اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

فردا

فَردا به روز بعد از امروز گفته می‌شود.

بخش دوم واژه فْرَدا (دا) همانست که امروز در زبان انگلیسی day خوانده میشود. این واژه در پهلوی فْرَتاک بوده است که این گونه (تاگ) نیز در آلمان به جای روز است. در پنجه پایان سال باستانی ارمنیان نیز یک روز به نام (لوسیناتاگ) بوده است که چون بخش نخست آن لوسین = ماه است، نام آن روز، روز ماه بوده است و فردا بر روی هم پیش به سوی روز و روشنایی پس از سیاهی شب را میرساند .

در بسیاری موارد از فردا برای بیان زمان آینده استفاده می‌شود.[۱]

فردا می‌تواند به موارد زیر نیز اشاره داشته باشد.

    رادیو فردا رادیویی فارسی زبان که از پراگ پخش می‌شود.
    تلویزیون راه فردا یکی از تلویزیون‌های خصوصی افغانستان.
    رادیو سوا یک رادیو عربی

روز

روز یا شبانه‌روز، عبارت از مدت زمان یکدوره تناوب حرکت وضعی زمین می‌باشد که با توجه به مبدأ این دوره کاربردها و تعاریف گوناگون دارد و عام‌ترین کاربرد آن روز خورشیدی بمعنی دوره تناوب نسبت به خورشید (روز حقیقی) است که با تعدیل آن بر پایه یکای متریک زمان (ثانیه) بعنوان یکدوره ۲۴ ساعته (روز متوسط) واحدی از زمان و گاه‌شماری است. کاربرد دیگر آن روز نجومی است که این تناوب با مبدأ یک نقطه ثابت کیهانی (ستاره یا نصف النهار) است. برای دیگر سیارات نیز با توجه به دوره تناوب وضعی‌اشان شبانه‌روز درنظر گرفته می‌شود.

همچنین واژهٔ روز می‌تواند به قسمتی از روز که شب نیست اشاره داشته باشد، که در اصل روز روشن خوانده می‌شود. همچنین روز می‌تواند به یک روز از هفته یا یک روز از تقویم اشاره داشته باشد.

محتویات

    ۱ پیرامون واژه
    ۲ تعاریف کاربردی
        ۲.۱ شبانه‌روز خورشیدی حقیقی یا متغیر
        ۲.۲ شبانه‌روز خورشیدی متوسط
        ۲.۳ شبانه‌روز نجومی
    ۳ نام‌های نسبی روزها
    ۴ منابع

پیرامون واژه

آنچه در زبان فرانسه امروزه به معنای «روز» به کار می‌رود در واقع ریختی از زبان فارسی است و برگرفته از واژه «روز» فارسی است. این واژه ژور(jour) همان واژه فارسی «روز» است که به مرور زمان حالت اصلی خود را از دست داده‌است. در خود زبان فرانسه علاوه بر کاربرد این واژه پسوند «دی» (di) نیز به معنای «روز» است که در کلمات lundi, mardi, mercredi, jeudi, vendredi, samedi دیده می‌شود که البیته همان معادل day در زبان انگلیسی است. گفتنی است بخش دوم واژه فْرَدا (دا) همانست که امروز در زبان انگلیسی day خوانده میشود. این واژه در زبان پهلوی(پارسی میانه) فْرَتاک بوده است که این گونه (تاگ) نیز در آلمان به جای روز است. یکائی از زمان است که برابر با ۲۴ ساعت است. بیشتر در گفتگوی رایج به شبانه‌روز، روز گفته می‌شود. مثلاً می‌گویند از فلان تاریخ ده روز گذشت، که منظور ده شبانه‌روز است. شبانه‌روز از یکاهای سیستم SI نیست، اما کاربرد آن همراه با یکاهای SI مجاز است.
تعاریف کاربردی
شبانه‌روز خورشیدی حقیقی یا متغیر

شبانه‌روز یکدوره تناوب حرکت وضعی زمین می‌باشد که با توجه به مبدأ این دوره کاربردها و تعاریف گوناگون دارد و عام‌ترین کاربرد آن روز خورشیدی بمعنی دوره تناوب نسبت به خورشید است که این دوره تناوب بعلت نوسان سرعت سالانه و دورانی خورشید در روزهای متفاوت و میل سالانه خورشید نسبت به زمین، هربار متغیر بوده شبانه‌روز خورشیدی حقیقی یا متغیر نامیده می‌شود.

شبانه‌روز متغیر یا حقیقی که نشانگر موقعیت واقعی خورشید در دائرةالبروج نسبت به مکان خاص است کاربرد دینی جهت تعیین اوقات شرعی دارد. مثلاً لحظه اذان ظهر با توجه به زمان واقعی خورشید هنگام زوال است که درست در نیم‌روز واقعی می‌باشد. درحالیکه با تعدیل آن دیگر ساعت رسمی اذان ظهر همیشه ثابت نیست و یا ۱۲ نیمروز را نشان نمی‌دهد. قدیم در کشورهای اسلامی در مواردی ساعت‌ها (بخصوص ساعات جیبی) براساس شبانه‌روز حقیقی یا زمان واقعی بوده و با آن اوقات شرعی را محاسبه می کردند. و مبدا آنرا یکی از اوقات ظهر یا غروب قرار می دادند. مثلاً اذان ظهر همواره ساعت ۱۲ محلی بوده است. و بعلت متغیر بودن شبانه‌روز هر روز یا چند روز یکبار ساعت را همزمان با زوال خورشید تنظیم می‌کرده‌اند. و به آن ساعت ظهرتیم می‌گفتند. و دیگر اوقات شرعی را نیز درنظر می‌گرفتند در این مورد طلوع و غروب را براحتی درنظر می‌گرفتند. در مواردی ساعت صفر را بر اساس لحظه غروب خورشید از افق تنظیم می‌کردند. و به آن ساعت غروب‌تیم می‌گفتند و غروب هر یک یا چند روز آنرا مجدداً تنظیم می‌کردند. در مورد اخیر لحظه اذان مغرب و میانگین زمان غروب تا اذان صبح نیمه شب شرعی را راحت‌تر محاسبه و به‌خاطر می‌سپردند.
شبانه‌روز خورشیدی متوسط

شبانه‌روز خورشیدی متوسط، شبانه‌روز استاندارد و رسمی است که با میانگین‌گیری و تعدیل شبانه روز متغیر برپایه یکای ثانیه، بعنوان یکدوره ۲۴ ساعته واحدی از زمان و گاه‌شماری است. طی یک سال حداکثر تفاضل شبانه روز متغیر با متوسط آن، ۱۶ دقیقه و ۲۴ ثانیه است. شبانه‌روز متوسط خورشیدی را که از نیم‌شب (متوسط) آغاز می‌شود را شبانه‌روز عرفی نیز می‌نامند.[۱]

روز یا شبانه‌روز متوسط، یکایی از زمان است که برابر ۲۴ ساعت می‌باشد که هر ساعت به ۶۰ دقیقه و هر دقیقه به ۶۰ ثانیه تقسیم می‌شود. هرچند که روز یک یکای متریک نیست، اما برای استفاده با سامانه متریک پذیرفته شده‌است. یکای متریک زمان، ثانیه است. دورهٔ چرخش زمین نسبت به خورشید (میانگین روز خورشیدی) ۸۶،۴۰۰ ثانیه‌است (درست تر آن ۸۶،۴۰۰٫۰۰۲۵ ثانیه در دستگاه SI است). امروزه یک روز زمین کمی بلندتر از یک روز در سدهٔ ۱۹ میلادی است این به دلیل شتاب جزر و مدی است که هر روز به‌اندازهٔ ۰ تا ۲ میلی ثانیه از گذشته بلندتر شده‌است.[۲]
شبانه‌روز نجومی

چنانچه مبدأ یکدوره تناوب حرکت وضعی زمین، یک ثابت کیهانی شامل یک ستاره یا نصف النهار نجومی با توجه به نقطه اعتدال بهاری باشد شبانه‌روز نجومی نام دارد. در ستاره‌شناسی روز نجومی است برابر است با یک‌بار گردش زمین به‌دور خود نسبت به ستارگان ثابت است که طول آن ۲۳٫۹۳۴ ساعت است. این زمان با توجه به نصف النهار سماوی اندکی متفاوت است.

برای دیگر سیارات نیز با توجه به دوره تناوب وضعی‌اشان، شبانه‌روز به همه معانی فوق بخصوص بمعنی نجومی آن کاربرد دارد.
نام‌های نسبی روزها

    پریروز
    دیروز
    امروز
    فردا
    پس‌فردا

مه (ماه)

مِه (به فرانسوی: Mai) یا مِی پنجمین ماه سال میلادی در گاهشماری گریگوری و همچنین یکی از هفت ماه گاهشماری گریگوری با ۳۱ روز است. منطبق با ماه مایوس از تقویم جمهوری روم و احتمالاً از روی نام الهه میا (Maia) گرفته شده است.

محتویات

    ۱ رویدادهای مه
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

رویدادهای مه

اول ماه مه روز جهانی کارگر است.

جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: Azərbaycan Respublikası) بزرگترین کشور قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر است. پایتخت آن باکو است.

کشورهای ایران در جنوب، ارمنستان و ترکیه در غرب، گرجستان در شمال غربی و روسیه در شمال، همسایگان جمهوری آذربایجان محسوب می‌شوند؛ همچنین این کشور دارای مرز آبی با کشورهای ترکمنستان و قزاقستان در کنارهٔ دریای خزر است. جمعیت آذربایجان در سال ۲۰۱۲ حدود ۹٫۱۲۵ میلیون نفر بوده‌است. تولید ناخالص داخلی آن در همین سال معادل ۷۲ میلیارد دلار (بر اساس ارزش اسمی) و بیش از ۹۷ میلیارد دلار (بر اساس قدرت خرید) بوده‌است که تولید ناخاصل سرانه اهالی کشور را معادل به ترتیب ۷۸۵۰ و ۱۰۵۶۸ دلار می‌کند.[۲]

آذربایجان دارای میراث فرهنگی باستانی و تاریخی ست و اولین کشور با اکثریت مسلمان است که دارای اپرا و تئاتر شده‌است.[۳] جمهوری دمکراتیک آذربایجان که در ۱۹۱۸ تاسیس شد، در ۱۹۲۰ به اتحاد شوروی ضمیمه شد.[۴] آذربایجان در ۱۹۹۱ استقلال خود را بازیافت. اندکی بعد، در جریان جنگ قره باغ کوهستانی، همسایه‌اش ارمنستان قره باغ کوهستانی، مناطق پیرامون آن و و مناطق درونی کرکی، یوخاری اسکیپارا، برخودارلی و سفولو را اشغال کرد. جمهوری قره‌باغ که در قره باغ ظهور کرد هنوز وجود دارد و هیچ کشوری آن را به رسمیت نشناخته و به طور دوژوره هنوز بخشی از آذربایجان شمرده می‌شود گرچه به طور دو فاکتو پس از جنگ کشور مستقلی بوده‌است.[۵]

جمهوری خودمختار نخجوان که از خاک اصلی جمهوری آذربایجان جدا مانده و استان خودمختار قره‌باغ کوهستانی نیز واحدهای فدرال جمهوری آذربایجان هستند. ناحیهٔ قره‌باغ و هفت بخش پیرامون آن واقع در جنوب غربی جمهوری آذربایجان در جریان جنگ قره‌باغ به اشغال نیروهای ارمنستان درآمده‌است.[۶]

نوع حکومت جمهوری آذربایجان، جمهوری پارلمانی چند حزبی با یک مجلس قانون‌گذاری است. این جمهوری سکولار بوده و از سال ۲۰۰۱ به عضویت شورای اروپا درآمده‌است.

محتویات

    ۱ دین و زبان
    ۲ وجه تسمیه
    ۳ جغرافیا
        ۳.۱ مرزها
        ۳.۲ آب و هوا
        ۳.۳ تقسیمات کشوری
        ۳.۴ شهرهای مهم
    ۴ تاریخ
        ۴.۱ دوره پیش از تاریخ
        ۴.۲ دوره باستان
        ۴.۳ دوره اسلام
        ۴.۴ شروانشاهان
        ۴.۵ غزنویان و سلجوقیان
        ۴.۶ حمله مغول و تیمور
        ۴.۷ افشاریه و قاجاریه
        ۴.۸ سلطه تزارها بر آذربایجان
        ۴.۹ سقوط تزارها و استقلال آذربایجان
        ۴.۱۰ در اتحاد جماهیر شوروی
        ۴.۱۱ استقلال مجدد
    ۵ ریاست جمهوری‌ها
    ۶ جهانگردی
    ۷ اقتصاد
    ۸ نظامی
    ۹ سیاست
        ۹.۱ مسایل مورد مناقشه
    ۱۰ مردم
        ۱۰.۱ آذربایجانی‌ها
        ۱۰.۲ لزگی‌ها
        ۱۰.۳ کردها
        ۱۰.۴ تالش‌ها
        ۱۰.۵ تات‌ها
    ۱۱ فرهنگ
        ۱۱.۱ سینما
        ۱۱.۲ موسیقی
        ۱۱.۳ ورزش
        ۱۱.۴ آشپزی
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ نگارخانه
    ۱۴ منابع
    ۱۵ پیوند به بیرون

دین و زبان
کلمه الله به شکل شعله آتش در نشان ملی آذربایجان حاکی از ریشه های زرتشتی و اسلامی این کشور دارد

95 درصد جمعیت جمهوری آذربایجان مسلمان هستند. 85 درصد جمعیت مسلمان جمهوری آذربایجان شیعه و 15 درصد بقیه سنی هستند.[۷]

زبان رسمی کشور ترکی آذربایجانی می‌باشد. در کنار زبان ترکی آذربایجانی، زبان‌های روسی، ارمنی، لزگی، کردی، تالشی و تاتی نیز صحبت می‌شود. ترکی آذربایجانی از نظر تقسیمات زبانی، جزئی از دسته ترکی جنوب باختری و یا ترکی اوغوز می‌باشد. ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی و ترکمنی در گروه ترکی جنوب باختری (اوغوز) قرار می‌گیرند.
وجه تسمیه

این کشور که تا سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ش) هرگز آذربایجان نامیده نمی‌شد زمانی نام کهن آن آلبانیا بود. در روستای «بویوک دَکَن» واقع در بخش نوخای قفقاز نوشته‌ای به خط و زبان یونانی باستان به دست آمده که تاریخ آن را سده ۲ میلادی دانسته‌اند و در آن از «آلبانیا» یاد شده‌است. در نوشته‌های مورخان باستان از جمله پلیبیوس و استرابون نیز این با نام «آلبانیا» آمده‌است. به نظر بعضی محققان، آلبانیا در منابع پارتی زبان به صورت «اردان» آمده‌است. در منابع عهد اسلامی این نام اران و «الران» نوشته‌اند. این نام به احتمال قوی با نام پارتی «اردان» مرتبط است. گاه نیز از این سرزمین با دو نام اران و شروان یاد کرده‌اند. پس از لشکرکشی‌های تیمور و داستان ترکمان‌های آق قویونلو و قره قوینلو نام اران به تدریج از کتاب‌ها برداشته شد[۸]

پس از پایان جنگ ایران و روس و ضمیمه شدن این سرزمین به خاک روسیه در سال ۱۹۱۱ م حزب مساوات در اراضی کنونی جمهوری آذربایجان تاسیس یافت. مساواتیان در مارس ۱۹۱۸ م قیامی مسلحانه در باکو ترتیب دادند که اندکی بعد به دیگر نواحی آن کشیده شد. اینان در ۲۷ مه ۱۹۱۸ در شهر تفلیس دولتی تشکیل دادند و با نام «جمهوری آذربایجان» اعلام استقلال کردند. در پایان ۱۹۱۹ و اوایل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان دستخوش بحران سیاسی و اقتصادی شد. در بهار ۱۹۱۹ م در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تاسیس یافت. در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ کمیته موقت انقلاب به ریاست نریمان نریمانف تشکیل گشت. در ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان ساقط شد و کمیته انقلاب قدرت را در باکو در دست گرفت و خود را دولت «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» نامید[۸]

تورج دریایی می‌گوید: «این استالین بود که تصمیم گرفت برای مداخله در امور ایران نام این منطقه را از آران (در تاریخ باستان با نام آلبانی) به آذربایجان تغییر دهد و آن را خاری کند در چشم ایران.»[۹]
جغرافیا
توپوگرافی جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان در جنوب رشته کوه‌های قفقاز و شمال رودخانه ارس و در کنار دریای خزر واقع شده‌است. سه رشته‌کوه قفقاز بزرگ در شمال، قفقاز کوچک در غرب، و کوه‌های تالش در جنوب این کشور را احاطه کرده‌است. این کوهها ۴۰ درصد از مساحت جمهوری آدربایجان را در برگرفته‌است[۱۰] و قله کوه بازاردوزو (Bazardüzü) با ارتفاع ۴۴۶۶ متر بلندترین نقطه آن است. نواحی میانی شامل جلگه‌های آران مرکزی، مغان و میل و سواحل دریای خزر کم ارتفاع و پست بوده و ارتفاع در پست‌ترین قسمت ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. جمهوری آذربایجان یک کشور محاط در خشکی است. این کشور در پیرامون دریای خزر، که یک دریای بسته‌است، واقع شده و طول خط ساحلی آن ۸۰۰ کیلومتر است.[۱۱] تنوع زیستی و گیاهی آذربایجان به دلیل تنوع آبو هوا بسیار زیاد است به گونه‌ای که تنها بیش از ۴۵۰۰ گونه گیاه در کوهستانهای آذربایجان دیده می‌شود.
جنگل‌های اسماعیلی
   
کوه مورو در قفقاز
   
کوه بش بارماق
   
نمایی از جمهوری آذربایجان از مرز ایران (شهرستان گرمی)
مرزها
 • ارمنستان: ۱۰۰۷کیلومتر      • ایران: ۷۶۵کیلومتر      • گرجستان:۴۸۰کیلومتر      • روسیه: ۳۹۰کیلومتر      • ترکیه: ۱۵ کیلومتر (از طریق جمهوری خودمختار نخجوان)    
Compass rose pale.svg         روسیه(داغستان)     گرجستان     Compass rose pale.svg
دریای خزر     شمال     ارمنستان ترکیه
شرق   Flag of Azerbaijan.svgجمهوری آذربایجان    غرب
جنوب
    پرچم ایرانایران    
[نمایش]

    ن
    ب
    و

جغرافیای جمهوری آذربایجان
آب و هوا
میانگین بارش سالانه در جمهوری آذربایجان
دمای میانگین سالانه در جمهوری آذربایجان

از لحاظ آب و هوایی، جمهوری آذربایجان دارای چندین نوع آب و هوای مختلف است. به طوری که از ۱۱ ناحیه آب و هوایی ۹ گونه ناحیه در آذربایجان وجود دارد.[۱۲] درجه هوای متوسط در مناطق جلگه‌ای شمال و شرق کشور تا ۶ سانتیگراد در زمستان و ۳۶ درجه سانتیگراد در تابستان می‌رسد، در حالیکه در مناطق کوهستانی غربی زمستانها تا ۹- در زمستان و ۱۲ درجه سانتیگراد در تابستان می‌رسد. پایین‌ترین دمای مطلق در اردوباد به میزان ۳۳- درجه سانتیگراد و بالاترین دمای مطلق در جلفا به میزان ۴۶ درجه سانتیگراد ثبت شده‌است.[۱۳] به طور کلی شمال و شرق کشور دارای آب و هوای نسبتاً خشک و کوهستانی است در حالیکه منطقه جنوب شرقی آب و هوای مرطوب و ملایم تری دارد. مناطق غربی و شمالی و جنوبی شامل قره باغ و شمال شرقی جمهوری خودمختار نخجوان، دامنه کوههای قفقاز و ناحیه لنکران-آستارا و کوههای تالش بسیار مرطوب هستند. بیشترین میزان بارش سالانه در لنکران و به میزان ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر و کمترین میزان بارش سالانه به میزان ۲۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر در آبشوران روی می‌دهد. مناطق مرکزی شامل جلگه‌های وسیع مستعد کشاورزی است که توسط رود کورا و ارس آبرسانی می‌شوند.
تقسیمات کشوری

جمهوری آذربایجان به ۵۹ بخش، ۱۱ شهر و ۱ جمهوری خودمختار تقسیم شده‌است. جمهوری خودمختار نخجوان دارای ۷ بخش است و بدین ترتیب، این کشور جمعاً به ۶۶ بخش تقسیم شده‌است.

علاوه بر این این کشور به ۱۰ ناحیه اقتصادی تقسیم شده‌است. هر ناحیه اقتصادی شامل چند بخش می‌باشد. نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان عبارتند از:

    آبشوران
    قوبا-خاچماز
    داغلیق شیروان
    شکی-زاکاتالا
    گنجه-قازاخ

   

    یوخاری قاراباغ
    کلبجر-لاچین
    کورا
    کورای مرکزی
    لنکران-آستارا

   
شهرهای مهم
    ردیف     نام شهر     جمعیت     ردیف     نام شهر     جمعیت    

    نمایش
    بحث
    ویرایش

باکو
باکو

گنجه
گنجه
۱     باکو (Bakı)     ۱٬۹۱۷٬۰۰۰     ۱۱     خان کندی (Xankəndi)     ۵۵٬۲۸۲
۲     گنجه (Gəncə)     ۳۲۳٬۷۶۰     ۱۲     لنکران (Lənkəran)     ۵۰٬۵۳۴
۳     سومقاییت (Sumqayıt)     ۲۸۲٬۲۸۰     ۱۳     رسول‌زاده (Rəsulzadə)     ۴۸٬۷۱۶
۴     مینگچویر (Mingəçevir)     ۱۰۰٬۷۷۸     ۱۴     بیله جری (Biləcəri)     ۴۵٬۶۷۸
۵     قاراچوخور(Qaraçuxur)     ۷۸٬۷۳۰     ۱۵     مشتاغا(Maştağa)     ۴۲٬۶۳۵
۶     شیروان (Şirvan)     ۷۶٬۶۴۸     ۱۶     آغدام (Ağdam)     ۴۲٬۵۸۷
۷     نخجوان (Naxçıvan)     ۷۵٬۹۷۲     ۱۷     بردع (Bərdə)     ۴۰٬۷۴۱
۸     باکیخانوف(Bakıxanov)     ۷۱٬۸۳۶     ۱۸     خاچماز (Xaçmaz)     ۴۰٬۳۹۱
۹     شکی (Şəki)     ۶۵٬۶۱۶     ۱۹     جلیل‌آباد (Cəlilabad)     ۳۹٬۹۷۴
۱۰     یولاخ (Yevlax)     ۵۷٬۴۴۹     ۲۰     هوسان(Hövsan)     ۳۸٬۶۷۵
توضیح: جمعیت شهرها بر اساس آمار سال ۲۰۰۹ می باشد

    اطلاعات بیش‌تر: فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ جمهوری آذربایجان


دوره پیش از تاریخ

سابقه حضور بشر در جمهوری آذربایجان به هزاران سال قبل باز می‌گردد. کاوشهای غار آزیخ در بخش فضولی وجود آثاری از زندگی بشر به قدمت ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار سال را نشان می‌دهد.[۱۴] سنگ نگاره‌های قبوستان نیز تاریخی ۱۲ هزارساله دارند.

در قرن نهم قبل از میلاد سکاهای آریایی در این ناحیه‌ای که هم اکنون جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، سکنی گزیدند. به دنبال آنان مادها وسپس هخامنشیان به رهبری کوروش بر منطقه حاکم گشتند. با حمله اسکندر دوران حکمرانی حاکمان وابسته به او در منطقه آغاز شد اما در دوره‌هایی حاکمان محلی با دادن خراج حکومتهای محلی خود را برپا می‌داشتند.[۱۵]
دوره باستان
نوشتار اصلی: آلبانیای قفقاز
دروازه‌های شهر قبله پایتخت آلبانیای قفقاز

در فاصله قرن اول تا سوم میلادی رومیان بر این منطقه مسلط شدند و نام آن را آلبانیا نهادند[۱۶] در این دوران پادشاهی مسیحی آلبانیای قفقاز پدیدار شد اما در سال ۲۵۲-۲۵۳ پس از میلاد به دست شاپور اول ساسانی افتاد.[۱۷] کشمکش برای به دست گرفتن کنترل منطقه بین رومیها، پادشاهان ساسانی و حکام محلی ادامه داشت. و قدرت بین آنها دست به دست می‌شد.[۱۸]
دوره اسلام
نوشتار اصلی: اران

در زمان ظهور اسلام سلسله مسیحی مهرانی‌ها در آلبانیای قفقاز حاکم بودند. آنان همواره توسط ترکان خزر از شمال و اعراب از جنوب مورد تهدید واقع می‌شدند. اعراب مسلمان پس از شکست دادن رومیان و ساسانیان به سوی آذربایجان لشکرکشی کردند و پس از درهم شکستن مقاومت مسیحیان به رهبری جوانشیر در سال ۶۶۷ میلادی بر این ناحیه حاکم شدند.[۱۹]
شروانشاهان
کاخ شروانشاهان در باکو

از اواخر قرن دوم شمسی شروانشاهان حکومت منطقه آذربایجان را در دست گرفتند. آنان با آمدن سلجوقیان نیز بر مسند قدرت باقی‌ماندند. چرا که به آنان خراج می‌دادند. این سلسله تا زمان انقراضش در سال ۹۱۷ خورشیدی (۹۴۵ قمری) به دست شاه تهماسب یکم صفوی، در قسمتهایی از آذربایجان به‌ویژه ناحیه شمال شرقی این جمهوری به صورت حاکمان محلی حکمرانی می‌کردند.
غزنویان و سلجوقیان

در اوایل قرن پنجم شمسی غزنویان بر قسمتی از منطقه مسلط شدند. آنان اولین حکومت ترک تبار در منطقه بودند و در تغییر ترکیب جمعیتی و زبانی آذربایجان نقش عمده‌ای داشتند. بدنبال غزنویان سلجوقیان که حکومتی ترک تبار بودند بر منطقه حاکم شدند. این دوران، دوران شکوفایی ادبیات فارسی در منطقه نیز می‌باشد. مشهورترین شاعران این دوران، نظامی گنجوی و خاقانی شروانی می‌باشند.[۲۰]
حمله مغول و تیمور

در قرون سیزده و چهارده میلادی با هجوم مغولها و تاتارها (تیمور لنگ) سلسله‌های محلی ور افتادند. در قرن پانزده میلادی خانات محلی تحت سلطه آق قویونلوها، تا به سلطنت رسیدن شاه اسماعیل صفوی به قسمت عمده اران، شروان و قره باغ تسلط داشتند. آران و شروان (جمهوری آذربایجان) جزو اولین مناطقی بود که شاه اسماعیل یکم صفوی تحت سلطه خود در آورد. بعد از جنگ تاریخی چالدران این منطقه به شکل موقت به اشغال ترکان عثمانی درآمد تا پس از دست‌بدست شدنهای زیاد دوباره هشتاد سال بعد ایرانیان در زمان (شاه عباس) موفق به بازپسگیری این منطقه شدند.
افشاریه و قاجاریه

در قرون بعد تحت حکومت افشاریه و سپس این سرزمین در داخل حکومت قاجاریه قرار داشته که در نهایت در سالهای ۱۱۹۳ و ۱۲۰۷ خورشیدی در پی پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه از ایران جدا و به روسیه تزاری ضمیمه شد.
سلطه تزارها بر آذربایجان
ساختمانی تاریخی در شهر باکو

پس از انعقاد پیمان گلستان و ترکمانچای میان ایران و روسیه تزارهای کنترل منطقه قفقاز را در دست گرفتند اما همچنان نفوذ فرهنگی و معنوی ایران و عثمانی در منطقه بیشر از نفوذ روسیه بود. در این دوره روسها سرمایه‌گذاری بسیار کمی در این ناحیه می‌کردند. اما با استخراج نفت توجه به آذربایجان بیشتر گردید و اقتصاد محلی رونق گرفت.[۲۱] در این دوره جمعیت شهر باکو به طور فزاینده‌ای افزایش یافت و مهاجران روس یک سوم جمعیت شهر را تشکیل می‌دادند. ارامنه نیز در دوایر رسمی مشغول بکار بودند. اینگونه تضادهای اجتماعی باعث وقوع شورشهایی در سال ۱۹۰۵ میلادی شد.[۲۲]

در دایرة‎المعارف بزرگ شوروی آمده‌است که «در اواسط سدهٔ ۱۱م (۵ه. ق) هجوم اقوام ترک (ازجمله غُزان و دیگران) که دودمان سلجوقی در رأس آنها قرار داشتند به سرزمین اران و شیروان آغاز گردید». از این عبارت معلوم می‎شود که جزئی از ایران بود چند خان‎نشین، ملک‎نشین و سلطان‎نشین کوچک پدید آمد که در نیمهٔ دوم سدهٔ ۱۲ق/نیمه دوم سدهٔ ۱۸م شمارهٔ آنها به ۱۵ رسید. عمده‎ترین آنها عبارت بودند از خان‎نشینهای باکو، گنجه، دربند، قُبه (قوبا = کوبا). قراباغ، نخجوان، طالش، شَکی، شروان، ایروان، کوتکاشِن، قَبَله و شَمشادیل. سلطان‎نشینهای کوچک بعضی مستقل و بعضی دیگر تابع خانها بودند به عنوان نمونه سلطان‎نشینهای آرش، ایلی‎سو و کوتکاشن از خان‎شکی، و ملک‎نشینها از خان قراباغ تبعیت می‎کردند. در ۱۴ و ۲۱ مه ۱۸۰۵م در اردوگاه ارتش روسیه واقع در ساحل کورک‎چای موافقتنامه‎ای به امضا رسید که طبق آن، خانهای قراباغ و شکی تابعیّت دولت روسیه را پذیرفتند. پس از پایان جنگهای ایران و روس که بخشی از این سرزمین به اشغال روسیه درآمد و در پی انعقاد معاهدهٔ ترکمانچای، بعضی خانها، ازجمله خانهای اردوباد و نخجوان، الحاق خود را به امپراتوری روسیه اعلام نمودند[۸]
سقوط تزارها و استقلال آذربایجان
محمدامین رسولزاده اولین رئیس جمهور و موسس جمهوری دمکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸

در آغاز قرن بیستم با رشد صنایع، تفکرات اصلاح طلبانه در آذربایجان شکل گرفت. در سال ۱۹۰۳ میلادی حزب چپگرای همت با هدف دفاع از زبان و فرهنگ آذربایجانی تشکیل شد.

در سال ۱۹۱۲ با انشعاب در حزب همت حزب مساوات شکل گرفت. به دنبال سقوط تزارها حزب بلشویک که متشکل از ارامنه و روسها بود سعی در تشکیل دولتی کمونیستی داشتند که با مخالفت مردم مسلمان و تشکیل ارتش اسلام این حرکت ناکام ماند سرانجام در روز ۱۸ می‌سال ۱۹۱۸ جمهوری آذربایجان با عنوان جمهوری دمکراتیک آذربایجان توسط محمدامین رسولزاده رهبر حزب مساوات اعلام استقلال خود اعلام کرد.[۲۳][۲۴] کشتار شوشی که به نسلکشی سی هزار ارمنی انجامید از وقایع مهم این دوره‌است.[۲۵][۲۶]

این حکومت اولین حکومت جمهوری در میان کشورهای مسلمان بود. تلاش جمهوری دمکراتیک آذربایجان برای آغاز گفتگوهای اتحاد با ایران باهجوم بلشویکها ناکام ماند و این کشور نوبنیاد تنها دوسال پس از کسب استقلال تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمد.[۲۷]
در اتحاد جماهیر شوروی

از سال ۱۹۲۰ با پیروزی بلشویک‌ها، جمهوری آذربایجان به مدت ۷۱ سال تا ۱۹۹۲، با نام جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی یکی از جمهوری‌های تشکیل دهندهٔ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.

از ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۶، این کشور بخشی از جمهوری سوسیالیستی ماورای قفقاز شوروی بود و مانند گرجستان و ارمنستان، دچار گسترش شهرنشینی شد و با پیشرفت‌های گسترده اقتصادی، صنعتی شد. شهرنشینی، آموزش و پرورش و پویایی اجتماعی در جمهوری آذربایجان موجب بروز تضادهای اجتماعی بین کلان شهر باکو، و مناطق سنتی عقب مانده روستایی گردید. در این جمهوری آموزش به زبان آذربایجانی بود و مقامات مهم اجرایی آذربایجانی بودند اما به ویژه در دوره حکومت استالین (۱۹۲۸-۱۹۵۳م) و رهبری باقروف بر حزب کمونیست آذربایجان، این جمهوری شدیداً تحت سیطره مسکو بود. پس از مرگ وی استقلال این جمهوری بیشتر شد و فرصت‌های بیشتری برای رشد نخبگان سیاسی و فکری این کشور فراهم شد. این نخبگان در هنگام بروز نزاع با ارمنیان قره باغ، در فوریه ۱۹۸۸، در بین رهبران جبههٔ خلق آذربایجان (اپوزیسیون)، و هم مخالفان کمونیستشان حضور داشتند. در سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۹۰، خشونت بر ضد ارمنیان به ترتیب در سومقائیت، و باکو بروز کرد و نتیجتاً در ۱۹۹۰ حکومت مسکو دست به عملیات نظامی علیه جمهوری آذربایجان زد.[۲۸]
استقلال مجدد

در پی کودتای نافرجام علیه گورباچف رهبر شوروی در اوت ۱۹۹۱، جمهوری آذربایجان اعلام استقلال کرد و ایاز مطلب اف، رهبر حزب کمونیست به عنوان نخستین رئیس‌جمهور انتخاب شد. گروه اپوزیسیون، جبههٔ خلق آذربایجان در مهٔ ۱۹۹۲ مطلب اف را برانداخت، و نامزد آن ابوالفضل ایلچی بیگ با شعار جدایی از کشورهای مستقل مشترک‌المنافع و حفظ سیطره بر قره باغ کوهستانی در انتخاباتی که این جبهه بر‌گزار کرد پیروز شد.[۲۹]
ریاست جمهوری‌ها
رئیس جمهور کنونی جمهوری آذربایجان

    محمدامین رسول‌زاده: او حزب مساوات را (که از ۱۳۲۹ تشکیل شد و از ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۸ در آذربایجان قفقاز به قدرت رسید) پایه‌گذاری کرد و از مبلغان اصلی پان‌ترکیسم (به ترکی: تورکچولوک) به شمار میامد.
    ایاز مطلب‌اف۱۹۹۱-۱۹۹۲
    ابوالفضل ایلچی‌بیگ۱۹۹۲-۱۹۹۳
    حیدر علی‌اف۱۹۹۳-۱۹۹۸، ۱۹۹۸-۲۰۰۳
    الهام علی‌اف۲۰۰۳-۲۰۰۸، ۲۰۰۸-۲۰۱۳

جهانگردی

جمهوری اذربایجان در سالهای اخیر تلاشهای قابل توجه‌ای برای افزایش گردشگری خود داشته‌است. همچنین سال ۲۰۱۱درکشور آذربایجان سال گردشگری اذربایجان نمایده شد. کشور آذربایجان در سال ۲۰۱۰ میزبان بیش از دو و نیم میلیون گردشگر بوده‌است، در سالهای اخیر سهم گردشگری آذربایجان را بیشتر کشورهای اوکراین، قزاقستان، ایران، گرجستان، اردن، بحرین، آلمان، استرالیا، بلغارستان و فنلاند داشته‌اند[۳۰][۳۱] در سال ۲۰۱۲ جمهوری آذربایجان بیشترین گردشگر را در منطقه قفقاز پذیرا بوده است. در همین سال علی‌رغم اینکه ایران دو برابر جمهوری آذربایجان گردشگر پذیرفته اما در آمد گردشگری جمهوری آذربایجان در این سال بیش از دو برابر درآمد ایران بوده است.[۳۲]

میراث فرهنگی و معماری ملی و اسلامی از مهم‌ترین عامل‌های ثبات در جمهوری آذربایجان محسوب می‌شود. این کشور به‌عنوان دومین کشور شیعه در جهان، با میراث‌های معماری، آداب و رسوم، تنوع‌های فرهنگی، انواع پوشاک، صنایع دستی، غذاهای سنتی و چشم‌اندازهای جغرافیایی و طبیعی از نظر جهانگردی قابل‌توجه بوده و همه‌ساله هزاران گردشگر خارجی را به سمت جمهوری آذربایجان جذب کرده که از نظر اقتصادی نیز تأثیر به‌سزایی در رشد اقتصادی این کشور داشته‌است..[۳۳][۳۴]
اقتصاد
نوشتار اصلی: اقتصاد جمهوری آذربایجان
نواحی اقتصادی جمهوری آذربایجان

جمهوری آذربایجان در مقایسه با جمهوریهای تازه استقلال یافته اطراف خود در اثر بهره‌برداری از منابع نفتی که در سال ۲۰۰۸ برابر ۷ میلیارد بشکه بوده‌است (که حدود یک درصد از ذخایر اثبات شده جهان) که در حال حاضردر منطقه یک صادرکننده محصولات گازی محسوب می‌شود.[۳۳] و سرمایه گزاری پس از استقلال توسعه بیشتری پیدا کرده‌است. با وجود این بعد از استقلال این کشور، تورم فزاینده ناشی از آثار جنگ قره‌باغ همراه با سیاست‌های آزادسازی قیمت‌ها و خصوصی سازی اقتصاد موجب شد که مردم جمهوری آذربایجان تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار گیرند و قدرت خرید آنها به‌سرعت کاهش یابد ولی از سال ۱۹۹۶ میلادی، افزایش درآمدهای حاصل از قراردادهای نفتی بین‌المللی، روند رو به رشد سرمایه‌گذاری خارجی، اعتبارات صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و مساعدت کشورهای اروپایی موجب شد تا اقتصاد نابسامان این کشور کمی رو به بهبود گذارد. در سال ۲۰۰۷ از تعداد کل شاغلان در بخش اقتصادی ۷۰ درصد در بخش خصوصی مشغول به کار بودن وتعداد بیکاران ۲۸۱ هزار نفر بوده‌است.[۳۳]

جمهوری آذربایجان برای ثبات بخشیدن به اوضاع اقتصادی با کمک صندوق بین‌المللی پول دو برنامهٔ اقتصادی را به اجرا درآورده و توانسته‌است میزان تورم را کاهش دهد. میزان تورم در این کشور از ۴۱۱ درصد در سال ۱۹۹۵ میلادی به ۲۰ درصد در سال ۱۹۹۶ میلادی و ۷/۳ درصد در سال ۱۹۹۷ و صفر درصد در سال ۱۹۹۸ میلادی و (۵-) درصد در نیمه نخست سال ۲۰۰۰ میلادی کاهش یافته‌است.

در سال ۲۰۰۸ میلادی جمهوری آذربایجان بنا به گزارش بانک جهانی برترین کشور از نظر اجرای برنامه‌های اصلاحات اقتصادی بین ۱۰ کشور محاسبه شده (ده کشوری که جزئیات اطلاعات اقتصادی خود را در اختیار بانک جهانی قرار دادند) بوده‌است و در رتبه نخست قرار گرفت.[۳۵]
نظامی

تاریخ ارتش آذربایجان به زمان جمهوری دموکراتیک آذربایجان در سال ۱۹۱۸ که ارتش ملی تازه شکل گرفته بود بازمی‌گردد.[۳۶][۳۷] وقتی جمهوری آذربایجان استقلال خود را پس از فروپاشی شوروی سویالیستی بدست آورد بر پایه قانون در سال ۱۹۹۱ ارتش جمهوری آذربایجان تاسیس گردید.[۳۸] از سال ۲۰۰۲ ارتش آذربایجان دارای ۹۵۰۰۰ پرسنل نظامی فعال و همچنین دارای ۱۷۰۰۰ نیروی شبه نظامی است.[۳۹] نیروهای نظامی دارای سه شاخه نیروهای دریایی، هوایی و زمینی است. افزون بر این شاخه‌های اصلی نیروی نظامی آذربایجان دارای زیر شاخه‌هایی است که در موقع لزوم می‌توانند در دفاع از کشور کمک کنند. این نیروها شامل گارد ساحلی، مرزبانان و نیروهای انتظامی داخلی است.[۴۰] گارد ملی آذربایجان یک نیروی بیشتر شبه نظامی است که یک نهاد نیمه مستقل ویژه از سرویس حفاظت دولتی است که زیر نظر رئیس جمهور اداره می‌شود.[۴۱]

آذربایجان پیمان نیروهای مسلح متعارف در اروپا (سی اف ای) را امضا کرده‌است. این کشور همکاری نزدیکی با ناتو در پروژهای حفاظت از صلح دارد. آذربایجان ۱۵۱ نیروی حافظ صلح در عراق و ۱۸۴ نیرو در افغانستان دارد.[۴۲]

بودجه نظامی آذربایجان برای سال ۲۰۱۱ معادل ۴٫۴۶ میلیارد دلار بوده‌است.[۴۳] آذربایجان دارای صنایع دفاعی تولید اسلحه سبک، سیستم‌های کوچک توپخانه و برخی وسایل نقلیه نظامی است.[۴۴][۴۵][۴۶][۴۷] ارتش آذربایجان همکاری‌های تمرینی با گارد ملی اوکلاهاما داشته‌است.[۴۸]
سیاست

به‌دنبال استقلال، فعالیت‌های سیاسی در جمهوری آذربایجان به‌شدت افزایش یافت. یکی از بزرگ‌ترین سازمانهای سیاسی اپوزیسیون جبههٔ خلق آذربایجان حول ملی گرایی ملی و دفاع در مقابل حملات ارمنستان تشکیل شد. این سازمان در مراحل بعدی حاوی فراکسیونهایی با اندیشه‌های پان ترکیستی نیز بوده‌است. در اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ابوالفضل ایلچی‌بیگ با اندیشه‌های قوم‌گرایانه این مقام رسید، بعد از انتخاب ایلچی‌بیگ وی به همراه وزیر کشور خود اسکندر حمیدف در چندین نوبت خواستار تشکیل ترکیه بزرگ که شامل تمام نواحی شمالی ایران می‌شد شدند. پس از شکست‌های پیاپی در جنگ با ارمنستان، و شکست تقریباً تمامی سیاستهای وی، و چندین قیام خونین در چند شهر از جمله گنجه، حیدر علی‌اف رئیس وقت پارلمان طی یک کودتای بدون خونریزی قدرت را به دست آورد و ایلچی‌بیگ به تبعید فرستاده شد.

در زمان ریاست‌جمهوری وی و پسرش روابط با ایران به‌تدریج گرمتر شد، تا جایی که روسای جمهور هر دو کشور در چندین نوبت به کشور یکدیگر سفر کرده‌اند، و جمهوری آذربایجان کنسولگری‌ای نیز در شهر تبریز افتتاح کرد و علی‌اف پسر به آن شهر سفر کرده و با تجار آن دیدار کرد. موافقتنامه‌های زیادی نیز در زمینه‌های تجاری، ورزشی، فرهنگی و مرزی بین دو کشور بسته شده‌است. متأسفانه در سالهای اخیر جریانات ضدایرانی تحت حاکمیت الهام علی‌اف دوباره شدت گرفته‌است.[۴۹] همچنین این کشور در فهرست ناقضان آزادی مطبوعات است.[۵۰]
مسایل مورد مناقشه
نوشتار اصلی: کشتار سومگاییت
نوشتار اصلی: کشتار خوجالی
نوشتار اصلی: جنگ قره‌باغ

در پی گسسته شدن اتحاد جماهیر شوروی و آغاز درگیری‌های قومی، تعداد کثیری از ساکنان ارمنی منطقه قره‌باغ با مداخله ارتش جمهوری ارمنستان موفق به کنترل این ناحیه و شش ناحیه غیر ارمنی نشین شدند. جمهوری قره‌باغ که کنترل بیست درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را دارد تا کنون توسط هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده‌است و از هر لحاظ تحت نفوذ و حاکمیت ارمنستان می‌باشد. در اثر این جنگهای حدود یک میلیون اهالی آذری، ارمنی و کرد جنگزده این منطقه بی خانمان گشته و تعداد کثیری هنوز در پناهگاه‌های موقتی و نیمه موقتی بسر می‌برند.
مردم

جدول گروه‌های قومی[۵۱][۵۲]

جمعیت جمهوری آذربایجان براساس گروه بندی قومیتی ۱۹۲۶–۲۰۰۹
گروه قومی     آمار دولتی ۱۹۲۶۱     آمار دولتی ۱۹۳۹۲     آمار دولتی ۱۹۵۹۳     آمار دولتی ۱۹۷۰۴     آمار دولتی ۱۹۷۹۵     آمار دولتی ۱۹۸۹۶     آمار دولتی ۱۹۹۹۶     آمار ۲۰۰۹[۵۳]
تعداد      %     تعداد      %     تعداد      %     تعداد      %     تعداد      %     تعداد      %     تعداد      %     تعداد      %
آذربایجانی‌ها     ۱٬۴۳۷٬۹۷۷     ۶۲٫۱     ۱٬۸۷۰٬۴۷۱     ۵۸٫۴     ۲٬۴۹۴٬۳۸۱     ۶۷٫۵     ۳٬۷۷۶٬۷۷۸     ۷۳٫۸     ۴٬۷۰۸٬۸۳۲     ۷۸٫۱     ۵٬۸۰۴٬۹۸۰     ۸۲٫۷     ۷٬۲۰۵٬۴۶۴     ۹۰٫۶     ۸٬۱۷۲٬۸۰۰     ۹۱٫۶
لزگی‌ها     ۳۷٬۲۶۳     ۱٫۶     ۱۱۱٬۶۶۶     ۳٫۵     ۹۸٬۲۱۱     ۲٫۷     ۱۳۷٬۲۵۰     ۲٫۷     ۱۵۸٬۰۵۷     ۲٫۶     ۱۷۱٬۳۹۵     ۲٫۴     ۱۷۸٬۰۲۱     ۲٫۲     ۱۸۰٬۳۰۰     ۲٫۰۲
ارمنی‌ها     ۲۸۲٬۰۰۴     ۱۲٫۲     ۳۸۸٬۰۲۵     ۱۲٫۱     ۴۴۲٬۰۸۹     ۱۲٫۰     ۴۸۳٬۵۲۰     ۹٫۴     ۴۷۵٬۴۸۶     ۷٫۹     ۳۹۰٬۵۰۵     ۵٫۶     ۱۲۰٬۷۴۵۸     ۱٫۵     ۱۲۰٬۳۰۰۸     ۱٫۳۵
روس‌ها     ۲۲۰٬۵۴۵     ۹٫۵     ۵۲۸٬۳۱۸     ۱۶٫۵     ۵۰۱٬۲۸۲     ۱۳٫۶     ۵۱۰٬۰۵۹     ۱۰٫۰     ۴۷۵٬۲۵۵     ۷٫۹     ۳۹۲٬۳۰۴     ۵٫۶     ۱۴۱٬۶۸۷     ۱٫۸     ۱۱۹٬۳۰۰     ۱٫۳۵
تالش‌ها     ۷۷٬۳۲۳     ۳٫۳     ۸۷٬۵۱۰     ۲٫۷     ۸۵     ۰٫۰                     ۲۱٬۱۶۹     ۰٫۳     ۷۶٬۸۴۱     ۱٫۰     ۱۱۲٬۰۰۰     ۱٫۲۶
آوارها     ۱۹٬۱۰۴     ۰٫۸     ۱۵٬۷۴۰     ۰٫۵     ۱۷٬۲۵۴     ۰٫۵     ۳۰٬۷۳۵     ۰٫۶     ۳۵٬۹۹۱     ۰٫۶     ۴۴٬۰۷۲     ۰٫۶     ۵۰٬۸۷۱     ۰٫۶     ۴۹٬۸۰۰     ۰٫۵۶
ترک‌ها     ۹۵     ۰٫۰     ۶۰۰     ۰٫۰     ۲۰۲     ۰٫۰     ۸٬۴۹۱     ۰٫۲     ۷٬۹۲۶     ۰٫۱     ۱۷٬۷۰۵     ۰٫۳     ۴۳٬۴۵۴     ۰٫۵     ۳۸٬۰۰۰     ۰٬۴۳
تاتارها     ۹٬۹۴۸     ۰٫۴     ۲۷٬۵۹۱     ۰٫۹     ۲۹٬۳۷۰     ۰٫۸     ۳۱٬۳۵۳     ۰٫۶     ۳۱٬۲۰۴     ۰٫۵     ۲۸٬۰۱۹     ۰٫۴     ۳۰٬۰۱۱     ۰٫۴     ۲۵٬۹۰۰     ۰٬۲۹
تات‌های قفقاز     ۲۸٬۴۴۳     ۱٫۲     ۲٬۲۸۹     ۰٫۱     ۵٬۸۸۷     ۰٫۲     ۷٬۷۶۹     ۰٫۲     ۸٬۸۴۸     ۰٫۱     ۱۰٬۲۳۹     ۰٫۱     ۱۰٬۹۲۲     ۰٫۱     ۲۵٬۲۰۰     ۰٫۲۸
اوکراینی‌ها     ۱۸٬۲۴۱     ۰٫۸     ۲۳٬۶۴۳     ۰٫۷     ۲۵٬۷۷۸     ۰٫۷     ۲۹٬۱۶۰     ۰٫۶     ۲۶٬۴۰۲     ۰٫۴     ۳۲٬۳۴۵     ۰٫۵     ۲۸٬۹۸۴     ۰٫۴     ۲۱٬۵۰۰     ۰٬۲۴
ساخوری‌ها     ۱۵٬۵۵۲     ۰٫۷     ۶٬۴۶۴     ۰٫۲     ۲٬۸۷۶     ۰٫۱     ۶٬۲۰۸     ۰٫۱     ۸٬۵۴۶     ۰٫۱     ۱۳٬۳۱۸     ۰٫۲     ۱۵٬۸۷۷     ۰٫۲     ۱۲٬۳۰۰     ۰٫۱۴
اودیان     ۲٬۴۴۵     ۰٫۱     ۳٬۲۰۲     ۰٫۱     ۵٬۴۹۲     ۰٫۱     ۵٬۸۴۱     ۰٫۱     ۶٬۱۲۵     ۰٫۱     ۴٬۱۵۲     ۰٫۱     ۳٬۸۰۰     ۰٫۰۴
گرجی‌ها     ۹٬۵۰۰     ۰٫۴     ۱۰٬۱۹۶     ۰٫۳     ۹٬۵۲۶     ۰٫۳     ۱۳٬۵۹۵     ۰٫۳     ۱۱٬۴۱۲     ۰٫۲     ۱۴٬۱۹۷     ۰٫۲     ۱۴٬۸۷۷     ۰٫۲     ۹٬۹۰۰     ۰٫۱۱
یهودیان     ۲۰٬۵۷۸     ۰٫۹     ۴۱٬۲۴۵     ۱٫۳     ۴۰٬۱۹۸     ۱٫۱     ۴۸٬۶۵۲     ۱٫۰     ۳۵٬۴۸۷     ۰٫۶     ۳۰٬۷۹۲     ۰٫۴     ۸٬۹۱۶     ۰٫۱     ۹٬۱۰۰     ۰٫۱
کردها     ۴۱٬۱۹۳۷     ۱٫۸     ۶٬۰۰۵     ۰٫۲     ۱٬۴۸۷     ۰٫۰     ۵٬۴۸۸     ۰٫۱     ۵٬۶۷۶     ۰٫۱     ۱۲٬۲۲۶     ۰٫۲     ۱۳٬۰۷۵     ۰٫۲     ۶٬۱۰۰     ۰٫۰۷
دیگر اقوام     ۹۴٬۳۶۰     ۴٫۱     ۸۵٬۳۸۷     ۲٫۷     ۲۵٬۸۸۹     ۰٫۷     ۲۲٬۵۳۱     ۰٫۴     ۳۱٬۵۵۲     ۰٫۵     ۳۱٬۷۸۷     ۰٫۵     ۹٬۵۴۱     ۰٫۱     ۹٬۵۰۰     ۰٫۱۱
مجموع     ۲٬۳۱۴٬۵۷۱     ۳٬۲۰۵٬۱۵۰     ۳٬۶۹۷٬۷۱۷     ۵٬۱۱۷٬۰۸۱     ۶٬۰۲۶٬۵۱۵     ۷٬۰۲۱٬۱۷۸     ۷٬۹۵۳٬۴۳۸     ۸٬۹۲۲٬۴۰۰
۱ Source:[۷]. ۲ Source:[۸]. ۳ Source:[۹]. ۴ Source:[۱۰]. ۵ Source:[۱۱]. ۶ Source:[۱۲]. ۷ تمامی کردها در جغرافیای جمهوری کردستان سرخ سابق، میان جغرافیای ارمنستان و قره باغ زندگی می‌کنند. در اواخر دهه ۱۹۳۰ مقامات شوروی بیشتر جمعیت کردنشین آذربایجان را به قزاقستان تبعید کردند۸تمامی ارمنی‌ها از دهه ۱۹۹۰ در جغرافیای قره باغ سکونت دارند.

[۵۴]
گروه‌های قومی در جمهوری آذربایجان (داده‌های سازمان سیا)[۵۴]
            درصد    
آذربایجانی‌ها    
  
    ۹۰٫۶٪
اقوام داغستانی    
  
    ۲٫۲٪
روس‌ها    
  
    ۱٫۸٪
ارمنی‌ها    
  
    ۱٫۵٪
سایر اقوام    
  
    ۳٫۵٪
آذربایجانی‌ها

قوم آذربایجانی که اکثریت مردم این کشور را تشکیل می‌دهند مردمی عمدتاً شیعه‌مذهب، ترک‌زبان و با فرهنگ ایرانی هستند.[۵۵] به نوشته دائرةالمعارف بزرگ اسلامی «در این قوم، عنصر غالبِ ترک که پیامد مهاجرت اقوام‌ترک - به‌ویژه سلجوقیانِ اُغوز در سدهٔ ۱۱ م/۵ ق - به این سرزمین است، با ساکنان کهن این سرزمین، یعنی ایرانیان و دیگر مردمانی که از روزگار باستان در ماوراء قفقاز می‌زیسته‌اند، ترکیب شده‌است».[۵۶] مطالعات ژنتیکی جدید نشان داده که آن‌ها هم از نظر میتوکندری دی‌ان‌ای، که نسب مادری را نشان می‌دهد و هم از نظر کروموزوم ایگرگ، که نسب پدری را می‌نمایاند، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبان‌های قفقازی) شبیه‌ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک‌تبار در نقاط دیگر دنیا. خصوصیات ژنتیکی قفقازی‌ها نیز در مجموع چیزی بین اروپائی‌ها و ساکنان خاورمیانه‌است که نسب مادری شباهت بیشتری را به اروپائی‌ها و نسب پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانه‌ای‌ها نشان می‌دهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانی‌ها را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد که گروه‌های مهاجر آن قدر کوچک بوده‌اند که سهم ژنتیکی آن‌ها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست.[۵۷]

براساس سرشماری سال ۱۹۹۹، ۹۰٫۶ درصد از جمعیت جمهوری آذربایجان را آذربایجانی، ۲٫۲ درصد را لزگی (داغستانی)، ۱٫۸ درصد را روس و ۱٫۵ درصد را ارمنی تشکیل می‌دهند؛ البته تقریباً تمامی ارمنی‌ها در منطقهٔ خودمختار قره‌باغ کوهستانی زندگی می‌کنند.[۵۸] براساس سرشماری سال ۱۹۸۹ شوروی، حدود ۲۶۲٬۰۰۰ نفر غیرآذربایجانی از ۹ قومیت مختلف در این کشور زندگی می‌کرده‌اند که از این میان، ۱۷۱٬۰۰۰ نفر لزگی و ۲۱٬۰۰۰ نفر تالش بوده‌اند؛ اما تالش‌ها جمعیت خود را حدود ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد می‌کنند..[۵۹]

از جمعیت ۸٬۲۳۸٬۶۷۲ نفری جمهوری آذربایجان، ۵۱ درصد شهرنشین و ۴۹ درصد در روستاها زندگی می‌کنند.[۶۰] نرخ رشد جمعیت در این کشور ۰٫۷۶۲ درصد است. ۹۳٫۴ درصد از مردم جمهوری آذربایجان، مسلمان (۸۵ درصد شیعه[۶۱][۶۲])،۲٫۵ درصد ارتدوکس روس و ۲٫۳ درصد ارمنی هستند. البته درصد اعتقاد به ادیان در این کشور صوری است؛ چراکه عدهٔ بسیار کمی از مردم عبادت کرده و واقعاً به دین خود وابستگی دارند.[۶۳]

جمهوری آذربایجان به همراه ایران، عراق و بحرین چهار کشوری هستند که در آن شیعیان اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دهند.[۶۴] پس از استقلال از شوروی تعصب اسلامی در این کشور رشد داشته‌است[۶۵]

اما آمارهای رسمی این کشور در مورد اقلیت‌های قومی مورد چالش پژوهشگران قرار گرفته‌است و در محافل خصوصی نیز خود آذربایجانی‌ها قبول دارند که تعداد لزگی‌ها، تالش‌ها و کردها بسیار بیشتر است[۶۶]. هم اکنون دولت جمهوری آذربایجان سیاست سخت آسیمیله کردن اقلیتهای قومی را پیگیری می‌کند[۶۷] و باعث گردیده‌است که بسیاری از لزگی‌ها، تالش‌ها و کردها در این صدسال اخیر در قوم آذربایجانی ادغام شوند.[۶۸] این در حالیست که بر اساس قانون اساسی جمهوری آذربایجان تمام اقوام ساکن این کشور از حق آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ بومی برخوردارند.[۶۹] اما این اصل قانون اساسی کشور به درستی توسط دولت به اجرا در نیامده و شورای اروپا نیز در گزارش سال ۲۰۰۹ خود تلاش دولت این کشور را برای حفظ تنوع فرهنگی و فرهنگ‌های قومی کم دانسته‌است.[۷۰]
لزگی‌ها

لزگی‌ها جزو اقوام بومی قفقازی هستند که به یکی از زبان‌های خانواده قفقازی تکلم می‌کنند. برای نمونه پروفسور سوانته کرنل می‌گوید:" این آمارها نشانگر نظرات رسمی دولت هست، ولی در واقعیت شمار لزگی‌ها روشن نیست. هرچند مقامات رسمی آن را صد و هشتاد هزار نفر ذکر می‌کنند اما منابع دیگری تعداد لزگی‌ها را بسیار بیشتر دانسته و آن را در حدود هفتصدهزار نفر می‌دانند.[۷۱] همچنین در آمار اتنولوگ، حدود لزگی‌ها در جمهوری آذربایجان ۳۶۴٫۰۰۰ نفر ذکر شده‌است.[۷۲]

برپایه آمار رسمی جمهوری آذربایجان جمعیت لزگی‌ها ۱۷۸۰۲۱ هزار نفر است.[۷۳]

به قول پروفسور کرنول، نریمان رمضانُف یکی از رهبران سیاسی لزگی می‌گوید که هرچند بسیاری از تالش‌ها، تات‌ها و کردها زبانشان را به خاطر سیاست‌های آسیمیلاسیون باخته‌اند، ولی لزگی‌ها به خاطر روابط با داغستان (که سیاست آسیمیله شدن دولت جمهوری آذربایجان در آن وجود ندارد) توانسته‌اند زبان و فرهنگ خود را بهتر حفظ کنند.[۷۴].
کردها

کردها یکی از اقوام ایرانی هستند که زیرفشار سخت آسیمیله، شمار آن‌ها در دوران شوروی و پس از آن کاهش یافته‌است؛ به گونه‌ای که اگر یک فرد کرد به جای این‌که خود را یک آذربایجانی معرفی کند، بر هویت قومی خویش پافشاری می‌کرد، قادر به پیداکردن شغل نبود.[۷۵]

پروفسور کرنل در رابطه با جمعیت کردها می‌گوید: «آمار کردها بسیار است، برخی آن را حدود ده درصد از جمعیت کشور برشمرده‌اند».[۷۶] برخی از منابع کرد به وجود ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کرد در جمهوری آذربایجان اشاره می‌کنند؛ اما در آمار رسمی گفته شده که تنها ۱۲٬۰۰۰ نفر کرد در این کشور زندگی می‌کنند؛ دلیل این امر آن است که پس از سال ۱۹۳۰ به تدریج منابع دولتی قومیت اکثر کردها را از روی عمد آذربایجانی عنوان کرده‌اند.[۷۷].
تالش‌ها

طبق دانشنامهٔ ایران، بیشترین تراکم جمعیت روستاییان در این کشور در نواحی واقع در جنوب شرقی آن است که اکثریت این جمعیت را هم تالش‌ها (که آنها نیز ایرانی‌تبارند) تشکیل می‌دهند و بسیاری از آداب رسوم کهن خود را هم حفظ کرده‌اند.[۵۶]

آمار سال ۱۹۲۶ شوروی (در رابطه با کم شمردن این آمار به بخش تات‌ها در همین مقاله بنگرید)، تعداد تالشها را ۷۷٫۰۳۹ نفر ذکر کرده‌است.[۷۸] آمار سال ۱۹۵۹ تالش‌ها را ذکر نکرده و آنها را جزو آذربایجانی‌ها شمرده‌است. سپس در سال ۱۹۹۹ (آمار رسمی جمهوری آذربایجان) تعداد تالشها ۷۶٫۸۰۰ نفر شمرده شده‌است (یعنی کمتر از سال ۱۹۲۶). امروزه نیز مقامات جمهوری آذربایجان تعداد تالش‌ها را همان ۷۶٫۸۰۰ نفر برمی‌شمرند. اما از دیدگاه بسیاری از پژوهشگران تعداد تالش‌ها بسیار بیشتر از این می‌باشد و این ارقام تنها ناشی از کم‌شماری اقلیت‌های قومی توسط دولت است.[۷۹] پروفسور وارتان گریگوریان این آمارسازی مقامات جمهوری آذربایجان را یک تحریف می‌داند[۸۰].

همچنین پروفسور کرنول می‌گوید که حداقل ۲۰۰٫۰۰۰ تا ۴۰۰٫۰۰۰ تالشی در جمهوری آذربایجان وجود دارد[۸۱]. بر اساس آمار اتنولوگ در سال ۱۹۹۶ تعداد تالش‌ها در این کشور حدود ۸۰۰ هزار نفر، لزگی‌ها ۳۶۴ هزار نفر و کردها ۲۰ هزار نفر بوده‌است..[۸۲] پروفسور وارتان گریگوریان (استاد دانشگاه و رئیس چند دانشگاه آمریکا) مقاله مفصلی در رابطه با آسیمیله کردن تالش‌ها به دست شوروی و مقامات جمهوری آذربایجان نوشته‌است[۸۳].

در کل دو علت برای کم شمردن تالش‌ها ذکر شده‌است: اول از همه فشار بر هویت تالش در دوران شوروی و دوم حساسیت برانگیختن از اینکه کسی خود را غیر آذربایجانی معرفی کند[۸۴].
تات‌ها

زبان تات‌های قفقاز فارسی است[۸۵] و آن که در ایران، تاتی نامیده می‌شود نیست.

دولت جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۹ میلادی، جمعیت تات‌های آذربایجان را تنها ۱۰٬۹۲۲ نفر اعلام کرده‌است.[۸۶]

این در حالی‌است که تا قرن بیستم تعداد تات‌زبان‌ها بسیار بیشتر بوده‌است. برای نمونه در آمار سال ۱۸۸۶، شمار تات‌ها ۱۲۰٫۰۰۰ نفر ذکر شده‌است.[۸۷]. اما پس از حکومت شوروی، در سال ۱۹۲۶، تعداد تات‌ها به ۲۸٫۵۰۰ تقلیل یافت.[۸۸] بنابر نظر این منبع، تعداد تات‌ها به خاطر سیاست آسیمیله کاهش یافته‌است.

عباس قلیخان باکیخانوف (قرن نوزدهم) نیز زبان "مملکت باکو" به علاوه چند نقطه دیگر را نیز تاتی ذکر کرده‌است[۸۹]. درصفحه ۱۸ کتاب مذکور آمده‌است: هشت قریه در طبرسران که جلقان و روکال و مقاطیر و کماخ و زیدیان و حمیدی و مطاعی و بیلحدی باشد، در حوالی شهری که انوشیروان در محل متصل به دربند تعمیر کرده بود و آثار آن هنوز معلوم است، زبان تات دارند. ایضاً در صفحه ۱۹ کتاب یاد شده آمده‌است: محالات واقع در میان بلوکین‌شماخی و قدیال که حالا شهر قبه‌است، مثل حوض و لاهج و قشونلو در شیروان و برمک و شش پاره و پایین بدوق در قبه و تمام مملکت باکو سوای شش قریهٔ تراکمه، همین‌زبان تات را دارند... قسم قربی مملکت قبه سوای قریهٔ خنالق که ربانی علی‌حده دارد و ناحیهٔ سموریه و کوره دو محال طبرسران که دره و احمدلو می‌باشند به اصطلاحات‌منطقه، زبان مخصوص دارند و اهالی ترک زبان را مغول می‌نامند.[۹۰]
فرهنگ

فرهنگ مردم جمهوری آذربایجان بنا به موقعیت جغرافیایی و میراث تاریخی متأثر از فرهنگهای مختلف منطقه قفقاز و خاورمیانه از جمله فرهنگهای ایرانی، ترکی، روسی و اسلامی است. در سال ۲۰۰۹ باکو از طرف سازمانهای یونسکو به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شد.[۳۳] وامروزه فرهنگ غربی با شدت بسیار رایج می‌گردد. بجز اکثریت آذربایجانی اقوام متفاوتی همچون ارمنی‌ها، کردها و تالشی‌ها در جنوب و شرق و لزگی‌ها ویهودی هاو تات‌ها در شمال به رنگارنگی زبانها و فرهنگ رایج افزوده‌اند. نرخ باسوادی در این کشور ۹۸٪ ذکر شده‌است.[۹۱] برگزاری جشن نوروز و موسیقی مقام نشانه‌های نزدیکی و تأثیر ماندگار و تاریخی به فرهنگ ایرانی هستند. از لحاظ ادبیات نیز شعرایی مانند خاقانی شروانی و نظامی گنجوی از خاک جمهوری آذربایجان فعلی بر خاسته‌اند و تأثیرهای اساسی در ادبیات فارسی داشته‌اند.


سینما

سینما در جمهوری آذربایجان ریشه تاریخی دارد و اولین کشور مسلمانی است که در آن فیلم ساخته شده‌است. سه سال پس از نمایش اولین فیلم در فرانسه، فیلمی در جمهوری آذربایجان ساخته شد.[۹۲]
موسیقی
نوشتار اصلی: موسیقی آذربایجانی

جمهوری آذربایجان از لحاظ موسیقی غنی است، انواع موسیقی در این کشور رایج است:[۹۳]

    موسیقی جاز
    موسیقی خلق
    موسیقی کلاسیک
    موسیقی معاصر
    موسیقی مقام
    موسیقی میخانه‌ای
    موسیقی عاشیق
    موسیقی سینمای آذربایجان
    موسیقی تالشی

مسابقه آواز یورویژن در سال ۲۰۱۲ (به انگلیسی: Eurovision Song Contest ۲۰۱۲)پنجاه و هفتمین دوره سالانهمسابقه یوروویژن است که با برنده شدن آذربایجان در سال ۲۰۱۱ و با ترانه "Running Scared" یا"دوران ترسیده" با اجرای دو هنرمند آذربایجانی اِلدار و نگار این سری مسابقات در جمهوری آذربایجان و در شهر باکو و در تالار نوساز " کریستال " این شهر بر‌گزار گردید. با توجه به تصمیم EBU پایان این مسابقه در ۲۶ ماه مه ۲۰۱۲ میلادی، برابر با شنبه ۶ خرداد سال ۱۳۹۱ هجری شمسی بر‌گزار گردیدhttp://www.eurovision.tv/page/news?id=35383&_t=the_organisers_of_the_eurovision_song_contest_whats_up 42 کشور در این نوبت از مسابقه شرکت کرده بودند و ترانه " سرخوشی " از لوریَن از کشور سوئد برنده این مسابقه شد. روسیه با گروه " مادر بزرگها " مقام دوم و صربستان هم مقام سوم را از آن خود کرده آذربایجان هم چهارم شد. ۴۲ کشور در این سری از مسابقات شرکت کردند و ترانه "سرخوشی" از لورین که نمایندهٔ سوئد بود برندهٔ مسابقات شد و روسیه و صربستان به ترتیب مقام‌های دوم و سوم رو اختیار کردند.

آرمار مشهدلو

آرمار مشهدلو یا مشهدلو یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان گرمی استان اردبیل در نزدیکی مرز ایران و جمهوری آذربایجان است.[۱]

محتویات

    ۱ جغرافیا
    ۲ جمعیت
    ۳ نگارخانه تصاویر
    ۴ منابع (پانویس)

جغرافیا

روستای مشهدلو در ساحل رودخانه تولون (تولون چای) واقع شده که از جنوب به روستای تولون و سلیمانلو و از سمت شرق به نوار مرزی جمهوری آذربایجان محدود می‌شود.
جمعیت

بر اساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ روستای مشهدلو دارای ۱۷ خانوار با ۶۳ نفر جمعیت بوده است که ۳۱ نفر از آنان مرد و ۳۲ نفر زن بوده است. همچنین در این سال ۲۶ نفر از مردان و ۱۸ نفر از زنان روستا باسواد بوده ۵ نفر محصل گزارش شده است. در سرشماری سال ۱۳۹۰ روستای مشهدلو دارای ۱۲ خانوار با ۴۵ نفر جمعیت ثبت شده است که نسبت به سرشماری قبلی ۱۸ نفر کاهش جمعیت داشته است.

تولون (اردبیل)

تولون یکی از روستاهای استان اردبیل است که در بخش مرکزی شهرستان گرمی در مرز ایران و جمهوری آذربایجان واقع شده‌است.[۱][۲]

محتویات

    ۱ جغرافیای تولون
    ۲ تاریخچه تولون
    ۳ جمعیت تولون
    ۴ اقتصاد و شغل
    ۵ تاریخچه فرهنگی تولون
        ۵.۱ شبیه خوانی تولون
    ۶ شهدای تولون
    ۷ امکانات فرهنگی رفاهی
    ۸ جاذبه های گردشگری
        ۸.۱ اسامی چند نقطه محل گردشگری
            ۸.۱.۱ رودخانه تولون
    ۹ همسایگان تولون
    ۱۰ منابع (پانویس)
    ۱۱ پیوند به بیرون

جغرافیای تولون

روستای تولون در ۲۵ کیلومتری جنوب غرب شهر گرمی مغان در ۴۸ درجه و ۴ دقیقه طول شرقی و ۳۸ درجه و ۵۶ دقیقه عرض شمالی، در مرز ایران وجمهوری آذربایجان، بین روستاهای آرمار مشهدلو، سلیمانلو، لسگه درق، خان‌کندی و عزیزلو واقع شده‌است.[۳]
تاریخچه تولون

تولون از روستاهای تاریخی و مهم منطقه مغان محسوب می‌شود. این روستا مخصوصا در دوره حکومت نادرشاه از شهرت و آبادانی خاصی برخوردار بوده‌است.[۴] در تاریخ معاصر در جریان جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۴ نیروهای ارتش سرخ شوروی هنگام عبور از مرزهای تولون با مقاومت اهالی این روستا روبرو شده بودند.[۵][۶][۷][۸]
جمعیت تولون

براساس سرشماری‌های نفوس و مسکن سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۷۰، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵ این روستا به ترتیب ۱۳۳، ۱۰۸، ۱۰۶، ۸۹ خانوار و ۸۱۵، ۶۶۷، ۵۲۶، ۳۳۶ نفر جمعیت داشته است. در سرشماری ۱۳۸۵ از کل جمعیت آن ۱۴۸ نفر مرد و ۱۸۷ نفر زن بوده‌اند. در این سال از ۳۱۷ نفر جمعیت ۶ ساله و بالاتر آن ۲۵۵ نفر و بیش از ۸۰ درصد باسواد بوده همچنین تعداد ۶۸ نفر از مردان و ۳ نفر از زنان شاغل و فقط ۱ نفز از مردان بیکار گزارش شده‌اند. بر اساس آخرین نتایج سرشماری 1390 روستای تولون دارای 84 خانوار با 275 نفر جمعیت می باشد که نسبت به 5 سال قبل 61 نفر کاهش جمعیت داشته است.[۹]
اقتصاد و شغل

این روستا محلی مناسب برای دامپروری و کشاورزی بوده و به همین جهت اکثر ساکنان آن به دامپروری و کشاورزی دیم مشغول و از این طریق امرار معاش و کسب درآمد می‌نمایندو به سبب کوهستانی بودن، دامداری در آن بیشتر از کشاورزی رونق دارد. باغداری و کشت درختان گردو، سیب، آلوچه، زردآلو، گیلاس و.. به طور محدود انجام می‌شود و محصول گردوی تولون به سبب کیفیت بالا و مرغوبیت آن از شهرت نسبی برخوردار است.[۱۰]
تاریخچه فرهنگی تولون

پیشینه مذهبی اهالی روستای تولون سبب گرایش به علم و فرهنگ بوده است. مذهب رسمی تمامی اهالی تولون شیعه بوده و تقریباً همه یا بیش از ۹۵ درصد اهالی از سلسله جلیله سادات هستند و اکثریت اهالی آن جزء طایفه خلیفه لو می‌باشند. بررسی تاریخ شفاهی تولون نشان می‌دهد که سالها قبل از احداث مدرسه به سبک نوین امروزی، علم آموزی و فراگیری علوم قرانی در منازل ساکنان انجام می شده و روحانیون و مربیان قرانی با ایجاد مکتب خانه و قران سرا به تعلیم کودکان تولون مشغول بوده‌اند. علاقه اهالی به فراگیری علوم جدید و کلاسیک موجب پیگیری جهت احداث مدرسه به سبک نوین شده و درسال ۱۳۲۸ اولین مدرسه روستای تولون به نام مدرسه میرجلیل خاقانی (مدرسه خاقانی تولون) دایر شده است. بطوریکه این مدرسه جزو قدیمی ترین مدارس دولتی شهرستان مغان (گرمی) نیز به شمار می‌رود. سالها بعد با پیگیریهای بعمل آمده مجوز تاسیس مدرسه راهنمایی شهید ندایی تولون اخذ و ضمیمه این مدرسه شده است. وجود مساجد و مدارس در روستای تولون سبب غنای مذهبی و اعتلای فرهنگی اهالی بوده بطوریکه برگزاری مراسم تعزیه و سوگواری در سالیان متمادی موجب شکل گیری یکی از بزرگترین مراسمات مذهبی فرهنگی منطقه به نام شبیه خوانی تولون شده است که مجریان آن غالباً از اهالی و دانش آموختگان همین مدارس قدیمی می‌باشند که پله‌های ترقی را پیموده‌اند.[۱۱][۱۲]
شبیه خوانی تولون

مراسم تعزیه و شبیه خوانی روز یازدهم محرم روستای تولون که با مشارکت اهالی روستاهای ششگانه مجاور در جلوی مسجد جامع تولون بر‌گزار می گردد از اعتبار و جایگاه والایی در میان خیل عاشقان و دوستداران حضرت آقا ابی عبدالله الحسین (ع) برخوردار بوده و همه ساله گروه کثیری از مردم اقصی نقاط کشور را به تماشای خود جذب می‌نماید. اجرای این مراسم توسط سادات و بزرگان تولون با شوق و حرارت وسبک خاصی انجام می‌گردد.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]
تولون مراسم شبیه خوانی محرم 1392 تولون
   
تولون مراسم شبیه خوانی محرم 1392 روستای تولون
   
تولون شبیه خوان مشهور در مراسم شبیه خوانی محرم 1392 روستای تولون
   
تولون حضور انبوه عزاداران در مراسم شبیه خوانی محرم 1392 تولون
شهدای تولون
امیر سرتیپ شهید ایاز محمدزاده تولون

روستای تولون از روستاهای شهیدپرور شهرستان گرمی می باشد اهالی تولون با مشارکت داوطلبانه گسترده بسیجی خود در جنگهای تاریخی ایران و روسیه و جنگ ایران و عراق بیش از ۲۰ شهید گلگون کفن ، ۳۶ جانباز فداکار و ۲ نفر آزاده سرافراز را تقدیم ایران اسلامی نموده است. [۱۹][۲۰][۲۱]
امکانات فرهنگی رفاهی

روستای تولون دارای امکانات و زیرساختهای فرهنگی رفاهی شامل : مدارس ابتدایی و راهنمایی،مسجد جامع،خانه عالم،خانه بهداشت،گرمابه عمومی،آب آشامیدنی لوله کشی شده،شبکه توزیع برق،تلفن ثابت،پست بانک،جاده آسفالت ،قهوه خانه و کارگاه صنعتی می باشد. که از این میان خانه عالم روستا اخیراً افتتاح شده است. [۲۲][۲۳][۲۴]
جاذبه های گردشگری

روستای تولون به دلیل واقع شدن در دامنه کوه مغان گورکن دارای معماری زیبا و منحصر به فرد به اصطلاح ماسوله ای است و در ردیف روستاهای زیبای گردشگری ایران قرار دارد.همچنین تولون دارای مراتع سرسبز پوشیده از انواع رستنی‌ها و گیاهان دارویی ، گل‌های رنگارنگ ، برکه‌ها و چشمه‌های آب سرد خودجوش مسکن اعصاب و روان و جویبارهای جاری است.[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱]
اسامی چند نقطه محل گردشگری

۱-دولان بلاغی ۲- ایسمی خان باغی ۳- سوکسر ۴-علی داشی 5-مدرسه میرجلیل خاقانی

[۳۲]
رودخانه تولون

کوههای اطراف روستای خان کندی (قبله داشی و قلی تاش) سرچشمه رودخانه تولون (تولون چایی) یکی از مهم ترین رود خانه‌های فصلی شهرستان گرمی می‌باشد که با شیبی تند پس از طی مسیر میان روستاهای لسگه درق، عزیزلو، تولون، سلیمانلو، مشهدلو، قشلاق و روستای تنگ سرانجام به شهر گرمی می‌رسد ودرآنجا برخی آن را گرمی چایی می‌نامند. رودخانه تولون یا به زبان محلی تولون چایی با گذر از شهر گرمی شیب آن ملایم تر شده و در شمال شهرستان گرمی با رودخانه محلی دیگری تلفیق شده و در مرز جمهوری آذربایجان به رودخانه بالهارود پیوسته و در شهر بیله سوار وارد خاک جمهوری آذربایجان می‌شود.[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶]
رودخانه تولون(تولون چای)
همسایگان تولون

    روستای خان‌کندی
    روستای لسکه درق
    روستای عزیزلو
    روستای تولون
    روستای سلیمانلو
    روستای آرمار مشهدلو

لبه تیغ (رمان)

رمان لبه تیغ(The Razor's Edge) توسط نویسنده انگلیسی ویلیام سامرست در سال ۱۹۴۴ منتشر شد. لبه تیغ دو بار به صورت فیلم اکران شد. بار اول در سال ۱۹۴۶ توسط تایرون پاور و جین تیرنی. و بار دوم در سال ۱۹۸۴ توسط بیل ماری.
خلاصه داستان

رمان دربارة جوانی است به نام لاری، که علی‌رغم درآمد ناچیز از زندگی خود خشنود است. او بیشتر در جستجوی یافتن جواب‌هایی به سوالات مربوط به خاستگاه و غایت زندگی است. این طرز برخورد لاری با زندگی حوشایند نامزدش ایزابل که آرزومند تجمل و مجذوب محافل اعیان می‌باشد، نیست.

لاری از قبول شغل‌هایی که به او پیشنهاد می‌شود سرباز می‌زند. و برای یافتن پاسخ سوال‌هایش به کتابخانة ملی فرانسه می‌رود. ایزابل بعد از دو سال تلاش در جهت منصرف کردن لاری از تحقیقاتش در نهایت او را تهدید به جدایی می‌کند. لاری در برایر حیرت نامزدش، جدایی را می‌پذیرد. لاری سپس در معدن زغال سنگ استخدام می‌شود و در آنجا به اتفاق یک لهستانی که گرایش به عرفان دارد به آلمان سفر می‌کند. ولی چون پاسخی به سوال‌هایش نمی‌یابد به اسپانیا می‌رود. و همچنان سفر خود را به نقاط مختلف ادامه می‌دهد و با کمک هیپنوتیزم به آرامشی دست می‌یابد. لاری به پاریس برمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد با صوفی ازدواج کند. این خبر باعث خشم ایزابل می‌شود. صوفی که شوهر و فرزندش را در تصادف ماشین از دست داده بود بعد از مرگ آنها به الکل رو می‌آورد. پس از برخورد با لاری و به کمک او اعتیاد خود را ترک می‌کند. در روز ازدواج لاری و صوفی، ایزابل صوفی را قبل از ازدواج به خانه‌اش دعوت می‌کند. قبل از رسیدن صوفی خانه را ترک می‌کند و شیشه ودکایی را روی میز می‌گذارد صوفی ودکا را می‌خورد و بعد به تولون فرار می‌کند و در آنجا به فحشا کشیده می‌شود و سرانجام می‌میرد. لاری دوباره به آمریکا بازمی‌گردد. به این امید که آنجا شغل رانندگی بیاید. قبل از عزیمت، پژوهش‌هایش را در کتابی درج می‌کند. چنین می‌پندارد که از آن پس نتواند شادمانی و خوشبختی را جز در عادی‌ترین زندگانی، به دور از توانگرها، پیدا کند.

کامران قدکچیان

کامران قدکچیان (زاده ۱۳ دی ۱۳۲۶ - تهران) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تدوین‌گر ایرانی است. او فرزند احمد قدکچیان است.

محتویات

    ۱ کارگردان
    ۲ تدوین
    ۳ نویسنده
    ۴ تهیه‌کننده
    ۵ بازیگر
    ۶ منابع

کارگردان
فیلم     سال ساخت     توضیحات
دختر شاه پریون     ۱۳۸۹    
رز سفید     ۱۳۸۸    
فاصله     ۱۳۸۸    
سوغات فرنگ     ۱۳۸۵    
زخمی     ۱۳۷۶    
بهشت پنهان     ۱۳۷۳    
دیوانه‌وار     ۱۳۷۳    
آواز تهران     ۱۳۷۰    
گردباد     ۱۳۶۴    
خاک و خون     ۱۳۶۲    
تا آخرین نفس     ۱۳۵۷    
لبه تیغ     ۱۳۵۷    
جمعه     ۱۳۵۶    
میهمان     ۱۳۵۵    
کمین     ۱۳۵۴    
هم‌خون     ۱۳۵۴    
تهمت     ۱۳۵۳    
کنیز     ۱۳۵۳    
بندری     ۱۳۵۲    
مکافات     ۱۳۵۲    
ساحره     ۱۳۵۱     اولین فیلم در مقام کارگردان
تدوین
فیلم     سال ساخت     توضیحات
فاصله     ۱۳۸۸    
مادر زن سلام     ۱۳۸۵    
ازدواج صورتی     ۱۳۸۳    
سیزده گربه روی شیروانی     ۱۳۸۲    
شکلات     ۱۳۸۲    
عطش     ۱۳۸۱    
قلب‌های ناآرام     ۱۳۸۱    
بالای شهر پایین شهر     ۱۳۸۰    
مانی و ندا     ۱۳۷۹    
دوستان     ۱۳۷۸    
جوانی     ۱۳۷۷    
زخمی     ۱۳۷۶    
جوانمرد     ۱۳۷۵    
عروسی مهتاب     ۱۳۷۵    
پاکباخته     ۱۳۷۴    
گارد ویژه     ۱۳۷۴    
گروگان     ۱۳۷۴    
مرد آفتابی     ۱۳۷۴    
آخرین بندر     ۱۳۷۳    
بهشت پنهان     ۱۳۷۳    
تحفه هند     ۱۳۷۳    
دیوانه‌وار     ۱۳۷۳    
روز دیدنی     ۱۳۷۳    
نیش     ۱۳۷۳    
آخرین خون     ۱۳۷۲    
دو روی سکه     ۱۳۷۱    
آواز تهران     ۱۳۷۰    
تماس     ۱۳۶۸    
خواستگاری     ۱۳۶۸    
طپش     ۱۳۶۷    
طوبی     ۱۳۶۷    
بهار در پاییز     ۱۳۶۶    
زمزمه     ۱۳۶۶    
مسافران مهتاب     ۱۳۶۶    
تشریفات     ۱۳۶۴    
گردباد     ۱۳۶۴    
تا آخرین نفس     ۱۳۵۷    
لبه تیغ     ۱۳۵۷    
میهمان     ۱۳۵۵    
کمین     ۱۳۵۴    
هم‌خون     ۱۳۵۴    
تهمت     ۱۳۵۳    
کنیز     ۱۳۵۳    
بندری     ۱۳۵۲    
مکافات     ۱۳۵۲    
نویسنده

    عبور از غبار (۱۳۶۸)
    لبه تیغ (۱۳۵۷)

تهیه‌کننده

    دیوانه‌وار (۱۳۷۳)

بازیگر

    تا آخرین نفس (۱۳۵۷)

علی‌رضا جاویدنیا

علی‌رضا جاویدنیا (زاده ۱۳۳۰- خیابان ری تهران) از هنرمندان و گویندگان رادیو و تلویزیون است.

جاویدنیا برای اولین بار در سال ۱۳۴۶ در یک برنامهٔ تلویزیونی آغاز به کار کرد. اما کار حرفه‌ای را در سال ۱۳۵۰ در تلویزیون شروع نمود. وی سپس توسط حسن خیاط باشی برای برنامه شبکه صفر و دوخت و دوز که یک برنامه رادیویی بود، دعوت شد و در فاصلهٔ سالهای ۵۴ تا ۵۷ با برنامهٔ شبکهٔ صفر همکاری می‌کرد. او توسط منوچهر نوذری به احمد شیشه‌گران و سعید توکل پایه‌گذاران برنامهٔ صبح جمعه با شما معرفی شد و از سالهای ۶۶-۶۷ همکاری با این برنامه را آغاز کرد. همکاریی که تا امروز در قالب برنامهٔ جمعهٔ ایرانی ادامه یافته است.

او در جمعهٔ ایرانی اجراکنندهٔ نقش «خان خان» است.[۱] یکی دیگر از برنامه‌های او اجرای راه شب پنجشنبه شب به مدت هشت سال از ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۸ بود که با همکاری منوچهر نوذری انجام می‌شد. جاویدنیا ضرب هم می‌زند و به هنگام اجرای برنامه گاهی آواز هم می‌خواند.او همچنین با برنامه خوشا شیراز که از مرکز فارس روزهای جمعه پخش می شودبه عنوان مجری همکاری داشته است. درسریال خانه سبز نیز در یک اپیزود بازی نموده است.

او همچنین سابقهٔ بازی در فیلم سینمایی زخمی ساختهٔ کامران قدکچیان را دارد.

شبکه صفر

شبکه صفر مجموعه‌ای کمدی انتقادی در زمینه مسائل روز جامعه به کارگردانی و تهیه‌کنندگی حسن خیاط باشی پخش از تلویزیون در سال ۱۳۵۶

در فاصلهٔ سالهای ۵۴ تا ۵۷ برنامهٔ شبکهٔ صفر اجرا شد

محتویات

    ۱ داستان
    ۲ بازیگران
    ۳ عوامل تولید
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

داستان

شبکه صفر در برگیرنده یک سری مطالب کوتاه کمدی انتقادی در مورد مسائل سطحی اجتماع است. شبکه صفر (ملغمه‌ای از انتقاد و طنز) یکی از برنامه‌های انتقادی سالهای دهه ۱۳۵۰ خورشیدی. برنامه‌ای با نام “شبکه صفر” با مدیریت حسن خیاط‌باشی که خود نیز نقش مدیر این شبکه خیالی را بازی می‌کرد.

نام مدیر شبکه “مهندس بیلی” بود. احتمالا در دورانی که هر کس مدرک مهندسی داشت شخصیت برجسته‌ای محسوب می‌گردید این به اصطلاح مهندس بیلی کنایهٔ جالبی به حساب می آمده است.

شبکه خیالی “صفر” برای آنکه بی اثر بودن خود را بیشتر نمایش دهد شمارهٔ صفر را به خود اختصاص داده بود. گویی اصلا به حساب نباید بیاید. نیمی از بهترین گویندگان و بازیگران طنز سالهای دهه ۱۳۶۰ ایران کار خود را با این برنامه آغاز نمودند.
بازیگران

    حسن خیاط باشی در نقش مهندس بیلی
    منوچهر آذری
    فرهنگ مهرپرور
    گوگوش در نقش منشی مهندس بیلی
    دلارام کشمیری
    فرشته مجدآبادی
    علی‌رضا جاویدنیا
    محسن یوسف‌بیک

عوامل تولید

    تهیه کننده: حسن خیاط باشی
    کارگردان: حسن خیاط باشی
    نویسندگان: جمشاد وابوالقاسم صادقی

محسن یوسف‌بیک

محسن یوسف‌بیک زاده سال ۱۳۱۹ در تهران بازیگر تئاتر و تلویزیون بود.

وی در دهه شصت در چند تله‌تئاتر نقش آفرینی کرد. اما کاری که بیش از همه موجب شهرت او شد، ایفای نقش «هشیار: در کنار علی‌رضا خمسه (در نقش «بیدار») در برنامه تلویزیونی هشیار و بیدار بود. هشیار و بیدار یکی از برنامه‌های بسیار موفق سیما بود که در دهه ۶۰ که توسط محمد اوزی و صادق عبدالهی نوشته و کارگردانی می‌شد. این برنامه به مدت چهارسال هر جمعه بعداز ظهر از تلویزیون پخش می‌شد[۱]. او هم چنین سابقه حضور در چند فیلم تلویزیونی و سینمایی را داشت که از آن جمله می‌توان به فیلم‌های سینمایی "در انتظار شیطان" (۱۳۶۶)،"مأموریت" (۱۳۶۵) و "مدرک جرم" (۱۳۶۴) اشاره کرد. وی در سال‌های بعد از دهه شصت به دلیل بیماری نتوانست به صورت جدی فعالیت هنری خود را ادامه دهد.

محسن یوسف‌بیک سرانجام در ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در آسایشگاهی واقع در نزدیکی شهر کرج دار فانی را وداع گفت.[۲][۳] او در حالی مرد که هنرمندی فراموش شده به حساب می‌آمد و تنهایی شرایط غیرقابل تحملی را برایش به وجود آورده بود.[۴]

محتویات

    ۱ کارنامهٔ هنری
        ۱.۱ سینما
        ۱.۲ تلویزیون
    ۲ منبع

کارنامهٔ هنری
سینما

    در انتظار شیطان (۱۳۶۶)
    مأموریت (۱۳۶۵)
    مدرک جرم (۱۳۶۴)

تلویزیون
سال     نام     سمت     کارگردان     توضیحات
۱۳۸۱-۱۳۸۳     برنامهٔ زنده «جمعه تعطیل نیست»     بازیگر مهمان     علی‌رضا خمسه     جمعه‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳ از شبکه تهران
پخش می‌شد.
۱۳۷۹     محله باصفا     بازیگر     محمد اوزی
احمد قربانی
میثم محیط‌فراتی    
؟     امشب چی؟     بازیگر     بهراد خرازی     اواخر دهه هفتاد هر شب از تلویزیون پخش می شد.
۱۳۷۵     برگ سبز     بازیگر     علی شوقیان     شبکه ۱
۱۳۶۷-۱۳۶۸     جُنگ ۶۸     بازیگر     صادق عبداللهی
محمد اوزی     در نوروز ۱۳۶۸ از شبکه ۱ پخش شد.
۱۳۶۶     تله‌تئاتر «بی‌نام و نشانه‌ها»     بازیگر     ؟    
۱۳۶۵     تله‌تئاتر «مأموریت»     بازیگر     داریوش مؤدبیان     نویسنده: «هوشنگ مرادی کرمانی»
۱۳۶۴     تله‌تئاتر «منبع موثق»     بازیگر     مهدی تقی‌نیا     کارگردان تلویزیونی: «مسعود رسام»
۱۳۶۳-۱۳۶۴     هوشیار و بیدار     بازیگر     صادق عبداللهی
محمد اوزی     کارگردان تلویزیونی: «داود جم»
۱۳۵۷     شبکه صفر     بازیگر
تهیه کننده
کارگردان     حسن خیاط‌باشی