اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دانشنامه شعر

کتاب دانش‌نامه شعر نام مجموعه ۶ جلدی کتابی است که پروفسور سید حسن امین آنها را تالیف خواهد نمود و توسط دائرةالمعارف ایران‌شناسی به چاپ خواهد رسید.

جلد اول این کتاب در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به چاپ رسیده و مولف در حال تدوین دیگر قسمت‌های این مجموعه کتاب می‌باشد.[۱]
فهرست مطالب

    جلد اول
        تعریف شعر، مبداء و معاد و تاریخ و جغرافیای آن در ایران و جهان
    جلد دوم
        فردوسی و شاهنامه
    جلد سوم
        سعدی
    جلد چهارم
        حافظ
    جلد پنجم
        خیام
    جلد ششم
        شرح احوال و آثار 200 تن از شاعران از دوران مشروطه تا امروز

فریدریش نیچه

فریدریش ویلهلم نیچه (به آلمانی: Friedrich Wilhelm Nietzsche)‏ (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی بود.

از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ امروزی بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید.یکی از گفتارهای نیچه:اگر یکی از اهداف خدا دوست داشتن و عشق ورزیدن می بود اولین کاری که او می کرد چشم پوشی از قضاوت و دادرسی بود. چرا که یک دادرسی وقضاوت هیچ ارتباطی به محبت و عشق ورزی ندارد. یکی مشهورترین جملات او «خدا مرده است»[۱][۲] می باشد که بحث های فراوانی را پدید آورده است.

محتویات

    ۱ زندگی
        ۱.۱ تحصیلات
        ۱.۲ ترک شهروندی آلمان
        ۱.۳ جنون و مرگ
    ۲ نظریه در مذهب
    ۳ نیچه و ایرانیان
        ۳.۱ نیچه و حافظ
    ۴ چکیدهٔ نظریات
    ۵ رسالهٔ آرمانِ زهد
    ۶ کتاب‌های ترجمه شده به فارسی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پانویس
    ۱۰ پیوند به بیرون

زندگی
نیچه در 17 سالگی ، سال 1861

او در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک پروس به دنیا آمد. به دلیل مقارنت این روز با روز تولد فریدریش ویلهلم چهارم، پادشاه وقت پروس، پدر او که معلم چند تن از اعضای خاندان سلطنت بود، به ذوق وطن‌خواهی از این تصادف خوشحال گردید و نام کوچک پادشاه را بر فرزند خود نهاد. خود او بعدها که بزرگ شد در یکی از کتاب‌هایش نوشت:

«این مقارنت به هر حال به نفع من بود؛ زیرا در سراسر ایام کودکی روز تولد من با جشنی عمومی همراه بود.»

پدر فریدریش از کشیشان لوتری بود و اجداد مادری او نیز همگی کشیش بودند. فریدریش نیچه اولین ثمره ازدواج آنها بود. آنها دو فرزند دیگر نیز به دنیا می‌آورند: الیزابت و ژوزف. وقتی نیچه پنج سال داشت، پدرش بر اثر شکستگی جمجمه درگذشت و او به همراه مادر، خواهر، مادربزرگ و دو عمه‌اش بزرگ شد. این محیط زنانه و دیندارانه بعدها تأثیر عمیقی بر نیچه گذاشت. از کودکان شریر همسایه که لانه مرغان را خراب می‌کردند و باغچه‌ها را ضایع می‌ساختند و مشق سربازی می‌نمودند و دروغ می‌گفتند متنفر بود. همدرسان او به وی «کشیش کوچک» خطاب می‌کردند و یکی از آنان وی را «عیسی در محراب» نامید. لذت او در این بود که در گوشه‌ای بنشیند و انجیل بخواند و گاهی آن را چنان با رقت و احساس بر دیگران می‌خواند که اشک از دیدگانشان می‌آورد. ولی در پشت این پرده، غرور شدید و میل فراوان به تحمل آلام جسمانی نهان بود. هنگامی که همدرسانش در داستان "موسیس سکه وولاً تردید کردند، یک بسته کبریت را در کف دست روشن کرد و چندان نگهداشت که همه بسوخت. این یک حادثه مثالی و نمونه‌ای بود: در تمام عمر در جستجوی وسایل روحی و جسمی بود تا خود را چنان سخت و نیرومند سازد که به کمال مردی برسد: «آنچه نیستم برای من خدا و فضیلت است.» وی از چهار سالگی شروع به خواندن و نوشتن و در ۱۲ سالگی شروع به سرودن شعر کرد. نیچه در همان محل تولد به تحصیل پرداخت.
تحصیلات
در تاریخ تفکر جهان بی‌تردید از هر منظری که به شناخت و بررسی اندیشه و حیات متفکرین پرداخته شود، نیچه اندیشمندی بی‌بدیل و استثنایی جلوه خواهد کرد.[۳]
نیچه در لباس سربازی 1868

او پس از عید پاک ۱۸۶۵ تحصیل در رشته الهیات را (در نتیجه از دست دادن ایمانش به عیسی مسیح) رها می‌کند. نیچه در یکی از آثارش با عنوان «آنارشیست» می‌نویسد: «در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته‌است که او نیز بر بالای صلیب کشته شد.». در ۱۷ اوت ۶۵، بن را ترک گفته رهسپار لایپزیش می‌شود تا تحت نظر ریتشل به مطالعه فیلولوژی بپردازد. او در دانشگاه لایپزیش به فلسفهٔ یونانی آشنا گردید. در پایان اکتبر یا شروع نوامبر یک نسخه از اثر آرتور شوپنهاور با عنوان جهان به مثابه اراده و باز نمود را از یک کتاب فروشی کتاب‌های دست دوم، بدون نیت قبلی خریداری می‌کند؛ او که تا آن زمان از وجود این کتاب بی‌خبر بود، به زودی به دوستانش اعلام می‌کند که او یک «شوپنهاوری» شده‌است.

در ۲۳ سالگی به خدمت نظام برای جنگ فرانسه و پروس فرا خوانده شد، در سرباز خانه به عنوان یک سوارکار ماهر شناخته می‌شود:

«در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومندتر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است!»

در ماه مارس ۱۸۶۸ به دلیل مجروحیت، تربیت نظامیش پایان یافت و در نتیجه به‌عنوان پرستار در پشت جبهه گماشته شد.

نیچه از ۲۴ سالگی (یعنی از سال ۱۸۶۹ تا ۱۸۷۹ به مدت ده سال) به استادی کرسی فیلولوژی کلاسیک در دانشگاه بازل و به عنوان آموزگار زبان یونانی در دبیرستان منصوب می‌شود. در ۲۳ مارس مدرک دکتری را بدون امتحان از جانب دانشگاه لایپزیگ دریافت می‌کند. او در این دوران آشنایی نزدیکی با «یاکوب بورک هارت» نویسنده کتاب «تمدن رنسانس در ایتالیا» داشت. او هوادار فلسفهٔ آرتور شوپنهاور فیلسوف شهیر آلمانی بود و با واگنر آهنگساز آلمانی دوستی نزدیکی داشت. وی بعدها گوشهٔ انزوا گرفت و از همه دوستانش رویگردان شد.

او در طول دوران تدریس در دانشگاه بازل با واگنر آشنایی داشت. قسمت دوم کتاب تولد تراژدی تا حدی با دنیای موسیقی «واگنر» نیز سروکار دارد. نیچه این آهنگساز را با لقب «مینوتار پیر» می‌خواند. برتراند راسل در «تاریخ فلسفه غرب» در مورد نیچه می‌گوید: «ابرمرد نیچه شباهت بسیاری به زیگفرید (پهلوان افسانه‌ای آلمان) دارد فقط با این تفاوت که او زبان یونانی هم می‌داند.»

با رسیدن به اواخر دهه۱۸۷۰ نیچه به تنویر افکار فرانسه مشتاق شد و این در حالی بود که بسیاری از تفکرات و عقاید او در آلمان جای خود را در میان فیلسوفان و نویسندگان پیدا کرده بود.
ترک شهروندی آلمان
نیچه و لو آندره آس سالومه و پال ر(Paul Rée) در 1882

در سال ۱۸۶۹ نیچه شهروندی «پروسی» خود را ملغی کرد و تا پایان عمرش بی سرزمین ماند. او در حالی که در آلمان، سوئیس و ایتالیا سرگردان بود و در پانسیون زندگی می‌کرد بخش عمده‌ای از آثار معروف خود را آفرید. نیچه به مسیحیت خالص و پاک که به زعم او «در تمام دوران» امکان ظهور دارد احترام فراوان می‌گذارد[نیازمند منبع] و با عقاید مذهبی واگنر تضاد شدیدی پیدا کرد.

نیچه ادعا کرد که دارای تباری از یک خانواده سرشناس لهستانی است و بر این مساله اصرار زیادی نیز ورزید. از او نقل شده‌است که نوشته: «آلمان دارای ملتی بزرگ است چرا که مردمانش خون لهستانی در رگهایشان جاریست... من به لهستانی تبار بودن خود افتخار می‌کنم.»[۴][۵] نیچه نوشت: «به من گفته شده که نیاکانم از سرشناسان لهستانی بوده‌اند که حدود یکصد سال پیش به واسطه باورهای مذهبیشان (پروتستان در لهستان اکثریت کاتولیک) مجبور به ترک خانه و سرزمینشان شدند؛ نامشان بعد از مهاجرت، آلمانی مآب می‌شود و از نیتسکیُ (Niëtzky) به نیچه (Nietzsche) تغییر داده می‌شود.[۶]

«لو آندره آس سالومه» دختر یک افسر ارتش روسیه بود که به دردناک‌ترین عشق نیچه بدل شد. او می‌گوید: «من در مقابل چنین روحی قالب تهی خواهم کرد» و «از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.» اینها نخستین جملاتی بود که نیچه در نخستین ملاقاتش با سالومه بر زبان آورد.
جنون و مرگ
پرتره کشیده شده توسط هانس الده در 1900

فریدریش نیچه پس از سالها آمیختن با دنیای فلسفه و بحث و جدال و ناکامی عشقی‌اش، ده سال پایان عمرش را در جنون به سربرد و در زمانی که آثارش با موفقیتی بزرگ روبه رو شده بودند او آنقدر از سلامت ذهنی بهره نداشت تا آن را به چشم خود ببیند.

سرانجام در سال ۱۸۸۹ به دلیل ضعف سلامت و سردردهای شدیدش مجبور به استعفا از دانشگاه و رها کردن کرسی استادی شد و بالاخره در ۲۵ اوت سال ۱۹۰۰ در وایمار و پس از تحمل یکدورهٔ بر اثر سرطان مغزی[۱] از دنیا میرود. او معتقد بود سر دردهایش نتیجهٔ درد زایش افکار نو می‌باشد.
نظریه در مذهب

نیچه بر خلاف آنچه تصور می‌شود بیشتر بر حرکت جمعی جامعه پیش می‌رود و مرگ یک ملت را مردن آرمانها و ارزش‌های انسانی می‌پندارد و همین را دلیل مستحکم بر نفوذ مذهب و نابودی پیشروی می‌داند. و مذهب را زاده خیال می‌داند و تا آنجا پیش می‌رود که می‌گوید:تمامی قلمرو اخلاق و دین ذیل این برداشت از علت‌های زادهٔ خیال جای می‌گیرد و شناخت انسان زیباترین می‌داند به جای آنچه توهم مذهبی می‌نامیم که باید اطاعت بی چون و چرا دانست.[۷]
نیچه و ایرانیان
نیچه در 1882

اطلاعات وسیع نیچه در زمینه زبان‌ها، تاریخ، فرهنگ، از جمله یونانی و رومی و پژوهش‌هایی که صورت می‌دهد نشان از تسلط او در باره فرهنگ و فلسفه ایران باستان دارد. در روزگار تراژیک یونانیان، که هر دو از نخستین آثار او می‌باشد. شناخت او در باره تاریخ و فرهنگ یونان و روم، مطالعه آثار تاریخی بازمانده از ایران باستان، سبب آشنایی و علاقه وافر او با تاریخ و فرهنگ ایران باستان گردید. آثار او، شامل پاره نوشته‌ها و یادداشت‌های بازمانده در دفترهای او، که حجم زیادی از کل نوشته‌های او را شامل می‌گردد، از فرهنگ ایران باستان مکرراً یاد می‌کند. دل‌بستگی نیچه به ایران و ستایش فرهنگ باستانی آن را در کتابی بنام چنین گفت زرتشت در مورد تفکر فلسفه اشو زردشت می‌توان به وضوح دید و نیز نهادن نام وی برکتاب، سعی در با ارزش نشاندادن تحقیقات خود می‌باشد.[۸]
نیچه و حافظ

نیچه یکی از نمونه‌های عالی خردمندی بینای دیونوسوسی خود را در حافظ می‌یابد. نام حافظ ده بار در مجموعهٔ آثار وی آمده است. بی‌گمان، دل‌بستگی گوته به حافظ و ستایشی که در دیوان غربی–شرقی از حافظ و حکمت شرقیِ او کرده، در توجه نیچه به حافظ نقشی اساسی داشته است. در نوشته‌های نیچه نامِ حافظ در بیشتر موارد در کنار نام گوته می‌آید و نیچه هر دو را به عنوان قله‌های خردمندی ژرف می‌ستاید. حافظ نزد او نمایندهٔ آن آزاده‌جانی شرقی است که با وجد دیونوسوسی، با نگاهی تراژیک، زندگی را با شور سرشار می‌ستاید، به لذت‌های آن روی می‌کند و در همان حال، به خطرها و بلاهای آن نیز پشت نمی‌کند.[۹]

در میان پاره‌نوشته‌های بازمانده از نیچه، از جمله شعری خطاب به حافظ هست: به حافظ، پرسش یک آبنوش

    میخانه‌ای که تو برای خویش
    پی‌افکنده‌ای
    فراخ‌تر از هر خانه‌ای است
    جهان از سر کشیدن می‌یی
    که تو در اندرون آن می‌اندازی،
    ناتوان است.
    پرنده‌ای، که روزگاری ققنوس بود
    در ضیافت توست
    موشی که کوهی را بزاد
    خود گویا تویی
    تو همه‌ای، تو هیچی
    میخانه‌ای، می‌یی
    ققنوسی، کوهی و موشی،
    در خود فرو می‌روی ابدی،
    از خود می‌پروازی ابدی،
    رخشندگی همهٔ ژرفاها،
    و مستی همهٔ مستانی
    - تو و شراب؟[۱۰]

چکیدهٔ نظریات

انتقاد با لحنی گزنده از تلقی ارزش و ضد ارزش جامعه پیام محوری نیچه‌است. این پیام با مرگ فراروایت در فلسفه پست مدرنیته به منصه ظهور رسید. ارزش و ضدارزش در اراده معطوف به قدرت نهفته‌است طوری که گاه خود ما فریب ظاهر حقیقت طلبی و عدالت خواهی نمادین خود را می‌خوریم اما داوری ارزشی ما در پس میل به قدرت قرار دارد.
رسالهٔ آرمانِ زهد

پیش‌انگارهٔ نیچه در رسالهٔ «آرمانِ زهد» چنین است: گناهکاریِ انسان نه یک واقعیت، که تفسیرِ یک واقعیت است.[۱۱]
کتاب‌های ترجمه شده به فارسی

    زایش تراژدی؛سال ۱۸۷۱
    فلسفه در عصر تراژیک یونان؛سال ۱۸۷۳ (ترجمه نشده)
    تأملات نابهنگام؛سال ۱۸۷۳-۱۸۷۶
    انسانی، زیادی انسانی؛سال ۱۸۷۸
    سپیده‌دمان؛سال ۱۸۸۱
    حکمت شادان(یا اندیشهٔ طربناک)؛سال ۱۸۸۲
    چنین گفت زرتشت، کتابی برای همه کس و هیچ کس؛ سال ۸۵-۱۸۸۳
    فراسوی نیک و بد، درآمدی بر فلسفهٔ آینده؛ سال ۱۸۸۶
    تبارشناسی اخلاق؛سال ۱۸۸۷
    غروب بتان، فلسفیدن با پتک؛ سال ۱۸۸۹
    دجّال؛سال ۱۸۸۹
    اینک انسان؛سال ۱۸۸۹
    نیچه علیه واگنر؛سال ۱۸۸۹
    واپسین شطحیات؛بین سالهای ۱۸۹۷-۱۸۸۹ (این اثر از میان دست نوشته‌های نیچه در سالهای آخر زندگی اش توسط "یوهان گوک" زبانشناس دانشگاه لیدن هلند و دوست صمیمی نیچه جمع آوری شد و در سال ۱۹۹۸ تحت عنوان «من مرده‌ام چون احمقم» به چاپ رسید. در واقع تنها اثری ست که نیچه در دوران کسوف معنوی خود به رشتهٔ تحریر درآورده و می‌توان آن را آخرین نوشته‌های وی دانست.)
    اراده قدرت؛ (سال دقیق نگارش مشخص نیست و درواقع هیچ وقت توسط خود نیچه به صورت یک کتاب در نیامد و دست کم یک طرح بوده که نیچه در پی تکمیل آن برآمده بود سرانجام نخستین بار به همت "پیتر گاست"، "ارنست و آگوست هورنه فِر" در سال ۱۹۰۱(یک سال پس از مرگ نیچه) جمع آوری، تنظیم، تدوین و منتشر شد.)
    اکنون میان دو هیچ (مجموعه اشعار از کتب مختلف نیچه)

سید حسن امین

سیدحسن امین (۷ آذر ۱۳۲۷ در سبزوار) حقوق‌دان، تاریخ‌دان، نویسنده، مترجم و حافظ شناس ایرانی است. وی پروفسور بازنشسته دانشگاه گلاسکو در رشته حقوق بین‌الملل و مدیرمسئول ماهنامه حافظ است.

محتویات

    ۱ خانواده
    ۲ زندگی اولیه در ایران
    ۳ زندگی در بریتانیا
    ۴ بازگشت به ایران
    ۵ تالیفات
    ۶ مقالات
    ۷ ترجمه‌ها
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

خانواده

سیدحسن امین در یک خانواده اهل علم بدنیا آمده‌است. پدر او سید علینقی امین، نویسنده و مدرس معقول و منقول در مدرسه عالی سپهسالار تهران، پدربزرگش امین‌الشریعه سبزواری از عالمان مشروطه‌خواه عصر قاجار، و همچنین مادرش فاطمه عربشاهی نیز شاعر بوده‌است.
زندگی اولیه در ایران

سیدحسن امین در هفتم آذر سال ۱۳۲۷ خورشیدی در محله پامنار در شهر سبزوار به دنیا آمد.[۱] وی اولین کتاب خود را در سال ۱۳۴۳ به چاپ رساند. دیپلم ادبی خود را در سال ۱۳۴۵ خورشیدی از دبیرستان دکتر غنی سبزوار دریافت نموده و در مهر ۱۳۴۵ در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در رشته حقوق قضایی به تحصیل پرداخت.

امین در سال ۱۳۴۹ مقطع کارشناسی را به پایان برده و در همین سال به انجام خدمت نظام وظیفه می‌رود، پس از اتمام آن در سال ۱۳۵۱ در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی در دانشگاه تهران پذیرفته شده در سال ۱۳۵۳ آن را به پایان میرساند. او در این مقطع کار قضاوت را نیز انجام می‌داد و در ابتدا نیز کارآموزی خود را گذراند.

عنوان پایان نامه وی «تعاقب ایادی غاصبه در فقه و حقوق مدنی» بود و استاد مشاور وی سید حسین صفایی و استادان راهنمای او نیز ابوالحسن محمدی و ابوالقاسم گرجی بودند. خلاصه پایان‌نامه او این گونه بود که:

    اگر مال مغصوب از دست یک غاصب به دست غاصب دیگری برسد و یا اینکه نقل و انتقالی در خصوص آن صورت بگیرد، تمام این دست‌ها و ایادی متناوب به طور جمعی در مقابل صاحب مال اصلی مسئولیت حقوقی دارند.

زندگی در بریتانیا

سیدحسن امین در سال ۱۳۵۴ خورشیدی (۱۹۷۵ میلادی) جهت ادامه تحصیل و کسب بیشتر دانش جهانی به کشور انگلستان سفر می‌کند. او با توجه به علاقه خود ترجیح می‌دهد تا در رشته حقوق بین‌الملل در دانشکده حقوق دانشگاه گلاسکو به تحصیل بپردازد.

در مدت تحصیل خود همواره رتبه برتر را در دانشگاه کسب نمودند و چندین مرتبه نیز جوایزی دریافت نمود. امین در مدت تحصیل خود -نرانی‌های علمی زیادی انجام داده و ارتباط بسیار خوبی با دانشگاه برقرار نموده و پس از اتمام تحصیل خود در سال ۱۹۷۹ میلادی به عنوان استادیار در آنجا به تدریس پرداختند.

عنوان تز دکترای او «رژیم حقوقی فلات قاره در حقوق بین‌الملل عمومی با تکیه مخصوص بر خلیج فارس» بود.[۲]

علاقه او به قضاوت باعث گردید تا تحصیل در دانشکده وکلای دادگاه‌های عالی (Faculty of Advocates) را نیز شروع کند.

سیدحسن امین در سال ۱۹۷۹ میلادی درجه استادیاری (Lecturer) را کسب نمود. سپس در آزمون استخدامی دانشیاری (Senior Lecturer) شرکت نموده و موفقیت لازم را کسب می‌کند و در سال ۱۹۸۵ به مرحله استادی بدون کرسی (Reader) ارتقاء می‌یابند و سرانجام در اول آوریل سال ۱۹۹۲ صاحب کرسی استاد تمام (پروفسور Professor) در دانشگاه گلاسگو کالیدونیان می‌گردد و در آنجا دانشجویان فراوانی را در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری حقوق تربیت می کند که مشهورترین آنها دکتر حسن روحانی، رییس جمهور ایران است. او در سال ۱۹۹۷ بازنشسته شد اما همچنان در دوره های دکتری به عنوان داور و مشاور پایان نامه های دکتری با دانشگاه همکاری دارد.[نیازمند منبع]

سیدحسن امین در سال ۱۹۹۲ به عنوان دادستان موقت شهر گلاسکو برگزیده می‌شود و حق وکالت در دادگاه‌های عالی اتحادیه اروپا و دادگاه حقوق بشر اروپایی را بدست می‌آورد.
بازگشت به ایران

سیدحسن امین پس از بازگشت به ایران تمایل داشت تا آموخته‌های خود را در دانشگاه به دانشجویان ایرانی آموزش دهد، اما شرایط لازم فراهم نشد و وی ترجیح داد تا خود موسسه خصوصی دائرةالمعارف ایران‌شناسی را ایجاد کند. وی به کمک دیگر اندیشمندان مجله پژوهشی، ادبی، تاریخی، حقوقی، سیاسی به نام ماهنامه حافظ را هر ماهه به چاپ میرساند و بیش از ۶۰ کتاب نیز منتشر کرده‌است.

سیدحسن امین در زمینه های سیاسی نیز فعال بوده واز اعضای شورای مرکزی حزب ایران می باشد.

امین در حال حاضر در تهران به عنوان وکیل پایه یک دادگستری و سردبیری مجله ی حافظ مشغول می باشد.
تالیفات

    ۱۳۴۳ خورشیدی - ترانه فرشتگان
    بازتاب اسطوره بودا در ایران و اسلام
    افکار و احوال حاج ملاهادی سبزواری
    ۱۳۸۱ خورشیدی - کارنامه غنی
    فردوسی و شاهنامه
    حقوق بشر و کثرت گرایی دینی
    حقوق بیمه دریا
    ۱۳۸۴ خورشیدی - ادبیات معاصر ایران
    ۱۳۸۶ خورشیدی - تاریخ حقوق ایران
    ۱۳۸۷ خورشیدی - دانش‌نامه شعر
    ۱۳۸۸ خورشیدی - ایران نامه: تاریخ منظوم ایران[۳]
    ۱۳۸۸ خورشیدی - ارجوزه‌های طب سنتی ایران
    ۱۹۸۵ میلادی - Middle East Legal Systems ا[۴]
    ۱۹۸۵ میلادی - Islamic law in the contemporary world ا[۵]

مقالات

    ۱۳۸۸ خورشیدی - مقدمه‌ای بر مقاله نویسی، روزنامه رسال، شماره ۶۷۹۷[۶]
    ۱۳۸۸ خورشیدی - ارسال المثل و تضمین در ادب پارسی، روزنامه اطلاعات، شماره ۲۴۶۷۰[۷]

ترجمه‌ها

«از انگلیسی به فارسی»

    تاملات نابهنگام، اثر نیچه

«از فارسی به انگلیسی»

    خاطرات و تالمات، اثر دکتر محمد مصدق
    زین العارفین در فقه و سیاست در عصر صفوی،

«از عربی به فارسی»

    شواهد النبوه، عبدالرحمن جامی

جبهه ملی ایران

جبهه ملی ایران سازمان سیاسی ملی‌گرای فعال در ایران است.

محتویات

    ۱ پیدایش
    ۲ نهضت مقاومت ملی
    ۳ جبهه ملی دوم
    ۴ جبهه ملی سوم
    ۵ نامه سه امضایی و آغاز حرکت جبهه ملی چهارم
        ۵.۱ اتحاد نیروهای جبهه ملی چهارم
        ۵.۲ جبهه ملی ایران و پذیرش نخست وزیری توسط شاپور بختیار
    ۶ انقلاب
        ۶.۱ انشعاب و ائتلاف
        ۶.۲ جبهه ملی و قانون اساسی
        ۶.۳ گروگانگیری و تسخیر سفارت امریکا
        ۶.۴ انتخابات اولین مجلس شورای ملی پس از انقلاب
        ۶.۵ اعتراض علیه لایحه قصاص و حکم ارتداد
        ۶.۶ جبهه ملی در دهه شصت
    ۷ جبهه ملی پنجم
        ۷.۱ جبهه ملی و فعالیت‌های سیاسی در دهه ۷۰
            ۷.۱.۱ انتخابات مجلس پنجم
            ۷.۱.۲ انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم
            ۷.۱.۳ انتخابات مجلس دوره ششم
            ۷.۱.۴ ترمیم شورا و تغییرات در هیات رهبری و هیات اجرایی
        ۷.۲ پلنوم الله‌یار صالح
        ۷.۳ ترکیب فعلی سازمانی جبهه ملی ایران
        ۷.۴ اعضای حاضر در شورای مرکزی ایران در سال ۱۳۹۰
        ۷.۵ ترمیم شورای مرکزی جبهه ملی ایران
        ۷.۶ اصول هفت‌گانه جبهه ملی ایران
        ۷.۷ جبهه ملی در خارج از کشور
    ۸ شخصیت‌ها
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ پانویس
        ۱۰.۱ منابع
        ۱۰.۲ پیوند به بیرون

پیدایش

نهضت ملی‌شدن نفت
دربار

محمدرضاشاه پهلوی
ثریا اسفندیاری
اشرف پهلوی
تاج‌الملوک
   
نخست‌وزیران

محمدعلی فروغی
علی سهیلی
احمد قوام
محمد ساعد
مرتضی قلی بیات
ابراهیم حکیمی
صدرالاشراف
عبد الحسین هژیر
علی منصور
حاجیعلی رزم‌آرا
حسین علاء
احمد قوام
محمد مصدق
فضل‌الله زاهدی
حسین علا
منوچهر اقبال
علی امینی
چهره های مهم

محمد مصدق
آیت‌الله کاشانی
آیت‌الله بهبهانی
محسن پزشکپور
محمدرضا عاملی تهرانی
نواب صفوی
احمد کسروی
کریم سنجابی
علی شایگان
حسین مکی
عباس خلیلی
اللهیار صالح
داریوش فروهر
سرتیپ افشارطوس
حسین فاطمی
احمد زیرک‌زاده

کاترین لمبتون
تیمور بختیار
خلیل ملکی
مظفر بقائی
اسدالله رشیدیان
اسکندر آزموده
شعبان جعفری
نعمت‌الله نصیری
شاپور ریپورتر
کرمیت روزولت
نورمن شوارتسکف
سیدضیاءالدین طباطبائی
احزاب و گروهها

سیا
ام آی ۶
جبهه ملی ایران
حزب پان ایرانیست
حزب توده ایران
حزب ملت ایران
حزب ایران
حزب سومکا
حزب دموکرات
فدائیان اسلام
شرکت نفت ایران و انگلیس
وقایع مهم

صنعت نفت ایران
ایران جنگ جهانی دوم
کمیسیون مخصوص نفت
ملی شدن صنعت نفت
قرارداد دارسی
قرارداد ۱۹۳۳
قرارداد گس-گلشائیان
قرارداد کنسرسیوم
رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱
رویداد ۹ اسفند ۱۳۳۱
انحلال مجلس
کودتای ۲۸ مرداد

نام جبههٔ ملی نخستین بار بر گروهی گذاشته شد که همراه دکتر مصدق برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دورهٔ شانزدهم مجلس شورای ملی در دربار تحصن کردند.
   
سخنرانی محمد مصدق
فهرست
0:00
توضیحات مصدق در مورد مردم سالاری و نقش ایرانیان در نهضت ملی شدن صنعت نفت
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.


هیات مؤسس جبهه ملی ۱۹ نفر بودند که عبارت‌اند از: محمد مصدق، احمد ملکی (مدیر روزنامه ستاره)، محمدحسن کاویانی، دکتر کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، عمیدی نوری (مدیر روزنامه داد)، سید علی شایگان، شمس الدین امیر علائی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری (شهردار تهران سال ۱۳۳۰)، غروی، ابوالحسن حائری‌زاده، حسین مکی، مظفر بقائی، عبدالقدیر آزاد، محمدرضا جلالی نائینی (مدیر روزنامه کشور)، حسین فاطمی، مشاراعظم. (هنگام کودتای ۲۸ مرداد از این گروه تنها ۳ یا ۴ نفر با مصدق بودند. بقیه یا کنار رفتند و یا آشکارا علیه جنبش ملی ایران قیام کردند و به کودتا پیوستند.)

با پیوستن حزب ایران و سازمان پان ایرانیسم، حزب پان ایرانیست به رهبری پزشکپور، نهضت خداپرستان سوسیالیست (جمعیت آزادی مردم ایران) به رهبری حسین راضی و محمد نخشب و حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر و بعدها برخی از هواداران خلیل ملکی، جبهه ملی به صورت مهم‌ترین سازمان سیاسی ملی‌گرای ایران در جریان نهضت ملی شدن نفت در آمد.[۱][۲]

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دستگیری رهبران وفادار به دکتر مصدق فعالیت این جبهه متوقف شد. اگرچه بعضی از فعالان آن در نهضت مقاومت ملی به مبارزه با حکومت ادامه دادند.
نهضت مقاومت ملی
نوشتار اصلی: نهضت مقاومت ملی


شب بعد از کودتا حزب مردم ایران جلسه‌ای تشکیل می‌دهد و از دکتر محمد مصدق اعلام پشتیبانی می‌کند. ایدهٔ اولیه ایجاد تشکلی برای مقابله با کودتا به ذهن محمد نخشب رسید و با مذاکراتی که با آیت الله سیدرضا زنجانی با حضور حسین شاه حسینی و ابراهیم کریم آبادی انجام شد توانستند قدم‌های نخست را در شرایط خفقان پس از کودتا محکم و استوار بردارند. هسته اولیه تشکیل دهنده نهضت مقاومت ملی شامل دکتر محمد نخشب، حسین شاه حسینی و آیت الله سیدرضا زنجانی و ابراهیم کریم آبادی بود.[۳] پس از موافقت آیت الله سید رضا زنجانی بیش از ۲۰۰ نسخه اعلامیه دست‌نویس با عنوان «نهضت ادامه دارد» تهیه و شبانه توسط آیت الله سید رضا زنجانی، حسین شاه حسینی و عباس رادنیا در بازار، خیابان شاپور و فرعی‌های خیابان فرهنگ پخش شد. چند روز بعد آیت الله سیدرضا زنجانی از نمایندگان احزاب سیاسی در خواست نمود تا در جلسه‌ای در منزل ایشان شرکت نمایند.

در آن جلسه برای دعوت از نمایندگان مورد اعتماد احزاب و گروه‌های ملی و مذهبی، برای عضویت در سازمان جدید، مذاکره و تبادل نظر شد. در این جلسه، دکتر محمد نخشب (حزب مردم ایران)، خرگامی (نماینده حزب ایران)، مهندس عظیما (حزب ملت ایران)، حاج حسن قاسمیه، مهندس بازرگان، حسین شاه حسینی، صدر الحفاظی، احمد توانگر و مهندس وفایی حضور داشتند در این جلسه دکتر شاپور بختیار پیشنهاد داد نام نهضت مقاومت که برگرفته از مبارزات فرانسه در جنگ دوم جهانی بود بر آن نهاده شود و در تکمیل آن ناصر صدر الحفاظی پیشنهاد داد نام نهضت مقاومت ملی بر این حرکت نهاده شود.[۴]

پس از چندی به درخواست آیت الله حاج سید رضا زنجانی نظر حقوقی نهضت توسط دکتر عبدالله معظمی تنظیم شده و در منزل آیت الله سیدرضا زنجانی به تصویب اکثریت اعضا می‌رسد. نهضت مقاومت ملی در روزهای بعد توانست با بررسی و تحلیل رویدادهای پیش و پس از کودتای ۲۵ مرداد و نیز روزهای سرنوشت‌ساز ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و درک علل شکست نیروهای ملی در کودتای انگلیسی-آمریکایی، قدرت و امکانات خود را برای مبارزه به درستی ارزیابی نماید. این سازمان اعتقاد داشت که استراتژی استعمارگران در زمینه اجرای کودتا مبتنی بر اهداف زیر است:[۵]

    اهداف کوتاه مدت براندازی دولت محمد مصدق، بازگردانیدن محمد رضا شاه و دوام سلطنت، تضمین سلطه آمریکا و انگلستان و تصویب قرارداد کنسرسیوم.
    اهداف دراز مدت سرکوب نهضت ملی ایران و ریشه کن ساختن آن به نحوی که تجربه ایران در هیچ کشور صادرکننده نفت تکرار نشود تا منافع اقتصادی و استراتژیک نفت در آینده مورد مخاطره قرار نگیرد.

تعدادی از فعالان جوان جبهه ملی در سازمان مخفی و نوبنیاد نهضت مقاومت ملی با همگامی اعضای حزب مردم ایران (دکتر محمد نخشب) عضویت داشتند و پس از اندک مدتی حزب ایران و حزب پان ایرانیست بدان پیوستند و نمایندگان احزاب ملی (حزب ایران، حزب مردم ایران، حزب ملت ایران و حزب سوسیالیست - دکتر محمدعلی خنجی و دکترمسعود حجازی) و نمایندگان بازار و دانشگاه تهران اعضای کمیته مرکزی را انتخاب کرده و سپس ساختار تشکیلاتی نهضت را به تصویب رسانید.[۶] این نهضت که در برنامه‌های تبلیغاتی خود پیروی از راه مصدق و آرمان‌های او را عامل تعیین کننده اتحاد و همبستگی مردم در جهت ادامه مبارزه علیه رژیم کودتا می‌دانست اهدافش را به شرح زیر اعلام نمود:[۷]

    ادامه نهضت ملی و اعاده حیثیت استقلال ایران و برقراری حکومت ملی
    مبارزه با حکومتهای دست نشانده خارجی اعم از انگلیس و روس و آمریکا
    مبارزه با حکومتهای دست نشانده خارجی و عمال فساد

جبهه ملی دوم
نوشتار اصلی: جبهه ملی دوم (جبهه ملی ایران)


با رشد نارضایتی‌ها و گشایش نسبی فضای سیاسی ایران در سال ۱۳۳۹ رهبران و اعضا و هواداران جبهه ملی دوباره فعالیت سیاسی خود را از سر گرفتند. جبهه ملی در سال ۱۳۴۱ نخستین و بزرگترین کنگره خود را برگزار نمود. ریاست کنگره با الله‌یار صالح بود. از برگزیدگان این کنگره می‌توان به کاظم حسیبی، الله‌یار صالح، کریم سنجابی، شاپور بختیار، غلامحسین صدیقی، داریوش فروهر، مهدی بازرگان و آیت الله محمود طالقانی اشاره داشت. پس از تلاش فعالان جبهه ملی برای برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز در روز ششم بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در اعتراض به برنامه همه‌پرسی انقلاب سفید شاه و ملت، جمعی از اعضای جبهه ملی دستگیر شدند.[۸]

در بهمن ماه ۱۳۴۲ و در پی صدور اعلامیه «اصلاحات آری، دیکتاتوری نه»، اکثریت اعضای شورای مرکزی و تمامی هیأت اجرایی در اعتراض به اصلاحات معروف به «انقلاب سفید» از سوی محمدرضا شاه به زندان افتادند. این دستگیری‌ها با ممنوعیت فعالیت جبههٔ ملی همراه گردید. از اوایل سال ۱۳۴۳ مبادله نامه‌هایی بین دکتر مصدق و رهبران جبهه ملی بر سر ساختار تشکیلاتی جبهه، به استعفای شورای مرکزی و اعلام انحلال جبهه ملی دوم انجامید.
جبهه ملی سوم

پس از آن کوشش‌هایی برای احیای جبهه ملی صورت گرفت که گاه به جبهه ملی سوم معروف است. دکتر مصدق با ادامه تماس با نیروها و احزاب نهضت ملی تصمیم گرفت به آنان در برپایی جبهه جدیدی به رهبری خودش یاری دهد. به سبب تحت نظر بودن دکتر مصدق در احمدآباد و زندانی بودن تعدادی از رهبران نهضت مقاومت ملی مثل بازرگان، سحابی، طالقانی و... و مراقبتهای شدید امنیتی، انجام ملاقات برای سازماندهی و تدوین اساسنامه جبهه ملی سوم با مشکلات فراوانی مواجه بود با همه این دشواری‌ها اساسنامه جبهه ملی سوم در اوایل سال ۱۳۴۴ ه.ش. تدوین و مورد موافقت دکتر مصدق قرار گرفت. سید باقر کاظمی از سوی دکتر مصدق مامور شد اساسنامه تهیه شده برای جبهه ملی را اجرایی نماید. بدین ترتیب جبهه ملی سوم در هفتم مرداد ماه ۱۳۴۴ با شرکت نهضت آزادی ایران، جامعه سوسیالیست‌ها، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران تشکیل شد و موجودیتش را رسماً اعلام کرد و مصمم گردید با رفع نقایص گذشته بار دیگر به فعالیت سیاسی اپوزیسیون در ایران تحرکی دوباره ببخشد. اما سه هفته بعد از آن گروه خلیل ملکی و اعضای رهبری حزب سوسیالیست دکتر محمدعلی خنجی و دکتر مسعود حجازی، مهدی بازرگان، و جمعی از یارانش،داریوش فروهر از حزب ملت ایران، دکتر سامی و حسین راضی از حزب مردم ایران پس از برگزاری سومین جلسه جبهه ملی سوم دستگیر و روانه زندان شدند و بدین سان جبهه ملی سوم پیش از تولد از دنیا رفت.

میلیون به رهبری ادیب برومند و دکتر کریم سنجابی با همگامی داریوش فروهر و مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی و حسین راضی به منظور داشتن حداقل هماهنگی جلساتی را به ظاهر برای صرف نهار و یا شام در رستوران‌ها برگزار می‌کردند که عموماً بیش از ۵۰ نفر از افراد موثر سیاسی در آن حضور پیدا می‌نمودند. این جلسات در حقیقت متصل کننده جبهه ملی دوم و سوم به جبهه ملی چهارم در زمان انقلاب بود.
نامه سه امضایی و آغاز حرکت جبهه ملی چهارم

در خرداد ۱۳۵۶ سه تن از سران جبهه ملی یعنی دکتر کریم سنجابی، داریوش فروهر و دکتر شاپور بختیار نامه‌ای به شاه نوشته و از او خواستند که برای نجات کشور به حکومت استبدادی پایان داده، به اصول مشروطیت تمکین کند.[۹][۱۰]

متن نامه سه امضایی ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ به شاه:
    متن مربوطه در ویکی‌نبشته: نامه ۳ امضایی (سنجابی، بختیار و فروهر)

    پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی

    فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورچنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاء کنندگان زیر بنابر وظیفه ملی و دینی در برابرخدا و خلق خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمی‌شناسیم و در حالی که تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام می‌شود و انتخاب نمایندگان ملت و انشاء قوانین و تاسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همه اختیارات و افتخارات و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرموده‌اند این مشروحه را علی‌رغم خطرات سنگین تقدیم حضور می‌نماییم.

    ... بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید می‌کند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیاء حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی براکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.

    بیست و دوم خرداد ۱۳۵۶

    دکتر کریم سنجابی، دکتر شاپور بختیار، داریوش فروهر[۱۱]

پس از آن شاپور بختیار در ۶ شهریور ماه ۱۳۵۶ نامه‌ای به آیت‌الله خمینی (از طریق دکتر ابوالحسن بنی صدر) نوشت و در آن از ایشان در خواست حمایت و راهنمایی می‌کند.[۱۲] این نامه بعد از انقلاب در میتینگ ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ برای بار اول توسط دکتر بنی صدر خوانده می‌شود و دکتر شاپور بختیار در کتاب خاطراتش ان را تصدیق می‌کند.
اتحاد نیروهای جبهه ملی چهارم

فعالیت‌های اولیه برای حضور و تشکیل اتحادنیروهای ملی با حضورنهضت آزادی، حزب مردم ایران، سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران آغاز گردید اما به دلیل برخی ازاختلافات باقی‌مانده از کنگره و دیدگاه‌ها به نتیجه نرسید. سرانجام جبهه ملی فعالیتهایش را در۲ آبان ۱۳۵۶ بصورت رسمی از سر گرفت و روز بیست و هشتم آبان ماه، اتحاد نیروهای جبهه ملی طی صدور بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد. به موجب این اعلامیه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران عناصر متشکله جبهه ملی چهارم بودند.

اعضای اولیه شورای جبهه ملی چهارم عبارت بودند از:احمد مدنی، کریم سنجابی، ادیب برومند، شاپور بختیار، داریوش فروهر، ابوالفضل قاسمی، حسین شاه حسینی، رحیم شریفی لطف آبادی، حبیب‌الله ذوالقدر، عبدالرحمن برومند، کاظم حسیبی، مهدی آذر، یحیی صادق وزیری، شهاب فردوس، قاسم لباسچی، خسرو سیف، کشاورز صدر، ابوالفضل تولیت، اسدالله مبشری کاظم حسیبی، جهانگیر حقشناس، احمد زیرک‌زاده،محمودمانیان،شانه چی، شمس‌الدین امیرعلائی.[۱۳][۱۴] مهندس کاظم حسیبی بعنوان رئیس شورای مرکزی انتخاب شد و هیات اجرایی عبارت بودند از: دکتر کریم سنجابی رییس و دبیر هیات اجرایی، دکتر شاپور بختیار رییس تشکیلات، داریوش فروهر مسوول تبلیغات و انتشارات و سخنگو، رضا شایان مسوول مالی واسدالله مبشری مسوول بازرسی بعنوان اعضای کمیته مرکزی انتخاب شدند.[۱۵][۱۶] [۱])[۱۷]

با توجه به گذشت زمان و پیشرفت وضعیت جبهه ملی و انقلاب در ۳۰ تیر ۱۳۵۷ «اتحاد نیروهای ملی» به «جبهه ملی چهارم» تغییر نام یافت.[۱۸]

جبهه ملی ایران در جلسه شورای مرکزی خود تصویب نمود که دریافت هر گونه حکم نخست وزیری از شاه برای اعضا ممنوع می‌باشد. با توجه به موقعیت خاص کشور، دکترکریم سنجابی در آبان ۱۳۵۷ از سوی شورای مرکزی ماموریت یافت که به کنگره جهانی حقوق بشر در کانادا اعزام شود اما در توقفی که در پاریس داشت به دیدار آیت الله خمینی در پاریس رفت و از ادامه سفر منصرف شدو پس از دیدار با آیت‌الله خمینی خواستار تغییر رژِم بر اساس همه پرسی گردید. این بیانیه در هیات اجرایی با رای مثبت سنجابی، دکتر مبشری و فروهر در برابر ۲رای منفی بختیار و شایان به تصویب رسید.

متن بیانیه اعلام مواضع دکتر سنجابی بدین شرح است:

بسمه تعالی

یکشنبه چهارم ذیحجه ۱۳۹۸ مطابق با چهاردهم آبانماه ۱۳۵۷

    سلطنت کنونی ایران با نقض مداوم قوانین اساسی و اعمال ظلم و ستم و ترویج فساد و تسلیم در برابر سیاست بیگانه فاقد پایگاه قانونی و شرعی است.
    جنبش ملی اسلامی ایران با وجود بقای نظام سلطنتی غیر قانونی، با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نخواهد کرد.
    نظام حکومت ملی ایران باید بر اساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال به وسیله مراجعه به آراء عمومی تعیین گردد.

دکتر کریم سنجابی[۱۹]
جبهه ملی ایران و پذیرش نخست وزیری توسط شاپور بختیار

پس از اعلامیه سه ماده‌ای دکتر کریم سنجابی شورای مرکزی جبهه ملی بیانیه به شرح ذیل صادر کرده و اعلام می‌دارد که در هیچ ترکیب حکومتی شرکت نمی‌کند:

    اطلاعیه

    به نام خدا - هم میهنان:

    استقرار حاکمیت ملی هدف جبهه ملی ایران است

    ساعت شش بعد از ظهر دیروز رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور به خانه آقای دکتر کریم سنجابی رئیس و دبیر کل هیات اجرایی جبهه ملی ایران مراجعه کردند و ایشان را به کاخ نیاوران برای دیدار پادشاه بردند. آقای دکتر کریم سنجابی در این دیدار ضمن تشریح اعلامیه چهارمآبان ماه ۱۳۵۷ صادر شده در پاریس تاکید نمودند که بنا بر بند دو اعلامیه مذکور در اوضاع کنونی جبهه ملی ایران در هیچ ترکیب حکومتی شرکت نخواهد کرد. این دیدار مدت یکساعت به طول انجامید و آقای دکتر کریم سنجابی ساعت هفت بعد از ظهر به خانه خود مراجعت کردند. پنجشنبه ۲۳ آذر ماه ۱۳۵۷ جبهه ملی ایران

در طی ماه‌های مهر الی آذر محمد رضا شاه علاوه بر دکتر کریم سنجابی بصورت جداگانه با سایر میلیون مانند دکتر صدیقی و دکتر بختیار برای تصدی نخست وزیری تماس می‌گیرد. پس از عدم پذیرش درخواست دکتر صدیقی مبنی بر باقی‌ماندن شاه در ایران و تشکیل شورای سلطنت، دکتر بختیار بدون اطلاع اعضای جبهه ملی حکم نخست وزیری خود را از شاه دریافت کرده و به مجلسین برده تا مورد تایید قرار گیرد.

هیچ کدام از اعضای جبهه ملی با توجه به این موضوع و تخلف آشکار حاضر به همکاری با دکتر بختیار نشدند.[۲۰] بختیار علی‌رغم مخالفت جبهه ملی ایران و او بدون توجه به مصوبه قبلی شورای مرکزی مبنی بر خودداری اعضای جبهه ملی ایران از پذیرش پست نخست وزیری، این پست را قبول می‌نماید[۲۱]

پس از آن برای رسیدگی به این موضوع جلسهٔ شورای مرکزی جبهه ملی ایران که با حضور تمامی اعضای قدیمی و ذی‌نفوذ مانند: اللهیار صالح، دکتر مهدی آذر، دکتر غلامحسین صدیقی، مهندس کاظم حسیبی، دکتر مسعود حجازی، دکتر کریم سنجابی، حمید ذوالنور، اصغر پارسا، احمد زیرک زاده، دکتر شمس الدین امیر علائی، دکتر پرویز ورجاوند، ادیب برومند، حسین شاه حسینی و... برگزار می‌گردد.[۲۲][۲۳] در مورد ماده ۳ گانه اعلامی دکتر سنجابی بحث شده و چون در هیات اجرایی مورد پذیرش قرارگرفته بود در شورای مرکزی هم عدم تمکین به این موصوضوع باعث گردید که در مورد عدم همکاری جبهه ملی بادکتر شاپور بختیار رای گیری به عمل اورده و در پایان را گیری تمامی افراد حتی بدون رای ممتنع برکناری دکتر شاپور بختیار از عضویت در جبهه ملی رای مثبت دادند.[۲۴] همچنین در حزب ایران طی بیانیه از تصمیم کریم سنجابی حمایت کرده و شاپور بختیار را از مسوولیت‌های حزبی برکنار کرده ولی ادامه عضویت او در حزب ایران موکول به پلنوم حزب ایران گردید.[۲۵]

بیانیه حزب ایران در خصوص برکناری شاپور بختیار از سمت‌های حزبی:

    هم میهنان!

    چون بر خلاف مفاد قطعنامه پلنوم روز پنج شنبه هفتم دیماه ۱۳۵۷ حزب ایران، مشعر به اینکه با پذیرش این واقعیت عینی که بافت انقلاب عظیم و گسترده ایران اسلامی و ملهم از رهنمودهای پیشوای بزرگ روحانیت آیت الله العظمی خمینی می‌باشد و بخصوص مفهوم مواد یک و سه این قطعنامه که عیناً نقل می‌گردد.

    ۱- مشی سیاسی حزب ایران در جبهه ملی، اصول سه‌گانه اعلامیه ۱۴ ابان پاریس (مورد توافق آیت الله العظمی خمینی و دکتر کریم سنجابی) می‌باشد که کادر رهبری حزب همواره باید در چارچوب آن عمل نماید.

    ۲- حزب ایران نه تنها باید از هر گوه گروه بندی و اندیشه فرقه گرایی در داخل جبهه ملی احتراز جوید، بلکه باید با هر نوع پندار تکروی و دسته بندی بشدت مبارزه کند و مانند یک سازمان متعهد تابع اکثریت آراء جبهه ملی باشد ونشان دهد که از حیث وحدت خواهی و جانبداری از جبهه ملی ایران و دبیر کل دکترکریم سنجابی در صف اول مبارزه قرار دارد.

    آقای شاپور بختیار بدون هیچگونه ماموریتی از طرف حزب اقدام به قبول زمامداری کرده‌اند، لذا بدین وسیله اعلام می‌شود که ایشان از کلیه سمت‌هایی که در حزب داشتند برکنار می‌گردند و اتخاذ تصمیم در مورد ایشان موکول به پلنوم آینده حزب ایران خواهد بود.

    یک شنبه ۱۰ دیماه، هیئت اجرائیه حزب ایران

[۲۶]
    متن مربوطه در ویکی‌نبشته: بیانیه حزب ایران درمورد برکناری شاپور بختیار از سمتهای حزبی

در بیانیه جبهه ملی ایران در خصوص برکناری شاپور بختیار چنین آمده‌است:

    طبق گزارشهای رسیده آقای دکتر شاپور بختیار عضو جبهه ملی ایران بدون رعایت انضباط سازمانی مأموریت تشکیل دولت را پذیرفته‌اند. جبهه ملی ایران به آن سان که اعلام داشته‌است نمی‌تواند با وجود نظام سلطنتی غیر قانونی با هیچ ترکیب حکومتی موافقت نماید.

    شورای مرکزی جبهه ملی ضمن مخالفت شدید با اقدام آقای دکتر شاپور بختیار به آگاهی همگان می‌رساند که در این شرایط تشکیل دولت از طرف ایشان به هیچ روی با مصوبات آرمانی و سازمانی جبهه ملی ایران سازگاری ندارد و به این دلیل از عضویت جبهه ملی ایران برکنار می‌شود"[۲۷] [۲]

انقلاب

در جریان انقلاب جبهه ملی فعالیت خود را از سر گرفت. دیدار دکتر کریم سنجابی از رهبران جبهه ملی باایت الله خمینی در فرانسه اگرچه بعدها با انتقادات زیادی روبرو شد اما نشانگر عزم راسخ جبهه ملی برای شرکت در آینده سیاسی جدید ایران بود.

در ۲۲ اسفندماه ۱۳۵۷ با توجه به فضای باز به وجود آمده ناشی ازانقلاب دکتر کریم سنجابی به همراه مهندس کاظم حسیبی طی اعلامیه از عموم مردم برای مشارکت در بازسازی جبهه ملی ایران دعوت به مشارکت به عمل اوردند و خواستار حضور احزاب ملی در جبهه ملی ایران گردیدند. مهندس حسیبی در اولین جلسه شورای مرکزی جبهه ملی به اتفاق آرا به سمت رییس شورای مرکزی انتخاب شد. اواین سمت را تا تا پایان دوره جبهه ملی چهارم و فعالیت جبهه ملی بر عهده داشت.

اعضای شورای انقلاب مانند سایر گروه‌های اپوزیسیون غیر مذهبی در شورای انقلاب عضویت نیافتند دکتر کریم سنجابی در این مورد می‌گوید: [[آیت‌الله مطهری و آیت‌الله بهشتی از طرف آیت‌الله خمینی از او برای شرکت در شورای انقلاب دعوت کردند ولی وی نپذیرفت.[۳][۲۸]

اما جبهه ملی ایران در کابینه مهندس بازرگان شرکت جست و دکتر کریم سنجابی، علی اردلان، داریوش فروهر و دکتر احمد مدنی (به ترتیب وزیرامور خارجه، وزیر دارایی، وزیر مشاور - کار، وزیر دفاع ملی) به عنوان وزرای کابینه حضور داشتند[۲۹] و حسین شاه حسینی نیز مسوولیت سازمان تربیت بدنی را پذیرفت اما پس از مدت کوتاهی دکتر کریم سنجابی (۱۳۵۸/۱/۲۷) از کابینه کناره گیری نمود.
انشعاب و ائتلاف

در۳۱ خرداد ۱۳۵۸ حزب ملت ایران به دبیر کلی داریوش فروهر مصاحبه‌ای ترتیب داده و اعلام می‌دارد که: حزب ملت ایران بر پایه پان ایرانیسم از جبهه ملی خارج می‌شود.[۴]

پس از استعفای دکترکریم سنجابی از سمت وزارت خارجه دولت موقت، دکتر غلامحسین صدیقی همکاری خود را با جبهه ملی دوباره اغاز می‌کند و یکی از شروط اصلی دکتر صدیقی تشکیل هیات رهبری (حذف دبیرکلی) و هیات اجرائی جداگانه بود که با اصلاح اساسنامه این شروط محقق می‌گردد. در ۱۷ خرداد ماه ۱۳۵۸ دکتر صدیقی در جلسه شورای مرکزی جبهه ملی حضور می‌یابد و بعد از اندکی زمانی شورای مرکزی چندین نفر دیگر را نیز جهت تقویت خود و تکمیل به عضویت انتخاب می‌کند..[۳۰] یکی دیگر از افرادی که در اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ دوباره به جبهه ملی پیوست اصغر پارسا بود او شرط اصلی خود را برای حضور دوباره در جبهه ملی کناره گیری جبهه ملی از حکومت و برگشتن به خط مشی جبهه ملی یعنی جدایی دین از حکومت اعلام نمود.[۵]

اصغر پارسا در این مورد چنین می‌گوید:

    جبهه ملی ایران ازابتدای تشکیل دین وحکومت را جدای از یکدیگر میدانسته ومن پیوسته چه در زندان دوران محمد رضاشاه ویا جمهوری اسلامی وچه سالهائی که آزادبودم به این امر مهم توجه داشتم. جوانانی که امروزه سن وسالی از آنها گذشته اگر دوران زندان قصر را درسالهای ۴۱ و۴۲ بخاطر آورند اعتقاد مرا به این موضوع خوب میدانند ودرزندان هم با بعضی از اعضای جبهه ملی چون مهندس مهدی بازرگان ودکتر یدالله سحابی اختلاف عقیده‌ای که داشتم درموضوع حکومت ودیانت بودوحکومت ملی وحکومت دینی را دو مقوله متفاوت می‌دانستم. دردوران انقلاب من به شرکت جبهه ملی در دولت موقت انتخاب شده از سوی آیت‌الله خمینی مخالف بودم ودر حضور مرحوم الله یار صالح به مرحوم دکتر کریم سنجابی گفتم من با حکومت شاه مخالف بوده وهستم و تا شما که دبیرکل جبهه ملی هستید لا اقل ازدولت موقت خارج نشوید کاری با فعالیت‌های شما بنام جبهه ملی ندارم ومدتی بعد دراردیبهشت ماه ۵۸روزی به مرکز تشکیلات جبهه ملی واقع درخیابان کارگر پای نهادم که چند روزی از استعفای دکتر سنجابی از دولت می‌گذشت و جبهه ملی برگرایش بقدرت رسیدگان به استبدادبانگاهی انتقادی می‌نگریست ونظر غا لب در شورای جبهه ملی این بود که حکومت دینی راه حل مشکلات جامعه نیست.[۶]

هیأت رهبری اولیه جبهه ملی منتخب شورای مرکزی عبارت بودند از: دکتر کریم سنجابی، ادیب برومند، اصغر پارسا، دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر یوسف جلالی موسوی و اصغر پارسا نیز در سمت سخنگوی جبهه ملی ایران انتخاب می‌گردد.[۳۱]

اما اختلافات در جبهه ملی ادامه یافت و دکتر صدیقی با ۶ نفر از اعضا (خاذنی، فرهنگ، کریم آبادی، کشاورز صدر و مولوی) در سال بهمن ۱۳۵۸ از شورای مرکزی جبهه ملی و هیات رهبری استعفا می‌دهد. این انشعابات و خروج‌ها باعث می‌گردد که جبهه ملی که شدیداً از سوی حاکمیت تحت فشار بود دارای موقعیتی ضعیف گردد.

شورای مرکزی به دنبال خروج حزب ملت ایران واستعفای دکتر صدیقی و یارانش که به گروه بشارت موسوم شده بودند خود را ترمیم نموده و شورای مرکزی خود را به ۳۵ نفر ارتقا داد. در این دوران اعضای هیات رهبری عبارت بودند از:آقایان دکتر کریم سنجابی، ادیب برومند، اصغر پارسا، دکتر علی اردلان و دکتر یوسف جلالی موسوی. جبهه ملی هفت نفر را تحت عنوان هیات اجرایی به ریاست دکتر مسعود حجازی انتخاب می‌نماید و اصغر پارسا نیز به عنوان سخنگوی جبهه ملی و مدیر مسوول روزنامه پیام جبهه ملی ایران اعلام می‌گردد. هیئت اجرائیه جبهه ملی شامل:آقایان دکتر مهدی آذر، دکتر مسعود حجازی، دکتر پرویز ورجاوند، حاج قاسم لباسچی، مهدی غضنفری، علی اکبر محمودیان و دکتر سید حسین موسویان بود. دکتر پرویز ورجاوند در هفته آخر اسفند ۵۹ از هیئت اجرائیه استعفاء داده بود و تا زمان بازداشت در دی‌ماه سال ۶۰ در هیچیک از جلسات حاضر نمی‌شد. این دو هیات مشترکاً امور جبهه ملی را اداره می‌کردند.[۳۲][۳۳]

صاحب امتیاز نشریه پیام جبهه ملی ایران (ارگان رسمی جبهه ملی) که هفته‌ای سه شماره منتشر می‌شد دکتر مهدی آذر وزیر فرهنگ، دکتر مصدق بود واصغر پارسا مدیر مسوول روزنامه پیام جبهه ملی معرفی گردید. این نشریه در آن زمان به تیراژ در حدود ۲۰۰۰۰۰ نسخه در هر شماره رسیده بود که نشان از مقبولیت و حرفه‌ای بودن نوشتار ان داشت.
جبهه ملی و قانون اساسی

جبهه ملی ایران پس از خروج دکترکریم سنجابی و دکترعلی اردلان از هیات دولت بصورت محسوسی از رژیم حاکم فاصله گرفت و خط مشی انتقادی اصلاحی خود را ادامه داد و در مخالفت با قانون اساسی تهیه شده توسط مجلس خبرگان قانون اساسی اقدام به نشر بیانیه نمود در انتخابات مربوط به تایید قانون اساسی شرکت نکرد.[۳۴][۳۵] همچنین در مورخ ۷/۹/۱۳۵۸ طی بیانیه‌ای جبهه ملی ایران نسبت به ایجاد زمینه برای سلطه استبداد در صورت اجرای قانون اساسی تهیه شده توسط مجلس خبرگان اعلام می‌نماید و مخالفت خود را با قانون اساسی اعلامی می‌دارند.[۳۶] حزب ایران به عنوان یکی از احزاب موثر جبهه ملی در مورخ ۶/۹/۱۳۵۸ ضمن رد نمودن قانون اساسی تهیه شده خواستار تحریم همه پرسی تصویب قانون اساسی تهیه شده توسط مجلس خبرگان را می‌نماید.[۳۷]
گروگانگیری و تسخیر سفارت امریکا

جبهه ملی با گروگانگیری و تسخیر سفارت مخالفت نمود و پس از نشر اسناد منصوب به سفارت آن را توطئه‌ای برای انحراف انقلاب و حذف نیروهای مخالف دانست.[۳۸]

درقسمت‌هایی از مقاله تحلیلی پیام جبهه ملی در شماره ۴۹ ملی مورخه پنجم بهمن ماه ۱۳۵۹ تحت عنوان " آزادی گروگانها هدیه جمهوری اسلامی به ریگان " آمده‌است:

    سرانجام دولت ایران آنچه را که بر سر جیمی کارتر به صورت چماق کوفته بود بعنوان هدیه نخستین روز آغاز ریاست جمهوری به رونالد ریگان... تقدیم نمود... هر روز به افشارگری، به پخش شایعات پرداختند و تیرهای تهمت و افترا را بی‌دریغ و بدون فرصت و مجال دفاع به سی افراد پرتاب کردند... " تاریخ آینه ایران و آنچه از رهگذر این دروغها و فریبها نصیب مردم مظلوم ما خواهد شد نشان خواهد داد که اشغال سفارت آمریکا و گرگانگیری جز یک خیانت و خیانت آشکار به انقلاب ایران و هدفهای مردم ایران نبود...

[۷]

در سال‌های بعد نیز جبهه ملی ایران همواره گروگانگیری و تسخیر سفارت امریکا در ایران را عملی نادرست دانسته و آن را دارای اثراتی زیانبار خوانده که غیر قابل جبران بوده‌است.[۳۹]
انتخابات اولین مجلس شورای ملی پس از انقلاب

اعضای جبهه ملی در اولین دوره انتخابات شورای ملی پس از انقلاب شرکت نمودند و برخی از انان که رای اورده بودند یا در مجلس اعتبارنامه هایشان مورد تصویب قرار نگرفت و یا انتخابات باطل شد و یااعتبارنامه هایشان از سوی وزیر کشور صادر نشد. کاندیداهای جبهه ملی ایران در تهران عبارت بودند از: کاظم حسیبی، اصغر پارسا، اسدالله مبشری، پرویز ورجاوند، عبدالکریم انواری، محمود مانیان، حسن لباسچی، عبدالعلی ادیب برومند، حسن شهیدی، ابراهیم کریم​آبادی و عبدالحسین خلیلی[۴۰]

اعضای جبهه ملی که اعتبار نامه‌های آنان مورد تایید قرار نگرفت و یا انتخابات در حوزه آنان باطل شد عبارت بودند از: خسرو قشقایی حوزه شیراز - دکتر احمد مدنی حوزه کرمان - دکتر کریم سنجابی حوزه کرمانشاه - ابوالفضل قاسمی حوزه درگز.[۴۱]

از میان افراد فوق خسرو قشقایی اعدام و دکتر مدنی، دکتر سنجابی و قاسمی مجبور به ترک ایران شدند.

همچنین دکتر احمد سلامتیان از حوزه اصفهان به نمایندگی اولین دوره مجلس شورا ملی پس از انقلاب انتخاب شد اما پس از وقایع سال ۱۳۶۰ و به دنبال صدور حکم ارتداد جبهه ملی و حمایت از دکتر بنی صدر و مخالفت با آیت الله خمینی مجبور به ترک ایران گردید.
اعتراض علیه لایحه قصاص و حکم ارتداد
نوشتار اصلی: تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۶۰


پس از انقلاب، جبهه ملی در جهت برپایی یک نظام لیبرال دموکراسی گام بر می‌دارد، اما رویدادهایی که در سالهای پس از انقلاب رخ داد کاملاً در تضاد با مشی و آرمان جبهه ملی قرار داشت. بسیاری از یاران سابق جبهه ملی در برابر آرمان‌های جبهه یعنی برقراری حکومت سکولار قرار گرفتند که از آن جمله می‌توان به داریوش فروهر، اعضای گروه متین دفتری، نهضت آزادی، و افرادی ماند مهندس سحابی و افرادی که اکنون به گروه ملی مذهبی معروفند نام برد.[۴۲]

این طرفداری از حکومت روحانیون دوره کوتاهی برای جداشدگان از جبهه ملی داشت زیرا پس از تضعیف تنها تشکل سکولار دموکرات دیگر به راحتی می‌توانستند نسبت به حذف رقیب خود اقدام نهایی را شروع نمایند.[نیازمند منبع]

این رویارویی هنگام تقدیم لایحه قصاص برگرفته از احکام شرع به مجلس به اوج خود رسید. در آن هنگام جبهه ملی در اعلامیه‌ای چنین عنوان کرد:

    ... هموطنان شرافتمند مردم غیور و آزادیخواه ایران. در شرایطی که همه آزادیهای فردی و اجتماعی توسط هیأت حاکمه مستبد و انحصارگر زیر پا نهاده شده و استقلال مملکت در معرض خطرات جدی قرار دارد... و بالاخره در شرایطی که انقلاب بزرگ ملت را از کلیه هدفهای بنیادی خود منحرف کرده‌اند از شما دعوت می‌کنیم که ساعت ۴ بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و پنجم خرداد ماه در گردهمایی و راهپیمایی جبهه ملی بانگ اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم.[۴۳]

و مردم را به راهپیمایی بر ضد سیاستهای غیرانسانی حاکمیت دعوت نمود. راهپیمایی با استقبال مردم در روزهای پایانی خرداد ۱۳۶۰ انجام شد که با درگیری‌هایی همراه بود. از صبح روز راهپیمایی آیت‌الله خمینی در برابر آن موضع گرفت و سران جبهه ملی را با فتوایی بی‌سابقه به ارتداد متهم ساخت.[۴۴] حکمی که حتی در مورد کمونیست‌ها و گروه‌های ماتریالیست هم صادر نشده بود. پس از این حکم رهبران و اعضای جبهه ملی سالها زیر بدترین فشارها، توهین‌ها و شکنجه‌ها قرار گرفتند.

متن سخنان آیت‌الله روح‌الله خمینی در مورد جبهه ملی در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰:

    من می‌خواهم ببینم که این راهپیمایی که امروز اعلام شده‌است، اساس این راهپیمایی چه هست. من دو تا اعلامیه از «جبهه ملی»، که دعوت به راهپیمایی کرده‌است، دیدم. در یکی از این دو اعلامیه، جز انگیزه‌ای که برای راهپیمایی قرار داده‌اند، «لایحه قصاص» است. یعنی مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگری که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که «لایحه غیر انسانی» ملت مسلمان را دعوت می‌کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند، یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند! شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی می‌کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم آقایان تمام تکلیف‌ها را به جا آوردند و عمل کردند، فقط یک تکلیف مانده و آن جمهوری اسلامی را به هم زدن؟! تمام تکلیف‌هایی که بر ما و شما متوجه‌است، چه از قشر نویسندگان و روشنفکران و جبهه‌ها و نهضت‌ها و سایرین، تمام تکالیف فقط منحصر به این شده‌است که این جمهوری اسلامی را در خارج از کشورطور دیگری که هست نمایش بدهید ومردم را دعوت کنید که بر خلاف جمهوری اسلامی شورش کنند؟! دیگر همه چیز درست شده‌است، فقط این یکی مانده؟!... من باید متأسف باشم، من باید بسیار متأسف باشم، از اینکه غیب نمی‌دانم! نمی‌دانستم در چنته اینها چه هست. من بعضی از اینها را می‌پذیرفتم؛ به ایشان هم محبت می‌کردم؛ لیکن نمی‌دانستم که اینها بر ضد قرآن هم قیام می‌کنند. او در نهایت تصریح کرد:«اینها مرتدند. جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است. بله، جبهه ملی هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده‌ایم. اگر آمدند در رادیو امروز بعد از ظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اعلامیه‌ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع مسلمین، را غیر انسانی خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می‌پذیریم.

اتهام ارتداد تا کنون نیز در تمامی بازجویی در مورد افرادی که ارتباط خود را با جبهه ملی ایران تکذیب و از عضویت در آن اعلام انزجار و کنار گیری نکنند پابرجا بود و در کیفر خواست بیان می‌گردد.[نیازمند منبع]

دکتر مهدی مویدزاده عضو هیات اجرایی که در ان سال‌ها مسوول سازمان جوانان بوده در جزوه جبهه ملی ایران در دهه ۶۰ در این مورد چنین می‌نویسد:

    بنا برآن بود که در صورت اجتماع در میدان فردوسی سخنران اصلی آقای دکتر سنجابی باشد و در پایان قطعنامه بوسیله آقای دکتر سید حسین موسویان عضو هیئت اجرائیه و مسئول تدارکات میتینگ خوانده شود و سپس جمعیت با تکرار شعارهای از پیش تنظیم و تصویب شده بسوی دانشگاه تهران برود و در آنجا تظاهرات خاتمه یابد. از بامداد روز بیست‌وپنجم گروه گروه ازعلاقه‌مندان به جبهه ملی بسوی میدان فردوسی بحرکت درآمدند واز طرف دیگر همه نیروهای کمیته‌ها و افراد مسلح معروف به حزب‌اللهی مراکز مختلف تهران را در کنترل خود گرفتند و با شدت هرچه تمامتر افرادی را که عازم خیابانهای منتهی به میدان فردوسی بود مورد ضرب وشتم قرار می‌دادند. صدها نفر بازداشت و بیمارستانها مملو از مجروحین بود. خبرگزاریهای جهانی اجتماع کنندگان در مرکز تهران و بازار را بیش از یک میلیون گزارش کردند. آقای رفسنجانی در خاطرات خود می‌نویسد که فقط حزب‌اللهی‌ها که برای سرکوب ملیگراها آمده بودند پانصد هزار تن می‌شدند. میدان فردوسی صحنه جنگ وگریز بود هواداران واعضاء جبهه ملی که توانسته بودند بمیدان برسند با گروهی به رهبری آقای‌هادی غفاری، روحانی مشهور وقاضی خشن دادگاههای انقلاب مواجه شدند. او در حالیکه سلاح گرمی برشال کمر خود داشت با ماشین ژیانی بمیدان فردوسی آمد. و بر بالای سکوئی ایستاد و به حمله برشرکت کنندگان درتظاهرات جبهه ملی فرمان می‌داد و مکرر بر ارتداد جبهه ملی حکم می‌راند. بسیاری از جوانان و دانشجویان وابسته به جبهه ملی که مسئولیت انتظامات را در صورت برگزاری تظاهرات داشتند از سوی اطرافیان‌هادی غفاری مورد بازرسی بدنی قرار گرفته درصورت کوچکترین تردید بشدت کتک می‌خوردند و توسط چند مامور با لباس شخصی به محلی که کمیته در انتهای خیابان فردوسی آماده کرده بود منتقل و پس از اذیت و آزار بسیار به بازداشتگاهها فرستاده می‌شدند. شامگاه بیست وپنجم خرداد کم نبودند خانواده‌هایی که بعلت بخانه نیامدن فرزندانشان دربدر سرگردان بودند و کسی پاسخگوی آنان نبود.

جبهه ملی در دهه شصت

پس از رژیم اقدام به دستگیری سران و مسوولین جبهه ملی می‌نماید و طی یک سال اکثریت اعضای هیات اجرایی و هیات رهبری و شورای مرکزی جبهه ملی را دستگیر می‌کند و سایر اعضا نیز مجبور به زندگی مخفی و یا ترک ایران می‌شوند. در گزارش در دهه ۶۰ چه گذشت در این مورد چنین امده‌است:

    شخصیت‌های ملی و رهبرانی که ناچار به ترک ایران شدند

    در سال ۱۳۶۰عده‌ای از اعضاء شورای جبهه ملی و مسئولین آن بازداشت شدند. در اوضاع ویژه‌ای که برجامعه حاکم بود دستگیری‌ها ادامه داشت. تنی چند از رهبران طراز اول جبهه ملی مانند دکتر سنجابی –دکتر آذر – دکتر حجازی ـ قاسم لباسچی - ادیب برومند و اصغرپارسا که زندگی مخفی را برگزیده بودند هر روز احتمال گرفتار شدن آنان وجود داشت.

    عده‌ای هم به زندان افتاده بودند که نامهای برخی از آنان چنین بود: علی اردلان عضو هیأت رهبری؛ منوچهر اطمینانی ازسازمان اصناف؛ هوشنگ اعتصامی فر از کارگران؛ فرهاد اعرابی از کرج؛ حسین بیک زاده از اصناف کرج؛ ابوالفضل قاسمی دبیرکل حزب ایران که قبل از ۲۵ خرداد بازداشت شده بود؛ عباس عابدی تجریشی دبیر دبیرستانها و عضو کمیته شمیران؛ محمد شاهدی ازسازمان کارمندان؛ فرهاد بیشه‌ای از سازمان جوانان؛ حسن خرمشاهی مسئول کمیته اصناف و عضوشورای مرکزی جبهه ملی (او اولین فردی بود که روز ۲۷ خرداد در میدان انقلاب بازداشت گردید)؛ مهدی غضنفری از اصناف و عضو هیأت اجرائیه جبهه ملی؛ صادق طوسی از اصناف؛ علیقلی سوزنی از بازار؛ اسدالله مبشری عضو شورای مرکزی جبهه ملی؛ سرهنگ بازنشسته ناصر مجللی عضو شورای مرکزی جبهه ملی؛ حسین نایب حسینی از کمیته اصناف؛ محمد یگانه مسئول کمیته کَن و از اصناف؛ صمد ملکی از کارمندان؛ کریم دستمالچی از بازار؛ پرویز ورجاوند عضو شورای مرکزی و هیأت اجرائیه. یادآوری می‌شود که در همان روز ۲۵ خرداد ۶۰ صدها نفر از اعضا و طرفداران جبهه ملی درکوچه و خیابان و بازار دستگیر شدند. زندانیان جبهه ملی محدود به نامبردگان نبودند و در شهرستانها هم گرو ه کثیری در زندان بسر می‌بردند، و با پژوهشهایی که در جریان است امید می‌رود که لیست اسامی همه زندانیان جبهه ملی در دهه شصت پیوست این گزارش گردد. درسالهای بعد (تاپایان سال ۶۳) دستگیریها ادامه یافت و آقایان دکتر کریم سنجابی و مهدی آذر و قاسم لباسچی، مهدی مقدس زاده، و احمد مدنی ناچار به مهاجرت از ایران شدند. آقایان اصغر پارسا و دکتر مسعود حجازی نیز دستگیر گردیدند. [۸]

با وجود تمامی فشارها و دستگیری‌های افراد و اعضای جبهه ملی در دههه ۶۰ فعالیت جبهه ملی هرگز تعطیل نشد در دهه ۶۰ سازمان‌های جبهه ملی ایران تحت هدایت دکتر مهدی مؤیدزاده (نماینده منتخب شورای رهبری و شورای اجرائی) بصورت غیر علنی و مخفی فعالیت نموده و همچنین ارتباط بااعضا حفظ گردید اما به دلیل فشارهای وارده جبهه ملی قادر به فعالیت‌های دارای نمود خارجی نبود.[۴۵] جبهه ملی که هجوم حکومت و تعطیلی خود را قطعی می‌دانست در بیست و چهارم خرداد شصت در جلسه مشترک هیئت‌های رهبری و اجرائی جبهه ملی ایران تمامی اختیارات سیاسی و تشکیلاتی جبهه ملی را به اصغر پارسا، قائم مقام هیئت رهبری و دکتر مسعود حجازی، قائم مقام هیئت اجرائیه تفویض می‌نماید تا ضمن حذف تشکیلات و ساختار جبهه ملی در برابر سرکوبی که در راه بود راهکاری اندیشیده شود.[۴۶]

متن جزوه جبهه ملی ایران در دهه ۶۰

در مورد فعالیت‌های دهه شصت جبهه ملی منبع مستقلی وجود ندارد دکتر سید حسین موسویان رییس هیات اجرایی و مسوول تشکیلات جبهه ملی در نامه سرگشاده خود به شورای مرکزی در مورد فعالیت‌های علنی و اخرین نشست شورای مرکزی در دهه ۶۰ چنین می‌نویسد:

    ... در تابستان سال ۶۴ اعضای باقی‌مانده شورای مرکزی در جلسه‌ای که به دعوت آقای دانشپور نایب رئیس شورا و در منزل آقای حسین شاه حسینی تشکیل گردید گرد هم آمدند و پس از بحث و گفتگوی طولانی به این جمع بندی رسیدند که جبهه ملی در آن شرایط که کشور درگیر جنگ گسترده با دشمن تجاوزگر خارجی است باید فقط به کار تشکیلاتی خود ادامه دهد و تا پایان یافتن جنگ برای شروع کار سیاسی منتظر بماند.[۴۷]

جبهه ملی پنجم

در حال حاضر جبهه ملی ایران درداخل کشور به ریاست ادیب برومند فعالیت دارد. جبهه ملی پنجم به دعوت ادیب برومند از سال ۱۳۷۳ مجدداً فعالیت خود را آغاز نمود.ادیب برومند به دنبال چندین ماه فعالیت برای تشکیل جلسه شورای مرکزی جبهه ملی و علی‌رغم احضار مکرر به وزارت اطلاعات جهت عدم برگزاری جلسه، سرانجام اعضا و افراد باقی‌مانده از جبهه ملی چهارم را جهت تشکیل جلسه شورای مرکزی دعوت نموده و رسماً اغاز فعالیت‌های مجدد جبهه ملی را اعلام نمود. اعضای شورای مرکزی در زمان آغاز فعالیت‌های علنی جبهه ملی (پنجم) ۱۲ نفر به شرح زیر بودند: ادیب برومند، دکتر علی اردلان، پرویز ورجاوند ناصری، دکتر سید حسین موسویان، حسین شاه حسینی، حسن لباسچی، دکتر مهدی مویدزاده، غلامرضا رحیم، منوچهرملک قاسمی، فرشید افشار، حسن خرمشاهی، اصغر فنی پور.[نیازمند منبع]

پس از گفتگوهای مفصل مقرر گردید که برای اداره امور جبهه ملی ۲ نفر از اعضای باقی‌مانده هیات رهبری ادیب برومند و دکتر علی اردلان، ۲ نفر از اعضای هیات اجرایی دکتر پرویز ورجاوند ناصری و دکتر سید حسین موسویان و ۲ نفر از شورای مرکزی حسین شاه حسینی و حسن لباسچی هیات اجرایی را بصورت مشترک تشکیل دهند.[۴۸]

اندکی بعد مطابق با ساختاراساسنامه سال ۱۳۵۸ شورای مرکزی جبهه ملی اقدام به انتخاب هیات رهبری جبهه ملی شامل:استاد ادیب برومند، مهندس نظام الدین موحد، دکتر علی اردلان و هیات اجرایی شامل: دکترپرویز ورجاوند ناصری، دکتر سید حسین موسویان، دکتر مسعود حجازی، غلامرضا رحیم و حسن لباسچی نمود. درهیات اجرایی دکتر سید حسین موسویان مسوول تشکیلات، دکتر پرویز ورجاوند سخنگوی جبهه ملی و دکترمسعودحجازی رییس هیات اجرایی گردیدند.[۴۹][۵۰][۵۱]
جبهه ملی و فعالیت‌های سیاسی در دهه ۷۰
انتخابات مجلس پنجم

جبهه ملی پنجم در سال۱۳۷۴ در نخستین مواجهه خود با انتخابات طی بیانیه‌ای خواستار آزادی احزاب -آزادی بیان و ازادی مطبوعات مخالف را پیش شرط‌های برگزاری انتخابات دانست و خواستار تحقق یافتن ان از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران در جهت برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد گردید. شروط جبهه ملی ایران برای شرکت در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی:

    آزادی احزاب و جمعیت‌ها
    آزادی مطبوعات موافق و مخالف
    آزادی سخنرانی در انجمن‌ها و مجامع عمومی مانند پارک‌ها
    آزادی پخش اطلاعیه و اوراق انتخاباتی و عکس نامزدها
    آزادی استفاده از بلندگوهای متحرک
    امنیت برای حضور در پای صندوق رای گیری
    تشکیل انجمنهای اصلی و فرعی نظارت از معتمدان محلی غیر وابسته به حکومت[۵۲][۵۳]

سپس جبهه ملی در بیانیه‌های آبان ماه ۱۳۷۴ و سوم دی ماه ۱۳۷۴ نیز به دلیل عدم تحقق شروط ذکر شده امکان برگزاری یک انتخابات ازاد را منتفی دانست و اعلام نمود که در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره پنجم شرکت نمی‌کند و به همین علت هیچیک از اعضای جبهه ملی برای انتخابات ثبت نام نمی‌کنند.[۵۴][۵۵] جبهه ملی مجدداً در بیانیه‌ای انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره پنجم را تحریم کرده و اعلام نمود که نه تنها در این انتخابات شرکت نمی‌کند بلکه هیچ کدام از کاندیداها نیزمورد تایید جبهه ملی ایران نمی‌باشند.[۵۶]
انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم

جبهه ملی درراستای سیاست انتقادی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶نیز شرکت نکرد اما پس از آن با نوشتن نامه و نشر بیانیه خواسته‌های خود را بصورت شفاف با رییس جمهور منتخب یعنی سید محمد خاتمی در میان گذاشت. در بهمن ۱۳۷۶ شورای مرکزی جبهه ملی طی یک نامه سرگشاده خواستار استقرار حکومت قانون، اصلاح قوانین حتی قانون اساسی در جهت استقرار حاکمیت ملی، صراحت و صداقت با مردم و گزارش امور به آنان، تامین آزادی بیان و نشر عقاید و افکار و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی مبارزه با سانسور، اصلاح قوانین دادگاه‌ها، تصویب قوانین حمایتی از حقوق و موقعیت زنان و اصلاحات در وزارتخانه‌ها می‌گردد. در این بیانیه ۱۲ صفحه‌ای جبهه ملی در ۹ بند به شرح مشکلات و راه کارهای ان می‌پردازد و در زمینه اقتصاد، سیاست خارجی نیروهای انتظامی و امنیتی، رادیو وتلویزیون، آزادی احزاب و... نظرات خود را بیان می‌کند.[۵۷]
انتخابات مجلس دوره ششم

اما جبهه ملی در انتخابات مجلس شورای اسلامی (دوره ششم) ۱۳۷۸ روشی متفاوت را درپیش می‌گیرد و با شعار همه جا - یک نفر- یک رای - یک قدم خواستار حضور مردم در پای صندوق‌های رای می‌گردد اگرچه خودش برای این انتخابات نامزدی را اعلام نمی‌کند.[۵۸][۵۹]
ترمیم شورا و تغییرات در هیات رهبری و هیات اجرایی

جبهه ملی در سال‌های پایانی دهه ۷۰ با درگذشت دکتر علی اردلان، حشمت الله خیاط زاده، دکتر ایرج وامقی و از دست دادن نفراتش نیاز به ترمیم در شورای مرکزی را حس کرده و طی ۲ جلسه در مورخ‌های ۲۶ و ۲۷ آبان ماه ۱۳۷۹ که به ترتیب در منزل حسین شاه حسینی و دکتر علی اردلان برگزار می‌گردد، آقایان دکتر داوود هرمیداس باوند، مهندس زعیمی، مهندس مرتضی بدیعی، ابوالفضل میر شهشهانی، غلامحسین خیر، را به سمت عضویت در شورای مرکزی انتخاب می‌کند. به این ترتیب نفرات شورای مرکزی به ۲۷ نفر ارتقاء می‌یابد.[۶۰] مدتی پس از این ترمیم انتخابات شورای رهبری، هیات ریسه شورای مرکزی، و هیات اجرایی برگزار می‌گردد که در انتخابت جدید اعضای هیات رهبری به شرح زیر انتخاب می‌شوند: ادیب برومند، دکترپرویز ورجاوند، مهندس نظام الدین موحد، دکترداوود هرمیداس باوند، عباس امیر انتظام هیات اجرایی: دکترمسعود حجازی، دکترمهدی موید زاده، غلامرضارحیم، حسن خرمشاهی، مهندس کوروش زعیمی، دکتر سید حسین موسویان،[نیازمند منبع]
پلنوم الله‌یار صالح

جبهه ملی ایران در سال ۱۳۸۲ توانست پلنوم خود را تحت عنوان عنوان پلنوم شادروان الله‌یار صالح برگزار نماید.[۶۱] در این پلنوم اساس‌نامه جدید جبهه ملی ایران، اصول ۷ گانه، خط مشی جبهه ملی مشخص گردید. برای برگزاری این انتخابات هیأتی مرکب از حسین راضی، حسین شاه حسینی و دکتر خسرو سعیدی از سوی اعضای شورای مرکزی انتخاب شدند تا مقدمات برگزاری پلنوم را فراهم آورند. پس از نزدیک به یک سال تلاش، سرانجام در ۲ آبان ۱۳۸۲ پلنوم الله‌یار صالح با حضور ۸۶ نفر از منتخبین برگزار می‌گردد. پلنوم توسط ادیب برومند رییس شورای مرکزی افتتاح گردید. ریاست سنی جلسه بر عهده حسن شهیدی قرار داشت که با توجه به عدم حضور ایشان مهندس نظام الدّین موحّد به اتفاق جوان ترین افراد حاضر در جلسه یعنی احمد عبدالحسنیان و رامین ناصح مسئولیت اداره جلسه تا برگزاری انتخابات هیأت رییسه رابرعهده گرفتند. در انتخابات هیأت رییسه ادیب برومند به سمت رییس و مهندس موحد نایب رییس اول و تیمسار ناصر فربد به سمت نایب رییس دوم انتخاب شدند و خانم فرشید افشار و دکتر عباسعلی صحافیان به سمت منشی‌های جلسه انتخاب گردیدند. دراین پلنوم دکتر سید حسین موسویان رییس هیأت اجرایی و تشکیلات گزارشی از روند فعالیت‌های جبهه ملی در چند سال اخیر داد و سپس مشترکین در پلنوم در مورد مسایل گوناگون نظرات خود رابیان کردند.

در انتهای برای سه کمسیون بازنگری در منشور، بازنگری در اساسنامه و تدوین بیانیه سیاسی پلنوم رای گیری به عمل آمد که در کمسیون بازنگری در منشور (پرویز ورجاوند، داوود هرمیداس باوند، ادیب برومند، هرمز ممیزی، منوچهر ملک قاسمی)؛ کمسیون بازنگری در اساسنامه (ادیب برومند، دکتر سید حسین موسویان، محسن فرشاد، مهندس موحد، کورش زعیم) و کمسیون تدوین بیانیه سیاسی پلنوم (ادیب برومند، دکتر باوند، دکتر محسن فرشاد، مهندس موحد، دکتر ورجاوند) انتخاب شدند. پس از ان برای عضویت در شورای مرکزی رای گیری شد که از میان داوطلبان ترتیب آرای مأخوذه به این شرح بود:

    داوود هرمیداس باوند
    نظام الدین موحد
    ادیب برومند
    علی رشیدی
    مه‌لقا اردلان
    پرویز ورجاوند (ناصری)
    حسین شاه حسینی
    خسرو سعیدی
    پریچهر مبشری
    عباس امیر انتظام
    سید حسین موسویان
    هرمز ممیزی
    ناصر فربد
    فرشید افشار
    باقر قدیری اصلی
    منوچهر ملک قاسمی
    مرتضی بدیعی
    محسن فرشاد
    جمال درودی
    غلامرضارحیم
    حسین راضی
    حسن خرمشاهی
    مهدی مؤیدزاده
    علی اکبر نقی‌پور
    پرویز دبیری
    حسن قدیانی
    رامین ناصح
    عباسعلی صحافیان
    حسن شهیدی
    اصغر فنی پور
    جهانشاه برومند
    عیسی حاتمی
    اسماعیل حاجی قاسمعلی
    کورش زعیم
    ابوالفضل نیماوری
    محمّدحسین عزت زاده

شورای مرکزی در اولین جلسه خود پس از تشکیل ادیب برومند را به سمت رییس و منوچهر ملک قاسمی را به سمت نایب رییس نخست و حسین شاه حسینی را به سمت نایب رییس دوم انتخاب نمود و همچنین فرشید افشار و حسین عزت زاده به سمت منشی جلسات انتخاب شدند. شورای مرکزی هیات رهبری جبهه ملی را به شمول ادیب برومند (رییس هیات رهبری)، عباس امیرانتظام، داوودهرمیداس باوند، پرویز ورجاوند (سخنگو)، نظام الدین موحد، تیمسار ناصر فربد انتخاب نمود.

اعضای هیات اجرائی منتخب شورا عبارت بودند از: دکتر سید حسین موسویان، مهدی مؤید زاده، کوروش زعیمی، خسرو سعیدی، مه لقا اردلان، اصغر فنی پور، غلامرضارحیم.
ترکیب فعلی سازمانی جبهه ملی ایران

جبهه ملی پنجم اکنون دارای یک هیأت رهبری چهار نفره شامل (ادیب برومند، دکتر داوود هرمیداس باوند، تیمسار ناصر فربد، دکتر علی رشیدی) می‌باشد. در انتخابات نخستین دکتر ورجاوند و مهندس موحد در هیأت رهبری عضویت داشتند.[۶۲] پس از درگذشت دکتر ورجاوند، دکتر باوند به سمت سخنگویی جبهه ملی ایران انتخاب شد.

مهندس عباس امیر انتظام نیز در جلسات هیأت رهبری به عنوان مشاور حضور می‌یابند. ایشان در جریان پلنوم ۱۳۸۲ به عضویت شورای مرکزی و پس ازآن به عضویت هیأت رهبری انتخاب شدند؛ اما به دلیل برخی از از مشکلات ناشی از بیماری، با محدود کردن فعالیت‌های خویش به عنوان مشاور جبهه ملی فعالیت خود را ادامه دادند. مهندس عباس امیر انتظام در بیانیه‌ای در سال ۱۳۸۸ اعلام نمودند که در هیچ گونه حزب و گروهی عضویت ندارند.[۶۳]

جبهه ملی دارای یک هیأت اجرائیه ۳ نفره به ریاست دکتر سید حسین موسویان است. که دکتر مهدی موید زاده، اصغر فنی پور، دکتر سید حسین موسویان اعضای این هیات را تشکیل می‌دهند. از اعضای اولیه هیات اجرایی بانو مه لقا اردلان و کوروش زعیمی استعفا و غلامرضا رحیم و خسور سعیدی فوت نموده‌اند. در حال حاضر جبهه ملی ایران در حال حاضر دارای شانزده سازمان وابسته در داخل کشور می‌باشد که مهمترین انان عبارتند از: سازمان مهندسان؛ سازمان پزشکان؛ سازمان زنان؛ سازمان جوانان؛ سازمان دانشجویان و....

نگارخانه جبهه ملی ایران
جلسه عمومی جبهه ملی ایران نوروز ۱۳۸۸ - سرای استاد ادیب برومند
جلسه عمومی جبهه ملی ایران نوروز ۱۳۸۸ - سرای استاد ادیب برومند
جلسه عمومی جبهه ملی ایران نوروز ۱۳۸۸ - سرای استاد ادیب برومند
اعضای حاضر در شورای مرکزی ایران در سال ۱۳۹۰

اعضای شورای مرکزی جبهه ملی: ادیب برومند؛ ابوالفضل نیماوری؛ اصغر فنی پور؛ پریچهر مبشری؛ ناصر فربد؛ جمال درودی؛ جواد شرف الدین؛ اسماعیل حاج قاسمعلی؛ حسن قدیانی؛ حسین شاه حسینی؛ مه‌لقا اردلان؛ فرشید افشار؛ جهانشاه برومند؛ دکتر سید حسین موسویان؛ دکتر شاهین سپنتا؛ حسن شهیدی؛ دکتر علی رشیدی؛ محسن فرشاد؛ محمد صادق مسرت؛ مهدی مؤیدزاده؛ دکتر داوود هرمیداس باوند؛ باقر قدیری اصلی؛ ضیا مصباح؛ عیسی حاتمی؛ منوچهر ملک قاسمی؛ محمدحسین عزت زاده؛ کوروش زعیمی؛ مرتضی بدیعی؛ هرمز ممیزی

(همچنین مهندس نظام الدین موحد، دکتر پرویز ورجاوند(ناصری)،حسین راضی،غلامرضارحیم از اعضایی بودند که در پلنوم اللهیار صالح ۱۳۸۲ به سمت عضویت در شورای مرکزی انتخاب شدند و پیش از سال ۱۳۹۰و دکترخسرو سعیدی و دکتر پرویز دبیری و حسن شهیدی دیگر اعضای شورای مرکزی در سال ۱۳۹۱ فوت نمودند.)

در سال ۱۳۸۸ برای برگزاری پلنوم جبهه ملی، انتخابات داخلی سازمان‌ها برگزار شد و نزدیک به ۱۰۰ نفر از اعضای سازمان‌ها جهت شرکت در گنگره جبهه ملی انتخاب شدند ولی با ممانعت وزارت اطلاعات این کنگره برگزار نگردید.
ترمیم شورای مرکزی جبهه ملی ایران

در۲۸مهرماه ۱۳۹۰ سرانجام شورای مرکزی جبهه ملی ایران بر اساس اساسنامه خود اقدام به ترمیم شورای مرکزی نمود و آقایان دکتر پوریا میر مطهری، دکترنصراله جمشیدی، دکتر جمشیدوحیدا، جمشیدمیرعمادی، محمدملک خانی، محمد اولیائی فرد و مهندس علی محمدی از اعضای سازمان‌های جبهه ملی ایران را به عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی ایران انتخاب نمودند.[۶۴]
اصول هفت‌گانه جبهه ملی ایران

اصل یکم: حفظ تمامیت ارضی، استقرار حاکمیت ملی و استقلال سیاسی برخاسته از اراده عمومی ملت ایران در نظام جمهوری مبتنی بر اصول دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون.

اصل دوم: تاکید بر تامین و حفظ حقوق و آزادی‌های اساسی مردم ایران به ویژه آزادی حزب‌ها، انتخابات و مطبوعات و برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با هرگونه تجاوز به حقوق بشر.

اصل سوم: جبهه ملی ایران برای حفظ احترام به دین مبین اسلام، و همچنین فراهم شدن امکان بهره‌گیری از تمامی‌توان ملی و مردمی، بر اصل جدایی دین از حکومت تاکید می‌کند.

اصل چهارم: استقرار عدالت اجتماعی و بالا بردن سطح رفاه عمومی بر اساس جهان بینی علمی، رشد تولید، افزایش اشتغال و توزیع عادلانه درآمد ملی.

اصل پنجم: احترام به حقوق شهروندی برابر و اعتقادات دینی و آداب و رسوم و زبانها و گویش‌های تمامی مردم سرزمین ایران.

اصل ششم: تقویت و پاسداری و گسترش زبان ملی و مشترک فارسی و فرهنگ و هنرهای ملی ایران.

اصل هفتم: اتخاذ سیاست خارجی مستقل ایرانی بر پایه حفظ مصالح و منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور، پشتیبانی از اصول و هدفهای منشور ملل متحد، دوستی واحترام متقابل با همه ملت‌ها و کشورها بویژه کشورهای منطقه و مبارزه با هرگونه تروریسم فردی، گروهی و دولتی.[۶۵]
جبهه ملی در خارج از کشور

تشکیل گروه‌های مختلف تحت عنوان نام جبهه ملی که برخی از انان تحت این نام مواضعی مخالف با اهداف جبهه ملی را بیان داشته بودند جبهه ملی را واداشت که در زمان‌های گوناگون و طی بیانیه‌های مختلف اعلام نماید هیچگونه همبستگی و پیوندی با سازمان‌ها و گروه‌ها و دسته جاتی که در خارج از کشور به نام جبهه ملی تشکیل می‌شوند، ندارد و اساسااین جبهه در خارج از کشور فاقد نماینده و تشکیلات می‌باشد در این مورد در ۲۸ شهریور ماه ۱۳۷۸ در بیانیه‌ای که توسط هیات رهبری نشر یافته بود چنین می‌خوانیم:

    ... هر چند گاهی افرادی در خارج کشور تصمیم به تشکیل یک سازمان سیاسی می‌گیرند، بدون سابقه شناسایی و ارتباط با جبهه ملی ایران سازمان خود را با خط مشی و هدفهایی که ناسازگار با اهداف ومبارزات قانونی این جبهه می‌باشد به نام جبهه ملی ایران اعلام می‌دارند از این برای اگاهی عموم لازم گردید خاطر نشان شود که این نوع سازمان‌ها هیچ گونه همبستگی و پیوندی با جبهه ملی ندارند و اساساً جبهه ملی در خارج کشور نمایندگی و تشکیلاتی ندارد...[۶۶]

به دنبال برخی از اظهار نظرها و مسایل پیش امده مجدداً در دی ماه سال ۱۳۸۹ اعلام شد که جبهه ملی ایران دارای نماینده و یا سخنگو و منبع خبری خاصی در خارج از کشور نمی‌باشد.[۶۷]

ادیب برومند رییس هیات رهبری جبهه ملی ایران در مورد سازمان‌های جبهه ملی ایران در خارج از کشور نظر رسمی جبهه ملی را به این شرح بیان می‌دارد:

    جبهه ملی ایران خود در خارج از کشور هیچ تشکیلاتی ندارد، ولی هواداران جبهه در کشورهای مختلف به تشکیل سازمان‌هایی به نام جبهه ملی دست زده‌اند که چون ما در تهران هیچ گونه وسیله‌ای برای شناسایی و کنترل سازمانی آنان نداریم، نمی‌توانیم رابطه تشکیلاتی با آنها برقرار کنیم. در هر حال، ما از همه سازمان‌هایی که در خارج از کشور به نام جبهه ملی ایران فعالیت می‌کنند انتظار داریم که منشور جبهه ملی ایران را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند و مواضع و سیاستگذاری‌های خود را در راستای مواضع و سیاستگذاری‌های جبهه ملی ایران در تهران انجام دهند.

[۶۸] [۹]
شخصیت‌ها

    محمد مصدق
    ناصر قشقایی
    خسرو قشقایی
    محمد حسین قشقایی
    حسین فاطمی
    علی شایگان
    غلامحسین صدیقی
    کاظم حسیبی
    کریم سنجابی
    عبدالله معظمی
    احمد زیرک‌زاده
    سید باقر کاظمی
    اللهیار صالح
    داریوش فروهر
    شاپور بختیار
    مهدی آذر
    مهدی بازرگان
    محمدحسن شمشیری
    احمد مدنی
    ادیب برومند
    اصغر پارسا
    پرویز ورجاوند
    جهانگیر حقشناس
    حسین راضی
    حسین شاه حسینی
    حشمت الله خیاط زاده
    خسرو سعیدی
    ابراهیم کریم آبادی
    داوود هرمیداس باوند
    سید حسین موسویان
    سید محمد علی کشاورز صدر
    شاهین سپنتا
    علی اردلان
    فرشید افشار
    محمدعلی خنجی
    محمود مانیان
    محمود نریمان
    معین الدین مرجایی
    مهدی موید زاده
    ناصر فربد
    نظام الدین موحد
    سید حسن امین

۱۲۹۸

رویدادها

    ۲۸ مرداد (۲۸ اسد) - استقلال افغانستان از بریتانیا در سال ۱۲۹۸ خورشیدی (۱۹۱۹ میلادی) در زمان حکومت امان‌الله خان.[۱]
    ۱۲ آبان - چکسلواکی، از کشور اتریش-مجارستان، اعلام استقلال کرد.
    ۱۲ آبان - لهستان، از کشور روسیه، اعلام استقلال کرد.
    ۲۱ آبان - سیستم سیاسی اتریش، جمهوری شد.
    ۲۳ آبان - سیستم سیاسی چکسلواکی، جمهوری شد.
    ۲۵ آبان - مجارستان، از کشور اتریش، اعلام استقلال کرد.
    ۲۷ آبان - لاتویا، از کشور روسیه، اعلام استقلال کرد.
    ۱۳ آذر - توماس وودرو ویلسون، برای شرکت در کنفرانس صلح پاریس به فرانسه رفت. او اولین رئیس جمهور کشور آمریکا بود که در هنگام داشتن مسئولیت ریاست جمهوری، به اروپا سفر کرد.
    ۱۱ دی - ادسل فورد، بعد از پدرش هنری فورد، به ریاست کارخانه فورد رسید.
    ۲۸ دی - جنگ جهانی اول : کنفرانس صلح، در ورسای فرانسه، آغاز به کار کرد.
    ۵ بهمن - جامعه ملل، تاسیس گردید.
    ۱۴ بهمن - نیروهای نظامی شوروی، کشور اوکراین را تصرف کردند.
    ۴ اسفند - حزب فاشیست در ایتالیا، توسط بنیتو موسولینی، تاسیس گردید.
    ۹ اسفند - امان‌الله خان، پادشاه افغانستان شد.

زادروزها

    ۲۲ تیر - دکتر عباس زریاب خویی، مترجم، مورخ و کتاب‌شناس ایرانی (درگذشته ۱۳۷۳)
    ۴ آبان - محمد رضا پهلوی، دومین پادشاه دودمان پهلوی در تهران. (درگذشته ۱۳۵۹)
    ۱۳ بهمن - آیت‌الله مرتضی مطهری : روحانی شیعه و استاد فلسفه اسلامی.
    فریدون توللی، شاعر ایرانی
    یوسف بخشی خوانساری، شاعر ایرانی
    علی مدنی، پدر علم آمار ایران (درگذشت ۱۳۹۳)
    اسدالله علم - سیاستمدار ایرانی و از نخست وزیران دوره محمدرضا شاه پهلوی.(درگذشت 1357)
    اصغر پارسا : سیاستمدار و عضو جبهه ملی ایران .

۱۳۳۸

زادروزها

    حشمت الله طبرزدی: روزنامه‌نگار و فعال دانشجویی و سیاسی. ۱ فروردین
    فروردین - سید حسن قاضی‌زاده هاشمی : وزیر بهداشت و درمان ایران در کابینه حسن روحانی .
    رسول نجفیان: بازیگر، خواننده و نوازنده ایرانی
    5 آبان - کمال تبریزی : کارگردان ایرانی .
    ۴ اسفند منصور اسانلو: از رهبران سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد)
    18 اسفند - مصطفی پور محمدی: روحانی و سیاستمدار تندروی ایرانی.
    محمد علی ابطحی: رییس دفتر و معاون ریاست جمهوری در دوره محمد خاتمی - ۷ بهمن
    صادق محصولی: وزیر کشور ایران در دولت اول و وزیر رفاه و تأمین اجتماعی در دولت دوم محمود احمدی‌نژاد.
    محمد رضا اسکندری: وزیر جهاد کشاورزی ایران در دولت اول محمود احمدی‌نژاد.
    علیرضا علی احمدی: وزیر آموزش و پرورش سابق ایران در دولت محمود احمدی‌نژاد.
    مرضیه وحید دستجردی: وزیر بهداشت ایران در دولت دوم احمدی‌نژاد و اولین وزیر زن در تاریخ جمهوری اسلامی.
    غلامحسین "عصابه‌دست" معروف به غلامحسین الهام، حقوقدان و وزیر دادگستری در دولت اول محمود احمدی‌نژاد.
    اکبر گنجی: نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی ایرانی. ۱۱ بهمن
    عزت‌الله ضرغامی: رئیس سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران.
    ایرج طهماسب: مجری تلویزیونی، بازیگر، کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی.
    حمیدرضا حاجی‌بابایی : دولتمرد ایرانی.
    عبدالرضا رحمانی فضلی : سیاستمدار ایرانی.

درگذشت‌ها

    14 مرداد - قمرالملوک وزیری : خواننده آوازهای موسیقی سنتی ایرانی.
    13 دی - نیما یوشیج : شاعر ایرانی و ملقب به پدر شعر نوی فارسی.
    ابراهیم حکیمی، از سیاستمداران ونخست وزیران دوره محمد رضا شاه پهلوی .

سرطان

سَرَطان یا چَنگار[۱] تقسیم نامتقارن سلول‌های بدن. سلول‌های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول‌ها جدا می‌افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا مواردی که موجب اختلال در فعالیت سلول‌ها می‌شوند در هسته سلول اشکال وارد کنند، مانند مواد رادیو اکتیو، مواد شیمیایی و سمی یا تابش بیش از حد اشعه‌هایی مانند نور آفتاب.[۲] در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ طبیعی سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.

سرطان شامل همه انواع تومورهای بدخیم می‌شود[۳] که در پزشکی آنها را بیشتر با نام نئوپلاسم می‌شناسند. وقتی که یکی از سلول های بدن توسط عوامل مختلف رشدی غیر طبیعی می کند و باعث رشد غیر عادی سلول های دیگر می شود و در نهایت منجربه تولید تومر میشود که آن قسمت را از کار می اندازد وبه قسمت های دیگر نیز سرایت می کند. احتمال بروز سرطان در سنین مختلف وجود دارد ولی احتمال بروز سرطان با افزایش سن زیادتر می‌شود[۴] سرطان باعث ۱۳٪ مرگ‌ها است[۵] بر طبق گزارش انجمن بهداشت آمریکا ۷٫۶ میلیون نفر بر اثر سرطان و در سال ۲۰۰۷ مرده‌اند[۶] سرطان تنها ویژه انسان نیست و همه جانوران و گیاهان پرسلولی نیز ممکن است به سرطان دچار شوند. سرطان بیماری پیش رونده است.

تفاوت‌های بارزی در میزان وقوع و مرگ و میر ناشی از انواع سرطان در سرتاسر دنیا وجود دارد. برای مثال میزان مرگ ناشی از سرطان معده در ژاپن ۷ تا ۸ برابر آمریکا است درمقابل میزان مرگ و میر ناشی از سرطان ریه در آمریکا کمی بیش از ۲ برابر ژاپن است. مرگ و میر ناشی از سرطان پوست که بسشتر به علت ملانوم بدخیم می‌باشد در نیوزلند ۶ برابر شایع تر ایسلند است که مهمترین علت آن تفاوت در معرض نور خورشید قرار گرفتن (یا نقص لایه ازن) می‌باشد.

اکثر سرطان‌های تخمدان از یک سلول منفرد طی تجمع اختلالات ژنتیکی و اپی ژنتیکی ایجاد می‌گردد. این اختلالات باعث عدم کنترل بر تقسیمات سلولی، ناپایداری ژنتیکی، مقاومت به آپوپتوز، نامیرایی، قابلیت تهاجم یافتن، متاستاز و رگ زائی، مهار آپوپتوز و در نهایت باعث نامیرایی سلول‌های سرطانی می‌شود.[نیازمند منبع]

    دخانیات: مصرف دخانیات در ایجاد سرطان در مجاری تنفسی نقش اساسی دارد. ۹۰٪[۷] ابتلا به سرطان ریه به دلیل کشیدن سیگار رخ می‌دهد. سیگار کشیدن مهمترین عامل محیطی منفرد در وقوع مرگ زودرس در آمریگا می‌باشد.[۸]
    مواد غذایی: مصرف الکل در ابتلا به سرطان‌های دهان (به غیر از لب)، حنجره، مری و به دلیل ایجاد سیروز الکلی احتمال بروز سرطان کبد را بالا می‌برد. مصرف قند در طول دوره درمان سرطان ممنوع است زیرا سلولهای سرطانی با مصرف قند می‌تواند بهتر بافت‌های دیگر بدن را آلوده کنند. معنی این حرف این است که سلول سرطانی با مصرف قند قوی تر می شودو باسرعت بالاتری تکثیر می‌شوند. توضیح ساده آن این است که سلول سرطانی دارای ۹۴گیرنده قند است ولی سلول بدن دارای ۴ گیرنده است وهر مولکول قندی را که ببیند جذب می‌کند و بزرگتر می‌شود.
    پرتوها: برخی از پرتوها همچون پرتوهای فرابنفش خورشید موجب سرطان‌هایی چون سرطان پوست می‌شوند.
    عفونت‌های باکتریایی و یا ویروسی: برخی سرطان‌ها همچون سرطان گردن رحم به علت عفونت‌های ویروسی (ویروس پاپیلومای انسانی) بروز می‌کنند..[۹]

محتویات

    ۱ عوامل ژنتیکی
    ۲ ژن‌درمانی
        ۲.۱ عوامل ایمنولوژیک (ایمنی)
        ۲.۲ سن
    ۳ انواع سرطان
    ۴ گسترش سرطان
    ۵ پیشگیری
    ۶ روش‌های درمان
    ۷ فیزیوتراپی در سرطان
    ۸ نزاری ناشی از سرطان
    ۹ آخرین پژوهش‌ها
    ۱۰ استفاده از نانو روبات‌ها جهت درمان سرطان
    ۱۱ آمارها در ایران
    ۱۲ جستارهای وابسته
    ۱۳ پانویس
    ۱۴ منابع
    ۱۵ پیوند به بیرون

عوامل ژنتیکی

وجود سابقه سرطان بین اعضای نزدیک خانواده احتمال دچار شدن به سرطان را افزایش می‌دهد. وجود جهش در برخی ژن‌ها (که به آنها آنکوژن و ژن‌های سرکوبگر تومور می‌گویند، باعث بروز سرطان می‌شود.
ژن‌درمانی

در ژن‌درمانی سرطان از اولیگونوکلئوتیدها استفاده می‌شود. نمونه‌ای از این روش برای جلوگیری از ساخته شدن پروتئین پی‌جی‌پی برای خارج نشدن داروهای ضدّسرطان از سلول‌ها می‌باشد.
عوامل ایمنولوژیک (ایمنی)

نارسایی مکانیسم ایمنی طبیعی بدن عاملی مستعد کننده در ایجاد سرطان ریه شناخته شده‌است.
سن

افزایش سن احتمال دچار شدن به برخی سرطانها را به شدت افزایش می‌دهد. اغلب سرطان‌ها در سنین حدود ۵۵ سال یا بیشتر از آن رخ می‌دهند. سرطان یکی از علت‌های اصلی مرگ در میان زنان ۴۰ تا ۷۹ سال و مردان ۶۰ تا ۷۶ سال است. سرطان کودکان کمتر از ۱۵ سال را نیز دچار می‌کند. سرطان علت بیش از ۱۰ درصد موارد مرگ و میر در این گروه سنی در آمریکا می‌باشد. لوسمی حاد (نوعی سرطان خون) و سرطان‌های دستگاه عصبی مرکزی حدود ۶۰ درصد مرگ و میرها را در این سن باعث می‌شوند.[۱۰][۱۱]
انواع سرطان

سرطان‌ها به دو دسته سارکوم‌ها و کارسینوم‌ها تقسیم می‌شوند
گسترش سرطان

سرطان به سه طریق به شرح زیر در بدن گسترش می‌یابد:

از طریق بافت: سرطان به بافت نرمال مجاور حمله می‌کند.

از طریق دستگاه لنفاوی: سرطان به دستگاه لنفاوی حمله می‌کند و در عروق لنفاوی حرکت می‌نماید و به دیگر نقاط بدن می‌رسد.

از طریق خون: سرطان به سیاهرگ‌ها و مویرگ‌ها حمله می‌کند و همراه خون به دیگر نقاط بدن می‌رسد.

هنگامی‌که سلول‌های سرطانی از تومور اولیه (اصلی) جدا می‌شوند و همراه لنف یا خون به دیگر نقاط بدن می‌رسند، ممکن است توموری دیگر (ثانویه) تشکیل شود. این فرایند را متاستاز می‌نامند. تومور ثانویه (متاستازی) از همان نوع تومور اولیه است. به‌عنوان مثال، اگر سرطان پستان به استخوان‌ها گسترش یابد، سلول‌های سرطانی در استخوان در واقع سلول‌های سرطان پستان هستند، و بیمای سرطان متاستازی پستان است و سرطان استخوان نمی‌باشد.
پیشگیری

برخی از روشهای کلی مانند عدم استعمال دخانیات، مصرف غذای سالم، پرهیز از عوامل تراتوژن (برخی مواد شیمیایی صنعتی مانند آزبست، اشعه یونیزان مانند کار در رادیولوژی، نور آفتاب و...)، ورزش[۱۲] و خودداری از رفتارهای پرخطر جنسی[۱۲] در پیشگیری از سرطان موثرند.
روش‌های درمان

روشهای اصلی درمان سرطان عبارتند از:

    شیمی درمانی
    پرتو درمانی
    جراحی
    ژن درمانی
    آنتی‌انجیوجنسیس
    تفکر مثبت
    هایپرترمیا
    درمان بیولوژیکی یا ایمونولوژیک: که مشتمل بر بازسازی، تحریک، هدایت و تقویت سیستم طبیعی دفاعی بدن بیمار است و با بکارگیری آنتی بادی و هدایت سیستم دفاعی خود بیمار جهت مبارزه با سرطان روی می‌دهد. بکارگیری عواملی مانند اینترفرون، سلول‌هایی که فعالیت ضدتوموری مستقیم دارند، و پادتن‌های تک‌تیره رشد سرطان را کاهش می‌دهد.
    درمان فوتودینامیک (بکارگیری رنگ و نور): در این شیوه رنگ به داخل یک رگ تزریق و سپس در تمام بدن منتشر می‌شود. پس از چند روز، این رنگ تنها در سلولهای بدخیم باقی می‌ماند. سپس نور قرمز رنگ لیزری به سلول تابانده می‌شود و رنگ درون سلول سرطانی این نور را جذب می‌کند. این امر منجر به واکنش فوتوشیمیایی که ویرانگر سلول‌ها است می‌شود.
    سوزاندن ضایعه بدخیم با اشعه لیزر: در برخی موارد ضایعه بدخیم سرطان ریه منجر به مسدود شدن خشکنای می‌شود. در چنین موردی پزشک با سوزاندن ضایعه بدخیم با اشعه لیزر راه عبور هوا را برای بیمار باز می‌کند. این روش به گونه کامل نمی‌تواند منجر به ازبین بردن ضایعه بدخیم شود ولی کمکی است جهت آسان شدن تنفس در بیمار.

فیزیوتراپی در سرطان

سرطان یک بیماری عمومی است و می‌تواند علائم بسیاری از بیماریهای دیگر را که سرطان نبستند تقلید کند و وقتی که تشخیص سرطان داده شد آنوقت هر چه در بیمار اتفاق می‌افتد به سرطان نسبت داده می‌شود. چه بسیار بیماری‌هایی که در سرطانی وجود داشته و قابل معالجه بوده است و در اتوپی تشخیص داده شده است و اصولاً علت مرگ عوارض غیر قابل درمان نبوده است. باید به این گونه بیماری‌های همراه توجه دقیق داشت درمان این عوارض گاهی سبب شده که بیمار مدتها زندگی راحتی داشته باشد. تشخیص به موقع این گونه عوارض کمک فوق‌العاده‌ای به بیمار می‌کند.

عوارض بیوشیمی سرطان: هیپرکلسمی، هیپوکلسمی، هیپوناترمی، کمبود پتاسیم، زیاد بودن پتاسیم، بالا بودن اسید اوریک، هیپر تیروئیدیسم، هیپرلپیدمی، هیپوگلیسمی، بالا رفتن آمیلاز سرم، اختلالات تغذیه و آب و الکترولیت

عوارض بالینی سرطان: سیستم قلب و عروق، سیستم تنفسی، سیستم ادراری، ضعف عضلانی، درد شدید، استئوپروز

عوارض جراحی در سرطان:برحسب محل جراحی این عوارض بسیار متنوع و متفاوت است.

عوارض شیمی درمانی، دارو درمانی و رادیو تراپی در سرطان:عوارض گوارشی، استئوپروز،، آتروفی عضلانی و عوارض دیگر

فیزیوتراپیست:دارای دانش فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی حرکت، دید کلی نگر(Holistic)، همچنین قابلیت بکار گیری درمان‌های غیر دارویی و برنامه ریزی توانبخشی است که این مجموعه دانش فیزیوتراپی نامیده می‌شود.

اهداف فیزیوتراپی در سرطان:

    کاهش عوارض بیماری سرطان
    کاهش عوارض درمان‌های سرطان
    راه‌اندازی و متحرک نگاه داشتن بیمار (کاهش عوارض بستری)
    حفظ استقلال بیمار
    کاهش درد بیمار

فیزیوتراپی با متدلوژی خاص خود می‌تواند نقش مراقبتی و حمایتی مناسبی برای بیماران سرطانی بو جود آورد. یک اصل کلی در فیزیوتراپی سرطان این است:بیمار تا آخرین لحظه زندگی بروی پای خود بایستد.
نزاری ناشی از سرطان

بیماران سرطانی به طور شایع دچار از دست دادن شدید چربی بدن و توده بدون چربی بدن و به دنبال آن ضعف شدید، بی‌اشتهایی و کم‌خونی می‌شوند. این نشانگان تحلیل‌برنده نزاری نامیده می‌شود. علت اصلی نَزاری سرطان مشخص نیست با این حال شکی نیست که نزاری به علت نیازهای تغذیه‌ای تومور ایجاد نمی‌شود. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که کاشکسی در نتیجه عواملی مثل سیتوکین‌های تولید شده توسط تومور و میزبان در پاسخ به تومور به وجود می‌آید.[۱۳]
آخرین پژوهش‌ها

پژوهشگران پزشکی می‌گویند سلول‌های داسی‌شکل ممکن است در اثر کمبودشان در خون، مجبور شوند که به سلول‌های سرطانی تمورهایی که در برابر درمان مقاومت می‌کنند، حمله کنند. این سیستم روشی نو برای درمان سرطان گزارش شده است.[۱۴][۱۵]
استفاده از نانو روبات‌ها جهت درمان سرطان

با شکل گیری نانوتکنولوژی امیدها برای درمان سرطان بیشتر شد، از آنجا که نانو ذرات از سلول‌های بدن کوچکتر هستند می‌توان این نوید را داد که در آینده نزدیک روبات‌های نانومتری ای ساخته شوند که بتوانند در نابودسازی سلول‌های سرطانی و تومورهای مغزی کمنک شایانی نمایند و بیشتر سرطان‌های رایج را از بین ببرند، این نوع روش درمان هیچ گونه عوارض جانبی نخواهد داشت و دقیقا با مکانیزم سلول‌های دفاعی بدن فعالیت می‌کنند و می‌توان ان‌ها را سلول‌های مصنوعی نیز نامید، در حال حاضر پروژه‌ای تحت عنوان نانوپردازنده (nanoprocessor) وظیفه تحقیق روی این روبات‌ها را بر عهده گرفته است.
آمارها در ایران

محمداسماعیل اکبری، رییس مرکز تحقیقات سرطان ایران در تیرماه سال ۱۳۹۳ هجری‌شمسی گفت: ایران تقریبا بالاترین رشد سرطان را در جهان دارد. سرطان دومین عامل مرگ و میر در ایران است.[۱۶] ایرج حریرچی، معاون مدیریت منابع انسانی و توسعه وزارت بهداشت در سال ۱۳۹۲ آمار ابتلا به سرطان در ایران را سالانه ۹۰ هزار نفر و تعداد افراد مبتلا به سرطان در کشور را نیم میلیون نفر اعلام کرد و تخمین زد که طی ۱۵ تا سال ۲۰ آینده موارد ابتلا به سرطان به دو برابر افزایش یابد.[۱۷] سرطان معده، شایع ترین سرطان در مردان و سرطان پستان نیز شایع ترین سرطان‌ها در زنان ایران شناخته شده است.[۱۸][۱۹]

دکتر بهزاد رحمانی رئیس هیئت مدیره انجمن علمی جراحان عمومی ایران، در شهریور ۱۳۹۳ ضمن تأیید افزایش تعداد مبتلایان به سرطان و کاهش سن مبتلایان در ایران گفت: «گفتن آمار سرطان در کشور، سیاه نمایی نیست بلکه واقع نمایی است». وی استرس، استفاده زیاد از افزودنی‌ها و نگهدارنده‌ها در مواد غذایی و همچنین آلودگی هوا را از دلایل افزایش سرطان دانست.[۲۰] دکتر عبدالله فضلعلی زاده، رئیس انجمن سرطان ایران از رشد فزاینده بیماران سرطانی در کشور به‌عنوان یک سونامی ناگهانی نام می‌برد و می‌گوید سرطان به‌عنوان یکی از معضلات جامعه بشری با تهدید انسان‌ها در تمام گروه‌های سنی سبب خسارت جانی و مالی فراوانی می‌شود که کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.[۲۱] سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی در آبان ۱۳۹۳ در مطلبی که با عنوان «شیوع سرطان را جدی بگیریم» در وب سایت شخصی خود نوشت: «سرطان یک واقعیت تلخ است و علی‌رغم این که میزان ابتلای هموطنان عزیزمان به این بیماری در مقایسه با کشورهای اروپایی ۵ برابر کمتر است، اما روندی رو به رشد دارد؛ چنانکه وضعیت فعلی ما در این خصوص مشابه چند دهه قبل آنها است و باید این موضوع را جدی بگیریم».[۲۲]

بر اساس آمار منتشر شده توسط موسسه تحقیقات، درمان و آموزش سرطان براساس جمع کل زن و مرد در سال ۱۳۸۷، سرطان پوست با ۱۳٫۰۸٪، سرطان پستان با ۱۱٫۳۱٪ و سرطان معده با ۱۰٫۱۷٪ بیشترین موارد ابتلا را داشتند. همچنین بر اساس این آمار در مردان سرطان پوست، معده و مثانه و در زنان سرطان پستان و پوست به‌ترتیب بیشترین موارد ابتلا را داشتند.

نئوپلاسم

نئوپلاسم (به انگلیسی: Neoplasm) یا نورُسته*[۱] که در زبان عامیانه تومور نیز نام می‌گیرد٬ یک بافت غیر طبیعی ناشی از زایش و رویش تازه (نئوپلازی) در سلول‌هاست که رشد آن از رشد طبیعی بافت مربوطه و بافت اطراف آن بیشتر است.

در نئوپلاسم پس از قطع عامل محرکی که سبب ایجاد این تغییر شده‌است رشد و تقسیم سلولی با همان شدت ادامه می‌یابد (مانند قطع سیگار پس از ابتلا به سرطان ریه) [۱] معمولا قبل از بروز نئوپلازی در بدن ابتدا در سلولها الگوی رشد غیرعادی مانند دیسپلازی یا متاپلازی داریم.

محتویات

    ۱ انواع
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

انواع

نئوپلاسم می تواند ناشی از نئوپلازی خوش خیم، پیش بدخیم (کارسینوم درجا)(pre-cancer) و یا بدخیم (سرطان) باشد.

    تومور خوش خیم مانند فیبروئید رحم و ملانوسیت نوی ( melanocytic nevi)

    پیش بدخیم (pre-cancer) مانند کارسینوم در جای گردن رحم

    بدخیم (سرطان) مانند سرطان ریه و کولون .

آرتریت

آرتریت (به انگلیسی: Arthritis) به معنی التهاب مفصل است . این التهاب و درگیری می تواند عاملی عفونی داشته باشد مانند آرتریت عفونی توسط استافیلوکوک طلایی و تب حاد روماتیسمی (استرپتوکوک) یا عاملی مزمن مانند آرتروز . آرتریت غیر عفونی در آرتریت روماتوئید ( روماتیسم مفصلی) و نقرس، آرتریت ری اکتیو و استئوآرتریت نیز دیده می شود. آرتریت می تواند یک مفصل یا هم زمان چند مفصل (پلی آرتریت) را درگیر کند . آرتریت می تواند در یک مفصل عودکننده (راجعه) باشد یا مرتب از مفصلی به مفصل دیگری تغییر مکان دهد (مهاجر) . گاهی آرتریت صبحگاهی است یعنی صبح‌ها موقع بیدارشدن از خواب مفصل خشک و دردناک است. معمولاً مفصل درگیر دردناک، متورم و ملتهب است و محدودیت حرکتی دارد. در آرتریت اغلب سطح مفصلی و غضروف مفصلی درگیر هستند.
درمان

درمان آرتریت بستگی به عامل ایجاد کننده دارد. معمولاً ورزشهای استقامتی سبک، فیزیوتراپی و رژیم غذایی غنی از کلسیم بخشی ازدرمان را تشکیل می دهند. برای ناراحتی خفیف، استفاده از داروهایی نظیر آسپیرین ممکن است کافی باشد. در موارد شدید برای کاهش التهاب مفصلی از داروهای ضدالتهابی غیراستروییدی، گاهی‌تزریق کورتون به داخل مفاصل مبتلا و بندرت داروهای سرکوبگر دستگاه ایمنی نظیر متوترکسات ممکن است استفاده شود. برای تخفیف درد مفصلی از گرم کردن مفصل استفاده کنید. برای این منظور استفاده از آب داغ، جریان‌های گردابی، لامپ‌های گرمایی، امواج ماوراء صوت یا دیاترمی همگی مؤثرند.

مفصل

مفصل محل و همچنین وسیله اتصال استخوان با یک یا چند استخوان است. مفصل برای حرکت و پشتیبانی استخوانها ساخته شده است. مفاصل بر اساس عملکرد و ساختار تقسیم بندی می شوند.

محتویات

    ۱ طبقه بندی ساختاری
    ۲ طبقه بندی عملکردی
    ۳ آسیب‌شناسی مفاصل
    ۴ منابع

طبقه بندی ساختاری

    مفاصل لیفی (Fibrous)مانند درز بین استخوان های جمجمه
    مفاصل غضروفی
        هیالینی مانند محل اتصال دنده ها به جناغ سینه
        لیفی غضروفی (Fibrocartilaginous)مانند دیسک های مهره ای
    مفاصل سینوویال
        یک محوری
            لولایی (Hinge) مانند آرنج، زانو، انگشتان
            محوری (Pivot) مانند مفصل بین اولین و دومین مهره گردنی
        دو محوری
            کوندیلی (Condylar)مانند محل اتصال انگشت به کف دست
            بیضوی مانند مچ دست
        چند محوری
            مسطح مانند انتهای خارجی ترقوه به زایده آخرمی
            زین شکل (Sellar) مانند محل اتصال استخوان کف دستی شماره ۲ به استخوانچه تراپزیوم در مچ دست
            سطوح کروی (Spheroidal)مانند شانه و هیپ

طبقه بندی عملکردی

    مفاصل بی حرکت (synarthrosis ): حرکت کم یا بدون حرکت هستند. بیشتر مفاصل لیفی سینارتروز هستند. (مثل جمجمه)
    مفاصل نیمه متحرک (amphiarthrosis ): حرکت کمی میسر است. بیشتر مفاصل غضروفی در این دسته اند. (مثل مهره ها)
    مفاصل متحرک (diarthrosis) : حرکات گوناگون میسر است. همه مفاصل دیارتروز سینوویال هستند.

آسیب‌شناسی مفاصل

ورم مفصلی (آرتریت) و آسیبهای فیزیکی عامل صدمه مفصل هستند. ورم مفصلی علت اولیه ناتوانی حرکتی در سنین بالای ۵۵ سال است.

آمپول

آمپول (که در افغانستان پیچکاری گفته می‌شود) (به فرانسوی: Ampoule) کپسول شیشه‌ای یا پلاستیکی بی‌منفذ، حاوی یک چند دارو به صورت محلول سترون.

آمپول معمولاً به دو شیوه داخل وریدی و عضلانی به بیمار تزریق می‌شود. البته شیوه‌های ناشایعی مانند تزریق داخل جلدی، زیرجلدی و داخل مفصلی نیز وجود دارند.