلاع داد که ارتش ایران سوریه را ترک کرده و به آن سوی فرات بازگشته و به بازگشت به پایتخت شهر تیسفون، در کنار دجله ادامه می‌دهد. در این هنگام میان نیروهای رومی بیماری مرموزی بروز کرد که دیوکاسیوس مورخ رومی آن را طاعون گزارش کرده و برخی دیگر نوعی آبله و یا سرخک نوشته‌اند. وروس یکی از ژنرال‌های خود را در سوریه گذارد و با بخشی از یگانها به رم بازگشت و آن بیماری را هم با خود به آنجا برد. بیماری منتقل شده از شرق سالها بلای جان اروپاییان بود. این بیماری تا سال ۱۸۰میلادی در اروپا باقی بود و در این سال مارکوس اورلیوس هم به آن مبتلا شد و درگذشت.
مجستمه کومودوس در موزه هنر تاریخ،وین.
کومودوس (۱۸۰ تا ۱۹۲ میلادی )

کومودوس پسر مارکوس اورلیوس بود و خود را جانشین بی واسطه و بلافصل پدرش می‌دانست. به این شکل، ترتیب و طرح جانشینان انتخابی که در دوره آنتونین‌ها به خوبی طراحی شده بود، زیر پا گذاشته شد. دوره پنج امپراتور شایسته با روی کار آمدن کمودوس پایان یافت. در ابتدا مردم نسبت به حکومت کومودوس امیدوار بودند. او با وجود اینکه مانند پدرش بخشنده و بلند نظر بود، اما وقتی از طرف یکی از اعضای خانواده اش مورد سوءقصد قرار گرفت، دچار بیماری بدگمانی شد و سرانجام به دیوانگی و جنون رسید. کومودوس نمونه کامل نرون بود. او صدها نفر را کشت و ثروت امپراتوری را بر باد داد. کومودوس به جای مقابله با قبایل بربر، با آنها صلح کرد و حتی به بعضی از آنان اجازه داد در مناطق مرزی مستقر شوند. همچنین ۱۳هزار بربر را وارد ارتش روم کرد.این اقدامات باعث شد که سرداران ارتش با او مخالفت کنند. دوران صلح رومی در زمان حکومت کومودوس به پایان رسید. عاقبت دوره ی فاسد حکومت وی در سال ۱۹۲میلادی و پس از توطئه‌ای درباری که به مرگش انجامید، به پایان رسید. کومودوس آخرین فرد از سلسله آنتونین‌ها بود که پس از او ، جنگ داخلی بزرگی امپراتوری روم را فراگرفت که سرآغازی بر سقوط امپراتوری روم شد.
سلسله سوران
درخت شجره نامه سلسله سوران

قتل کومودوس به دست تعدادی از فرماندهان نظامی، باعث روی کار آمدن سلسله جدید سورن‌ها شد. در این دوره امپراتوران سپتیموس سوروس، کاراکالا، ماکرینوس، هلیوگابال و الکساندر سوروس روی کار آمدند. بنیانگذار این سلسله؛ یعنی، لوسیوس سپتیموس سوروس بود که به خاندان اشرافی سوران کارتاژ تعلق داشت که با دختر یکی از خانواده‌های برجسته سوریه‌ای وصلت کرده بود. این اتحاد و وصلت خانوادگی، بعدها باعث روی کار آمدن امپراتوران ایلاگابالوس و الکساندر سوروس از سلسله کارتاژی - سوریه‌ای شد.

سپتیموس سوروس نخستین امپراتور روم بود که در قاره آفریقا به دنیا آمده‌بود. خانواده او از سواران توانگر و سطح بالا بودند. سپتیموس سوروس به عنوان یک امپراتور موفق، اقداماتی را انجام داد که به وفاداری بیش تر سربازان به امپراتور و بالا بردن موقعیت افسران عالیرتبه نسبت به سناتور انجامید. او در این راه، مفام و اعتبار همیشگی هیئت منصفه را ملغی کردو سناتورهای جمهوری خواه را از مجلس اخراج کرد و اختیارات امپراتوری را در سرتاسر روم گسترش داد.

پسر او، مارکوس آریلیوس آنتونینوس که به کاراکالا شهرت داشت، تمام فاصله‌های طبقاتی و سیاسی بین شهروندان رم و دیگر استان‌ها و ایالات روم را از میان برداشت و در سال ۲۱۲میلادی، قانونی وضع کرد که بر اساس آن حقوق شهروندی به همه ساکنان آزاد امپراتوری (غیراز برده‌ها و زنان) اعطا می‌شد. کاراکالا همچنین بانی ساخت و احداث استخر یا گرمابه معروف گرمابه کاراکالا در رم نیز بود. طرح‌ها و نقش‌های این حمام بعدها برای ساخت ساختمانهای عمومی بزرگ، مورد استفاده قرار گرفتند. در سال ۲۱۷میلادی، اردوان چهارم پس از دوره‌ای طولانی از آشوب و نا آرامی و پس از شورش علیه برادرش بلاش پنجم بر تخت نشست. این شورش‌های داخلی کاراکالا را به طمع تصرف ایران انداخت و او با سپاهی از دجله گذشت و به سوی اربیل آمد. اردوان که از حمله رومیان آگاه گشت به سرعت به سوی آنان روان شد و رومیان که انتظاز مقاومت از ایرانیان را نداشتند به حران جایی که حدود ۳۰۰ سال پیش از آن از سپاه اشکانی به فرماندهی سورنا شکست سهمگینی خورده بودند عقب نشینی کردند. در همینجا کاراکالا به دنبال توطئه‌ای کشته شد و جانشینش ماکرینوس در نصیبین چنان شکست سختی از سپاه اشکانی خورد که مجبور شد تمام فتوحات روم در منطقه را به اشکانیان واگذار کند و افزون بر آن غرامتی بسیار سنگین به آنان بپردازد. علت قتل، ظاهراً این بود که کاراکالا دو روز پیش از آن دستور اعدام یک افسر را داده بود که به دست برادر او به قتل رسید. کاراکالا پیش از مرگ به فرزندان خود چنین وصیت کرده بود که با یکدیگر هماهنگ باشند، سربازان را ثروتمند سازند و به دیگران اهمیت ندهند. کاراکالا نیز به وضوح به ارتش خود توجه می‌کرد و به آنان اعتماد داشت. این رفتار کاراکالا باعث شهرت نامطلوب او شد و سبب گردید تا طبقهٔ سناتوری روم از او فاصله بگیرند. تنها فرمان او (که به تمام افراد آزاد امپراتوری، شهروندی روم را اعطا می‌نمود) بود که سبب شد تا چهرهٔ خوبی از او به نمایش گذارده شود.

مکرینوس علی‌رغم حکومت پرابهتی که داشت، بسیار تحت نفوذ زنان دربار بود و همین نفوذ و سلطه باعث شد که در سال ۲۱۸میلادی حق جانشینی به هلیوگابال داده شود. حتی الکساندر سوروس که آخرین امپراتور این سلسله بود در سال ۲۲۲میلادی توسط زنان دربر انتخاب شد. در اواخر حکومت سلسله سوران، مجلس سنا تا اندازه‌ای دوباره قدرت خود را به دست آورد و تعدادی از اصلاحات مالی تصویب شد. علی‌رغم پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی که الکساندر سوروس در مقابل قبایل ژرمن شمالی به دست آورده بود، به دلیل ضعف رهبری او، سربازان از فرامین او سرپیچی کردند و همین عامل باعث شکست او در برابر امپراتوری تازه تأسیس ساسانی ایران به رهبری اردشیر بابکان شد. با مرگ الکساندر، امپراتوری روم به مدت نیم قرن، درگیر جنگ‌های داخلی میان فرماندهان نظامی برای رسیدن به مقام امپراتوری شد و به این ترتیب دوران صلح رومی که با روی کار آمدن امپراتور آگوستوس آغاز شده بود، بعد از حدود ۲۰۰ سال پایان یافت.
بحران قرن سوم و آغاز درگیری‌های داخلی

قرن سوم میلادی، آغازگر دوران اغتشاش و آشوب نظامی بود که سرانجام به سقوط و فروپاشی امپراتوری روم انجامید. در اواخر قرن اول پیش از میلاد، زمانی که آگوستوس اعلام کرد که جنگهای داخلی پایان یافته است، امپراتوری روم با حملات خارجی کم تر، صلح، پیشرفت و ترقی اقتصادی همراه بود، اما در قرن سوم پس از میلاد، درگیری‌های داخلی و بحران‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی باعث فروپاشی قدرتمندترین امپراتوری جهان آن زمان شد. در این دوران، رومی‌ها دائماً در معرض حملات و تجاوز اقوام بیگانه، جنگ‌های داخلی و تورم شدید اقتصادی بودند. البته شاید ریشه بخشی از این مشکلات به نوع واگذاری قدرت آگوستوس بازمی گشت.نخستین امپراتور روم که قصد داشت دلبستگی خود به حکومت را کم ارزش و کم اهمیت جلوه بدهد، هیچ قانونی برای محدود کردن حقوق جانشینان بعد از خود بر جای نگذاشت. پیش از این و در قرن اول و دوم میلادی، اختلاف نظرها و مشاجره‌های بسیاری در مجلس سنا بر سر اینکه چه کسی می‌تواند جانشین امپراتور باشد، صورت گرفته بود در مورد حق جانشینی، جنگ‌های داخلی کوتاه مدتی هم روی داده بود، اما در قرن سوم این جنگ‌های داخلی بر سر کسب قدرت، تبدیل به یک عامل داعمی و همیشگی شد، به طوری که هیچ نامزد به تنهایی نمی‌توانست بر رقبای خود پیروز شود و وارث تخت و تاج شود و یا اینکه موقعیت خود را به عنوان امپراتور برای مدت طولانی حفظ کند. بین سالهای ۲۳۵ تا ۲۸۴میلادی، بش از ۲۵ امپراتور مختلف، بر روم حکومت کردند که همگی آنها جز ۲تن، یا به قتل رسیدند یا در میدان جنگ کشته شدند. در این دوران، ترکیب سازماندهی ارتش روم که بیش تر در مرزهای شمالی و شرقی متمرکز شده بود، دیگر نمی‌توانست برای سرکوب حملات خارجی چاره‌ای بیندیشد. کاهش مشارکت شهروندان در اداره حکومت محلی نیز امپراتوران را مجبور به مداخله کرد و به این ترتیب مسئولیت دولت مرکزی آرام آرام افزایش یافت. این دوره با ترور دیوکلتین پایان یافت. دیکلوتین یا با مهاجرت و چیره دستی و یا صرفاً با خوش شانسی، بسیاری از مشکلات حاد و شدیدی را که خود آنها را تجربه کرده بود، حل کرد. با این وجود مشکلات اصلی حل نشدند و سرانجام باعث خرابی و ویرانی در امپراتوری غربی شدند. تحولات این دوره، شروع عصر طلایی زودگذر و پایان دوره باستانی روم بود.
نقش برجسته پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم، بیشاپور در نزدیکی شهر کازرون ، شاپور اول (سوار بر اسب) در تسخیر امپراتور روم والرین (ایستاده)، فیلیپ عرب (زانو زده) تحت پیگرد برای صلح و گوردیان سوم (در زیر اسب) (در قرن سوم میلادی، زمانی که امپراتوری ساسانی ایران در اوج قدرت خود بود، شاپور اول در چند نبرد پیاپی موفق شد سه تن از فرماندهان ارتش روم به نام‌های گوردیان سوم، فیلیپ عرب و والرین که یکی پس از دیگری به مقام امپراتوری رسیده بودند، شکست دهد و آنها را از تجاوز به مرزهای غربی ایران بازدارد).
اصلاحات دیوکلتین
تندیس نخستین تتراچیهای روم (دو آگوستوس و سزارهایشان): دیوکلتین، ماکسیمیان، گالریوس و کنستانتیوس

در اواخر قرن سوم میلادی، تبدیل امپراتوری واحد به دو امپراتوری تجزیه شده شرقی و غربی اجتناب ناپذیر بود. در سال ۲۸۵میلادی، هنگامی که دیوکلتین رقیبش کارینوس را شکست داد، طولی نکشید که به مقام امپراتوری رسید. دیوکلتین، طی سال‌ها تجربه به این نتیجه رسیده بود که با وجود فشارهای داخلی و تهدیدهای نظامی در جبهه‌های مختلف و به خصوص امپراتوری ساسانی در شرق، اداره کل امپراتوری بزگ روم توسط یک نفر غیر ممکن است. به همین دلیل او در یک اقدام انقلابی، امپراتوری را در امتداد محور غربی و شرقی به دو ناحیه مساوی تقسیم کرد و اداره دو امپراتوری را به دو نفر، با عنوان آگوستوس سپرد. دیوکلتین خود، آگوستوس شرقی شد و دوست قدیمی خود، ماکسیمیان را به مقام آگوستوس غربی منصوب کرد. در سال ۲۹۳میلادی، قدرت بار دیگر تجزیه شد، به طوری که هر آگوستوس، معاون زیردستی به نام سزار انتخاب کرد تا در اداره حکومت به وی کمک کند و به این ترتیب، صفی از جانشین‌های با تجربه برای مقام آگوستوس تربیت شدند. گالریوس، سزاری بود که تحت رهبری دیوکلتین قرار داشت و کنستانتیوس، سزار تحت فرماندهی مکسیمیان بود.
کنستانتین و تغییر پایتخت امپراتوری
مجستمه عظیم برنزی از کنستانتین یکم.

گروه فرمانروایان چهارگانه یا تتراچی با مرگ کنستانتیوس در سال ۳۰۶میلادی منحل شد. سربازان و سپاهیان او، فوراً پسرش کنستانتین را به عنوان آگوستوس جدید تعیین کردند. همان سال شورش بزرگی در روم درگرفت که کنستانتین یکم موفق به سرکوب شورشیان شد و یک معاهده با رقیبش گالریوس در شهر میلان منعقد ساخت. طبق این معاهده معروف، دین مسیحیت در سراسر امپراتوری روم به رسمیت شناخته شد.

در سال ۳۳۰میلادی، کنستانتین به بیزانتیوم رفت و دستور داد شهر بزگ و مجهزی در آنجا احداث کنند. این شهر بعدها به افتخار وی کنستانتینوپول (قسطنطنیه) نام گرفت و به پایتخت امپراتوری بیزانس تبدیل شد. ساخت این شهر ۵ سال به طول انجامید و پس از تکمیل بود که کنستانتین دستور داد پایتخت از شهر رم به قسطنطنیه تغییر یابد.

با مرگ کنستانتین، بار دیگر روم دچار اغتشاش و تزلزل شد و جنگ میان سرداران آغاز گردید. سرانجام یکی از سرداران به نام ژولیان، موفق شد بر رقبای خود چیره شود و به مقام امپراتوری دست یابد. ژولیان به عنوان امپراتور تنها و انحصاری به مدت ۲ سال فرمانروا و امپراتور روم بود. ژولیان یک کافر سنتی و قدیمی نبود و عقاید شخصی او به میزان بسیار زیادی تحت تاثیر مکتب افلاطونی قرار داشت، اما عقاید متجددانه او در مورد بی دینی با مرگش در سال ۳۶۳میلادی در حین جنگ با ساسانیان پایان یافت. پس از مرگ ژولین، افسران ارتش یکی از فرماندهان به نام ژوویان را به عنوان امپراتور انتخاب کردند. ژوویان که می‌دانست پس از مرگ امپراتور، سربازان انگیزه کافی برای ادامه نبرد ندارند، بنای صلح گذاشت و با شاپور دوم معاهده ترک مخاصمه را امضا کرد. بر اساس این معاهده، سرزمین‌هایی را که رومی‌ها در زمان تراژان فتح کرده بودند، دوباره به ساسانیان واگذار شد.
سلسله والنتین
تقسیم دوباره امپراتوری روم بعد از مرگ تئودئوس اول برای همیشه

از زمان مرگ کنستانتین، وظیفه انتخاب و انتصاب آگوستوس جدید، دوباره به عهده افسران ارتش گذاشته شده بود. در سال ۳۶۴میلادی، افسران ارتش روم سرداری به نام والنتیانوس را به عنوان آگوستوس انتخاب کردند. در اواخر همان سال و به دنبال مرگ مشکوک امپراتور ژوویان، والنتینیان یکم طرح تقسیم امپراتوری را مطرح کرد و برادرش والنس را به عنوان شریک امپراتوری منصب نمود. طبق طرح والنتیانوس، امپراتوری روم به دو نیمه غربی و شرقی تقسیم شد. والنتیانوس به امپراتوری روم غربی رسید و برادرش والنس به امپراتوری روم شرقی منصوب گردید. از این زمان، امپراتوری روم هنوز یک دولت با دین و زبان واحد بود، اما در واقعیت به دو شکل دو نیمه کاملاً مستقل درآمد. این شکاف برای نیمه غربی چندان خوب نبود، چون هم از لحاظ جمعیت، ثروت و موقعیت استراتژیک نظامی در سطح پایین تری از روم شرقی قرار داشت.امپراتوری روم که جدا شده بود، در زمان تئودئوس اول دوباره به یک امپراتوری واحد درآمد، او توانست روم شرقی و روم غربی را متحد کند. اما او آخرین کسی بود که امپراتور هر دو قسمت بود. بعد از مرگ وی این دو قسمت برای همیشه از هم جدا شدند.
طبقات اجتماعی در روم
پاتریسین

مردم، در روم باستان به دو گروه بزرگ تقسیم می‌شدند: پاتریسین و پلبین.پاتریسین‌ها ظاهراً نخستین سکنهٔ رم به شمار می‌آمدند، که اصالتی لاتینی داشتند. امّا پلبین‌ها از اقوام مهاجر ومهاجمی بودند که بعدها در این ناحیه و یا در سرزمین‌های اطراف آن، استقرار یافتند. این دو گروه برای قرنها در کنار یکدیگر به سر می‌بردند و ساکنان اصلی رم را تشکیل می‌دادند.پاتریسین‌ها به ۳ قبیله و هر قبیله به ۱۰ کوری تقسیم می‌شد. این کوری‌ها معرف یک سازمان انتخاباتی ونظامی بودند. برخی از طایفه‌های پاتریسین‌ها عبارت بودند از: (مانلیها، والریها، آیمیلیها، کورنلیها، فابیها، هوراتیها، کلاودیها، یولیها و...). گذشته از پاتریسین ها(که از ابتدا، قدرت مطلق بودند) و پلبها(که بعدها تا حدی قدرت گرفتند) و گذشته از سازمان‌ها وتشکیلات ملی وپادشاهی که در رم پدید آوردند، قدرت سومی هم در کشور وجود داشت وآن سنا بود که ظاهراً ابتدا از ۱۰۰ عضو ودر پایان عهد سلطنتی از ۳۰۰ عضو تشکیل می‌شد. فقط پاتریسین‌ها می‌توانستند عضو سنا را داشته باشند و در مراسم عمومی مذهبی شرکت کنند. پلبین‌ها از جمیع حقوق مدنی، سیاسی ومذهبی محروم بودند وبدین ترتیب اهالی به دو دستهٔ جدا ومتمایز از یکدیگر تقسیم می‌شدند.
پلب‌ها

مدتی پس از استقرار طوایف و قبایل پاتریسین در روم، سکنهٔ شهر رم پیوسته و رفته رفته رو به افزایش گذاشت. اهالی سایر شهرها و ایالات ایتالیا نیز، برای زندگی به رم روی آوردند.از سوی دیگر، رومی‌ها شهرهای همجوار را تسخیر می‌کردند و بخشی از اهالی این شهرها را در روم اسکان می‌دادند. در ضمن آنها بهترین اراضی همسایگان خویش را نیز تصرف می‌کردند و به «مزرعهٔ اشتراکی» (که مجموعه‌ای از قطعات زمین متعلق به پاتریسین‌ها بود)، پیوند می‌زدند.اهالی غیزبومی روم و فرزندانشان را پله بین می‌نامیدند. اکثر آنها زارع و پیشه ور بودند. قطعات زمینی که به پله بین‌ها می‌رسید، بسیار کوچک و نامرغوب بود. با این وجود در میان آنها افراد ثروتمند نیز حضور داشتند. پله بین‌های ثروتمند عبارت بودند از: تُجّار و مالکان کشتی‌ها.پله بین‌ها از برخورداری از هرگونه حقوقی به طورکامل محروم بودند. آنها نصیبی از مزرعهٔ اشتراکی نمی‌بردند و در مجلس ملی و سنای روم نیز حق شرکت نداشتند. با این وجود این تصور که همهٔ آنان جزو بردگان محسوب می‌شدند، با توجه به آنچه که گفتیم، صحیح نیست. (برخی پلب‌ها را به خطا در فارسی، بردگان ترجمه کرده‌اند و آن را مقابل کلمهٔ شهسواران که ترجمه‌ای برای پاتریسین هاست، قرار داده‌اند)تنها آن عده از پله بینهایی که مدیون بودند و به موقع قرضها و دیون خود را نمی‌پرداختند، توسط پاتریسین‌ها به بردگی گرفته می‌شدند.
هنر رومی
نقاشی رومی با آبرنگ روی گچ، زن با سینی، ویلایی در سن مارکو

با آغاز امپراتوری روم به مرور هنر این کشور بر هنر یونان تفوق یافت و جا یگزین آن گردید. هنر روم بر اساس امپراتوری متحد الشکل این کشور ایجاد گردید و به امکانات نسبتاً واحدی دست یافت و در عرصه وسیعی گسترش پیدا کرد. در سده‌های اول و دوم میلادی، هنر هلنی (یونانی) که از خصایص و ویزگی‌های سوداگرایانه‌ای برخوردار بود بر هنر امپراتوری روم برتری داشت. بر اساس هنر یونان، پیکر تراشی که یکی از هنرهای برجسته و اصلی به شمار می‌رفت ججایگزین نقاشی (هنر رومی) گردید. به مرور زمان ویزگی‌های هنر رومی رو به افزونی نهاد و نسبت به هنر یونانی پیشی گرفت به طوری که در قرن سوم پیش از میلاد، نمونه برداری و تقلید از آثار هنری یونان به پایان می‌رسید و هنر رومی بر هنر هلنی که به بن بست رسیده بود و هنری اشرافی محسوب می‌شد، تفوق حاصل کرد . این هنر ( رومی ) با رشد و نمو و توسعه چشمگیر به احراز مقام پیکر تراشی عصر کلاسیک یونان دست یافت. روم که از ابرقدرتهای شگفت انگیز دنیای باستان بود بعد از مرگ امپراتور تئودئوس کبیر به دو کشور پهناور تقسیم شد.اواخر دوران امپراتوری روم غربی به علت پایگاه طبقاتی سرداران از پایین ترین صفوف و جایگزینی آنها بر اشرافیت هنر ویزگیهای کلاسیک خود را از دست داد و خصلت‌های مردمی و شهری به خود گرفت و هنر یونان را از میان به در برد. آثار هنری روم به علت اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حاکمیت سیاسی، بر خلاف آثار هنری یونان که بنابر شرائط اقتصادی، اجتماعی، یادبودی و فاقد حماسه و دراماتیک با خصلتها و ویزگیهای تشریفاتی و انفرادی بود، شکلی حماسی، تاریخ نگاری و دراماتیک به خود گرفت.
موسیقی رومی
نواختن موسیقی توسط موسیقیدانان رومی، موزاییک رومی در شهر پامپی
نقاشی دیواری رومی از چنگزن

بعد از یونان امپراتوری بزرگ روم آغاز گردید که پنج قرن به طول انجامید. حیات فرهنگی رومی‌ها در ابتدا تحت تاثیر و نفوذ یونانیان بود و در همه زمینه‌ها از آنان بهره می‌گرفت به خصوص موسیقی که از اهمیت فراوانی برخوردار بود. آنها تعلیمات موسیقی را از یونانیان فرا گرفتند. (حتی تعلیم موسیقی به عهده یونانیان بود) به این طریق موسیقی و سازهای موسیقی یونان در روم رواج پیدا کرد و به دنبال آن موسیقیدانان رومی به وجود آمدند. از کارهای مهمی که توسط آنها صورت می‌گرفت اجرای مراسم مذهبی و جشنهای درباری بود. البته موسیقی بیشتر در میهمانی‌ها و جشن‌ها به کار می‌رفت تا در مراسم مذهبی . قدمت موسیقی در روم به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد. در این کشور افراد فقیر به نوازندگی و خوانندگی به طور سیار پرداختند و اولین خنیاگران دوره گرد به وجود آمدند. به طوریکه با سفرکردن از شهری به شهر دیگر و با اجرای نمایشهای خیابانی، نوازندگی، خوانندگی و شعبده بازی موجب سرگرمی مردم می‌شدند که بعدها با اقتباس از آنها اپرا شکل گرفت. وقتی که مسیحیت در روم استوار گردید در آنجا عناصری از ملوپه (آوازی موزون که دکلااسیون را همراهی می‌کند) یونانی و لاتین با تلاوت آیات عبری (Pslamedic نوعی شعر خوانی آوازگونه) در هم آمیخت. آواز کلیسایی مسیحی در نتیجه اختلاط موسیقی کنیسه‌ها (از راه کلیسای سوریه) که سرشار از ظرافتهای تزیینی بود با موسیقی همو فونیک یونانی که گرایشی به خواندن اشعار داستانی داشت پدیدار گشت. هم اکنون می‌توان تاثیر نغمات و کلام یونانی را در اروپای غربی مشاهده نمود. به طوریکه در امپروپریا که متشکل از آیین نماز و نیایش بود و در روزهای بخصوصی اجرا می‌شد وقتی یک گروه به لاتین آواز می‌خواند دسته مقابل جواب آنها را به یونانی می‌داد و نواهای آنها از رنگ و بوی یونانی برخوردار بود. حتی رسالات و اناجیل اربعه که در مس‌های آیینی پاپ در کلیسای سن پیتر توسط راهبان اجرا می‌گردید اول به زبان لاتین سپس به زبان یونانی خوانده می‌شد. اکنون نیز قطعه شعر آللویا که در دیر بارکینگ باقی‌مانده است متناوب به زبان یونانی و لاتین در مراسم مخصوصی خوانده می‌شود. در روم مانند عصر طلائی یونان زمان، زمان پیشرفت و تمدن بود. بیشتر امپراتوران آنها به موسیقی علاقه داشتند و به رشد و گسترش آن کمک بسیار می‌کردند. اهمیت آن به حدی رسید که بعضی از نمایشها را بدون کلام و فقط با موسیقی اجرا می‌کردند که به آن پانتومیم گفته می‌شود.
خدایان روم و باستان
ارابه زئوس، ۱۷۸۹ داستانی از تراژدیانس، کلیسای آلفرد، یونان.
مجستمه پوزئیدون در آمستردام، هلند.
نقاشی ژوپیتر بر دیواری در پومپئی، با عقاب و جهان
نقش برجسته میترا و آنتیوخوس یکم، کوه نمرود، قرن اول قبل از میلاد
مجستمه آرس در موزه لوور
مجستمه مرمری از هرکول و فرزند خود تلفوس
المپ

خدایان المپ یا المپ نشیناناین، خدایان ۱۲ تن بودند که پس از سرنگونی تایتانها (Titans خدایان اولیه) به حکومت پرداختند. کوه المپ محل نبرد تایتانها با خدایان دوازده گانه بود و بعدها هم به عنوان محل زندگی خدایان از آن نام برده شد. تمام المپ نشینان به نوعی با یکدیگر نسبت داشتند و بنا به شرایط زمانه هر از گاهی یک یا چند تن از آنها بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت. برای مثال اگر در زندگی واقعی، همسر حاکم یا شخص قدرتمند منطقه از شخصیت قوی یا خانواده مهمتری بود، خدایان زن و به خصوص هرا (Hera) که خدای مادر بود مورد توجه می‌گرفت. اگر جنگی در میان بود، معبد خدای جنگ بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت.
زئوس

زئوس فرزند کرونوس (Cronus)، تایتان بزرگ، بود. او پدرش را سرنگون کرد و بر سر حکومت با برادرانش پوزئیدون (Poseidon) و هادس (Hades) قرعه کشی کردند، زئوس در نتیجه این قرعه کشی به نام بزرگ خدایان شناخته شد، او فرمانروای آسمان و باران و اسلحه اش آذرخش است که آنرا به سمت کسی که او را ناخشنود کرده ، پرتاب میکرده است. یکی از مواردی که او را بسیار خشمگین می‌کرد دروغگویی و پیمان شکنی بوده است. زئوس هرا (Hera) را به همسری گرفت اما به خاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان شهرت داشته است.
پوزئیدون

پوزئیدون برادر زئوس است و در قرعه کشی که پس از سرنگونی پدرشان انجام شد، دریا را به دست آورد و به نام خدای دریا شناخته می‌شود. دریانوردان و ماهیگیران از پرستندگان او به شمار می‌روند. پوزئیدون با آمفی تریت (Amphitrite) که نوه اوسیانوس (Oceanus) تایتان آبهای به هم پیوسته جهان، ازدواج کرد. اسلحه او یک نیزه سه شاخه است، که می‌تواند جهان را بلرزاند و هر چیزی را درهم بشکند. او پس از زئوس قدرتمندترین خدا است و طبیعتی ستیزه جو و حریص دارد، به همین برای به دست آوردن شهرهای خدایان دیگر، با آنها درگیر میشده است.
هادس

هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل می‌دادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش می‌شدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی‌ها (Erinnyes) یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به شمار می‌رفت. همسر او پرسفونه بود که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس (Thanatos) خدای مرگ بود.
دیگر خدایان روم و باستان

    ژوپیتر: پادشاه خدایان
    آپولو: خدای موسیقی و پیشگویی و نباتات
    مینرو: رب‌النوع عقل و هنر
    دیانا: الهه زمین و شکار
    ونوس: الهه عشق و زیبایی
    آنو: خدای آسمان
    انیل: خدای زمین
    اوشنوس: خدای اقیانوس ها
    ایشتار: خدای عشق و باروری
    سیس: الهه دریا
    دثا: الهه سیل
    دمتر: الهه زراعت
    زئوس: خدای خدایان
    شاماس: خدای خورشید
    ماکوس: الهه شراب
    میترا: الهه مهر، خورشید و راستی
    ناناز: خدا ماه
    نپتون: خدای دریاها
    ولکان: خدای آتش
    ومته: الهه خیر و نیکی
    هرکول: الهه شجاعت
    مرکوری: خدای تجارت
    وستا: الهه آتش
    وولکان: خدای صنعت
    یرس: الهه گناه
    هادس: خدا مردگان
    دیمتر: الهه ی میوه‌ها و گیاهان
    هفائستوس: رب‌النوع زرگران
    کرونوس: فرمانروا تایتان ها
    آمفریته: الهه دریاها(همسر پوزیدون)
    نمیسیس: الهه انتقام

        کلوتو, لاچه سیس, آترپوس: سه الهه تقدیر

    پن: یاور شکارچیان
    پوزئیدون: خدای اقیانوس ها
    اریس: الهه نفاق
    آرس: خدای جنگ
    پرسفون: الهه شکار
    تتیس: الهه دریا ها(مادر آشیل)
    پالاس: یکی دیگه از خدایان جنگ
    فوبوس: خدای آفتاب
    باکوس: الهه خوشگذرانی
    یونو: الهه آسمان
    پاندورا: الهه تمام نعمت ها
    آریون: الهه موسیقی

کامپانیا

کامپانیا یکی از ناحیه‌ها در کشور ایتالیا واقع در قاره اروپا می‌باشد.

محتویات

    ۱ جغرافیا
    ۲ تاریخ
    ۳ گردشگری
    ۴ منابع

جغرافیا

این منطقه در جنوب ایتالیا قرار دارد.

مساحت آن ۱۳٫۵۹۵ کیلومتر مربع است و دارای ۵٬۸۳۳٬۱۳۱ نفر جمعیت می‌باشد .

شهر ناپل مرکز این ناحیه به شمار می رود .
تاریخ

به واسطه وجود شهر ناپل این ناحیه در تاریخ ایتالیا نقش مهمی داشته است .

در دوران حکومت امپراتوری روم این منطقه به عنوان یکی از مراکز فرهنگی این امپراتوری به شمار می رفت.
گردشگری

مناظر طبیعی زیبا در این منطقه باعث شده تا صنعت گردشگری در این منطقه رونق فراوانی داشته باشد .

زبان سیسیلی

زبان سیسیلی یکی از زبان‌های رومی است که در بخش‌هایی از ایتالیا بدان سخن گفته می‌شود. این بخش‌ها شامل جزیرهٔ سیسیل و جزیره‌های پیرامون آن، جنوب و مرکز کالابریا، جنوب آپولیا و کامپانیا می‌شود.

زبان‌های رومی‌تبار

زبان‌های رومی‌تبار یا زبان‌های لاتین یا زبان‌های لاتین نو (به انگلیسی: Romance languages) شاخه‌ای از زیرخانوادهٔ زبان‌های ایتالیک در خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی است که شامل زبان‌های متعددی از جمله فرانسوی، اسپانیایی، ایتالیایی، پرتغالی، رومانیایی، کاتالان و سیسیلی می‌شود. ریشه این زبان‌ها به زبان لاتین (گفتاری) می‌رسد.

محتویات

    ۱ نمودار ریشه زبان‌ها
    ۲ مقایسه واژه‌ها
    ۳ درصدها
    ۴ منابع

نمودار ریشه زبان‌ها

این نمودار ناقص هست و در حال کامل شدن است.
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    لاتین
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    لاتین کلاسیک    
 
   
 
   
 
    لاتین عامیانه
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    رومی منطقه‌ای    
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    ساردنیایی
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    رومی ایتالی-غربی    
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    رومی شرقی
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    رومی غربی    
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    نیا-ایتالیایی    
 
    رومی بالکان    
 
    دالماسی
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
    رومی ایبری    
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    رومی گالی    
 
    ایتالیایی    
 
    نیا-رومانیایی    
 
    واژه‌های آلبانیایی
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
پرتغالی    
 
    اسپانیایی    
 
    رومی اکیتان    
 
    فرانسوی    
 
    رومانیایی    
 
    آرومانی
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
   
 
    کاتالان    
 
    اکسیتان    
 
   
 
   
 
   
 
مقایسه واژه‌ها

در جدول زیر مقایسه واژه‌ها در زیر شاخه‌های زبان لاتین را مشاهده می‌کنید. (زبان‌های فارسی و انگلیسی به عنوان ترجمه در اینجا قرار گرفته‌اند و جزو این مجموعه نمی‌باشند.)
فارسی     لاتین     ساردینیایی     ایتالیایی     سیسیلیلیی     رومانیایی     فرانسوی     اوکیتان     کاتلان     آرگونس     اسپانیایی     اتریشی     میراندس     گالکانی     پرتغالی     ونیزی     انگلیسی
آب     aqua     abba     acqua     acqua     apǎ     eau     aiga     aigua     augua     agua     agua     auga     auga     água     aqua     water
زیاد     altum     artu     alto     autu     înalt     haut     naut     alt     alto     alto     altu     alto     alto     alto     alto     high
اسب     caballum     caàddu     cavallo     cavaddu     cal     cheval     caval     cavall     caballo     caballo     caballu     cabalo     cabalo     cavalo     cavaeo     horse
من     ego     deo     io     iu     eu (io)     je     je     jo     yo     yo     yo     you     eu     eu     mi     I
انجام‌دادن     facere     faghere     fare     fari     (a) face     faire     far/fàser     fer     fer     hacer     facer     fazer     facer     fazer     far     to do
آتش     focum     fogu     fuoco     focu     foc     feu     fuòc     foc     fuego     fuego     fueu     fuogo     fogo     fogo     fogo     fire
جزیره     insulam     isula     isola     isula     insulǎ     île     iscla     illa     isla/isola     isla/ínsula     isla     ilha     illa     ilha     isoea     island
شیر(مایع)     lactem     latte     latte     latti     lapte     lait     lach     llet     leit     leche     lleche     lheite     leite     leite     late     milk
زبان     linguam     limba     lingua     lingua     limbǎ     langue     lenga     llengua     luenga     lengua     llingua     lhéngua     lingua     língua     lengoa     tongue/language
مال ما     nostrum     nostru     nostro     nostru     nostru     notre     nòstre     nostre     nuestro     nuestro     nuesu     nuosso     noso     nosso     nostro     our
نو     novus     noa     nuovo     novu     nou     neuf     nòu     nou     nuebo     nuevo     nuevu     nuobo     novo     novo     novo     new
پوست     pellem     pedde     pelle     peddi     piele     peau     pèl     pell     piel     piel     piel     piel     pel     pele     pée     skin
باران     pluviam     pròia, proìda     pioggia     chiuvuta     ploaie     pluie     pluèja     pluja     plebia     lluvia     lluvia     chuba     chuvia/choiva     chuva     piova     rain
سه(عدد)     tres     tres     tre     tri    

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی (به انگلیسی: Radio Free Europe/Radio Liberty، مخفف: RFE/RL) سخن‌پراکننده‌ای است که کنگره ایالات متحده بودجهٔ آن را تعیین می‌کند، و خبر، اطلاعات و تحلیل‌هایی را برای کشورهایی در اروپای شرقی، آسیای میانه، و خاور میانه «که گردش آزاد اطلاعات در آنها یا توسط مقامات دولتی ممنوع شده یا کاملاً توسعه نیافته» ارائه می‌دهد.[۱] یک سازمان فدرال فراحزبی ناظر بر همه خدمات سخن پراکنی بین المللی ایالات متحده به نام هیئت رئیسه سخن‌پراکنی بر رادیو آزادی نظارت می کند.[۲]

این رسانه که به عنوان منبعی خبری برای پروپاگاندا در ۱۹۴۹ توسط کمیته ملی برای اروپایی آزاد، تأسیس شد تا ۱۹۷۲ از سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) تأمین بودجه می‌شد.[۳][۴] در جریان اولین سال‌های حیات رادیو اروپای آزاد، سیا و وزارت امور خارجه آمریکا رهنمودهای سیاستی وسیعی صادر کردند و سیستمی توسعه یافت که در آن سیاست سخن پراکنی از طریق مذاکرات بین سیا، وزارت امور خارجه و کارکنان این رادیو تعیین می‌شد.[۵]

رادیو اروپای آزاد هنوز در اروپا و خاورمیانه حضور فعال دارد و برنامه‌های خود را به مدت هزار ساعت در هفته، روی امواج کوتاه، AM، FM رادیویی و یک وب‌گاه و به ۲۸ زبان زنده دنیا از جمله آلبانیایی، ارمنی، عربی، آذربایجانی، بوسنیایی، چچنی، دری، قزاقی، مراکشی، پشتو، فارسی، روسی، تاجیکی، ترکمنی، اوکراینی و رومانیایی ارایه می‌کند.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ موقعیت فعلی
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

تاریخچه

پس از تأسیس کمیته ملی اروپای آزاد در سال ۱۹۴۹ در نیویورک، نیاز به وجود یک ابزار رسانه‌ای احساس می‌شد. از این رو مدیران کمیته اقدام به راه اندازی دفتر مرکزی رادیو اروپای آزاد در مونیخ آلمان کردند. این رادیو نخستین برنامه خود را با موج کوتاه در تاریخ ۴ ژوئیه ۱۹۵۰ روی حوزه چک و اسلواکی مخابره کرد.

رادیو اروپای آزاد از همان ابتدا (تاکنون) بودجه خود را از کنگره آمریکا دریافت می‌کرد و تا سال ۱۹۷۱ کارکنان آن باید حتماً از سوی سازمان سیا گزینش می‌شدند. در حقیقت برنامه‌های این رادیو بخشی از پروژه جنگ روانی سیا را علیه پرده آهنین کمونیسم تشکیل می‌دادند.

موضوع تامین هزینه‌های رادیو توسط سیا تا سال ۱۹۷۱ یعنی زمانی که اساسنامه سازمان تحت قوانین موسسه‌های غیرانتفاعی و غیردولتی بازنویسی شد، افشای عمومی نشده بود.

در سال ۱۹۷۶، رادیو اروپای آزاد با یک سازمان مشابه دیگر به نام رادیو آزادی که فعالیت‌های ضد کمونیستی داشت و بودجه‌اش توسط گنگره آمریکا تامین می‌شد، ادغام و از آن پس، رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی (RFE/RL) نام گرفت. گفتنی است رادیو آزادی با ماهیتی کاملاً مشابه در سال ۱۹۵۱ و توسط کمیته آمریکایی موسوم به «آزادی مردم روسیه» تأسیس شده بود.

مقام‌های اتحاد جماهیر شوروی برای مقابله با برنامه‌های این رادیو از هیچ تلاشی فروگذار نبودند که از آن جمله می‌توان به پارازیت انداختن روی امواج اشاره کرد. به علاوه گوش کردن به برنامه‌های این رادیو در اغلب کشورهای کمونیستی شرق اروپا غیر قانونی و با دشواری همراه بود.

مجموعه این تدابیر و اقدام‌ها تا سال ۱۹۸۸ ادامه داشت. در مقابل، سازمان سیاست گسترش و توسعه فعالیت‌های خود را پیگیری می‌کرد که اجرای برنامه به زبان افغانی در قالب رادیو آزاد افغانستان بین سال‌های ۸۵ تا ۹۳ از آن جمله بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه ۹۰ به کاهش بودجه رادیو منجر شد. مقر مرکزی رادیو در سال ۹۵ به پراگ، پایتخت جمهوری چک منتقل و از حجم برنامه‌های اروپایی کاسته شد.

در مقابل، خاورمیانه به صدر دستور کار رادیو منتقل شد. به طوری که دو سرویس جدید رادیو عراق آزاد (به عربی) و بخش فارسی از سال ۹۸ آغاز به کار کردند. یک سال بعد سرویس رادیو کوزوو راه اندازی و در سال ۲۰۰۲ رادیو افغانستان آزاد مجدداً فعالیت خود را سر گرفت. هم‌زمان سرویس فارسی رادیو اروپای آزاد به رادیو فردا تغییر نام یافت.
موقعیت فعلی

در حال حاضر، رادیو اروپای آزاد / رادیو آزادی به رغم دریافت بودجه از کنگره آمریکا، مدعی است که با هدف اشاعه و گسترش اصول دموکراسی، به طور مستقل و غیر دولتی و بدون وابستگی به طیف‌های خاص سیاسی برنامه‌های بین‌المللی خود را به مناطق شرق و جنوب شرق اروپا، روسیه، قزاقستان، آسیای میانه، خاورمیانه و جنوب غربی آسیا مخابره می‌کند.

این رادیو در ۱۹ کشور مختلف دنیا دفتر دارد و علاوه بر پرسنل ثابت و ژورنالیست‌هایی که در این دفترها استقرار یافته‌اند، از همکاری بیش از ۷۵۰ گزارشگر حق‌التحریری (غیر ثابت) محلی و بومی در کشورهای مختلف بهره می‌گیرد.

این رادیو از سال ۹۶ به این سو، فعالیت خود را براساس همکاری و مشارکت با ۲۴۰ سازمان مختلف بین‌المللی پایه نهاده و با بهره گیری از ابزارهای جدید رسانه‌ای و فناوری، بر دامنه مخاطبان خود افزوده است.

براساس نظرسنجی رادیو از مخاطبان، ۵۸ درصد از مجموع شنوندگان از ۱۸ کشور تحت پوشش، به طور مستمر و همیشگی، شنونده این رادیو هستند. تارنمای اینترنتی رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی با ارایه برنامه‌های چند زبانه و چند رسانه‌ای (متن و تصویر و صدا) در افزایش مخاطبان آن تأثیر چشمگیری داشته، به طوری که تنها در ماه مارس ۲۰۰۷ صفحات خبری سایت به تقریب ۵/۲۰ میلیون بازدیدکننده داشته‌اند.

در حال حاضر ریاست رادیو بر عهده دکتر «جفری جدمین» است که از ۲ فوریه ۲۰۰۷ به این سمت منصوب شده است. وی پیش از آن به عنوان کارشناس امور سیاسی و بین‌الملل در انستیتو امریکن اینتر پرایز فعالیت می‌کرد.

هیئت رئیسه سخن‌پراکنی

هیأت رئیسه سخن‌پراکنی یا هیأت کارفرمایان پخش[۱] (به انگلیسی: Broadcasting Board of Governors، به طور خلاصه شده BBG) که در میان برخی در ایران به «بنگاه سخن‌پراکنی آمریکا» شهرت دارد، یک سازمان خبرگزاری متعلق به دولت ایالات متحدهٔ آمریکا است. هدف از ایجاد این سازمان پیشبرد و گسترش دموکراسی و آزادی در جهان به ویژه خاورمیانه اعلام شده‌است. محصولات رسانه‌ای BBG عبارتند از:

    صدای آمریکا (رادیو تلویزیون)
    الحرّه (تلویزیون)
    رادیو سوا (رادیو)
    رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی (رادیو فردا زیرمجموعه‌ای از آن است)
    رادیو آسیای آزاد
    مارتی (ادارهٔ خبرگزاری کوبا - رادیو تلویزیون)

رادیو سوا

رادیو سَوا (به عربی: إذاعة رادیو سوا) یکی از رادیوهایی است که از کشور مصر پخش می‌شود.[نیازمند منبع]

این رادیو که اخبار را در کنار موسیقی پخش می‌کند به وسیلهٔ دولت ایالات متحده آمریکا تأسیس شده و هزینهٔ ی آن نیز از سوی کنگره آمریکا پرداخت می‌شود. این رادیو یکی از محصولات رسانه‌ای هیئت کارفرمایان پخش (BBG) می‌باشد.

پخش آن از ۲۳ مارس ۲۰۰۲ به‌صورت شبانه‌روزی آغاز شد و در بیشتر کشورهای عربی قابل دریافت است. فرکانس آن 990 AM است.