اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

موسیقی دوره باروک

دورهٔ باروک در موسیقی هنری اروپایی از حدود ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ در نظر گرفته می‌شود. باروک کلمه‌ای ایتالیایی و به معنی زمخت و ناهنجار است و از کلمه بارکو در ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است. موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک دارد. مطرح‌ترین چهره‌های این دوره از موسیقی کلاسیک باخ، ویوالدی، هندل و آلبینونی هستند.

محتویات

    ۱ دوره‌های زمانی
    ۲ ویژگی‌های موسیقی باروک
        ۲.۱ یگانگی حالت
        ۲.۲ ریتم
        ۲.۳ ملودی
        ۲.۴ دینامیک پله‌ای
        ۲.۵ بافت
        ۲.۶ آکوردها و باسو کنتینوئو
    ۳ منابع

دوره‌های زمانی

این دوره از نظر زمانی بین دوره رنسانس و دوره کلاسیک قرار دارد. این دوره را در موسیقی، به سه دورهٔ آغازین (۱۶۰۰-۱۶۴۰)، میانی (۱۶۴۰-۱۶۸۰) و پایانی (۱۶۸۰-۱۷۵۰) تقسیم می‌کنند. با این که امروزه آثار دورهٔ پایانی باروک معروف‌ترین آثار این سبک هستند، اما دورهٔ آغازین، با موسیقی‌دانانی چون مونته‌وردی یکی از انقلابی‌ترین دوره‌های تاریخ موسیقی است.

در دورهٔ آغازین، موسیقی بر اساس متن‌هایی بسیار پرشور و احساس نگاشته می‌شد و تعجبی نیست که موسیقی‌دانان ایتالیایی آن زمان، اپرا را به وجود آوردند. در دورهٔ آغازین، آهنگ‌سازان بافت هوموفونیک را بر بافت پلی‌فونیک رنسانس ترجیح دادند؛ هر چند در دورهٔ پایانی، بار دیگر موسیقی‌دانان به پلی‌فونی بازگشتند. آهنگ‌سازان دورهٔ آغازین، دیسونانس‌ها را با آزادی بیش‌تری به کار گرفتند. بر تضادهای صوتی نیز تأکید می‌شد؛ حال آن که در رنسانس، سازها -اگر به کار گرفته می‌شدند- ملودی آوازخوان را مضاعف می‌کردند (مشابه آن چه در اغلب موارد در موسیقی سنتی ایرانی شنیده می‌شود)، اما در دورهٔ آغازین باروک صداهای آوازی با خط‌هایی ملودیک که ویژهٔ ساز به نگارش درآمده بود، همراهی می‌شد.

در دورهٔ میانی باروک، سبک موسیقایی نویی که از ایتالیا نشأت گرفته بود، در تمام کشورهای اروپایی گسترش یافت. مدهای قرون وسطایی یا کلیسایی، اندک اندک جای خود را به گام‌های ماژور و مینور سپردند. دیگر ویژگی برجستهٔ باروک میانی، اهمیت بی‌سابقهٔ موسیقی سازی بود که در این میان، سازهای خانوادهٔ ویولن محبوب‌ترین سازها بودند.

در دورهٔ پایانی، بسیاری از جنبه‌های هارمونی پدید آمد. در این دوره، موسیقی سازی اهمیتی هم‌پایهٔ موسیقی سازی یافت. در این دوره، بار دیگر موسیقی پلی‌فونیک اوج گرفت و آهنگ‌سازی مانند یوهان سباستیان باخ، به اوج استادی در این امر رسیدند.
ویژگی‌های موسیقی باروک
یگانگی حالت

یک قطعهٔ باروک، اغلب فقط بیان‌گر یک حالت است - قطعه‌ای که شاد آغاز می‌شود، تا پایان شاد می‌ماند. آهنگ‌سازان برای تجسم نمودهای احساس، زبان‌ای موسیقایی پدید آوردند؛ در این زبان ریتم‌ها یا الگوهای ملودیک ویژه‌ای به حالت‌هایی معین اشاره داشتند. این زبان موسیقایی مشترک، بیش‌تر آثار موسیقی دورهٔ پایانی باروک را از تشابه و خویشاوندی برخورد می‌کند. البته این اصل، استثنای مهم‌ای دارد و آن آثار آوازی باروک هستند.
ریتم

یگانگی حالت در موسیقی باروک، بیش از هر چیز با پیوستگی و یک‌نواختی ریتم انتقال داده می‌شود. الگوهای ریتمیکی که در آغاز یک قطعه شنیده شده‌اند، در طی آن تکرار می‌شوند. این پیوستگی و یک‌نواختی ریتم، فراهم آورندهٔ نیروی پیش‌برنده‌ای است که موسیقی را مطیع خود می‌کند: حرکت پیش‌رونده، به ندرت دچار وقفه می‌شود. در موسیقی باروک، تأکید بر ضرب بسیار بیش از اغلب آثار موسیقی رنسانس است.
ملودی

ملودی باروک نیز حسی از پیوستگی و یک‌نواختی پدید می‌آورد. ملودی آغازین یک قطعه بارها و بارها در آن شنیده می‌شود و حتی هنگام‌ای که به شکلی دگرگون‌شده نمود می‌یابد نیز سرشت آن کم و بیش ثابت می‌ماند. در موسیقی باروک، ملودی بی‌وقفه گسترش یافته، آشکار شده و جنبه‌های متفاوت آن گشوده می‌شود. این حرکت جهت‌دار، اغلب از یک سکانس ملودیک سرچشمه می‌گیرد، که تکرار پیاپی یک ایده موسیقایی در سطح‌های صوتی زیرتر یا بم‌تر است. بسیاری از ملودی‌های باروک کیفیت‌ای پُرریزه‌کاری و تزیینی دارند، و سرایش یا به یاد سپردن آن‌ها آسان نیست. ملودی باروک بیش از آن که حس‌ای متوازن و متقارن القا کند، حس‌ای از گسترش و پویایی ریتمیک پدید می‌آورد. یک عبارت کوتاه، اغلب با عبارت‌ای طولانی که جریان‌ای بی‌وقفه از نت‌های سریع و چالاک دارد دنبال می‌شود.
دینامیک پله‌ای

موسیقی باروک، هم‌گام با پیوسته‌گی ریتم و ملودی از پیوسته‌گی دینامیک نیز برخوردار است. به بیان دیگر، حجم صوتی برای مدت‌ای ثابت نگه داشته می‌شود. تغییر دینامیک، ناگهانی و چنان است که گویی دینامیک از سطحی به سطح دیگر منتقل شده باشد. این تغییر و تبدیل میان قوی و ضعیف، دینامیک پله‌ای نامیده شده است. دگرگونی تدریجی دینامیک که با کرشندو و دی‌کرشندو پدید می‌آید از ویژه‌گیهای شاخص موسیقی باروک نیست. با این همه بی‌تردید اجراکننده‌گان این موسیقی برای دست‌یابی به مقصودهای بیانی، دگرونی‌های ظریف و ماهرانه‌ای را در دینامیک پدید می‌آورده‌اند. سازهای شستی‌دار مهم در دورهٔ باروک، ارگ و کلاوسن (هارپسیکورد) بودند که هردو با دینامیک یک‌نواخت موسیقی آن دوره هم‌خوانی داشتند. نوازندهٔ ارگ و کلاوسن نمی‌توانست مانند پیانیست امروزی با تغییر فشار انگشت بر شستی‌ها، کرشندو و دی‌کرشندو پدید آورد. کلاویکورد، سومین ساز شستی‌دار مهم این دوره، گرچه می‌توانست تغییرهای تدریجی در دینامیک پدید آورد، اما این تغییرها در محدوده‌ای کوچک –در حدود ppp تا mp- ممکن بود.
بافت

موسیقی دورهٔ پایانی باروک اغلب بافت پلی‌فونیک دارد: در این موسیقی، دو یا چند خط ملودیک برای جلب توجه شنونده به رقابت می‌پردازند. در این میان خط‌های ملودیک سوپرانو و باس به طور معمول مهم‌ترین خط‌ها هستند. تقلید میان خط‌های گوناگون ملودیک، یا لایه‌های صوتی سازندهٔ این بافت، بسیار متداول است. اغلب ملودی‌ای که در یک خط شنیده شده، در خط‌های دیگر نیز ظاهر می‌شود. با این همه، تمام آثار موسیقی دورهٔ پایانی باروک پلی‌فونیک نیستند. بافت یک قطعه به ویژه در موسیقی آوازی که دگرگونی‌های حالت کلام، تضاد موسیقایی را ایجاب می‌کند، ممکن است دچار تغییر شود. نکتهٔ دیگر این که آهنگ‌سازان باروک در شیوهٔ پرداختن به بافت موسیقایی با یک‌دیگر متفاوت بوده‌اند. برای نمونه، باخ تمایل به استفادهٔ مداول از بافت پلی‌فونیک داشت، حال آن که هندل تضاد میان بخش‌های پلی‌فونیک و هوموفونیک را بسیار بیش‌تر به کار می‌گرفت.
آکوردها و باسو کنتینوئو

آکوردها در دورهٔ باروک اهمیت‌ای فزاینده یافتند. پیش از آن، زیبایی خط‌های ملودیک بیش از آکوردها، که هنگام اجرای هم‌زمان این خط‌های ملودیک پدید می‌آمدند، مورد توجه بود. به تعبیری، آکوردها فقط در حکم محصول جانبی حرکت خط‌های ملودیک بودند. اما در دورهٔ باروک، آکوردها به گونه‌ای مستقل نیز معنا یافتند. از این زمان، آهنگ‌سازان هنگام نگارش خط ملودیک، به آکوردهایی که با آن هماهنگ باشند نیز اندیشیدند. در واقع، آن‌ها گاه ملودی را برای تناسب با توالی‌های آکوردی ویژه‌ای به نگارش در می‌آوردند. چنین توجه‌ای به آکوردها سبب شد خط ملودیک باس، که مبنای هارمونی بود، اهمیت‌ای تازه بیابد. به این ترتیب، تمام بافت موسیقایی بر خط ملودیک باس متکی شد. تأکید نو بر آکوردها و خط باس به پیدایش برجسته‌ترین ویژه‌گی موسیقی باروک انجامید و آن نوعی همراهی است که باسو کنتینوئو یا باس شماره‌گذاری شده نامیده می‌شود. این بخش همراهی‌کننده، از یک خط ملودیک باس که عددها (یا نشانه‌هایی) در زیر هر نت آن نوشته شده بود تشکیل می‌یافت، و آن عددها تعیین‌کنندهٔ آکوردی بودند که می‌بایست بر مبنای آن نت ساخته و نواخته شود. کنتینوئو- اختصار باسوکنتینوئو- به طور معمول دست‌کم با دو ساز نواخته می‌شد: یک ساز شستی‌دار مانند ارگ یا کلاوسن به همراهی یک ساز ملودیک بم، مانند ویولن‌سل یا باسون. نوازندهٔ ارگ یا کلاوسن، خط ملودیک باس را که به وسیلهٔ ویولن‌سل یا باسون نیز اجرا می‌شد با دست چپ می‌نواخت. این نوازنده با دست راست، به پیروی از آن‌چه عددهای نوشته‌شده به آن اشاره داشتند، آکوردها یا حتا خطی ملودیک را بداهه‌نوازی می‌کرد. این عددها، فقط مشخص‌کنندهٔ یک آکورد مبنا بودند و شیوهٔ دقیق نواختن را مشخص نمی‌کردند. به این ترتیب، نوازنده در اجرا از آزادی بسیار برخوردار بود.

هارپسیکورد

هارپسیکورد (به انگلیسی: Harpsichord) یکی از سازهای کلاویه‌ای است. شکل ظاهری هارپسیکورد تقریباً شبیه پیانو است اما شیوهٔ ایجاد صدا در این دو ساز با هم تفاوت‌هایی دارد؛ در هارپسیکورد با فشردن کلاویه‌ها و حرکت اجزای یک سیستم مکانیکی متصل به آن‌ها، زائده‌های کوچک مضراب‌مانند سیم‌ها را به ارتعاش درآورده و صدا ایجاد می‌شود.

این ساز نزد موسیقی‌دانان دورهٔ رنسانس و باروک محبوبیت زیادی داشته و یکی از مهم‌ترین سازهای کلاویه‌ای موسیقی اروپایی از قرن شانزدهم تا نیمهٔ آغازین قرن هجدهم میلادی بوده‌است.[۱] در این دوره با فراگیر شدن پیانو، به مرور محبوبیت هارپسیکورد رو به کاهش گذاشت. در قرن بیستم میلادی به‌خاطر استفاده در اجرای آثار قدیمی و برخی آثار مدرن استفاده از هارپسیکورد دوباره رواج یافت.این ساز در دوره باروک به عنوان ساز همراهی کننده به کار می رفت.غالباً برای این ساز آهنگساز به صورت باس شیفره یا شماره گذاری شده به گونه ای استفاده می کرد که نوازنده اجازه بداهه نوازی در آکوردهای تعریف شده را داشت.

هارپسیکورد در شکل و اندازه‌های مختلفی وجود دارد گرچه عملکرد همهٔ آن‌ها یکسان است. دیگر سازهای خانوادهٔ هارپسیکورد-که از نظر اندازه کوچکتر از آن هستند-ورجینالز[پانویس ۱]، میوسلر[پانویس ۲] و اسپینت[پانویس ۳] هستند.

شدت (موسیقی)

شدت به بلندی صدای نت‌ها در موسیقی گفته می‌شود. مثلا بسته به میزان محکمی ضربات مضراب سنتور یا شستی‌های پیانو شدت صدا فرق می‌کند.[۱]

فرته (به انگلیسی: Forte) در زبان موسیقی به معنی ادای قوی بیان و پر احساس بودن آن می‌باشد، [۲] از حالت‌های برونی اجرا در موسیقی می‌باشد که با علامت (f) نشان داده می‌شود و به معنی اجرا با شدت دو برابر قسمت مورد نظر است.

پیانو

پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها) به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ نام‌گذاری
    ۳ نحوه صدادهی
    ۴ کلیدهای پیانو
    ۵ انواع پیانو
    ۶ نحوه نواختن پیانو
    ۷ نحوه نت‌نویسی برای پیانو
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع

تاریخچه
پیانوی گرند استاین‌وی با پایه‌های مزین به عقاب طلایی در کاخ سفید.[۱]

پیانو به شکل مدرن را بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد.[۲][۳] قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.
نام‌گذاری

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) می‌باشد، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی با صدای بلند (رسا) تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد.[۴]

پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.
نحوه صدادهی
چکش‌های پیانو

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.
کلیدهای پیانو

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد.

هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.
انواع پیانو

    پیانو دیواری (Vertical - Upright)
    پیانو اسپینت
    پیانو کنسول
    پیانوی بزرگ

البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده می‌شود.
نحوه نواختن پیانو

پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. بدلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانسیت می‌تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد.

محل قرارگیری انگشتان دو دست روی کلیدهای پیانو در نواختن آن اهمیت دارد. معمولاً در آهنگ‌ها نت اول شماره دارد که انگشت شروع کننده در نواختن آن آهنگ را مشخص می‌کند. در این صورت شماره یک برای انگشت‌های شست دو دست است و به ترتیب سایر انگشت‌ها شماره‌های ۲ تا ۵ را خواهد داشت. شست دست راست روی چهارمین نت دوی پیانو قرار می‌گیرد. البته این مورد در مورد همه آهنگ‌ها عمومیت ندارد و برخی آهنگ‌سازان نت شروع کننده در آهنگشان را شماره نمی‌زنند. در این صورت پیانیست باید خودش محل قرارگیری انگشتانش روی کلیدهای پیانو را با توجه به نوع نت‌های موجود در آهنگ تشخیص دهد.

گاهی پیانیست جای دو دست‌اش را روی کلیدهای پیانو با هم عوض می‌کند و گاهی بدون نواختن کلید پیانو با انگشتان شست دو دستش از سایر انگشتها استفاده می‌کند.
نحوه نت‌نویسی برای پیانو

نت نویسی پیانو در دو حامل انجام می‌شود. حامل بالا برای دست راست و حامل پایین برای دست چپ. معمولاً حامل بالایی را با کلید سل و حامل پایین را با کلید فای خط چهارم نشان می‌دهند. این دو حامل با نت دوی وسط از هم متمایز می‌گردند. یک نوازنده پیانو باید بتواند همزمان دو خط موسیقی را خوانده و با هر دو دست اجرا نماید.

آهنگساز

آهنگساز شخصی است که آثار موسیقی تألیف می‌نماید. آهنگساز در حقیقت نویسندهٔ موسیقی است که با احاطهٔ کامل به علم موسیقی ایده‌های فکری خود را در قالب موسیقی به رشتهٔ تحریر در می‌آورد. آهنگسازی این نیست که شخص ملودی بسازد و یا تنها در صورتی که قطعه‌ای موسیقایی ساخت وی لقب آهنگساز را به خود نسبت دهد؛ بلکه آهنگساز مانند هر حرفهٔ علمی دیگر می‌بایست در مراکز آموزش علمی موسیقی در رشته آهنگسازی تحصیل و یا می‌بایست از علوم مختلف موسیقی از جمله رهبری ارکستر، سازشناسی، سازبندی، هارمونی، پُلی‌فونی، کنتراپوئن و... که لازمهٔ کار آهنگسازی است برخوردار باشد.

فردی که تنها ملودی می‌سازد و آن را به شخص دیگری برای سازبندی می‌سپارد، آهنگ‌ساز به‌شمار نمی‌آید و نغمه‌پرداز یا نواساز است. اما اگر کسی دیگر مقولات آهنگ‌سازی یعنی ملودی، هارمونی و سازبندی را با هم پیش ببرد یک آهنگ‌ساز به شمار می‌رود.[۱]

هر آهنگساز می‌بایست یک ساز را به خوبی بنوازد. در حقیقت در دنیای موسیقی به دلیل نیاز به دانش زیاد و گستردگی کار آهنگساز، از وی به عنوان دانشنامهٔ موسیقی نام می‌برند. آهنگساز باید به ساز مادر یعنی پیانو احاطه داشته باشد .

نیکولو پاگانینی

نیکولو پاگانینی (به ایتالیایی: Niccolò Paganini) (زاده ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲ (میلادی)- درگذشته ۲۷ مه ۱۸۴۰ (میلادی)) نوازنده ویولون، ویولا، گیتار و آهنگسازی ایتالیایی است. پاگانینی یکی از نامدارترین و بزرگ‌ترین نوازندگان ویولون در تاریخ موسیقی است. او با ابداع تکنیکی بدیع در نواختن ویولون، انقلاب عظیمی در نوازندگی این ساز برپا نمود. آثار او در عین برخورداری از لطافت و ملودی‌های زیبا، قطعات فوق العاده مشکلی از نظر تکنیک نوازندگی هستند. با وجود نوازندگان سرشناسی چون ویوتی و کرویتزر در سده هجدهم و نوزدهم، پاگانینی گوی سبقت از همه آن‌ها ربود و خود را به عنوان برجسته‌ترین نوازنده ویلن معرفی کرد.
زندگینامه
کودکی

در گذشته ویولا سازی اصلی از خانواده سازهای زهی و آرشه ای بود و ویولن به عنوان ساز ارزانتر برای فقرا در نظر گرفته بودند که البته از آنجایی که خانواده پاگانینی خانواده ای فقیر بودند به فرا گرفتن ویولون مشغول شد و آنچنان غوغایی به پا کرد که اکنون ویولن را به عنوان ساز اصلی سازهای زهی آرشه ای میشناسیم. نیکولو پاگانینی در روز ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲ در بندر جنوا در ایتالیا و در خانواده‌ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.[۱] پدرش آنتونیو یک کارگر بارانداز در کشتی بود و مادرش ترزا بوچاردو زنی خانه دار بود.

نیکولو در ۵ سالگی یادگیری ساز ماندولین را نزد پدرش که نوازنده‌ای آماتور بود آغاز کرد. پس از دو سال نواختن ماندولین، نواختن ویولون را شروع کرد؛ او درس‌های مقدماتی ویولون را از پدرش آموخت. نبوغ موسیقایی نیکولو از همان ابتدا ظهور کرد؛ به طوری که پس از چند ماه قادر بود هر قطعه‌ای را در نگاه اول بنوازد.

آنتونیو پاگانینی در رابطه با آموزش ویولون فرزندش، نیکولو بسیار سختگیر بود، پاگانینی در این باره می‌گوید: «به سختی می‌توان پدری سختگیرتر از او تصور کرد، وقتی به اندازه کافی در نظرش کوشا نبودم تا وقتی که تلاشم را دو برابر کنم با گرسنه نگه داشتن من، مرا تنبیه می‌کرد و این موجب ضعیف شدن بدن و سلامتی‌ام شد.»

پاگانینی بعد از آنکه درس‌های مقدماتی موسیقی را از پدرش آموخت، شش ماه نزد جاکومو کوستا (متولد ۱۷۶۱) -که خواننده اپرایی مشهور بود- آموزش‌های خود را ادامه داد. معلم بعدی نیکولو فرانچسکو نیکو بود که به گفته پاگانینی تأثیر بسزایی در اطلاعات موسیقایی او داشت. یکی دیگر از معلم‌های نیکولو جوانی چروتو (یا الساندرو سروتو) نام داشت که نوازنده ای اهل جنوا بود. پس از آموزش ویولون زیر نظر چروتو، نیکولو به همراه پدرش برای تکمیل اطلاعات هنری اش نزد الساندرو رولا در پارما رفت.

رولا وقتی برای اولین بار صدای ساز نیکولو را شنید به او گفت که من در نوازندگی هیچ چیزی برای آموختن به تو ندارم و او پس از چند ماه آموزش زیر نظر رولا، برای یادگیری آهنگسازی نزد فرناندو پائر رفت که آهنگساز اپرا کمیک و مائسترو دی کاپلا (maestro di cappella) در پارما بود.

پاگانینی اولین کنسرت خود را در ۱۲ سالگی اجرا نمود و اولین اثر مهم خود یعنی la carmagnola را که عبارت است از یک تم و چند واریاسیون برای ویولون و گیتار در ۱۳ سالگی نوشت.

هکتور برلیوز

لوئی هکتور برلیوز (۱۱ دسامبر ۱۸۰۳ تا ۸ مارس ۱۸۶۹) آهنگساز فرانسوی از چهره‌های تأثیرگذار در موسیقی عهد رمانتیک و از بهترین رهبران ارکستر در زمان خود و منتقدی کارآزموده در موسیقی بود.در سال ۱۸۳۰ جایزه رم را کسب کرد و برای آشنایی با موسیقی ایتالیا رهسپار آن کشور شد.در آنجا آثاری چون شاه لیر و له لویه را نوشت.

از سمفونی‌های او می‌توان به سمفونی فانتاستیک و هارولد در ایتالیا که به سفارش نیکولو پاگانینی آهنگساز بزگ ایتالیایی نوشته شده اشاره کرد.

توبا

توبا از سازهای بادی برنجی است. این ساز نسبتاً جدید است و در قرن نوزدهم به مجموعه سازهای ارکستر افزوده شده است. مهم‌ترین نقشی که به این ساز در آثار موسیقی سمفونیک داده شده در سمفونی فانتاستیک اثر هکتور برلیوز بوده است. شکل دیگر این ساز بصورت (توبا تنور) یا یوفونیوم می باشد
ویژگی

بم ترین ساز خانواده برنجی .

نت این ساز را با کلید فا خط چهارم می نویسند .

یوفونیوم بیشتر در ارکسترهای بادی ایفای نقش میکند و جایگاه آن در یک ارکستر بادی همانند نقش ویلنسل در ارکستر سمفونیک است . بصورتی که سولو (تکنوازی ) ساز ویلنسل در موومان دوم سمفونی شماره پنج بتهوون در تنظیم ارکستر سازهای بادی برای ساز یوفونیوم نوشته شده است.

تنها نوازنده ی حرفه ایی این ساز در ایران که فعال میباشد افشار حشمتیان از فارغ التحصیلان هنرستان موسیقی در مقطع کارشناسی و دانشجو کارشناسی ارشد رشته اتنوموزیکولوژی میباشد رهبر ارکستر بادی ایرانیان و تنظیم کننده ی بسیاری از قطعات معروف جهان برای ارکستر بادی تهران بوده است.

سازهای بادی برنجی

سازهای بادی برنجی دسته‌ای از سازهای بادی ارکستر سمفونیک، از دستهٔ شیپورها است که سابقاً از مس ساخته می‌شد و امروزه از برنج ساخته می‌شود. در این دسته از سازها تولید صدا از طریق لرزش سریع لب‌های نوازنده در درون کاسه دهنی حاصل می‌شود مانند ترومپت، ترومبون و توبا.

جنس ساز های این خانواده همگی بدون استثنا از برنج (آلیاژی از مس) می باشد .در این ساز ها صدا توسط ارتعاش لب های نوازنده تولید می شود

در ساز های این خانواده نیز از سوردین برای تضعیف صدا و تغییر رنگ صوتی ساز استفاده می شود .

سوردین در این ساز ها قطعه ای مخروطی از چوب یا پلاستیک است که در دهانه انتهایی ساز قرار می گیرد .

ساز بادی

ساز بادی به سازی گفته می‌شود که تولید صدا در آن از طریق دمیده شدن هوا در آن تولید گردد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ تقسیم بندی سازهای بادی
    ۳ منابع
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پیوند به بیرون

تاریخچه

سازهای بادی از اولین آلات موسیقی بودند که به دست بشر ساخته شدند. انسان‌های قرون گذشته آموخته بودند که با دمیدن در مخروط، برگ، یا حتی شاخ حیوانات می توانند صدایی بلند و بوقی مانند تولید کنند. آن‌ها با استفاده از این دانش به ساختن آلات موسیقی کنونی پرداختند.ریشهٔ سازهای بادی کنونی از همان سازهای بادی اولیه است که از نظر ساختمان و چگونگی تولید صدا به دو دستهٔ کلی تقسیم می شود:

    سازهای بادی چوبی
    سازهای بادی برنجی

تقسیم بندی سازهای بادی

سازهای بادی چوبی خود به سه دسته تقسیم میشوند :

    سازهای بادی چوبی بی زبانه
    سازهای بادی چوبی تک زبانه
    سازهای بادی چوبی دو زبانه

اصطلاح "چوبی" و یا "برنجی" بدان معنا نسیت که آن ساز از چه جنسی ساخته شده، بلکه این طبقه بندی بر پایه چگونگی و نحوه تولید صدا در دهنی آن‌ها مربوط می‌شود. مثلاً فلوت جزءسازهای بادی چوبی محسوب می‌گردد، هرچند که بدنه آن از فلز است. یا فلوت ریکوردر که در گذشته بسیار رایج بود و از چوب ساخته می‌شد و امروز برای آموزش موسیقی به کودکان رواج دارد و از پلاستیک ساخته می‌شود ولی جزو سازهای بادی چوبی است.

بندری (موسیقی)

بندری یکی از سبکهای موسیقی ایران است. محدوده اصلی این سبک از موسیقی جنوب ایران و پیرامون خلیج فارس است. بندری موزیکی شاد و ریتم‌دار است.این موسیقی با استفاده از سازهای کوبه‌ای تومبا، تمپو و نی انبان که یک ساز بادی است نواخته می‌شود.