اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

مسجدالحرام

مسجد‌الحرام قبله‌گاه مسلمانان بعد از ماجرای تغییر قبله است و در شهر مکه در کشور عربستان سعودی قرار دارد. بنابر آموزه‌های اسلام هر انسان و موجود زنده‌ای که وارد آن شود ایمن است و نباید به او آسیب رسانده شود. (تصویر ماهواره‌ای)

در صدر اسلام، مسجدالحرام بسیار کوچک بود. نخستین بار خلیفه دوم، عمر بن خطاب دستور داد خانه‌هایی بخرند و بر مساحت مسجد بیافزایند. تا آن زمان، به دور مسجد دیوار نبود. عمر دستور داد دور مسجد دیواری نیز بکشند. خلیفه سوم، عثمان برای مسجد رواق ساخت و بدین‌گونه قسمت‌هایی از مسجد سر پوشیده شد. پس از آن ولید مسجد را به زیبایی بازسازی کرد و ناودان کعبه را با طلا ساخت. از آن زمان تاکنون بارها مسجدالحرام گسترش یافته‌است.
کعبه

به کعبه، خانه خدا، بیت‌الله‌الحرام، بیت العتیق و بیت‌الحرام نیز می‌گویند. دلیل نام‌گذاری کعبه به بیت‌الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده‌ است. بیت‌الله‌الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده‌است. بنابر آیاتی از قرآن و روایات امامان شیعه، خانه کعبه نخستین و مقدس‌ترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده‌است. در احادیث آمده‌است که در آغاز آفرینش سراسر زمین را آب فرا گرفته بود و نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده گشت. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا آدم ساخت و سپس ابراهیم به کمک پسرش اسماعیل تعمیر و بازسازی کرد. کعبه در زمان محمد (صلی ا... علیه و آله و سلم)و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری محمد، بر اساس بنای اولیه ابراهیم، دوباره بازسازی شد. خداوند کعبه و اطراف آن را «حرم» قرار داده است؛ یعنی مقدس شمرده و ارتکاب گناه و قتل و شکار و تجاوز به جان و مال مردم و جنگ و دزدی و راهزنی و... را در آن جایز ندانسته است. وقتی مجرمی به آنجا پناه ببرد کسی حق مؤاخذه او را ندارد. واقعه مهمی که در دوران عبدالمطلب، سرپرست و تولیت کعبه، رخ داد؛ نجات معجزه آسای آن از ویرانی به دست سپاه ابرهه و اصحاب فیل بود. مقارن با ظهور اسلام، صدها بت فلزی و چوبی و سفالی در شکل‌های گوناگون در داخل و بیرون و بر روی دیوارها و سقف کعبه بود، اما در روز فتح مکه که در رمضان سال هشتم هجری رخ داد، محمد وارد کعبه شد و همه بت‌ها را نابود کرد. ساختمان کعبه به شکل مربع مستطیل و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رُکن می‌نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌گویند که سه رکن آن چنین نام دارند: رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی. ساختمان کعبه ۸۵ / ۱۴ متر ارتفاع دارد، طولش ۵۸ / ۱۱ و عرضش ۲۲ / ۱۰ متر است. بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده است که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد. می‌گویند نخستین بار اسماعیل پرده‌ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب می‌شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود.

این بنا بخش‌های دیگری هم دارد؛ همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل. در نزدیکی آن نیز مقام ابراهیم و چاه زمزم واقع است.

گفتنی است تولیت و مناصب کعبه هنوز باقی است.

مکه

مَکّه (به عربی: مدینة مَکّه )، نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. مکه یکی از شهرهای تاریخی عربستان سعودی است و بخاطر قرار داشتن کعبه، قبله‌گاه مسلمانان در آن مقدس‌ترین شهر اسلام به‌شمار می‌رود. مکه زادگاه محمد پیامبر اسلام و محل بعثت او است.

محتویات

    ۱ نام و شهرت
    ۲ موقعیت جغرافیایی
    ۳ اقلیم
    ۴ زیارت
    ۵ نامهای دیگر مکه
    ۶ اماکن زیارتی
    ۷ مسجدهای مکه
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع

نام و شهرت

این شهر علاوه بر نام مکه دارای نام‌هایی همچون «بکّه»، «امّ القری» و «بلدالحرام» نیز بوده‌است که در قرآن به تمامی این اسامی اشاره شده‌است.

مسلمانان معتقدند پس از تشنگی زیاد اسماعیل به اذن خداوند چشمه زمزم زیر پای اسماعیل جوشید و در آن منطقه آب یافت شد، مردم در آنجا ساکن شدند و شهر مکه به وجود آمد و نیز ابراهیم به فرمان خدایش کعبه را ساخت.
موقعیت جغرافیایی

شهر مکه در فاصله ۸۰ کیلومتری دریای سرخ واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا، ۳۳۰ متر است. به خاطر اتوبانی که اکنون ساخته شده، تا بندر جده تنها ۶۰ کیلومتر فاصله دارد و از طریق بزرگراه هجرت، ۴۲۵ کیلومتر با مدینه فاصله دارد. مکه در میان کوه‌ها واقع شده، فاصله بین دو کوه را اعراب شعب می‌گویند. این شهر در میان کوه‌های کم ارتفاعی باسازند سنگی واقع شده‌است درحال حاضر، اطراف مسجدالحرام را خانه‌ها و هتل‌هایی فرا گرفته، که بر فراز این تپه‌های سنگی واقع شده‌اند. برای سهولت رفت و آمد، تونل‌های زیادی برای عبور ماشینها در نظر گرفته‌اند، که مسافت‌ها را بسیار کاهش می‌دهد.
اقلیم

آب و هوای مکه گرم وخشک و کمی مرطوب‌تر از مدینه‌است.
زیارت

اصطلاحاً به کسی که سفر زیارتی به مکه را انجام داده، حاجی گفته می‌شود و مسلمانانی که توان مالی دارند، حداقل یک بار در طول عمر خود به حج می‌روند. هرسال درمراسم رسمی (حج تمتع) در ماه ذیحجه حدود سه میلیون حاجی، خانه را زیارت می‌کنند. درآمد حاصل از حج در مکه بالغ بر ۲ میلیارد دلار است.[۲]
نامهای دیگر مکه
نمایی از کعبه

بکّه: یکی دیگر از نامهای شهر مکه، بکّه است. این نام در قرآن نیز ذکر شده‌است:

    إِنَّ اوَّلَ یَبْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُدیً لِلْعالَمِینَ[۳]
    ترجمه: نخستین خانه‌ای که برای پرستش مردم نهاده شد، همان است که در بکّه‌است، آنجا با برکت و راهنمایی برای جهانیان است.

تفسیر مفسران اسلامی اینست که واژه بکّه در اصل البکّ است و معنای آن «مزاحم شدن» است. وقتی عده‌ای از مردم در مکانی ازدحام می‌کنند، می‌گویند: یباکّ الناس. در روایات منقوله منتسب به امامان شیعه علت نامگذاری مکه به بکه، ازدحام مردم در کنار خانه خدا معرفی شده‌است.

اُمّ القُری: یکی دیگر از نامهای مکه، امّ القری است. چنانکه در قرآن آمده‌است: وَکَذلِکَ اءَوْحَیْنا إ لَیْکَ قُراناً عَرَبِیّاً لِتُنْذِرَ اُمَّ القُری وَمَنْ حَوْلَها[۴]

    ترجمه: و این چنین قرآنی عربی[۵] به تو وحی کردیم تا مردم شهر مکه و اطراف آن را انذار بدهی.

از دید مفسران اسلامی شیعه علت نامگذاری این شهر به امّ القری اینگونه‌است. در روایات راجع به علت نامگذاری آن به‌ام القری سخن گفته نشده‌است. و شاید از آن جهت که از خود این نام، علت نامگذاری آن روشن هست کسی از امامان شیعه راجع به آن سؤ ال نکرده‌است. بنابر تفسیر مفسران شیعه، امّالقری یعنی ریشه شهرها. مکه، ریشه تمام شهرهاست، زیرا اولین نقطه‌ای است که در روی زمین ظاهر شد. علاوه بر اینکه از نظر عظمت و شکوه نیز بر همه شهرها شرف دارد؛ چون نهال اسلام در آنجا رویید و بر سایر سرزمینها و مملکتها سایه افکند.

البلد الا مین: البلد الامین یکی دیگر از نامهای مکه‌است. در قرآن آمده‌است: وَهَذا البَلَدُ الاَمِینَ[۶]

و همه مفسرین اتفاق دارند بر اینکه منظور از البلد الامین، مکه است. از دید مفسرین جمله بلدالامین یعنی شهر کسی که امنیت دارد در علّت نامگذاری شهر مکه به البلدالا مین دو احتمال وجود دارد: احتمال اوّل: شهر مکه حرم خداست. و هر کسی که در حرم بمیرد، خداوند او را در روز قیامت از وحشت و ترس در آن روز، در امان قرار می‌دهد.[۷]
اماکن زیارتی
تصویری از خانه کعبه
کعبه در سال ۱۹۱۰
کعبه در سال ۱۹۱۰

    مسجد الحرام
    حجرالاسود
    منا و عرفات
    صفا و مروه
    کوه ثور
    مقام ابراهیم
    غار حرا

مسجدهای مکه

    مسجدالحرام

مصطفی کسروی

مصطفی کسروی (۱۳۰۲-۱۳۸۵) نوازنده فاگوت، رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی بود.

از آثار او، اورتور شوشتری (برای ارکستر سمفونیک)، «سرود درختکاری» و «گفتگو کن، جستجو کن»، برای آواز و ارکستر، با صدای مرضیه اجرا شده است.

محتویات

    ۱ زندگی و تحصیل
    ۲ فعالیت‌های هنری
    ۳ آثار
    ۴ منابع

زندگی و تحصیل

کسروی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در تربت حیدریه متولد شد. در ۱۳۱۷ وارد هنرستان عالی موسیقی شد و فراگیری فاگوت را نزد یاروسلاو بیزا (استاد چک) آغاز کرد. بعدها در کنسرواتوار سانتاچچیلیا و کنسرواتوار دولتی اریگو بویتو در ایتالیا آموزش دید.
فعالیت‌های هنری

وی در ایران به عنوان مدیر «دایره سرود و موسیقی مدارس»، استاد هنرستان، نوازنده ارکستر سمفونیک تهران، تدوین نظام تازه آموزش موسیقی کلاسیک و سرود فعال بود. وی همچنین رهبری ارکستر نکیسا در رادیو تهران را از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۳ در دست داشت. خسرو سلطانی از شاگردان اوست.

کسروی پس از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرد و سالها نوازندگی فاگوت در ارکستر سمفونیک واتکام در بلینگهام را به عهده داشت.

او در دی ماه ۱۳۸۵ در مکه درگذشت.
آثار

برخی از آثار کسروی عبارتند از: «اورتور شوشتری»، «تصویر گذشته» (برای آواز و ارکستر)، «خاطرات سفر» (برای ارکستر، روی تمی از حسینعلی ملاح،گل باغ آشنایی با اشعار فخرالدین عراقی و آواز محمدرضا شجریان(گل‌های تازه برنامه شماره 180)

تربت حیدریه

تربت حیدریه یکی از شهرهای استان خراسان رضوی و مرکز شهرستان تربت حیدریه است.

تربت حیدریه در ۱۴۰ کیلومتری جنوب مشهد و ۱۰۰۵ کیلومتری تهران است. شهر تربت حیدریه ۵۳ کیلومتر مربع وسعت دارد و ارتفاع آن ۱۳۳۳ متر از سطح دریا می‌باشد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران برابر با ۱۳۱۱۵۰ نفر بوده‌است.[۱]

تربت حیدریه از شرق به شهرستانهای تایباد و تربت جام و رشتخوار، از غرب به کاشمر و از شمال به مشهد و نیشابور و فریمان و از جنوب به شهرستان مه ولات منتهی می‌شود. نام تربت حیدریه به اعتبار نام قطب‌الدین حیدر بر واژه اصیل و ایرانی زاوه در قرن نهم و بعد از آن غلبه یافت.

منطقهٔ تربت حیدریه بزرگترین تولیدکنندهٔ زعفران در جهان محسوب می‌شود. بایگ، یکی از شهرهای تربت حیدریه مرکز ابریشم ایران نام گرفته و بالغ بر ۸۰٪ ابریشم کشور در این محل تولید می‌شود. خربزه، پسته و بادام نیز از دیگر محصولات کشاورزی این منطقه‌است. همچنین معادن طلای زرمهر تربت حیدریه که در روستای زرمهر واقع شده است، تولیدکننده اولین شمش‌های طلا در کشور است که در بازار بورس اوراق بهادار تهران معامله می‌شوند.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ جاذبه‌های طبیعی
    ۳ آثار باستانی
    ۴ بزرگان و نامداران تربت حیدریه
    ۵ زعفران
    ۶ صنایع ومعادن
    ۷ پانویس
    ۸ پیوند به بیرون
    ۹ منابع

تاریخچه

تربت حیدریه در قدیم با نام زاوه شهرت داشته‌است پیشینه تاریخی تربت حیدریه به نام زاوه به دوران قبل از اسلام دوره اشکانیان برمی گردد و به مناسبت مقبره قطب‌الدین حیدر که از معاصرین عطار و از صوفیان قرن ششم هجری بوده بدین نام خوانده شده‌است. بنای زاوه را به زوطهماسب نسبت می‌دهند.[۲] تربت حیدریه پس از دوره صفوی به صورت شهر در آمد. در واقع شهر در حدود دویست سال پیش یعنی دوره حاکمیت اسحاق‌خان قرایی از خوانین و رجال سیاسی عصر قاجاریه رونق گرفت. اسحاق خان به مرمت و آبادانی شهر پرداخته و آن چنان تحولی در شهر بوجود آورد که این شهر تا مدتها به تربت اسحاق‌خان معروف بوده‌است. در دو انقلاب معاصر ایران یعنی انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ شمسی و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ شمسی تربت حیدریه از شهرهای پیشتاز در این فرآیندها بوده‌است. لازم بذکر است که اولین شهری که در ایران در سال ٥٧ مردمش قیام کردند شهر تربت حیدریه بود که در نهم دی ماه با دادن ٩ شهید شهر را از حکومت بهلوی کرفتند و خودشان امور شهر را بدست کرفتند و همجنین اولین شهری بود که مردمش مجسمه شاه را در میدان مرکزی در جلوی انظار زیر دستانش به زمین زدند و شکستن(فیلم سقوط هم در همین زمینه ساخته شد و مستندات تاریخی را به مرور قرار داد)
جاذبه‌های طبیعی

باغات کامه علیا و سفلی در شمال تربت حیدریه و رودخانه حصار و صنوبر، آبشار رودمعجن و شکارگاه از جاذبه‌های طبیعی این شهرستان هستند. از جاذبه‌های دیدنی و تفریحی شهر تربت حیدریه می‌توان به اماکنی همچون مجموعه باغ ملی و پارک جنگلی پیشکوه اشاره کرد.

رودخانه حصار این رود خانه که سرچشمه آن کوههای حصار می‌باشد رودخانه تقریبا پر آبی است که باعث ایجاد سرسبزی در این روستا شده و پس از حصار آب آن به چند روستای دیگر سرازیر می‌شود

    آبشار رودمعجن

روستای رودمعجن در ۴۸ کیلومتری غرب تربت حیدریه واقع است. در ۴ کیلومتری این روستا آبشاری زیبا به ارتفاع ۲۸ متر پدید آمده که از سلسله جبال چهل تن در ۴۵ کیلومتری غرب شهرستان سرچشمه می‌گیرد. رود معجن پس از ایجاد آبشار و مشروب کردن آبادی، در نزدیکی روستای رود معجن وارد رودخانه حصارچه می‌شود.

    مناطق شکار ممنوع برنای و ژرف

این مناطق در شرق شهرستان تربت حیدریه و در ارتفاعات شهرستان زاوه قرار دارند. این مناطق جلگه‌ای در بعضی نواحی دارای ارتفاعات سنگی زیبایی هستند که مامنی مناسب برای زیست حیوانات وحشی به شمار می‌روند. در این مناطق حیواناتی نظیر قوچ، میش، قرقاول، سیاه سینه، گرگ و عقاب زندگی می‌کنند.

    غار ماه پری

به رقم وجود اتلال باستانی متعدد و شواهد برجای مانده که حکایت از پیشینه‌ای مشخص و رد پای انسان ماقبل تاریخ در منطقه تربت حیریه دارد از دیگر نمونه‌های با اهمیت آثار غاری است موسوم به ماه پری در ۱۹ کیلومتری شمال غربی تربت حیدریه و در نزدیکی روستایی به نام صنوبر که به استناد بررسی باستان‌شناسی از نخستین زیست گاه‌های این منطقه مربوط به پیش از تاریخ بوده است.

    پارک کوهستانی پیشکوه

این پارک در حاشیه شهر تربت حیدریه واقع شده است با مساحت ۸۰۰ هکتار بزرکترین پارک جنگلی خاورمیانه نام گرفته است. بخشی از این پارک تا ارتفاعات ۳ قله امتداد یافته است. این پارک شامل گلزار شهدا، پارک سنگی، رستوران، کافه سنتی و مصلا است که در آن وسایل تفریح کودکان قرار دارد. لازم به ذکر است که عملیات اجرایی این پروژه از سال ۱۳۷۸ آغاز شده و هنوز ادامه دارد.

    ارتفاعات مل کوه (به ضم میم)

این ارتفاعات در ۷۰ کیلومتری شمال غربی تربت، در بخش کدکن قرار دارد. هر ساله تعداد زیادی از کوهنوردان جهت صعود به قلل این ارتفاعات عازم منطقه می‌شوند. در مسیر این ارتفاعات باغات میوه بسیار و چشمه سارهای جوشان و چشم اندازهای بدیع فراوان وجود دارد.
آثار باستانی

    رباط شریف آباد در کیلومتر ۳۵ جادهٔ مشهد-نیشابور و در درهٔ شریف‌آباد
    آرامگاه ابوسعید ابوالخیر از عرفای قرن پنجم در روستای مهنه
    رباط بی‌بی در حاشیهٔ روستای ظهیرآباد
    مقبره شیخ مغولی حسن میرزا و شاه سنجان در سنگان، ۲۵ کیلومتری تربت حیدریه
    خرابه‌های جیزد در اکبرآباد رشتخوار مربوط به از صدر اسلام تا دوره تیموری
    بنای مزار فردی به نام نظام‌الملک و مدفن شیخ ابوالوفای الخلوی کدکنی در کدکن

مزار بی‌بی حسنیه در داخل شهر تربت حیدریه

    بقعه احمدرضا معروف به مزار بوری‌آباد
    بقعه شاه سلطان سلیمان از دوره صفوی
    چهار تاقی بازه‌هور

    بازه‌هور (بزدغور) محلی بین مشهد و تربت‌حیدریه در نزدیکی رباط‌سفید است. بنای بازه‌هور از سنگ و گچ است و این چهارتاقی جزو آتشکده‌های دوره ساسانی به‌شمار می‌آید. ویرانه‌های دو قلعه تاریخی دیگر به نام قلعه‌دختر و قلعه‌پسر بر فراز کوهستان و بر دو سمت آتشکده هنوز موجود است.

    مزار قطب‌الدین حیدر

    این مزار مدفن قطب‌الدین حیدر عارف قرن ششم هجری (۶۱۸-۵۱۳ هجری قمری) و سرسلسلهٔ فرقهٔ حیدریه است، این بنا در داخل شهر تربت حیدریه واقع شده و از آثار دوره صفویان می‌باشد.

    مزار شاه سنجان

    این مزار در کیلومتر ۲۵ جاده تربت حیدریه به خواف و در شرق دهکده سنگان رشتخوار قرار گرفته‌است. مدفن یکی از مشایخ سلسله چشتیه و از خواص مریدان خواجه مودودچشتی (م.۵۲۷) است که در سال ۵۹۷ یا ۹۳ یا ۹۹ در سنجان وفات یافته و در همانجا مدفون گشته‌است.

    بنای آرامگاه

مقبره قطب الدین حیدر مشتمل بر ایوانی مرتفع، ورودی و محوطه زیر گنبد است که فضایی به صورت گنبد خانه با وسعت حدود ۱۰۰ متر شکل گرفته و نقشه آن در نمای خارجی به شکل چلیپایی است. مدفن شیخ در میان محوطه زیر گنبد قرار گرفته و ضریح چوبی آن دارای تاریخ ۹۸۷ ه. ق است. در امتداد فضای ورودی نیز محرابی تعبیه شده است. بنای موجود در چندین دوره تاریخی مورد توجه قرار گرفته است بنحوی شالوده آرامگاه احتمالاٌ در دوره تیموری با گنبد دو پوسته گسسته استوار بر طاق نماهای شانزده گانه ایجاد شده، در دوره صفویه در سال ۱۰۲۳ هجری به همت خواجه سلطان محمود تربتی نیز تغییراتی در معماری آن صورت گرفته است.

    مسجد جامع رشتخوار در حومه شهر رشتخوار و از دوره سلجوقی

در ضلع غربی مقبره قطب الدین حیدر ایوان مسجد جامع قدیم تربت حیدریه جلب نظر می‌کند. ارتفاع ایوان مذکور ۵/۱۱ و طول آن حدود ۵/۱۰ متر است. فضای داخلی ایوان مقصوره یا گنبد خانه مسجد با وسعت بیش از ۲۰۰ متر شامل غرفه و محرابی مزین به مقرنس و نیز تزییناتی به شیوه کاربندی در بخش زرین گنبد است. بنای مسجد جامع آجری است و تاریخ بنای آن که نام بانی را نیز شامل می‌شود بر سنگ سیاه و لوح مانندی حک شده است که نشان دهنده سال ۱۰۴۵ ه. ق زمان شاه صفی و به نام خواجه عبدالله فرزند درویش علی تربتی است.

    رباط طبسی

از دیگر بناهای موجود در مجموعه معماری قطب الدین حیدر، رباطی است که حاج محمد ابراهیم طبسی از تجار معروف عصر قاجار در اواخر این دوره در ملک شخصی خود بنا کرد. رباط طبسی در زمره بناهای دو ایوانی است که شامل فضای ورودی، هشتی، تعدادی حجره مشرف به میان سرای بنا، انبار و اصطبل است.

    آرامگاه شیخ ابوالقاسم گورکانی

این بنا در ۳ کیلومتری جنوب شهرستان تربت حیریه در روستایی به نام شیخ ابوالقاسم گورکانی ساخته شده است. وی در سال ۳۷۳ ه. ق بر مسند ارشاد نشست و به سال ۴۵۰ ه. ق دار فانی را وداع گفت. آرامگاه شیخ به صورت طاقی است که گنبدی بر فراز آن قرار گرفته و در مجاورت بنای مرکزی ابنیه‌ای برای اقامت زائران ایجاد شده است. بقعه امروزی به همت شیوخ گناباد و متصوفه روی بنایی از دوره صفویه بنیان گردیده است. شیخ ابوالقاسم گورکانی از مشهورترین عرفای خراسان (فوت به سال ۴۵۰ هجری قمری) و پنجمین قطب سلسلهٔ صوفیهٔ معروفیه‌است.

    رباط لاری

این بنا در بازار شهر و در محله میدان رباط قرار دارد و به همت حاج محمد رضا لاری از تجار معروف شهر به سال ۱۳۰۸ ه. ق ساخته شده است. این رباط از بناهای دو ایوانی است و مشتمل بر هشتی ورودی، صحن، حجره، غرفه، اصطبل و... است. همچنین فضای ایجاد شده در این بنا به صورت ۲۴ غرفه تابستانی بوده و اتاقک‌های پشتی استفاده زمستانی داشته است. علاوه بر آن ۴ فضای وسیع به صورت انبار در چهارگوشه رباط ایجاد شده است. آرامگاه حاج محمد رضا لاری نیز در غرفه‌ای در بازارچه جنب رباط قرار دارد.

    رباط کسکک

این رباط در ۲۵ کیلومتری شمال تربت حیدریه در حاشیه معبر روستایی به نام کسکک قرار دارد. رباط دارای سردر ورودی است که بر طرفین آن ایوانچه‌ها و طاق نماهایی ایجاد شده است. اتاق‌های اقامت کاروانیان نیز در پیرامون مهمانسرای رباط ساخته شده که فضای ورودی آنها دارای سردر و فضای داخل آن نیز شامل تاقچه و بخاری دیواری است. در گوشه‌های این بنا محل نگهداری احشام ایجاد شده است. اعتصام الملک در سفرنامه خود به این بنا با عبارت رباطی کوچک اشاره می‌کند. بنای این رباط یادگاری از معماری دوره صفویه است.

    مسجد کدکن

این بنا تالاری است مستطیل شکل و نسبتاٌ وسیع به صورت شبستان که در مرکز آن دو طاق بزرگ تشکیل گنبدهای چهار ترک را داده است. در انتهای هر یک از این طاق‌ها نیز عناصری از معماری طاق به مثابه ستونی برای استحکام گنبدها ایجاد شده است. محرابی هشت گوشه زینت بخش این مسجد گردیده و دیواره شمالی شبستان نیز در دو طبقه ساخته شده است که اشکوب زیرین آن دارای ۴ حجره است.

    بنای مقبره شیخ حیدر

در سمت جنوبی مسجد بنایی با نقشه چلیپایی ایجاد شده است و این بنا در گذشته دارای کاشی‌های فیروزه‌ای و مسدس بوده که هم اکنون آثار کمی از آن برجای مانده است. بر گوشواره‌های فضای داخلی بقعه هشت ستون سنگی در نبش دیوار نصب است که بر آن با گچ قسمتی از سوره مبارکه (یس) با خط سفید در زمینه لاجوردی نقش بسته است و در زاویه جنوب غربی در بخش باقیمانده کتیبه عبارت (فی شهر ذی الحجه ۹۰۶) مشاهده می‌شود.

    حمام حاجی رئیس

همانگونه که از نام آن برمی آید حاجی رئیس آن را در اواخر دوره قاجاریه بنا کرده است. از فضاهای مهم این حمام می‌توان به رشته پلکان‌های ورودی، سربینه، بینه، گرمخانه و مخازن آبگرم و سرد اشاره کرد که از ویژگی‌های جالب توجه آن هشت پر نقاشی ستون‌های سنگی بسیار زیبا است که فضای گنبدی بینه را پدید آورده است و در میان فضای آن نیز حوض سنگی به شکل هشت ضلعی قرار دارد. فضای ورودی حمام در قسمت سردر ورودی مزین به کاشی کاری لاجوردی منقوش به گل و بوته است.
بزرگان و نامداران تربت حیدریه

تربت حیدریه از زمان‌های قدیم محل برخاستن دانشمندان، عارفان، شاعران و سیاستمداران بوده است. علی اکبر تربتی از شاگردان آخوند خراسانی، ملا عباس تربتی، حسینعلی راشد، عبدالسلام تربتی، محمود شهابی خراسانی، برادرش علی اکبر شهابی و دکتر آرمین محسن دانشگر (از سرشناسان جهان معماری)، حسن تفتیان (رکورد دار دو 100 و 200 متر ایران), مهران بابایی (قهرمان کشتی), محمّد قهرمان (پژوهشگر، مصحح و شاعر برجستۀ خراسانی), جلال رفیع (طنز پرداز و مجری تلویزیون ایران), علی اکبر آزادی متخلص به گلشن آزادی, محمد میرزا کاشف السلطنه (پدر چای ایران), مصطفی کسروی(موسیقی دان), دکتر محمد حسن ابریشمی (محقق کشاورزی و نویسنده کتاب تحقیقی زعفران )و مصطفی رمضانی از دانش آموزان برتر المپیاد آسیایی و ict اشاره کرد.
زعفران
مزارع زعفران در تربت حیدریه

تربت حیدریه با تولید بیش از ۱۵۰ تن زعفران خشک اولین منطقه از لحاظ تولید زعفران در دنیا است. ایران در مجموع با تولید ۱۵۰-۱۷۰ تن زعفران بزرگترین کشور تولید کننده زعفران در جهان محسوب می‌شود و استان خراسان رضوی بیشترین مقدار زعفران تولیدی کشور را دارا می‌باشد به نحوی که در سال ۱۳۸۶ بیش از ۴۱هزار هکتار از اراضی این استان زیر کشت این محصول قرار گرفت. این شهرستان به تنهایی بیش از ۹۰ درصد زعفران دنیا را تولید می‌نماید.[۳]
صنایع ومعادن

تربت حیدریه دارای معادن غنی ومتنوع بیش از ۲۳ نوع ماده معدنی می‌باشد ودر بخش صنعت دارای صنایع بزرگ از جمله کارخانه سیمان زاوه، طلای زرمهر، قند و فولاد است. واحدهای تولیدی شهرستان شامل کارخانه سیم رضا، کارخانه مس توس،، کارخانه آرد والسی، کار خانه آرد بهنام، کارخانه فرش آرا، کارخانه ایران نکتار، زیره پاک کنی وپنبه پاک کنی طلای سفید، کارخانه کائولین، مجتمع فولاد رخ، محتمع فولاد تربت حیدریه شرکت تولیدی فراورده‌های لبنی شیر رضوان، کارخانه شیر کامل، کار خانه قند تربت حیدریه، کار خانه کاشی زرین، کارخانه شیرپاکان رضوان، سر دخانه بزرگ سه هزار تنی و کار گاههای ابریشم کشی، شرکت سیمان زاوه تربت، کارخانه خوراک دام رخ، کارخانه خوراک دام زاوه، مجتمع صنایع تبدیلی رادوار توس، کار خانه ماکارونی مهسان، شرکت زعفران کیان توس، کارخانه خوراک دام خراسان، کار خانه نمک سرهنگ، کار خانه گچ رخ، معدن طلای بایگ، معدن سنگ بایگ، معادن کائولین، می‌باشد. همچنین وجود معادن غنی سیلیس به عنوان غنی ترین منابع سیلیس جهان-باریت، منیزیت-آگات-بنتونیت-کالک-خاکهای صنعتی-گل سفید-گچ-آهک-کرومیت-منگنز-مس-نقره-طلا-فیروزهو سنگهای تزئینی (تراورتن-گرانیت-مرمر) شهرستان تربت حیدریه را در زمره یکی از قطبهای معدنی استان خراسان رضوی قرار داده است.

قطب‌الدین حیدر تونی

قطب‌الدین حیدر تونی، از عارفان بزرگ شیعه سده‌های ۶ و ۷ هجری و سرسلسلهٔ فرقهٔ حیدری بوده‌است.

قطب‌الدین حیدر تونی، در سده ۶ هجری در شهر تون (فردوس امروزی) زاده شد. وی با عطار همنشینی داشته و عطار، کتاب حیدری‌نامه را به نام وی نوشته است.[۱] وی مدتی در تبریز اقامت کرد و در سال ۶۱۸ در آنجا درگذشت.

یا این حال، امروزه در شهر تربت حیدریه، آرامگاهی به نام وی موجود است و گفته می‌شود که تربت حیدریه بر مزار وی ساخته شده‌است.[۲] ولی بنا به نظری دیگر، آرامگاه موجود در تربت حیدریه، متعلق به قطب‌الدین حیدر زاوه‌ای بوده[۳] و قطب‌الدین حیدر تونی در تبریز مدفون است.

حیدری

افراد
نویسندگان و پژوهشگران

    فرهاد حیدری گوران، نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی
    احمدعلی حیدری، دانشیار فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

اهالی موسیقی

    محمد حیدری، نوازنده موسیقی ایرانی

ورزشکاران

    خسرو حیدری، فوتبالیست ایرانی
    سپهر حیدری، فوتبالیست ایرانی
    علیرضا حیدری، کشتی گیر ایرانی

دیگر افراد

    محمدرضا حیدری، کنسول سابق ایران در اسلو
    مرتضی حیدری، گوینده تلویزیون ایران

جای‌ها

    ملک حیدری، از شهرستان‌های سیستان و بلوچستان
    پناهگاه حیات وحش حیدری، از مناطق حفاظت شده حیات وحش محیط زیست ایران در خراسان رضوی.
    حیدری (بوشهر)، از روستاهای شهرستان بوشهر در استان بوشهر.
    حیدری (تنگستان)، از روستاهای شهرستان تنگستان در استان بوشهر.


دیگر موارد

    حیدری، از طوایف سیستان و بلوچستان
    حیدری نعمتی، از گروه‌های تصوّف شیعی در ایران به سرکردگی قطب‌الدّین حیدر تونی

نام خانوادگی

نام خانوادگی یا نام فامیل یا فامیل یا فامیلی بخشی از نام یک شخص است که تعلق فرد را به یک فامیل یا خانواده بیان می‌کند.[۱] همچون بسیاری از کشورهای جهان، [۲] در ایران نیز نام خانوادگی فرزند قانوناً به صورت پیش فرض از پدر و اجداد پدری اخذ می‌گردد.[۳] در فارسی افغانستان واژهٔ «تخلص» به جای نام خانوادگی به کار می‌رود، هر چند که بسیار از افغانان تخلص ندارند.
تاریخچه

پیدایش نام خانوادگی برای خاندان‌های مهم و سرشناس به چین باستان و امپراطور ژی فو در ۲۸۵۲ پیش از میلاد باز می‌گردد.[۴]

در ایران، انتخاب نام خانوادگی به شکل امروزین آن از سالهای انقلاب مشروطیت در میان قشر روشنفکر جامعه معمول شد. با پایان جنگ جهانی اول اداره سجل احوال تهران آغاز به کار نمود و بعدها در زمان رضا شاه و در سال ۱۳۰۴ لوایحی به تصویب مجلس شورای ملی رسید که بر اساس آن استفاده از القاب گذشته منسوخ و انتخاب نام خانوادگی برای کلیه اتباع ایران اجباری گردید.[۵][۶]
نام خانوادگی در ایران

نسبت دادن یک نام خانوادگی به هر ایرانی، از سال ۱۳۱۳ به صورت قانون مدنی درآمد و اجباری شد و از آن زمان، به مرور زمان، برای تمام اتباع ایران، نام خانوادگی انتخاب شد که متناسب با محل اسکان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان، پدر، پدربزرگ و جد، گاهی هم شغل یا حرفه یا یک ویژگی بدنی بود. پیش از تصویب این قانون و در سال ۱۳۰۴، لایحه‌ای تصویب مجلس شورای ملی رسیده بود که بکار بردن هر لقبی از جمله خان، میرزا، سلطنه، دوله را برای ایرانیان ممنوع کرده بود و تنها القاب مجاز، آقا برای مردان و بانو برای زنان، در نظر گرفته شده‌بود. امروزه، ۴ نسل از زمان تصویب این قانون در سال ۱۳۰۳ می‌گذرد و بیش از ۱۰ هزار نام‌خانوادگی در ایران به ثبت رسیده‌است که القاب با بیشترین فراوانی عبارتند از: محمدی، حسینی، احمدی، رضایی، مرادی، حیدری و ... .[۷][۸]

نام‌های خانوادگی ممکن است دارای پسوند، میانوند، پیشوند و یا فاقد آن باشند. با این‌حال اغلب نام‌های خانوادگی معمولاً نسبی بوده و فرد یا فامیل را به یک فرد مهم (محمدی، حسینی، ...)، به یکی از اجداد (مهدی‌پور، محمدزاده، ...)، به یک محل (تبریزی، اصفهانیان، شیرازی، ...)، به یک شغل یا حرفه (صراف، جواهریان، پزشکزاد، ....)، به یک دودمان (آل‌هاشم، بنی‌هاشمی، ....)، به یک ویژگی بدنی (خوش‌چهره، ....) یا فیزیکی (قهرمان، قوی‌پنجه، ...) نسبت می‌دهند.[۹]

بر اساس قوانین ایران هر فرد ایرانی فقط برای یکبار در طول عمر خود می‌تواند نام خانوادگی خود را با شرایطی تغییر دهد. این تغییر (که معمولاً بین سه تا شش ماه به طول می‎‌انجامد)[۱۰] تابع شرایط و مقرراتی است. بر اساس این مقررات، زنان پس از ازدواج واجد شرایط تغییر نام خانوادگی محسوب می‌گردند.[۱۱] یکی از مشهورترین موارد تغییر نام خانوادگی در ایران، به تغییر نام خانوادگی محمود احمدی‌نژاد از سبورجیان به احمدی‌نژاد باز می‌گردد.

نام

نام یا اسم، واژه ای است برای هویت‌بخشی هر انسان که معمولاً برای افراد مرد و زن متفاوت می باشد. نام را معمولاً چند روز پس از زاده شدن آدمی برمی‌گزینند و هنگام گرفتن شناسنامه فرد، آن را ثبت می‌نمایند.[۱] نام در اینجا در کنار اصطلاح نام خانوادگی است.

محتویات

    ۱ کاربرد لغوی
    ۲ گونه‌های نام
    ۳ پیوند به بیرون
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

کاربرد لغوی

در زبان فارسی درحقیقت به اسم خاص دستور (شخص، حیوان و شی منحصربفرد) نام نیز گفته می شود. (اصفهان=نام شهر). نام بیشتر به اسم خاص اشخاص (کوروش بزرگ=نام یک پادشاه) گفته می شود. اما به اسامی خاص دیگر (خلیج فارس=نام یک آبراهه) و ... نیز نام گفته می شود. گاه نام به اسم عام (انسان=نام نوعی موجود زنده باشعور) نیز اشاره دارد. در این موارد با اسم مترادف است و در اصطلاح محاوره ای بجای نام از کلمه اسم و برعکس بهره گرفته می شود.
گونه‌های نام

    نام‌های میهنی
    نام‌های مذهبی
    نام‌های برگرفته از طبیعت
    نام‌های برگرفته از کسان سرشناس تاریخی

فدرالیسم

فدرالیسم از ریشه لاتین foedus یا foederation به معنای اتحاد یا قرارداد، یک مفهوم سیاسی است که در آن گروهی از واحدها (ایالات، استان‌ها، کشورها و…) با یکدیگر متعهد شده‌اند و به نمایندگی از آن‌ها یک حکومت مرکزی وجود دارد. اصطلاح فدرالیسم همچنین برای توصیف یک سیستم حکومتی به کار می‌رود که در آن حق حاکمیت، مطابق قانون اساسی بین یک قدرت حکومت مرکزی و واحدهای سیاسی تشکیل دهندهٔ آن (مانند ایالت‌ها یا استان‌ها) تقسیم شده‌است. فدرالیسم، نظامی بر مبنای قواعد دموکراسی و نهادها و سازمان‌هایی است که در آن‌ها قدرت ادارهٔ کشور، بین حکومت‌های ملی و ایالتی یا استانی تقسیم شده‌است و آنچه که اغلب فدراسیون نامیده می‌شود را ایجاد می‌کند و طرفدارانِ آن «فدرالیست» نامیده می‌شوند.

کشور های دارای ساختار فدرال، عموماً طی شکل گیری ابتدایی و بنیان گذاری (چون آلمان یا ایالات متحد آمریکا) یا طی شکل گیری مجدد، مثلاً پس از جنگ یا فروپاشی (چون عراق یا روسیه) به این صورت شکل گرفته اند. در حقیقت تا به حال هیچ کشور تاریخی، یک پارچه و موجود در صحنه، روش کشور داری خود را به ساختار سیستم اصیل فدرال برنگردانده است. بالا بردن سطح حقوق ایالت ها الزاماً فدرالیسم محسوب نمی‌شود. سیستم حکومتی فدرال پیوسته برای جلب رضایت ایالت ها، ایل ها و اقلیت های استقلال طلب و خود مختاری گرا جهت آسان سازی شکل گیری کشوری جدید یا پایداری و دوام کشوری نوسازی شده عرضه گردیده. [۱]

محتویات

    ۱ فدرالیسم اروپایی در مقابل فدرالیسم آمریکایی
    ۲ نمونه های فدرالیسم
        ۲.۱ ایالات متحده
        ۲.۲ فدرالیسم در اروپا
            ۲.۲.۱ اتحادیهٔ اروپا
        ۲.۳ استرالیا
        ۲.۴ کانادا
        ۲.۵ هند
            ۲.۵.۱ فدرالیسم نا متقارن
            ۲.۵.۲ سیاست‌های ائتلافی
        ۲.۶ روسیه
        ۲.۷ مثال‌های دیگر
    ۳ بخش‌های قدرت
    ۴ نهادهای حکومتی
    ۵ منابع
    ۶ منابع برای مطالعه بیشتر

فدرالیسم اروپایی در مقابل فدرالیسم آمریکایی

در اروپا، فدرالیست گاهی برای توصیف کسانی به کار می‌رود که طرفدار یک حکومت فدرال مشترک، با قدرت توزیع شده در سطوح منطقه‌ای، ملی و فراملی هستند. بیشتر فدرال‌های اروپایی مایل هستند که این امر در سراسر اتحادیه اروپا توسعه یابد. فدرالیسم اروپایی، پس از جنگ اروپا شکل گرفته‌است. یکی از مهم‌ترین ابتکارات در این زمینه، سخنرانی وینستون چرچیل در شهر زوریخ در سال ۱۹۴۶ بود.[۲]

در ایالات متحده امریکا، فدرالیسم در ابتدا به باور به یک حکومت مرکزی قدرتمندتر اشاره داشت. زمانی که پیش نویس قانون اساسی ایالات متحده نوشته شد، حزب فدرالیست، از ایجاد یک حکومت مرکزی قدرتمندتر حمایت کرد. در حالی که ضد فدرالیست‌ها خواستار یک حکومت مرکزی ضعیف‌تر بودند. این امر با کاربرد مدرن فدرالیسم در اروپا و ایالات متحده بسیار متفاوت بود. این تمایز ناشی از این واقعیت بود که فدرالیسم در میانهٔ یک طیف سیاسی بین کنفدراسیون و یک دولت متحد واقع شده‌است.

قانون اساسی ایالات متحده، به عنوان یک واکنش به قانون کنفدراسیون نوشته شد که مطابق آن ایالات متحده یک کنفدراسیون سست با یک دولت مرکزی ضعیف بود. بعداً، طی جنگ داخلی امریکا، اعضای ایالات کنفدراسیون امریکا از حکومت مرکزی ضعیف‌تر حمایت کردند، در مقابل سربازان دولت ایالات متحده بودند که مدافع اتحاد بودند و از آنان با نام فدرال‌ها یاد می‌شد.[۳] بنابر این بحث در ایالات متحده پیرامون فدرالیسم حول محور یک حکومت مرکزی قدرتمند و در مقابل کنفدراسیون سابق شکل می‌گرفت.

در مقابل، اروپا تاریخ غنی‌تری از ایالات متحد شده نسبت به امریکای شمالی داشت. بنابراین بحث‌ها پیرامون فدرالیسم بیشتر حول محور یک حکومت مرکزی ضعیف‌تر در برابر دولت واحد شکل می‌گرفت. استفادهٔ مدرن امریکا از این مفهوم فدرالیسم بسیار نزدیک‌تر به مفهوم اروپایی آن است. هر چه قدر که قدرت دولت فدرال افزایش می‌یافت، برخی از مردم بیشتر خواستار یک دولت واحد بودند تا آن چیزی که مورد نظر آبای بنیانگذار امریکا بود. بیشتر مردم در ایالات متحده از نظر سیاسی از فدرالیسمی که قدرت‌های دولت فدرال در آن محدود است، دفاع می‌کنند. به ویژه در زمینهٔ دادرسی، مدافع قدرت‌های محدود دولت فدرال هستند.

در کانادا فدرالیسم نوعاً در مقابله با جنبش‌های جدایی طلب اعمال می‌شود. دولت‌های آرژانتین، برزیل، استرالیا، هند و مکزیک نیز در میان سایر کشورها بر اساس اصول فدرالیسم اداره و سازمان دهی شده‌اند.

یک کشور فدرال ممکن است تنها شامل دو یا سه بخش داخلی باشد، همانند بلژیک با بوسنی و هرزه گوین. عموماً دو حالت افراطی در فدرالیسم می‌تواند مورد تمایز قرار گیرد. در یک حالت، دولت فدرال بسیار قوی است و اغلب کاملاً یک پارچه است و تنها چند قدرت خاص برای دولت‌های محلی در نظر گرفته شده‌است ولی در دیگر حالت افراطی، دولت ملی با قدرت‌های محدود ممکن است تنها در اسم دولت فدرال باشد در حالی که در واقع یک کنفدراسیون باشد.

در سال ۱۹۹۹ دولت کانادا، مجمع فدراسیون را به عنوان یک شبکهٔ بین‌المللی برای تبادل بهترین کارکردهای فدرالیسم بین کشورهای فدرال و کشورهایی که در حال فدرالی شدن هستند بنیان نهاد. مقر اصلی مجمع فدراسین در اتاوا است. دولت‌های همکار در مجمع فدراسیون شامل، استرالیا، برزیل، کانادا، اتیوپی، آلمان، هند، مکزیک، نیجریه و سوئیس هستند.

بعضی از فرقه‌های مسیحیت بر اساس اصول فدرالیسم سازماندهی می‌شوند. در این کلیساها این امر به عنوان نظریهٔ فدرالیسم دینی یا الهی شناخته می‌شود.
نمونه های فدرالیسم

میتوان انواع حکومتهای فدرال را به دو دسته بزرگ تقسیم کرد. [۴] دسته اول حکومتهای فدرالی هستند که مبنای تقسیم جغرافیایی است و تقسیمات قومی - زبانی را در نظر نمی‌گیرند . [۴] بسیاری از دولتهای فدرال قدیمی‌تر غربی مانند آمریکا ، استرالیا و آلمان جزو این گروه هستند . [۴]به این گروه از دولتهای فدرال ، دولتهای فدرال ملی گفته میشود . [۴] بیشتر این دولتها از ادغام واحدهایی درست شده‌اند که از قبل بصورت مستقل وجود داشتند و علت بوجود آمدن این دولتها ، متحد کردن مردمی بود که در واحدهای متفاوت زندگی میکردند و حداقل از زبان یا فرهنگی مشترک بهره میبردند .[۴]

دسته دوم نه تنها تفاوتهای قومی و زبانی را به رسمیت می‌شناسند ، بلکه این تفاوتها را در ایدئولوژی و مبانی خود لحاظ میکنند . [۴]این گونه دولتهای فدرال را دولتهای فدرال قومی می‌نامند . [۴] دولتهای فدرال اتیوپی و عراق نمونه‌هایی از این دولتها هستند .
ایالات متحده
نقشهٔ ایالات متحده که متشکل از پنجاه ایالت است.

فدرالیسم در ایالات متحده رابطه‌ای در حال تکامل میان دولت‌های ایالتی و دولت مرکزی ایالات متحده دارد. دولت امریکایی از یک سیستم دوگانهٔ فدرالیسم به یک فدرالیسم مشارکتی تکامل یافته‌است. به دلیل این که نهادهای سیاسی ایالات از قبل وجود داشتند، قانون اساسی ایالات متحده نیازی نداشت که فدرالیسم را در هر بخش تعریف کند یا توضیح دهد؛ اما اغلب حقوق و مسئولیت‌های دولت‌های ایالتی و مقامات دولتی را در رابطه با دولت مرکزی ذکر می‌کند. دولت مرکزی قدرت‌های تصریح شده خاصی را دارا است که قدرت‌هایی هستند که در قانون اساسی مورد اشاره قرار گرفته‌اند و شامل حق وصول مالیات، اعلام جنگ و تنظیم تجارت بین ایالتی و خارجی می‌باشد. به علاوه ماده‌ای معروف به «مادهٔ ضروری و مناسب» در قانون اساسی است که به دولت مرکزی این قدرت ضمنی را اعطا می‌کند تا هر قانون لازم و مناسبی را در جهت اجرای قدرت‌های مشخص شده‌اش تصویب نماید و در آن قدرت‌های دیگری نیز برای مردم یا ایالات در نظر گرفته شده‌است.[۵]

حزب فدرالیست ایالات متحده در مقابل حزب جمهوری خواهان دموکرات وجود داشت که شامل چهره‌های قدرتمندی از قبیل توماس جفرسون بود.

جمهوری خواهان دموکرات اساساً باور داشتند که:

    قوه مقننه قدرت بسیار زیادی دارد و نظارتی بر آن وجود ندارد.
    قوه مجریه قدرت خیلی زیادی دارد و هیچ نظارتی بر آن وجود دارد و به این ترتیب دیکتاتور به وجود خواهد آمد.
    یک منشور حقوق باید با قانون اساسی همراه باشد تا از سو استفادهٔ دیکتاتور از شهروندان جلوگیری نماید و نهایتاً یک رئیس جمهور به قدرت برسد ولی از سوی دیگر فدرال‌ها باور دارند که این امر غیر ممکن است که همهٔ حقوق بر شمرده شوند و در نتیجه آن‌هایی که در شمار نیامده‌اند به آسانی نادیده گرفته می‌شوند، چرا که در منشور رسمی حقوق ذکر نشده‌اند. در مورد حقوق در موارد خاص نظام قضایی دادگاه‌ها تصمیم می‌گیرد.

بعد از جنگ داخلی امریکا، تأثیر دولت مرکزی بر زندگی مردم و مقدار ارتباط آن با دولت‍های ایالتی به شدت افزایش یافت. این امر به دلیل نیاز به تنظیم مقرراتی برای مشاغل و صنایعی که در محدوده مرزهای کشور وجود داشتند، تلاش برای حفظ حقوق مدنی، و مقررات خدمات اجتماعی بود. دولت مرکزی تا زمانی که دادگاه عالی قانون ضد تراست شرمن را تصویب نکرد، هیچ قدرت جدید قابل توجهی را به دست نیاورد.

از سال ۱۹۳۸ تا سال ۱۹۹۵ دادگاه عالی ایالات متحده، مطابق مادهٔ تجاری قانون اساسی، هیچ قانون مصوب فدرالی که قدرت کنگره را افزایش می‍داد، لغو و باطل نکرد. بیشتر اقدامات دولت مرکزی می‌تواند بعضی حمایت‌ها را در بین قدرت‌های تصریح شده پیدا کند، مانند: مادهٔ تجاری قانون اساسی، که اعمال آن به وسیلهٔ دادگاه عالی در سال‌های اخیر مضیق شده‌است. در سال ۱۹۹۵ دادگاه عالی قانون اسلحهٔ آزاد در محدودهٔ مدارس را در رای لوپز لغو کرد و همچنین بخش جبران خسارت مدنی را در قانون منع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۴ در پروندهٔ ایالات متحده علیه موریسون لغو کرد. اخیرن مادهٔ تجارت قانون اساسی به گونه‌ای مورد تفسیر قرار گرفت که منجر به قانونی شدن ماریجوانا در رای صادره در پروندهٔ گنزالز در مقابل ریچ شد.

فدرالیسم دو گانه تاکید می‌کند که دولت مرکزی و دولت‌های ایالتی با هم برابر و مساوی هستند. اگرچه در دوران جنگ داخلی امریکا دادگاه‌های ملی اغلب دولت مرکزی را به عنوان قاضی نهاییِ منازعات خویش بر اساس اصول فدرالیسم دوگانه تفسیر می‌کردند، ایجاد دولت‌های بومی امریکایی که جدا و متمایز از دولت مرکزی و ایالتی بودند، برخی قدرت‌های محدود حکومتی را اعمال می‌کردند که این نیز ناشی از همان مفهوم فدرالیسم دو گانه است.
فدرالیسم در اروپا

چندین نظام فدرال در اروپا وجود دارند از قبیل؛ سوئیس، اتریش، آلمان، بلژیک، بوسنی و هرزگوین و خود اتحادیه اروپا. آلمان و اتحادیهٔ اروپا تنها مثال‌هایی در جهان هستند که اعضای مجلس‌های اعیان دولت مرکزی آن‌ها نه انتخاب شده و نه منصوب شده‌اند بلکه به جای آن از نماینده‌های دولتهای اجزای تشکیل دهنده‌شان تشکیل شده‌اند. فدرالیسم در آلمان تنها در زمان نازیسم لغو شد (۱۹۳۳-۱۹۴۵) و در آلمان شرقی در بیشترین زمان وجودش یعنی در سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۹۰ زمینهٔ حضور نیافت. آدولف هیتلر، فدرالیسم را به عنوان یک مانع بر سر راه اهداف خویش می‌دید. همانطوری که در نبرد من، چنین نوشت: حزب نازی یا سوسیالیسم ملی باید مدعی تحمیل کردن اصول خود به کل ملت ژرمن باشد، صرف نظر از این که از قدیم تا به حال محدودهٔ دولت‌های فدرال چه بوده‌است. بنابراین ایدهٔ یک دولت قوی و متمرکز کارکردهای منفی در سیاست آلمان دارد، اگرچه قبلاً تا سال ۱۹۱۹ یا ۱۹۳۳ بسیاری از لیبرال‌ها و دموکرات‌های سوسیالیسم، طرفدار تمرکز گرایی بودند.[۶]

از آغاز در بریتانیا یک فدراسیون استعمارگر به عنوان روشی برای حل مشکل خودمختاری‌طلبی در ایرلند، در نظر گرفته شده‌است و فدرالیسم برای مشکل ایرلند پیشنهاد شده‌است.
اتحادیهٔ اروپا
نقشهٔ کشورهای ملحق به اتحادیه اروپا

بعد از پایان جنگ جهانی دوم چندین جنبش شروع به کار کرد که به دفاع از فدراسیون اروپا می‌پرداختند، جنبش‌هایی از قبیل اتحادیهٔ فدرالیست‌های اروپایی یا جنبش اروپایی ایجاد شده در سال ۱۹۴۸. آن سازمان‌ها در پروسهٔ وحدت اروپا تاثیر گذار بوده؛ اما هرگز قطعی و تعیین کننده نبودند. اگرچه فدرالیسم در هر دوی پیش نویس‌های معاهدهٔ ماستریخ و معاهدهٔ ایجاد یک قانون اساسی برای اروپا مورد اشاره قرار گرفت ولی هرگز به وسیلهٔ نمایندگان کشورهای عضو تصویب نشد. قوی‌ترین مدافعان فدرالیسم اروپایی، آلمان، ایتالیا، بلژیک و لوکزامبورگ بودند. در حالی که آن‌هایی که به لحاظ تاریخی بیشترین مخالفت را داشتند فرانسه و انگلستان بودند. سایر کشورها که هرگز به طور خاص برای معنای ویژه‍ای از حکومت در اروپا مبارزه نکردند به عنوان طرفدار فدرالیسم برشمرده شدند. بعضی به عنوان کشورهای همراه و همکار اتحادیه در نظر گرفته شدند از قبیل: اسپانیا، پرتغال، یونان و مجارستان. همچنین قابل ذکر است که اخیراً دولت فرانسه طرفدار شدید اتحادیهٔ اروپا شده‌است در حالیکه کشورهایی نظیر جمهوری چک از پیشگامان مخالفت جدی با اتحادیهٔ اروپا به شمار می‌آیند.[۷]
استرالیا
ایالات و قلمروهای استرالیا، متشکل از قلمرو پایتخت استرالیا (قرمز)، نیو ساوت ولز (صورتی)، منطقهٔ شمالی (زرد، بالا)، کوئینزلند (آبی)، استرالیای جنوبی (بنفش)، تاسمانی (زرد، پایین)، ویکتوریا (سبز) و استرالیای غربی (نارنجی).

در تاریخ ۱ ژانویه ۱۹۰۱ کشور استرالیا به صورت یک فدراسیون درآمد. قاره اقیانوسیه توسط استعمارگران بریتانیایی در سال ۱۷۸۸ کشف شد و پس از آن حاکمانی توسط بریتانیا در آن مستقر شدند. در دهه ۱۸۹۰ میلادی، دولت در این مستعمرات رفراندومی برای تبدیل شدن به یک کشور واحد و مستقل برگزار نمود. وقتی که همهٔ مستعمرات به نفع فدراسیون رای دادند، فدراسیون استرالیا تأسیس شد و در نتیجه در سال ۱۹۰۱، مشترک‌المنافع استرالیا مستقر گشت. فدرالیسم در استرالیا بسیار مشابه فدرال در ایالات متحده امریکا است.
کانادا
در کانادا دولت‌های مناطق قدرت خود را مستقیم از قانون اساسی گرفته‌اند و رابطه‌ای متقابل با حکومت مرکزی دارند.

در کانادا نظام فدرالیسم به وسیلهٔ تقسیم قدرت بین پارلمان فدرال و دولت‌های استانی کشور توصیف شده‌است. طبق قانون اساسی سال ۱۸۶۷ (که قبلاً به عنوان قانون بریتانیایی امریکای شمالی شناخته می‍شد)، قدرت‍های خاص قانون‍گذاری به نهادهای مختلف واگذار شده‍است. بند ۹۱ قانون اساسی صلاحیت قانونگذاری را به دولت مرکزی می‌دهد، در حالی که بند ۹۲ این صلاحیت را به قدرت‍های منطقه‌ای واگذار می‌کند. دیگر قدرت‌هایی که به طور مستقیم مورد اشارهٔ قانون اساسی قرار نگرفته‌اند در صلاحیت دولت مرکزی قرار می‌گیرند. هر چند اختلاف بین دولت مرکزی و ایالتی در مورد این که کدام یک صلاحیت قانونگذاری در موضوعات مختلف را دارند، یک مسئلهٔ طولانی مدت و در حال تحول بوده‌است. حوزه‌های رقابتی میان دولت مرکزی و دولت‌های ایالتی اموری نظیر قانونگذاری، توجه به مقررات اقتصادی، مالیات و منابع طبیعی می‌باشند.
هند
ایالات کشور هند که توسط احزاب گوناگون اداره می‌شوند

دولت هند به وسیلهٔ قانون اساسی هند بنیان نهاده شد و صلاحیت حکومت بر یک اتحادیهٔ فدرال متشکل از بیست و هشت ایالت و هفت قلمرو متحد را دارد.

ادارهٔ هند بر مبنای نظام لایه‌ای است.[۸] جایی که قانون اساسی هند موضوعاتی را مطرح می‌کند که در هر مورد تعیین می‌کند چه لایه‌ای از حکومت قدرت اجرایی دارد. قانون اساسی از برنامهٔ هفتم برای محدود کردن موضوعاتی که تحت سه دسته است استفاده می‌کند. این سه دسته لیست اتحادیه، لیست ایالت و لیست متقارن می‌باشند.
فدرالیسم نا متقارن

یک بعد بحث برانگیز فدرالیسم هند این است که بر خلاف بسیاری اشکال دیگر فدرالیسم، نامتقارن است.[۹] مادهٔ ۳۷۰ قانون اساسی هند مقررات مخصوصی را برای ایالت جامو و کشمیر به عنوان سند الحاق هر کدام ایجاد کرده‌است. مادهٔ ۳۷۱ مقررات خاصی را برای ایالات اندهرا، پرادش، اروناچال پرادش، اسام، گوا، میزورم، مانیپور، نگالند و سیکیسم به عنوان سند الحاق یا استقلال هر کدام تعیین کرده‌است. همچنین یک جنبهٔ دیگر فدرالیسم هند، نظام قواعد ریاست جمهوری این کشور است. وقتی که هیچ حزبی نتواند در یک منطقه دولت تشکیل دهد یا اغتشاشات خشونت‌آمیزی در هر یک از ایالات وجود داشته باشد، حکومت مرکزی از طریق فرماندار منصوب خود، ادارهٔ امور حکومتی آن منطقه را برای زمان مشخصی به عهده می‌گیرد.
سیاست‌های ائتلافی

برخلاف قانون اساسی، هند اکنون یک فدراسیون چند زبانه است.[۱۰] هند یک سیستم چند حزبی با تعلقات سیاسی گوناگون دارد که غالباً بر اساس زبان، منطقه و طبقات اجتماعی،[۱۱] نیازمند سیاست‌های ائتلافی به خصوص در سطح یک اتحادیه است. سیاست‌های ائتلافی تعادلی را قوهٔ مقننه ایجاد کرده‌اند.
روسیه

ماهیت بعد از امپراتوری روسیه، ساختار دولت را به سوی یک مدل کاملاً مستقل تغییر داد که با ایجاد اتحاد جماهیر شوروی که در آن روسیه به عنوان یک بخش اداره می‌شد، آغاز گردید. روسیه در نتیجهٔ اتفاقات بعد از فروپاشی اتحادیهٔ جماهیر شوروی آزاد گردید. در دورهٔ اصلاحات بوریس یلتسین که در صدد احیای ساختار شوروی بود و با اصلاحات روز افزون لیبرالی در زمینهٔ ادارهٔ جمهوری و دیگر موضوعات روسیه توانست به کشوری مطرح تبدیل شود. بعضی از اصلاحات یلتسین به وسیلهٔ ولادیمیر پوتین دوباره در دست اجرا قرار گرفت.
مثال‌های دیگر
پرچم رسمی اقلیم کردستان عراق

برخی از کشورها نیز نظامی کم و بیش مانند مثال‌های یاد شده در بالا دارند نظیر: استرالیا، برزیل، کلمبیا، ونزوئلا و بلژیک

    بوسنی و هرزه گوین: دارای فدرالیسم دو بخشی.
    عراق که سیستم فدرال خود را در ۱۵ اکتبر ۲۰۰۵ تصویب کرد و رسما به منطقهٔ کردستان به عنوان اولین منطقه فدرال رسمیت بخشید.

نمونه‌های تاریخی از فدرالیسم

    چکسلواکی تا این که جمهوری‌های چک و اسلواکی در سال ۱۹۹۳ از هم جدا شدند.
    جمهوری فدرال یوگوسلاوی که در سال ۲۰۰۶ با اعلام استقلال مونتنگرو رسماً از بین رفت.
    قانون اساسی ۱۹۶۰ قبرس بر همین اساس بود؛ اما اتحاد یونانی‌ها و ترک‌ها به سرانجام نرسید.
    جمهوری متحد تانزانیا: شامل زنگبار و تانگانیکا
    جمهوری فدرال کامرون بین سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۲

بخش‌های قدرت

در یک فدراسیون معمولاً تقسیم قدرت میان دولت‌های مرکزی و منطقه‌ای در قانون اساسی مورد اشاره قرار می‌گیرد. این گونه است که حق خودمختاری ایالات عضو معمولاً از طریق قانون اساسی مورد حمایت قرار می‌گیرد. ایالات عضو هم چنین قانون اساسی خود را دارا هستند که ممکن است آن را به گونه‌ای که مناسب می‌دانند اصلاح کنند، اگرچه در صورت مغایرت با قانون اساسی فدرال معمولاً قانون اساسی فدرال اولویت دارد.

تقریباً در همهٔ فدراسیون‌ها دولت مرکزی در زمینهٔ سیاست خارجی و دفاع ملی قدرت دارد. این تقسیم قدرت از یک کشور به کشوری دیگر متفاوت است. قانون اساسی آلمان و ایالات متحده مقرر می‌دارند که همهٔ قدرت‌هایی که به صورت اختصاصی به دولت مرکزی اعطا نشده‌است، متعلق به ایالات است. از طرف دیگر قانون اساسی برخی از کشورها مانند کانادا و هند قدرت‌هایی که کشور صراحتاً به دولت‌های منطقه‌ای اعطا نکرده را متعلق به دولت مرکزی می‌دانند. در قانون اساسی استرالیا، مشابه با نظام ایالات متحده، قدرت قانونگذاری دربارهٔ موضوعات خاصی که مدیریت آن‌ها برای ایالات سخت به نظر می‌آید (مثلاً ثروت عمومی) به حکومت مرکزی اختصاص دارد. بنابراین سایر حوزه‌های مسئولیت برای دولت‌های ایالتی باقی می‌ماند. طبق قواعد تقسیم قدرت در اتحادیهٔ اروپا در معاهده لیسبون، قدرت‌هایی که نه انحصاراً در صلاحیت کشورهای اروپایی است و نه بین اتحادیهٔ اروپا و کشورها تقسیم شده‌است برای کشورهای عضو اتحادیه باقی می‌ماند.

وقتی که ایالات یک کشور فدرال صلاحیت برابر دارند نظام فدرال متقارن در آن کشور برقرار است. ولی فدرالیسم نامتقارن مربوط به کشورهایی است که قدرت ایالات در آن‌ها با یکدیگر غیریکسان است یا بعضی از آن‌ها استقلال بیشتری نسبت به سایرین دارند و این امر اغلب در مکان‌هایی وقوع می‌یابد که در یک منطقه یا مناطقی خاص از آن‌ها تمایز فرهنگی زیادی وجود دارد، مانند اسپانیا.

این امر شایع است که طی تحول تاریخی یک فدراسیون، انتقال تدریجی قدرت از ایالات دارای صلاحیت به دولت مرکزی صورت می‌گیرد. بنابراین دولت مرکزی قدرت‌هایی اضافی به دست می‌آورد که گاهی برای مقابله با شرایط پیش‌بینی نشده چنین ملاحظه‌ای در نظر گرفته می‌شود. اکتساب قدرت‌های اضافی توسط حکومت مرکزی ممکن است از طریق اصلاحات رسمی قانون اساسی یا به سادگی از طریق موسع کردن تفسیر قدرت‌های ذکر شده در قانون اساسی که توسط دادگاه‌ها به دولت اعطا شده، صورت پذیرد.

معمولاً یک فدراسیون در دو سطح شکل می‌گیرد. یکی دولت مرکزی و دیگری دولت مناطق (ایالات، استان‌ها و قلمروها) کشور برزیل یک استثنا است؛ زیرا قانون اساسی سال ۱۹۸۸ آن مقرر داشت که شهرداری‌ها به عنوان سازمان‌های سیاسی مستقل، یک فدراسیون سه جانبه شامل اتحادیه، ایالات و شهرداری‌ها را ایجاد می‌کنند. مکزیک یک مثال میانه است که در آن شهرداری‌ها استقلال کامل را توسط قانون اساسی فدرال کسب کرده اند و وجود آن‌ها به عنوان سازمان‌های مستقل به وسیلهٔ دولت فدرال مورد حمایت قرار گرفته و قانون اساسی ایالات نمی‌تواند آن را لغو کند. افزون بر این قانون اساسی فدرال مشخص کرده‌است که چه قدرت‌ها و صلاحیت‌هایی انحصاراً به شهرداری‌ها تعلق دارد و مربوط به ایالات تشکیل دهنده نیست. اگرچه شهرداری‌ها یک مجمع قانونگذاری منتخب ندارند.
نهادهای حکومتی

ساختار بیشتر دولت‌های فدرال ساز و کارهایی را برای حفاظت از حقوق ایالات تشکیل دهنده ایجاد می‌کند. یک روش که به عنوان فدرالیسم درون ایالتی شناخته می‌شود این است که مستقیماً به دولت‌های ایالات تشکیل دهنده در نهادهای سیاسی نمایندگی داده می‌شود. جایی که یک فدراسیون قوه مقننه دو مجلسی دارد مجلس اعیان اغلب نمایندهٔ ایالات تشکیل دهنده‌است در حالی که مجلس عوام به نمایندگی از مردم یک ملت به عنوان یک کل اقدام می‌کند. یک مجلس اعیان فدرال ممکن است بر اساس یک طرح تقسیم خاص به وجود آمده‌باشد. منظور از تقسیم فرایند تخصیص قدرت‌های سیاسی مجموعه‌ای از رای‌دهندگان به نمایندگان خویش در بدنهٔ حکومت است. همان گونه که در مورد مجلس سنای ایالات متحده و استرالیا صادق است، جایی که هر ایالت تعداد برابری از سناتورها را به عنوان نماینده، صرف نظر از جمعیت هر ایالت، به سنا می‌فرستد. به علاوه، اعضای یک مجلس اعیان ممکن است مستقیماً توسط دولت یا قوهٔ مقننهٔ ایالات تشکیل دهنده انتخاب شوند.

مجلس عوام یک قوهٔ مقننهٔ فدرال معمولاً به طور مستقیم و با در نظر گرفتن نسبت جمعیت، انتخاب می‌شود. اگر چه هنوز کشورها ممکن است گاهی اوقات حداقل مشخصی از کرسی‌ها را برای ایالتی خاص تضمین کنند.

فدراسیون‌ها اغلب روش‌های خاصی برای اصلاح قانون اساسی فدرال دارند، همچنین به عنوان نتیجهٔ ساختار فدرال یک کشور، وقوع این امر قطعی است، که حالت خودمختاری ایالات نمی‌تواند بدون رضایت ایشان لغو شود. یک اصلاحیهٔ قانون اساسی ایالات متحده باید توسط سه چهارم قوهٔ مقننهٔ هر ایالت تصویب شود تا ضمانت اجرایی بیابد. در همه پرسی‌ها برای اصلاح قانون اساسی استرالیا و سوئیس نیاز است که هر پیشنهاد نه تنها توسط اکثریت غالب رای دهندگان یک ملت به عنوان یک کل بلکه با اکثریت جداگانه در هر یک از اکثر ایالات یا مناطق تایید شود. در استرالیا این پیش نیاز به عنوان اکثریت دوبرابر شناخته می‌شود.

بعضی از قانون اساسی‌های فدرال هم چنین مقرر می‌دارند که اصلاحات خاص قانون اساسی نمی‌تواند بدون رضایت متفق‌القول همهٔ ایالات یا ایالات خاصی اتفاق بیفتد. قانون اساسی ایالات متحده مقرر می‌دارد که هیچ ایالتی ممکن نیست از نمایندگی مساوی در مجلس سنا بدون رضایت خویش محروم شود. در استرالیا اگر یک اصلاحیهٔ پیشنهادی به طور مخصوص مربوط به یک یا چند ایالت باشد، باید در یک همه پرسی که در هر یک از آن ایالات برگزار می‌شود، تایید شود. هر اصلاحیه‌ای بر قانون اساسی کانادا به رضایت متفق‌القول ایالت‌ها احتیاج دارد. قانون اساسی آلمان مقرر می‌دارد که هیچ اصلاحاتی در مواردی که نظام فدرال را لغو می‌کنند، قابل پذیرش نیست.

قانون اساسی ایالات متحده آمریکا

قانون اساسی ایالات متحده آمریکا که در تاریخ ۱۷۸۹ به تصویب رسید، قدیمی‌ترین قانون‌های اساسی موجود جهان است و در طول بیش از ۲۲۰ سال هنوز به قوت خود باقی است. در حقیقت هیچگاه قانون اساسی ایالات متحده تغییر نکرده و صرفاْ اصلاحیه‌هایی به آن افزوده شده‌است. به همین جهت، قانون اساسی این کشور از ثبات و انسجام فراوانی برخوردار است و به عنوان یک میراث ملی در میان مردم آمریکا شناخته می‌شود.

اصول این قانون از ۷ فصل تشکیل شده که هر یک از فصول چندین بخش را در بر می‌گیرد. روح کلی حاکم بر قانون اساسی بر ۳ محوراصلی قرار دارد که به عنوان محورهای غیرقابل تغییر در نظر گرفته شده‌اند. این ۳ محور عبارت‌اند از:

    تفکیک قوا در ایالات متحده آمریکا
    نظام انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا
    نظام فدرالی ایالات متحده آمریکا

هر یک از این اصول غیرقابل تغییر نیز در آرمان‌ها و اهداف رهبران استقلال و بنیانگذاران ایالات متحده ریشه دارد. بسیاری از مهاجران اروپایی و بازرگانان که از کنترل سیاسی و اقتصادی بریتانیا بر همه ارکان این کشور در ناراضی بودند، هرگونه استبداد مطلقه را نفی کردند و برابری - البته برابری سفید پوستان ـ را سرلوحه روابط اجتماعی خود قرار دادند.

در نتیجه، بنیانگذاران آمریکا تلاش کردند تا سر حد امکان در اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و همچنین در سند قانون اساسی، نظام حکومتی جدید را به گونه‌ای طراحی نمایند که از قدرت گرفتن فرد یا گروهی جلوگیری بعمل آورد و اجازه ندهد آزادی‌های فردی و اجتماعی شهروندان خدشه دار شود. این اصول در منشور حقوق تجلی یافت . بعلاوه حفظ وحدت میان مستعمرات سیزده‌گانه و نفی سلطه دولت فدرال بر دولت‌های ایالتی نیز یکی دیگر از دغدغه‌های بنیانگذاران کشور جدید بود. این موارد بخش عمده‌ای از اصول و بندهای سند قانون اساسی را برخود اختصاص داده‌است.

محتویات

    ۱ تغییر قانون اساسی
    ۲ پیوند به بیرون
    ۳ نگارخانه
    ۴ منابع

تغییر قانون اساسی
نگاره‌ای از جشن و سرور بمناسبت تصویب متمم پانزدهم در ۱۸۷۰

در فصل پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا شیوه تصویب اصلاحیه‌های قانون اساسی تشریح شده‌است. از این طریق امکان الحاق بندهایی به قانون اساسی امکان پذیرمی شود، بدون آنکه نیازی به تغییر قانون اساسی باشد.

در قانون اساسی چهار شیوه برای تصویب اصلاحیه پیش بینی شده‌است. در اولین شیوه، پیشنهاد اصلاح قانون اساسی توسط دو سوم اعضاء کنگره ایالات متحده آمریکا بررسی و تصویب می‌شود و برای تصویب نهایی به مجالس ایالت‌ها ارسال می‌گردد. بعد از تائید سه چهارم مجالس ایالتی، آن پیشنهاد به عنوان اصلاحیه جدید به قانون اساسی افزوده می‌شود.

شیوه دوم به این صورت است که پس از تصویب پیشنهاد اصلاحیه توسط دو سوم نمایندگان کنگره، این پیشنهاد به جای ارسال به مجالس قانونگذاری ایالت‌ها، به کنوانسیون‌های ملی ایالت‌ها فرستاده می‌شود و اگر سه چهارم ایالت‌ها آن را تصویب نمایند، جنبه قانونی بخود خواهد گرفت.

تاکنون از ۲۷ اصلاحیه قانون اساسی که از سال ۱۷۸۹ به تصویب رسیده‌است، ۲۶ مورد با استفاده از شیوه نخست و یک مورد به شیوه دوم تصویب شده‌اند که آن یک مورد نیز مربوط به اصلاحیه بیست ویکم در سال ۱۹۳۳ است.

دوشیوه دیگر اگر چه در قانون اساسی پیش بینی شده اما تاکنون در تاریخ ایالات متحده به مرحله اجرا گذاشته نشده‌است. در این دو شیوه ابتدا پیشنهاد تصویب اصلاحیه قانون اساسی از سوی کنوانسیون‌های ملی به کنگره داده می‌شود و کنگره باید آن را با دو سوم آراء تائید نماید و سپس برای تصویب نهایی یا به مجالس قانونگذاری ایالت‌ها ارسال می‌شود و یا اینکه در اختیار کنوانسیون‌های ملی قرار می‌گیرد. اما به هر حال در هر دوحالت، سه چهارم مجالس قانونگذاری ایالت‌ها و یا کنوانسیون‌های ملی باید این پیشنهاد را تصویب نماید تا جنبه قانونی به خود بگیرد.

    منشور حقوق ایالات متحده آمریکا (اصلاحیه ۱ تا ۱۰)
    اصلاحیه یازدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه دوازدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
    اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی ایالات متحده
    اصلاحیه پانزدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه شانزدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه هفدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه هجدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه نوزدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیستم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و یکم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و سوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و چهارم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و ششم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
    اصلاحیه بیست و هفتم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا

نهنگ

نَهَنگ یا وال (به انگلیسی: Whale)، به عربی حوت، پستانداری آبزی است از رده آب‌بازسانان دمی بلند دارد. پشتش پهن و گوشتالو است و زندگیش را در اقیانوس‌ها می‌گذراند، اگر او را به ساحل بیاورند آن‌قدر به او فشار می‌آید که می‌میرد. نوزاد او وقتی به دنیا بیاید بزرگ است. نهنگ هم مثل بقیه پستانداران شیر می‌مکد. بدنش مو ندارد. هنگامی که می‌خواهد نفس بکشد، از بالای سرش آب فواره می‌زند.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ کاربرد در متون
    ۳ تغذیه
    ۴ رفتار
        ۴.۱ زایش و رفتار جنسی
    ۵ شکار و وضعیت بقا
    ۶ در تبعید
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پانویس

نام

این نام معمولاً به دو خانواده از راسته آب‌بازسانان یعنی نهنگ‌های دندان‌دار و همینطور بالنها اطلاق می‌شود.
کاربرد در متون

در متون قدیمی ادبیات فارسی، نهنگ به معنای تمساح به کار رفته است.[۱] برای اشاره به این پستاندار آبزی تنومند، همان واژهٔ ماهی به کار می‌رفته است (مانند ماهی عنبر یا داستان «یونس و ماهی»). در نوشتارهای کهن فارسی برای نامیدن این جانور همان واژه وال بکار برده می شده است..[۲]
یکی مرده ماهی همان روزگار
برافکند موجش به سوی کنار
که گز سیصدی بود بالای او
فزون از چهل بود پهنای او
کشیدند از آب اندرون هم گروه
به کشتی به خشکی مر آن پاره کوه
بسی گوهر و زر بد اوباشته
همه سینه اش عنبر انباشته
دگر هرچه ماند از بزرگان و خرد
ز بهر خورش پاره کردند و برد
بماند از شگفتی سپهبد به جای
بدو گفت مهراج فرخنده رای
که آن ماهی است این که خوانند وال
وزین مه بس افتد هم ایدر به سال. (اسدی توسی)
تغذیه

دو گروه عمده نهنگ‌ها یعنی نهنگ‌های دندان‌دار و نهنگ‌های بی‌دندان روش و رژیم‌های متفاوتی برای تغذیه دارند. نهنگ‌های دندان‌دار اغلب از ماهی و ماهی مرکب تغذیه می‌کنند. آن‌ها همچنین سخت‌پوستان دریایی را شکار می‌کنند. بعضی گونه‌ها همچون نهنگ خلبان اغلب تنها از ماهی مرکب تغذیه می‌کند. این نهنگ‌ها دارای تعداد کمتری دندان (۷ تا ۱۲ جفت در هر فک) هستند. نهنگ‌های عنبر نیز که متخصص شکار ماهی مرکبند در فک پایینی خود ۲۰ تا ۲۵ دندان در فک پایینی دارند که در فک بالایی دندان‌ها وستیجیال هستند و از درون لثه بیرون نمی‌آیند.[۳]

یکی از شناخته شده ترین روش‌های تغذیه در نهنگ‌های بی‌دندان، روشی است که با نام «شکار حبابی» شناخته می‌شود. در این روش، هر نهنگ حباب‌های هوا را در زیر دریا آزاد می‌کند و دیوارهایی از هوای بالارونده در آب پدید می‌آورد. کریل‌ها و ماهیانی که درون دیوار هوایی هستند از ترس به مرکز محدوده دایره‌شکل حبابی می‌روند و در این هنگام نهنگ با باز کردن دهان خود تعداد بسیاری از آن‌ها را در یک بار بالا آمدن از آب می‌بلعد.[۴]
رفتار

رفتارهای فرهنگ‌گونه در میان نهنگ‌ها وجود دارند. بعضی گونه‌های نهنگ دارای روش‌های پیچیده و گاه مبتکرانه‌ای برای تغذیه هستند و این رفتارها از مادر به فرزندانش منتقل می‌شود و آن‌ها آن را فرا می‌گیرند. بررسی‌ها بر روی نهنگ‌های گوژپشت خلیج مین نشان داده‌اند که روش‌های ابتکارآمیز شکار نه تنها توسط نهنگ‌ها ابداع می‌شوند، که به سرعت به دیگر نهنگ‌های دسته‌شان منتقل می‌شود.[۵]

نهنگ‌های نیزه‌ای می‌توانند با تشخیص مکان تجمع مرغان دریایی، به جایی که ماهیان و کریل‌ها تمرکز کرده‌اند بروند.[۵]
زایش و رفتار جنسی

بعضی نهنگ‌ها در هنگام نگهداری از بچه‌ها نیاز دارند تا برای تغذیه به ژرفای دریا بروند. در این هنگام، دیگر نهنگ‌های گروه از بچه‌ها مراقبت می‌کنند و به عبارتی «پرستاری بچه» می‌کنند.[۶]
شکار و وضعیت بقا

به استثنای نهنگ شکار کوتوله، همه دیگر نهنگ‌های بزرگ‌جثه قربانی شکار گسترده توسط صنعت شکار نهنگ بوده‌اند. بیش از ۲ میلیون نهنگ توسط ابزارهای پیشرفته شکار در قرن ۲۰ام شکار شدند و این باعث شد که نهنگ‌های شکار و خاکستری و قطبی تا سال ۱۹۰۰ به شدت کاهش جمعیت پیدا کنند و تا مرز انقراض پیش بروند.

با آنکه امروزه به نظر می‌آید که جمعیت بسیاری از این گونه‌ها در حال بهبود و بازیابی خود است، بعضی هنوز بسیار تهدیدپذیر باقی مانده‌اند. در میان بیشترین تهدید شده‌ها می‌توان به نهنگ شکار اطلس شمالی، نهنگ شکار آرام شمالی، جمعیت‌های نهنگ قطبی ساکن شمال اقیانوس اطلس، جمعیت‌های نهنگ خاکستری ساکن غرب اقیانوس آرام، بیشتر جمعیت‌های نهنگ آبی اشاره کرد.[۷]
در تبعید

نهنگ‌ها گاه به منظور نمایش و انجام حرکات نمایشی در جلوی بازدیدکنندگان، به پارک‌های نمایشی پستانداران دریایی برده می‌شوند. نهنگ‌هایی همچون بلوگا از پر هوادارترین نمونه‌های نهنگ در پارک‌هایی همچون سی ورلد هستند.

کنشگران محیط زیست و هواداران حقوق جانوران تاکنون پویش‌های بسیاری را در زمینه جلوگیری از بهره‌گیری نمایشی از این جانوران انجام داده‌اند. در یک نمونه از چنین اقدام‌هایی، کنشگران با ارایه شکایتی به دادگاه بهره‌کشی از نهنگ‌ها در پارک‌های آبی شهرهای اورلاندو و سن دیگو را مخالف با ماده منع بردگی در قانون اساسی آمریکا است. این مبارزه با رای دادگاه مبنی بر آنکه آن ماده درباره انسان‌ها است و نه جانوران، ناکام ماند.