اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

آبادان

آبادان مرکز شهرستان آبادان و از مناطق آزاد بازرگانی ایران است. شهر آبادان در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان واقع است. پس از اهواز این شهر مهم‌ترین شهر خوزستان است. این شهر همچنین دارای فرودگاه و بندر است و به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و راهبردی بودن و هم‌مرزی با کشور عراق، از زمان جنگ جهانی دوم یکی از مهم‌ترین شهرهای خاورمیانه و ایران بوده‌است. یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های نفت جهان (پالایشگاه نفت آبادان) در این شهر قرار دارد. نفت از اغلب مناطق خوزستان با لوله به این شهر می‌رسد و پس از تصفیه به کلیه جهان صادر می‌شود. نزدیکترین شهر به آبادان، خرمشهر است که حدود ۱۵ کیلومتر با این شهر فاصله دارد.

آبادان تا سال ۱۳۵۵ خورشیدی از نظر جمعیت شهر نخست استان خوزستان بود و پس از آن سال جای خود را در رتبه یکم به اهواز داد.[۲]

محتویات

    ۱ موقعیت جغرافیایی
    ۲ نام
    ۳ تاریخ
    ۴ مردم
        ۴.۱ محله‌های آبادان
    ۵ اقلیم
        ۵.۱ بادها
        ۵.۲ رطوبت
        ۵.۳ بارندگی
        ۵.۴ خاک
    ۶ اقتصاد
        ۶.۱ پالایشگاه آبادان
        ۶.۲ پتروشیمی آبادان
        ۶.۳ راه آهن
    ۷ آبادان و انقلاب اسلامی
    ۸ آبادان و جنگ ایران و عراق
        ۸.۱ عملیات ثامن‌الائمه
    ۹ ورزش
    ۱۰ اماکن تفریحی، تاریخی و زیارتی
        ۱۰.۱ سینما شیرین
        ۱۰.۲ مسجد رنگونی‌ها
        ۱۰.۳ میدان فرهنگ (الفی)
        ۱۰.۴ سینما نفت
        ۱۰.۵ موزهٔ هنرهای معاصر
        ۱۰.۶ موزهٔ آبادان
    ۱۱ مشاهیر آبادان
    ۱۲ منابع
    ۱۳ پیوند به بیرون

موقعیت جغرافیایی

موقعیت جغرافیایی این شهر در طول ۴۸ درجه و ۱۷ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۰ درجه و ۲۰ دقیقه و با بلندای ۳ متر از سطح دریا و با پهناوری ۲۷۹۶ کیلومتر مربع است. حدود آبادان از شمال به شادگان، از خاور و جنوب به خلیج پارس از جنوب باختری و باختر به کشور عراق که حد فاصل مرز طبیعی را رودخانه اروند تشکیل می‌دهد و از شمال باختری به خرمشهر محدود می‌گردد.
نام

در تجزیه و تحلیل واژه آبادان می توان به معنی "محلی برای پاسداری و نگهبانی از آب" رسید و بطلیموس پدر جغرافیای یونان نام "آرپفانا" و "آپفادانا" را برای آبادان به کار می برد. واژه "عبادان" که در دوره های اخیر به آبادان استناد می شد معرب همان واژه است.[۳] مارکیانوس جغرافیدان سده ۴ نیز آن را به صورت "آپفادانا" (Apphadana) آورده‌است.[۴]

آبادان (به پارسی میانه: Āpātān)، به معنای «آباد، باصفا، بارونق و ضدویران» گفته شده‌است.[۵] در فرهنگ معین، «معمور، دایر، برپا و مقابل ویران و خراب» گفته شده‌است.[۶]

نام آبادان تا پیش از ۱۳۱۴ش به شکل عَبّادان نوشته می‌شدکه به پیشنهاد فرهنگستان ایران و تصویب دولت، رسم‌الخط امروزی را پیدا کرد. همة مورخان و جغرافی‌نویسان اسلامی که در گذشته یادی از این ناحیة ایران کرده‌اند، همین رسم‌الخط یعنی عَبّادان را به کار برده‌اند. آنان، عبادان را هم بر دِه یا شهر آبادان اطلاق کرده‌اند، هم برخود جزیره. [۷] آبادان در گذشته روستایی به نام عَبّادان بوده‌است.[۸] عبادان معرب واژه پارسی "آبادان" بوده است.

بهرام فره‌وشی این نام را به معنای «ایستگاه پاسداران ساحلی» می‌داند.[۹][۱۰] وی همچنین معتقد است که شکل کهن نام آبادان، اُپاتان بوده‌است که از سه بخش تشکیل شده‌است: اُ به معنای «آب»، پات از ریشهٔ پاییدن و ان، پسوند نسبت. به نظر می‌رسد نام آبادان، معرب همین نام باشد. تا پیش از سال ۱۳۱۴ به شکل عبادان نوشته و خوانده می‌شد. تمام مورخان و جغرافی‌دانان اسلامی که از این ناحیه یاد کرده‌اند، همین تلفظ و شکل نوشتاری را به کار برده‌اند. در وجه نام‌گذاری آبادان، چند قول وجود دارد: بلاذری در ریشه‌یابی این نام را برگرفته از نام عبّاد بن حصین حبطی از قبیلهٔ بنوتمیم می‌داند که از ملازمان حجاج بن یوسف بوده و در این منطقه پادگانی برپا کرده‌است. گروهی آن‌را بر گرفته از نام مردی مقدس به نام عبّاد که در سده‌های دوم و سوم قمری می‌زیسته‌است نسبت داده‌اند و گفته‌اند که وی عبادان را بنا نهاده‌است.[۱۱] حاج عبدالغفار نجم الملک همانند سایر مورخین پیش از خود آن ناحیه را جزیرة الخضر نامیده‌است. [۱۲]

احمد کسروی نیز در طول کتابش آنجا را جزیرة الخضر می‌نامد اما در قسمت واپسین کتابش نام آنجا را عبادان می‌آورد. [۱۳]

در سال ۱۳۱۴ هجری خورشیدی به موجب تشکیل فرهنگستان ایران و با تصویب هیئت دولت در دورهٔ رضاشاه واژهٔ عبادان به آبادان تغییر نام یافت. بخشی از جزیرهٔ آبادان در دورهٔ ساسانیان بهمن‌اردشیر خوانده می‌شده‌است که نام رود بهمنشیر یادگار آن نام کهن است. اوپاتان نیز که نام کهنتر آبادان است امروز بیشتر زیب شرکت‌ها و سازمان‌ها در شهر آبادان است. به دلیل وجود زیارتگاه کوچکی که ادعا می‌شود خضر نبی در آن دیده شده‌است گاهی به این منطقه نام مذهبی جزیرةالخضر هم داده شده‌است. در نزهت‌القلوب حمدالله مستوفی آبادان مرز آخر ایران‌زمین در جنوب غرب معرفی می‌شود و در گذشته دور نیز آبادان را آخرین شهر ایران می‌دانستند و ورای آن جایی دیگر در ایران‌زمین نمی‌پنداشتند که مصداق آن مصرعی از منوچهری دامغانی شاعر دورهٔ غزنوی است که به صورت مثل درآمده‌است که می‌گوید:
بر فراز همت او نیست جای         نیست آنسوتر ز عبادان دهی
تاریخ
Names, خرکس و آپلوگوس در رهنامه دریای اریتره ۵۰ م.

بر اساس نوشته‌های مورخان و جغرافی‌دانان، آبادان روزگاری از لحاظ کشتی‌رانی و سیاحت، اعتباری داشته‌است. به نوشتهٔ ابن بطوطه این شهر در زمینی شوره‌زار قرار داشته، بارندگی در آن کم و کشاورزی در آن رونقی نداشته‌است. نویسنده حدود العالم آن‌را شهرکی کوچک و آباد بر کرانه دریا دانسته‌است. او می‌گوید:

    همه حصیرهای عَبّادانی و حصیرهای سامانی از آن‌جا خیزد و نمک بصره و واسط از آن‌جاست

انصاری دمشقی از آبادان به عنوان «آخرین ده بر کناره دریا»، ابن بطوطه به عنوان «قریه‌ای بزرگ» و ابن حوقل به عنوان «قلعه کوچک آبادی بر کناره دریا» یاد می‌کند. برخی پیشینیان، بنای آن‌را به اردشیر نسبت داده‌اند.

بر اساس رهنامه دریای اریتره "در انتهای دریای پارس بر کنار رود، شهر بسیار آباد و سعادتمندی وجود دارد که تجار پارسی -هندی - رومی در آنجا تجارت دارندو حاکم آن عادلترین است" .

    برخی آپلوگوس را اُبُله و نزدیک بصره می دانند و عده ای آنرا منطقه آبادان می دانند.در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است که بصره و شهرهای اطراف آن را بحر فارس سه بار نابود کرده است.

.[۱۴]

شهرت آبادان در سده‌های نخست هجری، بیشتر مربوط به کاروان‌سراها، خانقاه‌ها، و مساجد و نیز به خاطر وجود مقبره‌ای منسوب به خضر و الیاس بوده‌است. این مقبره همچنان وجود دارد و به همین علت، آبادان را تا مدت‌ها جزیرةالخضر می‌گفتند. آبادان به تدریج از سده‌های ۷ و ۸ رو به ویرانی رفته و به دلیل پیش‌روی کرانه‌اش در دریا، اهمیت بازرگانی خود را نیز از دست داد.[۱۵]

همچنین باید دانست که عبادان از ولایات تابعه بصره به شمار می‌آمده‌است.[۱۶] البته راه «بصره ـ عَبّادان» به طور جزئی، چنین بود که از بصره تا ابلّه، دو برید (پیک)، سپس تا «بیان» [۱۷] یک مرحله، و بعد تا عبادان یک مرحله دیگر راه بود. [۱۸]
مردم
نوشتار(های) وابسته: لهجه آبادانی

جمعیت شهر آبادان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۱۷٬۹۸۸ تن[۱] و جمعیت نسبی در هر کیلومتر مربع ۱۷۱ نفر است.

بیشتر مردم این شهر از آغاز ساخت پالایشگاه در این شهر از بخش‌های جنوبی، بختیاری نشین رامهرمز ایذه ماهشهر مسجد سلیمان عرب‌ها به این شهر کوچ کردند و با هم جامعه و فرهنگ این شهر را ساختند. این مهم در اوایل سده بیستم اتفاق افتاد که از دههٔ نخست آن دهه با شکل گیری فعالیت‌های نفتی در منطقهٔ آبادان مهاجرت مردم به آن منطقه آغاز شد. تقریبا تمام اقوامی که به آبادان کوچ کردند مساجد و معابد و کلیساها و حسینیه‌هایی برای خود تدارک دیدند که بسیاری از آنان تا به امروز پابرجاست. مانند حسینیه و مساجد لاری‌ها، بلوچ‌ها، زنگویی‌ها، بوشهری‌ها،بهبهانی ها، عرب‌ها، اصفهانیها، دوانیها، بختیاریهاو دیگران. بیشترین مردمانی که در شهر آبادان جاگیر شدند از شمال خوزستان و منطقه نفتی مسجدسلیمان بودندوبا رونق بیشتر این شهر مردم در جستجوی کار از جاهای دورتر به این شهر آمدندکه بیشتر ایشان نیزاز استانبوشهر و چهارمحال بختیاری بودند. از ترکیب این مردمان جامعه، لهجه آبادانی پدید آمد؛ چنانکه لهجه آبادانی آمیزه‌ای از لهجه‌های لری دشتی با لهجه محلی شده‌است. اشغال ایران در جنگ دوم جهانی بر رونق و اهمیت این شهر راهبردی افزود. در واقع عمده پیشرفت این شهر در دوره پهلویها و به ویژه دومین شاه این دودمان بود. با رویداد انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ ایران و عراق این شهر رو به ویرانی نهاد و بسیاری از مردمش به شهرهای دیگر و به ویژه به بیرون از کشور کوچیدند و بیشتر آنان نیز دیگر بازنگشتند.

جمعیت شهر آبادان که در سال ۱۳۵۵ برابر با ۲۹۴۰۶۸ تن بود در پی وقوع جنگ، در سال ۱۳۶۵ به ۶ نفر کاهش یافت. در دوران پس از جنگ پس از بازسازی پالایشگاه و بخش‌هایی از شهر جمعیت شهر در سال ۱۳۷۵ به ۲۱۲۴۵۰ نفر رسید.[۱۹]
محله‌های آبادان

از محله‌های مشهور آبادان می‌توان به احمدآباد، امیری، کوی کارگر، امیر آباد،بریم، بوارده (شمالی و جنوبی)،(کارون).کوی ولایت «اروسیه»، کوی لاله، هزاری‌ها، هلندی‌ها اشاره کرد. کوی بهار، کوی قدس، کوی بهارستان، کوی گلستان، کوی ذوالفقاری، کوی ملت، کوی بهمن، کوی ولی‌عصر، تانک فارم، جمشیدآباد، سرویس قنواتی، هلال بریم، و ۷۰۰ دستگاه، همچنین کوی فرهنگیان که با ساخت مسکن مهر در مجاورت آن توسعه پیدا کرده است از دیگر محله‌ها و کوی‌های این شهر هستند.[۲۰] جزیره شادمانی در رود بهمنشیر و جزیره ارگ در اروندرود نیز از جزیره‌های کوچک درون این شهر هستند.[۲۱]

در دهه ۵۰ خورشیدی فرهنگ شهرنشینی آبادان به‌ویژه پس از ساخت پالایشگاه بزرگ آبادان تا زمان ملی شدن نفت ویژگی‌های یک شهر استعماری را تداعی می‌کرده‌است. محلات آن در این زمان ترکیب جمعیتی جدا و چه بسا متخاصم داشتند. ساکنان بخش مرکزی، احمدآباد و محله بهمن‌شیر را گودنشینان و حاشیه‌نشینان شهری، و محله‌های بریم، بوارده را اروپاییان و کارکنان ایرانی مرتبط با آن‌ها تشکیل می‌دادند.[۲۲] با روی دادن جنگ ایران و عراق این شهر تقریبا خالی از سکنه شد و پس از بازسازی و بازگشت ساکنان، شکاف‌های طبقاتی میان محلات کمتر شد اما هنوز نابرابری‌های فضایی میان محلاتی چون بریم، ایستگاه ۷ و پل بهمن‌شیر وجود داشت.[۱۹]
اقلیم
جریده اطلاعات در خصوص گرمای ۸۴ درجه سانتیگرادی منطقه آبادان-۶ مرداد ۱۳۳۲

آبادان در دشت واقع شده‌است و به علت همسایگی با صحراهای بزرگ و سوزان نظیر صحرای بزرگ عربستان و عراق، در مجموع هوای گرم و بیابانی دارد. حداقل درجه حرارت آن در سال ۷/۱۷ و حداکثر ۶/۳۲ درجه سانتی‌گراد است. ایام یخبندان آن حداکثر در طول سال نه روز است. بادهای سرد شمال که بیشتر در فصل زمستان به این منطقه می‌وزند، گاهی میزان دما را به صفر نزدیک می‌کنند و گاهی بادهای شمال غربی هم همراه با رطوبت مدیترانه، باعث ریزش نزولات جوی نسبتاً زیادی می‌شود. حداکثر گرما در آبادان بیش از ۵۰ درجه و شدت آن از تیر تا پایان شهریور ماه است. اختلاف گرمای شب و روز ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتیگراد و آب و هوای متغیر و غیر قابل پیش‌بینی دارد.[نیازمند منبع]

جنوبی‌ترین نقطه خوزستان هفت درجه از مدار رأس‌السرطان بالاتر است از این رو اقلیمی مشابه با مناطق استوایی[نیازمند منبع] دارد. خوزستان از زمان‌های قدیم به داشتن هوای گرم معروف بوده‌است و آبادان نیز که شهری از شهرهای جنوبی خوزستان است، از این ویژگی مانند سایر شهرهای جنوبی استان برخوردار بوده‌است. در برخی از کتاب‌ها از آن به عنوان شهری که فاقد زمستان است نام برده‌اند[نیازمند منبع]، حتی برخی منابع، آبادان را تنها دارای دو فصل تابستان و پائیز می‌دانند.[نیازمند منبع] محمد بن احمد شمس‌الدین المقدسی در احسن التقاسیم آن را «اقلیم حاره» خوانده‌است.[نیازمند منبع] اما واقعیت این است که آبادان به علت قرارگرفتن در کنار اروندرود، رود بهمن‌شیر و رود کارون و به طور کلی در جوار خلیج فارس دارای تابستانی بسیار گرم و زمستانی معتدل و فرح‌بخش است چنان که لطافت هوای آن گردشگران زمستانی و نوروزی را به خود جذب می‌کند.

میانگین درجه حرارت این شهر حد فاصل سال‌های ۱۳۲۶ تا ۱۳۳۷ ۳/۲۶ درجه سانتی‌گراد، سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۸ حدود ۸/۲۴ درجه و حد فاصل سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۳۹ ۷/۲۵ درجه سانتی‌گراد بوده‌است.[نیازمند منبع] در گزارش دیگری که مربوط به سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ در ایستگاه «سینوپتیک» حداقل مطلق آن ۵/۴- درجه سانتی‌گراد بوده‌است. در این دوره زمانی معدل حداقل، تغییر چندانی نکرده‌است (۷/۱۷ درجه سانتی‌گراد). اما معدل حداکثر درجه حرارت بین ۶/۳۱ تا ۶/۳۲ درجه در نوسان بوده‌است.[نیازمند منبع] براساس آمار موجود، حداکثر دمای بهمن ماه و حداقل دمای همان ماه از بقیهٔ ماه‌ها کمتر است. در حالی که حداکثر دمای شهریور از بقیه ماه‌ها بیشتر است، حداقل دمای مرداد ماه از بقیه ماه‌ها بیشتر است.[نیازمند منبع] به استناد برخی منابع انتشار یافته معدل حداکثر حرارت سال‌های پیش از انقلاب در آبادان ۵۱ درجه سانتی‌گراد بوده‌است که فقط ۶/۴ درجه از حداکثر مطلق در جهان (یعنی ۶/۵۶ درجه در تریپولی لیبی) کم‌تر است. این رقم نشانگر گرم و سوزان بودن درجه حرارت آبادان است یا به عبارت دیگر وضع درجهٔ حرارت سالیانه آبادان به طور مشخص جنبهٔ برّی دارد و تعداد روزهای یخبندان آن بسیار اندک است. معدل روزهای یخبندان در طول سال‌های قبل از انقلاب ۱۳۵۷ در آبادان ۷/۱ روز در سال بوده‌است.

پراکندگی فشار هوا در آبادان در طی سال، به دو صورت مشخص فصلی در می‌آید. بدین ترتیب در آخر فصل پائیز و آغاز زمستان (آذر، دی، بهمن) که درجهٔ گرما پایین است، میزان فشار جو به حداکثر خود می‌رسد و در تابستان (خرداد، تیر، مرداد) که درجه گرما بالا است، فشار هوا به حداقل کاهش می‌یابد.
بادها

بادهای آبادان بر سه نوع است. نخست «بادهای منظم فصلی» که در اثر تغییرات فشار هوا در فصل‌های مختلف سال به وجود می‌آیند. این بادها معمولاً شدید نیستند مگر این‌که عامل جوی دیگری موجب تشدید آن‌ها شود.

دوم«بادهای محلی» که خود بر دو نوع است: «باد شمال» و «باد شرجی». باد شمال از جریان‌های مدیترانه‌ای است که به ایران می‌رسد. این باد در تابستان دایمی و با رطوبت کم می‌وزد. باد شمال در زمستان اغلب طوفان‌های ناگهانی به وجود می‌آورد. ولی در تابستان از ۱۵ خرداد تا آخر تیر (۴۰ روز) با نظم و شدت زیادی می‌وزد. وزش ناگهانی و شدید باد شمال، همیشه برای قایق‌های کوچک ماهیگیری خطرناک است. وجود بادهای شمالی در آبادان، رطوبت روز را کاهش داده و گرما را قابل تحمل می‌کند. باد شمال ۹ ماه در آبادان می‌وزد. «باد شرجی» از جنوب غربی می‌وزد و با عبور از خلیج فارس مرطوب شده و با توجه به بالا بودن درجه حرارت هوا تا حدود زیادی سنگین می‌شود و نفس کشیدن را به خصوص برای کسانی که مشکلات تنفسی دارند دشوار می‌کند. این باد بسیار نامطلوب است و سبب تغییرات کلی در آب و هوای آبادان می‌شود. این تغییرات آب و هوایی جزیزهٔ آبادان و حوالی آن را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. این باد از زمستان تا اواسط بهار در آبادان می‌وزد، اما معمولاً در اوایل تابستان هم احساس می‌شود. چون معمولاً مرطوب و گاهی توأم با ابر و مه‌است سبب بارندگی می‌شود.

نوع سوم بادهای آبادان «باد سموم» یا «سام» است که از عربستان می‌وزد و همیشه خاک و شن همراه دارد. این باد بسیار خشک، گرم و سوزنده‌است. وزش آن به هنگام تابش آفتاب مخصوصاً در میانهٔ روز شخص را مسموم می‌کند. این‌گونه بادها هر چند سالی یک‌بار در آبادان می‌وزد و آسمان روز را به مثابه شب کاملا تیره و تاریک می‌کند. البته همه ساله نوع ملایم‌تر آن می‌وزد که با خاک و گرد و غبار توأم است و تا حدودی شرایط عادی زندگی را دچار اخلال می‌کند.

حمزه اصفهانی مؤلف کتاب سنی الملوک الارض و الانبیاء دربارهٔ این باد و گذر آن در آبادان می‌نویسد:

    در سال ۲۳۴ هجری قمری باد سموم شدیدی وزید که مردم مانند آن ندیده بودند. مدت آن زیاد از ۵۰ روز بود. آغازش از سوم حزیران و انجامش آخر تموز، این باد کوفه، بغداد و واسط را فرا گرفت و به عبادان رسید و از اواسط به اهواز رفت و همگی رهگذران و کاروان‌ها را بکشت و چون به همدان رسید، مزارع را بسوخت و در صحرای سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاک کرد و بازارهای موصل چند روز تعطیل شد و راه دهات از شهر منقطع گردید.

رطوبت

آبادان به طور کلی یک منطقهٔ رطوبتی است. این رطوبت در بهار و تابستان کمتر از پائیز و زمستان است. رطوبت در زمستان حداکثر به ۸۹ درصد می‌رسد اما از آبادان رطوبت۱۰۰ درصد هم گزارش شده‌است. رطوبت نسبی آبادان در ماه‌های تیر و مرداد ۵۰ تا۶۰ درصد است و در ماههای دی و بهمن به ۷۰ تا۸۰ درصد هم می‌رسد. با توجه به ارقام جدول در هر صورت آبادان یک شهر با میزان بالای رطوبت است.

رطوبت نسبی در آبادان در میانهٔ روز کاهش می‌یابد و در مواقعی که باد از جنوب جریان دارد رطوبت به سرعت بالا می‌رود. رطوبت نسبی آبادان درساعت ۳۰/۶ صبح ۶۴ درصد است، ولی همین رطوبت نسبی در ساعت ۳۰/۱۲ به ۳۲ درصد کاهش می‌یابد. کاهش مزبور به علت وزش بادهای شمالی است که رطوبت وسط روز را تقلیل می‌دهد، ولی به طور کلی توأم شدن حداکثر درجهٔ حرارت(۵۰ درجه سانتی‌گراد)با رطوبت نسبی بیش از ۵۰ درصد در آبادان، به طور محسوسی غیرقابل تحمل است.
بارندگی

آبادان از مناطق کم بارش کشور است که عمدهٔ همین بارندگی هم به رگبارهای زودگذر باران اختصاص دارد. بعضی مواقع این باران توأم با تگرگ است. میزان بارندگی آبادان در طول ده سال آمارگیری حدفاصل سالهای ۱۳۴۳ تا۱۳۵۳ بین ۶/۵۴ تا ۷/۳۵۳ میلی متر در نوسان بوده‌است. متوسط بارندگی سالانه ۳/۱۴۶ میلیمتر گزارش شده‌است. گزارش دیگر این میزان بارندگی را در سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ به طور متوسط بین ۲۰۰ تا۲۵۰ میلی‌متر نشان داده‌است.

باران‌های موسمی و گاه بسیار شدید، از آذر تا اردیبهشت برخی مواقع موجب جاری شدن سیل در سطح خیابان‌ها می‌شود. اهمیت این بارندگی‌ها در کشاورزی منطقه حیاتی است. اوج بارندگی آبادان در ماه‌های آبان، آذر و دی است در ماه‌های بهمن، اسفند و فروردین باران نسبتاً مناسبی می‌آید اما شدید نیست و صرفاً در تغییرات جوی مؤثر است. معمولاً در آبادان در ماه‌های خرداد، تیر و مرداد بارندگی وجود ندارد در اردیبهشت و شهریور برخی از سال‌ها بارندگی بسیار خفیف گزارش شده‌است.
خاک

خاک آبادان به دلیل آبرفت رودهای کارون و دجله (که به هم پیوسته‌اند) به وجود آمده‌است. شهر آبادان به جزیره‌ای می‌ماند که گرداگردش رود است. این خشکی به جزیره آبادان شناخته شده‌است. شهر آبادان و همچنین بخش اروندکنار و نیمی از شهر خرمشهر در این جزیره‌اند. رودهای گرداگرد آبادان که همگی به خلیج فارس می‌ریزند از دو رود بزرگ‌تر پیشیاد دجله و کارون است. بزرگ‌ترین شاخه‌ای که از برخورد این دو رود پدید آمده‌است اروندرود است. بخش دیگر این رود که در آنسوی این جزیره روان است و اهمیت کمتری دارد بهمن‌شیر خوانده می‌شود. رود بهمنشیر در بخش‌هایی از گذرگاهش کارون هم خوانده می‌شود. نوع حاک آب رسوبی ریز بافت و برای کشاورزی بسیار مناسب می‌باشد البته این خاک در زمانهای دور بسیار شور و غیر قابل کشت بوده‌است ولی عبور از دو رودخانه پرآب و رسوب گذاری مدام آنها در طی قرون بسیار، باعث تغییر بافت خاک گردیده‌است و امروز به برکت وجود این دو رودخانه آبادان مستعد کشت بسیاری از انواع نباتات است یکی از این دو رودخانه بهمنشیر نام دارد که در زمان باستان آن را بهرام اردشیر می‌نامیدند و رودخانه دیگر اروند است که ریشه در تاریخ باستان ما دارد. اروندرود از به‌هم‌پیوستن دجله و فرات تشکیل می‌شود.
اقتصاد
پالایشگاه آبادان

اقتصاد در آبادان عمدتا برپایه شرکت نفت می‌باشد. که درسال۱۲۹۱ خورشیدی جهت تصفیه نفت مسجدسلیمان احداث گردید. درآغاز ملی شدن صنعت نفت حدود ۶۰۰هزار بشکه در روز توان تولیدی پالایشگاه بوده که امروز پس از حوادث جنگ هشت ساله ظرفیت تولید آن به ۴۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته‌است. آبادان همچنین یک پتروشیمی بنام پتروشیمی آبادان دارد که در جوار پالایشگاه آبادان احداث گردیده‌است. در سال ۱۳۸۷ خورشیدی افزون بر ۱۴۷ فروند لنج و بیش از ۵۸۰ قایق موتوری صیادی در منطقه آبادان به امر صید و صیادی فعالیت داشتند.[۲۳] همچنین از تاریخ چهارم خرداد سال ۱۳۸۳ منقه آزاد تجاری اعلام شد که باعث ورود سرمایه گذاران خارجی و داخلی بدرون شهر گردید. بندر آبادان واقع در ساحل رودخانه اروند بطورکلی توان جابجایی بیست هزار تن کالا را دارد که باتوجه به رونق منطقه آزاد تجاری اروند بر اهمیت آن بیش از پیش افزوده شده‌است.[۲۴]
پالایشگاه آبادان
نوشتار اصلی: پالایشگاه نفت آبادان

پس از کشف نفت در شهر مسجد سلیمان لزوم ایجاد یک پالایشگاه نفت برای تصفیه نفت به نظر می‌رسید به همین دلیل این پالایشگاه در سال ۱۲۹۱ توسط انگلیسیها ساخته شد. این پالایشگاه در ابتدا روزانه ۲۵۰۰ بشکه در روز نفت تصفیه می‌کرد. ظرفیت پالایشگاه آبادان در سال ۱۳۳۰ به ۵۰۰۰ بشکه در روز رسید که پس از سرمایه گذاری شرکتهای خارجی به۶۰۰ هزار بشکه در روز رسید که می‌توان از آن به عنوان برزگترین پالایشگاه جهان یاد کرد.
پتروشیمی آبادان
نوشتار اصلی: پتروشیمی آبادان

در سال ۱۳۴۲ انستیتو نفت فرانسه از طریق سازمان برنامه و بودجه مامور شد تا مکان یابی ایجاد صنایع پتروشیمی در ایران را بررسی کند . و با توجه به نزدیکی آبادان به میادین نفتی و همجین وجود خط لوله های نفت از قبل احداث شده برای پالایشگاه آبادان و دسترسی به منابع آب شیرین دائمی بدلیل مجاورت آبادان با رودخانه اروند رود این مطالعات منجر انتخاب شهر آبادان و به تاسیس شرکت سهامی پتروشیمی آبادان با مشارکت ۷۴ % سهم شرکت ملی پتروشیمی و ۲۶% سهم شرکت ب اف گودریج آمریکا گردید . و در سال ۱۳۴۶ به دلیل اینکه در داخل کشور هیچگونه تجربه ساخت مجمتع های پتروشیمی وجود نداشت عملیات ساختمانی مجتمع توسط شرکت لاماس آمریکا آغاز و تنها دو سال بعد در سال۱۳۴۸ رسما به بهره برداری رسید .
راه آهن

همزمان با آغاز ساخت یکی از بزرگترین کارخانه‌های فولاد در شهر بافت عملیات مطالعاتی ساخت راه اهن سیرجان بافت کرمان آغاز شده و همچنین با وصل راه آهن سیرجان به مسیر نیریز استهبان شیراز کازرون برازجان بندر گناوه بندر دیلم هندیجان بندر ماهشر شادگان آبادان که در یک راستا قرار گرفته و بیشتر شهر های یاد شده صنایع مربوط به فولاد در آنها وجود دارد و همچنین نبود خطی که جنوب شرق را بوسیله خطوط راه آهن به جنوب غرب وصل کند توجیه میکند.
آبادان و انقلاب اسلامی
نمای درون سینما پس از آتش‌سوزی
نوشتار اصلی: سینما رکس آبادان

یکی از مهم‌ترین حوادث سال ۵۷ که باعث خشمگین کردن مردم و سرعت بخشیدن به انقلاب ۵۷ شد، به‌آتش‌کشیدن سینما رکس آبادان بود. علت خشمگینی مردم، نسبت دادن این فاجعه به عوامل حکومت پهلوی بود.[۲۵][۲۶] در حدود ساعت ۲۱:۴۵ شب بیست و هشتم مرداد، ۳۳۷ نفر از کسانی که به تماشای فیلم گوزن‌ها در آخرین سانس به سینما رفته بودند در آتش سوختند.[۲۷] تعداد کشته‌شدگان بعداً به بیش از ۴۰۰ نفر افزایش یافت.[۲۸]
آبادان و جنگ ایران و عراق
نوشتار اصلی: جنگ ایران و عراق
یک تانک منفجر شده در آبادان به عنوان سمبل جنگ ایران و عراق

آبادان در زمان جنگ، آماج تهاجم‌های هوایی و زمینی ارتش عراق قرار گرفت و خسارات جانی و مالی فراوانی به آن وارد شد. این جنگ، پالایشگاه، تاسیسات نفتی، بندرگاه‌ها، فرودگاه و دیگر مراکز صنعتی و اقتصادی، شبکه آب‌رسانی، تاسیسات برق و نیز به ساختماها، آسیب فراوانی رساند و موجب کاهش جمعیت شهر شد. تولید نفت پایین آمد و فعالیت‌های اقتصادی راکد شدند. بر اثر فروریختن انواع مواد آتش‌زا و مخرب و نیز به دلیل بی‌آبی، بخش مهمی از فضای سبز از بین رفت و این اتفاق، برای شهری مثل آبادان که آب و هوایی گرم دارد، بسیار زیان‌بار بود. افزون بر این، استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی، فضای شهر را دچار آلودگی‌هایی کرد که در راندن مردم از شهر، تاثیر بسزایی داشت.[۲۹] آبادان پس از عملیات ثامن‌الائمه و در سال ۱۳۶۰ از محاصره آزاد شد.
عملیات ثامن‌الائمه
نوشتار اصلی: عملیات ثامن‌الائمه

طرح عملیات ثامن الائمه در ۱۵ شهریور ۱۳۶۰، تکمیل و سرانجام در ساعت ۱ بامداد روز پنجم مهر ۱۳۶۰ نیروهای ایران با رعایت اصل غافلگیری کامل و پس از گسترش روی خط، به طور ناگهانی بر مواضع مقدم دشمن هجوم برده و خاکریزهای اولیه دشمن را بدون زد و خورد اشغال کردند. با سپری شدن تاریکی، نیروهای هوایی طرفین وارد کارزار شده و هلیکوپترها نیز به پرواز در آمدند و پشتیبانی آتشهای توپخانه هر دو طرف با شدت هر چه تمامتر به مرحله اجرا در آمد، و دشمن نیروهای احتیاط خود را در منطقه شمال محور ماهشهر آبادان وارد عمل نمود. رزمندگان با وجود گرمای شدید، مقاومت سرسختانه دشمن را در هم شکستند و بعد از ۴۲ ساعت تلاش مداوم لشکر ۷۷ خراسان، سپاه و نیروهای مردمی، عملیات با موقیت کامل به پایان رسید و نیروهای دشمن در منطقه عملیاتی خسارات سنگینی را متحمل شدند و آبادان از محاصره آنان خارج شد.


ورزش
نوشتار اصلی: باشگاه فوتبال صنعت نفت آبادان

تیم فوتبال صنعت نفت آبادان یکی از باشگاه‌های فوتبال ایران است که هم اکنون در لیگ دسته اول فوتبال ایران (لیگ آزادگان) به رقابت با دیگر تیم‌ها می‌پردازد. ورزشگاه تختی آبادان زمین رسمی این باشگاه است. وزارت نفت و امور ورزش پالایشگاه آبادان به طور مشترک هزینه باشگاه صنعت نفت آبادان را تامین می‌کنند.
اماکن تفریحی، تاریخی و زیارتی

آبادان یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران بوده که از زیباییهای طبیعی، تاریخی، گردشگری، تجاری و معنوی خاصی برخوردار است. همانطور که گفته شد بهترین زمان جهت عزیمت و تفریح در آبادان روزهای پایانی اسفندماه و ابتدای فروردین می باشد. از مکانهای دیدنی و طبیعی آبادان می توان از ساحل بسیار زیبای رودخانه های اروند، بهمنشیر نام برد که با شناختی هر چند اولیه می توان از مکان های بی بدیل آن جهت ماهیگیری و تفریح استفاده کرد.از مکانهای تاریخی شهر آبادان می توان ازکلیسای آبادان، سینما نفت، مناطق بوارده و بریم و پالایشگاه نفت آبادان(پالایشگاه نفت آبادان یکی از قدیمی ترین پالایشگاه های نفت جهان است)، دانشکده نفت آبادان ام برد که هر کدام تاریخی گفتنی دارند.با توجه به تصویب منطقه آزاد تجاری اروند مطمئنا یکی از جاذبه های آبادان برای بازدیدکنندگان، جاذبه های تجاری خواهد بود.
سینما شیرین
نوشتار اصلی: سینما شیرین آبادان

سینما شیرین آبادان که با قدمتی ۸۰ ساله یک از چندین سینماهای آبادان در قبل از انقلاب می‌باشد در سال ۱۳۱۰ در دوره پهلوی اول با ظرفیت بیش از ۷۰۰ نفر توسط بخش خصوصی و یک تاجر هندی ساخته شد سینما شیرین تنها سینمای غیردولتی در آن زمان بود. این سینما در مرکز تجاری شهر آبادان در منطقه امیری خیابان شهید منتظری(شاپور سابق) قرار دارد.پس از جنگ جهانی دوم، با افزودن دو طبقه دیگر به ساختمان، این سینما به بزرگترین سینمای ایران تبدیل شدسینما شیرین آبادان در تاریخ ۱۷ خرداد سال ۸۵ به شماره ۱۵۶۲۶ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.


مسجد رنگونی‌ها

با توجه به روایات مختلف، این مکان در ابتدا عبادتگاه سیک‌ها بوده و بعد از آن بکلی تخریب و بر روی آن مسجد رنگونی‌ها ساخته شده‌است. مسجد رنگونی ها هنگام ساختن پالایشگاه و توسط کارگران خارجی که اکثراً از مسلمانان اهل رانگون (پایتخت برمه) بوده‌اند، ساخته شده‌است
میدان فرهنگ (الفی)

میدان فرهنگ از دیرباز محل تجمع فرهنگیان شهر بوده‌است.[نیازمند منبع]


سینما نفت

از جمله بناهای فرهنگی تاریخی آبادان است که خاطرات زیادی در اذهان مردم این شهر بجا گذاشته، طراحی کلی این ساختمان تداعی کننده هیبت یک شیر نشسته‌است که از قدیم این بنا را به نگهبان شهر آبادان معروف کرده‌است.
موزهٔ هنرهای معاصر

موزه هنرهای معاصر آبادان در قسمت شمال شهر واقع در پارک ایثاگران قرار دارد.


موزهٔ آبادان

موزه آبادان در سال ۱۳۲۸ با الهام از معماری سنتی ایران شاخته شده‌است و دارای گنبدی به ارتفاع ۵/۲۲ متر می‌باشد که متأثر از گنبد دانیال نبی در شوش می‌باشد.[نیازمند منبع]
مشاهیر آبادان

    ایمان سیاهپوشان، (خواننده و ترانه‌سرای سبک بندری)
    حمید فرخ‌نژاد (زاده ۱۳۴۸ در آبادان) بازیگر، فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما و تلویزیون ایرانی است.
    غلامحسین مظلومی تنگستانی:زادگاه آبادان 23 دی 1328 بازیکن تیم ملی فوتبال ایران
    پرویز دهداری:معلم اخلاق و بازیکن و مربی تیم ملی فوتبال و بازیکن تیم جم و شاهین آبادان
    ناصر تقوایی(متولد 1320 آبادان):نویسنده و کارگردان
    نادر سلیمانی(متولد اسفند 1345 آبادان):بازیگر طنز سینما و تلویزیون ایران
    نصرالله رادش(زادۀ ۱۲ آذر ۱۳۴۵ در آبادان)بازیگر طنز سینما و تلویزیون ایران
    دریاقلی سورانی (۱۳۲۴ در روستای یان‌چشمه در استان چهارمحال و بختیاری - ۱۳۵۹)ناجی شهر آبادان
    مسعود شجاعی:بازیکن تیم ملی ایران
    حسن نظری بازیکن تیم ملی و تاج و نفت آبادان
    حسن برزگری بازیکن تیم ملی و نفت آبادان

روز سوم

روز سوم ششمین فیلم سینمایی محمدحسین لطیفی در مقام کارگردان و ساخت سال ۱۳۸۵ است.
روز سوم
کارگردان     محمدحسین لطیفی
تهیه‌کننده     علیرصا جلالی
حمید آخوندی
نویسنده     مهدی سجاده‌چی
بازیگران     حامد بهداد
پوریا پورسرخ
باران کوثری
برزو ارجمند
مهدی صبایی
شهرام قائدی
مرتضی زارع
مالک سراج
مجید یاسر
مهدی ساکی
موسیقی     علیرضا کهن دیری
فیلم‌برداری     ابراهیم غفوری
تدوین     کاوه ایمانی
رضا شیروانی
توزیع‌کننده     سازمان بین المللی فیلمیران
تاریخ‌های انتشار     موسسه فرهنگی هنری شاهد
مدت زمان     ۹۰ دقیقه
کشور     ایران
زبان     فارسی

محتویات

    ۱ بازیگران
    ۲ جزییات
    ۳ خلاصه فیلم
    ۴ جوایز
    ۵ پیوند به بیرون

بازیگران
بازیگر     نقش
حامد بهداد     فؤاد
پوریا پورسرخ     رضا
باران کوثری     سمیره
برزو ارجمند     امیر
مهدی صبایی     مهدی
شهرام قائدی     سلیمان
مرتضی زارع     مرتضی
مالک سراج     مالک
مجید یاسر     مجید
مهدی ساکی     رئوف
جزییات

    رنگ: رنگی
    صدا: Mono
    ژانر: جنگی، دفاع مقدس
    لوکیشن: خرمشهر، آبادان

خلاصه فیلم

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

این فیلم، روایت آخرین روزهای مقاومت در بخش غربی خرمشهر در سال ۱۳۵۹ است. سمیره و رضا، خواهر و برادری که همراه سایر مردم در حال مقاومت هستند. حلقه محاصره دشمن تنگ تر می‌شود و در نتیجه سمیره که پاهایش شکسته است و نمی‌تواند فرار کند در خانه باقی می‌ماند، رضا تصمیم می‌گیرد سمیره را در حیات خانه در یک موقعیت نسبتا خوب با کمی غذا خاک کند تا شبانه بیاید و وی را فراری دهد. در این بین خواستگار قبلی سمیره که به جمع نیروی نظامی عراق پیوسته و روزی همکار او در مدرسه خرمشهر نیز بوده است، به عنوان یک فرمانده عراقی به این منطقه می‌آید و خانه رضا و سمیره را اشغال می‌کند و برای نگهبانی از آنجا نیز دو مامور قرار می‌دهد. در این بین رضا سعی بر نجات دادن سمیره می‌کند که در نهایت برادر کوچک رضا و دوستانش و خودش شهید می‌شوند و فقط سمیره از ماجرا جان سالم به در می‌برد.

این داستان برداشتی آزاد از یک ماجرای واقعی می‌باشد که درآن همه عوامل زنده می مانند.


پایان خطر لوث‌شدن
جوایز

    تندیس؛ بهترین جلوه‌های ویژه میدانی؛ محسن روزبهانی؛ یازدهمین جشن خانه سینما؛ بخش مسابقه فیلم‌های بلند؛ ۱۳۸۶
    سیمرغ بلورین؛ بهترین فیلم؛ علیرضا جلالی، حمید آخوندی؛ بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر؛ بخش سینمای ایران (سودای سیمرغ)؛ ۱۳۸۵
    سیمرغ بلورین؛ بهترین کارگردانی؛ محمدحسین لطیفی؛ بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر؛ بخش سینمای ایران (سودای سیمرغ)؛

کارن همایون‌فر

کارن همایونفر آهنگساز ایرانی متولد سال ۱۳۴۸ در تهران است.

محتویات

    ۱ زندگی نامه
    ۲ آهنگسازی و تنظیم
    ۳ بازیگری
    ۴ فیلمشناسی
        ۴.۱ تلویزیونی
        ۴.۲ سینمایی
    ۵ منابع

زندگی نامه

او از شش سالگی مشغول فراگیری پیانو و تئوری موسیقی در خانواده بهبود شد. وی پس از اتمام تحصیلات دبیرستان برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی به انگلستان و سپس به ترکیه رفت. در انگلستان وارد مدرسه موسیقی بیلکنت شد و بعد از آن در کنسرواتوآر موسیقی «هاجِد تپهٔ» آنکارا ، به تحصیلات تکمیلی خود ادامه داد . طی این مدت به صورت خصوصی از محضر استادان نامدار موسیقی کلاسیک ترکیه از جمله «حیکمَت شیمشَک» ، «کمال اَروغلو» و «انور توفان» بهره برد و فراگیری اصول هارمونی ، کُنتر پوآن ، فُرم و تکمیل نوازندگی پیانو را ادامه داد . همایون فر از سال ۱۳۷۴ به آهنگسازی فیلم مشغول می‌باشد. او تاکنون برای بیش از هفتاد فیلم و سی سریال تلویزیونی موسیقی متن ساخته است . او در سال‌های ۱۳۸۶ و ۸۷ در جشن خانهٔ سینما برای فیلم‌های «ژانی‌گه‌ل» (جمیل رستمی) و «خاک آشنا» (بهمن فرمان‌آرا) تندیس بهترین موسیقی متن را دریافت کرده‌است[۱][۲] و در سال ۱۳۸۷ برای موسیقی فیلم «زادبوم» (ابولحسن داوودی) و ۱۳۸۹ برای فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن فیلم جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرده‌است.[۳]

در سال ۱۳۹۰ آلبومی بنام «سرانجام» شامل مجموعه آثار وی برای موسیقی متن فیلم‌های جرم، خاک آشنا، زادبوم، گزارش یک جشن، سوت پایان، قصهٔ پریا، یکی از ما دو نفر و ... توسط مؤسسهٔ آوا خورشید منتشر شده است.
آهنگسازی و تنظیم
نوشتار اصلی: ترانه‌شناسی کارن همایون‌فر‎


بازیگری

    اسب حیوان نجیبی است (۱۳۸۹)
    ردپای گرگ (نقش خیلی کوتاه، ۱۳۷۱)
    صاحبدلان (۱۳۸۵)

فیلمشناسی
تلویزیونی

    مدینه (۱۳۹۳)
    مادرانه (۱۳۹۲)
    حلقه سبز (۱۳۸۶)
    پرواز در حباب (۱۳۸۵)

سینمایی

    هیس دخترها فریاد نمی‌زنند (۱۳۹۱)
    پل چوبی (۱۳۹۰)
    زندگی خصوصی آقا و خانم میم (۱۳۹۰)
    میگرن (۱۳۹۰)
    برف روی کاج ها (۱۳۹۰)
    بی‌خود و بی‌جهت (۱۳۹۰)
    پنهان (۱۳۹۰)
    جرم (۱۳۸۹)
    اسب حیوان نجیبی است (۱۳۸۹)
    قصه پریا (۱۳۸۹)
    گزارش یک جشن (۱۳۸۹)
    مرگ کسب و کار من است (۱۳۸۹)
    یکی از ما دو نفر (۱۳۸۹)
    سوت پایان (۱۳۸۹)
    شب واقعه (۱۳۸۸)
    سن پترزبورگ (۱۳۸۸)
    دموکراسی تو روز روشن (۱۳۸۸)
    شکلات داغ (۱۳۸۸)
    هیچ (۱۳۸۸)
    خیابان بیست و چهارم (۱۳۸۷)
    زادبوم (۱۳۸۷)
    تهران در جستجوی زیبایی (۱۳۸۷)
    توفیق اجباری (۱۳۸۶)
    خاک آشنا (۱۳۸۶)
    صد سال به این سال‌ها (۱۳۸۶)
    ژانی گه‌ل (۱۳۸۵)
    آفتاب بر همه یکسان می‌تابد (۱۳۸۵)
    ایستگاه بهشت (۱۳۸۵)
    پاپیتال (۱۳۸۵)
    پایان راه (۱۳۸۵)
    رمز (۱۳۸۵)
    آکواریوم (۱۳۸۴)
    از دوردست (۱۳۸۴)
    پل سیزدهم (۱۳۸۳)
    سالاد فصل (۱۳۸۳)
    باج خور (۱۳۸۲)
    جنایت (۱۳۸۲)
    سیزده گربه روی شیروانی (۱۳۸۲)
    این زن حرف نمی‌زند (۱۳۸۱)
    اثیری (۱۳۸۰)
    بی تو تنهایم (۱۳۸۰)
    بی همتا (۱۳۸۰)
    تیک (۱۳۸۰)
    کاغذ بی‌خط (۱۳۸۰)
    آبی (۱۳۷۹)
    از صمیم قلب (۱۳۷۹)
    پارتی (۱۳۷۹)
    دعوت به شام (۱۳۷۹)
    راز شب بارانی (۱۳۷۹)
    رنگ شب (۱۳۷۹)
    شیفته (۱۳۷۹)
    صدای سخن عشق (۱۳۷۹)
    نوبت دوم (۱۳۷۹)
    شراره (۱۳۷۸)
    سیاوش (۱۳۷۷)
    سلطان (۱۳۷۵)
    تنگنا (۱۳۷۴)
    حادثه در کندوان (۱۳۷۴)
    اشک و لبخند (۱۳۷۳)
    روز سوم


جرم (فیلم)

جرم فیلم سینمایی مسعود کیمیایی و ساخت سال ۱۳۸۹ است که برنده ی سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شد و منتقدین آن را فیلمی با زیر لایه های سیاسی خواندند.

محتویات

    ۱ بازیگران
    ۲ دست اندر کاران
    ۳ جزییات
    ۴ خلاصه فیلم
    ۵ بن‌مایه
    ۶ جوایز
    ۷ پانویس
    ۸ پیوند به بیرون

بازیگران
بازیگر     نقش
پولاد کیمیایی     رضا سرچشمه
حامد بهداد     ناصر
جمشید مشایخی     مرتضی افجه ای
نیکی کریمی     عاطفه
بهاره رهنما    
شبنم درویش     ملیحه
داریوش ارجمند     رفعت خان
مسعود رایگان     قاسم خان
اکبر معززی     خیاط
سیامک انصاری     فتاح
کیانوش گرامی     کلم
جلال پیشواییان     رئیس زندان
شاپور کلهر    
علی‌اصغر طبسی    
سامان حسینی    
دست اندر کاران

    طراح چهره‌پردازی: محمدرضا قومی
    طراح صحنه و لباس: ایرج رامین‌فر
    صدابردار: اسحاق خانزادی
    عکاس: بابک برزویه
    مدیر تولید: تینا پاکروان
    مدیر تدارکات: وحید مشاری
    دستیار اول و برنامه ریز: علی جناب
    دستیار کارگردان: سامان خادم
    موسیقی متن:کارن همایونفر

جزییات

    ژانر: اجتماعی
    رنگ: سیاه و سفید
    صدا: Mono (صدابرداری گفتار در استودیو موسسه فرهنگ و هنر رها فیلم[۱])
    لوکیشن: تهران

خلاصه فیلم

روایتگر سال‌های ۵۵ تا ۵۷ در تهران است و زندگی مردی را به تصویر می‌کشد که مانند دیگر ساخته‌های کیمیایی نمی‌خواهد از اصول و عقیده‌ای که دارد برگردد. رضا سرچشمه به خاطر اتفاقی به زندان می‌افتد و بعد از اینکه از زندان خارج می‌شود درگیر حوادث انقلاب می‌گردد.
بن‌مایه

    ماهنامهٔ فیلم‌نگار، مرداد ۱۳۸۹، سال نهم

جوایز

    حامد بهداد برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
    اسحاق خانزادی و ابوالصدق برنده سیمرغ بهترین صداگذاری
    ایرج رامین فرسیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس
    کارن همایون فر بهترین سازنده موسیقی
    مسعود کیمیایی سیمرغ بلورین بهترین فیلم

مسعود کیمیایی

مسعود کیمیایی (متولد ۷ مرداد ۱۳۲۰ در تهران) کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی است.

کیمیایی از چهره‌های بحث‌انگیز و جنجالی سینمایی ایران است. او با ساخت فیلم قیصر در سال ۱۳۴۸، برای نخستین بار دو قطب هنری و تجاری سینما را به هم پیوند داد و از آغازگران موج نو در سینمای ایران بود. اغلب آثار کیمیایی در ژانر اجتماعی-سیاسی است. او علاوه بر فعالیت‌های سینمایی، نوشتن رمان و شعر را نیز تجربه کرده‌است. او همچنین برای نخستین بار در سال ۸۲ در فیلم مستند هشتصد قدم در لاله‌زار[۱] ساخته امید شریف موسوی، مقابل دوربین قرار گرفت و راوی اصلی این فیلم درباره خیابان مشهور طهران قدیم یعنی '"لاله زار"' شد که همواره در اغلب فیلمهای ساخته خودش و حتی رمانش نیز دلبستگی بسیار خود را به آن ابراز کرده است . کیمیایی بعد از انقلاب کارگاه آزاد فیلم را بنیان نهاد. کیمیایی در سال ۱۹۹۱ برای فیلم دندان نامزد جایزه خرس طلایی جشنواره فیلم برلین شد و جایزه ویژه هیات داوران جشنواره فیلم برلین نیز به او اهدا شد. همچنین در سال ۱۳۸۹ برای فیلم جرم سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
    ۲ کارنامه سینمایی
    ۳ ویژگی‌های سینمای کیمیایی
        ۳.۱ اسطوره سازی و بیان تناقض ها
        ۳.۲ دیالوگ نویسی
    ۴ کتاب هایی درباره مسعود کیمیایی
    ۵ مستندهایی درباره مسعود کیمیایی
    ۶ همکاری با کیمیایی
    ۷ حاشیه و جنجال‌ها
        ۷.۱ فروغ فرخزاد
        ۷.۲ سعید امامی
        ۷.۳ ترانه سرایی
    ۸ فیلم‌شناسی
    ۹ آثار مکتوب
    ۱۰ جوایز
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ منابع

زندگی‌نامه

مسعود کیمیایی در روز ۷ مرداد ۱۳۲۰ در کوچه سید ابراهیم خیابان ری تهران زاده شد. پس از آن به ترتیب در کوچه دردار]]، آصف‌الدوله، سقاباشی، عین‌الدوله و سرانجام در خیابان بهار ساکن شد. او دو خواهر و یک برادر دارد. دیپلم متوسطه را از دبیرستان بدر گرفت. بعد از پایان دبیرستان کم‌کم وارد عوالم روشنفکری شد و همراه چند تن از دوستان علاقه‌مند، گروه انتشارات طرفه را بنیاد نهاد. از همان دوره به موسیقی هم علاقه‌مند شد و چند ساز مانند پیانو و گیتار را در حد غیر حرفه‌ای می‌نوازد. اما بیشترین کشش و علاقه او به سینما بود. او تاکنون دوبار ازدواج کرده؛ نخست با گیتی پاشایی (آهنگساز و خواننده۱۳۷۰-۱۳۴۸)، که حاصل آن پولاد کیمیایی (بازیگر) بود و پس از آن با گوگوش، خواننده سرشناس (۱۳۸۲-۱۳۷۰). کیمیایی تحصیلات آکادمیک کارگردانی ندارد. تمام آموخته‌های تکنیکی و فنی او از سینما به حضور در گروه دستیاران فیلم قهرمانان به کارگردانی ژان نگولسکو و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران محدود می‌شود. از فیلم های مهم کیمیایی می توان به: قیصر، بلوچ، داش آکل، خاک، گوزن ها، خط قرمز، دندان مار، تجارت و جرم اشاره کرد. بهروز وثوقی، نعمت حقیقی، اسفندیار منفردزاده و محمد تراب نیا در موفقیت مسعود کیمیایی تاثیر فراوانی داشتند.
کارنامه سینمایی

مسعود کیمیایی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۵ با دستیاری مرحوم ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران آغاز می‌کند. اولین فیلمش بیگانه بیا را در سال ۱۳۴۷ و با تم جوان هوس‌باز و دختر فریب خورده در خانواده‌ای مرفه می‌سازد، که از ساختار مستحکمی برخوردار نیست و اقبال چندانی نیز در گیشه پیدا نمی‌کند. یک سال بعد قیصر وضع را تغییر می‌دهد. قیصر گرچه در نمایش اول خود در میان عامه مردم مورد پسند واقع نمی‌شود، اما در اکران دوم رکورد فروش را می‌شکند. قیصر به یک سمبل تبدیل می‌شود و داستانش هم به یک ژانر انتقام شخصی. اتفاقی که تا آن زمان در سینمای ایران کمتر رخ داده بود، اما کیمیایی با استفاده از همان فرمول‌های آشنای فیلمفارسی فیلمی غیر عادی می‌سازد که هم مخاطب را جذب می‌کند وهم به منتقدان نوید یک سینمای نوین را می‌دهد. بدینسان، قهرمان فیلم با بازی بهروز وثوقی به مردم معرفی می‌شود که ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و مُبَلّغ نوعی انتقام فردی است که به مذاق ایرانیان ناموس پرست آن سال‌ها خوشایند می‌نماید.

سال ۱۳۴۸ به دلیل نمایش دو فیلم گاو (داریوش مهرجویی) و قیصر از نگاه مورّخین، نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود. هر دو فیلم به سهم خود شالودهٔ موج نوی سینمای ایران را -البته در رویکردهایی متفاوت- تشکیل می‌دهند. کیمیایی در فیلم‌های بعدیش مانند رضا موتوری و داش‌آکل با تکرارِ مایه‌های عصیان فردی در برابر ارزش‌های اجتماعی رویه‌ی گذشته را ادامه می‌دهد. رویکردی که علی‌رغم تبلیغ خصلت‌های انسانی و جوانمردی از دیدگاه بسیاری به مسیر دیگری افتاده و مُبَلّغ قانون‌ستیزی و ضد ارزش‌ها می‌شود. در فیلم بعدی‌اش بلوچ به استفاده از سکس و پرده‌دری، محکوم می‌شود و سال بعد با بهره‌برداری از جایگاه ادبی کتاب آوسنه بابا سبحان از محمود دولت‌آبادی، دست به ساختن خاک می‌زند.

گوزن‌ها که به زعم بسیاری بهترین فیلم کیمیایی است در سال ۱۳۵۴ ساخته می‌شود و دو تیپ مختلف از قهرمان را در کنار هم قرار می‌دهد که در نهایت مکمل شخصیت هم می‌شوند. به باور بسیاری، این فیلم به‌همراه قیصر مهمترین آثار کیمیایی پیش از انقلاب را شامل می‌شوند. غزل فیلم بعدی او که اقتباسی از کتابی از نویسنده‌ی معتبر خورخه لوئیس بورخس است، شاید متفاوت‌ترین و عجیب‌ترین فیلم کارنامه او باشد. پس از آن سفر سنگ را در سال ۱۳۵۶ می‌سازد که به‌نوعی جنبه‌ای پیشگویانه دربارهٔ انقلاب ایران به خود می‌گیرد. او برای این فیلم جایزه بهترین کارگردانی را از جشنواره بین المللی فیلم قاهره دریافت کرد و در ادامه نیز پلاک طلایی سازمان بین المللی سینمای کاتولیک به کیمیایی اهدا شد.او در سال ۱۳۶۱ فیلم خط قرمز را با بازی سعید راد کارگردانی کرد، این فیلم توقیف شد و به جز یک بار نمایش در جشنواره فیلم فجر دیگر هرگز نمایش داده نشد.

بیش‌تر اهالی سینما منسجم‌ترین ساخته‌ی بعد از انقلاب کیمیایی را دندان مار ۱۳۶۸ می‌دانند که برای دریافت جایزه خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین نامزد می‌شود و نهایتاً جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را دریافت می‌دارد. پس از آن استفاده‌ی کیمیایی از چهره‌های جوان، او را به‌عنوان تصویرگر زندگی جوانان دهه‌ی هفتاد معرفی می‌کند. با فیلم سلطان پسرش پولاد کیمیایی را به عنوان بازیگر به سینما معرفی می‌کند. کیمیایی فیلمنامه‌ی تمامی آثارش را خودش نوشته و همچنین تدوین و طراحی صحنه و لباس تعدادی از فیلمهایش، مانند گروهبان، ردپای گرگ، مرسدس و فریاد، را نیز خود به عهده داشته‌است. تیغ و ابریشم در سال ۱۳۶۴ و سرب در سال ۱۳۶۷ نیز با با سبک سیاسی و عقیده ای توسط کیمیایی ساخته شد. اعتراض در سال ۱۳۷۸ با دست مایه های سیاسی ساخته شد که دارای دیالوگ های ماندگار بود. کیمیایی در سال ۱۳۸۷ با همکاری اصغر فرهادی، محاکمه در خیابان را می سازد. فیلم جرم در سال ۱۳۸۹ برای کیمیایی اولین جایزه سینمایی از جشنواره فیلم فجر را به ارمغان آورد. او در مراسم افتتاحیه واختتامیه با سخنانی کنایه‌آمیز از اینکه پس از ۳۰ سال به یاد او افتاده‌اند گلایه کرد و در مراسم اختتامیه درحالی که با پسرش برای دریافت جایزه‌ی بهترین فیلم به روی صحنه رفته بود تأکید کرد که فیلم سازی مستقل است وبه جایی وابسته نیست. متروپل کیمیایی در سال ۱۳۹۲ نیز با نظرات دو طیف وسیع جامعه همراه بود.
ویژگی‌های سینمای کیمیایی

تِم اغلب فیلم‌های کیمیایی را باورها و ارزش‌هایی می‌سازد که یا از بین رفته و یا کمرنگ شده‌اند. کیمیایی از جوانمردی، غیرت و رفاقت تا سر حد مرگ قصه می‌گوید و قهرمانانش را با این صفات در بستر جامعه‌ی امروزی با مشکلات سیاسی-اجتماعی درگیر می‌کند تا از ارزش‌های خود دفاع کنند. ارزش‌هایی که مردم عامه‌پسند ممکن است دوستشان داشته باشند ولی با زندگی مدرن در تناقض می‌باشند. نقد اینگونه داد ستاندن که حتی گاهی به قیمت گذشت از هنجارها می‌باشد، موضوع مهمترین چالش منتقدان کیمیایی را تشکیل می‌دهد. آنها بر این باوراند که این روایت‌گری چیزی جز پافشاری لجوجانه‌ی کیمیایی بر پنداری غلط نمی‌باشد.
اسطوره سازی و بیان تناقض ها

بخش مهمی از جذابیت فیلم‌های کیمیایی مربوط به خلق شخصیتی اسطوره‌وار دارد. قهرمانی که در قلب اجتماع مبارزه می‌کند و از بین می‌رود، تا جهانِ خواسته‌ی خود را بسازد و در این رهگذار است که تبدیل به یک اسطوره می‌شود.
دیالوگ نویسی

بارزترین توانایی کیمیایی در فیلمنامه‌هایش دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های خاص اوست. کیمیایی زبان عامیانه (کوچه و بازار) را به خوبی می‌شناسد و در ایجاد ضرباهنگ مناسب برای ادای آنها مهارت زیادی دارد. به‌همراه علی حاتمی، کیمیایی را نیز باید خالق بخش عمده‌ای از مشهورترین دیالوگ‌های تاریخ سینمای ایران دانست. از آن جمله‌اند گفتارهای ناصر ملک مطیعی در فیلم قیصر و قریبیان و وثوقی در فیلم گوزن‌ها. میتوان گفت پیام قهرمانان فیلمهای کیمیایی در چند دیالوگ مهم و منحصر به فرد در لابلای فیلم آشکار میشود. پیامی که آرمانهای ناب ایرانی را به تصویر میکشد.
کتاب هایی درباره مسعود کیمیایی

    مسعود کیمیایی و جهان رمان / نقدی از آرش سنجابی و منصور یاقوتی - نشر افراز
    هستی شناسی فهم / نقد ادبی از آرش سنجابی و منصور یاقوتی - کتاب آمه

مستندهایی درباره مسعود کیمیایی

    حکم رئیس
    قیصر: چهل سال بعد
    وقت رو به انتهاست

همکاری با کیمیایی

تعداد زیادی از بازیگران برجسته‌ی سینمای ایران را کیمیایی مطرح کرده‌است: فرامرز قریبیان، فریبرز عرب نیا، بهمن مفید، سعید کنگرانی،فریماه فرجامی، محمدرضا فروتن، فرامرز صدیقی، احمد نجفی، میترا حجار و... . کارگردانان مطرحی همانند امیر نادری، تهمینه میلانی، سامان مقدم و... نیز کار خود را ابتدا با سینمای کیمیایی شروع کرده‌اند.
حاشیه و جنجال‌ها

کیمیایی پیش از انقلاب به عنوان یک فیلمساز مردمی و گاهی سیاسی شناخته شد. او پس از انقلاب هم سعی در نشان دادن مشکلات سیاسی-اجتماعی ایران داشت که هیچگاه به توفیق پیش از انقلاب خود دست نیافت و اکثر فیلم هایش هیچوقت موفقیت فیلم های گذشته اش همچون:گوزن ها.خاک و...را تجربه نکردند. ولی در تمام این سالها، از جنجال موج نو در سینما با فیلم قیصر، سر وصدای فیلم گوزن‌ها و آتش گرفتن سینما رکس آبادان گرفته تا توقیف فیلم خط قرمز، جنجال ازدواج با گوگوش و... همواره موضوع بحث بوده‌است، به ویژه پس از انقلاب که انتقاد از فیلم‌هایش فزونی یافته‌است. البته کیمیایی معتقد است منتقدان به جای فیلم‌هایش خود او را نقد می‌کنند و مشکل اصلی آنها با زندگی شخصی اوست. روزنامه کیهان در سال ۱۳۵۴ گفتگویی با مسعود کیمیایی منتشر می‌کند. کیمیایی دراین مصاحبه که در سایت پارس توریسم پس از سال ها منتشر شده می‌گوید:

    «شغل من فیلمسازی نیست. بلکه من گاهی مشغول فیلم ساختن می‌شوم. زیرا سینما کوچک تر و بی حیاتر از آن‌ست که همه‌ی زندگی من باشد.

    اصولاً هنر کوچکتر از آنست که همه‌ی زندگی آدم باشد. این حرف را به حساب روشفنکربازی نگذارید، چون من روشنفکر نیستم. فقط یک انسانم.
    این را به قشنگ‌ترین چیزهای زندگیم و به خون بچه‌ام قسم می‌خورم که من روشنفکر نیستم!»

فروغ فرخزاد

مسعود کیمایی در مصاحبه ای با روزنامه شرق مدعی شد که جنازه فروغ فرخزاد را پس از جاری شدن صیغه برای محرم شدن به او شسته است. همچنین ادعا کرده است که با صادق هدایت رابطه داشته است. پوران فرخزاد، خواهر فروغ فرخزاد در پاسخ گفته است که آقای کیمیایی اصلاً در آن مراسم حضور نداشته است و جهانگیر هدایت نیز اشاره کرده است که در زمان خودکشی صادق هدایت آقای کیمایی تنها ده سال سن داشته است. فرج سرکوهی نیز ادعای مسعود کیمایی مبنی بر اینکه با امیرپرویز پویان بحث و گفتگو داشته است را توهمی بیش ندانسته است.[۲] [۳] محمدعلی سپانلو در این باره گفته است این حرف آقای کیمیایی کذب محض است، آقای کیمیایی در آن زمان هیچ شهرتی نداشت که بخواهد با این جمع همراه باشد. او اولین فیلمش را در سال ۱۳۴۷ ساخت، در حالی‌که فروغ در سال ۱۳۴۵ از دنیا رفت. حالا می‌گوید شخص دیگری هم بوده که شریک جرم پیدا کند؟ او در زمان مرگ فروغ جوانکی بیش نبود و گذشته از این، مگر می‎شود با مرده محرم شد؟ مگر مادر فروغ می‎گذاشت چنین اتفاقی رخ بدهد؟ این حرف‎ها دروغ است و من نمی‎دانم هدف کیمیایی از زدن این حرف‎ها چیست.[۴]
سعید امامی

شایعات زیادی درباره همکاری او با سعید امامی وجود داشت که او آنها را تکذیب کرد و تلویحاً سینا مطلبی را عامل انتشار آن دانست.[۵][۶]
ترانه سرایی

گفته می‌شود کیمیایی با نام مستعار نصرت فرزانه برای اولین آلبوم گوگوش بعد از خروج از ایران، یعنی آلبوم «زرتشت»، ترانه‌سرایی کرد. خروج گوگوش از کشور و به دنبال آن تور کنسرت‌های گوگوش، جنجال‌های زیادی را به دنبال داشت. ولی آن‌چه که همگان بر آن اتفاق نظر دارند نقش کیمیایی در خارج شدن گوگوش از کشور و شکستن سکوت ۲۰ ساله‌ی اوست.
فیلم‌شناسی

    - بیگانه بیا (۱۳۴۷)
    - قیصر (۱۳۴۸)
    - رضا موتوری (۱۳۴۹)
    - داش‌آکل (۱۳۵۰)
    - بلوچ (۱۳۵۱)
    - خاک (۱۳۵۲)
    - گوزن‌ها (۱۳۵۳)
    - پسر شرقی (فیلم کوتاه، ۱۳۵۴)
    - غزل (۱۳۵۵)
    - اسب (فیلم کوتاه، ۱۳۵۵)
    - سفر سنگ (۱۳۵۶)
    - خط قرمز (۱۳۶۱)
    - تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)
    - سرب (۱۳۶۷)
    - دندان مار (۱۳۶۸)
    - گروهبان (۱۳۶۹)
    - ردپای گرگ (۱۳۷۰)
    - تجارت (۱۳۷۳)
    - ضیافت (۱۳۷۴)
    - سلطان (۱۳۷۵)
    - مرسدس (۱۳۷۶)
    - فریاد (۱۳۷۷)
    - اعتراض (۱۳۷۸)
    - سربازهای جمعه (۱۳۸۲)
    - حکم (۱۳۸۳)
    - رئیس (۱۳۸۵)
    - محاکمه در خیابان (۱۳۸۷)
    - جرم (۱۳۸۹)
    - متروپل (۱۳۹۲)

آثار مکتوب

    - جسدهای شیشه‌ای، رمان، ۱۳۸۰، انتشارات آتیه
    - زخم عقل، دفتر شعر، دی ماه ۱۳۸۲، نشر ورجاوند
    - حسد (بر زندگی عین القضات) ۱۳۸۴

جوایز

    برنده جایزه بهترین کارگردانی در دومین جشنواره سینمایی سپاس تهران برای فیلم قیصر ۱۳۴۸
    نامزد شرکت در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم قیصر ۱۳۴۸
    بهترین فیلم به مفهوم مطلق و بهترین کارگردانی جشنواره سینمایی سپاس تهران برای فیلم داش‌آکل ۱۳۵۰
    نامزد جایزه بهترین آنونس بخش مسابقه مواد تبلیغاتی فیلم‌ها از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم سراب ۱۳۶۸
    برنده جایزه بهترین فیلمنامه انجمن بین المللی فیلم تاشکند برای فیلم داش آکل ۱۹۷۱
    برنده مدال نقره جشنواره بین المللی فیلم مانهایم-هایدلبرگ برای فیلم غزل ۱۹۷۶
    برنده جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره برای فیلم سفر سنگ ۱۹۷۹
    برنده جایزه پلاک طلایی سازمان بین المللی سینمای کاتولیک برای فیلم سفر سنگ ۱۹۷۹
    برنده جایزه بهترین فیلم از دید انجمن منتقدان و نویسندگان فیلم ایران برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
    نامزد جایزه خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
    جایزه تقدیر ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
    جایزه ویژه هیات داوران جشنواره بین المللی فیلم مونترال برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
    نامزد هوگو طلایی جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو برای فیلم دندان مار ۱۹۹۱
    نامزد جایزه شیر طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز برای فیلم گروهبان ۱۹۹۲
    کاندید تندیس زرین بهترین طراحی صحنه و لباس از اولین دوره جشن خانه سینما برای فیلم سلطان ۱۳۷۵
    تندیس حافظ بهترین فیلم جشنواره دنیای تصویر و هنر برای فیلم محاکمه در خیابان ۱۳۸۷
    جایزه ویژه منتقدان برای فیلم جرم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۹
    برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم جرم ۱۳۸۹

جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره

جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره (به عربی: مهرجان القاهرة السینمائی الدولی) یکی از ۱۲ جشنواره بین‌المللی بزرگ جهان و مهم‌ترین جشنواره فیلم در آفریقا و جهان عرب است که هرساله در قاهره برگزار می‌شود. این جشنواره در سال ۱۹۷۶ بنیان گذاشته شد. اما جشنواره سال ۱۹۸۵ که به صورت مستقل سازماندهی شد، به‌عنوان نخستین دوره جشنواره شناخته می‌شود. بخش رقابتی بین‌المللی جشنواره نیز از سال ۱۹۹۱ آغاز به‌کار کرد.[۱]

جشنواره فیلم قاهره به‌عنوان یک جشنواره پیشرو در خاورمیانه و جهان عرب همواره رقیب اصلی جشنواره فیلم مراکش شناخته می‌شود.[۲] این جشنواره در سال‌های اخیر و با ظهور جشنواره‌های فیلم دبی و ابوظبی، می‌کوشد تا همچنان نقش خود را به‌عنوان معتبرترین جشنواره منطقه حفظ کند.[۳] این رویداد تنها جشنواره رقابتی (رده الف) مورد تایید انجمن تهیه‌کنندگان جهانی فیلم (FIAPF، فیاپف) در خاورمیانه و آفریقا به شمار می‌رود. جایزه اصلی جشنواره که هرم طلایی نام دارد هرساله به بهترین فیلم اهدا می‌شود.

محتویات

    ۱ بخش‌های رقابتی
    ۲ جایزه‌های سینمای ایران
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

بخش‌های رقابتی

    مسابقه بین‌الملل فیلم‌های بلند
    مسابقه بین‌الملل فیلم‌های دیجیتال
    مسابقه فیلم‌های عرب

جایزه‌های سینمای ایران

    ۲۰۰۵: جایزه بهترین اثر هنری به حمید خضوعی ابیانه برای فیلمبرداری خیلی دور، خیلی نزدیک (رضا میرکریمی)[۴]
    ۲۰۰۳: جایزه بهترین فیلم‌نامه به تهمینه میلانی برای فیلم واکنش پنجم[۵]
    ۲۰۰۲: جایزه بهترین بازیگر به کتایون ریاحی برای بازی در فیلم شام آخر (فریدون جیرانی)[۶]
    ۲۰۰۱:جایزه بهترین بازیگر به نیکی کریمی برای بازی در فیلم نیمه پنهان (تهمینه میلانی)[۶]
    ۱۹۹۹: جایزه بهترین بازیگر زن به پگاه آهنگرانی برای بازی فیلم در فیلم دختری با کفشهای کتانی (رسول صدرعاملی)[۷]
    ۱۹۹۸: جایزه بهترین فیلم‌نامه به کیانوش عیاری برای فیلم بودن یا نبودن[۸]
    ۱۹۷۸: جایزه بهترین کارگردانی به مسعود کیمیایی برای فیلم سفر سنگ

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی است.

بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه نویسی، در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرده‌است. رگبار، چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند. مژده شمسایی چهره پرداز و بازیگر، همسر اوست. بیضایی از کارگردان های صاحب سبک و معتبر سینمای ایران بوده است.

محتویات

    ۱ زندگی‌نامه
        ۱.۱ فعالیت در سینما
        ۱.۲ فعالیت در تئاتر
        ۱.۳ تمجید از رگبار
    ۲ فیلم‌شناسی
    ۳ اجراهای تئاتر
    ۴ آثار
        ۴.۱ نمایشنامه‌ها
        ۴.۲ فیلم‌نامه‌ها
        ۴.۳ روایت‌ها
        ۴.۴ پژوهش‌ها
        ۴.۵ مقالات و گفتگوها
    ۵ جوایز
    ۶ پانویس
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

زندگی‌نامه
بهرام بیضایی در جوانی

بهرام بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. خانواده‌اش اهل آران و بیدگل بوده‌اند. پدر وی تعزیه‌خوان بوده‌است و عمو و پدربزرگش دست‌اندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بوده‌اند.[۱] در سال‌های آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشتهٔ ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام ادارهٔ کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به ادارهٔ هنرهای دراماتیک که بعدها به ادارهٔ برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهش‌های نمایش در ایران را در مجلهٔ موسیقی چاپ کرد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد. او یکی از پایه‌گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره‌گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از ادارهٔ برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکدهٔ هنرهای زیبا و مدیریت رشتهٔ هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد.[۲] در سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت‌الله (ذکایی) بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بین‌المللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت نمود. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشتهٔ میشیما یوکیو را پس از هجده سال دوری از صحنه آغاز کرد. مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ بدرود حیات گفت.[نیازمند منبع] وی هم‌اکنون در ایالات متحده اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد مشغول تدریس و تحقیق است. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزه سینا را به بیضایی اهدا کرد.[۳]
فعالیت در سینما

فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه عمو سبیلو در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلم‌هایی که او در سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تا کنون در محاق توقیف می‌باشند. او در سال‌های پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم‌های خود با مشکلات و سنگ‌اندازی‌های بسیاری روبه‌رو بوده‌است. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته‌است و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ‌کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گستردهٔ منتقدان و مردم روبه‌رو شد. آخرین ساخته او وقتی همه خوابیم در سال ۱۳۸۷ تولید شد.
فعالیت در تئاتر

بهرام بیضایی یکی از معدود هنرمندان ایرانی است که هم در صحنهٔ تئاتر کارنامه‌ای درخشان دارد و هم در سینما. در عین حال او همیشه به پژوهش در زمینهٔ تئاتر هم علاقه داشته و در سال‌های دههٔ ۱۳۴۰ کتاب‌هایی را دربارهٔ تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم منبع درسی دانشجویان تئاتر محسوب می‌شود. بهرام بیضایی نوشتن نقد، تحقیق و مطالب پراکنده دربارهٔ تئاتر و سینما در نشریات علم و زندگی، هنر و سینما، گاهنامه آرش، مجله موسیقی، کیهان ماه، ماهنامه ستاره سینما، کتاب چراغ و... را در سال ۱۳۳۸ آغاز کرد.

او از سال ۱۳۴۰ به صورت جدی به نوشتن نمایشنامه پرداخت و در سال ۱۳۴۵ اولین نمایش خود را کارگردانی کرد. او به همراه اکبر رادی و غلامحسین ساعدی پایه‌گذاران موج نوی نمایشنامه‌نویسی ایران می‌باشند. اجراهای صحنه‌ای او اغلب از تئاترهای پرمخاطب بوده‌اند. بیضایی در سال ۱۳۵۸ نمایش مرگ یزدگرد را به روی صحنه برد. او بعد از هجده سال محروم شدن از صحنه در ۱۳۷۶ دو نمایشنامهٔ «کارنامه بنداربیدخش» نوشتهٔ خودش و «بانو آئویی» را به طور هم‌زمان در سالن چهارسو و سالن قشقایی واقع در تئاتر شهر به روی صحنه برد. «شب هزارو یکم» را نیز در سال ۱۳۸۲ در سالن چهارسو اجرا کرد. در تابستان سال ۱۳۸۴ نمایش «مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» را که نمایشنامهٔ آن با نیم‌نگاهی به قتل‌های زنجیره‌ای نوشته شده بود، در سالن اصلی تئاتر شهر به روی صحنه برد که باز هم با استقبال گرم تماشاگران روبرو شد اما پس از مدتی کوتاه و پس از ۲۴ اجرا به دلیلی نامعلوم اجرای آن متوقف گردید. نمایش بعدی او در ایران «افرا؛ یا روز می‌گذرد» در زمستان ۱۳۸۶ در تالار وحدت تهران به صحنه رفت و با موفقیت و استقبال کم‌نظیر تماشاگران مواجه شد. آخرین نمایش او تا کنون (تیرماه ۱۳۹۱) سایه‌بازی «جانا و بلادور» است که در استنفورد امریکا به صحنه رفته‌است. در سال‌هایی که بیضایی از صحنه به دور ماند و مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه و پژوهش مشغول بود که برخی از آنان توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شده‌اند.

وی همچنین در سال‌های پس از انقلاب فرهنگی اجازهٔ تدریس در دانشگاه را ندارد.[۴]
تمجید از رگبار

رگبار، ساخته بهرام بیضایی توسط بنیاد جهانی سینما متعلق به مارتین اسکورسیزی و با سرمایه انستیتوی فیلم دوحه مرمت شده است. مارتین اسکورسیزی درباره این مرمت که توسط بنیادی که او پایه‌گذاری کرد انجام شده، می‌گوید: «من خیلی مفتخرم که بنیاد جهانی سینما اولین فیلم بلند کارگردانش بهرام بیضایی را مرمت کرده است. حال و هوای فیلم من را می‌برد به بهترین لحظات فیلم‌های نئورالیستی ایتالیایی و داستان، زیبایی یک افسانه کهن را دارد و در آن می‌توانید ریشه‌های بیضایی در ادبیات، تئا‌تر و شعر را کاملا حس کنید. بیضایی حالا در کالیفرنیا زندگی می‌کند و دردناک است که فکر کنیم این فیلم فوق‌العاده که زمانی در ایران محبوبیتی داشته در آستانه نابودی بود.»[۵]
فیلم‌شناسی
سال     نام فیلم     کاگردان     تدوینگر     فیلم‌نامه‌نویس     جوایز
۱۳۸۷     وقتی همه خوابیم     Yes     Yes     Yes     برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۷
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۷
۱۳۸۵     قالی سخنگو (فیلم کوتاه)     Yes         Yes    
۱۳۸۱     زمانه     حمیدرضا صلاحمند     Yes        
۱۳۷۷     گفتگو با باد (فیلم کوتاه)     Yes     Yes     Yes    
۱۳۸۰     سگ کشی     Yes     Yes     Yes     سرمایه گذار و طراح عنوان بندی
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۰
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۰
نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۰
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین المللی فیلم سیدنی ۲۰۰۲
نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه جشن خانه سینما ۱۳۷۹
برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما ۱۳۸۰
نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما ۱۳۸۰
۱۳۷۶     نقشی بر آب (فیلم کوتاه)     حمیدرضا صلاحمند     Yes        
۱۳۷۵     فصل پنجم     رفیع پیتز         Yes    
۱۳۷۴     بازی‌های پنهان     کریم هاتفی‌نیا     Yes        
۱۳۷۴     برج مینو     ابراهیم حاتمی کیا     Yes        
۱۳۷۳     روز واقعه     شهرام اسدی         Yes     نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۳
۱۳۷۰     مسافران     Yes     Yes     Yes     تهیه‌کننده
نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۰
برنده سیمرغ بلورین جایزهٔ ویژهٔ هیات داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۰
نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۰
۱۳۶۶     شاید وقتی دیگر     Yes     Yes     Yes     سازنده آنونس
نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۶
۱۳۶۴     باشو غریبه کوچک     Yes     Yes     Yes     برنده جایزه اول جشنواره فیلم و هنر فرانسه ۱۹۹۱
۱۳۶۳     دونده     امیر نادری     Yes        
۱۳۶۰     مرگ یزدگرد     Yes     Yes     Yes     تهیه‌کننده
۱۳۶۰     خط قرمز     مسعود کیمیایی         Yes    
۱۳۶۰     بچه‌های جنوب؛ جستجوی دو (فیلم نیمه بلند)     امیر نادری     Yes        
۱۳۵۹     سلندر (فیلم کوتاه)     واروژ کریم مسیحی     Yes        
۱۳۵۷     چریکه تارا     Yes     Yes     Yes     طراح صحنه و لباس و تهیه‌کننده
۱۳۵۵     کلاغ     Yes     Yes     Yes    
۱۳۵۲     غریبه و مه     Yes     Yes     Yes     برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره ۱۹۷۶
۱۳۵۱     سفر (فیلم کوتاه)     Yes         Yes     برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۷۲
۱۳۵۰     رگبار     Yes         Yes     برندهٔ مجسمهٔ سپاس بهترین فیلمنامه دورهٔ پنجم جشنوارهٔ سپاس ۱۳۵۱
برنده جایزه بهترین فیلم از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران ۱۳۵۱
۱۳۴۹     عمو سیبیلو (فیلم کوتاه)     Yes         Yes    
اجراهای تئاتر

    عروسک‌ها -(۱۳۴۵)
    ضیافت و میراث-(۱۳۴۶)
    سلطان مار-(۱۳۴۸)
    مرگ یزدگرد-(۱۳۵۸)
    کارنامه بنداربیدخش-(۱۳۷۶و۱۳۷۷)
    بانو آئویی-(۱۳۷۶و۱۳۷۷)
    شب هزارو یکم-(۱۳۸۲)
    مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-(۱۳۸۴)
    افرا یا روز می‌گذرد-(۱۳۸۶)
    جانا و بلادور ـ(۱۳۹۱/۲۰۱۲)

آثار
نمایشنامه‌ها

    مترسک‌ها در شب-۱۳۴۱
    سه نمایشنامهٔ عروسکی: (ترجمه انگلیسی ژیزل کاپوچینسکی در امریکا طبع شده.)
        عروسک‌ها-۱۳۴۱
        غروب در دیاری غریب-۱۳۴۱
        قصهٔ ماه پنهان-۱۳۴۲
    پهلوان اکبر می‌میرد-۱۳۴۲
    هشتمین سفر سندباد-۱۳۴۳ (در ۱۹۹۰ ترجمهٔ فرانسهٔ احمد کامیابی مسک در فرانسه طبع شده.[۶][۷])
    دنیای مطبوعاتی آقای اسراری-۱۳۴۵
    سلطان‌مار-۱۳۴۵
    میراث و ضیافت-۱۳۴۶
    چهار صندوق-۱۳۴۶ (ترجمه ی انگلیسی محمّدرضا قانون پرور و جان گرین در امریکا طبع شده.)
    ساحل نجات-۱۳۴۷
    در حضور باد-۱۳۴۷
    دیوان بلخ-۱۳۴۷
    گمشدگان-۱۳۴۸
    راه طوفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی-۱۳۴۹
    ندبه-۱۳۵۶

   

    نوشته‌های دیواری-۱۳۵۷
    مرگ یزدگرد-۱۳۵۸ (بیش از یک ترجمه انگلیسی دارد.)
    خاطرات هنرپیشهٔ نقش دوم-۱۳۶۰ (ترجمه ی انگلیسی محمّدرضا قانون پرور در امریکا طبع شده.[۸])
    فتح‌نامه کلات-۱۳۶۱
    پرده‌خانه-۱۳۶۴
    جنگ‌نامه غلامان-۱۳۶۷
    طرب‌نامه-۱۳۷۳
    سهراب کشی-۱۳۷۳
    مجلس بساط برچیدن-۱۳۷۶
    افرا یا روز می‌گذرد-۱۳۷۶
    مجلس قربانی سنمار-۱۳۷۷
    گزارش ارداویراف-۱۳۷۸
    مجلس ضربت زدن-۱۳۷۹
    شب هزار و یکم-۱۳۸۲
    دیوان نمایش (جلد یک و دو؛ شامل نمایشنامه‌های دههٔ ۱۳۴۰)-۱۳۸۲
    مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین-۱۳۸۳
    تاراج نامه -[۹]۱۳۹۰

فیلم‌نامه‌ها

    عمو سیبیلو(کوتاه)-۱۳۴۹ (فیلم شدهٔ ۱۳۴۹)
    عیار تنها-۱۳۴۹
    رگبار-۱۳۴۹(فیلم شدهٔ ۱۳۵۰)
    سفر(کوتاه)-۱۳۵۱(فیلم شدهٔ ۱۳۵۱)
    غریبه و مه-۱۳۵۱(فیلم شدهٔ ۱۳۵۲)
    حقایق درباره لیلا دختر ادریس-۱۳۵۴
    چریکه تارا-۱۳۵۴(فیلم شدهٔ ۱۳۵۷)
    کلاغ-۱۳۵۵(فیلم شدهٔ ۱۳۵۵)
    چشم‌انداز-۱۳۵۵(بازنویسی-۱۳۷۵)
    آهو، سلندر، طلحک و دیگران-۱۳۴۹
    قصه‌های میر کفن‌پوش-۱۳۵۸
    شب سمور -۱۳۵۹
    اشغال-۱۳۵۹
    آینه‌های روبرو-۱۳۵۹
    روز واقعه -۱۳۶۱
    داستان باور نکردنی-۱۳۶۱
    زمین-۱۳۶۱
    عیارنامه-۱۳۶۳
    پرونده قدیمی پیرآباد-۱۳۶۳
    کفش‌های مبارک-۱۳۶۳
    تاریخ سری سلطان در آبسکون-۱۳۶۳
    باشو غریبه کوچک-۱۳۶۴(فیلم شدهٔ ۱۳۶۴)
    قلعه کولاک -۱۳۶۴
    وقت دیگر شاید-۱۳۶۴(فیلم شدهٔ ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر)
    طومار شیخ شرزین -۱۳۶۵
    گیل‌گمش -۱۳۶۵

   

    دیباچه نوین شاهنامه -۱۳۶۵
    پرده نئی-۱۳۶۵
    آقای لیر-۱۳۶۷
    برگی گمشده از اوراق هویت یک هموطن آینده-۱۳۶۷
    سفر به شب-۱۳۶۸
    مسافران-۱۳۶۸(فیلم شدهٔ ۱۳۷۰)
    فیلم در فیلم-۱۳۶۹
    چه کسی رییس را کشت؟-۱۳۷۱
    سگ‌کشی-۱۳۶۸(فیلم شدهٔ ۱۳۷۹)
    یوانا یا نامه‌ای به هیچ‌کس -۱۳۷۱
    گبر گور یا گفتگو با خاک (کوتاه)-۱۳۷۲
    سیاوش‌خوانی(فیلمنامه/نمایشنامه)-۱۳۷۲
    آوازهای ننه آرسو-۱۳۷۳
    حورا در آینه-۱۳۷۴
    مقصد-۱۳۷۵
    اعتراض-۱۳۷۵
    گفتگو با باد(کوتاه)-۱۳۷۷
    گفتگو با آب(کوتاه)-۱۳۷۸
    گفتگو با آتش(کوتاه)-۱۳۷۸
    گفتگو با خاک (کوتاه)ـ۱۳۷۸
    ایستگاه سلجوق-۱۳۷۹
    اتفاق خودش نمی‌افتد-۱۳۸۱
    سند-۱۳۸۳
    ماهی-۱۳۸۳
    لبه پرتگاه-۱۳۸۵
    وقتی همه خوابیم-۱۳۸۶

روایت‌ها

    سه برخوانی:
        اژدهاک-۱۳۳۶و۱۳۴۰
        آرش-۱۳۳۷و۱۳۴۲ (سال ۲۰۰۸ به انگلیسی ترجمه شده و همراه نمایشنامه های دیگری در کانادا چاپ شده است.)
        کارنامه ی بندار بیدخش-۱۳۳۸و۱۳۷۴
    حقیقت و مرد دانا-۱۳۴۹

پژوهش‌ها

    نمایش در ژاپن-۱۳۴۳
    نمایش در ایران-۱۳۴۴
    نمایش در چین-۱۳۴۸
    «نمایش در هند»-۱۳۵۰ (چاپ شده در دفترهای تئاتر نیلا)
    ریشه‌یابی درخت کهن-۱۳۸۲
    هزارافسان کجاست؟-۱۳۹۱

مقالات و گفتگوها

    گفتگو با بهرام بیضایی
    هیچکاک در قاب-۱۳۷۴

جوایز

جشنواره‌های فیلم

    برندهٔ مجسمهٔ سپاس بهترین فیلمنامه (رگبار) دورهٔ پنجم جشنوارهٔ سپاس (۱۳۵۱)
    برنده جایزه بهترین فیلم از نخستین دوره فستیوال فیلم تهران (رگبار) (۱۳۵۱)
    برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو (سفر) (۱۳۵۱)
    برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه از جشنواره فیلم مسکو (سفر) (۱۳۵۱)
    برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره (غریبه و مه) ۱۳۵۴
    نامزد لوح زرین بهترین تدوین جشنواره فیلم فجر (شاید وقتی دیگر...) (۱۳۶۶)
    برنده جایزه اول جشنواره فیلم و هنر فرانسه (باشو؛ غریبه کوچک) (۱۳۶۹)
    نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم فجر (مسافران) (۱۳۷۰)
    برنده سیمرغ بلورین جایزهٔ ویژهٔ هیات داوران (مسافران) (۱۳۷۰)
    نامزد سیمرغ بلورین بهترین تدوین (مسافران) (۱۳۷۰)
    نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (روز واقعه) (۱۳۷۳)
    برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
    نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
    نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
    برنده سیمرغ بلورین بهترین تدوین (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)
    نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (وقتی همه خوابیم) (۱۳۸۷)

خانه سینما و انجمن نویسندگان و منتقدان

    نامزد تندیس زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۷۹)
    برنده تندیس زرین بهترین کارگردانی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
    نامزد تندیس زرین بهترین فیلم جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
    نامزد تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
    نامزد تندیس زرین بهترین تدوین جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)
    نامزد تندیس زرین بهترین عنوان‌بندی جشن خانه سینما (سگ‌کشی) (۱۳۸۰)

شهلا لاهیجی

شهلا لاهیجی (متولد ۱۳۲۱) نویسنده، مترجم و ناشر ایرانی است. او، به گفته انجمن قلم، با پایه‌گذاری انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال ۱۳۶۲، نخستین ناشر زن ایرانی به شمار می‌رود.[۱] ولی به شهادت دیگران، دکتر سیما کوبان با تاسیس انتشارات دماوند در سال ۱۳۶۰ اولین ناشر زن ایران محسوب می‌شود.[۲]

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ کتاب‌شناسی
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

زندگی

شهلا لاهیجی در اردیبهشت سال ۱۳۲۱ در خانواده‌ای آزاد اندیش در تهران زاده شد که در نوجوانی وی به شیراز رفتند. او از نوجوانی به مقاله‌نویسی در نشریات پرداخت و در ۱۵ سالگی در رادیو شیراز برنامه تهیه می‌کرد. مدتی بعد با انجمن جهانی زنان نویسنده و روزنامه‌نگار مکاتبه کرد و به عضویت آن درآمد. لاهیجی مدتی نیز در روابط عمومی سازمان زنان ایران کار کرد. در همین زمان به روش آموزش مکاتبه‌ای با دانشگاه آزاد لندن دوره فشرده‌ای در رشته جامعه‌شناسی گذراند[۳].
کتاب‌شناسی

    تصویر زن در آثار بهرام بیضایی، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۶۸
    پژوهشی در هویت تاریخی زنان ایران، تهران: انتشارات روشنگران، ۱۳۷۱. تالیف مشترک با مهرانگیز کار
    زن در جست و جوی رهایی

کنفرانس برلین

کنفرانس برلین (نام اصلی: کنفرانس «ایران پس از انتخابات») نام همایش ۳ روزه‌ای بود که از ۱۹تا ۲۱ فروردین ۱۳۷۹ به مدت سه روز از سوی حزب سبز آلمان و به دعوت بنیاد هاینریش بل در خانهٔ فرهنگ‌های جهان در برلین بر‌گزار شد.[۱]

این کنفرانس نزدیک به دو ماه بعد از انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی در ایران بر‌گزار می‌شد. این انتخابات با پیروزی جبهه دوم خرداد متشکل از حامیان رئیس‌جمهور، سید محمد خاتمی، به پایان رسیده بود و تعدادی از فعالان سیاسی و نویسندگان نزدیک به این جناح برای سخنرانی در مورد تحولات سیاسی ایران به این کنفرانس دعوت شده بودند.

محتویات

    ۱ هدف
    ۲ مخالفت‌های اولیه
    ۳ جنجال‌آفرینی
    ۴ محاکمه شرکت کنندگان
    ۵ شرکت‌کنندگان
    ۶ منابع

هدف

شرکت‌کنندگان در این کنفرانس هدف از برگزاری آن را از یک سو نشان دادن نظرات متنوع طیف‌های مختلف فکری اصلاح‌طلب، با هدف ایجاد پلی میان اصلاح طلبان و اندیشمندان داخلی و فعالان سیاسی خارج از کشور، و از سوی دیگر برگزاری گفتگو بین شخصیت‌های ایرانی و آلمانی جهت ترمیم و بهبود وضع افکار عمومی آلمان‌ها نسبت به ایران و به تبع آن افزایش روابط اقتصادی و صنعتی طرفین اعلام کردند.[۱]
مخالفت‌های اولیه

کنفرانس از یک سو مورد مخالفت و اعتراض برخی گروه‌های اپوزیسیون خارج از کشور قرار گرفت و از سوی دیگر در داخل با واکنش برخی جریان‌ها و روزنامه‌هایی نظیر روزنامه کیهان مواجه شد.[۱]

حزب کمونیست کارگری ایران از مخالفین اصلی این برنامه بود و میتینگ آلترناتیوی را هم در بیرون سالن کنفرانس بر‌گزار کرده بود.

اما اعتراضات داخل سالن کنفرانس زمانی شروع شد که، شادی امین فعال حقوق بشر مقیم آلمان به احترام کشته شدگان راه آزادی توسط جمهوری اسلامی درخواست یک دقیقه سکوت کرد اما مورد بی توجهی بر‌گزار کنندگان کنفرانس قرار گرفت و به دنبال آن وی توسط ماموران امنیتی داخل سالن مورد ضرب و شتم قرار گرفت بطوری که بخاطر شدت جراحات به بیمارستان منتقل شد. این اتفاق باعث آغاز اعتراض گسترده بخش عمده حاضرین در سالن شد. آنها همچنین به خاطر عدم دعوت از فعالان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی با ادامه کنفرانس به شدت مخالفت کردند. [۲] [۳]

از جمله سخنرانان مخالف در کنفرانس که از اعضای رهبری حزب کمونیست کارگری بودند می توان به آذر مدرسی و مینا احدی اشاره کرد. در حالی که همه نیروهای معترض به کنفرانس با فریاد و شعارهای بی وقفه مصمم بودند مانع ادامه کنفرانس شوند، آذر مدرسی پشت تریبون رفت و اعلام کرد که نمایندگان مخالفان با برگزارکنندگان کنفرانس به توافق رسیده اند که اگر به آنان اجازه صحبت داده شود، معترضین در مقابل، ساکت شوند تا کنفرانس کار خود را ادامه دهد و از حاضرین سوال کرد که آیا موافق این قرار هستند یا نه که فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی سالن را فرا گرفت. [۴]

در ادامه مینا احدی نیز در قسمتی دیگر پشت تریبون رفت و بعنوان بر‌گزار کننده میتینگ آلترناتیو بیرون سالن، بعنوان یک زن که همسرش را جمهوری اسلامی اعدام کرده است و بعنوان یک کمونیست که هم سنگرانش را جمهوری اسلامی به جوخه های مرگ سپرده بود، اعلام کرد که جمهوری اسلامی رفتنی است. [۵] اشاره مینا احدی به ماجرای کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ بود.

از سخنرانان میتینگ آلترناتیو بیرون از سالن می توان از بصیر نصیبی، سینماگر ایرانی در تبعید نام برد.

بعدها انتقادات گسترده ای از سوی نیروهای مختلف سیاسی نزدیک به جمهوری اسلامی و جبهه دوم خرداد علیه حزب کمونیست کارگری ایران به خاطر برهم زدن این کنفرانس مطرح شد. سایت پیک نت متعلق به جناحی از حزب توده در نوشته های مختلفی بهم زدن کنفرانس برلین را دستور مستقیم وزارت اطلاعات به حزب کمونیست کارگری عنوان کرده است.[۶] در مقابل رهبری این حزب، دوم خردادی ها را متهم کرد که به کنفرانس برلین رفته بودند تا نسل کشی ها و اعدام ها و سنگسار ها، گورهای بدون نشان، کارگران بدون معاش، زنان بدون حق، جوانان بدون آینده، کودکان تباه شده، اعتقادات سرکوب شده، صداهای خفه شده، بی حقوقی مطلق انسان در صحن جامعه و متن قوانین و چرخش مرگبار شمشیر قصاص و سبعیت اسلامی در تمام زندگی و ذهن شهروندان این کشور بختک زده را پشت شمایل مقوایی یک آخوند مرتجع و لفاظی های بی ارزش در مورد "اسلام مدرن" مخفی کنند.[۷] رسانه های داخل ایران نیز سالها بعد با پرداختن به حواشی این کنفرانس، عموماً از آوردن نام صحیح این حزب خودداری می کنند.[۸]
جنجال‌آفرینی

تلویزیون ایران با پخش برنامه‌ای ۳۰ دقیقه‌ای از بخش‌هایی کوتاه و سری شده از حدود ۱۶ ساعت از بعضی سخنرانی‌های نشست‌های کنفرانس (و نه تمام آن‌ها)، در دو شب متوالی ۲۹ و ۳۰ فروردین ماه ۱۳۷۹ از شبکه اول صدا و سیمای جمهوری اسلامی، به این کنفرانس جنبه ملی و ابعادی فراگیر بخشید. در این فیلم صحنه‌هایی از عریان شدن یک مرد، رقصیدن یک زن، فریادهای مرگ بر جمهوری اسلامی و سران آن و بریده‌هایی از فیلم سخنرانی روزهای مختلف در کنار این صحنه‌ها پخش شد.[۱]

جنجال اصلی بر سر کنفرانس برلین یک هفته بعد از تمام شدن آن شروع شد. ماجرا به سرعت بالا گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای این کنفرانس را توطئه آلمان‌ها و هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران آن را در راستای همه توطئه‌های آمریکا از حمله نظامی طبس به این سو خواندند. کفن پوش‌ها در قم و شهرهای دیگر به راه افتادند و روحانیان طرفدار حکومت حکم ارتداد شرکت کنندگان را صادر کردند. ماجرا به یکی از گسترده‌ترین بحران‌های سیاسی بعد از پیروزی محمد خاتمی تبدیل شد.[۹]
محاکمه شرکت کنندگان

حکم احضار از طرف دستگاه قضایی برای همه شرکت کنندگان فرستاده شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بازجویی و تفهیم اتهام شدند.[۱] اما همواره این ابهام باقی ماند که چرا فقط عده خاصی از شرکت‌کنندگان در کنفرانس مورد غضب و محاکمه دستگاه قضایی قرار گرفتند.

از میان شرکت‌کنندگانی که عضو کانون نویسندگان بودند و فاقد پایگاه و حمایتی در داخل نظام، عده‌ای همچون کاظم کردوانی و چنگیز پهلوان به ایران باز نگشتند و به تدریس در دانشگاه‌های خارج از کشور و فعالیت‌های فرهنگی خود مشغول شدند.[۱۰]

بسیاری از شرکت‌کنندگان اساساً دستگیر نشدند و بقیه پس از چند ماه آزاد شدند؛ اما حسن یوسفی اشکوری ابتدا به اعدام و سپس به هفت سال زندان و اکبر گنجی ابتدا به ده سال و سپس به شش سال زندان محکوم گردیدند. اشکوری بعد از چهارسال و نیم آزاد شد و اکبر گنجی تمامی شش سال را در زندان ماند.[۹]

حزب کمونیست کارگری ایران در واکنش به این محاکمات، احکام محکمه اسلامى پرونده برلین را بی ربط به شرکت و اظهار نظر این افراد در آن کنفرانس اعلام کرد و یادآور شد این احکام ربطى به اعتراض مخالفان حکومت در سالن کنفرانس برلین و عکس العمل این سخنرانان در قبال آن وقایع ندارد. منصور حکمت رهبر وقت این حزب در نوشته ای کوتاه یادآور شد که نوارهاى ویدئویى کنفرانس برلین گواه این است که اغلب متهمین جانانه از حکومت اسلامى شان در ایران دفاع کردند. نه فقط این، بلکه کسانى نظیر سحابى، رئیس دانا، جلائى پور و اشکورى، و برخى دیگر، چه قبل از تشکیل پرونده، در جراید و سخنرانى ها و چه در دفاعیات خود، باز آزادیخواهان و انقلابیون سرنگونى طلب و حزب کمونیست کارگرى و رهبرانش را آماج شدید ترین حملات و ترور شخصیت قرار دادند، کوچکترین ابایى از این نداشتند که ما را "عامل اجانب" بخوانند و عملاً فتواى اعداممان را طلب کنند. اساساً اگر کنفرانس برلین چیزى را نشان جناح راست داد، وفادارى دوم خردادى ها به نظام بود. [۱۱]
شرکت‌کنندگان

۱۷ شرکت‌کننده در این کنفرانس با گرایش‌های متنوع بودند که بنا بر دعوت حزب سبزهای آلمان در آن کنفرانس حضور داشتند به ترتیب الفبا عبارتند از:[۱]

    علی افشاری
    چنگیز پهلوان
    حمیدرضا جلایی‌پور
    محمود دولت‌آبادی
    فریبرز رئیس‌دانا
    منیرو روانی‌پور
    محمدعلی سپانلو
    عزت‌الله سحابی
    شهلا شرکت
    علیرضا علوی‌تبار
    مهرانگیز کار
    جمیله کدیور
    کاظم کردوانی
    اکبر گنجی
    شهلا لاهیجی
    خدیجه مقدم
    حسن یوسفی اشکوری

عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری

عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری، با عنوان فرعی آسیب‌شناسی گذار به دولت دموکراتیک توسعه گرا نام کتابی است نوشته اکبر گنجی، روزنامه‌نگار و منتقد جمهوری اسلامی که در آن به افشای برخی از عوامل پشت پرده در جمهوری اسلامی می‌پردازد و آنان را در مظان اتهاماتی چون قتل مخالفان، فساد گستردهٔ اقتصادی و اخلاقی و سرکوب مخالفان داخلی و خارجی قرار می‌دهد. این کتاب در مدت تنها ۲ سال در ایران ۵۴ بار تجدید چاپ گردید اما با وقوع ماجرای کنفرانس برلین و دستگیری و محاکمه اکبر گنجی از انتشارات بعدی کتاب جلوگیری شد و هم‌اینک این کتاب جزو کتابهای بی‌مجوز محسوب می‌شود.

غلامحسین محسنی اژه‌ای

غلامحسین محسنی اژه‌ای (زاده: ۱۳۳۵ در اژیه) سیاست‌مدار، روحانی و قاضی ایرانی، سمت هایی چون دادستان دادگاه ویژه روحانیت، وزیر اطلاعات در دولت نهم و دادستان کل کشور را در اختیار داشته و هم اکنون معاون اول قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران است.

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ وقایع مهم در دوران تصدی
        ۲.۱ قضاوت در دادگاه غلامحسین کرباسچی
        ۲.۲ درگیری با عیسی سحرخیز
        ۲.۳ قتل‌های زنجیره‌ای
        ۲.۴ وزارت اطلاعات و برکناری
        ۲.۵ اقدام به محدودیت استفاده از اینترنت
    ۳ مسوولیت‌ها
    ۴ پانویس
    ۵ منابع

زندگینامه

وی در سال ۱۳۳۵ در اژیه (از توابع نایین اصفهان)بدنیا امد[نیازمند منبع]
وقایع مهم در دوران تصدی
قضاوت در دادگاه غلامحسین کرباسچی

او در سال ۱۳۷۷ قاضی دادگاه محاکمه غلامحسین کرباسچی بود. مباحثات میان او و کرباسچی در جلسات علنی دادگاه که از صداوسیما پخش می‌گردید، بازخورد زیادی داشت.
درگیری با عیسی سحرخیز

وی در کسوت رییس دادگاه ویژه روحانیت، در جلسه هفتگی هیات نظارت بر مطبوعات با عیسی سحرخیز نماینده مدیران مطبوعات در این هیات گلاویز شده، اقدام به پرتاب قندان به سوی او و سپس گاز گرفتن شانهٔ چپ او نمود. تاکنون به شکایت سحرخیز از او رسیدگی نشده است.[۱][۲]
قتل‌های زنجیره‌ای

اکبر گنجی پس از نوشتن کتاب‌های «تاریک‌خانه اشباح» و «عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری» از وی به عنوان یکی از افراد دخیل در قتل پیروز دوانی و قتل‌های زنجیره‌ای یاد کرد.[۳]
وزارت اطلاعات و برکناری

غلامحسین محسنی اژه‌ای در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ با رئیس جمهور وقت ایران، محمود احمدی نژاد، برای تصدی وزارت اطلاعات از مجلس رأی اعتماد گرفت و در روز ۳ مرداد ۱۳۸۸ از سمت خود برکنار شد.[۴]
اقدام به محدودیت استفاده از اینترنت

اژه ای در شهریورماه سال 1393 در نامه ای به دکتر محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات خواستار اعمال محدودیتهای بیشتر روی اینترنت نظیر فیلترینگ وایبر، واتس آپ، تانگو و سایر شبکه های اجتماعی شد. این اقدام وی واکنشهای بسیاری در آحاد جامعه ایران داشت.