طبیعت، به معنای واقعی کلمه، معادل جهان یا عالم طبیعی، فیزیکی و مادی است. طبیعت در حالت کلی، به پدیده جهان فیزیکی و همچنین زندگی اشاره دارد؛ و همچنین اندازهٔ آن از ذرات زیراتمی تا خود گیتی متغییر است.
اگرچه واژهٔ طبیعت امروزه در معناهای مختلفی به کار میرود، اغلب به مفهوم زمینشناسی و حیات وحش اشاره دارد. طبیعت به حوزه کلی انواع متنوع گیاهان و حیوانات زنده و گاهی اوقات نیز به فرآیندهای مرتبط با اشیای بیجان باز میگردد (روشی که انواعی از اشیای مخصوص وجود دارند و تغییرات خود به خودی، مانند آبوهوا و زمینشناسی و همچنین ماده و انرژی که تمام این چیزها را تشکیل داده است). این اغلب به معنای محیط زیست یا طبیعت وحش (حیوانات وحشی، صخرهها، جنگلها، سواحل، و به طور کلی چیزهایی که به طور قابل ملاحظهای با مداخلات انسانی تغییر کردهاند، یا با وجود این مداخلات به کار خود ادامه دادهاند) است. این موضوع نسبتا قدیمی اشیای طبیعی که هنوز امروزه یافت میشود، به تفاوتی بین اشیای طبیعی و مصنوعی با موجودات مصنوعی ادراک شده به عنوان چیزهایی که توسط خودآگاهی یا ذهن انسان وارد وجود شدهاند، اشاره دارد. براساس این زمینه ویژه، واژه «طبیعی» باید از «غیر طبیعی»، «فراطبیعی» یا «دستساخته» متمایز گردد. آنچه که انسان، در پدید آوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند. طبیعت، محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان ابژهها است. انسان، پیش از زندگی در شهرها، در طبیعت میزیستهاست.دگرگونی از ویژگیهای طبیعت است. متن صفحه.[۱] ایرانیها به طبیعت بکر علاقه زیادی دارند، در همین راستا یک روز را به نام روز طبیعت (سیزده به در) نام گذاری کردند و در آن روز به طبیعت گردی میپردازند.
محتویات
۱ زمین
۱.۱ زمینشناسی
۱.۱.۱ تکامل زمینشناسی
۱.۲ چشمانداز تاریخی
۲ اتمسفر، آبوهوا و هوا
۳ آب روی زمین
۳.۱ اقیانوسها
۳.۲ دریاچه
۳.۲.۱ آبگیر
۳.۳ رودخانهها
۳.۴ روانه
۴ اکوسیستم
۴.۱ طبیعت وحش
۵ زندگی
۵.۱ تکامل
۵.۲ میکروبها
۵.۳ گیاهان و حیوانات
۶ گرایش به طبیعت در فلسفه
۷ روابط متقابل انسان
۷.۱ زیباییشناسی و زیبایی
۸ ماده و انرژی
۸.۱ فراتر از زمین
۹ منابع
زمین
منظره زمین، گرفته شده در سال ۱۹۷۲ به وسیله فضانورد آپولو ۱۷. این تصویر تا به امروز تنها عکس در نوع خود است، که نیمکره روشن زمین را نمایش میدهد.
زمین تنها سیاره دارای حیاتیست که اکنون میشناسیم، و ویژگیهای طبیعی آن، موضوع بسیاری از عرصههای تحقیقات علمیست. در منظومه شمسی سومین سیارهٔ نزدیک به خورشید، بزرگتیرین سیاره زمین سان و در کل پنجمین سیاره بزرگ است. برجستهترین ویژگیهای آبوهوایی زمین، دو منطقهٔ قطبی آنند، دو منطقه معتدل نسبتا باریک، و یک منطقه گرمسیری استوایی تا نیمهگرمیسیری. میزان بارندگی با توجه به موقعیت، به طور چشمگیری متنوع است و از چند متر آب در سال تا کمتر از یک میلیمتر فرق میکند. ۷۱ درصد سطح زمین با اقیانوسهای آب شور پوشیده شده است. سطح باقیمانده، شامل قارهها و جزایر است و با بیشترین مناطق مسکونی، در نیمکره شمالی قرار دارد.
زمین به وسیلهٔ فرآیندهای زمینشناسی و زیستی، تکامل یافته است که رد پایشان بر روی شرایط فعلی به جای مانده است. پوستهی آن به چند صفحه بشقابی در حال حرکت تقسیم میشود. داخل آن، با یک لایهٔ نازکی از گوشته پلاستیکی و یک هسته آهنی که میدان مغناطیسی تولید میکند، فعال میماند.
شرایط جوی با وجود اشکال مختلف زندگی، از شرایط اصلی فاصله گرفته است، و یک تعادل زیست محیطی به وجود آورده است که شرایط سطح زمین را تثبیت میکند. با وجود تغییرات اقلیمی گسترده در آبوهوا، با توجه به عرض جغرافیایی و سایر عوامل جغرافیایی، میانگین آبوهوای جهانی در بازه زمانی بین دو عصر یخبندان، تقریبا پایدار است و تنها یک یا دو درجه اختلاف دما، به طور تاریخی، تاثیر شگرفی بر تعادل زیست محیطی و جغرافیای فعلی زمین داشته است.
زمینشناسی
سه نوع از مرزهای زمینساخت بشقابی جغرافیایی.
زمینشناسی، عبارتست از علم و مطالعه مواد جامد و مایعای که زمین را شکل میدهند. رشته زمینشناسی مطالعه ترکیب، ساختار، خواص فیزیکی، دینامیک و تاریخچه مواد زمین و فرآیندی که آنها را شکل داده، جابجا کرده و تغیر داده است، میباشد. این رشته یک نظام دانشگاهی بزرگ است و همچنین برای استخراجات معدنی و نفتی، آگاهی از خطرات طبیعی و کاهش آنها، برخی رشتههای مهندسی ژئوتکنیک، و درک محیط زیست و آبوهوای گذشته مهم است.
تکامل زمینشناسی
زمینشناسی یک منطقه با گذر زمان و زمانی که واحدهای سنگی ساییده و خرد میشوند و فرآیندهای تغییر فرم دهنده، شکل و موقعیت آنها را دگرگون میسازند، تکامل مییابد.
واحدهای سنگی در ابتدا با رسوبگذاری بر روی سطح ایجاد میشوند. رسوبگذاری زمانی اتفاق میافتد که رسوبها بر روی سطح زمین جاری شوند و بر اثر فشار به سنگ رسوبی تبدیل شوند یا زمانی که مواد آتشفشانی مانند خاکستر آتشفشانی یا گدازه جریان پیدا کنند، و سطح را بپوشانند. تودههای نفوذی آذرین مانند ژرفسنگ، لاکولیث، دایک و آذرینلایه سنگها را از بالا به پایین فشار میدهند.
پس از رسوبگذاری اولیه، واحدهای سنگی میتوانند تغییر شکل دهند و یا دگرگون شوند. حرکتهای افقی دور شونده، نزدیک شونده و کنار هم در گسلها اتفاق میافتد. این سیستمهای ساختاری به طور گستردهای به مرزهای همگرا، مرزهای واگرا و مرزهای دگرگون بین صفحات بشقابی بستگی دارند.
چشمانداز تاریخی
پلانکتونها در اقیانوسها، دریاها و دریاچهها سکونت دارند، و برای حداقل ۲ میلیارد سال در شکلهای مختلف وجود داشتهاند.
این پویانمایی نشان دهنده حرکت قارهها از زمان جدایی پانچهآ تا زمان حاضر است.
زمین به طور تقریبی حدود ۴٫۵۴ میلیارد سال قبل، به همراه خورشید و سایر سیارات منظومهٔ شمسی تشکیل شد. ماه نیز حدودا ۲۰ میلیون سال بعد به وجود آمد. لایه خارجی در ابتدا ذوب شده، بعدها خنک شد و سبب به وجود آمدن پوسته جامد گردید. گازهای خارج شده بر اثر فعالیتهای آتشفشانی اتمسفر بسیار کهن را به وجود آورد. تجمع بخار آب، که اکثر یا تمام آن به وسیله یخ انتقال یافته به زمین توسط ستارههای دنبالهدار تامین شده بود، اقیانوسها را به وجود آورد. برخی معتقدند که فعالیت شیمیایی بسیار پر انرژی سبب خود تکثیری مولکولها در ۴ میلیارد سال قبل شد.
قارهها شکل گرفتند، سپس شکستند و با از نوع شکل گیری سطح زمین با گذر صدها میلیون سال، ابرقاره را شکل دادند. حدودا ۷۵۰ میلیون سال قبل، قدیمی ترین ابرقاره شناخته شده، رودینیا، شروع به تجزیه کرد. بعدا قارهها از نوع ترکیب شدند و پانوتیا را شکل دادند که حدود ۵۴۰میلیون سال قبل تجزیه شد، سپس نهایتا، پانجهآ ایجاد و حدود ۱۸۰ میلیون سال قبل تجزیه شد.
مدرک قابل توجهی وجود دارد که نشان میدهد یک فعالیت یخچالی شدید در عصر نئوپروتروزئیک بیشتر سیاره را زیر لایهای از یخ پنهان کرد. نام این فرضیه "زمین گلوله برفی" است و به این دلیل جذاب است که قبل تر از انفجار کمبرین اتفاق افتاده است که مطابق آن ۵۳۰-۵۴۰ میلیون سال قبل شکل زندگی چندسلولی شروع به گشترش یافتن کرد.
از زمان انفجار کمبرین، پنج انقراض انبوه قابل شناسایی موجود است. آخرین انقراض انبوه حدودا ۶۶ میلیون سال قبل اتفاق افتاد، زمانی که برخورد سنگ آسمانی، به احتمال زیاد سبب انقراض دایناسورهای غیر پرنده و سایر خزندگان غول پیکر شد. اما حیوانات کوچک مانند پستانداران جان سالم به در بردند. در طول ۶۶ میلیون سال گذشته، زندگی پستانداری متنوع گشته است.
چند میلیون سال قبل، گونهای از کپی آفریقایی قادر گشت که سرپا بایستد. ظهور متعاقب زندگی بشر، و توسعه کشاورزی و تمدن به بشر اجازه داد تا زمین را سریعتر از تمام اشکال قبلی زندگی، تحت تاثیر قرار دهد، و طبیعت و مقدار سایر ارگانیسمها را همانند آبوهوای جهانی دگرگون سازد. با مقایسه، رویداد اکسایش بزرگ، که به وسیله گسترش جلبکها در دوره سیدریان تولید شد، به حدودا ۳۰۰ میلیون سال زمان نیاز داشت تا به اوج خود برسد.
عصر حاضر در دستهای از رویداد انقراض انبوه قرار گرفته است، رویداد انقراض هولوسن، سریعترین رویداد ممکن. برخیها، مانند ادوارد ویلسون از دانشگاه هاروارد پیشبینی میکنند که تخریب زیستکره توسط انسان میتواند در ۱۰۰ سال آینده، سبب انقراض نیمی از گونهها شود. وسعت این انقراض، به وسیله زیستشناسان در حال تحقیق، بحث و اندازهگیریست.
اتمسفر، آبوهوا و هوا
آذرخش
نور آبی بیش از هر طول موج دیگری، به وسیله گازهای اتمسفر پراکنده میشود، و وقتی از فضا به زمین مینگریم هاله (اخترشناسی)ای آبی رنگ به نظر میرسد.
یک گردباد در اکلاهمای مرکزی
اتمسفر زمین عاملی کلیدی در حفظ اکوسیستم جهانی به حساب میآید. لایه نازکی از گازها که زمین را پوشانده، به وسیله جاذبه زمین پایدار گشته است. هوای خشک شامل ۷۸ درصد نیتروژن، ۲۱ درصد اکسیژن، ۱ درصد آرگون و سایر گازهای خنثی، کربن دی اکسید و غیره است. اما هوا نیز شامل مقدار متنوعی بخار آب است. فشار اتمسفر با افزایش ارتفاع کاهش مییابد و حدود ۸ کیلومتر بالاتر از سطح زمین، ارتفاع در مقیاس فشار دارد: ارتفاعی که فشار اتمسفر با عاملی از عدد نپر (ثابت ریاضی برابر ۲٫۷۱) کاهش یافته است. لایه ازون اتمسفر زمین، نقش مهمی در کاهش میزان اشعه فرابنفشی (یو وی) که به سطح زمین میرسد، بازی میکند. از آن جا که پرتوی فرابنفش به آسانی به دیانای آسیب میرساند، این لایه در حقیقت از حیات سطح زمین محافظت میکند. همچنین اتمسفر در طول شب گرمای خورشید را حفظ میکند تا اختلاف دمای شبانهروزی کاهش یابد.
آبوهوای زمینی منحصرا در تروپوسفر اتفاق میافتد، و به عنوان یک سیستم همرفتی برای توزیع مجدد گرما عمل میکند. جریانهای اقیانوسی یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین آبوهوا ٬به ویژه گردش دماشوری زیرآبی هستند که انرژی گرمایی را از اقیانوسهای استوایی به مناطق قطبی میرسانند. این جریانها به اعتدال اختلاف دما بین زمستان و تابستان در مناطق معتدل کمک میکنند. همچنین، اگر توزیع مجدد انرژی گرمایی به وسیله جریانهای اقیانوسی و اتمسفر، وجود نداشت، استوا بسیار گرمتر و سرزمینهای قطبی بسیار سردتر میشدند.
هوا میتواند هم تاثیرهای مخرب و هم تاثیرهای مفید داشته باشد. ابرقدرتهای هوا، مانند پیچند، توفند و چرخندمیتوانند هرچیزی را که در مسیرشان قرار دارد نابود کنند. زندگی گیاهی سطح زمین به صورت تکاملی به تنوع فصلی هوا واسبته است، و یک تغییر ناگهانی که چند سال دوام داشته باشد، میتواند تاثیر غمانگیزی بر گیاهان و حیواناتی که از آنها تغذیه میکنند، بگذارد.
آبوهوای جهانی اندازهگیری روند بلندمدت تغییر در هواست. عوامل متعددی شناخته شدهاند که بر تغییرات آبوهوایی تاثیر میگذارند و از جمله آنها میتوان به جریانهای اقیانوسی، سپیدایی سطح، گازهای گلخانهای، تغییرات در درخشش منظومهای و تغییرات چرخش زمین اشاره کرد. براساس اسناد تاریخی، زمین تغییرات آبوهوایی شدیدی را مانند عصرهای یخبندان در گذشته تحمل کرده است.
آبوهوای یک منطقه به عوامل مختلفی از جمله عرض جغرافیایی وابسته است. خطی از عرض جغرافیایی با خواص آبوهوایی مشابه، یک منقطه آبوهوایی تشکیل میدهد. تعداد زیادی از این مناطق وجود دارند که از اقلیم گرمسیری در استوا تا اقلیم قطبی در دو قطب شمال و جنوب متغییر اند. هوا نیز تحت تاثیر فصول قرار دارد، که حاصل انحراف محوری زمین نسبت به صفحه مداری آن است. بنابرین، در هر زمانی از زمستان یا تابستان، یک بخش از زمین به طور مستقیمتر، در معرض تابش نور خورشید قرار دارد. این رویداد با گردش زمین تکرار میشود. در هر زمانی، بدون در نظر گرفتن فصل، نیمکره شمالی ونیمکره جنوبی فصلهای مخالفی را تجربه میکنند.
هوا یک سیستم آشوبی است که با تغییرات کوچک در محیط زیست به سادگی تغییر میکند، لذا هواشناسی دقیق اکنون فقط به چند روز محدود است. به طور کلی، دو چیز اکنون در جهان در حال وقوع است: (۱) میانگین دما در حال افزایش است، و (۲) آبوهوای منطقهای در حال تحمل تغییرات قابل توجهیست.
آب روی زمین
آبشار دیوساگو در مرز بین برزیل و آرژانتین.
آب یک ماده شیمیایی تشکیل شده از هیدروژن و اکسیژن است و برای تمام انواع شناختهشده زندگی حیاتی است. در استفاده نوعی، منظور از آب شکل یا حالت مایع آن است، اما این ماده دارای حالت جامد، یخ و گازی، بخار آب است. آب ۷۱ درصد سطح زمین را پوشانده است. بر روی زمین، بیشتر در اقیانوس یافت میشود و ۱٫۶ درصد آب، زیر زمین و در سفرههای آب و ۰٫۰۰۱ درصد به عونان بخار، ابرها (تشکیل شده از آب مایع و جامد که به معلق در هوا هستند) و بارندگی در هوا قرار دارد. ۹۷ درصد آب سطح زمین را اقیانوسها، ۲٫۴ درصد را یخچالهای طبیعی و کلاهکهای یخی قطبی، و ۰٫۶ درصد را سایر آبهای سطح زمین مانند رودخانهها ٬دریاچههاو آبگیرها در خود جای دادهاند. به علاوه، اندکی از آب زمین در بدن موجودات زنده و محصولات مصنوعی قرار دارد.
اقیانوسها
منظرهای از اقیانوس اطلس از لبلون در ریودو ژانیرو.
اقیانوس بدنه اصلی آب دریا و جز اصلی آبکره است. حدودا ۷۱ درصد سطح زمین به وسیله اقیانوسها پوشیده شده است، یک بدنه دایمی آبی که به چند اقیانوس اصلی و کوچکتر تقسیم میشود. بیش از نیمی از این منطقه عمیقتر از ۳۰۰۰ متر (۹۸۰۰ پا) است. شوری میانگین اقیانوسی در حدود ۳۵ پیپیتی (بخش در هزار) است و تقریبا شوری تمام آبهای دریایی در بازهٔ ۳۰ تا ۳۸ پیپیتی قرار دارد. اگرچه به طور کلی، این آبها به اقیانوسها تقسیم میشوند، ولی آنها یک بدنه نمکی جهانی و پیوسته ایجاد میکنند که اغلب با نام اقیانوس جهانی شناخته میشود. این مفهوم اقیانوس جهانی به عنوان بدنه دایمی آبی، با مبادله آزاد بین بخشهایش ٬اهمیتی اساسی برای اقیانوسنگاری دارد.
تقسیمبندی اصلی اقیانوسی به وسیله قارهها و مجمعالجزایر مختلف و سایر معیارها صورت میگیرد، این تقسیم بندی بدین گونه است: اقیانوس آرام، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند، اقیانوس منجمد جنوبی و اقیانوس منجمد شمالی است. مناطق کوچکتر اقیانوس، نامهای دریا و خلیج و سایر نامها را دارند. همچنین دریاچههای آب شور وجود دارند که بدنههای کوچکتر آب شور زمین هستند و آب آنها با اقیانوسها مبادله نمیشود. دو مثال قابل توجه از دریاچههای آب شور عبارتند از دریاچه آرال و دریاچه نمک یوتا.
دریاچه
دریاچه ماپوریکا، نیوزیلند
دریاچه یک زمینچهره است، بدنهای از مایع بر روی سطح زمین که در انتهای فرورفتگی قرار دارد، و به اگر محرک باشد، به آرامی پیش میرود. در زمین٬زمانی به یک بدنه آبی، دریاچه میگویند که درون کشوری قرار داشته، نه در اقیانوس، از آبگیر بزرگتر و عمیقتر باشد و به وسیله یک رود تغذیه شود. به جز زمین، تنها جهانی که دریاچه دارد، تیتان، بزرگترین قمر مشتریست، که دارای دریاچههای اتان است، که احتمالا با متان ترکیب شده است. نمی دانیم که آیا دریاچه تایتان به وسیله رودخانه تغذیه میشود یا نه، اگرچه در سطح تایتان مسیرهای رودخانهای ایجاد شده است. دریاچههای طبیعی زمین به طور عمومی در مناطق کوهستانی، مناطق بریده و یا مناطق دارای یخچالهای طبیعی در حال حرکت یافت میشوند. سایر دریاچهها در حوضه بسته یا همراه مسیر رودخانههای بالغ پیدا میشوند. در برخی از نقاط جهان، دریاچههای فراوانی به علت الگوهای زه کشی بی نظم، که از آخرین عصر یخبندان باقی مانده، به وجود آمدهاند. تمام دریاچهها در طول دورههای زمانی جغرافیایی، موقتی هستند، زیرا به آرامی به وسیله رسوبات پر خواهند شد و یا حوزه رودخانه تغذیه کننده عوض میشود.
آبگیر
مخزن وستبرو، در وستبرو، ماساچوست
یک آبگیر بدنه آب راکد است. آبگیر میتواند طبیعی یا مصنوعی باشد و اغلب از دریاچه کوچکتر است. تعدادی زیادی از بدنههای مصنوعی از جمله باغهای آبی طراحی شده برای تزیینات زیبایی، استخرهای پرورش ماهی طراحی شده برای تولید مثل تجاری ماهی و آبگیرهای خورشیدی طراحی شده برای ذخیره انرژی گرمایی، در دسته آبگیرها قرار میگیرند. آبگیرها و دریاچهها از طریق سرعت جریان متمایز میگردند. درحالی که جریانها به آسانی دیده میشوند، آبگیرها و دریاچهها دارای جریانهای کوچک حرارتی و جریانهای بادی معتدل هستند. این ویژگیها آبگیر را از سایر عوارض زمینی جدا میکنند.
رودخانهها
رودخانه نیل در قاهره، پایتخت مصر.
رودخانه یک روان آب معمولا شیرین است، که به سوی یک اقیانوس٬دریاچه، دریا یا یک رودخانه دیگر در حال حرکت است. در برخی شرایط، یک رودخانه به سادگی به داخل زمین جریان مییابد یا قبل از رسیدن به یک بدنه آبی دیگر خشک میشود. رودخانههای کوچک نامهای دیگری دارند، از جمله: روانه، نهر، جوی، جویبار. هیچ قانون کلی وجود ندارد که بیان کند باید چگونه از یک رودخانه نام برد. بسیاری از نامهای رودخانهها به علت موقعیت جغرافیایی مخصوص هستند، برای مثال رودخانه برن در اسکاتلند و شمال شرق انگلستان. گاهی وقتها رودخانه به موارد بزرگتر از نهر گفته میشود، اما شرایط همیشه بدین گونه نیست. رودخانه بخشی از چرخه آب است. آب داخل رودخانه اغلب از تجمع بارندگی، رواناب سطحی، آبهای زیرزمینی، چشمهها و آب ذخیره شده در یخچالهای طبیعی تشکیل میشود.
روانه
یک روانه یک بدنه جریان آبی است، و به بستر و حاشیه روانه محدود میشود. در ایالات متحده آمریکا یک روانه کم ارتفاعتر از ۱۸ متر (۶۰ پا)، مسیل تلقی میشود. روانهها به عنوان خطوط لوله در چرخه آب، ابزار تجدید آبهای زیرزمینی، و دالانی برای مهاجرت ماهیان و حیات وحش اهمیت فراوانی دارند. نام زیستگاه بیولوژیک در مجاورت یک روانه، منطقه حاشیه رودخانه است. با توجه به شرایط مداوم انقراض هولوسن، روانهها نقش دالانی مهمی در پیوند زیستگاههای تکهتکهشده و در نتیجه تنوع زیستی بازی میکنند. مطالعه روانهها و آبراهها شامل شاخههای متعدد میان رشتهای علم طبیعی و مهندسی از جمله آبشناسی، ژئومورفولوژی/ژئومورفولوژی نهری، محیط زیست آبزیان، زیستشناسی ماهیان، محیط زیست مجاورت روانهای و غیره میباشد.
اکوسیستم
دریاچه لومون در اسکاتلند یک اکوسیستم نسبتا ایزوله را شکل میدهد. اجتماع ماهیان این رودخانه با گذر زمان بسیار طولانی، دستنخورده باقی مانده است.
کوههای سرسبز آراوالی در ایالت بیابانی راجستان در کشور هند. جای تعجب است که چنین مکان سرسبزی چگونه میتواند در راجستان گرم که به خاطر بیابان تار معروف است پدید آید.
منظره هوایی از اکوسیستم بشری. عکس مربوط به شهر شیکاگو میباشد.
اکوسیستم از تنوع بخشهای غیرزنده و بخشهای غیر زنده تشکیل میشود که به روشی مرتبط عمل میکنند. ساختار و ترکیب آن به وسیله عوامل محیطی متنوع مرتبط با هم مشخص میگردد. تنوع این عوامل سبب وارد شدن تغییرات پویا به اکوسیستم میشود. برخی از بخشهای مهمتر عبارتند از: خاک، اتمسفر، تشعشعات خورشیدی، آب و موجودات زنده.
این ایده که ارگانیسم با تمام عناصر دیگر در محیط در تعامل است، به مفهوم اکوسیستم نزدیکتر است. یوجین اودم، پایهگذار بومشناسی، عنوان کرد: "هر واحدی که شامل تمام ارگانیسمها در یک مکان معلوم و در حال تعامل با محیط فیزیکی باشد، تا در یک نظام، جریانی از انرژی ما را به ساختارهای شفاف تغذیهای، تنوع زیستی و چرخههای مادی (برای مثال:مبادله ماده بین بخشهای زنده و غیر زنده) هدایت کند، اکوسیستم است." در یک اکوسیستم، با توجه به زنجیره غذایی گونهها به یکدیگر متصل و وابستهاند و ماده و انرژی بین آنها همانند محیط، مبادله میشود. مفهوم اکوسیستم بشری ریشه در ساختارشکنی دوپارگی انسان و طبیعت و فرض یکپارچگی تمام گونهها با یکدیگر، همانند ترکیبات غیرزنده غیرزیستی آنها دارد.
واحد کوچکتر میکرواکوسیستم نام دارد. برای مثال یک میکروسیستم میتواند یک سنگ و تمام حیات زیر آن باشد. یک ماکرواکوسیستم نیز میتواند شامل زیرگروه منطقهای، به همراه حوضه آبریز آن باشد.
طبیعت وحش
جنگلهای قدیمی راش اروپایی در پارک ملی بیورادسکا گورا در مونتهنگرو.
طبیعت وحش به طور کلی به مناطقی گفته میشود که انسان آنها را به طور قابل ملاحظهای تغییر نداده است. شالوده حیات وحش جزییات بیشتری دارد که طبیعت وحش را بدین گونه توصیف میکند: "دستنخوردهترین و مختلنشدهترین مناطق طبیعی وحشی باقی مانده در سیاره ما، آن مناطق باقی مانده واقعا وحشی که تحت کنترل بشر نیستند و جادهها، خطوط لولهکشی یا سایر ساختارهای صنعتی بدانها راه نیافتهاند." مناطق طبیعت وحش در کشتارگاهها، ایالات، روستاها، شکارگاههای حفاظتشده، مزارع، جنگلهای ملی، پارکهای ملی و حتی منطقه پرجمعیت شهری، در کنار رودخانهها، آبگذرها و سایر مناطق توسعهنیافته، یافت میشوند. مناطق حیات وحش و پارکهای حفاظت شده نقش مهمی در بقای گونههای معین، مطالعات زیستمحیطی، حفاظت و تفریح دارند. برخی نویسندگان طبیعت معتقدند مناطق طبیعت وحش برای روحیه و خلاقیت انسان حیاتی اند و برخی از بوم شناسان مناطق حیات وحش را به عنوان بخش کامل و خودکفای اکوسیستم طبیعی سیاره (زیستکره) میدانند. آنها همچنین از صفات ژنتیکی تاریخی نگه داری میکنند و برای گیاگان و زیاگان، زیستگاهی فراهم میکنند که به سختی میتوان بار دیگر در باغوحشها، درختستانها و آزمایشگاهها ساخت.
زندگی
مرغابی مونث و جوجههایش–تولید مثل برای ادامه زندگی، حیاتی است.
اگرچه هیچ توافق جهانی درباره تعریف زندگی وجود ندارد، دانشمندان پذیرفتهاند که حیات به وسیله ارگانیسم، دگرگشت، رشد، سازگاری، پاسخ به محرکها و تولید مثل مشخص میشود. همچنین حیات میتواند حالت مشخصکننده ارگانسمهاباشد.
خواص رایج ارگانیسمهای زمینی (گیاهان، جانوران، قارچها، آغازیان، باستانیان و باکتریها) عبارست از داشتن سلول، اساس کربن و آب با ساختاری پیچیده، سوختوساز، ظرفیت رشد، پاسخ به قارچها، و تولید مثل. داشتن این خواص در حالت کلی به معنای داشت حیات است. اما، تمام این خصوصیات برای داشتن حیات ضروری نیستند. حیات مصنوعی ساخت بشر نیز میتواند زندگی به شمار آید.
زیست کره پوسته خارجی زمین-شامل خشکی، سخرههای سطحی، آب، هوا و اتمسفر- است که حیات درون آن روی میدهد، و فرآیندهای زیستی در آن متحول و جابجا میشوند. از وسیعترین دیدگاه ژئوفیزیولوژیکی، زیستکره سیستم جهانی زیستمحیطیست که تمام موجودات زنده و ارتباطاتشان را که شامل تعاملات آنها با عناصر سنگکره (سنگها)، آبکره (آب) و هواکره (هوا) میباشد، یکپارچه میسازد.
بیش از ۹۰ درصد زیست توده بر روی زمین حیات گیاهیست، که حیات حیوانی به شدت به وجود آن بستگی دارد. تاکنون بیش از ۲ میلیون گونه از گیاهان و حیوانات شناخته شده است و تقریب تعداد واقعی گونههای موجود از چندین میلیون تا ۵۰ میلیون متغییر است. تعداد گونههای منحصر به فرد، با توجه به گونههایی که به تازگی آشکار میشوند و یا منقرض میگردند، به طور مداوم دستخوش تغییر است. در حال حاضر تعداد کلی گونهها در حال کاهش سریع است.
تکامل
منطقهای از جنگل آمازون که بین کلمبیا و برزیل مشترک است. جنگلهای بارانخیز استوایی در آمریکای جنوبی بیشترین تنوع زیستی را در بین گونههای زمین دارند.
حیات فقط بر روی زمین شناخته شده است (بر اساس اخترزیستشناسی). ریشه حیات بر روی زمین به خوبی درک نشده است، اما میدانیم که حداقل به ۳٫۵ میلیار سال قبل، در طول هادئن یا نخستزیستی باز میگردد، که تفاوت محیطی قابل ملاحظهای با امروز داشته است. این اشکال زندگی، صفات پایهای خود تکرار و موروثی را دارا بودند. زمانی که حیات به وجود آمد، فرایند تکامل با انتخاب طبیعی سبب توسعه اشکال متنوع زندگی شد.
گونههایی که قادر به مطابقت با محیط در حال تغییر و مسابقه با سایر اشکال حیات نبودند، منقرض شدند. اما، فسیلهای باقی مانده، گواهی بر بسیاری از این گونههای قدیمی اند. مدارک فسیلی و دیانای فعلی نشان میدهند که تمام گونههای موجود میتوانند به شکلهای اولیه حیات ارجاع داده شوند.
ظهور فتوسنتز در اشکال بسیار ساده حیات گیاهی در سرتاسر جهان، به انرژی خورشید اجازه داد تا شرایطی فراهم آورد که به حیات پیچیده تر اجازه نمود دهد. اکسیژن حاصله در اتمسفر جمع شد و لایه ازون را تشکیل داد. پیوستن سلولهای کوچکتر به طور فزایندهای تخصصی شد و ارگانسمهای چند سلولی را ایجاد کرد. با جذب اشعه فرابنفش مخرب به وسیله لایه ازون، زندگی بر روی سطح زمین گسترش یافت.
میکروبها
یک هیره میکروسکوپی به نام لورییا فورموسا.
اولین شکل حیات که بر روی کره زمین گسترش یافت، میکروبها بودند، و تا یک میلیارد سال قبل، پیش از ظهور ارگانیسمهای چند سلولی، آنها تنها موجودات زنده بودند. میکروارگانیسمها، ارگانیسمهای تک سلولی هستند که به طور کلی میکروسکپیک اند، و از آن چه که چشم بشر قادر به دیدنش است، کوچکند. آنها شامل باکتریها، قراچها، باستانیان و آغازیان میباشند.
این اشکال حیات در تمام مناطق زمین که در آنها آب وجود دارد از جمله داخل سخرههای سیاره، یافت میشوند. تولید مثل آنها سریع و فراوان است. ترکیب میزان جهش فراوان و یک توانایی انتقال افقی ژن آنها را به موجوداتی کاملا وفقپذیر تبدیل کرده است که قادرند در محیطهای تازه از جمله فضای بیرونی به حیات خود ادامه دهند. آنها بخش مهمی از اکوسیستم جهانی را شکل میدهند. اما، برخی میکروارگانیسمها بیمارگر هستند و میتوانند سلامت سایر ارگانیسمها را تهدید کنند.
گیاهان و حیوانات
گزیدهای از گونههای گیاهی
گزیدهای از گونههای حیوانی
در اصل، ارسطو همه موجودات زنده را به دو دسته گیاهان، که به طور کلی حرکشان برای انسان قابل مشاهده نیست، و حیوانات تقسیم کرد. در سیستم کارل لینه این شامل فرمانرو سبزیجات (گیاهان) و حیوانات میشود. از آن پس، آشکار شده است که گیاهان، همانطور که توصیف میشوند شامل چندین گروه نامرتبط، و قارچها و چند گروه از جلبکها میباشد. اما، اینها هنوز در اغلب متون، به عنوان گیاهان به حساب میآیند. زندگی باکتریایی گاهی اوقات شامل گیاگان نیز میشود و برخی طبقهبندیها، واژه گیاگان باکتریایی را جدا از گیاگان گیاهی میدانند.
در میان روشهای مختلف طبقهبندی گیاهان، که بر اساس هدف مطالعه انجام میشوند، گیاگان فسیلی نیز وجود دارد که عبارتست از بقایای حیات گیاهی عصر گذشته. مردم بسیاری از مناطق و کشورها، به گیاگان مشخص خود مفتخرند ٬که به دلیل اختلافات آبوهوایی و موقعیت زمینی، میتواند به طور عمدهای در سراسر جهان متنوع باشد.
گیگانهای محلی به طور معمول به دستههای چون گیاگان بومی، کشاورزی و باغچهای تقسیم میشود، که آخرین مورد نام برده عمدتا کشت میشود. برخی انواع گیاگان محلی از قرنها قبل به وسیله افرادی که از منطقه یا قارهای به جایی دیگر مهاجرت کرده، معرفی شدهاند٬و به بخش مهمی از یک محل تبدیل شدهاند. این مثالیست که نشان میدهد تعاملات بشر چگونه میتواند مرزهای طبیعت شناخته شده را در نوردد.
دسته دیگری از گیاهان به طور تاریخی با نام علف هرز شناخته شدهاند. اگرچه این واژه در گیاهشناسی به عنوان راهی رسمی برای دستهبندی گیاهان به درد نخور مورد استقبال قرار نمیگیرد، استفاده غیررسمی از واژه «علف هرز»، برای توصیف گیاهانی که حذفشان ارزشمند است، روشنگر تمایل عمومی مردم و جوامع به تغییر دادن و دخالت در مسیر طبیعت است. به طور مشابه٬حیوانات نیز با توجه به ارتباطشان با زندگی بشر، در دستههای مانند اهلی، دامها، حیوانات وحشی، آفات کشاورزی و غیره قرار میگیرند.
دسته جانوران، دارای چند ویژگی است که آنها را از سایر اشیا زنده جدا میکند. حیوانات یوکاریوتی و معمولا چندیاختهای هستند (مخاطزیان را ببینید)، که آنها را از آغازیان، باکتریها و بیشتر باستانیان جدا میکند. آنها دگرپرورده اند و به طور کلی غذا را در محفظهای داخلی هضم میکنند، که این ویژگی آنها را از گیاهان و جلبکها جدا میکند. آنها همچنین با داشتن دیواره یاخته از گیاهان، جلبکها و قارچها متمایز میگردند.
با چند استثنا، به ویژه اسفنج دریایی، حیوانات دارای بدنهایی هستند که به بافتهای جداگانه تقسیم میشوند. اینها شامل ماهیچهها، که قادرند برای کنترل حرکت٬منقبض شوند، و دستگاه عصبی که سیگنالها را ارسال و پردازش میکنند، هستند. آنها همچنین دستگاه گوارش داخلی دارند. سلولهای یوکاریوتی در تمام حیوانات به وسیله غشای خارج سلولی ساخته شده از کلاژن و گلیکوپروتئین مشخص میشوند. این خود سبب شکلگیری ساختارهایی چون صدف، استخوان و سیخک میشود، چهارچوبی که بر اثر آن سلولها قادر به حرکت و در طول توسعه و بلوغ شناسایی میشوند و این چهارچوب آناتومی پیچیده لازم را برای تحرک فراهم میسازد.
گرایش به طبیعت در فلسفه
گرایش بشر به دگرگونی در طبیعت، سبب ایجاد دیدگاهی در فلسفه، به نام طبیعت گرایی شد. از فیلسوفانی که دیدگاه خود را بر اساس تغییر پذیری طبیعت قرار دادهاند، میتوان از دنیس دیدرو و مارکی دوساد نام برد.
روابط متقابل انسان
با وجود زیبایی طبیعی، درههای دور افتاده ساحل ناپالی در هاوائی، به دلیل وجود گونههای مهاجم مانند دماسبدرختیان تغییر یافتهاند.
باغ سوچی مثالی از ترکیب طبیعت و هنر ساخته بشر است.
در حالی که، در حال حاضر نسبت اندکی از زیستتوده کلی زمین در اختیار انسان قرار دارد، تاثیر او بر طبیعت به طور نامتناسبی بالاست. به دلیل وسعت تاثیر بشر، مرز بین آنچه که انسان آن را به عنوان طبیعت میشناسد و محیطهای مصنوعی، جز در اندک مواقعی مشخص نیست. حتی در این موارد اندک نیز، میزان محیط طبیعی که خالی از تاثیر بشر باشد، به طور مداوم با سرعت بالایی در حال کاهش است.
توسعه تکنولوژی میان نژاد بشر، امکان بهرهبرداری عظیمتر از منابع طبیعی را فراهم آورده و به کم کردن خطرات طبیعی کمک کرده است. به جای این فرایند، اما، سرنوشت تمدن بشری در دست تغییرات محیط قرار دارد. ارتباط تنگاتنگی بین استفاده از تکنولوژی توسعهیافته و تغییرات محیط وجود دارد که بشر به آرامی متوجه آنها میشود. تهدیدهای حاصل از فعالیت برای محیط طبیعی زمین عبارتند از آلودگی، جنگلزدایی و فجایایی چون نشت نفت. بشر به انقراض بسیاری از گیاهان و حیوانات کمک کرده است.
انسانها از طبیعت برای فعالیتهای تفریحی و اقتصادی خود بهره میبرند. استفاده از منابع طبیعی برای استفادههای صنعتی، اجزای اصلی نظام اقتصادی جهان را حفظ میکند. برخی فعالیتها، مانند شکار و ماهیگیری هم برای تغذیه و هم برای سرگرمی انجام میشوند. کشاورزی از هزاره نهم (پیش از میلاد) آغاز شده است. از تولید غذا گرفته تا انرژی طبیعت، ثروت اقتصادی را تحت تاثیر قرار میدهد.
اگرچه انسانهای گذشته به منظور تغذیه، مواد گیاهی کشت نشده را جمعآوری میکردند و از خواص دارویی گیاهان برای درمان بیماریها استفاده میکردند، در بسیاری از استفادههای مدرن، گیاهان از طریق کشاورزی به دست میآیند. پاکسازی قطعات بزرگ زمین برای رشد محصولات سبب کاهش چشمگیر مساحت جنگلها و تالابها در دسترس گشته، و سبب از دست رفتن خانه بسیاری از گونههای گیاهی و حیوانی و افزایش فرسایش، شده است.
زیباییشناسی و زیبایی
پینگوئیکولا گرندیفلورا که به گیاه کرهای مشهور است.
به طور تاریخی، زیبایی طبیعت، موضوعی متداول در هنر و کتابها بوده است و همواره بخش عظیمی از کتابخانهها و کتابفروشیها را به خود اختصاص میدهد. طبیعت در هنر، عکاسی و شعر مسجم و ستوده شده است و ادب و هنر قدرتی را که افراد بسیاری را وابسته به طبیعت و زیبایی میکند، نشان میدهد. دلیل اینکه چرا این وابستگی وجود دارد و این وابستگی شامل چه چیزهایی است، در شاخهای از فلسفه با نام زیباییشناسی مطالعه میشود. فراتر از ویژگیهای معین سادهای که بسیاری از فلاسفه برای توضیح آن چه که زیباست موافقت دارند، عقاید تقریبا پایان ناپذیرند. طبیعت و حیات وحش در دوران مختلف تاریخ جهان موضوع مهمی بودهاند. سنت اولیه نقاشی منظره در چین و در طول دوره حکومت سلسله تانگ (۶۱۸-۹۰۷) آغاز شد. سنت نشان دادن طبیعت به آن شکلی که هست، به یکی از اهداف نقاشی چینی تبدیل شد و تاثیر چشمگیری بر هنر آسیا گذاشت.
اگرچه عجایت طبیعی در مزامیر و کتاب ایوب ستوده شدهاند، در قرن ۱۸ ام تصاویر طبیعت وحش در هنر و به خصوص در کارهای جنبش رمانتیک رواج بیشتری یافتند. هنرمندان بریتانیایی، جان کانستبل و ویلیام ترنر توجه خود را معطوف به اسیر زیبایی طبیعت در نقاشیهای خود کردند. پیش از آن، نقاشیها در درجه اول درباره صحنههای دینی و انسانها بودند. شاعر معروف، ویلیام وردزورث در حالی شگفتی طبیعت را توصیف کرد، که پیش از آن طبیعت به عنوان مکانی ترسناک قلمداد میشد. ارزش طبیعت به طور فزایندهای به بخشی از فرهنگ غربی تبدیل شد. این جنبش هنری با جنبش تعالیگرایی همزمان بود. یک ایده رایج طبقهبندی هنر زیبا، تقلید از طبیعت است. در قلب ایدههای پیرامون زیبایی طبیعت این موضوع قرار دارد که کامل، در ضمن اشکال هندسی کامل و الگوهای طبیعی قرار دارد. همانطور که دیوید روزنبرگ گفته است «زیبایی ریشه در علم و هدف هنر دارد، و این بالاترین چیزیست که انسانیت خواهان دیدنش است.»
ماده و انرژی
چند اوربیتال اتمی اول در اتم هیدروژن که مقطعی از آنها که احتمال حضور الکترون در آن بیشتر است با کد رنگی نشان داده شده است.
برخی رشتههای علمی، طبیعت را به عنوان مادهای در حال حرکت میدانند، که از قوانین خاصی پیروی میکند و علم به دنبال درک آنهاست. به همین دلیل، اساسی ترین علم قابل درک برای عموم، فیزیک است–واژهای که معنای مطالعه طبیعت را دارد.
به طور معمول، ماده همان چیزیست که اجسام فیزیکی را ساخته است. او جهان قابل مشاهده را میسازد. امروزه تصور بر اینست که اجزای قابل مشاهده ۴٫۹ درصد جرم کلی جهان را تشکیل میدهند. باقی ماندهٔ جرم شامل ۲۶٫۸ درصد ماده تاریک سرد و ۶۸٫۳ درصد انرژی تاریک است. طبیعت دقیق این اجزا هنوز نامعین است، و فیزیک دانان با جدیت به دنبال یافتن آنند.
به نظر میرسد رفتار ماده و انرژی در سراسر جهان قابل مشاهده، از قوانین فیزیکی قابل تعریفی پیروی میکند. این قوانین به کار گرفته شدهاند تا مدلهای کیهانشناسی فیزیکی را تولید کنند که ساختار و روند تکامل جهانی را که ما میبینیم، با موفقیت توصیف کنند. عبارات ریاضی این قوانین فیزیکی شامل مجموعهای از بیست ثابت فیزیکی هستند که به نظر میرسد در سراسر جهان قابل مشاهده، ثابتند. مقدار این ثابتها با دقت زیادی اندازهگیری شده است٬اما دلیل این مقادیر نامعلوم است.
فراتر از زمین
سیارههای منظومه شمسی (اندازهها مطابق مقیاسند ولی فواصل و روشناییها مقیاسی ندارند).
انجیسی ۴۴۱۴ یک کهکشان مارپیچی در صورت فلکی گیسو است که قطرش ۵۶۰۰۰ سال نوری و فاصلهاش از زمین تقریبا ۶۰ میلیون سال نوریست.
فضای خارجی که به عبارتی سادهتر فضا نام دارد، به مناطق نسبتا خالی گیتی خارج از جوهای اجرام آسمانی گفته میشود. فضای خارجی با فضای هوایی(موقعیت زمینی) متمایز است. از آن جا که غلظت هوای اتمسفر، به طور مداوم با افزایش ارتفاع کاهش مییابد، نمیتوان مرز دقیقی بین جو زمین و فضا قایل شد. فضای خارجی داخل منظومه شمسی، فضای بیرونی نام دارد که تا فضای بین ستارهای با اسم هلیوسفر ادامه دارد.
فضای خارجی به میزان اندکی با انواع مختلف مولکولهای آلی پر گشته که تا به امروز به وسیله طیفنگاری مایکرو ویوی و تابش زمینه کیهانی کشف شده که از واقعه مهبانگ و پیدایش جهان باقی مانده است. همچنین پرتوهای کیهانی در فضا بخش شدهاند، که شامل یونیزه شدن هستههای اتمی و ذرات زیراتمی متنوع میشوند. به علاوه در فضا گاز، پلاسما، گرد و غبار و شهابوارهای کوچک وجود دارند. همچنین امروزه در فضای خارجی نشانههای حیات مانند مواد باقی مانده از پرتابهای بشری و غیر بشری قرار دارند که تهدید بزرگی برای فضاپیماها به شمار میآیند. برخی از این زبالههای فضایی به اتمسفر بازمی گردند.
اگرچه در حال حاضر سیاره زمین تنها سیاره منظومه شمسیست که حیات در آن شناخته شده است، شواهد فعلی پیشبینی میکنند که در گذشته دور مریخ در سطح خود دارای بدنههای آبی بود. ممکن است برای مدتی کوتاه، در سطح مریخ حیات پدید آمده باشد. گرچه، در حال حاضر بیشتر آب باقی مانده در سطح مریخ منجمد شده است. اگر در مریخ حیات وجود داشته باشد، باید در زیر خاک و جایی که هنوز آنجا آب قرار دارد، آن را جست و جو کرد.
شرایط بر روی سایر سیارههای زمینسان مانند تیر و ناهید نشان میدهد که آنها برای داشتن حیات بسیار خشن اند. اما اروپا، چهارمین قمر بزرگ مشتری ممکن است زیر سطحش اقیانوسی از آب داشته و به طور بالقوهای میزبان حیات باشد.
امروزه ستارهشناسان شروع به شناسایی آنالوگهای زمینی فراخورشیدی (سیارههایی که در دامنه زندگی فضا و پیرامون یک ستاره قرار دارند و از این رو ممکن است میزبان زندگی باشند) کردهاند.