اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نقشه راه بلوغ

روش نقشه راه بلوغ ‎(MRMM)‎ (ام آر ام ام )یکی از روش‌های مدیریتی برای توسعه و تحقق بهره وری است. اساس این روش متکی به نگاه علت و معلولی به پدیده‌های طبیعت است.

این منطق، روشی مانند (PDCA) برای بهبود مستمر ارائه می‌دهد که متکی بر سه عنصر برنامه ریزی، اجرا و اصلاح است[۱].

محتویات

    ۱ سه رکن اساسی
    ۲ زمینه‌های کاربرد
    ۳ مزایای مهم این رویکرد
    ۴ مثلثات (ارکان سه گانه)
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

سه رکن اساسی

سه رکن اساسی در این منطق مشابهاجزاء نظریه کنترل سیستمهای دینامیکی (ورودی، خروجی و بازخورد) عبارتند از: ۱- نرم‌افزار ۲- سخت‌افزار ۳- راه افزار

با تعریف نرم‌افزار به عنوان برنامه، طرح، نقشه و هدف و سخت‌افزار به عنوان امکانات، تجهیزات و اجرا می‌توان اتمام و اجرای هر طرحی را به تحقق دو رکن نرم‌افزار و سخت‌افزار وابسته دانست.

چنین سیستمی می‌تواند هدف از ایجاد خود را در مدت محدودی متناسب با مشخصات برآورده کند ولی با تغییر شرایط درونی و بیرونی به سمت تضعیف یا تخریب خواهد رفت. برای مقاوم کردن و حفاظت سیستمها در برابر تغییرات باید ویژگی انطباق را در آنها ایجاد کرد که این امر نیاز به رکن بازخورد دارد که به آن راه افزار میگوییم بدین علت که با داشتن آن راه اصلاح و تطبیق با شرایط مشخص می‌گردد. با این رکن سیستم را می‌توان به عنوان یک مجموعه کامل شناخت که امکان دفاع از خود رادر برابر عوامل مزاحم دارد.
زمینه‌های کاربرد

این روش نه تنها در سیستمهای مهندسی و زیست شناسی بلکه در علوم اجتماعی، اقتصاد و حتی مباحث جامعه‌شناسی نیز کاربرد دارد.
مزایای مهم این رویکرد

یکی از مزایای مهم این رویکرد ایستکه با منطق مربوطه با سه رکن اشاره شده می‌توان مانند جدول تناوبی عناصر توسط دمیتری مندلیف رکن سوم که معمولاً مجهول و مغفول است را ردیابی و شناسایی نمود.
مثلثات (ارکان سه گانه)

مدیریت= برنامه ریزی، هماهنگی، مراقبت

بهبود مستمر= برنامه ریزی، اجرا، اصلاح

بهره‌وری

بهره وری از مفاهیم علم اقتصاد و مدیریت است که چنین تعریف می‌شود: «مقدار کالا و یا خدمات تولید شده در مقایسه با هر واحد از انرژی و یا کار هزینه شده بدون کاهش کیفیت یا به این شکل: اثربخشی به همراه کارایی». به دیگر سخن، بهره‌وری، عبارتست از، بدست آوردن حداکثر سود ممکن، با بهره گیری و استفاده بهینه از نیروی کار، توان، استعداد ومهارت نیروی انسانی، زمین، ماشین، پول، تجهیزات، زمان، مکان و…به منظور ارتقاء رفاه جامعه. بهره وری به نسبت کار انجام شده به کاری که باید انجام می‌شده اطلاق می‌شود.[نیازمند منبع]

می‌توان گفت برای نخستین بار لغت «بهره وری» توسط فردی به نام «کوئیزنی» در سال ۱۷۷۶ (میلادی) بکار برده شد. بیش از یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۳ (میلادی) فردی به اسم «لیترِ» بهره‌وری را «قدرت و توانایی تولید کردن» تعریف کرد. بایستی توجه داشت که واژه بهره‌وری با گسترش انقلاب صنعتی و جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار, سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت ولی اصطلاح بهره‌وری آب در چند ساله اخیر و به دلیل کمبود این ماده ارزشمند گسترش یافته‌است.

محتویات

    ۱ کاربردها
    ۲ مولفه های بهره‌وری
    ۳ عوامل موثر بر افزایش بهره وری
    ۴ نقشه راه بلوغ (MRM)
    ۵ چرخه مدیریت بهره وری (PMC)
    ۶ منابع

کاربردها

بر خلاف پندار برخی افراد بهره‌وری فقط برای صنایع نیست بلکه بهره وری سطوح مختلفی دارد و همه افراد در همه سطوح نقش دارند یعنی اینکه افراد می‌توانند با تفکر، ابداعات و نوآوری‌های خود عملاً در چند سطح گوناگون موثر واقع گردند، سطوح مختلف بهره وری عبارتند از:

    سطح فرد
    سطح گروه آموزشی
    سطح گروه کاری
    سطح سازمانی
    سطح رشته‌های تجاری، خدماتی، صنعتی و کشاورزی
    سطح بخش‌های اقتصادی
    سطح ملی و کشوری
    سطح جهانی

در سطوح فردی به دنبال تدابیری برای افزایش بهره وری فردی هستیم. و در سطح گروه نیز به دنبال افزایش بهره وری گروه کاری هستیم. بدیهی است که موضوع بهره وری بیشتر در سطوح سازمانی و رشته‌ها مطرح می‌شود و بیشترین ضوابط و شرایط مربوط به بهره وری را می‌توان در آنها مشاهده کرد. چه بسا برخی مشاغل و حتی برخی دستگاهها به دلیل انجام فعالیت‌های موازی و تکراری بودن وظایف سازمانی در یکدیگر ادغام شده و برخی از آنها حذف شده‌اند.بهره وری ملی که مهم ترین عنصر بهره وری است از ارتباط بین دولت، اقتصاد، جغرافیا، جمعیت وفرهنگ بدست می آید که عموماً به زبان ریاضیات ترجمه میشود وسپس نقطه بهینه آن بدست می آید.
مولفه های بهره‌وری
نقشه جهانی

بهره وری به عنوان یکی از معیار های سنجش فعالیت ها، با در نظر گرفتن هدف و مقصد مد نظر از دو زاویه مجزا قابل بررسی است. از یک سو، نقش مفید و موثر بودن فعالیت در دستیابی به هدف ترسیمی مورد ارزیابی قرار گرفته و از سوی دیگر بـازده فعالیت مطرح می شود . براین اسـاس می توان بهره وری را به دو مولفه تجزیه کرد: بر اساس تعاریف استاندارد های مدیریت کیفیت

اثربخشی : میزانی که فعالیت های برنامه ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه ریزی شده به دست آمده است. (کار درست کردن). کارآیی : رابطه بین نتیجه بدست آمده و منابع استفاده شده .(درست کار کردن). ( تعاریف برگرفته از ISO9000:2005 )

بنابر این (بهره وری = اثربخشی × کارآیی) به عبارت دیگر بهره وری عبارت است از تحقق همزمان اثربخشی و کارایی برای مثال وقتی تنها نیمی از اهداف یک فعالیت (اثربخشی پنجاه درصد) با دوبرابر منابع لازم (کارایی پنجاه درصد) محقق شود بهره وری بدست آمده بیست و پنج درصد خواهد بود ،دکتر جوران در هندبوک خویش درست انجام دادن کار درست را بهره وری قلمداد می کند.
عوامل موثر بر افزایش بهره وری

بطور کلی عوامل موثر برای افزایش سطح بهره وری را می‌توان چنین برشمرد:[نیازمند منبع]

    بهبود کیفی عامل کار، با توجه به اینکه نیروی انسانی مهم‌ترین عامل در بهبودی بهره وری می‌باشد لذا می‌توانند با بکارگیری نکات ذیل موجبات ارتقای بهره وری را فراهم نمایند.
    بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان
    بهبود در بکارگیری رهاوردهای فناورانه

نقشه راه بلوغ (MRM)

نقشه راه بلوغ [۱] یکی از روشهای مدیریتی برای توسعه و تحقق بهره وری است. اساس این روش متکی به نگاه علت و معلولی به پدیده‌های طبیعت است.این مبحث مانند (PDCA)ارائه میدهد متکی بر سه عنصر برنامه ریزی، اجرا و اصلاح. توضیحات کاملتر این مبحث در کتابی با همین عنوان در دسترس است[۲].
چرخه مدیریت بهره وری (PMC)

چرخه مدیریت بهره‌وری فرآیندی است که طی آن بین مجموعه عوامل تولید بهترین ترکیب حاصل و متناسب با شرایط درون و برون سازمانی در بهره‌وری تغییراتی حاصل می گردد. چرخه مدیریت بهره‌وری، یک رویکرد و چارچوب عمومی متداول و مقبول جهانی است که در راستای مدیریت بهره‌وری در سازمان صورت می پذیرد. منظور از مدیریت بهره‌وری، اداره کردن مجموعه فعالیت هایی است که به منظور ارتقای بهره‌وری انجام می گیرد. این فعالیت ها شامل برنامه ریزی، اجرا، هدایت و هماهنگی برنامه های بهبود بهره‌وری در سازمان است. مدیریت بهره‌وری یک فرایند مستمر و مداوم است[انجمن بهره وری ایران].

لسوتو

پادشاهی لسوتو (به انگلیسی: Kingdom of Lesotho) کشوری است واقع در جنوب آفریقا، لسوتو کشوری محصور در خشکی است که هیچ مرز آبی ندارد.

همچنین لسوتو کشوری محیطی است و جز با آفریقای جنوبی با هیچ کشوری مرز مشترک ندارد. پایتخت آن ماسرو است.

زبان رسمی کشور، سسوتو و زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم، به طور گسترده‌ای در بازرگانی و دبیرستان‌ها کاربرد دارد.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
    ۳ تقسیمات کشوری
    ۴ جغرافیا
    ۵ اقتصاد
    ۶ مردم
    ۷ فرهنگ
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

تاریخ

لسوتو که پیش از این باسوتولند[۱] نامیده می‌شد بر اساس معاهده سال ۱۸۴۳ بریتانیا و رئیس بومیان محلی یا موشوئشوئه[۲] تحت‌الحمایهٔ بریتانیا شد.

لسوتو در سال ۱۸۷۱ به صورت مستعمرهٔ دماغهٔ آفریقای[۳] بریتانیا شناخته شد.

در سال ۱۸۸۴ مستقیماً تحت کنترل پادشاهی بریتانیا درآمد و در ۴ اکتبر ۱۹۶۶ میلادی باسوتولند با نام «لسوتو» رسماً از بریتانیا اعلام استقلال کرد و موشوئشوئه دوم به عنوان پادشاه لسوتو معرفی شد.
سیاست

در انتخابات سال ۱۹۷۰ در لسوتو، انتسو موخله، رئیس حزب کنگرهٔ لسوتو پیروزی خود را اعلام کرد، اما نخست وزیر لبوآ جاناتان نتایج انتخابات را باطل اعلام، قانون اساسی را به حالت تعلیق و موخله را بازداشت کرد، پادشاه موشوئشوئهٔ دوم نیز به دلیل حمایت از موخله تبعید شد، ولی چندی بعد با مصالحه با جاناتان به وطن بازگشت، قانون اساسی جدید که پادشاه را از مداخله در امر سیاست باز می‌داشت و دست نخست وزیر را هرچه بیشتر می‌گشود تصویب شد.
موشوئشوئهٔ دوم

در فوریه ۱۹۹۰ پادشاه با خلع وی از قدرت و جایگزینی اش مخالفت کرد، سپس نخست وزیر همان اختیار ناچیز پادشاه را نیز معلق اعلام و دستور هجوم به کاخ پادشاهی در ماسرو را صادر کرد، پس از آن پادشاه نگون بخت دستگیر و بار دیگر روانهٔ تبعید شد، پس از خلع پادشاه، پسرش، لتسی سوم پادشاه لسوتو شد.

در آوریل ۱۹۹۰ جوستین متسینو لخانیا رئیس شورای نظامی لسوتو شد. در همین هنگام لخانیا، پادشاه را مجبور به استعفا و سرهنگ رامائنا در مه ۱۹۹۰ به طور موقت صاحب اختیارات پادشاهی شد.
پرچم لسوتو از سال ۱۹۸۷ تا ۲۰۰۶ میلادی

در ژانویه ۱۹۹۵، موشوئشوئهٔ دوم که در تبعید بود بار دیگر پادشاه شد و پسرش (لستی سوم) نیز شاهزاده باقی‌ماند. در سال ۱۹۹۶، موشوئشوئه دوم بر اثر سانحهٔ رانندگی مشکوک که گمان می‌رفت توطئه‌ای از جانب پسر بوده باشد، کشته شد. از آن پس به بعد پسرش لتسی سوم بار دیگر پادشاه شد.

در پاییز ۱۹۹۸ تعدادی از مردم با برپایی تظاهرات در برابر کاخ سلطنتی خواستار انتخاب پاکالیتا موسیسیلی[۴] به عنوان نخست وزیر شدند. در سال ۲۰۰۲ موسیسیلی به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، او ضمن اعمال پاره‌ای اصلاحات، آزادی‌هایی نیز به احزاب مخالف در پارلمان داد.
تقسیمات کشوری
Districts of Lesotho.png

کشور لسوتو دارای ۱۰ ناحیه می‌باشد:

۱ – باریا (Berea)

۲ – بوتا بوته (Butha-Buthe)

۳ – لریبه (Leribe)

۴ – مافتنگ (Mafeteng)

۵ – ماسرو (Maseru)

۶ – موهالس هوک (Mohale's Hoek)

۷ – موخوتلونگ (Mokhotlong)

۸ – کاچاز نک (Qacha's Nek)

۹ – کوتینگ (Quthing)

۱۰ – تابا تسگا (Thaba-Tseka)
جغرافیا
Lesotho CIA map PL.png

پایتخت لسوتو، شهر ماسرو[۵] با ۲۲۷٬۸۸۰ نفر جمعیت می‌باشد. مساحت لسوتو ۳۰٬۳۵۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱٬۷۹۵٬۰۰۰ نفر است. از مهمترین شهرهای لسوتو می‌توان به تیاتیاننگ[۶] ۷۵٬۱۱۵ نفر، ماپوتسوئه[۷] ۳۶٬۲۰۰ نفر، هلوتسه[۸] ۲۳۰۰۰ نفر و مافتنگ[۹] ۳۶٬۰۰۰ هزار نفر اشاره کرد.

لسوتو سرزمینی مسطح و هموار با ۳۰۵۸۸ کیلومتر مربع مساحت است که در احاطه کامل جمهوری افریقای جنوبی قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا بیش از ۱۰۰ متر است. این کشور به لحاظ توپوگرافی، به چهار منطقه: زمین‌های پست، کوهپایه، کوهستانی و دره رودخانه سنکو تقسیم می‌گردد.

سرزمین‌های پست، شامل یک کمربند باریک در کنار مرزهای غربی است که کمتر از ۱۸۰۰ متر ارتفاع دارند و وجه مشخصه آن، خاک‌های حاصلخیز ناشی از آتشفشان است؛ درحالی‌که بخش جنوبی دارای خاک‌های غیر حاصلخیز، شنزار و خاک رس است. منطقه کوهپایه‌ای، شامل مناطقی است که بین ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ متر از سطح دریا، ارتفاع دارند. خاک این مناطق بسیار حاصلخیز است و بهره‌وری کشاورزی آن بالاست.

منطقه کوهستانی، دارای صخره‌های ناهموار و دره‌های عمیق است که زندگی انسان‌ها در آن را بسیار دشوار نموده‌است. این منطقه، اصلی‌ترین منطقه برای تامین علوفه و چرای دام‌ها می‌باشد. آخرین منطقه، یعنی دره رودخانه سنکو، باریکه‌ای است در ساحل رودخانه سنکو که در عمق کوه‌های مالوتی رخنه کرده‌است. خاک این منطقه از بسیار غنی تا بسیار فقیر، متغیر است.

منطقه شرق کشور را صخره‌های ناهموار و رشته کوه‌های مالوتی پوشانده است؛ از این‌رو داری جمعیت کم و پراکنده می‌باشد و به دلیل شباهت زیاد طبیعت کوهستانی با کشور سوئیس، آن را «سوئیس آفریقای جنوبی» نیز نامیده‌اند.
اقتصاد
10 maloti lesotho.jpg

واحد پول لسوتو نیز، لوتی با واحد جزء(لیسنته) نام دارد.

از مهمترین صادارت لسوتو می‌توان به پوشاک، کفش و محصولات زراعی اشاره کرد.

بسیاری از مردم لسوتو برای کار به آفریقای جنوبی می‌روند.

لسوتو از اعضای کشورهای مشترک‌المنافع و اتحادیهٔ آفریقاست.
مردم
یک کلاس درس در لسوتو

نژاد ۹۹٫۷ ٪ لسوتویی‌ها، سوتو و کمتر از سه دهم درصد نیز اروپایی و آسیایی هستند. دین ۸۰ ٪ مردم لسوتو، مسیحی و ? ٪ نیز پیرو عقاید بومی و سنتی هستند. زبان‌هایی سسوتو و انگلیسی هر دو زبان رسمی لسوتو هستند.

جمعیت لسوتو براساس سرشماری سال ۱۹۹۹، بیش از دو میلیون نفر برآورد می‌گردد و میانگین نرخ رشد آن معادل ۱.۸ درصد می‌باشد.اعضای قبیله باسوتو، بیش از ۹۰ درصد جمعیت را تشکیل داده‌اند و بقیه جمعیت شامل نژادهای هندی و اروپایی و نژادهای مختلط هستند.

امید به زندگی

امید به زندگی یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضو آن جامعه چند سال می‌تواند توقع داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و عقب ماندگی کشورهاست. امید زندگی زنان در همه جوامع چند سال (در کل جهان چهار و نیم سال) بیشتر از مردان است.[۱]

مطابق آمار سازمان ملل کشورهای ژاپن، هنگ کنگ، ایسلند، سویس و استرالیا به ترتیب در جهان مقام‌های اول را دارند که با حدود ۸۲ سال از میانگین جهانی ۲۲ درصد بالاتر است. کشورهای سوازیلند، موزامبیک، زیمباوه، سیرالئون و لسوتو نیز به ترتیب در پایینترین رده قراردارند. امید زندگی در این کشورها حدود ۴۲ سال است که ۳۸ درصد کمتر از میانگین جهانی و نصف کشورهای بالای جدول است.

امید زندگی در ایران برای زنان ۷۲٫۶، برای مردان ۶۹٫۴ و در کل ۷۱ سال است که ۵٫۵ درصد از میانگین جهانی بالاتر است و ایران را در بین ۱۹۵ کشور در رتبه ۱۰۹ قرار می‌دهد.[۲] این در حالی است که میانگین سنی فوت‌شدگان تهرانی در سال ۱۳۸۸ به ۴۹ سال و چهار ماه کاهش پیدا کرده است.

کشورهای در حال توسعه

کشور در حال توسعه یا کشور رو به رشد کشوری است با استانداردهای نسبتاً پایین زندگی، پایه صنعتی توسعه نیافته، و شاخص پایین توسعه انسانی (HDI). این اصطلاح با عبارات قبلی ساخته شده دراین مورد تفاوت دارد، از جمله با اصطلاح جنگ سرد- که جهان سوم را تعریف نموده و معنای ثانویه‌ای را به ذهن می‌اورد که منفی است. مترادف دیگر اصطلاح کشور در حال توسعه عبارتست ازکشور کمتر توسعه یافته (LDC) یا کشور کمتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی (LEDC). کشور کمتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی اصطلاحی است که از طرف جغرافیدانان جدید برای توصیف کشورهایی استفاده می‌شود که بطور دقیقتر به عنوان کشورهای در حال توسعه طبقه‌بندی شده‌اند با این خصوصیت که آنها از لحاظ اقتصادی کمتر توسعه یافته‌اند، و معمولاًبیشترین همبستگی را با عوامل دیگری همچون توسعه پایین انسانی دارند.

توسعه بین‌المللی| توسعه مستلزم ساختاری جدید (هردو صورت فیزیکی و سازمانی)، و نوعی فاصله‌گیری از بخشهای با ارزش افزوده پایین همچون کشاورزی و استخراج منابع طبیعی است. کشورهای توسعه یافته، معمولاً در این مقایسه دارای نظامهایی مبتنی بر رشد اقتصادی خودجوش در بخش ثالث| سوم و بخش چهارم صنعت| بخشهای چهارم و استانداردهای بالای زندگی می‌باشند.

کاربرد اصطلاح کشور در حال توسعه برای تمام کشورهای کمتر توسعه یافته را می‌توان نامناسب دانست: تعدادی از کشورهای فقیر در حال بهبود اوضاع اقتصادی خود نیستند (همانطور که این اصطلاح ذکر می‌کند)، بلکه دوره‌های طولانی را از افول اقتصادی تجربه نموده‌اند.

کشورهایی که دارای اقتصادهای پیشرفته تر در میان ملل در حال توسعه می‌باشند، اما هنوز بطور کامل نشانه‌های یک کشور توسعه یافته در آنها تثبیت نشده‌است، تحت اصطلاح کشور تازه صنعتی شده دسته‌بندی می‌شوند.

محتویات

    ۱ معیار و مفهوم توسعه
    ۲ منابع (زیر خط) توسعه
    ۳ نوع‌شناسی و نامهای کشورها
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

معیار و مفهوم توسعه

اصطلاح کشور در حال توسعه عمدتاً به کشورهایی با سطوح پایین توسعه اقتصادی اطلاق می‌شود، این معمولاً تاحدودی با توسعه اجتماعی از لحاظ آموزش، بهداشت، امید به زندگی و غیره در ارتباط است. کلاً این اصطلاح نوعی تنزل را در کشورهای در حال توسعه بیان می‌کند.

توسعه یک کشور با شاخصهای آماری همچون درآمد سرانه (تولید ناخالص داخلی| GDP)، امید به زندگی، نرخ سواد، و غیره سنجیده می‌شود. سازمان ملل توسعه بالای انسانی را تحت عنوان یک شاخص مرکب از موارد آماری فوق ارائه نموده تا سطح توسعه انسانی را برای کشورهایی که داده‌ها در آنها در دسترس قرار دارد، سنجیده شوند. کشورهای در حال توسعه در مجموع کشورهایی هستند که به درجه قابل توجهی از صنعتی شدن متناسب با جمعیتشان دست نیافته‌اند، و دارای استاندارد پایینی از زندگی هستند. همبستگی شدیدی بین درآمد پایین و رشد بالای جمعیت، هم میان هر دو و هم در بین کشورها وجود دارد. اصطلاحاتی که به هنگام بحث درباره کشورهای در حال توسعه بکار می‌رود، به منظور و به مفاهیم بیان شده از سوی کسانی اشاره دارد که آن را استفاده نموده‌اند. برخی اوقات عبارات دیگری که به کار می‌روند چنین هستند کشورهای کمتر توسعه یافته (LDC)، کشورهای کمتر توسعه یافته از نظر اقتصادی (LEDC)، «ملل زیر خط توسعه» یا کشورهای توسعه نیافته «ملل جهان سوم، کشورهای جنوب و» غیرصنعتی «برعکس، طرف مقابل این طیف عبارتند از کشورهای توسعه یافته، کشورهای بیشتر توسعه یافته از لحاظ اقتصادی (MEDC)، ملل جهان اول و» کشورهای صنعتی".

سازمان ملل اجازه می‌دهد تا هرکشورخود راجع به این موضوع تصمیم بگیرد که آیا به جزو گروه «توسعه نیافته» یا «در حال توسعه» می‌باشند (اما بسیاری از اقتصاد دانان و دیگر ناظرین اصل خود تخصیصی سازمان ملل را نادیده می‌انگارند).

برای تعدیل جنبه حسن تعبیر کلمه «در حال توسعه»، سازمانهای بین‌المللی به استفاده از اصطلاح کشورهای حداقل توسعه یافته (LLDC) برای فقیرترین کشورها پرداخته که می‌تواند هیچ ارتباطی با کلمه در حال توسعه نداشته باشد. یعنی LLDC فقیرترین زیرمجموعه LDC است. این موضوع همچنین روند ناشیانه‌ای که براین باور می‌باشد که استانداردهای زندگی در سومالی یا اتیوپی با نمونه‌های آن در کشورهای شیلی یا مکزیک قابل قیاس است، تعدیل می‌نماید. مفهوم کشور در حال توسعه به وسیله یک عبارت یا اصطلاح دیگر درک می‌شود که در نظام‌های نظری متعدد دارای جهتگیریهای متضادی است-؛ مثلاً، نظریات مستعمره زدایی، الهیات آزادیخواهی، مارکسیسم، ضدامپریالسیم، و اقتصاد سیاسی.
منابع (زیر خط) توسعه

برطبق نظریات گوناگون، منابع زیر خط توسعه به این شرحند:

    پس انداز پایین ممکنست به سرمایه‌گذاری پایین بر طبق الگوی هارود- دومار منجر شود اما مقدار فراوان پس انداز و سرمایه هنوز بیانگر توسعه قوی نیست.
    گرایشها و ظرفیتهای ذاتی، یا حقیقی هستند یا برای توجیه بکار می‌روند.
        دیدگاه‌ها و فرهنگ مردم؛
        ظرفیتها و رفتارروشنفکران و رهبران؛
    نرخهای بالای باروری
    ساختارها و موسسات قانونی (حقوقی)
        نقض اصل قانون
        فساد بالا
    عوامل برونزا، حقیقی هستند یا به عنوان توجیه بکار می‌روند.
        سود اقتصاد سیاسی یا بازرگانی که در مقایسه با کشورهای دیگر ایجاد می‌شود؛
        جایگاه کشور در نظام تاریخی و فرهنگی؛
        اصلاحات ناکارآمد تحمیل شده با سرمایه‌گذاری به عنوان آخرین حربه، از سوی سازمانهای چند جانبه (مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی) برای خارج ساختن از وضعیت کسر بودجه و بدهی| بدهکاری که کشوری در آن قرار می‌گیرد (نگاه به بدهی کشورهای در حال توسعه).
        فقدان علاقه و درک نسبت به پویایی‌های یک کشور در اثر شرکتهای چندملیتی.
        غلبه کشورهای غنی تر به وسیله اصول تجاری
        تمام کردن منابع برای پرداخت بهره بدهی‌ها.

نوع‌شناسی و نامهای کشورها

کشورها اغلب کمابیش از لحاظ توسعه در چهار طبقه واقع می‌شوند:

    کشورهای توسعه یافته، و ملل تحت‌الحمایه آنها («برای مشاهده فهرستی از آنها، نگاه کنید به» کشور توسعه یافته)
    کشورهایی با اقتصاد پایدار و کاملاً توانا و در حال توسعه طی یک دوره طولانی تر (جمهوری خلق چین) کشورهای هنگ کنگ و ماکائو را از این مجموعه خارج می‌سازد که کشورتوسعه یافته| توسعه یافته‌اند، و نیز مکزیک، پاکستان، هند، برزیل، آفریقای جنوبی، ترکیه، فیلیپین، مصر، بیشتر ملل آمریکای جنوبی، شماری از کشورهای عرب خلیج فارس، مالزی، تایلند، پیمان ورشو سابق و غیره). نگاه کنید به بازارهای نوپا.
    کشورهایی با پیشینه منقطع توسعه (بیشتر کشورها در آفریقا، آمریکای مرکزی، و حوزه دریای کارائیب به غیر از جامائیکا (رسته ۲) و پورتوریکو (ناحیه آمریکا)؛ بیشتر جهان عرب در این دسته قرار دارند)؛ همچنینی بیشتر آسیای جنوب شرق به استثنای سنگاپور

(رسته۱) در این گروه واقع می‌شوند، فیلیپین، برونئی، مالزی و تایلند (رسته۲). ٪۷۶ از کشورهای جهان در این دسته قرار می‌گیرند.

    کشورهایی با جنگ داخلی بلند مدت یا نقض اصلول قانون یا دیکتاتوری غیر توسعه محور («کشورهای ناتوان») (مانند هائیتی، سومالی، سودان، برمه، و شاید کره شمالی).

اصطلاح «کشور در حال توسعه» نمادی برای تعیین یک نوع مسئله خاص یا مشابه آن نیست.

مرکز بین‌المللی فیزیک نظری

مرکز بین‌المللی فیزیک نظری عبدالسلام (به اختصار ICTP) نام مرکزی علمی-آموزشی است که عبدالسلام دانشمند پاکستانی و برنده جایزه نوبل فیزیک، در سال ۱۹۶۴ در ۱۰ کیلومتری شهر تریست ایتالیا تأسیس کرد. این مرکز تحت توافقنامه سه جانبه میان دولت ایتالیا، یونسکو و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) فعالیت می‌کند.
هدف این مرکز توسعه و ایجاد انگیزه در تحقیق و تحصیل رشته‌های پیشرفته به ویژه در کشورهای در حال توسعه است. با وجود اینکه نام اولیه مرکز کماکان حفظ شده است، فعالیت‌های آن اکثر جنبه‌های علم فیزیک و کاربردهای آن را در بر می‌گیرد.

محتویات

    ۱ ماموریت
    ۲ موسسات همکار
    ۳ پژوهش
    ۴ برنامه‌های آموزش
    ۵ فعالیت‌های عمومی
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

ماموریت

    تقویت مطالعات و پژوهش‌های پیشرفته در علوم فیزیکی و ریاضی، به ویژه با پشتیبانی از کشورهای در حال توسعه
    توسعه برنامه های علمی سطح بالا با در نظر داشتن نیازهای کشورهای در حال توسعه و تامین پایگاهی بین‌المللی برای ارتباطات علمی بین دانشمندان تمام کشورها
    اجرای پژوهش در بالاترین استانداردهای بین‌المللی و ایجاد محیط مساعد پژوهشی برای تمام جامعه ICTP

موسسات همکار

فعالیت های علمی در این مرکز، در ارتباط تنگاتنگ با موسسات منطقه تریست انجام می پذیرد:

    بخش فیزیک نظری دانشگاه تریست
    مرکز بین‌المللی علوم و فناوری(ISC)
    موسسه ملی فیزیک هسته‌ای(INFN)
    مدرسه بین‌المللی مطالعات پیشرفته(SISSA)
    فرهنگستان علوم جهان در حال توسعه(TWAS)

عبدالسلام

محمد عبد السلام (۲۹ ژانویه ۱۹۲۶ - ۲۱ نوامبر ۱۹۹۶) از دانشمندان مشهور پاکستان است. وی در سال ۱۹۷۹ جایزه نوبل فیزیک را به خاطر ارائهٔ فرمولبندی واحدی برای نیروی الکترومغناطیس و نیروی هسته‌ای ضعیف که نیروی الکتروضعیف نامیده می‌شود دریافت کرد.

محتویات

    ۱ فعالیت‌ها
    ۲ محل کار
    ۳ نگارخانه
    ۴ مذهب
    ۵ پانویس
    ۶ منابع

فعالیت‌ها

او مؤسس مرکز بین‌المللی فیزیک نظری (ICTP) در تریسته ایتالیا بود و در سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۳ هدایت این مرکز را بر عهده داشت. پس از این مدت نام مرکز به «مرکز بین‌المللی فیزیک نظری عبدالسلام» تغییر داده شد.

پروفسور عبدالسلام در سفری به ایران، کتاب تاریخچه زمان را به ایرانیان معرفی نمود. او در یک مصاحبهٔ تلویزیونی، خواندن آن را به بینندگان توصیه کرد.[۱]

هم اکنون به افتخار او کتابخانه دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ؛ به نام او نامگذاری شده.
محل کار

    Pakistan Atomic Energy Commission
    Space and Upper Atmosphere Research Commission
    Pakistan Institute of Nuclear Science and Technology
    دانشگاه پنجاب
    کالج سلطنتی لندن
    Government College University
    دانشگاه کمبریج
    مرکز بین‌المللی فیزیک نظری
    Commission on Science and Technology for Sustainable Development in the South
    TWAS
    Edward Bouchet Abdus Salam Institute

جایزه عبدالسلام

جایزه عبدالسلام یک جایزه بین‌المللی در رشته فیزیک است که سالانه اعطا می‌شود. نام این جایزه به افتخار عبدالسلام فیزیکدان پاکستانی و برنده جایز نوبل گذاشته شده است.

شیمی‌دان

شیمی‌دان کسی است که بر دانش شیمی اشراف دارد و یا روی آن مطالعه می‌کند.شیمی‌دان‌ها معمولا بر روی ترکیب مواد و خواص آنها کار می‌کنند.
زکریا رازی ، کاشف الکل و مشهورترین کیمیاگر در جهان

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ آموزش
    ۳ جایزه‌ها
    ۴ شیمیدانان معروف تاریخ
    ۵ منابع
    ۶ جستارهای وابسته

تاریخ

نخستین فرآیند شیمیایی که بشر آن را آموخت ، سوختن است. آتش می‌توانست همه مواد را از نظر ماهیت تغییر دهد.کشف آهن و مس زندگی انسان‌ها را تغییر داد و پس از کشف طلا به عنوان یک فلز قیمتی ، بسیاری بر آن شدند تا راهی بیابند که مس را به آن تبدیل کنند.تبدیل مس به طلا را کیمیا و کسانی که بر آن اهتمام می‌ورزیدند را کیمیاگر نامیدند. بدین ترتیب کیمیاگران ، نخستین شیمی‌دان‌ها بودند.پس از لاوازیه ، دانش شیمی وارد دانشگاه‌ها شد و از آن پس به یک مطالعه تجربی دنبال می‌شد و اندازه‌گیری‌ها و ارزیابی‌های کیفی و کمی آن به ثبت رسید.
آموزش

آموزش در شیمی تقربیا در همه کشورهای دنیا در دوران مدرسه آغاز می‌شود؛ اما آموزش تخصصی آن در دانشگاه آغاز می‌شود.برای شیمی‌دان‌ها ،کاردانی ، کارشناسی ، کارشناسی ارشد ، دکتری و پسادکتری در همه جهان قابل پی‌گیری است.
جایزه‌ها

جایزه نوبل مهم‌ترین و معتبرترین جایزه در شیمی به شمار می‌رود. نشان پریسلی ، جایزه ولف ، جایزه عبدالسلام و جایزه پاولینگ از مهمترین جوایزی هستند که به شیمی‌دان‌ها اعطا می‌شود.
شیمیدانان معروف تاریخ

دمیتری مندلیف،سوانت آرنیوس ،آمادئو آووگادرو ،ویلهلم اسوالد،هرمن اشتودینگر ،هانس کریستین اورستد ،یونس یاکوب برزلیوس ،هانری بکرل،ادوارد بوخنر ،نیلز بور ،رابرت بویل ،سرگی میخائیلوویچ پروکودین گورسکی ،جوزف پریستلی ،لینوس پاولینگ ،جابر بن حیان ،جان دالتون ،پیتر دبای،هامفری دیوی ،ارنست رادرفورد ،محمد زکریای رازی ،کارل زیگلر ،گلن سیبورگ

لایوش پوشا

لایوش پوشا (به مجاری: Pósa Lajos) ریاضی‌دان مجارستانی است که در زمینه ترکیبیات کار می‌کند.
زندگی

لایوش پوشا در بوداپست در ۹ دسامبر ۱۹۴۷ متولد شد. پدر او شیمی‌دان بود و مادرش معلم ریاضی بود. او یک کودک نابغه به حساب می‌آمد. هنگامی که در مدرسه ابتدایی بود، آموزگارش روژا پیتر، که دوست مادرش بود، او را به پل اردیش معرفی کرد. پل اردیش او را به ناهار در یک رستوران دعوت کرد، و از او مساله‌های ریاضی بسیاری پرسید. پوشا مساله‌ها را قبل از اینکه ناهارش را تمام کند حل کرد، که این مساله اردیش را تحت تاثیر قرار داد.

پل اردیش

پال اردیش (به مجاری: Erdős Pál)‏ ریاضی‌دان مجار بود. او بیشتر از هر کسی در طول تاریخ مقاله ریاضی منتشر کرد و در این کار با عده زیادی از ریاضی‌دانان همکاری داشت.

پال اردیش در سال ۱۹۱۳ میلادی در مجارستان متولد شد و در سال ۱۹۹۶ در همانجا در گذشت.

اردیش ۱۵۰۰ مقاله و کتاب را به تنهایی یا با همکاری دیگران به رشته تحریر در آورده است و از این رو بیشتر از هر کسی در تاریخ ریاضیات با ریاضیدانان دیگر همکاری داشته است.

پال اردیش وقتی ۳ سال بیشتر نداشت به نوعی نابغه‌ای خردسال بود و می توانست با عددهای نسبتاًٌ بزرگ خیلی خوب محاسبه کند.

از اوان نوجوانی پژوهش ریاضی را آغاز کرد. نخستین مقاله‌اش را در ۱۸ سالگی نوشت و در آن اثباتی جدید برای یکی از قضیه های چبیشف ارائه داد.

پال اردیش در سخنرانی‌اش با عنوان نابغه‌های خردسال که در ۱۹۷۰ ایراد شد، از نوابغ کم سن و سالی همچون پیتر لاکس، پیتر آنگار، و پوشا نام می برد (هر سه مجاری هستند). پوشا که در ۱۹۷۰ فقط ۲۲ سال داشت حدود هشت مقاله نوشته بود. اردیش وقتی پوشا را دید که هنوز ۱۲ سالش نمام نشده بود. معروف‌ترین و پرارجاع‌ترین مقاله پوشا درباره خط‌های هامیلتونی است که آن را وقتی پانزده ساله بود نوشت.