اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

غرم (جانور)

غُرم یا میش کوهی نوعی گوسفند وحشی است که در کوهستان‌های آسیای میانه (هیمالیا، تبت، پامیر، آلتای) زندگی می‌کند و بزرگ‌ترین گونه از گوسفند وحشی است. به مغولی به غرم، اَرغالی می‌گویند گه به معنی «مربوط به قله کوه» است.[۳]

غرم پامیری را از آن‌جهت که در ادبیات غربی نخستین بار توسط مارکوپولو توضیح داده شده «گوسفند مارکوپولو» نیز می‌نامند.

قد غرم‌ها به ۱۲۰ سانتیمتر و وزنشان به ۱۸۰ کیلوگرم هم می‌رسد.

رشته‌کوه آلای

کوهستان آلای، (به روسی: Алайский хребет) (به قرقیزی: Алай тоо кыркасы)، رشته کوهی است که از کوه‌های تیان‌شان در غرب قرقیزستان آغاز و تا تاجیکستان کشیده شده است. این رشته‌کوه بخشی از سامانه کوهستانی پامیر-آلای می‌باشد. بلندترین قلهٔ این رشته‌کوه قله پیک تاندیکول،(به روسی: пик Тандыкуль)، به بلندی ۵٬۵۴۴ متر است. آب‌هایی که از دامنه‌های جنوبی کوهستان آلای سرازیر می‌شوند، به رود وخش، که یکی از شاخه‌های آمودریا است، می‌پیوندند. در دامنه‌های شمالی این کوهستان، جریان‌های آبی که شاخه‌هایی از سیردریا را تشکیل می‌دهند، به سوی شمال سرازیر شده و در پایان راه خود دره فرغانه را آبیاری می‌کنند.[۳]


کوهستان آلای در ناحیه‌ای قرار گرفته که سه ساختار زمین‌شناختی مهم به هم می‌پیوندند[۴]:

    رشته‌کوه آلای با بیشترین بلندای ۵٬۵۰۰ متر که از شمال خاوری تا جنوب باختری چیزی نزدیک به ۳۵۰ کیلومتر کشیده شده است. این کوه‌ها از سمت خاور به رشته‌کوه فرغانه و از سمت باختر به رشته‌کوه‌های ترکستان، زرافشان، و حصار در تاجیکستان مرکزی می‌پیوندد.
    رشته‌کوه ترانس-آلای که از سمت شمال با کوه‌های پامیر تاجیکستان همسایه بوده و بیش از ۲۰۰ کیلومتر در راستای خاوری-باختری کشیده شده است. این رشته‌کوه شماری از قله‌های پوشیده از برف و یخچال‌های طبیعی بالای ۷٬۰۰۰ متر، مانند قله ابن‌سینا (لنین)، را در خود جای داده است.
    دره آلای، فلاتی با ارتفاع ۲٬۸۰۰ متر و گستره‌ای به اندازهٔ ۳۰ کیلومتر در ۱۸۰ کیلومتر، در میان رشته‌کوه‌های آلای و ترانس-آلای جای گرفته است.


آب‌وهوای قاره‌ای (بری) و شرایط کوهستان‌های مرتفع، ویژگی اصلی ناحیهٔ آلای می‌باشد. از پاییز تا بهار و در نتیجهٔ آب شدن یخ‌ها و بارش باران، رژیم آب‌دهی معمول این ناحیه به طور میانگین ۳۰۰ تا ۵۵۰ میلی‌متر است. بر خلاف زمستان‌های سرد که دمای هوا تا ۳۰- درجه سلسیوس پایین می‌آید، تابستان‌های اینجا خشک بوده و بیشترین دمای آن به ۳۲ درجه سلسیوس می‌رسد. پوشش گیاهی عمدهٔ این منطقه، علفزارهای استپی کوهستان‌های مرتفع و بیشه‌زارهای استپی کوهستانی است. بسیاری از دره‌های دورافتادهٔ اینجا پوشیده از جنگل درختان اُرِس (سرو کوهی) است که در ارتفاع ۳٬۰۰۰ متری می‌رویند. دورهٔ زمانی سالانهٔ رویش گیاهان، بسته به میزان آب و نیز ارتفاع متغیر بوده و حدود ۱۶۰ تا ۲۴۰ روز می‌باشد. زمین قابل کشت در این سرزمین کوهستانی منبعی بسیار کمیاب است. زمین‌های کشاورزی تنها ۰٫۵٪ تا ۱٫۱٪ از کل زمین‌های اینجا را در بر می‌گیرد، در حالی که دامنه‌هاو سراشیب‌های کوهستانی پوشیده از علفزارها و بوته‌زارهای مناسب چرای دام‌ها نزدیک به ۳۵٪ تا ۵۳٪ زمین‌های منطقه را تشکیل داده است.[۴]

همانند کوه‌های پامیر تاجیکستان، کوه‌های آلای نیز خانهٔ برخی از گونه‌های بی‌همتای جانوری همچون عقاب طلایی، کرکس هیمالیا (کرکس برفی)، پلنگ برفی، گرگ، غرم (میش کوهی/گوسفند مارکوپولو)، و گونه‌های کمیابی از بز کوهی است.

وخش (رود)

وَخش یا سُرخ‌آب رودی است در آسیای میانه که در تاجیکستان و قرقیزستان روان است و ریزشگاه آن رود آمودریا است. از دید زبانشناسی نام «وخش» در زبان‌های اروپایی نام «اکسوس» را برای آمودریا پدید آورده‌است که در زبان لاتین "Oxus" می‌باشد.

رود وخش با حوزه آبریز ۳۲ هزار و ۱۵۰ کیلومتر مربع یکی از بزرگترین رودهای تاجیکستان می‌باشد. طول این رودخانه در تاجیکستان ۵۲۴ کیلومتر است و سرشاخه‌های آن در قرقیزستان واقع می‌باشد و متوسط آورد آن حدود ۶۳۱ مترمکعب در ثانیه است. تاجیکستان بر روی این رود سد و نیروگاه سنگ‌توده ۲ را ساخته است.[۱]

رود وخش یکی از مهم‌ترین رودهای تاجیکستان است و برای آبیاری زمین‌های پنبه و دیگر زمین‌های کشاورزی از آن استفاده گسترده‌ای می‌شود. این رود برای تولید نیروی برق‌آبی تاجیکستان نیز مهم است و وخش به همراه رودخانه پنج بیش از ۷۵٪ ذخیره نیروی برق‌آبی این جمهوری را در خود جای داده‌اند.

از دره رود وخش شاهراه دوشنبه — چَنَک می‌گذرد. شهرهای نارک، سربند و قرغان‌تپه در کناره رود وخش جای دارند. در ریزشگاه رود وخش به رود پنج شکارگاه «بیشه پلنگان» قرار دارد.
مشخصات

رود وخش یکی از بزرگ‌ترین شاخابه‌های آمودریا است و از بخش شرقی رشته‌کوه آلای در مسافت ۵۲۴ کیلومتری جاری می‌شود. حوزه آبریز روی وخش ۳۹۱۰۰ کیلومتر مربع می‌باشد. شاخه‌های بزرگ‌تر آن از کوه‌های پشت آلای آغاز شده، در سرچشمه خود به نام قرسو نامیده می‌شود. در مناطق پایین‌دست‌تر آن را قزل‌سو می‌نامند.

قزل‌سو از طرف چپ شاخه‌های متعددی دارد و پس از عبور از وادی آلای در حدود تاجیکستان با شاخاب دیگری به نام مُغ‌سو همراه می‌شود. مغ‌سو از حدود شمال شرقی پامیر سرچشمه گرفته و در سرچشمه خود بلندکیک نامیده می‌شود. در مسیر رود؛ مغ‌سو با قزل‌سو یکی شده سرخاب را تشکیل می‌دهند. سرخاب‌دریا در قسمت شرقی با خِنگاب یکجا شده و نام وخش را به خود می‌گیرد.

دوره سیرابی وخش ماه‌های ژوئن-ژوئیه می‌باشد. آب آن همیشه کم و زیاد می‌شود. در فصل سیرابی در یک ثانیه ۸۳۶ متر مکعب آب در آن جاری می‌شود، که این میزان با ۲۰٫۴٪ از آورد سالانه برابر است. دوره کم‌آبی آن ماه‌های دسامبر، ژانویه، فوریه و مارس است.

سرخاب

سرخاب ممکن است به یکی از موارد زیر اطلاق شود:

    سرخاب نام یکی از محله‌های شهر تبریز است.
    سرخاب نام کوهی در نزدیکی محلهٔ سرخاب و باغمیشهٔ تبریز است.
    سرخاب نام یک حوزه آبریز در استان لرستان است.
    سرخاب روستایی در شهرستان مهاباد ایران است.
    سرخاب نام یک ولسوالی (شهرستان) است در استان لوگر افغانستان.
    سرخاب یکی از نام‌های خانوادگی در ایران است.
    سرخاب یکی از لوازم آرایشی همانند رژ لب و گونه است.
    سرخاب نام رودی است در آسیای میانه.

محمود ملماسی

محمود ملماسی شاعر و ادیب معاصر تبریزی بود که بیشتر در باره اهل بیت شعر می‌گفت. وی از اعقاب همام تبریزی بود[۱][۲]
استاد محمود ملماسی

محمود ملماسی در سال 1296 شمسی در شهر تبریز متولد شد.تا سن 5 سالگی خط وزبان فارسی را از پدرش آموخت.پدرش از اولین وکلای دادگستری بود. سپس نزد میرزا محسن آقا ادیب العلما ادبیات را آموخت.در نه سالگی گلستان سعدی و در سیزده سالگی کلیله و دمنه را به پایان رساند.از او دفتر شعری بر جای مانده .او آزرم تخلص می کرد.سرانجام در سال 71 شمسی چشم از جهان فرو بسست و در مقبره الشعرا تبریز به خاک سپرده شد.آزرم از اعقاب همام تبریزی بود وی غیر از شعر به خوشنویسی و تذهیب کاری هم می پرداخت.

محتویات

    ۱ تولد
    ۲ تحصیلات
    ۳ ازدواج
    ۴ نظر دیگران
    ۵ فوت
    ۶ آثار
    ۷ منابع

تولد

محمود ملماسی در سال ۱۲۹۶ درخانواد ای فرهیخته و هنرمند در شهر تبریز متولد شد.
تحصیلات

وی تا سن پنج سالگی نوشتن و خواندن پاره‌ای از کلمات را از پدر خود فراگرفت و بعداً در محضر میرزا محسن آقا ادیب العلما مشغول آموختن شد و پس از مدتی، به دبستان رفت.
در نه سالگی گلستان سعدی و در سیزده سالگی کلیله و دمنه را به پایان رسانید و این علاقه به ادب فارسی سبب شد که او شاعری توانا شود.
ازدواج

با صبیه مرحوم آیت ا... سید ابراهیم دروازه‌ای ازدواج کرد که حاصل آن پنج پسر ( علاءالدین, رکن الدین, ضیاءالدین, فریدون و فرخ ) و یک دختر بود.
نمونه خط شکسته نستعلیق استاد علاءالدین ملماسی.





نظر دیگران

مرحوم دکتر مهدی روشن ضمیر که یکی از ادبا سرشناس این دیار بود، در کتاب وزین خود (یاد یاران) در صفحه ۳۶۸ و ۳۶۹ در خصوص خانواده ملماسی و فرزند خلف آن خاندان، مرحوم آقای علاءالدین ملماسی چنین ذکر فرموده‌اند: شادروان آزرم تبریزی از اعقاب همام تبریزی شاعر مشهور آذربایجانی بود که اغلب افراد آن خاندان اهل فضل و کمال و قرطاس و ملماس بودند و فرزند ارشد آن مرحوم، آقای علاءالدین ملماسی نمونه بارزی از آنان است. خدایش از آسیب زبان در امان بداراد.
فوت

او در اول تیر ۱۳۷۰ دار فانی را وداع گفت و در مقبره الشعرای تبریز دفن گردید.[۳]
آثار

از شادروان محمود ملماسی که به «آزرم تبریزی» تخلص می‌کرد، دفتر شعری بر جای مانده‌است.

مقبرةالشعرا

مقبرةالشعرا (آرامگاه شاعران) یکی از گورستان‌های تاریخی شهر تبریز است که در محلهٔ سرخاب واقع شده‌است. مقبرةالشعرا هم‌اکنون در پیرامون تکیهٔ حیدر در تقاطع خیابان‌های ثقةالاسلام و عارف شهر تبریز واقع شده‌است و در ضلع شرقی بقعه سید حمزه و مقبره قائم مقام و ملا باشی قراردارد.[۱][۲] مقبره الشعرا در گذشته با اسامی حظیره الشعرا ، حظیره القضاه ، قبرستان سرخاب نیز نامیده میشد اما متاسفانه گذشت روزگاران و مهم‌تر از آن حوادث طبیعی چون سیل و زلزله، شکل ظاهری آن را از بین برده است.[۳]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ دفن شدگان
    ۳ پانویس
    ۴ پیوند به بیرون

تاریخچه
Poets tomb tabriz.jpg
پرونده:مقبرةالشعرا.jpg

نام این گورستان در آثار مکتوب پیش از سدهٔ هشتم هجری به‌چشم نمی‌خورد. کتاب لباب‌الالباب تألیف محمد عوفی در سال ۶۱۸ هجری که در آن شرح حالی از شاعران سدهٔ هشتم هجری -همانند خاقانی و فارابی که در مقبرةالشعرا مدفون‌اند- گنجانده شده‌است، نامی از این مکان به‌میان آورده نشده‌است. قدیمی‌ترین اشاره به این گورستان در کتاب نزهةالقلوب تألیف حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری می‌باشد؛ همچنین در «تاریخ گزیدهٔ مستوفی» تألیف ۷۳۰ هجری نیز به مقبرةالشعرا اشاره شده‌است.[۴]
به‌دلیل متروک‌شدن مقبرةالشعرا پس از زمین‌لرزه‌های سال‌های ۱۱۹۳ و ۱۱۹۴ هجری قمری و به‌دلیل مدفون‌شدن بسیاری از شاعران و عارفان بزرگ در این گورستان، در شهریورماه ۱۳۵۰ خورشیدی مسابقه‌ای برای طرح یک بنای یادبود در مقبرةالشعرا توسط روزنامه‌های اطلاعات و کیهان و مجلهٔ یغما برگزار گردید و پس از چندی پیشنهاد «غلام‌رضا فرزان‌مهر» برگزیده شد و عملیات احداث بنای یادبود آغاز گردید. هم‌اکنون این بنای یادبود نماد مقبرةالشعرا و یکی از نمادهای شهر تبریز محسوب می‌شود.[۵]
جمهوری آذربایجان در مسابقات آواز یوروویژن ۲۰۰۹ از تصویر مقبرةالشعرا به عنوان یکی از نمادهای خود استفاده کرد .[۶]
دفن شدگان

بیش از ۴۰۰ شاعر، عارف و رجال نامی ایران و کشورهای منطقه از ۸۰۰ سال پیش به ترتیب از حکیم اسدی طوسی تا استاد شهریار، یکی پس از دیگری در اینجا به خاک سپرده شده‌اند.
از معروفترین آرمیدگان در مقبرةالشعرا می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:[۷][۸][۹]

    اسدی طوسی
    خاقانی شروانی
    ذوالفقار شروانی
    سید محمدحسین شهریار
    عزیز خان مکری
    شاهپور نیشابوری
    شکیبی تبریزی
    شمس‌الدین سجاسی
    ظهیر فاریابی
    قطران تبریزی
    لسانی شیرازی
    مانی شیرازی
    مجیرالدین بیلقانی
    مغربی تبریزی
    همام تبریزی

نمایی از مقبرهٔ شهریار به عنوان آخرین شاعر مدفون در مقبرةالشعرا.

    اشهر سبزواری
    بابامزید
    باباحسن
    عبدالرحیم آبادی
    نظام الدین یحیی الغوری
    حسن بلغاری
    سلطان پیرباب
    معین الدین صفار
    کمال الدین عبدالقادر نخجوانی
    بهاءالدین خاکی
    ضیاءالدین بزرگ
    ابوالعلاء فلکی
    عصار تبریزی
    انوری ابیوردی
    شیخ محمد خیابانی
    ثقةالاسلام تبریزی
    امیه بن عمر و بن عمیه
    محمد جعفر کبودر آهنگی قره‌گوزلو (مجذوبعلیشاه همدانی)
    هفت خواهران
    امیر عبدالغفار
    میرزا شفیع مستوفی
    حارث بن امیه
    امام طالحه
    پیر محمد
    حافظ حسین زال
    عبدالرحیم خلوتی
    درویش سراج الدین قاسم
    اکمل الدین مظفر بزازی
    مجد الدین صنع الله کوزه کنانی
    نجم الدین سمساری
    برهان الدین واعظ هروی
    قاضی مجد الدین محمد انصاری
    خواجه عبدالرحیم اژآبادی
    شمس الدین محمد خطاط
    شیخ اسحاق مراغی
    صلاح المله و الدین حسن نخجوانی ثم البلغاری
    سید جلال الدین مهدی نقیب تبریزی حسنی
    شیخ نور الدین بیمارستانی
    تاج الدین منشاوی
    فخرالدین احمد اره گر
    پیر عماد الدین
    اخی خیر الدین
    غیاث الدین محمد
    پیر لیفی
    پیر سلیمانشاه جوهری
    ابی حامد افضل الدین محمد بن اسعد بن الفقیه محمد التبریزی المحدث
    حافظ حسن کمانکش
    بهاء الدین محمد خاکی
    پیر محمد
    پیر رازیار
    پیر قندیلی
    پیر ترک
    با با اسماعیل
    بابا احمد قمچی باف
    مولانا محمود اژآبادی
    شرف الدین نوری طارمی
    نصرالله طبیب
    سلطان دده علی
    دکتر مهدی روشن ضمیر
    دکتر محمود پدیده
    استاد جواد آذر
    استاد میرزا طاهر خوشنویس تبریزی
    محمود ملماسی
    سید یوسف نجمی
    استاد علی حریرچی

ظهیرالدین فاریابی

ظهیرالدّین ابوالفضل طاهر بن محمد (وفات: ۵۹۸ ه‍.ق.) از جملهٔ قصیده‌سرایان ادب فارسی در سدهٔ ششم است. فاریابی در مقبرةالشعرای تبریز به خاک سپرده شده‌است.

قصیده

قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده می‌شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت‌های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوان‌های شاعران قصیده سرا به قصیده‌های کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر می‌خوریم. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.[۱]

محتویات

    ۱ وجه تسمیه
    ۲ پیشینه
    ۳ تحولات
    ۴ قوانین و اصطلاحات
    ۵ قصیده‌سرایان بزرگ فارسی
    ۶ منابع
    ۷ جستارهای وابسته

وجه تسمیه

از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده.[۲]
پیشینه

اگرچه پیشینه قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده است.[۳] از قرن هفتم به بعد، به علت از بین رفتن دربارهای مقتدری که مشوق شاعران مدیحه‌سرا بودند، قصیده رو به ضعف نهاد. موضوع قصیده‌ها از قرن نهم به بعد، بیشتر تجلیل و ستایش اولیای دین است. در دوران متأخر ملک الشعراء بهار با وارد کردن مضمون های اجتماعی و سیاسی در قصیده‌ها، رنگ تازه‌ای به قصیده داد و این قالب شعری را احیاء کرد.[۴]
تحولات

قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‌توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:

الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغههای شاعرانه پرداخته می‌شده است.

ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.

ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.

د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوهٔ او به وسیلهٔ عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.

ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.

و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعهٔ کتاب‌خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‌الشعرا بهار سراغ گرفت.
قوانین و اصطلاحات

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. در قصیده‌های مدحی، اغلب چهار بخش مشخص است: تشبیب، تخلص، مدح و دعای تأبید. بیت های شروع قصیده را که معمولا وصف طبیعت یا شرح وصال یا فراق معشوق است، "تغزل"(شعر عاشقانه گفتن) یا "تشبیب"(احوال ایام جوانی را ذکر کردن) یا "نسیب"(شعر لطیف درباره زنان) می‌گویند. پس از چند بیت، شاعر تغزل را به مدح می‌کشاند که این قسمت را "تخلص" می‌نامند. مهارت شاعر در پیوستن بخش مقدمه قصیده به مدح، و ظرافتی که در این مورد به کار می‌برد "حسن تخلص" نامیده می‌شود. پس از مدح که قسمت اعظم قصیده را تشکیل می‌دهد،شاعر قصیده را با دعای تأبید به پایان می‌برد، یعنی برای ممدوح خود آرزوی جاودانگی می‌کند، که به این قسمت "شریطه" می‌گویند. در بسیاری از قصاید، مخصوصا وقتی که موضوع آن مدح نیست، بدون تشبیب و تغزل سروده شده‌اند و شاعر بدون مقدمه وارد موضوع مورد نظر خود شده‌است. چنین قصیده‌ای را "محدود" یا "مقتضب" می‌نامند.[۵] به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع‌های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند.[۶]
قصیده‌سرایان بزرگ فارسی

    فرخی سیستانی
    منوچهری دامغانی
    عنصری
    ناصر خسرو
    خاقانی شروانی
    انوری ابیوردی
    ظهیر فاریابی
    سعدی شیرازی

مثنوی طریق‌التحقیق

مثنوی طریق‌التّحقیق از جملهٔ آثار منسوب به حکیم سنایی غزنوی‌ست. به عنوان نمونه، بخش‌هایی از این اثر بدین قرارست:
مناجات
ای برآرندهٔ مه و خورشید         نقش‌بند جهان بیم و امید
ای به تو زنده جان، چو جسم به جان         جسم و جان را ز لطف توست توان
روح را هر نفس ز تو مددست         کرم و رحمت تو بی‌عددست
ای بسا مسجدی که راندهٔ توست         وی بسا بت پرست خواندهٔ توست
همه فانی شویم و تو باقی         همه مست توایم و تو ساقی
غرض ما ز هرچه هست توئی         کارساز بلند و پست توئی
طمع ما ز تو، عنایت توست         رهبر ما به تو، هدایت توست

سیرالعباد الی المعاد

یکی از آثار سنایی است که شامل هفتصد بیت است و در آن از موضوعات اخلاقی سخن رفته است. سنایی در این اثر به طریق تمثیل، از خلقت انسان و نفوس و عقل‌ها صحبت به میان آورده است. سنایی آن را در سرخس سروده است.

کارنامه بلخ

یکی از آثار سنایی است و هنگام توقف شاعر در بلخ سروده شده و حدود پانصد بیت است و چون به طریق مزاح سروده شده، آن را مطایبه‌نامه نیز گفته‌اند.