اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

۲۰۱۲ (میلادی)



۲۰۱۲ سالی کبیسه در تقویم گریگوری است که در روز یکشنبه آغاز شد. در بین مردم باورهای مختلفی نسبت به این سال شایع بود. این باورها که بیشتر حول تفاسیر جدیدی که از تقویم طولانی آمریکای میانه شده‌اند استوار بودند، از برداشت‌های روحانی تا آخرالزمانی را شامل می‌شدند. نسخ آخرالزمانی مورد مناقشه‌ی دانشمندان بود.

محتویات

    ۱ رویدادها
        ۱.۱ ژانویه
        ۱.۲ فوریه
        ۱.۳ مارس
        ۱.۴ آوریل
        ۱.۵ مه
        ۱.۶ ژوئن
        ۱.۷ ژوئیه
        ۱.۸ اوت
        ۱.۹ سپتامبر
        ۱.۱۰ اکتبر
        ۱.۱۱ نوامبر
    ۲ مناسبت‌ها
    ۳ زادروزها
    ۴ درگذشتگان
        ۴.۱ ژانویه
        ۴.۲ فوریه
        ۴.۳ مارس
        ۴.۴ آوریل
        ۴.۵ مه
        ۴.۶ ژوئن
        ۴.۷ ژوئیه
        ۴.۸ اوت
        ۴.۹ سپتامبر
        ۴.۱۰ اکتبر
        ۴.۱۱ نوامبر
        ۴.۱۲ دسامبر
    ۵ جوایز نوبل
    ۶ اعیاد مذهبی مهم
    ۷ پانویس

رویدادها
ژانویه

    ۲۳ ژانویه - روابط ایران و اتحادیه اروپا: این اتحادیه به نشانه‌ی مخالفت با غنی‌سازی اورانیوم از سوی ایران، این کشور را تحریم کرد.[۱][۲][۳]

فوریه

    ۱ فوریه - دست کم ۷۹ نفر در جریان ناآرامی‌هایی که پس از یک بازی فوتبال در پورت سعید مصر رخ داد کشته و بیش از ۱۰۰۰ نفر زخمی شدند.[۴][۵]
    ۶ فوریه - جشن جوبیلی الماسی الیزابت دوم بریتانیا به نشانه‌ی شصتمین سالگرد تاجگذاری وی برگذار شد.[۶]
    ۱۵ فوریه - آتش‌سوزی در زندانی در شهر کومایاگوای هندوراس جان ۳۷۷ نفر را گرفت.[۷][۸]
    ۱۹ فوریه - ایران صادرات نفت خود را به بریتانیا و فرانسه به حالت تعلیق در آورد. این تصمیم پس از آن گرفته شد که اتحادیه اروپا و ایالات متحده در ژانویه‌ی همین سال تحریم‌هایی را علیه این کشور وضع کردند.[۹][۱۰][۱۱]
    ۲۱ فوریه - بحران بدهی دولت یونان: وزرای اقتصاد منطقه‌ی یورو تصمیم گرفتند برای بار دوم مبلغ ۱۳۰ میلیارد یورو به یونان کمک کنند.[۱۲]
    ۲۷ فوریه - بهار عربی: به‌دنبال ادامه‌ی اعتراضات در یمن، معاون اول رئیس‌جمهوری عبد ربه منصور الهادی جای علی عبدالله صالح را گرفت.[۱۳]

مارس

    ۴ مارس - سلسله انفجاراتی که در یک زاغه‌ی مهمات در برازاویل پایتخت جمهوری کنگو رخ داد ۲۵۰ نفر را کشت.[۱۴][۱۵]
    ۱۳ مارس - چاپ دانشنامه‌ی بریتانیکا پس از ۲۴۴ سال متوقف شد.[۱۶][۱۷][۱۸]
    ۲۲ مارس - رئیس‌جمهور مالی، آمادو تومانی توری در جریان کودتایی علیه دولتش و پس از حملات مکرر سربازان به دفاتر دولتی برکنار شد.[۱۹][۲۰][۲۱]

آوریل

    ۶ آوریل - جنبش ملی آزادیبخش آزاواد به طور یکجانبه استقلال آزاواد از مالی را اعلام کرد.[۲۲]
    ۱۲ آوریل - سربازان شورشی در گینه بیسائو طی کودتایی کنترل بیسائو پایتخت این کشور را به دست گرفتند. آن‌ها رئیس‌جمهور موقت رایموندو پریرا و کاندیدای ریاست جمهوری کارلوس گومز جونیور را در بحبوحه‌ی تبلیغات انتخاباتی دستگیر کردند.[۲۳]
    ۱۳ آوریل - ماهواره کوانگ مینگ سونگ ۳ که یک ماهواره دیدبانی زمین متعلق به کره شمالی بود لحظاتی پس از ارسال منفجر شد. ایالات متحده و برخی دیگر کشورها این اقدام را تخطی از درخواست‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد خواندند. این اقدام کره شمالی به مناسبت سالگرد صدم تولد کیم ایل سونگ، بنیانگذار جمهوری کره شمالی بود.[۲۴][۲۵]
    ۲۶ آوریل - رئیس‌جمهور سابق لیبریا چارلز تیلور به اتهام ۱۱ مورد معاونت در جرم و حمایت از جرائم جنگی و جنایت علیه بشریت در طول جنگ داخلی سیرا لئون مجرم شناخته شد.[۲۶][۲۷]

مه

    ۲ مه - در یک حراجی هنری در نیویورک نسخه‌ای پاستیلی از تابلوی جیغ اثر ادوارد مونک نقاش نروژی به قیمت ۱۲۰ میلیون دلار فروخته شد. این قیمت رکورد جدیدی در دنیای هنر به شمار می‌رود.[۲۸][۲۹]
    ۱۲ مه - ۱۲ اوت - نمایشگاه جهانی ۲۰۱۲ در شهر یئوسو کره جنوبی برگزار شد.[۳۰]
    ۲۲ مه - برج مخابراتی توکیو اسکای تری، بلندترین برج خوداتکای جهان با ۶۳۴ متر ارتفاع به روی عموم افتتاح شد.[۳۱]

ژوئن

    ۵-۶ ژوئن - دومین و آخرین گذر ناهید از مقابل قرص خورشید در سده ۲۱ میلادی رخ داد. جفت بعدی این گذر در سال‌‌های ۲۱۱۷ و ۲۱۲۵ میلادی روی خواهد داد.[۳۲][۳۳]
    ۲۴ ژوئن - یک فضاپیمای چینی به نام شنزو ۹ که حامل ۳ فضانورد چینی از جمله یک زن بود به صورت غیرخودکار به ایستگاه فضایی تیانگونگ ۱ متصل شد. چین پس از ایالات متحده و روسیه سومین کشوری است که انسان را با موفقیت به فضا فرستاد.[۳۴]
    ۲۴ ژوئن - آخرین نمونه‌ی لاک‌پشت جزیره پینتا به نام جرج تنها در پارک ملی گالاپاگوس مرد. به این ترتیب نسل این زیرگونه منقرض شد.[۳۵]

ژوئیه

    ۴ ژوئیه - سازمان تحقیقاتی سرن اعلام کرد ذره‌ی جدیدی کشف کرده که شاخصه‌های آن پس از آزمایش‌هایی در برخورددهنده هادرونی بزرگ با بوزون هیگز سازگار است.[۳۶][۳۷][۳۸]
    ۲۷ ژوئیه - ۱۲ اوت - بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ در لندن برگزار شد.[۳۹][۴۰]
    ۳۰-۳۱ ژوئیه - در هند گسترده‌ترین قطعی برق در تاریخ جهان روی داد و باعث شد که ۶۷۰ میلیون نفر بدون نیروی برق بمانند.[۴۱][۴۲]

اوت

    ۶ اوت - مریخ‌نورد کنجکاوی متعلق به آزمایشگاه علمی مریخ با موفقیت بر روی این سیاره فرود آمد.[۴۳][۴۴]
    ۳۱ اوت - پژوهشگران توانستند برای اولین بار یک نمونه‌ی اولیه از چشم بیونیک را با ۲۴ الکترود در چشم انسان نصب کنند.[۴۵]

سپتامبر

    ۷ سپتامبر - کانادا با بستن سفارت خود در تهران و اخراج دیپلمات‌های ایرانی از اوتاوا روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرد. وزارت خارجه کانادا دلیل این اقدام را حمایت ایران از سوریه، پیگیری برنامه‌ی هسته‌ای و نقض حقوق بشر اعلام کرد.[۴۶][۴۷]
    ۱۱-۲۷ سپتامبر - مجموعه‌ای از حملات تروریستی به سفارتخانه‌های ایالات متحده و همچنین آلمان، سوییس و بریتانیا صورت گرفت. در آمریکا بسیاری بر این باورند که این حملات واکنش‌هایی به ویدئوی وبسایت یوتیوب به نام فیلم معصومیت مسلمانان است. در لیبی سفیر آمریکا به نام کریستوفر استیونز کشته شد.[۴۸][۴۹]

اکتبر

    ۱۴ اکتبر - فلیکس باومگارتنر چترباز اتریشی در خلال پروژه‌ای به نام ردبول استراتوس برای اولین بار توانست بدون استفاده از هرگونه وسیله‌ای دیوار صوتی را بشکند. وی پس از این که با بالونی مملو از هلیم ۳۹ کیلومتر از زمین فاصله گرفت و بر فراز شهر رازول نیومکزیکو قرار گرفت به سمت زمین شیرجه رفت.[۵۰][۵۱][۵۲]
    ۲۴-۳۰ اکتبر - توفان سندی جان ۲۰۹ نفر را در کارائیب، باهاما، ایالات متحده و کانادا گرفت. خیزاب‌های عظیم باعث وارد آمدن شکستگی‌هایی در سواحل شرقی ایالات متحده شدند.[۵۳][۵۴][۵۵][۵۶]

نوامبر

    ۱۴-۲۱ نوامبر - اسرائیل عملیات ستون ابر را علیه فلسطینی‌های ساکن نوار غزه آغاز کرد و فرمانده نظامی حماس احمد الجعبری را کشت. در هفته‌های بعد ۱۳۳ نفر از فلسیطینی‌ها توسط سربازان اسرائیلی و پنج نفر از اسرائیلی‌ها (توسط راکت‌های فلسطینی) کشته شدند. پس از گذشت یک هفته از بروز درگیری‌ها در جنوب اسرائیل و نوار غزه، وزیر امور خارجه مصر محمد کامل عمرو و وزیر امور خارجه آمریکا هیلاری کلینتون آتش‌بسی بین اسرائیل و حماس اعلام کردند. این آتش‌بس در ساعت ۷ بعد از ظهر عملی شد.
    ۲۹ نوامبر - مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای را به تصویب رساند که طی آن فلسطین به عنوان یک عضو ناظر ارتقا پیدا کرد.

مناسبت‌ها

(رویدادها)

    تابستان:المپیک تابستانی لندن
    ۲۱ دسامبر، پدیده ۲۰۱۲

و پاره المپیک لندن (مسابقات بسکتبال جام نیوز ) مسابقات جهان کشتی نوجوانان مسابقات آسیایی ووشو
زادروزها

    ۲۴ ژانویه - شاهزاده آتنا دانمارک
    ۲۳ فوریه - شاهزاده استل سوئد، دوشس استرگتلاند

درگذشتگان
ژانویه

    ۱ ژانویه - کیرو گلیگروف، نخستین رئیس‌جمهور مقدونیه (زاده ۱۹۱۷)
    ۳ ژانویه - یوزف اشکفورتسکی، نویسنده اهل چک (زاده ۱۹۲۴)
    ۹ ژانویه - مالام باکای سانها، ششمین و دوازدهمین رئیس‌جمهور گینه بیسائو (زاده ۱۹۴۷)
    ۱۳ ژانویه - رئوف دنکتاش، سیاست‌مدار قبرسی، (زاده ۱۹۲۴)
    ۱۳ ژانویه - میلیان میلیانیچ، فوتبالیست یوگوسلاویایی (زاده ۱۹۳۰)
    ۱۵ ژانویه - مانوئل فراگا ایریبارن، سیاستمدار اسپانیایی (زاده ۱۹۲۲)
    ۲۰ ژانویه - اتا جیمز، خواننده‌ی آمریکایی (زاده ۱۹۳۸)
    ۲۴ ژانویه - تئو آنجلوپولوس، کارگردان یونانی (زاده ۱۹۳۵)
    ۲۹ ژانویه - فرانسوا میگال، راننده مسابقه فرانسوی (زاده ۱۹۴۴)
    ۲۹ ژانویه - اسکار لوییجی اسکالفارو، نهمین رئیس‌جمهور ایتالیا (زاده ۱۹۱۸)

فوریه

    ۱ فوریه - ویسلاوا شیمبورسکا، از زنان شاعر لهستانی (زاده ۱۹۲۳)
    ۳ فوریه - ساموئل یود (جان کریستوفر)، نویسنده علمی تخیلی انگلیسی (زاده ۱۹۲۲)
    ۳ فوریه - بن گازارا، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۳۰)
    ۶ فوریه - اسفندیار احمدیه، انیماتور ایرانی (زاده ۱۹۲۸)
    ۶ فوریه - آنتونی تاپیس، هنرمند اسپانیایی (زاده ۱۹۲۳)
    ۱۱ فوریه - ویتنی هوستون، خواننده و بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۶۳)
    ۱۹ فوریه - رناتو دولبکو، ویروس‌شناس آمریکایی ایتالیایی‌الاصل (زاده ۱۹۱۴)
    ۲۵ فوریه - موریس آندره، ترومپت‌نواز فرانسوی، (زاده ۱۹۳۳)
    ۲۹ فوریه - دیوید جونز، خواننده و بازیگر انگلیسی (زاده ۱۹۴۵)

مارس

    ۶ مارس - فرانسیسکو هاویه دو آمارال، نخستین رئیس‌جمهور تیمور شرقی (زاده ۱۹۳۷)
    ۷ مارس - ولودزمیرز اسمولارک، فوتبالیست لهستانی (زاده ۱۹۵۷)
    ۱۰ مارس - جان جیرو، نقاش کمیک فرانسوی (زاده ۱۹۳۸)
    ۱۰ مارس - فرانک شروود رولند، شیمی‌دان آمریکایی (زاده ۱۹۲۷)
    ۱۴ مارس - چنزو تابون، چهارمین رئیس‌جمهور مالتا (زاده ۱۹۱۳)
    ۱۶ مارس - استانیسلا باسورا، فوتبالیست اسپانیایی (زاده ۱۹۲۶)
    ۱۷ مارس - جان دمیانیوک، مجرم جنگی نازی اوکراینی آمریکایی (زاده ۱۹۲۰)
    ۱۷ مارس - پاپ شنوده سوم اسکندریه (زاده ۱۹۲۳)
    ۱۸ مارس - جرج توپو پنجم، شاه تونگا (زاده ۱۹۴۸)
    ۲۱ مارس - تونینو گوئرا، فیلم‌نامه‌نویس ایتالیایی (زاده ۱۹۲۰)
    ۲۳ مارس - عبدالله یوسف احمد، رئیس‌جمهور سومالی (زاده ۱۹۳۴)
    ۲۳ مارس - ناجی طالب، پنجاه و دومین نخست‌وزیر عراق (زاده ۱۹۱۷)
    ۲۵ مارس - آنتونیو تابوکی، نویسنده‌ی ایتالیایی (زاده ۱۹۴۳)
    ۲۷ مارس - آدرین ریچ، نویسنده فمینیست آمریکایی (زاده ۱۹۲۹)
    ۲۸ مارس - الکساندر آروتونیان، موسیقی‌دان ارمنی (زاده ۱۹۲۰)

آوریل

    ۱ آوریل - میگوئل دلا مادرید، پنجاه و دومین رئیس‌جمهور مکزیک (زاده ۱۹۳۴)
    ۵ آوریل - بینگو وا موثاریکا، سومین رئیس‌جمهور مالاوی (زاده ۱۹۴۷)
    ۶ آوریل - توماس کینکید، نقاش و نگارگر آمریکایی (زاده ۱۹۵۸)
    ۷ آوریل - مایک والاس، ژورنالیست آمریکایی (زاده ۱۹۱۸)
    ۹ آوریل - رید ویتمور، شاعر آمریکایی
    ۱۱ آوریل - احمد بن بلا، رئیس جمهور الجزایر (زاده ۱۹۱۸)
    ۱۶ آوریل - میرسک مک‌کینی مولر، چهره‌ی بازرگانی در صنعت ترابری، دانمارکی (زاده ۱۹۱۳)
    ۱۸ آوریل - دیک کلارک، تهیه‌کننده و مجری تلویزیونی آمریکایی (زاده ۱۹۲۹)
    ۲۹ آوریل - شکری غانم، نخست‌وزیر لیبی (زاده ۱۹۴۲)

مه

    ۸ مه - موریس سنداک، نویسنده آمریکایی (زاده ۱۹۲۸)
    ۹ مه - ویدال ساسون، طراح مو بریتانیایی (زاده ۱۹۲۸)
    ۱۵ مه - کارلوس فوئنتس، نویسنده مکزیکی (زاده ۱۹۲۸)
    ۱۷ مه - دونا سامر، خواننده‌ی آمریکایی (زاده ۱۹۴۸)
    ۲۰ مه - رابین گیب، موسیقی‌دان انگلیسی اتریشی (زاده ۱۹۴۹)
    ۲۹ مه - کانتو شیندو، کارگردان ژاپنی (زاده ۱۹۱۲)
    ۳۰ مه - اندرو هاکسلی، فیزیولوژیست بریتانیایی (زاده ۱۹۱۷)

ژوئن

    ۲ ژوئن - کاترین جوستن، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۳۹)
    ۴ ژوئن - ادوارد خیل، مشهور به «آقای تورلولو» آوازخوان روس (زاده ۱۹۳۴)
    ۵ ژوئن - ری بردبری، نویسنده آمریکایی (زاده ۱۹۲۰)
    ۱۱ ژوئن - آن راترفورد، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۱۷)
    ۱۳ ژوئن - ویلیام استندیش نولز، شیمی‌دان آمریکایی (زاده ۱۹۱۷)
    ۱۳ ژوئن - روژه گارودی، فیلسوف و نویسنده‌ی فرانسوی (زاده ۱۹۱۳)
    ۱۶ ژوئن - نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد عربستان سعودی (زاده ۱۹۳۳)
    ۱۷ ژوئن - رادنی کینگ، فعال حقوق بشر، آمریکایی (زاده ۱۹۶۵)
    ۲۶ ژوئن - نورا افرون، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی (زاده ۱۹۴۱)
    ۳۰ ژوئن - اسحاق شامیر، هفتمین نخست‌وزیر اسرائیل (زاده ۱۹۱۵)

ژوئیه

    ۱ ژوئیه - آلن پویندکستر، فضانورد آمریکایی (زاده ۱۹۶۱)
    ۳ ژوئیه - اندی گریفیت، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۲۶)
    ۳ ژوئیه - سرجیو پینینفارینا، طراح خودرو ایتالیایی (زاده ۱۹۲۶)
    ۸ ژوئیه - ارنست بورگناین، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۱۷)
    ۱۳ ژوئیه - ریچارد داریل زانوک، تهیه‌کننده سینمایی، آمریکایی(زاده ۱۹۳۴)
    ۱۴ ژوئیه - سیکستن یرنبرگ، ورزشکار مرد رشته اسکی صحرانوردی، سوئدی (زاده ۱۹۲۹)
    ۱۵ ژوئیه - سلست هولم، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۱۷)
    ۱۶ ژوئیه - استفن کاوی، نویسنده آمریکایی (زاده ۱۹۳۲)
    ۱۶ ژوئیه - جان لرد، موسیقیدان و آهنگ‌ساز انگلیسی (زاده ۱۹۴۱)
    ۱۹ ژوئیه - عمر سلیمان، ژنرال، دیپلمات و افسر اطلاعاتی مصری (زاده ۱۹۳۶)
    ۲۳ ژوئیه - سالی راید، فضانورد و فیزیک‌دان آمریکایی (زاده ۱۹۵۱)
    ۲۴ ژوئیه - جان اوانز آتا میلز، رئیس‌جمهور غنا (زاده ۱۹۴۴)
    ۲۷ ژوئیه - جک تیلور، داور فوتبال، انگلیسی (زاده ۱۹۳۰)
    ۳۰ ژوئیه - میوی بینچی، نویسنده ایرلندی (زاده ۱۹۴۰)
    ۳۰ ژوئیه - کریس مارکر، نویسنده و مستندساز فرانسوی (زاده ۱۹۲۱)
    ۳۱ ژوئیه - گور ویدال، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس و فعال سیاسی آمریکایی (زاده ۱۹۲۵)

اوت

    ۵ اوت - چابلا بارگاس، خواننده کاستاریکایی (زاده ۱۹۱۹)
    ۶ اوت - ماروین هملیش، آهنگ‌ساز و رهبر اکستر آمریکایی (زاده ۱۹۴۴)
    ۶ اوت - برنارد لوول، ستاره‌شناس و فیزیک‌دان انگلیسی (زاده ۱۹۱۳)
    ۱۴ اوت - اسوتوزار گلیگوریچ، استاد بزرگ شطرنج صرب (زاده ۱۹۲۳)
    ۱۵ اوت - هری هریسون، نویسنده علمی تخیلی آمریکایی (زاده ۱۹۲۵)
    ۱۸ اوت - اسکات مکنزی، ترانه‌سرا و خواننده‌ی آمریکایی (زاده ۱۹۳۹)
    ۱۸ اوت - ویلیام ویندوم، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۲۳)
    ۱۹ اوت - تونی اسکات، کارگردان سینمایی و تلویزیونی انگلیسی (زاده ۱۹۴۴)
    ۲۰ اوت - فیلیس دیلر، کمدین آمریکایی (زاده ۱۹۱۷)
    ۲۰ اوت - دوم مینتوف، هشتمین نخست‌وزیر مالت (زاده ۱۹۱۶)
    ۲۰ اوت - ملس زناوی، سومین رئیس‌جمهور و دهیمن نخست‌وزیر اتیوپی (زاده ۱۹۵۵)
    ۲۱ اوت - ویلیام ترستن، ریاضی‌دان آمریکایی (زاده ۱۹۴۶)
    ۲۵ اوت - نیل آرمسترانگ، فضانورد آمریکایی (زاده ۱۹۳۰)
    ۳۱ اوت - کارلو ماریا مارتینی، اسقف اعظم کلیسای میلان ایتالیا (زاده ۱۹۲۷)
    ۳۱ اوت - سرگئی سوکولوف، فرمانده نظامی شوروی (زاده ۱۹۱۱)

سپتامبر

    ۳ سپتامبر - مایکل کلارک دانکن، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۵۷)
    ۳ سپتامبر - سون میونگ مون، رهبر دینی کره‌ای (زاده ۱۹۲۰)
    ۸ سپتامبر - توماس ساس، روان‌پزشک آمریکایی-مجاری (زاده ۱۹۲۰)
    ۱۲ سپتامبر - سید واتکینز، جراح مغز و اعصاب انگلیسی (زاده ۱۹۲۸)
    ۱۶ سپتامبر - راگنهیلد الکساندرا لورنتزن، شاهزاده نروژ (زاده ۱۹۳۰)
    ۱۸ سپتامبر - سانتیاگو کاریو، سیاست‌مدار اسپانیایی (زاده ۱۹۱۵)
    ۲۳ سپتامبر - پاول گراچف، فرمانده نظامی روس (زاده ۱۹۴۸)
    ۲۵ سپتامبر - اندی ویلیامز، خواننده آمریکایی (زاده ۱۹۲۷)
    ۲۷ سپتامبر - هربرت لام، بازیگر اهل چک (زاده ۱۹۱۷)

اکتبر

    ۱ اکتبر - اریک هابسبام، مورخ مارکسیست بریتانیایی (زاده ۱۹۱۷)
    ۶ اکتبر - شاذلی بن جدید، سومین رئیس‌جمهور الجزایر (زاده ۱۹۲۹)
    ۱۵ اکتبر - نوردوم سیهانوک، شاه کامبوج (زاده ۱۹۲۲)
    ۲۰ اکتبر - ادوارد دونال توماس، فیزیکدان آمریکایی (زاده ۱۹۲۰)
    ۲۱ اکتبر - یاشا چوپرا، تهیه‌کننده و کارگردان سینمایی هندی (زاده ۱۹۳۲)
    ۲۱ اکتبر - جورج مک گاورن، سیاست‌مدار، مورخ و نویسنده آمریکایی (زاده ۱۹۲۲)
    ۲۴ اکتبر - راسل مینز، بازیگر و فعال سیوکسی آمریکایی (زاده ۱۹۳۹)
    ۲۷ اکتبر - هانس ورنر هنتسه، آهنگ‌ساز آلمانی (زاده ۱۹۲۶)

نوامبر

    ۵ نوامبر - الیوت کارتر، آهنگ‌ساز آمریکایی (زاده ۱۹۰۸)
    ۲۳ نوامبر - لری هگمن، بازیگر آمریکایی (زاده ۱۹۳۱)
    ۲۵ نوامبر - لارس هورماندر، ریاضی‌دان سوئدی (زاده ۱۹۳۱)
    ۲۵ نوامبر - دیو سکستون، بازیکن و مربی فوتبال انگلیسی (زاده ۱۹۳۰)
    ۲۶ نوامبر - جوزف مورای، جراح آمریکایی (زاده ۱۹۱۹)
    ۳۰ نوامبر - ایندر کومار گوجرال، دوازدهمین نخست‌وزیر هند (زاده ۱۹۱۹)

دسامبر

    ۲ دسامبر - احسان نراقی، جامعه‌شناس ایرانی (زاده ۱۹۲۶)
    ۵ دسامبر - دیو بروبک، پیانیست آمریکایی (زاده ۱۹۲۰)
    ۵ دسامبر - اسکار نیمایر، معمار برزیلی (زاده ۱۹۰۷)
    ۹ دسامبر - پاتریک مور، ستاره‌شناس و مجری تلویزیونی انگلیسی (زاده ۱۹۲۳)
    ۱۰ دسامبر - عیاض‌الدین احمد، سیزدهمین رئیس‌جمهور بنگلادش (زاده ۱۹۳۱)

جوایز نوبل

    شیمی - رابرت لفکوویتس و برایان کبیلکا
    اقتصاد - آلوین راث و لیود شیپلی
    ادبیات - مو یان
    صلح - اتحادیه‌ی اروپا
    فیزیک - سرژ هاروش و دیوید واینلند
    فیزیولوژی و پزشکی - جان گوردون و شینیا یاماناکا

اعیاد مذهبی مهم

    ۶ ژانویه - روز کریسمس (کلیسای ارمنی)
    ۷ ژانویه - روز کریسمس (۲۵ دسامبر در تقویم یولیایی توسط کلیسای ارتدکس شرقی جشن گرفته می‌شود.)
    ۱ فوریه - جشن ایمبولک در ایرلند
    ۲۲ فوریه - چهارشنبه خاکستر - مسیحیت غربی
    ۸ مارس - عید پوریم - یهودیت
    ۸ مارس - جشن هولی - هندوئیسم
    ۲۰ مارس مصادف با ۱ فروردین ۱۳۹۱ - آغاز اعتدال بهاری، جشن نوروز و سال نو ایرانی
    ۱ آوریل - جشن راماناوامی - هندوئیسم
    ۶ آوریل - جمعه نیک - مسیحیت غربی
    ۶ آوریل - هانومان جایانتی - هندوئیسم
    ۷ آوریل - عید پسح یا فطیر - یهودیت
    ۸ آوریل - عید پاک - مسیحیت غربی
    ۱۳ آوریل - وایساخی - دین سیک‌ها
    ۱۵ آوریل - عید پاک - مسیحیت شرقی
    ۱ مه - بلتین - جشن ملی باستانی در اسکاتلند و ایرلند
    ۲۷ مه - عید هفته‌ها (شاووعوت) - یهودیت
    ۴ ژوئن - بودا پورنیما (وساک) - بودیسم
    ۲۰ ژوئن - انقلابین
    ۲۰ ژوئیه - آغاز ماه رمضان - اسلام
    ۱ اوت - روز لاماس
    ۲ اوت - راکشا باندهان - هندوئیسم
    ۱۰ اوت - کریشنا جانمشتامی - هندوئیسم
    ۱۹ اوت - عید فطر - اسلام
    ۱۷ سپتامبر - عید روش هشانا - یهودیت
    ۲۱ سپتامبر - اعتدال بهاری
    ۲۶ سپتامبر - جشن یوم‌کیپور - یهودیت
    ۱ اکتبر - جشن سوکوت - یهودیت
    ۲ اکتبر - جشن مهرگان
    ۲۴ اکتبر - ویجایا داشامی - هندوئیسم
    ۲۶ اکتبر - عید قربان - اسلام
    ۱ نوامبر - جشن سوون، روز همه قدیسان در مسیحیت
    ۱۳ نوامبر - دیوالی - دین سیک‌ها - هندوئیسم
    ۱۵ نوامبر - آغاز سال نو هجری قمری مصادف با ۱ محرم ۱۴۳۴
    ۹ دسامبر - عید حنوکا - یهودیت
    ۲۵ دسامبر - کریسمس - مسیحیت غربی

عبدالله سنوسی

عبدالله سنوسی (به عربی: عبد الله السنوسی) هم‌چنین مشهور به «قصاب»[۱][۲] از بستکان نزدیک معمر قذافی و رئیس دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رهبر سرنگون‌شده لیبی بود. عبدالله سنوسی، متولد سودان است اما بعدا شهروندی لیبی را پذیرفت. وی هم‌چنین برای مدت‌ها ریاست اداره اطلاعات ارتش لیبی را برعهده داشت.[۳]

وی از تاریخ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی، در فهرست افراد تحت تعقیب دادگاه لاهه قرار گرفت. اتهام وارده به او «دخالت در سرکوبی خشن اعتراض‌های مردمی در لیبی» و پی‌آمدهای دستورهای وی در ردیف «جنایت علیه بشریت» اعلام شده است.[۴]
اتهامات

دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی در لاهه مدعی است که شواهد و مدارکی در دست دارد که نشان می‌دهد عبدالله سنوسی در ماه‌های درگیری میان نیروهای قذافی و مخالفان، مسئول مستقیم بسیاری او حملات برنامه‌ریزی شده بوده است. دولت فرانسه نیز وی را در رابطه با اقدام تروریستی سال ۱۹۸۹ میلادی، در نیجر مقصر می‌داند.[۵] در آن‌سال لیبی یک هواپیمای ایرفرانس را بر فراز نیجر منفجر کرد و موجب مرگ ۵۹ شهروند فرانسوی شد. عبدالله السنوسی هم‌چنین متهم به طراحی انفجار پرواز شماره ۱۰۳ پان آم بر فراز آسمان اسکاتلند در سال ۱۹۸۸ است. این سانحه موجب مرگ دست‌کم ۲۷۰ نفر شد.[۶]
دستگیری و استرداد

در مارس ۲۰۱۱ میلادی، سازمان امنیت موریتانی رسما اعلام کرد که عبدالله سنوسی در هنگام سفر با پاسپورت جعلی متعلق به کشور مالی در فرودگاه بین‌المللی نواکشوت دستگیر شده است[۷] دولت لیبی، از موریتانی خواست تا عبدالله السنوسی را برای محاکمه تحویل مقامات طرابلس دهد. دولت فرانسه و دادگاه بین‌المللی کیفری نیز درخواست‌های مشابهی برای استرداد عبدالله سنوسی مطرح کرده‌اند.[۸]

در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۱۲ میلادی، دولت موریتانی عبدالله سنوسی را به مقامات دولت لیبی تحویل داد.

سیف‌الاسلام قذافی

سیف الاسلام معمر قذافی (به عربی: سیف الإسلام معمر القذافی) فرزند دوم معمر قذافی و همسر دوم او، صفیه فرکاش می‌باشد و در ۵ ژوئیه ۱۹۷۲ میلادی در منطقه باب‌العزیزیه که محل اقامت خانواده قذافی در طرابلس است، به دنیا آمد.

سیف الاسلام دارای ۴ برادر و یک خواهر است. شخصیت سیف الاسلام همیشه از چهره‌های پر سروصدای لیبی بوده است. سخنرانی‌ها و کنفرانس‌های مطبوعاتی سیف الاسلام بعد از ناآرامی‌های لیبی همیشه مورد اعتراض شورشیان قرار گرفته است. خصوصاً که سیف الاسلام هیچ منصب دولتی و حزبی در لیبی ندارد و تنها مسئولیت او مدیریت سازمان جهانی خیریه قذافی است.[۱]

محتویات

    ۱ وجه تسمیهٔ نام
    ۲ دوران رشد
    ۳ عرصه سیاست
    ۴ رابطه با مهدی هاشمی
    ۵ دستگیری سیف الاسلام
    ۶ یادداشت‌ها
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

وجه تسمیهٔ نام

سیف الاسلام لقب زبیر می‌باشد که با علی بن ابی طالب به جنگ پرداخت.
دوران رشد

سیف الاسلام دورهٔ ابتدایی و راهنمایی را در مدارس عمومی (دولتی) در منطقه ابی سلیم که نزدیک به محل اقامت خانواده‌اش واقع شده‌بود گذراند. دبیرستان را نیز در یک دبیرستان دولتی گذراند. در سال ۱۹۹۴ میلادی از دانشکده مهندسی دانشگاه الفاتح در طرابلس با درجهٔ مهندسی معماری فارغ‌التحصیل شد. در سال ۱۹۹۸ وارد دانشگاه آمادک اتریش شد و در سال ۲۰۰۰ در مقطع فوق لیسانس از آن دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. پس از آن دوره دکترای اقتصاد را در دانش‌سرای اقتصادی لندن گذراند.[۱] سیف الاسلام علاقه وافری به نقاشی دارد و تا کنون در کشورهای بسیاری نمایشگاه نقاشی بر‌گزار کرده‌است. پس از اتمام دوره دکترای اقتصاد در مرکز تحقیقات صنعتی طرابلس مشغول به کار شد. او از سال ۱۹۹۶ میلادی با دفتر شورای ملی لیبی همکاری خود را آغاز نمود و در سال ۱۹۹۸ مؤسسهٔ خیریه جهانی قذافی را با اهداف خیریه و آبادانی تاسیس کرد. او در حل مشکلات بین‌المللی بسیاری، من‌جمله قضیه گروگان‌های اروپایی در فیلیپین همکاری کرد.
عرصه سیاست

سیف قذافی مطرح کنندهٔ طرح اسراطین برای حل مناقشات فلسطین بوده‌است که مبتنی بر تشکیل نظام فدرال در آن سرزمین‌ها می‌باشد.

در سال ۱۳۸۶ در دیدار با نیکولا سارکوزی، رییس جمهور وقت فرانسه قراردادهای اقتصادی شامل خرید موشک منعقد نمود.

در سال ۱۳۸۹ و در درگیری‌های لیبی به عنوان مسئول نیروهای امنیتی پایتخت ضمن سرکوب مخالفان و انقلابیون، دفاتر شبکه‌های الجزیره و بی‌بی‌سی در لیبی را نیز بست.[نیازمند منبع]
رابطه با مهدی هاشمی

بر اساس اسناد موجود، سیف چند بار مهدی هاشمی رفسنجانی را به لیبی دعوت نموده است. در یکی از این اسناد، علی سرلک مسئول دفتر مهدی هاشمی در هیأت امنای دانشگاه آزاد در نامه‌ای به تاریخ ۲۹ شهریور ۸۶ به سفیر لیبی در تهران، می‌نویسد[۲]:

    نظر به سفر جناب آقای مهندس مهدی هاشمی بهرمانی برابر دعوت سیف قذافی خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به صدور ویزا اقدام مقتضی مبذول فرمایید.

دستگیری سیف الاسلام

شورای ملی انتقالی لیبی، از دستگیری سیف الاسلام قذافی، پسر معمر قذافی در نزدیکی شهر بیابانی اوباری در جنوب غرب لیبی خبر داده‌است. یکی از اعضای شورای انتقالی لیبی در کنفرانسی خبری گفت که سیف الاسلام همراه دو تن از دستیارانش در حالی که می‌کوشیدند به نیجر بگریزند دستگیر شدند.[۳][۴]

پس از دستگیری سیف الاسلام قذافی، عبدالرحیم الکیب، نخست‌وزیر دولت موقت لیبی و محمد العلاقی وزیر موقت دادگستری لیبی اعلام کرده‌اند که قصد دارند سیف الاسلام را در در دادگاهی در کشور محاکمه کنند. این در حالی است که مقامات اتحادیه اروپا، دادستان دیوان بین‌المللی کیفری لاهه، نهادهای حقوق بشری و ایالات متحده آمریکا خواستار تحویل او به دیوان لاهه و یا همکاری شورای ملی انتقالی لیبی با دادگاه‌های بین‌المللی در روند محاکمهٔ فرزند قذافی هستند.[۵] یکی از سخنگویان کاترین اشتون در بروکسل در این خصوص گفته است:

    تضمین امنیت سیف الاسلام و حق او برای تشکیل یک دادگاه اهمیت بسیار دارد.


عبدالرحیم الکیب درخواست تحویل سیف الاسلام به دادگاه لاهه[یادداشت ۱] را رد کرده‌است. الکیب در این خصوص گفت:

    ما به احکام بین‌المللی احترام می‌گذاریم ولی این حق مردم ماست که او را در اینجا محاکمه کنیم. با سیف الاسلام بر اساس آموزه‌های اسلام در زمینه برخورد با جنایتکاران جنگی رفتار خواهد شد.

عبدالرحیم الکیب در کنفرانس مطبوعاتی دیگری در شهر زنتان تضمین داده‌است که سیف الاسلام و افرادی که همراه او دستگیر شده‌اند را در برابر دادگاه منصفانه‌ای قرار دهد و دادگاه محاکمهٔ وی بسیار شفاف و روشن باشد.[۶] محمد العلاقی نیز، ضمن اعلام موافقت با حضور ناظران بین‌المللی در جریان محاکمه سیف‌السلام قذافی اعلام کرده‌است: «ما با دادگاه بین‌المللی کیفری همکاری خواهیم داشت و داگاه یک محاکمه عادلانه و بر اساس استاندارهای بین‌المللی است.»[۷]

لوئیس مورنو اوکامپو، دادستان کل دیوان بین‌المللی کیفری پس از ملاقات با مقام‌های مسئول در لیبی امکان محاکمه سیف الاسلام در لیبی به جای لاهه را منوط به رعایت معیارهای بین‌المللی در دادگاه محاکمهٔ وی دانست.[۸] اوکامپو سیف الاسلام را متهم به قتل صدها غیر نظامی، شکنجه، اعمال خشونت نظامی علیه تظاهر کنندگان مسلح و تجاوز هدفمند گروهی کرده‌است. در صورتی که سیف الاسلام و سایر دستگیرشدگان در محاکم بین‌المللی محاکمه و در این موارد گناهکار شناخته شوند به بالاترین حد مجازات در استانداردهای بین‌المللی، یعنی حبس ابد محکوم خواهند شد.[۷] اما اگر سیف الاسلام در محاکم لیبی مجاکمه شود، در صورت اثبات این جنایات، مقامات لیبی او را به اعدام محکوم خواهند کرد.[۶]

حکم دستگیری معمر قذافی، سیف الاسلام و عبدالله سنوسی رئیس سازمان اطلاعات و امنیت رژیم سابق قذافی، به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت در ماه ژوئن توسط دادگاه بین‌المللی صادر شده‌است. پسر قذافی و سنوسی که بعد از سیف الاسلام به تازگی دستگیر شده‌است،[۹] تحت تعقیب دیوان بین‌المللی کیفری هستند.

معمر قذافی

معمر محمد ابومنیار[۱] معروف به سرهنگ مُعَمَّر محمد قَذّافی (۷ ژوئن ۱۹۴۲-۲۰ اکتبر ۲۰۱۱[۲])، سیاست‌مدارِ انقلابی و رییس شورای فرماندهی انقلاب لیبی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۷ و سپس برادر رهبر جماهیری عربی لیبی از ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۱ بود. وی در اول سپتامبر سال ۱۹۶۹ میلادی با کودتایی آرام حکومت محمّد ادریس سنوسی، پادشاه وقت لیبی را سرنگون ساخت.[۳] وی پس از کودتا، سیستم حکومتی لیبی را بر اساس ترکیبی از سوسیالیسم و اسلام طراحی کرده و تا سال ۱۹۷۷ رییس کشور لیبی بود.[۴] او در سال ۱۹۷۷ از منصب رسمی ریاست شورای فرماندهی انقلاب لیبی کناره‌گیری کرد و مدعی شد که فقط یک نماد ملی خواهد بود.[۵][۶] او به عنوان یکی از عمده ترین حامیان تشکیل ایالات متحده آفریقا از ۲ فوریه ۲۰۰۹ تا ۳۱ زانویه ۲۰۱۰ رییس اتحادیه آفریقا بود.

حکومتِ طولانی مدتِ سرهنگ قذافی از کودتای ۱۹۶۹ میلادی تا سرنگونی در نتیجهٔ جنگ داخلی در سال ۲۰۱۱، یکی از طولانی‌ترین دوره‌های زمامداری در طولِ تاریخ بود.[۷] در طی دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، لیبی تحت رهبری قذافی، از سوی غربی‌ها، یک کشور حاشیه‌ای به حساب می‌آمد،[۸][۹] که ستم ناشی از اختلافات داخلی، تروریسم، قتل و غارت توسط رهبران را نشان می‌داد، که در این اثنا قذافی مبادرت به اندوختن چندین میلیارد دلار ثروت برای خودش و خانواده‌اش کرد.[۱۰] قذافی بر پایهٔ فلسفهٔ سیاسی و ملی‌گرایانه‌ای که در کتاب سبز تشریح کرده‌بود، در سال ۱۹۷۷ میلادی نام جمهوری عربی لیبی را به «جماهیریه عربی سوسیالیستی خلق عظیم لیبی»[پ ۱] تغییر داد. وی در سال ۱۹۷۹ میلادی لقب نخست‌وزیر را کنار گذاشت و از آن پس «برادرْ رهبر» و یا «راهنمای انقلاب سوسیالیستی لیبی» نامیده‌شد.[۱۱][۱۲] قذافی از حامیان شرکت آُپیک بود که تور پان‌آفریکان برای ایالات متحده آفریقا را رهبری کرد.[۱۳] پس از بمباران لیبی در سال ۱۹۸۶ میلادی و تحریم‌های اقتصادی بر ضدّ این کشور از سوی سازمان ملل، تغییراتی در رفتار لیبی صورت گرفت. این تغییرات عبارتند از: برقراری روابط اقتصادی و همکاری‌های امنیتی نزدیک با غرب، همکاری و شرکت در بررسی پرونده حمایت لیبی از تروریسم؛ پرداخت غرامت به بازماندگان حوادث تروریستی منتسب لیبی؛ کنار نهادن برنامه دستیابی به سلاح هسته‌ای. در ۱۹ دسامبر ۲۰۰۳ و تنها ۶ روز پس از دستگیری صدام حسین، قذافی اعلام کرد که برنامهٔ تولید سلاح‌های کشتار جمعی خود را متوقف کرده و از بازرسی‌های بین‌المللی برای اطمینان از این موضوع استقبال می‌کند.[۱۴] مجموعه این تغییر رفتارها منجر به برداشته شدن تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه لیبی در سال ۲۰۰۳ میلادی شد. معمر قذافی در فوریه ۲۰۰۹ میلادی به عنوان رئیس دوره‌ای اتحادیه آفریقا انتخاب شد.[۱۵]

در فوریه ۲۰۱۱ میلادی گروهی از معترضان سیاسی که از مخالفان و معترضان جدید تونس و مصر و دیگر بخش‌های جهان عرب الهام گرفته بودند بر ضد دولت قذافی در لیبی به‌پا خواستند و این موضوع به‌سرعت به یک شورش عمومی مبدل شد و مخالفان در شهر بنغازی شورای انتقالی را تاسیس کردند. این امر لیبی را به ورطه جنگ شهری مابین نیروهای دولت و نیروهای مخالف با همکاری ناتو کشاند. سازمان ملل با تصویب قطعنامهٔ شماره ۱۹۷۳ با هدف حمایت از غیرنظامیان، خواستار ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی شد. دارایی‌های قذافی و خانواده‌اش بسته شده و دادگاه جنایات جنگی حکم بازداشت او و پسرش سیف‌الاسلام به همراه برادرخوانده‌اش عبدالله السنوسی را صادر نمود و از طریق اینترپل آنان را تحت تعقیب قرار داد.[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹] در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۱ شورای انتقالی کرسی لیبی در سازمان ملل را تصاحب کرد.[۲۰] قذافی عهد کرد که در برابر شورشیان و نیروهای خارجی مقاومت کند تا به گفتهٔ خودش در راه وطن شهید شود.[۲۱][۲۲]

در روز ۲۸ مهر ۱۳۹۰، قذافی درحالی که از ناحیه دو پا زخمی شده بود تسلیم نیروهای انقلابی شد و پس از چند ساعت درگذشت. شورای انتقالی می‌گوید او پس از دستگیری در تبادل آتش کشته شده‌است در حالی که برخی این نظریه را مطرح می‌کنند که او توسط انقلابیون اعدام شده‌است. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، خواستار انجام تحقیقات جامع در این زمینه شد.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶]

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
        ۱.۱ تولد و دوران جوانی
        ۱.۲ همسران
        ۱.۳ فرزندان
        ۱.۴ مرگ
    ۲ دوران قدرت
        ۲.۱ کودتای نظامی
        ۲.۲ سرکوب سیاسی
        ۲.۳ اقتصاد
            ۲.۳.۱ خدمات عمومی
        ۲.۴ تمبرهای پستی و پول رایج
        ۲.۵ ترورهای سیاسی در خارج از کشور
        ۲.۶ برنامه تسلیحات کشتار جمعی
        ۲.۷ تلاش برای اتحاد با دیگر کشورها
        ۲.۸ ارتش اسلامی
        ۲.۹ ایالات متحده آفریقا
        ۲.۱۰ جنگ‌ها و منازعات بین‌المللی
    ۳ جنگ داخلی
        ۳.۱ اتهام جنایت جنگی
    ۴ واژه‌نامه
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه
تولد و دوران جوانی
قذافی (سمت چپ) به‌همراه رئیس‌جمهور وقت مصر جمال عبدالناصر در ۱۹۶۹

معمر محمد عبد السلام آبو منیار القذافی در ۷ ژوئن سال ۱۹۴۲ میلادی، در روستایی به نام جهنم[۲۷] در نزدیکی شعیب الکراعیه در حوالی سرت به دنیا آمد.[۲۸][۲۹] خانواده او به یک قبیلهٔ کوچک از بربرهای عرب شده به‌نام قذاذفه تعلق داشت که از طریق چوپانی در بیابان هون امرار معاش می‌کردند. او هنگامی که پسربچه‌ای بیش نبود به مدرسه ابتدایی اسلامی رفت. در آن هنگام حوادث عمده‌ای در جهان عرب در حال رخ دادن بود. شکست عرب‌ها از اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی و به‌قدرت رسیدن جمال عبدالناصر در مصر به سال ۱۹۵۲ میلادی، عمیقاً او را تحت تأثیر قرار داد. او تحصیلات دورهٔ متوسطه را زیر نظر یک معلم خصوصی در مصراته به اتمام رساند. در لیبی مانند دیگر کشورهای عربی، اجازه تحصیل در رشته‌های علوم نظامی و ورود به ارتش و کسب یک شغل نظامی، بعد از استقلال فراهم شد.[نیازمند منبع] حرفه نظامی امکان تحصیل در مقاطع بالاتر را فراهم می‌ساخت و رفاه اقتصادی و اجتماعی به همراه داشت و برای بسیاری تنها راه رسیدن به فعالیت‌های سیاسی بود. برای قذافی و بسیاری از افسران تحت فرمانش که توسط گروه ناصر تحت عنوان ملی‌گرایی عربی و همچنین انزجار و دشمنی با اسرائیل تحریک و تشجیع می‌شدند حرفه نظامی برای آن‌ها حرفه انقلابی بود. قدافی در سال ۱۹۶۱ میلادی وارد دانشکده افسری بنغازی و به همراه همدوره‎ای‌هایش در سال ۶۶-۱۹۶۵ میلادی به عنوان مستشار نظامی فارغ‌التحصیل شد. قذافی در همین زمان به نهضت افسران آزاد پیوست. ناامیدی و شرمساری از جانب آن دسته از افسران لیبی که در زمان شکست ارتش عرب‌ها در سه جبهه در سال ۱۹۶۷ میلادی حضور داشتند کاملاً احساس می‌شد. اولین جرقه‌ها برای براندازی نظام سلطنتی لیبی در این زمان در ذهن قذافی جوان شکل گرفت. او مطالعات و تحصیلات بیشتر را در اروپا ادامه داد. بیشترین بخش شایعات دربارهٔ قذافی مربوط به این دوره‌است او به مدرسه نظامی سلطنتی سندهرست[پ ۲] نرفت[۳۰] بلکه آموزش‌های نظامی را در دانشکده افسری هلنیک[پ ۳] در شهر آتن یونان[۳۱] و برخی از مناطق بریتانیا گذراند.[۳۲]
همسران

معمر قذافی در ابتدا با فتحیه نوری خالد که دختر رئیس پلیس دوران پادشاهی لیبی بود، ازدواج کرد. فتحیه نوری خالد از خانواده‌ای اصیل بود، که پس از مهاجرتش از ترکیه، در طرابلس سکنی گزیده بود. مراسم ازدواج قذافی با فتحیه نوری خالد در سال ۱۹۷۰ با حضور جمال عبدالناصر بر‌گزار شد.[۳۳] حاصل این ازدواج که تنها شش ماه دوام آورد، محمد، پسر بزرگ قذافی بود.[۳۴] قذافی بعد از جدایی از فتحیه با صفیه فرکاش ازدواج کرد، هنگامی که قذافی برای انجام یک عمل جرّاحی در یکی از بیمارستان‌های لیبی بستری بود، با صفیه که پرستار آن بیمارستان بود آشنا شد و این آشنایی منجر به ازدواج شد. سایر فرزندان قذافی حاصل این ازدواج هستند.
فرزندان
معمر قذافی با کودکی روی پایش در سال ۱۹۷۶ میلادی

قذافی از دو همسر خود یعنی فتحیه نوری و صفیه فرکاش، مجموعاً هشت فرزند داشت.
نوشتار اصلی: محمد قذافی

    محمد پسر بزرگ او که فرزند همسر اول اوست در زمان زمامداری پدرش، مدیر کمیتهٔ المپیک لیبی بود که این کمیته مالک بیش از ۴۰٪ سهام شرکت‎های نوشیدنی در لیبی بود. او همچنین صاحب امتیاز شرکت کوکاکولا و مدیر شرکت ارتباطات زمینی و بی‌سیم لیبی و شرکت‌های زیرمجموعه بود.

نوشتار اصلی: سیف الاسلام قذافی

    سیف الاسلام قذافی که مشهورترین فرزند قذافی می‌باشد نتیجه ازدواج او و صفیة فرکاش است. به سیف الاسلام که دارای مدرک دکترای اقتصاد از لندن است، همواره به عنوان جانشین پدر نگاه می‌شد. او در سال ۲۰۰۹ میلادی، عبدالباسط مقرحی، متهم اصلی حادثه لاکربی را که اسکاتلند او را به دلیل بیماری سرطان آزاد کرده بود، در بازگشت به لیبی همراهی کرد. سیف الاسلام که مدیر سازمان جهانی خیریه قذافی بود. او پس از ناآرامی‌ها در لیبی، بارها در تلویزیون لیبی حاضر شده و به ملت دربارهٔ احتمال وقوع جنگ‎های داخلی هشدار داده بود. در ابتدا لویس اوکامبو رئیس دادگاه بین‌المللی پس از ورود مخالفان به طرابلس خبر دستگیری سیف‌الاسلام را تأیید کرد ولی بعدها اعلام شد که هیچ تأیید رسمی در این‌باره از سوی مخالفان قذافی دریافت نکرده‌است.[۳۵] سیف‌الاسلام نیز با ظاهر شدن در خیابان‌های طرابلس خبر دستگیری خود را تکذیب نمود و از خبرنگاران رسانه‌های گروهی خواست به همراه او به مناطقی که مخالفان ادعای سیطره بر آن مناطق را دارند، سرکشی نمایند.[۳۶][۳۷][۳۸][۳۹] او پس از مرگ پدر، رهبری مبارزه با نیروهای شورای انتقالی را عهده‌دار گشته و با ارسال یک پیام صوتی زنده از شبکه تلویزیونی الرای، مخالفان را موش نامیده و تاکید کرد که مقاومت ادامه خواهد داشت.[۴۰] او مدتی پس از کشته شدن پدرش درحالی که می‌خواست به نیجر بگریزد توسط نیروهای انقلابی دستگیر شد.

نوشتار اصلی: الساعدی قذافی

    الساعدی پسر سوم قذافی‌است که سابقه سه فصل حضور در لیگ فوتبال ایتالیا و بازی در تیم‌های پروجا، اودینیزه و سمپدریا را دارد. او سهامدار تیم یونتوس ایتالیا بود و مدتی رئیس فدراسیون فوتبال لیبی بود. او که دارای مدرک مهندسی‌است مدتی نیز در نیروهای ویژه لیبی مشغول به‌خدمت بود.

نوشتار اصلی: هانیبال قذافی

    هانیبال پسر چهارم قذافی‌است. او و همسرش در سوئیس به دلیل بدرفتاری به نوکرشان دستگیر شدند که این موضوع باعث تیرگی روابط لیبی و سوئیس شد. دولت سوئیس پس از آنکه معمر قذافی آن‌ها را تهدید به خارج کردن سرمایه‌گذاری‌های لیبی از آن کشور کرد، از پیگیری پرونده هانیبال صرف‌نظر کرد.

نوشتار اصلی: المعتصم‌بالله قذافی

    المعتصم‌بالله پسر پنجم معمر و مشاور امنیت ملی لیبی بود. او در سال ۲۰۰۸ میلادی تقاضای بودجه‌ای ۱٫۲ میلیارد دلاری کرد تا بتواند یک واحد نظامی-امنیتی شبیه واحدی که برادر کوچکترش خمیس قذافی اداره می‌کرد، تأسیس نماید. او در جریان جنگ داخلی لیبی در شهر سرت کشته‌شد.[۴۱]
    خمیس پسر ششم معمر و فرمانده نیروهای ویژه، تیپ ۳۲، است. تیپ ۳۲ که تیپ خمیس نیز نامیده می‌شود در روسیه آموزش دیده و مسئولیت حمایت از نظام قذافی را دارا بود. او در سال ۲۰۱۱ کشته شد.[۴۲]

نوشتار اصلی: عایشه قذافی

    عایشه تنها دختر قذافی‌است که معمولاً به امور خیریه می‌پرداخت و کمتر در مسائل داخلی دخالت می‌کرد. عایشه نقش بسیار مهمی در ترمیم چهره بین‌المللی لیبی در سال‌های گذشته داشت و از او و برادرش سیف‌الاسلام می‌توان به عنوان ویترین حکومت لیبی نام برد. عائشه در سال ۲۰۰۴ میلادی به عضویت تیم وکلای صدام حسین رئیس‌جمهور سابق عراق، در آمد.[۴۳]
    هناء دخترخوانده معمر قذافی‌است که در بمباران طرابلس از جانب آمریکا در سال ۱۹۸۶ میلادی کشته شد. قذافی اولین سخنرانی خود پس از شورش مخالفان را از ساختمانی که هناء در آن کشته شده بود، انجام داد.

نوشتار اصلی: سیف‌العرب قذافی

    سیف‌العرب پسر کوچک قذافی‌است که شهرت کمتری از برادرانش دارد؛ گفته می‌شد که ساکن شهر مونیخ در آلمان بود. او در ۳۰ آوریل ۲۰۱۱ بر اثر بمب‌باران یکی از منازل معمر قذافی از سوی جنگنده‌های ناتو کشته شد. تلویزیون رسمی لیبی اعلام کرد که بر اثر این هجوم هواپیماهای ناتو، سیف‌العرب به همراه ۳ نوه معمر قذافی کشته شدند.
    میلاد برادرزاده قذافی است که معمر او را به فرزندی پذیرفت.

مرگ
نوشتار اصلی: مرگ معمر قذافی

معمر قذافی در تاریخ ۲۸ مهر۱۳۹۰ و پس از ماه‌ها درگیری و فرار از دست شورشیان و انقلابیون لیبی در شهر محل زادگاه خود سرت دستگیر شد و اندکی بعد بدست انقلابیون کشته شد.[۴۴] در آن روز با به کنترل درآوردن شهر سرت توسط نیروهای انقلابی لیبی، قذافی و چند تن از محافظان شخصی و فرمانده ارتشش را در حالی که در حال فرار از شهر بودند توسط نیروهای ناتو هدف قرار گرفتند و بعد در یک کانال فاضلاب پنهان شدند. بنا به گزارش‌ها قذافی پس از بیرون آمدن از «سوراخ»، در حالی که از سوی پا و کمر زخمی شده بود، خود را به نیروهای انقلابی تسلیم کرد. پس از آن در حالی که قذافی تکرار می‌کرد «چه شده؟ چه شده؟ چه خبر است، به من شلیک نکنید» انقلابیون او را سوار یک ماشین کردند تا به مصراته منتقل شود.[۴۵] فیلمی منتشر شده که نشان می‌دهد او هنگام دستگیری زنده بوده ولی بعداً با چاقو شکنجه و کشته شده‌است.[۴۶] قذافی در واپسین لحظات حیاتش دو هفت تیر، که رنگ یکی از آنها طلایی رنگ بود، یک رادیوی اف ام، و یک ساعت مچی داشت. او همچنین لباس نظامی بر تن کرده بود. او به هرحال به حرف خود عمل کرد و تا آخر، قبل از اسارت، جنگید.[۴۷][۴۸] بنا ادعای محمود جبریل، ماشین حامل قذافی در درگیری میان نیروهای وفادار به او و انقلابیون هدف گلوله قرار می‌گیرد و قذافی در این میان کشته می‌شود.[۴۵] البته به نقل دیگر منابع قذافی بر اثر اختلاف نیروهای انقلابی بر سر اینکه به کدام شهر برده شود توسط جوانی به نام سند الصادق العریبی که او را اسیر کرده بود به ضرب گلوله کشته شد.[۴۹] در پی مرگ قذافی شورای انتقالی لیبی بیان کرد که اندکی پس از آن به طور رسمی «آزاد شدن» سراسر لیبی را اعلام خواهد کرد.[۵۰]
دوران قدرت
کودتای نظامی

در اول سپتامبر سال ۱۹۶۹ میلادی، گروه اندکی از افسران سال سوم دانشکده افسری، موسوم به افسران آزاد، به پیروی از افسرانی که به رهبری جمال عبدالناصر و محمد نجیب در سال ۱۹۵۲ میلادی به حکومت پادشاهی مصر پایان داده بودند،[۳] به رهبری معمر قذافی، یک کودتای بدون خون‌ریزی را علیه شاه ادریس اول، هنگامی که برای درمان به ترکیه رفته بود ترتیب دادند. برادرزاده شاه ادریس یعنی سید حسن الرضا المهدی السانوسی به وسیلهٔ افسران نظامی شورشی عزل و در خانه حبس شد. آنان سلطنت را برانداخته و جمهوری عربی لیبی را پایه گذاشتند.[۵۱] یک نقشه عبارت بود از استفاده از سربازان مزدور برای احیای سلطنت که به وسیله دیوید استرلینگ، پایه‌گذار سرویس هوایی ویژه بریتانیا و از نزدیکان خانواده سلطنتی لیبی انجام شد نقشه دوگانه تعیین هیلتون به عنوان یک مرجع کنایه‌ای در زندان‌های لیبی بود همین امر باعث انتقال ۱۵۰ زندانی سیاسی از زندان طرابلس شد. سربازان خود را از این مناطق کاملاً کنار کشیده بودند. علی‌رغم اطمینان استرلینگ، نقشه در مرحله پایانی به وسیله سرویس اطلاعاتی بریتانیا انجام شد. چون دولت ایالات متحده احساس کرد که قذافی ضدمارکسیست است، مخالفتی نکرد.[۵۲][۵۳]
سرکوب سیاسی

کمیته‌های شورشی قذافی کاملاً مشابه با سیستم‌های موجود در کشورهای کمونیستی بود. طبق گزارش ۱۰ تا ۲۰ درصد از مردم لیبی برای احیای این کمیته‌ها کار کردند که این یک نسبت از اطلاعات موجود در مورد صدام حسین در عراق یا کیم جونگ ایل در کره شمالی را نیز دربرمی‌گیرد. احیاء در دولت، کارخانجات و بخش تحصیلات رخ داد. اختلاف عقیده داشتن طبق ماده ۷۵ در سال ۱۹۷۳ میلادی ممنوع شد. قذافی اعلام کرد که هر کسی که حزب سیاسی تشکیل دهد اعدام می‌شود.[۵۴] شرکت کردن در مباحثات سیاسی با کشورهای بیگانه یک جنایت قابل مجازات محسوب می‌می‌شد و برای آن ۳ سال زندان در نظر گرفته شد. قذافی آموزش زبان‌های خارجی را از برنامه مدارس حذف کرد. یکی از مخالفان قذافی در سال ۲۰۱۱ میلادی اوضاع را اینگونه شرح می‌دهد.

    هیچ‌کدام از ما نمی‌توانیم فرانسوی یا انگلیسی حرف بزنیم. او ما را غافل و کور کرده‌است.[۵۵]

راهپیمایی در دوبلین، ایرلند

رژیم اغلب مردم را در ملأعام اعدام می‌کند و اعدام‌ها را در کانال‌های تلویزیونی دولتی مرتباً تکرار می‌شوند.[۵۴][۵۶] طبق معیارهای مطبوعات آزاد، لیبی تحت فرماندهی قذافی سانسورکننده‌ترین کشور در خاورمیانه و شمال آفریقا است.[۵۷]

در اکتبر ۱۹۹۳ میلادی عناصری از ارتش لیبی قصد ترور او را داشتند که این سوء قصد نافرجام ماند. در ۱۴ ژوئیه ۱۹۹۶ میلادی یک مسابقه فوتبال در طرابلس که توسط فرزند قذافی ترتیب داده شده بود منجر به شورش‌های خونینی در اعتراض به قذافی شد. کنفرانس ملی مخالفان در لیبی، جبهه ملی مبارزه با استثمار لیبی و کمیته ملی لیبی در اروپا، معروف‌ترین گروه‌های مخالف قذافی هستند. در سال ۲۰۰۶ میلادی یک وبگاه که به شکلی فعال در پی براندازی قذافی بود راه‌اندازی شد. این وبگاه ۳۴۳ ترور سیاسی در لیبی را برشمرد. اتحادیه حقوق بشر لیبی، قذافی را به دلیل ناآرامی‎های بنغازی در سال ۲۰۰۶ میلادی، که منجر به کشته شدن ۳۰ لیبیایی و خارجی شده بود، مورد بازخواست قرار داد. فتحی الجحمی یکی از مخالفان برجسته قذافی بود که از سال ۲۰۰۲ میلادی تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۹ میلادی در جهت دعوت به برقراری دموکراسی در لیبی زندانی شد. برای جلوگیری از انتقاد از اوضاع حقوق بشر در لیبی، دیده‌بان حقوق بشر برای انجام تحقیقات دربارهٔ مرگ این منتقد قذافی مشارکت داده نشد.[۵۸]
اقتصاد

اقتصاد لیبی یک اقتصاد برنامه‌ریزی شده‌بود که از ایده‌های سوسیالیستی قذافی تبعیت می‌کرد. این اقتصاد بستگی به درآمد اولیه بخش نفت داشت که به شکل ویژه‌ای همه درآمدهای حاصل از صادرات و بیش از نیمی از تولید ناخالص ملی را شامل می‌شد. در آمدهای نفتی و جمعیت اندک لیبی، این کشور را به بیشترین درآمد سرانه در تولید ناخالص ملی در آفریقا مبدل کرده‌بود.[۵۹] لیبی رشد مطلوبی به میزان تقریبی ۱۰٫۶٪ رشد در تولید ناخالص ملی از سال ۲۰۰۰ میلادی تا سال ۲۰۱۰ میلادی به دست آورد.
خدمات عمومی

تحصیلات در لیبی آزاد و رایگان بوده‌است، خدمات بهداشتی گسترده‌ای وجود داشته و مسکن و حمل و نقل به دلیل وجود یارانه‌های دولتی نیز ارزان بود.[۶۰]

طرح رود بزرگ دست‌ساز یک شبکه آب‌رسانی لوله‌ای‌است که روزانه شش میلیون و پانصدهزار متر مکعب آب آشامیدنی از بیابان صحاری و شن‌زارهای نوبیان برای شهرهای شمالی مانند طرابلس، بنغازی و سرت پمپاژ می‌کند. این پروژه متشکل از بیش از ۱۳۰۰ حلقه چاه با عمق بیش از ۵۰۰ متر بود. قذافی از آن به عنوان شگفتی هشتم جهان نام برده و آن را هدیه‌ای به جهان سوم می‌دانست.

معمر قذافی به پروژه تلسکوپ ملی لیبی بودجه‌ای معادل ۱۰ میلیون یورو اختصاص داد که این نشان‌دهنده علاقه او به ستاره‌شناسی است. تلسکوپ روباتیک لیبی دارای ۲ متر قطر عدسی و قابلیت کنترل از راه دور می‌باشد و توسط شرکت REOSC که یک بخش بصری متعلق به شرکت ساژِم (به انگلیسی: SAGEM) فرانسه‌است در منطقه‌ای بیابانی در نزدیکی کوفرا، در ارتفاع ۲۲۰۰ متر بالاتر از دریا ساخته‌شد. این تلسکوپ در یک محیط باز قرار داده شده‌است و به وسیله شبکه‌ای متشکل از چهار ایستگاه هواشناسی احاطه شده‌است. این ایستگاه‌ها که به فواصل ۱۰ کیلومتری از تلسکوپ قرار گرفته‌اند از آن در برابر آسیب عدسی ناشی از طوفان شن محافظت می‌کنند.
تمبرهای پستی و پول رایج

شرکت‌های پست لیبی تمبرهای زیادی با موضوع قذافی منتشر کرده‌اند، که اولین آن‌ها در جشن ششمین سالروز انقلاب سپتامبر، در سال ۱۹۷۵ میلادی منتشر شد.
ترورهای سیاسی در خارج از کشور

قذافی دربارهٔ تبعیدها در سال ۱۹۸۲ میلادی گفت: این مردم لیبی هستند که مسئول از بین رفتن چنین تفاله‌ای هستند که تصویر لیبی را در خارج از کشور تغییر داده‌است.[۶۱] قذافی شبکه‌ای از دیپلمات‌ها را استخدام کرد و نیروهای تازه‌ای را برای ترور سیاسی صدها منتقد در گوشه و کنار جهان به کار گماشت. اداره عفو بین‌الملل حداقل ۲۵ ترور سیاسی را بین سال‌های ۱۹۸۰ میلادی تا ۱۹۸۷ میلادی گزارش کرد.[۵۴][۶۲] در سال ۱۹۸۰ میلادی یک مأمور لیبیایی تلاش کرد فیصل زغالای که یک دانشجوی تحصیل کرده در ایالت کلورادو بود، را ترور کند. گلوله شلیک شده بخشی از بینایی زغالای را گرفت.[۶۳] فرد دیگری نیز ربوده شده و در سال ۱۹۹۰ میلادی درست قبل از دریافت تبعیت آمریکایی اعدام شد. ماموران قذافی در بریتانیا، در جایی که لیبیایی‌های زیادی در تلاش برای دریافت پناهندگی بودند، بسیار فعال بودند. پس از آنکه سفارت لیبی برای سرکوب تظاهرات ضذ قذافی، به سوی یک پلیس زن انگلیسی شلیک کرد و او را به قتل رساندو ده‌ها تن را مجروح کرد، انگلیس در آوریل ۱۹۸۴ میلادی روابط سیاسی خود را با لیبی قطع نمود.[۶۴] پس از آنکه دولت لیبی مسئولیت این رفتار را بعهده گرفت و به خانواده این زن پلیس یش از یکصدهزار دلار غرامت پرداخت کرد، انگلیس در سال ۱۹۹۹ میلادی روابط خود را با لیبی از سر گرفت.[۶۴] قذافی در سال ۱۹۸۴ میلادی اظهار داشت در صورت لزوم ترورها حتی در شهر مقدس مکه و هنگام ادای فرضیه حج انجام خواهد شد. در اوت همان سال یک توطئه لیبیایی در مکه کشف و خنثی شد.[۶۱] در سال ۲۰۰۴ میلادی، عاشور شمس یک روزنامه‌نگار لیبیایی-انگلیسی منتقد یک میلیون دلار از دولت لیبی انعام دریافت کرد.[۶۵]

در سال ۱۹۸۸ نیز در سقوط هواپیمای پان آم، موسوم به سانحه لاکربی، بریتانیا و ایالات متحده آمریکا لیبی را مسئول این بمب‌گذاری معرفی کردند.[۶۶][۶۷] این مسئله موجب تحریم‌های بین‌المللی علیه لیبی شد. در رابطه با این بمب‌گذاری، عبدالباسط المقراحی تنها فردی بود که مورد مجازات قرار گرفت[۶۷]و سپس محکوم به حبس ابد شد.[۶۸][۶۹] اما او در ۴ اوت ۲۰۰۹ در دیداری که با وزیر دادگستری اسکاتلند، کنی مک‌آسکیل، هنگام بازدید از زندان گرینوک داشت؛ خواستار انتقال به لیبی شد.[۷۰][۷۱] او سپس بعد از مدتی به‌خاطر ابتلا به سرطان پروستات از زندان آزاد شد؛ که این حرکت موجب انتقاد شدید بریتانیا و آمریکا قرار گرفت. المقراحی با استقبال مردم لیبی به کشورش بازگشت و سیف‌الاسلام قذافی، فرزند معمر قذافی، آزادی او را یک پیروزی برای مردم کشورش دانست.[۶۸]

    در ۱۹۶۹، نیروی هوایی ویژه بریتانیا اس. آ. اس، پس از تقاضای خاندان پادشاهی لیبی برای یک نقشه ترور او برای بازگردانی سلطنت لیبی برنامه ریزی کردند.
    در ۱۹۸۱ رییس جمهور فرانسه ژیسکاردستن برای یک نقشه ترور با همکاری مصر نقشه کشید. دولت او با دولت ریگان صحبت کرد ولی آمریکا از این اقدام حمایت نکرد و پس از پایان دوره او لغو شد.[۷۲]
    در ۱۹۸۶ آمریکا لیبی را بمباران کرد و خیمه خانواده قذافی در باب‌العزیزیه در جنوب طرابلس هم مورد حمله قرار گرفت. آمریکا گفت هدف کشتن خانواده او نبوده ولی سرهنگ الیور نورث نقشه‌ای طراحی کرد تا چون طعمه‌ای او را به خیمه‌اش بکشد. این نقشه خلاف قانون امریکا بود و انجام نشد. او شب قبل از بمباران در تماسی تلفنی خبردار شد و آنجا را ترک کرد. منشا تماس هنوز نامعلوم است.[۷۳]
    در ۱۹۹۳ بیش از ۲۰۰۰ سرباز لیبیایی تلاش کردند قذافی را بکشند[۷۴]. نیروی هوایی این کودتا را سرکوب کرد.
    در ۱۹۹۶ افراطیون اسلامی به قذافی در نزدیکی سرت حمله کردند[۷۵]. به نظر می‌رسد سازمان جاسوسی بریتانیا به ریاست رابین کوک در آن نقش داشته‌است. گرچه آنان این را رد کردند ولی مامور سابق MI6 بعداً ادعا کرد ۱۰۰ هزار پوند برای ترور او سرمایه گذاری شده بوده‌است.[۷۶]
    در ۱۹۹۸ پیکارجویان اسلامی در نزدیکی شهر دیرنه به خودروی او آتش گشوردند. یکی از محافظین آمازونی او جان خود را برای حفظ حیات او فدا کرد. آرنج او آسیب دید.[۷۷]

برنامه تسلیحات کشتار جمعی

قذافی اقدامات و تلاش‌های خود را برای تولید سلاح‌های کشتارجمعی از سال ۱۹۷۲ میلادی آغاز کرد. از جمله این کوشش‌ها می‌توان به تلاش وی برای خرید بمب هسته‌ای از جمهوری خلق چین اشاره کرد.[۷۸] تا کنون چندین تن از گوشه و کنار جهان به دلیل همکاری با لیبی، برای دستیابی به سلاح‌های شیمیایی مورد پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند. تایلند گزارش داد که چند تبعه تایلندی درساختن یک مخزن گازی شرکت کرده‌اند. آلمان نیز یک تاجر اهل آن کشور، به نام یورگن هیپن استایل که در برنامه‌های لیبی برای دستیابی به سلاح شیمیایی همکاری کرده‌است را به پنج سال حبس محکوم کرد.[۷۸][۷۹] بازرسان کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی در سال ۲۰۰۴ میلادی تأکید کردند که لیبی دارای ذخیره‌ای معادل با ۲۳ تن گاز خردل و بیش از ۱۳۰۰ تن مواد ترکیبی شیمیایی می‌باشد. چنین مقدار عظیمی از مواد شیمیایی انتظار می‌رفت که خیلی پرهزینه باشد.[۸۰] به دنبال سرنگونی صدام حسین به وسیله نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ میلادی قذافی اعلام کرد که ملتش یک برنامه فعال برای سلاح‌های کشتار جمعی دارد اما می‌خواهد به بازرسان سازمان ملل اجازه دهد که به کشورش بیایند و آن‌ها را مشاهده نمایند و از بین ببرند. رئیس جمهور وقت آمریکا، جرج بوش و دیگر حامیان جنگ عراق اعلام قذافی را به عنوان پیامد مستقیم جنگ عراق اعلام کردند. نخست وزیر ایتالیا سیلیو برلوسکونی که یکی از آن حامیان بود، ظهار داشت که قذافی به طور خصوصی با وی تماس گرفته و اجازه بازرسی را اعلام نموده‌است. بسیاری از کارشناسان سیاسی خارجی ادعا کردند که اعلام آمادگی قذافی برای پذیرش بازرسان فقط بمنظور بهبود بخشیدن روابط با غرب و بداشته شدن تحریم‌هاست. برای حمایت از این مطلب آنان به این حقیقت اشاره کردند که لیبی همیشه پیشنهادهای مشابه این‌چنینی را بیان کرده‌است.[۸۱][۸۲] بازرسان بین‌المللی چندین تُن از تسلیحات شیمیایی در لیبی را کشف کردند و همین‌طور از برنامه فعال تسلیحات هسته‌ای دیدن کردند. با ادامه یافتن فرایند از بین بردن این تسلیحات، لیبی همکاری خود را با رژیم‌های کنترلی بین‌المللی بهبود بخشید، تا جایی که در مارس سال ۲۰۰۶ میلادی فرانسه توانست توافق خود را برای توسعه برنامه انرژی هسته‎ای در لیبی اعلام کند. در ۱۵ می‌سال ۲۰۰۶ میلادی دولت ایالات متحده اعلام نمود که باید روابط کامل دیپلماتیک را با طرابلس برقرار کند، زیرا قذافی اعلام کرده‌است که برنامه تسلیحات کشتارجمعی خود را کنار گذاشته‌است. دولت ایالات متحده همچنین افزود که لیبی باید از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف شود.[۸۳]
تلاش برای اتحاد با دیگر کشورها
قذافی هنگام گفتگو با نخست وزیر اسپانیا، خوزه لوئیز رودریگز زاپاترو

در سال ۱۹۷۱ میلادی قذافی پیشنهاد کرد که با سودان متحد شود اما جعفر نمیری رئیس جمهور وقت سودان این پیشنهاد را رد کرد.[۸۴] با توجه به همسایگان لیبی، قذافی از ایده‌های پان عربی جمال عبدالناصر پیروی می‌کرد و با شور و شعف خواهان اتحاد تمام ملت‌های عربی در قالب یک ملت بود. او همچنین از اسلام گرایی حمایت می‌کرد و طرفدار اسلام بود. بعد از مرگ ناصر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ میلادی قذافی تلاش کرد تا ردای رهبری ایدئولوژیک پان عرب‌ها را به تن کند. او مجمع جمهوری‌های عربی (لیبی، مصر و سوریه) را در سال ۱۹۷۲ میلادی تشکیل داد، با این امید که یک آیات عرب ایجاد کند، لیکن این سه کشور، یکی شدن را نپذیرفتند. در سال ۱۹۷۴ میلادی او یک توافق‌نامه با حبیب بورقیبه رئیس حمهور وقت تونس، بین دو کشور برای متحد شدن امضاء نمود، اما این اتحاد نیز در عمل با شکست مواجه شد و تفاوت‌های فراوانی که بین دو کشور وجود داشت مانع از ایجاد یک اتحاد قدرتمند گردید. در سال ۱۹۸۴ میلادی او معاهده وجده را با حسن دوم رئیس جمهور مراکش باهدف اتحاد دو کشور، امضاء کرد و بر اساس این اتحاد، در زمینه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مشارکت داشته باشند و مراکش به حمایت خود از جبهه ملی نجات لیبی پایان دهد، در مقابل لیبی نیز از جبهه پولیساریو حمایت نکند.[۸۵] در سال ۱۹۸۶ میلادی حسن دوم در شهر افران، با شیمون پرز نخست وزیر وقت اسرائیل دیدار کرد. این دیدارها از جانب دولت لیبی خیانت و پیمان‌شکنی تلقی شد و موجبات نقض معاهده را فراهم آورد.[۸۶]
ارتش اسلامی
در سوریه، در پشت سر یکی از محافظان معمر قذافی دیده می‌شود.
نوشتار اصلی: ارتش اسلامی

قذافی در سال ۱۹۷۲ میلادی نیرویی را موسوم به «ارتش اسلامی» تشکیل داد که به وسیلهٔ آن در جهت یکپارچه‌سازی و عربی کردن منطقه گام بردارد. اولویت فعالیت ارتش اسلامی، چاد و سودان بود. در استان دارفور که در غرب سودان واقع شده بود قذافی از تشکیل مجمع عربی حمایت کرد. این مجمع که زیر نظر جرارد پرونیر فعالیت می‌کرد، یک سازمان ستیزه‌جوی پان‌عرب بود که بر عربی بودن دارفور تأکید داشت.[۸۴] ارتش اسلامی اغلب متشکل از مهاجران کشورهای ساحلی فقیر بود،[۸۷] لیکن بر اساس یک منبع موثق، هزاران پاکستانی که با هویت‌های جعلی در شهرهای لیبی کار می‌کردند نیز عضو این ارتش بودند. به طور کلی می‌توان گفت اعضای این ارتش مهاجرانی بودند که بدون هیچ تفکری راجع به جنگ به لیبی رفته بودند. اینان آموزش‌های نظامی اندکی دیده و تعهد کمی به ارتش داشتند. یک روزنامه‌نگار فرانسوی دربارهٔ نیروهای این ارتش در چاد می‌گوید: آن‌ها همه عرب، خارجی و یا آفریقایی-آمریکایی بودند که برخلاف تصورشان که گمان می‌کردند با آمدن به لیبی می‌توانند یک شغل اجتماعی بیابند،[۸۸] به استخدام نیروهای نظامی درآمده و می‌بایست در بیابان‌های ناشناخته به جنگ می‌پرداختند.[۸۷] در آغاز سال ۱۹۸۷ میلادی با حمله لیبی به چاد ارتش اسلامی نیروهای خود را در استان دارفور مستقر کرد. حملات متداوم در طول مرز باعث ایجاد تنازهات قومیتی در استان دارفور شد و این کشمکش‌ها باعث کشته شدن بیش از ۹۰۰۰ نفر در بازه زمانی ۱۹۸۵ میلادی تا ۱۹۸۹ میلادی شد.[۸۹] جنجویدها گروهی بوند که در سال ۲۰۰۰ میلادی متهم به نسل کشی شدند، در سال ۱۹۸۸ میلادی به رهبری برخی از سران سابق ارتش اسلامی تشکیل شد.[۹۰][۹۱]
ایالات متحده آفریقا
قذافی در یکی از نشست‌های سران آفریقا

در ۲۹ اوت سال ۲۰۰۸ میلادی، قذافی یک جشن عمومی در بنغازی با حضور ۲۰۰ حکمران و پادشاه آفریقایی ترتیب داد و در آنجا به خود لقب شاه شاهان آفریقا را داد که این در واقع بخشی از تلاش او برای تشویق حکام آفریقایی و دولت‌های متبوعشان برای پیروی از قذافی در قالب اتحادی بزرگ بود. دیدگاه‌های قذافی در این‌باره و دربارهٔ یکسان سازی نظامی در آفریقا با واکنش دیگر دولت‌های آفریقایی مواجه شد.[۹۲] در اول فوریه ۲۰۰۹ میلادی یک جشن تاج‌گذاری در آدیس آبابا پایتخت اتیوپی در ۵۳مین سالگرد تأسیس اتحادیه آفریقا بر‌گزار شد و در آن مراسم قذافی به عنوان رئیس این اتحادیه انتخاب شد.[۹۳] قذافی در آن مراسم به رهبران آفریقایی گفت: من به تلاش خود برای رسیدن به ریاست ایالات متحده آفریقا ادامه خواهم داد.[۹۴] گردهمایی او برای حاکمان آفریقا که بنا بود در ژانویه ۲۰۰۹ میلادی بر‌گزار شود، از جانب مهمانان اوگاندایی لغو شد؛ زیرا ذعوت از رهبران محلی و بحث دربارهٔ امور سیاسی داخلی، برخلاف قوانین اوگاندا بود و بنا به گفته جیمز ماگوم، سخنگوی وزارت امور خارجه اوگاندا، این رفتارها می‌تواند به بی‌ثباتی کشور متبوعش منجر شود.[۹۵]
جنگ‌ها و منازعات بین‌المللی

 چاد  مصر

در اوایل سال ۱۹۶۹ میلادی قذافی یک رشته عملیات نظامی را برابر کشور همسایه چاد تأمین مالی کرد. او همچنین گاهی منازعات منطقه‌ای با چاد در منطقه اوزو که از سال ۱۹۷۳ میلادی تحت اشغال لیبی بود، ایجاد می‌کرد. در سال ۱۹۸۷ میلادی منازعات بین لیبی و چاد و همچنین اشغال اوزو از جانب لیبی پایان یافت و بین دو کشور آتش‌بس برقرار شد. پس از بیانیه دیوان بین‌المللی دادگستری در این باره به تاریخ ۱۳ فوریه ۱۹۹۴ میلادی، لیبی در ژوئن همان سال به طور کامل از خاک چاد عقب‌نشینی کرد.[۹۶]

دولت چاد آن زمان به رهبری حسین حبری کمک‌های مالی فراوانی از آمریکا و فرانسه دریافت می‌کرد. این کمک‌ها منجر به پیروزی چاد در جنگ تویوتا به سال ۱۹۸۷ میلادی شد. بر پایه منابع دولت آمریکا لیبی در این جنگ بیش از ۱۰ درصد ارتش خود را از دست داد. بیش از ۷۵۰۰ نفر از ارتش لیبی کشته و ۱٫۵ بیلیون دلار به تجهیزات نظامی آن کشور خسارت وارد شد.[۹۷] که البته در مقابل چاد نیز ۱۰۰۰ نیروی ارتشی خود را از دست داد.[۹۸]

قذافی در سال ۱۹۷۷ میلادی ارتش خود را برای جنگ با مصر به مرزهای مشترک دو کشور گسیل داشت که مصر توانست نیروهای قذافی را به عقب براند.
Flag of the African Union 2010.svg

اتحادیه آفریقا

در سال ۱۹۷۰ میلادی بعد از دستور قذافی مبنی بر اخراج ایتالیایی‌ها از لیبی، اتباع آن کشور ناچار به خروج از لیبی شدند. مرکز انقلاب جهانی قذافی (WRC) در نزدیکی بنغازی به مرکز آموزش گروه‌های رانده شده از سوی قذافی مبدل گشت. قذافی از چارلز تیلور دیکتاتور لیبریا حمایت کرد و آموزش‌های لازم را در اختیار او قرار داد. تیلور کسی بود که به دلیل ارتکاب جنایت‌های جنگی در سیرالئون، از سوی دادگاه ویژه سیرالئون به اتهام جنایت علیه بشریت تحت تعقیب بود. فودی سنکوح مؤسس جمهوری متحد انقلابی نیز توسط قذافی آموزش دیده بود.

پس از آنکه دادگاه بین‌المللی برای عمر البشیر رئیس‌جمهور سودان به اتهام نسل‌کشی در دارفور دستور دستگیری صادر کرد، قذافی به این حکم اعتراض کرد و اعلام کرد که ICC شکل جدیدی از تروریسم جهانی را نمایانده‌است. قذافی از اتحاد تازه تأسیس اتیوپی به نام منجیستوهایل مریم حمایت کرد. بعدها این اتحاد در تاریخ معاصر غیرقانونی شناخته شد. قذافی در سال ۲۰۰۱ میلادی در اعتراض به فیلیکس پاتاسه، در جمهوری آفریقای مرکزی مداخله نظامی کرد. پاتاسه قراردادی امضاء کرده بود که به موجب آن لبیی باید به مدت ۲۹ سال تمامی منابع طبیعی کشور متبوعش مانند اورانیوم، مس، الماس و نفت را مصادره می‌کرد.
 ایران و  عراق

پس از آغاز جنگ معمر قذافی، ۲۰ روز پس از آغاز رسمی تهاجم عراق علیه ایران در سپتامبر ۱۹۸۰، پیامی را برای حکام کشورهای عربی فرستاد. معمر قذافی در این پیام به طور آشکار از کشورهای عربی خواست تا به جای اینکه در کنار ایالات متحده آمریکا علیه "برادران مسلمان ایرانی" وارد جنگ شوند، در کنار ایران و علیه صدام باشند.

این پیام که از جمله برای پادشاه سعودی نیز فرستاده شده بود و در همان روز، عراق رابطه خود را با لیبی قطع کرد و صدام، رئیس جمهورسابق عراق علیه تصمیم لیبی موضع گرفت. ودراکتبر۱۹۸۰ روزنامه رسمی دولت وقت عراق "الجمهوریه" این اقدام لیبی را با انتشار پیام قذافی مبنی بر همراهی با ایران را "خائنانه" توصیف کرد. لیبی در زمان جنگ موشک‌های ساخت روسیه در اختیار ایران قرار داد.[۹۹]

 اتحادیه اروپا

بعد از حملات دسامبر ۱۹۸۵ میلادی به فرودگاه‌های رم و وین که به کشته شدن ۱۹ نفر و زخمی شدن ۱۴۰ نفر انجامید، قذافی در سخنانی اعلام کرد که تازمانی که کشورهای اروپایی از لیبیایی‌های مخالف قذافی حمایت کنند، لیبی به حمایت خود از ارتش سرخ و ارتش جمهوری‌خواه ایرلند ادامه خواهد داد.[۱۰۰] وزیر امورخارجه لیبی نیز در سخنانی آن حملات را عملی قهرمانانه خواند.[۱۰۱]

در آوریل ۱۹۸۶ میلادی ماموران لیبی کلوپ شبانه لابل در غرب برلین را بمب‌گذاری کردند و باعث کشته شدن ۳ نفر زخمی‌شدن ۲۲۹ نفر شدند. اطلاعات تکمیلی دربارهٔ این عملیات سال‌ها بعد در آرشیوهای استاسی به دست آمد. بعد از اتحاد دوباره آلمان در سال ۱۹۹۰ میلادی، ماموران لیبی که تجهیزات عمیات را از کاردار سفارت لیبی خواسته بودند تحت تعقیب گرفتند.[۱۰۲]

در اتریش جورج هایدر ده‌ها میلیون دلار از قذافی و صدام حسین دریافت کرد.[۱۰۳]

لیبی معاهدات نزدیکی با رژیم اسلوبودان میلوشویچ برقرار کرد. قذافی خود را در زمره صرب‌های ارتودکس در برابر مسلمانان بوسنی و آلبانیایی تبار کوزو قرار داد. حتی زمانی که میلوشویچ به پاکسازی قومی در مقیاسی بزرگ در قبال آلبانیایی‌ها محکوم شده بود، قذافی از او حمایت کرد.[۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶]

 لبنان
نوشتار اصلی: ناپدید شدن سید موسی صدر

در اوت ۱۹۷۸ میلادی سید موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، و دو تن از همراهانش به لیبی سفر کرده تا ملاقاتی رسمی با دولت آن کشور داشته باشند. پس از آن مسافرت از موسی صدر و همراهانش اطلاعی در دست نیست. موسی صدر جنبش امل را که یک جنبش شیعی بود در لبنان پایه‌گذاری کرده بود. لیبی پیوسته مسئولیت سرنوشت موسی صدر را از خود ساقط کرده و گفته که وی و همراهانش لیبی را به مقصد ایتالیا ترک کرده‌اند. ناپدید شدن صدر به یک مشاجره دائمی بین لیبی و لبنان مبدل گشت.[۱۰۷] این در حالی است که در نوامبر ۲۰۱۱، احمد رمضان، یکی از نزدیکان سابق قذافی، در یک مصاحبه با یکی از شبکه‌های تلویزیونی واقع در دبی گفته‌است که سید موسی صدر بعد از ملاقات با معمر قذافی، به دستور قذافی کشته شده‌است.[۱۰۸] رباب الصدر در گفتگوی اختصاصی با شبکه تلویزیونی المیادین گفت: «مقامات لیبیایی در سال های اخیر مایل بودند به توافقی با ما دست پیدا کنند که ما آن را نمی‌پذیرفتیم. آنها پیشنهاد پرداخت پول در مقابل مختومه شدن پرونده ناپدید شدن امام موسی صدر را مطرح کردند. آنها بارها تماس گرفتند ولی ما پیشنهاد را رد کردیم، ما پول پرست نیستیم».[۱۰۹]

 اسرائیل
نوشتار اصلی: جنگ یوم کیپور

در ۱۱ ژوئن ۱۹۷۲ میلادی قذافی اعلام کرد آزادی فلسطین، آرزوی هر فرد عرب است. به‌همین منظور هر تبعه لیبی باید آموزش‌های نظامی کافی را ببیند تا بتواند برای مبارزه آماده باشد. او همچنین حمایت مالی از این حملات را تضمین کرد.[۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲] در سال ۱۹۷۳ میلادی با آغاز جنگ یوم کیپور، قذافی دو اسکادران جنگنده، یک تیپ زرهی و کمک‌های مالی را به مصر روانه کرد.

 اوگاندا

قذافی حامی اصلی رئیس‌جمهور اوگاندا، عیدی امین بود. عیدی امین به پاس قدردانی، زمانی که در لیبی بود، با دختر قذافی ازدواج کرد؛ اما دختر قذافی بعدها از او جدا شد. قذافی در حمایت از امین به تانزانیا لشکرکشی کرد. نزدیک به ۶۰۰ سرباز ارتش لیبی در دفاع از رژیم امین کشته شدند.[۱۱۳]

 بریتانیا

در سال ۱۹۷۶ میلادی پس از یک سری عملیات که توسط ارتش آزادی‌خواه ایرلند انجام شد، قذافی اعلام کرد: بمبی که در بریتانیا کار گذاشته شده‌بود و منجر به جریحه‌دار شدن روح بریتانیایی‌ها شد، بمب مردم لیبی بود. ما آن را برای انقلابیون ایرلندی فرستادیم تا بریتانیایی‌ها بهای کارهای قبلی خود را بپردازند.[۱۱۱]

پس از اعدام دو تن از مخالفان دولت در لیبی در آوریل ۱۹۸۴ میلادی، پناهندگان لیبیایی ساکن لندن به نشانه اعتراض تظاهرات کردند. دیپلمات‌های لیبی به ۱۱ نفر از معترضان تیراندازی کردند. این تیراندازی‌ها منجر به کشته شدن یک زن پلیس شد و بر اثر آن روابط لیبی و بریتانیا به درازای یک دهه تیره شد.[۱۱۴]

پس از حمله مخالفان به شهر سرت در سال ۱۹۹۶ میلادی، سرویس اطلاعاتی بریتانیا مدارکی ارائه کرد که قذافی را به کشتارجمعی متهم می‌ساخت. این موضوع توسط رابین فینلایسون کوک وزیرخارجه وقت بریتانیا تکذیب شد. بعدها وزارت امور خارجه بریتانیا اظهار داشت، هیچ‌گاه موضوع را تکذیب نکردیم و ما از توطئه‌ها علیه قذافی باخبر بودیم.
قذافی در سازمان ملل

 ایالات متحده آمریکا

در سال ۱۹۸۱ میلادی قذافی دربارهٔ تروریسم رئیس‌جمهور آمریکا رونالد ریگان سخن گفت و در پاسخ، ریگان او را «سگ دیوانه» خاورمیانه نامید. در دسامبر همان سال وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا گذرنامه‌های مسافرت به لیبی را باطل کرد و در مارس ۱۹۸۲ میلادی واردات نفت لیبی را نیز تحریم کرد.
جنگ داخلی
نوشتار اصلی: جنگ داخلی لیبی (۲۰۱۱)

جنگ داخلی لیبی، در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۱ میلادی)، به دنبال بالاگرفتن اعتراضات و راهپیمایی‌های خیابانی مخالفان و سپس شورش سراسری، علیه حکومت لیبی و رهبر آن، معمر قذافی با سرکوب شدید اعتراضات شکل گرفت.[۱۱۵][۱۱۶] این اعتراضات از ۲۳ دی ۱۳۸۹ (۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی)، در این کشور آغاز شد و از روز ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ (۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی) به شکلی گسترده‌تر و به‌تدریج بصورت شورش سراسری درآمد که با برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز حاکمیت با مردم معترض روبه‌رو شد و همه شهرهای لیبی را دربرگرفت. و به جنگهای شهری و بین شهری، میان مخالفین و هواداران حکومت منجر شد. نیروهای مخالف حکومت از جانب شرق به غرب شهرهای لیبی را تحت کنترل خود قرار دادند و در شهر شرقی بنغازی، دومین شهر بزرگ کشور، دولت موقت تشکیل دادند.[۱۱۷] شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای دارایی‌های قذافی و ده نفر از نزدیکان او را توقیف نموده و مسافرت آنان به سایر نقاط جهان را محدود ساخت. بر اساس این قطعنامه، اقدامات قذافی و نزدیکانش توسط دادگاه جنایات بین‌المللی پیگیری شد.[۱۱۸] در تاریخ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی دستور بازدشت قذافی صادر شد.[۱۱۹] طرابلس ضمن رد این حکم، دادگاه بین‌المللی را آلت دست غرب خواند.[۱۲۰] در پیشروی‌های مخالفین بیشتر شهرهای شرق کشور و نیمی از شهرهای شمال غربی به کنترل آن‌ها درآمد و تنها پایتخت لیبی (طرابلس) و چندین شهر دیگر در غرب کشور دردست نیروهای دولتی باقی‌ماند. در اوایل ماه مارس شهرهای شرق لیبی از جمله بنغازی و چندین شهر دیگر مورد هجوم موشکی نیروهای قذافی قرار گرفتند. در این زمان اعضای شورای امنیت برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی به توافق رسیدند.[۱۲۱] علی خامنه‌ای در این زمان با ارسال پیامی شفاهی قذافی را به مقاومت در برابر نیروهای غرب تشویق کرد.[۱۲۲] در این درگیری‌ها طی چندماه، چندین بار نیروهای دولتی بعضی شهرهای در دست مخالفین را تصرف کرده و مجدداً از آن‌ها رانده شدند. در ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ (۲۰ اوت ۲۰۱۱ میلادی) مخالفین توانستند همه شهرهای مذکور را در دست خود بگیرند.[۱۲۳] در ۳۱ مرداد (۲۲اوت) مخالفین به طرابلس نفوذ کردند و وارد میدان سبز شدند. مخالفان در ۱ شهریور (۲۳ اوت) توانستند با گذر از باب‌العزیزیه به محل اقامت قذافی وارد شوند. علی‌رغم اینکه گزارش‌های قبلی حضور قذافی و خانواده‎اش در باب‌العزیزیة را تأیید می‌کرد، مخالفان اثری از آن‌ها نیافتند.[۱۲۴]
اتهام جنایت جنگی

در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰، لوئیس مورنو اکامپو، دادستان دادگاه جنایی بین‌المللی اعلام کرده‌است، شواهدی در دست دارد که ثابت می‌کند، نیروهای معمر قذافی از ابتدای جنگ داخلی لیبی (۲۰۱۱) در این کشور، علیه مردم لیبی جنایات گسترده‌ای را مرتکب شده‌اند. بر اساس گزارش دادگاه جنایی بین‌المللی، از دیگر جنایت‌های دولت قذافی آتش گشودن برروی مردمی‌است که در اعتراضات مسالمت‌آمیز شرکت کرده‌اند و «دستگیری، شکنجه، کشتار، تبعید، آزار جنسی و همچنین ویران‌سازی مساجد» است. با این حال قذافی این اتهامات را رد کرده‌است.[۱۲۵][۱۲۶][۱۲۷] در تاریخ ۱۶ می۲۰۱۱ نیز مورنو خبر از تحت تعقیب قرار گرفتن قذافی و دو تن از نزدیکانش (پسرش سیف الاسلام قذافی و برادر خوانده‌اش عبدالله السنوسی) را به جرم دستور حملهٔ «گسترده و سیستماتیک» به غیرنظامیان، داد.[۱۲۸] محمد القامودی، وزیر دادگستری لیبی، ضمن رد اتهامات دادگاه بین‌المللی، افزود: معمر قذافی و پسرش هیچ پست رسمی در لیبی نداشته و هیچ‌گونه ارتباطی با مسائل رخ داده در لیبی ندارند.[۱۲۹] رژیم قذافی ضمن رد اتهام جنایات جنگی،[۱۳۰] شورشیان را به آدم‌خواری متهم کرد.[۱۳۱] ناتو که خود به دلیل بمباران‌های غیرضروری با هدف از بین بردن زیرساخت‌های لیبی مورد انتقاد است، مخالفان قذافی را به وحشی‌گری و جنایت علیه بشریت متهم کرد.

جنگ داخلی لیبی

جنگ داخلی یا انقلاب ۲۰۱۱ لیبی، که با نام انقلاب ۱۷ فوریه نیز شناخته می‌شود، از ۱۳ ژانویه سال ۲۰۱۱ میلادی (۱۳۸۹)، به‌دنبال بالاگرفتن اعتراضات و راهپیمایی‌های خیابانی مخالفان و سپس شورش سراسری علیه حکومت لیبی و رهبر آن، معمر قذافی آغاز شد و پس از همراه شدن با سرکوب شدید و سپس جنگ داخلی، در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۲ میلادی با سرنگونی حکومت قذافی به تحقق رسید.[۱][۲]

اعتراضات از ۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی، در این کشور آغاز شد و از روز ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی بشکلی گسترده‌تر و بتدریج بصورت شورش سراسری درآمد که با برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز حاکمیت با مردم معترض روبرو شد و همه شهرهای لیبی را دربرگرفت. و به جنگهای شهری و بین شهری، میان مخالفین و هواداران حکومت منجر شد. نیروهای مخالف حکومت از جانب شرق به غرب شهرهای لیبی را تحت کنترل خود قرار دادند و در شهر شرقی بنغازی، دومین شهر بزرگ کشور، دولت موقت تشکیل دادند.[۳] شورای امنیت سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای دارایی‌های معمر قذافی و ده نفر از نزدیکان وی را توقیف نموده و مسافرت آنان به سایر نقاط جهان را محدود ساخت. براساس این قطعنامه، اقدامات قذافی و نزدیکانش توسط دادگاه کیفری بین‌المللی پیگیری شد.[۴] در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ میلادی دستور بازدشت قذافی صادر شد.[۵] در پیشروی‌های مخالفان بیشتر شهرهای شرق کشور و نیمی از شهرهای شمال غربی به کنترل آن‌ها درآمد و تنها پایتخت لیبی (طرابلس) و چندین شهر دیگر در غرب کشور دردست نیروهای دولتی باقی‌ماند. در اوایل ماه مارس شهرهای شرق لیبی از جمله بنغازی و چندین شهر دیگر مورد هجوم توپخانه‌ای و راکتی نیروهای قذافی قرار گرفتند. در این زمان اعضای شورای امنیت برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی به توافق رسیدند.[۶] در این درگیری‌ها طی چندماه، چندین بار نیروهای دولتی بعضی شهرهای در دست مخالفین را تصرف کرده و مجدداً از آنها رانده شدند. در ۲۰ اوت ۲۰۱۱ مخالفین توانستند همه شهرهای مذکور را در دست خود بگیرند.[۷] در ۲۲اوت مخالفین به طرابلس نفوذ کردند و وارد میدان سبز شدند. مخالفان در ۲۳ اوت توانستند با گذر از باب‌العزیزیه به محل اقامت قذافی وارد شوند. علی‌رغم اینکه گزارش‌های قبلی حضور قذافی و خانواده‎اش در باب‌العزیزیه را تأیید می‌کرد، مخالفان اثری از آنان نیافتند.[۸] سرانجام در ۲۸ مهرماه سرت آخرین پایگاه معمرقذافی سقوط کرد و معمر قذافی کشته شد. دولت انتقالی اعلام پایان جنگ کرد اما از نیروهای ناتو خواست تا یک ماه دیگر نیز به ماموریت خود ادامه دهند.

محتویات

    ۱ روزشمار اعتراضات و رخدادها
    ۲ روز خشم خونین
    ۳ بهمن ۱۳۸۹
    ۴ اسفند ۱۳۸۹
        ۴.۱ بیانیهٔ شورای امنیت
        ۴.۲ استعفای وزیر کشور و وزرای کابینه
        ۴.۳ واکنش قذافی
    ۵ فروردین ۱۳۹۰
    ۶ مرداد ۱۳۹۰
    ۷ شهریور ۱۳۹۰
    ۸ مهر ۱۳۹۰
    ۹ آبان ۱۳۹۰
    ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ منابع
    ۱۳ پیوند به بیرون

روزشمار اعتراضات و رخدادها
مخالفان پرچم حکومت پادشاهی لیبی را به عنوان پرچم خود انتخاب کرده و پس از براندازی حکومت قذافی آن را به عنوان پرچم رسمی کشور جایگزین پرچم سبز کردند.
دختری همراه با شعار «لیبی، با قبایل متحد» در بنغازی
تظاهرات شهر بیضاء

اعتراضات از ۲۳ دی ۱۳۸۹ (۱۵ فوریه ۲۰۱۱ میلادی) آغاز شد و در ۲۸ بهمن (روز خشم و قیام لیبی) و ۲۹ بهمن به‌شدت گسترش یافت که در بنغازی دومین شهر لیبی و بیضا با درگیری خونین و در طرابلس، پایتخت لیبی با حملات جنگنده‌های نیروی هوایی دولت بر غلیه مخالفان همراه شد. از ۳ اسفند (۲۲ فوریه) قذافی چندین بار در تلویزیون ظاهر شد و با رد کناره‌گیری خواهان سرکوب بیشتر مخالفان شد. تعدادی از سفیران لیبی در جهان و همچنین تعدادی از وزرای کابینه دولت لیبی از جمله ژنرال عبدالفتاح یونس العبیدی وزیر کشور، در اعتراض به سرکوب مردم معترض استعفا دادند. در همین راستا سازمان ملل متحد سرکوب مردم معترض توسط حکومت لیبی را محکوم کرد و خواهان پایان دادن به خشونت‌ها در این کشور شد. قذافی در نطقی تلویزیونی خود را رهبر لیبی معرفی کرد -نه رئیس‌جمهور که بخواهد استعفا دهد- و بر ادامه سرکوب مخالفان تاکید کرد. شورای امنیت سازمان ملل متحد، در ۷ اسفند (۲۶ فوریه) در قطعنامه‌ای که با اجماع به تصویب رسید معمر قذافی رهبر لیبی، و نزدیکان او را تحریم کرد و خواهان محاکمهٔ او در دیوان بین‌المللی کیفری به جرم جنایت علیه بشریت شد. بیشتر شهرهای لیبی از شرق گرفته به سوی غرب در کنترل مخالفان دولت قرار گرفت. مخالفان در ۸ اسفند دولت موقت به ریاست مصطفی محمد عبدالجلیل وزیر مستعفی دادگستری دولت در بنغازی تشکیل دادند. تا نهم اسفند (پایان فوریه ۲۰۱۱) علاوه بر تقریباً تمام شرق کشور، تعدادی از شهرهای غرب و شهرهای نزدیک پایتخت لیبی (طرابلس) از جمله مصراته و زاویه بعلاوه قسمتی از پایتخت هم در کنترل مخالفان قرار گرفت. امریکا ناوهای جنگی خود را به سواحل لیبی گسیل داشت، «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه آمریکا از مطرح بودن همه گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی خبر داده بود. نیروهای دریایی و زمینی آمریکایی لیبی را به محاصره خود درآوردند. «دیوید کامیرون» نخست وزیر انگلستان نیز احتمال روی آوردن به گزینه نظامی را علیه رژیم قذافی بعید ندانسته بود.«هیلاری کلینتون» وزیر خارجه آمریکا در سخنان امروز خود از مطرح بودن همه گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی خبر داده بود. در تازه ترین مواضع آمریکا کاخ سفید، تبعید را یکی از گزینه‌های مطرح درباره دیکتاتور لیبی دانسته‌است. حمله نیروهای قذافی به بندر نفتی بریقه و شهرهای اجدابیا و البریقه لیبی که در کنترل مخالفان بود ناکام ماند. در این شورش مخالفان حکومت قذافی در قیام اخیر موفق شده‌اند تقریباً تمامی شهرهای شرق و تعدادی از شهرهای غرب کشور را از کنترل حکومت خارج سازند. نیروهای وفادار به قذافی تاکنون حملات متعددی را برای بازپس‌گیری شهرهای از دست‌رفته ترتیب داده‌اند که برخی از آن‌ها با مقاومت معترضان ناکام مانده‌است. در ۱۷ اسفند ۱۳۸۹ (۸ مارس ۲۰۱۱ میلادی) دولت انقلابی لیبی از پذیرش دیپلماتهای انگلیسی که برای دیدار با مخالفین قذافی به بنغازی آمده بودند پرهیز کرد و آنها را اخراج نمود. ناتو طرح پرواز ممنوع آسمان لیبی را در دست بررسی دارد. جنگ و درگیری بین مخالفین و نیروهای دولتی تا کنون در شهرهای مهم لیبی از جمله: زاویه، بندر نفتی راس لانوف، شهر صدرا بندر بریقه که دومین تأسیسات مهم نفتی لیبی در آن واقع است و اجدابیا، طبرق، البیضا، بنغازی، راس النوف، مصراته، الزاویه و بن قردان، سرت، وازن، نالوت و طرابلس، پایتخت لیبی رخ داده‌است. تا ۲۱ اسفند پیشروی هواداران قذافی منجر به بازپس گیری بعضی از شهرهای شرقی لیبی از مخالفین دولت گردید. در ۲۷ اسفند شورای امنیت سازمان ملل آسمان لیبی را «منطقه پرواز ممنوع» اعلام کرد و در پی آن جنگ نیروهای ائتلاف شامل اعضای ناتو علیه دولت لیبی شکل شروع شد که تا یک هفته درگیری ۱۰۰ لیبیایی کشته شدند. بدنبال آن صدها هزار نفر از مردم لیبی از شهرها دست به فرار زدند. در پیشروی‌های مخالفین بیشتر شهرهای شرق کشور و نیمی از شهرهای شمال غربی به کنترل آنها درآمد و تنها پایتخت لیبی (طرابلس) و چندین شهر دیگر در غرب کشور دردست نیروهای دولتی باقی‌ماند. در این درگیری‌ها طی چندماه، چندین بار نیروهای دولتی بعضی شهرهای در دست مخالفین را تصرف کرده و مجدداً از آنها رانده شدند. طی عملیات سپیده دم عروس دریا در ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ (۲۰ اوت ۲۰۱۱ میلادی) مخالفین توانستند همه شهرهای مذکور را در دست خود بگیرند. و تا نزدیکی طرابلس موضع بگیرند همزمان عبدالسلام جلود (نفر دوم حکومت لیبی و نخست‌وزیر قذافی) به مخالفین پیوست. در ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ (۲۲ اوت ۲۰۱۱) پس از ۶ ماه نبرد اوت مخالفین به طرابلس نفوذ کردند و وارد میدان سبز شدند. تصرف دو شهر دیگر یعنی بنی ولید و سرت خیلی طول کشید. سرهنگ قذافی نیز ناپدید شد. سرانجام در ۲۸ شهریور شهر سرت سقوط کرد. بنی ولید نیز پیشتر سقوط کرده بود. با تصرف شهر سرت معمر قذافی نیز دستگیر و کشته شد.
روز خشم خونین

در روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن اوج اعتراضات در بنغازی دومین شهر بزرگ لیبی بود که با پیوستن برخی از نیروهای پلیس و ارتش به معترضان کنترل بخش‌هایی از آن به دست مردم افتاد.[۹] طی دو شب متوالی درگیری در طرابلس، پایتخت لیبی، جنگنده‌های نیروی هوایی لیبی در طرابلس به سوی تظاهرکنندگان شلیک کردند. [۱۰]
بهمن ۱۳۸۹

۲۸ بهمن (روز خشم خونین)

در روزهای ۲۸ و ۲۹ بهمن (۱۷ و ۱۸ اوت ۲۰۱۱) اوج اعتراضات در بنغازی دومین شهر بزرگ لیبی بود که با پیوستن برخی از نیروهای پلیس و ارتش به معترضان کنترل بخش‌هایی از آن به دست مردم افتاد. در شهر بیضا نیز معترضان با همدستی پلیس‌هایی که به یاری آن‌ها آمده‌اند، دو پلیس را اعدام کردند. گروهی از معترضان هم رئیس بیمارستانی در حومهٔ شهر بنغازی را به قتل رساندند.[۹]

نیروهای امنیتی و تظاهرکنندگان طی دو شب متوالی در طرابلس، پایتخت لیبی با یک‌دیگر درگیر شدند. بدنبال شتاب‌گرفتن ناآرامی‌ها و گسترش اعتراضات در سراسر لیبی، جنگنده‌های نیروی هوایی لیبی در طرابلس به سوی تظاهرکنندگان شلیک کردند. [۱۰]

۳۰ بهمن

در روز ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ (۱۹ فوریه ۲۰۱۱ میلادی) تیراندازی نیروهای امنیتی لیبی به سوی یک مراسم ترحیم در شهر بنغازی دست‌کم ۱۵ کشته به جا گذاشت. قربانیان این مراسم در حال سوگواری برای کشتگان درگیرهای اخیر بین معترضان و دولت لیبی بودند. یکی از پزشکان بیمارستان الجله در این شهر به خبرنگار الجزیره گفته بود که ۱۵ جسد و تعداد بیشماری مجروح پس از این تیراندازی به این بیمارستان آمده‌اند. به گفتهٔ وی در ۳ روز اخیر این بیمارستان ۴۴ جسد را تحویل گرفته و تمامی کشتگان و مجروحان از غیرنظامیان ۱۳ تا ۳۵ ساله بوده‌اند. پیش از این رویداد دیدبان حقوق بشر شمار کشتگان اعتراضات ۳ روز اخیر را دست‌کم ۸۴ نفر گزارش داده بود.[۱۱]

محمدعلی عبدالله، از رهبران «جبههٔ ملی برای رهایی لیبی» از مهمترین گروه‌های اپوزیسیون، هم در ۳۰ بهمن هشدار داده بود که اگر جامعهٔ بین‌المللی جلوی معمر قذافی را نگیرد در ۴۸ ساعت آینده این کشور به حمام خون تبدیل خواهد شد. وی گفته بود که حکومت حتی از تأمین نیازهای بیمارستان‌ها برای درمان مجروحان خودداری می‌کند.[۱۲]
اسفند ۱۳۸۹

۳ اسفند

معمر قذافی، رهبر لیبی در سحرگاه سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹ (۲۲ فوریه ۲۰۱۱ میلادی) و اندکی پس از نیمه‌های شب به مدت ۲۰ ثانیه در تلویزیون دولتی ظاهر شد و گفت: «من در طرابلس هستم و نه در ونزوئلا». وی هم‌چنین رسانه‌های بین‌المللی را که اخبار مربوط به اعتراضات سراسری در لیبی را پوشش می‌دهند، «سگ» خواند. خلبانان دو هواپیمای جنگنده نیروی هوایی لیبی که دستور بمباران هوایی معترضان را داشتند، با فرود در فرودگاهی در مالت، درخواست پناهندگی کردند. هم‌چنین بسیاری وابستگان دیپلماتیک و سفیران لیبی در سراسر جهان در انتقاد به برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز حاکمیت با مردم معترض، از مقام خود کناره‌گیری کردند. از این میان سفارتخانه‌های لیبی در سازمان ملل متحد، لهستان، هند، اندونزی، چین، استرالیا، بنگلادش و مالزی می‌باشند. [۱۳]

معمر قذافی بدون توجه به خواسته‌های معترضان و سربازان و سیاست‌مداران لیبی جهت کناره‌گیری از حکومت، در تلویزیون دولتی اعلام کرد: «قصد ندارم لیبی را ترک کنم و می‌خواهم همین‌جا به عنوان یک «شهید» بمیرم».[۱۴]
بیانیهٔ شورای امنیت

در ۳ اسفند شورای امنیت سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای سرکوب معترضان توسط حکومت لیبی را محکوم کرد و خواستار پایان خشونت‌ها در آن کشور شد. این بیانیه در حالی صادر شد که ابراهیم دباشی، معاون سفیر لیبی در سازمان ملل متحد قذافی را به نسل‌کشی متهم کرده و خواستار محاکمهٔ او در دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی شده بود. پس از صدور این بیانیه، دباشی از شورای امنیت انتقاد کرده و بیانیهٔ این شورا را ضعیف و ناکافی دانسته‌است. به گفتهٔ او پس از سخنرانی قذافی، در غرب لیبی حملات واحدهای ارتش وفادار به قذافی علیه غیرنظامیان آغاز شده‌است.[۱۵]
استعفای وزیر کشور و وزرای کابینه

ژنرال عبدالفتاح یونس العبیدی، وزیر کشور لیبی - روز سه شنبه از استعفایش خبرداد و از نیروهای مسلح لیبی خواست از اعتراض‌های مردم این کشور علیه معمر قذافی حمایت کنند. وی طی پیامی که از تلویزیون الجزیره پخش شد، گفت:

    من استعفایم را از تمامی وظایف محوله در پاسخ [مثبت] به انقلاب ۱۷ فوریه اعلام می‌کنم. از تمامی نیروهای مسلح می‌خواهم به خواسته‌های مردم جواب مثبت بدهند.

وی که لباس نظامی به تن داشت و پشت یک میز نشسته بود، صمیمیت مردم لیبی را در زمینه دستیابی به خواست هایشان تایید کرده و از مسئولین رده بالای نظامی خواست ندای مردم را بشنوند. چند روز پیش هم وزیر دادگستری لیبی در واکنش به سرکوب خشونت بار معترضین از مقامش استعفا داد وبه صف مخالفان حکومت قذافی پیوست. سفرای لیبی در کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا چین هند فرانسه مالزی نیز در واکنش به آنچه نسل کشی هموطنانشان نامیدند اعلام استعفا کردند. .[۱۶]
واکنش قذافی

معمر قذافی رهبر انقلاب لیبی در یک سخنرانی تلویزیونی(در ۱۸ حزیران سال ۲۰۱۱) گفت که

    «منصبی در اختیار ندارد که استعفا دهد، زیرا که رهبر انقلاب لیبی است و تا ابد در این مقام باقی خواهد ماند. »

وی هم‌چنین از مردم لیبی خواست که به خیابان‌ها آمده و کشور را از دست شورشیان -که به زعم وی صد نفراند- نجات دهند.[۱۷]

۶ اسفند

معمر قذافی، رهبر لیبی، در بحبوحه اعتراضات سراسری در حالی که کنترل بخش بزرگی از کشورش را از دست داده، در سخنانی اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده، را بانی خشونت‌های اخیر در لیبی دانست و ادعا کرد که «افراد ناشناس به جوانان لیبی مواد مخدر و قرص‌های روان‌گردان داده‌اند».[۱۸] در طرابلس، پاۈتخت لیبی، سربازان و شبه‌نظامیان آفریقایی وفادار به سرهنگ قذافی در همه جای شهر حضور داشتند. هم‌چنین سازمان ملل متحد تواقفنامه‌ای که بر اساس آن عایشه قذافی، تنها دختر رهبر لیبی، سفیر حسن نیت این سازمان شده بود را لغو کرد.[۱۹]

۷ اسفند

در تاریخ ۷ اسفند (۲۶ فوریه ۲۰۱۱ میلادی)، شورای امنیت سازمان ملل متحد، معمر قذافی رهبر لیبی، پنج تن از فرزندان او و ده نفر از مشاوران نزدیک او را تحریم کرد. این شورا هم‌چنین خواهان محاکمه معمر قذافی در دیوان بین‌المللی کیفری شد. هر پانزده عضو شورای امنیت در نهایت بر سر ارجاع معمر قذافی به محکمه دائمی جنایت‌های جنگی به توافق رسیدند.[۲۰] بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل متحد نیز از شورای امنیت خواسته‌بود به سرعت و به طور قاطع در برابر سرکوب مخالفان و «نقض جدی حقوق بشر» در لیبی واکنش نشان دهد.[۲۱]

۸ اسفند

مصطفی محمد عبدالجلیل که در حمایت از اعتراضات از سمت وزارت دادگستری کناره‌گری کرده بود در شهر بنغاری ریاست دولت موقت را بر عهده گرفت. وی در اولین موضع‌گیری خود معمر قذافی را مسئول جنایت‌های انجام شده دانست. قذافی به همراه چهار پسر خود بنام‌های سیف الاسلام، ساعدی، معتصم و خمیس در پادگان نظامی باب‌العزیزه در غرب طرابلس پناه گرفته و از آنجا حرکات نیروهای ضدمردمی را هدایت می‌کردند. از پنج پسر قذافی سیف‌العرب از پدر جدا شده و به انقلابیون پیوسته‌است. همزمان با تشکیل دولت انتقالی لیبی باراک اوباما خطاب به معمر قذافی از او خواست که سریعاً قدرت را واگذار کند.[۲۲] وی همچنین اظهار داشت:

    قذافی، مشروعیت خود را از دست داده‌است و باید کنار برود. مردم لیبی شایسته نظام سیاسی بهتری هستند.

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا از مسدود کردن حداقل ۳۰ میلیارد دلار از سپرده‌های بانکی دولت لیبی خبر داد.[۲۳]

۹ اسفند

معمر قذافی، رهبر لیبی در مصاحبه با کریستین امان‌پور از شبکه ای‌بی‌سی وقوع اعتراضات در طرابلس را رد کرد و گفت که مردم کشورش عاشقش هستند. وی هم‌چنین ادعا کرد که مردم لیبی برای حفاظت از او جان خود را فدا خواهند کرد. او بار دیگر معترضان را اعضای القاعده و افراد تحت نفوذ مواد مخدر خواند و گفت کسی در لیبی مخالف او نیست.[۲۴]

در پی تحریم‌های یک جانبه از سوی سوئیس، ایالات متحده آمریکا و پادشاهی متحده علیه لیبی، کشورهای عضو اتحادیه اروپا با اعمال یک سلسله تحریم علیه لیبی موافقت کردند که شامل تحریم تسلیحاتی و هم‌چنین مسدود کردن دارایی‌های سرهنگ قذافی و اعضای خانواده‌اش می‌شود.[۲۵]

۱۰ اسفند

نیروهای دریایی و زمینی آمریکایی لیبی را به محاصره خود درآوردند. «دیوید کامرون» نخست‌وزیر بریتانیا نیز احتمال روی آوردن به گزینهٔ نظامی را علیه رژیم قذافی بعید ندانسته بود. در داخل لیبی نیز قبایل «الامازقه» به انقلابیون لیبی پیوستند. مخالفان معمر قذافی بر مخالفت با هر گونه دخالت خارجی تاکید کرده بودند، اما «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه آمریکا در سخنان امروز خود از مطرح بودن همه گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی خبر داده بود. در تازه ترین مواضع آمریکا کاخ سفید، تبعید را یکی از گزینه‌های مطرح درباره دیکتاتور لیبی دانسته‌است. خوزه لوئیز زاپاترو نخست وزیر اسپانیا که به قطر رفته‌است، ادامه اوضاع کنونی لیبی و خشونتهای رژیم قذافی را غیر قابل تحمل دانست.[۲۶]

۱۲ اسفند

ناکامی حمله نیروهای قذافی به بندر نفتی بریقه و شهرهای اجدابیا و البریقه لیبی در کنترل مخالفان، مخالفان حکومت معمر قذافی در لیبی، حمله نیروهای دولتی به بندر بریقه در شمال شرق این کشور را دفع کرده و بار دیگر کنترل مراکز حساس آن‌را در دست گرفتند. نیروهای وفادار به رهبر لیبی سحرگاه چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ (۲ مارس ۲۰۱۱ میلادی) به بریقه که دومین تأسیسات مهم نفتی لیبی در آن واقع است، حمله کردند و با مخالفان درگیر شدند. با سقوط شهرهای اجدابیا و البریقه در روز چهارشنبه ۲ مارس، تمامی شهرهای بزرگ شرق لیبی در کنترل مخالفان حکومت معمر قذافی قرار گرفتند. شهر البریقه تا صبح ۳ مارس در کنترل نیروهای وفادار به سرهنگ قذافی بود، اما دوباره در دست مخالفان قرار گرفت. به این ترتیب شهرهای طبرق، البیضا، بنغازی، راس النوف در شرق لیبی و مصراته، الزاویه و بن قردان در غرب لیبی در کنترل مخالفان قرار گرفت. شهرهای سرت، وازن، نالوت و طرابلس، پایتخت و مهم‌ترین شهر لیبی هنوز در کنترل نیروهای وفادرا به سرهنگ قذافی قرار گرفت.[۲۷]

۱۴ اسفند

با گسترش اعتراضات سراسری در لیبی، این کشور در آستانه «جنگ داخلی» قرار گرفته‌است. در برخی مناطق نبردهای خونینی میان مخالفان و نظامیان حامی معمر قذافی در جریان است. در این نبردها تاکنون صدها نفر کشته و زخمی شده‌اند. نظامیان حامی سرهنگ قذافی شهر زاویه را به محاصره خود درآورده‌اند. زوایه در ۵۰ کلیومتری طرابلس قرار دارد و پیش از این صحنه تظاهرات گسترده ضدحکومتی بوده‌است. شدیدترین نبردها در بندر نفتی «راس لانوف» و برقیه رخ داد. به گفته مخالفان، «شهر و فرودگاه شهر به دست مردم» افتاده‌است و نیروهای سرهنگ قذافی مجبور به عقب‌نشینی شده‌اند. هم‌چنین در طرابلس، پلیس با گاز اشک‌آور و شلیک گلوله صدها تظاهرکننده را متفرق کرد.[۲۸]

۱۹ اسفند

هواداران معمر قذافی، رهبر لیبی، شهرهای مهم زاویه و بندر نفتی راس لانوف را تصرف کردند. در شهر صدرا نیروهای دولتی موفق به تصرف بندرگاه و فرودگاه این شهر شدند. روز چهارشنبه پالایشگاه این شهر نیزهدف حمله هوایی نیروهای دولتی قرار گرفته بود. [۲۹] ژنرال جیمز کلپر، مشاور ارشد رئیس جمهوری آمریکا در امور اطلاعات و امنیت، گفت انتظار دارد معمر قذافی در نبردش برای ماندن در قدرت پیروز شود.[۳۰] سیف‌الاسلام قذافی قول داد شرق کشور را از دست شورشیان خارج کند. [۳۱]

۲۰ اسفند

نیروهای هوادار رهبر لیبی به پیشروی خود به سوی شرق این کشور ادامه می‌دهند و موفق به باز پس گیری شهرهای بسیاری از جمله بریقه بندر نفتی «رأس لانوف» شده‌اند.[۳۲] خبرنگار الجزیره در طبرق معتقد است آنان اکنون از موقعیت خوبی برای بازپس گیری بن غازی، مهمترین پایگاه مخالفین برخوردار اند.[۳۳]

۲۱ اسفند

رسوخ هواداران قذافی به مناطق تحت کنترل شورشیان ادامه یافت. درگیریها در شهر زواره با افتادن کنترل این شهر به دست هواداران قذافی پایان یافت. نیروهای قذافی، اجدابیا، آخرین شهر قبل از بنغازی را به شدت بمباران کردند. تلویزیون لیبی از پیشنهاد عفو به شورشیان خبر داد. [۳۴][۳۵]

۲۴ اسفند

نیروهای دولتی، کنترل شهر کلیدی اجدابیا، آخرین شهر در جاده منتهی به بنغازی را بازپس گرفتند.[۳۶]

۲۷ اسفند

    شورای امنیت آسمان لیبی را «منطقه پرواز ممنوع» اعلام کرد

شورای امنیت سازمان ملل متحد پرواز هر نوع هواپیما بر فراز آسمان لیبی را ممنوع اعلام کرده و به کشورهای دیگر اجازه داده‌است که برای اجرای این منع، برقراری آتش‌بس و دفاع از غیرنظامیان «تمام تدابیر لازم» از جمله «گزینه نظامی» را اتخاذ کنند. این قطعنامه، دومین اقدام تنبیهی شورای امنیت علیه حکومت سرهنگ معمر قذافی پس از اعتراضات و شورش سراسری در لیبی است. قطعنامه شورای امنیت با ۱۰ رای موافق در برابر پنج رای ممتنع تصویب شد. روسیه، چین و آلمان از جمله کشورهایی بودند که به این قطعنامه رای ممتنع دادند. [۳۷]
فروردین ۱۳۹۰

در ۱۶ فروردین ۱۳۹۰ (۵ آوریل ۲۰۱۱ میلادی) دیوان بین‌المللی کیفری اعلام کرد «طبق شواهد رزیم قذافی پیش از گسترش اعتراضات از تونس و مصر تصمیم کشتار غیرنظامیان مخالف حکومت را گرفته بود و شلیک به غیر نظامیان تصمیمی بود که پیش از شروع اعتراضات اتخاذ شده بود.»[۳۸]
مرداد ۱۳۹۰
جستار وابسته: نبرد طرابلس ۲۰۱۱

طی ماهها درگیری‌های داخلی لیبی، چندین بار نیروهای دولتی بعضی شهرهای تحت کنترل مخالفین را تصرف کرده و مجدداً از آنها رانده شدند. در قالب عملیات سپیده دم عروس دریا در ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ (۲۰ اوت ۲۰۱۱ میلادی) مخالفین توانستند همه شهرهای مذکور را در دست خود بگیرند. و تا نزدیکی طرابلس موضع بگیرند همزمان عبدالسلام جلود (نفر دوم حکومت لیبی و نخست‌وزیر قذافی) به مخالفین پیوست.

۳۱ مرداد

در سیپده دم این روز نیروهای انقلابی با ورود به شهر طرابلس و تصرف بیشتر بخشهای وارد اخرین مرحله از نبرد برای حکومت نابودی معمر قذافی شدند. آنان بسرعت وارد میدان سبز شدند و در همین روز یکی از تلویزیونهای دولتی را تصرف کردند.[۳۹] آنان پس از ورود به میدان سبز طرابلس نام آن را به میدان شهدا تغییر دادند.[۴۰]
شهریور ۱۳۹۰

۱ شهریور

پس از حدود ۴۸ ساعت نبرد در طرابلس، در آخرین ساعت نخستین روز شهریور، نیروهای انقلابی وارد منطقه باب‌العزیزیه شدند و مقر معمر قذافی را تصرف کردند. همچنین مخالفان شهر راس لانوف را تصرف کرده‌اند.[۴۱]

۸ شهریور

مخالفان قذافی در ضرب‌الاجلی به نیروهای طرفدار وی تا روز شنبه ۱۲ شهریور، فرصت دادند تا تسلیم شوند.[۴۲]

۱۰ شهریور

معمر قذافی در پیامی صوتی گفت که جنگی طولانی در پیش است، وی از مردم لیبی خواست که بر ضد مخالفان بجنگند، وی همچنین افزود:

    حتی اگر تمام لیبی در آتش بسوزد، به جنگ ادامه خواهم داد .

در همین حال سران ۶۰ کشور در پاریس در نشتسی تحت عنوان "دوستان لیبی" برای ایندهٔ لیبی تصمیماتی همچون کمک در تأمین بودجه و آموزش پلیس این کشور گرفتند.[۴۳][۴۴]

۱۸ شهریور

پلیس بین‌الملل حکم جلب رهبر لیبی، معمر قذافی و فرزندش، سیف‌الاسلام را به اتهام جنایت بر ضد بشریت و به‌درخواست دادگاه بین‌المللی کیفری صادر کرد. [۴۵]

۲۸ شهریور

نیروهای مخالف قذافی پس از مدتی وقفه توانستند مواضعی در نزدیکی شهر سبها را اشغال کنند. در بنی ولید پیشروی خاصی نشده است.[۴۶]
مهر ۱۳۹۰

۲ مهر

پس از روزها درگیری‌های سنگین، نیروهای شورای انتقالی وارد شهر سرت شدند و به سمت مرکز شهر حرکت کردند.[۴۷]

۱۷ مهر

نیروهای دولت انتقالی توانستند پیشروی قابل توجهی در شهر سرت بکنند و دانشگاه و مرکز کنفرانس سرت را به تصرف خود درآوردند. در اطراف بنی‌ولید نیر یک شهر کوچک گرفته شد. تک تیراندازان هوادار معمر قذافی به مقاومت ادامه می‌دهند.[۴۸]

۲۵ مهر

شهر بنی ولید سقوط کرد. نظامیان هوادار دولت انتقالی موفق به تصرف کامل این شهر شدند. سرت هنوز کامل تصرف نشده است.[۴۹]

۲۸ مهر

نیروهای دولت انتقالی لیبی پس از تصرف شهر سرت و شکست نیروهای هوادار حکومت سابق، معمر قذافی رهبر پیشین لیبی و یکی از فرزندان وی، معتصم قذافی را کشتند.[۵۰][۵۱] پس از این واقعه مردم لیبی در خیابان‌های شهرهای سرت و طرابلس، به جشن و پایکوبی پرداختند.[۵۰]
آبان ۱۳۹۰

۱ آبان

مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای ملی انتقالی لیبی در مراسمی آزادسازی لیبی و پایان جنگ را اعلام کرد.[۵۲] وی در این مراسم گفت[۵۲]:

    شریعت اسلامی منبع قانونگذاری در لیبی خواهد بود و همه قوانین سابق که با شریعت تناقض دارد در نظام جدید لغو شده است.

۹ آبان

ناتو رسماً پایان عملیات در لیبی را اعلام کرد.
بهمن ۱۳۹۰

4 بهمن

نیروهای طرفدار سرهنگ معمر قذافی رهبر سابق لیبی شهر بنی ولید را توسط سلاح های سنگین به تصرف خود درآوردند

جنگ داخلی

جنگ داخلی یا خانه‌جنگی[۱] جنگی مسلحانه است که در درون مرزهای یک کشور به دلایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نژادی و مذهبی به وقوع می‌پیوندد و بین دو یا چندین گروه مشخص صورت می‌گیرد. مهم‌ترین ویژگی جنگ داخلی، «فقدان وفاق ملی» و «توسل به جنگ مسلحانه» در حل منازعات و مسائل داخلی است.[۲].

اغلب مورخان می‌پندارند که جنگهای داخلی از نوع جنگهای درجه دوم می‌باشد. این قبیل جنگها بر خلاف سایر جنگها موجب پراکندگی و تخریب روحیه و وحدت ملی و مذهبی افراد جامعه می‌گردد. بنابراین می‌توان اظهار نمود که فقدان وفاق فرهنگی و نظام اجتماعی منشا جنگهای داخلی است.با آغاز جنگ‌های داخلی، خانواده‌ها، جامعه‌ها و یک پارچگی کشورها از هم می پاشد.زیرا هنگامی که جنگ داخلی اتفاق می افتد، هیچ کس از آثار جنگ بی نصیب نمی ماند، اسیران به قتل می رسند، خانه‌ها ویران می‌شود و افراد غیر نظامی آسیب می بینند.
جنگ‌های داخلی بر حسب زمان

    جنگ داخلی نروژ ۱۱۳۰-۱۲۴۰
    جنگ داخلی ژاپن ۱۴۶۷-۱۴۷۷
    جنگهای مذهبی فرانسه ۱۵۶۲-۱۵۹۸
    جنگ داخلی آمریکا ۱۸۶۱-۱۸۶۵
    جنگهای داخلی روسیه ۱۹۱۷-۱۹۲۱
    جنگهای داخلی هلند ۱۹۱۸
    جنگهای داخلی ایرلند ۱۹۲۲-۱۹۲۳
    جنگهای داخلی چین ۱۹۲۸-۱۹۳۷و ۱۹۴۵-۱۹۴۹
    جنگ داخلی ویتنام ۱۹۳۰-۱۹۷۵
    جنگ داخلی اسپانیا ۱۹۳۶-۱۹۳۹
    جنگهای داخلی یونان ۱۹۴۶-۱۹۴۹
    جنگهای داخلی کاستاریکا ۱۹۴۸
    جنگهای داخلی کره ۱۹۵۰-۱۹۵۳
    جنگهای داخلی اندونزی ۱۹۶۵-۱۹۶۶
    جنگهای داخلی نیجریه ۱۹۶۷-۱۹۷۰
    جنگهای داخلی پاکستان ۱۹۷۱
    جنگ داخلی لبنان ۱۹۷۵-۱۹۹۰
    جنگ داخلی موزامبیک ۱۹۷۵-۱۹۹۲
    جنگ داخلی یوگوسلاوی ۱۹۹۱-۲۰۰۱
    جنگ داخلی افغانستان ۱۹۹۲-۲۰۰۱
    جنگ داخلی عراق ۲۰۰۳-۲۰۰۷
    جنگ داخلی لیبی
    جنگ داخلی سوریه
    جنگ داخلی اوکراین

جمعیت افغانستان

جمعیت افغانستان با شمار مهاجرین این کشور در خارج از خاک آن در حدود ۳۱ میلیون نفر تخمین زده شده‌است.[۱] .[۲]این کشور داری مردمی چند قومیتی و جامعه چند زبانه می‌باشد. دلیل اصلی آن نیز عبور شاهراه‌های اصلی تجاری تاریخی ماننده جاده ابریشم از این کشور بوده‌است. افغانستان در سال ۱۹۹۷ م ۲۰/۸۳۸/۰۰۰ نفر جمعیت داشته است، و از این نظر چهل و هفتمین کشور جهان محسوب می‌گردد. پیش بینی می‌گردد با بازگشت مهاجران افغان از آسیا (به خصوص پاکستان، ایران و امارات) و اروپا (به ویژه آلمان، فرانسه) و آمریکا و استرالیا، جمعیت کشور در سال ۲۰۰۴ به حدود ۲۸ میلیون نفر بالغ گردد.رشد جمعیت %۲/۳ بوده و تراکم جمعیت حدود ۳۱/۹ نفر در هر کیلومتر مربع است.

پرجمعیت‌ترین شهرهای آن عبارت‌اند از:

    کابل (پایتخت) ۲/۰۳۴/۰۰۰ نفر
    قندهار ۲۲۵/۵۰۰ نفر
    هرات ۱۷۷/۳۰۰ نفر
    مزار شریف ۱۳۰/۶۰۰ نفر
    جلال آباد ۵۸/۸۰۰
    نفر قندوز ۵۷/۱۰۰ نفر،
    بغلان ۴۱/۲۰۰ نفر

بقیه شهرها جمعیت اندکی داشته و با چهره سازی روستایی مانند و حتی ظاهر یک شهر را نیز ندارند.%۱۶/۵ در شهر و %۷۳/۷ در حدود ۲۰/۰۰۰ روستا ساکن هستند و %۸/۶ بقیه نیز زندگی عشایری (چادر نشین) دارند؛ و به دلیل اینکه حدود ۱۷ میلیون افغان در خارج از شهرها زندگی می‌کنند، اساس جامعه در این کشور «ده» می‌باشد.متوسط طول عمر ۴۱/۵ سال، و امید به زندگی ۴۱ سال و نرخ مرگ و میر کودکان بین ۱۸۲ تا ۲۰۰ در هر ۱۰۰۰ نفر کودک است.
Jamiyatmotavasetafghanistan.png

به علت نظام قومی و قبیله ای، شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی نبوده جاده‌های مناسب برای رفت‌وآمد (به حدی که اکثر جاده‌های روستایی و یک چهارم راههای بین شهری در زمستان مسدود می‌گردد)، نبود وسایل حمل و نقل کافی و مشکل بودن زندگی در شهرها، به علت فقدان کار و درآمد، و عدم پذیرش افراد قبایل دیگر در میان قبیله جدید، مهاجرت و رفت‌وآمد در کشور محدود است و بیش %۸۰ جمعیت معمولاً در همان جایی به سر می‌برند که متولد گردیده و حداکثر از محدوده جغرافیایی قبیله، چند کیلومتر این طرف و آن طرف می‌روند. بر اثر وقوع جنگ داخلی در کشور پس از سال ۱۹۸۰ م حدود ۵ یا ۶ میلیون نفر از اهالی کشور، به دو کشور پاکستان و ابران حتی اروپا و آمریکا و استرالیا مهاجرت کرده اند.

سرشماری

سرشماری عبارت است از شمارش و محاسبه تعداد کل نفرات یا اشیای مورد نظر مانند تعداد کل نفراتی که در یک کشور زندگی می‌کنند. سرشماری محدود به انسانها نیست و ممکن است شامل محصولات و کارگاه‌های صنعتی و کشاورزی نیز شود. یک نوع سرشماری نیز مربوط به حیات وحش است که طی آن گونه های مختلف حیوانات وحشی ازقبیل پرندگان،پستاندارن،آبزیان و خزندگان سرشماری میشوند که این کار توسط سازمان حفاظت محیط زیست در کشور اجرا شده و هدف از آن پی بردن به تعداد افراد جمعیت و مطالعه روی رفتارهای مهاجرتی آنهاصورت میپذیرد.[۱] تفاوت سرشماری با آمارگیری در این است که در سرشماری تعداد کل اعضای جامعه مورد نظر تک به تک شمارش و کنترل می‌شوند. اما در آمارگیری معمولاً درصد کوچکی از جامعه مورد مطالعه به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار می‌گیرند و سپس نتایج حاصله به کل جامعه مورد نظر تعمیم داده می‌شود.

تقریباً تمام کشورهای جهان به طور منظم تعداد افراد کشور را شمارش می‌کنند. بیشتر کشورها هر ده سال یکبار جمعیت را سرشماری می‌کنند. در سرشماری اطلاعات مهمی همچون میزان درآمد افراد، چگونگی محل زیست، متاهل یا مجرد بودن و تعداد فرزندان خانواده به دست می‌آید [۱]. در برخی کشورها سرشماری عمومی جمعیت هر پنج سال یکبار انجام می‌گیرد.

محتویات

    ۱ سرشماری در کشورها
    ۲ ایران
    ۳ افغانستان
    ۴ منابع

سرشماری در کشورها
ایران

در ایران نخستین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۳۵ و واپسین آن در سال ۱۳۹۰ انجام شد. بنابر مادهٔ ۴ قانون مرکز آمار ایران، این سرشماری سراسری، هر پنج سال یک بار با فرمان رئیس جمهور اجـرا می‌شود. سرشماری بعدی نفوس و مسکن ایران در سال ۱۳۹۵ انجام می‌شود.[۲]
افغانستان

برپایه سرشماری مقدماتی کمیته ملی احصائیه افغانستان، جمعیت این کشور در سال ۱۳۸۵، ۲۴ میلیون تن است. گفته می‌شود از این تعداد ۱۲٬۳۰۰ میلیون تن مرد و ۱۱٬۸۰۰ میلیون تن زن هستند. ۷/۲۱٪ جمعیت کشور شهرنشین می‌باشند. مرحله اصلی سرشماری افغانستان در ماه سنبله ۱۳۸۷ صورت خواهد گرفت. این آمار شامل میلیون‌ها مهاجر افغانی مقیم ایران، پاکستان و کشورهای دیگر نمی‌باشد. سازمان ملل پیش از این جمعیت افغانستان را ۲۹ میلیون نفر براورد کرده بود.

خرمشهر

خُرَّمشَهر یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان و مرکز شهرستان خرمشهر است. این شهر در محل تلاقی رودخانه‌های اروندرود و کارون و در ناحیه‌ای باتلاقی و پست در دلتای رودخانهٔ اروندرود به قرار گرفته و ۲۳ کیلومتر مربع مساحت دارد.[۴]

خرمشهر به‌جهت واقع‌شدن در مجاورت خلیج فارس و کشور عراق، از اهمیت استراتژیک اقتصادی، تجاری و سیاسی ویژه‌ای برخوردار است. این شهر در انتهایی‌ترین نقطه استان خوزستان قرار گرفته و اسکله‌های آن در کرانه‌های رودخانهٔ اروندرود جای گرفته‌است.[۴]

نخستین اسکلهٔ خرمشهر در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و در جریان پهلوگرفتن یک فروند اقیانوس‌پیما به بهره‌برداری رسید. با ساخت ۶ اسکلهٔ بزرگ دیگر در کرانه‌های اروندرود، این بندر در جریان جنگ جهانی دوم به پیروزی متفقین کمک بسیار بزرگی نمود.[۴]

اسکلهٔ بتنی مجهزتری با ۳۶۰ متر ارتفاع و ۳۲٫۸ متر عرض، پس از پایان جنگ جهانی دوم در خرمشهر ساخته شد. ساختمان این بندر نیز در سال ۱۳۳۴ خورشیدی احداث گردید. این ساختمان در سال ۱۳۳۷ خورشیدی تغییراتی را متحمل شد و سرانجام در سال ۱۳۴۰ خورشیدی با تخصیص اعتبار، مجهزتر گردید. با اجرای طرح‌های توسعه در خرمشهر، طول اسکلهٔ آن به ۱۳۵۰ متر و تعداد اسکله‌های آن به ۱۹ اسلکه رسید.[۴]

با بهره‌برداری از اسکلهٔ چهارم خرمشهر در سال ۱۳۷۱ خورشیدی، نخستین کشتی‌های باری با ۸۵ تن بار از این بندر به سمت کویت به حرکت درآمدند. در همین سال بود که نخستین کشتی تجاری با ۱۶۰ تن بار از امارات متحده عربی وارد خرمشهر شده و در آن پهلو گرفت. امروزه این بندر ۲۰ اسکلهٔ بزرگ را در خود جای داده و حداکثر ارتفاع کشتی‌هایی که در آن پهلو می‌گیرند، به ۶ متر می‌رسد. خرمشهر روزانه توان تخلیهٔ ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ تن بار را دارد.[۴] از جمله نخبگان و بزرگان این شهرستان می توان به آیت الله شیخ محمد طاهر خاقانی آیت الله سید عدنان عدنانی آیت الله سید علی عدنانی آیت الله سلمان خاقانی آیت الله سید تقی موسوی آیت الله مهری محمد جهان آرا مرحوم سید کاظم نعمت زاده معرفی زاده ( نماینده مردم خرمشهر در مجلس شورای اسلامی) مرتضی لطفی محمد فروزنده احمد نجفی (هنرمند) بهروز مرادی اشاره کرد. همچنین سرداران بزرگ نیروی دریایی ارتش نیز در مقابل با استعمار بریتانیا که در این شهر به شهادت رسیدند از جمله دریادار نقدی هرسیچی کهنمویی بایندر میلانیان می توان اشاره کرد.

محتویات

    ۱ وجه تسمیه
    ۲ پیشینه
        ۲.۱ آبادی بیان
    ۳ اهم فعالیتهای اقتصادی
    ۴ جمعیت
    ۵ موقعیت جغرافیایی
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع

وجه تسمیه
Names, خارکس و آپلوگو۵۰ م

قدیمی‌ترین نامی که از این شهر مانده‌است، نام خاراکس پایتخت پادشاهی میشان است که مورخین بنای آن را به اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند [۵]. برخی نیز بنای آن را پیش از اسکندری می‌دانند و معتقدند که خاراکس پایتخت پادشاهی میسان بوده که در قرن‌دوم پیش از میلاد مسیح در جنوب عراق و جنوب غربی ایران تشکیل شده. مملکت میسان را «اسبار سیز» در سال ۱۲۷ ق. م در جلگه‌ای وسیعی که از شمال به جنوب پادشاهی بابل و از جنوب به پادشاهی عیلام متصل بود، تاسیس کرد [۶]. این شهر پس از اسکندر مقدونی ویران شد و به طور کلی از میان رفت چندی بعد در همان محل، شهری به نام «بیان» بنا شد[۷] بیان» در محل همین روستای بیان فعلی شکل گرفته باشند. گویا در دوره‌های پیش از اسلام به منظوراتصال کارون به اروند رود نهری حفر شده و در شمال این نهر، آبادی پدید آمد. از همان دوره نام این نهر یا کانال را «بیان» نامیدند و آبادی مزبور را به همین نام نام‌گذاری کردند [۸] در قرون اخیر دیگر ذکر ی از «بیان» نیست. بلکه آن چه در منابع و کتب تاریخی آمده نام «کوت المُحَمَّره» و پس از آن «المحمره» بوده‌است. نخستین باری که نام «المُحَمَّره» در کتب و منابع ذکر شده سال ۱۸۱۰ میلادی ۲۲۵۱ هـ. ق است [۹] این امر بیانگر این است که بنای مُحَمَّره به سال‌های پیش از آن باز می‌گردد. بعدها در داستان نبرد شیخ غیث و هم پیمان او شیخ حمود با والی بغداد ۱۸۲۶ میلادی ۱۲۴۱ هـ. ق نام «کوت المُحَمَّره» برای دومین بار ذکر شده‌است [۱۰] در آن دوره مُحَمَّره محل استقرار تیره‌ای از بنی کعب به نام آلبوکاسب به زعامت شیخ مرداو بن علی کاسب بود. پس از وفات شیخ مرداو پسر او حاج یوسف جانشین وی شد. در آن دوره این شهر جزء قلمرو شیخ المشایخ فلاحیه یعنی شیخ ثامر بنی کعب بود و شیوخ آلبوکاسب فرمانبردار او بودند. در همان سال‌ها به دستور شیخ ثامر کعبی، حاج یوسف متصدی احداث بندر در آن شهر شد.[۱۱]
پیشینه
بخشی از یک نقشه دولت عثمانی در اوایل قرن بیستم که کویت در آن جزئی از ولایت بصره‌است.
نقشه‌ای اروپایی از سال ۱۷۳۰ که کویت در آن خارج از مرزهای دولت عثمانی است.
نوشتار اصلی: تاریخ خرمشهر

خرمشهر در زمان حکومت شیخ‌های بنی‌کعب بر این شهر در اویل سدهٔ سیزدهم هجری، شهری کوچکی و عقب‌افتاده بود. در سال ۱۲۳۵ هجری بارویی به دور آن کشیدند و پس از آن، خرمشهر پیش‌رفت‌های بسیاری نمود و به‌عنوان بندری مهم و تجاری در سطح منطقه شناخته شد. با حملهٔ امپراتوری عثمانی به ایران، این شهر نیز مورد هجوم سپاهیان عثمانی قرار گرفت و به یک بندر آزاد تبدیل شد.[۱۲]

خرمشهر در طول سدهٔ بیستم، چهاربار موردهجوم قرار گرفت. در همین دوران بود که امپراتوری عثمانی از قرارگرفتن بندر خرمشهر در نزدکی بندر بصره، خسارت‌های فراوانی را متحمل شد؛ از همین‌روی حاکم آن زمان بغداد که علی‌رضا پاشا نام داشت، در سال ۱۲۳۵ هجری و به هنگام لشکرکشی محمد شاه قاجار به هرات، از فرصت استفاده نمود و سپاهی ترتیب داد و با هجوم به خرمشهر، این شهر را غارت کرده و ویرانش ساخت.[۱۲] با احداث بندر خرمشهر تجارت در این شهر رونق گرفت و روز به روز بر جمعیت این شهر افزوده شد، بنحوی که در ژانویه سال ۱۸۴۸ میلادی به هنگام سفر راولنسون به این شهر بیست و پنج کشتی اقیانوس پیما در بندر آن شهر لنگر انداخته بودند، در حالی که تعداد این گونه کشتی‌ها در بندر بصره فقط شش کشتی بود [۱۳] رونق تجارت در بندر خرمشهر و پهلو گرفتن کشتی‌های تجاری در آن، باعث کاهش درآمد گمرکات و همچنین کاهش درآمد بندر بصره شد. والیان بغداد نیز که همواره خرمشهر را جزء خاک عثمانی می‌دانستند قادر به تحمل این وضع نبودند. در این هنگام حاکم این شهر، حاج جابر برادر حاج یوسف بود، او از طرف شیخ ثامر کعبی به عنوان حاکم خرمشهر تعیین شده بود. نزدیکی انگلیسی‌ها با حاج خان، خشم و غضب فرانسوی‌ها را به دنبال داشت. از این رو فونتانیه کنسول فرانسه در بغداد، دولت عثمانی را علیه حاج جابر تحریک کرده، آنها را به حمله بر خرمشهر تشویق کرد [۱۴]

امپراتوری عثمانی در سال ۱۲۵۴ هجری مجدداً خرمشهر را موردحملهٔ خود قرار داد و شهر را با خاک یکسان ساخت. امیرکبیر برای دفع خطر حملهٔ عثمانی‌ها، سپاه مرزبانی قدرت‌مندی را در خرمشهر سازمان‌دهی کرد و محمدخان بن جابرخان را فرمانده این سپاه قرار داد. در سال ۱۲۶۶ هجری، والی خرمشهر پرچم ایران را در این شهر به اهتزاز درآورد و از جانب امیرکبیر مورد تشویق قرار گرفت و لقب خان به او داده شد.[۱۲]
آبادی بیان

آگاهی‌ها و دانسته‌ها در بارهی این آبادی بسیار اندک است و معلوم نیست این آبادی تا چه دوره‌ای برپا و آباد بوده‌است. اما آنچه مسلم است این است که تا قرن چهارم هجری قمری این آبادی وجود داشته و مقدسی در کتاب خود از آن یاد کرده‌است. [۱۵] به احتمال زیاد خرمشهر فعلی در جای دیگری غیر از «بیان» بنا شده‌است. احتمال قریب به یقین این است که پس از ویرانی «بیان» و از بین رفتن آن، آبادی جدید برپا شده‌است. اما به همان اندازه که تاریخ ویرانی «بیان» نامشخص است، تاریخ و زمان دقیق بنای شهر جدید نیز نامعلوم است. شیخ فتح‌اله‌بن‌علوان کعبی (تولد ۱۰۵۳ ق) در کتاب خویش هیچ گونه نامی از «بیان» و یا نام بعدی آن نکرده‌است. [۱۶] پیش از آن نیز به هنگام ذکر نبردها و یا لشکرکشی‌های مشعشعیان با حریفان ور قبای ریز و درشت. از بصره سخن به میان آمده‌است اما از «بیان» و یا نام بعدی آن اثر و نشانی نیست. در داستان شیخ سلمان کعبی و شکستن سد سابله توسط کریم خان زند به سال ۱۷۶۵ میلادی ۱۱۷۹ هـ ق نام «حفار» و «محرزی» آمده، اما از این شهر خبری نیست [۱۷]
اهم فعالیتهای اقتصادی

۱- کشاورزی علی الخصوص کاشت درخت خرما و سیفیجات

۲-امور بندری و گمرگی و ترانزیت کالا

۳-منطقه ویژه اقتصادی بندر خرمشهر و شهرک صنعتی

۴-مجاورت با منطقه آزاد اروند محدوده ضلع جنوبی شهر خرمشهر

۵- اتصال به راه آهن سراسری کشور

۶-مجاورت با فرودگاه بین المللی آبادان


جمعیت
سردر دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر

جمعیت خرمشهر برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن جمعیت طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰
شرح     جمعیت     مرد     زن     خانوار
خرمشهر     ۱۶۳۷۰۱     ۸۰۸۷۵     ۸۲۸۲۶     ۸۲۸۲۶
نقاط شهری     ۱۳۰۷۰۷     ۶۴۴۴۵     ۶۶۲۶۲     ۳۳۹۵۷
نقاط روستایی     ۳۲۹۹۴     ۶۴۴۴۵     ۱۶۵۶۴     ۸۲۳۰

[۱۸]
موقعیت جغرافیایی
Compass rose pale.svg         اهواز         Compass rose pale.svg
بندر ماهشهر     شمال     بصره و ناصریه
شرق   خرمشهر    غرب
جنوب
    خلیج فارس و کویت    

موقعیت : منتهی الیه جنوب غربی کشور ایران و در استان خوزستان حاشیه خلیج فارس بین دو رودخانه کارون و اروند رود (۳۰ درجه شمالی و ۴۸ درجه شرقی)

    مساحت (کلیومترمربع): ۶۷٫۵
        حریم قانونی : ۳۲٫۷
        محدوده قانونی : ۲۲٫۸
    فاصله تا پایتخت : ۱۱۰۰ کیلومتر
    فاصله تا مرکز استان(اهواز) : ۱۲۵ کیلومتر

مریم حیدرزاده

مریم حیدرزاده متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ نقاش ٬ نویسنده ٬ شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است.[۱]

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ آثار
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

زندگی

حیدرزاده که بینایی خود را بر اثر چند عمل جراحی در کودکی[۲] از دست داد، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاوره‌ای و با به‌کارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. بسیاری از خوانندگان داخل کشور و همچنین خوانندگان فارسی زبان در بیرون از ایران از ترانه‌های او در آهنگ‌هایشان استفاده‌کرده‌اند. مریم حیدرزاده دانش‌آموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است. پدر او بازنشسته ارتش و مادر او هم کارمند بود ولی به خاطر نگهداری از وی مدت هاست که فعالیت بیرون از منزل ندارد. مریم حیدرزاده ساکن سعادت‌آباد تهران است.
آثار
خواننده     نام ترانه     ترانه سرا     اهنگساز     تنظیم
مهستی     از خدا خواسته     مریم حیدرزاده     شادمهر عقیلی     شادمهر عقیلی
داریوش     وعد ما لب دریا     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
هنگامه     نقاشی     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
هنگامه     برای دیدن تو     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
هنگامه     اجازه     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
هنگامه     یا تو یا هیچ کس دیگه     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
هنگامه     دعا     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
مهرداد آسمانی     تخت جمشید     مریم حیدرزاده     مهرداد آسمانی     برایان وی
کامران و هومن     بهترینی     مریم حیدرزاده     کامران و هومن     پیام شمس
کامران و هومن     اگه دنیا دست من بود     مریم حیدرزاده     کامران و هومن     پیام شمس
کامران و هومن     فرشته نجات     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
کامران و هومن     وقتی کسی رو دوست داری     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
کامران و هومن     مال تو     مریم حیدرزاده     پیام شمس     پیام شمس
کامران و هومن     حسودی     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     فرهاد زند
کامران و هومن     خالی     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
کامران و هومن / ابی     مگه فرشته هم بده     مریم حیدرزاده     رامین زمانی     رامین زمانی
مجتبی کبیری     ساز مخالف     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     بی تو هرگز     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     دویدم     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     منو ببخش     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     التماس مخملی     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     دلخوشی     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     دروغ ساده     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
مجتبی کبیری     بی قراری     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     پدرام کشتکار
محسن چاوشی     نفرین     مریم حیدرزاده     محسن چاوشی     محسن چاوشی
محسن چاوشی     راه دشوار     مریم حیدرزاده     محسن چاوشی     محسن چاوشی
محسن چاوشی     غریب مادر     مریم حیدرزاده     محسن چاوشی     محسن چاوشی
تارا     به عشق من نگاه نکن     مریم حیدرزاده     پدرام کشتکار     الکس عابدی

مهستی (خواننده)

افتخار دده‌بالا با نام هنری مهستی (۲۵ آبان ۱۳۲۵[۱] – ۴ تیر ۱۳۸۶[۲]) خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی بود. از او با نام‌هایی چون بانوی آواز گل‌ها و دل‌ها یاد می‌شود.[۲] وی کمی پیش از انقلاب از ایران خارج شد، ابتدا به بریتانیا و سپس برای همیشه به آمریکا رفت و تا زمان مرگ در آن کشور زندگی می‌کرد. بیشتر آثاری که او پس از انقلاب اجرا کرد در قالب ترانه‌های پاپ هستند. مهستی خواهر هایده، خوانندهٔ ایرانی بود.

محتویات

    ۱ زندگی نامه
        ۱.۱ دوران بیماری
        ۱.۲ مرگ
    ۲ آلبوم‌شناسی
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

زندگی نامه
تصویر مهستی بر جلد مجله «اطلاعات هفتگی» مرداد ۱۳۵۳

مهستی در ۲۵ آبان ۱۳۲۵ در تهران زاده شد.[۱] پرویز یاحقی استعداد خوانندگی او را در نوجوانی کشف کرد. خواهر او هایده نیز یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران است. مهستی در یکی از مجالس به طور اتفاقی پرویز یاحقی صدای او را می‌شنود و بسیار به صدایش علاقه‌مند می‌شود و وی را به خوانندگی و موسیقی تشویق می‌کند. هایده از مهستی بزرگ‌تر بود اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام هنری خود را از مهستی گنجه‌ای شاعر ایرانی برگرفت.

شروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی در برنامه گلها برنامه شماره ۴۲۰[۳] و با خواندن ترانه‌ای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بود اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ به خصوص در دوران پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران آهنگ‌هایی نیز در این سبک اجرا نمود.[نیازمند منبع]

در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی‌میلی می‌کردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی‌شد.[نیازمند منبع]

همسر اول مهستی قبل از انقلاب پس از مدتی زندگی با او عاشق فیروزه خواننده معروف آن زمان شد و از مهستی جدا و با فیروزه ازدواج کرد. مهستی علاقه زیادی به همسرش داشت و با این اتفاق بسیار غمگین شد اما پس از مدتی با همسر دومش ازدواج کرد. مهستی دو بار ازدواج کرد و سرانجام هر دو ازدواج طلاق بود. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر است. ازدواج دوم او با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بود.[نیازمند منبع] مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نام‌های ناتاشا و ناتالی دارد.[۴]

در سال ۲۰۰۵ میلادی، آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه از وی برای بیش از ۴۰ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.[۵]

از او بیش از ۳۵ آلبوم برجای مانده است.[۶]
دوران بیماری

مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عموم مردم پنهان نگاه داشته بود اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دوز بالاتر که مورد نیاز شرایط او می‌باشد، امکان ایجاد مشکل در صدایش وجود خواهد داشت. با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد به علت ظهور مجدد علایم بیماری، در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فوراً به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور، به همراه دختر برادر خود و پزشک خانوادگی شرکت کرد و اعلام کرد که به بیماری سرطان مبتلا است و باید پرتو درمانی شود. به همین دلیل پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.[۷]

    چهرهٔ مهستی بر جلد مجله تپش؛ عکس از «سعید نوشین‌فر»، حدود دو ماه پیش از مرگ مهستی

    «شاه‌ماهی به دیدار بانوی آواز می‌رود»

    «مهستی را به خاطر مهستی دوست داشته باشید»

مرگ

مهستی پس از انتشار آلبوم موفق «از خدا خواسته» در حالی که مشغول تهیه آلبومی دیگر با همکاری شادمهر عقیلی بود، پس از چهار سال بیماری سرطان روده بزرگ در سنتا روزای کالیفرنیای شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح ۴ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت.[۱]

پیکر وی پس از انتقال از شمال کالیفرنیا، در ساعت ۱۲:۳۰ روز جمعه ۸ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی در گورستان وست وود مورچری در لس آنجلس با رعایت آداب اسلامی، در کنار مزار خواهرش هایده و مادرشان به خاک سپرده شد. هزاران نفر از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهردار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.[۱]
آلبوم‌شناسی
نوشتار اصلی: ترانه‌شناسی مهستی

با تعداد بسیاری از آهنگسازان ایرانی در سبک‌های گوناگون، از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نوجوکی، محمد حیدری، منوچهر چشم‌آذر و مهرداد آسمانی و با ترانه‌سرایانی چون بیژن ترقی، تورج نگهبان، لیلا کسری (هدیه)، هما میرافشار، همایون هشیارنژاد، ژاکلین و اردلان سرفراز همکاری داشت. بیشتر کارهای او (در حدود ۶۰ اثر) از جهانبخش پازوکی است.

در اواخر عمر و در آلبوم آخر (از خدا خواسته)، با شادمهر عقیلی (آهنگساز و تنظیم‌کننده) و مریم حیدرزاده (ترانه‌سرا) همکاری کرد.
تصویر آخرین آلبوم مهستی، از خدا خواسته

    آشفته
    اسیر
    آوازک
    از خدا خواسته
    بزم (آواز دلدادگان)
    بزم بهار
    بیگانه
    دلداده
    قسم
    گل گندم
    گل امید
    گل‌های رنگارنگ
    حقیقت
    همیشه عاشق
    همیشه سبز
    هوای یار
    هوای عاشقی
    لبخند
    مستی
    مهمان
    موج
    مسافر (۱۳۷۰)
    نامه (۱۳۷۳)
    اوج صدا
    سراب عشق (۱۳۵۷)
    سپیده‌دم (۱۳۶۰)
    تقدیر (۱۳۷۶)
    ترانه سال
    تو بزن تا من برقصم (۱۳۵۶)
    ضیافت (۱۳۷۰)