اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

تونس

تونِس نام کشوری در شمال آفریقا و جنوب دریای مدیترانه است که از غرب با الجزایر و از شرق و جنوب با لیبی هم‌مرز است. پایتخت این کشور شهر تونس است.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ عصر حجر و دوران نوسنگی
    ۳ کارتاژ، جنگ‌های پونیک، وندال‌ها و بیزانسی‌ها
    ۴ دورهٔ اسلامی
    ۵ تاریخ معاصر
    ۶ سیاست
    ۷ تقسیمات کشوری
    ۸ جغرافیا
    ۹ اقلیم و آب و هوا
    ۱۰ اقتصاد
    ۱۱ مردم
    ۱۲ جمعیت‌شناسی
    ۱۳ زبان
    ۱۴ دین
    ۱۵ فرهنگ
    ۱۶ روابط فرهنگی با ایران
    ۱۷ آموزش
    ۱۸ رسانه‌ها
        ۱۸.۱ پانویس
        ۱۸.۲ منابع

تاریخ
عصر حجر و دوران نوسنگی

پیشینهٔ زیستن انسان در تونس به عصر سنگ در حدود دویست هزار سال پیش باز می‌گردد.

در حدود هشت هزار سال پیش، مردمانی از سوی شرق به سرزمین تونس کوچ کردند که شناخته شده‌ترین آنان کاپسی‌ها بودند. شیمی-کربن استخوان‌ها و ابزارهایی که در کندوکاوهای باستان‌شناسی شهر قفصه (کاپسای باستانی) یافته شده‌اند، نشان می‌دهند که این مردم تا هزارِهٔ پنجم پیش از میلاد مسیح در جنوب تونس زیسته‌اند.

تا هزاره سوم پیش از میلاد، اقوامی از تیره‌های گوناگون، از جنوب اروپا به این سرزمین کوچیدند. گمان می‌رود بربر (آمازیغ)ها از نوادگان ایشان باشند.
کارتاژ، جنگ‌های پونیک، وندال‌ها و بیزانسی‌ها
نوشتار اصلی: کارتاژ


فنیقی‌ها که مردمانی دریانورد و بازرگان بودند، در سال ۱۱۰۱ پیش از میلاد، از شهر تایر (صور) (لبنان امروزی) به کرانه‌های تونس کوچ کردند. دولت شهر کارتاژ توسط مهاجران فنیقی در ۸۱۴ پیش از میلاد بنیان نهاده شد.

در میانهٔ سده‌های هفتم و ششم پیش از میلاد سرزمین فنیقیه به دست آشوریان گشوده شد و به دنبال آن، کارتاژ استقلال سیاسی پیدا کرد. با پایان یافتن سدهٔ ششم پیش از میلاد، کارتاژ به امپراتوری نیرومندی تبدیل شد که کرانه‌های شمال آفریقا از تریپولی (طرابلس) در غرب لیبی تا اقیانوس اطلس، جزایر سیسیل، کورسیکا، ساردنی، مالت و جزایر بالئارس را زیر فرمان داشت. بربرهای شمال آفریقا هیچ‌گاه به فرمان کارتاژ در نیامدند و گاهی با ایشان وارد جنگ می‌شدند. بربرها در سال ۲۰۲ پیش از میلاد مسیح پادشاهی نومیدیا را بنیان نهادند و تنها در جنگ‌های کارتاژ و روم بود که به سود کارتاژ جنگیدند.

کارتاژ در سه دوره جنگ که به جنگ‌های کارتاژ یا پونیک نامی شدند، (۲۴۱-۲۶۴ ، ۲۰۱-۲۱۸، و ۱۴۶-۱۴۹ پیش از میلاد مسیح) به تدریج از روم شکست خورد. رومیان پس از پیروزی کارتاژ را ویران کرده و این سرزمین کهن را به همراه کشور نومیدیا به قلمرو امپراتوری خود افزودند. کارتاژ و نومیدیا به بخش آفریقایی روم تبدیل شدند و یکی از کانون‌های آغازین مسیحیت بودند.

رومیان با بازسازی شمال آفریقا، پایه‌های قدرت سیاسی و اقتصادی خود را استوار ساختند. ساکنان شهرهای بخش آفریقایی روم، به جز شمار اندکی از مهاجران رومی، همگی از اهالی بومی شمال آفریقا بودند که فرهنگ رومیان را پذیرفته بودند.

وندال‌های ژرمن که در براندازی امپراتوری روم نقش داشتند، در سال ۴۳۹ میلادی کارتاژ را گشودند. فرمانروایی وندال‌ها تا سال ۵۳۳ میلادی ادامه داشت، زمانی که ارتش بیزانس این سرزمین را فتح نمود. تونس در این دوره بخشی از استان بیزانسی نومیدیا به شمار می‌آمد.
دورهٔ اسلامی
مجسمه ابن خلدون در تونس.

در سدهٔ هفتم میلادی اعراب مسلمان حملات خود را به تونس آغاز کردند. ایشان سرانجام به فرماندهی عقبة بن نافع بخش‌هایی از سرزمین تونس را تصرف و شهر قیروان را ساختند. حسان بن نعمان تونس را به طور کامل فتح کرد. در سدهٔ نهم میلادی اغلبیون (اغالبه) - که از قبیلهٔ بنی تمیم بودند- به فرماندهی ابراهیم بن اغلب از سوی خلفای عباسی به حکومت تونس رسیدند.

در سال ۹۰۹ میلادی خلفای اسماعیلی‌مذهب فاطمی اغلبیون را شکست داده و شهر مهدیه را بنا کردند. در سال ۹۶۱ میلادی المعز خلیفهٔ فاطمی مصر را تصرف کرد و مقر حکومت فاطمی را از مهدیه به آن سامان انتقال داد. پس از این رویداد دودمان بربری زیریون که از قبیلهٔ صنهاجه بودند به سرکردگی بلقین بن زیری در تونس قدرت را به دست گرفتند. زیریون از خلفای فاطمی مصر پیروی می‌کردند، اما پس از سرپیچی از ایشان در سال ۱۰۵۰ توسط جنگجویان قبیلهٔ بنی هلال قلع و قمع شدند. از این پس زیریون بخش بزرگی از قلمرو خود را از دست دادند و تنها به شهر ساحلی مهدیه و حومهٔ آن محدود شدند.

در سدهٔ دوازدهم میلادی جزیرهٔ جربه و بخشی از سواحل تونس (از جمله شهر مهدیه) به همراه جزایر مالت به دست نورمن‌ها افتاد و حکومت زیریون به پایان رسید. در سال ۱۱۵۹ میلادی دودمان مراکشی موحدون بر تونس مسلط شدند، اما در سال ۱۲۳۰ میلادی از حفصیون شکست خوردند. فرمانروایی حفصیون بر تونس تا سده شانزدهم میلادی ادامه یافت. امیران هر دو دودمان از تبار بربر آمازیغ بودند.

در سال ۱۵۲۹ ترکان عثمانی به سرکردگی بارباروس خیرالدین پاشا شهر تونس را گشودند، اما حفصیون در ۱۵۳۵ با پشتیبانی اسپانیا دوباره حکومت را به دست گرفتند. پس از ۳۹ سال کشمکش میان ترکان عثمانی و اسپانیایی‌ها، سرانجام در سال ۱۵۷۳ ترکان عثمانی تونس را فتح کردند.

در سال ۱۷۰۵ میلادی حسین بن علی الترکی سردار عثمانی که از تبار یونانی بود به فرمانروایی تونس برگزیده شد. از آن پس فرزندان او دودمان خودگردان حسینیان را تشکیل داده و زیر نظر عثمانی بر تونس فرمان راندند.
تاریخ معاصر

در سدهٔ نوزدهم فرانسه و بریتانیا، شروع به دخالت در امور این کشور کردند. فرانسه برابر پیمان باردو که در سال ۱۸۸۱ میلادی بسته شد، تونس را مستعمرهٔ خود نمود. با آغاز جنگ جهانی دوم، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال آفریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب‌نشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. کشور تونس طی پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضاء شد، استقلال خود را به دست آورد.

تونس در ۱۹۵۶ از فرانسه استقلال پیدا کرد و حبیب بورقیبه اولین رئیس جمهور و حاکم مطلقه این کشور بود که بدنبال یک دوره اعتراضات محدود و خیابانی مردم پس از ۳۱ سال استبداد و حکومت با مشت آهنین، در سال ۱۹۸۷ به دست زین‌العابدین بن علی، افسر عالیرتبه پلیس، سرنگون شد. بن علی نیز پس از ۲۳ سال دیکتاتوری و خودکامگی و اختناق در شرایطی مشابه، در نیمه ژانویه ۲۰۱۱ (۲۴ دی ۱۳۸۹) سرنگون شد و به عربستان سعودی گریخت. نام این اعتراضات خیابانی مردم به انقلاب گل یاسمن شهرت یافت.
سیاست

حکومت ۲۳ ساله زین‌العابدین علی طی یک انقلاب در ۲۴ دی ۱۳۸۹ سرنگون شد. در تاریخ ۲۲ اذر ۱۳۹۰ مجلس موسسان المنصف المرزوقی را به عنوان اولین رئیس جمهور منتخب مردم انتخاب کرد. المرزوقی جزو شناخته شده ترین مخالفان حکومت بن علی می‌باشد که در سالهای حکومت بن علی در تبعید به سر می‌برد وی دانش آموخته دندانپزشکی است. مهمترین وظیفه رئیس جمهور انتخاب نخست وزیر می‌باشد.تونس یکی از اعضای اتحادیهٔ عرب می‌باشد.زین العابدین بن علی به عربستان پناهنده شد.
تقسیمات کشوری
تقسیمات کشوری تونس.

کشور تونس به ۲۴ استان (ولایة) بخش می‌شود:

    استان اریانه
    استان باجه
    استان بن عروس
    استان بنزرت
    استان تطاوین
    استان توزر
    تونس
    استان جندوبه
    استان زغوان
    استان سلیانه
    استان سوسه
    استان سیدی بوزید

   

    استان صفاقس
    استان قابس
    استان قبلی
    استان قصرین
    استان قفصه
    قیروان
    استان الکاف
    استان مدنین
    استان منستیر
    استان منوبه
    استان مهدیه
    استان نابل

[نمایش]

    ن
    ب
    و

استان‌های تونس
جغرافیا

جزیره‌های مهم:

    زمبره
    قرقنه
    جربه

تونس شمالی‌ترین کشور قارهٔ آفریقاست. پهناوری آن ۱۶۳،۶۱۰ کیلومتر مربع بوده و دارای ۹۶۵ کیلومتر مرز مشترک با الجزایر و ۴۵۹ کیلومتر مرز مشترک با لیبی است. هم‌چنین درازای کرانه‌های آن ۱۱۴۸ کیلومتر است. بلندترین نقطهٔ آن کوه شعانبی با بلندی ۱۵۴۴ متر می‌باشد. این کشوردر 30 درجه طول و37درجه عرض شمالی واقع شده

 ساختار وروند تکامل شهر: هسته‌ی اولیه شکل گیری شهر تونس مسجد زیتونیه به عنوان اولین مسجد و مسجد جامع شهر می‌باشد. بازار اصلی شهر به نام بازار سراجین طول زیادی داشته و به صورت خطی حرکت نموده تا به مسجد زیتونیه می‌رسد، مسجد را در بر گرفته و آن را دور می‌زند و سپس به حرکت خطی خود ادامه می‌دهد از این بازار انشعاباتی به صورت بازارهای خطی نیز منشعب می‌گردد. بنابرین بازار، مسجد ودارالبیگ که محل حکومتی شهر محسوب می‌گردد شکل گرفته و هسته‌ی اولیه‌ی شهر تشکیل می‌گردد. در مرحله‌ی دوم مساجد خطبه در شهر تونس در کنار دو محور عمود برهم که محور شرقی –غربی از کنار مسجد زیتونیه عبور می‌کند شکل می‌گیرند. شهر گسترش یافته و حصاری در اطراف شهر تنیده می‌شود، در کنار این حصار نیز تعدادی مسجد خطبه شکل گرفته و دروازه‌های شهر نیز تعبیه می‌گردند. در این دوران مسجد اعظم به عنوان یکی از مساجد مهم شهر در کنار مسجد جامع عمل می‌کند. گورستان شهر در نقطه‌ای دور در کنار حصار شهر شکل می‌گیرد و بدین ترتیب شهر تونس با این عناصر گسترده‌تر می‌گردد. در مرحله‌ی سوم، به علت افزایش جمعیت بار دیگر شهر توسعه یافته و گورستان‌های آن به بیرون از حصار اولیه شهر منتقل می‌گردند. در این دوران حصار دوم شهر با عبورر از تعدادی از این گورستان‌ها و یکی از مصلی‌های شهر شکل می‌گیرد و دروازه‌ها و برج‌هایی در نقاطی در طول آن تعبیه می‌گردند. این حصار در شرق شهر تونس رها شده و دو طرف آن به هم متصل نمی‌گردد. چرا که در شرق این شهر دو خندق قرار گرفته‌اند در نتیجه آخرین دروازه‌های شهر در کنار این خنادق شکل گرفته‌اند و حصار شهر در دو طرف با رسیدن به این خنادق پایان می‌یابد. در حال حاضر، در نقشه‌ی فعلی شهر تونس، قسمت توسعه یافته‌ی آن تا بعد از مرحله‌ی سوم را مرکز قدیمی شهر می‌گویند. قسمت جدید شهر با بافتی متفاوت از مرکز قدیمی شهر در دوران چهارم توسعه شکل می‌گیرد و این دو ر داشته و با فرمی بسیار متفاوت از مرکز تاریخی شهر شکل یافته‌اند. در روند توسعه‌ی شهر تونس به گونه‌ای ناگهانی فرم شهر تغییر می‌یابد. بدین صورت که فرم نامنظم شهر به یک شبکه‌ی شطرنجی برنامه ریزی شده تبدیل می‌گردد. توسعه‌ی شهر تونس از مرکز تاریخی این شهر به سمت تمامی جهات صورت گرفته ولی توسعه‌ی آن در سمت جنوب محدود شده به گونه‌ای که توسعه‌ی شهر تونس در جهت جنوب غربی به علت رسیدن شهر به دریاچه محدود شده است. همین اتفاق در شرق شهر تونس نیز به واسطه‌ی وجود دریاچه‌ی تونس رخ داده است. لذا توسعه‌ی اصلی شهر تونس به سمت شمال و به ویژه شمال شرق صورت گرفته است. (لازم به ذکر است که این توسعه در شمال شرق بیشتر از شمال غرب بوده است.
اقلیم و آب و هوا

تونس سرزمینی گرم و خشک است. بخش درونی آن از بیابان‌های سنگلاخی و بخش جنوبی آن نیز از شنزارها پوشیده شده، اما کرانه‌های شمالی آن نسبتاً حاصلخیز و پوشیده از جنگل است. در شمال غربی تونس کوه‌هایی کم‌ارتفاع (دنبالهٔ شرقی رشته‌کوه‌های اطلس) وجود دارند که بلندای هیچ‌یک از ۱۵۴۴ متر فراتر نمی‌رود. تونس هم‌چنین دارای چند دریاچهٔ فصلی زمستانی است که تابستان‌ها خشک و پوشیده از نمک هستند. و با توجه به تاثیر مطلوب دریای مدیترانه و ارتفاع کوه‌های شمالی از آب و هوای معتدل دریایی برخوردار می‌باشد و خوش آب وهواترین کشور شمال آفریقاست. شهر تونس در منطقه‌ی جلگه‌ای شرق و شمال شرقی این کشور در انتهای خلیج تونس قرار گرفته و از آب و هوای بسیار معتدل برخوردار است.
اقتصاد

کشاورزی، معادن و منابع طبیعی، جهانگردی و صنعت نفت در اقتصاد تونس نقش مهمی دارند. زیتون، انگور، گندم، میوه‌جات و سبزیجات از فراورده‌های کشاورزی تونس هستند. این کشور دارای منابع انرژی هم‌چون نفت، گاز طبیعی و معادن فسفات، آهن، روی و سرب است. تولیدات این کشور بیشتر شامل مواد شیمیایی، پارچه، برق و سیمان است. از این کشور نفت خام، روغن زیتون، مرکبات، آهن و سرب صادر می‌شود.
مردم
سید بو سعید در تونس.
پخت نان سنتی در تونس.

بیشینهٔ مردم تونس (۹۹%) عرب‌زبان هستند. بررسی‌های ریخت‌شناسی (ژنتیکی) نشان می‌دهد که این مردم از دیدگاه نژادی همگن نیستند و آمیزه‌ای از تیره‌های گوناگون‌اند که در طول تاریخ پر فراز و نشیب این کشور از آسیا و اروپا به شمال آفریقا کوچ کرده‌اند. مردمان کرانه‌های شمالی تونس به سبب مهاجرپذیر بودن این سامان، آمیزه‌ای از بربر (آمازیغ)ها، فنیقی‌ها و کارتاژی‌ها[۱]، رومیان، وندال‌ها، الان‌ها و عرب‌ها هستند. این در حالی است که مردمان بخش‌های درونی و جنوبی تونس بیشتر تبار بربر (آمازیغی) دارند. در تونس اقلیتی بربرزبان نیز می‌زیَند. بربرزبانان بیشتر در جنوب جزیرهٔ جربه، و مناطق مطماطه، الدویرات و شننی سکونت دارند.
جمعیت‌شناسی

بر طبق برآوردی که در ژوئیه ۲۰۰۵ انجام شد، تونس ۱۰،۱۰۲،۰۰۰ نفر جمعیت دارد و در هر کیلومتر مربع ۶۲ نفر زندگی می‌کنند.
زبان

زبان اکثر مردم این کشور عربی و فرانسوی و مذهب بیشتر آنان اسلام است.

زبان رسمی تونس، عربی استاندارد است، اما تونسی‌ها با گویش ویژه‌ای از عربی سخن می‌گویند که به گویش کاربردی در مالت نزدیک است. زبان فرانسوی نیز کاربرد دارد. طبق آخرین برآوردی که توسط دولت تونس در سال ۲۰۰۷ میلادی صورت گرفت و به سازمان فرانسه‌زبانی ارائه شد, ۶۳.۶٪ از مردم این کشور معادل ۶.۳۶ میلیون نفر میتوانند به فرانسوی صحبت کنند[۲].
دین

دین رسمی تونس، اسلام و مذهب تسنن است.
فرهنگ

با توجه به موقعیت استراتژیکی تونس در شمال آفریقا و در کنار دریای مدیترانه، این کشور در طول تاریخ ۳ هزار سالهٔ خویش در معرض رفت‌وآمد تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف قرار گرفته که مهمترین آن عبارتند از قرطاجی‌ها (با پایه گذاری یک زن به نام علیسه)، رومی‌ها، مسلمان‌ها (عرب‌ها، خراسانی‌ها وترک‌ها) واروپایی‌ها (پرتغال، اسپانیا و فرانسه)؛ تونس در سال۱۸۸۱م میلادی تحت حمایت فرانسه قرار گرفت. که به گفتهٔ خود تونسی‌ها این تحت‌الحمایه بودن، بالاترین ضرر را به تونس و مرم عربی زده است؛ دکتر الهادی البکوش که سابفاً نخست وزیر تونس بوده در کتاب «إضاءات علی الاستعمار و المقاومه فی تونس و فی المغرب الکبیر» که مرکزالنشرالجامعی تونس آن را در سال ۲۰۰۷ چاپ کرده می‌گوید: «در بارهٔ موفقیتهای فرانسه در زمینهٔ آموزش در تونس باید گفت که در ۷۰ سال استعمار فرانسوی، تعداد اشخاصی که توانستند به آموزش عالی دست پیدا کنند تنها ۳۲۰ نفر بودند، یعنی در هر سال، چهار دانشجو، حال آنکه تعداد دانشجویان پس از استقلال به ۳۲۰ هزار نفر رسیده است؛ استعمار فرانسه همیشه از افزایش و گسترش آموزش در تونس می‌ترسیده و از آن جلوگیری می‌کرده و این که عده‌ای خلاف این مطلب را می‌گویند، یک خرافه و اسطوره است(... ان السلط الاستعماریه کانت تخشی انتشار التعلیم بتونس فمنعته، و غلطته ما استطاتعت؛ إن إنجازات فرانسه فی المستعمرات خرافه واسطوره برددها البعض ...روزنامه الصریح، الأحد ۱۶ سپتامبر، ۲۰۰۷، ص ۱۲، عدد ۱۹۱۷)[۳].
روابط فرهنگی با ایران

به جز اعراب و بربرها، ایرانیان یکی از اقوامی بوده‌اند که نقش عمده‌ای در شکل‌گیری فرهنگ اسلامی تونس داشته‌اند و آثار فرهنگ ایرانی در بخش‌های گوناگون فرهنگ تونس نمود داشته‌است. در بسیاری از عنصرهای فرهنگی کشور تونس هم‌چون معماری، موسیقی، آداب مردمی، خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و زینت‌آلات می‌توان نمودی از فرهنگ ایرانی را یافت. در گویش عربی کاربردی در تونس، بیش از ۲۰۰ واژه با ریشهٔ فارسی دیده می‌شود که برخی از آن‌ها عبارتند از: گلیم، نارنج، مرزبان، میخانه، دهقان و بسیاری واژه‌های دیگر.

در آغاز دورهٔ اسلامی نفوذ فرهنگ ایرانی در تونس با حضور گروهی از سپاهیان ایرانی اهل خراسان در میان لشکر عقبة بن نافع آغاز می‌شود و در زمان ضعف حکومت صنهاجه به اوج خود می‌رسد. در این دوره، امیران ایرانی از دودمان بنو خراسان مدتی بر شهر تونس فرمان می‌رانند.

برخی از فقیهان و اندیشمندان اسلامی تونس مانند امام سحنون نیشابوری، اسد بن فرات نیشابوری، عبدالله بن فروخ فارسی و خالد بن یزید فارسی ایرانی‌تبار بوده‌اند.

امروزه برخی از خیابان‌های شهر تونس با نام شاعران و فیلسوفان ایرانی چون حافظ، مولوی، خیام، ابن سینا، فارابی و رازی نامگذاری شده‌اند.
آموزش

دانش‌آموزان تونسی از آموزش رایگان برخوردارند و تحصیل در دورهٔ دبستان اجباری است. زبان عربی به عنوان زبان نخست و زبان فرانسوی به عنوان زبان دوم در مدارس آموزش داده می‌شود. از سال ۲۰۰۲ فراگیری زبان انگلیسی در کنار زبان فرانسه برای دانش‌آموزان سال پنجم دبستان و بالاتر الزامی است.

نخستین مرکز آموزش عالی کشور تونس، دانشگاه تونس می‌باشد که در سال ۱۹۶۰ میلادی بنیان نهاده شد. از دیگر دانشگاه‌های مهم تونس می‌توان به دانشگاه الوسط (به عربی: جامعة الوسط) در شهر منستیر و دانشگاه جنوب (به عربی: جامعة الجنوب) در شهر صفاقس اشاره کرد. برابر آمار رسمی سازمان آمار تونس در سال ۱۹۹۹ میزان باسوادی در این کشور ۷۳% بوده‌است.
رسانه‌ها

خبرگزاری تونس در که سال ۱۹۶۱ در شهر تونس افتتاح شده‌است، دارای نمایندگی‌هایی در داخل و خارج کشور می‌باشد. رادیو دولتی تونس در شهرهای تونس، صفاقس، منستیر و قفصه دارای ایستگاه است و برنامه‌هایی به زبان‌های عربی، فرانسه و ایتالیایی پخش می‌کند. تلویزیون تونس نیز در سال ۱۹۹۶ بنیان نهاده شده و دارای دو شبکه به زبان عربی است. برخی از روزنامه‌های مهم تونس عبارتند از: الصحافه، الصباح، الحریه، الشروق، انباء تونس به زبان‌های انگلیسی و فرانسه و الانوار به زبان فرانسه.

تا پیش از انقلاب مردمی تونس که روز ۱۴ ژانویه 2011 به سرنگونی دیکتاتوری زین‌العابدین بن علی انجامید، بساط ممیزی و سانسور در این کشور رواج داشت. هر کتابی باید پیش از چاپ از "وزارت کشور" مجوز انتشار دریافت می‌کرد. چاپ و نشر هر متن بدون مجوز مجازات زندان به دنبال داشت.

پس از پیروزی انقلاب یکی از اولین فرمان‌های دولت موقت در مورد آزادی چاپ و نشر صادر شد. دولت موقت تونس اعلام کرد که چاپ و نشر مجله و کتاب به مجوز دولتی نیاز ندارد. بیانیه تصریح کرده بود: "نویسندگان مختار هستند که برای حفظ حقوق خود، اثر خود را در اداره مخصوص به این امر در وزارت فرهنگ به ثبت برسانند."

سمرقند

سمرقند با جمعیتی بالغ بر ۵۹۶٫۳۰۰ نفر (برآورد تخمینی سال ۲۰۰۸)، دومین شهر بزرگ ازبکستان، و مرکز استان سمرقند است. این شهر در ارتفاع ۷۰۲ متری از سطح دریا واقع است. بیشتر ساکنان این شهر فارسی‌زبان هستند و به فارسی تاجیکی صحبت می‌کنند. این شهر یکی از مراکز تاریخی مردم تاجیک در آسیای میانه‌است.[۱]

در سال ۲۰۰۱، یونسکو این شهر باستانی را در فهرست میراث فرهنگی جهان قرار داد.

محتویات

    ۱ تاریخ
        ۱.۱ تاریخچه
        ۱.۲ ریشه‌شناسی نام
    ۲ جایگاه سمرقند در فرهنگ فارسی‌زبانان
    ۳ تاجیکان سمرقند
    ۴ جغرافیا
        ۴.۱ موقعیت جغرافیایی
        ۴.۲ آب و هوا
    ۵ ارتباط‌های بین‌المللی
        ۵.۱ کنسولگری‌ها
        ۵.۲ شهرهای خواهرخوانده و هم پیوند
    ۶ پیوند به بیرون

تاریخ
نوشتار اصلی: تاریخ سمرقند‎
سمرقند
میراث جهانی یونسکو
Storks samarkand.jpg
اطلاعات اثر
کشور     ازبکستانازبکستان
نوع     فرهنگی
معیار ثبت     i, ii, iv
شمارهٔ ثبت     ۶۰۳
منطقه     آسیا و اقیانوس آرام
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت     ۲۰۰۱ (نشست ۲۵ ام) (طی نشست نامشخص)

    نام اظهارشده در فهرست میراث جهانی یونسکو

† منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو

«سمرقند، که یونانیان آن را (ماراکندا) می‌نامیده‌اند، یکی از کهن ترین شهرهای جهان شمرده می‌شود و توسط ایرانیان در آواخر سده چهارده پیش از میلاد در دشت حاصلخیز زرفشان به عنوان شهر منطقه کشاورزی پی نهاده شده و زمانی دراز در دوران هخامنشیان مهم ترین شهر منطقه بوده‌است.»[۲]

سمرقند با قرار داشتن در مرکز جاده ابریشم، پیونددهندهٔ چین به اروپا در قدیم، دارای اهمیتی چشمگیر بوده‌است.
تاریخچه

    Faravahar-Gold.svg امپراتوری هخامنشیان: در روزگار هخامنشیان جزیی از سرزمین سغد باستان بود.
    در سال ۳۳۰ ق. م. در تصرف اسکندر مقدونی درآمد. بعد جزء دولت یونانی غربی گردید.
    Senmurv.svg امپراتوری ساسانیان: در کتیبه کعبه زرتشت شاپور یکم این شهر را جز قلمرو ایران می‌خواند.
    در سدهٔ ششم و هفتم م. ترکان و چینیان آن را به چنگ آوردند.
    Flag of Afghanistan (1880–1901).svg دولت راشدین:در سال ۷۰۵ م. مسلمانان آن را به چنگ آوردند.
    Umayyad Flag.png خلافت امویان: سمرقند در دوره خلافت یکی از شهرهای شرقی خلافت امویان به شمار می‌رفت.
    خلافت عباسیان:تا سدهٔ نهم در دست خلفای اموی و عباسی بود در سده نهم و دهم جزء شهرهای امیرنشین امیران سامانی بود. در ۱۰۰۰ م. به دست سامانیان درآمد.
    امپراتوری سلجوقیان: سمرقند در سده های یازده تا سیزده میلادی در دست غزنویان و سپس سلجوقیان درآمد. در ۱۰۲۷ سلجوقیان آن را به چنگ آوردند.
    خوارزمشاهیان:در اوایل سده های سیزدهم میلادی خاندان خوارزمشاهیان آن را به چنگ آوردند. در دوران خوارزمشاهیان پایتخت بود.
    Il-Khanate Flag svg.png ایلخانان مغول:سمرقند توسط چنگیز خان در سال ۱۲۱۹ م گرفته شد. و پس از آن فرمان روایی آن به دست مغولان افتاد.[۳]..
    Timurid.svg تیموریان:در ۱۳۸۳ به چنگ تیمور لنگ درآمد و سمرقند پایتختش بود.
    در ۱۵۰۵ در دست ازبکان (شیبانیان) و سرانجام در ۱۶۰۰ م. در دست استراخان و جانشینان او - که از نژاد ازبک‌اند- درآمد و باز به دست ایران درآمد.
    اتحاد جماهیر شوروی شوروی:در سال های ۱۹۲۴ میلادی سمرقند و بخارا از تاجیکستان جدا گشته و به ازبکستان پیوست. در قرن نوزدهم، این شهر تحت حکومت، حاکم روسیه قرار گرفت بعد از اینکه دژ نظامی شهر توسط کلنل Konstantinovich Petrovich Kaufman اشغال شد. در سال ۱۸۶۸ مدت کمی پس از آن قلعه روسی توسط ۵۰۰ نفر از مردانشان محصور شد. حمله ای که به رهبری Abdul Malik Tura پسر شورشی بزرگ امیر بخارا انجام شد و سرانجام، Shahrisabz شکست سنگینی با کشته های فراوان به وی تحمیل کرد. در سال ۱۸۸۶ شهر ریخت تازه ای به خودش گرفت و به خاطر رسیدن راه آهن به این شهر گسترش یافت.

این جا، به عنوان پایتخت ازبک‌ها در سال ۱۹۲۵ برگزیده شد. پیش از این که به عنوان ترکستان روسیه در سال ۱۹۳۰ جایگزین شود.
ریشه‌شناسی نام
نوشتار اصلی: ریشه‌شناسی نام شهرهای ازبکستان‎


نام سمرقند عربی‌شدهٔ واژهٔ پهلوی «سمرکند» است و معنی ترکیبی آن سنگ‌دژ می‌باشد. ریشهٔ جزء اول «سمر» از پارسی باستانی «اسمرا» بمعنی سنگ یا صخره و جزء دوم «کند» از پارسی باستانی «کنتا»، سغدی «کنت» بمعنی دژ یا شهر است. واژهٔ یونانی آن «مَرَکنده» (Maracanda) می‌باشد.[۴]
جایگاه سمرقند در فرهنگ فارسی‌زبانان

سامانیان که می‌خواستند امپراتوری ساسانی را زنده کنند در اندیشه تبدیل بخارا به تیسفونی دیگر بودند. از این رو بود که به پیشگامی اسماعیل سامانی کوشیدند تا بخارا را پایگاه زبان، هنر، فرهنگ و تمدن ایرانی سازند. در همین دوران بود که سمرقند نیز رفته رفته به جایگاه باارزشی در هنر و ادبیات ایران زمین دِگَرِش یافت. به گونه ای که حافظ شیرازی در شیراز آن را چنین گرامی می دارد:

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
تاجیکان سمرقند

بنا بر برخی آمارها بیش از ۷۰ درصد باشندگان این شهر را تشکیل می‌دهند. [۵] دوهفته نامه آواز سمرقند نشریه فارسی زبانی است که در سمرقند چاپ می‌شود.

همچنین ببینید:

    مرکز فرهنگ تاجیک سمرقند
    حیات نعمت سمرقندی
    شهزاده سمرقندی

جغرافیا
موقعیت جغرافیایی
UZ-Samarqand.PNG     تاشکند     دریاچه چهار دره         UZ-Samarqand.PNG
دوشنبه     شمال     بخارا
شرق   سمرقند    غرب
جنوب
    مزار شریف، بلخ    
آب و هوا

آب و هوای سمرقند نیمه خشک با تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد و نسبتاً مرطوب است. درجه حرارت هوا در گرمترین موقع سال (در ماه‌های مرداد و شهریور-اسد و سنبله) تا ۴۰ درجه سانتیگراد می‌رسد و بارش باران بصورت پراکنده از ماه اردیبهشت(ثور) تا دی ماه(جدی) است.[۶]
[نهفتن]وضعیت آب‌وهوای سمرقند
ماه     ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مه     ژوئن     ژوئیه     اوت     سپتامبر     اکتبر     نوامبر     دسامبر     سال
میانگین بالاترین‌ها ‎°C (°F)‎     ۶٫۱     ۷٫۹     ۱۳٫۵     ۲۰٫۸     ۲۶٫۴     ۳۲٫۰     ۳۳٫۸     ۳۲٫۲     ۲۷٫۹     ۲۱٫۰     ۱۴٫۹     ۹٫۲     ۲۰٫۵
میانگین روزانه ‎°C (°F)‎     ۰٫۶     ۲٫۲     ۷٫۸     ۱۴٫۵     ۱۹٫۵     ۲۴٫۵     ۲۶٫۲     ۲۴٫۲     ۱۹٫۳     ۱۲٫۷     ۷٫۵     ۳٫۳     ۱۳٫۵
میانگین پایین‌ترین‌ها ‎°C (°F)‎     -۳٫۳     −۱٫۴     ۳٫۲     ۸٫۹     ۱۲٫۷     ۱۶٫۴     ۱۷٫۸     ۱۵٫۹     ۱۱٫۲     ۶٫۰     ۲٫۰     −۰٫۹     ۷٫۴
بارش mm (اینچ)     ۴۴     ۳۹     ۷۱     ۶۳     ۳۳     ۴     ۴     ۰     ۴     ۲۴     ۲۸     ۴۱     ۳۵۵
[نیازمند منبع]
ارتباط‌های بین‌المللی
کنسولگری‌ها

    روسیه فدراسیون روسیه
    افغانستان جمهوری اسلامی افغانستان
    ایران جمهوری اسلامی ایران
    قزاقستان جمهوری قزاقستان
    ترکمنستان جمهوری ترکمنستان
    Escudo de España.png پادشاهی اسپانیا از سال ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۶ میلادی به سرپرستی روی گونزالس کلاویخو

شهرهای خواهرخوانده و هم پیوند

    ایران نیشابور، ایران
    ازبکستان بخارا، ازبکستان
    افغانستان بلخ، افغانستان
    ترکمنستان مرو، ترکمنستان
    پرو کوزکو، پرو
    پاکستان لاهور، پاکستان
    اوکراین لفیف، اوکراین
    ترکیه استانبول، ترکیه
    ترکیه ازمیر، ترکیه
    Flag of Tunisia.svg قیروان, تونس
    تاجیکستان خجند، تاجیکستان

رهبر دانش

رهبر دانش مجله‌ای دولتی به زبان فارسی تاجیکی بود که در سال‌های دهه ۱۹۲۰ در سمرقند منتشر می‌شد. این مجله در آغاز به خط فارسی نوشته می‌شد. پس از مدتی بر پایه تصمیم دولت به تغییر خط، مقاله‌های آن به دو خط فارسی و لاتین نوشته می‌شد.

فارسی تاجیکی

فارسی تاجیکی که از آن با نام زبان تاجیکی (забони тоҷикӣ) یا فارسی تاجیکی[۱] یا فارسی فرارودی*[۲] نیز یاد می‌شود، به گویشی از زبان فارسی گفته می‌شود که در آسیای میانه به ویژه در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان رایج است.

وام‌واژه‌هایی از زبان روسی و ازبکی وارد زبان تاجیکی شده‌است و افزون بر این در مواردی تاجیکان برای برخی معنی‌ها و مفهوم‌ها، واژگانی را به کار می‌برند که در ایران بسامد کمتری برای آن مفهوم دارند. برای نمونه در فارسی تاجیکی به خفاش، کورشب پرک، به فوتبالیست، فوتبالباز، و به کتری، چایجوش، می‌گویند. با این‌همه، فارسی تاجیکی بسادگی برای ایرانیان قابل فهم است.

در پی تغییر خط در تاجیکستان، زبان تاجیکی را با الفبای سیریلیک که در آن تغییراتی داده شده‌است، می‌نویسند، که به آن الفبای تاجیکی می‌گویند. مجلس تاجیکستان در سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹ میلادی) با حذف کلمه فارسی، نام قانونی زبان این کشور را تاجیکی اعلام کرد.[۳]

محتویات

    ۱ لهجه تاجیکی یا گویش تاجیکی؟
        ۱.۱ لهجه‌شناسی
    ۲ دستور زبان فارسی تاجیکی
    ۳ تغییر خط در تاجیکستان
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

لهجه تاجیکی یا گویش تاجیکی؟

برخی زبانشناسان تاجیکی را لهجه‌ای از فارسی می‌دانند. برخی دیگر آن را گویشی از فارسی و متفاوت از گویش امروزی ایران می‌دانند (مؤسسهٔ بین‌المللی استاندارد (ISO) و فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران). با این حال در حقیقت فارسی تاجیکی یک گونه یا زبان‌گونه از زبان فارسی مدرن است.[۴] عمده‌ترین تفاوت آن با فارسی ایران و افغانستان تبدیل متفاوت هشت واکه اصلی پارسی نو زودهنگام به واکه‌های کنونی است. واکه‌های سه گونه فارسی بر هم منطبق هستند.

اتنولوگ آن را زبانی هم‌خانواده با فارسی ایران می‌داند (اتنولوگ فارسی ایران، دری و تاجیکی را به عنوان سه زبان و زیر گروه زبانهای فارسی طبقه‌بندی می‌کند). البته معیار اتنولوگ برای تشخیص بین گویش و زبان با مراجع دیگر زبانشناسی یکسان نیست و بسیاری از گویش‌هایی که توسط اتنولوگ به‌صورت زبان‌های متفاوت رده‌بندی شده‌اند، حتی در محک عدم قابلیت فهم صدق نمی‌کنند. به عنوان مثال، گویش‌های فرانسوی جنوب فرانسه را اتنولوگ به عنوان زبان‌های جدا رده‌بندی می‌کند.
لهجه‌شناسی

لهجه‌های فارسی تاجیکی در چهار دسته دسته‌بندی شده‌اند.[۵]

۱. گروه شمال غربی که بیشتر لهجه‌های تاجیک تاجیکستان شمالی و ازبکستان را دربر می‌گیرد.

۲. گروه مرکزی که لهجه‌های ساکنان قسمت بالای «زرافشان» و «رشتان» و «سوخ» را دربر دارد.

۳. گروه جنوبی یعنی لهجه‌های «بدخشان» و «کولاب».

۴. گروه جنوب شرقی یعنی لهجه‌های «درواز».
دستور زبان فارسی تاجیکی

دستور زبان فارسی تاجیکی بسیار همانند دستور زبان فارسی است، مگر در شمار اندکی از ساختارهای دستوری. برای نمونه در فارسی، «را» یک حرف اضافه و نشانه مفعول است، اما در فارسی تاجیکی، «را» را پسوند مفعول در نظر می‌گیرند که به اسم می‌پیوندد:

китобро хондам / کتابرا خواندم

از دیگر ویژگی‌های فارسی تاجیکی که بیشتر به الفبای آن و آوایش تاجیکیِ زبان پارسی برمی‌گردد، نشان اضافه‌است که در تاجیکی بدان ساختار اضافه (изофа) گفته می‌شود. در فارسی، نشان اضافه (-ِ) است اما در آوایش تاجیکی (-ِ) بصورت حرف (и-) نوشته می‌شود که آنرا در نوشتار نیز می‌آورند و ساختار اضافه نام می‌نهند:

духтари хушрўй / دخترِ خوشروی
تغییر خط در تاجیکستان

یکی از دلایل دور شدن فارسی تاجیکی از زبان فارسی در دیگر کشورهای فارسی‌زبان استفاده از خط سیریلیک برای نگارش این زبان است. در زمان حکومت شوروی ابتدا خط فارسی به لاتین و سپس سیریلیک (روسی) تغییر داده شد و مردم تاجیکستان از ارتباط با سایر همزبانان خود ناتوان شدند. البته تلاشهایی در تاجیکستان برای بازگشت به خط فارسی وجود دارد اما ارادهٔ سیاسی مقامات این کشور بر عدم بازگشت به خط فارسی استوار است.

زبان‌های پامیری

زبانهای پامیری دسته‌ای از زبانهای ایرانی متعلق به شاخهٔ زبانهای ایرانی شرقی هستند. در دورترین نقاط شمال شرقی جغرافیایی ایران‌زمین، یعنی در ناحیهٔ کوهستانی مجاور پامیر، که اکنون جز دو کشور تاجیکستان و افغانستان و قسمتی در آن سوی مرز این کشورها با چین است، گویش‌های متعدد ایرانی به نام زبان‌های پامیری هنوز بر جا مانده‌است.

محتویات

    ۱ دسته بندی زبان‌های پامیر
    ۲ گروههای زبانی
        ۲.۱ شاخه شغنی-یزغلامی
        ۲.۲ زبان روشنانی
        ۲.۳ ییدغا
        ۲.۴ سنگلچی-اشکاشمی
        ۲.۵ زبان مونجی
        ۲.۶ زبان وخی
    ۳ منابع

دسته بندی زبان‌های پامیر

سایت اتنولوگ زبان‌های پامیر را در زمره زبان‌های ایرانی جنوب شرقی رده بندی می کند.[۱] با این وجود بر اساس دانشنامه ایرانیکا زبان های پامیر در زمره زبان های شمال شرقی محسوب می شوند.[۲] این زبان ها را گاهی بازماندگان زبان ختنی می دانند.
گروههای زبانی

زبان های پامیر گروه های زبانی-گویشی متفاوتی را شامل می شوند که بصورت زبان های مجزا شناخته می شوند. هرچند که همبستگی میان آن ها زیاد است:
شاخه شغنی-یزغلامی

سه زبان شغنی، سریکولی و یزغلامی در این دسته جای دارند. این زبان ها در مناطق کوهستانی تاجیکستان و بخش هایی از افغانستان رایج است. شمار گویشوران این سه زبان در کشورهای افغانستان و تاجیکستان حدود 75 هزار تن برآورد شده است. قریب به بیست هزار تن نیز از گویشوران دیگر این دسته در خاک چین بسر می برند.

    شغنانی یا شُغنی

در دو کرانهٔ رود پنج، به ویژه در ولسوالی شغنان استان بدخشان افغانستان و شهر خاروغ، شهرستان‌های شغنان، راشت‌قلعه، روشان و مرغاب ولایت خودمختار کوهستان بدخشان تاجیکستان.

    زبان یزغلامی: این زبان در کشور تاجیکستان حدود چهار هزار تن گویشور دارد که عمدتاً در سواحل رود یزغلام ساکن هستند. یزغلامی فاقد کتابت است.

زبان روشنانی

    روشانی

در دو کرانهٔ رود پنج، به ویژه در ولسوالی شغنان استان بدخشان افغانستان و شهر خاروغ، شهرستان‌های شغنان و روشان ولایت خودمختار کوهستان بدخشان تاجیکستان.
ییدغا

این زبان حدود شش هزار گویشور در کشور پاکستان دارد و نزدیکی زیادی با زبان مونجی نشان میدهد.
سنگلچی-اشکاشمی

    اِشکاشِمی: در پیچ رود پنج و سرچشمهٔ رود وردوج در خاک افغانستان و ناحیۀ اشکاشم ولایت خودمختار کوهستان بدخشان در تاجیکستان زبان اشکاشمی میان برخی مردم بومی رواج دارد.
    سَنگلیچی: زبانی ست که در خاک افغانستان و تاجیکستان رایج است. این زبان گویشورانش اندک می باشند و در معرض نابودی قرار دارد.
    زبان زیباکی: این زبان گویشی اشکاشمی-سنگلچی نیز شمرده می شود. این گویش بمانند اشکاشمی و سنگلیچی دارای کتابت نیست.

زبان مونجی

    مُنجی: این زبان که نزدیکی زیادی با زبان ییدغایی دارد حدود سه هزار تن گویشور در شمال شرق کشور افغانستان دارد.

زبان وخی

    وَخی: در درۀ رود وخان — سرچشمهٔ رود پنج و در ولسوالی وخان ولایت بدخشان افغانستان و ناحیۀ اشکاشم ولایت خودمختار کوهستان بدخشان در تاجیکستان و اندکی در چترال و جامو و کشمیر و استان سین‌کیانگ. اختلاف میان بعضی از این گویش‌ها گاهی تا آنجاست که گویشوران به آن‌ها گفتار یکدیگر را نمی‌فهمند و غالباً زبان مشترک فارسی تاجیکی را برای روابط میان خود بکار می‌برند. بادشاہ منیر بخاری ماہر لسان زبان ہایے پاکستان در کتابش زبان های پاکستان تذکرہ زبانهای پامیری دارد.

زبان اورمری

زبان اورمری یکی از زبان‌های ایرانی شرقی است که در کشور پاکستان حدود هزار تن گویشور دارد. این زبان که در دسته زبان‌های ایرانی جنوب شرقی جای داده‌شده گاهی در دسته شمال غربی نیز طبقه‌بندی شده‌است. این زبان به‌علت داشتن آواشناسی غیر معمول بویژه یک آوای بی‌واک که شبیه آوای( ř ) در زبان چکی تلفظ می‌شود جالب توجه بوده‌است. بیشتر گویشوران این زبان مردم بورکی هستند که در وزیرستان جنوبی کشور پاکستان بسر می‌برند. همچنین احتمالاً گویشورانی اندک در ولایت لوگر افغانستان نیز به‌این زبان تکلم کنند.

زبان پراچی

زبان پراچی از زبان‌های ایرانی شرقی است که در کشور افغانستان ۶۰۰۰ تن گویشور دارد. تمامی این گویشوران دوزبانه هستند و شمار کسانی که زبان نخست آنها پراچی است را هم‌اکنون بیش از ششصد نفر براورد نکرده‌اند. زبان پراچی گاهی نیز در زمره زبان‌های ایرانی شمال غربی دسته‌بندی شده‌است. گویشوران این زبان در ولایت کابل و ولسوالی نجراب متمرکزند.

پامیر

پامیر کوهستان بسیار بلندی در آسیای مرکزی است.

قسمت اعظم این سرزمین متعلق به تاجیکستان و قرقیزستان و مابقی جزء افغانستان و پاکستان است. در مشرق به دشتها و ریگزارهای ترکستان چین منتهی شود و در شمال به فرغانه و به مغرب در طول سیلابهائی که آمودریا از آنها تشکیل می‌شود به پستی می‌گراید و در جنوب آن رشته‌کوه قره‌قوروم واقع است.

کوههای پامیر در حدود ۷۰۰۰۰ کیلومترمربع مساحت دارد. ارتفاع این سرزمین که از سطح دریا در حدود ۴۰۰۰ متر است باعث سختی آب و هوای آن شده‌است چنانکه زمستان در این منطقه هفت ماه طول می‌کشد و تنها در یک ماه (ماه ژوئیه) شبها شب‌نم نمی‌باشد و حرارت روزها گاه به ۷۰ درجه می‌رسد. پامیر هوائی خشک دارد و باران و برف در آن بندرت می‌بارد. بادهای آن بسیار سرد است ولی شدید نیست لکن با خشکی آب و هوا دریاچه‌های متعددی در آنجا هست که برخی وسیع باشد لیکن آب این دریاچه‌ها روبه نقصان است چنانکه بعضی بکلی از میان رفته‌است. از جمله دریاچه‌های آن قره‌کول با ۳۰۰ هزارمترمربع مساحت و ساری‌گول با ۴۲۶۷ مترمربع مساحت است.

غالب رودهای پامیر به‌طرف مغرب یعنی آمودریا که به دریاچه آرال می‌ریزد جاریست و بقیه به‌طرف شرق یعنی رود تاریم متوجه‌است.

کوه مرتفع پامیر موسوم به تغارمه ۷۸۹۹ متر ارتفاع دارد.

ظاهراً سکنهٔ فعلی هند و ایران از این معبر گذشته و در این دو مملکت سکنی گزیده‌اند. از جبال مهمی که از این عقدهٔ کوهستانی آغاز می‌شود در شمال، رشته‌کوههای تیانشان است که از حوالی سمرقند تا داخلهٔ ترکستان چین امتداد دارد و در جنوب کوههای کوئن‌لُن و قراقروم و هیمالیا که همه بموازات یکدیگر از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارند و از دره‌های مابین آنها هر یک رودی جاری است. در جانب غربی این نجد دو رشته‌جبال از پامیر آغاز می‌شود یکی سلسلهٔ جبال هندوکوه یا هندوکش و دنباله‌های آن یعنی کوه‌بابا و سپیدکوه و سیاه‌کوه و کوههای شمال خراسان. دیگر سلسلهٔ سلیمان که در امتداد رود سند بجهت جنوب ممتد می‌شود و به بلوچستان و سواحل اقیانوس هند می‌انجامد و راههای اصلی سرزمین‌های مجاور نجد پامیر یعنی افغانستان و پنجاب و ترکستان و کاشغر و ایران همه از میان همین سلسله کوههاست.
زبان‌های پامیری

زبان‌های پامیری از شاخه زبان‌های ایرانی شرقی از خانواده هندواروپایی هستند. زبان‌های رایج در کوهستان پامیر و پیرامون آن عبارت‌اند از: زبان شغنانی، وخی، آرموری، روشانی، برتنگی، اشکاشمی، یزغلامی، پراچی، یدغا، مونجی و سریکولی.

فهرست کوه‌های آسیا

فهرست بلندترین کوه‌های آسیا:
نام کوه     بلندی به متر     رشته‌کوه     سرزمین
اورست     ۸۸۴۸     هیمالیا     نپال، تبت
کی ۲     ۸۶۱۱     قره‌قروم     پاکستان، چین
کانگچنجونگا     ۸۵۸۶     هیمالیا     نپال، سیکیم
لهوتسه     ۸۵۰۱     هیمالیا     نپال، تبت
ماکالو     ۸۴۶۲     هیمالیا     چین، نپال
چو ایو     ۸۲۰۱     هیمالیا     نپال، تبت
دهالاگیری     ۸۱۶۷     هیمالیا     نپال
ماناسلو     ۸۱۶۳     هیمالیا     نپال
نانگا پاربات     ۸۱۲۶     هیمالیا     پاکستان
آناپورنا     ۸۰۹۱     هیمالیا     نپال
گاشربروم ۱ (کی ۵)     ۸۰۶۸     قره‌قروم     پاکستان، چین
برود پیک (کی ۳)     ۸۰۴۷     قره‌قروم     پاکستان، چین
گاشربروم ۲ (کی ۴)     ۸۰۳۵     قره‌قروم     پاکستان، چین
شیشاپانگما     ۸۰۱۳     هیمالیا     تبت
گاشربروم ۳     ۷۹۵۲     قره‌قروم     پاکستان
گیاچونگ کانگ     ۷۹۵۲     هیمالیا     نپال، تبت
آناپورنا ۲     ۷۹۳۷     هیمالیا     نپال
گاشربروم ۴     ۷۹۲۵     قره‌قروم     پاکستان
کانگباچن     ۷۹۰۳     هیمالیا     نپال
هیمالچولی     ۷۸۹۳     هیمالیا     نپال
دیستگیل سر     ۷۸۸۵     قره‌قروم     پاکستان
قله ۲۹ (نگادی چولی)     ۷۸۷۱     هیمالیا     نپال
نوپتسه     ۷۸۵۵     هیمالیا     نپال
کونیانگ کیش     ۷۸۵۲     قره‌قروم     پاکستان
ماشربروم     ۷۸۲۱     قره‌قروم     پاکستان
ناندا دوی     ۷۸۱۶     هیمالیا     هند
بالتورو کانگری     ۷۸۰۰     قره‌قروم     پاکستان
چومولونزو     ۷۷۹۰     هیمالیا     نپال، تبت
راکاپوشی     ۷۷۸۸     قره‌قروم     پاکستان
باتورا موزتاغ     ۷۷۸۵     قره‌قروم     پاکستان
هونزا کونجی ۱     ۷۷۸۵     قره‌قروم     پاکستان
کانجوت سر     ۷۷۶۱     قره‌قروم     پاکستان
کامت     ۷۷۵۶     هیمالیا     هند، تبت
نامچه بروا     ۷۷۵۶     هیمالیا     تبت
دهالاگیری ۲     ۷۷۵۱     هیمالیا     نپال
نگوجومبا کانگ     ۷۷۴۳     هیمالیا     نپال
سالتو کانگری     ۷۷۴۲     قره‌قروم     پاکستان
گورلا ماندهاتا     ۷۷۲۸     هیمالیا     تبت
الغ موز تاغ     ۷۷۲۴     هیمالیا     چین، تبت
فالچان تسو     ۷۷۲۱     قره‌قروم     پاکستان
تریوور     ۷۷۲۰     قره‌قروم     پاکستان
کونگور     ۷۷۱۹     هیمالیا     چین
دهالاگیری ۳     ۷۷۱۵     هیمالیا     نپال
Jannu     ۷۷۱۰     هیمالیا     نپال
تیریچ میر     ۷۷۰۸     قره‌قروم     پاکستان
نوشاخ     ۷۶۹۰     پامیر     افغانستان
ساسر کانگری ۱     ۷۶۷۲     قره‌قروم     هند
چوگولیسا     ۷۶۶۵     قره‌قروم     پاکستان
پهولا گانگچن     ۷۶۶۱     هیمالیا     چین
دهالاگیری ۴     ۷۶۶۰     هیمالیا     نپال
قله براید     ۷۶۵۴     قره‌قروم     پاکستان
باراها شیکهار     ۷۶۴۷     هیمالیا     نپال
یوکشین گردن سر     ۷۶۴۱     قره‌قروم     پاکستان
کانگچونتسه     ۷۶۴۰     هیمالیا     نپال، تبت
دهالاگیری ۵     ۷۶۱۸     هیمالیا     نپال

محمد اوراز

محمد اوراز (۱۳۴۸- ۱۳۸۲) کوهنورد کرد ایرانی است. وی پس از هومان آپرین، ایرانی امریکایی تباری که در سال ۱۹۹۰ میلادی به قله اورست صعود کرد،[۱] دومین فرد ایرانی محسوب می‌شود که به این قله صعود کرده است.

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ مدارک کسب شده و قلل فتح شده
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

زندگینامه

در شامگاه ۲۵ شهریور سال ۱۳۴۸ در شهرستان نقده به دنیا آمد. هنگام تولد وی حاج احمد اوراز دوران حبس را در زندان فلک الافلاک سپری می‌نمود و این آغاز توأمان با درد و رنج دوری از پدر، سرآغاز زندگی بزرگ‌مرد تاریخ کوهنوردی ایران زمین را رقم زد.

محمد اولین سالهای زندگی را به سبب مشکلات ناشی از دستگیری پدر و سپس تبعید وی به شهرستان کاشمر به دور از زادگاه و در نهایت ناملایمات روزگار به همراه خانواده در آن شهرستان سپری نمود و بعد از سه سال به شهرستان نقده بازگشت.

سال ۱۳۵۵ مصادف بود با شروع دوران تحصیل محمد و او دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان نقده به اتمام رساند و در سالتحصیلی ۶۵ـ۶۶ موفق به أخذ مدرک دیپلم در رشته اقتصاد وعلوم اجتماعی شد. از سال ۱۳۶۷ الی ۱۳۶۹ وارد دوران خدمت سربازی شد و پس از پایان دوران خدمت سربازی در سال ۱۳۷۳ در رشته کارشناسی تربیت بدنی دانشگاه ارومیه پذیرفته شد و در سال ۱۳۷۹ از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد (با وجود وقفهٔ بسیار به سبب شرکت در اردوهای تیم ملی).

سال ۱۳۶۷ در اولین تجربهٔ پیش از ورود به دنیای حرفه‌ای کوهنوردی گروه قندیل را بنا نهاد و بعد از آن فعالیتهای خویش را در گروه کوهنوردی سامرند شهرستان نقده ادامه داد تا بالاخره در سال ۱۳۷۳ به همراه جمعی از دوستان پیشکسوت این رشته در سطح شهرستان گروه کانون کوهنوردان نقده را تأسیس کرد و آغاز فعالیتهای این گروه را می‌توان سر آغاز ورود محمد به دوران زندگی حرفه‌ای در رشتهٔ کوهنوردی قلمداد نمود. سال ۱۳۷۶برای اولین بار پس از فراخوان فدراسیون کوهنوردی در اردوهای آماده‌سازی تیم ملی جهت اعزام به قلل گاشربروم ۲ و راکاپوشی در کشور پاکستان شرکت نمود و با نشان دادن توانمندیهای لازم موفق به عضویت در تیم اعزامی به قله راکاپوشی با ارتفاع ۷۷۸۸ گشت. ودر همان سال به اتفاق ۶ نفر از دوستان و اعضاءتیم موفق به صعوداین قله شد و اولین تجربهٔ هیمالیا نوردیش را با موفقیت پشت سر نهاد. سال ۱۳۷۷ را می‌توان نقطه عطف تاریخ زندگی محمد اوراز دانست در این سال وی به همراه سه نفر از اعضاء تیم ملی کوهنوردی ایران توانست به قله اورست بلندترین قله جهان صعود نماید. به این ترتیب وی به عنوان اولین صعود کننده تیم ملی ایران به قله اورست شناخته شد. بعد از صعود به قله اورست هر روز برگ زرین دیگری بر افتخارات این قهرمان نامی اضافه شد و هر قدمی را که پشت سر می‌نهاد پله‌ای بود در جهت رشد و تعالی وآشکار شدن هر چه بیشتر توانمندیهای ذاتی بزرگمرد کوهنوردی ایران زمین و به طبع آن در جهت رشد و تعالی ایران عزیز.

و بالاخره در سال ۱۳۸۲، هنگام صعود به قله گاشبروم ۱ در پاکستان، محمد اوراز به همراه مقبل هنر پژوه بر اثر سقوط بهمن سقوط می‌کنند مقبل هنر پژوه سالم ماند ولی محمد اوراز پس از انتقال به بیمارستان شفا در اسلام‌آباد پاکستان در گذشت.[۲]
مدارک کسب شده و قلل فتح شده

    دوران تحصیل راهنمایی در مدرسه سید قطب و شهید محمد رئوف وقاضی محمد.
    دیپلم رشته اقتصاد اجتماعی فارغ‌التحصیل خرداد ۱۳۶۶
    سال ۱۳۷۹ أخذ گواهینامه رشته کارشناسی تربیت بدنی محض (دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه)
    سال ۱۳۷۶ کسب مقام اول آسیا در صعود به قله راکاپوشی
    فتح قله اورست در سال ۱۳۷۷ (مقام طلای جهان) ارتفاع ۸۸۷۸متر
    سال ۱۳۷۹ أخذ گواهینامه دوره مربیگری درجه ۲ یخ و برف
    سال ۱۳۷۸ کسب مقام اول جهانی در رشته کوهنوردی
    سال ۱۳۷۸ صعود به قله چوایو (ارتفاع ۸۲۰۱متر ـ مدال نقره جهان)
    کسب مربیگری درجه ۱ سال ۱۳۷۸
    فتح قله شیشاپانگما به ارتفاع ۸۰۱۲ متر سال ۱۳۷۸
    کسب دو دیپلم از فرانسه (جولا و آگوست ۱۹۹۹)
    فتح قله ماکالو به سال ۱۳۸۰ بدون ماسک اکسیژن مقام طلای جهان
    سال ۱۳۸۱ فتح قله لوتسه بدون استفاده از ماسک اکسیژن به ارتفاع ۸۵۱۶ متر (مدال طلای جهان)
    سپتامبر ۲۰۰۱ صعود به قله آرارات در معیت تیم پیشکسوتان
    سال ۱۳۸۱ انتخاب به سمت امور اجرایی فدراسیون کوهنوردی
    سال ۱۳۸۲ أخذ گواهینامه مربیگری درجه ۲ سنگنوردی
    صعود به قله گاشربروم یک تا ارتفاع ۷۹۰۰ متر مقام طلای آسیا
    مرد سال کوهنوردی در سال‌های ۷۸-۷۹-۸۰
    مربیگری تیم‌های ملی جوانان و بزرگسالان
    دارنده اولین مدال طلای تاریخ ورزش آذربایجان غربی
    فتح قله مون بلان بلندترین قله رشته کوه آلپ در سال ۱۳۷۸

دانشگاه ارومیه

دانشگاه ارومیه یکی از دانشگاه‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که در شهر ارومیه واقع است. این دانشگاه پیش از انقلاب اسلامی دانشگاه رضائیه نام داشت. سرپرستی این دانشگاه از ۱۸ دی ۱۳۹۲ بر عهده دکتر رحیم حب نقی می‌باشد.[۲]
پردیس شهر دانشگاه ارومیه

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ تلاش های اولیه
        ۱.۲ دانشکده کشاورزی رضاییه
        ۱.۳ دانشگاه ارومیه
    ۲ دانشکدهٔ دامپزشکی
    ۳ دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی
    ۴ دانشکدهٔ علوم
    ۵ دانشکدهٔ فنی و مهندسی
    ۶ دانشکدهٔ کشاورزی
    ۷ دانشکدهٔ تربیت بدنی و علوم ورزشی
    ۸ دانشکدهٔ هنر
    ۹ دانشکدهٔ منابع طبیعی
    ۱۰ دانشکدهٔ اقتصاد و مدیریت
    ۱۱ پژوهشکده ها و مراکز تحقیقاتی
        ۱۱.۱ پژوهشکدهٔ میکرو الکترونیک
        ۱۱.۲ پژوهشکدهٔ آرتیمیا و آبزیان
        ۱۱.۳ پژوهشکدهٔ زیست فناوری
        ۱۱.۴ پژوهشکدهٔ میکرو ماشین
        ۱۱.۵ پژوهشکدهٔ مطالعات و تحقیقات آذربایجان شناسی
        ۱۱.۶ مرکز تحقیقات نانو فناوری
            ۱۱.۶.۱ برخی از روءسای دانشگاه
            ۱۱.۶.۲ مشاهیر و دانش آموختگان
        ۱۱.۷ منابع
        ۱۱.۸ پیوند به بیرون

تاریخچه
تلاش های اولیه
نوشتار اصلی: آمریکاییان و دانشگاه علوم پزشکی ارومیه

بنای ابتدایی دانشگاه ارومیه توسط جوزف کاکرن٬ پزشک امریکایی متولد ارومیه٬ در اواخر قرن نوزدهم در محل فعلی پردیش شهر دانشگاه ارومیه بنیان نهاده شد. موسسه کاکرن یک کالج پزشکی بود که به آموزش علوم پزشکی به دانشجویان ایرانی می پرداخت. مدارک این دانشجویان توسط مظفر الدین شاه و جوزف کاکرن امضا می شد. فعالیت های این موسسه تا زمان مرگ ناگهانی دکتر کاکرن در سال ۱۹۰۵ میلادی ادامه داشت. بعدها پردیس شهر دانشگاه ارومیه در محل کالج پزشکی جوزف کاکرن تاسیس شد.
دانشکده کشاورزی رضاییه

به عنوان یک مرکز آموزش عالی در استان آذربایجان غربی ابتدا در قالب آموزشکده در یک باغ ۱۵ هکتاری در مسیر جاده بند به ریاست مهندس شیبانی در سال ۱۳۴۴ تأسیس گردید. در آن زمان تعداد اعضای هیئت علمی بسیار معدود بوده و در هر دوره تعداد ۲۰ آلی ۳۰ نفر دانشجو برای آموزش در علوم کشاورزی پذیرفته و با درجه کاردانی فارغ التحصیل می‌شدند. دانشجویانی که مایل بودند می‌توانستند تا درجه کارشناسی در دانشکده کشاورزی کرج وابسته به دانشگاه تهران به تحصیلات خود ادامه دهند.
Talare chamran.jpg

در سال ۱۳۴۸ موافقت نامه‌ای بین بنیاد خاور نزدیک و وزارت فرهنگ وقت جهت افزایش دوره دانشکده از دوسال به برنامه چهار ساله به امضا رسید و جعفر راثی ریاست دانشکده را به عهده گرفتند. نمایندگان بنیاد خاور نزدیک تهیه کتب آموزشی به زبان انگلیسی و تجهیزات آزمایشگاهی برای دوره چهارساله دانشکده کشاورزی و دامپروری را به عهده گرفتند. گرایش‌های آموزشی شامل رشته‌های کشاورزی، دامپروری و اقتصاد خانه بود که باپایه‌گذاری پنج گروه آموزشی شامل علوم پایه، علوم گیاهی، علوم دامی، مهندسی کشاورزی و آموزش روستایی حمایت می‌شد. کتابخانه مرکزی دانشکده به سرعت با کتابهای منتخب تجهیز و تعداد دانشجویان جدید الورود به ۱۵۰ نفر در سال رسید. در آغاز همکاری بنیاد خاورنزدیک با دانشکده کشاورزی و دامپروری، مزرعه وسیعی در نازلو واقع در حومه شهر ارومیه خریداری شد. پردیس نازلو در ۱۱ کیلومتری مسیر جاده مرز سرو با ترکیه و با فاصله ۱۹ کیلومتری از پردیس شهر قرار داشت. در ابتدا ساختمان‌های دامپروری جهت نگهداری گاو و گوسفند و ماکیان به منظور آموزش عملی دانشجویان و با سرپرستی متخصصین بنیاد خاورنزدیک احداث شد.


دانشگاه ارومیه

به دنبال تأسیس دانشکده کشاورزی و دامپروری رضائیه، دانشکده‌های دامپزشکی و علوم در راستای توسعه کمی و کیفی دانشگاه به ترتیب در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ افتتاح شدند که منجربه تأسیس دانشگاه رضائیه گردید. پس از آن فعالیت گسترده‌ای برای توسعه پردیس نازلو به عمل آمد و به تدریج و به نوبت هر سه دانشکده فوق‌الذکر به پردیس نازلو انتقال یافتند. پس از انقلاب اسلامی نام دانشگاه رضانیه به دانشگاه ارومیه تغییر یافت.

لازم به توضیح است که در سال ۱۳۵۹ دانشکده پزشکی نیز در دانشگاه ارومیه تأسیس شده و تا سال ۱۳۶۴ به فعالیت خود تحت نام دانشگاه ارومیه ادامه داد و سپس در نتیجه تغییراتی که در سطح وزارت علوم و بهداشت مبنی بر جدایی دانشگاه های پزشکی از ما بقی دانشگاه ها پیش آمد دانشکده پزشکی از دانشگاه ارومیه جدا شده و تحت نام دانشگاه علوم پزشکی ارومیه به فعالیت خود ادامه داد.

دانشگاه ارومیه پس از آن با افتتاح دانشکده ادبیات و علوم انسانی در سال ۱۳۶۷ و دانشکده فنی در سال ۱۳۶۸ توسعه بیشتری یافت و درحال حاضر با داشتن ۹ دانشکده، یک پردیس خودگردان ، مرکز آموزش عالی شهید باکری در شهر میاندوآب و دانشکده فنی در شهر خوی، ۵ پژوهشکده ، دو مرکز تحقیقاتی ، پارک علم و فناوری و مرکز ICT، کتابخانه مرکزی، یک موزه و یک مرکز تحقیقات سازه در حال تأسیس، به فعالیت آموزشی و تحقیقاتی خود ادامه می‌دهد.همچنین در تابستان سال ۱۳۹۲ هیت امنای دانشگاه با کسب مجوز از وزارت علوم با تاسیس ۳ دانشکده دیگر دانشکدهء مهندسی برق و کامپیوتر و دانشکدهء نانو تکنولوژی و دانشکدهء شیمی موافقت اصولی به عمل آورد.
دانشکدهٔ دامپزشکی

دانشکده دامپزشکی دانشگاه ارومیه درسال ۱۳۵۴ تاسیس شد ریاست این دانشکده بر عهده دکتر حسین تاجیک می باشد. گروه های آمزشی این دانشکده عبارتند از:

    علوم پایه
    پاتوبیولوژی
    بهداشت و کنترل کیفی مواد غذایی
    علوم درمانگاهی
    میکروبیولوژی

دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

این دانشکده با هدف تامین نیروی انسانی متخصص و ماهر به عنوان چهارمین دانشکده دانشگاه ارومیه با راه اندازی گروه زبان و ادبیات فارسی در سال 1367 تاسیس گردید. اولین گروه دانشجویان پذیرفته شده شامل کارشناسی دبیری ادبیات فارسی در سال 1367 و دبیری تربیت بدنی در سال 1368 بودهاند. گروه های آموزشی دایر در این دانشکده به شرح زیر می باشد :

    علوم تربیتی
    تاریخ
    جغرافبا
    فقه و حقوق اسلامی
    معارف اسلامی
    زبان و ادبیات فارسی
    زبان انگلیسی

دانشکدهٔ علوم

دانشکده علوم در سال 1358با پذیرش دانشجو در دو رشته علوم گیاهی و دبیری فیزیک آغاز بکار کرد.گروههای آموزشی دانشکده علوم بشرح زیر میباشند :

    ریاضیات
    فیزیک
    شیمی
    زیست شناسی
    زمین شناسی

دانشکدهٔ فنی و مهندسی

دانشکده مهندسی دانشگاه ارومیه در سال ۱۳۶۹ تاسیس شد و هم اکنون دارای رشته های زیر می باشد:

    مهندسی برق
    مهندسی کامپیوتر
    مهندسی فناوری اطلاعات
    مهندسی عمران
    مهندسی مکانیک
    مهندسی معدن
    مهندسی صنایع

دانشکدهٔ کشاورزی

این دانشکده جزو قدیمیترین دانشکده های این دانشگاه میباشد. گروه های آموزشی مستقر در این دانشکده:

    مهندسی آب
    زراعت و اصلاح نباتات
    علوم دامی
    مکانیک بیو سیستم
    گیاه پزشکی
    علوم و صنایع غذایی
    علوم خاک
    باغبانی
    اقتصاد کشاورزی
    اصلاح و بیوتکنولوژی

دانشکدهٔ تربیت بدنی و علوم ورزشی

دانشکده تربیت بدنی در سال 1389 تاسیس شده است.

    آسیب شناسی و حرکات اصلاحی
    رفتار حرکتی
    فیزیولوژی ورزشی
    مدیریت ورزشی

دانشکدهٔ هنر

    معماری
    مهندسی شهرسازی
    نقاشی

دانشکدهٔ منابع طبیعی

    مرتع و آبخیزداری
    جنگلداری
    شیلات

دانشکدهٔ اقتصاد و مدیریت

    حسابداری
    علوم اقتصادی
    مدیریت

پژوهشکده ها و مراکز تحقیقاتی
پژوهشکدهٔ میکرو الکترونیک

در سال ۱۳۷۵ گروه تحقیقی در زمینه میکروالکترونیک به سرپرستی آقای دکتر حدیدی در دانشگاه ارومیه شکل گرفت. به سال ۱۳۷۹ تحت عنوان (مرکز تحقیقات میکروالکترونیک) از وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری مجوز اصولی دریافت نمود. پس از موافقت دانشگاه ارومیه در سال ۱۳۸۲ با ایجاد سازمان تشکیلاتی برای این مجموعه تحت عنوان ‹‹ پژوهشکده میکروالکترونیک›› وزارت علوم، تحقیقات، و فنآوری نیز طی نامه ای مورخ ۸۳/۱۰/۹ با ایجاد پژوهشکده میکروالکترونیک با گروههای پژوهشی ذیل موافقت قطعی به عمل آورد. همچنین این پژوهشکده برای هفت سال پیاپی عنوان بهترین و تنهاترین پژوهشکدهٔ میکروالکترونیک را نیز کسب کرده است. گروههای پژوهشی موجود:

    گروه پژوهشی مدارهای مجتمع آنالوگ
    گروه پژوهشی مدارهای مجتمع دیجیتال
    گروه پژوهشی مدارهای مجتمع فازی

این پژوهشگاه در پردیس شهر دانشگاه ارومیه، واقع در خیابان دانشکده، قرار دارد. [۳]
پژوهشکدهٔ آرتیمیا و آبزیان

تأسیس پژوهشکدهٔ زیست فناوری دانشگاه ارومیه در سال ۱۳۷۹ با دریافت مجوز اصولی از وزارت علوم تحقیقات و فناوری، با هدف انجام تحقیقات پیشرفته، بومی سازی و گسترش فناوری، تولید مواد بیولوژیک و آموزش محققین و پژوهشگران ارشد در سطح منطقه ای و ملی در حوزه زیست فناوری می باشد. هم اکنون این مجموعه با ریاست آقای دکتر سبزی در قالب سه گروه تخصصی :

    بیوتکنولوژی کشاورزی : (مدیر گروه آقای دکتر محمود رضازاده)
    بیوتکنولوژی سلولی و مولکولی: (مدیر گروه آقای دکتر نوروز دلیرژ)
    بیوتکنولوژی گیاهان دارویی و صنعتی  : (مدیرگروه آقای دکتر عباس حسنی)

[۴]
پژوهشکدهٔ زیست فناوری

فعالیتهای تحقیقاتی مرتبط با آرتمیا در دانشگاه ارومیه از سال ۱۳۷۳ در قالب طرحهای تحقیقاتی آغاز گردید و پس از تاسیس آزمایشگاه تحقیقاتی آرتمیا در سال ۱۳۷۵ به سرعت گسترش یافت . طی مدت کوتاهی مرکز تحقیقات آرتمیا با سرعتی باورنکردنی توسعه یافته و عملا به مرکز رفرانس آرتمیا در ایران و کل منطقه خاورمیانه و آسیای میانه تبدیل شود. بخش تحقیقات کمسیون اروپا در سال ۱۳۸۰ مرکز تحقیقات آرتمیا و جانوران آبزی دانشگاه ارومیه را به عنوان نماینده خاورمیانه و آسیای مرکزی جهت مشارکت در یک پروژه مطالعاتی بین المللی با همکاری ۱۴ دانشگاه و مراکز تحقیقاتی برجسته از ۵ قاره دنیا برگزید. اخیرا نیز سازمان خواربار جهانی ملل متحد FAO با تاسیس مرکز مرجع آرتمیا در آسیای غربی و مرکزی با مرکزیت ارومیه موافقت نمود. مرکز تحقیقات آرتمیا با ایجاد دو گروه جدید به نام های بیوتکنولوژی دریایی و اکولوژی و مدیریت ذخایر ، در سال ۱۳۸۳ به پژوهشکده آرتمیا و جانوران آبزی ارتقا یافت. [۵]
پژوهشکدهٔ میکرو ماشین
پژوهشکدهٔ مطالعات و تحقیقات آذربایجان شناسی
مرکز تحقیقات نانو فناوری
برخی از روءسای دانشگاه
نام رییس     دروهء ریاست     دانشگاه محل فارغ التحصیلی     رشتهء تحصیلی
جوزف کاکرن     ۱۲۷۸ - ۱۲۵۷     ایالات متحده آمریکا کالج پزشکی نیویورک     پزشکی
شبانی     ۱۳۴۸ - ۱۳۴۴        
جعفر راثی     ۱۳۴۸-۱۳۵۷     ایالات متحده آمریکا دانشگاه کرنل     آموزش
جواد فرهودی     ۱۳۶۱ - ۱۳۵۹     بریتانیا دانشگاه ساوت همپتون     مهندسی آبیاری
جواد فرهودی     ۱۳۷۰ - ۱۳۶۵     بریتانیا دانشگاه ساوت همپتون     مهندسی آبیاری
رحیم حب نقی     ۱۳۸۰ - ۱۳۷۶     ایران دانشگاه تهران     دامپزشکی
گودرز صادقی     ۱۳۸۴ - ۱۳۸۰     هلند دانشگاه اوترخت     دامپزشکی
حسن صدقی     ۱۳۹۲ - ۱۳۸۴     استرالیا دانشگاه نیو ساوت ولز     فیزیک
رحیم حب نقی     تاکنون - ۱۳۹۲     ایران دانشگاه تهران     دامپزشکی
مشاهیر و دانش آموختگان

    علی صفایی
    عیسی کلانتری
    محمد اوراز