اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

پارامونت پیکچرز

پارامونت پیکچرز، (به انگلیسی: Paramount Pictures) استودیوی تهیه و توزیع فیلم و برنامه‌های تلویزیونی آمریکایی است، که از نظر درآمد، به‌عنوان یکی از بزرگترین استودیوهای فیلم‌سازی جهان محسوب می‌شود.

پارامونت از اعضای انجمن سینمایی آمریکا (MPAA) است[۱]. این شرکت در سال ۱۹۱۲ تأسیس شده و هم‌اکنون ساختمان مرکزی آن در هالیوود، کالیفرنیا قرار دارد.

از فیلم‌های مشهور پارامونت پیکچرز می‌توان به این موارد اشاره نمود: پدر خوانده، ایندیانا جونز، ترانسفورمر، مأموریت غیرممکن، پلیس بورلی هیلز، ماداگاسکار، کونگ‌فو پاندا و فیلم‌های ترسناک «پارانوررما اکتیویتی».

محتویات

    ۱ تاریخپه پارامونت
        ۱.۱ لوگوی پارامونت
    ۲ بازدید از پارامونت
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

تاریخپه پارامونت
لوگوی پارامونت

نشان تجاری پارامونت، کوهیست با ستاره‌هایی که به دورش حلقه زده‌اند و از ابتدای شروع کار شرکت، تاکنون تقریباً ثابت مانده است. این لوگو بر اساس ایده شخصی به نام «ویلیام هادکینسون» بوده و گفته می‌شود کوه موجود در این نقاشی، یادآور دوران کودکی وی در یوتا است.

تغییرات لوگو:
داریو کامپانیل در کنار اثر هنری خود برای استودیو پارامونت

    در اولین لوگوی ابتدایی، ۲۴ ستاره وجود داشت که این ۲۴ ستاره بخاطر ۲۴ بازیگر مشهوری بود که در آن زمان با پارامونت پیکچرز قرارداد داشتند.
    در فیلم‌های منتشر شده در بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ تعداد ستاره‌ها چندبار تغییر داشت و هر فیلم، یک تعداد متفاوتی را نشان می‌داد.
    در ۱۹۵۲ لوگو طراحی مجدد شد.
    در ۱۹۵۳ نسخه جدید، واقعی‌تر و چیزی مشابه لوگوهای ۳بعدی برای پاررامونت طراحی شد. یک‌سال بعد این طرح برای فیلم‌های صفحه‌پهن پارامونت پیکچرز، مجدداً طراحی شد.
    کوه موجود در لوگو مقداری تغییر پیدا کرد.
    در سال ۱۹۷۵ لوگو مجدداً طراحی شد.
    سال ۱۹۸۶ سالی متفاوت بود. در این سال پارامونت پیکچرز که دیگر مجهز به سیستم‌های کامپیوتری بود، اولین لوگوی متفاوت خود را که با کامپیوتر طراحی شده بود را عرضه کرد. این لوگو شامل یک دریاچه و ستاره‌ها می‌شد که بعدها با تغییر طرح به گذشته، همان کوه و ستاره‌ها جایگزین شد. مدل جدیدتر این لوگو در ۱۹۹۹ عرضه شد.
    در ۲۸ دسامبر ۲۰۰۱ لوگو مجدداً طراحی شد. در طراحی جدید، ستاره‌ها از آسمان شب به پایین آمده و یک قوس را دور بالای کوه ایجاد می‌کردند.
    در ۲۶ دسامبر ۲۰۱۱ نیز یک لوگوی کاملاً جدید عرضه شد. در لوگوی جدید خورشیدی پر پشت کوه می‌درخشد. اولین فیلمی که از این لوگو استفاده کرد، فیلم مأموریت غیرممکن: پروتکل شبح بود. همچنین از ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ واژه «۱۰۰ سال» نیز به لوگو اضافه شد.

بازدید از پارامونت

تورهای روزانه‌ای از دوشنبه تا جمعه برای بازدید از استودیوهای پارامونت وجود دارد. بیشتر ساختمان‌ها با اسامی بازیگران و هنرمندان معروفی که طی سال‌ها با پارامونت همکاری کرده‌اند، نام گذاری شده‌است. تعداد زیادی از اتاق‌های گریم بازیگران معروف همچنان وجود دارند و از آنها به عنوان اتاق‌های اداری استفاده می‌شود. جاهایی که فیلم‌های کلاسیک قدیمی مانند سانست بولوار، پنجره عقبی، سابرینا پدر خوانده و خیلی فیلم‌های دیگر، در آنها فیلمبرداری شده‌است، هنوز استفاده می‌شوند.

دریم‌ورکس

دریم ورکس شرکت سرگرمی آمریکایی است، که در زمینه فیلم‌سازی، ضبط موسیقی، تولید برنامه‌های تلویزیونی و بازی‌های ویدئویی فعالیت می‌کند. شرکت دریم ورکس در سال ۱۹۹۴ توسط استیون اسپیلبرگ، دیوید گفن و جفری کاتزنبرگ تاسیس شد.

این استودیو توانست با تولید فیلم‌ها و انیمیشن‌های پرفروش به سرعت جای خودش را در میان استودیوهای دیگر باز کند. این استودیو به خصوص با وجود فرد توانایی مانند جفری کتزنبرگ که ۱۰ سال سابقه اجرایی در استودیوی والت دیزنی داشت در زمینه انیمیشن بسیار قوی عمل کرد و با تولید انیمیشنهای شاهزاده مصر و فرار جوجه‌ای و شرک و ماداگاسکار و... و کسب جایزه اسکار در سال ۲۰۰۲ به خاطر انیمیشن شرک به سومین استودیوی مطرح جهان (بعد از والت دیزنی و پیکسار) در زمینه انیمیشن تبدیل شود. در سال ۲۰۰۵ مذاکراتی بین استودیوهای پارامونت و دریم ورکس انجام شد که بر طبق آن قراردادی به مبلغ ۱٫۶ میلیارد دلار بین طرفین منعقد شد. طبق این قرارداد تقریباً کلیه امتیاز استودیوی دریم ورکس به پارامونت واگذار شد.

موسی

موسی از شخصیت‌های کتاب مقدس و نیز قرآن است. در نظر پیروان ادیان سامی (شامل یهودیت و مسیحیت و اسلام) وی از پیامبران بزرگ است و مطابق روایات سنّتی این دین‌ها، قوم بنی اسرائیل را از مصر بیرون برد.

در روایات سنّتی تبار وی چنین است: موسی پسر عمران پسر یصهر پسر قاهت پسر لاوی پسر یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم. مادرش یوکابد دختر لاوی و خواهرش میریام (کُلثُم) بود. برادر بزرگ ترش هارون(آرون) نام داشت. بنا به روایت تورات و قرآن، مادر موسی او را در سبدی انداخته به رود نیل سپرد و همسر فرعون آسیه او را از آب گرفت. آسیه، فرعون را راضی کرد که موسی را به فرزندی بپذیرند و موسی در دربار فرعون رشد یافت. موسی به جرم کشتن یک قبطی تحت تعقیب قرار گرفت و به مدین رفت. در آن جا هشت سال به کاهن مدین که بنا به روایت مسلمانان، شعیب، نام داشت، خدمت کرد. آن گاه باصفورا(صپوراه) دختر شعیب ازدواج کرد. بنا به اعتقاد یهودیان[نیازمند منبع]، مسیحیان[نیازمند منبع]، مسلمانان[نیازمند منبع] در بازگشت از مدین، به موسی از سوی خدا وحی شد و او به پیامبری بنی اسرائیل برگزیده شد. موسی به همراهی برادرش هارون به نزد فرعون رفت و او را به یکتاپرستی فراخواند. موسی سه سال از هارون کوچکتر بود و در زمان سخن گفتن با فرعون در مصر هشتاد سال داشت،[۱] هم چنین موسی بنی اسرائیل را در خروج از مصر رهبری کرد. بنا به اعتقاد یهود، ده فرمان، در کوه طور به موسی الهام شد که پایه‌های شریعت قوم یهود را تشکیل می‌دهد. موسی در نزد مسلمانان به کلیم‌الله مشهور است و یکی از پنج پیامبر اولوالعزم به شمار می اید. بر اساس روایت تورات، موسی در زمان وفات صد و بیست سال داشت،[۲] پس از موسی بنا به فرمان خدا، یوشع بن نون از یاران بسیار نزدیک او زمامدار و رهبر بنی اسرائیل شد.[۳]

محتویات

    ۱ نام
    ۲ روایات کتاب مقدس
        ۲.۱ پیامبر بنی اسرائیل
        ۲.۲ قانون‌گزار اسرائیل
    ۳ منابع
    ۴ موسی در ادبیات هلنیستی
        ۴.۱ در هکاتئوس
        ۴.۲ در آرتاپانوس
        ۴.۳ در استرابون
        ۴.۴ در تاسیتوس
        ۴.۵ در لنگینوس
        ۴.۶ در یوسفوس فلاویوس
        ۴.۷ در نومنیوس
        ۴.۸ در ژوستین شهید
    ۵ بررسی تاریخ
    ۶ موسی در سنت‌های دینی
        ۶.۱ یهودیت
        ۶.۲ مسیحیت
        ۶.۳ مورمونیسم
        ۶.۴ اسلام
        ۶.۵ بهائیت
    ۷ پذیرش‌های مدرن
        ۷.۱ ادبیات
    ۸ در فروید
        ۸.۱ نقد
        ۸.۲ هنر تجسمی
        ۸.۳ مجسمه میکل‌آنژ
        ۸.۴ فیلم و تلویزیون
    ۹ جستارهای وابسته
    ۱۰ منابع

نام

نام موسی را دختر فرعون انتخاب کرده است: «او را به فرزندی خود برگزید و نامش را موسی گذاشت.» این نام مصری یا عبری است. اگر ریشه آن را مصری در نظر بگیریم، با توجه به «میس» به معنای «متولد شدن» و «مس» به معنای «یک پسر»، می‌توان این گونه نوشت: «او را به فرزندی خود برگزید و نامش را پسر گذاشت.» اما، باید نام موسی ریشه‌ای الهی داشته باشد، و بنابرین نام او شامل نام یکی از خدایان مصری بوده است. اگر این نام از ریشه‌ای عبری باشد، با فعل «بیرون کشیدن» در ارتباط خواهد بود. دختر فرعون می‌گوید، «من او را از آب بیرون کشیدم («ماشا»).» این موضوع احتمالاً به روی آب آمدن موسی در مدین یا نقش او در نجات بنی اسرائیل در دریای سرخ مربوط می‌شود. بیشتر دانش‌پژوهان با مصری بودن این نام موافقند و معتقدند که ریشه عبری تفسیر بعدی است. [۴]
روایات کتاب مقدس
موسی از نیل نجات یافت، ۱۶۳۸، به وسیله نیکولا پوسن
پیامبر بنی اسرائیل
موسی قبل از فرعون، یک مینیاتور از قرن ششم، از کتاب مقدس سریانی از پاریس.
موسی آب را از صخره خارج می‌کند، به وسیله فرانسیسکو باکچیاکا
موسی در طول نبرد دستش را به کمک هارون و هور بالا نگه می‌دارد، تصویر از جان اورت میایز
موسی از غرب اردن کنعان را نظاره می‌کند، تصویری در سال ۱۹۰۹

قوم بنی‌اسرائیل در زمان یوسف و یعقوب در سرزمین گوشن مستقر بودند، اما پیامبری جدید ظهور کرد و قوم بنی‌اسرائیل را از مقرر خود دور نمود. در این زمان موسی فرزند عمران، فرزند قاهت از لاویان زاده شد، که به همراه خانواده یعقوب وارد مصر شده بودند. مادر او یوکابد، از خویشاوندان نزدیک قاهت بود. موسی یک خواهر بزرگتر (۷ سال) به نام مریام، و یک برادر بزرگتر (۳ سال) به نام هارون داشت.

فرعون دستور داده بود تمام نوزادان عبری مذکر در رود نیل غرق گردند، اما مادر موسی او را داخل یک قایق کوچک قرار داد و این قایق در حاشیه رودخانه درون نی‌زارها پنهان گشت، تا اینکه دختر فرعون او را پیدا و به فرزندی خود قبول کرد. موسی بعد از اینکه به بلوغ رسید، یک مصری را که در حال ضرب و شتم یک عبری بود، به قتل رساند. موسی ترسید که فرعون او را به خاطر کشتن یک غلام مجازات کند، لذا به مدین (سرزمینی بیابانی در جنوب یهودا) گریخت. آن‌جا در کوه طور (که به نام کوه سینا نیز معروف است)، خداوند خود را با نام تتراگراماتون (یا یهوه) به موسی معرفی کرد، و به او فرمان داد تا به مصر برگردد و مردم خود (بنی‌اسرائیل) را از بند رها کند و به سرزمین موعود (کنعان) برساند. موسی برگشت تا دستور خداوند را عملی سازد، اما فرعون از انجام آن امتناع کرد، و بعد از اینکه خدا ۱۰ فاجعه را بر سر مصر آورد، فرعون در مقابلش کوتاه آمد. موسی بنی‌اسرائیل را به مرز مصر برد، اما بار دیگر فرعون به خشم آمد و این موجب شد که او و لشگرش در عبور از دریای قرمز در هم بشکنند، تا نشانه‌ای از قدر خدا برای اسرائیل و سایر ملت‌ها باشد.

موسی بنی‌اسرائیل را از مصر به کوه سینا برد، و در آن مکان، خداوند با بزرگان قومش پیمان بست تا بنی اسرائیل به پیوران یهوه تبدیل شوند، از قوانین الهی پیروی کنند، تا یهوه خدای آن‌ها باشد. با ابلاغ قوانین الهی به وسیله موسی به بنی‌اسرائیل، فرزندان هارون، برادر موسی، مقام کشیش را ایجاد کردند تا آن دسته از بنی اسرائیل را که از قوانین الهی سرپیچی نمی‌کنند، مجازات نمایند. در آخرین فعالیت موسی در کوه سینا، خداوند برای موسی رهنمود فرستاد تا به همراه بنی‌اسرائیل، به سرزمین موعود، یعنی میشکان رهسپار شود.

موسی اسرائیل را از سینا به فاران در مرز کنعان برد. فرستادگان با نمونه‌هایی از حاصل‌خیزی خاک برگشتند، اما هشدار دادند که اهالی آن غول پیکرند. بنی‌اسرائیل وحشت کردند و خواهان بازگشت به مصر شدند، حتی برخی بر علیه موسی و خداوند به شورش برخاستند. موسی به بنی‌اسرائیل اعلام کرد که ساکن شدن در این سرزمین ارزشی ندارد. آن‌ها به مدت ۴۰ سال در بیابان سرگردان شدند، تا زمانی که نسلی که از وارد شدن به کنعان امتناع می‌کردند، مردند، و فرزندشان وارث این سرزمین گشتند.

پس از گذشت آن ۴۰ سال، موسی بنی اسرائیل را به شرق دریای مرده و سرزمین‌های ادوم و موأب هدایت کرد. آن‌ها در آن مکان از وسوسه بت‌پرستی فرار کردند، توسط بلعم باعورا به نعمت‌های خداوند دست یافتند و مدینیان را که از دشمنان خدا بودند، نابود ساختند. او در حاشیه اردن، بنی‌اسرائیل را جمع کرد. بعد از یادآوری سرگردان بودنشان، قوانین الهی را ابلاغ نمود که مطابق آن، آن‌ها باید در آن سرزمین زندگی می‌کردند، آواز عبادت و تشکر از موسی را می‌خواندند، و قدرت او را به یوشع بن نون می‌رساندند. سپس موسی به بالای کوه نیبو و بر فراز پیسگا رفت، به سرزمین موعود بنی‌اسرائیل که پیش از او گسترش یافته بود، نگاه انداخت، و در سن ۱۲۰ سالگی مرد. او خاشعانه تر از هر انسان دیگری بود، "پیش از موسی هیچ پیامبری برای بنی‌اسرائیل فرستاده نشده بود که اینچنین ارتباط نزدیکی با یهوه داشته باشد." (کتاب دوم تورات ۳۴:۱۰).
200pxیک آیکون در کلیسا ارتدوکس روسی از حضرت موسی، که به واقعه تجلی خداوند به شکل آتش بر موسی در کوه سینااشاره دارد، قرن ۱۸ ام.
موسی مار برنزی را برداشت، و بنی‌اسرائیل را از نیش مارهای سمی در امان نگه داشت، نقاشی از بنجامین وست.
قانون‌گزار اسرائیل
"دریافت قانون توسط موسی"، تصویری از ویلیام بلیک

در میان یهودیان امروزی موسی به عنوان «قانون‌گزار اسرائیل» شناخته می‌شود، و قوانین فراوانی را در قالب ۴ کتاب ابلاغ کرده است. اولین کتاب، کتاب میثاق، در سفر خروج ۱۹-۲۴ می‌باشد، خداوند قوانین این کتاب را در پایه سینا بیان کرده است. درون میثاق، ده فرمان (سفر خروج ۲۰: ۱-۱۷) و کتاب میثاق (سفر خروج ۲۰: ۳۳-۲۳: ۱۹) قرار دارند. کتاب سفر لاویان شامل بدنه دوم قوانین می‌شود، کتاب سفر اعداد نیز با مجموعه‌ای دیگر از قوانین و سفر تثنیه با مجموعه‌ای دیگر آغاز می‌شود.

به طور سنتی، موسی به عنوان نویسنده این ۴ کتاب به علاوه سفر پیدایش شناخته می‌شود، این دو با یکدیگر اولین و برترین کتاب مقدس یهودیان را با نام تورات تشکیل می‌دهند.
منابع

جدا از برخی منابع پراکنده در سایر متون مقدس یهودی، تمام دانسته‌ها درباره موسی از کتاب سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه به دست آمده‌اند.[۵] بسیاری از محققان قدمت این چهار کتاب را به دوران هخامنشیان، یعنی ۵۳۸ تا ۳۳۲ قبل از میلاد نسبت می‌دهند.[۶]
موسی در ادبیات هلنیستی
پنجره موسی در کلیسای ملی واشنگتن، سه دوره از زندگی موسی را نمایش می‌دهد.

نوشته‌های غیرمقدس درباره یهودیان، با اشاره به نقش موسی، در ابتدا در آغاز عصر هلنیستی، دوره طلایی یونان در جهان باستان، از ۳۲۳ تا ۱۴۶ قبل از میلاد مسیح آشکار شد. سموئیل نوشته است که "یک ویژگی این ادبیات افتخار فراوان در چیزیست که مردم شرق در عموم برخی از گروه‌های میان آن‌ها را نگه می‌دارد.":1102

علاوه بر مورخان یهودی-رومی یا یهودی-هلنی مانند آرتاپانوس از اسکندریه، ایوپلموس، یوسفوس فلاویوس و فیلون اسکندرانی، برخی مورخان غیر یهودی شامل هکاتئوس از آبدرا (نقل شده ا زدیودور سیسیلی)، آلکساندر پولیهیستور، مان‌تو، آپیون، چارمون از اسکندریه، تاسیتوس و پورفیری، نیز به او اشاره کرده‌اند. میزان اعتبار این منابع به این بستگی دارد که منابع اولیه ناشناسند.[۷]:1103 همچنین در سایر متون مذهبی مانند میشنا (قرن دوم بعد از میلاد)، میدراش (۲۰۰ تا ۱۲۰۰ میلادی)،[۸] و قرآن (۶۱۰ تا ۶۵۳ میلادی) به موسی اشاره شده است.

تصویر یوزارسیف، در تاریخ‌نگاری هلنیستی، یک کشیش از دین برگشته مصری می‌باشد که ارتشی از جذامیان را بر علیه فرعون فرماندهی می‌کند و در نهایت از مصر تبعید می‌شود، و نامش را به موسی تغییر می‌دهد.
در هکاتئوس

اولین منبع موجود درباره موسی در نوشته‌های یونانی در تاریخ مصری به هکاتئوس از آبدرا (قرن چهارم پیش از میلاد) باز می‌گردد. تمام توصیفات باقی‌مانده او درباره موسی دو منبع هستند که به وسیله دیودور سیسیلی نقل شده‌اند، که آرتور دروگ این گونه می‌نویسد، "او موسی را رهبری هوشیار و شجاع توصیف می‌کند که مصر را ترک کرد و یهودیه را برپا ساخت."[۹]:18 مطابق دست‌آوردهای فراوان توصیف شده توسط هکاتئوس، موسی چند شهر را پیدا کرد، یک معبد و آیین مذهبی بنا نهاد، و قوانینی را وضع نمود:

    پس از برپایی زندگی در مصر در زمان‌های قدیم، که براساس توصیفات افسانه‌ای به طول انجامید، در دوران خدایان و قهرمانان... ، بسیاری از گروه‌ها متقاعد شدند که قوانین مکتوب منوس (موسی) را به کار گیرند، مردی که نه تنها روح بزرگی داشت، بلکه نامش برفراز تمام قانون‌گزارانی قرار گرفت که نام‌هایشان ثبت شده است.[۹]:18

همچنین دروگ بیان کرد که این عبارت هکاتئوس مشابه گفته‌های متعاقب ایوپلموس بود.[۹]:18
در آرتاپانوس

تاریخ‌نگار یهودی آرتاپانوس از اسکندریه (قرن دومم پیش از میلاد) موسی را به عنوان قهرمانی فرهنگی و بیگانه با آیین فراعنه، به تصویر کشید. بر اساس گفته‌های جان بارکلی دین‌شناس، موسی آرتاپانوس، "سرنوشت یهودیان را رقم زد، و با شکوه شخصی، فرهنگی و نظامی خود، برای تمام مردم یهودی اعتبار کسب نمود."[۱۰]

آرتاپانوس درباره این موضوع سخن می‌گوید که موسی به چه طریق به همراه هارون به مصر برمی گردد، و زندانی می‌شود، اما به طور معجزه‌آسایی به وسیله نام یهوه فرار می‌کند تا قومش را هدایت نماید. برای گواهی بر این عمل، راهی در معبد ایزیس ایجاد شده است که یادآور آن معجزه می‌باشد. او موسی را در سن ۸۰ سالگی این گونه توصیف می‌کند: «بلند قامت، سرخ روی، با موهای سفید بلند، و باوقار». اما برخی مورخان به "طبیعت دفاعی بیشتر کارهای آرتاپانوس"[۱۱]:40 با جزئیات فراوان از کتاب مقدس، همانند ارجاع به شعیب اشاره دارند، شعیب غیر یهودی، دلاوری‌های موسی را در کمک به دخترانش تحسین می‌کند و تصمیم می‌گیرد موسی را به عنوان پسر خود معرفی نماید.[۱۱]:133
در استرابون

استرابون، یک مورخ، جغرافی‌دان و فیلسوف یونانی بود که در کتاب جغرافیای خود (۲۴ میلادی)، با جزئیات درباره موسی نوشت، که در واقع او یک مصری بود که از شرایط وطنش اظهار تاسف می‌کرد، و درنتیجه مورد توجه بسیاری قرار گرفت که به خدای او روی آوردند. استرابون برای مثال می‌نویسد، موسی با به تصویر کشیدن خدا به شکل انسان یا حیوان مخالفت می‌کرد، و اعتقاد داشت که خدا ریشه‌ای است که همه چیز را در بر می‌گیرد-خشکی و دریا:[۷]:1132

    ۳۵. یک روحانی مصری به نام موسی، صاحب بخشی از این کشور به نام مصر پایین، از قوانین موجود در آن ناراضی بود، آن‌جا را ترک کرد و با عده اعظمی از پیروانش به یهودیه آمد. او اعلام کرد که مصریان و آفریقایی‌ها در نشان دادن خدا شبیه جانوران و گاوها سرگرم تمایلات اشتباهی هستند، همچنین یونانیان در شکل دادن به خدایانشان شبیه انسان اشتباه می‌کردند. زمین، دریا، بهشت، جهان و طبیعت اشیا، همگی از آن خداست...

    ۳۶. موسی با این آموزه‌ها افراد بسیاری را متقاعد کرد که او را تا اورشلیم امروزی همراهی نمایند...[۱۲]

در نوشته‌های استروبن درباره تاریخ یهودیت آن‌گونه که درک می‌کند، او مراحل متنوعی از توسعه را توصیف کرده است: از اولین مرحله، شامل موسی و وارثانش؛ تا آخرین مرحله که "قلعه اورشلیم به وسیله هاله‌ای از تقدیس احاطه شد." قدردانی‌های مثبت و روشن استرابون درباره شخصیت موسی، از مشفقانه‌ترین نوشته‌های باستانی است."[۷]:1133 تصویر او از موسی مشابه توصیفات هکاتئوس می‌باشد که او را مردی سرآمد در هوش و شجاعت معرفی کرده است.[۷]:1133

جان اسمن مصرشناس، به این نتیجه رسیده است که استرابون مورخی بوده است که به عنوان یک یکتاپرست به ساختار دین موسی نزدیک شده بود." او تشخیص داد که "که تنها یک منبع الهی وجود دارد و هیچ تصویری نمی‌تواند او را نمایش دهد... و تنها راه دست‌یابی به این خدا، زندگی با تقوی و عادلانه است."
در تاسیتوس

مورخ رومی، تاسیتوس (۵۶-۱۲۰ میلادی) با اشاره به یکتاپرستی بودن دین یهودیت و بدون تصویری روشن، به موسی اشاره می‌کند. کار اصلی او، که در آن فلسفه یهودیت را توصیف می‌کند، کتاب تاریخ او (۱۰۰ میلادی) می‌باشد، جایی که، براساس گفته‌های مورفی، درنتیجه یکتاپرستی یهودیان، اسطوره پاگانیسم شکسته شد.[۱۳] تاسیتوس بیان می‌کند که با وجود نظرات متنوع موجود در آن عصر درباره قومیت یهودیان، تمام آن‌ها به طور مشترک موافقند که یک سفر خروج از مصر وجود داشت. بر اساس گفته‌های او، فرعون باکنرانف، که از طاعون رنج می‌برد، در پاسخ به یک الهام از سوی زئوس یهودیان را تبعید نمود.

مطابق گفته‌های او، موسی و یهودیان تنها ۶ روز در بیابان سرگردان بودند و در روز هفتم به سرزمین مقدس رسیدند.[۱۴]
در لنگینوس

هفتادگانی، ورژن یونانی کتاب مقدس عبری، لنگینوس را تحت تاثر قرار داد، کسی که نویسنده کتاب بزرگ نقد ادبی در عروج می‌باشد، البته نویسنده اصلی هنوز به طور قطع معلوم نیست. اما، اکثر محققان موافقند که نویسنده در عصر آگوستوس یا تیبریوس، اولین و دومین امپراتور روم زندگی می‌کرد.

نویسنده سفر پیدایش را به این شیوه نقل می‌کند، که طبیعت خدا را به روشی درخور بزرگی و خالص‌بودنش نمایان می‌سازد. اما او موسی را با نام مورد خطاب قرار نمی‌دهد، بلکه او را «قانون‌گزار یهودیان» می‌خواند. در کنار ذکر سیسرون، موسی تنها نویسنده غیر یونانی ذکر شده در این کار است، و او توصیف کرد که موسی را حتی از نویسندگان یونانی مانند هکاتئوس از اسکندریه و استریون که با احترام با او رفتار می‌کردند، بیشتر تحسین می‌نمود.[۷]:1140
در یوسفوس فلاویوس

در سراسر کتاب آثار باستانی یهودیان اثر یوسفوس فلاویوس (۳۷ تا ۱۰۰ میلادی)، به موسی اشاره شده است. برای مثال کتاب هشت چ. چهار، هیکل سلیمان را توصیف می‌کند، و به عنوان اولین معبد شناخته می‌شود. در زمان تابوت عهد، در ابتدا وارد معبد تازه ساخت شد:

زمانی که سلیمان این کارها (سازه‌های بزرگ و زیبا) را به اتمام رساند، و دهش‌ها را در معبد جمع کرد، و همه این‌ها تنها در هفت سال، نشان‌دهنده ثروت و قدرت او می‌باشد... او همچنین برای حاکمان و بزرگان عبری نامه نوشت، و از همه آن‌ها دعوت کرد در اورشلیم گرد هم آیند، تا هم معبد ساخته شده را ببینند، و هم تابوت را در آن قرار دهند؛ و زمانی که این دعوت در همه جا گسترش یافت... جشن سایه‌بان‌ها نیز همزمان با آن‌ها اتفاق افتاد. عبری‌ها این جشن را مقدس‌ترین و برترین جشن خود می‌دانستند؛ لذا آن‌ها تابوت و خیمه متعلق به موسی و تمام عروقی را که برای اعطا به قربانی برای خدا بودند، حمل نمودند، و در معبد قرار دادند... اکنون در این تابوت جز دو میز سنگی که از ده فرمان محافظت می‌کند، چیز دیگری وجود ندارد. ده فرمان گفته‌های خدا با موسی در کوه سینا است که روی آن میزها حکاکی شده است...[۱۵]

به گفته فلدمن، یوسفوس به "فضایل اصلی هوش، شجاعت، میانه‌روی و عدالت" که مختص موسی بودند، اهمیتی ویژه می‌افزاید. او تقوا را به عنوان اصل پنجم، اضافه می‌کند. به علاوه، او "به علاقه موسی به تاکید بر تحمل رنج و اجتناب از رشوه‌خواری تاکید می‌کند. موسی مانند افلاطون یک مربیست."[۱۱]:130
در نومنیوس

نومنیوس، فیلسوف یونانی، که اهل آپامئای سوریه بود، در طول نیمه دوم قرن دوم میلادی دست به قلم برده است. کنیس گوثری تاریخ‌نگار می نوسید، "نومنیوس شاید تنها فیلسوف شناخته‌شده یونانی باشد که زندگی موسی و عیسی را به صراحت مطالعه نموده است..."[۱۶]:194 او ذهنیت خود را توصیف می‌کند:

نومنیوس مردی جهانی بود؛ کار او تنها محدود به رازهای یونان و مصر نمی‌شود، بلکه درباره خدای برهماییان و مغ‌ها نیز سخن گفته است. این آگاهی او و استفاده از متون مقدس عبری است که او را از سایر فلاسفه یونانی متمایز می‌سازد. همانطور که او هومر را شاعر می‌داند، موسی را پیامبر می‌شمارد. افلاطون نیز به عنوان موسی یونان توصیف شده است.[۱۶]:101
در ژوستین شهید

ژوستین شهید (۱۰۳ تا ۱۶۵ میلادی)، سنت و فیلسوف دین‌دار مسیحی، با توجه به مطالعاتی دیگر، ادعا نومنیوس را تکرار کرد. پائول باکهام روحانی، بیان کرد که موسی «بسیار قابل‌اعتماد»، ژرف‌اندیش و راستگو بود، زیرا در زمره بزرگترین فلاسفه یونانی قرار داشت.[۱۷] او از طرف ژوستین می‌گوید:

من شروع خواهم کرد، سپس، با اولین پیامبر و قانون‌گزارمان، موسی... شما باید بدانید که، تمام معلمان، حکما، شاعران، تاریخ‌شناسان، فیلسوفان، قانون‌گزاران، و از همه قدیمی‌تر، تاریخ یونان به ما نشان می‌دهند که موسی اولین معلم دینی ما بوده است.[۱۷]
بررسی تاریخ
یادبود موسی، کوه نبو، اردن

سنت موسی را به عنوان قانون‌گزار و قهرمان فرهنگی بنی‌اسرائیل، می‌توان در منابع تثنویه، مربوط به قرن هفتم پادشاهی یهودا نسبت داد. موسی شاکله مرکزی مکتب تثنویه از ریشه‌های بنی‌اسرائیل را تشکیل می‌دهد. دیدگاه اصلی این است که تثنویه برپایه موادی استوار است که تاریخشان به زمان پادشاهی اسرائیل بر می‌گردد، لذا روایات کتاب مقدس برپایه سنتی است که تقریبا به قرن دهم، یا چهار قرن بعد از زندگی موسی باز می‌گردد. در مقابل، مینیمالیست‌های کتاب مقدس مانند فیلیپ دیویس و نیلز پیتر لمچ، به سفر خروج به عنوان یک داستان تخیلی می‌نگرد که در زمان هخامنشیان یا حتی قبل‌تر و بدون هیچ اشاره‌ای به موسی تاریخی، ایجاد شده است.[۱۸][۱۹]

بحث پیرامون تاریخچه خروج مدت‌هاست که بدون هیچ نتیجه قطعی، در حال ادامه است. برای مثال مان‌تو در داستانی تحریف شده که توسط یوسفوس فلاویوس بیان شده است، می‌گوید که موسی در اصل یک کشیش از دین خارج شده به نام یوزارسیف بود که جزام را در خارج از آواریس گسترش داد.

برخی پژوهش‌گران کتاب مقدس گمان می‌کنند، حتی اگر داستان‌های کتاب مقدس چیزی را که بیشتر شبیه یک فرایند تدریجی مهاجرت و پیروزی می‌باشد، به شکل اتفاقی یک دفعه‌ای به تصویر بکشند، احتمالا در زیر سنت خروج و سینا، هسته‌ای تاریخی بتوان یافت. بنابرین اصل «برده‌داری در مصر» ، شرایط تاریخی کنترل امپریالیستی پادشاهی نوین مصر بر کنعان را بعد از فتوحات رامسس دوم بازتاب می‌کند، که تحت فشار مردمان دریا و فروپاشی عصر برنز به تدریج در طول قرن ۱۲ ام کاهش یافت؛ اسرائیل فینکلشتاین به ظهور شهرک‌ها در تپه مرکزی در حدود سال ۱۲۰۰ به عنوان اولین شهرک‌های اسرائیل اشاره می‌کند.[۲۰]

یک الگوی دوره‌ای از این شهرک‌های مرتفع، مربوط به فرهنگ اطراف، پیش‌نهاد می‌کند که کنعانیان امروزی، روش زندگی کشاورزی و عشایری را ترکیب کردند. زمانی که قوانین مصری با حمله مردمان دریا فروریختند، تپه مرکزی دیگر قادر به محافظت از جمعیت عظیم عشایر نبود، لذا آن‌ها از چادرنشینی به یک‌جانشینی روی آوردند.[۲۱][نیازمند شفاف‌سازی]

اما فینکلشتاین بیان می‌کند، در کتابی که در همان زمان بسیاری از محققان «خروج» بدان اشاره می‌کردند، مصر در قله شکوه خود به سر می‌برد، و دارای مجموعه‌ای از قلعه‌ها برای محافظت از مرزها و ایستگاه‌های بازرسی به مسیر کنعان بود. این بدان معناست که خروج در مقیاس ذکر شده در تورات غیرممکن بوده است.[۲۲]

درحالی که داستان عمومی خروج و فتح سرزمین موعود ممکن است در وقایع تاریخی ریشه داشته باشد، نقش موسی به عنوان رهبر بنی‌اسرائیل در این وقایع قابل اثبات نیست.[۲۳][۲۴][۲۵][۲۶] ویلیام دور با ریشه کنعانی بنی‌اسرائیل موافق است، ولی محتمل می‌شمارد که برخی مهاجران مصری به شکل موسی در ۱۲۵۰-۱۲۰۰ فرااردن را ترک کرده باشند.[۲۷]

مارتین نورث بیان می‌کند که دو گروه مختلف وقایع خروج و سینا را تجربه کرده‌اند، و هر یک از آن‌ها مستقل از دیگری، داستان خود را انتقال داده‌اند، او می‌نویسد، "داستان کتاب مقدس عبریانی از مصر به کنعان را دنبال می‌کند که از بافنده‌ای مشترک که زمینه‌ها و سنت‌هایی مختلف را پیرامون شخصیت موسی ایجاد می‌کند، ساخته شده است."[۲۸]

«فرضیه کنیت» که در سال ۱۸۷۲ توسط کرنلیوس تیله مطرح شده است، فرض می‌کند که تصویر موسی بازتاب یک کشیش مدین از یهوه است، که دین او به وسیله کنیت، از کنعان جنوبی (ادوم، موأب، مدین) به اسرائیل گسترش یافته است. این ایده بر اساس یک سنت قدیمی (ذکر شده در کتاب داوران) است که بیان می‌کند پدر قانونی موسی یک کشیش از یهوه بود، که یادواره‌ای از ریشه مدین خدا را حفظ می‌کرد. درحالی که نقش کنیت در انتقال فرقه بسیار قابل قبول است، دیدگاه تیل درباره نقش تاریخی موسی در تحقیقات مدرن کمتر مورد حمایت قرار گرفته است.[۲۹]

ویلیام آلبرات دیدگاه مطلوب‌تری درمقابل دیدگاه مربوط به موسی دارد، اساس داستان‌های کتاب مقدس را پذیرفته، اما تاثیر قرن‌ها انتقال شفاهی و کتبی را شناسایی کرده است، که موجب به دست آوردن لایه‌های یک‌پارچگی می‌شود.[۲۸]
موسی در سنت‌های دینی
یهودیت

در کتب کاذبه یهودی و دسته تفاسیر خاخامی معروف به میدراش، همانند کارهای قانون شفاهی یهودی، یعنی میشنا و تلمود، داستان‌های ارزشمند و اطلاعات اضافی درباره موسی وجود دارد. همچنین موسی در سنت یهودی چندین نام مستعار دارد. میدراش، موسی را به عنوان یکی از هفت شخصیت مقدسی می‌داند که نام‌های متفاوتی داشته است.[۳۰] نام‌های دیگر موسی عبارت بودند از: یکوتهیل (به وسیله مادرش)، آوی سوکو (به وسیله دایه‌اش) و شمائیاه بن نتانل (به وسیله مردم اسرائیل).[۳۱] همچنین نام‌های تویاه (به عنوان اولین نام)، و لاوی (به عنوان نام خانوادگی)، همان،[۳۲] مچوکیک (قانون‌گزار)،[۳۳] و اهل گاو ایش[۳۴] نیز به موسی نسبت داده شده‌اند.

مورخان یهودی مانند اپولموس که در اسکندریه زندگی می‌کردند، شاهکار آموزش آلفبا به فنیقی‌ها را مشابه افسانه‌های تحوت به موسی نسبت داده‌اند.[۳۵] آرتاپانوس از اسکندریه نه تنها موسی را با توث/هرمس بلکه با موسائس از آتن (که او نامش را معلم اورفئوس می‌نامد) شناسایی می‌کند، و تقسیم مصر به ۳۶ منطقه را به او منسوب می‌نماید. او نام شاهزاده‌ای را که موسی را به عنوان فرزندخوانده فرعون منسوب می‌کند، آورده است.[۳۶]

منابع قدیمی به گمان موسی و گواهی موسی اشاره دارند. در قرن نوزدهم، فردی به نام آنتونیو سریانی متنی لاتین را در میلان پیدا کرد و نامش را گمان موسی گذاشت، اگرچه این متن به گمان موسی یا بخش‌هایی از گمان که نویسنده‌های باستانی گفته بودند، ارتباط نداشت، و این ظاهرا یک گواهی است. این واقعه که نویسنده‌های باستانی گفته‌اند، همچنین در نامه یهودا ذکر شده است.

یهودیان ارتدوکس موسی را موشه رابنو، اود هاشم، آوی هانویم زیا می‌نامند. او "رهبر ما موشه"، "بنده خداً و "پدر تمام پیامبران" توصیف شده است. از دیدگاه آن‌ها، موسی نه تنها تورات بلکه نسخه (کتبی و شفاهی) و مخفی را دریافت نمود. او همچنین به عنوان بزرگترین پیامبر شناخته می‌شود.[۳۷]

فراتر از دوره‌اش، با توجه به اینکه در همه‌جا ۱۲۰ سال به عنوان بیشترین سن برای فرزندان نوح درنظر گرفته شده، یهودیان معتقدند موسی نیز ۱۲۰ سال عمر کرده است.
مسیحیت

برای مسیحیان موسی –که در مقایسه با عهد عتیق بیشتر در عهد جدید مورد اشاره قرار گرفته است- همانطور که آموزه‌های مسیح مورد اشاره و شرح قرار گرفته است، مظهر قوانین الهی می‌باشد. نویسندگان عهد جدید اغلب برای شرح ماموریت مسیح، رفتار و گفتار او را با موسی مقایسه می‌کنند. برای مثال، در اعمال رسولان، ۷: ۳۹-۴۳، ۵۱-۵۳، طرد موسی به وسیله یهودیانی که گوساله سامری را می‌پرستیدند، با طرد عیسی به وسیله یهودیان مرتبط است.

همچنین موسی در چند پیام از عیسی به تصویر کشیده شده است. زمانی که مطابق فصل سوم انجیل یوحنا او نقودیموس فریسی را در شب ملاقات نمود، او مار برنزی موسی را که بنی اسرائیل آن را می‌دیدند و مورد درمان قرار می‌گرفتند، با مرگ و رستاخیز خود برای درمان مردم مقایسه نمود. در بخش ششم، عیسی به این ادعای مردم که موسی در صحرا برای قومش گزانگبین فراهم کرد، اینگونه پاسخ داد که او موسی نبود، بلکه خداوند بود. عیسی بیان کرد که او به دست خدا غذای مردم را فراهم نموده است.

موسی، به همراه الیاس، در هر سه تغییر عیسی، در انجیل متی ۱۷، انجیل مرقیس ۹، و انجیل لوقا ۹، او را مشاهده نمود. مسیحیان بعدی تشابه‌های فراوان دیگری بین زندگی موسی و عیسی پیدا کردند، به قدری که عیسی به عنوان دومین موسی شناخته شد. برای مثال فرار مسیح از کشتار بی‌گناه (نقاشی)/کشتار توسط هیرودیس در بیت لحم مشابه فرار موسی از کشتار نوزادان عبری توسط فرعون می‌باشد. این تشابهات، برخلاف آن‌هایی که در بالا مورد اشاره قرار گرفته‌اند، در کتاب مقدس بیان نگشته‌اند. این مقاله را در نوع‌شناسی (الهیات) مشاهده کنید.

ارتباط او با مسیسحیت مدرن کاهش نیافته است. برخی کلیساها موسی را یک قدیس می‌خوانند؛ و در تقویم مربوطه قدیس‌های کلیسای ارتدوکس شرقی، کلیسای کاتولیک و کلیساهای لوتریانی در ۴ سپتامبر به عنوان یک پیامبر برایش جشن می‌گیرند.[۳۸] در تقویم قدیسان کلیسای آپوستولیک ارمنی، در ۳۰ ژوئیه به عنوان پدر مقدس برایش جشن می‌گیرد.
مورمونیسم

اعضای کلیسای عیسی مسیح (به طور محاوره‌ای به مورمون‌ها مشهورند) در حالت عمومی موسی را به دید سایر مسیحیان می‌نگرند. اما، علاوه بر قبول توانایی‌های مقدس موسی، مورمون‌ها شامل گزیده‌ای از کتاب موسی به عنوان بخشی از کتاب مقدسشان می‌باشند.[۳۹] اعتقاد بر این است که این کتاب ترجمه نوشته‌های موسی بوده و در مروارید گران‌قیمت (مورمونیسم) آمده است.[۴۰]

قدیسان بعدی به طور منحصر به فرد معتقدند که موسی بدون مرگ پا به بهشت گذاشته است. به علاوه، جوزف اسمیت و الیور کودری بیان کردند که در ۳ آوریل ۱۸۳۶، موسی را در معبد کریتلند دیده‌اند.[۴۱]
اسلام

موسی بیش از هر شخص دیگری در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است و زندگی اش بیش از هر پیامبر دیگری نقل و بازگو شده است.[۴۲] در حالت عمومی، موسی مشابه محمد پیامبر اسلام است[۴۳] و «شخصیت او برخی از موضوعات اصلی دین اسلام را نمایش می‌دهند»، از جمله "دستور اخلاقی که ما باید خود را تسلیم خدا کنیم."

موسی در قرآن هم به عنوان نبی و هم به عنوان رسول توصیف شده است، رسول نشان می‌دهد که او یکی از آن پیامبرانی بود که کتاب مقدس و قانون را برای مردم آورد.

هوستون اسمیت (۱۹۹۱)، ملاقاتی بین موسی و محمد را توصیف می‌کند. او بیان می‌دارد یکی از رویدادهای مهم زندگی محمد و در نتیجه مسلمانان ۵ وعده نماز روزانه است که ناشی از او می‌باشد.[۴۴]

موسی ۵۰۲ بار در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است؛ آیاتی که به موسی اشاره دارند عبارتند از: بقره ۴۹ تا ۶۱، الاعراف ۱۰۳ تا ۱۶۰، یونس ۷۵ تا ۹۳، اسراء ۱۰۱ تا ۱۰۴، طه ۹ تا ۹۷، الشعرا ۱۰ تا ۶۶، النمل ۷ تا ۱۴، قصص ۳ تا ۴۶، زخرف ۴۶ تا ۵۵، دخان ۱۷ تا ۳۱ و نازعات ۱۵ تا ۲۵ و بسیاری دیگر. اکثر رویدادهای مهم زندگی موسی که در کتاب مقدس نقل شده‌اند، به طور پراکنده در سوره‌های قرآن یافت می‌شوند، فقط داستان حضرت خضر و موسی در کتاب مقدس وجود ندارد.[۴۲]

درواقع، در قرآن در روایات متعددی به موسی و بنی اسراییل اشاره شده است.[۴۵]همچنین امام زمان نیز از جهت نجات دادن مظلومان و مستضعفان به موسی تشبیه شده است.[۴۶]

در داستان‌های مربوط به قرآن، خدا به یوکابد دستور می‌دهد تا موسی را در یک قایق کوچک قرار دهد و او را روانه نیل کند، بنابرین او موسی را به طور کامل به خداوند سپرد.[۴۲][۴۷] آسیه همسر فرعون (نه دخترش)، او را شناور در آب یافت. او فرعون را متقاعد کرد که او را به فرزندی بپذیرند، زیرا هیچ فرزند دیگری نداشتند.

قرآن بر ماموریت موسی برای دعوت فرعون به سوی خدا[۴۸] و نجات بنی‌اسرائیل[۴۲][۴۹] تاکید دارد. براساس قرآن، موسی بنی‌اسرائیل را به ورود به کنعان دعوت نمود، اما آن‌ها علاقه‌ای به جنگ با کنعانیان نداشتند، و از شکست خوردن می‌هراسیدند. موسی از خدا طلب بخشش نمود و عنوان کرد که او و برادرش هارون از بنی‌اسرائیل سرکش به دورند.[۵۰]

براساس سنت اسلامی، موسی در مقام نبی موسی در اریحا به خاک سپرده شده است.
بهائیت

در بهایئت، موسی رساننده پیام حق است که به اندازه آن‌هایی که در سایر دوران‌ها ارسال شده‌اند، معتبر می‌باشد.[۵۱] یکی از القاب موسی در بهائیت، «کلیم‌الله» می‌باشد.[۵۲] موسی به عنوان هموار کننده راه بهاء الله و وحی نهایی‌اش، و معلم حقیقت توصیف شده است، که آموزه‌هایش درخور مردم دوران خود بوده است.[۵۳]
پذیرش‌های مدرن
ادبیات
    مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به Moses در ویکی‌گفتاورد موجود است.

رمان الواح قانون از توماس من، روایت‌کننده داستان خروج از مصر است که شخصیت اصلی آن موسی می‌باشد.
در فروید

زیگموند فروید در آخرین کتاب خود، موسی و یکتاپرستی در سال ۱۹۳۹، بدیهی دانست که موسی یک اشراف‌زاده مصری و پیرو یکتاپرستی آخناتون بود. به دنبال تئوری مطرح شده توسط منتقدان امروزی، فروید اعتقاد دارد که موسی در صحرا به قتل رسید، و حس جمعی پدرکشی که همواره در قلب یهودیان قرار داشت، ایجاد شد. او نوشت، "یهودیت آیین پدر و مسحیت آیین پسر شده بود." ریشه مصری موسی و پیام‌هایش مورد توجه پژوهش‌گران فراوانی قرار گرفته است.[۵۴]

بر خلاف این دیدگاه، آیین موسی در تمام جنبه‌ها به جز ویژگی اصلی، یعنی پرستش خدای یگانه، با آیین آتون‌پرستی مختلف است،[۵۵] البته این موضوع برای مثال در مناجات بزرگ با آتن و مزامیر ۱۰۴ به طور گسترده‌ای مورد بحث قرار گرفته است.[۵۶][۵۷] تفسیر فروید از موسی تاریخی این است که او بین تاریخ‌نگاران مورد قبول واقع نشده است، و بسیاری به صورت شبه‌تاریخی به او می‌نگرند.[۵۸]
نقد

در اواخر قرن ۱۸ ام، توماس پین دادارباور در کتاب عصر خرد درباره مدت قوانین موسی اظهار نظر نموده، و اینگونه بیان کرده است که "شخصیت موسی، همانطور که در کتاب مقدس ذکر شده، بسیار ترسناک است."[۵۹] او برای اثبات این موضوع به یکی از داستان‌های کتاب مقدس اشاره می‌کند. در قرن ۱۹ام، رابرت اینگرسول ندانم‌گرا نوشت "... که تمام این ندانم‌کاری‌ها، بدنامی‌ها، سنگ‌دلی‌ها و کارهای زشت که در کتب پنجگانه عهد عتیق ذکر شده‌اند، سخنان خداوند نیستند، بلکه، آن‌ها اشتباهات موسی می‌باشند."[۶۰] در قرن بیست و یکم، ریچارد داوکینز خدا ناباور، با توجه به روایتی از کتاب مقدس، به نتیجه رسید که، "نه، موسی الگویی برای اخلاق مدرن نیست."[۶۱]
هنر تجسمی
مجسمه موسی در مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا

موسی به دلیل قانون‌گزار بودن، در چند ساختمان دولتی در ایالات متحده به تصویر کشیده شده است. در کتابخانه ملی کنگره آمریکا یک مجسمه بزرگ از موسی در کنار مجسمه پولس قرار گرفته است. موسی یکی از ۲۳ قانون‌گزاریست که نقش‌برجسته مرمریاش در تالار مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا در کاخ کنگره قرار دارد. سایر ۲۲ قانون‌گزار رو به سمت موسی هستند که تنها نقش‌برجسته روبه‌جلوست.[۶۲][۶۳]
مجمه موسی اثر میکل آنژ

موسی هشت بار در کنده‌کاری حلقه سقف تالار بزرگ دیوان عالی نمایان شده است. تصویر او همراه تصویر سایر چهره‌های قدیمی مانند سلیمان، زئوس خدای یونانیان، و مینرو الهه عقل و هنر رومیان می‌باشد. سنگ‌فرش شرقی ساختمان دیوان عالی موسی را درحالی نمایش می‌دهد که دو لوح در دست دارد. این لوح‌ها ده فرمان حک شده بر درهای بلوطی دادگاه را نمایان می‌سازند، که به وسیله چهارچوب‌های برنزی احاطه شده‌اند. یک تصویر بحث برانگیز درست در بالای سر رئیس عدالت قرار گرفته است. در مرکز مجسمه ۴۰ فوتی اسپانیایی لوحی قرار دارد که اعداد رومی ۱ تا ۱۰ را با برخی اعداد مخفی نشان می‌دهد.[۶۴]
مجسمه میکل‌آنژ

مجسمه موسی اثر میکل آنژ در کلیسای سن پیترو در وینکولی رم، یکی از شاهکارهای جهانیست. شاخ‌های بالای سر مجسمه موسی حاصل ترجمه غلط کتاب مقدس از عبری به کتاب مقدس ولگاته لاتین است. معنی واژه استعمال شده از کتاب خروج «شاخ» یا «تابش» می‌باشد. تحقیقات موسسه باستان‌شناسی آمریکا نشان می‌دهد که این واژه زمانی مورد استفاده قرار گرفت که موسی "بعد از دیدن شکوه ایزدی به سمت افرادش برگشت،" و چهره‌اش "تابان گشت."[۶۵] در آثار هنری اخیر یهودی اغلب تابش‌هایی از سر موسی خارج می‌شود.[۶۶]

یک نویسنده دیگر توضیح می‌دهد، "زمانی که سنت جروم عهد عتیق را به لاتین ترجمه کرد، فکر کرد که هیچ‌کس جز مسیح نباید پرتو نور تابش کند؛ لذا از ترجمه دوم استفاده نمود."[۶۷][۶۸] اما استیفن لنگ اشاره می‌کند که نسخه جروم موسی را با "تابش‌های شبیه به شاخ" توصیف کرد ولی بطور ناشیانه آن گونه ترجمه کرد که گویا شاخ دارد.[۶۹][۷۰] او همچنین اشاره کرد که به گفته جروم موسی بر روی یک تخت پادشاهی تکیه زده بود، در حالی که موسی نه پادشاه بوده و نه هرگز روی چنین تختی نشده بود.[۷۱][۷۲]
فیلم و تلویزیون

موسی در فیلم صامت ده فرمان به کارگردانی دومیل، در سال ۱۹۲۳ به بازیگری تئودور روبرتز، در نقش او، به تصویر کشیده شد. در فیلم دیگری با همین نام، یعنی ده فرمان به کارگردانی سیسیل ب دومیل در سال ۱۹۵۶ با بازی چارلتون هستون به موسی پرداخته شده است. در سال ۲۰۰۶ نیز یک سریالی تلویزیونی با نام ده فرمان تولید شد.

برت لنکستر در سریال چند قسمتی موسی قانون‌گزار نقش موسی را بازی کرد. در فیلم تاریخ جهان، قسمت ۱، مل بروکس نقش موسی را بازی کرده است.[۷۳] بین کینگزلی در انیمیشن ده فرمان محصول سال ۲۰۰۷ گوینده است.

در انیمیشن شاهزاده مصر از محصولات شرکت دریم‌ورکس در سال ۱۹۹۸، موسی شخصیت اصلی است. گوینده نقش موسی ال کیلمر می‌باشد.

نوذر پسر منوچهر

نوذر، پسر منوچهر، یکی از شاهان پیشدادی در شاهنامه است. به دلیل بیدادگری و بی‌تدبیری او ایران دچار وضعیت بحرانی شد. پشنگ پادشاه توران از وضعیت بحرانی ایران با خبر شده و پسر خود افراسیاب را به جنگ با ایرانیان فرستاد. در جنگی که در گرفت نوذر به دست افراسیاب اسیر شد. مدتی بعد افراسیاب او را به کین پهلوانان تورانی که به دست زال و قارن کشته شدند به قتل رساند.

نوذر دو پسر به نامهای توس و گستهم داشت که به تشخیص بزرگان ایران هیچیک به شاهی نرسیدند.

محتویات

    ۱ کشور داری نوذر
    ۲ پانویس
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

کشور داری نوذر

نوذر پس از اینکه بر تخت سلطنت نشست روش اعتدال را پیشه نمود ولی در‌ اواخر حکومت بسیار خودسر و بیرحم شد و فرّهٔ ایزدی از سیمایش پر کشید و چهره‌اش تیره شد. منوچهر هنگام مرگ آیندهٔ کشور پیش بینی می‌نمود و به همین سبب می‌دانست که ایرانیان به تنهایی از پس دشمنی چون توران بر نخواهند آمد و کشور رو به ویرانی خواهد رفت. لذا به نوذر توصیه کرد که در هنگام بحران فقط از سام نریمان کمک بطلبد و به جز او به هیچ کس اعتماد ننماید. یک توصیهٔ دیگر هم که جنبهٔ تاریخی دارد به نوذر نمود و گفت که پس از من پیامبری بنام موسی تولّد یا ظهور خواهد نمود که باید از ایشان حمایت کنی

منوچهر

منوچهر یا مَنوش چیترَ یکی از پادشاهان پیشدادی است. اسم خاندان وی در اوستا اَئیریاوَ یعنی یاور کنندهٔ ایرانیان آمده‌است. منوچهر در اوستا منوش چیتر یعنی از نژاد و پشت مَنوش است و مَه‌ائیوچیترَه نیز آمده که به معنی از نژاد مینوئی، آسمانی، روحانی است. اسم منوچهر و خاندانش ایرج فقط یک بار در اوستا در بند ۱۳۱ فروردین‌یشت یاد شده‌است. در شاهنامه نیز منوچهر پسر پشنگ برادرزادهٔ فریدون است. مادر منوچهر، دختر ماه‌آفرید زن ایرج است. در جنگی که بین منوچهر و افراسیاب پیش آمد، منوچهر مغلوب و در تبرستان محاصره شد. به ناچار صلح بین ایرانیان و تورانیان برقرار گردید و برای تعیین حدود ایران همان داستان تیراندازی آرش عمل گردید. منوچهر به انتقام خون پدربزرگش ایرج اقدام به کشتن سلم و تور کرد. برابر بندهش، نوذر یکی از سه پسران منوچهر است.[۱]
منوچهر در شاهنامه

منوچهر یکی از پادشاهان خوشنام و درستکار در شاهنامه فردوسی شاهنامهٔ فردوسی است. منوچهر نوهٔ ایرج بود و پس از مرگ فریدون به پادشاهی رسید. از مهمترین رویدادهای زمان پادشاهی منوچهر زادن زال و داستان زال و سیمرغ و عشق زال به رودابه و تولد رستم است.

پس از نابودی ایرج، یکی از کنیزکان او به نام ماه‌آفرید، دختری آورد که فریدون او را در نهان می‌پرورد و آنگاه به همسری برادرزادهٔ خود پشنگ در می‌آورد. از ایشان پسری به دنیا می‌آید که منوچهر نام می‌گیرد. آنگاه نور چشم به فریدون باز می‌گردد و منوچهر به کین‌خواهی نیای خویش با پهلوانی چون کارن (پسر کاوه آهنگر)، سام نریمان و گرشاسب بر لشکریان سلم (پسر فریدون) و تور می‌تازد و نخست تور را از پای در می‌آورد، سپس سلم را. فریدون سالخورده منوچهر را به سام می‌سپارد و خود جان به جان‎آفرین تسلیم می‌کند. منوچهر یکصد و بیست سال پادشاهی کرد و هنگام مرگ سلطنت را به پسر خود نوذر سپرد.

زال

زال از قهرمانان اسطوره‌ای ایرانی است که نامش در شاهنامه رفته‌است. زال در پارسی به معنای سپیدمو است. وی پسر سام و پدر رستم است. سام از آن که پسرش با موی سپید و در شکل پری یا دیو به دنیا آمده بود ناخرسند بود. از این رو او را در پای کوهی که سیمرغ بر آن آشیان داشت رها کرد. سیمرغ نوزاد را یافت و به آشیانه خود برد و بزرگ کرد. از این پس سیمرغ تا پایان زندگی یاور زال و پسرش رستم است.
صفحه‌ای از شاهنامه بایسنقری (۸۰۹ خورشیدی)

محتویات

    ۱ تولد زال
    ۲ زال و سیمرغ
    ۳ بازگشت زال
    ۴ سرانجام زال
    ۵ پانویس
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع
    ۸ پیوند به بیرون

تولد زال

سام بیشتر بخاطر آن نگران بود که اگر بزرگان و سرداران زابلی هنگامیکه زال را با سپیدموی مشاهده کنند و از او دلیلش را به پرسند چه جوابی به بزرگان دارد بدهد، بر همین اساس تصمیم گرفت تا کودک را که اهریمن نژاد نامیده بود از خود دور کند تا مورد شماتت قرار نگیرد. اقدام سام بدین صورت نقل شده:
چو آیند و پرسند گردنکشان         چه گویم ازین بچّهٔ بدنشان
چه گویم که این بچّهٔ دیو چیست         پلنگست و دو رنگست و گرنه پریست
ازین ننگ بگذارم به ایران‌زمین         نخواهم برین بوم و بر آفرین
به فرمود پس تاش برداشتند         از آن بوم و بر دور بگذاشتند
بجایی که سیمرغ را خانه بود         بدان خانه این خُرد بیگانه بود
نهادند بر کوه و گشتند باز         برآمد برین روزگاری دراز
زال و سیمرغ

به روایت شاهنامه فردوسی سیمرغ دوبار به یاری زال و رستم می‌آید. نخست وقتی که رودابه به دلیل بزرگی جثه نوزاد نمی‌توانست فارغ شود، در این هنگام سیمرغ نزد زال آمده به او می‌آموزد که چگونه نوزاد را از پهلوی مادر بزایانند.[۱] بار دوم در داستان نبرد رستم و اسفندیار به یاری رستم آمده و ترفند نابود کردن اسفندیار را به رستم می‌آموزد.

زال بر وزن سال، پیر و فرتوت و سفید موی باشد و چون او «سفید موی» به دنیا آمد او را به این نام خوانند.[۲] ریشهٔ این نام در اوستا zar (پیر شدن) در هندی باستان Jāra-Jar (پیر شدن)، بلوچی lāz (زن: زوجه) است. کلمهٔ «زر» در فارسی لغتی است هموزن «زال»، که «ر» به «ل» بدل شده. زال یعنی مانند پیران سپید موی بودن.[۳]
بازگشت زال

سام پس از مراجعت پسرش زال، به جبران اشتباهات گذشته پرداخت؛ و منوچهر نیز ملاحظات لازم را در حق پسرک جوان مبذول داشت. وقتی سام در جنگ مازندران از دنیا رفت، فرمانروایی سام به درخواست بزرگان به زال سپرده شد.
سرانجام زال

بعد از آنکه بهمن زابل را فتح می‌کند و فرامرز را می‌کشد زال را به اسارت گرفته و او را در غاری در البرز کوه زندانی می‌نماید در نسخه اصلی شاهنامه از سرنوشت زال پس از اسارت در غار البرز کوه سخنی بمیان نیامده است امّا در ملحقات شاهنامه آمده است که زال به جادوی جادوگری که بهمن را یاری می کرده است قرنها در همان غار در غل و زنجیر بوده است تا سرانجام در سالهای نه چندان دور از دنیا می‌رود.

آلبینیسم

آلبینسم (به انگلیسی: Albinism) یا زالی نوعی بیماری ژنتیکی است که به دلیل نقص مادرزادی یک آنزیم، تیروزین به ملانین تبدیل نمی‌شود . عدم توان تولید رنگدانه ملانین موجب می‌شود که رنگ پوست و موهای بیمار سفید باشد . به دلیل عدم تولید رنگدانه، شبکیه چشم به نور خورشید حساس است و مبتلایان مشکل دید در روز دارند. همچنین احتمال آفتاب سوختگی در آنان زیاد است.

چون بیماری ژنتیکی است درمان علامتی است .این بیماری از گذشته شناخته شده بوده و نام بیماری هم از نام شخصیت اساطیری زال (پدر رستم) گرفته شده است.

بیماری

بیماری' یا مرض (Disease) به ناهنجاری در بدن یا روان می‌گویند که به علت ناراحتی، اختلال عملکرد یا تنش دربیمار یا سایر افراد مرتبط با او ایجاد می‌گردد. البته باید میان بیماری و سایر حالتهای پزشکی مانند خستگی، ضعف، کسالت و اندوه تفاوت گذاشت. عامل ایجاد بیماری می‌تواند بیرونی( مانند باکتری، انگل، تغذیه ناکافی و...) یا درونی ( مانند پرکاری تیروئید، دیابت و ...) باشد. همچنین بیماری می‌تواند مادرزادی (مانند سندرم ترنر یا لب شکری) یا ژنتیکی مانند آلبینیسم باشد. بیماری تند(حاد) یا کهنه(مزمن)، واگیر دار یا ناواگیر نیز می‌تواند باشد.

هر بیماری با شماری علائم و نشانه‌های ویژه شناخته و آشکار می‌شود . شناخت و درمان بیماری بر عهده پزشک است.
طبقه بندی

بیماری ها را به روشهای مختلف میتوان طبقه بندی کرد:

1. عامل ایجادکننده بیماری مانند بیماریهای عفونی ، بیماریهای ژنتیکی ، بیماریهای شغلی ، بیماریهای روانی .

2. ازمان بیماری مانند بیماری حاد ، تحت حاد و مزمن .

3. عضو درگیر شده مانند بیماریهای قلبی ، بیماریهای گوارشی و ریوی .

ژن‌شناسی پزشکی

ژن‌شناسی پزشکی یا ژنتیک پزشکی یکی از رشته‌های تخصصی پزشکی است. دانش مطالعه انتقال صفات از یک نسل به نسل دیگر است. دانش بررسی صفات از یک نسل به نسل دیگر در انسان را ژنتیک انسانی می‌نامند. شاخه‌ای از ژنتیک انسانی که انتقال یک صفت از نسلی به نسل دیگر را در انسان و در ارتباط با سلامت و بیماری مورد بررسی قرار می‌دهد ژنتیک پزشکی می‌نامند.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ شاخه‌های ژنتیک پزشکی
    ۳ موضوعات تحقیقاتی در ژنتیک پزشکی
    ۴ منابع
    ۵ جستارهای وابسته

تاریخچه

ژنتیک نوین توسط کشیش اتریشی گریگور مندل و در قرن نوزدهم میلادی بنیان‌گذاری شده‌است. ژنتیک انسانی به آهستگی و در طی نیمه نخست سدهٔ بیستم و ژنتیک پزشکی از نیمه دوم سده بیستم و پس از سقوط اندیشه یوژنیک به سرعت رشد پیدا کرد. این پیشرفت تاکنون و به سرعت ادامه دارد.
شاخه‌های ژنتیک پزشکی

شاخه‌های ژنتیک پزشکی عبارت‌اند از: ژنتیک بالینی، ژنتیک بیوشیمی، مشاوره ژنتیک، سیتوژنتیک، ژنتیک مولکولی و ژنتیک بیماری‌های شایع.

شاخه‌های گوناگون ژنتیک پزشکی به نوبهٔ خود ترکیبی از یک علم دیگر با ژنتیک هستند. برای مثال ژنتیک بالینی از ترکیب ژنتیک با پزشکی بالینی به وجود آمده‌است. ژنتیک ملکولی حاصل ترکیب ژنتیک با بیوشیمی DNA و RNA و ژنتیک بیوشیمی یا ژنتیک متابولیک حاصل ترکیب ژنتیک با بیوشیمی اسیدهای آمینه، لیپیدها یا هیدرات‌های کربن می‌باشد. سیتوژنتیک از ترکیب سیتولوژی و ژنتیک بوجود آمده‌است و مشاوره ژنتیک نیز از ترکیب ژنتیک و دانش مشاوره غیر مداخله‌جویانه حاصل شده‌است.
موضوعات تحقیقاتی در ژنتیک پزشکی

تحقیق روی اولیگونوکلئوتید‌ها در ژن‌درمانی و نیز تاثیر ژن‌ها در تکامل دستگاه‌های بدن انسان و جانوران برای پیشگیری از بیماری‌های ژنتیکی از موضوعات مورد تحقیق در ژنتیک پزشکی است.

زیست‌شیمی

زیست‌شیمی یا بیوشیمی یا شیمی حیات (به انگلیسی: Biochemistry or Biological Chemistry) مطالعهٔ فرایندهای شیمیایی در سازواره‌های زیستی است. زیست‌شیمی با ساختار و عمل‌کرد اجزاء سلولی مثل پروتئین‌ها، کربوهیدارت‌ها، لیپیدها، اسیدهای نوکلئیک، و انواع دیگر زیست‌مولکول‌ها سر و کار دارد. هدف زیست‌شناسی شیمیایی پاسخ دادن به سوال‌هایی است که از زیست‌شیمی ناشی می‌شوند. دانش زیست شیمی که در آن از روش های شیمیدانان برای درک و شناخت فرایند های فناوری زیستی که درون موجودات زنده روی می دهد استفاده میشود،دارای اهمیت روز افزونی است؛ تمام گیاهان وجانوران از ترکیب های شیمیایی ساخته شده‌اند و وظیفه ی زیست شیمیدان ها آن است که ساختمان این مواد و نقش آنها را در حیات موجودات زنده بررسی وشناسایی کنند. کربوهیدرات ها، لیپید ها واسیدهای نوکلئیک مانند دی ان آ فقط تعدادی از مولکول های شیمیایی هستند که موضوع مطالعه ی زیست شیمیدان ها به شمار می آیند. در یکی از شاخه های این علم از این مطالعات برای تولید واکسنهای مقابله کننده با بیماری های ویروسی نظیر اوریون استفاده میشود. زیست شیمیدان ها در زمینه ی درمان بیماریهایی چون ایدز و سرطان نیز کار میکند.
جرتی کوری و کارل فردیناند کوری برنده مشترک جایزه نوبل پزشکی و فیزیولوژی 1947 بخاطر کشف سیکل کوری در موسسه یادبود راسول پارک


محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

تاریخچه

در روزگار قدیم باور بر این بود که حیات و عناصر مرتبط با آن دارای مواد یا عناصر ضروری هستند که متمایز از عناصر مواد بی جان میباشند وتصور میشد که تنها موجودات زنده توانایی ساختن مولکولهای حیات را دارند. ولی در سال ۱۸۳۳ فردریک وولر مقاله ایی با موضوع سنتز اوره منتشر کرد و ثابت کرد مواد آلی نیز می توانند به صورت مصنوعی سنتز شوند.

شروع علم بیوشیمی ممکن است در زمان کشف اولین آنزیم یعنی آمیلاز توسط anselme Payen در سال ۱۸۳۳ باشد.گرچه به نظر میرسد اولین بار در همین سال از واژه بیوشیمی استفاده شده است ولی عموما معتقدند که کشف این دانش به طور رسمی در سال ۱۹۰۳ توسط carl neuberg شیمیدان آلمانی انجام شده است.از آن زمان تا بحال با کمک تکنیکهای مختلف پیشرفت زیادی در بیوشیمی رخ داده است که منجر به کشف و آنالیز مولکولهای حیاتی مختلف شده است. یک اتفاق مهم دیگر در تاریخچه بیوشیمی کشف ژن و نقش آن در سلول است.این بخش از بیوشیمی زیست شناسی مولکولی نامیده میشود.

میکروبیولوژی

میکرب‌شناسی[۱] یا میکروبیولوژی دانشی است که درباره ریزسازواره‌ها(میکروارگانیسم‌ها) یا جانداران بسیار ریز بحث و گفتگو می‌کند. جاندارانی که در میکروبیولوژی بیشتر بررسی می‌شوند شامل پروکاریوتها ( باکتری‌ها)، ویروسها، و یوکاریوت‌هایی مانند قارچ و تک سلولی‌ها یا پروتوزوئرها می‌باشد.

پروکاریوتها ریزسازواره‌هایی هستند که دی‌ان‌آ آنها بطور فیزیکی از سیتوپلاسم جدا نشده است.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ میکروبیولوژی محیط
    ۳ میکروبیولوژی فاضلاب
    ۴ میکروبیولوژی خاک
    ۵ میکروبیولوژی آب
    ۶ میکروبیولوژی مواد غذایی
    ۷ عوامل ضد میکروبی
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع

تاریخچه

علم میکروبیولوژی از سال ۱۶۷۴ هنگامی که آنتوان لوون هوک، با عدسی شیشه‌ای خود دنیایی از موجودات ریز را در قطره آب برکه مشاهده کرد. در اواخر قرن ۱۷ نظریه تولید خودبخودی مورد بحث قرار گرفت. در این زمان بسیاری از دانشمندان از جمله فرانسیکو ردی، فکر می‌کردند میکروارگانیسم‌ها از مواد غیر زنده ایجاد شده‌اند. در سال ۱۷۶۶ اسپالانزانی نتیجه گرفت که میکروب‌ها از هوای غیرسترون وارد محلولهای غذایی شده و آنها را فاسد می‌کنند. دو ابرمرد دنیای علم که به کنار گذاشتن نظریه خلق‌الساعه کمک شایانی کردند شیمیدان فرانسوی به نام پاستور و پزشک انگلیسی به نام تندال بود. در ۱۰۰ سال گذشته میکروب شناسان موفق به دریافت چند جایزه نوبل شده‌اند.
میکروبیولوژی محیط
میکروبیولوژی فاضلاب
میکروبیولوژی خاک

خاک یکی از مکانهای عمده ریزاندامگانها (میکروارگانیسمها) محسوب می‌شود. فراوانترین ریزاندامگان در خاک، باکتریها هستند. خاک باغچه در هر گرم محتوی میلیونها باکتری است. در جاهای عمیق تعداد آنها کاهش می‌یابد. قارچها به تعداد کمتر از باکتریها در خاک یافت می‌شوند. شاید مهم‌ترین نقش میکروارگانیسمهای خاک، شرکت آنها در چرخه‌های بیو- ژئوشیمیایی است که به گردش برخی عناصر شیمیایی در طبیعت کمک کرده و آنها را قابل مصرف می‌سازد. میکروبیولوژیستها در این زمینه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند. خاک دارای باکتری‌های تثبیت کنندهً ازت می‌باشد که از جمله می‌توان به ازتوباکتر و نیتروزموناس اشاره کرد. خاک همچنین حاوی میکروبهای بیماریزا است که عامل بیماری کزاز یعنی کلستریدیوم تتانی یکی از آنهاست .
میکروبیولوژی آب

در میکروبیولوژی آب، ریزاندامگان‌ها (میکروارگانیسم‌ها) و فعالیت آنها در آبهای طبیعی نظیر دریاچه‌ها، برکه‌ها، رودخانه‌ها و دریاها مورد مطالعه قرار می‌گیرد. و میکروارگانیسم‌های مفید و مضر برای انسان و سایر جانداران شناسایی می‌شوند.
میکروبیولوژی مواد غذایی

میکروارگانیسمها تغییرات مطلوب و نامطلوب در مواد غذایی پدید می‌آورند. و از طرف دیگر تهیه بسیاری از فرآورده‌های غذایی بدون کمک میکروارگانیسم ها، امکان‌پذیر نیست. مانند کلم شور، زیتون رسیده و پنیر. اسیدهای حاصل توسط میکروارگانیسم‌ها و اضافه کردن آنها به مواد غذیی مانند خیار شور آنها را از گزند میکروارگانیسم‌های نامطلوب حفظ می‌کند. این بخش از میکروبیولوژی، امروزه کاربرد زیادی دارد.
عوامل ضد میکروبی

مواد دارویی موادی هستند که برای درمان بیماریهای عفونی یا جلوگیری از وقوع بیماری بکار می‌روند. این مواد معمولاً از باکتریها و قارچها بدست می‌آیند و اخیرا برخی از آنها را در کارخانجات می‌سازند. از مواد شیمیایی هنگامی می‌توان برای درمان بیماریهای عفونی استفاده کرد که دارای اثر سمی انتخابی باشند. یعنی ضمن متوقف کردن رشد یا نابودی عامل مولد بیماری، به سلول میزبان آسیبی نرسانند. علاوه بر سمیت انتخابی، داروها باید بتوانند به داخل بافتها و سلولهای میزبان نفوذ کننده و تغییری در مکانیزم دفاعی طبیعی میزبان بوجود نیاورند. از عوامل ضد میکروبی می‌توان به آنتی بیوتیکها اشاره کرد.

ارتباط میکروبیولوژی با سایر علوم میکروبیولوژی یک علم کاربردی است که با بسیاری از شاخه‌های علوم رابطه نزدیک دارد. از جمله می‌توان به ژنتیک، پزشکی، زیست‌شناسی سلولی، انگل شناسی، قارچ‌شناسی پزشکی و بیوشیمی،گیاهپزشکی اشاره کرد.