اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

گناه کبیره

گناه کبیره در باورهای اسلامی گناهی است که مستوجب عقاب می‌شود. طبق حدیثی از محمد باقر به تمامی گناهانی که در قرآن وعده آتش بر سرشان آمده است گناه کبیره گویند. گناهان کبیره یا کبائر شامل طیف وسیعی از گناهان می‌شوند که یا تنها به خود فرد مربوط است (مانند ناامیدی از رحمت خدا) و یا به دیگران (مانند لواط).

تکرار گناه صغیره و توبه نکردن از آن که به اصرار بر صغیره تعبیر می‌شود، خود از گناهان کبیره است.

آیت الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی کتابی به نام گناهان کبیره دارد.

عدالت

عدالت را در فلسفه «هر چیز در جای خود» معنی کرده‌اند. عدل، یکی از اصول پنج‌گانه‌ی تشیع می‌باشد. در این باره به مقاله عدل (شیعه) مراجعه کنید.

محتویات

    ۱ پیرامون واژه
    ۲ عدالت اجتماعی
    ۳ دیگر حوزه‌ها
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

پیرامون واژه

عدالت در لغت معادل نظم و ادب است. در پارسی «داد» معادل عدل، و «دادمندی» یا «دادگری» معادل عدالت است. «دادگر» نیز معادل عادل می‌باشد. «دادگستر» نیز به معنای گسترندهٔ عدل است. از دیگر واژه‌های دارای ترکیب داد در پارسی، دادگاه، دادیار، دادستان، دادخواهی، داددهی، دادرسی، دادپرسی و غیره می‌باشند.[۱] واژهٔ «داد» برگرفته از «داتا»ی ایرانی باستان به معنای «قانون» است.[۲]
عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی یعنی طراحی و اجرای نظام حقوقی به گونه‌ای که هر کس به حق عقلانی‌اش برسد و در مقابل آن حقوق، وظایفی را انجام دهد یا مسئولیت و عواقب تخلف از آن را بپذیرد. با این حال در تعریف عدالت اجتماعی توافق محکمی وجود ندارد.[نیازمند منبع]

به قولی داد یا عدالت به عنوان مفهومی اجتماعی عبارت است از داوری بر پایه برابری. با این مفهوم داد در مقابل بیداد (بی عدالتی) که به معنی قضاوت ناعادلانه است قرار دارد.[نیازمند منبع]
دیگر حوزه‌ها

عدالت در اصطلاح فقهی صفت کسی‌ست که گناه کبیره نکند و بر گناه صغیره اصرار نورزد. عدالت در اخلاق یونانی صفت کسی‌ست که هر سه صفت حکمت، شجاعت و عفّت را داشته باشد.

قصاص

قصاص در لغت، اسم مصدر از ریشه «قصَّ یقُصُّ» به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است.[۱] اما در فقه و حقوق قصاص مجازات مجرم به شکلی معمولاً مشابه جرم را گویند. به عنوان مثال اعدام قاتل به سبب انجام قتل، یا کور کردن فردی که بینایی دیگری را از او گرفته است.

محتویات

    ۱ احکام قصاص
    ۲ موافقان
    ۳ مخالفان
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

احکام قصاص

قصاص و یا نهادهایی شبیه به آن، درمیان جوامع انسانی بی سابقه نبوده است، حتی در قدیمی‌ترین قوانین بر جای مانده از تمدن‌های کهن شرقی و غربی، می‌توان نمونه‌هایی از «مقابله به مثل» را در نظام‌های کیفری پیدا کرد.[۲] ویل دورانت در تاریخ تمدن می نویسد : در بسیاری از قبایل اولیه، کشته شدن شخص الف توسط شخص ب سبب می شد که فرزندان شخص الف یا دوستش ج، شخص ب را به قتل می رساندند و پس از آن ج را پسران ب یا دوستش د بکشند و این عمل تا آخر حروف الفبا ادامه پیدا می کرد.

اصل انتقام در تمام طول تاریخ حقوق و قانون وجود داشته و اثر آن در قانون قصاص حقوق روم، قوانین حمورابی و شریعت موسی (چشم در مقابل چشم ) دیده می شود و به آسانی می توان تاثیر آن را در قوانین جزایی که امروزه در بعضی از کشورهاست را مشاهده کرد.
موافقان

قصاص ادیان ابراهیمی عموماً بر این نحوه مجازات صحه گذاشته اند. اما مورد قصاص در باره ی دو دین اصلی اسلام و یهودیت بیشتر مطرح است. امروزه در اکثر کشور های اسلامی خصوصاً عربستان و ایران قصاص به عنوان یک اصل قضایی پذیرفته است.

موافقان این نوع از مجازات به حق مظلوم بر قصاص و تاثیرات پیشگیرانه ی آن اشاره می کنند؛ اما این برهان ها از طرف بسیاری پذیرفتنی نیست. آن ها می گویند: اصل قانون قصاص موجب بازدارندگی از وقوع جرم می‌شود، چرا که اگر کسی بداند در مقابل هر جرمی که مرتکب شود، قصاص و مقابله‌ای به مثل خواهد داشت، از ارتکاب جرم دوری می‌کند.[۳]
مخالفان

بسیاری دیگر نیز قصاص به مثل را نوعی مجازات بی رحمانه و سنتی می دانند که از دوران کهن بر جای مانده است. برخی شاهد می‌آورند که طی سالیان دراز در جوامعی که قصاص وجود داشته جرائم نیز رواج داشته است، پس عاملیت بازدارندگی قصاص اشتباه است.

برخی در جواب مدافعان نظریه عدالت گفته‌اند: قصاص به معنای واقعی که تساوی کامل بین جرم و مجازات است، جز در موارد بسیار نادر قابل تحقّق نیست، شرایط، اوضاع و احوال حاکم بر وقوع جرم، اعم از خصوصیّات مجرم، زمان وقوع جرم، مکان وقوع جرم، خصوصیّات مجنی‌علیه و سایر عوامل مؤثر در وقوع جرم که بدون تردید موجب شدّت و ضعف جرایم می‌شود، نوعاً به گونه‌ای است که نمی‌توان همه آن شرایط را در اعمال مجازات نیز رعایت نمود، بنابراین، قصاص هرگز نمی‌تواند از تمام جهات با جرم یک‌سان باشد

دهلیز (فیلم)

دهلیز فیلمی به کارگردانی بهروز شعیبی است و نخستین فیلم بلند سینمایی او به شمار می‌آید. [۱]

رضا عطاران، هانیه توسلی، شاهرخ فروتنیان، سعید چنگیزیان، مسعود میرطاهری، نگار عابدی و افسانه چهره‌آزاد، بازیگران این فیلم هستند.[۲]

علی اصغری، فیلم‌نامه‌نویس این فیلم از نگارش دو فیلمنامه دیگر با نام های "دارآباد" و "درخونگاه" بر اساس تم دیه و قصاص و کامل شدن یک سه‌گانه خبر داد.[۳]
داستان

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

شیوا (هانیه توسلی) پس از به زندان افتادن شوهرش (رضا عطاران) از امیرعلی (محمدرضا شیرخانلو) پسرشان به سختی مراقبت می کند. امیرعلی که حالا کلاس اول دبستان است با تصمیم مادرش و مددکار اجتماعی، پی می برد پدرش در زندان محبوس است. وی احساس پدرانه او را در می یابد. پدر امیرعلی معلمی است که در یک درگیری خیابانی فردی را به قتل رسانده و در آستانه قصاص نفس قرار گرفته است. از مرگ می هراسد و دوست دارد برای فرزندش پدری کند. اما اولیای دم، به خصوص خواهر دو قلوی مقتول هنوز قاتل را نبخشیده اند ...
جوایز
اکران دهلیز در نجف‌آباد

    شعیبی برای کارگردانی فیلم دهلیز برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم سی و یکمین جشنواره فیلم فجر در بخش نگاه نو (مسابقه فیلم‌های اول) شد.
    هانیه توسلی در سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم دهلیز، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد.
    دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد توسط رضا عطاران در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران.(سال 1392)[۴]
    دریافت جایزه بهترین فیلم نامه توسط علی اصغری در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران.(سال 1392)

دوزیستان

دوزیستان یک رده از مهره‌داران هستند که شامل ۲۵۰ جنس و ۲۵۰۰ گونه هستند.

بسیاری از دودمان‌های دوزیستان اولیه کالبدهای نسبتاً بزرگی را تکوین دادند و به مکان‌های مسکونی موجود دست یافتند و تبدیل به گیاهخواران و شکارچیان بسیاری از اقلام غذایی محیط‌های آبی، نیمه‌آبی و زمینی گردیدند. گرچه آنها باید کاملاً پرطاقت بوده و شاید در این جنبه با خزندگان برابری کرده باشند، ولی هنوز برای تولید مثل، نظیر قورباغه‌ها و سمندرهای امروزی، به آب وابسته بوده‌اند.[۱]

دوزیستان جدید کاملاً متفاوت از دوزیستانی هستند که حدود ۷۵ میلیون سال بر قلمرو زمین فرمان راندند. نیاکان دوزیستان امروزی احتمالاً طی اواخر دوران دیرین‌زیستی به‌وجود آمده‌اند: بدن آنها کوچک بود و با مناطق زیستی حاشیه‌ای سازگاری یافتند و از منابعی استفاده می‌کردند که مورد استفادهٔ خویشاوندان بزرگشان واقع نمی‌شد. شاید بدین‌طریق آن‌ها از رقابت با مهره‌داران بعدی گریخته باشند.[۲]

خزندگان از یک دودمان دوزیستی ابتدایی پدید آمدند که درنتیجهٔ تکامل تخمی که می‌توانست در محیط خشکی رشد کند، از وابستگی به آب آزاد شده بود. خزندگان بسرعت شاخه-شاخه شدند و در تمام محیط‌هایی که توسط پسر عموهای دوزیستی بزرگشان اشغال شده بود، گسترش یافتند و شکارچیان و رقبای موفقی گردیدند. دوزیستان بزرگ در اواخر دورهٔ تریاس بتدریج از میان رفتند.[۳]
رده بندی دوزیستان

    راسته دوزیستان دم‌دار که سمندرها در این راسته قرار دارند.
    راسته بی‌دمان که قورباغه‌ها در این راسته قرار دارند.
    راسته بی‌پائیان مانند ژیمنوفیون و سیسفلیان‌ها.

ویژگی های اختصاصی

    پوست برهنه، مرطوب و نرم است با غدد مخاطی زیاد که ترشحات غدد باعث نرم و مرطوب شدن پوست می‌شود. پولک یا فلس روی پوست وجود ندارد.
    دو جفت اندام حرکتی برای راه رفتن یا شنا کردن دارند. تعداد انگشتان بین ۵ - ۴ عدد است. بین انگشتان در انواعی پرده شنا دیده می‌شود مانند قورباغه.
    اسکلت کاملاً استخوانی است و مهره‌ها دنده ندارند.
    قلب از دو دهلیز جدا و یک بطن مشترک با ۳ جفت سرخرگهای خروجی از بطن است. گردش خون مضاعف و ناقص است.
    تنفس به‌وسیله آبشش‌ها، ششها، پوست و پوشش داخلی دهان انجام می‌شود.
    مغز دارای دو نیمکره رشد طولی یافته‌است. لوبهای بویایی رشد متوسط دارند و از مغز ۱۰ جفت اعصاب جمجمه‌ای جدا می‌شود.
    همانند ماهیها جانوران خونسردی هستند.
    لقاح در انواعی داخلی و در انواعی خارجی است. اکثراً هم تخم‌گذار هستند.

ریزغوک

ریزغوک یا ریزوَک (Microfrog) گونه‌ای غوک از خانوادهٔ پتروپدتیدا می‌باشد و بومی آفریقای جنوبی است. همانگونه که از نامش پیداست کوچکترین غوک جهان است و درازای آن به ۱ تا ۱٫۸ سانتیمتر می‌رسد.

قورباغه

قورباغه، وَک یا غوک جانوری است دوزیست از راسته بی‌دمان (نام علمی: Anura).

رایج‌ترین دوزیستان جهان قورباغه‌ها و وزغ‌ها هستند. نوع بالغ قورباغه‌ها عموما بدون دم و چمباته‌زده هستند، آن‌ها پاهای بلند عقب برای پریدن و زبان بلند چسبناک برای گرفتن طعمه دارند. معمولاَ قورباغه‌ها بدن نرم و مرطوب دارند و در نزدیکی آب‌ها زندگی می‌کنند. وزغها اما پوست خشک و زگیل مانند دارند و عمدتاً روی خشکی زندگی می‌کنند.

محتویات

    ۱ زاد آوری
    ۲ قورباغه درختی یا داروک
    ۳ دانستنی‌ها
    ۴ پراکندگی و وضعیت بقا
    ۵ انجماد
    ۶ کاربرد در کشاورزی و تحقیقات
    ۷ گونه‌ها
    ۸ تصاویر
    ۹ منابع

زاد آوری

قورباغه‌ها و وزغها هر ساله به محل تولید مثل (محل تولد) خود باز می‌گردند. عموما نرها زودتر از ماده‌ها به آبگیرها می‌رسند و محدوده جفت گیری خود را مشخص می‌کنند. هنگامی که ماده‌ها به محل می‌رسند، نرها به‌وسیله آوازهای مخصوص آنها را به درون آبگیر دعوت می‌کنند. در صورتی که ماده‌ها به آواز نرها جواب بدهند، نرها به‌وسیله پاهای جلویی آنها را می‌گیرند. وقتی ماده‌ها تخم ریزی می‌کنند، نرها به‌وسیله اسپرم تخمها را بارور می‌کنند.

نحوه بغل کردن برای جفت گیری که به نام اتصال معروف است، به این شکل است که نر در سمت راست قرار می‌گیرد تا بتواند تخمها را بارور کند. این حالت ممکن است چند روز طول بکشد.
قورباغه درختی یا داروک

بعضی از قورباغه‌های مناطق گرم با زندگی روی درختان و بوته‌ها سازگاری پیدا کرده‌اند. بعضی از گونه‌ها هرگز درختان را ترک نمی‌کنند و حتی روی درختان، تولید مثل می‌کنند. بیشتر داروکها دارای انگشتان بلند و دست و پا هستند که روی آنها صفحه‌های چسبناکی برای گرفتن شاخه‌ها و برگهای نرم وجود دارد. بعضی از داروکها با استفاده از انگشتان پرده دارشان که به عنوان بال پرواز به کار می‌برند، از این درخت به آن درخت می‌پرند. این قورباغه درختی جنگلهای بارانی آمریکای مرکزی، یک قورباغه پرنده‌است که از این درخت می‌پرد. او در حالی که روی شاخه‌ها راه می‌رود، حشرات را شکار می‌کند.
دانستنی‌ها

وزغ نیزار متعلق به آمریکای مرکزی و جنوبی در سال ۱۹۳۵ برای کنترل سوسک‌های نیشکر که آفت ساقه‌های نیشکر هستند، به نواحی شمال‌شرقی استرالیا برده شده. متاسفانه وزغ نیزار در محیط زیست خود بیش از حد سازگاری پیدا کرد. این وزغ به سرعت افزایش پیدا کرد و تعداد بیشماری از گونه‌های حشرات محلی و حیوانات استرالیا را خورد. بعضی از این گونه‌ها در حال حاضر در معرض خطر قرار دارند. این وزغ به دلیل سمی بودن و غیر قابل خورده شدن، شکارچیان کمی دارد.

نمونه‌های اندکی از قورباغه‌هایی که شش ندارند نیز یافت شده‌است[۱].
پراکندگی و وضعیت بقا
نوشتار(های) وابسته: کاهش جمعیت دوزیستان

در اغلب مناطق جهان زیستگاه قورباغه‌ها گسترده شده‌است، بااین‌حال آن‌ها در قطب جنوب و و در بسیاری از جزایر اقیانوسی حضور ندارند.[۲][۳] با توجه به ساختار و نیاز پوست قورباغه‌ها، بزرگترین تنوع آن‌ها را می‌توان در در مناطق گرمسیری جهان، جایی که آب به آسانی در دسترس است، یافت.
انجماد
سنگواره یک قورباغه که احتمال می‌رود Palaeobatrachus gigas باشد.

برخی از گونه‌های قورباغه دارای مواد ضدیخ در خون خود هستند به طوری که با آغاز زمستان و پایین آمدن دما بدنشان منجمد می‌گردد و با فرا رسیدن بهار بدن یخ زده شان دوباره احیاء می‌شود و قورباغه به فعالیت خود ادامه می‌دهد.[۴][۵]
کاربرد در کشاورزی و تحقیقات

قورباغه‌ها به صورت تجاری برای اهداف مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرند. همچنین قورباغه‌ها به عنوان یک منبع غذایی استفاده می‌شوند؛ پای قورباغه در کشورهای چین، فرانسه، اندونزی، فیلیپین، شمال یونان و در بسیاری از مناطق آمریکای جنوبی، به ویژه لوئیزیانا یک خوراک به حساب می‌آید.
گونه‌ها

۳۷۰۰ گونه از وکها و وزغها در دنیا وجود دارد که به غیر از جنوبگان (قاره قطب جنوب) در همه نقاط دنیا می‌توان آنها را یافت. برخی از آنها عبارت‌اند از:

    قورباغه سبز
    وزغ سبز
    وزغ بیلچه‌پای
    قورباغه نیزه سمی
    ریزغوک

ژوراسیک

ژوراسیک یکی از دوره‌های زمین‌شناسی در دوران میانه‌زیستی (مزوزوئیک) است. طول زمانی این دوره به ۱۹۹٫۶-۱۴۵٫۵ میلیون سال پیش برمی‌گردد و به سه دوره ژوراسیک پسین، میانی و پیشین تقسیم می‌شود و نام خود را از کوه‌های ژورا در آلپ گرفته‌است. اولین پرندگان در این دوره بوجود آمدند. همچنین مهره‌داران نیز مانند ماهی و دایناسور و... در این دوره فراوان بودند. اولین قورباغه مانند قورباغه‌های امروزی در این دوره ظهور کرد و وجود این میزان تنوع زیستی نشان از هوای معتدل این دوره‌است. از لحاظ جغرافیایی نیز این دوره تغییر چندانی نسبت به دوره قبل از خود نکرد.

کرتاسه

دوره کرتاسه بعد از تریاس و ژوراسیک سومین دوره دوران میانه‌زیستی است که در ۱۴۵٫۵ تا ۶۵ میلیون سال پیش بود و در واقع هفتاد میلیون سال به طول انجامید و از این لحاظ طولانی‌ترین دوره در میانه‌زیستی است. نام این دوران اولین بار در سال ۱۸۲۲ (میلادی) توسط امالیوس دالوا به رسوبات کربناته گل سفیدی در جنوب انگلستان گرفته شد. کرتاسه به دو دوره کرتاسه پیشین و کرتاسه پسین تقسیم می‌شود. در دوره کرتاسه آب و هوا گرم و معتدل بوده و گیاهان پرگل و گیاهان نهان‌دانه در سطح زمین پراکنده شدند.بی‌مهرگانی همچون شاخ‌قوچی‌ها ammonite و فشنگچه‌ها belemnite نیز در این دوران وجود داشتند.
تیرانازور از بزرگترین شکارچیانی بود که در دوره کرتاسه پسین می‌زیست

در اواخر دوره کرتاسه برخی پستاندارن کوچک بوجود آمدند و همچنین دراین دوره دایناسورها و آمونیت‌ها منقرض شدند. قاره‌ها در دوره‌های قبلی از یکدیگر جدا شده بودند و تنها قاره آفریقا از آمریکای جنوبی در دوره کرتاسه پیشین از هم جدا شدند. همچنین دانشمندان به این نتیجه رسیدند که در این دوره و در ۹۱ الی ۹۲ میلیون سال قبل به مدت دویست هزار سال هوای زمین به حدی گرم بوده که تنها ۵۰-۶۰٪ قاره قطب جنوب پوشیده از یخ بوده.[۱]
کرتاسه در ایران

در ایران، مرز بین ژوراسیک و کرتاسه به خوبی توصیف نشده و باور همگان بر آن است که این مرز با رخداد زمین‎ساختی سیمرین پسین مشخص می‎شود که از نوع کوهزایی است. ولی یافته‎های نوین نشان می‎دهند که بر خلاف پندارهای موجود، در بسیاری از نقاط ایران، مرز آشکوب‎های تیتونین (ژوراسیک پایانی)و بریازین (کرتاسه آ‎غازی) تدریجی و از نوع محیط‎های ژرف است. به سخن دیگر، رویداد نامگذاری شده به سیمرین پسین، در اوایل کرتاسه پیشین و پس از آشکوب بریازین و به احتمال قوی در زمان نئوکومین (پیش از بارمین) رویداده که موجب خروج گسترده زمین از آب و برقراری شرایط قاره‎ای شده‌است. به همین‎رو است که به جز زاگرس، حوضه فلیشی خاور ایران و مکران، نهشته‎های پس از رخداد سیمرین پسین انباشته‎های آواری سرخ رنگ است که با یک گذر تدریجی به ردیف‎های کربناتی اُربیتولین‎دار بارمین – آپتین می‎رسد.

دایناسور

دایناسورها، (به انگلیسی: Dinosaur) گروهی از خزندگان مهره‌داری بودند که برای بیش از ۱۶۰ میلیون سال حاکم اکوسیستم‌های زمین بودند. قبل از دورهٔ تریاس (حدود ۲۳۰ میلیون سال پیش) تا آخر دورهٔ کرتاسه (حدود ۶۵ میلیون سال پیش) بیش‌تر آن‌ها در رویداد انقراض دوران سوم کرتاسه[پ ۴] منقرض شدند.[۱]

بررسی بازمانده‌های نیاپرنده (آرکئوپتریکس) در ۱۸۶۱ نشان دهندهٔ یک رابطه بین دایناسورها و پرندگان است.دانشمندان امروزه در اسکلت پرندگان استخونی که فقط در دایناسورها وجود داشته پیدا کرده اند. صرف نظر از حضور اثرهای سنگواره شده، نیاپرنده خیلی مانند کامپسوناتوس (دایناسور درنده کوچک) است.[۱]

تحقیقاتی که حدود سال ۱۹۷۰ انجام شد نشان می‌دهد دایناسورهای دَدپا Theropoda به احتمال زیاد نیاکان پرندگان هستند؛ در واقع، بسیاری از دیرین‌شناسان پرندگان را مانند دایناسورهای بازمانده درنظر می‌گیرند و بر این باورند که دایناسورها و پرندگان باید با هم زیر یک ردهٔ زیست‌شناسی قرار داده شوند. امروزه ۱۰۰۰۰ گونه از پرندگان به این گروه تعلق دارند.[۱]

حدوداً نیمهٔ نخست قرن ۲۰ دانشمندان دایناسورها را جانورانی تنبل، خنگ و خون‌سرد در نظر می‌گرفتند. با این وجود تحقیقات گسترده‌ای در سال ۱۹۷۰ انجام شد این نظریه را پشتیبانی می‌کند که آنها حیواناتی با دگرگونی‌های بدنی زیاد بودند و اغلب خود را با واکنش‌های متقابل اجتماعی سازگار می‌کردند. مدرکی از پرندگانی مربوط به دسته ددپایان شدیداً این تغییر نظریه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.[۲]

از زمانی که اولین فسیل‌های دایناسور در سده نوزدهم شناخته شدند اسکلت آن‌ها زیبنده موزه‌ها در سراسر دنیا شده‌اند و دایناسورها یک بخش از فرهنگ جهانی شده‌اند و میان بچه‌ها و بزرگسال‌ها باقی خواهند ماند. آنها در پرفروش ترین کتاب‌ها و فیلم‌ها (مثلاً پارک ژوراسیک)، چهره بوده‌اند و هر یافته تازه‌ای از دایناسورها از رسانه‌ها پوشش داده می‌شوند.[۱]

بعضی اوقات به طور غیررسمی هرگونه خزندهٔ ما قبل تاریخ نظیر دیمترودون، پتروسور بالدار و ایکتیوسور آبزی، پلسیوسارو و موساسور را نیز دایناسور می‌نامند در حالی که در معنای دقیق کلمه هیچیک از جانوران یادشده دایناسور نیستند.[۱]

از آنجا که پستانداران در مقایسه با خزندگان امروزی هوشیارتر و فعال‌ترند، این پرسش پیش می‌آید که چرا آن‌ها برای مبارزه‌جویی با دایناسورها زودتر از این به مناطق تحت فرمانروایی دایناسورها نیامدند. یکی از دلایل محتمل آنست که خود دایناسورها فعال، هوشیار و خونگرم بوده‌اند. وضع خاص بدن دایناسورها حاکی از چابکی آن‌هاست، استخوان‌های آنها در مقایسه با استخوان‌های چهارپایان خونگرم و خونسرد امروزی، دارای مجراهایی است که نشان‌دهندهٔ خونگرمی آن‌هاست، و سنگواره‌هایی که نسبت شکارچی به شکار را نشان می‌دهد، از این حکایت می‌کند که دایناسورها، هم‌چون پستانداران خونگرم و برخلاف خزندگان خونسرد به مقادیر زیادی غذا نیاز داشته‌اند.[۳]

اگر دایناسورها خونگرم بوده باشند، این موضوع به توضیح چیرگی درازمدت آنها کمک می‌کند. دایناسورها بزرگتر از پستانداران همزمان خود بوده‌اند؛ حتی بچه دایناسورهایی که تازه از تخم خارج می‌شدند از بیشتر پستانداران بزرگتر بوده‌اند. واضح است که پستانداران نقش جانوران کوچک و دایناسورها نقش جانوران بزرگ را ایفا می‌کردند. حتی هنگامی که انقراض‌های مکرر گوناگون دایناسورها را کاهش داد، دایناسورهای بازمانده هنوز هم بزرگتر از پستانداران بودند و قادر بودند که موقعیت خود را حفظ کنند و آن دودمان‌های اصلی را فراهم آورند که تکامل دوباره از آن‌ها جانوران بزرگ را به‌وجود می‌آورد.[۴]

هنگامی که دایناسورها از میان رفتند، پستانداران به داخل مناطق مسکونی خالی راه یافتند تا به نوبهٔ خود بر محیط خشکی چیرگی یابند.[۵]

محتویات

    ۱ نام
    ۲ ریخت‌شناسی
        ۲.۱ دایناسورهای گیاهخوار، گوشتخوار و همه چیز خوار
            ۲.۱.۱ تعادل
        ۲.۲ گیاهخواران
        ۲.۳ گوشتخواران
        ۲.۴ جانوران همه‌چیزخوار
        ۲.۵ عجیب و غریب‌ها
    ۳ مطالعه تغذیه دایناسورها
    ۴ چند نوع دایناسور
        ۴.۱ بزرگترین دایناسور
        ۴.۲ دایناسور چهاربال
        ۴.۳ دایناسوری با بزرگترین بینی
    ۵ رفتارشناسی
        ۵.۱ گله
        ۵.۲ لانه‌سازی
        ۵.۳ جفت‌گیری
        ۵.۴ طرز جابه‌جایی
    ۶ جانداران هم‌دوره
    ۷ تاریخچهٔ مطالعهٔ دایناسورها
    ۸ طبقه‌بندی دایناسورها
    ۹ موزه‌ها
    ۱۰ انقراض
        ۱۰.۱ واقعه
        ۱۰.۲ اتفاقات بعد از برخورد
        ۱۰.۳ تاریخ دقیق برخورد
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ معادل‌های انگلیسی
    ۱۳ منابع
    ۱۴ پیوند به بیرون

نام
اسکلت یک آلوسور در کنار یک استگوسور

طبقه‌بندی دایناسوریا رسماً در سال ۱۸۴۲ توسط دیرین‌شناس انگلیسی ریچارد اوون[پ ۵] نامیده شده بود، که برای اشاره کردن به «تبار جدا یا از زیرراسته خزندگان سوسماری» استفاده کرد، در نتیجه در انگلستان و سراسر دنیا به رسمیت شناخته شد.[۶] این اصطلاح از کلمهٔ یونانی δεινός (دنیوس به معنی وحشت‌ناک، نیرومند یا شگفت‌انگیز) و کلمهٔ یونانی σαύρα (سورا به معنی مارمولک یا حیوان خزنده) مشتق شده‌است.[۷] با این وجود نام طبقه‌بندی اغلب به دندان، چنگال‌های و دیگر مشخصات ترسناک دایناسورها اشاره دارد، ریچارد اوون صرفاً قصد داشته به اندازه و عظمتشان برگردان کند.[۸] در زبان عامیانه انگلستان دایناسور بعضی اوقات برای شرح دادن کهنه یا ناموفق بودن یک چیزی یا شخصی، بکار گرفته می‌شود با وجود این‌که دایناسورها ۱۶۰ میلیون سال روی کرهٔ زمین حکومت می‌کردند و فراوانی و تنوع آن‌ها و تنوع وارثانشان (پرندگان) زیاد بوده‌است. این کاربرد تا موقعی که دایناسورها به عنوان موجوداتی خون‌سرد و تنبل تلقی می‌شدند متداول شد.[۹]
ریخت‌شناسی
دایناسورهای گیاهخوار، گوشتخوار و همه چیز خوار

بعضی از دایناسورها گوشتخوار بودند. اما بیشتر دایناسورها گیاهخوار بودند. در هر زنجیرهٔ غذایی، باید موجودات زنده بیشتری در سطح‌های پایین تر زنجیره غذایی وجود داشته باشد وگرنه انتقال انرژی غذا کافی نخواهد بود. شمار زیادی از گیاهان (تولید کنندگان یا آنها که خودبخود تغذیه می‌کنند) غذای تعداد کمتری از گیاهخواران (مصرف کنندگان اولیه نامیده می‌شوند) را تأمین می‌کنند. این گیاهخواران به وسیله تعداد کمتری از گوشتخواران (مصرف کنندگان ثانویه نامیده می‌شوند) خورده می‌شوند. برای مثال صدها جریب گیاه لازم بوده تا گروه کوچکی از تریکراتوپ‌ها تغذیه شوند. این گروه تریکراتوپ‌ها می‌توانستند غذای تنها یک تی رکس را تأمین کنند تا تی رکس به زندگیش ادامه دهد. اگر شما به انواع دایناسورها نگاه کنید، می‌بینید که ۶۵ درصد دایناسورها گیاهخوار بودند و تنها ۳۵ درصد آنها گوشتخوار بودند. اگر به فسیل‌های پیدا شده هم نگاه کنید می‌بینید که درصد گیاهخواران حتی بیش از این افزایش می‌یابد. چون که فسیل‌های زیادی از بعضی از دایناسورهای گیاهخوار پیدا شده. برای مثال بیش از صد فسیل پروتوسراتوپ‌ها پیدا شده، در حالی که در مقابل تنها چند فسیل تی رکس پیدا شده‌است.[۱۰]
تعادل

هنگامی که در یک جامعه تعداد گوشتخواران افزایش می‌یابد، آنها تعداد بیشتر و بیشتری از گیاهخواران را می‌خورند و جمعیت گیاهخواران کاهش می‌یابد. پس برای گوشتخواران سخت تر و سخت تر می‌شود تا گیاهخوارانی پیدا کنند و بخورند و در نتیجه تعداد گوشتخواران به ناچار کاهش پیدا می‌کند. به خاطر همین جمعیت گوشتخواران و گیاهخواران در حالت تعادل نسبتاً باثباتی می‌ماند. چون که اگر جمعیت گیاهخواران کاهش یابد، جمعیت گوشتخواران را هم محدود می‌کند. تعادل مشابهی بین گیاهان و گیاهخواران نیز وجود دارد. یعنی اگر میزان گیاهان کاهش یابد تعداد گیاهخواران نیز کاهش می‌یابد.[۱۰]
گیاهخواران

گیاه‌خواران معمولاً دندان‌های کند و بی نوکی دارند که برای کندن گیاهان (برگ‌ها، شاخه‌های کوچک و...) مناسب است. همچنین بعضی‌ها دندان‌های تخت و صافی دارند که برای خرد و آسیاب کردن فیبرهای گیاهی سخت مناسب است. بسیاری از گیاهخواران هم یک کیسه لب دارند که می‌توانند برای مدتی غذا را در آن ذخیره کنند. گیاهخواران معمولاً باید نسبت به گوشتخواران حجم خیلی بزرگ تری از مواد غذایی را بخورند تا همان مقدار کالری را به دست آورند (چون که برگ‌ها، شاخه‌های کوچک و ریشه‌ها کالری کمتری دارند. گیاهخواران معمولاً دستگاه‌های گوارش بزرگ‌تری هم نسبت به گوشتخواران دارند. در بعضی از دایناسورها سنگها (که گاسترولیت نامیده می‌شود) به خرد کردن فیبرها در احشا کمک می‌کرد. بعضی از انکیلوسوروس‌ها حتی محل‌های تخمیر (مثل اتاقک‌هایی) داشتند که فیبرهای گیاهی در آنها تجزیه می‌شد. تنها راه دقیق برای فهمیدن این که کدام گیاهان را کدام دایناسوری می‌خورده، پیدا کردن بقایای معده فسیل شده یا مدفوع فسیل شده دایناسور است که در آن مواد گیاهی گوارده یافت می‌شود. اما باقی مانده‌های معده فسیل شده بی نهایت نادر پیدا می‌شود و به سختی می‌توان فهمید مدفوع پیدا شده هم مال کدام دایناسور است. با این محدودیت‌ها نوع غذای یک دایناسور را تنها می‌توان بر اساس نوع دندان‌هایی که دایناسور داشته (می‌توانسته مواد گیاهی سخت یا نرم را بخورد)، محلی که در آن زندگی می‌کرده (آب و هوا و محل سکونت و... آن چه بوده که معمولاً شناخته شده نیست) و این که کدام گیاهان در طول دوره زمانی ویژه‌ای در آن حوالی بودند، فهمید. احتمال دارد که در طول دوره میانه‌زیستی گیاهانی شامل سرخسها، سرخس‌های نخلی، دم‌اسبی‌ها، سرخس‌های تخم ریز، درخت معبد و خزه‌ها بیشتر وجود داشته‌اند. بنابراین دایناسورها در دوره میان‌زیستی بیشتر از این گیاهان تغذیه می‌کردند. گیاهان گلدار هم در طول دوره کرتاسه تکامل پیدا کرده و به وجود آمده‌اند.[۱۰]
گوشتخواران

گوشتخواران یا ددپایان نیاز داشتند تا راهی برای به دست آوردن گوشت پیدا کنند. دایناسورهای گوشتخوار معمولاً پاهای قوی بلندی داشتند که با استفاده از آنها می‌توانستند سریع بدوند تا شکارشان را به چنگ آورند. آنها همچنین به فک‌های قوی بزرگ و دندان‌های تیز و چنگال‌های مرگبار نیاز داشتند تا بتوانند شکارشان را پاره پاره کنند و بکشند. دید خوب، حس بویایی تیز و یک مغز بزرگ برای این که استراتژی‌های شکار را طرح ریزی کنند هم خیلی برای شکار موفق مهم بوده. بسیاری از گوشتخواران (مثل سهمگین‌پنجه Deinonychus و تهی‌پیکر Coelophysis) ممکن است به شکل گله‌ای شکار می‌کرده‌اند. به طوری که همکاری جمعی برای یک شکار خوب لازم بوده. حیواناتی که در درجه اول لاشخورند (حیواناتی که گوشت می‌خورند بدون این که خودشان حیوانی را بکشند) برای دریدن گوشت و شکستن استخوان‌ها برای به دست آوردن مغز مغذی استخوان به دندان‌های خیلی تیز و فک‌های قوی نیاز داشتند. البته بیشتر گوشتخواران اگر فرصتی دست دهد لاشخورند. بعضی از دایناسورها ماهی‌خوار بودند که شامل سنگین‌پنجه Baryonyx و تمساح‌وَش Suchomimus می‌شوند. بعضی از دایناسورها ممکن است حتی همنوع‌خوار بوده‌اند و همنوع خودشان را می‌خورده‌اند.[۱۰]
جانوران همه‌چیزخوار

تنها چند دایناسور شناخته شده همه چیزخوار بوده‌اند (یعنی هم گیاهان و هم جانوران را می‌خورده‌اند). بعضی مثال‌ها از همه چیزخوارها پرنده‌وَشان Ornithomimid و خاگ‌دزد Oviraptor هستند که گیاهان، تخم‌ها، حشرات و... را می‌خوردند. همچنین بیشتر گیاهخواران، همه چیزخوار اتفاقی بودند. چون که موقعی که گیاهان را می‌خوردند تعداد خیلی زیادی از حشرات و جانوران کوچک را هم می‌بلعیدند.[۱۰]
عجیب و غریب‌ها

مرغ‌وش Gallimimus دایناسوری پرنده‌وش بوده‌است که ذرات ریز غذای الک شده (مثل سخت‌پوستان ریز) را می‌خورده. یعنی با استفاده از صفحات شانه‌مانند در دهانش از لجن و گل و لای و آب رودها این جانداران را می‌گرفته.[۱۰]
مطالعه تغذیه دایناسورها

راه‌های خیلی متفاوتی برای مطالعه نوع تغذیه دایناسورها وجود دارد که شامل این هاست

۱. مدفوع فسیل شده: مدفوع فسیل شده به تشخیص رفتارهای غذایی دایناسور کمک می‌کند. اخیراً در کانادا یک مدفوع بزرگ پیدا شده که شاید به یک تی رکس تعلق داشته باشد. مدفوع، استخوان‌های خرد شده در خود دارد که نشان می‌دهد که تی رکس استخوان‌های شکارش را خرد می‌کرده و همه چیزها را کامل نمی‌بلعیده.

۲. مواد فسیل شده داخل معده: این مواد خیلی به ندرت پیدا می‌شود. اما بعضی چیزها پیدا می‌شوند. از جمله محتوای معده یک سنگین‌پنجه (باریونیکس) که موجوداتی در مقیاس ماهی و سینوسوروپتریکس، یک دایناسور پرنده مانند در خود دارد. این دایناسور تنها دایناسوری است که معده اش بخش‌های بدن یک پستاندار کوچک ناشناخته را در خود دارد.

۲. دندان‌ها: ساختمان دندان یک دایناسور هم به ما می‌گوید که دایناسور چه غذایی می‌خورده. گوشتخواران به دندان‌های تیز برای دریدن و فروکردن یا به دندان‌های قوی برای خرد کردن جانوران نیاز داشته‌اند. گیاهخواران دندان‌هایی داشته‌اند که با آنها می‌توانسته‌اند برگ‌ها و شاخه‌های کوچک را بکنند و بجوند.

۳. سنگ‌های معده: سنگ‌های سنگدان‌ها (که به گوارش یاری می‌رساند) همراه با فسیل‌های بعضی از دایناسورها پیدا شده‌اند. این سنگ‌ها اطلاعاتی درباره تغذیه دایناسورها می‌دهند.

۴. قطر شکم: اندازه احشاء هم نشانه نوع تغذیه است. گیاهخواران بزرگ به مقدار زیادی کالری نیاز داشتند تا وزنشان را حفظ کنند. برای به دست آوردن انرژی بسیار زیاد از مواد گیاهی، باید مقدار خیلی زیادی از گیاهان را می‌گواردند. برای این کار باید دستگاه گوارشی بزرگی در بدنشان وجود می‌داشته.[۱۰]
چند نوع دایناسور

۱. تیرانوسور رکس:ازددپایان یا دایناسورهای چهارپا بود. ۲. دوتیرکی Diplodocus:از سوسمارپایان بود. ۳. سه‌شاخ‌چهره:ازجمله دایناسورهای شاخ‌دار بود. ۴. استگوسور: جانوری با پشت برآمده و سقف شیروانی بود.
بزرگترین دایناسور

فسیل بزرگترین موجودی که تاکنون روی کره زمین زندگی کرده در می ۲۰۱۴ (اردیبهشت ۱۳۹۳) در آرژانتین پیدا شد. طول این دایناسور ۴۰ متر و ارتفاع او ۲۰ متر بوده است. این دایناسور عظیم‌الجثه که وزن او حدود ۷۷ تن (برابر مجموع وزن ۱۴ فیل آفریقایی) تخمین زده می‌شود، گیاه‌خوار بوده و احتمالاً در آخرین دوره حیات دایناسورها بر روی کره زمین می‌زیسته است. فقط استخوان ساق پای او به اندازه قد یک انسان است. این فسیل متعلق به یکی از گونه‌های تایتاناسورهاست که در دوره کرتاسه زندگی می‌کرده است، این دوره حدود ۶۵ میلیون سال پیش بوده است و ۷۰ میلیون سال به طول انجامیده است. استخوان‌های این دایناسور در کویری که در فاصله ۲۵۰ کیلومتری در غرب شهر Trelew در جنوب کشور آرژانتین قرار دارد، پیدا شد. هنوز نامی برای این گونه جدید دایناسور برگزیده نشده است. بر اساس سن لایه‌های زمین و صخره‌هایی که فسیل‌ها در میان آنها قرار گرفته بودند تخمین زده می‌شود دایناسورهای غول‌پیکر گیاه‌خوار حدود ۹۵ تا ۱۰۰ میلیون سال پیش در جنگل‌های پاتاگونیا می‌زیسته‌اند.[۱۱][۱۲] بزرگترین فسیلی که پیش از این یافت شده بود نام آرژانتیناسور به خود گرفته بود و ۷ تن سبک‌تر از این فسیل جدید بود.
دایناسور چهاربال

در ژوئیه ۲۰۱۴ (مرداد ۱۳۹۳) فسیل یک دایناسور جدید با چهار بال کشف شد که پرهایی بسیار بلند در دم و اندام‌های عقب خود دارد. طول این موجود از پوزه تا انتهای پرهای دمش ۱۳۲ سانتیمتر برآورد شده است و براساس گزارش‌ها، بزرگ‌ترین دایناسور چهار بالی است که تاکنون کشف شده است. پرهای این دایناسور عظیم تا ۳۰ سانتیمتر درازا داشت و براساس پژوهشی که در نشریه علمی ارتباطات طبیعت منتشر شده است، داشتن چنین پرهای بلندی به این دایناسور اجازه می‌داد هنگام پرواز از سرعتش کم کند و فرودهای مطمئنی هم داشته باشد. چانگی‌یواپتور یانگی یک شکارچی عظیم پرنده در ابعاد هواپیمای بدون سرنشین بود و در دوره زمین‌شناسی کرتاسه در جایی که هم‌اکنون استان لیائولینگ چین است، زندگی می‌کرد. پرها روی اندام‌های عقبی این دایناسور به گونه‌ای غیرعادی بیرون زده‌اند که ممکن است به این دلیل باشد که آنها در واقع، بال‌های پشتی او بوده‌اند و از آنها برای پرواز استفاده می‌کرده است.[۱۳]

چانگی‌یواپتور گونه جدیدی از رده مایکرورپتورین‌ها است. این موجودات دیرین سرنخ‌هایی را از منشاء پرواز و روند تبدیل دایناسورهای پردار به پرندگان به دست می‌دهند. پیش از این، دیرین‌شناسان تصور می‌کردند که این موجودات عظیم با چهار بال، حلقه میانی در روند پیدایش پرندگان با دو بال بوده‌اند. اما فسیل‌هایی که به تازگی کشف شده‌اند، نشان می‌دهد که مایکرورپتورین‌ها یک شاخه تکاملی جانبی هستند. به این ترتیب، احتمالاً پدیده پرواز بارها بین گونه‌های پردار تکامل یافته است نه فقط بین گونه‌ای که در نهایت، به پرنده تبدیل شد.[۱۴]
دایناسوری با بزرگترین بینی

در سپتامبر ۲۰۱۴ (شهریور ۱۳۹۳) باستان‌شناسان آمریکایی دایناسوری با بزرگ‌ترین بینی در بین دایناسورها را کشف کردند. کشف جدید «هادروسر کرتاسه» مربوط به گروه دایناسورهای اردک منقاران است. پژوهشگران این دایناسور را Rhinorex condrupus به معنای «شاه بینی» نامیدند. سوراخ‌های بینی این دایناسور با اندازه بینی این موجود مرتبط بوده و هیچ یک از دایناسورهای اردک منقاران چنین بینی‌ای ندارند. بسیاری از این نوع دایناسورهای علف‌خوار دارای استخوان‌های بزرگ در بالای سر هستند، اما این موجود استثنا بوده و در عوض سر بزرگ و بینی بزرگ دارد. علت اندازه بزرگ بینی این دایناسور هنوز ناشناخته است، اما علت بزرگی آن برخورداری از شامه قوی نبوده و ممکن است وسیله‌ای برای جفت‌یابی و تشخیص جفت در بین دیگر دایناسورها بوده باشد.[۱۵]
رفتارشناسی

بازسازی چگونگی رفتار دایناسورها معمولاً بر اساس سنگواره‌های یافته شده، محیط زیست، شبیه‌سازیهای زیست‌مکانیکی که توسط رایانه انجام می‌گیرند و نیز مقایسه با گونههای مدرن صورت می‌گیرد. بنابراین بسیاری از نظریه‌های کنونی در رابطه با رفتارشناسی دایناسورها براساس فرضیه‌هایی است که ممکن است برای مدتی طولانی موضوعی برای مباحثه و انتقاد باقی بمانند. با این وجود، گمان می‌رود که بعضی رفتارها که در برخی سوسمارها و پرندگان (که بیش‌ترین خویشاوندی را نسبت به دایناسورها دارند) مشترک است، در دایناسورها نیز رواج داشته‌است.[۱۶]
گله

اولین اثبات زندگی گلهای دایناسورها در سال ۱۸۷۸ در بلژیک رخ داد. به نظر می‌رسید ۳۱ ایگوانودون در یک فروریزی زمین فرورفته و غرق شده باشند. سپس مرگ‌هایی توده‌ای در چند جایگاه دیگر نیز کشف شد.
بر اساس این کشفیات و نیز فسیل‌هایی یافته شده، دانش‌مندان به این نتیجه رسیدند که زندگی گروهی در بسیاری از گونه‌های دایناسور رایج بوده‌است.[۱۶]
لانه‌سازی

کشف لانه‌های مایاسورها[پ ۶] در مونتانا در سال ۱۹۷۸ نشان داد که مراقبت از نوزادان در راستهٔ پرنده‌پایان[پ ۷] فقط تا زمان بازشدن تخم‌ها نیست.[۱۷] شواهد دیگری نشان می‌دادند که چنین رفتاری در بعضی دایناسورهای دوران کرتاسه نیز همچون سالتازوروس[پ ۸] وجود داشت و آن‌ها همچون پنگوئنها کلنیهای عظیمی برای لانه‌سازی تشکیل می‌دادند.[۱۸]
جفت‌گیری
Centrosaurus dinosaur.png

با وجود این که دانسته‌های امروز ما در این مبحث ناچیز هستند، ولی به نظر می‌رسد شاخ‌های برخی از دایناسورها همچون ددپایان احتمالاً به علت شکنندگی خود نه به عنوان وسیلهٔ دفاع، بلکه به عوان وسیلهٔ زورآزمایی در نرها استفاده می‌شدند.[۱۶]
طرز جابه‌جایی

با توجه به فسیل‌های یافت شده، گمان می‌رود که هیچ‌کدام از دایناسورها حفار نبود، و فقط تعداد کمی از آن‌ها می‌توانستند از درخت بالا بروند. از آن‌جا که روند تکاملی پستانداران در دورهٔ نوزیستی به پیدایش جاندارانی حفار و بالارونده انجامید، نبود شواهدی بر وجود دایناسورهایی با چنین خصوصیاتی تعجب‌برانگیز است.

درک درستی از چگونگی جابه‌جایی دایناسورها درواقع کلیدی برای مدل‌سازی از رفتار آن‌ها می‌باشد. روش بیومکانیک اطلاعات مفیدی را در اختیار ما می‌گذارد، به طور مثال می‌تواند بر اساس نیروی ماهیچه‌ها و نیروی وزن بر ساختار اسکلت سرعت حرکت جاندار را مشخص کند، و یا این که آیا ددپایان بزرگ برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی به هنگام دنبال کردن شکار، سرعت خود را کم می‌کردند یا نه[۱۹][۲۰]
جانداران هم‌دوره

هم‌زمان با دایناسورها خزندههایی می‌زیستند که اغلب توسط فیلم‌ها و داستان‌ها دایناسور شناخته شده‌اند، با این حال از لحاظ علمی چنین نیست. معروف‌ترین آن‌ها عبارت اند از پتروسورها و پلسیوسورها، از جمله موساسورها و ایکتیوسورها.[۲۱]
تاریخچهٔ مطالعهٔ دایناسورها

سابقهٔ شناخت دایناسورها به قرن‌ها پیش باز می‌گردد، بدون این که لزوماً به این نام شناخته شوند و یا حتی درک درستی از آن‌ها بشود.

چینی‌ها آثار و استخوان‌های یافت شدهٔ آن‌ها را به اژدها نسبت می‌دادند، درحالی که اروپاییان آن‌ها را بقایای نفیلیم یا موجوداتی غول‌آسا که در طوفان بزرگ کشته شدند می‌دانستند.

ژرژ کوویه[پ ۹]، زیست‌شناس فرانسوی، در سال ۱۸۰۸ مارمولک دریایی بزرگی را توصیف می‌کرد که موساسور نام دارد.

ایگوآنودون اولین گونه‌ای بود که در سال ۱۸۲۲ توسط زمین‌شناس انگلیسی گیدئون مانتل، که متوجه تشابهاتی میان فسیل‌های آن و ایگوانای امروزی شده بود، کشف شد. اولین مقالهٔ علمی دربارهٔ دایناسورها دو سال بعد توسط ویلیام باکلند[پ ۱۰]، استاد دانشگاه آکسفورد، و در رابطه با مگالوسور که فسیل آن به تازگی در نزدیکی آکسفورد کشف شده بود، منتشر گردید.

مطالعهٔ این جانداران به زودی مورد توجه همایش‌های علمی اروپایی و آمریکایی گردید، و در سال ۱۸۴۲، دیرین‌شناس انگلیسی، ریچارد اوون واژهٔ دایناسور را اختراع کرد. او مشاهده کرد که در میان بقایای دایناسورهایی که تا آن زمان کشف شده بودند تشابهاتی وجود دارد، به همین دلیل تصمیم گرفت رده‌بندی جدیدی تهیه کند. او با کمک همسر ملکه ویکتوریا موزهٔ تاریخ طبیعی لندن را به وجود آورد تا کلکسیون ملی فسیل‌ها و بقایای دایناسورها را به نمایش بگذارد.

یکی از اولین دایناسورهایی که در آمریکا کشف شد هادروسوروس فولکی[پ ۱۱] بود که در سال ۱۸۵۸ در نیوجرسی کشف شد. این اکتشاف بسیار مهم بود، چرا که این اولین اسکلتی بود که تقریباً به طور کامل پیدا شده بود، و در ضمن نشان می‌داد که این جانور بدون شک دوپا بوده‌است. تا این زمان دانشمندان فکر می‌کردند که دایناسورها همچون مارمولکها بر روی چهار پای خود راه می‌روند.

این اکتشاف ابتدای دورهٔ شکار سنگواره دایناسورها در آمریکا بود، به طوری که رقابت شدید میان ادوارد درینکر کوپ[پ ۱۲] و چارلز مارش[پ ۱۳] به جنگ استخوان معروف شد. این درگیری تقریباً ۳۰ سال، تا ۱۸۷۹، سال مرگ کوپ (که تمام دارایی خود را در این راه خرج کرده بود) انجامید. به این ترتیب مارش که تحت حمایت مالی سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده آمریکا بود از این جنگ پیروز بیرون آمد. کلکسیون کوپ امروزه در موزهٔ تاریخ طبیعی نیویورک و کلکسیون مارش در دانشگاه ییل نگاهداری می‌شوند.

از آن پس، تجسس برای کشف دایناسورها در سراسر جهان، حتی در جنوبگان وسعت یافت. امروزه آمریکای جنوبی به ویژه آرژانتین، و چین که در اعماق خاک‌های آن فسیل‌های دست‌نخورده و اسکلت‌های کاملی پیدا شده‌اند، مورد توجه خاصی قرار می‌گیرند.[۲۲]
طبقه‌بندی دایناسورها
تقسیم‌بندی دایناسورها به دو راسته بر پایه ساختار لگن خاصرهٔ آن‌ها صورت می‌گیرد

تیرانوسور نمونه‌ای است از دایناسورهای خزنده‌کفل

ساختار لگن خاصرهٔ دایناسورهای راستهٔ

خزنده‌کَفَلان

ادمونتوسور نمونه‌ای است از دایناسورهای پرنده‌کفل

ساختار لگن خاصرهٔ دایناسورهای راستهٔ

پرنده‌کفلان

    دایناسورها

        خزنده‌کفلان (ددپا و ساروپودس[پ ۱۴])

            هرِرِاسورها[پ ۱۵] (طعمه‌خوار[پ ۱۶] دوپای قدیمی)
            ددپایان[پ ۱۷] (همه دو پایه‌ها[پ ۱۸] گوشتخوار بودند)

طبقه‌بندی دایناسورها
براکیوسوروس[پ ۱۹] یک مثال از دایناسورهای سوسمارپا[پ ۲۰]

                کوئلوپیسویدس[پ ۲۱] (کوئلوپیسیس[پ ۲۲] و منسوبان نزدیکش)
                سراتوساریانس[پ ۲۳] (سراتوسوروس[پ ۲۴] و آبلی‌سورها[پ ۲۵] شکارگران مهم کرتاسه پسین در قاره‌ها[پ ۲۶])
                اسپینوزارودیا[پ ۲۷]
                کارنوزاریا[پ ۲۸] (آلوسور[پ ۲۹] و نزدیکانش، مانند آرچارودونتوساروس[پ ۳۰])
                دم‌تهی سوسماران[پ ۳۱] (درندگان چابک و سبک وزن با استخوان‌های توخالی و مغز بزرگ)

                    تیرانوسورودیا[پ ۳۲] (کوچک تا غول‌پیکر)
                    شترمرغی‌واران[پ ۳۳] (مقلد شترمرغ[پ ۳۴] بی‌دندان، گوشتخوار تا گیاهخوار)
                    تریزینوسور[پ ۳۵] (گیاه‌خواران دوپا با بازوی بلند و سر کوچک)
                    خاگ‌دزدسوسماران[پ ۳۶] (بی‌دندان، رژیم غذایی و سبک زندکی نامعلوم)
                    درومااوسوریدیا[پ ۳۷] (مانند شکارچی پرندگان[پ ۳۸] در پارک ژوراسیک)
                    ترودونتیدا[پ ۳۹] (شبیه درومااوساریدیا، شاید همه چیز خوار)
                    پرندگان (تنها دیناسور زنده)

            سوسمارپاشکلان[پ ۴۰] (گیاهخواران چهارپا با سرهای کوچک و گردن و دم‌های بلند و بدنی شبیه فیل)

                پروساروپودا[پ ۴۱] (خویشاوندان قدیمی ساراپود؛ کوچک تا کاملاً بزرگ؛ احتمالاً همه چیز خوار؛ دوپا و چهارپا)
                ساروپودا[پ ۴۲] (خیلی بزرگ حدود ۱۵ متر درازا)

                    دیپلودوکودیا (جمجمه و دم‌های درازشده دندان‌های باریک مانند مداد)
                    ماکروناریان[پ ۴۳](جمجمه جعبه‌ای؛ دندان قشقی شکل یا مدادی شکل)

                        برکیوسورسانان[پ ۴۴] (گردن خیلی بلند؛ اندام‌های جلو بزگتر)
                        تیتانوسورها[پ ۴۵] (کرتاسه پسین در قاره‌های جنوبی)

استروتیومیموس، یک دایناسور ددپا[پ ۴۶] شترمرغ مانند.

        پرنده‌کفلان (گوناگون از گیاهخوار دوپا وچهارپا)

            دایناسور ناجوردندان[پ ۴۷] (گیاهخوار یا همه چیز خوار با دندان سگی برجسته)
            زره‌پوشان[پ ۴۸] (دایناسور زره‌دار بیشتر چهارپا)

                آنکیلوساریان[پ ۴۹] (زره دار و دمی چماق مانند)
                استگوسوریان[پ ۵۰] (زره پوش)

            پرنده‌پایان[پ ۵۱]

                هادروسارید[پ ۵۲]

            پاچیسوالوساریان[پ ۵۳] (استخوان‌سرها، دو پا و با رشد گنبدی یا گره‌دار روی جمجمه)
            شاخ‌چهرگان[پ ۵۴] (دایناسورهای شاخ‌دار و منقاردار)[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶][۲۷]

دایناسورهای پرنده‌پای[پ ۵۵] مختلف و یک دایناسور ناجوردندان[پ ۵۶]. دور چپ: کامپتوزاروس[پ ۵۷]، چپ: ایگوانودون، مرکز زمینه: شانتونگوسور، مرکز پیش‌زمینه: دریوسوروس، راست: کاریتوسور، دور راست (کوچک): هترودونتوسور[پ ۵۸]، دور راست (بزرگ): تنونتوسور


موزه‌ها
موزهٔ فیلد شیکاگو

موزه‌های بسیاری در جهان بقایای دایناسورها را به نمایش می‌گذارند، از جمله:

    موزهٔ تاریخ طبیعی لندن
    موزهٔ ملی تاریخ طبیعی در پاریس
    موزهٔ فیلد شیکاگو
    موزهٔ تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک
    موزهٔ علوم طبیعی بلژیک در بروکسل[۲۸]

‎
انقراض

دایناسورها بیش از ۱۶۵٫۰۰۰٫۰۰۰ سال بر روی کره زمین زندگی کردند.[۲۹][۳۰] دانشمندان، تقریباً مطمئن بودند که انقراض نسل دایناسورها بر اثر برخوردی بزرگ بوده است. زیست‌شناس‌ها و زمین‌شناس‌ها احتمال می‌دادند که شاید علت دیگری باعث این انقراض شده باشد. از جمله:

    دهانه برخوردی شیوا در هند که باعث فعال شدن آتش فشان‌ها شده
    فوران‌های عظیم آتش فشانی در سطح زمین
    شاید هم فرایندی تدریجی اینها نظریه‌های موازی به شمار می‌رفتند.

برپایه آخرین پژوهش‌ها ثابت شده‌است که برخورد یک شهاب‌سنگ عظیم در مکزیک، عامل انقراض دایناسورها بوده است. تیمی از دانشمندان امریکایی و اروپایی این مسئله را تایید کرده‌اند که انقراض کامل در دوران سوم کرتاسه یعنی اتفاقی که تقریباً ۷۵ درصد از گونه‌های زنده روی زمین از جمله تقریباً تمام دایناسورها را منقرض کرد، به وسیله شهاب سنگی که ۶۶ میلیون سال قبل با زمین برخورد کرد، رخ داده است. انقراض دوران سوم کرتاسه در اصل آخرین انقراض بزرگی است که بر روی زمین رخ داده است و به همین دلیل مورد توجه است که منجر به گوناگونی پستانداران و سرانجام پیدایش انسان گردید.
واقعه

۶۶ میلیون سال قبل، شهاب سنگی که ۱۵ کیلومتر عرض داشت به منطقه‌ای که امروزه به نام دهانه چیکسالوب نامیده می‌شود و در مکزیک می‌باشد، برخورد کرد. این برخورد، باعث فرورفتن زمین و تشکیل گودالی به قطر ۱۸۰ کیلومتر شد و نزدیک به ۴۲۰ زتا ژول (یعنی ۴۲۰ ضربدر ۱۰ به توان ۲۱ ژول) انرژی را آزاد کرد که برابر با انرژی انفجار ۱۰۰ ترا تن (یعنی ۱۰۰ ضربدر ۱۰ به توان ۱۲ تن) TNT بود. برای مقایسه، کافی است اشاره کنیم که انرژی آزاد شده از برخورد چیکسالوب، ۲ میلیون بار بزرگتر از انرژی رها شده در قوی ترین آزمایش هسته‌ای بشر یعنی بمب تزار روسیه است که به سال ۱۹۶۱ انجام شده است.
اتفاقات بعد از برخورد

در اثر این برخورد، یک ابر عظیم از گرد و غبار به پا خواست که نور خورشید را مسدود کرد و منجر به شروع فرایند مرگ بخش بزرگی از پوشش گیاهی زمین شد که آن هم منجر به مرگ جانوران گیاه خوار، و بعداز آن جانوران گوشت خوار شد. با توجه به درصد بالای اکسیژن هوای زمین در دوران کرتاسه، این برخورد بزرگ، احتمالاً منجر به توفان‌های بزرگ آتشین، در سطح کره زمین شده که آن نیز می‌تواند علت مرگ تعداد دیگری از جانوران باشد. محل برخورد در اقیانوس بوده و احتمالاً سونامی‌های عظیم هم در سواحل کره زمین بوجود آمده است.
تاریخ دقیق برخورد

با این حال اکنون دانشمندان اروپایی و امریکایی با استفاده از تجهیزات جدید توانسته‌اند دامنه تخمین زمان برخورد در دهانه چیکسالوب را به ۱۱ هزار سال محدود کرده و بین ۶۶٫۰۳ تا ۶۶٫۰۴ میلیون سال قبل قرار دهند که تقریباً همزمان با انقراض عظیم دایناسورها است. وقتی از زمان وقایع زیست شناسی بحث می‌شود، ۱۱ هزار سال نهایت دقت ممکن به شمار می‌رود.

دهانه برخوردی

در ستاره‌شناسی به حفره یا گودالی در خاک اجرام آسمانی که در اثر برخورد شهاب‌سنگ پدید آمده باشد دهانهٔ برخوردی گفته می‌شود.

گونه‌ای دیگر از دهانه در خاک سیارات نیز وجود دارد که بر اثر فوران آتشفشانی پدید می‌آید.

در یک میلیارد سال نخست تاریخ سامانهٔ خورشیدی، بمباران بزرگی از شهاب‌سنگ‌ها در همهٔ سیاره‌ها رخ داد.. دهانه‌های برخوردی نتیجهٔ این بمباران هستند. شیوهٔ دگرگونی این دهانه‌ها و مقدار فرسایش آن‌ها اطلاعات زیادی در مورد تاریخ تحولات و فعالیت‌های جغرافیایی سیارات به ما به‌دست می‌دهد. برای نمونه، فرسوده بودن بیشتر دهانه‌های سیاره بهرام (مریخ) نشان‌دهندهٔ فعالیت زیاد زمین‌شناختی در این سیاره است.[۱]

دهانه‌های برخوردی عوارض جغرافیایی بسیار رایج در بسیاری از اجرام منظومه خورشیدی هستند از آن جمله در ماه، عطارد، کالیستو، گانیمد و بیشتر ماه‌ها و سیارات کوچک. در دیگر سیارات و اقمار که فرایندهای زمین‌شناسی مانند فرسایش و جابه‌جایی صفحات زمینی در سطح آن‌ها فعال است دهانه برخوردی به مرور محو شده و کمتر دیده می‌شوند. زمین، زهره، مریخ، اروپا، آیو و تیتان نمونه‌هایی از این اجرام هستند. به دهانه‌های برخوردی فرسوده و دیگرگون‌شده اصطلاحاً ساختار برخوردی[۲] می‌گویند.

پیشینه دهانه‌سازی در سطوح بسیار باستانی مانند عطارد، ماه، و ارتفاعات جنوب مریخ، نشان‌دهنده وجود یک دوره از بمباران سنگین شهاب‌سنگی در محدوده درونی منظومه خورشیدی در حدود ۳٫۹ میلیارد سال پیش است.

از آن زمان، میزان تولید دهانه برخوردی بر روی زمین بطور قابل توجهی کمتر بوده‌است. از آن دوره به بعد کره زمین به طور میانگین هر یک‌میلیون سال، یک تا سه برخورد شهاب‌سنگی را تجربه می‌کند که اندازه آن‌ها برای ایجاد دهانه‌های ۲۰ کیلومتری کافی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که نسبت به آنچه که تاکنون کشف شده باید به مراتب تعداد بیشتری دهانه برخوردی نسبتاً جوان بر روی کره زمین وجود داشته باشد.[۳][۴]

آهنگ و نرخ دهانه‌سازی در بخش درونی منظومه خورشیدی به میزان برخورد سیارک‌ها در کمربند سیارکی بستگی دارد و این برخوردها دسته‌هایی از پاره‌سنگ‌های بزرگی به‌وجود می‌آورند که به طور دسته‌جمعی به مناطق داخلی منظومه خورشیدی فرومی‌بارند.[۵]

باور بر این است که دسته‌ای از سیارک‌ها که دسته بپتیستینا نام‌گذاری شده و ۱۶۰ میلیون سال پیش به‌وجود آمده بوده باعث افزایش شدید تعداد برخوردها شده و شاید برخورد بزرگ به خلیج مکزیک که دهانه چیکشلوب[۶] نام دارد نیز بر اثر فعالیت همین دسته رخ داده‌باشد؛ برخورد شهاب‌سنگ به چیکشلوب همان برخورد بزرگی است که احتمال می‌رود انقراض دایناسورها بر زمین در ۶۵ میلیون سال پیش را در پی داشته‌بوده‌است.