شیر و خورشید نشانی است که تا پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ نماد ملی ایران بود. این نشان تلفیقی از سنن کهن میانرودان، ایران، عرب، ترک، یهودی و مغول است. شیر و خورشید در اصل نشان ستارهبینی، خورشید در صورت فلکیِ اسد (شیر) در منطقةالبروج بودهاست.
در دوران حکومت سلسلههای ترک و از حدود قرن ششم هجری، علامت شیر و خوشید از ستارهبینی وارد کارهای هنری در قلمرو اسلامی از مصر تا آسیای میانه شد. از دوران سلجوقیان روم سکههایی با نقش شیر و خورشید میتوان یافت و سپس این نشان از قرن نهم هجری/پانزده میلادی به طور ناپیوسته بر روی پرچمهای ایران نقش بستهاست.
نشان شیر و خورشید در هر دورهای از تاریخ به گونههای مختلفی تعبیر شدهاست. در آغاز تنها نشانی اخترشناسانه بودهاست نه نمادی حکومتی. در دوران صفویه این نشان تعبیری شیعی/ایرانی پیدا میکند. از زمان شاهان پس از آغامحمدخان قاجار و همزمان با دگرگونیهای فکری و اجتماعی در آن هنگام، تعبیر شیعی این نشان رفتهرفته کمرنگ میشود. در این دوران است که این نشان به اشتباه به ایران پیش از اسلام نسبت دادهمیشود. نشان شیر و خورشید پس از انقلاب ۱۳۵۷ با نشان کنونی جمهوری اسلامی جایگزین میشود.
محتویات
۱ ریشههای نشان شیر و خورشید
۱.۱ ریشه در ستارهبینی
۱.۲ ریشه در سنتهای سامی
۱.۳ در سنتهای ایرانی
۱.۴ تأثیر سنتهای اسلامی، ترکی و مغولی
۲ دوران سلسلههای ترک
۳ دوران گورکانیان هند
۳.۱ نخستین پرچمهای شیر و خورشید دار
۴ دوران صفوی
۵ دوران افشار و زند
۶ دوران قاجار
۶.۱ اوایل قاجار
۶.۱.۱ تغییرات گسترده در شکل و تعبیر شیر و خورشید
۶.۲ دوران زمامداری ناصرالدین شاه
۷ پس از انقلاب مشروطه و دوران پهلوی
۸ پس از انقلاب ۱۳۵۷
۹ پذیرش بینالمللی
۱۰ نگارخانه
۱۱ جستارهای وابسته
۱۲ یادداشتها
۱۳ پانویس
۱۴ منابع
۱۵ پیوند به بیرون
ریشههای نشان شیر و خورشید
نقش شیر در کاخ داریوش در شوش، سده ۵ پیش از میلاد.
خدایان خورشید و ماه نشسته بر پشت شیر؛ سنگنگاره مربوط به هیتی نو؛ ۹۵۰-۸۵۰ پیش از میلاد مسیح
نمونهای از تصویر نجومی و ستارهبینی خورشید در برج اسد (شیر) از کارهای ابومعشر بلخی به سال ۸۵۰ میلادی
نمونهای منطقةالبروج اسلامی و یکی از برجهای ۱۲ گانه: خورشید در برج اسد، موزه پرگامون برلین، آلمان
بخش بزرگی از شواهد و متون ادبی و باستانشناسی، که احمد کسروی، مجتبی مینوی و سعید نفیسی گردآوری و بررسی کردهاند، نشان میدهد که نشان ستارهبینی خورشید در صورت فلکیِ اسد در منطقةالبروج از قرن ششم هجری نقشی نمادین و رایج شد. همین پژوهشها نشان میدهد که این نشان از ستارهبینی و اخترشناسی وارد فرهنگ عام، نشانها و نقوش هنری شدهاست و از آنجا بهتدریج و در حدود سده پانزدهم میلادی (نهم هجری) به نقشهای روی پرچمها وارد میشود.[۱]
به گفتهٔ شاپور شهبازی در ایرانیکا این نماد «تلفیقی از سنن کهن ایران و عرب و ترک و مغول بود.»[۱][۴] افسانه نجمآبادی، استاد دانشگاه هاروارد، بیان میکند که نشان شیر و خودشید موفقیت بی نظیری در میان نشانهای موجود در ایران برای نشان دادن هویت امروزی ایرانی داشتهاست. این نشان از تمام فرهنگهای مطرح در تاریخ ایران تأثیر گرفتهاست، به طوری که نشانها و تعبیرهای زرتشتی، شیعه، ترکی، یهودی را یکجا جمع نمودهاست.[۵] تحول این نشان را میتوان به اختصار چنین تشریح کرد:
ریشه در ستارهبینی
ستاره شناسان باستان قائل به وجود ارتباطی بین موقعیت ستارگان و پدیدههای زمینی بودند. آنها دوازده برج آسمانی را میان هفت جسم گردان آسمانی از جمله خورشید تقسیم میکردند و هر یک یا دو برج را ویژهٔ یکی از جرمها و خانهٔ آن جرم آسمانی میپنداشتند. آنها برج اسد را خانهٔ خورشید میدانستند. خواجه نصیر توسی در منظومه خود در ستارهشناسی مینویسد:[۶]
اولین از بروج با هشتم نام آن بره و دگر کژدم
هر دو مریخ را شدند بیوت همچو برجیس را کمان با حوت
زهره را خانه ثور و هم میزان شمس را شیر و ماه را سرطان
تیر را خانه و شه و جوزا مر زحل راست جدی و دلوعطا
در شعرهای شاعران ایران نیز چنین باوری را میتوان یافت. قطران تبریزی دربارهٔ رفتن پادشاه آذربایجان بدیدن شاه گنجه چنین گفتهاست:[۶]
اگر به خانه شیر آمدهاست شید رواست بدانکه خانه شیداست شیر بر گردون
ریشه در سنتهای سامی
الکساندر کرَپ[پانویس ۱] طی مطالعاتی که بر روی تمدنهای باستانی میان رودان، مصر و آناتولی انجام دادهاست به ارتباط نزدیک بین خورشید و شیر در باورها، اساطیر و خدایان در این تمدنها اشاره مینماید. او ردپای ارتباط شیر و خورشید را از سنتها خاور نزدیک به ستارهبینی در میان رودان و از ستارهبینی تا نشان شیر و خورشید مرسوم در ایران ردیابی میکند. از نمونههای پیوستگی نزدیک شیر و خورشید کرَپ به شَمَش خدای خورشید بابلیان اشاره میکند که به صورت شیر نمایش داده میشدهاست. یا آهی بزرگ فرعون مصر «شیر فرزند خدای خورشید» نامیده میشدهاست. در فلسطین، سامسون پهلوان کشنده شیر، خود در اصل شیری بودهاست که فرزند بَعل شَمَش خدای خورشید بودهاست.[۷]
بنوشته کیندرمن در دانشنامه اسلام نشان شیر و خورشید در ایران بعد اسلام عمدتاً برگرفته از نشان ستارهبینی، خورشید در برج اسد است. واضح است که هنر اسلامی بسیاری از سنن را بدون تغییر آشکاری از تمدنهای قبل به عاریت گرفته بود. ناممکن است که شروع چنین باوری را پیدا کرد. در دوران باستان از اشکال ستارگان برداشتها و تفسیرهایی میکردند. بابلیان طالع سلاطین را درصورت فلکی شیر میدیدند. آنها شیر را به عنوان سلطان حیوانات را در برجی که انقلاب تابستانی در آن بوقوع میپیوندد قرار دادند. این به عنوان نشانه غلبه خورشید بود و از همین رو است که عیسی شیر یهودا (بعنوان غلبه کننده بر مرگ) و علی شیر خدا نام داشت.[۲]
در سنتهای ایرانی
سکه شیر و خورشید دوران سلجوقی
در ایران پیش از اسلام، خورشید نشان میترا بوده و ریشه در عقاید ایرانیان باستان داشته است. در اوستا و گاتها از خورشید بارها یاد شده. خورشید (xvar-šed فارسی میانه) ایزدی است که در یشت ششم اوستا در مورد او آمده که جهان را از آلودگی دور میدارد. خورشید (به صورت یک مرد) همیشه سلطنت را در ایران تداعی میکردهاست: «تصویر بلورین خورشید» سراپرده سلطنتی داریوش سوم را متمایز مینمودهاست. درفش اشکانیان با تصویر خورشید تزیین میشدهاست. بر بالای تاج سلاطین ساسانی گویی قرار داشت که نماد خورشید بود. مالالاس رومی به نامهای اشاره میکند که در آن شاه ایران را «خورشید شرق» و قیصر روم را «ماه غرب» نامیدهاند.
شیر همواره در نقوش برجسته، تندیسها، سردیسها، کاسهها، جامهای زرین و سیمین، در دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی دیده میشده است. شیر پیوند نزدیکی با شاهنشاهی در ایران داشتهاست: ردیفهایی از شیران زینت بخش تخت و ردای شاهان هخامنشی بودهاست. تاج آنتیوخوس اول شاه پارسی تبار کوماژن (حک: ۳۴ـ ۶۹ پیش از میلاد) با تصویر شیر تزیین شده بود. در نقش برجسته مراسم اعطای مقام در نقش رستم، اردشیر یکم زرهی با تصویر شیر به تن داشتهاست. شیر نقش تزیینی مشابهی برای عضدالدوله دیلمی داشتهاست. در برخی لهجهها و گویشهای شرق ایران، واژه شاه، شیر تلفظ میشود.[۴]
تأثیر سنتهای اسلامی، ترکی و مغولی
به گفتهٔ شاپور شهبازی در دانشنامه ایرانیکا سنن عربی-اسلامی، ترکی و مغولی همیشه بر پیوند نمادین شیر و پادشاهی تأکید کرده و جاذبهٔ جادویی خورشید را نیز تأیید میکردند، و مغولها حرمت نهادن به خورشید، بهویژه در حال طلوع، را دوباره در ایران رواج دادند.[۴]
در بین اعراب شبه جزیره عربستان، به مانند سایر نقاطی از آسیا و اروپا که شیر در آن وجود نداشت، شیر به مانند جانوری شبه افسانهای تصور میشد که شاه حیوانات بود و تعجبی نداشت که نماد قدرت پادشاهی باشد.[۲] به گفتهٔ کیندرمن در دانشنامه اسلام این جانور در فرهنگ اعراب سمبل دلیری، شجاعت و جوانمردی بود. در هنر دورهٔ اسلامی نقش شیر پرکاربردترین و مرسومترین از میان حیوانات بود.[۲] بجز معنای ستارهبینی که در نشان «شیر و خورشید» وجود داشت. در سایر کاربردها تنها جنبهای تزئینی داشته و اهمیت و معنای خاصی نداشتهاست.[۲] از فرمهای رایج میتوان به صورت گرد در فوارههای الحمرا یا سرامیکهای ایرانی قرن ۱۲ تا ۱۴ میلادی (عمدتاً به عنوان وسایل ریختن مایعات یا عوددان)، به صورت تنها در حال حمله و یا حمله به جانوری دیگر (برگرفته از سنتهای ایرانی قبل از اسلام) اشاره نمود. یکی از کاربردهای شیر، استفاده به صورت نشان حکومتی مانند آنچه مملوکان مصر و یا احتمالاً سلجوقیان روم (بهمراه خورشید) استفاده میکردند که برگرفته از نشانهای روی سکه که خود عمدتاً برگرفته از نشانهای طالعبینی و ستارهبینی و صورفلکی بودهاست.[۲]
دوران سلسلههای ترک
در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکههایی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت شیرآمده بود. اولین سکه موجود با نقش شیر و خورشید به دوران پادشاهی کیخسرو از سلاجقه روم میرسد. ابن عبری تاریخنگار و دانشمند در کتاب مختصر تاریخ الدول روایتی عاشقانه از این سکه ارایه میدهد که افسانه نجمآبادی این داستان را دور از واقعیت و صحت تاریخی میداند. ابن عبری مینویسد که غیاث الدین کیخسرو فرزند علاءالدین کیکاووس، از شاهان خاندان سلجوقیان روم، دل به شاهزادهای گرجی میبازد. کیخسرو چنان شیفته میشود که به درخواست دختر گرجی برای ضرب سکهای با چهرهٔ او بر آن موافقت میکند اما نزدیکان کیخسرو برای پاس داشت دین اسلام، روا نمیدانند تا چهره زنی نامسلمان بر سکهها نقش بندد. با پایفشاری کیخسرو، چارهای اندیشیده میشود تا از این بنبست بیرون آیند. پیکرهٔ شیری بر سکه نگاشته میشود و بر فراز آن، خورشید که نشان از چهرهٔ زیباروی گرجی است جای میگیرد و بدینگونه خواستهٔ دلبر بر آورده میگردد.[۶]
دوران گورکانیان هند
سلسله گورکانیان هند از ۱۵۲۶ تا ۱۸۵۷ میلادی در بخش بزرگی از شبه قاره هند حکومت میکردند، پرچم اصلی و شناخته شده این حکمرانان «علم» نام داشت این پرچم دارای نشان شیر و خورشید بود.[۸] مغولان هند پیشینه علم خود را به تیمور نسبت میدادند.[۹]
سکه متعلق به دروان جهانگیرشاه پادشاه هند
کاشی با نشان شیر و خورشید متعلق به دوره ایلخانی در دامغان
شیروخورشید
نخستین پرچمهای شیر و خورشید دار
یکی از اولین پرچمهای شیر و خورشید شناخته شده مربوط به ۱۴۲۳ میلادی/۸۲۶ هجری[۱]
قدیمیترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان بر میگردد. این پرچم در مینیاتوری از شاهنامه شمس الدین کاشانی (منظومهای دربارهٔ جهانگشایی مغولان) به تصویر کشیده شدهاست. این مینیاتور که حمله مغولان به حصار شهر نیشابور را نشان میدهد. سربازان (مغول؟) را نشان میدهد که پرچمی مزّین به نشان شیر و خورشید در کنار پرچمی دیگر مزین به هلال ماه حمل میکنند.[۴]
فؤاد کوپریلی[پانویس ۲] در مورد پرچمهای دوره ایلخانان و تیموریان مینویسد که آنان در سپاه از پرچمهایی به رنگهای زرد و قرمز نیز استفاده میکردند و بر روی آنها تصاویر گوناگونی از قبیل اژدها، شیر، قره قوش (نوعی عقاب) و شیر و خورشید نقش میبستهاست. احتمال زیاد وجود دارد که تمغاهای شخصی نیز روی پرچمها به کار میرفتهاست. در نسخهای از شاهنامه استنساخ شده در قرن نهم هجری (زمان مغولها) نگارهای وجود دارد که پرچمی را با تصویر شیر و خورشید در وسط آن نشان میدهد. این پرچم احتمالاً متعلق به ایلخانیان میباشد، زیرا آنها این نقش را روی سکههای خود نیز به کار میبردند.[۴]
فؤاد کوپریلی همچنین میگوید: «تصویر شیر و خورشید در سکههای برخی از فرمانروایان این سلسله [آق قوینلوها] و بعضی سلسلههای دیگر ترک فقط نقشی نجومی است نه مظهر حکومت.»[۴] با توجه به این پرچم و نمونههای مشابه آن در قرن نهم هجری قمری (پانزده میلادی)، مراجع معتبری مانند دانشنامه بریتانیکا و دانشنامه ایرانیکا زمان اولین مدارک موجود از استفاده شیر و خورشید در پرچمهای ایران را این دوران میدانند.[۱][۱۰]
دوران صفوی
محمد رضا بیگ فرستاده شاه صفوی از ورسای دیدن میکند؛ اوت ۱۷۱۵[۱]
به گفتهٔ افسانه نجمآبادی در دوران صفوی نشان شیر و خورشید مظهر دو رکن جامعه بود: «حکومت و مذهب»[۱۱] مشخص است که هر چند درفشهای مختلفی در زمان شاهان صفوی بخصوص نخستین شاهان صفوی استفاده میشدهاست، تا زمان شاه عباس صفوی، نشان شیر و خورشید به نشانی رایج در درفشهای ایران بدل شدهبود.[۱] شاه اسماعیل دوم برای نخستین بار نماد شیر و خورشید را به رنگ طلایی بر روی پرچم ایران سوزن دوزی کرد. این پرچم تا آخر دوره صفوی نیز درفش رسمی ایران بود.[۱۲] به گفتهٔ یحیی ذکا در دوره صفوی «نشان خورشید» نشانگر نظام سال و ماه خورشیدی و «نشان شیر» در آن اشاره به امام علی، «شیر خدا» برگرفته از عبارت مشهور «اسدالله الغالب» است که در بعضی از نشانها این جمله در زیر نشان شیر و خورشید به چشم میخورد و شمشیر در دست شیر نیز ذوالفقار شمشیر مشهور علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان است.[۱۳] تفسیر صفویان از این نشان برمبنای ترکیبی از اسطورهها بخصوص شاهنامه فردوسی، داستانهای محمد پیامبر مسلمانان و منابع اسلامی بود. شاهان صفوی برای خود دو نقش قائل بودند: «شاه و مقدس مرد.» این تفسیر دوگانه از نقش شاه به سبب شجره نامهای بود که شاهان صفوی برای خود قائل بودند. دو شخص نقشی کلیدی در این میان داشتند. جمشید شاه اسطورهای ایران به عنوان بنیانگذار شاهنشاهی در اسطورههای ایرانی و علی، امام اول شیعیان. در این پندار، خورشید سمبل جمشید و شیر سمبل علی امام بود.[۱۴] شاپور شهبازی به نقش کلیدی شاهنامه فردوسی در جهانبینی صفویان اشاره مینماید. او مینویسد که بکارگیری شیر و خورشید توسط صفویان میتواند برگرفته از شعرهایی از شاهنامه باشد که به خورشید ایرانیان در مقابل ماه تورانیان و یا سزار روم ماه غرب و شاه ایران خورشید شرق اشاره میکند. از آنجایی که درفش عثمانیها به عنوان حاکمان سرزمین روم در آن زمان و به عنوان رقیب صفویان هلال ماه بود. صفویان، با الهام از این شعر شاهنامه نشان شیر و خورشید را به عنوان نشان ملی خود برگزیدند.[۱]
به گفتهٔ نجمآبادی خورشید علاوه بر استعاره بر جمشید، دو معنای استعارهای دیگر نیز برای صفویان داشتهاست. مفهوم زمان برمبنای گاهشماری خورشیدی که متمایز از گاهشماری قمری عربی-اسلامی بود. همچنین معنای ستارهبینی و دخالت کیهان در تقدیر و تعبیری که ستارهبینی از حالت نجومی شیر در صورت فلکی خورشید (اسد) داشت. صورت فلکی شیر نیز خوشیمنترین جایگاه خورشید بودهاست؛ بنابراین نشان شیر و خورشید دو جفت آسمانی و زمینی را به هم پیوند میداد، شاهنشاه و مقدس مرد (جمشید و علی)، که به توسط نشان کیهانی خورشید در برج شیر (اسد) به هم پیوند داده شده بودند.[۱۵] در جستجوی یافتن تعبیر صفویان از نشان شیر و خورشید، شاپور شهبازی چنین تحلیل مینماید که صفویان شیر را سمبل علی، امام اول شیعیان، میدانستند و خورشید سمبل انوار الاهی که همان تغییر یافته مفهوم باستانی «فرّ دین» بود. باز معرفی مفهوم فر ایزدی توسط صفویان برای توجیه و مشروعیت بخشی به حکمرانی صفویان بود. آنها چنین مشروعیتی را با نسبت دادن فرّایزدی به علی و از طریق نسبت دادن خود به امام چهارم شیعیان و از طریق مادر امام چهارم شیعیان (شهربانو) به شاهان ساسانی به وجود آورده بودند.[۱]
دوران افشار و زند
مهر شاهنشاهی نادرشاه افشار[۱۶]
مهر شاهنشاهی نادرشاه در سال ۱۷۴۶ منقش به شیر و خورشید بود. نشان همجنین مزین به عبارن «الملک الله» بود.[۱۶] دو شمشیر آب طلای متعلق به کریمخان زند دارای نشان نجومی شیر است که نشانگر نشان ستاره بین شیر در برج اسد دارد. از دیگر نمونههای مربوط به این دوران میتوان به نقش شیر و خورشید بر روی سنگ قبر یک سرباز زند اشارهنمود.[۱۶]
دوران قاجار
اوایل قاجار
این نقاشی که بسال ۱۶-۱۸۱۵ نقاشی شدهاست، زمانی قصر عباس میرزا ولی عهد فتحعلی شاه در تبریز را تزیین مینمودهاست. این تصویر صحنه پیروزی ایرانیان بر روسها در نبرد سلطانآباد در ۱۳ فوریه ۱۸۱۳ و در خلال جنگهای ایران و روس ترسیم میکند. لشکر ایران در این نبرد درفشی با نشان شیر و خورشید حمل مینمایند و شیر در این تصویر شمشیری در دست دارد.[۱۷]
قدیمیترین نشان شیر و خورشید شناختهشده، سکهای است که بمناسبت تاجگذاری آغامحمدخان بسال ۱۷۹۶ ضربشدهاست. در این سکه در زیر شکم شیر علی، امام شیعیان ذکر شدهاست (یا علی) و در بالای نشان شاه وقت خوانده شدهاست (یا محمّد). این سکه میتواند بیانگر آن باشد که هنوز در این زمان شیر به مذهب و خورشید استعارهای از شاه ایران است (ایرانیت و اسلامیت حکومت[پانویس ۳]).[۱۸] در دوران قاجار این نشان کاربردی گسترده داشتهاست و از علمهای عزاداری ماه محرم تا سندهای ازدواج یهودیان ایران کتیبه (کِتوباس) از این نشان استفاده میشدهاست.[۱۹]
این نقش در اوایل دوره قاجار به شکلی کاملاً ناهمسان روی سکهها، نشانها و پرچمها ظاهر شد. فتحعلی شاه قاجار به تقلید از نشان لژیون دونور فرانسه، نشان شیر و خورشید ایرانی را در ۱۲۲۲-۱۲۲۵ پدید آورد تا به دیپلماتها و مقامات اروپایی اعطا کند. به این ترتیب ایران دارای پرچمی رسمی با نشان شیر و خورشید شد. بدین سان است که یک قرن بعد نویسندهای اروپایی مینویسد: «ایران امروزه به سرزمین شیر و خورشید معروف است».[۱]
تغییرات گسترده در شکل و تعبیر شیر و خورشید
گاسپار دروویل که در ۱۸۱۲-۱۸۱۳ در ارتش ایران خدمت کرده بود، گزارش میدهد که پرچمها و نشانهای ایرانیان دارای نشان زرهی کشور، یعنی یک شیر خوابیده و خورشید در حال طلوع همراه با عبارت سلطان بن سلطان فتحعلی شاه قاجار است. لویی دوبو گزارش میدهد که محمدشاه قاجار (جانشین فتحعلی شاه) دو پرچم داشتهاست: «یکی با نقش شمشیر علی، که دو لبهاست» و دیگری «با نقش یک شیر خوابیده و خورشیدی که از پشت آن طلوع میکند». پرچم دوم پرچم اصلی کشور بود.[۱] دروویل تصاویر جالبی از پرچم ایران آوردهاست. در یکی از این تصاویر شیر با شمشیری در دست تصویر شدهاست. به گفتهٔ شاپور شهبازی این نخستین باری است که با شیر شمشیر در دست روبهرو میشویم؛ نمادی که از عصر محمدشاه قاجار به بعد به نشان متعارف ملی ایران تبدیل شد. گویا از اواخر دوران فتحعلی شاه بهتدریج دو پرچم شیر و خورشید و ذوالفقار علی با هم تلفیق میشود و شیر که مظهر علی بودهاست شمشیر دریافت میکند.[۱] افسانه نجمآبادی تغییرات نشان شیر خورشید از زمان فتحعلیشاه را متأثر از تغییراتی میداند که در عرصه اجتماعی سیاسی ایران از زمان فتحعلی شاه شروع میشود که بر نحوه تفسیر نشان شیر و خورشید نیز تأثیر میگذارد. افسانه نجمآبادی مینویسد که از زمان فتحعلی شاه بهتدریج جنبه مذهبی حکومت و شاهان ایران کمرنگ میشود و به دنبال آن تفسیر شیعی شیر و خورشید جایش را به تفسیری ملی گرایانه میدهد. نوشتههای باز مانده از آن زمان از جمله شعری به قلم خود شاه ایران نشان میدهد که خورشید در آن زمان استعاره از شاه ایران است و اشاره به جمشید، شاه اسطورهای ایران در شاهنامه فردوسی داشت. در این نوشتارهای برجامانده از آن زمان، به شیر نیز استعارهای برگرفته از اسطورههای شاهنامه نسبت دادهاند. شیر در آن زمان اشاره به رستم داشت که شیر نشان او بود و نشانگر پهلوانان و دلاوران ایرانی داشت که آماده برای پاسداری از ایران بودند.[۲۰] شهبازی با نقل فرمانی از زمان محمد شاه نشان میدهد که چگونه در اثر مراودات ایرانیان با اروپاییان و آشنایی مجدد شاهان ایران با عظمت ایران باستان نشان شیر وخورشید تعبیری ملی گرایانه پیدا میکند. محمدشاه در سال ۱۲۵۲ فرمانی رسمی صادر کرد که شکل و کارکرد انواع نشانهای شیر و خورشید را تعیین و تعبیری ملی گرایانه از این نشان ارائه میدهد و به غلط خاستگاه آنرا با ایران پیش از اسلام و زردشتیگری پیوند میزند. برای نخستین بار از زمان محمدشاه قاجار است که در بسیاری از سکهها و نشانها تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد.[۱] هر چند پیوند شیر خورشید به ایران پیش از اسلام توسط محمد شاه یک نابهنگامی زمانی[پانویس ۴] و به اشتباه بودهاست.[۲۱] در «دیوان غربی ـ شرقی» گوته شاعر آلمانی قطعهای شعر فارسی با نام «در درفش» موجود است که عیناً به خط فارسی نقل کردهاند. این قطعه را حاج میرزا ابوالحسن خان شیرازی معروف به ایلچی که نخست در ربیعالثانی ۱۲۲۴ قمری به سفارت انگلستان مأمور شده و سپس در ۱۲۴۰ وزیر امور خارجه فتحعلی شاه شده بود، بر روی درفشی که با خود داشته رسم کرده بوده است و نقش این بیرق بنابر فحوای این قطعه، شیر و خورشید بوده است:[۲۲]
فتحِ علی شاه ترک، جمشید گیتی افروز کشور خدای ایران، خورشید عالم افروز
چترش بصحن کیهان، افگنده ظل اعظم گرزش به مغز کیوان، آکنده مشک سارا
ایران کنام شیران، خورشید شاه ایران زانست «شیر و خورشید»، نقش درفش دارا
از تغییراتی که در زمان سلطنت فتحعلی شاه در درفش و علامت دولت ایران رخ داد، تغییرات در نژاد شیر بود، بدین معنی که قبل از اواسط سلطنت فتحعلی شاه، همیشه شیری که در سکهها و درفشهای ایران نقش میگردید، شیر ایرانی بود، زیرا «شیرهای ایرانی چه نر و چه ماده، بی یال بودهاند نه همچون شیرهای آفریقا که نرهایشان یالدار و مادهشان بی یالست» از این زمان با تأثیر گرفتن از اروپاییان تصویر شیر بر اساس شیرهای نر آفریقایی که دارای یال بودند ترسیم میشود.[۲۲]
پرچم سه گوش قاجاری مربوط به اواسط قرن نوزدهم؛ ابعاد پرچم ۳٫۶ در ۲٫۰۳ متر میباشد. در حاشیه پرچم آیههای قرانی و توسل به معصومین حک شدهاست.[۲۳]
کاروانی حامل پرچم شیر و خورشید ایران در اواخر روزگار فتحعلیشاه قاجار، ۱۸۵۵ میلادی. نقاشی از الکسیس سولتیکوف
نقاشی نشان شیر و خورشید که در دوره قاجار بر روی دیواره حمام علیقلی آقا در اصفهان ترسیم شدهاست.
آرم روزنامه اخبار دارالخلافه ایران؛ ۵ فوریه ۱۸۵۱
نقاشی شیر و خورشید روی تاق هشتی ساختمان باغ ارم شیراز در میانههای دوره قاجار
دوران زمامداری ناصرالدین شاه
در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه (سال ۱۲۴۷ خورشیدی)، تمبری (تمبر باقری) در پاریس منتشر گردید که نگاره آن، نشان رسمی دولت وقت ایران (شیر و خورشید) بود. این نشان داخل دایرهای جا گرفته بود و در گوشههای تمبر، قیمت آن به فارسی ثبت شده بود.[۲۴]
نشان شیر و خورشید در کاشیکاریهای مجموعه کاخهای گلستان
Iranian Lion & sun (0).JPG
Iranian lion & sun (1).JPG
Iranian lion & sun (3).JPG
پس از انقلاب مشروطه و دوران پهلوی
نشان شیر و خورشید در سر در مجلس شورای ملی در اوایل دوران پهلوی
تندیسهای شیر و خورشید در سر در مجلس شورای ملی در دهه پنجاه خورشیدی
در پنجمین متمم قانون اساسی مشروطه نخستین قانون اساسی ایران (قانون اساسی مشروطه)، پرچم ایران به شکل شیر و خورشید بر روی سه رنگ سرخ و سفید و سبز تعیین شد. این قانون شکل نشان شیر و خورشید پرچم را ایستاده همراه با شمشیری در دست و خورشیدی در پس زمینه توصیف میکند.[۱] فرمانی به تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۱۰ توصیفی دقیق از این نشان شیر و خورشید ارائه میدهد. از جمله این فرمان دم شیر به صورت S ایتالیک تعیین میشود. همچنین موقعیت ر اندازه شیر و پنجه او و شمشیرش را و خورشید را بهدقت توصیف میکند.[۲۵] نجمآبادی بر اساس یک پرده اوایل دوران رضا شاه تناظری دو به دو بین شیر-خورشید و رضا شاه و مادر وطن مشاهده مینماید. محتویات این پرده نشان میدهد که همانگونه که خورشید توسط شیر محافظت میشود، رضا شاه به مانند قهرمانی است که باید از مام وطن پاسداری نماید.[۲۶] هرچند شاهان پهلوی نشان شیر و خورشید قاجارها را میپذیرند، اما آنها تاج کیانی (تاج قاجارها) شیر و خورشید را با تاج پهلوی عوض میکنند.[۲۷] در زمان رضا شاه پهلوی شیر با چهره واقعیتری ترسیم میشد و دیگر خورشید به صورت زنانه ترسیم نمیگردید و خورشید تنها دارای پرتوهایی بود. در این زمان شیر و خورشید پرچم ایران در بسیاری از موقعیتها نظیر کاربردهای نظامی، پرچم به همراه تاج پهلوی نیز بودهاست.[۱] لاندائو زدوده شدن چهره زنانه از خورشید در سال ۱۹۳۸ و به سبب مخالفتهای مذهبی عنوان میکند.[۲۸]
شاهان پهلوی تعبیر ایرانی شیر را دوباره رواج دادند، تعبیری که در آن شیر نشان پادشاهی و همچنین نشان رستم در شاهنامه بودهاست.[۲۹] تعابیر گوناگون این نشان در درازنای تاریخ، هر چند بستر نیرومندی برای شیر و خورشید به عنوان نشان ملی ایران فراهم آورده بود، اما زمینه مناسبی برای چالش این نشان نیز به وجود آورده بود.[۳۰] نمونه مهم این چالشها زمانی بود که سفارت ایران در لندن از مجتبی مینوی گزارشی در مورد شیر و خورشید خواست. در این گزارش مینوی بر ریشه ترکی این نوشتار پای فشرده بود. مینوی به دولت ایران پیشنهاد نموده بود که نشان شیر و خورشید با درفش کاویانی جایگزین نماید که این پیشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت.[۳۱] این نشان پیش از این در زمان جنگ جهانی اول به چالش کشیده شد. زمانی که حسن تقیزاده نشریه کاوه را در برلین چاپ میکرد. در این زمان تقیزاده استدلال میکرد که نشان شیر و خودشید نه ریشهای ایران دارد و نه آنچنانکه پنداشته میشود نشانی قدیمی است. او بر جایگزینی نشان شیر و خورشید باید با نشانی ایرانیتر مانند درفش کاویانی پافشاری میکرد.[۳۲]
پس از انقلاب ۱۳۵۷
میزان محبوبیت نشان شیر و خورشید در نزد ایرانیان بیرون از کشور بسیار بیش از محبوبیت این نشان در ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است.[۳۳]
نشان شیر و خورشید تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان نشان ملی ایران باقیماند. در این زمان این نشان با حکمی از مکانهای عمومی و سازمانهای دولتی برچیده شد و با نشان فعلی جمهوری اسلامی جایگزین شد.[۳۳] با وجود آنکه این نشان مفهوم بسیار قدیمی شیعی داشت و شیر منسوب به علی امام اول شیعیان بود، در فضای انقلابی سالهای اول پس از انقلاب، نشان شیر و خورشید سمبل یک «نظام سرکوبگر، غربزده شاهنشاهی» بود که باید جایگزین میشد.[۲۹]
در فضای هیجان زده روزهای نخست انقلاب ۱۳۵۷، بسیاری از نشانها، یادبودها و بناهایی که از نگاه انقلابیون نمادی از حکومت پهلوی به شمار میرفتند نابود شده یا به روشهای گوناگون از دید همگانی پنهان شدند. حذف این نشان تاریخی با نارضایتی بسیاری از مورخان و چهرههای فرهنگی ایران پس از انقلاب روبرو شدهاست. در سالهای اخیر گرایشهایی برای بازگشت این نشان در میان قانونگذاران جمهوری اسلامی نیز حس میشود.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۸۷ تلاشی برای بازگرداندن سردر شیر و خورشید مجلس ایران صورت پذیرفت. اما با وجودی که این کار با استقبال افکار عمومی همراه بود و قانونگذاران ایران هم نسبت به این کار ابراز تمایل کرده بودند، این شیرها پس از دو روز دوباره به زیر کشیده شد.[۳۴][۳۵]
در سالهای اخیر شیر و خورشید هنوز توسط بسیاری از ایرانیان خارج کشور به عنوان نماد مخالفت با جمهوری اسلامی بکار میرود. بسیاری از گروههای مخالف نظام فعلی ایران مانند گروههای سلطنت طلب، سازمان مجاهدین خلق، سوسیال دمکراتها[۳۶] و ملّیون[۳۷] از این نشان به عنوان نشان رسمی خود استفاده میکنند. در لس آنجلس که دارای جمعیت بزرگی از ایرانیان است نشان شیر خورشید از روی لیوانها تا روی چترها بکار میرود. میزان محبوبیت نشان شیر و خورشید در نزد ایرانیان خارج از کشور بسیار بیش از محبوبیت نشان در ایران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در خود ایران است.[۳۳]
پذیرش بینالمللی
نشان شیر و خورشید سرخ از سوی جمعیت صلیب سرخ بینالمللی به رسمیت شناخته میشود
از سال ۱۹۲۹ شیر و خورشید سرخ به عنوان یکی از نشانهای رسمی جمعیت صلیب سرخ جهانی در کنار نشانهای هلال احمر و صلیب سرخ پذیرفته شد.[۳] از ۴ سپتامبر ۱۹۸۰ نظام جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی اعلام نمود که از این پس نشان هلال احمر را به کار خواهد گرفت، هر چند حق خود را برای بازگشت به نشان شیر و خورشید محفوظ میدارد. کنوانسیون ژنو همچنان نشان شیر و خورشید سرخ را یکی از نشانهای رسمی خود میداند.