اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

مثقال

مِثقال یکای جرم و یکی از واحدهای وزن رایج در کشورهای اسلامی است که بیشتر برای اندازه‌گیری جرم طلا استفاده می‌شود. واژهٔ مثقال از زبان عربی به فارسی درآمده و در اصل برای اندازه‌گیری جرم سکه‌های طلا استفاده می‌شده‌ است.
معادل‌های تاریخی

دو نوع مثقال وجود دارد. مثقال شرعی و مثقال صیرفی. در علم فقه اسلامی جرم هر مثقال شرعی برابر (۱۸ نخود) ۳٫۴۵۶ گرم و هر مثقال صیرفی چهارسوم مثقال شرعی و برابر ۴٫۶۰۸ گرم است.
جرم هر سکه طلا در ابتدا برابر با حدود ۴٫۵۵ گرم بود (معادل ۱٫۳۳ درهم، ۲۴ قیراط یا ۹۶ حبه) اما در دوران خلافت عبدالملک بن مروان با اصلاح سیستم ضرب سکه، جرم هر سکه طلا به حدود ۴٬۲۵ گرم کاهش یافت (معادل ده هفتم درهم، ۲۰ قیراط یا ۶۰ حبه).[۱]

در سرزمین‌های اسلامی، از دیرباز دو واحد «دینار» و «درهم» با اصل یونانی دراخما به عنوان اصلی‌ترین واحدهای جرم به کار رفته‌اند. نسبت دینار به درهم در منابع شرعی ۱۰ به ۷، و در کاربرد عرفی ۳ به ۲ است. در برخی منابع مثقال و دینار معادل هم به کار رفته‌اند. براساس وزن دو نمونهٔ عینی رطل امویان از سال ۱۲۶ قمری و سنگ شیشهٔ یک قیراطی عصر عباسی مصر، برای درهم به عنوان واحد جرم، ۳٫۱۲۵ گرم، و از آنجا برای دینار شرعی، ۴٫۴۶۴ گرم به دست می‌آید.
تبدیل کردن به واحدهای دیگر
واحد     مثقال     گرام     اونس تروی (Troy Ounce )
مثقال     1     4.25     0.13664
گرام     0.2353     1     0.0321507466
اونس تروی (Troy Ounce )     7.3258     31.1034768     1

گرم

گرم یکایی برای اندازه‌گیری جرم در دستگاه متریک است که برابر است با یک هزارم کیلوگرم و ۰٫۰۳۵ اونس. یک نخود ۰٫۱۹۵۱۲۵ گرم است و یک مثقال برابر با ۴٫۶۸۷۵ گرم است. نماد گرم در دستگاه بین‌المللی یکاها g مخفف واژهٔ لاتین gramme است.

قاشق چای‌خوری

قاشق چایخوری در معنای عمومی قاشق کوچکی است که بخصوص برای سرو چای، قهوه و دسر استفاده می‌شود. در واحدهای اندازه‌گیری آشپزی علامت اختصاری این قاشق t یا tsp است و گنجایش آن ۵ میلی لیتر است. این قاشق یک سوم قاشق غذاخوری گنجایش دارد.[۱]

لازم به تذکر است که این قاشق برای اندازه‌گیری گرم نیست زیرا وزن مواد مختلف با وجود حجم یکسان متفاوت است.

اقاقیا

اقاقیا (نام علمی: Acacia) سرده‌ای شامل چندین گونه درخت و درختچه است که در زیرتیرهٔ میموزا از تیرهٔ باقلائیان قرار می‌گیرند. تمام انواع اقاقیا از طریق غلاف حاوی تخم بذرافشانی می‌کنند و برگ‌ها و صمغ آن‌ها معمولاً سرشار از تانن است که به طور تاریخی کاربردهای دارویی و نگهدارنده غذایی داشته‌است.

نام اقاقیا برگرفته از زبان یونانی است. کارل لینه در سال ۱۷۷۳ این سرده را بر اساس گونه آفریقایی درخت بابل (Acacia nilotica) توصیف کرد. در حدود ۱۳۰۰ گونه مختلف از اقاقیا وجود دارد که حدود ۹۶۰ گونه آن‌ها بومی استرالیا هستند و بقیه در مناطق گرم و معتدل اروپا، آفریقا، جنوب آسیا و آمریکا در هر دو نیمکره شمالی و جنوبی پراکنده‌اند.
درخت اقاقیا
صمغ اقاقیا

صمغ اقاقیا حاوی قندهای طبیعی از نوع رامنوز، آرابینوز و گالاکتوز است. همچنین حاوی اسید گلوکورونیک و۴ متوکسی گلوکورونیک می‌باشد. درصمغ عربی کلسیم، منیزیم، پتاسیم، سدیم نسبتاً زیاد است. صمغ عربی درآب و گلیسیرین حل می‌شود ولی در الکل نامحلول است.

درشاخه‌های این گیاه بر اثر گزش حشره‌ها، و یا دراثر وزش باد و برخورد ساقه هابا یکدیگر ایجاد خراش شده ماده‌ای به خارج تراوش می‌گردد که به نام صمغ اقاقیا یا صمغ عربی موسوم است. نوع مرغوب صمغ اقاقیا بصورت قطره‌های کوچک مدور یا زاویه دار به رنگ سفید تا مایل به زرد است. ولی نوعی از آن که به رنگ قهوه‌ای یاقرمز روشن می‌باشد در تجارت مورد پسند نیست.
کاربرد درمانی

    بصورت قرص مکیدنی برای درمان ورم دهان، حلق و تسکین سرفه مفید است. صبح و ظهرو شب هر دفعه یک حب یا قرص در دهان قرار داده می‌مکند و یا ۲۰ گرم صمغ عربی را در ۱۰۰ گرم آب جوشانیده دهان شویه یا غرغره می‌نمایند. همین محلول را ممکن است برای درمان اسهال خونی (دیسانتری) تناول نمایند و درمورد سوختگی‌ها و زخم نوک پستان، آماس‌های پوستی و جذام گره‌ای (Nodular leprosy) روزی چند مرتبه در محل بمالند.
    ازصمغ اقاقیا برای آرایش موی سر، برای تهیهٔ قرصها، چسب‌ها، قطره و پودرها استفاده می‌شود و به مقدار بسیار کم در تهیهٔ غذا و شیرینی مصرف دارد.
    صمغ اقاقیا را درآب گرم حل نموده یک ژله تهیه می‌نمایند و ازاین ژله برای درمان بیماری‌های فوق روزی ۱ تا ۴ قاشق چایخوری تناول می‌کنند. ممکن است این ژله را با شربت‌های دیگر مخلوط نموده و صبح وظهر و شب هردفعه ۱ تا ۴ قاشق چایخوری تناول نمایند.

بیابان تار

بیابان تار (بیابان تهار) (هندی : थार मरुस्थल)، بیابانی بزرگ در منطقه خشک قسمت شمال غربی شبه قاره هند است، با مساحت بیش از ۲۰۰،۰۰۰ هزار کیلومتر مربع. این بیابان در جهان هفتمین بیابان بزرگ و در آسیا سومین بیابان بزرگ است.
بیابان‌زدایی

دولت هند برای بیابان‌زدایی اقدام به کاشتن درختان و گیاهان پایدار در برابر کمبود آب در ابن بیابان نموده است. آنها گیاهان و درختان همچون گونه‌های مختلف اکالیپتوس، آکاسیا، کاسیا را از سرزمین‌های دوری مانند اسرائیل، استرالیا، ایالات متحده آمریکا، روسیه، شیلی، پرو و سودان به آن‌جا برده و آغاز به بیابان‌زدایی نموده‌اند.

بیابان‌زدایی

بیابان‌زدایی به کارها و روش‌هایی است که برای سبزکاری در بیابان و جلوگیری از روند شتابناک تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک و نیمه مرطوب انجام می شود.

محتویات

    ۱ کوشش‌ها
    ۲ راهکارها
    ۳ بیابان‌های ایران
    ۴ ریزش باران
    ۵ درختان و گیاهان ویژه مقابله با بیابان‌زایی
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ پیوند به بیرون
    ۸ منابع

کوشش‌ها

کوشش‌هایی که برای مهار بیابان‌زایی در ایران آغاز شده است، پیشینه ای بیش از ۵ دهه داشته و به دههٔ ۲۰ خورشیدی در سبزوار و خوزستان باز می گردد. تا سال ۱۳۸۸ خورشیدی ۲۶٬۱۰۰٬۰۰۰ هکتار از جنگل‌های دست‌کاشت از گونه‌های مقاوم و متناسب با مناطق خشک در ایران ایجاد شده است. ۲۷ خرداد روز جهانی مقابله با بیابان زایی نامگذاری شده است.
راهکارها

    کاشت درختان و گیاهان مقاوم و متناسب با مناطق خشک همچون گیاهان شوره‌زی
    پخش سیلاب و پخش آب
    تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود
    بهره گیری از روش‌های کارآ در انباشتن آب باران
    احیاء شوره زارها
    سوخت‌های جایگزین

در بسیاری از کشورها از جمله روستاهای چین (و در ایستگاه کنترل بیابان Jingtai) وسیله‌ای شبیه آنتن ماهواره وجود دارد که برای جوش آوردن آب برای کاربردهای گوناگون از آن استفاده می‌شد. این بشقاب بزرگ که سطح داخلی آن آینه کاری شده به گونه‌ای درست شده است که نور خورشید را پس از انعکاس در یک نقطه که محل قرار گرفتن ظرف آب است متمرکز می‌کند (شبیه کاری که ذره بین انجام می‌دهد) و بدینوسیله پس از مدتی کوتاه آب به جوش می اید و بدینگونه از قطع درختان بوسیله ساکنان جلوگیری می‌شود.[۱]
بیابان‌های ایران

فلات مرکزی ایران یکی از معروفترین مناطق خشک جهان محسوب می شود. این کشور با مساحت ۱/۶۵ میلیون کیلومتر مربع در جنوب غربی آسیا و در نوار خشک جهان قرار گرفته است.حدود ۸۰٪ از کل سرزمین ایران از آب و هوای خشک و نیمه خشک برخوردار است و به این ترتیب در معرض خطر فرایند پیشروی بیابانها قرار دارد. کویر لوت و دشت کویر از بیابان‌های اصلی و بزرگ ایران‌اند.[۲]
ریزش باران

میانگین سالانه ریزش باران در بیابان‌های ایران کمتر از ۵۰ میلیمتر می‌باشد و میانگین سالانه ریزش باران در کل کشور به ۳۲۰ میلیمتر در سال می‌رسد. بیابان‌ها و مناطق بیابانی بر روی هم ۳۴ میلیون هکتار از اراضی ایران را دربر می‌گیرند و ۱۲ میلیون هکتار نیز ماسه‌ای بوده و یا از شن و ریگ روان پوشیده شده است. بارندگی در ایران یک سوم میانگین بارندگی است درحالی‌که به دلیل قرارگرفتن بر روی کمربند خشکی جهان تبخیر آب ۳ برابر میانگین جهانی است.[۳]
درختان و گیاهان ویژه مقابله با بیابان‌زایی

بنه، کنار، کهور، سمر، کرت، کوهنگ (درخت)، سلم، اکالیپتوس، اقاقیا، کاسیا، کرتکی، رمیلک.

محیط زیست

محیط زیست به همه محیط‌هایی که در آن‌ها زندگی جریان دارد گفته می‌شود.[۱] مجموعه‌ای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل می‌دهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تأثیر می‌گذارند.[۲]
عقب‌نشینی و آب‌شدن یخچال طبیعی در رشته‌کوه‌های آلپ (وضعیت در سال‌های ۲۰۰۲، ۱۹۹۱ و ۱۹۷۹) بر اثر گرم شدن زمین.

حفاظت محیط زیست در قرن بیست و یکم به عنوان یکی از هشت هدف توسعه هزاره و یکی از سه پایهٔ توسعهٔ پایدار شناخته می‌شود.[۳]

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ عوامل موثر در ایجاد زیست بوم‌ها
    ۳ زیستگاه‌های جهان
        ۳.۱ زیستگاه‌های مرز بین خشکی و دریا
        ۳.۲ زیستگاه‌های اصلی خشکی
        ۳.۳ زیستگاه‌های اصلی هواکره
        ۳.۴ بیوسفر
    ۴ تأثیرات انسان بر محیط زیست
        ۴.۱ خاک‌ها
        ۴.۲ آب‌ها
        ۴.۳ هوا
    ۵ پیمان کیوتو
    ۶ رشته‌های مرتبط با محیط زیست
    ۷ سازمان محیط زیست
    ۸ مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت
    ۹ عوامل تخریب زیست بوم‌ها
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ پیوند به بیرون
    ۱۲ خواندنی های بیشتر
    ۱۳ منابع

تعریف
محیط زیست طبیعی در آلپ.

محیط زیست عبارت ترکیبی از دانشهای متفاوت در علم است که شامل مجموعه‌ای از عوامل زیستی و محیطی در قالب محیط زیست و غیر زیستی (فیزیکی، شیمیایی) است که بر زندگی یک فرد یا گونه تأثیر می‌گذارد و از آن تأثیر می‌پذیرد. امروزه این تعریف غالباً به انسان و فعایت‌های او مرتبط می‌شود و می‌توان محیط زیست را مجموعه‌ای از عوامل طبیعی کرهٔ زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و غیره، که انسان را احاطه می‌کنند خلاصه کرد.

تفاوت محیط زیست با طبیعت در این است که تعریف طبیعت شامل مجموعه عوامل طبیعی، زیستی و غیر زیستی می‌شود که منحصراً در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که عبارت محیط زیست با توجه به برهم‌کنش‌های میان انسان و طبیعت و از دیدگاه بشر توصیف می‌شود.[۳]
عوامل موثر در ایجاد زیست بوم‌ها

تنوع آب و هوایی و تنوع شرایط اقلیمی، نوع خاک، اختلاف ارتفاع و نا همواری‌ها.
زیستگاه‌های جهان

سطح کرهٔ زمین به طور کلی به ۴ بخش تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از سنگ‌کره (لیتوسفر)، آب‌کره (هیدروسفر)، هواکره (اتمسفر) و بیوسفر. بعضی از دانشمندان یخ‌کره را نیز جزء این تقسیم‌بندی می‌دانند. هر کدام این بخش‌ها شامل اکوسیستمهایی گوناگون هستند که به طور کلی محیط زیست را تشکیل می‌دهند.[۴]
زیستگاه‌های مرز بین خشکی و دریا
زیستگاه‌های اصلی خشکی
زیستگاه‌های اصلی هواکره
بیوسفر
تأثیرات انسان بر محیط زیست

بر اساس گزارش سازمان همکاری اقتصادی و توسعه در سال ۲۰۰۱، تقریباً تمامی عوامل تشکیل‌دهندهٔ محیط زیست تحت تأثیر فعالیت‌های انسان قرار گرفته‌اند.
خاک‌ها
فرسایش خاک زمین‌های کشاورزی به دست انسان.

مهم‌ترین آثار فعالیت‌های انسان بر خاک عبارت اند از مسمومیت و فرسایش که موجب تخریب و کاهش توان زمین‌های زراعی می‌شوند. به طور کلی فرسایش خاک پدیده‌ای طبیعی است که به وسیلهٔ عواملی چون باد، رواناب‌های سطحی و تغییرات دما انجام می‌گیرد. با این حال، فعالیت‌های انسان از جمله زراعت مفرط، آبیاری زمین‌های زراعی، محصولات تک‌کشتی، چریدن بیش از حد دام‌ها در مراتع، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی باعث از بین رفتن تعادل موجود میان روند تخریب و ایجاد خاک، و در نهایت آلودگی آن می‌شوند.

مسمومیت خاک می‌تواند در اثر افزایش نمک‌های خاک توسط ماشین‌آلات کشاورزی و یا آلودگی مستقیم آن توسط افراد یا کارخانه‌ها به ایجاد شود. در این صورت خاک ناحاصل‌خیز و حتی سمی برای برخی گیاهان می‌شود.
آب‌ها

طبق سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، مهم‌ترین تأثیرات فعالیت‌های انسان بر روی آبها در سه مورد خلاصه می‌شود: مصرف بیش از حد آب و از بین رفتن منابع آب، و آلودگی آب‌های سطحی و زیرزمینی.

امروزه تأمین آب شیرین برای بعضی کشورها یک بحران جدی محسوب می‌شود. بر اساس گزارش‌های این سازمان در سال ۲۰۰۱، در صورت عدم اقدامات مناسب، در سال ۲۰۳۰ ۳٫۹ میلیون نفر دچار این بحران خواهند شد. قابل توجه‌است که این بحران خود با روند کنونی افزایش جمعیت اوج نیز خواهد گرفت.

گرم شدن زمین نیز در از بین رفتن منابع آب به خصوص در مناطقی چون آسیای مرکزی، آفریقای شمالی و دشت‌های بزرگ ایالات متحده نقش می‌دارد.

کیفیت آب‌ها نیز بحران دیگری است که برخی کشورها در پیش رو دارند. میزان آلودگی برخی آب‌ها و روند افزایش آن در بسیاری از نقاط کرهٔ زمین بسیار نگران‌کننده می‌باشد. آب‌های سفره‌های زیرزمینی و رودها و دریاچه‌ها منابع مهم تأمین آب شیرین هستند که مستقیماً در معرض آلودگی توسط فعالیت‌های انسان قرار دارند. آلودگی دریاها نیز علاوه بر دخالت مستقیم انسان، تحت تأثیر آلودگی آب‌های شیرین و چرخهٔ آب می‌باشد.

علل آلودگی آب‌ها ممکن است فیزیکی یا شیمیایی باشند:

    آلودگی فیزیکی همچون آلودگی گرمایی (مصرف آب برای خنک کردن دستگاه‌های صنعتی که موجب افزایش دمای آب و در نهایت از بین رفتن برخی گونه‌های گیاهی یا جانوری می‌شود) یا رادیواکتیو (در اثر حوادث هسته‌ای).
    آلودگی‌های شیمیایی بسیار گوناگون می‌باشند و می‌توانند در اثر ورود مواد شیمیایی حاصل از کارخانه‌ها، کشاورزی یا فاضلاب‌های شهری به درون آب باشد. مصرف مواد شیمیایی ضد آفت در کشاورزی از علل مهم آلودگی آب‌های زیرزمینی یا سطحی است که مستقیماً موجب مرگ بسیاری از گونه‌ها می‌شود. همچنین، مصرف کودهای نیتراتدار و فسفاتدار موجب افزایش این عناصر در آب‌ها می‌شود. در نتیجه، باکتری‌ها و جلبک‌های سطح آب که از این مواد تغذیه می‌کنند به سرعت رشد می‌کنند و زیاد می‌شوند و موجب کمبود اکسیژن محلول در آب و در نتیجه مرگ اغلب گونه‌های ساکن زیر آب می‌شوند.

آلودگی توسط فلزات سنگین چون جیوه، آرسنیک، سرب و روی نیز که حاصل از فعالیت کارخانه‌هاست طی زنجیره‌های غذایی انباشته می‌شود و جان بسیاری از جانوران و نیز انسان را تهدید می‌کند.

آلودگی آب‌ها همچنین موجب بارش‌های اسیدی می‌گردد که برای محیط زیست سمی می‌باشند. آلودگی توسط هیدروکربنها (همچون نفت)، پلی‌کلروبی‌فنیلها (که سمی و سرطان‌زا هستند) و سایر مواد شیمیایی چون انواع داروها، مواد شوینده... نیز مثال‌های دیگری از آلودگی شیمیایی آب‌ها هستند.
هوا
نوشتار اصلی: آلودگی هوا

آلودگی هوا عبارت است از ورود مستقیم یا غیر مستقیم هر عنصری توسط انسان که احتمال ایجاد اثرات نامطلوب بر سلامتی انسان و محیط زیست را داشته باشد. انواع آلودگی‌های هوا عبارت‌اند از:

    گازهای شیمیایی سمی که غالباً حاصل واکنش‌های سوختن هستند:
        اوزون، که وجودش در لایه‌های پایینی هواکره تأثیرات خطرناکی بر سلامتی جانداران دارد.
        گازهای حاصل از سوختن چون دی‌اکسید گوگرد، اکسیدهای ازت، مونوکسید کربن، سولفید هیدروژن و بعضی گازهای گلخانه‌ای.
    گرد و غبار و ذرات معلق در هوا
    گازهای گلخانه‌ای همچون دی‌اکسید کربن، متان و فلوئوروکربنها.
    فلزات سنگین همچون آرسنیک، سرب، روی، مس، کروم، جیوه و کادمیوم که در اثر فعالیت‌های صنعتی وارد هوا می‌شوند.[۳]

پیمان کیوتو
نقشه اعضای پیمان کیوتو، که با کشورهای رنگ سبز تیره نشان داده شده‌است، قرارداد را تصویب و امضا کرده‌اند و رنگ زرد نشان دهنده کشورهایی است که پیمان را امضا کرده و در صدد تصویب آن می‌باشند. به ویژه، استرالیا و ایالات متحده آمریکا که پیمان را امضا کرده‌اند اما از تصویب آن سر باز می‌زنند.
نوشتار اصلی: پیمان کیوتو

پیمان کیوتو پیمانی است بین‌الملی به منظور کاهش صدور گازهای گل‌خانه‌ای، که عامل اصلی گرم‌شدن زمین در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. این پیمان که پیمان‌نامهٔ ریو را تکمیل و ترمیم می‌کند در چارچوب سازمان ملل متّحد شکل گرفت.

طی سالهای اخیر با افزایش گازهای گلخانه‌ای نظیر متان، دی اکسید کربن، بخار آب و اکسید نیتروژن در جو زمین، دمای کره در حال افزایش می‌باشد که این امر باعث ایجاد تغییرات ناخوشایند در محیط زیست خواهد شد.

از این رو در سال ۱۹۹۷ طی پیمانی معروف به کیوتو کشورهای صنعتی متعهد شدند که ظرف ده سال آینده میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را ۵٪ گاهش دهند و به کشورهای در حال توسعه کمک‌های مالی برای افزایش ضریب نفوذ استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر نظیر انرژی خورشیدی و بادی، اعطا نمایند. البته CFC که از گازهای صنعتی می‌باشد نیز از جمله گازهای گلخانه‌ای محسوب می‌شود، این گاز در گذشته بطور وسیع در کندانسورهای یخچال و بمنظور خنک کردن درون یخچال بکار می‌رفت، اما امروزه به دلیل ایجاد اثر گلخانه‌ای، استفاده از آن در بسیاری از کشورها ممنوع شده‌است.
رشته‌های مرتبط با محیط زیست

رشته‌های مختلفی در ایران درباره محیط زیست وجود دارد که از جمله آنها می‌توان رشته‌های مهندسی منابع طبیعی-محیط زیست، مهندسی عمران-محیط زیست، مهندسی شیمی-محیط زیست، حقوق محیط زیست و مهندسی بهداشت محیط را نام برد. رشته علوم محیط زیست (مهندسی منابع طبیعی-محیط زیست) شامل مباحثی نظیر بوم‌شناسی گیاه‌شناسی، جانورشناسی، زیست‌شناسی، سیستماتیک، مرفولوژی، فیزیولوژی، مدیریت، حیات وحش، شیمی آلی، زمین‌شناسی مساحی، ریاضی، فیزیک، برنامه‌ریزی شهری، جغرافیا، اقتصاد، ارزیابی، آلودگی، اپیدمیولوژی، بهداشت، هواشناسی، مدیریت کشاورزی، و ژنتیک می‌باشد. به تازگی در ایران این رشته رونق پیدا کرده‌است وبه دلیل حیاتی بودن این رشته افراد با سطح علمی بالا جذب این رشته می‌شوند (در سطح آزمون سراسری) ولی در کشور ایران بهره‌وری از این رشته آنچنان که باید با توجه به شرایط اکولوژیکی خاص منطقه صورت نمی‌گیرد.[۵]
سازمان محیط زیست
نوشتار اصلی: سازمان حفاظت محیط زیست ایران

سازمان حفاظت محیط زیست ایران سازمانی دولتی است که بر امور مربوط به حفظ محیط زیست ایران نظارت دارد. این سازمان وابسته به ریاست جمهوری ایران است. از مهمترین وظایف آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- تحقق اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به منظور حفاظت از محیط زیست و تضمین بهره‌مندی درست و مستمر از محیط زیست و همسو با توسعه پایدار.
۲- پیش‌گیری و ممانعت از تخریب و آلودگی محیط زیست.
۳- حفاظت از تنوع‌زیستی کشور.
مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت
نوشتار اصلی: مرکز سلامت محیط و کار

مرکز سلامت محیط و کار (اداره کل بهداشت محیط و حرفه‌ای سابق) یکی از مراکز مهم زیرمجموعه معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران است که تدوین دستورالعمل‌ها و اعمال و نظارت بر اجرای مقررات محیط زیست انسانی و بهداشت محیط را در سطح کشور از طریق واحدهای بهداشت محیط معاونت‌های بهداشتی دانشگاه‌های علوم پزشکی و شهرستان‌های تابعه را بر عهده دارد. ۴ اداره این مرکز شامل: اداره بهداشت آب و فاضلاب، اداره بهداشت مواد غذایی و بهسازی اماکن، اداره کنترل عوامل محیطی موثر بر سلامت و اداره بهداشت مراکز درمانی، ایمنی پرتوها و پسماندها مستقیماً در حوزه محیط زیست انسانی و بهداشت محیط فعال هستند.
عوامل تخریب زیست بوم‌ها

از اصلی‌ترین عوامل از بین رفتن و تخریب زیست‌بوم‌ها می‌توان به: سوزاندن و قطع درختان به منظور تهیه ذغال و هیزم، قطع درختان برای تولید الوار و مصالح ساختمانی و صنعتی و گسترش بی‌رویه شهرها و کارخانه‌ها اشاره کرد.

حقوق جانوران

هواداران حقوق جانوران بر این باورند که ایجاد درد و رنج برای جانوران نادرست است و جانوران نباید خورده شوند، در باغ وحش‌ها اسیر و زندانی باشند، در تحقیقات دردناک، یا هر نوع تحقیقات دیگری از آنها استفاده شود و خصوصاً اینکه نباید برای توسعه زندگی انسان‌ها به محیط زندگی آنان تجاوز شود. آنها معتقدند که جانوران دارای حقوق قانونی و اخلاقی معینی هستند که شامل حق آسیب و آزار ندیدن نیز می‌گردد.[۳]

محتویات

    ۱ از دیدگاه اخلاق
    ۲ توسعه دیدگاه
        ۲.۱ در جهان باستان
        ۲.۲ سده ۱۷ام: جانوران به مثابه ماشین‌های طبیعت
        ۲.۳ سده بیستم
    ۳ بهره‌گیری در پژوهش‌های علمی
    ۴ حقوق جانوران و گیاه‌خواری
    ۵ از دیدگاه دین‌ها
    ۶ یادداشت
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پانویس
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

از دیدگاه اخلاق

بحث درباره اخلاق و رویکرد اخلاقی انسان‌ها درباره جانوران به گذشته‌های بسیار دور می‌رسد. نخستین اشاره‌ها به حقوق جانوران و رفتاری که انسان باید در برابر آن‌ها پیش گیرد تا اخلاق را رعایت کرده باشد، به یونان باستان باز می‌گردد.[۴] در کل، دیدگاه‌های گوناگون درباره اینکه انسان باید چه رویکردی نسبت به جانوران دیگر در نظر گیرد به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند: دیدگاه «عدم التزام»، «التزام نامستقیم»، و «التزام مستقیم».

در دید کسانی که به عدم التزام انسان به داشتن دستگاه اخلاقی باور دارند، جانوران هیچ حقوقی ندارند و انسان‌ها می‌توانند با آن‌ها هر آن گونه که دوست دارند، رفتار کنند. افلاطون از جمله هواداران این دیدگاه بود و جانوران را «هیولاهای بی‌قانون» می‌خواند. دیگر باورمندان به این دیدگاه از جانوران «به مانند پتک و سنگ» نام برده‌اند؛ به آن معنا که همان گونه که پتکی می‌تواند سنگی را به هر شکل که خواست در بیاورد، انسان نیز می‌تواند جانوران را به هر روش دلخواه به زیر سلطه خود آورد.[۵]
مجاورت با انسان

باورمندان به «التزام نامستقیم» اما حقوق جانوران را نه به خاطر وجود خودشان، که برای ارتباطی که آن‌ها با انسان‌ها دارند، قابل تعریف می‌دانند. آن‌ها بر این باورند که اگرچه جانوران حقوق ندارند، اما این نمی‌تواند دلیلی برای انسان در برخورد ناشایست با آن‌ها باشد. در عوض، ما باید با احترام با آن‌ها برخورد کنیم چون این باعث برخورد احترام‌آمیز ما با همدیگر می‌شود. برای نمونه، هنگامی که با جانور خانگی کسی برخورد بد کنیم، انگار با آن شخص برخورد ناشایست کرده‌ایم.[۵]

رویکرد این دیدگاه در برابر جانوران وحشی نیز به همان صورت تعریف می‌شود: اینکه با جانوری رفتار شایسته داشته باشیم باعث می‌شود که با دیگران نیز رفتار شایسته در پیش گیریم. کانت و آکویناس از جمله هواداران این دیدگاه بودند. کانت می‌گوید: «اویی که به جانوران ستم کند، در ارتباطش با مردمان نیز ستمکار می‌شود». آکویناس نیز تلاش کرد تا دیدگاه مسیحیت نسبت به جانوران را با بهره‌گیری از کتاب مقدس تبیین کند. او بر این باور بود که اگرچه کتاب مقدس انسان را به زیر سلطه درآوردن جانوران وحشی فرا می‌خواند، در عین حال کارهایی همچون پوزه‌بند زدن بر روباه یا کشتار پرندهٔ همراه با جوجه اش را غیراخلاقی می‌داند.[۵]

موارد بسیاری برای درستی یا نادرستی دیدگاه التزام نامستقیم ارائه شده‌اند. برای نمونه، بررسی‌ها نشان می‌دهند که نوجوانانی که از دیدن شکنجه گربه‌ها لذت می‌برند پتانسیل بیشتری برای خلافکار شدن در بزرگسالی دارند. در سوی مخالف اما، کسانی نیز که به حقوق جانوران اهمیت می‌دهند صرفاً بشردوست نمی‌شوند؛ نازی‌ها از جمله بزرگترین هواداران حقوق جانوران در طول تاریخ بوده‌اند ولی کشتارهای فجیعی بر ضد انسان‌ها داشته‌اند.[۶] اگرچه بررسی‌های روانشناسانه در رابطه با درستی این نگره پیشنهاد شده‌اند، تعدادی از فیلسوفان آن را به خاطر «ذات انسان‌محورانه‌اش» زیر سوال برده‌اند و دیدگاه التزام مستقیم را مطرح کرده‌اند.[۶]

در دیدگاه التزام مستقیم، انسان‌ها به صورت مستقیم ملزم به رعایت اصول اخلاقی در برابر دیگر جانوران هستند. دو بنیان برای چنین دیدگاهی وجود دارد: فایده‌گرایی، وظیفه‌گرایی.

بر پایه فایده‌گرایی، انسان‌ها و جانوران هر دو «حساس» هستند و رفتار انسان باید در جهت افزایش شادی و لذت در جامعه حساسان و کاهش درد و رنج در میان آن‌ها باشد. کم کردن از بار رنج و درد جانوران خود عملی اخلاقی است و به گفته بنتهام، انسان نباید از خود بپرسد آیا جانوری سخن می‌گوید یا توانایی استدلال دارد، بلکه آیا درد می‌کشد یا نه؟[۷] پیتر سینگر از جمله هواداران کنونی اصلی این دیدگاه است. در کتاب نامدارش، رهایی جانوران، او استدلال می‌کند که انسان‌ها باید پیش از اقدام به انجام هر کاری با خود بیندیشند که آیا با این کار شادی در میان همه جانداران حساس بیشینه می‌شود یا نه؟ در صورتی که انسان به چنین چیزی نیندیشد، به نوعی گونه‌پرستی کرده است که عبارت است از ترجیح یک گونهٔ زیستی به دیگر گونه‌ها.[۸]
توسعه دیدگاه
در جهان باستان

در یونان و روم باستان، تعدادی از فیلسوفان و اندیشمندان هوادار سرسخت حقوق جانوران بودند. قدیمی‌ترین نوشته‌ها درباره ترجیح گیاه‌خواری به کشتن جانوران بر پایه اصول اخلاقی مربوط به افلاطون است. سیسرو، اپیکور، هرودوت، هوراس، اووید، پلوتارک، سنکا، و ویرژیل نیز همگی از «دیوانگانِ جانوران» بودند.[۹]
سده ۱۷ام: جانوران به مثابه ماشین‌های طبیعت

در سده ۱۷ام میلادی، اندیشه‌های رنه دکارت، که متاثر از دیدگاه‌های مذهبی وی بودند، تاثیر بزرگی در نگرش انسان‌ها نسبت به حقوق جانوران تا مدت‌های زیادی گذاشت. دکارت تفاوتی مطلق میان ذات آدمی و جانوران گذاشت و آن‌ها را قابل مقایسه با آدمی ندانست. به باور او، جانوران «ماشین‌های طبیعت» بودند که اگرچه می‌خوردند، می‌دیدند، و می‌شنیدند، اما به عنوان یک ماشین هیچ حسی نداشتند و نمی‌توانستند درد را متوجه شوند.[۱۰] استدلال او چنین بود که چگونه خداوند می‌تواند به جانوران درد را بچشاند، حال آنکه آن‌ها بی هیچ گناهی به دنیا می‌آیند و نباید مستحق درد کشیدن باشند. چنین اندیشه‌ای باعث شد که خود از جمله تشریح‌کنندگان زندهٔ جانوران شود و برای نمونه، سگ‌ها را به تخته‌ای میخکوب کند و بدنشان را از هم بگشاید تا چرخش خون در بدن آن‌ها را مشاهده کند.[۱۱]
سده بیستم
شیر زخمی در قفس
نوشتار اصلی: حمایت از حیوانات در رایش بزرگ آلمان

حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان پس از رسیدن به قدرت در ۱۹۳۳ پیشرفته ترین قوانین حفاظت از حیوانات در اروپا را وضع کرد. به نوشته کاتلین کیت این اولین تلاش یک حکومت برای شکستن مانع بین گونه‌ها، دوگانگی سنتی بین انسان و حیوان بود. انسان به عنوان یک گونه با آریاییان در صدر سلسله مراتب، و در پی آن گرگ‌ها، عقاب‌ها و خوک‌ها جایگاه مقدسش را از دست می‌دهد، و یهودیان و موشها در قعر قرار می‎گیرند. کیت می‌نویسد که این احتمالاً بدترین پاسخ به مساله رابطه ما با دیگر گونه‌ها بود.[۱۲]
بهره‌گیری در پژوهش‌های علمی

با آغاز انقلاب پزشکی و فزایش آگاهی انسان‌ها نسبت به دانش پزشکی، جانوران بخش جدایی‌ناپذیری از آزمایش‌های علمی بشر شدند. با گسترش دانش و افزوده شدن شاخه‌های نوینی چون میکروب‌شناسی، عصب‌شناسی، و مهندسی پزشکی به پزشکی و نیز گسترش پژوهش بر دانش‌هایی چون علوم فضا، جانوران بیشتر و بیشتری در آزمایشگاه‌ها زیر آزمایش قرار گرفتند. امروزه تخمین زده می‌شود که بر روی ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون جانور در آزمایشگاه‌های سراسر جهان آزمایش‌های علمی انجام می‌شود.[۱۳][پانویس ۱] از این جانوران برای اهداف گوناگونی بهره گرفته می‌شود که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: پژوهش‌های بنیادین زیستی، پژوهش‌های کاربردی پزشکی، تهیه دارو، تست مواد مصرفی همانند مواد آرایشی و افزودنی‌های خوراکی و کودها، بهره‌گیری در موسسات آموزشی برای دانشجویان، و به کارگیری آن‌ها برای بیرون کشیدن مواد دارویی همچون سرم.[۱۴]

هواداران بهره‌گیری از جانوران برای این منظورها اغلب آن‌ها را روش‌هایی برای بهبود تندرستی بشر و در راه کمک به بقای آن به شمار می‌آورند. این دیدگاه در راستای اندیشه فایده‌گرایی قرار می‌گیرد.[۱۵] مخالفان این نظر بر این باورند که در هنگام در نظر گرفتن سود این آزمایش‌ها، باید سود کلی آن برای همه جانداران حساس در نظر گرفته شود و نه تنها انسان‌ها.[۱۶]

تعداد زیادی از جانوران به کار گرفته شده در راه آزمایش، آن‌هایی هستند که برای تست مواد شیمیایی و بهداشتی به کار می‌روند. از آنجا که قوانین FDA حکم می‌کنند که آسیب‌های احتمالی هر کالایی پیش از ارائه به بازار باید توسط سازنده بررسی شوند، بسیاری از شرکت‌های دارویی و بهداشتی اقدام به بهره‌گیری از جانوران به عنوان نمونه‌های نزدیک به بشر کرده‌اند.[۱۷] در بعضی موارد، همچون آزمون دریز که در آن مواد شیمیایی را به درون چشم خرگوش‌ها می‌ریزند تا التهاب‌زایی آن در انسان را آزمایش کنند، واکنش‌های مردمی نسبت به غیراخلاقی بودن آزمایش باعث قطع انجام آزمایش توسط بنیادهای آموزشی و آرایشی شده است.[۱۸]

امروزه اما روش‌های نوینی برای بهره‌گیری از بافت‌هایی که از بدن جانوران زنده تهیه نشده‌اند ارائه شده و چندین فروشنده بزرگ کالاهای آرایشی، برای نمونه بادی شاپ، آزمایش بر جانوران را به پایان رسانده‌اند. چنین چیزی سود سرشاری برای این شرکت‌ها به ارمغان آورده و این می‌تواند به دلیل جایگاه برتر اخلاقی آن شرکت‌ها نسبت به رقبایشان در ذهن خریدار بوده باشد.[۱۹] پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که بافت‌های جایگزین نه تنها از لحاظ اخلاقی دست بالا را دارند که اغلب نتیجه بهتر و دقیق‌تری نسبت به بافت‌های جانوری در اختیار می‌گذارند.[۲۰]
حقوق جانوران و گیاه‌خواری

ذات بشر و اینکه آیا بشر نیازی به خوردن دیگر جانوران برای ادامه زندگی دارد از جمله بحث‌های با تاریخ بسیار طولانی در میان اندیشمندان، فیلسوفان، دینداران، و دانشمندان بوده است. چنین بحث‌هایی، چه در میان موافقان حقوق جانوران و چه در میان مخالفان آن، اغلب منجر به این پرسش می شده‌اند که آدمی باید کدام روش غذاخوردن را برگزیند که در آن جانوری کشته نشود؟ از این رو، گیاه‌خواری و ارتباط آن با حقوق جانوران از گذشته تاکنون مورد کنکاش بوده است.[۲۱]

اگرچه متن‌های کوتاه و جسته و گریخته‌ای از شخصیت‌هایی در طول تاریخ که گیاه‌خواری را به عنوان روش زندگی برگزیده‌اند، موجود هستند، نخستین متن مستند که ارتباط میان گزیدن رژیم غذایی گیاهی و احترام به حقوق جانوران را مطرح می‌کند نوشته‌های پلوتارک است. او در این نوشته‌ها، که به هنگام جوانی به رشته نگارش درآورده، به شدت از گیاه‌خواری و لزوم دست کشیدن از کشتن جانوران دفاع می‌کند؛ اگرچه به نظر می‌رسد که بعدها این نظر خود را ملایم می‌کند.[۲۲] به گفته او، میوه‌ها بر روی زمین آنچنان به وفور یافت می‌شوند که آدمی نیازی به خوردن گوشت جانوران ندارد و چنین چیزی ناضروری و ناموجه است. او همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که چرا و چگونه برای نخستین بار، انسانی گوشت خون‌آلود یک جانور را در دهان گذاشته.[۲۳]

باور به حقوق جانوران اما صرفاً به گیاه‌خوار مطلق شدن نمی‌انجامد. برای نمونه، اگرچه فرانسیس آسیزی قدیس علاقه بسیاری به جانوران و حقوقشان داشت، به گفته دانیل دومبروفسکی «فرانسیس قدیس یکی از نامدارترین عاشقان جانوران به شمار می‌رفت که عشق خود را به آن‌ها با خوردنشان ابراز می‌کرد.»[۲۲] نمونه دیگر، جرمی بنتهام است که نوشته‌هایش همواره مورد استناد هواداران حقوق جانوران قرار می‌گیرد و از جمله برای پشتیبانی از اندیشه گیاه‌خواری مصرف می‌شوند، ولی خود گیاه‌خوار نشد و تنها وجدان خود را با اینکه «جانوران غذایی به سرعت و با کمترین درد کشته شوند»، آرامش بخشید.[۲۴]
از دیدگاه دین‌ها
نوشتار اصلی: حقوق جانوران و دین

چون هیچ نیست که برای مرگ دست‌نیافتنی باشد. همه جانداران از حیات خود خرسند هستند، زِ درد گریزانند، لذت را می‌پسندند، از نابودی بیزارند. زین روی، همه حیات محبوب است.
مهاویرا، بنیان‌گذار آیین جین[۲۵]

دین از سه راه بر رفتار انسان نسبت به جانوران تاثیر می‌گذارد: نخست تغییر نگرش او و اینکه انسان چگونه جایگاه خود و دیگر جانوران را با معیار دین می‌سنجد. از این دید، دین‌های ابراهیمی اگرچه حقوقی برای جانوران قائل می‌شوند، همواره جانوران را در مرتبه پایین‌تری از «وجود» نسبت به انسان‌ها قرار می‌دهند.[۲۶] دوم، نقش دین در ساختن «ارزش» است و اینکه انسان‌ها چه ارزشی برای جان دیگر جانوران قایل هستند. برخلاف باورهای رایج در میان مسیحیان و یهودیان که بر پایه آن جانوران را آفریده خداوند برای خدمت به بشر می‌دانستند، باورمندان به آیین‌های شرقی بر پایه باور به آهیمسا کشتار جانوران را نادرست می‌دانستند.[۲۷] در نهایت، دین روش برخورد انسان را نسبت به جانوران نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. شریعت و کردار دینی تعریف شده در هر آیینی، به رفتار انسان‌ها در برابر دیگر جانداران سمت و سو می‌دهد و چنین چیزی می‌تواند اشکالی از احترام به حقوق جانوران را نیز شامل شود.[۲۵]

دین‌های ابراهیمی رویکردهای گوناگون و گاه متضادی نسبت به هم در زمینه ایجاد نوعی سامانه حقوقی برای جانوران در پیش گرفتند. در یهودیت، قربانی کردن جانوران اهلی همچون گاو و گوسفند برای رهایی دادن انسان از آلودگی گناه‌ها انجام می‌شود و در زمینه ذبح قوانین ویژه‌ای در تورات ذکر شده‌اند. انجام عمل قربانی کردن پس از نابودی دوم هیکل سلیمان کنار گذاشته شد، اگرچه بعضی متون ارتودوکس یهودیان به برقراری دوباره قربانی کردن‌ها در هیکل تشویق می‌کنند.[۲۸] در متن‌های مقدس آیین مسیحیت اگرچه اشاره مشخصی به رابطه میان انسان و جانداران دیگر نشده است، برداشت‌های آغازین برآمده از این متن‌ها گونه‌ای «تسلط» انسان بر جانوران را در خود پرورش دادند که در طول تاریخ تمدن غرب باعث بی‌تفاوتی و گاه سوءاستفاده از جانوران شد.[۲۹][پانویس ۲]

بر خلاف مسیحیت، رابطه میان انسان و جانوران در اسلام به روشنی بیان شده است و این از میان نوشته‌های قرآن و رفتار محمد (حدیث) آشکار است. در اسلام، جانداران جز انسان دارای احساست و علایق ویژه خود هستند و اگرچه جایگاه انسان به عنوان «خلیفهٔ الله» بالاتر از آن‌ها گذاشته شده، انسان‌ها به به کارگیری مسوولانهٔ این نقش فراخوانده شده‌اند.[۳۰]

در فقه اسلامی، قوانین ویژه‌ای برای رعایت اخلاق در برابر جانوران ذکر شده است. این قوانین شامل روش کشتن جانوران، عدم خشونت در هنگام ذبح، و رفتار اخلاقی با جانوران اهلی می‌شوند. سیره محمد در شکل‌گیری نگرش مسلمانان به حقوق جانوران نقش مهمی داشته و بسیاری از قوانین فقهی اسلامی درباره این مساله برآمده از آموزه‌های پیامبر در هنگام زندگیش هستند.[۳۱] از جمله پیشروانه‌ترین موارد از این دست، برقراری بعضی محدوده‌های ویژه با نام «حرم» بوده است که در آن‌ها هیچ جانوری نباید کشته می‌شد و یا به آن تعرضی صورت می‌گرفت. در حدیثی از محمد، او مکه را «حرم امنی» می‌نامد که در آن «شاخه درختش را نباید شکست و جانور وحشیش را نباید رماند.»[۳۲]

در مقایسه کلی با دین‌های ابراهیمی، میان آیین‌های برآمده از شرق ارزش بیشتری به جانوران داده می‌شود و تفاوت میان انسان و دیگر جانداران کمتر از تفاوت گذاشته شده در دین‌های ابراهیمی است. در این دین‌ها، باور به تناسخ باعث ایجاد نوعی ارتباط میان انسان‌ها و جانوران در گذشته و حال یک شخص می‌شود و اگرچه انسان‌ها در بالاترین رتبه اخلاقی در گیتی قرار می‌گیرند، آزار رساندن و کشتار جانداران ناپسند شمرده می‌شود.[۳۳] برای نمونه، در آیین هندو، باور بر این است که خدایانی چون راما و کریشنا به شکل جانورانی چون فیل پای بر زمین گذاشتند و ازین رو، احترام به آن جانوران واجب است. در سریما باگاواتام آمده که «هر کس باید با جانورانی چون آهو، شتر، خر، میمون، مار، پرنده، و حشرات آنگونه رفتار کند که گویی با فرزند خود.»[۳۴]

تاثیرات باور به این دین‌ها و نیز آهیمسا هنوز نیز در میان جامعه هند دیده می‌شود. برای نمونه، گاوها در هند به سادگی در خیابان‌ها راه می‌روند و کسی به آن‌ها معترض نمی‌شود. این همنشینی مسالمت‌آمیز انسان‌ها و جانوران در این کشور را همچنین می‌توان به بافت اقتصادی و نیاز جوامع هند به چنین زندگی تومان و احترام به محیط زیست ربط داد.

مدارا

رواداری،[۱][۲] تسامح یا تلرانس یا مدارا، به «عمل عمدی‌ای گفته می‌شود، برای پذیرش یا اجازه دادن به چیزی که شخصاً قبول ندارد. کسی می‌تواند به شکل معنادار در مورد مدارا(پذیرفتن یا اجازه دادن) صحبت کند، که در موقعیتی باشد که بتواند نپذیرد یا اجازه ندهد.» این اصطلاح همچنین در معنای «تحمل و تاب‌اوردن» یا «پشتیبانی، حمایت یا نگه‌داشتن» (اندیشه‌ی متفاوت) هم تعریف شده است. [۳]

تساهل و تسامح از ارزش‌های مهم لیبرالیسم سیاسی است و به خصوصیت اخلاقی گفته می‌شود که بیانگر طرز برخورد با تمایلات، اعتقادات، عقاید و رفتار با دیگران است.

بنابراین اصل، آزادی‌های فردی تنها هنگامی از تعرض در امان می‌ماند که جامعه باورها و عقاید مختلف مردم ساکن در آن را تاب بیاورد و هیچ عقیده‌ای سرکوب نشود.

اخلاق

علم اخلاق شاخه‌ای از علوم انسانی∗ است که موضوع آن شناخت مصادیق ارزش ها و بیانگر راه های کسب فضائل و ترک رذائل اخلاقی است.[۱] در فلسفه اخلاق دربارهٔ خوب یا بد بودن یک امر چند گرایش وجود دارد. یک گرایش تنها در صورتی یک امر را خوب می‌داند که نتیجه‌(ها)یی دلخواه به همراه داشته باشد(نتیجه گرایی/پیامدگرایی/غایت گروی) اما گرایشی دیگر بدون رد نتیجه‌های دلخواه خوب بودن یک امر را ذاتی می‌داند (وظیفه گرایی). برخی از ادیان گرایش دوم در اخلاق را پذیرفته و ادعا می نمایند. در اخلاق دین‌مدار این نتیجه‌ها ممکن است در جهان دیگر که فرامادی است نیز اتفاق بیافتند اما در اخلاق نا-دین‌مدار رخداد نتیجه‌های دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی تنها در جهان مادی مد نظر است. در این اخلاق ریز الگوهای اخلاقی و این‌که چه اموری نتیجه‌هایی دلخواه برای مثلا جامعهٔ انسانی دارند، ممکن است با اجماع روانشناسان و جامعه‌شناسان برجسته تعیین شود نه متولیان دین.[۲][۳]

محتویات

    ۱ واژه‌شناسی
    ۲ تاریخ
    ۳ ارتباط اخلاق با علوم دیگر
        ۳.۱ وابستگی
        ۳.۲ پیش درآمدی
    ۴ شاخه‌های اخلاق
    ۵ اخلاق در اسلام
    ۶ توضیحات
    ۷ درستکاری
    ۸ بحث‌های معاصر اخلاق
    ۹ منابع
    ۱۰ جستارهای وابسته

واژه‌شناسی

اخلاقیات در دو زمینه به کار می روند،اوّل: تمییز فردی (خوب از بد) و دوم: روش‌های رفتاری که گاه به عنوان «عرف رفتاری» نهادینه شده در یک گروه فرهنگی، مذهبی، اجتماعی یا فلسفی شناخته می شود. اخلاقیات فردی با اهداف درست یا غلط، انگیزه‌ها یا اعمال تعریف و تمییز داده می شوند؛ اهدافی که آموخته شده اند، ایجاد شده اند و یا از طرف اشخاصی که در گروه هستند، توسعه یافته اند.

در زبان فرانسه واژه اخلاقیات به معنای آداب و رسوم نیز به کار می رود. تعریف فرهنگ لاروس (le Petit Larousse) از اخلاقیات:

Morale به لاتین (mores, mœurs):

    مجموعه قوانین کردار و ارزش هایی که در یک جامعه به عنوان هنجار شناخته می شود.
    تئوری اهداف غایی کردار انسان
    اهداف و نتایجه گیری عملی یک داستان
    دکترین خوشبختی انسان‌ها و روش‌های رسیدن به این هدف
    مجموعه خاصی از قوانین رفتاری

همچنین فرهنگ فرانسه روبر (Le Petit Robert) اینگونه تعرف شده است: اخلاقیات: علم خوبی و بدی، اصول رفتار؛ تئوری رفتار انسانی به مثابه تکالیفی برای رسیدن به خوبی.

علم اخلاقیات، مجموعه اشکال مختلف خُلق و خوی یک شخص، تعریف کننده یک رفتار. اخلاقیات اغلب به یک سنت آرمانی وابسته است (مدل کانتی) که بین چیزی که هست و چیزی که باید باشد، تمایز ایجاد می کند، در حالیکه آداب و رسوم وابسته به یک سنت مادی گرا است (مدل اسپینوزی) که تنها به دنبال پیشبرد واقعیت‌های موجود برای دستیابی به خوشبختی همگانی، از طریق رفتار منطقی است.

از دیدگاه درست‌رفتاری (déontologie)، اخلاقیات در مورد نظام تکالیفی که باید در یک حرفه انجام شود، بحث می شود.

از دیدگاه زبان عامی و فنی اخلاق به سه معنی به کار می‌رود∗

    خُلق یعنی خوی، طبع، سجیه، عادت∗، و جمع آن اخلاق است.
    صفت اخلاقی: عامل انجام یک عمل اخلاقی در شرایط خاص، به طور ناخودآگاه و شرطی∗ مثل بخشندگی و دروغگویی
    عمل اخلاقی: آن نوع عمل که بتوان در مورد خوب یا بد بودن آن قضاوت کرد. می‌تواند آگاهانه یا بی اختیار و عادتی(در اثر یک خلق) باشد . مثل یک بار بخشیدن و دروغ گفتن و ...

تاریخ

یکی از اولین کتاب‌هایی که مستقلاً به علم اخلاق پرداخته است کتاب اخلاق نیکوماخوس اثر ارسطو است.
ارتباط اخلاق با علوم دیگر

جایگاه اخلاق در نقشهٔ علم، در انتهاست
Partial ordering of the sciences Balaban Klein Scientometrics2006 615-637.svg

دسته بندی علوم توسّط خواجه نصیر الدین طوسی در آغاز کتاب اخلاق ناصری، جایگاه علم اخلاق را در بین سایر علوم چنین آورده:

    علومی که به شناخت موجودات می‌پردازند
        نظری: وجود موضوع آنها وابسته به حرکت ارادی انسان است.
            ما بعد الطبیعه: موضوعشان مجرد از ماده
            ریاضی
                ۴ قسم
            طبیعی
                ۸ قسم
        عملی: وجود موضوع آنها مستقل از حرکت ارادی انسان است «این علوم دانش به مصالح حرکات ارادی و افعال صناعی انسان هستند، به گونه‌ای که احوال آنها را سازمان دهند و آنان را به کمال شایسته شان برساند.»
            تهذیب اخلاق: در مورد امور فردی بحث می‌کند
            تدبیر منزل: مربوط به گروه کوچکی که
            سیاست مدن: مربوط به جمعی است که در شهر، مملکت و مانند آن زندگی می‌کنند

وابستگی

علم اخلاق مبادی اش را از علوم منطق، مابعدالطّبیعه(یعنی فلسفه) برای مبادی هستی شناختی، و علم‌النّفس(انسان شناسی) و روان‌شناسی می‌گیرد. شاخه‌ای از اخلاق که عهده دار تامین مبادی اخلاق است فرا اخلاق نام دارد. لذا فرا اخلاق یک علم درجه دوم است. یعنی چون بر اساس علم منطق علوم را باید بر حسب موضوع شان و نه محمول شان دسته بندی نمود؛ و موضوع فرااخلاق در علوم دیگر است؛ فرا اخلاق یک علم یا شاخه‌ای از آن نیست.[۴]
پیش درآمدی

علم اخلاق در فراهم آوردن مبادی علم حقوق و سیاست و تدبیر مُدُن نقش دارد. ارسطو، کتاب اخلاق نیکوماخوس اش را به عنوان مقدّمه‌ای برای کتاب سیاست مُدُنش نوشته

علم اخلاق بعضی از مبادی دو علم تدبیر منزل و سیاست مدن را نیز تأمین می‌کند.
شاخه‌های اخلاق

اخلاق به سه شاخهٔ کاملاً مجزا تقسیم می‌شود∗:

    فلسفه اخلاق که شاخه‌ای از فلسفه∗ است و وظیفهٔ آن پاسخ به پرسش هایی از این قبیل بعنوان پایهٔ اخلاق نظری ست[۵]:
        خوب و بد یعنی چه؟
        ماهیت و حقیقت∗ مفاهیم اخلاقی چیست؟
        قضایا∗ی اخلاق اخباری اند یا انشایی∗؟
        مسائل اخلاقی جهانی و جاودانه (مطلق) اند، یا سرزمینی و موقّت (نسبی)؟
        معیار کلی خوبی و بدی یک صفت یا رفتار اخلاقی چیست؟
        شرایط و حوزه‌های مسئولیت اخلاقی چیست؟
    اخلاق نظری که وظیفهٔ آن مطالعهٔ صفات و اعمال اخلاقی و پاسخ به انتظاراتی است از قبیل:
        شناسایی، دسته بندی و تعریف صفات و اعمال اخلاقی در حوزهٔ عمومی
        شناخت ریشه‌ها و پیامدهای آنها
        قضاوت در مورد خوبی یا بدی صفات کلان (صفاتی که محدود به حوزهٔ خاصی از زندگی نیستند). این قسمت از اخلاق یک فن[۶] یا روش یا قانون یا باید و نباید است، نه یک علم. یعنی مربوط به آنچه باید، نه آنچه هست[۷][۸].
        شناسایی حوزه‌های خاص اخلاق∗.
        دادن قدرت استدلال در مورد خوبی یا بدی اعمال و صفات اخلاقی در حوزه‌های خاص به آموزنده.

    اخلاق عملی یا تربیت اخلاقی∗ فنی[۶] ست برای رسیدن از وضعیت مطلوب ناموجود به وضعیّت موجود مطلوب در اخلاق. از این نظر اخلاق اساس معنویت است[۹]؛ و انسانی که اخلاقی تر است، معنوی تر نیز هست∗. همچنین این قسم از اخلاق یک فن است[۶]. از مهمترین مسائل مطرح در این حوزه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
        شناخت و استفاده از مبادی رفتار[۱۰]
            مبادی رفتار از نظر علمای پیشین از این قرار است: تصور + تصدیق∗ به فایده + شوق موءکد.
            روان شناسان معصر ترکیب مشابه دیگری را پیش رو نهاده‌اند: شناخت + انگیزش + توان عملی.
        روش ایجاد و از بین بردن صفات اخلاقی

اخلاق در اسلام

مبانی مورد قبول علماء علم اخلاق در قدیم سه رکن بوده است و در عصر جدید هم گرچه فروعاتی بر آن افزوده شده است و توسعه یافته است اما می توان گفت ارکان آن در سه مورد خلاصه می شود نخست تهذیب نفس، تدبیر منزل و سیاست مُدُن که علماء اخلاق عناوین سه گانه فوق را به صورت زیر تجزیه و تقسیم نموده اند قسم اول را تخلیه، تحلیه و تجلیه دانسته اند و قسم دوم را گفته اند مراد علم معاش و معاشرت با همسر و فرزندان است و سوم مربوط به حفظ و حراست از کشور است.[۱۱]
توضیحات

    ^ علوم انسانی دسته‌ای از علوم دانشگاهی اند که در آنها با روش‌های عموماً تحلیلی، انتقادی و تفکری-تعمقی امور انسانی را مطالعه می‌کنند. این روش‌ها معمولاً در تقابل با روش‌های تجربی در علوم پایه و علوم اجتماعی قرار می‌گیرند. (ویکی‌پدیا)
    ^ که به هیچ وجه محدود به زبان فارسی و فرهنگ اسلامی نیست.
    ^ در روان‌شناسی در مورد معنای آن بحث می‌شود.
    ^  برای مطالعه در مورد عادت و شرطی‌سازی و یادگیری به کتاب روان‌شناسی عمومی، دکتر حمزه گنجی یا منابع مشابه رجوع فرمایید.
    ^ این شاخه‌ها با هم اشتباه گرفته نمی‌شوند. اما از سویی در بسیاری از منابع قدیم اخلاق، علم اخلاق صرفاً به دومی و سومی اطلاق می‌شود (مانند معراج السّعاده)؛ و از سویی هم در متون غربی جدید از اخلاق صرفاً به عنوان شاخه‌ای از فلسفه یاد می‌شود و قسمت دوم و سوم نیز گاه جزو آن می‌آید.
    ^ فلسفه مطالعهٔ مسائل کلی و اساسی پیرامون موضوعاتی چون وجود، آگاهی، حقیقت، عدالت، زیبایی، اعتبار، ذهن و زبان است. وجه افتراق فلسفه با راه‌های دیگر پرداختن به این پرسش‌ها (راههایی نظیر عرفان و اسطوره) رویکرد نقّادانه و معمولاً سامان‌مند فلسفه و تکیه‌اش بر استدلال‌های عقلانی‌است. (ویکی‌پدیا)
    ^ اصطلاح فلسفی. رجوع شود به آشنایی با علوم اسلامی، جلد 1، اثر شهید مطهّری
    ^ اصطلاحی در علم منطق. رجوع شود به منطق کاربردی، اثر علی اصغر خندان
    ^ دو نوع جمله در علم زبان شناسی
    ^ مدرّسان گاه این قسمت را اخلاق کاربردی می خوانند. اما این نامی برای اخلاق اختصاصی نیست.
    ^ عرفان عملی مساوی اخلاق عملی نیست، بلکه صرفاً بهترین فن تربیت اخلاقی، آن هم در محدودهٔ اخلاق اسلامی ست. نه در قلمرو کلّی اخلاق.
    ^ به طور مشابه، در صنعت تولید دقّت اندازه ملاک کیفیت است. محصولی بهتر است، که در طی فرایند تولید، در ابعادی هر چه دقیق تر ساخته شده باشد.
    ^ تصوّر و تصدیق دو اصطلاح در علم منطق اند. رجوع شود به منطق کاربردی، اثر علی اصغر خندان

درستکاری

اخلاقیات می تواند فردی باشد، در این حالت شامل یک باید شخصی است، شخص خود تصمیم گیرنده و وضع کننده قانونی است که او را به انجام یا عدم انجام فعلی ملزم می کند. در این حالت هدف اخلاقیات و درستکاری، پیشبرد و بهبود وضعیت زندگی در جامعه است.

تئوری‌های مختلفی در مورد رابطه بین اخلاقیات و درستکاری وجود دارد. تحلیلگران از دو دایره برای نشان دادن رابطه این دو مقوله استفاده می کنند. برای بعضی از آنها، این دو دایره هم مرکز هستند و در این حالت، درستکاری کاملا درون اخلاقیات قرار می گیرد. برخی دیگر معتقدند که این دو دایره با هم تلاقی دارند و بدین ترتیب سه وضعیت پیش می آید: قوانین اخلاقی بدون ابعاد قضایی، قوانین قضایی بدون بعد اخلاقی و قسمت مشترک آن، قوانین اخلاقی که دارای بعد قضایی نیز هستند. برخی دیگر نیز این دو دایره را کاملا از هم مجزا می انگارند، ولی این نظریه به دلیل داشتن استثنائات زیاد قابل قبول نیست.

اخلاقیات و درستکاری هر کدام زمینه‌های مشخص خود را دارند، از هم جدا هستند ولی در عین حال نقاط تماسی با یکدیگر دارند، نه می توان در مورد جدایی آنها صحبت کرد، و نه می توان آنها را ممزوج دانست. اخلاقیات می تواند منحصر به یک (هر) فرد باشد و تنها در مورد او صدق کند، در حالی که درستکاری تنها در جامعه معنا پیدا می کند.
بحث‌های معاصر اخلاق

    آداب و رسوم مسئولیت در زمینه‌های فناوری و علوم (هانس یوهانس )
    مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها
    نسبیت در اخلاق
    آداب و رسوم طبیعت داری (la bioéthique)
    حقوق حیوانات
    آداب و رسوم کار
    حقوق بشر
    تساهل و تسامح
    اخلاق گرایی یا سخت گیری افراطی در مورد اخلاقیات
    مباحث اخلاق کاربردی به صورت فراگیر همچون بحث اتانازی (به مرگی/ به کشی)و سقط جنین

انفجار در دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران

در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۶۰ انفجاری در دفتر نخست وزیری ایران صورت گرفت.

در این انفجار محمد علی رجایی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست وزیر (در اثر انفجار)٬ عبدالحسین دفتریان مدیرکل مالی اداری نخست وزیری (در اثر خفگی در آسانسور) و هوشنگ وحید دستجردی (در اثر جراحات ناشی از سوختگی و سقوط در ۱۴ شهریور) کشته شدند.

این افراد برای شرکت در جلسه شورای امنیت کشور گردهم آمده بودند که این حادثه رخ داد. جز آن‌ها سرهنگ ضیایی معاون ژاندارمری، تیمسار شرف‌خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ محمدمهدی کتیبه، یوسف کلاهدوز مسوول سپاه پاسداران و خسرو قنبری تهرانی مسئول اطلاعات نخست‌وزیری نیز در این نشست حضور داشتند که همگی با جراحاتی جان به در بردند.[۱] به گفتهٔ منابع جمهوری اسلامی در آغاز چنین تصور شد که مسعود کشمیری که آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود نیز در این انفجار کشته شده و قطعاتی از اجساد دیگران به عنوان بازمانده جسد وی دفن شد ولی پس از مدتی معلوم شد که وی از مرتبطان با سازمان مجاهدین و عامل اصلی انفجار بوده و به خارج از ایران گریخته‌است.[۲][۳]

در جریان تحقیقات در مورد این انفجار، تنی چند از مقامات امنیتی از جمله حسن کامران، محسن سازگارا، خسرو تهرانی و محمد رضوی به ظن سهل انگاری یا خیانت، در این ارتباط دستگیر و زندانی شدند که در این میان حسن کامران نزدیک دو سال را در زندان گذرانید. در این رابطه شصت نفر از مقامات طراز اول اجرایی کشور در نامه‌ای به سید روح الله خمینی از دستگیرشدگان شفاعت کردند و بر درستکاری آنان گواهی دادند.