اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

نظریه اعداد

نظریه اعداد شاخه‌ای از ریاضیات محض است که در مورد خواص اعداد صحیح بحث می‌کند.

محتویات

    ۱ نظریه مقدماتی اعداد
    ۲ نظریه تحلیلی اعداد
    ۳ نظریه جبری اعداد
    ۴ نظریه هندسی اعداد
    ۵ نظریه ترکیبیاتی اعداد
    ۶ نظریه محاسباتی اعداد
    ۷ منابع

نظریه مقدماتی اعداد

در نظریه مقدماتی اعداد، اعداد صحیح را بی استفاده از روش‌های به‌کار رفته در سایر شاخه‌های ریاضی بررسی می‌کنند. مسائل بخش پذیری، الگوریتم اقلیدس برای محاسبه بزرگ‌ترین مقسوم‌علیه مشترک (ب.م.م)، تجزیه اعداد به اعداد اول، جستجوی عدد تام perfect number و همنهشتی‌ها در این رده هستند. برخی از یافته‌های مهم این رشته قضیه کوچک فرما، قضیه اعداد اول و قضیه اویلر، قضیه باقیمانده چینی و قانون تقابل درجه دوم هستند. خواص توابع ضربی مانند تابع موبیوس و تابع φ اویلر و دنباله اعداد صحیح و فاکتوریل‌ها و اعداد فیبوناچی در همین حوزه قرار دارند.

حل بسیاری از مسائل در نظریه مقدماتی اعداد بر خلاف ظاهر ساده آن‌ها نیازمند کوشش بسیار و به‌کار گرفتن روش‌های نوین است. چند نمونه:

    حدس گلدباخ در مورد نمایش اعداد زوج به صورت جمع دو عدد اول،
    حدس کاتالان در مورد توانهای متوالی از اعداد صحیح،
    حدس اعداد اول تؤامان در مورد بینهایت بودن زوج‌های اعداد اول،
    حدس کولاتز در مورد تکرار ساده،
    حدس اعداد اول مرسن در مورد بینهایت بودن اعداد اول مرسن و ...

همچنین ثابت شده که نظریه معادلات دیوفانتی تصمیم‌ناپذیر است (به مسئله دهم هیلبرت مراجعه کنید).
نظریه تحلیلی اعداد

در نظریه تحلیلی اعداد از حسابان و آنالیز مختلط برای بررسی سؤالاتی در مورد اعداد صحیح استفاه می‌شود. مثال‌هایی در این مورد قضیه اعداد اول و فرض ریمان هستند. مسئله وارینگ (یعنی نمایش هر عدد صحیح به صورت جمع چند مربع یا مکعب)، حدس اعداد اول تؤامان (یافتن بینهایت عدد اول با اختلاف ۲)، و حدس گلدباخ (نمایش هر عدد زوج به‌صورت مجموع دو عدد اول) نیز با روشهای تحلیلی مورد حمله قرار گرفته‌اند. اثبات متعالی (ترافرازنده) بودن ثابت‌های ریاضی مانند π و e نیز در بخش نظریه تحلیلی اعداد قرار دارند. اگرچه حکم‌هایی در مورد اعداد ترافرازنده خارج از محدوده مطالعات اعداد صحیح به نظر می‌آید، در واقع مقادیر ممکن برای چند جمله‌ای‌ها با ضریب‌های صحیح مانند e را بررسی می‌کنند. همچنین این‌گونه مسائل با مبحث تقریب دیوفانتین نیز ارتباط نزدیک دارند که موضوع آن این است که چگونه می‌توان یک عدد حقیقی داده شده را با یک عدد گویا تقریب زد؟
نظریه جبری اعداد

در نظریه جبری اعداد، مفهوم عدد به اعداد جبری، که همان ریشه‌های چند جمله‌ای‌هائی با ضریب گویا هستند، گسترش می‌یابد. در این حوزه اعدادی مشابه اعداد صحیح با نام اعداد صحیح جبری وجود دارد. در این عرصه لازم نیست ویژگی‌های آشنای اعداد صحیح (مانند تجزیه یگانه) برقرار باشد. مزیت روش‌های استفاده شده در این رشته (مثل نظریه گالوا، میدان همانستگی field cohomology، نظریه رده میدان class field theory، نمایش‌های گروه‌ها و توابع-L) این است که برای این رده از اعداد، نظم را تا حدودی تأمین م‌کند.

حمله به بسیاری از سؤالات نظریه اعداد به صورت «پیمانه p، برای کلیه اعداد اول p» مناسب‌تر است (به میدان‌های متناهی مراحعه کنید). به چنین کاری «محلی سازی» می‌گویند که به ساختن عدد p-ای می‌انجامد. نام این رشته «تحلیل موضعی» است که از نظریه اعداد جبری ناشی می‌شود.
نظریه هندسی اعداد

نظریه هندسی اعداد (که قبلا به آن هندسه اعداد می‌گفتند) جنبه‌هایی از هندسه را به نظریه اعداد پیوند می‌دهد؛ و از قضیه مینکوسکی در ارتباط با نقاط توری در مجموعه‌های محدب و تحقیق در مورد چپاندن کره‌ها (sphere packings) در فضای Rn شروع می‌شود.
نظریه ترکیبیاتی اعداد

نظریه ترکیبیاتی اعداد به مسائلی در نظریه اعداد می‌پردازد که با روش‌های ترکیبیاتی بررسی می‌شوند. پل اردوش بنیان‌گذار اصلی این شاخه از نظریه اعداد بود.
نظریه محاسباتی اعداد

نظریه محاسباتی اعداد به الگوریتم‌های مربوط به نظریه اعداد می‌پردازد. الگوریتم‌های سریع برای امتحان اعداد اول و تجزیه اعداد صحیح در رمزنگاری کاربردهای مهمی دارند.

کسکانت

کسکانت آلفا برابر معکوس سینوس آلفا است. کسکانت آلفا را با نماد csc نمایش می‌دهیم. به عبارت دیگر کسکانت آلفا برابر سینوس آلفا به توان منفی یک (که البته آن را نباید با ArcSin آلفا اشتباه گرفت) یا یک بر روی سینوس آلفا می باشد.

شرایت وجود کسکانت

شرط وجود کسکانت این است که مخرج(سینوس آلفا) مخالف صفر باشد چرا که همواره در هر کسر اگر و مخرج صفر باشد بی نهایت خواهد شد(چون عدد بر بینهایت صفر می شود) بنابر این می‌توان گفت آلفا نباید به صورتkπ باشد.(kعضو اعداد صحیح)

مثلثات

مثلثات یکی از شاخه‌های ریاضیات است که با سه‌گوش‌ها و زاویه‌ها و تابع‌های مثلثاتی مثل سینوس و کسینوس سر و کار دارد. مثلثات در بسیاری از شاخه‌های ریاضیات محض و همچنین ریاضیات کاربردی کاربرد دارد. به همین ترتیب مثلثات در علوم طبیعی نیز دارای کاربرد است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ نگارخانه
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

تاریخچه

احتمالاً مثلثات برای استفاده در ستاره شناسی ایجاد شده و کاربردهای اولیه آن نیز در همین باره بوده است.

واژگان مثلثات در متون فارسی و عربی قدیم با امروزه تفاوت داشت. برخی از این تفاوت‌ها از این قرار است[۱]:
اصطلاحات مثلثاتی
نام قدیم در فارسی     معنی نام     نام امروزی
جیب     گریبان     سینوس
جیب تمام     گریبان پُر     کسینوس
ظل، ظل معکوس     سایه     تانژانت
ظل تمام، ظل مستوی     سایه پر     کتانژانت
قاطع، قطر ظل     بُرنده     سکانت
قاطع تمام     برنده پر     کسکانت

سینوس (ریاضیات)

سینوس یکی از نسبت‌های مثلثاتی است.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ تغییرات سینوس
    ۳ تابع سینوس
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

تعریف
مثلث ABC

در مثلث قائم‌الزاویه نسبت ضلع مقابل هر زاویه حاده به وتر را سینوس آن زاویه می‌نامند.
سینوس را در متن‌های عربی و فارسی قدیم «جَیب» می‌نامیدند.[نیازمند منبع]
طبق تعریف بالا در مثلث روبه‌رو داریم:
sin A=\frac{BC}{AC} و sin C=\frac{AB}{AC}
تغییرات سینوس

اگر به هنگام گردش در دایره مثلثاتی از زاویه صفر شروع کرده و یک دور کامل در جهت مثبت بگردیم، تغییرات سینوس زوایا بدین صورت خواهد بود:
\theta اندازه کمان     0     \nearrow     \frac{\pi}{2}     \nearrow     \pi     \nearrow     \frac{3\pi}{2}     \nearrow     2\pi
sin \theta     0     \nearrow     1     \searrow     0     \searrow     -1     \nearrow     0
تابع سینوس x
تابع سینوس

تابع سینوس تابعی است که مقدار کمان (زاویه) را به عنوان متغیر می‌پذیرد و اندازه سینوس زاویه را به ما می‌دهد. دامنه این تابع تمام اعداد حقیقی بوده و برد آن بازه [-1,1] است. شکل تابع f(x)=sin x گویاست که این تابع متناوب و فرد بوده و دوره تناوب آن 2\pi می‌باشد.

معادله پارامتری

در ریاضیات، معادله پارامتری روشی است برای نشان دادن منحنی‌ها به کمک پارامتر . نمونه ساده آن سهمی (2y=x) می‌باشد .
نمونه‌ها

    سهمی : y = x^2\,
    توابع مثلثاتی : y = a \sin(t)\,
    تابع مارپیچ : (هلیکس) r(t) = (x(t), y(t), z(t)) = (a \cos(t), a \sin(t), b t)\,

خم

خَم یا مُنحَنی یک مفهوم هندسی است.

محتویات

    ۱ تعریف خم
    ۲ انواع خم
    ۳ خم مسطح
    ۴ انواع خم مسطح
        ۴.۱ خم ساده
        ۴.۲ خم بسته
        ۴.۳ خم سادهٔ بسته
    ۵ قضیه خم ژوردان
    ۶ تعاریف
    ۷ قراردادها و اصطلاحات
    ۸ انحناء منحنی‌ها
        ۸.۱ انحناء منحنی‌های مسطح
    ۹ طول خم
    ۱۰ منابع

تعریف خم

در ریاضیات، مفهوم خم برای نشان دادن یک شیء یک بعدی و پیوسته به کار می‌رود. یک مثال ساده دایره‌است. در گفتگوی روزمره یک خط صاف خم در نظر گرفته نمی‌شود. ولی در مکالمهٔ ریاضیاتی خط‌های مستقیم و پاره خط‌ها نیز خم‌اند. تعداد زیاد دیگری خم در هندسه مطالعه می‌شوند.
منحنی لوبیایی نوعی منحنی چارکی با فرمول: x^4+x^2y^2+y^4=x(x^2+1/7y^2)

عبارت خم همچنین در حالاتی استفاده می‌شود که آن را تقریباً هم معنی با تابع ریاضی یا نمودار تابع می‌سازد.
انواع خم

بطور کلی، خم بر دو گونه‌است:

    خم مسطح: خمی است که بر روی سطح دوبعدی (صفحه)قابل جایگیری است.
    خم کج: خمی فضایی است که روی هیچ صفحه‌ای قرار نگیرد.

خم مسطح

بطور شهودی، خم مسطح به مجموعه‌ای از نقطه‌ها گفته می‌شود، به شرط آنکه بتوانیم بدون بلند کردن قلم از روی کاغذ آن را رسم کنیم.[۲]
انواع خم مسطح
خم ساده

یک خم ساده، یک خم مسطح است که هیچ یک از نقطه های خود را قطع نکند.مگر در حالتی که نقطه های انتهایی به هم می رسند...[۳]
خم بسته

خم بسته، به خمی اطلاق می‌شود که نقطه‌های (انتهایی) آن به هم رسیده (، و بر همدیگر منطبق) باشند.[۴]
خم سادهٔ بسته

خمی ساده است که نقطه‌های ابتدا و انتهایی آن بر هم منطبق باشند.
قضیه خم ژوردان

هر خم سادهٔ بسته C، صفحه را به سه زیر مجموعهٔ جدا از هم درون، بیرون و روی خم تقسیم می‌کند.[۵]
تعاریف

در توپولوژی، خم را به صورت زیر تعریف می کنیم:

فرض کنیم I بازه‌ای‌ست از اعداد حقیقی (یعنی یک زیر مجموعه همبند ناتهی از \mathbb{R}). آنگاه، خم \!\,\gamma یک نگاشت پیوسته \,\!\gamma: I \rightarrow X است که X یک فضای توپولوژیکی است.

خم \!\,\gamma را ساده می‌گویند اگر که برای هر x،y در I داشته باشیم:

\,\!\gamma(x) = \gamma(y) \rightarrow x = y

در صورتی که، I بازه‌ای بسته و کراندار \,\![a, b] باشد، امکان \,\!\gamma(a) = \gamma(b) را هم مجاز در نظر می گیریم (این قرارداد امکان این را می‌دهد که راجع به خم سادهٔ بسته صحبت کنیم).

چنانچه، به ازاء برخی x\ne y (غیر از دوسر I) داشته باشیم:

\,\!\gamma(x) = \gamma(y)

آنگاه به \,\!\gamma(x) یک نقطهٔ مضاعف (یا چندگانه)از خم گفته می‌شود.

خم \!\,\gamma را بسته یا یک حلقه می‌گوییم اگر \,\!I = [a, b] و اگر \!\,\gamma(a) = \gamma(b). بنابراین یک خم بسته یک نگاشت پیوسته از دایره S^1 است. یک خم ساده بسته همچنین یک خم ژوردان گفته می‌شود. یک خم صفحه‌ای خم‌ای است که برای آن X یک فضای اقلیدسی است -- اینها مثال‌هایی هستند که ابتدا بیان شدند --. یک خم فضایی خم‌ای است که برای آن X سه بعدی یا فضای اقلیدسی است. یک خم کج خم فضایی است که روی هیچ صفحه‌ای قرار نگیرد. این تعاریف همچنین در مورد خم‌های جبری نیز صادقند. اما در مورد خم جبر معمول است که خم را به داشتن نقاط تعریف شده روی اعداد حقیقی محدود نکنیم.
قراردادها و اصطلاحات

تفاوت بین یک خم و تصویر آن مهم است. دو خم متمایز ممکن است تصویر یکسان داشته باشند. به عنوان مثال یک پاره خط می‌تواند در سرعتهای متفاوت پیموده شود، یا یک دایره می‌تواند به دفعات متفاوت پیموده شود. با این وجود خیلی اوقات ما فقط به تصویر خم علاقه‌مندیم. مهم است که هنگام مطالعه به زمینه و قرارداد توجه شود. نامگذاری نیز همچنین یکسان نیست. اغلت توپولوژیست‌ها از اصطلاح «مسیر» به عنوان آنچه ما خم می‌نامیم و از «خم» به عنوان به عنوان آنچه ما تصویر می‌نامیم استفاده می‌کنند. اصطلاح «خم» در حساب برداری و هندسه دیفرانسیل معمول است.
انحناء منحنی‌ها

مقالهٔ اصلی: انحناء
انحناء منحنی‌های مسطح
طول خم

اگر X یک فضای متری با متر d باشد، آنگاه «طول» خم \!\,\gamma : [a, b] \rightarrow X را با

    \mbox{Length} (\gamma)=\sup \left\{ \sum_{i=1}^n d(\gamma(t_i),\gamma(t_{i-1})): n \in \mathbb{N} \mbox{ and } a = t_0 <t_1 <\cdots <t_n = b \right\}.

تعریف کنیم. یک خم تصحیح پذیر یک خم با طول متناهیست. معادله پارامتری از \!\,\gamma طبیعی (یا سرعت واحد یا پارامتری شده با طول خم) نامیده می‌شود اگر برای هر t_1، t_2 در [a, b] داشته باشیم

    \mbox{length} (\gamma|_{[t_1,t_2]})=|t_2-t_1|

اگر \!\,\gamma یک تابع پیوسته لیپشیتس باشد، آنگاه خودش تصحیح‌پذیر است. بعلاوه، در این حالت، می‌توان سرعت \!\,\gamma در t_0 را به صورت

    \mbox{speed}(t_0)=\limsup_{t\to t_0} {d(\gamma(t),\gamma(t_0))\over |t-t_0|}

تعریف کرد. و آنگاه

    \mbox{length}(\gamma)=\int_a^b \mbox{speed}(t) \, dt.

به طور خاص، اگر X = \mathbb{R}^n یک فضای اقلیدسی و \gamma : [a, b] \rightarrow \mathbb{R}^n مشتق‌پذیر باشد آنگاه

    \mbox{Length}(\gamma)=\int_a^b \left| \, {d\gamma \over dt} \, \right| \, dt.

دستگاه مختصات دکارتی

دستگاه مختصات دکارتی، در هندسه، به نمایش هر نقطه از صفحه با دو عدد (یک زوج مرتب) گفته می‌شود. این دو عدد را معمولاً به نام‌های مختصه X و مختصه Y می‌خوانند. در دستگاه محورهای مختصات دوبعدی، محورهای X و Y بر هم عمودند، از همین رو این دستگاه را دستگاه محورهای متعامد نیز می‌گویند.
برای نمایش هندسی هر نقطه، دو خط عمود بر هم را، که محور مختصات X (خُفت یا آبسیس) و محور مختصات Y، (یا رُست) نامیده می‌شوند، رسم می‌کنند و از محل تقاطع این دو محور، که مبدا مختصات نام دارد، روی هر محور به اندازه مختصه X و مختصه Y دو طول را (بر حسب واحد طول) مشخص می‌کنند. خط‌هایی که در انتهای این طول‌ها عمود بر محورهای مختصات رسم شود در نقطه‌ای یکدیگر را قطع می‌کنند. این محل تقاطع نمایش هندسی نقطه مورد نظر است.
نام این دستگاه مختصات از نام ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) که این روش را برای مشخص کردن یک نقطه در صفحه کشف کرد، گرفته شده‌است.
با کاربرد دستگاه مختصات دکارتی امکان رسم معادلات جبری به صورت خط و منحنی و یا محاسبه زوایا و فواصل و همچنین نوشتن معادله مختصات یک شکل در صفحه فراهم می‌شود.

عملگر لاپلاس

در ریاضیات و فیزیک، عملگر لاپلاس یا لاپلاسیَن که با ∇·∇، ۲∇ یا Δ نمایش داده می‌شود، یکی از مهمترین عملگرهای بیضوی به شمار می‌رود. این عملگر در بسیاری از معادله‌های فیزیکی ظاهر می‌شود که از آن جمله می‌توان به معادله‌ی موج، معادله‌ی شرودینگر و معادله‌ی انتقال حرارت اشاره کرد.
تعریف

عملگر لاپلاس عملگر دیفرانسیلی مرتبه دوم است که بر فضای n-بعدی اقلیدسی عمل می‌کند و برابر است با دیورژانس گرادیان یک تابع. بنابراین اگر f تابعی حقیقی و دوبار مشتق‌پذیر باشد، آنگاه:

\Delta f = \nabla^2 f = \nabla \cdot \nabla f    (۱)

عملگر لاپلاس در دستگاه مختصات دکارتی به شکل زیر تعریف می‌شود:

\Delta f = \sum_{i=1}^n \frac {\partial^2 f}{\partial x^2_i}

تاو (ریاضی)

کرل (به انگلیسی: Curl) یا تاو عبارت است از ضرب برداری عملگر \nabla در یک بردار.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ برخی خواص
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

تعریف

کرل میدان برداری A که با curl A نمایش داده می شود، برداری است که اندازه آن حداکثر گردش خالص A در واحد سطح است وقتی که سطح به سوی صفر میل می‌کند و جهت آن جهت عمود سطح است زمانی که سطح طوری جهت داده شده باشدکه گردش خالص را حداکثر نماید.

یک میدان برداری بدون کرل، میدان غیر گردشی یا میدان ذخیره شونده نامیده می شود.

اگر بردار v به صورت v(x,y,z) = vx i + vy j + vz k تعریف شده باشد، کرل v عبارت است از:

    \mbox{curl}\;\vec v = \left( {\partial v_z \over \partial y} - {\partial v_y \over \partial z} \right) \mathbf{i} + \left( {\partial v_x \over \partial z} - {\partial v_z \over \partial x} \right) \mathbf{j} + \left( {\partial v_y \over \partial x} - {\partial v_x \over \partial y} \right) \mathbf{k} = \nabla \times \vec v

که معادل است با دترمینان ماتریسی که

    \nabla \times \vec v = \left|\begin{matrix} \mathbf{i} & \mathbf{j} & \mathbf{k} \\ \\ {\frac{\partial}{\partial x}} & {\frac{\partial}{\partial y}} & {\frac{\partial}{\partial z}} \\ \\ v_x & v_y & v_z \end{matrix}\right|.

نمایش تانسوری آن به صورت زیر است:

\mbox{curl}(v)_i = \epsilon_{ijk}\partial_j v_k

در اینجا مطابق سنت اینشتین اندیس تکرار شونده نشانهٔ جمع بر اندیس است و \partial_i عملگر مشتق (دل) است.
برخی خواص

    \nabla \times (f \vec v) = (\nabla f) \times \vec v + f \nabla \times \vec v

    \nabla \times (\vec u \times \vec v) = \vec u \, \nabla \cdot \vec v - \vec v \, \nabla \cdot \vec u + (\vec v \cdot \nabla) \vec u - (\vec u \cdot \nabla) \vec v

تاو

تاو (بزرگ Τ، کوچکτ; (به یونانی: Ταυ) [tau] )نوزدهمین حرف الفبای یونانی است,

کتاب درسی

کتاب درسی کتابی‌ست که برای تدریس یک موضوع خاص به مخاطبان مشخص نوشته می‌شود.