اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دوشنبه

دوشنبه سومین روز هفته در گاه‌شماری خورشیدی و اولین روز هفته در تقویم میلادی است. در گاهشمار آریایی نام این روز مهشید است. دوشنبه همچنین نام پایتخت کشور تاجیکستان می‌باشد.

۲۰۰۷ (میلادی)

۲۰۰۷ (سال دوهزار و هفت میلادی) از آغاز دوشنبه ۱ ژانویه ۲۰۰۷ شروع شد و در پایان دوشنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۰۷ به پایان رسید. سال ۲۰۰۷ هفتمین سال از قرن ۲۱ میلادی و نیز هفتمین سال از هزاره سوم است. در تقویم ایرانی سال ۲۰۰۷ از ۱۱ دی ۱۳۸۵ شروع شده و در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۶ خاتمه می‌یابد.

محتویات

    ۱ نامگذاری‌ها
    ۲ رویدادها
        ۲.۱ ژانویه
        ۲.۲ فوریه
        ۲.۳ ژوئن
        ۲.۴ ژوئیه
        ۲.۵ اوت
        ۲.۶ اکتبر
        ۲.۷ نوامبر
    ۳ جوایز نوبل
    ۴ زادروزها
    ۵ مرگ‌ها
    ۶ منابع

نامگذاری‌ها

    سال بین‌المللی مولانا جلاالدین رومی - توسط یونسکو
    سال دلفین‌ها [۱]
    سال بین‌المللی مناطق قطبی [۲]
    سال فرصتهای برابر برای همه - در اتحادیه اروپا[۳]

رویدادها
ژانویه

    ۱ ژانویه
        بلغارستان و رومانی به اتحادیه اروپا پیوستند. با پیوستن این دو کشور زبان های بلغاری و رومانیایی علاوه بر ایرلندی بر ۲۰ زبان رسمی گذشته این اتحادیه افزوده شد و الفبای سیریلیک به عنوان سومین الفبای رسمی این اتحادیه شناخته گردید.
        اسلوونی به حوزه یورو پیوست.
        بان کی مون اهل کره جنوبی به عنوان دبیر کل سازمان ملل متحد منصوب و جانشین کوفی عنان شد.
        آنگولا به اوپک پیوست.
    ۸ ژانویه - صادرات نفت روسیه به لهستان ، آلمان و اوکراین در پی اختلافات روسیه و بلاروس قطع شد. این صادرات پس از سه روز از پی گرفته شد.
    ۹ ژانویه - شرکت اپل و موسس آن استیو جابز تولید اولین آی فون را اعلام کردند.
    ۱۳ ژانویه - در اثر غرق شدن کشتی سرور متعلق به یونان در سواحل نروژ بیش از ۲۰۰ تن نفت خام وارد دریا شد.
    ۱۴ ژانویه - با الحاق دو سازمان هلال احمر و صلیب سرخ به یکدیگر سازمان کریستال سرخ به عنوان سازمانی فرا مذهبی برای عملیات های فرا منطقه ای ایجاد شد.
    ۱۹ ژانویه - اسرائیل صد میلیون دلار از دارایی های بلوکه شده حکومت خودگردان فلسطین را برای تحکیم موقعیت محمود عباس رئیس جمهور این حکومت آزاد کرد.
    ۳۰ ژانویه - انتشار ویندوز ویستا و آفیس ۲۰۰۷ توسط مایکروسافت

فوریه

    2 فوریه
        هو جینتائو رئیس جمهور چین مجموعه ای از قراردادهای اقتصادی را با سودان منعقد کرد.

ژوئن

    ۱۴ ژوئن - اسماعیل هنیه نخست‌وزیر دولت خودگردان فلسطین برکنارشد.
    ۲۵ ژوئن - آغاز مسابقات تنیس ویمبلدون.
    ۲۷ ژوئن - کناره گیری تونی بلر از نخست وزیری انگلیس.

ژوئیه

    ۱ ژوئیه
        پرتغال ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را بر عهده گرفت.
        اجرای قانون منع استعمال دخانیات در محل کار در کشور انگلستان و در بارها و کلوبهای شبانه در ایالت ویکتوریا در کشور استرالیا.
        برگزاری جشن ۱۴۰مین سال تبدیل کانادا به کنفدراسیون.
        برگزاری کنسرت دایانا به یادبود پرنسس دایانا در ورزشگاه ومبلی شهر لندن.
    ۴ ژوئیه - برگزاری جشن ۲۳۱مین سال استقلال آمریکا.
    ۷ ژوئیه - برگزاری مجموعه کنسرت‌های موسیقی لایو ایرث (زمین زنده) در سرتاسر جهان.

اوت

    ۴ اوت - پرتاب کاوشگر فینیکس به سوی مریخ

اکتبر

    ۸ اکتبر - افتتاح نخستین پایگاه هوایی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷.[۴]

نوامبر

    ۲۴ نوامبر - انتخابات فدرال استرالیا و پیروزی کوین راد از حزب کارگر استرالیا به عنوان نخست‌وزیر جدید این کشور.

جوایز نوبل

    جایزه نوبل شیمی - گرهارد ارتل
    جایزه نوبل اقتصاد - Leonid Hurwicz، اریک ماسکین، راجر مایرسون
    جایزه نوبل ادبیات - دوریس لسینگ
    جایزه صلح نوبل - ال گور و هیئت گرم‌شدن زمین زمین در سازمان ملل متحد
    جایزه نوبل فیزیک - آلبرت فرت، پیتر گرانبرگ
    جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی - ماریو کاپکی، الیور اسمیتیز، سِر مارتین ایوانز

زادروزها
مرگ‌ها

    ۱۰ ژانویه - کارلو پونتی، تهیه‌کننده مشهور ایتالیایی.
    ۱۵ ژانویه - برزان تکریتی، همدست صدام حسین و رئیس استخبارات رژیم بعث عراق.
    ۱۹ ژانویه - هراند دینک، روزنامه‌نگار ارمنی ترکیه.
    ۱ فوریه - جیان کارلو منوتی، آهنگساز ایتالیایی و نویسنده اشعار اپرا.
    ۸ فوریه - آنا نیکول اسمیت، مُدل و هنرپیشه آمریکایی.
    ۶ مارس - ژان بودریار، جامعه‌شناس، فیلسوف و نظریه‌پرداز فرانسوی.
    ۲۰ مارس - طه یاسین رمضان، همدست و معاون اول صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق.
    ۱۱ آوریل - کورت ونه‌گات، نویسنده و نمایش نویس آمریکایی.
    ۲۳ آوریل - بوریس یلتسین، نخستین رئیس جمهور روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی.
    ۱۸ مه - پیر-ژیل دوژن، فیزیک‌دان مشهور فرانسوی و برنده جایزه فیزیک نوبل.
    ۱۷ ژوئن - جان‌فرانکو فرره، طراح مشهور ایتالیایی مُد و لباس .
    ۲۴ ژوئن - کریس بنوا، کشتی کج کار کانادایی.
    ۲۵ ژوئن - مهستی، خواننده شهیر ایرانی.
    ۲۷ ژوئیه - محمد ظاهرشاه، آخرین پادشاه افغانستان.
    ۳۰ ژوئیه - میکل آنجلو آنتونیونی، کارگردان و فیلم‌نامه نویس ایتالیایی (زادهٔ ۱۹۱۲)
    ۳۰ ژوئیه - ارنست اینگمار برگمن، کارگردان و فیلم‌ساز سوئدی (زادهٔ ۱۹۱۸)
    ۱۵ اوت - بهاالدین ادب، نماینده دوره‌های پنجم و ششم مجلس از سنندج.
    ۱۷ اوت - الهه، خواننده موسیقی سنتی ایرانی.
    ۲۴ اوت - عبدالرحمان عارف، چهارمین رئیس جمهور عراق.
    ۶ سپتامبر - لوچیانو پاواروتی، خواننده شهیر اپرا.
    ۲۲ سپتامبر - مارسل مارسو، احیا کننده هنر پانتومیم.
    ۱۰ نوامبر - نورمن میلر، نویسنده آمریکایی.
    ۲۸ نوامبر - ژاله اصفهانی، شاعر ایرانی
    ۲۳ دسامبر - اسکار پترسون، پیانیست کانادایی.
    ۲۶ دسامبر - اکبر رادی، نمایش‌نامه‌نویس ایرانی.
    ۲۷ دسامبر - بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر اسبق و رهبر حزب مردم پاکستان.
    ۲۸ دسامبر - آیدین نیکخواه بهرامی، عضو تیم ملی بسکتبال ایران.

شجاع‌الدین شفا

شجاع‌الدین شفا (زادهٔ ۱۲۹۷ ه. ش در قم - درگذشتهٔ ۱۳۸۹ ه. ش در پاریس)، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و مترجم سرشناس ایرانی بود که قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷، سمت‌های فرهنگی مختلفی از جمله ریاست کتابخانه ملی پهلوی را بر عهده داشت. اکثر آثار انتشار یافته شجاع الدین شفا در سه دهه آخر زندگیش رو به سوی تاریخ اسلام دارد. [۱]

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ فعالیت‌های فرهنگی
    ۳ فعالیت‌های سیاسی
    ۴ سمت‌های اداری
    ۵ سمت‌های افتخاری
    ۶ جوایز
    ۷ نظرات دیگران
    ۸ آثار تالیف و ترجمه
        ۸.۱ ترجمه‌ها
        ۸.۲ تألیفات
    ۹ پانویس
    ۱۰ پیوند به بیرون

زندگینامه

شجاع‌الدین شفا در ۱۲۹۷ خورشیدی در قم به دنیا آمد. او تحصیلات خود را تا پایان دبیرستان در قم به انجام رساند، برای تحصیلات دانشگاهی به تهران رفت و پس از فارغ‌التحصیلی در رشته ادبیات فارسی، تحصیلاتش را در در بیروت و فرانسه ادامه داد.[۲]
فعالیت‌های فرهنگی

در طول دوران فعالیت فرهنگی شجاع الدین شفا، وی، کارهای بسیاری در زمینه تاریخ و ادبیات ایران انجام داد. او در معرفی ادبیات جهان به فارسی زبانان و فرهنگ ایران به جهانیان، فعالیت مؤثری داشته‌است.[۲] پس از آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال فرانسه و سپس ایران، به کشورش بازگشت و به عنوان مترجم در رادیو استخدام شد، همزمان فعالیت سیاسی را نیز آغاز کرد و از بنیان‌گذاران حزبی شد به نام میهن‌پرستان، با روزنامه‌ای به همین نام که سرمقاله‌هایش را شجاع‌الدین شفا می‌نوشت. تا سال ۱۳۵۷، حدود شصت عنوان ترجمه و تألیف از شجاع‌الدین شفا به چاپ رسید. وی مترجم کتاب سه جلدی کمدی الهی شاهکار ادبیات ایتالیایی، اثر دانته آلیگیری به زبان فارسی است. همچنین آثاری از گوته (دیوان شرقی و غربی) و آندره ژید و شاعران رمانتیک فرانسه مانند لامارتین و شاتوبریان را نیز به فارسی درآورده‌است.

شفا در سال ۱۳۵۲ مأمور ساخت «کتابخانه ملی پهلوی» در قلب تهران می‌شود. این کتابخانه بنا بود ظرف ده سال به بهره برداری برسد و در همان ابتدا، ششصد هزار عنوان کتاب و بیش از ۲۵ هزار عنوان نشریه را در خود جای دهد. سمینارها و جلسه‌های متعددی برای طرح ریزی کتابخانه برگزار شد، مشاوران فراوانی از سراسر جهان برای کتابخانه استخدام شدند، مسابقه‌ای جهانی برای انتخاب معمار کتابخانه برپا شد که بیش از سه هزار شرکت کننده داشت و یک شرکت آلمانی در آن برنده شد اما کلنگ کتابخانه هیچگاه به زمین زده نشد.[۳]

وی قبل از انقلاب سال ۱۳۵۷، عهده‌دار سمت‌های علمی فرهنگی مختلفی بود؛ از جمله مدتی دبیرکل شورای فرهنگی سلطنتی بود و همچنین ریاست کتابخانه ملی پهلوی را بر عهده داشت که بعد از کتابخانه مجلس شورای ملی بزرگ‌ترین کتابخانه کشور به شمار می‌رفت.[۴]

وی دارای درجهٔ دکترا در رشته ادبیات تطبیقی از فرانسه بود و پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ تا آخر عمر در فرانسه زندگی کرد. این نویسندهٔ ایرانی در روز ۲۷ فروردین ۱۳۸۹ خورشیدی درگذشت.[۵]
فعالیت‌های سیاسی

بجز مدت کوتاهی فعالیت سیاسی، شفا بیشتر عمر خود را صرف فعالیت‌های فرهنگی نمود.[۲] وی مدتی رایزن فرهنگی محمدرضا شاه پهلوی بود و برخی نطق‌های او را تهیه می‌کرد. ایده برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران او نقش مهمی در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی شاه ایفا کرد، به ویژه در سیاست‌های ملی‌گرایانه شاهنشاهی و اندیشه بزرگداشت و احیای «عظمت» ایران باستان و نکوهش آثار فرهنگ اسلامی و حملهٔ اعراب به ایران. شجاع‌الدین شفا نویسنده سخنرانی‌های مهم شاه شد. ایده تغییر تقویم ایران از هجری خورشیدی به شاهنشاهی نیز به شجاع‌الدین شفا نسبت داده می‌شود. واپسین سال‌های خدمت شجاع‌الدین شفا به دربار شاهنشاهی، متمرکز بر برپایی کتابخانه‌ای عظیم شد که به دستور محمدرضا شاه، بنا بود ایران را به کتاب‌خانه‌های مهم جهان پیوند دهد و الگویی برای دیگر کشورها شود. [۶] همچنین بعضی از منابع از دست داشتن او در نگارش کتاب به سوی تمدن بزرگ حکایت دارند.[۷]
سمت‌های اداری

    معاون فرهنگی دربار شاهنشاهی
    سفیر بین‌المللی ایران در امور فرهنگی
    رئیس کتاب‌خانه ملی پهلوی
    دبیر کل شورای فرهنگی سلطنتی
    دبیر کل انجمن بین‌المللی ایران شناسان

سمت‌های افتخاری

    دکتر افتخاری ادبیات دانشکده رم
    دکتر افتخاری تاریخ دانشگاه مسکو
    عضو وابسته آکادمی سلطنتی تاریخ اسپانیا
    عضو وابسته آکادمی هامر پورگشتال اتریش

جوایز

    جایزه بین‌المللی سال ۱۹۷۱ فلورانس
    جایزه سلطنتی بهترین کتاب سال‌های ۱۳۳۵ و ۱۳۵۰

نظرات دیگران

    احمد اشرف از نویسندگان ایرانیکا و استاد ایران شناسی دانشگاه کلمبیا اظهارات شفا در مورد ارتباط روحانیون شیعه و قدرت‌های بزرگ را تئوری توطئه می‌خواند.[۸]
    عباس میلانی با اشاره به دورهٔ دوم زندگی شفا (پیش از مهاجرت از ایران) در مورد شفا چنین نظر می‌دهد که «قضاوت تاریخ با قضاوت‌های سیاسی یا ایدئولوژیک متفاوت است. تاریخ بر اساس وزن و ارزش فکری و تحقیقی یک محقق قضاوت می‌کند. نه الزاما وابستگی‌های سیاسی یا تهمت‌ها یا حملاتی که دوستان یا دشمنانش کرده‌اند.» از دیدگاه میلانی در قضاوت تاریخ در مورد شفا معاون وزیر دربار بودن شجاع‌الدین شفا در ارزیابی کارهای فرهنگی او یک زیرنویس جزئی خواهد بود. او کتاب‌های شفا پس از مهاجرت که در نقد ادیان ابراهیمی نوشته شده را دارای رنگ سیاسی و جدل ایدئولوژیک می‌داند. با این حال تحقیق شفا در مورد «ایرانیان در اسپانیا» را که در همین دوران نوشته بود خواندنی وصف می‌کند.[۹]

    هوشنگ شهابی، استاد دانشگاه بوستون، در فصلی با عنوان «هذیان‌گویی در تاریخ‌نویسی ایرانی» از شجاع‌الدین شفا چنین یاد می‌کند:

    شجاع‌الدین شفا، وزیر فرهنگ اعلم[مبهم] تئوری توطئه‌های استادانه‌ای به محوریت علمای شیعه در زمان تبعید بافته است. در کتابی که توسط سلطنت‌طلبان مهاجر به وفور خوانده می‌شود از کلینی تا خمینی شفا ظهور علمای شیعه در قرن دهم را بزرگ‌ترین توطئه در تاریخ ایران و احتمالاً قدیمی‌ترین توطئه در جهان می‌داند.[۱۰]

    علی دشتی در نامه‌ای به محمد رضا شاه در اعتراض به جشن بزرگداشت ۲۵ سال نویسندگی شجاع‌الدین شفا می‌نویسد:

    «ایشان هرگز اثری نیافریده و از خود چیزی بیرون نداده، مخصوصاً در شناساندن فرهنگ ایران به دنیای خارج، کاری نکرده‌اند، تا شورای فرهنگی سلطنتی بخواهد از وی تجلیل کند.»[۱۱]

دشتی در این نامه مقام شفا را در حد یک مترجم می‌خواند:

    «آیا با این مقدمه سزاوار است که نخستین اقدام شورای فرهنگی سلطنتی تجلیل از یک مترجم متوسط باشد؟»

دشتی در یادداشت‌هایی که پس از انقلاب منتشر کرد می‌نویسد:

    «شاه از هر کسی که شبهه استقلال رأی و فکر در او می‌رفت، بدش می‌آمد... او تیپ جمشید اعلم و شجاع‌الدین شفا را می‌پسندید.»[۱۲]

    ابراهیم گلستان در مصاحبه‌ای که در سال ۱۳۸۹ با رادیو دویچه وله انجام داده است دربارهٔ شفا چنین می‌گوید:

    «قصهٔ اولی را که از همینگوی به زبان فارسی خواندم، آقای خیلی محترمی که پدر مملکت را هم درآورد، ترجمه کرده بود. اما اصلاً همینگوی نبود. قصه را به صورت یک قصه‌ای که هست تعریف می‌کنند و نه به عنوان بنایی جلوی خواننده. این رفت آن‌جا و این‌طور گفت و چه کار کرد و… بعد هم یا مرد یا عروسی کرد یا در رفت… اما در قصه این مطرح نیست. آن‌چه مطرح است، این است که همین چرت‌وپرت را چگونه می‌گویند که درست دربیاید. اما این آقا قصهٔ همینگوی، آن هم چه قصه‌ای: «برف‌های کلیمانجارو» را طوری ترجمه کرده بود که اگر همینگوی آن را خوانده بود، خیلی زودتر خودش را می‌کشت.»[۱۳]

آثار تالیف و ترجمه
ترجمه‌ها

    «کمدی الهی» دانته در سه جلد با عنوان «دوزخ، برزخ و بهشت»
    «بهشت گمشده» میلتون
    «دیوان شرقی» گوته
    «نغمه‌های شاعرانه» لامارتین
    «آندره ژید»

تألیفات

    انتشار فرهنگنامهٔ ۲۱ جلدی ایران با نام «فرهنگنامهٔ جهان ایران‌شناسی» [۱۴]
    دایره المعارف روابط فرهنگی ایران با کشورهای جهان از آغاز تا امروز
    تولدی دیگر (در نقد ادیان به خصوص تاریخ اسلام از صدر آن تا امروز)،
    پس از ۱۴۰۰ سال (دربارهٔ تاریخ هزار و چهار صد سالهٔ ایران پس از اسلام)،
    از کلینی تا خمینی
    در پیکار اهریمن
    جنایت و مکافات (نخستین انقلاب سیاه تاریخ جهان)
    پنج نقد بر تولدی دیگر

آخرین کتاب وی که به نام «حقوق بشر، قانون بیضه و بمب اتمی» در سال ۲۰۰۷ منتشر گردیده‌است.

اسلام

اسلام، دینی یکتاپرستانه[۱][۲]و از دین‌های ابراهیمی است.[۳][۴] به پیروان اسلام «مسلمان» می‌گویند.[۵] هم‌اکنون اسلام از دید شمار رسمی پیروان، در جایگاه دوم در جهان جای دارد.[۶]

مسلمانان براین باورند که خداوند، قرآن را به محمد از طریق فرشته ای به نام جبرئیل فروفرستاده‌است. به باور مسلمانان خدا بر بسیاری از پیامبران، وحی فرستاده و محمد آخرین آنان است. مسلمانان محمد را اعاده‌کننده ایمان توحیدی خالص ابراهیم، موسی، عیسی و دیگر پیامبران می‌دانند و معتقدند که اسلام کامل‌ترین و آخرین آیین الهی[۷][۸] است.

پال فریدمن می‌گوید: «اسلام به معنی تسلیم در برابر خداست. اسلام دین قانون و عمل است، نه ریاضت و رهبانیت. اسلام یک دین میانه‌رو است؛ تشویق به کمک به فقیران می‌کند ولی تشویق به ترک دنیا نمی‌کند. اسلام بر رفتار درست تاکید می‌کند: شراب‌خواری و قمار منع شده‌اند و مسلمان موظف است از خوردن غذای حرام خودداری کند. مسلمان می‌تواند مستقیماً با خدا راز و نیاز کند و لزوماً نیازی به واسطه فیض نیست. مسجد تنها مکان تجمع است و مانند کلیسا دارای قدرت مذهبی نیست. اسلام، برخلاف یهودیت، پس از ظهور به سرعت دینی جهانی می‌شود و مردم را به مسلمان‌شدن تشویق می‌کند ولی اصرار زیادی بر مسلمان‌کردن ندارد.»[۹]

اسلام نسبت به ادیان اصلی و پرجمعیت دنیا جدیدترین دین است و حدود یک میلیارد و دویست میلیون نفر پیرو دارد که دومین دین پرجمعیت دنیا به شمار می‌آید. اسلام سریع‌ترین دین از لحاظ گسترش و رشد در میان ادیان دنیا است. گستره جغرافیایی اسلام از غرب آفریقا تا جنوب شرق آسیا است، همچنین جوامع اقلیت‌های مسلمان نیز در سرتاسر جهان پراکنده هستند. اسلام دومین یا سومین دین پر جمعیت در اروپا و قاره آمریکا می‌باشد.[۱۰]

محتویات

    ۱ واژه شناسی
    ۲ باورها
        ۲.۱ اصول عقاید
            ۲.۱.۱ الله
            ۲.۱.۲ شهادتین
            ۲.۱.۳ قرآن
            ۲.۱.۴ خاتمیت اسلام
        ۲.۲ فروع عملیه
            ۲.۲.۱ تقویم و اوقات شرعی
            ۲.۲.۲ اذان
    ۳ تاریخ اسلام
        ۳.۱ محمد
            ۳.۱.۱ پیش از پیامبری
            ۳.۱.۲ پیامبری در مکه
            ۳.۱.۳ پیامبری در یثرب
            ۳.۱.۴ مرگ
        ۳.۲ خلفای راشدین
        ۳.۳ خلفای اموی، عباسی و فاطمی
    ۴ مذاهب اسلامی
        ۴.۱ شیعه
        ۴.۲ اهل سنت
        ۴.۳ دیگر فرقه‌های اسلامی
    ۵ اسلام در جهان
    ۶ اسلام و دیگراندیشه‌ها
        ۶.۱ منتقدان
    ۷ نگارخانه
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پانویس
    ۱۰ فهرست گزیدهٔ منابع

واژه شناسی

اسلام در زبان عربی از ریشه (س-ل-م) است و معنی لغوی این ریشه «سالم شدن» و «رهایی یافتن از آفات» است.[۱۱][۱۲] واژه «سلام» نیز مشتق شده از همین ریشه است.[۱۳][۱۴] با توجه به معنی اسلام، «مسلم» (در فارسی: مسلمان) یعنی کسی که خدا را خالصانه و بی ریا می‌پرستد و اختیار خود را تسلیم امر و نهی او می‌کند.[۱۵]
باورها

معارف اسلامی به سه بخش کلی تقسیم می‌شوند:

    اصول عقاید: باورهای بنیادین فکری (اصول دین یا عقاید) که توحید، اساسی ترین آنها است.
    اخلاق: توصیه‌های اخلاقی که برخی از آنها، عبارتند از: عدالت، شجاعت و عفت.
    احکام فقهی: فرامین عملی و عبادی که اساسی ترین آنها (فروع دین یا فقه اصغر) هستند. فرامین عملی آداب، مناسک و عبادات را دربرمی‌گیرد.

عقاید را در علم کلام، احکام را در علم فقه و اخلاق را در علم اخلاق شرح و بسط می‌دهند.[۱۶]
اصول عقاید
نوشتار اصلی: اصول دین


از بنیادی‌ترین باورهای مسلمانان تحت عنوان اصول دین یاد می‌شود. اصول دین نزد مسلمانان سه عدد هستند[۱۷] اعتقاد به هر کدام از این اصول، باورهایی را به عنوان زیر شاخه موجب می‌شود:

    توحید: یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و اعتقاد به صفات او.
    نبوت: یعنی اعتقاد به ضرورت فرستادن پیامبران از سوی خداوند برای راهنمایی بشر.(و اعتقاد به پیامبری محمد).
    معاد: یعنی اعتقاد به وجود جهانی که بعد از فروپاشی این جهان کنونی، نمایان می‌شود و در آن جهان نیکان و بد کرداران به سزای کردار خویش می‌رسند.

در میان این اصول آنچه ریشه بقیه‌است، توحید می‌باشد، به طوری که دین شناسان مسلمان می‌کوشند تا با اثبات آن بقیه اصول و فروع را ثابت کنند[۱۸] شیعیان علاوه بر این سه اصل، به عدل و امامت نیز به عنوان اصلهای چهارم و پنجم معتقدند.
الله
بسم الله الرحمن الرحیم، نخستین آیه قرآن
نوشتار اصلی: الله


الله نام ویژهٔ خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای اسلامی است. با این حال فارسی‌زبانان معمولاً از واژهٔ خدا استفاده می‌کنند. به باور مسلمانان خداوند در اسلام به زبان اصلی که همان زبان عربی فصیح (زبان قرآن) است ۱۰۰۱ نام دارد که یک نام خداوند، اسم اعظم است. بیشتر اسامی خدا، در اسلام، نشان‌دهندهٔ برتری مطلق است.[۱۹]

شناخت خداوند اصلی ترین باور مسلمانان است و همین موضوع است که این دین را در میان سایر ادیان ابراهیمی متمایز ساخته. خلاصه باور مسلمانان به خدا را می‌توان در جمله‌ای از قرآن دید[۲۰] که در آن گفته می‌شود:

    ِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر (ترجمه: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست)[۴۲–۱۱]

که در تفسیر آن از علی بن ابی طالب نقل شده که آن را توصیف قابل قبول خدا دانسته‌است[۲۱] و مفسرین هم به تبعیت از وی گفته‌اند: «این جمله در حقیقت پایه اصلی شناخت تمام صفات خدا است که بدون توجه به آن به هیچیک از اوصاف پروردگار نمی‌توان پی برد»[۲۲]
شهادتین
شهادتین، ورودی کاخ توپ‌قاپی در استانبول
نوشتار اصلی: شهادتین


پذیرش اسلام از سه روش امکان دارد: گفتن شهادتین، با انجام دادن کارهای ویژه مسلمانان، اسلام با پیروی از اعمال مسلمانان.[۲۳] شهادتین: «اشهد ان لا اله الا الله» و«اشهد ان محمدرسول الله»
قرآن
بخش نخست سوره نور از کتاب قرآن
نوشتار اصلی: قرآن


قرآن، کتاب مقدس مسلمان است و به زبان عربی نوشته شده‌است، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط وحی الهی به محمد فروفرستاده شد.

به اعتقاد مسمانان «قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی واژه به واژه توسط فرشته وحی، جبرئیل امین، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره، و هم کم‌کم در طول ۲۳ سال نازل شده‌است.»[۲۴]

این کتاب معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را «معجزه» و «سند اثبات پیامبری» محمد می‌دانند.[۲۵]

اغلب مذاهب اسلامی بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلافات در نحوه خواندن متن، تفسیر و گاهی، ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ایست که شیعیان دوازده‌امامی ایران و وهابیان عربستان رسم‌الخط واحدی از قرآن را به‌کار می‌برند.[۲۶] مسلمانان روی بی‌خطابودن قرآن تاکید دارند.[۲۷] مفسرین اهل سنت بصورت تاریخی همواره معتقد بودند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بیان کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است. مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود می‌دانند و از آن با القابی چون «کریم» و «مجید» یاد می‌کنند. قرآن، خود را به عنوان «لوح حفاظت‌شده» ((به عربی: «اللَوح المحفوظ»)[۲۸]) می‌خواند.∗
خاتمیت اسلام

از دیدگاه مسلمانان، اسلام خاتم ادیان الهی است. خاتمیت به این معناست که اسلام در بر دارنده تمام آن مطالبی است که باید از طریق وحی برای انسان بیان شود.[۲۹] {قرآن دین اسلام را به عنوان خاتم ادیان الهی معرفی می‌کند:

    إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یهْدِی لِلَّتِی هِی أَقْوَمُ.[۳۰]

یعنی اگر شریعت اسلام را در یکسو و سایر شرایع آسمانی را که برای سراسر حیات بشر در دورانهای گذشته مقدّر شده‌است در طرف دیگری بگذاریم، شریعت اسلام از همه آنها استوارتر است که این خود معنی خاتمیت و شریعت آخرین است.[۳۱]

    قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیماً مِلَّةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِین.[۳۲]

به جهانیان بگو: پروردگار مرا به راهی راست رهبری فرموده و آن دینی است قیم و زوال‌ناپذیر که بنیادش از همان سنت و رویه ابراهیم است.[۳۳] در سوره بینه پس از آنکه می‌فرماید "مشرکین دست از عقیده باطل خود برنمی‌دارند جز آنکه فرستاده خدا با آیات و بینات فرا رسد و آیات کتاب قیم را برایشان بخواند. اینان دستوری ندارند جز آنکه خدای را با نیت پاک پرستش کنند، نماز بخوانند و... ، می‌فرماید: ذلِکَ دِینُ الْقَیمَة.[۳۴] این آیین –اسلام- دینی است قیم و زوال‌ناپذیر.[۳۵]

    در سوره آل عمران:

وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِین.[۳۶] هر که جز آیین اسلام در جستجوی آیین دگر آید، تا اید و انقراض جهان از او پذیرفته نیست و بروز رستاخیز از زیان‌کاران است.[۳۷]

    در سوره مائده:

الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.[۳۸] امروز که پیامبر اسلام عهده‌دار هدایت بشر است، دین را برای شما تکمیل و نعمت را برای شما تمام کردم، و خشنودم که برای همیشه بر دین اسلام باقی باشید.[۳۹] روشن است که آیات فوق آیین اسلام را پابرجاترین راه هدایت و دین قیم و زوال‌ناپذیر و گرویدن به غیر آن را تا انقراض جهان غیرقابل‌قبول دانسته و او را کمال و بلوغ دیانت و تمام نعمت معرفی کرده‌است.

    در روایاتی از ائمه اسلام: نیز به ابدیت آیین اسلام تصریح شده‌است از جمله علی بن ابیطالب گوید:

إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِینُ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ... ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ وَ لَا فَکَّ لِحَلْقَتِهِ وَ لَا انْهِدَامَ لِأَسَاسِهِ وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ[۴۰]}[۴۱] اسلام همان آیینی است که پروردگار بزرگ آن را در میان ادیان برگزیده و قوانین آن را به اندازه‌ای استوار فرموده که دستاویز آن پایان ناپذیر و حلقه‌اش گسستنی نیست. اساس و بنیادش انهدام نمی‌پذیرد و ارکانش زایل و نابود نمی‌گردد. درختش هرگز از ریشه بیرون نیاید [این چنین] مدنش نیز هیچ وقت پایان نمی‌پذیرید.[۴۲]
فروع عملیه
تقویم و اوقات شرعی
گردش ماه، اساس تقویم اسلامی

اوقات شرعی، به زمانهای مشخص و دقیقی از شبانه روز، گفته می‌شود که شخص دین‌دار، در آن زمان‌ها، رفتار دینی زماندار خود را انجام می‌دهد. محاسبه دقیق زمان‌های شرعی، از دیرباز، نزد منجمان، رایج بوده‌است.
اذان
نوشتار اصلی: اذان
محمد پس از فتح مکه بلال حبشی، یک برده سیاه آزاد شده، را مأمور کرد که بر بام کعبه اذان بگوید.
فهرست
0:00
اذان به شیوه کنونی اهل تسنن

اهل سنت، عقیده دارند که نخستین بار، اذان در مدینه خوانده شد و حمزه این پیشنهاد را به محمّد داد. در حالی که برخی دیگر، طبل، بوق یا زنگ را برای دعوت مردم به نماز، پیشنهاد کرده بودند.[نیازمند منبع] اهل سنت، همچنین بر این باور هستند که بعضی عبارات اذان، مانند «الصلوة خیر من النوم» را عمر بن خطاب افزوده‌است.[۴۳] این در حالی است که شیعیان اذان را عبادتی می‌دانند که از جانب خدا تعیین گردیده و تغییر در جملات اذان را بدعت می‌دانند، شیعیان همچنین از لفظ اشهد ان علی ولی‌الله و اشهد ان علی حجت الله در اذان استفاده می‌کنند ولی هیچ دلیلی از پیامبر مبنی بر کاربرد این الفاظ در نماز ثابت نشده است[۴۴] همچنین عقیده شیعه این است که محمّد پیش از هجرت، برای تمام نمازهای واجب خود، اذان می‌گفته‌است.[۴۵] در ایران، اغلب اذان را در آواز بیات ترک در گوشه روح‌الارواح می‌خوانده‌اند. در مراسم تعزیه، اگر اذان گفته شود، به آواز کردی است.[۴۶] اولین اذان سال در یکم هجری و در مدینه بود. در مسند ابوداود به اسناد صحیح از عبدالله پسر زید پسر عبد ربه انصاری آمده که او برای اولین بار پیشنهاد اذان را به محمد داده و محمد از او پذیرفته است.[۴۷]
تاریخ اسلام
نوشتار اصلی: تاریخ اسلام
Countries with Sharia rule ar.PNG
محمد
    این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آن‌را از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این برچسب را بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد.
نوشتار اصلی: محمد


ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم (‎۵۷۰ - ۶۳۲)، بنیان‌گذار و پیامبر دین اسلام است.[۴۸][۴۹] درباره زندگی محمد گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت مهم تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد، از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ بشری است؛ زندگانی، اعمال و افکار او در طی قرن‌ها، بین موافقان و مخالفانش محل اختلاف و منازعه بوده‌است.[۵۰] در دوران جوانی‌اش، او را امانت‌دار می‌دانستند و «محمد امین» خطاب می‌کردند.[۵۱]

در قرون وسطی، محمد در تصور عمومی غربیان بت یا خدایی پنداشته می‌شد که توسط مسلمانان پرستیده می‌شود. پس از اصلاحات پروتستانی، تصور غرب از محمد تغییر کرد، و در نگاه عمومی آنان به شخصی متقلب، مکار و خودخواه تبدیل شد.[۵۲]
پیش از پیامبری

در جوانی همراه گروهی از جوانان قبایل ده‌گانه مکه، درصدد برآمده بودند تا با ایجاد گروهی از پاسبان‌های داوطلب، اجازه ندهند تا حق ستم‌دیدگان توسط ستم‌کاران پایمال شود. نام پیمان این نیروهای داوطلب حلف‌الفضول (پیمان جوانمردان)، و محمد از شمار موسسان آن بود. او به این موضوع، که در جوانی در چنین نیرویی عضویت داشته‌است افتخار می‌کرد.[۵۳]
پیامبری در مکه

خدیجه همسرش، نخستین کسی بود که به وی ایمان آورد و پس از وی علی بن ابیطالب پسر عمو، و زید بن حارث پسر خوانده‌اش. شیعیان بر این باورند که طبق اسناد و مدارکی؛ محمد بارها در معرض عموم علی را به عنوان جانشین خود انتخاب کرده که از مهمترین این اسناد به «زمان دعوت از نزدیکان» (عشیره الاقربین)، و به آخرین سفر حج در غدیر خم اشاره می‌کنند و می‌گویند که در آن زمان حتی عمر و ابوبکر و دیگر صحابه با علی بیعت کرده‌اند. سنی‌ها این قضیه را منکرند، ولی علی را نیز همچون دیگر صحابه محترم می‌شمارند.[۵۴][۵۵][۵۶][۵۷] و نیز گفته می‌شود که جعفر ابن ابوطالب، زید (تنها مسلمانی که بجز محمد، نامش در قرآن آمده)، ابوذر، ابوبکر و زبیر نیز از زمره دیگر نخست ایمان آورندگان به اسلام بودند.[۵۸]

اولین مسلمانان
نوشتار اصلی: اولین مسلمانان

پس از شخص محمد امین پیامبر اسلام اولین زن، خدیجه همسر وی، و اولین مرد، علی امام اول شیعیان، و سپس ابابکر، زید بن حارث، اباذر غفاری، سعد بن ابی‌وقاص، لبابه دختر حارث، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده جراح، عبدالله بن مسعود، عمار بن یاسر و سمیه مادر وی، در منابع با اختلاف در پسی و پیشی ذکر شده‌اند.[۵۹]

محمد تا سه سال پس از بعثت دعوت خود را آشکار نکرد. اولین گروهی که محمد آن‌ها را آشکارا به اسلام دعوت نمود، بستگان خودش بودند.[۶۰] پس از آن به کوه صفا رفت، و تمام قریش را به پذیرش اسلام فراخواند.[۶۱]

پس از مدتی سران قریش تصمیم به مقابله با وی گرفتند. اولین اقدام آن‌ها گفتگو با ابوطالب بود.[۶۲][۶۳][۶۴] سران قریش پس از آنکه کمک خواستن از ابوطالب را بی‌هوده دیدند، تصمیم به یاری جستن از یهودیان مدینه گرفتند، ایشان، سه سؤال را برای پرسش از محمد، مطرح کردند و گفتند اگر وی پاسخ را بداند، در پیامبری او شکی نیست. محمد درست زمانی که سران قریش احساس پیروزی می‌کردند، پاسخ آن پرسشها را داد.[۶۵][۶۶]
پیامبری در یثرب
گاهشمار زندگی محمد در مدینه
رویدادهای مهم در دوران زندگی محمد در مدینه
۶۱۸     جنگ داخلی مدینه
۶۲۲     هجرت
۶۲۲     معراج
۶۲۴     غزوه بدر: شکست اهل مکه از مسلمانان
۶۲۴     شکست بنی‌قینقاع
۶۲۵     غزوه احد: شکست مسلمانان از اهل مکه
۶۲۵     شکست بنی‌نضیر
۶۲۷     غزوه احزاب
۶۲۷     شکست بنی‌قریظه
۶۲۸     صلح حدیبیه
۶۲۸     دسترسی به کعبه
۶۲۸     غزوه خیبر
۶۲۹     نخستین سفر حج
۶۲۹     غزوه مؤته
۶۳۰     فتح مکه
۶۳۰     غزوه حنین
۶۳۰     غزوه طائف
۶۳۱     تسلط بر بیشتر شبه‌جزیره عربستان
۶۳۲     جنگ با مسیحیان تبوک
۶۳۲     حجةالوداع
۶۳۲     درگذشت    

بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، قریشیان برای کشتن محمد نقشه‌ای را طرح کردند. محمد به کمک علی ایشان را گمراه کرد، و به همراه ابوبکر از مکه بیرون رفت.[۶۷] به این سان، در سال ۶۲۲ میلادی (برابر با سال سیزدهم پس از آغاز دعوت خود) وی به مدینه که آبادی بزرگی بود هجرت کرد. همراهانی که با وی از مکه به مدینه مهاجرت کردند مهاجران، و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند انصار نامیده شدند. این هجرت مبدا تقویم اسلامی شد.[۶۸]

به نوشته محمود طالقانی مسلمانان، معتقد به ذکر مشخصات پیامبری محمد در کتاب‌های مقدس پیش از او هستند، در حالی که یهودیان و مسیحیان چنین موضوعی را نپذیرفتند. او سبب هجرت اقوامی از یهودیان را به سرزمین حجاز، و سکونت در دهکدهٔ گمنام و بی نام و نشان یثرب را ناشی از همین پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها می‌داند.[۶۹]
مرگ
محمد در حجةالوداع، اضافه کردن ماه‌های اضافی را ممنوع می‌کند. (نتیجه اینکه هر سال، فقط ۱۲ ماه، خواهد داشت). نگاره‌ای از نسخه رونوشت عثمانی از کتاب «آثار الباقیه» (نگارنده: ابوریحان بیرونی) متعلق به قرن ۱۷ میلادی.

محمد چند ماه پس از حجة الوداع مریض شد، و چند روزی از سردرد و ضعف رنج برد.[۷۰] در روزی دوشنبه که محمد سخت بیمار بود و نتوانست از خانه بیرون رود، ابوبکر به پیش‌نمازی با مسلمانان نماز خواند.[۷۱] محمد سرانجام در همان روز دوشنبه ۲۸ صفر[۷۲] برابر با ۸ ژوئن ۶۳۲، در حالی که ۶۳ سال زیسته بود از دنیا رفت.[۷۰] پس از درگذشت محمد، ابوبکر وارد مسجد شد و آیه‌ای از قرآن را با این مضمون خواند: «محمد نیست مگر فرستاده‌ای که پیش از او فرستادگان آمده و رفته‌اند؛ پس آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود به سوی گذشتگان‌تان بازخواهید گشت؟ و هر کس بازگردد به خدا آسیبی نمی‌زند، و خدا سپاس‌گزاران را پاداش می‌دهد. سپس گفت:

    ای مردم، هر کس محمد را می‌پرستد، پس بداند همانا محمد مرده است و هر کس خدای محمّد را می‌پرستد، بداند که او زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد.[۷۰][۷۳]

او را در خانه عایشه همسرش دفن کردند. مسجدی که بعدها به محل دفنش افزوده شد، به زیارتگاه مسلمانان تبدیل شد.[۷۴]»[آل‌عمران ۱۴۴]
خلفای راشدین
نوشتار اصلی: خلفای راشدین
گستره قلمروی اسلامی      در زمان محمد (۶۲۲–۶۳۲)      در زمان خلفای راشدین (۶۳۲–۶۶۱)      در زمان بنی‌امیه (۶۶۱–۷۵۰)

ابوبکر، از صحابه[۷۵] و دوستان محمد،[۷۶][۷۷][۷۸] برای نخستین بار، لقب «صدیق» را از او دریافت کرد.[۷۷] او، هنگامی که اسلام را پذیرفت، حدود ۴۰ سال سن داشت.[۷۹] پس از درگذشت محمد، اتحاد میان مهاجران، به خصوص زمینه‌سازی عمر و ابوعبیده بن جراح، کار را برای تصدی مقام خلافت توسط ابوبکر، هموار کرد. هر چند منذر بن ارقم در دفاع از علی بن ابیطالب سخن راند، ولی عدم حضور بنی هاشم باعث شد تا سرانجام، در حالی که علی بن ابیطالب، به تغسیل و تدفین ایشان مشغول بود[۸۰] اهل سقیفه کار را تمام کرده و از هر عملی که موجب سستی پایه‌های بیعت با ابوبکر شود، جلوگیری کنند.[۸۱]

عمر بن خطاب (به عربی: ابو حفص عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبد العزی)، از قدرتمندترین خلفای راشدین و از بزرگترین فرمانروایان مسلمان در طول تاریخ اسلام می‌باشد[۸۲] که تحت فرمان او، سرزمین بین‌النهرین و سوریه را فتح شده و استیلای بر پارس و مصر آغاز شد.[۸۳][۸۴].[۸۵] عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید.[۸۶][۸۷] در منابع اهل تسنن ادعا شده است، در سال هفتم پس از مرگ محمد، عمر با ام کلثوم دختر علی ابن ابی طالب ازدواج کرد.[۸۸][۸۹] ولی شیعیان ادعا می‌کنند که عمر قاتل فاطمه زهرا است و علی دخترش را هرگز به ازدواج قاتل همسرش درنیاورد.[۹۰] عمر بن خطاب، در طول ده سال خلافت خود، زندگی اقتصادی ساده‌ای داشت و از تجمل گرایی سخت متنفر بود. بارها کارگزاران خود را به دلیل تجمل گرایی برکنار، توبیخ یا جریمه کرد[نیازمند منبع]. از جمله خصوصیات عمر بن خطاب سختگیری او در مورد غیر عرب بود؛ به عنوان مثال چنانچه در منابع اهل سنت ذکر شده‌است وی دستور داده بود که سهم بیت المال غیر عرب‌ها برابر سهم بردگانِ عرب باشد[۹۱] و نیز اگر مرد عرب از عجم زن گرفت و بچه‌ای از این ازدواج به دنیا آمد، چنانچه آن بچه در بلاد عرب به دنیا بیاید از پدرش ارث می‌برد و اگر در سرزمین غیر عرب به دنیا بیاید از پدرش ارث نمی‌برد[۹۲] ویا از ورود غیر عرب‌ها به پایتخت حکومت اسلامی که شعار برابری نژادها را داشت[۹۳][۹۴] منع کرد[۹۵] او توسط یک ایرانی به نام پیروز نهاوندی کشته شود.[۹۶] عمر، در اخرین روزهای عمر خود، شش تن از صحابه را مامور نمود تا در مدت سه روز خلیفه سوم را تعیین کنند. این شش تن، عبارت بودند از: علی بن ابیطالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، زبیر بن عوام، طلحة بن عبید اللّه و سعد بن ابی‌وقاص. عمر چنین دستور داد که:«اگر چهار نفر نظری دادند و دو نفر مخالف شدند، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق کردند و سه نفر مخالفت نمودند، سه نفری که عبد الرحمان در میان ایشان نیست، گردن بزن، و اگر سه روز گذشت و بر کسی توافق حاصل نکردند، همه ایشان را گردن بزن».[۹۷] در این سه روز مذاکرات زیادی انجام شد و نتیجه بین علی وعثمان مردّد شد. سرانجام، عبدالرحمن، عثمان را انتخاب کرد و عثمان، به خلافت رسید.[۹۸]

بخشش فراوان عثمان از بیت المال به خویشاوندانش[۹۹] که پیشاپیش توسط خلیفهٔ دوم پیش بینی شده بود،[۱۰۰][۱۰۱] و مال اندوزی او،[۱۰۲][۱۰۳] از علل طغیان مردم علیه او به شمار می‌رود. علاوه بر این دلایل، علی بن ابیطالب، بی تابی مردم در برافکندن عثمان از خلافت را دلیل دیگری بر قتل عثمان می‌داند.[۱۰۴] پس از کشته شدن عثمان به دست شورشیانی از مصر و کوفه و بصره، نظرها بر علی و طلحه بود. در این میان اهالی مصر متمایل به طلحه بودند و انصار، بصریان و کوفیان تمایل بر خلافت علی داشتند.

سرانجام، ابوالحسن علی ابن ابی طالب در ۱۹ ذیحجه سال ۳۵ برابر ۱۸ ژوئن ۶۵۶، به خلافت برگزیده شد.[۱۰۵]

علی علاوه بر اینکه در مسائل شرعی (به‌خاطر وقوف بسیار زیاد او بر قرآن و سنت)[۱۰۶] و در فقه، تفسیر، سیاست، محل رجوع مسلمین (به خصوص خلیفه دوم) بود[۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹][۱۱۰] در سخنوری و ادبیات نیز چیره بود. مرتضی مطهری به نقل از محمد عبده سخن او را شیواترین سخن پس از قرآن می‌داند.[۱۱۱][۱۱۲] به طوری که وابستگان بنی امیه، گفتارش را از حفظ می‌کردند، تا بیانشان شیوا شود.∗ بخشی از گفتارها و نوشتارهای وی در کتابی به نام نهج البلاغه جمع‌آوری شد. به گفتهٔ اروینگ، علی، شخصی دلیر، سخنور و بخشنده بود.[۱۱۳]
خلفای اموی، عباسی و فاطمی
نوشتارهای اصلی: امویان، خلافت عباسیان، و خلفای فاطمی


پس از صلح حسن و معاویه، حکومت به بنی امیه و سپس به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خود را جانشین محمد می‌دانستند. سلاطین عثمانی هیچ‌گاه رسماً خلیفه نبودند. تنها عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۴ خود را خلیفه تمامی مسلمانان خواند.[۱۱۴]
مذاهب اسلامی
نوشتار اصلی: مذاهب اسلامی


مذاهب اسلامی در یک نگاه

مسلمانان به دو مذهب عمده شیعه و سنی بخش می‌شوند. هر یک از این دو فرقه انشعاباتی دارند. برای نمونه صوفی‌گری در میان شیعه و سنی وجود دارد.
شیعه
نوشتار اصلی: شیعه


شیعیان بر این باورند که امام و جانشین پیامبر اسلام از راه نص شرعی تعیین می‌شود و امامت علی، نخستین امام شیعیان و دیگر امامان شیعه نیز از راه نص شرعی ثابت شده‌است.[۱۱۵] اصول دین در تشیّع پنج‌گانه‌است و علاوه بر سه اصل دین توحید، نبوت و معاد، به دو اصل دیگر یعنی عدل و امامت نیز باور دارند:

    عدل:یعنی اعتقاد به عدالت خدا
    امامت:یعنی اعتقاد به ضرورت فرستادن امامان از سوی خدا برای راهنمایی بشر.

مهم‌ترین مذاهب شیعه، عبارتند از دوازده‌امامی، اسماعیلیه، زیدیه، کیسانیه، واقفیه و فطحیه.
اهل سنت
نوشتار اصلی: سنی


نقشه پراکندگی مذهبی در میان کشورهای اسلامی

اهل سنت بر این باورند محمد، پیامبر اسلام، پس از خود جانشینی تعیین نکرد و پس از فوت محمد مسلمانان آن زمان بر اساس شورا یک تن را به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب کرده‌اند.[نیازمند منبع] در آغاز در سقیفهٔ بنی ساعده، ابوبکر را که از صحابه (یاران) و نزدیکان محمد بود و در میان مسلمانان محبوبیت و اعتبار زیادی داشت، برای خلافت پس از محمد بر جامعه نوبنیاد مسلمانان انتخاب کردند. سنیان به چهار مکتب فقهی عمده که عبارتند از: حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی تقسیم می‌گردند.
دیگر فرقه‌های اسلامی
نوشتار اصلی: خوارج
نوشتار اصلی: تصوف


اسلام در جهان
    این مقاله نیازمند تمیزکاری است. لطفاً تا جای امکان آن‌را از نظر املا، انشا، چیدمان و درستی بهتر کنید، سپس این برچسب را بردارید. محتویات این مقاله ممکن است غیر قابل اعتماد و نادرست یا جانبدارانه باشد یا قوانین حقوق پدیدآورندگان را نقض کرده باشد.

پیامبر اسلام زمانی که در مدینه بود، برای سران امپراتوری‌های جهان نامه نگاری کرد و آنها را به اسلام دعوت نمود. یکی از این نامه‌ها خطاب به خسرو پرویز شاه ایران بود. پس از درگذشت محمد، مسلمانان در زمان خلیفه دوم به فرمان عمر، به ایران حمله کردند. و طی تقریباً ۱۰ سال ایران جز نواحی گیلان و مازندران گشوده شد.

اسلام به سرزمین‌هایی با زبان و فرهنگ متفاوت پا گذاشت. مردمان این سرزمین‌ها که ندای برابری و بالندگی اسلام آنان را جذب کرده بود، برای فهم بیش‌تر کلام خدا به فراگیری زبان عربی پرداختند. به این ترتیب، برای نخستین‌بار یک زبان بین‌المللی در گسترهٔ وسیعی از جهان رایج شد که به گسترش دانش کمک زیادی کرد. زبان مشترک باعث شد که هیچ دانشمندی در سرزمین‌های اسلامی، احساس غربت نکند و برای دانش‌اندوزی به شهرهای مختلف سفر کند. نگارش کتاب به زبان عربی باعث شد هر دانشمندی از دستاوردهای علمی دانشمندان دیگر آگاه شود و ارتباط علمی، که برای پیشرفت دانش اهمیت زیادی دارد، امکان‌پذیر شود. ترجمهٔ آثار علمی تمدن‌های پیشین به عربی باعث شد که برای نخستین بار بخش عمده‌ای از دستاوردهای علمی و فرهنگی بشر تا آن زمان، کنار هم قرار گیرد.[۱۱۶]

جدول کشورهای اسلامی بر اساس جمعیت[۱۱۷]
رتبه     کشور     جمعیت     نسبت جمعیت مسلمان‌ها     مذهب     فرقه
۱      اندونزی     ۲۲۸٬۵۸۲٬۰۰۰     ۸۶٫۱٪[۱۱۸]     سنی     شافعی
۲      پاکستان     ۱۷۲٬۸۰۰٬۰۰۰[۱۱۹]     ۹۷٪[۱۲۰]     سنی/شیعه     حنفی/جعفری
۳      بنگلادش     ۱۶۲٬۲۲۱٬۰۰۰[۱۲۱]     ۸۹٪[۱۲۲]     سنی     حنفی
۴      نیجریه     ۱۵۴٬۲۷۹٬۰۰۰[۱۲۳]     ۵۰٪[۱۲۴]     سنی     مالکی
۵      مصر     ۷۷٬۱۰۰٬۰۰۰[۱۲۵]     ۹۰٪[۱۲۶]     سنی     شافعی
۶      ترکیه     ۷۱٬۵۱۷٬۱۰۰[۱۲۷]     ۹۹٫۸٪[۱۲۸]     سنی     علوی/حنفی
۷      ایران     ۷۳٬۴۹۵٬۷۸۲[۱۲۹]     ۹۸٪[۱۳۰]     شیعه/سنی     جعفری/حنفی
۸      سودان     ۳۹٬۳۷۹٬۳۵۸     ۷۰٪[۱۳۱]     سنی     مالکی
۹      الجزایر     ۳۳٬۷۶۹٬۶۶۹[۱۳۲]     ۹۹٪[۱۳۳]     سنی     مالکی
۱۰      افغانستان     ۳۲٬۷۳۸٬۳۷۶[۱۳۴]     ۹۹٪[۱۳۵]     شیعه/سنی     جعفری/حنفی
۱۱      مراکش     ۳۳٬۷۲۳٬۴۱۸     ۹۹٪[۱۳۶]     سنی     مالکی
۱۲      عراق     ۳۱٬۲۳۴٬۰۰۰[۸۶]     ۹۷٪[۱۳۷]     شیعه/سنی     جعفری/حنفی
۱۳      مالزی     ۲۷٬۷۳۰٬۰۰۰[۱۳۸]     ۶۰٫۴٪[۱۳۹]     سنی     شافعی
۱۴      عربستان سعودی     ۲۷٬۶۰۱٬۰۳۸[۱۴۰]     ۱۰۰٪[۱][۱۴۱]     سنی     جعفری/حنبلی
۱۵      ازبکستان     ۲۷٬۳۷۲٬۰۰۰     ۸۸٪[۱۴۲]     سنی     الحنفی
اسلام و دیگراندیشه‌ها

مسلمانان بر این باورند که خدا پیام خود را از راه وحی بر محمد و پیامبران دیگر از جمله آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی فروفرستاد.
در واقع مسلمانان معتقدند که دین خدا در اصل از آدم تا محمد یکی است و این اصول در قرآن گردآمده‌اند. متون اسلامی این‌گونه بیان می‌کنند که یهودیت و مسیحیت مشتقاتی از تعالیم ابراهیم بوده و در نتیجه از دین‌های ابراهیمی به شمار می‌آیند. قرآن، از یهودیان و مسیحیان (و دیگر معتقدان به ادیان با منشأ الهی) به صورت «اهل کتاب» یاد می‌کند.[۱۴۳]
منتقدان

علی دشتی در کتاب «۲۳ سال» عقاید پایه مسلمانان را مورد انتقاد قرار داد که قرآن از سوی خدا فرستاده نشده و تنها سخنان محمد و از روی وجدان پاک‌سیرت وی بوده‌است و قرآن چیز تازه‌ای برای ارائه نداشته بلکه تنها افکار و عقاید دیگر را به شکل خودش گردآوری کرده و با سخنان شخصی محمد خود را مدعی کلام‌خدابودن دانسته‌است.[۱۴۴] البته پاسخ‌های فراوانی برای این کتاب توسط محققان و دانشمندان علوم اسلامی داده شده‌است.

شجاع‌الدین شفا هم در کتاب‌های «تولدی دیگر» و «پس از ۱۴۰۰ سال» ادیان سامی و دین اسلام را نقد کرده‌است.احمد کسروی هم از منتقدان اسلام است.

سوئد

سوئد (به سوئدی: Sverige به تلفظ سْوَریه)، کشوری است در شمال اروپا در شبه‌جزیره اسکاندیناوی. از غرب با کشور نروژ، از شمال شرق با کشور فنلاند، از شرق با خلیج بوتنی، از جنوب شرقی با دریای بالتیک و از جنوب غربی با کشور دانمارک همسایه‌است. نام این کشور در فارسی از نام آن در زبان فرانسوی (Suède) گرفته شده‌است. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر این کشور شهر استکهلم است.

سوئد با مساحت ۴۴۹٬۹۶۴ کیلومتر مربع، چهارمین کشور بزرگ اروپا (ششمین کشور بزرگ اروپا با احتساب روسیه و ترکیه) از نظر مساحت می‌باشد. جمعیت سوئد بیش از ۹٫۶ میلیون نفر است[۱] که تقریباً ۷٫۹ میلیون نفر آن را سوئدی‌ها تشکیل می‌دهند. این کشور با تعداد ۲۱ نفر در هر کیلومتر مربع از تراکم جمعیت پایینی برخوردار است که بیشتر این جمعیت نیز در جنوب سوئد مستقر هستند. همچنین بیش از ۸۵٪ مردم سوئد در ناحیه شهری زندگی می‌کنند.

کشور سوئد از حکومت مشروطه برخوردار بوده و دولت به شکل پارلمانی اداره می‌گردد. پادشاه در این کشور مقامی تشریفاتی است و کشور توسط نخست وزیر اداره می‌شود.

محتویات

    ۱ مردم
    ۲ تاریخ
        ۲.۱ مختصری از تاریخ سوئد
    ۳ سیاست
        ۳.۱ احزاب سیاسی
    ۴ جغرافیا
    ۵ تقسیمات کشوری
        ۵.۱ استان‌های سوئد
        ۵.۲ شهرهای بزرگ
    ۶ اقتصاد
        ۶.۱ زبان
        ۶.۲ دین
        ۶.۳ تعداد زندانی‌ها
    ۷ پانویس
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

مردم

مردم سوئد همراه با مردمان نروژ، ایسلند و دانمارک از شاخه ژرمنی اقوام هندواروپایی بوده و تبارشان به وایکینگ‌ها می‌رسد.

سوئدی‌ها جزو شهروندانی در جهان هستند که از کیفیت بالای زندگی برخوردارند. نرخ بیکاری آن پایین است و اقتصاد آن بر پایه مشارکت مردم در سرمایه‌گذاری‌ها استوار است.[۲]
تاریخ

    گوستاو آدولف ششم سوئد
    شارل چهاردهم

مختصری از تاریخ سوئد

تاریخ سوئد را می‌توان به دورانهای:

    وایکینگ‌ها ۱۰۵۰ – ۸۰۰ میلادی
    پیش از سده‌های میانه ۱۲۵۰ - ۱۰۰۰ میلادی
    سده‌های ۱۳۸۹ - ۱۲۵۰ میلادی
    عصر یکپارچگی ۱۵۲۰ - ۱۳۸۹ میلادی
    عصر واسا ۱۶۱۱ - ۱۵۲۰ میلادی
    عصر ابرقدرت‌ها ۱۷۱۸ - ۱۶۱۱ میلادی
    عصر آزادی ۱۷۷۲ - ۱۷۱۸ میلادی
    عصر گوستاو ۱۸۰۹ - ۱۷۷۲ میلادی
    عصر آخرین بازسازی ۱۸۶۶ - ۱۸۰۹ میلادی
    عصر گسترش صنعتی ۱۹۱۸ - ۱۸۶۶ میلادی
    عصر دموکراسی ۱۹۳۹ - ۱۹۱۸ میلادی
    و جنگ جهانی دوم به بعد تقسیم نمود.

تاریخ این کشور مانند اکثر کشورهای باستانی آغازی آمیخته با افسانه‌ها و اسطوره‌ها دارد، دوره هائی که پادشاهان و حکمرانان قهرمانان افسانه‌ای بشمار می‌آمدند.

حدود دو هزار سال قبل، یخهای متراکم شبه جزیره اسکاندیناوی شروع به ذوب و بتدریج از شمال به جنوب عقب نشستند.

در آن زمان مردمی در شمال آلمان امروزی و جنوب اسکاندیناوی زندگی می‌کردند که ما از اصل و منشا آنها بی خبریم، آنان بدنبال یخ‌ها به راه افتادند و ناگهان سرزمینی یافتند پوشیده از جنگل‌های انبوه و مملو از دریاچه‌ها، برکه‌ها و آبگیرها. قدیمی‌ترین نوشته‌ها حکایت از قومی نیرومند بنام آسورها در این سرزمین می‌نماید، این قوم به دارا و فقیر تقسیم شده بودند و روسا و سرکردگان آن به ثروت خود اتکا داشتند.

اسورها از شاه یگانه‌ای به سیستم شاه – کاهنی پیروی می‌کردند و به پادشاه به چشم یک روحانی بزرگ نگاه می‌کردند و قدرتشان به ویژه به سازمان نیروی دریائی آنها بستگی داشت.

یک یورش بزرگ و سخت و ویرانگر از سوی این اقوام شمالی، اسکاندیناوی و اروپا را فرا گرفت.

شمالی‌ها که وایکینگ نامیده می‌شدند کشورهای اروپائی و شهرها را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند، هر جا را که توانستند غارت کردند، در آنجا که توانستند به داد و ستد و تجارت پرداخته و گاه در آنجا ساکن گردیدند.

ابن قبائل شمالی که بعدها نرمن نامیده شدند تا حدود مدیترانه پیش رفتند و با کشتی‌های خود در داخل رودهای بزرگ حرکت نموده و به هر کجا که وارد گردیدند آن را ویران نموده و ساکنین آن نقاط را قتل‌عام نموده و اموال آنان را غارت نمودند.

این راهزنان و آدمکشان ناحیه شمال غربی فرانسه را که امروز نرماندی نامیده می‌شود متصرف شدند، همچنین جنوب ایتالیا و سیسیل را بتصرف خود درآوردند و بتدریج در این نقاط مستقر و ساکن گشتند و بصورت مالکان و اشراف بزرگ درآمدند.

کلمه وایکینگ که از ریشه ویکن به معنای خلیج گرفته شده به مردمی اطلاق میشده که در اطراف آبگیرهای اسلو زندگی مینموده‌اند، علت تجاوزها و یورش‌های وایکینگ‌ها را عده‌ای بخاطر ازدیاد جمعیت و عدم کفایت محصولات کشاورزی دانسته وگروهی معتقدند که رفاه و ثروت زیاد و ماجراجوئی‌های آن قوم علت آن بوده‌است.

حملات وایکینگ‌ها منجر به چندین بار فتح انگلستان و بخش هائی از فرانسه گردیده و تجاوزات آنان تا قسطنطنیه و حتی دریای خزر و مرزهای ایران نیز توسعه یافت.

در حدود سالهای ۱۰۰۰ میلادی سوئد سازمانی کاملاً ساده داشت، سازمانی که از مدتها قبل آن را حفظ کرده بود، کشور در وجود شاه تشخص می‌یافت، اما در عین حال پادشاه بر اساس آداب و سنن و برخی قوانین و مقررا ت سلطنت می‌نمود و موظف به رعایت آنها بود.

سرزمین سوئد از ایالت‌های گوناگونی تشکیل می‌گردید که این ایالت‌ها با هم پیوندهائی داشتند، در امور داخلی این ایالات خود مختار بودند.

در سطح کشوری مجمع همگانی بنام تینگس (Tings) وجود داشت که موارد خاصی مانند جنگ و صلح وظیفه اصلی آن بوده و تعیین انواع مالیات و میزان آن کار بعدی آن را تشکیل می‌داد، تصویب و اجرای قوانین و احکام قضائی و حقوقی نیز در وظایف تینگس قرار می‌گرفت.

پادشاه علاوه بر مقام سلطنت مقامی روحانی نیز داشت، این مقام از طرف تینگس به پادشاه تفویض می‌گردید، مقام روحانیت شاه تا زمان مسیحیت ادامه پیدا نمود ولی در قرون وسطی این نظام به هم ریخت و شاه قدرت کامل را به خود اختصاص داد.

در قرون وسطی، با ورود مسیحیت به سوئد مناقشات و درگیری‌های دامنه‌داری میان پیروان مسیحیت و طرفداران آئین‌های سنتی آغاز گردید، نمونه‌ای از نتیجه‌های این درگیری‌ها اخراج اینگه پادشاه وقت از مجمع تینگس توسط توده‌های خشمگین ملت بود، یکی از نزدیکان اینگه تعهد نمود که با انجام مراسم قربانی برای خدایان آنها را به سر مهر آورد و با این تعهد به جانشینی اینکه برگزیده گردید.

در اوائل قرن دوازدهم پادشاهی به نام اسورکر به سلطنت رسید، وی فردی مسیحی از فرقه گریگوریان بود، بر اساس دستورات این فرقه کلیسا قدرتی مافوق مردم و قوانین داشت، اسورکر در یک بامداد نوئل وقتی برای ادای نماز به کلیسا می‌رفت بوسیله یکی از خدمتکارانش به قتل رسید، پس از او اریک یدوارسون به سلطنت رسید وی دودمانی را بنیان گذاشت که به سلسله اریک معروف می‌باشند، سیمای تاریخی اریک با افسانه و مذهب درآمیخته، هر کار نیکی که انجام می‌گردید به او نسبت داده می‌شد، اریک در روز معراج مسیح توسط یک شاهزاده دانمارکی به قتل رسید و به لقب شهید معروف گردید.

در دوران سلطنت کنوت، پسر اریک، ارتباط ویژه‌ای میان دو کشور آلمان و سوئد برقرار گردید، این ارتباط با ورود عده‌ای از معدنچیان آلمانی که کنوت فعالیت آنها را برای صنعتی نمودن کشور لازم می‌دانست آغاز گردید، این معدنچیان پیشروان صنعتی شدن کشور سوئد گردیدند.

بعد از کنوت یکی از مشاوران او بنام بیرجر یارل به سلطنت رسید، اولین اقدام بیرجر ایجاد وحدت سراسری کشور بود، وی پادشاهی بود قانون گذار، از قوانین این پادشاه می‌توان از قوانین مربوط به خانواده، قوانین مربوط به کلیسا، قوانین ارث (بر اساس یکی از مواد این قانون دختران یک دوم پسران می‌توانستند ارث ببرند) نام برد. برجر یارل بانی شهر استکهلم می‌باشد.
سیاست

در زمان سلطنت گوستاو واسا در قرن ۱۶ اولین مجلس ملی سوئد متشکل از نمایندگانی از ۴ طبقه اشراف، روحانیون، طبقه متوسط و دهقانان گشایش یافت. طی قرون آتی، قوانین پیچیده تری برای ریکسدگ وضع گردیده و به تدریج تعداد دستگاه‌های اجرائی افزایشی یافت. قدرت مجلس ملی به طور عمده‌ای تغییر یافته و از زمانی به زمان دیگر نسبت به سلطنت از جایگاه بی‌نهایت سستی برخوردار بوده‌است. این درحالیست که در دورة آزادی طی قرن ۱۸، مجلس ملی جایگاه خود را بهبود بخشیده و نظام منسجمی پایه ریزی گردید. تا پیش از ۱۸۰۹ قدرت سلطنت و مجلس در یکدیگر ادغام بود، تا اینکه پس از سال ۱۸۰۹ دربار و سایر مراجع قدرت، استقلال یافتند. در سال ۱۸۶۵ مجلس دوگانه‌ای جایگزین مجلس قبلی گردید. تا سال ۱۹۱۷ نظام دوگانه‌ای برقرار بود، تا این که سازمانی با ۳۵۰ نماینده و کمیته‌های مختلفی در زمینه‌های گوناگون تأسیس گردید. در سال ۱۹۷۴ دولت سوئد به طراحی قانون اساسی جدیدی مبادرت نمود. پس از گذشت مدت زمان ۲۰ سال دوره نمایندگی به دورة چهار ساله تغییر یافت. کشور سوئد از نظام دموکراتیک انتخابی برخوردارمی‌باشد به این معنا که کلیه احزاب سیاسی با بیش از ۴در صد آراء انتخابات عمومی از کرسی در مجلس برخوردارمی‌گردند. شهروندان سوئدی اجازه حضور در انتخابات مجلس را دارند. درحال حاضر تعدادی حزب سیاسی در مجلس ملی سوئد فعالیت دارند. سال ۱۹۲۱ آغاز قطعی دموکراسی در سوئد محسوب می‌شود. سال ۱۹۱۹ پارلمان سوئد در مورد حق شرکت همگانی در انتخابات و آراء یکسان زنان و مردان تصمیم گیری کرد. دو سال بعد از این تصمیم اولین انتخابات پارلمان برگزار شد. در پی انتخابات سال ۱۹۲۱ پنج زن به پارلمان سوئد راه یافتند.[۳] انتخابات پارلمان سوئد چهارسال یکباربرگزار می‌شذ که آخرین انتخابات پارلمان در سال ۲۰۱۰ برگزار شد.[۴] گشایش مجلس در هر پائیز وظیفه پادشاه سوئد است. در این هنگام سال پارلمانی آغاز می‌گردد. پادشاه شخص اول کشور سوئد است ولی این مقام در درجه نخست جنبه نمایندگی مملکت و تشریفاتی دارد.
احزاب سیاسی

در سوئد احزاب سیاسی کوچک و بزرگ بسیاری فعال هستند. شاخص‌ترین آنها هفت حزب سیاسی زیر است:

    حزب سوسیال دموکرات Socialdemokraterna
    حزب میانه رو یا مدرات Moderaterna
    حزب مرکزی یا سنترال پارتی Centralpartiet
    حزب خلق - لیبرال‌ها یا فولک پارتی Folkpartiet
    حزب دموکرات مسیحی Kristdemokraterna
    حزب چپ Vänsterpartiet
    حزب سبز Miljöpartiet

جغرافیا
منطقه لاپلاند

در شمال اروپا در شبه جزیره اسکاندیناوی

سوئد در شمال اروپا واقع شده ودارای آب و هوای بسیار سردی است. این کشور از نظر طبیعی، از ۴ ناحیه تشکیل  شده‌است. کوههای پوشیده از جنگل در منطقه نورلند در  شمال، زمینهای مرتفع یونکوپینگ در جنوب، دریاچه دیستریکت در ناحیه مرکزی، و جلگه حاصلخیز اسکانیا در  منتهی­الیه بخش جنوبی ­کشور. تابستانها کوتاه وگرم و  زمستانهای سرد و طولانی از ویژگیهای آب و هوای این کشور است. میانگین بارش سالانه از ۲۰۰ سانتی‌متر در غرب وجنوب غربی، تا ۵۰ سانتی‌متر در شرق و جنوب شرقی متغیر است. بیش از نیمی از مساحت این کشور از جنگل پوشیده شده و طبعاً، صنایع چوب و ساخت ماشین آلات مرتبط با آن، معمول و متداول است. در قسمت‌های شمالی سوئد شش ماه از سال روز و شش ماه شب است که این بخاطر نزدیک بودن به قطب شمال است؛ ولی در قسمت‌های جنوبی می‌توان چهار فصل را دید.
تقسیمات کشوری
استان‌های سوئد

نوشتار اصلی: استان‌های سوئد

کشور سوئد به ۲۵ استان (به سوئدی: Län) تقسیم می‌شود:
استان‌های سوئد

    - بلکینگ
    - بوهوسلن
    - دالارنا
    - دالس‌لند
    - گوت‌لند
    - گستریکلاند
    - هاللاند
    - هلسینگلاند
    - هریدالن
    - یمتلاند
    - لاپلاند
    - مدلپاد
    - نوربوتن
    - نرکه
    - اسکونه
    - اسمالند
    - سودرمانلاند
    - اوپلاند
    - ورملاند
    - وستمانلاند
    - وستربوتن
    - وسترگوت‌لند
    - انگرمانلاند
    - اولاند
    - اوسترگوت‌لند

شهرهای بزرگ

شهرهای پرجعیت سوئد به ترتیب عبارت‌اند از:
شهرهای اصلی سوئد

    نمایش
    بحث
    ویرایش

رتبه     شهر     جمعیت شهر     جمعیت شهر و حومه     رتبه
۱    
Stockholm vapen bra.svg
استکهلم     ۸۱۸٬۶۰۳     ۱٬۲۵۲٬۰۲۰     ۱
۲    
Göteborg vapen.svg
گوتنبورگ     ۵۰۰٬۱۸۱     ۵۱۰٬۴۹۱     ۲
۳    
Malmö vapen.svg
مالمو     ۲۵۸٬۰۲۰     ۲۷۶٬۲۴۴     ۳
۴    
Uppsala vapen.svg
اوپسالا     ۱۲۸٬۴۰۹     ۱۹۰٬۳۱۱     ۴
۵    
Västerås vapen.svg
وستروس     ۱۰۷٬۰۰۵     ۱۳۲٬۹۲۰     ۵
۶    
Örebro vapen.svg
اوربرو     ۹۸٬۲۳۷     ۱۳۰٬۴۲۹     ۶
۷    
Linköping vapen.svg
لینشوپینگ     ۹۷٬۴۲۸     ۱۳۸٬۵۸۰     ۷
۸    
Coat of arms of Helsingborg, Sweden.svg
هلسینگبورگ     ۹۱٬۴۷۵     ۱۲۷٬۰۴۰     ۸
۹    
Jönköping vapen.svg
یونشوپینگ     ۸۴٬۴۲۳     ۱۲۲٬۱۹۴     ۹
۱۰    
Norrköping vapen.svg
نوشوپینگ     ۸۳٬۵۶۱     ۱۲۵٬۴۶۳     ۱۰
۱۱    
Lund vapen.svg
لوند     ۷۶٬۱۸۸     ۱۰۳٬۲۸۶     ۱۱
۱۲    
Umeå vapen.svg
اومئو     ۷۵٬۶۴۵     ۱۱۲٬۷۲۸     ۱۲
۱۳    
Gävle vapen.svg
یوله     ۶۸٬۷۰۰     ۹۲٬۰۸۱     ۱۳
۱۴    
Borås municipal arms.svg
بوروس     ۶۳٬۴۴۱     ۱۰۰٬۲۲۱     ۱۴
۱۵    
Södertälje vapen.svg
سودتلیا     ۶۰٬۲۷۹     ۸۱٬۷۹۱     ۱۵
۱۶    
Eskilstuna vapen.svg
اسکیلستونا     ۶۰٬۱۸۵     ۹۲٬۲۵۰     ۱۶
۱۷    
Täby municipal arms.svg
تبه     ۵۸٬۵۹۳     ۶۱٬۰۰۶     ۱۷
۱۸    
Karlstad vapen.svg
کارلشته     ۵۸٬۵۴۴     ۸۲٬۸۷۸     ۱۸
۱۹    
Halmstad vapen.svg
هالمستاد     ۵۵٬۶۸۸     ۸۸٬۹۵۸     ۱۹
۲۰    
Växjö vapen.svg
وکشو     ۵۵٬۶۰۰     ۷۹٬۳۰۱     ۲۰
رتبه     شهر     جمعیت شهر     جمعیت شهر و حومه     رتبه
آمار سال ۲۰۰۵ سوئد
اقتصاد

در گذشته نه چندان دور، تا اواخر قرن هجدهم میلادی، سوئد یکی از فقیرترین کشورهای اروپا بود، اما بعدها دوران رشد اقتصادی سوئد آغاز شد. بعد جنگ جهانی دوم این رشد اقتصادی شتاب بیشتری بخود گرفت. درآمد خالص ملی کشور بالا رفت و شکوفائی رشد اقتصادی بوجود آمد. درآمد کشور سوئد مثل دیگر کشورهای نسبتاً کوچک صنعتی، وابسته به صادرات تولیدات صنعتی است که در حال حاضر از رشد بالائی در توازن بین صادرات و واردات برخوردار است.[۵] تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۰۶ میلادی ۱/۱۲۰۰میلیارد دلار بود و رشدی ۵/۴ درصدی را نسبت به سال پیش از آن نشان می‌داد. نرخ بیکاری این کشور ۶/۵درصد است. آماری از جمعیت زیر خط فقر این کشور در دسترس نیست اما به نظر می‌رسد این آمار نباید چندان بالا باشد. تورم در این کشور ۴/۱درصد است. ۳۵ درصد از محصولات صادراتی این کشور را ماشین‌آلات تشکیل می‌دهد و بقیه شامل وسایل نقلیه موتوری، کاغذ و مشتقات آن، چوب، محصولات آهنی و فولادی و مواد شیمیایی است که به کشورهای آلمان (۸/۹درصد)، آمریکا (۳/۹ درصد)، انگلستان (۱/۷ درصد)، دانمارک(۹/۶ درصد)، فنلاند(۶ درصد)، فرانسه(۹/۴ درصد)، هلند(۷/۴ درصد) و بلژیک(۵/۴درصد) صادر می‌شود.[۶]
زبان

زبان سوئدی از خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی شاخهٔ ژرمنی است و با زبان‌های نروژی و دانمارکی نزدیکی دارد. این سه زبان بسیار به هم نزدیک بوده و اغلب گویشوران آن‌ها می‌توانند هر کدام به زبان خود با هم ارتباط زبانی برقرار کنند. زبان سوئدی، زبان رسمی کشور سوئد می‌باشد. در برخی نواحی شمالی کشور، به زبان فنلاندی نیز تکلم می‌گردد. تعداد ۴ زبان اقلیمی اعم از فنلاندی، تورندال، رومانی (زبان کولی‌ها) و ییدیش (زبان یهیودیان) در کشور سوئد تکلم می‌گردد. شهروندان سوئدی تا حدود معینی در تعامل با دستگاه‌های دولتی از حق استفاده از این زبان‌ها برخوردار بوده و هم چنین درخصوص مراقبت‌های کودکان و بزرگسالان از حق استفاده از زبان‌های فنلاندی و سامی نیز برخوردارمی‌باشند.[۷]
دین

مسیحیت لوتری با عضویت ۶۶ درصد از جمعیت این کشور در کلیسای سوئد[۸] بزرگترین مذهب در سوئد است.[۹] مذاهب مسیحی دیگر موجود در سوئد شامل کاتولیک و ارتدکس شرقی می‌باشند. طبق سندی به نام «آزادی بین‌المللی دینی» از وزارت امور خارجه ایالات متحده امریکا اسلام در سوئد با دارا بودن ۵ درصد از جمعیت، دومین مذهب بزرگ به حساب می‌آید.[۱۰] بقیه جمعیت یا بی‌دین هستند یا متعلق به ادیان دیگر می‌باشند.[۱۱][۱۲]
تعداد زندانی‌ها

سوئد در ردهٔ ۱۷۲ام کشورهایی که بیشترین تعداد زندانی را دارا هستند قرار دارد.[۱۳] بر پایهٔ آمار رسمی، تعداد زندانی‌های این کشور در سال ۲۰۰۴ میلادی به ۵٬۷۲۲ نفر رسید. پس از این سال شمار زندانی‌ها رو به کاهش نهاد و سالانه ۱ درصد کاهش داشته است. میزان کاهش در میان سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ۶ درصد رسید، به طوری که از جمعیت ۹٫۵ میلیون‌نفری این کشور در سال ۲۰۱۲، ۴٬۸۵۲ زندانی بودند. انتظار می‌رود در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ نیز این روند ادامه یابد. کاهش شدید تعداد زندانی‌ها در این کشور باعث شد که در نوامبر ۲۰۱۳ اعلام شود که این کشور قصد دارد ۴ زندان و بازداشتگاه موقت خود را تعطیل کند. با وجود اینکه دلیل قطعی کاهش زندانیان مشخص نشده اما حدس زده می‌شود تأکید بر روند بازپروری زندانیان و کمک به پذیرفته‌شدنشان در جامعه، و نیز اتخاذ مجازات‌های ملایم‌تر برای برخی جرایم از جمله در زمینهٔ مواد مخدر که از سال ۲۰۱۱ در این کشور اجرا شده، در این زمینه مؤثر بوده است.

نیروی برق‌آبی

نیروی برق‌آبی یا هیدروالکتریسیته اصطلاحی است که به انرژی الکتریکی تولیدی از نیروی آب اطلاق می‌شود. در حال حاضر هیدروالکتریسیته چیزی در حدود ۷۱۵۰۰۰ مگاوات یا ۱۹٪ (۱۶٪ در سال ۲۰۰۳) از کل انرژی الکتریکی تولیدی جهان را پوشش می‌دهد. نیروی برق‌آبی همچنین ۶۳٪ از انرژی الکتریکی تولیدی از منابع تجدیدپذیر را نیز شامل می‌شود.
درصد استفاده از نیروی برق‌آبی در کشورهای مختلف جهان.

محتویات

    ۱ تولید انرژی الکتریکی
    ۲ معادله
    ۳ سد
    ۴ مزایا
        ۴.۱ ملاحظات اقتصادی
        ۴.۲ انتشار گازهای گلخانه‌ای
        ۴.۳ فعالیت‌های وابسته
    ۵ معایب
        ۵.۱ آسیب به محیط زیست
        ۵.۲ انتشار گازهای گلخانه‌ای
        ۵.۳ جابجایی جمعیت
        ۵.۴ شکست سد
    ۶ مقایسه‌ای با دیگر روش‌های تولید انرژی الکتریکی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

تولید انرژی الکتریکی
نوشتار اصلی: تولید انرژی الکتریکی

بیشتر نیروگاه‌های برق-آبی انرژی مورد نیاز خود را از انرژی پتانسیل آب پشت یک سد تامین می‌کنند. در این حالت انرژی تولیدی از آب به حجم آب پشت سد و اختلاف ارتفاع بین منبع و محل خروج آب سد وابسته‌است. به این اختلاف ارتفاع، ارتفاع فشاری می‌گویند و آن را با H (مخفف Head) نمایش می‌دهند. در واقع میزان انرژی پتانسیل آب با ارتفاع فشاری آن متناسب است. برای افزایش فاصله یا ارتفاع فشاری، آب معمولاً برای رسیدن به توربین آبی فاصله زیادی را در یک لوله بزرگ (penstock) طی می‌کند.
برشی از یک سد و یک نیروگاه آبی.

نیروگاه آب تلمبه‌ای، نوعی دیگر از نیروگاه آبی است. وظیفه یک نیروگاه آب تلمبه‌ای پشتیبانی شبکه الکتریکی در ساعات اوج مصرف (ساعات پیک) است. این نیروگاه تنها آب را در ساعات مختلف بین دو سطح جابجا می‌کند. در ساعاتی که تقاضای برای انرژی الکتریکی پایین است با پمپ کردن آب به یک منبع مرتفع انرژی الکتریکی را به انرژی پتانسیل گرانشی تبدیل می‌کند. در زمان اوج مصرف آب دوباره از مخزن به سمت پایین جاری می‌شود و با چرخاندن توربین آبی موجب تولید برق و رفع نیاز شبکه می‌گردد. این نیروگاه‌ها با ایجاد تعادل در ساعات مختلف موجب بهبود ضریب بار شبکه و کاهش هزینه‌های تولید انرژی الکتریکی می‌شوند.

از دیگر انواع نیروگاه‌های آبی می‌توان به نیروگاه‌های جزر و مدی اشاره کرد. همانطور که از نام این نیروگاه‌های مشخص است این نیروگاه‌ها نیروی مورد نیاز خود را از اختلاف ارتفاع آب در بین شبانه روز تامین می‌کنند. منابع در این دسته از نیروگاه‌ها نسبت به بقیه کاملاً قابل پیشبینی هستند. این نیروگاه‌ها همچنین می‌توانند در مواقع اوج مصرف به عنوان پشتیبان شبکه عمل کنند.

برخی نیروگاه‌های آبی که تعداد آنها زیاد هم نیست از انرژی جنبشی آب جاری استفاده می‌کنند. در این دسته از نیروگاه‌ها نیازی به احداث سد نیست توربین این نیروگاه‌ها شبیه یک چرخ آبی عمل می‌کند. این نوع استفاده از انرژی شاخه نسبتاً جدیدی از علم جنبش مایعات است.
معادله

یک معادله ساده برای محاسبه تقریبی انرژی الکتریکی در یک نیروگاه برق آبی وجود دارد که به صورت زیر است:

P=h \times r \times k

در معادله بالا P توان خروجی در واحد وات، h ارتفاع فشاری در واحد متر، r میزان آب خارج شده در واحد مترمربع در ثانیه و K ضریب تبدیل در ۷۵۰۰ وات است (با پیش شرط راندمان ۷۶٪، شتاب ثقل ۹٫۸۱ متر بر مجذور ثانیه و آب تازه با چگالی ۱۰۰۰ کیلوگرم به ازای هر متر مکعب. البته در توربین‌های بزرگ و پیشرفته راندمان معمولاً بالاتر این مقدار است و در توربین‌ها فرسوده این راندمان کمتر است).

میزان تولید انرژی الکتریکی در یک نیروگاه آبی به شدت به میزان آب موجود وابسته‌است و در فصول مختلف میزان تولید می‌تواند به نسبت ۱۰ به ۱ متفاوت باشد.
سد
نوشتار اصلی: سد

سد دیواری محکم از سنگ وسیمان و یا ساروج است که به منظور مهار کردن آب در عرض دره یا میان دو کوه ایجاد می‌شود. برعکس خاکریزها که برای جلوگیری از ورود آب رودخانه یا دریا به مناطق اطراف ساخته می‌شوند در سدها هدف از مهار کردن آب استفاده از آن است.
منبع آب پشت یک سد در لوگزامبورگ.

سدها از نظر مشخصه‌های مختلف طبقه‌بندی می‌شوند این مشخصه‌ها معمولاً شامل:

    طول سد: از نظر طول سدهای با طول بیش از ۱۵ متر را سدهای بزرگ و سدهای با طول بیش از ۱۵۰ متر را سدهای بسیار بزرگ می‌نامند.
    هدف از احداث سد: اهداف ساخت یک سد می‌توانند متفاوت باشند به طوری که بسیاری از سدها بیشتر از یک هدف را دنبال می‌کنند این اهداف می‌توانند شامل آبیاری یا تامین آب مناطق شهری یا زمین‌های کشاوزی، تولید انرژی الکتریکی، ایجاد فضای تفریحی، کنترل سیل و... باشند.
    ساختار سد: از نظر ساختار، با توجه به مصالح مصرف شده یا تکنولوژی ساخت سدها باهم متفاوت هستند. سدها از نظر مصالح مصرف شده می‌توانند چوبی، خاکی یا بتنی باشند.

مزایا
ملاحظات اقتصادی

بیشترین مزیت استفاده از نیروگاه‌ها آبی عدم نیاز به استفاده از سوخت‌ها و در نتیجه حذف هزینه‌های مربوط به تامین سوخت است. درواقع هزینه انرژی الکتریکی تولیدی در یک نیروگاه آبی تقریباً از تغییرات قیمت سوخت‌های فسیلی نظیر نفت، گاز طبیعی و زغال سنگ مصون است. همچنین عمر متوسط نیروگاه‌های آبی در مقایسه با نیروگاه‌های گرمایی بیشتر است، به طوری که عمر برخی از نیروگاه‌های آبی که هم‌اکنون در حال استفاده هستند به ۵۰ تا ۱۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. هزینه کار این نیروگاه‌ها در حالی که به صورت خودکار کار کنند کم است و بجز در موارد اضطراری به پرسنل زیادی در نیروگاه نیاز نخواهد بود.

در موقعیت‌هایی که استفاده از سد چندین هدف را پوشش می‌دهد، ساخت یک نیروگاه آبی هزینه نسبتاً کمی را به هزینه‌های ساخت سد اضافه می‌کند. ایجاد یک نیروگاه هیمچنین می‌تواند هزینه‌های مربوط به ساخت سد را جبران کند. برای مثال درآمد ناشی از فروش انرژی الکتریکی در سد «Three Gorges» که بزرگ‌ترین سد جهان است با فروش انرژی الکتریکی تولیدی در سد در طول ۵ تا ۷ سال جبران شده‌است.
انتشار گازهای گلخانه‌ای

در صورتی که سوختی در نیروگاه سوخته نشود، دی اکسید کربن (که یک گاز کلخانه‌ای است) نیز در نیروگاه تولید نخواهد شد. البته در مراحل احداث نیروگاه مقدار ناچیزی گاز دی‌اکسید کربن تولید می‌شود که در مقابل میزان دی‌اکسید کربن تولیدی در نیروگاه‌های گرمایی که از سوخت‌های فسیلی برای تولید انرژی گرمایی استفاده می‌کنند بسیار ناچیزاست. البته در این نیروگاه‌ها بر اثر اجتماع آب پشت سد گازهایی متصاعد می‌شود که در پایین به آنها اشاره شده‌است.
یک توربین آبی وصل شده به یک مولد الکتریکی.
فعالیت‌های وابسته

آب ذخیره شده در پشت یک سد در واقع می‌تواند بخشی از امکانات مربوط به ورزش‌های آبی باشد و به این ترتیب می‌تواند به جاذبه‌ای برای گردشگران تبدیل شود. در برخی از کشورها از این آب برای پرورش موجودات آبزی مانند ماهی‌ها استفاده می‌شود به این ترتیب که در برخی سدها محیط‌های خاصی برای پرورش موجودات آبزی اختصاص یافته که همیشه از نظر داشتن آب پشتیبانی می‌شوند.
معایب
آسیب به محیط زیست

پروژه‌های احداث سد معمولاً با تغییرات زیادی در اکوسیستم منطقه احداث سد همراه هستند. برای مثال تحقیقات نشان می‌دهد که سدهای ساخته شده در کرانه‌های اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام در آمریکای شمالی از میزان ماهی‌های قزل‌آلای رودخانه‌ها به شدت کاسته‌است و این به دلیل جلوگیری سد از رسیدن ماهی‌ها به بالای رودخانه برای تخم‌گذاری است و این درحالی است که برای عبور این ماهی‌ها به بالای رودخانه محل‌های خاصی در سد در نظرگرفته شده‌است. همچنین ماهی‌های کوچک در طول مهاجرت از رودخانه به دریا در بین توربین‌ها آسیب می‌بینند که برای رفع این عیب نیز در قسمتی از سال ماهی‌ها را با قایق‌های کوچک به پایین رودخانه می‌برند. با تمام فعالیت‌هایی که برای ایجاد محیط مناسب برای ماهی‌ها انجام می‌شود بازهم با ساخت سد از میزان ماهی‌ها کاسته می‌شود. در کشورهایی مانند ایالات متحده بستن مسیر مهاجرت ماهی‌ها و دیگر موجودات آبزری به وسیله سد ممنوع است و حتماً باید برای عبور آنها تمهیداتی اندیشیده شود. به این ترتیب در برخی موارد سدها می‌توانند واقعاً برای ماهی‌ها آسیب رسان باشند که نمونه‌ای از آنها سد مارموت (Marmot Dam) در ایالات متحده‌است که عملیات حذف آن در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۷ به پایان رسید. پس از تخریب این سد رودخانه برای اولین بار پس از۱۰۰ سال جریان آزاد خود را آغاز کرد. عملیات حذف این سد بزرگ‌ترین عملیات حذف سد در ایالات متحده بود.

ایجاد سدها معمولاً باعث به وجود آمدن تغییراتی در قسمت‌های پایینی رودخانه می‌شوند. آب خروجی از توربین‌ها معمولاً حامل مقدار کمتری از رسوبات است و این خود باعث پاک شدن بستر رودخانه و از بین رفتن حاشیه‌های رودخانه می‌شود. به دلیل اینکه توربین‌ها معمولاً به نوبت کار می‌کنند نوساناتی در جریان آب خروجی ایجاد می‌شود که شدت فرسایش بستر رودخانه را افزایش می‌دهد. همچنین ظرفیت اکسیژن حل شده در آب به دلیل کار توربین‌ها کاهش می‌یابد چراکه آب خروجی توربین‌ها معمولاً گرمتر از آب ورودی آنهاست که این خود می‌تواند جان برخی گونه‌های حساس را به خطر بیندازد. برخی دیگر از سدها برای افزایش ارتفاع فشار مسیر رودخانه را منحرف کرده و باعث عبور آب از مناطق پر شیب‌تر می‌شوند و به این ترتیب مسیر قبلی رودخانه را خشک می‌کنند. برای مثال در رودخانه‌های تپاکو (Tekapo) و پوکاکی (Pukaki) از این روش استفاده شده‌است که نه تنها موجب به خطر افتادن برخی گونه‌های موجودات آبزی شده بلکه پرندگان مهاجر منطقه را نیز به شدت در خطر قرار داده‌است.

سدهای بسیار بسیار بزرگ مانند سد اسوان (در مصر) و سد سه‌دره (در چین) تغییرات زیادی را در بالا و پایین رودخانه به وجود می‌آورند.
انتشار گازهای گلخانه‌ای

آب جمع شده در پشت سد در مناطق گرمسیری می‌تواند مقدار قابل توجهی از گاز متان و گاز کربنیک را تولید کند. این گازها در اثر پوسیدگی قسمت‌های مختلف گیاهان و زباله‌هایی به وجود می‌آیند که از بالای رودخانه آمده‌اند و به وسیله باکتری‌های ناهوازی تجزیه می‌شوند. بیشتر گاز تولیدی در اثر پوسیدگی را گاز متان تشکیل می‌دهد که از نظر آثار گلخانه‌ای از دی‌اکسیدکربن خطرناک‌تر است. براساس گزارش کمیسیون جهانی سدها، در سدهایی که منبع آنها نسبت به برق تولیدی آنها کوچک است (کمتر از ۱۰۰ وات به ازای هر مترمربع از آب) و درخت‌های اطراف مسیر رودخانه پاکسازی نشده‌اند، میزان گاز گلخانه‌ای تولیدی از یک نیروگاه گرمایی با سوخت نفت بیشتر است.
جابجایی جمعیت

از دیگر معایب ساخت سدها، جابجایی جمعیت ساکن در مناطق زیر آب رفته توسط آب پشت سد است. این مناطق ممکن است شامل مناطقی باشد که از نظر فرهنگی یا اعتقادی دارای ارزش بالایی هستند و بدین ترتیب دلبستگی زیادی بین مردم ساکن با منطقه و آن منطقه خاص وجود دارد و به این ترتیب با بالا آمدن آب این مکان‌های تاریخی یا فرهنگی از بین خواهند رفت. از جمله سدهایی که در مراحل ساخت با این قبیل مشکلات روبه‌رو شدند می‌توان به سد سه‌دره یا سد کلاید اشاره کرد.
شکست سد

شکسته شدن سدها گرچه به ندرت اتفاق می‌افتد اما خطری جدی و خطرناک است. برای نمونه می‌توان به شکسته شدن سد بانکیاو (Banqiao) در جنوب چین اشاره کرد که موجب کشته شدن ۱۷۱۰۰۰ تن و بی‌خانمان شدن حدود نیم میلیون نفر شد. همچنین سدها می‌توانند هدف خوبی برای دشمن در طول جنگ یا اقدامات خرابکارانه تروریست‌ها باشند. سدهای کوچک در این حملات کمتر آسیب‌رسان هستند.

انتخاب محلی نامناسب برای احداث سد می‌تواند به فاجعه منجر شود، برای مثال می‌توان به سد واجنت (Vajont) در ایتالیا اشاره کرد که در سال ۱۹۶۳ موجب مرگ حدوداً ۲۰۰۰ نفر شد.
مقایسه‌ای با دیگر روش‌های تولید انرژی الکتریکی
    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ نیروی برق‌آبی موجود است.
تصویری از سد کارون ۳.

نیروی برق‌آبی با ایجاد انرژی الکتریکی بدون سوزاندن سوخت‌ها از ایجاد آلوده‌کننده‌های متصاعد شده از سوختن سوخت‌های فسیلی مانند دی‌اکسید گوگرد، اسید نیتریک، منواکسید کربن، گرد غبار و سرب (موجود در زغال سنگ) جلوگیری می‌کند. همچنین هیدروالکتریسیته با از بین بردن ضرورت استفاده از سوخت‌هایی مانند زغال سنگ به طور غیرمستقیم خطرات ناشی از استخراج زغال سنگ را کاهش می‌دهد.

در مقایسه با نیروگاه هسته‌ای این نیروگاه‌ها زباله هسته‌ای تولید نمی‌کنند. همچنین خطرات مربوط به تماس با اورانیوم در معادن یا نشت مواد هسته‌ای را نیز ندارند و برعکس اورانیوم در این دسته از نیروگاه‌ها از انرژی‌های تجدید پذیری استفاده می‌شود.

در مقایسه با مولدهای بادی، منابع انرژی در نیروگاه‌های آبی خیلی قابل پیش‌بینی‌تر هستند. همچنین این نیروگاه‌ها می‌توانند ضریب بار شبکه را بهبود دهند و در زمان نیاز شروع به تولید انرژی الکتریکی کرده و به این ترتیب موجب تعدیل شبکه در طول ساعات پیک شوند.

برعکس نیروگاه‌های گرمایی در نیروگاه‌های آبی زمان زیادی صرف مطالعات مربوط به سد می‌شود. معمولاً برای انجام دقیق محاسبات، داده‌های حدود ۵۰ سال از رفتارهای رودخانه برای انتخاب بهترین مکان احداث سد و روش ساخت آن لازم است. برعکس نیروگاه‌هایی که از سوخت‌ها برای تامین انرژی استفاده می‌کنند، مکان‌های مناسب برای احداث نیروگاه‌های آبی محدود هستند. همچنین بیشتر نیروگاه‌های آبی از مراکز تجمع جمعیت دور هستند و باید برای انتقال آنها نیز هزینه‌ای صرف کرد. از دیگر ضعف‌های این نیروگاه وابستگی شدید به میزان آب ورودی است و از آنجایکه میزان آب پشت سد به بارش‌ها وابسته‌است و در صورتیکه که میزان بارش برف و باران کاهش یابد میزان تولید انرژی الکتریکی نیز کاهش می‌یابد.
    معنای واژهٔ «نیروی برق‌آبی» را در ویکی‌واژه ببینید.
جدول میزان تولید هیدروالکتریسیته در کشورهای مختلف جهان و میزان ضریب بار کشور     تولید سالیانه هیدروالکتریسیته(TWh)     ظرفیت ثابت(GW)     ضریب بار
جمهوری خلق چین     ۴۱۶٫۷     ۱۲۸٫۵۷     ۰٫۳۷
کانادا     ۳۵۰٫۳     ۸۸٫۹۷۴     ۰٫۵۹
برزیل     ۳۴۹٫۹     ۶۹٫۰۸     ۰٫۵۶
ایالات متحده     ۲۹۱٫۲     ۷۹٫۵۱۱     ۰٫۴۲
روسیه     ۱۵۷٫۱     ۴۵٫۰     ۰٫۴۲
نروژ     ۱۱۹٫۸     ۲۷٫۵۲۸     ۰٫۴۹
هند     ۱۱۲٫۴     ۳۳٫۶۰     ۰٫۴۳
ژاپن     ۹۵٫۰     ۲۷٫۲۲۹     ۰٫۳۷
سوئد     ۶۱٫۸     -     -
فرانسه     ۶۱٫۵     ۲۵٫۳۳۵     ۰٫۲۵

نروژ

پادشاهی نروژ (به نروژی: Norge، تلفظ: نُرگِه) کشوری است واقع در اروپای شمالی. پایتخت آن اسلو می‌باشد. جمعیت این کشور ۵ میلیون نفر و واحد پول آن کرون نروژ است.

کشور نروژ در غرب شبه‌جزیرهٔ اسکاندیناوی، غرب سوئد واقع شده و در سمت جنوب آن دریای شمال و در سمت غرب آن دریای نروژ قرار دارد. واژه نروژ به معنای «مسیر شمالی» است.

زبان نروژی در دو گویش خود، زبان رسمی این کشور است. نروژی یک زبان هندواروپایی از شاخهٔ زبان‌های ژرمنی است. وجود دو زبان در نروژ، باعث پیچیدگی مسائل زبانی این کشور شده‌است. این زبان‌ها، بوکمال[۱] (زبان کتابی)، که نزدیک به زبان دانمارکی است، و نینورسک[۲] (نروژی جدید)، که نزدیک به لهجهٔ شمال سوئد است نام دارند و هردوی این زبان‌ها از سال ۱۸۸۵ به‌عنوان زبان‌های رسمی نروژ شناخته شده‌اند.[۳]

حکومت سلطنتی نروژ ریشه‌هایی دارد که به بیش از هزار سال قبل باز می‌گردد. هم‌اینک شاه هارالد پنجم پادشاه نروژ است. نروژ جزء اتحادیه اروپا نیست و مردم این کشور در همه‌پرسی‌های انجام شده عضویت در این اتحادیه را رد کرده‌اند. از مردم نروژ ۸۳٫۶ درصد به عنوان مسیحی ثبت شده‌اند که ۷۹٫۴ درصد آن مربوط به پیروان آیین لوتری می‌شود. در نظرسنجی‌ها و سرشماری‌ها، تنها ۲۰ درصد از مردم نروژ گفته‌اند که دین در زندگی آن‌ها دارای نقش یا اهمیت است.[۴] امروزه تنها ۲ درصد از مردم نروژ در آیین‌های کلیسا حضور پیدا می‌کنند که پایین‌ترین درصد در میان کشورهای اروپا است.[۵][۶]

نروژ دارای ذخایر گسترده‌ای از نفت، گاز طبیعی، مواد معدنی، آبزیان، چوب، آب شیرین و نیروی برق‌آبی است. صنعت نفت حدود یک‌چهارم از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد و این کشور چهارمین درآمد سرانه بالا در جهان را دارا است. نروژ از الگوی کشورهای رفاه‌محور شمال اروپا پیروی می‌کند و در ازای دریافت مالیات‌های سنگین از شهروندان، دولت به آن‌ها بیمه درمانی همگانی اعطا می‌کند، به آموزش عالی یارانه می‌دهد، و در این کشور نظام فراگیر تامین اجتماعی وجود دارد. از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶، و سپس دوباره از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱، نروژ بالاترین شاخص توسعه انسانی در جهان را دارا بود.[۷][۸]

وایکینگ‌ها مهم‌ترین اقوامی بودند که در نروژ سکنی داشتند. از سده چهاردهم تا ۱۸۱۴ پادشاهان دانمارکی بر نروژ به صورت بخشی از قلمرو خود حکومت می‌کردند، نروژ، در پایان جنگ‌های ناپلئونی، کوشید تا مجدداً خودمختار گردد، ولی این کشور به زیر حکمرانی پادشاهان سوئدی درآمد، هرچند به پارلمان مجزای نروژ استقلال زیادی داده شد. رشد ملی‌گرایی در نروژ فشار بسیاری را بر اتحاد با سوئد وارد کرد، در ۱۹۰۵ - به دنبال رأی نروژیان مبنی بر لغو این اتحاد - اسکار دوم پادشاه سوئد ادعای خود را بر تاج نروژ رها کرد تا جدایی صلح‌آمیز این کشور میسر شود. به دنبال رد پذیرش تخت سلطنت نروژ از سوی یک شاهزاده سوئدی، با مراجعه به آراء عمومی پرنس کارل دانمارکی - با لقب هاکون هفتم - پادشاه نروژ شد. نروژ در جنگ جهانی اول بی‌طرف بود و در جنگ جهانی دوم نیز اعلام بی‌طرفی کرد، ولی به دست نیروهای آلمانی اشغال شد (۱۹۴۰). آلمانها دولت دست‌نشانده‌ای به رهبری ویدکون کویسلینگ برپا کردند. نروژ طی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ در اشغال آلمان بود و قسمت‌های زیادی از کشور طی جنگ ویران شد و ساختمان‌ها، کارخانجات، و بخش عمده شهرها بمباران و با خاک یکسان شد. بیشتر اجناس کمیاب شدند و بسیاری از مردم دوران سختی را تجربه کردند.[۹]

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
    ۳ جغرافیا
    ۴ مردم
    ۵ تقسیمات کشوری
    ۶ اقتصاد
    ۷ فرهنگ
    ۸ نگارخانه
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ منابع

تاریخ
EUR location NOR.PNG

۱۸ هزار سال پیش، نروژ پوشیده از یخ بود. به تدریج هوا گرمتر شد، یخ‌ها ذوب شدند و نخستین گروه از انسان‌ها حدود ۱۱ هزار سال پیش در دوران نوسنگی از آلمان راهی این سرزمین شدند و پس از پیمودن نواحی پوشیده از یخ به اینجا رسیدند. با گذشت زمان، هوا گرم‌تر شد و جنگل‌ها رویش کردند. مردم به تدریج به کشاورزی و نگهداری از حیوانات اهلی پرداختند. در سال ۷۹۳، نروژی‌ها به صومعه‌ای که در جزیره لیندیس‌فارنه در شرق سواحل شمالی انگلستان واقع شده بود حمله کردند. برای نخستین بار، مردم منطقه شمال اروپا نقش مهمی در تاریخ اروپا ایفا کردند. سوئدی‌ها، دانمارکی‌ها، و نروژی‌ها کشتی‌های خوبی داشتند و راهی سفرهای دریایی طولانی می‌شدند. آنها را وایکینگ‌ها می‌نامیدند. آنها تجارت می‌کردند، به چپاول می‌پرداختند، می‌جنگیدند، و افرادی را برای بردگی به اسارت می‌گرفتند. وایکینگ‌ها آیین خاص خود و خدایان زیادی داشتند. بسیاری از وایکینگ‌ها نروژ را ترک کردند و در جاهای دیگر مستقر شدند.

نروژ از قدیمی‌ترین حکومت‌های پادشاهی اروپا به‌شمار می‌آید که هنوز هم به قوت خود باقی است. نخستین حکومت پادشاهی به سال ۹۹۴ میلادی و ورود وایکینگ‌ها به منطقهٔ فعلی نروژ بر می‌گردد که یک وایکینگ به نام اولاف تریکوانسون با پذیرفتن آیین مسیحیت خود را پادشاه نامید.

در سال ۱۳۴۹ شیوع طاعون زندگی مردم نروژ را به‌شدت دگرگون کرد و بین ۵۰ تا ۶۰ درصد از مردم این کشور را کشت.[۱۰] طاعون انحطاط اجتماعی و اقتصادی نروژ را باعث شد[۱۱] و بازماندگان این بیماری با فقر و تهیدستی مواجه شدند.[۱۲]

در سال ۱۳۹۷ میلادی نروژ و دانمارک یک اتحادیه را تشکیل دادند که چهار قرن پایدار ماند. در سال ۱۸۱۴ سوئد پیشنهاد ادغام نروژ را در خاک خود کرد ولی با مقاومت نروژ مواجه شد سپس با یک حملهٔ برق‌آسا نروژ را اشغال نمود اما پذیرفت که نروژ کماکان قانون اساسی خود را حفظ کند. با رشد احساسات ناسیونالیستی در سده ۱۹ میلادی با برگزاری یک همه‌پرسی در سال ۱۹۰۵ نروژ از سوئد جدا شد. در سال ۱۹۱۴ و با شروع جنگ جهانی اول، نروژ بی طرفی خود را در جنگ اعلام کرد. این جنگ خسارات سنگینی به صنعت کشتیرانی نروژ وارد کرد. در آغاز جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ نروژ باز هم بی طرفی خود را در جنگ اعلام کرد با این حال با حملهٔ آلمان نازی مواجه گشت و برای ۵ سال بین سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ در اشغال آلمان نازی باقی‌ماند.

در این دوره شاه و دولتمردان نروژی به شهر لندن در بریتانیا گریختند و مبارزه و مقاومت خود را در آنجا ادامه دادند. نروژ قبل از جنگ ناوگان بزرگی از کشتی‌های تجاری در اختیار داشت. در طول سال‌های جنگ، ۱۹۴۵-۱۹۴۰، بسیاری از این کشتی‌ها به حمل و نقل کالا به کشورهایی که علیه آلمان می‌جنگیدند پرداختند. دولت نروژ در لندن این حمل و نقل را سازماندهی می‌کرد. حدود نیمی از این کشتی‌ها هدف بمب یا اژدرهای دشمن قرار گرفتند. حدود ۴٫۰۰۰ ملوان نروژی در طول جنگ کشته شدند. مجموعاً ۱۰ هزار زن و مرد نروژی در جریان جنگ کشته شدند. تقریباً ۷۰۰ نفر از این افراد را یهودیانی تشکیل می‌دادند که به اردوگاه‌های کار اجباری در آلمان و لهستان فرستاده شدند.[۹]

در تاریخ هشتم ماه مه سال ۱۹۴۵، آلمان تسلیم و نروژ یک بار دیگر به کشوری آزاد تبدیل شد. حدود ۵۰٫۰۰۰ نروژی بعد از جنگ خائن به کشور شناخته شدند. آنها اعضای حزب سوسیالیست ملی نروژ، ناشیونال ساملینگ، بودند که از نازی‌ها جانبداری و با آنها همکاری کردند. بعد از جنگ، ۲۵ نفر به خاطر خیانت به کشور اعدام شدند.[۹]

بعد از سال ۱۹۴۵، بازسازی کشور شروع شد. این دوران بسیار پرمشغله بود. تولید و صادرات افزایش یافت و ناوگان تجاری کشور مجدداً ساخته شد و اقتصاد نروژ به تدریج بهبود یافت، گرچه تا اواخر دهه ۱۹۵۰ نیز هنوز برخی از کالاها سهمیه‌بندی بودند.[۱۳]

در سال ۱۹۴۹ نروژ بی طرفی خود را ترک گفت و به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) پیوست. کشف نفت و گاز از سواحل جنوبی نروژ واقع در دریای شمال در اواخر دههٔ ۶۰ میلادی اقتصاد نروژ را به یکباره متحول کرد. نروژ در سال ۱۹۷۲ با ورود به جامعه اروپا موافقت نمود، ولی همه‌پرسی ملی عضویت در آن را رد کرد (با رأی ۵۳٫۵٪ به ۴۶٫۵٪). در ۱۹۹۲ درخواست مجدد برای عضویت در اتحادیه اروپا به صورت انتخابات جدی درآمد. اما در همه‌پرسی ۲۸ نوامبر سال ۱۹۹۴ مردم نروژ پیوستن به اتحادیه اروپا را رد کردند (۵۲٫۲٪ مخالف ۴۷٫۸٪ موافق).[۱۴][۱۵]
سیاست

در همه‌پرسی که در سال ۱۹۷۲ و ۱۹۹۴ میلادی برگزار شد نروژ به اتحادیهٔ اروپایی نپیوست. پادشاه نروژ هارالد پنجم در ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۹۱ پس از مرگ پدرش به قدرت رسید و کماکان هم پادشاه نروژ می‌باشد، پس از به حکومت رسیدن هارالد پنجم، او پسرش شاهزاده هاکُن مگنوس (زاده ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳) را وارث و جانشین خود اعلام کرد. در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۵ نیز ینس استولتنبرگ به سمت نخست وزیر نروژ برگزیده شد.

احزاب سیاسی متعددی در نروژ وجود دارد و این کشور یک نظام حکومتی چندحزبی دارند. احزاب قبل از هر دوره از انتخابات اعلامیه‌هایی را منتشر می‌کنند. آنها در این بیانیه‌ها برنامه‌های خود طی دوره پارلمانی آینده، یا به تعبیری چهار سال آینده، را بیان می‌کنند.

در یک طبقه‌بندی کلی، بزرگترین احزاب نروژ را می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد[۱۶]:

    احزاب سوسیالیست: اتحاد انتخاباتی سرخ (RV)، حزب چپ سوسیالیست (SV) و حزب کارگر (DNA).
    احزاب محافظه‌کار: حزب مرکزی (SP)، حزب دموکرات مسیحی (KrF)، حزب لیبرال (V)، حزب محافظه‌کار (H) و حزب ترقی (FrP)

جغرافیا
آبدره گیرانگر[۱۷] نروژ.

نروژ ۲٬۵۴۴ کیلومتر مرز مشترک با همسایگان خود دارد. با فنلاند ۷۲۹ کیلومتر، با سوئد ۱٬۶۱۹ کیلومتر و با روسیه ۱۹۶ کیلومتر. پایتخت نروژ، شهر اسلو با ۷۹۲ هزار نفر جمعیت می‌باشد. مساحت نروژ ۳۸۵٬۱۵۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴ میلیون و ۶۳۰ هزار نفر است. از مهمترین شهرهای نروژ می‌توان به برگن ۲۳۵ هزار نفر، تروندهیم ۱۵۳ هزار نفر، استاوانگر ۱۱۱ هزار نفر و باروم ۱۰۳ هزار نفر اشاره کرد. تقریباً ۷۰ ٪ خاک نروژ به دلیل سرمای شدید و همجواری با قطب شمال غیرقابل سکنی می‌باشد و هرچه از شمال به طرف جنوب نروژ پیش برویم از سرمای هوا کاسته و به تراکم جمعیت افزوده می‌شود.

نروژ، کشوری کوهستانی است، قسمت عمده‌ای از اراضی نروژ حتی در منطقه کوهستانی پوشیده از جنگل است. چوب این جنگلها منبع درآمد خوبی برای کشور نروژ به شمار می‌آید. مدار قطب شمال از نواحی شمالی این کشور عبور می‌کند، قسمتی از مرزهای نروژ و فنلاند را رود «تانا» تشکیل داده‌است.

هیچ کشوری به اندازه نروژ در سواحل خود، بریدگی‌های کوچک و بزرگ ندارد، این بریدگی‌ها متعلق به دوران یخچالی است. مشخصه خط ساحلی نروژ وجود آبدره‌ها (فیوردها fjords) و یک رشته خلیجک‌های طویل، عمیق و باریک که از جریان یخچال‌ها شکل یافته‌است. بخش اعظم نروژ را ارتفاعاتی از سنگ سخت تشکیل می‌دهد. زمین‌های پست اصلی در امتداد ساحل اسکاژراک و در اطراف اسلوفیورد و تروندهیم‌فیورد است. سوالبارد (اسپیتس‌برگن) مجمع‌الجزایر سردی در اقیانوس منجمد شمالی است. یان‌ماین جزیره‌ای آتشفشانی بین نروژ و گروئنلند است. رودهای مهم نروژ، گلوما (گلاما)، لوگان، تانا هستند. بلندترین نقطهٔ نروژ، قلهٔ گالدهوپی گین است که ۲٬۴۶۹ متر ارتفاع دارد. آب و هوای نروژ به دلیل گرمای جریان خلیج (گلف استریم) معتدل می‌باشد. تابستان‌ها با توجه به عرض جغرافیایی بسیار معتدل و زمستان‌ها طولانی و بسیار سرد است. ریزش برف و باران به بیش از ۲۰۰۰ میلی‌متر در غرب می‌رسد. بعضی نواحی دور از دریا به واسطه کوه‌ها، در حد محسوسی، باران کمتری دارند. ۹۴/۲ درصد خاک این کشور زمین قابل کشت است.

در شمال نروژ جزایر متعددی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: لوپهاوت، رینگ واسوی و سنجا. در شمال غربی نیز مجمع‌الجزایر لوفتون (لوفون) شامل ۱۲ جزیره بزرگ و ۳۵ جزیره کوچک، جزیره ویکنا، جزیره هیترا و فوریا واقع شده‌اند. کشور نروژ خلیج‌های فراوانی دارد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تانا، لاکسه، پورسانگر، وستافیورد در نواحی شمال و شمال غربی، فیوردین، بوکن، اوسلو و هاردانگر در نواحی غربی و جنوبی اشاره نمود.

قسمت اعظم نروژ را ارتفاعاتی از سنگ سخت تشکیل می‌دهد. در شمال اقیانوس منجمد شمالی با آب و هوای سرد در مناطق شمالی و نسبتاً سرد در مناطق مرکزی و آب و هوای معتدل در مناطق جنوبی. میانگین دما از ۴ درجه زیر صفر در دی ماه تا ۱۷ درجه سانتی گراد بالای صفر در خرداد، نوسان دارد و میزان بارش سالانه در همین منطقه، ۱۹۶ سانتی‌متر است. در بیشتر مناطق شمالی نروژ معمولاً شش ماه شب است و شش ماه روز است. اکثر مناطق شمالی نروژ معمولاً ۹ ماه در سال بارش برف و باران را به همراه دارد.
مردم
نقشه زبانی نروژ (آمار ۲۰۰۷):      بوکمال      نینورسک      هر دو

از جمعیت نروژ ۱۹٫۹ درصد زیر ۱۴ سال، ۶۵٫۲ درصد بین ۱۵ تا ۶۴ سال، و بقیه (۱۴٫۹ درصد) بالای ۶۵ سال سن دارند. میانگین سنی نروژی‌ها ۳۷٫۷ سال است. متوسط طول عمر برای مردان ۷۶٫۱۵ سال و برای زنان ۸۲٫۲۲ سال می‌باشد. میزان تولد ۱۲٫۱۷ در هزار، و میزان مرگ ۷۲٫۹ در هزار است. میزان باروری زنان ۱٫۸ کودک برای هر زن است.

زبان نروژی در دو گویش خود، زبان رسمی این کشور است. دو گویش مختلف نروژی بوکمال (زبان کتابی)، و نینورسک (نروژی نو) نام دارند و هردوی این زبان‌ها از سال ۱۸۸۵ به‌عنوان زبان‌های رسمی نروژ شناخته شده‌اند.

بیشینه مردم نروژ از نژاد اسکاندیناویایی، از تبار وایکینگ‌ها و از شاخه ژرمن‌ها هستند. اقلیت نژادی این کشور، قوم سامی است. سامی‌ها بومیانی هستند که مدتی طولانی ساکن قسمت‌های شمالی نروژ، سوئد، فنلاند، و روسیه بوده‌اند. جمعیت سامی‌ها ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود که از این تعداد تقریباً ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر در نروژ زندگی می‌کنند. سامی‌ها زبان خاص خود را دارند که زبان سامی نامیده می‌شود و از خانواده زبان‌های فین‌واوگری از دسته اورالی است و با زبان فنلاندی هم‌خانواده‌است. اکثر سامی‌ها هنوز هم در شمال نروژ زندگی می‌کنند، گرچه اسلو نیز یکی از شهرهایی است که در آن بیشترین تعداد سامی‌ها زندگی می‌کنند. امروزه، فقط ٪۱۰ از سامی‌ها از طریق نگهداری گوزن شمالی گذران زندگی می‌کنند. بیشتر آنها در مشاغل دیگر کار می‌کنند. در سال ۱۹۸۹، نخستین مجلس شورای ویژه سامی‌ها در نروژ گشایش یافت که اعضای آن به صورت دموکراتیک انتخاب می‌شوند.

از مردم نروژ ۸۳٫۶ درصد به عنوان مسیحی ثبت شده‌اند که ۷۹٫۴ درصد آن مربوط به پیروان آیین لوتری می‌شود. در نظرسنجی‌ها و سرشماری‌ها، تنها ۲۰ درصد از مردم نروژ گفته‌اند که دین در زندگی آن‌ها دارای نقش یا اهمیت است.[۴] امروزه تنها ۲ درصد از مردم نروژ در آیین‌های کلیسا حضور پیدا می‌کنند که پایین‌ترین درصد در میان کشورهای اروپا است.[۵][۶]

در دهه‌های اخیر مهاجرت از کشورهای مختلف به‌ویژه کشورهای اسلامی به نروژ روندی فزاینده داشته‌است. در تاریخ ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱ یک افراطی دست راستی به نام آندرس بریویک، اقدام به بمب‌گذاری و حمله مسلحانه به اردوی جوانان طرفدار حزب حاکم کارگر در جزیره اتوئیا نزدیک به اسلو کرد و اقدام خود را هشداری برای جلوگیری از «خطر اسلام» نامید، این اقدام او که ۷۷ کشته برجای گذاشت باعث تنش‌هایی در جامعه نروژ شد.[۱۸]
تقسیمات کشوری
Norway (plus), administrative divisions - de (provinces) - colored.svg

از لحاظ تقسیمات کشوری نروژ از ۱۹ استان تشکیل گردیده‌است که زیر نظر استانداران و شورای منتخب اداره می‌شود. هر استان شامل تعدادی بخشداری (به نروژی: کمون (kommune) است. بیشتر امور جاری محل زیست افراد، توسط این بخشداری‌ها سروسامان می‌گیرد.

    آکرشوس (Akershus)
    آست آگدر (Aust-Agder)
    بوسکرود (Buskerud)
    فینمارک (Finnmark)
    هدمارک (Hedmark)
    هوردالاند (Hordaland)
    موره او رومسدال (More og Romsdal)
    نوردلاند (Nordland)
    نورد تروندلاگ (Nord-Trondelag)
    اوپلاند (Oppland)
    اسلو (Oslo)
    اوستفولد (Ostfold)
    روگالاند (Rogaland)
    سون او فیوردانه (Sogn og Fjordane)
    سور تروندلاگ (Sor-Trondelag)
    تلمارک (Telemark)
    ترومس (Troms)
    وست آگدر (Vest-Agder)
    وستفولد (Vestfold)

اقتصاد

واحد پول نروژ، کرون با واحد جزء (اوره) نام دارد. در نروژ سطح زندگی بالاست. صادرات عمدهٔ نروژ را نفت تشکیل می‌دهد، به طوری که نروژ روزانه ۳ میلیون بشکه نفت خام صادر می‌کند ولی در سازمان جهانی اوپک عضویت ندارد. از دیگر صادرات نروژ می‌توان به گوشت گاو، شیر و سایر فراورده‌های دامی اشاره کرد.

نروژ یکی از بهترین و مرغوب‌ترین چاه‌های نفت دنیا را در اختیار دارد. بعلت اینکه نروژ را دریا احاطه کرده یکی از چرخه‌های اقتصاد این کشور را آبزیان دریایی تشکیل داده‌اند. نروژ ۳ نوع ماهی دارد که در هیچ جای دنیا یافت نمی‌شود.

تنها قسمت کوچکی از این سرزمین قابل کشت است، و بخش کشاورزی و دامداری - که یارانه زیادی به آن داده می‌شود - بیشتر به تولید لبنیات و علوفه می‌پردازند. بیش از نیمی از مساحت نروژ پوشیده از درخت است و چوب از صادرات عمده این کشور می‌باشد. صنعت ماهیگیری از منابع مهم درآمد ارزی خارجی است، و پرورش ماهی - که دولت با برنامه‌های توسعه تشویق کرده‌است - جای صید نهنگ و ماهیهای اعماق دریا را می‌گیرد. صنایع سُنتی تولیدی - که مربوط به فناوری ماهی، الوار و سنگ آهن بوده‌است - هم‌اکنون براساس ذخایر بزرگ نفت و گاز طبیعی موجود در بخش نروژی دریای شمال تحت‌الشعاع فراورده‌های نفتی و صنایع وابسته به آن است. نفت و گاز طبیعی بیش از یک سوم درآمدهای صادراتی کشور را تأمین می‌کند. صنایعی از قبیل مهندسی برق به کمک نیروی ارزان برق‌آبی توسعه یافته‌است.

جایزه صلح نوبل

جایزه صلح نوبل یکی از پنج جایزه نوبل است که توسط آلفرد نوبل صنعت‌گر و مخترع سوئدی وقف شده است. این جایزه برای اولین بار در سال ۱۹۰۱ اعطا شد.

آلفرد نوبل در وصیت‌نامه خود گفته است که این جایزه باید «به کسی داده شود که بهترین یا بیشترین کوشش را در راه برادری ملل یا انحلال با کاهش ارتش‌ها یا تشکیل و ترغیب کنفرانس‌های صلح کرده باشد.» جایزه نوبل صلح تنها جایزه نوبل است که در استکهلم داده نمی‌شود. این جایزه هر ساله در اسلو پایتخت نروژ اهدا می‌شود.

لیو شیائوبو

لیو شیائوبو (به چینی: 劉曉波) نویسنده، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی چینی است.

او در دسامبر ۲۰۰۹ به اتهام تلاش برای تضعیف دولت چین بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد.

او در ۸ اکتبر ۲۰۱۰ به دلیل مبارزه طولانی و غیر خشونت‌آمیز برنده جایزه صلح نوبل شد.[۱]

در پی این انتخاب دولت چین از کمیته انتخابی به شدت انتقاد کرد و این عمل را یک تئاتر سیاسی نامید.[۲] علاوه بر چین، ۱۸ کشور دنیا نیز مراسم سال ۲۰۱۰ را تحریم کردند و در آن حضور نداشتند.

باراک اوباما

باراک حسین اوبامای دوم (به انگلیسی: Barack Hussein Obama II) (زاده ۴ اوت ۱۹۶۱ میلادی ایالت هاوایی)، عضو حزب دمکرات ایالات متحده آمریکا، سناتور جوان ایالت ایلینوی، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا از ژانویه ۲۰۰۹ تا کنون به مدت دو دوره ۴ ساله و به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و برنده جایزه صلح نوبل است.[۲]

او از سال ۲۰۰۷ با برپایی کمپین انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دمکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا شناساند. اوباما از زمان کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ آمریکا، پایان دادن به جنگ عراق را مطرح کرد و در سوم ژوئن سال ۲۰۰۸ به عنوان نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شد.

وی چهار سال از دوران نوجوانی خود را در جاکارتا گذرانید، و زاده پدری کنیایی است. او یک مسیحی فرقه پروتستان و از شاخه کلیسای متحد مسیح (United Church of Christ) است.[۳]

اوباما پنجمین رئیس جمهور چپ دست آمریکا در میان هفت رئیس جمهور اخیر این کشور (از جرالد فورد در ۱۹۷۴) تاکنون است.[۴][۵]

در مراسم تحلیف وی به مقام ریاست جمهوری در تاریخ ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، در حدود دو میلیون نفر در سرمای صفر درجه در واشنگتن دی سی گردهم آمدند تا شاهد مراسم شروع دوران ریاست جمهوری باراک اوباما باشند.[۶]

اوباما اولین رئیس جمهور امریکاست که بعد از انقلاب ایران، با رئیس جمهور ایران، ارتباط برقرار نمود. این ارتباط با حسن روحانی و از طریق مکالمه تلفنی صورت گرفت.

محتویات

    ۱ زندگی شخصی
    ۲ تحصیلات
    ۳ زندگی سیاسی
        ۳.۱ ستاد انتخابات ریاست جمهوری
        ۳.۲ هزینه انتخاباتی
        ۳.۳ باراک اوباما در رسانه‌ها
        ۳.۴ جنجال کشیش جرمایا رایت
        ۳.۵ موضع گیری‌های سیاسی
            ۳.۵.۱ تحریم ایران
            ۳.۵.۲ اسرائیل
            ۳.۵.۳ گفتگوی تلفنی با ایران
    ۴ محبوبیت
        ۴.۱ شخص سال مجله تایم
    ۵ انتخاب به عنوان نماینده حزب دموکرات
    ۶ رقابت با مک کین
    ۷ پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸
    ۸ پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲
    ۹ دوران ریاست جمهوری
    ۱۰ برنده جایزه صلح نوبل
    ۱۱ انتخابات دور دوم ریاست جمهوری
    ۱۲ منابع
    ۱۳ جستارهای وابسته
    ۱۴ پیوند به بیرون

زندگی شخصی
۴۴ امین رییس جمهور ایالات متحده آمریکا، باراک اوباما همانند چند رییس جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا، فورد، ریگان، بوش پدر و کلینتون چپ دست است.[۷] باراک اوباما هنگام امضا کردن
اوباما و همسرش میشل

باراک حسین اوباما ۴ اوت ۱۹۶۱ در ایالت هاوایی متولد شد.[۸] او فرزند یک کنیایی سیاه‌پوست و یک زن سفیدپوست از اهالی ویچیتا ایالت کانزاس است.[۹] اما زمانی گذشته و بالاخره این ازدواج منجر به جدایی شد.[۸]

اگرچه پدر و پدرخوانده او هردو مسلمان بودند؛ اما او یک مسیحی بار آمده و در ۴ سالگی که در اندونزی زندگی می‌کرد، به جای شرکت در مدرسه «مکتب مذهبی مسلمانان» به مدارس کاتولیک و یا سکولار رفته‌است.[۱۰] اوباما هم‌اکنون نیز عضو کلیسای متحد می‌باشد.
تحصیلات

پدر و مادر اوباما در دانشگاه هاوایی در مانوا با یکدیگر آشنا شده بودند. آن دانهام، مادر اوباما با وجود مشکلات عدیده موفق شده بود در رشتهٔ مردم‌شناسی از همان دانشگاه مدرک دکترا دریافت کند.[۱۱]

اوباما نخست در ۱۹۸۳ لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین‌الملل[۱۲] از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. در سال ۱۹۸۸ پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن کمک هزینه تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. در هاروارد سرعت پیشرفت اوباما چنان شتاب یافت که در سال دوم تحصیل خود در هاروارد به ریاست ژورنال مشهور نشریه قانون هاروارد انتخاب گردید[۱۳]. او اولین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی بود. وی در دوران ریاست خود به این سازمان که توسط نیروهای متخاصم دانشجویی اصولگرا و لیبرال منفصل گشته بود، تعادل بخشید.[۱۴] اوباما بزودی دکترای حقوق[۱۵] خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه «افتخار» (به لاتین: magna cum laude) دریافت نمود. پس از فارغ التحصیل شدن به شیکاگو بازگشت و کارش به عنوان وکیل حقوق مدنی را آغاز کرد. باراک اوباما از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ به تدریس دروس حقوق اساسی (به انگلیسی: constitutional law) در دانشگاه شیکاگو اشتغال داشت.[۱۶]
زندگی سیاسی

اوباما در ۴ ژانویه ۲۰۰۵ وارد سنا شد.با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمی‌کنند به کار گرفت. او«پیت روز»، کهنه سرباز قدیمی در امور سیاست ملی را به عنوان رییس ستاد خود انتخاب کرد.وی با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.[۸]

او همچنین «کارن کورن بلو» اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، «آنتون لیک» و «سوزان رایس» را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.

اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده‌است. وی تنها سناتوری است که عضو کمیتهٔ حزبی سیاهان کنگره‌است.«سی کیو» که هفته نامه‌ای فرا حزبی است، او را براساس تمام آرا و مصوبات سنا بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ وفادارترین دموکرات معرفی کرده‌است. وی همچنین براساس نظرسنجی انجام گرفته از سوی مجلهٔ نشنال ژورنال به عنوان لیبرال‌ترین سناتور در سال ۲۰۰۷ انتخاب شده‌است.[۱۷]
ستاد انتخابات ریاست جمهوری
کابینه اول باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در اتاق شرقی سال ۲۰۰۹
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۸)
اوباما به همراه طرفدارانش در نیوهمپشر در مبارزات انتخاباتی

باراک اوباما در فوریه سال ۲۰۰۷ در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ خواهد بود. ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب ۵۴ میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال ۲۰۰۷ شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظر سنجی‌ها نشان داد که او با سناتور هیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دمکرات رقابتی تنگاتنگ دارد همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف ۳ درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت.
هزینه انتخاباتی

در سپتامبر ۲۰۰۷، اوباما در پرسشنامه‌ای در برابر سؤال آیا مایل هستید در سیستم تأمین مالی دولتی شرکت کنید، جواب «آری» داد. او اضافه کرد که فعالانه در جهت کسب توافق برای استفاده از بودجه دولتی در انتخابات عمومی، کوشش خواهد کرد.با این حال اوباما تا ابتدای سال۲۰۰۸ موفق به جمع آوری مبلغی رکورد شکن معادل ۲۳۴ میلیون دلار از طریق کمک‌های اهدایی خصوصی گردیده‌است.[۱۸]

در ژانویه ۲۰۰۸، اوباما موفق شد ۳۲ میلیون دلار کمک دریافت کند، در حالی که هیلاری کلینتون مجبور شد برای مبارزات انتخاباتی از حساب شخصی خود پنج میلیون دلار برداشت کند.[۱۹]

در آوریل ۲۰۰۸ سناتور اوباما ۴۲ میلیون دلار خرج فعالیت‌های انتخاباتی خود کرد که فاصله زیادی با ۹ میلیون دلار مخارج سناتور هیلاری کلینتون دارد.[۲۰]
باراک اوباما در رسانه‌ها
در یک بازی بسکتبال با ارتشیان آمریکایی مستقر در جیبوتی

    هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمین فهرست سالانه «بانفوذترین زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، اوباما در مقام سوم در ردهٔ «بانفوذترین رهبران کشورها و انقلابیون» جای داشت.[۲۱]

جنجال کشیش جرمایا رایت

در آوریل ۲۰۰۸ باراک اوباما، در واکنش به سخنان جرمایا رایت کشیش سابق خود گفت: از نظراتی که از جانب آقای رایت بیان می‌شود عصبانی ام و دلتنگ شده‌ام. او همچنین سخنان جرمایا رایت را تفرقه انگیز و مخرب و در جهت منافع افرادی دانست که برای افزایش تنفر نژادی تلاش می‌کنند. جرمایا رایت دولت آمریکا را به بدرفتاری با سیاهان و انتشار عمدی ویروس عامل بیماری ایدز بین آنها متهم کرده‌است. به گفته جرمایا رایت، سیاهان آمریکا باید به خاطر ادامه بدرفتاری دولت با خود بگویند: خداوند آمریکا را به خاطر برخورد غیرانسانی با شهروندانش لعنت کند.

اوباما در واکنش به سخنان جنجالی جرمایا رایت درباره دولت آمریکا گفت: بر این باورم این سخنان تصویر درستی از دیدگاه کلیسای سیاهپوستان آمریکا ارائه نکرده‌است، این سخنان ارزش‌ها و باورهای مرا به تصویر نمی‌کشد.

باراک اوباما همچنین سعی کرد از آقای رایت فاصله بگیرد. او گفت: جرمایا رایت دیگر آن فردی نیست که بیست سال پیش دیده بودم. هر رابطه‌ای که با او داشتم در نتیجه سخنان او تغییر کرده‌است.[۲۲]
موضع گیری‌های سیاسی
اوباما و بایدن در ایلینوی

اوباما از اولین مخالفان سیاست‌های دولت بوش در عراق بوده‌است. در دوم اکتبر ۲۰۰۲ روزی که کنگره مصوبهٔ جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در اجتماع بزرگی از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.

در ۱۶ مارس ۲۰۰۳، هنگامی که جورج بوش اولتیماتوم چهل و هشت ساعته‌ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ «دیر نشده است».[۱۷] این مساله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال ۲۰۰۴ که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد.

اوباما به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را مشخص کرده با این حال در برخی موضوع‌ها چون آموزش و جلوگیری از بیماری ایدز نیز با همکاران جمهوریخواه خود همکاری کرده‌است.[۱۰]
تحریم ایران

باراک اوباما در ژوئن ۲۰۰۷ طرحی را به مجلس آمریکا ارائه کرد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایه‌های خود از ایران تشویق می‌کند. به گفته سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود و حمایت از گروه‌های تروریستی در خاورمیانه استفاده می‌کند و اعمال فشار بر شرکت‌ها برای قطع روابط مالی با ایران اثر تحریم‌ها را افزایش می‌دهد.[۲۳]
اسرائیل

درآوریل ۲۰۰۸، در مناظره نود دقیقه‌ای بین هیلاری کلینتون وباراک اوباما که از شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی آمریکا پخش شد. اوباما در پاسخ به واکنش او به حمله ایران به اسرائیل گفت: آمریکا اقدام مناسب را انجام خواهد داد.[۲۴]

وی در سخنرانی‌ای در تاریخ ۴ ژوئن ۲۰۰۸ میلادی که در کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (AIPAC) انجام گرفت، گفت که اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ «هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد». وی همچنین ایران را «بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و گفت: «خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم».[۲۵][۲۶]

وی همچنین «اورشلیم» را پایتخت تقسیم‌ناشدنی اسرائیل خواند.[۲۷]
گفتگوی تلفنی با ایران

باراک اوباما در اولین حضور حسن روحانی ریاست جمهوری ایران، در آمریکا، خواستار دیدار با وی شد که از سوی روحانی پذیرفته نشد. روحانی عنوان کرد بین ایران و آمریکا مسائل فراوانی وجود دارد و چندین سال است که بین ایران و آمریکا خصومت‌هایی است و ملاقات در سطح دو رئیس جمهور بعد از ۳۵ سال نیاز به مقدماتی دارد و در این سفر فرصت لازم برای این موضوع نبود.[۲۸][۲۹] اما در ساعات پایانی حضور روحانی در نیویورک گفتگویی تلفنی بین انها شکل گرفت. در این گفتگوی تلفنی، دو طرف بر اراده سیاسی برای حل سریع مساله هسته‌ای تاکید کرده و زمینه را برای حل موضوعات دیگر و همکاری در مسائل منطقه‌ای مورد توجه قرار دادند.[۳۰][۳۱]
محبوبیت
در میان طرفداران در شهر هارتفورد

باراک اوباما اولین بار با ایراد سخنرانی اصلی در گردهمایی حزب دموکرات آمریکا درسال ۲۰۰۴ توجه بسیاری را در عرصه ملی و بین‌المللی جلب کرد. اوباما در این سخنرانی، که «جسارت امید» نام داشت، با تکیه بر زندگی و تاریخچه شخصی خودش به صحبت درباره آرمان‌های آمریکا پرداخت:

    پدر من با کار زیاد و پشتکار توانست فرصت درس خواندن در مکانی جادویی به‌نام «آمریکا» را بیابد. کشوری که مهد آزادی و فرصت برای بسیاری از آنهایی بود که پیشتر به این کشور آمده بودند

باراک اوباما بعد از پیروزی چشمگیر خود در سال ۲۰۰۴ که چند ماه پس از این سخنرانی بو دبه چهره محبوب رسانه هاو شخصیتی قابل توجه در واشنگتن تبدیل شد که دو کتاب پرفروش نیز به نام خود منتشر کرده‌است، اولی «رویاهایی از پدرم» که نه سال پیش از وارد شدن به مجلس سنا نوشته شده و متشکل از خاطرات اوست. دومی «جسارت امید: اندیشه‌هایی در بازپس‌گیری رویای آمریکایی» که بیانگر افکارش راجع به تاریخ و وضعیت کنونی ایالات متحده‌است. اوباما از حمایت اپرا وینفری، یکی از ستارگان محبوب تلویزیون آمریکا برخوردار است. این ستاره نه تنها از او خواست که نامزد انتخابات شود بلکه در تبلیغات انتخاباتی او نیز تلاش فعال دارد.[۱۰]
شخص سال مجله تایم
نوشتار اصلی: شخص سال


مجله تایم که در آخرین شماره هر سال خود چهره، گروه، یا موضوعی را به عنوان شخص سال برمی‌گزیند در آخرین شماره سال ۲۰۰۸ باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده را به عنوان شخص سال برگزید، این مجله باراک اوباما را به خاطر داشتن اعتماد به نفس جهت ترسیم آینده‌ای روشن و جاه طلبانه در روزگاری تیره و تار[۳۲] و همچنین به این علت که وی توانست به رغم تجربه کم با فائق آمدن بر دو نامزد قدرتمند و نیز تبعیض‌های نژادی به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و نخستین رییس جمهور سیاه پوست این کشور انتخاب شود مستحق دریافت این عنوان دانسته‌است.[۳۳]
انتخاب به عنوان نماینده حزب دموکرات

باراک اوباما به عنوان اولین سیاه‌پوست در تاریخ کشور آمریکا که در پی یک مبارزه انتخاباتی طولانی بر رقیبش هیلاری کلینتون پیروز شده بود نماینده حزب دموکرات در انتخابات سال ۲۰۰۹ انتخاب گردید.[۳۴]. سرانجام در تاریخ ۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ تنها رقیبش هیلاری کلینتون از رقابت دست کشید و گفت به طور کامل از آقای اوباما حمایت می‌کنم[۳۵].
رقابت با مک کین

پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دمکرات و پیروزی اوباما، رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم می‌کند.[۳۶] در نقطه مقابل اوباما در اظهار نظری مک کین را جیره خوار شرکت‌های نفتی دانست ولی توکر بوندز سخنگوی مک کین با رد این اظهارات اعلام کرد که این سناتور اوباما بود که به لایحه انرژی بوش - چنی که معاهده‌ای پرسود برای کمپانی‌های نفتی بود رای مثبت داد و نه جان مک کین.[۳۷] در اوت ۲۰۰۸ باراک اوباما جوزف بایدن را به معاونت خود در این رقابت انتخاباتی برگزید[۳۸]
پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۸ میلادی)


   
آیین ادای سوگند ریاست‌جمهوری، ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹
پرونده:Barack Obama inaugural address.ogvپخش رسانه


بارک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۲۰۰۸ که در ۴ نوامبر بر‌گزار شد، با کسب ۳۶۵ رأی الکترال رقیب خود مک کین را که ۱۷۳ کارت الکترال را به دست آورده بود، شکست داد به پیروزی رسید[۳۹][۴۰] اوباما ۵۲٫۹٪ و مک کین ۴۵٫۷ ٪ از کل آراء را به دست اوردند. و از ۵۰ ایالت آمریکا، در ۲۸ ایالت اوباما و در ۲۲ ایالت مک کین پیروز شد.

همزمان در کنیا زادگاه او و جزیره اوباما در شرق آسیا که همنام اوست مردم به شادمانی پرداختند تا نخستین رئیس جمهور رنگین پوست و آفریقایی‌تبار آمریکا پس از ۴۳ ریاست جمهوری وارد کاخ سفید شود.[۴۱] دوران ریاست جمهوری او از ۲۰ ژانویه، ساعت ۱۲ ظهر به وقت شرق آمریکا آغاز شد[۴۲].

اوباما در اولین سخنرانی پس از پیروزی در انتخابات در گرانت پارک، شیکاگو همهٔ مردم آمریکا را پیروز انتخابات خواند.

    جوان و پیر، ثروتمند و فقیر، دموکرات و جمهوریخواه، سیاه، سفید، اسپانیایی‌زبان، آسیایی، سرخ‌پوست، هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا، معلول، غیرمعلول. این آمریکایی‌ها به جهان پیغام دادند که ما هرگز مجموعه افراد یا مجموعه ایالات قرمز و ایالات آبی نبوده‌ایم. ما امروز و همیشه ایالات متحده آمریکا هستیم و خواهیم بود.[۴۳]

پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا (۲۰۱۲ میلادی)


باراک اوباما، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۲، با پیروزی برابر میت رامنی، رقیب جمهوریخواه خود، چهار سال دیگر در مقام خود باقی‌ماند.[۴۴]

اوباما در رقابتی نزدیک با ۵۱.۱٪ آرا نسبت به ۴۷.۲٪ رامنی پیروز گردید.

این انتخابات پنجاه و هفتمین انتخابات ریاست‌جمهوری در تاریخ آمریکا بود که در روز سه‌شنبه مورخ ۶ نوامبر ۲۰۱۲ ( ۱۶ آبان ۱۳۹۱ ) برای انتخاب چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا انجام شد.
دوران ریاست جمهوری

باراک اوباما رئیس جمهور منتخب ایالات متحده روز ۲۰ ژانویه ۲۰۰۹ رسماً کار خود را به عنوان رئیس جمهور آغاز کرد.در حال حاضر در کابینه اوباما جوزف بایدن به عنوان معاون اول منتخب و رام امانوئل به عنوان ریاست کارکنان کاخ سفید و هیلاری کلینتون به سمت وزیر امور خارجه انتخاب شده‌اند.[۴۵][۴۶]
باراک اوباما هنگام سخنرانی برای خبرنگاران در ایستگاه گارد ساحلی ونیز
برنده جایزه صلح نوبل
نوشتار اصلی: جایزه صلح نوبل (۲۰۰۹)

درسال ۲۰۰۹، کمیته نروژی صلح نوبل به علت «تلاش فوق‌العاده برای تقویت دیپلماسی بین‌المللی و ترغیب به همکاری میان مردم» جایزه صلح نوبل سال را باراک اوباما اهدا کرد.[۴۷][۴۸] پیش از اوباما دو رئیس جمهور دیگر آمریکا این جایزه را در زمان ریاست جمهوری خود دریافت کرده بودند ولی اوباما اولین رئیس جمهوری آمریکاست که در اولین سال ریاست جمهوری دریافت کرده‌است.اهدای این جایزه باعث برانگیخته شدن واکنش‌های حمایتی و انتقادی از سوی برخی رهبران جهان شد.[۴۹]

این جایزه از سوی بسیاری از مردم نیز بی ارزش خوانده شده و گفته میشد باراک اوباما در مدت کوتاه ریاستش کاری انجام نداده که بخواهد جایزه ای دریافت کند.
انتخابات دور دوم ریاست جمهوری

باراک اوباما با وعده یک سری تغییرهای بنیادین در اقتصاد به مردم در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شرکت کرد.
پیشین:
جورج دبلیو بوش     رییس جمهور ایالات متحده آمریکا
۲۰ ژانویه ۲۰۰۹-تاکنون     پسین:
؟
پیشین:
مارتی آهتیساری     برنده جایزه صلح نوبل
۲۰۰۹     پسین:
لیو شیائوبو

تاریخ جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران با اعلام نتایج انتخابات تعیین سیستم حکومتی در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ خورشیدی شکل گرفت اما معمولاً تاریخ آن‌را زمان بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی بررسی می‌شود.

این دورهٔ سیاسی ایران که تاکنون نیز ادامه دارد اتفاقاتی چون جنگ ایران و عراق رخ داده است. یکی از اتّفاقات مهم در این دوره بحران گروگان‌گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا که دانشجویان پیرو خط امام آنجا را تسخیر کردند بوده که باعث تخاصم ۴۴۴ بین آمریکا و جمهوری اسلامی ایران شد. یکی دیگر از اتّفاقات انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران است که موجب مرگ محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر شد.

محتویات

    ۱ عصر رهبری خمینی
        ۱.۱ دوران گذار
            ۱.۱.۱ دولت موقت بازرگان
            ۱.۱.۲ ریاست‌جمهوری بنی‌صدر
            ۱.۱.۳ ریاست‌جمهوری رجایی
            ۱.۱.۴ دولت موقت مهدوی کنی
        ۱.۲ دوران تثبیت
            ۱.۲.۱ ریاست‌جمهوری خامنه‌ای
    ۲ عصر رهبری خامنه‌ای
        ۲.۱ دوران سازندگی رفسنجانی
        ۲.۲ دوران اصلاحات خاتمی
        ۲.۳ دوران اصول‌گرایی احمدی‌نژاد
        ۲.۴ دوران اعتدال روحانی
    ۳ پانویس

عصر رهبری خمینی
دوران گذار
دولت موقت بازرگان
نوشتار اصلی: دولت موقت بازرگان

پس از ورود سید روح‌الله خمینی در روز ۱۲ بهمن ۵۷ به ایران، او طی سخنانی در بهشت زهرا وعده تشکیل دولتی انقلابی را داد. خمینی در شامگاه ۱۴ بهمن در جلسه‌ای با حضور اعضای شورای انقلاب اسلامی، مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت تعیین کرد. حکم نخست وزیری بازرگان در ۱۵ بهمن ابلاغ و در ۱۶ بهمن ذر آمفی تاتر مدرسه علوی به او اعطا شد. دولت او به مدت ۹ ماه نخست وزیری کشور را بر عهده داشت. پس از اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸ دولت بازرگان استعفا کرد.
ریاست‌جمهوری بنی‌صدر
نوشتار اصلی: دولت اول جمهوری اسلامی ایران

بنی‌صدر پس از احراز پست ریاست جمهوری، مانند نخست وزیر پیشین مهدی بازرگان، در رویارویی با روحانیون حزب جمهوری اسلامی چون علی خامنه‌ای و علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی قرار گرفت که می‌کوشیدند از او عاملی تشریفاتی و بی‌نفوذ بسازند.[۱] این منازعات، بر فضای سیاسی کشور در دوران ریاست جمهوری او تاثیر بسیار نهاد. بنی‌صدر در انحلال دادگاه‌های انقلاب، سپاه پاسداران و کمیته‌ها و همچنین تحت کنترل درآوردن قوه قضائیه و رادیو و تلویزیون شکست خورد. خمینی شخصاً، مقام ریاست دیوان عالی کشور را به محمد بهشتی و دادستانی کل را به موسوی اردبیلی که از اعضای بلندپایه حزب جمهوری اسلامی بودند، محول نموده بود.[۲]

در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۵۹ شورای انقلاب با تایید خمینی و با هدف تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید و دانشجویان دگراندیش، به گروه‌های سیاسی منتقد مهلتی سه روزه داد تا دفاتر خود را تخلیه کنند. در طی این روزها درگیری و خشونت در دانشگاه‌های ایران به اوج خود رسیده و این سرآغاز رویدادی شد که ازآن به عنوان «انقلاب فرهنگی ایران» یاد می‌شود.[۳][۴] بنی‌صدر که آن هنگام از حامیان اصلی انقلاب فرهنگی بود و نیروهای چپ، اصلی‌ترین منتقدان وی محسوب می‌شدند، صبح روز دوم اردیبهشت همراه با انبوهی از مردم تهران به دانشگاه تهران رفت و با سخنرانی خود مصوبه شورای انقلاب را ابلاغ نموده و بر ضرورت انقلاب فرهنگی تأکید کرد. بنی‌صدر گمان می‌کرد توانایی کنترل و هدایت کردن انقلاب فرهنگی را دارد، لیکن هدایت آن به دست حامیان خمینی افتاد.[۴][۵][۶]

مجلس شورای اسلامی که اکثریت آنرا اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل می‌داد، کاندیداهای بنی‌صدر را برای احراز پست نخست‌وزیری نپذیرفت این کشمکش حدود یک ماه ادامه یافت و حتی نخست وزیری مصطفی میرسلیم از اعضای حزب جمهوری نیز مورد موافقت مجلس قرار نگرفت. حزب جمهوری، محمدعلی رجایی را معرفی نمود و بر آن پافشاری می‌کرد.[۷] بنی‌صدر سرانجام از روی اکراه و تحت فشارها، رجایی را که مورد تایید او نبود در مرداد ۱۳۵۹ به سمت نخست وزیری دولت خویش انتخاب کرد.

در اواخر ماه شهریور همان سال، عراق به خاک ایران یورش برد که آتش جنگی هشت ساله بین این دو کشور را برافروخت.[۱] او در ابتدای جنگ به سیاستهایی معتقد بود که موجب مخالفت حزب جمهوری اسلامی و مجلس و روحانیونی که پیشتر از او حمایت کرده بودند، شد. حزب، روزنامه جمهوری اسلامی را منتشر می‌کرد و بنی صدر شروع به انتشار روزنامه انقلاب اسلامی نمود.

در نهم ماه آبان، بنی‌صدر طی نامه‌ای رسمی به خمینی، وزیران کابینه نخست وزیر را که بی‌کفایت خطاب کرده بود، تهدیدی بزرگ تر از تجاوز عراق به خاک کشور خواند. وی همچنین در این نامه از نادیده گرفتن هشدارهایش درمورد وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی و پافشاریهایش مبنی بر نیاز به سازماندهی مجدد نیروهای مسلح، گله کرد. این نامه و همچنین مخالفتهای او در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران، خشم مجلس وقت (که اکثریت آن از اعضای حزب جمهوری اسلامی تشکیل می‌شد) را بر انگیخت. [۱]

بنی صدر در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران سخنرانی کرد و از وجود شکنجه در زندان‌های ایران خبر داد. این سخنرانی باعث جنجال‌های زیادی در فضای سیاسی ایران شد.[۸] در اوایل خردادماه، خمینی بدون نام بردن از بنی صدر، او را تقبیح کرد و شخصی خواند که خویش را بالاتر از قانون میبیند و به تصویبات مجلس بی اعتنا است. چند روز بعد روزنامه انقلاب اسلامی توقیف شد و خمینی بنی‌صدر را از سمت فرماندهی کل قوا برکنار کرد. همزمان نیروهای حزب‌اللهی به خیابانها آمده و خواستار اعدام بنی صدر شدند. بنی صدر با سازمان مجاهدین خلق که سازمانی منتقد حکومت وقت و دارای تشکیلاتی سازمان یافته و مسلح بود، متحد شد.[۷] مجاهدین خلق نیز در پی تعارضات شدید با حکومت، از بنی‌صدر حمایت کرده و در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۰، مسعود رجوی رهبر این سازمان به همراه بنی صدر که در خفا به سر میبرد، مردم را به قیام فراخواندند و از هوادارانشان خواستند تا علیه حکومت در خیابانها حضور یابند.
صحنه‌ای از رویدادهای ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

یک روز پس از آن در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، تظاهرات بزرگی در شهرهای مختلف کشور نظیر به راه افتاد.[۹][۱۰][۱۱] حکومت نیز با اعلام خمینی و دیگر روحانیون حامی او به سرعت عکس‌العمل نشان داد و به سرکوب معترضان پرداخت.[۱۲]
ریاست‌جمهوری رجایی
نوشتار اصلی: ریاست‌جمهوری محمدعلی رجایی

ریاست جمهوری رجایی حکم او در ۱۱ مرداد ۱۳۶۰ آغاز شد و با ترور او در انفجار تروریستی دفتر نخست‌وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به پایان رسید.[۱۳] مدت ۲۸ روزه ریاست‌جمهوری رجایی، کوتاه‌ترین دوره ریاست‌جمهوری در تاریخ ایران است.[۱۳]
دولت موقت مهدوی کنی
نوشتار اصلی: دولت موقت محمدرضا مهدوی کنی

در پی بمب‌گذاری در دفتر نخست‌وزیری در ۸ شهریور و مرگ محمدعلی رجایی رئیس‌جمهور، شورای موقت ریاست‌جمهوری به عضویت هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس و عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی تشکیل، و محمدرضا مهدوی کنی را که عهده‌دار سمت وزارت کشور در کابینهٔ باهنر بود به نخست‌وزیری برگزید. وی در ۱۱ شهریور ۱۳۶۰ کابینه موقت خود را تشکیل داد و وزرا را به مجلس معرفی کرد.

دولت موقت مهدوی کنی پس از ۲ ماه اداره کشور، در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب علی خامنه‌ای به ریاست جمهوری، در ۷ آبان ۶۰ به فعالیت خود خاتمه داد.
دوران تثبیت
ریاست‌جمهوری خامنه‌ای
نوشتار(های) وابسته: انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (مهر ۱۳۶۰) و انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۶۴)

سید علی خامنه‌ای در انتخابات مهرماه ۱۳۶۰ به مقام ریاست جمهوری رسید. این در حالی بود که ۴۲ نفر از ۴۶ نامزد رقیب وی در این انتخابات رد صلاحیت شدند و تا حدود زیادی مشخص بود که نامزداول مورد حمایت نظام، خامنه‌ای است. او در این انتخابات که با مشارکت ۷۵٪ی مردم بر‌گزار شد و از میزان مشارکت در دو انتخابات پیش بیشتر بود، ۹۵٪ رای‌ها را به دست آورد که تا کنون بیشترین است.

در انتخابات سال ۱۳۶۴ نیز، بسیاری از رقیبان خامنه‌ای از جمله نامزدان نهضت آزادی یعنی مهدی بازرگان و ابراهیم یزدی و احمد صدر حاج‌سیدجوادی، رد صلاحیت شدند و او بار دیگر با کسب ۸۵٪ رای در سمت ریاست‌جمهوری ماند.
عصر رهبری خامنه‌ای

پس از درگذشت آیت‌الله روح‌الله خمینی رهبر انقلاب ۱۳۵۷، مجلس خبرگان رهبری در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ و پیش از تدفین وی در جلسه‌ای فوق‌العاده آیت‌الله سید علی خامنه‌ای را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد. وی سرانجام با کسب بیش از ۷۲ درصد کل اعضاء[۱۴] به این مقام رسید. پیش از برگزیدگی و رأی‌گیری وصیت‌نامه سید روح‌الله خمینی خوانده شد. بنابر روایت آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی نخست قرار بود رهبری شورایی شود ولی این موضوع مورد اجماع واقع نشد و نهایتاً رهبری به صورت فردی به اجماع اعضاء رسید.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳] شورای نگهبان بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی وظیفه تعیین رهبر را بر عهده دارد.[۲۴]رهبر کنونی ایران علی‌رغم عدم تمایل و به نقل امامی کاشانی در حالیکه خود به انتخاب احمد آذری قمی بعنوان رهبر نظر داشت،[۲۵] به وسیله اکثریت بالای آراء اعضاء مجلس خبرگان به این سمت منصوب شد.[۲۶]
دوران سازندگی رفسنجانی
نوشتار اصلی: دولت هاشمی رفسنجانی


دو دوره ریاست جمهوری علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی اطلاق می‌شود که مشتمل بر دولت‌های پنجم و ششم نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشد که آغاز فعالیت آن ۱۲ مرداد ۱۳۶۸ و پایان فعالیت ۱۲ مرداد ۱۳۷۶ می‌باشد. اجرای اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب در این دولت انجام گرفت. سیاست باز اقتصادی و وضع قوانین ضد انحصار از جمله اقدامات موثر وی بوده است.

از مهمترین دغدغه‌های پیش روی این دولت بازسازی کشور بعد از جنگ هشت ساله دشوار بود که ویرانه‌های زیادی را بر جای گذاشته بود و نیاز بود در اسرع وقت بازسازی شوند. به همین منظور هاشمی در وزارتخانه‌های اقتصادی دولت از وزیران با گرایش تکنوکراتی بهره جست. همچنین هاشمی تصمیم گرفت سهمبودجهٔ پروژه‌های عمرانی را به طور چشمگیری نسبت به سایر فعالیت‌های دولت بیشتر در نظر بگیرد. در خصوص سایر وزارتخانه‌ها به منظور تثبیت فضای سیاسی داخل کشور سعی کرد تعادل را بین گروه‌های سیاسی آن دوره برقرار کند، به طوریکه انتخاب سید محمد خاتمی (نیروهای خط امام) به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنار علی‌اکبر ولایتی (راست‌گرای سنتی) نمونه‌ای از این دست انتخابات هستند. اما این رویه در عمل نشان داد که نه‌تنها موافقت همهٔ طیف‌های سیاسی تامین نشد، بلکه همهٔ گروه‌های سیاسی از سهم‌بندی موجود ناراضی بودند. از دغدغه‌های اقتصادی دیگر می‌توان به کسری بودجه ۵۰ درصدی دولت در زمان دولت اول هاشمی اشاره کرد.[۲۷]

در سال ۱۳۷۲ با حضور یک رقیب مطرح به نام احمد توکلی و دلسردی نیروهای چپ‌گرا نسبت به هاشمی به منظور دخالت دادن آنها در امور اجرایی دولت جدید، نتیجه انتخابات به راحتی قابل پیش‌بینی نبود. توکلی که از نابرابری‌ها در توزیع ثروت و فساد اقتصادی دولتمردان گلایه داشت، در نهایت توانست ۴ میلیون رای را در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۷۲) از آن خود کند که نشان از ریزش قابل توجه هواداران هاشمی بود. در این دوره به دلیل فشارهای وارده از جانب مجلس چهارم و سایر گروه‌های سیاسی راست‌گرا، هاشمی تمایلی به استفاده از نیروهای چپ نداشت.[۲۷]
دوران اصلاحات خاتمی
نوشتار اصلی: ریاست‌جمهوری محمد خاتمی‎

دوره ریاست جمهوری خاتمی از برهه‌های مهم تاریخ سیاسی ایران است[نیازمند منبع] شعار جامعه مدنی وی که بعدها در قبال سکوت وی توسط علی خامنه‌ای به‌عنوان برداشتی از مدینه النبی نام برده شد در کنار توسعه سیاسی از شعارهای اصلی وی بود. در همین راستا وی انتخابات شوراهای شهر و روستا را که در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده بود، برای اولین بار بر‌گزار کرد،[۲۸] و فعالیت‌های فرهنگی، هنری و سیاسی در فضایی باز تر از دولت‌های قبل و بعد انجام شد،[نیازمند منبع] در عین حال جناح مقابل ضمن انتقادات پیاپی وزیر کشور او عبدالله نوری را که از مهره‌های اصلی کابینه بود با رای عدم اعتماد پس از استیضاح بر کنار کرد. مهاجرانی وزیر فرهنگ وی نیز یک بار استیضاح شد اما پس از دفاع از عملکرد خود توانست رای اعتماد مجدد بگیرد.

واقعه مهم دیگر کنفرانس برلین بود. در جریان این کنفرانس، نهاد هاینریش بل در آلمان از ۱۷ نفر از اصلاح طلبان، روزنامه نگاران و ملی-مذهبی‌ها از جمله اکبر گنجی، عزت الله سحابی، مهرانگیز کار، یوسفی اشکوری، علی افشاری و محموددولت‌آبادی دعوت بعمل آورد.

این کنفرانس آغاز ارتباط میان اصلاح طلبان داخل و اپوزیسیون خارج تلقی شد و مورد مخالفت تندروها در داخل و خارج قرار گرفت. در جریان سخنرانی‌ها اعضا حزب کمونیست کارگری ایران به اعتراضات شدید پرداخته و یکی از آنان خود را نیمه عریان کرد، از سویی تلویزیون دولتی ایران علی‌رغم مصادف بودن با ماه محرم ۲ شب پیاپی گزیده ۳۰ دقیقه‌ای از کنفرانس را پخش کرد و روزنامه‌های مخالف اصلاحات خواستار محاکمه آنان شدند. شرکت کنندگان در کنفرانس پس از بازگشت بازداشت شدند و ۲ هفته بعد توقیف گسترده روزنامه‌های اصلاح طلب توسط دادستانی و بازداشت برخی از روزنامه نگاران سرشناس آغاز گردید.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲][۳۳][۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰]

یکی از مهمترین وقایع دوران ریاست جمهوری خاتمی، اعتراضات ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ بود که به واقعه «حمله به کوی دانشگاه تهران» شهرت یافت. شروع ماجرا از اعتراض عده‌ای از دانشجویان دانشگاه تهران درمورد توقیف روزنامه سلام بود که با واکنش شدید نیروهای امنیتی روبرو شد و در روز دوم، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به خوابگاه دانشجویان حمله‌ور شدند و تعداد زیادی از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند که در ادامه به یک اعتراض همه‌جانبه از طرف اقشار مختلف و بخصوص دانشگاهیان تبدیل گردید. در نهایت حکومت بکمک نیروهای بسیج، سپاه و نیروهای انتظامی اعتراض‌ها را توسط حکومت نظامی اعلام نشده، بشدت سرکوب و مخالفان را به زندان انداخت که از جمله زندانیان معروف می‌توان به احمد باطبی اشاره کرد. در نهایت دولت از سرکوبگران بعنوان نیروی فشار نام برد و این اولین بار بود که این نیرو رسماً موجودیت پیدا کرد. همچنین معترضان را آشوبگر و اراذل نامیدند.[نیازمند منبع]

اما مهم‌ترین قضیه دوران حکومت خاتمی را می‌توان افشا و اعلام رسمی وجود «عوامل خودسر» در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که عامل «قتل‌های زنجیره‌ای» اعلام شدند، بود. این افشاگری به دستگیری یکی از سرشناسان وزارت اطلاعات به نام «سعید امامی» منجر شد. او بعدتر و طی یک واقعه مشکوک در زندان خودکشی کرد.[نیازمند منبع] در این واقعه نویسندگانی به طور سیستماتیک به قتل رسیدند از جمله داریوش و پروانه فروهر، محمد جعفر پوینده و محمد مختاری.

قضیه مهم دیگر بی شک لایحه اصلاح قانون مطبوعات به مجلس بود که به گفته بسیاری آغاز آزادی بیان در ایران بشمار می‌رفت و در حالی که مطابق با قوانین جمهوری اسلامی توسط نماینده منتخب مردم (رییس جمهور) و برای تصمیم گیری توسط بیش از دهها تن از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار می‌گرفت با ابلاغ نامه رهبری به مهدی کروبی (رییس وقت مجلس) که توسط او به حکم حکومتی تعبیر شد، به صورت یک طرفه از صحن علنی مجلس خارج شد و برای مدتی صحن مجلس را صحنه نزاع لفظی نمایندگان اکثریت مجلس با نمایندگان اقلیت کرد که سر انجام با سخنان کروبی بایگانی شد.

در سطح بین‌المللی، خاتمی با مطرح کردن طرح «گفتگوی تمدن‌ها» در سازمان ملل متحد، مطرح شد و او را به عنوان مبدع این نظریه می‌شناسند.[۴۱] دو دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی (بویژه دوره نخست) آبستن اتفاقات و بحرانهاو کارشکنی‌های بزرگ و کوچک بسیاری بود که نقطه اوج آن در ۱۸ تیرماه ۷۸ با حمله به کوی دانشگاه اتفاق افتاد و اغلب با سازماندهی قبلی و از سوی مخالفان محافظه کار مذهبی و نظامی دولت سامان داده می‌شد تا جایی که به تعبیر خود وی برای دولت او هر ۹ روز یک بحران ایجاد می‌کردند.
دوران اصول‌گرایی احمدی‌نژاد
نوشتار اصلی: عملکرد ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد

ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد در ۱۲ مرداد ۱۳۸۴ آغاز شد. وی پیش و پس از پیروزی، بارها خود را از حامیان آزادیهای اجتماعی معرفی کرده و گفت هنگامیکه رقبای چپگرایش در سالهای اول انقلاب با جوانان برخورد می‌کرده‌اند وی با آنان مخالفت می‌کرده».[۴۲] پس از بحث‌های مطرح شده راجع به طرح ارتقای امنیت اجتماعی فرمانده نیروی انتظامی (احمدی مقدم) عنوان کرد اختیار تعیین نوع پوشش مردم در طرح ابلاغی توسط احمدی‌نژاد به پلیس داده شده‌است و او در جریان جزئیات این طرح هم بوده‌است.

محمود احمدی‌نژاد در ۴ آبان ۱۳۸۴ در کنفرانسی با نام کنفرانس حمایت از فلسطینی‌ها که در تهران بر‌گزار شد، موجودیت کشور اسرائیل و همچنین مساله هولوکاست را زیر سؤال برد. وی در سخنانش از تغییر رژیم اسرائیل سخن گفت و این عبارت را به کار برد: «جهان بدون اسرائیل امن‌تر خواهد بود. او در پی انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۸۸) برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید که اعتراضات گسترده موسوم به جنبش سبز همراه گشت.
دوران اعتدال روحانی
نوشتار اصلی: دولت تدبیر و امید


در ۲۲ فروردین ۱۳۹۲، حسن روحانی با نام «دولت تدبیر و امید»، شعار اعتدال‌گرایی، نماد کلید و رنگ بنفش برای انتخابات ریاست جمهوری رسماً اعلام نامزدی کرد.[۴۳][۴۴] وی در ۱۷ اردیبهشت، با حضور در ستاد انتخابات وزارت کشور، نام خود را برای رقابت ۲۴ خرداد ثبت کرد.[۴۵][۴۶] سرانجام وی با اعلام وزارت کشور با کسب ۱۸٬۶۱۳٬۳۲۹ رأی رسماً به عنوان هفتمین رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.[۴۷]

حسن روحانی اولین رئیس جمهور ایران است که بعد از انقلاب ایران، با رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، ارتباط برقرار نمود. این ارتباط با پرزیدنت باراک اوباما و از طریق مکالمه تلفنی صورت گرفت