اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

شبه جزیره عربستان

شبه جزیرهٔ عربستان، شبه جزیرهای است در جنوب غربی آسیا. از دید جغرافیائی، آن‌را گاه شبه قارهٔ عربستان نامیده اند که با توجه به قرار داشتن تمام این شبه جزیره بر روی صفحهٔ زمین‌ساختی عربستان نام‌گذاری درست‌تری است.
نقشه‌ای از شبه جزیره عربستان متعلق به سال ۱۷۷۱ میلادی

کشورهائی که در این شبه جزیره قرار دارند عبارت‌اند از:

     عربستان سعودی
     امارات متحده عربی
     بحرین
     عمان
     قطر
     کویت
     یمن

عام‌الفیل

طبق روایات سنت اسلامی، محمّد در مکه و در سالی معروف به عام‌الفیل یا سال فیل که برابر با سال ۵۷۰ میلادی است به دنیا آمد. دانشمندان غربی این تاریخ را حداقل تاریخ تقریبی تولد او به‌شمار می‌آورند و برخی سال ۵۶۸ و یا ۵۶۹ را سالی می‌دانند که محمّد، زاده شده است.[۱] مسلمانان معتقدند که در آن سال ابرهه پادشاه حبشه، که بنای کعبه را رقیبی برای بنای تازه‌ساخت خود در صنعا می‌دانست، نیروی فراوانی را برای نابودی آن فرستاد. اما هنگام رسیدن آنها به مکه، فیلی که در جلوی سپاه آنان پیشروی می‌کرد، از جلورفتن امتناع ورزید و زانو زد. دیری نپایید که آسمان پر از پرندگان بزرگی شد که به پرتاب سنگ‌ریزه به سپاهیان ابرهه می‌پرداختند و موجب پراکنده شدن آن سپاه بزرگ شدند. بدینسان کعبه که از دیدگاه مسلمانان بازتابی زمینی از یک پرستشگاه آسمانی و بنا شده به دست آدم و بازسازی شده توسط ابراهیم است، از خطر نابودی نجات یافت و آن سال در بین اعراب به سال فیل معروف شد.

اندک زمانی پس از این رخداد مهم تاریخی در سرزمین عربستان، محمّد به دنیا آمد.

تلاش‌های مورخین غربی در جهت بررسی صحت تاریخی این روایت اسلامی به نتیجه‌ای مشخص نرسیده است؛ به گفته مورخی به نام افران شهید، پذیرش یا رد صحت تاریخی این واقعه به یک میزان سخت می‌باشد: این حادثه در قرآن در سوره فیل به عنوان یک حادثه مهم ذکر شده و آنچنان که از آیه اول سوره پیداست این حادثه اخیراً اتفاق افتاده بود و احتمالاً خاطرات آن در ذهن هم‌عصران محمّد بوده است و کاملاً محتمل است که توضیحاتی که در کتب تاریخی مسلمانان وجود دارد توسط آنها منتقل شده باشد. در واقع این حادثه برای اعراب آنقدر مهم بود که آن را به عنوان مبدأ برای شروع یک دوره تاریخی گرفته بودند.

بر اساس روایات اسلامی پرستار محمّد (ام‌ایمن) گفته می‌شد که یک اسیر از ارتش اتیوپی بوده، و از مسلمانان انتظار می‌رفت که سنگ قبر ابورقال (کسی که ابرهه را هدایت می‌کرد) را در المقمس سنگباران کنند. از طرف دیگر نوشته‌هایی که از جنوب عربستان یافت شده پیروزی سپاه حبشه را جشن گرفته و محل جنگ را بسیار دور از مکه ثبت می‌کنند.

اخیراً تلاشی برای رفع این تناقضات را مورخی به نام افران شهید با توجه به اینکه خیلی از علما اسلامی در قرون وسطا سوره ۱۰۵ و ۱۰۶ را با هم یک سوره در نظر می‌گرفتند انجام داده است. نتیجه اینکه: حمله‌ای از اتیوپی که فیل‌های آفریقایی (و نه عربی) داشتند به قصد تخریب کعبه و تحت هدایت ابرهه (یا یکی از دو پسرش که پس از او جانشینش شدند) انجام شد. لشکر آنها یا بدلیل یک بیماری همه گیر و یا به دلیل آبله تخریب شد. انگیزه حمله مشخص نیست ولی احتملاً یکی (یا هردو) دلیل بالا، انگیزه‌ای برای حمله بوده است: به دلیل تلافی برای بی‌حرمت کردن معبد یا کلیسایی که ابرهه ساخته بود، و یا به دلیل حذف مکه و در دست گرفتن کنترل تجارت در ناحیه عربستان.

برده‌داری

برده‌داری در بندگی بودن اختیاری و یا غیر اختیاری یک شخص در دست شخص دیگر است. نظام برده‌داری در مرحله تلاشی کمون اولیه و بر شالودهٔ ازدیاد عدم تساوی اقتصادی که خود ثمره پیدایش مالکیت فردی بود، شکل گرفت. دولت برای نخستین بار در دوران بردگی پدید می‌شود.

بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت. دو طبقه اصلی این صورت بندی اجتماعی - اقتصادی بردگان و برده داران بودند. طبقات میانه نظیر خرده‌مالکان و پیشه‌وران و عناصر وازده و بدون طبقه که از مالکین کوچک ورشکسته ولی غیر برده تشکیل می‌شدند نیز وجود داشتند.

شالوده مناسبات تولیدی در این دوران عبارتست از مالکیت برده دار بر وسائل تولید و بر برده. برده به عنوان شیء قابل خرید و فروش بود و برده دار صاحب جان برده نیز بود. برده داران به اقشار مختلف نظیر مالکان بزرگ زمین، صاحبان کارگاه‌ها و سوداگران می‌گفتند. در شرایط کار عده عظیم بردگان وارزانی بی نهایت آن‌ها، علی‌رغم وسائل بسیار ابتدایی، اضافه محصولی به دست می‌آمد که خود امکان نسبتاً بیشتری (نسبت به کمون اولیه) برای رشد وسائل تولید و پیدایش علوم و هنر فراهم می‌ساخت. ولی پس از رشد معین که خود قرن‌ها به طول انجامید نیروهای تولیدی دیگر در چارچوب روابط تولیدی بردگی نمی‌توانست تکامل یابد. بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیام‌های بزرگ بردگان نمونه آنست شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم - مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد. اگر چه صورت بندی اجتماعی - اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکل‌های مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمین‌های مستعمره تا قرن بیستم.

محتویات

    ۱ تبیین برده‌داری
    ۲ انواع برده داری
    ۳ برده‌داری در ادیان
    ۴ آمار برده‌داری
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پیوند به بیرون

تبیین برده‌داری

ماسای‌های آفریقای شرقی به اسیران خود امان نمی‌دهند . علت آنچنان که راتزل می‌گوید این است که این قوم گله دار هیچ امکان فنی استفاده از کار برده‌وار را ندارند . اما در همسایگی شان واکامباها که کشاورز هستند قادر به استفاده از کار برده‌وارند و بنابراین از کشتن اسرای شان چشم می‌پوشند و آنها را به بردگی می‌گمارند . پس ظهور برده داری مستلزم رسیدن به درجه ی معینی از تکامل نیروهای اجتماعی است و درجه‌ای که به بهره کشی از کار برده اجازه می‌دهد . برده داری یک رابطهٔ تولیدی است که ظهور آن بیانگر آغاز تقسیم جامعه به طبقات است، جامعه‌ای که تا آن هنگام تقسیمات دیگری را به جز تقسیم جنسیتی و سن نشناخته‌است . [۱]
انواع برده داری

1-برده به عنوان دارایی: این نوع برده داری فرم اصلی برده داری است که بردگان به عنوان دارایی مالکانشان تلقی و خرید و فروش می شوند.

2-بیگاری کشیدن: در این نوع برده داری فردی نیروی کارش را به رایگان در برابر یک بدهی عرضه می کند. مدت زمان این نوع برده داری ممکن است مشخص نباشد و حتی کودکان به دلیل بدهی والدینشان به بردگی مجبور گردند. این نوع برده داری امروزه رایجترین شکل است.

3- نیروی کار اجباری: این نوع از برده داری زمانی رخ می دهد که فرد مجبور می گردد علارغم میلش تحت خشونت یا مجازات ارباب خود و با محدود گشتن آزادی های شخصی اش به کار بپردازد.

4- ازدواج اجباری: این نوع برده داری زمانی است که یک یا هر دو طرف مجبور به ازدواج علارغم میل خود می گردند. این شکل از برده داری هنوز در جنوب و شرق آسیا و آفریقا قابل مشاهده است.[۲] شایان ذکر است که در بسیاری از انواع برده داری، بخصوص در برده داری نوع اول سوء استفاده ی جنسی از بردگان به اشکال گوناگون رایج است.
برده‌داری در ادیان
نوشتار اصلی: برده‌داری در ادیان


در ادیان ابراهیمی و به‌ویژه در سه دین آخر یعنی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) برده‌داری وجود داشته‌است. و عالمان دینی با آیاتی از کتاب مقدس و قرآن نفس وجودی آن را توجیه کرده‌اند. یکی از اسامی خداوند رب است که در مقابل عبد یا بنده قرار دارد، دو نوع بندگی وجود دارد یکی بندگی برده‌ای برای صاحب خود و دیگری بندگی برای پروردگاری که در جایگاه ارباب آسمانی قرار داشته و به اعتقاد این ادیان سزاوار اطاعت مطلق است و این کیفیت با اندک تغییراتی در ادیان مذکور وجود داشته‌است، در فارسی برای بردهٔ زن کنیز و برای برده مرد غلام اطلاق می‌شود، برده به مثابه کالایی که حقوق انسانی ندارد قابل خرید و فروش است، یک ارباب می‌تواند کنیز خود را در اختیار مرد دیگری بگذارد تا آن مرد از وی کام جنسی برگیرد، بردگانی که از اربابان زمینی خود می‌گریزند همواره در احادیث از قول محمد مطرود هستند. مسلمانان به استناد صریح آیه ۲۴ سوره نساء و آیات دیگر قرآن در جنگ با کفار حق و اجازه آن را از الله دارند که زنان کفار را به اسارت و به بردگی (کنیزی) برگیرند. محمد نیز با عمل به این آیه قرآنی در جنگها و غزوات (جنگهایی که خود پیامبر در آنها شرکت داشتند) زنانی را به کنیزی و همسری در اختیار گرفت. ریحانه دختر عمرو بن جنانه از طایفه بنی عمرو بن قریظه یکی از آن زنان محمد بود که در جنگ با بنی قریظه شوهر، برادر و پدر خود را مسلمانان کشته بودند و پیامبر اسلام او را برای همسری در اختیار گرفت.[۳] صفیه دختر حیی بن اخطب زن کنان ابن ربیع نیز از دیگر زنان محمد بود که در غزوه خیبر به غنیمت مسلمانان درآمده بود. شوی او به دلیل اینکه جایگاه گنج پنهان قبیله ر ا بازگو نمی‌کرد از سوی علی بن ابوطالب مورد بازجویی قرار گرفت و سپس با نشان‌دادن محل نگهداری گنج توسط محمد بن سلمه سر بریده شد.[۴][۵][۶]
آمار برده‌داری

با توجه به شاخص برده‌داری جهانی که توسط بنیاد "Walk Free" در ۱۶۲ کشور مورد بررسی قرار گرفته است، گزارش شده که حدود ۳۰ میلیون نفر در سراسر جهان به عنوان برده زندگی می‌کنند. تقریباً نیمی از افراد برده، درهند قرار دارند. عمل برده‌داری سالانه ۳۲ میلیارد دلار سود برای افرادی که مخالف آزادی دیگران هستند، دارد.

هارون‌الرشید

هارون الرَّشید (زاده ۲۵ اسفند ۱۴۱ برابر ۱۷ مارس ۷۶۳، مرگ ۴ فروردین ۱۸۸ برابر ۲۴ مارس ۸۰۹) خلیفه عباسی بود. در شهر ری زاده شد و در توس خراسان درگذشت. او پنجمین و نام آورترین خلیفه این دودمان عرب بود. او از ۲۳ شهریور ۱۶۵ تا ۴ فروردین ۱۸۸ فرمانروایی کرد. نام وی در کتاب هزار و یک شب گنجانده شده‌است.

هارون پسر المهدی سومین خلیفه عباسی بود. مادرش کنیزی یمنی به نام الخیزران بود. او زنی پرنفوذ بر شوهر و پسرش بود.

محتویات

    ۱ هارون و برمکیان
    ۲ هارون و علویان
    ۳ شورش‌های زمان هارون
    ۴ فرزندان هارون
    ۵ دربار و دیگران
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پانویس
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

هارون و برمکیان
Harun Al-Rashid and the World of the Thousand and One Nights.jpg

برمکیان از دودمان‌های معروف ایرانی بودند، که به روزگار خلافت عباسی در دستگاه خلافت، خوش درخشیدند. برمک لقب روسای اتشکده نوبهار در بلخ بود، و برمکیان را از این جهت می‌خوانند، که پیشینیانشان دارای این عنوان روحانی بودند. اولین کس از این خاندان که در دستگاه خلافت عباسی نفوذ یافت خالد پسر برمک بود، وی جد برامکه بود و در روزگار وی بود که دولت برمکیان به ظهور پیوست. سفاح، خالد را به وزارت برگزید و همواره در دل وی جای داشت. در روزگار هارون الرشید، یحیی بن خالد برمکی وزارت یافت، و برمکیان به سرعت مدارج صعود و سقوط را پیمودند، چنانچه باری هارون الرشید به اتفاق یحیی بن خالد و دو فرزندش فضل و جعفر به حج رفتند.

مداخله برمکیان در کارها موجب رشک خویشان خلیفه و اطرافیان دستگاه خلافت شد، چنان که هارون الرشید کمر به قتل آنان بست و پس از قتل برمکیان حرم‌های ایشان نیز بر عوام مباح کرد. در آغاز فرزندان یحیی مورد عنایت هارون قرار گرفتند ولی پس از چندی خلیفه ایشان را به زندان انداخت و دارایی هایشان را به تاراج برد. دلیل این خشم ناگهانی را عشق جعفر پسر یحیی برمکی به عباسه خواهر هارون و زناشویی پنهانی این دو نوشته‌اند. داستان از اینجا آغاز شد که هارون دوست داشت تا خواهرش را نیز در نشست‌هایی که با جعفر می‌گذاشت همراه کند ولی چون در اسلام همنشینی زن و مرد بیگانه حرام است به ناچار ترتیب یک زناشویی اسمی را میان آنها گذارد؛ ولی عباسه و جعفر پنهانی به هم پیوستند. هنگامی که از عباسه فرزندی پدید آمد خشم هارون را فراگرفت. هارون زمانی که این داستان را شنید در مکه بود. اندکی پس از آن هارون به بغداد بازگشت و دستور داد تا جعفر را بکشند. او را دو پاره کردند و پیکرش را در دو سوی پلی در سوی شرقی شهر آویختند. پیکر سه سال در همانجا آویزان بود تا زمانی که هارون از آنجا می‌گذشت دستور داد تا پیکر را پایین آوردند و سوزاندند. ناگفته نماند که پدر و برادران جعفر نیز پس از این رویداد به زندان افکنده شدند.

اگر چه می‌نماید که برای سربه نیست کردن برمکیان این تنها بهانه‌ای بوده‌است چه که او از سوی این خاندان ایرانی احساس خطر می‌کند.
هارون و علویان

هارون در برخورد با علویان چنان برخود بی رحمانه‌ای داشت که موسی بن جعفر را به زندان افکند و با خوراندن زهر او را کشت، سپس برای اثبات برائت خود از این کار، از علما و فقها و اکابر گواهی گرفت.

او چند صد نفر از سادات را کشت.[۱]
شورش‌های زمان هارون

در زمان هارون شورش‌های متعددی روی داد مثل خراسان که تا نیم قرن پس از مرگ ابومسلم در تب و تاب بود ودر سیستان که غالباً عرصهٔ طغیان خوارج و دیگر ناراضیان بود. از روسای شورشیان می‌توان به استاذسیس، محمد بن شداد، حصین و حمزهٔ خارجی نام برد. نام‌های خرم دینان و سرخ علمان نیز چند بار به زبان آمد.
فرزندان هارون

هارون سه پسر داشت: قاسم، امین و مامون. مامون از امین بزرگ‌تر بود ولی امین پسر زبیده بود که زبیده دختر بزرگ جعفر بن منصور خلیفه عباسی بود. حال آنکه مادر مامون یک کنیز ایرانی بود. از این رو بسیاری امین را جانشین پدر می‌دانستند.
دربار و دیگران

در زمان هارون بغداد به اوج شکوه و زیبایی خود رسید. وی پرشکوه‌ترین کاخ را در بغداد ساخت. بردگان و درباریان بسیار از کاخ او پاسداری می‌کردند. پس از چندی او کاخی دیگر به نام رقّاح را در شمال سوریه ساخت. او پس از جاگیر شدن در رقاح هرگز به بغداد بازنگشت.

او را برخی خلیفه‌ای دادگر خوانده‌اند.[نیازمند منبع]

او هم‌زمان با شارلمانی می‌زیست و با اروپای آن زمان رابطه بازرگانی گسترده‌ای به راه انداخته بود. او همچنین با چین رابطه دیپلماتیک برقرار ساخت.

هارون در هنگام سفر به بخش‌های شرقی فرمانرواییش بیمار شد و مرد.

مهدی (خلیفه)

ابوعبدالله محمد مهدی (نام کامل وی: أبو عبد الله محمد بن عبدالله المنصور بن محمد بن علی المهدی بالله) سومین خلیفه از خلفای عباسی بود که بعد از پدرش منصور بین سالهای ۱۵۸ تا ۱۶۹ خلافت و فرمانروایی مسلمانان را بر عهده داشت.

وی که در بین سال‌های ۷۷۵ تا ۷۸۵ میلادی، در بغداد فرمان راند؛ او پس از پدرش ابوجعفر منصور به خلافت رسید. لقب وی «مهدی» به معنی ره‌یافته و ره‌نمایی‌شده است. دوران خلافت وی، همراه با صلح و آرامش بود. در این دوره قدرت عباسیان در بغداد، تحکیم شد. در این دوره، تنها اندلس در فرمان عباسیان نبود؛ و دیگر سرزمین‌های اسلامی تحت تسلط خلافت عباسی بود. مدت خلافت او ده سال و یک ماه بود.
رویدادهای مهم دوران خلافت

    وی نخستین خلیفه عرب بود که توانست سپاه طبرستان را شکست دهد و مناطق بسیاری از غرب طبرستان را تصرف کند و سلسله دابویگان را با کشتن اسپهبد خورشید براندازد.

    در سال ۱۶۰ هجری شخصی به نام یوسف البرم که یکی از اعراب مهاجر قبیله ثقیف بود در قسمت شرقی خراسان دعوی امامت نمود و تمام نواحی شرقی خراسان را به تصرف خود در آورد ولی فوراً به دست یزید عامل خلیفه مسلمانان دستگیر و به بغداد فرستاده شد و به قتل رسید.

    در سال ۱۶۲ هجری مهدی همراه با هارون الرشید فرزندش پس از تاخت و تاز به شهرهای روم شرقی (بیزانس) به بغداد مهاجرت نمود.

    در همین سال المقنع در ماوراءالنهر دعوی خدایی نمود اما به دست عمال و سپاهیان خلیفه مغلوب و مقتول شد.

انساب الاشراف

أنساب الأشراف کتابی است در تاریخ عرب در قرن اول هجری قمری اثر احمد بن یحیی بَلاذُری، مورخ قرن دوم و سوم. مولف در این کتاب تنها به نسب‌شناسی عرب نمی‌پردازد بلکه تاریخ عرب‌ها را نیز بازگو می‌کند. علی بهرامیان این کتاب را بزرگترین اثر تاریخی قرن سوم هجری می‌داند.

بر خلاف نام کتاب، بلاذری در این کتاب فقط به شرح حال اشراف عرب نمی‌پردازد، لفظی که در آن‌زمان به منسوبان به خاندان محمد بن عبدالله اطلاق می‌شد، بلکه او تاریخ تمامی بزرگان عرب را بازگو می‌کند. مولف پس از ذکر تاریخ نوح و فرزندانش، نیاکان پیامبر اسلام را برشمرده و به سیره او می‌پردازد. اخبار دوره خلافت علی ابن ابی‌طالب پس از سیره محمد بزرگ‌ترین بخش کتاب را تشکیل می‌دهد. تاریخ مهدی عباسی آخرین بخش کتاب است.

زبیر بن بکار

ابوعبدالله زبیر بن بکار بن عبدالله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن زبیر (۱۷۲هـ/۷۸۸-۷۸۹م در مدینه—۲۵۶هـ/۸۷۰م در مکه) مورخ عرب و صاحب کتاب «جمهرة نسب قریش وأخبارها» مشهور به «اخبار» است. او از نوادگان زبیر بن عوام و از بزرگان خانوادهٔ زبیری به شمار می‌آید. در سال ۲۴۲ هجری، متوکل عباسی او را به عنوان قاضی شهر مکه منصوب کرد و تا هنگام مرگ، قاضی شهر مکه بود.

کتاب جمهره مجموعه‌ای از اخبار است که براساس نسب افراد مرتب شده‌اند و بیشتر حول خانوادهٔ زبیر متمرکز است. این کتاب بیشتر به شرح حال خلفا، حکام و افراد سرشناس و شخصیت آنان می‌پردازد. به همراه دیگر کتب انساب مانند انساب الاشراف، جمهره یکی از کتب اصلی در نسب‌شناسی اعراب است.

زبیر بن عوام

زبیر بن عوام بن خویلد ملقب به ابو عبدالله قرشی اسدی، از مهمترین صحابه محمد است و از سوی محمد ملقب به حواری وی گردید و جزو ۱۰ تنی است که محمد به آنها بهشت را وعده داد. وی همچنین جزو شورایی است که عمر در هنگامی که در بستر مرگ بود تشکیل داد. ریشه نام زبیر از کلمه زبر، طی البئر بالحجاره گرفته شده که به معنای چاه سنگ یا مرد قوی است.[۱]

محتویات

    ۱ دوران محمد
    ۲ در حوادث جانشینی پیامبر
    ۳ دوران خلافت ابوبکر و عمر و عثمان
    ۴ دوران خلافت علی
    ۵ زندگی شخصی زبیر
    ۶ احادیث نقل شده از زبیر
    ۷ فرزندان زبیر
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

دوران محمد

مادر زبیر، صفیه بنت عبدالمطلب بن هاشم و عمه محمد است. بنابراین زبیر پسر عمه محمد و همچنین برادر زاده خدیجه بنت خویلد، همسر محمد است. روایتی حاکی از آن است که زبیر، علی، طلحه و سعد ابن ابی وقاص همگی در یک سال متولد گردیده‌اند. زبیر در سالیانی که هنوز خیلی جوان بود، پدرش را از دست داد و تحت کفالت عمویش نوفل بن خویلد قرار گرفت.[۱]

زبیر از اولین اسلام آورندگان و به قولی چهارمین یا پنجمین مردی است که مسلمان شد. منابع بر روی سنش هنگام مسلمان شدن متفق القول نیستند ولی مشهورترین سن وی را می‌توان ۱۶ سال به حساب آورد. بنا به روایت ابن اسحاق، ابوبکر وی و چهار نفر دیگری که بعدها عضو شورا شدند را ترغیب به مسلمان شدن نمود. روایاتی وجود دارند که به وسیله آل زبیر ساخته شده‌اند که حاکی از آن است که وی در ۸ سالگی مسلمان و در ۱۲ سالگی برای برای حفظ جان محمد شمشیر کشید و وی را اولین کسی نام می‌برند که در راه خدا شمشیر کشید. دانشنامه اسلام بر این باور است که برای اینکه جایگاه زبیر در برخی روایات بالا برده شود، مسلمان شدن وی را همزمان با علی می‌دانند و همچنین معتقد است که تناقض‌ها در روایات ناشی از بحث‌ها و مناقشاتی است که بین مسلمانان در مورد این موضوع به منظور برتری جستن از این جایگاه صورت گرفته است.[۱]

زبیر جزو کسانی بود که به حبشه مهاجرت کرد و در هنگامی که شایعاتی مبنی بر مصالحه قریش با محمد به دلیل به رسمیت شناختن بت‌های لات و هبل و عزی توسط وی شنید، با اولین کاروان به مکه بازگشت. در هجرت به مدینه نیز، زبیر به همراه مادرش به این شهر مهاجرت نمود.[۱]

در هنگام بستن پیمان برادری (مواخات) در مدینه، زبیر برادر دینی سلمه بن سلامه بن وقش از قبیله اوس یا کعب بن مالک از خزرج شد. وی پیشتر در مکه نیز برادر دینی عبدالله بن مسعود شده بود. وی به همراه عبدالرحمن بن عوف که مبتلا به خارش بدن شده بودند، اجازه یافتند که لباس ابریشمی بپوشند.[۱]

زبیر در اکثر غزوات محمد حضور داشت و جزو یکی از تنها دو اسب سوار لشکر مسلمانان در جنگ بدر (۲ هجری/۶۲۴ میلادی) بود. آل زبیر معتقدند که در جنگ بدر که گفته می‌شود جبرئیل و فرشتگان مددکار مسلمانان بوده‌اند، رنگ دستارشان مانند زبیر، زرد رنگ بود. در جنگ احد (۳ هجری/۶۲۵ میلادی)، محمد شجاعت زبیر را ستود. در جنگ خندق (۵ هجری/۶۲۷ میلادی) محمد وی را به تجسس سپاهیان بنی قریظه فرستاد و در آن جنگ بود که محمد گفت که هر پیامیری حواری ای داشت و زبیر حواری من است. بعد از فرمان محمد و تعیین حکم از سوی سعد بن معاذ، زبیر به همراه علی، کشتار قبیله بنی قریظه را بر عهده گرفت. در جنگ خیبر (۷ هجری/۶۲۸ میلادی)، زبیر بعد از علی بیشترین شجاعت را نشان داد. در هنگام فتح مکه، زبیر فرمانده بال چپ سپاه مسلمانان بود و در جنگ تبوک (۹ هجری/۶۳۰ میلادی) زبیر بزرگترین پرچم سپاه محمد را بر دست داشت. روایاتی در کتب قرون بعدی اسلامی آمده که زبیر منشی محمد در ثبت درآمد حاصل از اموال شرعی صدقه بود.[۱]
در حوادث جانشینی پیامبر
نوشتار اصلی: سقیفه بنی ساعده

زبیر از آن گروهی بود که به دلیل مشورت نکردن ابوبکر با علی، با تاخیر و تعلل و پس از چند روز از گذشت سقیفه با ابوبکر بیعت کرد.[۲]
دوران خلافت ابوبکر و عمر و عثمان

زبیر در جنگ یرموک (۱۵ هجری/۶۳۶ میلادی) حضور داشت و عمر وی را به سرکردگی ۴۰۰۰ نیروی کمکی به کمک عمرو عاص در فتح مصر فرستاد. بنابراین بر طبق این روایات، زبیر ملقب به اشجع القریش (شجاعت ترین شخص قریش) یا اشجع الناس (شجاع ترین مردم) شده است. اما در جنگ جمل در هنگام رجز اصل و نسب خواندن، ابن‌عباس وی را ترسو خواند به این علت که در میان جنگ نماند و فرار کرد. روایتی دیگر از شیعیان نیز روایت قبلی را تایید می‌کند و می‌گوید وی پشیمان و تائب گردید و فرار کرد.[۱]
دوران خلافت علی

زبیر از مخالفان علی پس از خلیفه شدن بود و در منابع شیعی مورد حمله و نکوهش قرار گرفته است. در جلد ۸ بحارالانوار مجلسی می‌توان نمونه‌ای از این نکوهشها و حملات را دید. به عقیده دانشنامه اسلام، این موارد یکی از دیدگاههای شیعه مبنی بر لعنت کردن برخی صحابه (سب الصحابه) است. زبیر و دیگر صحابه‌ای که در جنگ جمل (۳۶ هجری/۶۵۶ میلادی) در مقابل علی قرار گرفتند، در ادبیات شیعه به ناکثین (پیمان شکنان) معروف هستند. ابومختف از زبیر به عنوان اولین کسی بعد از اسلام نام می‌برد که اسیران مسلمان را کشت. دانشنامه اسلام معتقد است با این حال، زبیر کمتر از عمر، عایشه، طلحه و دیگر صحابه توسط شیعه مورد حمله قرار گرفته چرا که وی در جریان جانشینی محمد، به همراه بنی هاشم و انصار، از حامیان علی بود و علاوه بر آن، زبیر بر خلاف پسرش عبدالله بن زبیر که مصر در جنگیدن با علی بود، پس از دیدار با علی از لشکر خود جدا شد و جنگ را ترک گفت و معتقد است با این حال، دلیل اصلی کناره گیری زبیر از میدان جنگ، این است که زبیر متوجه میل عایشه به خلافت طلحه شده بود و حتی در صورت پیروزی سپاهیان عایشه، شانسی برای خلیفه شدن خود نمی‌دید بنابراین، بهترین کار را ترک میدان جنگ دانست.[۱]

رویکرد اهل سنت به زبیر و دیگر صحابه که به اتفاق حامی وی است، صورتهای گوناگونی دارد. وجه مشترک همه این دیدگاهها این است که زبیر و دیگر صحابه، با تقوا بوده و همگی معتقدند که زبیر جزو ده تن بشارت داده شده از سوی محمد به بهشت است و اشاره به حدیثی می‌کنند که کسانی که با مسلمانان بجنگد، جایگاهشان جهنم است. اهل سنت، زبیر و یارانش را جزو کسانی می‌دانند که خود را وقف خدا و اسلام کرده‌اند و معقدند که هر دو جناح جنگ جمل انگیزه اخروی داشته‌اند و دنیا را در نظر نداشته‌اند و بنابراین در بهشت داخل هستند به علت اینکه محمد گفته که هر که در راه خدا جهاد کند، حتی اگر در این راه اشتباه هم کند، پاداش خواهد گرفت و کسی که جهاد کند و بر حق هم باشد، دو برابر پاداش اخروی می‌گیرد. برای نشان دادن تقوای زبیر، از احادیثی نام برده می‌شود که در آن وی خراجی که ۱۰۰۰ غلامش به وی می‌پرداختند را در راه خدا به فقرا می‌داد و پس از مرگ عمر نیز مستمری ای که از دیوان به وی پرداخته می‌شد را دیگر قبول نکرد.[۱]

دانشنامه اسلام بر این باور است که زبیر و طلحه و علی هر کدام به دلیلی، بر آشوبها بر علیه عثمان دامن می‌زدند، اما وقتی که اوضاع از کنترل این سه خارج شد، فرزندانشان را برای دفاع از عثمان راهی کردند. پس از مرگ عثمان و خلافت علی، زبیر به اتفاق طلحه به عایشه پیوستند و اعلام داشتند که عثمان ناعادلانه کشته شده و علی مسئول قتل عثمان است. آنها لشکری تجهیز کرده و به بصره آمدند و علی مجبور به جنگ با آنها گردید. جنگ جمل در جمادی الاول ۳۶ هجری/نوامبر ۶۵۶ میلادی در نزدیکی بصره شکل گرفت و زبیر در این جنگ کشته شد و در وادی السباع که امروزه با نام بلده الزبیر خوانده می‌شود، در حومه بصره به خاک سپرده شد. سن وی در هنگام کشته شدن، ۵۷ سال گزارش شده است.[۱]
زندگی شخصی زبیر

پس از هجرت، زبیر یکی از ثروتمندترین صحابه محمد گردید. وی املاک وسیعی مانند غابه در نزدیکی مدینه، سلیله در ربذه، دار الزبیر و مسجد الزبیر در سوق وردان فسطاط و املاکی در اسکندریه و کوفه داشت. برخی از املاک که در عربستان بود، را محمد و برخی از املاکی که در عراق بود را عثمان به وی بخشید. زبیر زمینهایی در محله بنی سلیم بصره داشت که پر محصول و بازار نیز داشت. وی یکی از اموالش را به قیمت ۶۰۰ هزار درهم فروخت.[۱]

یکی از زنان وی، اسماء دختر ابوبکر و خواهر بزرگ ناتنی عایشه است که ملقب به ذات النطاقین (دارای دو کمربند) است.[۱]
احادیث نقل شده از زبیر

احادیثی که زبیر از محمد نقل کرده بسیار اندک‌اند و در کتبی مانند صحاح سته، مسند (اثر احمد بن حنبل)، بحر الزخار (اثر احمد بن عمرو بن بزار)، المسند (اثر ابو یعلا موصلی)، المصنف (عبدالرزاق سنانی)، مجمع الزوائد (علی بن ابی بکر هیثمی) و معجم الکبیر (اثر طبرانی) آمده است. روایاتی از زبیریان نقل شده که زبیر بسیار می‌ترسید که حدیثی اشتباه به محمد منسوب کند و عقوبتش را ببیند.[۱]
فرزندان زبیر

مصعب زبیری (مرگ ۲۳۶ هجری/۸۵۱ میلادی) از نوادگان زبیر، تعداد ۱۰ پسر و چند دختر را به زبیر نسبت می‌دهد. معروفترین آنان، عبدالله است که اولین کودک متولد شده از مهاجرین در مدینه است. پسران دیگری به نام‌های عروه، حمزه و مصعب نیز داشت. دیگر نواده زبیر به نام زبیر بن بکار بخشی را در کتاب جمهرت نسب قریش و اخبارها، در مورد اولاد زبیر اختصاص داده است. زبیر، فرزندان خود را به نامهای کشته شدگان در راه خدا می‌گذاشت تا آنها نیز در همین راه کشته شوند.

غزوه خندق

غزوه احزاب یا غزوه خندق که در ۱۷ شوال سال پنجم هجرت، برابر با سال ۶۲۷ میلادی در یثرب میان سپاهیان مسلمان پیرو محمد و سپاهیان مکه تحت رهبری ابوسفیان درگرفت. این نبرد سومین رویارویی مسلمانان و بت‌پرستان مکه و از نبردهای مهم تاریخ اسلام است.

محتویات

    ۱ پیش از جنگ
    ۲ پیمان‌شکنی بنی‌قریظه
    ۳ نبردهای‌های تن‌به‌تن
    ۴ پراکندگی سپاه عرب
    ۵ منابع

پیش از جنگ

محمد پیامبر اسلام، یهودیان بنی‌نضیر را از یثرب بیرون کرده بود؛ بنی‌نضیر به مکه رفتند و قریش را به نبرد با پیامبر واداشتند. قریش، پیشنهاد نمایندگان یهود را پذیرفت و به جنگ با پیامبر رهسپار شد. در این نبرد، هم‌پیمانان قریش بنی‌سلیم و غطفان و بنی‌اسد نیز به جنگ‌جویان سپاه مکه پیوستند. سپاهیان قریش، ده هزار تن و سه لشکر بودند که فرماندهی همه آن‌ها با ابوسفیان بود. بنی‌خزاعه، محمد را از برنامه قریش و جنبش ایشان آگاه کردند. حضرت محمد، برای جنگ یاران ویژه خود را گردآورد. برخی پیشنهاد کردند که به شیوه قلعه‌داری از یثرب، دفاع کنند و از بالای دژها و نقاط بلند با دشمن نبرد کنند. سلمان فارسی که با شیوه‌های جنگ ایرانیان آشنایی داشت، پیشنهاد کرد که گرداگرد شهر را خندق بکنند تا از پیشرفت دشمن به درون شهر جلوگیری شود و سپس با ساختن دژها و سنگرها در اطراف خندق، و یا پرتاب تیر و سنگ، از گذر یافتن دشمن از خندق به سوی شهر، جلوگیری شود و پیامبر اسلام پذیرفت. کار کندن خندق با شتاب آغاز شد؛ کندن هر ناحیه‌ای از خندق به یک گروه از مسلمانان واگذار گردید و هر فردی به کندن چهل ذراع واداشته شد. یهودیان بنی‌قریظه نیز در کندن خندق، به مسلمانان یاری رساندند. کار خندق در شش روز به پایان رسید و برای آن درهایی گذارده شد و نگهبانی هر در به قبیله‌ای واگذار گشت و زبیر بن عوام به سرپرستی پاسداران درهای قلعه گمارده شد.
پیمان‌شکنی بنی‌قریظه

حیی بن اخطب، یهودیان بنی‌قریظه را به نبرد علیه سپاه اسلام فراخواند. سرانجام کعب بن اسد، درخواست حیی بن اخطب را پذیرفت و کعب پیمان خود را با محمد شکست.
نبردهای‌های تن‌به‌تن

سرانجام، پنج تن از سپاه مکه به نام‌های عمرو بن عبدود، عکرمة بن ابوجهل، هبیرة بن وهب، نوفل بن عبدالله و ضرار بن خطاب موفق شدند از خندق بگذرند. در نبردهای تن به تن، عمرو بن عبدود به دست علی بن ابی‌طالب کشته شد. نوفل بن عبدالله پس از گذشت از خندق، سقوط کرد و سنگباران شد که در آن میان علی وارد خندق گشت و او را در آن میان کشت. ابوسفیان از ترس این‌که مسلمانان بدن نوفل را به انتقام حمزه، مثله کنند پیشنهاد کرد که پیکر مرده او را به ده هزار دینار بخرد؛ اما محمد دستور داد که جسد را به رایگان به سپاه مکه باز پس دهند.
پراکندگی سپاه عرب

سپاه عرب پس از کشته شدن نوفل بن عبدالله و عمرو بن عبدود پراکنده شدند. محمد، حذیفه را مأمور کرد که از خندق گذشته از اوضاع دشمن اطلاعاتی به دست بیاورد. صبح، سپاه مکه آن‌جا را ترک گفته و کسی باقی نمانده بود.

مدینه

مدینه یا مدینةالنبی، (به عربی: المدینة المنورة)، نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان. این شهر در شمال ریاض و در میانه نجد قرار گرفته و آب‌وهوایی خشک و بیابانی با تابستان‌های داغ و زمستان‌های سرد دارد. این شهر پیش از هجرت پیامبر اسلام به آن، یثرب نام داشت، که با ورود پیامبر، آن‌را مدینة النبی (یعنی: شهر پیامبر) نامیدند.

شهری مدینه در ناحیه تاریخی حجاز در کشور عربستان سعودی، این شهر پس از هجرت پیامبر اسلام، به مدینةالنبی(شهر پیامبر) معروف شد، در اولین شب ربیع الاول سال ۱۴ بعثت، «محمد» به «یثرب» مهاجرت نمود و سرآغاز تاریخ مسلمانان(تاریخ هجری)، از همان سال می‌باشد.

مسجدالنبی، مسجد قباء و مسجد ذوقبلتین در این شهر قرار دارند. مدینه امروزه از شهرهای مقدس مسلمانان به‌شمار می‌آید. مقبره پیامبر اسلام در این شهر و در داخل خانه پیامبر در کنار مسجد النبی قرار دارد و از مهمترین زیارت گاه های مسلمانان است. برای نخستین بار تصاویری از داخل محل مرقد پیامبر منتشر شده است که این مرقد را بسیار ساده و با روپوشی از پارچه سبز نشان می دهد که بر روی آن کلمات "لااله الا الله" و "محمد رسول الله" نوشته شده است [۱]

فاصله مدینه تا مکه حدود ۴۲۰ کیلومتر است.
مدینه

محتویات

    ۱ تاریخچه یثرب
        ۱.۱ نامیدن به نام پیشین
    ۲ موقعیت جغرافیایی
    ۳ منابع

تاریخچه یثرب

یثرب از شهرهای باستانی است که در کتیبه‌های معینی از آن نام برده شده‌است. این شهر از جمله محل‌هایی بود که گروهی از نیروهای معینی در آن اقامت داشتند. پس از آنکه روزگار دولت معینیان سپری گردید، سبائیان حکومت آنجا را در دست گرفتند. معروف است که حکومت‌های معین و سبا همواره در پی بسط سلطه و نفوذ خود در سرزمین‌های شمال عربستان بودند. همچنین در جغرافیای بطلمیوس دوبار از این شهر نام برده شده‌است، یک بار به نام ایاترپه و بار دیگر به نام ایاتریپا. استفان بیزانسی از این شهر به نام ایاتریپاپولیس یاد کرده‌است.[۲] این شهر در نزد راویان اخبار گذشته به نام اثرب و یثرب معروف است. [۳] به نوشته آنان یثرب مرکز مدینه‌است، که از قناه تا جرف و از المال، که بدان برناوی می‌گویند، تا زباله امتداد میابد. برخی از راویان اخبار گمان برده‌اند که این شهر به دلیل انتساب به یثرب بن قانیه بن مهلائیل بن ارم بن عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح، بدین نام خوانده شده‌است و او نخستین کسی بود که هنگام پراکنده شدن خاندان نوح در این سرزمین فرود آمد.[۴]

دیگران گمان کرده‌اند که نام یثرب ماخوذ از ثرب به معنای فساد یا از تثریب یعنی «مواخذه به علت گناه» است و نوشته‌اند که پیامبر به دلیل کراهت از تثیرب، از نامیدن این شهر به اسم یثرب نهی کرد و آن را طیبه و طابه نامید.[۵] بلاذری می‌نویسد که یثرب به نام رئیس گروهی از عمالقه نامیده شده‌است که پس از بیرون راندن بنی عبیل بن عوص بن ارم بن سام، از فرزندام نوح، از آنجا فرود آمدند.

نام مدینه که پس از هجرت پیامبر، به یثرب اطلاق شده‌است ماخوذ از کلمه آرامی مدینتا به معنی قرق و شهر، خلاصه شده مدینه الرسول است.[۶] راویان اخبار نوشته‌اند که یثرب یا مدینه ۲۹ اسم دارد که عبارتند از: طیبه، طابه، مسکینه، عذراء، جابره، محببه، مجبوره، یثرب، ناجیه، موفیه، اکاله البلدان ع محفوفه، مسلمه، مجنه، قدسیه، عاصمه، مرزوقه، شافیه، خیره، محبوبه، مرحومه، جابره، مختاره، محرمه، غلبه، ببره، تندر، حسیبه، دارالبرار، حسنه، دارالخیار، دارالیمان، دارالسنه، دارالهجره، قاصمه، طباطبا.[۷]
نامیدن به نام پیشین

در قرآن آمده است که منافقین مدینه، شهر را به نام قدیمش (یعنی یثرب) می‌نامیدند، و نام جدید آن را پذیرا نبودند. آیات ۱۲ و ۱۳ سوره احزاب بیان می‌دارد که در جنگ احزاب، وقتی منافقان و افراد ضعیف‌الایمان، احزاب و گروه‌های مختلف کفار و جمعیت فراوان آن‌ها را دیدند، گفتند: خدا و رسولش جز وعده‌های فریبنده دروغین به ما نداده‌اند؛ و برخی از آن‌ها می‌گفتند: ای مردم یثرب این میدان جای ماندن شما نیست، پس به خانه‌های خود بازگردید (و گر نه همگی کشته می‌شوید)![۸] این در حالی بود که -طبق آیه ۲۲ سوره احزاب- وقتی مؤمنان احزاب و سپاهیان دشمن را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده دادند و خدا و رسولش راست گفتند؛ و (دیدن آنها) جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.

چاه زمزم

چاه زمزم چاه مقدس آبی است در مسجدالحرام واقع در شهر مکه. چاه زمزم یکی از آثار مسجد الحرام است که با نام‌های چاه اسماعیل، حفیرة عبدالمطلب، شفاء سُقم، عافیه، مَیمونه، طُعم، بَرکة، بَرّة، شناخته می‌شود. در «کتاب مقدس» نام این مکان (که طبق متن کتاب مقدس یک چاه است) «بِئِر شَبَع» می‌باشد. این چاه در نزدیکی مقام ابراهیم و در هجده متری کعبه، در زیرزمین واقع است و آب آن توسط پمپ از طریق لوله کشی به زائرین می‌رسد. این چاه در قسمت شرقی مسجدالحرام قرار دارد و همانند دیگر مشاهد حج، از آثار ابراهیم، اسماعیل و هاجر است. به عقیده مسلمانان این چاه به صورت معجزه‌آمیزی هزاران سال پیش توسط جبرئیل در زمان ابراهیم برای نوزاد تشنه او اسماعیل به وجود آمده‌است. سالیانه میلیون‌ها نفر در زمان حج واجب یا عمره به دیدن چاه زمزم می‌روند تا از آب آن بنوشند. بر اساس قانون عربستان سعودی، آب چاه زمزم به هیچ صورت در خارج از عربستان اجازه فروش ندارد، ولی به دلیل درخواست‌های زیاد فروش آب‍‎های قلابی زمزم رونق خاصی دارد.

محتویات

    ۱ پیرامون واژه
    ۲ چگونگی به وجود آمدن
    ۳ تاریخچه
    ۴ اهمیت
    ۵ پیوندها مرتبط
    ۶ پانویس‌ها
    ۷ منابع

پیرامون واژه

واژهٔ «زم» در زبان‌های اوستایی و پهلوی به معنی زمستان و سردی است.[۱] واژهٔ زمین (گاه به صورت مخفف «زمی») از همین زم ساخته شده‌است با پسوند «ین»، چراکه جوهر زمین سرد انگاشته می‌شده، و زمیک پهلوی (به معنی زمین) نیز از همان ریشه است، که در اوستایی به صورت «زم» آمده‌است.[۲]
چگونگی به وجود آمدن

بر اساس داستانهای اسلامی، پس از آنکه ابراهیم، همسر و فرزندش را ترک کرد، تشنگی بر آنها چیره شد، هاجر به دنبال آب میان کوه صفا و کوه مروه دوید. سرانجام جبرئیل بال و یا پاشنه پای خود را بر زمین کوفت و زمزم جوشید، برای حفظ جان اسماعیل و هاجر پدید آورد.
تاریخچه

مدتی بعد از پدیدار شدن چاه، آثار چاه از میان رفت تا آن که عبدالمطلب بار دیگر آن را حفر نمود و از آن زمان تا کنون حاجیان از این آب بهره‌مند می‌شوند. در توسعه اخیر سالن‌های جداگانه‌ای برای زنان و مردان، در طبقه زیرزمین مطاف، در کنار چاه ساخته شده و زائران از شیرهای آبی که در آنجا نصب شده و نیز از ظرف‌های ویژه‌ای که در نقاط مختلف مسجد الحرام از آب زمزم پر می‌شود استفاده می‌کنند. این چاه در آغاز، منبع تأمین آب مکه بود و پس از آن چاه‌های دیگری در مکه و اطراف آن ایجاد شد. عرب‌ها برای این چاه تقدس بسیار قائل بودند.

در اصل در زمان اولیه چاه زمزم دو مخزن داشت، یکی برای نوشیدن و دیگری برای شستشو. در آن زمان چاه زمزم فقط یک چاه ساده با دوری پوشیده از سنگ بود. بعد در زمان خلیفه عباسی ابوجعفر منصور (۱۴۹ هجری قمری) یک قبه کاشیکاری شده با مرمر بر روی چاه درست کردند. در سال ۱۵۳ هجری قمری، خلیفه المهدی چاه را بازسازی کرد و قبه را با استفاده از چوب درخت ساج ساخت و آن را با موزاییک پوشاند. یک گنبد چاه بر روی چاه قرار دارد و گنبدی بزرگتر اتاق زائران را می‌پوشاند. در سال ۲۱۳ هجری بازسازی بیشتری بر روی چاه صورت گرفت و در زمان خلافت معتصم گنبد آن با سنگ مرمر مزین گردید.

فهد بن عبدالعزیز در دوران پادشاهی اش دستور داد که آب زمزم از مکه به مسجد النبی در مدینه ببرند ودر اختیار حجاج بگذارند تا اینکه در مسجد النبی هم مانند مسجد الحرام حجاج آب زمزم بنوشند، این عمل تا این روز هم ادامه دارد و آب زمزم از مکه به‌وسیله تانکر به مسجد النبی رسانده می‌شود.
اهمیت

وجود این چاه و اهمیت آن برای مردم مکه سبب شده بود تا در قریش منصب «سقایت» به وجود آید. این منصب در اوان ظهور اسلام، در دست عباس عموی محمد بود.

در روایات اهل بیت، نوشیدن از آب زمزم سفارش شده و همه مسلمانان به متبرک بودن آن باور دارند. علی، امام اول شیعیان، گفت: «مَاءُ زَمزَمَ خَیرُ مَاءٍ عَلَی وَجهِ الأَرضِ»[۳]؛ «آب زمزم، بهترین آب روی زمین است.[۴]»

درباره اهمیت آب زمزم و فضیلت نوشیدن آن روایات زیادی نقل شده‌است. پیامبر اسلام گفته: زمزم بهترین چاه‌های دنیاست. خود او اغلب از این آب استفاده کرده و از آن می‌نوشید و در هر جا بود دستور می‌داد که اصحاب این آب را برای آشامیدن و وضو ساختن او فراهم آورند