انعقاد خون یا دَلَمه شدن خون (به انگلیسی: Coagulation) فرایندی است که موجب لختهشدن خون میشود. این فرایند از دو مسیر داخلی وخارجی موجب تبدیل فیبرینوژن به فیبرین، فعال شدن فاکتورهای انعقادی و تجمع پلاکتها میشود. انعقاد خون هر چند با لخته شدن خون موجب توقف خونریزی میشود و نقص این فرایند در بیماریهایی مانند هموفیلی کشنده است ولی انعقاد نابجای خون در ایجاد انفارکتوس قلبی (سکته قلبی) و ایسکمی مغزی و آمبولی نیز دخیل است.
محتویات
۱ مسیرهای انعقاد خون
۲ مهار کنندههای طبیعی انعقاد
۳ فیبرینولیز طبیعی
۴ عوامل انعقادی
۵ آزمایشهای انعقاد خون
۶ داروهای ضد انعقاد
۷ منابع
مسیرهای انعقاد خون
مسیر داخلی انعقاد(Intrinstic pathway) در اثر صدمات بافتی و صدمه به سلولهای اندوتلیال عروقی، بافت کلاژن زیر این عروق در معرض دسترسی پلاکتها و فاکتورهای انعقادی قرار میگیرد که موجب فعالیت انها میگردد. در ابتدای این مسیر فاکتور XI توسط فاکتور XIIa برانگیخته میشود، فاکتورهای XI وXII به عنوان فاکتورهای تماسی معروفند.
سپس فاکتور IX توسط فاکتور XIa در حضور یون کلسیم به فاکتور IXa تبدیل میشود. در ادامه این مسیر کمپلکسی از فاکتورهای VIII و IX در ارتباط با ca++ و فسفولیپید پلاکتی سرانجام باعث فعال شدن فاکتور x میگردد.
زمان نسبی ترومبوپلاستین aPTT تست انتخابی برای ارزیابی این مسیر و فاکتورهای I, II, V, VIII, IX, X, XI و XII میباشد.
مسیر خارجی (Extrinsic pathway) در اثر صدمات جدار عروق، فاکتور بافتی (tissue factor) وارد سیستم عروقی میشود و در حضور یون کلسیم فاکتور VII را فعال میکند که در نهایت کمپلکس این دو فاکتور موجب فعال شدن فاکتور X میگردد. زمان پروترومبین (PT) تست انتخابی برای ارزیابی این مرحله و فاکتورهای I,II,V.VII.X میباشد.
مسیر مشترک(مسیر داخلی و خارجی) پس از تبدیل فاکتور X به فاکتور Xa هر دو مسیر در یک مسیر مشترک قرار میگیرند. در ادامه فاکتورXa به کمک کوفاکتور Xa در حضور یون ca++ ،PF3 باعث تبدیل پروترومبین به ترومبین و ترومبین باعث تبدیل فیبرینوژن به فیبرین میگردد. ترومبین مستقیماً قطعات پپتیدی را از زنجیرههای آلفا و بتا مولکول فیبرینوژن میشکند و ایجاد منومرهای فیبرینی میکند که متعاقباً به صورت یک لخته فیبرینی پلیمریک بسیار منظم درمیآیند. به علاوه ترومبین به عنوان یک محرک فیزیولوژیک بسیار قوی برای فعال شدن پلاکتها عمل میکند.
رشتههای فیبرین موجب تشکیل لخته خون میشود که در اینجا فاکتور XIII موجب استحکام لخته فیبرین میشود.
پایدار شدن نهایی لخته خون با فعال شدن فاکتور XIII یا همان فاکتور پایدار کننده فیبرین صورت میگیرد که شامل ایجاد پیوند کووالانسی ما بین اسید آمینههای لیزین با گلوتامین بین زنجیرههای آلفا و Y مجاور هم در مولکولهای فیبرین میباشد. فاکتور XIII همچنین میتواند یک مهار کننده فیزیولوژیک فیبرینولیز را به لخته فیبرین با پیوند کووالانسی متصل کند و در نتیجه لخته مربوطه در مقابل اثر لیزکنندگی پلاسمین مقاومتر خواهد بود. چنانچه در هنگام تشکیل لخته، پلاکت حضور داشته باشد، لخته ایجاد شده کاملاً جمع یا منقبض میشود و علت آن انقباض یک پروتئین پلاکتی است.
مهار کنندههای طبیعی انعقاد
آنتی ترومبین III: با ترومبین به صورت یک به یک جمع شده و آن را از فعالیت باز میدارد.
کو فاکتور II هپارین: این نیز به عنوان مهار کننده ترومبین میباشد، کمبود ارثی این مولکول میتواند موجب ترومبوز شود.
آلفا ماکروگلوبین: از جنس گلیکوپروتئین است و ترومبین را از فعالیت باز میدارد.
پروتئین C: وجودش نیاز به ویتامین K دارد که بوسیله ترومبین فعال شده و موجب انعقاد میشود.
پروتئین S: به عنوان کوفاکتور همراه پروتئین C عمل میکند و برای وجودش، نیاز به ویتامین K است.
پروتئین Z و پروتئاز مربوط به پروتئین Z نیز وجود دارند. پلاسمین و فعال کننده بافتی پلاژسمینوژن (tPA) موجب حل شدن لخته تشکیل شده میشوند.
فیبرینولیز طبیعی
تشکیل لخته باعث قطع خونریزی از عروق صدمه دیده و مجروح میشود اما نهایتاً باید برای برقراری مجدد جریان خون، لخته ایجاد شده از سر راه برداشته شود. این عمل با حل شدن لخته بوسیله سیستم فیبرینولیتیک انجام میشود. آنزیمی پروتئولیتیک به نام پلاسمین بطور متوالی برخی پیوندها را در مولکول فیبرین شکسته و باعث آزاد شدن محصولات پپتیدی و د ر نتیجه حل شدن لخته میشود.
مکانیسمهای متعددی میتوانند در ایجاد پلاسمین فعال دخیل باشند که در همه آنها فاکتورهای خاص انعقاد موجب تبدیل این پروتئین از شکل غیر فعال یعنی پلاسمینوژن به فعال یعنی پلاسمین میشود . اینکار توسط مولکولهایی مانند فعال کننده بافتی پلاسمینوژن(tPA) ، استرپتوکیناز ، اوروکیناز و فاکتور XII انعقاد خون انجام میشود.
آزمایشهای انعقاد خون
آزمون مقادیر طبیعی توضیح
CT دو تا سه دقیقه مقادیر آن بطور ساده زمان لخته شدن خون را نشان میدهد.
PT (زمان پروترومبین) ۱۱ تا ۱۶ ثانیه از علل افزایش PT به تنهایی، میتوان به کمبود فاکتور VII و XIII اشاره کرد. سایر علل افزایش PT کمبود فاکتورهای I، II، V و X است.
aPTT حدود ۲۹ تا ۲۶ ثانیه از علل افزایش PTT به تنهایی میتوان به کمبود فاکتورهای VIII، IX، XI و XII اشاره کرد.
داروهای ضد انعقاد
چون لخته شدن خون در عروق منشا برخی از بیماریها مانند سکته (قلبی یا مغزی)و آمبولی است داروهای ضدانعقاد مانند هپارین ، وارفارین و آسپرین گاه برای پیشگیری از این بیماریها به کار میروند. داروهای حل کننده لخته خون مانند استرپتوکیناز و اوروکیناز و فعال کننده بافتی پلاسمینوژن نیز گاه در درمان اورژانس چنین بیماریهایی کاربرد دارند. داروهای گروه دوم اصولاً با فعال کردن سیستم فیبرینولیتیک بدن موجب حل شدن لخته خون میشوند.
اوروکیناز بطور مستقیم سبب شکسته شدن پیوندپپتیدی میشود، درحالیکه استرپتوکیناز بطور غیرمستقیم اثر نموده و از طریق ترکیب با پلاسمینوژن و تشکیل کمپلکساسترپتوکیناز ـ پلاسمینوژن (که در نهایت به کمپلکس استرپتوکیناز ـ پلاسمین تبدیلمیشود) تشکیل پلاسمین را افزایش میدهد.این دو کمپلکس باقیمانده پلاسمینوژن را بهپلاسمین تبدیل میکنند.