اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

ابرخوشه سنبله

اَبَرخوشه دوشیزه یک ابرخوشه است که گروه محلی در آن جای دارد. گروه محلی به نوبه خود شامل بیش از ۳۰ کهکشان از جمله کهکشان راه شیری و کهکشان زن برزنجیر است.

جرم آن ۱۰۱۵ جرم خورشید (۲ × ۱۰۴۶ kg)است که بخش عظیمی از آن را ماده تاریک تشکیل می‌دهد.

خوشه دوشیزه

خوشه دوشیزه (به انگلیسی: Virgo Cluster)یک خوشه کهکشانی است که در فاصله ۵۹ میلیون سال نوری قرار گرفته است [۱] این خوشه در صورت فلکی دوشیزه و گیسو قرار دارد و بعد 12h 27m و میل +12° 43′- دارد[۲].و نزدیک به ۱۵۰۰ عضو دارد که مسیه ۸۷ درخشان‌ترین آن است.[۲] خوشه دوشیزه عضو ابرخوشه دوشیزه است.

کهکشان

کهکشان‌ها سامانه‌هایی بزرگ و با اندازه و مرزی مشخّص هستند که از ستاره ها، بقایای ستاره‌نماها (شبه ستاره‌ها)، ماده تاریک، گازها و گرد غبارهای میان ستاره‌ای که با نیروهای گرانشی به گرد هم آمده‌اند، تشکیل یافته‌اند. کوچکترین کهکشان‌ها دارای پهنایی برابر با چند صد سال نوری، شامل نزدیک به ۱۰ میلیون ستاره هستند. بزرگترین کهکشان‌ها تا ۳ میلیون سال نوری پهنا دارند و شامل بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ میلیارد ستاره هستند. ماده تاریک در اخترشناسی و کیهانشناسی، ماده ای فرضی
تصویر مادون قرمز هسته مرکزی کهکشان راه شیری
کهکشان ستاره فشان
تصویر کهکشان کوتوله ان‌جی‌سی ۴۴۴۹ که توسط تلسکوپ هابل ثبت شده‌است
تصویر کهکشان بیضی شکل و غول پیکر ESO 325-G004
نگاره شبیه سازی شده از یک سیاه‌چاله

است که چون از خود شید(نور) (امواج الکترومغناطیسی) گسیل یا بازتاب نمی‌کند، نمی‌توان آن را مستقیماً دید اما از اثرات گرانشی موجود بر روی اجسام مرئی، همانند ستاره‌ها و کهکشان‌ها، می‌توان به وجود آن پی برد. درک و تجسم ماده تاریک آسان نیست اما در دانش ستاره شناسی حائز اهمیت است.[۱][۲][۳][۴][۵]

محتویات

    ۱ بزرگی، ویژگی‌ها، ریخت شناسی، دسته بندی
    ۲ گونه‌های کهکشان از دید ریخت شناسی
    ۳ ریشه شناسی واژه کهکشان (Galaxy)
    ۴ کهکشان راه شیری
    ۵ کهکشان آندرومدا
    ۶ کهکشان‌های فعال و غیر عادی
    ۷ کوازارها (ستاره نماها)
    ۸ کهکشان‌های رادیویی
    ۹ تصادم کهکشان‌ها
    ۱۰ خوشه‌های کهکشانی
    ۱۱ گروه محلی
    ۱۲ ابر خوشه‌ها
    ۱۳ کهکشانخواری
    ۱۴ خوشه دوشیزه(سنبله)
    ۱۵ شکل برخی کهکشان‌ها و فاصله آنها تا کهکشان راه شیری
    ۱۶ جستارهای وابسته
    ۱۷ منابع

بزرگی، ویژگی‌ها، ریخت شناسی، دسته بندی

نام کهکشان به انگلیسی: Galaxy برگرفته شده از ریشه یونانی آن Galaxias به معنی شیری است و کهکشان راه شیری به انگلیسی: Milky Way galaxy ریشه این نام می‌باشد. کهکشان‌ها از دید بزرگی و شمار ستاره‌ها دارای طیف گسترده‌ای هستند، کهکشان‌های کوتوله در نزدیک ۱۰ میلیون ستاره [۶] و کهکشان‌های غول آسا تا سقف ۱۰۰ تریلیون ستاره [۷] دارند،[۸] کلیه ستارگان یک کهکشان در مدار خود، به دور مرکز تراکم کهکشان می‌گردند. کهکشان‌ها ممکن است از جندین سامانه ستاره‌ای، خوشه‌های ستاره‌ای و ابرهای میان ستاره‌ای جورواجور تشکیل شده باشند. خورشید یکی از ستارگان کهکشان راه شیری است؛ منظومه شمسی یا سامانه خورشیدی دربرگیرندهٔ زمین و همه اجزاء آن است که همگی در مدارشان به گردخورشید می‌چرخند. اشکال کهکشان‌ها بر پایه شیوه‌ای دسته بندی می‌شود که برپایه شیوه دسته بندی ستاره شناس آمریکایی، ادوین هابل (۱۸۸۹-۱۹۵۳)، شکل یافته‌است. درباره فراگشت(تکامل) کهکشان‌ها داده‌های استوار کمی در دست است. تنها داده مورد اطمینان این است که کهکشان‌ها میلیاردها سال پیش به گونهٔ توده‌ای از ابرهای گازی و غباری بوجود آمدند. از دید تاریخی و پیشینه، کهکشان‌ها با توجه به شکل ظاهریشان دسته بندی شده‌اند که بیشتر این کار با بررسی ظاهر و ریخت شناسی آنها انجام گردیده‌است. شکل متعارف کهکشان‌ها بیضی شکل است [۹] که برش مقطع پهنایی آن‌ها همانند یک بیضی نورانی است. کهکشان‌های مارپیچی دارای سطح مقطعی شبیه یک صفحه گرد هستند که این صفحات توسط بازوهای پر گرد وغبار در کنار هم قرار گرفته‌اند. گروهی دیگر از کهکشان‌ها اشکال ناهم‌گون و غیر معمول دارند که به کهکشان‌های بی‌قاعده معروف هستند. دانش انتظام شکلی آنها بیشتر ناشی از کشش گرانشی کهکشان‌هایی است که در همسایگی آنها جای دارند. این چنین کنش و واکنش‌هایی که میان کهکشان‌های مجاور رخ می‌دهد، ممکن است درپایان به درهم آمیختگی آنها بیانجامد و به صورت ضمنی، به طور قابل ملاحظه‌ای باعث افزایش تشکیل و صف آرایی مجموعه ستارگانی گردد که کهکشان‌های ستاره پاش نامیده می‌شوند. همچنین می‌توان کهکشان‌های ستاره‌‌پاش را که عاری از یک ساختار منسجم اند، به کهکشان‌های بی‌قاعده نیز نسبت داد.[۱۰] بیشتر از ۱۷۰ میلیارد کهکشان در کائناتی که توسط بشر قابل مشاهده‌است، وجود دارد.[۱۱] اکثر کهکشان‌ها قطری بین ۱۰۰۰ تا ۱۰۰،۰۰۰ پارسک دارند [۱۲](هر پارسک معادل ۳۱ تریلیون کیلومتر می‌باشد). کهکشان‌ها بیشتر با فاصله میلیون‌ها پارسک و حتی مگاپارسک از یکدیگر جدا افتاده‌اند. [۱۳] فضای بین کهکشان‌ها با گاز پر شده‌است البته با چگالی کمتر از یک اتم در متر مکعب! درصد بالایی از کهکشان‌ها به صورت سلسله مراتبی از ستاره‌ها مرتبط هستند و به ظاهری خوشه شکل سازماندهی شده‌اند و سرانجام خوشه‌های ستاره‌ای غول آسا را تشکیل می‌دهند. این ساختارهای غول آسا بیشتر به غالب صفحات و رشته‌هایی قرار گرفته‌اند که پیرامون آنها را خلاء لایتناهی پوشانده‌است. [۱۴] درک این موضوع که ماده تاریک ۹۰ درصد جرم اکثر کهکشان‌ها را تشکیل می‌دهند، آسان نیست. نتایج و داده‌های دیداری بیانگر این موضوع است که سیاهچالههای ابرغول و فرابزرگ ممکن است در میانه بیشتر (نه همه) کهکشان‌ها وجود داشته باند، این سیاهچاله‌های بزرگ و پر رمز و راز دلایل بنیادین و آغازین واکنش‌های فعال در هسته برخی کهکشان‌ها هستند. ستاره شناسان بر این باورند دست کم یک سیاهچاله در میان مرکز کهکشان راه شیری جاخوش کرده باشد.[۱۵]
گونه‌های کهکشان از دید ریخت شناسی

    کهکشان نامنظم

کهکشان‌های ناهمگون یا بی قائده هیچ شکل یا ساختار سامان‌مندی ندارند، آنها دارای جرم بیشتری از کهکشان‌های دیگر هستند و بیشتر ستاره های موجود در آنها دارای طول عمر کم و درخشان می‌باشند. با وجود اینکه بسیاری از کهکشان‌های ناهمگون در بر گیرنده نواحی تابان گازی هستند که ستاره ها در آنها ساخته می‌شوند، بیشتر گاز میان ستاره ای کهکشان‌ها بایستی فشرده شوند تا ستاره های تازه‌ای بسازند. نزدیک به پنج درصد از هزار کهکشان درخشان را کهکشان‌های نهمگون تشکیل می‌دهند. این در حالی است که یک چهارم کهکشان‌های شناخته شده نیز کهکشان‌های ناهمگون هستند.

    کهکشان مارپیچی

کهکشان‌های مارپیچی دارای بازوهایی هستند که شکلی مارپیچی در پیرامون بر آمدگی میانه‌ای یا هسته، قرصی ایجاد می‌کنند که چرخش هسته با چرخش بازوهای آن همراه می‌شود. جوان‌ترین ستاره های کهکشان‌های مارپیچی در بازوهای کم توده یافت می‌شوند و ستاره‌های کهن بیش تر در هسته فشرده جای دارند. کهن‌ترین ستاره‌ها در هاله‌های کروی پراکنده جای دارند و پیرامون قرص کهکشانی را فرا گرفته‌اند. این بازوها همچنین دارای غبار و گاز فراوانی هستند که منجر به ساخته شدن ستاره های تازه می‌شود.

    کهکشان مارپیچی میله‌ای

یک کهکشان مارپیچی میله‌ای دارای یک هسته برآمدگی میانه‌ای کشیده شده و میله‌ای شکل است. همزمان با چرخش هسته این طور به نظر می‌رسد که در هر سوی هسته یک بازو نیز می‌چرخد. برخی ستاره‌شناسان بر این باورند که کهکشان راه شیری نیز یک کهکشان مارپیچی میله‌ای است. شکل کهکشان‌های مارپیچی و کهکشان‌های مارپیچی میله‌ای از کهکشان‌های با برآمدگیهای میانه‌ای بزرگ با بازوهای نه چندان به هم پیوسته تا کهکشانهای با برآمدگی‌های مرکزی کوچک و بازوهای آزاد متغیر است. اگر چه کهکشان‌های مارپیچی و مارپیچی میله‌ای پیش از این به عنوان دو گونه کهکشان جدا دسته بندی می‌شدند، ولی امروزه ستاره‌شناسان آنها را همانند می‌دانند.

    کهکشان بیضوی

کهکشان‌های بیضوی از دید شکل، از شکل بیضی‌گون (شبیه توپ راگبی) تا شکل کروی متغیر هستند و اشکالی میان این دو نیز یافت می‌شوند. برعکس کهکشان‌های دیگر که نوری آبی از ستاره های فروزان و کم عمر منعکس می‌کنند، کهکشان‌های بیضوی زرد رنگ دیده می‌شوند. علت این امر ساخته شدن ستاره‌ها در این کهکشان‌ها می‌باشد که در نتیجه کمابیش همه نور آنها از ستاره‌های غول سرخ که دارای طول عمر زیادی هستند به دست می‌آید. [۱۶]
ریشه شناسی واژه کهکشان (Galaxy)

واژهٔ galaxy از galaktikos یا kyklos یا galaxias گرفته شده‌است و معنای آن «راه منحنی شکل شیری رنگ» است. این دگرگونی به دلیل ظاهر دیده شده کهکشان راه شیری در آسمان است. این ریشه شناسی واژه از یک افسانه کهن یونانی گرفته شده‌است، هنگامی که زئوس پسر نوزاد هرکول را که بوسیله یک بانوی فنا پذیر زاده شده بود در میان سینه‌های همسرش که هرا نام داشت، قرار داد تا او شیر خدایی را بنوشد و درپایان فنا ناپذیر شود، پس از اینکه هرا ازخواب بیدار می‌شود نوزادی را می‌بیند که در حال نوشیدن شیر است، زن نیز از ترس کودک را از سینه اش به دوردست پرت می‌کند و فواره ای از شیر به آسمان پاشیده می‌شود که سرانجام نوار شیری رنگ و درخشانی پدید می‌آید که ما امروزه به آن راه شیری می‌گوییم.[۱۷] در ادبیات واژه Galaxy با حرف G بزرگ تعبیر کهکشان راه شیری است، تا کهکشان ما را از میلیاردها کهکشان دیگر جدا کند. عبارت راه شیری (Milky Way) نخستین بار در مجموعه شعری بنام خانه شهرت در سال ۱۳۸۰ میلادی به دست یک شاعر انگلیسی به نام Chaucer به کار برده شد. [۱۸] هنگامی که ویلیام هرسچل مبادرت به فهرست کردن اجرام آسمانی کرد، او از عبارت ابر مارپیچی برای کهکشان ام-۳۱ بهره برد. این اجرام بعدها تحت عنوان «ممالک بی کران هزارگونه ستارگان» تعبیر شدند و زمانی فاصله نجومی و باورنکردنی این اجرام درخشان آسکار شد لقب «جزائر کائنات» به آنها داده شد. البته چون کائنات به همه جهان هستی (عالم) و همگی اجرامی که در آن جای دارند گفته می‌شود و همچنین همگی این کائنات شناخته نشده‌اند، لذا عبارت «جزائر کائنات» به کهکشان تغییر نام داد. [۱۹]
کهکشان راه شیری
نوشتار اصلی: کهکشان راه شیری

کهکشان راه شیری کهکشانی است که ما زمینیان در آن زندگی می‌کنیم. این کهکشان به شکل نوار درخشانی که آسمان را دور می‌زند و با استوای سماوی ۶۳ درجه زاویه می‌سازد. در شب‌های تاریک بدون ماه با چشم غیر مسلح دیده می‌شود.
تصویری از بازوهای کهکشان راه شیری[۲۰]

ضخامت این نوار که در حقیقت مقطع کهکشان از دید خورشید می‌باشد ناهمگون بوده و اندازه پهنای آن میان ۳ تا ۳۰ درجه متفاوت است. روشنایی و پهنای نوار کهکشان در سمت صورت فلکی قوس بیشتر می‌باشد و در شب‌های تابستان بیشتر خودنمایی می‌کند دلیل این مسئله این است که میانه کهکشان راه شیری در این سمت جای دارد و زمانی که به صورت فلکی قوس نگاه می‌کنیم در واقع به قسمت‌های درونی آن نگاه می‌کنیم که شمار ستاره‌ها و سحابیهای آن بیشتر است. کهکشان راه شیری یک کهکشان مارپیچی با چند بازو می‌باشد. حتی با یک تلسکوپ کوچک می‌توان میلیون‌ها ستاره آن را دید که البته این ستارگان همه متعلق به بازوی جبار (یا بازوی محلی) هستند. ناهمگونی‌هایی که در کهکشان می‌بینیم ناشی از وجود ابرهای گازی و غباری تیره کننده (سحابی تاریک) هستند. کهکشان راه شیری به همراه دو کهکشان مارپیچی آندرومدا و کهکشان سه گوش و نزدیک به سی کهکشان کوتوله خوشه محلی کهکشانی را ساخته‌اند. کهکشان‌های کوتوله بر گرد سه کهکشان بزرگ مجموعه در حال چرخش بوده ودر حقیقت اقمار این کهکشانها به شمار می‌آیند. خورشید به همراه سامانه خود در فاصله حدود ۲۴۰۰۰ تا ۲۸۰۰۰ سال نوری از میانه کهکشان جای دارد و هر ۲۵۰ میلیون سال یک بار گرد مرکز آن می‌چرخد. با بررسی ۲۸ ستاره که در نزدیکی میانه کهکشان جای دارند آشکار شده که سیاهچاله ای با جرم نزدیک به ۴ میلیون برابر جرم خورشید در آنجا جای دارد. با توجه به قانون سوم کپلر درباره دو جسمی که دور هم می‌چرخند که در آن بیان می‌شود جرم جسم بزرگتر (که در اینجا همان کهکشان راه شیری است) بر حسب جرم خورشید برابر است با حاصل تقسیم توان سوم اندازه مدار جسم کوچکتر (که در اینجا خورشید است) بر حسب واحد نجومی بر توان دوم دوره چرخشی آن بر حسب سال و با توجه به اینکه خورشید در فاصله حدود ۸۰۰۰ پارسکی از مرکز کهکشان قرار دارد و دوره چرخش آن به گرد مرکز کهکشان در حدود ۲۲۵ میلیون سال است، جرم کهکشان در حدود ۹۰ میلیارد برابر جرم خورشید بدست می‌آید. این شماره با متمرکز کردن جرم همه موادی از کهکشان که درون مدار خورشید جای دارند در مرکز کهکشان بدست آمده‌است. طبیعی است که مقداری از جرم کهکشان هم در بیرون از مدار خورشید قرار دارد. یعنی این شماره، جرم این مواد را نشان نمی‌دهد. برای اندازه گیری جرم همه کهکشان از اندازه گیری سرعت ستاره و گازهایی که در فواصل دوری از مرکز کهکشان قرار دارند بهره برده می‌شود. دانشمندان دریافته‌اند که موثرترین راه اندازه گیری جرم کهکشان پژوهش در طول موجهای رادیویی است چرا که این امواج کمتر تحت تاثیر گازها و غبارهای درون کهکشانی هستند و با بررسی آنها می‌توان به مشاهده مواد دورتری پرداخت. با این روش دانشمندان توانسته‌اند به نموداری از جرم موادی که در فواصل متفاوتی از مرکز کهکشان هستند دست پیدا کنند. این نمودار با نام نمودار چرخشی شناخته می‌شود. با کمک این نمودار آشکار شده که جرم کهکشان در بارهٔ ۱۵۰۰۰ پارسکی از میانه کهکشان نزدیک به ۲۰ میلیارد برابر جرم خورشید است. این گستره خوشه‌های کروی و بازوهای کهکشان را نیز در بر می‌گیرد. ممکن است گمان کنید برای اجرامی که فاصله آنها تا میانه کهکشان از این فاصله بیشتر باشد مطابق آنچه در سامانه خورشیدی رخ می‌دهد شتاب آنها رو به کاهش باشد. بر پایه اندازه گیری‌ها مشخص شده که اینطور نیست، یعنی سرعت این اجرام از آنچه که پیش بینی می‌شده بیشتر است بنابراین باید جرم بزرگتری در فواصل دورتری از ۱۵۰۰۰ پارسکی مرکز خورشید وجود داشته باشد. اکنون این جرم به وجود یک هاله تاریک (Dark halo) نسبت داده شده‌است.
کهکشان راه شیری از کنار.

بیشترین جرم کهکشان ناشی از همین هالهٔ تاریک است که مشخص نیست از چه ماده‌ای تشکیل شده است. واژهٔ تاریک به این معنا نیست که در محدودهٔ دیدگانی طیف مشاهده نمی‌شوند بلکه این مواد در همهٔ بازهٔ طیفی (از گاما تا رادیویی) قابل کشف نیستند. تنها به دلیل اثرات گرانشی آنها است که به وجود آن‌ها پی برده‌ایم. این ماده تاریک نه از مولکول‌های هیدروژن و نه از مواد ستاره‌ای معمولی تشکیل شده‌است. سیاهچاله‌های با جرم ستاره‌ای، اجرام ماکو(MACHO) که شامل کوتوله‌های قهوه‌ای (ستارگانی که بدلیل جرم کم نتوانسته‌اند واکنش‌های هسته‌ای را شروع کنند)، کوتوله‌های سفید و کوتوله‌های سست و کم جرم سرخ می‌باشد از کاندیداهای مورد نظر می‌باشند. هم اکنون گزینه ذرات زیر اتمی نیز به فهرست مواد تشکیل دهنده ماده تاریک افزوده شده‌است. این ذرات باید دارای جرم بوده ولی برهم کنش بسیار ناچیزی با مواد معمولی داشته باشند. یک دسته از این مواد با نام ذرات جرم دار با برهمکنش سست شناخته می‌شوند. پیشینیان ما نیز هزاران سال پیش به وجود این نوار نقره‌ای رنگ در آسمان پی بردند. بسیاری از اقوام باستان بر این باور بودند که این نوار راهی است که در گذشتگان با گذر از آن به جهان دیگر مهاجرت می‌کنند. اقوامی دیگر باور داشتند که این نوار، پدیده‌ای خدایی است که شب‌ها خود را محافظانه بر روی جامعه انسانی می‌گستراند. [۲۱] راه شیری یک مجموعه پهناور از بیش از ۲۰۰ میلیارد ستاره، سیاره، خوشه و گرد و غبار است. خورشید ما و سامانه خورشیدی نیز بخشی از این کهکشان اند. راه شیری یک کهکشان مارپیچی است، از دید هابل نوع آن اس-بی یا اس-سی و یکی از اعضا گروهی محلی، است که این گروه خود دربرگریرنده کهکشان راه شیری، ابرهای ماژلانی، آندرومدا و بسیاری دیگر از کهکشان‌های کوچک است. رصدهای اخیر نشان می‌دهد که راه شیری، یک کهکشان مارپیچی برزگ با جرمی بیش از ۷۵۰ میلیارد برابر جرم سامانه خورشیدی (منظومه شمسی) و قطری نزدیک به ۱۰۰،۰۰۰ سال نوری می‌باشد. ستاره شناسان استرالیایی یک بازوی کیهانی اضافی را در کهکشان راه شیری کشف کردند که مانند یک مرز گازی ضخیم به دور این کهکشان بزرگ کشیده شده‌است. این ستاره شناسان امیدوارند که این یافته‌ها در نگارگری یک تصویر بهتر از کهکشان راه شیری که سیاره زمین نیز در آن جای دارد سودمند باشد. این مرز گازی شکل که ۶۵۰۰ سال نوری پهنا دارد نشان داد که ساختار کهکشان راه شیری همانند دیگر کهکشان‌ها است. این کهکشان‌ها دارای بازوهای مارپیچی گازی هستند که فراسوی بازوهای مارپیچی ستاره‌ای میانه‌ای گسترده شده‌اند. به باور ستاره شناسان کهکشان راه شیری دارای ۴ بازوی متشکل از هیدروژن، گردوغبار و ستاره هاست که بیرون از مرکز آن می‌چرخند. این مرز گازی که تازگی‌ها کشف شده ۶۰۰۰۰ سال نوری از میانه کهکشان راه شیری فاصله دارد. گاز در پیرامون این کهکشان وجود دارد؛ اما یک ساختار گازی در آن نقطه وجود ندارد. این مرز گازی در دوردست‌ترین جای کهکشان جای دارد و واپسین چیزی است که پیش از ناپدید شدن کهکشان دیده می‌شود. این پژوهش‌گران درحال پژوهش روی گاز هیدروژن در صفحه یا دیسک کهکشان راه شیری بودند که با این بازوی اضافی مواجه شدند. به باور پژوهشگران این بازوی به تازگی کشف شده با یکی از بازوهای میانه‌ای ستاره‌ای کهکشان در پیوند است.[۲۲] دموکریتوس فیلسوف یونانی (زندگی ۳۷۰ تا ۴۵۰ قبل از میلاد) بر این باور بود که نوار درخشان و نام آشنای راه شیری، که در آسمان شب نمایان است، احتمالا از ستارگانی با فاصله بسیار فراوان ساخته شده‌است. [۲۳] ارسطو (زندگی ۳۲۲ تا ۳۸۴ قیل از میلاد) بر این باور بود که راه شیری به سبب احتراق و انفجار گازهای تصاعدی و آتشین گروه بیشماری از ستارگان غول آسا و نزدیک به یکدیگر ایجادشده‌است و همچنین این احتراق در بخش فراجو در ناحیه‌ای از کیهان به همراه فعل و انفعالات سماوی رخ داده‌است.[۲۴] برای نخستین بار ابن هیثم ستاره شناس عرب (زندگی۹۶۵ تا ۱۰۳۷ میلادی) اختلاف منظر (دید گشت) راه شیری را اندازه گیری و مشاهده کرد.[۲۵]
کهکشان آندرومدا

کهکشان آندرومدا-M۳۱ بزرگترین کهکشان در گروه کهکشان‌های محلی است و در فهرست چارلز مسیه M۳۱ نامگذاری شده‌است. این کهکشان در فاصله ۲٬۵۵۵٬۰۰۰ سال نوری جای دارد. گروه کهکشان محلی شاملM۳۱،M۳۲،M۳۳،M۱۱۰ و کهکشان راه شیری است. این جرم آسمانی با چشم غیرمسلح دیده می‌شود. برای نخستین بار به دست عبدالرحمن الصوفی به نام ابر کوچک (Little Cloud) شناخته شده بود، در حالی که چارلز مسیه آن را در ۱۳ آگوست سال ۱۷۶۴ در کاتالوگش به ثبت رسانید. تا زمان زیادی گمان می‌شد که آندرومدا نزدیکترین کهکشان به ماست، حتی ویلیام هرشل هم این لغزش را کرد. جرم این کهکشان نزدیک به ۳۰۰-۴۰۰ میلیارد برابر جرم خورشید است. نظریه‌ها در مورد آندرومدا زمانی تغییر کرد که ادوین هابل، ستاره شناس پُرآوازه، با تلسکوپ ۱۰۰ اینچی ساخته شده در سال ۱۹۱۷ نزدیک لس انجلس توانست برای نخستین بار ستاره مشخصی را در بازوهای این کهکشان پیدا کند. این ستاره‌ها مانند ستاره‌های فراوانی هستند که در کهکشان راه شیری می‌توان پیدا کرد ولی آنها بسیار کم نور بودند. ادوین هابل همچنین سه ستارهٔ متغیر را پیدا کرد که یکی از آنها جزء متغیرهای قیفاووسی بود، متغیرهایی که تغییرات درخشندگی آنها قابل پیش بینی بود. این ستارگان و متغیرهای پیدا شده به دست ادوین هابل او را به این اندیشه وا داشت که این کهکشان نمی‌تواند یک خوشهٔ ستاره‌ای در کهکشان ما باشد، بلکه این یک کهکشان بسیار دور از ما است.
کهکشان‌های فعال و غیر عادی

از همه کهکشان‌ها میزان آشکاری بازتابالکترومغناطیسی ساطع می‌شود. برخی کهکشان‌ها، به گونهٔ غیر عادی، مقادیر فراوانی تابش دارند. این کهکشان‌ها، کهکشان‌های فعال نامیده می‌شوند. انرژی آنها از منبعی با جرم بسیار زیاد اما به هم فشرده که در میانه کهکشان فعال جای دارد تأمین می‌شود. انرژی بیش تر گونه اشعه ایکس، موج رادیویی و همچنین نور است و میزان انرژی آزاد شده به اندازه‌ای زیاد است که نمی‌توان تصور کرد ستاره‌ها آنرا بوجود آورده باشند. ستاره شناسان بر این باورند که تنها جسمی که قادر است این مقدار انرژی را آزاد کند یک حفره سیاه فوق العاده پر جرم است. بنابر این، علت اینکه برخی کهکشان‌ها از جمله کهکشان خودمان انرژی کمابیش کمی آزاد می‌کنند این است که حفره سیاه میانه‌ای کوچکی را در میان گرفته‌اند. [۲۶]
کوازارها (ستاره نماها)

به نظر می‌رسد که کوازارها (ستاره نماها) هسته فعال کهکشان‌های دور دست باشند. آنها درخشان‌ترین، شتابان‌ترین و دورترین اجرام شناخته شده در جهان هستند. کوازارها همانند ستارگان از سطح زمین به مانند یک نقطه نورانی خیلی ریز دیده می‌شوند. اگر چه کوازارها تنها به اندازه سامانه خوردشید (منظومه شمسی) هستند، نور برخی از آنها مسافتی نزدیک به ۱۰ میلیارد سال نوری را می‌گذراند تا به ما برسد. ما برای اینکه بتوانیم چنین اجرام دوری را شناسایی کنیم نیاز به تابش زیاد نور آنها داریم. تشعشع انرژی بعضی از کوازارها حدود ۱۰۰ برابر تشعشع کهکشان‌های بزرگ است. با گسترش جهان کوازارها که در لبه خارجی آن جای دارند بسرعت از زمین فاصله می‌گیرند. دورترین کوازارهایی که قابل رویت حدود ۱۲ میلیارد سال نوری در جهت انتهای قابل مشاهده جهان قرار دارند. به خاطر زمان زیادی که طول می‌کشد تا نور کوازارها به زمین برسد، این کهکشان‌ها ستاره شناسان را قادر می‌سازند تا جهان را در نخستین مراحل شکل گیری، مورد مطالعه قرار دهند. کوازارها فوق العاده درخشان و در عین حال بسیار مهم فشرده می‌باشند. در سنجش با گستره کهکشان راه شیری که ۱۰۰٬۰۰۰ سال نوری می‌باشد، کوازارها قطری برابر با چند روز یا هفته نوری را تشکیل می‌دهند.[۲۷]
کهکشان‌های رادیویی

تمامی کهکشان‌ها، موج رادیویی، نور قابل رویت و انواع تشعشع از خودشان تولید می‌نمایند. انرژی رادیویی یک کهکشان رادیویی خیلی متراکم تر از انرژی کهکشان‌های معمولی است. این انرژی از دو قطعه خیلی بزرگ، یا ابرهای عظیم الجثه متشکل از ذرات در حال دور روشن از کهکشان‌ها تشتشع می‌یابند. این ابرهای عظیم از فوران‌های گازی که از مرکز کهکشان با سرعتی معادل یک پنجم سرعت نور خارج می‌شوند، در آسمان شکل می‌گیرند. به نظر می‌رسد که فوران این انرژی عظیم توسط یک حلقه پیوستگی صورت می‌گیرد که یک حفره سیاه خیلی متراکم را در بر می‌گیرد و در مرکز کهکشان واقع است. از هر یک میلیون کهکشان فقط یکی از آنها یک کهکشان رادیویی است. [۲۸]
تصادم کهکشان‌ها

بیشتر کهکشان‌ها از کهکشان‌های همسایه خود صد هزار سال نوری فاصله دارند. به هر روی، برخی از کهکشان‌ها تا اندازه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌شوند که نیروی گرانش دو سویه آنها اشیاء موجود در کهکشان‌ها دیگر را به پیرامون خود می‌کشد و این ماجرا باعث بوجود آمدن توده‌هایی به نام دنباله‌های کشندی می‌گردد، که این دنباله‌ها مانند پلی کهکشان‌ها را به یکدیگر وصل می‌نمایند. نزدیکی بیش از اندازه کهکشان‌ها ممکن است، همراه با تصادم آنها گردیده و به دنبال این رخداد یک دگرگونی بنیادی در شکل ظاهری آنها رخ دهد. [۲۹]
خوشه‌های کهکشانی

بیشتر کهکشان‌ها جزو خوشه‌ها یا گروه‌های کهکشانی هستند که توسط نیروی گرانش در کنار هم باقی می‌مانند. کهکشان راه شیری جزو خوشه‌ای کوچک و با شکل ناهمگون است که گروه محلی خوانده می‌شود. خوشه‌های ناهمگون دربرگیرنده شمار گوناگونی از چند کهکشان یا چندین هزار کهکشان از انواع گوناگون هستند. خوشه سامان‌مند دربرگیرنده نزدیک به ۱۰۰۰ کهکشان می‌باشد که بصورت فشرده‌ای گرد هم آمده و شکل کمابیشکروی، بوجود آورده‌اند، بیشتر این کهکشان‌ها بیضوی هستند. حتی در چنین گروه بهم فشرده‌ای، کهکشان‌ها از یکدیگر صدها هزار سال نوری فاصله دارند. خوشه‌هایی که در کنار هم جای دارند، ساختارهای بزرگتری به نام ابرخوشه تشکیل می‌دهند. دورترین شیء قابل دیدن با چشم غیر مسلح در جهان صورت فلکی آندرومدا است. این کهکشان در فاصله‌ای برابر ۲٫۲ میلیون سال نوری از زمین جای دارد. نزدیکترین کهکشان‌ها به کهکشان راه شیری ابرهای ماژلانی بزرگ و کوچک می‌باشند که به ترتیب در فاصله‌ای حدود ۱۷۰٬۰۰۰ و ۱۹۰٬۰۰۰ سال نوری از زمین جای دارند. [۳۰]
گروه محلی

کهکشان ما جزو خوشه کوچکی متشکل از ۳۰ کهکشان است که گروه محلی نام دارد. این گروه فاقد عضو مرکزی است، اما بزرگترین کهکشان‌ها که دارای جرم بیشتری هستند یعنی کهکشان ما و کهکشان آندرومدا مراکز دو زیر گروه هستند. پس از این دو کهکشان بزرگترین کهکشان این گروه، کهکشان مارپیچی M33 و ابر ماژلانی بزرگ می‌باشند. اعضای دیگر گروه کهکشان‌های کوچک کم نور بیضوی یا کهکشان‌های نامنظم هستند. این گروه شاید اعضای دیگری هم داشته باشد که به دلیل کم نور بودنشان تا به حال دیده نشده‌اند.[۳۱]
ابر خوشه‌ها

ابر خوشه‌ها به شماری خوشه‌های کهکشانی اطلاق می‌شود که در ردیف بزرگترین ساختارهای جهان قرار دارند. هر ابر خوشه ممکن است شامل ۱۰ خوشه پر کهکشان باشد که شکل رشته درخشان مارپیچ یا نواری به خود گرفته‌اند. این ساختار شاید تا یکصد میلیون سال نوری طول داشته باشد، خوشه‌ای که ما جزء آن هستیم. یعنی گروه محلی، بخشی از ابر خوشه محلی است. این ابر خوشه شامل چند صد خوشه کهکشان می‌شود. نوارهای ابر خوشه مرزهای خلا بین ابر خوشه ها را تشکیل می‌دهند. ستاره شناسان موفق به کشف ساختاری شده‌اند که حتی از ابر خوشه ها هم بزرگتر هستند، این ساختار دیوار کبیر نام گرفت. دیوار کبیر متشکل از ابر خوشه ها و خوشه‌های پراکنده بزرگ کشیده می‌باشد. ساختار مذکور حجمی درحدود ۲۶۰ در ۷۳۰ در ۳۰ میلیون سال نوری را اشغال می‌کند. به گمان ستاره شناسان جهان شامل تعداد زیادی از چنین دیوارهایی است که در عرضی از خلا برابر با ۴۰۰ میلیون سال نوری پراکنده شده‌اند.
کهکشانخواری

اغلب در قسمت مرکزی خوشه‌ای که در برگیرنده انبوهی از کهکشان‌ها است، یک کهکشان عظیم بیضوی قرار دارد. حجیم‌ترین کهکشان‌های شناخته شده در مراکز چنین خوشه‌هایی یافت می‌شوند. مشاهدات خاطر نشان می‌کنند که حجیم‌ترین کهکشان‌های چنین خوشه‌هایی به کهکشان عظیم مرکزی ملحق می‌شوند. به این فرآیند، کهکشانخواری گفته می‌شود. کهکشانخوار ممکن است بیش از یک هسته داشته باشد.
خوشه دوشیزه(سنبله)

این خوشه نامنظم که حداقل از ۱۰۰۰ کهکشان تشکیل یافته‌است، ۶ میلیون سال نوری عرض و ۶۰ میلیون سال نوری طول دارد.[۳۲]
خوشه دوشیزه(سنبله)
شکل برخی کهکشان‌ها و فاصله آنها تا کهکشان راه شیری
نام کهکشان     فاصله ([[    
راه شیری     صفر     مارپیچی    
ابر ماژلانی بزرگ     ۱۷۰٬۰۰۰     نامنظم مارپیچی    
ابر ماژلانی کوچک     ۱۹۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
ان. جی. سی ۶۸۲۲     ۱٬۸۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
آی. سی ۵۱۵۲     ۲٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
دبلیو. ال. ام     ۲٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
آندروما     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     مارپیچی    
آندروما۱     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
آندروما۲     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
آندروما۳     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
ام ۳۲     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
ان. جی. سی ۱۴۷     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
ان. جی. سی ۱۸۵     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
ان. جی. سی ۲۰۵     ۲٬۲۰۰٬۰۰۰     بیضوی    
ام ۳۳ مثلث     ۲٬۴۰۰٬۰۰۰     مارپیچی    
آی سی ۱۶۱۳     ۲٬۵۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
دی. دی. او ۲۱     ۳٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
حوت     ۳٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
جی. آر۸     ۴٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
آی. سی ۱۰     ۴٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
قوس     ۴٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
اسب بالدار     ۵٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    
اسد (آ)     ۵٬۰۰۰٬۰۰۰     بی قائده (نامنظم)    

کهکشان راه شیری

کَهکِشان راهِ شیری، نوار شیری‌رنگی است که در شب‌های تیره در نواحی بدون آلودگی نوری در آسمان دیده می‌شود. این نوار در حقیقت مکان هندسی ستارگان تشکیل‌دهنده قرص کهکشان ماست که از آسمان به طور دوبعدی دیده می‌شود.
سراسرنمایی از راه شیری گرفته شده در دریاچه خشک شدهٔ ریسترک پلایا واقع در دره مرگ
تصویری از بازوهای کهکشان راه شیری

این کهکشان کهکشانی است مارپیچی و متناهی که بخشی از گروه کهکشان‌های همجوار است. این کهکشان یکی از میلیاردها کهکشان در جهان قابل مشاهده است.

نام آن ترجمهٔ اصطلاح لاتین via lactea است که دلیل این نام‌گذاری دیده شدن نوارهٔ کم‌رنگی از نور تشکیل شده توسط ستاره‌های وابسته به کهکشان است که از زمین این‌گونه دیده می‌شود. برخی منابع به طور قاطع راجع به این موضوع اعلام نظر کرده‌اند که عبارت راه شیری منحصرا اشاره به نواره نوری دارد که خود کهکشان در شب تولید می‌کند، در حالی که نام کهکشان راه شیری باید برای اشاره به خود کهکشان هم به‌کار رود. با این حال، معلوم نیست گستردگی این قرار داد چگونه است، و عبارت راه شیری به طور مداوم در هر دو مفهوم استفاده می‌شود.

کهکشان راه شیری، از روی زمین که در یکی از شاخه‌های بازوهای مارپیچی کهکشان قرار دارد هم‌چون نواری مه‌آلود و سفید و روشن در بالای آسمان در سراسر فلک به نظر می‌رسد.

این نور از ستاره‌ها و دیگر موادی که در درون سطح هموار کهکشان قرار دارند سرچشمه می‌گیرد. قطب شمال کهکشانی در بُعد (طول جغرافیایی) ۱۲ ساعت و ۴۹ دقیقه واقع شده‌است و میل آن +۲۷٫۴° و نزدیک به ستارهٔ بتا گیسوی برنیکه است. قطب جنوبی کهکشان نزدیک به ستارهٔ آلفا سنگتراش قرار گرفته‌است.

مرکز کهکشان در راستای صورت فلکی کمان قرار دارد، و در اینجاست که راه شیری، درخشان‌ترین نور خود را دارد.

سطح هموار راه شیری به خاطر انحراف محور گردش زمین، در حدود ۶۰ درجه به سمت دایرةالبروج منحرف شده‌است. این سطح کهکشانی در سنجش با استوای آسمانی در شمالی‌ترین حالت خود از صورت فلکی ذات‌الکرسی می‌گذرد و در جنوبی‌ترین حالت از صورت فلکی چلیپا گذر می‌کند. این امر نشان‌دهنده انحراف بالای صفحهٔ استوایی زمین و صفحه دایرةالبروج نسبت به صفحهٔ کهکشانی است.

از صورت فلکی قوسی کهکشان راه شیری به نظر می‌رسد به غرب به سمت صورتهای فلکی ای از کژدم، آرا، گونیا، مثلث جنوبی، دو پرگار، قنطورس، مگس جنوبی، چلیپا، شاه تخته، بادبان، کشتیدم، سگ بزرگ، تک شاخ، شکارچی و دو پیکر، برج ثور، ارابهران، برساووش، آندرومدا، ذات الکرسی، قیفاووس و چلپاسه، ماکیان، روباهک، پیکان، عقاب، مارافسای، سپر، و برج قوس حرکت می‌کند. این واقعیت که راه شیری آسمان شب را به دو نیم کرهٔ مساوی تقسیم می‌کند، نشان دهندهٔ این است که منظومهٔ حورشیدی نزدیک صفحهٔ کهکشانی قرار گرفته‌است؛ کهکشان راه شیری به دلیل فضای میان ستاره‌ای که سطح کهکشان را پر کرده‌است درخشندگی نسبتا کمی دارد، که همین امر مانع می‌شود که ما مرکز روشن کهکشان را ببینیم، و به دلیل آلودگی نوری دیدن آن از هر نقطهٔ شهری یا برون شهری سخت است.

محتویات

    ۱ اندازه
    ۲ سن
    ۳ ساختار
        ۳.۱ مرکز
        ۳.۲ بازوهای مارپیچ
        ۳.۳ هاله
        ۳.۴ مکان خورشید و همسایگی آن
    ۴ محیط
    ۵ ریشه‌شناسی و اعتقادات
    ۶ تعداد سیاره‌ها
    ۷ جریان ذرات در مرکز کهکشان
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

اندازه

صفحهٔ ستاره‌ای راه شیری درحدود ۱۰۰۰۰۰سال نوری قطر دارد و ضخامت آن به طور میانگین ۱۰۰۰ سال نوری است. تخمین زده شده که کهکشان راه شیری ۲۰۰بیلیون و یا احتمالا بالای ۴۰۰بیلیون ستاره دارد. رقم دقیق بسته به ستاره‌های با حجم بسیار کم است، که تعدادشان بسیار زیاد است. این را می‌توان با یک تریلیون ستارهٔ کهکشان مجاور، آندرومدا، مقایسه کرد. صفحهٔ ستاره‌ای لبهٔ تیزی ندارد و شعاع آن تا جایی است که هیچ ستاره‌ای وجود ندارد.

آنسوی صفحهٔ ستارهای، صفحهٔ ضخیم‌تر گازی است. مشاهدات اخیر نشان می‌دهد که صفحهٔ گازی راه شیری ۱۲۰۰۰سال نوری ضخامت دارد که دو برابر مقداری است که قبلا تصور می‌شد. به عنوان یک راهنمایی برای مقیاس‌های فیزیکی راه شیری، اگر قطر آنرا به ۱۰متر کاهش دهیم، منظومهٔ شمسی، با در نظر گرفتن ابر فرضی اورت، عرضی بیشتر از ۱/۰میلی‌متر نخواهد داشت.

هالهٔ کهکشانی که تا بیرون از کهکشان هم ادمه پیدا می‌کند، توسط گردش دو قمر راه شیری، یعنی همان ابرهای بزرگ و کوچک ماژلانی محدود می‌شود. در این فاصله یا فراتر از آن، گردش بیشتر اشیاء هاله دار توسط ابرهای مگتانیک مختل می‌شود، و اشیاء ممکن است از راه شیری به بیرون پرتاب شوند.

اندازه‌گیری‌های اخیر توسط (VLBA) نشان داده‌است که کهکشان راه شیری بسیار حجیم تر از آن است که قبلا تصور می‌شد. جرم کهکشان ما در حال حاضر مشابه با جرم بزرگترین کهکشان همسایه، آندرومدا، در نظر گرفته می‌شود. محققان با استفاده از (VLBA) و با استفاده از فرضیات کمتری نسبت به تلاش قبلی، قادر به اندازه‌گیری تغییرات ظاهری کهکشان و مناطق پرت و دور افتاده‌ای که ستاره‌ها در آنجا شکل می‌گیرند، هستند. البته در زمانی که زمین در سمت مخالف خورشید باشد. جدیدترین و دقیق‌ترین سرعتی که برای چرخش کهکشان در نظر گرفته می‌شود، در حدود ۲۵۴ کیلومتر بر ثانیه‌است، و این به میزان قابل توجهی بیشتر از مقدار قبلی یعنی ۲۲۰کیلومتر بر ثانیه‌است؛ و این موضوع به روشنی بیان می‌کند که راه شیری جرم کلی در حدود ۳ تریلیون برابر جرم خورشید دارد، که حدود ۵۰ در صد بیشتر از جرمی است که قبلا برای آن در نظر گرفته می‌شد.
کهکشان راه شیری از کنار
سن

نوشتار اصلی:شکل گیری کهکشان و تکامل آن.
یک شهاب سنگ برساووشی سبز و قرمز که در زیر کهکشان راه شیری در آگوست ۲۰۰۷ میلادی در عرض آسمان حرکت می‌کند

سن قدیمی‌ترین ستاره‌ای که تا کنون در کهکشان کشف شده(HE ۱۵۲۳-۰۹۰۱) در حدود ۶/۱۳بیلیون سال تخمین زده شده‌است، تقریبا به قدمت جهان، که با استفاده از اشعهٔ ماورای بنفش طیف‌سنج بزرگبرای اندازه‌گیری حجم برلیم دو ستارهٔ خوشه دی کروی تخمین زده شده‌است. زمان سپری شده بین ظهور اولین نسل ستاره در کهکشان راه شیری و اولین نسل ستاره در خوشه بین ۲۰۰تا۳۰۰میلیون سال استنباط شده‌است. با در نظر گرفتن اینکه سن تخمین زده شده برای ستاره‌ها در خوشهٔ کروی۸/۰±۴/۱۳ بیلیون سال است سن قدیمی‌ترین ستاره‌ها در راه شیری در حدود ۸/۰±۶/۱۳بیلیون سال تخمین زده می‌شود. صفحهٔ نازک کهکشانی نیز بین ۵/۶ تا۱/۱۰ بیلیون سال پیش شکل گرفته‌است.
ساختار

کهکشان متشکل از یک صفحهٔ نواری شکل است که توسط صفحه‌ای از گاز، غبار و چهار بازوی ستاره شکل احاطه شده که ساختار مارپیچی به سمت بیرون دارند. توزیع جرم کهکشان بسیار شبیه طبقه‌بندی Sbc Hubble است، که یک کهکشان مارپیچی است. ستاره شناسان در سال ۱۹۹۰به مدت یک دهه گمان می‌کردند که راه شیری یک کهکشان مارپیچی محدود است، به جای اینکه یک کهکشان مارپیچی معمولی باشد، در سال ۲۰۰۵ با مشاهدات تلسکوپ اسپیتزرکه نشان داد نوار مرکزی کهکشان بزرگتر از آن است که قبلا تصور می‌شد، شک آنها برطرف شد.
مرکز کهکشانی در راستای صورت فلکی قوسی

به نظر می‌رسد که جرم کهکشان راه شیری در حدود ۱۰۱۱× ۸/۵ برابر جرم خورشید است و شامل ۲۰۰تا۴۰۰بیلیون ستاره‌است. تصور می‌شود که بیشتر جرم کهکشان مربوط به مواد تاریک است، جرم مادهٔ تاریک هاله مانند ۶۰۰تا۳۰۰۰برابر جرم خورشید است که به طور یکنواخت توزیع شده‌است.
مرکز

در فاصله بین ۷۰ تا ۱۰۰ هزار سال نوری از خورشید مرکز کهکشان وجود دارد که یک سیاه‌چاله کلان‌جرم و خوشه‌های ستاره‌ای کروی زیادی وجود دارد.
ساختار بازوهای مارپیچی کهکشان راه شیری که ستارهٔ خورشید در شکل مشخص می‌باشد
راه شیری

صفحهٔ کهکشانی که برآمدگی ای به سمت بیرون دارد، دارای قطری در حدود ۷۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ سال نوری است. فاصلهٔ صفحهٔ کهکشانی تا خورشید۱۴۰۰±۲۶۰۰۰ سال نوری تخمین زده شده، در حالی که تخمین قبلی خورشید را دورتر ۳۵۰۰۰سال نوری از مرکز برآمدگی قرار می‌داد.

مرکز کهکشانی یک جسم بزرگ به هم پیوسته است که به نظر می‌رسد بقیه مواد به دور آن می‌چرخند. یک منبع رادیویی قوی با نام کماندار به این فکر افتاده‌است که از مرکز کهکشان راه شیری عکس برداری کند، که اخیرا تایید شده که دارای یک سیاه چالهٔ بسیار حجیم در مرکز آن است. تصور می‌شود که بیشتر کهکشان‌ها دارای یک سیاه چالهٔ بسیار بزرگ در مرکزشان هستند.

نوار کهکشان راه شیری که به نظر می‌رسد۲۷۰۰۰سال نوری درازا دارد، به سمت مرکز کهکشان ادامه پیدا می‌کند با زاویه‌ای حدود ۱۰±۴۴درجه نسبت به خط بین خورشید و کهکشان؛ که در درجهٔ اول از ستاره‌های سرخ تشکیل شده، و این یک باور باستانی است. این نوار توسط حلقه‌ای احاطه شده که به حلقهٔ kpc-۵معروف است، که شامل بخش بزرگی از هیدروژن مولکولی حاضر در کهکشان است. همچنین بیشتر ستاره‌های راه شیری ستاره‌های فعالی هستند، که از کهکشان همسایه، آندرومدا، دیده می‌شوند؛ که این امر بیانگر قابلیت بالای کهکشان ما است.
بازوهای مارپیچ
تصویر شماتیک از بازوهای کهکشان راه شیری

هر بازوی چرخشی توصیف یک لگاریتم است، با انحرافی در حدود ۱۲ درجه. تا همین اواخر باور بر این بود که ۴ بازوی مارپیچی بزرگ وجود دارد که همه از نزدیکی مرکز کهکشان شروع می‌شوند، که اسمی آنها از قرار زیر است:

کله غازی:۳-kpc و بازوی برساووش.

بنفش:بازوی گونیا خارجی (بلند به همراه محتویات تازه کشف شده)

سبز:بازوی سپر-چلیپا

صورتی :شاه تخته و بازوی کمان.

نارنجی:شکارچی و بازوی ماکیان (که شامل خورشید و منظومهٔ شمسی است)

مشاهدات رابرت بنیامین در سال ۲۰۰۸ از دانشگاه ویسکانسین- وایت واتر اریه شد که نشان می‌داد که راه شیری تنها دارای دو بازوی بزرگ ستاره‌ای است: بازوی برساووش و بازوی سپر-قنطورس، بقیه بازوها یا گوچک هستند یا الحاقی؛ و این به این معناست که کهکشان راه شیری از نظر ظاهر شبیه NGC ۱۳۶۵ است. خارج از بازوهای بزرگ چرخشی حلقهٔ تکشاخ یا حلقهٔ بیرونی قرار دارد، پیشنهادی توسط دو ستاره‌شناس با نامهای برایان یانی و هیدی جو نیوبرگ اریه شده مبنی بر اینکه حلقهٔ گاز و ستاره را بیلیون‌ها سال پیش از کهکشان جدا شده.

همان طور که برای بیشتر کهکشان‌ها مرسوم است، توزیع جرم در کهکشان راه شیری به گونه‌ای است که سرعت مداری بیشتر ستاره‌ها بستگی چندانی به فاصله از مرکز ندارد. به دور از برآمدگی مرکزی یا لبهٔ بیرونی، سرعت رایج ستاره‌ای بین ۲۱۰ تا۲۴۰ کیلومتر بر ثانیه‌است. از این رو سرعت مداری ستاره مستقیما متناسب است با طول مسیری که می‌پیماید. این برخلاف وضعیت در داخل منظومهٔ شمسی است، که نیروی جاذبهٔ دو جسم و اجسامی که می‌چرخند دارای سرعت‌های متفاوت ولی مرتبط هستند.

این تفاوت یکی از شواهد دال بر وجود جسم سیاه است. یکی دیگر از جنبه‌های جالب اصطلاح «باد کردن» بازوهای مارپیچی است. اگر قسمت داخلی بازوها سریعتر از قسمت خارجی بچرخدساختار مارپیچی بازوها از بین خواهد رفت. اما چنین چیزی در کهکشان‌های مارپیچی دیده نشده، به جای آن، ستاره شناسان فرض می‌کنند کهالگوی چرخشی یک موج چگال است که از مرکز کهکشان نشات می‌گیرد؛ و این شبیه ترافبک در بزرگراه هاست که ماشین‌ها همه در حال حرکت هستند، اما همیشه قسمتی وجود دارد که در آن ماشین‌ها آهسته حرکت می‌کنند. این مدل تصدیق این واقعیت است که تراکم ستاره‌ها در داخل یا نزدیک بازوهای چرخشی بیشتر است.
هاله

صفحهٔ کهکشانی احاطه شده توسط هاله‌ای کروی از ستاره‌های قدیمی و خوشه‌های کروی، که ۹۰درصد آنها در فاصلهٔ ۱۰۰۰۰۰سال نوری قرار گرفته‌اند. فرض بر این است که قطر هالهٔ ستاره‌ای در حدود۲۰۰۰۰۰سال نوری است. با این حال تعداد بسیار کمی خوشهٔ کروی در فواصل دورتر پیدا شده‌است، مانندPLA۴ و AM۱ که در فاصله‌ای دورتر از۲۰۰۰۰۰سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند. در حدود ۴۰ درصد این خوشه‌ها حرکتی برگشت دهنده دارند، یعنی حرکت آنها خلاف جهت چرخش راه شیری است. صفحهٔ گازی در برخی طول موج‌ها کدر به نظر می‌رسد، در حالی که مولفهی کروی اینطور نیست. شکل گیری و چیدمان ستاره‌های فعال در این صفحه انجام می‌گیرد، نه در هاله. خوشه‌های باز نیز عمدتا در این صفحه رخ می‌دهند. اکتشافات اخیر بر دانش ما نسبت به ساختار منظومهٔ شمسی افزوده‌است. با این کشف که صفحهٔ کهکشانی کهکشان آندرومدا بسیار بزرگتر از آن است که قبلا تصور می‌شد، این احتمال که صفحهٔ کهکشانی راه شیری گسترش بیشتری داشته باشد قوی تر می‌شود؛ و این گواه بر کشف جدید، بازوی صلیب شمالی است. با کشف کماندار کهکشان بیضوی کوتوله کشف شد. نوار کهکشانی باقیمانده به عنوان اجرام چرخنده‌ای که مربوط به کوتوله‌است و برهم کنش آن با راه شیری باعث از بین رفتن آن می‌شود. مشابها با کشف کهکشان کوتولهٔ سگ بزرگ، این امر نمایان شد که حلقهٔ باقیماندهٔ کهکشان که از برهم کنش با راه شیری بوجود آمده، صفحهٔ کهکشانی را محصور می‌کند. در ۹ ژانویهٔ سال ۲۰۰۶ماریو جوریس و عده‌ای دیگر، از دانشگاه پرینستون اعلام کردند که شبیه‌ساز آسمان شمالی یک ساختار بزرگ خنثی در داخل منظومه یشمسی پیدا کرده که با مدل قبلی سازگاری ندارد. مجموعه‌ای از ستاره‌ها بالا می‌روند و نزدیک می‌شوند به خط عمود بر بازوهای مارپیچی کهکشان. تفسیر پیشنهاذی اینست که کوتولهٔ کهکشان به احتمال زیاد با راه شیری ادغام می‌شوداین کهکشان به طور آزمایشی به دوشیزهٔ ستارگان روان نام گرفت که در جهت خود دوشیزه استبا فاصله‌ای در حدود ۳۰۰۰۰سال نوری.
مکان خورشید و همسایگی آن

خورشید ممکن است در نزدیکی لبهٔ داخلی بازوی شکارچی کهکشان، در پف کردگی محلی در داخل حباب، و در کمربند گولد در فاصلهٔ ۱۰۰۰±۲۵۰۰۰ سال نوری از مرکز یافت شود. خورشید در حال حاضر در ۳۰-۵پارسک از صفحهٔ مرکزی کهکشان قرار دارد. فاصلهٔ بین بازوی محلی و بازوی بعد، بازوی برساووش، در حدود ۶۵۰۰ سال نوری است. خورشید و متعاقبا منظومهٔ شمسی در منطقهٔ قابل سکونت کهکشان یافت می‌شوند.

در حدود ۲۰۸ ستاره با درخشندگی بیشتر از ۵/۸در ۱۵ پارسکی خورشید قرار دارند. به عبارت دیگر ۶۴ ستاره ناشناخته در ۵ پارسکی خورشید قرار دارد. چگالی ای در حدود ۱۲۲/۰در هر مکعب در یک پارسک؛ و این نشان دهندهٔ این واقعیت است که بیشتر ستاره‌ها از درخشندگی کمتر از ۵/۸برخوردارند.

نقطهٔ اوج حرکت خورشید، یا نقطهٔ اوج خورشیدی، در جهتی است که خورشید در فضا در کهکشان راه شیری حرکت می‌کند. جهت عمومی حرکت خورشید به سمت ستارهٔ وگا بدر نزدیکی صورت فلکی هرکول با زاویهٔ ۶۰ درجهٔ آسمانی در جهت مرکز کهکشان است.انتظار می‌رود که مدار خورشیدی در اطراف کهکشان بیضوی باشد، به دلیل بازوهای مارپیچی و توزیع غیر یکنواخت توده‌ها. به علاوه خورشید به سمت بالا و پایین نوسان می‌کند به خاطره صفحهٔ کهکشانی به تعداد ۷/۲بار در هر چرخش؛ و این بسیار شبیه کار کردن نوسانگری است که بدون اعمال هیچ نیرویی نوسان می‌کند.

بین ۲۲۵تا ۲۵۰ میلیون سال طول می‌کشد تا منظومهٔ شمسی یک دور کامل در راه شیری بزند (سال کهکشانی). بنابراین به نظر می‌رسد ۲۰تا۲۵ دور کامل در طول عمر خورشید بزند. سرعت چرخش منظومهٔ شمسی حول مرکز در حدود ۲۲۰کیلومتر بر ثانیه است در این سرعت ۱۳۶۳ سال طول می‌کشد که منظومهٔ شمسی یک سال نوری را طی کند.
محیط
Nuvola apps kate.png
    این بخش از مقاله نیازمند ویکی‌سازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوه‌نامه آن را تغییر دهید. در پایان، پس از ویکی‌سازی این برچسب را بردارید.
گروهی از ستاره‌شناسان با استفاده از یک تلسکوپ قدرتمند لیزری کهکشان راه‌شیری را مشاهده می‌کنند.

کهکشان راه شیری وکهکشان آندرومدا یک سیستم دوتایی از کهکشان بزرگ مارپیچی هستند، که خود آن قسمتی از ابر خوشهٔ دوشیزه هستنئد.

در ژانویه سال ۲۰۰۶، محققان گزارش داد که که پیش از این پیچ و تاب غیرقابل توضیح در دیسک از کهکشان راه شیری تا به حال نقشه برداری شده‌است و یافت می‌شود بطور موجی حرکت کردن، یا لرزش از طرف ابرهای ماژلانی کوچک وبزرگ به عنوان دایره کهکشان دایر کردند، باعث ارتعاش در فرکانس‌های خاص می‌شود هنگامی که لبه‌های آنها را از طریق آن منتقل می‌شود. قبلأ، این دو کهکشان، در حدود ۲ ٪ از جرم کهکشان راه شیری، خیلی کوچک برای تاثیر گذاری در کهکشان راه شیری در نظر گرفته شد. با این حال، با در نظر گرفتن ماده تاریک، حرکت این دو کهکشان ایجاد تأثیرات بزرگتر کهکشان راه شیری می‌شوند. با توجه به ماده تاریک نتایجاز حساب در حدود بیست برابر در توده برای کهکشان افزایش میابد. این محاسبه بر اساس مدل کامپیوتری ساخته شده توسط مارتین واینبرگ از دانشگاه ماساچوست امهرست. در این مدل، مادهٔ تاریک در حال گسترش خارج از دیسک کهکشانی با لایه گاز شناخته شده‌است. در نتیجه، مدل پیش بینی می‌کند که تاثیر گرانشی از ابرهای ماژانی است به عنوان تقویت شده که از طریق آنها، کهکشان منتقل می‌شود.

در اندازه‌گیری‌های کنونی پیشنهاد می‌شود که کهکشان آندرومدا است که ۱۰۰ - ۱۴۰ کیلومتر در ثانیه در نزدیک ما است. راه شیری می‌تواند در ۳ تا ۴ میلیارد سال با آن برخورد کند، به اهمیت اجزاء جانبی ناشناخته که در کهکشان حرکت نسبی دارند بستگی دارد. اگر آنها با هم برخورد، ستاره‌های فردی در داخل کهکشان با هم برخورد نخواهند کرد، اما در عوض دو کهکشان ادغام خواهد شد یک کهکشان بیضوی تنهابیشتر از مسافتی در حدود یک میلیارد سال را می‌پیماید.

مفهوم کلی سرعت خالص از هر جسم درمیان فضا بر طبق سوال نظریه نسبی EinsteinS معنادار نیست که اظهار کرد «ترجیح» شکل اینرسی مرجع در فضا است که حرکت اجسام را مقایسه می‌کند وجود ندارد.(حرکت باید همیشه نسبت به دیگر اجسام معین ومشخص شود). وقتی که حرکت کهکشان مورد بحث است، باید در ذهن نگه داشته شود.

اخترشناسان معتقدند که راه شیری تقریبا با ۶۳۰ کیلومتر بر ثانیه نسبت به شکلهای محلی حرکت مرجع است که حرکتشان از hobble ناشی است حرکت می‌کند. اگر کهکشان با۶۰۰ کیلومتر بر ثانیه حرکت کند زمین با ۵۱٫۸۴ میلیون کیلومتر بر روز یا بیشتر از ۱۱۸٫۹ بیلیون کیلومتر بر سال حرکت می‌کنند.

راه شیری، تصور می‌شود که در جهت مجذوب کننده بزرگ حرکت می‌کند. گروه محلی (یک خوشه گرانش، شامل کهکشان‌های مقید، در میان دیگران، کهکشان راه شیری وکهکشان آندرومدا) قسمتی از ابر خوشه‌است که ابر خوشه محلی نام دارد. در نزدیکی مرکز خوشه دوشیزه‌است:اگرچه آنها دور از یکدیگردر ۹۶۷ کیلومتر بر ثانیه درقسمتی از جریان هابل حرکت می‌کنند. انتظار است که سرعت کمتر خواهد شد. درنتیجه جازبه گرانشی بین گروه‌های محلی و خوشه دوشیزه فاصله ی۱۶٫۸ میلیون PCرا می‌گیرد.

شکل دیگر مرجع توسط تابش زمینه کیهانی آماده شده‌است. راه شیری با دور۵۵۲ کیلومتر بر ثانیه نسبت به فوتون‌ها در CMB به سوی ۱۰٫۵و۲۴° شیب (میل) در حال حرکت است. (عصر J۲۰۰۰، نزدیک مر کز Hydra). حر کت آن توسط ماهواره‌هایی از قبیل Comic Background Explorer(COME) و Wilkinson Microwave Anisotropy Probe(WMAP) وسهم دو قطبی درCMB مشاهده می‌شود. به طو ری که فوتون‌های در حال تعادل در CMB، در جهت حرکت به رنگ آبی منتقل کنید و در جهت مخالف قرمز منتقل کنید.

کهکشان برطبق نمودار بالستیکی در حرکت وضعی همانطور که در شکل نشان داده شده، در اطراف مرکزش می‌چرخد. اختلافی بین مشاهدهٔ نمودار بالستیکی (نسبتا یکنواخت) ونمودار بالستیکی مستقر بر روی دانستن جرم ستاره‌ها و گازها در راه شیری (محو شدن نمودار بالستیکی) به ماده تاریک نسبت داد.
ریشه‌شناسی و اعتقادات
Nuvola apps kate.png
    این بخش از مقاله نیازمند ویکی‌سازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوه‌نامه آن را تغییر دهید. در پایان، پس از ویکی‌سازی این برچسب را بردارید.

بسیاری از آفرینش اسطوره‌ای در دور تا دور جهان وجود دارد که اساس راه شیری ونامش را توضیح می‌دهند. در اصطلاح انگلیسی یک ترجمه برای یونان باستان است که از لغت شیر گرفته شده‌است. همچنین منشأ این لغت کهکشان است. در یونان باستان، راه شیری توسط Hera وقتی که شیر خواره بود سبب شد.

در سانکسریک وچند زبان هند وآریایی، راه شیری Akash Ganga आकाशगंगा نامیده می‌شود. راه شیری در کتاب‌های مقدس ومعروف هند از قبیل Puranas وGanges مقدس نگه داشته شده وراه شیری در وضعیت زمینی با آنالوگ نجومی ر مورد بررسی وتحقیق قرار داده شده‌است. هرچند، یک دوره Kshiraنیز نام دیگری برای راه شیری در نوشته‌های هندو استفاده می‌شود.

در زبان فارسی کهکشان که در واقع کاه کشان است از این شباهت ریشه می‌گیرد که مسیر کهکشان راه شیری مانند این است که کسی کاه را در رسن (طناب) بسته و بر زمین ریگ آلوده کشد و خطها از آن بر زمین پدید آیند، «کَه» مخفف کاه‌است. این گفتار به نقل از لغت نامه دهخدا می‌باشد.

در منطقه وسیعی از آسیای مرکزی به آفریقا، یک نام برای کهکشان راه شیری، کلمه‌ای برای «نی» ممکن است از افسانه Armenian باستان تهیه شده‌است ودر خارج به وسیله عرب‌ها انجام شده‌است. در چند اورالی، زبان ترکی، Fenno - Ugri، و در زبانهای بالتیک کهکشان راه شیری مسیر "پرندگان' نامیده می‌شود. از زمانی که معلوم شد راه مهاجرت پرندگان از راه شیری پیروی می‌کنند.Xi Qi نوشته مشهوری در بسیاری از فرهنگ آسیا در سرتاسرپل فصلی راه شیری توسط پرندگان شکل گرفت، معمولاً کلاغ‌ها وزاغ‌ها). نام چینی ان رودخانه سفید 银河 است که در سر تا سر آسیای شرق از جمله کره و ژاپن استفاده می‌شود. یک نام دیگر برای کهکشان راه شیری در چین باستان، مخصوصأ در شعر، رودخانه آسمانی天 汉 است. در ژاپن رودخانه سفید، به طور کلی کهکشان، سیستم رودخانه سفید یا رودخانه سمایی معنی می‌دهد در سوئد Vintergatan یا راه سفید نامیده می‌شود به این دلیل که ستاره‌ها در کمربند زمانی که زمستان خواهد رسید پیشگویی می‌کنند. در بسیاری از زبان ایبری کهکشان راه شیری رابه جاده قدیس James نام گذاشته‌است.

هم چنین بین تاریخ مشاهده کهکشان در Aristotal به ما در هواشناسی آگاهی می‌دهد. فیلسوفهای یونانی، Anaxagoras (۵۰۰-۴۲۸) (Democritus (۴۵۰-۳۷۰در نظر داشتند که ممکن است راه شیری مرکب از دور ستاره‌ها باشد. اگر چه Aristotal خودش معتقد است که راه شیری به وسیلهٔ "افروزش وبیرون دادن آتش در بسیاری از ستاره‌ها که بزرگ و متعدد وبه هم نزدیک بودند، سبب شدواین افروزش، در قسمت بالایی اتمسفردر منطقه‌ای از جهان که با حرکت‌های آسمانی پیوسته‌است، رخ داد. ستاره‌شناس عرب (۹۶۵-۱۰۳۷) Alhazenبه وسیله اولین تلاش در اندازه‌گیری ومشاهدهٔ زاویه شکست نور در کهکشان راه شیری را رد کرد و بنابراین مصمم بود که راه شیری هیچ شکست نوری ندارد. آن در زمین خیلی بعید که به اتمسفر وابسته نیست.

ستاره‌شناس ایرانی ابوریحان بیرونی پیشنهاد کرد که کهکشان راه شیری یک مجموعه از بیشمار ستاره‌های تار است. Andalusian Avempace پیشنهاد کرد که کهکشان راه شیری بسیاری از ستاره‌ها ساختگی است. اما یک تصویر کاملأ به هم پیوسته که اثر شکست در جو زمین را ایجاد می‌کند، پدیدار می‌شود. با استناد به مشاهدات خود، پیوستگی میان مشتری ومریخ در تاریخ (۱۱۰۶/۱۱۰۷ م) به عنوان مدرک. ابن خیام آل-جازیا پیشنهاد کرد که کهکشان راه شیری یک ده هزار ستاره‌های کوچک بسته‌ای باهم در ستاره‌های ثابت، در فلک است؛ و این ستاره‌های هستند که از سیاره‌ها بزرگتر هستند.

یک اثبات واقعی از کهکشان راه شیری که شامل بسیاری از آمدن ستاره‌ها در سال۱۶۱۰، زمانی است که از یک تلسکوپ برای مطالعه کهکشان راه شیری استفاده کردو پی بردند که از تعداد بسیاری از ستاره‌های کم رنگ ودرشت تشکیل شده‌است. دریک مقاله درسال ۱۷۵۵، امونوئل کانت، نقشه‌ای بر روی کار قبلی توماس رایت اندیشید، (درست) که راه شیری ممکن است از چرخش تعداد زیادی از ستارگان باشد که توسط نیروی گرانشی وابسته به منظومه شمسی اما در مقیاس‌های بزرگ نگه داشته شده‌است. دیسک حاصل از ستاره‌ها باید به عنوان یک باند درآسمان از منظر ما در داخل دیسک به نظر رسد. کانت نیز بسیاری از سحابی‌های راکه ممکن است در آسمان شب از کهکشان خودما جدا شودرا در نظر گرفت. اولین کوشش برای توصیف یک شکل از کهکشان راه شیری وموقعیت آن در درون خورشید، توسط ویلیام هرشل در ۱۷۸۵ از دقت بسیاری از ستارگان در مناطقی از آسمان پیدا بود. وی یک نمودار از شکل کهکشان با منظومهٔ خورشیدی در مرکز تولید کرد.

در سال ۱۸۴۵، لورد لوس یک تلسکوپ جدید ساخت و آن قادر بود بین شکل مارپیچ وبیضوی سحابی‌ها راتمییز قرار دهد. او همچنین یک منبع شخصی در بسیاری ازآن سحابی‌ها را ساخت ودین اعتماد حدس قبلی کانت را اداره کرد.

در سال ۱۹۱۷، هبرکرتیس یک نو اختر sآندرومدا را در درون سحابی آندرومدا مشاهده کرد (موضوع آشفته M۳۱) در جستجوی ضبط عکاسی، او ۱۱ نو اختر پیدا کرد. کرتیس شناخت که نو اختر بودند، میانگین ۱۰ برابر بزرگتر وکم نورتر از آنهایی که در داخل کهکشان ما رخ داده بودند. با یک نتیجه، او قادر بود با یک تخمین مسافت ۱۵۰۰۰۰پارسک مطرح کند. او یک توضیح دهنده برای فرضیه «عالم جزیره‌ای» شد، که اثبات کرد سحابی‌های مارپیچ واقعأ کهکشان‌های مستقل بودند. در۱۹۲۰ یک مناظرهٔ بزرگی دربین مکانHarlow و Heber، دربارهٔ ماهیت راه شیری، سحابی‌های مارپیچ، کهکشان خارجی درابعاد کیهانی، برای حمایت از ادعای خودش که سحابی بزرگ آندرومدا یک کهکشان خارجی است، صورت گرفت. کرتیس پیدایش یک باند سیاه شبیه ابرهای گردوخاک در کهکشان راه شیری را مورد لحاظ قرار داد، و همچنین قابل تغییردوپلر. دراوایل ۱۹۲۰ ادوین هابل یک ماده‌ای را بوسیلهٔ تلسکوپ جدید کشف کرد؛ که قادر بود قسمت‌های بیرونی بسیاری از سحابی مارپیچ از جمله:جمع‌آوری ستاره‌های شخصی و شناسایی بسیاری از متغییرهای قیفاروسی را برطرف کند. بدین گونه به او اجازه داد که مسافت سحابی‌ها را تخمین بزند. او بعلاوه به قسمت‌های فاصله دار راه شیری دست پیدا کرد. در۱۹۳۶هابل یک تقسیم بندی سیستمی برای کهکشان انجام داد که تا به امروز استفاده می‌شود. دنباله هابل.

    کهکشانی دستگاه مختصات
    هاله ماده تاریک
    ابر اسمیت
    ثابتهای اورت
    شکاف بزرگ، ابر گرد و غبار مولکولی بین سیستم خورشیدی و بازوی صورت فلکی قوسی از کهکشان راه شیری قرار گرفته که به نظر می‌رسد تقسیم کهکشان راه شیری به دو خط بیش از یک سوم از طول آن است.
    Milk way @ خانگی، پروژه محاسبات توزیع شده‌است که برای تولید بسیار دقیق سه بعدی مدل پویا از ستاره جاری در مجاورت فوری از کهکشان راه شیری ما تلاش می‌کند.

تعداد سیاره‌ها

در ژانویه ۲۰۱۳ پژوهشگران و ستاره‌شناسان مؤسسه فناوری کالیفرنیا اعلام کردند که در کهکشان راه شیری به ازای هر ستاره دست کم یک سیاره موجود است. این موسسه تعداد سیاره‌های فراخورشیدی را ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد عدد، برآورد کرده است. پژوهش بر روی سیاره‌های ستاره کپلر ۳۲ نشان می‌دهد که سامانه‌های سیاره‌ای ممکن است الگو و قاعده‌ای برای ستاره‌های کهکشان راه شیری به شمار بروند.[۱]

ستاره‌شناسان مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین در گزارش خود اعلام کردند دست کم ۱۷ میلیارد سیاره فراخورشیدی زمین‌سان در کهکشان راه شیری مستقر می‌باشد.[۲]
جریان ذرات در مرکز کهکشان

در ژانویه ۲۰۱۳ یک جریان خروجی بسیار بزرگ از ذرات شارژ شده که به شکل یک آبفشان است، در مرکز کهکشان راه شیری کشف گردید. این جریان خروجی به کشیدگی و درازای ۵۰٬۰۰۰ سال نوری از صفحه کهکشانی است. محققین بر این باورند که سوخت و انرژِی این جریان شدید ذرات، از شکل‌گیری ستاره‌ها تأمین می‌شود.

شاه‌تخته

شاه‌تخته (نام‌های دیگر: کشتی، تیر حمال، سفینه‌الطائر) (در لاتین: carina) یکی از صورت‌های فلکی نیمکرهٔ جنوبی آسمان است.[۱] سهیل دوّمین ستارهٔ پرنور آسمان پس از شباهنگ، با قدر ‎-۰٫۶۳‎ در این صورت فلکی قرار دارد.[۲].

از آنجایکه راه شیری از این صورت فلکی می‌گذرد، تعداد زیادی خوشهٔ باز در صورت‌فلکی شاه‌تخته وجود دارد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به NGC 2516 و IC 2602 اشاره کرد.

چلیپا (صورت فلکی)

چَلیپا (crux)، که بیشتر به آن صلیب جنوبی (Southern Cross) می‌گویند، یکی از صورت‌های فلکی کوچک در میان ۸۸ صورت فلکی امروزی است و با اینحال یکی از جالب توجه‌ترین صورت‌های فلکی نیمکره جنوبی آسمان است.
این صورت فلکی از سه سمت توسط صورت فلکی قنطورس احاطه شده‌است. چلیپا زمانی، طبق افسانه‌های یونان باستان جزئی از قنطورس شمرده می‌شد اما از قرن پانزدهم از آن جدا شد، بعد از سفر آمریگو وسپوچی به آمریکای جنوبی در سال ۱۵۰۱. وسپوچی نقشه دو ستاره را کشید، آلفا سانتور و بتا سانتور که تماماً جزئی از چلیپا شدند که البته این مشخصات در یونان قدیم به همین منوال بود.این صورت فلکی از دو جهت صورت فلکی ای استثناییست.این صورت فلکی با وسعت ظاهری حدود ۶۸ درجه مربّع کوچک‌ترین صورت فلکی است.این صورت فلکی چگالی اختری ای حدود 19.12 دارد که به طوری غیر عادی زیاد و بی مانند است که دلیل دیگر استثنایی بودن این صورت فلکیست.
جغرافیا در آسمان فلکی

در آسمان فلکی چلیپا در شمال صورت فلکی قنطورس قرار دارد. قنطورس به علت بزرگی شرق و جنوب شرقی و جنوب غربی چلیپا را نیز اشغال می‌کند. چلیپا در نیم کره جنوبی آسمان (آسمان جنوبی) قرار دارد.
صورت فلکی مگس در شمال چلیپا و در غرب آن صور بادبان و شاه‌تخته قرار دارد.

ستاره قطبی

ستاره قطبی یا ستارهٔ شمالی ستاره‌ای است که بسیار نزدیک به امتداد محور زمین بر کره سماوی باشد، و جهت شمال (در نیمکره شمالی) یا جنوب (در نیمکره جنوبی) را نشان می‌دهد؛ و ستاره‌ای است که با این موقعیت محلش نسبت به ناظر ساکن روی زمین تغییر نمی‌کند. در حال حاضر این موقعیت از آن ستاره جُدَی است که با قدر ظاهری ۲/۱ درخشانترین ستارهٔ صورت فلکی خرس کوچک است، اما به دلیل حرکت تقدیمی زمین این مکان تغییر می‌کند. در ۴۰۰۰ سال پیش ستاره قطبی ستاره اتا آبمار بود، ۳۰۰۰ سال پیش ستاره قطبی ستاره ثعبان، و در سال ۱۴۰۰۰ میلادی ستارهٔ قطبی ستارهٔ نسر واقع خواهد بود.
مسیر قطب شمال سماوی، به خاطر حرکت تقدیمی کره زمین، با تاریخ‌های میلادی نشان‌داده شده روی تصویر.

زمین دور محوری فرضی که از شمال و جنوب کرهٔ زمین می‌گذرد می‌چرخد. این چرخش زمین موجب می‌شود که ما تصور کنیم همهٔ ستاره‌های آسمان حول محوری می‌چرخند(حرکت ظاهری دارند)، که در محل محور گردش آن‌ها ستارهٔ قطبی می‌درخشد؛ ستارهٔ پرنوری که جایش در آسمان ثابت است. دلیل عدم حرکت ظاهری ستارهٔ قطبی این است که این ستاره در امتداد محور چرخش زمین قرار دارد.

    در شب می‌توان به وسیلهٔ ستارهٔ قطبی و دب اکبر زمان را تشخیص داد. روش آن در مدخل ساعت ستاره‌ای آمده است.
    همچنین توسط ستاره قطبی می‌توان عرض جغرافیایی را تعیین کرد.

محتویات

    ۱ ستاره قطبی شمالی
    ۲ ستاره قطب جنوبی
    ۳ منابع
    ۴ جستارهای وابسته

ستاره قطبی شمالی
از آن‌جا که ستاره‌ها به محور ستارهٔ قطبی در آسمان می‌چرخند، ممکن است پیالهٔ دب اکبر و همچنین دیگر صورت‌های فلکی را صحیح یا وارون یا یه کناره ببینید.

در نیم‌کرهٔ شمالی زمین ستارهٔ جُدَی با تقریب بسیار خوبی جهت شمال جغرافیایی را نشان می‌دهد؛ یعنی اگر رو به آن بایستیم، درست به سمت شمال ایستاده‌ایم. برای یافتن ستارهٔ قطبی روش‌های مختلفی وجود دارد:

    به وسیلهٔ ستاره‌های ملاقه‌ای شکل «دب اکبر» (صورت فلکی هفت برادران): هر گاه دو ستارهٔ پایانی پیالهٔ ملاقه را به هم وصل کنیم، و ۵ برابر فاصلهٔ میان دو ستاره به سمت بالا ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می‌رسیم.
    به وسیلهٔ ستاره‌های W شکلِ «ذات‌الکرسی»: هرگاه وسط W را حدود ۵ برابر فاصلهٔ دو ستارهٔ اضلاع آن به سوی بالا ادامه دهیم، به ستارهٔ قطبی می‌رسیم. ذات‌الکرسی نسبت به دب اکبر به ستارهٔ قطبی نزدیک‌تر است، ولی یافتن آن در آسمان مشکل‌تر است.
    ستارهٔ قطبی، خود آخرین ستارهٔ دستهٔ ملاقهٔ صورت فلکی ملاقه‌ای شکل «دب اصغر» است.

ستاره قطب جنوبی

در حال حاضر هیچ ستاره پرنوری به عنوان ستاره جنوبی، مانند ستاره جدی به عنوان ستاره شمالی وجود دارد، موجود نیست. سیگما هشتک نزدیک‌ترین ستاره قابل رؤیت با چشم غیرمسلح به قطب جنوب است(با فاصله زاویه‌ای یک درجه از قطب جنوب)، ولی کم‌فروغ بودن آن(با قدر ظاهری حدود ۵.۵ این ستاره)، آن‌را از استفاده عملی به عنوان ستاره قطب جنوب خارج می‌سازد. در روی خط استوا، و اندکی بالا و پایین آن، هم می‌توان ستاره جدی را در آسمان دید، و هم صورت فلکی چلیپا را می‌توان دید.

باد

باد، به حرکت جریان هوا گفته می‌شود، یا بطور کلی تر به حرکت جریان گاز در اتمسفر گفته می‌شود.

بادها عموماً براساس درجه قدرتشان، سرعت، نوع نیرویی که موجب بوجود آوردنشان است و محل جغرافیایی که رخ می‌دهند و یا اثر می‌گذارند، دسته بندی می‌شوند. باد یک کمیت برداری است، دارای دو مشخصهٔ سمت و سرعت. سمت و سرعت یا از طریق مشاهده و یا با استفاده از ابزارهای ویژه اندازه گیری می‌شوند.[۱]

محتویات

    ۱ انرژی بادی
    ۲ بادهای غربی
    ۳ اندازه‌گیری باد
    ۴ باد سنج فشاری
    ۵ اندازه‌گیری باد در سطوح بالا
    ۶ حرکت ابرها
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

انرژی بادی
نوشتار اصلی: انرژی بادی

منظور از توان بادی تبدیل انرژی باد به نوعی مفید از انرژی مانند انرژی الکتریکی است که این کار به وسیله توربین‌های بادی صورت می‌گیرد. در آسیاب‌های بادی از انرژی باد مستقیماً برای خرد کردن دانه‌ها و یا پمپ کردن آب استفاده می‌شود. در انتهای سال ۲۰۰۶ میزان ظرفیت تولیدی برق بادی در سراسر جهان برابر ۷۳٫۹ گیگاوات بود. گرچه این میزان چیزی در حدود یک درصد از کل انرژی الکتریکی تولیدی در جهان محسوب می‌شد اما در طول بازه زمانی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ تقریباً چهار برابر شده‌است. در این میان کشورهای دانمارک با ۲۰ درصد، اسپانیا با ۹ درصد و آلمان با ۷ درصد از نظر درصد تولید برق بادی از کل تولید انرژی الکتریکی در جایگاه‌های نخست قرار دارند.
بادهای غربی

    بادهای غربی بین عرض‌های جغرافیایی ۳۰ تا ۶۰ درجهٔ شمالی و جنوبی، این بادهای شدید که در جهت چرخش زمین می‌وزند، جریان دارند.[۲]
    بادهای قطبی در عرض‌های جغرافیایی بالاتر از ۶۰ درجه بوجود آمده و در اثر انتشار توده‌های هوای سرد از مناطق پر فشار قطبی به مناطق نسبتاً گرم تر شکل می‌گیرد. جهت این بادها در نیم کرهٔ شمالی، به طرف جنوب غربی و در نیم کرهٔ جنوبی، به طرف شمال غربی است.[۳]
    بادهای موسمی بادهایی هستند که به واسطهٔ اختلاف درجهٔ حرارت دریاها و قاره‌ها در زمستان و تابستان تولید می‌شوند. این بادها معمولاً در قارهٔ آسیا اتفاق می‌افتد زیرا وسعت این قاره زیاد بوده و در وسط آن دریایی وجود ندارد، در نتیجه زمستانی بسیار سرد و تابستانی بسیار گرم دارد. در نیم کرهٔ شمالی در تابستان جهت باد به سمت شمال شرقی می وزدو در زمستان به سمت جنوب غربی است.[۴]

اندازه‌گیری باد
بادسنج نیم‌کروی از نوعی که جان توماس رامنی رابینسون اختراع نموده‌است.

برای اندازه‌گیری جهت وسرعت باداز چند نوع جهت نما و سرعت سنج ویا انمومتر استفاده می‌کنند که از جمله انها سرعت سنجرابینسون می‌باشد این دستگاه از سه وجهار نیمکره تو خالی که روی یک بازو نصب شده تشکیل شده است .[۵] دوران دستگاه که در اثر وزش باد ایجاد می‌شود به وسیله تعدادی چرخ دنده به صفحه نشان دهنده سرعت منتقل می‌کند.
باد سنج فشاری

یکی دیگر از انواع باد سنج‌ها. باد سنج فشاری است که برای اندازه‌گیری باد در سرعت‌های زیاد به کار می‌رود. در باد سنج‌های فشاری صفحه‌ای فشار حاصل از باد بر روی صفحه سبب انحراف ان شده است و میزان انحراف با توجه به شدت و سرعت باد بر روی صفحه قوسی شکل مدرجی نشان داده می‌شود.
اندازه‌گیری باد در سطوح بالا

اندازه‌گیری جهت باد از جنبه‌های مختلف واجد اهمیت به سزایی می‌باشد زیرا از این ظریق می‌توان از شرایط توده‌های هوا و شرایظ پرواز و جهت حرکت ابرها و طوفان‌ها و شرایط هوای اینده اطلاع حاصل نمود .[۶]
حرکت ابرها

به طور کلی جهت حرکت ابرها نشان دهنده جهت حرکت هوا در سطوح مختلف لایه‌های اتمسفر می‌باشد. از طرف دیگر با اینکه با توجه به ارتفاع ابر می‌توان میزان سرعت و حرکت ان را تخمین زد. ولی چون اغلب ابرها در لایه‌های زیرین اتمسفر یعنی ترو پسفر تشکیل می‌گردند بنا بر این برای اطلاع از میزان جریان هوا در لایه‌های فوق باید به طریق دیگری اقدام نمود . .[۶] پایلت بالن بدین روش بالنی را از گاز سبکتر از هوا نظیر هیدروژت یا هیلیوم پر می‌کنند و در هوا رها می‌سازند وسدس در هوای باز با تودلیت و در هوای ابری با رادار تعقیب می‌کنند و با استفاده ار روابط مثلثاتی سرعت انتقالی آن را محاسبه می‌کنند .[

برخان

در نواحی بیابانی، با جابه‌جایی ماسه‌ها در سطح زمین توسط باد، و رسوب آن‌ها به صورت برجستگی‌های کوجک برخان‌ها ایجاد می‌شوند.برخان‌ها تپه‌های ماسه‌ای هلالی‌شکلی هستند که دو زایدهٔ طویل در جهت باد دارند. اندازه آنها بسیار متفاوت است و بین ۱۰ تا ۲۰ متر ارتفاع دارند.

بلندی بعضی برخان‌ها در دشت لوت در ایران به ۴۰ متر نیز می‌رسد. برای تشکیل برخان، علاوه بر مقداری ماسه یک مانع کوچک یا بزرگ نیز لازم است. برخان ایجاد شده ممکن است به مرور زمان بزرگ‌تر شوند امّا حرکت ماسه در دامنة کم‌شیب و طولانی رو به باد و ریختن آن به پای دامنة پرشیب پشت به باد، باعث می‌شود که کلّ تپه به مرور زمان و به آهستگی به سمت جلو جابه‌جا گردد.

نبکا

نبکا عارضه‌ای از حاصل تعامل فرسایش بادی، خیسی منطقه وپوشش گیاهی است بدینصورت که وجودگیاه درمسیرحمل وترانزیت فریسایشی بادی مانع ایجاد می‌کند باعث میگردد درپای گیاه ماسه‌ها تجمع گردد وبه مرورزمان تله‌ای ازماسه با تاجی ازپوشش گیاه ایجاد می گردد به آن نبکا یا تلهٔ گیاهی گفته می‌شود [۱].

نبکاها عموما در سطح همواری می‌رویند که میزان ماسه آن متوسط و سطح آب زیر زمینی آن بالا و یا رطوبت کافی برای رشد گیاه در آن فراهم باشد. عناصر تشکیل دهنده نبکا شامل ماسه لای، رس و سیلت است.

دشت لوت

دشت لوت دشتی بیابانی در منطقه جنوب شرقی ایران است. این دشت در شمال شرقی شهرستان کرمان قرار دارد و ۲۵مین بیابان بزرگ جهان می‌باشد. هسته آن با بیشینه دمای ۷۰٫۷ درجه سانتیگراد گرم‌ترین نقطه بر سطح کره زمین در سال‌های ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ بوده است. دانشمندان علت گرمای بالای آن را رنگ تیره و خشکی سطح آن دانسته‌اند که موجب جذب گرمای خورشید می‌شود.[۱]

دشت لوت از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است. طول آن حدود ۳۲۰ کیلومتر (۲۰۰ مایل) و عرض آن حدود ۱۶۰ کیلومتر (۱۰۰ مایل) می‌باشد.[۲]

محتویات

    ۱ نام
    ۲ موقعیت و شاخص‌های کلی دشت لوت
    ۳ پدیده‌های جالب
    ۴ واحدهای جغرافیایی
    ۵ پوشش گیاهی
    ۶ کویر خور
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پانویس
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

نام

کلمه لوت به معنی برهنه و فاقد هرچیز است.[۳]

در نوشته‌های جغرافیایی از واحد لوت گاهی به‌نام «چاله لوت» و گاهی به‌صورت «دشت لوت» و در نزد عوام نیر به‌دلیل برخی مشابهت‌ها با دشت کویر اغلب به‌نام کویر لوت نام برده می‌شود. دشت لوت به‌صورت بیابان وسیع ماسه‌ای و ریگی است. در دشت لوت چاله‌ها یا حوضه‌های محلی متعددی وجود دارد که هرکدام دسته‌ای از رواناب‌های سطحی اطراف را دریافت می‌کنند. در دشت لوت پهنه‌های کویری عمدتا در داخل یا حاشیه این حوضه‌ها (چاله‌های محلی) و یا در قسمتی از مسیر جریان‌های فصلی و موقتی پدید آمده‌اند. به‌طور کلی وسعت کویر در دشت لوت نسبت به زمین‌های ماسه‌ای و ریگی چندان زیاد نیست و یا به‌عبارتی از چنان اهمیتی برخوردار نیست که بتواند بر چشم‌انداز طبیعی آن تاثیر بگذارد. از این نظر دشت لوت درست در مقابل دشت کویر قرار دارد که بیشتر وسعت آن را کویر پوشش داده است؛ بنابراین همان‌طور که محققان جغرافیا در نوشته‌های خود به کرات تاکید کرده‌اند، اطلاق کویر لوت بر این واحد صحیح نیست و باید از آن به عنوان دشت لوت یا بیابان لوت نام برد.[۴]
موقعیت و شاخص‌های کلی دشت لوت
نمایی از دشت لوت

    دشت لوت محدوده‌ای است بین استان‌های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان.
    دشت لوت بین دو گسل نهبندان در شرق و نای بند در غرب قرار دارد.
    حد شمالی آن در حد مدار ۳۲ درجه و حد جنوبی در حد مدار ۲۸ درجه‌است.
    وسعت حوضه آبگیر دشت لوت، حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر مربع (یک دهم مساحت کشور) است.
    طول آن از شمال به جنوب حدود ۹۰۰ کیلومتر و غرب به شرق حدود ۳۰۰ کیلومتر است.
    پست‌ترین نقطه دشت لوت ۱۹۰ متر از سطح دریا است. (لوت مرکزی)
    دشت لوت جایگاه رخداد زمین لرزه‌های بزرگ و مهمی بوده‌است.
    در پای کوه‌های مشرف به کویر بزرگ لوت، آثاری از سکونت انسان از هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح مشاهده شده‌است. (ماخذ شماره ۲)
    بزرگ‌ترین ناحیه جمعیتی دشت لوت «شهداد» است که در گذشته‌های دور به آن خبیص می‌گفتند.
    دره سیرچ و ناحیه مسکونی آن به همین نام، یکی از زیباترین چشم اندازهای سر سبز حاشیه این دشت اسرار آمیز است.

پدیده‌های جالب
کلوت‌های بیابان لوت

اشکال شگفت انگیز دشت لوت در واحدهای جغرافیایی آن

دشت لوت نمایشگاهی طبیعی از شگفت انگیزترین عوارض بیابانی دنیا است نظیر:

    بزرگ‌ترین شهر کلوخی جهان. منطقه کلوتها از دور به خرابه‌های شهری بزرگ می‌ماند که توصیف‌های گوناگون از آن شده‌است نظیر: شهر خیالی و یا شهر لوت.
    مرتفع‌ترین هرمهای ماسه‌ای دنیا در لوت است. مرتفع‌ترین هرم‌های شناخته شده دنیا حداکثر ۳۰۰ متر ارتفاع دارند (لیبی) اما در لوت ارتفاع برخی هرم‌ها گاه به ۴۸۰ متر هم می‌رسد.
    ۴۰ مخروط آتشفشان کواترنر در سطح دشت لوت وجود دارد.
    پهنه‌های وسیع ماسه و ریگ با طیف رنگی قهوه‌ای روشن تا خاکستری و سیاه نظیر «گدار باروت» که چون خاک آن سیاه و شبیه باروت است به این نام خوانده می‌شود.
    دشت‌هایی از گدازه‌های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان».
    پهنه‌های شنی مواج
    بزرگ‌ترین نبکاهای جهان تپه‌های شنی پوشیده از گیاه (نبکاها) که یکی از شگفتی‌های همزیستی خاک و آب و گیاه است. این نبکاها به گلدان بیابان نیز نامیده شده‌اند.
    مرتفع‌ترین ربدوها ((Rebdou (ربدوها مشابه نبکاها با ابعاد بزرگ‌تر شکل‌های پیچیده‌تر در لوت غربی می‌باشند)
    پهنه‌هایی به شکل چندضلعی‌های متعدد که حاصل قشر نمکی ضخیم و تبخیر شدید سطح زمین است.
    کویر پاشتری، سطح این نوع زمین‌ها اینطور به‌نظر می‌رسد که پس از بارندگی زیاد خیس شده و تعدادی شتر روی آن راه رفته‌اند.
    هامادا Hammada دشت‌هایی از ریگ، شن و پوشیده از خاک‌های ریگی که فاقد گیاه است.

واحدهای جغرافیایی
کویر لوت

دشت لوت به سه واحد جغرافیایی تقسیم شده‌است:

۱– لوت شمالی از عناصر ریگ، شن و ماسه تشکیل شده‌است و حد جنوبی آن را بریدگیهای نا منظم مشرف به چاله «رود شور بیرجند» تشکیل می‌دهد. ناهمواری‌های ماسه‌ای به شکل سفره‌های ماسه‌ای در آن وجود دارد.

۲– لوت مرکزی شگفت انگیزترین قسمت دشت لوت است. در قسمت‌های شرقی لوت مرکزی تپه‌ها و توده‌های عظیم و به هم پیوسته ماسه‌ای قرار گرفته و سطح قابل توجهی از لوت را به عرض متوسط ۵۲ کیلومتر وطول متوسط ۱۶۲ کیلومتر در لوت پوشانده‌است. بخشی از ناهمواری‌های لوت مرکزی دارای پوشش گیاهی بوده و بخش غربی آن فاقد پوشش گیاهی است.

از نظر ژئومورفولوژی (زمین‌ریخت‌شناسی) لوت مرکزی به سه منطقه اصلی (از غرب به شرق) تقسیم شده‌است (ماخذ شماره ۴):

الف –دشت سر Pediment به عرض ۵ تا ۱۰ کیلومتر به صورت نواری سطح آن را ماسه و لای(silt)و نمک پوش-۷d9200311200ac-- �وب شهداد)

ب- کلوت‌ها
نوشتار اصلی: کلوت
تیپ یاردانگ

کلوت‌ها (کلوت اصطلاح محلی است) به خندق‌های بسیار عظیم که حاصل فرسایش آبی و بادی است به عنوان پدیده‌ای بی نظیر در دنیا شناخته شده‌است.

«رود شور» در مرطوب کردن دیواره این کلوت‌ها اثر کافی داشته و فرسایش‌های آنها را تسهیل کرده‌است.

منطقه کلوت‌های در ۴۳ کیلومتری شهداد (۲۴ کیلومتری ده سیف) قرار دارد و در مساحتی به عرض متوسط ۸۰ کیلومتر و طول متوسط ۱۴۵ کیلومتر را تشکیل داده‌اند.

مهم‌ترین بادی که دیواره‌های کلوت‌ها را فرسایش می‌دهد بادهای ۱۲۰ روزه سیستان است.

در فاصله کلوت‌ها زمین پوشیده از ماسه بادی است و در نقاطی که ماسه بادی نیست زمین از نوع رس لائی و رس است.

ج- تپه‌های ماسه‌ای در شرق لوت مرکزی منطقه‌ای به عرض ۵۰ کیلومتر و طول ۱۰۰ کیلومتر متر را تشکیل می‌دهند. ارتفاع این تپه‌های ماسه‌ای تا ۵۰۰ متر هم می‌رسد (ماخذ شماره۴). نا همواری‌های ماسه‌ای به اشکال برخان (Barkhan) – هرم‌های ماسه‌ای –سیف (sif) و تپه‌های طولی دیده می‌شود.

۳- لوت جنوبی (لوت زنگی) غنی‌ترین قسمت چاله لوت از نظر پوشش گیاهی است
پوشش گیاهی

در حدود ۲۰کیلومتری شهداد، درختان و درختچه‌های گز در گلدان‌های بیابانی لوت جای گرفته‌اند که به آن نبکا یا تل‌های گیاهی گفته می‌شود.

زمین‌های بین نبکاها پوشیده از ماسه‌است و نبکاها عموماٌ در سطح همواری که میزان ماسه آن متوسطو سطح آب زیر زمین بالا بوده و یا رطوبت موجود کافی برای حیات پوشش گیاهی باشد ظاهر می‌شوند. عناصر تشکیل دهنده نبکا شامل ماسه – لای، رس و سلت است.

شکل نبکا تابعی است از اندازه، تراکم و میزان رشد گیاه میزبان که گونه‌هایی نظیر دسته‌ای از گرامینه‌ها، درختچه‌های تاغ، گز و... می‌باشند. در کویر لوت گونه گیاه گز (Tamarix) از گونه‌های میزبان نبکاها هستند. ارتفاع نبکاها از چند دسیمتر تا چند متر و طول آن از یک متر تا ۱۰ متر می‌رسد.

شایان ذکر است گیاهان منفرد باید ارتفاعی بیش از ۱۰ الی ۱۵ سانتی‌متر داشته باشند تا اینکه بتوانند ماسه‌ها را کنترل نماید. اگر دانه‌های ماسه چسبندگی نداشه باشند به عبارتی عناصر رس و لای نداشته باشند حجم آنها با تغییر و سرعت باد تغییر می‌یابد. با افزایش میزان رسوب، گیاه برای جلوگیری از مدفون شدن به رشد خود در جهت بالا ادامه می‌دهد این رشد تا آنجا است که ریشه گیاه در ارتباط با سطح آب زیر زمینی باشد اما جایی که آب زیر زمینی افت می‌کند این ارتباط قطع و تخریب نبکا آغاز می‌شود که سرانجام به مرگ نبکا می‌انجامد.

نبکاهای چندین ساله و دائمی در تغییر سطح سفره آب زیر زمینی، هرزآبها، تبخیر، تعرق و کنترل رسوبات بادی در منطقه نقش اساسی دارند.

ربدوها Rebdou با ابعاد بزرگ‌تری از نبکاها متمایز می‌شوند. طول آنها به ۲ تا ۷ متر و عرضشان به ۱ تا ۵ متر می‌رسد. غیر از ابعاد، شکل ربدوها نیز پیچیده تر از نبکاها است؛ و گاهی چند مخروط را نشان می‌دهد که کنار هم قرار گرفته‌اند. مرتفع‌ترین ربدوها در لوت غربی دیده می‌شود که گاه ارتفاع آنها به ۱۲ متر می‌رسد (بلندی یک ساختمان ۴ طبقه).
کویر خور

کویر خور یا دریاچه نمک خور و بیابانک منطقه وسیعی است در مسیر اصفهان به طبس قرار دارد. در تابستانها با خشک شدن آب منظره زیبایی از نمک‌ها درست می‌شود که شکل قطب شمال و منطقه‌ای برف خیز را به تصویر می‌کشد.