اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دانشگاه افسری امام علی

دانشگاه افسری امام علی یکی از دانشگاه‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران مربوط به نیروی زمینی می‌باشد. این دانشگاه در خیابان امام خمینی (سپه سابق) تهران، مقابل ساختمان مجلس خبرگان (سنای سابق) واقع گردیده‌است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ دانشجویان
    ۳ دانش آموختگان برجسته و نامور
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ پیوند به بیرون

تاریخچه
آیین دانش‌آموختگی افسران ارتش با حضور محمد رضا پهلوی در دانشکده افسری

دانشگاه افسری یا نام قدیمی مدرسه صاحب منصبی از قدیمی‌ترین مراکز آموزشی در سطح کشور است که توسط رضا شاه پهلوی و در اجرای بند ج ماده ۵ حکم قشونی ۱۴ آذر ماه سال ۱۳۰۰ ایشان با الگو برداری از مدرسه نظامی سن سیر فرانسه و با ادغام تجهیزات آموزشی موجود در مدرسه صاحب منصبی قزاق خانه، مدرسه صاحب منصبان ژاندارمری و مدرسه نظام مشیرالدوله ابتدا در خیابان اکباتان فعلی و در ساختمان اهدایی سردار سپه تأسیس گردید.[۱]

بعدها این مرکز آموزشی به عمارت کامرانیه واقع در خیابان سپه نقل مکان کرد و با خرید زمین‌های اطراف توسعه پیدا نمود به طوریکه این مرکز آموزشی اکنون یکصد و چهل هزار متر مربع وسعت دارد.

مدرسه صاحب منصبی از سال ۱۳۱۴ به دانشکده افسری تغییر نام داد و با بهره‌گیری از استادان ایرانی و خارجی به آموزش کلاسیک و نوین افسران نیروهای سه‌گانه و نوپای ارتش شاهنشاهی با محوریت نیروی زمینی در رسته‌های پیاده، سواره، توپخانه و بعدها مهندسی و اردونانس پرداخت.

دوره آموزش در دانشکده افسری ابتدا دو سال بود و دانشجویان در سال اول دروس عمومی نظامی و از سال دوم با تعیین رسته، دروس تخصصی مربوطه را فرا می‌گرفتند. با توسعه فعالیت‌های آموزشی این مرکز در قالب پنج دانشکده و گروه زبان‌های خارجی از سال ۱۳۶۷ به دانشگاه افسری و در سال ۱۳۷۵ با اخذ مجوز از فرمانده کل قوا به دانشگاه افسری امام علی تغییر نام داد.
دانشجویان

این دانشگاه از میان داوطلبان دیپلمه و پس از موفقیت در آزمونهای علمی، ورزشی و عقیدتی در مقطع کارشناسی دانشجو می‌پذیرد.

لباس کار دانشجویان این دانشگاه شامل کلاه، فرنچ و شلوار استتار با ترکیب رنگ‌های خاکی، کرم، قهوای است و همچنین لباس رسمی و فرم نیروی زمینی ارتش به رنگ زیتونی به همراه واکسیل به رنگ قرمز بر روی بازوی چپ برای مراسم‌ها، تردد و برنامه صبحگاه و شامگاه عمومی دانشگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنوات خدمت و تحصیل هر دانشجو را می‌توان از روی درجه آکادمیک وی فهمید. دانشجویان دانشگاه افسری در حال حاضر به سه گروه سال یک، سال دو و سال سه تقسیم می‌شوند و روی سردوشی آنان هر خط نماینده یک سال می‌باشد بنابراین دانشجویان تازه‌وارد پس از اخذ سردوشی دارای یک خط روی هر کدام از شانه‌ها و در کنار آرم دانشگاه افسری که روی سردوشی آنهاست خواهند بود. دانشجویان این دانشگاه بدلیل تمرینات و آمادگی بدنی مناسب معمولا در مسابقات ورزشی مقام‌های برتر را در بین دانشگاه‌های نظامی و غیر نظامی کسب می‌نمایند. دانشجویان این دانشگاه از بدو وروداستخدام و دارای حقوق و مزایا می‌باشند.

دانشجویان این دانشگاه پس از دانش‌آموختگی به درجه ستوان دومی نائل شده و به یگانهای رزمی یا ستادی جهت ادامه خدمت معرفی می‌شوند. همچنین امکان ادامه تحصیل برای دانش آموختگان این دانشگاه در صورت موافقت یگان خدمتی در کلیه دانشگاه‌های کشور میسر می‌باشد.

احمدرضا پوردستان

احمدرضا پوردستان از امرای ارتش جمهوری اسلامی ایران است. او از سال ۱۳۸۷ به سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شده‌است.[۱] پیش از این سمت در سمت‌هایی چون ریاست دانشگاه افسری امام علی (ع) و نیز فرمانده ارشد ارتش در استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد فعالیت داشته‌است. وی ۱۰۰ ماه سابقه حضور در مناطق عملیاتی در جریان جنگ ایران و عراق را داشته که عمده آن در لشکر ۹۲ زرهی خوزستان بوده‌است.[۲] وی در سالهای ۱۳۷۸و ۱۳۷۹ با درجه سرهنگ تمام فرماندهی تیپ ۲۵ تکاوران ممتاز شمالغرب نزاجا را بر عهده داشت.

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ بزرگترین نیرو در بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است. فرماندهی این نیرو به عهده امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان است.

محتویات

    ۱ تاریخچه تشکیل نیروی زمینی در ایران
    ۲ نیروی زمینی ارتش در دوران معاصر
    ۳ نیروهای انسانی نیروی زمینی ارتش
    ۴ فرماندهی
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پانویس
    ۷ پیوند به بیرون

تاریخچه تشکیل نیروی زمینی در ایران

تشکیل نیروی زمینی در ایران را می‌توان از لحاظ تاریخی با پیدایش مادها در ایران همزمان دانست. در این دوران نیروی زمینی متشکل از دو گروه پیاده‌نظام و سواره نظام بوده‌اند. بعدها با تشکیل حکومت هخامنشیان این نیروها تحت فرماندهی یک نفر درآمده و رسته‌های پیاده، سواره، ارابه‌سواران، مهندسان، نفت اندازان، کارگزاران و گارد جاویدان شکل گرفت.

اشکانیان اما اهمیت بیشتری برای رسته سواران قائل بودند. در دوره ساسانیان پادگان‌های همیشگی ایجاد شد و هزینه نگهداری نیروها و مزد سربازان از سوی حکومت مرکری پرداخت می‌گردید.

پس از حمله مسلمانان به ایران و فروپاشی حکومت ساسانیان، امیران عرب، نیروهایی از ایرانیان را در زیر فرمان خود داشتند و پس از مدتی همین نیروها علم استقلال برافراشتند و در گوشه و کنار ایران حکومت‌هایی تشکیل دادند که دارای ارتش مخصوص خود بود.

با روی کار آمدن صفویان، ارتش دارای سازمانی متشکل و هماهنگ‌تر شد و نیروی زمینی ارتش به چهار دسته: ۱-سواران ۲-پیادگان ۳-توپچیلر(توپخانه) ۴-نسقچیلر(راهدار و راهبان سپاهیان) تقسیم گشت.

با کشته شدن نادرشاه، آرامش و مرکزیت خاصی که او پدید آورده بود، به یکباره از میان رفت و آشفتگی و بی سرو سامانی در ارتش تا نخستین دهه سیزدهم هجری و آغاز فرمانروایی آقا محمد خان قاجار ادامه یافت.

در دوره قاجاریه با همت و تلاش امیر کبیر و سپس عباس میرزا، سازمان ارتش ایران مجدداً به صورت منسجم و هماهنگی در آمد و ارتش ایران به ده تومان تقسیم شد که هر تومان متشکل از چهار تا یازده فوج و فرمانده هر فوج یک سرتیپ بود. بعد از شکست ایران از روسیه و تشکیل دیویزیون قزاق در ایران، به طور کلی نیروی زمینی ارتش را بخش‌های زیر تشکیل می‌دادند: ۱- قشون جنوب ایران ۲-دیویزیون قزاق ۳-بریگاد مرکزی ۴-نظام ایالات و ولایات ۵-قوای داوطلب شرقی ۶-ژاندارمری ۷-امنیه و قوای مشابه ۸-پلیس منظم ۹-پلیس ایالات و ولایات.[۱]
نیروی زمینی ارتش در دوران معاصر

در دوره حکومت رضا پهلوی ایران به پنج حوزه نظامی بزرگ تقسیم شد که باید آن را مبدأ تشکیل نیروی زمینی ارتش به صورت اصولی و تقریباً به شکل امروزی آن دانست. این پنج حوزه شامل لشکر مرکز، لشکر شمال غرب، لشکر شرق یا خراسان، لشکر جنوب و لشکر غرب می‌شد.

سپس طی سال‌های ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰، تحولات اساسی دیگری در سازمان نیروی زمینی ارتش به وجود آمد و این سازمان شامل پنج لشکر، ۴ تیپ مستقل، ۲ واحد توپخانه ۱۰۵ بلند و ضد هوایی شد. در سال ۱۳۱۴ شمسی، درجات نظامی نیز تعیین و اعلام گردید.

در این زمان، مدارس مختلف نظامی مانند مدرسه دیویزیون (برای دیویزیون قزاق)، مدرسه نظام مشیرالدوله (برای بریگاد مرکزی)، مدارس افسیه و سوزافسیه (برای ژاندارمری و کلاس‌های بیطاری) که قبلاً در زمان قاجاریه تشکیل شده بودند، در هم آمیخته شدند و برای اولین بار مؤسسه‌ای به نام مدارس نظام کل قشون ایجاد گردید، در ادامه، این مدارس به سه مدرسه جداگانه: ۱- مدرسه ابتدایی نظام، ۲- مدرسه متوسطه نظام و ۳- مدرسه عالی نظام تبدیل شدند، که نام این سه مدرسه نیز در سال ۱۳۱۴ به ترتیب به دبستان نظام، دبیرستان نظام و دانشکده افسری تغییر یافت.[۲]
نیروهای انسانی نیروی زمینی ارتش

سربازان و یا درجه‌داران و افسران وظیفه بعد از طی دوره آموزشی بسته به رشته تحصیلی و یا تخصصشان تقسیم‌بندی و به یگان‌های مختلف نیرو معرفی می‌شوند. سربازانی که مدرکشان مورد نیاز ارتش است به طور مستقیم به یگان‌های مورد نیاز فرستاده می‌شوند و دیگر سربازان به دوره کد یا دوره‌ای که در آن به طور تخصصی با یکی از رسته‌ها آشنا شوند؛ که مراکز بسیاری دارد از جمله مرکز آموزش بهداری (مرابهی)، مرکز آموزش پیاده شیراز(مرا پیاده)، مرکز آموزش زرهی شیراز، مرکز آموزش تکاوری لشگرک، مرکز آموزش توپخانه اصفهان(مرا تو) ، [مرکز آموزش توپخانه شهرضا](گروه ۲۲ تو)،دانشکده پدافند هوایی شاهین شهر، مرکز آموزش مخابرات (مرامخ)، مرکز آموزش پشتیبانی (مراپش) و مرکز آموزش عقیدتی سیاسی به طور کلی تقسیم بندی وظیفه‌ها در این مراکز به تفکیک رشته تحصیلی در دوره کارشناسی و کاردانی (کارشناسی ارشد دوره کد ندارد) می‌باشد.
فرماندهی

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران به اختصار نزاجا گفته می‌شود و فرماندهی آن به عهده امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان می‌باشد و ستاد فرماندهی آن نیز در منطقه لویزان طهران (چهار راه مینی سیتی) واقع بوده که محدوده وسیعی را شامل می‌شود. این نیرو به علت گستره فعالیت‌ها و دامنه عملکرد در کل کشور گسترش داشته و لذا یکی از بزرگترین سازمانهای ملی تلقی می‌گردد بر این اساس این مجموعه بزرگ با معاونت‌های مختلف و در حوزه‌های گوناگون مدیریت می‌شود از جمله مهمترین این معاونت‌ها علاوه بر معاونت‌های سازمانی معاونت تحقیقات و پژوهش‌های نظری می‌باشد که در حال حاضر به عنوان دیدبان راهبردی این نیرو فعالیت‌های آن را در مسیر مورد نیاز هدایت می‌نماید این معاونت که تحت عنوان مرکز مطالعات به کار مشغول می‌باشد با ارتباط تنگاتنگ با جهاد خودکفایی در حوزه تحقیقات صنعتی فرایند تبدیل ایده به محصول را دراین نیرو بر عهدهشدارند. سایر معاونت‌ها بر اساس ساختار وظایف محوله را بر عهده داشته و به شکوفایی و رشد آن کمک می‌نمایند.

سرنام

علامت اختصاری، حروف اختصاری، کوته‌نگاشت، سرنام یا سرواژه در واقع کوتاه شدهٔ یک عبارت می‌باشد و معمولاً آن را از حروف اول یک کلمه یا عبارت می‌سازند.[۱]

چند مثال:

    ناجا: نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
    هما: هواپیمایی ملی ایران
    نزاجا: نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
    ناسا(NASA): سازمان ملی هوانوردی و فضایی (National Aeronautics and Space Administration)

تفاوت سرواژه و سرنام

سرنام و سرواژه هر دو از انواع کوته‌نوشت هستند. تفاوت آن‌ها در این است که در سرواژه، حروف تشکیل‌دهنده، به صورت جداجدا تلفظ می‌شود[۲][۳] (مانند بی‌بی‌سی). سرواژه واژهٔ تازه‌ای محسوب نمی‌گردد؛ ولی در سرنام حروف به صورت یک کلمهٔ واحد تلفظ می‌شود و تشکیل یک واژهٔ جدید می‌دهد.[۴][۵] مانند نزاجا که سرنام نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران است.

طبقه‌بندی بین‌المللی آماری بیماری‌ها

طبقه بندی بیماری‌ها به معنای مرتب کردن بیماری‌ها بر اساس خواص مشترک می‌باشد و در کتب بین‌المللی تحت عنوان (ICD)موجود می‌باشد.

آی. سی. دی تا حدودی سرنام عبارت انگلیسی (International Statistical Classification of Diseases and Related Health Problems) به معنی «طبقه‌بندی بین‌المللی آماری بیماری‌ها و مشکلات تندرستی مرتبط» است که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شده و بطور دوره‌ای بازنگری و دوباره انتشار می‌یابد. در حال حاضر دهمین نسخه در سراسر جهان پخش شده و زیر نام ICD-۱۰ مورد استفاده قرار می‌گیرد. انتشار نسخه بعدی آن یعنی آی‌سی‌دی۱۱ برای سال ۲۰۱۵ میلادی درنظر گرفته شده است.

بیماری عفونی

بیماری عفونی یا بیماری واگیر یا بیماری مسری (به انگلیسی: Infectious diseases یا transmissible diseases یا communicable diseases) به بیماری گویند که توسط عفونت منتقل و علائم و نشانه‌های بیماری ظاهر شود. این عفونت می‌تواند توسط ویروس، باکتری، قارچ، تک‌یاختگان یا انگل ایجاد شود.

محتویات

    ۱ شیوع
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

شیوع
میزان شیوع بیماری‌های واگیردار در هر ۱۰۰هزار نفر در سال ۲۰۰۴.[۱]
     no data      ≤۲۵۰      ۲۵۰-۵۰۰      ۵۰۰-۱۰۰۰      ۱۰۰۰-۲۰۰۰      ۲۰۰۰-۳۰۰۰      ۳۰۰۰-۴۰۰۰      ۴۰۰۰-۵۰۰۰      ۵۰۰۰-۶۲۵۰      ۶۲۵۰-۱۲۵۰۰      ۱۲۵۰۰-۲۵۰۰۰      ۲۵۰۰۰-۵۰۰۰۰      ≥۵۰۰۰۰

سازمان بهداشت جهانی طبق طبقه‌بندی بین‌المللی آماری بیماری‌ها میزان مرگ و میر را در سراسر دنیا جمع‌آوری کرده است. در جدول زیر عفونت‌هایی که عامل بیشترین میزان مرگ و میر (بالای ۱۰۰ هزار نفر) بوده‌اند آمده است. در جدول آمار تخمینی سال ۲۰۰۲ و برای مقایسه با آن سال ۱۹۹۳ نیز ذکر شده است.

مستیزو

مستیزو (به اسپانیایی: Mestizo)، (به پرتغالی: Mestiço)، (به فرانسوی: Métis)، در مستعمرات اسپانیا، به کسی و مردمی گفته می‌شود که تبارشان آمیزه‌ای از اروپایی‌ها و سرخ‌پوستان باشد.[۱]

مردم مستیزو در قاره آمریکا از علفزارهای کانادا در شمال تا منطقه پاتاگونیا در آرژانتین پراکنده هستند. اصلیت واژه مستیزو اسپانیایی است و از ریشه لاتین mixtus به معنی آمیختن گرفته شده است.
سیستم نژادی مستعمرات اسپانیا
میگل کابررا ۱۷۶۳ میلادی[۲]     ناشناس (موزهٔ بیریناتو)[۳]     آندرس د ایزلاس ۱۷۷۴ میلادی[۴]

۱. از اسپانیایی با سرخ‌پوست؛ مستیزو.
۲. از اسپانیایی با مستیزو؛ کاستا.
۳. از اسپانیایی با کاستا؛ اسپانیایی.
۴. از اسپانیایی با آفریقایی؛ مولاتو.
۵. از اسپانیایی با مولاتو؛ موریسکو.
۶. از اسپانیایی با موریسکو؛ آلبینو.
۷. از اسپانیایی با آلبینو؛ تورنا اتراس.
۸. از اسپانیایی با تورنا اتراس؛ تنته ان ال آیره.
۹. از آفریقایی با سرخ‌پوست؛ چینو کامبوخو.
۱۰. از چینو کامبوخو با سرخ‌پوست؛ لوبو.
۱۱. از لوبو با سرخ‌پوست؛ آلباراسادو.
۱۲. از آلباراسادو با مستیزو؛ بارسینو.
۱۳. از سرخ‌پوست با بارسینو؛ سامبویگوا.
۱۴. از کاستا با مستیزو؛ چامیسو.
۱۵. از مستیزو با سرخ‌پوست؛ کویوته.
۱۶. سرخ‌پوستان بی دین
   

۱. از اسپانیایی با سرخ‌پوست؛ مستیزو.
۲. از مستیزو با اسپانیایی؛ کاستا.
۳. از کاستا با اسپانیایی؛ اسپانیایی.
۴. از اسپانیایی با آفریقایی؛ مولاتو.
۵. از مولاتو با اسپانیایی؛ موریسکو.
۶. از موریسکو با اسپانیایی؛ چینو.
7. از چینو با سرخ‌پوست؛ سالتااتراس.
۸. از سالتااتراس با مولاتو؛ لوبو.
۹. از لوبو با چینو؛ خیبارو.
۱۰.از خیبارو با مولاتو؛ آلباراسادو.
۱۱.از آلباراسادو با آفریقایی؛ کامبوخو
۱۲.از کامبوخو با سرخ‌پوست؛ سامبیاگا.
۱۳.از سامبیاگا با لوبو؛ کالپملاتو.
۱۴.از کالپملاتو با کامبوخو؛ تنته ان ال آیره
۱۵.از تنته ان ال آیره با مولاتو؛ نو ته انتیندو.
۱۶.از نو ته انتیندو با سرخ‌پوست؛ تورنا اتراس.
   

۱. از اسپانیایی با سرخ‌پوست؛ مستیزو.
۲. از اسپانیایی با مستیزو؛ کاستا.
۳. از کاستا با اسپانیایی؛ اسپانیایی.
۴. از اسپانیایی با آفریقایی؛ مولاتو.
۵. از اسپانیایی با مولاتو؛ موریسکو.
۶. از اسپانیایی با موریسکو؛ آلبینو.
۷. از اسپانیایی با آلبینو؛ تورنا اتراس.
۸. از سرخ‌پوست با آفریقایی؛ لوبو.
۹. از سرخ‌پوست با مستیزو؛ کویوته.
۱۰. از لوبو با آفریقایی؛ چینو.
۱۱. از چینو با سرخ‌پوست؛ کامبوخو.
۱۲. از کامبوخو با سرخ‌پوست؛ تنته ان ال آیره.
۱۳. از تنته ان ال آیره با مولاتو؛ آلباراسادو.
۱۴. از آلباراسادو با سرخ‌پوست؛ بارسینو.
۱۵. از بارسینو با کامبوخو؛ کالپملاتو.
۱۶. سرخپوستان وحشی "چیچیمکا"

هندوراس

جمهوری هُندوراس (به اسپانیایی: República de Honduras) کشوری است در شمال آمریکای مرکزی. پایتخت آن تگوسیگالپا است.

جمعیت این کشور ۸.۳ میلیون نفر و ۹۰ درصد مردم آن از تبار مستیزو (آمیخته اسپانیایی و سرخ‌پوست) هستند. واحد پول این کشور لِمپیرا و زبان رسمی آن اسپانیایی است.

چند فرهنگ قدیمی مهم سرخ‌پوستان از جمله تمدن مایا در هندوراس حضور داشتند. این منطقه در سده شانزدهم از سوی اسپانیایی‌ها تصرف شد و در سال ۱۸۲۱ از اسپانیا استقلال یافت و از آن زمان نوع حکومت آن جمهوری است.

هندوراس به خاطر مواد معدنی و میوه‌های گرمسیری خود و به تازگی نیز به خاطر صادرات پوشاک به بازارهای جهانی معروفیت دارد.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
        ۲.۱ کودتای نظامی ژوئن ۲۰۰۹ و سرنگونی مانوئل زلایا
    ۳ جغرافیا
        ۳.۱ قله‌ها
        ۳.۲ تقسیمات کشوری
    ۴ اقتصاد
    ۵ مردم
    ۶ فرهنگ
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

تاریخ

هُندوراس در ۱۸۲۱ از یوغ اسپانیا آزاد گشت، ولی تا ۱۸۲۳ بخشی از مکزیک و تا ۱۸۳۹ بخشی از فدراسیون امریکای مرکزی بود. هٌندوراس در طول مدت بین استقلال و اوایل قرن بیستم شاهد آشوب سیاسی مستمر و جنگ با کشورهای همسایه بود. نفوذ ایالات متحد امریکا در این کشور فوق‌العاده بود، و دلایل عمده این امر سرمایه‌گذاری کلان شرکت قدرتمند یونایتد فروت در تولید موز بود. پس از جنگ داخلی کوتاهی در ۱۹۲۵، زنجیره‌ای از دیکتاتورهای نظامی تا ۱۹۸۰ بر این کشور حکومت کردند. از این تاریخ به بعد دولت‌های غیرنظامی میانه‌رو متمایل به راست و طرفدار امریکا به صورت دموکراتیک انتخاب شده‌اند.


سیاست

رئیس جمهور و ۱۳۴ عضو مجمع ملی برای دوره‌ای چهارساله با رأی تمامی افراد بالغ انتخاب می‌شوند. احزاب مهم سیاسی هندوراس عبارتند از حزب لیبرال هُندوراس • حزب ملی (راست‌گرا)، حزب ابداع و حزب اتحاد.

این کشور در سازمان ملل متحد، سازمان کشورهای امریکایی، بازار مشترک آمریکای مرکزی، انجمن وحدت امریکای لاتین عضویت دارد.
کودتای نظامی ژوئن ۲۰۰۹ و سرنگونی مانوئل زلایا

در سحرگاه ۲۸ ژوئن ۲۰۰۹ (۱۳۸۸/۴/۷) و تقریبا دو ساعت پیش از شروع همه‌پرسی پیرامون تشکیل یک مجلس موسسان با هدف اصلاح قانون اساسی این کشور، کودتاچیان با استفاده از ۲۰۰ سرباز آموزش دیده اقدام به حمله به کاخ ریاست جمهوری واقع در تگوسیگالپا کردند و خوزه مانوئل زلایا، رئیس‌جمهور هندوراس را که در خواب بود ربودند. آنها وی را با تهدید اسلحه از خواب بلتد کرده و در حالی که هنوز لباس خواب بر تن داشت، بازداشت کردند و از طریق هواپیما راهی پایگاهی نظامی در کاستاریکا و پس از آن در دومنیکن کردند.

همه‌پرسی مذکور به منظور گرفتن نظر مردم هندوراس پیرامون تشکیل یک مجلس موسسان با هدف اصلاح قانون اساسی این کشور که راه را برای انتخاب یک نامزد ریاست جمهوری، برای بیش از دو دوره متوالی، هموار می‌کرد، بود.

منتقدان، مانوئل زلایا را متهم می‌کنند که او با این کار قصد داشت قانون محدودیت انتخاب مجدد رئیس‌جمهوری را از قانون اساسی حذف کند و راه خود را برای انتخاب دوباره خود به مقام ریاست جمهوری هموار کند. از اینرو، تصمیم به برگزاری همه‌پرسی توسط دادگاه عالی هندوراس و کنگرهٔ این کشور غیرقانونی اعلام شد و ارتش هندوراس هم با آن مخالفت کرد. بعد از اینکه مانوئل زلایا بر ادامه روند برگزاری همه‌پرسی اصرار کرد، کنگره هندوراس با حمایت دادگاه عالی این کشور او را به دلیل نقض مکرر قانون اساسی از سمت خود برکنار کرد.[۱][۲] [۳]

پورفیریو لوبو به عنوان ۵۴مین رئیس‌جمهور هندوراس، جایگزین زلایا شد.

پس از ۱۶ ماه تبعید، مانوئل زلایا به طور مخفیانه به هندوراس بازگشت و اکنون نیز در سفارت برزیل در تگوسگالپا پایتخت زندگی می‌کند. لوبو و زلایا موافقتنامه ای را به منظور بازگشت زلایا به این کشور امضا کرده بودند که به ورود مجدد و فوری هندوراس به سازمان کشورهای آمریکایی منجر می شد. [۴][۵]

یکی از شواهد دست داشتن آمریکا در این کودتا، اسنادی است که ویکی‌لیکس منتشر کرده است که از نقش محوری آمریکا پیش از کودتا در هندوراس، در حین انجام کودتا و پس از آن پرده برداشت.

اولین سند از اسناد منتشر شده به ترتیب زمانی مربوط به مکاتبات سفارت آمریکا در تگوسیگالپا پایتخت هندوراس، با واشنگتن و سایر مخاطبان است که در آن اوضاع هندوراس تشریح شده است.

محتوای سند دوم مربوط به تحلیل تک تک نقش‌آفرینان تاثیرگذار داخلی هندوراس می‌شود. این افراد توانستند در روند مذاکرات برای امضای معاهده "سن‌خوسه" تاثیرگذار باشند. این معاهده در نوامبر ۲۰۰۹ و پیش از برگزاری انتخابات در هندوراس امضا شد. برنامه کودتا توسط واشنگتن طراحی شده بود و آنها در این برنامه به این گونه اطلاعات نیاز داشتند.[۶]


جغرافیا

اقیانوس اطلس از شمال، گواتمالا از مغرب، السالوادور و نیکاراگوآ به همراه خلیج فونسکا از جنوب و نیکاراگوآ از مشرق این کشور را احاطه کرده‌اند.

بیش از سه چهارم هُندوراس کوهستانی است، و جلگه‌های ساحلی کوچکی نیز وجود دارد. رودهای مهم آن پاتوکا، اولوئا و بلندترین نقطه آن قله لاس‌میناس، به بلندی ۲۸۴۹ متر است.

میزان بارندگی در زمین‌های پست استوایی بالاست (۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلی‌متر) و آب‌وهوا در مناطق کوهستانی آن معتدل‌تر و خشک‌تر است. مختصات جغرافیایی هندوراس ۱۵ درجه شمالی و ۸۶ درجه و ۳۰ دقیقه شرقی و مساحت آن ۱۱۲٫۰۹۰ کیلومتر مربع است. هندوراس ۸۲۰ کیلومتر خط ساحلی دارد.

شهرهای مهم آن سان‌پدرو سولا و لاسیبا است.
قله‌ها

    قله لاس میناس - با ارتفاع ۲۸۶۵ متر
    خلیج هندورای - در شمال غربی
    خلیج فونسکا Gulf of Fonseca - در جنوب
    خلیج کارتاسکا - در جنوب
    جزایر باهایا Islas de la Bahía - در شمال
    رود پاتوکا - در مرز با نیکاراگوآ
    رود کوکو - در مرز با نیکاراگوآ

تقسیمات کشوری

هندوراس ۱۸ استان (departments) دارد. پایتخت کشور یعنی تگوسیگالپا در بخش مرکزی استان فرانسیسکو مورازان قرار گرفته‌است.
نقشهٔ استان‌های هندوراس

    آتلانتیدا
    چولوتکا
    کولون
    کومایاگوآ
    کوپان
    کورتس
    ال پارائیسو
    فرانسیسکو مورازان
    گراسیاس آدیوس
    اینتیبوکا
    ایسلاس دلا باهیا
    لاپاز
    لمپیرا
    اوکوتپکوئه
    اولانچو
    سانتا باربارا
    واله
    یورو

نقشه هندوراس
نقشه هندوراس
اقتصاد

اکثر مردم هندوراس در بخش کشاورزی و دامداری کار می‌کنند، ولی با وجود اصلاحات ارضی، سطح زندگی همچنان پایین است. موز کالای اصلی صادرات است، هرچند گوشت از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. در این کشور منابع طبیعی کمی یافت می‌شود.
مردم

مردم هندوراس بیشتر از تبار مستیزو هستند و دارای مذهب کاتولیک رومی هستند.

جنگ خلیج فارس

پایان جنگ ایران و عراق هم‌زمان با بروز تشنّج عراق و کویت بود. ارتش عراق در زمان حکومت صدام حسین و حزب بعث عراق در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ م.) به کویت حمله و این کشور را اشغال کرد. عراق با این حمله باعث بروز بحرانی بین‌المللی گردید و اخطار شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از کشورهای دیگر به کویت و سپس به عراق حمله کرد و ارتش عراق را از کویت بیرون راند.

دلیل حملهٔ عراق به کویت مشکل بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق به کویت و تلاش عراق برای بازسازی اقتصاد عراق بود که در جنگ ایران و عراق نابود شده بود. عراق معتقد بود چون جنگ ایران و عراق به سود کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بوده‌است، دولت‌های عربی باید بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را ببخشند. کویت زیر بار نرفت و تشنج با کویت بروز کرد.

از جنگ خلیج فارس به عنوان جنگ اول خلیج فارس و یا در بعضی منابع جنگ دوم خلیج فارس نیز یاد می‌شود. از عملیات حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۶۹ خورشیدی (۱۹۹۱ میلادی) به عنوان طوفان صحرا یاد می‌شود.

این نبرد بنا بر گفته دانشنامه جنگ و صلح بزرگترین نبرد قرن بیستم پس از جنگ جهانی دوم از لحاظ تعداد تجهیزات و متحدان است.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ علل حمله عراق به کویت
    ۳ اشغال کویت
    ۴ حمله اول آمریکا به عراق
        ۴.۱ پیامد حمله آمریکا به عراق
    ۵ کشورهای شرکت کننده
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع و پیوند به بیرون

پیشینه
نوشتار اصلی: حزب بعث عراق


حزب بعث عراق زمانی قدرت را به دست گرفت که عراق در میان بحران‌های عمیقی غرق شده بود. عراق بسیار پیش تر از قدرت گیری حزب بعث، بین گروه‌های اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی‌اجتماعی تقسیم شده بود. سنی دربرابر شیعه، عرب علیه کرد، رئیس قبیله در مقابل بازرگان شهری و کوچ‌نشین ضد روستایی. ثبات قدرت در کشوری که توسط چنددستگی‌ها و درگیری‌های سیاسی به هم ریخته بود، نیازمند پیشبرد استانداردهای زندگی بود. حزب بعث، نوسازی اقتصاد عراق را به همراه تشکیل یک دستگاه امنیتی قدرتمند برای جلوگیری از بروز کودتا در ساختار قدرت و جلوگیری از شورش‌های مردمی پیگیری کرد. حزب بعث به دقت روی برنامه‌های توسعه و رفاه اجتماعی نظارت می‌کرد.
نوشتار اصلی: انقلاب ایران


در سال ۱۳۵۷ حکومت محمد رضا شاه پهلوی در ایران با انقلاب ایران منقرض شد و نظام جمهوری اسلامی به رهبری سید روح اله موسوی خمینی بر سر کار آمد. پس از انقلاب ایران کشمکش‌های مرزی بین ایران و عراق به مدت ده ماه در مورد تسلط بر اروندرود که دو کشور را از هم جدا می‌سازد بالا گرفت.
نوشتار اصلی: جنگ ایران و عراق


عراق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد و وارد استان نفت خیز خوزستان شد. صدام حسین، خرمشهر را استان تازه عراق نامید. صدام حسین برای دریافت کمک‌های نقدی و سیاسی به دیگر کشورهای عرب روی آورد. او با موفقیت توانست حمایت رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا را به دست آورد.

جنگ خونین هشت ساله به بن بست رسیده بود. ایران، قطنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت. در این جنگ تقریباً یک میلیون و هفتصد هزار نفر از هر دو طرف جان خود را از دست دادند. اقتصاد هر دو کشور که پیش از این سالم و رو به رشد بود، نابود شد.

عراق در حدود ۷۵ میلیارد دلار بدهی جنگی به بار آورد. استقراض از آمریکا باعث شد که عراق تبدیل به کشوری بدهکار شود. این وضعیت برای صدام حسین که به دنبال ملی‌گرایی عربی بود شرم‌آور به نظر می‌رسید.

عراق در طول جنگ با ایران در دههٔ هشتاد میلادی مبالغ بسیار زیادی را از دیگر کشورهای عربی قرض گرفته بود. اکنون که صدام حسین با هزینه‌های گزاف ساخت دوبارهٔ زیربنای عراق روبه‌رو بود با ناامیدی به دنبال پول می‌گشت، این بار برای ساخت زیربنای عراق پس از جنگ.
علل حمله عراق به کویت
بخشی از یک نقشه دولت عثمانی در اوایل قرن بیستم که کویت در آن جزئی از ولایت بصره‌است.
نقشه‌ای اروپایی از سال ۱۷۳۰ که کویت در آن خارج از مرزهای دولت عثمانی است.

پایان جنگ ایران و عراق مقارن با بروز کشمکش با همسایهٔ ثروتمندی به نام کویت بود. صدام حسین بر این باور بود که جنگ او با ایران باعث شده‌است که کویت از حملهٔ قریب‌الوقوع ایرانیان در امان باشد. او همچنین معتقد بود چون جنگ او با ایران به سود کشورهای حوزهٔ خلیج فارس بوده‌است، دول عربی باید بخشی از بدهی عراق را ببخشند. صدام حسین با اصرار از کویت خواست که بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را که برای جنگ با ایران گرفته شده بود ببخشد، ولی کویتی‌ها زیر بار نرفتند.

صدام که در پی جمع‌آوری پول برای ساخت مجدد عراق بود، به کشورهای صادرکنندهٔ نفت فشار آورد تا کمی از تولید خود بکاهند تا قیمت نفت بالاتر رود. کویت از کاهش تولید نفت سر باز زد. این کشور همچنین پیشگام کشورهای مخالف کاهش تولید نفت در اوپک شد. کویت مقادیر زیادی نفت استخراج می‌کرد تا بهای نفت را پایین نگه دارد، در حالی که عراق برای بازپرداخت بدهی‌های خود نیاز به فروش نفت به قیمت بالا داشت.

در همین زمان بود که صدام مخالفت خود با خطوط مرزی عراق-کویت (که در اصل توسط استعمارگران پادشاهی بریتانیا در سال ۱۳۰۱ تعیین شده بودند) را نشان داد. دلیل او این بود که این وضعیت باعث جدایی عراق از دریا می‌شود. یکی از اندک مقولاتی که باعث وحدت در کشوری می‌شد که مملو از تقسیمات اجتماعی، قومی، مذهبی و اقتصادی‌اجتماعی بود، در مرحلهٔ اول، باور بر این نکته بود که کشور کویت هیچ حقی برای موجودیت هم ندارد. ملی‌گرایان عراقی دست‌کم به مدت نیم قرن بر این نکته پافشاری می‌کردند که کویت از دیرباز بخش لاینفک عراق بوده و تنها زمانی موجودیت مستقلی پیدا کرده که امپریالیست‌های بریتانیایی اراده کرده‌اند. آخرین اختلافات عراق و کویت در دهه ۱۹۷۰ و قبل از جنگ ایران و عراق مربوط به جزیره بوبیان بوده‌است. صدام در سفر خود به ایران پس از قرارداد ۱۹۷۵ طی مصاحبه‌ای گفته بود زمانی به کویت سفر خواهد کرد که موضوع جزیره بوبیان حل شود. صدام باور داشت که بوبیان متعلق به عراق است اما حاضر است آن را از کویت اجاره کند. در تمام نقشه‌های عراق تا قبل از جنگ ایران و عراق بوبیان جزیی از عراق ترسیم شده‌است. اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان بحث خفایا الحرب از اسناد بریتانیا سفر صدام به تهران.

ذخایر نفتی کویت نیز خود باعث افزایش تنش در منطقه بود. این ذخایر تقریباً با ذخایر نفت عراق برابر بودند (در حالی که جمعیت کویت تنها ۲ میلیون و جمعیت عراق ۲۵ میلیون نفر بود). عراق و کویت روی هم ۲۰ درصد ذخایر شناخته‌شدهٔ نفت جهان را دارا بودند.

کمی بعد پادشاهی کویت با حفر چاه‌هایی که عراق فکر می‌کرد داخل منطقهٔ مرزی مورد مشاجرهٔ دو کشور است، باعث خشم صدام شد. صدام در زمانی که عراق هنوز جزو کشورهای منفور به حساب نمی‌آمد به آمریکا شکایت کرد. هر چند که بحران اقتصادی عراق به مدت چندین سال بود که ادامه داشت ولی صدام می‌خواست به‌وسیلهٔ پول نفت به آن پایان دهد. او هنوز ارتش با تجربه و تا بن دندان مسلح خود را داشت و گهگاه از آن برای تأثیرگذاری روی روابط منطقه‌ای استفاده می‌کرد. صدام چندی بعد دستور حرکت نیروهایش به مرز کویت را داد.

در حالی که روابط عراق و کویت روز به روز به وخامت می‌گرایید، صدام اخباری مبنی بر تهدیدات آمریکا دربارهٔ پاسخگویی نظامی به عراق دریافت می‌کرد. واشنگتون تقریباً یک دهه بود که سیاست گسترش ارتباطات خود با عراق را در پیش گرفته بود. حکومت ریگان در طول جنگ دههٔ هشتاد عراق با ایران مبلغی در حدود ۴۰ میلیارد دلار به عراق کمک کرده بود که تقریباً همهٔ آن به صورت اعتباری بود. همچنین دولت آمریکا میلیاردها دلار به صدام باج داده بود تا او با شوروی طرح دوستی نریزد.

صدام در تاریخ ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۰ م. طی یک ملاقات اضطراری با آوریل گلاسپی، سفیر آمریکا در عراق تمایل خود به ادامهٔ گفتگوها را ابراز داشت. دولت آمریکا می‌خواست در این بین نقش میانجی را بازی کند. با همین هدف بود که جرج بوش و جیمز بیکر اظهار داشتند که نمی‌خواهند در این میان از زور استفاده شود و همچنین آنها نسبت به اختلافات مرزی عراق و کویت بی‌طرف می‌مانند و خود را وارد ماجرا نخواهند کرد. کمی بعد مذاکرات سران عراق و کویت به شکست انجامید. سپس صدام فرمان پیش‌روی نیروهای خود به داخل خاک کویت را داد.

هر چند که اطلاعات دست اولی پیرامون انگیزهٔ صدام از حمله به کویت در دست نیست، ولی با در نظر گرفتن دیدگاه صدام پیش از جنگ و علامت‌های واشنگتون، می‌توان حدس زد که دلیل اصلی حمله به کویت مشکل بدهی‌های بعد از جنگ عراق و تلاش‌های بیهودهٔ صدام برای بازسازی زیربنایی، احیای اقتصاد نابود شده و تثبیت موقعیت سیاسی عراق بود.
اشغال کویت
از چپ: کالین پاول رئیس ستاد مشترک، نورمن شوارتسکف (فرمانده نیروهای آمریکایی در جنگ) و پال ولفوویتز معاون وزیر دفاع در کنفرانسی در جریان جنگ.

صدام در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) به کویت حمله کرده و خاک آن را به عراق ضمیمه کرد و با این کار خود باعث بروز بحران‌های بین‌المللی گشت. اشغال کویت به معنای آن بود که صدام با احتساب ذخایر نفتی عراق دارای ۲۰ درصد ذخایر نفت جهان شده بود.

آمریکا در بهمن‌ماه سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برده و نیروهای عراقی را از این کشور بیرون راند.

جورج هربرت واکر بوش، رئیس‌جمهور آمریکا در روزهای نخست با احتیاط رفتار کرد. کویت قبل از اشغال، از سویی یکی از دشمنان سرسخت اسرائیل بود و جزو کشورهای سلطنتی حوزهٔ خلیج فارس به شمار می‌رفت که با شوروی روابط دوستانه داشت. از سوی دیگر سیاست‌گذاران خارجی، کارشناسان خاورمیانه و منتقدان نظامی واشنگتن و کارخانه‌هایی که سرمایه‌گذاری‌های سنگینی در منطقه کرده بودند، نگرانی‌های زیادی در مورد ثبات منطقه داشتند. این حمله باعث ترس از این شد که بهای نفت جهانی و در نتیجه اقتصاد جهانی در خطر قرار گیرد؛ کویت تقریباً ده درصد کل ذخایر نفت خام را در اختیار داشت. به احتمال زیاد، هنگامی که مارگارت تاچر نخست‌وزیر سرسخت بریتانیا که از دوستان وفادار آمریکا در دورهٔ ریگان-بوش به شمار می‌رفت به آمریکا رفته بود، بوش را به این کار راضی کرد. بریتانیا نسبت به آمریکا روابط تاریخی بیشتری با کویت داشت. این روابط به سال‌های استعمار کویت از سوی بریتانیا بر می‌گشت. این کشور همچنین سود زیادی از بابت سرمایه‌گذاری‌های خود در کویت برداشت می‌کرد.

همکاری بین ایالات متحده و شوروی باعث شد تا موضوع به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شود. این شورا تصمیم گرفت که اگر صدام نیروهای خود را طبق برنامه زمان‌بندی‌شده از کویت خارج نکند، اجازهٔ استفاده از زور علیه این کشور را خواهد داد. سیاست‌مداران آمریکایی از این می‌ترسیدند که عراق قصد حمله تلافی‌جویانه به کشور نفت‌خیز عربستان سعودی که از دههٔ چهل میلادی از دوستان نزدیک آمریکا به شمار می‌رفت و مخالف اشغال کویت بود را داشته باشد. پس از آن بود که آمریکا و گروهی از کشورهای متحد دیگر که از کشورهای مختلفی نظیر مصر، سوریه و چکوسلواکی تشکیل شده بودند، دسته‌های بزرگی از نیروهای خود را به مرز عربستان و کویت و عراق فرستادند تا ارتش عراق را که در آن زمان بزرگ‌ترین ارتش خاورمیانه بود دور بزنند.

هنگامی که گفتگوها و تهدیدهای پس از جنگ هنوز در جریان بود، صدام رویکرد دوباره به قضیهٔ فلسطین کرده واعلام کرد که اگر اسرائیل از نوار غربی رود اردن، بلندی‌های جولان و نوار غزه عقب‌نشینی کند او نیز از کویت باز پس می‌نشیند. این پیشنهادِ صدام باعث بروز شکاف بین کشورهای عرب شد و آمریکا و کشورهای عرب غربی را در مقابل فلسطینی‌ها قرار داد. ائتلاف ضداشغال در پایان، هرگونه ارتباطی بین موضوع فلسطین و کویت را رد کرد.
حمله اول آمریکا به عراق

صدام حسین نه استراتژیست است، نه درس عملیات‌جنگی خوانده، نه تاکتیک بلد است، نه ژنرال است و نه سرباز. به جز این‌ها، ارتشی خوبی‌ست. می‌خواستم این را بدانید».
ژنرال نورمن شوارتسکف، فرمانده نیروهای ائتلاف در یک کنفرانس خبری در طول جنگ خلیج فارس.[۱]
«
»
دو فروند جنگنده اف-۱۶ فایتینگ فالکن و سه فروند جنگنده اف-۱۵ ایگل متعلق به نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز بر فراز چاه‌های نفت به آتش کشیده‌شده کویت در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ میلادی. خاموش‌کردن کامل حدود ۸۰۰ حلقه چاه نفت به آتش کشیده‌شده کویت، تا ۸ ماه پس از پایان جنگ به طول انجامید، اما اثرات زیست‌محیطی آن تا سال‌ها گریبان‌گیر آن کشور بود.
نقشه تحرکات نیروی زمینی از ۲۴ تا ۲۸ فوریه ۱۹۹۱ در طی عملیات طوفان صحرا
نقشه نبرد خفجی در سال ۱۹۹۱

صدام ضرب‌الاجل شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا و متحدانش با پشتیبانی شورای امنیت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) حملهٔ هوایی گسترده‌ای را علیه عراق آغاز کردند. اسرائیل نیز توسط موشک‌های عراقی مورد اصابت قرار گرفت ولی از آنجا که نمی‌خواست کشورهای عرب از ائتلاف ضدعراق خارج شوند درصدد انتقام‌جویی برنیامد. یک نیروی زمینی که اغلب افرادش از قوای مسلح آمریکایی و انگلیسی و تیپ‌های پیاده‌نظام بودند ارتش صدام را در بهمن ماه سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) از کویت بیرون رانده و بخش جنوبی عراق را تا رود فرات اشغال کردند.

بوش در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با اشاره به درگیری‌های منطقه اعلام کرد: «موضوع، تنها یک کشور کوچک نیست، هدف ما یک عقیدهٔ تازه است- یک نظم نوین جهانی، نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت، یعنی: صلح و امنیت، آزادی و حاکمیتِ قانون دست یابند.»

ارتش پرتعداد و کم‌سلاح عراق در نهایت نشان داد که دیگر نمی‌تواند در برابر نیروهای زمینی سریع‌الانتقال ائتلاف و پشتیبانی هوایی قدرتمند آنها دوام بیاورد. تقریباً ۱۷۵٬۰۰۰ عراقی اسیر شده بودند و بنابر آمارهای اعلام‌شده از سوی آمریکا شمار تلفات عراقی‌ها به ۲۰٬۰۰۰ نفر می‌رسید. منابع دیگر شمار کشته‌ها را تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر هم بر آورد می‌کردند. عراق براساس توافقنامهٔ آتش‌بس قبول کرد که همهٔ جنگ‌افزارهای شیمیایی و بیولوژیک خود را از بین برده و به بازرسان سازمان ملل اجازهٔ بازرسی از پایگاه‌های خود را بدهد. تحریم تجاری سازمان ملل تا زمانی که عراق تمامی شروط را اجرا نکرده بود باقی می‌ماند.
پیامد حمله آمریکا به عراق
بزرگراه مرگ، بزرگراه بین بصره و شهر کویت

گروه‌های قومی و دینی عراق با استفاده از وضعیت به وجود آمده زمینه را برای شورشی جدید در کشور آماده دیده و به آن اقدام کردند. با اوضاع جاری پس از جنگ در عراق، ناآرامی‌های اجتماعی و قومی بین شیعیان، کردها و واحدهای نظامی ناراضی می‌توانستند خطر بزرگی برای دولت صدام باشند. شورش‌های کردها در شمال و شیعیان در جنوب و مرکز عراق با بی‌رحمی تمام پاسخ داده شد.

آمریکا که خود، عراقی‌ها را تشویق به شورش علیه صدام کرده بود هیچ کمکی جز کنترل منطقهٔ پرواز ممنوع عراق نکرد. ترکیه با هرگونه استقلال کردها مخالف بود و عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه‌کار عرب از به وجود آمدن یک انقلاب شیعی دیگر مانند انقلاب ایران هراس داشتند. صدام که توانسته بود پس از شکست در جنگ، بحران‌ها را نیز کنترل کند، با کشوری مواجه بود که از نظر اقتصادی و نظامی به شدت آسیب دیده بود و او هرگز نتوانست آسیب‌ها را جبران کند. او دائماً بقای خود را نشانهٔ پیروزی عراق در جنگ با آمریکا اعلام می‌کرد. این پیغام صدام شهرت زیادی در جهان عرب پیدا کرد.

صدام با اصرار زیاد می‌خواست خود را مسلمانی مؤمن نشان دهد تا بتواند نظر گروه‌های دینی محافظه‌کار جامعهٔ عراق را به خود جلب کند. بعضی از عناصر شریعت اسلام به قانون عراق بازگردانده شدند. برای نمونه وی در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) حکم اعدام همجنس‌گرایان، تجاوزگران و فاحشگان را به قوانین عراق بازگرداند و عبارت «الله اکبر» را با دست‌خط خود به پرچم عراق افزود.

پس از اتمام جنگ رابطهٔ بین ایالات متحده و عراق همچنان متشنج ماند. در فروردین ماه سال ۱۳۷۲ (۱۹۹۳) سرویس امنیتی عراق تلاش کرد تا جرج اچ دبلیو بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا را هنگام دیدار وی از کویت ترور کند اما ماموران امنیتی کویت بمب کار گذاشته شده در ماشین بمب‌گذاری شده را خنثی کردند. آمریکا در پاسخ به این اقدام در تاریخ ۵ تیر ۱۳۷۲ (۱۹۹۳) حمله‌ای موشکی به ساختمان مرکزی اطلاعات عراق در بغداد کرد.

تحریم‌های سازمان ملل که به دلیل حملهٔ عراق به کویت وضع شده بودند و از صادرات نفت عراق نیز جلوگیری می‌کردند، همچنان بر جای خود باقی‌ماندند. این تحریم‌ها موجب سختی اوضاع زندگی و نابودی اقتصاد و زیربنای عراق شدند. تنها، قاچاق کالا در مرز سوریه و کمک‌های انسانی باعث بهبود نسبی این بحران می‌شد. سازمان‌های بین‌المللی مانند یونیسف و بهداشت جهانی WHO) تخمین می‌زنند که این تحریم‌ها بین ۵۰۰٬۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ در پی داشته‌اند. اکثر جان‌باختگان، افراد زیر ۵ سال بوده‌اند. برخی افراد دیگر نیز که به این آمار شک دارند، برآورد می‌کنند که ۳۵۰٬۰۰۰ تن بین سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ (۱۹۹۱ تا ۲۰۰۰) بر اثر تحریم‌ها جان خود را از دست داده‌اند و بیشتر مرگ‌ها به خاطر بمباران زیرساخت‌های عراق بوده‌است. سازمان ملل در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) به دولت عراق اجازه داد تا مقدار محدودی از نفت خود را در ازای دریافت غذا و دارو به فروش برساند. درآمد محدودی که از بابت برنامهٔ نفت در برابر غذای سازمان ملل متحد بدست می‌آمد به عراق جاری شد.

سیاست‌مداران آمریکایی همچنان صدام حسین را متهم به تخلف از موارد آتش‌بس نظیر توسعهٔ سلاح‌های کشتار جمعی و دیگر سلاح‌های ممنوعه، خودداری از انتشار اطلاعات دربارهٔ این سلاح‌ها و تخلف از تحریم‌های سازمان ملل و «منطقهٔ پرواز ممنوع» می‌کردند. حملات نظامی یک‌طرفهٔ آمریکا و انگلیس گاه‌و‌بیگاه در عراق انجام می‌شدند، که بزرگ‌ترین آنها عملیات روباه صحرا نام داشت که در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) انجام شد. دلیل اصلی بحران‌ها بین سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۷ (۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸) که موجب بمباران شدید عراق از سوی انگلیس و آمریکا در [[۲۵ آذر تا ۲۸ آذر ۱۳۷۷ (۱۹۹۸) گشت، در اختیار داشتن سلاح‌های غیرقانونی توسط عراق اعلام شد. دو سال پس از فعالیت‌های مداوم، جنگنده‌های آمریکایی و انگلیسی در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) با شدت بیشتری به پایگاه‌های نزدیک بغداد حمله کردند.

پس از جنگ، حمایت از صدام بین حامیان تکریتی وی، اعضای خانواده و دیگر پشتیبانان او تقسیم گشت. آنها مشارکت زیادی در فعالیت‌های سرکوبگرانه و مستبدانهٔ دولت داشتند. سرکوب مخالفان داخلی به شدت افزایش پیدا کرد و پسران صدام، عدی حسین و قصی حسین به شدت نیرومند گشته و موجی از ترورهای پنهان را به وجود آوردند. این دو به احتمال زیاد عوامل مؤثر در فرار دامادهای صدام (حسین کامل و صدام کامل) به اردن در مردادماه سال ۱۳۷۴ (۱۹۹۵) بودند. دامادهای صدام که جزء رده‌بالاترین نظامیان ارتش عراق به حساب می‌آمدند، پس از بازگشت به عراق در بهمن ماه همان سال (فوریهٔ سال بعد) کشته شدند.

همکاری عراق با بازرسان سازمان ملل در طول دههٔ ۹۰ میلادی متناوب بود. دسترسی بازرسان به پایگاه‌های مورد نظر نهایتاً در سال ۱۹۹۸ م. قطع شد. این طور گفته می‌شود که عراق در حال بازی دادن قدرت‌های غربی و دیگر کشورهای عرب بود و می‌خواست این طور نشان بدهد که مقادیر زیادی مواد ممنوعه در اختیار دارد که با استفاده از آنها می‌تواند به دوران اقتدار خویش بازگردد.
کشورهای شرکت کننده
مدال ملی کهنه سربازان خلیج فارس متعلق به ارتش ایالات متحده آمریکا
نیروهای نظامی عربستان سعودی در شهر کویت، ۱۹۹۱

    آمریکا: ۵۷۵٬۰۰۰ سرباز
    عربستان سعودی: ۵۲٬۰۰۰ سرباز
    ترکیه: ۵۰٬۰۰۰ سرباز
    بریتانیا: ۴۳٬۰۰۰ سرباز
    مصر: ۳۵٬۰۰۰ سرباز
    سوریه: ۱۶٬۰۰۰ سرباز
    فرانسه: ۱۴٬۶۶۳ سرباز
    کویت: ۷٬۰۰۰ سرباز
    پاکستان: ۵٬۵۰۰ سرباز
    کانادا: ۴٬۵۰۰ سرباز
    اسپانیا: ۳٬۰۰۰ سرباز
    امارات متحده عربی: ۲٬۰۰۰ سرباز
    مراکش: ۲٬۰۰۰ سرباز
    بنگلادش: ۲٬۰۰۰ سرباز
    عمان: ۹۵۰ سرباز
    نیجر: ۵۰۰ سرباز
    بحرین: ۲۰۰ سرباز
    سنگال: ۲۰۰ سرباز
    چکسلواکی: ۲۰۰ سرباز
    هلند: ۲۰۰ سرباز
    هندوراس: ۱۵۰ سرباز
    افغانستان: 1 سرباز

منطقه بی‌طرف عراق–عربستان

منطقه بی‌طرف عراق-عربستان، ناحیه‌ای بی طرف مابین عربستان سعودی و عراق بود که بر پایهٔ قراردادی از سال ۱۹۸۱ بین دو کشور تقسیم شد. هر چند با آغاز حملهٔ عراق به کویت٬ عراق کلیه قرارداد‌های خود را با سعودی‌ها -از جمله قرار داد مربوط به منطقه بی‌طرف بین دو کشور- کان لم یکن تلقی‌کرد. در همان سال عربستان سعودی این ناحیه را در سازمان ملل متحد به ثبت رسانید. امروزه بسیاری از نقشه‌های جدید این ناحیه را به صورت مجزا ترسیم نمی‌کنند.

کویت

کُویت کشوری در منطقه خاورمیانه است. کویت با کشورهای عراق و عربستان سعودی دارای مرزهای خاکی و با ایران از طریق خلیج فارس دارای مرزهای آبی است. پایتخت آن، شهر کویت می‌باشد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ اطلاعات جغرافیایی
    ۳ اطلاعات جمعیتی
    ۴ حکومت
    ۵ تقسیمات کشوری
    ۶ جزیره‌های کویت
    ۷ جاذبه‌های گردشگری
    ۸ ویژگیهای مهم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کویت
        ۸.۱ بنادر مهم کویت عبارتند از
    ۹ جمعیت
    ۱۰ خط و زبان
    ۱۱ دین رسمی
    ۱۲ رسانه‌های عمومی
    ۱۳ اوضاع اقتصادی
    ۱۴ بخشهای مختلف اقتصادی
        ۱۴.۱ نفت
        ۱۴.۲ گاز
        ۱۴.۳ کشاورزی
    ۱۵ انرژی
        ۱۵.۱ برق
    ۱۶ مهمترین واحدهای صنعتی کویت عبارتند از
    ۱۷ نقش و عملکرد بخش صنعت در اقتصاد کویت
    ۱۸ واحد پول و اجزاء برابری آن
    ۱۹ تولید ناخالص داخلی
    ۲۰ منابع نیروی انسانی
    ۲۱ حمل و نقل و ارتباطات
    ۲۲ خطوط مخابراتی
    ۲۳ بازرگانی خارجی
        ۲۳.۱ صادرات
        ۲۳.۲ واردات
    ۲۴ اوضاع سیاسی
        ۲۴.۱ ساختار سیاسی
        ۲۴.۲ سیاست خارجی
    ۲۵ حاکمان کویت
    ۲۶ منابع

تاریخچه

تاریخ بنای کویت به شیخ برّاک بن غریر آل‌حمید، شیخ قبیلهٔ بنی خالد و حاکم امارت احساء می‌رسد که در اواخر سال ۱۱۱۰ هجری قلعه‌ای را با نام کوت برای ذخیرهٔ آذوقه و همچنین انبار کردن اسلحه بنا کرد که بعدها نام کویت از آن گرفته شد و سپس این شهر در عهد شیخ سعدون بن محمد آل‌حمید به خاندان آل صباح بخشیده می‌شود.[۱][۲][۳][۴][۵][۶] بازرگانی کویت در قدیم بیشتر بدست ایرانیان به ویژه مردم فارس و خوزستان انجام می‌شد. در آغاز رشد شهر، چند صد خانوار بهبهانی نیز از هر صنف در این بندر ساکن شدند.[۷]
اطلاعات جغرافیایی

موقعیت جغرافیایی: ۲۹ ۳۰ شمالی و ۴۵ ۴۵ شرقی

مساحت: ۱۷،۸۱۸ کیلومتر مربع

خط ساحلی: ۴۶۲ کیلومتر

ارتفاع: کمینه - ۰ متر (همسطح با خلیج فارس) | بیشینه - ۳۰۶ متر (منطقه‌ای صحرایی).

منابع طبیعی: نفت، ماهی و میگو، گاز طبیعی.

آّب و هوا: تابستان بسیار گرم و زمستان نسبتاً سرد، اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت شب و روز.
اطلاعات جمعیتی

جمعیت: ۳٬۳۹۹٬۶۳۷ (غیر کویتی)

ضریب افزایش جمعیت: ۳٫۳۶٪

جنس: ۱٫۵۲ مرد به ازای هر یک زن.

ملیت: ۴۳٪ کویتی، ۳۱٪ دیگر عربها، ۱۱٪ کرد، ۸٪ جنوب آسیایی، ۴٪ ایرانی، و ۳ درصد از دیگر ملیتها.

مذهب: ۸۵٪ مسلمان (۷۰٪ سنی و ۳۰٪ شیعی)، ۱۵٪ دیگر ادیان (مسیحی، هندو، و...)
برج آزادی در کویت

زبان: ۱- عربی (زبان رسمی) ۲- انگلیسی (زبان بازرگانی)
حکومت

نام قراردادی طولانی: دولت کویت (دولة الکویت - state of Kuwayt)

نام قراردادی کوتاه: کویت (الکویت - al Kuwait)

نوع حکومت: شیخ نشین (پادشاهی مشروطه)

مرکز (پایتخت): کویت
دو فروند جنگنده اف-۱۶ فایتینگ فالکن و سه فروند جنگنده اف-۱۵ ایگل متعلق به نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز بر فراز چاه‌های نفت به آتش کشیده‌شده کویت در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ میلادی. خاموش‌کردن کامل حدود ۸۰۰ حلقه چاه نفت به آتش کشیده‌شده کویت، تا ۸ ماه پس از پایان جنگ به طول انجامید، اما اثرات زیست‌محیطی آن تا سال‌ها گریبان‌گیر آن کشور بود.
تقسیمات کشوری

کشور کویت به شش استان به نامهای زیر بخش شده‌است:

    احمدی (الفحیحیل)
    الفروانیه
    الجهراء
    العاصمه (الکویت)
    حولی (السالمیه)
    استان مبارک‌الکبیر

جزیره‌های کویت

جزیره‌های جزء استان جهراء:

    بوبیان
    وربه

جزیره‌های جزء استان عاصمه (پایتخت):

    فیلکه
    کبر
    عوهه
    ام‌المرادم
    مسکان
    قاروه
    ام‌النمل

برج‌های کویت
جاذبه‌های گردشگری

    برج‌های کویت
    برج آزادی
    کلوپ‌های دریا
    موزه دانش و تاریخ طبیعی
    خانه ال بدر
    یادگار آزادی
    پارک شهرداری[۸]

ویژگیهای مهم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کویت

امیرنشین کویت با مساحت ۸۱۸/۱۷ کیلومترمربع و جمعیت حدوداً دو میلیون نفر در شمال شبه جزیره عربستان و شمال غربی خلیج فارس بین ۸ و ۳۰ درجه عرض جغرافیایی و ۴۶و۴۸ درجه طول شرقی قرار گرفته و از شمال به عراق، از جنوب به عربستان سعودی و از شرق به خلیج فارس محدود می‌باشد. کویت سرزمینی است مسطح و بیابانی که سطح آن پوشیده از ماسه‌است و عوارض طبیعی چون کوهها و رودها در آن وجود ندارد. از آنجا که فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره پیرامون شهر (کویت) می‌چرخد، از نظر مساحت و جمعیت می‌توان مفهوم دولت - شهر را بر کویت اطلاق کرد. این کشور در کرانه‌های خلیج فارس دارای جزایر متعددی است که مهمترین و بزرگترین آنها عبارتند از: بوبیان، فیلکه، وریه، مسکان، عوهه، ام‌النمل، قاروره، ام‌المرادم و کبر. کویت به لحاظ وضعیت جغرافیایی همواره مرکز مهمی برای کشتیرانی و فعالیتهای دریایی بوده‌است.
بنادر مهم کویت عبارتند از

الف) بندر الاحمدی: بندر الاحمدی بزرگترین بندر نفتی کویت است که دارای چهار لنگرگاه است. اسکله شمالی بندر الاحمدی می‌تواند هم برای صادرات نفت خام و هم محصولات پالایش شده مورد استفاده قرار گیرد. ب) بندر شعیبه: دومین بندر بزرگ کویت، شعیبه‌است. دارای لنگرگاههای ویژه کالاهای تجاری، کانتینر و لنگرگاه مخصوص محصولات نفتی است که توسط شرکت ملی نفت کویت اداره می‌گردد. ج) بندر شویخ: این بندر قدیمی ترین بندر تجاری کویت است که می‌تواند کشتی‌های مختلف با آبخور ۵/۷ متر را در هر زمان و با آبخور ۵/۹ متر را فقط در وضعیت حداکثر مد آب بپذیرد. د) بندر الزور: بندر الزور (میناء المسعود) چهارمین بندر نفتی کویت است که صادرات نفت منطقه بیطرف یا مقسومه را انجام می‌دهد. ح) بندر دوحه: بندری کوچک است که در سال ۱۹۸۱ برای قایقها و لنجهای باری ساحلی که بین کشورهای منطقه خلیج فارس کالاهای سبک جابجا می‌نمودند، ساخته شد. عمق آب در آن به ۳/۴ متر می‌رسد. ج) بندر عبدالله: بندر عبدالله در سال ۱۹۵۴ جهت صادرات محصولات نفتی پالایشگاه میناء عبدالله بنا شد که دارای دو اسکله در عمق دو مایلی ساحل است.
جمعیت

طبق آخرین سرشماری بعمل آمده در ژوئیه ۲۰۰۱ جمعیت کویت در مجموع ۲،۲۵۴،۹۵۴ نفر بوده‌است. از این شمار ۷۷۰۱۸۰ نفر یعنی۳۹ درصد کویتی و ۱۲۲۰۹۳۵ نفر معادل ۶۳ درصد غیر کویتی و افراد فاقد تابعیت (بدون) می‌باشند. در مورد مناطق مسکونی، در حقیقت ۵ منطقه بیشتر در کویت وجود ندارد و بهمین دلیل در تقسیمات کشوری نیز پنج منطقه بنامهای العاصمه (پایتخت)، حولی، الاحمدی، الجهراء و الفروانیه بنام ۵ استان نامگذاری شده‌است. بیشترین جمعیت مربوط به استان حولی و کمترین جمعیت در استان الجهراء مقیم می‌باشند. جمعیت غیرکویتی‌ها مقیم این کشور نیز بیشتر در استان (حولی) ساکن می‌باشند. مردم کویت از نژادسفید و از تیره آریایی و سامی بوده و در میان آنها سایر نژادهای عرب مانند عدنانی‌ها (نخستین گروه مهاجر از نجد به این سرزمین در جمع قبیلة عنره بوده‌اند) و قحطانی‌ها نیز یافت می‌شود.
خط و زبان

خط وزبان رسمی در کویت عربی است. علاوه بر این زبان انگلیسی به دلیل سابقة حضور انگلیسی‌ها در این کشور و همچنین حضور آمریکا در حال حاضر به عنوان زبان دوم از اهمیت ویژه ا ی برخوردار می‌باشد
دین رسمی

در سرزمین کویت اسلام دین رایج و رسمی بوده و تقریباً همة مردم این کشور مسلمانند و به استثنای ۳۰ درصد جمعیت شیعه، بقیه پیرو مذهب تسنن می‌باشند که اکثراً مالکی می‌باشند. علاوه بر این حدود ۴ درصد مسیحی، از پیروان سایر ادیان نیز شمار اندکی در کویت زندگی می‌کنند. در نص ماده دوم قانون اساسی کویت آمده‌است: دین رسمی کشور اسلام است، و شریعت اسلامی منبع اصلی برای قانونگذاری است. بطور کلی حکومت کویت سعی در اجرای احکام اسلامی دارد و شئونات اسلامی در کویت بیش از دیگر کشورهای منطقه رعایت می‌شود و علاوه بر فعالیتهای دولتی، مراکز اسلامی مردمی نیز در این کشور فعال می‌باشند.
رسانه‌های عمومی

۱-(الرأی العام): این روزنامه به زبان عربی و در ۱۶ صفحه چاپ می‌شود. الرأی العام تا حدود زیادی منعکس کننده نظرات دولت کویت است و در افکار عمومی نسبتاً تأثیر دارد. ۲- (السیاسه): تیراژ آن ۷۰۰۰۰ هزار نسخه و دارای دفاتر نمایندگی دائمی در امان (اردن)، ریاض و قاهره‌است و نسخه‌های آن به اغلب کشورهای عربی ارسال می‌گردد. ۳- (الانباء): این روزنامه با تیراژی در حدود ۶۵ هزار نسخه در روز به زبان عربی چاپ و منتشر می‌شود و تا حدودی منعکس کننده نظرات مقامات رسمی کویت بوده و نفوذ دولت در آن زیاد است و نسبتاً در افکار عمومی تأثیر دارد. ۴- (الوطن) روزنامه الوطن با تیراژ ۶۵ تا ۷۵ هزار نسخه به زبان عربی منتشر می‌شود. این نشریه نسبت به دیگر روزنامه‌ها از استقلال نسبی برخوردار است و نزد افکار عمومی بویژه دانشجویان و روشنفکران مورد توجه‌است. ۵- (القبس): این روزنامه با تیراژی حدود ۷۰۰۰۰ نسخه از سوی مؤسسه مطبوعاتی القبس به زبان عربی منتشر می‌شود. علاوه براغلب کشورهای عربی در برخی کشورهای اروپایی نیز توزیع می‌گردد. از روزنامه‌های خبرساز کویت بوده و بخاطر تماس با مدیران ادارات و ارگانهای دولتی اخبار محلی را منتشر می‌کند و از نفوذ خوبی در افکار عمومی برخوردار است. رادیوکویت از سال ۱۹۵۱ فعالیت خود را آغاز نمود و قبل از اشغال این کشور از سوی رژیم عراق، با چهار فرستنده برنامه‌های خود را به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه و فارسی پخش می‌کرد. در کویت فرستنده رادیویی با تلویزیون خصوصی وجود ندارد و این رسانه گروهی در کنترل کامل دولت است. تلویزیون کویت در حال حاضر با ۴ کانال فعالیت می‌کند. یک کانال به زبان عربی، کانال دوم به زبان انگلیسی و کانال سوم و چهارم مختص پخش گزارشهای ورزشی و فیلمهای سینمایی است
اوضاع اقتصادی

جنگ دوم خلیج فارس و اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ ضربه مهلکی را بر اقتصاد کویت وارد ساخت و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از ذخایر خارجی و سرمایه گذاریهای این کشور را برباد داد. مجموع خسارات وارده به کویت در نتیجه اشغال آن از سوی عراق بیش از ۴۴/۱۰۹ میلیارد دلار برآورد شده‌است. پس از جنگ خلیج فارس نیز ساختار اقتصاد کویت تغییری نیافت. تولید ناخالص داخلی کشور پس از یک افول ناشی از اشغال تا سال ۱۹۹۳ روبه افزایش نهاد. کویت اقتصادی کوچک و محدود، ولی باز دارد که به شدت به صدور نفت خام وابسته‌است. فروش نفت خام ۹۰ درصد تولید ناخالص داخلی و ۷۵ درصد بودجه دولت را شامل می‌شود. بحران جهانی نفت در اواخر سال ۱۹۹۸ و اوایل سال ۱۹۹۹ موجب شد تا بودجه این کشور از ۵/۵ میلیارد دلار به ۳ میلیارد دلارکاهش یابد وهمین امر مشکلات گسترده‌ای را برای اقتصاد کویت فراهم آورد. البته حجم زیاد ی از مشکلات اقتصادی کویت در ۱۰ سال گذشته مربوط به اثار تخریبی حمله عراق به تاسیسات نفتی این کشور در سال ۱۹۹۰ است. تامین بودجه بازسازی شهرها و واحدهای اقتصادی از یکسو و هزینه اعزام نیروهای نظامی آمریکا برای دفاع از کویت در مقابل تهدیدات جاه طلبانه عراق موجب شده‌است که دولت کویت در سال‌های اخیر به فکر جذب سرمایه‌های خارجی در کشور باشد. کویت با توجه به جمعیت کم و تولید ناخالص ملی نسبتاً بالا، از درآمد سرانه خوبی برخوردار است. متوسط درآمد سرانه مردم کویت که در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار بود، در سال ۲۰۰۰ به حدود ۱۴ هزار دلار رسید. در این کشور کمتر کسی زیر خط فقر زندگی می‌کند و اغلب خانواده‌ها از زندگی نسبتاً مرفهی برخوردارند. تمایل به تجملات و تشریفات که به صورت یک خرده فرهنگ در خانواده‌های کویتی نمود یافته‌است، برگرفته از همین رفاه نسبی اجتماعی است. نرخ تورم اقتصادی در کویت کمتر از ۲ درصد برآورد می‌شود که نرخ معقولی است (این نرخ در سال ۱۹۹۷ حدود ۷/۸٪ درصد بود). کویت یک میلیون نفر نیروی کار دارد که اغلب آنها مهاجران کشورهای اطراف هستند.۵۰ درصداز نیروی کار کویت در بخشهای دولتی و خدمات اجتماعی،۴۰ درصد در بخش خدمات و ۱۰ درصد در بخش صنعت و کشاورزی شاغلند. کویت خریدار خوبی برای مواد غذایی، مصالح ساختمانی، سبزیجات و پوشاک کشورهای اطراف است. واحد رسمی پول کویت دینار است که خود به یکهزار فلس تقسیم می‌شود. هر دلار امریکا در حال حاضربا ۰٫۲۸۰۷۳دینار کویت برابری می‌کند(۱۸ دسامبر ۲۰۱۱) شهر کویت به لحاظ هزینه‌های بالای زندگی در آن، یکی از ۲۰ شهر گران جهان است پس از سال ۱۹۹۱ مشکلات اقتصادی پیشین کویت با پیامدهای زیانبار و سنگین جنگ دوم خلیج فارس گره خورد و نیاز مبرم به تحول در ساختار اقتصادی این کشور گردید. دولت کویت برای پیمودن این راه و حل مشکلات بنیادی اقتصادی خود از مشورتهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول کمک گرفت. درسال ۱۹۹۳ هیئتهای کارشناسی این دو سازمان از کویت بازدید کردند و اجرای یک برنامة اصلاحات اقتصادی را توصیه نمودند که محورهای عمده آن عبارت است از: ۱- خصوصی سازی ۲- حذف یارانه‌ها (سوبسید) و خدمات رایگان، افزایش مالیاتها کویت در کشورهای اروپایی و آمریکایی و آسیایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم سرمایه‌گذاری کرده‌است. عمده ترین این سرمایه گذاریها در هفت کشور صنعتی دنیا می‌باشد. تراز پرداخت‌های تجاری کویت در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به ترتیب۱/۷ میلیارد دلار و ۶۴۱ میلیون دلار بود. همچنین، تراز حساب جاری این کشور در سال‌های فوق به ترتیب به ۹/۷ میلیارد و۹/۲ میلیارد دلار رسید. نفت خام، مواد پتروشیمی، فراورده‌های غذایی، فلزات ساختمانی و نمک، عمده محصولات صنعتی ومعدنی کویت را تشکیل می‌دهند. کویت همچنین توان تولید ۲۷ میلیارد کیلو وات ساعت انرژی الکتریکی دارد که تماماً توسط نیروگاه‌های حرارتی تامین می‌شود و به مصرف واحدهای داخلی می‌رسد. کویت کشاورزی چندان مطرحی ندارد و فعالیتهای شیلاتی آن محدود به صید ماهی و میگو می‌شود. حجم صادرات سالانه این کشور به ۵/۱۳ میلیارد دلارو میزان واردات آن به ۱/۸ میلیارد دلار می‌رسدآمریکا، ژاپن، کره جنوبی، هند، سنگاپور، انگلیس، آلمان وایتالیا بزرگترین شرکای تجاری کویت هستند.
بخشهای مختلف اقتصادی
نفت

کویت با وجود وسعت کم یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت جهان است. عایدات نفتی مهمترین مؤلفه درآمدهای دولت کویت بشمار می‌رود. ذخایر نفتی این کشور ۷۰ میلیارد بشکه تخمین زده می‌شود که بیش از سه برابر ذخایر نفتی ایالات متحده آمریکا و ۱۰ درصد از کل ذخایر نفتی جهان است. تولید نفت کویت طی سال ۱۹۹۴ در سطح ۲ میلیون بشکه در روز (شامل نفت استخراج شده از منطقه بی طرف) قرار داشت. در خرداد ماه ۱۳۷۳ با بازسازی و راه‌اندازی کامل سومین واحد تقطیر پالایشگاه الاحمدی توان پالایش نفت کویت به ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید که از این مقدار حدود ۱۲۰ هزار بشکه به مصرف داخلی و روزانه ۷۰۰ هزار بشکه آن صادر شد. میزان تولید ناخالص داخلی کویت در سال ۱۹۹۹ به خاطر کاهش قیمت جهانی نفت به مرز ۸/۲۵ میلیارد دلار رسیده بود، در سال ۲۰۰۰ با روند افزایش نرخ نفت در بازارهای بین‌المللی به بیش از ۲۹ میلیارد دلار رسید. از سوی دیگر، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کویت هم اکنون بین ۵/۲ تا ۳ درصد برآورد می‌شود (این نرخ درسال ۱۹۹۹حدود ۱/۱ درصد بود) طی سالهای گذشته با بهره‌برداری از سه حلقه چاه جدید در منطقه مرزی (الرتقه) جمع چاههای در دست بهره‌برداری در این منطقه را به ۱۱ حلقه رساند. چاههای منطقه (الرتقه) مورد ادعای دولت عراق است و به موجب علامت گذاری جدید مرزی در طرف کویت واقع شده‌است. اجلاس وزرای نفت کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ژانویه ۲۰۰۱ سقف تولید نفت کویت را درحد ۲ میلیون و ۲۱ هزار بشکه در روز تعین کرد.
گاز

همپای رشد صنعت نفت در کویت، این کشور اقداماتی را نیز برای استخراج و بهره‌برداری از منابع گاز طبیعی (بوتان، پروپان، نپتان) آغاز کرد. منابع گاز در اطراف بندر الاحمدی و شعیبه ذخیره و سپس توسط سوپر تانکرهای ویژه حمل گاز به کشورهای مصرف کننده از جمله ژاپن و سایر کشورهای غربی صادر می‌گردد. تولید و استخراج گاز در کویت روند رو به رشدی را نشان می‌دهد هر چند که در آن نوساناتی نیز دیده می‌شود.
کشاورزی

کویت با قرارگرفتن در عرض جغرافیایی ۳۰ درجه شمالی و در حاشیه بیابانهای خشک و سوزان شبه جزیره عربستان یک کشور با آب و هوای خشک بیابانی و فاقد هرگونه آب جاری است. فقدان آبهای سطحی مناسب برای کشت، نامساعد بودن و هوای گرم و بیابانی کویت را از لحاظ کشاورزی سرزمین بسیار فقیری ساخته‌است. زمینهای قابل کشت کویت تنها مساحتی حدود ۱/۱٪ از خاک این کشور یعنی کمتر از ۲۰۰ کیلومترمربع و مراتع آن نیز فصلی است. به همین دلیل بخش کشاورزی و دامداری در کویت کم اهمیت و ناچیز است. کشاورزی در واقع اساس و پایه معیشتی مردم کویت نیست و ساختار اقتصادی این کشور به آن وابستگی ندارد. هرچند کویت بخاطر نداشتن آب جاری وخاک مناسب کشاورزی یک کشور کشاورزی محسوب نمی‌شود، ولی از سال ۱۹۵۳ کشاورزی در کویت مورد توجه قرار گرفت. در دهه ۱۹۷۰ با اوج گیری درآمد نفت کویت و اختصاص مبالغ بیشتر برای یارانه بخش کشاورزی، چند شرکت کشاورزی در کویت بوجود آمدند که با استفاده از منابع آب زیرزمینی و اصلاح خاک کشتزارهای نسبتاً بزرگی را در مناطق الصلیبیه، الوفره و العبدلی ایجاد نمودند. کل مساحت کویت ۱۷۸۱۸ کیلومتر مربع است و همانطور که گفته شد کمتر از ۲۰۰ کیلومتر مربع یعنی ۱۲/۱٪ آنرا زمینهای مناسب برای کشاورزی تشکیل می‌دهند. تقریباً ۴۲ کیلومتر مربع از این زمینها بصورت نخلستان یا کشتزار در دست بهره‌برداری است و باقی‌مانده آن به لحاظ نبود آب، لم یزرع باقی‌مانده‌است. کشتزارها و زمینهای قابل کشت کویت پراکنده بوده و سه ناحیه الجهراء، العبدلی و الوفره مهمترین و وسیعترین واحدهای کشاورزی کویت هستند که به عنوان مراکز کشاورزی کویت شهرت یافته‌اند. در این نواحی گندم، جو، چند نوع حبوبات و برخی از انواع سبزی و صیفی جات کشت می‌شود. علیرغم محدودیتهای کشاورزی در کویت چند قلم از فراورده‌های کشاورزی و دامی می‌توانند پاسخگوی نیازمندیهای بازار کویت باشند. بطور مثال در سال ۱۹۸۷، ۴۵٪ از تخم مرغ و ۴۰٪ از گوشت مرغ و ۷٪ از علوفه مصرف داخلی از کشتزارها و باغچه‌های داخلی تأمین شد. در همین سال مقدار فراورده‌های دامی و کشاورزی تولید شده: ۴۴۷ میلیون تخم مرغ، ۳۰ هزار تن گوشت مرغ، ۱۶۵۴ تن گوشت گوسفند و بره و ۲۳۴ تن گوشت گاو و تولید شیر ۵۳ هزار تن بوده‌است. برپایه آمار سال ۱۹۹۳ مجموع فراورده‌های کشاورزی کویت شامل محصولات زمستانی، تابستانی و فراورده‌های گلخانه‌ای، ۱۴۸۶۳۲ تن بوده‌است. بدلیل نامساعد بودن آب و هوا کاشت و داشت گیاهان گلخانه‌ای و برداشت این نوع محصولات در کویت در مقایسه با کشتزارهای فضای آزاد رونق خوبی دارد. در سال ۱۹۹۳ برداشت فراورده‌های کشاورزی گلخانه‌ای ۳۷۶۶۲ تن بود. فراورده‌هایی مانند گوجه، خیار، فلفل، بامیه، لوبیاسبز، بادمجان، توت فرنگی، پیاز، سبزیجات، کلم، کاهو، ذرت و برخی دیگر از اقلام کشاورزی با این شیوه کشت و برداشت می‌شوند. هر چند دامداری بخش جدایی ناپذیر از زندگی قبیله‌ای بشمار می‌آید لکن متناسب با فقر پوشش گیاهی و گرایش بیشتر کویتی‌ها به ماهیگیری، نگهداری و پرورش دام و طیور رونق چندانی در کویت نداشته‌است. برخلاف بخش کشاورزی که پیش از دوران رونق نفتی نقش چندانی در اقتصاد کویت نداشتند، ماهیگیری و بهره‌برداری از منابع دریایی یکی از منابع اصلی درآمد کویتی‌ها در دوره یاد شده بود. صید ماهی و میگو بصور ت قابل توجهی در کویت رونق دارد و خوراک دریایی برای مصرف داخلی کویت و بعضاًُ صدور به خارج را عرضه می‌نماید. در سال ۱۹۹۴ مجموع ماهی و میگو که صید و به بازار داخلی کویت وارد شد بیش از ۹۹۳۲ تن بود. در کویت چند شرکت در بخش ماهیگیری فعالیت دارند که به صید، انجماد، بسته بندی و فروش (دربازار داخلی یا صادرات) ماهی و میگو می‌پردازند. سازمان امور کشاورزی و منابع دریایی کویت براساس دو طرح کوتاه مدت پنج ساله و بلند مدت ۲۰ ساله که تا سال ۲۰۰۸ به درازا می‌کشد تلاش دارد بخش کشاورزی را گسترش دهد. در حال حاضر نیز به منظور گسترش کشاورزی سیاستهای تشویقی و تسهیلاتی را اعمال می‌نماید. کمکهای دولتی به بخش کشاورزی شامل موارد متعددی است که از تأمین نیروهای فنی و متخصص تا ارائه بذرهای اصلاح شده، کودهای شیمیایی، پلاستیک سفید (برای گلخانه) با قیمتهای پایین را شامل می‌شود. میانگین کمکهای دولت کویت به بخش کشاورزی نزدیک به ۸۰۰ دینار برای هر کشتزار در سال برآورد شده‌است. تسهیلات اعتباری ویژه دولت برای بخش کشاورزی اعطای وامهای کشاورزی تا ۲۰ هزار دینار (۶۶ هزار دلار) در اقساط ۱۵ ساله بدون بهره، وامهای بیش از ۲۰ هزار دینار با اقساط ۱۰ ساله و با بهره ۲ درصد را شامل می‌شود. علاوه بر سازمان امور کشاورزی و منابع دریایی کویت که ارگان دولتی و مسئول این بخش در کویت است سازمانها و اتحادیه‌های دیگری نیز در بخش کشاورزی فعالیت دارند از جمله جمعیت مهندسین کشاورزی کویت، اتحادیه کشاورزان کویت، اتحادیه ماهیگیران و صاحبان کشتی‌های کوچک، اتحادیه جمعیتهای تعاونی تولیدکننده فراورده‌های کشاورزی، جمعیت کشاورزی الوفره، جمعیت کشاورزی العبدلی و چند اتحادیه و سازمان غیردولتی دیگر. مجموع نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی و ماهیگیری کویت براساس آمار وزارت برنامه ریزی تا پایان سال ۱۹۹۴، ۹۸۵/۱۵ نفر بود که ۶/۱٪ از مجموع نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند. بخش کشاورزی شامل (پرورش دام و طیور) و ماهیگیری سهم بسیار ناچیز در تولید ناخالص داخلی کویت دارند. مجموع رقم تولید ناخالص داخلی این بخش در سال ۱۹۹۳، ۳/۲۲ میلیون دینار (معادل ۲۵۹/۷۴ میلیون دلار) بود که ۳۴٪ درصد تولید ناخالص داخلی کویت را تشکیل می‌داد.
انرژی
برق

در سال ۱۹۵۳ برای نخستین بار در کویت با بهره‌برداری از یک مولد بخار، نیروی برق بدست آمد. این مولد در منطقه الشویخ با توان تولید ۷۵۰ کیلووات ساعت برق آغاز بکار کرد. در حال حاضر توان تولید اسمی برق کویت ۶۸۹۸ مگاوات است. این میزان تولید برق تقریباً ۱۵٪ بیشتر از مصرف آن است که در سال ۱۹۹۳، ۱۷۱۶۳ میلیون کیلووات ساعت بود. بطور کلی کویت دارای شش نیروگاه برق بزرگ است. کویت گذشته از ذخایر سرشار نفت، دارای منابع طبیعی مهم و شناخته شده دیگری نیست. در کنار فقر منابع طبیعی، محدودیت منابع انسانی عامل دیگری است که در بررسی ساختار اقتصادی کویت باید مورد توجه قرار گیرد. در ذیل با اشاره کوتاه به صنایع در کویت مطالبی پیرامون تعداد، ترکیب و مهمترین واحدهای صنعتی کویت خواهد آمد. براساس آمار وزارت بازرگانی و صنعت کویت مجموع واحدهای صنعتی این کشور به ۷۸۷ واحد می‌رسد. بیشتر واحدهای صنعتی یادشده کارگاههای صنایع سبک تبدیلی هستند که در زمینه معادن (شن و ماسه و سنگ) مواد غذایی، نوشیدنی‌های غیرالکلی، منسوجات، پوشاک، چرم، صنایع چوبی، اثاثیه، کاغذ چاپ و انتشار، صنایع شیمیایی، فراورده‌های نفتی، ذغال، نایلون و پلاستیک، تولیدات مواد خام غیرفلزی، اقلام ساختمانی، ماشین آلات و تجهیزات و ابزار فعالیت دارند. این رقم پالایشگاهها و صنایع نفتی را نیز شامل می‌شود.
مهمترین واحدهای صنعتی کویت عبارتند از

پالایشگاه‌ها: پالایشگاهها و صنایغ نفتی مهمترین واحدهای صنعتی کویت هستند. کویت دارای سه پالایشگاه عمده‌است که عبارتند از: پالایشگاه الاحمدی، پالایشگاه میناء عبدالله و پالایشگاه شعیبیه، توان پالایش نفت در سه پالایشگاه مذکور تا یک میلیون بشکه در روز برنامه ریزی شده‌است. صنایع پتروشیمی: صنایع پتروشیمی کویت چندان گسترده نیست. این صنایع از سال ۱۹۷۱ آغاز بکار کرد. صنایع شیمیایی: چندین واحد صنعتی که عمدتاً به پالایشگاههای کویت وابسته هستند به تولید مواد شیمیایی از قبیل گازهای صنعتی (ارگون، فرئون، هالون) اکسیژن می‌پردازند. تأسیسات و واحدهای صنعتی کویت در ۲۹ ناحیه مختلف کشور عمدتاًُ در اطراف شهر کویت، ناحیه مرکزی و جنوبی در کنار بنادر مستقر شده‌اند. ناحیه صنعتی الشعیبه اولین و مهمترین ناحیه صنعتی کویت به لحاظ بزرگی و اهمیت صنایع مستقر در آن است. پس از ناحیه الاحمدی و العبدالله به لحاظ اهمیت و بزرگی واحدهای صنعتی مستقر در آنها که عمدتاً" پالایشگاههای نفت کویت و صنایع وابسته به آن هستند قرار می‌گیرند. از نظر پراکندگی تعداد واحدهای صنعتی، نواحی الشویخ، صبحان، الری، امغره و کبار المقاولین بیشترین تعداد کارگاههای صنعتی را دارا هستند و پس از آنها مناطق الاحمدی، المطلاع، الشعیبه و الصلیبه به ترتیب بیشترین واحدهای صنعتی را دارا هستند.
نقش و عملکرد بخش صنعت در اقتصاد کویت

چنانچه گفته شد اقتصاد کویت به لحاظ شرایط جغرافیایی و منابع طبیعی تقریباًُ بطور کامل به نفت وابسته‌است و صنایع تولیدی غیرنفتی نقش چندانی در اقتصاد کویت ندارند. علی‌رغم سیاستهای تشویقی دولت کویت از جمله وامهای بلند مدت با نرخ‌های تشویقی بهره، یارانه اجاره زمین و محوطه‌های صنعتی در مجموع عملکرد صنایع تولیدی و نقش آنها در تولید ناخالص داخلی کویت چندان امیدوار کننده نیست.
واحد پول و اجزاء برابری آن

پول رایج کویت دینار است که از آوریل ۱۹۶۱ بجای روپیه هندی واحد پول کویت شد. هریک دینار مساوی با ۱۰۰۰ فلس و مسکوکات فلزی آن ۱۰۰ فلس، ۵۰ فلس، ۲۰ فلس، ۱۰ فلس و ۵ فلس و اسکناسهای آن ۲۵۰ فلس (ربع دینار)، ۵۰۰ فلس (نیم دینار)، یک، ۵، ۱۰ و ۲۰ دیناری هستند. دینار کویت مانند واحد پول دیگر کشورهای صادرکننده نفت وابستگی مستقیم مؤثری با دلار دارد. دینار کویت آزادانه قابل تبدیل است و نرخ برابری آن روزانه اعلام می‌شود. طی سال ۲۰۰۰ نرخ دینار در برابر دلار ۳،۶ فلس بود.
تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی کویت پس از جنگ دوم خلیج فارس و از سرگیری فعالیتهای اقتصادی در سال ۱۹۹۲ رشد داشت. در سال ۱۹۹۳ تولید ناخالص داخلی کویت به ۳۴/۷ میلیارد دینار رسید که در مقایسه با سال ۱۹۹۲، ۳۳٪ رشد داشت. این مبلغ در سال ۱۹۹۹ بالغ بر ۸/۴۴ میلیارد دلار بوده‌است.
منابع نیروی انسانی

کشور کویت تلاش می‌نماید که در تمام شئون مملکتی از بهترین شیوه‌های مدرن اجتماعی استفاده نماید. به همین دلیل سیستم کارگری را برمبنای قانون کار و ضوابط مربوطه استوار نموده‌است. منابع کارگری کویت را اکثراً خارجیان تشکیل می‌دهند. مشکل کمبود نیروی انسانی بویژه در بخش ساختمانی مقامات کویتی ر ا بر آن داشته که در این مورد یک راه حل موقتی پیدا و شرکتهای ساختمانی و پیمانکاران را مسئول تأمین نیروی انسانی و برای اجرای برنامه مربوطه نمایند. بنابر آخرین آمار خارجیان مقیم این کشور به تفکیک تابعیت که از سوی اداره آمار انتشار یافته، کشور مصر با ۲۸۰۸۱۵ نفر یعنی ۲۳٪ خارجیان را تشکیل می‌دهند و در رده‌های بعدی هند با ۲۱۹،۷۷۰ نفر (۱۸٪)، بنگلادش ۱۲۲،۰۰۰(۱۰٪)، سریلانکا ۱۲۱،۵۰۰ نفر (۱۰٪)، پاکستان ۹۷،۶۷۵(۸٪)، سوریه (اکثریت کردها) ۸۵،۴۶۵ (۷٪)، جمهوری اسلامی ایران با ۷۳،۶۷۵ نفر (۶٪) از جمعیت خارجیان مقیم این کشور را تشکیل می‌دهند و در رده‌های بعدی اتباع فیلیپین، لبنان، اردن و عراق و برخی دیگر کشورها را می‌توان نام برد. ۹۸ درصد کارگران بخش خصوصی را خارجیان تشکیل می‌دهند قوانین کار تنظیم شده بیشتر جنبه دفاع از کارفرما را دارد تا کارگر. البته قانون جدید کار، بیش از چند سال است که به مجلس ارائه شده ولی تاکنون به تصویب نرسیده‌است.
حمل و نقل و ارتباطات

به لحاظ موقعیت جغرافیایی، حمل و نقل دریایی در کویت اهمیت شایان و درجه اول دارد. در واقع شالوده و هویت این کشور با وجود یک بندرگاه مناسب بازرگانی در خلیج کویت در هم آمیخته و اساس پیدایش این امیرنشین کوچک حاشیه خلیج فارس بشمار می‌رود. کویت ناوگان کشتیرانی بازرگانی اختصاصی در اختیار ندارد بلکه یکی از شرکای (شرکت کشتیرانی متحده عرب) است که بیشتر حمل و نقل بازرگانی کویت را انجام می‌دهد. این شرکت کشتیرانی در سال ۱۹۷۶ تأسیس شده و دیگر شرکای آن کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هستند کشتیهای این شرکت بین کشورهای اروپایی، بنادر دریای مدیترانه، ژاپن، سواحل شرقی آمریکا، آمریکای جنوبی و بنادر عربی خلیج فارس و دریای سرخ رفت‌وآمد می‌کنند. کویت برای حمل و نقل مسافر و کالا علاوه بر ناوگان دریایی از خطوط هوایی خود نیز استفاده می‌کند. ناوگان هوایی کویت در خطوط هواپیمایی کویت که یک شرکت دولتی است و توسط سازمان هواپیمایی کشوری کویت اداره می‌شود متمرکز است. کویت دارای ۶ فرودگاه قابل پرواز است که در میان آنها از یک فرودگاه برای پروازهای بین‌المللی بهره‌برداری می‌شود. در بخش حمل و نقل زمینی با توجه به مساحت کم کویت، تمرکز جمعیت در کناره ساحل و عمدتاً" در بخش مرکزی و خلیج کویت فاقد شبکه راه آهن است و حمل و نقل زمینی جاده‌ای از لحاظ جابجایی مسافر پس از هواپیمایی و از لحاظ جابجایی کالا پس از کشتیرانی قرار می‌گیرد. کویت در بین کشورهای عربی، دارای بالاترین رقم سرانه خودروهای شخصی است و از این حیث در جهان پس از ۶ کشور صنعتی پیشرفته در رتبه هفتم قرار می‌گیرد.
خطوط مخابراتی

کویت از لحاظ وضعیت ارتباطات تلفنی وضعیت مناسبی دارد. خدمات تلفنی کویت از طریق ۳۵ ایستگاه در سراسر خاک کویت انجام می‌شود. رقم سرانه خطوط تلفن در کویت۴ در هزار است. کویت مثل سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از تجهیزات مخابراتی گسترده‌ای برخوردار است. در این کشور بیش از۵ هزارشماره تلفن ثابت و۲ هزار شماره تلفن همراه فعال است. مردم کویت امواج ۲۷ ایستگاه رادیویی و یک ایستگاه رادیویی با طول موج کوتاه را دریافت می‌کنند، ضمن آنکه برنامه‌های تلویزیونی این کشور ازطریق ۱۳ شبکه در سراسر کشور پخش می‌شود. از لحاظ امکانات ترانزیتی و راه‌های مواصلاتی، کویت فاقد خطوط ریلی است، ولی نزدیک به ۴ هزار و ۴۵۰ کیلومتر جاده، ۸۷۷ کیلومتر لوله انتقال نفت خام،۴ کیلومتر لوله انتقال فراورده‌های نفتی، ۱۶۵ کیلومتر لوله انتقال گاز طبیعی،۶ بندر تجاری وصیادی و ۷ فرودگاه بزرگ وکوچک در این کشور وجود دارد. چهار فرودگاه کشور کویت نیز شرایط پذیرش هواپیماهای پهن پیکر را دارا است.
بازرگانی خارجی

تقریباً بجز نفت و دیگر فراورده‌های نفتی، نیازمندیهای کویت از خارج وارد می‌شود و شهروندان آن با داشتن درآمد سرانه سالانه نزدیک به ۱۴ هزار دلار، قدرت خرید، سطح معیشتی بالا و روحیه مصرفگرا، بازاری پرکشش برای کالاهای وارداتی را فراهم کرده‌اند. بدین ترتیب میانگین سرانه واردات کالا در کویت بیشترین رقم در بین کشورهای جهان است که در سال ۱۹۸۷، ۸۱۸ دینار کویت بود. کویت از یک سیاست بازرگانی آزاد که خود جزئی از سیستم اقتصادی آزاد بشمار می‌آید پیروی می‌کند و برای واردات بسیاری از کالاها ممنوعیتی ندارد. مقررات گمرکی کویت نیز سهل گیرانه‌است. تعرفه‌های گمرکی در سه دسته ۴٪، ۸٪ و بیشتر از ۸٪ اعمال می‌شود.
صادرات

طبیعتاً نفت و فراورده‌های نفتی مهمترین اقلام صادراتی کویت و بیش از ۹۶٪ آنرا تشکیل می‌دهند. در سال ۱۹۹۴ مجموع ارزش صادرات کویت، ۳۴/۳ میلیارد دینار (بیش از ۱۱ میلیارد دلار) بود که از این رقم ۱۱/۳ میلیارد دینار (۳/۱۰ میلیارد دلار) را صادرات نفتی تشکیل می‌دادند.
واردات

جمع ارزش واردات کویت طی سال ۹۳ (بدون احتساب خریدهای تسلیحاتی) ۸۴/۱۲۳/۲ میلیون دینار (بیش از ۷ میلیارد دلار) بود که به واردات ۴۴ قلم کالا اختصاص یافت. مهمترین اقلام وارداتی کویت حسب ارزش در سال ۱۹۹۳ را انواع خودرو و لوازم یدکی، هواپیماهای مسافربری، زیورآلات، جواهرات و فلزات قیمتی، دام زنده، منسوجات، لوله برای خطوط لوله نفت، پوشاک، تجهیزات صنایع نفتی و گاز، دارو، لوازم منزل، دکوراسیون منزل، سیگار، لوازم الکتریکی منزل و ساختمانی، لاستیک، موادغذایی، تجهیزات ارتباطات و حمل و نقل تشکیل می‌دادند. براساس آمار سال ۱۹۹۲ فرانسه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، هند، هنگ کنگ، چین، پاکستان، مصر، ایتالیا، فیلپین، بحرین، آمریکا مهمترین کشورهای واردکننده کالاهای غیرنفتی از کویت هستند. برپایه همین آمار آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، هند و عربستان سعودی کشورهای عمده صادرکننده کالا به کویت هستند که رقم صادرات هریک از آنها بیش از ۳۵۰ میلیون دلار بوده‌است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای ۱۹۹۴ با ۰۹۳/۲۶ میلیون دینار هیجدهمین، در سال ۱۹۹۵ با ۶۳۶/۲۴ میلیون دینار بیست و یکمین، در سال۱۹۹۶ با ۸۱۳/۱۹ میلون دینار بیست و ششمین و در سال ۱۹۹۷ با ۳۷۴/۱۸ میلون دینار بیست و هفتمین کشور صادرکننده کالا به کویت بود.
اوضاع سیاسی

کویت در ۱۴ مه ۱۹۶۲ به عنوان صد و یازدهمین کشور به عضویت سازمان ملل در آمد. در دسامبر ۱۹۶۱ اولین انتخابات در کویت منجر به تشکیل مجلس مؤسسان شد که ۲۰ عضو دیگر آن از اعضای کابینه بودند که وظیفة بررسی و تصویب قانون اساسی را داشتند بر آن اساس مجلس ملی کویت با ۵۰ عضو در ژوئیة ۱۹۶۳ تشکیل و شیخ صباح سالم الصباح به نخست وزیری کویت منصوب گردید. دولت عراق در اکتبر ۱۹۶۳ کویت را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت. پس از شیخ عبدالله السالم الصباح که مورد علاقه و احترام ملت کویت بود و تا سال ۱۹۶۵ زمام امور این کشور را بدست داشت، برادرش شیخ صباح السالم الصباح به حکومت رسید. شیخ صباح السالم الصباح در ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ فوت کرد و شیخ جابر الاحمد الجابر الصباح حاکم کنونی کویت زمام امور را بدست گرفت. بموجب قانون اساسی کویت، امارات در خاندان آل صباح موروثی می‌باشد و حکومت کویت مرکب از قوای سه‌گانه مقننه، قضاییه و مجریه‌است که از یکدیگر تفکیک شده و یک شورای مشورتی امیر کویت را در امور مملکتی یاری می‌کند. فعالیتهای حکومت نیز طبق قانون اساسی توسط مجلس امت کویت کنترل می‌شود. کویت از لحاظ تقسیم بندی اداری دارای ۵ استان است که هریک از آنها توسط استانداری که از سوی امیر منصوب می‌شود، اداره می‌گردد. این پنج استان عبارتند از: استان مرکزی (العاصمه)، استان الحوالی، استان الاحمدی، استان الجهراء و استان الفرونیه.
ساختار سیاسی

می‌توان گفت که ساختار سیاسی کویت از بین کشورهای منطقه در یک چارچوب عربی و خلیجی به الگوی سیاسی دمکراسی غربی نزدیک تر است. در میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مردم کویت از آگاهی و رشد سیاسی و سطح علمی خوبی نسبت به سایر کشورها برخوردارند. در این کشور احزاب سیاسی رسمی و یا غیررسمی وجود ندارد. جمعیت‌های سیاسی و مذهبی تحت پوشش مسائل مذهبی و اجتماعی می‌توانند فعالیتهای سیاسی داشته باشند. کویت به لحاظ موقعیت جغرافیایی خاص و داشتن منابع سرشار نفت، برقراری روابط با تمام کشورها رادر حفظ ثبات خلیج فارس مثبت می‌داند. قانون اساسی کویت پایه روابط خارجی را با تأکید بر احترام متقابل و عدم مداخله در امور دیگران ذکر نموده‌است.
سیاست خارجی

موقعیت جغرافیایی و اقتصادی کویت از دلایل عمده تأثیرپذیری شدید کویت از حوادث خارجی به شمار می‌آید. قرار گرفتن این کشور در بخش شمال غربی خلیج فارس و در همسایگی کشورهای عربستان و عراق و نیز نزدیکی آن به جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ویژه‌ای به لحاظ ژئوپلتیکی برای کویت ایجاد کرده‌است. در قرن بیستم که مسئله نفت بیش از پیش اهمیت و نقش سیاسی خود را نشان داد، کشورهای دارای نفت شدید تر از هر زمان دیگری در معرض تأثیر پذیری از وقایع سیاسی جهان قرار گرفتند، بطوری که هیچیک از کشورهای دارنده نفت عملاً نتوانستند در رخدادهای جهان بیطرف و خنثی بمانند، چرا که آنها چیزی را در اختیار داشتند که می‌توانست کشوری را به قدرت برتر مبدل کند و یا چرخهای ترقی قدرت دیگری را از حرکت باز دارد. ضعف و محدودیت در بنیه نظامی کویت را نیز می‌توان در عدم کارآیی مطلوب سیاسی خارجی این کشور مؤثر دانست. تأثیر پذیری سیاست خارجی کویت از قدرت نظامی عراق از همان سال اول اعلام استقلال کویت سابقه دارد.

الف) روابط کویت با عراق عراق مدعی است به موجب سوابق تاریخی کویت جزو خاک این کشور محسوب و در واقع دنباله بخش جنوبی بصره می‌باشد. این ادعا همواره موجب برخوردهای سیاسی و نظامی دو کشور شده‌است. حکومت بعثی عراق در اوت ۱۹۹۰ مقاصد خود را آشکار کرد وطی چند ساعت تمام خاک کویت را به اشغال خود درآورد که این عمل به دومین جنگ خلیج فارس که به جنگ نفت موسوم شد انجامید و پس از آزاد سازی کویت جنگ سرد دو کشور آغاز شد.

ب) روابط کویت با آمریکا بطور سنتی روابط کویت با بلوک غرب بویژه آمریکا گسترده بوده‌است. در سال ۱۹۶۱ بلافاصله پس از اعلام استقلال کویت، روابط دیپلماتیک بین دو کشور برقرار شده و دامنه این روابط از سال ۱۹۷۱ تا سطح مسائل نظامی بسط و گسترش یافت. از آن تاریخ تا کنون کویت مبالغ هنگفتی صرف خریدهای نظامی از ایالات متحده نموده‌است. یکی از مسائل مورد توجه در مناسبات کویت و آمریکا، وابستگی شدید کویت به مواد غذایی وارداتی از آمریکاست که طی دهه گذشته بطور مداوم رشد فزاینده‌ای داشته‌است. این وابستگی در سطح بسیار بالای برای کویت مطرح است و چنانچه صدور مواد غذایی از آمریکا به این کشور محدود و یا متوقف گردد، کویت سخت در مضیقه قرار خواهد گرفت. بدنبال سفر دوره‌ای شیخ صباح به اروپا در سال ۱۹۹۴، واشنگتن برای اینکه از متحدان اروپایی خود عقب نماند، خانم مادلین البرایت سفیر خود در سازمان ملل را به منطقه خلیج فارس اعزام نمود تا در خلال آن مانع تقویت فکر رفع تحریم علیه عراق شود. نامبرده ابتدا از سلطان نشین عمان دیدار نمود و سپس با سفر به کویت، پیام پشتیبانی همه‌جانبه واشنگتن از اهداف سیاسی کویت در مناقشه با عراق را به اطلاع امیر و مسئولان کویت رسانید.
حاکمان کویت

روز ملی: ۲۵ فوریه (۱۹۵۰)

قوه مجریه: - رئیس دولت: شیخ جابر الاحمد الجابر الصباح - ولیعهد: شیخ سعد العبدالله السالم الصباح

قوه مقننه: - پارلمان ملت (مجلس الامه)، ۵۰ کرسی که با انتخابات مردمی انتخاب می‌شود.

قوه قضاییه: - دیوان عالی استیناف رادمان