اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

سوارکاری

سوارکاری از ورزش‌هایی است که در چند دههٔ اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته‌است، با این وجود سابقه‌ای طولانی داشته‌است و می‌توان آن را از کهن‌ترین ورزش‌ها به‌شمار آورد. این ورزش امروزه نه تنها به عنوان یک رقابت سالم و مفید، بلکه به عنوان سرگرمی و به منظور گذراندن اوقات فراغت مورد توجه قرار گرفته‌است، و با این که نسبت به بسیاری از ورزش‌ها پرهزینه به نظر می‌رسد، هر ساله تعداد بیشتری طرفدار به سوی خود جلب می‌کند.

محتویات

    ۱ سوارکاری چیست؟
    ۲ تاریخچه
    ۳ برقراری ارتباط با اسب
    ۴ سبک های سوارکاری
        ۴.۱ سبک انگلیسی
        ۴.۲ سبک غربی
    ۵ شاخه‌های مختلف سوارکاری
        ۵.۱ مسابقات اسب‌دوانی
        ۵.۲ سایر مسابقات سوارکاری
    ۶ سوارکاری در ایران امروز
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

سوارکاری چیست؟

سوارکاری به معنای نشستن بر پشت یک اسب و کنترل حرکات آن میباشد. ویژگی این ورزش این است که انسان و مرکب (معمولاً اسب) را متحد می‌سازد، بنابرین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائل‌اند، بستگی دارد. برای شروع به یادگیری سوارکاری نیاز به هیچ دانش و مهارت قبلی ای نیست، با این حال به دلیل قدرت جسمی و ذهنی که کنترل کردن اسب نیاز دارد، به کودکان زیر ۷ سال توصیه نمی شود.
تاریخچه

Standard of Ur chariots.jpg

سوارکاری ورزشی بسیار قدیمی است که از دیرباز به منظور جنگیدن یا پیام‌رسانی به افراد آموزش داده می‌شد.
سر یک اسب در یکی از مینیاتورهای ایرانی مربوط به یکی از دستنوشته‌های مثنوی مولوی از سال ۸۹۱ق./۱۴۸۶م، با تزئینات سوارکاری.

تاریخ رام کردن اسب هنوز به درستی شناخته نشده‌است. باستان‌شناسان با توجه به قدیمی‌ترین آثار بر جای مانده از پیشینیان در رابطه با رام کردن اسب‌ها، معتقدند که اولین اسب‌های اهلی به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد برمی‌گردند. قبل از آن اسب به منظور تهیهٔ غذا شکار می‌شده‌است. البته باستان‌شناسان در بعضی نقاط از اروپای شرقی دهنه‌هایی پیدا کرده‌اند که به شش هزار سال قبل از میلاد برمی‌گردند. این نشان می‌دهد که انسان از آن زمان سعی داشته‌است که اسب را رام کند و از آن بهره ببرد، ولی به دلیل سرعت آن در فرار موفق نشده‌است. قدیمی‌ترین آثار در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شده‌اند.
ارابهٔ زئوس

اگرچه اهلی ساختن اسب در مقایسه با حیواناتی چون سگ (نه هزار سال قبل از میلاد) و گوسفند و بز (پنج هزار سال قبل از میلاد) مؤخر بود، با این وجود تحول عظیمی در زندگی انسان به‌وجود آورد. انسان نه تنها از گوشت و شیر اسب بهره می‌برد، بلکه برای جابه‌جایی نیز از او استفاده می‌کرد. نکتهٔ جالب در این باره این است که مورخان عقیده دارند که مردم قبل از یادگیری چگونه سوار شدن بر اسب، از ارابه استفاده می‌کردند. آنان برای این فرضیه خود دو دلیل عمده ارائه می‌کنند:

    فسیل‌های پیدا شده نشان می‌دهند که اسب‌های آن دوره برای حمل انسان بسیار کوچک بوده و قد آن‌ها (بلندی جدوگاه) به بیش از ۱۴۰ سانتی‌متر نمی‌رسید.
    قبل از آن که اسب توسط انسان رام شود، مردم از ارابه استفاده می‌کردند و آن‌ها را به حیواناتی از چون گاو یا الاغ وحشی می‌بستند. بستن ارابه به اسب‌های کوتاه قد خیلی دشوار نبود، در حالی که سوار شدن بر کمر اسب باعث وحشت و رم کردن آن می‌شد.

مهار و تربیت کردن اسب‌ها در زندگی مردم اوراسیا تحول و تأثیرات فراوانی به دنبال داشت. در حالی که در گذشته طی کردن مسافت‌های طولانی غیرممکن به نظر می‌رسید، انسان توانست به کشف سرزمین‌های جدید و کشور گشایی بپردازد. کم‌کم وسایلی برای هدایت و تسلط بیشتر بر اسب مانند زین و رکاب (که از اختراعات چینی‌ها می‌باشند) ساخته شدند و در اختیار سوارکاران گرفتند. تربیت و پرورش اسب نیز، به خصوص در خاورمیانه اهمیت بسیاری یافت و صحرانشینان این مناطق به پرورش و نگاه‌داری اسب‌های اصیل عربی پرداختند. سوارکاری تا اواخر قرن پانزدهم، بیشتر در جنگ‌ها معمول بود. البته در بعضی از کشورها مانند ایران باستان، به‌عنوان ورزش و سرگرمی نیز مورد توجه قرار می‌گرفت (مانند بازی چوگان)، ولی جنبهٔ هنری آن از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد اهمیت یافت. سرانجام در اواخر قرن نوزدهم، با پیشرفت صنعت و جایگزین کردن اسب‌ها توسط ماشین‌آلات، سوارکاری جنبهٔ ورزشی و سرگرمی که امروزه مشاهده می‌شود را به خود گرفت.
برقراری ارتباط با اسب
اسب

اولین گام یادگیری سوارکاری، یادگیری ارتباط برقرار کردن با اسب است. سوارکار باید بتواند خلق‌وخوی اسبی را که قرار است سوار شود درک کند و با او به خوبی ارتباط برقرار کند، تا اسب فرمان‌های او را بهتر درک کند و انجام دهد. اسب با انسان متفاوت است و همین تفاوت است که باعث جذابیت این رابطه می شود. هرچه بهتر بتوانیم طرف مقابلمان را درک کنیم و یادبگیریم که غرایز او را بفهمیم، رابطه ما بهتر می شود. رفتار پر از ترس اسب مغرضانه نیست، بلکه یک واکنش طبیعی برای حفاظت از خودش است. اگر بتوانیم این احساس را در اسب ایجاد کنیم که ما از او حفاظت می کنیم، به ما اعتماد می کند و دیگر از هر فرصتی برای فرار استفاده نمی کند. با این حال حتی وقتی به ما اعتماد می کند، باز هم اسب حیوانی است که به طور طبیعی در گله به سر می برد. در موقعیت های هراس آور نیز همواره به گله می پیوندد. [۱]

سوارکار می‌تواند از روی حرکات و برخی از اعمال اسب متوجه منظور او شود. حرکات گوش‌های اسب در این مورد بسیار مؤثر است. به طور مثال، هنگامی که اسب گوش‌هایش را به سمت جلو می‌چرخاند و سرش را بالا می‌گیرد، به این معناست که صدایی او را نگران کرده‌است و او بادقت در حال پیدا کردن منبع صداست. و یا هنگامی که اسب گوش‌هایش را در جهات مختلف می‌چرخاند و حرکت می‌دهد، به این معناست که با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوش‌های مایل به سمت پایین در دو طرف سر اسب، نشان دهندهٔ تسلیم شدن و اطاعت اسب هستند. البته این حالت گوش‌ها در صورتی که لب‌ها به سمت پایین افتاده باشند، نشانهٔ خواب‌آلودگی است. اسبی که گوش‌هایش را می‌چرخاند و زبانش را بیرون می‌آورد، قصد سربه‌سر گذاشتن و بازی با سوارکار را دارد. اگر اسب گوش‌هایش را به سمت جلو مایل کند و سرش را کمی خم کند، یعنی به سوارکار (یا هر کس دیگری) اعتماد دارد. اگر گوش‌هایش را به سم عقب بچرخاند، یعنی چیزی باعث بی اعتمادی یا عصبانیت و ناراحتی او شده‌است. در صورتی که گوش‌هایش را به سمت عقب بخواباند، یعنی بسیار خشمگین است و یا این که به شدت ترسیده‌است. در این صورت اسب می‌تواند بسیار خطرناک باشد و حمله کند. حرکت سر و پاهای اسب نیز می‌توانند در درک منظور او کمک کنند. اسبی که سرش را کمی پایین می‌آورد و ناگهان به‌شدت تکان می‌دهد، بدخلقی خود را نشان می‌دهد. هنگامی که پاهای جلویش را بر زمین می‌کوبد، عصبانیت یا بی‌قراری خود را ابراز می‌کند، در حالی که وقتی اسب پاهای عقبش را بر زمین می‌کوبد، می‌خواهد بفهماند که چیزی باعث ناراحتی او شده‌است (مثلاٌ مگس و...).
سبک های سوارکاری
سبک انگلیسی

سبک انگلیسی پیش نیاز و پایه بعضی از رشته های سوارکاری مانند درساژ، پرش با اسب، چوگان و حتی کورس میباشد. این سبک از بعضی از سبک های دیگر اندکی دشوارتر است.
سبک غربی

از سبک غربی بیشتر در رشته هایی از سوارکاری که در تاریخچه یشان از کار در مزرعه سرچشمه گرفته اند و به مرور زمان توسعه یافته اند، مانند استقامت، استفاده میشود. [۲]
شاخه‌های مختلف سوارکاری

سوارکاری شاخه‌های متعددی دارد که به طور کلی در دو دسته قرار می‌گیرند:
مسابقات اسب‌دوانی

این مسابقات از دوران قدیم در بسیاری از تمدن‌ها همچون یونان و روم باستان وجود داشته‌است. مسابقات یورتمه و تاخت از مسابقات رایج اسب‌دوانی هستند.
اسب‌دوانی

    مسابقات یورتمه (سوار بر اسب یا ارابه)، که در آن‌ها هدف نفر اول رسیدن به خط پایان است، بدون این که اسب با سرعت گرفتن شروع به تاختن کند. تاختن اسب باعث حذف شدن سوارکار از دور مسابقه می‌شود.
    مسابقات تاخت، که در آن‌ها نیز هدف اول رسیدن به خط پایان است، اما این بار با تاخت. مسافت این مسابقات بین ۲٫۴۰۰ و ۱٫۶۰۰ متر است. نوعی دیگر از مسابقات تاخت، همراه با مانع است و اسب باید از روی آن‌ها بپرد. مسافت این مسابقات با توجه به نوع مانع‌ها متفاوت است.

سایر مسابقات سوارکاری

    مسابقات ارابه‌رانی،

ارابه رانی

که معمولاً دارای سه مرحله هستند: مرحلهٔ درساژ (که در آن شیوه و جذابیت نمایش و رفتار و حرکات اسب سنجیده می‌شود.)، مرحلهٔ ماراتون (که امتحانی زمان بندی شده‌است و از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده‌است و مهمولاً دارای موانعی طبیعی یا مصنوعی است. در آن مهارت، توانایی جسمی و سرعت اسب سنجیده می‌شود.) و مرحلهٔ آخر که عبارت است از حرکت در راه‌هایی که از اطراف، توسط توپ‌هایی (یا چیزهای دیگری) محدود شده‌است. گذشت وقت مجاز یا افتادن توپ باعث از دست رفتن امتیاز می‌شود. تعداد اسب‌هایی که ارابه را می‌کشند به نوع مسابقه بستگی دارد و به جز در مواردی خاص، بیش از چهار عدد نیستند.

    درساژ
    درساژ
    (حرکات نمایشی اسب‌های تربیت‌شده)، که در آن کیفیت ارتباط میان سوارکار و اسب سنجیده می‌شود. این مسابقات در زمین‌هایی مستطیل‌شکل به طول ۶۰ متر و عرض ۲۰ متر برگزار می‌شوند، و سوارکاران به ترتیب در زمین حاضر شده و برنامه‌های خود را اجرا می‌کنند. این برنامه‌ها می‌توانند مشخص‌شده یا آزاد باشند. داوران بر اساس تکنیک و دقت سوارکار و همچنین اطاعت و حرکات اسب و ارتباط میان آن دو، قضاوت کرده و بین صفر تا ده امتیاز می‌دهند. سوارکار باید سعی کند حرکاتش برای هدایت اسب تا حد امکان مخفی باشد و دیده نشود، به طوری که احساس شود ارتباط میان آن دو توسط تِلِپاتی انجام می‌گیرد. این کار ممکن است به نظر تماشاگران بسیار آسان بیاید، در حالی که نتیجهٔ تلاش چندین سال می‌باشد.

    پرش با اسب، که از متداول‌ترین مسابقات سوارکاری در جهان می‌باشد و مشابه مسابقات درساژ و استقامت است.
    پرش
    مسابقات استقامت، که هدف از آن‌ها طی کردن مسافتی طولانی (بین ۲۰ تا ۱۶۰ کیلومتر) در یک (و گاهی دو) روز است. اسب‌های عرب از بهترین نژادها برای این نوع مسابقات هستند، زیرا جثه‌ای کوچک و مقاوم در برابر گرما و تمرینات سخت دارند. اسب‌های انگلیسی نیز به دلیل سرعتشان در این زمینه مورد توجه بسیاری قرار می‌گیرند.
    مسابقات وسترن یا آمریکایی، که ریشهٔ آن‌ها به مسابقات گاوچرانی برمی‌گردد.
    رودیئو، که مسابقه با اسب‌های وحشی است.

رودئو.

    چوگان، که قدیمی‌ترین ورزش گروهی است. این ورزش در ایران باستان رواج و اهمیت زیادی داشته‌است و به بازی شاهان معروف است. امروزه چوگان به دلیل هزینهٔ بالا کمتر مورد توجه عام قرار می‌گیرد.

سوارکاری در ایران امروز

سوارکاری در ایران در چند دههٔ اخیر مورد توجه قرار گرفته‌است و باشگاه‌های متعددی تأسیس شده و در روند پیشرفت هستند. با این وجود ایران هنوز در سطح جهانی برندهٔ مقامی نشده‌است. سوارکاری بانوان نیز مورد توجه قرار گرفته‌است و بر طرفداران آن روز به روز افزوده می‌شود.

لیورپول

لیورپول (به انگلیسی: Liverpool) شهری بندری در شمال غربی انگلستان است. لیورپول نزدیک به نیم میلیون نفر جمعیت دارد و چهارمین شهر پرجمعیت بریتانیاست. این شهر در شمال غربی انگلستان قرار گرفته‌است و درآمد آن از راه حمل و نقل دریایی و صنایع تولیدی تامین می‌شده‌است.

این شهر یکی از سه شهر مهم منطقه انگلستان است و دارای قدمت تاریخی زیادی است و در سال ۲۰۰۷ جشن هشت صدمین سال قدمت خود را برپا کرد.

لیورپول به دلیل تیم فوتبال، موسیقی پاپ و همچنین گروه بیتل‌ها شهرت دارد. لیورپول در سال ۲۰۰۸ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا نام گرفت.

در پی بسته شدن اسکله‌های این شهر در اوایل دهه هفتاد میلادی، اقتصاد شهر رو به افول گذارد، هر چند بتازگی پروژه‌های شهرسازی سبب رونق دوباره آن شده‌است. با وجود چهره مدرن و با شکوه در مرکز شهر، لیورپول هنوز با مشکلات بزرگی مانند فقر، بی کاری و جرم و جنایت دست به گریبان است.

محتویات

    ۱ مردمان شهر لیورپول
    ۲ گردشگری
    ۳ مکان‌های دیدنی
    ۴ مراکز آموزشی
    ۵ ترابری
    ۶ ورزش
    ۷ منابع

مردمان شهر لیورپول

مردم لیورپول فوتبال دوست هستند. همچنین به شعر و شاعری و ادبیات اهمیت زیادی می‌دهند و اکثرشان اشعار زیادی را از شعرای بزرگ انگلستان حفظ هستند.

در مراکز تئاتر شهر، هر هفته تئاتری از نمایشنامه‌های شکسپیر بر‌گزار می‌شود ساختمان یونیتی تئاتر این شهر قدمتی ۳۰۰ ساله دارد که همیشه مملو از تماشاچیان علاقه‌مند به تئاتر است. یکی دیگر از علایق مردم شهر لیورپول این است که در تمامی مراسم مناسبتی، آتش‌بازی به راه می‌اندازند.
گردشگری

لیورپول به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۰۸ انتخاب شد که البته برای به دست آوردن این عنوان میلیون‌ها پوند خرج اصلاحات و نوسازی شد. مقامات مسئول در لیورپول حدود ۳۵۰ برنامه را تدارک دیدند تا سبب جذب گردشگران زیادی شوند. مطمئننا یکی از بزرگترین پیامدهای یک چنین موفقیتی، جلب سرمایه گذاری و جذب توریست بیشتر و در نتیجه درآمد سرشار برای این شهر خواهد بود. به این ترتیب بود که اقتصاد لیورپول توانست ۱۰۰ میلیون پوند افزایش درآمد کسب کند.
Liverpool skyline.jpg

نوسازی لیورپول برای به دست آوردن عنوان پایتخت فرهنگی اروپا، شامل احداث یک سالن ۱۰ هزار نفری با هزینه‌ای ۱۵۰ میلیون پوندی بوده است.

از سوی دیگر بر فراز این شهر روزانه صدها کبوتر پرواز می کنند. این کبوتران که پس‌مانده‌ها فست فودها را می‌خورند و با مدفوعشان شهر را کثیف می‌کنند، مایه خجالت مردمان این شهر فرهنگی اروپا شده‌اند، لذا شهردار شهر لیورپول برای خلاص شدن از مشکلات جمعیت روزافزون کبوتران این شهر دست به دامان فناوری روباتیک شد، از این رو شاهین‌های روباتیک را بر فراز شهر به پرواز درآوردند تا سبب ترس و فراری دادن کبوتران شوند، این شاهین‌های مکانیکی بالهایشان را به هم می‌زنند و جیغ می‌کشند و کبوتران را می‌ترسانند این طرح هم ۲۰ هزار پوند هزینه دربرداشت.

گروه بیتلز به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های موفق شهر باعث شده است تا لیورپول، خود رو به عنوان مکانی دارای ذخایر و پتانسیل‌های هنری و همچنین در زمینه‌های سیاسی و ورزشی در انگلستان شناخته شود.
مکان‌های دیدنی

لیورپول بیش از ۲۵۰۰ بنا و ساختمان قدیمی با معماری باستانی دارد. آب نمای شهر که در لیست مکان‌های باستانی یونسکو قرار گرفته است. موزه داک مملو از اشیای باستانی می‌باشد و این مستثنای ۲۵۰ اثر تاریخی است.
آلبرت داک یکی از بزرگترین مکان‌های جذب توریست در لیورپول است

مکان‌های عبادتی تاریخی ای همچون کلیسای سنت نیکلاس برای ارتدکس‌ها و کلیسای گوستاو آدولف برای کاتولیک‌ها در این شهر وجود دارد.

این شهر یک مسجد نیز دارد که برای مسلمانان این شهر به‌خاطر برگزاری مراسم آیینی مسلمانان از جمله نماز جمعه ساخته شده است، اکثر جمعیت مسلمان، پاکستانی و عرب هستند حتی در این شهر معابدی برای هندوها نیز وجود دارد که دارای قدمتی ۲۰۰ ساله است. لیورپول صاحب پنجمین کلیسای بزرگ دنیا می باشد.
مراکز آموزشی

لیورپول دانشگاه‌های معتبری از جمله دانشگاه جان مورز لیورپول، دانشگاه لیورپول و سنت ادوارد و دانشگاه هوپ لیورپول که در این شهر پذیرای دانشجویان انگلیسی و مهاجران زیادی از دیگر کشورهای دیگر می‌باشد.
ترابری
فرودگاه جان لنون لیورپول

هواپیما، قطار، اتوبوس و کشتی جزو وسایل نقلیه مهم این شهر می‌باشند.

برای مثال از لندن تا لیورپول می‌توان با هواپیما یا قطار یا اتوبوس سفر کرد. اما قیمت‌ها بسیار متفاوت هستند. ارزان‌ترین وسیله سفر به لیورپول اتوبوس می‌باشد.

افرادی که از فرودگاه لیورپول می‌خواهند وارد شهر شوند می‌توانند با اتوبوس‌های ارزان‌قیمت و بزرگ که جا برای چمدان‌های بزرگ هم دارد، نقل مکان کنند. قطارهای برقی نیز یکی دیگر از وسایل نقلیه مهم در این شهر می‌باشد.
ورزش
آنفیلد، استادیوم خانگی باشگاه لیورپول

مردم لیورپول به دلیل علاقه و اهمیت زیادی که به فوتبال می‌دهند در جهان شهرت یافته‌اند.

باشگاه فوتبال لیورپول در ورزشگاه آنفیلد و باشگاه فوتبال اورتون در ورزشگاه گودیسون پارک جزو مشهورترین باشگاه‌های دنیا می‌باشد که فوتبالیست‌های مشهوری در ۱۰۰ سال اخیر در این دو باشگاه قرمزپوش و آبی پوش توپ زده‌اند.

مردم لیورپول برای ورزش، ارزش خاصی قائل هستند. آنان در بسکتبال، کریکت، اسبدوانی و موتورسواری نیز مهارت زیادی دارند.

هرمان ملویل

هرمان ملویل (به انگلیسی: Herman Melville)، (زاده ۱ اوت ۱۸۱۹ - درگذشته ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۱)، رمان‌نویس، شاعر و نویسنده داستان‌های کوتاه آمریکایی است. آثار او در زمان حیاتش چندان مورد استقبال قرار نگرفتند و حتی رمانهایی که درباره دریا نگاشت از تعداد خوانندگانش کاست. اما سالها بعد و در دهه ۱۹۲۰ میلادی، رمان «موبی‌دیک» او یکی از برترین شاهکارهای ادبیات آمریکا و جهان شناخته شد.

محتویات

    ۱ کودکی
    ۲ نویسندگی
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

کودکی

هرمان ملویل در اول اوت سال ۱۸۱۹ در خانواده‌ای نسبتاً مرفه در شهر نیویورک به دنیا آمد. ملویل اصالتاً انگلیسی - اسکاتلندی و آلمانی بود. او در یازده سالگی به همراه خانواده‌اش به شهر کوچک آلبانی (در ایالت نیویورک) نقل مکان کرد و هرمان در آکادمی آلبانی شروع به تحصیل کرد. سال بعد به‌خاطر بدهی فراوان پدرش ناچار شد تا به کارهای مختلفی مشغول شود؛ از فروشندگی گرفته تا کارگری در مزرعه و حتی با وجود تحصیلات ناچیزش معلمی.

ملویل در هجده سالگی ملوان شد و به همراه یک کشتی تجاری راهی بندر لیورپول در انگلیس شد. جنایت‌هایی که در کشتی و محلات ساحلی لیورپول دید تصورات رمانتیک او را از دریانوردی نابود کرد، اما چهار سال بعد به‌دلیل نیافتن شغلی مناسبتر ناگزیر از دریانوردی شد. هرمان این‌بار کشتی صید نهنگ آکاشنت را همراهی می‌کرد، اما شرایط زندگی در کشتی آن‌قدر غیرقابل تحمل بود که به همراه یکی از دوستان خود در جزایر مارکوئیز از فرار کرد و یک ماه در کنار قبیله آدم‌خوار تیپس (Typees) زندگی کرد، دورانی که بعدها از آن به‌عنوان تجربه‌ای لذت بخش یاد می‌کرد.
Herman Melville Headstone 1024.jpg

ملویل جزایر مارکوئیز را به‌همراه یک کشتی صیادی استرالیایی ترک کرد، اما زندگی پرحادثه‌اش آبستن مصیبت‌های دیگری نیز بود. او با شرکت در یک شورش روانه زندان شد و البته بعد از مدت کوتاهی از زندان هم فرار کرد و به جزیره ایمکو در نزدیکی تاهیتی (یکی از جزایر مهم اقیانوس آرام) گریخته و در میان بومیان آن سرزمین متواری گشت. مردمی که آنها را خیلی بیشتر از هموطنانش دوست می‌داشت.

مدتی بعد به همراه یک کشتی ماهیگیر دیگر عازم هاوایی شد و چارده هفته در هونولولو مرکز این مجمع‌الجزایر کار کرد و آن‌گاه برای خدمت سربازی در کشور خود ثبت‌نام کرد.

ملویل در بیست‌وپنج سالگی، سه سال پس از فرار از آکوشنت در بوستن منزل گزید و دوران دریانوردیش به پایان رسید.
نویسندگی

ملویل نوشتن را در بوستن و براساس تجربیات دوران دریانوردی خود آغاز کرد. چهار کتاب اولش بیشتر به خاطره‌نگاری نزدیک بودند تا رمان؛
سال     ترجمه فارسی     عنوان انگلیسی     توضیحات
۱۸۴۶     تی پی (تای پی)     Typee: A Peep at Polynesian Life     به دوران اقامت در کنار آدمخواران می‌پرداخت
۱۸۴۷     اُمو     Omoo: A Narrative of Adventures in the South Seas     زندگی او در تاهیتی را وصف می‌کرد
۱۸۵۱     موبی دیک (مابی دیک) یا نهنگ سفید     Moby-Dick; or, The Whale    
۱۸۴۹     ماردی     Mardi: And a Voyage Thither    
ردبرن: اولین سفر (نخستین سفر)     Redburn: His First Voyage     سفر او به لیورپول را شرح می‌داد
۱۸۵۰     نیم تنه سفید (ژاکت سفید)     White-Jacket; or, The World in a Man-of-War     سفر دریایی‌اش به همراه ناو جنگی
ایالات متحده به آمریکا را بازگو می‌کند
۱۸۵۲     پیر     Pierre: or, The Ambiguities    
۱۸۵۳         Isle of the Cross     چاپ نشده و گمشده
بارتلبی محرر     "Bartleby the Scrivener"     داستان کوتاه
۱۸۵۴         The Encantadas, or Enchanted Isles     رمان کوتاه , possibly incorporating a short rewrite
of the lost Isle of the Cross
۱۸۵۵         "Benito Cereno"    
ایسرائیل پاتر     Israel Potter: His Fifty Years of Exile    
۱۸۵۷     مرد مطمئن     The Confidence-Man: His Masquerade    
۱۸۵۶     افسانه‌های پیازا        
۱۸۶۶     قطعه شعرهای جنگ و خاطرات جنگ     Battle Pieces and Aspects of the War     مجموعه شعر
۱۸۷۶     کلارل     Clarel: A Poem and Pilgrimage in the Holy Land     شعر حماسی
۱۸۸۸     جان مار و دیگر ملوانان     John Marr and Other Sailors     مجموعه شعر
۱۸۹۱     تیمالیون     Timoleon     شعر
بیلی باد (ناتمام)     Billy Budd, Sailor (An Inside Narrative)     چاپ پس از مرگش در ۱۹۲۴; ویرایش معتبر در ۱۹۶۲
    دکل بان        
    قصه‌های بازار    

شک‌گرایی

شک‌گرایی، یکی از مکاتب زیرمجموعه خردگرایی است.

شک گرایان اصراری بر اثبات و پافشاری بر عقاید خود و دیگران نداشته و همواره آماده شنیدن نظرات دیگرند. شک گرایان ابایی از اعتراف به نادانی در مواردی که علم روز هنوز به جواب قطعی نرسیده ندارند (بر خلاف بسیاری مکاتب و ادیان که صرف ندانستن چرایی رخدادها را از براهین اثبات معبود خویش برمیشمارند). نیز در بسیاری موارد با وجود نظریات غالب، اقدام به تایید یا تکذیب موضوعی نمی‌کنند.

البته شک گرایی، به معنای بی‌تفاوتی در مقابل رویدادهای روز نیست. شک گرایان خود را موظف به تلاش برای بدست آوردن پاسخ‌های محکم تر و نزدیک تر به حقیقت می‌دانند. از آن سو اما، هیچ پاسخی ایشان را از شنیدن نظرات بعدی منصرف نخواهد نمود. شک گرایان در حوزه علم همواره آویخته به آخرین و مستندترین نظرات و دستاوردها می‌باشند.

از مشخصات شک گرایی می‌توان به عدم ثبات و قطعیت، اندیشه پیوسته و به چالش کشیدن پیش فرض‌ها و گهگاه بدیهیات (به زعم سایرین) اشاره نمود.

گرچه شک‌گرایی ناظر به معرفت به حقیقت است و نه خود حقیقت، اما ممکن است در نظر برخی شک‌گرایان حقیقت یک موضوع نسبی و نه مطلق باشد. (بر خلاف برای مثال برخی ادیان سامی که حقیقت مطلق را ذات باریتعالی می‌پندارند).

محتویات

    ۱ چیستی شکاکیت
    ۲ انواع ادعاهای شکاکانه
        ۲.۱ شکاکیت مطلق
        ۲.۲ شکاکیت محدود
    ۳ شکاکیت، معرفت و توجیه معرفتی
    ۴ ادبیات شک گرایانه
    ۵ منابع

چیستی شکاکیت

شاید مهمترین پرسش معرفت‌شناسی قلمرو معرفت باشد یعنی پرسش از محدوده معرفت آدمی که ممکن است متحقق شود. این پرسش که دامنه و قلمرو این معرفت کجاست؟ معرفت آدمی در چه موردی ناممکن است؟ یعنی آیا در جهان پیرامون ما و یا در درون ما آدمیان، ممکن است چیزها یا امور یافت شود که ما هرگز نتوانیم به آنها معرفت پیدا کنیم یا در باور به آنها موجه باشیم؟ پاسخ این سوال ممکن است مثبت یا منفی باشد ولی نگرش شکاکانه می‌گوید قلمرو معرفت آدمی محدود است. آدمی بسیاری از نادانسته‌هایش را جز موضوعات پژوهش قرار می‌دهد اما از نگاه شکاکان، آدمی به اتکای امکانات شناختی‌اش اساساً بعضی از امور را نمی‌تواند بداند و این متفاوت است با اینکه بگوییم آدمی بعضی از چیزها را فعلاً نمی‌داند. مطابق نظر شکاک فلسفی، معرفت آدمی دارای یک گونه مرزبندی معرفتی است، به‌گونه‌ای که بیرون از آن مرزها اصولاً منطقه ممنوعه معرفت به شمار می‌رود و آن‌ها را باید اموری نادانستنی تلقی کرد نه نادانسته‌ها (دانستنی در برابر نادانسته یا مجهول).
از نگاه بعضی افراد چالش‌های شکاکانه جدی نیستند، و شکاکیت اصولاً در مسیری ناموافق با طبیعت عقلانی آدمی در جریان است و اگر ذهن در وضعیت عادی و طبیعی باشد هرگز به دام مدعای شکاکانه گرفتار نمی‌آید. آدمی بسیاری از چیزها را می‌داند و می‌تواند بداند همچنین جریان زندگی عادی تنها در بستر معرفت به بسیاری از امور است که می‌تواند جریان داشته باشد. اما سؤال این است که «مسیر طبیعت عقلانی» و یا «وضعیت عادی زندگی» چیست؟ گویا منظور از چنین برداشتی علم متعارف می‌باشد. با این وجود حتی اگر مقصود دریافت‌های متعارف نیز باشد، نمی‌توان چنین نتیجه گرفت. در ضمن اینکه آیا هر باوری را تنها به این دلیل که مبتنی بر دریافت‌های متعارف است، باید معرفت تلقی کرد؟ آیا اینکه فردی از مسافرت صرفنظر کند تنها به این دلیل که دیشب خوابی دیده و باور کرده‌است اتفاق بدی برای او خواهد افتاد. در علم متعارف ما هم دلایل پرشماری وجود دارند که چنین‌اند. از همین روی، باورهایی که هم صادق باشند و هم موجه چندان هم به آسانی بدست نمی‌آیند.
نگرش شکاکانه دائماً تلاش دارد تا بر فاصله بین باور و باور موجه و همچنین بین باور موجه و معرفت انگشت نهد. این دو، در واقع، دو فاز مهم شکاکیت هستند. در مرحله نخست شکاک تلاش می‌کند تا روشن سازد «هیچ چیز را نمی‌توان به گونه‌ای موجه باور کرد.» و در مرحله دوم تلاش می‌کند حتی اگر بپذیریم می‌توان چیزی را به گونه موجهی باور کرد، نباید گمان کرد که این باور موجه لزوماً معرفت است. چرا که باور موجه تنها هنگامی معرفت است که صادق نیز باشد. بدین ترتیب چالش‌های شکاکیت شکل می‌گیرد. حتی از نظر شکاکان «ممکن است باورهایی باشند که موجه‌اند ولی بدلیل نبود عنصر صدق، معرفت نیستند.» معقول بودن چنین احتمالی، مبنای بسیاری از چالش‌های شکاکانه‌است. مثلاً هر کدام از ما می‌تواند به‌گونه‌ایی موجه موضوعی را باور کند، حال آنکه هرگز بدان معرفت نداشته باشد، زیرا در توهم‌های حس اساساً چیزی در واقعیت نیست، تا بتوان بدان معرفت داشت. پس می‌بینیم چگونگی شکل‌گیری چالش‌های شکاکانه نشان می‌دهد چرا این چالش‌ها را باید مهم شمرد و نادیده گرفتن اهمیت این چالش‌ها هرگز از واقعیت آن‌ها نمی‌کاهد.
انواع ادعاهای شکاکانه

آنچه انواع ادعاهای شکاکان را به وجود می آورد وضعیت ادعای شکاکانه از نظر شمول و فراگیری آن است. این ادعاها به دو دسته تقسیم می‌شوند ادعاهای شکاکیت مطلق [۱] و ادعاهای شکاکیت محدود [۲] .
شکاکیت مطلق

شکاکیت مطلق مدعی آن است تحقق هر موردی از معرفت ناممکن است.
بنا به ادعاهای شکاکیت مطلق، آدمی هیچ چیز را نمی‌تواند بداند و بنا به قرائت شدیدتر، دربارهٔ هیچ باوری نیز نمی‌تواند موجه باشد. گاهی شکاکیت مطلق را شکاکیت افراطی [۳] به شمار می‌آورند که بر تفکر شکاکان یونان باستان باز می‌گردد. دو انتقاد از شکاکیت مطلق بدین شرح است:

(1) شکاکیت مطلق به گونه‌ای دچار ناسازگاری درونی است. یعنی شکاک مطلق مدعی آن است که «هیچ چیزی را نمی‌توان دانست» اما آیا او واقعاً می‌داند که «هیچ چیز را نمی‌توان دانست»؟ اگر او بپذیرد که چنین چیزی را نمی‌توان دانست، بنابراین چگونه مدعی آن است؟ اما اگر او بپذیرد که چنین چیزی را می‌داند، ادعای او گرفتار گونه‌ای ناسازگاری ، و به تعبیری خود–متناقض است. اگر مفاد گزاره ای خود را ابطال کند، این گزاره خود-متناقض است. اگر شکاک می‌داند که «هیچ چیزی را نمی‌توان دانست» پس او نمی‌تواند مدعی آن باشد که هیچ چیزی را نمی‌توان دانست؛ زیرا این خود موردی از دانستن است و آن ادعای کلی را نقض می کند. اما از سوی دیگر، اگر واقعاً هیچ چیزی را نمی‌توان دانست. بنابراین او همین را نیز نمی‌تواند بداند که هیچ چیزی را نمی‌توان دانست. دو قرائت از شکاکیت مطلق را باید در کتب معرفت‌شناسی جست که یکی قرائت شکاکیت آکادمیک [۴] () و دیگری شکاکیت پیرونی [۵] () می‌باشد.
مدعای شکاکیت مطلق آن است که هیچ چیز را نمی‌توان دانست که اگر این ندانستن معطوف به معرفت باشد قرائت حداقلی شکاکیت مطلق است و اگر این ندانستن متوجه باور موجه باشد قرائت قوی‌تر شکاکیت مطلق که قرائت حداکثری از شکاکیت مطلق خواهد بود. نقادان شکاکیت مطلق بر آن هستند که چنین ادعایی دچار ناسازگاری و خود تناقضی است. بدین ترتیب منتقدان این نوع شکاکیت می‌پرسند آیا شکاک همین موضوع را می‌داند یا نمی‌داند؟ حال چنانچه آنان بگوید این موضوع را می‌دانیم پس آنان حداقل به چیزی علم دارند و اگر بگوید نمی‌دانیم آنان چطور چنین حکمی را صادر نموده‌اند؟ ولی گویا انتقاد به شکاکیت بنابر فرض هنگامی وارد است که شکاک به جز دانستن و ندانستن هیچ گزینه‌ای دیگر در اختیار نداشته باشد. در حالیک ه باور اعم از معرفت است. از همین رو اعم (باور موجه) می‌تواند باشد. حتی اگر اخص (معرفت) در کار نباشد. بدین معنا می‌توان درباره گزاره‌ای باور موجه داشت ولی معرفت نداشت. ما در بسیاری از مواقع به گونه‌ای موجه به گزاره‌ای باور داریم حتی اگر واقعاً آن را نتوانیم بدانیم.
درخصوص این انتقاد به قرائت حداقلی، شکاک خواهد گفت «هیچ چیزی را نمی توان دانست» و این گونه از ادعای شکاکانه به هیچ روی خود- متناقض نیست. به بیان ساده تر، شکاک بدون گرفتار آمدن به خود تناقضی می تواند باور موجه داشته باشد مبنی بر اینکه هیچ موردی از معرفت ممکن نیست. بنابراین از راه انتقاد یاد شده نمی توان راه او را بست.

(2) شکاک مطلق نمی‌تواند به لحاظ عملی نگرش خود را چندان جدی بگیرد. به بیان دیگر التزام به پی‌آمدهای علمی این نگرش تقریباً ناممکن است. شکاک مانند افراد دیگر می‌خورد، می‌آشامد، به هنگام بروز خطر می‌گریزد و بر نداشته‌ها حسرت می‌خورد. چنین شخصی با آنچه در پیرامون او می‌گذرد، بر وفق نگرشش رفتار نمی‌کند و او بمانند همان شخصی رفتار می‌کند که درباره آنها بسیاری از چیزها را می‌داند. با این که این انتقاد همه‌فهم‌تر از انتقاد پیشین است لیکن این موضوع را مفروض گرفت است که هر کس چنان رفتار می‌کند که می‌داند.
اما ظاهراً این فرض نیازمند بررسی است. به سادگی می‌توان به رویکرد پیشین مراجعه کرد، یعنی دانستن به چیزی را با دانستن باوری موجه درباره آن جانشین کرد. شکاک مطلق در همه موارد عمل باور دارد و این او را ملزم نمی‌دارد که در آن موارد معرفت نیز داشته باشد.
شکاکیت محدود

شکاکیت محدود [۶] مدعی است موارد معرفت تنها به برخی از حیطه‌ها امکان‌ناپذیر است، یعنی تنها پاره‌ای از امور دانستنی هستند. این گونه شکاکیت را می‌توان شکاکیت معتدل به شمار آورد. چرا که می‌توان با تمهیداتی از ناسازگاری درونی و نتایج آن اجتناب کرد. انواع شکاکیت محدود بسته به نوع استدلال‌ها و مستندهایش انواع گوناگونی دارد. برخی از آنها می‌گویند گزاره‌های مابعدالطّبیعی بیرون از حیطهٔ امکان معرفت می‌باشد، برخی دیگر دربارهٔ گزارهٔ اخلاقی، برخی معرفت تجربی را ناممکن قلمداد کرده‌اند. یکی از راه‌های رویارویی با شکاکیت محدود این است که نشان داده می‌شود این نوع شکاکیت، محدود به حیطه موردنظر نخواهد ماند یعنی مستلزم شکاکیت مطلق است، آنگاه همه آنچه امکان دارد در شکستن شکاکیت مطلق بکار گرفت.
یکی از صورت‌های شکاکیت از راه استدلال است. این نوع شکاکیت هم عوامل آکادمیک دارد و هم عوامل غیرآکادمیک. دلایل غیر آکادمیک از تعارض باورهای موجه و صادق افراد که منظومه‌های بسامان (سیستماتیک) معرفتی دارند، با سایر باورها در فرهنگ‌ها و شرایط دیگر بوجود می‌آید. ایشان معمولاً می‌پرسند: آیا توجیه معیار قاطع و روشنی دارد؟ آیا توجیه می‌تواند بر معیارهایی تکیه کند که از بروز مواردی این چنینی جلوگیری نماید؟ آیا می‌توان هم دربارهٔ هر کدام از این باورها و همچنین درباره باورهای رقیبشان واقعاً موجه بود؟ اگر بگویم دسته‌ای از این باورها موجه‌اند، آنگاه باید برای این تنوع تبین ویژه‌ای ارائه کنیم. اما اگر بگوییم هیچ کدام از این باورها واقعاً موجه نیستند، آنگاه باید بپذیریم که به انتهای نگرش شکاکانه رسیده‌ایم.
اما عوامل آکادمیک شکاکیت از راه استدلال شک‌های کلی و بسامان می‌سازند که دارای نگرش فلسفی‌اند و هر روز به تبع پیشرفت فلسفه از مفاهیم جدید فلسفی بیشتری برخوردار می‌شوند. مثلاً در بحث تحلیل معرفت به باور صادق موجه آنان اگر بخواهند ناممکن بودن تحقق معرفت سامان دهند، آنها پیش از آن به دنبال آن هستند که بگویند دقیقاً این چه چیزی است که امکان وقوع ندارد. یعنی شکاکیت از راه استدلال آکادمیک معمولاً معرفت و مؤلفه‌های سازنده آن را جدی می‌گیرند. آنان می‌گویند داشتن چیزی یعنی کسب یقین نسبت به آن و یقین بدست نمی‌آید مگر با تردیدناپذیری [۷] و تجدیدنظرناپذیری [۸] . تردیدناپذیری یعنی معرفت باید از هرگونه شک و تردید مصون و ایمن باشد. خطاناپذیری یعنی نباید هیچگونه بتواند موضوع تجدید نظر و بازبینی قرار بگیرد. ظاهراً با چنین شرایطی احراز معرفت امکان‌پذیر نخواهد بود. این همان مطلوب نظر شکاکان است از آن رو که این نگرش با مفاهیم فلسفی همراه‌اند و استدلال‌های شکاکانه با کاربست این گونه از مفاهیم شکاکیت ترید می‌کند که بهتر است شکاکیت فلسفی نامیده شود.
شکاکیت، معرفت و توجیه معرفتی
نوشتار اصلی: شناخت‌شناسی


شکاکیت هم در حیطه معرفت و هم در حیطه باور موجه مطرح است. اگر بخواهیم بدانیم نگرش شکاکانه این دو گونه شکاکیت را چگونه پیش می‌برد باید ابتدا به شکاکیت فلسفی در باره معرفت و سپس شکاکیت فلسفی درباره توجیه معرفتی را مورد بررسی قرار دهیم . شکاکیت فلسفی در باره معرفت به مؤلفه توجیه حمله‌ور می‌شود از نگاه شکاک در باره معرفت چیزی نمی‌توان دانست زیرا در مورد هیچ چیز نصاب لازم از توجیه را نمی‌توان داشت. یعنی نمی‌توان صدق گزاره مثل P را چنانکه باید احراز کرد. در این گونه موارد ما دارای باور موجه هستیم ولی چنانکه باید نه و به تعبیر فنی تر توجیه به اندازه کافی یا توجیه در مرتبه K نداریم.
صورت بندی این گونه شکاکیت چنین است:

شخص S گزارهP را می‌داند اگر و تنها اگر شخص S در باور به گزاره صادق P دارای توجیه در مرتبه K باشد.

در واقع شکاک در باب معرفت تلاش می‌کند تا اثبات کند هرگز نمی‌توان درباره هیچ گزاره‌ای، یا دست کم درباره دسته خاصی از گزاره‌ها به توجیه مرتبه k رسید. بدین ترتیب هرگز نمی توان به گزاره P معرفت پیدا کرد. شکاکیت درباره توجیه معرفتی در مقایسه با شکاکیت درباره معرفت جدی تر و به لحاظ معرفت‌شناسی تهدید آمیزتر است. زیرا مدعای این گونه شکاکیت این است که نه تنها به معرفت به گزاره P ناممکن است، بلکه حتی باور به گزاره P نیز نمی‌تواند موجه باشد. این بدان معناست که به گزاره P نه تنها نمی‌تواند توجیه در مرتبه K داشته باشد، بلکه گزاره P هیچگونه توجیه دیگری نیز نمی‌تواند داشته باشد. این نوع شکاکیت، شکاکیت حداکثری است. ناگفته پیداست شکاکیت درباره توجیه معرفتی دربردارنده مدعای شکاکیت درباره معرفت نیز هست. اما عکس آن صادق نیست.
ادبیات شک گرایانه

کاندید اثر ولتر.

موبی دیک اثر هرمان ملویل.

فلسفه جدید

فلسفه مدرن یا فلسفه جدید دوره‌ای از تاریخ فلسفه است که از قرن هفدهم با دکارت آغاز می‌شود و تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ادامه می‌یابد.[۱]

شناسهٔ اصلی فلسفه جدید انسان‌گرایی است. این اصطلاح بشردوستی، دلبستگی به مسائل مربوط به بشر، در سدهٔ نوزدهم در اروپا رواج یافت و به تفکر و اندیشه‌هایی گفته می‌شد که بر قابلیت‌های ذاتی انسان تاکید می‌ورزید.

این اندیشه در جهت خلاف اندیشه مسیحیان سده‌های میانه رقم خورد که در این اندیشه: انسان موجودی بدبخت ذلیل و گناه کار بود که دائم باید در آرزوی رهایی از دام گناهان نفسانی خود باشد انسانگرایان، انسان را شاهکار طبیعت و آفرینش می‌دانستند و بر این باور بودند که بشر خاستگاه و نماد بی‌پایان قابلیت‌ها و استعدادهای بی‌شمار اخلاقی، روحی و جسمانی است. ادبیات این دوره را انسانیت نامیده‌اند.

انسان‌گرایی اجمالاً عبارتست از باور به این‌که در جهان هرچه هست باید در خدمت انسان باشد. در یک کلام می‌توان گفت انسان مخدوم است و جز او هر چه هست خادم انسان است. بنیادهای انسان‌گرایی عبارتند از: اصالت علم، ماده‌گرایی، و حذف الهیات از فلسفه و گرایش به نوعی شک‌گرایی.

علی لاریجانی

علی اردشیر لاریجانی (زاده ۱۳۳۶ در نجف[۱]) سیاست‌مدار ایرانی است. وی پیش از این رئیس سازمان صدا و سیما و وزیر ارشاد و دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده‌است و از سال ۱۳۸۷ تاکنون، رئیس مجلس شورای اسلامی[۲] به نمایندگی از حوزه انتخابیه قم است.[۳]

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ تحصیلات دانشگاهی
    ۳ سوابق سیاسی
        ۳.۱ اولین سمت‌های اجرایی
        ۳.۲ ریاست صدا و سیما
            ۳.۲.۱ منتقدان
            ۳.۲.۲ برنامه هویت
            ۳.۲.۳ تحقیق و تفحص مجلس ششم
        ۳.۳ نامزدی انتخابات ریاست جمهوری
        ۳.۴ شورای عالی امنیت ملی
        ۳.۵ ریاست مجلس
            ۳.۵.۱ مجلس هشتم
            ۳.۵.۲ مجلس نهم
    ۴ دیدگاه‌ها
        ۴.۱ واکنش علی لاریجانی، پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
    ۵ کتاب‌شناسی
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پانویس
    ۸ پیوند به بیرون

زندگی
پرونده:Photo 22 20130430 1283545429.jpg
علی لاریجانی در هفت‌سالگی
نوشتار اصلی: خانواده لاریجانی

علی لاریجانی در سال ۱۳۳۶ در شهر نجف عراق متولد شد. وی فرزند روحانی شیعه، حاج میرزا هاشم آملی، نوهٔ دختریِ سیّدمحسن نبویِ‌اشرفی و داماد مرتضی مطهری است. لاریجانی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهر قم انجام داد و سپس در سال ۱۳۵۸ در رشتهٔ علوم کامپیوتر در مقطع کارشناسی از دانشگاه صنعتی شریف با رتبه اول فارغ‌التحصیل شد و به پیشنهاد و توصیهٔ مرتضی مطهری تغییر رشته داد و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشتهٔ فلسفه غرب از دانشگاه تهران اخذ کرد.

دکتر علی لاریجانی در زمینه‌های مختلف دارای تالیفات علمی است که از جمله آن سه کتاب در زمینه فلسفه کانت و ۱۵ مقاله پژوهشی در موضوعات مختلف علمی است.

او پس از پیروزی انقلاب به پیشنهاد و توصیه مرتضی مطهری به سازمان صدا و سیما رفت و به‌عنوان مدیرکل برون مرزی و دفتر مرکزی خبر سازمان صدا وسیما مشغول به کار شد.

در سال‌های ۱۳۶۰ و ۶۱ به عنوان رئیس سازمان صدا و سیما انتخاب شد. در فاصله سال‌های ۶۱ تا ۷۰ لاریجانی سمت‌هایی چون معاونت وزارت کارو امور اجتماعی، معاون وزارت پست و تلگراف و تلفن، معاونت وزارت سپاه و جانشین ستاد کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عهده گرفت.

در سال ۱۳۷۰ به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شد و تا سال ۱۳۷۲ در این وزارتخانه ماند. سپس در سال ۱۳۷۳ با حکم سید علی خامنه‌ای، رهبر ایران، به عنوان رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و تا سال ۱۳۸۳ به مدت ۱۰ سال مدیریت این سازمان را به عهده داشت.

لاریجانی که به‌عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی مشغول فعالیت بوده‌است، از سال ۱۳۸۴ و با آغاز به کار دولت نهم، دبیر شورای عالی امنیت ملی شد اما در ۲۸ مهر ماه سال ۱۳۸۶ از این سمت استعفا داد.

او در نخستین جلسه کاری هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با رای قاطع نمایندگان رئیس مجلس هشتم شد. در جلسه‌ای که نمایندگان صبح روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷تشکیل دادند علی لاریجانی منتخب مردم قم در مجلس هشتم، با کسب ۲۳۲ رای موافق از مجموع ۲۶۳ رای ماخوذه به عنوان رئیس مجلس هشتم انتخاب شد.

برادران او هر کدام راهی جداگانه در پیش گرفتند. محمد جواد، با خواندن ریاضی رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی شد. او همچنین رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی است. یکی دیگر از برادران او، صادق، استاد حوزه علمیه قم و عضو شورای نگهبان و مجلس خبرگان شد و هم اکنون رئیس قوه قضاییه است. باقر هم پزشکی خواند، و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران شد. فاضل نیز کارمند وزارت امور خارجه و از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی است. خواهر علی لاریجانی همسر مصطفی محقق داماد است. پسرِ دخترخالهٔ وی احمد توکلی فعال سیاسی ایرانی است.[۴]

علی لاریجانی در سن ۲۰ سالگی با فریده دختر ۱۵ ساله مرتضی مطهری ازدواج کرد.[۱] وی چهار فرزند دارد؛ دو دختر با نام‌های فاطمه و سارا و دو پسر با نام‌های مرتضی و محمدرضا.[نیازمند منبع]
تحصیلات دانشگاهی

وی دانش‌آموختهٔ دانشگاه صنعتی شریف در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشتهٔ کاربرد کامپیوتر در ریاضی و دانش‌آموخته در مقطع دکتری در رشتهٔ فلسفه غرب است.[۵][۶]
سوابق سیاسی
اولین سمت‌های اجرایی

اولین سمت اجرایی، مدیریت کل برون مرزی و واحد مرکزی خبر صدا و سیما بود. بین سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰،[۷] وی معاون وزارتخانه‌های کار و امور اجتماعی و پست و تلگراف و تلفن (وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات فعلی) و همچنین سپاه را بر عهده گرفت و سپس جانشین ستاد کل سپاه بود وی همچنین از بنیانگذاران پایگاه مقاومت بسیج مسجدالمهدی مرداویج اصفهان بود.[۱]

در سال ۱۳۷۰ و در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و پس از استعفای سید محمد خاتمی از سمت وزارت ارشاد، لاریجانی در این سمت قرار گرفت و تا بهمن ۱۳۷۲ به‌عنوان وزیر در این وزارتخانه حضور داشت. در سال ۱۳۷۳ وی با حکم رهبری، ریاست سازمان صدا و سیما را برعهده گرفت.[۱]
کابینهٔ نخست اکبر هاشمی رفسنجانی وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     نجفی     آموزش وپرورش     ۱۳     سعیدی‌کیا     راه و ترابری
۲     غرضی     ارتباطات     ۱۴     نعمت‌زاده     صنایع
۳     فلاحیان     اطلاعات وامنیت     ۱۵     نژادحسینیان     صنایع سنگین
۴     نوربخش     اقتصاد     ۱۶     معین     علوم
۵     ولایتی     امور خارجه     ۱۷     خاتمی← لاریجانی     ارشاد
۶     وهاجی     بازرگانی     ۱۸     کمالی     کار
۷     فاضل←ملک‌زاده     بهداشت     ۱۹     عبدالله نوری     کشور
۸     فروزش     جهاد سازندگی     ۲۰     کازرونی     مسکن‌
۹     کلانتری     کشاورزی     ۲۱     محلوجی     معادن وفلزات
۱۰     شوشتری     دادگستری     ۲۲     آقازاده     نفت
۱۱     شافعی     تعاون     ۲۳     نامدار زنگنه     نیرو
۱۲     ترکان     دفاع            
معاونان ریاست جمهوری
معاون اول رییس‌جمهور: حسن حبیبی
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     زنجانی     برنامه وبوجه     ۳     غفوری‌فرد     تربیت بدنی
۲     منافی     محیط زیست            


ریاست صدا و سیما

وی ده سال ریاست سازمان صدا و سیما را بعهده داشت و در این مدت تغییرات بارزی در این سازمان به‌وجود آورد. در طی این دوران تعداد شبکه‌های تلویزیونی این سازمان از سه شبکه به ۷ شبکه رسید. در پایان دوران ریاست او بر این سازمان، ۷ شبکهٔ تلویزیونی، ۸ شبکهٔ رادیویی ملّی و سراسری، ۳۰ شبکهٔ رادیویی استانی، ۴ شبکهٔ تلویزیونی استانی، و هفت شبکهٔ جهانی توسط صدا و سیما اداره می‌شد. علاوه بر این شبکه‌ها، روزنامهٔ جام جم و شرکت تولید فیلم سیما فیلم هم در دوران مدیریت وی توسط سازمان صدا و سیما تأسیس شدند.[۱] با وجود آنکه رئیس سازمان صدا و سیمای ایران به عنوان یکی از اعضای هیئت دولت فعالیت می‌کند، سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور ایران در دولت‌های هفتم و هشتم، از ورود علی لاریجانی به جلسات هیئت دولت، ممانعت به عمل آورد.[۸]
منتقدان

منتقدان عملکرد لاریجانی در صدا و سیما معتقدند که دولت خاتمی و مجلس ششم در تمام دوران خود نه تنها از رسانه ملی محروم بودند بلکه آنرا در مقابل خود می‌دیدند.[۹]

عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی می‌گوید: «روزی آقای محمود احمدی‌نژاد که شهردار تهران بودند پل عابر پیاده برقی میدان هفت تیر را افتتاح کردند که حدود ۴۰ میلیون تومان در یک مدت زمان طولانی صورت گرفت که البته همین هم نیازمند انجام تحقیق و تفحص است و همان روز آقای دکتر عارف کارخانه توربین سازی نیروگاه‌های ما را در کرج با هزینه‌ای بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان افتتاح کردند و ایران به جمع ۱۰ کشور صاحب این فناوری پیوست؛ ولی صدا و سیما از پل عابر پیاده ۴۰ میلیون تومانی شهردار احمدی نژاد ۱۵ دقیقه در ۵ بخش خبری پخش کرد و پروژه ۲۰۰ میلیارد تومانی را که معاون اول رئیس جمهوری افتتاح کرد در ۴۵ ثانیه و در ۴ بخش خبری پوشش داد... از این مصادیق بسیار است و به طور مثال در عسلویه ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه شد که تمام آن در دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد ولی چه کسی از آن اطلاع دارد.»[۱۰]
برنامه هویت
جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران
ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران[نمایش]
رئیس جمهور[نمایش]
رهبران[نمایش]
رؤسای جمهور[نمایش]
نخست وزیران[نمایش]
معاونان اول[نمایش]
رؤسای مجلس خبرگان[نمایش]
رؤسای مجلس شورا[نمایش]
رؤسای قوه قضائیه[نمایش]
رؤسای سازمان صدا و سیما[نمایش]

انتخابات‌ها
[نمایش]

    نمایش
    بحث
    ویرایش

   

در سال ۱۳۷۵ برنامه هویت از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد و در آن بسیاری از اندیشمندان مورد افترا قرار گرفتند و اعترافات تلویزیونی بسیاری از آنان در این برنامه پخش گردید. علی لاریجانی در پاسخ به انتقادات مطرح شده از این برنامه گفت: «اولاً بحثی که ما در این مجموعه مطرح کردیم بر اساس توهین و تهدید نیست. ثانیاً بسیار از شخصیت‌های مطرح شده افراد مذهبی و اندیشمند نیستند هرچند ممکن است به آن تظاهر کنند. ثالثاً در مورد اینکه می‌گویند چرا به این افراد مجال صحبت داده نمی‌شود باید گفت مگر اینها تاکنون مجال صحبت نداشتند... یعنی این حضرات فکر می‌کنند ما اطلاع نداریم که از کدام سفارتخانه پول می‌گیرند که این مطالب را بنویسند.»[۱۱]
تحقیق و تفحص مجلس ششم

نمایندگان مجلس ششم که اکثریت آن را اصلاح طلبان تشکیل می‌دادند خواستار تحقیق و تفحص از صدا و سیما شدند اما شورای نگهبان با این تفسیر که رهبر فوق همه قواست مانع از تحقیق و تفحص مجلس گردید. با اصرار نمایندگان، علی خامنه‌ای نهایتاً تحقیق و تفحص را پذیرفت و مجلس توانست تنها در سه موضوع شامل: میزان ونحوه هزینه کردن درامدهای اگهی‌ها، خریدهای خارج از کشور و اهدای هدایا تحقیق کند. گرچه به گفته نمایندگان طرح تحقیق با کارشکنی‌های متعدد سازمان مواجه گردید و بیش از یکسال بطول انجامید، صداو سیما و قوه قضائیه نمایندگان را تهدید به محاکمه کرده و پرونده تخلفات صداو سیما در مجلس هفتم بدون پیگیری بسته شد.

گزارش تحقیق و تفحص مجلس تنها از ۵ حساب بانکی صدا و سیما (از مجموع ۲۰۰ حساب بانکی) حاکی از تخلفات مالی به ارزش ۵۲۵۰ میلیارد ریال در این سازمان بود. لاریجانی تحقیق و تحفص نمایندگان را به تمسخر گرفته و آنرا «کشکی» خواند.[۱۲][۱۳]

خاتمی رئیس جمهور و اکبر اعلمی (رئیس هیات نظارت بر صداو سیما) در بیانیه‌های جداگانه‌ای به این اقدام لاریجانی اعتراض کردند.[۱۴][۱۵][۱۶]

نمایندگان در بیانیه‌ای که در آخرین روزهای عمر مجلس ششم منتشر گردید خواستار پیگیری و رسیدگی به گزارش تحقیق و تفحص توسط یک قاضی «خداترس، عادل و بی‌طرف» شدند. قوه قضائیه هیچگاه به این گزارش رسیدگی نکرد و مجلس اصولگرای هفتم نیز علاقه‌ای به پیگیری آن نداشت.[۱۷]

قرائت گزارش تحقیق و تفحص مجلس از صداو سیما همزمان با روزهای پایانی فعالیت مجلس ششم و برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود. صدا و سیما در جریان انتخابات اخبار رد صلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح طلب، اعتراضات احزاب و گروه‌ها به عملکرد شورای نگهبان، تحصن نمایندگان و نهایتاً تحریم انتخابات توسط اصلاح طلبان را با نگاهی جانبدارانه پوشش داد تا جاییکه به سانسور بیانیه مشترک روسای دو قوه(خاتمی رئیس جمهور و کروبی رئیس مجلس) رسید. اصلاح طلبان ضمن آنکه لاریجانی را متهم می‌کردند که مغز متفکر جناح راستِ اصولگرا است و صداو سیما را به دستگاه تبلیغانی محافظه کاران تبدیل کرده‌است، ریشه بخشی از تلاشهای وی را در نگرانی از احتمال پیگیری گزارش تحقیق و تفحص مجلس و تخلفات ۵۲۵۰ میلیارد ریالی اش می‌جستند. علی کردان در آن زمان معاون مالی و اداری صدا و سیما بود.
نامزدی انتخابات ریاست جمهوری

او در انتخابات سال ۱۳۸۴ برای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرد. او در این انتخابات شکست خورد و در بین ۷ کاندیدا در رتبه ششم قرار گرفت.
شورای عالی امنیت ملی

لاریجانی که پس از پایان دوران ریاستش در صدا و سیما، همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، در ۵ خرداد ۱۳۸۳ با حکم سید علی خامنه‌ای به‌عنوان نمایندهٔ رهبر در شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. سپس در ۲۴ مرداد ۱۳۸۴، به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. اما در سال ۱۳۸۶ پس از چندین بار درخواست او برای استعفا از ریاست شورای عالی امنیت ملی، در روز ۲۸ مهر ۱۳۸۶ درخواست استعفای او پذیرفته شد و مسؤولیت ۲۶ ماههٔ او در این پست پایان یافت.[۱۸] در آن زمان که محمود احمدی‌نژاد پرونده هسته‌ای ایران را در شورای امنیت سازمان ملل پایان یافته دانسته بود، علی لاریجانی در میان راه مذاکرات خود با خاویر سولانا قرار داشت. ماجرای استعفای او پس از دیدار ولادمیر پوتین از ایران و دیدار او با علی خامنه‌ای رخ داد.

استعفای وی بازتاب گسترده در رسانه‌های جهان داشت.[۱۹]
ریاست مجلس
مجلس هشتم

علی لاریجانی پس از کسب نمایندگی مردم قم در مجلس شورای اسلامی، در چهارمین جلسه علنی مجلس هشتم با کسب اکثریت آرا برای یک سال به عنوان رئیس هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. او که تنها نامزد ریاست مجلس بود موفق به کسب ۲۳۷ رأی از ۲۵۹ رأی مأخوذه شد. در این انتخابات از مجموع آرای ریخته شده به گلدان‌ها ۲۲ رای سفید بود.[۲۰] او پیش از این از سوی اصولگرایان، جناح اکثریت مجلس، برای نامزدی ریاست مجلس برگزیده شده بود. او توانسته بود رقیبش غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم، را در انتخابات داخلی فراکسیون اصول‌گرایان مجلس با ۱۶۱ در مقابل ۵۰ رأی شکست دهد.[۲۱]
مجلس نهم

علی لاریجانی به عنوان نماینده اول قم وارد مجلس نهم شد وتوانست به ریاست مجلس نهم برسد
دیدگاه‌ها

به نوشتهٔ روزنامه دانشگاه صنعتی شریف، وی که ریاست سازمان صدا و سیما را برعهده داشت، در سال ۱۳۸۲ طی سخنانی در دانشگاه صنعتی شریف گفت: «ایرانیان قبل از اسلام مردمانی بی‌سواد، بی فرهنگ و وحشی بودند و خود نیز علاقه داشتند بی سواد بمانند.» به نوشتهٔ روزنامهٔ دانشگاه صنعتی شریف، وی همچنین تمامی پیشرفت‌های فرهنگی و علمی ایرانیان قبل از اسلام را دروغ خوانده و اندک فعالیت‌هایی نظیر تأسیس دانشگاه جندی شاپور را حاصل تلاش عده‌ای از مسیحیان دانست.[۲۲]

با این حال او در مراسم اختتامیهٔ بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سال ۱۳۸۸، در شرایطی که ریاست مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت با اشاره به فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی، گفت: «کشور ما قبل و بعد از دوران اسلام دارای تمدنی فرهنگی و ارزشمند است.» او گفت: «از سنگ‌نوشته‌های قبل از اسلام برمی‌آید که ساختار سیاسی و اجتماعی ایران در آن زمان نیز مبتنی بر فرهنگ بود در ساختار قدرت نیز از فرهنگ به عنوان یک رکن نام می‌بردند.»[۲۳]
واکنش علی لاریجانی، پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)

پس از حمله به دانشگاه و خوابگاه دانشجویان که در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) رخ داد، علی لاریجانی کمیته ویژه‌ای برای تحقیق پیرامون این حوادث تشکیل داد. پارلمان نیوز، به نقل از کوچک زاده که به فراکسیون طرفدار محمود احمدی‌نژاد وابسته است نوشت: «مسیر قانونی برای شکل‌گیری کمیته تحقیق طی نشده و البته نتایج تحقیق این کمیته هم به درد خود لاریجانی می‌خورد!». دویچه‌وله نوشته: «علی لاریجانی، در ماه‌های گذشته یکی از منتقدان مهم سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد بوده‌است. وی ابتدا به لایحه بودجه احمدی‌نژاد انتقاد کرد و طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را از آن زدود، سپس نامه‌هائی در اعتراض به قانون شکنی‌های دولت به احمدی‌نژاد نوشت و سرانجام در آستانه انتخابات ریاست‌جمهور حاضر نشد از وی پشتیبانی کند. لاریجانی، پس از برگزاری انتخابات نیز، هنگامی که سرکوب معترضان آغاز شد، خواستار رسیدگی جدی به شکایات نامزدها و محترم شمردن آرای مردم شد.» دویچه‌وله در ادامه نوشته: «در این موضع‌گیری، لاریجانی در میان اصول‌گرایان تنها نبود، محمدباقر قالیباف، شهردار اصولگرای تهران نیز، اعلام کرد که باید به اعتراضات مردم رسیدگی کرد و مشکل با اعمال زور حل نمی‌شود.» با سخنرانیهایش در روزهای درگیری افراد زیادی سیاستهای او را ستودند و ایشان در مقام قانونی خود بین مردم نیز از وجه خوبی برخوردار شد هرچند که با سخنرانی شتابزده در مورد نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی بار دیگر این وجه عمومی را از دست داد.[۲۴]
کتاب‌شناسی

لاریجانی دو کتاب علمی با عناوین متافیزیک و علوم دقیقه در فلسفهٔ کانت[۱] و روش ریاضی در فلسفهٔ کانت[۲۵] و کتابی دیگر با عنوان دولت مدرن؛ پیمانی با مردم[۲۶] و همچنین پانزده مقالهٔ پژوهشی در موضوعات مختلف علمی نگاشته‌است.[۷]

    روش ریاضی در فلسفه کانت، علی لاریجانی، تهران: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۸۳
    متافیزیک و علوم دقیقه در فلسفه کانت، علی لاریجانی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۳
    شهود و قضایای تالیفی ماتقدم در فلسفه کانت، علی لاریجانی، تهران: هرمس، ۱۳۸۳
    هوای تازه، علی لاریجانی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۴
    دولت مدرن؛ پیمانی با مردم، علی لاریجانی

رئیس مجلس شورای اسلامی

رئیس مجلس شورای اسلامی بوسیله رأی مستقیم نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای یک دوره یک ساله انتخاب می‌شود و با توجه به آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی تکرار دوره ریاست مجلس منع قانونی ندارد.

رئیس مجلس همچنین رئیس هیأت رئیسه مجلس نیز می‌باشد. رئیس مجلس وظیفه اداره مجلس را به عهده دارد و در صورت حضور نداشتن وی در جلسه به ترتیب نواب اول و دوم رئیس عهده‌دار این سمت هستند.

اولین رئیس مجلس شورای اسلامی علی اکبر هاشمی بهرمانی بود و پس از وی به ترتیب مهدی کروبی، علی اکبر ناطق نوری، مهدی کروبی ، غلامعلی حداد عادل و علی اردشیر لاریجانی در این پست انتخاب شدند.

دانشگاه آزاد اسلامی

دانشگاه آزاد اسلامی سامانه‌ای دانشگاهی در ایران و خارج ازایران است و از بزرگ‌ترین مراکز آموزشی در ایران است که کار خود را در ۱۰ مرداد ۱۳۶۱ آغاز کرد.

این دانشگاه بر پایه رنکینگ بین‌المللی URAP با رتبه ۲۲۶[۱] در دنیا و رتبه ۲[۲] در ایران بعد از دانشگاه تهران، از معتبرترین دانشگاه‌ها در ایران محسوب می‌شود. این نظام رتبه‌بندی بر اساس میزان تولیدات علمی کار می‌کند و دانشگاه آزاد به صورت یک مجموعه واحد (نه یکایک واحدها به صورت جداگانه) در آن شرکت نموده است.

محتویات

    ۱ آمار تعداد دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی
    ۲ آمار اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
    ۳ رتبه علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی
    ۴ واحدهای جامع
    ۵ تاریخچه و بنیانگذاری
        ۵.۱ دانشگاه آزاد ایران
        ۵.۲ دانشگاه آزاد اسلامی
    ۶ وضعیت کنونی
        ۶.۱ اداره دانشگاه
        ۶.۲ سومین دانشگاه جهان از دیدگاه شمار دانشجو
        ۶.۳ آمارهای کلی
        ۶.۴ جایگاه دانشگاه آزاد در رتبه بندی سایمگو سال ۲۰۱۴ در جهان
        ۶.۵ مراکز پژوهشی
        ۶.۶ بودجه پژوهشی
        ۶.۷ تولیدات علمی
        ۶.۸ مجلات علمی
        ۶.۹ باشگاه پژوهشگران و نخبگان جوان
        ۶.۱۰ کسب مقام در مسابقات جهانی
        ۶.۱۱ قبولی در مقاطع بالاتر
        ۶.۱۲ انجمن‌های دانشجویی
        ۶.۱۳ فعالیت‌های ورزشی
        ۶.۱۴ رسانه
        ۶.۱۵ مناطق دانشگاه آزاد
    ۷ بحث ادغام‌ و تجمیع
        ۷.۱ ادغام واحدها و پردیس‌های علوم تحقیقات
        ۷.۲ ادغام واحدها و مراکز به علت زیان ده بودن
        ۷.۳ تجمیع واحدهای استان ها
        ۷.۴ تجمیع واحدهای کاردانی دانشگاه آزاد اسلامی در سازمان سما
    ۸ منابع مالی
    ۹ نظرات منتقدان
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ منابع
    ۱۳ پیوند به بیرون

آمار تعداد دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی

بر طبق آخرین آمار تعداد دانشجویان که مربوط به سال تحصیلی ۹۱-۹۰ می‌باشد، تعداد دانشجویان به شرح زیر است[۳]:
کاردانی     کارشناسی     کارشناسی ارشد     دکتری حرفه‌ای     دکتری تخصصی     جمع
۳۳۷۶۹۳     ۱۰۲۲۸۱۷     ۱۹۸۳۳۴     ۱۰۰۸۵     ۷۳۲۰     ۱۵۷۶۳۴۹
آمار اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

بر طبق آخرین آمار، تعداد اعضای هیات علمی تا پایان سال تحصیلی ۹۱-۹۰ به شرح زیر است[۴]:
استاد     دانشیار     استادیار     مربی     مربی آموزشیار     جمع
۵۷۶     ۸۸۳     ۸۱۵۰     ۱۹۹۷۱     ۵۰۲     ۳۰۰۸۳

لازم است ذکر شود که تا این سال (سال تحصیلی ۹۱-۹۰) تعداد اعضای هیات علمی دانشگاه‌های دولتی ۱۸۲۸۲، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ۱۲۶۷۲، پیام نور ۲۸۲۹، موسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی ۲۲۳۴، وزارت آموزش و پرورش ۱۳۴ و دانشگاه فنی و حرفه‌ای ۸۰ نفر بوده است که بنابراین دانشگاه آزاد اسلامی بزرگترین جامعهٔ متشکل از اعضای هیات علمی را دارد.[۵]

در حال حاضر (مهرماه ۱۳۹۳)، ۱۲ هزار نفر استادیار در دانشگاه آزاد اسلامی مشغول فعالیت هستند.[۶]
رتبه علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی

براساس رتبه بندی ۲۰۱۴ موسسه سایماگو که براساس اطلاعات سایت علمی اسکوپوس رتبه بندی صورت گرفته است، رتبهٔ علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی به شرح زیر است:[۷]
لازم است ذکر شود سایماگو نظامی است که دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی جهان را بر اساس عملکرد پژوهشی در قالب مقالاتی که در نشریات معتبر بین‌المللی چاپ می‌شود (مدارک منتشر شده در نشریات علمی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس) ارزیابی و رتبه بندی می‌کند.[۸]
نام واحد دانشگاهی     رتبه در جهان     رتبه در ایران     رتبه در بین واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی [۹]
علوم و تحقیقات     ۶۳۸     ۷     ۱
تهران جنوب     ۲۱۹۰     ۳۹     ۲
کرج     ۲۲۲۰     ۴۰     ۳
تبریز     ۲۲۲۰     ۴۱     ۴
مشهد     ۲۲۵۲     ۴۴     ۵
قزوین     ۲۳۶۸     ۵۰     ۶
تهران شمال     ۲۴۹۹     ۵۴     ۷
اراک     ۲۵۳۳     ۵۷     ۸
تهران مرکز     ۲۵۶۰     ۵۸     ۹
نجف آباد     ۲۵۶۲     ۵۹     ۱۰
شهر ری     ۲۶۸۴     ۷۲     ۱۱
ساوه     ۲۶۸۸     ۷۳     ۱۲
اردبیل     ۲۷۱۳     ۷۵     ۱۳
خوراسگان     ۲۷۳۸     ۷۸     ۱۴
قائم شهر     ۲۷۷۷     ۸۰     ۱۵
یزد     ۲۸۲۵     ۸۵     ۱۶
لاهیجان     ۲۸۵۵     ۸۸     ۱۷
ورامین     ۲۸۵۶     ۸۹     ۱۸
مرودشت     ۲۸۵۹     ۹۰     ۱۹
علوم تحقیقات آیت الله آملی (در حال حاضر با واحد آیت الله آملی تجمیع شده است)     ۲۸۷۱     ۹۱     ۲۰
شهرکرد     ۲۸۷۴     ۹۲     ۲۱
زنجان     ۲۸۷۶     ۹۳     ۲۲
کرمانشاه     ۲۸۷۷     ۹۴     ۲۳
شهرضا     ۲۸۷۸     ۹۵     ۲۴
اسلامشهر     ۲۸۸۱     ۹۶     ۲۵
تاکستان     ۲۸۸۹     ۹۷     ۲۶
شیراز     ۲۸۹۱     ۹۸     ۲۷
ساری     ۲۸۹۲     ۹۹     ۲۸
شاهرود     ۲۸۹۶     ۱۰۱     ۲۹
اهر     ۲۹۰۰     ۱۰۲     ۳۰

براساس رتبه بندی ۲۰۱۴ موسسه وبومترکس نیز که براساس وب سنجی صورت می پذیرد، رتبهٔ علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی به شرح زیر است:[۱۰]
نام واحد دانشگاهی     رتبه در جهان     رتبه در ایران     رتبه در بین واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی
علوم و تحقیقات     ۱۸۳۴     ۲۰     ۱
کرج     ۲۱۸۲     ۲۴     ۲
مشهد     ۲۵۲۲     ۴۰     ۳
تهران جنوب     ۳۳۳۸     ۴۷     ۴
خوراسگان     ۳۷۳۶     ۶۲     ۵
کرمانشاه     ۳۸۶۵     ۶۶     ۶
تهران مرکز     ۳۸۷۴     ۶۷     ۷
نجف آباد     ۳۹۵۴     ۶۹     ۸
ساوه     ۴۱۲۲     ۷۲     ۹
مرودشت     ۴۶۳۵     ۸۱     ۱۰
تبریز     ۵۴۲۰     ۹۳     ۱۱
شهرضا     ۵۶۹۵     ۹۸     ۱۲
شهرکرد     ۵۷۸۹     ۱۰۱     ۱۳
گرمسار     ۵۸۸۵     ۱۰۲     ۱۴
تهران شمال     ۶۰۳۳     ۱۰۶     ۱۵
شهرری     ۶۰۶۹     ۱۰۷     ۱۶
قزوین     ۶۲۷۰     ۱۰۸     ۱۷
سنندج     ۶۹۳۵     ۱۱۳     ۱۸
اراک     ۷۰۲۵     ۱۱۵     ۱۹
واحدهای جامع

درجه جامع در دانشگاه آزاد اسلامی بالاترین رتبه ای است که به واحدهای پیشرو از طرف سازمان مرکزی داده می شود. در حال حاضر 46 واحد از حدود 450 واحد و مرکز دانشگاه آزاد اسلامی حائز این درجه هستند.[۱۱]

    اردبیل
    ارومیه
    اهواز
    ایلام
    بجنورد
    بروجرد
    بندرعباس
    بوشهر
    بیرجند
    چالوس
    خرم آباد
    دامغان
    رشت
    رودهن
    زاهدان
    زنجان
    ساری
    ساوه
    سمنان
    سنندج
    شاهرود
    شوشتر
    شهرقدس
    شهرکرد
    قم
    کرمان
    کرمانشاه
    گرگان
    نیشابور
    ورامین
    همدان
    یاسوج
    یزد
    اراک
    تبریز
    تهران پزشکی
    تهران علوم و تحقیقات
    تهران جنوب
    تهران شمال
    تهران مرکزی
    خوراسگان
    شیراز
    قزوین
    کرج
    مشهد
    نجف آباد

تاریخچه و بنیانگذاری
دانشگاه آزاد ایران

دانشگاه آزاد ایران فعالیت خود را در دههٔ ۱۳۵۰ با مدیریت عبدالرحیم احمدی و معاونت شاهرخ مسکوب آغاز کرده بود و در سال ۱۳۵۵ تعدادی از فارغ التحصیلان ممتاز کشور را با بورس تحصیلی به دانشگاه‌های ممتاز جهان اعزام کرد تا فعالیت خود را با کادری نخبه آغاز کند. پذیرش دانشجو در این دانشگاه در ۱۳۵۷ به طور محدود آغاز شد و فعالیت آن با درگرفتن انقلاب اسلامی و رویدادهای پس از آن و نهایتاً انقلاب فرهنگی به‌کلی متوقف شد.[۱۲][۱۳] برنامهٔ درسی این دانشگاه متفاوت از دانشگاه‌های دیگر بود. برنامه‌های این دانشگاه بر پایهٔ آموزش از راه دور قرار داشت. بر این اساس دانشگاه آزاد ایران اقدام به تهیهٔ کتاب‌های بسیار با طرح و اندازه واحد و نیز فیلم‌های آموزشی و نوارهای صوتی نمود.[۱۴]
دانشگاه آزاد اسلامی
این نگاره در روز ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ برابر با بیست و نهمین سالروز بنیانگذاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی گرفته شده است.

دو سال پس از انقلاب فرهنگی ایران در اردیبهشت ۱۳۶۱ به پیشنهاد هاشمی رفسنجانی و با حمایت روح‌الله خمینی دانشگاه آزاد اسلامی تاسیس شد. برخی از رجال سیاسی ارشد جمهوری اسلامی از جمله احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی عضو هیأت امنای آن بوده‌اند.

جاسبی ابتدا پیشنهاد خود را با هاشمی رفسنجانی در میان گذاشته و هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه دربارهٔ دانشگاه در شرف تاسیس چنین گفت:

    یکی از طرق این است که از همین امسال در هر جا که دستمان رسید و شاید کم‌کم به روستا هم بکشد - البته به شهرهای کوچک به آسانی می‌رسد - مراکزی درست کنیم به نام دانشگاه آزاد اما نه دانشگاه آزاد رژیم گذشته، دانشگاه آزاد واقعی که مواد تحصیلی دانشگاهی را با روش تحصیلی که در حوزه‌های علمیه علوم دینی می‌خوانند، خوانده شود. امروز اگر یک دانشجو در سال به خاطر فضای دانشگاه و اساتید زیاد، کارمندان مؤسسه، وزارت علوم، آزمایشگاه‌ها و سایر چیزها، ده‌ها هزار تومان، صدها هزار تومان خرجش است، یک طلبه وقتی درس می‌خواند تقریباً هیچ خرجی ندارد و آن خرج‌هایی هم که دارد، خودش در یکی دو ماهی که می‌رود برای تبلیغ برمی‌گرداند و به مدرسه می‌آورد. اصلاً مدارس و خیلی چیزهای دیگر را پول‌هایی که طلبه‌ها به عنوان سهم امام، خمس و انفاقات از روستاها برمی‌گردانند، اداره می‌کنند. اصلاً مراجع با این پول‌ها اداره می‌شوند.[نیازمند منبع]

چهار ماه بعد هاشمی رفسنجانی به‌عنوان رئیس شورای موقت دانشگاه و طی حکمی با سربرگ مجلس، عبدالله جاسبی را به ریاست موقت دانشگاه منصوب نمود. هیات موسس دانشگاه شامل علی خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت)، اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس وقت)، میرحسین موسوی (نخست وزیر وقت)، احمد خمینی (فرزند و رئیس دفتر خمینی) و عبدالله جاسبی تشکیل جلسه داده و جاسبی را به ریاست دانشگاه منصوب کرد.

اولین واحد دانشگاهی در شهرستان‌ها، واحد تبریز بود که دکترکریم زارع در سال‌های ۶۱ تا ۶۳ به عنوان نخستین رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در شهرستان‌ها، ریاست آن را به عهده داشت.[۱۵] اولین آزمون ورودی دانشگاه در اسفند ۶۱ با شرکت ۳۲ هزار داوطلب در امام شهر (شاهرود)، اهواز، تبریز، تهران، رشت، زاهدان، کرمان، مشهد و یزد برگزار شد و حدود ۳ هزار نفر در رشته‌های راه و ساختمان، برق، مکانیک، فیزیک، ریاضی، شیمی، صنایع فلزی، نساجی و حسابداری پذیرفته شدند.[۱۶] هاشمی رفسنجانی رئیس هیئت امنای این دانشگاه، آن‌را از افتخارات و تجربه‌های موفق پس از انقلاب می‌داند.[۱۷]
وضعیت کنونی
اداره دانشگاه
جاسبی نخستین رئیس دانشگاه آزاد

اعضای هیأت مؤسس دانشگاه علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس) عبدالله جاسبی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، میرحسین موسوی و احمد خمینی بودند. پس از مرگ احمد خمینی حسن خمینی جانشین وی در هیات موسس شد. در سال ۱۳۸۹ نیز شورای انقلاب فرهنگی با تغییر اساسنامه دانشگاه تعداد اعضا را به ۹ نفر افزایش و حسن حبیبی، علی‌اکبر ولایتی، محسن قمی و حمید میرزاده را به هیات موسس افزود.[۱۸] که پس از فوت حسن حبیبی و تصویب هیئت موسس و شورایعالی انقلاب فرهنگی علی اکبر ناطق نوری جایگزین او گردید.

هیات امنا که عالی‌ترین مرجع تصمیم گیری در مورد این دانشگاه است تشکیل شده از: سه نفر از اعضای هیئت مؤسس که حتماً یک نفر از آنها روحانی باشد (در حال حاضر: اکبر هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی، عبدالله جاسبی)،[۱۹][۲۰] رئیس دانشگاه (حمید میرزاده)، وزیر بهداشت (سید حسن قاضی‌زاده هاشمی) و نماینده وزیر علوم (سعدالله نصیری قیداری)، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها (محمد محمدیان)، سه نفر از اعضای هیئت علمی تمام‎وقت دانشگاه‌ها در مرتبه دانشیاری و یا بالاتر که هیچ‎گونه سمت مدیریتی و حکومتی غیر از تدریس و پژوهش نداشته باشند به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی (بهمن یزدی، فریدون عزیزی، فرهاد دانشجو)

این دانشگاه عضو اتحادیه دانشگاه‌های جهان اسلام است و عبدالله جاسبی نیز رئیس این اتحادیه می‌باشد.

مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی توسط ریاست عالیه آن انجام می‌شود. ریاست عالیه دانشگاه آزاد اسلامی توسط هیات امناء تعیین می‌گردد. دانشگاه آزاد اسلامی همانند دیگر مؤسسات آموزشی در ایران، زیر نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت می‌کند. نوع مدرک اعطایی به فارغ‌التحصیلان این دانشگاه، به صورت مستقل و از طرف دانشگاه آزاد اسلامی اعطا می‌گردد (با قید محل تحصیل).

ریاست این دانشگاه از از اسفند ۱۳۹۰ پس از کش و قوس‌های طولانی از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرهاد دانشجو داده شد. اکبر هاشمی رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد از امضایی حکم فرهاد دانشجو امنتناع ورزید و بنا به قانون به رئیس جمهور واگذار شد و ریاست جمهوری امضای حکم را به وزیر علوم تفوض کرد، وزیر علوم حکم ریاست دانشگاه آزاد را امضا کرد. فرهاد دانشجو تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ رئیس دانشگاه آزاد بود و در این تاریخ با رأی اکثریت اعضای هیئت امنای دانشگاه، حمید میرزاده، جایگزین وی گردید و ریاست دانشگاه آزاد اسلامی را برعهده گرفت.
سومین دانشگاه جهان از دیدگاه شمار دانشجو

ده دانشگاه نخست جهان از دیدگاه شمار دانشجو عبارتند از:[۲۱]

    دانشگاه ایندرا گاندی در هندوستان
    دانشگاه علامه اقبال در پاکستان
    دانشگاه آزاد اسلامی در ایران
    دانشگاه آنادولو در ترکیه
    دانشگاه ملی بنگلادش
    دانشگاه آزاد بنگلادش
    دانشگاه رام خام هائنگ در تایلند
    دانشگاه ایالتی اوهایو در آمریکا
    دانشگاه آزاد امبدکار در هند
    دانشگاه ایالتی نیویورک در آمریکا
    دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در آمریکا
    دانشگاه دهلی در هند

آمارهای کلی

تاکنون ۲،۴۰۰،۰۰۰ نفر از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شده و ۱،۳۵۰،۰۰۰ دانشجو در آن مشغول تحصیل هستند و حدود ۳۴،۰۰۰ عضو هیات علمی و ۳۱،۰۰۰ نفر پرسنل در آن مشغول کار هستند. این افراد در ۳۵۷ واحد و مرکز دانشگاهی و در فضایی حدود ۱۴،۰۰۰،۰۰۰ متر مربع فضای آموزشی و رفاهی مشغول به تحصیل یا کار هستند. دانشگاه همچنین دارای ۶۰۰ مدرسه با حدود ۶۰،۰۰۰ دانش آموز است در حال حاضر ۱۰ مجمتع بیمارستانی این دانشگاه در حال فعالیت هستند و ۱۰ مجتمع بیمارستانی دیگر نیز به زودی به این مجموعه اضافه خواهند شد. این دانشگاه عهده دار ۶۰ درصد بار آموزش عالی در حوزه‌های مختلف و بیش از ۴۰ درصد بار آموزش پزشکی کشور است. حوزه علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی دارای ۸۶ واحد دانشگاهی، هزار و ۸۰۶ عضو هیات علمی، ۶۱ هزار دانشجو در مقاطع مختلف تحصیلی، ۵۱ رشته دانشگاهی، هزار و ۵۰۰ تخت بیمارستانی در ۱۰ بیمارستان کشور و ۱۳ مجله علوم پزشکی است.[۲۲]
جایگاه دانشگاه آزاد در رتبه بندی سایمگو سال ۲۰۱۴ در جهان

سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) گفت: وضعیت ۱۰۲ دانشگاه ایرانی در سه حوزه پژوهش، نوآوری و وب سایت در میان بیش از ۵ هزار موسسه تحقیقاتی و دانشگاهی دنیا اعلام شد. در این رتبه بندی دانشگاه‌های مختلفی در دنیا در صدر هر کدام از حوزه‌ها قرار گرفته‌اند.[۲۳]

در حوزه نوآوری و شاخص تاثیر فناورانه

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین رتبه دوم در کشور و ۳۲۸ در جهان

در حوزه پژوهش و شاخص برونداد

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات (مجموعه واحدها) رتبه هفتم در کشور و ۶۳۸ در جهان

در حوزه پژوهش و شاخص استعداد علمی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات (مجموعه واحدها) رتبه سوم در کشور و ۴۵۸ در جهان

دانشگاه آزاد در سال ۹۱ رتبه بندی نشده!
مراکز پژوهشی

در حال حاضر دانشگاه آزاد اسلامی دارای ۲۸ مرکز و پژوهشکده می‌باشد. برخی از مراکز مهم تحقیقاتی عبارتند از: مرکز تحقیقات مکاترونیک MRL(واحد قزوین)، مرکز تحقیقات مهندسی مکانیک و خودرو (واحد قزوین)، مرکز تحقیقات صنعت ساختمان و بتن (واحد قزوین)، مرکز تحقیق و توسعه علوم کامپیوتر CSRDL(واحد قزوین)، مرکز تحقیقات مرکز تحقیقات فیزیک پلاسما، مرکز عالی بین‌المللی تحقیقات بین رشته‌ای (CEIS)، مرکز مطالعات استراتژیک، مرکز تحقیقات گیاهان دارویی اردبیل، مرکز مطالعات و تحقیقات محیط زیست و انرژی (CEEVS)، مرکز تحقیقات باستان‌شناسی (واحد ابهر)، مرکز تحقیقات تهران پزشکی، مرکز تحقیقات شیر و فرآورده‌های آن (واحد کرج)، مجتمع آزمایشگاهی و مزارع تحقیقاتی (واحد بروجرد)، مرکز تحقیقات کشاورزی (واحد دامغان) مزارع آموزش تحقیقاتی و گلخانه‌ای (واحد جیرفت)، مزارع آموزشی و تحقیقاتی (واحد رودهن).
بودجه پژوهشی

بودجه پژوهشی دانشگاه از سال ۱۳۷۵ با یک درصد شهریه دریافتی ۳۴ درصد در هر سال برخوردار بوده و به ۳۷۲ میلیارد ریال در سال ۱۳۸۴ افزایش یافته است. همچنین درصد بودجه هزینه شده در امر پژوهش به کل بودجه اختصاص یافته به پژوهش در سال اول فقط حدود ۱۲ درصد بود، با روندی افزایشی با درصد جذبی حدود ۴۰ درصد در سال ۱۳۸۴ به حدود ۲۳۵ میلیارد ریال افزایش یافته است.[۲۴]
تولیدات علمی

طبق آخرین آمار دریافت شده از پایگاه Scopus، در پنج ماه اول سال ۲۰۰۹ دانشگاه آزاد با ۱۰۷۹ مقاله در سطح کشور موفق به کسب رتبه اول در تولید مقالات علمی شده است.

به طور کلی توسط این دانشگاه تاکنون ۱۴۵۵ کتاب تالیف، ۳۹۱ کتاب ترجمه، ۳۳۶۷ مقاله در نشریات ISI و ۴۹۸۲ مقاله در نشریات علمی-پژوهشی منتشر شده است.[۲۵]

طبق آمار سال ۱۳۸۴ تعداد ۹۷۰ مقاله ISI و ۱۹۲۰ مقاله علمی-پژوهشی و ۲۳۰۰ مقاله نیز در کنفرانس‌های خارجی، توسط این دانشگاه منتشر شده است. ۳۲۱۲ طرح تحقیقاتی اجرا شده و ۳۰۹۸ طرح تحقیقاتی نیز در حال اجرا بوده است. تعداد ۳۳۲ عنوان اختراعات و ابداعات دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نیز به ثبت رسیده‌اند که که برخی از آنان موفق به دریافت جوایز بین‌المللی گردیده‌اند.[۲۴]
مجلات علمی

دانشگاه آزاد دارای ۱ مجله ISI و ۹۴ مجله علمی و پژوهشی و ۳ مجله علمی ترویجی و ۱۳۶ مجله علمی عمومی است.[۲۶]
باشگاه پژوهشگران و نخبگان جوان

باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی با ۱۸۰ دفتر و ۵ شعبه در تمام استان‌های کشور فعال است.[۲۴] از ابتدای تاسیس باشگاه تا کنون ۵۴هزار نفر جذب شده‌اند.[۲۷] با شروع ریاست دکترکریم زارع فعالیت‌های باشگاه افزایش چشمگیری داشت. ابتدا نام این مجموعه از «باشگاه پژوهشگران جوان» به «باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان» تغییر یافت. جهت گیری باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان در دوره جدید حیات خود در راستای توجه به پتانسیل‌های جهان اسلام و حضور نخبگان در حل مشکلات جامعه قرار گرفت و فعالیت‌های آن در این مسیر افزایش یافت.[۲۸] رونمایی ۱۲ طرح باشگاه پژوهشگران در مجلس شورای اسلامی موجب شد با تصویب نمایندگان مجلس در بودجه سال ۹۲ نام بنیاد ملی نخبگان و نام باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان در کنار هم آورده شود و این به معنای برخورداری و بهره‌مندی باشگاه پژوهشگران از تمام کمک‌هایی است که به بنیاد ملی نخبگان ارائه می‌شود.[۲۹] دکترکریم زارع اعلام نمود که با تصویب نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان به حساب باشگاه واریز شده است.[۳۰] با پیگیری‌های ریاست باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، قرارداد مرکز پردیس تحقیقاتی پژوهشگران جوان و نخبگان (شهر دانایی) با همکاری شورای اسلامی شهر و شهرداری رودهن منعقد و مقرر شد برای تأسیس دفتر شهر دانایی قطعه زمینی به مساحت ۳۰۰۰ مترمربع در جنب سایت دانشگاه آزاد اسلامی رودهن و قطعه زمین دیگری به مقدار تقریبی ده هکتار که قابل توسعه است، به باشگاه اهدا شود. همچنین تاکنون بیش از ۵۰۰ میلیون تومان تشویقی نقدی به مقالات اعضای باشگاه پرداخت شده است.[۳۱] تفاهم نامه همکاری علمی – پژوهشی – فناوری بین مرکز منطقه‌ای اطلاع رسانی علوم و فناوری، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) و باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان (دانشگاه آزاد اسلامی ایران) در مورخ دوم اردیبهشت ۹۳ منعقد گردید.[۳۲] علاوه بر آن باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان با سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی، پارک علم و فناوری استان آذربایجان شرقی و مرکز علوم و فناوری‌های پیشرفته دانشگاه آزاد اسلامی تفاهم‌نامه منعقد کرده است.[۳۳]
کسب مقام در مسابقات جهانی

    مسابقات روبوکاپ آلمان(۲۰۰۶)
    مسابقات روبوکاپ ژاپن (۲۰۰۵)
    نمایشگاه مخترعات و مبتکران آلمان (۲۰۰۵)
    مسابقات روبوکاپ پرتغال (۲۰۰۴)
    مسابقات روبوکاپ نیوزلند (۲۰۰۴)
    مسابقات بتن آمریکا (۲۰۰۴)
    مسابقات روباتیک آمریکا (۲۰۰۴)
    مسابقات روباتیک شرق کانادا (۲۰۰۴)
    نمایشگاه مبتکران و مخترعان اتریش (۲۰۰۴)
    مسابقات روباتیک کانادا (۲۰۰۳)، مسابقات بتن کانادا (۲۰۰۳)
    مسابقات روبوکاپ ایتالیا (۲۰۰۳)
    مسابقات روبوکاپ پرتغال (۲۰۰۲)
    سومین دوره مسابقات بتن (۲۰۰۵)
    چهارمین دوره مسابقات بتن (۲۰۰۶)
    مسابقات روباتیک کانادا (۲۰۰۵)
    مسابقات و نمایشگاه بین‌المللی اختراعت و ابداعات ژنو (۲۰۰۶)
    مسابقات بتن کشور در واحد یزد (۱۳۸۵)
    مسابقات بهترین رتبه در مقاله نویسی آمریکا (۲۰۰۶)
    اولین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۰۶
    دومین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۰۷
    سومین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۰۸
    چهارمین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۰۹
    پنجمین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۱۰
    ششمین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۱۱
    هفتمین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۱۲
    هشتمین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۱۳
    نهمین دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران ۲۰۱۴
    برگزار کننده نه دوره مسابقات ربوکاپ آزاد ایران توسط دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و پرافتخارترین تیم دانشجویی درایران

قبولی در مقاطع بالاتر
دانشکده فنی مهندسی واحد علوم تحقیقات تهران

    از کل پذیرفته شدگان در مقطع کارشناسی ارشد (۱۹۵۱۹ نفر)، ۹۵۶۸ آنها از فارغ التحصیلان این دانشگاه بوده‌اند (بر اساس نتایج آزمون سال ۱۳۸۵ دانشگاه آزاد اسلامی). همچنین از ۱۸۲ نفر پذیرفته شده در مقطع دکترای تخصصی، ۹۵ نفر آنها از فارغ التحصیلان این دانشگاه (۵۲ درصد) بوده‌اند.
    در طول ۹ سال متوالی دانشجویان رشته دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در امتحان جامع وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قبولی ۱۰۰ درصدی داشته‌اند که در سطح کشور چنین موفقیتی بی نظیر است.
    کسب بیشترین تعداد قبولی در امتحانات تخصصی دستیاری کشور به طوری که ۱۳۴ نفر از دانش آموختگان واحد دندانپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی در امتحانات مذکور قبول شده‌اند.
    کسب رتبه اول امتحانات بورد تخصصی کشور در سال ۱۳۸۳ توسط دانش آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی (با کسب نمره ۱۰۰ از ۱۰۰).
    کسب رتبه اول امتحانات جامع علوم پایه دندانپزشکی کل کشور در سال‌های مختلف توسط دانش آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی و کسب رتبه دوم امتحانات جامع علوم پایه دندانپزشکی کشور توسط دانش آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی.[۲۴]

انجمن‌های دانشجویی

هم اکنون ۱۳۴۳ انجمن در حال فعالیت هستند که ۱۱۲۸ عدد از آنها به تصویب رسیده‌اند و بقیه بررسی و گذراندن مراحل تصویب هستند.[۲۴]

در آغاز دهه ۸۰ هجری، عده‌ای از دانشجویان رشته‌های تحصیلی مهندسی عمران و مهندسی صنایع، اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه آزاد اسلامی تهران در این دانشگاه نمودند که در کمتر از ۲ سال پس از اخذ موافقت اصولی این تشکل دانشجوئی، فعالیت آن متوقف شد. این تشکل از آن جهت اهمیت دارد که اولین انجمن اسلامی دانشجویان (بمعنی واقعی کلمه) در دانشگاه آزاد اسلامی بود و توانست در مدت کوتاهی بیش از ۲۰۰۰ عضو جذب کند.[۳۴] انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب از 1392/09/09تاسیس شد.این انجمن در مدت کوتاهی توانست پایگاه های خود را در تمامی واحد های تهران جنوب فعال نماید.
فعالیت‌های ورزشی

در بخش مسابقات داخلی دانشگاه با انجام مسابقات گوناگون ورزشی در ۲۷ رشته فعالیت داشته که ۴۰۰،۰۰۰ دانشجو دانشجو در آن شرکت داشته‌اند. لازم است ذکر شود علی رغم موانع متعددی که بر سر راه حضور تیم‌های ورزشی این دانشگاه در مسابقات جهانی وجود داشته است، دانشجویان این دانشگاه توانسته‌اند هر سال در مسابقات جهانی دانشجویان (FISU) مقام‌های متعددی کسب نمایند. بیش از ۷۰ درصد تیم‌های اعزامی ایران به مسابقات مذکور از این دانشگاه بوده است و بیشترین سهم را در کسب مدال‌های مختلف جهانی برای کشور داشته‌اند.

دانشگاه آزاد با در اختیار داشتن ۲،۵۰۰،۰۰۰ مترمربع امکانات ورزشی دارای سرانه فضای ورزشی ۲ مترمربع است. بسیاری از قهرمانان کشور که در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند، توانسته‌اند ۲۸۸ مدال طلا، ۱۸۷ مدال نقره و ۲۳۶ مدال برنز در مسابقات ورزشی بین‌المللی کشور کسب نمایند. دانشگاه آزاد اسلامی در مسابقات بین دانشجویی جهانی (IFISU) -به عنوان تنها نماینده آسیا- شرکت کرد و در میان ۷۰ تیم عنوان نخست را از آن خود کرد.[۲۴]
رسانه

روزنامه آفرینش، هفته‌نامه فرهیختگان و روزنامه شاپرک به صاحب امتیازی عبدالله جعفرعلی جاسبی و خبرگزاری آنا و خبرگزاری ایسکانیوز[۳۵] به این دانشگاه وابسته هستند.
مناطق دانشگاه آزاد

واحدهای دانشگاه آزاد در هفده منطقه به این شرح دسته بندی شده و واحدهای هر منطقه زیر نظر دبیرخانه آن منطقه اداره می‌شوند: منطقه یک: استان فارس، منطقه دو: استان‌های آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان، منطقه سه: استان مازندران، منطقه چهار: استان‌های اصفهان و چهارمحال، منطقه پنج: استان‌های مرکزی، همدان و لرستان، منطقه شش: استان خوزستان، منطقه هفت: استان‌های کرمان و یزد، منطقه هشت: واحدهای داخل تهران بزرگ منطقه نه: استان‌های خراسان (شمالی، جنوبی، رضوی) و شهر طبس از استان یزد، منطقه ده: استان‌های سمنان، گلستان، منطقه یازده: استان‌های کردستان، کرمانشاه و ایلام، منطقه دوازده: واحدهای درون استان تهران و خارج از محدوده تهران بزرگ و نیز استان‌های جداشده از تهران (قزوین، البرز و قم)، منطقه سیزده: استان آذربایجان شرقی، منطقه چهارده: استان سیستان و بلوچستان، منطقه پانزده: استان هرمزگان، منطقه شانزده: استان‌های بوشهر و کهگیلویه و بویر احمدمنطقه هفده: استان گیلان [۳۶]
بحث ادغام‌ و تجمیع

در دانشگاه آزاد اسلامی دو نوع ادغام مطرح شده است.
ادغام واحدها و پردیس‌های علوم تحقیقات

در مقطعی دانشگاه آزاد اسلامی با یک بحران مواجه شد، بحران دولت با دانشگاه آزاد اسلامی که نه رشته‌ای برای دانشگاه آزاد اسلامی تصویب می‌شد و نه همکاری با آن می‌شد. در این شرایط مدیریت دانشگاه و هیئت امنای وقت دانشگاه واکنشی را تدارک دید که آن تدبیر تصویب و تاسیس شعب علوم وتحقیقات بود. مانند دانشگاه‌های دولتی که برای دانشگاه‌های خود پردیس و شعب ایجاد کرده بودند. دانشگاه آزاد اسلامی نیز امکان استفاده کرد واین منجر به تاسیس ۴۱ شعبه علوم وتحقیقات در سطح کشور شد. در هر مرکز استان یک شعبه علوم وتحقیقات در نظر گرفته شد. البته در برخی استان‌ها دو شعبه تاسیس شد. رشته‌هایی در این شعبه‌ها ایجاد شد که از سرریز علوم وتحقیات در آن شهر دانشجو گرفته می‌شد. برنامه این بود که شعب بتوانند مجوز موافقت اصولی تاسیس بگیرند ولی از این ۴۱ شعبه فقط ۸ شعبه توانستند مجوز دریافت نمایند. آن شعبی که مجوز مستقل داشتند با عنوان واحد و آنهایی که مجوز نداشتند با عنوان پردیس شناخته می‌شدند. وزارت علوم ضرب العجلی را تعیین کرد که تا مهر ماه ۹۳ هر واحدی که نتواند موافقت اصولی دریافت کند، منحل می‌شود وهمین طور رشته‌هایی که دانشجو گرفته می‌شد مقرر شد تا مهر ماه ۹۳به تصویب نهایی وزارت علوم برسند ودر غیر انصورت منحل بشوند. بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم طی توافق وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامی قرار شد این شعب و واحدهای علوم وتحقیقات با واحدهای مجاور ادغام بشوند و رشته‌ای حذف نشود و به دانشجویان و رشته‌های شعب علوم تحقیقات به واحدهای مادر دانشگاه آزاد اسلامی هر استان انتقال یابد.[۳۷]
ادغام واحدها و مراکز به علت زیان ده بودن

طبق آخرین بحث‌های صورت گرفته، برای توسعه کیفیت دانشگاه آزاد اسلامی، واحدهایی که از نظر کیفیت دارای استاندارد مطلوب نیستند و فضای آموزشی مناسب را ندارند در واحدهای مادر تجمیع می‌شوند.[۳۸] تعداد واحدهای زیان ده در شهریور ۹۲، ۲۳۵ واحد بوده است که این تعداد به ۱۷۱ واحد در اسفند ۹۲ کاهش یافته است.[۳۹] به علت زیان ده بودن برخی از واحدها با تصویب هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی، ادغام واحدها و مراکز زیان ده با واحدهای همجوار آغاز شد. اولین ادغام واحدها ادغام واحد بومهن در واحد رودهن و مرکز آبسرد در واحد دماوند در تاریخ ۶ آبان ۱۳۹۳ اتفاق افتاد.[۴۰]
تجمیع واحدهای استان ها

معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 19 آبان 1393 جزییات این طرح را مطرح کرد. با هدف افزایش کیفیت آموزشی و جلوگیری از گسترش بی رویه کمی واحدهای این دانشگاه ، طرح تجمیع دانشگاه آزاد اسلامی در کشور اجرا می شود. با اجرای طرح تجمیع، استان ها به چهار منطقه شمال، جنوب، غرب و شرق تقسیم می شوند و در هر منطقه یک دانشگاه که دارای امکانات و تجهیزات کافی باشد به عنوان مرکز و دانشگاه جامع منطقه ای انتخاب و بقیه دانشگاه های اطراف به عنوان دانشکده آن دانشگاه به فعالیت خواهند پرداخت. در اجرای این طرح از گشایش رشته های مشابه دردانشکده ها و دانشگاه جامع خودداری می شود و درهر منطقه با توجه به نیاز جامعه در دانشکده ها و دانشگاه جامع ،رشته تحصیلی تاسیس و از ایجاد رشته های مشابه در دانشکده ها و دانشگاه جامع جلوگیری می شود.[۴۱]
تجمیع واحدهای کاردانی دانشگاه آزاد اسلامی در سازمان سما

رییس سازمان سما دانشگاه آزاد با اشاره به طرح تجمیع واحدهای کاردانی دانشگاه آزاد در واحدهای سازمان سما گفت: بخشنامه این طرح صادر شده و پس از انجام طرح‌های پژوهشی امیدواریم تا بهمن‌ماه(1393) این طرح عملیاتی شود و تمامی واحدهای کاردانی در سازمان سما تجمیع شوند. بخشنامه تجمیع کاردانی دانشگاه آزاد در واحدهای سازمان سما تدوین شده و دستور آن نیز صادر شده است. اما برای عملیاتی کردن این کار طرح پژوهشی را در حال اجرا داریم تا نقاط مثبت و منفی این طرح ارزیابی شود. با اجرایی شدن این طرح، رشته محل‌های کاردانی ناپیوسته نیز به فعالیت‌های سازمان سما می‌پیوندند. [۴۲]
منابع مالی

در اساسنامه دانشگاه آزاد محل تأمین هزینه‌های آن اخذ شهریه از دانشجویان، کمک‌های مردم، دولت و نهادهای انقلاب اسلامی ذکر شده‌است. اولین قلم کمک به دانشگاه آزاد نیز مبلغ یک میلیون تومان کمک روح‌الله خمینی بود.[۴۳] دانشگاه ازاد فعالیت خود را پیش از بازگشایی دانشگاه‌های دولتی (که در جریان انقلاب فرهنگی تعطیل شده بود) بدون دریافت مجوز از شورای عالی گسترش آموزش عالی و یا شورای عالی انقلاب فرهنگی آغاز و مجددا کمکی به ارزش صدوپنجاه میلیون ریال از دادستانی انقلاب دریافت کرده و در ۲۷ اسفند ۱۳۶۱ خود را بعنوان موسسه‌ای غیرتجاری به شماره ۲۴۵۱ در اداره ثبت شرکت‌ها ثبت می‌کند.

دانشگاه آزاد معتقد است که اقدام در اخذ شهریه بسیار منطقی‌تر است است چرا که به این شکل برخلاف روش دانشگاه‌های دولتی که از منابع دولت استفاده می‌کنند، هزینه تحصیل فقط توسط خود فرد تأمین می‌شود.

مجموع شهریه دریافت‌شده از یک میلیون و دویست هزار دانشجوی دانشگاه در سال ۸۴-۸۵ نیز حدود ۷۰۰ میلیارد تومان بوده که در مقایسه با یک میلیارد و سیصدوپنجاه میلیون تومان بودجه نظام آموزش عالی دولتی برای سیصد هزار دانشجو به این معنا است که دانشگاه‌های دولتی به ازای هر دانشجو هزینه‌ای معادل هفت‌ونیم برابر شهریه دانشگاه آزاد از صندوق دولت برداشت کرده‌اند.[۴۴]

علی عزتی نماینده مجلس شورای اسلامی در این ارتباط گفت:دانشگاه آزاد اسلامی بدون هیچ گونه حمایت از سوی دولت و تنها از محل پرداخت شهریه‌های اخذ شده از دانشجویان اداره شده و نه تنها هیج هزینه‌ای را بر دولت تحمیل نکرده است، بلکه سالیانه از خروج میلیاردها دلار ارز از کشور جلوگیری کرده است.[۴۵]
نظرات منتقدان
نوشتار اصلی: عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی و انتقادات وارد بر آن

انتقادهای مختلفی از طرف سیاست‌مداران و اهالی فرهنگ در نشریات و جراید ایران درباره دانشگاه آزاد اسلامی منتشر شده است. حداد عادل در انتقاد از دانشگاه آزاد گفته است: «این دانشگاه کیفیت را پابه پای کمیت توسعه نداده است و باید اجازه دهیم انتقادها هم از آن بیان شود اما برخورد سیاسی با این دانشگاه را نیز درست نمی دانم. وی افزود: ظرفیت دانشگاه‌های دولتی در حال حاضر برای تحت پوشش قرار دادن تمام متقاضیان کافی نیست و باید چنین نهادهایی وجود داشته باشد اما این بدان معنا نیست که دانشگاه آزاد نباید مورد نظارت باشد.»

میرحسین موسوی

میرحسین موسوی خامنه (۱۱ اسفند ۱۳۲۰ در خامنه)[۱] سیاستمدار، نقاش و معمار اهل ایران است. او پنجمین و آخرین نخست‌وزیر ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از درگذشت روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت. در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر را تأسیس کرد و تا دی‌ماه ۱۳۸۸ ریاست آن را بر عهده داشت.[۲]

موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشتهٔ مهندسی معماری و شهرسازی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد و از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۹۰ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت و هم‌زمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۳] دیگر پست‌های او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بوده‌است. وی به زبان‌های فارسی، انگلیسی و عربی و ترکی آذربایجانی نیز تسلط دارد.[۴]

وی نامزد انتخابات جنجال‌برانگیز ریاست‌جمهوری دهم بود که همراه با دیگر معترضان، نتیجهٔ انتخابات را ناشی از تقلب گسترده در انتخابات دانست.[۵] او هم‌اکنون از رهبران جنبش اعتراضی ایران موسوم به جنبش سبز است و «راه سبز امید» را به عنوان بدنهٔ تشکیلاتی آن تأسیس کرده است.[۶][۷][۸][۹] در نظرخواهی نشریهٔ تایم، میرحسین موسوی به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد جهان در بین برگزیدگان تایم ۱۰۰ سال ۲۰۱۰ برگزیده شد.[۱۰]
جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران
ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران[نمایش]
رئیس جمهور[نمایش]
رهبران[نمایش]
رؤسای جمهور[نمایش]
نخست وزیران[نمایش]
معاونان اول[نمایش]
رؤسای مجلس خبرگان[نمایش]
رؤسای مجلس شورا[نمایش]
رؤسای قوه قضائیه[نمایش]
رؤسای سازمان صدا و سیما[نمایش]

انتخابات‌ها
[نمایش]

    نمایش
    بحث
    ویرایش

   

محتویات

    ۱ سالیان آغازین زندگی
    ۲ آغاز فعالیت‌های سیاسی
        ۲.۱ پیش از انقلاب
        ۲.۲ پس از انقلاب
    ۳ نخست‌وزیری
    ۴ پس از نخست‌وزیری
    ۵ انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نهم
    ۶ انتخابات ریاست جمهوری دهم
        ۶.۱ نامهٔ موسوی به سیدعلی خامنه‌ای
        ۶.۲ نتایج انتخابات دورهٔ دهم ریاست جمهوری
        ۶.۳ کشته شدن خواهرزادهٔ موسوی
        ۶.۴ بیانیه‌های موسوی
        ۶.۵ نام‌گذاری سال ۱۳۸۹
        ۶.۶ حبس خانگی
        ۶.۷ انتقال به بخش سی‌سی‌یو
        ۶.۸ جراحی چشم
    ۷ فعالیت‌های علمی و هنری
    ۸ سوابق شغلی
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

سالیان آغازین زندگی

میرحسین موسوی در سال ۱۳۲۰ در شهر خامنه در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد.[۱۱][۱۲] پدرش میر اسماعیل موسوی، از بازرگانان چای از تبریز بود. او در خامنه بزرگ شد و پس از پایان دورهٔ دبیرستان در سال ۱۳۳۷ از خامنه به تهران آمد.[۱۳]

سید علی خامنه‌ای از اقوام دور پدری موسوی است.[۱۴] پدر این دو پسردایی و پسرعمه یکدیگرند.[۱۵] سید علی خامنه‌ای از دیرباز روابط خانوادگی نزدیکی با خانواده میرحسین موسوی داشته‌است، تا آن‌جا که او و برادرش سید محمد خامنه‌ای در دوران جوانی و زمانی که در مشهد و قم اقامت داشتند، هنگام سفر به تهران در خانهٔ پدری میرحسین موسوی اقامت می‌کردند.[۱۶]

او که مدرک کارشناسی ارشدش را در بهار سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) در رشتهٔ معماری و شهرسازی اخذ کرد و پس از تدریس در دانشگاه ملی ایران به عضویت در هیئت علمی این دانشگاه درآمد، طرح ادارهٔ مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال ۱۳۴۸ نوشت و تا سال ۱۳۵۰ آن را اجرا کرد و فعالیت‌های هنریش را در گروه نقاشی قندریز آغاز کرد.[۱۷] سپس طرح مجموعهٔ کانون توحید را در سال ۱۳۵۰ اجرایی کرد. کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست.[۱۸]

موسوی در ابتدای دهه ۴۰ فعالیت‌های هنری به ویژه نقاشی را آغاز کرد و بیش از ۱۸۰ اثر نقاشی را خلق کرد. نقاشی‌های او گرایشهای آبستره، انتزاعی و هنر مفهومی با بهره از تکنیکهای متنوعی چون کولاژ، رنگ روغن، حجم و تجلی یک روح سنتی و نشانه شناسی حکمت، معنا و سنتهای فرهنگی و معرفتی شرقی را در قالبهای مدرن به نمایش می‌گذارد.[۱۹]

میر حسین موسوی هم چنین در دوران تحصیل همراه با دیگر دوستان خود انجمن اسلامی دانشگاه ملی را تأسیس کرد و پس از اتمام دانشگاه با همان دوستان شرکت سمرقند را بوجود آورد. این شرکت جایی جهت تجمع دوستان به منظور مبارزه با حکومت پهلوی بود. در سال ۱۳۵۲ در اثر حمله عوامل ساواک به شرکت، کلیه افراد آن به اتفاق میرحسین موسوی و عبدالعلی بازرگان دستگیر گردیدند.[۲۰]
آغاز فعالیت‌های سیاسی
پیش از انقلاب

او در اواخر دههٔ چهل و اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی، با گروه‌های ملی - مذهبی مثل نهضت آزادی و نهضت خداپرستان سوسیالیست نزدیکی داشت و از جمله کسانی بود که در جلسه‌های سخنرانی علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران حاضر می‌شد. میرحسین موسوی، که در آن دوران با نام هنری حسین رهجو فعالیت می‌کرد، از جمله افرادی بود که در تأسیس جنبش مسلمانان مبارز با حبیب‌الله پیمان همکاری کرد.

موسوی در سال ۱۳۴۸ زمانی که فارغ‌التحصیلی‌اش را جشن می‌گرفت، در یک نمایشگاه نقاشی که زهرا رهنورد از دانشجویان رشتهٔ مجسمه‌سازی ترتیب داده بود، بااو آشنا شد و ازدواج کرد.[۲۱] در همان سال‌ها او به دلیل سازمان‌دهی اعتراضات خیابانی علیه حکومت، بازداشت و زندانی شد.[۲۲] میرحسین موسوی در سال ۱۳۵۵ تحت تعقیب ساواک و سازمان‌های امنیتی به همراه همسرش زهرا رهنورد مجبور به ترک ایران شد و به مدت ۱۰ ماه در آمریکا با عضویت در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی بر ضد حکومت پهلوی دست به مبارزه زد و در سال ۱۳۵۶ با بازگشت به ایران مبارزات خود را ادامه داد.[۲۳][۲۴]

با نزدیک شدن به انقلاب ایران و پررنگ شدن نقش رهبری روح‌الله خمینی در مبارزات ضد حکومت پهلوی، میرحسین موسوی نیز بیشتر به این جریان گرایش پیدا کرد و به ویژه به محمد حسینی بهشتی، از روحانیان بانفوذ نزدیک به روح‌الله خمینی، نزدیک شد.
پس از انقلاب

با تأسیس حزب جمهوری اسلامی توسط محمد حسینی بهشتی در نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، میرحسین موسوی هم به این حزب پیوست و دبیر سیاسی این حزب شد و هم چنین به عضویت شورای انقلاب اسلامی درآمد. او همچنین سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب نیز بود و در این روزنامه مقالاتی در حمایت از دکتر محمد مصدق و جبهه ملی می‌نوشت که با مخالفت حسن آیت، محمود کاشانی و عبدالحمید دیالمه از اعضای حزب جمهوری اسلامی مواجه شد.[۲۵] این سه نفر با اعطای پست وزارت امور خارجه به میرحسین موسوی در مجلس نیز مخالفت کردند.[۲۶] در سال ۱۳۶۰ و در کابینه‌های محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی موسوی به عنوان وزیر امور خارجه معرفی شد.


کابینهٔ محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور: ابوالحسن بنی‌صدر
وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     باهنر     آموزش‌وپرورش     ۱۰     کلانتری     راه وترابری
۲     قندی     ارتباطات     ۱۱     نعمت زاده     صنایع ومعادن
۳     نمازی     اقتصاد     ۱۲     عارفی     علوم
۴     موسوی     امورخارجه     ۱۳     دوزدوزانی     ارشاد
۵     اردبیلی     بازرگانی     ۱۴     میرمحمدصادقی     کار
۶     منافی     بهداشت     ۱۵     مهدوی کنی     کشور
۷     سلامتی     کشاورزی     ۱۶     گنابادی     مسکن
۸     احدی     دادگستری     ۱۷     تندگویان     نفت
۹     فکوری     دفاع     ۱۸     عباس‌پور     نیرو
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     بهزاد نبوی     وزیرمشاور     ۳     تقی ابتکار     محیط زیست
۲     بانکی     برنامه وبودجه     ۴     داوودی     تربیت بدنی


کابینهٔ محمدجواد باهنر رئیس جمهور: محمدعلی رجایی
وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     پرورش     آموزش‌وپرورش     ۱۱     هاشمی‌طبا     صنایع سنگین
۲     مرتضی نبوی     ارتباطات     ۱۲     موسویانی     معادن و فلزات
۳     نمازی     اقتصاد     ۱۳     نجفی     علوم
۴     موسوی     امورخارجه     ۱۴     معادیخواه     ارشاد
۵     عسگراولادی     بازرگانی     ۱۵     میرمحمدصادقی     کار
۶     منافی     بهداشت     ۱۶     مهدوی کنی     کشور
۷     سلامتی     کشاورزی     ۱۷     گنابادی     مسکن
۸     اصغری     دادگستری     ۱۸     غرضی     نفت
۹     نامجو     دفاع     ۱۹     غفوری فرد     نیرو
۱۰     امری     راه وترابری            
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
    بهزاد نبوی     وزیرمشاور         بانکی     برنامه وبودجه



کابینهٔ موقت محمدرضا مهدوی کنی وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     پرورش     آموزش‌وپرورش     ۱۱     هاشمی طبا     صنایع سنگین
۲     نبوی     ارتباطات     ۱۲     موسویانی     معادن و فلزات
۳     نمازی     اقتصاد     ۱۳     نجفی     علوم
۴     موسوی     امورخارجه     ۱۴     معادیخواه     ارشاد
۵     عسگراولادی     بازرگانی     ۱۵     میرمحمدصادقی     کار
۶     منافی     بهداشت     ۱۶     ناطق‌نوری     کشور
۷     سلامتی     کشاورزی     ۱۷     گنابادی     مسکن
۸     اصغری     دادگستری     ۱۸     غرضی     نفت
۹     نامجو     دفاع     ۱۹     غفوری فرد     نیرو
۱۰     نژادحسینیان     راه وترابری            
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
    بانکی     وزیرمشاور         زنجانی     برنامه وبودجه
نخست‌وزیری

بعد از کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیس جمهوری و نخست وزیر وقت در انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰، علی خامنه‌ای، رئیس جمهور ایران شد و ابتدا علی‌اکبر ولایتی را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد، اما مجلس به ولایتی رأی اعتماد نداد و خامنه‌ای علی‌رغم اختلافاتی که در داخل حزب جمهوری اسلامی با میرحسین موسوی داشت، او را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد. موسوی از آن زمان تا سال ۱۳۶۸ برای ۸ سال، نخست‌وزیر ایران بود. خامنه‌ای در دورهٔ دوم ریاست جمهوری خود (۱۳۶۴) به شدت مخالف ادامهٔ نخست‌وزیری موسوی بود ولی با اصرار روح‌الله خمینی مجبور به معرفی دوبارهٔ او شد. خمینی، به دلیل گزارش محسن رضایی معتقد بود که کنار گذاشتن موسوی لطمهً جدی به روحیهٔ سربازان ایرانی در جنگ ایران و عراق خواهد زد و در پاسخ به ناطق نوری که تعدادی از روحانیون بلندپایه را برای مذاکره واسطه کرده بود، گفت: «انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.» و به همین دلیل خامنه‌ای در مذاکرات بعدی با ناطق نوری گفت: «حجت بر من تمام شد.» و موسوی را برای نخست‌وزیری معرفی کرد. نهایتأ در جلسهٔ رأی اعتماد به موسوی ۹۹ نماینده (از ۲۷۰ نماینده مجلس) به او رأی عدم اعتماد دادند و پس از آن مخالفان موسوی به ضدیت با ولایت فقیه متهم می‌شدند.[۲۷]

از آنجا که تقریباً تمام دوران نخست وزیری میرحسین موسوی همزمان با جنگ ایران و عراق بود، عموماً از او با عنوان «نخست وزیر جنگ» یاد می‌شود. سیاست‌های انقباضی دولت او در آن دوران، که به عقیدهٔ خیلی‌ها گریزناپذیر بود، و به ویژه توزیع کالاهای اساسی با کوپن از جمله ویژگی‌هایی است که دولت موسوی عموماً با آن‌ها به یاد آورده می‌شود.

اختلاف میان موسوی، که به جناح چپ جمهوری اسلامی تعلق داشت، با علی خامنه‌ای، که نزدیک‌تر به جناح راست جمهوری اسلامی تلقی می‌شد، در طول دوران هشت ساله همکاری این دو ادامه داشت و منجر به استعفای موسوی در سال‌های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ از نخست وزیری شد که با استعفای وی موافقت نشد[۲۸]؛ این اختلاف حتی یک بار در شهریور ۱۳۶۷ و کمی بعد از پایان جنگ ایران و عراق، به استعفای موسوی از نخست وزیری انجامید؛ او با نوشتن نامه‌ای خطاب به علی خامنه‌ای به ایجاد اختلال و دخالت‌های او در حوزه وظایف نخست وزیر اعتراض کرد[۲۹] اما این استعفا از سوی علی خامنه‌ای خیانت به نظام نامیده شد؛ هر چند اختلافات زیاد با میرحسین موسوی را تایید کرد.[۳۰] این استعفا با مخالفت شدید خمینی روبرو و منتفی شد. گرچه موسوی در نامه استعفا، اختلاف با مجلس بر سر وزرای پیشنهادی را عامل استعفا دانسته است،[۳۱] امیرارجمند سخنگوی موسوی بی‌اطلاع گذاشتن او از موضوع اعدام زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷) را عامل استعفا می‌شمارد و می‌گوید موسوی خواهان تشکیل هیات تحقیق در این مورد شده بود.[۳۲]

با بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ مقام نخست وزیری از ساختار سیاسی ایران حذف شد و با مرگ سید روح‌الله خمینی، میرحسین موسوی، و کل جناح چپ جمهوری اسلامی، حامی اصلی خود را از دست دادند. بنابراین میرحسین موسوی هفتاد و نهمین، و آخرین نخست وزیر ایران بود.

میرحسین موسوی همان زمان تا حدودی از دنیای سیاست کناره گرفت، به وادی هنر، که پیش از انقلاب در آن فعال بود، بازگشت. البته از آن هنگام تا سال ۱۳۹۱ به‌طور پیوسته عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود، هرچند معمولاً در جلسات آن شرکت نمی‌کرد.
کابینهٔ نخست مهندس موسوی رئیس‌جمهور: سید علی خامنه‌ای
وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     پرورش     آموزش وپرورش     ۱۳     نژادحسینیان     راه و ترابری
۲     مرتضی نبوی     ارتباطات     ۱۴     هاشمی‌طبا     صنایع
۳     ری‌شهری     اطلاعات     ۱۵     بهزاد نبوی     صنایع سنگین
۴     نمازی     اقتصاد     ۱۶     نجفی←فاضل     علوم
۵     ولایتی     امور خارجه     ۱۷     معادیخواه←خاتمی     ارشاد
۶     عسگراولادی←عابدی جعفری     بازرگانی     ۱۸     توکلی     کار
۷     منافی     بهداشت     ۱۹     نیک روش←ناطق‌نوری     کشور
۸     نامدار زنگنه     جهاد سازندگی     ۲۰     گنابادی     مسکن‌
۹     سلامتی     کشاورزی     ۲۱     حسین نیلی     معادن وفلزات
۱۰     اصغری     دادگستری     ۲۲     غرضی     نفت
۱۱     رفیقدوست     سپاه     ۲۳     غفوری‌فرد     نیرو
۱۲     سلیمی     دفاع            
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     آقازاده     وزیرمشاور     ۳     داوودی شمسی     تربیت بدنی
۲     زنجانی     برنامه وبودجه     ۴     میرزاطاهری     محیط زیست


   
کابینهٔ دوم مهندس موسوی رئیس‌جمهور: سید علی خامنه‌ای
وزیران
ر.     وزیر     وزارت‌خانه     ر.     وزیر     وزارت‌خانه
۱     اکرمی←نجفی     آموزش وپرورش     ۱۳     سعیدی کیا     راه و ترابری
۲     غرضی     ارتباطات     ۱۴     شافعی     صنایع
۳     ری‌شهری     اطلاعات وامنیت     ۱۵     بهزاد نبوی     صنایع سنگین
۴     ایروانی     اقتصاد     ۱۶     فرهادی     علوم
۵     ولایتی     امور خارجه     ۱۷     خاتمی     ارشاد
۶     عابدی جعفری     بازرگانی     ۱۸     سرحدی زاده     کار
۷     مرندی     بهداشت     ۱۹     محتشمی‌پور     کشور
۸     نامدار زنگنه←سرپرست     جهاد سازندگی     ۲۰     کازرونی     مسکن‌
۹     زالی     کشاورزی     ۲۱     حسین نیلی     معادن وفلزات
۱۰     حبیبی     دادگستری     ۲۲     آقازاده     نفت
۱۱     رفیقدوست     سپاه     ۲۳     بانکی←نامدار زنگنه     نیرو
۱۲     جلالی     دفاع            
معاونان نخست وزیری
ر.     معاون     معاونت     ر.     معاون     معاونت
۱     بهزاد نبوی     وزیرمشاور     ۳     درگاهی     تربیت بدنی
۲     زنجانی     برنامه وبودجه     ۴     منافی     محیط زیست


پس از نخست‌وزیری

میرحسین موسوی در این سال‌ها علی‌رغم کناره‌گیری از دنیای سیاست، مسئولیت‌های سیاسی حاشیه‌ای داشت. از جمله در سال ۱۳۶۸ با حکم خامنه‌ای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد[۳۳][۳۴] که تا سال ۱۳۹۱ ادامه داشت. از سال ۱۳۷۵ نیز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده‌است. همچنین در دورهٔ ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) مشاور سیاسی رئیس جمهوری و در دورهٔ محمد خاتمی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) مشاور عالی رئیس جمهوری بوده‌است.

اما عمدهٔ فعالیت‌های میرحسین موسوی در این بیست سال، هنری و دانشگاهی بوده‌است. او از میانهٔ دههٔ پنجاه خورشیدی مدرس دانشگاه شهید بهشتی بود و در دههٔ هفتاد هم به عضویت هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در آمد. او در طی این سالها مواضعی نظیر اعتراض به ترور سعید حجاریان در سال ۱۳۷۸،[۳۵] اعتراض به توقیف فله‌ای مطبوعات در سال ۱۳۷۹ و اعتراض به عملکرد شورای نگهبان در انتخابات تهران در سال ۱۳۷۹ و همسو با اصلاح طلبان داشته است.[۳۶]

موسوی در سال ۱۳۷۷ و با حکم خاتمی، رئیس فرهنگستان هنر شد و عمدهٔ فعالیت‌هایش را در قالب این نهاد پی گرفت.[۳۷]
انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نهم

پس از برگزاری انتخابات مجلس پنجم و از میان رفتن حاکمیت مطلق جناح محافظه‌کار (جامعه روحانیت مبارز و تشکل‌های اسلامی همسو) در مجلس شورای اسلامی، سران گروه‌های خط امام (که بعدها به اصلاح‌طلبان معروف شدند) تلاش خود را برای انتخاب یک کاندیدا برای انتخابات ریاست جمهوری هفتم آغاز کردند. در جلسهٔ ۸ اردیبهشت ۱۳۷۵، شورای هماهنگی گروه‌های خط امام (شش گروه همسو با مجمع روحانیون مبارز و مجمع حزب‌الله ـ فراکسیون اقلیت مجلس پنجم ـ) که با حضور محمد خاتمی، مهدی کروبی و محمد موسوی خوئینی‌ها (سه عضو بنیان‌گذار روحانیون مبارز) بر‌گزار شد، پیشنهاد شد تا تمام تلاش برای متقاعد کردن میرحسین موسوی به حضور در انتخابات انجام گیرد و در صورت نپذیرفتن موسوی یکی از این سه عضو ارشد روحانیون نامزدی را قبول کنند. این درحالی بود که حضور علی‌اکبر ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی به عنوان نامزد محافظه‌کاران در انتخابات قطعی به نظر می‌رسید.

انتخاب میرحسین با این استدلال صورت می‌گرفت که او علاوه بر شهرت کافی در میان مردم به واسطهٔ هشت سال ریاست دولت و محبوبیت در میان طبقات پائین و مذهبی احتمالاً مورد حمایت کارگزاران سازندگی و جمعیت دفاع از ارزش‌ها نیز قرار خواهد گرفت و مجمع روحانیون مبارز نیز به احتمال فراوان سکوت سیاسی خود را شکسته و فعالیت خود را مجدداً آغاز خواهد کرد.

موسوی که در ابتدا تأکید داشت به هیچ وجه تمایل و آمادگی برای حضور در انتخابات ندارد، در تیر ماه پس از جلسات و درخواست‌های مکرر پذیرفت تا موضوع را مورد بررسی قرار دهد. روزنامه سلام که به همراه دوهفته‌نامهٔ عصر ما و هفته‌نامه مبین تنها نشریات خط امام (جناح چپ) محسوب می‌شدند، اولین نشریه‌ای بود که این موضوع را در عرصهٔ سیاسی و مطبوعاتی کشور مطرح کرد. در هفتم مرداد با چاپ عکس بزرگی از موسوی در صفحهٔ اول به درخواست‌هایی که برای کاندیداتوری او می‌شود، اشاره کرد. در ۲۴ مرداد مجمع روحانیون مبارز به چهار سال کناره‌گیری خود از عرصهٔ سیاسی کشور خاتمه داد و یک روز بعد از موسوی خواست درخواست کاندیداتوری را بپذیرد. چندی بعد شورای هماهنگی گروه‌های خط امام نیز موسوی را نامزد خود معرفی کرد. در ابتدای آبان ۱۳۷۵ حضور موسوی قطعی شده بود، به گفتهٔ محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و عضو ارشد خط امام، در ملاقات روز سوم آبان با موسوی حتی در مورد مسائل جزئی انتخاباتی مانند مهیا کردن دفتر ستاد انتخاباتی هم صحبت شد. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران هم اعلام کرده بود که در روز هشتم آبان تجمعی را در مقابل خانهٔ میرحسین بر‌گزار می‌کند، اما موسوی در پیامی که در هفتم آبان منتشر شد، امتناع قطعی خود را از حضور در انتخابات اعلام کرد. محمد سلامتی معتقد است که امتناع موسوی قطعاً به ملاقات‌هایی مربوط می‌شود که در سوم و ششم آبان از سوی تعدادی از سران جناح محافظه‌کار با او صورت گرفته بود.[۳۸]

حامیان موسوی پس از آن به سراغ محمد خاتمی رفتند و خاتمی‌توانست با یک پیروزی غیرمنتظره در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ کرسی ریاست جمهوری را از آن خود کند.

همین حکایت دعوت گسترده از موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.[۳۹]
انتخابات ریاست جمهوری دهم
نوشتارهای اصلی: دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
میرحسین موسوی در جمع هوادارانش در تهران

موسوی کاندیدای اصلاح طلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود که پس از بیست سال سکوت و کناره‌گیری از ورود به عرصه، در ۲۰ اسفند ۸۷ و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام نامزدی کرد.[۴۰] محمد خاتمی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با انتشار بیانیه‌ای به طور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.[۴۱]

جمعیت توحید و تعاون که اعضای آن از نزدیکان موسوی و خاتمی هستند در آستانهٔ انتخابات، ششمین مجمع خود را بر‌گزار کردند. وبگاه کلمه نیز توسط این جمعیت راه‌اندازی شده که وبگاه رسمی موسوی شناخته می‌شود.[۴۲][۴۳] در این انتخابات اکثر احزاب اصلاح‌طلب مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی،[۴۴] سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،[۴۵] مجمع روحانیون مبارز،[۴۶] حزب کارگزاران سازندگی،[۴۷] حزب مردم سالاری،[۴۸] حزب اسلامی کار،[۴۹] حزب همبستگی،[۵۰] مجمع زنان اصلاح‌طلب[۵۱] جمعیت زنان جمهوری اسلامی، انجمن روزنامه‌نگاران زن و احزاب دیگر و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات[۵۲] از او حمایت کردند.
نامهٔ موسوی به سیدعلی خامنه‌ای

میر حسین موسوی در روز انتخابات دهم ریاست جمهوری با نوشتن نامه‌ای اعتراضی به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی اعتراض خود را نسبت به تخلفات انجام شده در انتخابات نشان داد.[۵۳] در بخش‌هایی از این نامه آمده‌است:

    «شواهدی از مداخلهٔ تعدادی از فرماندهان و مسئولان سپاه و بسیج در انتخابات واصل گردیده‌است و به نظر می‌رسد این عمل در صورت صحت خبر علاوه بر نقض قوانین، شکاف بین فرماندهان و مسئولان رسمی و بدنهٔ سالم و صادق نیروهای بسیج و سپاه را دامن می‌زند. از آن‌جا که دامنهٔ اقدامات غیرقانونی فوق مشخص نیست و بخشی از اعضای شعب اخذ رای و ناظران از حامیان نامزد خاص آنان انتخاب شده‌اند احتمال تصرف در آراء مردم اذهان را می‌آزارد.»[۵۴]

نتایج انتخابات دورهٔ دهم ریاست جمهوری
نوشتار اصلی: پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
نوشتار(های) وابسته: احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
میرحسین موسوی در کنار زهرا رهنورد در راهپیمایی آرام ۲۸ خرداد ۱۳۸۸ در تهران

انتخابات دهم با حضور گستردهٔ مردم همراه بود. طرفداران میرحسین موسوی از روزها قبل از انتخابات در خیابان‌ها تجمع می‌کردند و همبستگی خود را نشان می‌دادند. برخلاف انتخابات قبلی که مورد تحریم بسیاری از مردم و گروه‌ها قرار گرفته بود، یک عزم ملی برای انتخابات دهم وجود داشت به‌طوری‌که بیش از ۸۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند. پس از پایان انتخابات، وزارت کشور اعلام کرد که محمود احمدی‌نژاد با ۶۴٪ آراء پیروز شده‌است. این مسأله بهت و شگفتی بزرگی را برای مردم به همراه داشت. مردم از روز پس از انتخابات شروع به اعتراض‌های خیابانی کردند که با سرکوب نیروهای انتظامی و یگان‌های ضدشورش همراه بود. بسیاری نتیجهٔ انتخابات را تقلب خواندند. میرحسین موسوی، با اشاره به نتیجهٔ انتخابات، مردم را ناظر «شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما» خواند.[۵۵] مهدی کروبی نتایج انتخابات را مضحک دانست. اما محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی‌اش در ۲۴ خرداد در میدان ولی‌عصر تهران، انتخابات را سالم دانست و معترضین به نتیجهٔ انتخابات را خس و خاشاک نامید. در روز ۲۵ خرداد، تظاهراتی میلیونی طرفداران موسوی از میدان امام حسین تا میدان آزادی در اعتراض به تقلب در انتخابات و اعلام نتایج غلط صورت پذیرفت. در گزارشی که از سوی محمدباقر قالیباف شهردار تهران به مجلس ارائه شده، آمده‌است «براساس متراژها و اندازه‌گیری‌های صورت‌گرفته در تجمع حامیان میرحسین موسوی، در میدان آزادی حداقل سه میلیون معترض حضور داشته‌اند.»[۵۶] در هریک از شهرستان‌ها نیز تظاهرات برپا شد. در تظاهرات تهران چندین تن کشته شدند. ایرانیان خارج از کشور نیز در حمایت مردم در روبه‌روی سفارت‌ها تجمع کردند. در طی روزهای بعدی، تظاهرات و اعتراض‌های گستردهٔ دیگری در تهران و سایر شهرستان‌ها صورت پذیرفت. از جملهٔ این تظاهرات می‌توان به تظاهرات مردم تهران از میدان هفت تیر تا میدان انقلاب در روز ۲۷ خرداد و تجمع بزرگ مردم در میدان امام خمینی در روز ۲۸ خرداد اشاره کرد.

میرحسین موسوی از حامیان اصلی تظاهرات جنبش سبز پس از اعتراضات به نتایج انتخابات بود و در تظاهرات‌هایی نظیر تظاهرات ۲۵ خرداد، تظاهرات ۲۸ خرداد، نماز جمعه ۲۶ تیر ماه، مراسم بزرگداشت کشته شدگان جنبش سبز در ۸ مرداد ماه و تظاهرات روز قدس در حمایت از جنبش سبز حضور پیدا کرد.[۵۷][۵۸]

پس از حمایت سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی از نتایج انتخابات، سرانجام شورای نگهبان در روز ۸ تیر ۱۳۸۸، نتایج انتخابات ریاست جمهوری را تأیید کرد و پروندهٔ انتخابات را مختومه اعلام نمود. احزاب اصلاح‌طلب و مهدی کروبی به این تصمیم شدیداً واکنش نشان دادند. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز نتیجهٔ انتخابات و دولت دهم را نامشروع دانستند و سرکوب معترضان را محکوم کردند. سرکوب‌ها و حبس‌های پس از انتخابات، انتقاد شدید برخی مراجع تقلید را نیز در پی داشت.

با این حال روحانیون و شخصیت‌های نزدیک به دولت احمدی‌نژاد و فرماندهان سپاه و بسیج از این نتیجه استقبال کردند و اعتراض کاندیداهای دیگر را غیرمستند دانستند و بارها رهبران جنبش سبز از جمله میرحسین موسوی را تهدید به دستگیری کرند.[۵۹] آنان اصلاح‌طلبان و معترضان را به برپایی یک انقلاب رنگی یا مخملی و همچنین ارتباط با بیگانگان متهم کرده و مسئولیت خونریزی‌های اعتراضات را بر عهدهٔ برپاکنندگان آن دانستند. این در حالیست که قاضی محمدحسین شاملو، بازپرس ویژهٔ قتل تهران در نامهٔ خود به رئیس قوه قضاییه، صادق آملی لاریجانی، بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک، بازداشت‌های غیرموجه و برخوردهای غیرشرعی با برخی افراد بازداشت‌شده و کشته شدن برخی افراد را ناشی از تغافل، بی‌درایتی و مسامحهٔ برخی مسئولان مطرح می‌کند.[۶۰]
کشته شدن خواهرزادهٔ موسوی

سید علی حبیبی موسوی، خواهرزادهٔ میرحسین موسوی در جریان درگیری‌های تظاهرات روز عاشورا کشته شد. وی ظهر عاشورا، در میدان انقلاب از ناحیهٔ قلب هدف گلوله قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن‌سینا واقع در فلکهٔ دوم صادقیه جان باخت.[۶۱] جسد سیدعلی موسوی که در بیمارستان ابن‌سینا نگهداری می‌شد از بیمارستان به مکان نامشخصی انتقال یافت. صبح روز چهارشنبه ۸ دی مسئولان با خانوادهٔ سیدعلی موسوی تماس گرفته و به آنها گفتند که اجازهٔ دفن در بهشت زهرا داده شده‌است. بعد از این تماس، پیکر علی حبیبی موسوی در بهشت زهرای تهران با تدابیر شدید امنیتی و با حضور خانوادهٔ موسوی به خاک سپرده شد.[۶۲][۶۳]
بیانیه‌های موسوی

پس از اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری و اعتراضات گسترده مردم، میرحسین موسوی اقدام به نوشتن بیانیه‌هایی اعتراضی کرد. این بیانیه‌ها حاوی مسائلی چون تقلب در انتخابات، مخالفت با دولت محمود احمدی نژاد، اعتراض به عملکرد شورای نگهبان، حمایت از حرکت‌ها و اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی، اعتراض به اعدامهای سیاسی پس ازانتخابات، احقاق حقوق مردم معترض، جان‌باختگان، بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان اعتراضات پس از انتخابات است. بیانیه‌های میرحسین موسوی در اتفاقات و روزهای مهمی چون هفتهٔ آخر خرداد، روز بازداشت‌ها و کشته شدن هواداران جنبش سبز، روز قدس، ۱۳ آبان، روز بسیج، ۱۶ آذر، مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات پس از انتخابات، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها و اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ منتشر شد. موسوی هم چنین در یکی از بیانیه‌هایش در آستانه سالگرد اعتراضات مردمی جنبش سبز در روز تاسوعا و عاشورا، از سیاست‌های روح‌الله خمینی در دهه ۶۰ در رابطه با ادامه جنگ با عراق انتقاد کرد.[۶۴][۶۵] این بیانیه‌ها نقش مهمی در آگاه‌سازی و راهنمایی مردم و ادامهٔ اعتراضات مردمی پس از انتخابات داشت. یکی از مهمترین این بیانیه‌ها، بیانیهٔ هفدهم است که پس از ضرب‌العجل تعیین شده توسط حامیان دولت و حاکمیت جمهوری اسلامی به قوه قضاییه انتشار یافت که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت. در این بیانیه که پس از تظاهرات روز عاشورا انتشار یافت، میرحسین موسوی از آمادگی خود برای شهادت در راه احقاق حقوق از دست رفتهٔ مردم خبر داد.[۶۶] هم چنین میرحسین موسوی در بیانیه شمارهٔ ۱۸ خود در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ سالگرد بزرگترین راه‌پیمایی پس از انقلاب، منشور جنبش سبز را اعلام کرد.[۶۷]
نام‌گذاری سال ۱۳۸۹

میرحسین موسوی در دیداری که با اعضای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی داشت، سال جدید (۸۹) را سال صبر و استقامت نامید. این در حالی است که سنّت نام‌گذاری سال‌ها توسط سید علی خامنه‌ای رهبر ایران از سال ۱۳۷۹ تأسیس شده‌است.[۶۸]
حبس خانگی

پس از اعتراضات جنبش سبز در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ و درخواست مشترک مهدی کروبی و میرحسین موسوی، رهبران جنبش سبز، برای حضور هواداران جنبش سبز در تظاهرات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در حمایت از قیام مردم مصر و تونس، حبس خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان، او در منزلش واقع در خیابان پاستور با ایجاد دیواری آهنی بر معبر ورودی خانه موسوی، از روز ۲۵ بهمن به منظور جلوگیری از شرکت آنها در تظاهرات آغاز شد و از روز ۲۷ بهمن ماه، پس از درخواست ۲۳۳ نماینده مجلس شورای اسلامی برای اعدام موسوی و کروبی و بیانیه‌های موسوی و کروبی در رابطه با تظاهرات ۲۵ بهمن ماه، کامل شده و با قطع آخرین ارتباطات محدود موسوی و رهنورد از جمله تلفن، اینترنت و ارتباط با دخترانشان، دیگر هیچ اطلاعی از وضعیت و سلامتشان در دست نبود. هم چنین محافظان موسوی از محافظت وی عزل شده و نیروهای امنیتی جای آنها را گرفتند.[۶۹][۷۰][۷۱][۷۲]

حصر خانگی مهدی کروبی و میر حسین موسوی با اعتراض‌های زیادی از سوی احزاب و شخصیت‌های سیاسی مواجه شد. از جمله این واکنش‌ها می‌توان به مخالفت‌های جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، گزارشگران بدون مرز، مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، سازمان عفو بین‌الملل، نهضت آزادی، شورای فعالان ملی مذهبی، مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی، محمد خاتمی، محمد رضا خاتمی، احمد منتظری، ابوالحسن بنی صدر، سید حسن خمینی، عزت الله سحابی، مصطفی تاج‌زاده، محسن میردامادی، عبدالله رمضان‌زاده، علی شکوری‌راد، عبدالکریم سروش، عبدالکریم لاهیجی، شیرین عبادی، اکبر گنجی، عبدالعلی بازرگان، آیت الله صانعی، آیت الله دستغیب، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله شبیری زنجانی، آیت الله بیات زنجانی و علی مطهری با حصر خانگی رهبران جنبش سبز اشاره کرد. گفته شد که او، همسرش زهرا رهنورد، مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی به بازداشتگاهی در تهران منتقل شدند. برخی منابع دیگر هم گفتند که این چهار مخالف حکومت در خانه‌های خود زندانی شدند.[۷۳][۷۴][۷۵][۷۶][۷۷][۷۸][۷۹][۸۰][۸۱][۸۲][۸۳][۸۴][۸۵]

پس از اعتراضات جنبش سبز در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ و حصر خانگی رهبران جنبش سبز، هواداران جنبش سبز در اعتراض به این حصر خانگی در روزهای ۱ اسفند ۱۳۸۹، ۱۰ اسفند ۱۳۸۹، ۱۷ اسفند ۱۳۸۹ و ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ دست به اعتراض و تظاهرات زدند.[۸۶][۸۷][۸۸]

در آستانه اعتراضات جنبش سبز در ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ در اعتراض به حصر خانگی رهبران جنبش سبز، محسنی اژه‌ای دادستان کل کشور نیز پس از گذشت ۲ هفته از حصر خانگی مهدی کروبی و میرحسین موسوی اعلام کرد، رفت‌وآمد و ارتباطات تلفنی و غیرتلفنی رهبران جنبش سبز مسدود شده است.[۸۹] این حصر خانگی با اعتراضات شدید مقامات ارشد کشورهایی نظیر آمریکا، اتحادیه اروپا، آلمان، کانادا، بریتانیا، فرانسه، سوئد، هلند، موریس، سری لانکا، یمن، لتونی و نروژ مواجه شد.[۹۰][۹۱][۹۲][۹۳]

مصطفی پورمحمدی، وزیردادگستری ایران، ‌شورای عالی امنیت ملی را مسئول تصمیم‌گیری در مورد حصر خانگی میر حسین موسوی،‌ زهرا رهنورد و مهدی کروبی اعلام کرده است.[۹۴]
انتقال به بخش سی‌سی‌یو

در تاریخ پنجشنبه، دوم شهریور ۱۳۹۱[۹۵] اعلام شد که میرحسین موسوی به علت عارضه شدید قلبی به بخش سی‌سی‌یو یکی از بیمارستان‌های تهران منتقل شده است.[۹۵][۹۶][۹۷]

اردشیر امیرارجمند، مشاور او در این رابطه به یورونیوز گفته:[۹۷]

    مهندس موسوی دچار یک عارضه قلبی و گرفتگی عروق بوده و به بیمارستان منتقل شده و تحت آنژیوگرافی قرار گرفته، اما به جای اینکه ابتدا به بیمارستان منتقل بشوند، رفته‌اند بیمارستان دوربین‌های مداربسته گذاشته‌اند و بعد ایشان را منتقل کرده‌اند که کاری مخالف با حقوق اولیه انسانی یک بیمار است. آنچه مهم است اینست که هرگز مقامات حکومتی اجازه نداده‌اند پزشکان مستقل آقای مهندس موسوی را مورد مراقبت قرار دهند.

جراحی چشم

در ۲ مهر ۱۳۹۳ وزیر بهداشت، دکتر سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی در بیمارستان خصوصی خودش (بیمارستان نور) چشم‌های موسوی را به علت بیماری آب مروارید عمل کرد. ظاهراً زهرا رهنورد نیز، وی را در بیمارستان همراهی کرده است.[۹۸]
فعالیت‌های علمی و هنری
میرحسین موسوی در جوانی و در حال طراحی یک پروژه معماری.
بنای یادبود شهدای هفتم تیر که توسط مهندس موسوی طراحی گردیده است.

کارهای هنری او به خصوص در زمینهٔ نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد و تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.[۹۹] مهم‌ترین فعالیت‌های علمی و هنری میرحسین موسوی به شرح زیر اند:[۱۰۰]

    عضو هیئت علمی دانشکدهٔ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس
    عضو هیئت علمی دانشگاه ملی ایران پیش از انقلاب
    عضو هیئت امناء دانشگاه هنر اسلامی تبریز
    تألیف کتب مانند کتاب آثار نقاشی، دولت امید، فرهنگ واژگان علوم سیاسی و پنج گفتار درباره انقلاب و جامعه[۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳]
    استاد راهنمای رساله‌های دانشجویان دوره کارشناسی ارشد و دکتری[۱۰۴]
    بیش از ۱۸۰ اثر نقاشی[۱۰۵]
    برگزاری دهها نمایشگاه نقاشی به صورت انفرادی و جمعی نظیر نگارخانه نیاوران و تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر[۱۰۶][۱۰۷]
    طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران ۱۳۵۰
    طراحی ادارهٔ مرکزی آب و فاضلاب اصفهان ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰
    طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد
    طراحی تکیه (گلستان) شهدای اصفهان
    طراحی بنای یادبود شهید خرازی
    طراحی مجموعهٔ فرهنگی - تجاری بین‌الحرمین در شیراز
    طراحی مسجد سلمان فارسی در نهاد ریاست جمهوری
    طراحی مرکز مطالعات استراتژیک
    طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر
    طراحی سایت دانشگاه علامه طباطبایی
    طراحی نگارخانه خیال ۱۳۸۲[۱۰۸]
    طراحی مسجد النبی - واقع در خیابان دریان نو، ستارخان، تهران
    طراحی مجتمع تجاری مفید - واقع در خیابان دریان نو، ستارخان، تهران
    طراحی ساختمان اصلی فرهنگستان هنر[۱۰۹]
    طراحی باغ هنرمندان در مجاورت فرهنگستان هنر تهران
    طراحی ساختمان موسسه فرهنگی هنری صبا ۱۳۸۱[۱۱۰]

سوابق شغلی

او عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می‌کند. سوابق شغلی میرحسین موسوی به شرح زیر است:[۱۱۱]

    عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ - ۱۳۶۱
    عضویت در شورای انقلاب اسلامی از سال ۱۳۵۸
    عضویت در نهضت خداپرستان سوسیالیست و جنبش مسلمانان مبارز پیش از انقلاب
    رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۸ - ۱۳۶۰
    قائم مقام دبیرکل حزب جمهوری اسلامی ۱۳۶۰ - ۱۳۵۸[۱۱۲]
    سردبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۸
    صاحب امتیاز روزنامه کلمه سبز از سال ۱۳۸۸
    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۱
    رییس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح[۱۱۳]
    رئیس ستاد انقلاب فرهنگی از سال ۱۳۶۰
    نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸(آخرین نخست وزیر ایران)
    رییس بنیاد مستضعفان از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸[۱۱۴]
    رئیس شورای اقتصاد از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
    مشاور سیاسی رئیس جمهور از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶
    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸ تاکنون
    عضو شورای بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸
    استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس از سال ۱۳۶۸ تاکنون
    استادیار مهندسی معماری و شهرسازی دانشگاه ملی ایران پیش از انقلاب
    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از ۱۴ آذر ۱۳۷۵ تاکنون[۱۱۵]
    مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
    رییس شورای هنر از سال ۱۳۷۸[۱۱۶]
    رییس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۸
    عضو هیئت مؤسس دانشگاه آزاد

فهرست نخست‌وزیران ایران پس از مشروطه

فهرست زیر نام کسانی است که پس از صدور فرمان مشروطیت در ایران به نخست‌وزیری (رئیس‌الوزرا) رسیده‌اند و بنابراین شامل نخست‌وزیران دوره‌های فترت نیز هستند.
نام     نگاره     زایش-مرگ     آغاز وزارت     پایان وزارت     حزب سیاسی     رئیس حکومت
State Flag of Iran (1924).svg • دولت عِلّیه ایران (۱۹۰۷-۱۹۲۵)
۱     نصرالله مشیرالدوله     NKMOD.jpg     ۱۸۴۰-۱۹۰۷     ۶ مرداد ۱۲۸۵     ۱۸ اسفند ۱۲۸۵     نهضت مشروطه     Mohammad Ali Shah.jpg
محمدعلی‌شاه
۲     سلطانعلی وزیر افخم     وزیر افخم.jpg     ؟-؟     ۲۵ اسفند ۱۲۸۵     ۱۳ اردیبهشت ۱۲۸۶     مستقل
۳     علی‌اصغر امین‌السلطان     Atabak.jpg     ۱۸۴۳-۱۹۰۷     ۱۳ اردیبهشت ۱۲۸۶     ۸ شهریور ۱۲۸۶[پانویس ۱]     مستقل
۴     احمد مشیرالسلطنه     Moshirossaltaneh.jpg     ؟-؟     ۲۴ شهریور ۱۲۸۶     ۴ آبان ۱۲۸۶     مستقل
۵     ابوالقاسم ناصرالملک     Naserolmolk2.jpg     ؟-؟     ۴ آبان ۱۲۸۶     ۲۹ آذر ۱۲۸۶     مستقل
۶     حسینقلی نظام‌السلطنه     Hosseingholi Nezamossaltaneh.jpg     ۱۸۵۷-۱۹۳۴     ‎۲۹ آذر ۱۲۸۶ (۱۹۰۷ بیست و یکم دسامبر)     ‎۳۱ اردیبهشت ۱۲۸۷ (بیست و یکم مه ۱۹۰۸)     حزب عدالت
۷     احمد مشیرالسلطنه[پانویس ۲]     Moshirossaltaneh.jpg     ؟-؟     ۱۷ خرداد ۱۲۸۷     ۱۲ اردیبهشت ۱۲۸۸     مستقل
۸     ابوالقاسم ناصرالملک[پانویس ۳]     Naserolmolk2.jpg     ؟-؟     ۱۲ اردیبهشت ۱۲۸۸     ؟     مستقل
۹     جواد سعدالدوله     Lion and Sun Emblem of Persia.svg     ؟-؟     ؟     ۲۲ تیر ۱۲۸۸[پانویس ۴]     مستقل
۱۰     محمدولی سپهدار اعظم     Sepahsalar-e Azam-e Tonekaboni.jpg     ۱۸۶۷-۱۹۴۸     ۲۶ تیر ۱۲۸۸     ۲ مرداد ۱۲۸۹     نهضت مشروطه     AhmadShahQajar2.jpg
احمدشاه
۱۱     حسن مستوفی‌الممالک     Mostowfi.jpg     ۱۸۷۵-۱۹۳۲     ۲ مرداد ۱۲۸۹     ۲۰ اسفند ۱۲۸۹     نهضت مشروطه
۱۲     محمدولی سپهدار اعظم     Sepahsalar-e Azam-e Tonekaboni.jpg     ۱۸۶۷-۱۹۴۸     ۲۰ اسفند ۱۲۸۹     ۳ امرداد ۱۲۹۰     نهضت مشروطه
۱۳     نجفقلی صمصام‌السلطنه     Samsam Saltaneh.jpg     ۱۸۵۱-۱۹۳۱     ‎۱۳ اردیبهشت ۱۲۸۸ (سوم مه ۱۹۰۹)     ‎۲۵ تیر ۱۲۸۸ (شانزدهم ژوئیه ۱۹۰۹)     نهضت مشروطه
۱۴     محمدعلی علاءالسلطنه     Ala'ossaltaneh.jpg     ۱۸۶۷-۱۹۱۴     ۲۸ دی ۱۲۹۱     ۲۵ مرداد ۱۲۹۲     مستقل
۱۵     حسن مستوفی‌الممالک     Mostowfi.jpg     ۱۸۷۵-۱۹۳۲     ۲۶ امرداد ۱۲۹۲     ۲۲ اسفند ۱۲۹۳     نهضت مشروطه
۱۶     حسن مشیرالدوله     Hassan Pirnia.jpg     ۱۸۷۱-۱۹۳۵     ۲۲ اسفند ۱۲۹۳     ۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۴     نهضت مشروطه
۱۷     عبدالمجید عین‌الدوله     Ein-oddole.jpg     ۱۸۴۵-۱۹۲۷     ۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۴     ۲۶ مرداد ۱۲۹۴     مستقل
۱۸     حسن مستوفی‌الممالک     Mostowfi.jpg     ۱۸۷۵-۱۹۳۲     ۲۶ مرداد ۱۲۹۴     ۲ دی ۱۲۹۴     حزب اعتدالیون
۱۹     عبدالحسین فرمانفرما     Farmanfarma.jpg     ۱۸۵۹–۱۹۳۹     ۲ دی ۱۲۹۴     ۱۴ اسفند ۱۲۹۴     حزب اعتدالیون
۲۰     محمدولی سپهسالار اعظم     Sepahsalar-e Azam-e Tonekaboni.jpg     ۱۸۶۷-۱۹۴۸     ۱۴ اسفند ۱۲۹۴     ۷ شهریور ۱۲۹۵     نهضت مشروطه
۲۱     حسن وثوق‌الدوله     Vosoogh.jpg     ۱۸۷۳-۱۹۵۰     ۷ شهریور ۱۲۹۵     ۱۵ خرداد ۱۲۹۶     نهضت مشروطه
۲۲     محمدعلی علاءالسلطنه     Ala'ossaltaneh.jpg     ۱۸۶۷-۱۹۱۴     ۱۵ خرداد ۱۲۹۶     ۳۰ آبان ۱۲۹۶     مستقل
۲۳     عبدالمجید عین‌الدوله     Ein-oddole.jpg     ۱۸۴۵-۱۹۲۷     ۳۰ آبان ۱۲۹۶     ۲۶ دی ۱۲۹۶     مستقل
۲۴     حسن مستوفی‌الممالک     Mostowfi.jpg     ۱۸۷۵-۱۹۳۲     ‎۱۶ تیر ۱۲۹۶ (هفتم ژوئیه ۱۹۱۷)     ‎۲۸ تیر ۱۲۹۶ (نوزدهم ژوئیه ۱۹۱۷)     حزب اعتدالیون
۲۵     نجفقلی صمصام‌السلطنه     Samsam Saltaneh.jpg     ۱۸۵۱-۱۹۳۱     ۱۰ اردیبهشت ۱۲۹۷     ۱۶ مرداد ۱۲۹۷     نهضت مشروطه
۲۶     حسن وثوق‌الدوله     Vosoogh.jpg     ۱۸۷۳-۱۹۵۰     ۱۶ مرداد ۱۲۹۷     ۱۲ تیر ۱۲۹۹     نهضت مشروطه
۲۷     حسن مشیرالدوله     Hassan Pirnia.jpg     ۱۸۷۱-۱۹۳۵     ۱۲ تیر ۱۲۹۹     ۵ آبان ۱۲۹۹     نهضت مشروطه
۲۸     فتح‌الله سپهدار اعظم     Sepahdar.jpg     ۱۸۷۸-۱۹۶۷     ۵ آبان ۱۲۹۹     ۳ اسفند ۱۲۹۹[پانویس ۵]     مستقل
۲۹     سید ضیاءالدین طباطبایی     SeyyedZiaTabatabai.jpg     ۱۸۸۸-۱۹۶۹     ۵ اسفند ۱۲۹۹     ۱۴ خرداد ۱۳۰۰     حزب وطن
۳۰     احمد قوام‌السلطنه     AhmadGhavam2.jpg     ۱۸۷۶-۱۹۵۵     ۱۴ خرداد ۱۳۰۰     ۱ بهمن ۱۳۰۰     حزب دموکرات
۳۱     حسن مشیرالدوله     Hassan Pirnia.jpg     ۱۸۷۱-۱۹۳۵     ۱ بهمن ۱۳۰۰     ۳۱ خرداد ۱۳۰۱     نهضت مشروطه
۳۲     احمد قوام‌السلطنه     AhmadGhavam2.jpg     ۱۸۷۶-۱۹۵۵     ۳۱ خرداد ۱۳۰۱     ۲۵ بهمن ۱۳۰۱     حزب دموکرات
۳۳     حسن مستوفی‌الممالک     Mostowfi.jpg     ۱۸۷۵-۱۹۳۲     ۲۵ بهمن ۱۳۰۱     ۲۴ خرداد ۱۳۰۲     حزب اعتدالیون
۳۴     حسن مشیرالدوله     Hassan Pirnia.jpg     ۱۸۷۱-۱۹۳۵     ۲۴ خرداد ۱۳۰۲     ۳ آبان ۱۳۰۲     نهضت مشروطه
۳۵     رضاخان سردارسپه     Reza Shah Pahlavi.jpg     ۱۸۷۸-۱۹۴۴     ۳ آبان ۱۳۰۲     ۲۱ آذر ۱۳۰۴     نیروهای مسلح
State flag of Iran 1964-1980.svg • کشور شاهنشاهی ایران (۱۹۲۵-۱۹۷۹)
۳۶     محمدعلی فروغی     Mohammad Ali Foroughi.jpg     ۱۸۷۷-۱۹۴۳     ۲۱ آذر ۱۳۰۴     سیزدهم ژوئن ۱۹۲۵     حزب تجدد     Reza Shah Pahlavi.jpg
رضا شاه
۳۷     حسن مستوفی     Mostowfi.jpg     ۱۸۷۵-۱۹۳۲     سیزدهم ژوئن ۱۹۲۵     دوم ژوئن ۱۹۲۶     حزب تجدد
۳۸     مهدی‌قلی هدایت     Hedayat mehdiqoli.jpg     ۱۸۶۴-۱۹۵۵     دوم ژوئن ۱۹۲۶     هجدهم سپتامبر ۱۹۳۳     حزب تجدد
۳۹     محمدعلی فروغی     Mohammad Ali Foroughi.jpg     ۱۸۷۷-۱۹۴۳     هجدهم سپتامبر ۱۹۳۳     ۱۹۳۵ سوم دسامبر     حزب تجدد
۴۰     محمود جم     Mahmud jam.jpg     ۱۸۸۰–۱۹۶۹     ۱۹۳۵ سوم دسامبر     بیست و ششم اکتبر ۱۹۳۹     حزب تجدد
۴۱     احمد متین‌دفتری     Ahmad matin daftari.jpg     ۱۸۹۶-۱۹۷۱     بیست و ششم اکتبر ۱۹۳۹     بیست و ششم ژوئن ۱۹۴۰     حزب تجدد
۴۲     علی منصور     Mansorolmolk.jpg     ۱۸۹۵-۱۹۷۴     بیست و ششم ژوئن ۱۹۴۰     بیست و هفتم اوت ۱۹۴۱     حزب تجدد
۴۳     محمدعلی فروغی     Mohammad Ali Foroughi.jpg     ۱۸۷۷-۱۹۴۳     بیست و هفتم اوت ۱۹۴۱     نهم مارس ۱۹۴۲     حزب تجدد
۴۴     علی سهیلی     Portrait of Ali Soheili.jpg     ۱۸۹۶–۱۹۵۸     نهم مارس ۱۹۴۲     نهم اوت ۱۹۴۲     مستقل
↓
حزب پیشرفت     Shah of iran.png
محمدرضا شاه
۴۵     احمد قوام     AhmadGhavam2.jpg     ۱۸۷۶-۱۹۵۵     نهم اوت ۱۹۴۲     پانزدهم فوریه ۱۹۴۳     حزب دموکرات
۴۶     علی سهیلی     Portrait of Ali Soheili.jpg     ۱۸۹۶–۱۹۵۸     پانزدهم فوریه ۱۹۴۳     ششم آوریل ۱۹۴۴     حزب پیشرفت
۴۷     محمد ساعد     Portrait of Mohammad Sa'ed.jpg     ۱۸۸۳–۱۹۷۳     ششم آوریل ۱۹۴۴     بیست و پنجم نوامبر ۱۹۴۴     حزب دموکرات
۴۸     مرتضی‌قلی بیات     Morteza-Qoli Bayat.jpg     ۱۸۹۰-۱۹۵۸     بیست و پنجم نوامبر ۱۹۴۴     سیزدهم مه ۱۹۴۵     حزب تجدد
۴۹     ابراهیم حکیمی         ۱۸۷۱–۱۹۵۹     سیزدهم مه ۱۹۴۵     ششم ژوئن ۱۹۴۵     حزب پیشرفت
۵۰     محسن صدر     Sadr ul ashraf.jpg     ۱۸۶۶–۱۹۶۲     ششم ژوئن ۱۹۴۵     سی اکتبر ۱۹۴۵     حزب سوسیال
۵۱     ابراهیم حکیمی         ۱۸۷۱–۱۹۵۹     سی اکتبر ۱۹۴۵     بیست و هشتم ژانویه ۱۹۴۶     حزب پیشرفت
۵۲     احمد قوام     AhmadGhavam2.jpg     ۱۸۷۶-۱۹۵۵     بیست و هشتم ژانویه ۱۹۴۶     هجدهم دسامبر ۱۹۴۷     حزب دموکرات
۵۳     رضا حکمت     Hekmat sardar fakher.jpg     ۱۸۹۱-۱۹۷۸     هجدهم دسامبر ۱۹۴۷     بیست و هشتم دسامبر ۱۹۴۷ (استعفا داد)     حزب دموکرات
۵۴     ابراهیم حکیمی         ۱۸۷۱–۱۹۵۹     بیست و نهم دسامبر ۱۹۴۷     سیزدهم ژوئن ۱۹۴۸     حزب پیشرفت
۵۵     عبدالحسین هژیر     Hazhir.jpg     ۱۸۹۹–۱۹۴۹     سیزدهم ژوئن ۱۹۴۸     نهم نوامبر ۱۹۴۸     حزب آریا
۵۶     محمد ساعد     Portrait of Mohammad Sa'ed.jpg     ۱۸۸۳–۱۹۷۳     نهم نوامبر ۱۹۴۸     بیست و سوم مارس ۱۹۵۰     حزب دموکرات
۵۷     علی منصور     Mansorolmolk.jpg     ۱۸۹۵-۱۹۷۴     بیست و سوم مارس ۱۹۵۰     بیست و ششم ژوئن ۱۹۵۰     حزب تجدد
۵۸     حاجی‌علی رزم‌آرا     Ali-razmarapic.jpg     ۱۹۰۱-۱۹۵۱     بیست و ششم ژوئن ۱۹۵۰     هفتم مارس ۱۹۵۱(ترور شد)     ارتش
۵۹     حسین علاء     Hossein Ala'.jpg     ۱۸۸۲-۱۹۶۴     دوازدهم مارس ۱۹۵۱     سی آوریل ۱۹۵۱     ارتش
۶۰     محمد مصدق     Dr Mohammad Mosaddeq.jpg     ۱۸۸۲-۱۹۶۷     سی آوریل ۱۹۵۱     هفدهم ژوئیه ۱۹۵۲     جبههٔ ملی
۶۱     احمد قوام     AhmadGhavam2.jpg     ۱۸۷۶-۱۹۵۵     هفدهم ژوئیه ۱۹۵۲     بیست و دوم ژوئیه ۱۹۵۲     حزب دموکرات
۶۲     محمد مصدق     Dr Mohammad Mosaddeq.jpg     ۱۸۸۲-۱۹۶۷     بیست و دوم ژوئیه ۱۹۵۲     نوزدهم اوت ۱۹۵۳(برکنار شد)     جبهه ملی
۶۳     فضل‌الله زاهدی     Fazlollah zahedi.jpg     ۱۸۹۷-۱۹۶۳     نوزدهم اوت ۱۹۵۳     هفتم آوریل ۱۹۵۵     ارتش
۶۴     حسین علاء     Hossein Ala'.jpg     ۱۸۸۲-۱۹۶۴     هفتم آوریل ۱۹۵۵     سوم آوریل ۱۹۵۷     ارتش
۶۵     منوچهر اقبال     Manuchehr Eghbal.jpg     ۱۹۰۹-۱۹۷۷     سوم آوریل ۱۹۵۷     سی و یکم اوت ۱۹۶۰     حزب میلیون
۶۶     جعفر شریف‌امامی     Jafar Sharif-Emami.jpg     ۱۹۱۰-۱۹۹۸     سی و یکم اوت ۱۹۶۰     پنجم مه ۱۹۶۱     حزب میلیون
۶۷     علی امینی     Aliamini.jpg     ۱۹۰۵-۱۹۹۲     پنجم مه ۱۹۶۱     شانزدهم ژوئیه ۱۹۶۲     حزب دموکرات
۶۸     اسدالله علم     Portait of Asadollah Alam.jpg     ۱۹۱۹-۱۹۷۸     شانزدهم ژوئیه ۱۹۶۲     هفتم مارس ۱۹۶۴     حزب مردم
۶۹     حسنعلی منصور     Hassan Ali Mansur.jpg     ۱۹۲۳-۱۹۶۵     هفتم مارس ۱۹۶۴     بیست و ششم ژانویه ۱۹۶۵(ترور شد)     حزب ایران نوین
۷۰     امیرعباس هویدا     Hoveyda.jpg     ۱۹۲۰-۱۹۷۹     بیست و ششم ژانویه ۱۹۶۵     هفتم اوت ۱۹۷۷     حزب ایران نوین
↓
حزب رستاخیز ملت
۷۱     جمشید آموزگار     Jamshid Amouzegar.jpg     ۱۹۲۳-     هفتم اوت ۱۹۷۷     بیست و هفتم اوت ۱۹۷۸     حزب رستاخیز ملت
۷۲     جعفر شریف‌امامی     Jafar Sharif-Emami.jpg     ۱۹۱۰-۱۹۹۸     بیست و هفتم اوت ۱۹۷۸     ششم نوامبر ۱۹۷۸     حزب رستاخیز ملت
۷۳     غلامرضا ازهاری     Azhari.jpg     ۱۹۱۲–۲۰۰۱     ششم نوامبر ۱۹۷۸     چهارم ژانویه ۱۹۷۹     ارتش
۷۴     شاپور بختیار     Bakhtiar.jpg     ۱۹۱۵-۱۹۹۱     چهارم ژانویه ۱۹۷۹     یازدهم فوریه ۱۹۷۹     جبهه ملی
Flag of Iran.svg • جمهوری اسلامی ایران (۱۹۷۹-تاکنون)
۷۵     مهدی بازرگان     BazarganMehdi.jpg     ۱۹۰۷-۱۹۹۵     چهارم فوریه ۱۹۷۹     ششم نوامبر ۱۹۷۹     نهضت آزادی    
شورای انقلاب اسلامی
(به رهبری: مرتضی مطهری)     -     ششم نوامبر ۱۹۷۹     دوازدهم اوت ۱۹۸۰     -    
۷۶     محمدعلی رجایی     Mohammad-Ali Rajai.png     ۱۹۳۳-۱۹۸۱     دوازدهم اوت ۱۹۸۰     چهارم اوت ۱۹۸۱     حزب جمهوری اسلامی     President of iran Abolhassan Banisadr.jpg
ابوالحسن بنی‌صدر
۷۷     محمدجواد باهنر     Shahid Bahonar.jpg     ۱۹۳۳-۱۹۸۱     چهارم اوت ۱۹۸۱     سی ام اوت ۱۹۸۱(ترور شد)     حزب جمهوری اسلامی     Rjaee.jpg
محمدعلی رجایی
۷۸     محمدرضا مهدوی کنی     Mahdavi Kani.jpg     ۱۹۳۱-     دوم سپتامبر ۱۹۸۱     سی و یکم اکتبر ۱۹۸۱     جامعه روحانیت مبارز    
۷۹     میرحسین موسوی خامنه     Mir-Hossein Mousavi.jpg     ۱۹۴۲-     سی و یکم اکتبر ۱۹۸۱     سوم اوت ۱۹۸۹     حزب جمهوری اسلامی
↓
مستقل     Ayatollah khamenei 002.jpg
سید علی خامنه‌ای
این منصب حکومتی از ۳ اوت ۱۹۸۹ حذف شد و به گونه ای دیگر از این نوع تغییر شکل داد.

ستوان

سُتوان نام یکی از درجات نظامی است. در ارتش به کسی ستوان گفته می‌شود که فرمانده یک دسته باشد. دسته از یگان‌های ارتشی است که معمولاً از ۳۰ تا ۴۰ نفر تشکیل شده است. در مرحله ستوانی نیز امکان ارتقا وجود دارد و به این منظور درجات ستوان یکمی و ستوان دومی نیز داده می‌شود. ستوان نخستین درجه از درجه‌های افسری است.

واژه ستوان یا استوان در فارسی به معنی محکم و قابل اعتماد و موثق است. این واژه در پارسی‌میانه «اُستیگان» بوده است.

در دوره پهلوی اول، این درجه را «نایب» می‌نامیدند.