اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

هنری میلر

هنری والنتین میلر (به انگلیسی: Henry Valentine Miller ) (زاده ۱۸۹۱ - درگذشته ۱۹۸۰) نویسندهٔ معاصر آمریکایی است. آثار خودزندگینامه‌ای او تاثیری رهایی‌بخش بر ادبیات نیمهٔ قرن بیستم بر جای گذارد. بسیاری از آثار میلر به دلیل صراحت در طرح مسائل جنسی مدت‌ها در بسیاری از کشورها اجازهٔ چاپ نداشت. میلر در دهه ۶۰ به یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان آمریکا بدل شد. تصویری که خوانندگان آثار «میلر» از نویسنده در ذهن داشتند یک آمریکایی بی‌پول ولی آزاده بود که روابط بسیار دارد و زندگی‌اش در رفت‌وآمد بین پاریس و نیویورک می‌گذرد.
زندگینامه

هنریمیلر در ۲۲ دسامبر ۱۸۹۱ از پدر و مادری آلمانی-آمریکایی از طبقهٔ کارگر در منهتن نیویورک متولد شد. پدرش «هانریش میلر» خیاط بود. هنری تحصیلات ابتدایی خود را تا پایان دبیرستان در بروکلین گذراند. در دوران تحصیل از دانش آموزان خوب مدرسه بود. سپس به کالجی در شهر نیویورک رفت اما پس از دو ماه دانشگاه را رها کرد. مدت کوتاهی در کارخانه سیمان مشغول به کار شد و در سال ۱۹۱۳ برای کار به خیاطی پدر رفت که آن روزها مردی دائم‌الخمر بود. در سال ۱۹۱۷ با «بئاتریس سیلواس ویکنس» که پیانیستی آماتور بود ازدواج کرد و خیلی زود پدر شد. در خلال سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۴ میلر در شرکت تلگراف «وسترن یونیون» مشغول به کار شد و پس از مدت کوتاهی خانواده خود را رها کرد و با یکی از رقاصه‌های برادوی هم‌خانه شد و او بود که بیش از هر کس دیگری «میلر» را برای نوشتن تشویق و ترغیب می کرد. این رابطه، الهام‌بخش میلر در نوشتن رمان‌های آغازینش «خروس دیوانه» و «تب» شد که در همان سال‌ها به چاپ رسید. در همان سال‌ها مقاله‌ها و داستان‌های کوتاه متعددی از او در مجلات چاپ می‌شد.

اما شروع نویسندگی جدی هنری میلر در سال ۱۹۳۰ بود که به پاریس نقل مکان کرد. در آنجا دیری نگذشت که با اورکت زیتونی و کلاه خاکستری و لبان برجسته‌اش برای همه به شخصیتی آشنا بدل شد. در آن سال‌ها در فقر شدید به سر می برد. با نویسنده‌ای اتریشی به نام آلفرد پرلس آشنا شد که اجاره خانه و صورتحساب‌های رستوران میلر را حساب می کرد. آنائیس نین هم یک سال بعد با هنری میلر آشنا شد و در حد خود از او حمایت مالی به عمل آورد. اولین آثار او به دست انتشارات اوبلیسک به چاپ رسید که مدیریت آن را جک کاهن، یک نویسندهٔ سابق برعهده داشت.

در این دوران میلر به شدت تحت تاثیر سوررئالیسم قرار گرفت، و اولین اثر مشهور خود را به نام « مدار رأس‌السرطان » به چاپ رسانید که تصویری زنده و گویا از شیوه‌ای از زندگی در پاریس و نیویورک ارائه می‌کرد. این آثار بیش از سه دهه در آمریکا با ممنوعیت چاپ و انتشار مواجه بودند تا آنکه دادگاه عالی کشور با صدور حکمی در مورد آثار ادبی، این ممنوعیت را برطرف کرد. از دیگر آثار میلردر این دوران می‌توان از «بهار سیاه» به سال ۱۹۳۶ و «هیولای ماروسی» به سال ۱۹۴۱ نیز نام برد.


با شروع جنگ جهانی دوم، هنری میلر به آمریکا بازگشت. در سن ۴۸ سالگی دچار احساس ناکامی و افسردگی شدیدی بود و کار خود به عنوان یک نویسنده را تمام شده می‌دید. از سال ۱۹۴۲ در ساحل کالیفرنیا سکنی گزید. در همان سال‌ها با «جانینا مارتالپسکا» ازدواج کرد که سی سال از او جوان تر بود و فلسفه می خواند. این بار نیز زندگی مشترک میلر بیش از هفت سال دوام نیاورد. او در سال ۱۹۵۷ به ریاست مؤسسه ملی ادب و هنر برگزیده شد و سفرهای متعددی به اروپا انجام داد. او که از جوانی به نقاشی علاقه‌مند شده بود آن روزها به نقاشی آبرنگ روی آورد و تا آخرین روزهای عمر به نقاشی ادامه داد. هنری میلر در ۷ ژوئن ۱۹۸۰ در ۸۸ سالگی دیده از جهان فروبست.
فهرست آثار

    نکسوس (از سه‌گانهٔ تصلیب گلگون) (Nexus) ترجمهٔ سهیل سُمی، انتشارات ققنوس
    مکس (Max and the white Phagocytes) ترجمهٔ امید نیک‌فرجام، انتشارات نیلا
    پیکرهٔ ماروسی (The Colossus of Maroussi) ترجمهٔ مهبد ایرانی‌طلب، نشر پرسش
    مدار رأس‌السرطان
    کابوس تهویه‌شده
    روزهای آرام کلیچی
    عصر آدمکش‌ها، دربارهٔ آرتور رمبو، ترجمهٔ عبدالله توکل، نشر زمان
    شیطان در بهشت (و چند اثر دیگر) : ترجمهٔ بهاءالدین خرمشاهی انتشارات ناهید
    ادبیات مرده‌است و چند اثر دیگر، ترجمهً داوود قلاجوری، تهران، نشر آتیه، ۱۳۷۹
    آرامش در تبعید، ترجمهٔ داوود قلاجوری، تهران، نشر آتیه، ۱۳۸۰
    صدای سقوط: یک داستان بلند از هنری میلر، همراه با یادداشت تحلیلی آثار میلر، مترجم: داوود قلاجوری، تهران، نشر نخستین، تابستان ۱۳۸۹

فصلی در دوزخ

فصلی در دوزخ نام مجموعه شعری از آرتور رمبو می‌باشد که در سال ۱۸۷۳ منتشر شد.

این تنها مجموعه اثر رمبو بود که توسط خود وی به چاپ رسید. چاپ و اشاعه این اثر تاثیر مهمی در رشد و گسترش سوررئالیسم برجای گذارد. رمبو این اثر را در زمانی شروع کرد که در لندن بسر می‌برد و به تریاک نیز اعتیاد یافته بود. اثر او در لوگزامبورگ به پایان رسید. فصلی در دوزخ به نه بخش جداگانه تقسیم می‌شود که گاهی از نظر حجم متفاوت نیز می‌باشند. تا کنون مقدمه‌های بسیاری به زبان انگلیسی توسط نویسندگان و شاعران این زبان بر ترجمه انگلیسی فصلی در دوزخ نوشته شده‌است. از معروف ترین آنها می‌توان به مقدمه هنری میلر اشاره نمود.

آرتور رمبو

ژان نیکلا آرتور رمبو (به فرانسوی: Jean Nicolas Arthur Rimbaud) (زاده ۱۸۵۴ میلادی - درگذشته ۱۸۹۱ میلادی) از شاعران فرانسوی است. او را بنیانگذار شعر مدرن برمی‌شمارند.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ آثار و مطالعات
        ۲.۱ آثار
        ۲.۲ فیلم‌شناسی
            ۲.۲.۱ ترجمه شده به فارسی
    ۳ نمونه‌ای از اشعار
    ۴ پیوند به بیرون
    ۵ منابع

زندگی

آرتور رمبو در بیست اکتبر ۱۸۵۶ مطابق با ۲۸ مهر ۱۲۳۳ هجری خورشیدی در شارل‌ویل فرانسه به دنیا آمد. پدرش فردریک رمبو سرباز توپخانه بود و مادرش ماری کاترین ویتالی کوئیف از خانوادهٔ ملاکین بود و همیشه رفتار خشک و خشنی با او داشت. آرتور دومین فرزند خانواده بود و حدود دو سال پس از ازدواج پدر و مادرش به دنیا آمد. در ۱۸۶۸ نخستین شعرش را به لاتین سرود و سال بعد آموزگار او سه قطعه از اشعارش را منتشر کرد که یکی برندهٔ جایزه شد. در ژانویهٔ ۱۸۷۰ نخستین اشعار رمبو به فرانسوی منتشر شد. حدوداً چهارده ساله بود که از خانه گریخت تا به پاریس برود. در پاریس به دلیل آن که بدون بلیط سوار قطار شده بود چند روزی در زندان گذراند و به خانه بازگردانده شد. او در پانزده سالگی به توفیق‌های درخشان تحصیلی دست می‌یابد. در یونانی، لاتین، بلاغت، تاریخ و جغرافی جوایزی می‌برد. او با پل ورلن شاعر فرانسوی رابطهٔ دوستانهٔ عمیق و عجیبی داشت به نحوی که ورلن همسر و کودک تازه به دنیا آمده‌اش را ترک کرد تا با آرتور به انگلستان برود. رابطهٔ آرتو و پل رابطه‌ای توام با عشق و نفرت بود به نحوی که در ۱۰ ژوئیه ۱۸۷۳ ورلن دو گلوله به سمت رمبو شلیک و او را مجروح می‌کند و به دلیل این عمل دستگیر می‌شود و دو سال به زندان می‌افتد. به هر حال بعد از مرگ رمبو، ورلن نقش به سزایی در انتشار آثار او ومعرفی‌اش ایفا کرد.
Rimbaud - tombe à Charleville.jpg

در ۱۸ مارس ۱۸۷۱ کمون پاریس شکل می‌گیرد و آرتور در ۲۳ آوریل به پاریس می‌رود و به کمونارها می‌پیوندد.

رمبو در دوران کوتاه زندگی‌اش به نقاط مختلف دنیا سفر کرد: انگلستان، آلمان، بلژیک، هلند، ایتالیا، اتریش، سوئد، اندونزی، قبرس، مصر، یمن، حبشه. و در سی‌وهفت سالگی به دلیل وجود تومور سرطانی پای راست‌اش را قطع می‌کنند و چند ماه بعد در ۱۰ نوامبر ۱۸۹۱ مطابق با ۱۹ آبان ۱۲۷۰ ه. ش در کنار خواهرش ایزابل جان می‌سپارد.
آثار و مطالعات

یکی از اشعار وی به نام «ویلز» او را در زمره پایه گذاران جنبش نمادگرایی فرانسه به شمار آورد و از اثر دیگر او، «دوره‌ای در برزخ» (فصلی در دوزخ) به عنوان یکی از نخستین شعرهای آزاد نام برده می‌شود. (منبع دو)
آثار

    ۱۸۷۱ زورق مست Le Bateau ivre
    ۱۸۷۳ فصلی در دوزخ Une Saison en enfer
    ۱۸۷۴ اشراق‌ها les Illuminations
    ۱۸۸۳ گزارش سفر به نواحی ناشناختهٔ اوگادن در حراره

فیلم‌شناسی

    سفر به سرزمین رمبو

این فیلم را داریوش مهرجویی فیلمساز ایرانی از زندگی آرتور رمبو در فرانسه ساخت.
ترجمه شده به فارسی

    اشراق‌ها، برگردان: بیژن الهی، - فاریاب، - ۱۳۶۲
    زورق مست (گزیده اشعار)، گزینش و برگردان محمدرضا پارسایار، نشر نگاه معاصر، ۱۳۸۱
    آرتور رمبو صدایی از آینده (زندگی و پاره‌ای از شعرها، نامه‌ها و عکس هایِ آرتور رمبو)، گردآوری و ترجمه محمد فلاح نیا، نشرِ نگیما، ۱۳۸۹
    مجموعه آثار چهار جلدی آرتور رمبو ترجمه: کاوه میرعباسی، در دست انتشار

نمونه‌ای از اشعار

        ابدیت L'Eternite

بازیافتندش! چه را؟

- ابدیت را.

همان دریاست

که آمیخته با خورشید.

روح جاودان من،

به خواهش تو نظر می‌کند،

به رغم آن‌که شب تنها ست

و روز شعله‌ور.

پس تو رها می‌شوی

از آرای بشر،

از شوق همگان

و پرواز می‌کنی این سان... (منبع یک- ص ۱۲۴)

        ستاره در قلبِ گوش‌هایت...

ستاره در قلبِ گوش‌هایت سرخِ گُلی می‌گرید جاودانگی، سپیدی را از پشتِ گردن تا باریکیِ کمرگاهت می‌پیچد دریا بر نوکِ پستان‌هایت حنا می‌ریزد و مرد تیرگی را بر اندامِ شاهوارت جاری می‌کند. (منبع: آرتور رمبو صدایی از آینده، گردآوری و ترجمه: محمد فلاح نیا)

نمادگرایی

نمادگرایی یا سمبولیسم یکی از مکاتب ادبی و هنری است.

این مکتب در پایان سده نوزدهم به وجود آمد. شارل بودلر پیشگام این راه شد. در میان کسانی که از بودلر الهام گرفتند و با اثرهای خود زمینه را برای پیدایش نمادگرایی آماده ساختند پل ورلن، آرتور رمبو و استفان مالارمه از همه مشهورتر هستند. باید توجه داشت که هرکدام از آنها سبک ویژه‌ای داشتند.

محتویات

    ۱ مقدمه
    ۲ نمادگرایی ادبی
    ۳ نمادگرایی در دیگر علوم
    ۴ سمبولیسم جام
    ۵ اصول نمادگرایی
    ۶ جستارهای وابسته

مقدمه

نمادگرایی پیش از آن که یک مکتب به حساب بیاید، یک مفهوم یا فلسفه است. بشر از ابتدای شکل گیری تمدن‌ها و آغاز شاعری تمایل داشته حرف‌هایش را در قالب نمادها و نشانه‌ها به زبان آورد و اشیای دور و برش را تجسم مفاهیمی عمیق تر از آنچه به چشم می‌آید، نشان دهد. همان طور که مصریان باستان گل‌های اسیریس را نماد مرگ می‌دانستند، هندیان گل نیلوفر را نشانه تاج خداوند می‌نامیدند، بابلی‌ها مار را نماد جاودانگی به حساب می‌آوردند و خورشید را نشانه بخشندگی و زندگی. اما به هرحال سمبولیسم یک مکتب فکری هم هست. در اواخر قرن نوزدهم شاعران فرانسوی که از زبان خشک نویسندگان واقع‌گرا به ستوه آمده بودند، مکتب نمادگرایی را بنیان نهادند. آنها عقیده داشتند: اثر هنری باید تا حد ممکن از بیان مستقیم مفاهیم فرار کند و به نمادها و نشانه‌ها پناه آورد. نمادها و نشانه‌ها، خواننده را در کشف راز و رمزهای اثر به تحرک درمی آورد و او را از قالب یک شاگرد حرف گوش کن بیرون می‌آورد.
نمادگرایی ادبی

این مکتب در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد. شارل بودلر پایه گذاراین مکتب بود. در میان کسانی که از بودلر الهام گرفتند و با آثار خود زمینه را برای پیدایش نمادگرایی آماده ساختند پل ورلن، آرتور رمبو و استفان مالارمه از همه مشهورتر هستند. باید توجه داشت که هرکدام از آنها سبک ویژه‌ای داشتند.

در میان نویسندگان جوزف کنراد و جیمز جویس به دلیل نمادپردازی درآثارشان شهرت خاصی دارند. مثلاً جیمز جویس در کتاب «چهره مرد هنرمند در جوانی» پسرکی عینکی را به تصویر می‌کشد که مدام مطیع پدر و مادر و نظام کلیسایی و معلمان مدرسه اش است. او به خاطر عینکی که به چشم می‌زند با بچه‌ها فوتبال بازی نمی‌کند. اما یک روز این عینک به طور اتفاقی می‌شکند و پسرک با کمال تعجب متوجه می‌شود که بینایی اش هیچ نقصی ندارد و بدون عینک هم می‌تواند دنیای اطرافش را ببیند. منتقدان آثار جویس، عینک را نماد نگاه بسته و فیلتر شده یا همه باورهای کوری می دانند که چشم عقل ما را پوشانده‌اند.

رمز گرایی، نمود عصیان هنرمندان در برابر مکاتب واقع گرایی و وصف گرایی بود. رمزگرایان بر فلسفه بدبینانه شوپنهاور و ایده‌آلیست‌های معنی گرا تکیه داشتند. آنان دیگر بار شعر را بر اریکه قدرت و افتخار نشاندند. بودلر، پایه گذار این مکتب، معتقد بود: «دنیا جنگلی است سرشار از اشارات. حقیقت از چشم مردم عادی پنهان است و فقط شاعر می‌تواند به رمز و راز این اشارات پی ببرد.» برخی از شاعران این مکتب، در این رمزآلودگی غرق شدند و گاه اندیشه‌های مبهم و غیر اخلاقی را رواج دادند. این جریان بر آثار هنری ایران در قرن حاضر تأثیری به سزا نهاد.

شارل بودلر، موریس مترلینگ، آلدینگتن، لارنس، هاکسلی، آرتور رمبو از بزرگان این مکتب هستند.

سفر و شعر رویای پاریسی آثار بودلر، نژادپرست از آرتور رمبو، شاهدخت مالن از موریس مترلینگ نمونه‌هایی از آثار سمبولیسم می‌باشند.
نمادگرایی در دیگر علوم

در روانشناسی زیگموند فروید از نمادگرایی بیشترین استفاده را کرد. فروید معتقد بود همه خوابهایی که ما می‌بینیم، با نمادشناسی قابل تفسیرند و با شناسایی نمادهای خواب می‌توان به ذهنیت آدمها پی برد. در روانشناسی فروید، خوابها زبان تصویری روح‌ها هستند.

هیچکاک در فیلم «طلسم شده» خود مسأله نمادگرایی فروید را به طرز جالبی به تصویر می‌کشد. در این فیلم گری گوری پک نقش یک بیمار روانی را بازی می‌کند که خود را قاتل می‌انگارد، اما در نهایت دکتر او با تفسیر کابوسهای او ماجرای قتل را حل می‌کند. گری گوری پک در کابوسهایش مردی را می‌بیند که روی پشت بامی ایستاده و چرخ یک کالسکه را در دست گرفته. در این خواب پشت بام نماد کوه و چرخ کالسکه نماد هفت تیر است.

در نقاشی نمادگرا می‌توان به آثار گوگن اشاره کرد. نقاشان سمبولیسم معتقد بودند نقاش نباید صرفاً آنچه را که با چشم می‌بیند، روی صفحه پیاده کند، بلکه باید جهان را در ذهن خود حلاجی کند و در نهایت برداشتهای شخصی خود را به تصویر بکشد. (از این جهت نقاشان سمبولیست به اکسپرسیونیسم بسیار نزدیک می‌شوند).

نمادگرایی اساساً با دنیای شاعرانی نظیر مالارمه و آرتور رمبو آغاز شد. در شعرهای سمبولیک نمادها عاطفی تر می‌شوند و شعر با موسیقی و تصویر درهم می‌آمیزد. از این جهت شاعران سمبولیست جاده را برای موسیقی نمادین هموار کردند. در موسیقی کلاسیک دبوسی را پدر سمبولیسم (و اکسپرسیونیسم) می دانند. دبوسی، موسیقی را از قید و بندهای هارمونی نجات داد و گفت شنونده یک قطعه موسیقی باید هنگام شنیدن یک قطعه به یک تصویر برسد و این نوازنده است که باید با بالا و پایین بردن ضرباهنگ موسیقی، این تصویر را در ذهن مخاطب تثبیت کند. پیش از دبوسی، موسیقی رمانتیک صرفاً برای رقص یا تعریف داستانهای نمایشی کاربرد داشت، اما دبوسی نشان داد موسیقی خود می‌تواند به تنهایی تصویر باشد.
سمبولیسم جام

سمبولیسم یک سابقه تاریخی گسترده دارد.
اصول نمادگرایی

از نظر فکر، نمادگرایی بیشتر تحت تأثیر فلسفه ایده‌آلیسم بود که از متافیزیک الهام می‌گرفت و در حوالی سال ۱۸۸۰ در فرانسه باز رونق می‌یافت، همچنین بدبینی شوپنهاور نیز تأثیر زیادی در شاعران سمبولیست کرده بود.

خلاصه اصول نمادگرایان به شرح زیر است:

۱- حالت اندوهبار و آنچه را که از طبیعت موجد یأس و نومیدی و ترس است بیان می‌کنند.

۲- به سمبل‌ها و اشکال و آهنگ‌هایی که احساس‌ها، نه عقل و منطق آن را پذیرفته است توجه دارند.

۳- آثاری که آنها به وجود آورده‌اند برای هر خواننده به نسبت میزان ادراک و وضع روحیش مفهوم است، یعنی هرکس نوعی آنها را در می‌یابد و می‌فهمد.

۴- آنان تا حد امکان از واقعیت عینی دور شده و به واقعیت ذهنی پرداخته‌اند.

۵- چون انسان دستخوش نیروهای ناشناسی است که سرنوشت آنان را تعیین می‌کند از این رو حالت وحشت آور این نیروها را در میان نوعی رویا و افسانه بیان می‌کنند.

۶- می‌کوشند حالت‌های غیرعادی روانی و معرفت‌های نابه هنگامی را که در ضمیر انسان پیدا می‌شود و حالت‌های مربوط به نیروهای مغناطیسی را در آثارشان بیان کنند.

۷- به یاری احساس و تخیل حالت‌های روحی را در میان آزادی کامل با موسیقی کلمه‌ها، و با آهنگ و رنگ و هیجان تصویر می‌کنند.

شارل بودلر، موریس مترلینگ، آلدینگتن، لارنس، هاکسلی، آرتور رمبو از بزرگان این مکتب هستند.

سفر و شعر رویای پاریسی آثار بودلر، نژادپرست از آرتور رمبو، شاهدخت مالن از موریس مترلینگ نمونه‌هایی از آثار نمادگرایی می‌باشند.

آگوست رودن

آگوست رودن (به فرانسوی: Auguste Rodin) (زاده ۱۲ نوامبر ۱۸۴۰ - مرگ ۱۷ نوامبر ۱۹۱۷) با نام اصلی فرانسوا اوت رنه رودن[۱] هنرمند فرانسوی بود. شهرت وی بیشتر مرهون مجسمه‌های اوست. از تندیس‌های معروف ساخته او می‌شود به اندیشه‌گر اشاره کرد.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ مجسمه‌سازی رودن
    ۳ در هم شکستن ذهنیت کلاسیک فرم و زیبایی ایده‌آل
    ۴ نقد اثر از دیدگاه روانشناسی
    ۵ رودن و سمبولیست
    ۶ پانویس
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

زندگی

وی فرزند دوم ژان باپتیست رودن[۲] و ماری شفر[۳] بود. او علاقهٔ زیادی به نقاشی داشت بنابراین وارد مدرسهٔ شاهنشاهی طراحی که یک مدرسه دولتی هنر و طراحی بود، شد. گرچه وی در ۱۷ سالگی برنده دو جایزه نقاشی و طراحی شده بود، موفق به پذیرش در مدرسهٔ هنرهای زیبا[۴] نشده و ۳ بار در آزمون ورودی مردود شد.
مجسمه‌سازی رودن
دروازه‌های جهنم (کل سازه)۱۹۰۰-۱۸۰۰میلادی. گچ.۵۵۲×۴۰۰×۹۴سانتی‌متر. موزه دورسی. پاریس

کشش سمبولیست‌ها به نفوز کردن و نشان دادن ذات و جوهرهٔ هستی، در مجسمه‌سازی آگوست رودن(۱۹۱۷-۱۸۴۰)نیز نمود پیدا کرده بود. تأثیر گذارترین مجسمه‌ساز اواخر قرن نوزده که به تنهایی پایه‌گذار مجسمه‌سازی قرن بیستمی شد، رودن بود. کار او تدریجاً شروع شد. او در مدرسهٔ هنرهای زیبا پذیرفته نشد و مجبور شد به پتی اکل برود که مخصوص هنرهای تزئینی بود. اولین بخت او در سال ۱۸۸۰ بود که سفارش مهمی به او داده شد که درهای برنزی برای یک موزهٔ جدید هنرهای تزوینی طراحی کند. اگرچه پروژه در نهایت به جایی نرسید، اما رودن کارکردن بر روی آن را تقریباً تا هنگام مرگش ادامه داد.[۵]

درهای بزرگ ۵متری که دروازه‌های دوزخ نامیده می‌شد الهام گرفته از مجموعهٔ گل‌های بدی بودلر و دوزخ کمدی الهی دانته و متفکری که در سینهٔ سنتوری نشسته و به صحنهٔ حراس انگیز و درهم و برهم پایین نگاه می‌کند، دانته است. در اصل درها، استعاره‌ای است از پوچی زندگی، ناتوانی از ارضای امیال عمیق مهار نشدنی، که تقدیر گناهکاران در مجلس دوم جهنم دانته است، مجلسی که رودن را بیش از هرکس مشغول ساخته است. این جهان بعد از فروپاشی است، دنیای مصائب ابدی و آدم و حوا هم در بین افراد شکنجه شده هستند. با وجود تلاش‌های رودن برای پروژه ی، ریخته گری دروازه‌ها در دوران حیات او انجام نشد.[۶]

رودن از اجزای دروازه‌ها، مجسمه‌هایی مستقل ساخت که شامل مرد متفکر و سه سایه-گروهی که بالای دروازه‌ها نصب شدند که در واقع یک نفر است که در سه موقعیت مختلف قرار دارد. اگرچه پیکره‌های او بر اساس مدل‌های آشنایی هستند، برای مثال، متفکر او آثار میکل آنژ هنرمند مورد علاقهٔ او را به یاد می‌آورند، اما یک ویژگی انداموار و غریب را ایجاد می‌کنند. رودن ترجیح می‌داد شکل بسازد نه اینکه حکاکی کند و بیشتر روی گچ یا سفال کار می‌کرد و بعد با برنز آن را می‌پوشاند.[۷]

می‌بینیم که چگونه رودن با دستانش روی گچ شکا پذیر کار می‌کند تا آن را مواج کند. اشکال او به جای آنکه صاف باشند، تعمداً ناصاف و مواجند، بر عکس کانوا که سنگ مرمرهای او به صافی و لطافت زیبایی می‌رسد. با رودن از چگونگی خلق شکل‌ها احساس آگاهی می‌کنیم گویی که داریم خدا را حین خلق آدم از گل می‌بینیم. این ویژگی آغازین با برهنگی پیکره‌هایش تقویت می‌شود، که بیشتر یک ابزار برای نشان دادن پیکری ابتدایی است تا یک ارجاع کلاسیک؛ پیکره‌ای که تا نهایت انسانیتش عریان شده است تا ترس‌ها و دشواری‌های ازلی را نشان دهد.[۸]
در هم شکستن ذهنیت کلاسیک فرم و زیبایی ایده‌آل

رودن در راه بیان منظورش ابایی از کج و معوج کردن پیکره‌هایش نداشت و با این کار ذهنیت کلاسیک فرم و زیبایی ایده‌آل را در هم شکست. به عنوان مثال به سایه‌ها بر فراز درهای دروازه‌ها نگاه کنید. ماهیچه‌ها در هم تنیدهٔ سبک میکل آنژی، کشیده و پیچیده شده و بیننده را همزمان با فرمی آشنا و نا آشنا روبرو می‌کند. این پیام رسانای ماورایی از قبرها برخواسته‌اند و اکنون پیام تاریکی ابدی بشریت زیر خاک را بیان می‌کنند. این تغییر شکل را حتی می‌توان در مرد متفکر به صورت ملایم تر دید. در اینجا دستان و پاهای بزرگ نشان دهندهٔ وزن کمرشکنی است که بیانگر بار روانی وارد بر متفکر است و دست کشیده شده اش به شکل بی‌حسی بر زانویش افتاده و نشانگر بی تحرکی و سرگردانی است.[۹]

طرح‌های شکسته رودن نیز که بدن‌هایی بی دست یا دست‌هایی تنها هستند هر دو به همین اندازه بیانگرند. نه تنها جزء کل را بازنمایی می کندو جوهرهٔ آن را در بر می‌گیرد بلکه اجزای زائد را کنار می‌گذارد و روی جزئیات تکیه می‌کند. در مرد در حال راه رفتن که در سال ۱۸۷۸-۱۸۷۷ به عنوان مطالعات اولیه برای سن جان (یوحنای قدیس) آغاز کرد، نمونهٔ دیگری از این تغییر شکل را می‌بینیم. در اینجا نیز آناتومی از میکل آنژ الهام گرفته شده ولی بدن ناقص، مجسمه‌های کلاسیک آسیب دیده را به ذهن می‌آورد. با حذف سر، رودن دردسر صورت و آنچه در آن می‌گنجد مانند هویت یا روان‌شناسی را کنار زد و به او این امکان را داد که بر حرکت، خصوصاً حرکت روبه جلو تأکید کند. در نهایت رودن آن را به عنوان اثری مستقل شناخت و آن را قبل از ۱۸۸۸ با برنز ریخت و در همان زمان در گالری کوچک ژرژ در پاریس به نمایش گذاشت.[۱۰]
دروازه جهنم
نقد اثر از دیدگاه روانشناسی
شهروندان کاله.۱۸۸۹-۱۸۸۴میلادی. برنز.۲/۱×۲/۴×۲متر. موزهٔ هیرشهورن. مؤسسهٔ اسمیتسونیان واشنگتن دی سی. هدیهٔ جوزف اچ. هیرشهورن۱۹۶۶.

تأکید رودن بر روانشناسی را می‌توان در شهروندان کاله دید، یادواره‌ای که توسط بزرگان شهر به یاد شش شهروندی که در جریان محاصرهٔ ۱۳۴۷ شهر توسط انگلیسی‌ها قبول کردند خود را فدا کننذ، سفارش داده شد. د در ازای اعدام شش شهروند، انگلیس‌ها قبول کردند محاصره را پایان داده و شهر و شهروندان را امان دهند. رودن داوطلبان را در لباس‌های کثیف و زبر و گونی وار نشان می‌دهد، در حالی که طناب‌هایی به شکل مار، آنهارا به سوی اسارت و مرگ می کشاند.(سرانجام آزاد شدند) به جای قهرمانان شجاع، او شش مرد را رو در روی مرگ به تصویر می‌کشد که در میان احساساتشان، ترس، پشیمانی، و نگرانی دیده می‌شود. آن‌ها گروهی متحد نیستند، بلکه توده‌ای به هم ریخته‌اند که هر کدام غرق در افکار خودشان هستند. دستان و پاهای بسیار بزرگ و بدن‌های خمیده و چهره‌های در هم رفته و بدشکل، آن‌ها را به انسان شبیه کرده است. رودن می‌خواست این یادواره بر روی زمین در میدان جلوی شهرداری قرار گیرد، طوری که به نظر برسد که دارند از این ساختمان برده می‌شوند و بینندگان با شهروندان داخل اثر در یک فضا قرار گیرند و در تجربهٔ تلخ آن‌ها سهیم شوند. این یادوارهٔ ننگین و بی پرده، شورای شهر را شرمسار کرد و آن‌ها آن را در مکانی دور افتاده و بر پایه‌ای بلند نصب کردند.[۱۱]
رودن و سمبولیست

به وضوح علاقهٔ رودن به ابراز ترس‌ها و احساسات بدوی او را به هدف سمبولیست‌ها برای نقب زدن به اعماق ذهن نزدیک می‌کند: درون مایهٔ مورد علاقه اش از ۱۸۶۴ شناخته شده است و او را می‌توان یک رمانتیک متأخر دانست، با وجود این آنچه او را یک سمبولیست می‌کند علاقه اش به فشار روانی وارد بر شخص توسط تمدن است. چه زمانی که مشغول تفحص در آثار ویرانگر جنگ است و چه وقتی در فشار احساسی تلاش خلاقانه کاوش می‌کند، رودن بر اثرات روانی زندگی مدرن تأکید می‌کند. توانایی او برای بیان شرایط روانی شدید از طریق فرم‌هایی که هم‌زمان آشنا و انتزاعی هستند رابطه اش را با سمبولیسم پررنگ می‌کند. در حالی که رمانتیک‌ها تشویق به عمل می‌کردند مثلاً در مورد جنگ برای استقلال یونان (۱۸۳۲-۱۸۲۱) سمبولیست‌ها طرفدار رابطه‌ای معقولانه و درون گرا با دنیا بودند. جنگ فرانسه-پروس(۱۸۷۱-۱۸۷۰) و وحشتا کمون ۱۸۷۱ پاریس تجربهٔ ناراحت‌کننده‌ای بود برای آنان که طرفداران فعالیت مستقیم و مداخلهٔ سیاسی بودند. این درگیری درونی و مخفی بود که رودن، سمبولیست‌ها وعلم نوپای روانشناسی، قصد شناختن و شناساندن آن را داشتند و این درگیری درونی تا سال ۱۹۱۴ هنرمندان اروپایی را به خود مشغول کرد.

دانشگاه استنفورد

دانشگاه استنفورد (به انگلیسی: Stanford University) یکی از معتبرترین دانشگاه‌های دنیا است که در استنفورد، در نزدیکی شهر سانفرانسیسکو در ایالت کالیفرنیا در کشور آمریکا قرار دارد. این دانشگاه در سال ۱۸۸۵ به دست لیلند استنفورد و همسرش ساخته شد. این زوج دانشگاه را به یاد پسرشان که در ۱۶ سالگی بر اثر تیفوئید درگذشته بود، ساختند. لیلند استنفورد زمین‌های کشاورزی خود را برای این کار اختصاص داد تا ایالت کالیفرنیا مرکز دانشگاهی بزرگی داشته باشد.

این دانشگاه هر ساله حدود ۶۷۰۰ نفر دانشجوی ثبت نام شده و حدود ۸۰۰۰ دانشجوی فارغ‌التحصیل از ایالات متحده و سایر نقاط جهان دارد و دارای دانشکده‌های علوم، بازرگانی، حقوق، پزشکی و مهندسی است.

محتویات

    ۱ تأثیر در فناوری اطلاعات
    ۲ ایرانیان و دانشگاه استنفورد
    ۳ مرکز هنری کانتور
    ۴ نگارخانه
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پانویس
    ۷ پیوند به بیرون

تأثیر در فناوری اطلاعات

دانشگاه استنفورد در منطقهٔ دره سیلیکون در ایالت کالیفرنیا واقع است، و بسیاری از شرکت‌های معتبر در زمینه فناوری اطلاعات توسط فارغ‌التحصیلان این دانشگاه تاسیس شده‌اند. از مشهورترین این شرکت‌ها می‌توان به سان مایکروسیستمز، هیولت پاکارد، یاهو، گوگل، الکترونیک آرتز و سیسکو اشاره کرد.
ایرانیان و دانشگاه استنفورد

از برجسته‌ترین چهره‌های ایرانی تحصیل کرده در این دانشگاه می‌توان سیمین دانشور نویسنده مشهور، علی حاجی‌میری استاد دانشگاه کلتک، امید کردستانی مدیر مالی شرکت گوگل، و محمدرضا عارف معاون اوّل سیدمحمد خاتمی را نام برد. همچنین، می‌توان در بین استادان ایرانی این دانشگاه، به دکتر مریم میرزاخانی، نخستین بانوی برنده مدال فیلدز در ریاضیات، اشاره کرد.
سراسرنما
مرکز هنری کانتور
نمای دانشگاه استنفورد از بالای برج هوور واقع در پردیس این دانشگاه

مرکز هنری کانتور (به انگلیسی: Cantor Arts Center) یک موزه هنری در پردیس دانشگاه استنفورد است. آثار هنری این موزه در ۲۴ گالری در معرض نمایش عموم قرار دارد. این نمایشگاه دارای بزرگترین مجموعه آثار تجسمی آگوست رودن خارج از شهر پاریس در فرانسه می‌باشد.

مدال فیلدز

جایزهٔ فیلدز یا نشان فیلدز (به انگلیسی: Fields Medal) جایزه‌ای است که هر چهار سال یکبار به ابتکار ریاضی‌دان کانادایی جان چارلز فیلدز در جریان کنگره اتحادیه جهانی ریاضیات به ریاضی‌دانان جوان (کمتر از چهل سال) که کار ارزنده‌ای در ریاضی انجام داده باشند، داده می‌شود.

جایزه فیلدز به طور رسمی از سال ۱۹۵۴ اهدا می‌شود. این جایزه را «نوبل ریاضیات» می‌خوانند[۱] (گفتنی است جایزه نوبل در رشته ریاضی اهدا نمی‌شود). این جایزه در واقع یک مدال (یا سکه) به همراه ۱۵٬۰۰۰ دلار کانادا است. سکه از طلا ساخته شده‌است که روی ان تصویر نیم‌رخ ارشمیدس حکاکی شده‌است. نکتهٔ مهم دربارهٔ این جایزه این است که این جایزه به افراد زیر چهل سال اعطا می‌شود که کشف مهمی در ریاضیات کرده باشند.

این مدال برای اولین بار به دو دانشمند ریاضیدان لارس آلفُرس و جسه داگلاس داده شد.


‎
مدال آوران
سال     ICM مکان     مدال آوران[۲]     مؤسسه     ملیت
۱۹۳۶     نروژ اسلو     لارس آلفورس
جِسی داگلاس     دانشگاه هلسینکی
مؤسسه فناوری ماساچوست     فنلاند
ایالات متحده آمریکا
۱۹۵۰     ایالات متحده آمریکا کمبریج     لران شوارتس
آتله سلبرگ     دانشگاه نانسی
مؤسسه مطالعات پیشرفته     فرانسه
نروژ
۱۹۵۴     هلند آمستردام     کونیهیکو کودایرا
ژان پیر سر     مؤسسه مطالعات پیشرفته
مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه     ژاپن
فرانسه
۱۹۵۸     بریتانیا ادینبرو     کلاوس روت
رنه توم     کالج سلطنتی لندن
دانشگاه استراسبورگ     بریتانیا
فرانسه
۱۹۶۲     سوئد استکهلم     لارش هرماندر
جان میلنور     دانشگاه استکهلم
دانشگاه پرینستون     سوئد
ایالات متحده آمریکا
۱۹۶۶     اتحاد جماهیر شوروی مسکو     مایکل اتیا
پل جوزف کوهن
الکساندر گروتندیک
استیو اسمیل     دانشگاه آکسفورد
دانشگاه استنفورد
پژوهشگاه علوم پیشرفته فرانسه
دانشگاه کالیفرنیا، برکلی     بریتانیا
ایالات متحده آمریکا
فرانسه
ایالات متحده آمریکا
۱۹۷۰     فرانسه نیس     آلن بکر
هیسوکه هیوناکا
سرگئی نووینکوف
جان تامپسون     دانشگاه کمبریج
دانشگاه هاروارد
دانشگاه دولتی مسکو
دانشگاه کمبریج     بریتانیا
ژاپن
اتحاد جماهیر شوروی
ایالات متحده آمریکا
۱۹۷۴     کانادا ونکوور     انریکو بومیه‌ری
دیوید ممفورد     دانشگاه پیزا
دانشگاه هاروارد     ایتالیا
ایالات متحده آمریکا
۱۹۷۸     فنلاند هلسینکی     پیر دلین
چارلز ففرمان
گریگوری مرگلیس
دانیل کوئیلن     پژوهشگاه علوم پیشرفته فرانسه
دانشگاه پرینستون
دانشگاه دولتی مسکو
مؤسسه فناوری ماساچوست     بلژیک
ایالات متحده آمریکا
اتحاد جماهیر شوروی
ایالات متحده آمریکا
۱۹۸۲     لهستان ورشو     آلن کن
ویلیام ثرستن
شینگ تونگ یائو     پژوهشگاه علوم پیشرفته فرانسه
دانشگاه پرینستون
مؤسسه مطالعات پیشرفته     فرانسه
ایالات متحده آمریکا
ایالات متحده آمریکا
۱۹۸۶     ایالات متحده آمریکا برکلی، کالیفرنیا     سایمون دونالدسون
گرد فالتینگس
مایکل فریدمن     دانشگاه آکسفورد
دانشگاه پرینستون
دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو     بریتانیا
آلمان غربی
ایالات متحده آمریکا
۱۹۹۰     ژاپن کیوتو     ولادیمیر درینفلد
وان اف. آر. جونز
شیگه‌فومی موری
ادوارد ویتن     مؤسّسهٔ فیزیک ِ دماهای پایین ِ خارکُف
دانشگاه کالیفرنیا، برکلی
دانشگاه کیوتو
مؤسسه مطالعات پیشرفته     اتحاد جماهیر شوروی
نیوزیلند
ژاپن
ایالات متحده آمریکا
۱۹۹۴     سوئیس زوریخ     ژان بورگن
پیر-لویی لیون
ژان-کریستوف یوکوز
افیم زلمانوف     مؤسسه مطالعات پیشرفته
دانشگاه پاریس-دوفَن
دانشگاه پاریس-جنوب ۱۱
دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو     بلژیک
فرانسه
فرانسه
روسیه
۱۹۹۸     آلمان برلین     ریچارد برچردس
تیموتی گاورز
ماکسیم کنتسویچ
کورتیس تی مولن     دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و دانشگاه کمبریج
دانشگاه کمبریج
پژوهشگاه علوم پیشرفته فرانسه و دانشگاه راتگرز
دانشگاه هاروارد     بریتانیا
بریتانیا
روسیه-فرانسه
ایالات متحده آمریکا
۲۰۰۲     چین پکن     لوران لافورگ
ولادیمیر وایودسکی     پژوهشگاه علوم پیشرفته فرانسه
مؤسسه مطالعات پیشرفته     فرانسه
روسیه
۲۰۰۶     اسپانیا مادرید     آندری اکونکوف
گریگوری پرلمان
ترنس تائو
وندلن ورنر     دانشگاه پرینستون
None (سن پترزبورگ)
دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس
دانشگاه پاریس-جنوب ۱۱     روسیه
روسیه
ایالات متحده آمریکا-استرالیا
فرانسه
۲۰۱۰     هند حیدر آباد     ایلان لیندن‌اشتراوس
نگو باو چائو
استانیسلاو سمیرینف
سدریک ویلانی     دانشگاه عبری اورشلیم و دانشگاه پرینستون
دانشگاه پاریس-سود 11 و مؤسسه مطالعات پیشرفته
دانشگاه ژنو
اکول نرمال دو سوپریور دو لیون و موسسه هانری پوانکاره     اسرائیل
ویتنام-فرانسه
روسیه
فرانسه
۲۰۱۴     کره جنوبی سئول     آرتور آویلا
مانجول بارگاوا
مارتین هایرر
مریم میرزاخانی     دانشگاه پاریس دیدرو
دانشگاه پرینستون
دانشگاه وارویک
دانشگاه استنفورد     برزیل-فرانسه
ایالات متحده آمریکا-کانادا
اتریش
ایران

ادوارد ویتن

ادوارد ویتن (به انگلیسی: Edward Witten) ‏(زاده ۲۶ اوت ۱۹۵۱ در مریلند) ریاضی‌دان و فیزیک‌دان آمریکایی و استاد در مؤسسه مطالعات پیشرفته است. او از پژوهشگران پیشرو جهان در نظریه ریسمان (پایه گذار نظریه-م) و نظریه میدان‌های کوانتومی است. او در سال ۱۹۹۰ به دلیل تأثیرات کارهایش در ریاضی، موفق به دریافت مدال فیلدز شد. در سال ۱۹۹۵، وی نظریه-م را در کنفرانسی در دانشگاه جنوبی کالیفرنیا مطرح کرد.

محتویات

    ۱ تولد و تحصیلات او
    ۲ پژوهش‌ها و دستاوردها
    ۳ جوایز
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

تولد و تحصیلات او

ادوارد ویتن در بالتیمور، مریلند در یک خانواده یهودی به دنیا آمد. پدر او لوییس ویتن، یک فیزیکدان با تخصص در زمینه گرانش و نظریه نسبیت عام بود. او لیسانس خود را در رشته تاریخ از دانشگاه برندایس دریافت کرد. ویتن تصمیم داشت که یک خبرنگار سیاسی بشود و چندین مقاله هم در نیو رپاپلیک و نیچر منتشر کرد. او به مدت یک ترم در دانشگاه ویسکانسین به عنوان دانشجوی اقتصاد حضور داشت، سپس در دانشگاه پرینستون در رشته ریاضیات کاربردی ثبت نام کرد که با تغییر به رشته فیزیک، در سال ۱۹۷۶ موفق به دریافت دکترا در این رشته شد.
پژوهش‌ها و دستاوردها

ویتن با کارهایش - که پیشرفت‌های فراوانی را در ریاضی موجب شده‌اند - خدمات گسترده‌ای را به فیزیک نظری رسانده است.او در زمینه‌های نظریه میدان‌های کوانتومی و نظریه ریسمان و همچنین توپولوژی و هندسه مربوط به این دو نظریه فعال بوده است. دستاوردهای او شامل اثبات قضیه ی انرژی مثبت(Positive energy theorem ) و کارهایش در زمینه ابرتقارن و نظریه مورس و معرفی نظریه میدان‌های کوانتومی توپولوژیکی(topological quantum field theory) و کارهایش در زمینه تقارن آینه‌ای و حدسش در زمینه وجود نظریه-م، می‌شوند. ویتن در سال ۱۹۹۰ موفق به دریافت مدال فیلدز از اتحادیه بین‌المللی ریاضیات شد. او اولین فیزیکدانی است که این مدال را به دست می‌آورد.

نظریه ریسمان

نظریهٔ ریسمان (به انگلیسی: String Theory) شاخه‌ای از فیزیک نظری و بیشتر مربوط به حوزه فیزیک انرژی‌های بالاست. این نظریه در ابتدا برای توجیه کامل نیروی هسته‌ای قوی به وجود آمد ولی پس از مدتی با گسترش کرومودینامیک کوانتومی کنار گذاشته شد و در حدود سالهای ۱۹۸۰ دوباره برای اتحاد نیروی گرانشی و برطرف کردن ناهنجاری‌های تئوری ابر گرانش وارد صحنه شد. بنابر آن ماده در بنیادین‌ترین صورت خود نه ذره بلکه ریسمان مانند است.

همانطور که حالت‌های مختلف نوسانی در سیمهای سازهای زهی مثل گیتار صداهای گوناگونی ایجاد می‌کند، حالت‌های مختلف نوسانی این ریسمان‌های بنیادین نیز به صورت ذرات بنیادین گوناگون جلوه‌گر می‌شود.

خاصیت مهم اَبَرْریسمان که فیزیک‌دانان را به سمت خود کشاند این بود که این نظریه به طرزی بسیار طبیعی گرانش (نسبیت عام) و مدل استاندارد (نظریهٔ میدان کوانتوم) که سه نیروی دیگر موجود در طبیعت (یعنی نیروی الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی هسته‌ای قوی) را توصیف می‌کند به هم مرتبط می‌سازد.

محتویات

    ۱ ابعاد بالاتر
    ۲ انواع نظریه ریسمان
        ۲.۱ ریسمان بوزونی
        ۲.۲ ابرریسمان
        ۲.۳ د-وسته
    ۳ تاریخچه نظریه ریسمان
    ۴ نظریه-م
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

ابعاد بالاتر

به طور سنتی فضایی که ریسمان‌ها در آن می‌زیند بیست و شش بُعدی است. عدد بیست و شش از روی ضوابط ریاضی و نظریهٔ گروهها (برای حفظ تقارن لورنتس) به دست می‌آید. این بعدهای اضافی برخلاف چهار بعد دیگر کوچک و نیز فشرده هستند. فشرده یعنی آنکه اگر در جهت آنها به اندازهٔ کافی پیش‌روی کنید به جای اول خود باز می‌گردید. کوچک بودن هم معنایش اینست که برای آنکه به جای نخست بازگردید باید مسافت خیلی کمی را طی کنید.

برای نمونه یک لولهٔ بینهایت دراز را در نظر بگیرید. سطح این لوله مسلماً دوبعدی است. یعنی مورچه‌ای که روی سطح این لوله قرار دارد می‌تواند در دو راستای مستقل از هم حرکت کند. فرض کنید که سر مورچه در راستای طول لوله‌است. مورچه می‌تواند یا عقب-جلو برود یا چپ-و-راست. اما اگر به‌فرض این مورچه به اندازهٔ کافی (یعنی به اندازهٔ محیط لوله) در جهت چپ حرکت کند به جای اول خود باز می‌گردد اما قضیه در مورد عقب جلو رفتن صدق نمی‌کند. پس یکی از بعدهای این فضای دوبعدی (یعنی یکی از بعدهای سطح لوله) فشرده و یکی نافشرده است.

اینک فرض کنید که این مورچه روی یک توپ قرار دارد. باز هم می‌تواند در دو راستای مستقل از هم حرکت کند منتهی این‌بار در هر جهتی روی سطح کره مستقیم حرکت کند، پس از طی مسافتی (برابر با محیط دایرهٔ عظیمهٔ کره) به جای نخست بازمی‌گردد. پس این بار هر دو بعد این فضای دوبعدی (یعنی سطح توپ) فشرده است.

بازگردیم به فضای دوبعدی سطح لوله. این بار فرض کنید که محیط این لوله خیلی کم باشد یا مثلاً به جای لوله یک کابل برق داشته‌باشیم. برای مورچه (اگر به اندازهٔ کافی کوچک باشد) این کابل هنوز یک سطح دو بعدی است یعنی وقتی که روی سطح کابل قرار دارد می‌تواند در دو راستای مستقل از هم حرکت کند. اما برای ما انسان‌ها کابل برق یک شی یک بعدی محسوب می‌شود چون فقط درازای آن قابل درک است.

حالتی بسیار شبیه به این در مورد این بعدهای اضافه در نظریه ریسمان رخ می‌دهد. به این معنی که ما به خاطر اندازهٔ بزرگ خود از درک این ابعاد اضافی عاجز هستیم اما این ابعاد برای بعضی از ذره‌ها با انرژی زیاد قابل دسترسی است.
انواع نظریه ریسمان

باید گفت که چندین نظریه ریسمان وجود دارد. اما تنها تعداد کمی از آنها می‌توانند نامزدی برای توصیف طبیعت باشند. برای مثال نظریهٔ ریسمانی که در طیف ذراتش (یعنی در حالت‌های مختلف نوسانی‌اش) ذره‌ای دارد که سریع‌تر از نور حرکت می‌کند نمی‌تواند مدل خوبی از طبیعت باشد. چون به سرعت بیشتر از سرعت نور اشاره دارد که درکش سخت تر است اما حتی نظریه‌های ریسمانی که مدل خوبی از طبیعت نیستند می‌توانند به فهم فیزیکدانان از این نظریه و نظریه‌هایی که می‌توانند به فهم طبیعت کمک کنند.

به طور کلی دو گونه نظریه ریسمان وجود دارد:

    ریسمان بوزونی
    اَبَرریسمان

ریسمان بوزونی

نخستین و ساده‌ترین گونهٔ نظریهٔ ریسمان است. به طور سنتی احتیاج به ۲۶ بعد برای همخوانی با ضوابط و پیش‌فرضهای فیزیکی (مانند تقارن لورنس) دارد. متأسفانه در طیف ذرات آن تاکیون (ذره‌ای که سریعتر از نور حرکت می‌کند) وجود دارد بنابراین نمی‌تواند مدلی از طبیعت باشد. همچنین از آمار بوز (در مقابل فِرْمی در مکانیک آماری) پیروی می‌کند بنابراین به طور طبیعی نمی‌تواند توصیف‌گر ذراتی مثل الکترون باشد. البته این نظریه در توصیف ذرات میدانی مانند گراویتون‌ها و فوتون‌ها موفق است.
ابرریسمان

با استفاده از فرض ابرتقارن (یعنی در مقابل هر ذره بوزی ذره‌ای فرمیی داریم) گونه‌ای نظریه است که قابلیت آن را دارد که توصیف‌گر طبیعت باشد. تعداد ابعاد مورد نیاز در ابرریسمان غالباً ده است. در حال حاضر پنج نظریهٔ ابرریسمان وجود دارند که می‌توانند توصیف‌گر طبیعت باشند. این پنج نظریه شامل گونهٔ I، ‏ IIA ‏ IIB و دو نظریهٔ ابرریسمان دیگر که به هتروتیک معروف‌اند می‌شود.
د-وسته

مفهوم دیگری که وابستگی به ریسمان دارد د-وسته است. د-وسته‌ها اشیایی هستند که دو سر ریسمان‌های باز روی آنها می‌لغزند. این اشیا می‌توانند صفر-بعدی تا تعداد ابعاد-فضایی (غیر زمانی)-بعدی باشند. به د-وستهٔ دو بعدی یعنی شکلی مثل یک صفحه‌کاغذ با ضخامت صفر «پوسته» یا د۲-وسته (تلفظ می‌شود دال-دووسته) می‌گویند. (نام د-وسته هم به قرینهٔ پوسته انتخاب شده‌است). د۱-وسته (خوانده می‌شود دال-یکوسته) خود به شکل ریسمان است. به همین منوال می‌توانیم د۰-وسته (دال-صفروسته) د۳-وسته (دال-سووسته) د۴-وسته و... داشته‌باشیم. حرف «د» که در ابتدای این کلمه‌ها می‌آید حرف نخستین نام دریشله (ریاضیدان) است. بنابراین د-وستهٔ هرچند بعدی که داشته‌باشیم آن را به صورت «د تعداد ابعاد-وسته» می‌نویسیم.

در سال‌های اخیر د-وسته‌ها اهمیت فزاینده‌ای یافته‌اند و به خودی خود اهمیت دارند. یعنی اهمیت آنها دیگر فقط به خاطر این نیست که دو سر ریسمان‌ها روی آنها می‌لغزد. مثلاً با چیدن د-وسته‌ها در فضا و از این رو محدود کردن جاهایی که ریسمان می‌تواند آغاز یا انجام یابد می‌توان نظریه‌های پیمانه‌ای مختلف ایجاد کرد. همچنین می‌توان کنش توصیف‌کنندهٔ یک د-وسته را نوشت.
تاریخچه نظریه ریسمان

نظریه ریسمان اولین بار برای توضیح نیروی بین‌هسته‌ای قوی پیشنهاد شد. لیکن معلوم شد که مدل کرومودینامیک کوانتومی (QCD) که اینک بخشی از مدل استاندارداست در توضیح این پدیده بسیار موفق‌تر است. طبیعتاً نظریهٔ ریسمان به نفع کرومودینایک کوانتوم وانهاده شد.

بعدها نظریهٔ ریسمان به عنوان یک تئوری نامتناقض گرانش کوانتومی از نو توسط گرین و شوارتز مطرح شد. این‌بار اندازه و مقیاس ریسمان‌ها بسیار کوچک‌تر از آنِ ریسمان‌های توضیح‌دهندهٔ نیروی ضعیف در نظر گرفته شد. به این احیای مجدد نظریهٔ ریسمان اصطلاحاً انقلاب نخست ابرریسمان گفته می‌شود. پیشوند ابر در ابتدای کلمهٔ ریسمان به این دلیل آمده‌است که برای داشتن یک نظریهٔ ریسمان فاقد تناقض و همچنین امکان داشتن ریسمان‌های فرمیونی (که در نهایت به توضیح خواص ذرات فرمیونی خواهد پرداخت)، نیاز به معرفی یک تقارن جدید موسوم به ابرتقارن در کنش ریسمان داریم. به این موضوع پیشتر اشارهٔ گذرایی شد. به هرحال چنان که پیشتر اشاره شد تنها پنج نظریهٔ ریسمان نامتناقض داریم. و این سؤال هم مطرح بود که کدام یک از این نظریه‌ها توصیف‌گر طبیعت‌اند.
نظریه-م
نوشتار اصلی: نظریه-م

در سال ۱۹۹۵ ادوارد ویتن و دیگران ثابت کردند که پنج نظریهٔ ابرریسمان موجود بی‌ارتباط به هم نیستند و با گونه‌ای روابط همزادی (duality) به هم مربوط می‌شوند. ایشان نشان دادند که این پنج نظریه درواقع پنج «نمود» (=جلوه) گوناگون از یک نظریهٔ مادر و بزرگ‌تر هستند. یعنی این نظریهٔ مادر که آن را نظریه-م (تلفظ می‌شود نظریهٔ میم) نام نهادند در شرایط خاص به هر یک از این پنج نظریه تقلیل می‌یابد (بسته به شرایط به نظریه‌های مختلف). عموماً از این واقعه با عنوانانقلاب دوم ابرریسمان یاد می‌شود.

هرچه هست هم‌اکنون بسیاری از فیزیکدانان به دنبال کشف و درک نظریه-م هستند. احتمالاً یافتن نظریه-م از بزرگ‌ترین دستاوردهای بشر خواهد بود زیرا این نظریه قادر خواهد بود تمام دنیا را در بنیادین‌ترین حالت توصیف کند.

باید توجه داشت که نظریهٔ ریسمان (و به تبع آن نظریه-م)، نظریه‌ای فاقد پارامتر آزاد است. یعنی جایی برای تنظیم پارامترها به کمک آزمایش باقی نمی‌گذارد. به بیان روشن‌تر خواص تمام ذرات باید از روی معادلات ریاضی درآورده شود. بنابراین مثلاً این نظریه باید بگوید چرا الکترون وجود دارد و چرا جرم آن فلان اندازه و چرا اسپین آن یک‌دوم و چرا بار الکتریکی آن بهمان مقدار است.

گرانش

گرانش یا جاذبه، پدیده‌ای است که در آن همهٔ اجسام جرم‌مند یکدیگر را جذب می‌کنند. تأثیر گرانش بر این اجسام، یعنی تأثیر جذب یک جسم جرم‌مند، جسم جرم‌مند دیگر را، به صورت وزن رخ می‌نماید. از آشناترین نمودهای گرانش فروافتادن سیب از درخت است. پدیدهٔ گرانش معمولاً در مقیاس‌های بزرگ یا خیلی بزرگ هنگامی که جرمِ دست‌کم یکی از اجسام درگیر خیلی زیاد است رخ می‌نماید. بنابراین نمودهای گرانش در حرکت اجسام آسمانی و مسیر سیاره‌ها به گرد خورشید دیده می‌شود.

به‌طور کلاسیک، گرانش یکی از چهارنیروی اصلی طبیعت (سه نیروی دیگر: الکترومغناطیس، نیروی هسته‌ای ضعیف و نیروی هسته‌ای قوی) شمرده می‌شود. از میان این نیروها، گرانش از همه ضعیف‌تر است از این رو در فرایندهای ریز-مقیاس که نیروهای دیگر حضور فعال دارند، اثر گرانش کاملاً قابل چشم‌پوشی‌است. در فیزیک معاصر نظریه نسبیت عام برای توضیح این پدیده بکار می‌رود، اما توضیح کمتر دقیق ولی ساده‌تر آن در قانون جهانی گرانش نیوتون یافت می‌شود. در اکثر فعالیت‌های روزمره، از جمله فرستادن موشک به فضا قانون جاذبه عمومی نیوتن کاملاً کارآمد است. هرجرم ذره‌ای جرم ذره‌ای دیگر را درراستای تقاطع آن‌ها با نیرویی جذب می‌کنداین نیرو با حاصلضرب جرم‌ها متناسب است وبامربع فاصله آن‌ها رابطه عکس دارد. این قانون از قوانین بنیادی فیزیک است.

برای اندازه‌گیری شتاب ثقل از ابزاری به نام گرانش‌سنج استفاده می‌شود.

محتویات

    ۱ نگاهی جدید به منشأ گرانش
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

نگاهی جدید به منشأ گرانش

گرانش، نیروی مرموزی است که هرچند نظریه نسبیت عام انیشتین، آن‌را به خوبی توصیف می‌کند؛ اما منشا آن کماکان ناشناخته است. آیا می‌توان جهت‌گیری آرایش اطلاعات اجسام مادی را در فضا عامل گرانش دانست؟

اگرچه نیروی جاذبه ابتدا توسط قوانین نیوتن و سپس نسبیت عام انیشتین به خوبی توصیف شد، با این وجود ما هنوز نمی‌دانیم چگونه خواص بنیادین جهان با هم ترکیب می‌شوند و این پدیده را ایجاد می‌کنند. قوانین نیوتن و انیشتن به ما می‌گویند که گرانش چگونه عمل می‌کند اما از منشأ پیدایش آن چیزی بیان نمی‌کنند.

اریک ورلیند از دانشگاه آمستردام هلند، رویکرد جدیدی را برای توصیف نیروی جاذبه پیشنهاد کرده است. این فیزیکدان نظری و از تئوریسین‌های برجسته نظریه ریسمان، استدلال می‌کند که جاذبه گرانشی ممکن است ناشی از جهت آرایش اطّلاعات اجسام مادی در فضا باشد.

سرسو

سرسو یا سمت‌الرأس در ستاره‌شناسی و دانش زمین به جهتی گفته می‌شود که درست در بالای سر ناظر قرار دارد.

با توجه به مبهم بودن اصطلاح «بالای سر»، تعریف‌های دقیق‌تری از این مفهوم به کار می‌رود که یکی از آن‌ها تعریف سرسو به صورت جهت مخالف با جهت بردار نیروی جاذبه در هر نقطه از کره زمین است.