اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

حکم شرعی

هر یک از مقرراتی را که شارع مقدس برای موضوعات مختلف وضع کرده‌است حکم شرعی گویند و جمع آن احکام شرعیه نام دارد مانند: لزوم اقامه حدود و تعزیرات نسبت به مجرمان و وجوب اجرای قصاص درباره جانیان. حکم تکلیفی و حکم وضعی حکم شرعی چنانچه به طور مستفیم به انجام یا ترک کاری تعلق داشته باشد حکم تکلیفی نامیده می‌شود مانند دتدن نفقه به همسر و یا اجرای حدود و حکم قصاص و حرمت عدم انجام آنها. اما چنانچه به طور مستفیم به فعل یا ترک کاری تعلق نگرفته باشد بلکه به یک جسم یا شخص تعلق گرفته باشد حکم وضعی نامیده می‌شود مانند: مالکیت شیء یا زوجیت شخص.

اقسام حکم تکلیفی حکم تکلیفی پنج دسته‌است که احکام پنجگانه تکلیفی (احکام خمسه تکلیفیه) نام دارد. این احکام عبارتند از:

وجوب- خواستن شارع مقدس کار یا ترک کاری را به نحوی که به هیچ وجه به خودداری از آن کار یا انجام کاری که ترک آن خواسته شده‌است راضی نباشد وجوب نامیده می‌شود مانند: وجوب اجرای حدود

حرمت- تنفر شدید شارع مقدس از کار و یا ترک کاری به نحوی که به هیچ وجه به انجام آن کار و یا ترک راضی نباشد حرمت نامیده می‌شود مانند: حرمت غصب و دزدی و خودداری از ادای شهادت.

استحباب- خواستن شارع مقدس کار و یا ترک کاری را لیکن نه به اندازه وجوب بلکه به اندازه‌ای که از خود داری از آن نیز ممکن باشد استحباب نامیده می‌شود مانند: خواستن دستگیری از بینوایان و توسعه بر عیال و...

کراهت- ناپسند داشتن شارع کار و یا ترک کاری را ولی نه به اندازه حرمت بلکه به اندازه‌ای که از انجام کار و یا ترک نیز راضی باشد کراهت نامیده می‌شود مانند: کراهت کارهای جلف و سبک و خوردن گوشت برخی از حیوانات مانند اسب و الاغ.

اباحه- اجازهٔ شارع مقدس در انجام و یا ترک عملی را بطور متساوی بطوری که هیچ یک را بر دیگری ترجیحی نباشد اباحه نامند مانند: خوردن، آشامیدن، رفت‌وآمد کردن و نشست و برخاست نمودن در مواردی که شارع مقدس هیچ یک از فعل و ترک این اعمال را بردیگری مزیت ننهاده‌است. دو حکم اول را از این جهت که در مورد آنها از ناحیه شارع الزام به فعل یا ترک است حکم‌های الزامی گویند و سه حکم دیگر را از این جهت که شارع مقدس در مورد آنها در فعل و ترک عمل اجازه داده‌است احکام ترخیصیه گویند. و به همین مناسب این سه حکم را اباحه بمعنای اعم گویند چنانکه قسم اخیر را که مورد آن، فعل و ترک کاملاً متساوی است اباحه بمعنای اخص گویند. موضوعاتی را که به آنها این احکام تعلق گرفته‌است به ترتیب: واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح گویند.

دادگاه‌های انقلاب اسلامی

دادگاه انقلاب اسلامی دادگاهی است که در تاریخ ۵ اسفند ۱۳۵۷ تشکیل شد. این دادگاه، پس از تصویب قانون اساسی، به عنوان یکی از دادگاه‌های بدنهٔ دادگستری جمهوری اسلامی در آمد که دارای صلاحیت ذاتی نسبت به دیگر دادگاه‌های دادگستری است.[۱]
تاریخچه

در ۵ اسفند ۱۳۵۷، صادق خلخالی مامور تشکیل دادگاه انقلاب اسلامی شد. متن حکم آن به این شرح است[۲]:

    جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ صادق خلخالی دامت افاضاته به جنابعالی ماموریت داده می‌شود تا در دادگاهی که برای محاکمه متهمین و زندانیان تشکیل می‌شود حضور به هم رسانده و پس از تمامیت مقدمات محاکمه با موازین شرعیه حکم شرعی صادر کنید.
    روح الله الموسوی الخمینی

دادگاه

دادگاه یا محکمه جایی است که در آنجا در مورد اتهام افراد و یا ارگانها و سازمانها رسیدگی می‌شود . در لغتنامه دهخدا دادگاه اینگونه تعریف شده‌است :

(اِ مرکب ) محکمه. دارالعدل. جای انصاف. (آنندراج ). دادگه. آنجا که بدادمظلومان رسند. آنجا که حق از باطل تمیز دهند و مظلوم از ظالم بیرون آرند. آنجا که حق مظلوم از ظالم ستانند.[۱]

دادگاه‌ها معمولاً در ساختمان ویژه‌ای به نام کاخ دادگستری قرار دارند. در بسیار از کشورها برای رسیدگی به مسائل متفاوت دادگاه‌های مختلفی وجود دارد.

قاضی

قاضی کسی یا شخصی است که به تنهایی یا به عنوان عضوی از هیئت قضات، مدیریت یا ریاست دادگاه را بر عهده دارد و به قضاوت می‌پردازد.

روزنامه‌نگاری

روزنامه‌نگاری یا ژورنالیزم (به انگلیسی: Journalist)[۱]، رشته گردآوری، تجزیه و تحلیل، تایید و ارائه اخبار مربوط به حوادث جاری، روندها، مسائل و مردم است. افرادی را که به این حرفه اشتغال دارند خبرنگار می‌گویند.

از خبرنگاری خبر-محور، گاهی اوقات، تحت عنوانِ «نخستین پیش نویس تاریخ» (به گفته فیل گراهام) یاد می‌شود. چرا که خبرنگارها اغلب حوادث مهم را ثبت می‌کنند، و از این طریق در مهلتی اندک، مقالات خبری تولید می‌کنند. رسانه‌ها در حالی که تحت فشار هستند تا پیش از دیگران اخبار خود را منتشر کنند، با تکیه بر معیارهای دقت، کیفیت و سبک سازمان خود، معمولاً پیش از انتشار گزارش‌های خود، آنها را ویرایش و نمونه خوانی می‌کنند. بسیاری از سازمان‌های خبری، از اینکه مقامات و موسسات دولتی را پاسخگوی عموم می‌دانند، به خود افتخار می‌کنند. در حالیکه منتقدان مطبوعات، مسائلی در مورد مسئول بودن خود مطبوعات، مطرح کرده‌اند.

محتویات

    ۱ گزارشگری
    ۲ روزنامه نگاری
    ۳ خبرنگاری رادیو تلویزیونی
    ۴ نقش خبرنگاری در جامعه
    ۵ استانداردهای حرفه‌ای و اخلاقی
    ۶ عدم رعایت استانداردها
    ۷ گزارشگری در مقابل ویراستاری
    ۸ خبرنگاری غافلگیرانه
    ۹ خبرنگاری مغرضانه
    ۱۰ انواع خبرنگاری
    ۱۱ سرمقاله نویسی
    ۱۲ روزنامه نگاری پژوهشی
    ۱۳ خبرنگاری ورزشی
    ۱۴ خبرنگاری علمی
    ۱۵ ژورنالسیم تحقیقاتی
    ۱۶ خبرنگاری مشاهیر یا مردم
    ۱۷ سایبر خبرنگاری
    ۱۸ وضعیت قانونی
    ۱۹ حقوق روزنامه‌نگاران در مقایسه با حقوق شهروندان عادی و سازمان‌های خصوصی
    ۲۰ منابع خبرنگارها
    ۲۱ حق دسترسی به اطلاعات دولتی
    ۲۲ وبلاگ نویسی
    ۲۳ پانوبس
    ۲۴ جستارهای وابسته
    ۲۵ پیوند به بیرون

گزارشگری

مهم‌ترین فعالیت خبرنگاری ارائه گزارش از حوادث است؛ که در آن مسائلی همچون چه کسی؟ ، چه چیزی؟ ، چه هنگامی؟ ، کجا؟ ، چرا؟ و چگونه؟ و شرحِ اهمیت و تأثیر حادثه ، ذکر می‌شود.

خبرنگاری در شماری از رسانه‌ها دیده می‌شود :

    روزنامه‌ها
    تلویزیون
    رادیو
    مجله‌ها
    شبکه وب جهانی در اینترنت.

موضوع خبرنگاری هر چیزی می‌تواند باشد، و خبرنگارها به نگارش در مورد حوزه وسیعی از مسائل اشتغال دارند :

    سیاست در چهار سطح : ۱. بین‌المللی ۲. کشوری ۳. استانی ۴. محلی
    اقتصاد و تجارت در همین چهار سطح
    بهداشت و پزشکی
    آموزش
    ورزش
    تفریح و سرگرمی
    شیوه زندگی
    خوراک
    پوشاک
    تفریحات
    مسائل جنسی و روابط...

خبرنگارها می‌توانند برای خروجی‌های خبری عمومی همچون روزنامه‌ها، مجلات خبری و رادیو تلویزیون؛ نشریات تخصصی کثیرالانتشار همچون مجلات تجاری و سرگرمی، یا برای نشریات و خروجی‌های خبری که دارای گروه خاصی از مشترکین هستند گزارش کنند.

معمولاً از خبرنگارها خواسته می‌شود برای گردآوری اطلاعات جهت تهیه گزارش خود در صحنه وقوع ماجرا حضور یابند، و اغلب ممکن است آنان گزارش خود را در محل تهیه کنند. آنان همچنین برای گردآوری اطلاعات از تلفن، رایانه و اینترنت نیز استفاده می‌کنند. با این وجود، اغلب اوقات این گزارش‌ها در اتاق اخبار، یعنی دفتری تهیه می‌شود که خبرنگارها و سردبیر برای تهیه محتوای خبر در آن مشغول به کار هستند.

خبرنگارها، خصوصاً آنهایی که موضوع یا حوزه خاصی را پوشش می‌دهند (یک حوزه) باید روابط گسترده‌ای با منابع، یعنی افراد فعال در حوزه مورد نظر داشته باشند، تا بتوانند یا به منظور شرح جزئیات یک حادثه، یا ارائه سرنخ‌هایی در مورد دیگر موضوعاتی که باید گزارش شود، از آنها استفاده کنند. آنان همچنین باید برای تحقیق و گزارش بهتر ماجرا مهارت‌های تحقیقی خود را تقویت کنند.
روزنامه نگاری

    برای اطلاعات بیشتر در مورد نگارش خبر، به سبک خبر رجوع کنید

روزنامه نگاری به گروه‌های متعددی تقسیم می‌شود: روزنامه‌ها، مجلات خبری، مجلات عمومی، مجلات تجاری، مجلات سرگرمی، خبرنامه‌ها، نشریات خصوصی، صفحات خبری آنلاین و سایر موارد. هر یک از این گونه‌ها شرایط خاص خود برای تحقیق و نگارشِ گزارش را، داراست.

مثلاً، روزنامه نگاران ایالات متحده آمریکا سابقاً از سبک هرم وارونه برای نگارش گزارش خود، استفاده می‌کردند. گرچه این سبک بیشتر برای نگارش گزارش‌های خبری صریح و جدی استفاده می‌شده و نه مقالات اصلی. گزارش‌های مکتوب خبری جدی باید به صورت خلاصه نوشته شده، و مهم‌ترین اطلاعات را در همان ابتدا بیاورد، تا چنانچه در صورت کمبود فضا، داستان خلاصه شد، کم اهمیت‌ترین مسائل، از انتهای داستان حذف شود. سردبیران معمولاً اطمینان حاصل می‌کنند که گزارش‌ها تا حد امکان موجز نوشته شود. مقالات اصلی اغلب با توجه به موضوع گزارش آزادانه تر نوشته می‌شوند، و عموماً فضای بیشتری به آنها اختصاص داده می‌شود (رجوع شود به نوشتن مقاله اصلی در ذیل).

مقالات مجلات خبری و مجلات عمومی معمولاً به سبکی متفاوت نوشته می‌شوند، و در آنها تاکید کمتری بر هرم وارونه‌است. نشریات تجاری بیشتر حول محور اخبار تهیه می‌شوند، در حالی که نشریات سرگرمی بیشتر بر مبنای مقالات اصلی تدوین می‌شوند.
خبرنگاری رادیو تلویزیونی

    برای اطلاعات بیشتر در مورد خبرنگاری رادیو تلویزیونی، به پخش اخبار رجوع کنید

خبرنگاران رادیو باید حقایق را جمع آوری کرده و آن را با دقت و قاطعیت ارائه کنند، اما در همین حین باید جلوه‌های صوتی جالبی نیز به گزارش خود بیفزایند که این امر از طریق مصاحبه با افراد درگیر در ماجرا و موسیقی پس زمینه که به توصیف ماجرا کمک می‌کند فراهم می‌شود. گزارشگران رادیو ممکن است مقدمه‌ای بر خبر بنویسند که توسط گوینده خوانده می‌شود، آنان همچنین ممکن است به صورت زنده به سئوالات گوینده خبر نیز پاسخ دهند.

خبرنگاران تلویزیون برای شرح و توضیح گزارش خود به اطلاعات تصویری، از جمله مصاحبه زنده با افراد درگیر در ماجرا، تصاویری از صحنه وقوع ماجرا، و تصاویر گرافیکی که اغلب در ایستگاه تلویزیون برای قالب ریزی خبر تهیه شده متوسل می‌شوند. گزارشگران تلویزیون نیز ممکن است مانند گزارشگران رادیو مقدمه‌ای بر خبر بنویسند که توسط گوینده تلویزیون در آغاز خبر خوانده می‌شود. معمولاً گزارشگران رادیو و تلویزیون از فضایی که مطبوعات، برای ارائه اطلاعات در اختیار دارند، برخوردار نیستند.
نقش خبرنگاری در جامعه

در دهه ۱۹۰۲، که خبرنگاری نوین در حال پا گرفتن بود، نویسنده والتر لیپمن و فیلسوف آمریکایی جان دووی در مورد نقش خبرنگاری در دموکراسی با یکدیگر مباحثاتی داشتند. فلسفه بحث آنان هنوز مشخصه بحث در مورد نقش روزنامه نگاری در جامعه و دولت ملی است.

«لیپمن» بر این باور بود که خبرنگاری می‌بایست به عنوان یک میانجی یا مترجم بین عموم و سیاست گزاران عمل کند. بر این اساس خبرنگاری تبدیل به یک واسطه می‌شد. هنگام سخنرانی نخبگان، خبرنگار گوش فرا می‌داد و اطلاعات را ثبت می‌کرد، آنگاه این اطلاعات را تصفیه کرده، و برای استفاده عموم در اختیار آنان قرار می‌داد. دلیل خبرنگار برای این کار آن بود که عموم در موقعیتی نبودند که بتوانند قادر به هضم اطلاعات فزاینده و پیچیده جامعه مدرن باشند، در نتیجه یک واسطه می‌بایست اخبار را برای آنان تصفیه می‌کرد. لیپمن این موضوع را به این صورت شرح می‌دهد :

عموم از هوشیاری کافی برای درک مسائل پیچیده سیاسی برخوردار نیست. علاوه بر این، عموم آنقدر در زندگی روزمره خود غرق است که توجه چندانی به سیاست‌های پیچیده دولت ندارد. بنابراین آنان نیاز به فردی دارند که تصمیمات و نگرانی‌های نخبگان را تفسیر کرده و اطلاعات را ساده و قابل فهم کند. این نقش یک خبرنگار است.

لیپمن معتقد بود که عموم از طریق رای خود بر تصمیم گیری نخبگان تأثیر می‌گذارند. در همین حین، نخبگان (یعنی سیاست‌مداران، سیاست گزاران، ماموران دولت، دانشمندان، و غیره.) قدرت را اداره خواهند کرد. در دنیای لیپمن، نقش خبرنگار آگاه کردن عموم از اقدامات نخبگان بود. از آنجایی که عموم از طریق رای خود حرف آخر را می‌زدند یکی دیگر از نقش‌های روزنامه نگار نظارت بر عملکرد نخبگان بود. این روند عملاً عموم را در پایین‌ترین سطح زنجیره قدرت قرار می‌داد، که اطلاعات را که از متخصصان/نخبگان جریان می‌یافت، دریافت می‌کردند.

«دووی»، از سوی دیگر، معتقد بود که:

عموم نه تنها قادر به درک مسائل ایجاد شده توسط نخبگان یا پاسخ آنان به این مسائل است، بلکه تصمیمات پس از بحث و گفتگو باید توسط عموم اتخاذ شود. پس از بررسی کامل مسائل، بهترین نظرات به دست خواهد آمد.

دووی معتقد بود خبرنگار نه تنها باید به عموم اطلاع رسانی کند، بلکه باید گزارش خود را به گونه‌ای تدوین کند که هدف از آن صرفاً انتقال ساده اطلاعات نباشد. در دنیای دووی نقش خبرنگار تغییر کرد. دووی معتقد بود خبرنگار باید اطلاعات را درک کرده، آنگاه به ارزیابی پیامدهای سیاست‌های مصوب نخبگان بپردازد. در طول زمان، عقاید وی در درجات مختلف به کار گرفته شده‌است و از نظریه وی، عموماً تحت عنوان روزنامه نگاری اجتماعی یاد می‌شود.

مفهوم «خبرنگاری اجتماعی» اکنون در کانون پیشرفت‌های جدید در عرصه خبرنگاری قرار دارد. بر اساس این الگوی جدید، خبرنگاران می‌توانند شهروندان و متخصصان/نخبگان را در امر طرح موضوع و ایجاد محتویات خبر دخیل سازند. باید خاطر نشان ساخت که با وجود مفهوم برابری، دووی هنوز بر مفهوم تخصص تاکید دارد. دووی معتقد است دانش جمعی بر دانش فردی ارجعیت بسیار دارد. در ساختار دووی متخصصان و دانشمندان جایگاه خود را دارا هستند، اما در برداشت لیپمن از خبرنگاری و جامعه از ساختار ترتیبی برای این دو، سخنی به میان نیامده‌است. بر اساس دووی : محاوره، مباحثه و گفتگو، اساس دموکراسی را تشکیل می‌دهند.

با اینکه فلسفه لیپمن در مورد خبرنگاری بیشتر مورد قبول رهبران دولتی است، رویکرد دووی ، بهتر گویای نقشی است که بسیاری از خبرنگاران در جامعه برای خود متصورند و اینکه اکثریت جامعه از خبرنگاران چه انتظاراتی دارند. برای مثال شهروندان آمریکایی ممکن است بسیاری از عملکردهای افراطی خبرنگاران را مورد نکوهش قرار دهند، اما از خبرنگاران این انتظار را دارند که با دقت، ناظر دولت، شرکت‌های تجاری و دیگر فعالان حاضر در صحنه باشند و مردم را قادر سازند تا در مورد مسائل روز جامعه، تصمیمات آگاهانه اتخاذ کنند.
استانداردهای حرفه‌ای و اخلاقی

از خبرنگاران انتظار می‌رود که اصول خاص این حرفه را به درستی رعایت کنند. قسمتی از این اصول عبارت‌اند از :

    استفاده از منبع اصلی اطلاعات، شامل مصاحبه با افرادی که مستقیماً در یک داستان نقش دارند، اسناد اصل و دیگر منابع مستقیم اطلاعاتی تا حد امکان و نقل منابع اطلاعات در خبرها؛
        برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چگونگی استفاده از منابع رجوع شود به نقل منبع در خبرنگاری
    در صورت عدم وجود منابع اصلی انتساب کامل تمامی اطلاعات گردآوری شده از دیگر منابع منتشر شده (عدم انجام این کار سرقت ادبی محسوب می‌شود؛ برخی از روزنامه‌ها وقتی مقاله‌ای از اطلاعات گزارشات قبلی استفاده کرده باشد، آنرا نقل می‌کنند)؛
    استفاده از چندین منبع اطلاعاتی مرجع، مخصوصا در مواردی که موضوع گزارش جنجال برانگیز باشد؛
    چک کردن هر مطلبی که به عنوان واقعیت عنوان می‌شود؛
    جستجو و نقل تمامی تعبیرات ممکن از یک داستان؛
    گزارش منصفانه و دور از جبهه گیری و به تصویر کشیدن جوانب مختلف یک موضوع بدون طرفداری از یکی؛
    انجام تحقیق و ارائه گزارش با رعایت توازن میان واقع نگری و شک‌گرایی.
    قضاوت دقیق در هنگام تنظیم و گزارش اطلاعات.
    دقت در محرمانه نگاه داشتن منابع (سازمان‌های خبری معمولاً قوانینی خاص در مورد محرمانه نگاه داشتن منابع دارند که خبرنگاران باید از آنها طبعیت کنند)؛
    رد کردن هرگونه هدیه یا لطف از طرف مورد گزارش، و حتی جلوگیری از هرگونه تحت تأثیر واقع شدن؛
    جلوگیری از تهیه گزارش یا شرکت در تحقیق و نگارش در مورد موضوعی که خود خبرنگار نسبت به آن نفع شخصی و یا تعصبی دارد که کنار گذاشتن آن برایش امکان بذیر نیست.

عدم رعایت استانداردها

تبعیت کامل از این اصول حرفه‌ای، در دنیای واقعی، می‌تواند مشکل باشد. حتی خبرنگارانی که عقیده دارند در کار خود منصف و واقع گرایانه عمل می‌کنند ممکن است خلاف آن عمل کنند – با انتخابی عمل کردن در ارائه گزارش، اعتماد بیش از حد به ماجرا یا ارائه توضیحی جزئی از وقایع. (رجوع شود به تبعیض رسانه‌ای.) حتی در گزارشات روزمره نیز تبعیض می‌تواند براحتی با انتخاب گزارشگر در خلاصه کردن بعضی از حقایق، یا قصور در چک کردن منابع کافی، گوش کردن و گزارش صداهای مخالف، و یا جستجو برای یافتن ابعاد تازه، در یک گزارش رخنه کند.

درحالیکه گزارشگران سعی می‌کنند تبعیضات را کنار بگذارند، ممکن است براحتی بدون آنکه متوجه باشند، آنها را اعمال کنند. گزارشگران جوان ممکن است نسبت به مسائلی که برروی افراد مسن جامعه تأثیر می‌گذارد، غافل باشند. شخصی با سابقه ۲۰ ساله در «نیروی ضربت بلیس» ممکن است از شایعه‌ها در مورد فساد سازمانی بی اطلاع بماند. انتشاراتی‌هایی که مختص حومه نشینان مرفه هستند، ممکن است مشکلات شهری را نادیده بگیرند. و البته گزارشگران و سردبیران ساده لوح و بی‌اطلاع نیز ممکن است شکار روابط عمومی‌ها، تبلیغات یا اطلاعات غلط ارائه شوند.

سازمان‌های خبری از ویراستار، تولید کننده و مسئول خبری استفاده می‌کنند که کارشان بررسی کار گزارشگران در مراحل مختلف انجام کار می‌باشد. اما ویراستاران هم خسته، تنبل، مغرور و متعصب می‌شوند. در این صورت این ویراستاران ممکن است نسبت به حذفیات، تبعیضات و موارد ساختگی خبرنگاران محبوب خود بی‌توجه باشند. (رجوع شود به]]جیسون بلیر[[.) ویراستاران منطقه‌ای نیز ممکن است فاقد توانایی لازم برای بررسی دیدگاه (یا چک کردن حقایق) خبرنگاری که از یک شهر دور یا کشور دیگر گزارش می‌کند، باشند. (رجوع شود به مدیریت خبر.)

بطور حتم بودجه یک ستزمان خبری بر تصمیم گیری در مورد انواع خبرهایی که مورد بوشش قرار داده می‌شوند، بر مخاطبان مورد نظر و میزان بوشش خبرها تأثیر خواهد گذاشت. چنین تصمیماتی ممکن است متأثر از تعصبات آگاهانه و یا نا آگاهانه باشد. در زمان کسر بودجه، ممکن است ویراستاران خبرنگاران در ادارات خبری دور دست را فدا کنند و یا اینکه تعداد کارکنان درمناطق کم درآمد را کم کنند و یا انتشارات خود در برخی جوامع را بکلی قطع کنند.

ناشران، مالکان و یا سایر مدیران اجرایی خصوصاً مقامات اجرایی تبلیغات فروش می‌توانند از قدرت خود بر خبرنگاران برای تأثیر بر نحوه گزارش و انتشار خبرها استفاده کنند. خبرنگاران معمولاً با استفاده از مدیریتی عالی «فایروال» بین بخش خبر و سایر بخش‌های یک سازمان خبری ایجاد می‌کنند تا بدین نحو مانع تأثیر ناخواسته سایر بخش‌ها بر بخش خبری شوند. مجله‌ای خبری به نام Columbia Journalism Review مثال‌هایی از میرانی که سعی کرده‌اند بر نحوه بوشش خبری تأثیر گذارند و یا آن دسته از مدیرانی که در صدد استفاده از قدرت خود برای تأثیر بر خبرنگاران نیستند و همچنین از خبرنگارانی که در مقابل این فشارها مقاومت کرده‌اند ارائه دهد.
گزارشگری در مقابل ویراستاری

عموماً ناشران و خوانندگان خبر میان گزارش «صرف حقایق» و «نوشتن نظرات شخصی» تمایز قایلند و این کار را اغلب با محدود کردن ستون نظرات به صفحه ویراستاری و صفحه مقابل آن یا «op-ed» (صفحه مقابل ویراستاری) انجام می‌دهند. سرمقاله‌های امضا نشده عموماً در بر گیرنده نظرات رسمی هیات ویراستاری است، درحالیکه صفحات op-ed می‌تواند ترکیبی از ستون‌های مشترک و دیگر مطالب باشد که غالباً در آنها سعی شده‌است توازنی میان نظرات سیاسی و اجتماعی مختلف ایجاد کند.

با این وجود ممکن است تفاوت میان گزارش و نظر از بین برود. داستان‌های بیچیده غالباً نیازمند خلاصه کردن و توضیح و تفسیر حقایق می‌باشند خصوصاً در مواقعی که زمان و مکان اختصاصی به داستان مورد نظر محدود است. داستان‌هایی که دارای تفاسیر و ت.ضیحات زیادی می‌باشند غالباً «تحلیل خبر» نامیده می‌شوند، ولی با این وجود در ستون صفحات خبری گنجانده می‌شوند. در مورد گزارشات رسانه‌ای با توچه به زمان محدود چنین تمایزاتی به ندرت امکان بذیر است.
خبرنگاری غافلگیرانه

به معنای روش‌های تهاجمی و جسورانه‌ای است که خبرنگاران برای مواجه کردن افراد با سئولاتی که تمایلی برای صحبت کردن در مورد آن‌ها ندارند بکار می‌گیرند. این روش خصوصاً مورد استفاده خبرنگاران و یا گزارشگران تلویزیونی از جمله کارکنان CBS-TV ۶۰ دقیقه و توسط جرالد ریورا و هم اکنون در شبکه فاکس‌نیوز و توسط صدها گزارشگر محقق آمریکایی در شبکه‌های محلی قرار می‌گیرد.

این روش شدیداً مورد انتقاد برخی گزارشگران و دیگر افراد است که استفاده از این نوع خبرنگاری را غیر اخلاقی و جنجالی می‌دانند، درحالیکه دیگران آنرا تنها راه نقد گزارش برای کسانیکه مخاطب آن هستند، می‌دانند. در ایالات متحده خبرنگاری غافلگیرانه غیر قانونی محسوب نمی‌شود. با این حال خبرنگاری که از این روش در املاک شخصی استفاده کند را می‌توان به ورود غیر مجاز به املاک غیر متهم کرد.من به این روش موافقم چون مخاطب را بیشتر مهیج می سازد.
خبرنگاری مغرضانه
نوشتار اصلی: حبرنگاری مغرضانه‎


خبرنگاری مغرضانه، به معنای دستکاری عامدانه در ارائه حقایق در گزارش است تا شخص یا سازمانی را به گونه‌ای نمایش داد که با تصویر دقیق آن بر اساس بررسی متوازن حقایق موجود، متفاوت باشد. این روش مخصوصا در خبرنگاری رسانه‌ای کاربرد گسترده دارد که در آن داستان، صحنه‌ها و مصاحبه‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که تأثیری خاص را نسبت به موضوع گزارش ایجاد کنند.

خبرنگاری مغرضانه از انواع خبرنگاری بسیار غیر اخلاقی محسوب می‌شود. بسیاری از اشخاصی که از آنها گزارش تهیه شده‌است، اذعان کرده‌اند که در معرض این نوع خبرنگاری قرار گرفته‌اند. برخی از تولیدات رسانه‌ای نیز متهم به خبرنگاری مغرضانه هستند.

تعداد زیادی از سازمانها، دانشگاه‌ها و موسسات حرفه‌ای وجود دارند که قائل به برتری و برتری روزنامه نگاری هستند. جایزه پولیتزر، که توسط دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک توزیع می‌شود، به روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های پخش برنامه که در حوزه‌های مختلف روزنامه نگاری برترشناخته می‌شوند اعطا می‌شود. دانشکده تحصیلات تکمیلی روزنامه نگاری نیویورک جایزه آلفرد آی دوپونت-جایزه دانشگاه کلمبیا را به افراد برتر در روزنامه نگاری رادیو و تلویزیون اعطا می‌کند وموسسه اسکریپس هووارد جایزه ملی خبرنگاری را به برترین‌های ۱۷ حوزه رادیو و تلویزیون می‌دهد. [[انجمن خبرنگارهای حرفه ای[[نیز جایزه سیگما دلتا را به برترین‌های خبرنگاری اعطا می‌کند. و اما در صنعت تلویزیون، [[آکادمی ملی هنر و علوم تلویزیونی جوایزی را به برترین‌های ژورنالیم تلویزیونی اعطا می‌کند.
انواع خبرنگاری
سرمقاله نویسی

روزنامه‌ها و نشریات ادواری اغلب دارای سرمقاله هستند که توسط خبرنگارهایی که بسیاری از آنها در این نوع خبرنگاری عمیق تخصص دارند نوشته شده‌است، (رجوع شود به عنوان سبک مقاله اصلی در مقاله سبک اخبار).

سرمقاله‌ها اغلب طولانی تر از مقالات عادی هستند و همراه آنها عکس، طراحی و دیگر کارهای «هنری» به کار می‌رود. حتی سرمقاله‌ها را گاهی با استفاده از ابزار چاپ و رنگها برجسته می‌نمایند.

نوشتن سرمقاله مشکل تر از نوشتن خبرهای معمولی است؛ چرا که خبرنگارها با تلاشی به اندازه تلاش خبرنگاران درصدد جمع آوری و گزارش درست و صحیح حقایق یک ماجرا هستند، این در حالی است که خبرنگاران علاوه بر جمع آوری و گزارش درست و صحیح باید راهی جذاب و مبتکرانه برای نوشتن مقاله، بویژه تیتریا چند پاراگراف اول آن بیابند. تیترعلاوه بر آنکه باید ایده مقاله را برساند باید بتواند توجه خواننده را نیزجلب کند. اغلب موضوع مقاله‌است که تعیین می‌کند تیتر چه باشد. علاوه بر آن، ژورنالسیت‌ها باید سخت تر کار کنند تا در هنگام نوشتن تیتر و دیگر اجزای مقاله ایماژها و واژگان کلیشه‌ای تولید نکنند.

در نیمه دوم قرن بیستم خط مایز بین گزارش خبری و سرمقاله نویسی مبهم و نامشخص شد؛ چرا که خبرنگارها و نشریات بیشتر و بیشتری رویکردهای متفاوتی را برای نوشتن مقاله اتخاذ کردند. تام ولف، گی تالیس و هانتر تامپسون و دیگر خبرنگارها رویکردهای متفاوت زیادی را برای نوشتن مقالات خبری به کار بستند. نشریات شهری و هفته نامه‌ها خط مایز مزبور را مبهم تر و نامشخص تر کردند و بسیاری از مجلات نیز مقالات را بر خبرهای معمولی ترجیح می‌دادند.

برخی از برنامه‌های خبری تلویزیونی نیز در شکلهای جدیدی ارائه می‌شدند وشمار زیادی از منتقدان معتقد بودند بسیاری از برنامه‌های خبری دیگر برنامه خبری نیستند؛ چرا که محتوی و سبک مورد استفاده آنها مطابق با استانداردهای پذیرفته شده خبرنگاری نبود. اما از طرف دیگر، رادیو ملی به عنوان نمونه خوبی از ترکیب گزارش خبری، مقالات و یا ترکیبی از هر دو تلقی می‌شد. دیگر سازمان‌های مرتبط با خبرهای رادیویی مردمی آمریکا نیز به چنین نتایج مشابه‌ای دست یافتند.

با وجود ابن، هنوزهم اکثریت روزنامه‌ها، به مانند سازمانهای اخبار رادیو و تلویزیون، خط مایز مشخصی بین خبر و مقاله قائل هستند.
روزنامه نگاری پژوهشی

روزنامه نگاری پژوهشی در بین انواع روزنامه نویسی سخت ترین گونه روزنامه نگاری است.
خبرنگاری ورزشی

    نوشتار اصلی: ژورنالسیم ورزشی‎


خبرنگاری ورزشی جنبه‌های زیادی از رقابت‌های ورزشی افراد را دربرمی گیرد و جزء لاینفکی از اغلب محصولات خبرنگاری، از جمله روزنامه‌ها، مجلات، و برنامه‌های خبری رادیو و تلویزیون محسوب می‌شود. در حالی که برخی از منتقدان خبرنگاری ورزشی را به عنوان خبرنگاری حقیقی قبول ندارند، اهمیت ورزش در فرهنگ غرب عاملی است برای توجیه این امر که ژورنالییست‌ها نه تنها به رقابتهای ورزشی، بلکه به ورزشکاران و تجارت در ورزش نیز توجه نمایند.

به طور سنتی در ایالات متحده خبرنگاری ورزشی در مقایسه با نوشته‌های خبرنگاری سنتی از انسجام، ابتکار و تعصب کمتری برخوردار بود، با این حال تاکید بر صحت و درستی و رعایت عدالت و بی طرفی هنوز هم بخشی از خبرنگاری ورزشی را تشکیل می‌دهد. تاکید بر توصیف صحیح عملکرد آماری ورزشکاران نیز یکی دیگر ازبخش‌های مهم خبرنگاری ورزشی محسوب می‌شود.
خبرنگاری علمی

    نوشتار اصلی: ژورنالسیم علمی‎


خبرنگاری علمی شاخه نسبتاً جدیدی از خبرنگاری محسوب می‌شود که در آن گزارش خبرنگارها اطلاعاتی را در مورد موضوعات علمی به مردم انتقال می‌دهد. خبرنگارهای علمی باید اطلاعات مبسوط، فنی، و در پاره‌ای اوقات اطلاعاتی را که با زبان مخصوص نوشته شده‌است را درک و تفسیر کنند و سپس آن را به گزارش‌های جذابی که برای مصرف کنندگان رسانه‌های خبری قابل باشد تبدیل نمایند.

خبرنگارهای علمی باید تصمیم بگیرند که از میان دستاوردهای علمی کدام ارزش پوشش خبری را دارد و همچنین باید بتوانند تشخیص بدهند که از میان منازعات جامعه علمی کدام برای پوشش خبری ارزش دارند. خبرنگارها باید در این سنجش خود باید عدالت و بی طرفی را رعایت کنند، اما هیچ گاه حقایق را فدا نکنند.

بسیاری از خبرنگارهایی که در حوزه علمی فعالیت دارند آموزش‌هایی را در حوزه خبرنگاری خود گذرانده‌اند، به عنوان مثال می‌توان به پزشکانی اشاره کرد که در اخبار پزشکی را تحت پوشش خود قرار می‌دهند. البته این مساله کلی نیست و در میان خبرنگارهای علمی نیز کسانی هستند که در حوزه علمی دوره یا آموزش ندیده‌اند.
ژورنالسیم تحقیقاتی

    نوشتار اصلی: ژورنالسیم تحقیقاتی‎


ژورنالسیم تحقیقاتی که در آن خبرنگارها رفتاری خلاف عرف غیر اخلاقی و غیرقانونی افراد، موسسات اجاری و دولتی را مورد تفحص قرار می‌دهند و آن را فاش می‌سازند، می‌تواند پیچیده، زمان بر و پرهزینه باشد؛ چرا که گروههایی از خبرنگارها، ماهها تحقیق و تفحص، مصاحبه‌های گوناگون (اغلب مصاحبه‌های تکراری) با افراد بی شمار، مسافرتهای دور و دراز، رایانه جهت تجزیه و تحلیل پایگاه داده‌های اسناد مردمی، یا استفاده از کارکنان حقوقی شرکت به منظور ایمن نگه داشتن اسناد با توجه به قانون آزادی اطلاعات، از جمله مواردی است که خبرنگاری تحقیقاتی لازم است.

این نوع گزارش با توجه به ماهیت برخوردی ذاتی اش، اغلب جزء اولین نوع خبرنگاری است که متحمل کاهش بودجه و یا مداخله کسانی خارج از واحد خبر می‌شود.اگر گزارش تحقیقاتی ضعیف می‌تواند واکنش‌های منفی اشخاص مورد تحقیق و عموم مردم را بر ضد خبرنگارها و سازمان‌های رسانه‌ای در پی داشته باشد و یا آنها را با اتهام خبرنگاری بی بند و بار مواجه سازد. اما اگر گزارش تحقیقاتی قوی باشد می‌تواند توجه مردم و دولت را جلب موضوعات و شرایطی کند که از نظر مردم رسیدگی به آنها لازم و ضروری است. همچنین گزارش قوی می‌تواند برای خبرنگارهای دست اندرکارو مسئولان مطبوعات جوایز و شهرت به ارمغان آورد.
خبرنگاری مشاهیر یا مردم

یک حوزه دیگر از خبرنگاری که چندان هم مطرح نیست و در قرن بیستم سنگ بنای آن گذاشته شد، خبرنگاری مشاهیر یا مردم می‌باشد که به زندگی شخصی افراد، عمدتاً اشخاص شهیر و بنام، از جمله ستاره‌های سینما و تئاتر، هنرمندان عرصه موسیقی، مدلها و عکاسان و دیگر افراد مشهور در صنعت نمایش و سرگرمی و همچنین افراد خواهان توجه، از جمله سیاست‌مداران و افراد مورد توجه مردم، نظیر کسانی که کاری انجام داده‌اند که ارزش خبری دارد، می‌پردازد.

خبرنگاری مشاهیر که روزگاری در حوزه روزنامه به نویسنده ستون شایعات و مجلات شایعه پرداز قرار می‌گرفت، حال به کانون توجه روزنامه‌های جنجالی ملی از قبیل نشنال اینکوآیرر، مجلاتی از قبیل مردم و یو اس ویکلی و برنامه‌های تلویزیونی‌ای که به طور هم زمان پخش می‌شوند، از جمله اینترتینمنت تونایت، شبکه‌های کابلی مانند E! و شمار زیادی از تولیدات تلویزیونی و صدها وب‌گاه اینترنتی دیگر تبدیل شده‌است. اغلب دیگر رسانه‌های خبری نیز قسمتی از برنامه‌های خود را به مشاهیر و مردم اختصاص می‌دهند.

تفاوت خبرنگاری مشاهیر با نوشتن مقاله اولاً در این است که خبرنگاری مشاهیر به افرادی می‌پردازد که از قبل مشهور هستند یا دارای جذابیت خاصی هستند، ثانیاً خبرنگاری مشاهیر به طور وسواس گونه‌ای مشاهیر را تحت پوشش قرار می‌دهد، تا آنجا که این خبرنگارها برای پوشش خبری حتی رفتار خلاف عرف نیز از خود نشان می‌دهند. عکاس سمج، عکاسانی هستند که با سماجت می‌کوشند عکس‌های مشکل آفرین و جنجالی از مشاهیر تهیه کنند، مشخصه اصلی خبرنگاری مشاهیر است.
سایبر خبرنگاری

خبرنگاری آنلاین، سایبر خبرنگاری و یا روزنامه‌نگاری الکترونیک انواع جدیدی از روزنامه‌نگاری هستند که به شبکه اینترنت و شبکه جهانی وب ، متکی هستند. از اینگونه خبرنگاری‌ها، در ایران، می‌توان به خبرآنلاین اشاره کرد.
وضعیت قانونی

خبرنگارهای سراسر جهان اغلب درکشور خود درمورد دولت‌ها مطلب می‌نویسند و آن دولتها سیاستها ورسوم کاملاً متفاوتی را در خصوص خبرنگارها دارند که موضوع تحقیق و نوشتار خبرنگارها و آنچه سازمانهای انتشاراتی مجاز به چاپ آن هستند توسط آن سیاست‌ها و رسوم کنترل می‌شود. بسیاری از دولتهای غربی آزادی مطبوعات را تضمین می‌کنند و اقداماتی چندان زیادی برای محدود ساختن حقوق آزادی مطبوعات انجام نمی‌دهند، در حالی که دیگر کشورها به شدت آنچه را که خبرنگارها می‌توانند در مورد آن تحقیق کنند یا آن را به چاپ برسانند محدود می‌سازند. در بسیاری از کشورها، روزنامه نگاران از امتیازات خاصی برخوردارند که عامه مردم از آن بهره‌مند نیستند، که از آن جمله می‌توان به دسترسی بهتر به وقایع اجتماعی، صحنه‌های جنایت، کنفرانس‌های مطبوعاتی، مصاحبه‌های مفصل با مقامات دولتی، افراد مشهور و سایر چهره‌های سرشناس از نظر مردم اشاره کرد. این امتیازات از قدرت مسلم مطبوعات در جلب نظر عموم به طرفداری یا علیه دولت‌ها، مقامات و سیاست‌های آنها و نیز از این درک که مطبوعات اغلب نماینده مخاطبانشان هستند نشات می‌گیرد. این امتیازات از حقوق قانونی روزنامه‌نگاران فراتر می‌رود اما لزوماً به واسطه این حقوق تضمین نمی‌شوند. گاهی ممکن است مقامات دولتی تلاش کنند برخی از روزنامه‌نگاران را که موقعیت آنها را به مخاطره می‌اندازند از طریق محروم کردن آنان از همین حقوق که به سایر روزنامه‌نگاران تسری یافته، تنبیه کنند.

ملتها یا اختیاراتی که رسماً به روزنامه‌نگاران مجوز فعالیت می‌دهند، ممکن است در کنار آن مجوزها، حقوق و مسئولیت‌های خاصی را نیز به روزنامه‌نگاران اعطا کنند، اما در ایلات متحده، سنت استقلال مطبوعات از اعمال هر گونه بررسی یا مجوزدهی دولتی، در امان بوده‌است. برخی ایالت‌ها قوانین حمایتی صریحی دارند که از روزنامه‌گاران در برابر هرگونه تحقیق و تفحص دولتی حمایت می‌کند، اما این تعاریف قانونی از«روزنامه‌نگار» به دسترسی شخص به مطبوعات چاپی و شبکه‌های رادیو-تلویزیونی محدود هستند. در همین راستا یک قانون حمایتی در سطح ملی مطرح شده‌است.

در برخی کشورها، روزنامه‌نگاران مستقیماً توسط دولت استخدام، کنترل و یا سانسور می‌شوند. در دیگر کشورها، دولت‌هایی که مدعی تضمین حقوق مطبوعات هستند، در حقیقت روزنامه‌نگاران را از طریق تهدید به دستگیری، نابودی یا توقیف اموال (بویژه ابزارهای تولید و انتشار خبر)، شکنجه و یا قتل تهدید می‌کنند.

روزنامه‌نگارانی که می‌خواهند درگیری‌ها، چه جنگ‌های بین کشورها چه شورش‌های درون کشورها را پوشش دهند، اگر هم از حقوق خود مبنی بر حمایت شدن از سوی دولت دست نکشند، اغلب این انتظار را که توسط دولت حمایت شوند کنار می‌گذارند.
حقوق روزنامه‌نگاران در مقایسه با حقوق شهروندان عادی و سازمان‌های خصوصی

روزنامه‌نگاران از همان حقوقی که شهروندان عادی و سازمان‌های خصوصی برخوردارند، بهره‌مند هستند. اختیارات روزنامه‌نگاران نسبت به شهروندان خصوصی، توسط حق زندگی خصوصی شهروندان محدود شده‌است. در عین حال کسانی که مایلند در مطبوعاتی نمودی خوشایند داشته باشند (مثل چهره‌های مشهور) به روزنامه‌نگاران اجازه می‌دهند که بیش از سایرین به زندگی خصوصی آنها دسترسی داشته باشند. اگر شخصی زندگی خصوص‌اش را به انظار عمومی کشانده یا در یک حادثه یا رویداد عمومی درگیر شده باشد، ممکن است در آن مورد، حق زندگی خصوصی وی کمرنگ شده یا از بین برود.

شهروندان و سازمان‌های خصوصی می‌توانند از همکاری با همه یا برخی از روزنامه‌نگاران امتناع کنند؛ در عین حال در بسیاری از کشورها، قدرتی که روزنامه‌نگاران از آن برخوردارند اغلب باعث می‌شود این شگرد بی‌اثر شده یا نتیجه معکوس بدهد.

در بیشتر کشورها، شهروندان از این حق برخوردارند تا با روزنامه‌نگارانی که به آنها تهمت زده یا آنان را بدنام می‌کنند برخورد کنند؛ این شهروندان می‌توانند علیه روزنامه‌نگارانی که با پایمال کردن حقیقت، در مورد آنان مطالب کذب منتشر کرده‌اند اقامه دعوی کنند. همچنین پرونده‌های تهمت یا افترا می‌توانند به ایجاد تضاد میان حق روزنامه‌نگاران به انتشار از یک سو و حق شهروندان عادی به داشتن زندگی خصوصی از سوی دیگر منجر شوند. برخی روزنامه‌نگاران مدعی‌اند، هدف از آندسته از دعاوی__ یا حتی تهدید به اقامه چنین دعواهایی__ که علیه آنها یا سازمان‌های خبری اقامه می‌شوند، اینست که با توسل به اقدامات پر هزینه قانونی صدای آنان را خفه کنند، حتی اگر شاکی نتواند ادعای خود را ثابت کند. به این حالت، تأثیر رعب‌آور گفته می‌شود.

در بسیاری از کشورها، روزنامه‌نگاران و سازمان‌های خبری ناچارند در شرایطی کار کنند که در آن همانطور که از سوی دولت تهدید به انتقام می‌شوند از سوی شهروندان عادی و سازمان‌های خصوصی نیز مورد تهدید قرار گیرند. دیده شده بسیاری از خلاف‌کاران، سازمان‌های خلاف‌کار، احزاب سیاسی، برخی سازمان‌های متعصب مذهبی و حتی توده‌های مردم، روزنامه‌نگارانی که بر خلاف میل آنها صحبت می‌کنند یا می‌نویسند را تنبیه کرده‌اند. این تبیه‌ها می‌توانند به صورت تهدید، آسیب رسانی به اموال، حمله، شکنجه و یا قتل باشند.
منابع خبرنگارها

گاهی که تعامل روزنامه‌نگاران با منابع خبری ماهیتی محرمانه دارد، تعمیم آن به آزادی مطبوعات به روزنامه‌نگاران قانوناً این حق را می‌دهد که حتی اگر توسط پلیس یا دادستان بازخواست شدند، هویت منابع را بازگو نکنند؛ این در حالیست که در شرایط عادی عنوان نکردن نام منبع می‌تواند به عنوان توهین به دادگاه تعبیر شده و منجر به زندانی شدن روزنامه‌نگار شود.

میزان اختیاراتی که به روزنامه‌نگاران اعطا می‌شود از یک کشور به کشوری دیگر متفاوت است؛ به عنوان مثال در بریتانیا نسبت به ایلات متحده، دولت نسبت به آنچه که از آن با عنوان اطلاعات حساس یاد می‌شود محق‌تر است و می‌تواند روزنامه نگاران را مجبور کند تا نام منبعی را که خبر از آن درز کرده افشا کنند. برخی کشورها بویژه زیمبابوه، جمهوری خلق چین و ایران در سرکوب روزنامه‌نگاران، چه داخلی و چه خارجی، شهرتی خاص دارند.

در دهه اخیر در آمریکا، با وجود عمر طولانی این سنت که روزنامه نگاران می‌توانند در تحقیق و تفحص‌های دولت نام منابع را برملا نکنند، دیوان عالی یک سری احکام دادگاهی را برای سطوح پایین‌تر فدرالی تصویب کرده‌است که این احکام می‌توانند به درجات مختلف، حقوق روزنامه‌نگاران را در عدم افشای اطلاعات محدود کنند و در پی آن دادستان‌ها در سطوح فدرالی و ایالتی در تلاش بوده‌اند تا روزنامه‌نگارانی را که درخواست افشای اطلاعات و منابع تحت حفاظت خود را رد می‌کنند، به زندان بیندازند.
حق دسترسی به اطلاعات دولتی

مثل بحث منابع، روزنامه‌نگاران به این حق که توسط دولت به مردم، و، با بسط معنا، به روزنامه‌نگاران اعطا شده نیاز دارند که به اطلاعاتی که در اختیار دولت است دسترسی داشته باشند. این حقوق نیز از کشوری به کشور دیگر (رجوع کنید به قانون آزادی اطلاعات) و در ایالات متحده از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است. در برخی ایالت‌ها برای ارائه اطلاعات، سیاستهای آزادانه‌تری حاکم است و برخی دیگر نیز در دهه اخیر تلاش کرده‌اند تا این حقوق را بیش از پیش بسط دهند. به عنوان مثال نیوجرزی برای تعریف دقیق‌تر اینکه تحقیق و تفحص عمومی از کدامیک از اسناد دولتی را می‌توان ممنوع کرد، قانون سان‌شاین (شفاف‌سازی) خود را بروزرسانی نموده و آنرا مفصل‌تر کرده‌است.

در ایالات متحده، قانون آزادی اطلاعات (FOIA) برای روزنامه‌نگاران این حق را تضمین نموده که بتوانند رونوشت‌های اسناد دولتی را در اختیار داشته باشند، هر چند که دولت این حق را دارد که در این رونوشت‌های اسناد، آن دسته از اطلاعاتی را که قانون آزادی اطلاعات عدم افشای آنرا مجاز می‌داند، حذف یا مخفی کند. سایر قوانین ایالتی نیز دسترسی به اطلاعات را کنترل می‌کند (رجوع کنید به آزادی اطلاعات در ایالات متحده). در عین حال دولت بوش بیش از سایرین بر حق خود مبنی بر محدود تر کردن دسترسی مطبوعات به اطلاعات مصر بوده‌است تا جاییکه عملکرد آن باعث شده که این ادعاها مطرح شود که دولت در تلاش است تا از قانون آزادی اطلاعات فراتر عمل کند قوانین بین نهادهای مطبوعاتی و دولت فدرال را محدودتر کند. در موارد مختلف، دادگاههای فدرال به روش‌های مختلفی عمل کرده‌اند اما در مورد دسترسی مطبوعات به اطلاعات، اغلب طرف دولت را گرفته‌اند.
وبلاگ نویسی

در اواخر دهه نود، رشد انتشارات اینترنتی توسط خود افراد، بویژه سبک وبلاگ یا بلاگ در انتشارات شخصی، این بحث را به میان آورد که «آیا وبلاگ‌نویسان نیز روزنامه‌نگار هستند؟» در این ارتباط نه تنها مباحثی همچون تعریف نقش و خویشتن و روابط نسبی به میان آمده، بلکه پرسش‌های عملی‌تری در مورد حق دسترسی به اطلاعات و نیز پرسشهای حقوقی در مورد حوزه اختیاراتی که روزنامه‌نگاران در آن حقوق ویژه دارند—همچون مصونیت در برابر مجبور شدن به افشای اطلاعات و منابع محرمانه به میان آمده‌است.

وبلاگ‌نویسان مترصد رخ دادن مواردی هستند که در مورد حقوقشان به عنوان روزنامه‌نگار، برای آنها سابقه حقوقی ایجاد کند. به عنوان مثال، در پرونده‌ای که در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ توسط شرکت اپل کامپیوتر اقامه شده بود، یک قاضی دادگاه تجدید نظر اعلام کرد آندسته از نویسندگان آن‌لاین که از قول منابع بی‌نام اطلاعاتی را منتشر می‌کنند از سایر مصونیت‌هایی که سایر روزنامه‌نگاران دارند برخوردار هستند. این دادگاه اعلام کرد «هیچ اصل یا آزمونی وجود ندارد که در تمیز دادن خبر درست از نادرست، بتوان آنرا اعمال کرد».

تنظیمات

تنظیمات یا تنظیمات خیریه، نهضت نوگرایی و اصلاح‌طلبی در ساختار سیاسی ـ حقوقی، فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ عثمانی در قرن نوزدهم است که از سال ۱۲۱۸ هجری شمسی (۱۸۳۹م) شروع می‌شود و با دورهٔ قانون اساسی اول در سال ۱۸۷۶ به پایان می‌رسد.

هدف اصلاحات دوره تنظیمات، نوسازی دستگاه دولتی و اجتماعی و یکپارچه کردن اقوام غیر مسلمان و غیر ترک امپراتوری از راه تغییر قانون‌ها و روش‌ها، اعطای حقوق اجتماعی، آزادی‌های مدنی و مقابله با حرکت‌های ناسیونالیستی و قدرت مخاصم بود. نخستین گام در اجرای مفاد فرمان تنظیمات که تشکیل نهادهای جدید را ضروری می‌ساخت، با تأسیس «مجلس والای احکام عدلیه» برداشته شد. این مجلس که عهده‌دار وضع قوانین بود، یک رئیس و ۹ عضو داشت و در تدوین قوانین، گذشته از رعایت احکام شرع اسلام، بهره‌گیری از حقوق و قوانین اروپایی و تلفیق آن با احکام اسلام را نیز مورد توجه قرار می‌داد. این فرمان شامل برخی از مطالب اعلامیهٔ حقوق بشر فرانسه نیز (۱۷۸۹م) بود.

محتویات

    ۱ ریشه تغییرات
    ۲ اهداف
    ۳ اصلاحات
    ۴ منابع

ریشه تغییرات
مصطفی رشید پاشا، معمار اصلی تنظیمات

پیشگامان تنظیمات روشنفکران دوره سلطان محمود دوم و سلطان عبدالمجید یکم مانند مصطفی رشید پاشا، فواد پاشا، محمدامین علی پاشا بودند. آنها تشخیص داده بودند که نهادهای مذهبی و نظامی قدیمی دیگر جوابگوی نیازهای امپراتوری در جهان مدرن نیست. بسیاری از تغییرات نظیر یونیفرم جهت تغییر طرز فکر مدیران امپراتوری بود. بسیاری از اصلاحات تلاش برای اتخاذ شیوه‌های موفق اروپایی بودند. تغییرها شامل سربازگیری، آموزش و پرورش، اصلاح نهادها و اصلاح قوانین و تلاش سیستماتیک از بین بردن فساد بود.
اهداف

پروژهٔ بلند پروازانهٔ تنظیمات جهت مبارزه با قدرت‌های اروپایی و جلوگیری از ضعف امپراتوری عثمانی که مزهایش در حال کوچک شدن، و توانش در مقابل قدرتهای اروپایی در حال کاهش بود آغاز یافت. امپراطوری عثمانی امیدوار بود که با خلاص شدن از سیستم قدیم می‌تواند شهروندانش را بهتر کند،
اصلاحات

تنظیمات در زمانسلطان محمود دوم آغاز شده بود، دورهٔ تنظیمات با صدور «خط همایون» یا «فرمان تنظیمات خیریه» در ۱۲ آبان ۱۲۱۸ هجری شمسی مطابق به ۳ نوامبر ۱۸۳۹م آغاز شد. در این سند بسیار مهم، سلطان اعلام کرد که او آرزو دارد « مزایای یک دولت خوب را به ایالت‌های امپراتوری عثمانی از طریق نهادهای جدید به ارمغان آورد».متن فرمان روز یکشنبه ۲۵ ۳ نوامبر ۱۸۳۹م در پارک گلخانهٔ کاخ توپکپی و در حضور پادشاه، وزرا، علما، مأموران عالی‌رتبهٔ لشکری و کشوری، نمایندگان اصناف و معتمدان، اسقف کلیساهای ارامنه و یونان، خاخام یهود، سفرا و نمایندگان کشورهای خارجی و گروهی از مردم خوانده شد. به همین سبب فرمان تنظیمات، به «خط شریف گلخانه» نیز معروف است. خلیفه نیز به رعایت و اجرای فرمان سوگند یاد کرد و متن فرمان در روزنامه رسمی انتشار یافت.

    تضمین حق زندگی، اموال، عزت و امنیت کامل اتباع امپراطوری عثمانی
    به جریان انداختن اولین اسکناس‌های دولت عثمانی (۱۸۴۰)مطابق به سال ۱۲۱۹ هجری شمسی؛
    افتتاح اولین اداره‌های پست (۱۸۴۰)؛
    سازماندهی مجدد سیستم مالی با توجه به مدل فرانسه (۱۸۴۰؛
    سازماندهی مجدد قوانین مدنی و جزایی با توجه به مدل فرانسه (۱۸۴۰)؛
    ایجاد «مجلس عمومی معارف» که شکل اولیهٔ مجلس دولت عثمانی بود.
    سازماندهی مجدد ارتش و سربازگیری منظم، مالیات ارتش، و تثبیت طول مدت خدمت سربازی (۱۸۴۳-۱۸۴۴)؛
    تصویب سرود ملی عثمانی و پرچم ملی عثمانی(۱۸۴۴)؛
    اولین سرشماری عمومی در سراسر امپراتوری عثمانی در سال ۱۸۴۴ (تنها شهروندان مرد شمارش شدند)؛
    صدور شناسنامه یا اولین کارت‌های هویت ملی ( ۱۸۴۴)؛
    ایجاد نهاد شورای آموزش عمومی (۱۸۴۵) و وزارت آموزش و پرورش (۱۸۴۷) ۱۲۲۶ هجری شمسی؛
    لغو برده داری و تجارت برده (۱۸۴۷)؛
    تأسیس اولین دانشگاه مدرن به نام دارالفنون ( ۱۸۴۸)، ۱۲۲۷ هجری شمسی، آکادمی‌های تربیت معلم (دارالمعلمین) (۱۸۴۸)؛
    تاسیس وزارت بهداشت و درمان (۱۸۵۰)؛
    قانون بازرگانی و تجارت (۱۸۵۰) ؛
    تاسیس آکادمی علوم(انجمن دانش) (۱۸۵۱)؛
    ایجاد شرکت کشتیرانی برای کشتی‌های بخار (۱۸۵۱) ؛
    اولین دادگاه به سبک اروپا ( مجلس احکام عدلی) ۱۸۵۳، و شورای عالی قضایی (مجلس عالی تنظیمات) ۱۸۵۳ ؛
    استقرار شهرداری مدرن استانبول ( Şehremaneti 1854) و شورای برنامه ریزی شهر ( İntizam - I Şehir Komisyonu کمیسیون انتظام شهر ، ۱۸۵۵)؛
    لغو سرانه جزیه از غیر مسلمانان، و جانشینی آن با یک روش منظم جمع آوری مالیات(۱۸۵۶)؛
    اجازه دادن به غیر مسلمانان به خدمت سربازی (۱۸۵۶) ؛
    وضع مقررات مختلف برای بهوبد مدیریت خدمات عمومی و پیشرفت تجارت؛
    ایجاد اولین شبکه تلگراف (۱۸۴۷-۱۸۵۵) و شبکه‌های راه آهن (۱۸۵۶) ؛
    تاسیس بانک مرکزی عثمانی (که اصلاً با نام «بانک عثمانی» در سال ۱۸۵۶ تاسیس شده بود، و بعد از آن با سازماندهی مجدد در سال ۱۸۶۳ به "بانک شاهانه عثمانی تغییر نام داد.
    ایجاد بورس اوراق بهادار ( Dersaadet Tahvilat Borsası، تاسیس در سال ۱۸۶۶)
    قانون ملکیت (قانون نامه ارضی) ( Arazi Kanunnamesi ، ۱۸۵۷).
    اجازه به ناشران بخش خصوصی و شرکت‌های چاپ (۱۸۵۷) ؛
    جرم زدایی از همجنسگرایی (۱۸۵۸)
    تاسیس دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی (مکتب ملکیه)( Mekteb - I Mülkiye ، ۱۸۵۹)؛
    قانون مطبوعات و روزنامه نگاری (نظامنامه مطبوعات) ( Matbuat Nizamnamesi ، ۱۸۶۴)
    فرمان خلیفه با صدور اصلاحیهٔ با عنوان «خط همایونی» در سال ۱۸۵۶ پی گیری شد. که وعده برابری کامل حقوقی برای شهروندان همه ادیان و ملیت‌هایی که *شهروندی عثمانی را داشتند صرف نظر از مذهب و یا تعلق قومی آنها می‌داد.

الفبای ترکی استانبولی

الفبای ترکی استانبولی الفبایی لاتین است که برای نوشتن زبان ترکی استانبولی به کار می‌رود و از ۲۹ حرف تشکیل شده‌است که هفت تای آن‌ها (Ç، Ğ، I، İ، Ö، Ş، Ü) شکل تغییر یافته‌ای از حروف اصلی لاتین و متناسب با احتیاجات آوایی زبان ترکی می‌باشند. این الفبا تلفظ واژگان ترکی استانبولی را با دقتی بالا نشان می‌دهد و هر حرف فقط و فقط نمایانگر یک صدا می‌باشد. این الفبا هم‌اکنون الفبای رسمی زبان ترکی استانبولی به شمار می‌آید و آخرین الفبا از سری الفباهایی می‌باشد که در دوره‌های مختلف برای این زبان به کار گرفته شده‌اند. ابداع و به کارگیری این الفبا در قرن بیستم از عناصر فرهنگی برآمدن و پیروزی ملی‌گرایی غربی ترک به شمار می‌آید.

محتویات

    ۱ حروف
    ۲ نام‌ها
    ۳ صداها
    ۴ پیشینه
        ۴.۱ پیشنهادهای اولیه برای اصلاح
    ۵ منابع

حروف

حروف الفبای ترکی استانبولی از قرار زیرند:

    حروف بزرگ
    A     B     C     Ç     D     E     F     G     Ğ     H     I     İ     J     K     L     M     N     O     Ö     P     R     S     Ş     T     U     Ü     V     Y     Z
    حروف کوچک
    a     b     c     ç     d     e     f     g     ğ     h     ı     i     j     k     l     m     n     o     ö     p     r     s     ş     t     u     ü     v     y     z

از میان این ۲۹ حرف، ۸ تای آن‌ها مصوت هستند (A، E، I، İ، O، Ö، U، Ü) و مابقی صامت.

حروف Q، W، و X از الفبای لاتین در ترکی استانبولی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند ولی I نقطه‌دار و بی‌نقطه حروف مجزا و متمایزی هستند فلذا "i" نشانگر شکل کوچک "I" نیست.

در ترکی استانبولی همچنین از a، i، و u هشتکدار استفاده می‌شود:

    â برای /a:/ و/یا برای نشان دادن آنکه مصوت پیش از â کامی ادا می‌شود (زبان در نزدیکی دیوارهٔ بالایی دهان قرار می‌گیرد)
    î برای /i:/ و مصوت پیشین کامی ادا نمی‌شود
    û برای /u:/ و/یا برای نشان دادن کامی ادا شدن مصوت پیشین.

نام‌ها

نام مصوت‌ها همان صدایی است که می‌دهند ولی نام صامت‌ها، صدای صامت به علاوهٔ e می‌باشد. تنها استثنا حرف ğ است که یوموشاک گِ خوانده می‌شود.

a, be, ce, çe, de, e, fe, ge, yumuşak ge, he, ı, i, je, ke, le, me, ne, o, ö, pe, re, se, şe, te, u, ü, ve, ye, ze
صداها

رسم‌الخط ترکی کاملاً فونمیک است و تلفظ لغات همواره از روی املای آن‌ها قابل تشخیص است. جدول زیر حروف ترکی، صداهای متناظرشان در الفبای آوانگاری بین‌المللی، و نحوهٔ تلفظشان توسط یک انگلیسی‌زبان را نشان می‌دهد.
حروف     الفبای آوانگاری
بین‌المللی     معادل تقریبی
در انگلیسی     حروف     الفبای آوانگاری
بین‌المللی     معادل تقریبی
در انگلیسی
A     a     /a/     As a in father     M     m     /m/     As m in man
B     b     /b/     As b in boy     N     n     /n/     As n in nice
C     c     /dʒ/     As j in joy     O     o     /o/     As o in more
Ç     ç     /tʃ/     As ch in champion     Ö     ö     /ø/     As i in bird
D     d     /d/     As d in dog     P     p     /p/     As p in pin
E     e     /e/     As e in red     R     r     /ɾ/     As r in rat
F     f     /f/     As f in far     S     s     /s/     As s in song
G     g     /ɡ/, /ɟ/     As g in got     Ş     ş     /ʃ/     As sh in show
Ğ     ğ     /ɰ/     (see note)     T     t     /t/     As t in tick
H     h     /h/     As h in hot     U     u     /u/     As u in bull
I     ı     /ɯ/     Roughly as i in cousin     Ü     ü     /y/     As ue in clue
İ     i     /i/     As i in pit     V     v     /v/     As v in waver
J     j     /ʒ/     As s in measure     Y     y     /j/     As y in yes
K     k     /k/, /c/     As k in kit     Z     z     /z/     As z in zigzag
L     l     /ɫ/, /l/     As l in love
پیشینه
پیشنهادهای اولیه برای اصلاح

اولین الفبای شناخته‌شدهٔ ترکی، خط اورخون است. در کل خانوادهٔ زبان‌های ترکی با استفاده از الفباهای گوناگونی من جمله سیریلیک، عربی، یونانی، لاتین، و چندین دبیرهٔ آسیایی دیگر نوشته شده‌اند.

به مدت بیش از هزار سال زبان ترکی استانبولی با استفاده از الفبای ترکی عثمانی که شکل تغییریافته‌ای از خط عربی بود کتابت می‌شد. این خط برای نوشتن واژگان فارسی و عربی که میزان قابل توجهی (سه چهارم واژگان) از زبان ترکی عثمانی را تشکیل می‌دادند بسیار مناسب بود، اما برای نوشتن واژگان اصیل ترکی مناسب نبود. اگرچه زبان عربی در صامت‌ها بسیار غنی‌است اما در مصوت‌ها ضعف دارد حال آنکه زبان ترکی استانبولی وضعیتی دقیقاً بالعکس دارد. در نتیجه خط عربی برای نشان دادن واجهای ترکی ناکافی به نظر می‌رسید. برای برخی از واج‌ها چهار علامت مختلف (ز، ذ، ض، ظ) وجود داشت در حالی‌که برخی دیگر از واج‌ها را اصلاً نمی‌شد نمایش داد. با رواج یافتن تلگراف و صنعت چاپ در قرن نوزدهم ضعف‌های بیشتری از خط عربی نمایان شد.

برخی از اصلاح‌طلبان ترک سال‌ها پیش از وقوع اصلاحات آتاترک به‌کارگیری خط عربی را خواستار شده بودند. در سال ۱۸۲۶ و به هنگام دوران اولیهٔ اصلاحات، مونوف پاشا از اصلاح الفبا طرفداری می‌کرد. در آغاز قرن بیستم نیز طرح‌ها مشابهی توسط نویسندگانی که با جنبش ترک‌های جوان مرتبط بودند از جمله حسین جاهد، عبدالله جودت، و جلال نوری ارائه شده بود. این موضوع بار دیگر در سال ۱۹۲۳ به هنگام برگزاری اولین کنگرهٔ اقتصادی جمهوری تازه تشکیل‌شدهٔ ترکیه مطرح شد و جرقه‌ای شد برای آغاز بحث‌ها و جدل‌هایی در این باره در سطح عموم که چندین سال طول کشید. محافظه‌کاران و مذهبیون به‌شدت مخالف کنار گذاشتن خط عربی بودند با این استدلال که با به کار گرفتن خط لاتین، ترکیه از جهان اسلام منفک خواهد شد و مفهومی غربی از هویت ملی جایگزین جامعه‌ای مذهبی و سنتی خواهد شد. برخی دیگر بر اساس دلایل کاربردی با به کارگیری خط لاتین مخالفت می‌کردند؛ زیرا که تا آن زمان هنوز طرحی برای وفق دادن خط لاتین با واج‌های ترکی ارائه نشده بود. برخی دیگر نیز پیشنهاد می‌کردند که راه‌حل بهتر، تغییر خط عربی و معرفی نویسه‌های جدیدی‌است که نمایانگر مصوت‌های ترکی باشند. در سال ۱۹۲۶ جمهوری‌های ترک‌تبار شوروی خط لاتین را به کار گرفتند و راه را برای اصلاح‌طلبان در ترکیه باز کردند.

زبان ترکی استانبولی

ترکی استانبولی (به ترکی استانبولی: Türkçe و یا Türkiye Türkçesi) یکی از زبان‌های شاخه جنوب غربی یا گروه اوغوز، زبان‌های ترکی است که ۸۳،۰۰۰،۰۰۰ نفر در سراسر جهان به عنوان زبان نخست یا دوم با آن سخن می‌گویند[۶] [۷] [۸] [۹] این زبان رایج‌ترین زبان از شاخه‌ی زبان‌های ترکی می‌باشد. جغرافیای آن شامل ترکیه و قبرس شمالی و قسمت‌های کوچکی در عراق، یونان، بلغارستان، جمهوری مقدونیه، کوزوو، آلبانی و دیگر قسمت‌های شرقی اروپا را شامل می‌ود. سالانه جمعیت بسیاری نیز از ترکیه به غرب اروپا و بویژه آلمان مهاجرت می‌کنند که موجب تکلم ترکی در آن مناطق می‌گردد.

ریشهٔ زبان ترکی را می‌توان در آسیای مرکزی جست. با گسترش قلمرو امپراتوری عثمانی این زبان که زبان رسمی آن‌ها بود اصلاحات بسیاری می‌یافت. به طور مثال آتاتورک (اولین رییس جمهور ترکیه) در سال ۱۹۲۸، الفبای عثمانی را با الفبای آوایی لاتین جایگزین نمود و کلمات بیشمار عربی، فارسی و... را از این زبان حذف نمود.[۱۰]

محتویات

    ۱ الفبای ترکی استانبولی
    ۲ واژه نامه
    ۳ منابع
    ۴ جستارهای وابسته

الفبای ترکی استانبولی
آتاترک و تدریس نمادین ۲۹ حرف جدید ترکی در شهر سینوپ ۱۹۲۸ میلادی

الفبای ترکی استانبولی، از بیست و نه حرف از حروف لاتین تشکیل شده است. که با تغییرات جزئی بصورت الفبای ترکی در آمده است. تغییر خط و جایگزینی حروف لاتین به جای حروف عربی با قانون شماره ۱۳۵۳ که در سال ۱۹۲۸ میلادی به تصویب رسید و مقرر گردید که حروف الفبای عربی، از مجموعه سازمانی الفبا و زبان کشور ترکیه نسخ و به جای آن ۲۹ حرف از حروف لاتین جایگزین گردد. بدین طریق سیستم نوشتاری ترکیه از ترکی عثمانی به ترکی لاتین (Latince yazılan türkçe) تغییر یافت. این حروف عبارتند از:

A a, B b, C c, Ç ç, D d, E e, F f, G g, Ğ ğ, H h, I ı, İ i, J j, K k, L l M m, N n, O o, Ö ö, P p, R r, S s, Ş ş, T t, U u, Ü ü, V v, Y y, Z z

ارتش

ارتش تا پیش از انقلاب و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مجموعهٔ نیروهای نظامی اطلاق می‌گردید. هنوز هم دربارهٔ دیگر کشورها به همین معنا به کار می‌رود. ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیروهای نظامی ایران را تشکیل می‌دهند.
ریشه‌شناسی

ارتش از واژه‌های برساخته در دوران معاصر است و از روی واژهٔ ارتشتار (ارتشدار) که پیش از آن به معنی سپاهی (لشکری) در زبان فارسی وجود داشت، برساخته شده‌است. این پسین‌سازی از این خاسته‌است که واژه را مرکب فرض کرده‌اند و جزء دوم دار را به معنای دارنده گرفته‌اند.[۱] این واژه را فرهنگستان ایران نساخته‌است بلکه نتیجهٔ کار عده‌ای است که در دوره‌های جدید اما پیش از کودتای ۱۲۹۹، در مقابل برخی از واژه‌های جدید و ترکی که در ارتش رواج داشت، به واژه‌گزینی پرداختند اما چون با این فن آشنا نبودند، دچار لغزشهایی شدند. اینان واژهٔ «ارتش» را به جای واژهٔ ترکی قشون قرار دادند و بدین وسیله می‌خواستند این واژهٔ ترکی را کنار بگذارند که البته سرانجام با جاافتادن این واژه، در این امر کام یافتند.

قرقیزستان

جمهوری قرقیزستان معروف به قرقیزستان (به قرقیزی: Киргизия, Кыргызстан — قیرغیزیا، قیرغیزستان) کشوری محصور به خشکی است در آسیای مرکزی. پایتخت آن بیشکک است.

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ سیاست
    ۳ جغرافیا
    ۴ تقسیمات کشوری
    ۵ اقتصاد
    ۶ مردم
    ۷ دین
    ۸ فرهنگ
    ۹ ارتش
    ۱۰ تصاویر
    ۱۱ جستارهای وابسته
    ۱۲ منابع
        ۱۲.۱ پیوند به بیرون

تاریخ

نوشتار اصلی: تاریخ قرقیزستان
NestorianTombstoneIssykKul1312.jpg

ریشه‌های فرهنگی قرقیزها را در بخش‌های بالایی رود ینی‌سئی در در کوهستان آلتای پیدا کرده‌اند. بنظر می‌رسد آنان در قرن دهم میلادی از آلتای، به جایی که اکنون قرقیزستان نام دارد، مهاجرت کرده اندو در آنجا ساکن شده‌اند. ترکان سلجوقی و مغول‌ها تاثیر زیادی بر فرهنگ این منطقه گذاشته‌اند. قرقیزها اسلام و تیراندازی را از ترکان سلجوقی و اسب‌سواری ماهرانه را از سواران ترک نژاد آسیای میانه یاد گرفتند.هنوز هم سوارکاران چابکی در این کشور یافت می‌شود.

در اوایل سدهٔ ۱۹ میلادی، قرقیزستان تحت حکومت خانات خوقند درآمد. در سال ۱۸۷۶ قرقیزستان به امپراتوری روسیه ضمیمه شد.

پس از انقلاب اکتبر، در سال ۱۹۲۶، جمهوری سوسیالیستی قرقیزستان، به عنوان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی، تشکیل شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۹۱، قرقیزستان به استقلال دست یافت.

در دوره‌هایی تنش قومی میان قرقیزها و ازبک‌ها در جلال‌آباد در جنوب قرقیزستان وجود داشته‌است.

انقلاب در آوریل ۲۰۱۲ به سرنگونی حکومت قربان‌بیگ باقی‌یف، رئیس‌جمهور پیشین قرقیزستان انجامید و به تنظیم یک قانون اساسی جدید و برقراری یک دولت انتقالی منجر شد. در نوامبر ۲۰۱۱ در این کشور انتخابات ریاست‌جمهوری بر‌گزار شد.
سیاست
عسگر آقایف

تا پیروزی کمونیست‌ها در شوروی پیشین، قرقیزستان بخشی از ترکستان روسیه بود. سپس در سال ۱۹۲۶ میلادی، یکی از جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی شد. قرقیزستان پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، مستقل شد و عسگر آقایف، رهبر حزب کمونیست قرقیزستان، به ریاست جمهوری این کشور رسید، آقایف از آغاز استقلال این کشور تا سال ۲۰۰۵ میلادی قدرت را بدست داشت و می‌خواست تا پایان عمر در مقام ریاست جمهوری باشد. از این رو، در اوایل فوریه ۲۰۱۰ به‌دنبال مجموعه‌ای از شورش‌ها قربان‌بیک باقی‌اف رئیس‌جمهور قرقیزستان سرنگون و آشوب‌هایی در این کشور فقیر آسیای میانه به‌وقوع پیوست کخه طی آن مردم پایتخت شورش کردند و به کاخ ریاست جمهوری و مجلس هجوم آوردند.
قربان‌بیگ باقی‌یف

به این ترتیب، عسگر آقایف به روسیه پناهنده شد و قربان‌بیگ باقی‌یف به جای او به ریاست جمهوری رسید و انقلاب لاله‌ای قرقیزستان به وقوع پیوست. ۵ سال بعد در سال ۲۰۱۰ میلادی مردم قرقیزستان در اعتراض به فساد مالی و گرانی قیمت برق به خیابان‌ها ریختند و دولت قربان بیگ باقی‌یف را سرنگون کردند. سپس رهبر مخالفان رزا آتونبایوا یک دولت موقت در پایتخت تشکیل داد و خواستار استعفای قربان بیگ باقی‌یف شد.
روسیه

اولین کشوری بود که تغییر رژیم قرقیزستان در ۷ آوریل ۲۰۱۰ را به‌رسمیت شناخته و با توجه به موضع‌گیری‌های رسانه‌ای این کشور علیه قربان‌بیک باقی‌یف، مظنون به دامن زدن به آشوب‌های ماه آوریل و تحولات در قرقیزستان شد.[۱]

پس از ناآرامی‌های خشونت‌بار قرقیزستان که موجی از نگرانی را در کشورهای منطقه از نضج‌گیری جریان‌های خشونت‌بار قومی و قبیله‌ای در آسیای مرکزی پدید آورده بود، کمتر کسی گمان می‌برد که به فاصله‌ای اندک از این رویدادهای در نوع خود خشن و پرتلفات، در سازوکاری دموکراتیک، اولین و تنها نظام پارلمانیستی در آسیای میانه شکل گیرد اما چنین نظامی در این کشور شکل گرفت.

نظام سیاسی قرقیزستان دموکراسی پارلمانی است
جغرافیا
نقشه قرقیزستان سال ۱۹۹۶

قرقیزستان ۱۹۸٬۵۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۵٬۱۴۶٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد[۲] و پایتخت آن شهر بیشکک است. جمهوری قرقیزستان در قسمت شمال شرقی آسیای مرکزی واقع شده‌است و از شمال با قزاقستان، از جنوب با تاجیکستان، از غرب با ازبکستان و از شرق و جنوب شرقی با چین همسایه و هم‌مرز است. این کشور دارای آب و هوای معتدل کوهستانی، بهار و تابستان معتدل و زمستانی سرد است.
تقسیمات کشوری
شهر بیشکک

قرقیزستان دارای ۷ استان است

این کشور شامل ۷ استان (ولایت) بنامهای چوی، ایسیق کول، نارین، تراز، باتکن، اوش و جلال آباد است. (شهر بیشکک به‌طور مستقل اداره می‌شود):

زبان اصلی مردم روسی و قرقیزی، مذهب آنان اسلام، ۷۵ درصد مردم مسلمان و ۲۰ درصد آنان مسیحی و ۵ درصد آنان پیرو سایر ادیان می‌باشند.
Kyrgyzstan provinces.png

    شهر بیشکک
    استان باتکن
    استان چوئی
    استان جلال‌آباد
    استان نارین
    استان اوش
    استان تراز
    استان ایسیک‌کل

اقتصاد
مردم
Pyramide Kirghizistan.PNG

جمعیت این کشور حدود ۵.۵ میلیون نفر است که حدود ۶۹ درصد آن را قرقیزها، ۱۴ درصد را ازبک‌ها و ۹ درصد را روس‌ها تشکیل می‌دهند.

۶۴٫۹ ٪ قرقیز، ۱۲٫۵ ٪ روس و ۱۳٫۸ ٪ ازبک هستند.[۳] اقلیتهای کوچک دیگری نیز از قبیل ۲.۸ درصد اوکراینی، ۲ % تاتار، ۱.۱ % آلمانی و جمعیت کوچکی از قزاق‌ها، آذربایجانی‌ها، تاجیکها و اویغورها هم در این کشور زندگی می‌کنند.[۴].

بنابر آمار سال ۱۹۹۹ درصد جمعیت ازبکها از جمعیت روسها فزونی یافته‌است و ازبکها ۱۳.۸ % و روسها ۱۲.۵ % جمعیت کل قرقیزستان رادر آن سال تشکیل می‌دادند.[۵] باشندگان در آسیای میانه بیشتر از 70 قوم و ملیت هستند و این منطقه پتانسیل لازم برای درگیری های قومی و نژادی دارد. [۶][۷]
دین
Karakol-Dungan-Mosque-Exterior-1.jpg

اکثریت جمعیت قرقیزستان را مسلمانان تشکیل می‌دهند. در این کشور ترکان به طور سنتی مسلمان هستند و اقلیت روس دارای دین مسیحی‌اند:[۸]

    مسلمان (عمدتاً سنی): ۸۰٪؛
    مسیحی: ۱۷٪؛
    بقیه: ۳٪.

بیش از ۸۰ ملیت و قوم در قرقیزستان ساکن‌اند. قرقیزها مخلوطی از نژادهای ترک و مغول بوده و احتمال می‌رود که مسکن اولیهٔ آنان سیبری جنوبی باشد. آنان قرابت نژادی نزدیکی با قزاق‌های قزاقستان دارند و سابقاً که قزاق‌ها را قرقیز می‌خواندند به ایشان قراقریز می‌گفتند.[۹]
فرهنگ
Kyrgyz Musicians in Karakol.jpg

زبان‌های قرقیزی و روسی زبان‌های رسمی این کشورند.

زبان قرقیزی: زبان قرقیزی شاخه‌ای از زبانهای ترکی- شرقی مرکزی است.این زبان دارای سه گویش شمالی، شرقی و جنوب غربی است. زبان ادبی جدید قرقیزی که در دوران حکومت شوروی توسعه یافته ترکیبی از ویژگیهای تمام گویشهای قرقیزی است. واژگان زبان قرقیزی دارای ریشه ترکی ومغولی بوده و همچنین تعدادی از لغات فارسی، عربی و روسی در این زبان وجود دارد. خط رایج سیریلی است که از سال ۱۹۴۰ م. جایگزین خط لاتین گردیده، قبل از آن تا سال ۱۹۲۸ خط عربی به کار می‌رفت و از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ خط لاتین به عنوان واسط میان عربی و سیریلی رایج شد.[۱۰]

درصد باسوادی در قرقیزستان ۹۸.۷ درصد است.[۱۱]
ارتش

قرقیزستان مانند سایر کشورهای آسیای میانه، از ارتش چندان بزرگ و قدرتمندی برخوردار نیست. کل نیروهای مسلح و نیروهای شبه نظامی و امنیتی این کشور در حدود ۲۰۰۰۰ نفر است که آنها نیز با مشکل پایین بودن سطح آموزش‌ها و همچنین جنگ‌افزار و تجهیزات لازم مواجه هستند. افزون بر این، قرقیزستان بودجه بسیار محدود نظامی دارد که هیچ گاه به بالای یک میلیارد دلار نرسیده‌است. در نتیجه در سال‌های اخیر، طرحی از سوی وزارت دفاع این کشور آماده شده که هدف آن، انجام اصلاحات ساختاری در نیروهای دفاعی عنوان شده‌است. در عرصه روابط نظامی، قرقیزها بیشترین روابط را با روسیه دارند. علت این امر تا اندازه‌ای در نتیجه وابستگی امنیتی و نظامی به روسیه‌است.

مجمع اقتصادی اوراسیا

مجمع اقتصادی اوراسیا (به روسی: Eвразийское Экономическое Сообщество یا ЕврАзЭС، به انگلیسی: EurAsEC یا EAEC) یک مجمع اقتصادی میان گروهی از کشورهای آسیایی و اروپایی است. این مجمع از ۱۰ اکتبر ۲۰۰۰ آغاز به‌کار کرد.

در مجمع اقتصادی اوراسیا کشورهای بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان عضویت دارند.

در نشست‌های این مجمع درباره مسایلی از جمله گردشگری، انرژی، همکاری‌های مالی، اقتصادی و آموزشی بحث و تبادل نظر می‌شود. ایران نیز در بعضی از نشست‌های آن حضور دارد.[۱]

شهر شی‌آن مرکز استان شنسی در شمال غرب چین محل دائمی مجمع اقتصادی اوراسیا است که نخستین بار در نوامبر ۲۰۰۵ میزبان این اجلاس بود.