اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

ماهیچه ایلیوپسواس

ماهیچه ایلیوپسواس (به انگلیسی: Iliopsoas) به ترکیب دو عضله سوئز بزرگ و ایلیاکوس در انتهای خود گفته میشود. عضله پسواس از ستون فقرات و عضله خاصره ای از سطح داخلی استخوان ایلیوم در لگن شروع میشوند.
کارکرد

فیبرهای عضلانی این دو دسته (عضله سوئز بزرگ و عضله خاصره ای) در ادامه به هم پیوسته و بصورت یک تاندون به تروکانتر کوچک استخوان ران متصل میشوند. وظیفه این عضله خم کردن یا فلکشن مفصل ران و تا حدودی چرخش آن به خارج است.

ماهیچه خاصره‌ای

ماهیچه خاصره ای یا عضله ایلیاکوس (به انگلیسی: Iliacus muscle) عضله ای سه گوش در داخل حفره تهی‌گاهی است . این عضله از سطح داخلی استخوان تهی‌گاهی در لگن شروع میشود.
کارکرد

فیبرهای عضلانی این عضله در ادامه با عضله سوئز بزرگ به هم پیوسته و بصورت یک تاندون به تروکانتر کوچک استخوان ران متصل میشوند. (عضله ایلیوپسواس) وظیفه این عضله خم کردن یا فلکشن مفصل ران و تا حدودی چرخش آن به خارج است.

شبکه کمری

شبکه کمریاز اجتماع شاخه‌های جلویی (قدامی) اعصاب کمری L۱-L۲-L۳ و قسمتی از عصب نخاعیکمری L۴ تشکیل می گردد. ریشه های عصبی که از سوراخهای بین پنج مهره اول کمری خارج میشوند همراه با ریشه عصبی که از بین مهره دوازدهم سینه ای و مهره اول کمری خارج میشود بعد از خروج از ستون مهره یک شبکه عصبی را درست میکنند که به آن شبکه عصبی کمری Lumbar plexus میگویند. این ریشه های عصبی به یکدیگر متصل شده و بعد از تبادل رشته های عصبی مجددا از هم جدا شده و اعصاب جداگانه ای را تشکیل میدهند. عصب رانی(فمورال) [۱]و عصب سدادی(ابتوراتور) [۲]دو عصب محیطیمهم اندام تحتانیهستند که از شبکه کمری جدا می شوند.
محتویات

    ۱ اعصاب شبکه کمری
        ۱.۱ شاخه‌های ماهیچه ای
    ۲ نحوه تشکیل شبکه کمری
    ۳ پانویس
    ۴ نگارخانه
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

اعصاب شبکه کمری

به طور خلاصه شاخه‌های شبکه کمری عبارتنداز:

    شاخه‌های ماهیچه ای
    عصب ایلیو-اینگوینال
    عصب ایلیوهیپوگاستریک
    عصب ژنیتوفمورال
    عصب پوستی رانی خارجی [۳]
    عصب رانی (فمورال)
    عصب سدادی (ابتوراتور)
    عصب سدادی فرعی [۴]

شاخه‌های ماهیچه ای

شاخه هایی که از شبکه کمری جدا می شوند، به ماهیچه‌های زیر می روند:

    ماهیچه مربع کمری (کوادراتوس لومباروم) از L۱ تا L۴
    ماهیچه سوئز بزرگ (پسواس ماژور) از L۲-L۳
    ماهیچه سوئز کوچک (پسواس مینور) از L۱
    ماهیچه ایلیاکوس از L۲-L۳

نحوه تشکیل شبکه کمری

    هر یک ازشاخه‌های جلویی L۱ و L۲ خود به دو شاخه فوقانی و تحتانی تقسیم می گردد.
        شاخه فوقانی L۱ (گاهی همراه با دریافت شاخه کوچکی از T۱۲ )، عصب ایلیو-اینگوینال و عصب ایلیوهیپوگاستریگ را ایجاد می کند.
    شاخه تحتانی L۲ و شاخه‌های جلویی (قدامی) L۳ و L۴ به دو شاخه جلویی و پشتی (خلفی) تقسیم می شوند.
        اجتماع شاخه‌های جلویی (L۲-L۳-L۴)، عصب سدادی را به وجود می آورد.
        اجتماع شاخه‌های پشتی (L۲-L۳-L۴)، عصب رانی را به وجود می آورد.
        اجتماع قسمتی از شاخه‌های پشتی L۲ و L۳، عصب پوستی رانی خارجی را به وجود می آورد.

دستگاه عصبی

دستگاه عصبی یا سیستم عصبی یا سامانهٔ عصبی (Nervous System) در بدن جانوران به هماهنگی فعالیت‌های ماهیچه‌ها پرداخته، اندام گوناگون را تحت نظارت درآورده، و ایجاد و توقّف ورودی‌های مربوط به حواس مختلف را باعث می‌شود. وظیفه کنترل اعمال بدن بر عهدهٔ دو سامانهٔ عصبی و غده‌ای درونی می‌باشد، که از این میان، سامانهٔ عصبی، از یاخته‌های عصبی و یاخته‌های کمکی تشکیل شده‌است.

به این ترتیب دستگاه عصبی، با ساختار و کار ویژه‌ای که دارد، در جهت ایجاد هماهنگی بین اعمال سلول‌ها و اندام‌های مختلف بدن تمایز و تکامل یافته‌است. خواص ویژهٔ آن عبارت اند از تأثیرپذیری نسبت به محرک‌های خارجی، ایجاد یک جریان عصبی که نمایانگر تأثیر محرک است، هدایت جریان عصبی از یک نقطهٔ دستگاه به نقطهٔ دیگر و سرانجام انتقال آن از یک واحد عصبی به یک واحد دیگر.[۱]

محتویات

    ۱ تقسیم‌بندی دستگاه عصبی
        ۱.۱ دیدگاه کالبدشناختی
        ۱.۲ دیدگاه کارکردی
    ۲ وظیفه دستگاه عصبی
    ۳ جنین‌شناسی دستگاه عصبی
    ۴ دستگاه عصبی مرکزی
        ۴.۱ مغز
        ۴.۲ نخاع
        ۴.۳ محافظت از دستگاه عصبی مرکزی
        ۴.۴ نوروگلی
    ۵ دستگاه عصبی محیطی
        ۵.۱ اعصاب مغزی
        ۵.۲ اعصاب نخاعی
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پیوند به بیرون
    ۸ پانویس
    ۹ منابع

تقسیم‌بندی دستگاه عصبی

تقسیم‌بندی دستگاه عصبی معمولاً بر دو مبنای کالبدشناختی (آناتومیک) و کارکردی صورت می‌گیرد.
دیدگاه کالبدشناختی

دستگاه عصبی را از دیدگاه کالبدشناختی به دو بخش تقسیم می‌نمایند، که عبارت‌اند از:

    دستگاه عصبی مرکزی[۲]: از مغز و نخاع تشکیل گردیده‌است.
    دستگاه عصبی محیطی[۳]: از۱۲ جفت رشته‌های عصبی مغزی و ۳۱ جفت رشته‌های عصبی نخاع تشکیل گردیده‌است که مغز و نخاع را به سایر قسمت‌های بدن ارتباط می‌دهند. دستگاه عصبی محیطی شامل دو بخش اصلی حسی و حرکتی است. بخش حسی اطلاعات اندام‌های حس را به دستگاه عصبی مرکزی هدایت می‌کند (حس پیکری و حس احشایی)، و بخش حرکتی ارسال پیام عصبی را به اندام‌های حرکتی بر عهده دارد و خود شامل دو دستگاه مستقل می‌شود: دستگاه عصبی پیکری و دستگاه عصبی خودمختار.[۱]

دیدگاه کارکردی

از دیدگاه کارکردی سامانهٔ عصبی را به دو بخش تقسیم می‌نمایند:

    دستگاه عصبی پیکری[۴]: بخش ارادی سامانهٔ عصبی بوده و به ماهیچه‌های اسکلتی و همچنین ماهیچه زبان عصب‌دهی می‌نماید. برخی از فعالیت‌ها در این دستگاه همچون انعکاس‌های نخاعی، غیر ارادی اند[۱].
    سامانه عصبی خودگردان و یا خودمختار [۵]: همانطور که از نام آن مشخص است، سامانهٔ عصبی کاملاً غیر ارادی بوده که بر اعمال اندام درونی بدن، غده‌ها و... نظارت دارد و شامل دو گروه رشته‌های عصبی سمپاتیک و رشته‌های عصبی پاراسمپاتیک می‌باشد که حالت پایدار بدن را حفظ می‌کنند. عمل این دو بخش به طور معمول برخلاف یک‌دیگر است.

وظیفه دستگاه عصبی

سامانهٔ عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت پیامهای حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. این فعالیت‌های عصبی به طور کلی در دو جهت انجام می‌گیرند: تنظیم فعالیت‌های درونی بدن و تنظیم موقعیت جانور نسبت به محیط اطراف. البته در اغلب موارد، هر دو نوع تنظیم عصبی داخلی و خارجی با هم کار می‌کنند.[۱] دریافت حواس هنگامی اتفاق می‌افتد که بدن از راه نورون‌ها، گلیا و سیناپس‌ها به گردآوری اطلاعات و داده‌ها می‌پردازد. دستگاه عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپس‌هایی پایه ریزی می‌گردد که سلول‌ها را به یکدیگر یا به مراکز سراسری و یا به دیگر نورونها متصل می‌کنند. کارکرد این نورونها بر پایه تحریک و بازدارندگی است. روش ارتباط میان سلولهای عصبی است که تعیین کننده کارکرد آنها می‌باشد.

رشته‌های عصبی آوران محرک‌های عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت می‌کنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و فقط درمغز صورت می‌پذیرد. پس از پردازش اطلاعات درمغز، فرمان‌های عصبی ازطریق مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و اندامها هدایت می‌شوند که به این فرایند اعمال حرکت گفته می‌شود. سلول‌های گلیا داخل بافت عصبی یافت می‌شوند و قابل تحریک نیستند.
جنین‌شناسی دستگاه عصبی

در هفته سوم پس از لقاح، در ناحیه پشتی جنین، نوار طولی از اکتودرم ظاهر شده که دارای دو پایانه سری و دمی می‌باشد، این صفحه، صفحه عصبی گفته می‌شود، از آنجایی که رشد اطراف صفحه بیش از نواحی مرکزی آن می‌باشد پس از مدتی صفحه بصورت ناودان مانند موسوم به ناودان عصبی و با ادامه روند رشد، سرانجام بصورت لوله در امده که به آن لوله عصبی گفته می‌شود.
دستگاه عصبی مرکزی
نمایی کلی از دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع

دستگاه عصبی مرکزی از دو قسمت مغز و نخاع (medulla spinalis) تشکیل شده‌است. مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و توسط کپسولی استخوانی محافظت می‌شود. نخاع نیز در داخل حفره نخاعی جای دارد و توسط ستون مهره‌ها حفاظت می‌شود. هم مغز و هم نخاع در داخل پوششی بنام مننژ قرار دارند و مایع مغزی نخاعی نیز فضای بین این اعضا و مننژ را پر کرده است[۶].

دستگاه عصبی مرکزی از دو بخش ماده سفید و خاکستری تشکیل یافته‌است. ماده خاکستری حاوی سلول‌های عصبی و قسمت ابتدایی زواید آنها است و ماده سفید حاوی الیاف عصبی است.
مغز
نوشتار اصلی: مغز


مغز در داخل حفره جمجمه‌ای جای دارد و از راه سوراخ ماگنوم به نخاع متصل می‌شود. قسمت پایینی مغز را که به طناب نخاعی متصل می‌شود را بنام ساقه مغز (Brain Stem) می‌شناسند و قسمت جلویی مغز را پیشامغز (پروزانسفالون) (Prosencephalon) می‌نامند[۶].

در رویان ۵ هفته‌ای پیشامغز از دو قسمت تشکیل شده‌است: تلانسفال (Telencephalon) و دیانسفال(Diencephalon). تلانسفال که نیمکره‌های مغزی را می‌سازد و دیانسفال که چشم‌ها، هیپوفیز، تالاموس، هیپوتالاموس و اپی فیز (جسم پینه آل) را می‌سازد[۷].

ساقه مغز از دو تشکیل شده‌است: مغز میانی (مزانسفالون Mesencephalon) و مغز پسین (رومبانسفالون Rhombencephalon).
نمای از تمایز دستکاه عصبی مرکزی در دوران جنینی

رومبانسفالون نیز از دو بخش تشکیل شده‌است: متانسفالون (Metencephalon) که در آینده پل مغز (Pons) و مخچه (Cerebellum) از آن منشا می‌گیرد و میلانسفالون (Myelencephalon) که در آینده پیاز مغز (Medulla oblongata) را می‌سازد[۷].

    وزن مغز: وزن مغز در انسان‌ها بطور متوسط بین ۱۲۵۰ تا ۱۶۰۰ گرم می‌باشد. وزن مغز با وزن بدن نیز ارتباط دارد و معمولاً افراد سنگین وزن تر دارای وزن مغز بیشتری می‌باشند. متوسط وزن مغز در مردان ۱۳۵۰ گرم و در زنان ۱۲۵۰ گرم می‌باشد. در سن ۲۰ سالگی وزن مغز به حداکثر میزان خود می‌رسد. در سنین پیری وزن مغز به علت آتروفی وابسته به سن کاهش می‌یابد. باید توجه داشت که میزان وزن مغز افراد با میزان هوش آنها ارتباطی ندارد[۶].

برش عرضی از نخاع
نخاع

    نوشتار اصلی: نخاع


نخاع درون ستون مهره‌ها از پیاز مغز تا کنار پایینی اولین مهره کمری امتداد دارد و مغز را به دستگاه عصبی محیطی متصل می‌کند. نخاع در کودکان بلند تر بوده و تا کنار بالایی سومین مهره کمری امتداد دارد. نخاع علاوه بر انتقال اطلاعات حسی به مغز و پیام‌های عصبی به ماهیچه‌ها، مرکز برخی از انعکاس‌های بدن است. انعکاس، پاسخ ناگهانی و غیر ارادی ماهیچه‌ها در پاسخ به محرک‌هاست.

۳۱ جفت عصب نخاعی به نخاع متصل است. هر عصب شامل یک ریشهٔ پشتی و یک ریشهٔ شکمی است. ریشه‌های پشتی محتوی نورون‌های حسی‌اند که اطلاعات را از گیرنده‌های حسی به دستگاه عصبی مرکزی انتقال می‌دهند. ریشه‌های شکمی محتوی نورون‌های حرکتی اند که پاسخ حرکتی را از دستگاه عصبی مرکزی به ماهیچه‌ها و غده‌ها منتقل می‌کنند.

در برش عرضی نخاع دو بخش دیده می‌شود: بخشی در وسط که از جنس مادهٔ خاکستری است و شامل [جسم سلولی نورون،قسمت ابتدایی دنریت ها وقسمت پایانی آکسون ها]، و بخشی از جنس ماده سفید که محتوی آکسون و دندریت نورون‌هاست و بخش خاکستری را دربر گرفته‌است. همچنین در بخش خاکستری نخاع، نورون‌های رابط وجود دارند که باعث ارتباط نورون‌ها با یک‌دیگر می‌شوند.[۱]
محافظت از دستگاه عصبی مرکزی
لایه‌های مننژ

دستگاه عصبی مرکزی پستانداران به چند روش محافظت می‌شود. نخستین عامل، استخوان‌های جمجمه و ستون مهره‌ها هستند که جعبه‌ای محکم و استخوانی برای محافظت از مغز و نخاع به وجود می‌آورند. افزون بر آن، مغز و نخاع را پرده‌ای سه‌لایه‌ای به نام مننژ می‌پوشاند. پردهٔ بیرونی مننژ از نوع بافت پیوندی محکم است و سخت‌شامه نام دارد. در زیر آن لایهٔ عنکبوتیه قرار دارد، و لایهٔ درونی مننژ نرم‌شامه است که دارای مویرگ‌های خونی فراوان است و بافت مغزی را تغذیه می‌کند. میان لایهٔ عنکبوتیه و نرم‌شامه فضایی هست که از مایعی به نام مایع مغزی نخاعی پر شده‌است و نقش ضربه‌گیر را دارد.

هم‌چنین، سلول‌های پوششی دیوارهٔ مویرگ‌های مغزی، فاقد منافذی هستند که در سایر بافت‌ها دیده می‌شود. در نتیجه بسیاری از مواد که در متابولیسم سلول‌های مغز نقشی ندارند و نیز میکروب‌ها معمولاً نمی‌توانند وارد مغز شوند. به این عامل حفاظت‌کننده سد خونی مغزی می‌گویند[۱].نورون‌های دستگاه عصبی مرکزی بوسیله انواعی از سلول‌های غیر قابل تحریک که نوروگلی نامیده می‌شوند حمایت می‌شوند[۸].
نوروگلی
نوشتار اصلی: نوروگلی


این دسته از سلول‌ها وظیفه حمایت از سلول‌های عصبی یا همان نورون‌ها را بر عهده دارند و غیر عصبی هستند. گرچه این سلول‌ها کوچکتر از نورون‌ها هستند ولی از لحاظ تعداد ۵ تا ۱۰ برابر نورون‌ها هستند به طوری که نصف حجم مغز و نخاع را شامل می‌شوند. این سلول‌ها به ۴ دسته کلی تقسیم می‌شوند[۸]:

    آستروسیت‌ها
    الیگودندروسیت‌ها
    سلول‌های میکروگلی
    سلول‌های اپاندیم

دستگاه عصبی محیطی
نوشتار اصلی: دستگاه عصبی محیطی


دستگاه اعصاب محیطی از اعصاب مغزی (Cranial nerves)، اعصاب نخاعی (Spinal nerves) و عقدههای مربوط به آنها تشکیل شده‌است.
اعصاب مغزی
ساقه مغز جایی است که اکثر اعصاب مغزی از آنجا منشا می‌گیرد و عددهای یونانی نشان دهنده شماره زوج‌های جدا شده‌است

اعصاب مغزی ۱۲ جفت می‌باشند. اگرچه دو جفت اول را نمی‌توان واقعاً جزئی از دستگاه اعصاب محیطی به‌شمار آورد. تا هفته چهارم تکامل جنینی هسته‌های همه ۱۲ عصب مغزی تشکیل شده‌اند. همه اعصاب مغزی بجز عصب بویایی و عصب بینایی از ساقه مغز منشا می‌گیرند[۷]. لیست اعصاب مغزی به شرح زیر می‌باشد[۶]:

    زوج ۱: عصب بویایی (olfactory nerve)
    زوج ۲ : عصب بینایی (optical nerve)
    زوج ۳ : عصب حرکتی چشم (اوکولوموتور) (oculomotor nerve)
    زوج ۴ : عصب قرقره‌ای (تروکلئار) (trochlear nerve)
    زوج ۵ : عصب سه‌قلو (تریجمینال) (trigeminal nerve)
    زوج ۶ : عصب اشتیاقی (ابدوسنس) (abducens nerve)
    زوج ۷ : عصب چهره‌ای یا عصب فاشیال (facial nerve)
    زوج ۸ : عصب تعادلی_ شنوایی (وستیبولوکوکلئار) (vestibulocochlear nerve)
    زوج ۹ : عصب زبانی-حلقی (گلوسوفارینژیال) (glossopharyngeal nerve)
    زوج ۱۰ : عصب واگ (عصب جمجمه‌ای دهم) (vagus nerve)
    زوج ۱۱ :عصب فرعی (اکسسوری) (accessory nerve)
    زوج ۱۲ : عصب زیرزبانی (هیپوگلوسال) (hypoglossal nerve)

اعصاب نخاعی

در انسان ها ۳۱ جفت عصب نخاعی وجود دارد که از راه سوراخ‌های بین مهره ای ستون مهره‌ها بیرون می‌آیند. اعصاب نخاعی به صورت زیر تقسیم بندی و نامگذاری می‌کنند:

    اعصاب گردنی (cervical nerves): این اعصاب ۸ جفت هستند که از C۱ تا C۸ نامگذاری شده‌اند. اولین زوج از بین استخوان پس‌سری (occipital bone) و مهره اطلس خارج می‌شود[۶].
    اعصاب سینه‌ای (thoracic nerves): این اعصاب ۱۲ جفت می‌باشند که از T۱ تا T۱۲ نامگذاری شده‌اند.
    اعصاب کمری (lumbar nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از L۱ شماره تا L۵ نامگذاری شده‌اند.
    اعصاب خاجی (sacral nerves): این اعصاب ۵ جفت می‌باشند که از S۱ تا S۵ نامگذاری می‌شوند.
    یک جفت عصب دنبالچه‌ای (کوکسیژیال، Coccygeal) که از بین مهره اول و دوم دنبالچه‌ای خارج می‌شود.

هر عصب نخاعی توسط دو ریشه به نخاع متصل است: ریشه پیشین (Anterior root) و ریشه پسین (Posterior root). ریشه‌های پیشین و پسین پس از خروج از طناب نخاعی به طرف سوراخ بین مهره‌ای خود رفته و به هم متصل می‌شوند و تشکیل عصب نخاعی را می‌دهند. ریشه پیشین حاوی الیاف وابران (Efferent fibers) است در حالی که ریشه پسین حاوی الیاف آوران (Afferent fibers) است. ازآنجا که الیاف آوران، اطلاعاتی از قبیل حس لامسه، درد، حرارت و ارتعاش را منتقل می‌کنند به آنها الیاف حسی (Sensory fibers) هم می‌گویند. عصب نخاعی پس از گذشتن از سوراخ بین مهره‌ای به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه بزرگ پیشین (Anterior ramus) و شاخه بزرگ پسین (Posterior ramus). این شاخه‌ها هم الیاف حسی و هم الیاف حرکتی دارند. شاخه‌های پیشین در ابتدای اندام مربوطه به هم می‌پیوندند و شبکه عصبی را در همان طرف اندام ایجاد می‌کنند. شبکه گردنی و شبکه بازویی در ابتدای اندام فوقانی شکل می‌گیرند و شبکه کمری و شبکه خاجی یا شبکه ساکرال (Sacral Plexus) در ابتدای اندام تحتانی ایجاد می‌شوند.

درخت معبد

درخت معبد که به نام پرسیاوشان مویی نیز شهرت دارد در چین منشا یافته و حدود ۸۰ میلیون سال است که وجود دارد. این درخت یکی از گیاهان بازدانه است.

گیاه دارویی جینگو بیلوبا (Ginkgo Biloba)

    جینگو بیلوبا چه کار می‌کند؟

یک گیاه دارویی است که در درمان بیماری‌های زیر موثر است:

مشکلات گردش خون سرخرگی، تصلب شرائین مغزی، ادم مغزی، نارسایی عروق مغزی، ناشنوایی گوش داخلی، کاهش بینایی و شنوایی در اثر نارسایی عروق، اختلال در حافظه یا قدرت تمرکز، لنگی متناوب پاها در نتیجه انسداد عروق و نرسیدن خون کافی به آنها، رتینوپاتی (اختلال در شبکیه چشم)، سرد شدن انتهای دست‌ها و پاها به دلیل نرسیدن خون کافی به رگ‌های محیطی، تضعیف حافظه کوتاه مدت، زنگ زدن گوش‌ها (با منشاء عروقی)، بیماری‌های عروقی، سرگیجه (با منشاء عروقی) .

این گیاه دارویی به خصوص در بیماری آلزایمر و دمانس مغزی (اختلال در حافظه به دلیل پیری یا بیماری) مفید است. این داروی گیاهی به شکل کپسول، قرص یا شربت وجود دارد.

در موارد زیر باید قبل از مصرف Ginkgo با پزشک مشورت کرد:

۱- اگر دچار مشکلی در انعقاد خون هستید، زیرا Ginkgo دارای خاصیت ضد انعقاد خون است.

۲- اگر وارفارین (warfarin)، هپارین یا هر نوع داروی کاهش دهنده غلظت خون مثل آسپرین را با تجویز پزشک و بطور مرتب مصرف می کنید، زیرا این داروها ممکن است با Ginkgo تداخل کنند.

۳- اگر نسبت به فراورده‌های این گیاه دارویی دچار حساسیت یا آلرژی هستید.

۴- اگر باردار هستید یا می خواهید باردار شوید.

۵- اگر در دوران شیردهی هستید.

    مقدار دوز مصرفی آن چقدر است؟

مقدار مصرف این داروی گیاهی به نوع بیماری و شدت علائم آن بستگی دارد.

    چگونه باید این داروی گیاهی را مصرف کنیم؟

کپسول یا قرص این داروی گیاهی را در دهان گذاشته و با یک لیوان پر از آب ببلعید. برای تاثیر بهتر این مکمل و در شرایطی که معدهٔ حساسی دارید، شربت، چای یا فرم تزریقی این دارو توصیه می‌شود. شما می‌توانید همراه غذا یا بدون غذا آن را بخورید.

    چه داروهایی با Ginkgo تداخل می‌کنند؟

هپارین، وارفارین، کومارین و هر نوع داروی کاهش دهنده غلظت خون. همچنین اگر آسپرین با تجویز پزشک و طبق یک برنامه، بطور مرتب مصرف می‌شود، ممکن است با Ginkgo تداخل کند.

    اثرات جانبی Ginkgo چیست؟

واکنش حساسیت شدید مثل تب، تورم رگ‌های خونی، ادم یا خیز، درد عضلات یا مفاصل، خونریزی در چشم، خونریزی زیرپوستی، مشکلاتی در انعقاد خون.

معمولاً رفع این اثرات جانبی نیاز به درمان پزشکی ندارد، ولی اگر این عوارض جانبی ادامه پیدا کرد یا تشدید شد، مصرف دارو را قطع کنید و به پزشک اطلاع دهید.

    کجا باید آن را نگهداری کنیم؟

دور از دسترس کودکان در یک محل نگهداری کنید. در دمای اتاق (۱۵ تا ۳۰ درجه سانتیگراد) باشد. گیاه تازهٔ Ginkgo و فرم تزریقی و شربت آن را در یک محفظهٔ بدون هوا، خشک و تاریک نگه دارید.

جینگو بیلوبا یکی از قدیمی‌ترین انواع درخت هاست و حدس زده می‌شود که قدمت ۲۰۰ میلیون ساله داشته باشد. درختی مقاوم با برگ‌های سبز روشن و به شکل بادبزن است. طول این درخت حدود ۳۸ متر است. درخت ماده در فصل پاییز میوه می‌دهد که شبیه آلو است.

برگ‌ها و دانه درون میوهٔ این درخت، خواص دارویی دارند، ولی گوشت میوهٔ آن سمی است .

    این گیاه چه اثراتی در بدن دارد؟

Ginkgo یک گیاه دارویی است که جریان خون را در دست‌ها و پاها افزایش می‌دهد و باعث بهبود کار مغز و تقویت حافظهٔ کوتاه مدت می‌شود. خون رسانی را به مغز افزایش می‌دهد، در نتیجه باعث می‌شود قند بیشتری وارد سلول‌های مغزی شود و انتقال پیام‌های عصبی را تقویت می‌کند.

Ginkgo دارای خواص آنتی اکسیدانی است، زیرا باعث تقویت عمل پلاکت‌های خونی و سلول‌های عصبی و افزایش خون رسانی به سیستم عصبی و مغز می‌شود.

همچنین ویسکوزیته (غلظت و چسبندگی) خون را کاهش می‌دهد.

باعث گشاد شدن رگ‌های خونی می‌شود.

تخریب شبکیه چشم را که در نتیجهٔ تخریب ماکولار رخ می‌دهد، کاهش می‌دهد.

ول‌ویچیا

این گیاه در بیابانها رشد می‌کند و می‌تواند تا بیش از 2500 سال عمر کند. این گیاه دارای یک ریشه عمودی دراز است اما ساقه‌ای کوتاه دارد و فقط دارای دو برگ دراز و سفت است .آنها در سراسر زندگی گیاه به آهستگی رشد می‌کنند و انتهایشان توسط نور خورشید خشک می‌شود و توسط بادهای صحرایی ساییده می‌گردند. ول وی چیا از نظر تشکیل دانه در داخل مخروط به کاجها شباهت دارد.

مطلب از دانشنامهٔ رشد

بازدانگان

بر خلاف دیگر گیاهان بدون گل، بازدانگان دارای دانه هستند. از جمله فراوان‌ترین گونه‌ها گروه کاجها هستند که دانه‌های خود را داخل مخروط کاج تولید می‌کنند. بازدانه‌ها همچنین شامل سرخسهای نخلی، درخت معبد و یک نوع گیاه عجیب صحرایی به نام ول‌ویچیا هستند.

نای‌دیس

عنصر هادی ابتدایی در آوند چوبی بسیاری از گیاهان که دوکی‌شکل و باریک و طویل است را نای‌دیس[۱] یا تراکئید (Tracheid) می‌گویند. نای‌دیس‌ها آوندهای چوبی ناقص هستند.

بافت چوبی از چهار نوع سلول تشکیل شده است که عبارتند از: نای‌دیس، آوند چوبی Vessel، فیبر و پارانشیم چوبی، که مهمترین آنها نای‌دیس‌ها و آوندهای چوبی به عناصر نای‌دیسی معروف‌اند و غیر زنده هستند.

نای‌دیس یاخته منفرد دوکی‌شکل مرده‌ای است که در امتداد اندام، طویل شده است. برخلاف برخی از عناصر آوندی دو انتهای آن باز نیست و جزو آوندهای ناقص به شمار می‌آید. حرکت شیره خام از خلال سوراخ‌هایی انجام می‌شود که در بدنهٔ نای‌دیس قرار دارند. نای‌دیس‌ها از نظر تکاملی پایین‌تر از عناصر آوندی بوده و در گیاهان کم تکامل یافته مانند سرخس‌ها و بازدانگان یافت می‌شود.

کاج

کاج (نام علمی: Pinus) نوعی درخت از دسته مخروطیان است که برگهای دائمی دارد. کاج‌ها به ترتیب در شاخه‌های دانه‌داران، بازدانگان، مخروط‌داران قرار دارند.

پولک‌های مخروط کاج همان برگ‌های کاج هستند که تغیر شکل یافتند.

ماده موجود در یاخته کاج نای‌دیس (تراکئید) نام دارد. دانهٔ کاج دانهٔ بال‌دار است که به وسیلهٔ قسمت بال‌مانندی با باد به حرکت درآمده و تولید می‌شود.

کاج سفید

کاج سفید یا کاج روسی یا چوب روسی (نام علمی: Pinus sibirica) نام یک گونه از سرده کاج است.

وام‌واژه

وام‌واژه یا واژه عاریتی واژهٔ است که از زبانی به زبان دیگر وارد شده است. برای نمونه واژه های ترومپت، تلفن و اتومبیل از زبان فرانسوی به فارسی راه یافته‌اند و به همان شکل متداول گشته‌اند؛ اتاق از ترکی و چمدان و ترمز از روسی به زبان فارسی راه یافته‌اند.

برخی وام‌واژه‌ها معادل فارسی دارند (مانند دورنگار به جای فکس یا سامانه به جای سیستم)، و برخی ندارند (مانند تلفن و رادیو و تلویزیون).

یکی از راه های تشخیص وام‌واژه‌ها، به ویژه وام واژه های عربی، در فارسی، وجود حروف ث، ح، ص، ض، ط، ظ، ع و ق است که در واژه‌های فارسی به کار نمی‌رود؛ برای نمونه، کلمات صابون، اقیانوس، ثواب، ضابط، مظهر و معبد غیرفارسی است.[۱]

محتویات

    ۱ تغییر معنی وام‌واژه‌ها
    ۲ نمونه‌هایی از وام‌واژه‌ها
    ۳ پیوند به بیرون
    ۴ مطالعه بیشتر
    ۵ توضیح

تغییر معنی وام‌واژه‌ها

وام‌واژه‌ها نسبت به کاربردشان در زبان اول، تغییر مفهوم می‌دهند و لزوماً در همان‌جا و به همان معنی‌ای که در زبان اول بوده در زبانی که آن وام‌واژه را گرفته، بکار نمی‌روند.
نمونه‌هایی از وام‌واژه‌ها

- سنگ صبور: اصل این واژه تورکی و بصورت صبیرداش (=هم‌صبر) است که واژه‌ی صبیر که در ترکی صبر می‌باشد نیز به اشتباه، صبور عربی فرض شده و پسوند داش/تاش/تای بمعنای هم، بمعنای سنگ فرض شده است، در نتیجه سنگ صبور استفاده می‌شود؛ در صورتی‌که سنگ نیاز به صبر ندارد!

- دوقـُلو: این واژه اصلاً تورکی و بصورت دوغول‌لو/ ائکیز دوغولو (هم زاد) می باشد که حروف "دو..." در ابتدای کلمه بمعنای عدد 2 فرض شده و واژگانی چون سه قولو ، چهار قولو و ... ساخته شده‌اند!

- شنبه: این واژه اصلاً عبری و بمعنای تعطیل است که در فارسی‌دری با اضافه کردن اعداد 5-1 به ابتدای آن، واژگان جدید 1شنبه، 2شنبه، 3شنبه و ... ساخته شده‌اند و «جمعه» نیز عربی است.

- آب افتادن دل: اصل این اصطلاح ترکی و بصورت آغیز سولانماق (=آب‌افتادن دهان یا زبان) می‌باشد ؛ با توجه به اینکه دیل در ترکی به زبان گفته می‌شود و در فارسی‌دری به اشتباه دل (قلب) فرض شده ، در نتیجه آب افتادن دل استفاده می‌شود!

- هفت سین: اصل این اصطلاح تورکی و بصورت یئتدی سین (هفت تایش را .../ هفت مورد را بکار بردن) می‌باشد.

- شیر (شیر آب) : اصل این واژه تورکی و از صدای ریختن آب از ارتفاع گرفته شده است؛ در زبان تورکی به آبشار "شیرشیر/ شورشور/ شارشار" می‌گویند.

- چهار باغ: اصل این اصطلاح تورکی و بصورت چر باغ / چیر باغ (=چراغ باغ) می‌باشد.

- کویر: اصل این واژه تورکی و بصورت کؤ یئر می‌باشد.

- بایر: اصل این واژه تورکی و بصورت بای یئر (=زمین وسیع) می‌باشد.

- گاو خونی: اصل این اصطلاح تورکی و بصورت قوخوننی (=دارای بوی بد) می‌باشد.

- هر دم بیلی: اصل این کلمه تورکی و بصورت هردم بیری (=هر از گاهی یک مورد ، بدون برنامه) می‌باشد.