اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

شاهزاده حسین (قزوین)

امامزاده شاهزاده حسین فرزند علی بن موسی الرضا است [۱] که مقبره‌اش در شهر قزوین واقع شده‌است. گفته شده که شاهزاده حسین در سفر به مرو حین عبور از قزوین، در این شهر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ مشخصات بنا
    ۳ تاریخچه ثبت
    ۴ توسعه و بازسازی
    ۵ گالری عکس
    ۶ منابع
    ۷ پانویس

تاریخچه

سفر علی بن موسی الرضا به قزوین در جریان سفر ایشان به خراسان و به طور مخفیانه صورت می گیرد. علی بن موسی در منزل "داوود بن عیسی غازی" اقامت می کند و فرزند دو ساله ایشان که در جریان این سفر همراهشان بوده است در قزوین به علت بیماری فوت می کند و در همان جا به خاک سپرده می شود؛ و اکنون آستان شاهزاده حسین متعلق به فرزند امام هشتم شیعیان است.[۲][۳]
در دورهٔ حکومت صفویه برای این امامزاده که بعدها به شاهزاده حسین معروف شد، ساختمان‌های متعددی بنا گردید و زیارتگاه مردم قزوین شد. مجموعه بناهای شاهزاده حسین عبارتند از: دروازه ورودی، ساختمان گنبد دار، رواق، میانسرا، ایوان، بقعه و اتاقهایی در اطراف صحن مرکزی یا میانسرا. ورودی مجموعهٔ شاهزاده حسین، از سمت شمال، شبیه دروازه‌های ورودی شهرهای عهد صفویه و قاجاریه‌است. این ورودی دارای طاق نما و شش مناره‌است که هر یک با کاشیکاریها بسیار زیبا تزیین شده‌است.[نیازمند منبع]
مشخصات بنا

بقعه شاهزاده حسین با دو ورودی از سمت شمال و جنوب در میان صحن بزرگی قرار گرفته‌است. در اطراف صحن ایوان‌هایی وجود دارد که با کاشیکاری در طرحهای مختلف تزیین شده‌است. ورودی بقعهٔ شاهزاده حسین دارای مقرنس کاری و تزیینات مختلف است، که در دورهٔ قاجاریه با افزودن تالاری به آن شکل تازه‌ای یافته‌است. در بخش غربی و شرقی بقعه، دو رواق ساخته شده که به نامهای بالا سر و پایان پا معروف و دارای گچبری و کاشیکاری است. فضای داخل بقعه شاهزاده حسین، باکاشی خشتی هفت رنگ، بدنهٔ آن با آیینه کاری و زیر گنبد باکتیبه‌هایی به خط ثلث در زمینهٔ لاجوردی تزیین شده‌است. قدیمی ترین و زیباترین اثر مجموعه شاهزاده حسین، در چوبی منبت کاری شدهٔ آن است که در سال ۹۶۷ هجری به مجموعه اضافه شده‌است. طبق کتیبه‌ای از کاشی معرق، این مجموعه در سال ۱۰۴۰ هجری به دستور زینب بیگم، دختر شاه طهماسب صفوی، بازسازی و صندوق چوبی نفیسی بر مزار آن نصب شده‌است.
تاریخچه ثبت

این بنا که اصالتا مربوط به دوره ایلخانی است در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شمارهٔ ثبت ۳۳۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۴]
توسعه و بازسازی

در سالهای اخیر نیز مجموعهٔ شاهزاده حسین تعمیر اساسی شده و بناهایی را که به آن افزوده‌اند که از جملهٔ آنها بنای یادبودی است که به یاد محمد علی رجایی رئیس جمهور سابق ایران، ساخته‌اند. در اتاق‌های اطراف امامزاده نیز کشته‌شدگان قزوینی جنگ ایران و عراق به خاک سپرده شده‌اند.

هویر

هویر روستایی است در بخش مرکزی شهرستان دماوند، (ابرشیوه) واقع شده است.

محتویات

    ۱ موقعیت و تاریخچه
    ۲ قومیت
    ۳ فضاهای دیدنی
        ۳.۱ *دریاچه هویر
        ۳.۲ *برج انگمار
        ۳.۳ *غار جول دره
        ۳.۴ * مقبره شاهزاده علی اکبر(پیر کاجی)
        ۳.۵ *کوه قره داغ
        ۳.۶ * چشمه های آب معدنی
        ۳.۷ * آبشار عوش کمر
        ۳.۸ * دره جوزلاق
        ۳.۹ * ورس دار (درخت سرو)
        ۳.۱۰ * منطقه چمنزار
        ۳.۱۱ * حمام دره
        ۳.۱۲ * مقبره شاهزاده حسین
        ۳.۱۳ * منطقه قلعه پشت
        ۳.۱۴ * محدوده عاشقون
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع

موقعیت و تاریخچه

روستای هویر از توابع بخش مرکزی شهرستان دماوند با مختصات جغرافیایی ۵۲ درجه و ۱۹ دقیقه طول شرقی و ۳۵ درجه و ۴۲ دقیقه عرض شمالی در فاصله ۵۰ کیلومتری شرق شهر دماوند و ۱۰۵ کیلومتری تهران قرار دارد. روستا هویر از اطراف به کوه های مرتفع منطقه دماوند و صخره های سنگی محدود می شود. ارتفاع این روستا از سطح دریا ۲۶۲۰ متر است و اقلیمی معتدل و کوهستانی دارد. آب و هوای آن در فصول بهار و تابستان معتدل و مطبوع و در زمستان ها سرد و برفی است.
هویر یکی از نواحی تاریخی شهرستان دماوند است. بنای آرامگاه های امامزاده علی اکبر (پیر کاجی) و امامزاده شاهزاده حسین نشانگر پیشینه تاریخی این روستاست.[۱]
قومیت

روستای هویر علی‌رغم گستردگی آن از نظر جمعیتی و جغرافیایی، محدود به طوایف زیر که بر اساس ترتیب حروف الفبای فارسی ترتیب بندی شده است، می‌باشد .[۲]


الف: طایفه آقابابا

ب :طایفه حسینقلی

پ : طایفه رضا

ت: طایفه سلیمان

ث : طایفه گل محمد

ج : طایفه مقصود

چ: طایفه ندر

ح :طایفه نوروز

ه)طایفه جان بابا

د) طایفه ذبیح

و . . .
فضاهای دیدنی

این روستا دارای مکان ها و فضاهای گردشی بسیار میباشد.روستای "هویر" دماوند در ردیف مناطق نمونه گردشگری استان تهران قرار گرفت.[۳]
*دریاچه هویر

یکی از آنها دریاچه هویر میباشد که در شرق دریاچه تار قرار دارد، از جاذبه های طبیعی ارزشمند روستاست که ماهیگیران برای صید قزل آلا به آنجا می‌روند. سطح دریاچه در فصول سرد سال یخ می‌زند.
*برج انگمار

برج انگمار در بیست کیلومتری روستای هویر در حوالی شاه نشین که به لحاظ قدمت تاریخی و نوع معماری واحد ارزش های گردشگری است.
*غار جول دره

جول دره یکی دیگر از غارهای این روستاست که به پالان خر نیز معروف است. این غار در حد فاصل روستای هویر و روستای سربندان و در کنار جاده ارتباطی قدیم این روستا قرار گرفته است. این غار در حدود 90 متر طول دارد و مشتمل بر چندین فضای مختلف است.
* مقبره شاهزاده علی اکبر(پیر کاجی)

این مقبره که در مسیر روستای هویر به سمت دریاچه هویر در منطقه ی چمنزار قرار گرفته است به دلیل دوری از بافت روستا متروک شده و مخروبه ای از آن باقی مانده است.سفالینه هایی در اطراف امامزاده علی اکبر و تپه های مجاور آن کشف شده که قدمت تاریخی این روستا را به قرن های سوم و چهارم هجری می رساند.دو درخت کهنسال خشکیده سرو در اطراف امامزاده وجود دارد که گویا قدمت آن ها به ششصد سال پیش می رسد. [۴] .
مقبره شاهزاده علی اکبر، اثر محمدرضا آقابابائی


*کوه قره داغ

قره داغ، یکی از کوه های اطراف روستاست که مورد توجه علاقه مندان به ورزش های کوهنوردی است. این کوه چشم انداز بسیار جالب توجه و دیدنی دارد.
* چشمه های آب معدنی

از جمله این چشمه ها کورچشمه ، جواهرچشمه ، سپیدکمر ، چشمه پیش و چشمه انارچال میباشد که از محبوبیت خاصی برخوردار است.
* آبشار عوش کمر

آبشار فصلی هویر از فراز صخره ای بلند از بالا دست روستای هویر به پایین سرازیر شده و منظره زیبایی را ایجاد کرده است ،هر ساله علاقه مندان زیادی را به این منطقه می کشاند[۵] .
آبشار فصلی عوش کمر، اثر [[مجید اسکندری ]]


* دره جوزلاق
* ورس دار (درخت سرو)
* منطقه چمنزار
* حمام دره
* مقبره شاهزاده حسین

آرامگاه امامزاده حسین (ع) که قدمت آن به قرن های ۷ و ۸ هجری قمری می رسد از آثار مورد احترام مردم روستاست. این بنا در پلان هشت ضلعی با طاقنماها و گنبدی بر فراز آن ها احداث شده است. مصالح به کار رفته در بنای این آرامگاه شامل لاشه سنگ و سنگ های کف رودخانه با ملات ساروج است.[۶]
* منطقه قلعه پشت

این قلعه قدیمی بر فراز روستا قراردارد که به نظر میرسد قلعه ای استراتژیک در جنگهای گذشته بوده است اما هم اکنون آثاری در حد پایه های مخروبه قلعه باقی مانده است

شهرستان دماوند

شهرستان دماوند نام یکی از شهرستان‌های استان تهران در ایران است. این شهرستان با مساحتی حدود ۱۸۸ هزار هکتار در محدوده شهرستان‌های فیروزکوه، آمل، ورامین، گرمسار و تهران قرار دارد و منطقه‌ای کوهستانی است که متوسط ارتفاع آن از سطح دریا حدود ۲۰۰۰ متر است.[نیازمند منبع] از میزان ۱۸۸هزار هکتار مساحت شهرستان، ۸۳ درصد جزو منابع ملی و ۱۶ درصد جزو زمینهای کشاورزی و حدود یک درصد بقیه نیز جزو حوزه شهر است.[نیازمند منبع]اکثرساکنان دماوند بومی اند. از محله‌های دماوند می‌توان به محله قاضی (فرمانداری)-محله فرامه-محله درویش و محله چالکاء اشاره کرد. بنابرآنچه از نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ در وب‌گاه دولتی «مرکز ملی آمار ایران» اعلام گردیده‌است، تعداد ۲۷٬۴۱۸ خانوار شامل ۹۶٬۸۶۰ نفر در این شهرستان ساکن بوده‌اند که از این تعداد ۵۰٬۶۸۵ نفر مرد و ۴۶٬۱۷۵ نفر آنها زن بودند. دماوندازقدیم ییلاق عشایر الیکایی بوده‌است. دماوند خانواده‌های اصیل بسیار دارد که هنوز بسیاری ار آنها ساکن دماوند هستند.

محتویات

    ۱ تقسیمات کشوری
    ۲ زبان گفتاری
    ۳ طبیعت دماوند
    ۴ سینماها
    ۵ منابع
    ۶ جستارهای وابسته

تقسیمات کشوری

این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده دو بخش، ۵ دهستان، ۵ شهر و ۱۱۱ روستا دارد.[۲] (مراکز دهستان‌ها در جدول زیر پررنگ آمده‌اند): محله درویش و محله قاضی و محله فرامه و محله چالکا می‌باشد. روح افزا و اوره و چشمه اعلاء و دشتبان و دشت مزار و احمد اباد و گیلاوند و جیلارد می‌باشد. شهر رودهن: دارای مناطق نمیر، انا، سادات‌محله و کریتون است. فاصله شهر رودهن از چهار راه تهران پارس ۶۵ کیلومتر است. تراکم جمعیت در این بخش بیشتر در مراکز دهستانها و شهر رودهن است. شهر ابسرد متشکل از سه روستای آبسرد، مرانک و تاسکین بوده و درسال ۱۳۷۶ از تجمیع این سه روستا، به نقطه شهری تبدیل شده است. شهر کیلان شامل مناطق ساران، فاجان، کوهان، محله اتحاد و کردر می‌شود.
زبان گفتاری

مردم دماوند به زبان فارسی با لهجه دماوندی و زبان مازندرانی یا همان زبان تبری تکلم می‌کنند.[۳][۴] البته مردم روستاهای شمالی دماوند مانند اوره و دشتمزار و مشاء و چشمه اعلاء و ... و برخی از دیگر روستاهای دماوند در مسیر فیروزکوه به زبان مازندرانی سخن می‌گویند و زبان مردم بومی در ۴محله اصلی دماوند گویش تات می‌باشد. البته لهجه در هر محله و برخی روستاهای اطراف که به لهجه دماوندی صحبت می‌کنند کمی با یکدیگر فرق دارد. در دیگر روستاهای شهرستان مردم به زبانهای دیگر مانند ترکی (در روستای حصار و گلدشت) کردی کرماج (در روستاهای جابان و سربندان) صحبت می‌شود. برای توضیحات بیشتر به «زبان تاتی» در ویکی‌پدیا مراجعه کنید.[نیازمند منبع]
طبیعت دماوند

در گذشته‌ای نه چندان دور این شهرستان یکی از محورهای کشاورزی و دامداری بوده‌است با تولیداتی همچون: سیب – گیلاس – آلبالو – گردو –سیب زمینی – خیار و فراورده‌های دامی ولی در سال ۲۰۰۵ میلادی بخاطر ساخت‌وسازهای گسترده غیرقانونی در زمین‌های این شهرستان کشاورزی این منطقه در معرض خطر قرار گرفته‌است. همچنین عسل از مهمترین تولیدات شهرستان است و بسیاری از مردم بومی شهر دماوند به شکل حرفه‌ای به تولید عسل اشتغال دارند. به برکت وجود گیاهان دارویی آویشن و گون در کوه‌های اطراف دماوند تولید عسل آویشن و عسل گون با همان خواص دارویی در دماوند رواج دارد.

طبیعت دماوند شامل تنوع گونه‌های کمیاب می‌باشد و دارای جانورانی همچون کل، بز، میش، پلنگ به عنوان عمده‌ترین حیوانات موجود حیات وحش شهرستان علاوه بر آن پرندگان گوناگونی نظیر کبک، تیهو، کبک دری، پرندگان شکاری مانند عقاب طلایی، قرقی، دلیجه می‌باشد. این درحالی است که گذر گاه قشلاقی پرندگان نایاب شکاری همچون بالابان – شاهین و بحری است. خطراتی همچون احداث معادن در کنار زیستگاه‌های طبیعی و تخریب انسانی این اماکن همچون احداث غیرکارشناسی راه‌ها در این شهرستان از عمده دلایل تهدیدهای زیست محیطی است. از اماکن مهم دماوند می‌توان به چشمه آب معدنی چشمه اعلاء، مقبره شیخ شبلی، مسجد جامع، حسینیه‌ها، دریاچه تار، دریاچه هویر، تیزآب، سنگ پل، ولیران کوه‌ها، روستاهای اطراف و... اشاره کرد.

اسدالله لاجوردی

سید اسدالله لاجوردی (۱۳۱۴ - ۱۳۷۷) رئیس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت بود.[۱][۲] زندانیان سیاسی دهه شصت و دگراندیشان وی را از جمله چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی و عامل سرکوب‌ها و اعدام‌های آن دوران می‌دانند.[۳] او از اعضای شورای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی بود که در سال ۱۳۷۷ در حجره‌ای در بازار توسط سازمان مجاهدین خلق ایران به قتل رسید.

محتویات

    ۱ جوانی
    ۲ فعالیت‌های سیاسی قبل از انقلاب
    ۳ پس از انقلاب
        ۳.۱ ماجرای عزل در سال ۶۳
        ۳.۲ ترور
    ۴ قتل خواهر لاجوردی
    ۵ منابع

جوانی

اسدالله لاجوردی در جنوب تهران متولد شد. پدرش هیزم‌فروش بود. او در دومین سال تحصیلی در دبیرستان، ترک تحصیل کرد و در کنار پدر به کار مشغول شد. با این همه، درس را در منزل به صورت فراگیری علوم قدیمه ادامه داد و در این زمان ازسید علی شاهچراغی استفاده کرد. علاوه بر این ادبیات عرب و علوم حوزوی را در حد کفایه فراگرفت و جلسات تفسیر قرآن در منزلش تشکیل داد. اسدالله لاجوردی از شاگردان بهشتی و مطهری بود.

وی در زمانی که بعد از ترک تحصیل، در بازار تهران مشغول کار بود، با جمعیت مؤتلفه اسلامی آشنا شده و به عضویت شورای مرکزی آن در آمد.
فعالیت‌های سیاسی قبل از انقلاب

اسدالله لاجوردی، که در ترور حسنعلی منصور، نخست‌وزیر ایران در سال ۱۳۴۳ نقشی را بر عهده داشت. پس از ترور بازداشت شد و نهایتاً به تحمل ۱۸ ماه حبس محکوم شد.[۴] پس از آزادی ضمن اشتغال به فروش روسری، دستمال و لباس در بازار تهران، به شکل مخفی فعالیت‌های اعتراضی علیه حکومت پهلوی را ادامه داد.[۴]

لاجوردی پس از آزادی، جلسات تفسیر قرآن را از سر گرفت. منزل خود را به محل گردهمایی افراد مذهبی، مبارز و آشنا به مبانی مذهب شیعه تبدیل کرده بود. لاجوردی در اردیبهشت ۱۳۴۹ به اتهام حمله به هواپیمایی ال عال، پس از برگزاری مسابقه فوتبال میان تیم ملی فوتبال ایران و تیم ملی فوتبال اسرائیل بازداشت شد. وی پس از محاکمه به ۱۸ سال حبس جنایی محکوم گردید.

لاجوردی در فروردین ۱۳۵۳ از زندان آزاد شد و در اسفند همان سال مجدداً بازداشت شد. اتهام او «فعالیتهای زیرزمینی و همچنین خودداری از پاسخگویی راجع به اقدامات خرابکارانه خود» در همکاری با مجاهدین خلق بود. سرانجام لاجوردی به همراه بسیاری از زندانیان در ۲۷ مرداد ۱۳۵۶ آزاد شد.[۵]
پس از انقلاب

لاجوردی در کنار مهدی عراقی و اسلامی از مسئولان انتظامات کمیته استقبال از روح‌الله خمینی بودند. در جریان رسیدگی به پرونده گروه فرقان او از ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ با نظر آیت‌الله بهشتی دادستان انقلاب تهران شد. پس از مدتی او چهره اصلی برخورد با گروه‌های مخالف تبدیل شد. وی در زمان زندان خود، با گروه‌های چپ کمونیست و سازمان مجاهدین خلق اختلاف داشت و در ایام آخر زندان مشکلاتش با مجاهدین تشدید شده و به درگیری کشیده شده بود. در دی ۱۳۶۳ او توسط شورای عالی قضایی از تمامی مناصب برکنار شد و تا زمان مرگ خمینی هیچ پست دولتی نداشت. در سال ۱۳۶۸ لاجوردی دوباره به مدیریت زندان‌ها برگشت و ریاست سازمان زندان‌ها را تا اسفند ۱۳۷۶ بر عهده داشت که در این زمان رئیس دفتر رییس قوه قضاییه از او خواست که استعفا دهد.
ماجرای عزل در سال ۶۳

در مورد ماجرای عزل لاجوردی اختلاف نظر وجود دارد. مجید انصاری می‌گوید پس از اینکه شورای عالی قضایی تهیه گزارش از وضعیت زندان‌ها را به وی سپرد، پس از گفتگوی مستقیم با صد زندانی سیاسی از زندان‌های مختلف، به رئیس جمهور، رئیس مجلس و خمینی گزارش می‌دهد و تخلفات بارز لاجوردی از قوانین و برخوردهای خود سرانه و تند با زندانیان را متذکر می‌شود که این گزارش در ادامه گزارش‌ها و شکایات قبلی موجب عزل آقای لاجوردی می‌شود. وی همچنین می‌گوید لاجوردی با خودداری از ترک پست، به ملاقات خمینی رفت و خواستار برخورد شدید با مجاهدین شد، اما خمینی به او گفت: «آقای لاجوردی اگر جمهوری اسلامی به دست این‌ها (اعضای سازمان مجاهدین خلق) ساقط شود بهتر از آبروی اسلام است که با این کارها برود. شما بروید مسئولیت را تحویل دهید».

در مقابل بسیاری از یاران و همکاران لاجوردی این گزارش را تکذیب کردند و گفتند به استناد خاطرات رفسنجانی، خمینی از عزل لاجوردی بی‌اطلاع بوده و همچنین عزل او را به علت فشارهای حسینعلی منتظری و سید مهدی هاشمی دانستند.

در خاطرات هاشمی رفسنجانی آمده است که لاجوردی در هنگام عزل از سمت خود در سازمان زندان‌ها و اطلاعات (شهریور ۶۳) برای شکایت نزد خمینی رفت ولی خمینی به او گفت که تابع قانون باشد و غیر از دادستانی انقلاب بقیه مناصب را تحویل دهد، لاجوردی نیز با نارضایتی از نزد خمینی رفت. با این حال زمانی که در بهمن همان سال او از دادستانی نیز عزل می‌شود، خمینی رضایتی بر این عزل نداشته است. رفسنجانی دلیل عزل او را عدم تمکین به قانون و تصمیم‌های شورای عالی قضایی ذکر می‌کند.[۵][۶]
ترور

لاجوردی در ۱ شهریور ۱۳۷۷ در محل کسب خود در بازار تهران و در حالی که هیچ سمت رسمی نداشت، توسط دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق به نام‌های علی‌اکبر اکبری ده‌بالایی و علی‌اصغر غضنفرنژاد جلودار ترور شد.[۲]
قتل خواهر لاجوردی

خواهر لاجوردی در بهمن ۱۳۹۲ به قتل رسیدو جسد وی در حوالی شهرستان دماوند پیدا شد. طبق گفته احمدرضا رادان، انگیزه او از این قتل غیرسیاسی بوده است.

حسنعلی منصور

حسنعلی منصور (اردیبهشت ۱۳۰۲ - ۷ بهمن ۱۳۴۳) سیاست‌مدار ایرانی و یک دوره نخست‌وزیر ایران بود. وی در ۱ بهمن ۱۳۴۳ خورشیدی، در مقابل مجلس شورای ملی توسط گروهی از نزدیکان مجتبی میرلوحی، مشهور به «نواب صفوی» ترور شد.[۱] پس از ترور حسنعلی منصور، دوست دیرینش، امیر عباس هویدا به جای او نخست‌وزیر ایران شد.[۲]
زندگی

حسنعلی منصور فرزند علی منصور (وزیر و نخست‌وزیر معروف عصر پهلوی) و نوهٔ دختری حسن رئیس ظهیرالملک (حکمران و دولتمرد عصر قاجار و پهلوی) بود. او اردیبهشت ۱۳۰۲ ه. ش به دنیا آمد و پس از پایان دوران تحصیل و اخذ مدرک لیسانس حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران، کار دولتی خود را از وزارت امور خارجه آغاز کرد(۱۳۲۴) و با پشتوانه قوی خانوادگی مدارج ترقی را طی کرد. او پس از یک ازدواج ناموفق، با فریده امامی نوه دختری حسن وثوق(وثوق الدوله) ازدواج کرد و با خانواده‌های متنفذ وثوق، قوام، امینی و... هم نسبت فامیلی پیدا کرد.

منصور اولین دبیرکل حزب ایران نوین بود و پس از احراز پست نخست وزیری بجای امیر اسدالله علم، قصد انجام اصلاحات و تغییراتی را داشت و کوشش نمود که با روحانیت از در سازش در آید. حسنعلی منصور، خمینی را در ۸ فروردین ۱۳۴۳ از تهران به منزلش در قم بازگرداند. پس از سخنرانی سید روح الله خمینی در چهارم آبان ۱۳۴۳ در قم علیه تصویب قانون اجازه استفاده مستشاران امریکایی در ایران از مصونیتها و معافیتهای قرارداد وین نوشته شده در بند دوم کنوانسیون وین خمینی دستگیر و در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه تبعید شد.[۳]
ترور

در اول بهمن ۱۳۴۳ خورشیدی، حسنعلی منصور که نخست‌وزیر وقت ایران بود، در مقابل مجلس شورای ملی توسط محمد بخارایی، [۴] از اعضاء موتلفه اسلامی و از نزدیکان مجتبی میرلوحی معروف به «نواب صفوی» ترور شد.[۵]

حسنعلی منصور پس از چند روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ و پس از چند عمل جراحی در بیمارستان پارس تهران درگذشت و پیکرش را با تشریفات مخصوص در آرامگاه رضا شاه در شهر ری دفن کردند. پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به دستور صادق خلخالی آرامگاه رضا شاه و مقابر پنجاه تن از وابستگان حکومت پهلوی از جمله قبر حسنعلی منصور را خراب کردند.

اسدالله لاجوردی، که در ترور حسنعلی منصور نقشی را بر عهده داشت. پس از ترور بازداشت شد و نهایتاً به تحمل ۱۸ ماه حبس محکوم شد.

براندن تی .جکسون

براندن تی جکسون (به انگلیسی: Brandon T. Jackson) (زاده ۷ مارچ ۱۹۸۴) بازیگر آمریکایی است.

از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم مامان گنده‌ها اشاره کرد.

مامان گنده‌ها: پسر کو ندارد نشان از پدر

مامان گنده‌ها: پسر کو ندارد نشان از پدر (به انگلیسی: Big Mommas: Like Father, Like Son) فیلمی کمدی _پلیسی محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی جان وایت سل است. این فیلم پس از خانه مامان گنده و خانه مامان گنده ۲ سومین قسمت از فیلم‌های مامان گنده‌ها است در این فیلم مارتین لارنس و براندن تی جکسون بازی کردند.

این فیلم یازده سال پس از فیلم اصلی پرفروش مجموعه به روی پرده فرستاده شده‌است. زمان نمایش فیلم ۱۰۷ دقیقه است و با درجه‌بندی «پی‌جی ۱۳» (کودکان زیر ۱۳ سال فقط همراه با بزرگتر) اکران می‌شود.

مارتین لارنس

مارتین فیتزجرالد لارنس (به انگلیسی: Martin Fitzgerald Lawrence) بازیگر آمریکایی و متولد ۱۶ آوریل ۱۹۶۵ است.
فیلم‌شناسی

از فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:

    پسرهای بد - (۱۹۹۵)
    خانه مامان گنده - (۲۰۰۰)
    شوالیه سیاه - (۲۰۰۱)
    پسرهای بد ۲ - (۲۰۰۳)
    امنیت ملی - (۲۰۰۳)
    خانه مامان گنده ۲ - (۲۰۰۶)
    خوک‌های وحشی - (۲۰۰۷)
    مامان گنده‌ها: پسر کو ندارد نشان از پدر - (۲۰۱۱)

خانه مامان گنده ۲

خانه مامان گنده ۲ (به انگلیسی: Big Momma's House 2) فیلمی کمدی _پلیسی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جان ویتسل است. در این فیلم مارتین لارنس و نیا لانگ و امیلی پروتکتر بازی کردند.
خلاصه داستان

مالکوم ترنر (مارتین لارنس) یک مامور اف‌بی‌آی است. او کارش را از دست داده ولی به طور تصادفی درجریان یک عملیات قرار میگیرد به همین خاطر تصمیم می‌گیرد با پوشیدن لباس مبدل خودش را دوباره به شکل یک مادر درآورد تا بتواند در این عملیات شرکت کند و خودش را جای پرستار بچه جا بزند و......

مبدل‌پوشی

مبدل پوشی به عمل پوشیدن لباس جنس مخالف بدون توجه به دلیل آن و با هر دلیل ممکن گفته می‌شود. موارد استفاده این اصطلاح، انواع مختلف مبدل پوشی در عصر حاضر و در میان تاریخ، تحلیل رفتار مبدل‌پوشی و مثالهایی تاریخی از مبدل‌پوشی در ادامهٔ این مقاله بررسی می‌شوند.

برخلاف نظر فراگیر اذهان عمومی و پیش داوری آنها در مورد مبدل‌پوشی، بسیاری از افرادی که لباس جنس مخالف را می‌پوشند، این کار را برای دلایل جنسی یا یادگارخواهانه انجام نمی‌دهند.

همچنین، با وجود اینکه مبدل پوشی یکی از انواع رفتارهای ترا جنسی می‌باشد ولی تمام موارد مبدل‌پوشی بدلیل احساسات ترا جنسی یا هویت ترا جنسی روی نمی‌دهد. واژه تَرا جنسیت به معنی تغییر موقت یا دائمی هویت جنسی یک فرد است. این تغییر از جنسی که شخص با آن زاده شده به جنسیت مخالف صورت می‌گیرد.

محتویات

    ۱ کاربرد
    ۲ قابل قبول بودن
        ۲.۱ در متون مذهبی
    ۳ انواع خاص مبدل‌پوشی
        ۳.۱ مبدل‌پوشی بدون ارتباط با تراجنسیتی
        ۳.۲ مبدل‌پوشی مرتبط با تراجنسیتی
    ۴ مبدل‌پوشی مرتبط یا نامرتبط با تراجنسیتی
    ۵ لباس‌ها
        ۵.۱ حقوق یکسان در زمینهٔ پوشش
    ۶ تحلیل
        ۶.۱ مبدل‌پوشان دارای ویژگی‌های بدنی زنانه
        ۶.۲ دیدگاه روانکاوی کلاسیک
        ۶.۳ مساله انگیزه‌های مربوط به مبدل‌پوشی
        ۶.۴ نمونه‌های فرهنگی از مبدل‌پوشی
            ۶.۴.۱ ادبیات
            ۶.۴.۲ فیلم و ویدئو
            ۶.۴.۳ انیمیشن
            ۶.۴.۴ تلویزیون
            ۶.۴.۵ تئاتر
    ۷ همچنین رجوع کنید به
    ۸ ادبیات
    ۹ پیوند به بیرون
    ۱۰ منابع

کاربرد

امروزه و در طی تاریخ، هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها، خط مشی‌ها یا قوانینی در مورد پوشیدن لباس جنس مخالف داشته‌است. مبدل‌پوشی می‌تواند به‌عنوان یک رفتار تراجنسی محسوب گردد، اما همیشه نمی‌توان آن را به‌عنوان نشانه‌ای از هویت تراجنسی در یک شخص محسوب نمود.به بیان دیگر، فردی که مبدل‌پوشی می‌کند لزوماً خود را به‌عنوان فردی از جنسیت دیگر محسوب نمی‌کند و هویت جنسی خود را متعلق به جنسیت دیگر نمی‌داند. البته، در پاره‌ای افراد این مورد صادق است.

اصطلاح مبدل‌پوشی در ساده‌ترین مفهوم خود مشخص کنندهٔ انجام عمل یا رویدادن رفتاری است بدون وجود دلایل وابسته یا پیامدی آن رفتار. با وجود این بعضی از افراد، ناخودآگاهانه رفتارهای مبدل‌پوشانه را به هویت تراجنسی و بعضاً به رفتارهای جنسی، یادگارخواهانه یا همجس‌خواهانه مربوط می‌سازند و آن را انگیزهٔ مبدل پوشی می‌دانند و آزرده می‌شوند. با اینکه تصور چنین انگیزه‌هایی برای مبدل‌پوشی ممکن است در بعضی موارد صحیح باشد و فرد مبدل‌پوش انگیزه‌هایی جنسی، یادگارخواهانه یا همجنس‌خواهانه داشته باشد، حس آزردگی از مشاهدهٔ مبدل‌پوشی معمولاً نوعی سؤتفاهم است چرا که مبدل‌پوشی به خودی خود دلالت بر وجود انگیزهٔ خاصی ندارد.

در هر صورت، اصطلاح مبدلپوش تنها برای توصیف افرادی استفاده نمی‌شود که بدون انگیزهٔ خاص مبدل‌پوشی می‌کنند. در بعضی جوامع امروزی غربی این اصطلاح در معنایی بکار می‌رود که گروهی از افراد مبدل‌پوش دارای بدن مذکر و هویت جنسی مردانه که مبدل‌پوشی یادگارخواهانه نیز نیستند و نمایش و رقص با لباس مبدل را نیز انجام نمی‌دهند، جهت توصیف خود از این مفهوم اصطلاح می‌کنند. این افراد معمولاً خود را به‌عنوان بخشی از طیف افراد تراجنسی محسوب می‌نمایند.

مبدلپوش خواندن شخصی که متعلق به این گروه اخیر نباشد، به احتمال زیاد باعث بوجود آمدن سؤتفاهم می‌شود و گاهی اوقات باعث رنجش آن فرد می‌گردد.

به‌عنوان مثالی برای واضح‌سازی پیچیدگی موجود در این مفاهیم، مردانی که خود را به شیوهٔ "گوت"ها آرایش می‌کنند ممکن است موهای بلند داشته باشند، چهرهٔ خود را به شکل کاملاً مشخصی آرایش نمایند و پیراهن توری و یا حتی دامن بپوشند (که البته این البسه با پیراهن‌ها و دامن‌ها زنان "گوت" متفاوت است). با وجود اینکه اینها در نظر خیلی از افراد به‌عنوان مبدل‌پوشی محسوب می‌شود، در خرده‌فرهنگ "گوت"ها بدین شکل به آن نگریسته نمی‌شود و لزوماً کسی که این البسه را می‌پوشد یک مبدل‌پوش محسوب نمی‌شود.
قابل قبول بودن

با اینکه بعضی از مبدل‌پوش‌ها با توجه به انگیزه‌های مبدل‌پوشی خود ممکن است هیچ میل یا قصدی برای تنظیم کردن رفتارهای خود با رفتارهای افراد متعلق به آن جنس که لباس‌های آن را برای مبدل‌پوشی انتخاب می‌کنند، نداشته باشند اما بسیاری از آنها نیز هستند که برای بوجود آوردن تقلیدی کامل تعلق از جنسیت دیگر، با روشهایی چون اطوار و اخلاق شخصی، الگوهای صحبت کردن خاص و تقلید خصوصیات جنسیتی تلاش می‌کنند. به این تلاش‌ها در اصطلاح مرسوم "تلاش برای قابل قبول بودن" می‌گویند.

بعضی از افراد دیگر، روشی ترکیبی را استفاده می‌کنند، به‌عنوان مثال؛ مردی که هم ریش دارد و هم یک پیراهن زنانه پوشیده است. به این روش معمولاً "سپوختن جنسیت" (Genderfuck) گفته می‌شود.
در متون مذهبی

در عهد عتیق در کتاب تثنیه در مورد مبدلپوشی چنین گفته شده است :

    موسی به قوم اسراییل گفت :یک زن نباید لباس مردانه بپوشد و یک مرد نباید لباس زنانه بپوشد. پروردگار تو از هر کسی که چنین عملی انجام دهد متنفر است. - تثنیه 4:34

از این رو در تمامی ادیان ابراهیمی نظیر یهودیت، مسیحیت و اسلام این عمل مذموم شمرده میشود.
انواع خاص مبدل‌پوشی

طبقه‌بندی زیر انواع خاص مبدل‌پوشی را مشخص می‌کند. فهرست طبقه‌بندی‌ها کامل نیست؛ انواع فراوان دیگری از مبدل‌پوشی وجود دارند که طبقه‌بندی خاصی ندارند و یا در اینجا فهرست نشده‌اند.
مبدل‌پوشی بدون ارتباط با تراجنسیتی

    در بسیاری از فرهنگها مبدل‌پوشی آیینی وجود دارد.
    زنانی که می‌خواستند در زمان جنگ از اسارت و تجاوز فرار کنند.
    داستان‌های زیادی در مورد مردانی وجود دارد که از کسی که لباس جنس مخالف را به منظور فراری دادن پوشیده‌است، گریخته‌اند.
    زنانی که خواستار حضور در حرفه‌ها و مناصب اختصاصی مردان یا تحت تسلط مردان هستند.بخش نمونه‌های معروف تاریخ را در زیر ببینید.
    مبدل‌پوشی می‌تواند برای انجام ابراز نظرهای سیاسی و یا جلب توجه به یک ابراز نظر یا عمل سیاسی استفاده شود. به‌عنوان مثال، هم‌زمان با موج ابتدایی فعالیت‌های عمل‌گرایانهٔ همجنسگراها پس از ماجرای حملهٔ پلیس در سال ۱۹۶۹ به یکی از نوشگاه‌های ویژهٔ افراد همجنس‌گرا به نام Stonewall در نیویورک و شورش‌هایی که پس از آن روی داد، استفاده از مبدل‌پوشی برای به ریشخند گرفتن این ایده که "مردان شایسته همجنس‌گرا نیستند"، بسیار معمول بوده است.
    بسیاری از فیلم‌ها، کتابها و... مبدل‌پوشی را با نیت ایجاد کمدی ارائه می‌کنند. (مثال‌ها را در پایین مشاهده کنید)

مبدل‌پوشی مرتبط با تراجنسیتی

افراد تراجنسیتی که کاملاً نقش جنسیتی خود را تغییر داده‌اند و در حال حاضر در یک نقش جنسیتی متفاوت با نقش جنسیتی که زمان تولد به آنها اختصاص داشته است، معمولاً به عنوان افراد مبدل‌پوش محسوب نمی‌شوند. بسیاری از افراد تراجنسیتی که سرانجام توانسته‌اند فرآیند گذار جنسیتی را انجام دهند، پیش از این گذار برای تسکین احساسات تراجنسیتی خود، مبدل‌پوشی می‌کرده‌اند.

    مبدل‌پوش: بالا را ببینید
    مبدل‌پوش جنسی (تراپوش): مبدل‌پوشی جنسی را ببینید
    ملکهٔ زرق و برق (drag queen) فردی است دارای بدن مذکر که با لباس‌ها و کفش‌های بشدت پر زرق و برق و جلف، کلاه‌گیس‌های بزرگ و...

نمایش اجرا می‌کند یا رفتار ستاره‌های زن سینما یا موسیقی را تقلید می‌کند. بسیازی از ملکه‌های زرق و برق ادعا می‌کنند که آنها رفتارهای زنانه یا اشخاص مونث را تقلید نمی‌کنند، بلکه نمایش "زرق و برق" برای خود یک طبقه‌بندی جداگانه است.

    یک پادشاه زرق و برق (drag King) می‌تواند نقطهٔ مقابل ملکهٔ زرق و برق باشد - فردی دارای بدن مونث که نقش مذکر یا شبه-مذکری را بازی می‌کند. هر چند این اصطلاح مشخص‌کنندهٔ تمام طیف مبدل‌پوشان دارای بدن مونث نیز می‌باشد. همچنین افراد دارای خاصیت‌های بدنی مونث که عمل تغییر جنسیت را انجام داده‌اند، خود را تحت عنوان پادشاه زرق و برق می‌نامند، در نتیجه شخصی که با این عنوان شناخته می‌شود می‌تواند از هر بخشی از طیف افراد تراجنسی باشد. این شکل استفاده از این اصطلاح از نظر بعضی اشخاص نادقیق است.

علایق جنسی در میان افراد مبدل‌پوش تراجنسیتی دارای تنوع فراوان و از این لحاظ شبیه تنوع موجود در مردم عادی می‌باشد. با وجود این، بر خلاف عقیدهٔ معمول و مرسوم، اکثر مبدل‌پوشانی که به هویت مبدل‌پوشانهٔ خود اذعان دارند و دارای خاصیت‌های بدنی مذکر هستند، ناهمنجس‌خواه هستند. بعضی (و نه تمام) زنان هم‌جنس‌گرا مبدل‌پوشی می‌کنند. با Butch مقایسه شود.
مبدل‌پوشی مرتبط یا نامرتبط با تراجنسیتی

    یک مبدل‌پوش یادگارخواه معمولاً یک مرد ناهمجنس‌خواه است که به‌عنوان بخشی از یک یادگار جنسی مبدل‌پوشی می‌کند. اغلب تشخیص یادگارخواهی در استفاده از لباس زنانه به‌عنوان یک جسم از رفتار تراجنسیتی که شامل بازی‌های جنسی باشد، مشکل است.
    بازی جنسی مبدل (crossplay) عملی است که هم توسط افراد تراجنسیتی و هم توسط افراد غیر تراجنسیتی انجام می‌شود که این عمل شامل پوشیدن لباس‌های شخصیتهای خیالی از جنس مخالف که اغلب از پویانمایی‌های ژاپنی برگرفته‌شده‌اند می‌باشد.
    نقاب زنانه زدن شکل خاصی از مبدل‌پوشی است که همراه لباس‌ها و رفتار زنانه، یک نقاب با شکل و نمای زنانه برای صورت یا سر استفاده می‌شود. این نقاب‌ها معمولاً از لاستیک خام (latex) ساخته می‌شوند.
    بعضی از داستان‌ها یا فانتزی‌ها و یا نقش بازی کردن‌های جنسی دارای عنصری از زنانه‌سازی اجباری در خود دارند که در آن یک مرد مجبور می‌شود که لباس‌های زنانه بپوشد و یا وانمود کند که یک زن است. این اجبار اغلب به عنوان بخشی از تحقیر جنسی (نوعی رفتار که فردی با هدف کسب برتری و قدرت جنسی شریک جنسی‌اش را تحقیر می‌کند).

لباس‌ها

معین کنندهٔ اصلی مبدل‌پوشی تا حدی ساخته و پرداختهٔ شرایط اجتماعی است. به‌عنوان مثال، در جوامع غربی، شلوار عموماً به‌عنوان یک جز از البسهٔ مردانه محسوب می‌شده است که پوشیدن آن برای زنان نیز هم اکنون پذیرفته شده است. عموماً این مساله به عنوان مبدل‌پوشی محسوب نمی‌شود و بعضی زنان اجزایی از لباس‌های مردانه (مانند کت و شلوار، پیراهن مردانه و یا ژاکت) را بدلیل مد بودن و بدون ترس از بدنامی اجتماعی می‌پوشند. در نتیجه، برای فرد دارای ویژگی‌های بدنی زنانه مبدل‌پوشی به شکلی قابل‌توجه که منجر به قابل‌قبول بودن به عنوان مرد (بالا را ببنید) شود، بسیار مشکل شده است. با وجود این در مورد مردان این مساله عموماً صحیح نیست. به‌عنوان مثال، در جوامع غربی، مردی که قطعه‌ای از لباس معمول زنانه مانند دامن را می‌پوشد، نمی‌تواند این مساله را با پیروی از مد روز و یا همانند آنچه زنان به‌عنوان پیروی از روش شخصی در لباس پوشیدن می‌دانند، توجیه کند.

به طور مشابه، در فرهنگ‌هایی که مردان لباس‌های دامن مانند مثل کیلت (دامن مردانه اسکاتلندی) یا سارونگ (پارچه‌ای رنگارنگ که در مالزی و کشورهای اطراف آن مردان و زنان آن را مانند لنگ دور کمر خود می‌بندند)، این البسه به‌عنوان لباس‌های زنانه محسوب نمی‌شوند، و پوشیدن آنها به‌عنوان مبدل‌پوشی محسوب نمی‌گردد.
حقوق یکسان در زمینهٔ پوشش

زمانی در جوامع غربی، پوشیدن لباس‌هایی که بطور قراردادی اختصاص به مردان داشت توسط زنان یک تابو (حرام‌انگاشته) بود. امروزه دیگر این مساله وجود ندارد و زنان اغلب با لباس‌هایی چون شلوار، پیراهن مردانه، کراوات و حتی ست کت و شلوار کامل دیده می‌شوند. اما پوشیدن لباس‌هایی که بطور ستنی اختصاص به زنان دارد توسط مردان هنوز یک تابو محسوب می‌شود. بسیاری از افراد این مساله را به‌عنوان عدم تعادل در برابری اجتماعی زنان و مردان برمی‌شمارند و باور دارند که مردانی که مثلاً می‌خواهند یک پیراهن زنانه بپوشند، از تبعیض در این مورد رنج برند. یکی از سخنرانان عمده در این زمینه کمدین و بازیگر "ادی ایزارد" است که دوست دارد گهگاه برای دلایل کاملاً غیرجنسی، لباس‌های زنانه بپوشد و یا چهره‌اش را آرایش کند. این مساله به عنوان "حقوق یکسان در زمینهٔ پوشش" خوانده می‌شود.[نیازمند منبع]

با وجود این، بسیاری از فرهنگ‌های سنتی در بخش‌های دیگر جهان چون آفریقا، هنوز به منع کردن زنان از پوشیدن شلوار یا لباس‌هایی که در عرف مردانه محسوب می‌شوند، ادامه می‌دهند.

روی دیگر این مساله مقاومتی است که یک شخص در برابر لباسی که عرف بر حسب جنسیت شخص به آن حکم می‌کند، از خود نشان می‌دهد؛ مثلاً مردان در مقابل پوشیدن کراوات مقاومت می‌کنند یا زنان در برابر پوشیدن دامن مقاومت از خود نشان می‌دهند.[نیازمند منبع]
تحلیل
مبدل‌پوشان دارای ویژگی‌های بدنی زنانه

مبدل‌پوشی در میان زنان، حداقل در جوامع غربی، نادر به‌نظر می‌رسد که بعضی افراد این مساله را به تعدد کمتر مبدل‌پوشی نسبت نمی‌دهند به مسائلی که در بالا به آن اشاره شد (پذیرفته شدن اکثر پوشش‌های مردانه برای زنان) و توجه کمتر به رفتار زنان در انتخاب پوشش‌های مردانه نسبت داده می‌شود. در هر صورت، مثالهایی از مبدل‌پوشانی که ویژگی‌های بدنی زنانه داشته‌اند در تاریخ وجود داشته است که در پایین ذکر شده‌اند.

بعضی محققین که به شکل متفاوتی به قضیه می‌نگرند، مساله دیگری را به عنوان دلیل مبدل‌پوشی زنان ذکر کرده‌اند. در یک جامعهٔ پدرسالار دلیل پذیرفتن یک نقش مردانه (مثلاً پوشیدن لباس‌های مردانه) توسط یک زن می‌تواند تمایل به بالابردن طبقه‌بندی اجتماعی‌اش باشد در حالیکه پذیرفتن یک نقش زنانه توسط یک مرد، طبقهٔ اجتماعی‌اش را در جامعه پایین می‌آورد.

بنابراین زنان می‌توانند بدون اینکه حس ترحم را در داوری داخل نماییم، به جاه‌طلب‌هایی در عرصهٔ اجتماع تبدیل می‌شوند در حالیکه مردان بدون دخالت دادن حس ترحم در داوری به عنوان بازندگان معترف به شکستی هستند که در جستجوی غلبه مردانه شکست خورده‌اند و به دست خود از مسیر تولیدمثل دورافتاده‌اند.با وجود این، این تنها یک دیدگاه است که مبتنی بر این ایده است که زنانی که نقش‌هایی مردانه را می‌پذیرند توسط جامعه برای این کار خود "پاداش" می‌گیرند که ممکن است همیشه چنین نباشد، پس این تنها دیدگاه ممکن نیست.
دیدگاه روانکاوی کلاسیک

دیدگاه روانکاوی کلاسیک دربارهٔ مبدل‌پوشی بر نقش تابو در زمینهٔ رفتار تاکید می‌کند. تنها اشیایی که یک جنسیت از آن منع شده‌اند در این تعریف می‌گنجند و بنابراین اختصاصی بودن یک شی به یک جنسیت یا دیگری مشمول این تعریف نیست، بلکه منع و نهی آن شی است که برای آنهایی که دارای وابستگی یادگارخواهانه به مبدل‌پوشی (در تضاد با وابستگی سیاسی یا جنسی به مبدل‌پوشی) می‌باشند، لذت به همراه دارد. با توجه به این دیدگاه، به محض اینکه بخشی از البسه به‌عنوان نوعی لباس برای گاه و بیگاه پوشیدن (مانند کروات مردان که در دههٔ هفتاد میلادی از تابو به مد تبدیل شد) پذیرفته شد، قابلیت خود را برای مبدل‌پوشی محسوب شدن، از دست می‌دهد.
مساله انگیزه‌های مربوط به مبدل‌پوشی

مشخص نمودن دقیق انگیزه‌های مبدل پوشی بخصوص زمانیکه در مورد موارد تاریخی صحبت می‌کنیم و زمانیکه مبدل‌پوشی به یک رویداد خاص (مانند فرار کردن در پوشش مبدل) مربوط نیست، معمولاً غیر ممکن است. این مساله به این دلیل است که اسناد اندکی در این زمینه‌ها باقی مانده است که اغلب این اسناد یا مدارک دادگاهی هستند (که مبدل‌پوش در آن دادگاه نهایت سعی خود را کرده است که چیزی بگوید که مجازات‌اش کم‌تر شود) یا شرح و بسط‌هایی توسط افراد دیگری هستند که شاید نتوانسته‌اند (یا نخواسته‌اند) که انگیزه‌های رفتار مبدل‌پوشانه را درک کنند. از این گذشته، بعضی تقسیم‌بندی‌ها در زمان حیات بعضی اشخاص وجود نداشته‌اند. این مساله در مورد مفاهیمی مانند همجنس‌گرایی در بین زنان و مردان، تراجنسیتی، تراپوشی و تمام مفاهیم دیگری که رفتارها یا افراد از نظر جنسیتی متفاوت را توصیف می‌کنند، به یک اندازه صادق است. در نتیجه افراد توانایی طبقه‌بندی خود را به عنوان عضوی متعلق به یک گروه یا گروه دیگر، نداشته‌اند و در مورد معاصران هم این قضیه صادق بوده است.

تشخیص دقیق و با اطمینان انگیزه‌های مبدل‌پوشی افراد امروزی نیز می‌تواند به همان اندازه مشکل باشد. نه تنها به خاطر اینکه تنها راه معقول و مطمئن انگیزه‌های اشخاص گفته‌های خود آنهاست بلکه بخاطر اینکه بعضاً نمونه‌هایی از افراد وجود داشته است که انگیزهٔ خاصی را برای مبدل‌پوشی خود ذکر کرده‌اند که بعدها در طی مطالعات مشخص شده است که انگیزهٔ دیگری نیز وجود داشته است که خود آنها از آن بی‌خبر بوده‌اند. مثال کلاسیک این مساله افراد تراجنسیتی هستند که مراحل گذر جنسیتی را گذرانده‌اند و انگیزهٔ مبدل پوشی خود را تنها با توصیف این که "فقط بخاطر مبدل‌پوش بودن" ذکر می‌کنند و یا مبدل‌پوشی یادگارخواهانه (در مورد زنانه‌پوشان) و یا عملی بودن لباس‌پوشیدن مردانه برای زنی که دوست ندارد با کلیشه‌های پدرسالانه

از زنانگی هماهنگی یابد (در مورد مردانه‌پوشان).
نمونه‌های فرهنگی از مبدل‌پوشی

مبدل‌پوشی موضوع بسیاری از آثار ادبی است. اشاره به مبدل‌پوشی معمولاً برای ایجاد اثر کمیک استفاده می‌شود ولی با این وجود نمونه‌های جدی‌تری هم وجود دارند.
ادبیات
فیلم و ویدئو

فیلم‌های زیادی مبدل‌پوشی را به عنوان عنصری از طرح اصلی داستان‌اشان استفاده کرده اند. تعدادی از آنها عبارت‌اند از :
فیلم دختران سفید

    پریسیلا، ملکه بیابان (Priscilla, Queen of the Desert)
    بعضی‌ها داغشو دوس دارن (Some Like It Hot)
    توتسی (Tootsie)
    خانم دابت‌فایر(Mrs. Doubtfire)
    دختران سفید
    خانه مامان گنده
    خانه مامان گنده ۲

تمام فیلم‌های بالا کمدی هستند؛ بسیاری از فیلم‌های دیگر از مبدل‌پوشی برای ایجاد اثر خنده آور استفاده می‌کنند اما نه به‌عنوان عنصر اصلی طرح داستانی.

فیلم‌هایی که در آنها مبدل‌پوشی در مفهومی جدی‌تر مورد توجه قرار می‌گیرند، کمیابند. با وجود این فیلم قفس پرنده (The Birdcage) سعی می‌کند که خرده‌فرهنگی را به تصویر بکشد. در فیلم بازی اشکبار (The Crying Game) نیز طرح داستان دارای یک شخصیت زن تراجنسیتی است و بطور جانبی به مسالهٔ مبدل‌پوشی می‌پردازد.

در بین فیلم‌های ایرانی معروفترین نمونه مبدل پوشی در فیلم آدم برفی دیده می‌شود.

توتسی (فیلم)

توتسی (به انگلیسی: Tootsie) فیلمی محصول سال ۱۹۸۲ آمریکا به کارگردانی سیدنی پولاک است. در این فیلم بازیگرانی همچون داستین هافمن، جسیکا لنگ، تری کار، چارلز دارنینگ، بیل ماری ایفای نقش کرده‌اند. دراین فیلم داستین هافمن با پوشیدن لباس مبدل نقش یک زن را ایفا می‌کند