اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

معادله دیفرانسیل

معادله دیفرانسیل یک معادلهای ریاضی است و بیانگر یک تابع مجهول از یک یا چند متغیر مستقل و مشتقهای مرتبه‌های مختلف آن نسبت به متغیرهای مستقل است. بسیاری از قوانین عمومی طبیعت (در فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و ستاره‌شناسی) طبیعی‌ترین بیان ریاضی خود را در زبان معادلات دیفرانسیل می‌یابند. کاربردهای معادلات دیفرانسیل همچنین در ریاضیات، بویژه در هندسه و نیز در مهندسی و اقتصاد و بسیاری از زمینه‌های دیگر علوم فراوان‌اند.

معادلات دیفرانسیل در بسیاری پدیده‌های علوم رخ می دهند. هر زمان که یک رابطه بین چند متغیر با مقادیر مختلف در حالت‌ها یا زمان‌های مختلف وجود دارد و نرخ تغییرات متغیرها در زمان‌های مختلف یا حالات مختلف شناخته شده است میتوان آن پدیده را با معادلات دیفرانسیل بیان کرد.

به عنوان مثال در مکانیک، حرکت جسم بوسیله سرعت و مکان آن در زمان‌های مختلف توصیف می‌شود و معادلات نیوتن به ما رابطه بین مکان و سرعت و شتاب و نیروهای گوناگون وارده بر جسم را میدهد. در چنین شرایطی می توانیم حرکت جسم را در قالب یک معادله دیفرانسیل که در آن مکان ناشناخته جسم تابعی از زمان است بیان کنیم.

محتویات

    ۱ شاخه بندی
    ۲ روش ها حل معادلات
    ۳ معادلات دیفرانسیل مشهور
    ۴ پیوندهای بیرونی
    ۵ منابع

شاخه بندی

متدهای حل معادلات دیفرانسیل بسیار مرتبط با نوع معادله هستند. معادلات دیفرانسیل را به طور کلی به دو دسته می توان تقسیم کرد.

معادلات دیفرانسیل معمولی: در این نوع معادلات تابع جواب دارای تنها یک متغیر مستقل است.

معادلات دیفرانسیل با مشتقات پاره‌ای: در این نوع معادلات تابع جواب دارای چندین متغیر مستقل می‌باشد.

هر دو نوع این معادلات را می توان از دیدگاه خطی یا غیر خطی بودن تابع جواب هم دسته بندی کرد. همچنین مرتبه معادلات دیفرانسیل معمولی و مشتقات پاره ای را می توان به صورت کسری در نظر گرفت که به معادلات دیفرانسیل کسری مشهورند. این نوع از معادلات دیفرانسیل نیز روش های حل گوناگونی دارند که می توان به روش تجزیه آدومیان، هوموتوپی و تکرار تغییرات اشاره نمود.
مجسم سازی جریان هوا به داخل لوله که با معادلات ناویر-استوکس، مدل سازی شده‌است، مجموعه‌ای از معادلات دیفرانسیل جزئی
روش ها حل معادلات

به طور کل معادلات دیفرانسیل به سه روش تحلیلی ، نیمه تحلیلی و عددی حل میشوند . برخی از معادلات دارای جواب دقیق و فرم تابعی هستند اینگونه معادلات را میتوان از روشهای تحلیلی حل نمود و به جواب دقیق رسید . معادلات دیگر که دارای فرم تابع مشخص نیستند را بایستی توسط روش های نیمه تحلیلی و یا عددی حل کرد . از روش های نیمه تحلیلی میتوان به روش تجزیه آدومیان ، آنالیز هموتوپی ، تبدیل دیفرانسیل و... اشاره کرد . روش های عددی دامنه وسیع تری را برای حل معادلات به کار میگیرد از روشهای عددی میتوان به روش اویلر، روش هون ، روش تیلور ، روش رانگ-کوتا، آدامز-بشفورث-مولتون ، روش میلن سیمپسون ، روش هامینگ ، روش رانگ-کوتا فلبرگ مرتبه 5، روش رحمانزاده کای وایت ، روش های طیفی و شبه طیفی ، روش های شبکه ای همانند المانهای متناهی و نقاط محدود و روش های بدون شبکه اشاره کرد .
معادلات دیفرانسیل مشهور

    قانون دوم نیوتن در دینامیک (مکانیک)
    معادلات همیلتون در مکانیک کلاسیک
    واپاشی هسته‌ای در فیزیک هسته‌ای
    معادله موج
    معادلات ماکسول در الکترومغناطیس
    معادلات پواسن
    معادله لاپلاس که توابع هارمونیک را تعریف می‌کند
    مسئله منحنی کوتاه‌ترین زمان.
    فرمول انیشتین.
    قانون گرانش نیوتن.
    معادله شرودینگر در مکانیک کوانتوم
    معادلات ناویه-استوکس در دینامیک شاره‌ها
    معادلات کوشی-ریمان در آنالیز مختلط
    معادله پواسون-بولتزمن در دینامیک ملکولی
    معادله موج برای تار مرتعش.
    نوسانگر همساز در مکانیک کوانتومی.
    نظریه پتانسیل.
    معادله موج برای غشای مرتعش.
    معادلات شکار و شکارچی.
    مکانیک غیر خطی.
    مسئلهٔ مکانیکی آبل.


مدار الکترونیکی

مدارهای الکترونیکی (به انگلیسی: Electronic circuit) به همراه مدارهای الکتریکی دو دستهٔ کلی از مدارات به‌شمار می‌روند. در مدارهای الکتریکی محیط حرکت الکترون و به طور کلی جنس تشکیل دهنده اجزا مدار به هیچ عنوان اهمیت ندارند، بلکه، رابطه ریاضی بین ولتاژ و جریان این اجزای الکترونیکی مهم هستند. در حقیقت، در تحلیل این مدارها کمتر به ساختمان این قطعات توجه می‌شود.

برعکس مدارهای الکتریکی، مدارهای الکترونیکی علاوه بر رابطه ریاضی ولتاژ و جریان قطعه، به محیط عبور الکترون توجه کرده و در کل این جنس و نحوه ساخت اجزا است که خیلی اهمیت دارد. در تحلیل برخی از مدارهای الکترونیکی چون معادلات دیفرانسیل بسیار سخت و پیچیده ایجاد می‌شوند غالبا از تقریب برای قسمت‌های الکترونیکی استفاده می‌شود.

مدارهای الکترونیکی خود به دو دستهٔ دیجیتال (رقمی) و آنالوگ (قیاسی) تقسیم می‌شوند. دردستهٔ رقمی منظور از رقم صفر ویک است که صفر به معنی صفر منطقی و یک یعنی یک منطقی که صفر یعنی صفر ولت ویک یعنی پنج ولت.

دورنگار

دورنگار،نمابر،پست تصویری، ، فکس، یا فاکس[۱] (به انگلیسی:fax مخفف ِ fac simile ؛ فرانسوی: Télécopieur) تصویری از یک مدرک (یک یا چند صفحه متن یا تصویر) را به دستگاه فکسِ دیگر می فرستد. این دستگاه تصویر مدارک فرستاده شده توسط دستگاه های فکسِ دیگر را هم چاپ می کند. ماشینی که تصویر را می فرستد الگوی نقاط روشن و تاریکِ مدرک را به سیگنالِ الکتریکی تبدیل می کند. این سیگنال از طریق شبکه تلفن به دستگاه گیرنده می رسد که سیگنال را به صورت اولیه اش بر می گرداند. بعضی از دستگاه های فکس یک گوشیِ تلفن هم دارند که با آن می توان با شخصی که با دستگاه دیگر کار می کند صحبت کرد. به مدارکی که ارسال می شوند فکس می گویند.


محتویات

    ۱ فرستادن مدرک
    ۲ دریافت مدرک
    ۳ فکس های کامپیوتری
    ۴ تاریخچه
    ۵ پانویس
    ۶ منبع

فرستادن مدرک

پس از اینکه با دستگاه فرستنده شماره تلفن دستگاه گیرنده گرفته شد و دستگاه گیرنده جواب داد، دستگاه فرستنده شروع به اسکن کردن مدرک کرد. یعنی هر لحظه قسمت کوچکی از آن را از مقابلِ ردیفی از صد ها حسگر الکترونیکی ریز می گذرانند. لامپی روی این مدرک نور می اندازد. هربار که مدرک اندکی حرکت می کند، حسگر ها نشان می دهند که کدام بیت های مدرکِ قرار گرفته زیر ردیف حسگر ها نور را باز می تابانند (و روشن اند) و کذام بیت ها نور را باز نمی تابانند (و تاریک اند). ستگاه فکس سیگنال های حاصل از سیگنال ها را به خط تلفن می فرستد. به این به این طریق الگوی تاریک و روشن مدرک به دستگاه گیرنده می فرسد. وقتی آخرین صفحه مدرک فرستاده شد، دستگاه خط تلفن را قطع می کند تا تماس پایان یابد.
دریافت مدرک

دستگاه فکس گیرنده سیگنال ها را، به صورت یک خط در هر لحظه، از دستگاه فرستنده دریافت می کند. دستگاه گیرنده این سیگنال ها را به ردیفی از عناصر گرم کننده می فرستد. به ازای هر حسگر نوری ماشین فرستنده، یک عنصر گرم کننده در دستگاه گیرنده وجود دارد. جاهایی که مدرک اصلی تاریک بوده عنصر گرم کننده روشن می شود و جاهایی که مدرک اصلی تاریک بوده عنصر گرم کننده روشن و جاهایی که مدرک روشن بوده عنصر گرم کننده خاموش می شود. کاغذ حساس به گرما (که کاغذ گرمایی خوانده می شود) از روی این عناصر گرم کننده عبور می کند و جاهایی که این عناصر خاموش اند، کاغذ سیاه می شود. به تدریج الگوهای روشن و تاریکِ مدرک اصلی روی کاغذ رسم می شود. بعضی از دستگاه های فکس جدید می توانند مدارک دریافت شده را به جای کاغذ گرمایی روی کاغذ معمولی چاپ کنند
فکس های کامپیوتری

می توان مدار الکترونیکی کوچکی به کامپیوتر شخصی اضافه کرد که به کامپیوتر امکان شخصی اضافه کرد که به کامپیوتر امکان دهد به صورت دستگاه فکس عمل کند. به این صورت می توان متن و نصویرهای موجود در کامپیوتر را به دستگاه فکسِ دیگری فرستاد یا متن و مدارکی را که روی صفحه نمایش کامپیوتر ظاهر می شود دریافت و در حافظه کامپیوتر ذخیره کرد یا آن را به کمک چاپگر کامپیوتر چاپ کرد
تاریخچه

طرح اصلی فکس در 1902 در آلمان اختراع شد. تا سال ها از فکس عمدتا در روزنامه ها برای دریافت سریع تصویر از سراسر جهان استفاده می شد. فکس های اداری از اوایل 1980 رایج شد.

میهن (مجموعه تلویزیونی)

میهن یا زادگاه (به انگلیسی: Homeland) مجموعه‌ای تلویزیونی محصول آمریکا است که در ژانر هیجان روانی توسط الکس گانسا و هاوارد گوردون برای شبکه شوتایم تولید شده‌است. این سریال بر پایه مجموعه تلویزیونی اسراییلی اسیر جنگی، به تهیه‌کنندگی گیدئون راف، است. کلیر دانس در نقش کری متیسون نقش‌آفرینی می‌کند. متیسون، افسر عملیاتی سیاست که در طی تحقیقاتش در عراق به افسر تازه رها شده از دست القاعده مشکوک می‌شود. وی براین عقیده است که این افسراز لحاظ روانی تغییر یافته و به سمت دشمن متمایل شده تا به امنیت ملی صدمه وارد نماید.

این مجموعه در ایالات متحده آمریکا،در شبکه‌ی کابلی شوتایم پخش می‌شود و توسط فاکس ۲۱ تولید شده‌است. این مجموعه از ۲ اکتبر ۲۰۱۱ (۱۰ مهر ۱۳۹۰)[۱] اولین قسمت این مجموعه دو هفته پیش از نمایش سراسری در شبکه، به صورت آنلاین در دسترس قرار گرفت.[۲][۳] در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۲، مسئولان شبکه شوتایم تصمیم گرفتند تا مجموعه را برای فصل سوم نیز ادامه دهند. [۴] این مجموعه مورد نقدهای زیادی قرار گرفته است و چندین جایزه از قبیل جایزه امی آخرشب برای بهترین مجموعه درام، بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن در سال ۲۰۱۲ و جایزه گلدن گلوب برای بهترین مجموعه تلویزیونی - درام در سال‌های ۲۰۱۲ را کسب کرده است.

محتویات

    ۱ دید کلی
    ۲ فصل اول
        ۲.۱ فصل ۲ (۲۰۱۲)
        ۲.۲ فصل سوم (۲۰۱۳)
        ۲.۳ فصل ۴ (۲۰۱۴)
    ۳ بازیگران
        ۳.۱ بازیگران اصلی
        ۳.۲ بازیگران میهمان
    ۴ تولید
        ۴.۱ تاریخچه گسترش
    ۵ نقش‌آفرینی
    ۶ فهرست قسمت‌ها
    ۷ پذیرش
        ۷.۱ نقدها
        ۷.۲ بینندگان
        ۷.۳ جوایز و نامزدی‌ها
    ۸ پخش جهانی
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

دید کلی
فصل اول

این مجموعه در باره ی اقدامات جاسوسی و شناسائی کری متیسون، یک افسر عملیاتی سیا است که بعد از عملیاتی بدون اجازه در عراق، محبور به استعفا و بازگشت به مرکز مبارزه با تروریسم در لانگلی، ویرجینیا شده‌است. وی در زمان عملیاتش در عراق توسط تروریست محکومی که قرار است تا لحظاتی بعداعدام شوداز این موضوع مطلع می‌شودکه درزندان القاعده یک سربازآمریکائی محبوس است که (تغییر یافته)است.وی در ابتدا موضوع را غیر مهم می‌داند اما بعدها با آزادی یکی از سربازان آمریکایی که هشت سال توسط القاعده در عراق و افغانستان اسیر بوده، موضوع را به جریان می‌اندازد. وی، براساس گفته‌های خبرچینش، معتقد است که وی به سمت القاعده متمایل شده تا مقاصد رییس فعلی القاعده -بعد از مرگ اسامه بن لادن- ابونظیر را در آمریکا برآورده سازد و به امنیت ملی آسیب وارد نماید. متیسون در راه اثبات نظریاتش با مشکلاتی اعم از عملیات غیرقانونی شنود علیه افسر آمریکایی و مشکلات روانی خویش دست به گریبان است. در این راه تنها سول برنسون، رییس بخش خاورمیانه سازمان سیا و یکی از دوستان سابقش وی را یاری می‌نمایند.[۵] در هر حال دولت تصمیم می‌گیرد تا برودی را به عنوان یک قهرمان ملی معرفی نماید. با آگاهی از این موضوع که امکان ندارد بتواند به روسایش جاسوس بودن برودی را اثبات کند بدون اطلاع سول برنسون شنودها و دوربینهائی درمنزل او کارمیگذارد.پس از آنکه سول از این کار بدون هماهنگی و غیر قانونی متیسون مطلع میشوداورا مجبور میکند که شنودها و دوربین ها رااز منزل برودی بردارد.متیسون برای اینکه نتیجه بهتری را بدست آورد تصمیم می‌گیرد که شخصا به برودی نزدیک شودوبااین مقصودباوی رابطه عاشقانه برقرار میسازداما نمی‌تواند مدرکی بدست آورد. در نهایت برودی با همکاری ابونظیر طراحی اقدامی تروریستی را آغاز می‌کند. اما در لحظه‌ آخر بخاطر دخترش که متسیون وی را وادار به این کار کرده است، از انجام کار سرباز می‌زند.
فصل ۲ (۲۰۱۲)

در فصل دوم کری که از کار در سیا کنارگذاشته شده بود،مجددا"بکار فراخوانده می‌شود تا با همکاری برودی ابونظیر را دستگیر نمایند. فیلم ویدیویی که برودی قبل از انجام عملیات انتحاری ضبط کرده بود در لبنان به دست کری متیسون می‌افتد و وی با همکاری سول و تحلیل‌گرجدید تیم، پیتر کوئین، برودی را به مامور دوجانبه تبدیل کرده و وی را وادار به همکاری می‌کنند. برودی در سیا اعتراف کرده و حاضر می‌شود تا دوسره بازی کند. این کار باافزایش محبوبیت وی به عنوان عضو کنگره و معاون ریاست جمهوری احتمالی در آینده همزمان می‌شود و از طرفی رابطه وی با کری بیشتر می‌شود. برودی و متیسون ار انفجاری که در دفتر سیا رخ میدهد سالم باقی می‌مانند اما رییس سیا و تعداد زیادی از افراد دیگر کشته می‌شوند. فیلم ضبط شده‌ٔ برودی این بار از سوی طرفداران ابونظیر پخش می‌شود و برودی به عنوان یک خائن معرفی مگردد. برودی با کمک کری از آمریکا فرار می‌کندودر نهایت جسد ابونظیر توسط سول به دریا انداخته می‌شود.
فصل سوم (۲۰۱۳)

سکانسهای ابتدائی فصل سوم، شرایط پس از انفجاری رانشان میدهد که توسط ابونظیر در دفتر سیا صورت گرفته است. کری متیسون به خاطر دانسته‌هایش از سوی کنگره مورد بازخواست قرار می‌گیرد و سول تصمیم می‌گیردکه به نوعی وی را فدا کند تا از سیا محافظت نماید، چراکه سیا می‌دانست برودی خائن است اما اقدامی نکرده بود.سول قصد دارد تا از طریق انکار متیسون، وی را طعمه‌ای برای مجید جوادی (کسی که حامی مالی بمبگذار در دفتر لنگلی سازمان سیا) بود قرار دهد. بعدا به کری اطلاع می‌دهد فردی که بمبدگذاری را طرح ریزی کرده هنوز در آمریکاست. خانواده برودی به خاطر عملیات منتسب به نیکلاس برودی در گذران زندگی دچار مشکل می‌شوند. در همین حال برودی در کاراکاس مخفی شده است. وی در اثر یک حادثه به هروئین و موارد مخدر معتاد میشود. سول وی را از زندانی که در آن محبوس است فراری داده و برای ماموریتی در نظر می‌گیرد. وی باید به ایران برود تا بتواند به بمب گذار اصلی نزدیک شود. وی فردی به نام «دانش اکبری» است که فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می باشد. منظورطرح وی از نزدیک شدن به اکبری قتل وی بدست برودی است. بعد از سلسله جریاناتی، برودی به اکبری نزدیک می‌شود و مدعی می‌شود اطلاعات ارزشمندی ی از احتمال وقوع حوادثی مهم داردودر طی ملاقاتش با اکبری وی را به قتل می‌رساند. متیسون به برودی کمک می‌کند که از محل حادثه بگریزد.اما براساس یک دستور مستقیم از سوی رییس جمهور آمریکا و برای افزایش شانس جوادی برای ارتقا در سازمان، برودی خود را به سپاه تسلیم می‌کندو در نهایت اعدام می‌شود.در انتهای این فصل کری متیسون از سوی سازمان سیا به عنوان رئیسِ دفترِ ترکیه سیا منصوب می‌شود.
فصل ۴ (۲۰۱۴)

فصل چهارم این مجموعه از مکانی در افغانستان و پاکستان آغاز می‌ود که کری متیسون برای ماموریتی خطرناک به خاورمیانه اعضام شده است. این فصل از ۵ اکتبر ۲۰۱۴ آغاز می‌گردد.[۶]
بازیگران
بازیگران اصلی

    کلیر دانس در نقش کری متیسون، افسر عملیاتی سیا در مرکز ضد تروریسم.
    دامین لویس در نقش نیکلاس برودی، گروهبان نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا، که در طی عملیات نیروی دلتا و بعد از تحمل هشت سال اسارت توسط القاعده آزاد شده است.
    مندی پاتینکین در نقش سول برنسون، رییس بخش خاورمیانه‌ی سیا. وی رییس سابق کری و راهنمای وی بوده‌است.
    مورینا بکرین در نقش جسیکا، همسر نیکلاس برودی.
    دیوید هاروود (فصل ۱-۲) در نقش دیوید استس، فرمانده‌ی مرکز ضدتروریسم سیا. وی رییس مستقیم کری متیسون است.
    دیگو کلاتنهوف (فصل ۱-۲ با حضور میهمان در ۳) در نقش مایک فابر، سرهنگ نیروی دریایی ارتش آمریکا. وی دوست نزدیک برودی تا قبل از اسارت است که بعد از اسارت اووبااین تصورکه برودی مرده است با خانواده‌ی برودی رابطه‌ی نزدیک پیدا کردو باهمسرش ارتباط عاشقانه برقرارمیسازد.
    مورگان سی‌لور در نقش دینا برودی، فرزند نیکلاس برودی.
    جکسون پیس در نقش کریس برودی، فرزند نیکلاس برودی.
    جرمی شرایدن (فصل ۱ میهمان-در ۲ اصلی) در نقش معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به نام والدن.[۷]
    نوید نگهبان در نفش ابو نظیر، عضو بلندپایه‌ی القاعده.[۸]
    دیوید مورسیانو در نقش ویرژیل (فرعی در ۱ و اصلی ۲ و۳) عنوان کمکِ کری متسیون در نظارت بر نیکلاس برودی.
    رابرت فرند (فصل‌های ۲-۳) در نقش پیتر کویین، تحلیلگر سیا
    ساریتا چوداهری (میهمان در فصل ۱-۲ و اصلی در ۳) در نقش میرا رابینسون، همسرِ سول
    تریسی لتس در نقش سناتور آندرو لاکهارت، رییسِ قهارِ کمیسون (از فصل ۳)

بازیگران میهمان

    امیر اریسون در نقش فرید بین عباد، از خاندان سلطنتی پادشاهی عربستان سعودی.[۷]
    برینا براون در نقش لین رید، از دوستان فرید بن عباد.[۹]
    هارش تیتینزان در نقش دنی گالوز، افسر سازمان سیا از کواتمالا
    کریس چاک در نقش تام واکر، سرباز سابق نیروی دریایی ایلات متحده که همراه برودی اسر القاعده بود
    امی هارگریوز در نقش مگی متیسون، خواهر و پزشک کری
    موری استریلنگ در نقش ماکس، دستیار برادر ویرژیل یاری دهنده ویژیل و کری
    تیلور کواسکی در نقش زَندِر، دوست دینا
    جیمز ریبورن در نقش فرانک متیسون، پدر کری
    زولیحا راینینسون در نقش رویا حَمَد، واسط ابونظیر

تولید
تاریخچه گسترش

داستان فیلم براساس داستان گیئون راف، که کارگردان مجموعه‌ی اسراییلی هاتوفیم که با نام اسیر جنگی نیز شناخته می‌شود، توسعه داده شد. این کار اوایل سال ۲۰۱۰ توسط الکس گانسا و هاوارد گوردون آغاز شد.[۱۰] شوتایم قسمت اول مجموعه‌ی میهن در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۰، را به عنوان اولین کار دیوید نونز به عنوان مدیرعامل جدید شوتایم سفارش داده‌شد[۱۰]. هاوارد گوردون، الکس گانسا، گیدئون راف قسمت اول، پایلوت، را با همکاری یکدیگر نوشتند و مایکل کوئستا آن را کارگردانی نمود. گوردون، راف و گانسا به همراه آوی نیر و ران تلم تهیه‌کنندگان سریال بودند.[۱۰][۱۱][۱۲]

در ۷ آوریل ۲۰۱۱، شوتایم به ساخت این مجموعه با ۱۲ قسمت چراغ سبز نشان داد.[۱۳][۱۴][۱۵] همچنین اعلام شد که ممکن است چیپ جانسون نیز به گروه تهیه‌کنندکان اضافه شود. مایکل کوئستا نیز که کارگردانی قسمت پایلوت را برعهده داشت نیز به گروه تهیه‌کنندگان پیوست.[۱۶][۱۷]

در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۱(۳۰ تیرماه ۱۳۹۰)، در کنفرانس کمیک کان سن‌دیگو، شبکه‌ی شوتایم اعلام نمود که میهن از دوم اکتبر ۲۰۱۱ نمایش‌داده خواهدشد[۱۸]. همچنین اعلام شد که اسامی مجموعه با بازی کلید دانس و دمین لوییس به کری متیسون و نیکلاس برودی تغییر کرده‌است[۱۸]. این مجموعه توسط فاکس ۲۱ (وابسته به نیوز کورپورشن، متعلق به روبرت مورداک) تولید می‌شود.
نقش‌آفرینی

اسامی نقش‌آفرینان در این مجموعه در نوامبر ۲۰۱۰(آبان ۱۳۸۹) اعلام شد که طی آن کلیر دانس اولین فردی بود که حضورش قطعی شده‌بود. دانس، در نقش ماموری از آژانس اطلاعاتی آمریکا، سیا، است که دارای اختلالات روانی‌است[۱۹][۲۰]. مندی پاتیکین، نفر بعدی بود که به گروه اضافه شد تا ایفاگر نقش سول برنسون باشد. وی فردی باهوش و دارای رفتاری سیاستمدارانه که حامی اصلی کری متیسون است و به پشتیبانی از وی در مجراهای قانونی می‌پردازد.[۲۱]. دیگو کلاتنهوف، مورگان سی‌لور و جکسون پیس به عنوان آخرین بازیگران به مجموعه پیوستند. کلاتنهوف نقشِ مایک فابر، دوست نزدیک برودی و سرباز سابقی را بازی می‌کرد که پس از اعلام مرگ برودی به خانواده وی نزدیک شده بود. سی‌لور نقش دختر برودی، دینا و پیس نیز نقش پسر وی، کریس را بازی می‌کرد. [۲۲][۲۳][۲۴] بعداً، جرمی شرایدن و نوید نگهبان، امیر آریسون و برایانا بروان به فهرست بازیگران میهمان پیوستند. «شرایدن» نقش معاون رییس جمهور و «نگهبان» نقشِ «ابونظیر» ترورست خطرناک را ایفا می‌کردند.[۲۵][۲۶][۲۷]
فهرست قسمت‌ها
نوشتار اصلی: فهرست قسمت‌های میهن
فصل     قسمت‌ها     روز نمایش     تاریخ انتشار دی‌وی‌دی و بلوری
آغاز فصل     پایان فصل     ناحیه ۱     ناحیه ۲     ناحیه ۴
    فصل اول     ۱۲     ۲ اکتبر ۲۰۱۱     ۱۸ دسامبر ۲۰۱۱     ۲۸ اوت ۲۰۱۲[۲۸]     ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۲[۲۹]     ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۲[۳۰]
    فصل دوم     ۱۲     ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۲     ۱۶ دسامبر ۲۰۱۲     ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۳[۳۱]     ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۳[۳۲]     ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۳[۳۳]
    فصل سوم     ۱۲[۴]     ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۳     ۱۵ دسامبر ۲۰۱۳[۳۴]     ن/م     ن/م     ن/م
پذیرش
نقدها

قسمت اول (پایلوت) این مجموعه از همه سو تحسین‌ها را به سوی خود روانه ساخت و از ۱۰۰، امتایز ۹۱ را از میان ۲۸ نقد، بدست آورد[۳۵]. هنک استاور از واشینگتن پست، به قسمت نخست درجه‌ی الف- را داد و عنوان کرد: «آنچه میهن را دربرابر سایر درام‌های بعد از یازده‌سپتامبر برگزیده و شاخص کرده بازی بی نقص کلیر دانس در نقش کر متیسون است- به راحتی قادر قویترین بازیگر نقش اول زن در این فصل بدست آورده است» و ادامه داد«نیمه‌ی پایانی قسمت اول هیجان‌انگیز بود و مرا میخ‌کوب کرد»[۳۶]. متیو گیلبرت از بوستون گلوب گفت :«این مجموعه‌ی مورد علاقه‌اش در این فصل است» و با آن درجه‌ی «الف» را داد[۳۷]. نویسنده‌ی هفته‌نامه سرگرمی، کن تاکر به این مجموعه درجه‌ی «الف» را داد و گفت:«این جذابترین مجموعه‌ی پاییزی است، تنش بخش است.»[۳۸]. آی‌جی‌ان نیز رویکردی مثبت به این مجموعه داشت و آن را «مجموعه‌ای دست‌اول» نامید که می‌کوشد از جنگ علیه ترور بگوید.[۳۹]. راهنمای تلویزیون از این مجموعه به عنوان بهترین مجموعه‌ی تلویزیونی در سال ۲۰۱۱ یاد کرد و به شدت از هنرمندی دامین لوییس و کلیر دانس به نیکی یاد نمود.[۴۰][۴۱]. باراک اوباما در مصاحبه‌ای با مجله پیپل، «میهن» و «بوردواک امپایر» را به عنوان مجموعه‌ای مورد علاقه‌اش نام برد.[۴۲][۴۳][۴۴] قریب به اتفاق منتقدان از قسمت هفتم این مجموعه، با نام «تعطیلات»، تعریف نموده و از سازندگان و «دامین لوییس» تقدیر نموده بودند.[۴۵][۴۶]
بینندگان

قسمت آغازین مجموعه (پایلوت)، با نمایشش در ۲ اکتبر ۲۰۱۱، ۱.۰۸ میلیون بیننده را جذب خود کرده که بالاترین آغاز نمایش مجموعه درام در این شبکه، طی ۸ سال اخیرش بود. این قسمت ۲.۷۸ میلیون بیننده در مجموع بدست آورد که بیندگان برخط را نیز شامل می‌شد[۴۷] قسمتِ نهایی ۱.۷ میلیون نفر بیننده داشت که به پر بیننده‌ترین قسمت پایانی یک مجموعه در تاریخ شوتایم تبدیل شد[۴۸] بینندگانِ مجموعه در فصل دوم به قله ۲.۳۶ میلیونی رسید که برای اولین بار برای این مجموعه از زمانِ نمایشش بود و در ۹ دسامبر ۲۰۱۲ رخ داد. [۴۹]

این مجموعه از شبکه ۴ انگلستان نیز پخش می‌شود. قسمتِ آغازین ۲.۲ میلیون بیننده و قسمت نهایی ۲.۸ میلیون بیننده را جذب خود کرد.[۵۰] فصل دوم دچار با ۲.۳ میلیون بیننده در قسمت آغازین فصل و ۲.۱ میلیون بیننده در قسمت پایانی، بخشی از بینندگان خود را نسبت به فصل اول از دست داده بود[۵۰] [۵۱]
جوایز و نامزدی‌ها
جوایز     دسته     فرد/افراد     نتایج
جوایز انجمن صنفی نویسندگان آمریکا ۲۰۱۱[۵۲]     برای بهترین فیلم‌نامه- بهترین مجموعه‌ی درام ۲۰۱۱     هنری برومل، الکساندر کری، الکس گانسا، هاوارد گوردون، چیپ جانسون، گیدئون راف، مردیت استیم     نه
جوایز انجمن صنفی نویسندگان آمریکا برای بهترین فیلم‌نامه- بهترین مجموعه ۲۰۱۱     هنری برومل، الکساندر کری، الکس گانسا، هاوارد گوردون، چیپ جانسون، گیدئون راف، مردیت استیم     پیروز
برای بهترین فیلم‌نامه درام اپیزودیک ۲۰۱۱     هنری برومل برای «سرباز خوب»     پیروز
شصت و نهمین مراسم گلدن گلوب[۵۳]     بهترین مجموعه‌ی تلویزیونی- درام     —     پیروز
بهترین بازیگر زن - در مجموعه‌ی تلویزیونی درام     کلیر دانس     پیروز
بهترین بازیگر مرد – در مجموعه‌ی تلویزیونی درام     دامین لوییس     نامزدشده
جوایز انستیتو فیلم آمریکا ۲۰۱۱[۵۴]     ۱۰ برنامه برتر تلیوزیونی     —     پیروز
جوایز ستلایت ۲۰۱۱     بهترین بازیگر –مجموعه درام تلویزیونی     کلیر دانس     پیروز
جوایز پی‌بادی[۵۵]     —     —     پیروز
دومین جوایز منتقدان تلویزیون     بهترین مجموعه درام     —     پیروز
بهترین بازیگر زن درام     کلیر دانس     پیروز
بهترین بازیگر مرد درام     دامین لوییس     نه
جوایز تی‌سی‌ای     بهترین دست‌آورد در درام         پیروز
بهترین برنامه جدید     --     پیروز
بهترین دست‌آورد فردی در درام     کلیر دانس     نه
جوایز امی ۲۰۱۲     بهترین برنامه درام     —     پیروز
بهترین بازیگر اصلی مرد در مجموعه درام     دامین لویی     پیروز
بهترین بازیگر اصلی زن در مجموعه درام     کلیر دانس     پیروز
بهترین کارگردانی در مجموعه درام     مایکل کویستا، برای قسمت پایلوت     پیروز
بهترین نویسندگی برای مجموعه درام     الکس گانسا، هاوارد گوردون، گیدئون راف برای "پایلوت"     پیروز
جوایز امی برای هنرهای خلاقانه ۲۰۱۲     بهترین گروه تهیه فیلم برای مجموعه درام     جونی لاوری جانوسن، لیبی گلدشتاین، جودی هندرسون، کریگ فینکانون، لیسا ماء فینکاتون     نه
بهترین تصویر برداری با تک دوربین برای مجموعه درام     جردن گلدمن، دیوید لاتوم     پیروز
بهترین موسیقی متن اصلی     شین کالری     نه
هفتادمین مراسم گلدن گلوب     بهترین مجموعه‌ی تلویزیونی- درام     —     پیروز
بهترین بازیگر زن - در مجموعه‌ی تلویزیونی درام     کلیر دانس     پیروز
بهترین بازیگر مرد – در مجموعه‌ی تلویزیونی درام     دامین لوییس     پیروز
جوایز امی ۲۰۱۳     بهترین مجموعه درام     آلکس گانسا، هاوارد گوردون، مایکل کوئستا، گیدئون راف، آوری نیر، رن تلم، چیپ جانسن، آلکساندر کاری، مایکل کلیک     نه
بهترین بازیگر اصلی مرد در مجموعه درام     دمین لوئیس     نه
بهترین بازیگر اصلی زن در مجموعه درام     کلیر دینس     پیروز
بهترین بازیگر پشتیبان مرد در مجموعه درام     مندی پتینکین     نه
بهترین بازیگر پشتیبانی زن در مجموعه درام     مورینا بکرین     نه
بهترین بازیگر میهمان در مجموعه درام     روپرت فرند     نه
بهترین کارگردانی مجموعه درام     لزلی لینکا گلاتر     نه
بهترین نویسندگی برای مجموعه درام     هنری برومل     پیروز
پخش جهانی
کشور     شبکه     تاریخ آغاز نمایش
 افغانستان     طلوع تی‌وی     ۹ آوریل ۲۰۱۲
 استرالیا     شبکه ده     ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲
 برزیل     اف اکس     ۴ مارس ۲۰۱۲
 کانادا     سوپر چنل     ۱ نوامبر ۲۰۱۱
 کانادا     تله کبک     ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۲
 دانمارک     دی‌آر۱     ۴ ژانویه ۲۰۱۲
 فرانسه     کانال پلاس     ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۲
 آلمان     پروسباستین ست     اعلام می‌شود[۵۶]
 یونان     فاکس     ۱ اکتبر ۲۰۱۲
 هنگ کنگ     تی‌وی‌بی پرل     ۱۶ اوت ۲۰۱۲
 هند     استار ورلد     اعلام می‌شود
 جمهوری ایرلند     رته     ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲[۵۷]
 اسرائیل     یس اوه     ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲
 ایتالیا     فاکس ایتالیا     ۶ وریه ۲۰۱۲
 ژاپن     فاکس کرایم ژاپن     ۱۴ جون ۲۰۱۲
کشورهای آمریکای لاتین     اف‌اکس لاتین     ۴ مارس ۲۰۱۲
 هلند     بی‌ان‌ان     ۱ ژانویه ۲۰۱۲[۵۸]
 نیوزیلند     تی‌وی۳     ۱۳ فوریه ۲۰۱۲ (فصل ۱)
اکتبر ۲۰۱۲ (فصل ۲)
 نروژ     تی‌وی۲     ۲۱ نوامبر ۲۰۱۱[۵۹]
 فیلیپین     فاکس آسیا     ۷ می ۲۰۱۲
 لهستان     فاکس     ۱ مارس ۲۰۱۲
 پرتغال     فاکس     January 16, 2012[۶۰]
 روسیه     آی‌وی‌آی     ۲۰۱۱
 سنگاپور     فاکس     ۶ آوریل ۲۰۱۲
 آفریقای جنوبی     ام-نت     ۱۸ آوریل ۲۰۱۲
 اسپانیا     فاکس اسپانیا     ۹ آوریل ۲۰۱۲
 سوئد     تلویزیون سوئد     ۲۳ نوامبر ۲۰۱۲[۶۱]
 تایلند     فاکس     ۶ آوریل ۲۰۱۲
 بریتانیا     کانال ۴     ۱۹ فوریه ۲۰۱۲[۶۲]
 ویتنام     استار مویز     ۶ آوریل ۲۰۱۲
 ایران     فارسی۱     25 دسامبر 2013

ناصر حجازی

ناصر حِجازی (۲۳ آذر ۱۳۲۸ در تهران-۲ خرداد ۱۳۹۰[۲] در تهران) مربی و بازیکن فوتبال ایرانی بود. او دروازه‌بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه ۱۳۵۰ بود و ۲ قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، ۱ قهرمانی در بازی‌های آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او هم‌چنین به هم‌راه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های آسیا را تجربه کرده‌است.

فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال حجازی را دومین دروازه بان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی معرفی کرده‌است.[۳]

حجازی در دوران مربی‌گری هم تیم استقلال تهران را به نایب‌قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان رساند.[۴]

وی در روز ۲ خرداد ۱۳۹۰ پس از تحمل مدت‌ها رنج ناشی از بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت و در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۰ خورشیدی در «قطعه نام‌آوران» بهشت زهرا به خاک سپرده شد.[۵]

ناصر حجازی و غلامرضا تختی تنها چهره‌های ورزشی هستند که نام آنها در مجموعه مفاخر و نام آوران ایران زمین در کنار نام‌هایی چون ابوعلی سینا، سعدی شیرازی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، عطار نیشابوری، امیر کبیر، کمال الملک، جلال آل احمد، پروین اعتصامی، پروفسور محمود حسابی، دکتر علی شریعتی و دکتر جعفر شهیدی قرار گرفته است.[۶][۷]

محتویات

    ۱ زندگی شخصی
    ۲ زندگی ورزشی
        ۲.۱ دوران بازی
            ۲.۱.۱ باشگاهی
            ۲.۱.۲ ملی
        ۲.۲ دوران مربی‌گری
        ۲.۳ آمار مربیگری در استقلال
    ۳ درگذشت
        ۳.۱ مراسم تشییع
        ۳.۲ واکنش‌ها و پیام‌های تسلیت
    ۴ حاشیه‌ها
        ۴.۱ انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴
        ۴.۲ موضع‌گیری در مورد هدفمندسازی یارانه‌ها
        ۴.۳ استفاده از نام حجازی درسریال آمریکایی
    ۵ کارنامه
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

زندگی شخصی

ناصر حجازی در خیابان آریانا (مالک اشتر) تهران[۸] به دنیا آمد. او همراه پدر و مادر و ۴ خواهر و یک برادر در تهران زندگی می‌کرد. پدرش متولد منطقه لاله تبریز بود[۹][۱۰] و در تهران آژانس املاک داشت و مادرش متولد یکی از روستاهای اطراف خرمدره و ابهر بود.[۱۱] ناصر حجازی خود زبان ترکی را نمی‌دانست.[۱۲] وی دوره دبستان را در دبستان هخامنش و دوره دبیرستان را در دبیرستان‌های ابومسلم، سعادت، سینا، سهند و شرق طی کرد. وی در تیم فوتبال دبیرستان ابومسلم در پست گوش راست و دروازه بانی بازی می‌کرد. همچنین در تیم بسکتبال این دبیرستان حضور مستمر داشت. دبیرستان ابومسلم در خیابان ابوسعید در نزدیکی میدان منیریه تهران، حوالی منزل سابق وی واقع شده بود. در سال ۱۳۵۰ وارد مدرسه عالی ترجمه شد و در سال ۱۳۵۶ لیسانس خود را دریافت کرد. در دوره مربیگری تیم ماشین‌سازی تبریز منطقه لاله تبریز (زادگاه پدرش) پاتوق تفریحی ناصر حجازی بود.[۱۰]
ناصر حجازی در ۱۳۵۹
بازی تاج (استقلال) و پرسپولیس تهران، استادیوم آریامهر (آزادی)، مه ۱۹۷۵ دروازه‌بان: ناصر حجازی
ایستاده از راست: اکبر مالکی، عزیز اصلی، کیوان نیک‌نفس، بهرام مودت، نشسته:ناصر حجازی

خود حجازی گرایشش به فوتبال را این گونه تعریف می‌کند:

    من فوتبال را فقط به صورت تفریحی دنبال می‌کردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت رفتیم.

    در همان روز دروازه‌بان تیم مدرسه ما آسیب دید مربی تیم مرا صدا زد و گفت ناصر بیا درون دروازه بایست من هم گفتم آقا اصلاً من نمی‌توانم من فقط گاهی فوتبال بازی می‌کنم اون هم هافبک تیم نه دروازه‌بانی!! مربی دست بردار نبود و می‌گفت تو قد بلند داری و بسکتبالیست هم بودی حتماً می‌توانی چند توپ هوایی رو بگیری. خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من یک روز بیاد ماندنی و خاطره‌انگیز است. خودم هم باورم نمی‌شد که چرا با وجود آن‌که برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم اینقدر خوب توپ می‌گرفتم. بازی که تمام شد همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودن تشویقم کردند.[۱۳]

ناصر حجازی و نوعروسش بر جلد مجلهٔ اطلاعات هفتگی، تیرماه ۱۳۵۲

همسر حجازی بهناز شفیعی نام دارد[۱۴] و حجازی از او دارای دو فرزند به نام‌های آتوسا و آتیلا است که هرد و فوتبالیست بوده‌اند. آتیلا چند سال در تیم استقلال تهران بازی می‌کرد و آتوسا هم اولین کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران بود.[۱۵] داماد او (همسر آتوسا) سعید رمضانی هم بازیکن حرفه‌ای فوتبال است و فرزند آنها نیز امیرارسلان نام دارد.
زندگی ورزشی
دوران بازی
باشگاهی
ناصر حجازی در سال ۱۳۵۷

تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاه‌های تهران اولین باشگاه حجازی بود و از همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در همان سال اول، قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دست‌آورد. وی تا پایان دوران بازیکنی خود به‌جز یک سال و نیم در بین سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین می‌کرد (عدم صدور کارت «آی. تی. سی» برای این دروازه بان ارزنده به دلیل نبود فدراسیون منسجم در ایران مانع از حضور حجازی در لیگ انگلیس شد)، در بقیه این مدت توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاه‌های تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاه‌های آسیا را جشن گرفت.[۱۳]

حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفته و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.
ملی
ناصر حجازی در مقابل بازیکن استرالیایی در بهار ۱۳۵۶، مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۸

حجازی اولین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه ۴ بر ۲ به نفع ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران- کویت انجام گرفت و بعد از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ ساله‌ها» که حضور دروازه‌بانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع می‌کرد از تیم ملی کنار گذاشته شد.[۱۳]این قانون آن زمان تنها به ناصرحجازی ابلاغ شد.[۱۶]

این قانون در پی آن ابلاغ شد که در شروع یکی از بازیهای استقلال تهران در اوایل انقلاب مسئولان برای مراسم ابتدایی بازی به بازیکنان هر دو تیم عکسهایی از روح‌الله خمینی داده بودن که هنگام قرائت قرآن در دست بگیرند ولی ناصر حجازی از گرفتن عکس خمینی ممانعت می‌کند در پی همین مسئله مسئولان وقت نه تنها از ورود حجازی به زمین جلوگیری می‌کنند بلکه چند روز بعد از آن ماجرا مسئولان تربیت بدنی از جمله نصرالله سجادی قانون عدم حضور بازیکنان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را به تصویب می رسانند.[۱۷]

ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازه‌بان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم دو بار قهرمان جام ملت‌های آسیا (۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) و یک بار قهرمان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران شد و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک ۱۹۷۶ مونترآل و مقام سومی جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ را هم به‌دست‌آورد.[۱۸]
دوران مربی‌گری

اولین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود، نقطه اوج این باشگاه در سال ۱۳۶۷ با پیروزی بر پرسپولیس و صعود به یک‌چهارم‌نهایی جام باشگاهای آسیا رقم خورد. حجازی در مورد آن مسابقه می‌گوید: «رئیس باشگاه گفت می‌خواهم بیایم رختکن بگویم کمتر گل بخورید آبرویمان نرود! گفتم می‌خواهی بیایی روحیه بچه‌ها را تضعیف کنی؟ لازم نکرده! خودم به رختکن رفتم و گفتم بچه‌ها من پرسپولیس را می‌شناسم اصلاً تیم نیست! خلاصه به داخل زمین رفتیم.
ناصر حجازی در حال تماشای تمرین بازیکنان آکادمی فوتبال حجازی در ورزشگاه کشوری

در نیمه اول با گل کرمانی از ما جلو افتادند. در بین دو نیمه حسابی به بچه‌ها توپیدم. چشمتان روز بد نبیند با گل بیژن طاهری بازی را مساوی کردیم. بعد از آن گل خیلی فشار آوردیم چون برای صعود نیاز به برد داشتیم. بازی طوری شده بود که فنونی‌زاده کاپیتان پرسپولیس می‌گفت بچه‌ها بزنید زیرش ۱-۱ هم می‌ریم بالا! در دقیقه ۸۸ سانتری شد و مهاجم خارجی و سرعتی ما توپ را از زیر دستان سلطانی وارد دروازه کرد ۲-۱ بردیم! این برد در تاریخ محمدان بنگلادش بی‌سابقه بود. بعد از بازی جشنی گرفتند که باورنکردنی بود. تمام مردم شهر بیرون آمده بودند. در جشن شهردار و وزیر امور خارجه هم حضور داشتند.»[۱۹] او هر وقت از روزهای حضور در هند و بنگلادش حرف می‌زد بغض می‌کرد و همیشه می‌گفت: هیچ کسی نمی‌تواند یک ساعت آن زندگی را تحمل کند.[۲۰] او در مصاحبه‌ای گفته بود:«روزهای اولی که در هند و سپس بنگلادش بودم فقط می‌توانستم روزی یک وعده شکمم را سیر کنم آن‌هم نه با غذای خوب و مقوی بلکه با نان یا موز که ارزان بود. این سختی‌ها را به جان خریدم تا از اصولم برنگردم، تا جلوی کسی تعظیم نکنم، تا دست کسی را نبوسم، تا مردانگی‌ام را به حراج نگذارم، تا خداوند را ناراحت نکنم که آدم با شرافت و با عزتی باشم.»[۲۱]

او در دوران سرمربیگری موفق شد استقلال را به مقام نایب قهرمانی باشگاه‌های آسیا و قهرمانی در لیگ آزادگان برساند. در تیم‌های سپاهان اصفهان، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، ماشین‌سازی تبریز، استقلال اهواز، ابومسلم خراسان، نساجی قائمشهر نیز به مربیگری پرداخت که موفقیت چندانی نصیب وی نشد، هر چند تیم ماشین سازی در فصل ۷۴-۷۵ بازی‌های خوبی در لیگ ایران ارائه کرد و به همین خاطر بحث‌هایی در مورد انتخاب حجازی به عنوان سرمربی تیم ملی در مطبوعات مطرح شد. از قول پسر وی نقل شده که در همین دوره که مصطفوی رییس فدارسون فوتبال بود، قرار بود حجازی به عنوان مربی تیم ملی انتخاب شود، اما در نهایت نام مایلی کهن به عنوان مربی تیم ملی اعلام شد.[۲۲]

در سال ۱۳۸۶ پس از انتخاب مجدد علی فتح‌الله‌زاده به سمت مدیرعاملی، مجدداً سرمربی باشگاه استقلال تهران گردید که در هفته چهاردهم فیروز کریمی جایگزین او شد.

وی در زمان مربی گری اش بازیکنان بزرگی همچون علی دایی، رحمان رضایی، علی رضا اکبرپور و علی اکبر استاد اسدی را به فوتبال ایران معرفی کرد.
آمار مربیگری در استقلال
کشور     تیم     از     تا     امتیاز
G     W     D     L     GF     GA     +/-
ایران     استقلال تهران     نوامبر ۱۹۹۶     می ۱۹۹۹     ۸۱     ۳۹     ۲۵     ۱۷     ۱۲۷     ۷۳     +۵۴
ایران     استقلال تهران     ژوئیه ۲۰۰۷     نوامبر ۲۰۰۷     ۱۴     ۵     ۵     ۴     ۲۱     ۱۹     +۲
در مجموع     ۹۵     ۴۴     ۳۰     ۲۱     ۱۴۸     ۹۲     +۵۶
درگذشت
نوشتار اصلی: مرگ ناصر حجازی

ناصر حجازی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین تماشای دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به‌دلیل وخامت حالش به کما رفت[۲۳] و در حالی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت.[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷]
ناصر حجازی در طول ۱۸ ماه بیماری هیچ گونه کمک دولتی را قبول نکرد. او دربارهٔ بیماریش و حضور مسئولان دولتی در کنار خود در بیمارستان گفته بود: «خیلی از مسئولان آمدند. من احتیاجی به کمک آن‌ها نداشتم. آن‌ها عددی نیستند که بخواهند به من کمک کنند، در اندازهٔ این حرف‌ها نیستند که بخواهند به ناصر حجازی کمک کنند.»[۲۸]
       
مراسم تشییع جنازه ناصر حجازی
مراسم تشییع

مراسم تشییع جنازه ناصر حجازی ابتدا قرار بود در سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۰ بر‌گزار شود که با درخواست‎های اهالی ورزش و فوتبال و هواداران او به دلیل اینکه عدهٔ بیشتری بتوانند در این مراسم شرکت کنند به چهارشنبه ۴ خرداد موکول شد.[۲۹] همچنین قرار براین بود که ناصر حجازی در ورزشگاه شیرودی تشییع شود که با مخالفت شورای تامین روبرو شد و مراسم تشییع به ورزشگاه آزادی انتقال یافت[۳۰]
واکنش‌ها و پیام‌های تسلیت
نوشتار اصلی: مرگ ناصر حجازی

عدهٔ زیادی از شخصیت‌های ورزشی، سیاسی، و هنری به مناسبت در گذشت او پیام تسلیت فرستادند.
تیتر روزنامه گل،۳ خرداد ۱۳۹۰

    کنگره فیفا، سپ بلاتر در نشست ژوئن ۲۰۱۱ نام کسانی را برد که در سال گذشته از خانواده فوتبال درگذشته‌اند و در این میان نام ناصر حجازی هم از ایران مطرح شد و بلاتر با صحبت درباره ناصر حجازی به احترامش یک دقیقه سکوت در کنگره اعلام کرد.[۳۱]
    سایت فیفا در گزارش اختصاصی: هفته اخیر، هفته‌ای بود که در آن مردی که با واکنش‌های ماورای صوت خود ایران را به دو قهرمانی جام ملت‌های آسیا در روزهای اوج آن تیم در دهه ۱۹۷۰ رسانده بود، مردی که منچستریونایتد برای به خدمت گرفتن او تمایل داشت، مردی که دومین دروازه‌بان برتر آسیا در قرن بیستم شناخته شد و مهم‌تر از همه مردی که در طول ۶۱ سال زندگی‌اش متواضع، صادق و فروتن ماند، از میان دوستدارانش رفت. و دست آخر این آخرین حضور او در فوتبال بود و ورزش تا آخرین لحظه‌ها در کنار او ماند. در واقع هنگامی که او روز جمعه به کما رفت، در حال تماشای بازی استقلال و پاس همدان از تلویزیون بود.[۳۲]
    سپ بلاتر رئیس فیفا با ارسال نامه‌ای به علی کفاشیان ابراز تاسف نموده و به طرفداران ناصر حجازی تسلیت گفته‌است.[۳۳]
    سر الکس فرگوسن مربی ووقت منچستر یونایتد در نامه ای برای ارزوی سلامتی برای ایشان داشت.[۳۴]
    در برنامه نود (۲ خرداد ۱۳۹۰) یک مسابقه پیامک پس از درگذشت حجازی بر‌گزار شد و بر اساس آن شرکت کنندگان در مسابقه با فرستادن عدد ۱ یاد حجازی را گرامی داشتند. به این برنامه بیش از چهار و نیم میلیون پیامک رسید. این تعداد پیامک یک رکورد جدید از لحاظ ارسال اس‌ام‌اس در یک برنامه تلویزیونی در ایران می‎باشد.[۳۵]همچنین در تاریخ ۱۵ فرودین ۱۳۹۱ درگذشت ناصر حجازی مهم‌ترین اتفاق فوتبالی سال ۹۰ از سوی بینندگان اعلام شد..[۳۶][۳۷][۳۸]

حاشیه‌ها
انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴

حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ ثبت نام کرد و گفته بود که اگر تأیید صلاحیت شود ۳۰ میلیون رأی می‌آورد.[۳۹] و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات احمد نیک‌کار را به معاون اولی برمی‌گزیند ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیه‌ای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد. او پس از ثبت نام به روزنامه خبرورزشی گفت:

    چه ایرادی دارد ورزشی‌ها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟! من شرایط اولیه را که برای ثبت نام دارم. اگر صلاحیت‌مان را تایید کردند که شرکت می‌کنیم و فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشد.[۴۰]

موضع‌گیری در مورد هدفمندسازی یارانه‌ها

در ۳۱ فروردین سال ۱۳۹۰، ناصر حجازی در مصاحبه‌ای[۴۱] که با پرتال شخصی خود انجام داد ضمن اعتراض به وضعیت اقتصادی موجود در ایران، نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت از جمله هدفمندی یارانه‌ها، شدیداً اعتراض خود را اعلام کرد و شرایط بیماری اش را ناشی از آن دانست همچنین وی در بخشی از این مصاحبه در مورد پرداخت ماهیانه یارانه‌ها به مردم توسط دولت گفت:

    دولت می‌گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک می‌کنیم، مگر مردم گدا هستند؟ مردم ایران روی گنج خوابیده‌اند، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید. چهل هزار تومان در ماه به مردم می‌دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می‌کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند. از دید مسئولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت و اینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! برای من گاز می‌آمد چهل هزار تومان و حالا می‌آید یک میلیون تومان. گاز به کشور همسایه با مبلغی به‌مراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می‌کنند، صادر می‌شود. با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی‌ام مثل امروز شود.[۴۱]


حجازی در پایان صحبت‌هایش بدون نام بردن از مقام مسئول خاصی در حکومت جمهوری اسلامی ایران گفته بود: یا رب روا مدار که گدا معتبر شود، گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود.[۴۲]
استفاده از نام حجازی درسریال آمریکایی

در سریال میهن (Homeland) نام یکی ازشخصیت‌های منفی سریال با نام ناصر حجازی نامگذاری شد که مورد اعتراض شدید ایرانیان قرارگرفت[۴۳][۴۴]
کارنامه
جام     تیم     مقام     سال
دوران بازیکنی
جام باشگاه‌های تهران     تاج     قهرمان     ۱۳۴۸
جام میلز هندوستان     تاج     قهرمان     ۱۳۴۸
جام باشگاه‌های تهران     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۴۹
جام حذفی تهران     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۴۹
باشگاههای ایران     تاج     قهرمان     ۱۳۴۹
جام باشگاه‌های آسیا     تاج     قهرمان     ۱۳۴۹
جام میلز هندوستان     تاج     قهرمان     ۱۳۴۹
جام باشگاه‌های آسیا     تاج     مقام سوم     ۱۳۵۰
جام چهار جانبه فوتبال تهران     تاج     قهرمان     ۱۳۵۰
جام باشگاههای ایران     تاج     مقام سوم     ۱۳۵۰
جام باشگاه‌های تهران     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۵۰
جام ملتهای آسیا ۱۹۷۲     تیم ملی ایران     قهرمانی     ۱۳۵۱
جام باشگاه‌های تهران     تاج     قهرمان     ۱۳۵۱
جام دوستی     تاج     قهرمان     ۱۳۵۱
جام میلز هندوستان     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۵۱
جام ایران     تاج     قهرمان     ۱۳۵۱
بازیهای آسیایی ۱۹۷۴     تیم ملی ایران     قهرمان     ۱۳۵۲
جام اتحاد     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۵۲
جام تخت جمشید     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۵۲
جام علم     تاج     نایب قهرمان     ۱۳۵۲
جام تخت جمشید     تاج     قهرمان     ۱۳۵۳
جام ملتهای آسیا     تیم ملی ایران     قهرمان     ۱۳۵۴
المپیک مونترآل ۱۹۷۶     تیم ملی ایران     صعود به مرحله یک چهارم نهایی     ۱۳۵۵
جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین     تیم ملی ایران         ۱۳۵۷
جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰     تیم ملی ایران     مقام سوم     ۱۳۵۹
جام باشگاههای تهران     استقلال تهران     نایب قهرمان     ۱۳۶۱
جام باشگاههای تهران     استقلال تهران     قهرمان     ۱۳۶۲
جام باشگاههای تهران     استقلال تهران     قهرمان     ۱۳۶۴
دوران مربی‌گری
جام باشگاههای تهران     استقلال تهران     نایب قهرمان     ۱۳۶۱
جام باشگاه‌های آسیا     محمدان بنگلادش     صعود به جمع ۸ تیم برتر    
جام خزر     استقلال تهران     قهرمان     ۱۳۷۶
جام دوستی امارات     استقلال تهران     نایب قهرمان     ۱۳۷۶
جام پرچم ترکمنستان     استقلال تهران     قهرمان     ۱۳۷۶
جام چهار جانبه کیش     استقلال تهران     قهرمان     ۱۳۷۷
لیگ آزادگان     استقلال تهران     قهرمان     ۱۳۷۷
جام باشگاه‌های آسیا     استقلال تهران     نایب قهرمان     ۱۳۷۸
جام حذفی کشور اسلواکی     دی استرادا (مدیر فنی تیم)     صعود به مرحله نیمه‌نهایی     ۱۳۸۸

۲ خرداد

 خرداد - از آغاز سال در تقویم رسمی ایران ۶۴ روز گذشته و به پایان آن ۳۰۱ روز (در سال عادی) یا ۳۰۲ روز (در سال کبیسه) مانده است.

محتویات

    ۱ رویدادها
    ۲ زادروزها
    ۳ درگذشت‌ها
    ۴ تعطیلات
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پیوند به بیرون
    ۷ منابع و یادداشت‌ها

رویدادها

    ۹۵۵ قبل از هجرت - نیروهای ایران در نبرد گرانیک در کنار رودی به همین نام، از سپاه اسکندر مقدونی شکست خوردند و این شکست مقدمه‌ای برای فتح ایران توسط اسکندر شد.
    ۵۹۹ - شروع محاصره نیشابور توسط جبه نویان در پی حمله مغول به نیشابور.
    ۸۷۷ - جیرولامو ساونارولا کشیش فلورانسی به اتهام «کفر» اعدام شد.
    ۹۰۳ - شاه اسماعیل صفوی، بنیان‌گذار دودمان صفوی پس از ۲۳ سال پادشاهی و در سن ۳۷ سالگی درگذشت.
    ۱۲۲۳ - علی‌محمد باب شیرازی برای نخستین بار در دیدار با ملا حسین بشرویه‌ای اعلان قائمیت کرد و خود را باب‌الله خواند.
    ۱۳۱۳ - بانی و کلاید، زوج قانون‌شکن و سارق معروف آمریکایی، در درگیری با پلیس کشته شدند.
    ۱۳۲۴ - هاینریش هیملر، فرمانده اس‌اس آلمان نازی، پس از دستگیری توسط بریتانیایی‌ها خودکشی کرد.
    ۱۳۷۶ - برگزاری هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، کی در پی آنمحمد خاتمی، با کسب حدود هفتاد درصد آرا، به‌عنوان پنجمین رئیس جمهور این کشور انتخاب شد. این پیروزی منجر به ورود اصلاح‌طلبان به عرصه حاکمیت و پیدایش جنبش دوم خرداد شد.

زادروزها

    ۱۱۶۷ ـ فریدریش روکرت، شاعر آلمانی مترجم اشعار حافظ به آلمانی.
    ۱۲۸۷ - جان باردین، فیزیک‌دان آمریکایی و برنده جایزه نوبل فیزیک.
    ۱۳۵۰ - حسن شکوهی، بازیگر ایرانی.
    ۱۳۶۳ - محمدحسن رجب‌زاده، بازیکن فوتبال اهل ایران.
    ۱۳۰۹- فریدون رهنما (زاده ۲ خرداد ۱۳۰۹ - درگذشته ۱۷ مرداد ۱۳۵۴) شاعر، روزنامه‌نگار و سینماگر ایرانی است.

درگذشت‌ها

    ۹۰۳ - شاه اسماعیل یکم صفوی در سراب در سن ۳۷ سالگی.
    ۱۳۶۰ - نصرالله فلسفی، مورخ، محقق، مترجم، نویسنده و شاعر ایرانی. (زادروز ۹ آذر ۱۲۸۰).
    ۱۳۶۲ ـ محمد بروجردی، سردار
    ۱۳۹۰ - ناصر حجازی، بازیکن و مربی فوتبال ایرانی.

ایران فردا

ایران فردا نشریه‌ای نزدیک به جریان ملی مذهبی و روشنفکری دینی بود که از خرداد ۱۳۷۱ به مدیرمسئولی مهندس عزت‌الله سحابی و سردبیری رضا علیجانی منتشر می‌شد. این نشریه ابتدا بصورت دوماهنامه، سپس ماهنامه و آنگاه هفته‌نامه منتشر می‌شد، از مهمترین نشریات جریان روشنفکری دینی و البته منتقد حکومت در دوران پیش از دوم خرداد بود و در جریان توقیف غیر قانونی و فلّه‌ای مطبوعات در اردیبهشت ۱۳۷۹ تعطیل شد.

مجموعه سرمقاله‌های مهندس سحابی در ایران فردا در کتابی با عنوان «سرمقاله‌هایی برای ایران فردا» توسط انتشارات قلم منتشر شده که تا سال ۱۳۸۵ به چاپ ششم رسید.[۱]

حسن یوسفی اشکوری، تقی رحمانی، محمد ملکی، هدی صابر و مجید شریف از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان مجله ایران فردا بودند.
انتشار مجدد پس از ۱۴ سال

مجله ایران فردا، در تاریخ دهم خرداد ۹۳ پس از گذشت ۱۴ سال توقیف، بار دیگر انتشار خود را از سرگرفت. مطابق قانون مطبوعات ایران، امتیاز نشریه آقای سحابی به خانواده او رسیده است و اینک این مجله پس از ۱۴ سال و پایان یافتن دوره محکومیت، در سالگرد درگذشت مدیرش انتشار خود را از سرگرفته است. برخی از نویسندگان این نشریه طی ۱۴ سالی که این مجله توقیف بود و منتشر نمی‌شد، درگذشته‌اند و برخی از ایران مهاجرت کرده‌اند. برخی هم همچون سعید مدنی، علیرضا رجایی و احمد زیدآبادی در زندان‌ان

توقیف فله‌ای مطبوعات

توقیف فله‌ای مطبوعات عنوانی است که برای توقیف همزمان ده‌ها نشریه اصلاح طلب و دستگیری روزنامه نگاران در اردیبهشت ۱۳۷۹ بدستور علی خامنه‌ای توسط قوه قضائیه و با استناد به قانون اقدامات تامینی مصوب ۱۳۳۹ (که اختیار دستگیری اراذل و اوباش پیش از ارتکاب مجدد به جرم را به قضات می‌دهد) انجام گرفت و بیکاری صدها روزنامه نگار را در پی داشت[۱]، بکار می‌رود.[۲][۳] اصطلاح «توقیف فله‌ای مطبوعات» را نخستین بار میرحسین موسوی در اعتراض به توقیف گروهی مطبوعات اصلاح‌طلب در سال ۱۳۷۹ به‌کار برد.[۴][۵]

اصلاح طلبان که به پیروزی بزرگی در انتخابات مجلس ششم دست یافته بودند، امید داشتند که طی روزهای بعد با اصلاح قانون مطبوعات (که در ماه‌های پایانی عمر مجلس پنجم تغییر و محدودیت‌های بیشتری را برای مطبوعات وضع کرده بود) مجددا فضای رسانه‌ای کشور را به آزادی نسبی ایجاد شده پس از دوم خرداد باز گردانند، اما علی خامنه‌ای پس از رایزنی پشت پرده با مهدی کروبی رییس مجلس[نیازمند منبع]، و صدور فرمانی به نمایندگان (که رسانه‌های حکومتی از آن بعنوان حکم حکومتی یاد می‌کنند) مجددا مانع از اصلاح قانون مطبوعات شد.

بدین ترتیب فضای مطبوعاتی ایران، روزانه شاهد توقیف مکرر روزنامه‌ها و دستگیری بیش از پیش روزنامه‌نگاران شد که تاکنون نیز ادامه دارد.

توقیف مطبوعات از روزنامه پرتیراژ جامعه آغاز گردید.[۶] گرچه نشریات نیز دوباره با دریافت مجوز تازه فعالیت خود را از سر می‌گرفتند. مجلس پنجم در روزهای آخر فعالیت خود با اصلاح قانون مطبوعات اختیارات تازه‌ای به دستگاه قضایی برای برخورد با مطبوعات داد. از جمله به جز مدیر مسئول روزنامه، نویسنده مقاله هم می‌بایست در برابر محتوای آن در دادگاه مطبوعات پاسخگو باشد. هچنین انتشار نشریه‌ای همانند به نشریه توقیف شده ممنوع بود. به این ترتیب نشریات توقیف شده با دریافت مجوز تازه هم امکان انتشار نداشتند. پس از روی کار آمدن مجلس ششم و تلاش برای افزایش آزادی‌های مطبوعاتی و لغو محدودیت‌ها، خامنه‌ای طی دستوری که حکم حکومتی نامیده شد مجلس را از تغییر قانون منع کرد.

قاضی مرتضوی که قبلا بعنوان قاضی پرونده‌های امنیتی فعالیت می‌کرد، بعنوان قاضی مطبوعات منصوب شد و توقیف مطبوعات با استناد به قانون مربوط به کنترل اوباش را ابداع کرد.

بعضی از روزنامه‌نگاران دستگیر شده بعد از توقیف گسترده مطبوعات به چندین سال حبس محکوم شدند. اکبر گنجی و عمادالدین باقی دو روزنامه نگار فعال پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای همچنان دارای پرونده در دستگاه قضایی هستند.[۷]

محتویات

    ۱ سخنرانی رهبری
    ۲ توقیف
    ۳ پانویس
    ۴ پیوند به بیرون

سخنرانی رهبری

خامنه‌ای که پیش از این نیز کرارا سخنرانی‌هایی علیه وزیر وقت ارشاد (مهاجرانی) انجام داده و مطبوعات و احزاب اصلاح‌طلب را نیز نواخته بود در شدیدترین اظهارات خود مطبوعات را به وابستگی به دشمن متهم ساخت، اتهامی که هیچگاه دلیلی برای آن یافت نشد:

    بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاههای دشمنند؛ همان کاری را می‌کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی.بی.سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند بکنند!... من نه با آزادی مطبوعات مخالفم و نه با تنوع مطبوعات. اگر به جای بیست روزنامه، دویست روزنامه هم دربیاید، بنده خوشحال‌تر هم خواهد شد و از زیادی روزنامه‌ها احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات آن هر چه بیشتر باشند بهتر است، اما وقتی مطبوعاتی پیدا می‌شوند که همه همتشان تشویش افکار عمومی، ایجاد بدبینی مردم به نظام است، ۱۰ تا ۱۵ روزنامه گویا از یک مرکز هدایت می‌شوند، تیترهایی می‌زنند که هر کس نگاه کند، فکر می‌کند همه چیز در کشور از دست رفته است! امید را در جوانان می‌میرانند، روح اعتماد به مسئولین را در مردم ضعیف می‌کنند، نهادهای رسمی را تضعیف می‌کنند، مدل این‌ها کیست؟ مطبوعات غربی هم این گونه نیستند، این یک شارلاتانیزم مطبوعاتی است.

چندی پیش از آن سعید حجاریان در مقابل ساختمان شورای شهر با شلیک دو گلوله به دهانش ترور شده و جامعه که هنوز در تب و تاب پرونده بی سرانجام قتل‌های زنجیره‌ای بود با معمای دیگری مواجه شد و برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب با اشاره به سوابق اقدامات سپاه و بسیج و گروه انصار حرب الله از احتمال دست‌داشتن اینان در ترور سخن گفته بودند، خامنه‌ای از این احتمال هم عصبانی بود:

    در هر حادثه‌ای جو تهمت فضا را پر می‌کند تروری اتفاق می‌افتد، هنوز هیچ اطلاعی در دست نیست، هنوز از این که این حادثه را چه کسی انجام داده، هیچ کس سر نخی نداشته، اما می‌بینید که در روزنامه تیتر می‌زنند، سپاه را متهم می‌کنند، بسیج را متهم می‌کنند، روحانیت را متهم می‌کنند، هدف از این کارها چیست؟ چرا با بسیج این قدر بد هستند؟

[۸]

گرچه پس از دستگیری ضاربان روشن شد که عوامل ترور بر خلاف ادعای علی خامنه‌ای و همانگونه که مطبوعات پیش‌بینی می‌کردند، ارتباطاتی با سپاه و بسیج داشته‌اند.[۹][۱۰]
توقیف

پس از سخنرانی ویژه خامنه‌ای که در جمع عده‌ای از هواداران در مصلی تهران برگزار گردید، قوه قضائیه طی دو نوبت تمام روزنامه‌های اصلاح‌طلب را توقیف کرد. توقیف روزنامه‌های تمام احزاب اصلاح‌طلب را بی کم‌وکاست شامل می‌شد. از روزنامه‌های فتح و آفتاب امروز (نزدیک به مجمع روحانیون مبارز) تا روزنامه رسمی حزب مشارکت (که برنده اصلی انتخابات مجلس ششم بود). تنها روزنامه‌هایی که وابسته به ارگان‌های دولتی و تحت کنترل بیشتر بودند همچون همشهری و ایران جان سالم به‌در بردند.

    روزنامه گزارش روز
    روزنامه بامداد نو
    روزنامه آفتاب امروز
    روزنامه پیام آزادی
    روزنامه فتح
    روزنامه آریا
    روزنامه عصر آزادگان
    روزنامه آزاد
    روزنامه صبح امروز
    روزنامه مشارکت
    روزنامه بیان
    هفته‌نامه پیام هاجر
    هفته‌نامه آبان
    هفته‌نامه ارزش
    ماهنامه ایران فردا
    روزنامه اخبار اقتصاد

آزادی رسانه

آزادی رسانه و مطبوعات همانند یک ضمانت نامه از جانب دولت‌ها به رسانه های عمومی، در مقابل مواجهه با روندهای محدود کنندهٔ ابراز نظر در جوامع، می‌باشد که حقوق قانونی رسانه‌ها و همچنین مراجع رفع اختلاف بین رسانه‌ها و شاکیان را مشخص می‌کند. این حقوق در بسیاری از کشورها به صورت قانونی و در چهارچوب قوانین اساسی آن کشور تعبیه شده‌است تا از آزادی مطبوعات حمایت به عمل بیاید.

در رابطه با اطلاعات دولتی، هر کدام از دولت‌ها خود تصمیم می‌گیرند کدام منابع و مواد اطلاعاتی عمومی و یا حفاظت شده می‌باشند و نباید از جهت حساسیت عمومی و یا طبقه بندی شدگی، افشا گردد. بسیاری از دولت‌ها سعی در تسلط یافتن بر قوانین مهم و یا آزادی تبادل اطلاعات قانونی که برای تعریف حدود و ثقور علاقهٔ بین‌المللی کاربرد دارند، هستند تا از این طریق دید جهانی را منحرف کنند.

محتویات

    ۱ اصول و معیارهای اساسی
    ۲ وضعیت آزادی رسانه در جهان
    ۳ وضعیت آزادی مطبوعات در ایران
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع

اصول و معیارهای اساسی

در کشورهای توسعه یافته آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بر این امر تاکید می‌کند که تمام مردم حق ابراز نظر، گفتن و نوشتن در رسانه‌ها را دارا می‌باشند. اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این امر تاکید می‌کند که هر کسی از نظر قانونی حق ابراز نظر دارد، این قانون مشتمل بر حق ابراز نظر بدون هیچ گونه مداخله از جانب دولت‌ها و یا ذی نفعان می‌باشد .

این دیدگاه به طور معمول با وسائل اطمینان دهندهٔ قانونی از تمام رده‌های مختلف آزادی برای تحقیقات علمی، انتشار، رسانه‌ها همراه می‌شود و در به تصویر کشیدن عمق قوانین مخل سیستم قضایی یک کشور که سعی در بر هم زدن آزادی قانونی رسانه‌ها دارد، می‌باشد. مفهوم آزادی بیان گاهی با وضع قوانین معالجاتی فردی و رسانه‌ای دروغین به عنوان آزادی مطبوعات، پوشانده می‌شوند.

سوای تعریف‌های قانونی کشورها، بسیاری از موسسه‌های غیر دولتی معیارها و اصول متفاوتی را برای قضاوت دربارهٔ میزان آزادی مطبوعات در سرتاسر جهان رعایت می‌کنند که شامل:

    گزارشگران بدون مرز تعداد روزنامه نگارانی که کشته شده، مورد آزار قرارگرفته و یا حبس و زندانی شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهد. این بررسی شامل میزان انحصار طلبی تلویزیون‌ها و رادیوها بعلاوهٔ سانسور و خود سانسوری رسانه‌ها و استقلال کلی رسانه‌های داخلی و یا برون مرزی در مواجهه با مشکلات ایجاد شده، نیز می‌باشد.
    کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ) از ابزارهای روزنامه نگاری برای کمک به خبرنگاران استفاده می‌برد. این روند شامل دنبال کردن آزادی مطبوعات از طریق موضوعاتی مانند تحقیقات مستقل، ماموریت‌های حقیقت یابی و تماس مستقیم با موضوعات که شامل محل کار روزنامه نگاران سرتا سر جهان می‌باشد.

کمیته اطلاعاتش در رابطه با نقض پرونده‌های مربوط به روزنامه نگاران را با رسانه‌ها و مطبوعات آزاد سرتاسر جهان به اشتراک می‌گذارد تا از این طریق به مبارزه با بی عدالتی بپردازد. این کمیته همچنین پرونده‌های مرگ و زندانی شدن روزنامه نگاران را نیز دنبال می‌کند و کارکنان این کمیته با وضع معیارهای استوار برای هر کدام از پرونده‌ها مانند تحقیقات مستقل، تحقیق و حقیقت یابی به بررسی امور پشت پردهٔ هر کدام از قتل‌ها و یا زندانی شدن روزنامه نگاران می‌پردازند.

    خانه آزادی نیز به تحقیق در رابطه با محیط‌های اقتصادی و سیاسی هر کدام از کشورها می‌پردازد تا بر اساس آن تعیین کند که آیا ارتباطات وابستهٔ موجود عملاً به محدود کردن آزادی رسانه‌ها منجر خواهد شد و یا نه. بنابراین مفهوم استقلال مطبوعات با مفهوم آزادی مطبوعات رابطهٔ تنگاتنگی دارد.

وضعیت آزادی رسانه در جهان
کشورهایی که به رنگ قرمز نشان داده شده‌اند، خطرناکترین مناطق برای خبرنگاری می‌باشند

هر ساله، سازمان گزارشگران بدون مرز فهرستی را انتشار می‌دهند که کشورها را بر اساس میزان آزادی مطبوعات و رسانه‌ها رده بندی می‌کند، این رده بندی‌ها بر مبنای پاسخ‌های تحقیقاتی دریافتی از روزنامه نگاران عضو سازمان، متخصصان هر کدام از رشته‌های مربوط، حقوق دانان و فعالین حقوق بشر می‌باشند.

این تحقیقات به پرسشگری در مورد حمله مستقیم به روزنامه نگاران و رسانه‌ها بعلاوهٔ دیگر منابع غیر مستقیم برای فشار وارد کردن و محدود کردن رسانه‌ای آزاد برای افشای خبرها و نشر اطلاعات می‌باشد، می‌پردازند.

البته سازمان باید مراقب این باشد که فهرست‌های تهیه شده به میزان آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بپردازد، نه به کیفیت کارهای خبرنگاری در کشورها و مناطق مختلف.

کشورهایی که حداکثر آزادی مطبوعات را رعایت می‌کنند در سال ۲۰۰۳ شامل فنلاند، ایسلند، هلند و نروژ می‌باشند. صرف نظر از کشورهای اشاره شده در بالا، در سال ۲۰۰۴ نیز کشورهای دانمارک، ایرلند، اسلواکی، سوییس در صدر جدول قرار گرفتند که به‌دنبال آنها نیوزیلند و لاتویا قرار گرفتند.
کشورهایی که حداقل آزادی مطبوعات را رعایت می‌کنند شامل کره شمالی، برمه، چین، ویتنام، نپال و ایران می‌باشند.
وضعیت آزادی مطبوعات در ایران

بدون ابزارهای قدرتمند مطبوعاتی و رسانه‌ای که به نوعی کنترل کنندهٔ فعالیت‌های جامعه هستند، یک کشور نمی‌تواند به حیات سالم خود ادامه دهد. پس از روی کار آمدن حکومت‌های خودکامه و ایدئولوژیست که چنگال قدرتشان را در تنهٔ تمام قوانین فرو می‌برند و از ایدئولوژی به عنوان ابزار و از مردم به عنوان برده برای بقای سیاسی خود استفاده می‌برند، حیات مطبوعات و سلامت افشا اطلاعات نیز در خطر می‌افتد و می‌توان گفت رسانه‌ها در چنین حکومت‌هایی از اولین هدفهایی می‌باشند که حکومت‌ها سعی در نابودی و یا سفارشی سازی آنها دارند.
در ایران نیز این سفارشی سازی در نبود احزاب آزاد و سازمانهای کنترل کننده به سرعت رنگی خشونت آمیز به خود گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی این کشور، ما شاهد تعطیلی روزنامه‌ها و به زندان افکندن و کشته شدن روزنامه نگاران فعال و مدافعین حقوق بشر بوده‌ایم. این‌ها در حالی است که در دو ماده از فصل سوم قانون مطبوعات ایران تصریح شده‌است که «در ایران مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادهای سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند و همچنین هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب و یا مقاله‌ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت ورزد» [۱]

شرط همیشگی رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه که بیشتر قوانین ایران را دو پهلو و مبهم کرده‌است، در قانون مطبوعات نیز آمده‌است و از این طریق هر کدام از مسئولین می‌توانند بنا به موهومیت این گونه جملات هر گونه سوء استفاده را در لباس قانونی از تعبیر این قوانین ببرند.
براساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۰۷ آزادی مطبوعات در ایران در ردهٔ ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشور قرار گرفته‌است. این گزارش همچنین دربارهٔ ایران که رده ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشور بررسی شده را دارد می‌گوید که روزنامه‌نگاران ایرانی «با برخورد بسیار تهاجمی حکومتگران که اجازه بیان هیچ‌گونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمی‌دهند، مواجه‌اند»

جمهوری

جُمهوری نوعی حکومت است که در آن مسئولین حکومتی موروثی انتخاب نشوند، ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم برگزیده شده و دوران تصدی او محدود باشد. تاکید اصلی مفهوم جمهوری بر عدم وجود منسبی دائمی برای شخص اول مملکت است. جمهوری از نظر مفهوم واژه بیش‌تر درجاتی از مردم‌سالاری را نیز در بر دارد. اما، در عین حال، بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز ممکن است به این نام نامیده شوند و در این وجه، حکومت جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است.

به تعریف کلی، جمهوری شیوه حکومتی است که بر پایه مردم‌سالاری (دموکراسی) یا غیر دموکراسی، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان را به­طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمام­دارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونه‌ای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت محدود و تحت نظارت آنان اعمال می‌نمایند.[۱] امروزه بیشینه دولت­های موجود در دنیا نوعی نظام حکومتی جمهوری دارند ولی این بدین معنا نیست که بافت و ساختار نظام حکومتی جمهوری در تمام کشورهای جمهوری یکسان است.[۲]

ریشه لفظ جمهوری، اصطلاح لاتین «res publica» به معنای «امر عمومی» است که در نوشته‌های لئوناردو برونی، تاریخ‌نگار ایتالیایی به معنی نزدیک به معنی امروزی استفاده شد.[۳] «توده» و «توده‌ای» واژه‌های پارسی سره برای «جمهور» و «جمهوری» است.
دسته‌بندی

جمهوری‌های جدید را می‌توان به سه دسته بخش کرد:

    جمهوری‌های دموکراتیک غربی که ریشه‌های تاریخیشان به انقلاب‌های قرن هجدهم و نوزدهم می‌رسد. در این کشورها جمهوری با آزادی حزب‌ها و مطبوعات و اجتماعات همراه است.
    دولت‌هایی که رسماًَ جمهوری نامیده می‌شوند اما در عمل رژیم‌های نظامی و پلیسی بر آنها حکومت می‌کنند.
    جمهوری‌های دموکراتیک توده‌ای که در اروپا و آسیای شرقی فرمانروا هسنتد. عنوان رسمی حکومت در این کشورها دیکتاتوری پرولتاریا است. در این کشورها حکومت یک حزبی است و آزادی مطبوعات و اجتماعات در آن‌ها وجود ندارد.

دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان

دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان عنوانی است که محمود احمدی نژاد و نزدیکانش در سالهای پایانی دولت خود برای تاسیس یک دانشگاه برگزیدند تا بعنوان دانشگاهی غیر انتفاعی و غیر دولتی در تهران فعالیت کند.هرچند تاکنون موفق به دریافت مجوز های قانونی نشده است. در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد وزارت علوم تحقیقات و فناوری در سال ۱۳۹۰ اعلام کرد که این دانشگاه موفق به اخذ موافقت اصولی از شورای گسترش آموزش عالی شد. این دانشگاه در صورت تصویب اساسنامه آن و تاسیس شدن، بدون کنکور در تمام مقاطع تحصیلی از جمله دکتری برای آموزش حضوری امکان فعالیت دارد. در ابتدا وعده تاسیس دانشگاهی به این نام در تاریخ ۱ آبان ۱۳۸۹) توسط دبیر شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور داده شد؛[۱] اما چندی بعد خانه ایرانیان که دولتی یا خصوصی بودن آن مورد بحث است درخواست تاسیس آن را ارائه کرد. محمود احمدی‌نژاد نیز در آخرین گفتگوی تلویزیونی‌اش که در آخرین شب فعالیت دولت دهم اجرا شد، به معرفی دانشگاه ایرانیان پرداخت و بنیان‌گذاری این دانشگاه را اصلی‌ترین برنامه کاری خود پس از اتمام دوره ریاست جمهوری‌اش اعلام کرد[۲] و حتی با اعلام شماره حسابی که به نام خود وی بود، از مردم درخواست کرد با واریز داوطلبانه پول به حساب بانکی‌اش، در این دانشگاه سرمایه‌گذاری کنند.[۳] اما با این وجود، در اولین روز بعد از پایان کار دولت دهم، شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاسیس چنین دانشگاهی مخالفت کرد. این شورا حضور اسامی فاقد صلاحیتی همچون اسفندیار رحیم مشایی و حمیدرضا بقایی را موجب این مخالفت اعلام کرد.

چگونگی موافقت شورای انقلاب فرهنگی با تاسیس این دانشگاه و اتهام استفاده از رانت که از سوی برخی منقدین مطرح شد و همچنین اتهام فساد مالی ناشی از انتقال ۱۶۰ میلیارد ریال از بودجه نهاد ریاست جمهوری در روز آخر فعالیت دولت و سایر منابع مالی و امکانات، این دانشگاه را در مظان فساد مالی قرار داد. همچنین کوچ احمدی نژاد و مهره های کلیدی دولتش به این دانشگاه پس از پایان ریاست جمهوری در کنار ابهامات و سوالات درباره چگونگی اخذ مجوز تاسیس دانشگاه ، باعث جنجالی شدن آن در تابستان ۱۳۹۲ شد.[۴][۵]

وزارت علوم بارها اعلام کرده است که این دانشگاه به دلایل مختلف از جمله عدم طی موازین قانونی غیر مجاز است و اجازه فعالیت ندارد.[۶]

محتویات

    ۱ پیش‌زمینه
    ۲ تاسیس و انتقادات
    ۳ معرفی اعضای هیئت موسس دانشگاه
    ۴ مخالفت شورا با هیئت رئیسه دانشگاه
    ۵ منابع مالی و شائبه فساد
        ۵.۱ انتقال ۱۶۰ میلیارد ریال از نهاد ریاست جمهوری
        ۵.۲ استفاده از ساختمان متعلق به منطقه آزاد قشم
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

پیش‌زمینه

در آبان ۱۳۸۹محمد شریف ملک‌زاده دبیر شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور در مراسم افتتاح مرکز رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی و در حضور اسفندیار رحیم‌مشایی جانشین محمود احمدی نژاد در شورایعالی امور ایرانیان خارج از کشور خبر، از تاسیس «بزرگترین دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان مقیم خارج» داد.[۷]
تاسیس و انتقادات

گرچه ابتدا تاسیس دانشگاهی بدین نام توسط شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور وعده داده شده بود اما در اردیبهشت ۱۳۹۰ (۷ ماه بعد از اولین مصاحبه دبیر این شورا) رسانه‌ها از موافقت شورایعالی انقلاب فرهنگی با تاسیس چنین دانشگاهی خبر دادند. به ادعای خبرگزاری فارس در مکاتبات معاون آموزشی وزارت علوم، برای ریاست هیئت‌امنای این دانشگاه از اسفندیار رحیم‌مشایی نام برده شده‌بود. انتشار این خبر دوره‌ای بود که مناسبات بین مجلس شورای اسلامی از یک سو و احمدی‌نژاد و رحیم‌مشایی از سوی دیگر تیره شده بود و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اعلام کرد که این کمیسیون برای جلسه رسیدگی به وضعیت این دانشگاه، کامران دانشجو (وزیر علوم) را به مجلس فرا خوانده‌است.[۸]

از دیگر انتقاداتی که مطرح شده بود، بحث غیرقانونی بودن جذب دانشجو تنها در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی می‌باشد. به گفته علی آهون‌منش، دبیر اتحادیه دانشگاه‌های غیرانتفاعی ایران، بنابر مقررات وزارت علوم اگر دانشگاهی بخواهد دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری بگیرد، باید برای پذیرش دانشجوی ارشد، در همان رشته دانشجوی فارغ‌التحصیل کاردانی داشته باشد؛ در حالیکه در این دانشگاه مقطع کاردانی ارائه نمی‌شود.[۹]

در مرحله بعدی تاسیس دانشگاه، وزارت علوم در اطلاعیه‌ای که در ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ منتشر ساخت، اعلام کرد خانه ایرانیان که نهادی غیر دولتی است، درخواست تاسیس این دانشگاه را عنوان کرده است. در ادامه اطلاعیه آمده‌است:«براساس ضوابط و مقررات تأسیس و راه‌اندازی موسسات آموزش عالی، موافقت اصولی تنها با تأیید اعلام نیاز و امکان‌سنجی برای تأسیس یک مجموعه آموزشی در شورای گسترش آموزش عالی میسر است که پس از فراهم کردن امکانات زیر ساختی، نیروی انسانی و... بررسی مجدد و تصویب اساسنامه پیشنهادی در شورای گسترش؛ درصورت داشتن شرایط لازم، با طی مراحل قانونی به صدور مجوز قطعی تأسیس تبدیل می‌شود. ضمناً در صورتی که متقاضی، خواستار فعالیت موسسه آموزشی غیردولتی در تهران باشد، کسب مجوز از شورایعالی انقلاب فرهنگی نیز لازم است. طی مراحل قانونی بعدی برای این مجموعه یا هر مجموعه­ای که متقاضی باشد، منوط به تصویب اساسنامه پیشنهادی، ارائه مستندات قانونی و تأمین شرایط مورد نیاز است. لازم به ذکر است در دفتر آموزش‌های آزاد این وزارت بیش از چهل موافقت اصولی که هنوز مراحل بعدی آن به علت عدم احراز شرایط لازم طی نشده‌است موجود است. ضمناً با توجه به حساسیت موضوع (جذب ایرانیان خارج از کشور)، پس از تعدیل­های صورت گرفته، بر اساس آخرین اطلاعات تعدادی از معاونین رئیس جمهور، وزرا و جانشین رئیس شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور نیز به عنوان اعضاء هیأت موسس در دانشگاه مذکور به این وزارت پیشنهاد و معرفی شده­اند.»[۱۰]

در شهریور ۱۳۹۲ نیز یک منبع آگاه در شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره آخرین وضعیت مجوز دانشگاه ایرانیان محمود احمدی نژاد و انتصاب اخیر برخی از معاونان این دانشگاه اظهار داشت: اگر احمدی نژاد رئیس دانشگاه باشد می تواند معاونان خود را در این دانشگاه معرفی کند، اما با توجه به اینکه انتصاب این معاونان قبل از تایید نهایی شورا عالی انقلاب فرهنگی انجام شده اگر یکی از اعضای شورا در این زمینه استفسار کند، آن زمان مسئله برای بررسی به بخش حقوقی این شورا واگذار خواهد شد.[۱۱]
معرفی اعضای هیئت موسس دانشگاه

کامران دانشجو به کمیسیون آموزش مجلس فراخوانده شد تا در خصوص اعضای هیدت موسس دانشگاه و برخی ابهامات دیگر این موضوع پاسخگو باشد. دانشجو در این جلسه اسامی ۷ را معرفی کرد که همگی از اعضای دولت وقت ایران بودند. این اسامی به این شرح است:

    مرضیه وحید دستجردی (وزیر وقت بهداشت)
    علی‌اکبر صالحی (وزیر امور خارجه)
    لطف‌الله فروزنده (معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی)
    ابراهیم عزیزی (معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی)
    حمید بقایی (معاون اجرایی)
    اسفندیار رحیم‌مشایی (جانشین رییس شورایعالی امور ایرانیان خارج از کشور)
    محمد شریف ملک‌زاده (دبیرکل شورایعالی امور ایرانیان خارج از کشور)

انتشار این اسامی در همان زمان این سوال را مطرح کرد که حضور هفت عضو کاملاً دولتی در یک موسسه غیردولتی، آیا به هدف رانت‌خواری انجام شده است؟[۱۲]

محمود احمدی‌نژاد، رئیس دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان، در احکام جداگانه‌ای مسئولان این دانشگاه را منصوب کرد:[۱۳] [۱۴]

    سید شمس‌الدین حسینی، رئیس مجتمع اقتصادی و مالی
    محمدرضا شمس اردکانی، رئیس مجتمع علوم پزشکی
    عبدالرضا شیخ‌الاسلامی، رئیس مجتمع فنی و مهندسی
    حمید بقائی، معاون پشتیبانی
    بهروز مرادی، معاون طرح و برنامه و نمایندگی‌های دانشگاه

مخالفت شورا با هیئت رئیسه دانشگاه

شورایعالی انقلاب فرهنگی در اولین روز پس از پایان کار دولت دهم، اعلام کرد که با تاسیس این دانشگاه موافق نیست و علت آن نیز حضور اسامی اسفندیار رحیم‌مشایی و حمیدرضا بقایی در فهرست اعضای هیئت موسس دانشگاه است؛ زیرا بر اساس مقررات وزارت علوم، هر دانشگاه غیر انتفاعی باید ۷ تا ۸ عضو هیات علمی داشته باشد. این موسسات موظفند در چارت سازمانی خود، از ۳ عضو هیئت علمی با مرتبه استادیاری به بالا و یک روحانی واجدالشرایط بهره ببرند. بنابراین اسفندیار رحیم‌مشایی که هم‌اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشگاه پیام‌نور می‌باشد، فاقد صلاحیت عضویت در هیئت موسس دانشگاه است.[۱۲]
منابع مالی و شائبه فساد
انتقال ۱۶۰ میلیارد ریال از نهاد ریاست جمهوری

وبگاه آبنده آنلاین اندکی پس از تحلیف ریاست جمهوری حسن روحانی و پایان عملی دوران ریات جمهوری احمدی نژاد نوشت « در روز ۱۳ مرداد جاری، یعنی روز تحلیف حجت‌الاسلام حسن روحانی انجام شده و موجودی حساب دانشگاه آقای احمدی نژاد را از ۱۲ میلیون تومان، به ۱۶ میلیارد و ۱۲ میلیون تومان رسانده است.چرا که یک فقره چک به مبلغ ۱۶۰ میلیارد ریال از ذی حسابی نهاد ریاست جمهوری به حساب کوتاه مدت بانک ملت به شماره ۴۷۰۱۶۸۶۴۹۵ به نام دانشگاه غیردولتی، غیرانتفاعی جامع بین‌المللی ایرانیان(یعنی همان حسابی که شماره آن برای اطلاع عمومی منتشر شد) واریز شده است.»[۱۵]

به نوشته وبگاه آینده آنلاین :« آنطور که از سندهای منتشرشده پیداست حساب مذکور در تاریخ ۱۰ مرداد افتتاح شده، شخصی بوده و فقط محمود احمدی‌نژاد و حمید بقایی امکان برداشت و بستن آن را دارند. سهم‌الشرکه هرکدام از این دو نفر، ۵۰درصد موجودی حساب، جهت «تامین سرمایه دانشگاه غیردولتی غیرانتفاعی جامع بین‌المللی ایرانیان» ذکر شده است.....روز پنجشنبه بقایی چند بار به بانک ملت شعبه فلسطین شمالی مراجعه می‌کند تا ۱۶میلیاردتومان را از حساب مذکور خارج کند، اما رییس شعبه بنا به توصیه شفاهی برخی نهادهای مسوول، خواستار بررسی بیشتر می‌شود. در پی این مساله، حمید بقایی با مسوول پرونده ۱۶میلیارد در نهادهای مسوول تماس گرفته و با لحن خاصی می‌خواهد تا از بانک بخواهند حساب را باز کند. گفته می‌شود مسوولان پرونده به عباس جعفری‌دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران نامه نوشته و از وی درخواست کرده‌اند حساب متعلق به احمدی‌نژاد و بقایی بسته شود. در صورتی که این حساب با حکم دادستانی بسته نشود، ممکن است صاحبان حساب ذکرشده بتوانند پول واریزشده از نهاد ریاست‌جمهوری را منتقل کنند. » [۱۶] یک منبع مطلع در دیوان محاسبات هم به خبرگزاری مهر در ۱۰ شهریوز ۱۳۹۲ گفت که مبلغ ۱۶ میلیارد به درخواست این دیوان بلوکه شده است.و امکان همیچگونه نقل و انتقالی نیست. [۱۷] با این وجود روابط عمومی دانشگاه ایرانیان در بیانیه ای مدعی شد که مبلغ ۱۶۰ میلیارد ریال را پس داده اند همانطور که وبگاه آینده آنلاین پیش بینی کرده بود که:«البته وقتی احمدی نژاد در آخرین گفتگوی خود با تلویزیون خودش اذعان کرد فعلاً از یک مکان دولتی برای دانشگاه ایرانیان استفاده می شود، احتمالاً وقتی درباره این ۱۶ میلیارد سوال شود، یکی از آن خنده هایش را می کند و پاسخ می دهد که این دانشگاه، «مال مردم» است!» ؛ در بیانیه دانشگاه ایرانیان همین موضوع مطرح و روابط عمومی دانشگاه جامع بین‌المللی ایرانیان با صدور اطلاعیه‌ای مدعی شد« کمک انجام‌شده به دانشگاه از سوی دولت گذشته، طبق موازین قانونی و با مصوبه هیات‌وزیران و البته امری مرسوم در دولت‌ها بوده و اموال دانشگاه ایرانیان نیز در صورت انحلال متعلق به دولت خواهد بود.»

اکبر ترکان مشاور عالی حسن روحانی نیز اعلام کرد که این انتقال در روز تحلیف غیر قانونی و عمل مجرمانه بوده است و در حال پیگیری توسط دولت روحانی است.
استفاده از ساختمان متعلق به منطقه آزاد قشم

اکبر ترکان مشاور رییس جمهور و دبیر مناطق آزاد می باشد؛ نیز اعلام کرد که «ساختمانی را در منطقه آزاد قشم برای دانشگاه احمدی نژاد( ایرانیان) واگذار کردند که همه این تخلفات در این حیات خلوت انجام شده ؛ این ساختمان از اموال منطقه آزاد است، مال دولت است به چه حسابی اجاره داده شده است؟ چرا این اموال تاراج شده است؟ مگر ارث پدرتان است؟»حمید بقایی دبیر سابق شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه کشور در نامه ای به اکبر ترکان نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد و آن را در برگیرنده اتهاماتی بی اساس و بی پایه نسبت به دوران مسئولیت وی در دبیرخانه شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه خواند و خواستار پس گرفتن این ادعاها شد.