اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

شن‌یانگ

شِن‌یانگ (به چینی: 沈阳 به انگلیسی: Shenyang) یکی از شهرهای کشور جمهوری خلق چین است. جمعیت آن در سال ۲۰۰۸ میلادی برابر ۳٬۵۲۶٬۵۴۶ نفر تخمین زده شده است [۱]. جمعیت آن با حومه بیش از هفت میلیون نفر است [۲]. این شهر بزرگ، یکی از شهرهای صنعتی چین است. کارخانجات ماشین سازی و نظامی بزرگی در این شهر وجود دارد. شن یانگ در شمال شرقی کشور چین و در منطقه‌ای سردسیر نزدیک به کشورهای کره شمالی و روسیه قرار گرفته است. این شهر، مرکز استان لیائونینگ است.

هاربین

هاربین (به چینی: 哈爾濱 به انگلیسی: Harbin) یکی از شهرهای کشور جمهوری خلق چین است. این شهر بزرگ، یکی از شهرهای مستقل چین است. جمعیت آن در سال ۲۰۰۸ میلادی برابر ۳٬۳۲۰،۴۵۶ نفر تخمین زده شده است [۱]. جمعیت آن با حومه نزدیک به ده میلیون نفر است [۲]. این شهر مرکز استان هیلونگ‌جیانگ است.

هاربین در شمال شرقی کشور چین قرار گرفته است و مهمترین شهر این منطقه به حساب می‌آید. دیگر شهر بزرگ این ناحیه شنیانگ است. هاربین در مقایسه با شن یانگ از شهرت بین‌المللی بیشتری برخوردار است و گردشگران و مسافران خارجی بیشتری را به خود جلب می‌کند.

کراسنویارسک

کراسنویارسک (به روسی: Красноя́рск) شهری است در منطقه سیبری روسیه. این شهر مرکز اداری سرزمین کراسنویارسک است.

شهر کراسنویارسک در کنار رود ینی‌سئی واقع شده و با جمعیت ۹۴۸٬۵۰۰ (برآورد ۲۰۰۹) سومین شهر بزرگ سیبری به‌شمار می‌آید. این شهر از ایستگاه‌های مهم در مسیر راه‌آهن سراسری سیبری و بزرگ‌ترین تولیدکننده آلومینیوم در روسیه است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ مردم
    ۳ شهرهای خواهر
    ۴ منابع

تاریخچه

این شهر در ژوئیه ۱۶۲۸ به عنوان یک دژ بنیاد شد. لشکری که از سوی قزاق روس آندری دوبنسکوی رهبری می‌شد برای جلوگیری از حمله تاتارها در این محل که پیوندگاه دو رود کاچا و ینی‌سئی است دژی دفاعی ساختند. روس‌ها این دژ را کراسنی‌یار نامیدند که ترجمه‌ای از نام محلی آن به زبان یارین (از گویش‌های خاکاس) یعنی قیزیل چار (پرتگاه سرخ) است. زمانی که روستای کراسنی‌یار تبدیل به شهر شد نام آن نیز به کراسنویارسک دگرگون شد.

پیشرفت پرسرعت شهر نخست در میان سال‌های ۱۷۳۵ تا ۱۷۴۱ و با برپایی مسیر پستی مسکو حاصل شد. این مسیر پستی، کراسنویارسک را با شهرهای همسایه یعنی آچینک و کانسک و با بقیه روسیه پیوند داد. در دوره‌های بعد یافته شدن طلا در منطقه و ساخت راه‌آهن سراسری سیبری باعث رونق بیشتر کراسنویارسک شد.

کراسنویارسک در سال ۱۸۲۲ تبدیل به شهر شد و در سدهٔ نوزده میلادی مرکز قزاق‌های سیبری گشت. در پایان سدهٔ نوزده این شهر دارای چند کارخانه و کارگاه راه‌آهن بود. این شهر هم‌چنین به عنوان تبعیدگاه مخالفان حکومت تزار استفاده می‌شد و برای نمونه پس از شورش ناکام هشت دسامبر، این شورشیان دستگیر شده و به کراسنویارسک تبعید شدند.

بیشتر بخش صنعتی شهر پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و در چارچوب یک برنامه پنج‌ساله گسترش یافت. در سال ۱۹۳۴ در تقسیمات اداری، سرزمین کراسنویارسک تأسیس و شهر کراسنویارسک مرکز آن اعلام شد. در روزگار استالین شهر کراسنویارسک یک مرکز مهم گولاگ (تبعید) شد و کراسلاگ بزرگ‌ترین اردوگاه تنبیهی آن به‌شمار می‌آمد. در زمان جنگ جهانی دوم شمار زیادی از کارخانه‌ها از غرب روسیه به کراسنویارسک منتقل شدند تا از دست آلمان‌های مهاجم به‌دور بمانند. این امر باعث پیشرفت اقتصادی شهر شد و پس از جنگ تأسیس کارخانه بزرگ آلومینیوم مایه پیشرفت بیشتر شهر شد.
مردم

اکثریت جمعیت کراسنویارسک روس هستند. اقلیت‌های دیگر ساکن شهر عبارت است از اوکراینی‌ها، تاتارها، آلمانی‌تبارها و بلاروسی‌ها. در دورهٔ اخیر شمار مهاجران جویای کار تاجیک، ازبک و دیگر مردان آسیای میانه و قفقاز به این شهر رشد چشمگیری داشته‌است.

گروه دیگر از مهاجران پرشمار به شهر، چینی‌ها هستند که بیشتر در بخش‌های تجاری پردرآمد مشغول به‌کارند. در این شهر یک بازار چینی بزرگ به نام سودروژستوو (همیاری) و یک شهرک تجاری چینی به نام کیتای گورود (شهر چینی‌ها) وجود دارد.
شهرهای خواهر

شهرهای خواهر کراسنویارسک عبارتند از:

    ایتالیا کرمونا، ایتالیا.
    چین هاربین، چین.
    چین هایهه، چین

سیبری

سیبری (به روسی: Сиби́рь) نام سرزمینی بسیار گسترده در بخش آسیایی روسیه است. سیبری تقریباً تمامی ناحیهٔ شمال آسیا را در بر می‌گیرد. این منطقه یک دوازدهم سطح کره زمین و ۶۰ درصد خاک اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می‌دهد.[۱] سیبری از رشته‌کوه اورال به سوی شرق امتداد یافته و تا اقیانوس آرام می‌رسد. از سوی شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به تپه‌های شمال و مرکز قزاقستان و مرزهای مغولستان و چین محدود می‌گردد. مساحت سیبری ۱۲۸۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع است و ۴۰ میلیون نفر سکنه دارد.

محتویات

    ۱ نام‌شناسی
    ۲ جغرافیا
        ۲.۱ ناهمواری‌ها
        ۲.۲ دریاچه‌ها
            ۲.۲.۱ دریاچه بایکال
        ۲.۳ آب و هوا
        ۲.۴ پوشش گیاهی
            ۲.۴.۱ پوشش گیاهی طبیعی
            ۲.۴.۲ کشاورزی
    ۳ معادن
    ۴ تاریخ
    ۵ شهرها
    ۶ منابع

نام‌شناسی

نام سیبری از واژه سیبیر در یکی از گویش‌های زبان مغولی گرفته شده[۲] و به معنی «سرزمین خفته» است.[۳]

سیبیر در اصل نام دژی از تاتارها بود که در پیوندگاه رودهای توبول و ایرتیش قرار داشت.[۴]
جغرافیا
خلــــــیج اُب
نوایا زملیا
دریای کارا
رود ینی‌سئی
رود اب
   
شبه‌جزیره تایمیر
سِوِرنایا زملیا
اقیانوس منجمد شمالی
فلات سیبری مرکزی
ناحیه فدرالی سیبری
   
رود لنا
یاقوتــستان
دریای لاپتف
جزایر سیبری نو
منطقه کولیما
کوهستان ورخویانسک
ناحیه فدرالی اورال
قزاقستان
رود اُب
رود ایرتیش
کوه‌های آلتای
تیان شان
سیردریا
تکله‌مکان
هیمالیا
پامیر
هندوکش
تـــبت
   
دریاچه بایکال
مغولستان
بیابان گُبی
دشت شمال چین
جلگه یانگ‌تسه
فــــــــــــــــــــلات
   
کوهستان استانُوُی
منچوری
کره
ساخالین
رود آمور
دریای اُخُتسک
ژاپن
اقیانوس آرام
نقشه موضع‌نگاشتی شمال آسیا

سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه، رودهای پر آب و دشت‌های یخ زده‌است. زمستان‌های بسیار سرد سیبری و تابستان‌های تقریباً داغ آن باعث شده تا قرن‌ها جمعیت چندانی در آن زندگی نکند.
ناهمواری‌ها

سیبری یک سرزمین صاف و هموار است و بخش بزرگی از آن را دشت‌ها تشکیل داده اند؛ مرتفع‌ترین نقطهٔ آن یک آتشفشان فعّال در شبه جزیره کامچاتکا با ارتفاع حدود ۴۶۴۹ متر از سطح دریا است.
دریاچه‌ها
دریاچه بایکال

دریاچهٔ بایکال، دریاچه‌ای است بزرگ با حیات وحشی منحصر به فرد. تنها خوک آبی آب شیرین در این دریاچه می‌زیَد.
آب و هوا

سیبری زمستان‌هایی بسیار سرد دارد؛ به طوری که گاه در زمستان‌ها دمای هوای این منطقه تا ۶۷− درجهٔ سلسیوس نیز می‌رسد و این منطقه به سردترین نقطهٔ مسکونی زمین تبدیل می‌شود. تابستان‌های این منطقه هم نسبتاً داغ هستند. در کل سیبری به عنوان منطقه‌ای سردسیر شناخته می‌شود.

مناطق خاصّی در شمال و خاور سیبری بسیار سردسیر هستند.
پوشش گیاهی
پوشش گیاهی طبیعی

سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه‌است. جنگل‌های تایگا که بیش تر از درختان سرو و مخروطیان دیگر تشکیل شده‌اند، جَنوب سیبری را در بر گرفته‌اند.
کشاورزی

کشاورزی تنها در بخشی از جنوب سیبری رواج دارد و در جنوب غربی آن دانه‌های خوراکی از جمله گندم در قالب کشتزارهای بزرگ کشت می‌شوند.
معادن

معادن بسیاری در سیبری وجود دارند و بخش عمدهٔ زغال سنگ و طلای روسیه از معادن این منطقه استخراج می‌شوند. جلگه‌های غربی سیبری دارای معادن نفت و گاز طبیعی هستند.
گودال اوداچنایا
تاریخ

در پایان سده ۱۵، قبایل تاتار بر سرزمین‌های شرق کوه‌های اورال یا همین سیبری تسلّط یافتند. در ۱۵۸۲، مردم روس سپاهی تشکیل دادند و همراه با قزاق‌ها، تاتارها را شکست دادند. از زمان امپراتوری پتر یکم (۱۷۲۵-۱۶۷۲) تا زمان فروپاشی شوروی، زندانیان سیاسی و جنایتکاران محکوم به کار اجباری و آنانی که از سوی دولت برای جامعه خطرناک تشخیص داده می‌شدند را به سیبری اعزام می‌کردند.
شهرها

بزرگ‌ترین و پر جمعیت‌ترین شهر سیبری نووسیبیرسک است. پس از آن امسک و کراسنویارسک به ترتیب پر جمعیت‌ترین شهرهای سیبری هستند.

تیپی

تیپی (به انگلیسی: Tipi) نام نوعی کلبهٔ مخروطی شکل است که توسط سرخ‌پوستان آمریکا برای سکونت ساخته می‌شده‌است.
تیپی را غالباً از پوست حیوانات درست می‌کرده‌اند.

سرخ‌پوستان ایالات متحده آمریکا

سرخپوستان بومی ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: Native Americans) به بومیان قدیمی کشور آمریکا اطلاق می‌شود که امروزه بصورت اقلّیتی در میان جمعیت مهاجر بعدی بسر می‌برند. این اقوام به گروه‌های بومی آمریکای شمالی تعلق دارند و به زبان‌های گوناگونی گویش می‌کنند. برخی هنوز به سنّت‌های قدیمی قومی خود پایبند مانده‌اند و برخی زیر فشار همسان‌سازی، با فرهنگ مدرن آمریکایی خو گرفته‌اند.

جمعیت کل تمام قبایل مختلف امروزه تا حدود ۲٫۵ میلیون نفر تخمین زده می‌شود.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ زندگی در جامعه امروزی آمریکا
    ۳ پراکندگی جغرافیایی و زبان‌ها
    ۴ قبیله‌های مشهور
    ۵ فرهنگ
    ۶ مکان‌ها
    ۷ رهبران نامدار
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پیوند به بیرون
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ پیوند به بیرون

تاریخ
رهبران قبایل سرخ‌پوستان در حال انعقاد «پیمان صلح» با ژنرال ویلیام شرمن در زمان جنگ داخلی آمریکا در وایومینگ.

اقوام سرخپوست آمریکای شمالی از بازماندگان گروه‌هایی هستند که در حدود بیست هزارسال پیش از میلاد از نواحی سر شمال سیبری گذشته و به قاره جدید وارد شده بودند. برخلاف ساکنان مزوآمریکا و نواحی متمدن آمریکای مرکزی و جنوبی، سرخپوستان آمریکای شمالی چندان متمدن نبوده و حالتی نیمه بدوی داشتند. بیشتر اطلاعاتی که امروزه از گذشته سرخپوستان ساکن در ایالات متحده داریم از گزارش‌های اروپاییان بدست آمده‌است. برخورد میان اروپاییان تازه‌وارد و ساکنان قدیمی در کشور آمریکا، بحران‌ها و تضادهایی بوجود آورد که تا مدت‌ها به صورت جنگ و کینه ادامه پیداکرد.

کریستوف کلمب پنداشته بود که سرخ‌پوستان آمریکای مرکزی، هندی هستند. از این رو امروزه در بیشتر زبانهای اروپایی بومیان قاره آمریکا را هندی (به انگلیسی: Indian) می‌خوانند.[۲] پس از ورود اروپاییان، سرخ‌پوستان آمریکایی با بیماری‌های همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۳] و از دست رفتن خاک روبرو شدند. برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند[۴]، و برخی دیگر در جنگ‌ها و پاکسازی‌های قومی همانند کشتار ووندد نی به نابودی کشانده شدند.

در سال ۱۸۳۰ اندرو جکسون دستوری صادر کرد که به نام قانون سرخ‌پوست‌زدایی (به انگلیسی: Indian Removal Act) مشهور گشت. بر اساس این دستور، سرخ‌پوستان از زمینهای خود در شرق آمریکا به سمت زمینهای بایر غرب رود میسیسیپی مهاجرت داده می‌شدند. مهاجرت بزرگ قوم چروکی در سال ۱۸۳۸ از جورجیا به سمت غرب، از همین قسم مهاجرت‌های دولتی بود که به «رد اشک‌ها» (به انگلیسی: Trail of tears) شهرت پیدا کرد. در این سفر ۲۰۰۰ کیلومتری، ۴۰۰۰ سرخ‌پوست جان خود را از دست دادند. این سرخ‌پوستان به زمینهای مخصوصی در غرب آمریکا مهاجرت داده شدند که امروزه به زمینهای رزرویشن (به انگلیسی: reservation) یا اختصاصی معروفند. این زمینها در سال ۱۸۳۴و به دستور کنگره آمریکا برای سرخ‌پوستان در نظر گرفته شدند. سرخپوستان در جنگ‌های داخلی آمریکا از مبارزان فعال بودند. پس از پایان این دوره جنگ‌ها و آزادی سیاهپوستان در آمریکا، سیاست همسان‌سازی علیه سرخپوستانی که به امید پایان تنش وارد جنگ شده بودند آغاز شد.

در قرن نوزدهم جورج واشنگتن و هنری ناکس تصمیم به متمدن کردن بومیان آمریکا گرفتند و همین موجب بروز شدیدترین درگیری‌ها میان آنها شد. در پی این رویدادها، جنگ‌های سرخپوستان شدت گرفت. گرچه پیروزی معمولاً با نظامیان جمهوری آمریکا بود اما سرانجام در سال ۱۹۲۴ دولت آمریکا حق شهروندی سرخپوستان را پذیرفت و از آن زمان تا کنون آنان شهروند آمریکایی با حفظ حقوق قومی و مالکیت سرزمینی می‌باشند.
زندگی در جامعه امروزی آمریکا

امروزه ۲۲۵٬۰۰۰ کیلومتر مربّع از خاک ایالات متحده آمریکا به صورت خودمختار در اختیار سرخ‌پوستان قرار دارد که این زمین‌ها همان زمینهای جایگزین یا اختصاصی قرن نوزدهم هستند. این زمینها تحت سرپرستی دفتر امور سرخ‌پوستان قرار دارد که خود زیر نظر وزارت کشور ایالات متحده آمریکا است. سرخپوستان آمریکا امروزه در بسیاری مناطق استقلال فرهنگی و تاحدودی سیاسی دارند. تلاش‌هایی برای تحکیم ریشه‌های قومی خود دارند و زبان‌هایی که بدان‌ها صحبت می‌کنند تا حدودی محافظت شده قلمداد می‌شوند. برخی از آنها هنوز به زندگی سنتی و روستایی خود با آداب قبیله‌ای بسر می‌برند که بیشتر در نواحی جنوبی هم‌مرز مکزیک می‌باشند. در سال ۲۰۰۳ جمعیت آنان در جامعه آمریکا ۲٬۷۸۶٬۶۵۲ برآورد شد که از این میزان ۴۱۳٬۳۸۲ نفر در کالیفرنیا , ۲۹۴٬۱۳۷ در آریزونا و ۲۷۹٬۵۵۹ تن در اوکلاهاما بسر می‌بردند. همچنین این گروه دارای نسبت بالایی از الکلیسم در درون خود هستند. آژانس‌های فعال بومیان آمریکا تلاش دارند تا با حفظ ریشه‌ها و هنجارهای سنتی، در راستای بهبود شرایط بهداشتی و فرهنگی این گروه گام بردارند.
پراکندگی جغرافیایی و زبان‌ها
دکتر فلش اولین زن سرخپوستی بود که در آمریکا به درجه پزشکی رسید.

بومیان آمریکا - به جز انگلیسی که زبان عمومی کشور محسوب می‌گردد - به زبان‌های مختلفی از گروه زبان‌های بومی آمریکا تکلم می‌کنند. زبان آزتکی در یوتا بیشترین متکلم را دارد. پس از آن، زبان ناهواتل با نزدیک به دویست هزار گویشور و زبان ناواهو با یکصد و پنجاه هزار تن در رده‌های بعدی هستند. سرخپوستان آمریکا اگرچه در تمام سرزمین پراکنده‌اند اما بیشتر آنان در نواحی غربی و جنوب غربی بسر می‌برند. گروه مهم چروکی در میامی و سواحل میسیسیپی ساکن می‌باشند و گروه‌هایی نیز در مناطق شمالی مانند میشیگان و مونتانا زندگی می‌کنند که در این مناطق جمعیت و حضور بومیان کاملاً قابل توجه می‌باشد. همچنین در آلاسکا شمار زیادی از بومیان ساکن بوده و بیشتر نواحی روستایی این ایالت کم جمعیت سرخپوست می‌باشند.
قبیله‌های مشهور
نمونه صنایع دستی کهن سرخ‌پوستان آمریکا. کاسه سفالی واقع در موزه ایالتی آریزونا

    پوئبلو
    آپاچی
    ناواهو
    سو
    کواپا
    اوسیج
    چروکی
    شوشونی
    کدو
    شاین
    لاکوتا
    سیناگوا

فرهنگ

    موزه ملی سرخ‌پوستان ایالات متحده آمریکا
    زبان‌های آتاباسکی
    موزه ایالتی آریزونا
    جغجغه (سرخ‌پوستان)
    تاماهاوک

مکان‌ها
    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ سرخ‌پوستان ایالات متحده آمریکا موجود است.

    یادبود ملی خرابه‌های آزتک
    مانیومنت ولی
    تپه‌های کاهوکیا
    پارک ملی تاریخی فرهنگ چاکو

رهبران نامدار

    ابر سرخ
    گاو نشسته
    اسب دیوانه

موزه ایالتی آریزونا

موزه ایالتی آریزونا (به انگلیسی: Arizona State Museum) تاسیس ۱۸۹۳، از غنی‌ترین موزه‌های فرهنگ سرخ‌پوستان ایالات متحده آمریکا بوده و در شهر توسان در ایالت آریزونا واقع است.

این موزه وابسته به موسسه اسمیتسونی بوده و تحت اداره مرکز تحقیقات فرهنگ سرخ‌پوستان بومی دانشگاه آریزونا قرار دارد.

موزه ایالتی آریزونا (که در داخل محوطه دانشگاه آریزونا قرار دارد) با ۲۰٬۰۰۰ کوزه، حاوی بزرگترین کلکسیون کوزه‌های سفالی سرخ‌پوستان آمریکاست.

سرخ‌پوست

به بومیان قاره آمریکا سُرخ‌پوست گفته می‌شود که از نژاد زردند ولی پیش‌تر می‌پنداشتند که یک گروه نژادی جداگانه‌اند. کریستوف کلمب پنداشته بود که اینان هندی اند، از این‌رو امروزه در بیشتر زبان‌های اروپایی ایشان را هندی می‌خوانند. گاهی در زبان فارسی هم ایشان را هندی‌های آمریکا می‌خوانند. غلام‌حسین مصاحب در دائرةالمعارف فارسی آنان را «هندی‌شمردگان» (یعنی کسانی که هندی شمرده شده‌اند) می‌خواند.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ هنر
    ۳ تمدن و معماری
    ۴ خط و دبیره
    ۵ زبان‌های رایج
        ۵.۱ سرخ‌پوستان آمریکای شمالی
        ۵.۲ قبیله‌های متفاوت
        ۵.۳ پانویس
        ۵.۴ جستارهای وابسته
        ۵.۵ پیوند به بیرون

پیشینه
نوشتار اصلی: تاریخ حوادث ساکنان بومی قاره آمریکا‎
درصد سرخ‌پوست‌ها در کشورهای آمریکای لاتین.

ورود سرخ‌پوستان به قاره آمریکا را نزدیک به سی هزار سال پیش برآورد کرده‌اند. این اقوام در هنگام سرما و یخبندان از آسیا و از تنگهٔ برینگ وارد قارهٔ نو شده‌اند. در کرانه‌های کالیفرنیا جایمانده‌های آتش روشن شده‌ای را یافتند که داده‌های باستان شناسی نمایان کرد که این رویداد به ۲۵۰۰۰ سال پیش باز می‌گردد. زندگی مدرن و شهرنشینی در آمریکای باستان از حدود سالهای برابر با میلاد مسیح آغاز می‌شود و در سال ۸۰۰ میلادی باتمدن مایا به اوج شکوفایی خود می‌رسد. درسال‌های پس از آن تمدن‌های دیگری مانند اولمک و آزتک در آمریکای شمالی و تمدن اینکا در آمریکای جنوبی سالهای درخشانی را بویژه در زمینهٔ معماری و هنر تجربه می‌کنند. با ورود اروپاییان در سال ۱۴۹۲ به دنیای تازه به رهبری کریستف کلمب نه تنها از دانش و تمدن اروپاییان چیزی به سرخ‌پوستان داده نشد بلکه درپی کشتارهای انجام شده تمدن‌های اینکا و آزتک کم‌کم رنگ باخت و به نابودی دچارشد.[۱] سرخ‌پوستان با ورود اروپاییان با بیماریهای همه‌گیر[نیازمند منبع]، نابودی فرهنگ[۲] و از دست رفتن خاک[نیازمند منبع] روبرو شدند.

جنگجویان سرخ‌پوست کمابیش نامهای برگرفته از خوی‌های جانوران دارند. نامهایی چون «گاو نشسته»، «اسب دیوانه» و «خرس ایستاده» نام‌هایی پرافتخار در تاریخ سرخ‌پوستان هستند.[۳]
هنر

هنر در میان سرخ‌پوستان آمریکا به ویژه در تمدن مکزیک اهمیت بسزایی داشت. دورهٔ هنری در مکزیک از ۱۵۰۰ پیش ازمیلاد آغاز و تا سده ۱۶ یعنی زمان فتح مکزیک بدست ارنان کورتس اسپانیایی ادامه می‌یابد. که اوج آن در دوره ۳۰۰ تا ۹۰۰ میلادی بوده‌است. هنر اصلی ایشان پیکر تراشی و تندیس سازی بود و امروزه تندیس‌ها و صورتک‌های بسیاری از آن دوره که به‌نظر می‌رسد کاربرد مذهبی داشته‌است بجای مانده.
تمدن و معماری
Americanindiansmapcensusbureau.gif

در گوشه و کنار قاره آمریکا آثار بایسته‌ای از تمدنهای بشری بچشم می‌خورد که در میان آنها نام تمدن تئوتی هواکان و تمدن قوم مایا بویژه در چیچن ایتسا، تمدن اولمک و تمدن اینکاها و در نهایت آزتکها شهرت بیشتری دارد.بیشتر این شهرت به دلیل معماری‌های شگفت انگیزی ست که از ایشان باقی‌مانده‌است.وجود بناهای بلند و با شکل هندسی سیار دقیق مانند بنای مونته آلبان در مکزیک که شباهت بی نظیری با زیگوراتهای مشرق زمین دارد و نیز هرم چیچن ایتسا که مانند هرم مصر مخروطی و البته کمی زیباتر است بهمراه رصد خانه کراکول (ساخته شده در ۱۲۵۰ میلادی) که کاملاً مشابه رصدخانه‌های امروزی ست شهرت بیشتری دارد.در آمریکای جنوبی نیز ال دورادو یا شهر گمشدهٔ طلا و شهر باستانی کوسکو در پرو از دوره تمدن اینکاها شناخته شده ترند.اکثر این بناها مخصوصا در حوالی مکزیک با سرستون‌ها و زیباییهای شگرفی تزیین شده‌اند.[۴]
خط و دبیره

مایاها از نخستین اقوامی بودند که در جهان نو از خط بهره بردند. گونه ای خط هیروگلیفی اندیشه‌نگاشت از ایشان بجا مانده‌است که امروزه کشف شده و قابل خواندن است.مایانها همچنین بیش از هزار مجلد کتاب که بیشتر آنها تاشوی آکاردئونی بودند را نوشته بودند که امروزه تنها شمار انگشت شماری از آنها به جامانده است و بیشتر انها یا در درازای زمان ازمیان رفتند یا بدست مردان اسپانیایی مهاجم سوزانده شدند.
زبان‌های رایج
دختر سرخ‌پوست، اثر پی. رومر

در آمریکای باستان زبان‌های فراوانی رواج داشته‌است که همگی از خانواده زبان‌های التصاقی شناخته می‌شوند. اما تا کنون هیچ خویشاوندی نزدیکی میان زبانهای این گروه از اقوام با دیگر این دسته زبانها مانند زبان چینی یا کره‌ای و زبانهای آلتایی مشاهده نشده‌است.امروزه شمار گویشوران این زبان در مکزیک به دو میلیون نفر و در آمریکا به نزدیک یک ونیم میلیون نفر می‌رسد.در دیگر کشورهایی مانند گواتمالا، پرو، بولیوی، پاراگوئه، اکوادور، آلاسکا جمعیت بسیاری به یکی از زبانهای بومیان آمریکایی گفتگو می‌کنند.این زبانها در آمریکای شمالی شامل ناهواتل (آزتکی نو) در ایالات متحده و مکزیک و زبانهای مایایی در نواحی گواتمالا و پاناما همچنین گوارانی در برزیل و پاراگوئه، آیمارا و کچوا در بولیوی پرو و اکوادور می‌باشد. گفتنی است زبان آیمارا در پرو و گوارانی در پاراگوئه حتی زمانی در دو دهه پیش زبان رسمی شدند.گوارانی هم اکنون نیز در پاراگوئه مکانی پایین‌تر از زبان رسمی ندارد.

برخی قبایل سرخ‌پوستان به مدت دو قرن در بردگی سفیدپوستان بودند[۵]. سران قبیله‌های سرخ‌پوست در کانادا با فرانسویان و انگلیسیها معاهداتی امضا کردند تا آشتی در مناطق سرخ‌پوستی برقرار شود.
سرخ‌پوستان آمریکای شمالی
نوشتار اصلی: سرخ‌پوستان ایالات متحده آمریکا

، سرخ‌پوستان کانادا
نمونه صنایع دستی کهن سرخ‌پوستان آمریکا. کاسه سفالی واقع در موزه ایالتی آریزونا
قبیله‌های متفاوت

    پوئبلو
    اینکا
    قوم مایا
    آزتک
    چیمو
    اولمک
    تولتک
    ناواهو
    آپاچی

پورتوریکو

پورتوریکو (به انگلیسی: Puerto Rico) مجمع‌الجزایری است در شمال شرقی منطقه کارائیب. پورتوریکو از نواحی غیرضمیمه به خاک ایالات متحده آمریکا به‌شمار می‌آید که تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده آمریکا قرار دارد. جمعیت پورتوریکو سه میلیون و ۶۶۷ هزار نفر و زبان‌های رسمی آن اسپانیایی و انگلیسی است. زبان رایج اکثریت مردم جزیره، اسپانیایی است و تنها حدود یک‌چهارم جمعیت پورتوریکو انگلیسی را روان صحبت می‌کنند.

نزدیک به ۷۶ درصد از مردم این جزیره سفیدپوست هستند که تبار بیشتر آنها از اسپانیا است. کوبا و پورتوریکو تنها جزایری در حوزه کارائیب هستند که سفیدپوستان اکثریت جمعیت آنها را تشکیل می‌دهند. ۸۵ درصد از مردم پورتوریکو کاتولیک هستند. پورتوریکو بیش از ۴۰۰ سال در کنترل اسپانیا بود تا این‌که پس از شکست اسپانیا از ایالات متحده در جنگ، این جزیره به کنترل ایالات متحده در آمد. نام پورتوریکو از زبان اسپانیایی گرفته شده و به معنای «بندر ثروتمند» است.

جزیره پورتوریکو هم‌اکنون تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده آمریکا قرار دارد، دلار آمریکا پول رایج آن است و شهروندانش با گذرنامه آمریکایی سفر می‌کنند، با این وجود مجمع‌الجزایر پورتوریکو در سنای آمریکا سناتور ندارد و تنها یک «نماینده بدون حق رای» در کنگره ایالات متحده آمریکا دارد.[۱]

هرچند که ساکنان این جزیره شهروند آمریکا بشمار می‌آیند اما نمی‌توانند در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کنند.[۲] در انتخابات سراسری آمریکا در سال ۲۰۰۰ میلادی حدود شش میلیون و نیم شهروند آمریکائی با تبار لاتین شرکت کرده بودند که بیش از یک میلیون نفر آنان از کسانی بودند که شهروندی آمریکا را گرفته و دارای تبار پورتوریکوئی بودند.[۳]

این کشور کوچک‌ترین و شرقی‌ترین جزیره از جزایر آنتیل بزرگ از هند غربی به‌شمار می‌آید که از شمال به اقیانوس اطلس، از شرق به جزایر آنتیل کوچک، از جنوب به دریای کارائیب، و از غرب به جمهوری دومینیکن محدود می‌شود. پورتوریکو کشوری است کوهستانی با آب و هوای گرمسیری و منابع زیر زمینی و معدنی اندک.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
        ۲.۱ مسئله ارتباط با ایالات متحده
    ۳ جغرافیا
    ۴ تقسیمات اداری جزیره
    ۵ مردم
    ۶ اقتصاد
    ۷ نگارخانه
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع

تاریخ

جزیره اصلی پورتوریکو توسط کریستف کلمب در طول دومین سفر دریایی‌اش به قاره جدید در سال ۱۴۹۳ کشف شد،[۴] بر اساس شواهد به دست آمده از تاریخ پیش‌کلمبی، جمعیت این جزیره حدود ۳۰ هزار نفر در سال ۱۵۰۸ برآورد شده‌است. سرخ‌پوستان بومی جزیره موسوم به قوم تاینو، این جزیره را «بوریکن» به معنای «سرزمین شاهزادهٔ نجیب» می‌خواندند. اما کلمب آن را به یاد یحیای تعمید دهنده به سان خوان تغییر نام داد. این نام هنوز بر پایتخت این کشور باقی است.

در سال ۱۵۰۸ نخستین مهاجران اسپانیایی وارد پورتوریکو و بندر خوان پونس دلئون شدند، عده‌ای نیز رهسپار کاپارا شدند و اولین حکومت محلی در آنجا تشکیل شد. یکی از مردان خوان پونس دلئون از فرماندهان تحت نظر کلمب، شایعاتی در مورد ثروت تاینوهای پورتوریکو شنیده بود. اختلافات آغاز شد و تازه‌واردان شروع به سرکوب و مطیع کردن بومیان جزیره کردند. مهاجران اسپانیایی رفته‌رفته مردم تاینو را محو و معادنشان را در ظرف اندک زمانی ضبط کردند. در طول یک سال، پونس دولئون، تاینوها را مطیع خود ساخته و کنترل اکثریت منطقه را بدست گرفت. در آن زمان، آن جزیره مجدداً تغییر نام داده و به پورتوریکو به معنای «بندر ثروتمند» تغییر نام یافت.[۵]

تاینوها در ابتدا در معادن طلا کار می‌کردند. در سال ۱۵۱۱، مقامات این جزیره بابت بدرفتاری با تاینوها از سوی کلیسای کاتولیک اخطاری دریافت کردند؛ اما همچنان نرخ مرگ و میر بر اثر کارهای سخت و طاقت‌فرسا و بردگی و بیماری و سوءتغذیه بالا بود. در سال ۱۵۱۸، هنگامی که آبله در میان این قوم شیوع پیدا کرد، بیشتر جمعیت آنان نابود شده بود. این وضعیت آنقدر ادامه پیدا کرد که دیگر تاینوهای زیادی برای کار وجود نداشتند. در این زمان اسپانیایی‌ها مجبور شدند، برده‌های سیاهپوست را جایگزین آن‌ها کنند.[۶]

در اوائل سده ۱۷ م. این جزیره به دست انگلیسیان افتاد لیکن طولی نکشید که دوباره به اسپانیا بازپس داده شد.[۷]

آمریکا به دنبال جنگ با اسپانیا برای تصرف پورتوریکو، پس از اشغال این جزیره در سال ۱۸۹۸ کنترل آن در در دست گرفت. به علت اینکه پورتوریکو از مستملکات آمریکاست همهٔ شهروندان پورتوریکو دارای تابعیت آمریکایی هستند. در سال ۱۹۴۸ سنای آمریکا اجازهٔ انتخاب حاکم توسط خود پورتوریکویی‌ها را صادر کرد، در سال ۱۹۵۲ این لایحه توسط کنگره تصویب و ضمانت اجرایی پیدا کرد. در ۱ نوامبر ۱۹۵۰ استقلال طلبان افراطی پورتوریکویی با سفر به واشینگتن و ورود به محل کار رئیس جمهوری (هری ترومن) قصد ترور او را داشتند که البته موفق به این کار نشدند، در ۱ مارس ۱۹۵۴ نیز عده‌ای از افراطیون پورتوریکویی با ورود به ساختمان کنگره، ۵ تن از نمایندگان کنگره را مجروح کردند.

پورتوریکو امروزه نقطه انتقال عمده برای قاچاقچیان مواد مخدر بین آمریکای جنوبی و ایالات متحده است.[۸]
سیاست

این کشور دارای نظام دولتی نیمه‌خودمختار است. در امور مالی، دفاعی، روابط خارجی و تجارت بین ایالتی، پورتوریکو کاملاً تحت قیمومیت سیاسی ایالات متحده آمریکا عمل می‌کند. بغیر از موارد مذکور، قانون اساسی پورتوریکو امور جاری داخلی کشور را تبیین می‌نماید. مردم پورتوریکو شهروندان آمریکایی بشمار می‌آیند، اما در انتخابات آمریکا حق رای ندارند.

نظام سیاسی و حکومتی پورتوریکو به گونه‌ای است که در مسائل مالی، اقتصادی، دفاعی، روابط خارجی و تجاری تحت نظارت و حاکمیت سیاسی امریکا قرار دارد و در مسائلی به غیر این موارد، قانون اساسی خود را اعمال و اجرا می‌نماید.

از سال ۱۹۵۲ تاکنون پورتوریکو سه حزب سیاسی اصلی داشته‌است: حزب دموکراتیک مردمی، حزب پیشرو جدید و حزب استقلال پورتوریکو. این سه حزب برای کسب سه وضعیت سیاسی مختلف تلاش می‌کنند. حزب دموکراتیک به دنبال حفظ وضعیت پیوستگی با آمریکا به عنوان مشترک‌المنافع است و در همه‌پرسی رای مردمی را کسب کرد. حزب پیشرو به دنبال این است که پورتوریکو ایالتی از امریکا شود و حزب مستقل هم به دنبال ایجاد حاکمیت و جمهوری مستقل است.

در سال ۲۰۰۷ حزب چهارمی به نام پورتوریکویی‌ها برای حزب پورتوریکو ثبت شد. این حزب ادعا می‌کند که به دنبال مشکلات جزیره در وضعیت خنثی است. اما پس از اینکه حزب نتوانست تعداد آراء مورد نیاز را کسب کند، تنها به عنوان یک حزب سیاسی ثبت شده باقی ماند. احزاب ثبت نشده دیگر این کشور شامل حزب پورتوریکویی‌های ملی‌گرا و جنبش کارگران سوسیالیست می‌شوند.
مسئله ارتباط با ایالات متحده

پورتوریکو حکومتی جمهوری‌خواه تحت حاکمیت و نظارت امریکا دارد، اما تحت حمایت کامل قانون اساسی امریکا قرار ندارد. رئیس دولت پورتوریکو رئیس جمهور امریکاست. دولت پورتوریکو بر اساس سیستم جمهوری‌خواهی بوده و از سه بخش تشکیل شده‌است: مجریه، مقننه و قضائیه؛ قوه مجریه توسط فرماندار هدایت می‌شود که اکنون لوئیس فورتونو آنرا بر عهده دارد.

پورتوریکو در کنگره امریکا نماینده‌ای دارد که حق رای ندارد، این فرد کمیساریای مقیم نامیده می‌شود (در حال حاضر پدرو چیرلیسی این سمت را بر عهده دارد). انتخابات پورتوریکو توسط کمیسیون انتخابات فدرال و کمیسیون انتخابات ایالت پورتوریکو اداره می‌شود. با وجود اینکه مردم پورتوریکو در کنگره امریکا نماینده دارند، اما نمی‌توانند در انتخابات ریاست جمهوری امریکا شرکت کنند، تنها می‌توانند در مرحله مقدماتی انتخابات رای دهند. پورتوریکوهایی که مقیم ایالات متحده شده‌اند می‌توانند در انتخابات شرکت کنند.

پورتوریکو یک کشور مستقل نیست و هیچ سفارتخانه‌ای در این کشور وجود ندارد. تنها میزبان کنسولگری ۴۱ کشور است که اغلب آنها از امریکا و اروپا هستند. اکثر کنسولگری‌ها در سان خوان، پایتخت آن مستقر هستند. از آنجایی که این کشور بخشی از قلمرو اصلی امریکا به حساب نمی‌آید، دفاتر دولتی سطح اول به همان صورتی که در دولت امریکا تعریف شده در آن وجود ندارد، اما ۷۸ شهرداری در آن مستقر است.

در جریان همه‌پرسی غیر رسمی و غیر الزام‌آوری که در سال ۲۰۱۲ بر‌گزار شد، بیش از نیمی از رای‌دهندگان پورتوریکویی‌تبار از وضعیت دوگانگی سیاسی این مجمع الجزایر ناراضی بوده و چیزی بیش از ۶۰ درصد آنان نیز خواهان آن بودند تا این کشور به عنوان پنجاه و یکمین ایالت آمریکا به رسمیت شناخته شود. آنان ایالتی شدن این کشور را حتی به خودمختاری کامل آن ترجیح دادند.[۹]

قانون اساسی امریکا قدرت پذیرش ایالت جدید را به کنگره اعطاء نموده‌است. اما کنگره امریکا به نظر تمایلی به الحاق پنجاه و یکمین ایالت به اتحادیه نداشته و این عدم تمایل ناشی از شبهات پیرامون اعتبار همه‌پرسی، اختلاف عمیق احزاب و مشکلات دیگری نظیر مسئله صخره مالی، کسری بودجه فدرال و اصلاحات مهاجرتی است. افزون بر تمامی مسائل سیاسی، نگرانی‌های مالی و اقتصادی در صدر مسائلی قرار دارند که عضویت پورتوریکو در ایالات متحده را با تاخیر مواجه می‌کند. بر پایه‌گذارش ۲۰۱۰ کمیته منابع طبیعی مجلس نمایندگان، اگر پورتوریکو تبدیل به یک ایالت امریکایی شود، برای برنامه‌های اجتماعی، خدمات درمانی و دیگر موارد، سالیانه ۷٫۷ میلیارد دلار هزینه اضافی بر دوش دولت فدرال گذاشته می‌شود.
جغرافیا
نقشه پورتوریکو
نقشه توپوگرافیک پورتوریکو

جزیره اصلی پورتوریکو از لحاظ وسعت، کوچک‌ترین جزیره در میان جزایر ویکس به شمار می‌رود. اگر چه از لحاظ جمعیت، رتبه سوم را در بین این گروه چهار جزیره‌ای دارد. سایر جزایر، کوبا، هیسپانیولا و جامائیکا هستند. پورتوریکو، به دلیل موقعیت جغرافیایی، آب و هوایی استوایی داشته و در بعضی فصول، توفان‌های آتلانتیک را هم تجربه می‌کند.

پورتوریکو در شرق کشور دومینیکن و غرب جزایر ویرجین واقع شده‌است، و در نزدیکترین نقطه ۱۲۰۰ کیلومتر با خاک ایالات متحده آمریکا فاصله دارد. این مجمع‌الجزایر شامل جزیره اصلی پورتوریکو و چندین جزیره کوچک دیگر است. شکل آن مستطیل غیر منتظم است و از مشرق به مغرب امتداد می‌یابد. کرانه‌های ناهموار دارد و دارای رشته‌کوه‌های کم‌ارتفاعی است که از شرق بسوی غرب امتداد پیدا کرده‌است. رودهای زیادی از این کوه‌ها جاری و اراضی جزیره را سیراب می‌کند. هوایش معتدل و خاکش حاصلخیز است.[۱۰]

آب و هوای گرم و استوایی این کشور، جهانگردان زیادی را جذب می‌کند. دمای هوای پورتوریکو همواره تابستانی است و میانگین دمای سالانه آن به ۲۶ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. بین ماه‌های دسامبر و آوریل اوج فصل گردشگری در این جزیره است.

پارک ملی ال یانگ که در فاصله یک هزار و ۸۰ متری از سطح دریا قرار دارد و در اکثر مواقع سال شاهد بارش باران‌های استوایی است، یکی از مناطق پر طرفدار جهانگردان محسوب می‌شود. رصدخانه آرسیبو در این جزیره قرار دارد.

نخستین شهر این جزیره سان خوان بود که در سال ۱۵۲۱ تاسیس شد. با افزایش سکونت در شهرها ۳۰ شهر در قرن ۱۸ به وجود آمد و ۳۴ شهر نیز در قرن ۱۹ تاسیس یافت. ۶ شهر نیز در قرن ۲۰ ایجاد شد که آخرین آن فلوریدا در سال ۱۹۷۱ بود.
تقسیمات اداری جزیره

پورتوریکو استان ندارد اما از نظر اداری به ۷۸ شهرستان تقسیم شده‌است که فرمانداری‌ها در آنها مانند استانداری در کشورهای دیگر عمل می‌کنند. این شهرستان‌ها خود به بخش (barrio) و بخش‌ها نیز به دهستان (sector) تقسیم شده‌اند.


نقشه شهرستان‌های پورتوریکو.


مردم
ترکیب نژادی پورتوریکو (سرشماری ۲۰۱۰)[۱۱]
نژاد و تبار                
سفیدپوست    
  
    ۷۵٫۸٪
سیاه‌پوست    
  
    ۱۲٫۴٪
زردپوست    
  
    ۰٫۲٪
دورگه یا چندرگه    
  
    ۳٫۳٪
سرخ‌پوست    
  
    ۰٫۵٪
اقیانوسیه‌ای    
  
    ۰٫۱٪
دیگر نژادها    
  
    ۷٫۸٪
یادداشت: ۹۹ درصد از جمعیت کشور تحت عنوان هیسپانیک یا لاتینو شناخته می‌شوند..

در حال حاضر نیویورک و فلوریدا دارای بیشترین جمعیت پورتوریکویی‌تباران می‌باشند. نیویورک با ۱٫۲ میلیون جمعیت پورتوریکویی تبار و فلوریدا با یک میلیون نفر پورتوریکویی پذیرای کسانی است که به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی از این کشور نیمه‌خودمختار وارد ایالات متحده شده‌اند.[۱۲]

بسیاری از کشاورزان هائیتی به دنبال وقوع توفان در کشورشان، اغلب محصولات خود را از دست دادند. به همین دلیل این کشور با کمبود مواد غذایی روبه‌روست که این مشکل بحران‌های پس از زمین‌لرزه سال ۲۰۱۰ را نیز وخیم‌تر کرده‌است.[۱۳]


اقتصاد

محصولات پورتوریکو عبارت است از: شکر، قهوه، تنباکو، پنبه دانه، الوار، و درختان صنعتی و غیره. طیور اهلی و حیوانات شکاری بسیار دارد و ماهی نیز در سواحل آن فراوان است.[۱۴] صادرات پورتوریکو را عمدتاً فراورده‌های دارویی و لوازم الکترونیکی تشکیل می‌دهند. گردشگری و بانکداری نیز از جمله صنایع مهم در پورتوریکو می‌باشد. پورتوریکو از اعضای کشورهای همسود (مشترک‌المنافع) به شمار می‌رود.

آمریکای لاتین

آمریکای جنوبی بطور سنتی، به مناطقی از قارهٔ آمریکا گفته می‌شود که اسپانیایی و پرتغالی در آنجا صحبت می‌شود. اما در عمل، اکثر نیمکره غربی بجز آمریکا و کانادا و کشورهای غیر اسپانیایی زبان حوزه دریای کارائیب زیر عنوان آمریکای لاتین دسته بندی شده‌اند. جمعیت آمریکای لاتین روی هم در حدود ۵۶۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر شمارش شده‌است.رشد جمعیت در آمریکای لاتین بیش تر از آمریکای شمالی است.[۱]

از منظری سیاسی –اجتماعی، آمریکای لاتین تقریباً تمامی کشورهای جنوب ایالات متحده آمریکا شامل مکزیک (در آمریکای شمالی)، اکثر کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی و کشورهای حوزه کارائیب را که در آنجا اسپانیایی، پرتغالی، فرانسوی یا زبان بومی صحبت می‌شود، دربر می‌گیرد. [۲]

بر اساس این معیار، آمریکای لاتین به ۲۰ کشور مستقل و چندین واحد سیاسی وابسته تقسیم می‌شود.

برزیل از حیث مساحت و جمعیت بزرگ‌ترین کشور آمریکای لاتین است. برزیل بیش از ۴۰ درصد خاک این منطقه را پوشانده و مسکن قریب به یک سوم جمعیت آن را تأمین کرده است. زبان رسمی این کشور پرتغالی است[۳].
تقسیم بندی سیاسی

آمریکای لاتین اغلب شامل این کشورها تلقی می‌شود:

     آرژانتین
     بولیوی
     برزیل
    شیلی شیلی
     کلمبیا
     کاستاریکا
     کوبا

   

     جمهوری دومینیکن
     اکوادور
     السالوادور
     گواتمالا
     هائیتی
     هندوراس
     مکزیک

   

     نیکاراگوئه
     پاناما
     پاراگوئه
     پرو
     اروگوئه
     ونزوئلا

مناطق غیر مستقل

به فرانسه

    فرانسه گویان فرانسه
    فرانسه گوادلوپ
    Flag of Martinique.svg مارتینیک

   

به آمریکا

    Flag of Puerto Rico.svg پورتوریکو

بوگوتا

جمهوری کلمبیا (اسپانیایی: دربارهٔ این پرونده República de Colombia راهنما·اطلاعات) شمال‌غربی‌ترین کشور آمریکای جنوبی است. کلمبیا در جنوب با ونزوئلا، برزیل، اکوادور و پرو، در شمال از طریق دریای کارائیب با اقیانوس اطلس و از غرب با پاناما و اقیانوس آرام هم‌مرز است.

کلمبیا چهارمین کشور بزرگ آمریکای جنوبی (بعد از برزیل و آرژانتین و پرو)، با مساحت ۱ میلیون و ۱۴۱ هزار کیلومتر مربع است. خاک سرزمین کلمبیا دارای شرایط فیزیکی متنوعی است و از قله‌های بلند و برفی آند تا دشت‌های گرم و مرطوب حوزهٔ رود آمازون را شامل می‌شود. این کشور بعد از برزیل دارای بیشترین جمعیت در بین کشورهای آمریکای جنوبی است. پراکندگی جمعیتی کلمبیا یکسان نیست. اغلب مردم این کشور در یک سوم کوهستانی کشور یعنی جایی که بوگوتا پایتخت کلمبیا و سایر شهرهای بزرگ آن قرار دارند زندگی می‌کنند. از آنجا که این ناحیهٔ غربی کشور دارای آب و هوای مناسب و خاک غنی است، فعالیت‌های کشاورزی نیز اغلب در این ناحیه‌است.

از مشکلات حاضر کلمبیا شورش‌های کوچک، درگیری‌های مسلحانه با حضور گروه‌های شورشی و چریکی، جنگجویان شبه نظامی و قاچاقچیان مواد مخدر که حدود سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۶، یعنی زمانی که گروه‌های فارک و پس از آن ELN شکل گرفته و فعالیت چریکی خود را بر علیه دولت کلمبیا آغاز کردند، را می‌توان نام برد.

محتویات

    ۱ پرچم کلمبیا
    ۲ ریشه‌شناسی کلمبیا
    ۳ تاریخ
    ۴ گردشگری
    ۵ وضعیت ارضی کلمبیا
    ۶ سیاست
    ۷ جغرافیا
    ۸ شهرهای کلمبیا
    ۹ گروه‌های قومی
    ۱۰ اقتصاد
    ۱۱ جمعیت
    ۱۲ مذهب
    ۱۳ مردم
    ۱۴ پانویس
    ۱۵ سرگرمی
    ۱۶ ورزش‌ها
    ۱۷ فرهنگ
    ۱۸ گردشگری
    ۱۹ مکان‌های طبیعتی جذب گردشگر
    ۲۰ مکانهای هنری مربوطه
    ۲۱ موزه‌ها
    ۲۲ حمل و نقل
    ۲۳ موضوعات متفرقه
    ۲۴ پیوند به بیرون
    ۲۵ جستارهای وابسته
    ۲۶ منابع

پرچم کلمبیا

پرچم فعلی کلمبیا زرد، آبی و قرمز است. این پرچم برای اولین بار توسط فرانسیسکو د میراندا در هائیتی طراحی شد، زمانی که سیمون بولیوار در حال آماده شدن برای دستیابی به استقلال جمهوری بزرگ کلمبیا بود. زرد نشان دهندهٔ غنای طلای کلمبیا است. آبی در واقع نشان دهندهٔ دو اقیانوسی هستند که در شمال و غرب کلمبیا قرار دارند. قرمز بیانگر خون سربازانی است که برای استقلال کلمبیا جنگیده و کشته شده‌اند و همچنین نشان دهندهٔ خون مسیح و اعتقادات مسیحی کلمبیایی‌هاست.
ریشه‌شناسی کلمبیا

کلمهٔ «کلمبیا» از نام کریستف کلمب گرفته شده که فرانسیسکو میراندای انقلابی از آن برای اشاره به دنیای جدید، خصوصا به قلمروی آمریکایی و مستعمرات اسپانیایی و پرتغالی استفاده کرد. این نام سپس توسط جمهوری بزرگ کلمبیا که بوسیلهٔ اتحادیهٔ ونزوئلا، گرانادای نو و اکوادور تشکیل شده بود بکار رفت.

در سال ۱۸۳۰، زمانی که کلمبیا و اکوادور جدا شدند، ناحیهٔ کاندینامارکا خود کشوری مستقل به نام گرانادای نو شد. در سال ۱۸۶۳ گرانادای نو رسما نام خود را به ایالات متحده کلمبیا تغییر داد و در سال ۱۸۸۶ نام کنونی را برگزید: جمهوری کلمبیا.
تاریخ

در حدود ۱۰۰۰۰ سال قبل از میلاد، جوامع شکارچی در بوگوتای امروزی (در «ال آبراً و»تیکوئنداماً) با یکدیگر تجارت کرده و همجنین روابطی با فرهنگ‌های موجود در درهٔ رودخانهٔ مگدالنا داشتند. در اولین هزارهٔ قبل از میلاد، گروه‌های سرخ‌پوست سیستم سیاسی کاسیکازگوها را ایجاد کرده که در آن در رأس هرم قدرت کاسیکها قرار داشتند. در داخل کلمبیا دو فرهنگ با سیستم بسیار پیچیدهٔ کاسیکازگو تایروناها در اقیانوس اطلس و میوسکاها در ارتفاعات اطراف بوگوتا بودند که هر دو از لحاظ زبانی از خانوادهٔ زبانی چیبچا بودند. گفته می‌شود که میوسکاها بعد از اینکاها پیشرفته‌ترین نظام سیاسی را در آمریکای جنوبی داشته‌اند.

کاشفان و جستجوگران اسپانیایی در ۱۵۰۰ اولین جستجوها را در ناحیهٔ ساحلی کارائیب توسط ردریگو د باستیداس انجام دادند. کریستف کلمب در سال ۱۵۰۲ به سفر در حوالی کارائیب پرداخت. در ۱۵۰۸ واسکو نونز دی بلبوآ به فتح این منطقه از ناحیهٔ اورابا پرداخت. در ۱۵۱۳، وی اولین اروپایی‌ای بود که اقیانوس آرام را کشف کرد و آنرا Mar del Sur یا «دریای جنوب» نامید که در واقع راه اسپانیایی‌ها را به پرو و شیلی باز کرد. در ۱۵۲۵، اولین شهر اروپایی در قارهٔ آمریکا ایجاد شد که «سنتا ماریا لا انتیگو دل دارین» نام داشت. امروزه در سازمان چوکو قرار دارد. عمدهٔ جمعیت این منطقه از صدها قبیله از چیبچان و «کاریب» بودند که امروزه به نام مردم کارائیبی شناخته می‌شوند که این افراد در واقع مورد حملهٔ اسپانیایی‌ها قرار گرفتند و در نتیجهٔ بیماری، استثمار و جنگ از لحاظ جمعیت‌شناسی کاهش شدیدی در جمعیت بومی منطقه ایجاد شد. در قرن ۱۶ اروپایی‌ها شروع به آوردن برده از آفریقا کردند.

از زمان آغاز دورهٔ استثمار، شورش‌هایی بسیاری ضد اسپانیایی‌ها شکل گرفت که عمدتاً شکست خورده و توان تغییر اوضاع را نداشت. آخرین این شورش‌ها که خواستار استقلال کامل از اسپانیایی‌ها بود، بعد از استقلال سنت دومینگو در سال ۱۸۰۴ (که امروزه به هائیتی شناخته می‌شود) که باعث پشتیبانی از رهبران شورشی می‌شد در سال ۱۸۱۰ به وقوع پیوست: این شورش توسط سیمون بولیوار و فرانسیسکو دی سانتاندر با موفقیت انجام شد. سیمون بولیوار اولین رئیس جمهور کلمبیا و فرانسیسکو دی سانتاندر معاون رئیس‌جمهور شد و بعد از کناره‌گیری بولیوار، دی سانتاندر به عنوان دومین رئیس‌جمهور کلمبیا انتخاب شد. موفقیت کامل این شورش در سال ۱۸۱۹ اتفاق افتاد، زمانی که قلمروی سلطنتی گراندای نو جمهوری کلمبیای بزرگ شد و این کشور در واقع متحد اکوادور و ونزوئلا بود. پانامای امروزی که تا سال ۱۹۰۳ بخشی از کلمبیا بود نیز عضو این اتحادیه بود.

تقسیمات سیاسی داخلی و ارضی باعث تجزیهٔ ونزوئلاو کیوتو (اکوادور امروزی) در سال ۱۸۳۰ شد. در این زمان «سازمان کاندینامارکا» نام «نیوا گراندا» را برگزید که این نام را تا سال ۱۸۵۶ همچنان داشت و سپس نام آن به[۱][۲] تغییر کرد. در سال ۱۸۶۳، «ایالات متحدهٔ کلمبیاً ایجاد شد و این عنوان تا سال ۱۸۸۶ همچنان مورد استفاده بود تا اینکه این نام به جمهوری کلمبیا تغییر یافت. تقسیمات داخلی به همان صورت باقی ماند و برخی مواقع باعث بروز جنگ‌های داخلی خونین می‌شد که زمینه را برای تفکیک پاناما با حمایت ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۰۳ آماده کرد. بلافاصله بعد ازآن کشور اندکی به ثبات سیاسی رسید، اما درگیری‌ای خونین در اواخر دههٔ ۱۹۴۰ و اوایل ۱۹۵۰ که به La Violencia (»وایلنس") مشهور بود اوضاع را ناآرام کرد. دلیل این درگیری افزایش تنش‌ها بین گروه‌های چریکی بود که بدلیل قتل جورج الیسر گایتان در ۹ آوریل ۱۹۴۸ برآشفته شده بودند، این درگیری که بعدها بوگوتازو نام گرفت باعث کشته شدن بیش از ۱۸۰ هزار کلمبیایی شد.

در سال ۱۹۹۱ یک قانون اساسی جدید جای قانون اساسی قبلی را که در سال ۱۸۸۶ تصویب شده بود گرفت که مجلس موسسان کلمبیا پیش‌نویس آنرا تایید کرد. این قانون اساسی دارای مفاد مهمی در ارتباط با موضوعات سیاسی، قومی، مردمی و حقوق جنسیتی بود که بتدریج به اجرا درآمد، با این وجود تضادها و موانع همچنان وجود داشتند.

در دهه‌های اخیر تأثیرات ناخوشایند قاچاق دارو، جنگ‌های چریکی و شورش‌ها مانند[۳] یا FARC و گروه‌های ضدشورش غیرقانونی و همچنین گروه‌های شبه‌نظامی مانند the Autodefensas Unidas de Colombia AUC که درگیر نبردهای مسلح بسیار خونین می‌شوند از جمله مشکلات دولت بوده‌است. صنایع قدرتمند دارویی در کلمبیا با جذب مناسب ارز خارجی خصوصا از آمریکا باعث تعادل تراز تجاری این کشور شده، اما از طرف دیگر سران دارویی باعث بی‌ثباتی دولت در دههٔ ۱۹۸۰ شده و آمریکا کشور همسایه پاناما را مورد حمله قرار داد.<!—بازنویسی—> در سال ۱۹۸۹، تا مانوئل نوریگا را که ارتباطاتی با قاچاق دارو داشته برکنار کند. گروه‌های شورشی مختلف اغلب با آدم ربایی و فاچاق دارو هزینه‌های خود را تامین می‌کنند و در مناطق دور و روستایی وسیع اقامت دارند و در برخی موارد مانع ارتباط مین نواحی مختلف می‌شوند. از اوایل دههٔ ۱۹۸۹۰، تلاش‌ها برای برقراری مصالحه بین دولت و گروه‌های شورشی مختلف آغاز شده که یا با شکست مواجه شده و یا تا حدودی توانسته جلوی این گروه‌ها را بگیرد. از جمله تلاش‌های اخیر در این زمینه در زمان ریاست جمهوری آندرس پاسترانا آرانگو بود که به مذاکره با FARC در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ پرداخت.

در اواخر دههٔ ۱۹۹۰، رئیس‌جمهور آندرس پاسترانا ترفندی ابتکاری بنام طرح کلمبیا رااجرا کرد که دو هدف آن اتمام نبردهای مسلح و اجرای روش‌های ضد مواد مخدر بود. عاملی که بیشترین تناقض را در این طرح داشت و هزینه‌های کمتری دربرمی‌گرفت، استراتژی ضدمخدر آن بود که شامل افزایش سم‌زنی هوایی برای از بین بردن گیاه کوکائین بود. بسیاری از بخش‌ها این فعالیت را مورد انتقاد قرار دارند که از آن جمله عنوان این مطلب بود که سم‌پاشی هوایی به سایر محصولات نیز صدمه می‌زند و بر سلامتی افرادی که در معرض این سموم ضد گیاه قرار دارند نیز آسیب وارد می‌کنند. منتقدین همچنین عنوان کردند که این طرح در واقع رویکردی نظامی به مشکلات دارد و ریشه درنابرابری‌های اجتماعی کشور دارد.

در زمان ریاست جمهوری آلوارو یورایب که قول داده بود بر FARC و سایر گروه‌های تبه‌کار فشار نظامی وارد کند، برخی شاخص‌های امنیتی بهتر شدند و آمار آدم‌ربایی کاهش یافت (از ۳ هزار ۷۰۰ در سال ۲۰۰۰ به سطح یک هزار و ۴۴۱ در سال ۲۰۰۴ رسید) و همچنین آمار آدم‌کشی نیز بین جولای ۲۰۰۲ تا می۲۰۰۵ بیش از ۴۸٪ کاهش داشت. عنوان شده که این عوامل باعث بهبود وضعیت اقتصادی شده‌اند. [۱]

تحلیل‌گران و منتقدان داخل کلمبیا بر این عقیده هستند که درجاتی از پیشرفت در زمینه‌های عنوان شده وجود داشته‌است، اما در مورد دلایل اصلی آن و صحت آنها برخی مواقع اختلافاتی وجود دارد. برخی مخالفین راهکارهای امنیتی دولت را مورد انتقاد قرار داده‌اند و عنوان کرده‌اند که این راهکارها برای حل مشکلات بزرگ کلمبیا کافی نیستند و در واقع محیطی مساعد را برای ادامهٔ نقض حقوق بشر ایجاد کرده‌اند.

لازم به ذکر است که کلمبیا از لحاظ توسعهٔ خطوط هوایی خود اولین کشور در آمریکای جنوبی و دومین در سطح جهان است. هواپیمایی ملی کلمبیا[۴] نام دارد. پس از آن، خطوط هوایی[۵] در کلمبیا ایجاد شد.
گردشگری
Strand st marta2.jpg

کلمبیا هر روز از سال یک فستیوال دارد. اغلب در زمان مشهورترین فستیوال‌ها در کلمبیا (مانند نمایشگاه کالی، کارنیوال بارانکیولا و فستیوال تئاتر Iberoamerican و همچنین فستیوال گل‌ها) است که توریستها به این کشور سفر می‌کنند. خیلی‌ها همچنین در زمان جشن کریسمس و جشن‌های استقلال کلمبیا به این کشور سفر می‌کنند. با وجود تهدیدات موجود در سفر به کلمبیا بدلیل وجود FARC و سایر گروه‌های چریکی در این کشور، طی سال‌های اخیر تعداد گردشگران در کلمبیا افزایش داشته‌است. دلیل اصلی این شرایط رویکرد سرسختانهٔ رئیس‌جمهور برای دور نگه داشتن گروه‌های شورشی از شهرهای بزرگ و سایر محل‌های اصلی جذب گردشگران بین‌المللی است. از زمان روی کار آمدن پرزیدنت یورایب در سال ۲۰۰۲، وی با افزایش توان نظامی دولت و افزایش حضور نیروی پلیس توانسته امنیت و ثبات را در کلمبیا بالا برد. و این شرایط نتایج بسیار مثبتی برای اقتصاد کشور بوجود آورده‌است. بر اساس گزارشات سازمان بین‌المللی گردشگری در سال ۲۰۰۴، کلمبیا در فاصلهٔ سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ از لحاظ رشد جذب گردشگر در آمریکای جنوبی در مکان سوم قرار داشته‌است.(۲/۹٪) تنها پرو و سورینام رشد بیشتری از کلمبیا داشته‌اند.[۲]
وضعیت ارضی کلمبیا

کلمبیا در مقایسه با سایر مناطق هم‌اندازه در آمریکا جنوبی دارای بیشترین تنوع فیزیکی در قلمرویش است. این کشور بخشی از «حلقهٔ آتش» اقیانوس آرام است که در واقع محلی زلزله‌خیز و در معرض آتشفشان است.

سطح ارضی کلمبیا الگوهای پیچیده‌ای دارد. یک سوم غربی کشور از این لحاظ بسیار پیچیده‌است. این ناحیه از ساحل اقیانوس آرام در غرب شروع می‌شود و با عرض جغرافیایی ۵ درجهٔ شمالی به سمت شرق می‌رود که شامل صورت‌های گوناگونی است. در غربی‌ترین ناحیه، قسمت بسیار باریک و غیرممتد خط ساحلی اقیانوس آرام قرار دارد که در پشت آن Serranía de Baudó که کم‌پهناترین و کم‌ارتفاع‌ترین کوهستان کلمبیا است قرار دارد. بعد از آن ناحیهٔ وسیع و پست Río Atrato / ریو سنت جوئان قرار دارد که به عنوان جایگزین کانال پاناما، به عنوان یک مسیر بین اقیانوس آرام و اطلس پیشنهاد شده‌است. منطقهٔ کوهستانی اصلی غربی، کوردیلرا اکسیدنتال، نسبتاً مرتفع است و بلندی قلهٔ آن به ۱۳ هزار پا (۴ هزار متر) می‌رسد. درهٔ رودخانهٔ کائوکا[۶]، که ناحیهٔ کشاورزی مهمی است و چندین شهر بزرگ در آن قرار دارند، ناحیهٔ کوردیلرا اکسیدنتال را از ناحیهٔ پهناور کوردیلرای مرکزی جدا می‌کند. چنیدن قلهٔ برفی در ناحیهٔ کوردیلرای مرکزی وجود دارند که بلندی برخی از آنها به ۱۸ هزار پا معادل ۵ هزار و ۵۰۰ متر می‌رسد. درهٔ برفی و گل آلود رودخانهٔ مگدالنا که مسیر حمل و نقلی مهمی است، ناحیهٔ کوردیلرای مرکزی را از ناحیهٔ کوردیلرای شرقی جدا می‌سازد. قله‌های کوردیلرای شرقی نسبتاً مرتفع هستند. حدود ارتفاعات این سلسله کوه‌ها با سیار کوهستان‌های کلمبیا تفاوت دارد و فرق آن این است که در این کوهستان چندین حوزهٔ رودخانهٔ وسیع وجود دارد. در شرق، ناحیهٔ کم جمعیت و مسطح تا شیبدارکه حدودا ۶۰٪ مساحت کشور را شامل می‌شوند، llanos نام گرفته‌اند.

این منطقه عرضی کلمبیا شامل دومنطقهٔ کشور نمی‌شود: ناحیهٔ ساحلی پست کارائیب و Sierra Nevada de Santa Marta که هر دو در شمال کشور قرار دارند. زمین‌های پست غرب اغلب باتلاقی هستند و مردم کلمبیا مرداب‌های پوشیده از علف هرز این ناحیه را ciénagas نامیده‌اند. شبه‌جزیرهٔ گوآهیرا در شرق نیمه بایر است. سیرا نوادا ناحیه‌ای مثلثی و پوشیده از صخره‌های برفی است که قسمت‌های شرقی این ناحیه را در برمی‌گیرد.

نزدیکی کلمبیا به خط استوا بر آب و هوای این کشور تأثیر کذاشته‌است. نواحی پست همیشه داغ هستند. ارتفاعات بر دما تأثیر بسیاری دارند. دما با هر ۱۰۰۰ پا افزایش ارتفاع از سطح دریا(۳۰ متر) ۵/۳ درجهٔ فارنهایت معادل ۲ درجهٔ سانتیگراد کاهش می‌یابد.

میزان بارش در کلمبیا در مناطق مختلف متفاوت است و به سمت جنوب کشور بارندگی بیشتر است. این قضیه خصوصا در مورد نواحی پست شرقی درست است. بطور مثال بارندگی در شبه‌جزیرهٔ گواجیرا بندرت از ۷۵ سانتیمتر در سال تجاوز می‌کند. با این حال در نواحی پر باران جنوبی معمولاً بیش از ۵۰۰ سانتیمتر بارندگی در سال وجود دارد. میزان بارندگی در سایر مناطق حدودا در میان این دو است.

ارتفاع نه تنها بر دما بلکه بر پوشش گیاهی نیز موئثر است. در واقع ارتفاع یکی از مهم‌ترین عوامل موئثر بر الگوی پوشش گیاهی در کلمبیا است. مناطق کوهستانی کشور را از لحاظ پوشش گیاهی وابسته به ارتفاع می‌توان به چندین ناحیه تقسیم کرد، با این حال محدودهٔ ارتفاع هر ناحیه ممکن است به نسبت عرض متغیر باشد.

ناحیهٔ سرزمین داغ[۷]، زیر ۳هزار ۳۰۰ پا (۱۰۰۰متر) ناحیهٔ گیاهان حاره‌ای مانند موز است. ناحیهٔ ناحیهٔ معتدل[۸]، از ۳هزار و ۳۰۰ تا ۶ هزار و ۶۰۰ پا (۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰متر) منظقهٔ قهوه و ذرت است. گندم و سیب‌زمینی در ناحیهٔ ناحیهٔ سرد[۹]، ۶ هزار و ۶۰۰ تا ۱۰ هزار و۵۰۰ پا (۲۰۰۰ تا ۳۲۰۰ متر) رشد می‌کنند. درختان برای استفاده به عنوان هیزم در مناطقی قطع شده‌اند. مراتع بی‌درخت در واقع مربوط به علف‌زارهای آلپ و páramos در ارتفاع ۱۲ هزار و ۸۰۰ تا ۱۵ هزار و ۱۰۰ پا (۳زار و ۹۰۰ تا ۴ هزارو ۶۰۰ متر) است. در ارتفاعات بالای ۱۵هزار و ۱۰۰ پا (۴۶۰۰متر) که دما زیر صفر است و tierra helada نامیده می‌شود تنها برف و یخ دیده می‌شود. {}

الگوهای بارندگی نیز بر پوشش گیاهی تأثیر می‌گذارد. جنگل‌های پوشیده از بوته و درختچه‌ها در مناطق نسبتاً کم آب شمالی قرار دارند. در جنوب پوشش گیاهی بی‌درخت (حاره‌ای) قسمت llanos در کلمبیا را پوشش داده‌است. در مناطق بارانی در جنوب شرق کلمبیا باران‌های حاره‌ای باریده می‌شود. در کوهستان‌ها، الگوهای متناوب تسریع باران در مناطق کوه آلپ در واقع الگوهای پوشش گیاهی را پیچیده کرده‌است. مناطق بارانی کوهستان‌ها ممکن است سرسبز و پر آب باشد، در حالیکه طرف دیگر که باران ندارد ممکن است بسیار خشک باشد.

مساحت وسیعی در کلمبیا برای کاشت گیاه کوکائین استفاده می‌شود. در سال ۲۰۰۴، ۱۱۴ هزار و ۱۰۰ هکتار از خاک کلمبیا زیر کاشت این گیاه بود و در واقع کلمبیا هر ساله توان تولید ۴۳۰ تن کوکائین را دارد. کشت کوکائین از جمله فعالیت‌های تجاری مهم در کلمبیا است و حتی زمین‌های دولتی نیز از جاه طلبی صاحبان و سران این تجارت در امان نمانده‌اند.
سیاست
خوان مانوئل سانتوس، رئیس جمهور کلمبیا

«شاخهٔ اجرایی:» در کلمبیا شاخهٔ اجرایی در راس ساختار دولت قرار دارد. رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور همراه با هم در یک انتخابات همگانی برای یک دورهٔ چهار ساله انتخاب می‌شوند؛ و رئیس جمهور هم رئیس دولت و هم رئیس کشوراست. در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۵ قانون اساسی کلمبیا اصلاح شد و طبق قانون جدید رئیس جمهور می‌تواند در دو دورهٔ چهار سالهٔ متوالی سر کار بیاید. با این وجود، حاکمان بخش‌ها و شهردارها و سایر مقامات اجرایی برای یک دورهٔ سه ساله انتخاب می‌شوند و نمی‌توانند بلافاصله دوباره انتخاب شوند.

در ۲۸ می ۲۰۰۶ رئیس‌جمهور آلوارو یوراب ولز با ۶۲٪ آرا دوباره انتخاب شد و ۲۲٪ از مردم به کارلوس گاویریا دیاز از قطب مردمی و ۱۲٪ به هریشیو سرپا یوراب از حزب لیبرال رای دادند.

«شاخهٔ قانونگذاری:» مجلس و شورای کلمبیا در واقع کنگرهٔ کلمبیا[۱۰] که شامل ۱۶۶ کرسی مجلس نمایندگان و ۱۰۲ کرسی مجلس سنای کلمبیا است. اعضای مجلس و سنا با انتخابات مردمی برای یک دورهٔ چهار ساله برگزیده می‌شوند. کلمبیا همچنین در کمیتهٔ ملت‌های آمریکای جنوبی عضو می‌باشد. هم‌زمان با اعضای کنگره، نمایندگان بخش‌ها و کنسول شهرها نیز انتخاب می‌شوند.

«شاخهٔ قضایی:» طی دههٔ ۱۹۹۰، در شاخهٔ قضایی کلمبیا اصلاحات عمده‌ای صورت گرفت و در حال حاضر در حال تغییر از سیستم بازجویی‌مدار به یک سیستم خصمانه است. درقسمت‌هایی از نواحی کلمبیا که در آنجا قهوه کشت می‌شود و همچنین در شهر بوگوتا از سیستم خصمانه استفاده می‌شد و سایر نواحی کشور نیز در تاریخ اول ژانویه ۲۰۰۶ خواستاراجرای آن شدند. در راس سیستم قضایی کلمبیا دادگاه عالی عدالت قرار دارد و اعضاء توسط رئیس جمهور و کنگره تعیین می‌شوند.
جغرافیا

کلمبیا به 32 بخش و یک ناحیهٔ مرکزی تقسیم می‌شود.
نمای مرکز شهر بوگوتا از مونسراته در نزدیکی شهر
شهرهای کلمبیا

کلمبیا دارای ۲۲ شهر اصلی است که به ترتیب اهمیت در زیر لیست شده‌اند:

    بوگوتا (La Atenas Suramericana – آتن آمریکای جنوبی)- «پایتخت»
    مدلین (La ciudad de la eterna primavera – شهر بهار جاودانه؛ همچنین Capital de la montaña – مرکز کوهستان) نیز نامیده می‌شود.
    کالی (La sucursal del cielo – شاخهٔ بهشت؛ همچنین La Sultana del Valle به معنای سلطان دره) نیز نامیده می‌شود.
    بارانکیولا (La puerta de oro de Colombia – دروازهٔ طلایی کلمبیا)
    بوکارامانگا (La ciudad Bonita – شهر زیبا)
    Cartagena de Indias (La heroica – دلاوری)
    کوساتا (La hermosa villa – دهکدهِذی زیبا)
    پریرا (La querendona, trasnochadora y morena – بارونت دوست‌داشتنی و شب بیدار)
    سانتا مارتا (La perla de oro – مروارید طلایی)
    ایباگ (Capital Músical de Colombia – مرکز موسیقی کلمبیا)
    پستو (Ciudad Sorpresa – شهر عجایب)
    مانیزالس (La ciudad de las puertas abiertas – شهر دروازه‌های گشوده)
    نیوا (Neivayork، La capital bambuquera de América – مرکزbambuquo آمریکا)
    آرمنیا (La Ciudad Milagro – شهر معجزه)
    والدوپار (Capital mundial del vallenato – مرکز والناتوی جهان)
    ویلاویسنسیو (La Puerta al Llano – دروازهٔ Llano)
    سینسلجو (La ciudad de las corralejas – شهر «گاوسواری»)
    مونتریا (La capital ganadera de Colombia – مرکزاحشام کلمبیا)
    بونونتورا (Bello Puerto del Mar – ساحل زیبا)
    پوپایان (La Ciudad Blanca – شهر سپید)
    تونجا (La capital del haba, el tejo y la ruana – مرکز هابا، دیسک و روئانا)
    کیوبدو (La perla negra – مروارید سیاه)

گروه‌های قومی

بر اساس آمار اکثر کلمبیایی‌ها کاتولیک، اسپانیایی زبان و دورگه (اروپایی-سرخ‌پوست) هستند. حدود ۲۵٪ از کلمبیایی‌ها از ریشهٔ خالص اروپایی هستند، ۱۲٪ از آنها سیاه و یا آمیخته‌ای از نژاد آفریقایی و اروپایی هستند. اجداد افراد سیاه پوست کلمبیایی برای کار در مزرعه به عنوان برده در دورهٔ استثمار به این کشور آورده شده‌اند. آنها نقشی مهم در شکل‌گیری میراث فرهنگی کلمبیا داشته‌اند. حدود ۳درصد مردم کلمبیا آمیخته‌ای از نژاد سیاه و هندی هستند. ۵درصد افراد این کشور نیز از نژاد خالص سرخ‌پوست هستند.

بیش از دوسوم کلمبیایی‌ها در مناطق شهری زندگی می‌کنند- رقمی که بسیار بیشتر از میانگین جهانی است. نرخ باسوادی (۹۴٪) در کلمبیا نیز بسیار بالاتر از میانگین جهانی است و همچنین نرخ رشد جمعیت هم بالاتر از میانگین جهانی است. جمعیت جوان کلمبیا بسیار زیاد است و دلیل آن هم کاهش اخیر مرگ و میر نوزادان می‌باشد. حدود ۳۳٪ جمعیت کلمبیا چهارده سال و یا کمتر سن دارند اما تنها ۴٪ مردم این کشور ۶۵ ساله یا مسن‌تر هستند.
اقتصاد

پس از یک دهه رشد اقتصادی مناسب (میانگین رشد تولیدات خالص داخلی بیش از ۴٪ در دورهٔ ۱۹۹۸-۱۹۷۰)، کلمبیا در سال ۱۹۹۹ دچار رکود اقتصادی شد (اولین رشد اقتصادی منفی سالانه از سال ۱۹۲۹)، و رفع این وضعیت بسیار وقت‌گیر و سخت بود. کمی تقاضای داخلی و خارجی، وضعیت سخت بودجهٔ دولت و درگیری‌های مسلح شدید داخلی از جمله مشکلات اقتصاد کلمبیا هستند. بر اساس شاخص‌های اقتصادی صندوق بین‌المللی پول که در سپتامبر ۲۰۰۶ انتشار یافت، پیشبینی شده‌است که میزان تولیدات خالص داخلی کلمبیا در سال ۲۰۰۷ به سقف ۸۶۹/۴۹ میلیارد دلار آمریکا برسد. تورم در کلمبیا از سال ۲۰۰۴ زیر ۶٪ بوده‌است و بر اساس پیش‌بینی‌ها در سال ۲۰۰۶ به زیر ٪۵ می‌رسد.صادرات اصلی کلمبیا شامل کالاهای تولیدی (۳۲/۴۱٪ صادرات)، مواد نفتی (۲۸/۲۸٪)، زغال سنگ (۱۷/۱۳٪) و قهوه (۲۵/۶٪) است. کلمبیا همچنین بزرگ‌ترین صادرکنندهٔ بارهنگ به آمریکا است. کل واردات، صادرات وتراز تجاری کلمبیا در بالاترین میزان هستند و جاری شدن مبالغ بسیاری که از طریق صادرات بدست آمده‌اند باعث بهاگذاری مجدد ارزش پزو کلمبیایی شده‌است.

مشکلات این کشور طیف گسترده‌ای شامل سیستم حقوق بازنشستگی، دارو و بیکاری دارد. بسیاری از نهادهای مالی بین‌المللی اصلاحات اقتصادی رئیس‌جمهور فعلی آلوارو یوراب را مورد تقدیر قرار داده‌اند که از جملهٔ کارهای وی اقدام برای کاهش کسری بخش دولتی به زیر ۵/۲٪ تولیدات خالص داخلی است. سیاست اقتصادی دولت و اسنراتژی امنیت ملی باعث ایجاد اطمینان در اقتصاد شده‌است و درنتیجه رشد GDP کلمبیا در سال ۲۰۰۳ جزء بالاترین‌ها در آمریکای لاتین بود.بازار بورس کلمبیا
جمعیت

کلمبیا با ۴۳٫۶ میلیون جمعیت در سال ۲۰۰۶[۳] سومین کشور پرجمعیت در آمریکای لاتین بعد از برزیل و مکزیک است. در اواسط قرن بیستم مهاجرت از مناطق روستایی به شهرها بسیار زیاد بود اما بعد از آن این روند کاهش یافته‌است. جمعیت شهری از رقم ۳۱٪ کل جمعیت در سال ۱۹۳۸ به سقف ۵۷٪ در سال ۱۹۵۱ و ۷۰٪ در سال ۱۹۹۰ رسید. در حال حاضر این رقم بیش از ۷۷٪ است. ۳۰ شهر در کلمبیا دارای جمعیت ۱۰۰ هزار نفر و بیشتر هستند. نه بخش پست شرقی که حدود ۵۴٪ مساحت کلمبیا را شامل می‌شوند، کمتر از ۳٪ جمعیت را در خود جای داده‌اند و تراکم جمعیتی آنجا کمتر از یک نفر در هر کیلومتر مربع است (دو نفر در هر مایل مربع). بر اساس پیش‌بینی‌ها جمعیت کلمبیا تا سال ۲۰۱۵ به بیش از ۵۲ میلیون می‌رسد. [۴]

کلمبیا دارای جمعیت متنوعی است که نشاندهندهٔ تاریخ غنی این کشور و مردمانی است که از گذشته‌های دور در این ناحیه زندگی می‌کردند. آمیخته‌ای ازگروهه‌ای اصلی مختلف اساس جمعیتی فعلی کلمبیا را تشکیل می‌دهند: مهاجران اروپایی، بومی‌ها، بردگان آفریقایی، آسیایی‌ها، اهالی خاورمیانه و سایر مهاجران اخیر. بسیاری از جمعیت بومی به جمعیت دورگه تبدیل شدند، اما ۷۰۰ هزار بومی باقی‌ماندهٔ فعلی از بیش از ۸۵ فرهنگ مختلف هستند. مهاجران اروپایی عمدتاً از مستعمره‌نشینان اسپانیایی بودند، اما گروه اندکی هم از هلند، آلمان، فرانسه، سویس، بلژیک و تعداد کمتری از لهستان، لیتوانی، انگلیس و کرواسی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم و جنگ سرد مهاجرت کرده بودند. بطور مثال شهردار سابق بوگوتا آنتاناس موکاس فرزند مهاجران لیتوانی بود. آفریقایی‌ها در قرن ۱۶به عنوان برده به کلمبیا خصوصا نواحی پست ساحلی این کشور آورده شدند و این انتقال تا قرن ۱۹ همچنان ادامه داشت. پس از پایان این قضیه، یک ایدئولوژی ملی مستیزاجا مشوق آمیزش بومی‌ها، اروپایی‌ها و جوامع سرخ‌پوست برای تشکیل هویت قومی دورگه شد.[۵].

سایر مهاجران از آسیا، خاورمیانه خصوصا لبنان، اردن، سوریه، چین، ژاپن و کره می‌باشند.
مذهب

اکثر جمعیت کلمبیا (۸۷٪) کاتولیک هستند. حدود ۹٪ پروتستان هستند. ۳ ٪ جمعیت خود را بی‌دین عنوان کرده‌اند. ۱٪ به آیین بومی معتقد هستند. کمتر از ۱٪ هم بودایی، مسلمان و معتقد به مورمن هستند.
مردم

    فهرست مردم کلمبیا
    فهرست هنرمندان آمریکای لاتین
    لیست افراد کلمبیایی صاحب تمبر

پانویس

    «Confederación Granadina»
    Grenadine Confederation
    Fuerzas Armadas Revolucionarias de Colombia
    اویانکا
    AeroRepública
    Cauca
    tierra caliente
    tierra templada
    tierra fría
    Congreso

سرگرمی

    سینمای کلمبیا
    فهرست شوهای تلویزیونی کلمبیا

ورزش‌ها

    فوتبال(ساکر)
    بیسبال
    بسکتبال
    دوچرخه‌سواری
    «تِخُو»
    اسکیت سرعتی
    رانا
    بلاس کریولاس
    کُولِئُو
    والیبال

فرهنگ

    فهرست دانشگاه‌های کلمبیا
    آشپزی کلمبیایی
    موسیقی کلمبیا
    کارناوال در کلمبیا
    فستیوال‌ها در کلمبیا
    فستیوال تئاتر Iberoamerican

گردشگری
مکان‌های طبیعتی جذب گردشگر

    پارک ملی قهوهٔ کلمبیا (مونتنگرو، کویندیو)
    پارک ملینوادو دل روئیس (نزدیک مانیزالس)
    باغ گیاه‌شناسی بوگوتا (بوگوتا)
    پارک PANACA
    پارک Tayrona (سانتا مارتا)
    Desierto de Tatacoa
    پارک ملی Chicamocha Canyon
    Gorgona y Malpelo
    موزهٔ طلا (بوگوتا)

مکانهای هنری مربوطه

    موزهٔ فرناندو بوترو (بوگاتا)
    بانک جمهوری (بوگاتا)

موزه‌ها

    موزهٔ طلا (مرکز شهر بوگاتا)
    موزهٔ باستان‌شناسی پاسکا (پاسکا)
    قلعهٔ سنت فلیپ (کارتاگنا، کلمبیا)
    Museo Nacional (موزهٔ ملی کلمبیا) (مرکز شهر بوگاتا)

حمل و نقل

کلمبیا دارای شبکه‌ای از بزرگراه‌های ملی می‌باشد که Instituto Nacional de Vías یا INVIAS (انستیتوی ملی راه‌های جاده‌ای) نهاد دولتی مسئول حفظ و نگهداری از آنها است. بزرگراه سراسری آمریکا از کلمبیا عبور می‌کند و کشور را از شرق به ونزوئلا و از جنوب به اکوادور متصل می‌کند.بوگوتا که نام رسمی آن بوگوتا دی‌سی است پایتخت کلمبیا بوده و با جمعیتی معادل ۷٬۳۲۱٬۸۳۱ نفر بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر آن کشور به شمار می‌آید (سرشماری سال ۲۰۰۵). جمعیت تقریبی بوگوتا، و منطقه‌ای در حومه شهر به نام سواچا، ۷٬۸۸۱٬۱۵۶ نفر می‌باشد.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ پرچم
        ۱.۲ نشان ویژه
        ۱.۳ سرود ملی
    ۲ جمعیت و مساحت
        ۲.۱ موقعیت
        ۲.۲ آب و هوا
        ۲.۳ ترکیب شهری و اسم‌گذاری
    ۳ جمعیت‌شناسی
    ۴ دولت
    ۵ اقتصاد
        ۵.۱ تولید، بازرگانی و تجارت
        ۵.۲ ترابری و ارتباطات
            ۵.۲.۱ فرودگاهها
            ۵.۲.۲ پایانه‌های اتوبوسرانی
            ۵.۲.۳ ترانس میلنیو
                ۵.۲.۳.۱ امنیت در ترانس‌میلنیو
            ۵.۲.۴ شبکه مسیرهای دوچرخه‌سواری
    ۶ دانشگاهها و مراکز آموزش عالی
    ۷ پارک‌ها و مراکز تفریحی
    ۸ متفرقه
    ۹ نگارخانه
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ پیوند به بیرون
    ۱۳ منابع

تاریخچه

این شهر که در ابتدا توسط میوزیکاها باکاتا نامیده می‌شد، پیش از آنکه کاوشگران اسپانیایی منطقه را تحت استعمار قرار دهند، مرکز تمدن آنها محسوب می‌شد و جمعیت فراوانی را در خود جای داده بود. در ۶ اوت ۱۵۳۸ (میلادی) گونزالو ژیمنز دی کوساتا اقامتگاه اروپاییان را بنا نهاد و با توجه به نام زادگاه خود و نام محلی، آنرا سانتا فی د باکاتا نامگذاری کرد. نام «باکاتا» تا زمانی‌که پایتخت پادشاهی جدید گرانادا شد به بوگاتای مدرن تغییر یافته بود. بوگوتا در آن زمان بخشی از نیاب‌السلطنه پرو و سپس نیاب‌السلطنه گرانادای نو به شمار می‌آمد و به یکی از مراکز قدرت استعمار اسپانیا و تمدن آمریکای جنوبی تبدیل شده‌بود.

در ۱۸۱۰-۱۸۱۱، ساکنان این شهر علیه استعمار حکومت اسپانیا شورش کردند و دولتی از خودشان تشکیل دادند، اما ناچار بودند به تقسیم بندی‌های داخلی رضایت داده و بازگشت موقت ارتش وفادار اسپانیا، که از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۱۹ کنترل شهر را بازپس گرفتند رضایت دهند تا اینکه سیمون بولیوار پس از پیروزی‌اش در بویاکا این شهر را باز پس گرفت. پس از آن بوگاتا به پایتخت گراند کلمبیا که اتحادیه‌ای متشکل از پاناما، ونزوئلا، کلمبیا و اکوادور بود، تبدیل شد. پس از آنکه جمهوری مذکور به بخش‌های مختلف خود تجزیه شد، بوگاتا پایتخت گرانادای نو باقی‌ماند و بعدها به به جمهوری کلمبیا تبدیل شد.
موزه ملی کلمبیا

در سال ۱۹۵۶، این بخش شهر به سایر بخش‌های شهر وصل شد و یک «منطقه ویژه» را به وجود آورد (اسپانیولی: Distrito Especial). بر اساس نظامنامه‌ای که در سال ۱۹۹۱ وضع شد، بوگوتا به پایتخت کلمبیا تبدیل شد و «سانتا فی د بوگوتا» نام گرفت و رده آن از منطقه ویژه به «منطقه پایتخت» تغییر یافت. (اسپانیولی: Distrito Capital).

در اوت سال ۲۰۰۰ نام پایتخت رسماً از «سانتا فی د بوگوتا» به بوگوتا دی‌سی تغییر یافت. منطقه پایتخت بوگوتا [۲] دولت محلی منطقه پایخت را در برمی‌گیرد، رییس کنونی دولت لوییس ادواردو گارزون می‌باشد.
پرچم

طرح این پرچم از جنبش مبارزه با حکومت استعماری که در ۲۰ ژوئیه ۱۸۱۰ آغاز شد نشأت می‌گیرد. در طی این مبارزات شورشیان بازوبندهایی با نوارهای زرد و قرمز بسته بودند چرا که این رنگ‌ها در پرچم اسپانیا بکار می‌رفتند و همین طرح در پرچم پادشاهی جدید گرانادا بکار گرفته شد.

در ۹ اکتبر ۱۹۵۲، یعنی دقیقاً ۱۴۲ سال بعد از این رویدادها، حکم ۵۵۵ هزار و نهصد و پنجاه و دو، رسماً و با قاطعیت این بازوبند میهنی را به عنوان پرچم بوگوتا اعلام کرد.

این پرچم بصورت افقی به دو قسمت تقسیم می‌شود، نوار بالایی زرد و نوار پایینی قرمز می‌باشد. رنگ زرد نماد طلای زمین، برتری‌های عدالت، آرامش، نیک‌خواهی، «ویژگیهای زمینی» (یعنی اصالت، برتری، ثروت، سخاوت، جلال، شکوه، سلامت، استواری، لذت و رفاه)، عمر طولانی، جاودانگی، قدرت و ثبات است. رنگ قرمز نمایانگر فضیلت نیکی و ویژگی‌هایی همچون شجاعت، اصالت، ارزش‌ها، بی‌پروایی، پیروزی، سربلندی و عشق فراوان می‌باشد که کلمبیایی‌ها آنرا خون مردمشان می‌خوانند.
نشان ویژه

در سوم دسامبر ۱۵۴۸ در والادولید، اسپانیا نشان ویژه شهر توسط امپراتور چارلز پنجم (چارلز اول اسپانیا) با حکم سلطنتی به پادشاهی جدید گرانادا اعطا شد. در وسط این نشان یک عقاب سیاه قرار دارد که نماد استواری می‌باشد. این نشان همچنین نماد خاندان هبزبرگ را که در آن زمان امپراتوری اسپانیا را در اختیار داشتند در بر دارد. عقاب مذکور یک تاج طلا بر سر دارد و در پیش‌زمینه‌ای طلایی یک انار قرمز را در چنگال نگه داشته است. دور این مدال شاخه‌های زیتون حک شده که بر روی آن در پیش‌زمینه‌ای آبی رنگ نه انار طلایی قرار دارد. دو انار قرمز نماد بی‌باکی است و نه انار طلایی دیگر نماد نه ایالتی است که در آن زمان پادشاهی نیو گرانادا را تشکیل می‌دادند.
عمارت پارلمان ملی

در سال ۱۹۳۲ این نشان ویژه بطور رسمی به عنوان نماد بوگوتا برگزیده و اعلام شد.
سرود ملی

شعر سرود ملی بوگوتا توسط پدرو مدینا آوندانو سروده شده و آهنگ آن توسط روبرتو پیندا دوکو ساخته شده است. طبق دستورالعمل ۱۰۰۰، در ۳۱ ژوئیه ۱۹۷۴، این سرود رسماً به عنوان سرود ملی اعلام شد و از آن به بعد در شهردار بوگوتا آنیبال فرنادز دی سوتو قرار گرفت.
جمعیت و مساحت
موقعیت
یک جلگه مرتفع"سابانا دی بوگوتا "

بوگوتا در مرکز کشور، در شرق «سابانا دی بوگوتا» و در ارتفاع ۲٬۶۴۰ متری (۸٬۶۶۱ فوت) از سطح دریا قرار دارد. اگرچه «سابانا» آنگونه که در میان مردم خوانده می‌شود، در لفظ «ساوانا» است، موقعیت جغرافیایی آن در حقیقت یک فلات مرتفع است که در بالای رشته‌کوه‌های آند قرار گرفته است.

رودخانه بوگوتا که از «سابانا» رد می‌شود، در جنوب آبشار تکونداما را شکل داده است. رودخانه‌های فرعی دره‌هایی را بوجود آورده‌اند که در آنها روستاهایی حاصل‌خیز قرار دارد و اقتصاد آنها بر مبنای کشاورزی، دامداری، دامپروری و صنایع دستی اداره می‌شود.

«سابانا» از شرق، هم مرز کوردیلرای شرقی از رشته کوه‌های آند است. تپه‌های اطراف که جلوی رشد شهر را گرفته‌اند به موازات کوههای گوادالوپ و مونسراته از جنوب به شمال ادامه دارند. مرز غربی شهر را رودخانه بوگوتا تشکیل می‌دهد؛ مرز جنوبی بوگوتا سوماپاز پارامو است و مرز شمالی آن از فلات مذکور تا چیا و سوپو ادامه دارد.
آب و هوا

دمای متوسط هوای سابانا ۱۴ درجه سانتیگراد است که از ۹ تا ۲۲ درجه تغییر می‌کند. فصل‌های خشک و بارانی این منطقه یک در میان است. خشک‌ترین ماهها دسامبر، ژانویه، فوریه و مارس هستند و پر باران‌ترین ماههای آن عبارت‌اند از آوریل، می، سپتامبر، اکتبر و نوامبر هستند. ژوئن و ژوئیه اغلب دوره‌های بارانی هستند و آگوست یک ماه آفتابی و پر باد است.
رگبار

بدلیل پدیده‌های آب و هوایی ال نینو و لا نینا که در درون یا اطراف آبگیر اقیانوس آرام رخ می‌دهند و عامل بسیاری از تغییرات آب و هوایی می‌باشند، شرایط آب و هوایی این منطقه کاملاً غیرمنظم و متغیر است.
ترکیب شهری و اسم‌گذاری

ترکیب شهری به دوران استعمار برمیگردد و ترکیب مربعی آن برگرفته از سبک اسپانیایی است. ترکیب کنونی خیابانها "کالس"هایی دارد که بصورت عمودی و از مشرق به مغرب در میان تپه‌ها ادامه دارد و تعداد آنها در جهت شمالی افزایش یافته و از جنوب نیز از کاله ۱ پیشروی کرده، «کاررا»هایی که به موازات تپه‌ها در جهت شما-جنوب پیش رفته‌اند تعدادشان از شرق و غرب از کاررای ۱ افزایش یافته است. بخش‌های جدید شهری –مانند خیابان‌ها- اریب و –مانند کارراها- تراگذار هستند. خیابان‌ها شماره‌بندی شده‌اند.

حدود هزار محله و ناحیه، شبکه پیشرفته شهری را تشکیل می‌دهند. محله‌های پروتمندتر در شمال و شمال غربی قرار دارند. محله‌های فقیرتر در جنوب و جنوب غربی قرار گرفته‌اند و بسیاری از آنها مناطق غیر معمور هستند. طبقات متوسط عمدتاً در بخش‌های مرکزی، غربی و شمال غربی شهر سکونت دارند.
جمعیت‌شناسی

بوگوتا به عنوان بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر کلمبیا، ۷٬۳۲۱٬۸۳۱ نفر جمعیت دارد (سرشماری سال ۲۰۰۵).
دولت
سیتی هال

بوگوتا پایتخت کلمبیا است و مجلس ملی قانونگذاری، دیوان عالی عدالت و مرکز قوه مجریه و نیز اقامتگاه رئیس جمهور در آن قرار گرفته است. شهردار ارشد و شورای منطقه‌ای که هر دو با رای مردم انتخاب می‌شوند مسئول اداره شهر می‌باشند.

این شهر به ۲۰ منطقه تقسیم می‌شود: اوساکوئن چاپینرو، سانتا فی، سن کریستوبال، اوسم، توجیولیتو، بوسا، کندی، فونتبون، انگاتیوا، سوبا، باریوس اونیدوس، تیوساکوئیلو، لس مارتیرس، آنتونیو نارینو، پیونته آراندا، لا کاندلاریا، رافائل اوریبه اوریبه، سیوداد بولیوار، سوماپاز.

هر یک از ۲۰ منطقه توسط یک هیات اجرایی اداره می‌شود که توسط رای مردم انتخاب شده‌اند و طبق تصمیم شورای منطقه‌ای حداقل اعضای آن هفت نفر است. شهردار ارشد از یک هیات سه نفره که توسط هیات اجرایی مربوط معرفی شده‌اند شهرداران منطقه‌ای را انتخاب می‌کند.
اقتصاد

بوگوتا بزرگ‌ترین قطب اقتصادی کلمبیا است و بعد از آن مدلین، کالی و بارانکویلا در رتبه‌های بعدی قرار دارند. دفاتر مرکزی بیشتر شرکت.های کلمبیا در بوگوتا واقع شده است و از طرف دیگر بیشتر شرکت‌های خارجی فعال درکلمبیا و نیز بورس سهام در این کشور قرار دارند. بوگوتا در واردات و صادرات کالاها به کلمبیا به عنوان یک قطب به شمار می‌آید.
کاخ دادگستری کلمبیا.
تولید، بازرگانی و تجارت

بوگوتا کانون تجارت در کلمبیا است. بخش بانک و بیمه و بازار بورس در این شهر رونق خوبی دارند. شرکتهای مهندسی واقع در این شهر به سایر مناطق کلمبیا و آمریکای مرکزی خدمات‌رسانی می‌کنند. مراکز فرماندهی نظامی و موسسات دولتی در بوگوتا قرار دارند. این شهر مرکز شبکه مخابرات است و بزرگ‌ترین تجهیزات صنعتی کلمبیا را در اختیار دارد.

برخی خدمات در این شهر عمومی و برخی دیگر خصوصی هستند. خدمات عمومی عبارت‌اند از انرژی، آب و فاضلاب و تلفن. قبض‌های انرژی و آب و فاضلاب بر اساس منطقه سکونت شهروندان طبقه‌بندی می‌شوند. در نتیجه، اقشار مرفه‌تر جامعه به تامین یارانه انرژی و آب و فاضلاب برای اقشار آسیب‌پذیر جامعه کمک می‌کنند. خدمات تلفن توسط «شرکت مخابرات امپرسا دی بوگوتا»(ETB)، که متعلق به شهر است و شرکت «کاپیتل» متعلق به «شرکت مخابرات کلمبیا» و «ای پی ام بوگوتا» متعلق به شرکت خدمات عمومی مدلین («امپرساس پابلیکاس دی مدلین» - EPM) ارائه می‌شود. علاوه بر تلفن‌های همراه، تلفن‌های سکه‌ای و کارتی نیز در دسترس هستند. (از ماه مه ۲۰۰۵) سه اوپراتور تلفن‌های بی‌سیم در این شهر فعال هستند: موی استار (متعلق به شرکت اسپانیایی تلفونیکال)، کومسل (متعلق به تلمکس) و اولاً (مشترکاً متعلق به ETB و EPM).

همچنین صادرات محصولاتی همچون گل و زمرد نیز از دیگر منابع درآمدزای بوگوتا است. هر روز در مرکز بوگوتا میلیون‌ها دلار زمرد خام و تراش‌خورده معامله می‌شود. سایر صنایع مهم عبارت‌اند از خدمات مالی بویژه بانکداری. بوگوتا مرکز بانکهای تجاری مهم و بانک مرکزی این کشور است. این شهر همچنین مرکز چاپ و نشر به شمار می‌آید. این شهر همچنین مراکز گردهمایی‌هاست و مراکز کنفرانس مهمی را در خود جای داده است که از آن جمله عبارت‌اند از: مرکز فدرال گردهمایی‌های کورفریاس، مرکز گردهمایی‌های اونتوس کافام، مرکز گردهمایی‌های گوزالو جیمنز دی کووزادا و غیره می‌باشد. به دلیل موقعیت بوگوتا به عنوان پایتخت، بسیاری از دوایر دولتی که نماینده بخشی دیگر از قدرت اقتصادی شهر نیز می‌باشند در آن واقع شده‌اند.

مراکز عمده بازرگانی اقتصاد کلمبیا همچون جی ام کولوموتورز، شرکت اوتوماتریز کلمبیا و اکوپترول، پایگاه اقتصادی شهر را تشکیل می‌دهند.
ترابری و ارتباطات
ترکیب خیابانی بوگوتا بر اساس سیستم مختصات دکارتی

بوگوتا شهری مدرن با سامانه ترابری مدرن است. این سیستم شامل یک فرودگاه بین‌المللی، خطوط اتوبوس، تاکسی، سیستم سریع‌السیر اتوبوس ترانسمیلنیو و حتی یک قطار است که برای حمل و نقل حومه شهر به کار می‌رود.

اتوبوس‌ها اصلی‌ترین وسایط نقلیه عمومی هستند. دو نوع سیستم اتوبوس‌رانی وجود دارد: سیستم سنتی و ترانسمیلنیو. در سیستم سنتی انواع مختلف اتوبوس کار می‌کنند، که در خیابان‌های معمولی آمدوشد دارند و چندین شرکت از آنها بهره‌برداری می‌کنند:

    اتوبوس؛ اتوبوس‌های بزرگ.
    " بوستا"؛ اتوبوس‌های متوسط.
    " میکروباس" یا "کولکتیوو"؛ ون و مینی‌ون‌ها

اتوبوس‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: "ایجکیوتیوو" که یک سرویس مجلل محسوب می‌شوند و برای حمل مسافر سرپایی در نظر گرفته نشده‌اند و "کورینته" یا سرویس نرمال. از مارس ۲۰۰۶ محدوده کرایه اتوبوس‌ها بین ۹۰۰ تا ۱۲۵۰ COP (حدود ۴۰ سنت) است.

به علاوه، چندین نوع تاکسی در بوگوتا کار می‌کند. تاکسی‌های زرد تا کنون رایج‌ترین نوع بوده‌اند. اگرچه این تاکسی‌ها گرانتر هستند اما مردم معمولاً برای دستیابی سریع به محل کارشان از آنها استفاده می‌کنند. بوگوتا همچنین تاکسی‌های سفید نیز دارد که شرکت‌ها و هتل‌ها برای حمل مشتریانشان از آنها اغلب به عنوان شاتل استفاده می‌کنند.
فرودگاهها

فرودگاه اصلی بوگوتا فرودگاه بین‌المللی الدورادو است. چندین خط هوایی داخلی ( آویانکا، ارو ریپابلیکا، ایرز و ساتنا) و بین‌المللی (همچون ایبریا، امریکن ایرلاینز، واریگ، کوپا، کانتیننتال، دلتا، ایر کانادا، ایروگال، تیم، تاکا) از فرودگاه الدورادو بهره‌برداری می‌کنند. بدلیل واقع شدن این فرودگاه در کلمبیا و آمریکاز ارائه کنندگان خدمات حمل‌ونقل زمینی و ارائه‌دهنگان خدمات حمل‌ونقل هوایی، آنرا ترجیح می‌دهند. در حال حاضر توسعه فرودگاه الدورادو در مرحله برنامه‌ریزی قرار دارد. این مرحله تا ژانویه سال ۲۰۰۸ به پایان خواهد رسید.
پایانه‌های اتوبوسرانی

بوگوتا کانون مسیرهای داخلی و بین‌المللی اتوبوسرانی است. این پایانه مسیرهای را به شهرهای بزرگ و کوچک کلمبیا فراهم می‌کند.[۳] و به عنوان بزرگ‌ترین پایانه کشور به شمار می‌آید. برخی شرکت‌های اتوبوسرانی در این فرودگاه سفرهای خارجی به کشورهایی همچون اکوادور و ونزوئلا را ارائه می‌کنند.
ترانس میلنیو

ترانس میلنیو یک سیستم اتوبوس سریع‌السیر است که از شبکه‌ای از اتوبوس‌های مدرن در خطوط ویژه (مسیر اتوبوس) و اتوبوس‌های کوچک‌تر (خط فرعی) در مسیرهای مناطق مسکونی تشکیل شده است و مسافران با استفاده از خطوط فرعی اتوبوس به مسیر اصلی می‌رسند. مسیرهای اصلی ترانس میلنیو عبارت‌اند از: خیابان کاراکاس، خیابان سی‌ام، خیابان آمریکاس، اتوبان شمالی («اوتوپیتسا نورته»)، خیابان جیمنز و خیابان سی‌ام (که به آن «نورته کویتو سور» یا «ان کیو اس» نیزمی‌گویند). مسیرهای خیابان سوبا و بخش جنوبی مسیر خیابان سی‌ام در آوریل سال ۲۰۰۶ افتتاح شدند. سومین فاز این سیستم خیابان هفتم، خیابان دهم و خیابان بیست‌و ششم را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد (اونیدا الدورادو). قرار است تا سال ۲۰۳۰، کل شهر تحت پوشش این سیستم درآید.

سرویس اتوبوس سریع‌السیر ترانس میلنیو بسیار ارزان، کارآمد تمیز است و مسافران را به نقاط مختلف شهر می‌رساند. با وجودیکه ترانس‌میلنیو در حال گسترش است، هنوز برخی مسیرها وجود دارند که به آن مرتبط نشده‌اند.
امنیت در ترانس‌میلنیو

مانند سایر مناطق شلوغ، کسانیکه از ترانس‌میلنیو استفاده می‌کنند باید بدانند هنگامیکه در این سیستم مسافرت می‌کنند در معرض خطر جیب‌برها قرار دارند. به علاوه تا کنون چند مورد زورگیری نیز گزارش شده است. امنیت اتوبوس‌ها و ایستگاهها توسط پلیس‌هایی که در استخدام شهر هستند تامین می‌شود. در عین حال بیشتر این پلیس‌ها را افسرانی که تازه دیپلم و یا سربازان وظیفه تشکیل می‌دهند («پولسا باچیلار»). افسران عالی‌رتبه‌تر در سمت سرپرست فعالیت می‌کنند و زمانیکه پولیسا باچیلار تقاضای کمک می‌کنند به یاری آنها می‌آیند.
شبکه مسیرهای دوچرخه‌سواری

شبکه مسیر دوچرخه‌سواری بوگوتا که «سیکلوروتاس» نیز نام دارد، یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های اختصاص یافته به مسیر دوچرخه‌سواری در بین شهرهای جهان است و وسعت آن به ۳۰۳ کیلومتر می‌رسد. این مسیر از خیابان ۱۷۰ در شمال شهر آغاز شده و در جنوب شهر به خیابان ۲۷ می‌رسد و از جهت دیگر از مونسراته در شرق تا [[رودخانه بوگوتا در غرب گسترش دارد. ساخت سیکلوروتاس توسط دولت آنتاناس ماکوس (۱۹۹۸-۱۹۹۵) آغاز شد و در دوران شهرداری انریکو پنالوسا به توسعه چشمگیری رسید.

در روزهای یکشنبه مردم به همراه خانواده‌هایشان در یک قطار گردشگری محبوب سوار می‌شوند. در تعطیلات آخر هفته، این قطار از بوگوتا به مقصد شهرهای حومه‌ای زیپاکوریا و نموکون حرکت می‌کند.
دانشگاهها و مراکز آموزش عالی

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی بوگوتا تأثیر بسزای در اقتصاد منطقه داشته‌اند. این مراکز علاوه بر اشتغال‌زایی، صنایع ملی و بین‌المللی را به بوگوتا و مناطق اطراف آن جذب می‌کنند. این شهر به «مکه» آموزش در کلمبلیا شهرت دارد؛ بوگوتا بیش از هر شهر دیگر کلمبیا، مدرسه، دانشگاه و مراکز آموزش عالی را در خود جای داده است.

دانشگاه سنت توماس  یکی ازمعروفترین دانشگاه های جهان درهمین شهرقراردارد.

پارک‌ها و مراکز تفریحی

    پارک‌های زیادی در بوگوتا وجود دارند که بیشتر آنها به امکانات برگزاری کنسرت، تئاتر، سینما، نقالی و سایر فعالیتهای دیگر مجهز هستند. به عنواند مثال «پارک کلان‌شهر سیمون بولیوار» پارکی بزرگ است که اغلب کنسرت‌های بزرگی در آن اجرا می‌شود (مثل کنسرت سالانه راک آل پارکو، که یک جشنواره مجانی است و در آن گروههای جدید راک آمریکای لاتین بصورت مجانی کنسرت اجرا می‌کنند). همچنین هر ساله در ماه آگوست جشن کایت بازی که یک سنت ملی است، در این پارک برگزار می‌شود.
    یکی دیگر از پارکهای محبوب، «پارکو ناسینونال» (پارک ملی) است که یکی از بزرگ‌ترین مراکز تفریحی بوگوتا محسوب می‌شود. این پارک درختهای فراوان و فضای سبز گسترده‌ای دارد و آبگیرها، وسایل بازی کودکان، مسیرهای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری و مکان‌های تفریحی همچون پخش عمومی فیلم‌های سینمایی و برگزاری کنسرت و رویدادهای مختلف به سازماندهی شورای شهر بوگوتا از دیگر امکانات آن به شمار می‌آید. این پارک بین دو خیابان اصلی شهر یعنی خیابان سیرکونوالار و خیابان هفتم واقع شده است.

پارک کلان‌شهری سیمون بولیوار

    باغ گیاه‌شناسی بوگوتا («ژاردین بوتانیا دی بوگوتا»)
    پارکهای فراوان دیگری نیز در اطراف بوگوتا قرار دارند. هر محله بوگوتا پارک مخصوص به خود را دارد. برخی از این پارکها خصوصی و برخی دیگر عمومی هستند. برخی از پارکهای خصوصی از اهالی محله برای ورود کارت ویژه می‌خواهند. پارکهای عمومی متعلق به همه مرم هستند. برخی از این پارکها دیده‌بان دارند. این پارکها نیز مجهز به مکانهای ورزشی هستند که برای کودکان و بزرگسالان برنامه‌های ورزشی ارائه می‌دهند که از آن جمله می‌توان به والیبال، بسکتبال، تکواندو، فوتبال و سایر ورزشهای دیگر اشاره کرد.
    فعالترین پارک ( هم از نظر فعالیتهای تفریحی، تبلیغ محصولات جدید و زندگی شبانه) «پارکو دی لا ۹۳» است که بین خیابانهای ۹۳، ۱۲ و ۱۳ واقع شده است. چندین رستوران و کافه برتر شهر در این پارک یا در «زونا تی» (منطقه T) در خیابان ۸۲ قرار دارند. اخیراً نیز فعالیت رستورانها در «زونا جی» (منطقه G) (خیابانهای ۶۹ و ۷۰ در منطقه روس روزالس) و لاماکارنا آغاز شده است.
    علاوه بر پارکهای طبیعی، بوگوتا پارک‌های سرگرمی فراوانی دارد که از آن جمله می‌توان به موندو آونتورا و سالیتره ماجیکو اشاره کرد. ورود به این پارکها پولی است و مردم باید برای انجام بازیهای ماشینی پول بپردازند. پارک موندو آونتورا به بازیهای ماشینی همچون کشتی آسمانی، ترن‌هوایی، چکش و سایر سرگرمیهای بزرگسالان مجهز است. برای بچه‌ها نیز انواع بازیهای مکانیکی همچون کشتی آسمانی، ترن‌هوایی، چرخ‌وفلک، لاک‌پشت و غیره در ابعاد کوچک در نظر گرفته شده است. در این پارک مردم هم می‌توانند تفریح کنند و هم با در طبیعت در تماس خواهند بود و کودکان می‌توانند به بزها غذا بدهند. علاوه بر این، جایی به نام «سردودرومو» وجود دارد که در آن خوک‌ها با هم مسابقه می‌دهند.
    دیگر پارک تفریحی، پارک «سالیتر مجیکو» است که یکی از مراکز تفریحی کودکان و بزرگسالان به شمار می‌آید. در این پارک بازیهای مکانیکی فراوانی همچون کشتی دزدان دریایی، اپوکالیپش، ترن‌هوایی۳ وسایر بازیهای دیگر وجود دارد. این پارک در مجاورت پارک سیمون بولیوار قرار دارد که یکی از مشهورترین نقاط بوگوتا به شمار می‌آید (همچنین در طول سال در آن کنسرت اجرا می‌شود).
    برای رهایی از فشارهای زندگی شهری، پارکه‌دل‌چیکو، با درختان، باغچه‌ها، نهرهای و برکه‌های طبیعی و عمارت سبک استعماریش که اکنون به موزه تبدیل شده، برای دیدن ارزشمند است.
    در حومه شمالی شهر، پارک جیم دوک برای خانواده‌هایی که از آن دیدار می‌کنند یک جاذبه فرهنگی است. این پارک دارای پیست دوچرخه‌سواری، نمایشگاه و باغ‌وحش می‌باشد. دست بزرگی که جهان را نگه داشته نماد خداست و در بنایی که به شکل تاج‌محل ساخته شده مجموعه‌ای از عکس‌ها و کپی نقاشی‌های مشور ارائه می‌شود.
    بوگوتا یک موزه تعاملی علمی دارد که به آن مالوکا می‌گویند.

متفرقه
کلیسای بانوی لوردس

    هر دو سال یکبار، بوگوتا میزبان بزرگ‌ترین فستیوال تئاتر جهان یعنی جشنواره تئاتر آیبروامریکن است.
    به دلیل ذوق علمی و اخلاقی اهالی بوگوتا، این شهر به آتن آمریکای لاتین شهرت دارد.
    این شهر همچنین میزبان نمایشگاه بین‌المللی کتاب است که یکی از سه نمایشگاه بزرگ کتاب در دنیای اسپانیولی زبان قاره آمریکا به شمار می‌آید.
    بلندترین ساختمان این شهر برج کولپاتریا نام دارد.
    شعار قبلی این شهراین بود «۲۶۰۰ متر به ستاره‌ها نزدیکتر» (با توجه به ارتفاع این شهر از سطح دریا)
    در این شهر یک روز به عنوان روز بدون ماشین نهادینه شده که به «ال دیا سین کارو» (روز بدون ماشین) نام دارد. این اتفاق در اولین سه شنبه ماه فوریه اتفاق می‌افتد. مراجعه کنید به روزهای بدون ماشین و روزهای بدون ماشین سازمان ملل.
    با کیفیت‌ترین و گرانترین آب آشامیدنی در آمریکای لاتین متعلق به بوگوتا است.
    کل منطقه فدرال بزرگ‌ترین اقتصاد کلمبیا را دارد و در آمریکای لاتین در رتبه هشتم قرار دارد.
    در موزه طلا بزرگ‌ترین مجموعه کارهای ساخته شده از طلا وجود دارد.
    شبکه مسیر دوچرخه‌سواری با طول ۳۰۰ کیلومتر در بین شهرهای جهان وسیع‌ترین است.