اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

بیابان

بیابان سرزمین گسترده‌ای است که به‌نوعی از منطقه خشک و کم‌باران در جغرافیای کره زمین گفته می‌شود و به خاطر بارندگی سالیانه کم دارای پوشش گیاهی کمی است.

محتویات

    ۱ ویژگی آب و هوای خشک
    ۲ پراکندگی بیابان‌ها
    ۳ علل ایجاد بیابان‌ها
        ۳.۱ گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید
        ۳.۲ فشار زیاد جنب حاره‌ای
        ۳.۳ جریان‌های آب سرد ساحلی
    ۴ گونه‌های صحرا
    ۵ تخریب در صحراها
    ۶ آبها در صحرا
    ۷ عمل باد در صحراها
    ۸ بادکَند
    ۹ سنگفرش بیابان
        ۹.۱ یاردانگ
        ۹.۲ بادساب
        ۹.۳ سنگ‌های بادساب
    ۱۰ فرسایش لانه‌زنبوری
    ۱۱ تخت دیو
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ منابع

ویژگی آب و هوای خشک

    بارندگی در مناطق خشک کم و نامنظم است
    مقدار باران در سال‌های مختلف متفاوت است و ممکن است حتی چند سال بارندگی صورت نگیرد
    بارندگی اغلب شدید و به صورت رگبار است
    به علت خشکی و وزش باد میزان تبخیر و تعرق بیشتر از بارندگی سالانه‌است
    وزش باد در مناطق خشک به ویژه بیابان‌ها شدید است که علاوه بر حمل ذرات گرد و غبار بر خشکی هوا می‌افزاید

از مهم‌ترین مشخصات مناطق بیابانی بارش کم‌باران، کم بودن پوشش گیاهی و اختلاف زیاد دمای روزانه است. در واقع بیابان به نواحی اطلاق می‌شود که با کمی رطوبت، موجودات زنده و تغییر شدید دمای شب و روز مشخص می‌شوند. صحرای غربی نام خاص یک منطقه جغرافیایی در جنوب مغرب یا مراکش است. در فارسی به بیابان بسیار خشک و خالی اصطلاحاً بیابان برهوت گفته می‌شود.
پراکندگی بیابان‌ها

برای بیابان تعاریف متعددی بیان شده‌است. در همه این تعاریف به دو ویژگی اغلب بیابان‌ها یعنی کمبود بارش و تبخیر زیاد تاکید می‌شود. خوشبختانه کارهای زیادی در زمینه بیابان زدایی شده است.

در زمین چند نوار عمده بیابانی وجود دارد که مهم‌ترین آنها در نیمکره شمالی از مجاورت اقیانوس اطلس تا حدود چین است که شامل صحرای بزرگ آفریقا، بیابان عربستان، ایران، ترکستان، گبی و تار است.
مپندار باشد ز نا بخردی         درخشان کویر بنام ایزدی
که باشد شکوه خداوندگار         زداید ز اندیشه گرد و غبار
میل نادری
علل ایجاد بیابان‌ها
گرم شدن زیاد منطقه بر اثر تابش خورشید

در منطقه‌های استوا هوای گرم به دلیل سبکی و افت بی در رو دما به سمت لایه‌های بالای جو حرکت می‌کند. وقتی تا حد زیادی بالا رفت دمایش کاهش یافته و به صورت افقی در لایهٔ بالای جو به سمت عرض‌های بالاتر جغرافیایی حرکت می‌کند (به سمت منطقه جنب استوایی یا جنب حاره‌ای می‌رود) در بین راه دمایش کاهش یافته و سنگین می‌شود و در عرضهای حدوداً ۲۵ تا ۳۰ درجه مانند آبشاری فروکش می‌کند و به سمت سطح زمین می‌آید. درست در آن منطقه‌ای که پایین می‌آید توده هوای کم فشار محلی وجود دارد که به دلیل گرمی وسبکی میل به صعود دارد ولی همین هوای مهاجری که از لایه‌های بالای جو از استوا آمده مثل چکشی بر سر توده هوای محلی فشار وارد می‌کند و اجازه نمی‌دهد که این توده هوای محلی صعود کرده وبارش ایجاد کند توده هوای مهاجر را پر فشار جنب حاره‌ای می‌نامند که باعث بوجد آمدن بیابانهایی چون صحارا در افریقا ربع الخالی عربستان و بیابان لوت در ایران شده است. بیابان گبی در مغولستان بدین طریق بوجود نیامده زیرا در چنین عرض جغرافیایی واقع نشده است. بیابان گبی به دلیل محصور بودن توسط رشته کوه و دوری از دریا و ضریب بری بودن بالا؛ از رطوبت بی نصیب مانده است و جزو بیابانهای سرد محسوب می‌شود. وقتی سخن از بیابان به میان می‌آید همیشه احساس گرمای زیاد تداعی می‌شود. درحالیکه بیابان‌های سر قطبی هم وجود دارد.
فشار زیاد جنب حاره‌ای

فشار هوا در همه عرضهای جغرافیایی یکسان نیست. وقتی در جایی فشار هوا کم باشد، هوا به علت سبکی بالا رفته و پس از سرد شدن در صورت وجود رطوبت کافی و سایر شرایط لازم موجب بارندگی می‌شود. هوای گرم و مرطوب استوایی پس از ایجاد بارش به اطراف مدار رأس‌السرطان و راس الجدی حرکت می‌کند. اما به علت سنگین شدن وتراکم در عرض‌های جغرافیایی مذکور فرو می‌نشیند و یک منطقه پر فشار به وجود می‌آورد. این توده هوا با از دست دادن رطوبت خود فرو می‌نشیند نتیجه این امر خشکی و گرمی هوا و صاف بودن آسمان در این مناطق است. در دریا این منطقه را مدار بدون باد یا عرض جغرافیایی اسب، بر گرفته از نام کاشف آن ساتاسپ دریانورد ایرانی دوران خشایارشا می‌نامند.
جریان‌های آب سرد ساحلی

جریان‌های سرد اقیانوسی که از قطب جنوب به سمت استوا حرکت می‌کند، در برخی نقاط ساحلی به علت ایجاد هوای سرد و نشست هوا، مانع ایجاد بارش در این مناطق می‌شود، مانند بیابان آتاکاما در آمریکای جنوبی. بیابان نامیب در آفریقا.

دوری از منبع رطوبتی (دریا) و وجود کوهستان: بسیاری از بیابانهای دنیا در اثر دوری از منبع رطوبتی و وجود کوهستان مانع در برابر رطوبت شکل گرفته‌اند. در این حالت به اثر سایه کوه می‌گویند.. بیابان تکلامکان (تکله مکان) در آسیای مرکزی و بیابان گبی در مغولستان از دریا دورند و بیابان مرکزی ایران نیز تحت تاثیر اثر کوه رشته کوه البرز و زاگرس است.
گونه‌های صحرا
Libya 4990 Tadrart Acacus Luca Galuzzi 2007.jpg

صحراهای قطبی: این صحراها شامل نواحی وسیعی هستند که به‌وسیله یخ پوشیده شده‌اند و به علت پایین بودن دما و سرمای زیاد ناحیه خیلی خشک هستند.

صحراهای توپوگرافی: صحراهایی هستند که کمی رطوبت آنها به علت دور بودن از اقیانوس‌ها و قرار گرفتن در مرکز قاره‌ها و یا وجود کوههای بلند و مرتفع که جلوی بادهای اصلی ناحیه را گرفته و از رسیدن رطوبت به این نواحی جلوگیری می‌کنند، است. نمونه این نوع صحراها کویر مرکزی ایران است.

صحراهای استوایی: این صحراها که به مراتب وسیعتر از صحراهای قطبی هستند. در فاصله بین ۱۵ و ۳۰ درجه شمال و جنوب خط استوا قرار دارند. به عنوان مثال می‌توان صحرای شمال آفریقا و صحرای عربستان را نام برد.
تخریب در صحراها

تخریب شیمیایی در صحراها به علت کمی رطوبت بندرت انجام می‌گیرد. از این جهت بیشتر قطعات و ذرات کانی‌ها و همچنین سنگ‌ها در صحراها دستخوش تغییرات شیمیایی نشده‌اند. از انواع تخریب‌های فیزیکی که در صحراها انجام می‌گیرد، می‌توان عمل نیروی ثقل (گرانشی)، انرژی باد و تغییرات درجه حرارت را نام برد که از جمله عوامل موثر در تخریب مکانیکی هستند. تغییرات درجه حرارت سبب انبساط و انقباض سنگ‌ها شده و باعث تخریب آنها می‌گردد. عدم وجود پوشش گیاهی در صحراها موجب می‌شود که مواد حاصل از تخریب به‌وسیله باد به سهولت جابجا و پراکنده شود.
آبها در صحرا

مقدار آبهای جاری در صحراها بسیار کم است ولی بارانهای اتفاقی اغلب بصورت رگبار نازل می‌شود. در نواحی خشک به علت کمی پوشش گیاهی مقدار آبی که در سطح زمین جریان می‌یابد نسبت به مناطق دیگر با پوشش گیاهی زیاد با باران مشابه خیلی بیشتر است و در نتیجه هر چند که مقدار این آبها نیز کم باشد در تخریب، حمل و نقل و رسوب‌گذاری در صحراها نقش مهمی دارد. در صحراها ممکن است رودخانه‌های کمی جاری باشند که از نقاط مرطوب منشاء گرفته و از صحراها عبور می‌کنند، ولی اکثر این رودخانه‌ها به حوضه‌های داخلی ریخته و وارد دریا نمی‌شوند.
عمل باد در صحراها
ErgChebbi.jpg

گرچه باد از نظر فرسایش از آب به مراتب دارای اهمیت کمتری است؛ ولی نقش مهمی را در فرسایش صحراها به عهده دارد. در مناطق خشک که رسوبات تخریبی و سست توسط هیچ پوشش گیاهی محافظت نمی‌شوند. بادها به آسانی مواد را از جایی برداشته و در جایی دیگر انباشته می‌سازند. در نتیجه باد علاوه بر عمل حمل و نقل، عمل تخریب و رسوبگذاری را نیز انجام می‌دهد.

حمل مواد به‌وسیله باد باد قادر است ذرات موجود در سطح زمین را برداشته و با خود تا مسافتی حمل نماید. میزان حمل، مقدار جابجایی و سرعت ته نشست مواد بستگی مستقیم به قدرت (سرعت) باد و قطر ذرات دارد. یعنی هرچه سرعت باد بیشتر باشد می‌تواند ذرات را به ارتفاع بیشتر و به فاصله دورتر ببرد و همچنین دانه‌های درشت‌تری را با خود حمل کند. برای به حرکت در آوردن ذرات خشک سرعت کمتری لازم است تا ذرات مرطوب؛ بنابراین در صحراهای خشک به علت نبودن رطوبت و پوشش گیاهی حمل مواد به‌وسیله باد خیلی بهتر و سریعتر انجام می‌گیرد. سرعت باد با نزدیک شدن به سطح زمین (در اثر ایجاد اصطکاک) کم گشته ولی با دور شدن از سطح زمین به میزان سرعت آن افزوده می‌شود.

نحوه حمل مواد توسط باد

حمل مواد به وسیله باد نسبت به وزن دانه‌ها به سه طرزیق انجام می‌گیرد:

حرکت معلق برای ذرات خیلی ریز

ذرات خیلی ریز ماسه، سیلت‌های دانه‌ریز، گرد و غبار و خاکسترهای آتشفشانی چون بسیار سبک هستند. حتی به‌وسیله بادهای خیلی ملایم به آسانی به هوا بلند شده و مدت‌ها در هوا به حالت معلق باقی می‌مانند. بطور کلی در شرایط عادی ذرات با قطر کوچک‌تر از ۰٫۰۳ میلیمتر که در روی سطح زمین قرار گرفته‌اند می‌توانند به‌وسیله باد به هوا بلند شوند. این ذرات ممکن است صدها متر از سطح زمین بلند شده و همچنین کیلومترها جابجا شوند.

حرکت جهشی برای ذرات متوسط

باد به تنهایی نمی‌تواند ذرات متوسط را از جا بلند کند بلکه بر اثر برخورد ذرات ماسه با یکدیگر به هوا پرتاب می‌شوند که به این نوع حرکت جهشی می‌گویند. وقتی سرعت باد به حد معینی برسد ذرات ماسه شروع به چرخش و غلطیدن به سمت جلو می‌کنند که ممکن است در اثر برخورد با ذرات دیگر باعث حرکت و یا پرتاب آنها به هوا شوند. وقتی ذره‌ای به هوا بلند می‌شود تحت تأثیر دو نیروی نیروی گرانشی و نیروی سرعت باد، قرار می‌گیرد. ذرات در اثر نیروی گرانش به زمین برمی‌گردند ولی در اثر نیروی باد بجلو رانده می‌شوند.

حرکت چرخشی برای ذرات درشت

ذراتی که درشت‌تر هستند اغلب به سبب وزن و درشی از جا کنده نشده و در هوا پراکنده نمی‌شوند بلکه وقتی سرعت باد به‌حد کافی برسد با چرخش و یا غلطیدن به سمت جلو حرکت می‌کنند. این عمل چرخش را Reptation می‌گویند.

فرسایش به‌وسیله باد عمل فرسایش باد به دو صورت انجام می‌گیرد.بادکند (Deflation) و بادساب (Abrasion).
بادکَند

جابجایی ذرات توسط باد را بادکند می‌گویند. باد قادر است ذرات ریز و کوچک موجود در سطح زمین را بخصوص در مناطقی که فاقد پوشش گیاهی و رطوبت زیاد است به آسانی از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل کند و ممکن است این عمل سبب کنده شدن سطح زمین و بوجود آمدن گودی‌هایی می‌شود که گاهی ممکن است تا صد متر عمق داشته باشند.
سنگفرش بیابان

در مناطقی که ذرات درشت و ریز وجود داشته باشد باد سبب جابجا شدن ذرات ریزتر و سبکتر شده و قطعات بزرگ‌تر سنگ‌ها بر جای باقی می‌مانند که بعد از گذشت زمان سنگ‌های درشت‌تر باقی‌مانده و منظره فرشی به خود می‌گیرند که اصطلاحاً به آن سنگ‌فرش بیابان و یا Hamade می‌گویند.
یاردانگ

باد در مناطق صحرایی بویژه در زمین‌های سست و نرم موجب تشکیل شیارهای طولی و طویل می‌گردد که یاردانگ نامیده می‌شود. این نوع شیارها در جنوب دشت لوت دیده می‌شود.
بادساب

موادی که به‌وسیله باد حمل می‌شوند در اثر برخورد با یکدیگر سایش پیدا می‌کنند. این عمل ساییدگی که به‌وسیله باد انجام می‌گیرد را بادساب می‌نامند. البته عمل ساییدگی بدون بادکَند امکان‌پذیر نیست. چون در اثر حمل مواد است که ساییدگی و یا خراش بوجود می‌آید. ذرات یا دانه‌های ماسه‌ای که به‌وسیله باد حمل می‌شوند، بدلیل سختی که دارند وسایل بسیار مناسبی برای سایش سنگ‌ها، ساختمان‌ها، دیوارها و ... هستند.
سنگ‌های بادساب

سنگ‌ها و قلوه‌سنگهایی که یک سطح آنها در اثر باد صیقلی و صاف شده است در اثر تغییر جهت باد و یا چرخش سنگ‌ها در محل اولیه خود چند سطح صاف در آنها ایجاد گردد به چنین سنگ‌هایی که به علت سایش باد بوجود آمده‌اند سنگ‌های بادساب (ventifact) می‌گویند.
فرسایش لانه‌زنبوری

برخورد مداوم بادهای قوی و دائمی که ذرات ماسه همراه دارند بر روی صخره‌ها و یا سنگ‌هایی که در سطح زمین بخصوص در نقاط خشک و نیمه خشک قرار دارند باعث می‌گردد که بتدریج این سنگ‌ها فرسایش حاصل کنند و نوعی فرسایش لانه‌زنبوری از خود نشان دهند.
تخت دیو

گاهی باد مواد نرمی را که در زیر تخته سنگ‌ها قرار گرفته‌اند تخریب نموده و با خود حمل می‌کند و در نتیجه پدیده قارچ مانندی بوجود می‌آید که اصطلاحاً به آن تخت دیو می‌گویند.

زفره (اصفهان)

زفره بر وزن ترمه ، روستایی است از توابع بخش کوهپایه شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران. و در ۷۵ کیلومتری شمال شرق اصفهان واقع شده‌است.

محتویات

    ۱ جمعیت
    ۲ اقتصاد
    ۳ محصولات
    ۴ آثارباستانی
    ۵ منابع

جمعیت

این روستا در دهستان زفره قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۱٬۶۸۹نفر (۵۸۱خانوار) بوده‌است.[۱]
اقتصاد

شغل اکثر مردم زفره کشاورزی و دامداری بوده، برخی نیز در کارخانجات صنعتی مشغول به کار می‌باشند.
محصولات

عمده محصولات این دهستان بادام و گردو و سیب زمینی و انار و توت و مرکبات با کیفیت بسیار خوب می‌باشد. گیاه کتیرا در پوششهای سطحی بیابانهای زفره و اطراف آن به وفور یافت می‌شود. در زفره کارهای دستی و هنرهای سنتی نیز دائر می باشد. گیوه ملکیهای زفره معروف است.
آثارباستانی

از جمله بناهای تاریخی و مهم و دیدنی در زفره مسجد جامع زفره می‌باشد که سابقه اش به سال ۷۹۰هجری قمری بر می‌گردد.

گیوه

گیوه نوعی پاپوش تابستانی، سبک، بادوام و مناسب برای راهپیمایی‌های طولانی، ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان فارس، اصفهان، چهارمحال و بختیاری و کرمانشاه تولید گیوه رواج دارد همچنین تولید گیوه در استان مرکزی نیز وجود داشته که به مرور زمان بسیار کم شده. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و عموماً از نخ قالی، نخ ابریشم و کف آن از پارچه، چرم یا لاستیک است.

محتویات

    ۱ جنس گیوه
    ۲ اهمیت
    ۳ مواد و ابزار تولید
        ۳.۱ مواد اولیه
            ۳.۱.۱ مواد محلی (هورمان)
            ۳.۱.۲ موادی که از خارج محل (هورمان) تهیه می شود:
            ۳.۱.۳ مواد آماده
    ۴ انواع گیوه
        ۴.۱ گیوه ملکی و اجزای آن
    ۵ منابع
    ۶ نگارخانه

جنس گیوه

مواد تشکیل داده گیوه نخ قالی و نخ ابریشم (در شهرستان آباده استان فارس اصطلاحاً تنه نامیده می‌شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط انواع سوزن ها (به جز سوزن خیاطی) و جوالدوز بافته می‌شود و قسمت کف گیوه (زیره) نام دارد که از جنس پارچه، چرم یا لاستیک می باشد. کف گیوه (زیره) از نظر جنس سه نوع می باشد:

یکی از انواع آن پارچه است که جنس پارچه باید از پنبه باشد و به غیر از پنبه، نمی توان آن را درست کرد.(تختی که از پارچه تهیه می شود، هر چه پارچه کهنه باشد تخت آن مرغوب تر است.)تختی که پارچه در ساختمان آن بکار رفته در فرهنگ آباده به آن شیوه می گویند. این نوع تخت از نظر کیفیت در سطح بالایی قرار گرفته.

دومین نوع آن چرم است که کیفیت آن کمتر از پارچه است.

سوم لاستیک است که از کیفیت خیلی کمی برخوردار است ولی طول عمر آن از بقیه زیادتر است.
اهمیت

در منطقه کوهستانی کردستان و کرمانشاه، گذرگاههای صعب العبور آن، کم بودن راههای ارتباطی ماشین رو، نوع معیشت مبتنی بر دامداری و کشاورزی و ضرورت تحرک فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائیز (که فصلهای کار هستند) پاافزاری را می طلبد که سبک، راحت، مقاوم، خنک و در عین حال ارزان باشد. خود منطقه عشایری، روستائی و جوامع نیمه شهری با امکانات موجود منطقه قادر به تولید آن باشند، و تا حدی خودکفا بوده و تا حد خود مصرفی بتوانند به تولید آن اقدام کنند. پا افزاری چون گیوه بهترین پاسخگو برای تمامی این نیازها بوده و هنوز هم می تواند باشد زیرا:

1- مواد اولیه کف آن تماماًً در منطقه موجود است.

2- ابزار کار ساده است و به راحتی می توان آن را تهیه کرد.

3- بخش عظیمی از زنان منطقه را که در زمینه کارهای تولیدی مسلط منطقه قادر به فعالیت نیستند فعال می کند.

4- در صورت تولید بیشتر می تواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نیز کشیده شود و به جای اینکه با خروج مواد اولیه غذائی، نیازهای دیگر تأمین گردد، مواد غذائی برای اهالی باقی بماند، نوع تغذیه کامل گردد، از مقدار بیماریهای ناشی از سوءتغذیه کاسته شود، نیروی بیشتری صرف تولیدهای مسلط منطقه گردد، راه سیاست خودکفائی بازتر شود، و نیازهای مصرفی منطقه از این راه تأمین گردد.
مواد و ابزار تولید

تولید گیوه در روستاهای منطقه بیشتر به نوع خاصی از گیوه مربوط می شود که تخت آن کهنه ای است و به نام گیوه "زیره ای" یا "کلاش" شهرت دارد. روستای "حجیج" و شهر "نودشه" درهورامان لهون از مراکز قدیمی و مهم تولید این نوع گیوه بوده است. امروزه روستای دل با جمعیتی حدود 1500 نفر نزدیک به 200 کارگاه گیوه بافی دارد. امروزه صدها نفر از زنان منطقه هورامان در شهرهای پاوه ونودشه ونوسود وحتی مریوان و تمام روستاهای هورامان به کار گیوه بافی وگیوه چنی مشغول می باشند.
مواد اولیه
مواد محلی (هورمان)

بخشی از مواد اولیه مورد مصرف در گیوه کشی در محل تهیه می شود و بخشی نیز از نقاط دیگر آورده می شود. موادی که در محل تهیه می شوند:

    پوست گاو که به صورت نوارهای باریک در کف گیوه به کار می رود و از روستاهای اطراف و بخصوص "اسپریس" می آورند.
    پیه برای اینکه به درفش ها یا نوارهای باریک پوست مالیده شود و ضمن کار اصطکاک را از بین ببرد.
    نری گاو برای نصب در نوک و انتهای گیوه که بعد خشک شدن حالت شاخی پیدا می کند و استحکام گیوه را افزایش می دهد.
    نخ تابیده شده از موی بز برای بخیه کاری دور تخت گیوه که رویه گیوه به آن بافته می شود. ولی چون مواد تولید شده در محل بخصوص در روستای نودشه که تولید زیاد است کفاف مصرف کار را نمی‌دهد، کمبود آن را از نقاط دیگر بخصوص از روستاهای اطراف و شهرهای باختران، سنندج، همدان و ... تهیه می کنند.

موادی که از خارج محل (هورمان) تهیه می شود:

    رنگ، برای رنگ کردن پارچه های کف گیوه، که معمولاً از باختران، سنندج، تهران و اصفهان آورده می شود.
    پارچه نازک نخی، برای درست کردن فیته های کف گیوه، که از ملافه های کهنه بیمارستان های شهرهای دور و نزدیک آورده می شود.
    کتیرا، برای آهار دادن و منسجم کردن فیتله های کف گیوه که بیشتر از سنندج می آورند.
    نخ تابیده شده (نخ قرقره) برای بافتن رویه گیوه که از کرمانشاه و اصفهان آورده می شود.
    میخ سیاه بنفش برای کف گیوه، که از شهرهای نزدیک تهیه می شود.

مواد آماده

پاره ای از این مواد را گیوه کشان بدون اینکه کاری روی آن انجام دهند به کار می برند مثل پیه، نخ قرقره، چرم دباغی شده گاومیش (که فقط دوربری می شود)، رنگ (رنگ شیمیائی آماده شده در کارخانه) کف های پلاستیکی که در کارخانه های تهران تهیه می شود، میخ سیاه بنفش، کتیرا (که فقط در آب می خیسانند)، چسب و نخ قرقره. روی پاره ای دیگر از مواد استادکاران و کنندگان کار فعالیت های اولیه ای انجام می دهند تا در گیوه کشی قابل استفاده باشد که عبارتند از:

    پوست، که باید ابتدا خشک و سپس رشته رشته و در پایان موزدائی و سپس پیه مالی شود.
    نری گاو، که باید ابتدا پوست کنی، سپس خشک، دوباره اندکی نمدار و سپس قطعه قطعه شود.
    پارچه نخی که باید ابتدا رنگ و سپس رشته رشته و بعد از آن تبدیل به فیتله شود.
    موی بز، که در پاره ای موارد توسط زنان تابیده شده و تبدیل به ریسمان های نازکی می شود و یا اینکه بطور کلی از روستاهای اطراف تهیه می گردد.

انواع گیوه
کلاش کردی کرمانشاه

در استان کرمانشاه بافت پنج نوع گیوه معمول است که شامل: گیوه زیرپارچه ای، گیوه تخت آجیده، گیوه تخت چرمی، گیوه تخت لاستیکی و گیوه رویه ابریشمی است.

گیوه زیرپارچه ای؛ در پاوه و در بخش اورامانات گیوه کشی و تولید گیوه زیره پارچه ای مرسوم است و در روستاهای حجیج و نودشه که از مراکز قدیمی و مهم تولید این نوع گیوه می باشد تولید می شود. کار گیوه کشی در دو مرحله کارگاهی و خانگی انجام می شود اعمال کارگاهی آن درمغازه ها و با ابزارهای گوناگون و همیشه بدست مردان انجام می گیرد و کلاً مربوط به تخت گیوه است و به علت اینکه ساختن زیر گیوه مستلزم نیروی زیاد و مهارت کافی می باشد و یک کار فنی و تخصصی و سنگین است فقط توسط مردان انجام می گیرد. عملیات خانگی بر روی رویه توسط زنان و مردان انجام می گیرد و ابزار آن فقط یک سوزن است. همچنین نوعی گیوه به نام کلاشهورامی در اورامانات کرمانشاه توسط گیوه بافان هورامان با تکه های پارچه به هم دوخته شده با روده دام به هم بافته می شود.

گیوه تخت آجیده (ملکی)؛ گیوه ای است کف تخت آن با نخ پرک آج خورده است و از استحکام زیادی برخوردار است در زمستان و تابستان و روی یخ و سنگ محکم به زمین می چسبد و در شرایط طبیعی منطقه و نوع فعالیت کوهستانی کارآیی دارد. زیره این تولید توسط سه کارگر زن تولید می گردد. یک نفر دور گیوه را می بافد کارگر دوم رویه گیوه را می بافد و کارگر سوم دم گیر یا شیرازه که از قسمت تکمیلی گیوه می باشد را می بافد. پس از تکمیل زیره، رویه آن توسط زنان و با سوزن چیده می شود این گیوه در قدیم در شهرهای تویسرکان و نهاوند که جز استان کرمانشاه بودند متدوال تر بود، و مهمترین منطقه تولید این گیوه در قدیم شهر کرمانشاه بوده که این پایه افزار به گیوه کرمانشاهی ملکی معروف است.

گیوه تخت چرمی؛ این گیوه بتدریج جایگزین گیوه تخت آجیده شده و کف آن یک تکه از چرم گاومیش است که به اندازه پا در سایزهای مختلف بریده می شود و رویه آن همچون گیوه های دیگر سوزنی است.

گیوه تخت لاستیکی؛ از حدود نزدیک به 150 سال قبل به دلیل ارزانی و تخت محکم لاستیک از لاستیکهای فرسوده ماشین که برش داده می شد برای استفاده عشایر رونق پیدا کرد ولی به علت گرم بودن کف آن بافت این گیوه با این زیره کم کم از رونق افتاد و بیشترین استفاده آن در فصل زمستان و درمناطق روستایی است.

گیوه رویه ابریشمی؛ بیش از 50 سال است که در شهر کرمانشاه معمول شده و در کنار نان برنجی جزء سوغاتی های کرمانشاه محسوب می شود، رویه آن از نخ ابریشمی الوان تهیه می شود و درحال حاضر به علت عدم ورود نخ ابریشم از خارج از کشور و هزینه بالای تهیه آن ویسکوز ، پرلون و نخ پلاستیکی جایگزین شده، این نوع گیوه بعنوان کفش خانگی و بیشتر زنانه است. نقشهای معروف آن ترمه، برگ بیدی، زربافت، توت فرنگی، پرچمی، نوری، پروانه، کوزه ای می باشد، رویه آن توسط قلاب بر روی کفه بافته می شود.
گیوه ملکی و اجزای آن

از انواع گیوه‌ها گیوه ملکی است که هنوز در شهر زرقان تولید می شود و نیز گفته می‌شود تا همین سالهای اخیر در روستای زفره تولید می‌شده‌است. گیوه ملکی از سه قسمت تشکیل شده است:

۱- رویه گیوه: بافتنی ای که از پنبه تهیه می شود که بسیار مستحکم و زیباست چون مواد اولیه بافت آن پنبه می باشد لذا دارای طبیعتی خنک و نرم است رنگ این بافتنی همیشه سفید بوده است.

۲-کناره یا حاشیه گیوه: این قسمت که بین رویه و کف گیوه قرار دارد و این دو را به هم محکم پیوند می دهد از جنس چرم ضخیم ساخته می شود. چرم گیوه از پوست حیوانات گوناگونی مانند گاو، گاومیش، و شتر و دیگر حیواناتی که دارای پوست ضخیم و محکم می باشد تهیه می شود.

۲- تخت یا کف گیوه: تخت گیوه به قسمت زیرین ان که با زمین تماس دارداطلاق می شود. تخت گیوه که همان کف گیوه محسوب می شود از پارچه های محکم و به هم تنیده شده ساخته می شوند و از استقامت بالایی برخوردار است. رنگ تخت یا کف گیوه عمدتاً سیاه و یا بنفش است گیوه‌های با این مشخصات به گیوه‌های ملکی شهرت دارند. به علت گرانی گیوه‌های ملکی، گیوه ها ی دیگری با کف لاستیکی هم ساخته می شوند که ارزش و اصالت تاریخی ندارند. نکته جالب در خلق گیوه ملکی این است که این نوع کفش شبیه هم ساخته شده و چپ و راست ندارد.

زرقان

زَرقان(به پارسی میانه: زرگان) در فاصله ۲۵ کیلومتری شمال خاوری شهرستان شیراز در استان فارس واقع شده است.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ جغرافیا
    ۳ اماکن مذهبی
    ۴ امکانات آموزشی
    ۵ امکانات فرهنگی
    ۶ مکان دیدنی و تفریحی
    ۷ جاذبه‌های گردشگری
    ۸ اقلیم
    ۹ محصولات
    ۱۰ قومیت
    ۱۱ منابع

نام

بنا به نظر دکتر عبدالمجید ارفعی نام زرقان در گل نبشته‌های باروی تخت جمشید به صورت رکان بوده که بعدها به زرغون تبدیل شده‌است.

«زرغون» در زبان پهلوی به معنی جای سرسبز است. زرقان دارای سه محله ی اصلی به نام های میون و لرها و جُلَگون است دلیل این نام گذاری وجود اقوام لر در این ناحیه در زمان های قدیم است و دلیل نام گذتری محله ی جلهگون و جود گارگاههای جولاهی (نساجی) در این محله بوده است و دلیل نام گذاری محله ی میان این است که این محل میان دو محل جلگون و لرها است.
جغرافیا

شهر زرقان در ۲۵ کیلومتری شمال شرقی شیراز و در مجاورت اتوبان شیراز به اصفهان قرار گرفته‌است. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۶۰۰ متر است.

زرقان دارای ۵ محله و دو شهرک تازه ساز(شهرک مهر امام رضا(ع)، شهرک لپویی) بوده و از لحاظ تقسیمات اداری کشور، مرکز بخش محسوب می‌شود و زیر نظر فرمانداری شیراز قرار دارد.
اماکن مذهبی

    شاهزاده قاسم یاامامزاده قاسم، نام امامزاده ای است که مقبره آن در ۳۰ کیلومتری جاده شیراز به اصفهان و در مدخل شهر زرقان واقع شده‌است. طی کمک‌های مردمی و سایر، این امام زاده طی سال‌های قبل روز به روز با رشد متراژ و محیطی همراه بوده که هم اکنون تنها بخش فلک‌های آن نا تمام مانده‌است. این امام زاده در مسیر ورودی دوم جادهٔ شیراز - اصفهان به زرقان قرار دارد.
    مقبره عمادالدین نسیمی از بزرگان حروفیه در قرن هشتم و نهم هجری در گلزار شهدای زرقان

امکانات آموزشی

زرقان علی‌رغم جمعیت کم خود دارای دو دانشگاه نسبتاً پر جمعیت می‌باشد که علت آن نزدیکی به شیراز می باشد. دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرقان [۱] [۲] و دانشگاه پیام نور واحد زرقان. [۳]
امکانات فرهنگی

دارای ۵ کتابخانه که در شهر زرقان ومحله استاد شهریار و لپویی و روستایی رحمت آباد و مهریان واقع است. فرهنگسرای سرو که زیر نظر شورای اسلامی شهر فعالیت می‌کند. از زمستان سال ۹۰ کانون زبان ایران وابسته به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در این شهر تاسیس شد.
مکان دیدنی و تفریحی

پارک ملی بمو، تنگ چشمه، قناتهای شهر، باغهای انگور، فرودگاه زرقان پارک غدیر، پارک آزادگان زرقان،بوستان مهر٬ سر جوغ، درهٔ چپ و راست، محله بوریابافان، خانهٔ قدیمی قنبر خان، آب انبار قدیمی شهر،( زورخانه زرقان )، سرو مراد، بازارچه قدیمی، کاروان سرای زکی خانی، غار مریم بانو، حمام محله میون، اتاق سنگ تراش ها ٬بند امیر عضدالدوله ی دیلمی، خانه حسن واقفی، قنات حوض ماهی، خرفخانه شاهزاده قاسم
جاذبه‌های گردشگری

    پارک ملی بمو
    پارک جنگلی
    تنگ چشمه
    دره ی چپ و راست
    سه سنگ
    گولی ظلمات

اقلیم

و پوشش گیاهی آن غالباً درختان نارون - چنار - زبان گنجشک -کاج و سرو می‌باشد.
محصولات

محصولات کشاورزی شهرستان زرقان عبارت‌اند از: گندم، جو، ذرت، انگور و کشمش ، سیفی جات و سبزیجات.

نام زرقان همواره با شیرینی حلوا ارده ٬ کنجدی و کشی و بوریابافی آن همراه بوده‌است.همچنین زرقان یکی از محل هایی است که همچنان تولیدات مشک و دولچه ی آب و گیوه ملکی دارد.
قومیت

زرقان از نظر بافت جمعیتی ناهمگونی زیادی دارد.بافت جمعیتی و قومیتی زرقان را زرقانی ها و ترک های قشقایی و سایر مهاجران که به دلیل شرایط بکر زندگی در زرقان از شیراز و مرودشت به این شهر آمده اند تشکیل میدهد.

زرقان از قدیم دارای سه محله به نامهای محله حیدر (لرها)و محله میان و محله جلوگان(جلهگون) بوده‌است و دارای دو محله جدید به نام های محله استاد شهریار و محله دودج میباشد.زرقان تا دهه ۳۰ شمسی اقلیتی یهودی نیز در زرقان زندگی می کرده اند که به خارج مهاجرت کرده اند.

دولچه

دولچه ظرف مخصوص نگهداری آب آشامیدنی مردم، تاقبل از پیدایش یخچال و کلمن و آبسردکن خانگی بود.دولچه از مشک آب ساخته می شود که این مشک می بایست حدود تقریباً یک سال از کارکردنش گذشته باشد، مثلأ کهنه باشد. مشک کهنه توسط دولچه دوز تغییر شکل داده می شود که ابعاد آن توسط دولچه دوز با مهارت خاص، به شکل مخروط ساخته می شود.

دهانه دولچه سرتنگ و باقطر تقریبی ۵ الی ۶ سانتی متر وکف آن حدود تقریبی ۲۵ تا ۴۵ سانتی متر وارتفاع ۴۰ تا ۵۰ سانتی متر(بستگی به سفارش مشتری) ساخته می شد که این ابعاد بر روی سه پایه چوب خراطی شده که با نقش و نگار مختلف و با سلیقه استاد خراط ساخته شده بود، بسته می شد وبا گره های استادی و زیبا با چرم اضافه محکم مهار میشد.

دولچه باآب شرب که توسط معمولاً سقا و یا خانمهای خانه پر می شد در سایه قرار می گرفت تا خنک شود وآب داخل دولچه در فصل گرما بسیار خنک و گوارا بود.از مراکز تولید دولچه، شهرستان کازرون و شهر زرقان در فارس است.

برج دلو

بُرج دلو، دُل یا (آبریز)، یازدهمین برج فلکی از دایرةالبروج است.

دلو، یازدهمین برج [خانهٔ] خورشید، قوسی ۳۰ درجه از دایرةالبروج است.[۱] این برج خط سیر خورشید در بهمن ماه به مدت ۲۹روز و ۱۴ساعت و ۰۸دقیقه و نام دیگر این ماه در گاهشماری خورشیدی نیز می‌باشد. میانگین شبانه‌روز لحظه تحویل برج دلو ساعت ۱۶:۴۴ روز ۳۰ دی است.[۲]

دوهزارسال پیش این برج، بیشتر از زمینه صورت فلکی دلو (آبریز) می‌گذشت و به همین نام باقی ماند. ولی امروزه مقداری از زمینه صورت فلکی قوس (کمان) و بیشتر آن از زمینه صورت فلکی جدی (بزغاله) می‌گذرد.

کلمهٔ دلو به معنی: ریزنده آب است.
معادل ایرانی و پهلوی دلو، دُل (dol) می‌باشد بمعنی ظرف آبکشی از چاه که در واژه دولاب نیز بازمانده‌است. با تلفظ «دول» در بعضی گویش‌های محلی جنوب ایران مانند گویش دشتی و قسمتهایی از خراسان رضوی همانند کاشمر و بردسکن هنوز کاربرد دارد. واژه دولچه (نوعی وسیله برای آشامیدن آب) هنوز در بین اهالی فارس از جمله کازرون رایج است و همچنین واژه دلچه به زبان ترکی نیز راه یافته است.

برج حوت

بُرج حوت (ماهی)، دوازدهمین برج فلکی از دایرةالبروج است.

حوت، دوازدهمین برج [خانهٔ] خورشید، قوسی ۳۰ درجه از دایرةالبروج است.[۱] این برج خط سیر خورشید در اسفند ماه به مدت ۲۹روز و ۲۲ساعت و ۵۷دقیقه و نام دیگر این ماه در گاهشماری خورشیدی نیز می‌باشد. میانگین شبانه‌روز لحظه تحویل برج حوت ساعت ۰۶:۵۲ روز ۳۰ بهمن است.[۲]

این برج دوهزارسال پیش، بیشتر از زمینه صورت فلکی حوت (ماهی یا دوماهی) می‌گذشت و به همین نام باقی ماند. ولی امروزه بیشتر آن از زمینه صورت فلکی دلو (ریزنده آب) می‌گذرد.

کلمهٔ حوت به معنی: ماهی است.

منطقةالبروج

منطقةالبروج که فلک‌البروج (نیسنگ پرهون) و گردآسمان نیز نامیده می‌شود، کمربندی با پهنای ۱۶ درجه از کره سماوی پیرامون دایرةالبروج که حدود ۸ درجه از شمال و ۸ درجه از جنوب در امتداد آنرا می‌پوشاند. منطقةالبروج، مدار ظاهری خورشید (دایرةالبروج) -در میانه- و مدار ماه و پنج سیارهٔ تیر، ناهید، بهرام، هرمز و کیوان (یعنی سیاره‌هایی که با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند) را دربر می‌گیرد و خود به برج‌های دوازدگانه تقسیم شده است.
نمونه‌ای منطقةالبروج اسلامی و برج‌های ۱۲ گانه؛ موزه پرگامون برلین، آلمان

محتویات

    ۱ تقسیم‌بندی منطقةالبروج
        ۱.۱ برج‌های فلکی
            ۱.۱.۱ برج‌های فلکی دوازده‌گانه
            ۱.۱.۲ برج‌های فلکی در طالع‌بینی چینی
    ۲ جایگاه کرات در منطقةالبروج
        ۲.۱ خورشید
        ۲.۲ ماه
        ۲.۳ سیارات داخلی
        ۲.۴ سیارات خارجی
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

تقسیم‌بندی منطقةالبروج

[نوار] منطقةالبروج با توجه به [خط] دائرةالبروج و همراه با آن، به دوازده بخش مساوی (هر بخش معادل ۳۰ درجه)، تقسیم می‌شود و هر بخش را یک برج می‌نامند. از دوهزارسال پیش، برای مشخص کردن قسمت‌های مختلف منطقةالبروج، عمدتاً از نام ۱۲ صورت فلکی مطابق بروج مذکور که در این منطقه قرار داشته استفاده می‌شود. البته بعلت حرکت تقدیمی زمین، امروزه برجها نسبت به صورتهای همنام خود تقریبا به اندازه یک برج جابجا شده‌اند.
برج‌های فلکی
برج‌های فلکی دوازده‌گانه
شکل ۱۲ برج (صورت) فلکی منطقةالبروج

نام برج‌های فلکی دوازده‌گانهٔ منطقةالبروج که دانشمند ایرانی عبدالرحمان صوفی در سال ۹۶۴ میلادی در اصفهان تعیین و ترسیم کرده عبارت هستد از:

    برج حمل؛ قوچ، بره
    برج ثور؛ گاو نر
    برج جوزا؛ دو پیکر
    برج سرطان؛ خرچنگ
    برج اسد؛ شیر
    برج سنبله؛ خوشه، دوشیزه
    برج میزان؛ ترازو
    برج عقرب؛ کژدم
    برج قوس؛ کمانگیر
    برج جدی؛ بزغالهٔ نر (بزماهی)
    برج دلو؛ آب ریز
    برج حوت؛ ماهی


برج     نمادِ
برج     نام لاتین     ماه‌های
خورشیدی     طول زمانی[۱]
d: h: m     ساعت میانگین حلول
(UTC+۳:۳۰)     تاریخ‌های نجومی     تاریخ‌های میلادی[۲]
حَمَل     Aries     Aries     فروردین     30:11:00     صفر بامداد اول فروردین     ۱ فروردین - ۳۰ فروردین     ۲۱ مارس – ۱۹ آوریل
ثور     Taurus     Taurus     اردیبهشت     30:23:06     ۱۰:۵۸ روز ۳۱ فروردین     ۳۱ فروردین - ۳۰ اردیبهشت     ۲۰ آوریل – ۲۰ مه
جوزا     Gemini     Gemini     خرداد     31:07:54     ۱۰:۰۳ روز ۳۱ اردیبهشت     ۳۱ اردیبهشت - ۳۱ خرداد     ۲۱ مه – ۲۱ ژوئن
سرطان     Cancer     Cancer     تیر     31:10:52     ۱۷:۵۶ روز ۳۱ خرداد     ۱ تیر - ۳۱ تیر     ۲۲ ژوئن – ۲۲ ژوئیه
اسد     Leo     Leo     مرداد     31:07:05     ۰۴:۴۹ روز ۱ مرداد     ۱ مرداد - ۳۱ مرداد     ۲۳ ژوئیه – ۲۲ اوت
سنبله     Virgo     Virgo     شهریور     30:21:40     ۱۱:۵۶ روز ۱ شهریور     ۱ شهریور - ۳۱ شهریور     ۲۳ اوت – ۲۲ سپتامبر
میزان     Libra     Libra     مهر     30:09:23     ۰۹:۳۷ روز ۱ مهر     ۱ مهر - ۱ آبان     ۲۳ سپتامبر – ۲۳ اکتبر
عقرب     Scorpio     Scorpius     آبان     29:21:36     ۱۹:۰۳ روز ۱ آبان     ۲ آبان - ۱ آذر     ۲۴ اکتبر – ۲۲ نوامبر
قوس     Sagittarius     Sagittarius     آذر     29:13:20     ۱۶:۴۲ روز ۱ آذر     ۲ آذر - ۳۰ آذر     ۲۳ نوامبر – ۲۱ دسامبر
جدی     Capricornus     Capricornus     دی     29:10:39     ۰۶:۰۶ روز ۱ دی     ۱ دی - ۳۰ دی     ۲۲ دسامبر – ۲۰ ژانویه
دلو     Aquarius     Aquarius     بهمن     29:14:08     ۱۶:۴۴ روز ۳۰ دی     ۱ بهمن - ۲۹ بهمن     ۲۱ ژانویه – ۱۸ فوریه
حوت     Pisces     Pisces     اسفند     29:22:58     ۰۶:۵۲ روز ۳۰ بهمن     ۳۰ بهمن - آخر اسفند     ۱۹ فوریه – ۲۰ مارس
برج‌های فلکی در طالع‌بینی چینی
برج‌های فلکی در طالع‌بینی چینی

    موش (鼠)
    ورزا (牛)
    ببر (虎)
    خرگوش (兔)
    اژدها (龍)
    مار (蛇)
    اسب (馬)
    گوسفند (羊)
    میمون (猴)
    خروس (雞)
    سگ (狗)
    خوک (豬)

نظریه زمین مرکزی

نظریه زمین مرکزی توضیح حرکت سیارات را با دشواریهای بزرگی مواجه کرد. حرکت سیارات در واقع مانند حرکت خورشید و ماه در آسمان یکنواخت نیست و گاهی تندتر و گاهی کندتر انجام می‌شود. گاهی نیز این حرکات بازگشتی هستند. بطوری که مدار سیارات در آسمان به صورت منحنی‌های پیچیده حلقوی نمایش می‌دهد. اینک چنین وضعی با طرح جا افتاده ارسطو مبنی بر حرکات دایره‌ای بطلمیوس را به یک نبوغ فکری وا داشت. او حرکت غیر یکنواخت سیارات را با آموزه‌های ارسطویی مبتنی بر حرکت دایره‌ای یکنواحت هماهنگ ساخت. وی معتقد بود: سیاره محیط دایره‌ای کوچک موسوم به اپی سیکل یا دایره مسیر را دور می‌زند. و مرکز این دایره روی دایرهٔ بزرگتر (دایرهٔ راهبر) قرار داشته و به گرد زمین می‌گردد. بطلمیوس بدین نحو کلیه حرکات را در آسمان توصیف کرد و در کتاب المجسطی به صورت زیر خلاصه نمود:

    زمین در مرکز عالم است و در برابر گنبد آسمان نقطهٔ کوچکی است.
    گنبد مستدیر آسمان با ستارگانی که بر آن چسبیده‌اند در هر شبانه روز یک دور از مشرق به مغرب به دور زمین می‌چرخد. خورشید، ماه و سیارات حرکاتی مضاف بر این نیز انجام می‌دهند.
    خورشید در هر سال مضافاً دوری به دور زمین را طی می‌کند.
    سطح مدار خورشید منطقه البروج نامیده می‌شود و قایم بر آن با محور دوران گنبد آسمان زاویه ۲۳٫۵ درجه می‌سازد.
    ماه و سیارات در منطقه البروج در حرکتند.
    ماه در مداری دایره‌ای به گرد زمین می‌چرخد.
    سیارات بر دایره‌های مسیر در حرکتند و دایره مسیر بر دایره راهبر به دور زمین در گردش است.

بطلمیوس

کلاودیوس بْطُلِمیوس (به یونانی: Κλαύδιος Πτολεμαίος) یکی از فیلسوفان و اخترشناسان یونان باستان بود که به احتمال زیاد در اسکندریه واقع در مصر می‌زیست.

وی الگویی را برای کیهان شناخته شده روزگار خود، که همان سامانه خورشیدی ماست، ارائه کرد که در آن زمین در مرکز گیتی قرار داشت و خورشید و ماه و بقیهٔ سیارات به دورش می‌چرخید. در آن زمان به جای مدار که همان مسیر فرضی سیارات است، از مفهوم فلک استفاده می‌کردند. فلک یک جسم کروی صلب و نامرئی است (مانند شیشه) که در مرکز آن زمین قرار گرفته و سیاره به محیط آن محکم بسته شده است. با چرخش فلک به دور زمین، سیاره نیز به دور زمین گردش می‌کند. در آن زمان ۴ سیاره بیشتر کشف نشده بودند. او می‌گفت: هشت یا نه فلک وجود دارد که آخرین آن‌ها فلک‌الافلاک نام دارد که همهٔ ستاره‌ها روی آن چسبیده‌اند. همچنین او معتقد بود که خدا و فرشتگان بعد از فلک‌الافلاک زندگی می‌کنند. به این نظریه که بطلمیوس در باره جهان ارائه کرد، نظریه زمین مرکزی می‌گویند.
آثار بطلمیوس

بطلمیوس در حدود سال ۱۵۰ میلادی کتاب (به پارسی: پراپ) پر نفوذی به نام سونتارکنس ماتماتیکا یا مجموعهٔ ریاضی نوشت. هر چند این رساله بر نوشته‌های هیپارخوس مبتنی است، اما به‌خاطر فشردگی و زیبایی چشمگیرش مورد توجه قرار گرفت. شارحان بعدی برای متمایز ساختن آن از آثار کم‌اهمیت‌تر صفت مجیسته یا مجسطی به معنی بزرگترین را به آن منسوب کردند. مترجمان عرب‌زبان حرف تعریف ال را پیشوند کردند و آن را المجسطی نامیدند.

بطلمیوس در المجسطی پدیده‌هایی را بررسی می‌کند که بستگی به کرویت زمین دارند. سپس دستگاه زمین مرکزی نجوم را طرح‌ریزی می‌کند که قریب به ۱۵۰۰ سال مورد پذیرش عموم بود. المجسطی قدیمی‌ترین کوشش مجدانه در راه تبیین حرکت‌شناسی منظومهٔ شمسی است. اما در توجیه حرکتهای پیچیدهٔ سیاره‌ها که فاصلهٔ ثابتی با زمین ندارند، روی مدارهای دایره‌ای عاجز بود. بنابراین مفهوم مدارهای تدویر را به کار گرفت. بطلمیوس، در مقدمهٔ مجسطی، ریاضیات و نجوم را بسیار یقینی‌تر و قابل اعتمادتر از فلسفه می‌داند. و برای اثبات مرکزیت و سکون زمین در عالم، به جای دلایل فلسفی به استدلالات ریاضی و هندسی متوسل می‌شود. وی در این استدلال‌ها، آسمان را همان‌طور که مشاهده می‌شود، یعنی کروی در نظر می‌گیرد، و براساس کرویت زمین دلایل خود را مطرح می‌کند.

یونان باستان

یونان باستان (به انگلیسی: Ancient Greece) به تمدنی گفته می‌شود که متعلق به دوره‌ای از تاریخ یونان است که از دوره باستانی هشتم تا ششم قبل از میلاد مسیح شروع شده و تا عصر کلاسیک به طول انجامید. بلافاصله بعد از این دوران، آغاز اوایل قرون وسطی و امپراتوری روم شرقی بود.[۱]

محتویات

    ۱ گاهشمار تحولات سیاسی
    ۲ فیلسوفان، نویسندگان و هنرمندان یونان باستان
    ۳ هنر در یونان باستان
    ۴ پانویس

گاهشمار تحولات سیاسی

    ۱۰۰۰ پیش از میلاد

مردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اوّلین منطقهٔ شهری خود را بنیانگذاری نمودند. این کار همزمان (یا پس از) سکونت آریاییان در ایران بود.

    ۷۷۶ پیش از میلاد

اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان بر‌گزار گردید.[نیازمند منبع]

    ۷۵۰ پیش از میلاد

یونانیها بوجود آوردن مستعمرات را در سرتاسر مدیترانه، آغاز کردند. آنها مستعمراتی روی جزیره سیسیلی و در جنوب ایتالیا، بوجود آورند.[نیازمند منبع]

    ۵۹۴ پیش از میلاد

قانون گذار آتنی، سولون، نخستین قوانین آتن در حوزه سیاست و قضاوت نوشت.[۲]

    ۵۰۷ پیش از میلاد

    ۴۹۴ پیش از میلاد: حمله داریوش به یونان با عنوان جنگ لاده و شکست یونانیان در نزدیکی جزیره لاده.[۳]


کلئیستنس دموکراسی آتن را تاسیس کرده و عصر کلاسیک آتن باستان را آغازید. [۴]

    ۴۹۰ پیش از میلاد

داریوش یکم، پادشاه هخامنشی، در پشتیبانی از هیپیاس، حاکم پیشین آتن، سپاهی را روانه یونان می‌کند. آتنی‌ها در نبرد ماراتون، ارتش مهاجم ایرانیان را شکست می‌دهند.

بنا بر دانشنامه ایرانیکا در سال ۴۹۰ پیش از میلاد جنگی به نام ماراتن بین ایران و یونان در محلی به نام ماراتن در یونان کنونی رخ می دهد و ارتش هخامنشی از یونان شکست می خورد. این نبرد نخستین پیروزی یونان بر ایران در خشکی بود.[۵]

    ۴۸۰ پیش از میلاد

لشکر ایرانیان، به پادشاهی خشایارشا در نبرد ترموپیل، سپاه اسپارت، را در هم می‌کوبند. و سپس آتن را فتح می‌کنند. مدتی بعد ناوگان دریایی ایران و آتن در جنگ سالامیس، درگیر می‌شوند. پس از نیمی از روز درگیری، ناوگان ایران صحنه جنگ را ترک کرده و خشایارشا به ایران بازمیگردد.

    ۴۷۹ پیش از میلاد

نیروی زمینی ایران به رهبری مردونیه، برای بار دوم آتن را فتح می‌کند. سپس نیروهای متحد آتن و اسپارت، ایرانیان را محاصره کرده و در جنگ پلاته آنان را شکست می‌دهند. تاریخنگاران یونانی از این جنگ به عنوان پایان حضور نظامی ایران در یونان یاد می‌کنند.[۶]

    ۴۲۹ - ۴۶۲ پیش از میلاد

آتن در عصر پریکلس، ژنرال و سیاست‌مدار یونانی، شکوفا شد. بهترین بخشهای تپه آکروپولیس از جمله معبد بزرگ پارتنون برای ایزدبانو آتنا، در این زمان ساخته شد.

    ۴۰۴ - ۴۳۱ پیش از میلاد

دو اتحادیه یونان، اتحادیه دلوس به رهبری آتن و اتحادیه پلوپونزی به رهبری اسپارت برای بدست گرفتن کنترل یونان با هم وارد جنگ می‌شوند. این جنگ موسوم به جنگ پلوپونز مدت ۲۷ سال طول کشیده و با پیروزی قطعی و کامل اسپارت که از پشتیبانی کوروش کوچک، شاهزاده هخامنشی برخوردار بود،به پایان رسید. پایان این جنگ با تخریب دیوارهای آتن و نابودی دموکراسی این شهر همرا بود.

    ۳۳۸ پیش از میلاد

[فیلیپ] اهل مقدونیه، پدر اسکندر، در جنگ چایرونی، سراسر یونان را فتح می‌کند. پیروزی فیلیپ، عصر استقلال مناطق شهری یونان را پایان می‌دهد. پس از او اسکندر مقدونی، کار پدر را تکرار کرده و یونانیان را مجبور به اطاعت می‌کند.

    ۱۸۷ پیش از میلاد

با شکست فیلیپ پنجم مقدونی، رمی ها جای مقدونی ها را در یونان میگیرند.

دستاوردهای فرهنگی دولت ـ شهرهای یونان در طول دوران قدیم (۵۰۰ قبل از میلاد ـ ۵۰۰ میلادی) برای مدت هزار سال جهان غرب را تحت تأثیر قرار داد. دانشمندان یونانی اکتشافاتی در امور طبیعی انجام دادند. فلاسفه یونان نظریاتی در زمینه اداره جوامع به جهان ارائه دادند و هنر و درام یونانی شکوفا شد.
فیلسوفان، نویسندگان و هنرمندان یونان باستان

توجه شود که برخی از این بزرگان، لزوماً یونانی نبوده بلکه آثارشان را به زبان یونانی نوشته اند.

    فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد.

۵۵۰ پیش از میلاد

    آناکسیماندروس فیلسوف یونانی، اهل سیلتوس، واقع در آسیای صغیر «ترکیه کنونی)، سعی می‌کند که آغاز جهان و ساختار آنرا کشف کند.

او نتیجه می‌گیرد که هوا مهم‌ترین ماده جهان است. ۵۴۵ پیش از میلاد

    آیسوخلوس، نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه‌هایش، مورد استفاده قرار می‌دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول «جنگ تروا» نشان می‌دهد. ۵۲۴ پیش از میلاد تا ۴۵۶ پیش از میلاد
    ستاره شناس یونانی، آناکساغورس، متوجه می‌شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می‌یابند. ۴۲۸ - ۵۰۰ پیش از میلاد
    سوفوکلس، تراژدی نویس نمایشنامه می‌نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می‌رساند و با مادر خود ازدواج می‌کند، به تصویر می‌کشد. در حدود ۴۰۶ - ۴۹۶ پیش از میلاد
    اوریپیدس، تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه‌هایی را بر پایه اساطیر یونان می‌نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مده ا»، داستان زنی است که فرزندان خود را به قتل می‌رساند. در حدود ۴۰۶ - ۴۸۶ پیش از میلاد
    فیدیاس، مجسمه ساز یونانی، مجسمه‌هایی برای معبد «پارتنون» در آکروپولیس آتن. در حدود ۴۳۰ - ۴۹۰ پیش از میلاد
    سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می‌پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می‌آیند و او را به مرگ محکوم می‌کنند. او با نوشیدن شوکران، خودکشی می‌کند. در حدود ۳۹۹ - ۴۷۰ پیش از میلاد
    آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه‌های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می‌دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می‌کشد. در حدود ۳۸۵ - ۴۵۰ پیش از میلاد
    افلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه ، «آکادمی»، را در آتن دایر می‌کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می‌پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می‌آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش درباره نحوه اداره یک حکومت ایده‌آل می‌پردازد.

در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سالهای ۳۰۰ ـ ۵۰۰ قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند.در ۳۴۷ - ۴۲۷ پیش از میلاد

    ارسطو، فیلسوف یونانی، تعلیم و تربیت اسکندر مقدونی را که بعدها به سرداری بزرگ مبدل شد، به عهده می‌گیرد. ارسطو در آتن، مدرسه‌ای به نام لیسیوم (لوکیون) تأسیس می‌کند. وی رساله «سیاست» را می‌نویسد و در آن به بحث درباره شش روش اداره حکومت می‌پردازد. او همچنین «نمودار نردبانی طبیعت» را که در آن موجودات زنده بر اساس پیچیدگی ساختمان بدنشان طبقه بندی شده‌اند، ابداع می‌کند. در حدود ۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد
    در شهر اسکندریه، که به‌وسیله یونانیان در مصر بنا گردید، پزشکی به نام هیرو فیلوس به منظور بررسی دستگاه عصبی و اجزای بدن انسان، به تشریح اجساد می‌پردازد. در حدود ۳۳۵ تا ۲۸۰ پیش از میلاد
    اقلیدس، ریاضیدان یونانی، مقدمات هندسه را به وجود می‌آورد. در حدود ۳۳۰ تا ۲۷۵ پیش از میلاد
    آریستارخوس (ارسطرخوس)، ستاره شناس یونانی، خورشید را به جای زمین، مرکز علم می‌پندارد. در حدود ۳۱۰ تا ۲۳۰ پیش از میلاد
    ارشمیدس در موطن خود، شهر سیراکوس (سوراقوسا)، به کشف این نکته که هر شیئی به اندازه حجم خود آب جابجا می‌کند، نائل می‌گردد. وی دستگاهی برای بالا کشیدن آب، پیچ ارشمیدس، اختراع می‌کند. و نام خود را بر آن می‌گذارد. سربازان رومی در جریان محاصره سیراکوس، ارشمیدس را به قتل می‌رسانند. در حدود ۲۸۷ ـ ۲۱۲ پیش از میلاد
    تسبیوس اسکندرانی (اهل اسکندریه) ساعت آبی و تلمبه فشاری را اختراع می‌کند. در حدود ۲۰۰ پیش از میلاد
    هیپارخوس (ابرخس)، ستاره شناس یونانی، فهرستی از اسامی ستارگان، گردآوری می‌کند و زمان کسوفهای خورشیدی را محاسبه می‌کند. در حدود ۱۶۸ تا ۹۰قبل از میلاد
    بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی، نقشه‌ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می‌دهد. در حدود ۱۴۴ تا ۱۲۷ پیش از میلاد