اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

محمدتقی بهجت

محمدتقی بهجت فومنی (زادهٔ ۱۲۹۴ در فومن – درگذشتهٔ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ در قم)، از عرفای به‌نام و از مراجع تقلید شیعه بود.وی از جانب آیت الله قاضی طباطبایی لقب فاضل گیلانی گرفته بود.[۲]

محتویات

    ۱ تولد
    ۲ تحصیلات
    ۳ تدریس
    ۴ مرجعیت
    ۵ مرگ
    ۶ اساتید
    ۷ برخی از شاگردان
    ۸ تألیفات
    ۹ پانویس‌ها و منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

تولد

محمدتقی بهجت در اواخر سال ۱۳۳۴ ه.ق. در خانواده ای دیندار، در شهر فومن واقع در استان گیلان، چشم به جهان گشود. در ابتدای کودکی مادر وی درگذشت. کربلایی محمود، پدر وی از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد و قباله های محلی به گواهی وی می رسید. پدرش همچنین از ذوق ادبی برخوردار بوده و در رثای اهل بیت به ویژه حسین بن علی شعر می سرود.[نیازمند منبع]
تحصیلات

تحصیلات ابتدایی را در مکتب‌خانه فومن (استان گیلان) گذراند و در همان شهر به تحصیل مقدمات علوم اسلامی پرداخت. در سال ۱۳۴۸ ق. در سن چهارده سالگی به عراق رفت و در کربلا به تحصیل مشغول شد.

پس از آن در سال ۱۳۵۲ ق. به نجف اشرف مهاجرت نمود و قسمت‌های پایانی سطح را زیر نظر اساتیدی چون مرتضی طالقانی به پایان رساند. وی درآنجا پس از درک محضر میرزای نائینی و آقا ضیاءالدین عراقی، به حوزه درسی محمدحسین غروی اصفهانی پیوست و علاوه بر این از محضر سید ابوالحسن اصفهانی، علی محمد بروجردی و محمدکاظم شیرازی بهره برد. و علوم عقلی را نزد سید حسن بادکوبه‌ای فرا گرفت. در سنین ۱۷ یا ۱۸ سالگی در سلک شاگردان اخلاقی - عرفانی سیدعلی قاضی درآمد.

در سال ۱۳۲۴ ش. (۱۳۶۴ ق.) به توصیه پزشکان و به دلیل بیماری به ایران بازگشت؛ چند ماهی را در فومن ماند و پس از تشکیل خانواده بر آن شد که دوباره به حوزهٔ علمیهٔ نجف برود. در راه قصد زیارت حرم فاطمه معصومه و اطلاع یافتن از وضعیتحوزهٔ علمیه قم را کرد؛ ولی در طول چند ماهی که در قم توقف کرده بود، خبر فوت استادان بزرگ نجف یکی پس از دیگری شنیده می‌شد، لذا او تصمیم گرفت که در شهر قم اقامت کند و در آنجا تحصیلات خود را با حضور در جلسات درس کوه کمری و آیت الله بروجردی ادامه دهد. پس از چند ماه اقامت در حوزه علمیه[قم که نوپا بود، بنا به نقل آیت الله مصباح یزدی، برجسته‌ترین شاگرد علمای دینی شد:

{{نقل قول|«آیت‌الله بهجت از همان زمانی که آیت‌الله بروجردی در قم درس شروع کرده بودند از شاگردان برجسته واز مُستَشکِلین معروف و مبرّز درس ایشان بودند. معمولاً استادانی که درس خارج می‌گویند، در میان شاگردانشان یکی دو سه نفر هستند که ضمن اینکه بیش از همه مطالب را ضبط می‌کنند احیاناً اشکالاتی به نظرشان می‌رسد که مطرح و پی‌گیری می‌کنند تا مسائل کاملاً حل شود. اینان از دیگران دقیق‌ترند، و اشکالاتشان علمی‌تر و نیاز به غور و بررسی بیشتری دارد، و ایشان در آن زمان چنین موقعیتی را در درس مرحوم آیت‌الله بروجردی داشتند.

آیت الله بهجت، اشارات ابن سینا و اسفار ملاصدرا را نزد مرحوم آیت‌الله سید حسن بادکوبه ای فرا گرفت.
تدریس

وی در زمان طلبگی در نجف به تدریس سطوح عالی نیز مشغول بود و با ورود به قم به تدریس دروس عالی پرداخت. محل تدریس درس خارج وی ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصی خود و سپس در مسجد فاطمیه واقع در گذرخان تشکیل می‌شد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومی وی نیز همین مسجد بود. وی بیش از چهل سال بود که به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال داشت.
مرجعیت

پس از درگذشت محمدعلی اراکی، جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، مرجعیت وی را اعلام کرد و افرادی چون عبدالله جوادی آملی و علی مشکینی نیز برای پذیرش مرجعیت از سوی وی نقش داشتند. همچنین او هیچگاه اقدام به انتشار رساله عملیه نکرد تا اینکه با درخواست های پی در پی افراد راضی شد تا فتاوایش بدون ذکر نام به چاپ برسد. از چاپ ششم به بعد روی جلد رساله او عبارت «العبد محمدتقی بهجت» نوشته شد.[نیازمند منبع]

به نقل عباس محفوظی، وی خواسته‌است که مقلدانش به علی صافی گلپایگانی رجوع کنند علی صافی چند ماه پس از فوت بهجت درگذشت. فرزند ارشد وی علی بهجت نیز اعلامیه‌ای مبنی بر ادامه کار دفتر آیت‌الله بهجت زیر نظر علی صافی صادر کرد.[۳]
مرگ

محمدتقی بهجت فومنی در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ به علت ایست قلبی درگذشت.[۴] و در حرم فاطمه معصومه دفن شد.مراسم بزرگداشت این مرجع هرساله در زادگاهش بر‌گزار میشود.[۵]
اساتید

اساتید فقه و اصول

    سید ابوالحسن اصفهانی
    آقا ضیاءالدین عراقی
    مرتضی طالقانی
    شیخ محمدحسین غروی اصفهانی
    شیخ محمدکاظم شیرازی

اساتید اخلاق

    مرتضی طالقانی
    سیدعلی قاضی

اساتید فلسفه

    مرتضی طالقانی
    سید حسین بادکوبه‌ای

برخی از شاگردان

اسامی برخی از شاگردان آیت‌الله بهجت[۶]:

    محمدتقی مصباح یزدی
    علی پهلوانی تهرانی
    مختار امینیان
    حمید رسایی
    محمود امجد
    ابراهیم ملکی جنتی
    محمدحسن احمدی فقیه یزدی
    حسن لاهوتی
    کاظم صدیقی
    محمد محمدی ری شهری
    روح الله حسینیان

تألیفات

چاپ شده:

    رساله توضیح‌المسائل (فارسی و عربی)
    مناسک حج
    وسیلة النجاة
    جامع المسائل

چاپ نشده یا آماده چاپ:

    مجلّدات دوره اصول
    مجلّدات دوره کتاب الصلوة
    دوره طهارت
    تعلیقه بر مناسک شیخ انصاری
    حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری

وی در تألیف سفینةالبحار با شیخ عباس قمی نیز همکاری داشته‌است.

موسی مبرقع

ابواحمد موسی مبرقع (۲۱۴ ه. ق (حدود ۲۰۷ خورشیدی) مدینه-۲۹۶ ه. ق برابر ۲۸۷ خورشیدی قم) فرزند امام نهم شیعیان جوادالائمه[۱] و برادر تنی امام هادی[۲] بود.[۳]

وی در سن چهل سالگی از مدینه به قم مهاجرت نمود و تا پایان عمر در آنجا ساکن بود. وی جد سادات برقعی، رضایی، ابن الرضایی، تقوی، نقوی و رضوی، ریضوی است. نسب بسیاری از سادات هند و پاکستان به او می‌رسد. وی پس از علی النقی متولی موقوفات محمد التقی بود.

وی در دوران حیات در قم مورد تکریم بزرگان و مردم شهر بود و پس از درگذشت عباس بن عمرو غنوی حاکم قم بر پیکر وی نماز خواند. مزار وی که در محله چهل اختران قم واقع است، از آن هنگام تا کنون مورد احترام مومنین است.

محتویات

    ۱ نام‌گذاری
    ۲ آرامگاه
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منبع‌ها و پی‌نوشت

نام‌گذاری

وی به صورتش روبنده (برقع) می‌انداخته برای همین لقب «مبرقع» (روبنده‌پوش) را به او داده‌اند.

برخی گفته‌اند رخساره‌اش بسیار زیبا بوده‌است و برای این‌که در کوچه به او ننگرند روبنده می‌انداخته‌اند.[۴] گروهی نیز گفته‌اند روی را می‌پوشیده تا در قم نشناسندش، برای همین بزرگان عرب قم برایش نامه نوشتند که از قم برود.[۵]
آرامگاه

مقبره او در چهل‌اختران قم در کنار احمد بن محمد بن احمد بن موسی نتیجه‌اش است. مزار وی از مزارات مورد توجه شیعیان جهان است و از علمایی همچون آیت الله بهجت مکرراً به زیارت این امازاده می‌رفتند.

سده ۳ (قمری)

قرن ۳ قمری یا سده سوم (قمری) در تقویم هجری قمری به فاصله سالهای ۲۰۱ تا ۳۰۰ قمری گفته می‌شود.

محتویات

    ۱ رویدادها
    ۲ چهره‌های برجسته
    ۳ یافته‌ها و نوآوری‌ها
    ۴ دهه‌ها و سال‌ها
    ۵ منابع

رویدادها

    ۲۳ ربیع‌الاول ۲۰۱: یکشنبه اول آبان ۱۹۵؛ ورود حضرت معصومه به قم
    ۶ رمضان ۲۰۱ هجری: شنبه ۱۲ فروردین ۱۹۶؛ اعلام ولایتعهدی امام علی بن موسی الرضا از سوی مأمون عباسی
    ۲ شعبان ۲۰۲ هجری: شنبه ۲۸ بهمن ۱۹۶ هجری؛ قتل فضل بن سهل وزیر ایرانی مأمون عباسی در حمام سرخس
    ۲۹ صفر ۲۰۳ هجری: یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۹۷؛ درگذشت امام علی بن موسی مشهور به الرضا در توس
    ۲۵ جمادی‌الثانی ۲۰۷: چهارشنبه ۳۰ شهریور ۲۰۱؛ مرگ طاهر بن حسین
    ۱۱ ذی‌الحجه ۲۰۷ هجری: دوشنبه ۱۱ اردی‌بهشت ۲۰۲؛ درگذشت واقدی نویسنده‌ی کتاب مغازی (جنگهای پیامبر)
    ۱۵ ذی الحجه ۲۱۲ هجری: جمعه ۲۰ اسفند ۲۰۶؛ تولد امام علی بن محمد مشهور به هادی النقی
    ۲۷ محرم ۲۱۵ هجری: شنبه ۱۰ فروردین ۲۰۹ هجری؛ آغاز لشکرکشی خلیفه مأمون عباسی به روم
    ۱۵ ربیع‌الثانی ۲۱۹ هجری: چهارشنبه ۱۳ اردی‌بهشت ۲۱۳؛ زندانی شدن محمد بن قاسم علوی به دستور خلیفه معتصم عباسی
    ۱۰ محرم ۲۲۶ هجری: سه شنبه ۲۳ آبان ۲۱۹؛ درگذشت بشر حافی
    ۸ رجب ۲۱۸ هجری: چهارشنبه ۱۲ مرداد ۲۱۲؛ درگذشت خلیفه مأمون عباسی و جانشینی برادرش معتصم عباسی
    ۲۸ محرم ۲۲۰ هجری: دوشنبه ۱۶ بهمن ۲۱۳ هجری؛ ورود امام محمد بن علی مشهور به تقی الجواد به شهر بغداد بنا بر درخواست خلیفه معتصم عباسی
    ۱۵ ذی‌القعده ۲۲۰ هجری: چهارشنبه ۲۳ آبان ۲۱۴ هجری؛ بنیان‌گذاری شهر سامرا توسط خلیفه معتصم عباسی
    ۳۰ ذی‌القعده ۲۲۰ هجری: پنج‌شنبه ۸ آذر ۲۱۴ هجری؛ درگذشت امام محمد بن علی مشهور به تقی الجواد
    ۵ ذی‌الحجه ۲۲۰ هجری: سه شنبه ۱۳ آذر ۲۱۴ هجری؛ درگذشت امام محمد بن علی مشهور به تقی الجواد به روایتی
    ۸ ربیع‌الثانی ۲۳۲ هجری: پنج‌شنبه ۱۵ آذر ۲۲۵؛ تولد امام حسن بن علی مشهور به عسکری
    ۸ صفر ۲۳۳ هجری: جمعه ۵ مهر ۲۲۶؛ دستگیری و شکنجه‌ی ابن زیّات به دستور خلیفه متوکل عباسی
    ۲۵ ذی‌القعده ۲۳۵ هجری: سه‌شنبه ۲۴ خرداد ۲۲۹؛ درگذشت حسن بن سهل از وزیران دولت عباسی
    ۱۲ ربیع‌الاول ۲۴۱: چهارشنبه ۱۳ مرداد ۲۳۴؛ درگذشت احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی
    ۴ ربیع‌الثانی ۲۴۸ هجری: یکشنبه ۲۱ خرداد ۲۴۱؛ درگذشت خلیفه منتصر عباسی؛ خلافت مستعین عباسی
    اول صفر ۲۴۹ هجری: جمعه دهم فروردین ۲۴۲؛ شورش گروهی از مردم بغداد علیه دولت عباسی
    ۱۵ ربیع‌الثانی ۲۴۹ هجری: دوشنبه ۲۱ خرداد ۲۴۲؛ قتل اوتامش سردار ترک عباسیان
    ۲۹ جمادی‌الثانی ۲۵۱ هجری: شنبه ۱۱ مرداد ۲۴۴؛ قیام حسین بن محمد علوی علیه مستعین عباسی
    سوم محرم ۲۵۲ هجری: پنج‌شنبه ۹ بهمن ۲۴۴؛ برکناری خلیفه مستعین عباسی از خلافت
    سوم رجب ۲۵۴ هجری: دوشنبه ۱۲ تیر ۲۴۷؛ درگذشت امام علی بن محمد مشهور به هادی النقی (به روایتی، دوشنبه ۲ تیرماه، ۲۵ جمادی‌الثانی)
    ۱۵ شعبان ۲۵۵ هجری: جمعه ۱۲ مرداد ۲۴۸؛ تولد مخفیانه‌ی امام زمان در شهر سامرا
    ۲۳ ذی‌القعده ۲۵۶ هجری: یکشنبه ۴ آبان ۲۴۹؛ درگذشت زبیر بن بکار قرشی
    اول ربیع‌الاول ۲۵۸ هجری: چهارشنبه ۳۰ دی ۲۵۰؛ مأموریت موفق عباسی برای نبرد با شورشیان سیاه به رهبری صاحب‌الزنج
    ۱۵ جمادی‌الاول ۲۵۸ هجری: شنبه ۱۴ فروردین ۲۵۱؛ کشته شدن مفلح در نبرد با زنگیان
    ۲۷ جمادی‌الثانی ۲۵۹: پنج شنبه ۱۵ اردیبهشت ۲۵۲؛ درگذشت ابوعبدالله محمد بن خالد طیالسی
    ۸ ربیع‌الاول ۲۶۰ هجری: جمعه ۱۶ دی ۲۵۲؛ درگذشت امام حسن بن علی مشهور به عسکری؛ آغاز غیبت صغری
    ۵ جمادی‌الاول ۲۶۳: پنجشنبه ۹ بهمن ۲۵۵؛ درگذشت ابوعلی صیرفی کوفی
    ۲۸ صفر ۲۶۴ هجری: جمعه ۲۲ آبان ۲۵۶؛ درگذشت موسی بن بغا
    اول صفر ۲۷۰ هجری: شنبه ۲۳ مرداد ۲۶۲؛ قتل صاحب‌الزنج و شکست قیام زنگیان علیه دولت عباسی
    ۱۰ ذی‌القعده ۲۷۰ هجری: یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۲۶۳؛ درگذشت احمد بن طولون در مصر
    ۲۲ صفر ۲۷۸ هجری: یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۲۷۰؛ درگذشت خلیفه موفق عباسی
    ۲۳ ربیع‌الثانی ۲۸۹ هجری: سه‌شنبه ۲۲ فروردین ۲۸۱؛ درگذشت خلیفه معتضد عباسی، خلافت مکتفی عباسی
    ۱۷ ذی‌القعده ۲۹۵ هجری: پنج‌شنبه اول شهریور ۲۸۷؛ درگذشت درگذشت خلیفه مکتفی عباسی
    دوم ربیع‌الثانی ۲۹۶ هجری: پنج‌شنبه ۱۳ دی ۲۸۷ هجری شمسی؛ قتل عبدالله بن معتز در زندان خلیفه مقتدر عباسی
    ۲۸ ربیع‌الثانی ۲۹۶ هجری: سه‌شنبه ۹ بهمن ۲۸۷ هجری شمسی؛ درگذشت موسی مبرقع در قم

اشعری

اَشاعِره، نامی که بر پیروان مکتب کلامی ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری اطلاق می‌شود. اشاعره در معنای عام به سنت‌گرایان یا اهل سنت و جماعت گفته می‌شود، یعنی آنان که در برابر خردگرایان معتزلی، بر نقل (= قرآن و سنت) تأکید می‌ورزند و نقل را بر عقل ترجیح می‌دهند.[۱]
اشاعره

پیروان ابوالحسن اشعری بودند و اعتقاد داشتند: ایمان تصدیق به قلب است و اقرار به زبان و عمل به ارکان از فروع آن است.

صاحب گناه کبیره اگر بدون توبه بمیرد، حق‌تعالی او را شامل مغفرت می‌کند یا اینکه به شفاعت رسول اکرم می‌بخشد یا آنکه به مقدار جرمش او راعذاب می‌دهد؛ اما اگر با توبه بمیرد عفو او بر حق تعالی واجب نیست؛ چون خداوند موجب است و چیزی بر او واجب نمی‌شود.

حق تعالی مالک خلایق است و آنچه اراده اش باشد، انجام می‌دهد و فرمان می‌دهد. چنانچه جمیع خلایق را به بهشت ببرد یا همه را در آتش جهنم بیندازد، خطایی مرتکب نشده است؛ چون او مالک مطلق است.

هر چه موجود باشد مرئی است؛ بنا بر این حق تعالی دیده خواهد شد؛ همچنانکه در قرآن کریم آمده: وجوهٌ یومئذٍ ناضره الی ربها ناظره

افکاری که منجر به مکتب اعتزال گشت از نیمه دوم قرن اول هجری آغاز شد. روش اعتزال در حقیقت عبارت بود از به کاربردن نوعی منطق و استدلال در فهم و درک اصول دین. بدیهی است که در چنین روشی اولین شرط، اعتقاد به حجیت و حریت و استقلال عقل است. و نیز بدیهی است که عامه مردم که اهل تعقل و تفکر و تجزیه و تحلیل نیستند، همواره «تدین» را مساوی با «تعبد» و تسلیم فکری به ظواهر آیات و احادیث - و مخصوصا احادیث - می‌دانند و هر تفکر و اجتهادی را نوعی طغیان و عصیان علیه دین تلقی می‌نمایند، خصوصاً اگر سیاست وقت بنا به مصالح خودش از آن حمایت کند و بالاخص اگر برخی از علماء دین و مذهب این طرز تفکر را تبلیغ نمایند، و بالاخص اگر این علماء خود واقعاً به ظاهرگرایی خویش مؤمن و معتقد باشند و عملاً تعصب و تصلب بورزند. حملات اخباریین علیه اصولیین و مجتهدین، و حملات برخی از فقهاء و محدثین علیه فلاسفه در جهان اسلامی از چنین امری ریشه می‌گیرد.

معتزله علاقه عمیقی به فهم اسلام و تبلیغ و ترویج آن و دفاع از آن در مقابل دهریین و یهود و نصاری و مجوس و صابئین و مانویان و غیرهم داشتند و حتی مبلغینی تربیت می‌کردند و به اطراف و اکناف می‌فرستادند. در همان حال از داخل حوزه اسلام وسیله ظاهرگرایان که خود را «اهل الحدیث» و «اهل السنة» می‌نامیدند تهدید می‌شدند و بالاخره از پشت‌خنجر خوردند و ضعیف شدند و تدریجاً منقرض گشتند.

علیهذا در آغاز امر، یعنی تا حدود اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم، یک مکتب کلامی معارض به معتزله - آن گونه که بعدها پیدا شد - وجود نداشت. تمام مخالفتها با این نام صورت می‌گرفت که افکار معتزله بر ضد ظواهر حدیث و سنت است. رؤسای اهل حدیث مانند مالک بن انس و احمد بن حنبل اساساً بحث و چون و چرا و استدلال را در مسائل ایمانی حرام می‌شمردند. پس نه تنها اهل السنه یک مکتب کلامی در مقابل معتزله نداشتند، بلکه منکر کلام و تکلم بودند.

در حدود اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری پدیده تازه‌ای رخ داد و آن اینکه شخصیتی بارز و اندیشمند که سالها در نزد قاضی عبدالجبار مکتب اعتزال را فرا گرفته و در آن مجتهد و صاحب نظر شده بود، از مکتب اعتزال رو گرداند و به مذهب اهل السنه گرایید و چون از طرفی از نوعی نبوغ خالی نبود و از طرف دیگر مجهز بود به مکتب اعتزال، همه اهل السنه را بر پایه‌های استدلالی خاصی بنا نهاد و آنها را به صورت یک مکتب نسبتاً دقیق فکری درآورد. آن شخصیت بارز ابوالحسن اشعری متوفا در حدود ۳۳۰ هجری است.

ابوالحسن اشعری - بر خلاف قدمای اهل حدیث مانند احمد بن حنبل - بحث و استدلال و به کار بردن منطق را در اصول دین جایز شمرد و از قرآن و سنت بر مدعای خود دلیل آورد. او کتابی به نام «رسالة فی استحسان الخوض فی علم الکلام» نوشته‌است.[۲]

اینجا بود که اهل الحدیث دو دسته شدند: «اشاعره» یعنی پیروان ابوالحسن اشعری که کلام و تکلم را جایز می‌شمارند، و «حنابله» یعنی تابعان احمد بن حنبل که آن را حرام می‌دانند. در درسهای منطق گفتیم که ابن تیمیه حنبلی کتابی در تحریم منطق و کلام نوشته‌است.[۳]

معتزله از ناحیه دیگر نیز منفور عوام شدند، و آن، غائله «محنت» بود زیرا معتزله بودند که با نیروی خلیفه مامون می‌خواستند مردم را به زور تابع عقیده خود در حادث بودن قرآن بنمایند، و این حادثه به دنبال خود کشتارها و خونریزیها و زندانها و شکنجه‌ها و بی‌خانمانیها آورد که جامعه مسلمین را به ستوه آورد. عامه مردم، معتزله را مسؤول این حادثه می‌دانستند و این جهت‌سبب بیزاری بیشتر مردم از مکتب اعتزال شد.

ظهور مکتب اشعری بدین دو جهت مورد استقبال عموم قرار گرفت. بعد از ابوالحسن اشعری شخصیتهای بارز دیگر در این مکتب ظهور کردند و پایه‌های آنرا مستحکم کردند. از آن میان قاضی ابوبکر باقلانی معاصر شیخ مفید و متوفای در سال ۴۰۳ و ابواسحاق اسفراینی که در طبقه بعد از باقلانی و سید مرتضی به شمار می‌رود، و دیگر امام الحرمین جوینی استاد غزالی و خود امام محمد غزالی صاحب «احیاء علوم الدین» متوفای در ۵۰۵ هجری و امام فخرالدین رازی را باید نام برد.

البته مکتب اشعری تدریجاً تحولاتی یافت و مخصوصا در دست غزالی رنگ کلامی خود را کمی باخت و رنگ عرفانی گرفت، و وسیله امام فخر رازی به فلسفه نزدیک شد. بعداً که خواجه نصیرالدین طوسی ظهور کرد و کتاب تجرید الاعتقاد را نوشت، کلام بیش از نود درصد رنگ فلسفی به خود گرفت. پس از «تجرید» همه متکلمین - اعم از اشعری و معتزلی - از همان راهی رفتند که این فیلسوف و متکلم بزرگ شیعی رفت.

مثلاً کتابهای «مواقف» و «مقاصد» و شروح آنها همه رنگ «تجرید» را به خود گرفته‌اند. در حقیقت باید گفت هر اندازه فاصله زمانی زیادتر شده‌است اشاعره از پیشوایان ابوالحسن اشعری دور شده و عقاید او را با اعتزال یا فلسفه نزدیکتر کرده‌اند. اکنون فهرست‌وار عقاید «اشعری» را که از اصول اهل السنه دفاع کرده و یا به نحوی عقیده اهل السنه را تاویل و توجیه کرده‌است ذکر می‌کنیم:

الف. عدم وحدت صفات با ذات (برخلاف نظر معتزله و فلاسفه)

ب. عمومیت اراده و قضاء و قدر الهی در همه حوادث (این نیز برخلاف نظر معتزله ولی بر وفق نظر فلاسفه)

ج. شرور، مانند خیرات، از جانب خدا است. (البته این نظر به عقیده «اشعری» لازمه نظر بالا است.)

د. مختار نبودن بشر و مخلوق خدا بودن اعمال او (این نظر نیز به عقیده «اشعری» لازمه نظر عمومیت اراده‌است.)

ه. حسن و قبح افعال ذاتی نیست، بلکه شرعی است. همچنین عدل، شرعی است نه عقلی (برخلاف نظر معتزله)

و. رعایت لطف و اصلح بر خدا واجب نیست. (بر خلاف نظر معتزله)

ز. قدرت انسان بر فعل، توام با فعل است نه مقدم بر آن. (بر خلاف نظر فلاسفه و معتزله)

ح. تنزیه مطلق، یعنی هیچگونه شباهت و مماثلت میان خدا و ما سوا وجود ندارد.(بر خلاف نظر معتزله)

ط. انسان آفریننده عمل خود نیست، اکتساب کننده آن است. (توجیه نظراهل السنة در باب خلق اعمال)

ی. خداوند در قیامت با چشم دیده می‌شود. (بر خلاف نظر فلاسفه و معتزله)

یا. «فاسق» مؤمن است. (بر خلاف نظر خوارج که مدعی کفر فاسق بودند و بر خلاف نظر معتزله که به منزلة بین المنزلتین قائل بودند.)

یب. مغفرت خداوند بنده‌ای را، بودن توبه هیچ اشکالی ندارد همچنانکه معذب ساختن مؤمن بلا اشکال است. (بر خلاف نظر معتزله.)

یج. شفاعت بلا اشکال است. (بر خلاف نظر معتزله)

ید. کذب و تخلف وعده بر خدا جایز نیست.

یه. عالم حادث زمانی است. (بر خلاف نظر فلاسفه)

یو. کلام خدا قدیم است، اما کلام نفسی نه کلام لفظی. (توجیه نظر اهل السنه)

یز. افعال خدا برای غایت و غرضی نیست. (بر خلاف نظر فلاسفه و معتزله)

یح. تکلیف مالایطاق بلامانع است. (بر خلاف نظر فلاسفه و معتزله)

ابوالحسن اشعری از افراد کثیر التالیف است. گفته‌اند متجاوز از دویست کتاب تالیف کرده‌است. در حدود صد کتاب از او در تذکره‌ها نام برده شده‌است ولی ظاهراً اکثر آن کتابها از میان رفته‌است. معروفترین کتاب او کتاب «مقالات الاسلامیین»است. که چاپ شده و تا حد زیادی مشوش و نامنظم است. کتاب دیگری نیز از او چاپ شده‌است و نام «اللمع» و شاید کتابهای دیگر هم از او چاپ شده باشد.

ابوالحسن اشعری از افرادی است که افکارش تاثیر زیادی در جهان اسلام گذاشت. البته بعدها مناقشات زیادی بر سخنان او از طرف فلاسفه و معتزله وارد شد. بسیاری از عقاید و آراء او را ابوعلی سینا در شفا - بدون آنکه نام ببرد - ذکر کرده و رد نموده‌است. حتی برخی از اتباع «اشعری» از قبیل قاضی ابوبکر باقلانی و امام الحرمین جوینی در نظریه جبری او درباره خلق اعمال، تجدید نظرهایی کردند.

امام محمد غزالی اگر چه اشعری است و تا حدود زیادی اصول اشاعره را تحکیم و تثبیت نموده‌است ولی مبانی دیگری به آنها داد. «کلام» وسیله غزالی به عرفان و تصوف نزدیک شده. مولانا محمد رومی صاحب کتاب مثنوی نیز به نوبه خود اشعری مذهب است، ولی عرفان عمیق او به همه مسائل رنگ دیگری داده‌است. امام فخر رازی نیز که با افکار فلاسفه آشنا بود، کلام اشعری را تحول و نیرو بخشید.

چنانکه قبلاً اشاره شد، در قرن سوم هجری مامون که خود مردی عالم و روشنفکر بود به حمایت معتزله برخاست، معتصم و واثق نیز از او پیروی کردند، تا نوبت به متوکل رسید. متوکل نقش اساسی در پیروزی مذهب اهل السنه - که در حدود یک قرن بعد به وسیله ابوالحسن اشعری پایه کلامی یافت - داشت. مسلماً اگر متوکل همان طرز تفکر مامون را می‌داشت، اعتزال چنین سرنوشتی پیدا نمی‌کرد.

عدل (کلام)

عدل برابر داد، یکی از اصول تشیع و معتزله است.

عدل به معنای قضاوت و پاداش به حق است، یعنی باور به اینکه خداوند پاداش و جزای هیچ عملی را هرچند ناچیز و کوچک باشد ضایع نمی‌کند و بدون تبعیض به هر کس جزای عملش را خواهد داد: «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره»، «پس هر کس ذره‌ای کار خوب انجام دهد آن را خواهد دید و هر کس ذره‌ای کار بد بکند آن را خواهد دید.»[۱]

دلیل انتخاب این اصل به عنوان یکی از اصول شیعه در اصل برداشت سیاسی و فلسفی از عدالت خداوند، نقش عقل در تشخیص عدل و ظلم، و نیز حسن و قبح است؛ چرا که اهل‌سنت نیز به دادگری خداوند باور دارند.

این اصل به این معنی است که قضاوت عقل در مورد حسن و قبح و نیز عدل و ظلم معتبر است و نمی‌توان با اتصال رفتار شخصی (به‌ویژه سلطان یا خلیفه) به خداوند، ظلم وی را توجیه کرد و عقل را ناتوان از درک درست مفهوم حسن و قبح دانست.

البته برای مفهوم عقل در مباحث مختلف فلسفی، کلامی، فقهی و اصولی، و عرفی معانی متفاوتی وجود دارد و در این بحث، معنای منطقی و فلسفی عقل مد نظر قرار دارد.»[۲]

مطرح‌شدن این اصل در اعتقادات شیعه در پی اختلافات کلامی و فلسفی بین معتزله و اشاعره رخ داد. اهل‌سنت امروزی در برداشت از اصل عدالت خداوند به اشاعره نزدیک‌اند و معتزله نیز پیروان رسمی ندارند.

امام

اِمام واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا و رهبر است که از اصطلاحات خاص دین اسلام است.

این واژه به خودی خود معنی مقدسی ندارد و در قرآن هم برای پیشوایانی که مردم را به سوی خدا هدایت می‌کردند به کار رفته و هم برای پیشوایانی که مردم را به سوی کفر هدایت می‌کرده‌اند. اما غیر از این معنای عام دارای معانی و کاربردهای خاصی در فرهنگ مسلمانان نیز هست.

محتویات

    ۱ کاربردها
    ۲ امام در قرآن
    ۳ امامت در نزد شیعیان امامیه
    ۴ کتاب‌شناسی
    ۵ پانویس
    ۶ نگارخانه
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

کاربردها

    امام جماعت: هر فردی که پیش‌نماز بایستد و دیگران به او اقتدا کنند. این کاربرد بین تمام مسلمانان مشترک است. از نظر فقه شیعه، امام جماعت باید عادل باشد. به عبارت دیگر نمازگزاران دیگر از او گناه کبیره و یا اصرار بر گناه صغیره ندیده باشند.

    رهبر اجتماع: خواجه نصیر الدین طوسی در «تجرید الاعتقاد» امامت را به عنوان «ریاسةٌ عامّةٌ» یعنی ریاست عمومی تعریف می‌کند. این معنی امامت نیز بین تمام مسلمانان جز خوارج مشترک است. البته فرق مختلف شرایط و مصادیق متفاوتی را برای امام در نظر می‌گیرند.

    عالمان برجستهٔ دینی: اهل سنت برای برخی از دانشمندان بسیار برجستهٔ دینی، نظیر محمد غزالی و فخر رازی از این لقب استفاده کرده‌اند.

    لقب بیانگر تقدس: در برخی کشورهای عربی نظیر عراق، سوریه، لبنان و کشورهایی نظیر ایران و جمهوری آذربایجان عده‌ای از مردم روسیه و بسیاری از مسلمانان اروپایی مردم (شیعه و سنی) بسیاری از افراد مقدس را امام می‌خوانند.

امام در قرآن

در قرآن از سه نفر با عنوان امام یاد شده‌است و آنان ابراهیم[۱] و اسحاق و یعقوب[۲] هستند.
امامت در نزد شیعیان امامیه
نوشتار اصلی: امامت

امامت یکی از اصول باور شیعیان است، که به جهت اهمیت آن شیعیان دوازده امامی خود را امامیّه می‌خوانند.

سنگ بنای تشیع مسئلهٔ امامت و حجیت قول و فعل امام است. حجیتی که از علم تام و از یقین به محتوای دین ناشی می‌شود. علمی که از راه اجتهاد کسب نمی‌شود و به شک و حدس و گمان آلوده نیست و لذا صاحب آن، مرجع نهایی در هر چیزی است که به آن دین گفته می‌شود، یا به عبارتی حجت آن دین است.شیعیان برای امامان خود چنین منزلتی را قائل هستند.

اصول دین شیعه: توحید، نبوت، معاد (هر سه مشترک با اهل سنت)، عدل و امامت
کتاب‌شناسی

    امام‌شناسی، تالیف علامه‌آیت‌الله حاج‌سیّدمحمّدحسین حسینی‌طهرانی مجموعه‌ای است از بحث‌های تفسیری، فلسفی، روایی، تاریخی، اجتماعی دربارهٔ امامت و ولایت بطور کلّی.
    حیات القلوب جلد 5 : امام شناسی تالیف علامه مجلسی (رحمه الله).
    حاکمیت سیاسی معصومان
    عصمت، جعفر سبحانی
    سیری در سیره ائمه اطهار، مرتضی مطهری
    اعتقاد ما، ناصر مکارم شیرازی
    المراجعات (مناظره علمی)

نماز شب

نماز شب از نماز‌های مستحب در شریعت اسلام است که بسیار تاکید شده و برای آن پاداشهای بسیاری ذکر گردیده است.نماز شب نمازیست مستحبی که بر پیامبر اسلام واجب بود.

محتویات

    ۱ کیفیت نماز شب
    ۲ وقت نماز شب
    ۳ نماز شب در قرآن
    ۴ نماز شب در سخنان اهل بیت
    ۵ پیوندها
    ۶ پانویس

کیفیت نماز شب

نماز شب یازده رکعت است :

    هشت رکعت به نیت نماز شب ( چهار نماز دو رکعتی مانند نماز صبح )
    دو رکعت به نیت نماز شفع ( بهتر است در رکعت اول آن بعد از حمد، سوره ناس و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره فلق خواند شود)
    یک رکعت نماز وتر، طریق نماز و شرح آن به این صورت است که :

بعد از حمد سه بار سوره توحید و یک بار سوره فلق و یک بار سوره ناس را می خوانیم ( می توان یک سوره ی تنها خواند )

بعد از خواندن سوره دست ها را برای قنوت به سوی آسمان بالا می بریم و حاجات خود را از خدا می خواهیم.

آن چه در قنوت مستحب است می گوییم :

    برای چهل مومن دعا کنید و بگویید : اللهمَّ اَغْفِر لِفُلانِ؛ پس به جای فلان، اسم آن مومن را بگویید، هم برای مومنینی که در دنیا هستند و هم مومنینی که از دنیا رفته اند.

دعا کردن برای مومنین می تواند به دو صورت ذکر شود :

همه مومنین را مد نظر قرار داده و چنین بگویید : اَللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُومِنین وَ الْمُؤمِنات .

یا نام چهل شخص را ببرید.

    مستحب است هفتاد بار استغفار کنید و بگویید :

اَستَغفرُالله ربی و اَتوبُ اِلَیه . ( از پروردگار خود طلب آمرزش و مغفرت می کنم و به سوی او بازگشت می نمایم )

    مستحب است هفت بار بگویید :

هذا مَقامُ الْعائِذِ بکَ منَ النّار ( این است مقام کسی که از آتش قیامت به تو پناه می برد )

    مستحب است سیصد مرتبه بگویید:

اَلْعَفو، و سپس بگویید : ربِّ اغْفِرلی و الرحَمنی و تُبْ عَلَیَّ اِنَّکَ انتَ التَّوّابُ الْغَفورُ الرَّحیم .



    نماز شب را می توان بدون سوره یا قنوت و خوابیده، نشسته یا در حال حرکت خواند چون مستحبی است.

    اگر وقت تنگ باشد می‌توان فقط به شفع و وتر یا وتر تنها اکتفا نمود.

    چنانچه مقداری از نماز شب را خوانده باشد و اذان صبح (طلوع فجر) سر رسد می تواند بقیه نماز شب را هم به نیت اداء بخواند.

    خواندن دو رکعت نافله صبح از شفع و وتر افضل است.

    برای عمل به اعمال مستحبی دیگر در نماز شب به کتب مبسوطه رجوع فرمائید.

وقت نماز شب

وقت نماز شب از نیمه شب شرعی است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.[۱]
نماز شب در قرآن

در قرآن در آیه ۷۹ سوره أسراء وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَىٰ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا[۱۷–۷۹]

    و آیه ۶ سوره مزّمل إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا[۷۳–۶] به نماز شب اشاره شده است.

در سوره فجر به نماز شفع و وتر اشاره شده است
نماز شب در سخنان اهل بیت

    پیامبر اسلام: بر شما باد به شب زنده داری که آن شیوه شایستگان پیش از شماست و شب زنده داری مایه تقرب به خدا و بازداشتن از گناه است.[۲]
    علی ابن ابی‌طالب: شب زنده داری مایه سلامت بدن و خشنودی پروردگار و قرار گرفتن در معرض رحمت خدا و چنگ زدن به اخلاق پیامبران است.[۳]
    امام جعفر صادق: نماز شب چهره را سفید و نورانی می‌کند، نماز شب انسان را خوشبو می‌کند، نماز شب روزی می‌آورد.

مستحب

مستحب در لغت به معنای دوست داشته شده و پسندیده شده است[۱] و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجامش بر مکلَف مطلوب است و پاداش دارد ولی ترک آن عذاب ندارد. مانند: نماز شب

نماز عید

نماز عید نمازی است که مسلمانان در دو روز عید فطر و عید قربان می‌خوانند. این نماز در سال اول هجرت واجب شد و مسلمانان در زمان محمد، به جماعت در این نماز شرکت می‌کردند. این نماز پس از فوت محمد، برای مسلمانان سنت موکده دانسته می‌شود. خطبه پس از نماز عید و شنیدن آن سنت است.

محتویات

    ۱ زمان اقامه نماز
    ۲ اعتقادات شیعیان
    ۳ روش خواندن نماز عید فطر و قربان
    ۴ منابع

زمان اقامه نماز

وقت نماز عید فطر از اوّل آفتاب است تا ظهر، ولی مستحب است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخواند و در عید فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار کند و زکات فطره را بدهد و بعد نماز عید را بجا آورد.
اعتقادات شیعیان

این نماز در زمان حضور امام شیعه واجب است و باید به جماعت خوانده شود، و در غیراین‌صورت مستحب است.
روش خواندن نماز عید فطر و قربان

نماز عید فطر و قربان دو رکعت است. اقامه آن همانند نماز صبح است با این تفاوت که به جای سوره توحید در رکعت اول و دوم مستحب است به ترتیب سوره‌های اعلا و سوره الشمس خوانده شود به علاوه رکعت اول ۵ و رکعت دوم ۴ قنوت دارد.

رکعت اول:در رکعت اوّل بعد از خواندن حمد و سوره باید پنج تکبیر گفت و بعد از هر تکبیر یک قنوت خواند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری بگوید و به رکوع رود، بعد دو سجده به جا آورد و برخیزد.

رکعت دوم:در رکعت دوّم بعد از خواندن حمد و سوره چهار تکبیر گفته می‌شود و بعد از هر تکبیر قنوت خوانده می‌شود و بعد از تکبیر پنجم به رکوع رفته و بعد از رکوع دو سجده به جا آورد و تشهّد و سلام گفته می‌شود.

    نماز عید سوره مخصوصی ندارد، ولی بهتر است که در رکعت اوّل آن سوره شمس (سوره ۹۱) و در رکعت دوّم سوره غاشیه (سوره ۸۸) را بخوانند، یا در رکعت اوّل سوره لاْعْلی (سوره ۸۷) و در رکعت دوّم سوره شمس را بخوانند.[۱]
    در قنوت، هر دعایی می‌توان خواند، ولی خواندن دعای‏ «اللهمَّ اَهْلَ الکبْریاءِ وَالعَظَمَةِ، وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ ... » توصیه شده است.

نماز جمعه

نماز جمعه، نمازی است که مسلمانان هر جمعه، اول ظهر و به جای نماز ظهر بر‌گزار می‌کنند. این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند.

نماز جمعه دو رکعت است و دو قنوت مستحبی دارد، یکی در رکعت اول، قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم، پس از رکوع. خواندن دو خطبه، توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است. ترتیب اعمال در نماز جمعه بدین شرح است: تکبیرةالاحرام، حمد و سوره، قنوت، رکوع، دو سجده، حمد و سوره، رکوع، قنوت، دو سجده، تشهد و سلام.

محتویات

    ۱ پیشینه
    ۲ چگونگی برگزاری
        ۲.۱ پیش‌نیازها
        ۲.۲ خطبه‌ها
        ۲.۳ نماز
    ۳ در روایات
    ۴ برخی احکام
        ۴.۱ امام جمعه
    ۵ نخستین نماز جمعه در ایران
    ۶ پانویس
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

پیشینه

تا پیش از آنکه انصار، روز جمعه را جمعه بنامند، این روز «یوم العروبه» نامیده می‌شد. پیامبر اسلام در راه هجرت به یثرب که پس از ورودش «شهر پیامبر» یا «مدینة النبی» نامیده شد، در محله‌ای به نام قبا توقف کرد تا علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و تعدادی از مسلمانان به او بپیوندند.

پیامبر اسلام که روز دوشنبه وارد محله قبا شده بود، تا روز پنجشنبه با مردم آن قبیله نماز گزارد و همراه آنان، نخستین مسجد اسلام را بنا کرد. سپس روز جمعه، به سوی مدینه حرکت کرد و در وادی «رانوناء» همراه مردم مدینه «نخستین نماز جمعه» را، اقامه کرد.

او سپس به قبا بازگشت و همچنان منتظر علی و فاطمه و دیگر پیروانش ماند. از آن پس و تا پایان عمر پیامبر اسلام، نماز جمعه، برنامهٔ هفتگی مسلمانان شد.[۱]
چگونگی برگزاری
پیش‌نیازها

اگر قرار باشد نماز در فضای آزادِ غیرمفروش بر‌گزار شود، معمولاً باید علاوه بر مهر، زیرانداز و کیسه‌ای برای کفش‌ها نیز به همراه داشت. البته در خارج از ایران نمازگزاران نماز جمعه و جماعت تمامی کیف و کفش خود را به درون صفوف نماز نمی‌آورند و معمولاً در خارج از مسجد و یا در انتهای مسجد قرار می‌دهند. معمولاً خانم‌ها باید چادر به همراه داشته باشند.
خطبه‌ها

نمازجمعه با خطبهٔ اول آغاز می‌شود و همهٔ نمازگزاران باید دو خطبه را در حالت آرامش گوش دهند. خواندن دو خطبه، توسط خطیب جمعه، قبل از نماز، واجب است. پس از خطبه‌ها نماز شروع می‌شود.

از آنجایی که نماز جمعه به جای نماز ظهر خوانده می‌شود، دو خطبهٔ نماز به جای دو رکعت اول نماز ظهر و نماز دو رکعتی جمعه، به جای دو رکعت دیگر نماز ظهر در نظر گرفته می‌شود. در بیش‌تر موارد خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

وقتی که امام جمعه، خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند، بر شرکت‌کنندگان واجب است، به خطبه‌ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد خطبه‌ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه‌ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبه‌ها، خواندن نماز مستحبی یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به خطبه‌ها است، خلاف است.

اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر می‌شود.
نماز

نماز جمعه دو رکعت است. بعد از نیّت و آغاز نماز و تکبیرةالاحرام (که باید دو دست را تا گوش‌ها بالا آورده و گفته‌شود الله اکبر) دیگر لازم نیست کاری توسّط مأموم انجام شود. امام جماعت جمعه یا سوره ای دیگر و سوره را می‌خواند و مأموم باید سکوت کند.

بعد از این‌که حمد و سوره خوانده شد، قنوت گرفته می‌شود. قنوت به این معناست که دو دست را بالا آورده و روبه‌روی صورت می‌گیرند و دعایی می‌خوانند (یا صلوات می‌فرستند).

بعد از این‌که قنوت انجام شد، نوبت رکوع است که همهٔ نمازگزاران خم می‌شوند و دست‌هایشان را بر زانو می‌گذارند و می‌گویند «سُبْحانَ رَبّیَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از رکوع می‌ایستند و سپس دو بار به سجده می‌روند و هربار در سجده، در حالی که پیشانی بر مُهر گذاشته‌شده، می‌گویند «سُبْحانَ رَبِّیَ الاَعلی وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از این‌که سجده‌ها انجام شد، بلند می‌شوند و باز سوره منافقون یا سوره دیگرو سوره توسّط امام جمعه خوانده می‌شود و مأموم‌ها سکوت می‌کنند.

در این مرحله پس از تمام‌شدن حمد و سوره به همراه جماعت، به رکوع می‌روند، سپس قنوت می‌گیرند و بعد از قنوت، برای دو بار به سجده می‌روند.

بعد از دو سجده هم تشهّد و سلام خوانده می‌شود. یعنی در حالی که دوزانو نشسته‌اند و دست‌ها روی دو پا قرار دارند، می‌گویند «اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ، واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد، السّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها النّبیُّ وَ رَحمةُ اللهِ و برکاتُه، السّلامُ علیْنا و عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین، السّلامُ علیْکُمْ وَ رحمةُ اللهِ و بَرَکاتُه». نماز تمام می‌شود.
در روایات

در آیات ۹ و ۱۰ سورهٔ جمعه در قرآن چنین آمده است:

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید چون برای نماز جمعه ندا درداده شد به سوی ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید اگر بدانید این برای شما بهتر است (۹) و چون نماز گزارده شد در [روی] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید (۱۰)

پبامبر اسلام، نماز جمعه را «حج مساکین» دانسته و آنرا «موجب آمرزش گناهان» شمرده است. آمده است که موسی کاظم از روز پنجشنبه خود را آمادهٔ نماز جمعه می‌کرده است.

از علی بن ابیطالب نقل شده است که «چنانچه غذا و دوایی سبب ضعف در شما می‌شود از خوردن آن قبل از نماز جمعه خودداری کنید تا مبادا از شرکت در نماز جمعه محروم شوید.» و «کسانی زودتر به بهشت می‌روند که زودتر در نماز جمعه حاضر شوند.» جعفر صادق می‌فرماید: «یاران پیامبر، از روز پنجشنبه برای جمعه آماده می‌شدند چرا که جمعه (به خاطر کارهایی که دارد) وقت تنگ است.» سید محمد جواد غروی نماز جمعه را بر اساس آیات سوره جمعه واجب عینی میداند و برای اثبات این مدعا در کتاب نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته توضیح مفصل داده است
برخی احکام

این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند.[۲] حداقل تعداد افراد، برای برپایی نماز جمعه، پنج نفر می‌باشد، یعنی یک نفر امام، و چهار مأموم.[۳]

تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.[۴]

در نماز جمعهٔ اهل تشیع، نمی‌توان نماز جمعهٔ دوم را در محدودهٔ نماز جمعه‌ای که خوانده می‌شود، بجا آورد. دلیل آن این است که نماز جمعه باشکوه بر‌گزار شود و اگر قرار باشد در یک شهر یا در یک محله چندین نماز جمعه بر‌گزار شود تفرقه و پراکندگی صورت گرفته و زمینهٔ وحدت و عظمت مسلمین از بین می‌رود.[۵] بین دو نماز جمعه، حداقل باید یک فرسخ فاصله باشد در غیر این صورت نماز جمعه ای که دیرتر شروع شده باطل است.[۶]

ولی در نماز جمعهٔ اهل تسنن، نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی بر‌گزار شود و هر شخص مورد تایید یک مسجد، می‌تواند امام جمعهٔ آن مسجد شود.[نیازمند منبع] اهل تسنن نماز جمعه را واجب می دانند ولی بیشتر مراجع شیعه آن را در زمان غیبت امام، مستحب می دانند. سید محمد جواد غروی نماز جمعه را واجب عینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز جمعه حتماً باید نماز جمعه اقامه شود. و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمرد[۷].

در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «جمعه» و در رکعت دوم پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «منافقون» خوانده شود.[۸]
امام جمعه
نوشتار اصلی: امام جمعه

امام جمعه، شخصی است که امامت نماز جمعه را به عهده دارد. معمولاً خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.
نخستین نماز جمعه در ایران
قطب زاده (نفر سوم از سمت چپ) در نخستین نماز جمعه به امامت آیت الله طالقانی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ چند روز پیش از مرگ وی. دیگر شرکت کنندگان : ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان، احمد صدر، حاج سید جوادی

نخستین نماز جمعه در ایران در ۵ مرداد ۱۳۵۸ به امامت محمد صادقی تهرانی در دانشگاه تهران و شریف و متعاقباً آیت الله طالقانی بر‌گزار شد.البته قبل از آن هم آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب چرمهینی در اصفهان نماز جمعه برپا می کرده است. ایشان نماز جمعه را در منزل اقامه می کردند.[۹] تا این که در سال ۱۳۱۴ شمسی به درخواست سید محمد جواد غروی نماز جمعه در منزل ایشان اقامه شد.آیت الله سید محمدتقی غضنفری در شهر خوانسار از حدود سال ۱۳۱۰ تا زمان رحلتش ۱۳۵۰ قمری نماز جمعه را اقامه داشته است.[۱۰]

مکان برگزاری نخستین نماز جمعه در بعد از جمهوری اسلامی ایران در زمین فوتبال، دانشگاه تهران بر‌گزار شد و از آن پس این مکان به مکان دائمی برگزاری نماز جمعه و هم‌چنین نماز عید فطر تبدیل شد.

سید عبدالحسین دستغیب

سید عبدالحسین دستغیب شیرازی (زادهٔ ۱۸ آذر ۱۲۹۲ ـ ۱۰ محرم ۱۳۳۲ و درگذشتهٔ ۲۰ آذر ۱۳۶۰ ـ ۱۴ صفر ۱۴۰۲ در شیراز)، معروف به شهید دستغیب، مجتهد شیعه ایرانی، شهید محراب، رئیس حوزه علمیهٔ فارس، نماینده ولی فقیه در استان فارس، امام جمعه شیراز و نمایندهٔ استان فارس در مجلس خبرگان قانون اساسی بود. وی فرزند سید محمدتقی دستغیب بود.

نسبش با ۳۲ واسطه به «زید بن علی» فرزند علی بن حسین می‌رسد.[۱]

محتویات

    ۱ تحصیل
    ۲ استادان
    ۳ تألیفات
    ۴ خدمات
    ۵ وفات
    ۶ فایل سخنرانی ها
    ۷ منابع

تحصیل

درس را از مکتب‌خانه شروع کرد و با فراگیری قرآن و نصاب و خواندن چند کتاب منظوم و منثور فارسی دوره مکتب را پشت سر گذاشت. پس از آن شروع به تحصیل علوم اسلامی نمود و درس‌های ابتدایی حوزه علمیه را نزد پدر خواند. پس از فوت پدرش، تحصیلات را در مدرسه خان شیراز ادامه داد و نزد اساتیدی همچون شیخ اسماعیل، ملا احمد دارابی و ملا علی‌اکبر ارسنجانی دوره مقدماتی و سطح را به پایان رساند. در سال ۱۳۱۴ به نجف رفت[۲] و در طول هفت سال به درجه اجتهاد نایل آمد.

محمدجواد انصاری همدانی، از اساتید اخلاق و عرفان وی بود که با حسنعلی نجابت شیرازی، در همدان به حضور او می رفتند.
استادان

    سید ابوالحسن اصفهانی
    آقا ضیاءالدین عراقی
    سید باقر اصطهباناتی
    محمدکاظم شیرازی[۳]
    محمدجواد انصاری همدانی، از اساتید اخلاق و عرفان
    علامه قاضی طباطبائی

تألیفات

    متن کامل ایمان
    آدابی از قرآن
    سرای دیگر
    معارفی از قرآن
    رازگویی و قرآن
    قلب قرآن
    حقایقی از قرآن
    معراج
    قیامت و قرآن
    بهشت جاویدان
    فاتحه‌الکتاب
    صلوةالخاشعین
    بندگی راز آفرینش
    ایمان
    گناهان کبیره
    گنجینه‌ای از قرآن
    سیدالشهداء
    زندگانی صدیقه کبری فاطمه زهرا (س)
    قلب سلیم
    استعاذه
    شرح فوائد الاصول شیخ انصاری
    شرح کفایة الاصول آخوند خراسانی
    تقریرات درس فقه و اصول محمدکاظم شیرازی
    داستان‌های شگفت

خدمات

    بازسازی مسجد جامع شیراز
    نوسازی مدرسه علمیه حکیم
    تأسیس حوزه علمیه
    مسجد الرضا
    مجتمع خاتم الاوصیاء
    مجتمع مرد اول
    شهرک شهید آیت‌الله دستغیب
    مسجد شهید خلیل دستغیب
    مسجد المهدی
    مسجد روح الله
    مسجد فرج آل رسول
    مسجد امام حسین (ع)

وفات

وی در ۲۰ آذر سال ۱۳۶۰ ـ ۱۴ صفر ۱۴۰۲ توسط گوهر ادب آواز که یکی از اعضای میلیشیای سازمان مجاهدین خلق ایران ، در حال حرکت به سمت محل برگزاری نماز جمعه در ساعت 11:25 با بمب گزاری انتحاری ترور شد .