اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نویسنده

نویسنده به کسی گفته می‌شود که به نوشتن می‌پردازد. واژهٔ نگارنده نیز گاه هم‌معنی با نویسنده به کار می‌رود.

امروزه این لفظ عمومیت یافته و علاوه بر داستان نویسان به افرادی که در زمینه‌های دیگر نیز می‌نویسند اطلاق می‌شود. مانند نویسندگان نمایش‌نامه که به آن‌ها نمایش‌نامه‌نویس یا نویسندهٔ متن فیلم که به آن‌ها فیلم‌نامه‌نویس می‌گویند.

۱۰ مه

رویدادها

    ۱۶۵۵ - قوای انگلیسی جامائیکا را که تحت کنترل اسپانیا بود تصرف کردند.
    ۱۷۷۴ - لویی شانزدهم و ماری آنتوانت به عنوان پادشاه و ملکه فرانسه منصوب شدند.
    ۱۷۹۶- ناپلئون به همراه سپاه خود اتریش را در نبرد لودی بریج شکست داد.
    ۱۸۷۷ - رومانی از امپراتوری عثمانی اعلام استقلال کرد ولی این عمل چهار سال بعد به رسمیت شناخته شد.
    ۱۹۴۰ - بریتانیا ایسلند را مورد حجوم قرار می دهد.
    ۱۹۴۰ - جنگ جهانی دوم: آلمان به بلژیک، هلند و لوکزامبورگ حمله کرد.
    ۱۹۷۹ - کشور میکرونزی به خود مختاری دست یافت.
    ۱۹۸۱ - فرانسوا میتران به عنوان اولین رئیس جمهور سوسیالیست در جمهور پنج فرانسه انتخاب شد.
    ۱۹۹۴ - نلسون ماندلا به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی منصوب شد.
    ۲۰۱۳ - ساختمان شماره یک سازمان تجارت جهانی بلندترین ساختمان نیم کره غربی شد.


رویدادها
مناسبت‌ها

    روز مادر در السالوادر ، گواتمالا و مکزیک
    روز جهانی پرنده مهاجر

زادروزها

    ۱۸۷۸ - گوستاف اشترزمان، صدر اعظم آلمان. وی به سال ۱۹۲۶ میلادی جایزه صلح نوبل را از آن خود کرد (درگذشته )
    ۱۹۴۰ - وین دایر، روانشناس، سخنران و نویسنده آمریکایی.

روز آنلاین

روز آنلاین روزنامه‌ای اینترنتی است که هر بامداد (به جز جمعه‌ها و شنبه‌ها) به وقت تهران در اینترنت منتشر می‌شود.

نخستین شمارهٔ آن در روز سه‌شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۴، ۱۰ مه ۲۰۰۵ منتشر شد.

این روزنامه توسط روزنامه‌نگاران اصلاح طلب مستقل و هوادار «آزادی» و «حقوق بشر» منتشر می‌شود و بودجه آن از سوی پارلمان هلند تامین می‌شود. «روز» بارها مورد حمله رسانه‌های هوادار دولت در ایران قرار گرفته است.

هایده

معصومه دده بالا با نام هنری هایده، (۲۱ فروردین ۱۳۲۱ - ۳۰ دی ۱۳۶۸) خواننده ایرانی با صدای کنترآلتو بود که بیست و یک سال در زمینه موسیقی دستگاهی و موسیقی پاپ ایرانی فعالیت داشت.

محتویات

    ۱ فعالیت حرفه‌ای
    ۲ آلبوم‌ها
    ۳ کنسرت‌ها
    ۴ مرگ
    ۵ مستند
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

فعالیت حرفه‌ای

هایده در تهران متولد شد. نام اصلی او معصومه دده بالا است.[۱] خواهر کوچک‌تر او، مهستی نیز از خوانندگان معروف ایرانی است که حدود سه سال پیش از هایده خوانندگی را آغاز کرد. هایده، آنگونه که خود به کرات در چندین مصاحبه متذکر شده است، تحت تاثیر صدای پر قدرت و شیوه آوازخوانی دلکش، خواننده صاحب سبک و بلند آوازه ان دوران، روی به عالم موسیقی آورد. وی در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه‌ای خود را با خواندن ترانه «آزاده» اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد[۲]. اجرای ترانه «آزاده» با ارکستر بزرگ گل‌ها در رادیو تهران آغاز کار هایده بود. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی و دیگر آهنگسازان بنام، از جمله همایون خرم, در برنامه گل‌ها، از نخستین سال‌های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه‌های پاپ علاقه‌مند شد که بیشتر از ساخته‌های فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.

هایده در شهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب ایران را به مقصد بریتانیا ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخ‌ترین خاطره زندگی خود یاد می‌کرد.[۳]

هایده از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. یکی از نخستین برنامه‌های رسمی او در این شهر، کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (یو.سی.ال.ای) همراه با گروهی از سازهای ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی بود.[۴]
آلبوم‌ها

    مقاله اصلی: ترانه‌شناسی هایده

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ آثار هایده در ایران به صورت صفحه گرامافون و نوار کاست منتشر شد. بیشتر این آثار و همچنین کارهایی که هایده در دهه ۱۹۸۰ در آمریکا خواند، در دهه ۱۹۹۰ و همچنین ۲۰۰۰ از نو روی سی‌دی منتشر شدند. قرار دادن ترانه‌های او در سی‌دی‌ها اغلب از نظم ویژه‌ای پیروی نمی‌کند.

دو آلبوم پایانی هایده «ای زندگی سلام» و «سوگند» رسماً به شکل آلبوم روی نوار و سی‌دی منتشر شده‌اند.

نام سی‌دی‌های منتشر شدهٔ دیگر از هایده که بیشتر نام یکی از ترانه‌های سی‌دی را بر خود دارند عبارتند از:

    روزای روشن
    خراباتی
    پادشه خوبان
    خداحافظ
    شب عشق
    فریاد
    گل‌واژه
    آزاده
    بزن تار
    رفتم
    شانه‌هایت را برای گریه
    آشنایی
    بلبلی که خاموش شد
    ناشنیده‌ها
    اومدنت محاله
    دشتستانی
    بزم نوروز ۱۳۶۴

سه سی‌دی نیز از ترانه‌های هایده همراه با معین، ویگن و مهستی به نام‌های «گل‌های غربت»، «همخونه» و «اوج صدا» منتشر شده‌است.
کنسرت‌ها
هایده در رویال آلبرت هال، لندن، ۱۳۶۶

هایده به جز برنامه‌های معمول خود در کشورهای گوناگون، در دانشگاه یوسی‌ال‌ای در کالیفرنیا، و در تالارهایی با شهرت جهانی مانند رویال آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و موزیک هاله (هامبورگ) کنسرت‌هایی اجرا کرد.

بیشتر ترانه‌های هایده در سال‌های پیش از انقلاب در تلویزیون ملی ایران و پس از انقلاب در تلویزیون جام‌جم در لس آنجلس و بخشی دیگر نیز در تلویزیون ایرانیان و تلویزیون جنبش ملی ایران در جنوب کالیفرنیا به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو) در آمد.
مرگ
آرامگاه هایده، گورستان وست‌وود، لوس‌آنجلس
سنگ قبر فعلی هایده

هایده در روز ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ برابر با ۳۰ دی ماه۱۳۶۸ فردای اجرای کنسرت در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو، بر اثر سکته قلبی درگذشت.[۵]

هایده در گورستان وست وود در لوس آنجلس با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. هما سرشار (روزنامه‌نگار)، ویگن (خواننده) و حسن شهباز (مترجم و سردبیر فصلنامه رهاورد) از جمله سخنرانان در مراسم بودند. در تهران نیز علی‌رغم محدودیت‌های بسیار، گروهی از مردم در مسجدالجواد یاد او گرامی داشتند.[۶]

ویدئوی مراسم به فاصله کوتاهی، مخفیانه در ایران پخش شد.
مستند
نخستین نمایش «سخن از هایده» در آمستردام، ژانویه ۲۰۰۹

پژمان اکبرزاده فیلم مستندی درباره فعالیت‌های هنری و آثار هایده ساخته که در ژانویه ۲۰۰۹ برای نخستین بار در آمستردام اکران شد.

این مستند یکصد دقیقه‌ای با عنوان «سخن از هایده» دربرگیرنده بررسی فعالیت‌های هایده، گزیده‌ای از اجراهای او در سبک‌های گوناگون و گفتگو با دوستان و همکاران نزدیک اوست. مستند در جشنواره فیلم نور در لوس آنجلس نامزد دریافت جایزه بهترین مستند شد [۷] اما به گزارش تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی، «برخی از بستگان و دوستداران هایده به دلیل بازگویی بی پرده برخی مسایل به آن اعتراض کردند»؛ از سویی در تهران، مستندساز از سوی خبرگزاری فارس به دلیل ساخت فیلم درباره «خواننده معلوم الحال طاغوتی» مورد انتقاد قرار گرفت.[۸]

مستند «سخن از هایده» بیستم ژانویه ۲۰۱۰ در بیستمین سالگرد درگذشت هایده، توسط شبکه ایرانیان هلند منتشر شد و نسخه کوتاه شدهٔ آن نیز از شبکه فارسی تلویزیون صدای آمریکا پخش شد. در ژوئن ۲۰۱۰، کمی پیش از نمایش فیلم در جشنواره ایرانیان سیاتل، «روز آنلاین» در نقدی، مستند را «تلنگری برای یادآوری فضای شوم دهه شصت» خواند.

لیلا کسری

لیلا کسری با نام هنری هدیه (زاده: ۷ فروردین ۱۳۱۸ در تهران، درگذشته: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۸ در لس آنجلس، کالیفرنیا)[۱] شاعر و ترانه سرای ایرانی بود.

محتویات

    ۱ سالهای نخست زندگی و تحصیلات
    ۲ همکاری هنری
    ۳ فعالیت در عرصه شعر
    ۴ بیماری و مرگ
    ۵ ماجرای ترانه قصه من
    ۶ ترانه‌ها
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

سالهای نخست زندگی و تحصیلات

لیلا کسری در روز هفتم فروردین ماه سال ۱۳۱۸ در شهر تهران متولد گردید. وی که از سنین جوانی به شعر روی آورده بود و یکی از مجموعه‌های شعر او یعنی کتاب فصل مطرح نیست به عنوان بهترین کتاب شعر نو در سال ۱۳۴۸ انتخاب شده بود، از سال ۱۳۵۴ و به پیشنهاد فریدون خشنود به عرصه ترانه سرایی وارد شد و فعالیت در این عرصه را تا پایان عمر خویش ادامه داد. تحصیلات مقدماتی و دبیرستان خود را در زادگاهش به انجام رسانید و سپس برای ادامه تحصیل راهی انگلستان شد. وی در لندن در رشته کتابداری در دانشگاه کینز کالج تحصیل نمود و پس از پایان تحصیلات خویش به ایران بازگشت. لیلا کسری پس از بازگشت به ایران در شرکت پتروشیمی ایران استخدام شد و به کار در این شرکت پرداخت.
همکاری هنری

لیلا کسری قبل از انقلاب اسلامی ایران برای خوانندگانی چون نوش آفرین، حبیب، نسرین، ستار، مهستی، ابی، ایرج، گلپا، الهه و بعد از انقلاب برای خوانندگان دیگری چون: هایده، مهستی، معین، ویگن، داریوش، اندی، سیاوش شمس، فرزین و ... ترانه سرود. با این وجود شاخصترین و به یادماندنی ترین آثار او، کارهایی است که وی با هایده انجام داده‌است. چراکه او ترانه سرای اختصاصی هایده به شمار می‌آمد و سرودن اغلب ترانه‌های این خواننده را بر عهده داشت و در طی این مدت با بسیاری از آهنگسازان مطرح ایرانی بویژه آهنگساز صاحب نامی همچون صادق نوجوکی همکاری نمود.
فعالیت در عرصه شعر

لیلا کسری از سنین نوجوانی و جوانی به فعالیت شاعری روی آورد. وی که در سنین جوانی ازدواج کرده بود، پس از بدنیا آمدن دو فرزندش، پاشا و جهان شاه، مجموعه شعر یک پاییز و دو بهار را منتشر کرد. وی سپس دو کتاب شعر دیگر به نام‌های فصل مطرح نیست و جشنواره این سوی پل را در سالهای ۴۸ و ۴۹ از خود به یادگار گذاشت.

کتاب فصل مطرح نیست به عنوان بهترین کتاب شعر نو سال ۱۳۴۸ انتخاب شد. به عنوان شاعر و روزنامه نگار در مجله اطلاعات بانوان نیز فعالیت نمود و هر هفته یکی از کارهایش در مجله منتشر می‌شد.

کسری به عنوان ترانه سرا به پیشنهاد فریدون خشنود در سال ۵۴ به این عرصه وارد شد و با نام هنری هدیه با خوانندگانی چون نوش آفرین، نسرین، ستار، حبیب، مهستی، هایده، ابی، ایرج؛ گلپا، الهه و بعد از انقلاب اندی؛ سیاوش شمس، معین، فرزین، ویگن، داریوش، همکاری نمود
بیماری و مرگ

لیلا کسری در سال ۱۳۵۶ و پس از آن که فرزند سومش علیداد را به دنیا آورد، دچار سرطان سینه شد. لیلا کسری بنا به گفته خودش در سال ۱۳۵۶ متوجه غده‌ای در سینه خویش شده بود، مدتی بعد برای معالجه به لندن رفت. پس از خروج از کشور و حضور در امریکا غدد به پهلویش زدند و سرطان روز به روز پیش روی کرد. وی در طی ۱۱ سال با این بیماری که تمام وجودش را چون موریانه بلعید، مبارزه کرد.

لیلا کسری سرانجام در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۸ و پس از عمری پُر بار از ترانه و هنر، در بیمارستان سنچری سیتی Century City کالیفرنیا، به دلیل بیماری سرطان سینه از دنیا رفت و چهره در نقاب خاک کشید.

یکی از شاعرانی که در روزهای پایانی عمر لیلا کسری با وی ملاقات کرده بود، می‌گوید: من شاهد بودم که لیلی کسری شیمی درمانی شده بود، و چهره هنرمندانه و جذابش را، باد خزان، دردناک فروشسته بود.

درمصاحبه‌ای که دقیقاً چند هفته پیش از مرگ او توسط هما احسان همکار قدیمی او در مجله اطلاعات بانوان با وی صورت گرفت، وی در حالی که به سختی سخن می‌گفت از ۱۷ عمل جراحی خویش سخن به میان آورد و از این که چون معده‌ای دیگر نداشت، غذایش جز آب چیز دیگری نیست، خبر داد و از ۱۱ سال جنگ با سرطان سینه اش سخن گفت.

به گفته هما احسان که از روزگار قلم زنی هدیه در اطلاعات بانوان با او دوست بود، وی در این مصاحبه هر بار که از گذشته سخن می‌گفت بغض گلویش را می‌گرفت.
ماجرای ترانه قصه من

ترانه قصه من، یکی از آخرین ترانه‌های سروده شده توسط خانم هدیه‌است، که توسط خانم هایده اجرا شده‌است. این ترانه به نوعی سرگذشت خود اوست و ماجرای دست و پنجه نرم کردنش با بیماری سرطان را روایت می‌کند. علاوه بر مصداق یافتن این ترانه در مورد خود هدیه، خیلی زود و با مرگ نابهنگام هایده این ترانه در مورد خواننده اثر نیز مصداق یافت. در یکی دیگر از آلبوم‌های این سال آلبومی با صدای هایده، ستار و مهستی منتشر می‌شود. از هایده در این آلبوم نرگس شیراز (چه کنم چه کار کنم تو من و نشناختی)، و قصه من (مثل بادسرد پاییز غم لعنتی به من زد) منتشر می‌شود. ترانهٔ قصه من سروده لیلا کسری است که در این ترانه داستان زندگی خود را بازگو می‌کند. ماجرای درگیری با سرطان و عمل‌های چندگانه لیلا کسری. اما آنجا که او می‌گوید «منو از تنم بگیری تو ترانه هام می‌مونم» نوستالژی غریب لیلا کسری برای جوان‌های نسل امروز است، یک غم نامه.
مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد         حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید         اما این دل صبورم به غم زمونه خندید
آسمون مست جنونی، آسمون تشنه خونی         آسمون مست گناهی، آسمون چه روسیاهی
اگه زندگی عذابه، یه حباب روی آبه         من به گریه‌ها می‌خندم میگم این همش یه خوابه
آسمون تو مرگ عشق و توی یاخته هام نوشتی         این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستم اگه نزدیک اگه دورم         از ترحم تو بیزار که خودم سنگ صبورم
آسمون تیشه ت شکسته من دیگه رو پام می مونم         منو از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم
ترانه‌ها

لیلا کسری با نام هنری هدیه در طی سالهای ترانه سرایی خویش برای بیش از ۶۰ آهنگ گوناگون از خواننده‌های مختلف ترانه سروده‌است. از جمله ترانه‌های لیلا کسری می‌توان به ترانه‌های زیر اشاره کرد:
نوشتار اصلی: ترانه شناسی لیلا کسری‎
خواننده     نام ترانه     ترانه سرا     آهنگساز     تنظیم
هایده     دل دیوونه     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     ای خدا     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده/ نوجوکی     باده فروش     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     سیاه چشمون     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     شب عشق     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     شب عید     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     عالم یکرنگی     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     شب عشق     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     تاریخ عشق     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     اشاره     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     آشیونه     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
هایده     بزن تار     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
مهستی     آی بینوا دل     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
مهستی     تقصیر توست     لیلا کسری     حسن شماعی‌زاده     منوچهر چشم آذر
مهستی     اسیر     لیلا کسری     منوچهر چشم آذر     منوچهر چشم آذر
مهستی     خوب من     لیلا کسری     منوچهر چشم آذر     منوچهر چشم آذر
مهستی     مدارا     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
مهستی     دلم     لیلا کسری     محمد حیدری     محمد حیدری
مهستی     میخونه بی شرابه     لیلا کسری     محمد حیدری     محمد حیدری
مهستی     کی میاد     لیلا کسری     فرید زلاند     آندرانیک
مهستی     طپش     لیلا کسری     فرید زلاند     منوچهر چشم آذر
مهستی     بی محبت     لیلا کسری     حبیب الله بدیعی     حبیب الله بدیعی
ستار     آشتی     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
داریوش     شیرین شیرین     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
داریوش     تکیه بر باد     لیلا کسری     فرید زلاند     آندرانیک
حمیرا     پشیمون     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
حمیرا     صدامو گوش بده     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
ابی     قصه عشق     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
ابی     شب مرد تنها     لیلا کسری     فریدون خشنود     منوچهر چشم آذر
ابی     گریه مستی     لیلا کسری     سیاوش قمیشی     منوچهر چشم آذر
ابی     کلبه من     لیلا کسری     منوچهر چشم آذر     منوچهر چشم آذر
ابی     قاصد     لیلا کسری     فرید زلاند     آندرانیک
ابی     غریبه     لیلا کسری     فرید زلاند     آندرانیک
معین     سفر     لیلا کسری     فرید زلاند     منوچهر چشم آذر
معین     چگونه چگونه     لیلا کسری     معین     کاظم عالمی
معین     نماز     لیلا کسری     معین     آندرانیک
معین     دلم گرفته     لیلا کسری     محمد حیدری     محمد حیدری
معین     طناز     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
معین     بی بی گل ۲     لیلا کسری     منوچهر چشم آذر     منوچهر چشم آذر
معین     اگه داشتم تو رُ     لیلا کسری     کاظم رزازان     کاظم عالمی
معین     طنینِ صلح     لیلا کسری     فرّخ آهی     فرّخ آهی
ویگن     دل غافل     لیلا کسری     فرید زولاند     آندرانیک
ویگن     حضرت ادم     لیلا کسری     آندرانیک     آندرانیک
ویگن     صدای گریه     لیلا کسری     آندرانیک     آندرانیک
هوشمند عقیلی     سنگ خارا     لیلا کسری     صادق نجوکی     صادق نجوکی
ستار     آشتی     لیلا کسری     صادق نجوکی     صادق نجوکی
ستار     تک خال     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
ستار     گلِ ناز     لیلا کسری     صادق نجوکی     صادق نجوکی
ستار     سپیدوسیاه     لیلا کسری     صادق نجوکی     صادق نجوکی
ستار     سروناز     لیلا کسری     صادق نجوکی     صادق نجوکی
ناهید     بلای عشق     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
ناهید     بهار     لیلا کسری     صادق نوجوکی     صادق نوجوکی
اندی     صحرایی     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
اندی     سلام عاشقونه     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
اندی     طنین صلح     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
اندی     بلا     لیلا کسری     اندی     اندی
کورس     تور     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
کورس     آتیش     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
کورس     نیلوفر     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
کورس     نمی یای     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
کورس     آخه نیستی عاشق     لیلا کسری     فرخ آهی     فرخ آهی
کورس واندی     عشق مسموم     لیلا کسری     اندی و شماعی زاده     اندی
نوش آفرین     حوا     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     هیچ     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     خط ساحل     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     راهبه     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     خلعت     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     کاکلی     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     قاصدک     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
نوش آفرین     سرزمین شب     لیلا کسری     فریدون خشنود     فریدون خشنود
ایرج     پریشونی     لیلا کسری        
سیاوش شمس     یواش یواش     لیلا کسری     ژاکلین     فرخ آهی
حبیب     همراز     لیلا کسری     حبیب    
حبیب     قصه مهربونی     لیلا کسری     حبیب    
حبیب     بی حوصله     لیلا کسری     حبیب    
حبیب     شیرین     لیلا کسری     حبیب    
حبیب     صدای فریاد     لیلا کسری     حبیب    
نسرین     تو برام همیشه باش     لیلا کسری        
نسرین     برج بلور     لیلا کسری        
نسرین     گل‌های انار     لیلا کسری        
نسرین     رنگین کمان     لیلا کسری        
الهه     ساقی ساقی     لیلا کسری        
الهه     تو خنده هات تو گریه هات     لیلا کسری        
گلپا     شب گرد     لیلا کسری        

مجموعه‌ای از ترانه‌های هایده: دعای سحر، خراباتی، شب عشق، تاریخ عشق، اشاره، شب عید، سیاه چشمون، شوریده سر، دل دیوونه، قصه من، تو که نیستی، یا رب، نرگس شیراز، وای به حالش، شب میخونه، سلام، دستای تو، اسیر تو، آشیونه، باده فروش.

دهه ۱۳۶۰

زادگان

    سیروان خسروی، آهنگساز و خواننده، نوازنده، کیبورد، تنظیم کننده (۱۳۶۱)
    محسن شیرالی، ترانه سرا و شاعر (۱۳۶۲)
    طناز طباطبایی، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر (۱۳۶۲)
    الناز شاکر دوست، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر (۱۳۶۳)
    محسن یگانه، خواننده،آهنگساز،ترانه سرا،نوازنده و تنظیم کننده (۱۳۶۴)
    باران کوثری، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر (۱۳۶۴)
    ارغوان رضایی، تنیس باز ایرانی‌تبار مقیم فرانسه و مشهور به «ملکه تنیس ایران» است.(۱۳۶۶)

درگذشتگان

    هایده خواننده ایرانی (۱۳۶۸)
    لیلا کسری مشهور به هدیه، ترانه سرا و شاعر (۱۳۶۸)

انقلاب اسلامی (روزنامه)

روزنامه انقلاب اسلامی، روزنامه‌ای است که با صاحب امتیازی و مدیر مسئولی ابوالحسن بنی‌صدر و به سردبیری علیرضا نوبری منتشر می‌شد. پس از انتخاب ابوالحسن بنی‌صدر به ریاست جمهوری، علیرضا نوبری از طرف او به ریاست کلی بانک مرکزی منصوب و محمد جعفری به مدیر مسئولی و سید جمال‌الدین موسوی به سردبیری روزنامه انقلاب اسلامی انتخاب شدند.

این روزنامه در اواخر دههٔ ۱۳۵۰ و اوایل دههٔ ۱۳۶۰ ش. در تهران منتشر می‌شد، چاپ این نشریه هم اکنون در خارج از ایران ادامه دارد.

نادر جهانبانی

سپهبد خلبان نادر جهانبانی (۲۷ فروردین ۱۳۰۷ - ۲۲ اسفند ۱۳۵۷) معروف به «ژنرالِ چشم آبی»[۱] خلبان برجسته نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و بنیان‌گذار و سرپرست تیم آکروجت تاج طلایی بود. آخرین درجهٔ وی در ارتش شاهنشاهی ایران، درجه سپهبدی بود.[۲]

سپهبد نادر جهانبانی در پی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در روز ۲۲ بهمن در پُست نیروی هوایی در دوشان‌تپه توسط انقلابیون دستگیر شد و در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ به حکم صادق خلخالی حاکم شرع وقت بر روی پشت بام مدرسهٔ علوی تیرباران شدند.[۳]

سپهبد نادر جهانبانی، دانش‌آموخته دانشگاه خلبانی نیروی هوایی روسیه و آموزش‌دیده دوره‌های خلبانی جنگنده‌های جت از آلمان بود.[۴] از وی به عنوان یکی از از «محبوب‌ترین چهره‌ها بین پرسنل نیروی هوایی ایران» یاد می‌شود.[۵]

محتویات

    ۱ تولد
    ۲ دستگیری و اعدام
        ۲.۱ دادگاه
        ۲.۲ دفاعیات
    ۳ خاطرات خلخالی
    ۴ روایت‌های درست و نادرست از سپهبد نادر جهانبانی
        ۴.۱ روایت‌های درست
        ۴.۲ روایت‌های نادرست
    ۵ سرگذشت انوشیروان جهانبانی فرزند نادر جهانبانی
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پیوند به بیرون
    ۸ منابع

تولد
نادر جهانبانی و هیئت همراه در سفر رسمی شاهزاده رضا پهلوی به مسکو، در سال ١٩٧۶ میلادی.

نادرجهانبانی در ۲۷ فروردین ۱۳۰۷ چشم به جهان گشود. وی پسر سپهبد امان‌الله جهانبانی، از فرماندهان ارتش شاهنشاهی، وزیر و سناتور مجلس سنای ایران بود. مادر او از مهاجران روس بود.

در سن ۱۸ سالگی وارد دانشگاه خلبانی نیروی هوایی روسیه شد. پس از اتمام تحصیلات وارد نیروی هوایی ایران شد. پس از آن نادرجهانبانی برای آموزش دوره خلبانی جت راهی آلمان شد. نادر جهانبانی در آلمان با لیدر تیم آکروجت آمریکا آشنا می‌شود و از طریق او فنون آکروباسی هوایی با هواپیمای جت را فرا می‌گیرد. سپهبد نادر جهانبانی پس از بازگشت به ایران نخستین تیم آکروجت ایران را در سال ۱۹۵۸ تشکیل می‌دهند.اولین تیم آکروئجت تاج طلایی تشکیل شده بود از : ارتشبد محمد خاتمی،سپهبد نادر جهانبانی،سپهبد امیرحسین ربیعی،سرلشکر عبدالحسین مینو سپهر و سیامک جهان بینی.[۶]
دستگیری و اعدام

نادر جهانبانی پس از انقلاب در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر به حکم صادق خلخالی حاکم شرع وقت بر روی پشت بام مدرسهٔ علوی تیرباران شد.[۳][۷]

روزنامهٔ اطلاعات به تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ در خبری اسامی ۱۱ نفر ار محکومین به اعدام را منتشر کرد. متن خبر به شرح زیر است:[۸]

    در تاریخ ۲۱ اسفند۱۳۵۷ دادگاه انقلاب اسلامی ایران جهت رسیدگی به کیفرخواست صادره از طرف دادستان انقلاب علیه ۱۱ نفر از متهمینی که جملگی از خائنین به ملت و عوامل سرسپردهٔ رژیم دست‌نشاندهٔ بیگانه بودند و همچنین جنایتکاران مفسد فی الارض نیز می‌باشند تشکیل جلسه داد و پس از چندین ساعت رسیدگی و مشاوره سرانجام حکم اعدام را صادر کرد:

        سپهبد نادر جهانبانی فرزند امان‌الله معاون فرماندهی نیروی هوایی

    ....

دادگاه
در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی.

وقتی سپهبد جهانبانی را برای محاکمه آوردند، کاغذی بر گردنش انداختند تا جرمش را بنویسند، اما به نظر می‌رسید او جرمی نداشت، کسی هم پیدا نشد شهادت دهد او جرمی انجام داده. پس روی کاغذ سفید نوشتند: سپهبد نادر جهانبانی عامل فساد.[۹] متن

حکم کیفرخواست که در دادگاه برای وی خوانده شد بدین شرح است:

    نادر جهانبانی با اشتغال در سمت‌های حساس نظامی و این اواخر ورزشی و نظایر آن با رژیمی که با ساقط کردن حکومت ملی شرعی به طریق غاصبانه و با ارادهٔ اجنبی در ایران سلطه پیدا کرده و مملکت را در جهت ارادهٔ اجنبی و در جهت خلاف شرع و مصلحت مملکت و ملت به قهقرا می‌برد و به نابودی می‌کشاند با اقدام علیه امنیت و قیام برای متزلزل کردن اساس استقلال و فساد در ارض و محاربه با خدا و نایب امام علیه السلام مطابع قوانین الهی و قوانین جاریه در زمان ارتکاب جرایم تقاضای رسیدگی و صدور حکم اعدام و مصادرهٔ اموال شخصی ایشان و آن مقدار از اموال که به خاطر فرار از ادای دین به صاحبان اصلی به فرزندان و اقربای نزدیک انتقال یافته‌است از طرف دادسرای کل انقلاب اسلامی از دادگاه دارم.

دفاعیات

در برخی از سایتهای اینترنتی مطالبی به عنوان دفاعیات تیمسار جهانبانی در دادگاه نقل شده و از جمله از قول او گفته شده است:

    «آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه‌است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمی‌بینم اما چند دروغ بزرگ گفتید که همراه با اتهام زدن‌های شما نشان می‌دهد که حکم شما علیه من مثلاً صادر شده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که شما نه تنها مسلمان نیستید بلکه مشتی بی وطن، بی دین و مزدور که به دستور اربابانتان فقط و فقط قصد ویرانی کشور من و ارتش سرزمین مرا دارید. پدر من جاسوس روس نبود، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خوانده، من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر می‌کشاندید. در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می‌کردم. حال شما چگونه به خود اجازه می‌دهید به من تهمت خیانت بزنید. شما از خود خجالت نمی‌کشید شما از مردم شرم نمی‌کنید؟ شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزشی و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماه‌های گذشته کوشیده‌ام، ازرم نمی‌کنید؟

    شما که هستید؟ آیا به جز جمعی غارتگر و خونخوار و دوری از هر نوع صفت انسانی کسانی را می‌شناسید که چون شما بر هر آنچه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟ آقایان من پنجاه یک سال به خوبی و نیکی زندگی کرده‌ام و قرارگاهم آسمان‌ها بود. پاسخی به یاوه گویی‌های شما ندارم. به دستوری که اربابانتان داده‌اند عمل کنید، ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب فعلی بیدار می‌شوند و این تب که با دروغ و تزویر شما به آن در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار سریعتر از آنچه فکر کنید فرو خواهد نشست. آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش می‌کشد. من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت بر ضد انقلاب کاری نکرده‌ام به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام هستم.»

در برخی از این سایتها به صفحهٔ ۵ روزنامهٔ اطلاعات چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ شمارهٔ ۱۵۸۰۸ برای تایید اظهارات فوق استناد شده است. در حالی که در خبر مربوط به اعدام تیمسار جهانبانی در روزنامه اطلاعات مورخ 23 اسفند 1357 -که به صورت سالنامه و لوح فشرده منتشر شده-به هیچ وجه چنین جملاتی به چشم نمی خورد و منبع ذکر شده نامعتبر به نظر می رسد.

انوشیروان جهانبانی فرزند تیمسار جهانبانی با غلوآمیز خواندن برخی از مطالبی که در سایتهای اینترنتی در مورد دفاعیات او در دادگاه ذکر شده می گوید:

    «درباره دادگاه خیلی چیزها نوشته شده که به نظر من خیلی دور از حقیقت هستند. واقعا چه در دادگاه پیش آمد، ما نمی‌دانیم. بسیاری از این نوشته‌ها غلو هستند، خیلی جمله‌ها وجود دارد که پدرم هیچ وقت نمی‌گفت و این جمله‌ها را بعدها مرتب اضافه می‌کنند. خدا می‌داند که واقعا در دادگاه چه گذشته است. انشاالله که یک روزی بتوانیم بفهمیم واقعا چه گذشت. البته یک نوشته‌ای با دست‌خط خودشان وجود دارد که از ما خداحافظی کرده است. یک چیز دیگری هم که داریم ساعتی است که پدرم دستش بود و الان دست من است و این باارزش‌ترین چیزی است که من در زندگی‌ام دارم.»

سایت خبری روزآنلاین در مقاله‌ای با عنوان «نوبت خمینی شد» به خاطرات سفیر اسرائیل در ایران اشاره می‌کند که نوشته سپهبد جهانبانی به احمد خمینی گفت: «من از توی عرب ایرانی‌ترم».[۱۰]

در حین اعدام نادر جهانبانی خود فرمان آتش را صادر کرد. زمانی که جوخه اعدام به طرف او نشانه رفته بودند وآماده شلیک بودند او فریاد زد: آتش.
در معیت محمدرضا شاه با پوشش رسمی بزرگ‌ارتشتاران .
خاطرات خلخالی

صادق خلخالی در خصوص وی در کتاب خاطرات خود نوشته:[۱۱]

    جهانبانی در رأس قدرتی قرار داشت که می‌توانست اعتراض کند؛ چون تقریباً از نزدیکان و خویشان شاه بود می‌توانست اعتراض کند، اما به خاطر حفظ زندگی انگلی خود و برای خوشگذرانی خود، ملتی را به انحطاط بکشاند و جشن هنری در شیراز ترتیب بدهد که در ماه مبارک رمضان جلوی چشم مردم مسلمان تئاتر آتش خوک و بچه را روی صحنه بیاورد! او مفسد فی الارض است.

    این‌ها به مقدسات ملی و دینی ما خیانت کردند و ملت هیچ وقت حاضر نیست چنین افرادی میان ملت باشند وگرنه به این اعتبار، نه نصیری کسی را شخصاً شکنجه کرده بود، نه هویدا و نه جهانبانی و نه مهندس ریاضی.

روایت‌های درست و نادرست از سپهبد نادر جهانبانی
روایت‌های درست

    در یکی از دوره‌هایی که به سپهبد جهانبانی آموزش آکروجت می‌دادند، یکی از خلبانان جوان از بغل به بال هواپیمای جهانبانی زد. جفت هواپیماها آسیب زیادی دیدند. جهانبانی به خلبان جوان دستور می‌دهد که با چتر نجات از هواپیما بیرون بپرد. ولی خودش با سختی هواپیمایش را روی باند فرودگاه نشاند.[۱۲]

روایت‌های نادرست

    عبور هواپیما از زیر پل کارون
    سپهبد جهانبانی بدون اجازه پادشاه به عراق پرواز کرده، سپس هواپیماهای عراقی وی را محاصره می‌کنند و به بغداد می‌برند و در نهایت جهانبانی با مهارت از چنگ آن‌ها می‌گریزد.
    بلند کردن فانتوم از روی جاده. در حالی که تمام آمریکایی‌هایی که آن‌جا بودند، این کار را بسیار اشتباه و خطرناک می‌دانستند.[۱۳]

سرگذشت انوشیروان جهانبانی فرزند نادر جهانبانی

انوشیروان جهانبانی فرزند سپهبد نادر جهانبانی در زمان وقوع انقلاب اسلامی ۳۰ ساله بوده است. او برای تحصیل به آمریکا رفته بود، پس از کسب بالاترین مدرک خلبانی در آمریکا به ایران بازگشت و تا زمان وقوع انقلاب، مدیرعامل شرکت هواپیمایی "ایرتاکسی" بود. او نیز یک هفته پس از تیرباران سپهبد نادر جهانبانی، دستگیر شد و ۵ ماه را در زندان گذراند.[۱۴]

انوشیروان جهانبانی درباره اینکه چرا سپهبد نادر جهانبانی چرا مانند بسیاری از ارتشیان با وقوع انقلاب از ایران نرفتند، اینگونه پاسخ می‌دهد:

    اتفاقا آن موقع من به پدرم خیلی اصرار می‌کردم که از ایران خارج شود چون هواپیما هم در دست‌مان بود. هم از راه ایران‌ایر و هم از هواپیمای خودمان می‌توانستیم از ایران بیرون برویم. پدرم ولی همیشه می‌گفت من سرباز این وطن هستم و وظیفه‌ام است که در این‌جا بمانم. می‌گفت امکان ندارد مملکتم را رها کنم. حتی وقتی هم که شاه رفت، گفتیم حالا رئیس‌تان هم که رفت، گفت نه وظیفه‌ی من است در این مملکت بمانم. به‌هیچ عنوان قانع نشد که از ایران برود. فکر می‌کنم اگر از ایران رفته بود، هر روز زجر می‌کشید. جای پدرم همان مملکت خودشان بود.[۱۵]

انوشیروان جهانبانی درباره پدرش گفته است: «یک نوشته‌ای با دست‌خط خودشان (پدرم) وجود دارد که از ما خداحافظی کردند. یک چیز دیگری هم که داریم ساعتی است که پدرم دستشان بود و الان دست من است و این باارزش‌ترین چیزی است که من در زندگی‌ام دارم.»

سال ۱۳۵۷

رویدادها

    ۹ شهریور - ربودن موسی صدر اندیشمند دینی ایرانی تبار و رئیس مجلس شیعیان لبنان در لیبی
    ۱۷ شهریور - درگیری مسلحانه مردم معترض و نیروهای نظامی ارتش در میدان ژاله وقت (میدان شهدا کنونی) در تهران.
    ۲۵ شهریور - زمین‌لرزه طبس با شدت ۷٫۸ ریشتر و حدود ۱۵٬۰۰۰ نفر کشته.
    ۲۶ دی - انتخاب سید جلال‌الدین تهرانی به ریاست شورای سلطنت.
    ۲۶ دی - خروج محمدرضا پهلوی از ایران.
    ۱۲ بهمن - بازگشت سید روح‌الله خمینی به ایران پس از ۱۵ سال تبعید.
    ۱۷ بهمن - تشکیل دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان.
    ۱۸ بهمن - دستور ایالات متحده آمریکا به کارکنان خود برای خروج از ایران.
    ۲۲ بهمن - پیروزی انقلاب ایران و پایان رژیم شاهنشاهی در ایران.

زادروزها

    ۱ فروردین : زهره فکورصبور؛ بازیگر سینما و تلویزیون ایران
    1 فروردین - علیرضا فغانی : داور فوتبال ایرانی.
    3 تیر - نگار فروزنده : بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی.
    12 آبان - یکتا ناصر : بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون ایرانی.
    17 آبان - علی کریمی : فوتبالیست مشهور ایرانی.
    4 اسفند - شقایق دهقان : بازیگر سینما وتلویزیون ایرانی .
    حمید عسکری؛ خواننده ایرانی.
    حسین رضازاده؛ وزنه‌بردار سنگین وزن ایرانی.
    علیرضا شیرازی؛ سازنده و مدیر وبسایت بلاگفا.

درگذشت‌ها

    ۱۵ فروردین - اسدالله علم؛ نخست وزیر و وزیر دربار در ایران.
    ۲۳ مهر - نورالدین اشنی؛فقیه ایرانی.
    ۲۳ بهمن - عبدالعلی بدره ای؛
    ۲۶ بهمن - نعمت‌الله نصیری؛ سومین رییس ساواک (زاده ی ۱۲۸۹)
    ۲۶ بهمن - رضا ناجی؛ (سرلشکر)(فرماندار نظامی اصفهان)
    ۲۶ بهمن - منوچهر خسروداد؛ (زاده ی ۱۳۰۳)
    ۲۶ بهمن - مهدی رحیمی؛
    ۱۷ اسفند - جعفر قلی صدری؛ رییس شهربانی , (زاده ی ۱۲۹۰)
    ۲۲ اسفند - نادر جهانبانی؛(زاده ی ۱۳۰۷)

جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران

جمعیت شیر و خورشید سرخ نخستین سازمان خیریه ایران بود که عهده‌دار وظایف مهم و متعددی در مسائل مربوط به امداد رسانی در حوادث غیر مترقبه و امدادی، تأسیس بیمارستان و درمانگاه، تهیه دارو و تجهیزات پزشکی، تربیت پرستار، نگهداری از کودکان بی سرپرست، ارائه برنامه‌های ویژه برای جوانان و برخی فعالیت‌های عمرانی در داخل و خارج از کشور بود. این جمعیت در سال ۱۳۰۱ شمسی با کوشش و پیگیری دکتر امیراعلم تنظیم و تاسیس گردید. نام جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ به جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران تغییر یافت.

بعضی معتقدند که سالهای بدون فعالیت برای جمعیت شیر و خورشید سرخ و عدم پیگیری موثر ایران برای احیای آن، همچنین درخواست اسراییل برای تاسیس سازمانی بین‌المللی با اهداف مشابه و با نام و نشان ستاره سرخ داود[۱]، موجب گردید تا کنوانسیون ژنو در دسامبر ۲۰۰۵ با تصویب «پروتوکل الحاقی ۳» نشان سومی را به دو نشان قبلی اضافه نمود، بنام کریستال سرخ .

اینکار بمنظور جلب مشارکت کشورها و جمعیت‌های دیگری که مایل به استفاده از دو نشان صلیب یا هلال نیستند، همچون یهودیان(اسراییل)، بودیسم یا هندوییسم و غیره انجام گرفت.

بدین ترتیب از سال ۲۰۰۶ حرکت جدیدی با عنوان صلیب سرخ، هلال احمر، کریستال سرخ [۲] راه اندازی شد .[۳]

محتویات

    ۱ تاریخچه تاسیس
    ۲ نشان
    ۳ تاریخچه ورود ایران به کنوانسیون بین‌المللی صلیب سرخ
    ۴ پذیرش نماد شیر و خورشید سرخ
    ۵ تاسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ
    ۶ اولین تجربه‌های جمعیت شیر و خورشید سرخ
    ۷ هلال احمر در ایران
    ۸ پانویس
    ۹ پیوند به بیرون

تاریخچه تاسیس

در سال ۱۳۰۱ خورشیدی دکتر امیر اعلم مدیر بهداری استان خراسان بود. پس از زلزله ویرانگر بجنورد، دکتر امیر اعلم به نزد احمد شاه می رود و برای بنیان نمودن جمعیت شیر و خورشید ایران پروانه می خواهد تا کمکهای خارجی را به هنگام اسیب‌های طبیعی به ایران جلب کند. پس از بنیان این جمعیت بی درنگ عضو کمیته فدراسیون بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر (IFRC) می شوند و علامت شیر و خورشید سرخ را ثبت می نماید.[۴]
نشان
نشان شیر و خورشید سرخ

در سال ۱۹۲۹ کنوانسیون ژنو در سومین نشست خود پس از به پایان رسیدن جنگ جهانی اول که در کشور سویس و شهر ژنو بر‌گزار شد نماینده دولت ایران و دولت ترکیه از شرکت کنندگان در کنفرانس خواستند که نشان شیر و خورشید (ایران) و هلال احمر (ترکیه) در سراسر دنیا به رسمیت شناخته شود. .این کنوانسیون پروانه داد که ایران از نشان خود یعنی نشان شیر و خورشید سرخ ایران و ترکیه از نشان هلال احمر استفاده کنند و این دو نشان از جانب کنوانسیون به رسمیت شناخته شد.[۵]

در سال۴ سپتامبر ۱۹۸۰ پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، حکومت اسلامی رسماً اعلام کرد که نشان شیر و خورشید را دیگر استفاده ننموده از این پس فقط از نشان هلال احمر استفاده خواهد نمود.در۲۳ ژوئیه ۲۰۰۰ حکومت جمهوری اسلامی به دولت سویس اعلام داشت که حق این را محفوظ می دارد که هر گاه که بخواهداز نشان شیر و خورشید سرخ دوباره استفاده کند و از وزارت خارجه سویس در خواست کرد که دولت سویس دیگر کشورهای عضو کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ از تصمیم جمهوری اسلامی ایران آگاه سازد.[۶]
تاریخچه ورود ایران به کنوانسیون بین‌المللی صلیب سرخ

نخستین کوشش ایرانیان برای پیوستن به کنوانسیون‌های بین‌المللی در مورد تشکیلات بین‌المللی صلیب سرخ به دوران پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار باز می‌گردد. ایران در زمان حکومت او و در دسامبر سال ۱۸۷۴/شوال ۱۲۹۱، کنوانسیون مصوب ۱۸۶۴ ژنو را پذیرفت. اما عملاً برای دهها سال پس از این تاریخ هیچ‌گونه اقدامی برای تأسیس مؤسسه، یا سازمانی که عامل اجرایی این کنوانسیون در ایران باشد صورت نگرفت. در طی این سالها، جدی‌ترین کوشش ایران در این زمینه، اعزام نماینده‌ای به سومین کنفرانس بین‌المللی صلیب سرخ در ژنو در سال بود. در این کنفرانس، عبدالصمد ممتازالسلطنه سیاست‌مدار و وزیر مختار وقت ایران در پاریس، نقش بسیار مهمی در تبیین نگرش جوامع اسلامی به نشان بین‌المللی صلیب سرخ داشت و توانست موافقت کنفرانس را در پذیرش نشان شیر خورشید سرخ به عنوان نشان رسمی دولت ایران برای جمعیت خود اخذ نماید. این نشان چند سال بعد از این زمان مورد تأیید کنفرانس دیپلماتیک صلیب سرخ در ژنو نیز قرارگرفت. اگر چه همچنان هیچ نهادی از سوی دولت ایران برای انجام وظایف مربوط به صلیب سرخ بوجود نیامد. فعالیت‌های مربوط به این مؤسسه تنها در اثر کوششهای شخصی افراد و به صورت غیرمتواتر انجام می‌شود. از جمله، تلاشهای دکتر امیرخان اعلم (مشهور به امیراعلم، از جمله دانش آموختگان ایرانی در اروپا در رشته پزشکی و از بنیانگذاران چند بیمارستان به سبک غربی در ایران) در خلال جنگ‌های داخلی ایران بین مستبدین و مشروطه خواهان در سالهای پس از پیروزی انقلاب مشروطیت ایران بود.
پذیرش نماد شیر و خورشید سرخ

یک دهه بعد از اتمام جنگ جهانی اول، کنفرانس مهم دیپلمات‌های جهان در سال ۱۹۲۹ میلادی در شهر ژنو، عرصه بسیار مهمی برای کسانی بود که می کوشیدند از آنچه «فجایع جنگ» می نامیدند، بکاهند. یکی از موضوعات اصلی این کنفرانس نیز، مصونیت امدادرسانان در زمان جنگ بود که با توجه به چندین تجربه موفق قبلی، با استقبال اکثر کشورهای جهان همراه بود.کشورهای مصر و ترکیه رسماً درخواست کردند که کشورهای اسلامی اجازه داشته باشند، از آرم «هلال احمر» برای گروههای امدادرسان در زمان جنگ استفاده کنند. کشور ایران نیز رسماً در خواست کرد که به جای صلیب سرخ و هلال احمر، نشان ویژه خود را داشته باشد: «شیر و خورشید سرخ» که نمادی ملی بود و بر پرچم ایران نیز جای داشت. این درخواست‌ها مباحث گسترده‌ای را به دنبال داشت و با مخالفت‌های بسیاری نیز رو به رو شد. سرانجام کشورهای جهان درخواست ایران را پذیرفتند اما برای استفاده از هلال احمر، استفاده از این نشان را به کشورهای مصر و ترکیه محدود کردند و سال‌ها بعد کشورهای اسلامی دیگر نیز اجازه یافتند تا از هلال احمر استفاده کنند.
تاسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ

نخستین رویکرد تشکیل مؤسسه خیریه امدادی در ایران تحت حمایت دولت در سال ۱۳۰۱ خورشیدی صورت گرفت. در این سال به کوشش دکتر امیراعلم اقداماتی برای تأسیس شیر و خورشید با حمایت دولت انجام شد. در سال ۱۳۰۱، دکتر امیراعلم مقررات وضع شده از سوی صلیب سرخ جهانی برای جمعیت‌ها را ترجمه و در اختیار احمد شاه قاجار، پادشاه وقت ایران قرارداد تا شاه آن را مطالعه کرده و مقدمات تشکیل جمعیت فراهم شود. بر اساس این متن ترجمه شده، نظامنامه اساسی (اساسنامه) جمعیت شیرو خورشید سرخ ایران تهیه و در اسفند ماه ۱۳۰۱ شمسی به امضای ولیعهد، محمد حسن میرزای قاجار رسید. این اساسنامه در ۱۰ فصل و ۶۰ ماده تهیه شده و برابر مقدمهٔ آن، ریاست افتخاری جمعیت با ولیعهد بود. اگر چه به روایت دکتر امیراعلم، شاه و ولیعهد با طفره رفتن‌های مکرر، از شرکت در مجلس که به منظور افتتاح جمعیت برپا شده بود، خودداری کردند، اما نخستین جلسه رسمی کمیته مرکزی جمعیت در مرداد ماه سال ۱۳۰۲ تشکیل گردید. جمعیت شیر و خورشید سرخ نخستین و بزرگترین جمعیت خیریه ایران است که عهده دار وظایف مهم و متعددی در مسائل مربوط به امداد رسانی در حوادث غیرمترقبه و امدادی، تأسیس بیمارستان و درمانگاه، تهیه دارو و تجهیزات پزشکی، تربیت پرستار، نگهداری از کودکان بی سرپرست، ارائه برنامه‌های ویژه برای جوانان و برخی فعالیت‌های عمرانی در داخل و خارج از کشور بوده است.
اولین تجربه‌های جمعیت شیر و خورشید سرخ

نخستین حرکت امدادی جمعیت، کمک به زلزله زدگان تربت حیدریه بود که در زمانی که هنوز هیچ گونه امکاناتی در اختیار جمعیت نبود، به همت دکتر امیراعلم صورت گرفت. از جمله این کارها تعیین هیئت مرکزی مؤسسه، تشکیل هیئت‌های مختلف جمعیت در بعضی ایالت‌های کشور و نیز راه اندازی مجله‌ای به عنوان ارگان رسمی جمعیت به نام « شیر و خورشید سرخ» بود. در سال ۱۳۰۶ در جلسهٔ هیئت مرکزی جمعیت، به ترتیب حسن مستوفی الممالک، سیاست‌مدار مشهور به عنوان رئیس و دکترامیراعلم به عنوان نایب رئیس اول جمعیت انتخاب شدند. اعضای این کمیته مرکزی، از میان بنیانگذاران و یاری رسانندگان به جمعیت و درجلسه عمومی جمعیت انتخاب می‌شدند. در سال ۱۳۰۷ نیز نخستین اقدامات برای تشکیل جمعیت زنان شیر و خورشید سرخ ایران صورت گرفت. در سال‌های بعد، تشکیلات جمعیت رو به گسترش گذاشت و بسته به موقعیت افراد عضو جمعیت به کمک سانحه دیدگان و نیز نیازمندان می شتافت. از جمله این موارد، کمک رسانی به زلزله زدگان شیروان در سال ۱۳۰۸ خورشیدی بود. در همین سال نیز کنفرانس دیپلماتیک ژنو درباره صلیب سرخ بین‌المللی، نشان شیر و خورشید سرخ را در کنار نشان‌های هلال احمر و صلیب سرخ به عنوان نشان امدادی و دارای مصونیت در میادین نبرد به رسمیت شناخت. همچنین اقداماتی برای گسترش تشکیلات جمعیت صورت گرفت. از جمله سازمان جوانان جمعیت، عهده هدار مسئولیت آموزش جوانان در جهت حس وظیفه‌شناسی و همکاری اجتماعی بوجود آمد. اقداماتی نیز جهت تأسیس چند واحد بیمارستانی و تشکیل ترابری جمعیت صورت گرفت.
هلال احمر در ایران
نوشتار اصلی: جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران

بعد از پیروزی انقلاب ایران در بهمن ماه ۱۳۵۷، دولت ایران در سال ۱۹۸۰ رسماً به فدراسیون جهانی اعلام کرد که از این پس به جای نماد شیر و خورشید سرخ، همانند دیگر کشورهای اسلامی از «هلال احمر» استفاده خواهد کرد. فدراسیون جهانی صلیب سرخ و هلال احمر نیز اعلام کرد که استفاده از آرم «شیر و خورشید سرخ» به شکلی انحصاری در اختیار ایران است و اگر نظام سیاسی موجود، تمایلی به استفاده از این آرم ندارد، این حق ملغی نمی‌شود. بنا به اعلام این فدراسیون، دولت ایران در هر زمانی که بخواهد می‌تواند از نشان شیر و خورشید سرخ استفاده کند و تمامی کشورهای عضو فدراسیون باید به این آرم احترام بگذارند و این آرم، بار حقوقی کاملاً برابر با صلیب سرخ و هلال احمر دارد.

هلال احمر

هلال احمر نام یک انجمن و سازمان غیردولتی انسان‌دوستانه است . در سال 1876، دولت عثمانی، بجای نشان صلیب سرخ، از پرچم خود و علامت هلال استفاده کرد. بعدها بسیاری از کشورهای اسلامی، هلال را به عنوان نشان جمعیت ملی امداد و نجات خود بکار بردند. دولت ایران در سال ۱۹۸۰ میلادی نیز این نشان را به جای نشان شیر و خورشید سرخ پذیرفت.