اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

احمد اشرف

احمد اشرف (زادهٔ ۱۳۱۳ خورشیدی) نویسنده و جامعه‌شناس ایرانی است که در دانشگاه‌های پنسیلوانیا، کلمبیا، پرینستون و تهران، به تدریس جامعه‌شناسی و تاریخ اجتماعی ایران پرداخته است. تاکنون چند کتاب و نیز مقالات متعددی از او منتشر شده، از جمله کتاب «موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران: دوره قاجاریه» که در سال ۱۳۵۹ توسط انتشارات «زمینه» به چاپ رسیده است.[۴] موضوعات مطرح شده در آثار او عبارت‌اند از: سلسله مراتب اجتماعی در ایران، سنت و مدرنیته، هویت ملی ایرانیان، روابط زراعی در ایران و رهبری کاریزماتیک و حکومت تئوکراتیک (دین‌سالار) در ایران پس از انقلاب.

پروفسور اشرف در هیئت ویراستاران نشریاتی چون «مطالعات ایران»، «ژورنال بین‌المللی سیاست، فرهنگ و جامعه» و «ایران‌نامه» به کار مشغول بوده است و از سردبیران ارشد دانشنامه ایرانیکا می‌باشد. مقالاتی چون «هویت ایرانی» در طول تاریخ و «نظام طبقاتی» در ایران (به همراه علی بنوعزیزی) از تألیفات او در دانشنامهٔ ایرانیکا است.

محتویات

    ۱ آثار تألیف شده و یا ترجمه شده به فارسی
    ۲ منابع
    ۳ پانویس
    ۴ پیوند به بیرون

آثار تألیف شده و یا ترجمه شده به فارسی

    موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران: دوره قاجاریه. انتشارات زمینه، ۱۳۵۹.
    احمد اشرف، علی بنوعزیزی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران. انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۸. ترجمه سهیلا ترابی فارسانی
    احمد اشرف، یرواند آبراهامیان، همایون کاتوزیان، جستارهایی دربارهٔ تئوری توطئه در ایران. نشر نی، ۱۳۸۶. ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی



محمدابراهیم فتاحی

محمدابراهیم فتاحی ولیلایی (متولد سال ۱۳۴۵, مازندران. ایران)، مترجم ایرانی‌ست.
تحصیلات

    کارشناسی علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران.
    کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشکده حقوق دانشگاه تهران.

آثار

    ایران بین دو انقلاب: درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران معاصر، یرواند آبراهامیان، احمد گل محمدی (مترجم)، محمدابراهیم فتاحی (مترجم)، تهران: نشر نی چاپ بیست ویکم 1392
    جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران، محمدعلی کاتوزیان، احمد اشرف، یرواند آبراهامیان، محمدابراهیم فتاحی (مترجم/ویراستار)، تهران: نشر نی چاپ هشتم 1391
    الگوهای تاریخی صنعتی شدن، تام کمپ، محمدابراهیم فتاحی (مترجم)تهران:نشرنی
    تاریخ ایران مدرن، یرواند آبراهامیان، محمدابراهیم فتاحی (مترجم)تهران:نشر نی چاپ نهم 1392
    انقلاب مشروطه ایران:سیاست مردمگرایانه، دگرگونی‌های فرهنگی و پیوندهای فراملی،(_مجموهه مقالات)تهران:کتاب پارسه 1392
    کودتا(کودتای 28 مرداد،سیا وریشه های روابط کنونی ایران و آمریکا)(یرواندآبراهامیان)تهران:نشر نی 1392

محمدعلی همایون کاتوزیان

محمد علی همایون کاتوزیان (متولد ۲۶ آبان ۱۳۲۱، تهران) که در ایران وی را به نام همایون کاتوزیان و در خارج از ایران به نام هما کاتوزیان نیز می‌شناسند، اقتصاددان، تاریخ‌نگار، کاوشگر علوم سیاسی و منتقد ادبی است.[۱] زمینهٔ تحقیق مورد علاقهٔ او مسائل مربوط به ایران است. تحصیلات رسمی دانشگاهی کاتوزیان در اقتصاد و جامعه‌شناسی است. او به طور همزمان مطالعاتش را در زمینهٔ تاریخ و ادبیات ایران تا سطح پیشرفته آکادمیک ادامه داده‌است و نتایج این مطالعات را می‌توان در تنوع آثار چاپ شده از او دید. تا کنون از او بیش از هفت کتاب در زمینه تاریخ و ادبیات ایران به زبان انگلیسی به چاپ رسیده‌است.[۲]

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
    ۲ زندگی شخصی
    ۳ آثار
        ۳.۱ کتاب‌ها به فارسی
        ۳.۲ کتاب‌ها به انگلیسی
        ۳.۳ مقالات به انگیسی
    ۴ پانویس
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه

کاتوزیان در تهران به دنیا آمد و پس از فراغت از تحصیل در دبیرستان البرز و گذراندن یک سال در دانشگاه تهران، برای خواندن رشته اقتصاد به انگلستان رفت. او در سال ۱۹۶۷ لیسانس خود را از دانشگاه بیرمنگام دریافت کرد. در سال ۱۹۶۸ فوق لیسانس را از دانشگاه لندن و در سال ۱۹۸۴ دکترایش را از دانشگاه کنت در کانتربری گرفت. در سال‌های بین ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۶ در انگلستان، ایران، کانادا و ایالات متحده اقتصاد درس داد.[۳][۴] او در حال حاضر Research Fellow (پژوهشگر پسا دکترا/دستیار آموزشی)[۵][۶][۷][۸][۹] در کالج سنت آنتونی، و عضو هیات علمی مؤسسه شرقشناسی دانشگاه آکسفورد است.[۱۰]
زندگی شخصی

کاتوزیان یک پسر و یک دختر دارد که هر دو در آکسفورد زندگی می‌کنند.
آثار
کتاب‌ها به فارسی

    تجارت بین‌الملل(نشر دانشگاه تهران، ۱۳۵۳)
    آموزش عالی و دانشگاه‌های امروز(انتشارات دانشگاه شیراز، ۱۳۵۳)
    آدام اسمیت و ثروت ملل(انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۸)
    خاطرات سیاسی خلیل ملکی(انتشارات رواق، ۱۳۶۰)
    مقالاتی درباره خاطرات خلیل ملکی(شرکت انتشار، ۱۳۷۰)
    اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی (نشر مرکز، ۱۳۷۲)
    استبداد، دموکراسی و نهضت ملی(نشر مرکز، ۱۳۷۲)
    صادق هدایت و مرگ نویسنده، ترجمه فیروزه مهاجر (نشر مرکز، ۱۳۷۲)
    صادق هدایت، زندگی و افسانه یک نویسنده ایرانی(طرح نو، ۱۳۷۲)
    مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران، ترجمه فرزانه طاهری (نشر مرکز، ۱۳۷۳)
    نقدی بر بوف کور هدایت(نشر مرکز، ۱۳۷۳)
    ایدئولوژی و روش در اقتصاد(نشر مرکز، ۱۳۷۴)
    چهارده مقاله در ادبیات، اجتماع، فلسفه و اقتصاد(نشر مرکز، ۱۳۷۴)
    برخورد عقاید و آرای ملکی(ویرایش، با همکاری: امیر پیشداد) (نشر مرکز، ۱۳۷۴)
    نه مقاله در جامعه‌شناسی تاریخی ایران(نشر مرکز، ۱۳۷۷)
    دولت و جامعه در ایران، سقوط قاجار و استقرار پهلوی(نشر مرکز، ۱۳۷۹)
    هشت مقاله در تاریخ و ادب معاصر(نشر مرکز، ۱۳۸۰)
    تضاد دولت و ملت: نظریه تاریخ و سیاست در ایران، ترجمه مرتضی طیب (نشر نی، ۱۳۸۱)
    نامه‌های خلیل ملکی(نشر مرکز، ۱۳۸۲)
    جمالزاده و ادبیات او(نشر شهاب، ۱۳۸۲)
    نه مقاله درباره جامعه‌شناسی تاریخی ایران: نفت و توسعه اقتصادی، ترجمه علیرضا طیب
    سعدی، شاعر عشق و زندگی(نشر مرکز، ۱۳۸۵)
    جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی
    ایرانیان، ترجمه: دکتر حسین شهیدی (نشر مرکز، ۱۳۹۱)
    ایران، جامعه کوتاه مدت و ۳ مقاله دیگر، ترجمه عبدا... کوثری (نشر نی، ۱۳۹۰)

کتاب‌ها به انگلیسی

    The Persians: Ancient, Mediaeval and Modern Iran, Yale University Press (November 30, 2010)
    Sadeq Hedayat, His Work and His Wondrous World, ed. , London and New York: Routledge, 2008.
    Iran in the 21st Century, co-ed (with Hossein Shahidi), London and New York: Routledge, 2008.
    Iranian History and Politics, the Dialectic of State and Society, London and New York: Routledge, paperback edition, 2007 (original edition, 2003).
    Sa‘di, the Poet of Life, Love and Compassion, Oxford: Oneworld Publishers, 2006.
    State and Society in Iran: The Eclipse of the Qajars and the Rise of the Pahlavis, London and New York: I. B. Tauris, paperback edition, 2006 (original edition, 2000).
    Sadeq Hedayat: The Life and Legend of an Iranian Writer, paperback edition, London and New York: I. B. Tauris, 2002; original edition, 1991.
    Musaddiq and the Struggle for Power in Iran, London and New York: I. B. Tauris, second, paperback, edition, 1999; first edition, 1990.
    Musaddiq's Memoirs, London: Jebhe, 1988 (the English translation of the memoirs translated (with S. H. Amin) and edited and annotated, together with an 81-page introduction by Homa Katouzian).
    The Political Economy of Modern Iran (cloth and paper), London and New York: Macmillan and New York University Press, 1981.
    Ideology and Method in Economics (cloth and paper), London and New York: Macmillan and New York University Press, 1980.

مقالات به انگیسی

    Iraj, the Poet of Love and Humour, Iranian Studies, 40, 4, September 2007, pp. 529-544.
    Ahmad Kasravi on the Revolt of Sheikh Mohammad Khiyabani in Iran and the First World War, ed.

Touraj Atabaki, London and New York: I. B. Tauris, 2006, pp. 95-119.

    The Short-Term Society: A Study in the Problems of Long-Term Political and Economic

Development in Iran, Middle Eastern Studies, 40, 1, January 2004, pp. 1-22.

    The Strange Politics of Khalil Maleki in Stephanie Cronin, ed. , Reformers and Revolutionaries in Modern Iran: New Perspectives on the Iranian Left, London and New York: RouteldgeCurzon, 2004, pp. 165-188.
    State and Society under Reza Shah in Touraj Atabaki and Erik J. Zürcher, eds, Men of Order, Authoritarian Modernization under Atatürk and Reza Shah, London and New York: I. B. Tauris, 2004, pp. 13-43.
    Legitimacy and Succession in Iranian History, Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle

East, 23, 4, December 2003, pp. 234-245.

    Sadeq Hedayat, Encyclopaedia Iranica, Vol. XII, 2003, Fascicle 2, pp. 121-127.


بوف کور

بوف کور شناخته‌شده‌ترین اثر صادق هدایت نویسنده معاصر ایرانی، رمانی کوتاه و از شاهکارهای ادبیات سدهٔ ۲۰ میلادی است. این رمان به سبک فراواقع نوشته شده و تک‌گویی یک راوی است که دچار توهم و پندارهای روانی است. بوف کور کتاب تاکنون از فارسی به چندین زبان از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است.

محتویات

    ۱ خلاصهٔ داستان
        ۱.۱ خلاصهٔ بخش نخست
        ۱.۲ خلاصهٔ بخش دوم
    ۲ نظر دیگران دربارهٔ بوف کور
    ۳ تأثیر بوف کور در سینما و نویسندگی
    ۴ دربارهٔ بوف کور
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

خلاصهٔ داستان

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

تمامی رمان از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و از دو بخش نسبتاً جدا از هم ساخته شده است. این دو بخش گاه با استفاده از شباهت توصیف‌ها و اشاره‌ها به هم مربوط می‌شوند.
خلاصهٔ بخش نخست

کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است. ولی افسوس که تأثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید».

در این بخش اول شخص - که ساکن خانه‌ای در بیرون خندق در شهر ری است - به شرح یکی از این دردهای خوره‌وار می‌پردازد که برای خودش اتفاق افتاده. وی که حرفهٔ نقاشی روی قلمدان را اختیار کرده‌است به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان می‌کشد که عبارت است از دختری در لباس سیاه که شاخه‌ای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشسته‌است هدیه می‌دهد. میان دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد.

ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش - که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌است - منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد. دختر چندهنگامی بعد در رخت‌خواب راوی به طرز اسرارآمیزی جان می‌دهد. راوی طی قضیه‌ای موفق می‌شود که چشم‌های دختر را نقاشی و آن را لااقل برای خودش جاودانه کند. سپس دختر اثیری را قطعه قطعه کرده داخل چمدانی گذاشته و به گورستان می‌برد. گورکنی که مغاک دختر را حفر می‌کند طی حفاری، گلدانی می‌یابد که بعداً به راوی به رسم یادگاری داده می‌شود. راوی پس از بازگشت به خانه در کمال ناباوری درمی‌یابد که برروی گلدان (گلدان راغه) یک جفت چشم درست مثل آن جفت چشمی که همان شب کشیده‌بود، کشیده شده‌است.

پس راوی تصمیم می‌گیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود بگذارد و تریاک بکشد. راوی براثر استعمال تریاک به حالت خلسه می‌رود و در عالم رویا به سده‌های قبل بازمی‌گردد و خود را در محیطی جدید می‌یابد که علی‌رغم جدید بودن برایش کاملاً آشناست.
خلاصهٔ بخش دوم

بخش دوم ماجرای راوی در این دنیای تازه (در چندین سده قبل) است. از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایه‌اش می‌شود که شکل جغد است و با ولع هرچه تمام تر هرآنچه را راوی می‌نویسد می‌بلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوری است که زنش (که راوی او را به نام اصلی نمی‌خواند بلکه از وی تحت عنوان لکاته یاد می‌کند) از وی تمکین نمی‌کند و حاضر به همبستری با شوهرش نیست ولی ده‌ها فاسق دارد. ویژگی‌های ظاهری «لکاته» درست همانند ویژگی‌های ظاهری «دختر اثیری» در بخش نخست رمان است. راوی همچنین به ماجرای آشنایی پدر و مادرش (که یک رقاصهٔ هندی بوده‌است) اشاره می‌کند و اینکه از کودکی نزد عمه‌اش (مادر «لکاته») بزرگ شده‌است.

او در تمام طول بخش دوم رمان به تقابل خود و رجّاله‌ها اشاره می‌کند و از ایشان ابراز تنفر می‌کند. وی معتقد است که دنیای بیرونی دنیای رجاله‌هاست. رجّاله‌ها از نظر او «هریک دهانی هستند با مشتی روده که از آن آویزان شده‌است و به آلت تناسلی شان ختم می‌شود و دائم دنبال پول و شهوت می‌دوند».

پرستار راوی دایه‌ٔ پیر اوست که دایهٔ «لکاته» هم بوده‌است و به طرز احمقانهٔ خویش (از دید راوی) به تسکین آلام راوی می‌پردازد و برایش حکیم می‌آورد و فال گوش می‌ایستد و معجون‌های گونه‌گون به وی می‌خوراند.

در مقابل خانهٔ راوی پیرمرد مرموزی(= پیرمرد خِنزِرپِنزِری) همواره بساط خود را پهن کرده‌است. این پیرمرد از نظر راوی یکی از فاسق‌های لکاته است و خود راوی اعتراف می‌کند که جای دندان‌های پیرمرد را بر گونهٔ لکاته دیده‌است. به علاوه راوی معتقد است که پیرمرد با دیگران فرق دارد و می‌توان گفت که یک نیمچه خدا محسوب می‌شود و بساطی که جلوی او پهن است چون بساط آفرینش است.

سرانجام راوی تصمیم به قتل لکاته می‌گیرد. در هیئتی شبیه پیرمرد خنزرپنزری وارد اتاق لکاته می‌گردد و گِزلیک استخوان ای را که از پیرمرد خریداری کرده در چشم لکاته فرومی کند و او را می‌کشد. چون از اتاق بیرون می‌آید و به تصویر خود در آیینه می‌نگرد می‌بیند که موهایش سفید گشته و قیافه‌اش درست مانند پیرمرد خنزرپنزری شده‌است.
پایان خطر لوث‌شدن
نظر دیگران دربارهٔ بوف کور

    آندره برتون که بنیان گذار حرکت سوررئالیستِی در فرانسه بود، وقتی ترجمه فرانسه بوف کور را خواند، گفت که کتاب هدایت جزو بیست کتاب شاهکار قرن بیستم است.[۱]
    هنری میلر، نویسندهٔ معاصر آمریکایی، دربارهٔ آن گفته‌است: «بوف کور هدایت کتابی است که من آرزو دارم روزی نظیر آن را بنویسم. مانند این داستان در هیچ زبانی ندیده‌ام. آن را واقعاً دوست می‌دارم.»[۲]
    رنه لالو نیز گفته‌است: «در این کتاب اهمیت هنر به معنی بسیار آبرومند کلمه، در نظر من بسیار صریح جلوه می‌کند».
    نجف دریابندری درمورد بوف کور می‌گوید: «این رمان را دوست ندارم چون زیادی منحط است.»[۳] البته دریابندری در ادامهٔ این بحث واژه منحط را تعریف می‌کند و به عنوان سبکی ادبی مطرح می‌کند نه بار منفی این واژه.
    داریوش مهرجویی می‌گوید: «بوف کور» به واقع اولین اثر ادبیات مدرن است که در ایران خلق می‌شود. ادامه جریانی که یک قرن و نیم پیش در اروپا شروع شده بود. یعنی ظهور انسان خودآگاه و طرح مسئله «سرنوشت بشری»[۴].
    جلال آل احمد نیز در خصوص بوف کور هدایت گفته‌است:

    سکوتی که در آن دوران حکومت می‌کند، درخودفرورفتگی و انزوایی که ناشی از حکومت سانسور است، نه‌تنها در اوراق انگشت‌شمار مطبوعات رسمی و در سکوت نویسندگان نمودار است، بیش از همه در بوف کور خوانده می‌شود. ترس از گزمه، انزوا، گوشه‌نشینی، عدم اعتقاد به واقعیت‌های فریبنده، به ظاهرسازی‌هایی که به جای واقعیت جا زده می‌شوند، غم غربت (نوستالژی)، انکار حقایق موجود، قناعت به رؤیاها و کابوس‌ها، همه از مشخصات طرز فکر مردمی است که زیر سلطهٔ جاسوس و مفتش (انکیزیتور) و «گپئو» زندگی می‌کنند. وقتی آدم می‌ترسد با دوستش، با زنش، با همکارش و با هر کس دیگر درددل کند و حرف بزند ناچار فقط با سایه خودش می‌تواند حرف بزند. بوف کور گذشته از ارزش هنری آن یک سند اجتماعی است؛ سند محکومیت حکومت زور.[۵]

تأثیر بوف کور در سینما و نویسندگی

چند سینماگر بوف کور را دست‌مایه آثار سینمایی خود قرار داده‌اند:[۶]

    رائول روییز در سال ۱۹۸۷ فیلمی بر اساس رمان بوف کور ساخت.
    بزرگمهر رفیعا در سال ۱۹۷۳ در آمریکا فیلمی ۹۵ دقیقه‌ای بر پایه رمان بوف کور ساخت و به عنوان پایان‌نامه خود ارائه کرد.
    در سال ۱۳۵۳، کیومرث درم‌بخش فیلمی ۵۵ دقیقه‌ای بر پایه این رمان ساخت.
    خسرو سینایی در سال ۱۳۸۵ درباره زندگی «صادق هدایت» فیلمی با نام «گفتگو با سایه» ساخت که کم تاثر از بوف کور نبود.
    از خانه شماره عنوان فیلم مستندی است ساخته مشترک سام کلانتری و محسن شهرنازدار که از دیگر آثار سینمایی ساخته شده درباره «هدایت» و آثار او است.
    داریوش مهرجویی الگوی خود را برای ساخت فیلم هامون، بوف کور می‌داند.
    به گفته فرهاد غبرایی مضمون رمان خانواده پاسکوآل دوآرته (کامیلو خوزه سلا) صرف نظر از سبک و سیاق و ساختار، شباهت‌هایی با بوف کور دارد.

دربارهٔ بوف کور
نقدی بر بوف کور از م. ف فرزانه

    داستان یک روح (شرح و متن کامل بوف کور صادق هدایت) سیروس شمیسا، چاپ اول، تهران ۱۳۷۹
    صادق هدایت و هراس از مرگ، ساخت‌شکنی روان‌تحلیلگرانهٔ بوف کور، محمد صنعتی، چاپ اول، تهران ۱۳۸۰ نشر مرکز.
    دربارهٔ بوف کور هدایت، محمدعلی همایون کاتوزیان، نشر مرکز.
    این است بوف کور، تفسیری بر بوف‌کور نوشته م. ی. قطبی (۱۳۵۶)
    بازتاب اسطوره در بوف کور (ادیپ یا مادینه جان؟) نوشته جلال ستاری(۱۳۷۷)
    تاویل بوف کور (قصه زندگی) نوشته محمد تقی غیاثی(۱۳۸۱)
    هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم نوشته آجودانی
    بوف کور نوشته داریوش اشوری در رادیو زمانه
    «زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت»، شاپور جورکش، نشر آگه، ۱۳۷۴
    لکاته یا اثیری! نوشتهٔ نوشین شاهرخی
    نقدی بر بوف کور صادق هدایت نوشتهٔ بهمن سقائی
    روایت نابودی ناب/ تحلیل بوردیویی بوف کور در میدان تولید ادبی ایران/ نوشته شهارم پرستش/ نشر ثالث/1390

داریوش مهرجویی

داریوش مهرجویی (زادهٔ ۱۷ آذر ۱۳۱۸، تهران) کارگردان، نویسنده و مترجم سرشناس ایرانی است. مهرجویی با ساخت فیلم گاو در سال ۱۳۴۸ نگاه‌ها را متوجه سینمای ایران کرد و به موج نوی سینمای ایران شکل داد. پس از انقلاب مدتی از ایران مهاجرت کرد اما چند سال بعد بازگشت و به فیلم‌سازی پرداخت.

براساس نتایج یک نظرسنجی در سال 1383، او با آفریدن هفت شخصیت، بیشترین شخصیت سینمایی ماندگار را در سینمای ایران خلق کرده است. همچنین شخصیت هامون در فیلمی به همین نام از مهرجویی، ماندگارترین شخصیت در تاریخ سینمای ایران دانسته شده است.[۱]

هرچند از آغاز فعالیت فیلم‌سازی‌اش تا کنون تعدادی از فیلم‌های‌اش توقیف شده‌اند اما هم‌چنان به ساختن فیلم‌های متفاوت ادامه می‌دهد. او جوایز متعدد بین‌المللی دریافت کرده‌است و داور جشنواره‌های سینمایی زیادی هم بوده‌است. علاوه بر سینما به نوشتن رمان و نیز ترجمه هم می‌پردازد. فیلم بلند او سنتوری توقیف، و چندسال بعد فقط پروانه نمایش ویدیویی دریافت کرد. داریوش مهرجویی یکی از مهم ترین و بزرگترین کارگردان‌های سینمای ایران می‌باشد.

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
    ۲ فیلم‌شناسی
        ۲.۱ کارگردان
        ۲.۲ فیلم‌نامه
        ۲.۳ سایر
    ۳ بازیگران مهرجویی
    ۴ حضور جهانی
    ۵ جوایز
    ۶ سانسور و توقیف
    ۷ زندگی شخصی
    ۸ آثار مکتوب
        ۸.۱ ترجمه
        ۸.۲ رمان
        ۸.۳ سایر
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ پانویس
    ۱۱ منابع
    ۱۲ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه
داریوش مهرجویی در پشت صحنهٔ فیلم‌برداری نخستین فیلمش، الماس ۳۳، (۱۳۴۵)

داریوش مهرجویی در ۱۷ آذر ۱۳۱۸ در تهران[۲] در خانواده‌ای از طبقه فرودست جامعه به‌دنیا آمد. در کودکی تحت تاثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار می‌گیرد. خود در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۵۱ در این باره می‌گوید: «مادر بزرگم از آن نمازخوان‌های دوآتشه بود؛ و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزده‌سالگی، شده بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزه‌ام یک آن ترک نمی‌شد. [...] اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزه‌ام به حساب می‌آمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجاً کدر شد و ایمانم رفت از دست.»[۳] در نوجوانی به موسیقی علاقه‌مند می‌شود و مدت کوتاهی به کلاس آموزش موسیقیِ آقای زندی می‌رود. نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب می‌شناخت به نواختن سنتور می‌پردازد و بعد به موسیقی کلاسیک غربی آشنا می‌شود و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی برای پیانو می‌پردازد.

در ۱۷ سالگی به سینما علاقه‌مند می‌شود و برای درک بهتر فیلم‌های روز به آموختن زبان انگلیسی می‌پردازد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و یک سال در هتل آتلانتیک مدیر می‌شود و سپس بیست ساله بود که برای ادامهٔ تحصیل به کالیفرنیا در آمریکا رفت. نخست به خواندن سینما روی آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسی‌ال‌ای در لس‌آنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریهٔ پارس ریویو در لس‌آنجلس را به‌عهده گرفت و سال بعد به تهران آمد و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود به نام الماس ۳۳ که فیلمی بسیار پرهزینه بود را ساخت. این فیلم در ۵ بهمن ۱۳۴۶ در تهران روی پرده آمد و فروش متوسطی داشت و با توجه به هزینهٔ بالای ساخت آن شکستی تجاری محسوب می‌شد و توجه منتقدین را هم چندان به خود جلب نکرد.[۴]

در ۱۳۴۸ با هم‌کاری غلامحسین ساعدی فیلم‌نامهٔ گاو را از روی یکی از داستان‌های کوتاه مجموعهٔ عزادارن بیل نوشتهٔ ساعدی نوشت و فیلم را کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنواره‌های بین‌المللی به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفهٔ چند سالهٔ پس از انقلاب ۱۳۵۷ و وقایع بعد از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلم‌سازان مطرح و پرکار ایرانی بوده‌است.
فیلم‌شناسی
کارگردان

    الماس ۳۳ (۱۳۴۶)
    گاو (۱۳۴۸)، تهیه‌کننده، نمایش داده شده در جشنواره‌های کن، برلن، مسکو، لندن، لوس‌انجلس و... و پخش شده در اغلب کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکایی.
    آقای هالو (۱۳۴۹)، نمایش داده شده در جشنواره‌های برلن، مسکو، لندن و...
    پستچی (۱۳۵۱)، فیلم هفتم از ده فیلم برگزیدهٔ جهان توسط منتقدین انگلیسی سالنامهٔ فیلم بولتن، ۱۹۷۱م.
    دایره مینا (۱۳۵۷)
    مدرسه‌ای که می‌رفتیم (۱۳۵۹)
    اجاره‌نشین‌ها (۱۳۶۵)، تدوین
    شیرک (۱۳۶۶)، تهیه‌کننده
    هامون (۱۳۶۸)، تهیه‌کننده
    بانو (۱۳۷۰)
    سارا (۱۳۷۱)، تهیه‌کننده
    پری (۱۳۷۳)، تهیه‌کننده
    لیلا (۱۳۷۵)، تهیه‌کننده
    درخت گلابی (۱۳۷۶)، تهیه‌کننده
    داستان‌های جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (۱۳۷۷)
    میکس (۱۳۷۸)، تهیه‌کننده، طراح صحنه و لباس
    بمانی (۱۳۸۰)، تهیه‌کننده، تدوین، طراح صحنه و لباس
    مهمان مامان (۱۳۸۲)، تهیه‌کننده
    سنتوری (۱۳۸۵) (با نام نخستین تولدت مبارک)
    فرش و فرشته (فیلم کوتاه) از اپیزودهای فرش ایرانی (۱۳۸۵)
    طهران: روزهای آشنایی (اپیزود اول، طهران تهران) (۱۳۸۷)
    آسمان محبوب (۱۳۸۸)
    همه دانا (۱۳۸۹)
    نارنجی‌پوش (۱۳۹۰)
    چه خوبه که برگشتی (۱۳۹۱)
    اشباح (۱۳۹۲)

فیلم‌نامه
فیلم‌ها     تاریخ     هم‌کار فیلم‌نامه‌نویس     بر اساس
الماس ۳۳     ۱۳۴۶        
گاو     ۱۳۴۷     غلام‌حسین ساعدی     مجموعه داستان عزاداران بَیَل نوشته غلامحسین ساعدی
آقای هالو     ۱۳۴۸     علی نصیریان     نمایش‌نامه‌ای به همین نام از علی نصیریان
پستچی     ۱۳۴۹        
دایره مینا     ۱۳۵۲     غلام‌حسین ساعدی     داستان آشغالدونی از غلامحسین ساعدی
الموت     ۱۳۵۴        
قنات     ۱۳۵۵     هوشنگ گلشیری     داستان معصوم سوم از هوشنگ گلشیری
مدرسه‌ای که می‌رفتیم     ۱۳۵۹     فریدون دوستدار    
تسخیر شدگان     ۱۳۶۰         رمانی به همین نام از فئودور داستایوسکی
سفر به سرزمین آرتور رمبو     ۱۳۶۲        
اجاره‌نشین‌ها     ۱۳۶۵        
شیرک     ۱۳۶۶     کامبوزیا پرتوی    
هامون     ۱۳۶۸        
بانو     ۱۳۶۹         ویریدیانا، لویس بونوئل
کارآگاه یحیی     ۱۳۷۰        
سارا     ۱۳۷۱         خانه عروسک هنریک ایبسن
پری     ۱۳۷۳         فرانی و زویی نوشتهٔ جروم دیوید سالینجر
لیلا     ۱۳۷۵     مهناز انصاریان    
درخت گلابی     ۱۳۷۶         داستانی به همین نام از گلی ترقی
میکس     ۱۳۷۸        
مولوس کورپوس     ۱۳۷۸         داستانی از غلامحسین ساعدی
بمانی     ۱۳۸۰     وحیده محمدی‌فر    
مهمان مامان     ۱۳۸۲     هوشنگ مرادی کرمانی - وحیده محمدی‌فر     داستانی به همین نام از هوشنگ مرادی کرمانی
سنتوری     ۱۳۸۶     وحیده محمدی‌فر    
آسمان محبوب     ۱۳۸۸     وحیده محمدی‌فر    
همه دانا     ۱۳۸۹     وحیده محمدی‌فر    
نارنجی‌پوش     ۱۳۹۰     وحیده محمدی‌فر    

    چه خوبه که برگشتی (وحیده محمدی فر) (۱۳۹۱)
    اشباح (داریوش مهرجویی) (۱۳۹۲)

سایر

    - ایثار(۱۳۵۵)، فیلم مستند کوتاه برای مرکز انتقال خون.
    - الموت(۱۳۵۵)، فیلم بلند مستند داستانی در بارهٔ اسلام، تشیع ئ اسماعیلیان برای تلویزیون ملی ایران. تا کنون نمایش داده نشده‌است.
    - انفاق(۱۳۵۶)، فیلم کوتاه مستند، ۱۰ دقیقه، برای مرکز انتقال خون.
    - بخشش(۱۳۵۶)، فیلم کوتاه مستند، برای مرکز انتقال خون.
    - پیوند کلیه(۱۳۵۷)، فیلم کوتاه مستند، برای وزارت بهداشت و درمان
    - سفر به سرزمین رمبو(۱۳۶۲). فیلم مستند داستانی برای تلویزیون فرانسه. براساس زندگی آرتور رمبو

بازیگران مهرجویی

بسیاری از مطرح‌ترین بازیگران ایران در فیلم‌های مهرجویی حضور داشته‌اند. بازیگرانی مانند: عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، جمشید مشایخی، پرویز فنی‌زاده، فخری خوروش، محمدعلی کشاورز، فروزان، سعید کنگرانی، اسماعیل محمدی، مرضیه برومند، ایرج راد، حمیده خیرآبادی، اکبر عبدی، فردوس کاویانی، خسرو شکیبایی، فریماه فرجامی، بیتا فرهی، توران مهرزاد، نیکی کریمی، علی مصفا، محمدرضا شریفی‌نیا، حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی، بهرام رادان، گلشیفته فراهانی، حامد بهداد.
در جدولی که در ادامه می‌آید بازیگرانی که در بیش از دو فیلم مهرجویی بازی کرده‌اند به ترتیب تعداد بارهایی که جلوی دوربین مهرجویی رفته‌اند و به تفکیک فیلم‌ها آمده‌است. عزت‌الله انتظامی با بازی در ده فیلم بیشترین بازی را در فیلم‌های مهرجویی دارد. مهرجویی در دهه هشتاد و در سه فیلم آخر خود به بازیگران تازه روی آورده‌است و هیچکدام از بازیگرانی که در فیلم‌های قبلی او بازی داشته‌اند در این سه فیلم (بمانی، مهمان مامان، سنتوری) حضور ندارند.
فیلم‌ها     سال تولید     عزت‌الله انتظامی     خسرو شکیبایی     علی نصیریان     محمدرضا شریفی‌نیا     علی مصفا     نیکی کریمی     فردوس کاویانی     توران مهرزاد     بیتا فرهی     ایرج راد     لیلا حاتمی     فریده سپاه‌منصور     گلشیفته فراهانی     مهتاب کرامتی     همایون ارشادی     پیمان معادی
گاو     ۱۳۴۸     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
آقای هالو     ۱۳۴۹     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
پستچی     ۱۳۵۱     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     Yes     -     -     -     -     -     -
دایره مینا     ۱۳۵۳     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     Yes     -     -     -     -     -     -
مدرسه‌ای که می‌رفتیم     ۱۳۵۹     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
اجاره‌نشین‌ها     ۱۳۶۶     Yes     -     -     -     -     -     Yes     -     -     Yes     -     -     -     -     -     -
شیرک     ۱۳۶۷     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
هامون     ۱۳۶۸     Yes     Yes     -     -     -     -     -     Yes     Yes     -     -     -     -     -     -     -
بانو     ۱۳۶۹     Yes     Yes     -     -     -     -     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     -
سارا     ۱۳۷۱     -     Yes     -     -     -     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
پری     ۱۳۷۳     -     Yes     -     Yes     Yes     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -
لیلا     ۱۳۷۵     -     -     -     Yes     Yes     -     -     Yes     -     -     Yes     -     -     -     -     -
دختر دایی گمشده     ۱۳۷۵     -     Yes     -     Yes     Yes     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
درخت گلابی     ۱۳۷۶     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     Yes     -     Yes     -
میکس     ۱۳۷۸     Yes     Yes     -     Yes     Yes     Yes     Yes     -     Yes     -     Yes     -     -     -     -     -
بمانی     ۱۳۸۰     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -
مهمان مامان     ۱۳۸۲     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     Yes     -     -     -     -
سنتوری     ۱۳۸۶     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     Yes     -     -     -
طهران تهران     ۱۳۸۷     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     Yes     -     -     -     -
آسمان محبوب     ۱۳۸۸     -     -     -     -     Yes     -     -     -     -     -     Yes     Yes     -     -     -     -
نارنجی‌پوش     ۱۳۸۸     -     -     -     -     -     -     Yes     -     -     -     Yes     -     -     -     -     -
اشباح     ۱۳۹۲     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     -     Yes     Yes     Yes


حضور جهانی

ساخته شدن فیلم «گاو» در آخرین سال‌های دههٔ ۴۰ خورشیدی، سینمای ایران را که تا پیش از آن حضور کم‌رنگی در جشنواره‌های جهانی داشت به عنوان سینمایی متفکر و قابل اعتنا به منتقدان جهانی معرفی کرد. «سینمای ایران اگر تولد خود را مدیون سپنتا و مردان پیشگامی باشد که پس از وی آمدند، شناسایی جهانی خود را بی‌تردید به داریوش مهرجویی مدیون است.»[۵]
جوایز

در این بخش جوایزی که داریوش مهرجویی به عنوان کارگردان یا فیلم‌نامه‌نویس یا تهیه‌کننده برنده شده‌است به تفکیک فیلم‌ها آمده‌است. بعضی از فیلم‌ها جوایز متعدد دیگری نیز برنده شده‌اند که در مقالهٔ مربوط به خود فیلم‌ها آمده‌است.

گاو

    ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) - جایزهٔ بهترین فیلم‌نامه از دومین جشنوارهٔ سپاس، برای فیلم گاو.
    ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) - جایزه دوم بهترین فیلم در فستیوال بین‌المللی فیلم تهران.
    ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) - جایزهٔ منتقدان بین‌المللی (مجمع بین‌المللی منتقدان فیلم)، سی و دومین دورهٔ جشنواره بین المللی فیلم ونیز. برای فیلم گاو.
    بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران، در رای‌گیری منتقدان سینمایی ایران سال‌های ۱۳۵۱، ۱۳۶۷، ۱۳۷۸.[۶]

آقای هالو

    ۱۳۵۰ - بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه و جایزهٔ اول به عنوان بهترین فیلم، جشنوارهٔ سپاس برای فیلم آقای هالو.
    - ۱۹۷۱م. ۱۳۵۰ه. خ. جایزهٔ مخصوص هیئت داوران جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم مسکو. برای فیلم آقای هالو.

پستچی

    ۱۹۷۲ - جایزهٔ کلیسای پروتستان‌ها و پلاک طلایی هیات داوری جشنوارهٔ جهانی فیلم برلین.
    ۱۹۷۵ - جشنوارهٔ جهانی رتردام هلند، بهترین فیلم.
    ۱۹۷۲ - تقدیر شده در جشنوارهٔ جهانی فیلم ونیز.
    ۱۹۷۲ - فیلم هفتم ار ده فیلم برگزیدهٔ جهان توسط منتقدان انگلیسی سالنامهٔ «فیلم بولتن».

دایره مینا

دایرهٔ مینا در جشنواره‌هایی متعددی از قبیل پاریس، برلین، وایدولید (اسپانیا)، سینماتک اونتاریو (کانادا)، موزهٔ هنرهای زیبای بوستون (آمریکا)، جشنواره فیلم بین‌المللی هنگ کنگ (هنگ کنگ)، ... به نمایش درآمد و جوایزی را نصیب خود کرد.[۷]

    ۱۹۷۷ - جایزهٔ بزرگ «آنتن دو» از جشنوارهٔ جهانی فیلم پاریس.
    ۱۹۷۸ - جایزه ویژهٔ بین‌المللی کاتولیک‌ها، جشنواره فیلم برلین.
    ۱۹۷۸ - جایزهٔ منتقدین بین‌المللی از جشنواره فیلم برلین.
    ۱۹۸۰ - جایزه بهترین فیلم، جشنواره فیلم پراد فرانسه.

مدرسه‌ای که می‌رفتیم

    ۱۹۸۴ - برنده جایزه ویژه و نمایش در بخش خارج از مسابقه در جشنواره سه قاره.

هامون

    ۱۳۶۸ (۱۹۹۰) - سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و فیلم‌نامه جشنواره سینمایی فجر.
    ۱۹۹۱ - جایزهٔ برنز بهترین فیلم در بیست و چهارمین جشنوارهٔ جهانی فیلم هیستون.
    ۱۹۹۱ - جایزهٔ سوم جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو.
    برگزیده شده به عنوان «بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران» در شماره‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ ماهنامهٔ سینمای فیلم، توسط خوانندگان.

بانو

    ۱۹۹۸ - جایزهٔ ویژهٔ «فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های فیلم» و نمایش در بخش «فروم» جشنواره برلین.

سارا

    ۱۹۹۳ - جایزهٔ «صدف طلایی» بهترین فیلم در چهل و یکمین جشنوارهٔ جهانی فیلم سن‌سباستین اسپانیا.
    ۱۹۹۳ - سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه جشنواره سینمایی فجر.
    ۱۹۹۳ - جایزهٔ نقرهٔ بهترین فیلم در جشنوارهٔ فیلم نانت- سه قاره، فرانسه.
    ۱۹۹۴ - جایزهٔ دوم بهترین فیلم منتخب تماشاگران در جشنوارهٔ جهانی فیلم «رن» فرانسه.
    ۱۹۹۴ - برندهٔ جایزه از هجدهمین جشنوارهٔ جهانی فیلم سائوپائولو، برزیل.
    ۱۹۹۵ - برندهٔ جایزه از دوازدهمین جشنوارهٔ جهانی فیلم حراره، زیمباوه.

پری

    ۱۹۹۵ - سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره سینمایی فجر.

لیلا

    ۱۹۹۵ - بهترین کارگردانی در اولین جشن سینمای ایران.
    ۱۹۹۵ - بهترین فیلم‌نامه در اولین جشن سینمای ایران.
    کسب عنوان «موفق‌ترین فیلم ایرانی» با ۲۹ حضور بین‌المللی در سال ۱۳۷۷.

بمانی

    ۲۰۰۳ - جایزهٔ ویژهٔ جشنوراهٔ بروکسل، بلژیک.

مهمان مامان

    ۲۰۰۴ - برندهٔ جایزهٔ بهترین فیلم بیست و دومین جشنواره جهانی فیلم فجر، تهران.

نارنجی‌پوش

    ۲۰۱۲ - جایزه ویژه هیئت داوران سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر[۸]

سایر

    - ۱۳۸۵ جایزه یک عمر فعالیت تأثیر گذار فرهنگی، جایزه یلدا، به همت انتشارات کاروان و ماهنامه جشن کتاب
    ۲۰۰۴ - تقدیر برای یک عمر فعالیت هنری در جشنوارهٔ زردآلوی طلایی در ارمنستان.[۹]
    ۱۹ آبان ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) در سفارت فرانسه در تهران از سوی سفیر فرانسه جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه دریافت کرد.[۱۰]

سانسور و توقیف
داریوش مهرجویی در پشت صحنهٔ فیلم‌برداری دایرهٔ مینا (۱۳۵۳) این فیلم به مدت سه سال توقیف بود.

«بیشتر فیلم‌های مهرجویی، ناخواسته تیغ دردناک سانسور را پذیرفته‌اند»[۱۱] «او احتمالاً تنها فیلمسازی است که هم پیش از انقلاب فیلمهایش توقیف شده، و هم پس از انقلاب.»[۱۲] در جدول زیر فاصلهٔ بین ساخته شدن و اجازهٔ پخش گرفتن فیلم‌های مهرجویی آمده‌است. فیلم بلندِ مستندِ سینمایی «الموت» که آن را در سال ۱۳۵۵ ساخت و در مورد اسلام، تشیع و اسماعیلیان است و برای تلویزیون ملی ایران ساخته شده‌بود، هرگز به نمایش در نیامد و گفته شد فیلم گم شده‌است. فیلم سنتوری هم که در ۱۳۸۵ ساخته شده‌است به دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم اجازهٔ اکران عمومی نگرفت تا این که در دولت دهم بدون اکران عمومی وارد شبکهٔ خانگی (ویدیویی) شد.[۱۳]
فیلم‌ها     تاریخ ساخت     تاریخ پخش     سال‌های محاق
گاو     ۱۳۴۸     ۱۳۴۹     ۱
دایره مینا     ۱۳۵۳     ۱۳۵۶[۱۴]     ۳
الموت     ۱۳۵۵     مفقود شده     -
مدرسه‌ای که می‌رفتیم     ۱۳۵۹     ۱۳۶۹     ۱۰
بانو     ۱۳۶۹     ۱۳۷۶     ۷
سنتوری     ۱۳۸۵     ۱۳۸۹     ۴
زندگی شخصی

مهرجویی ابتدا با فریال جواهریان ازدواج کرد که یکی از طراحان صحنه و لباس نامی سینمای ایران بود، حاصل این ازدواج دو فرزند با نام‌های مریم و سفا بود اما این ازدواج با طلاق پایان گرفت. سپس با وحیده محمدی فر، فیلمنامه‌نویس، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دختری به نام مونا است. محمدی فر در فیلمهای متاخر مهرجویی، نقش بازوی فعال وی را داشته‌است.
آثار مکتوب
ترجمه

    - بعد زیبایی شناختی و زیباشناختی واقعیت اثر:هربرت مارکوزه
    - جهان هولوگرافیک اثر: مایکل تالبوت، انتشارات هرمس
    - یونگ، خدایان و انسان مدرن اثر آنتونیو مورنو
    - نمایشنامه‌های غرب واقعی و طفل مدفون اثر: سام شپارد
    - آوازه‌خوان طاس و درس اثر اوژن یونسکو

رمان

    - به خاطر یک فیلم بلند لعنتی اثر: داریوش مهرجویی
    - در خرابات مغان اثر: داریوش مهرجویی

سایر

    ۱۳۴۵-۱۳۴۴ سردبیر مجلهٔ پارس‌ریو منتشر شده در لوس آنجلس
    ۱۳۴۴ - بوف کور، رساله‌ای درباره رمان صادق هدایت به زبان انگلیسی
    ۱۳۴۶ - مقالهٔ مفتش بزرگ و روشن‌فکران رذل داستایوسکی

جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال

جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال جشنواره‌ای است که در سال ۱۹۷۷ در مونترال بنیانگذاری شد و یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های فیلم کانادا است. این جشنواره بصورت سالانه در پایان آگوست برگزار می‌شود.

این جشنواره قدیمی‌ترین جشنواره فیلم در امریکای شمالی نیز می‌باشد. جشنواره فیلم مونترال یکی از جشنواره‌های مورد تایید انجمن تهیه‌کنندگان جهانی فیلم (FIAPF، فیاپف) به شمار می‌رود.

محتویات

    ۱ داوران
    ۲ جوایز سینمای ایران
    ۳ حضور سینمای ایران
    ۴ پیوند به بیرون
    ۵ بازگشتار

داوران

در سال ۲۰۰۰ عباس کیارستمی به عنوان رییس هیات داوران جشنواره مونترال کانادا انتخاب شد. در سال ۲۰۰۱ رخشان بنی اعتماد ، در سال ۲۰۰۳ سمیرا مخملباف به عنوان داور و در سال ۲۰۰۹ جعفر پناهی به عنوان رییس هیات داوران جشنواره مونترال کانادا انتخاب شد[۱].
جوایز سینمای ایران

    جایزه بهترین فیلم از فستیوال بین‌المللی فیلم مونترال (۱۹۹۷) برای فیلم بچه‌های آسمان به کارگردانی مجید مجیدی
    جایزه بهترین فیلم از فستیوال فیلم مونترال (۱۹۹۹) برای فیلم رنگ خدا به کارگردانی مجید مجیدی
    جایزه بهترین فیلم اول از بیست و چهارمین جشنواره فیلم مونترال(۲۰۰۰) برای فیلم دختران خورشید به کارگردانی مریم شهریار[۲]
    جایزه بهترین فیلم از فستیوال بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۰۱) برای فیلم باران به کارگردانی مجید مجیدی
    جایزه بهترین بازیگر زن ازجشنواره بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۰۲) برای بازی در فیلم ایستگاه متروک به لیلا حاتمی
    جایزه بهترین فیلم اول از سی و سومین فستیوال بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۰۹) برای فیلم «وقتی لیموها زرد شدند» به کارگردانی محمدرضا وطن‌دوست[۳].
    جایزه بهترین بازیگر زن از سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۱۱) برای بازی در فیلم اینجا بدون من به فاطمه معتمدآریا[۴]

حضور سینمای ایران

    سی و یکمین جشنواره فیلم مونترال (٢٠٠٧) : در بخش فوکوس بر سینمای جهان- دو فیلم‌ کوتاه جاده‌های کیارستمی ساخته عباس کیارستمی و زرد،آبی،قرمز به کارگردانی علی کریم در بخش فوکوس بر سینمای جهان- فیلم‌های بلند آخرین ملکه زمین ساخته محمدرضا عرب و اسب‌های دریایی به کارگردانی رحمان میلانی در بخش مستندهای جهان چهره‌ها ساخته شاهین پرهامی و در بخش خارج از مسابقه مجموعه مستندهای فرش ایرانی ساخته ۱۵ کارگردان کشورمان در این جشنواره به نمایش درآمد.[۵][۶]
    سی‌و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۰۹): فیلم‌های سینمایی«آتشکار» محسن امیریوسفی، «بیست» عبدالرضا کاهانی، «وقتی لیموها زرد شدند» محمدرضا وطن‌دوست، «پنالتی» انسیه شاه حسینی و فیلم کوتاه «فیلم اول» پناه پناهی فیلم‌های ایرانی شرکت کننده در سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال بودند[۷].
    سی‌و چهارمین جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال (۲۰۱۰): فیلم سینمایی طهران، تهران به کارگردانی داریوش مهرجویی و مهدی کرم‌پور

جشنواره

جشنواره (به انگلیسی: Festival) به روز یا دوره‌ای از جشن‌ها یا آیین‌ها، و یا یک سری از رویدادهای فرهنگی‌ای (مانند نمایش و بررسی فیلم‌ها) که در یک مکان خاص رخ می‌دهد گفته می‌شود.
انواع جشنواره
جشنواره‌های فیلم

در سال ۱۹۳۲ در دوران حکومت موسولینی در ایتالیا برای اولین بار نمایشگاهی به نام «نمایشگاه بین‌المللی هنر سینما» در شهر ونیز تشکیل گردید بعد از جنگ جهانگیر اخیر یعنی در سال ۱۹۴۶ فستیوال سالیانه‌ای در شهر کان فرانسه ایجاد گردید، که امروزه یکی از مشهورترین فستیوالهای سینمایی جهان محسوب می‌گردد. امروزه فستیوالهای سینمایی زیادی در دنیا تشکیل می‌گردد و دارای اهمیت بین‌المللی می‌باشند و برخی از آنها عبارت‌اند از:

    جشنواره فیلم فجر : در ایران
    جشنواره فیلم کن : در فرانسه
    جشنواره فیلم ونیز: در ایتالیا
    جشنواره فیلم کارلوواری: در چکسلواکی
    جشنواره فیلم ادینبورک: منحصربه فیلمهای مستند و کوتاه در انگلستان
    جشنواره فیلم لوکارنو: در سویس
    جشنواره فیلم برلین: در آلمان
    جشنواره فیلم ماردل پلاتا: در آرژانتین
    جشنواره فیلم سن سباستین: در اسپانیا
    جشنواره فیلم بروکسل: در بلژیک
    جشنواره فیلم تور: در فرانسه
    جشنواره فیلم آنتیب: در فرانسه
    جشنواره فیلم برگامو: ایتالیا
    جشنواره فیلم مونترال: کانادا

اریک رومر

اریرک رومر (به فرانسوی: Éric Rohmer) (زادهٔ ۲۰ مارس ۱۹۲۰ - درگذشتهٔ ۱۱ ژانویه ۲۰۱۰) کارگردان نامی موج نو فرانسوی بود.

محتویات

    ۱ زندگی و کارنامه
    ۲ جوایز و افتخارات
    ۳ فیلم‌ها
    ۴ منابع

زندگی و کارنامه

اریک رومر با نام اصلی موریس هنری در سال ۱۹۲۰ در شهر نانسی فرانسه در خانواده‌ای کاتولیک به دنیا آمد، بعدها به پاریس نقل مکان کرد و ابتدا به تدریس ادبیات فرانسه و سپس روزنامه‌نگاری پرداخت. رومر در سال ۱۹۴۶ اولین و تنها رمان خود با عنوان «الیزابت» را منتشر کرد. اریک رومر بعدها با ورود به عرصه نقد سینمایی قدم به جهان فیلم و سینما گذاشت. او در دو نشریه سینمایی فعالیت داشت.

در همین زمان بود که او نام «اریک رومر» را تحت تاثیر اریک فون اشتروهایم کارگردان اتریشی‌تبار، و ساکس رومر رمان‌نویس انگلیسی، برای خود برگزید.

رومر نقدنویسی را با نشریه «گازت دو سینما» آغاز کرد و بعدها این کار را در نشریه معتبر کایه دو سینما دنبال کرد و به همراه سه همکارش، ژان لوک گدار، ژاک ریوت، و فرانسوا تروفو به نقد سینمایی پرداخت. سینمای «موج نو فرانسه» زاده همین همکاری‌ها و نقدهاست.

اریک رومر در طول پنج دهه فعالیت خود بیش از پنجاه فیلم کوتاه و بلند کارگردانی کرد. اولین فیلم او «علامت شیر» نام دارد که در سال ۱۹۵۹ تولید شد.

از فیلم‌های بلند رومر می‌توان به «عشق در بعدازظهر»، «پولین در ساحل»، «ازدواج خوب» و «همسر خلبان» اشاره کرد. فیلم‌های او بارها جوایز جشنواره‌های جهانی از جمله جشنواره برلین، ونیز و کن را به خود اختصاص دادند.

رومر خود فیلم‌هایش را به رمان شبیه می‌دانست. از ویژگی‌های بارز فیلم‌های او، شخصیت‌محوری و استفاده از دیالوگ‌های طولانی غالباً متکی بر پیچیدگی‌های روابط زن و مرد است.

در فیلم‌های رومر، به طور کلی زندگی افرادی به تصویر کشیده شده‌است که علی‌رغم هوش و مهارت سخنوری همواره در دستیابی به امیال خود ناموفق هستند. تضاد میان رفتار و گفتار افراد از دیگر خصوصیات بارز فیلم‌های رومر است.

فیلم‌های رومر در مقایسه با آثار گدار و تروفو ساده و عاری از زرق و برق هستند، اما کارهای او نیز همچون این دو همواره پیرامون روابط انسانی می‌گردد و با روایاتی از عشق و خیانت درهم آمیخته‌است.

آخرین فیلم اریک رومر با عنوان «داستان عاشقانه آستریا و سلادون» در سال ۲۰۰۷ در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد.
جوایز و افتخارات

رومر در سال ۲۰۰۱ جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را برای دستاوردهای طول عمرش به دست آورد.
فیلم‌ها

شب من در منزل موئاد Ma Nuit Chez Maud در سال ۱۹۶۹ نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه شد

زانوی کلر Le Genou de Claire در سال ۱۹۷۰ جایزه بهترین فیلم جشنواره سن‌سباستین را برد

عشق در بعدازظهر L'Amour l'Apres-midi موقعیت رومر را به عنوان استاد به تصویر کشیدن پرمایه تفکر و احساس تثبیت کرد

حرکت‌های شبانه ۱۹۷۵

نشانه اسد Le Signe du Lion اولین فیلم سینمایی‌اش را در سال ۱۹۵۹

شش قصه اخلاقی که افرادی را نشان می‌دهد با افتادن به دام وسوسه، با بحران‌های اخلاقی روبه رو می‌شوند

کمدی‌ها و ضرب‌المثل‌ها ۱۹۸۰

یک قصه بهاری Conte de Printemps ۱۹۹۰ در سن ۷۰ سالگی

قصه پاییزی Conte d'Automne ۱۹۹۹ در سن ۷۹ سالگی

بلز پاسکال

بلِز پاسکال (به فرانسوی: Blaise Pascal) ‏ (۱۶۶۲ - ۱۶۲۳) ریاضی‌دان، فیزیک دان و فیلسوف فرانسوی که در سال‌های پایان عمر کوتاهش به الهیات روی آورد.

محتویات

    ۱ کودکی
    ۲ دوران اولیه زندگی و تحصیلات
    ۳ ابداعات در ریاضی
    ۴ ابداعات در ریاضی
    ۵ ابداعات در علوم فیزیکی
    ۶ بزرگسالی، مذهب، فلسفه و ادبیات
    ۷ تغییر مذهب
    ۸ رویارویی با مرگ
    ۹ نامه‌های ایالتی
    ۱۰ معجزه
    ۱۱ تفکرات
    ۱۲ کارهای پایانی و مرگ
    ۱۳ میراث
    ۱۴ سایر موارد
    ۱۵ کارها
    ۱۶ پانویس
    ۱۷ منابع
    ۱۸ جستارهای وابسته

کودکی

پاسکال در سه سالگی مادرش را از دست داد و تحت آموزش پدرش قرار گرفت. کارهای اولیه پاسکال در علوم طبیعی و کاربردی بود که وی در آنجا نقشی مهم در ساخت ماشین حساب های مکانیکی و مطالعه سیالات داشت. وی هم‌چنین با عمومیت دادن کار اوانجلیستا تُریچِلی نقشی مهم در توضیح مفهوم فشار و خلا نیز ایفا کرد. پاسکال هم‌چنین در دفاع از روش علمی نوشته‌های باارزشی دارد.
پاسکال به ایجاد دو زمینه جدید تحقیقاتی مهم کمک کرد. وی در ۱۶ سالگی رساله‌ای مهم در باب هندسه تصویری نوشت و در زمینه تئوری احتمال از ۱۶۵۴ با پیر دی فرما مکاتباتی داشت. پاسکال هم‌چنین نقش چشمگیری در پیدایش اقتصاد مدرن و علوم اجتماعی داشت.

پاسکال به دنبال تجربه یک وضعیت عرفان در ۱۶۵۴، کارهای علمی خود را رها کرد و خود را وقف فلسفه و الهیات کرد. دو اثر مشهور وی، Lettres provinciales و Pensées حاصل این دوران هستند. پاسکال سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و مرگ زودهنگام وی ۲ ماه پس از سی و نهمین سالروز تولدش به علایق و خواسته‌های او پایان داد.
دوران اولیه زندگی و تحصیلات

پاسکال در منطقه کلِرمون-فِران در ناحیه Auvergne در فرانسه متولد شد و در سه سالگی مادرش، آنتونیت بگن را از دست داد. پدرش، اتین پاسکال (۱۶۵۱-۱۵۸۸)، قاضی و عضو petite noblesseبود و به علوم و ریاضی علاقه داشت. بلز پاسکال برادر ژاکلین پاسکال بود و دو خواهر دیگر داشت که تنها یکی از آنها به نام ژیلبرت دوران کودکی را به سلامت طی کرد.

در سال ۱۶۳۱، اتین به همراه فرزندانش به پاریس نقل مکان کرد. اتین با توجه به نبوغ فوق‌العاده پسرش تصمیم به آموزش وی گرفت. پاسکال جوان در همان ابتدا استعداد خود را در ریاضیات و علوم طبیعی نشان داد، که شاید مکالمات همیشگی پدرش با عالمان برجسته علوم هندسه در پاریس از جمله رابروال، مرسن، دسارگوس، میدورگ، گاسندی و دکارت از جمله دلایل تمایل پاسکال بوده باشد. در یازده سالگی رساله‌ای کوتاه درباره اصوات اجسام ارتعاشی نوشت و پدرش در جواب به این موضوع، مطالعه ریاضات را برای وی تا سن ۱۵ سالگی ممنوع کرد تا بلز از مطالعه لاتین و زبان یونانی بازنماند. با این حال یک روز اتین متوجه شد که بلز (که در آن زمان ۱۲ سال داشت) با تکه‌ای زغال بر روی دیوار، اثباتی مستقل در مورد اینکه مجموع زاویه های یک مثلث برابر است با دو زاویه قائمه نوشته‌است. از آن زمان به بعد پاسکال اجازه مطالعه اقلیدس را یافت.

پاسکال علاقه‌ای ویژه به مطالعه کارهای رنه دکارت داشت. به دنبال مطالعه عقاید دکارت، پاسکال در ۱۶ سالگی رساله‌ای در باب مباحث مخروطی به نام ''Essai pour les coniques''(مقاله‌ای درباره مخروطی‌ها) نوشت. بخش اعظم این رساله اکنون از بین رفته‌است، ولی یک نتیجه مهم آن که به قضیه پاسکال معروف است به جای مانده‌است. کارهای پاسکال چنان باارزش بودند که زمانی که دکارت دست نوشته‌های وی را دید، نتوانست باور کند که این کارها توسط پدر پاسکال نوشته نشده‌اند.

در سال ۱۶۳۸، مخالفت اتین با سیاست‌های مالی کاردینال ریشیلیو خانواده پاسکال را مجبور به فرار از پاریس کرد. تنها زمانی که ژاکلین در بازی بچه‌ها با کاردینال ریشیلیو موفق عمل کرد، اتین بخشیده شد. در سال ۱۶۳۹، خانواده پاسکال به روان (فرانسه) نقل مکان کردند و اتین در آنجا مامور جمع‌آوری مالیات شد.

در ۱۸ سالگی، پاسکال برای کمک به پدرش در انجام محاسباتش یک ماشین‌حساب مکانیکی ساخت که قادر به محاسبه جمع و تفریق بود و ماشین حساب پاسکال نام گرفت. از جمله نمونه‌های اولیه این ماشین‌حساب در موزهZwinger در درسدن آلمان قرار دارد. گرچه این ماشین‌حساب ها درواقع مقدمه پیدایش مهندسی کامپیوتر بوده‌اند، اما آنها از لحاظ تجاری موفقیت چندانی به دست نیاوردند. طی دهه بعدی پاسکال طرح خود را ارتقا داد و بیش از ۵۰ عدد از آنها را ساخت.
ابداعات در ریاضی
بلز پاسکال

علاوه بر دستاوردهای دوران کودکی اش، پاسکال در بقیه زندگی اش نیز بر دانش ریاضی تأثیر گذاشت. در سال ۱۶۵۳، پاسکال رساله‌ای به نام «در باب مثلثات حساب» (به فرانسوی: Traité du triangle arithmétique) نوشت که در آن یک صورت جدولی راحت برای ضرایب دوجمله‌ای شرح داد که امروزه مثلث پاسکال نامیده می‌شود. یانگ هو ریاضی‌دان چینی از سلسله کین ۴ قرن پیش از پاسکال به مسئله‌ای مشابه مثلث پاسکال پرداخته بود.

در سال ۱۶۵۴ پاسکال تحت تأثیر یکی از دوستانش چوالیر دی مر که به مسائل قمار و شرط بندی علاقه داشت، با فرما در این باب مکاتبه کرد و نتیجه آن مکاتبات تئوری احتمالات در ریاضی بود. و مشکل مورد نظر وی این بود که دو باریکن قمار که بازی را زودتر ترک می‌کنند، با توجه به وضعیت موجود بازی، می‌خواهند با توجه به شانسشان برای بردن بازی، سهام را عادلانه تقسیم کنند. از این مبحث نظر ارزش مورد انتظار بوجود آمد. پاسکال بعدها (در «تفکرات») از استدلال‌های احتمالی استفاده می‌کرد، (شروط پاسکال)، تا ایمان و اعتقاد به خدا و زندگی زاهدانه را توجیه کند. کارهای ارزشمند فرمت و پاسکال در احتمالات و ریاضیات مبنایی بسیار مهم برای لایبنیتز در خلق فرمول ریاضیات بسخردی محسوب می‌شود. [۱]

پاسکال پس از تجربیات عرفانیش در سال ۱۶۵۴، کارها و مطالعات خود در ریاضییات را رها کرد. با این حال پس از یک شب بی‌خوابی کشیدن در سال ۱۶۵۸، او بصورت ناشناس جایزه‌ای را برای تربیع سیکلوئید اختصاص داد. ژان والیس، هایجین، کریستفر ورن و چندی دیگر راه‌حل‌هایی را ارائه دادند. پاسکال هم تحت نامی مستعار راه‌حل خود را ارائه داد. پس از آنکه پاسکال خود را برنده اعلام کرد، مباحثات و مناقشات سختی در گرفت.
ابداعات در ریاضی

دستاورد مهم پاسکال در ارتباط با فلسفهِ ریاضی مربوط به اثر وی بنام De l'Esprit géométrique (در باب مغهوم هندسه) بود که در ابتدا به عنوان مقدمه‌ای برای کتاب هندسهِ برای یکی از مدارس معروف «مدارس کوچک پورت‌رویال» (Les Petites-Ecoles de Port-Royal) نوشته شده بود. این کار برای مدت بیش از یک قرن از مرگ پاسکال انتشار نیافت.. در این اثر پاسکال به مسالهِ کشف حقایق پرداخت و عنوان کرد که بهترین راه برای این کار این است که تمامی موضوعات را در مورد حقایق از قبل اثبات شده پیدا کرد. در عین حال وی عنوان کرد که این کار غیر ممکن است چراکه برای اثبات این حقایق به اثبات رسیده به حقایق دیگری نیاز است و بنابراین اولین اصل قابل حصول نیست. بر این اساس، پاسکال عنوان کرد که روشهای مورد استفاده در علم هندسه با اصول خاص آن و درنظر گرفتن موضوعات مرتبط با آنها در حد امکان مناسب هستند. با این وجود راهی وجود نداشت که در مورد درستی اصول مطمئن شد.

پاسکال همچنین با استفاده از De l'Esprit géométrique یک تئوری در ارتباط با معنی بسط داد. وی دو گونه معنا را از هم متمایز ساخت، اولی معانی قراردادی هستند که توسط نویسنده طرح می‌شوند و دومی معانی‌ای هستند که در داخل زبان هستند و همه آنها را می‌فهمند، و دلیل این است که مرجع به طور طبیعی مشخص است. نوع دوم ویژگی فلسفهِ ماهیت‌گراییاست. پاسکال ادعا کرد که تنها تعاریف گونهِ اول در مورد علوم و ریاضی مهم هستند و عنوان کرد که در این زمینه‌ها باید فلسفهِ صورت‌گرایی مطروحه توسط دکارتز مورد استفاده قرار گیرد. درDe l'Art de persuader (در باب هنر قانع‌سازی)، پاسکال نگاهی دقیق‌تر به روش بدیهی هندسه داشت و خصوصاً به این مورد پرداخت که چگونه مردم در مورد اصول بدیهیکه از آنها نتیجه‌گیری می‌کنند قانع می‌شوند. پاسکال با میشل دو مونتین هم عقیده بود که حصول اطمینان در مورد این بدیهیات و نتیجه‌گیری از طریق روش‌های بشری غیرممکن است. وی اظهار داشت که این اصول تنها از طریق شهود قابل درک است و اینکه این حقیقت لزوم تسلیم در برابر خداوند برای رسیدن به حقایق را مورد تاکید قرار می‌دهد.
ابداعات در علوم فیزیکی

مطالعات پاسکال در مورد سیالات (هیدرودینامیک و هیدروستاتیک) بر اساس اصول سیالات هیدرولیک بود. اختراعات او در این زمینه شامل فشار هیدرولیک (استفاده از فشار هیدرولیک برای افزایش نیرو) و سرنگ بود. در سال ۱۶۴۶، پاسکال از آزمایش‌ها اوانجلیستا توریسلی[ در ارتباط با فشارسنج آگاهی یافت. وی این آزمایشات را دوباره با استفاده از لوله‌ای پر از جیوه تکرار کرد و این لوله را به صورت وارونه درون کاسه‌ای از جیوه قرار داد و پاسکال این سئوال را مطرح کرد که چه نیرویی بخشی از جیوه را درون لوله نگهداشته و چه چیزی فضای بالای جیوه در لوله را پر کرده‌است. در آن زمان اکثر عالمان بر این عقیده بودند که غیر از خلا ماده‌ای نامرئی در آن فضا وجود دارد.

پاسکال به‌دنبال انجام آزمایش‌ها دیگری در این زمینه در سال ۱۶۴۷ پاسکال Experiences nouvelles touchant le vide (تجربیات جدید از خلا) را نوشت که در آن قوانین اصلی در مورد میزان تأثیر فشار هوا بر مایعات مختلف عنوان شده بود. پاسکال همچنین دلایل این مساله را که چرا در بالای ستون مایعات در لوله بارومتر خلا وجود دارد را عنوان کرد.

در سال ۱۶۴۸، پاسکال مطالعات خود را در این زمینه ادامه داد و در همین راستا شوهرخواهرش یک بارومتر را به ارتفاعات بالا برد و این نکته به اثبات رسید که سطح جیوه تغییر می‌کند و پاسکال این آزمایش را با انتقال بارومتر به بالای برج یک کلیسا در پاریس و سپس به پایین آن تکرار کرد. این آزمایش‌ها که در نهایت منجر به بنیاد نهادن اساس بارومترشد با تحسین مردم در سرتاسر اروپا مواجه شد.

درپاسخ به این نقدها که باید چیزی نامرئی در فضای خالی‌ای که پایپسکال عنوان کرده وجود داشته باشد، پاسکال در پاسخ به استین نوئل یکی از مهم‌ترین نظریات قرن هفده را در ارتباط با روش علمی ارائه داد: «برای اثبات یک فرضیه اینکه تمامی موارد مطابق آن باشند کافی نیست، اما اگر تنها یک مساله خلاف آن باشد، همان یک مورد برای نقض فرضیه مورد نطر کافی است» تاکید و پافشاری وی در مورد وجود خلا باعث اختلاف او با برخی دانشمندان مطرح زمان از جمله دسکارتس شد.
بزرگسالی، مذهب، فلسفه و ادبیات
تغییر مذهب
پاسکال در حال مطالعه سیکلوئید سال 1785 توسط اگوستین پاژو ، موزه لوور

پاسکال در اثر اصلی خود Pensées موضعی علیه دین اسلام و محمدبن عبدالله اتخاذ کرد. او عیسی مسیح و محمدبن عبدالله را باهم مقایسه کرد، رابطهٔ آن دو را تضاد اعلام نمود و به بهشتی که در قرآن وصف شده تاخت. در یکی از نسخه‌های منتشرشده از Pensées، فصلی هست مجزا تحت عنوان Contre Mahomet. این جنبه از تفکر او اغلب، و به خصوص در کشورهای اسلامی، نادیده گرفته شده.[نیازمند منبع]

با توجه به زندگی پاسکال می‌توان گفت که دو مورد دلیل تغییر مذهب وی بوده‌اند: بیماری و یانسن‌گرایی. از حدود هجده سالگی بود که پاسکال به نوعی بیماری عصبی دچار شد که هر روزه وی را آزار می‌داد. در سال ۱۶۴۷، در پی یک حمله عصبی پاسکال دچار لمسی اندام شد، به طوریکه بدون عصا قادر به راه رفتن نبود. وی همیشه دچار سردرد بود و از آن پس همیشه مشکل سوزش روده و معده داشت، پاهایش همواره سرد بودند و برای جریان یافتن خون در آنها نیاز به کمک بیرونی بود، پاسکال برای گرم کردن پاهایش همواره جوراب هایش را در شراب خیس می‌کرد. برای استفاده از روش‌های درمانی بهتر وی به همراه خواهرش ژاکلین به پاریس رفت. سلامتی او بهبود یافت، اما سیستم عصبی پاسکال همچنان دچار مشکل بود. علاوه بر این وی دچار خودبیمارانگاری بود که تأثیر بسیاری بر شخصیت و نگرشش داشت. پاسکال بسیار عصبی و تندخو شد و بسیار کم می‌خندید که این رفتارها از دید بعضی نشانه‌های غرور و سلطه‌جویی بودند.[۱] در سال ۱۶۴۵، لگن پدر پاسکال دچار آسیب دیدگی شد و در نتیجه وی تحت مراقبت یک دکتر یانسن‌گرا قرار گرفت. بلز اغلب با دکتر مکالماتی داشت و پس از درمان موفقیت‌آمیز پدرش از طریق وی کتاب‌هایی از نویسندگان یانسن‌گرا به امانت گرفت. در این دوره پاسکال نوعی «دگرگونی اولیه» را تجربه کرد و طی سال پس از آن شروع به نوشتن درباره موضوعات دینی کرد.

پاسکال در این زمان احساس دوری از عقاید اولیه مذهبی اش را داشت و طی چند سال این دوره را که به گفته وی «دوره زمینی» بود سپری کرد. پدر پاسکال در سال ۱۶۵۱ از دنیا رفت و به‌دنبال آن بلز اموال پدر را به ارث برد و سرپرست خواهرش ژاکلین شد که علی‌رغم میل برادر در همان سال در پورت-رویال راهبه شد. زمانی که وقت سوگند پایانی ژاکلین بود، بلز از دادن پول ارث پدر به وی برای مخارج راهبه شدن (جهیزیه عروس مسیح) خودداری کرد. بدون پول، ژاکلین نمی‌توانست موقعیت چندان مناسبی در دیر راهبه‌ها داشته باشد. به همین خاطر پاسکال نرم شد و تصمیم خود را عوض کرد.[۲]

پس از فراغت از امور خواهرش پاسکال دیگر هم آزاد بود و هم ثروتمند. وی یک خانه مجلل پر از خدم و حشم برای خود تهیه کرد و سوار بر کالسکه‌ای با چهار یا پنج اسب به پاریس می‌رفت. پاسکال دوران فراغتش را به معاشرت با بذله‌گویان، زنان و قماربازان (گواه کارهای وی در مورد حساب احتمالات است) سپری می‌کرد. زمانی وی به دنبال بانوی زیبا و فهمیده ای در ناحیه اوورن بود که از آن بانو به نام سافوی دشت و صحرا یاد می‌کرد.[۳] در این زمان بود که پاسکال کتاب Discours sur les passions de l'amour («مکالمه در باب احساسات عاشقانه») را نوشت و به فکر ازدواج افتاد – که بعدها آن را به عنوان «پست‌ترین وضعیت زندگی که مسیحیان به آن مجاز شده‌اند» شرح داد.[۴]

ژاکلین بلز را به خاطر لهو و لعبش نکوهش کرد و برای تغییر وی دعا کرد. در طی ملاقات هایش با خواهرش در پورت رویال در سال ۱۶۵۴، وی امور دنیوی را خوار و حقیر عنوان می‌کرد ولی کششی به سوی خداوند نداشت.[۵]
رویارویی با مرگ

در تاریخ ۲۳ نوامبر سال ۱۶۵۴ او در تصادفی روی پل نیلی گرفتار شد که در آن اسب‌های کالسکه که کنترل خود را از دست داده بودند از دیواره پل پایین افتادند و کالسکه را به دنبال خود کشیدند. خوشبختانه در این حین میله اتصال شکسته شد و کالسکه از اسب‌ها جدا و نیمی از آن از پل آویزان شد. پاسکال و دوستانش در این حادثه صدمه‌ای ندیدند، اما فیلسوف احساساتی که مرگ را در جلوی چشمانش دیده بود، از وحشت غش کرد و مدتی بیهوش شد. او که ۱۵ روز بعد حوالی ساعت ۱۰٫۳۰ تا ۱۲٫۳۰ به هوش آمد، تصویر مذهبی قوی‌ای در ذهنش نقش بسته بود که آن را در یادداشتی کوتاه سریعاً ثبت کرد: آتش. «خدای ابراهیم، خدای اسحاق، خدای یعقوب، و نه خدای فلسفه دانان و دانشمندان و...». ا. یادداشت خود را با نیایش ۱۱۹:۱۶ ختم نمود: «پیغام تو را فراموش نخواهم کرد. آمین.» او این یادداشت را با دقت به کت خود دوخته بود و هرگاه لباس خود را عوض می‌کرد آن را نیز جا به جا می‌کرد. خدمتکار او این یادداشت را پس از مرگ پاسکال پیدا کرد.[۶] در طول زندگی اغلب به غلط از وی به عنوان مردی لاابالی یاد می‌شد و بعدها تنها به دلیل اینکه بستر مرگ برای خود ساخته بود، طرد شد.

پاسکال که عقاید و باورهای مذهبی‌اش جان تازه‌ای گرفته بود در ژانویه ۱۶۵۵ سفری ۲ هفته‌ای به صومعه‌ای قدیمی در پورت رویال کرد. در این زمان یعنی بعد از تحولات مذهبی بود که او اولین اثر ادبی خود در مورد مذهب را با نام نامه‌های ایالتی نوشت.
نامه‌های ایالتی
نوشتار اصلی: Lettres provinciales‎
تاریخ ادبیات فرانسه
By category
French literary history

Medieval
16th century · 17th century
18th century · 19th century
20th century · Contemporary
French writers

Chronological list
Writers by category
Novelists · Playwrights
Poets · Essayists
Short story writers
France portal
Literature portal
این جعبه:

    نمایش
    بحث
    ویرایش

پاسکال که نوشتن این مجموعه را در سال ۱۶۵۶ آغاز کرد، با این اثر ضربه‌ای بیادماندنی به کازویستری، آیین مذهبی مذهب مشهوری که متفکران کاتولیسم در اوایل دوره مدرن (مخصوصا یسوعیان) از آن پیروی می‌کردند، وارد کرد. پاسکال مغلطه‌گری را استفاده از استدلال پیچیده برای توجیه بی بند باری اخلاقی عنوان کرد. روش استدلال وی بسیار زیرکانه بود: «نامه‌های ایالتی» به گونه‌ای نگاشته شده‌است که چنین به نظر می‌رسد که شخصی پاریسی به دوستان ایالتی خود در موارد اخلاقی و الهیات، نامه‌هایی را نوشته که پس از مدتی باعث ایجاد محافل مذهبی و اندیشمندانه در پایتخت می‌شود. پاسکال با تلفیق عقاید یک کشیش باهوش و تجربیات افراد عادی سطحی جدید از نگارش را در نثر فرانسه ایجاد کرد. این مجموعه ۱۸ نامه‌ای طی سال‌های ۱۶۵۶ و ۱۶۵۷ با تخلص لوئیس دی مونتالت چاپ شد که باعث خشم لوئیس چهاردهم گردید. پادشاه در سال ۱۶۶۰ دستور داد تا تمام نسخه‌های این مجموعه را بسوزانند. در سال ۱۶۶۱ مدرسهِ یانسن‌گراها در پورت‌رویال محکوم و بسته شد. کسانیکه در آن مدرسه کار می‌کردند در سال ۱۶۶۵ سندی با عنوان فتوای پاپ را امضا کردند که تعالیم یانسن را محکوم کرد و آن را بدعت خواند. آخرین نامهِ پاسکال در سال ۱۶۵۷ نشاندهندهِ تمرد آشکارا از پاپ بود و باعث شد الکساندر هفتم نامه‌ها را محکوم کند. اما این کار مانع خواندن این نامه‌ها توسط تحصیل‌کردگان فرانسه نشد. حتی به نظر می‌رسید که الکساندر هفتم هم با اینکه نامه‌ها را محکوم کرده، اما در خفا استدلالات پاسکال را پذیرفته‌است. چند سال بعد او بی بند و باری در کلیسا را محکوم کرد و دستور داد متون مغلط بازنویسی شوند.(۶۶-۱۶۶۵)

مجموعه «نامه‌های ایالتی» در کنار تأثیر مذهبی‌ای که داشت، اثر ادبی مشهوری هم بود. استفاده از شوخی، مضحکه و هجو تند و گزنده در متن، مجموعه را برای خوانندگان کاملاً قابل هضم کرده بود و بر روی شیوه نگارش نویسندگان فرانسوی از جمله ولتر و ژان ژاک روسو تأثیر گذاشت. چند نامهِ اول به معرفی اصول و عقاید مکتب یانسن‌گرایی مانند دگم‌های «قدرت بی‌واسطه» (نامهِ اول) و «لطف و مرحمت به اندازه» (در نامه‌ِ دوم) اختصاص دارد و نشان می‌دهد چرا این عقاید بدعت‌گذارانه نیستند. پاسکال در نامه‌های بعدی به طرفداری و دفاع از یانسن‌گراهای پورت‌رویال می‌پردازد—در این زمان فشارها بریانسن‌گراهای پورت‌رویال برای دست کشیدن از آموزشها و عقاید خود افزایش یافته بود—و همچنین این نامه‌ها محتوی انتفاد از مغلطه‌کاری و سفسطه بود. نامهِ شانزدهم شامل عذرخواهی منحصربه‌فردی و غیرعادی است، «اگر زمان می‌داشتم، نامه‌ای کوتاه تر می‌نوشتم»

«نامه‌های ایالتی» با افبال عمومی بسیاری روبه رو شد تا آنجا که ولتر این مجموعه نامه‌ها را بهترین کتاب نوشته شده در فرانسه خواند..«[۷] و زمانیکه از بوسوت پرسیدند که اگر کتاب‌های خود را ننوشته بود دوست داشت کدام کتاب را نوشته باشد، در پاسخ گفت:»نامه‌های ایالتی«پاسکال[۸]
معجزه

پس از اینکه پاسکال از نظارت بر انتشار «نامه» آخرش فراغت یافت و به پاریس بازگشت، اعتقادات مذهبی وی بدلیل ارتباط نزدیکش با وقوع یک معجزه در دیر راهبه‌های پورت رویال افزایش یافت. خواهرزادهِ ۱۰ ساله پاسکال بنام مارگارت پریر دچار بیماری فیستول بود که باعث عفونی شدن بدنش شده بود و چشمها و بینیش را نیز تحت تأثیر قرار داده بود و پزشکان از مداوای وی ابراز ناامیدی کرده بودند. سپس در۲۴ مارس سال ۱۶۵۷ یک انسان معتقد چیزی را به پورت‌رویال اهدا کرد که به عقیدهِ وی و سایر معتقدین خاری از تاجی بود که باعث شکنجه حضرت مسیح شده بود. راهبه‌ها طی مراسمی با خواندن سرودهای مذهبی این خار را در محراب دیر خود قرار دادند. هر کدام از راهبه‌ها به نوبت این جسم مقدس را می‌بوسیدند و یکی از آنها که مارگارت را در بین عبادت‌کنندگان دید، جسم مقدس را برداشت وبا آن پای دخترک را لمس کرد. غروب همان روز مارگارت اظهار داشت که چشم‌هایش دیگر درد نمی‌کنند و مادر مارگارت نیز متوجه شد که اثری از بیماری در بدن دخترک نیست و پزشک نیز از این قضیه را تاکید کرد. پاسکال و نه راهبه این قضیه را که به اعتقاد آنها یک معجزه بود، در دور و اطراف پخش کرد. هفت پزشک دیگر که از بیماری مارگارت مطلع بودند، اظهار داشتند که به عقیدهِ آنها معجزه اتفاق افتاده‌است. ماموران اسقف نیز این مساله را بررسی کردند و به همان نتیجه رسیدند و اجازه برقراری مراسم مذهبی را در پورت‌رویال دادند. جمعیت زیادی از معتقدین برای دیدن و بوسیدن این خار آمدند و تمامی کاتولیک‌های پاریس نیزاز این معجزه احساس شادمانی کردند. بعدها هم کاتولیک‌ها و هم یانسن‌گراها از این معجزهِ مستدل در دفاع از عقاید خود استفاده کردند. در سال ۱۷۲۸، پاپ بندیکت XIII با اشاره به این معجزه اظهار داشت که عصر معجزه هنوز به پایان نرسیده‌است.
تفکرات
نوشتار اصلی: Pensées‎

متأسفانه پاسکال نتوانست پیش از مرگش مهم‌ترین کار مذهبیش بنام Pensées («تفکرات») را به اتمام برساند. قرار بود که این اثر بررسی بی‌نقض و جامعی در دفاع از مسیحیت باشد که عنوان اولیهِ آنApologie de la religion Chrétienneگ] به معنای دفاع از مذهب مسیحیت بود. پس از مرگ وی صفحاتی دستنوشته در وسائل او یافت شد که بر روی آنها افکار مختلفی به صورت درهم اما گویا نوشته شده بودند. اولین نسخه از این نوشته‌های مجزا در سال ۱۶۷۰ با نام Pensées de M. Pascal sur la réligion, et sur quelques autres sujets («تفکرات پاسکال در ارتباط با مذهب و سایر موضوعات) به صورت کتاب چاپ شد و بلافاصله به اثری ارزشمند تبدیل شد. نگرانی و هراس دوستان پاسکال و اندیشمندان از اینکه این»تفکرات«گسسته بجای زهد و دینداری منجر به ایجاد شبه در دین شود باعث شد تا آنها قسمت‌های مورد شک رامخفی کرده و سایر قسمت‌ها را تغییر دهند، به نحوی که موجب ناخشنودی شاه و یا کلیسا نشوند[۹] در آن زمان دیگرآزارها و اذیت‌های قبلی متوجه پورت‌رویال نبود و ویراستاران تمایل نداشتند که دوباره این آزارها و مشکلات از سر گرفته شوند. تا قبل از قرن نوزدهم»تفکرات" به صورت کامل و اصل منتشر نشد.

«تفکرات» پاسکال شاهکار و نقطهِ عطفی در نثر فرانسه محسوب می‌شود. سنت بیو در ارتباط با یکی از قسمت‌های این کتاب اظهار داشت که این صفحات بهترین در زبان فرانسه هستند..[۱۰] ویل دورانت، در اثر جامه یازده جلدیش]]تاریخ تمدن [[آنرا به عنوان بهترین کتاب نثر فرانسه مورد ستایش قرار داد..«[۱۱] پاسکال در»تفکرات" چندین تناقض فلسفی را بررسی کرد: بیکرانی و هیچ، ایمان و خرد، درون و ماده، مرگ و زندگی، معنا و پوچی و... و چنین به نظر می‌رسد که غیرازجهل، خضوع و گذشت به نتایج دیگری دست نیافت. و با ادغام آنها وی شروط پاسکال را ایجاد کرد.
کارهای پایانی و مرگ
Pascal's epitaph in Saint-Étienne-du-Mont, where he was buried.

تی اس الیوت پاسکال را در دوران زندگی‌اش «مردی زمینی در میان زاهدان و زاهدی در میان انسان‌های زمینی« توصیف کرد. زندگی زاهدانه پاسکال نتیجه عقیده‌ای بود که طبیعتاً برای رنجش یک فرد کافی بود. در سال ۱۶۵۹، پاسکال که هیچ گاه از نعمت سلامتی برخوردار نبود، به شدت احساس بیماری کرد. طی سال های پایانی زندگی‌اش، پاسکال از درمان پزشکانش سر بازمی‌زد و عنوان می‌کرد: بیماری وضعیتی طبیعی برای مسیحیان است.[۱۲]

لوئی چهاردهم نهضت یانسن‌گرایی را در سال ۱۶۶۱ در پورت‌رویال سرکوب کرد. در پاسخ پاسکال یکی از کارهای نهایی‌اش را به نام Écrit sur la signature du formulaire (کتابی در باب نشان صورت)، که در آن یانسن‌گرا را از تسلیم شدن برحذر داشت نوشت. در همان سال خواهرش ژاکلین فوت کرد که باعث شد پاسکال بحث در باب یانسن‌گرایی را خاتمه دهد. بزرگ‌ترین دستاورد پاسکال در ارتباط با نبوغ مکانیکی وی، ایجاد شاید اولین خط اتوبوس برای حمل مسافران در داخل پاریس در کالسکه‌هایی با چندین صندلی بود.

در سال ۱۶۶۲ بیماری پاسکال وخیم شد. پاسکال با آگاهی از اینکه سلامتی‌اش رو به وخامت است، خواستار بستری شدن در بیمارستان شد، اما دکتر وی اعلام داشت که وضعیت او چنان ناپایدار است که نمی‌شود او را به بیمارستان منتقل کرد. در تاریخ ۱۸ آگوست سال ۱۶۶۲ در پاریس، پاسکال دچار تشنج شد و مراسم تدفین و نیایش برای وی به اجرا درآمد. صبح روز بعد وی جان باخت، در حالی که این کلمات را بر زبان داشت «خدایا هرگز تنهایم نگذار». جسدش را در گورستان Saint-Étienne-du-Mont دفن کردند.[۱۳]

در کالبدشکافی انجام شده پس از مرگ معلوم شد که معده پاسکال و همچنین شکمش وضعیت بسیار بدی داشته و مغز او نیز دچار آسیب بوده‌است. با وجود انجام کالبدشکافی، علت اصلی بیماری مداوم وی معلوم نشد، با این حال نظریاتی در مورد ابتلا به سل و سرطان معده یا هردو هم‌زمان در این مورد وجود داشت.[۱۴] همچنین آسیب مغزی پاسکال را دلیل سردردهای وی دانستند.
میراث

به افتخار ابداعات علمی وی، نام «پاسکال» به واحد فشارSI، به زبان‌برنامه‌نویسی و قانون پاسکال و همچنین همانطور که در بالا عنوان شد به مثلث پاسکال و شروط پاسکال داده شد.

مهم‌ترین ابداع پاسکال در علم ریاضی تئوری احتمال بود. این تئوری که در ابتدا در مورد قمار کاربرد داشت، امروزه در علم اقتصاد و خصوصاً در علوم آماری بسیار مهم است. جان راس در این باره نوشت، «تئوری احتمال و اکتشافات وابسته به آن دید ما به مسائلی مانند عدم قطعیت، ریسک، تصمیم گیری و توانایی شخص و جامعه برای تأثیر بر حوادث آتی را تغییر داد.»[۱۵] با این وجود باید اذعان داشت که اگرچه پاسکال و فرمات کارهای اولیهِ مهمی در ارتباط با احتمال انجام دادند، اما در این مورد چندان فرا نرفتند. کریستین هیگنز با آگاهی از مکاتبات پاسکال و فرمات در این زمینه، اولین کتاب خود را در این باب نوشت. افراد بعدی که در توسعهِ این تئوری نقش داشتند ابراهام دی مویور و پیر سیمون لاپلس بودند.

درادبیات نیز پاسکال از جمله مهم‌ترین نویسندگان دوره کلاسیک فرانسه محسوب می‌شود وآثار وی امروزه به عنوان شاهکار نثر فرانسه در نظر گرفته می‌شوند. استفادهِ وی از هجو و طنزنگاری برمجادله گرهای بعدی تأثیر گذاشت. مضامین کارهای ادبی پاسکال بیش از همه برای مخالفتش با خردگرایی رنه دکارت و تاکید هم‌زمان براین مطلب که فلسفه تجربه‌گرایی برای تعیین حقایق مهم ناکافی است در یادها می‌باشد.
سایر موارد

در کانادا یک مسابقه سالانه ریاضی بنام وی، پاسکال نام گرفته‌است. تمامی دانش‌آموزان کانادایی ۱۴ سال و کمتر که در کلاس نهم و یا پایین‌تر هستند می‌توانند در این مسابقه شرکت کنند.

تبادل افکار در مورد پاسکال در فیلمی بنام My Night At Maud's توسط کارگردان فرانسوی اریک رومر به تصویر کشیده شده‌است.

پاسکال میگفت در کنار من گردابی وجود دارد که شما این گرداب را نمی‌بینید و من هر چه میخواهم از آنجا بدست می آورم و به این ترتیب مسائل بزرگ را حل میکنم
کارها

    Essai pour les coniques (۱۶۳۹)
    Experiences nouvelles touchant le vide (۱۶۴۷)
    Traité du triangle arithmétique (۱۶۵۳)
    Lettres provinciales (۱۶۵۶–۵۷)
    De l'Esprit géométrique (۱۶۵۷ or ۱۶۵۸)
    Écrit sur la signature du formulaire (۱۶۶۱)
    Pensées (ناتمام در زمان فوتش)

سهمی

در ریاضیات سَهمی مکان هندسی نقاطی از صفحه است که از یک خط و از یک نقطه هم فاصله هستند. این منحنی که شَلجَمی هم نامیده می‌شود یکی از مقاطع مخروطی می‌باشد، زیرا از تقاطع یک صفحه و یک مخروط می‌تواند بوجود بیاید.[۱]
معادله

معادله ساده سهمی:y = x^2\, می‌باشد. شکل کلی معادله سهمی در دستگاه مختصات دکارتی، به شکل زیر است:

    A x^2 + B xy + C y^2 + D x + E y + F = 0 \,

که ضرایب A تا F همگی ثابت و حقیقی بوده، A یا C غیر صفر هستند، و همچنین B^{2} = 4 AC \,.
در نوشتارهای علمی

    منایخموس، ریاضیدان یونانی باستان سهمی را جهت حل مسئله تضعیف مکعب (ساختن مکعبی که حجم آن دو برابر حجم یک مکعب مفروض است فقط با استفاده از خط‌کش و پرگار)، مورد مطالعه قرار داد.[۲]
    اسحاق نیوتن در کتاب «اصول ریاضی فلسفه طبیعی»[۳] نشان داد که اگر نیروی کشش میان اجسام آسمانی متناسب با معکوس مجذور فاصله بین آن دو باشد، اجرامی که به دور یک جرم بزرگ می‌گرداند، یا باید حرکت دایره‌ای، بیضوی، سهموی و یا هذلولوی داشته باشند. نیوتن از سهمی برای محاسبه مدار شهاب سنگ‌ها استفاده کرد.[۴] امروزه می‌دانیم که اگر چه سهمی مدل خوبی برای حرکت شهاب سنگ‌ها می‌باشد ولی این مدل از دقت بالایی برخوردار نیست و بندرت مدار شهاب سنگ‌ها با دقت بسیار بالایی سهموی می‌باشند.[۵]
    گالیله نشان داد که وقتی جسمی را در هوا پرتاب می‌کنیم، مسیر حرکت آن سهموی می‌باشد.[۲] این موضوع زمانی صحت دارد که از مقاومت هوا و آثار چرخشی چشم پوشی شود.[۱]
    نیوتون و گرگوری نشان دادند که هنگامی که نور به صورت موازی به یک آینه سهموی تابانده شود، پس از انعکاس در کانون آن جمع می‌شود.[۲]
    پاسکال سهمی را تصویر یک دایره در نظر گرفت.[۲]
    اقتصادی‌ترین شکل پل کمانی در اغلب شرایط عملی سهمی می‌باشد.

مکان هندسی

مکان هندسی به مجموعه نقاطی گویند که دارای خصوصیت مشترکی باشند. این اصطلاح معمولاً در جایی بکار برده می‌شود که این نقاط تشکیل شکل پیوسته‌ای مانند یک منحنی بدهد. بطور مثال در فضای دو بعدی، خط را می‌توان مکان هندسی نقاطی تعریف نمود که فاصله آنها از دو نقطه ثابت به یک اندازه باشد.

مقاطع مخروطی را نیز می‌توان به صورت مکان هندسی تعریف نمود، به این ترتیب که:

    دایره: مکان هندسی نقاطی که از یک نقطه مشخص (مرکز) برابر با عددی ثابت (طول شعاع) باشد.
    بیضی: مکان هندسی نقاطی که مجموع فواصل آنها از دو کانون برابر با عددی ثابت باشد.
    هذلولی: مکان هندسی نقاطی که اختلاف فواصل آنها از دو کانون برابر با عددی ثابت باشد.
    سهمی: مکان هندسی نقاطی که فاصله آنها از کانون و از خط هادی با هم برابر باشد.