اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اکبر هاشمی رفسنجانی

اکبر هاشمی بهرمانی (زادهٔ ۳ شهریور ۱۳۱۳ -رفسنجان، کرمان) مشهور به علی اکبر هاشمی رفسنجانی روحانی سیاستمدار ایرانی است که در حال حاضر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است. وی نخستین رئیس مجلس شورای اسلامی و چهارمین رئیس جمهور ایران در دو دوره پیاپی بین سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ بوده و به عنوان یکی از پرنفوذترین شخصیت‌های سیاسی جمهوری اسلامی شناخته می‌شود. او در همه ادوار مجلس خبرگان رهبری نماینده بوده و از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰، دومین رئیس این مجلس بوده است. او رئیس هیأت مؤسس و هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است.

او در سال ۱۳۸۴ در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد که در دور دوم از محمود احمدی‌نژاد شکست خورد.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ هاشمی و خانواده او به وضوح از میرحسین موسوی، کاندیدای اصلاح‌طلبان حمایت کردند و خود او نیز در آخرین نمازجمعه‌ای که در تهران اقامه کرد و پس از آن در محافل خصوصی از سرکوب معترضان به نتایج این انتخابات انتقاد نمود. این انتقادات باعث شد که از سوی مراجع حکومتی به همسویی با فتنه‌گران متهم شده و به تدریج جایگاه امامت نمازجمعه، ریاست مجلس خبرگان و اثرگذاری بر دانشگاه آزاد اسلامی را از دست داده و فرزندانش نیز پست‌های خود را از دست بدهند.[۱]

در سال ۱۳۹۲ برای چهارمین بار در انتحابات ریاست جمهوری نامزد شد که صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان احراز نشد. با پیروزی حسن روحانی در انتخابات و با توجه به رابطه نزدیک او با هاشمی رفسنجانی، وی و خانواده‌اش به تدریج وجهه سیاسی خود را بازیافتند و به سرعت رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تغییر کرد.

محتویات

    ۱ زندگی شخصی و خانواده
    ۲ زندگی سیاسی
        ۲.۱ دوران مبارزه پیش از انقلاب
        ۲.۲ از پیروزی انقلاب تا درگذشت خمینی
        ۲.۳ دوره اول ریاست جمهوری
        ۲.۴ دوره دوم ریاست جمهوری
        ۲.۵ دوران اصلاحات
        ۲.۶ محکومیت در دادگاه میکونوس
        ۲.۷ دورهٔ پس از اصلاحات
        ۲.۸ انتخابات ریاست جمهوری دهم و پیامدها
    ۳ دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی
    ۴ دانشگاه آزاد
        ۴.۱ دارایی
    ۵ تالیفات
    ۶ انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۹۲
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پانویس
    ۹ منابع
        ۹.۱ انگلیسی
        ۹.۲ فارسی
    ۱۰ پیوند به بیرون

زندگی شخصی و خانواده

اکبر هاشمی رفسنجانی در سوم شهریور ۱۳۱۳ (برابر با ۴ آگوست ۱۹۳۴) در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان و در خانواده‌ای نسبتاً ثروت‌مند به دنیا آمد. او یکی از ۹ فرزند میرزاعلی هاشمی بهرمانی و ماه‌بی‌بی صفریان است. پدرش با اندکی تحصیلات حوزوی از باغ‌داران و تاجران پسته بهرمان از توابع بخش نوق رفسنجان بود. در سن ۵ سالگی تحصیل را از مکتبخانهای در نوق آغاز نمود. در سن ۱۴ سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. اساتید وی در حوزه علمیه قم سید حسین طباطبایی بروجردی، روح‌الله خمینی، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهاب‌الدین نجفی مرعشی، محمدحسین طباطبائی و حسین‌علی منتظری بوده‌اند.[۲][۳] در آنجا تحت اثر تعلیمات روح‌الله خمینی به سیاست روی آورد و به مخالفت با حکومت محمدرضا شاه پهلوی و انقلاب سفید او پرداخت. با تبعید روح‌الله خمینی، نقش هاشمی در مبارزه با شاه و نمایندگی خمینی در داخل کشور پررنگ‌تر شد. با وجود نگرش ضد غربی انقلابیون، او سفرهای زیادی از ژاپن در شرق تا ۲۰ ایالت از ایالات متحده در غرب نمود.[۴] در سال ۱۳۳۷ با عفت مرعشی که دختری از خانواده روحانی و از نوادگان سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است ازدواج نمود. ثمره این ازدواج ۵ فرزند به ترتیب به نامهای فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر است. دو دختر او با دو پسر حسن لاهوتی اشکوری امام جمعه سابق رشت و از دوستان او در زندان، (که یکی پزشک و دیگری دندان‌پزشک است) ازدواج کردند. از بین دختران او تنها فائزه هاشمی وارد سیاست شد و یک بار نمایندهٔ مجلس شورای اسلامی شد. فاطمه هاشمی از ابتدای تأسیس بنیاد امور بیماری‌های خاص ریاست آن را برعهده دارد و محسن هاشمی رئیس سابق مترو تهران بوده‌است و همینک معاون عمرانی دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد. مهدی هاشمی نیز مسئولیت‌هایی مانند ریاست سازمان بهینه‌سازی مصرف سوخت و ریاست مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی را برعهده داشته‌است.[۵][۶][۷]
زندگی سیاسی
هاشمی در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری
دوران مبارزه پیش از انقلاب

اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از چهره‌های تاثیر گذار در روند انقلاب ایران و همچنین دوران پس از آن تا امروز است.[۸] آشنایی و دوستی او با روح‌الله خمینی از اواخر دهه سی شمسی آغاز شد. ولی فعالیت سیاسی خود را از سال ۱۳۴۰ آغاز کرد. او در دوران قبل از انقلاب، بسیار به خمینی نزدیک بود.[۹]

هاشمی پیش از انقلاب، یکی از مخالفان برنامه‌های نوگرایانه شاه (انقلاب سفید) شناخته می‌شد. با تبعید روح‌الله خمینی، رفسنجانی در ایران ماند و مخالفت‌هایش با این برنامه‌ها افزایش یافت. این مخالفت‌ها سرانجام به دستگیری و زندانی شدن او منجر شد.[۱۰] در مجموع و از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۵۷ هاشمی رفسنجانی ۷ بار و مجموعاً ۴ سال و ۵ ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی به زندان افتاد.[۱۱]

اگرچه در بعد فردی عمده فعالیت مبارزاتی وی پیش از انقلاب را سخنرانی‌های مختلف و کارهای انتشاراتی تشکیل می‌دادند[۱۲] ولی روح‌الله خمینی در دوران تبعید، نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروه‌های انقلابی را نیز بر عهده وی گذاشته بود.[۱۳]

از جمله گروه‌هایی که پیوندهای عمیقی با هاشمی داشتند، حزب مؤتلفه اسلامی بود که مسئول ترور حسنعلی منصور شناخته می‌شد. همین ارتباطات یکی دیگر از دلایل دستگیری‌های او بود. در زندان او فرصت یافت تا با سایر گروه‌های مخالف شاه آشنا شود. هاشمی در آغاز دهه پنجاه، به گروه مارکسیست اسلامی مجاهدین خلق ایران پیوست. ولی خیلی زود آنان را ترک کرد و به فعالیت اقتصادی بساز و بفروشی آپارتمان در تهران روی آورد.[۱۴]
از پیروزی انقلاب تا درگذشت خمینی
مراسم سوگند نخست وزیری مهدی بازرگان

پس از پیروزی انقلاب او یکی از اعضای شورای انقلاب اسلامی شد. او از بدو تشکیل این شورا، یکی از قدرتمندترین چهره‌های آن بود. همچنین او مدتی سرپرستی وزارت کشور را بر عهده گرفت.[۱۵]

او یکی از ۲۸ عضو اولیه و موسس جامعه روحانیت مبارز(یک تشکل راست‌گرای سنتی)[۱۶] و همچنین یکی از اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی در سال اول پس از انقلاب بود.[۱۷] سال‌ها بعد، باز او بود که درخواست انحلال این حزب را به روح‌الله خمینی داد.[۱۸]

او از سایر بازیگران صحنه سیاست ایران در آن دوره، ذکاوت سیاسی بیشتری داشت.[۱۹] این توانائی به همراه اعتماد کاملی که روح‌الله خمینی به هاشمی داشت، دو عامل اصلی افزایش روزافزون قدرت او در نظام پس از انقلاب بود. در آن دوره او نزدیک‌ترین فرد به رهبر بود و نقش «چشم و گوش» رهبر را ایفا می‌کرد.[۲۰] به گفته گلد به کمک هاشمی بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شکل گرفت.[۲۱]

با وقوع بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا به‌وسیله دانشجوبان پیرو خط امام در سال ۱۳۵۸، هاشمی رفسنجانی از آن به‌عنوان «یکی از بزرگترین اقدامات سازنده در تاریخ کشور» یادکرد. با این‌حال او در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب در یک مصاحبه گفت که با توجه به تجارب این سال‌ها «گروگان‌گیری اشتباه بود.»[۲۲]

نخستین قانون انتخابات پس از انقلاب با مشارکت او تدوین شد[۲۳] و پس از برگزاری اولین انتخابات مجلس به مجلس راه یافت[۲۴] و با آغاز کار مجلس در ۷ خرداد ۱۳۵۹ اولین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد[۲۵] در بهار سال ۱۳۶۰ در عزل ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و سپس تصویب طرح عدم کفایت سیاسی او نقشی تعیین کننده داشت.[۲۶]

در تابستان ۱۳۶۰ او بود که اعتراض مجلس را به وتوی یکی از مصوباتش توسط شورای نگهبان به اطلاع روح‌الله خمینی رساند[۲۷] و توانست برای اولین‌بار، راهکار قانونی‌ای برای اجرایی شدن قوانینی که توسط شورای نگهبان خلاف شرع دانسته شده بود ایجاد کند. راهکاری که بعدها به تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست خودش منجر شد.[۲۸] در بهار ۱۳۶۵، هاشمی نقش فعالی در ماجرای ایران-کنترا داشت. ولی این مذاکرات با افشاگری سیدمهدی هاشمی با شکست مواجه شد. سیدمهدی هاشمی مدتی بعد اعدام شد، ولی از بعد داخلی رفسنجانی بازنده ماجرا بود.[۲۹]
اکبر هاشمی (رئیس وقت مجلس) و سید محمد خاتمی (وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
هاشمی و روحانی در زمان عملیات کربلای ۵

درجریان سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، زمانی که هاشمی رای خود را به نفع سیدعلی خامنه‌ای به صندوق می‌انداخت، مدعی شد که «این رای امام، روحانیت و مجلس است»[۳۰] در گرماگرم اختلافات میرحسین موسوی و علی خامنه‌ای در اواسط دهه شصت، هاشمی با زیرکی توانست خود را از موضع‌گیری برله یا علیه نقطه‌نظرات این دو دور نگه داشته و موضعی میانه اتخاذ کند.[۳۱] با این‌حال بهمن بختیاری، در این دوره میرحسین موسوی را در راس جناح چپ ایران و هاشمی و خامنه‌ای را در راس جناح راست معرفی می‌کند. به گفته او با مرگ خمینی، جناح چپ بدون رهبر شد. در چنین شرایطی هاشمی برای یک ریاست جمهوری قدرتمند خیز برداشت.[۳۲]

هاشمی در دوره جنگ، علاوه بر ریاست مجلس، یکی از ائمه جمعه موقت تهران (تا سی سال بعد)، نماینده امام (خمینی) در شورای عالی دفاع (بعد از کشته شدن مصطفی چمران در سال ۱۳۶۰)، و جانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق بود.[۳۳] او در وادار کردن روح‌الله خمینی به پذیرش خاتمه جنگ با عراق نیز نقش داشت.[۳۴] تنها سه ماه بعد از آن‌که هاشمی در خرداد ۱۳۶۷ از سوی روح‌الله خمینی به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد، ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت را پذیرفت.[۳۵]
دوره اول ریاست جمهوری
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۶۸)

بدون‌تردید، این هاشمی بود که راه را برای رهبری سیدعلی خامنه‌ای در خبرگان هموار کرد.[۳۶] هاشمی در مجلس خبرگان خاطره‌ای تعریف کرد که بر اساس آن روح‌الله خمینی در زمان حیات خود جانشینی خامنه‌ای بر منصب رهبری را تائید کرده‌بود.[۳۷] او با کمک خامنه‌ای، تغییرات لازم در قانون اساسی را به‌گونه‌ای اعمال کرد تا با شرایط علی خامنه‌ای تطابق داشته‌باشد.[۳۸] برای نمونه شرط مرجعیت برای رهبر با تلاش او از قانون اساسی ۱۳۵۸ حذف شد.[۳۹] رهبر شدن خامنه‌ای از دید او «یک خبر خوب برای مردم» بود.[۴۰] همزمان با آغاز دوران رهبری علی خامنه‌ای، هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلت نظام منصوب شد.[۴۱]
جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران
ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران[نمایش]
رئیس جمهور[نمایش]
رهبران[نمایش]
رؤسای جمهور[نمایش]
نخست وزیران[نمایش]
معاونان اول[نمایش]
رؤسای مجلس خبرگان[نمایش]
رؤسای مجلس شورا[نمایش]
رؤسای قوه قضائیه[نمایش]
رؤسای سازمان صدا و سیما[نمایش]

انتخابات‌ها
[نمایش]

    نمایش
    بحث
    ویرایش

   

رشد قدرت هاشمی در سال‌های پس از درگذشت روح‌الله خمینی حداقل تا سال ۱۳۷۴ ادامه یافت. در واقع او خود را به عنوان معمار و مجری ایران نوین معرفی کرد و لقب «سردار سازندگی» را ازآن خود ساخت. قدرت اجرایی کشور منحصراً در دست او بود و خامنه‌ای ضعیف‌تر از آن بود تا بتواند نقشی که پیش از او روح‌الله خمینی بازی می‌کرد را ایفا کند.[۴۲] خامنه‌ای به وضوح از نظر فره و مقبولیت نسبت به هاشمی ضعیف‌تر بود.[۴۳] در طول سال‌های بعد و دوره اول ریاست‌جمهوری هاشمی، رهبر واقعی کشور او بود. درواقع این هاشمی بود که در آن دوره سیاست‌های کلی نظام را تعیین می‌کرد.[۴۴]

از دید غربی‌ها اگرچه دوره اول ریاست جمهوری هاشمی یکی از دوره‌های تاریک کشور از نظر نقض حقوق بشر بود،[۴۵] ولی حضور یک روحانی فرصت‌طلب و با دیدگاه‌های کمتر سنتی در راس هرم قدرت در ایران، باعث شد تا حکومت مشروعیت بیشتری کسب کند.[۴۶]
دوره دوم ریاست جمهوری
نوشتارهای اصلی: انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۷۲) و ترور میکونوس

در دور دوم ریاست جمهوری و در طول دهه هفتاد، او بارها نشانه‌هایی از تمایل دولت خود به ایجاد نوعی از رابطه با ایالات متحده را نشان داد. ولی همواره با شکست مواجه شد.[۴۷] سرانجام در اواخر دور دوم ریاست جمهوری او، دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی می‌کرد، طی حکمی علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی را به دادن دستور این ترور متهم کرد. این حکم موجب بحرانی میان ایران و اروپا شد. بحرانی که تا دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه یافت.[۴۸]

همزمان کارگزاران حکومتی هاشمی، (راست مدرن) نگرش جدیدی از اسلام را به مردم معرفی کردند. این دوران، دوره تقابل دو چهره کاملاً متفاوت از اسلامگرایان بود.[۴۹] با آغاز دور دوم ریاست جمهوری هاشمی، او از تمام انرژی و ظرفیت سیاسی خود استفاده کرد تا میان این دو چهره متفاوت آشتی برقرار کند. او از نفوذ خود بر روحانیون سنتی نیز برای برقراری این تعادل استفاده می‌کرد.[۵۰] در برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی نیز هاشمی به‌دنبال تغییر ساختار حکومت دینی به قالبی کارآمدتر بود.[۵۱] او تلاش کرد تا به حاکمیت حکومت بر افکار و زندگی عمومی مردم خاتمه داده و تغییرات اقتصادی-اجتماعی زیادی را نسبت به دوران جنگ با عراق به‌وجود آورد.[۵۲]

در این میان، جناح راست سنتی به رهبری خامنه‌ای با آن‌که بازسازی اقتصاد کشور با سیاست هاشمی را تائید می‌کرد، ولی سیاست فرهنگی و تمایل او به ظواهر غربی را تحمل نمی‌کرد. به‌تدریج محافظه‌کاران در جهت‌گیری‌های سیاست خارجی با هاشمی اختلافات پیچیده‌ای پیدا کردند. از یک سو از دید آنان آرامش و بازسازی پس از جنگ و توسعه اقتصادی دوره هاشمی قابل قدردانی بود، ولی از سوی دیگر، آنان نگران عادی سازی روابط با غرب و تهاجم فرهنگی به کشور بودند.[۵۳] به گمان آنان، سیاست‌های هاشمی در جهت آرمان‌های خمینی و تشیع نبود.[۵۴]

در این ساختار پیچیده جناح چپ که برخلاف سایر جناح‌ها از داشتن یک رهبر قدرتمند (مانند هاشمی و خامنه‌ای) در راس خود محروم بود، قدرت خود را از دست داده[۵۵] و به تدریج صحنه سیاسی کشور را واگذار کرده بود.[۵۶] با این‌حال در دوران ریاست جمهوری هاشمی، او تاکید داشت که «هر کسی در خط امام است با ما اختلافی ندارد». به استناد همین اندیشه وزرایی از جناح چپ نیز در کابینه او حضور داشتند.[۵۷]

در چنین شرایطی بود که گروه شبهه نظامی انصار حزب‌الله به‌تدریج شکل گرفت.[۵۸] گروهی که با جناح راست و سیدعلی خامنه‌ای ارتباط داشت.[۵۹] خامنه‌ای که از تابستان ۱۳۷۱ و همزمان با طرح مبحث تهاجم فرهنگی، در تلاش بود تا از قدرت هاشمی به نفع خود بکاهد،[۶۰] در اختلافات میان هاشمی با محافظه‌کاران، طرف محافظه‌کاران را گرفت و مهره‌های نزدیک به هاشمی را یکی‌یکی برکنار کرد.[۶۱]
دوران اصلاحات
اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی

با نزدیک شدن به پایان دور دوم ریاست جمهوری، کمسیون فرهنگ و ارشاد مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا اصلاحیه‌ای را به تصویب برساند که بر اساس آن، هاشمی بتواند برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. این اقدام بی‌درنگ مورد اعتراض قرار گرفت.[۶۲] هاشمی نیز تصمیم گرفت ابتکار عمل را از دست ندهد و همگام با اصلاح‌طلبان مسیر اصلاحات را انتخاب کرد.[۶۳] او ابتدا برای مدت چند ماه تلاش کرد تا میرحسین موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات کند. ولی پس از این‌که او نامزدی در انتخابات را نپذیرفت، هاشمی از نامزدی سیدمحمد خاتمی (که پس از خروج از کابینه در سال ۱۳۷۰ همواره مشاور او بود) حمایت کرد.[۶۴] هاشمی در واکنش به محافظه‌کاران تندروتر مانند محمدتقی مصباح یزدی هشدار می‌داد که «ازبین رفتن اعتماد مردم، از ایدز خطرناک‌تر است»[۶۵]

او دو سال پس از اتمام دوران ریاست جمهور خود و در سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم برای بدست آوردن نمایندگی تهران شرکت کرد. حضور او در مجلس می‌توانست باعث شود تا از نگرانی محافظه‌کاران نسبت به ریاست جمهوری خاتمی کاسته شده و خطوط ایدئولوژیک میان آنان با جبهه دوم خرداد کم‌رنگ‌تر شود. در این انتخابات او به سختی توانست آخرین نفر پذیرفته شده باشد.[۶۶] علی‌رغم این پیروزی، هاشمی رفسنجانی قبل از تحلیف به عنوان نماینده از این پست استعفا داد.[۶۷]

اگرچه خاتمی در مقام یک رئیس جمهور، محمد هاشمی (برادر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی) را به سمت معاونت اجرائی خود منصوب نموده بود،[۶۸] ولی قدرت اکبر هاشمی در این دوره رو به افول بود و هدف حمله تندروهای هر دو جناح قرار داشت.[نیازمند منبع] در جریان قتل‌های زنجیره‌ای، اکبر گنجی در مقاله عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری به بررسی نقش او در این قتل‌ها پرداخت.[۶۹] غلامحسین کرباسچی، شهردار تهران و یکی از متحدان کلیدی او به زندان محکوم شد.[۷۰] با این‌حال علی‌رغم کاهش چشمگیر قدرت وی، همچنان ریاست مجمع تشخیص نظام را که ارگانی مهم بود برعهده داشت.[۷۱]
محکومیت در دادگاه میکونوس
نوشتار اصلی: ترور میکونوس


به دنبال قتل‌های مرموز مخالفان ایران در اروپا و آلمان و در نهایت پس از واقعه موسوم به ترور میکونوس در سال ۱۹۹۲، دادگاه آلمان پس از پنج سال حکمی صادر کرد که به موجب آن تعدادی از شهروندان ایرانی و لبنانی آلمان و چهارتن از مقام‌های جمهوری اسلامی نیز به دلیل دست داشتن در طرح ترورها محکوم شدند: سید علی خامنه‌ای (رهبر وقت جمهوری اسلامی)، اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت ایران)، علی‌اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت) و علی فلاحیان (وزیر اطلاعات وقت).[۷۲]
دورهٔ پس از اصلاحات
حامیان هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۴)

هاشمی بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ شرکت کرد. با وجود آن‌که او در مرحلهٔ اول انتخابات آرایی بیش از محمود احمدی‌نژاد کسب کرده‌بود، ولی در مرحلهٔ دوم نتوانست بیش از ۳۶ درصد از آرا را کسب کند. در واقع، رای‌دهندگان ترجیح دادند از میان دو فردی که یکی را می‌شناختند و دیگری را نمی‌شناختند، ناشناخته را انتخاب کنند.[۷۳][۷۴] کیت کرین ثروت هاشمی را یکی از دلایل شکست او در این انتخابات می‌داند.[۷۵] او همانند مهدی کروبی و مصطفی معین به نتایج انتخابات اعتراض کرد.[۷۶] هاشمی پس از انتخابات با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد پاره‌ای اقدامات و دخالت‌های سازمان یافته، انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ را آلوده کرده‌است.[۷۷]

پیروزی او در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۶، فرصتی برای جبران شکست‌های جدی پیشین از جناح تندرو محافظه‌کار فراهم آورد.[۷۸] هاشمی در تهران آرای بیشتری نسبت به سایر نامزدها کسب کرده‌بود و نمایندهٔ اول پایتخت محسوب می‌شد. اندکی بعد او در رقابت با احمد جنتی، ریاست مجلس خبرگان را نیز به‌دست‌آورد.[۷۹] مجلسی که در صورت لزوم می‌توانست با دو سوم آرا، خامنه‌ای را از رهبری برکنار کند.[۸۰]
انتخابات ریاست جمهوری دهم و پیامدها
نوشتارهای اصلی: احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) و نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸)

تنش بین هاشمی و احمدی‌نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به صورت علنی خود را نشان داد، در مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۸، احمدی نژاد اتهاماتی را به خانوادهٔ هاشمی رفسنجانی وارد ساخت. هاشمی نیز تنها سه روز قبل از انتخابات و در یک نامه سرگشاده به خامنه‌ای، ادعاهای احمدی‌نژاد را «دروغ، تهمت و خلاف‌گویی» خواند.[۸۱]

در روز ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸، هاشمی سکوت غیر معمول خود پس از انتخابات را شکست. او در خطبه‌های نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸) شورای نگهبان را به ازدست دادن فرصت متهم کرد. نتایج انتخابات را از دید مردم مشکوک و تردیدآمیز خواند و از حاکمیت خواست تا با آزادکردن زندانیان سیاسی، اعتماد را به مردم بازگرداند.[۸۲] اجتماع دو و نیم میلیون نفر از نمازگزاران و معترضان حاضر (پرازدحام‌ترین نماز جمعه تاریخ ایران)،[۸۳] با دخالت حکومت به درگیری کشیده شد.[۸۴] هاشمی که از ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ امام جمعه موقت تهران بود و با بیش از ۴۰۰ بار اقامه، رکورددار امامت جمعه تهران بود،[۸۵] پس از این روز این سمت را ترک گفت.[۸۶]
خیابان انقلاب (تهران) در جریان نماز جمعه تهران (۲۶ تیر ۱۳۸۸)

هاشمی پس از آن در مناسبت دیگری گفت:[۸۷]

    اگر مردم ما را بخواهند حکومت می‌کنیم و اگر نخواهند می‌رویم. حکومت پول دارد. نیرو دارد می‌تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو کارگر، مدیر، صنعت‌گر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند... چطور می‌شود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شده‌است و به انتخابات تردید نکرد؟

از آن پس هاشمی همسو با سران فتنه خوانده‌شد.[۸۸] نزدیکانش به ویژه فائزه هاشمی و مهدی هاشمی دستگیر و یا تهدید به دستگیری شدند[۸۹] و کنترل او بر دانشگاه آزاد اسلامی به چالش کشیده شد[۹۰] از سوی دیگر با اعلام کاندیداتوری مهدوی کنی برای ریاست خبرگان در سال ۱۳۸۹، هاشمی از کاندیداتوری برای این سمت نیز استعفا داد و ریاست مجلس خبرگان را به مهدوی کنی واگذار کرد.[۹۱] وب سایت وی نیز در دی ماه ۱۳۹۰ مسدود شد و تا مدت شش ماه خارج از دسترس بود.[۹۲]

در شهریور ۱۳۹۳، مصطفی تاجزاده، معاون سیاسی سابق وزارت کشور و از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات دهم، با انتشار نامه‌ای ادعا کرد که در طول مدت بازداشت، بارها از جانب ماموران بازداشتگاه دو الف سپاه پاسداران تحت فشار قرار گرفته تا علیه علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی، شهادت دهد که این افراد، در پی انجام انقلاب مخملی در ایران بودند. وی همچنین تلاش برای بازداشت فرزندان هاشمی رفسنجانی را اعمال فشار بر شخص اکبر هاشمی رفسنجانی برای تغییر مواضعش دانسته.[۹۳]
دیدگاه‌های سیاسی و اقتصادی

از بعد اقتصادی، برخلاف محافظه‌کاران راست سنتی که طرفدار دیدگاه بازار آزاد هستند، رفسنجانی به یک اقتصاد ترکیبی معتقد است. برای نمونه او به ملی کردن صنایع بزرگ و مالیات‌های سنگین باور داشته و در کنار آن دیدگاه مترقی‌ای به حوزه فرهنگ دارد. همین امر باعث شده که از حمایت طیف‌های چپ نیز برخوردار باشد. در حقیقت در طول دهه اول پس از انقلاب ۱۳۵۷، رفسنجانی با همین دیدگاه، اتحاد خود را به جناح چپ حفظ کرد. ولی پس از درگذشت روح‌الله خمینی در سال ۱۳۶۸ او تلاش کرد تا به محافظه‌کاران نزدیک‌تر شود. بنابراین در مناسبات میان دو جناح، او یک نقطه مشترک بوده‌است.[۹۴]

با وجود تمایلات راست در اندیشه اقتصادی هاشمی، نوع نگاه او به اقتصاد با محافظه‌کاران جناح راست سنتی تفاوت اساسی دارد. جناح راست سنتی طالب حاکمیت اقتصادی بازار است. درحالی که رفسنجانی به اقتصادی مبتنی بر صنایع مدرن باور دارد. اندیشه‌ای که باعث پدیدار شدن جناح راست مدرن در ساختار سیاسی ایران شد.[۹۵]

از دیدگاه سیاسی، کسانی که دنباله‌رو هاشمی هستند در ساختار سیاسی ایران جزء اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند.[۹۶] بخش مهمی از کارگزاران سازندگی تحت رهبری معنوی او قرار دارند.[۹۷] از بعد عمرانی، برنامه‌های سازندگی هاشمی با سیاست‌های اقتصادی محمدرضا پهلوی مشابهت دارد.[۹۸]

وی مطرح کننده ایده شورای فقهی است. عده‌ای اصل فقاهت هاشمی جهت اظهارنظر را محل تامل دانسته و این ایده را بدنبال تزلزل در جایگاه ولی فقیه می دانند.[۹۹]
دانشگاه آزاد
نوشتار اصلی: دانشگاه آزاد اسلامی

هاشمی رفسنجانی از بنیان‌گذاران و رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی است. این دانشگاه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار دارائی دارد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ دانشگاه آزاد تحت ریاست عبدالله جاسبی یکی از پایگاه‌های مخالفت با احمدی‌نژاد بود و احمدی‌نژاد تلاش داشت تا نفوذ دولت را بر این موسسه غیر دولتی گسترش داده و از نفوذ هاشمی در آن بکاهد. هیئت موسسان برای جلوگیری از این اقدام، دانشگاه را وقف نمود[۱۰۰] و این وقف به تائید مجلس رسید. ولی تحت فشار لباس شخصی‌ها مجلس مصوبه خود را لغو کرد.[۱۰۱] سرانجام در سال ۱۳۹۰ عبدالله جاسبی جای خود را به فرهاد دانشجو از حامیان محمود احمدی‌نژاد داد. ولی هاشمی رفسنجانی این اقدام را غیر قانونی دانست و به عنوان رئیس هیئت مؤسسین دانشگاه آزاد از امضای حکم دانشجو خودداری کرد.[۱۰۲]
دارایی

خانواده هاشمی نام خانوادگی خود را از یکی اجداد خود به نام حاج هاشم که از ملاک‌های منطقه نوق بود، گرفته‌اند.[۱۰۳] زمانی که علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی زاده شد، پدرش باغدار و تاجر پسته نسبتاً پولداری بود.[۱۰۴]

با گذشت سی سال از انقلاب مجید انور او را یک میلیونر معرفی می‌کند.[۱۰۵] نام او همچنین در مجله فوربز زیر عنوان «ملاهای میلیونر» منتشر شده‌است.[۱۰۶] بر اساس یک گزارش کنگره آمریکا، تنها تجارت پسته تعاونی پسته‌کاران رفسنجان که باغ‌های پسته او را زیر نظر پسرعموی او اداره می‌کند، سالانه بالغ بر ۷۴۶ میلیون دلار است.[۱۰۷] امروزه او و خانواده‌اش، کنترل میلیاردها دلار دارایی را در دست دارند.[۱۰۸]

بر اساس یک تحقیق ژورنالیستی، منشاء ثروت او آشنایی با سید ابوالفضل تولیت، میلیاردر ایرانی است که سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، ثروت خود را از طریق هاشمی وقف انقلاب کرد. هاشمی با شراکت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی شرکتی به‌نام دژ ساز تاسیس نمود و با فعالیت‌های عمرانی بر روی زمین‌های موقوفه تولیت موفق شد سرمایه خود را زیاد کند.[۱۰۹] کسری ناجی گفته‌است که زمین‌های قم متعلق به پدر هاشمی بوده‌است.[۱۱۰]
تالیفات

هاشمی رفسنجانی تعدادی کتاب با عنوان مجموعه خاطرات روزانه دارد. او انگیزه‌اش را از نوشتن خاطرات روزانه علاقه به نویسندگی عنوان کرده‌است.[۱۱۱] بااین‌حال بخشی از خاطرات او به دلیل مسائل امنیتی منتشر نمی‌شود.[۱۱۲] بر اساس خاطرات و دیدگاه‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های او چندین کتاب مستقل نوشته شده‌است.[۱۱۳]

علاوه براین، متن کامل خطبه‌های نماز جمعه، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و نطق‌های پیش از دستورش در مجلس به صورت کتاب‌های جداگانه منتشر شده‌است.[۱۱۴]

دوران مبارزه عنوان کتاب خاطرات پیش از پیروزی انقلاب اوست. برخی مطالب این کتاب، برای آشنایی با دیدگاه‌های او بسیار مفید بوده و گاهی تعجب‌آور است. برای نمونه ازخودگذشتگی او نسبت به روح‌الله خمینی و افکار او، شیفتگی او نسبت به نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری محمد مصدق و حتی به نهضت آزادی از این موارد است. درواقع او به نهضت آزادی و مهدی بازرگان تمایل داشت. در این کتاب رفسنجانی خود را به دموکراسی غربی نیز متمایل نشان می‌دهد. نکته غیرمنتظره دیگر، حمایت ضمنی هاشمی از تفکری است که اساس انقلاب سفید محمدرضا پهلوی را تشکیل می‌داد. او در خاطرات خود، مخالفتش را با محافظه‌کاران و به‌شکل خاص با موتلفه پنهان نمی‌کند.[۱۱۵]

از تالیفات هاشمی رفسنجانی کتابی است با عنوان «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» که به زندگی و وقایع دوران امیرکبیر می‌پردازد و در سال ۱۳۴۶ منتشر شد و در آن از امیرکبیر تجلیل شده‌است.[۱۱۶] دیگر اثر وی، «تفسیر راهنما» است که از تفاسیر موضوعی قرآن بوده و بخشی از آن از مجموعهٔ فیش‌های تهیه شده در زندان دوره پهلوی فراهم آمده‌است.[۱۱۷]
انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۹۲
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۹۲)

اکبر هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ و در واپسین دقایق ثبت نام در انتخابات ریاست‌جمهوری نام‌نویسی کرد که صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان احراز نشد.[۱۱۸] بعد از این رد صلاحیت تحلیلگران گمان می‌کردند حضور سیاسی رفسنجانی در سیاست داخلی ایران به اتمام رسیده است و صحنه برای حضور قدرتمندتر سپاه پاسداران فراهم آمده است.[۱۱۹]

دو روز قبل از انتخابات وب‌گاه هاشمی خبر از دیدار وی با «جمعی از جوانان فعال دانشجویی از تهران، قم و دیگر استان‌ها» داد. در این دیدار او در مورد عدم احراز صلاحیتش گفت:

    یک مقام ارشد امنیتی، برخلاف عرف و قانون، شخصاً در جلسه بررسی صلاحیت‌ها در شورای نگهبان حضور یافت که ابتدا مورد اعتراض برخی از اعضای شورای نگهبان نیز قرار گرفت و نهایتاً به اعضای شورای نگهبان گفت: که حضور هاشمی در انتخابات می‌تواند موجب پیروزی قاطع و با رای بالای مردم شود که با راه و رسم آنها سازگار نیست و لذا این شورا را متقاعد کرد که به بهانه شرایط جسمی رای به عدم احراز صلاحیت بنده دهند.

وب‌گاه کلمه وابسته به میرحسین موسوی مقام امنیتی مورد اشاره هاشمی را حیدر مصلحی وزیر اطلاعات اعلام کرد.[۱۲۰][۱۲۱]

نهایتاً رفسنجانی در این انتخابات از حسن روحانی حمایت کرد که منجر به پیروزی روحانی در انتخابات و انتخاب به عنوان رئیس یازدهمین دولت ایران شد.

عملیات مرصاد

عملیات مرصاد یا عملیات فروغ جاویدان نام نبردی است که میان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سازمان مجاهدین خلق در اواخر جنگ ایران و عراق، در سال ۱۳۶۷ درگرفت. پس از چند روز درگیری درنهایت نیروهای ارتش ایران پیروز شدند و عملیاتی که توسط سازمان مجاهدین خلق طرح‌ریزی و اجرا شده بود شکست خورد. تعداد زیادی از نیروهای مهاجم در این نبرد کشته شدند.

محتویات

    ۱ پیش زمینه
    ۲ فروغ جاویدان
    ۳ عملیات مرصاد
        ۳.۱ جزءیات عملیات
    ۴ پانویس
    ۵ پیوند به بیرون

پیش زمینه

در تیر ماه ۶۷ صدام حسین طی یک نطق تلویزیونی اعلام کرد: "...بعد از مدتی خواهید دید که چگونه مجاهیدن خلق به اعماق خاک خودشان نفوذ خواهند کرد و همین طور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید."[۲] به این ترتیب شش روز پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با زیر پا گذاشتن توافقات این قطعنامه، مجدداً در همه جبهه ها حمله کردند تا راه نفوذ برای ارتش مجاهدین خلق باز شود. تمرکز حملات عراقی ها در جنوب و حوالی خرمشهر بود و حتی توانستند تا آستانهٔ تصرف آن پیش رفته بروند. به این ترتیب نیروهای دفاعی ایران در جبهه های جنوبی مستقر شدند. در این زمان سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را از مرز های غرب ایران آغاز کرد.

مسعود رجوی در شب آغاز عملیات گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند... از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می‌دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد... علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم... هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به‌همراه ستون‌ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین‌ها به صورت ستون حرکت می‌کنند.»[۳][۴]
فروغ جاویدان

در آن تاریخ نیروهای نظامی موسوم به سازمان مجاهدین خلق فاصله‌ی تنگه پاتاق تا منطقه چهارزبر در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه را با سرعت خیلی زیاد طی کردند. به دلیل هجوم همزمان ارتش عراق به جبهه جنوب بخش عمده‌ای از توان نظامی ایران در جبهه‌های جنوب غربی مشغول دفع تهاجم عراق بودند. به همین دلیل در برابر حرکت ستون‌های مجاهدین مقاومت کلاسیکی وجود نداشت و با پشتیبانی نیروهای عراقی مجاهدین با سرعت زیاد در این جبهه پیشروی کردند. غیر از مقاومت محدودی که توسط ساکنان کرد منطقه وجود داشت نیروهای مجاهدین بدون مانعی جدی تا عمق ۹۰ مایلی خاک ایران پیش رفتند. مجاهدین پیشبینی نموده بودند با اشغال منطقه مردم به حمایت از آن های خواهند پرداخت ولی بر خلاف انتظار کردهای منطقه به مقاومت پرداختند که همین مقاومت محدود محلی سرعت پیشرفت ستون نظامی مجاهدین را محدود نمود. آن ها توانستند شهرهای قصر شیرین٬ سرپل ذهاب٬ و کرند غرب را اشغال و تخریب کرده و به سرعت از طریق بزرگراه به سمت کرمانشاه پیش روی کنند.
عملیات مرصاد

عملیات مرصاد٬ پاتک نیروهای نظامی ایران در پاسخ به عملیات فروغ جاویدان می باشد. نیروهای نظامی ایران ابتدا منتظر شدند تا مجاهدین به اندازه کافی در داخل خاک ایران نفوذ کنند تا از برد پشتیبانی عراقی ها خارج شوند. آنها ابتدا نیروهای چتر باز را در پشت سر مجاهدین پیاده کردند سپس هواپیما های اف-۴ نیروی هوایی ستون زرهی مجاهدین را بمباران کردند و در ادامه بالگردهای نیروی زمینی ارتش با سلاح های ضد تانک به ستون زرهی مجاهدین یورش بردند. در این هنگام پیشروی مجاهدین متوقف شد. در انتها نیروهای زمینی ارتش و سپاه به باقی مانده نیروهای مجاهدین حمله کردند و مقاومت آن ها را در هم شکستند.
جزءیات عملیات

نیروهای ایران در جایی که نیروهایشان برتری نسبی داشت به کمین نشستند و در منطقه چهار زبر، با احداث تعدادی خاکریز و یک خط دفاعی مستحکم در انتظار ایشان بودند. چند تا از گردان‌های عملیاتی در این جبهه گردان مقدادوگردان حمزه از لشکر ۲۷ محمد رسول الله و تیپ انصارالحسین همدان بودند.

این عملیات سه روز به طول انجامید. در روز اول هدف سد کردن هجوم مجاهدین خلق بود. در روز دوم حرکت نیروی زمینی صورت گرفت که با پشتیبانی بسیار قوی نیروی هوایی و هوانیروز همراه شد و در روز سوم یگان‌های مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند. فرماندهی این عملیات بر عهده علی صیاد شیرازی بود که در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان مجاهدین خلق ایران ترور شد.

واژه عربی «مرصاد» به معنی کمین است. این نام بخاطر کمین برنامه ریزی شده‌ای که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران انجام داده بودند برای این عملیات در نظر گرفته‌شد.

در روز اول عملیات نیروی هوایی ایران وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آنها گرفت. به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تاخیر عملیات را ادامه داد.

هاشمی رفسنجانی در این مورد گفت «جنگ و صحنه به گونه‌ای درست شده بود که اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم. تدارک منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آنها خیلی عمیق است. ۱۲۰ تانک زرهی دجله، ۶۰ نفربر و ۶۰۰ خودرو دیگر، حدود ۵۰۰۰ رزمنده و همین تعداد پشتیبانی و تدارکچی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده لوحانه و هفتاد درصد انهدام»[۵]

در عملیات مرصاد بیش از ۴ هزار و ۸۰۰ نفر از نیروهای مجاهدین خلق کشتته و زخمی شدند و در میان کشته شدگان و اسرا تعداد زیادی از کادرهای سازمان و فرماندهای تیپ ها نیز وجود داشت. پس از پایان عملیات، تنگه چهارزبر، تنگه مرصاد نام گرفت.

کرمانشاه

کِرْمانْشاهْ (دربارهٔ این پرونده آوا راهنما·اطلاعات) نهمین شهر پر جمعیت و یکی از کلان‌ شهرهای ایران و مرکز استان کرمانشاه در ایران می‌باشد که دارای جمعیتی بالغ بر۸۸۴،۷۰۶ نفر[۲۳] و مساحت ۹۳٬۳۸۹٬۹۵۶ متر مربع است.[۱۰][۲۴] شهر کرمانشاه بزرگترین شهر کردنشین [۲۵] و مهمترین شهر در منطقهٔ مرکزی غرب ایران است.[۲۶][۲۷][۲۸].[۲۹] کرمانشاه از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران به شمار می‌رود و پیدایش آن به سده چهارم میلادی باز می‌گردد[۶] و از آن دوران تا حمله اعراب به ایران به عنوان دومین پایتخت ساسانیان مورد توجه حکومت بود.[۳۰] در دوران سلجوقیان در قرن یازدهم میلادی کرمانشاه به عنوان شهر ارشد کردستان انتخاب شد.[۱۲].[۱۲][نیازمند منبع] در قرون وسطی شهر کرمانشاه یا قرمیسین در حکم یکی از نواحی چهارگانه عراق عجم شناخته می‌شد. در آن زمان اغلب اوقات ایالت جبال را عراق عجم می نامیده‌اند تا با عراق عرب اشتباه نشود که به طور تقریبی نیز با ناحیه ماد باستانی مطابقت داشت.[۳۱][۳۲] با گذشت یازده سده از حملهٔ اعراب به ایران، این شهر در دوران قاجار دوباره شکل شهرنشینی خود را باز یافت و به‌دلیل قرارگرفتن در چهارراه دو محور شمال به جنوب و خاور به باختر و نیز همسایگی با کشور عراق و واقع‌شدن بر سر راه شهرهای زیارتی کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است.[۳۳] این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی یکم و دوم به تصرف نیروهای بیگانه در آمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. همچنین این شهر در جنگ ایران و عراق، خسارت‌های زیادی دید.[۳۴]

شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد، از شمال باختری به کوه طاق‌بستان و از جنوب به سفید کوه ختم می‌شود و یکی از شاهراه‌های ارتباطی خاور و باختر و کهن‌ترین راه گذر از ایران به میان‌رودان است.[۳۵]

شهر کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است.[۳۶][۳۷] در سده چهارم میلادی شهر کرمانشاه که در آن دوران روستای خوش آب و هوایی بود به عنوان دومین اقامتگاه پادشاهی ساسانیان برگزیده شد.[۳۸] در دوران ساسانیان باغ‌های بزرگی در این منطقه ساخته شد و تا مدت‌ها مکان خوش‌گذرانی شاهان ساسانی بوده‌است.

کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقصادی این شهر نیز از این راه‌است.[۳۹] همچنین میزان صادرات مواد خوراکی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ در مجموع ۹٪ از صادرات کل کشور را شامل می‌شود.[۲۰]

محتویات

    ۱ وجه تسمیه
        ۱.۱ پیشینه نام کرمانشاه
        ۱.۲ نام کرمانشاه در افسانه‌ها
        ۱.۳ باورها در مورد نام کرمانشاه
    ۲ پیشینه
        ۲.۱ تاریخ باستان
        ۲.۲ پیش از اسلام
        ۲.۳ دوره اسلامی
        ۲.۴ دوران معاصر
    ۳ جغرافیا
        ۳.۱ موقعیت
        ۳.۲ آب و هوا
        ۳.۳ ناهمواری‌ها
        ۳.۴ آب‌ها
        ۳.۵ آلودگی
            ۳.۵.۱ آلودگی هوا
            ۳.۵.۲ آلودگی آب‌ها
    ۴ مردم
        ۴.۱ زبان
        ۴.۲ فرهنگ
            ۴.۲.۱ چاپخانه‌ها و نشریه‌ها
        ۴.۳ اجتماع
        ۴.۴ مذهب
            ۴.۴.۱ یهودیان
        ۴.۵ جمعیت
    ۵ اقتصاد
        ۵.۱ شرکت پالایش نفت کرمانشاه
    ۶ حمل و نقل
        ۶.۱ پایانهٔ مسافربری
        ۶.۲ فرودگاه بین‌المللی
        ۶.۳ راه آهن
        ۶.۴ قطار شهری
    ۷ ساختار شهری
    ۸ تغییرات شهری
        ۸.۱ شهرداری کرمانشاه
        ۸.۲ معابر سطح شهر
        ۸.۳ اماکن سطح شهر
            ۸.۳.۱ پارک‌ها
            ۸.۳.۲ سالن‌های سینما
            ۸.۳.۳ سالن‌های تئاتر
    ۹ آموزش
        ۹.۱ دانشگاه‌ها
        ۹.۲ حوزه‌ها
        ۹.۳ مدرسه‌ها
        ۹.۴ کتابخانه‌ها
            ۹.۴.۱ کتابخانه‌های شخصی
            ۹.۴.۲ کتابخانه‌های عمومی
            ۹.۴.۳ کتابخانه‌های تخصصی
            ۹.۴.۴ کتابخانه‌های دانشگاهی
    ۱۰ آثار تاریخی
        ۱۰.۱ طاق بستان
        ۱۰.۲ سنگ‌نبشته بیستون
        ۱۰.۳ آثار تاریخی دورهٔ قاجار
    ۱۱ گردشگاه‌ها
        ۱۱.۱ موزه‌ها
    ۱۲ سوغاتی‌ها
        ۱۲.۱ شیرینی‌ها
        ۱۲.۲ سوغات
        ۱۲.۳ صنایع دستی
        ۱۲.۴ غذاها
    ۱۳ روز ملی
    ۱۴ ارتباط‌های بین المللی
        ۱۴.۱ کنسولگری‌ها
        ۱۴.۲ شهرهای خواهر
    ۱۵ جستارهای وابسته
    ۱۶ یادداشت‌ها
    ۱۷ پانویس
    ۱۸ منابع
        ۱۸.۱ فارسی
        ۱۸.۲ عربی
        ۱۸.۳ انگلیسی
    ۱۹ پیوند به بیرون

وجه تسمیه
پیشینه نام کرمانشاه

کرمانشاه در دوره‌های مختلف دارای نام‌های مختلفی بوده که معمولاً با تغییر از حکومتی به حکومتی دیگر صورت می‌گرفته‌است، در قدیمی‌ترین شکل خود اولین بار در دوران باستان و در زمان فرمانروایی کاسی‌ها کرمانشاه را با نام الیپی می‌خوانند[۳] و در دوران هخامنشیان از کرمانشاه با نام‌های کامبادن، کارمیسین، کارمیشین، کرمینشان و غیره یاد می‌شود.[۴۰]

پس از اسلام، اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین تغییر دادند و در دوره‌های بعدی کرمانشاه با نام کرمانشاهان و کرمانشاه خوانده می‌شد. نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آن‌جایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاش‌های اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت.[۴۱][۴۲][۴۳]
نام کرمانشاه در افسانه‌ها

در افسانه‌ها بنای شهر کرمانشاه را بدست طهمورث دیوبند پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان بیان کرده‌اند.[۴۴]
باورها در مورد نام کرمانشاه

در مورد نامگذاری کرمانشاه باورهای متفاوتی است، عده‌ای نام کرمانشاه را به بهرام چهارم منسوب می‌دانند که در سدهٔ سوم تا چهارم میلادی پادشاه شهر کرمان بوده و پس از تأسیس کرمانشاه این شهر را با نام او می‌خوانند.[۴۵][۴۶]
پیشینه
نوشتار اصلی: پیشینه کرمانشاه
نوشتار(های) وابسته: گاهشمار تاریخ استان کرمانشاه
نوشتار(های) وابسته: فهرست آثار تاریخی کرمانشاه
تاریخ باستان
نخستین مولاژ ساخته شده از انسان نئاندرتال در ایران،[۴۷] موزه پارینه سنگی زاگرس

کرمانشاه که در میانه‌های رشته کوه زاگرس قرار دارد به دلیل وضعیت آب و هوایی، کوهستانی بودن و وجود پناهگاه و غارهای طبیعی همواره مورد توجه انسان‌های عصر سنگ بوده‌است.[۴۸]

کرمانشاه از لحاظ بقایای سکونت‌های پیش از تاریخ، یکی از مناطق بسیار غنی و مهم در ایران و غرب آسیا است. قدیمی‌ترین آثار سکونت بشر در کرمانشاه مربوط به دورهٔ دیرینه‌سنگی[پانویس ۱] است که شامل چند تبر دستی سنگی است که در منطقهٔ گاکیه و غرب هرسین یافت شده‌است.[۴۸] این آثار دست‌کم حدود ۲۰۰ هزار سال قدمت دارند. آثار مهمی از دوران عصر سنگ در غارهای کرمانشاه کشف شده‌است که بیشترشان مربوط به دوره‌های میان‌سنگی[پانویس ۲] و نوسنگی[پانویس ۳] است.[۴۹]

مردم کرمانشاه در دوران باستان بسیاری از نخستین‌های تاریخ را به نام خود ثبت کرده‌اند؛ نخستین انسان‌هایی که در حدود ۹ هزار سال پیش با گرم شدن زمین غارنشینی را ترک کرده و به زندگی یکجانشینی روی آورده‌اند ساکنان این بوم بوده‌اند که نخستین خشت خام را تولید و در ساخت خانه و صنعت از آن استفاده کرده‌اند.[۵۰] و نخستین روستای خاورمیانه در دروان نوسنگی از ۹۸۰۰ ق. م تا ۷۴۰۰ ق. م در این مکان شکل گرفته‌است.[۵۱] کرمانشاهیان در دروان باستان با اختراع سفال نخستین انسان‌هایی بودند که رو به فعالیت‌های صنعتی آوردند و آثار زیادی از دوران پیش از تاریخ در کرمانشاه یافت شده‌است.[۵۰]
[نمایش]

    ن
    ب
    و

آثار تاریخ باستان کرمانشاه
پیش از اسلام
طاق بستان، نمایی از طاق بزرگ و کوچک

تاریخدانان قدمت تاریخی کرمانشاه را بین ۸ تا ۱۲ هزار سال برآورد کرده‌اند و برخلاف سایر نقاط ایران که به صورت مقطعی مورد سکونت قرار می‌گرفته‌اند، این مکان همواره مورد سکونت انسان در دوره‌های مختلف قرار گرفته‌است.[۳۷] این شهر به لحاظ تاریخی از دوران باستان به عنوان دروازهٔ ورودی آسیا به جلگهء معروف میان‌رودان بوده‌است. دلیل این ادعا همانطور که در متون تاریخی نیز آمده‌است، وجود بزرگترین راه ارتباطی میان فلات ایران، چین و هندوستان با ساکنان میان‌رودان است که به این راه اصطلاحاً شاهی نیز گفته می‌شود.[۵۲]

در هزاره چهارم پیش از میلاد استان کرمانشاه یکی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشی و میان‌رودانی به داد و ستد و مبادله کالا مبادرت می‌ورزیدند. حضور بازارهایی در گودین کنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدی بر این مدعا است. به استناد کتیبه‌های بابلی و آشوری، ساکنان زاگرس اقوام لولوبی و گوتی بودند. این مردمان به منظور حفاظت از این خطه مرتب با بین‌النهرینی‌ها در جنگ و ستیز بوده‌اند که در این امر به پیروزی‌های چشمگیری نیز نایل شده‌اند و از آن پس دره‌های زاگرس قرن‌ها مرکز تمدن و حکومت‌های ایرانی و میان‌رودانی بوده‌است. حضور نقش برجسته‌های این اقوام در یکی از قدیمی‌ترین نقش برجسته‌های خاورمیانه محسوب می‌شود بیانگر این موضوع است.[۳۷]

در دوران ساسانیان یکی از شهرهای مهم این دوره به حساب می‌آمده که بناهای زیادی در دروان خسروپرویز در آن ساخته شد و همچنین نشستگاه وی نیز بوده‌است. گویند که در زمان خسرو بنای بلندی به ارتفاع ۴۵ متر به شکل مربع در آن ساخته بودند و سنگ‌ها را با سیخ‌های آهن چنان به هم وصل کرده بودند که میان سنگ‌ها دیده نمی‌شد و گمان می‌رفت که عمارت یکپارچه از سنگ ساخته شده‌است. که از آن برای پذیرایی از پادشاهان سایر کشورها استفاده می‌شد.[۴۵]

همچنین در تاریخ آمده‌است هنگامی که محمد، خسروپرویز را به اسلام دعوت کرد، خسرو در کنار رود قره سو نشسته بود و با خواندن نامه به خروش آمد و نامه را پاره کرد و به داخل رود قره سو ریخت.[۵۳]
[نمایش]

    ن
    ب
    و

آثار پیش از اسلام کرمانشاه
دوره اسلامی
تکیه بیگلربیگی، بنایی مربوط به دوران قاجار

در سال ۶۴۰ م در پی حمله اعراب به ایران «سعد جریر» به شهر دینور تاخت و از فتح آن ناکام ماند و سپس راهی کرمانشاه شد و بدون نبرد این شهر بدست اعراب افتاد[۵۴] با این وجود اعراب شهر کرمانشاه را بکلی ویران کردند؛ و از جمعیت آن کاسته شد و در پی آن ساکنان این شهر به شهر دینور مهاجرت کردند.[۵۵] و پس از آن از اویل قرن دوم هجری قمری مردم کرمانشاه شهر را در حاشیه رود قره سو احداث کردند[۵۵] و در دوران عباسیان بدلیل موقیت استراتژیک خود یکی از چهار شهر مهم عراق عجم به حساب می‌آمده‌است.[۵۶][۵۷][۵۸] کرمانشاه در سال ۱۲۲۰ م پس از حمله مغول به ایران بار دیگر ویران شد و آسیب‌های بسیاری دید.[۵۹] سپاه هلاکو خان که برای فتح بغداد می‌رفت کرمانشاه را نیز ویرانه کرد. در قرن هشتم سپاه امیر تیمور به کرمانشاه یورش آورد و در توصیف شرایط آن زمان در کتاب نزهه القلوب آمده‌است:

    کرمانشاه دهی است که طاق شبدیز (بستان) در آن قرار دارد و دارای قدمت است. همدان نیز در مجاورت آن است و جزوی از قلمروی علی شکر محسوب می‌شود.

با تشکیل حکومت صفویان، کرمانشاه همچون دیگر شهرهای ایران تحت تسلط این حکومت در آمد. در سالهای آغازین حکومت صفوی به دلیل جنگ وستیز این حکومت با عثمانی، کرمانشاه گاه تحت تسلط صفویه و گاه تحت تسلط عثمانی بود. از عصر شاه صفی به بعد، با ورود خاندان زنگنه به وادی قدرت که تیولداران کرمانشاه بودند و بنای شهر کرمانشاه در این دوره در میان پل کهنه و قلعه کهنه امروز قرار داشته‌است.[۵۵] با پایان یافتن جنگهای میان ایران و عثمانی با انعقاد عهد نامه ذهاب در سال ۱۰۱۸ سبب شد تا کرمانشاه از عصر شاه صفی تا پایان دوره صفویه دورانی از آرامش همراه با ترقی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طی کند.

در عصر افشاریه به دلیل وجود توپخانهٔ نادری در کرمانشاه این شهر اهمیت نظامی پیدا کرد و به جبههٔ جنگ نادر شاه با عثمانی تبدیل شد. بعد از مرگ نادر این شهر به دلیل وجود توپخانهٔ نادری در کانون توجه قدرت طلبان قرار داشت و نزاعهای میان سرداران مختلف بر سر دستیابی به این شهر صورت گرفت که در نهایت کریم خان بر آن مسلط شد.

در عصر زندیه کرمانشاه با وجود حکمران مقتدر خود الله قلی خان زنگنه اگر چه دورانی کوتاه توام با آرامش را از سر گذراند اما با مطرح شدن الله قلی خان به عنوان یکی از مدعیان قدرت و تلاش وی برای دستیابی به تاج و تخت سلطنت بعد از مرگ کریم خان، بار دیگر این شهر به وادی جنگ و ستیز مبدل گشت.
میدان شهرداری سابق در سال ۱۳۱۷
نگاره‌ای از طاق بستان در سال ۱۸۲۹ م

دوران بعدی رشد و توجه به کرمانشاه در دوران قاجاریه بود که مورد توجه دوباره حکومت از لحاظ سیاسی و اجتماعی بود. در سال ۱۱۸۴ با منصوب شدن محمد علی میرزا دولتشاه به حکومت کرمانشاهان طرح‌های شهری را در کرمانشاه به اجرا در می‌آورد و شکل کنونی شهر کرمانشاه را بنا می‌کند.[۵۵]
[نمایش]

    ن
    ب
    و

آثار دورهٔ اسلامی کرمانشاه
دوران معاصر

کرمانشاه در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت پس از استقرار مشروطه اختلاف بینش‌های سیاسی منجر به پیدایش احزاب مختلف شد که مهمترین آن‌ها حزب دموکرات و اعتدالیون بود. از چهره‌های مهم در میان دموکرات‌ها یارمحمدخان کرمانشاهی بود که در نبردهای کرمانشاه، تبریز و تهران نقش ایفا کرد.

کرمانشاه در جنگ جهانی اول برای مدتی محل تشکیل دولت موقتی مهاجرین مشروطه خواه بود. این دولت که با مهاجرت نمایندگان مجلس شورای ملی به کرمانشاه به ریاست نظام السلطنه مافی تشکیل شده بود، مناطق غربی ایران را زیر نفوذ خود داشت و توانست ۹ ماه پایدار بماند. با ورود نیروهای روسیۀ تزاری در ۲۵ فوریه ۱۹۱۶ اعضای این دولت به قصر شیرین و از آنجا به عثمانی مهاجرت کردند. همچنین با وقوع انقلاب فوریه ۱۹۱۷ در روسیه، نیروهای روسیه تزاری از کرمانشاه خارج شدند و ارتش عثمانی توانست کرمانشاه را اشغال نماید.[۶۰]

کرمانشاه همچنین در جنگ جهانی دوم به تصرف نیروهای بریتانیا در آمد و تا پایان جنگ در اشغال ماند. کرمانشاه در وقوع انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نیز تأثیر زیادی داشت و تظاهرات و اعتصاب های مردم سبب شد تا به عنوان یکی از مراکز مقاومت مردم در برابر حکومت پهلوی شناخته شود. پس از انقلاب این شهر در جنگ ایران و عراق، خسارات زیادی دید.[۶۱]
جغرافیا
موقعیت

شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد، از شمال غربی به کوه طاق بستان و از جنوب به سفید کوه منتهی می‌شود که در قسمت مرکزی استان کرمانشاه با موقیعت ۴۷ درجه و ۴ دقیقهٔ شرقی و ۱۹ درجه و ۳۴ دقیقهٔ شمالی قرار دارد و دارای ۲۴۵۰۰ کیلومتر مربع گستردگی و ارتفاع ۱۲۰۰ متر از سطح دریا است.[۱۷] کرمانشاه یکی از شاهراه‌های ارتباطی شرق و غرب و قدیمی‌ترین راه عبور زائران عتبات عالیات است که به همین سبب تاثیرات فرهنگی و معنوی برجا گذارده‌است.[۳۷] کرمانشاه در دروازه زاگرس قرار دارد. رشته کوه زاگرس که فلات ایران را از سرزمین‌های همسایه جدا کرده‌است در مسیر کرمانشاه، به دشت‌های وسیع و کوه‌های عمدتاً مجزا و دره‌های وسیعی منتهی می‌شود که از قدیم برای رسیدن به میان‌رودان مورد استفاده قرار گرفته‌است.

فاصلهٔ زمینی شهر کرمانشاه در شرایط مطلوب تا بغداد، ۳۹۰ کیلومتر، تا تهران، ۵۹۰ کیلومتر از اتوبان ساوه و ۵۱۰ کیلومتر از اتوبان قم، تا مرز خسروی (مرز ایران و عراق) در حدود ۲۰۰ کیلومتر[۶۲] و فاصلهٔ هوایی آن تا تهران ۴۱۳ کیلومتر است.[۶۳]
آب و هوا

شهر کرمانشاه دارای اقلیم معتدل کوهستانی است.[۳۶][۳۷] در قرن چهارم میلادی شهر کرمانشاه که در آن دوران روستای خوش آب و هوایی بود به عنوان دومین اقامت گاه سلطنتی ساسانیان انتخاب شد.[۳۸] در دوران ساسانیان باغ‌های بزرگی در این منطقه ساخته شد و تا مدت‌ها مکان تفریحی شاهان ساسانی بوده‌است. در دوران اسلامی نیز بارها شهر کرمانشاه را شهری خوش آب و هوا توصیف کرده‌اند که در آن آب‌ها جاری است و درختان و میوه جات فراوان دارد و کالاها در آن ارزان‌اند.[۶۴] ابن فقیه در کتاب البلدان که در سال ۲۹۰ هجری نگاشته‌است در مورد کرمانشاه می‌نویسد:[۳۰]

    او-قباد- از مداین تا رود بلخ در همه راه هیچ سرزمینی که هوایش از کرمانشاهان تا گردنه همدان-اسدآباد- خوش‌تر و آبش گواراتر و نسیمش لذت بخش‌تر باشد نیافت این بود که قرمسین را ساخت.

بیشترین ساعات آفتابی کرمانشاه به ۲۹۹۹ ساعت می‌رسد، بیشترین ساعات آفتابی در ماه‌های تیر و مرداد و کمترین آن در ماه‌های دی و بهمن است. موقعیت اقلیمی و اکولوژیک استان کرمانشاه با توجه به میزان متوسط بارندگی و رطوبت نسبی سالیانه به نحوی است که دامنه کوه‌ها و دشت‌های آن عموماًٌ پوشیده از جنگل و مرتع بوده و در پاره‌ای از نقاط نیز زمین‌های زارعی آبی و دیمی است.[۶۵] میانگین دمای سالانهٔ شهر کرمانشاه درحدود ۱۴سانتی‌گراد و میزان بارش سالانهٔ این شهر ۴۵۶٫۸ میلی‌متر است.
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هوای کرمانشاهNuvola apps kweather.svg
    ژانویه     فوریه     مارس     آوریل     مـــــه     ژوئـن     ژوئیـه     اوت     سپتامبر     اکتبـر     نوامبر     دسامبر     سـال
گرم‌ترین
C°     ۱۴     ۲۰     ۲۵     ۲۸     ۳۴     ۴۰     ۴۳     ۴۳     ۳۷     ۳۴     ۲۵     ۲۰     ۴۳
میانگین گرم‌ترین‌ها
C°     ۳     ۷     ۱۳     ۱۹     ۲۵     ۳۲     ۳۶     ۳۶     ۳۱     ۲۴     ۱۶     ۸     ۲۱
میانگین سردترین‌ها
C°     -۴     -۲     ۳     ۸     ۱۲     ۱۷     ۲۲     ۲۰     ۱۷     ۱۲     ۵     ۱     ۱۰
سردترین
C°     -۲۱     -۲۷     -۱۴     -۴     ۲     ۷     ۱۱     ۲     ۰     -۲     -۹     -۹     -۲۷


منبع: وب‌گاه ودربیس[۶۶]
ناهمواری‌ها
کوه پراو؛ بلندترین قلهٔ شهر کرمانشاه با ۳۳۵۷ متر از سطح دریا (کوهی که پوشیده از برف است)[۶۷]

کوه‌های عمدهٔ شهرستان عبارتند از بیستون، کوه فرخشاد در شمال، پرآو در شمال شرقی، کوه میوله در شمال غربی و سفیدکوه که در جنوب شرقی شهر کرمانشاه واقع شده‌اند و غار پرآو که شهرت جهانی دارد یکی از بزرگ‌ترین غارهای دنیاست و در کوه پرآو واقع شده‌است.[۶۸]
نام     موقعیت     ارتفاع     رشته کوه
پراو     شمال شرقی کرمانشاه     ۳۳۵۷ متر[نیازمند منبع]     رشته کوه زاگرس
کوه سفید     جنوب کرمانشاه     ۲۸۰۵ متر[نیازمند منبع]     رشته کوه زاگرس
میوله     شمال کرمانشاه     ۲۱۰۰ متر(تقریبی)[نیازمند منبع]     رشته کوه زاگرس


آب‌ها
دریاچه طاق بستان

مهمترین آب‌های کرمانشاه رودخانه قره‌سو، رودخانهٔ آبشوران، رودخانهٔ چم‌بشیر،[۶۹][پیوند مرده] دریاچهٔ طاق بستان، سراب خضرالیاس و سراب نیلوفر می‌باشند.
آلودگی
آلودگی هوا

مهم‌ترین عامل آلودگی هوای کرمانشاه ناشی از گرد و غبار بیابان‌های کشورهای عراق و عربستان است که باعث تعطیلی ادارات، مدارس و لغو پروازها به دلیل کاهش شدید دید در برخی روزها می‌گردد؛[۷۰] میزان دید در برخی از روزها به ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر کاهش می‌یابد. و این آلودگی در ۱۴ تیر ۱۳۸۸ به ۲۱ برابر حد مجاز رسید؛[۷۱] عاملی که باعث بستری‌شدن ده‌ها نفر در بیمارستان‌ها به دلیل مشکلات تنفسی و قلبی بوده‌است.[۷۱] همچنین این پدیده باعث آسیب شدید به جنگل‌های بلوک، نابودی پوشش گیاهی و بیابیانی شدن منطقه شده‌است.[۷۲]
آلودگی آب‌ها

با گسترش شهر کرمانشاه رودخانهٔ قره‌سو که از میان شهر عبور می‌کند با مشکلات زیست محیطی مواجهه شده‌است، مهمترین عامل در آلودگی این رودخانه ریختن آبشوران به داخل رود و پس از آن ریختن فاضلاب‌های کشاورزی است به طوری که این رودخانه امروز تبدیل به فاضلاب شده‌است.[۷۳] در سال‌های پیشین این رودخانه بیش از ۱۵ نوع ماهی را در خود جای می‌داده به طوریکه شغل برخی از بومیان منطقه از راه صید و فروش ماهی تأمین می‌شده‌است. که امروزه این زیستگاه به کلی تخریب شده‌است.[۷۴]
مردم
زبان

زبان اهالی کرمانشاه، کردی[۷۵][۷۶][۷۷][۷۸] و لهجهٔ فارسی کرمانشاهی است.[۵۷][۷۵][۷۶][۷۷] عده‌ای از مردم کرمانشاه به زبان کردی، گویش کلهری سخن می‌گویند.[۷۹] علاوه بر کردی کلهری دیگر گویش‌های کردی از جمله کردی کرمانشاهی، سنجابی، زنگنه و سورانی هم گویشورانی در میان مردم دارد.[۷۵] در کنار زبان کردی، عده‌ای از مردم به لهجهٔ فارسی کرمانشاهی تکلم می‌کنند.[۷۹][۸۰] لهجهٔ فارسی کرمانشاهی تنها خاص شهر کرمانشاه‌است.[۸۱] همچنین در بخشی از مناطق شهر، گویش لکی در میان برخی ساکنان رواج دارد.
فرهنگ

در کرمانشاه همواره بزرگان زیادی در ادبیات، هنر، تاریخ و سیاست برخاسته‌اند[۸۲] بزرگانی همچون، میرزا محمدرضا کلهر از نستعلیق‌نویسان مهم تاریخ ایران، سید مرتضی نجومی از بزرگان خوشنویسی جهان، شامی کرمانشاهی شاعر کرد زبان، ابوالقاسم لاهوتی شاعر و فعال سیاسی دوران مشروطیت، کیهان کلهر نوازنده‌ی بلندآوازه‌ی کمانچه، شهرام ناظری خواننده ورشید یاسمی نویسنده، مورخ، مترجم و شاعر معاصر ایرانی واستاد موسیقی کردی و فارسی، علی‌محمد افغانی نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی، مجتبی شمسی‌پور شیمیدان، ابوحنیفه احمدابن داود دینوری گیاه شناس، ستاره شناس، ریاضیدان و مورخ قرن نهم میلادی، یارمحمدخان کرمانشاهی از فعالان جنبش مشروطه می‌توان نام برد.
چاپخانه‌ها و نشریه‌ها

پس از انقلاب مشروطه وسایل تحصیل در کرمانشاه منحصر به چند مکتبخانه بود و در این میان کسانی که با کتاب و نشریه آشنا بودند به فکر تأسیس مدرسه و روزنامه‌های دستنویس و خطی افتادند، در میان سال‌های ۱۲۸۴ تا ۱۲۸۷ با تلاش میرعبدالباقی نخستین چاپخانه سنگی کرمانشاه افتتاح شد و پس از آن میرزا احمد خان معتضدالدوله وزیری چاپخانهٔ شرافت احمدی را تأسیس کرد و در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۰۲ با ورود نخستین چاپخانهٔ مجهز از آلمان، شرکت سعادت تشکیل شد و پس از فوت برادران سعادت شرکت منحل شد و بعدها در سال ۱۳۲۸ علاوه بر چاپخانهٔ سعادت، روزنامهٔ آن نیز منتشر می‌شد و در این چاپخانه بود که روزنامه‌های فصاحت و کوکب غرب انتشار یافتند.[۸۳] نخستین روزنامه رسمی در شهر کرمانشاه، روزنامه بیستون بود که در سال ۱۳۲۵ هجری قمری(۱۹۰۷ میلادی و ۱۲۸۶ هجری خورشیدی) به صاحب امتیازی ابوالقاسم لاهوتی در این شهر منتشر شد.[۸۴]
[نمایش]

    ن
    ب
    و

مطبوعات کرمانشاه
اجتماع

خبرگزاری مهر در سال ۱۳۹۰ با انتشار آماری عنوان کرد که در دهه هشتاد رشد آمار طلاق در کرمانشاه «رشد قابل توجه» داشته و استان کرمانشاه را در بالای جدول آمار طلاق در کشور قرار داد و آن را «یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی» در این شهر و دلایل آن را «بیکاری و اعتیاد» و سیاست‌های دولت را «بی ثمر و ناموفق» عنوان کرد.[۸۵] همچنین کرمانشاه یکی از بیشترین آمار نزاع‌های خیابانی در ایران را به خود اختصاص داده‌است.[۸۶]

پوران درخشنده نیز چندی پیشتر در واکنش به تعطیلی سینماهای شهر کرمانشاه عنوان کرده بود:

    بالا بودن آمار بی‌کاری، افزایش طلاق، و آمار بالای معتادین در این شهر همه و همه گویای این مطلب است که در این شهر کار فرهنگی قابل توجه صورت نمی‌گیرد و استان کرمانشاه در حال طی کردن یک روند غیر فرهنگی است.[۸۷]

مذهب

به طور کلی اقلیت‌های مذهبی استان در مجموع ۰/۱۷ درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهند که مهمترین آنها زردشتیان با ۰/۱۲ درصد، مسیحیان ۰/۰۲ درصد و کلیمیان ۰/۰۳ درصد از کل جمعیت را دارد.[۷۷]
یهودیان
انجمن کلیمیان کرمانشاه (هبرا) در سال ۱۳۴۰

محلهٔ قدیمی یهودیان کرمانشاه، در محلهٔ فیض‌آباد و در نزدیکی یکی از پنج دروازهٔ ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازهٔ یهودی‌ها معروف بوده‌است. شمار یهودیان کرمانشاه در دوران مشروطیت در حدود ۳۰۰۰ نفر برآورد شده که تا زمان احداث مدرسهٔ آلیانس کرمانشاه یعنی ۱۹۰۴ م چندان سر و سامانی نداشتند.[۸۸] یهودیان کرمانشاه در دوران پهلوی و با بهبود نسبی وضع اجتماعی از محله‌های قدیمی خود مهاجرت و در نقاط مختلف شهر پراکنده می‌شوند.[۸۹] این شهر، تا پیش از انقلاب اسلامی یکی از انجمن‌های پرجمعیت یهودیان ایران بود. اما در حال حاضر جمعیت یهودیان شهر به اندازه‌ای کم شده‌است که از ۴ کنیسایی که در سال‌های پیشین فعال بودند تنها در کنیسای اتحاد کلیمیان، مراسم دینی خود را برگزار می‌کنند.[۹۰]
جمعیت
تغییرات جمعیت کرمانشاه در میان سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵

کرمانشاه نهمین شهر پرجمعیت ایران است که براساس آمار درگاه ملی آمار ایران در سال ۱۳۸۵ تعداد ۳۴۶٬۸۶۴ زن و ۳۵۷٬۸۴۵ مرد شهر نشین و مجموع ۷۰۴۷۰۹ نفر شهر نشین در کرمانشاه زندگی می‌کنند. و با اضافه کردن روستاییان، کرمانشاه دارای جمعیت ۷۸۴٬۶۰۲ نفر می‌باشد[۸] همچنین جمعیت شهر در سال ۱۳۸۸ براساس آماری که گزتیر[پانویس ۴] انتشار داده ۸۱۵٬۰۱۴ نفر برآورد شده‌است.[۹]

سیلوستر دوساسی[پانویس ۵]، خاورشناس فرانسوی که در سال ۱۸۰۷ م از کرمانشاه دیدن می‌کند در کتابی شمار مردمان این شهر را در حدود ۱۶ تا ۱۸ هزارنفر برآورد می‌کند.[۸۹] کنراد مالتبرن[پانویس ۶] نیز در کتابی که در سال ۱۸۲۴ م به چاپ می‌رساند شمار خانه‌های شهر را ۳۰۰۰ خانه عنوان می‌کند.[۹۱]
هرم جمعیتی کرمانشاه در سال ۱۳۸۵[۸][۲۳] مردان     سن     زنان
۲۱٬۲۲۴      بیش‌تر از ۶۵      ۱۸٬۶۷۸
۷٬۵۲۳      ۶۰-۶۴      ۷٬۹۹۷
۱۱٬۸۶۱      ۵۵-۵۹      ۱۲٬۱۰۶
۱۸٬۰۴۵      ۵۰-۵۴      ۱۶٬۷۷۲
۲۲٬۹۵۹      ۴۵-۴۹      ۲۱٬۹۰۵
۲۶٬۳۲۰      ۴۰-۴۴      ۲۵٬۹۰۷
۳۰٬۲۴۸      ۳۵-۳۹      ۳۰٬۱۵۶
۳۰٬۹۲۲      ۳۰-۳۴      ۳۰٬۷۸۵
۳۹٬۵۹۹      ۲۵-۲۹      ۳۹٬۳۵۰
۵۲٬۴۶۷      ۲۰-۲۴      ۵۳٬۱۲۶
۵۱٬۴۱۹      ۱۵-۱۹      ۴۹٬۴۷۳
۳۸٬۴۳۴      ۱۰-۱۴      ۳۶٬۴۴۱
۲۷٬۹۰۵      ۵-۹      ۲۵٬۹۶۰
۲۷٬۲۰۱      ۰-۴      ۲۵٬۳۰۷
اقتصاد
شرکت پالایش نفت کرمانشاه

کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقصادی کرمانشاه از این راه‌است.[۳۹] در حوزهٔ شهرستان کرمانشاه دو شهرک صنعتی وجود دارد که بیش از ۲۵۶ واحد صنعت و تولیدی در آن احداث شده‌است. این شهرستان به لحاظ نیروی کار ارزان می‌تواند فعالیت صنعتی چشم گیر ی داشته باشد.[۹۲] میزان صادرات مواد غذایی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه تنها در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ مجموع ۹ درصد از صادرات کل کشور را شامل می‌شود.[۲۰] بازارچهٔ مرزی پرویز خان سال ۱۳۸۷ رتبهٔ اول فعالیت را میان بازارچه‌های مرزی کشور کسب کرد.[۹۳] در شش ماه اول سال ۱۳۸۷ بیش از ۲۳۸٬۶۵۲ تن کالای غیرنفتی به ارزش ۱٫۵۳۱ میلیون دلار را از مبادی‌های خروجی استان کرمانشاه صادر شد و همچنان مقام اول صادرات به کشور عراق و مقام هشتم صادرات کشور ایران را به خود تخصیص داد.[۹۴][پیوند مرده] مهمترین کارخانه‌های شهر کرمانشاه عبارتند از: کارخانه‌های قند، پالایشگاه کرمانشاه، پالایشگاه نفت آناهیتا، مجتمع پتروشیمی کرمانشاه، کارخانه سیمان غرب، کارخانه سیمان سامان، کارخانهٔ اسید سیتریک کرمانشاه (تنها کارخانهٔ اسید سیتریک خاورمیانه).[۹۵]
شرکت پالایش نفت کرمانشاه

در سال ۱۳۰۱ وجود نفت خام به مقدار کافی در غرب ایران به اثبات رسید و از این زمان فعالیت استخراج و پالایش بااحداث شرکت پالایش نفت کرمانشاه که در آن زمان «پالایشگاه کرمانشاه» نام داشت شروع گردید.[۲۰]

شرکت پالایش نفت کرمانشاه با توجه به آن که پس از گسترش شهر کرمانشاه در مرکز شهر قرار گرفت ولی یکی از واحدهای صنعتی سبز صنعت نفت با ۱۲۶ هزار متر مربع فضای سبز است.[۹۶]
حمل و نقل
پایانهٔ مسافربری

پایانهٔ مسافربری شهید کاویانی برای انتقال مسافران بین شهری بوسیلهٔ مینی بوس، اتوبوس و خودروسواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. دو شرکت ایران پیما و تعاونی هفت در خیابان مدرس و شرکت تی بی تی در میدان مصدق دارای مراکز فروش بلیط هستند.[۹۷]
فاصلهٔ زمینی شهر کرمانشاه با مراکز استان‌ها از رایج ترین مسیرها

فاصلهٔ شهر کرمانشاه با برخی از مناطق پر رفت‌وآمد:[۹۷]
شهر مقصد     وسیلهٔ نقلیه     طول مسافرت
تهران از مسیر همدان     اتوبوس     ۹ ساعت
تهران از مسیر ملایر     اتوبوس     ۷ ساعت
همدان     مینی بوس     ۳ ساعت
اراک     اتوبوس     ۴ ساعت
قم     اتوبوس     ۶ ساعت
بابل     اتوبوس     ١٢ ساعت
بوکان     اتوبوس     ۴ ساعت
تبریز     اتوبوس     ۸ ساعت
اهواز     اتوبوس     ۱۰ ساعت
ارومیه     اتوبوس     ۱۲ ساعت
اصفهان از مسیر اراک     اتوبوس     ۸ ساعت
خرم آباد     اتوبوس     ۵ ساعت
فرودگاه بین‌المللی

فرودگاه بین‌المللی اشرفی اصفهانی به عنوان استانداردترین و مهم‌ترین فرودگاه غرب کشور مورد استفاده قرار می‌گیرید.[۹۸]

پروازهای خارجی:دبی، دمشق، جده، سلیمانیه.

پروازهای داخلی: تهران، مشهد، کیش، بندرعباس، کرمان، شیراز، عسلویه، ساری.
راه آهن

در سال ۱۳۵۵ مطالعات برای احداث راه آهن کرمانشاه انجام شد و انجام این عملیات با شروع جنگ ایران و عراق اجرایی نشد و پس از آن نیز این پروژه تا مجلس ششم به فراموشی سپرده شد، پروژهٔ راه آهن کرمانشاه در سه فاز انجام می‌شود. فاز اول اراک-ملایر، فاز دوم ملایر-کنگاور و فاز سوم کنگاور-کرمانشاه. عملیات ساخت این پروژه در سال ۱۳۸۰ آغاز شد[۹۹] و قرار بود در سال ۱۳۸۵ تکمیل شود[۱۰۰]، اما عملیات اجرایی دوباره راه آهن کرمانشاه در سال ۱۳۸۵ آغاز شد و عنوان شد که این پروژه در سال ۱۳۸۷ تکمیل می‌شود.[۱۰۱] این در حالی است که در سال ۱۳۸۸ فاز دوم پروژه هنوز آغاز نشده بود.[۱۰۰] یکی از دلایل عقب ماندن این طرح اختصاص دادن بودجه طرح‌های ریلی کشور از جمله راه آهن کرمانشاه به طرح راه آهن بافق-مشهد بوده که با این کار پروژهٔ بافق-مشهد چهار سال زودتر از موعد مقرر تمام شد.[۱۰۰] ساخت این پروژه تا پایان سال ۱۳۹۰ به کرمانشاه[۱۰۲] و تا پایان سال ۱۳۹۲ به مرز خسروی و به راه آهن خانقین عراق متصل می‌شود. با این حال پایان این پروژه در زمان تعیین شده بعید به نظر می‌رسد.[۱۰۳]
قطار شهری

در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ خط ریلی کرمانشاه به طول ۱۴ کیلومتر در شورای عالی هماهنگی ترافیک به تصویب رسید و در ۱۵ تیر ماه ۱۳۸۷ سازمان قطار شهری کرمانشاه تأسیس شد. این خط قطار شهری شامل ۱۱ ایستگاه می‌شود و میدان فردوسی را به میدان طاق بستان متصل می‌کند که این پروژه در پنج سال به پایان می‌رسد.[۱۰۴] عملیات احداث خط قطار شهری کرمانشاه در سال ۱۳۸۸ به منوریل تغییر کاربری داد و مقرر شد در برخی از قطعات مسیر به صورت زیر زمینی و در برخی دیگر به صورت هوایی برای حمل مسافران استفاده شود.[۱۰۵] به این ترتیب هزینه اجرای این پروژه پنجاه درصد کاهش می‌یابد و عنوان شده‌است که به دلیل «تفکر مهندسی و اصلاح الگوی مصرف» قطار شهری کرمانشاه به منوریل تغییر یافته‌است.[۱۰۶] با توجه به گفتهٔ یکی از نمایندگان این شهر به نظر می‌رسد مشکل اجرایی نشدن منوریل کرمانشاه بیشتر ضعفی مدیریتی است تا فراهم نشدن بودجه[۱۰۷]
ساختار شهری

شهر کرمانشاه ۱٫۵ درصد از مساحت کل ایران را دارد[۱۰] و به ۶ منطقهٔ شهرداری تقسیم شده‌است.
سراسر نمای پل ولایت در شب
تغییرات شهری

نخستین طرح جامع شهر کرمانشاه در سال ۱۳۵۱ پیشنهاد شد. مرحلۀ دوم طرح جامع کرمانشاه در جلسۀ مؤرخۀ ۵ اردیبهشت ۱۳۶۰ از تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران گذشت.[۱۰۸]

شورای عالی شهرسازی و معماری ایران، در جلسۀ مؤرخۀ ۶ دی ۱۳۷۸، به بررسی مغایرت های اساسی طرح تفصیلی شهر کرمانشاه نسبت به طرح جامع مصوب پرداخته و تصویب نمود تا مساحت ۴۷ هکتار جنب شهرک ظفر در شمال شهر، ۲۱ هکتار در محدودۀ جنوب شهرک گل ها (شامل ۶ هکتار کمربند سبز دور شهر) و ۶۰ هکتار در غرب شهرک الهیه (شامل ۲۱/۵ هکتار کمربند سبز دور شهر) به مساحت شهر افزوده شده و در بخش جنوب غربی شهر، در ناحیۀ میدان آزادگان، ۵۰ هکتار زمین از آموزش عالی به کاربری مسکونی و خدمات تغییر کاربری بیابد، با این شرط که ۱۰ هکتار از آن به خدمات عمومی (شامل تالار شهر، مرکز تیزهوشان و ...) اختصاص بیابد.[۱۰۹]

طرح جامع شهر کرمانشاه برای افق ۱۳۹۱، (پیش بینی شده برای جمعیت ۱۱۴۷۳۰۰ نفر و مساحت ۹۵۶۸/۱ هکتار) در جلسۀ مؤرخۀ ۳ شهریور ۱۳۸۰ شورای شهرسازی استان کرمانشاه بررسی و در جلسۀ مؤرخۀ ۲۱ بهمن ۱۳۸۱ مورد تصویب قرار گرفت.[۱۱۰] بر اساس تغییرات به عمل آمده در این طرح و بر اساس تصمیم کمیتۀ فنی شورای عالی، حفظ کاربری های نظامی داخل شهر بلامانع دانسته شده و به فراهم شدن شرایط مناسب موکول شد.[۱۱۱] همچنین در این طرح پیشنهاد شد تا کرمانشاه به چند «پاره شهر» تقسیم شده و مشاور تهیه کنندۀ طرح، راهکاری برای نظام مدیریت جدید برای هر یک از پاره شهرها و نیز برای کل شهر کرمانشاه ارائه نماید.[۱۱۲]

در جلسۀ مؤرخۀ ۱۶ آذر ۱۳۸۷، مسئلۀ اصلاح حریم شهر کرمانشاه در شورای عالی برنامه ریزی و توسعۀ استان کرمانشاه بررسی و نقشۀ طرح به تصویب رسید. این نقشه ها در جلسۀ مؤرخۀ ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران بررسی و تصویب نهایی شد.[۱۱۳] در جلسۀ مؤرخۀ ۳ اسفند ۱۳۸۸، شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مغایرت طرح تفصیلی با طرح جامع شهر کرمانشاه را بررسی کرده و الحاق ۱۳/۵ هکتار به محدودۀ شهر جهت اختصاص به مسکن مهر را تصویب کرد.[۱۱۴]
شهرداری کرمانشاه
نوشتار(های) وابسته: فهرست شهرداران کرمانشاه

بلدیهٔ کرمانشاه در زمان قاجار در میان سال‌های ۱۲۷۹ تا ۱۲۹۰ در محل دیوانخانه تشکیل می‌شود که وظیفهٔ آن رفت و روب کردن خیابان‌های پر رفت‌وآمد و روشن کردن چراغ‌های پیه سوز خیابان‌ها بوده‌است که این وظایف تا زمان اولین رئیس بلدیه، اسدالله خان فزونی به همین شکل اداره می‌شود که وی در زمان ریاست به ایجاد خیابان شاه بختی از جلالیه تا سه راه پهلوی، سنگفرش خیابان‌های شهر و نصب فانوس‌های نفتی در معابر شهر اقدام می‌کند. کرمانشاه از زمان ساخت بلدیه تا کنون ۷۱ شهردار داشته.[۱۱۵]

ساختمان شهرداری کرمانشاه در سال ۱۸۹۷ م توسط سفارت انگلیس جهت کنسولگری تأسیس شده‌است، که در سال ۱۳۳۷ توسط سلطان محمد دولتشاهی، شهردار وقت، برای ساختمان شهرداری که قبلاً در میدان شهرداری سابق قرار داشت خریداری می‌شود.[۱۱۵]
معابر سطح شهر
میدان شهرداری سابق در سال ۱۳۱۰ (ضلع غربی)
یک گروه موسیقی در حال اجرای برنامه هستند.
ردیف     عناوین     متراژ تعداد
۱     سرانه فضای سبز     ۸٫۸۱
۲     تراکم(براساس جمعیت)     ۸۳٫۵ در هکتار
۳     تعداد میادین     ۳۴
۴     تعداد پارک‌ها     ۱۲۰
۵     تعداد خیابان‌ها     ۶۵۵
۶     تعداد شهرک‌ها     ۶۷
۷     تعداد کوچه ها     ۵۲۱۰
۸     تعداد بلوارها     ۱۰۳
۹     تعداد بن‌بست‌ها     ۲۴۷۱

[۱۰]
اماکن سطح شهر
ردیف     مکان     مهمترین‌ها     شمار     تأسیس
۱     پارک ها     پارک کوهستان
پارک شرقی طاق بستان
پارک شاهد     ۱۲۰     -
-
-
۲     قبرستان ها     باغ فردوس
قبرستان مسیحیان     ۲     -
-
۳     شهربازی ها     شهربازی کرمانشاه
شهربازی طاق بستان     ۲     -
-
۴     موزه ها     موزه پارینه‌سنگی زاگرس
موزه سنگ طاق بستان
موزه مردم‌شناسی کرمانشاه
موزه پوشاک و زیورآلات استان کرمانشاه     ۱۴     ۱۳۸۶
-
۱۳۶۹
-
۵     کتابخانه ها     امیرکبیر
شهید آوینی
شهید بهشتی     ۸     -
-
۱۳۷۶
پارک‌ها
سراسرنمای پارک کوهستان

میزان فضای سبز در کرمانشاه ۸٫۸۱ متر مربع به ازای هر نفر است و تعداد ۱۲۰ بوستان در شهر کرمانشاه وجود دارد.[۱۰] پارک‌های مهم شهر که بیشترشان در کنار محوطهٔ تاریخی طاق بستان قرار دارند عبارتند از پارک شرقی، پارک غربی، پارک کوهستان که در شمال شهر کرمانشاه قرار دارند و پارک‌هایی که در نقاط دیگر شهر قرار دارند شامل پارک شاهد، پارک شیرین و پارک لاله می‌شوند؛ پارک شاهد محل برگزاری نمایشگاه‌های مهم شهر کرمانشاه‌است که در بلوار شهید بهشتی قرار دارد.
سالن‌های سینما
درب سینما آزادی در ۹ تیر ۱۳۸۸ که نشان دهندهٔ تعطیلی یک سالهٔ سینماهای این شهر است.

کرمانشاه در سال ۱۳۱۰ صاحب سینمایی بوده که توسط سید ابول نقاش با راهنمایی و کمک دوستش حبیب‌الله مراد در زمین‌های تفریحی آن روزگارساخته شده، بانام سینما فروهر - در مجموع کرمانشاه درطی تاریخ خود دارای ۱۴ سالن سینمابوده، البته نه به طور همزمان، نام این سینماها عبارتند از سینما باربد، سینما هما کرمانشاه (قبل از سینما ایران درمحل همین سینمابوده) سینما ایران، سینما دیانا، سینما مولن روژ ورکس، (که تابستانی بوده‌اند) سینما متروپل، سینما کریستال، سینما آتلانتیک، سینما شهر فرنگ، سینما شهر تماشا، سینما صحرا، سینما فرهنگ که پس از پیروزی انقلاب این سالن‌ها متروکه شدند و یا تغییر کاربری دادند.

سینماهای شهر کرمانشاه پس از انقلاب ۵۷ شامل سینماهای آزادی، پیروزی، فرهنگ و استقلال بوده که در دی ماه ۱۳۸۷ همهٔ سینماها به جز سینما فرهنگ به گفتهٔ نهادهای دولتی به دلیل بازسازی و بهبود کیفیت سینماهای شهر کرمانشاه تعطیل شدند.[۱۱۶][۱۱۷] این در حالی بود که تعداد صندلی‌های سینما فرهنگ نیز به ۲۰۰ صندلی کاهش یافت و پس از نه ماه همزمان با عید فطر ۱۳۸۸ سینما آزادی به دستور استاندار کرمانشاه بدون بازسازی سینما بازگشایی شد و عنوان شد که به دلیل فقدان اعتبارات سینماهای این شهر هنوز بازسازی نشده‌اند.[۱۱۸][پیوند مرده] در حال حاضر تنها دو سینمای فرهنگ و آزادی به کار خود ادامه می‌دهند.
سالن‌های تئاتر
نام     تاریخ ساخت     ظرفیت     تعداد سالن     مکان
مجتمع فرهنگی شهید آوینی[۱۱۹]     -     -     ۲     میدان غدیر
مجتمع فرهنگی انتظار[۱۲۰]     ۱۳۸۷     -     ۱     میدان آزادگان
[نمایش]

    ن
    ب
    و

محله‌های شهر کرمانشاه
آموزش
دانشگاه‌ها
نوشتار اصلی: فهرست دانشگاه‌های کرمانشاه

هم اکنون ۴۹ هزار دانشجو در ۹ مرکز دانشگاهی دولتی و خصوصی کرمانشاه در حال تحصیل هستند،[۳۳] دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه اولین دانشگاه در منطقهٔ غرب کشور بود که در سال ۱۳۴۷ مدرسه عالی پرستاری کرمانشاه با پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ناپیوسته (در زیر مجموعه بهداری) و دانشکدهٔ پزشکی (زیر مجموعه دانشگاه رازی) در سال ۱۳۵۵ با پذیرش دانشجو در مقطع دکترای عمومی تأسیس، گردیدند. دانشگاه رازی پس از دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، نخستین دانشگاه در منطقهٔ غرب ایران است.[۱۲۱]
نوع دانشگاه     نام     تاسیس     شمار دانشجویان
دولتی     دانشگاه رازی
دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
دانشگاه صنعتی کرمانشاه     ۱۳۵۱
۱۳۴۷
۱۳۸۶     -
-
۳٬۵۰۰
آزاد     دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه     ۱۳۶۷     ۱۴٬۰۰۰
آموزشکده     آموزشکده فنی مهندسی کرمانشاه
آموزشکده فنی شماره ۲ پسران کرمانشاه
آموزشکده فنی دختران کرمانشاه     ۱۳۴۶
-
-     ۱٬۹۹۶
-
-
غیره     دانشگاه پیام نور کرمانشاه
دانشگاه علمی کاربردی کرمانشاه
جهاد دانشگاهی کرمانشاه
موسسهٔ آموزش عالی غیرانتفاعی زاگرس
موسسه آموزش عالی شهید رضایی     ۱۳۷۷
۱۳۷۳
۱۳۸۵
-
-     ۱۲٬۰۰۰
-
۲٬۵۰۰
-
-
حوزه‌ها
مسجد عمادالدوله، مکان قدیمی‌ترین حوزهٔ علمیه در شهر کرمانشاه

هم اکنون در شهر کرمانشاه ۴ حوزهٔ علمیه وجود دارد که یکی از آن‌ها مخصوص بانوان است، مسجد و مدرسهٔ امام صادق علیه السلام که در سال ۱۲۴۷ توسط امامقلی میرزا عمادالدوله با نام حوزهٔ علمیهٔ عادالدوله ساخته شد قدیمی ترین حوزهٔ علمیهٔ کرمانشاه به شمار می‌رود و در ۲۶ فروردین ۱۲۵۱ همراه با مغازه‌های اطراف وقف شد. فعالیت این مدرسه در دوران پهلوی متوقف و در سال ۱۳۵۹ فعالیت دوبارهٔ خود را آغاز کرد.[۱۲۲] و پس از انقلاب ۵۷، در سال ۱۳۶۳ با مجوز روح الله خمینی، حوزهٔ علمیهٔ امام خمینی(ره) تأسیس شد که در سال ۱۳۸۵ با پذیرش ۶۰ دانشجو کار خود را آغاز کرد.[۱۲۳]
نام حوزه     تأسیس     شمار طلبه‌ها
مدرسه و حوزهٔ علمیهٔ حضرت امام صادق علیه السلام
حوزهٔ علمیهٔ امام خمینی(ره) کرمانشاه
حوزهٔ علمیهٔ حاج شهباز خان     ۱۲۴۷
۱۳۶۳
-     ۷۰ نفر مرد، ۱۰۹ نفر زن
-
-
مدرسه‌ها
نوشتار اصلی: فهرست مدرسه‌های کرمانشاه

اولین مدارس در شهر کرمانشاه، مدرسهٔ اسلامیه و مدرسهٔ محتشمیه بودند که در سال ۱۲۷۸ تأسیس شدند همچنین در سال ۱۲۸۸ قرائتخانه‌ای در شهر ساخته شد که نخستین قرائتخانه این شهر و مدرسهٔ اکابر نیز بود.[۸۳]
کتابخانه‌ها
کتابخانه‌های شخصی

نخستین کتابخانهٔ شخصی در کرمانشاه در ۱۲۹۵ با نام کتابخانه و قراتخانهٔ نجابت تأسیس شد و کتابخانهٔ دولتشاه واقع در کاخ محمد علی میرزا دولتشاه فرزند ارشد فتحعلی شاه و حاکم وقت کرمانشاه که نسخی نایاب و نادر را در خود خود داشت از اولین کتابخانه‌های شخصی در این منطقه هستند و دیگر کتابخانه‌های شخصی که در کرمانشاه تأسیس شدند شامل کتابخانهٔ آل آقا در مسجد جامع کرمانشاه، کتابخانهٔ سردار کابلی، کتابخانهٔ فیض مهدوی با حدود ۸۰۰۰ جلد، کتابخانهٔ سید محمود کزازی (در حال حاضر در متعلق به جلال الدین کزازی است)، کتابخانهٔ مرتضی نجومی با ۷۰۰۰ جلد، کتابخانهٔ عبدالجلیل جلیلی که در سال ۱۳۴۷ تأسیس شد و شامل ۶۰۰۰ نسخه خطی و چاپی بود که در سال ۱۳۵۹ با کتابخانهٔ محمدحسین جلیلی تبدیل به یک کتابخانه شد.[۸۳]
کتابخانه‌های عمومی

نخستین کتابخانهٔ عمومی کرمانشاه در سال ۱۳۴۴ توسط شهرداری کرمانشاه تأسیس شد و در همین دهه در نقاط دیگر استان هم کتابخانه‌هایی تأسیس شدند. شهر کرمانشاه دارای ۵ باب کتابخانهٔ عمومی است و نخستین کتابخانهٔ مخصوص کودکان آن، در سال ۱۳۵۳ در تأسیس شد.[۸۳]
کتابخانه‌های تخصصی

با تأسیس کتابخانهٔ مدرسهٔ آیت‌الله بروجردی در سال ۱۳۳۵ نخستین کتابخانهٔ تخصصی در کرمانشاه آغاز به کار کرد که مورد استفادهٔ طلاب علوم دینی بود، سایر کتابخانه‌های در زمینهٔ تخصصی شامل کتابخانهٔ مرکز تحقیقات جهاد سازندگی، کتابخانهٔ پشتیبانی ارتش،[پانویس ۷] کتابخانهٔ مرکز دولتی کرمانشاه، کتابخانهٔ سازمان برنامه و بودجه، کتابخانهٔ مرکز آموزشی توانیر، کتابخانهٔ ادارهٔ برق، کتابخانهٔ سازمان آب و فاضلاب می‌شود. بر اساس آمار ۱۳۸۲ کرمانشاه دارای ۷ کتابخانهٔ تخصصی با مجموع ۶۷٬۵۱۳ کتاب است.[۸۳]
کتابخانه‌های دانشگاهی

با تأسیس دانشگاه رازی در سال ۱۳۵۱ نخستین کتابخانهٔ دانشگاهی در کرمانشاه ساخته شد و پس از انقلاب ۵۷ با نام کتابخانهٔ شهید مطهری شناخته شد که شامل ۶۰٬۰۰۰ جلد کتاب و ۴۵۰ عنوان نشریه و همچنین کتب نفیس خطی، پایان نامه‌ها، نقشه‌ها، اسناد و مدارک است. کتابخانهٔ دیگر مربوط به کتابخانهٔ مرکزی و اسناد و مدارک دانشگاه علوم پزشکی است که در سال ۱۳۶۵ تأسیس شده و حدود ۴۵٬۰۰۰ کتاب تخصصی و مرجع، ۳۰۰ عنوان نشریهٔ جاری و پایانامه‌ها و غیره را شامل می‌شود. همچنین کتابخانهٔ دانشگاه ادبیات از دیگر کتابخانه‌های دانشگاهی شهر کرمانشاه‌است که شامل ۲۶٬۰۰۰ جلد کتاب فارسی و ۴٬۰۰۰ جلد کتاب لاتین و ۲۰ عنوان نشریه و غیره‌است. کتابخانهٔ دانشگاه پیام نور هم که در سال ۱۳۷۴ تأسیس شد شامل ۱۵٬۰۰۰ جلد کتاب فارسی و لاتین است؛ کتابخانهٔ مرکز آموزشی فنی مهندسی که در سال ۱۳۶۴ تأسیس شد نیز شامل ۹۱٬۴۱۵ جلد کتاب در کلیه رشته‌ها را نگهداری می‌کند. همچنین کتابخانهٔ مرکز آموزش عالی نیز شامل ۱۶٬۰۰۰ جلد کتاب است. طبق آماری در سال ۱۳۸۲ شمار کتابخانه‌های استان ۱۳ باب و مجموع ۸۷۴٬۱۹۱ جلد کتاب است.[۸۳]
آثار تاریخی
طاق بزرگ در طاق بستان

کرمانشاه پیش از اسلام یکی از شهرهای مهم ایران به شمار می‌رفت و پس از اسلام بارها توسط اعراب مورد حمله قرار گرفت؛ مسعر ابن مهلهل که در قرن چهارم از کاخ‌های باستانی شاهان ایران در کرمانشاه دیدن کرد و شرح ویران کردن آن توسط اعراب را نوشته‌است.[۱۲۴] گرچه این مساله با توجه فاصله زمانی مسعر ابن مهلهل از صدر اسلام مورد تردید است؛ مخصوصا با توجه به اینکه کرمانشاه - که اعراب آن را قرمیسن می‌خواندند- در زمان بنی عباس شهری آباد و معمور بوده است.[۱۲۵][۵۷][۱۲۶]

جاذبه‌های تاریخی پیش از اسلام شهر کرمانشاه بیشتر آثار باقی‌مانده از دوران ساسانیان است که سرآمد آنها طاق بستان است که به گونه‌ای نماد شهر کرمانشاه هم به حساب می‌آید و در پایین تر از محوطهٔ تاریخی طاق بستان و شهر تاریخی کامبادنه منطقه‌ای به نام شکارگاه خسروپرویز وجود دارد که در زمان خسروپرویز برای شکار تفریحی کاربرد داشته‌است که در نقش برجسته‌های طاق بستان این شکارها به تصویر کشیده شده‌اند. سنگ‌نبشته بیستون نیز از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو، در دامنه کوه بیستون قرار دارد.
طاق بستان
نوشتار اصلی: طاق بستان
نوشتار(های) وابسته: نقش‌برجسته تاج‌گذاری اردشیر دوم و شکارگاه خسرو پرویز

طاق بستان مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دورهٔ ساسانی است که در شمال غربی کرمانشاه واقع شده‌است. این مجموعه در قرن سوم میلادی ساخته شده‌است و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد. چند صحنه تاریخی از جمله تاج‌گذاری خسرو پرویز، تاج‌گذاری اردشیر دوم، تاج گذاری شاهپور دوم و سوم و همچنین چند سنگ‌نوشته (کتیبه) به خط پهلوی کتیبه‌ای در آن کنده‌کاری شده‌است. ۰
سنگ‌نبشته بیستون
نوشتار اصلی: سنگ‌نبشته بیستون
سنگ‌نبشته بیستون

سنگ‌نبشته بیستون یا کتیبه بیستون، از آثار دوره هخامنشیان واقع در سی کیلومتری شهر کرمانشاه در دامنه کوه بیستون است.[۱۲۷] سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهمترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است[۱۲۸] که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. این اثر از سال ۲۰۰۶ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.
آثار تاریخی دورهٔ قاجار
نوشتار(های) وابسته: بازار کرمانشاه، خانه خواجه باروخ، فهرست مسجدهای کرمانشاه و فهرست تکایا کرمانشاه
تکیه معاون الملک بزرگترین تکیه در شهر کرمانشاه

بیشتر بناهای تاریخی پس از اسلام شهر کرمانشاه بیشتر مربوط به دورهٔ قاجار می‌شوند، زمانی که شهر کرمانشاه به دلیل موقعیت خود مورد توجه قرار می‌گیرد، این بناها که در نزدیکی بازار کرمانشاه و محلهٔ فیض آباد؛ محلهٔ قدیمی شهر قرار دارند شامل مسجدهای قدیمی، تکایا و خانه‌های قدیمی هستند، بازار کرمانشاه که در دوران پهلوی به چهار قمست تقسیم شده‌است بیشتر این بناها را در خود و مناطق اطراف خود جای داده‌است، که شامل تکیه معاون الملک، مسجد عمادالدوله، مسجد جامع کرمانشاه، مسجد جامع شافعی، تکیه بیگلربیگی، مسجد حاج شهباز خان، مسجد شاهزاده، مسجد دولتشاه، خانه خواجه باروخ و غیره می‌شوند.

تکایای شهر کرمانشاه و اکثر مساجد تاریخی این شهر مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول می‌باشند و معماری قدیمی شهر نیز در این حال و هوا فرو رفته‌است. تکیه معاون الملک معروفترین ترین اثر از دوره قاجاریه در شهر کرمانشاه‌است که که کاشی‌های منحصربه‌فردش آن را از دیگر تکایا متمایز می‌کند. این بنا در بافت قدیمی شهر در محلهٔ آبشوران بنا شده‌است که به دستور حسین خان معین الرعایا در سال ۱۳۱۵ هجری قمری ساخته شده‌است.[۱۲۹] شهر کرمانشاه هم اکنون دارای ۷۶ باب مسجد و ۱۱ باب کانون فرهنگی و ۸ کتابخانه عمومی است.[۱۳۰][پیوند مرده]
گردشگاه‌ها

پارک جنگلی طاق بستان که در شمال شرقی شهر کرمانشاه قرار دارد شامل کوهستان‌ها، چشمه‌ها، فضای سبز، دریاچه‌های مصنوعی، مجموعه نقش برجسته‌های ساسانی و شکارگاه خسرو پرویز می‌شود که به دلیل آب و هوای معتدل مورد توجه پادشاهان ساسانی قرار گرفته‌است و از آن به عنوان شکارگاه سلطنتی استفاده کرده‌اند که امروزه به دلیل امکانات تفریحی و آثار تاریخی یکی از پر جاذبه‌ترین مناطق کرمانشاه مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۱۳۱]

همچنین غار پرآو بزرگترین غار عمودی دنیا و دومین اثر طبیعی ملی کرمانشاه،[۱۳۲][۱۳۳] از مکان‌های مهم برای غارنوردی است که هر ساله غارنوردان داخلی و خارجی زیادی را راهی کوه پراو می‌کند.[۱۳۴]
موزه‌ها

موزه‌های متعددی در شهر کرمانشاه وجود دارند که بیشتر موزه‌های شهر را موزه‌هایی در در زمینه فرهنگی تشکیل می‌دهد که ۱۴ موزه در این زمینه در شهر کرمانشاه وجود دارد.[۱۳۵]
[نمایش]

    ن
    ب
    و

موزه‌های کرمانشاه

نگاره‌هایی از موزه‌های کرمانشاه

    موزه پارینه سنگی زاگرس

    موزه سنگ طاق بستان

    موزه مردم شناسی

    موزه پوشاک و زیورآلات

سوغاتی‌ها
در بازار کرمانشاه نان برنجی پزها با قرار دادن نان برنجی‌ها روی سینی به مشتریان اجازه امتحان کردن شیرینی هایشان را می‌دهند.
ردیف اول نان خرمایی، ردیف دوم کاک، ردیف سوم نان برنجی
شیرینی‌ها

بژی، نان روغنی کرمانشاهی و نان شکری.
سوغات

نان برنجی، کاک، روغن کرمانشاهی و نان خرمایی.
صنایع دستی

گلیم، گیوه، جاجیم، موج، انواع آلات موسیقی(دف، تنبور، تار، دیوان و سه‌تار) و چرم.
غذاها

ترخینه، خورش خلال بادام، دنده کباب کرمانشاهی، سیب پلو، آش عباسعلی و آبگوشت کرمانشاهی،آبگوشت باغی.

نگاره‌هایی از سوغاتی‌های کرمانشاه

    نان برنجی

    نان خرمایی

    خورش خلال بادام

    گیوه

روز ملی

به پیشنهاد معاونان گردشگری کرمانشاه و با تأیید مجلس شورای اسلامی، ۵ مرداد ماه به عنوان روز ملی «کرمانشاه گهوارهٔ تمدن» نام گذاری شده که همزمان با عملیات مرصاد است.

ابوالقاسم لاهوتی

ابوالقاسم الهامی متخلص به لاهوتی یا لاهوتی خان (۱۲۶۴ - ۱۳۳۶) شاعر، روزنامه نگار، نظامی و فعال سیاسی انقلابی در دوران انقلاب مشروطه. ابوالقاسم لاهوتی از اعضای حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) بود؛ و در دوران رضاشاه، تحت تعقیب قرار گرفت و غیاباً محکوم به اعدام گردید ولی موفق به فرار به شوروی گردید. او در کرمانشاه روزنامه بیستون را منتشر می‌کرد.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ آثار
    ۳ شعر
    ۴ نمونه‌ای از اشعار
        ۴.۱ ترجمه
    ۵ فعالیت روزنامه نگاری
    ۶ پانویس
    ۷ منابع
    ۸ جستارهای وابسته

زندگی

ابوالقاسم الهامی در سال ۱۳۰۵ هجری قمری، برابر با ۱۲۶۴ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. وی نام مستعار ابوالقاسم لاهوتی برای خود برگزید و اشعار نخستین وی در روزنامه حبل المتین به چاپ رساند. از نخستین کسانی است که قالب‌های شعری را درنوردید و به زبانی ساده و روان شعر گفت. از وی مجموعه‌ای شامل قطعه ٫غزل و مقداری تصنیف بر جای مانده‌است.

وی مدتی سمت وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان شوروی را برعهده داشت. در تاجیکستان تئاتر و اپرا را پایه‌گذاری کرد. وی همچنین معاون ماکسیم گورگی در هییت رییسه کانون نویسندگان شوروی بود.

وی مدت ۳۶ سال خارج از ایران زندگی کرد[۱] و هرگز به ایران بازنگشت و عاقبت در فروردین ماه سال ۱۳۳۶ خورشیدی در مسکو درگذشت. وی در گورستان نووودویچی مدفون گشته است.
آثار

    سرود جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان (سرود ملی تاجیکستان) در سال ۱۹۴۶ توسط ابوالقاسم لاهوتی سروده شد.
    کاوه آهنگر (۱۹۴۷)
    قصیده کرملین (۱۹۲۳)
    تاج و بیرق (۱۹۳۵)
    مجموعه اشعار (۶۳-۱۹۶۰)

شعر

لاهوتی اصطلاحات و واژگانی را که تا پیش از آن راهی در شعر فارسی نداشت به زبان شعر وارد کرد. در شعر وی واژگانی از قبیل سوسیالیزم، فاشیسم، کالخوز، کامسومول، فابریک، کالکتیو، آیروپلان و ... به وفور به چشم می‌خورد[۲] و افزون بر واژگان می‌توان استعاره‌ها و تشبیه‌های بی سابقه‌ای را نیز مشاهده نمود. در مجموع زبان شعر وی ساده و عامه فهم و نزدیک به زبان گفتار است، اما در غزل زبانی نزدیک به زبان رایج در ادبیات کلاسیک فارسی را به کار گرفته است.[۳]

لاهوتی برای بیان اندیشه‌های نو در وزن عر نیز دست به نوآوری می‌زند. در اشعار وی به سبب آشنایی وی با ادبیات اروپا گاه به اقتضای گفتگوهای بلند، مصراع‌ها کوتاه و قافیه‌ها جابه جا شده است.[۴]

به سبب همین نوآوری‌ها از لاهوتی به عنوان پیشگام شعر نوی فارسی یاد می‌شود و با توجه به تقدم زمانی وی بر نیما یوشیج، تجربه‌های نوآورانهٔ وی در شعر را نیز بر نیما مقدم شمرده‌اند.[۵]

لاهوتی خود را متأثر از میرزا علی اکبر طاهرزادهٔ صابر، شاعر ترک قفقازی می‌دانست. مضمون اصلی اشعار وی حمایت از رنجبران و مظلومان و دعوت آنان به تلاش و حرکت و حق طلبی است.[۶]
نمونه‌ای از اشعار
ترجمه

سرود انترناسیونال که به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه شده‌است اولین بار توسط لاهوتی به فارسی ترجمه شد.

برخیز، ای داغ لعنت‌خورده، دنیای فقر و بندگی!

جوشیده خاطر ما را برده به جنگ مرگ و زندگی.

باید از ریشه براندازیم کهنه جهان جور و بند،

آنگه نوین جهانی سازیم، هیچ‌بودگان هر چیز گردند.

روز قطعی جدال است، آخرین رزم ما.

انترناسیونال است نجات انسان‌ها.[۷]
فعالیت روزنامه نگاری

ابوالقاسم لاهوتی در سال ۱۳۲۵ هجری قمری(۱۹۰۷ میلادی و ۱۲۸۶ هجری خورشیدی) اقدام به انتشار روزنامه‌ای با نام بیستون کرد که نخستین روزنامه رسمی در شهر کرمانشاه به شمار می‌آمد.[۸] وی همچنین در سفر دوم خود به استانبول، پس از شکست مؤتلفین، اقدام به انتشار مجله‌ای به نام پارس کرد که دوزبانه فارسی-فرانسوی بود. لاهوتی خود سردبیری بخش فارسی را بر عهده داشت.

نیما یوشیج

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج، (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکده یوش از توابع شهرستان نور استان مازندران - درگذشته ۱۳ دی ۱۳۳۸[۱] خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی و پدر شعر نو فارسی [۲][۳][۴] است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.

نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایه‌ی شاعران سمبولیست به نام جهان می‌دانند.[۵][۶] نیما همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام روجا چاپ شده‌است.

محتویات

    ۱ زندگی
        ۱.۱ کودکی
        ۱.۲ اقامت در تهران
    ۲ فعالیت‌های اجتماعی
    ۳ تشکیل خانواده
        ۳.۱ ترک تهران و معلمی در آستارا
    ۴ تغییر نام
    ۵ آغاز شاعری
    ۶ شعر نیمایی
    ۷ آثار نیما
    ۸ خانه نیما
    ۹ مرگ
    ۱۰ کتاب‌شناسی
        ۱۰.۱ اشعار
            ۱۰.۱.۱ اشعار فارسی
            ۱۰.۱.۲ اشعار طبری
        ۱۰.۲ آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها
    ۱۱ نامه عاشقانه
    ۱۲ آثار درباره نیما
    ۱۳ جستارهای وابسته
    ۱۴ پانویس
    ۱۵ پیوند به بیرون

زندگی
کودکی

نیما در سال ۱۲۷۴ هجری شمسی در روستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود.[۷] پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.[۸]

نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را آزار می‌داد و در کوچه' باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد.[۹]
اقامت در تهران

۱۲ ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.

پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.[۱۰]
فعالیت‌های اجتماعی

دوران نوجوانی و جوانی نیما مصادف است با توفانهای سهمگین سیاسی - اجتماعی در ایران نظیر انقلاب مشروطه و جنبش جنگل و تاسیس جمهوری سرخ گیلان، روح حساس نیما نمی‌توانست از این توفان‌های اجتماعی بی تاثیر بماند. نیما از نظر سیاسی تفکر چپ گرایانه داشت، و با نشریه ایران سرخ یکی از نشریات حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰)[۱۱][۱۲] که برادرش لادبن سردبیر آن بود و در رشت چاپ و منتشر می‌شد همکاری قلمی داشت. از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود.[۱۳] دیرتر در دهه بیست خورشیدی در نخستین کنگره نویسندگان ایران عضو هیات مدیره کنگره بود و اشعار وی در نشریات چپ گرای این دوران منتشر می‌گردید.
تشکیل خانواده
تصویری از نیما به همراه حاشیه‌هایی مورخه ۱۴ خرداد ۱۳۳۴

نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.[۱۴] پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت.[۱۵] نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود.[۱۳]

سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد. همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود.[۱۶] حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند. شراگیم در سال ۱۳۲۱ خورشیدی به دنیا آمد.[۱۷]

وی پس از آن‌که در سال ۱۳۰۴ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خودش از افکار پریشان رهایی یابد.[۱۸] درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت.[۱۹] در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد.[۲۰] وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.[۲۱]
ترک تهران و معلمی در آستارا

در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به بارفروش (بابل کنونی؛مدرسه بدر) انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد.[۲۲] او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا به امر تدریس مشغول بود.
تغییر نام

علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده‌است.[۲۳]
آغاز شاعری

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند.[۲۴] این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶ش) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷ش) آغاز می‌شود و او این دو شعر را در مجلهٔ «موسیقی» که یک مجلهٔ دولتی بود، منتشر کرد. [۲۵] او در ۶۲ سال زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرهایش تحول بخشد. [۲۶]
شعر نیمایی
نوشتار اصلی: شعر نیمایی


آثار نیما

منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده‌است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده‌است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته‌است.[۲۷] بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند.[۲۸] چنان که خطاب به حافظ می‌گوید:
حافظا این چه کید و دروغ است         کز زبان می وجام ساقی است
نالی ار تا ابد باورم نیست         که بر آن عشق بازی که باقی است
من بر آن عاشقم کو رونده‌است        
       
(افسانه)

نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده‌است.[۲۹] با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت.[۳۰] ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.[۳۱]
خانه نیما

خانه نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‌رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث‌فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده‌است و حفاظت می‌شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.
مرگ
نمای بیرونی خانهٔ نیما
خانهٔ نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد.

این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد.[۳۲] سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.
کتاب‌شناسی
اشعار
اشعار فارسی

    قصه رنگ پریده
    منظومه نیما
    خانواده سرباز
    ای شب
    افسانه
    مانلی
    افسانه و رباعیات
    ماخ اولاً
    شعر من
    شهر شب و شهر صبح
    ناقوس قلم انداز
    فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ
    آب در خوابگه مورچگان
    مانلی و خانه سریویلی
    مرقد آقا (داستان)
    کندوهای شکسته (داستان)
    آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
    توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

اشعار طبری

    روجا

آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها

آثاری که در کتاب نیما یوشیج، دربارهٔ هنر و شعر و شاعری با گردآوری سیروس طاهباز" انتشار یافته:

    ارزش احساسات در زندگی هنر پیشگان
    تعریف و تبصره
    حرف‌های همسایه
    مقدمه خانواده سرباز
    نامه به شین پرتو
    مقدمهٔ «آخرین نبرد» شعرهای اسماعیل شاهرودی «آینده»
    یادداشت برای مجموعه شعر منوچهر شیبانی
    شعر چیست؟
    از یک مقدمه
    یک مصاحبه
    درباره جعفرخان از فرنگ آمده
    یک دیدار

سایر آثار:

    دنیا خانه من است
    نامه‌های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر
    کشتی توفان
    مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز)

نامه عاشقانه

یکی از زیباترین نامه‌ها به زبان فارسی نامه‌های ماندگار نیما یوشیج است، نامه‌هایی که بیشتر به نیما به برادر خود نوشته اما نیما پنج نامه خاص برای همسر خود دارد که از همه نامه‌های او جداست.[۳۳]
آثار درباره نیما

    مهدی اخوان ثالث، بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج
    مهدی اخوان ثالث، عطا و لقای نیما یوشیج
    شاپور جورکش، بوطیقای شعر نو
    بهمن شارق، نیما و شعر فارسی، بررسی و نقد آثار نیما یوشیج
    حسین صمدی، کتابشناسی نیما
    سیروس طاهباز و محمدرضا لاهوتی، یادمان نیما یوشیج
    محمد عبدعلی، فرهنگ واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج
    محمود فلکی، نگاهی به شعر نیما
    حمید حسنی، موسیقی شعر نیما (تحقیقی در اوزان و قالب‌های شعریِ نیمایوشیج)
    سیروس طاهباز، کماندار بزرگ کوهساران: زندگی و شعر نیما یوشیج
    محمد حقوقی، نیما یوشیج: شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز، شعرهای برگزیده تفسیر و تحلیل موفق‌ترین شعرها
    سعید حمیدیان، داستان دگردیسی: روند دگر گونیهای شعر نیما یوشیج
    سیاوش کسرایی، در هوای مرغ آمین: نقدها، گفتگوها و داستان‌ها
    محمدعلی شهرستانی، عمارت دیگر (معنی شعر نیما) در پنج بخش
    تقی پورنامداریان، خانه‌ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد
    عطاالله مهاجرانی، افسانة نیما
    امید طبیب زاده، نگاهی به شعر نیما یوشیج: بحثی در چگونگی پیدایش نظام‌های شعری، انتشارات نیلوفر
    مسعود بیزارگیتی، نیما، پاسخی به ضرورتی تاریخی
    میرانصاری، علی، اسنادی درباره نیما یوشیج
    میرانصاری، علی، دو سفرنامه از نیما یوشیج
    میرانصاری، علی، کتابشناسی نیما یوشیج


صدرالدین عینی

صَدرالدین عِینی ‎(به فارسی تاجیکی: Садриддин Айнӣ)‏ (۲۶ فروردین ۱۲۵۷ بخارای ازبکستان - ۲۴ تیر ۱۳۳۳ دوشنبهٔ تاجیکستان) از بزرگ‌ترین نویسندگان و ادیبان زبان فارسی تاجیکی و کشور تاجیکستان در آغاز سده بیستم است.

صدرالدین عینی در روستای ساکتری در امارت بخارا که در آن زمان تحت‌الحمایه روسیه بود بدنیا آمد. پدرش سید مراد خواجه، از پیشه‌وران روستا، تأثیر زیادی در رشد فرهنگی صدرالدین داشت. پدر و مادر صدرالدین در ۱۸۸۹ درگذشتند و او در ۱۸۹۰ به بخارا آمد.

برخی از آثار او:

    قصیده در وصف سمرقند و بخارا (سال ۱۹۱۹)
    تاریخ انقلاب فکری در بخارا
    جلادان بخارا (Ҷаллодони Бухоро) سال ۱۹۲۰
    تاریخ امیران منغطیه
    نمونه ادبیات تاجیک
    واصفی و خلاصه «بدایع الوقایع»
    میرزا عبدالقادر بیدل
    معنای کلمه تاجیک
    لغت نیم تفسیری تاجیک
    قهرمان خلق تاجیک، تیمور ملک
    یادداشت‌ها
    آدینه (Одина) در سال ۱۹۲۴

شعر نو

عینی یکی از نخستین سرایندگان شعر نو فارسی است . پنج سال پیش از آن که نیما افسانه را بسراید عینی در همان وزن شعری سروده به نام مارش حریت .

مارش حریت

ای ستمدیدگان، ای اسیران!

وقت آزادی ما رسید

مژدگانی دهید، ای فقیران!

در جهان صبح شادی دمید...

هر ستمگار دون خرم و شاد

سالها جام عشرت چشید در شب تیره جور و بیداد

هر ستمدیده محنت کشید...

انزاب

انزاب جماعت و شهرکی با ۷٬۰۱۶ نفر جمعیت در ناحیهٔ عینی ولایت سغد است که در شمال غربی تاجیکستان قرار دارد.

زرافشان، تاجیکستان

زرافشان یک جماعت و شهرک در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ عینی ولایت سغد واقع شده و ۵۷٬۴۹۳ نفر جمعیت دارد.

ناحیه عینی

ناحیهٔ عینی (به فارسی تاجیکی: Ноҳияи Айнӣ) یکی از ناحیه‌های (شهرستان‌های) جنوبی ولایت سغد (استان سغد) در تاجیکستان است که مرکز آن عینی است و به نام صدرالدین عینی شاعر ملی تاجیکستان نامگذاری شده‌است.

نام پیشین این ناحیه فَلغَر بود.[۱]

ناحیه عینی یکی از کم‌زمین‌ترین مناطق این کشور به‌شمار می‌آید. در برخی از روستاهای این ناحیه ساکنان زمین‌های سنگلاخ را با کشاندن خاک از اماکن دیگر برای کشاورزی آماده می‌کنند. گذشته از این، جمعیت ناحیه عینی به گونه مناطق دیگر تاجیکستان در حال افزایش است و این امر مشکلات فراوانی را در زمینه تخصیص قطعات زمین برای ساختمان مسکن و دیگر مؤسسات به میان آورده است. در گذشته، ساکنان برخی از روستاهای ناحیه عینی به دلیل کمبود زمین و آسیب حوادث طبیعی به مناطق دیگر تاجیکستان کوچ داده شده‌اند، ولی شدت کمبود زمین در این ناحیه همچنان احساس می‌شود.[۲]
تقسیمات
جماعت‌های ناحیهٔ عینی
جماعت (بخش)     جمعیت
ارمیتن     ۱۴۸۴۹
دردر     ۶۵۳۴
عینی     ۱۲۱۳۱
فان‌دریا     ۷۳۱۰
ررز     ۸۵۰۷
شمتوچ     ۶۰۵۵
انزاب     ۷۰۱۶
زرافشان     ۵۷۴۹۳

فان‌دریا

فان‌دریا جماعت و شهرکی با ۷٬۳۱۰ نفر جمعیت در ناحیهٔ عینی ولایت سغد است که در شمال غربی تاجیکستان قرار دارد.

ولایت سغد

ولایت (استان) سُغد نام یکی از ولایت‌های کشور تاجیکستان است و مرکز آن شهر خُجَند نام دارد. مساحت این استان ۲۶٬۱۰۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن در سال ۱۳۸۵، ۲٬۲۷۵٬۰۰۰ نفر بوده‌است.

این استان ۳۰ درصد از جمعیت تاجیکستان و یک‌سوم از زمین‌های قابل کشت این کشور را در خود جای داده است.[۱] هم‌چنین دوسوم تولید ناخالص داخلی کشور در این استان تولید می‌شود.[۲]

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ جغرافیا
    ۳ اقتصاد
    ۴ شهرها و شهرستان‌ها
    ۵ منابع

تاریخ

این ولایت در سال ۱۹۲۴ به عنوان بخشی از جمهوری سوسیالیستی ازبکستان شوروی تأسیس شد و در سال ۱۹۲۹ در پی کوشش‌های شیرین‌شاه شاه‌تیمور به جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان شوروی پیوست.

این منطقه پیش از سال ۲۰۰ لنین‌آباد نامیده می‌شد. نام کنونی این ولایت از منطقه باستانی سُغد گرفته شده‌است.
جغرافیا

ولایت سغد منطقه شمالی جمهوری تاجیکستان است. حدود این ولایت را اساساً کوه‌ها تشکیل می‌دهند. در شمال آن رشته‌کوه‌های قُرَمه (با بلندای ۳۷۶۹ متر) و مغول (۱۶۲۴ متر) قرار دارند، که به رشته‌کوه‌های تیان‌شان داخل می‌شود. این ولایت در سمت جنوب با رشته‌کوه‌های ترکستان (۵۵۰۹ م)، زرافشان (۵۴۸۹ م) و حصار محصور است که به سلسله‌کوه‌های حصار و آلای معروف است. بین رشته‌کوه‌های قرمه و ترکستان، بخش غربی دره فَرغانه قرار گرفته که از آن سیردریا می‌گذرد. رشته‌کوه‌های ترکستان و زرافشان را دره فرغانه از هم جدا می‌کند.

اقلیم ولایت سغد خشک است. زمستانش نه چندان سرد (میانگین دمای ژانویه ۱ تا ۱-)، تابستانش گرم (میانگین دمای ژوئیه ۲۸+)، بارندگی سالانه ۱۵۰ میلی‌متر و در برخی نقاط ۳۰۰ میلی‌متر است. در این ولایت بعضاً باد گرم و خشک می‌وزد.

رودها: سیردریا که از رودهای اسفره، خواجه باقرغان، آق‌سو و غیره در این ولایت تغذیه می‌شود. همچنین زرافشان با شاخاب‌هایش فان‌دریا، کشتوت، مَغیان، که دارای قله‌های برفی است ذخیره بزرگ برق‌آبی دارد و برای آبیاری زمین‌ها استفاده می‌شود.

بزرگ‌ترین دریاچه‌ها: اسکندرکول و آق‌سقان.

خاک‌ها: خاک‌های از نوع هموار با رنگ خاکستری باز، در کوه‌ها خاکستری تیره بیشتر است که تدریجاً به خاک‌های ارغوانی‌رنگ، خاک‌های کوهی - جنگلی و خاک‌های مرغزاری کوهی تغییر می‌کند. رستنی‌های منطقه را گیاهان بیابانی و نیمه‌بیابانی تشکیل می‌دهند؛ آویشن (شِباغ)، خار پای‌شتر، در دره رودها به مقدار کم توق‌زارها باقی مانده‌اند.

در دامنه رشته‌کوه‌ها تا بلندی ۱۰۰۰ متر رستنی‌های آویشن و شورگی و در بلندی ۱۵۰۰ - ۱۷۰۰ م و بیشتر از آن رستنی‌های گوناگون کوه هستند. گیاهان نیمه‌کوهستانی و کوهستانی در بلندی ۲۵۰۰ - ۳۰۰ متر قرار دارند.

از پستانداران، روباه، شغال، زرگوش، برسوک، خوک یابایی، بز کوهی، برس برفی دیده می‌شوند. در رودها و دریاچه‌های ولایت ماهیانی با نام‌های محلی گُلاماهی، زَغارماهی، لق‌ماهی و بُرُت‌ماهی ترکی، شیرماهی، زندگی می‌کنند.
اقتصاد

اقتصاد ولایت سغد از سال ۲۰۰۰ به طور پیوسته در حال رشد بوده‌است، با میانگین نرخ رشد ۱۳٫۲٪ در سال ۲۰۰۸ و ۱۳٫۳ درصد در سال ۲۰۰۹. در سال ۲۰۰۹، تولیدات کشاورزی، تجاری و صنعتی به ترتیب سهمی به میزان ۲۸٫۲٪، ۲۵٫۸٪ و ۱۴٫۰٪ در تولید ناخالص منطقه‌ای سغد داشتند. از سال ۲۰۰۰، خروجی تولید صنعتی سغد دو برابر افزایش یافته و به طور متوسط ​​نرخ رشد سالانه ۵ تا ۸٪ داشته است.[۳]

در این استان یک منطقه آزادی اقتصادی نیز برپا شده‌است.