اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

انفجار بیدگنه

انفجار بیدگنه رویدادی است، که در حدود ساعت '۱۲٫۵۰[۱] روز ۲۱ آبان ۱۳۹۰ (۱۲ نوامبر ۲۰۱۱) در یکی از زاغه‌های مهمات سپاه پاسداران در پادگان مدرس (پادگان امیرالمؤمنین) که میان دو روستای بیدگنه و اخترآباد شهرستان ملارد (استان تهران) و در نزدیکی کوهی به نام کیکاوس واقع است، اتفاق افتاد.[۲] صدای انفجار تا کرج و شرق تهران شنیده و در نزدیکی محل حادثه باعث شکستن شیشه‌های ساختمان‌ها شد. لرزش انفجار در بیشتر شهرهای استان‌های تهران و البرز مانند تهران، شهریار، شهرقدس، کرج، پرندک، اشتهارد، ملارد، ماهدشت و بخش‌هایی از ساوه در استان مرکزی احساس گردید.[۲] برخی منابع از وقوع ۲ انفجار در طی این حادثه خبر دادند.[۳][۴][۵][۶]

ابتدا این اتفاق به انفجار یک جایگاه سی‌ان‌جی نسبت داده‌شده بود.[۷] ولی پس از چندی این موضوع مورد تکذیب قرار گرفت.[۸] سپاه پاسداران اعلام کرد که انفجار در یکی از پادگان‌های این ارگان در بیدگنه اتفاق افتاده‌است.[۹][۱۰][۱۱]

محتویات

    ۱ کشته‌ها و زخمی‌ها
    ۲ ادعای نقش اسرائیل
    ۳ واکنش سپاه پاسداران
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

کشته‌ها و زخمی‌ها

دربارهٔ کشته‌ها و زخمی‌ها، داستان‌های گوناگونی وجود دارد. نخست سردار شریف مسئول روابط عمومی کل سپاه اعلام کرد ۲۷ تن از کارکنان رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر اثر این رخداد کشته‌شدند و هم چنین ۱۶ تن زخمی شده‌اند که حال برخی از آن‌ها بسیار وخیم است. سپس وی این خبر را اشتباه خواند و شمار کشته‌ها را ۱۷ تن اعلام کرد. برخی منابع نیز شمار کشته‌ها را تا ۴۰ تن اعلام کرده‌اند.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] سردار سرلشکر حسن تهرانی مقدم مسوول سازمان جهاد خودکفایی سپاه از کشته‌های این رویداد بود.[۲]

پویا حاجیان مدیرکل روابط عمومی هلال احمر از فرستادن سه تیم سگ‌های زنده‌یاب همراه با تجهیزات امدادی به جایگاه انفجار در پادگان نظامی در روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد در استان تهران خبر داد.[۲]

در آخرین مستندات همانند بنر شهدا تعداد آنها به 35 نفر رسید.
ادعای نقش اسرائیل

مجله تایم به نقل از یک «مقام اطلاعاتی غربی» نوشت که این انفجار کار موساد بوده است.[۱۷] این مقام اسرائیلی در گفتگو با تایم تاکید کرده است که اقدامات خرابکارانه دیگری برای ضربه زدن به برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران طراحی شده و به اجرا درخواهند آمد.[۱۸]

برخی رسانه‌های اسرائیلی نیز این انفجار را ناشی از خرابکاری دانسته و مدعی شدند که اسرائیل در آن دست داشته است. روزنامه دیلی تلگراف نیز به نقل از وبلاگ نویسی که با محافل امنیتی اسرائیل ارتباط دارد نوشته است موساد با همکاری «مجاهدین خلق» این عملیات را اجرا کرده است. و همچنین به انفجار سال قبل در پادگان امام علی خرم‌آباد اشاره کرده: «یک سال پیش نیز انفجاری در محل نگهداری موشک‌های دوربرد شهاب ۳ روی داد که ۱۸ نفر در آن حادثه کشته شدند. جمهوری اسلامی در آن زمان نیز علت این رویداد را وقوع آتش‌سوزی در انبار مهمات این پادگان اعلام کرد.»[۱۹]
واکنش سپاه پاسداران

اسماعیل کوثری نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از بررسی انفجار پادگان نظامی در روستای بیدگنه در نشست ۲۲ آبان ۱۳۹۰ این کمیسیون خبر داد و گفت: «برخی شایعات درباره خرابکاری در این حادثه منتفی است و چنین خبری صحت ندارد و تکذیب می‌شود.[۲]» سردار رمضان شریف، مسوول روابط عمومی سپاه پاسداران در خصوص این انفجار گفت: «این انفجار ربطی به آزمایش هسته‌ای که برخی از رسانه‌های بیگانه آن را مطرح کرده‌اند، ندارد. بر اثر این حادثه عده‌ای نیز مجروح شده‌اند که حال برخی از آنها بسیار وخیم است.»

انفجار در پادگان امام علی خرم‌آباد

انفجار در پادگان امام علی خرم‌آباد که ساعت ۱۱ صبح روز ۲۰ مهر ۱۳۸۹[۱] به دلیل نامعلومی صورت گرفت منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این پادگان شد. این پادگان در ۲۰ کیلومتری غرب خرم‌آباد واقع است.تعداد افراد کشته شده در این انفجار به طور دقیق مشخص نیست اما منابع غیر رسمی کشته شدن ۳۰ تا ۴۰ نفر در این انفجار را اعلام کرده‌اند.[۲][۳][۴] روابط عمومی و فرمانده‌هان سپاه پاسداران استان لرستان در این خصوص اعلام کردند که این انفجار در پی سرایت آتش به انبار مهمات صورت گرفته است.[۵][۱]

یک روز پس از انفجار در پادگان امام‌علی فرماندهان سپاه پاسداران استان لرستان اعلام کردند که در این انفجار تنها ۱۸ نفر کشته و ۱۴ نفر نیز مجروح شده‌اند که برخی از مجروحان نیز پس از درمان به خانههای خود بازگشته‌اند.[۶][۷] سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و خبرگزاری‌های داخلی ایران تاکنون اطلاعات دقیقی از این انفجار منتشر نکرده‌اند.

در پی این انفجار روزهای ۲۱ مهر ۱۳۸۹ و ۲۲ مهر ۱۳۸۹ در استان لرستان عزای عمومی اعلام شد.[۸]
ادعای نقش اسرائیل

روزنامه دیلی تلگراف به نقل از وبلاگ نویسی که با محافل امنیتی اسرائیل ارتباط دارد نوشته است موساد با همکاری «مجاهدین خلق» عملیاتی که منجر به انفجار بیدگنه شد را اجرا کرده و همچنین به انفجار در در پادگان امام علی خرم‌آباد اشاره کرده: « یک سال پیش نیز انفجاری در محل نگهداری موشک‌های دوربرد شهاب ۳ روی داد که ۱۸ نفر در آن حادثه کشته شدند. جمهوری اسلامی در آن زمان نیز علت این رویداد را وقوع آتش‌سوزی در انبار مهمات این پادگان اعلام کرد.»

خرم‌آباد

خُرَّم‌آباد (دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات) (به لری: خورمووه) بزرگترین شهر لرنشین، بیست و سومین شهر پرجمعیت ایران و مرکز استان لرستان است. جمعیت خرم‌آباد طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران، ۳۴۸٬۲۱۶ نفر بوده است. شهر در ارتفاع ۱۱۴۷٬۸ متری از سطح دریا و در میان دره‌های زاگرس قرار دارد. فاصله خرم‌آباد تا تهران ۴۹۰ کیلومتر است و به دلیل قرار گرفتن در مسیر تهران - جنوب دارای اهمیت ارتباطی و راهبردی است. آزادراه شماره پنج ایران از این شهر عبور می‌کند.
در محل کنونی خرم‌آباد از دوره ایلامیان شهری با نام خایدالو وجود داشته و شهر شاپورخواست به دستور شاپور دوم بر خرابه‌های آن و در حدود محل کنونی شهر ساخته شده است. آثار تاریخی به جای مانده نشان می‌دهد خرم‌آباد یکی از شهرهای مهم غرب ایران در دوره ساسانیان بوده و فلک‌الافلاک یا دژشاپورخواست از آثار به جای مانده دوره ساسانیان نماد شهر است. خرم‌آباد همچنین یکی از پایتخت‌های هزاراسپیان و آل حسنویه بوده است.
جاذبه‌های گردشگری تاریخی و طبیعی متعددی در سطح شهر خرم‌آباد وجود دارد که از آن جمله می‌توان به فلک‌الافلاک، مناره آجری، پل شاپوری، گرداب سنگی، سنگ نبشته، آرامگاه باباطاهر و دریاچه کیو اشاره کرد به طوری که این شهر برای نخستین بار در ایران از سوی دفتر منطقه‌ای سازمان ملل به عنوان یک شهر نمونه گردشگری انتخاب شده است.
شهر خرم‌آباد دارای آب و هوایی مدیترانه‌ای با میزان بارندگی بسیار به ویژه در فصل‌های بهار و زمستان است و از این روی ششمین مرکز استان پربارش در ایران محسوب می‌شود.
شهرداری خرم‌آباد در سال ۱۳۰۵ تأسیس و این شهر پس از جدایی استان لرستان از خوزستان در سال ۱۳۰۴ به عنوان مرکز استان تعیین شد. گویش مردم خرم‌آباد، لری خرم‌آبادی است. وضعیت اشتغال در خرم‌آباد از شرایط مطلوبی برخوردار نیست و نرخ بیکاری در بین سنین ۱۹ تا ۲۴ سال ۳۵/۵ درصد است.
پتروشیمی خرم‌آباد و شرکت صدر فولاد از جمله مهمترین صنایع فعال در خرم‌آباد هستند. این شهر دارای ده بیمارستان، پنج کتابخانهٔ عمومی، دو سینما، دوازده هتل، ده پارک درون‌شهری و شش مرکز آموزش عالی است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ پیش از اسلام
            ۱.۱.۱ خایدالو
            ۱.۱.۲ شاپورخواست
        ۱.۲ پس از اسلام
            ۱.۲.۱ پایتخت اتابکان لر
            ۱.۲.۲ دوره صفویان
            ۱.۲.۳ دوره قاجار
            ۱.۲.۴ دوره پهلوی
            ۱.۲.۵ دوره جمهوری اسلامی
    ۲ جغرافیا
        ۲.۱ اقلیم
        ۲.۲ تقسیمات کشوری
    ۳ موقعیت طبیعی
    ۴ مردم شناسی
        ۴.۱ اقوام
        ۴.۲ گویش خرم‌آبادی
        ۴.۳ اقلیت‌های مذهبی
        ۴.۴ سرشناسان
    ۵ صنعت
        ۵.۱ واحدهای صنعتی
        ۵.۲ مشکلات صنعت
    ۶ ساختار شهری
        ۶.۱ شهرداری
        ۶.۲ محله‌ها
        ۶.۳ سلامت و بهداشت
        ۶.۴ ایمنی
        ۶.۵ مشکلات شهری
    ۷ مراکز تفریحی
        ۷.۱ فضای سبز
    ۸ فرهنگ
        ۸.۱ سینما
        ۸.۲ کتابخانه
        ۸.۳ رصدخانه
        ۸.۴ سوگواری
    ۹ گردشگری
        ۹.۱ آثار تاریخی
        ۹.۲ نقشه جای‌های دیدنی
        ۹.۳ موزه‌ها
        ۹.۴ هتل‌ها و مراکز اقامتی
        ۹.۵ ره‌آوردها
    ۱۰ ترابری
        ۱۰.۱ مسیرهای ارتباطی
        ۱۰.۲ راه‌آهن
        ۱۰.۳ فرودگاه
        ۱۰.۴ پایانه مسافربری
        ۱۰.۵ تاکسی‌رانی
    ۱۱ آموزش
        ۱۱.۱ حوزه علمیه
        ۱۱.۲ مراکز آموزش عالی
    ۱۲ رسانه‌ها
        ۱۲.۱ سیما
        ۱۲.۲ صدا
        ۱۲.۳ نشریه‌ها
    ۱۳ ورزش
        ۱۳.۱ مسابقات جهانی کشتی پهلوانی
    ۱۴ شهرهای خواهرخوانده
    ۱۵ جستارهای وابسته
    ۱۶ پانویس
    ۱۷ منابع
    ۱۸ پیوند به بیرون

تاریخچه
پیش از اسلام
خایدالو
نوشتار اصلی: خایدالو

خایدالو یکی از شهرهای مهم تمدن ایلام و نام باستانی شهر خرم‌آباد بوده[۸][۹][۱۰] و گفته می‌شود شهر شاپورخواست به دستور شاپور دوم ساسانی بر خرابه‌های آن ساخته شده‌است. از شهرهای مهم تمدن ایلام می‌توان به خایدالو، ماداکتو، اهواز و شوش اشاره کرد.[۱۰][۹] بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند، هسته اولیهٔ شهر کنونی خرم‌آباد، خایدالو بوده و در متون مرتبط با آشوریان توضیحاتی در خصوص این شهر وجود دارد که با مکان فعلی خرم‌آباد مطابقت بسیاری دارد.[۱۱] محتمل است که خرم‌آباد در این دوره پایگاه سیاسی سلسله شیماشکی از سلسله‌های تشکیل دهنده حکومت ایلام بوده است.[۱۲]

در سال ۶۴۶ پیش از میلاد، آشور بانی‌پال پادشاه آشور، تمدن ایلام و شهر خایدالو را تصرف و دولت ایلام را نابود کرد. تمدن دیرینه ایلام و شهر خایدالو، پس از هزاران سال مقاومت در برابر اقوام نیرومندی چون سومری‌ها، اَکَدی‌ها، بابلی‌ها و آشوری‌ها از دشمن خود آشور شکست خورد.[۱۳]
شاپورخواست
نوشتار اصلی: شاپورخواست
دژ شاپوری هسته شهر امروزی

شاپورخواست[۱۴] یکی از شهرهای دوره ساسانی است.[۱۵] این شهر در مکانی که امروزه خرم‌آباد نام دارد[۱۵][۱۶] و به دستور شاپور دوم بنا شده است.[۱۷] شاپورخواست پس از حمله مغول به ایران به طور کامل تخریب شد.[۱۵]
در زمان حفر پناهگاه در طول جنگ ایران و عراق در اطراف مناره آجری در میدان شقایق آثاری از این شهر به دست آمد. احتمالاً مهمترین قسمت‌های این شهر در مکان محله قاضی‌آباد فعلی بوده که آسیاب و کانال‌های فاضلاب و آب رسانی نیز در این حفاری‌ها به دست آمده‌است. حدود شاپورخواست از شمال تا سنگ نوشته و از شرق کوه مدبه و غرب تا پل شاپوری می‌باشد. براساس متون مورخین اسلامی شاپورخواست یکی از شهرهای مهم این منطقه محسوب می‌شده و در طول این دوران از عمران و آبادانی برخوردار بوده‌است. دژ شاپورخواست نیز در زمان شاپور ساسانی ساخته شده‌است.[۱۸][۱۹]
فردوسی در خصوص پایه‌گذاری شاپورخواست به دستور شاپور دوم که گویا آن زمان بخشی از خوزستان بوده[۱۷] این چنین می‌گوید :[۲۰]
فردوسی
پس از اسلام
موقعیت خرم‌آباد بر روی نقشه ایران، سال ۱۸۰۸ میلادی

نام شاپورخواست در کتاب‌های قدیمی تا سال ۶۲۲ هجری (اوایل قرن هفتم) قابل رویت است اما پس از قرن هشتم تنها می‌توان نام خرم‌آباد را مشاهده کرد. احتمالاً در اواخر قرن هفتم هجری شهر شاپورخواست به کلی ویران و خالی از سکنه شده و مردم آن به قسمت غربی قلعهٔ فلک الافلاک که از لحاظ داشتن آب فراوان و موقعیت مناسب تر و همچنین امنیت، برتری داشت نقل مکان کردند، در حقیقت فلک الافلاک در این زمان هسته اصلی شهر خرم‌آباد فعلی را تشکیل داد و موجب شکل گیری آن در این منطقه شده است. البته به نظر می‌رسد که آب شهر شاپورخواست از طریق نهری که از قسمت شرقی شهر می‌آمده تأمین می‌شده‌است که شاید خشک شدن این نهر عامل ترک این منطقه شده‌است. عوامل متعددی دیگری چون موقعیت سیاسی، ارتباطی و جغرافیایی در شکل‌گیری شهر خرم‌آباد دخیل بوده‌است.[۲۱]

از آثار قدیمی این بخش از شهر می‌توان به قبرستان قدیمی آن اشاره کرد که مقبره زیدابن علی در آن واقع شده‌است که بنابر متون تاریخی زین ابن علی درگزینی در سال ۵۲۷ وزیر طغرل دوم سلجوقی بوده و در شاپورخواست به دار آویخته شده‌است. همچنین آرامگاه باباطاهر که برخی آن را مقبره باباطاهر عریان ذکر می‌کنند. این قبر براساس شواهد باستان‌شناسی متعلق به دوره سلجوقی می‌باشد که در دوره‌های بعد مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته‌است. در این دوره قلعه هسته توسعه شهر بوده که براساس ساختار طراحی محدوده شهر از طرف قلعه با محله‌های کوچک و خیابان‌های منحنی شکل در حال توسعه در مسیر شمال غربی بوده‌است.

حمدالله مستوفی در سال ۷۴۰ هجری قمری درباره خرم‌آباد می‌نویسد:

    خرم‌آباد شهری نیک بوده، اکنون خراب است.

در دوران حکومت آل حسنویه خرم‌آباد به عنوان پایتخت این سلسله در نظر گرفته شد و در دوران ملوک الطوایفی نیز این شهر یکی از پایتخت‌های هزاراسپیان بود.[۲۲]
پایتخت اتابکان لر
خرم‌آباد پایتخت اتابکان لر کوچک[۲۳]

اتابکان لر کوچک سلسله کوچکی از اتابکان لرستان هستند که در فاصلهٔ سال‌های ۵۸۰ تا ۱۰۰۶ قمری در قسمت‌های شمالی و غربی لرستان ناحیه لر کوچک حکومت می‌کرده‌اند. امرای این سلسله از اعتاب شجاع‌الدین‌خورشید، مؤسس سلطنت لر کوچک بوده‌اند و آخرین حاکم لر کوچک به دست شاه عباس یکم صفوی کشته و سلسله اتابکان لر منقرض گردید.[۲۴][۲۵]
دوره صفویان

خرم‌آباد در زمان حکومت صفویان و پس از انقراض سلسله اتابکان لرستان اهمیت خود را حفظ کرد، صفویان در دوره حکومت خود به آبادانی خرم‌آباد اهمیت دادند. از جمله اقدامات مهم می‌توان به احداث پلی مهم در خرم‌آباد اشاره کرد که به نام پل صفوی مشهور است، پل صفوی به شماره ۲۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۲۶][۲۷] در دوره حکومت صفویان مسجد جامع خرم‌آباد نیز ساخته شد، این مسجد در سال ۹۷۰ هجری قمری و به دستور شاه تهماسب یکم ساخته شد و در سال ۱۱۱۰ قمری به دستور شاه سلطان حسین و در دوره کریم خان زند مرمت شد. این مسجد جامع پس از سال ۱۳۲۲ به حوزه علمیه تبدیل شد.[۲۸] در دوران صفوی خرم‌آباد مرکز حکومتی والی لرستان فیلی شد. پس از این دوره و در اثر حمله سپاه عثمانی به غرب ایران شهر خرم‌آباد تقریباً ویران شد.
دوره قاجار
لرستان در سال ۱۸۳۱ میلادی

شهر خرم‌آباد در دوره قاجار به محله‌های اطراف قلعه فلک‌الافلاک محدود بوده است. محله‌هایی مانند، پشت بازار، درب دلاکان و درب باباطاهر از جمله معروف‌ترین محلات شهر در زمان قاجار محسوب می‌شدند. بازار اصلی شهر در محله پشت بازار واقع بوده و شهر از لحاظ رشد و رونق در کسب و کار وضعیت نسبتاً خوبی داشته‌است. این دوره را می‌توان آغاز مهاجرت از شهرهای کوچک استان لرستان و روستاهای اطراف شهر به خرم‌آباد دانست. مهاجرت‌ها علاوه بر بالابردن جمعیت شهر باعث به وجود آمدن محله‌های جدید و توسعه محله‌های قدیمی شد.[۲۹][۳۰] بارون دوید یکی از ماموران روسیه تزاری که در سال ۱۸۴۵ میلادی از خرم‌آباد دیدار کرده، شهر را دارای ۴ مسجد، ۸ گرمابه و ۱ محله یهودی نشین توصیف کرده‌است.[۲۲]

هنری راولینسون شرق‌شناس بریتانیایی در سال ۱۸۳۶ میلادی در سفری به منطقه لرستان شهر خرم‌آباد را محلی بی نظیر توصیف می‌کند. راولینسون موقعیت جغرافیایی خرم‌آباد را اینگونه شرح می‌دهد که یک رشته کوه از شرق به غرب دور تا دور جلگه را فرا گرفته، در یک نقطه این رشته کوه دارای بریدگی است که رودخانه‌ای از میان آن می‌گذرد. وی همچنین در خصوص خرم‌آباد دوره قاجار می‌گوید، این شهر در ضلع شمال غربی قلعه قرار گرفته و جمعیت آن به صورت تقریبی هزار خانواده است.[۳۱]
از دیگر نکاتی که راولینسون به آن اشاره می‌کند وجود یک مناره آجری به سبک دوره سلجوقی با سنگ نوشته‌ای موجود در پای آن است. نوشتار روی این سنگ نشان می‌دهد که مربوط به شجاع‌الدین خورشید اتابک لر کوچک است. راولینسون همچنین تایید می‌کند که شاپورخواست نام باستانی شهر خرم‌آباد بوده و در خصوص موقعیت شهر بر روی نقشه‌های باستانی چنین می‌گوید:[۳۱]

    مسیر ما از دزفول تا خرم‌آباد به طرف شمال بود با ۳ یا ۴ درجه انحراف به شرق، در حالی که من قبلاً آن را از روی نقشه ۲۲ درجه از شمال به طرف غرب محاسبه کرده بودم. نتیجه‌گیری من این است که محل خرم‌آباد بر تمام نقشه‌هایی که تاکنون به چاپ رسیده اشتباه درج گردیده است و متأسفم که در توقف کوتاه خود نتوانستم موقعیت دقیق آن را از روی ستاره‌ها معلوم کنم.

دوره پهلوی
ساختمان‌های اطراف فلک‌الافلاک، بنا شده در دوره پهلوی[۳۲]
اعدام سران عشایر در خرم‌آباد، هم‌زمان با آغاز حکومت رضاشاه پهلوی

شهرداری خرم‌آباد در زمستان ۱۳۰۵ و هم‌زمان با ورود نیروهای نظامی به شهر و شکست عشایر تشکیل شد و نخستین انجمن شهر نیز در سال ۱۳۰۶ متشکل از ۷ نفر تشکیل شد.[۳۳][۳۰] ساختمان میرمِلاث در سال ۱۳۱۴ و به منظور استقرار شهرداری خرم‌آباد ساخته شد. این ساختمان در شمال شهر و در دامنه‌ای با شیب نسبتاً زیاد ساخته شد، دلیل نامگذاری آن به کاری گیری نقاشی‌های بدست آمده از غاری در نزدیکی خرم‌آباد با همین نام بود. ساختمان میرملاث پس از جابجایی شهرداری خرم‌آباد به ساختمان دیگری، به وزارت فرهنگ پهلوی تحویل شد و پس از مرمت، نگارخانه‌ای در آن برپا شد. این ساختمان در سال ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.[۳۴]

در دوران پهلوی ساختمان‌هایی جهت اصطبل و سربازخانه و ستاد لشکر ۵ ارتش در محدوده حصار ۱۲ برجی و قلعه فلک‌الافلاک احداث گردید که دو ساختمان از مجموعه ساختمان‌های مذکور در محوطه سپاه باقی‌مانده است و ساختمان دیگر که معروف به ساختمان اصطبل بود در سال ۱۳۷۸ توسط سپاه پاسداران تخریب گردید.[۳۲]

شورش لرستان

نوشتار اصلی: تاریخ لرستان

در آغاز حکومت رضاشاه پهلوی خرم‌آباد نقش پررنگی در شورش علیه نیروهای حکومتی داشت. دلیل این شورش دستگیری عده‌ای از عشایر به جرم راهزنی بود. پس از دستگیری راهزنان اعلام عفو عمومی شد و هنگامی که آنان سلاح خود را تحویل دادند برخی سران عشایر دستگیر و اعدام شدند. این رویداد باعث شورش در لرستان شد. شدیدترین درگیری میان مردم لر و نیروهای حکومت مرکزی در تنگه‌ای به نام زاهدشیر در دوازده کیلومتری شمال خرم‌آباد صورت گرفت. پس از یک سلسله درگیری گسترده در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۲ خرم‌آباد به دست نیروهای حکومت پهلوی اشغال شد. شکست مردم لر با تبلیغات گسترده در سطح کشور توام شد.[۳۵]
پس از فتح خرم‌آباد چندتن از سران عشایر بر خلاف آنچه عفو عمومی اعلام شده بود اعدام شدند. سرکوب مردم لر توسط سپهبد احمد امیراحمدی مورد تقدیر رضاشاه قرار گرفت. اقدام حکومت مرکزی در نقض عفو عمومی و اعدام سران عشایر باعث شورش مجدد در منطقه لرستان شد. این شورش با محاصره خرم‌آباد در بهار ۱۳۰۳ آغاز شد. با آغاز فصل بهار و بازگشت ایل‌های لر از شمال خوزستان به مرکز لرستان، درگیری مسلحانه با نیروهای حکومت مرکزی از سر گرفته شد. در این سال سپهبد محمد شاه‌بختی فرماندهی تیپ پیاده لشکر غرب را بر عهده داشت. علی‌رغم اینکه احمدی خواهان سرکوب بیشتر لرها بود شاه‌بختی درپی دفاع از مواضع نیروهای حکومتی بود.[۳۵]
سرانجام در ۹ اردیبهشت همان سال در حالی که امیراحمدی فرماندهی را بر عهده داشت خرم‌آباد توسط هواپیما بمباران شد و پس از یک رشته درگیری میان مردم لر و نیروهای حکومت مرکزی در ۱۵ خرداد ۱۳۰۳ بار دیگر خرم‌آباد توسط نیروهای دولتی اشغال شد. امیراحمدی پس از پیروزی درپی سرکوب بیشتر مردم لر بود اما رضاشاه در تاریخ ۱۹ مرداد همان سال با ارسال تلگرافی دستور اعلام عفو عمومی را صادر کرد.[۳۵]

فعالیت‌های سیاسی

از احزاب فعال در خرم‌آباد هم‌زمان با حکومت پهلوی می‌توان به فعالیت حزب توده ایران، کمیته محلی شهرستان خرم‌آباد اشاره کرد. پس از حدود یکسال فعالیت این حزب در خرم‌آباد با دستور فرمانده لشکر لرستان فعالیت این کمیته غیرقانونی اعلام شد. در جریان وقایع بهمن ۱۳۲۷ و تیراندازی به محمدرضا پهلوی برخی اعضای کمیته توده خرم‌آباد نیز دستگیر شدند. پس از این رویداد تمامی فعالیت‌های حزب توده و کمیته خرم‌آباد به صورت مخفی ادامه پیدا کرد.[۳۶] حزب توده در خرم‌آباد بین سال‌های ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ حدود ۱٬۰۰۰ عضو داشت.[۳۷]راز نشریه‌های آزاد چاپ شده در این دوره می‌توان به نشریه لرستان آینده اشاره کرد که این نشریه نیز زیر نظر اعضای حزب توده خرم‌آباد اداره می‌شد.[۳۸]
در ۱۵ بهمن ۱۳۳۰ برخی اعضای حزب توده خرم‌آباد با تجمع در سبزه میدان به سمت پادگان ارتش در اطراف قلعه فلک‌الافلاک به راه افتادند. این تجمع باعث تیر اندازی دژبانان ارتش به سوی مردم و زخمی شدن چندین تن شد. پس از آن چندتن از اعضای ارشد کمیته خرم‌آباد را در دادگاهی نظامی در کرمانشاه محاکمه کردند.[۳۹]
دوره جمهوری اسلامی

جنگ ایران و عراق

طی دوره هشت ساله جنگ ایران و عراق، استان لرستان به دلیل همسایگی با سه استان مرزی در غرب و جنوب غربی ایران از نظر سوق الجیشی دارای اهمیت بود. خرم‌آباد نیز به دلیل قرار گیری در مسیر شمال به جنوب و موقعیت راهبردی بارها مورد حملات هوایی و موشکی از سوی ارتش عراق گرفت. نخستین حمله هوایی به شهر خرم‌آباد در تاریخ ۲۳ تیرماه ۱۳۶۱ صورت گرفت،[۴۰] در پی این حمله هوایی که مناطق مسکونی شهر را هدف قرار داد ۳۶ نفر کشته و ۳۰۰ نفر زخمی شدند.[۴۰]
در مجموع شهر خرم‌آباد ۱۴۰ بار مورد حمله هوایی و موشکی قرار گرفته و ۲۳۵۴ نفر در اثر این حملات کشته شدند.[۴۱] خرم‌آباد پس از شهرهای آبادان، اهواز، دزفول و ایلام پنجمین شهر ایران با بیشترین دفعات بمباران است.[۴۱] برخی برآوردها حاکی از آن است که لرستان از نظر حجم مالی، دومین استان خسارت دیده در طول جنگ ایران و عراق بوده است.[۴۲]

تظاهرات

نوشتار اصلی: تظاهرات خرم‌آباد (شهریور ۱۳۷۹)

تظاهرات خرم‌آباد اشاره به رویدادهای پیرامون هفتمین اجلاس دفتر تحکیم وحدت در خرم‌آباد دارد. در مرداد ماه سال ۱۳۷۹ مسئولین دفتر تحکیم وحدت از استانداری لرستان درخواست مجوز جهت برگزاری هفتمین جلسه این سازمان دانشجویی را کردند.[۴۳] پس از موافقت مسئولین وقت استانداری لرستان این جلسه در تاریخ چهارشنبه دوم شهریور ۱۳۷۹ و با پیام محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران در خرم‌آباد آغاز شد.[۴۴]
پس از آغاز اجلاس عده‌ای لباس شخصی با تظاهرات و ایجاد تنش سعی در برهم زدن اجلاس را داشتند. این تنش‌ها تا روز سوم برگزاری اجلاس ادامه داشت و در این بین از سخنرانی برخی سخنرانان مدعو ممانعت بعمل آمد. با ادامه تنش از سوی افراد لباس شخصی حزب مشارکت خرم‌آباد در تاریخ پنجم شهریور ۱۳۷۹ با صدور بیانیه‌ای از هواداران خود درخواست کرد تا در حمایت از دفتر تحکیم وحدت تجمع کنند. این تجمع در نهایت باعث درگیری میان لباس شخصی‌ها و نیروهای امنیتی و هواداران دفتر تحکیم وحدت شد.[۴۴]
جغرافیا
اقلیم

نقشه‌های اقلیمی و بارشی ایران
شهر خرم‌آباد ششمین مرکز استان پر بارش در ایران است[۳]
شهر خرم‌آباد در اقلیم مدیترانه‌ای قرار گرفته‌است

خرم‌آباد مرکز شهرستان خرم‌آباد و استان لرستان است. این شهرستان از شمال به شهرستان سلسله، از شمال شرق به شهرستان بروجرد، از شرق به شهرستان‌های دورود و الیگودرز، از جنوب به شهرستان اندیمشک و از غرب و جنوب غرب به شهرستان‌های دوره و پلدختر محدود می‌شود. خرم‌آباد در مختصات ۳۳٫۴۸ شمالی و ۴۸٫۳۵ درجه شرقی و در ارتفاع ۱۱٬۴۷۸ متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر دارای آب و هوایی مدیترانه‌ای معتدل و نیمه مرطوب است، و دارای میزان بارندگی بسیار، خصوصاً در بهار می‌باشد. وجود منابع آب‌های زیر زمینی و چشمه‌های درون شهر از نکات قابل توجه در جغرافیای شهر خرم‌آباد است.[۴۵]
میانگین دما و بارش برای آب و هوای خرم‌آباد
    ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر        
دمای بیشینه (°C)     ۱۰٫۹     ۱۳٫۳     ۱۷٫۵     ۲۲٫۶     ۲۸٫۹     ۳۶٫۰     ۳۹٫۵     ۳۹٫۱     ۳۵٫۰     ۲۷٫۷     ۱۹٫۷     ۱۳٫۱     Ø     ۲۵٫۳
دمای کمینه (°C)     ۰٫۱     ۱٫۴     ۴٫۶     ۸٫۳     ۱۱٫۹     ۱۵٫۴     ۱۹٫۵     ۱۸٫۷     ۱۴٫۱     ۱۰٫۰     ۵٫۵     ۱٫۸     Ø     ۹٫۳
دما (°C)     ۵٫۰     ۷٫۱     ۱۱٫۰     ۱۵٫۷     ۲۱٫۲     ۲۷٫۰     ۳۰٫۸     ۲۹٫۸     ۲۵٫۳     ۱۹٫۱     ۱۲٫۳     ۶٫۹     Ø     ۱۷٫۶
بارش (mm)     ۸۶٫۰     ۷۳٫۱     ۸۲٫۵     ۷۱٫۶     ۳۶٫۵     ۰٫۳     ۰٫۱     ۰٫۲     ۱٫۲     ۲۳٫۵     ۵۴٫۳     ۸۳٫۶     Σ     ۵۱۲٫۹
روزهای بارانی     ۱۱٫۴     ۱۰٫۴     ۱۲٫۷     ۱۰٫۹     ۶٫۱     ۰٫۸     ۰٫۶     ۰٫۴     ۰٫۵     ۴٫۴     ۸٫۲     ۱۰٫۲     Σ     ۷۶٫۶
رطوبت (٪)     ۶۹٫۰     ۶۴٫۰     ۵۸٫۰     ۵۴٫۰     ۴۳٫۰     ۲۸٫۰     ۲۴٫۰     ۲۵٫۰     ۲۸٫۰     ۳۹٫۰     ۵۵٫۰     ۶۶٫۰     Ø     ۴۶
دما    
۱۰٫۹
۰٫۱
   
۱۳٫۳
۱٫۴
   
۱۷٫۵
۴٫۶
   
۲۲٫۶
۸٫۳
   
۲۸٫۹
۱۱٫۹
   
۳۶٫۰
۱۵٫۴
   
۳۹٫۵
۱۹٫۵
   
۳۹٫۱
۱۸٫۷
   
۳۵٫۰
۱۴٫۱
   
۲۷٫۷
۱۰٫۰
   
۱۹٫۷
۵٫۵
   
۱۳٫۱
۱٫۸
ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر
بارش     ۸۶٫۰
    ۷۳٫۱
    ۸۲٫۵
    ۷۱٫۶
    ۳۶٫۵
    ۰٫۳
    ۰٫۱
    ۰٫۲
    ۱٫۲
    ۲۳٫۵
    ۵۴٫۳
    ۸۳٫۶
      ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر


منبع: سرویس اطلاعاتی آب و هوای جهان[۴۶]
تقسیمات کشوری
استان ششم

طبق قانون تقسیمات کشوری مصوب سال ۱۶ آبان ۱۳۱۶ ایران به شش استان تقسیم می‌شد که خرم‌آباد در استان غرب قرار داشت. چندی بعد در تاریخ ۳ بهمن همان سال تعداد استان‌ها از شش به ده استان تغییر یافت. طبق این تغییرات که تا سال ۱۳۲۷ پایدار بود خرم‌آباد بخشی از استان ششم بود. در سال ۱۳۴۴ و طبق تقسیمات تازه خرم‌آباد بخشی از استان خوزستان به شمار می‌رفت که لرستان و خرم‌آباد به عنوان فرمانداری کل اداره می‌شد[۴۷] پس از آن استان لرستان کنونی از استان خوزستان جدا شده و خرم‌آباد به عنوان مرکز این استان تعیین شد.

موقعیت جغرافیایی

Compass rose pale.svg     اراک     بروجرد     کرمانشاه     Compass rose pale.svg
الیگودرز     شمال     ایلام
شرق   خرم‌آباد    غرب
جنوب
اصفهان     اندیمشک     پل دختر
موقعیت طبیعی

جنگل‌ها

نوشتار اصلی: جنگل‌های زاگرس
جنگل‌های بلوط، منطقه نوژیان، در فاصله ۳۰ کیلومتری جنوب شرق شهر خرم‌آباد[۴۸]

شهرستان خرم‌آباد دارای بیش از ۵۰۰ هزار هکتار مرتع است که بیش از ۴۰۰ هزار هکتار از این مراتع از مراتع جنگلی است.[۴۹] حدود ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار از مساحت استان لرستان پوشیده از جنگل است که این جنگل‌های حوزه رویشی زاگرس از با ارزش ترین ذخایر جنگلی جهان است. مهم ترین گونه گیاهی در جنگل‌های لرستان بلوط است که این درختان نقش فوق‌العاده اکولوژیستی دارند و منابع مهمی برای حفظ آب و خاک محسوب می‌شوند. جنگل‌های لرستان از سال ۱۳۸۸ دچار بیماری و خسارت شده‌اند که بخشی از این بیماری متوجه عوامل انسانی و بخشی نیز به دلیل عوامل بیولوژیکی است و تا کنون تحقیقاتی در این زمینه انجام نشده است.[۵۰]
تغییر اقلیم و وجود پدیده گرد و غبار، افزایش درجه حرارت، تغییر بارش‌ها از برف به باران و عدم تعادل در پراکنش بارندگی‌ها موجب تشدید خشکسالی و نابودی بلوط لرستان شده است. ۷۰ درصد علل بیماری خشکسالی تشخیص داده شده است.[۵۱]

رودخانه

نوشتار اصلی: خرم‌رود (خرم‌آباد)

رودخانه درون شهری خرم‌آباد به نام خرم‌رود از به هم پیوستن دو رود دیگر در مرکز شهر به وجود آمده است. یک رود از سمت شرق به شهر وارد شده و رود دیگر از سمت شمال به شهر وارد می‌شود و در نزدیکی پل صفوی در مرکز خرم‌آباد به هم می‌پیوندند و خرم‌رود را تشکیل می‌دهند. نام قدیمی این رودخانه گلال بوده و در زبان لری به معنی رودخانه است.
از سال ۱۳۸۷، شهرداری خرم‌آباد در حال ساماندهی و لایروبی این رودخانه است اما همچنان وضعیت آن مطلوب نیست.[۵۲]

کوه‌ها

خرم‌آباد یک شهر کوهستانی است و در میان یک دره شکل گرفته است. اطراف خرم‌آباد را کوه‌هایی با شرایط تقریباً یکسان مسدود کرده است و تنها نقطه جنوبی شهر در دشتی به نام کُرِّگاه شرقی قرار گرفته است. این شهر از شمال به کوه کمره‌سی، از غرب به سفیدکوه و از شرق به کوه مدبه محدود می‌شود. هم‌اکنون طرحی در حال اجرا بر روی کوه مدبه در شرق خرم‌آباد که شامل ایجاد مسیر دسترسی آسفالت، فضای سبز، هتل و باغ‌وحش می‌باشد.[۵۳]
سراسرنمای خرم‌آباد از فراز کوه مدبه (بام لرستان)
مردم شناسی
تغییرات جمعیت شهر خرم‌آباد[۵۴]

جمعیت شهر خرم‌آباد طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران برابر با ۳۴۸،۲۱۶،[۲][۱][۵۵] جمعیت شهرستان خرم‌آباد برابر با ۵۲۱،۹۶۴ نفر[۱] نفر و مساحت شهر ۶،۲۳۳ متر مربع است. اهالی خرم‌آباد جزئی از مردم لر به شمار می‌آیند. خرم‌آباد بزرگترین شهر لرنشین ایران است.[۵۶]

رشد جمعیت

نرخ رشد جمعیت شهر در سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ خورشیدی ۴٫۴ درصد و به جمعیت شهر ۲۰۹۰۲ نفر افزوده شد طی سالهای ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵، تعداد ۴۵۳۳۴ نفر به جمعیت شهر اضافه شد و در سال ۱۳۵۵ جمعیت شهر به ۱۰۴۹۱۲ نفر رسید. در این دوره جمعیت خرم‌آباد دارای رشد متوسطی برابر ۸٫۵ درصد بوده است. در سال ۱۳۶۵ جمعیت شهر بالغ بر ۲۱۳۹۶۰ نفر بود.[۵۷]
رشد جمعیت در شهر خرم‌آباد به عوامل متعددی وابسته بوده که مهمترین آنها مهاجرت و رشد طبیعی است. آمارها نشان می‌دهد که جمعیتی در حدود ۲۲۸۱۰ میان سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ خورشیدی به این شهر مهاجرت و در آن ساکن شده‌اند که ۴۶٫۵ درصد آنان از سایر استانها، ۲۸٫۶ درصد از شهرستانهای دیگر استان لرستان و ۲۳٫۷ درصد از آبادی‌های شهرستان وارد شهر شده‌اند. این روند مهاجرت در سال‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته است و این مهاجرت دلایل مختلفی دارد که از آن جمله می‌توان به وجود مراکز اقتصادی، سیاسی، نظامی در خرم‌آباد و وضعیت نامطلوب امکانات در سایر مناطق شهری و روستایی شهرستان اشاره کرد.[۵۷]
یکی دیگر از عوامل رشد جمعیت قرار گیری روستاهای اطراف در محدوده شهر است. خرم‌آباد در مسیر توسعه فیزیکی روستاهای متعددی را در خود جذب کرده بگونه‌ای که اکنون بخشی از شهر محسوب می‌شوند. روستاهای پشته سپهوند و پشته حسین‌آباد از دهستان کرگاه شرقی در سال ۱۳۵۵ به خرم‌آباد پیوستند این روند با پیوستن اسبستان، دره گرم و فلک‌الدین به محدوده قانونی شهر ادامه یافت روستای مذکور در هنگام الحاق حدود ۱۴۹۴۶ نفر به جمعیت شهر افزوده‌اند که هم اکنون با توجه به توسعه این محله‌ها جمعیت بیشتری را در خود جای داده‌اند.[۵۷]

جهت برآورد جمعیت شهر خرم‌آباد در سال ۱۴۰۰ از ۳ پیش فرض استفاده شده است که عبارتند از:[۵۷]

    جمعیت شهر با نرخ رشد فعلی رشد خواهد کرد.
    رشد جمعیت کاهش خواهد یافت و با نرخ ۲٪ رشد جمعیت صورت خواهد گرفت.
    رشد جمعیت شدیدتر خواهد شد و نرخ رشد جمعیت معادل ۳٪ خواهد بود.

با در نظر گرفتن پیش فرض اول جمعیت شهر خرم‌آباد در سال ۱۴۰۰ به مرز ۵۰۰ هزار نفر خواهد رسید. در پیش فرض دوم جمعیت شهر خرم‌آباد در سال ۱۴۰۰، ۴۴۷۵۸۱ نفر خواهد شد و در پیش فرض سوم جمعیت شهر به ۵۷۲ هزار نفر خواهد رسید.[۵۷]
هرم جمعیتی خرم‌آباد در سال ۱۳۸۵[۵۸] مردان     سن     زنان
۷٬۸۰۲      ۶۵+      ۶٬۵۷۲
۲٬۴۴۵      ۶۰-۶۴      ۲٬۳۹۲
۳٬۵۹۷      ۵۵-۵۹      ۴٬۰۱۵
۶٬۴۹۷      ۵۰-۵۴      ۶٬۰۷۳
۹٬۴۳۰      ۴۵-۴۹      ۸٬۲۰۷
۹٬۴۹۹      ۴۰-۴۴      ۹٬۳۰۹
۱۲٬۰۳۱      ۳۵-۳۹      ۱۲٬۱۵۷
۱۳٬۴۰۱      ۳۰-۳۴      ۱۳٬۷۹۶
۱۶٬۶۴۰      ۲۵-۲۹      ۱۷٬۴۹۷
۲۳٬۳۱۷      ۲۰-۲۴      ۲۳٬۷۸۲
۲۳٬۷۰۱      ۱۵-۱۹      ۲۳٬۰۴۴
۱۶٬۴۹۳      ۱۰-۱۴      ۱۵٬۵۹۰
۱۱٬۹۴۰      ۵-۹      ۱۱٬۲۸۶
۱۲٬۱۲۷      ۰-۴      ۱۱٬۳۰۵
اقوام
لری خرم‌آبادی گویش اصلی ساکنان خرم‌آباد است
توزیع جغرافیایی مناطقی که در آن‌ها به زبان لری سخن گفته می‌شود

ساکنان خرم‌آباد را می‌توان به طور کلی بخشی از مردم فیلی به شمار آورد. فیلی‌ها خود بخشی از مردم لر به شمار می‌آیند[۵۹] اما اصالت آنها به مردم کرد باز می‌گردد.[۶۰][۶۱] علی‌اکبر دهخدا و دانشنامه ایرانیکا نیز مردم خرم‌آباد را بخشی از طوایف فیلی معرفی می‌کنند.[۶۰][۶۲] برخی ایل‌های ساکن خرم‌آباد مانند باجلوندها[۶۳][۶۴] و بیرانوندها[۶۴] اصالتی کردتبار دارند.[۶۴][۶۵][۶۶]
گویش خرم‌آبادی
نوشتار اصلی: لری خرم‌آبادی

لری خرم‌آبادی گویش اصلی ساکنان خرم‌آباد و یکی از گویش‌های اصلی زبان لری است[۶۷][۶۸] خرم‌آباد یکی از مراکز مهم گویشوران لری شمالی است.[۶۹] این گویش نزدیکترین گویش زبان لری به زبان کردی است[۶۹] و با لکی و کردی جنوبی به عنوان همسایگان قدیمی در عین تفاوت دارای قرابتهای زبانی بسیاری است.[۶۷] ۷۸ درصد واژگان میان لری خرم‌آبادی و لکی مشترک هستند.[۶۷]
اقلیت‌های مذهبی

یهودیان

ورود یهودیان به خرم‌آباد به سال ۸۰۰ هجری قمری باز می‌گردد. قبل از سال ۱۲۸۸ جمعیت خرم‌آباد ۱۵ هزار نفر و خانه‌های مهم این شهر هفتاد و دو عدد بوده که از این تعداد ۳۰ دستگاه از عمارت‌های مهم به یهودیان این شهر اختصاص داشته است. در دهه ۱۳۰۰ جمعیت یهودیان کاهش یافت در این دوره تقریباً تعداد یهودیان هزار نفر گفته شده است. تا قبل از خلع سلاح لرستان به دست علی رزم آرا، شهر خرم‌آباد دارای دو محله بزرگ به نام‌های، پشت بازار و درب‌دلاکان بود، یهودیان خرم‌آباد در محله درب‌دلاکان و در کوچه‌ای که به کوچه یهودیان شهرت داشته ساکن بوده‌اند. مشاغل عمده یهودیان در خرم‌آباد، بزازی، باغداری، زرگری و طبابت بوده است. گورستان یهودیان خرم‌آباد در منطقه‌ای به نام گورجیدو (گورستان جهودان) در کنار حوض موسی قرار داشته است، این گورستان امروز به محله‌ای مسکونی به نام کوی فلسطین تبدیل شده است. گویش یهودیان خرم‌آباد، گویش لری خرم‌آبادی بوده است. یهودیان در خرم‌آباد دارای چندین کنیسه، مدرسه و یک حمام عمومی مستقل بوده‌اند.[۷۰]

دراویش گنابادی

از دیگر اقلیت‌های مذهبی در خرم‌آباد می‌توان به دراویش گنابادی اشاره کرد.[۷۱] برخی پیروان این اقلیت مذهبی در خرم‌آباد به علت درویش بودن از کار خود برکنار شده‌اند.[۷۲] در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ نیز اعلامیه‌هایی بر ضد دراویش گنابادی در سطح شهر خرم‌آباد توسط نیروهای بسیج منتشر شد.[۷۳]
سرشناسان

از مشاهیر سیاسی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در خرم‌آباد می‌توان به هوشنگ اعظمی لرستانی اشاره کرد. وی نقش پررنگی در مبارزات مسلحانه علیه حکومت پهلوی داشت.[۷۴] سید حسن طاهری خرم‌آبادی و مهدی قاضی نقش پررنگی در امور سیاسی شهر خرم‌آباد پس از انقلاب ۱۳۵۷ برعهده داشتند.
از چهرهای سرشناس هنری اهل خرم‌آباد می‌توان به وحید موسائیان کارگردان سینما، مسعود رایگان بازیگر تلویزیون و سینما و نصرالله کسرائیان اشاره کرد. رضا سقایی، محمد میرزاوند و فرج علیپور از هنرمندان موسیقی اهل خرم‌آباد هستند.
همایون بهزادی،[۷۵] آرش کمالوند،[۷۶] آرش میراسماعیلی، بیژن کوشکی،[۷۷] غلام‌رضا محمدی، مرتضی سپه‌وند[۷۸] و ناصر میرزایی[۷۹] چهرهای سرشناس ورزشی شهر خرم‌آباد هستند.
از چهره‌های علمی خرم‌آباد می‌توان به امیرخان سپهوند پدر حقوق کیفری ایران[۸۰][۸۱][۸۲] و ربیعا اسکینی حقوقدان مطرح در زمینه حقوق تجارت اشاره کرد.[۸۳][۸۴] از روزنامه‌نگاران سرشناس خرم‌آبادی می‌توان به سید فرید قاسمی اشاره کرد.[۸۵][۸۶][۸۷]

    همایون بهزادی (چپ)

    مسعود رایگان

    رضا سقایی

    هوشنگ اعظمی لرستانی

    علیرضا فرزین


صنعت

پیش از انقلاب ۱۳۵۷، شهر خرم‌آباد روند رو به رشدی را طی می‌کرد و در خصوص اشتغال، ایجاد فرصت شغلی و کارگاه‌های فعال در شرایط خوبی قرار داشت به نحوی که کارخانه‌های نیرپارس که در سال ۱۳۶۵ به ماشین سازی لرستان تغییر نام داد،[۸۸] کارخانه پارسیلون، کارخانه صنایع چرم و پوست وابسته به کفش ملی،[۸۹] شرکت کشت و صنعت خرم‌آباد و شرکت ژنراتور سازی ایران از جمله کارخانه‌های فعال در خرم‌آباد بودند.
واحدهای صنعتی

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و خصوصاً پس از اتمام جنگ ایران و عراق وعده ساخت چند کارخانه بزرگ در شهر خرم‌آباد از سوی دولت‌های مختلف حکومت جمهوری اسلامی داده شده است که از آن جمله می‌توان به ساخت کارخانه سیمان، ساخت نیروگاه و ساخت مجتمع ۵۰۰ هزار تنی نورد اشاره کرد.[۹۰][۹۱] از صنایع فعال شهر می‌توان به شرکت صدر فولاد[۹۲] اشاره کرد.

پتروشیمی

پتروشیمی خرم‌آباد
نوشتار اصلی: پتروشیمی خرم‌آباد

پتروشیمی خرم‌آباد در سال ۱۳۸۶ توسط شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران و با همکاری کنسریوم اسپانیایی تکنی مونت و نارگان بنیانگذاری شد.[۹۳] این پتروشیمی بخشی از خط لوله اتیلن غرب است. بزرگی این پتروشیمی ۱۳۰ هکتار است و مالکیت این مجتمع به طور کامل متعلق به شرکت پتروشیمی باختر است.[۹۳] حسن روحانی رئیس جمهور وقت ایران در خرداد ۱۳۹۳ و پس از بازدید از پتروشیمی خرم‌آباد وعده ساخت یک شهرک صنایع پایین دستی را در کنار این مجتمع داد.[۹۴]

نیروگاه سیکل ترکیبی

نوشتار اصلی: نیروگاه سیکل ترکیبی خرم‌آباد

نیروگاه سیکل ترکیبی خرم‌آباد که عملیات ساخت آن از سال ۱۳۸۴ آغاز شده و همچنان ادامه دارد[۹۵] یکی از نیروگاه‌های ایران از نوع سیکل ترکیبی است. مالکیت این نیروگاه به طور مشترک متعلق به بنیاد مستضعفان[۹۶] و قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا[۹۵] است.
سوخت اصلی نیروگاه خرم‌آباد گاز طبیعی است، ظرفیت اسمی آن ۹۸۰ مگاوات و ولتاژ خروجی آن ۴۰۰ کیلووات است. نیروگاه خرم‌آباد قابل توسعه به سیکل ترکیبی است.[۹۷]
مشکلات صنعت

نرخ بیکاری در استان لرستان و همچنین شهر خرم‌آباد به عنوان بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان در سال ۱۳۹۱ معادل ۲۰/۴ درصد بوده است.[۹۸] این آمار با ۳/۳ درصد کاهش در سال ۱۳۹۲ به ۱۷/۱ درصد رسید[۹۹] و در بین سنین ۱۹ تا ۲۴ سال ۳۵/۵ درصد است.[۱۰۰] لرستان در پنج سال گذشته همواره در رتبه‌های نخست کشوری از نظر نرخ بیکاری قرار داشته است.[۱۰۱]
پس از انقلاب ۱۳۵۷ صنعت در خرم‌آباد به طرز چشم‌گیری دچار رکود شد، بسیاری از کارخانه‌های مهم شهر مانند کارخانه صنایع چرم و پوست،[۸۹] کارخانه پارسیلون،[۱۰۲] شرکت پرس ایران،[۱۰۳] یخچال سازی بوژان[۱۰۴] و دیگر کارخانه‎های شهر یا به دلیل خصوصی سازی و یا به دلیل خروج از استان لرستان به تعطیلی کشیده شدند.
ساختار شهری
شهرداری
نوشتار اصلی: شهرداری خرم‌آباد

شهرداری خرم‌آباد، سازمانی است دولتی که در ۱۳۰۵ خورشیدی تاسیس شد و اداره شهر خرم‌آباد را به عهده دارد.[۱۰۵] این شهرداری هم‌اکنون شامل ۳ منطقه است.
محله‌ها

خرم‌آباد امروزی ۳۷ محله، ۹ کوی و ۵ شهرک دارد. از جمله قدیمی‌ترین محله‌های شهر می‌توان به محله پشت بازار، درب دلاکان و درب باباطاهر اشاره کرد که در غرب شهر و در نزدیکی فلک‌الافلاک قرار گرفته‌اند.[۳۰][۲۹] روند گسترش شهر پس از انقلاب ۱۳۵۷ دارای تغییراتی بوده که از آن جمله می‌توان به تبدیل گورستان جهودان در شرق شهر به محله‌ای مسکونی به نام کوی فلسطین اشاره کرد.[۷۰] این گورستان متعلق به اقلیت یهودیان شهر خرم‌آباد بوده و آثار باستانی این اقلیت از جمله حوض موسی نیز در این منطقه قرار دارد.[۷۰]
محله گل‌دشت از نظر وسعت بزرگترین محله شهر خرم‌آباد است و در جنوب این شهر واقع است. شمالی‌ترین محله شهر دره گرم و جنوبی‌ترین محله ماسور نام‌دارد.

شمشیرآباد محله ورودی از سمت شرق و مرکز شرکت‌های مسافربری و باربری است. بسیاری از اداره‌ها و سازمان‌های دولتی شهر در بلوار ۶۰ متری و بلوار مدیریت در شمال شهر قرار دارند. مرکزی‌ترین محله‌های شهر که مراکز خرید نیز در آن واقع است عبارتند از سبزه‌میدان، شهدا، چهار راه بانک، چهار راه فرهنگ و مطهری.

    نمایی از مرکز شهر از فراز قلعه فلک‌الافلاک

    پوشش درختان مرکز شهر

    میدان گپ (بزرگ)، محله پشت بازار، هم‌زمان با جنگ جهانی دوم

سلامت و بهداشت
بیمارستان شهید رحیمی در خرداد ۱۳۹۲ به طور کامل بازسازی شد و هم اکنون در بخش‌های جراحی، اطفال، زنان و زایمان، داخلی، اعصاب و قلب دارای بخش‌های فوق تخصصی است.[۱۰۶]

خرم‌آباد دارای ده بیمارستان است که از این تعداد سه بیمارستان دولتی هستند.[۱۰۷]

    بیمارستان شهید رحیمی، یک بیمارستان فوق تخصصی با ۲۴۰ تخت‌خواب است.[۱۰۶]
    بیمارستان شهدای عشایر، دارای ۳۵۰ تحت‌خواب است.[۱۰۸]
    بیمارستان تأمین اجتماعی، دارای ۲۵۶ تخت‌خواب است.[۱۰۹]

همچنین خرم‌آباد هشت بیمارستان خصوصی دارد که عبارتند از:[۱۱۰]

    توحید، دارای ۹۶ تحت‌خواب است.
    شفا، دارای ۱۰۰ تحت‌خواب است.[۱۱۱]
    حاج کریم عسلی، دارای ۸۰ تحت‌خواب است که از این تعداد ۵۸ تحت‌خواب فعال است.[۱۱۲]
    بیمارستان تخصصی زنان باختر، به صورت تخصصی به بیماری‌های زنان اختصاص دارد.[۱۱۰]
    ایران، یک بیمارستان خصوصی در شرق شهر است.[۱۱۰]
    بیمارستان کودکان شهید مدنی، به صورت تخصصی به خدمات دهی به گروه سنی کودکان اختصاص دارد.[۱۱۳]
    بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی قلب، دارای ۸۷ تحت‌خواب است.[۱۱۴]
    بیمارستان اعصاب و روان، در سال ۱۳۷۸ به بهره‌بردای رسید.[۱۱۵]


ایمنی

سازمان آتش‌نشانی

سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهر خرم‌آباد در سال ۱۳۵۳ تنها با یک دستگاه کامیون مخصوص و دو نفر خدمه کار خود را آغاز کرد. این سازمان تا سال ۱۳۵۶ توانست یک ایستگاه مجهز در بلوار شریعتی تاسیس کند. هم اکنون این سازمان با ۲۰۵ نفر خدمه و کارمند و ۲۶ دستگاه خودروی سبک و سنگین و ۸ ایستگاه از مهمترین سازمان‌های آتش‌نشانی در استان لرستان است.[۱۱۶]
مشکلات شهری

ترافیک

بلوار شریعتی، شرق خرم‌آباد

از مهمترین مشکلات شهری در شهر خرم‌آباد ترافیک در معابر این شهر است. مهمترین دلیل این ترافیک عرض کم خیابان‌های شهر به خصوص در خیابان‌های حافظ و انقلاب است. این دو خیابان که مراحل تعریض آنها با وقفه چند ساله روبرو شده تاثیر فراوانی در ترافیک مرکز و شمال شهر داشته است. از دیگر علل ترافیک در شهر نبود پارکینگ‌های مناسب و کافی دانست، که همین امر باعث به وجود آمدن مشکلات مربوط به پارک خودرو به خصوص در مرکز شهر شده است.[۱۱۷]
ناسازگای خیابان‌های شهر با حجم تردد وسایل نقلیه مهمترین عامل ترافیک شهری است که این مشکل در شهر خرم‌آباد نیز وجود دارد و پیش بینی‌های مناسب جهت آماده‌سازی خیابان‌ها به نسبت رشد جمعیت و تردد وسایل نقلیه صورت نگرفته است. مراکز اداری و قطب‌های صنعتی در نقاط شمال و جنوب خرم‌آباد قرار دارند که مردم ناچارند برای رسیدن به محل کار خود از مرکز شهر تردد کنند که این خود به ایجاد ترافیک سنگین در مرکز شهر دامن زده است.[۱۱۸]
برای ساماندهی ترافیک، طرح‌های مختلفی پیشنهاد شده‌است که از جمله آموزش فرهنگ ترافیک به مردم، سامانه کنترل هوشمند ترافیک،[۱۱۹] تعریض خیابان‌ها شهر به دست کم ۳۶ متر و ساخت مونوریل اشاره کرد.[۱۱۸]

آلودگی هوا

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، خرم‌آباد در سال ۲۰۱۴ میلادی در فهرست بیست شهر آلوده جهان از نظر وضعیت هوا قرار گرفته و طیق اعلام این سازمان آلودگی هوا در این شهر نسبت به قبل ۱۰ برابر بیشتر شده است. مهمترین دلیل این آلودگی وجود ذرات معلق و آلایندهای مختلف بوده است.[۱۲۰] آلودگی هوای شهر خرم‌آباد از سوی سازمان حفاظت محیط زیست استان لرستان رد شده است.[۱۲۱]

بافت شهری

هفت درصد مساحت خرم‌آباد را بافت فرسوده تشکیل می‌دهد که مساحتی در حدود ۲۷۰ هکتار است

مساحت بافت شهری در خرم‌آباد ۳٬۴۷۵ هکتار است.[۱۲۲] هسته نخستین شهر در کنار مراکز حکومتی و به طور خاص قلعه فلک‌الافلاک شکل گرفته و دارای جغرافیایی کوهستانی و ناهموار است. شکل گیری شهر نیز تحت تاثیر عوامل جغرافیایی صورت گرفته است، به این ترتیب که هر کجا دره‌ای که خرم‌آباد در آن شکل گرفته عرض بیشتری داشته شیب بافت مسکونی کم است و هر کجا عرض دره کم شده است شهر نیز تحت تاثیر آن باریک و کشیده شده است. عوامل محدود کننده‌ای مانند رودخانه و ارتفاعات پرشیب در ساختار شهر موثر بوده‌اند.[۱۲۳]

بافت فرسوده

هفت درصد مساحت خرم‌آباد را بافت فرسوده تشکیل می‌دهد.[۱۲۲] ۲۸ محله خرم‌آباد که مساحتی در حدود ۲۷۰ هکتار دارند بافت فرسوده محسوب می‌شوند.[۱۲۲] از جمله مشکلاتی که بافت فرسوده ایجاد می‌کند مشکلات اقتصادی و اجتماعی، چهره فیزیکی نامناسب، مشکلات زیست محیطی و امنیتی هستند. یکی از مشکلات عمده بر سر راه بازسازی بافت فرسوده در شهر خرم‌آباد قرار گیری این بافت در حاشیه شهر، محصور بودن به وسیله کوه‌های اطراف شهر، نبود مسیر دسترسی مناسب به دلیل کم عرض بودن معابر و نامناسب بودن خدمات شهری است.[۱۲۲]

آرامستان‌ها

ورودی آرامستان صالحین

هم اکنون شهر خرم‌آباد دارای چهار آرامستان در چهار گوشه شهر است که عبارتند از سراب یاس،[۱۲۴] دره‌گرم،[۱۲۴] صالحین[۱۲۵] و آرامستان خضرنبی که محل دفن کشته‌شدگان انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ ایران و عراق[۱۲۶] و یکی از قدیمی‌ترین آرامستان‌های خرم‌آباد است.[۱۲۷] وجود آرامستان‌های متعدد و ایجاد آرامستان‌های خانوداگی بدون مجوز در اطراف شهر یکی از مشکلات در ساختار شهری خرم‌آباد است. مهمترین مشکل در مورد مدیریت آرامستان‌های شهر جلوگیری از تبدیل بدون مجوز زمین‌های کشاورزی به آرامستان است. دو آرمستان دره‌گرم و سراب یاس در شمال و جنوب شهر خرم‌آباد بیشترین تغییر کاربری را دارند.[۱۲۴]
قدیمی‌ترین آرامستان در شهر خرم‌آباد، آرامستانی در کنار مقبره امامزاده زید بن علی در مرکز شهر خرم‌آباد بود.[۱۲۸] این آرامستان در سال ۱۳۵۲ و توسط شهردار وقت خرم‌آباد علی‌محمد ساکی از میان شهر حذف شد. از دیگر آرامستان‌های قدیمی شهر می‌توان به گورستان دوبرادران اشاره کرد، این آرامستان متعلق به دوره قاجار و در محله‌ای به همین نام در مرکز شهر خرم‌آباد قرار داشت. آرامستان دیگری نیز در کنار آرامگاه باباطاهر بین محله درب باباطاهر و محله درب‌دلاکان قرار داشت. آرامستانی در جنوب شهر خرم‌آباد و در کنار مناره آجری قرار داشت که به طور معمول مردگان ایل‌های بیرانوند و باجلوند در آن دفن می‌شدند و به گورستان پامنار مشهور بود. گورستان دیگری در محله کوروش در شرق شهر و یک گورستان دیگر متعلق به اقلیت یهودی ساکن خرم‌آباد بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ به محله‌ای مسکونی به نام کوی فلسطین تبدیل شد.[۱۲۸]
مراکز تفریحی

شهر خرم‌آباد در دره‌ای خوش آب و هوا و پر آب قرار گرفته‌است. وجود چشمه‌های فراوان و آثار تاریخی متعدد باعث به وجود آمدن مجموعه‌ای از دیدنی‌های طبیعی و تاریخی در شهر خرم‌آباد شده‌است. وجود دریاچه کیو، سراب‌ها و چشمه‌ها در کنار آثار تاریخی مانند قلعه فلک‌افلاک، پل شاپوری، مناره آجری، سنگ نبشته و گرداب سنگی که خود مجموعه‌ای از آثار تاریخی و طبیعی است مجموعه‌ای بی نظیر را در شهر خرم‌آباد تشکیل داده‌است. در اطراف شهر خرم‌آباد نیز گردشگاه‌های بسیاری وجود دارد که از جمله آنها پارک جنگلی شوراب در جنوب شهر و پارک جنگلی مخمل‌کوه در شمال شهر را می‌توان نام برد. خرم‌آباد را می‌توان یکی از شهرهای توریستی ایران دانست.[۱۲۹]

    لاله‌های واژگون اطراف خرم‌آباد

    مخمل‌کوه

    پوشش گیاهی اطراف خرم‌آباد

فضای سبز
دریاچه کیو
پارک زیبا کنار

خرم‌آباد دارای ۱۰ پارک درون‌شهری ویک تفرجگاه کوهستانی است که عبارتند از:

    پارک کوهستانی بام لرستان
    پارک شریعتی، خیابان گرین
    پارک کیو، در کنار دریاچه کیو
    پارک زیباکنار، میدان ساکی
    پارک معلم، خیابان ساحلی غربی
    پارک دانشجو، میدان دانشجو
    پارک بهشت، خیابان ساحلی بهشت
    پارک شهر، ساحلی غربی
    پارک زیتون، قاضی‌آباد
    پارک شقایق، میدان امام حسین
    پارک صخره‌ای، خیابان نواب صفوی[۱۳۰]

پارک جنگلی شورآب

نوشتار اصلی: پارک جنگلی شورآب

پارک جنگلی شورآب یک پارک طبیعی در جنوب شهر خرم‌آباد است. این پارک طبیعی در کیلومتر ۲۵ جاده خرم‌آباد به پلدختر واقع شده[۱۳۱] و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است. پارک جنگلی شورآب به دلیل وجود درختان انبوه بلوط و آب هوای معتدل هر سال در فصل بهار گردشگران بسیاری را خود جذب می‌کند.[۱۳۲]

پارک جنگلی مخمل‌کوه

نوشتار اصلی: پارک جنگلی مخمل‌کوه

پارک جنگلی مخمل‌کوه یک پارک طبیعی در شمال شهر خرم‌آباد است. مساحت این پارک ۵۰۰ هکتار است، پارک جنگلی مخمل‌کوه در مسیر خرم‌آباد به الشتر و در کیلومتر ۱۵ این جاده واقع شده و دارای جاده دسترسی آسفالت، آلاچیق، و دیگر امکانات رفاهی است.[۱۳۳][۱۳۴]
فرهنگ
سینما
سینما استقلال

فعالیت سینمای آزاد در خرم‌آباد به زمستان سال ۱۳۵۱ بازمی‌گردد. دفتر سینمای آزاد در میدان سعدی (شهدا) واقع بود و در زمینه برپایی جلسه‌های نمایش و برگزاری نمایش‌واره‌ها در خرم‌آباد فعالیت می‌کرد. نخستین جشنواره در سال ۱۳۵۲ و در تالارخانه پیشاهنگی توسط سینمای آزاد برپا شد.[۱۳۵]
خرم‌آباد هم‌اکنون دارای دو سینما است. قدیمی‌ترین سینمای این شهر استقلال نام دارد که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ با نام آزیتا فعالیت می‌کرد. این سینما فعالیت خود را در سال ۱۳۶۹ از سر گرفت.[۱۳۶]
در سال ۱۳۸۹ شش میلیارد ریال صرف بازسازی این سینما شد و امکانات مختلفی از جمله پخش صدای ساراند، لژخانوادگی و امکانات سرمایشی و گرمایشی به آن افزوده شد.[۱۳۷] دومین سینما خرم‌آباد ارشاد نام دارد و در کنار سازمان ارشاد اسلامی شهر خرم‌آباد در میدان کیو واقع شده است.
سینما آریا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در میدان ۶ بهمن (امام خمینی) شهر خرم‌آباد ساخته شد اما پیش از انقلاب در سال ۱۳۵۱ و در اثر آتش‌سوزی از بین رفت.[۱۳۸]
کتابخانه

نخستین کتابخانه شهر خرم‌آباد متعلق به دبیرستان پهلوی است. این کتابخانه در سال ۱۳۱۴ تاسیس شده و تنها از یک اتاق برای نگهداری کتاب‌ها تشکیل شده بود. پس از مدتی این کتاب‌ها به کتابخانه دبیرستان تازه تاسیس نوبنیاد منتقل شد که از امکانات بهتری برخوردار بود. دیگر کتابخانه قدیمی شهر، کتابخانه حوزه علمیه خرم‌آباد است که با توجه به اینکه کتابهای این کتابخانه حوزوی و تخصصی بودند کمتر مورد استقبال عموم مردم قرار گرفته است.[۱۳۹]
نخستین کتابخانه عمومی شهر خرم‌آباد، کتابخانه پارک شهر است که توسط اداره فرهنگ و هنر خرم‌آباد تاسیس گردید. نام این کتابخانه کوروش کبیر بود.[۱۳۹] دو کتابخانه شخصی دیگر در شهر خرم‌آباد عبارتند از کتابخانه مهدی قاضی و کتابخانه محمدرضا والی‌زاده.[۱۴۰]
خرم‌آباد هم اکنون دارای پنج کتابخانه عمومی است. پروژه ساخت کتابخانه مرکزی این شهر از سال ۱۳۸۵ و با در نظر گرفتن بودجه ۳ میلیارد تومانی آغاز شده است. مراحل ساخت این کتابخانه تا پایان سال ۱۳۹۰ حدود ۶۰ درصد پیشرفت داشته است.[۱۴۱] نمایندگی شهر کتاب در خرم‌آباد، اوایل سال ۱۳۹۳ افتتاح شد. این مرکز که به برگزاری کارگاه‌های کتاب‌خوانی و جلسات نقد کتاب می‌پردازد، در خیابان علوی قرار دارد.[۱۴۲] از دیگر کتابخانه‌های شهر خرم‌آباد می‌توان به کتابخانه‌های زیر اشاره کرد:

    کتابخانه عمومی امام جعفر صادق
    کتابخانه عمومی مطهری[۱۴۳]
    کتابخانه عمومی حضرت مهدی[۱۴۴]
    کتابخانه عمومی غدیر[۱۴۵]
    کتابخانه عمومی هفده شهریور[۱۴۶]

رصدخانه
رصدخانه کاسین، بام لرستان
نوشتار اصلی: رصدخانه کاسین

رصدخانه کاسین که به گفته وب‌گاه رسمی آن مدرنترین رصدخانه خاورمیانه است[۱۴۷] در ارتفاع ۱۷۰۰ متری از سطح دریا در شرق شهر خرم‌آباد و بر فراز قلعه کوه مدبه معروف به بام لرستان قرار گرفته است.[۱۴۸] از امکانات این مجموعه می‌توان به امکان اقامت ۱۰۰ ستاره‌شناس به صورت هم‌زمان در این رصدخانه اشاره کرد.[۱۴۹]
سوگواری
نوشتار اصلی: گل‌مالی

گِل مالی مراسمی است که مردم خرم‌آباد در سوگواری‌های مختلف از جمله در مرگ افراد خانواده و یا عزاداری‌های مذهبی انجام می‌دهند. گل مالی در زبان لری با عنوان خَه‌رَّه گیری تلفظ می‌شود. خَه‌رّه به معنای گِل است.[۱۵۰]

سوگواری محرم

اجرای این آئین به دلیل کشته شدن حسین بن علی در روز عاشورا است و دارای چند مرحله است که از روز هفتم محرم که به روز «تراش عباس» موسوم است شروع می‌شود. در روز هفتم محرم عزاداران حسین بن علی به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت کامل، لباس‌های تمیز می‌پوشند. از این روز به بعد، عده‌ای برای افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع کردن و گردآوری هیزم جهت روشن کردن آتش می‌پردازند. عزادارانی که در گِل می‌افتند به کمک آتش خود را خشک می‌کنند. روز عاشورا، عزاداران فراخوانده شده با حضور در تکیه‌های محله و گل‌مالی کردن خود گرد آتش می‌ایستند تا از سرما محفوظ مانده و شروع به سینه زنی و عزاداری می‌کنند.[۱۵۰][۱۵۱]
گردشگری

خرم‌آباد از سوی دفتر منطقه‌ای اسکان بشر سازمان ملل متحد به عنوان یک شهر نمونه گردشگری انتخاب شده است. این انتخاب به منظور اجرای طرح توسعه پایدار شهری بر مبنای گردشگری است. محور اجرای این طرح قلعه فلک‌الافلاک است و ساماندهی فضای اطراف این قلعه و هم‌چنین طرح مرمت و حفاظت از سایر آثار باستانی سطح شهر خرم‌آباد نیز جزء این طرح محسوب می‌شود. خرم‌آباد به عنوان نخستین شهر ایران به منظور اجرای این طرح از سوی دفتر منطقه‌ای اسکان بشر سازمان ملل متحد انتخاب گردیده و هزینه اجرای این طرح نیز ۷۰۰ هزار دلار اعلام شده است.[۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴]
چشم‌انداز بخشی از مرکز و شمال شهر خرم‌آباد
آثار تاریخی

فلک‌الافلاک

نوشتار اصلی: فلک‌الافلاک
قلعه فلک‌الافلاک (دژ شاپوری) در شب
حیاط قلعه فلک‌الافلاک

قلعه باستانی فلک‌الافلاک یا دژ شاپورخواست که تاریخ ساخت آن به زمان ساسانیان بر می‌گردد از زمان قاجار به بعد به این نام خوانده می‌شود. فلک‌الافلاک بر فراز تپه‌ای در بلندترین نقطه شهر خرم‌آباد واقع شده‌است. نام قدیم آن دژ شاپورخواست بوده و بنای آن به دورهٔ ساسانیان می‌رسد این قلعه اکنون دارای ۸ برج است ولی در گذشته دارای ۱۲ برج بوده و به همین سبب به دوازده برجی نیز معروف است. در قسمت شمالی زیر قلعه، چشمه‌ای بنام گلستان جاری است ولی آب موردنیاز خود قلعه از چاهی به عمق ۴۰ متر که در میان قلعه وجود دارد، تأمین می‌شود. قلعه فلک‌الافلاک بر شهر خرم‌آباد کاملاً مشرف است و مساحت آن درحدود ۵٬۳۰۰ متر مربع است. فضای داخل آن به چهار تالار نسبتاً بزرگ حول دو حیاط و تعدادی تالار و اتاق، تقسیم شده است. این بنا در عهد فتحعلیشاه قاجار مرمت گردیده و برج مرتفعی به آن افزوده شده و از آن پس فلک‌الافلاک خوانده شده است.[۱۵۵][۱۵۶]
در اواخر دوره پهلوی از قلعه به عنوان موزه استفاده شد[۱۵۷] اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ و پس از شروع جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۳ به منظور امنیت، اشیای موزه جمع‌آوری گردید و پس از جنگ با مرمت بخشی از بنا نمایشگاه عکس و سنگ و سفال افتتاح گردید، در سال ۱۳۷۶ موزه باستانشناسی افتتاح گردید ولی به علت ضعف در شرایط و امکانات مورد نیاز تا سال ۱۳۷۸ راه‌اندازی نشد. در همین سال بخش شمالی حیاط اول به چایخانه سنتی تبدیل گردید و در سال ۱۳۷۹ آزمایشگاه مرمت آن تجهیز و به بخش جنوبی حیاط اول به برج نوساز منتقل گردید، هم اکنون موزه مردم‌شناسی آن در بخش جنوبی حیاط دوم راه‌اندازی شده‌است .[۱۵۷][۱۵۶]
پس از انقلاب ۵۷، سپاه پاسداران با ایجاد یک پادگان نظامی در جنوب قلعه فلاک‌الافلاک ضمن اشغال اطراف این بنای ملی در روند آزاد سازی حریم قلعه و ثبت جهانی آن اخلال ایجاد کرده است.[۱۵۶]
سراسرنمای دژ شاپوری

مناره آجری

نوشتار اصلی: مناره آجری

منارهٔ آجری یکی از آثار باستانی شهر خرم‌آباد می‌باشد. این بنا با قدمتی در حدود ۹۰۰ سال در جنوب خرم‌آباد و در کنارهٔ شهر قدیمی شاپورخواست بر روی پایهٔ سنگی برپا شده و حدود ۳۰ متر ارتفاع دارد. قطر سطح تحتانی آن ۵/۵ متر است و با پیمودن ۲۹ پلهٔ دَوَرانی می‌توان به بام مناره رسید. ظاهراً از آن برای هدایت کاروان‌هایی که به سمت شهر باستانی شاپورخواست می‌آمده‌اند استفاده می‌شده است.[۱۲۹]

سنگ نبشته

نوشتار اصلی: سنگ نبشته خرم‌آباد

سنگ نبشته (به لری: به‌رد نوه‌شته)، کتیبه‌ای است که نوشتاری به خط کوفی بر روی آن حک شده است در قسمت جنوبی شهر خرم‌آباد قرار دارد. این سنگ به صورت یک مکعب مستطیل تراشیده شده است و در روی آن راجع به سند مالکیت چرای دام‌های موجود در آن زمان، حک شده است. این سنگ‌نبشته به گونه‌ای ساخته شده است که چهار گوشه آن به سوی آثار باستانی پل شکسته، منارهٔ آجری، فلک‌الافلاک و حوض موسی نشانه رفته است. این سنگ ریشه در کوه دارد و در چند سال اخیر به علت توسعه بلوار شریعتی خرم‌آباد برش داده و جابجا شده است.

پل شکسته

پل شاپوری
نوشتار اصلی: پل شکسته (خرم‌آباد)

پل شکسته یا پل شاپوری (به لری: طاقه پیل اِشکه‌سه)، یکی از شاهکارهای معماری دوره ساسانیان محسوب می‌شود و در ضلع جنوبی قلعه فلک‌افلاک در جنوب شهر خرم‌آباد واقع شده است. پل شاپوری عامل ارتباط غرب استان لرستان امروزی با شرق و از آنجا به خوزستان و تیسفون (پایتخت ساسانیان) بوده است. این پل هم اکنون ویرانه‌ای بیش نیست. این پل در زمان خود از شاه‌کارهای معماری به حساب می‌آمده و دارای ۲۸ طاق یا دهانه بوده اما امروز تنها ۶ طاق آن به جای مانده است.پل شاپوری در راستای غربی -شرقی با ارتفاع ۱۶ متر ساخته شده‌است و در دهانه پرطاق موج شکن‌هایی لوزی شکل برای کاهش تخریب سیل تعبیه شده است.[۱۵۸]

گرداب سنگی

نوشتار اصلی: گرداب سنگی

گرداب سنگی (به لری: گِردآو به‌ردینه)، یکی از آثار تاریخی بر جای مانده از دوره ساسانیان در شهر خرم‌آباد است. گرداب سنگی در مرکز شهر خرم‌آباد و در میان بافت قدیمی شهر در کنار میدان تختی واقع شده است. بنای گرداب سنگی دایره‌ای شکل و به دور چشمه‌ای با استفاده از سنگ و ساروج ساخته شده است تا آب خارج شده از چشمه را سامان‌دهی کرده و سپس از طریق کانال آب چشمه را به نقاط مختلف شهر باستانی شاپورخواست منتقل کند.[۱۲۹]
نقشه جای‌های دیدنی

"برای مشاهدهٔ هر یک از مکان‌ها، بر روی اعداد روی نقشهٔ شهر خرم‌آباد، کلیک کنید."
Khorramabad farsi map.png
دربارهٔ این تصویر
ردیف     نام
۱     فلک‌الافلاک
۲     گرداب سنگی
۳     غار اشگفت قمری
۴     پناهگاه پاسنگر
۵     کاروانسرای میرزا سیدرضا
۶     پل آجری
۷     نگارخانه میرملاس
۸     آرامگاه باباطاهر
۹     پل شاپوری
۱۰     مناره آجری
۱۱     آسیاب گبری
۱۲     سنگ نبشته
۱۳     غار کنجی
۱۴     امامزاده زید بن علی
۱۵     دریاچه کیو


موزه‌ها
زن لر در حال بافتن گلیم، موزه فلک‌الافلاک

موزه فلک‌الافلاک

نوشتار اصلی: موزه فلک‌الافلاک

موزه فلک‌الافلاک یا موزه قلعه[۱۵۹] یکی از موزه‌های مردم شناسی استان لرستان است.[۱۶۰] این موزه در قلعه فلک‌الافلاک قرار دارد و در دوره پهلوی با قرار دادن برخی مدارک فرهنگی فعالیت خود را آغاز کرد اما پس از انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت آن متوقف شد. موزه پس از جنگ ایران و عراق و در سال ۱۳۶۷ فعالیت خود را از سر گرفت.
بخش مردم شناسی موزه قلعه در سال ۱۳۸۱ با همکاری علیرضا فرزین افتتاح شد و دارای ۱۲ سالن است که آداب و رسوم مردم لر را به نمایش می‌گذارد.[۱۵۹]
هتل‌ها و مراکز اقامتی

خرم‌آباد در حال حاضر دارای ۱۲ هتل می‌باشد و همچنین سه هتل «پنج ستاره بام شهر»، «پنج ستاره شاپور خواست» و «چهار ستاره بین‌المللی سزّار» نیز درحال ساخت می‌باشند.[۱۶۱][۱۶۲][۱۶۳]
ردیف     نام     درجه     آدرس
۱     هتل بام شهر (در دست ساخت)     ۵ ستاره     پارک کوهستانی بام لرستان
۲     هتل شاپور خواست (در دست ساخت)     ۵ ستاره     کیلومتر ۱۰ جاده الشتر
۳     هتل رصدخانه کاسین     ۵ ستاره     پارک کوهستانی بام لرستان
۴     هتل بین‌المللی سزّار (در دست ساخت)     ۴ ستاره     پارک صخره‌ای
۵     هتل رنگین کمان     ۴ ستاره     خیابان شهدای شرقی
۶     هتل عطر     ۲ ستاره     جنب مصلی
۷     هتل شقایق     ۲ ستاره     میدان شقایق
۸     هتل جهانگردی     ۲ ستاره     میدان کیو
۹     هتل کارون     ۲ ستاره     بلوار شریعتی
۱۰     هتل شهرداری     ۲ ستاره     پارک شریعتی
۱۱     هتل فردیس     ۲ ستاره     کیلومتر ۵ جاده الشتر
۱۲     هتل سالیز     ۲ ستاره     میدان امام خمینی
۱۳     هتل ارشیا     ۱ ستاره     جنب دریاچه کیو
۱۴     هتل استقلال     ۱ ستاره     میدان دانشجو
۱۵     هتل تابان     ۱ ستاره     میدان آزادی
ره‌آوردها

از مهمترین ره‌آوردهای خرم‌آباد می‌توان به نوعی نان محلی به نام نان ساجی،[۱۶۴] لبنیات، کاک، ترخینه و عسل[۱۶۵] اشاره کرد. همچنین می‌توان گلیم، جاجیم[۱۶۶] و صنایع چوبی را به عنوان دیگر ره‌آوردهای این شهر به شمار آورد.

    عسل

    صنایع چوبی

    گلیم

    ترخینه

ترابری
مسیرهای ارتباطی
آزادراه خرم‌زال، خرم‌آباد در مسیر آزادراه شماره ۵ قرار گرفته و دارای اهمیت ارتباطی و راهبردی است.
فاصلهٔ زمینی شهر خرم‌آباد با مراکز استان‌های ایران از مسیرهای اصلی

فاصله خرم‌آباد تا تهران ۴۹۹ کیلومتر و تا اهواز ۳۷۵ کیلومتر است. خرم‌آباد بر سر شاهراه تهران-خوزستان قرار گرفته و دارای اهمیت ارتباطی و راهبردی است. جاده‌های شماره ۳۵ و ۳۷ که مناطق شمال و غرب ایران را به جنوب و استان خوزستان متصل می‌کنند از خرم‌آباد می‌گذرند. مسیرهای دسترسی به خرم‌آباد عبارتند از:

    خرم‌آباد - کرمانشاه: به سمت شمال غرب به طول ۱۹۲ کیلومتر از مسیر نورآباد.[۱۶۷]
    خرم‌آباد - اهواز: به سمت جنوب به طول ۳۳۰ کیلومتر از مسیر اندیمشک.[۱۶۷]
    خرم‌آباد - اصفهان: به سمت شرق و به طول ۳۷۰ کیلومتر از مسیر الیگودرز.[۱۶۷]
    خرم‌آباد - تهران: به سمت شمال شرق به طول ۴۹۹ کیلومتر از مسیر بروجرد.[۱۶۷]

فاصلهٔ شهر خرم‌آباد با برخی از مناطق پر رفت‌وآمد:[۱۶۷]
شهر مقصد     مسافت
کرمانشاه     ۱۹۲ کیلومتر
اراک     ۲۰۶ کیلومتر
همدان     ۲۴۰ کیلومتر
اهواز     ۳۳۰ کیلومتر
اصفهان     ۳۷۰ کیلومتر
سنندج     ۴۲۷ کیلومتر
تهران     ۴۹۹ کیلومتر
رشت     ۶۶۴ کیلومتر
شیراز     ۸۵۵ کیلومتر
تبریز     ۸۷۹ کیلومتر
مشهد     ۱٬۳۳۹ کیلومتر
زاهدان     ۱٬۵۶۰ کیلومتر

آزادراه خرم‌زال

نوشتار اصلی: آزادراه خرم‌زال

Freeway in Iran.pngRoad5.png
آزادراه 5
5 آزادراه
اطلاعات مسیر
طول:     ۹۴۰ کیلومتر (۵۸۰ مایل)
۸۴ مایل (۱۳۵ کیلومتر)اراک-خرم‌آباد در حال ساخت
موقعیت
شهرستان‌ها:     پردیس، تهران، ساوه، سلفچگان، اراک، شازند، بروجرد، خرم‌آباد، اندیمشک، شوش، اهواز، بندر امام خمینی
سیستم بزرگ‌راه
بزرگراه‌های ایران

آزادراه خرم‌زال که با نام آزادراه خرم‌آباد - پل زال نیز شناخته می‌شود و عملیات ساخت آن از سال ۱۳۸۴ آغاز شده بود در حد فاصل دو شهر خرم‌آباد و اندیمشک به طول ۱۰۴ کیلومتر قرار گرفته است. از جمله اهداف ساخت این آزادراه کاهش تصادفات، کاهش زمان سفر و همچنین صرفه جویی سالانه ۴۰۰ میلیارد ریال در مصرف سوخت، کاهش ۶۰ کیلومتری طول آزاد راه نسبت به مسیر قدیمی خرم‌آباد - پلدختر - اندیمشک، کاهش بار ترافیکی و افزایش سرعت مطمئن در این محور عنوان شده است.[۱۶۸]

خسارت به طبیعت

احداث این آزادراه دوهزار هکتار از عرصه‌های طبیعی استان لرستان را از بین برده است.[۱۶۹] آزادراه خرم زال از نقاط بکر و جنگل‌های بلوط جنوب لرستان عبور کرده است.
راه‌آهن

خرم‌آباد هم اکنون به راه آهن سراسری متصل نیست.[۱۷۰][۱۷۱] پروژه اتصال این شهر به شبکه ریلی در سال ۱۳۹۰ و با اختصاص بودجه‌ای ۱۳٬۰۰۰ میلیارد ریالی با هدف احداث یک خط آهن از شهر دورود به شهر خرم‌آباد، و اندیمشک آغاز شد.[۱۷۲] فاصله خرم‌آباد تا دورود از طریق مسیر ریلی ۱۱۴ کیلومتر[۱۷۱] و سرعت حرکت قطار در این مسیر ۱۰۰ کیلومتر در ساعت خواهد بود.[۱۷۲] مراحل احداث این خط آهن به شش قطعه تقسیم شده که تا پایان نیمه نخست سال ۱۳۹۳ در حوزه شهرستان خرم‌آباد ۳۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.[۱۷۳] با احداث این خط آهن شهر خرم‌آباد به شبکه راه‌آهن جنوب متصل می‌شود.[۱۷۰]
فرودگاه
نوشتار اصلی: فرودگاه خرم‌آباد

فرودگاه خرم‌آباد در جنوب این شهر واقع شده است.[۱۷۴] اولین هواپیما در سال ۱۳۰۴ در این فرودگاه به زمین نشست.[۱۷۵] پس از انقلاب ۱۳۵۷ هیچ‌گاه پروازهای منظمی در این فرودگاه صورت نگرفته و در برخی مواقع این فرودگاه به صورت کامل تعطیل شده است.[۱۷۶][۱۷۷][۱۷۸] خطوط هوایی فعال در فرودگاه خرم‌آباد عبارتند از:

    خط هوایی خرم‌آباد، فرودگاه مهرآباد[۱۷۹]
    خط هوایی خرم‌آباد، فرودگاه بین‌المللی شهید هاشمی‌نژاد مشهد[۱۸۰]
    خط هوایی خرم‌آباد، فرودگاه عسلویه[۱۸۱]

    هواپیمای فوکر ۱۰۰، ایران ایر در فرودگاه خرم‌آباد

    ترمینال فرودگاه خرم‌آباد

    ورود اولین هواپیما به فرودگاه خرم‌آباد، ۱۳۰۴ خورشیدی

پایانه مسافربری

خرم‌آباد فاقد پایانه مسافربری برون استانی است و شرکت‌های مسافربری در بلوار شریعتی به صورت تعاونی و جداگانه به ارائه خدمات می‌پردازند و این امر باعث ایجاد ترافیک در ورودی شرق شهر خرم‌آباد به خصوص در بلوار شریعتی شده است. هرمز نصیری شهردار سابق خرم‌آباد در تیرماه سال ۱۳۹۱ اعلام کرد مبلغ ۷۰ میلیارد ریال وام برای ساخت یک پایانه مسافربری برون شهری درخواست شده و به زودی مراحل ساخت پایانه آغاز خواهد شد.
علیرضا صادقی معاونت عمرانی شهرداری خرم‌آباد در بهمن ۱۳۹۲ اظهار کرد پروژهٔ ساخت ترمینال برون استانی در حال حاضر در دست اجرا است و انتظار می‌رود در ۲ یا ۳ سال آینده، به طور کامل به بهره‌برداری برسد.[۱۸۲][۱۸۳]
تاکسی‌رانی

شهر خرم‌آباد در سال ۱۳۹۳ دارای ۲٬۳۲۰ تاکسی و ۱٬۷۵۰ تاکسی موقت بوده است که از این تعداد ۵۰۰ تاکسی به دلیل فرسودگی نیاز به جایگزینی دارند.[۱۸۴] ناوگان تاکسی‌رانی خرم‌آباد با میانگین عمر ۷ سال یک ناوگان جوان است. تا پایان سال ۱۳۹۲، ۱۶ خط تاکسی در شهر خرم‌آباد فعال بوده است که طبق اعلام سازمان تاکسی‌رانی خرم‌آباد این تعداد به ۴۰ خط افزایش خواهد یافت.[۱۸۵] از مشکلات تاکسی‌رانی در خرم‌آباد می‌توان به پایین بودن نرخ کرایه تاکسی، فعالیت مسافربرهای شخصی و نبود محدودیت ترافیکی اشاره کرد.[۱۸۵]
آموزش
نوشتار اصلی: فهرست مدرسه‌های خرم‌آباد

دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد
دانشکده فنی و مهندسی
دانشکده ادبیات و علوم انسانی

خرم‌آباد از نظر آموزش و پرورش به دو ناحیه تقسیم می‌شود. ناحیه یکم بخش‌های شمالی و مرکزی شهر را شامل می‌شود[۱۸۶] و ناحیه دوم شامل بخش جنوبی شهر می‌شود.[۱۸۷]
حوزه علمیه
نوشتار اصلی: حوزه علمیه کمالیه

حوزه علمیه خرم‌آباد در سال ۱۳۲۸ و با حضور سید حسین طباطبایی بروجردی و روح‌الله کمالوند تاسیس شد. این حوزه علمیه به دلیل آنکه روح‌الله کمالوند از روحانیون سرشناس خرم‌آباد در راه‌اندازی آن نقش پررنگی داشت به نام حوزه علمیه کمالیه نام‌گذاری شد.[۱۸۸]
مراکز آموزش عالی

خرم‌آباد دارای ۶ مرکز آموزش عالی است، دانشگاه علوم پزشکی لرستان[۱۸۹] وابسته به وزارت بهداشت و نیز دانشگاه لرستان وابسته به وزرات علوم، دو دانشگاه فعال دولتی در استان لرستان هستند که هر دو در شهر خرم‌آباد قرار گرفته‌اند.دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد[۱۹۰] و دانشکده سما[۱۹۱] نیز به عنوان دو دانشگاه غیر دولتی در خرم‌آباد فعال هستند. از جمله سایر مراکز آموزش عالی شهر خرم‌آباد می‌توان به دانشگاه پیام نور[۱۹۲] و چندین مرکز آموزش علمی کاربردی وابسته به دانشگاه جامع علمی کاربردی واحد لرستان اشاره کرد.
نوع دانشگاه     نام     وب‌گاه رسمی     توضیحات
دولتی     دانشگاه علوم پزشکی     وب‌گاه رسمی     هم‌اکنون تعداد ۲۴۸۸ نفر دانشجو در ۲۴ رشته مقطع تحصیلی در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند.
دانشگاه لرستان     وب‌گاه رسمی     قدیمی‌ترین دانشگاه در استان لرستان است. در سال ۱۳۵۶ تاسیس شده است.
دارای دانشکده‌های اقتصاد، علوم پایه، مهندسی، ادبیات و علوم انسانی و کشاورزی می‌باشد.
آزاد     آزاد اسلامی خرم‌آباد     وب‌گاه رسمی     دارای ۶ دانشکده شامل دانشکده فنی و مهندسی، تحصیلات تکمیلی، علوم پایه، کشاورزی، علوم سیاسی، علوم انسانی و حقوق است.
دانشکده سما     وب‌گاه رسمی     هم‌اکنون حدود سه هزار دانشجو در ۱۰ رشته مشغول به تحصیل در این دانشکده می‌باشند.
غیره     دانشگاه پیام نور     وب‌گاه رسمی     در سال ۱۳۶۷ خورشیدی تأسیس شده‌است.
رسانه‌ها
سیما
ساختمان صدا و سیمای لرستان، شمال شهر
نوشتار اصلی: شبکه افلاک

شبکه افلاک که با نام شبکه استانی سیمای مرکز لرستان نیز شناخته می‌شود. شبکه تلویزیونی استانی متعلق به سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که ویژه مردم استان لرستان برنامه پخش می‌کند. تلویزیون از سال ۱۳۵۱ با نصب چند ایستگاه فرستنده تلویزیونی در خرم‌آباد بخشی از شهرستان‌های لرستان تحت پوشش قرار گرفت. برنامه‌های این مرکز پیش از ایجاد شبکه استانی از سال ۱۳۶۷ با افتتاح تلویزیونی محلی استان فعالیت خود را به طور منسجم در مر کز آغاز نمود.[۱۹۳]
صدا
نوشتار اصلی: رادیو لرستان

رادیو لرستان در سال ۱۳۳۷ آغاز به کار کرد. در آن زمان نیروی ارتش و لشکرمستقر در خرم‌آباد به وسیله بی سیم، هفته‌ای یک روز به مدت شصت دقیقه برنامه‌های مختلفی پخش می‌کرد. در سال ۱۳۵۱ یک فرستنده یک کیلوواتی با پخش روزانه ۹ ساعت برنامه در خرم‌آباد آغاز به کار کرد که از این مدت ۸ ساعت به تقویت شبکه سراسری رادیو و یک ساعت نیز اختصاص به پخش اخبار و ترانه داشت. در سال ۱۳۵۲ در یکمین سالگرد تاسیس رادیو مرکز لرستان ساعات کار این مرکز به ۱۰ ساعت رسید که از این ده ساعت دو ساعت تولید محلی و بقیه آن تقویت شبکه بوده‌است.[۱۹۳]
نشریه‌ها

پیشینه چاپ نشریات در خرم‌آباد به سال ۱۳۲۱ باز می‌گردد.[۱۹۴] نخستین نشریه مستقل چاپ شده در خرم‌آباد پاداش نام داشت که در فروردین سال ۱۳۲۲ به چاپ رسید.[۱۹۵] پس از پاداش در خرداد همان سال نشریه اتحاد در این شهر منتشر شد.[۱۹۶] پیش از دو نشریه مستقل یادشده نشریه میهن پرستان در سال ۱۳۲۱ در خرم‌آباد به چاپ می‌رسید، این نشریه به حزب میهن پرستان وابسته بود.[۱۹۴]
هم‌اکنون روزنامه جام‌جم لرستان و هفته‌نامه همشهری لرستان دو نشریه وابسته به روزنامه‌های جام‌جم و همشهری هستند که در خرم‌آباد به چاپ می‌رسند. از نشریات محلی چاپ شده در خرم‌آباد می‌توان به هفته‌نامه‌های بامداد، صدای ملت، فخر لرستان، افلاک لرستان، سیمره و دوهفته‌نامه رسالت دانشجو اشاره کرد.[۱۹۷]
ورزش

شهر خرم‌آباد دارای یک تیم فوتبال حرفه‌ای به نام باشگاه فوتبال کوثر لرستان است که در لیگ آزادگان است.[۱۹۸] همچنین تیم‌های فوتبال خیبر[۱۹۹] و داتیس نیز در لیگ‌های پایین‌تر فوتبال ایران حضور دارند.

اماکن ورزشی این شهر عبارتند از:

    ورزشگاه تختی، که یک ورزشگاه چندمنظوره‌است.[۲۰۰]
    مجموعه ورزشی آرش میراسماعیلی، یک مجموعه ورزشی کوچک در شرق خرم‌آباد است.[۲۰۱]

مسابقات جهانی کشتی پهلوانی
نوشتار اصلی: مسابقات جهانی کشتی پهلوانی

نخستین دوره مسابقات جهانی کشتی پهلوانی با حضور ۳۷ کشتی‌گیر از ۲۴ کشور در سبک کشتی پهلوانی در روزهای ۳۱ اکتبر و ۱ نوامبر ۲۰۱۳ در سالن چاغروند شهر خرم‌آباد برگزار شد. این دوره از رقابت‌ها به نام غلامرضا تختی نام‌گذاری شده بود.[۲۰۲][۲۰۳]
شهرهای خواهرخوانده
نوشتار(های) وابسته: فهرست شهرهای دارای خواهرخوانده در ایران

     ژاپن، یاماگاتا

یاماگاتا (شهر)

یاماگاتا شهری است در کشور ژاپن. این شهر مرکز استان یاماگاتا است و در جزیره هونشو قرار گرفته است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۳ میلادی برابر ۲۵۵۰۰۰ نفر برآورد شده است [۱].
شهرهای خواهرخوانده

     ژاپن، ایزواوشیما
     ژاپن، کامی میاگی
     اتریش، تیرول
     استرالیا، سوان هیل
     چین، جیلین
     روسیه، اولان‌اوده
     ایالات متحده آمریکا، بولدر
     ایران، خرم‌آباد

فهرست شهرهای دارای خواهرخوانده در ایران

آبادان

    Flag of the People's Republic of China.svg کرما، چین (تیر ۱۳۹۱)[۱]

اراک

    قزاقستان قراغندی، قزاقستان(۲۰۰۸)[۲]
    صربستان نووی ساد، صربستان (۲۰۰۷)|[۳]
    گرجستانتفلیس، گرجستان(۲۰۱۱)[۴]
    گرجستانباتومی،گرجستان(۲۰۱۳)[۵]


اردبیل

    Flag of Hungary.svg تیساوازوری، مجارستان(۲۰۱۱)[۶]
    Flag of Turkey.svg ارزروم، ترکیه(۲۰۱۳) [۷][۸]

اصفهان

    Flag of the People's Republic of China.svg شیان، چین (۱۳۶۸)[۹]
    Flag of Malaysia.svg کوالالامپور، مالزی (۱۳۷۶)[۱۰]
    Flag of Italy.svg فلورانس، ایتالیا (۱۳۷۷)[۱۰]
    Flag of Romania.svg یاش، رومانی (۱۳۷۸)[۹]
    Flag of Spain.svg بارسلون، اسپانیا (۱۳۷۸)[۹]
    Flag of Armenia.svg ایروان، ارمنستان (۱۳۷۹)[۹]
    Flag of Kuwait.svg کویت، کویت (۱۳۷۹)[۹]
    Flag of Germany.svg فرایبورگ، آلمان (۱۳۷۹)[۱۰]
    Flag of Cuba.svg هاوانا، کوبا (۱۳۷۹)[۹]
    Flag of Pakistan.svg لاهور، پاکستان (۱۳۸۳)[۹]
    Flag of Russia.svg سنت پترزبورگ، روسیه (۱۳۸۳)[۹]
    Flag of Senegal.svg داکار، سنگال (۱۳۸۸)[۱۰]
    Flag of Lebanon.svg بعلبک، لبنان (۱۳۸۹)[۱۰]

بندر انزلی

    Flag of Vietnam.svg هوء، ویتنام.[۱۱]
    Flag of Tatarstan.svg قازان، تاتارستان[۱۲]
    Flag of Kazakhstan.svg بندر اوکتائو، قزاقستان[۱۳]

بندر بوشهر

    Flag of Turkey.svg مرسین، ترکیه.[۱۴]
    Flag of India.svg حیدرآباد، هند.[۱۵]

تبریز

    Flag of Turkey.svg استانبول، ترکیه[۱۶]
    Flag of Azerbaijan.svg باکو، جمهوری آذربایجان[۱۷]
    Flag of Palestine.svg غزه، فلسطین[۱۸]
    Flag of Russia.svg قازان، روسیه[۱۹]
    Flag of the People's Republic of China.svg ووهان، جمهوری خلق چین[۲۰]
    Flag of Austria.svg وین، اتریش[۲۱]
    Flag of Tajikistan.svg خجند، تاجیکستان[۲۲]
    Flag of Turkey.svg ارزروم، ترکیه[۲۳]

تهران

    Flag of South Korea.svg سئول، کره جنوبی (۱۹۶۳)[۲۴]
    Flag of the United States.svg لس‌آنجلس، آمریکا (۱۹۷۲)[۲۴]
    Flag of Kyrgyzstan.svg بیشکک، قرقیزستان (۱۹۹۴)[۲۴]
    Flag of the People's Republic of China.svg پکن، چین (۲۰۰۶)[۲۴]
    Flag of Cuba.svg هاوانا، کوبا(۲۰۰۱)[۲]
    Flag of South Africa.svg پرتوریا، آفریقای جنوبی(۲۰۰۲)[۳]
    Flag of Russia.svg مسکو، روسیه (۲۰۰۴)[۲۴]
    Flag of Venezuela.svg کاراکاس، ونزوئلا (۲۰۰۶)[۲۴]
    Flag of Belarus.svg مینسک، بلاروس (۲۰۰۶)[۲۴]
    Flag of Turkey.svg استانبول، ترکیه (۲۰۰۶)[۲۴]
    Flag of Yemen.svg صنعا، یمن[۲۴]
    Flag of Kuwait.svg کویت، کویت[۲۴]
    Flag of Sudan.svg خارطوم، سودان[۲۴]
    Flag of Brazil.svg برازیلیا، برزیل[۲۴]
    Flag of Tajikistan.svg دوشنبه، تاجیکستان[۲۴]
    Flag of the Philippines.svg مانیل، فیلیپین(۲۰۰۵)[۴]

خوی

    ترکیه قونیه، ترکیه از چهاردهم مهر ۱۳۹۰
     ایران نیشابور،استان خراسان رضوی، ایران از چهاردهم مهر ۱۳۹۰
     ایران شیراز، استان فارس، ایران از پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲

رشت

    Flag of Russia.svg مسکو، روسیه
    Flag of Turkey.svg ترابوزان، ترکیه
    Flag of Georgia.svg کوتائیسی، گرجستان
    Flag of Russia.svg قازان، روسیه
    Flag of Tajikistan.svg ناحیه رشت، تاجیکستان
    Flag of Pakistan.svg مولتان، پاکستان
    Flag of Russia.svg آستاراخان، روسیه

زنجان

    Flag of Turkey.svg ترابوزان، ترکیه
    Flag of Malaysia.svg ملاکا، مالزی

ساری

    Flag of Belarus.svg گومل، بلاروس (۲۰۰۹)[۲۵]
    Flag of Iraq.svg نجف، عراق (۲۰۱۲)[۲۶]

سردشت

    Flag of Japan.svg هیروشیما، ژاپن (۲۰۰۵)[۲۷]

شهرکرد

    عراق کربلا، عراق(۲۰۱۲)[۲۸]

شیراز

    Flag of Tajikistan.svg دوشنبه، تاجیکستان (۱۹۸۰)[۲۹]
    Flag of Cyprus.svg نیکوزیا، قبرس (۱۹۹۹)[۲۹]
    Flag of the People's Republic of China.svg چونگ کینگ، چین (۲۰۰۵)[۲۹]
    Flag of Germany.svg وایمار، آلمان (۲۰۰۹)[۲۹]

قزوین

    مالزی سلانگور ، مالزی[۳۰]
    قرقیزستان بیشکک ، قرقیزستان[۳۱]
    Flag of Russia.svg چوواش ، روسیه[۳۲]
    ترکیه قاضیان تپ، ترکیه[۳۳]

    ترکیه دنیزلی، ترکیه[۳۴]

    لبنان بعلبک ، لبنان[۳۵]

قم

    Flag of Lebanon.svg بعلبک، لبنان[۳۶]
    Flag of Spain.svg سانتیاگو د کمپوستلا، اسپانیا
    مجارستان بوداپست، مجارستان
    Flag of Iraq.svg کربلا، عراق[۳۷]

کازرون

    Flag of Italy.svg تورینو، ایتالیا
    Flag of Iraq.svg مدائن، عراق

کاشان

    Flag of Sweden.svg اومئا، سوئد

کرمانشاه

    Bannerasicilia.png سیسیل، ایتالیا (۲۰۱۰)[۳۸]
    Flag of Turkey.svg غازی عینتاب، ترکیه (۲۰۱۰)[۳۹]
    Flag of Croatia.svg اشپلیت، کرواسی، (۲۰۱۱)[۴۰]

کیش

    Flag of the United Arab Emirates.svg دوبی، امارات متحده عربی (۲۰۰۲)
    Flag of Malaysia.svg لانکاوی، مالزی (۲۰۰۹)

گرگان

    Flag of Kazakhstan.svg اکتائو، قزاقستان (۲۰۰۷)

مراغه

    بوسنی و هرزگوین گراژده، بوسنی و هرزگوین[۴۱]،[۴۲]

مشهد

    Flag of the People's Republic of China.svg ارومچی، چین[۴۳]
    Flag of Pakistan.svg کراچی، پاکستان[۴۳]
    Flag of Pakistan.svg لاهور، پاکستان[۴۳]
    Flag of Italy.svg میلان، ایتالیا[۴۳]
    Flag of the United States.svg فرزنو، آمریکا[۴۳]
    Flag of Malaysia.svg کوالالامپور، مالزی[۴۳]
    Flag of Germany.svg مونیخ، آلمان[۴۳]
    Flag of Iraq.svg کربلا، عراق[۴۳]
    Flag of Iraq.svg نجف، عراق[۴۳]
    Flag of Spain.svg سانتیاگو د کمپوستلا، اسپانیا[۴۳]
    Flag of Afghanistan.svg مزارشریف، افغانستان[۴۳]

نیشابور

    افغانستان بلخ, افغانستان
    افغانستان هرات, افغانستان
    ترکمنستان مرو, ترکمنستان
    ازبکستان بخارا, ازبکستان
    ازبکستان سمرقند, ازبکستان
    ازبکستان خیوه, ازبکستان
    عراق بصره، عراق
    عراق بغداد، عراق
    تونس قیروان، تونس
    ایران ایران، خوی از چهاردهم مهر ۱۳۹۰
    ترکیه قونیه، ترکیه از چهاردهم مهر ۱۳۹۰

همدان

    Flag of Tajikistan.svg کولاب، تاجیکستان (۲۰۰۴)
    Flag of Turkey.svg اسپارتا، ترکیه[۴۴]

یزد

    مجارستان یازبرین، مجارستان
    اندونزی جاکارتا، اندونزی
    کره جنوبی یئوسو، کره جنوبی
    عمان نزوی، عمان
    سوریه حمص، سوریه
    کوبا هولگین، کوبا

خرم آباد

    Flag of Japan.svg یاماگاتا، ژاپن

قزوین

قزوین (دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات)(به پارسی میانه: کاسپین) یکی از شهرهای بزرگ ایران در باختر ایران و مرکز استان و شهرستان قزوین است. این شهر در بلندای ۱۲۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است. قزوین در زمان حکومت صفوی پایتخت ایران بوده است و به همین دلیل دارای اماکن و موزه های تاریخی بسیاری می باشد.قزوین ازنظرتعداداثرتاریخی رتبه اول رادرایران وسوم رادرجهان دارد[۹] قزوین پایتخت خوشنویسی ایران است و از جمله خوشنویسان معروف می توان به میرعماد قزوینی اشاره کرد.[۱۰] در شهر قزوین آثار کهن و باستانی گوناگونی از جمله حمام قجر، کاخ چهل‌ستون، امامزاده حسین،خیابان سپه(قدیمى ترین خیابان ایران) قرار دارد.

قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استان‌های شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارابودن چندین شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه -از جمله دانشگاه‌های بین‌المللی امام خمینی، علوم پزشکی و آزاد اسلامی- و شماری دانشگاه غیردولتی از موقعیت خوبی برخوردار است.[۱۱]


قزوین به علت دارا بودن ۲ هزار و ۵۰۰ هکتار باغستان[۱۲] در اطراف شهر و وجود بوستان ۱۴۰۰ هکتاری باراجین در سال ۱۳۹۲ از سوی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان شهر پاک ایران انتخاب شد .[۱۳]

فارسی زبان رایج در بین عموم اهالی قزوین است.[۱۴] قزوینی ها،اصالتا فارسی زبان هستند. بعد از فارسی زبانهای ترکی آذری و تاتی از زبانهای بومی قزوین می باشد و گویشوران بسیاری دارد و عمده روستاهای دشت قزوین آذری زبان هستند.از آنجا که این شهر بمانند شهرهای تهران و کرج یکی از شهرهای مهاجر پذیر است، برخی از ساکنان این شهر که به قزوین مهاجرت کرده اند به زبان های مختلفی از قبیل تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی نیز سخن می‌گویند.[۱۵] ره آورد شهر قزوین پسته ، باقلوا و شیرینی است.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ تاریخچه
        ۲.۱ پیش از اسلام
        ۲.۲ پس از اسلام
        ۲.۳ دوران سلجوقیان
        ۲.۴ در عصر صفوی
        ۲.۵ نبرد با افغان ها
    ۳ جغرافیا
        ۳.۱ مکان‌نگاری‌ جغرافیایی
        ۳.۲ اقلیم
        ۳.۳ زمین‌شناسی
        ۳.۴ زمین‌لرزه
        ۳.۵ ‌تقسیمات‌کشوری‌
    ۴ ساختار شهری
        ۴.۱ انجمن اسلامی شهر قزوین
        ۴.۲ شهرداری قزوین
        ۴.۳ زیرساخت‌های اولیه شهر
        ۴.۴ گستره شهری
        ۴.۵ مراکز تفریحی
        ۴.۶ فروشگاه ها و مراکز خرید
        ۴.۷ مراکز درمانی
        ۴.۸ فضای سبز
        ۴.۹ نمایشگاه بین المللی
        ۴.۱۰ کیفیت زندگی و هزینه های شهری
    ۵ مجموعه شهری قزوین
    ۶ مردم‌شناسی
        ۶.۱ زبان
        ۶.۲ جامه
        ۶.۳ غذاها و شیرینی‌های سنتی
    ۷ فرهنگ و هنر
        ۷.۱ قزوین پایتخت خوشنویسی ایران
        ۷.۲ روز قزوین
        ۷.۳ پنجاه بدر
        ۷.۴ جشنواره ملی بازی و اسباب بازی
        ۷.۵ قزوین از زبان بزرگان
        ۷.۶ مشاهیر قزوین
        ۷.۷ آداب و رسوم
        ۷.۸ صنایع دستی
        ۷.۹ خوشنویسی
        ۷.۱۰ موسیقی
        ۷.۱۱ نگارگری مکتب قزوین
        ۷.۱۲ فرهنگسراها و کتاب خانه ها
        ۷.۱۳ سینماها
    ۸ اقتصاد و صنعت
        ۸.۱ بورس
    ۹ آموزش
        ۹.۱ آموزش و پرورش
        ۹.۲ آموزش عالی
        ۹.۳ آموزش دینی
    ۱۰ ترابری
        ۱۰.۱ راه‌های ارتباطی
        ۱۰.۲ پل ها و تقاطع ها
        ۱۰.۳ راه‌آهن
        ۱۰.۴ فرودگاه
        ۱۰.۵ ترمینال
        ۱۰.۶ اتوبوس‌رانی
        ۱۰.۷ تاکسی‌رانی
        ۱۰.۸ دوچرخه
        ۱۰.۹ مترو
        ۱۰.۱۰ تراموا
        ۱۰.۱۱ اتوبوس تندرو
    ۱۱ رسانه‌ها
        ۱۱.۱ صدا
        ۱۱.۲ سیما
        ۱۱.۳ نشریه‌ها
    ۱۲ گردشگری
        ۱۲.۱ جاذبه های تاریخی
            ۱۲.۱.۱ مجموعه باغ صفوی
            ۱۲.۱.۲ عمارت ها
            ۱۲.۱.۳ خانه های تاریخی
            ۱۲.۱.۴ دروازه‌های شهر
            ۱۲.۱.۵ گرمابه ها
            ۱۲.۱.۶ آب انبار ها
            ۱۲.۱.۷ بازارها و سرا ها
            ۱۲.۱.۸ مدرسه ها
            ۱۲.۱.۹ آرامگاه ها
            ۱۲.۱.۱۰ کلیساها
        ۱۲.۲ جاذبه های طبیعی
        ۱۲.۳ جاذبه های مذهبی
        ۱۲.۴ موزه ها و نگارخانه ها
        ۱۲.۵ هتل ها و مراکز اقامتی
    ۱۳ ورزش
        ۱۳.۱ مراکز ورزشی
    ۱۴ رخدادهای بین المللی
    ۱۵ شهرهای خواهرخوانده
    ۱۶ جستارهای وابسته
    ۱۷ پانویس
    ۱۸ منابع
    ۱۹ پیوند به بیرون

نام
نوشتار اصلی: پیشینه نام قزوین
نقشه محدوده قزوین در نقشه ایران و توران در دوره قاجاریه.
در این نقشه شهر قزوین به انگلیسی: Kaswin ذکر شده‌است.

نوشته های باستانی یونان قزوین را با نام "راژیا" معرفی می کند و پس از آن در نوشته های اروپایی این شهر با نام شهر باستانی "آرساس" و یا "آرساسیا" شناخته می شده است . [۱۶] اشکانیان قزوین را به نام موسس آن "اردپا" می خواندند. و ساسانیان نام این شهر را "کشوین" (یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد) نهاده بودند. در برخی متون نام این شهر "قسوین" (یعنی شهری که مردمی پر صلابت و استوار دارد) ذکر شده است . به هر روی مورخان و باستان شناسان عصر حاضر قزوین را عربی شده "کاسپین" می دانند. و بر این باورند که قوم کاسپی‌ها که در سواحل دریای خزر می زیستند به مرور کوچ کردند و شهر قزوین را بنا نهادند. [۱۷] و به همین دلیل است که در متون کهن عثمانی و عربی نام دریای خزر "بحرالقزوین" ذکر شده است.
تاریخچه
نوشتار اصلی: تاریخ قزوین

این شهر باستانی در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بوده‌است. نخستین خیابان ایران (خیابان سپه) در قزوین ساخته شد.[۱۸] آب انبار سردار بزرگ‌ترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین می‌باشد.[۱۹]
پیش از اسلام

در منطقه قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌است و تنها تپه سگزآباد نشانگر شهرمندی ۹۰۰۰ ساله یکجانشینی در این دشت برومند است. منطقه قزوین به لحاظ موقعیت جغرافیایى، نظامى و ارتباطى در دوران‏هاى مختلف تاریخ مورد توجه حکومت‏هاى مختلف بوده است. در زمان حکومت مادها یکى از نقاط مهم کشور بوده و دژ «ماگ بیتو» در جنوب غربى قزوین و تحت فرمان «هانا سیروکا» از امیران ماد بوده است. در نیمه نخست قرن نهم پیش از میلاد، دژ «ماگ بیتو» در قزوین مورد هجوم «آداد پنجم» فرمانرواى آشور قرار گرفت و ویران شد.
کلیسای کانتور قزوین

بنای شهر قزوین را به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده و می‌گوید آنجا را شاد شاپور نامید. امام ابوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی در نسک التدوین فی اخباراهل الدانش به قزوین و زکریای بن محمد محمود ممکونی در آثارالبلاد و یاقوت حموی درمعجم البدان بهگفته ازاین فقیه و شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله در نسک هدایه السبیل و کفایه الدلیل باستناد شهرت قزوین را از بناهای شاپور ذوالاکتاف نگاشته‌اند ولی ولی احمد بن ابی عبدالله برقی در نسک النبیان و خواجه حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده و محمد حسنخان اعتماد السلطنه در نسک مرآت البدان و امین احمد رازی در هفت ا. قلیم به گفته از البنیان واستاد و بارزایش خاور شناس نامی روس در نسک جغرافیای تاریخی ایران بنای شهر قزوین را بشاپور اول منسوب داشته‌اند. شمس الدین سامی بیک در قاموس الاعلام ترکی در این باره تردید کرده و نوشته‌است که از ایرانیان شاپور ذوالاکتاف با یکی از بهرام‌ها شهر قزوین را بنیاد نموده‌اند. سرچشمه اصلی این دو قول یکی اخبار البدان ابن فقیه و دیگری البنیان احمد بن ابی عبدالله برقعی است که نویسندگان پیشین نیز عموماً با این دو ماخذ استناد داشته‌اند. البته نمی‌توان در این باره دید قطعی داد ولیکن با بررسی اوضاع دوران فرمانروائی این دو پادشاه میمیانیم زمان شاپور ذوالاکتاف که بواسطه صغر سن نمی‌توانست در کارهای کشور کارآمد باشد سراسر مملکت دستخوش کشتار و تاراج طوایف درونی و بیرونی بود

بنابراین باره‌است بانی قزوین را بنا به نگارش ابن دانشور شاپور ذوالاکتاف بدانیم اما این که ابن دانشورآوردهاست شاپور ذوالاکتاف شهر قزوین را بنا کرده و آن را شاد شاپور نامید. دیگران نیز در این زمینه شرحی نگاشته‌اند از جمله حمدالله مستوفی در دیرینه گزیده به گفته از نسک البنیان قدری بتفصیل پرداخته‌اند و نوشته‌است شهر قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخته و آنرا شادشاپور نام کرد همانا آن شهری که در میان قزوین ساخته‌اند چنانچه رودخانه چند بر جنوبی آن روانست و رودخانه ابهر بر شمالی آن و از آنجا اطلال بار و پدیدارست.

محمد حسنخان اعتماد السلطنه نیز در نسک مرآت البلدان به گفته از نسک البنیان این موضوع را تا اندازه‌ای روشن تر به کلک آورده و می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه‌های خررود و ابهر رود می‌ساخته‌اند و آنجا اطلال بار و پدیدار است و مردم آنجا در دیه نرجه که به اردشیر بابکان منسوب است مسکونند و مشهور است در نسک گردآوری رافعی مسطور که حصار شهرستان قزوین اکنون جایی است در میان شهر شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخته‌است.
پس از اسلام

قزوین به دنبال گشایش آن در سال ۲۱ هجری به نام مرز و ثغر مسلمین شناخته شد و مسلمانان برای جهاد با کفار دیلم به سوی آن رهسپار گشتند. روایات فراوانی که دربزرگی قزوین بازگویی شده و کارکرد زمامداران حکومت اسلامی در پشتیبانی از نگاهبانان قزوین ارج والای آن را می‌نماید.

اعزام چهار هزار تن از مسلمانان به فرماندهی ربیع بن خثیم در سال ۳۶ هجری وپیش از جنگ صفین به قزوین به دست علی نمونه‌ای از این توجه‌است. بدیهی است که شهر کهن قزوین که به استواری محدود بوده و گنجایش گسیل سترگ کوچندگان و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن برای کشش بیشتر مسلمین اعزامی به قزوین احساس می‌شده‌است.

سعید بن العاص بن امیه که از طرف عثمان والی کوفه بوده برای جنگ با دیلمیان به قزوین می‌آید و آن را شهری استوار و آباد می‌کند قطعا این عمران اولیه قبل از سال ۳۵ هجری که سال قتل عثمان است صورت گرفته‌است.

خانه سازی در بیرون از قلعه کهن شهر ظاهراً نخستین بار بدست محمد بن سنان عجلی و در سال ۹۰ هجری انجام شده و دیگران نیز به تقلید از او در بیرون از شهر به خانه سازی پرداخته‌اند و شهر را گسترش بخشیده‌اند. پیش از سال ۱۶۹ هجری در سالهای خلافت مهدی عباسی و زمانی که فرزندش موسی الهادی ولیعهد بوده و شهرک به نامهای مدینه موسی و مبارکیه در کنار قزوین ساخته شد و همین دستور به گسترش شهر کمک شایانی کرد.
دوران سلجوقیان

طغرل در سال 433 ه .ق قزوین، را فتح کرد ویکى از شیعیان علوى را به حکومت قزوین انتخاب نمود. وى در سال 455 ه .ق در گذشت و بنابر وصیتش سلیمان پسرش به جانشینى او برگزیده شد اما سران لشگر که به آلب ارسلان پسر دیگر طغرل دلبستگى داشتند در قزوین جمع شده و خطبه پادشاهى را به نام وى خواندند. چنین رویدادى نشانگر آن است که قزوین در آغاز دوره سلجوقى داراى موقعیتى ویژه بوده است. در دوره آلب ارسلان حکومت قزوین در یک دوره شصت ساله بر عهده خاندان جعفرى از اصیل‏ترین خاندان‏هاى علمى شیعى در ایران و از نوادگان جعفر طیار بوده است[۲۰]
در عصر صفوی
شاه تهماسب اول ، قزوین را به عنوان پایتخت برگزید.

شاه تهماسب صفوی به سال ۹۵۳ ه.ق به علت نزدیکی تبریز به مرز های عثمانی و آسیب پذیر بودن این شهر و نیز دور بودن از خراسان و هجوم مداوم ازبکان به ایران پایتخت را به قزوین انتقال داد. که این پایتختی تا سال ۱۰۰۶ ه.ق ( به مدت نیم قرن ) ادامه داشت .[۲۱]
عمارت چهل ستون قزوین محل استقرار دولت در زمان شاه طهماسب[۲۲] و شاه اسماعیل دوم صفوی

    تحولات شهر قزوین پس از پایتختی

شاه تهماسب پس از انتقال پایتخت به قزوین دستور ساخت باغ بزرگی را در مرکز شهر قزوین داد . که عبدی بیگ شیرازی مراحل ساخت این باغ را در مقدمه روضةالصفات اینگونه توصیف می کند .
خسرو والاگهر دین پناه         خطه قزوین چو شدش تختگاه
رونق این خطه به حسب مراد         گشت به یمین قدم شه زیاد
خاست نوای فرح از خانه ها         یافت عمارت همه ویرانه ها
ابر کرم خاست ز هر سوی او         آب فزون گشت به هر جوی او
کشت وی از خاک برآورد سر         خشتش از افلاک بر آورد سر
شاه در آن خطه همچون بهشت         ساخت عمارات بهشتی سرشت
هر که نشان جست ز تاریخ آن         داد به گلزار بهشتش نشان

لازم به توضیح است که عبارت ( گلزار بهشتش )به حساب ابجد عدد ۹۶۷ را نشان می دهد که این عدد تاریخ اتمام ساخت باغ ها و عمارت ها بوده است .[۲۳]


با آغاز دوره صفوی و استقرار آنها در مرزهای کهن با مرکزیت نواحی شمال و غرب ایران و اعلام حکومت شیعی، باب جدیدی را برای گسترش همه جانبه شهر قزوین فراهم آورد که آثار مکتوب مورخان وسیاحان و یادمان های تاریخی _فرهنگی، نمایانگر این گسترش است.
تغییرات سیاسی و جابه جایی پایتخت از قزوین به اصفهان که با تحولات در جنوب ایران با حضور دولت های اروپایی همراه بود، نتوانست اهمیت کلیدی منطقه قزوین را در پیوند غرب به شرق ایران با دولت های همسایه در مرزهای شمال و غرب ایران کمرنگ کند.

    تحولات کالبدی - فضایی شهر قزوین به هنگام پایتختی

یکی از دوران های طلایی تاریخ قزوین، انتخاب این شهر به عنوان پایتخت حاکمیت شیعی صفوی است. با استقرار دولت شیعی صفوی در قرن دهم هجری، عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد و از این زمان قزوین به محل تجمع دولتمردان، علما و اندیشمندان و صاحبان حرفه و فن و هنر تبدیل شد. حکومت صفوی با تکیه بر مفاهیم عرفانی از سویی و تعابیر و تفسیر شریعت از نظرگاه مذهب شیعه از دیگر سو، موفق شد تا پایگاه اجتماعی بسیارگسترده ای در خطه ای بس وسیع به دست آورد.[۲۴]

ژان شاردن که در مجموع یازده سال در دوره صفویان (۷۰ ـ ۱۶۶۴ و ۷۷ ـ ۱۶۷۱ میلادی) در ایران بوده در سال  ١۶٧۴  میلادی در شهر قزوین چهار ماه اقامت می‌کند و در باره آن می‌نویسد:[۲۵]

    قزوین شهر بزرگ و زیبایى است که در دشتى وسیع واقع در سه فرسنگى کوه الوند بنا شده است....دوازده هزارخانه و صد هزار تن جمعیّت دارد.صد خانوار یهودى،و چهل خانوار مسیحى در این شهر به سر مىبرند.میدان شاه که اسب‌دوانى نیز در آن‌جا به عمل مىآید زیباترین نقاط این شهر است....قزوین مسجد بسیار ندارد....بعد از مسجد مهم‌ترین و مجلل‌ترین عمارات قزوین مدارسى است که طلاّب‌علوم دینى در آن تحصیل مىکنند....آنچه قزوین را در انظار بینندگان باشکوه‌و رفیع مىنماید کاخها و خانه‌هاى قصرآساى بزرگان و اعیان شهر است که همه‌تماشائى و دیدنى است.....اما این شهر نسبت‌به شهرت و عظمتش باغ و بستان زیاد ندارد،زیرا هم خاک دشتى که شهر در آن بناشده شنى و هم آبش کم است.برخى از کشتزارهایش از آب شاخهء کوچکى ازشاهرود آبیارى مىشود.کاریزهایى نیز دارد.آب آشامیدنى بیشتر مردم از چاه‌هایىکه غالبا متجاوز از سى پا گودى دارد برآورده مىشود.آب این چاهها خنک اماسنگین و بىمزه است.کمبود آب گذشته از این که بزرگ‌ترین مانع رشد کشاورزىو توسعهء باغها و بوستانهاست مایهء سنگینى و ناسازگارى هوا و عدم رعایت بهداشت‌عمومى است،و این عوامل زیان‌زا مخصوصا در تابستانها بیشتر ظاهر مىشود.زیراچنان که یاد شد قزوین رودخانه و آب جارى ندارد که کثافات شهر را بزداید وهمراه خود به جاهاى دور ببرد...

نبرد با افغان ها

با سقوط اصفهان به دست افغانها و تسلیم شدن شاه سلطان حسین در سال ۱۱۳۵ ه .ق طهماسب میرزا، فرزند سلطان حسین که در قزوین به سر مى‏برد در آنجا تاجگذارى کرد. با اعلام تاجگذارى طهماسب میرزا، افغانها با سپاهى گران به سوى قزوین حرکت کردند و شاه طهماسب در نهایت خفت و خوارى با شتاب فراوان قزوین را ترک و به سوى تبریز فرار کرد. سپاه افغان وارد شهر قزوین شد و مورد پذیرایى قزوینى‏ها قرار گرفت اما افغان‏ها به غارت اموال تجاوز به حقوق مردم پرداختند. مردم قزوین نیز همراه با قزلباشان به یک باره بر سر افغان‏ها ریخته و بسیارى را کشته و بسیارى از افغان‏ها نیز به سوى اصفهان متوارى شدند. باستانى پاریزى این حادثه را که به «لوطى بازار قزوین» معروف است چنین توصیف مى‏کند: «اما افغانان بیست هزار تومان از قزوینیان خواستند، مردم قریب شش هزار تومان دادند. امان الله از این گذشته فرستاد و مطالبه ۶۰ دوشیزه نمود. این مطالبه آخرین، سخت بر قزوینیان گران افتاد. امان الله محصلانى بر مردم شهر گماشت تا پول نقدى که بر آنان نهاده بود مطالبه نمایند و همچنین در تحویل دختران تسریع کنند. رئیس محصلان افغانى گفت: اى سگان تا چند ما را مى‏فریبید؟ اگر امروز پول و خواربار و دختران را نزد ما نفرستید همه را قتل عام خواهیم کرد. یک نفر لوطى پاسخ داد سگ ما نیستیم، سگ شمایید و آن کس که شما را فرستاده است! دست محصل مالیات به سوى شمشیرش رفت ولى قزوینى چالاک‏تر بود، شمشیر بر آمیخت و محصل مالیات را به دو نیم کرد، پس آنگاه قزوینیان طبلها کوفتن گرفتند تا مردان خویش را فراخوانند که با افغانان به جنگ برخیزند». بعد از حادثه لوطى بازار، بار دیگر نیز قزوین مورد هجوم سپاه افغان، قرار گرفت و اشرف افغان در قزوین پادگانى را براى مقابله با طهماسب میرزا و سردار دلیر او نادر بنا کرد. اما در جریان نبرد نادر و اشرف افغان، سپاه افغان‏ها دچار شکست فاحشى شدند و عملاً پادگان قزوین توانایى نبرد را از دست داد. در جریان حمله به افاغنه در قزوین، یکى از چهره‏هاى برجسته دینى به نام شیخ آقامحمد رضى قزوینى حکم به جهاد با افاغنه را صادر فرمود. آقا محمدرضى هنگام محاصره قزوین به وسیله افاغنه حکم به جهاد با آنان را داد و پس از سخنرانى آتشین، سپاه عظیمى گرد آورد و خود پیشاپیش سپاه به جنگ با افاغنه رفت و پس از یک نبرد دلیرانه در قریه دیال آباد (از توابع قزوین) به شهادت رسید. ولى سپاه او افاغنه را در پشت دروازه‏هاى قزوین شکست دادند و این شکست سر آغاز بیرون راندن افاغنه از ایران گردید.[۲۶]
جغرافیا
مکان‌نگاری‌ جغرافیایی

قزوین در مدار °۵۰٫۰۰ شرقی و °۳۶٫۱۶شمالی قرار دارد. قزوین از سمت شمال به لاهیجان، از شمال شرق به رازمیان، از شرق به بیدستان و محمدیه، از جنوب شرق به الوند، از جنوب به شهر صنعتی لیا، از جنوب غرب به اقبالیه، از غرب به محمود آباد نمونه و از شمال غرب به منجیل راه پیدا می‌کند.
Compass rose pale.svg     رازمیان     لاهیجان     منجیل     Compass rose pale.svg
محمدیه و بیدستان     شمال     محمود آباد نمونه
شرق   قزوین    غرب
جنوب
الوند     شهر صنعتی لیا     اقبالیه
اقلیم
نقشهٔ آب و هوایی ایران؛ شهر قزوین در شمال غربی کشور قرار گرفته و آب و هوای آن سرد و کوهستانی است.

آب و هوای این شهر قزوین در تابستان خنک و در زمستان سرد است. میزان بارش سالیانه قزوین حدود ۳۱۸ میلیمتر و دمای متوسط هوا ۲۶ درجه سانتی‌گراد است.[۲۷]

تأثیر توده هواهای باران‌زا و ارتفاعات موجب شده است که توزیع رطوبت هوا در شهر قزوین از شرایط مناسبی برخوردار باشد. روند تغییرات رطوبت نسبی در طول سال نشان‌دهنده رطوبت حداکثر در ماه‌های زمستان و رطوبت حداقل در ماه‌های تابستان است. میانگین سالانه نم نسبی در قزوین ۵۱٪ است. براساس آمارهای اقلیمی تیر و مرداد گرمترین و دی و بهمن سردترین ماه‌های سال در شهر قزوین اند. دوره یخبندان از اواخر آبان آغاز و تا ۹۰ روز ادامه می‌یابد. کمترین دمای ثبت شده در ایستگاه سینوپتیک قزوین ۲۴ درجه زیرصفر بوده که در ۲۰ دی ۱۳۵۵ رخ داده است.[۲۸]
میانگین دما و بارش برای آب و هوای قزوین در سال ۲۰۱۳ میلادی
    ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر        
دمای بیشینه (°C)     ۵٫۱     ۷٫۶     ۱۳٫۷     ۲۰٫۰     ۲۵٫۹     ۳۲٫۲     ۳۵٫۶     ۳۴٫۶     ۳۰٫۹     ۲۳٫۱     ۱۵٫۴     ۸٫۱     Ø     ۲۱
دمای کمینه (°C)     -۴٫۷     -۲٫۹     ۱٫۷     ۶٫۴     ۱۰٫۶     ۱۴٫۶     ۱۷٫۷     ۱۶٫۹     ۱۲٫۹     ۷٫۸     ۲٫۹     -۱٫۹     Ø     ۶٫۸
بارش (mm)     ۴۴٫۵     ۴۰٫۸     ۵۲٫۱     ۴۱٫۰     ۳۴٫۵     ۵٫۹     ۱٫۲     ۱٫۹     ۰٫۸     ۲۱٫۷     ۲۱٫۸     ۴۴٫۰     Σ     ۳۱۰٫۲
روزهای بارانی     ۱۰٫۵     ۱۰٫۱     ۱۳٫۳     ۱۳٫۳     ۱۲٫۷     ۴٫۵     ۲٫۴     ۲٫۳     ۲٫۰     ۷٫۷     ۷٫۹     ۹٫۷     Σ     ۹۶٫۴
دما    
۵٫۱
-۴٫۷
   
۷٫۶
-۲٫۹
   
۱۳٫۷
۱٫۷
   
۲۰٫۰
۶٫۴
   
۲۵٫۹
۱۰٫۶
   
۳۲٫۲
۱۴٫۶
   
۳۵٫۶
۱۷٫۷
   
۳۴٫۶
۱۶٫۹
   
۳۰٫۹
۱۲٫۹
   
۲۳٫۱
۷٫۸
   
۱۵٫۴
۲٫۹
   
۸٫۱
-۱٫۹
ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر
بارش     ۴۴٫۵
    ۴۰٫۸
    ۵۲٫۱
    ۴۱٫۰
    ۳۴٫۵
    ۵٫۹
    ۱٫۲
    ۱٫۹
    ۰٫۸
    ۲۱٫۷
    ۲۱٫۸
    ۴۴٫۰
      ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر


منبع: سرویس اطلاعاتی آب‌ و ‌هوای جهان[۲۹]
زمین‌شناسی
زمین‌لرزه

استان قزوین همواره یکی از مناطق لرزه خیز کشور بوده است و زلزله های بسیاری تا کنون در آن رخ داده است. در شب پنجم رمضان ۵۱۳ ه .ق زلزله شدیدى در قزوین رخ داد که آسیب‏هاى گسترده به شهر وارد کرد و نزدیک به نیمى از شهر ویران شد و بسیارى از افراد کشته شدند. در سال ۵۷۲ ه .ق زمین لرزه‏اى در دامنه‏هاى جنوبى البرز تا آن سوى رى به وقوع پیوست. در این زلزله قزوین و رى دستخوش ویرانى شدید شد و افراد زیادى در آن حادثه کشته شدند. در زلزله سال ۱۰۴۹ ه .ق در قزوین نزدیک به ۱۲۰۰۰ نفر کشته شدند از فاجعه آمیزترین زلزله‏هاى دوران معاصر مى‏توان از زلزله بوئین زهرا در سال ۱۳۴۱ ه .ش یاد کرده که در آن ۹۱ روستا به کلى ویران شد و بیش از ۳۰۰ روستا آسیب دید و ۱۲۲۰۰ تن کشته شدند.[۳۰]
‌تقسیمات‌کشوری‌
ساختار شهری
انجمن اسلامی شهر قزوین
زین اسب - متعلق به اولین شهردار قزوین - موزه مردمشناسی حمام قجر

انجمن اسلامی شهر قزوین، انجمنی است ساخته از ۹ نماینده[۳۱] که بر طبق قانون شوراها مسئول اداره شهر قزوین است.[۳۲] مهم‌ترین وظایف شورا انتخاب شهردار به مدت چهار سال، نظارت بر عملکرد شهرداری و در صورت لزوم برکناری شهردار، تصویب طرح‌های لازم برای رفاه بیش‌تر شهروندان و نظارت بر اجرای آن‌ها، تصویب بودجه سالانه شهرداری، تصویب اساسنامه موسسات و شرکت‌های وابسته به شهرداری هستند.[۳۳]

نخستین بلدیه یا شهرداری قزوین در اسفند سال ۱۳۰۶ هجری قمری تاسیس گردید. شهرداری قزوین مانند دیگر شهرداری‌های ایران سازمانی غیردولتی است. نخستین شهردار شهر قزوین میرزا حسین شهیدی(صدرالعلما) بوده است.[۳۴]
شهرداری قزوین
نوشتار(های) وابسته: عمارت شهرداری قزوین
لوگوی شهرداری قزوین

اولین بلدیه یا شهرداری قزوین در سال ۱۲۸۵ تاسیس گردید. شهرداری قزوین مانند دیگر شهرداری‌های ایران سازمانی غیردولتی است و وظیفه آن اداره شهر قزوین می‌باشد.[۳۵]

با انتخاب خواجه نوری به عنوان فرماندار قزوین در سال ۱۲۹۸ هجری شمسی، سید کاظم سرکشیک زاده به قزوین فرا خوانده می‌شود و کار سازمان دهی بلدیه قزوین به او واگذار می‌گردد، وی سازمان مرتبی را با شعبه‌هایی چند و تعیین بودجه مشخص برای بلدیه قزوین ایجاد می‌کند. از آنجا که بلدیه آن روز جز دریافت عوارض دروازه‌ها (نواقلی) محل درآمد دیگری نداشت فقط می‌توانست حقوق کارمندان خود را تامین کند و اقدامی در زمینه آبادانی و پاکیزگی شهر انجام نمی‌دادند.

پس از به سلطنت رسیدن رضا شاه و برگزیده شدن بوذر جمهری به سمت کفالت شهرداری تهران وانجام فعالیتهای گسترده در سطح شهر تهران، شرایط قزوین که با تهران فاصله اندکی داشت بیشتر به چشم می‌آید و از این رو روزنامه‌های محلی و شخصیت‌های موثر شهر و وکلای برای جلب توجه دستگاه حکومت و شخص رضا شاه به مشکلات شهر قزوین و ایجاد یک بلدیه فعال دست به یک رشته فعالیتهای چشم‌گیر می‌زنند که از آن‌ها می‌توان به فوق العاده (روزنامه) رعد در قزوین به تاریخ ۲ مهر ۱۳۰۶ خورشیدی اشاره نمود. این فوق العاده به مناسبت سفر رضا شاه به همراه ولیعهد به قزوین و عبور از آن شهر انتشار یافت و وظیفه آن نقل مشکلات مردم شهر قزوین بوده‌است.[۳۶]

آخرین شهردار قزوین محمود کمالی بود که طی استعفاء وی هم اکنون مسعود نصرتی به جای او شهردار قزوین می‌باشد.[۳۷]
زیرساخت‌های اولیه شهر

شهر قزوین از جمله شهرهایی است که همیشه با کمبود آب مواجه بوده است و حتی ناصرخسرو در سفرنامه خود به آن اشاره کرده است. در قرن پنجم هجری قمری خیرین اقدام به حفر قناتی برای تأمین آب شهر کردند، اما چون در تابستان میزان آب قنات کافی نبود، مردم شهر اقدام به ساخت ده‌ها آب‌انبار کردند. به علت تعدد آب‌انبار، قزوین به «شهر آب‌انبارها» شهرت یافته است.[۳۸]
نیروگاه بخار و سیکل ترکیبی شهید رجایی در بیرون از قزوین

این نیروگاه در آزادراه قزوین به تهران ساخته شده‌است. نیروگاه برق شهید رجایی دارای دو سیکل مجزای بخار و ترکیبی می‌باشد که مجموعا ۲۰۴۰ مگاوات تولید برق دارد؛ که این میزان، ۸ درصد برق مصرفی در کشور می‌باشد. سوخت مورد استفاده در این نیروگاه مازوت و گاز طبیعی است.[۳۹]
گستره شهری
نقشه مجموعه شهری بزرگ قزوین
مراکز تفریحی

قزوین دارای شهربازی‌های متعدد است. که از جمله مهم تری آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    شهربازی دالفک
    شهربازی دهخدا
    سهربازی الغدیر
    قلعه سحر آمیز


|تصویر =
مقبره شهدای گمنام بوستان باراجین
فروشگاه ها و مراکز خرید
مراکز درمانی

شهر قزوین دارای مراکز درمانی متعدد و چندین بیمارستان تخصصى و فوق تخصصى می باشد. از جمله بیمارستان های شهر می توان به بیمارستان بوعلی سینا، بیمارستان شهید رجایی، بیمارستان ذکریای رازی، بیمارستان کوثر(زنان و زایمان)، بیمارستان قدس(کودکان)، بیمارستان تخصصی پاستور، بیمارستان دهخدا، مرکز جراحی پارس، بیمارستان ولایت، بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی مهرگان، بیمارستان ۵۵۳ ارتش و بیمارستان روانی ۲۲ بهمن می توان اشاره کرد.[۴۰] همچنین نخستین مرکز درمان ناباروری از راه دور کشور در شهر قزوین مشغول به فعالیت می باشد که هزینه های درمان ناباروری در این مرکز نسبت به سایر مراکز بسیار پایین می باشد[۴۱]
فضای سبز
باغستان های سنتی - جنوب شهر قزوین

به گواهی عبدی بیگ شیرازی و همچنین واعظ قزوینی ، شهر قزوین از باغستان های سرسبزی تشکیل شده بود که گرداگرد شهر را فرا می گرفت ؛ درختان انگور ، پسته و بادام که صفا و طراوتشان شهر را پر کرده و سایه سار دلکششان موجب آسودگی مردم شده بود.
ولی متاسفانه با توسعه ناموزون شهری لطمه جبران ناپذیری به فضای سبز تاریخی قزوین زده شد؛ با این وجود باز هم می توان آثار خرمی و سرسبزی را در باغستان های ۱۴۰۰ ساله پیرامون شهر مشاهده کرد. از جمله باغستان های سنتی قزوین که امروزه تبدیل به پارک و بوستان شده است . باغ تاریخی حکم آباد ( پارک ملت ) است. سبزیکار آقا جمالی و یا حکم آباد از تفرجگاه های سنتی مردم قزوین است. از دیگر باغستان های برجای مانده می توان به باغ تاریخی مصلای قزوین اشاره کرد که در بیرون شهر بوده و هر ساله در مراسم سنتی پنجاه بدر میزبان اهالی قزوین است. بوستان دهخدا نیز در باغستان سنتی " ماریان " ساخته شده است .[۴۲]ضمنا سرانه فضای سبز در قزوین ۱۱٫۱۴ متر به ازای هر نفر است.
نمایشگاه بین المللی
نوشتار اصلی: نمایشگاه بین المللی قزوین
نمایشگاه بین المللی قزوین

نمایشگاه بین المللی قزوین فعالیت خود را از سال ۱۳۷۸ آغاز کرد. این نمایشگاه ضمن دارا بودن استانداردهای بین المللی در سطوح مختلف در دو سالن سرپوشیده به مساحت ۳۶۰۰ متر مربع احداث شده است. نمایشگاه بین المللی قزوین هم اکنون دارای سالن کنفرانس، بیش از ۲۰۰۰ متر مربع فضای مفید نمایشگاهی، نمازخانه خواهران و برادران، اتاق رادیو و پارکینگ داخلی با ظرفیت ۱۰۰۰ خودرو می‌باشد.[۴۳]
کیفیت زندگی و هزینه های شهری

به دلیل وجود شهرکهای صنعتی متعدد در اطراف قزوین و مهاجرت از سایر استانها برای یافتن شغلی مناسب و زندگی بهتر و همچنین گسترش مراکز دانشگاهی و آموزشی، شهر قزوین همواره یکی از شهرهای گران در زمینه مسکن بوده است؛ به طورى که پس از سال۱۳۹۱ قزوین از نظر گرانی مسکن و زمین وهزینه هاى زندگى پس از تهران در جایگاه دوم کشور قرار گرفت[۴۴]
مجموعه شهری قزوین

با تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری، مجموعه شهری قزوین به عنوان ششمین مجموعه شهری بزرگ کشور پس از مجموعه های تهران، مشهد، تبریز، اصفهان و شیراز می باشد. این مجموعه شهری شامل شهر قزوین و شهرها، شهرک ها و نواحی شهری اطراف آن است که جمعیتی در حدود ۷۵۰-۸۰۰ هزار نفر را در خود جای داده است. وسعت این مجموعه ۱۴۲۳ کیلومتر مربع ( دو برابر مساحت شهر تهران ) است.[۴۵][۴۶]
مردم‌شناسی
زبان
نوشتار اصلی: لهجه قزوینی

زبان رایج مردم شهر قزوین فارسی با لهجه خاص قزوینی می‌باشد.[۴][۵][۴۷]. در سفرنامه ادوارد براون به نام "یک سال در میان ایرانیان"(۱۸۸۷-۱۸۸۸) زبان غالب مردم قزوین نیز فارسی ذکر شده‌است.[۴۸]

مردم قدیمی قزوین به فارسی با لهجه و گویش ویژه قزوینی سخن می‌گویند که مبنی بر گشایشه‌گرایی در انتهای الفاظ است و به فارسی نوشتاری نزدیک است. در واقع گویش مردم این شهر گونه‌ای از پارسی اصیل و باستانی ایران است و معمولاً بدون شکستن الفاظ. گویش اصلی مردم شهر قزوین فارسی با لهجه مخصوص قزوینی است اما گویش بسیاری از[نیازمند منبع] روستاهای قزوین ترکی ، تاتی و کردی است.
جامه

مردم قزوین در گذشته بر اساس موقعیت اجتماعی خود پوشش متفاوتی داشته‌اند اما امروزه زنان و مردان قزوینی دیگر به ندرت از پوشاک و لباس‌های رسمی و سنتی خود استفاده می‌کنند، لباس‌های رسمی قزوینیان در گذشته بدین شرح بوده‌است:

    مردان

برای متمایز بودن افراد اعیان از قشر کم در آمد، کلاه‌های متفاوتی بر سر می‌گذاشتند، پیراهن‌ها معمولاً به رنگ سفید و ساده و دکمه یقه آن بر شانه چپ بسته می‌شد و در میان سینه چپ، از شانه تا زیر سینه، چاکی داشت. پس از آن پیراهن‌هایی با یقه‌های بلند به نام یقه «قزاقی» متداول شد و سپس یقه «ملایی» جای آن را گرفت. دیگر تن پوش مردان قزوینی «ارخالق» نام داشت که ارخالق پیراهن جلو باز بسیار بلندی بود که تا انتهای پا می‌رسید و در ناحیه کمرتنگ و دامن آن بسیار گشاد بود و در دو پهلو، دو چاک بلند تا کمر داشت. همچنین شلوار قشر کم در آمد از جنس کرباس و به رنگ آبی یا مشکی بوده‌است که کمر آن‌ها با نخ‌های پنبه‌ای سفت می‌شده و بلند و گشاد بوده‌اند، ولی افراد ثروتمند از شلوارهای دکمه دار استفاده می‌کردند. پاپوش مردان قزوین گیوه‌های به نام جوراب و آجیده بوده‌است ولی افراد اعیان از گیوه‌های مرغوب و بهتری به نام ملکی استفاده می‌کردند.

    زنان

زنان قزوینی زیر پیراهن خود شلیته می‌پوشیدند. به طوری که شلیته به اندازه یک وجب و یا حتی کمتر از دامن آن‌ها بیرون می‌آمد. جنس پارچه آن اغلب ململ، چیت و کرباس بود و به شکل‌ها و رنگ‌های گوناگونی ساخته می‌شد. جوانان اغلب روی شلیته‌های خود را با نخ‌های رنگی گلدوزی می‌کردند. شلیته گلدار جوانان دارای سجاف پهن بود. برخی دیگر از شلیته‌ها به جای سجاف لیفه داشت. شلیته لیفه دار از پارچه ضخیم و سنگین مانند مخمل، ترمه، تافنه ابریشمی و.. ساخته می‌شد. معمولاً قسمت پایین شلیته را با دست دوخته و آن را به حالت تزیینی در می‌آوردند که به آن دالبر و دندان موشی می‌گفتند.

در حدود صد سال پیش در زنان اعیان از یل یا نیم تنه قزوینی استفاده می‌کردند که از پارچه ترمه با آستری از پارچه تافته کرم رنگ تهیه می‌شد. در قسمت جلوی آن، هجده دکمه فلزی پی در پی می‌دوختند. زنان در زیر شلیته‌های خود شلوارهای مشکی می‌پوشیدند، دمپای این شلوارها تنگ و بالای آن گشاد بود و آن‌ها را با بند تنبان می‌بستند.

پاپوش زنان نیز بر اساس وضعیت مالی انواع مختلفی داشته‌است. اصولا اقشار کم در آمد از گیوه‌های ظریف استفاده می‌کردند و زنان اعیان نیز از کفش‌های چرمی مدل روز استفاده می‌کردند.[۴۹]
غذاها و شیرینی‌های سنتی
قیمه نثار معروف ترین غذای سنتی قزوین

استان قزوین نیز مانند سایر استان های کشور دارای انواع غذاهای سنتی است که برخی از آنها در مناسبت های ویژه و تعداد بسیاری نیز به شکل عادی در طی سال تهیه می شود.برخی از انواع غذاهای سنتی قزوین عبارتند از:قیمه نثار، شیرین پلو و کوکوی شیرین ، آش دوغ (قزوین) ، آش دندان کشه ، یتیم چه، ماش پیازو ، اشکنه ، دیماج [۵۰] و کاله‌جوش نام برد.[۵۱]
مجموعه ای از شیرینی های سنتی قزوین


متداول ترین شیرینی‌های استان عبارتند از:باقلوای لوزی، نان برنجی، نان نخودی، نان قندی، باقلوای پیچ،نان بادامی، نان گردویی، پادرازی، نان نازک، نان چرخی، نان چای، اتابکی،ولی عهدی، حاج کریمی[۵۲]

در قزوین انواع اقسام نان پخت می شود که شهرت بسیاری دارد؛ در بین نان های قزوین ، نان لواش تنوری که به صورت گرد و بزرگ طبخ می شود دارای کیفیت و طعم مطبوعی می باشد که موجب شهرت آن شده است .[۵۳] قاق یکی دیگر از نان های سنتی قزوین است که خشک و شیرین بوده و با چای سِرو می شود .[۵۴] از دیگر نان های سنتی قزوین می توان به شیرمال و زنجبیلی اشاره کرد ، که کم شیرین بوده و همراه با عصرانه و چای خورده می شود.
فرهنگ و هنر
قزوین پایتخت خوشنویسی ایران
دوسالانه خوشنویسی، کاروانسرای سعدالسلطنه
موزه دائمی خوشنویسی، کاخ چهل ستون قزوین

قزوین از دیرباز مهد پرورش بزرگان خوشنویسی کشور بوده‌است. اساتیدی همچون میرعماد حسنی (استاد بزرگ خط نستعلیق)، میرزا محمد حسین عماد الکتاب قزوینی،میرزا محمد علی خیارجی قزوینی (اولین خوشنویسی که بسم الله را به صورت مرغ طغرا ترسیم کرد)، عبدالمجید طالقانی و ملک محمد قزوینی. از دیگر خوشنویسان به نام قزوین می‌توان به گوهرشاد حسنی سیفی، میرابراهیم قزوینی، میرمحمد امین حسنی سیفی قزوینی و یحیی قزوینی اشاره کرد.[۵۵]

به این سبب شهر قزوین از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شوای عالی فرهنگ به عنوان «پایتخت خوشنویسی ایران» لقب داده شده‌است. و به غیر از موزه دائمی خوشنویسی قزوین که در محل کاخ چهل‌ستون قزوین برقرار است، هر ساله رویدادهای بزرگ خوشنویسی مانند: برگزاری دوسالانه خوشنویسی ایران (با حضور اساتیدی از سراسر جهان)، برگزای جشنواره خوشنویسی آیات قرآنی، جشنواره خوشنویسی غدیر و... در این شهر به وقوع می‌پیوندد.[۵۶]
روز قزوین
المان روز قزوین
نوشتار اصلی: روز قزوین

۹ شهریور ماه سالروز انتخاب قزوین به عنوان پایتخت از سوی شاه تهماسب صفوی است. با تصویب شورای شهر قزوین این روز از تقویم با عنوان روز قزوین انتخاب شده‌است. و همایش قزوین با حضور سفیرانی که در زمان صفوی در این شهر حضور داشتند برگزار می‌شود. در این روز بازدید از موزهها و اماکن سیاحتی رایگان بوده و نیز تورهای رایگان برای بازدید و گشت گزار در شهر از طرف شهرداری برگزار می‌شود. نمایشگاه خوشنویسی، جشنواره موسیقی، نمایشهای محلی، سینمای تابستانه و نمایشگاه صنایع دستی را می توان از شاخص ترین مراسم‌های روز قزوین برشمرد.[۵۷]


پنجاه بدر
نوشتار اصلی: پنجاه بدر

پنجاه بدر آیین سنتی و قدیمی مخصوص مردم این شهر است که به پاس بارش های بهاری ، پنجاهمین روز سال یا فصل بهار را در طبیعت سپری می کنند.
جشنواره ملی بازی و اسباب بازی

جشنواره ملی بازی و اسباب بازی به همت سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری قزوین و همه ساله همزمان با عید نوروز در قزوین برگزار می شود؛ در این جشنواره که با شعار کودکان دیروز ، امروز ، فردا کار خود را آغاز کرده است ، تولیدات اسباب بازی در گذشته و حال به نمایش گذاشته می شود . این جشنواره هر سال در محل کاروانسرای سعدالسلطنه برگزار می گردد؛ و هنرمندان عروسک ساز از سراسر کشور در آن شرکت می کنند. علاوه بر این بیش ۳۰۰ نوع اسباب بازی قدیمی توسط شهرداری قزوین جمع آوری شده که همزمان با جشنواره در موزه اسباب بازی واقع در همین مکان به نمایش گذاشته می شود . [۵۸] [۵۹] [۶۰]
قزوین از زبان بزرگان

    محمد پیامبر

قزوین باب من الابواب الجنه ( قزوین دری از در های بهشت است )

    عارف قزوینی

عارف قزوینی
ز تاریخ قزوین، بسی داستان         شنیدم من از دوره باستان
به دوران تهماسب شد پایتخت         ازین رو بدین شهر رو کرد بخت
چو عباس شد پادشه، این دیار         شد آبادی و رونقش بی شمار
درین پایتخت از دیاران دور         بسی داشتند از سفیران حضور
فزون داشت این شهر جاه و جلال         همه چیز بودش به حد کمال

    ناصر خسرو

باغستان بسیار داشت ؛بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات و قزوین را شهری نیکو دیدم باروی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازار های خوب

    عبدی بیگ شیرازی
    واعظ قزوینی

مشاهیر قزوین
نوشتار(های) وابسته: افراد سرشناس استان قزوین
علامه علی اکبر دهخدا
علامه محمد قزوینی

خطه قزوین تا کنون مهد پرورش بزرگان علم و ادب و خوشنویسی بسیار بوده که با خلق آثار و اقدامات ارزشمند خود گام موثری در پیشبرد فرهنگ ایران داشته اند. بزرگانی همچون علامه علی‌اکبر دهخدا ،عارف قزوینی ،عبید زاکانی ،حمدالله مستوفی ،میرعماد حسنی قزوینی ،نسیم شمال ،محمد قزوینی ،عمادالکتاب،عبدالمجید طالقانی ،شهید عباس بابایی،محمدعلی رجایی ،زکریای قزوینی ،غلامحسین لطفی ، منوچهر نوذری، قمرالملوک وزیری ،ابوالحسن اقبال‌آذر، جواد مجابی، محمد دبیرسیاقی ، بهاالدین خرمشاهی و بسیاری دیگر که با اقدامات خود فرهنگ ایران را تعالی بخشیدند . [۶۱]
آداب و رسوم

از آیین‌ها و جشن‌های ایرانی و رایج درگستره جشن نوروز، نوروز خوانی، چهارشنبه سوری، سیزده بدر، جشن انار، جشن فندق، جشن تیرگان، پنجاه بدر، کوسه گلین، چمچه خاتون و... را نام برد. همچنین بازی‌های «چوب جنگ»، «کشتی پهلو به پهلو» و «الک دولک» از بازی‌های مرسومگستره به شمار می‌روند.وبازی کله کله که یک بازی جایی در رودبار شهرستان می‌باشد ودر روز سیزده بدر بازی می‌کنند

    پنجاه بدر
    سوم امام
    تعزیه

صنایع دستی
نوشتار اصلی: صنایع دستی قزوین

و
نوشتار اصلی: قالی قزوین

از هنرهای سنتی و صنایع دستی این سرزمین می‌توان در ابتدا به نقاشی و تذهیب، نقاشی پشت شیشه، نم نم دوزی، گلابتون دوزی، پن بافی (نوار بافی)، فرش بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، گیوه دوزی، آینه سازی، قفل سازی، و منبت کاری اشاره نمود. همچنین در موسیقی، این شهر نوابغی همچون ابوالحسن اقبال آذر، عارف قزوینی، قمرالملوک وزیری و را به دیار ایران زمین هدیه کرده‌است.
فرش اصیل قزوین - بافته شده در کارخانه اعتماد - سال بافته شدن قبل از 1305 هجری قمری
خوشنویسی
نوشتار اصلی: خوشنویسی در قزوین
نمونه‌ای از خط میرعماد بزرگترین نستعلیق نویس همه اعصار

قزوین از دیرباز مهد پرورش بزرگان خوشنویسی کشور بوده‌است. اساتیدی همچون میرعماد حسنی (استاد بزرگ خط نستعلیق)، میرزا محمد حسین عماد الکتاب قزوینی،میرزا محمد علی خیارجی قزوینی (اولین خوشنویسی که بسم الله را به صورت مرغ طغرا ترسیم کرد)، عبدالمجید طالقانی و ملک محمد قزوینی. از دیگر خوشنویسان به نام قزوین می‌توان به گوهرشاد حسنی سیفی، میرابراهیم قزوینی، میرمحمد امین حسنی سیفی قزوینی و یحیی قزوینی اشاره کرد.[۶۲]

به این سبب شهر قزوین از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شوای عالی فرهنگ به عنوان پایتخت خوشنویسی ایران لقب داده شده‌است. و به غیر از موزه دائمی خوشنویسی قزوین که در محل کاخ چهل‌ستون قزوین برقرار است، هر ساله رویدادهای بزرگ خوشنویسی مانند: برگزاری دوسالانه خوشنویسی ایران (با حضور اساتیدی از سراسر جهان)، برگزای جشنواره خوشنویسی آیات قرآنی، جشنواره خوشنویسی غدیر و... در این شهر به وقوع می‌پیوندد.[۶۳]
موسیقی
نوشتار اصلی: موسیقی قزوین
چنگ قزوین - متعلق به دوره صفوی - موزه مردمشناسی حمام قجر

موسیقی رایج در شهر قزوین تفاوت چندانی با موسیقی دستگاهی ایران ندارد. در گذشته، این آوازها و دستگاه‌ها در مکتب‌های متفاوت از جمله «مکتب خراسان»، «مکتب تهران» و... اجرا می‌شد. در آن زمان، مکتب دیگری تحت عنوان «مکتب قزوین» وجود داشت که امروزه فراموش شده است. این مکتب تا اواخر دوران قاجاریه رایج بود.
نگارگری مکتب قزوین
ملکه صبا، نمونه‌ای از نگارگری مکتب قزوین
نوشتار اصلی: مکتب قزوین

مکتب قزوین از مکاتب دیگر نگارگری جدا بوده و سبک و سیاق مختص خود را دارد، از ویژگی‌های این مکتب می‌توان به ترسیم اندام ظریف جوانان، درویشان و کشاورزان و نیز ترسیم چهره‌ها به صورت سه رخ اشاره کرد؛ به گونه‌ای که ترسیم چهره‌ها به صورت تمام رخ ابداً در کار نقاشان سبک قزوین دیده نمی‌شود و نیز هیچ انسانی از پشت سر تصویر نشده‌است. سوژه‌ها بیشتر از میان افراد عادی برگزیده شده و لباس‌های فاخر در نگارگری‌ها دیده نمی‌شود و جامه زنان و مردان چندان تفاوتی در نگاره‌ها ندارد.
از آثار فاخر این مکتب می‌توان به معراج رسول (۹۶۵ ه. ق)، هفت اورنگ جامی و شاهنامه قوام ابن محمد شیرازی اشاره کرد. و نیز از جمله مشاهیر نگارگری در قزوین باید، استاد محمد قزوینی، صادق بیگ افشار، مولانا میرمصور، مولانا شیخ محمد، کاوس نقاش، عبدالحمید نقاش و رضا طالقانی ملقب به ضیع همایون را نام برد.[۶۴]
فرهنگسراها و کتاب خانه ها

شهر قزوین دارای فرهنگسرا و خانه های فرهنگی متعددی است که از جمله شاخص ترین آن ها می توان به فرهنگسرای شهید رجایی ( تاسیس ۱۳۷۹ )، فرهنگسرای بانو زهرا[۶۵] ، خانه فرهنگ میرداماد ، خانه فرهنگ محمدیه ، خانه فرهنگ شهید نواب صفوی و خانه فرهنگ پردیس اشاره کرد. [۶۶]

کتابخانه امام خمینی قزوین: این کتابخانه دارای ۱۸٫۰۰۰ جلد نسک است و در شهریور ماه سال ۱۳۷۸ ساخته شد. همچنین این نسکخانه دارای سالن انتظار و سالن اجتماعات و بخشی با نام تازه‌های کتاب است که درآن جدیدترین کتاب های چاپ شده به مدت دو هفته در معرض دید علاقمندان قرار می‌گیرد.

کتابخانه عارف قزوینی:این کتابخانه در سال ۱۳۵۶ تاسیس شد و بیش از ۲۱٫۰۰۰ هزار جلد کتاب در موضوعات و عننخستن مختلف داراست و علاوه بر کتابخانه دارای سالن اجتماعات و نگارخانه‌ای به همین نام نیز هست.

کتابخانه علامه رفیعی:کهنترین کتابخانه قزوین می‌باشد که در سا ۱۳۴۲ بنا شده و به نام کتابخانه مادر و مرجع دیگر کتابخانه های شهر شامل ۴۲٫۰۰۰ جلد کتاب است.[۶۷]
سینماها
نوشتار اصلی: سینما در قزوین

شهر قزوین به علت داشتن سینمای تابستانه در گراند هتل و نیز داشتن مهمانخانه سلطنتی از اولین شهرهای ایران است که فیلم در آن اکران شده است. بر اساس گفته تاریخ شناسان نخستین بار در سال ۱۳۰۷ در قزوین فیلم به نمایش در آمده است بعد از آن هم به سال ۱۳۰۸ مقابل مهمانخانه بزرگ قزوین. در این سال همچنین در مهمانخانه هتل پارس (معروف سینما مایاک) فیلم به روی پرده می‌رفت. در مدرسه ارامنه نیز گاهی فیلم نشان داده می‌شد که این محل را سینما پاته ذکر کرده اند. در سال ۱۳۱۰ اولین سالن سینما در قزوین در کنار گراند هتل بنام سینما تابستانه ایران ساخته شده است.[۶۸]
اقتصاد و صنعت

سابقه فعالیت اولین واحدهای صنعتی در قزوین به عصر صفوی باز می‌گردد؛ در دوره معاصر نیز با ساخته شدن اولین شهر صنعتی کشور (البرز) در سال ۱۳۴۶، قزوین جایگاه ویژه‌ای در بخش صنعتی کشور پیدا کرد.[۶۹] در حال حاضر استان قزوین با دارا بودن ۸ شهرک صنعتی به نام‌های البرز، لیا، کاسپین، آبیک، حیدریه، آراسنج، خرمدشت، حکیمیه،[۷۰] و دو شهرک در حال احداث به نام‌های قزوین۲ و شال و نیز ۳ ناحیه صنعتی به نام‌های نیکوییه، الموت و بویین زهرا،[۷۱] ضمن فعالیت بیش از ۸۰۰ شرکت صنعتی،[۷۲] این استان از قطب‌های اقتصادی کشور محسوب می‌شود. استان قزوین از نظر توسعه یافتگی صنعتی رتبه دوم را در سطح کشور دارد[۷۳]،همچنین بر اساس داده های مرکز آمار از نظر تعداد واحدهای صنعتی فعال در جایگاه چهارم کشور قرار گرفته است.[۷۴]
از جمله شاخص ترین واحدهای صنعتی در سطح قزوین می‌توان به تولی پرس، مهرام، سپهر الکتریک، کاچیران،[۷۵] لوازم خانگی پارس، شیشه لیا، آبگینه، آپاداناسرام، سرامیک البرز، کاشی پارس، واحدهای صنعتی هفت الماس، فولاد البرز، فولاد قزوین، فولاد تاکستان و شیشه قزوین اشاره کرد.[۷۶]
بورس

بورس منطقه‌ای استان قزوین از سال ۱۳۸۴ فعالیت خود را آغاز کرده و هم اکنون دارای ۱۶ کارگزاری فعال می‌باشد.[۷۷]
آموزش

استان قزوین با دارا بودن ۷۷٫۶۷% سواد در بین ۳۰ استان کشور از نظر سطح سواد در رتبه هفتم قرار دارد. و دراین استان شهر قزوین با داشتن بیشترین جمعیت، بیشترین میزان با سوادی را در خود جای داده‌است.[۷۸]
آموزش و پرورش

استان قزوین دارای ۲٫۲۰۹ مدرسه، در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه می‌باشد.[۷۹] شهر قزوین خود دارای دو منطقه آموزش و پرورش است.[۸۰] اولین مدرسه به سبک نوین در قزوین، مدرسه امید می‌باشد که در سال ۱۲۸۳ در شرق بنای عالی قاپو ساخته شد.
آموزش عالی

در حال حاضر جمعیت دانشجو در استان قزوین بیش از ۱۵۰‌هزار نفر است [۸۱] که بیشتر این دانشجویان در شهر قزوین و حومه آن مشغول به تحصیل می باشند. قزوین دارای چندین دانشگاه و تعداد زیادی موسسه آموزش عالی و غیر انتفاعی می باشد. از جمله مهمترین مراکز آموزش عالی این شهر، دانشگاه آزاد قزوین ،دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، دانشگاه علوم پزشکی قزوین،دانشگاه پیام نور مرکز قزوین، دانشکده فنی شهید بابایی، مرکز تربیت معلم شهید رجایی، موسسه آموزش عالی رجا، موسسه آموزش عالی غزالی و ..... می باشند. دانشگاه آزاد قزوین همچنین دانشگاه بین المللی امام خمینی ، از مراکز مهم آموزش عالی در کشور می باشند، که دارای امکانات بسیاری می باشند و دستاوردهای بسیاری را در سطح ملی و بین المللی کسب کرده اند.
آموزش دینی
ترابری
نوشتار اصلی: شبکه حمل و نقل قزوین
راه‌های ارتباطی
خیابان سپه، اولین خیابان ایران

شهر قزوین همواره در توسعه معابر پیشگام بوده است، به طوری که اولین خیابان ایران به نام خیابان سپه در زمان شاه طهماسب صفوی در مقابل دارالسلطنه و بنای عالی قاپو احداث گردید که تا مسجد جامع امتداد داشت. در دوره ناصری، سعدالسلطنه حاکم وقت، خیابان سپه را تا خیابان تهران قدیم امتداد داد و با رسیدن خط راه آهن به شهر بخشی از بنای کاروانسرای سعدالسلطنه را تخریب شد و این خیابان را تا ایستگاه راه آهن در جنوب شهر امتداد یافت.[۸۲]
پل ها و تقاطع ها

به منظور روانسازی ترافیک سنگین مرکز شهر و بهبود عبور و مرور شهری و پاسخگویی به نیاز مردم 46 تقاطع غیر هم سطح برای شهر پیش بینی شده که بتدریج آماده بهره برداری می شوند.[۸۳] تا کنون 12 پل و تقاطع غیر هم سطح در قزوین اجرایی شده است[۸۴] که از مهمترین آنها می توان به تقاطع غیر هم سطح شهید رجایی، پل کابلی امام علی(ع)، تقاطع غیر هم سطح نصر و سرداران اشاره کرد.
راه‌آهن

اولین خط راه‌آهن در ۱۸ اسفندماه ۱۳۱۸ به قزوین رسید و در ۲۷ همان ماه مورد بهره‌برداری قرار گرفت.[۸۵]
فرودگاه

شهر قزوین دارای یک فرودگاه مخصوص هواپیماهای سبک و خدمات وی‍ژه مانند تفریح و آموزش می‌باشد. شهرداری قزوین در راستای توسعه خطوط حمل و نقل این شهر، فرودگاه قزوین را خریداری کرده است. و در صدد است تا در راستای توسعه گردشگری این شهر ، فرودگاه فوق را توسعه داده و به فرودگاه مسافربری تبدیل نماید. در حال حاضر پرواز هواپیما های کوچک مسافربری ( مانند : فوکر ۱۰۰ ) در این فرودگاه امکان پذیر می باشد.[۸۶]
ترمینال
نمایی از ترمینال آزادگان

اولین ترمینال مسافربری قزوین در سال ۱۳۲۰ خورشیدی با نام سـرای غیـاث نظام تأسیس شد که بعدها به گاراژ «تهران‌سیر» معروف گـردید. این گاراژ قدیمی‌ترین گاراژ شهر بوده است. پس از آن ۴ دفتر مسافربری به نام‌های دفتر ایـران‌غرب، قزوین‌تـور، تهـران‌سیر و دفتر طهماسبی در قزوین تأسیس شد که وظیفه جابجایی مسافران را بر عهده داشتند. بعد از انقلاب دو دفتر طهماسبی و تهران سیر به ترمینال شهرداری واقع در میدان ولی‌عصر منتقل شدند و در مهرماه ۱۳۷۸ سازمان پایانه‌های مسافربری شهرداری قزوین تأسیس گردید.[۸۷]در حال حاضر شهر قزوین دارای دو ترمینال مسافربری در محورهای شرق و غرب می‌باشد. ترمینال آزادگان با مساحت ۲۷٫۹۶۶ مترمربع در محور شرق قرار دارد و ترمینال غرب قزوین به مساحت ۸٫۳۲۸ مترمربع در محور غرب فعالیت می‌کند.[۸۸]
اتوبوس‌رانی

سازمان اتوبوس‌رانی قزوین دارای سه بخش کلی سیستم اداری، توقف‌گاه و تعمیرگاه واقع در چهارراه ولی‌عصر و توقف‌گاه شهید‌رجایی است و روزانه ۱۶۵ هزار نفر توسط اتوبوس‌ها و ۱۳۰٫۰۰۰ نفر توسط مینی‌بوس‌های این سازمان در سطح شهر قزوین و حومه جابجا می‌شوند. همچنین در حال حاضر ۲۰ خط اتوبوس تحت پوشش سازمان اتوبوسرانی قزوین مشغول ارائه خدمات هستند که از این تعداد، ۱۵ خط درون شهری و ۵ خط نیز از مبدا شهر قزوین به شهرهای محمدیه، صنعتی و الوند، اقبالیه، محمودآباد، چوبیندر رفت و آمد می‌کنند. سازمان اتوبوس‌رانی قزوین در بحث بهره‌وری و فنی، استفاده بهینه و کامل از اتوبوس‌ها و امکانات، برنامه‌ریزی و ارائه خدمات مطلوب به شهروندان در سال ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ خورشیدی مقام اول را در کشور کسب کرد.[۸۹]
تاکسی‌رانی

سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسی‌رانی قزوین در شهریور ماه سال ۱۳۷۶ تشکیل شد. وظیفه این سازمان ساماندهی و کنترل تاکسی‌های شهر است.[۹۰]در حال حاضر بیش از 6000 تاکسی به مردم شهر قزوین خدمات ارائه می دهند.
دوچرخه

مردم قزوین از دیرباز دوچرخه را به عنوان وسیله حمل و نقل استفاده می کردند ، به طوری که اولین گواهینامه دوچرخه سواری در سال ۱۳۴۳ در این شهر صادر شد. هم چنین بر اساس پژوهش های انجام شده توسط وزارت کشور شهر قزوین به لحاظ شبکه معابر و شیب طولی خیابان ها برای دوچرخه سواری مناسب است. به همین دلیل شهرداری قزوین در حال ساخت دستگاه مکانیزه کرایه دوچرخه در سطح شهر می باشد.تا کنون شهرداری بیش از 50کیلومتر مسیر مخصوص دوچرخه سواری در سطح شهر ایجاد کرده است.
مترو

مترو قزوین به تهران در امتداد مترو تهران به کرج و هشتگرد قرار دارد. طول کل این خط از هشتگرد تا قزوین حدود ۷۰ کیلومتر بوده و در شهر های نظر آباد ، آبیک ، شهرک صنعتی کاسپین ، محمدیه و قزوین ایستگاه خواهد داشت . محل عبور مترو ضلع شمالی آزادراه خواهد بود . زیر سازی های پیش بینی شده برای این پروژه سرعت ۲۰۰ کیلومتر بوده ولی به علت ضریب اطمینان قطار ها با سرعت ۱۴۰ کیلومتر بر ساعت حرکت خواهند کرد. اعتبار کل پروژه ۵۰۰ میلیارد تومان است و یک شرکت چینی مسئول احداث آن می باشد. تا کنون ۲۰ میلیارد تومان به مطالعه و برنامه‌ریزی این خط از مترو هزینه شده و عملیات اجرایی آن از سال ۱۳۹۲ آغاز می شود. مدت انجام پروژه ۵ سال بوده و پیش بینی می شود در سال ۹۶ به بهره برداری برسد. [۹۱]
تراموا

ایجاد خط تراموا جهت کنترل ترافیک در محدوده‌ی خیابان امام خمینی به عنوان هسته‌ی مرکزی و تجاری شهر قزوین از برنامه‌های حوزه ترافیک شهرداری است.[۹۲]
اتوبوس تندرو

به منظور رفاه حال شهروندان و افزایش استفاده از اتوبوس در حمل ونقل عمومی برای آینده شهر سه خط BRT پیش بینی شده است که یک خط BRT از سبزه میدان به سمت شمال شهر تا اسماعیل آباد، یک خط دیگر از جنوب شرقی از مقابل ترمینال مرکزی آغاز شده و تا مینودر و کوثر است و خط BRT دیگر نیز از قسمت جنوب غربی و از میدان دفاع مقدس، خیابان شهید بابایی و متصل به دانشگاه آزاد می شود. [۹۳]
رسانه‌ها
نوشتارهای اصلی: شبکه قزوین و صدا و سیمای مرکز قزوین
صدا و سیمای مرکز قزوین
صدا

اولین فعالیت رادیویی در قزوین به سال‌های ۴۸ـ ۱۳۴۷ باز می‌گردد. این رادیو تحت عنوان (پیکار با بی‌سوادی) توسط ارتش یا اداره اطلاعات وقت نصب و راه‌اندازی شد که روزانه ۲ ساعت برنامه پخش می‌کرد و گلچینی بود از صحبت‌های شخصیت‌های اهل مطالعه و متدین شهر قزوین. بعد از ۲ سال فعالیت‌های آن به دلایل نامعلومی تعطیل شد و تا سال ۱۳۷۶ که رادیو محلی قزوین راه‌اندازی شد، این رادیو از برنامه‌های جعبه جادویی زنجان و تهران استفاده می‌کرد. به دنبال تصویب لایحه استان‌شدن قزوین از سوی مجلس شورای اسلامی (سال ۱۳۷۵)، در شهریور ۱۳۷۶ اداره کل صدا و سیمای مرکز قزوین فعالیت اداری خود را آغاز کرد و طی یک برنامه زمان‌بندی‌شده در ۱۳ آذر ۷۶، مصادف با ۳ شعبان خجسته میلاد امام‌حسین (ع)، رادیوشهری قزوین روی موج FM ردیف ۵/۱۰۳ مگاهرتز با تولید و پخش روزانه حدود ۳ ساعت برنامه فعالیت رادیویی خود را آغاز کرد. در ۲۸ آذر ۸۱ شبکه استانی صدا با پخش روزانه ۱۲ ساعت برنامه از اذان صبح تا ساعت ۱۹، آغاز به کار کرد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
سیما

اولین فعالیت سیما در قزوین مربوط به راه‌اندازی فرستنده تلویزیونی مرادتپه در نوروز ۱۳۵۶ است. این فرستنده برنامه‌های شبکه یک و ۲ سیما را برای شهرهای قزوین، تاکستان، آبیک و بوئین‌زهرا تحت پوشش قرار می‌داد. در ادامه این فعالیت‌ها در سال ۱۳۶۰ با شروع به کار دفتر خبری قزوین، فصل جدیدی در انعکاس اخبار و وقایع شهر قزوین و مناطق اطراف آغاز شد. این دفتر انعکاس اخبار و وقایع شهرهای کرج، قزوین و تاکستان را به عهده داشت تا اینکه کرج از محدوده فعالیت خبری قزوین جدا شد. در سال ۱۳۷۵ لایحه تاسیس استان قزوین در مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در شهریور ۱۳۷۶ با صدور حکمی از سوی آقای لاریجانی، آقای محمدحسین پیله‌وری به عنوان اولین مدیرکل صدا و سیمای مرکز قزوین فعالیت خود را آغاز کرد. در ۲۶ فروردین ۱۳۷۸ استودیوی دومنظوره پخش سیما و تولید صدا، فرستنده پرقدرت تلویزیونی شهیدبابایی (مرادتپه) و ساختمان اداری و مالی مرکز به مرحله بهره‌برداری رسیدند و روزانه به مدت ۱۵ دقیقه خبر سیمای استان پخش شد. در ۲۸ آذر ۱۳۸۱ شبکه محلی سیما که در روزهای جمعه از ساعت ۸ تا ۱۴ برنامه داشت، آغاز به کار کرد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

همچنین همزمان با سفر رهبر معظم انقلاب به استان قزوین در ۲۵/۹/۸۲ هزینه راه‌اندازی شبکه استانی سیمای مرکز قزوین در طرح‌ها و پروژه‌های مصوب سفر قرار گرفت و از ۱۰/۲/۸۳ عملیات اجرایی آن شروع شد و در ۱۳/۱۲/۸۴ همزمان با ولادت امام محمد باقر(ع) شبکه استانی سیمای مرکز قزوین آغاز به کار کرد.[۹۴]
نشریه‌ها

    هفته نامه مینودر [۹۵]
    روزنامه ولایت قزوین [۹۶]

گردشگری
جاذبه های تاریخی
مجموعه باغ صفوی
نوشتار اصلی: مجموعه باغ صفوی

مجموعه دولتخانه صفوی در مرکز شهر قزوین با مساحتی بالغ بر ۶ هکتار واقع شده است، دولتخانه صفوی و یا باغ فرهنگی قزوین از ساختمان عالی‌قاپو در شمال خیابان سپه آغاز شده و در انتها به محوطه عمارت چهلستون اتصال می‌یابد و در طول مسیر خود با گذشتن از چندین حیاط و محوطه باز، امکان بازدید از آثار و بقایای به‌جا مانده از دوره‌های مختلف (صفوی، افشاریه، زندیه و قاجاریه) همانند سردر عالی‌قاپو، باغ حیاط عالی‌قاپو، عمارت شهربانی، شترخان، گراند هتل قزوین، سینما گراندهتل ، پیغمبریه ، کاخ چهل‌ستون قزوین و موزه قزوین را فراهم می کند .[۹۷] هم اکنون این مجموعه در حال بازسازی بر اساس شواهد تاریخی و باغستان های سنتی قزوین است .نقشه باغستان زمان شاه تهماسب (معروف به باغ سعادت )از روی ابیات شاعر برجسته همان عصر عبدی بیگ شیرازی تبیین شده است .
عرصه این روضه ی عشرت مدار         تخته ی نردیست به نقش و نگار
گشته دو سطح متقاطع دو چار         چار خیابان ز دو سطح آشکار
فاصله ی نظم خیابان درو         دیده ی عقل آمده حیران درو
شکل خیابان ز یمین و یسار         حاشیه اش گشته بنقش و نگار
جوی ز هر سو شده زنجیره اش         دیده ادراک شده خیره اش
پهلوی هم عرعرو بید و چنار         سایه فکن بر گل نازک عذار
از در این روضه جنه نشان         تا بسر حوض خیابان کشان
راست رهی از پی کسب کمال         آمده از قبله بحد شمال
تا بسر حوض خطی مستقیم         کرده بعرضش خط دیگر دو نیم
گشته خیابان دگر زان عیان         ازحد مغرب سوی مشرق کشان
در وسط باغ به وضعی سعید         گشته یکی سطح مربع پدید
قایمه تاک سر افراخته         سایه به هر کنج وی انداخته

    عمارت چهلستون قزوین،موزه خوشنوسی؛ تنها کاخ باقی مانده از دوره شاه تهماسب

    سر درب عالی قاپو؛ ورودیه عمارت های زمان صفوی در قزوین

    عمارت شهربانی؛ مربوط به دوره قاجار

    مدرسه امید؛ اولین مدرسه آموزش نوین در قزوین

عمارت ها

قزوین به علت پایتختی در دوره صفویه و نیز حضور شاهزادگان و امیران در دوره های مختلف تاریخی دارای عمارت ها و کاخ های متعددی است. معروف ترین عمارت موجود در قزوین کاخ چهلستون می باشد که تنها کاخ بر جای مانده از کاخ های موجود زمان صفوی می باشد؛این کاخ در اصل اروشی خانه و محل پذیرایی از میهمانان پادشاه بوده است. [۹۸] از دیگر عمارت های موجود در قزوین باید به عمارت شهرداری اولین شهرداری ایران به سال ۱۳۰۶ اشاره کرد که توسط روس ها ساخته شده است .[۹۹] عمارت باغ سپهدار[۱۰۰] ، موزه کشاورزی کنونی [۱۰۱] ، عمارت سردار مفخم [۱۰۲] یا خانه فرهنگ امیر کبیر ، عمارت شهربانی و میمون‌قلعه که از کاخ های سلطنتی آل بویه است را می توان از شاخص ترین کاخ ها و عمارات موجود در قزوین دانست.

    عمارت سردار مفخم؛ خانه فرهنگ امیر کبیر

    عمارت باغ سپهدار ؛ موزه کشاورزی

    عمارت شهربانی

    عمارت چهل‌ستون

خانه های تاریخی

    خانه و حسینیه امینی‌ها
    خانه ی حاج تقی
    خانه سید حسین بهشتی
    خانه سید محمود بهشتی

دروازه‌های شهر
نوشتار اصلی: دروازه‌های قزوین

شهر قزوین در گذشته هشت دروازه داشت که به نام‌های دروازه رشت، دروازه باغ‌شاه، دروازه درب کوشک، دروازه تبریز، دروازه تهران قدیم، دروازه شیخ‌آباد، دروازه امام‌زاده حسین و دروازه خندقبار معروف بودند. امروزه از آن میان، تنها دو دروازه درب کوشک و تهران باقی مانده‌اند.[۱۰۳]
گرمابه ها
حمام قجر، موزه مردم شناسی قزوین

گرمابه های بسیاری در قزوین موجود است که از میان آن ها می توان حمام رضوی ،حمام قجر ،حمام دودر ،حمام سیدیان ،حمام میرزا کریم،حمام حاجی محمد رحیم( صفا )،حمام بلور ،حمام راه ری ،حمام داروغه ،حمام آخوند قزوین ،حمام پیر حصار،حمام بایندر کوچه ،حمام قوشه،حمام سعدیه،حمام حاج بیگلر و … را نام برد که همگی آن ها با معماری و تزیینات متفاوت و ارزشمند از نقاط دیدنی شهر قزوین محسوب می شوند .[۱۰۴]
آب انبار ها

قزوین را باید به یک اعتبار،شهر آب انبارها بدانیم . ساخت و وقف بیش از یکصد بنای ویژه و پر هزینه برای انباشت و ذخیره آب در شهری که از دیر باز به کم آبی شهره بوده – افزون بر هزاران واحد آب انبار خانگی – نشان از همت بلند مردم نیکو کار قزوین دارد . زمان آبگیری آنها – که معمولا در چله زمستان صورت می گرفت – علاوه بر رعایت بهداشت در حد ممکن ، بهره برداران را از مصرف یخ در تابستان بی نیاز می کرد.[۱۰۴] آب انبار های بسیاری در قزوین موجود است که از میان آن ها می توان به آب انبار حکیم،آب انبار زنانه بازار،آب انبار سردار کوچک،آب انبار سردار بزرگ،آب انبار حاج کاظم ،آب انبار مسجد جامع (خیابان)،آب انبار ملاوردی خان ، آب انبار آقا ، آب انبار حکیم ، آب انبار شیشه گر ، آب انبار پنجه علی ، آب انبار حاج کریم ، آب انبار حاجی بابا ، آب انبار زرگره کوچه و ... اشاره کرد.
بازارها و سرا ها

کاروان‌سرای سعدالسلطنه با مساحت ۲۶ هزار متر مربع از کامل ترین و وسیع ترین سرا های سنتی ایران محسوب می شود. این بنای تاریخی در مجموعه بازار تاریخی قزوین قرار گرفته است و در دوره ناصر الدین شاه قاجار و به دستور باقر خان سعدالسلطنه ( سعدیه ) بنا شده است . در کتیبه این بنا ذکر شده "خدایگان کرم سعدالسلطنه عادل، بنا نهاد به قزوین سرای سعدیه " . این کاروان سرا به صورت چهار ضلعی ساخته شده و چهار ایوان در چهار ضلع حیاط دار آن که طاق نمای ایوان ها دارای آجرکاری و سقف داخلی ایوان ها دارای تزیین و مقرنس کاری است. این کاروان سرا یاد آور رونق نسبی تجارت بخش خصوصی ایران در عهد قاجاریه با اروپا از طریق روسیه می باشد؛ و با توجه به وسعت این کاروانسرا یکی از مهم ترین مراکز تجاری در زمان قاجار و محل تبادل کالا های تجار در داخل کشور بوده است . ورودی اصلی کاروانسرای سعدالسلطنه در خیابان امام خمینی(ره) قزوین دارای هشتی زیبایی در ورودی بنا بوده،که خیابان را به حیاط اصلی مجموعه متصل می کند . این مجموعه ارزشمند در ردیف ۳۸ بنا های منتخب میراث فرهنگی کشور جای گرفته است. مهم ترین و با ارزش ترین بخش های این کاروانسرا عبارتند از : سرای نگارالسلطنه،سرای سعدیه، چهارسوق بزرگ و کوچک ، حیاط قهرمانی ،راسته وزیر ، سرای بهشتی و شتر خان . متن اصلی مقاله از هفته نامه هتلداری و صنایع وابسته اخذ شده است.[۱۰۵]

    چهارسوق کوچک

    سرای قیصریه

    سرای وزیر

    کاروانسرای محمدآباد
    بازار قزوین

مدرسه ها

    مسجد و مدرسه صالحیه
    مسجد و مدرسه شیخ الاسلام
    مدرسه التفاتیه
    مدرسه امید

آرامگاه ها

    آرامگاه حمدالله مستوفی
    آرامگاه شهید ثالث
    برج باراجین
    مقبره سلطان ویس

کلیساها
نمایی از کلیسای کانتور

    کلیسای کانتور
    کلیسای رفیع

جاذبه های طبیعی

    قله مردمی
    ایوان سنگی نیاق
    منطقه باراجین
    آبشار ورچر
    آبگرم یله گنبد
    قله شجاع الدین
    قله سلطان ویس
    باغستان های سنتی قزوین
    کهنه باغستان

جاذبه های مذهبی
پیغمبریه آرامگاه چهار تن از پیامبران خدا[۱۰۶]
امامزاده شاهزاده حسین فرزند امام رضا(ع)[۱۰۷]

شهر قزوین از دیرباز میزبان قدوم پاک امامزادگان بسیاری بوده است ، که مزارشان امروزه زیارتگاه شیعیان است . گفته شده که امامزاده شاهزاده حسین(ع) فرزند دو ساله امام رضا(ع)بود که در سفر ایشان از مرو حین عبور از قزوین، در این شهر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. در زمان صفوی زینب بیگم دختر شاه تهماسب صفوی بنای باشکوهی برای شاهزاده حسین ساخت که تا امروز پا بر جاست.[۱۰۸] سلسله صفوی علاوه بر ساخت بنا بر مزار قدیمی شاهزاده حسین ، مزار آمنه خاتون، حلیمه خاتون و نیز بقعه پیغمبریه معروف به چهار انبیاء، مزار چهار تن از پیامبران به نام های سلام ، سلوم ، سلوهی و القیا را ساخت که تا به امروز نیز زیارتگاه عموم مردم است . از دیگر امام زاده های قزوین می توان به امامزاده اباذر،امامزاده اسماعیل،امامزاده علی قزوین ، امامزاده سلطان سید محمد و امامزاده باراچین اشاره کرد .[۱۰۹]
نمایی از رواق بیرونی مسجد النبی قزوین
نمایی از سردرب ورودی مسجد جامع قزوین

در گوشه گوشه قزوین مساجد تاریخی بسیاری وجود دارد که حاکی از باور های مذهبی مردم این خطه و نیز ذوق هنری آن ها می باشد. به طور مثال مسجد جامع قزوین که بر روی بقایای آتشکده بنا شده است یکی از زیبا ترین مساجد موجود می باشد که با دارا بودن طاق هارونی ، ایوان سلجوقی و معماری صفوی گنجینه ای با ارزش از معماری اعصار مختلف را به نمایش می گذارد. از دیگر مساجد تاریخی قزوین می توان به مسجد النبی ، مسجد حیدریه ، مسجد پنجه علی ، سنجیده مسجد ، مسجد سوخته چنار( که آرامگاه داودبن سلیمان غازی از یاران امام رضا (ع) را در خود جای داده است)، مسجد آقامیرعبدالصمد، مسجد آقا معصوم، مسجد شهید( که محراب شبستان زیرین آن محل ضربت خوردن شهید ثالث است)، مسجد خواجه شهدا، مسجد سبز، مسجد محمدیه ، مسجدلله (لعل)، مسجد راه چمن، مسجد احمدیه، مسجد مقبره اشاره کرد . [۱۱۰]
موزه ها و نگارخانه ها

قزوین با توجه به تاریخی بودن و پایتخت بودن قزوین در زمان صفویه دارای موزه ها و نگارخانه های متعددی می باشد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
[نمایش]

    ن
    ب
    و

موزه‌های شهر قزوین
هتل ها و مراکز اقامتی

    هتل مرمر
    هتل البرز
    هتل ایران
    هتل ورزش
    هتل میرعماد
    هتل ایرانیان

ورزش
نوشتار اصلی: ورزش در قزوین
ورزشگاه سردار آزادگان قزوین
مراکز ورزشی

ورزشگاه سردار آزادگان قزوین در زمینی به وسعت ۷۰ هکتار ساخته شده و قرار است در مرحله دوم، یک سالن ورزشی به ظرفیت هزار نفر، یک سالن سرپوشیده و پیست دو و میدانی هم به آن اضافه شود. همچنین ساخت استخر، سالن چند منظوره، زمینهای تنیس، زمین سوارکاری، زمین اسکیت و دریاچه قایقرانی در مراحل بعدی ساخت این مجموعه ورزشی پیش بینی شده است.[۱۱۱]
رخدادهای بین المللی
شهرهای خواهرخوانده
ایالات سلانگور مالزی یکی از خواهرخوانده‌های قزوین

قزوین با توجه جاذبه های تاریخی و طبیعی ، منابع طبیعی و توانایی بالقوه تولیدی با توجه به شرکت های صنعتی موجود، با شهر های زیر دارای پیوند خواهر خواندگی است.
تاریخ           شهر خواهر
۲۰۱۱     مالزی     سلانگور، مالزی[۱۱۲]
۲۰۱۱     قرقیزستان     بیشکک، قرقیزستان[۱۱۳]
۲۰۱۲     روسیه     چوواش، روسیه[۱۱۴]
۲۰۱۳     ترکیه     غازی عینتاب، ترکیه[۱۱۵]
۲۰۱۳     لبنان     بعلبک، لبنان[۱۱۶]
۲۰۱۴     چین     هایکو، چین[۱۱۷]
۲۰۱۴     پرتغال     آلتو آلتنجو، پرتغال[۱۱۸]
۲۰۱۴     ارمنستان     ایروان، ارمنستان

صفویان

صفویان دودمانی ایرانی[۱] و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی)[۲]بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغان‌ها شکست خورد و سلسلهٔ صفویان برافتاد.[۳][۴]

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که با گذشت نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان؛ یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی نماید. بعد از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران روی کار آمدند، لیکن هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود قرار دهند و میان مردم ایران یکپارچگی پدید آورند.[۵]این دوره یکی از سه مرحله دوران طلایی اسلام و دوره اوج تمدن اسلامی است.[۶]

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران قرار دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرده و از ثبات و یکپارچگی برخوردار گردیده و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۷] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به دلیل دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی، (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن)، جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در غرب و با ازبکها در شرق کشور رخ داد که علت این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.[۸]

ایران در دوره صفوی در زمینه مسائل نظامی، فقه شیعه، و هنر (معماری، خوشنویسی، و نقاشی) پیشرفت شایانی نمود. از سرداران جنگی نامدار این دوره می‌توان قرچقای خان، الله‌وردی خان، و امامقلی خان را نام برد که هر سه از سرداران شاه عباس یکم بودند. از فقیهان و دانشمندان نامی در این دوره میرداماد، فیض کاشانی، شیخ بهایی، ملاصدرا، و علامه مجلسی نام‌ور هستند. هنرمندان نامدار این دوره نیز رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، و آقامیرک هستند.[۹]از شاعران بزرگ و نامدار این دوره می‌توان به وحشی بافقی، صائب تبریزی، محتشم کاشانی و میر رضی آرتیمانی اشاره کرد[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳] صفویان همواره بزرگترین سد در برابر ترکان عثمانی بودند و اندیشهٔ بازپس‌گیری مرزهای هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان را داشتند. صفویان در جنگ‌های خود با عثمانی‌ها همواره با نام ایران می‌جنگیدند. ترکان عثمانی تا پیش از بیرون رانده شدنشان به دست شاه عباس بزرگ، آذربایجان و قفقاز را به اشغال درآورده و از مردمان این سامان کشتار فراوانی کردند. صفویان فرهنگ، هنر، موسیقی، معماری ایرانی و ادبیات پارسی را گسترش می‌دادند و سرانجام شاه عباس پایتخت خود را به اصفهان جابجا کرد.[۱۴]
نقشه ایران تهیه شده در سال ۱۰۷۹ خورشیدی

محتویات

    ۱ خاندان صفویان
        ۱.۱ اصالت کردی
        ۱.۲ اصالت آذری
    ۲ زمینه و پایه‌گذاری
    ۳ ارزیابی تاریخی
    ۴ دین و مذهب
    ۵ یگانگی آیین و فرمان‌روایی متمرکز
    ۶ ساختار حکومتی
        ۶.۱ زبان رسمی صفویان
        ۶.۲ ساختار قضایی
        ۶.۳ ساختار اجرایی
        ۶.۴ ساختار سپاهی و لشکری
    ۷ پادشاهان صفوی و دوره پادشاهی آنان
    ۸ نامداران روزگار صفوی
    ۹ بن‌مایه‌های تاریخی برای شناخت صفویه
    ۱۰ ولایت‌های ایران در دورهٔ صفوی
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ منابع
    ۱۴ پیوند به بیرون
    ۱۵ کتابشناسی

خاندان صفویان
نوشتار اصلی: شجره‌نامه صفویان

از جنبه‌های ویژهٔ خاندان صفویه در دوران پس از اسلام ایران، رسیدن اصل و نسب و تبار آنها به صوفیان می‌باشد. این جنبهٔ تمایز پادشاهی صفویه سبب مقایسه آنها با پادشاهی پیش از اسلام ساسانی می‌شود، دودمانی که پایه‌گذاران آن از ردهٔ موبدان زرتشتی بودند و دین زرتشتی را به عنوان دین رسمی کشور اعلام کردند. همچنین این نکته باید گفته شود که نیاکان صوفی خاندان صفویه اصالتاً شیعه نبودند بلکه آنها پیرو گروه شافعی[۱۵] اهل سنت[۱۶][۱۷][۱۸] بودند. تغییر آیین گروه صوفیان خاندان صفوی به گروهی نظامی - سیاسی شیعه‌گرا در زمان نوهٔ شیخ صفی‌الدین اردبیلی، یعنی خواجه علی آغاز شد.[۱۵]

شاهان دودمان صفویه در زمان به شاهی رسیدنشان به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گفتند (به جز شاه اسماعیل یکم که از بدو تولد دوزبانه بود و به هر دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی سخن می‌گفت و شعر می‌سرود.)[۱۹] اما نیاکان آنها در اصل ترکیبی از نژادهای کرد،[۲۰] آذری،[۲۱] گرجی[۲۲] و یونانی[۲۳] بودند. همچنین این شاهان ادعای سیادت نیز می‌کردند[۲۴] و اینکه از تبار پیامبر اسلام هستند ولی با این وجود بسیاری از پژوهش‌گران در مورد درست بودن این گفته شک دارند.[۲۵]

احسان یارشاطر در مورد زبان مادری صفویان می‌نویسند: "خاندان صفوی در اصل ایرانی زبان بودند- چنانچه از دوبیتی‌های شیخ صفی‌الدین، نیای بزرگ آنها برمی‌آید - ترکیزه شدند و زبان ترکی را به عنوان زبان مادری خود پذیرفتند"[۲۶]
اصالت کردی

بر اساس گفتهٔ راجر سیوری یکی از پژوهشگران جریان‌های دورهٔ صفویه:

    براساس نوشتارهای موجود در زمان اکنون، شکی در این نیست که خاندان صفویه به طور قطع دارای ریشهٔ ایرانی است نه ریشهٔ ترکی که گاهی بدان خوانده می‌شود. این احتمال وجود دارد که اصلیت این خاندان از کردستان ایران آمده باشد که بعدها به آذربایجان کوچ کرده‌اند. جایی که آنها زبان ترکی آذربایجانی را از ترک‌زبانان آنجا فراگرفته و سرانجام در سدهٔ یازدهم میلادی در شهر اردبیل جای گزیده‌اند.[۲۷]

همچنین بر اساس سخنان ولادیمیر مینورسکی، خاورشناس روسی:

    از ۹۷۰ تا ۱۵۱۰ میلادی، آذربایجان به پناهگاه اصلی و مرکزی برای یکپارچگی صفویان تبدیل گشت، کسانی که از بومیان اردبیل بودند و اصالتاً به یکی از گویش‌های محلی زبان‌های ایرانی سخن می‌گفتند.[۲۸]

گزیده‌ای از نسک صفوه الصفا که نشان دهندهٔ کردتبار بودن نیاکان شیخ صفی الدین است.

کهن‌ترین اثر نوشته دربارهٔ تبارنامه خاندان صفوی و نیز تنها نوشته‌ای در این باره که به پیش از سال ۱۵۰۱ میلادی باز می‌گردد کتابی با نام صفوه الصفا می‌باشد[۲۰] و توسط ابن بزاز اردبیلی نوشته شده‌است، که خود ایشان از مریدان شیخ صدرالدین اردبیلی پسر شیخ صفی‌الدین اردبیلی بوده‌است. بر اساس نوشتهٔ ابن بزاز '«شیخ صفی‌الدین از نوادگان یک نجیب‌زاده کرد به نام فیروزشاه زرین‌کلاه می‌باشد.»[۲۹] نیاکان پدری خاندان صفوی بر اساس کهن‌ترین ویرایش خطی کتاب صفوه الصفا به شرح زیر است:

شیخ صفی‌الدین ابوالفتح اسحق بن شیخ امین‌الدین جبراییل بن قطب‌الدین بن صالح بن محمدالحافظ بن عوض بن فیروزشاه زرین‌کلاه.[۲۹]

شاهان صفوی برای هر چه بیشتر مشروعیت بخشیدن به پادشاهی‌شان در جهان شیعه، خودشان را از تبار محمد پیامبر اسلام برمی‌شمردند[۲۰] و برای همین نوشته‌های ابن بزاز را دست‌کاری کرده[۳۰] و نشانه‌های اصالت کردی در خاندان صفوی را تاریک و گنگ ساختند.[۲۰]

به نظر می‌رسد امروزه میان پژوهش‌گران و تاریخ‌دانان دودمان صفویه این هم‌رایی وجود دارد که اصالت خاندان صفوی به کردستان باز می‌گردد[۳۱] که در سدهٔ یازدهم میلادی به آذربایجان کوچ کرده و در اردبیل جای گزیده‌اند.[۲۹] از این رو امروزه بیشتر پژوهش‌گران بر اساس اصالت شیخ صفی‌الدین اردبیلی، خاندان صفوی را از تبار کردها می‌دانند و به همین روی، صفویان اصالتاً یک خاندان ایرانی‌زبان به شمار می‌رود.[۳۲][۲۰][۲۹][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴] از سویی دیگر شیخ صفی‌الدین خود یک سنی شافعی بود، آیینی که امروزه بیشتر مردم کرد از آن پیروی می‌کنند.[۴۵]
اصالت آذری

زبان آذری با شیوه اردبیلی زبان مادری نیای بزرگ صفویان،شیخ صفی‌الدین اردبیلی بوده است[۴۶][۴۷] و اشعاری بدین زبان در در کتاب صفوةالصفا و سلسلةالنسب سروده‌است.[۴۸][۴۹] شیخ صفی‌الدین اردبیلی همچنین به "پیر آذری"[۵۰] شهرت داشته است. پدر شیح صفی‌الدین اردبیلی، شیخ امین‌الدین جبرائیل اردبیلی (۶۵۰-۷۳۵ه. ق) و اجداد وی در حدود سه سده[۵۱] در قریه کلخوران اردبیل به شغل زراعت مشغول بوده‌اند.[۵۲] نوه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و پسر شیخ صدرالدین موسی،خواجه علی سیاهپوش در هنگام مواجهه با تیمور گورکانی در حوالی جیحون موطن خود را اردبیل معرفی کرد.[۵۳] مادر شاه اسماعیل از خاندان ترک (دختر حسن بیگ) بوده[۵۴] و شاه اسماعیل، بنیان‌گذار امپراتوری صفویان در اصل از ترک‌زبانان اردبیل[۵۵] بوده و دیوان خطائی، اثر ادبی وی که به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده، از مهم‌ترین آثار ادبی این زبان بحساب می‌آید.

تامارا سون در کتاب خلاصه تاریخ اسلام در مورد ریشه صفویان عقیده دارد که صفویان دارای ریشه ترک آذربایجانی هستند[۵۶] این دیدگاه همچنین توسط نیکی کدی در کتاب "زنان در خاورمیانه: گذشته و حال" تاکید شده است.[۵۷]

بر اساس دیدگاه پروفسور ریچارد فرای، یکی از ایران‌شناسان برجستهٔ دانشگاه هاروارد در دانشنامهٔ ایرانیکا:[۲۱]

    ترک‌زبانان آذربایجان در اصل از نوادگان مردمان ایرانی‌زبان گذشته بوده‌اند، که هنوز هم گونه‌های چندی از این زبان‌ها در بخش یافت می‌شوند. کوچ گستردهٔ ترکان آغوز در سده‌های ۱۱ و ۱۲ میلادی نه تنها آذربایجان بلکه آناتولی را هم ترک‌زبان کرده‌است. این ترک‌زبانان آذربایجان بوده‌اند که پادشاهی صفویه را درست کرده‌اند.

همچنین چندی دیگر از پژوهش‌گران نیز بر آذری بودن صفویان پای فشرده‌اند.[۵۸][۵۹]
زمینه و پایه‌گذاری
نوشتار اصلی: بینش و ایدئولوژی صفویان
تاریخ ایران
تاریخ ایران
دوران باستان
نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پ.م.
عیلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پ.م.
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پ.م.
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پ.م.
  (سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پ.م.)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پ.م.
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پ.م.
اشکانیان ۲۴۷ پ.م.–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
سده‌های میانه
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
زیاریان
۹۲۸–۱۰۴۳     صفاریان
۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه
۹۳۴–۱۰۵۵     سامانیان
۸۷۵–۹۹۹
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان
۱۳۳۵–۱۳۵۷     مظفریان
۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان
۱۳۳۶–۱۴۳۲     سربداران
۱۳۳۷–۱۳۷۶
تیموریان ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو
۱۴۰۶–۱۴۶۸     تیموریان
۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو
۱۴۶۸–۱۵۰۸
معاصر اولیه
صفویان ۱۵۰۱–۱۷۳۶
افشاریان ۱۷۳۶–۱۷۴۷
زندیان
۱۷۵۰–۱۷۹۴     افشاریان
۱۷۴۷–۱۷۹۶
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز
نوشتارهای مرتبط [نمایش]
این جعبه:

    نمایش
    بحث
    ویرایش

نمودار زمانی؛ تواریخ بر حسب هجری قمری است

شیعیان در ایران همیشه در اقلیت و فشار بودند تا اینکه پس از یورش مغولان و فروپاشی پادشاهی کهن و پرنفوذ عباسی که حکم خلیفه مسلمانان را داشت، جانی تازه گرفتند. پس از یورش مغول، چند فرمان‌روایی شیعه‌مذهب مانند سربداران و قره‌قویونلوها در ایران بر سر کار آمدند و نفوذ شیعه در ایران بیشتر شد. از سوی دیگر بیشتر اهل سنت ایران بر آیین شافعی و دوست‌دار اهل بیت بودند.[۴]

شیخ صفی‌الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان، هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار[۶۰] و یا آذری تبار[۶۱] بود.[۶۲] که در سرزمین مغان ساکن بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین به عقیده بسیاری تاریخ‌نویسان ایرانی مانند احمد کسروی زبان آذری بوده است؛[۶۳][۶۴][۶۵][۶۶][۶۷]و اشعاری بدین زبان در در کتاب صفوةالصفا و سلسلةالنسب سروده‌است. همچنین برخی اعتقاد دارند که زبان مادری وی زبان تاتی بوده است.[۶۸] زبان تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است.

دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل یکم با تکیه بر پیروان طریقت تصوف علوی درست شد. این پیروان که بیشتر از ایل‌های آناتولی بودند و بعدها به قزلباش‌ها نام‌ور شدند بر سر باورهای خود سال‌ها به هواداری از آق‌قویونلوها و قراقویونلوها درگیر جنگ‌های پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان، نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی‌الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو زیر آموزش بزرگان قزلباش پرورش یافت و رهبر دینی آنان به شمار می‌آمد.[۴]

هواداران اصلی صفویان، گروه‌های عشایری ترکمن بودند قزلباش، «سرسرخ»، خوانده می‌شوند، به دلیل سربند سرخی که گفته می‌شود آنها از دوران حیدر به کار می‌بردند. دوازده تَرَک کلاهشان نمایانگر وفاداریشان به حکمران صفوی و دوازده امام شیعه بود. این جنگجویان شبه قبیله‌ای ترک تبار با وجود نام مشترکشان ادعا نمی‌کردند تیره مشترکی دارند. هر یک وابستگی دودمانی خود را حفظ کردند و همچنان دودمانهای گوناگون رقیب سرسخت دیگری بودند. مهمترین دودمانهای قزلباش که پشتیبان نهضت صفوی بودند عبارتند از شاملو، استاجلو، تکلو، روملو و ذوالقدر که همگی مهاجر از سوریه و آناتولی بودند. هر دودمان به بخش گوناگونی از ایران مهاجرت کرد و رهبرانشان پس از این که صفویان آن منطقه را فتح کردند به حکومت آن منطقه منصوب شدند. بنابراین استاجلوها در آذربایجان و بخشی در عراق عجم و کرمان اقامت کردند؛ قهرمانلو در شیروان؛ شاملو در خراسان اقامت کردند و تکلو اصفهان، همدان و بخشهایی از عراق عجم را گرفت؛ فارس در دست ذوالقدر بود، افشار کهگیلویه و خوزستان را داشت و بغداد در چنگ ماوشلو قبیله‌ای کوچکتر و منشعب از آق قویونلو بود. روابط قزلباش با شاه رابطه‌ای اسرارآمیز از نوع مرشد و مریدی صوفیانه بود. آنان نخبگان نظامی این حکومت نوپا بودند و نگهبانی و قورچی شاه را می‌کردند. آنان که شدیداً به رهبرشان وفادار و به شکست ناپذیری خود مطمئن بودند اغلب خود را درگیر نبردهای بی اسلحه می‌کردند. آنان همچنین مراسمی چون آدمخواری، مجالس می‌گساری وحشیانه داشتند. جنید در میان این عشایر عمدتاً ترکمن هوادارنی جمع کرد، برای عملیات نظامی تمرینشان داد، و علیه مردم قفقاز، ارامنه، گرجیها و چرکسها از آنها استفاده کرد. آن تازشها صفویان را با شروانشاهان دچار منازعه کرد، که در جریان آن جنید و پسرش حیدر کشته شدند. جنید که قدرت مادی لازم را برای مقابله با نیرومندترین سلسله آن زمان یعنی آق قویونلو نداشت، با آنان متحد شد و پیوندهایش را با ازدواج با دختر اوزون حسن، فرمانروای مقتدر آنها مستحکمتر کرد.[۶۹]

ساخت و نیرو گرفتن دودمان صفوی نتیجه حدود ۲۰۰ سال تبلیغات فرهنگی صوفیان صفوی بود. اگر به این نکته دقت شود که شاه اسماعیل در زمان تاجگذاری در تبریز تنها ۱۴ سال داشت، ارزش این گذشتهٔ فرهنگی بیشتر نمایان می‌گردد. پس از یورش مغول و فروپاشی خلافت عباسی در بغداد محور اصلی نمایش یک آیین و گرایش رسمی از اسلام از میان رفت و آیین شیعه جان تازه‌ای گرفت. به این ترتیب از میان رفتن دستگاه خلافت رسمی در کنار عواملی چون نابسامانی ناشی از حمله مغولان و گرایش به درونگ‌رایی مردم و آسان‌گیری دینی مغولان موجب رونق فراوان گروه‌های گوناگون از جمله شاخه‌های گوناگون تصوف شد.[۴]

پیروان شیخ صفی‌الدین نیز به راستی نمایندهٔ گروه ویژه‌ای از تصوف بر پایهٔ آیین شیعه دوازده امامی بودند (هر چند در مورد اینکه شخص شیخ صفی‌الدین، شیعه بوده‌است، تردیدهایی وجود دارد). باور قزلباشان به این گروه از تصوف تا پیش از پادشاهی شاه عباس یکم مهم‌ترین عامل نیرومندی صفویه بود. قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران گونه‌ای نیروی خداگونه برای شاه اسماعیل یکم قایل بودند[۴] که با شکست در جنگ این باور آن‌ها رو به سستی نهاد.
ارزیابی تاریخی

به باور عبدالحسین نوایی، دودمان صفویه توانست از ایران دوباره «ملت-دولت» مستقل، خودمحور، نیرومند و مورد احترام بسازد که مرزهای آن در زمان پادشاهی شاه عباس یکم برابر مرزهای ساسانیان بود. پادشاهی صفوی پیشروی دولت ایران به چم نوین آن بود و در دورهٔ آنان شکل یک فرمان‌روایی متمرکز ملی و شیعی پایه‌گذاری شد که تا امروز پابرجاست. شاهان صفوی برای نگهداری استقلال ایران که پس از جنگ‌های بسیار به دست آمده بود، کوشش خود را صرف انباشتن خزانهٔ خصوصی کردند تا بتوانند هزینه‌های نظامی را تأمین کنند. برای همین داشته‌های آنان در بخش‌های گوناگون ایران گسترش یافت و فرمان‌روایی خان‌خانی و عشیره‌ای و دودمان‌های محلی از بین رفت و فرمانروایی مرکزی با نیروی روزافزون جای آن را گرفت. چنانکه تاریخ ایران نشان داده که فرمان‌روایی متمرکز باعث نیرومندی و یکپارچگی کشور می‌شود و دولت نامتمرکز و فدرالی ناتوانی و آشفتگی ایران را در پی دارد.[۷۰]

رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی زمان‌ها به ویژه در دورهٔ پادشاهی شاه عباس و نادر به مرزهای دوران ساسانیان، به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد. برای اروپا که به گونه‌ای سخت در معرض خطر دولت عثمانی بود، بسیار گران‌بها و ارزشمند شمرده می‌شد، به گونه‌ای که دوراندیشان مردم در آن دیار، دولت صفوی را مایه نگهداری خویش و نعمتی برای خود می‌پنداشتند و به همین دلیل با پیام‌های دلگرم‌کنندهٔ خود، پادشاهان ایران را به ادامه نبرد و ستیز با عثمانی تحریض می‌کردند. پس از عقب‌نشینی سلطان سلیمان قانونی از آذربایجان و تحمل تلفات سنگین سپاه عثمانی از سرما و برف و نبود آذوقه، فرستادهٔ ونیز در دربار عثمانی به پادشاه خود نوشت: «تا آنجا که عقل سلیم گواهی می‌دهد این امر جز خواست خدای بزرگ چیز دیگری نیست زیرا می‌خواهد که جهان مسیحیت را از ورطه نابودی پایانی رهایی بخشد (گفته‌ای از ترویزیانو سفیر دولت ونیزیا در دربار سلطان عثمانی)[۷۱]» و سفیر دیگری از دولت‌های فرنگ که در استانبول به سر می‌برد، همین مضمون را بدین گونه بیان کرد که: «میان ما و ورطه هلاک تنها ایران فاصله‌است، اگر ایران مانع نبود عثمانیان به سهولت بر ما دست می‌یافتند.»[۷۲][۷۳]

برخی می‌پندارند ساختن دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین گونه که با رسمی کردن تشیع، و ناتوان ساختن تسنن، یکپارچگی دینی سرزمین‌های اسلامی را که تا آن دوران به جای مانده بود، از میان برد و آن سرزمین پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان برید و به خطر انداخت. لازم به گفتن است، پیش از این در سده‌های چهارم تا ششم هجری، دولت اسماعیلی فاطمیان در مصر فرمان‌روایی در برابر خلافت عباسی درست کرده بود و تا زمانی که هر دو دولت نیرومند بودند، هیچ سختی در مبارزه با صلیبیان نداشتند. بنابراین به طور قطع این نخستین بار نبود، که یک فرمان‌روایی رسمی شیعی درست می‌شد. دوم، نیروی دولت عثمانی و گسترش پیاپی آن بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی لازم انجام می‌شد. به گونه‌ای که علی‌رغم چند سده چیرگی بر یونان، بالکان و چند کشور دیگر اروپایی تنها چندی از مردم آن بخش‌ها مسلمان شدند و هر چند این گفته درست است که عثمانی بر اثر مناقشه‌های فراوان با صفویان همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخش بزرگی از نیروی نظامی خویش را در آن بخش صرف می‌کرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو در جبهه‌های اروپا باز می‌ماند، اما شکست‌های بزرگ عثمانی در اروپا پس از محاصره وین در سال ۱۰۶۲ خ. ۱۶۸۳ میلادی و هم‌زمان با ناتوانی و نابودی دولت صفوی رخ می‌دهد. عامل اصلی شکست عثمانیان، نه پیدایش دو فرمانروایی شیعه و سنی، بلکه برتری ابزارهای نظامی اروپاییان در سدهٔ هجدهم و ناتوانی ساختارها و بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی عثمانی نسبت به کشورهای اروپاست.[۷۴]
دین و مذهب
نوشتار اصلی: دین و مذهب صفویان

زمانی که صفویان به قدرت رسیدند، مردم ایران بیش تر اهل تسنن بودند. شیعیان بیش تر در شهرهای مشهد، سبزوار، قم، کاشان و مناطق شمالی ایران ساکن بودند. با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل و اعلام رسمیت تشیع، بیش تر مردم ایران به این مذهب شیعه روی آوردند و تسنن، بیش تر به مناطق مرزی تبدیل شد. از دلایل رسمی کردن مذهب تشیع به وسیله صفویان، ایجاد وحدت و یگانگی میان مردم، مشخص کردن ایران از دیگر کشورهای اسلامی و تامین استقلال کشور بود.[۷۵]

در دوره صفوی کتاب‌ها و رساله‌های متعددی به زبان فارسی ساده نوشته شد. با این اقدام، درک اصول دین و مسائل شرعی، از انحصار عربی دانان خارج شد و بسیاری از گروه‌های متوسط و پایین جامعه که سواد خواندن و نوشتن فارسی را داشتند هم، توانستند از این اطلاعات استفاده کنند.[۷۶]

در عصر صفوی پادشاهان به ساخت و تعمیر مسجد، مدرسه و بناهای مذهبی توجه داشتند. پادشاهان صفوی در شهرهایی مشهد و قم نیز بناهایی احداث کردند. در آن زمان بزرگان و ثروتمندان هم، مسجد و مدرسه‌های زیادی ساختند.[۷۷]

سوگواری برای شهدای شیعه که در زمان حکومت صفویه، رونق بسیار یافت. روضه خوانی و مداحی در ایام محرم معمول شد. دیگر فعالیت‌های مذهبی رایج عبارت بودند از: شبیه خوانی، راه افتادن هیات (دسته) با علم و کتل در معبرها، تکیه‌ها و مسجدها، جشن گرفتن روزهای ولادت ائمه و عزاداری در ایام شهادت آنان. شاعران نیز، تحت تاثیر این جو مذهبی، موضوع اشعار خود را تغییر دادند و به ستایش و مدح ائمه و سرودن مرثیه برای آنان پرداختند. از جمله شعرهای معروف در این زمینه می‌توان به اشعار محتشم کاشانی در این زمینه معروف است.[۷۸]

صفویان مردم را برای زیارت کردن تشویق می‌کردند. در این دوره، به دلیل جنگ‌های دائمی با عثمانیان، به جای زیارت اماکن متبرکهای که در عراق قرار داشت، زیارت مشهد و قم رواج یافت. در آن زمان شاه عباس اول، برای زیارت مرقد امام هشتم (ع)، مسیر اصفهان تا مشهد را پیاده طی کرد.[۷۹]
یگانگی آیین و فرمان‌روایی متمرکز
شاه عباس یکم (شاه عباس بزرگ)

از دید تاریخ ایران کنونی، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است: نخست، ساخت ملتی یگانه با مسئولیتی یگانه در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در برابر گردنکشان و شورشیان بر فرمان‌روایی مرکزی؛ دوم، ساخت ملتی دارای آیینی ویژه که بدان شناخته شده و برای نگاهبانی از همان آیین، دشواری‌های بزرگ را در برابر یورش‌های دو دولت نیرومند خاوری و باختری تحمل نموده‌است. در این مورد، آیین رسمی شیعه دوازده امامی، همان کاری را انجام داد که اکنون جهان‌بینی‌های سیاسی در ساخت فرمان‌روایی‌ها می‌کنند.

به هر روی با ساخت دولت صفوی، گذشته دیربازی از گسیختگی پیوندهای ملی ایرانیان به دست فراموشی سپرده شد و بار دیگر به گفتهٔ براون، از ملت ایران «ملتی قائم بالذات، متحد، توانا و واجب الاحترام ساخت و ثغور آن را در ایام سلطنت شاه عباس یکم به حدود امپراتوری ساسانیان رسانید».[۸۰]

رشته راستین و اساسی این پیوند ملی، آیین تشیع بود، و گرنه با وضعی که در آن روزگار پیش آمده بود، هیچ چیز دیگری نمی‌توانست چنین تأثیری در بازگرداندن آن پیوند و همبستگی داشته باشد، چنانکه اهل سنت ایران که در دورهٔ شاه اسماعیل یکم و شاه تهماسب یکم زیر فشارهای سختی بودند، به جای ماندن دولت عثمانی و پیوستن ایران را به خاک آن دولت آرزو می‌کردند. دسته‌هایی از کردان سنی مذهب که گرایشی به فرمانبری از یک پادشاه شیعی مذهب نداشتند، بی‌هیچگونه مقاومتی و مخالفتی در قلمرو عثمانی به جای ماندند؛ و دست به دست گشتن برخی از سرزمین‌های کردنشین میان دو دولت عثمانی و صفوی تأثیری در مذهب آن‌ها نداشت.

البته از سوی دیگر بر ملیت ایرانی نیز پای‌فشاری می‌شد. همه مردم جای‌گرفته در ایران خود را هم‌وندی (عضوی) از این کشور و ایرانی می‌دانستند و مردم ترک و تاجیک (نامی که در آن زمان به ایرانیان غیر ترک داده شده بود)، دوستدار پادشاهی صفویان بودند و حتی امروزه نیز مردم ایران با دوست‌داری از این خاندان یاد می‌کنند. شاه اسماعیل یکم با پای‌فشاری بر اهمیت ملی‌گرایی، پست‌های دولتی را میان مردم گوناگون بخش کرده بود و با ترویج شاهنامه‌خوانی، دوستی به ملیت ایرانی را میان ایرانیان گسترش داده بود. چنانکه که در بیشتر ایل‌های آن زمان، شعرهای حماسی شاهنامه خوانده می‌شد و مردم ایل‌های ترک قزلباش نیز شعرهای شاهنامه را از بر داشتند. حتی شاه اسماعیل نام فرزندان خود را از نام‌های ایرانی و شاهنامه برگزیده بود، مانند: تهماسب، سام، القاس، فرنگیس و....[۸۱]
ساختار حکومتی
نشان پادشاهی صفوی.
میدان نقش جهان، میدان مشهور ساخته شده به وسیله صفویان که نماد سیاسی مذهبی داشت.

سازمان حکومتی صفویان در آغاز آمیختاری از ساختار رده‌بندی صوفیان و ساختار سنتی پادشاهی در ایران بود. به این روی که در بالای هرم نیرو شاه جای داشت که هم آدم نخست فرمان‌روایی و هم مرشد کامل بود و پس از او وکیل یا وکیل نفس نفیس همایون بود. وکیل دارای نقش وزیر اعظم (رییس دیوان‌سالاری) بود و هم میانجی بین مرشد کامل و صوفیان. در ساختار نظامی ایل‌های قزلباش نیز رده‌بندی ایلی صوفیانه وجود داشت. اما دیوان‌سالاری فرمان‌روایی بر اساس ساختارهای کهن ایرانی کار می‌کرد چرا که قزلباشان از آغاز در کارهای دیوانی نقش چندانی نداشتند. نقش شاه به عنوان مرشد پس از جنگ چالدران سست شد و این کار در زمان شاه تهماسب یکم و شاه محمد خدابنده و شاه عباس ادامه یافت، به آرامی نقش باورهای صوفیان در ساختار فرمان‌روایی کاهش یافت به گونه‌ای که ردهٔ وکالت به کلی از میان رفت و بسیاری از اختیارهای مقام‌های صوفی به مقام‌های دیوانی داده شد. کارهای عامدانه و هوشمندانه شاه تهماسب یکم و شاه عباس یکم در کاهش باورهای صوفیانه، برای کنترل کردن خودسری‌های سران قزلباش در این روند نقش بسیاری داشت. در زمان شاه عباس یکم بینندهٔ ساخت سازمان فرمان‌روایی تازه‌ای هستیم که بر اساس الگوی دیوان‌سالاری کهن ایرانی درست شد و تا پایان پادشاهی قاجارها تقریباً پایدار ماند.[۸۲][۴] در این ساختار فرمانروایی، شاه در نوک هرم نیرو جای دارد. فرمان‌های او قانون شمرده می‌شود و کسی حق مخالفت با او را ندارد.وزیر اعظم بالاترین مقام اجرایی پس از شاه است و ریاست سازمان دیوانی را بر دوش دارد. وی میانجی دولتیان و شاه است. گزارش‌هایی که از دیوان‌ها و سازمان‌ها برای شاه فرستاده می‌شوند، نخست توسط وی خوانده می‌شود و در صورت خواست وی به آگاهی شاه می‌رسد.پس از شاه عباس یکم، از جمله کارهای مهمی که وزیر اعظم برای شاهان صفوی انجام می دادند، جلوگیری از رسیدن خبرها و گزارش‌های ناراحت‌کننده به شاه بود. خانهٔ وزیر اعظم به طور معمول نزدیک کاخ شاه بود تا در صورت نیاز به گرفتن دیدگاه شاه در رای‌گیری به تندی بتواند به شاه برسد.[۸۲]
زبان رسمی صفویان

زبان رسمی دولت صفوی، زبان فارسی بود.[۸۳] شاه عباس یکم در زمان خود زبان فارسی را در سراسر ایران به عنوان زبان میانجی تثبیت کرد.[۸۴] صفویان، زبان فارسی را برای اداره بهتر ایران به عنوان زبان نخست کشور ایران برگزیدند و کارهای پادشاهان صفوی همچنین باعث تثبیت و تقویت بیشتر زبان فارسی در خاور اسلامی شد.[۸۵] همچنین تمام نسک‌های تاریخی در دورهٔ صفوی به زبان فارسی نگاشته شده‌است.[۸۶] با وجود رسمی بودن زبان فارسی، درباریان صفویه همچون دیگر مردم ایران در دربار از زبان محلی خود (ترکی آذربایجانی) بهره می‌بردند. همچنین شاه‌عباس خود شعرهای زیبایی به ترکی سروده‌است.[۸۷] ژان شاردن جهانگرد فرانسوی هم که زمان یازده سال (۷۰-۱۶۶۴ و ۷۷-۱۶۷۱) در ایران بوده، می‌نویسد: ترکی زبان دربار و لشکریان است، زنان و مردان منحصراً به ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند، به ویژه خانواده‌های اشرافی. شوند این کار آن است که خاندان صفوی از سزرمین‌های ترک‌زبان و جاهایی که زبان مادری‌شان ترکی است، برخاسته‌اند..[۸۸] همزمان با دوره صفویه زبان فارسی در اوج گستردگی خود قرار داشت. فارسی، زبان رسمی گورکانیان هند (همسایه خاوری ایران) بود و شاعران پارسی‌گوی بزرگی از آن برخاستند. در باختر ایران (آسیای صغیر) که زیر فرمان امپراتوری سنی‌مذهب عثمانی و رقیب راستین صفویان جای داشت نیز مورد بهره بود. بیشتر سخن‌وران ترک بدان آشنا بوده و غزل و شعرهای کوتاه فارسی می‌سرودند.[۸۹]
ساختار قضایی
شاه عباس یکم

سازمان قضایی به دو بخش عرفی و شرعی بخش می‌شد. بخش عرفی دربرگیرندهٔ رسیدگی به کارهایی مانند کشتن و زد و خورد و تجاوز (کارهایی که وابسته به نگهداری نظم و امنیت و سازمان سیاسی بود) می‌شد و بخش شرعی دربرگیرندهٔ رسیدگی به دعاوی حقوقی و شرعی بود. ریاست بخش رسیدگی به دعاوی عرفی با مقام دیوان بیگی است و مسوولین رسیدگی به این دعاوی در شهرها نیز داروغه‌ها هستند. ریاست نظام قضایی شرعی نیز بر عهده صدر است. صدر بالاترین مقام دینی در دولت را داراست و خود از میان علمای نام‌ور شیعه گزینش می‌شود. قاضی‌های شرع از میان علمای شیعه (ملاها) گزینش شده و توسط صدر گماشته می‌شوند. از کارهای دیگر صدر، برداشت و گماشت شیخ الاسلام‌ها در شهرها و رسیدگی به کارهای موقوفات در همهٔ کشور است.[۸۲]

قاضی‌های گماشته از سوی صدر یا قاضی‌های شرع، متصدیان ثبت رسمی اسناد هم شمرده می‌شوند و اسناد داد و ستد و خرید و فروش و دارایی مردم تنها با ممهور شدن به مهر آنها رسمیت می‌یابند. عدم وجود مرز دقیق میان کارهای شرعی و عرفی هر از گاهی موجب ناکارآمدی‌هایی در سازمان قضایی می‌شد و این مشکل تا زمان به شاهی رسیدن رضاخان همواره در ایران وجود داشت. از سختی‌های دیگر این سازمان قضایی این بود که هر شخصی می‌توانست در صورت نیاز به هر کدام از قاضی‌ها (گاه بیش از یک قاضی) که دلخواه او بود، مراجعه نماید.[۸۲]
ساختار اجرایی
نقشهٔ پادشاهی صفوی و امپراتوری عثمانی

کشور ایران از زمان شاه عباس یکم به پنج سرزمین، یخش شده بود و هر کدام از آن سرزمین‌ها را نیز به بخش‌های کوچک‌تر (تا ۲۵ سرزمین بخش کرده بودند). خان بالاترین مقامی بود که از طرف شاه برای اداره یک سرزمین گماشته می‌شد و تنها زیر نظر شاه انجام کار کرده و تنها به او پاسخگو بود. سرزمین زیر فرمان یک خان، خود به چند بخش تقسیم می‌شد که اداره آنها را افرادی که دارای سمت سلطان بودند، به دوش داشتند. سلطان‌ها به راستی والیان درجه دوم بودند. مقام پسین در میان والیان پس از سلطان بیگلربیگی نام داشت. خان‌ها و سلطان‌ها در بخش زیر فرمان خود مانند یک شاه کوچک فرمانروایی می‌کردند. خان‌ها، بخش اصلی درآمد سرزمین خود را برای کارهای درونی اداری و شخصی خود و نیز تعهد پرداخت مواجب سربازانی که از مرکز به آنها محول شده بود، مصرف می‌کردند و اندازهٔ نسبتاً کمی را برای دربار می‌فرستادند. آنها در برابر تهدیدهای بیگانه متعهد به نگاهبانی سرزمین زیر فرمان خود بودند. بیشتر قریب به اتفاق خان‌ها و سلطان‌ها، سران قزلباش بودند و با ایل خود در سرزمین زیر فرمان زندگی می‌کردند.[۸۲]
شاه سلیمان در اصفهان به سال ۱۰۴۹ خورشیدی

در این میان برخی از بخش‌های کشور بودند که فرمانروای آنها از خودمختاری خان یا سلطان برخوردار نبود و به راستی وکیل یا نماینده‌ای از طرف شاه آنها را اداره می‌کرد که آنها را وزیر می‌نامیدند. همهٔ درآمد این بخش‌ها برای دربار فرستاده می‌شد و بودجه مصرفی این بخش‌ها را دربار تعیین و تامین می‌کرد. این بخش‌ها را اراضی خاصه می‌نامیدند. در آغاز پادشاهای صفویان بخش‌های خاصه محدود به استان‌های نزدیک به تخت‌گاه بود اما از زمان شاه عباس یکم به این بخش‌ها افزوده شد. زیرا از یک سو درآمد مستقل شاه را افزایش می‌داد و از سوی دیگر از افزایش نیروی فرمانده‌هان قزلباش در برابر شاه جلوگیری می‌شد. اما در برابر، فرمانروایان بخش‌های خاصه از توانایی نظامی و مدیریتی و انگیزه بسیار کمتری نسبت به خان‌ها و سلطان‌ها برای اداره برخوردار بودند و در برابر تهدیدهای بیگانه بسیار سستی می‌کردند.[۸۲]

از زمان شاه صفی به بعد بخش‌های خاصه به تندی گسترش یافتند و یکی از علتهای ناتوانی نیروی نظامی صفویان را همین کار می‌دانند. در برابر گاهی یک بخش دچار تهدید بیگانه می‌شد و شاه برای افزایش توان برابری یک خان قزلباش را برآن بخش می‌گمارد. تا پایان پادشاهی شاه عباس یکم هیچکدام از استان‌های مرزی به گونهٔ خاصه اداره نمی‌شد. در زمان شاه صفی ایالت فارس به گونهٔ خاصه در آمد زیرا تهدیدی نظامی برای آنجا گمان نمی‌شد.[۴]
کاخ چهل ستون در اصفهان

بالاترین مقام اجرایی در شهر خان یا سلطان یا وزیر آن بخش شمرده می‌شد (چه در آن شهر جای‌گیر باشد چه نباشد). پس از خان یا سلطان یا وزیر، داروغه شهر جای داشت. اداره‌کننده اصلی شهر، به راستی داروغه بود. داروغه کار نگهداری امنیت و نظم شهر و همچنین کار رسیدگی به دعاوی وابسته به زد و خورد و کشت را به دوش داشت. عسس، کوتوال، کلانتر و محتسب همه زیر فرمان داروغه کار می‌کردند. عسس فرماندهی نگهبانان شب را به دوش داشت. کوتوال مسئول نگاهبانی و نگهداری از استحکامات بود و در شهرهایی که داروغه نداشت، عسس کار داروغه را نیز دارا بود.[۸۲] کلانتر میانجی بین داروغه و مقام‌های بالاتر و مردم عادی بود. در شهرهای بزرگ هر محله برای خود دارای کلانتر بود. کلانتر کار نگاهبانی از حقوق مردم در برابر دولتیان و بخش‌بندی کارهای سخت (گفته‌شده از سوی مقام‌ها) به گونهٔ برابر بین مردم و گرفتن مالیات‌ها از مردم را بر دوش داشت. در روستاها کدخداها کارهای کلانترها را انجام می‌دادند. محتسب بر درستی اندازه‌ها و اوزان در شهر نظارت می‌کرد و نرخ کالاهای اساسی را نیز در شهر تعیین و اعلام می‌کرد.[۸۲]
ساختار سپاهی و لشکری

نیروهای سپاه ایران در آغاز به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل یکم تا زمان پادشاهی شاه عباس یکم، درست‌شده از ایل‌های قزلباش بود. قزلباشان به گونهٔ سواره می‌جنگیدند و سواران آنها را قورچی می‌نامیدند. قورچی‌ها مسلح به شمشیرهای هلالی شکل (مناسب برای نبرد سواره)، کمان و تفنگ بودند. از زمان شاه عباس یکم به بعد نیروهای پیاده مسلح به تفنگ از مردم تاجیک (غیر قزلباش) و نیز سپاه غلامان خاصه (درست‌شده از گرجی‌ها، چرکس‌ها و ارمنی‌ها) ساخته شد. توپخانه نیز معمولاً در دوره‌گیری (محاصره) شهرها از زمان شاه تهماسب یکم به کار گرفته می‌شد اما به شوند (دلیل) گونهٔ تاکتیک‌های جنگی ایرانیان که بر اساس تحرک زیاد در میدان جنگ بود، در جنگ‌های مستقیم نقش زیادی نداشت. بالاترین مقام نظامی از زمان شاه عباس یکم به بعد سپهسالار ایران بود. این سمت در ابتدا دایمی بود ولی از زمان شاه صفی در زمان جنگ تعیین می‌شد. مقام‌های اصلی سپاه ایران در زمان شاه سلیمان (گفته از سفرنامه کمپفر) به شرح زیرند:[۸۲]
کلاه خود متعلق به دوره صفوی

    قورچی باشی: فرمانده قورچیان (سواران قزلباش) و بالاترین مقام پس از سپهسالار. قورچی‌ها در زمان شاه سلیمان حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر تخمین زده می‌شوند و سالانه ۱۰ تا ۱۲ تومان مزد می‌گرفتند.[۸۲]
    قوللر آقاسی: فرمانده سپاه غلامان. سپاه غلامان از گرجیان، چرکس‌ها، ارمنیان و دیگر غیر ایرانیان ساخته می‌شد که به گونهٔ سواره می‌جنگیدند. شمار آنها حدود ۱۵ تا ۱۸ هزار نفر تخمین زده می‌شد و سالانه کمی کمتر از ۱۰ تومان مزد می‌گرفتند.[۸۲]
    تفنگچی‌لر آقاسی: فرمانده سپاه تفنگچیان پیاده بود. این تفنگچیان تاجیک (ایرانی غیرترک) بودند و پیاده می‌جنگیدند. به این گونه از اسب تنها برای نقل و انتقال پیش از درگیری استفاده می‌کردند اما در هنگام جنگ و در نزدیکی دشمن از اسب پیاده شده و می‌جنگیدند. سلاح آنها نیز تفنگ و شمشیر بوده‌است. شمار آنها نزدیک به ۵۰ هزار تخمین زده می‌شود. مزد سالانه تفنگچی‌ها کمی کمتر از غلامان بود. تفنگچیان مازندرانی از دیگر تفتگچیان نام‌دارتر بوده‌اند.[۸۲]
    توپچی باشی: فرمانده توپخانه ایران که در میان مقام‌های گفته شده پایین‌ترین اهمیت را داشت.

به جز نیروهای نظامی گفته شده گروهی ساخته از ۲۰۰۰ سرباز مجهز پیاده نام‌ور به جزایری وجود داشتند که مزد آنها را شاه پرداخت می‌کرد و کار نگهبانی از دربار را به دوش داشتند. آنها زیر فرماندهی ایشیک آقاسی باشی بودند.[۸۲]

یگان‌های درونی در سپاه را افسرانی دارای عنوان‌های زیر اداره می‌نمودند. این عنوان‌ها همگی از واژه‌های ترکی درست شده‌اند:[۸۲]

    مین باشی (فرمانده ۱۰۰۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۷۰ تومان
    یوز باشی (فرمانده ۱۰۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۳۰ تومان
    اون باشی (فرمانده ۱۰ سرباز) دارای مزد سالانه ۱۵ تومان

(البته همان‌گونه که امروزه نیز رایج است گاه تعداد سربازان زیر فرماندهی این صاحب‌منصبان کمتر یا بیشتر از میزان نامی آن بود) مزد سربازان به صورت حواله پرداخت می‌شد. این حواله‌ها برای والیان بخش‌های گوناگون کشور صادر می‌شد و سربازان معمولاً به دلیل عدم امکان سفر به آن بخش‌ها آنها را به دلالان می‌فروختند. تامین خوراک در هنگام جنگ‌ها به دوش خود سربازان بود، به همین شوند (دلیل) در هنگام جنگ‌ها پیشه‌وران در پی سپاه روان می‌شدند و کالاهای مورد نیاز را به آنها می‌فروختند.[۸۲]
پادشاهان صفوی و دوره پادشاهی آنان
نمونهٔ تفنگهای فتیله‌ای دوره صفوی
شاه اسماعیل یکم

    شاه اسماعیل یکم (۹۳۰-۹۰۷) (۸۸۰ – ۹۰۲ خورشیدی)
    شاه تهماسب یکم (۹۸۴-۹۳۰) (۹۰۲ – ۹۵۵ خورشیدی)
    شاه اسماعیل دوم (۹۸۵-۹۸۴) (۹۵۵ – ۹۵۶ خورشیدی)
    شاه محمد خدابنده (۹۹۶-۹۸۵) (۹۵۶ – ۹۶۶ خورشیدی)
    شاه عباس یکم (۱۰۳۸-۹۹۶) (۹۶۶ – ۱۰۰۷ خورشیدی)
    شاه صفی (۱۰۵۲-۱۰۳۸) (۱۰۰۷ – ۱۰۲۱ خورشیدی)
    شاه عباس دوم (۱۰۷۷-۱۰۵۲) (۱۰۲۱ – ۱۰۴۵ خورشیدی)
    شاه سلیمان (۱۱۰۵-۱۰۷۷) (۱۰۴۵ – ۱۰۷۲ خورشیدی)
    شاه سلطان حسین (۱۱۳۵-۱۱۰۵) (۱۰۷۲ – ۱۱۰۱ خورشیدی)
        شاه تهماسب دوم (۱۱۴۵-۱۱۳۵) (۱۱۰۱ – ۱۱۱۱ خورشیدی)
        شاه عباس سوم (۱۱۴۸-۱۱۴۵) (۱۱۱۱ – ۱۱۱۴ خورشیدی)
        شاه اسماعیل سوم(۱۱۷۹-۱۱۹۳)

نامداران روزگار صفوی

    سرداران سپاه: قرچقای خان، اللّه‌وردی خان، امامقلی خان، گرگین‌خان، فتحعلی خان داغستانی، رستم خان قوللر آقاسی و...
    دانشمندان و فقیهان شیعه: مولانا فیض کاشانی، شیخ بهایی، میرداماد، میرفندرسکی، علامه مجلسی، ملاصدرا، سید نعمت‌الله جزایری و...
    هنرمندان (نقاش، خوشنویس و معمار): رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، آقامیرک، محمدرضا اصفهانی و...
    شاعران: صائب تبریزی، کلیم کاشانی، محتشم کاشانی، میر رضی آرتیمانی و...
    تاریخ‌نویسان: اسکندر بیگ منشی، حسن بیگ روملو، احمد منشی قمی و...

بن‌مایه‌های تاریخی برای شناخت صفویه

در دوران صفویه کتاب‌های تاریخی بسیاری دربارهٔ این دودمان به نگارش در آمد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: صفوةالصفا، عالم‌آرای امینی، حبیب‌السیر، فتوحات شاهی، بدایع‌الوقایع، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب، تحفه سامی، تاریخ رشیدی، احسن‌التواریخ، خلاصةالتواریخ، عالم‌آرای عباسی، خلاصةالسیر، قصص‌الخاقانی، خلدبرین، عالم‌آرای شاه اسماعیل، زبدةالتواریخ، تذکرةالملوک، تاریخ حزین و ...

جدا از این نسک‌ها، منشات و سفرنامه‌های بسیاری (به‌ویژه از اروپاییان) باشنده (موجود) است که در شناخت تاریخ صفویان بسیار بهره‌مند است.[۹۰]
ولایت‌های ایران در دورهٔ صفوی

در کتاب مهم تذکرةالملوک دربارهٔ ولایت‌های ایران در دورهٔ صفویان این چنین آمده‌است:

... والی در ممالک ایران چهار است که اسامی هر یک موافق اعتبار و شرف و ترتیب نوشته می‌شود: اول والی عربستان[۹۱] که به اعتبار سیادت و شجاعت و زیادتی ایل و عشیرت از والی‌های دیگر بزرگ‌تر و عظیم‌الشأن‌تر است. و بعد از آن والی لرستان فیلی است که به اعتبار اسلام، اعز از والی گرجستان است و ولات گرجستانات متعلقه به ایران، گرجستان کارتیل و کاخت و تفلیس است.[۹۲] و بعد از مرتبهٔ والی گرجستان، والی اردلان است که سنندج محل سکنای ایشان می‌باشد و بعد از او حاکم بختیاری و در قدیم‌الایام کمال اعزاز و احترام داشته‌اند.

اما بیگلربیگیان عظیم‌الشأن ایران سیزده‌است: اول قندهار،[۹۳] دوم شیروان،[۹۴] سوم هرات،[۹۵] چهارم آذربایجان،[۹۶] پنجم چخورسعد،[۹۷] ششم قراباغ و گنجه،[۹۸] هفتم استرآباد،[۹۹] هشتم کوهگیلویه،[۱۰۰] نهم کرمان، دهم مرو شاهی‌جان،[۱۰۱] یازدهم قلمروی علیشکر،[۱۰۲] دوازدهم مشهد مقدس معلی، سیزدهم دارالسلطنهٔ قزوین...

اتابکان لر کوچک

اتابکان لر کوچک دودمان کوچکی از اتابکان لرستان هستند که در بین سال‌های ۵۸۰ تا ۱۰۰۶(ه.ق) در بخش‌های شمالی و باختری لرستان ناحیه لر کوچک فرمانروایی می‌کرده‌اند. فرمانروایان این دودمان از فرزندان شجاع‌الدین‌خورشید، بنیانگذار فرمانروایی لر کوچک بوده‌اند و واپسین فرمانروای لر کوچک به دست شاه عباس یکم صفوی کشته و دودمان اتابکان لر نابود گردید.[۱][۲][۲][۳]
پرچم اتابکان لرستان

محتویات

    ۱ گستره فرمانروایی
    ۲ پیدایش اتابکان لر
        ۲.۱ نام‌گذاری به هزاراسپیان
    ۳ مهاجرین خوزستان
    ۴ مهاجرت به لرستان
    ۵ امرای لر کوچک
        ۵.۱ اسامی امرای لر کوچک
    ۶ منابع

گستره فرمانروایی

خاندان‌های لر کوچک ایل‌هایی بودند آمیخته از کردان آسیای کوچک و لران ایرانی که در حدود بین عراق عجم و عراق عرب ییلاق و قشلاق می‌کردند و خراج خود را به دیوان بغداد می‌دادند و به بسیار کم فرمانروایی جداگانه‌ای داشتند. سرزمین لرستان به دو بخش لر کوچک و لر بزرگ بخش می‌شود. در کتاب تاریخ مغول در صفحه ۴۴۲ و در کتاب مجمل‌التواریخ گلستانه در صفحه ۲۰۴ به این شرح در خصوص سرزمین‌های لر کوچک و بزرگ آمده‌است:

    لر کوچک همان است که حالیه هم آن را لرستان می‌گوییم و غرض از این قسمت اخیر که در آن ایام لر کوچک خواند می‌شده بیشتر ناحیه فیلی یعنی اطراف خرم‌آباد و اراضی پشت کوه بوده‌است . مراد از لرکوچک، ایلات لرستان، ایلام، بخشی از کرمانشاه و همدان و شمال شرقی عراق حالیه (شامل طوایف لک و فیلی) و مراد از لر بزرگ، ایلات بختیاری، ممسنی و کهگیلویه دانسته شده‌است یعنی به خلاف تقسیم فوق.[۴]

پیدایش اتابکان لر

فرمانروای اتابکان لر بدر نام داشت. بدر زمان درازی فرمانروایی کرد و به شوندی ناپیدا درگذشت، فرمانروایی به پسرزادهٔ او نصرالدین محمد بن هلال بن بدر رسید.او فرمانروایی عادل بود. وی وزیر خود را محمد خورشید قرار داد. در آن زمان نیمی از سرزمین لرستان در دست شولان بود و فرمانروای آنها سیف‌الدین ماکان روزبهانی بود. شولان از دوره‌ی اکاسره، فرمانروای آن سرزمین بودند و بنیانگذار دودمان شول نجم‌الدین اکبر بود و تا کنون ایل شول را نوادگان او می‌دانند. از کردستان سوریه مردمی به لرستان کوچ کردند، رهبر این مردم ابوالحسن فضلوی بود. روزی در خانهٔ خورشیدیان مهمانی بود. در آن مهمانی به ابوالحسن سر گاوی دادند. او آن را به شگون نیک پنداشت و به پیروان خود گفت ما سردار این سرزمین خواهیم شد. ابوالحسن فضلولی پسری به نام علی داشت. روزی علی با سگی به شکار رفت. تعدادی ناشناس با او درگیر شدند و او را به سختی زخمی کردند و در غاری انداختند. سگ علی پسر ابوالحسن فضولی به آنها حمله کرد و چند تن آنها را زخمی کرد و به خانه برگشت. ایل علی هنگامی که سگ را خون‌آلود دیدند، به جستجوی علی رفتند و وی را در غار پیدا کردند. او را به خانه آورده و درمان کردند.

در این زمان سلغریان در فارس فرمانروا بودند. اما هنوز اسم پادشاهی نداشتند. علی پس از چند روز درگذشت، از علی پسری به نام محمد ماند. محمد جوانی دلاور بود. محمد زمانی فرمانروا بود و در این دوران با سلغریان روابط خوبی نداشت. پس از چندی او نیز درگذشت، محمد پسری به نام ابوطاهر داشت، جوانی دلاور بود. او هم با سلغریان روابط خوبی نداشت و سلغریان سپاهی را برای مقابله با او فرستادند.ابوطاهر پس از پیروزی بر سلغریان به فارس آمد. اتابک سنقر به او گفت از من چیزی بخواه، ابوطاهر گفت به من لشکری بدهید تا در لرستان به خدمت بگیرم. اتابک سنقر هم به او لشکری داد و همراه او به لرستان فرستاد.
نام‌گذاری به هزاراسپیان

اتابکان لر را ابتدا ابوطاهر تاسیس کرد اما از آنجا که فرزند ابوطاهر به نام هزاراسپ بسیار به اتابکان اقتدار بخشید و از طرف دیگر توانست تاییدی برای حکومتش از خلافای عباسی بگیرد در حقیقت تاسیس رسمی اتابکان لر به نام اوست، بنابراین بسیاری از منابع از اتابکان لر به نام هزار اسپیان هم یاد کرده اند.[۵]
مهاجرین خوزستان

در زمان اتابکان لر خاندانی از سادات علوی به نام کمایی که از نسل علی بن ابی طالب(ع) بودنند که ازکشور عربستان وارد خوزستان شده اند و به کمایی بهمئی معروف شده اند.


مهاجرت به لرستان

حمدالله مستوفی در باره مهاجرت اقوام غیر لر به لرستان در زمان حکومت اتابکان این گونه می‌گوید:

    تومان لر کوچک ولایتی معتبر است و در ذکر مقام لران و سبب وقوع اسم لری برایشان یاد کرده شدند که درکول مارود بودند چون در آن کول مردم بسیار شدند هرگروهی بموضعی رفتند و ایشان را بدان موضع بازخواندند چنانکه در آن، چنگردی اوتری و هر قبیله از لران که در آن کولی مقام نداشتند لر اصلی نباشند. چنانکه کوشکی، کنبلی، روزبهانی، ساکی، سادلرینی، داودی، عباسی، محمد کماری و گروهی (و) جنک رومی که امرای لر و خلاصه ایشانند از شعبه سلغوری اند.

حمدالله مستوفی همچنین در مورد سایر اقوام که در زمان اتابکان به لرستان مهاجرت کرده اند این گونه می‌گوید:

    و از شعب دیگران این اقوام اند؛ کارندی، جنکردی، فضلی، سنوندی، الانی، کاه کاهی و رجوارکی، دری، ویراوند، و مابکی، داری، آبادکی، ابوالعباسی، علوممائی، کچائی، سلکی، خودکی، بندوئی و جز ایشان منشعب شدند اما قوم ساهی ارسان ارکی بیهی اگر چه زبان لری دارند لر اصلی نیستند و دیگر دیهاء مارود، لر نیستند روستایی اند و این طوایف تا شهور سنه خمسین و خمسمائه هرگز سروری علی حده نداشته‌اند و مطیع دارالخلافه بوده در فرمان حکام عراق عجم بوده‌اند.

امرای لر کوچک

در سال ۸۵۰ (ه.ق) یکی از روسای لر کوچک به نام شجاع الدین خورشید طوایف لر کوچک را تحت امر خود در آورد و در قلعه مستحکم مانرود از قلعه‌های مستحکم لرستان استقرار یافت . پس از او سلسله امرای لرکوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی تا ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین آنها که نامی از او باقی است شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است که گفته شده‌است داماد شاه طهماسب بوده و در زمان صفویه به لرستان حکومت داشته‌است.
اسامی امرای لر کوچک

    شجاع الدین خورشیدبن ابی بکر (۵۸۰ - ۶۲۱)
    سیف الدین رستم برادرزاده او
    ابوبکربن محمد برادرسیف الدین رستم
    عزالدین گرشاسف بن محمد برادر ابوبکر
    حسام الدین خلیل بن بدربن ( شجاع الدین خورشید) تا۶۴۰
    بدرالدین مسعودبن حسام الدین خلیل (۶۴۰ - ۶۵۸)
    تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل (۶۵۸ - ۶۷۷)
    فلک الدین حسن و عزالدین حسین دو پسر بدرالدین مسعود (۶۷۷ - ۶۹۲)
    جمال الدین خضربن تاج الدین شاه (۶۹۲ - ۶۹۳)
    حسام الدین عمر و صمصام الدین محمود (۶۹۳ - ۶۹۵)
    عزالدین محمدبن عزالدین حسین (۶۹۵ - ۷۰۶)
    دولت خاتون زن عزالدین محمد و برادرش عزالدین حسین (۷۰۶ - ۷۲۰)
    شجاع الدین محمودبن عزالدین حسین (۷۲۰ - ۷۵۰)
    ملک عزالدین بن شجاع الدین محمود (۷۵۰ - ۸۰۴)
    سیدی احمدبن عزالدین (۸۰۴ - ۸۵۱)
    شاه حسین عباسی (۸۱۵ - ۸۷۳)
    شاه رستم عباسی از ۸۷۳
    اغوربن شاه رستم
    جهانگیربن اغور تا ۹۴۹.
    رستم خان بن جهانگیر از ۹۴۹ تا ۹۷۸ حیات داشته‌است .(تاریخ مغول. تألیف عباس اقبال. صص ۴۴۸ - ۴۵۲ )

حکومت اردلان

حکومت اردلان حکومت شمال غرب ایران در دوران ملوک‌الطوایفی از ۱۱۶۹-۱۸۶۷ میلادی. در تاریخ کردها از سلسله امیران محلی که حاکمیت در کردستان جنوبی و بخشی از کردستان شمالی، و مرکزیت منطقه جزیره (منطقه) را از قرن هفتم هجری قمری به عهده داشته اند، با عنوان حکام اردلان یاد شده است. دارالملک یا کرسی آن موصل بوده[نیازمند منبع]، اردلان همچنین نام طایفه‌ای است که این حاکمان به آن تعلق داشتند.
تاریخ حکومت اردلان

قباد اردلان بنیانگذار حکومت اردلان بود که تاعصر صفوی جانشینان او بدون هیچ مشکلی بر مناطق کردنشین حکومت میکردنداز زمان شاه عباس اول صفوی حکومت اردلان با مداخله حکومت مرکزی ایران مواجه شد. از سال ۱۰۰۶ هجری قمری که شاهوردی عباس آخرین اتابکان لر کوچک به دستور شاه عباس اول صفوی در سیمره به قتل رسید و به حکومت اتابکان لر کوچک در پیشکوه و پشتکوه خاتمه داده شد، ایران عصر صفوی به چهار ایالت والی نشین چون عربستان، لرستان، کردستان و گرجستان و ۳۶ بیگلربیگی نشین تقسیم گردید و حکومت کردستان همچنان در اختیار خاندان اردلان با عنوان والی قرار گرفت.

حسین خان سلیوزری یا حسین خان دوم والی لرستان که از سال ۱۰۱۹ هجری قمری به دستور شاه عباس اول به حوزه ی متصرفات هَلوخان اردلان لشکر کشید و در چند نوبت شکست خورد، موجب شد تا شاه عباس خود به جهت شکست هَلوخان به اسفند آباد یا علیشکر راهی شود، و در روستای سیهم قروه اتراق کند.

شاه عباس در مصاف با هَلوخان اردلان از مشاوره ی علی بیگ یا آلی بالی بیگ زنگنه بهره مند شد، علی بیگ شاه عباس را به عدم درگیری و از در دوستی واردشدن با والی اردلان تشویق و نتیجه آن که شاه عباس صفوی بدون جنگ موفق به انقیاد والی شد و بر همین اساس شاه صفوی به پاداش خدمت علی بیگ زنگنه بیش از ۱۵ روستا از شمار املاک خاصه شاهی کرمانشاهان را به جهت اسکان، عمران و کشت و زرع مردم کرد مهاجر زنگنه (از موصل و سلیمانیه و... به داخل فلات ایران حسب سالهای ۱۰۱۲ تا ۱۰۲۰ هجری قمری) به تیول آن ها درآورد. بخش اعظم آن روستاها درعداد املاک موقوفه ی دولتی چهار دانگ شهر کرمانشاه به حساب می آیند.

بعد از نادرشاه، تنش هایی در پشتیبانی از زندیه و قاجاریه در مصاف والی کرمانشاهان با والی اردلان به سال ۱۰۹۹ هجری قمری وجود داشته است. اما تداوم همکاری و دوستی محفوظ مانده است. در عهد فتحعلیشاه قاجار پیوندهای سببی بسیاری با بزرگان اردلان نسل اندر نسل صورت گرفت، و تا زمان محمد شاه قاجار، احکام حاکمیتی حکام کردستان شمالی چون شهر زور، سلیمانیه، بابان و... بنا به روادید والیان اردلان، سپس انعکاس موضوع به حکومت کرمانشاهان و سرحدداری عراقین، و با پیشنهاد والیان کرمانشاهان (از زمان شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه) به دربار، تنفیذ و صدور احکام حکومتی از جانب شاه صورت می گرفته است.

با انتصاب شاهزاده فرهاد میرزا معتمدالدوله عموی ناصرالدین شاه به حکومت کردستان از سال ۱۲۴۸ هجری قمری به حکومت اردلان خاتمه داده شد، اما آثار به جای مانده از عصر والیان اردلان در شهر سنندج و... از جمله مساجد و مدارس علمیه و دیگر آثار خیریه، نام آنان را در تاریخ کردستان محفوظ داشته.

نادرشاه

نادرقلی ملقب به تهماسب‌قلی خان و نادر شاه افشار از ایل افشار خراسان از ۱۱۱۴ خورشیدی تا ۲۸ خرداد[۳] یا ۳۰ خرداد[۴] ۱۱۲۶ خورشیدی، پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه است. او از مشهورترین پادشاهان ایران، پس از اسلام است و بسیاری از مورخین او راقدرتمندترین پادشاه ایرانی بعد اسلام می‌دانند[نیازمند منبع] که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت. به او در اروپا لقب «آخرین جهانگشای شرق»، «ناپلئون ایران» و «اسکندر دوم» نیز داده‌اند. شعر معروف نادر که در زمان تاجگذاری، دستور ضرب آن بر سکه هارا داد، به شرح زیر است:

سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان * نادر ایران‌زمین و خسرو گیتی‌ستان

محتویات

    ۱ کودکی تا مشهور شدن در خراسان
    ۲ پیوستن به تهماسب دوم و شکست اشرف افغان
    ۳ برکنار کردن تهماسب دوم و نایب‌السلطنگی
    ۴ پادشاهی
    ۵ تعقیب افغانها و حمله به هندوستان
    ۶ تغییر اخلاق نادر و ستمگری بر مردم ایران و مرگش
    ۷ ایران در دورهٔ نادرشاه
    ۸ جانشینان نادرشاه
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ پیوند به بیرون
    ۱۲ منابع

کودکی تا مشهور شدن در خراسان

نادر شاه افشار در سال ۱۰۶۷ در ایل افشار در درگز خراسان به دنیا آمد.

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های بزرگ خراسان است[۵][۶][۷][۸][۹][۱۰] که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درگز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. شمار زیادی از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.[۱۱]

نام اصلی او «نادرقلی» بود و بنا به یک روایت غیرمستند، هنگامی که هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبک‌های خوارزم به اسارت آنها درآمد. او بعد از مدت کوتاهی از اسارت گریخت و به خراسان برگشت و در خدمت حکمران ابیورد، باباعلی بیگ بود. او گروه کوچکی را به دور خود جمع کرد و بعد از کنترل چند ناحیه خراسان، خود را «نادرقلی بیگ» نامید.[۱۲]

در این هنگام افغان‌ها به رهبری محمود افغان، اصفهان را تصرف کرده و شاه سلطان حسین صفوی را به قتل رسانده بودند. با سقوط اصفهان و قتل شاه سلطان حسین، پسر او به نام شاه تهماسب دوم صفوی که از اصفهان به قزوین گریخته بود، خود را در ۱۱۳۵ق پادشاه ایران خواند، ولی حکام نواحی گوناگون کشور حاضر به اطاعت از او نشدند.
پیوستن به تهماسب دوم و شکست اشرف افغان

محمود افغان نیز که تنها بر اصفهان و نواحی اطراف آن حکومت می‌کرد، کمی بعد به‌دست پسر عمویش به‌نام اشرف افغان در ۱۱۳۷ق به‌قتل رسید. همزمان با این اوضاع، نادر که از میزان نفوذ خاندان صفوی در میان مردم آگاه بود، به شاه تهماسب دوم پیوست و در ۱۱۳۹ق سردار سپاه او شد. سپس خراسان را به تصرف خود در آورد.[۱۳]

مالک بزرگ ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) تا حدی مانع قدرت‌گیری نادر شد، ولی نادر در سال ۱۱۳۷ ق. پشتیبانی شاه طهماسب دوم صفوی و فتحعلی‌خان قاجار (پسر شاه قلی خان قاجار و پدربزرگ آقا محمدخان قاجار) را جلب کرد و توانست ملک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان برپا نماید. شاه تهماسب نیز، نادر قلی را والی خود در خراسان اعلام کرد و پس از آن نادر نام خود را به «طهماسب قلی» تغییر داد. سال بعد، او پس از سرکوب چند ایل ترک و کرد، به حکمرانی کامل خراسان رسید.

وی پس از آن، برای به‌قدرت رساندن شاه تهماسب با افغانها وارد جنگ شد. در ۱۷۲۹ رییس افغانها یعنی اشرف افغان را در مهماندوست در نزدیکی دامغان(طی نبرد دامغان) و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد. او سپس در تعقیب اشرف، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داد و قبایل این دیار را مطیع خود نمود. بدین ترتیب پس از هفت سال شورش افغان‌ها در ۱۱۴۲ق به پایان می‌رسد.
تاریخ ایران
تاریخ ایران
دوران باستان
نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پ.م.
عیلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پ.م.
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پ.م.
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پ.م.
  (سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پ.م.)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پ.م.
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پ.م.
اشکانیان ۲۴۷ پ.م.–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
سده‌های میانه
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
زیاریان
۹۲۸–۱۰۴۳     صفاریان
۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه
۹۳۴–۱۰۵۵     سامانیان
۸۷۵–۹۹۹
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان
۱۳۳۵–۱۳۵۷     مظفریان
۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان
۱۳۳۶–۱۴۳۲     سربداران
۱۳۳۷–۱۳۷۶
تیموریان ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو
۱۴۰۶–۱۴۶۸     تیموریان
۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو
۱۴۶۸–۱۵۰۸
معاصر اولیه
صفویان ۱۵۰۱–۱۷۳۶
افشاریان ۱۷۳۶–۱۷۴۷
زندیان
۱۷۵۰–۱۷۹۴     افشاریان
۱۷۴۷–۱۷۹۶
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز
نوشتارهای مرتبط [نمایش]
این جعبه:

    نمایش
    بحث
    ویرایش

نادر سپس با دشمنان خارجی وارد جنگ می‌شود و روسها را از شمال ایران می‌راند، اما در زمان جنگ با عثمانیها که غرب ایران را در اشغال داشتند، متوجه شورشی در شرق ایران شده و جنگ را نیمه کاره رها کرده و به آن سامان می‌رود. شاه تهماسب صفوی با توجه به قدرت و شهرت روزافزون نادر و به قصد اظهار وجود، دنباله جنگ وی را با عثمانیان به قصد بازپسگیری ایروان می‌گیرد، ولی به سختی شکست می‌خورد.
برکنار کردن تهماسب دوم و نایب‌السلطنگی

در سال ۱۱۴۵ق به دنبال قراردادی میان شاه تهماسب دوم و دولت عثمانی و در پی شکست ایران، گرجستان و ارمنستان در ازای تبریز به آن دولت وا گذار شد. نادر که خود این نواحی را به ایران بازگردانده بود، تهماسب را از سلطنت برکنار کرد و پسر خردسالش را با نام (شاه عباس سوم) به جانشینی برگزید و برای حفظ قدرت، خود را نایب‌السلطنه نامید.

نادر در عرض دو سال کل آذربایجان و گرجستان را از عثمانیان پس گرفت، عثمانیان را به سختی شکست داد[۱۴] و طبق قراردادی با روس‌ها در گنجه، ارتش روسیه را وادار به عقب نشینی از تمام مناطق ایران کرد[۱۵]
پادشاهی

در سال ۱۱۴۸ق نادر کلیه حکمرانان و کدخدایان ایران را (بالغ بر ۲۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع])در دشت مغان جمع کرد، در دشت مغان او اعلام کرد که وظایف خود را انجام داده و تصمیم به‌استراحت و کناره‌گیری از کارها دارد. بزرگان کشور که می‌دانستند او باطناً مایل به سلطنت است، وی را به سلطنت پذیرفتند. بدین ترتیب شاه عباس سوم صفوی از شاهی برکنار شد و حکومت سلسله افشار با پادشاهی نادر آغاز گردید. نادر اندکی بعد تاجگذاری نمود. شاعری به نام قوام الدین، ماده تاریخ تاجگذاری وی را «الخیر فی ماوقع» سرود که بر روی سکه‌های دوره افشاریه نیز منقوش گردید.[۱۶]

نادرشاه به مدت ۱۲ سال پادشاهی کرد و در این مدت دائماً به لشکرکشی به نواحی گوناگون مشغول بود. او در این زمان توانست بحرین، قندهار، خوارزم، بخارا و بسیاری نواحی دیگر را که برای سال‌ها از ایران جدا شده بودند، به ایران بازگرداند. مهم‌ترین فتح او فتح هندوستان بود.[۱۷]
تعقیب افغانها و حمله به هندوستان
نگاره نادرشاه و محمد شاه گورکانی

افغان‌های مخالف نادرشاه پس از فتح قندهار به دست نادر، به دهلی گریخته بودند. نادرشاه سه بار به پادشاه هند، محمد شاه گورکانی، اخطار نمود که نظامیان اشرف افغان (حدوداً ۸۰۰ نفر) را به ایران تحویل دهد. در پی عدم تحویل آنها، سپاه ایران از رود سند گذشت و در جنگ کَرنال هندی‌ها را شکست داد و دهلی را تصرف کرد. سپس ۸۰۰ افغان را در بازار دهلی دار زدند.[۱۸] نادر به رغم کمی سپاهیانش در مقابل لشکریان فیل سوار هندی، توانست با به‌کارگیری تاکتیک‌های نوین جنگی پیروز شود.

در جنگ کرنال در طی یک روز، بین بیست تا سی‌هزار شهروند هندی کشته شدند.[۱۹] به‌ناچار محمد شاه از نادر امان خواست. نادر در قبال گرفتن کلید خزانه سلطنتی هند عقب‌نشینی را پذیرفت و تاج پادشاهی هند را بر سر او باقی گذاشت و او را با تبر مقطوع‌النسل کرد.[۲۰] نادر با غنائم فراوان که از هند به چنگ آورده بود، به ایران بازگشت؛ غنائمی که نادر شاه به ایران آورد ده برابر بیشتر از بیشترین درآمد سالانه دوران صفوی برآورد شده‌است. در میان این غنائم، جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند. میزان غنائم به حدی بود که نادر برای سه سال از گرفتن مالیات در ایران چشم پوشید.[۲۱]

با حمله نادر به هندوستان زمینه تضعیف و انقراض امپراتوری مغولی هند یا گورکانیان فراهم آمد و پس از مدتی دولت انگلستان توسط کمپانی هند شرقی بر این کشور استیلا یافت.
تغییر اخلاق نادر و ستمگری بر مردم ایران و مرگش
مقبرهٔ نادر شاه افشار

نادر شاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. سپس از کار خود پشیمان شد و برخی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر می‌دانست، کشت.

نادر برای تامین هزینه جنگ‌های خود مجبور بود تا مالیات‌های گزافی از مردم بگیرد، به همین دلیل شورش‌هایی در جای‌جای کشور روی می‌داد. زمانی که نادر برای رفع یکی از این شورش‌ها به خراسان رفته بود، جمعی از سردارانش به رهبری علی قلی خان شبانه به چادر وی حمله کردند و اور ا به قتل رساندند. به گفته لارنس لاکهارت مورخ انگلیسی ماجرا از این قرار بوده: نادر در ماه‌های پایانی عمر در اوج خشونت حکومت می‌کرد و به دلایلی چند به تمامی سردارانش سوءظن داشت. نادر شبی رئیس آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم. حکم می‌کنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند ابقا نکنید. حیات من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم. نوکری گرجی این موضوع را به اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند تا دیر نشده، نادر را از میان بردارند. تا پاسی از شب رفت، مواضعین به خیمه چوکی، دختر محمدحسن‌خان قاجار، که نادر آن شب را در سراپرده او بود، رو آوردند. ترس به آنان چنان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه را نکردند. فقط محمد خان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و چوکی تا متوجه آنها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد، صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان قاجار سر نادر شاه را از تن جدا ساخت. (بامداد یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ قمری/۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی[۲۲])

این گفته "لاکهارت" کم و بیش به همین صورت از قول جیمز فریزر انگلیسی که شخصاً نادرشاه را میشناخته و ماه‌ها همراه او بوده و "بازن" پزشک فرانسوی نادرشاه آورده شده‌است.[۲۳] پس از مرگ نادر شاه، بسیاری از فرزندان و خاندان وی توسط برادرزاده نادر، عادل‌شاه کشته شدند. علی قلی خان به حدی کینه قطع نسل نادر را به دل بسته بود که زنان نادر را که آبستن بودند هم کشت و از تمام اینان فقط فرزندش شاهرخ را زنده نگهداشت، چون وی از طرف مادر از صفویان بود و گفته‌اند از ابقای او منظورش این بود که شاید روزی مردم ایران خواستند که پادشاهی از نژاد صفوی داشته باشند.
شمشیر جواهرنشان نادر بخش کوچکی از جواهرات نادر که اکنون قسمتی از جواهرات بانک مرکزی ایران است.
ایران در دورهٔ نادرشاه
نادر شاه
قلمرو نادرشاه افشار

در زمانی که صفویان با شورش افغان‌ها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود، عثمانی‌ها ازغرب و روس‌ها از شمال و اعراب از جنوب و ترکمانان از شرق به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمیت ایران را سامان داد.

در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشته خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقب‌نشینی کردند.

بناهایی که به دستور نادر در خراسان بنا شده‌اند، نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.

در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه می‌شد. نادر اقوام ایرانی را متحد و منسجم در زیر پرچم ایران درآورد و بار دیگر ایران قدرتمندترین کشور آسیا گشت. شهرها یا ولایات ایران در دوره نادر به شرح زیر بودند: آذربایجان، افغانستان، بلوچستان (پاکستان)، ترکمنستان، گرجستان، داغستان، بحرین، قطر، کشمیر و غیره.[۲۴]

نادر از فرمانروایانی بود که برای آخرین بار ایران را به محدوده طبیعی فلات ایران رسانید و با تدارک کشتی‌های عظیم جنگی، کوشید تا استیلای حقوق تاریخی کشور را بر آب‌های شمال و جنوب تثبیت کند. نادر شاه در سال ۱۷۴۲ م. جان التون دریانورد بریتانیایی مقیم سن پطرزبورگ را به رغم کارشکنی روس‌ها و انگلیسی‌ها برای ساختن کشتی جنگی به خدمت گرفت. التون در ژانویهٔ ۱۷۴۳م با سمت دریاسالاری به ریاست کشتی‌سازی ایران منصوب و به" جمال بیگ" ملقب گردید. با وجود تمامی دشواری‌های اجرایی و سیاسی، با حمایت‌های نادر و تلاش‌های التون، نخستین ناو ایران مجهز به بیست عراده توپ به نام "نادرشاه" در کرانهٔ گیلان به آب انداخته شد. پس از آن به موجب فرمانی که پادشاه ایران صادر کرد، تمام کشتی‌های روسی موظف شدند به پرچم ناو جدید سلام دهند.[۲۵]

با افول دولت نادری، سرزمین پهناور فلات ایران که پس از مدت‌ها به زیر یک درفش درآمده و رنگ یگانگی پذیرفته بود، از هم پاشید.
جانشینان نادرشاه
نادر و فرزندانش

بعد از نادرشاه، کریمخان از سرداران نادر که از طایفه زند بود، به‌قدرت رسید و حکومت بازماندگان افشار محدود به‌خراسان شد و کریم خان این منطقه را به‌احترام نادر که او را ولی‌نعمت خود می‌دانست، در اختیار جانشینانش باقی گذاشت.

نادر زمینه را برای جانشینی مناسب از بین برده بود. او بسیاری از اطرافیان خود را از پای درآورد. پس از مرگ وی سرداران او نیز در گوشه و کنار علم استقلال بر افراشتند؛ کریمخان زند وکیل الرعایا در شیراز- احمدخان ابدالی در افغانستان- فتحعلی خان افشار ارشلو در آذربایجان و در شهر ارومیه[۲۶] - حسنعلی خان اردلان در کردستان و محمد حسن خان قاجار در مازندران شروع به حکومت کردند.

در خراسان نیز علیقلی‌خان افشار، برادرزاده نادر بسیاری از اولاد و خانواده نادر را قتل‌عام کرد و خود را «عادلشاه» نامید و شروع به حکومت کرد. وی که مردی خونریز و عیاش بود، محمدحسن خان قاجار را شکست داد و پسرش آقامحمد خان را مقطوع‌النسل کرد، اما سرانجام توسط برادر خود ابراهیم خان، کور و سپس کشته شد.

بزرگان افشار، نوه نادر به نام شاهرخ میرزا را به‌قدرت رساندند. او نیز یک سال بعد مخلوع و کور شد، اما دوباره به قدرت رسید، ولی این بار توسط شاه سلیمان ثانی (از خاندان صفوی که مورد احترام عموم بود) شکست خورد. شاهرخ نابینا چهل و هشت سال سلطنت کرد، اما فقط بر خراسان. پس از مرگ کریم خان، آقامحمدخان به قدرت رسید و به خراسان حمله کرد و شاهرخ را با شکنجه کشت. نادر میرزا فرزند شاهرخ، پدر پیر و نابینا را در دست آقامحمدخان رها کرد و به افغانستان گریخت و در زمان فتحعلی شاه ادعای سلطنت کرد که دستگیر و کور شد، زبانش را بریدند و او را کشتند و بدین ترتیب آخرین مدعی سلطنت از خاندان افشاریه از میان برداشته شد.

عباسی (پول)

عباسی از واحدهای قدیمی پول ایران بود که برابر با ۲۰۰ دینار بود. این نام منسوب به شاه عباس صفوی است.

سکه‌های عصر صفوی از طلا، نقره و مس بود. سکه‌های زمان شاه عباس عباسی نامیده می‌شد. این سکه‌ها نخست از جنس نقره بود. هر پنجاه‌عباسی را یک تومان می‌گفتند، که ده‌هزار دینار قیمت داشت. در این دوره سکه طلا وجود نداشت. فقط سکه‌های طلا را که شاهنشاه نام داشت، هنگام جلوس شاه بر تخت سلطنت و در جشن نوروز ضرب می‌کردند. این سکه‌ها در میان مردم رواج نداشت و آن را اشرافی یا اشرفی نیز می‌گفتند. علت این نام‌گذازی بهای زیاد آن‌ها بود. سکه‌های رایج این دوره "غزبیگی" یا "غازبیگی" برابر پنج‌دینار یا یک‌دهم شاهی؛ "بیستی" معادل بیست‌دینار یا دوپنجم شاهی؛ "پول سیاه" یا "قراپول" معادل بیست‌وپنج دینار یا نیم‌شاهی؛ "شاهی" معادل پنجاه دینار؛ و "عباسی" معادل دویست دینار یا چهارشای بود. تا انتخاب ریال به منزله‌ی واحد پول در ایران، در سال ۱۳۰۸ شمسی و حتی سال‌ها بعد از آن، از این واحدهای پولی استفاده می‌شد. پس از صفویه نیز از این مسکوکات استفاده می کردند. در دوره‌ی نادرشاه واحد پولی به نام "نادری" وجود داشت، که ارزش آن ده‌شاهی بود