اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دهه

یک دهه به معنی یک بازهٔ زمانی ۱۰ ساله است. واژه‌های دیگری که برای بازه بندی زمان کاربرد دارند عبارتند از: سده یا قرن و هزاره.

محتویات

    ۱ نمایش نوشتاری دهه
    ۲ نام
    ۳ منابع
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پیوند به بیرون

نمایش نوشتاری دهه

درست است که هر بازهٔ زمانی ده ساله را می‌توان یک دهه نامید،[۱][۲] ولی معمول نیست که برای هر بازهٔ ده ساله‌ای از این واژه استفاده شود، در نوشتار و گفتار یک دهه به بازهٔ زمانی میان سال‌هایی که عدد آن‌ها با صفر تمام می‌شود، گفته می‌شود مانند دههٔ ۱۹۶۰ که برابر است با سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۹.[۳][۴] در بیشتر موارد برای کوتاه-تر یاد کردن از یک دهه فقط دو رقم پایانی را می‌گویند مانند دههٔ ۶۰ که البته در این روش بیان روشن نیست که صحبت از کدام سده‌است.

نام‌گذاری یک دهه به این گونه در کاربرد روزانه درست است اما در واقع چنین بیانی درست نیست. به بیان روشن‌تر در گاه‌شمار سال‌ها از سال ۱ شروع می‌شود پس سال‌های ۱ تا ۱۰ دههٔ نخست و سال‌های ۱۱ تا ۲۰ دههٔ دوم خوانده می‌شود [۵] و تا دههٔ آخر نیز باید به همین ترتیب باشد. ولی ما سال‌های میان ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۹ را دههٔ ۱۹۶۰ می‌نامیم و البته طبق شمارشی که توضیح داده شد سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ را هم دههٔ ۱۹۷-ام می‌دانیم.

گاهی از واژهٔ دهه برای کاربردهای ویژهٔ دیگری نیز استفاده می‌شود. برای نمونه در جملهٔ «موتسارت در دههٔ آخر عمرش در زمینهٔ موسیقی نوآوری‌های بسیار کرد.» واژهٔ دهه بدون توجه به اینکه در مورد چه سال‌هایی از گاه‌شمار صحبت می‌کنیم تنها به ده سال پایانی عمر موتسارت توجه دارد.

پس در عبارتی مانند «این دهه» تنها از روی جمله‌های پیشین و پسین می‌توان تشخیص داد منظور کدام سال‌ها است.
نام

دهه از عدد ده گرفته شده است. در زبان انگلیسی decade گفته می‌شود که از واژهٔ dekas از زبان یونان باستان که به معنی «ده» است، گرفته شده‌است.

سده

سَده یا قَرن یکای زمان و برابر است با ۱۰۰ سال و ۱۰ دهه و یک دهم هزاره.

سال یکم هر سده آغاز آن سده است.بنابر این سده بیستم از سال ۱۹۰۱ تا سال ۲۰۰۰ ادامه داشت.

در تاریخ‌نویسی، برای نمونه سال ۱۶۰۰ را در سدهٔ شانزدهم و سال ۱۶۰۱ را در سدهٔ هفدهم ذکر می‌کنند.

آغاز سده‌شماری با سال ۱ آغاز می‌شود.

محتویات

    ۱ سده‌ها
    ۲ سده‌های میلادی
    ۳ سده‌های خورشیدی
    ۴ سده‌های قمری
    ۵ منابع

سده‌ها
سده‌های میلادی
هزاره     سده
۹ پ‌م:     ۹۰ پ‌م     ۸۹ پ‌م     ۸۸ پ‌م     ۸۷ پ‌م     ۸۶ پ‌م     ۸۵ پ‌م     ۸۴ پ‌م     ۸۳ پ‌م     ۸۲ پ‌م     ۸۱ پ‌م
۸ پ‌م:     ۸۰ پ‌م     ۷۹ پ‌م     ۷۸ پ‌م     ۷۷ پ‌م     ۷۶ پ‌م     ۷۵ پ‌م     ۷۴ پ‌م     ۷۳ پ‌م     ۷۲ پ‌م     ۷۱ پ‌م
۷ پ‌م:     ۷۰ پ‌م     ۶۹ پ‌م     ۶۸ پ‌م     ۶۷ پ‌م     ۶۶ پ‌م     ۶۵ پ‌م     ۶۴ پ‌م     ۶۳ پ‌م     ۶۲ پ‌م     ۶۱ پ‌م
۶ پ‌م:     ۶۰ پ‌م     ۵۹ پ‌م     ۵۸ پ‌م     ۵۷ پ‌م     ۵۶ پ‌م     ۵۵ پ‌م     ۵۴ پ‌م     ۵۳ پ‌م     ۵۲ پ‌م     ۵۱ پ‌م
۵ پ‌م:     ۵۰ پ‌م     ۴۹ پ‌م     ۴۸ پ‌م     ۴۷ پ‌م     ۴۶ پ‌م     ۴۵ پ‌م     ۴۴ پ‌م     ۴۳ پ‌م     ۴۲ پ‌م     ۴۱ پ‌م
۴ پ‌م:     ۴۰ پ‌م     ۳۹ پ‌م     ۳۸ پ‌م     ۳۷ پ‌م     ۳۶ پ‌م     ۳۵ پ‌م     ۳۴ پ‌م     ۳۳ پ‌م     ۳۲ پ‌م     ۳۱ پ‌م
۳ پ‌م:     ۳۰ پ‌م     ۲۹ پ‌م     ۲۸ پ‌م     ۲۷ پ‌م     ۲۶ پ‌م     ۲۵ پ‌م     ۲۴ پ‌م     ۲۳ پ‌م     ۲۲ پ‌م     ۲۱ پ‌م
۲ پ‌م:     ۲۰ پ‌م     ۱۹ پ‌م     ۱۸ پ‌م     ۱۷ پ‌م     ۱۶ پ‌م     ۱۵ پ‌م     ۱۴ پ‌م     ۱۳ پ‌م     ۱۲ پ‌م     ۱۱ پ‌م
۱ پ‌م:     ۱۰ پ‌م     ۹ پ‌م     ۸ پ‌م     ۷ پ‌م     ۶ پ‌م     ۵ پ‌م     ۴ پ‌م     ۳ پ‌م     ۲ پ‌م     ۱ پ‌م
۱:       ۱       ۲       ۳       ۴       ۵       ۶       ۷       ۸       ۹     ۱۰
۲:     ۱۱     ۱۲     ۱۳     ۱۴     ۱۵     ۱۶     ۱۷     ۱۸     ۱۹     ۲۰
۳:     ۲۱     ۲۲     ۲۳     ۲۴     ۲۵     ۲۶     ۲۷     ۲۸     ۲۹     ۳۰
۴:     ۳۱     ۳۲     ۳۳     ۳۴     ۳۵     ۳۶     ۳۷     ۳۸     ۳۹     ۴۰
سده‌های خورشیدی
هزاره     سده
هزاره ۴ (پیش از هجری خورشیدی):     ۴۰ پ‌ه     ۳۹ پ‌ه     ۳۸ پ‌ه     ۳۷ پ‌ه     ۳۶ پ‌ه     ۳۵ پ‌ه     ۳۴ پ‌ه     ۳۳ پ‌ه     ۳۲ پ‌ه     ۳۱ پ‌ه
هزاره ۳ (پیش از هجری خورشیدی):     ۳۰ پ‌ه     ۲۹ پ‌ه     ۲۸ پ‌ه     ۲۷ پ‌ه     ۲۶ پ‌ه     ۲۵ پ‌ه     ۲۴ پ‌ه     ۲۳ پ‌ه     ۲۲ پ‌ه     ۲۱ پ‌ه
هزاره 2 (پیش از هجری خورشیدی):     ۲۰ پ‌ه     ۱۹ پ‌ه     ۱۸ پ‌ه     ۱۷ پ‌ه     ۱۶ پ‌ه     ۱۵ پ‌ه     ۱۴ پ‌ه     ۱۳ پ‌ه     ۱۲ پ‌ه     ۱۱ پ‌ه
هزاره 1 (پیش از هجری خورشیدی):     ۱۰ پ‌ه     9 پ‌ه     8 پ‌ه     7 پ‌ه     6 پ‌ه     5 پ‌ه     4 پ‌ه     3 پ‌ه     2 پ‌ه     1 پ‌ه
هزاره ۱ (خورشیدی)

:
      ۱       ۲       ۳       ۴       ۵       ۶       ۷       ۸       ۹       ۱۰
هزاره ۲ (خورشیدی)

:
    ۱۱     ۱۲     ۱۳     ۱۴     ۱۵     16     17     18     19     20
هزاره 3 (خورشیدی)

:
    21     22     23     24     25     26     27     28     29     30
هزاره 4 (خورشیدی)

:
    31     32     33     34     35     36     37     38     39     40
سده‌های قمری
هزاره     سده
هزاره ۴ (پیش از هجری قمری):     ۴۰ پ‌ه     ۳۹ پ‌ه     ۳۸ پ‌ه     ۳۷ پ‌ه     ۳۶ پ‌ه     ۳۵ پ‌ه     ۳۴ پ‌ه     ۳۳ پ‌ه     ۳۲ پ‌ه     ۳۱ پ‌ه
هزاره ۳ (پیش از هجری قمری):     ۳۰ پ‌ه     ۲۹ پ‌ه     ۲۸ پ‌ه     ۲۷ پ‌ه     ۲۶ پ‌ه     ۲۵ پ‌ه     ۲۴ پ‌ه     ۲۳ پ‌ه     ۲۲ پ‌ه     ۲۱ پ‌ه
هزاره 2 (پیش از هجری قمری):     ۲۰ پ‌ه     ۱۹ پ‌ه     ۱۸ پ‌ه     ۱۷ پ‌ه     ۱۶ پ‌ه     ۱۵ پ‌ه     ۱۴ پ‌ه     ۱۳ پ‌ه     ۱۲ پ‌ه     ۱۱ پ‌ه
هزاره ۱ (پیش از هجری قمری):     ۱۰ پ‌ه     9 پ‌ه     8 پ‌ه     7 پ‌ه     6 پ‌ه     5 پ‌ه     4 پ‌ه     3 پ‌ه     2 پ‌ه     1 پ‌ه
هزاره ۱ (قمری)

:
      ۱       ۲       ۳       ۴       ۵       ۶       ۷       ۸       ۹       ۱۰
هزاره ۲ (قمری)

:
    ۱۱     ۱۲     ۱۳     ۱۴     ۱۵     ۱۶     17     18     19     20
هزاره 3 (قمری)

:
    21     22     23     24     25     26     27     28     29     30
هزاره 4 (قمری)

:
    31     32     33     34     35     36     37     38     39     40

۱۰۰۰ (عدد)

ریاضیات

عددی است زوج و مرکب که بعد از آن ۱۰۰۱ و قبل از آن ۹۹۹

هزار به عدد چنین نوشته می‌شود: ۱۰۰۰ و اولین عدد چهار رقمی می‌باشد.
عدد هزار چنین نیز نوشته می‌شود:

    ۱۰۳
    ۱۰۳ × ۱

زمان

به هر ۱۰ قرن یا هر هزار سال یک هزاره گویند.



مقیاس‌های گروه‌بندی اعداد

گروه بندی اعداد به دو صورت انجام می‌شود:

    مقیاس کوچک (آمریکایی)
    مقیاس بزرگ (اروپایی)

تفاوت دو روش نام گذاری اروپایی و آمریکایی عمدتا به خاطر نظام مالی امریکاست. امروزه در اکثر کشورهای انگلیسی زبان از مقیاس کوچک استفاده می‌شود.

محتویات

    ۱ مقیاس کوچک (آمریکایی)
    ۲ مقیاس بزرگ (اروپایی)
    ۳ مثالی از تفاوت دو مقیاس
    ۴ منابع

مقیاس کوچک (آمریکایی)

مقیاس کوچک بر اساس هزار است.
مقیاس بزرگ (اروپایی)

مقیاس بزرگ بر اساس میلیون است.
مثالی از تفاوت دو مقیاس

در مقیاس کوچک یک بیلیون، برابر با یک هزار میلیون(۱۰۹) است، اما در مقیاس بزرگ برابر با یک میلیون میلیون(۱۰۱۲) است.

کوآدریلیون

کوآدریلیون می تواند به عددی در یکی از مقیاسهای دوگانه اشاره داشته باشد.

    1,000,000,000,000,000 (یک هزار میلیون میلیون یا ده به نمای پانزده) برای همه ی کشورهای مقیاس کوچک. در زبان انگلیسی و در کشورهای مقیاس بزرگ این عدد با عنوان «بیلیارد» کاربرد دارد.
    1,000,000,000,000,000,000,000,000 (یک میلیون میلیون میلیون میلیون یا ده به نمای بیست و چهار) برای همه ی کشورهای مقیاس بزرگ.

وات

وات (به نشانهٔ کوتاه‌شدهٔ W) یکای سنجش توان در سیستم استاندارد بین‌المللی واحدها است. یک وات برابر است با یک ژول انرژی در هر ثانیه. وات بیانگر آهنگ مصرف یا تولید انرژی است.

آهنگ مصرف انرژی الکتریکی در لامپ‌های حبابی معمولی بین ۱۵ تا ۱۰۰ وات است. لامپ‌های فلوئورسنت فشرده مصرفی بین ۵ تا ۳۰ وات دارند. موتور یک خودروی معمولی با آهنگ ۲۵۰۰۰ وات انرژی مکانیکی تولید می‌کند.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ مضارب وات
        ۲.۱ میکرووات
        ۲.۲ میلی‌وات
        ۲.۳ کیلووات
        ۲.۴ مگاوات
        ۲.۵ گیگاوات
        ۲.۶ ترا وات
        ۲.۷ پتاوات
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ پانویس‌ها
    ۵ منبع

تعریف

برای بدست آوردن در ترمودینامیک و مکانیک از فرمول کار تقسیم بر زمان استفاده می‌گردد:

    \mathrm{W = \frac{J}{s} = \frac{N\cdot m}{s} = \frac{kg\cdot m^2}{s^3}}

و در برق:

    P = V.I

    P = R.I^2

    P= \frac{V^2} {R}\,

    P = \frac{u} {t(s)}\,

و در الکترومغناطیس ۱ وات (W) برابر است با گذر ۱ آمپر (A) از اختلاف پتانسیل ۱ ولت (V):

    W = V.A

مضارب وات
میکرووات

میکرووات، که با μW نشان داده می‌شود، برابر با یک میلیونیوم وات است. در تجهیزات پزشکی مانند الکتروانسفالوگرافی و نوار قلب و همچنین گیرنده‌های رادار و رادیو از یکای میکرووات استفاده می‌شود. همچنین توان سلول‌های خورشیدی کوچک برای وسایلی مانند ماشین حساب و ساعت با این یکا بیان می‌شود.[۱]
میلی‌وات

میلی‌وات، که با mW نشان داده می‌شود، برابر است با یک هزارم وات. یک اشاره‌گر لیزری معمولی توانی در حدود ۵ میلی‌وات دارد. همچنین یک سمعک معمولی کمتر از یک میلی‌وات توان مصرفی دارد.
کیلووات

کیلووات، که با kW نشان داده می‌شود، برابر با هزار وات است. این یکا معمولاً برای بیان توان خروجی موتورها و توان مصرفی موتورهای الکتریکی و ابزارها استفاده می‌شود. این یکا همچنین یکای متداول برای بیان توان الکترومغناطیسی خروجی از فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی است. یک کیلووات تقریباً برابر با ۱٫۳۴ اسب بخار است.
مگاوات

مگاوات، که با MW نشان داده می‌شود، برابر با یک میلیون وات است. خیلی از رخدادها یا ماشین‌ها با تبدیل انرژی در مقیاس مگاوات سر و کار دارند از جمله آذرخش، موتورهای الکتریکی بزرگ، کشتی‌های جنگی بزرگ مانند ناوها، زیردریایی‌ها و ناوهای هواپیمابر، خوشه‌های سرور و مراکز داده. یک ساختمان تجاری - مسکونی بزرگ ممکن است چند مگاوات انرژی الکتریکی و گرما مصرف کند.

ظرفیت تولید برق مولدهای الکتریکی معمولاً برحسب مگاوات بیان می‌شود. همچنین لوکوموتیوهای برقی امروزی، توان حداکثر در حدود ۵ یا ۶ مگاوات دارند.
گیگاوات

گیگاوات، که با GW نشان داده می‌شود، برابر با یک میلیارد وات است. این یکا گاهی اوقات برای بیان توان نیروگاه‌های بزرگ و خطوط انتقال نیرو مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال، ظرفیت نصب‌شده در نیروگاه‌های بادی آلمان در سال ۲۰۱۰، ۲۷ گیگاوات بوده‌است.[۲]


ترا وات

ترا وات، که با TW نشان داده می‌شود، برابر با یک تریلیون وات (۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) است .


پتاوات

پتا وات، که با PW نشان داده می‌شود، برابر با یک کوادریلیون وات( ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ) است.

میلیون

میلیوندر هر دو مقیاس کوچک و بزرگ عددی برابر با ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ است، که به صورت علمی آن را با ۱۰۶ نمایش می‌دهند. همچنین در فیزیک و در SI آن را با پیشوند مگا نشان می‌دهند، به عنوان مثال یک مگا وات یعنی یک میلیون وات.

رزانه

رزانه در صنعت و زندگی عادی بشر به معنی رنگدانهٔ مایع می‌باشد.
انواع

    جوهر خودکار
    جوهرخودنویس و روان نویس
    جوهر استامپ
    جوهر ماژیک
    جوهر کارتریج پرینتر
    جوهر ( به معنای فلسفی ) : جوهر ماهیتی است که هرگاه در خارج موجود باشد قائم به خود است . اقسام جوهر عبارتند از جوهر عقلانی ، نفسانی ، مادی ، صوری ، جسمانی و مثالی .

ویژگی‌ها

جوهرها در رنگهای مختلف تولید می‌شوند، و عموماً باتوجه به حل شدن درآب و ضد آب بودنشان در دونوع ساخته می‌شوند. بیشتر جوهرها از نوع سمی و شیمیایی تهیه شده‌اند، مگر اینکه برروی محصول عبارت غیر سمی درج شده باشد. در جوهردان‌های چاپگرهای رنگی از نوع فتو یا به عبارتی نوعی که قابلیت چاپ عکس را دارا می‌باشد شش رنگ وجود دارد که قسمت رنگی آن دارای سه رنگ اصلی آبی - قرمز -زرد- مشکی می‌باشد و در قسمت رنگهای فرعی با توجه به مدل چاپگر از انواع کم رنگ رنگهای گروه اول استفاده می‌شود و پرینتر با ترکیب کردن این چند رنگ جوهر میلیون‌ها رنگ را بازسازی می‌نماید.

عرض (فلسفه)

عَرَض (فلسفه) (philosophy) (به انگلیسی: Accident) از اصطلاحات منطق و فلسفه است و در برابر ذات قرار دارد. هر محمولی که از ذات و حقیقت موضوع خارج باشد، عرضی نامیده می‌شود؛ همهٔ محمولات خارج از ذات، محمولات عرضی هستند. مانند «سیاه» برای انسان؛ زیرا بسیارند انسان‌هایی که سیاه نیستند. همچنین «شور بودن» یا «گرم بودن» برای آب عرضی است؛ زیرا آب بدون این خصوصیات نیز می‌تواند در خارج وجود داشته باشد یا در ذهن قابل تصور باشد.

محتویات

    ۱ عرض عام
    ۲ عرض خاص
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منبع

عرض عام

هر کلی که خارج از ذات موضوع بودن و بر بیش از افراد یک حقیقت عرض باشد و بر آن حمل شود، عرض عام نامیده می‌شود. مانند «متحرک» که برای انسان عرض عام است زیرا گوسفند و آهو نیز متحرک هستند، در حالی که انسان نیستند. «متحرک» برای حیوان نیز عرض عام است زیرا اجسام نیز می‌توانند متحرک باشند. «سفید» نسبت به شکر عرض عام است؛ زیرا اختصاصی شکر نیست و خرگوش نیز می‌تواند سفید باشد.
عرض خاص

آن کلی است که خارج از ذات موضوع و بر افراد بیش از یک حقیقت عرض نباشد. عرض خاص مساوی با افراد یک حقیقت است و ممیز افراد موضوع خود می‌باشد. عرض خاص ممیز ماهیت نیست بلکه افراد ماهیت را از جهت داشتن صفات خارجی که مختص به یک حقیقت هستند، از افراد غیر از این حقیقت که در جنس با یک‌دیگرمشترک‌اند تمییز می‌دهد و از افراد بیگانه جدا می‌کند. مانند «متمدن» که نسبت به انسان عرضی است، اما اختصاص به افراد انسان دارد و حیوانات نمی‌توانند متمدن باشند.

ماهیت

ماهیت در اصطلاح منطق سنتی آن کلی ذاتی است که در جواب « این چیست؟» یا «ماهو» می‌آید. ماهیت از کلیات خمس نیست، ولی از مفاهیم اصلی آن است؛ و در ارتباط با آن ذات و عرض معین می‌شوند.ماهیت و وجود دو موضوع علم فلسفه می‌باشند.به حد و اندازه‌ای که وجود به خود می‌گیرد و یا آن موجود را به آن نام می‌شناسند ماهیت آن موجود است.مثلا انسان ماهیت وجودی این حیوان ناطق است.و ماهیت عارض بر وجود است.

آفرینندگی

خلاقیت یا آفرینندگی و نیز آفرینشگری (به انگلیسی: Creativity) موضوع رشته علمی خلاقیت شناسی (به انگلیسی: Creanovatology) مهم ترین و اساسی ترین قابلیت و توانایی انسان و بنیادی ترین عامل ایجاد ارزش است که در همه ی ابعاد و جوانب زندگی وی نقش کاملاً حیاتی ایفا می نماید . خلاقیت و نوآوری از والاترین موهبت های الهی به انسان و از عوامل اشرف مخلوقات شدن و خلیفه الهی بودن اوست . کلیه ی علوم، تولیدات، فناوری ها، صنایع،ابداعات،اختراعات، هنرها، ادبیات، موسیقی، معماری و به طور کلی اساس انواع تمدن ها از ابتدا تاکنون و کلیه ی دستاوردهای بشری جلوه های گوناگون خلاقیت و نوآوریاست . تمدن انسانی و زندگی وی بدون خلاقیت نمی‌تواند امکان پذیر باشد . به همین دلیل موضوع خلاقیت و نوآوری روز به روز اهمیت و ضرورت بیشتری یافته و همواره به آن توجه فزاینده ای می شود به گونه ای که حوزه ی مطالعات و پژوهش های علمی در باره ی ابعاد و جوانب مختلف خلاقیت امروزه به یک رشته ی علمی تخصصی بسیار مهم و گسترده با ماهیت میان رشته ای تبدیل شده است .

محتویات

    ۱ تعریف خلاقیت
    ۲ خصوصیات افراد خلاق
    ۳ فرایند خلاقیت
        ۳.۱ تصورات مؤثر در خلاقیت
        ۳.۲ فرایند خلاقیت
        ۳.۳ سایر ویژگی های افراد خلاق
    ۴ موانع رفتاری و ارزشی بروز خلاقیت
    ۵ موانع و زیرساخت معرفت شناختی خلاقیت و نوفهمی
        ۵.۱ راه های پرورش خلاقیت
    ۶ منابع
    ۷ منابع

تعریف خلاقیت

خلاقیت مفهومی است که تعریف‌های آن در طول زمان تغییراتی کرده‌است و پژوهشگران مختلف تعاریف متعددی برای آن ارائه نموده اند که البته اشتراک معنایی زیادی دارند .

به عنوان مثال تورنس، خلاقیت را به عنوان نوعی مسأله‌گشایی مد نظر قرار داده‌است. به نظر وی تفکرِ خلاقِ مختصر عبارتست از فرایند حس کردن مسائل یا کاستی‌های موجود در اطلاعات، فرضیه‌سازی درباره حل مسائل و رفع کاستی‌ها، ارزیابی و آزمودن فرضیه‌ها، بازنگری و بازآزمایی آن‌ها و سرانجام انتقال نتایج به دیگران.[۱]

خلاقیت شامل تولید چیزی است که هم اصیل و هم ارزشمند باشد و نشأت گرفته از فرایندهای خودآگاه و ناخودآگاه انسان می‌باشد. البته برخی هم معتقدند جان مایه خلاقیت تولید یک ایده است و ارزشمندی امری افزون شده است که در زمینه هایی دیگر مانند ارزشمند بودن از نظر تجاری سازی، فرهنگ، علم، فن آوری و سایر زمینه ها مطرح می شود. اما به لحاظ روانشناختی، توانایی (به مثابه یک مهارت تقریبا قوام یافته) نوفهمی و ساخت ایده ی نو و تازه، تمام جوهرخلاقیت است. [۲] [۳] از نقطه‌نظر یک دیدگاه علمی محصولات تفکر خلاق گاهی اوقات به تفکر واگرا ارجاع داده میشود. همانند دیگر پدیده‌ها در علم یک دیدگاه یا تعریف یگانه از خلاقیت وجود ندارد و به طور متنوع به موارد زیر منسوب شده‌است: فرایند شناختی، محیطی اجتماعی، ویژگی فردی، شانس و همچنین مواردی مانند نبوغ، بیماری‌های روانی و شوخ‌طبعی پیوند داده شده‌است.

تعریف مناسب دیگر فرایند فرضیات شکسته است تفکرات خلاق زمانی تولید می‌شود که شخص پیش‌فرض‌ها را کنار گذاشته و یک دیدگاه جدیدی را جستجو کند که دیگران به آن نپرداخته‌اند. خلاقیت نیاز به حضور همزمان تعدادی از ویژگی‌ها از قبیل هوش، پشتکار، غیرمتعارف بودن و توانایی تفکر به سبکی خاص دارد. خلاقیت، خودکار و بدون زحمت و تلاش است و غالباً همچون تصورات ذهنی خودانگیخته به وجود می‌آید. برای آن مراحلی توسط هلم هولتز و والاس پیشنهاد شده‌است: ۱-آمادگی ۲-دوره نهفتگی ۳-الهام ۴-تحقق.
خصوصیات افراد خلاق

افراد خلاق خیال‌پرداز هستند و رویاهای خود را بهتر به خاطر می‌آورند و ساده‌تر از دیگران هیپنوتیزم می‌شوند. اسکیزوفرنی و خلاقیت به طرقی با هم ارتباط دارند. چون افراد بسیار خلاق در بین بستگان افراد اسکیزوفرن بسیار دیده شده ممکن است پیوند ژنتیکی مستقیمی بین این دو خصوصیت وجود داشته باشد.

مندلسون عنوان کرد تفاوت در تمرکز توجه علت تفاوت در خلاقیت است. اگر کسی بتواند تنها به دو چیز در یک زمان توجه کند فقط یک قیاس ممکن در آن زمان میتواند کشف شود، اگر به چهار چیز توجه کند شش مقایسهٔ ممکن وجود خواهد داشت. افراد خلاق توجه نامتمرکز دارند که با سطوح پایین فعال‌سازی قشری همراه است، از سوی دیگر افراد غیر خلاق توجه خود را زیادتر متمرکز می‌کنند و این آن‌ها را از فکرکردن در ایده‌های نوآورانه باز می‌دارد. مارتیندل وایزنک مطرح میکنند خلاقیت یک سندرم بازداری‌زدایی است. افراد خلاق روش‌های گوناگون اغلب نامأنوسی را به کار می‌برند که معتقدند در خلاقیت بیش‌تر به آن‌ها کمک میکند. شاید رایج‌ترین روش، گوشه‌گیری باشد که نزدیک به محرومیت حسی است یعنی شرایطی که انگیختگی قشری را کاهش میدهد که این موضوع به علت حساسیت بیش از حد آن‌هاست. این افراد از نظر فیزیولوژیایی بیش‌واکنشی دارند.

افراد خلاق شیفتهٔ تازگی هستند و به دنبال تحریک ذهنی و نه محرک‌های قوی و مخاطره‌آمیز جهان واقعی هستند. با استفاده از پت، یافتهٔ جدید این است که هرس کردن نورونی که در میان سطح عادی و سطح سایکوپاتولوژی واقع شود میتواند موجب خلاقیت شود. دلایل دیگری که برای ارتباط نیمکرهٔ راست با خلاقیت وجود دارد این است که افراد خلاق تنها طی این فرایند و نه به طور کلی تکیه بیشتر بر نیمکرهٔ راست دارند.

افراد با خلاقیت بالا دچار ناکارایی در بازداری شناختی هستند که قطعهٔ پیشانی مسئول آن است، بنابراین باید سطوح پایین‌تری از فعال‌سازی قطعهٔ پیشانی را در افراد خلاق مشاهده کنیم که آزمایشات و ارائهٔ تکالیف این فرضیه را تایید کرده‌است.
فرایند خلاقیت

در رویکردی عمومی، نگاه به خلاقیت، منظری توسعه مدارانه و جهت گیری اثربخش را به همراه دارد. خلاقیت از دیرباز عنصری تماماً ذاتی و نهادینه شده و تقریباً موروثی قلمداد شده ولی آنچه که امروز به عنوان نگرش خلاقانه، طراحی خلاقانه، استعداد خلاق و بیشتر از همه تفکر خلاق موسوم است، پارادایمی فراتر از عنصری با رویکردی درونی است. نگاه نوین به خلاقیت، آن را آموزش محور و پرورش مدار می داند و تقویت و فعلیت آن را در چارچوب شئون فکری و حوزه های عملی ممکن می شمارد.
تصورات مؤثر در خلاقیت

تصورات مؤثر در خلاقیت، عبارتند از: ▪تصورات مثبت یا حدس زننده: تصوراتی که ما از چیزهای لذت بخش و اتفاقاتی که دوست داریم برایمان بیفتد در ذهن می سازیم. مانند تصورات بصری که به ما امکان می دهد هر تصویر فکری دلخواه را در مغز به وجود آوریم. ▪تصورات بازسازنده: تصوراتی که ما را قادر می سازند تا تصویرهای گذشته را به طور غیر ارادی در مغز خود بازسازی کنیم. ▪تصورات ساختاری: حس ذاتی برای تجسم اشکال سه بعدی و توانایی غریزی برای ساختن تصویری واضح و سه بعدی در مغز از نقشه ای مسطح، مانند قدرتی که هوانوردان را در فرود آوردن هواپیما به زمین در پروازهای بدون دید یاری می کند. ▪تصورات جانشینی: تصوراتی که به وسیله آنها می توانیم خود را به جای دیگران قرار داده و در غم ها و شادی های آنها شریک شویم. ▪تصورات پیش بینی کنند: تصوراتی که انسان را قادر می سازند تا در مورد آینده حدس زده و آن را پیش بینی کند.
فرایند خلاقیت

بعد از تعریف خلاقیت و درک چیستی آن، می بایستی با فرایندی که برای دستیابی به راه حل های خلاقانه طی می شود، آشنا شویم. فرایند حل خلاقانه مسائل، دارای الگویی شش مرحله ای است.

    مرحله اول: حقیقت یابی

حقیقت یابی شامل گام های زیر است:

    تعریف مسئله: در این مرحله فرد مسائلی را که باید حل کند شناسایی و انتخاب می کند.
    آماده سازی: جمع آوری و گزینش داده های مربوط به موضوع که این داده ها شامل دانشی که از قبل در ذهن وجود داشته به علاوه دانش‌هایی است که جدیداً برای حل خلاق مسئله جمع آوری می‌کنیم.

نکته ای که در مورد جمع آوری داده ها باید مورد توجه قرار گیرد این است که جمع آوری اطلاعات در حجم زیاد و با شیوه ای نامناسب، باعث عدم رشد خلاقیت می شود. جان لیتکس متخصص علوم تربیتی امریکا گفته است «اطلاعات ممکن است قدرت تصور را خفه کند» به همین دلیل، روش صحیح جمع آوری داده ها باید مورد توجه قرار گیرد. لذا باید «به حقایق برجسته در زمینه مربوطه پرداخته و بعد شروع به تدبیر فرضیات ممکن کنیم سپس دوباره به مرحله ابتدایی برگشته و تمام حقایق موجود در آن زمینه را مورد بررسی قرار دهیم» (ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود ۱۹۸۸).

    مرحله دوم: پالایش

داده های جمع آوری شده نیاز به پالایش و طبقه بندی اساسی دارد تا اطلاعات سره از ناسره را از هم جدا کرده و میان اندیشه ها و مطالب مناسب بیهوده تفکیک قائل شویم و آنهایی را که به درد نمی‌خورند در سطل زباله ای بزرگ بریزیم.

    مرحله سوم: تجزیه و تحلیل

در این مرحله، فرد در عمق اطلاعات دریافتنی به کنکاش و جستجو می پردازد و مطابق با مسئله و هدفی که از حل مسئله دارد، از اطلاعات استفاده می کند. البته بخشی از این تلاش به صورت ناآگاهانه بوده و ذهن به طور ناخودآگاه به پردازش اطلاعات در ذهن می پردازد که به آن «دوره کمون» (والاس ۱۹۲۶) نیز گفته می شود.

    مرحله چهارم: ایده یابی

در این مرحله، به کمک داشته های ذهنی که در مراحل اول تا سوم طی فرایندهای ویژه ای جمع آوری و پردازش شده اند، فرد شروع به تولید ایده های خلاقانه می کند که شامل گام های زیر است:

    ایجاد ایده ها: تدبیر ایده های آزمایشی موقت به عنوان سرنخ های ممکن

    پروراندن ایده ها: این مرحله با انتخاب مفیدترین ایده های حاصله و افزودن یا تغییر و ترکیب آنها که منجر به ایجاد ایده های جدیدتر و متکامل تر می شود انجام می پذیرد.

    مرحله پنجم: راه حل یابی

این مرحله شامل دو گام زیر است:

    ارزشیابی فرد: فرد از این طریق بهترین ایده های تولید شده را انتخاب می کند.

    گزینش: انتخاب راه حل نهایی از میان ایده های گزینش شده و پیاده سازی آن

    مرحله ششم: بازخوردگیری

این مرحله، پس از پیاده سازی ایده هایی که در مرحله پنجم گزینش شد، صورت می گیرد. با گرفتن بازخورد مناسب ضعف ها و کاستی های ایده ها مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از تجربیات عملی، ایده ها متکامل تر و عملی تر می شوند. طی این مراحل، در مرحله اول تا سوم فرد با استفاده از نیروی تعقل به جمع آوری اطلاعات و بازپروری آنها می پردازد. در مرحله چهارم که اوج تعامل قوه تفکر و تخیل است و باید آن را هنگامه بروز جوانه های خلاقیت در ذهن آدمی دانست، با استفاده از قدرت تصور و خیال پردازی و با کمک داده های پردازش یافته مراحل قبل، ذهن موفق به ابداع ایده های درخشان می شود. در مرحله پنجم و ششم به کمک قوه داوری و قضاوت که خود از شئون تفکر است و پیشتر در مورد آن توضیح داده شد، بهترین و عملی ترین راه ها را انتخاب و با گرفتن بازخورد مناسب به کمک تفکر علت و معلولی و قضاوتی، یافته های ذهنی را به راه حل های عملی و کارامد تبدیل می کنیم.برخی دیگر بر اساس نظریه معرفت شناختی برای فرآیند خلاقیت مراحل دیگری را بیان داشته اند.[۱]
سایر ویژگی های افراد خلاق

افراد خلاق عموماً ویژگی های دارند که آنها را از سایر مردم متمایز می کند. این ویژگی ها که همان ظهور و بروز نیروهای تفکری و تخیلی انسان در منظر و دیدگاه دیگران و تحقق عملکردهای آنها در عالم خارج است، عبارتند از:

    هوش:

افراد خلاق، همواره به اندازه کافی از هوش برخوردارند. یعنی لزوماً انسان های دارای هوش بالا، انسان های خلاقی نیستند. بلکه کسانی خلاق هستند که توانسته اند هوش خود را به نحو مطلوبی تربیت و سازماندهی کنند.

سیالیت فکری: از توانایی ایجاد سریع تعداد زیادی ایده برخوردار است.

انعطاف پذیری ادراکی: توانایی دست کشیدن از یک قاعده و قانون و چارچوب و یافتن چارچوب های جدید را دارند. به بیانی دیگر، ذهن آنها بهتر و سریع تر می تواند قالب شکنی کند و به الگوهای جدید دست یابد.

ابتکار: توانایی و تمایل به ایجاد جواب های غیرمعمول و مرسوم را در واکنش به محرک های محیطی دارند. تنوع طلبی و بیزاری از انجام کارها به صورت روتین از دیگر خاصیت های این ویژگی است.

استقلال رأی و داوری: به خود متکی بودن و سنجش افکار و ایده ها بر مبنای منطق و استدلال به دور از وابستگی ها و غوغا سالاری ها و عدم تمایل به همرنگی با جماعت از دیگر ویژگی های این افراد است.

اعتماد به نفس: به توانایی خود اعتماد و باور دارند و تصویری واقعی از امکانات و حدود توانمندی های خود دارند.

خطرپذیری: از انتقاد و شکست ترسی ندارند و اشتباهات را فرصت هایی برای یادگیری تلقی می کنند.

تمرکز ذهنی: به طور فعال و پر تلاش، هم از نظر ذهنی و هم از نظر عملی، به ایده می پردازند. دانش: افراد خلاق، سال های زیادی را برای کسب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف می کنند و علاوه بر آن همواره در حال توسعه دائمی دانش وآگاهی خود هستند.

پیشینه تاریخی: افراد خلاق، عموماً در زندگی دچار رخدادهای متنوعی بوده اند و بعضاً فقدان های بزرگی نظیر والدین یا امکانات مالی داشته اند. این فقدان ها عموماً موجب برانگیختن احساس نیاز شده و فرد را واداشته اند تا در جهت رفع نیاز خود به راه حل های خلاقانه بیندیشد.

▪نیاز به کسب موفقیت: افراد خلاق نیاز دارند در کسب هدف های خود، به موفقیت هایی دست پیدا کنند. این نیاز منبعی قوی و دلگرم کننده برای تلاش مضاعف فرد در زمینه دستیابی به راه حل های تازه، ریسک پذیری بیشتر و تمرکز قوی تر بر روی موضوع است.
موانع رفتاری و ارزشی بروز خلاقیت

پاره ای از دلایل و عوامل باز دارنده خلاقیت عبارتند از :

    گمان اینکه مسئله تنها یک راه حل درست دارد.
    سعی بر اینکه همیشه منطقی باشیم.
    طاعت بی چون و چرا از قوانین.
    ترس از ابهامات و علاقه به مشخص بودن همه چیز.
    اصرار بر اینکه همیشه عملی فکر کنیم.
    ترس از شکست و پرهیز از انجام کارهای مخاطره انگیز.
    عدم تفریح و سرگرمی.
    تخصص پیدا کردن تنها در یک کار.
    ترس از احمق جلوه داده شدن توسط دیگران.
    اعتقاد نداشتن به اینکه می توانیم خلاق باشیم.

موانع و زیرساخت معرفت شناختی خلاقیت و نوفهمی

بر اساس برخی نظریه های معرفت شناختی [۴]، l بخش بزرگی از موانع خلاقیت مربوط به ایدئولوژی غیر خلاق است. این ایدئولوژی حاکی و ناشی از نوعی معرفت شناسی است که روال فکری خاصی را پیشنهاد می کند. به عنوان مثال ادوارد دوبونو نهادینه شدن تفکر خطی را موجب خشک شدن چشمه خلاقیت می داند. تفکر خطی، خود از نوعی معرفت شناسی ناشی می شود و به عقیده برخی کارشناسان به تفکر و منطق ارسطویی باز می گردد.[۵] در منطق ارسطویی، بنا به مقتضای کژکارد تعریف جنس و فصلی، ذهن بر مبنای اکتفاء بر یافتن تعریف واحد، کمتر انگیزه برای واکاوای های جانبی پیدا می کند. براساس دیدگاه کهکشان سانی معرفت و قول به تشکیک مطابقت گزاره ها با واقعیت (ضمن حفظ اعتقاد به صدق گزاره) [۶] [۷] زیرساخت معرفت شناختی مناسبی برای خلاقیت بوجود می آید. نگاه: در این زیر ساخت ذهن می تواند مفاهیم و ایده ها را با اجراء سازنده در نظر آورد و آن را با سایر دانسته به تعامل وادارد.[۸]در حالی که در تفکر الگوریتمی و ارسطویی مواجهه و مبنا قرار گرفتن جنس و فصل منطقی که در بیان ماهیت اشیاء، الکن است، می رود که فصل الخطاب تعریف یک پدیده و بستن پرونده آن شود. نظریاتی که متوجه نامتناهی بودن فهم و تعریف پدیده ها، کشف راه حل ها و ایده ها هستند؛ زیرساخت های مناسب خلاقیت، نوفهمی و نوآوری هستند.
راه های پرورش خلاقیت

به خاطر پرورش خلاقیت باید کارهایی انجام دهیم که از طرفی دانش و تجربه ما را که به عنوان ماده خام خلاقیت هستند بالا ببرد و از طرف دیگر شیوه تفکر ما را اصلاح و هدایت کند و از سویی قدرت تخیل ما را بهبود بخشیده و امکان تصورسازی به ما بدهد. می دانیم که خلاقیت نوعی تکاپوی فکری و ذهنی برای دست یابی به اندیشه های بدیع است. پس کارهایی که بتواند ذهن را در این راستا به تکاپو وا دارد و به ما فرصت اندیشیدن و تبلور آن را در جهان خارج بدهد، موجب افزایش خلاقیت می شود.

    تجربه:

غنی ترین منبع سوخت و عاملی است که موجب می شود انسان بتواند ایده های خلاقانه ارائه بدهد. تجربه را می توان از انجام کارهای متنوع و مخاطره انگیز، مسافرت مخصوصاً با شرایط سخت و مصیبت بار و به مکان های دور افتاده، تماس های شخصی با دیگران بویژه کودکان، خواندن شرح حال افراد، تماشا کردن تلویزیون، گوش کردن رادیو و ... به دست آورد.

    بازی های فکری:

حل معما، جدول، شطرنج، کلمات متقاطع، بیست سوالی ها، بازی در هوای آزاد، حل مسائل ریاضی بخصوص مسائل هندسه و احتمال که نوعی ورزش ذهنی هستند در تقویت قدرت تفکر موثرند. کوشش زیاد: آنچه موجب خلاقیت می شود، لزوماً هوش و نبوغ فوق العاده نیست بلکه کوشش مضاعفی است که افراد خلاق انجام می دهند تا مغز را به تصور وا دارند. سخت کوشی و عادت کردن به کار و تلاش ما را در هنگام تولید ایده های خلاقانه یاری می کند.

    دانش:

بروز ایده های نو نیاز به دانش فراوان دارد. در حقیقت دانش ماده اولیه تصورسازی است توسعه دائمی دانش و اطلاعات وسیع در بروز ایده های خلاقانه نقش بی بدیلی دارند. روحیه پرسش گری: تقویت روحیه پرسش گری و اینکه انسان از طرح سوال های به ظاهر کودکانه واهمه نداشته باشد و سوال های چالش برانگیز مطرح کند، باعث پرورش کنجکاوی در انسان می شود و ساختارشکنی قالب های ذهنی را تسریع می کند.