اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

جرج هربرت واکر بوش

جرج هربرت واکر بوش (به انگلیسی: George H. W. Bush) (زادهٔ ۱۲ ژوئن ۱۹۲۴) چهل و یکمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از حزب جمهوری‌خواه بود. بوش اول در دوران زمامداری ریگان در سمت معاون وی مشغول به فعالیت بود. وی در طول سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ در زمان ریاست جمهوری ریچارد نیکسون سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، و مدیر سازمان سیا در سال‌های ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ بود و قبل از آن در سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۶ میلادی سفیر ایالات متحده در جمهوری خلق چین بود.

او فرزند پرسکات بوش، سناتور ایالات متحده در سال‌های ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳ و دوروتی واکر بوش است و جرج بوش پسر، رئیس جمهور سابق آمریکا و جب بوش چهل و سومین فرماندار فلوریدا از فرزندان وی هستند.

محتویات

    ۱ کودکی و جوانی
    ۲ جنگ جهانی دوم
    ۳ ازدواج و فرزندان
    ۴ دانشگاه ییل
    ۵ ریاست جمهوری
        ۵.۱ بحران لبنان
        ۵.۲ جنگ خلیج فارس
    ۶ نگارخانه
    ۷ پس از ریاست جمهوری
    ۸ تألیفات
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

کودکی و جوانی

جرج هربرت واکر بوش در خیابان آدامز واقع در میلتون درایالت ماساچوست به دنیا آمد. خانوادهٔ وی مدتی کوتاه پس از به دنیا آمدن وی به گرینویچ مهاجرت کردند و او تحصیلات ابتدایی را در همان جا گذراند و در سال ۱۹۳۶ به آکادمی فلیپس در ایالت ماساچوست رفت.
جنگ جهانی دوم

جرج بوش پس از فارغ التحصیلی از آکادمی فلیپس در هیجده سالگی با عنوان خلبان به نیروی دریایی ارتش ایالات متحده پیوست و به جنگ جهانی دوم رفت.
ازدواج و فرزندان

در دسامبر ۱۹۴۴ با باربارا پایرس ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد: جرج واکر بوش، پائولین رابینسون بوش (او در سال ۱۹۵۳ به علت سرطان خون از دنیا رفت)، نیل مالون بوش، ماروین بوش، جان الیس (جب) بوش و دوروتی بوش.
دانشگاه ییل

در سال ۱۹۴۵، جرج بوش پدر وارد دانشگاه ییل شد و در آن جا به عضویت محفل مخفی جمجمه و استخوان در آمد. بعضی عقیده دارند که عضویت وی در این گروه باعث شد که با خانواده‌های بانفوذی آشنا شود که شغل آیندهٔ وی را تحت تأثیر قرار دادند.
ریاست جمهوری

وی در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا سال ۱۹۸۸ به عنوان نامزد جمهوری‌خواهان مطرح شد و توانست مایکل دوکاکیس رقیب خود از حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا را مقهور کند و رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا شود.
بحران لبنان

بوش در اولین سال زمامداریش با بحران گروگانگیری لبنان مواجه شد.
جنگ خلیج فارس

در سال ۱۹۹۱ بوش در راس ائتلافی بین‌المللی متشکل از برخی از کشورهای غربی - آفریقایی و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس برای آزادی کویت از اشغال عراق وارد عمل شد.
نگارخانه

    در حال اعطای درجه نظامی به یکی از فارغ‌التحصیلان زن مدرسه نظامی وست پوینت - سال ۱۹۹۱

    در حال قسم خوردن در مراسم اعطای مقام ریاست جمهوری

    بهمراه رونالد ریگان و میخائیل گورباچف در نیویورک در ۱۹۸۸

    در حال تشییع جنازه پاپ ژان پل دوم بهمراه جرج دبلیو بوش، لورا بوش و بیل کلینتون

پس از ریاست جمهوری

بوش اول پس از مشکلات نسبی اقتصادی آمریکا، توسط بیل کلینتون نامزد دموکرات در انتخابات ۱۹۹۲ شکست خورد.

از سال ۱۹۹۲ وی از مشاغل سیاسی بازنشسته شده است. کتابخانه ریاست جمهوری جرج بوش مخزنی از وقایع دوران ریاست جمهوری وی است.
تألیفات

تألیفات وی به شرح زیر است:

    Looking Forward به سال ۱۹۸۷
    A World Transformed به سال ۱۹۹۸
    Heartbeat به سال ۲۰۰۱

معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا

معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شخص دوم در دستگاه اجرایی کشور ایالات متحده آمریکا است.

مردم ایالات متحده آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، علاوه بر نامزد ریاست جمهوری، انتخاب معاون وی را نیز با رای خود به نامزد ریاست جمهوری عملاً تایید می‌کنند.

بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، درصورتی که برای رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا مشکلی در ایفای وظایف وی روی دهد، معاون رئیس جمهور، مسئولیت اداره کشور را بر عهده می‌گیرد.

معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با هواپیمای نیروی هوایی دوم (Air Force Two) سفر می‌کند.

جو بایدن هم اکنون معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا است.

محتویات

    ۱ وظایف معاون رئیس جمهور
    ۲ انتخاب معاون رئیس جمهور
    ۳ معاونان روسای جمهور در گذز زمان
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

وظایف معاون رئیس جمهور
جرج هربرت واکر بوش در مقام معاون رئیس جمهور دولت رونالد ریگان در ۱۹۸۴

معاون رئیس جمهور علی‌رغم عنوان مهم وی، در قانون اساسی و نظام سیاسی این کشور ازنقش عمده‌ای برخوردار نیست. مقام وی بیشتر تشریفاتی است و در حقیقت منتظر می‌ماند، تا در صورت بروز مشکل برای رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، جانشین وی شود. به همین دلیل اکثر معاونین روسای جمهور ایالات متحده تاثیر عمده‌ای بر تاریخ این کشور برجای نگذاشته‌اند. به استثنا آن دسته از روسای جمهور که جانشین روسای خود شدند و یا توانستند در انتخابات به عنوان رئیس جمهور بعدی به پیروزی برسند، نام دیگر معاونین روسای جمهور در خاطر و یاد ملت آمریکا باقی نمانده‌است.

تنها مقام رسمی معاون رئیس جمهور بر مبنای قانون اساسی، ریاست وی بر مجلس سنای ایالات متحده آمریکا است. معاون رئیس جمهور رئیس سنا شناخته می‌شود و اداره جلسات رسمی را بر عهده می‌گیرد. اما همین مقام نیز صرفاً تشریفاتی است. رئیس سنا نمی‌تواند در رای گیری‌های این مجلس شرکت کند، مگر آنکه آرا بطور مساوی میان نمایندگان تقسیم شود و امکان تصویب لوایح وجود نداشته باشد. در چنین صورتی، رای رئیس سنا سرنوشت ساز خواهد بود و وی می‌تواند با رای خود یک لایحه قانونی را به تصویب برساند. معاون رئیس جمهور نیز به صورت مرتب در جلسات سنا شرکت نمی‌کند و Present Pro tempo که ارشدترین مقام حزب حاکم در سنا می‌باشد، ریاست جلسات را در غیاب معاون رئیس جمهور بر عهده می‌گیرد.
انتخاب معاون رئیس جمهور

در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، معرفی نامزد معاون رئیس جمهور موجب توازن میان جناح‌های مختلف سیاسی شده و به افزایش مشارکت عمومی در انتخابات کمک می‌کند . به عنوان مثال، اگر حزبی در یک انتخابات ریاست جمهوری یک نامزد جوان و لیبرال مسلک را از منطقه شمال شرقی کشور برای ریاست جمهوری معرفی کند، سعی می‌شود نامزد معاونت ریاست جمهوری از غرب و با گرایش‌های محافظه کارانه و با سن بالا انتخاب شود تا در نهایت میان تمایلات متعدد داخل حزب نوعی توازن برقرار گردد. رای دهندگان نیز با در نظر گرفتن مجموع امتیازات نامزد ریاست جمهوری و نامزد معاونت ریاست جمهوری در انتخابات شرکت می‌کنند.

پس از پایان انتخابات، موضوع معاونت ریاست جمهوری به فراموشی سپرده می‌شود. درحقیقت تا سال ۱۹۶۷ قانون اساسی درخصوص معرفی و انتخاب معاون رئیس جمهور در صورت خالی ماندن این سمت مسکوت بود. تا پیش از آن تاریخ، در ۱۶ مورد به مدت مجموعاً ۳۷ سال، کشور فاقد معاون رئیس جمهور بود. با جانشین شدن یک معاون رئیس جمهور به جای رئیس جمهور فوت شده و یا ترور شده، رئیس جمهور جدید معاونی برای خود انتخاب نمی‌کرد. حتی هنگامی که یک معاون رئیس جمهور فوت می‌کرد، رئیس جمهور ضرورتی برای انتخاب معاون احساس نمی‌کرد. درنتیجه در تمام این موارد، پست معاونت ریاست جمهوری خالی می‌ماند. تنها پس از ترور جان اف کندی و انتخاب لیندون جانسون به جای وی، نیاز به انتخاب معاون رئیس جمهور جدید احساس شد. جانسون که خود جانشین کندی شده بود دچارحمله قلبی شد و اگر دراثر این بیماری فوت می‌کرد، ایالات متحده فاقد رئیس حمهور می‌شد. اگر چه بر اساس «قانون جانشینی رئیس جمهور» مورخ ۱۹۴۷ در صورت بروز چنین مشکلی، ابتدا رئیس مجلس نمایندگان و در مرحله بعدی President Pro tempone به عنوان کفیل رئیس جمهور انتخاب می‌شود، امااز آنجا که درزمان حمله قلبی جانسون، هردوی این افراد سنی بالای ۷۰ سال را داشتند، نگرانی از فقدان معاون رئیس جمهور بیش از هر زمان دیگری احساس شد.

برای جلوگیری از وقوع یک بحران غیر قابل پیش بینی، تصویب یک اصلاحیه جدید قانون اساسی ضروری تشخیص داده شد. درسال ۱۹۶۵، کنگره اصلاحیه بیست و پنجم قانون اساسی را به تصویب رساند و با تصویب آن در سال ۱۹۶۷ توسط مجالس قانونگذاری ایالت‌ها، این الحاقیه جنبه قانونی به خود گرفت . براساس این اصلاحیه، در صورتی که پست معاونت ریاست جمهوری خالی بماند، رئیس جمهور موظف است فردی را به کنگره ایالات متحده آمریکا معرفی کند و با تصویب اکثریت آراء هر دو مجلس، وی به عنوان معاون رئیس جمهور برگزیده می‌شود. نخستین فردی که بر اساس این اصلاحیه به عنوان معاون رئیس جمهور انتخاب شد، جرالد فورد بود. درجریان ماجرای رسوایی واترگیت، اگینو پیش از نیکسون استعفا کرد و نیکسون، فورد را به عنوان جانشین وی برگزید. اگر اصلاحیه بیست و پنجم در سال ۱۹۶۷ به تصویب نرسیده بود، ۷ سال پس از آن، استعفای نیکسون، رسوایی واترگیت را به یک بحران قانونی تبدیل می‌کرد.
معاونان روسای جمهور در گذز زمان

از میان ۴۷ معاون رئیس جمهور که از زمان جرج واشنگتن تاکنون ریاست سنا را در دست داشته‌اند، تنها جان آدامز نخستین معاون رئیس جمهور ایالات متحده بیش از دیگران در فرایند رای گیری در سنا شرکت کرده‌است. وی در طول ۸ سال ریاست بر سنا، ۲۹ بار از حق قانونی خود برای شرکت در رای گیری‌های سنا استفاده کرد، در حالی که دیگر معاونین روسای جمهور حتی نتوانسته‌اند در ۲۰۰ سال گذشته به رکورد وی نزدیک شوند.

درطول بیش از ۲۰۰ سال گذشته، ۱۴ تن از ۴۶ معاون رئیس جمهور توانستند بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زنند. این افراد عبارت‌اند از: جان آدامز، توماس جفرسون، مارتین ون بورن، جان تایلر، میلارد فیلمور، اندرو جانسون، چستر آلن آرتور، تئودور روزولت، وارن گامالیل هاردینگ، هری ترومن، ریچارد نیکسون، لیندون بنیز جانسون، جرالد رودولف فورد و جورج هربرت واکربوش . از این تعداد نیز تنها تایلر، فیلمور، آندره جانسون و فورد بدون کسب آرای مردمی وصرفاً در اثر در گذشت و یا استعفای رئیس جمهور قبلی به قدرت رسیدند.

مجلس سنای ایالات متحده آمریکا

سنای ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: United States Senate) یکی از دو مجلس کنگره ایالات متحده آمریکا است. تعداد نمایندگان سنای ایالات متحدهٔ آمریکا ۱۰۰ نفر است و هر ایالت فارغ از بزرگی و یا کوچکی، دو نماینده در سنا دارد. سناتورها برای ۶ سال انتخاب می‌شوند و عضویت آنان محدودیتی ندارد.

محتویات

    ۱ مقدمه
    ۲ شرط عضویت در سنای ایالات متحده آمریکا
    ۳ کمیته‌های اصلی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع

مقدمه

در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا گفته شده‌است که پس از انتخاب سناتورها، براساس قرعه کشی، آنان به سه گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول تنها دو سال در سنا حضور دارند و در انتخابات بعدی مجدداً شرکت کنند . گروه دوم به مدت ۴ سال، و نهایتاً گروه سوم ۶ سال درسنا خواهند ماند. بدین ترتیب هردو سال یکبار و در جریان انتخابات عمومی و یا میاندوره‌ای، یک سوم نمایندگان سنا نیز تغییر می‌کنند. مجالس قانونگذاری همان ایالت برگزیده می‌شدند. اما اصلاحیه هفدهم وظیفه انتخاب سناتورها را بطور مستقیم برعهده شهروندان قرار داد. با این تصمیم، نقش و نفوذ مجالس ایالتی در شکل‌دهی به نهادهای فدرال، به‌ویژه کنگره ایالات متحده کاهش یافت.

اصلاحیه هفدهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا نحوه انتخاب سناتورها را تغییر داد . تا پیش از سال ۱۹۱۳، دو نماینده هر ایالت درسنا، توسط ریاست سنا بر اساس قانون اساسی بر عهده معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا است. این سمت تقریباً تشریفاتی است که درمراسم رسمی از جمله تشکیل جلسه کنگره بر دوش معاون رئیس جمهور گذاشته می‌شود. وی عمدتاً در جریان رای گیری در سنا حاضر نمی‌شود و تنها زمانی رای می‌دهد که آرای سناتورها به صورت مساوی تقسیم شده باشد. هرگاه در مجلس سنا، مصوبه‌ای ۵۰ رای مثبت و ۵۰ رای منفی داشته باشد، معاون رئیس جمهور به عنوان رئیس سنا رای خود را به صندوق می‌اندازد و به این شکل سرنوشت آن مصوبه را تعیین می‌کند.

در غیاب معاون رئیس جمهور که اغلب در هنگام مذاکرات سنا حاضر نیست، ارشدترین عضو حزب اکثریت، جلسات را اداره می‌کند، که به زبانزد رئیس موقت مجلس سنا ه می‌نامیدند.

در سنا نیز همانند مجلس نمایندگان، رهبر اقلیت به عنوان رهبر اپوزیسیون شناخته می‌شود.
بحث در سنا (سال ۱۸۵۰)
شرط عضویت در سنای ایالات متحده آمریکا

    حداقل ۳۰ سال سن
    دارا بودن حداقل ۹ سال تابعیت ایالات متحده آمریکا
    سکونت در ایالت مورد نظر درزمان بر پایی انتخابات

کمیته‌های اصلی
یکی از کمیته‌های مجلس سنا در حال کار

    کشاورزی، تغذیه و جنگلداری
    تخصیص بودجه
    سرویس نظامی
    بانکداری، مسکن و امور شهری
    بودجه
    بازرگانی، علوم و حمل ونقل
    انرژی ومنابع طبیعی
    محیط زیست و فعالیت‌های عمومی
    مالی
    روابط خارجی
    امور حکومتی
    قضایی
    کارو منابع انسانی
    قوانین و امور دولتی
    فعالیت‌های تجاری کوچک
    امور سربازان از جنگ باز گشته

وتوی مصوبات کنگره ایالات متحده آمریکا

وتوی مصوبات کنگره ایالات متحده آمریکا یکی از اختیارات رییس جمهور آمریکا است.

قانون اساسی ایالات متحده آمریکا به رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا اختیار داده در صورت تشخیص خود و در جهت حفظ منافع ملی، مصوبات کنگره ایالات متحده آمریکا را وتو نماید. روسای جمهور نیز بارها از این حق قانونی خود علیه کنگره استفاده کرده‌اند. اما این حق نیز محدود است . هر گاه رئیس جمهوری یک مصوبه کنگره را وتو نماید، نمایندگان مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و مجلس سنای ایالات متحده آمریکا می‌توانند در یک رای گیری مجدد و تصویب آن مصوبه با دو سوم آرا، وتوی رئیس جمهور را باطل اعلام کند . در چنین صورتی طرح قانونی کنگره لازم الجرا خواهد شد و رئیس جمهور نمی‌تواند از اجرای آن سرباز زند.

اما شیوه دیگری برای مخالفت با لوایح قانونی کنگره وجود دارد. بر اساس قانون، رئیس جمهور تنها ۱۰ روز برای تائید و یا مخالفت با مصوبات کنگره وقت دارد و اگر در این مدت اعلام نظر نکند، لایحه به صورت خود کار جنبه قانونی بخود می‌گیرد. ممکن است این فاصله ۱۰ روزه با آخرین روزهای دوره دو ساله کنگره مصادف شود و عمر کنگره پیش از پایان مهلت ۱۰ روزه به سرآید. درچنین صورتی رئیس جمهور به جای استفاده از ” وتوی قانونی ” Legal Veto از ” وتوی تاخیری ”Pocket Veto استفاده می‌کند و عملاُ اعلام نظر خود را در خصوص لایحه مزبور به تاخیر می اندازد تا کنگره تعطیل شود. ویژگی عمده وتوی تاخیری این است که کنگره نمی‌تواند همانند وتوی قانونی با آراء دوسوم خود وتوی رئیس جمهور را باطل اعلام نماید. به همین دلیل در آخرین روزهای حیات کنگره، روسای جمهور از وتوی تاخیری بارها استفاده می‌کنند به این امید که در انتخابات بعدی با کسب موفقیت بهتر در کنگره، به استفاده از وتوی قانونی برای رد لوایح مزبور مجبور نشوند. بر اساس قوانین کنگره، هر لایحه قانونی که در خلال فعالیت دو ساله کنگره به تصویب نرسد، در دوره بعدی کنگره باید از ابتدا فرایند قانونگذاری را طی نماید. چه بسا با تغییر توازن حزبی در کنگره لایحه مزبور موضوعیت خود را از دست بدهد.

کنگره ایالات متحده آمریکا

کنگره ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: United States Congress) شاخه قانونگذاری در دولت ایالات متحده آمریکا است. کنگره آمریکا حاوی دو مجلس سنا و نمایندگان است. هم‌اکنون ۱۱۳مین کنگره ایالات متحده آمریکا رسمیت دارد.

محل کنگره در ساختمان کاپیتول است، و تاسیس کنگره به سال ۱۷۷۴، یعنی دو سال قبل از استقلال آمریکا باز می‌گردد.

کنگره محلی است که مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و نیز مجلس سنای ایالات متحده آمریکا تشکیل می‌شود.

وظیفه قانونگذاری بر اساس قانون اساسی بر عهده نمایندگان کنگره‌است و هر قانونی برای تصویب، نیاز به تائید هر دو مجلس دارد.

محتویات

    ۱ مقدمه
    ۲ تاریخچه کنگره
    ۳ زمان تشکیل جلسه کنگره
    ۴ ساختار اجرایی کنگره ایالات متحده آمریکا
    ۵ نگارخانه
    ۶ وظایف کنگره ایالات متحده آمریکا
    ۷ منابع
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ پیوند به بیرون

مقدمه
نشان رسمی

قانون اساسی ایالات متحده آمریکا با تشریح و توصیف عملکرد و قدرت نهاد قانونگذاری آغاز می‌شود و از همین رو می‌توان به اهمیت ونقش این نهاد در بین تدوین کنندگان قانون اساسی آمریکا پی برد.

بنیانگذاران آمریکا با انتشار اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا از امپراتوری بریتانیا، کشوری را بنیان گذاشتند که درآن حق رای مردم و تعیین نمایندگانی برای اداره کشور مهم‌ترین خواست عمومی به شمار می‌آمد. سالیان طولانی سلطه حاکمان انگلیسی تحت لوای سرنیزه کت قرمزها، گرایش به آزادی و دموکراسی را درمیان مهاجرین سفید پوست و عمدتاً انگلیسی تبار تقویت کرده بود. پدران استقلال آمریکا برای حفاظت وحراست از این خواست عمومی، کنگره نمایندگان را شکل دادند تا به آرمان «حکومت مردم بر مردم و برای مردم» جامه عمل بپوشانند.

بخش اول فصل اول قانون اساسی تصریح می‌کند:

    تمام قدرت قانونگذاری در کنگره ایالات متحده تمرکز خواهد یافت که از سنا و مجلس نمایندگان تشکیل خواهد شد.

بدین ترتیب مهم‌ترین وظیفه که درعین حال وظیفه انحصاری نیز به شمار می‌آید، برای کنگره ترسیم شد که همانا وظیفه قانونگذاری است. در ادامه این فصل به تفصیل جزئیات بیشتری از دیگر وظایف کنگره، ساختار و عملکرد آن توصیف شده‌است.

قانونگذاری در ایالات متحده آمریکا انحصاراً در اختیار کنگره ایالات متحده آمریکا است و رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا حق دخالت در فرایند قانونگذاری را ندارد. نظارت نیز از طریق تائید مسولان بلند پایه دولت و روند استیضاح در ایالات متحده آمریکا تحقق می‌یابد. در ایالات متحده آمریکا هیچ نهادی حق انحلال کنگره را ندارد در حالی که دراغلب نظام‌های حکومتی در اروپا، نخست وزیر ویا رئیس جمهور از اختیار انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زود هنگام برخوردار است.

انتخابات کنگره ایالات متحده آمریکا (گاهی بصورت انتخابات میان‌دوره‌ای در ایالات متحده آمریکا) هر دو سال یکبار برگزار می‌شود.
تاریخچه کنگره
کنگره در سال ۱۹۱۴

تعیین نظام قانونگذاری دو مجلسی در ایالات متحده آمریکا ریشه در دوران پیش از استقلال دارد. در دوران حاکمیت لندن بر مستعمرات سیزده گانه، امپراتوری بریتانیا دارای دو مجلس اعیان وعوام بود و همین الگو نیز توسط دولت‌های ایالتی در سرزمین‌های جدید به مرحله اجرا گذاشته شد. تاپیش از آغاز جنگ استقلال، از ۱۳ مستعمره انگلیسی ۱۱ ایالت با دو مجلس اداره می‌شد. این مستعمره‌ها پس ازکسب استقلال همین سیستم قانونگذاری را در پیش گرفتند و نظام دو مجلسی را در قانون اساسی ایالات متحده آمریکا بوجود آوردند. البته ضرورت‌های محلی در سرزمین آمریکا، تشکیل دو مجلس را در این کشور نوپا تقویت کرد.

هنگامی که نمایندگان ایالت‌ها در کنگره قاره‌ای در شهر فیلادلفیا در سال ۱۷۷۶ جمع شدند، در خصوص تعیین نمایندگان هر ایالت درنهاد قانونگذاری اختلاف نظر شدید بروز کرد و ایالت‌ها تا سرحد جدایی از یکدیگر پیش رفتند. ایالت‌های پرجمعیت و عمدتاَ شمالی خواستار تشکیل یک مجلس برمبنای تعداد جمعیت هر ایالت بودند در حالی که ایالت‌های کم جمعیت بدلیل نگرانی از اعمال سلطه ایالت‌های پر جمعیت در نهاد قانونگذاری، از نظریه برابری تعداد نمایندگان ایالت‌ها بدون احتساب جمعیت آنان طرفداری می‌کردند. در ابتدا چنین به نظر می‌رسید که راه حلی برای خروج از بن بست مذاکرات وجود ندارد چرا که علیرغم وحدت نظر میان ایالت‌ها برای مبارزه با دشمن خارجی، ایالت‌ها با یکدیگر رقابت‌های شدید و دیرینه نیز داشتند. پس از مذاکرات فشرده سرانجام نماینده ایالت مریلند راه حل بینابینی را پیشنهاد کرد. در این پیشنهاد، نهاد قانونگذاری ازدو مجلس تشکیل می‌یافت که درآن نمایندگان مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا بر حسب جمعیت هر ایالت انتخاب می‌شدند واز هر ایالت ۲ نفر نیز به طور مساوی به مجلس سنای ایالات متحده آمریکا راه می‌یافتند. تصویب قوانین نیز توسط هر دو مجلس صورت می‌گرفت و ایالت‌های کوچک‌تر و کم جمعیت تر می‌توانستند به اندازه ایالت‌های بزرگ‌تر بر روند تصمیم گیری تأثیر بگذارند.

نخستین کنگره ایالات متحده آمریکا بر اساس قانون اساسی، درتاریخ ۴ مارس ۱۷۸۹ در ساختمان فدرال هال نیویورک افتتاح شد. تا آن تاریخ تنها ۱۰ ایالت از ۱۳ ایالت قانون اساسی را در مجلس قانونگذاری خود تصویب کرده بودند. از این رو اعضاء نخستین کنگره شامل ۵۹ نماینده مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و ۲۰ سناتوربود. با افزایش تدریجی تعداد ایالت‌ها طی ۲۲۰ سال گذشته شمار نمایندگان کنگره نیز رو به افزایش گذاشت تا اینکه هم اکنون تعداد نمایندگان مجلس نمایندگان به ۴۳۵ نفر و تعداد نمایندگان مجلس سنای ایالات متحده آمریکا به ۱۰۰ نفر رسیده‌است.

ژانت رنکین (به انگلیسی: Jeannette Rankin) در ۱۹۱۷ نخستین زن آمریکایی بود که بعنوان نماینده یک ایالت (ایالت مونتانا) پای به کنگره ایالات متحده آمریکا گذاشت.
زمان تشکیل جلسه کنگره
گنبد ساختمان کاپیتول

مجالس نمایندگان و سنا هر یک جداگانه تشکیل می‌شوند و به وظایف خاص خود می‌پردازند. این دو مجلس در یک روز مشخص جلسه مشترک برگزار می‌کنند که به آن جلسه ” کنگره ” می‌گویند. در متن قانون اساسی مصوب سال ۱۷۸۹، تشکیل جلسه سالیانه کنگره، اولین دوشنبه ماه دسامبر تعیین شده بود. اما در اصلاحیه بیستم مصوب سال ۱۹۳۳ این تاریخ تغییر کرد. اکنون زمان تشکیل کنگره ظهر سومین روز ماه ژانویه‌است.

یکی از ویژگی‌های نظام پارلمانی در ایالات متحده آمریکا فقدان وجود انضباط قوی حزبی در جریان تصمیم گیری است. برخلاف کشورهای اروپایی که احزاب درپارلمان به شکل کاملاً منسجم و یکدست رای می‌دهند، در ایالات متحده دیده می‌شود که برخی از نمایندگان خلاف مواضع حزب خود تصمیم می‌گیرند. به عنوان مثال، درسال ۱۹۹۷، تنها ۵۰ درصد از قوانین بر اساس گرایش‌های حزبی به تصویب رسید و ۵۰ درصد دیگر، با آرای هر دوحزب به تائید نمایندگان رسید. در همان سال مشخص شد که تنها ۸۲ درصد از نمایندگان دموکرات مجلس نمایندگان و ۸۸ درصد نمایندگان جمهوری‌خواه به قوانین مورد نظر احزابشان رای مثبت داده‌اند.
ساختار اجرایی کنگره ایالات متحده آمریکا
نوشتار اصلی: کمیته‌های کنگره ایالات متحده آمریکا


کنگره ایالات متحده آمریکا از دو مجلس، یکی مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا با ۴۳۵ عضو و دیگری مجلس سنای ایالات متحده آمریکا با ۱۰۰ عضو تشکیل شده‌است که به صورت مشترک به امر قانونگذاری مشغول هستند. علاوه بر این دو مجلس، کنگره چهار نوع کمیته دیگر نیز دارد که عبارت‌اند از:

    کمیته‌های اصلی کنگره ایالات متحده آمریکا
    کمیته‌های فرعی کنگره ایالات متحده آمریکا
    کمیته‌های مشترک کنگره ایالات متحده آمریکا
    کمیته کنفرانس کنگره ایالات متحده آمریکا

نگارخانه

    نمای اصلی ساختمان کاپیتول

    نطق ریاست جمهوری به کنگره نمایندگان

    نمای داخل گنبد دو جداره

وظایف کنگره ایالات متحده آمریکا

    نوشتار اصلی: وظایف کنگره ایالات متحده آمریکا

    قانونگذاری
    تصویب بودجه دولت
    اعلام جنگ
    تصویب پیمان‌های خارجی
    تائید مقامات دولتی
    تائید قضات دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا
    استیضاح رئیس جمهور ( روند استیضاح در ایالات متحده آمریکا )
    ابطال وتوی رئیس جمهور (وتوی مصوبات کنگره ایالات متحده آمریکا )

اف‌بی‌آی

اداره تحقیقات فدرال و یا پلیس فدرال آمریکا (به انگلیسی: Federal Bureau of Investigation) معروف به اف‌بی‌آی از نهادهای رسیدگی به جنایات و جرایم فدرال است که وابسته به وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا می باشد.

این اداره در ابتدا وظیفه تحقیق از وزارت دادگستری آمریکا را بر عهده داشت اما بعد از انتصاب جان ادگار هوور در سال ۱۹۲۴ به ریاست آن، به تدریج کنگره ایالات متحده آمریکا بر وظایف آن افزوده و از سال ۱۹۳۵ به بعد وظیفه رسیدگی های مربوط به قوانین فدرال و همجنین اقدام علیه امنیت داخلی آمریکا به این نهاد محول شد.

شیلی

شیلی، با نام رسمی جمهوری شیلی (به اسپانیایی: República de Chile)، کشوری است در آمریکای جنوبی که پایتخت آن سانتیاگو است. شیلی در نقشه آمریکای جنوبی به مانند یک نوار بلند و باریک میان کوه‌های رشته کوه آند در شرق و اقیانوس آرام در غرب کشیده شده‌است. اقیانوس آرام کل مرز غربی این کشور را تشکیل می‌دهد، و از شمال با پرو، از شمال شرق با بولیوی، از شرق با آرژانتین، و در پایین‌ترین نقطه جنوبی کشور با گذرگاه دریک هم‌مرز است. این کشور به همراه اکوادور تنها کشورهایی در آمریکای جنوبی هستند که با برزیل مرز مشترک ندارند. طول خط ساحلی این کشور با اقیانوس آرام ۶۴۳۵ کیلومتر است.

شیلی است که معمولا توصیف شامل سه بخش. اولین بار از این، شناخته شده به عنوان قاره شیلی شامل یک نوار طولانی باریک از زمین در سواحل غرب از مخروط جنوبی که گسترش بین تشابه 17 درجه 29'57 "S و 56 درجه 32 'S، بیشتر از ساحل جنوب شرقی اقیانوس آرام به آند. این یک طول 4270 کیلومتر، حداکثر عرض 445 کیلومتر در 52 ° 21 'S، خارج از تنگه ماژلان، و حداقل عرض 90 کیلومتر در 31 درجه 37' S، بین پونتا آمولاناس و می رسد پاسو د لا کاسا د پیدرا. این مرز پرو به شمال، بولیوی به شمال شرق، آرژانتین به شرق، در مجموع 6339 کیلومتر از مرزهای زمین، و گذرگاه دریک در جنوب. دوم، به نام دیوار شیلی، مربوط به گروه از جزایر آتشفشانی در مجمع الجزایر جنوب اقیانوس آرام. خوان فرناندز و جزایر ناگوار متعلق به جنوب امریکا، جزیره سالاس ی گومز و جزیره ایستر، از لحاظ جغرافیایی در پلینزی واقع سوم، به نام سرزمین شیلی قطب جنوب به مساحت قطب جنوب در سال 1250 257.6 کیلومتر مربع بین طول جغرافیایی است 53 ° W و 90 درجه W که بر روی شیلی مدعی حاکمیت، گسترش مرز جنوبی آن به قطب جنوب. این ادعا است به حالت تعلیق که توسط پیمان قطب جنوب، که شیلی از امضا کنندگان است تصریح شده، بدون که امضا به منزله چشم پوشی. از آنجا که از حضور خود در امریکا، اقیانوسیه و قطب جنوب، شیلی خود را به عنوان یک کشور سه قاره توصیف می کند.

اسپانیا را فتح و شیلی استعمار در اواسط قرن 16، به جای حکومت اینکا در شمال و مرکز شیلی، اما شکست را به تسخیر مستقل ماپوچه که ساکنان جنوب مرکزی شیلی. پس از اعلام استقلال خود را از اسپانیا در سال 1818، شیلی در 1830s به عنوان یک جمهوری استبدادی نسبتا پایدار پدید آمده است. در قرن 19، شیلی شاهد رشد اقتصادی و ارضی قابل توجهی، پایان دادن به مقاومت ماپوچه در 1880s و به دست آوردن قلمرو شمالی در حال حاضر خود را در جنگ از اقیانوس آرام (1879-1883) پس از شکست پرو و بولیوی. در اواخر 1960s و 1970s زود، کشور قطبش چپ به راست شدید سیاسی و آشفتگی را تجربه کرد. این توسعه با کودتای 1973 شیلی که دولت جناح چپ سالوادور آلنده را سرنگون و نهاد یک دیکتاتوری نظامی جناح راست 16 ساله که بیش از 3000 نفر کشته و یا گم چپ به اوج خود رسید. رژیم به رهبری آگوستو پینوشه در سال 1990 به پایان رسید و پس از آن یک همه پرسی در سال 1988 از دست داده و توسط یک ائتلاف چپ میانه که از طریق چهار ریاست جمهوری تا سال 2010 حکومت موفق شد.


محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست شیلی
    ۳ نام شیلی
    ۴ جغرافیای شیلی
    ۵ تقسیمات اداری
        ۵.۱ شهرها
    ۶ مردم
    ۷ زبان
    ۸ فرهنگ و نمادهای ملی
    ۹ اقتصاد
    ۱۰ دفاع
        ۱۰.۱ پلیس
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ پانویس
    ۱۳ پیوند به بیرون
        ۱۳.۱ شرح منابع
        ۱۳.۲ منابع رسمی
        ۱۳.۳ اطلاعات عمومی
    ۱۴ منابع

تاریخ

    نوشتار اصلی: تاریخ شیلی

ماپوچه‌ها ساکنان اصلی مرکز و جنوب شیلی

حدود ۱۰ هزار سال پیش، مردم سرخ‌پوست مهاجر در داخل دره‌های حاصلخیز و در امتداد ساحلی که هم اکنون شیلی نامیده می‌شود، ساکن شدند. اینکاها امپراتوریشان را تا آنچه امروزه شیلی شمالی خوانده می‌شود گسترش دادند، اما بایر بودن این ناحیه از گسترش اقامت آنها جلوگیری می‌نمود.

فتح این سرزمین که امروزه شیلی خوانده می‌شود تنها بصورت تدریجی واقع شد، و اروپایی‌ها به دستان جمعیت محلی این نقطه متحمل عقب نشینیهای مکرر شدند. قیام گسترده ماپوچه که در سال ۱۵۳۳ آغاز شد به مرگ والدیویدا و تخریب بسیاری از مستعمرات اصلی در این نقطه منجر گردید. قیامهای اصلی بعدی در سالهای ۱۵۹۸ و ۱۶۵۵ رخ داد. هرگاه که ماپوچه‌ها و دیگر گروه‌های بومی شورش می‌نمودند، مرز جنوبی این مستعمره به سمت شمال جابجا می‌گردید.

لغو برده داری در سال ۱۶۸۳ از تنشها در مرز بین مستعمره و سرزمین ماپوچه‌ها تا بخش جنوب کاست، و اجازه داد تا تجارت بین استعمارگران و ماپوچه‌ها افزایش یابد.
سیاست شیلی

    نوشتار اصلی: سیاست در شیلی

    نوشتار اصلی: سیاست خارجه شیلی


نام شیلی
نوشتار اصلی: ریشه نام شیلی

نظریات متفاوتی راجع به ریشهٔ کلمهٔ «شیلی» وجود دارد. بر طبق یک نظریه، اینکاها در پرو، که در تسخیر سرزمین آروکانیان‌ها شکست خورده بودند، دره آکنکاگوا «شیلی» را با دستکاری در نام یک رئیس قبیله‌ای («کاسیکوئه») که «تیلی» خوانده می‌شد و در زمان تسخیر اینکاها در آن ناحیه حکومت می‌کرد، انتخاب نمودند.[۱]

نظریهٔ دیگر به شباهت درهٔ آکنکاگوا با درهٔ کاسما در پرو اشاره می‌کند که در آن یک شهر و دره با نام «شیلی» وجود داشت.[۲]
جغرافیای شیلی

    نوشتار اصلی: جغرافیای شیلی


به دلیل فاصله میان سرزمین اصلی (مین لند) و جزیره ایستر، شیلی چهار تراز متفاوت تنظیم زمان کشوری با زمان بین‌المللی (UTC) برای آنها استفاده می‌نماید:

    سرزمین اصلی از ۴- UTC، و در تابستان از نظام یکساعت جلوتر ۳- UTC استفاده می‌کند.
    جزیره ایستر از ۶- UTC، و در تابستان از سیستم یک ساعت جلوتر ۵- UTC استفاده می‌نماید.

تقسیمات اداری
ChileRegions.png

شیلی به ۱۳ ناحیه تقسیم می‌شود، که هریک تحت ریاست یک «مدیر» منصوب شده از سوی رئیس جمهوری اداره می‌شود. هر ناحیه نیز به [[استان‌هایی با «فرمانداران استانی» تقسیم می‌شود، که فرمانداران نیز توسط رئیس جمهور تعیین می‌گردند. نهایتاً هر استان به شهرداریهایی تقسیم می‌گردد،[۳] که اغلب به شهرداری‌ها عنوان کمونا را نسبت می‌دهند و هر شهرداری یک شهردار و چند مشاور برای خود دارد، که به عنوان "concejales" از سوی ساکنان آن نقاط انتخاب می‌شوند.

برای هر ناحیه یک نام و یک عدد رومی، از سمت شمال به جنوب منظور شده‌است. کلاً، اعداد رومی بیش از اسم این نواحی مورد استفاده قرار می‌گیرند. تنها مورد استثنا در ناحیه‌ای است که سانتیاگو قرار دارد و برای آن "RM" درنظر گرفته شده‌است، که بیانگر «رژیون متروپلیتانا»، یا «ناحیه پایتختی» می‌باشد.

در سال ۲۰۰۵، کنگره شیلی اصلاحیه‌ای از تصویب گذارند تا دو ناحیه جدید یکی در شمال در اطراف شهر آریکا، و یکی در بخش مرکزی جنوب حوالی والدیویدیا (ناحیه آکا از رودخانه‌ها) ایجاد شود. با قرار دادن اعداد رومی XIV و XV در اسامی این استان‌ها، هردو ناحیه ترتیب اعداد جغرافیایی که از شمال به جنوب تنظیم شده بود را برهم زدند. تصور بر این است که نام رسمی آنها جایگزین نام حاوی عددشان شود.
    نام     مرکز
XV     آریکا و پاریناکوتا     آریکا
I     تاراپاکا     ایکیلی
II     آنتوفاگوستا     آنتوفاگوستا
III     آتاکاما     کوپیاپو
IV     کوکیمبو     لا سرنا
V     والپارایزو     والپارایزو
VI     اوهیگینز     رانکاگوا
VII     مائولی     تالکا
VIII     بیوبیو     کونسپسیون
IX     آرائوکانیا     تموکو
XIV     لوس ریوس     والدیویا
X     لوس لاگوس     پورتومونت
XI     آیسن     کویایکی
XII     ماژلان     پونتا آرناس
RM     سانتیاگو     سانتیاگو
شهرها

    نمایش
    بحث
    ویرایش

    نمایش
    بحث
    ویرایش

شهرهای اصلی شیلی
سرشماری ۲۰۱۲
کلان‌شهر سانتیاگو
کلان‌شهر سانتیاگو

کلان‌شهر کنسپسیون
کلان‌شهر کنسپسیون
رتبه     شهر     ناحیه     جمعیت     کلان‌شهر والپارائیسو
کلان‌شهر والپارائیسو

کلان‌شهر لاسرنا
کلان‌شهر لاسرنا
۱     کلان‌شهر سانتیاگو     ناحیه کلان‌شهری     ۶٬۶۷۶٬۷۴۵
۲     کلان‌شهر کنسپسیون     ناحیه بیوبیو     ۱٬۰۱۳٬۸۵۶
۳     کلان‌شهر والپارائیسو     ناحیه والپارائیسو     ۸۹۲٬۱۴۳
۴     کلان‌شهر لاسرنا     ناحیه کوکیمبو     ۴۰۱٬۸۴۵
۵     آنتوفاگاستا     ناحیه آنتوفاگاستا     ۳۶۰٬۴۷۳
۶     کلان‌شهر تموکو     ناحیه آروکانیا     ۳۶۳٬۹۶۴
۷     منطقه شهری رانکاگوآ     ناحیه اوهیگینز     ۳۰۷٬۰۰۴
۸     کلان‌شهر ایکیکه     ناحیه تاراپاکا     ۲۶۴٬۶۸۲
۹     تالکا     ناحیه موله     ۲۰۱٬۷۹۷
۱۰     آریکا     ناحیه آریکا و پاریناکوتا     ۱۸۵٬۲۶۸
مردم

شیلی یک کشور نسبتاً یکدست از لحاظ جمعیت می‌باشد و بیشتر جمعیت آن غالباً اسپانیایی‌تبار هستند که با درجات مختلفی از آمیزش با بومیان سرخ‌پوست.

حدود ۸۵ درصد از جمعیت کشور در نواحی شهری زندگی می‌کنند، ضمن آن که ۴۰ درصد آنها در منطقهٔ کلان‌شهری سانتیاگو ساکن‌اند. رشد جمعیت شیلی با نرخ حدود ۰٫۹۷ درصد در میان کشورهای آمریکای لاتین پایین است که تنها پس از اروگوئه و کوبا در رده سوم قرار دارد.
زبان

درک و فهم گویش شیلیایی زبان اسپانیایی برای بیگانگان دشوار است. علت آن حذف هجاهای آخر و اصوات 's' در واژه‌ها، تلفظ بسیار نرم برخی از حروف بیصدا و سطوح بالای کاربرد کلمات عامیانه، به ویژه در نواحی سانتیاگو و اطراف آن است.

مردم شیلی همچنین نسبت به اسپانیایی‌زبانان سایر کشورهای همسایه سریعتر صحبت می‌کنند. این عوامل همگی دست به دست هم می‌دهند تا دیدارکنندگان تازه‌وارد به این کشور، حتی گویشوران حرفه‌ای زبان اسپانیایی، چندان درک مطلب نکنند.∗
فرهنگ و نمادهای ملی
یک گل کوپیهوی سرخ

    نوشتار اصلی: فرهنگ شیلی


گل ملی کوپیهو (" لاپاجریا روزاً، لاله کوهی شیلی)، در جنگلهای جنوبی شیلی می‌روید.

نشانهای ملی این کشور دو نوع جانور ملی را ترسیم می‌نمایند: کرکس («والچر گریفوس»، یک پرنده بسیار بزرگ که در کوهستانها زندگی می‌کند) و هوئمول («هیپوکاملوس بیسولکوس»، یک گوزن دم سفید که نژادش در خطر است). در این مورد همچنین یکجمله اسطوره‌ای وجود دارد «Por la razón o la fuerza» («با حق یا به زور» یا «با منطق یا با زور»).
اقتصاد

    نوشتار اصلی: اقتصاد شیلی


چشم‌انداز مرکز اقتصادی سانتیاگو
بیابان آتاکاما

بخش فاینانس (مالیه) شیلی سریعتر از حوزه‌های دیگر اقتصاد طی چند سال اخیر پیشرفت نموده است؛ قانون اصلاح بانکداری که در سال ۱۹۹۷ به تصویب رسید دامنه فعالیت مجاز خارجی را برای بانکهای شیلی گسترش داد. دولت شیلی در سال ۲۰۰۱ آزادی بیشتری را در بازارهای سرمایه پیاده نمود. مردم شیلی از ابزارهای مالی جدیدی برخوردار شده‌اند همچون وام‌های سرمایه‌گذاری مسکن، معاملات سلف و حقوق خرید و فروش ارز، کارگزاری (مقاطعه کاری)، لیزینگ، و کارتهای اعتباری. ارائه این محصولات جدید نیز همراه با کاربرد فزاینده از ابزار سنتی همچون وامها و کارتهای اعتباری بوده‌است. سیستم پرداخت خصوصی مقرری شیلی، با دارائی‌های حدود ۵۴ میلیارد دلار در پایان سال ۲۰۰۴، به منبع مهمی از دارایی سرمایه‌ای برای بازار سرمایه تبدیل شده‌است.

شیلی یکی از بهترین نرخهای اعتباری (+ S&P A) را در بین کشورهای آمریکای لاتین حفظ نموده‌است. دولت به بازپرداخت قروض خارجی خود ادامه می‌دهد. قروض مرکب خارجی بخش‌های دولتی و خصوصی در پایان سال ۲۰۰۴، تقریباً ۵۰ درصد کل تولید ناخالص ملی را تشکیل می‌داد- که بر اساس استانداردهای آمریکای لاتین رقم پایینی است.
دفاع

    نوشتار اصلی: نیروهای دفاعی شیلی

A Chilean Navy SH-32 Super Puma helicopter landing onUSS Mitscher (DDG 57).jpg

نیروهای مسلح شیلی از طریق وزارت دفاع به وسیله رئیس جمهور کنترل می‌شوند. رئیس جمهور این اختیار را دارد تا فرمانده کل نیروهای مسلح را برکنار نماید.

فرمانده کل قوای ارتش شیلی ژنرال اسکار ایزوریتا فرر است. ارتش شیلی شامل ۵۵۰۰۰ نفر نیرو بوده و به وسیله ستاد ارتش در سانتیاگو سازماندهی می‌شود، که شامل هفت یگان در این منطقه، یک تیپ هوابرد در رانکاگوا، و یک نیروی مخصوص تکاور در کولینا هستند. ارتش شیلی یکی از حرفه‌ای‌ترین و پیشرفته‌ترین ارتشها از لحاظ فناوری در کشورهای آمریکای لاتین می‌باشد.[۴]

دریاسالار رودولفو کودینا دیاز رهبری ۲۵۰۰۰ نفر نیروی دریایی شیلی و از جمله ۵۰۰۰ تفنگدار دریایی را برعهده دارد. از میان ۲۹ فروند کشتی زمینی- دریایی ناوگان شیلی، تنها ۶ فروند از آنها سامانه اصلی عملیاتی (از انواع تخریبچی و ناوچه محافظ) هستند. این کشتی‌ها در والپاریزو مستقر می‌باشند. نیروی هوایی دارای سامانه هوابرد ویژه ترابری و اسکورت برای خود بوده؛ و هیچگونه ناوشکن یا هواپیمای بمب افکن ندارد. نیروی دریایی شیلی همچنین ۳ فروند زیردریایی در تالکاهوانو دارد.

ژنرال اوسوالدو سارابیا ویلچز فرماندهی ۱۲۵۰۰ نفر افراد نیروی هوایی را بر عهده دارد. مجموعه یگانهای هوابرد شیلی در بین پنج مقر تیپ هوایی توزیع شده که در نواحی ایکوئیکو، آنتوفاگاستا، سانتیاگو، پورتو مونت و پونتا آرناس واقع شده‌اند. نیروی هوایی شیلی همچنین در یک پایگاه هوایی در جزیره کینگ جورج قاره جنوبگان عملیات هوایی انجام می‌دهد. نیروی هوایی شیلی در سال ۲۰۰۶ ۱۰فروند هواپیمای اف-۱۶ آمریکایی را در کنار ۶ فروند هواپیمای دست دوم بازسازی شده از همان نوع مزبور از نیروی هوایی سلطنتی هلند، تحویل گرفت.
پلیس

پس از کودتای نظامی در سپتامبر ۱۹۷۳، پلیس ملی شیلی که به عنوان تفنگداران شیلی نیز شناخته شده‌اند، با وزارت دفاع متحد شدند. با بازگشت حکومت دموکراتیک، پلیس تحت کنترل وزارت کشور قرار گرفت اما ظاهراً بطور اسمی تحت نظارت وزارت دفاع باقی‌مانده‌است. ژنرال خوزه برنالس رئیس ۳۰ هزار نیروی پلیس مرد و زن شیلی است که مسئول اجرای قانون، مدیریت ترافیک، مراقبت از مرزها، سرکوب (قاچاقچیان) مواد مخدر و مقابله با تروریسم در سراسر کشور شیلی هستند.

اداره آگاهی پلیس شیلی در سال ۱۹۳۳ به وجود آمد که به عنوان یک سازمان پلیسی غیرنظامی و مشابه با دامنه و عملکرد پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) عمل می‌کند. از لحاظ اداری بخشی از وزارت دفاع، فعالیتش به عنوان یک بازوی تحقیقاتی از شاخه قضائی است. پرفکتو آرتورو هررا وردوگو فعلاً رئیس پلیس آگاهی در شیلی می‌باشد.

اروگوئه

اروگوئه (Uruguay) کشور کوچکی واقع در جنوب شرقی آمریکای جنوبی، به پایتختی مونته‌ویدئو است. «اروگوئه، با نام رسمی «جمهوری خاوری اروگوئه» و یا» جمهوری شرقی اروگوئه» در جنوب شرقی قارهٔ آمریکای جنوبی واقع شده‌است. اروگوئه ۳.۳ میلیون نفر جمعیت دارد که ۱.۸ میلیون نفر از آنها در منطقه کلان‌شهری پایتخت کشور زندگی می‌کنند. زبان رسمی کشور، اسپانیایی و واحد پول آن پزوی اروگوئه است. حدود ۵۸ درصد از مردم این کشور مسیحی‌اند و حدود ۴۱ درصد از هیچ دینی پیروی نمی‌کنند. اروگوئه به عنوان سکولارترین کشور آمریکای جنوبی شناخته می‌شود. یکی از دلایل آن این است که جمعیت بومی سرخ‌پوست در این منطقه کم بوده و به این خاطر مبلغان مسیحی اسپانیایی در زمان استعماری کمتر به این ناحیه اعزام می‌شدند.[۱] حدود ۸۶ درصد از مردم اروگوئه سفیدپوست هستند. بیشتر مردم این کشور از تبار اسپانیایی و ایتالیایی‌اند (یک‌چهارم جمعیت، ایتالیایی‌تبار است).

این کشور تا سال ۱۸۱۱ مستعمره اسپانیا بود. اروگوئه در سال ۱۸۲۵ از امپراتوری بزریل اعلام استقلال کرد و این استقلال در سال ۱۸۲۸ به رسمیت شناخته شد. اروگوئه امروزه یک جمهوری دموکراتیک مشروطه است. این کشور در رتبه یکی از پیشرفته‌ترین و مرفه‌ترین کشورهای آمریکا لاتین قرار دارد.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ جغرافیا
    ۳ استان‌ها
    ۴ نواحی جدا شده یا نواحی الصاقی
        ۴.۱ شهرهای بزرگ
    ۵ سیاست
    ۶ اقتصاد
    ۷ کشاورزی
    ۸ مردم
    ۹ فرهنگ
    ۱۰ نویسندگان اروگوئه‌ای
    ۱۱ غذاهای اروگوئه‌ای
    ۱۲ ورزش
    ۱۳ جستارهای وابسته
    ۱۴ رسانه
    ۱۵ منابع
    ۱۶ پیوند به بیرون

تاریخ
رودخانهٔ ریو دلاپلاتا در سال ۱۶۰۳

اوروگوئه نخستین بار در قرن هفدهم میلادی توسط پرتغالی‌ها کشف شد و شهر کولونیا در سال ۱۶۸۰ توسط آنان بنیان نهاده شد. در سالهای بعدی پای اسپانیایی‌ها نیز به این کشور باز شد. اسپانیایی‌ها در اوایل سده ۱۸ شهر مونته‌ویدئو را تأسیس کردند. در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی جنگ‌هایی بر سر مالکیت اوروگوئه بین اسپانیا و پرتغال در گرفت که منجر به پیروزی اسپانیا شد. در سال ۱۸۲۰، برزیل این سرزمین را اشغال کرد و به صورت یکی از ایالات خود در آورد تا اینکه در بین سالهای ۱۸۲۵ تا ۱۸۲۸ انقلاب عمومی آغاز شد و به استقلال کامل در سال ۱۸۲۸ از برزیل انجامید. در تاریخ بیست و پنجم اوت ۱۸۲۵، فردی به نام خوان آنتونیو لاوالیا، خیزش مردم را برای استقلال کشور رهبری کرد و آن تاریخ، اکنون روز تعطیلی ملی می‌باشد.

اروگوئه مراحل پیشرفت را در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عمدتادر ابتدای قرن بیستم شروع کرد اما همزمان با تحولات در کشورهای دیگر منطقه و کودتاهای نظامیان، در این کشور کوچک نیز حکومت نظامیان بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۵ باعث شد که روند مردم‌سالاری که بصورتی نهادینه درآمده بود، قطع شود. اما مجددا از سال ۱۹۸۵ دولتهای دموکراتیک برسرکار آمده‌اند.[۲]
جغرافیا

یکی از کشورهای آمریکای جنوبی که ۱۷۶٫۲۱۵ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۳۹۹٬۲۳۷ نفر جمعیت دارد که از این تعداد ۱٫۷ میلیون نفر در مونته ویدئو و حاشیه آن زندگی می‌کنند. این کشور از سمت شمال با برزیل، از غرب با رودخانهٔ اروگوئه، از جنوب غربی با دهانه رودخانهٔ ریو دلاپلاتا (به معنی «رودخانهٔ نقره» که در زبان انگلیسی به «ریور بلات» معروف است و در سمت دیگر آن کشور آرژانتین قرار دارد، و از جنوب شرقی با اقیانوس اطلس هم‌جوار است.

تقریباً نیمی از جمعیت آن، در پایتخت و بزرگترین شهر یعنی مونته‌ویدئو زندگی می‌کنند. این کشور، دومین کشور کوچک مستقل در آمریکای جنوبی است و فقط از سورینام بزرگتر است. (از گویان فرانسه نیز بزرگتر است که هنوز مستقل نشده‌است.)
استان‌ها

کشور اروگوئه ۱۹ استان دارد:
استان‌های اروگوئه
استان‌های اروگوئه
استان     مرکز     مساحت (کیلومتر مربع)     جمعیت (۲۰۰۵)
آرتیگاس آرتیگاس     آرتیگاس     ۱۱٬۹۲۸     ۷۸٬۰۱۹
کانلونس کانلونس     کانلونس     ۴٬۵۳۶     ۴۸۵٬۲۴۰
سرو لارگو سرو لارگو     ملو     ۱۳٬۶۴۸     ۸۶٬۵۶۴
کولونیا کولونیا     کولونیا دل‌ساکرامنتو     ۶٬۱۰۶     ۱۱۹٬۲۶۶
استان دورازنو دورازنو     دورازنو     ۱۱٬۶۴۳     ۵۸٬۸۵۹
Departament de Flores فلورس     ترینیداد     ۵٬۱۴۴     ۲۵٬۱۰۴
استان فلوریدا فلوریدا     فلوریدا     ۱۰٬۴۱۷     ۶۸٬۱۸۱
لاوایخا لاوایخا     میناس     ۱۰٬۰۱۶     ۶۰٬۹۲۵
استان مالدونادو مالدونادو     مالدونادو     ۴٬۷۹۳     ۱۴۰٬۱۹۲
استان مونته‌ویدئو استان مونته‌ویدئو     مونته‌ویدئو     ۵۳۰     ۱٬۳۲۵٬۹۶۸
استان پایساندو پایساندو     پایساندو     ۱۳٬۹۲۲     ۱۱۳٬۲۴۴
استان ریو نگرو ریو نگرو     فرای بنتوس     ۹٬۲۸۲     ۵۳٬۹۸۹
استان ریورا ریورا     ریورا     ۹٬۳۷۰     ۱۰۴٬۹۲۱
استان روچا روچا     روچا     ۱۰٬۵۵۱     ۶۹٬۹۳۷
استان سالتو سالتو     سالتو     ۱۴٬۱۶۳     ۱۲۳٬۱۲۰
Departament de San José سان خوزه     سان خوزه دمایو     ۴٬۹۹۲     ۱۰۳٬۱۰۴
استان سوریانو سوریانو     مرسدس     ۹٬۰۰۸     ۸۴٬۵۶۳
استان تاکوآرمبو تاکوآرمبو     تاکوآرمبو     ۱۵٬۴۳۸     ۹۰٬۴۸۹
استان ترینتا ای ترس ترینتا ای ترس     ترینتا ای ترس     ۹٬۵۲۹     ۴۹٫۳۱۸
جمع     ۱۷۵٬۰۱۶     ۳٬۲۴۱٬۰۰۳
نواحی جدا شده یا نواحی الصاقی

بخشی از سرزمین‌های کشور آرژانتین در محدودهٔ اروگوئه قرار دارد:
مونته ویدئو، پایتخت اروگوئه

جزیرهٔ مارتین گارسیا. این جزیره در محل همریزگاه رودخانه‌های پارانا و اروگوئه، چند کیلومتر درون آبهای اروگوئه، حدود ۵/۳ کیلومتری خط ساحلی اروگوئه، نزدیک به شهر کوچک مارتین چیکو (که در میان راه بین نیوا پالمیرا و کلونیا واقع است)، قرار دارد.

بر پایه پیمانی که در سال ۱۹۷۳ میان اروگوئه و آرژانتین منعقد شد، حاکمیت جزیره به آرژانتین سپرده شد تا ریشهٔ اختلافات کهن بین دو کشور از بین برود. بر پایه مفاد پیمان‌نامه، جزیرهٔ مارتین گارسیا، به یک شکارگاه بی طرف اختصاص داده شده‌است. مساحت آن مورد ۲ کیلومتر مربع و جمعیت آن حدود ۲۰۰ نفر است. علاوه بر این، گلوریا رکودا، حقوق انحصاری یک چهارم جزیره را در اختیار دارد.
شهرهای بزرگ

    ن
    ب
    و

شهرها یا شهرک‌های بزرگ اروگوئه
http://www.citypopulation.de/Uruguay.html
    رتبه     نام شهر     استان     جمعیت     رتبه     نام شهر     استان     جمعیت    
مونته‌ویدئو
مونته‌ویدئو

سالتو
سالتو
    ۱     مونته‌ویدئو     مونته‌ویدئو     ۱٬۲۶۹٬۶۴۸     ۱۱     آرتیگاس     آرتیگاس     ۴۱٬۶۸۷     پایساندو
پایساندو

سیوداد دلا کاستا
سیوداد دلا کاستا
۲     سالتو     سالتو     ۱۱۸٬۰۱۳     ۱۲     میناس     لاوایخا     ۳۷٬۹۲۵
۳     پایساندو     پایساندو     ۹۰٬۲۵۱     ۱۳     سان خوزه دمایو     سان خوزه     ۳۶٬۳۳۹
۴     سیوداد دلا کاستا     کنلونس     ۸۳٬۳۹۹     ۱۴     دورازنو     دورازنو     ۳۳٬۵۷۶
۵     لاس‌پیدراس     کنلونس     ۷۳٬۱۳۲     ۱۵     فلوریدا     فلوریدا     ۳۲٬۱۲۸
۶     ریورا     ریورا     ۶۴٬۴۲۶     ۱۶     ترینتا ای ترس     ترینتا ای ترس     ۲۵٬۷۱۱
۷     مالدونادو     مالدونادو     ۵۴٬۶۰۳     ۱۷     روچا     روچا     ۲۵٬۵۳۸
۸     تاکوآرمبو     تاکوئارمبو     ۵۱٬۲۲۴     ۱۸     سان کارلوس     مالدونادو     ۲۴٬۷۷۱
۹     ملو     سرا لارگو     ۵۰٬۵۷۸     ۱۹     پاندو     کنلونس     ۲۴٬۰۰۴
۱۰     مرسدس     سوریانو     ۴۲٬۰۳۲     ۲۰     فرای بنتوس     ریو نگرو     ۲۵٬۰۳۱
سیاست
خوزه موخیکا، رئیس‌جمهوری اروگوئه.

امور سیاسی اروگوئه در چهارچوب نظام ریاست جمهوری و دمکراسی جایگزینی است که رئیس جمهور هم نفر اول دولت و هم نفر اول کشور است و رئیس سیستم چند جزئی تقسیمات کشوری به شمار می‌آید. قوه مجریه توسط دولت اداره می‌شود. قوهٔ مقننه هم به دولت و هم به دو بخش مجمع قانونگذاری اروگوئه واگذار شده‌است. قوهٔ قضاییه مستقل از قوهٔ مجریه و مقننه‌است. در طول تاریخ اروگوئه، اغلب گروههای ملی و کلورادو به تناوب قدرت را در اختیار داشته‌اند. هرچند در انتخابات سال ۲۰۰۴، حزب ترقی خواه – نیوا مایوریا، از ائتلاف سوسیالیست‌ها، توپاماروهای پیشین (سازمان چیگرای اروگوئه)، کمونیست‌ها و سوسیال – دمکرات‌ها در میان سایر رقبا به قدرت رسیدند و اکثریت کرسی‌های دو بخش پارلمان را بدست آوردند و از طرفی رئیس جمهور، تاباره و ارکوئز روساس با قاطعیت در انتخابات پیروز شد.

رقابت اصلی سیاسی در اروگوئه بین سه حزب عمده فرنته آمپلیو (حزب حاکم و با گرایش چپ) و دو حزب سنتی راستگرای کلرادو و ناسیونال است. روسای جمهور قبلی و فعلی این کشور هر دو از حزب فرنته آمپلیو هستند. انتخابات ریاست جمهوری اروگوئه در ۲۹ نوامبر (۸آذرماه ۸۸) با پیروزی خوزه موخیکا نامزد حزب چپگرای فرنته امپلیو پایان یافت. در این انتخابات دانیل آستوری بعنوان معاون رئیس جمهور و رئیس مجلس سنا برگزیده شد و حزب فرنته آمپلیو (جبهه گسترده) اکثریت را در مجلس نمایندگان و سنا بدست آورد.[۳]
اقتصاد
Torre de las تجهیزات ارتباطات راه دور (برج آنتل) در مونته ویدئو
نوشتار اصلی: اقتصاد اروگوئه‎

بخش کشاورزی، دامداری و ماهیگیری مهمترین بخش‌های اقتصادی در اروگوئه به‌شمار می‌آیند و اقتصاد این کشور اساسا بر پایه کشاورزی و دامداری (گاو و گوسفند) استوار است. بیش از ۱۵ درصد از سهم تولید ناخالص داخلی کشور به بخش کشاورزی و دامداری اختصاص دارد. برنج، گندم، جو، ذرت، تخم آفتابگران، سویا، حبوبات، سبزیجات، صیفی جات، توتون، تنباکو و دانه‌های روغنی و انواع میوه از فرآورده‌های کشاورزی هستند.

اقتصاد اروگوئه بر مبنای بخش صادرات کشاورزی، نیروی کار آموزش دیده، سطح بالای روابط اجتماعی و بخش صنعتی توسعه یافته قرار دارد. پس از رشد میانگین سالیانهٔ ۵٪ در سالهای ۱۹۹۶- ۱۹۹۸، در سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱، بعلت کاهش تقاضا از سوی آرژانتین و برزیل که تقریباً نیمی از تولیدات را وارد می‌کنند، اقتصاد اروگوئه آسیب دیده با وجود شدت تنش‌های وارده، دست اندرکاران امور مالی اروگوئه نسبت به همسایگان خود، پایدارتر باقی ماندند، واکنشی که نشانگر حسن اعتبار این کشور در میان سرمایه گذاران و میزان سرمایه گذاری دولتی در تخمین پرداخت وجه سرمایه گذاران - بعنوان یکی از دو کشوری که در آمریکای جنوبی این کار را انجام می‌دهند، می‌باشد. در سالهای اخیر، اروگوئه بیشتر انرژی خود را صرف توسعهٔ کارایی‌های تجاری فناوری اطلاعات کرده‌است و تبدیل به یکی از صادرکنندگان نرم‌افزار در آمریکای لاتین شده‌است.

در حالیکه به نظر می‌رسد، برخی بخشهای اقتصادی در حال بهبود می‌باشند، نزول اقتصادی تاثیر به سزایی بر شهروندان اروگوئه‌ای داشت، نرخ بیکاری به بیش از بیست درصد افزایش یافت، میزان دستمزد پایین آمد، ارزش پزوی اروگوئه کاهش یافت و درصد فقر در اروگوئه به حدود ٪۱۰ رسید. این شرایط ناگوار اقتصادی، نقش مهمی در تغییر دیدگاه مردم در قبال سیاستهای اقتصادی بازار آزاد که توسط مدیران پیشین در دههٔ نود میلادی وضع شده بود، داشت و منجر به پذیرش طرح‌های خصوصی‌سازی شرکت ملی نفت در سال ۲۰۰۳ و شرکت ملی آب در سال ۲۰۰۴ در میان مردم گردید.

دولت فرنته آمپیلو که به تازگی انتخاب شده‌است، متعهد شده‌است که ضمن پرداخت وام‌های خارجی اروگوئه، با در نظر گرفتن برنامه‌های اشتغال‌زایی، مشکلات گستردهٔ فقر و بیکاری را برطرف کند.
کشاورزی
نوشتار اصلی: کشاورزی اروگوئه‎

کشاورزی نقش مهمی را در تاریخ اروگوئه و هویت ملی این کشور ایفا کرده‌است تا اواسط سده بیستم که تمامی کشور مانند یک چراگاه بسیار بزرگ بود (زمینهای کشاورزی) و ثروت بدست آمده درمناطق داخلی کشور در مونته ویدئو بعنوان «کاسکو» (casco) یا راس مدیریتی خرج می‌شد. در مورد آن گفته می‌شود «Uruguay es la vaca y el Puerto» (یعنی «اروگوئه سرزمین بندرگاه و گاوها است»).
منطقهٔ حیاتی و مرکزی یک چراگاه تاریخی: Estancia San Eugenio, Casupá، دپارتمان جنوبی فلوریدا

امروزه، کشاورزی حدود ٪۱۰ از تولید سرانهٔ داخلی کشور را تشکیل می‌دهد و یکی از عوامل اصلی ورود ارز است، که اروگوئه را در رقابت با سایر صادرکنندگان فرآورده‌های کشاورزی نظیر برزیل، کانادا و نیوزلاند قرار می‌دهد. اروگوئه یکی از اعضای گروه کایرنی، صادرکنندگان فرآورده‌های کشاورزی، می‌باشد. کشاورزی اروگوئه از لحاظ تعداد کارکنان و فناوری و محوریت نسبت به سایر رقبا در سطح پایین تری قرار دارد که منجر به بازدهٔ نسبتاً کمتر در هر هکتار می‌شود، ولی از طرفی امکان ورود به بازار محصولات طبیعی و اکولوژیکی را برای اروگوئه فراهم می‌کند.

تلاشگرانی نظیر «شرکت گوشت گاوهای علف‌خوار اروگوئه» و «شرکت محصولات طبیعی اروگوئه» در نظر دارند تا اروگوئه را به تولیدکننده عمده‌ای از گوشت، شراب و سایر فرآورده‌های خوراکی تبدیل کنند. اخیراً صنعتی بر مبنای جهانگردی مرتعی در حال شکل‌گیری است که بر مضامین سنتی و فولکوریک فرهنگ کائوچو و منابع به جای مانده از مراتع تاریخی دوران طلایی کشور اروگوئه، تاکید دارد.
مردم
نژادها در اروگوئه
نژاد                
سفیدپوست    
  
    ۸۵٫۸٪
دورگه سفید و سیاه    
  
    ۵٫۴٪
سیاه‌پوست    
  
    ۲٫۷٪
دورگه سفید و سرخ    
  
    ۲٫۶٪
سرخ‌پوست    
  
    ۲٫۰٪
سه‌نژاده    
  
    ۰٫۸٪
زردپوست    
  
    ۰٫۵٪

جمعیت اروگوئه ۳٫۵ میلیون نفر است. ٪۸۵.۸ جمعیت از نژاد اروپایی سفید می‌باشد که از اصلیت‌های ایتالیایی اسپانیایی و به دنبال آنها انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، ایرلندی، روسی، اسکاندیناوی و ارمنی، می‌باشند. دولت و کلیسا بطور رسمی از یکدیگر مجزا هستند. اغلب مردم اروگوئه به دین کلیسای کاتولیک رم اعتقاد دارند (٪۶۶)، تعداد کمی پروتستان (٪۲) و یهودی و مسیحیان ارمنی (٪۱) و افراد زیادی بدون ایمان (٪۳۱) می‌باشند.[۴]

درصد با سوادی در اروگوئه بسیار بالا است(٪۹۹) و طبقه متوسط شهرنشین اکثریت این کشور را که در آن درآمد به خوبی بین مردم تقسیم شده تشکیل می‌دهد. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ حدود ۶۰۰۰۰۰ اروگوئه‌ای مهاجرت کردند و عمدتا به اسپانیا، آرژانتین و برزیل رفتند. بقیه نیز به کشورهای اروپایی و آمریکا سفر کردند. به علت زاد و ولد اندک، امید به زندگی بالا و درصد نسبتا زیاد مهاجرت جوانان، بیشتر جمعیت اروگوئه را میان‌سالان تشکیل می‌دهند. در سال ۲۰۰۶ نرخ زاد و ولد ۹۱/۱۳ در ۱۰۰۰ بود.[۵] که بیشتر از کشورهای همسایه اش آرژانتین (۷۳/۱۶ در ۱۰۰۰)[۶] و برزیل (۵۶/۱۶ در ۱۰۰۰) است.[۷]
فرهنگ
دین در اروگوئه
مذهب             درصد    
کاتولیک رومی    
  
    ۴۵٫۷٪
مسیحیان غیرکاتولیک    
  
    ۹٫۰٪
مسیحی بدون گرایش به شاخه‌ای خاص    
  
    ۳۰٫۱٪
خداناباور    
  
    ۱۲٫۰٪
ندانم‌گرا    
  
    ۲٫۰٪
غیره    
  
    ۱٫۲٪

مونته ویدئو یکی از زیباترین پایتخت‌های منطقه است و این شهر ۳/۳ میلیون نفری که اکثریت جمعیت آن را اروپایی‌ها تشکیل می‌دهند، مهد فرهنگ آمریکای جنوبی محسوب می‌گردد. میزان فقر در حداقل ممکن در منطقه‌است وثروت به طور یکنواخت میان مردم تقسیم شده‌است. اگرچه تاریخ سده بیستم این کشور شاهد دیکتاتورهای خودکامه، خشونت و فساد و بحران‌های اقتصادی است، اروگوئه در ۲۵ سال گذشته نمونه بارز یک الگوی اقتصادی و فرهنگی درخشان بوده‌است. از دید برخی از کارشناسان، روند رشد اقتصادی ریورپلات آرژانتین کاملا بر خلاف رونق اقتصادی در اروگوئه بوده‌است.[۸]
نویسندگان اروگوئه‌ای
فانوس دریایی در کلونیا دی ساکرامنتو

    خوزه انریکه رودو، مقاله‌نویس و اندیشمند
    فلورنسیو سانچز، نمایشنامه نویس
    هورایسو کویروگا، داستان کوتاه‌نویس
    جوانا د ایباربورو، شاعر
    دلمیرا آگوستینی، شاعر
    ماریا اوژینا واز فرایر، شاعر
    خوان کارلوس اونتی، رمان نویس
    ایدا ویلارینو، شاعر
    فلیسبرتو هرناندز، داستان‌نویس و مقاله‌نویس
    مارید لوررو (Levrero)، داستان کوتاه‌نویس
    ماریو بندتی، شاعر و رمان‌نویس
    ژآکوبو لانگسز، نمایشنامه‌نویس
    ادواردو گالیانو، نویسنده و مفسر اجتماعی که در آمریکای لاتین معروف شد
    جورج ماجفود، مقاله‌نویس و رمان‌نویس
    اریک بوهلر، نویسندهٔ فنی

مونته ویدئو زادگاه سه شاعر فرانسوی بوده‌است:

    ایزیدور لوسین دوکاس
    ژولز لافورژ
    ژولز سوپرویل

غذاهای اروگوئه‌ای

    آسادو: سنت ملی، کباب انواع گوشت و نوعی سوسیس (چوریزوس) که همراه با شراب قرمز با گیرایی بالا سرو می‌شود.
    دولس دلچه: خوراکی شیرین تهیه شده از شیر و شکر
    پاسکوالینا: پای اسفناج که معمولاً حاوی تخم مرغ و پیاز است.
    میت (mate): چای تهیه شده از یربا (Yerba) که از کدوی میت استخراج شده و آنرا با بومبیلا (نی آهنین) به آرامی می‌خورند.
    امپاناداس: پای کوچک که با گوشت، زیتون، تخم مرغ و هویچ پر شده‌است.
    مارتین طیرو: یک برش پنیر و یک برش نان شیرینی به دانه (دولسه د مصبریلو)
    سس کاروسو: سسی برای سرو کردن پاستا که از خامه، رب گوچه فرنگی، پیاز، ژامبون و قارچ تهیه شده‌است.
    ساندویچ چیویتو: ساندویچ حاوی گوشت گاو، گوجه فرنگی، پنیر و فلفل.

ورزش

محبوب‌ترین ورزش در اروگوئه فوتبال است (به زبان اسپانیایی "futbol") این کشور افتخارات زیادی در این رشته کسب کرده‌است:

    مدال طلای المپیک تابستانی ۱۹۲۴ و المپیک تابستانی ۱۹۲۸
    قهرمان دو دوره جام جهانی فوتبال:
    سال ۱۹۳۰ که اولین دوره مسابقات جهانی فوتبال در مونته ویدئو برگزار شد.
    سال ۱۹۵۰ در برزیل
    قهرمان ۱۵ دوره جام ملتهای امریکای جنوبی موسوم به کوپا آمریکا که از این حیث پرافتخارترین تیم امریکای جنوبی در این جام است.

تیم راگبی (ببینید: اتحادیه راگبی در اروگوئه) نیز پر طرفدار است و تیم ملی به جام جهانی راگبی ۱۹۹۹ و پس از آن جام جام جهانی ۲۰۰۳ راه یافته‌است. این تیم اکنون در آمریکای جنوبی در رتبهٔ دوم قرار دارد. irb.com* بسکتبال و دوچرخه سواری نیز مجبوبیت دارند. درسال ۲۰۰۵، استبان بایتستا اولین فرد اروگوئه‌ای بود که به لیگ NBA راه پیدا کرد. معروفترین فوتبالیست‌های اروگوئه عبارت‌اند از: ۱- آلوارو رکوبا ۲- داسیلوا (به علت تصادف یک پای خود را از دست داد) ۳-دیگو فورلان ۴- فرناندو موسلرا ۵- لوئیس سوآرز.6-ادیسون کاوانی

طلاق

طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان می‌رود. طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی، موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد.

میان طلاق با فسخ ازدواج متفاوت است. فسخ ازدواج به معنای این است که ازدواج صورت گرفته از ابتدا باطل و بی‌اعتبار بوده‌است. شیوهٔ انجام طلاق در قوانین کشورهای مختلف بسیار متفاوت است اما در اغلب کشورها نیاز به تایید یک دادگاه یا مرجع رسمی حقوقی وجود دارد. مذاهب مختلف نیز رویکردهای متفاوتی به طلاق دارند. طلاق در اسلام به اختیار شوهر انجام می‌شود اما زن نیز در شرایط خاصی ممکن است حق طلاق را به دست بیاورد.

واژه طلاق از ریشه عربی و به معنی «گشودن گره» و «رها کردن» است و در فقه اسلامی «زائل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص» تعریف می‌شود.[۱]

محتویات

    ۱ آثار طلاق
    ۲ طلاق و کودکان
    ۳ تاریخچه
    ۴ طلاق در مذاهب متفاوت
        ۴.۱ در اسلام
        ۴.۲ در یهودیت
        ۴.۳ در دین بهائی
    ۵ طلاق در کشورهای مختلف
        ۵.۱ در ایران
        ۵.۲ در اروپای غربی
        ۵.۳ در آمریکا
        ۵.۴ آمار جهانی طلاق
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع

آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرایندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند.[۲]
طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند. طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد. به تازگی به فرزندی پذیرفتن کودکان بی‌سرپرست از سوی افراد مجرد شیوع بیشتری پیدا کرده است. این موضوع موافقان و مخالفانی دارد. مخالفان بر این باورند که این کودکان با ورود به یک خانواده تک سرپرست با مشکلات عاطفی رو به رو خواهند شد.[۳]

شواهد حاکی از آن است که نوجوانانی که در خانواده‌های تک والدی بزرگ شده‌اند بیش از همسالان خود که در خانواده‌های دو والدی تربیت شده اند،به سمت رفتارهای پرخطر تمایل دارند، شامل مصرف دخانیات، نوشیدن الکل، خشونت، روابط جنسی ناامن و اقدام به خودکشی.[۴]
تاریخچه
«طلاق ملکه ژوزفین» اثر هنری فردریک شوپن. کد ناپلئون (۱۸۰۴) طلاق را در فرانسه قانونی کرد و ژوزفین همسر ناپلئون بناپارت در ۱۸۰۹ از امپراتور فرانسه جدا شد.

طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله میان‌رودان، یونان، ایران، مصر و چین وجود داشته‌است. کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست. هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.

به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند. با این حال، در سال ۱۹۸۶ در ایرلند پارلمان طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال ۱۹۶۹ لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است. در کشورهایی که ازدواج همجنسگرایان قانونی است طلاق آنان هم پیش بینی شده‌است. بر اساس آمار میزان طلاق بین همجنسگرایان کمتر است.
طلاق در مذاهب متفاوت
در اسلام

    نوشتار اصلی: طلاق در اسلام

طلاق در اسلام منفورترین حلال نامیده شده‌است و از این واقعه عرش الهی می‌لرزد[۱] قرآن به مردان مسلمان سفارش می‌کند که از طلاق همسرانشان خودداری ورزند؛ و سازش را بهتر دانسته است.[۲] در شرایط ناسازگاری زن و شوهر، قرآن پیشنهاد کرده‌است که داوری از خانواده شوهر و داوری از خانواده زن با هم بحث کنند.[۳] کسانی که به ترک هم‌خوابگی با زنان خود سوگند یاد می‌کنند، می‌بایست چهارماه، قبل از نافذ شدن طلاق، انتظار بکشند و اگر باز هم اصرار داشتند، حکم اجرا می‌شود.[۴] اگر طلاق پیش از نزدیکی صورت پذیرد و شوهر برای زن مهری تعیین کرده باشد، می‌بایست نصف آن‌چه معین کرده، به زن بپردازد.[۵] قرآن نوعی طلاق رجعی را که در آن، مرد به زن خود می‌گوید پشت تو چون پشت مادر من است، زشت می‌شمارد.[۶] در ازدواج دائم، مرد می‌تواند همسرش را طلاق دهد؛ مشروط به این‌که زن در مدت عادت ماهانه و یا باردار نباشد. برای تقاضای طلاق از سوی زن، عموماً شرایطی در پیمان ازدواج معین می‌شود. مثلاً اگر زن در پیمان ازدواج شرط کرده باشد که هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا با او بدرفتاری کند، تقاضای طلاق خواهد کرد. در صورت ناتوانی شوهر از دادن نفقه، زن می‌تواند تقاضای طلاق نماید. همچنین، ابتلای شوهر به بیماری روانی یا جسمانی که باعث اختلال در زندگی زناشویی شود؛ می‌تواند دلیلی برای تقاضای طلاق از سوی زن باشد. عموماً میزان طلاق در جامعه‌های اسلامی، کم‌تر از میزان طلاق در جوامع غیراسلامی‌است. بسیاری از شوهران که زنان را مورد سوءاستفاده و سوءرفتار قرار می‌دهند، از طلاق دادنشان خودداری می‌کنند. در بسیاری از کشورهای اسلامی، دادگاه‌های خانواده برای اجرای عدالت تأسیس شده‌اند. به‌گفتهٔ کاظم صدیقی فقیه شیعه در خطبه‌های نماز جمعه تهران؛ ولی فقیه حق طلاق همسر رئیس‌جمهور را دارد[نیازمند منبع]، وی گفته است که این نظریه را اولین بار از یکی از وزرای دولت جمهوری اسلامی ایران شنیده و به آن معتقد است[نیازمند منبع]
در یهودیت

در آئین یهود برای طلاق، زن باید از شوهر خود طلاق را تقاضا کند و توافق او را بگیرد.[۵]


در دین بهائی

بهاءالله، شارع بهائیت در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند ذکر می‌کند ولی در نظر می‌گیرد که اگر زن و شوهری واقعاً نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود: شوقی افندی، ولی‌امرالله می‌گوید:«امر طلاق بسیار مذموم و قبیح و مخالف رضای الهی است»[۶]

بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یک سال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می‌شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آن‌ها به کلی از هم جدا شده و می‌توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعین می‌کند، بپردازد ولو آنکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد.[۷] در دین بهائی طلاق به درخواست زن نیز صورت می‌گیرد و این به عنوان یکی از موارد رعایت یکی از تعالیم دین بهائی با نام تساوی حقوق زن و مرد برشمرده می‌شود.
طلاق در کشورهای مختلف
در ایران
نوشتار اصلی: طلاق در ایران


در ایران، در سال ۱۳۹۱ ۱۵۰هزار و ۳۲۴ طلاق به وقوع پیوسته است. یعنی روزانه ۳۸۱ زوج از یکدیگر جدا شده‌اند. خیانت، مشکلات جنسی و تورم مهم‌ترین دلایل طلاق هستند.[۸] در جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط عبارت‌اند از:

    ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه
    اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر یا ابتلای آن به یکی از مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است..
    محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس
    ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است.
    ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی
    مرد حق طلاق را هنگام عقد به زن داده باشد.

برای رسمیت طلاق خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه سه شیوه برای وقوع طلاق ذکر شده‌ست. روش اول خواست مرد است؛ در مادهٔ ۱۱۳ قانون مدنی ایران آمده‌است که: «مرد هر وقت که بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد.» دوم تقاضای طلاق توسط زن از دادگاه و سوم طلاق توافقی زن و شوهر که به طلاق خلع و مبارات معروف است و نوع خاصی از طلاق با شرایط خاص خود محسوب می‌شود.[۹]

انتقاداتی که به اختیار نامحدود مرد در انجام طلاق گرفته می‌شد باعث شد تا قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶ صدور گواهی عدم امکان سازش از سوی دادگاه را پیش از انجام طلاق لازم بداند و شرایطی هم برای درخواست صدور این گواهی مقرر شده بود. البته مشخص نبود که آیا این قانون اختیار نامحدود مرد در طلاق را از بین برده یا خیر. یعنی مرد می ةواند بدون وجود شرایطی که در این قانون آمده درخواست طلاق بدهد یا نه. تا اینکه قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ به تصویب رسیده و به طور صریح ماده ۱۱۳۳ را نسخ کرده و تلاش کرد تا نوعی تساوی را در امور ازدواج و طلاق بین زن و مرد برقرار کند. در این قانون آزادی مرد در طلاق محدود به موارد خاصی شده و پنج شرط دیگر علاوه بر شرایط ماده ۱۱ قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶ برای امکان درخواست طلاق اضافه شد که عبارت بودند از زندانی شدن زن یا مرد برای دوره‌ای مشخص، اعتیاد، ازدواج مجدد مرد بدون رضایت زن، ترک زندگی خانوادگی از طرف هریک از آنها، محکومیت قضایی هر یک از آنها که موجب لطمه به حیثیت خانوادگی دیگری شود. علاوه بر موارد قانون ۱۳۴۶، در قانون ۱۳۵۴ این توضیح آمد که ماده ۱۱ هم برای زن و هم برای مرد اعتبار دارد.[۱۰]

با وقوع انقلاب اسلامی و با تصویب قانون دادگاه‌های مدنی خاص (۱۳۵۸) برخی از مواد قانون حمایت خانواده ۱۳۵۴ نسخ شد. در ماده ۳ این قانون آمده بود: «موارد طلاق همان است که در قانون مدنی و احکام شرع مقرر گردیده ولی در مواردی که شوهر به استناد ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی تقاضای طلاق می‌کند، دادگاه بدواً بر حسب آیه کریمهٔ ... مورد را به داوری ارجاع می‌کند و در صورتی که بین زوجین سازش حاصل نشود اجازهٔ طلاق را به زوج خواهد داد». به این ترتیب در ایران امروز مردی که بخواهد همسرش را طلاق بدهد ابتدا باید دادگاه رجوع کند و دادگاه هم سعی به سازش بین او و همسرش خواهد کرد و اگر این اتفاق نیفتاد اجازهٔ طلاق را صادر خواهد کرد.[۱۱]

زن نیز در دو حالت می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند. اول اینکه در زمان ازدواج یا پس از آن، از شوهر وکالت برای طلاق گرفته باشد. اعطای چنین وکالتی به عنوان یک شرط ضمن عقد ازدواج رایج است و در این حالت زن به نیابت و نمایندگی از شوهر طلاق را اجرا می‌کند. دوم اینکه یکی از شرایط مقرر در قانون مدنی برای درخواست طلاق زن وجود داشته باشد. این شرایط به طور کلی به سه دسته تقسیم می‌شوند؛ اول خودداری یا عجز شوهر از دادن نفقه، دوم عسر و حرج که به معنی دشواری غیر قابل تحمل زندگی مشترک است و سوم نیز مفقودالاثر شدن شوهر برای بیش از چهار سال. عسر و حرج شامل موارد متعددی از جمله ابتلای شوهر به بیماری‌های مسریه صعب‌العلاج، ضرب و شتم یا سوء معاشرت مستمر، محکومیت به حبس ۵ سال یا بیشتر، ترک زندگی خانوادگی، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی می‌شود.[۱۲]

میزان طلاق در ایران با توجه به تعداد طلاق نسبت به جمعیت تقریباً برابر با میزان طلاق در سه کشور اصلی اروپای غربی است. آمار طلاق در ایران در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱ به طور پیوسته در حال افزایش بوده و از ۹۴ هزار طلاق در سال ۱۳۸۵ به ۱۱۰ هزار در سال ۸۷، ۱۳۷ هزار در سال ۸۹ و ۱۵۰ هزار در سال ۹۱ رسیده‌است.[۱۳]
در اروپای غربی

میزان طلاق در سه کشور اصلی اروپای غربی تقریباً برابر با میزان طلاق در ایران است. در فرانسه که حدود ۶۶ میلیون نفر جمعیت دارد در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۳۳ هزار طلاق انجام شده‌است. در آلمان ۸۲ میلیونی، حدود ۱۹۰ هزار طلاق و در انگلیس ۶۰ میلیونی هم ۱۴۴ هزار طلاق ثبت شده‌است. در ایران ۷۷ میلیونی هم در سال ۱۳۹۱ شمسی ۱۵۰هزار و ۳۲۴ طلاق به وقوع پیوسته است. در فرانسه میزان طلاق در سال‌های اخیر روند کاهش داشته‌است. در سال ۲۰۰۵ در فرانسه بیش از ۱۵۵ هزار مورد طلاق به وقوع پیوسته بود اما در سال ۲۰۰۶ این رقم به ۱۳۹ هزار کاهش یافته و نهایتاً به ۱۳۳ هزار مورد در سال رسیده است.[۱۴]
در آمریکا

براساس آمارهای دو الی سه دهه گذشته، در آمریکا تا سال ۱۹۸۸ از هر سه ازدواج یکی به طلاق انجامیده و در این نسبت در سال ۱۹۸۹ به دو سوم رسیده است.[۱۵] در تهران ۴۰ درصد ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود.[۱۶]

بر اساس آمار بدست آمده از کشور امریکا، بیشترین طلاق(۳۶٫۶٪) در مورد زنانی اتفاق می‌افتد که در بین سنین ۲۰ تا ۲۴ سال ازدواج کرده‌اند، در مورد مردان نیز وضع به همین شکل است و بیشترین طلاق آنها(۳۸٫۸٪) برای مردانی رخ می‌دهد که در بین سالهای ۲۰ تا ۲۴ سالگی ازدواج کنند.[۱۷]

بین ۴۰-۵۰ درصد ازدواج‌‌های اول در ایالات متحده به طلاق منجر می‌شود و نرخ طلاق در ازدواج های بعدی بالاتر از این رقم است.[۱۸]
آمار جهانی طلاق
نوشتار اصلی: آمارنگاری طلاق

واتیکان و فیلیپین تنها کشورهای دنیا هستند که در قوانین آن‌ها چیزی به نام طلاق وجود ندارد. کشورهای دیگری که در سال‌های اخیر طلاق را وارد قوانین خود کرده‌اند؛ شامل ایتالیا (۱۹۷۰)، پرتغال (۱۹۷۵)، برزیل (۱۹۷۷)، اسپانیا (۱۹۸۱)، ایرلند (۱۹۹۶)، شیلی (۲۰۰۴) و مالت (۲۰۱۱) می‌شوند.
طلاق هنری هشتم پادشاه انگلستان باعث جدایی کلیسای انگلیکان از کلیسای کاتولیک و تاسیس یک مذهب جدید شد.
کشور     نرخ ازدواج خام     نرخ طلاق خام      % نسبت طلاق به ازدواج به درصد     سال منبع
 آلبانی     8.9     1.7     19     (2011)[۱۹][۲۰]
 ارمنستان     6.0     1.0     17     (2011)[۱۹][۲۰]
 استرالیا     5.4     2.3     43     (2010)[۱۹][۲۰]
 اتریش     4.5     2.1     47     (2010)[۲۱]
 جمهوری آذربایجان     9.7     1.2     12     (2011)[۱۹][۲۰]
 باهاما     6.1     0.3     5     (2007)[۱۹][۲۰]
 بلاروس     9.2     4.1     45     (2011)[۱۹][۲۰]
 بلژیک     4.2     3.0     71     (2010)[۲۱]
 برمودا     10.6     2.7     25     (2009)[۱۹][۲۰]
 بوسنی و هرزگوین     5.1     0.4     8     (2010)[۱۹][۲۰]
 برزیل     6.6     1.4     21     (2009)[۲۲]
 بلغارستان     3.2     1.5     47     (2010)[۲۱]
 کانادا     4.4     2.1     48     (2008)[۱۹][۲۰]
 شیلی     3.3     0.1     3     (2009)[۱۹][۲۰]
 چین     9.3     2.0     22     (2010)[۱۹][۲۰]
 کلمبیا     2.3     0.2     9     (2007)[۲۳]
 کاستاریکا     5.3     2.5     47     (2010)[۱۹][۲۰]
 کرواسی     4.8     1.1     23     (2010)[۲۱]
 کوبا     5.2     2.9     56     (2010)[۱۹][۲۰]
 قبرس     7.9     2.2     28     (2009)[۲۱]
 جمهوری چک     4.4     2.9     66     (2010)[۲۱]
 دانمارک     5.6     2.6     46     (2010)[۲۱]
 جمهوری دومینیکن     4.4     1.8     41     (2010)[۱۹][۲۰]
 اکوادور     5.6     1.1     20     (2006)[۲۳]
 مصر     11.0     1.9     17     (2010)[۱۹][۲۰]
 السالوادور     3.5     0.8     23     (2006)[۲۳]
 استونی     3.8     2.2     58     (2010)[۲۱]
 اتحادیه اروپا     4.5     2.0     44     (2010)[۲۱]
 فنلاند     5.6     2.5     45     (2010)[۲۱]
 فرانسه     3.8     2.1     55     (2010)[۲۱]
 گرجستان     6.9     1.3     19     (2011)[۱۹][۲۰]
 آلمان     4.7     2.3     49     (2010)[۲۱]
 جبل طارق     6.7     3.2     48     (2010)[۱۹][۲۰]
 گرنادا     5.0     1.1     22     (2001)[۲۳]
 یونان     4.8     1.2     25     (2008)[۱۹][۲۰]
 گواتمالا     3.8     0.2     5     (2008)[۱۹][۲۰]
 مجارستان     3.6     2.4     67     (2010)[۲۱]
 ایسلند     4.9     1.8     37     (2010)[۲۱]
 هند         1.01         (2011)[نیازمند منبع]
 ایران     12.2     1.7     14     (2009)[۱۹][۲۰]
 جمهوری ایرلند     4.6     0.7     15     (2010)[۲۱]
 اسرائیل     6.5     1.8     28     (2009)[۱۹][۲۰]
 ایتالیا     3.6     0.9     25     (2010)[۲۱]
 جامائیکا     7.5     0.7     9     (2011)[۱۹][۲۰]
 ژاپن     5.5     2.0     36     (2010)[۱۹][۲۰]
 اردن     10.2     2.6     25     (2010)[۱۹][۲۰]
 قزاقستان     8.6     2.3     27     (2008)[۱۹][۲۰]
 کویت     5.2     2.2     42     (2010)[۱۹][۲۰]
 قرقیزستان     9.7     1.6     16     (2010)[۱۹][۲۰]
 لتونی     4.2     2.2     52     (2010)[۲۱]
 لبنان     9.5     1.6     17     (2007)[۱۹][۲۰]
 لیبی     6.0     0.3     5     (2002)[۲۳]
 لیختن‌اشتاین     5.0     2.4     48     (2010)[۲۱]
 لیتوانی     5.7     3.0     53     (2010)[۲۱]
 لوکزامبورگ     3.5     2.1     60     (2010)[۲۱]
 موریس     8.2     1.4     17     (2010)[۱۹][۲۰]
 مکزیک     5.2     0.8     15     (2009)[۱۹][۲۰]
 مولداوی     7.3     3.1     42     (2011)[۱۹][۲۰]
 مغولستان     3.4     1.1     32     (2010)[۱۹][۲۰]
 مونته‌نگرو     5.7     0.8     14     (2011)[۱۹][۲۰]
 هلند     4.4     1.9     43     (2009)[۲۱]
 نیوزیلند     4.8     2.0     42     (2008)[۱۹][۲۰]
 نیکاراگوئه     4.5     0.8     18     (2005)[۲۳]
 نروژ     4.8     2.1     44     (2010)[۲۱]
 پاناما     3.7     1.0     27     (2010)[۱۹][۲۰]
 لهستان     6.0     1.6     27     (2010)[۲۱]
 پرتغال     3.7     2.5     68     (2010)[۲۱]
 قطر     3.3     1.1     33     (2011)[۱۹][۲۰]
 جمهوری مقدونیه     7.2     0.8     11     (2011)[۱۹][۲۰]
 رومانی     5.4     1.5     28     (2010)[۲۱]
 روسیه     9.2     4.7     51     (2011)[۱۹][۲۰]
 سنت لوسیا     2.8     0.7     25     (2004)[۲۳]
 سنت وینسنت و گرنادین‌ها     5.8     0.8     14     (2007)[۱۹][۲۰]
 سن مارینو     6.1     2.5     41     (2011)[۱۹][۲۰]
 عربستان سعودی     5.2     1.1     21     (2005)[۲۳]
 صربستان     4.9     1.1     22     (2011)[۱۹][۲۰]
 سیشل     17.4     1.9     11     (2011)[۱۹][۲۰]
 سنگاپور     5.3     1.5     28     (2011)[۱۹][۲۰]
 اسلواکی     4.7     2.2     47     (2010)[۲۱]
 اسلوونی     3.2     1.2     38     (2010)[۲۱]
 آفریقای جنوبی     3.5     0.6     17     (2009)[۲۲]
 کره جنوبی     6.5     2.3     35     (2010)[۱۹][۲۰]
 اسپانیا     3.6     2.2     61     (2010)[۲۱]
 سری‌لانکا         0.15         (2005)[نیازمند منبع]
 سورینام     4.2     1.3     31     (2007)[۱۹][۲۰]
 سوئد     5.3     2.5     47     (2010)[۲۱]
 سوئیس     5.5     2.8     51     (2010)[۲۱]
 سوریه     10.6     1.0     9     (2006)[۲۳]
 تاجیکستان     13.5     0.8     6     (2009)[۱۹][۲۰]
 تایلند     5.5     1.4     25     (2005)[۲۳]
 تونگا     7.1     1.0     14     (2003)[۲۳]
 ترینیداد و توباگو     6.3     2.2     35     (2005)[۲۳][۲۴]
 ترکیه     8.0     1.6     20     (2011)[۱۹][۲۰]
 اوکراین     6.7     2.8     42     (2010)[۱۹][۲۰]
 بریتانیا     4.3     2.0     47     (2009)[۲۱]
 ایالات متحده آمریکا     6.8     3.6     53     (2011), 44 reporting ایالات آمریکا[۲۵]
 اروگوئه     3.2             (2010)[۱۹]
 ازبکستان     7.8     0.6     8     (2006)[۲۶][۲۷]
 ونزوئلا     3.3     0.9     27     (2006)[۱۹]
 ویتنام     5.7     0.2     4     (2007)

پارسیان هند

پارسیان هند گروهی از زرتشتیان ایرانی تبارند که اغلب آنان در شبه‌قاره هند زندگی می‌کنند. نیاکان آنها در سده دوم هجری پس از سلطه اعراب مسلمان بر ایران از ایران به هند کوچیده‌اند و از این رو می‌توان آنان را نخستین جامعه مهاجر ایرانی به‌شمار آورد. نخست آنان در ایالت گجرات در کشور هندوستان مستقر شدند. امروزه جمعیت پارسی‌ها حدود یکصدهزار نفر برآورد می‌شود[۱] که نزدیک به ۸۰ درصد آنها در ایالت ماهاراشترای هند و در شهر بمبئی (مومبای) و اطراف آن ساکن هستند و مابقی در سایر نقاط شبه قاره هند و یا بریتانیا٬ امریکا٬ استرالیا و کانادا پراکنده‌اند.[۲] با وجود آنکه پارسیان در بمبئی اقلیت کوچکی هستند، حضور آنان در این شهر مشهود است و از نظر اقتصادی اقلیت مهمی در هند به‌شمار می‌روند. آنان از انسجام خاصی برخوردارند و با گذشت ۱۲۰۰ سال بسیاری از سنن ایرانی را حفظ کرده‌اند.

محتویات

    ۱ مهاجرت
    ۲ فعالیت اقتصادی
    ۳ فعالیت‌های سیاسی
    ۴ عبادت‌گاه‌ها
    ۵ اطلاعات جمعیتی
    ۶ وضعیت کنونی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پیوند به بیرون
    ۹ پانویس
    ۱۰ منابع
    ۱۱ پیوند به بیرون

مهاجرت

پس از ورود اعراب مسلمان به ایران و درهم شکسته شدن امپراطوری ساسانی بسیاری از زرتشتیان به خراسان و از آنجا نیز به گجرات در هند مهاجرت نمودند. آن‌ها بدین وسیله آتش مقدس خود موسوم به آتش بهرام را به نوساری در گجرات منتقل نمودند.

زرتشتیان ابتدا از منطقه‌ای به نام سنگان (سنجان) از توابع خواف در خراسان رضوی و شاید هم شهری به همین نام که یکی از شهرهای خراسان بزرگ در نزدیکی مرو بود و بعدها از هرمزگان، سفر مخاطره انگیز، پرماجرا و عذاب‌آوری را به گجرات هند آغاز کردند. روبرو شدن آنها با حکومت و مردم آن خطه چند سده بعد در کتابی به نام "قصه سنجان" از زبان بهمن پسر کیقباد پسر هرمزدیارسنجانی به نظم کشیده شده است. کشتی پارسی‌ها بر اساس اطلاعات این کتاب در دریا دچار طوفان می شود. آنها بر کشتی طوفان‌زده با دعا و ثنا به گرد آتشی که با خود می‌بردند به استغاثه می‌پردازند تا از این مصیبت نجات پیدا کنند و به ساحل برسند و در آنجا از حاکم گجرات "جادی رانه" پناه جویند. فرمانده گجرات سه شرط برای پذیرش پارسیان گذاشت: نخست یادگیری زبان محلی که به همین سبب زبان رسمی پارسیان در هند امروز، گجراتی است. دوم پوشیدن لباس زنان هندی برای زنان زرتشتی و سوم به زمین گذاردن (تحویل) سلاح هایی بود که زرتشتی‌ها با خود برده بودند.[۳]

پس از پذیرش شرایط، به پارسی‌ها اجازه اقامت در گجرات داده شد و کم کم آتشکده‌هایی بنا کردند که با آتشی که با خود از آتشکده‌های ایران آورده بودند روشن کردند و به داد و ستد و امور دیگر پرداختند. اگر چه پارسی‌ها قوانین مردم و دولت هند را پذیرفتند تا به آن وسیله اجازه اقامت در آن کشور را به‌دست آورند، آنها از هرگونه ازدواج برون گروهی (با غیرزرتشتی و غیرپارسی) سر باز زدند و این شاید یکی از دلایلی باشد که آنها توانسته‌اند جامعه و دین خود را تا امروز حفظ کنند.[۳]

پس از موفقیت‌های شایانی که پارسی‌ها طی سده‌های ۱۶ تا ۱۸ در تجارت با اروپائیان بدست آوردند، به‌وسیله انگلیسی‌ها تشویق شدند که تا در بمبئی اقامت گزینند. پس از آن پارسیان مقیم بمبئی و هند روابط خوبی با انگلیسی‌ها برقرار ساختند و رفته رفته بخش مهمی از شریان‌های صنعتی، اقتصادی و علمی هند را بدست گرفتند.[۴]
فعالیت اقتصادی

زرتشتیان هند مخصوصا افراد مقیم شهر مومبای، بیشتر در مشاغل تجاری و یا در سطح مدیریت بالای کشور اشتغال دارند و از نمونه بارز زرتشتیان مقتدر هند، می‌توان از خانواده بزرگ زرتشتی بنام جمشید جی تاتا نام برد که بنیانگذار گروه معروف صنعتی تاتا موتورز در هند است که قسمتی از این تشکیلات اقتصادی عظیم بوسیله افراد این خاندان اداره می‌شود.[۴]

زرتشتیان شهر مومبای دارای موقوفات زیاد و قابل توجهی می‌باشند که عایدات آن صرف ایجاد تسهیلات رفاهی برای نیازمندان زرتشتی می‌گردد. در شهر مومبای صدها موقوفه شناخته شده زرتشتی ثبت شده‌است.[۴]
فعالیت‌های سیاسی

در سال ۲۰۱۴ میلادی نارندرا مودی نخست وزیر هندوستان، اسمرتی ایرانی هنرمند، برنامه ساز و بازیگر سینما و سیاستمدار مدافع حقوق زنان را که همسرش زوبین ایرانی از پارسیان موفق هند هست به عنوان وزیر توسعه منابع انسانیِ کابینه جدید معرفی کرد، اسمرتی مالهوترا از پدر و مادر بنگالی و پنجابی بدنیا آمده و هندو است اما همسر زوبین ایرانی، از شهروندان زرتشتی هند است و همچنین جوان‌ترین وزیر کابینه معرفی شده با ۳۸ سال سن می‌باشد. [۱]
عبادت‌گاه‌ها
یک آتشکده پارسی در منطقه سکندرآباد هندوستان

نخستین آتشکده زرتشتیان در منطقه اولیه مهاجرت آنها یعنی در سنجان به نام (ایران شاه) برپا شد. زرتشتیان در مجموع ۴۵ آتشکده بزرگ و مهم در سراسر هند مستقر نموده‌اند که چهار آتشکده بزرگ باضافه ۴۱ آتشکده کوچکتر تنها در شهر مومبای و منطقه پیرامون آن فعال است.[۴]
اطلاعات جمعیتی

شمار پارسیان در کل دنیا کمتر از ۱۰۰ هزار تن برآورد می‌شود.[۵] مطابق سرشماری سال ۲۰۰۱ در هند، ۶۹۶۰۱ پارسی زندگی می‌کنند که اغلب آنان در بمبئی یا اطراف آن سکنی دارند. همچنین حدود ۵ هزار پارسی در بریتانیا٬ ۶۵۰۰ نفر در امریکا٬ ۴۵۰۰ نفر در کانادا٬ ۳۰۰۰ نفر در پاکستان و تعدادی هم در دیگر کشورهای شبه‌قاره هند و آسیایی هستند. [۶]
وضعیت کنونی

جامعه پارسی هند موفق شده است آیین زرتشتی را که در آن زمان بسیاری از پیروان خود را از دست داده بود، طی بیش از هزار سال در سرزمینی غریب حفظ کند. در قرن‌های نوزده و بیست پارسی‌های هند که از نظر اقتصادی به موفقیت هایی دست یافته بودند، به یاری همکیشان ایرانی خود آمدند. گفته شده که ناصرالدین شاه قاجار بعد از ملاقات با گروهی از پارسیان و پذیرش هدایای آنها جزیه یا مالیاتهای سنگینی را که زرتشتیان ایرانی باید می‌پرداختند، حذف کرد و برای آنها تسهیلاتی قائل شد.[۳]

پارسیان در هند اصولاً علاقه‌ای به کارهای سیاسی نداشته و هرگز برای حکومت‌های مختلف این سرزمین دردسرساز نبوده‌اند. در برآوردی که از وضعیت اجتماعی آنها در منطقه به‌عمل آمده‌است، زرتشتیان از اقلیت‌های آرام و بدون مسئله بوده و از جهت قانونی تخلف کمتری از آنها مشاهده شده‌است.[۴]

یکی از معروف‌ترین پارسیان هند فردی مرکوری خواننده گروه راک انگلیسی کوئین بود که در سال ۱۹۹۱ در اوج شهرت و محبوبیت درگذشت. نام اصلی او در میان خانوادهٔ پارسی اش (فرخ بلسارا) بود.

زوبین مهتا، رهبر ارکستر، نیز از سرشناس‌ترین پارسیان در جهان است. او فرزند مهلی و تهمینه مهتا، از پارسیان هند است.او از ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۱ رهبر نیویورک فیلارمونیک بود. کسی تا کنون تا این مدت نتوانسته در چنین پستی باقی بماند. مهتا اکنون رهبر ارکستر فیلارمونیک اسرائیل است.

امروزه جامعه پارسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش میزان طلاق و بسته بودن جامعه پارسی به روی غیر پارسیان و پاره‌ای علل و عوامل دیگر روز به روز در حال کوچک‌تر شدن می‌باشد.

گویش بوشهری

گویش بوشهری مجموعه‌ای از لهجه‌های زبان فارسی هستند[۱] که تقریبا در سرتاسر استان بوشهر و بخشهایی از مناطق غربی استان فارس مانند لامرد(؟) و تراکمه و کنارتخته و خشت و مناطق جنوب غرب خوزستان مانند هندیجان و بندرماهشهر و نیز در کشور بحرین رایج است. این لهجه‌ها شباهت‌های زیادی با لهجه بندری، و نیز لری و بختیاری و لهجه کازرونی و لهجه آبادانی دارد. این لهجه‌ها عبارتند از بوشهری مرکزی (رایج در شهرستان بوشهر)، تراکمه‌ای، آبدانی (مربوط به منطقهٔ آبدان)، کنگانی، جمی، تنگستانی، دشتی، دشتستانی، دیلمی، گناوه‌ای و ماهشهری - هندیجانی است. لهجه‌ها در روستاها بیشتر از شهرها متنوع می‌باشند.[۲][۳][۴]

محتویات

    ۱ گویش‌های استان
    ۲ آوا ها و کلمات نمونه
    ۳ ویژگی‌های دستوری
    ۴ واژگان
        ۴.۱ راهنمای آوا نویسی
    ۵ شعری به لهجه بوشهری
    ۶ منابع
    ۷ جستارهای وابسته

گویش‌های استان

لهجه بوشهری در شهرستان بوشهر، گویش دشتی یا دشتیاتی در منطقهٔ دشتی شهرستان دشتی و دیر، گویش تنگستانی یا تنگسیری در بخش ساحلی تنگستان است. گویش دشتستانی لهجه مردم دشتستان و شمال غربی استان (گناوه و دیلم) است که با زبان لری کاملا آمیخته‌است. گویش دیری - بردستانی و آبدانی بعلاوه دشتیاتی هم در شهرستان دیر است و دارای قدمت منحصر بفرد است. گویش دیری به فارسی فصیح نزدیک است. و گویش کنگانی و جمی هم در منتهای جنوبی استان بوشهر است که (بخصوص لهجه جمی) به فارسی فصیح و معیار نزدیکترند. [۵]
آوا ها و کلمات نمونه

    بود: بید
    دود: دید
    زانو: زونی
    شب: شُو
    خواب: خُو
    فوت کردن: فیت کردن
    کوچه: کیچه
    نگاه کردن: سِی کردن
    مادر: دِی
    لیوان: گیلاس
    گربه: گولی
    خدا: خُیا
    آب: اُو

ویژگی‌های دستوری

از نظر صرفی و دستوری با فارسی معیار چندان تفاوتی ندارد. نشانهٔ تعریف در برخی لهجه‌ها در اسامی پسوند (ku) و در صفات پسوند (u) می‌باشد. برای نمونه:

    بیا غذایت را بخور: bio qezât boxor
    آن کتاب را بخوان: ktâbku boxu
    زشت(معرفه): zeštu
    خودکار(معرفه): xotkârku

نشانهٔ جمع در گویش بوشهری (آ) و در لهجه‌های شمالی (ال) می‌باشد. کتاب‌ها: کتابا - کتابل

برای استمرار در افعال بجای استفاده از داشتن از پیشوندهای (hasey) یا (hey) استفاده می‌شود. استفاده از هی در افغانستان نیز مرسوم است و هاسی در کازرون نیز بکار می‌رود. در مناطق شمالی استان هاسی به ایسی تبدیل می‌گردد. شهر بوشهری کلمه هاسی به کار نمی‌برد اما روستاهای اطراف بله و تفاوت این لهجه‌ها با فاصله گرفتن از بوشهر بیشتر می‌شود و بوشهر مرکز آنها نیست.

    دارد می‌نویسد: hâsey minvise
    داشت می‌رفت: hey miraft

داشت می‌رفت:بوشهری:داش می‌رفت (فارسی معیار) برای منفی کردن مانند فارسی معیار از نه استفاده می‌شود که در افعال ترکیبی یا اسنادی این نشانه منفی ساز پیش از مسند قرار می‌گیرد:

    من بلد نیستم: مو نه بلدم: mo na baladom

من بلد نیستم: به جای نمیدونم می‌گویند نمی‌فهمم

    ما اهل تهران نیستیم: ما نه مال تهرونیم: ma na mâl tehrunim

حرف میانجی عموما صامت (ن) است که در در افعال اسنادی برای سوم شخص نیز کاربرد دارد. مثلا برای مفهوم (هوا گرم است) آنچه را که در تهران می‌گویند (havâ garm'e) یا در اصفهان می‌گویند (heva garmes) در بوشهر می‌گویند (havâ garmen). این حالت در لهجهٔ کازرونی و گویش‌های بندری نیز وجود دارد.

در گویش بوشهری، گویش دشتستانی و گویشهای شبیه و اطراف حالت التزامی شرط محقق نشده همتای «بروم» در زمان حال، در زمان گذشته به صورت «برفتم» و با پیشوند «بِ» (be) به کار می‌رود. در لهجه تهرانی بیشتر از پیشوند «می» و ساخت ماضی استمراری استفاده می‌شود:

    چه برفتم به حسینیه و چه در خانه بماندم صدای سنج و دمام و نوحه‌خوانی می‌شنیدم.

واژگان

این لهجه‌ها و گویش‌ها مانند هرگویش دیگری دارای خزینهٔ واژگان خاص خود می‌باشد. در برخی موارد لهجه‌های مختلف این استان واژگان با مصادر و اصطلاحات خاص خود را دارند. بویژه در منطقه‌ای مانند استان بوشهر که بواسط زندگی ساحلی و تجارت و دریانوردی و حضور اقوام مهاجر گوناگون کلمات متعددی را از زبانهای دیگر نیز قرض گرفته‌است. در بسیاری از گویش‌های آن کلمات پارسی میانه دیده می‌شوند. مثلا تهل (تلخ) یا پهل (پل) یا اشناو (شنا). برای نمونه:

    غوص کردن (qows kerdan): زیر آبی رفتن
    رو کردن (row kerdan): حرکت کردن
    بوا buâ): بابا، پدر
    دی (dey): مادر
    کاکا(kokâ): برادر
    شوی (šuy): شوهر
    پار (pâr): پارسال
    خالو(xâlu): دایی
    زوان (zovân): زبان
    پاجنگرک (pâjingerak): پافشاری کودکان
    مشقل (mašqal): آبکش
    تنگیدن (tengidan): پریدن، نشستن
    بارو (bâru): باران
    کپ (kap): دهان
    کم (kom): شکم
    ویسیدن (veysidan): ایستادن
    پوز (puz): دهان
    پوسر (posar): پسر
    دریا (deryâ): دریا
    خهک (xahk): خاک
    دیگ (dig): دیروز
    پسین (pesin): عصر
    صبا (soba): فردا

راهنمای آوا نویسی

در این نوشتار از نمادهای زیر برای آوانویسی استفاده شده‌است

â = تلفظ حرف آ در واژهٔ آبادان

a = تلفظ حرف ا در واژه احمد

ٍe = تلفظ حرف ا در واژه ابراهیم

C = چ

i = تلفظ حروف ای در واژه ایران

š = ش

Q = غ یا ق

O = تلفظ حرف ا در واژهٔ امید

U = تلفظ حرف و در واژهٔ کوچه

X = خ

Ž = ژ
شعری به لهجه بوشهری
بخون خالو بخون دردم گرونن         تو صحرای دلم باد خزونن
چه خوش بید بال خیس باد بر رو         حصیر مدح و خو توی رهرو
چه خوش بید وقت واگشتن ز جیلم         تنور و بوی نون وسوز گرزم
پسین تنگی که شو می‌بست پرده         غبار گله غم می‌برد از ده
شوا تو شانشین مهمون میومه         درنگه شروه نودون میومه
درازی شو و طرفی دل انگیز         صدای دیر وقت مرغ شو خیز
میون کوچه شو سنگین گذرداشت         ولات از ابر جاجیمی به سر داشت
صدای زنگل لالا میومه         صدای میل خلخالا میومه
حنابندان ماشو یاد داری         سیاه مستی جاشو یاد داری
بخون خالو بخون شو بی و شومی         جوونی و بهار ناتمومی