اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

زمین‌لرزه ازمیت (۱۹۹۹)

زمین‌لرزه ۱۹۹۹ ایزمیت زمین‌لرزه‌ای با قدرت ۷.۶ مقیاس ریشتر بود که در ترکیه و در ۱۷ اوت ۱۹۹۹ رخ داد، و در حدود ساعت ۳:۰۱ به وقت محلی.[۱] و حدود ۳۷ ثانیه طول کشید که بین ۱۴ تا ۱۷ هزار نفر را کشت و حدود نیم میلیون نفر را بی‌خانمان کرد.

گسل مسبب این زمین‌لرزه گسل شمال آناتولی بوده است.

دریای مرمره

دریای مَرمَرِه (ترکی استانبولی: Marmara Denizi, یونانی: Θάλασσα του Μαρμαρά or Προποντίς, بلغاری: Мраморно море=مرآمُرنُ مُرِ) دریای اندرونی است که در جنوب خاور اروپا و شمال باختر ترکیه قرار دارد و پیوندگاه دریای سیاه و دریای اژه است. و جداکننده بخش اروپایی ترکیه از بخش آسیایی آن است. تنگه بُسفُر آن را به دریای سیاه و تنگه داردانل آن را به دریای اژه پیوند می‌دهد. پهناوری دریای مرمره ۱۱,۳۵۰ کیلومتر مربع است و ژرفترین نقطه آن ۱۲۶۱ متر است.

دریای مرمره به طور کامل در ترکیه واقع شده و بزرگ‌ترین شهر کناره آن استانبول است.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ جغرافیا
    ۳ پیوند به بیرون
    ۴ نگارخانه
    ۵ منابع

نام

دریای مرمره را در روزگار باستان پروپونتیس می‌نامیدند. نام کنونی آن برگرفته از نام جزیره مرمره است که در آن سنگ مرمر زیادی یافت می‌شود.

نام پروپونتیس به معنای «پیش‌دریا» است و از آن‌جا که یونانی‌های پیش از رسیدن به دریای سیاه از مرمره می‌گذشتند این نام را به آن داده بودند. در اساطیر یونانی توفانی که از این «پیش‌دریا» آغاز شد آرگونوت‌ها را به جزیره‌ای بازافکند و این باعث درگرفتن نبردی شد که در آن یاسون یا هرکول، شاه سیزیکوس را کشتند؛ سیزیکوس آن‌ها را اشتباهاً از دشمنان پلاسگی خود پنداشته‌بود.
جغرافیا
دریای مرمره در این نگاره، بخش کمرنگ‌تر است.

میانگین شوری دریای مرمره ​​حدود ۲۲ بخش در هزار است که کمی بیشتر از دریای سیاه می‌باشد، اما تنها در حدود دو سوم بسیاری از اقیانوس‌ها است. با این حال، آب در نواحی کف این دریا بسیار شورتر است، و میانگین شوی آن حدود ۳۸ بخش در هر هزار است که با شوری دریای مدیترانه همسان می‌باشد.

این آب شور، با چگالی بالا مانند آب شور دریای سیاه، به سطح نمی‌رسد و آب واردشده از رودخانه‌های سوسورلوک، بیگاچای و گونن نیز باعث کاهش شوری این دریا می‌شود. در سمت تراکیه آب کمی به سوی جنوب روان است و تقریبا همه رودخانه‌ها از سوی آناتولی وارد دریای مرمره می‌شوند.

دو گروه جزیره بزرگ در این دریا وجود دارد که یک گروه جزایر شاهزادگان و دیگر جزایر مرمره (شامل اوشه و پاشالیمانی) نامیده می‌شوند.

کرانه‌های جنوبی این دریا تورفتگی‌های زیادی دارد و شامل خلیج ایزمیت، خلیج گملیک، و خلیج اَردَک می‌شود.

در تاریخ ۲۹ دسامبر ۱۹۹۹ یک کشتی نفت‌کش روسی به نام ولگونفت به خاطر وقوع توفان در دریای مرمره غرق شد و بیش از ۱۵۰۰ تن نفت به آب ریخته شد.

گسل آناتولی شمالی، است که بسیاری از زمین‌لرزه‌های بزرگ را در سال‌های اخیر باعث شده‌است، ازجمله زمین‌لرزه سال ۱۹۹۹ ایزمیت، از زیر دریای مرمره می‌گذرد.

قسطنطنیه

قسطنطنیه عربی‌شدهٔ کُنستانتینوپول (شهر کنستانتین)، نام پیشین استانبول که به افتخار قیصر روم کنستانتین یکم بدین نام نامیده شد.

نام استنبل و یا استنبل در زمان سلجوقیان نیز در فارسی مصطلح بوده‌است.

این شهر پایتخت امپراتوری روم شرقی بود و بر کشورهای لبنان و سوریه و فلسطین نیز تسلط داشت.

بنیانگذار[نیازمند منبع] این شهر کنستانتین یکم (۲۷۴-۳۳۷ میلادی)، نخستین امپراتور روم است که مسیحیت را پذیرفت و آن را دین رسمی کشور روم اعلام کرد و کلیسا را با حکومت پیوند داد. وی پس از اینکه بر دشمنانش پیروز شد، در سال ۳۳۰ پایتخت خود را به دهکده بیزانتیوم (قسطنطنیه) که در حاشیه تنگه بسفر قرار دارد انتقال داد و آن را گسترش داد؛ ساختمان‌های زیادی در آن ساخت و آن را پایتخت اصلی خود اعلام کرد.

حاکمان امپراتوری روم شرقی همیشه بر این مطلب تاکید داشتند که دولت بیزانس (دولت روم شرقی) دولتی شرقی است. قسطنطنیه تا سال ۱۴۵۳ پایتخت امپراتور روم شرقی محسوب می‌شود. در این سال این دولت از سپاهیان دولت عثمانی به فرماندهی سلطان محمد فاتح شکست خوردند و قسطنطنیه تصرف شد و بدین ترتیب عمر امپراتوری هزار ساله روم شرقی پایان یافت. شهر قسطنطنیه پس از تصرف توسط نیروهای عثمانی (اسلامبول) یعنی شهر اسلام خوانده شد.

این شهر هم‌اکنون یکی از شهرهای مهم و بزرگ کشور ترکیه به‌شمار می‌آید که در کنار تنگه بسفر (تنگه‌ای که دریای سیاه را به دریای مرمره می‌پیوندد) قرار دارد. اسلامبول یا استانبول در بخش اروپایی ترکیه‌است و حلقه ارتباطی آسیای صغیر با اروپای شرقی به شمار می‌آید.

کلیسا

واژه کلیسا(یونانی:εκκλησία به معنی گردهمایی) به اجتماع انسان‌هایی که با یک‌دیگر جمع شده‌اند؛ و عقاید مذهبی مشترکی دارند، اشاره می‌کند اما در اصطلاح به مکان عبادت مسیحیان اطلاق می‌شود. کلیسای کاتولیک رم، کلیساهای ارتدکس و کلیساهای انگلیکان دارای نظام اسقفی هستند؛ که در آن اختیارات کلیسا در دست اسقفها و روحانیون است. در کلیساهای جماعتی، مرجع نهایی تصمیم‌گیری در کلیسا جماعت محلی است. در کلیساهای مشایخی سیستم اداره کلیسا از طرف جماعت محلی به هیأت رهبران یا مشایخ واگذار می‌گردد و تصمیمات از طریق پارلمان و شورا اتخاذ می‌شود.
نمای داخلی یک کلیسا در بلژیک

کلیسای سن پتر در واتیکان، کلیسای سامبا در تفلیس ، پایتخت گرجستان دومین کلیسای بزرگ جهان [۱] ، کلیسای سن جان در نیویورک و کلیسای باسیلیسیا در ساحل عاج از بزرگ‌ترین کلیساهای جهان هستند.ایاصوفیه در استانبول کنونی در سال ۵۳۷ بزرگ‌ترین کلیسای جهان به شمار می‌رفت.

استان آراگاتسوتن

آراگاتسوتْن نام یکی از استان‌های کشور ارمنستان است.
Armenia locater map aragatsotn.png

این استان در دامنه کوهستانی به نام آراگاتس جای گرفته است.

قله آراگاتس (۴۰۹۶ متر) که بلندترین نقطه کشور ارمنستان است در این استان قرار گرفته.

خود نام آراگاتسوتن در زبان ارمنی به معنی "کوهپایه آراگاتس" است. مرکز این استان شهر آشتاراک است که در ۲۰ کیلومتری شمال غربی ایروان قرار دارد.

از سازههای دیدنی این استان کلیساهای باستانی تسیراناوُر، کارمْراوُر و مارینه هستند.

کلیسای ارامنه

کلیسای ارامنه کلیسایی تاریخی در شهر قزوین می‌باشد.[۱] ساختمان کلیسای فعلی ارامنه که هرپسمیه مقدس خوانده می‌شود در پی گسترش حضور آنان در قزوین و کوچک بودن کلیسای قبلی در سال ۱۳۱۵ شمسی با همت هارویتون در مسیر وبیان در زمین موقوفه‌ای توسط هوانس بارسقیان ساخته شده و دارای عبادتگاه، سالن اجتماعات و یک مدرسه است. این کلیسا در خیابان طالقانی و در دیگری نیز از خیابان خیام به آن باز می‌شود. ساختمان کلیسا بنایی آجری است که طرحی مبتنی بر محورهای چلیپایی دارد و فضای اصلی آن مستطیلی است که چهار ستون رفیع در داخل آن بر آورده‌اند و با ناقوس‌های نیزه وار به هم پیوسته‌اند. محل استقرارکشیش کلیسا در ضلع شرقی آن قرار گرفته و برج ناقوس در جانب غربی واقع شده است. علاوه بر مراسم عمومی ارامنه، این کلیسا همه ساله میزبان آئین مخصوص ارتحال و معراج حضرت مریم است که همزمان با عید تبرک انگور در ماه آگوست برگزار می‌شود و انجمن‌های فرهنگی ارمنی به زیارت این کلیسا می‌آیند. در این روز ابتدا مراسم <باد اراک> با آئین رسمی کلیسایی به مناسبت میلاد حضرت مریم انجام می‌پذیرد، سپس آیاتی از انجیل تلاوت می‌گردد و سرودهای خاص درباره اعطای مواهب الهی به بشر خوانده و پس از آن انگور تبرک شده در میان مردم توزیع می‌شود.

جاثلیق

جاثلیق

جاثلیق (به انگلیسی: Catholicos) عنوانی است که برای رهبر ارشد کلیسایی خاص بویژه در شاخه‌های مسیحیت شرقی بکار می‌رود.
در فارسی به رهبر ارشد کلیسای ارامنه نیز گفته می‌شود.

اوشاکان

اوشاکان (به ارمنی: Օշական) شهری است در کشور ارمنستان که در استان آراگاتسوتن و در ۸ کیلومتری جنوب باختری شهر آشتاراک واقع شده‌است.

اوشاکان نزد تاریخ‌دانان و زائران کلیسای حواری ارمنی مکانی شناخته‌شده است. در زمان دودمان اشکانی ارمنستان، شهر اوشاکان شهر اصلی استان آیرارات و مرکز بخش آراگاتسوتن این استان بود. خاندان اشرافی آماتونی نیز از این شهر بر قلمرو خود فرمان می‌راندند.

با این‌حال معروفیت اصلی این شهر به‌خاطر وجود آرامگاه مسروپ ماشتوتس (درگذشتهٔ ۴۴۲م.) است که ابداع‌گر الفبای ارمنی بوده است.

بر بالای سنگ قبر سده، نوزدهمی مسروپ ماشتوتس، در سال ۱۸۷۵ میلادی کلیسایی توسط جاثلیق ژرژ چهارم بازسازی شد.

الفبای ارمنی

الفبای ارمنی (به ارمنی: Հայկական գիր) نام سامانه نگارشی است که برای نوشتن زبان ارمنی بکار می‌رود. این الفبا در سال ۴۰۵ میلادی اختراع شد و با اندکی تغییر تا به امروز برای نگارش زبان ارمنی بکار رفته است. الفبای ارمنی از چپ به راست نوشته می‌شود.
تاریخچه

الفبای ارمنی هنگامی ابداع شد که منطقه ارمنی‌نشین از نظر سیاسی میان دو کشور توانمند آن زمان یعنی ایران و روم شرقی بخش شده بود و ارزشهای ملی، قومی و فرهنگی ارمنی در آستانه ویرانی و نابودی قرار داشت. کاهنی به نام مسروپ ماشتوس ابداع کننده الفبای ارمنی است. او همراه با شاگردان خود به جای‌جای ارمنستان سفر می‌کرد و به ترویج مسیحیگری می‌پرداخت و همین سبب شد که او بیش از پیش خطر نابودی دین، فرهنگ و تمدن ملت خود را احساس کند. چرا که نبود یک الفبای ارمنی، آشنایی مردم با دین را دشوار می‌ساخت. بنابراین در اندیشه ابداع زبان نوشتاری ارمنی افتاد. مسروپ برای تحقق آرمان خویش به مرکز رفت و اندیشه خود را با جاثلیق ساهاک پارتو در میان گذاشت و به یاری وی توانست نظر ورامشاپوه، پادشاه ارمنستان شرقی را نیز جلب نماید.

مسروپ گروهی از جوانان را راهی اِدیسا کرد تا زبان سریانی را بیاموزند و گروهی را به ساموسات فرستاد تا زبان یونانی را فرا گیرند و خود در کانون علمی بزرگ آنجا، سامانه آوایی، هجایی و نوشتار زبان‌های گوناگون را بررسید. الفبایی که مسروپ ماشتوس ابداع کرد دارای ویژگی‌های زیر است:

    هر واج تنها یک نشانه ویژه دارد.
    سوی نوشتن این الفبا از چپ به راست است.
    الفبای ابداعی وی نشانه‌های زیر و زبر و خط و نقطه ندارد.

در همین حین کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید و دیگر متون دینی، دانشی و فلسفی به زبان ارمنی ترجمه شد و در پی این جنبش فرهنگی، سده پنجم میلادی به «سده طلایی فرهنگ ارمنی» شهرت دارد. مسروپ ماشتوس به پاس خدمات خود در زمره قدیسان کلیسای ارمنی جای گرفت. او در سال ۴۴۰ میلادی چشم از جهان فرو بست و در اوشاکان به خاک سپرده شد.
حروف الفبای ارمنی
نام حرف     حروف کوچک     حروف بزرگ     تلفظ     ارزش عددی
Ayb     ա     Ա     آ     1
Ben     բ     Բ     ب     2
Gim     գ     Գ     گ     3
Da     դ     Դ     د     4
Yech`     ե     Ե     اِ، یِ     5
Za     զ     Զ     ز     6
Eh     է     Է     اِ     7
Ët`     ը     Ը     آ     8
T`o     թ     Թ     ت     9
Zhe     ժ     Ժ     ژ     10
Ini     ի     Ի     ای     20
Liun     լ     Լ     ل     30
Xeh     խ     Խ     خ     40
C'a     ծ     Ծ     تْس     50
Ken     կ     Կ     ک     60
Ho     հ     Հ     هـ     70
Dz'a     ձ     Ձ     دْز     80
Ghat     ղ     Ղ     غ     90
Cheh     ճ     Ճ     چ     100
Men     մ     Մ     م     200
Yi     յ     Յ     ی     300
Nu     ն     Ն     ن     400
Sha     շ     Շ     ش     500
Vo     ո     Ո     اُ     600
Ch`a     չ     Չ     چ     700
Peh     պ     Պ     پ     800
Jheh     ջ     Ջ     ج     900
Rra     ռ     Ռ     ر     1000
Seh     ս     Ս     س     2000
Vew     վ     Վ     و     3000
Tiun     տ     Տ     ت     4000
Reh     ր     Ր     ر     5000
C`o     ց     Ց     تْس     6000
Hiun     ւ     Ւ     و     7000
P`iur     փ     Փ     پ     8000
K`eh     ք     Ք     ک     9000
Oh     օ     Օ     اُ     10000
Feh     ֆ     Ֆ     ف     20000

الفبای یونانی

الفبای یونانی الفبایی است که زبان یونانی از سده نهم پیش از زایش عیسی بدان نگاشته می‌شود. این الفبا یکی از کاملترین سامانه‌های الفبایی و نیز کهن‌ترین الفبایی است که هنوز نیز کاربرد دارد. در گذشته برای نشان دادن شمارگان نیز از این الفبا سود برده می‌شد ولی امروزه یونانیان از نمادهای ریاضی برای نشان دادن شماره‌ها بهره می‌برند. الفبای یونانی از الفبای فنیقی گرفته شده است. همچنین الفبای گوتیک، سیریلیک و لاتین نیز از این الفبا گرفته شده‌اند. حتی برخی می‌انگارند که الفبای ارمنی نیز از این الفبا به‌دست آمده باشد.
کاربرد

امروزه از الفبای یونانی در مسائل فیزیک , نامگذاری های علمی و ... بسیار استفاده می شود مثلا کمترین طول موج و بیشترین انرژی در بین امواج , مربوط به پرتو گاما است یا مثلا از حرف دلتاΔ در فیزیک , برای بازه استفاده می شود.

آلانان

اَلان‌ها یکی از اقوام ایرانی‌تبار شمالی عهد باستان بودند.[۱] نام الان صورتی از واژه آریا است.[۱][۲] بازمانده این قوم که در اوستیا در مرز روسیه و گرجستان زندگی می‌کنند قومیت و زبان خود را ایرون می‌نامند.[۳]

حماسه نرت حماسه ملی مردمان ایرانی‌تبار قفقاز شمالی و مردمان بازمانده الان است.[۴]

تاریخ الان‌ها را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد.

    از آغاز تا عصر مسیحیت و مهاجرت بزرگ
    از پایان دوره پیشین تا حمله مغول
    از حمله مغول تا کنون.

الان‌ها از طوایف متعدد ایرانی بودند که در سده اول پیش از میلاد در ناحیه آزوف و مناطق جنوبی قفقاز ساکن شدند. از آنجا به شبه جزیره کریمه و آسیای کوچک و فرا-قفقاز تاختند. در آن روزگار، اقتصاد الان‌ها متکی بر گله‌داری بود. در سال ۳۷۲، این قوم مقهور طایفه هون شد. یک گروه از آن‌ها، همراه هون‌ها به غرب مهاجرت کردند و از راه گل (فرانسه امروزی) و اسپانیا به شمال آفریقا رفتند. گروه دیگر، به سوی کوهپایه‌های قفقاز مهاجرت کردند. در جنوب قفقاز اتحادیه‌ای به رهبری الان‌ها و طوایف محلی قفقاز تشکیل یافت. آس‌های کنونی از گروه ایرانیانی هستند که، نه در جنوب بلکه در شمال، از آن طوایف جدا شدند. آن‌ها نوادگان الان‌هایی هستند که در تواریخ گرجی از آن‌ها نام برده شده، یا از نوادگان یاسی‌های روسی هستند که هر دو با خود الان‌ها که از سرم‌ها (سرمت‌ها) به شمار می‌آیند، یکی دانسته شده‌اند.[۵]

نام این سرزمین و قوم در متون ادب فارسی بسیار به کار رفته‌است. در حدود العالم درباره الان‌ها چنین آمده‌است: «مشرق و جنوب وی سریر است و مغرب وی روم است و شمال وی دریای کزر و بخاک خزر است و این ناحیتی است اندر شکستگی‌ها و کوه‌ها و جایی بانعمت و ملکشان ترساست و مردمانی بت‌پرست و مردمان وی گروهی کوهی‌اند و گروهی دشتی، و لشکر ملک اینجا بشهر خیلان، باشد و بندر کاسک شهر در الان از این ناحیت است.»[۶] شرفنامه منیری الان را ولایتی از ایران و ترکستان یاد می‌کند.[۷]

محتویات

    ۱ الان‌های اروپایی
    ۲ الان‌های قفقازی
    ۳ الان‌ها پس از حملهٔ مغول
    ۴ منابع

الان‌های اروپایی

در دورهٔ اول ایشان قبایل چادر نشین، دامدار و رزمجو بودند که جنگجویان حرفه‌ای در اختیار شاهنشاهی اشکانی، ساسانی و امپراتوران رومی قرار می‌داند. از جمله سواره نظام ایشان بسیار پرآوازه بودند. تاخت و تاز هون‌ها، الان‌ها را به دو بخش تقسیم کرد، بخش اروپایی و بخش قفقازی. گروهی از الان‌های اروپایی به صورت مردمانی کوچ‌نشین درآمدند که میان شرق و غرب اروپا پراکنده شدند و به همراه قبایل آلمانی ویزیگوت و وندال‌ها به سمت سرزمین گل و اسپانیا رهسپار شدند. حتی گروهی از آنان تا شمال آفریقا نیز جلو رفتند. الان‌ها در این کوچ در کنار رومیان در نبرد کاتالانیا در سال ۴۵۱ میلادی با هون‌ها به سرکردگی آتیلا جنگیدند. پس از مرگ آتیلا، الان‌ها به همراه قبایل آلمانی تلاش کردند که از زیر یوغ هون‌ها خارج شوند. بخش بزرگی از آنان در سرزمین گل و بخشی دیگر در منطقه کاتالانیا اسپانیا ساکن شدند. نام کاتالانیا تشکیل شده از گوت و الان است و به معنی استان گوتها و الانها. نام آلن در انگلیسی (Alan) و فرانسوی (Alain) یادگار این قوم است. الانها هم چنین تاثیر عمیقی بر ادبیات فلکلور سِلتی گذاشتند. افسانه شاه آرتور و سلحشوران میز گرد ریشه در افسانه‌های قبایل الانی اروپا دارد. گروهی از الانهای اروپایی در سواحل کنار دریای سیاه و شبه جزیره کریمه باقی‌ماندند.
الان‌های قفقازی

الان‌های قفقازی بخشایی از دشتهای قفقاز و دامنه‌های کوهساران سرچشمهای رود کوبان را از زلنچوک (Zelenchuk)در غرب تا در الان در شرق را تسخیر کردند. به این صورت آنها یکجانشین شدند و به کشاورزی و دامپروری پرداختند. سپس شهرهایی ایجاد شد و ساختارهای حکومتی پدیدآمد. هم چنین مراودات فرهنگی و سیاسی با بیزانسیها، گرجی‌ها، ابخازها، خزرهاو روسهاایجاد شد. از جمله این ارتباطات می‌توان به ازدواجهای میان خاندانهای سلطنتی اشاره کرد. از قرن پنجم با تبلیغایت مسیحیگری به وسیله بیزانسی‌ها و پس از آن گرجیها و آمدن مبلغان مسیحی به سرزمین الانها ایشان در قرن دهم مسیحیت را پذیرفتند. گاهی ایشان از دروازه الانها وارد اران شده و پس از آن تا آذربایجان آمده کشتار و غارت می‌کردند در شاهنامه فردوسی در مورد گوشمال شدن ایشان به سبب حمله به ایران بوسیله خسرو انوشیروان نوشته شده‌است.
ز دریا به راه الانان کشید         یکی مرز ویران و بیکار دید
به آزادگان گفت ننگست این         که ویران بود بوم ایران زمین
ز لشکر فرستاده‌ای برگزید         سخنگوی و دانا چنان چون سزید
بدو گفت شبگیر ز ایدر بپوی         بدین مرزبانان لشکر بگوی
شنیدم ز گفتار کارآگهان         سخن هرچ رفت آشکار و نهان
که گفتید ما را ز کسری چه باک         چه ایران بر ما چه یک مشت خاک
کنون ما به نزد شما آمدیم         سراپرده و گاه و خیمه زدیم
در و غار جای کمین شماست         بر و بوم و کوه و زمین شماست
فرستاده آمد بگفت این سخن         که سالار ایران چه افگند بن
سپاه الانی شدند انجمن         بزرگان فرزانه و رای زن
سپاهی که‌شان تاختن پیشه بود         وز آزادمردی کماندیشه بود
از ایشان بدی شهر ایران به بیم         نماندی بکس جامه و زر و سیم
فرستاده پیغام شاه جهان         بدیشان بگفت آشکار و نهان
رخ نامداران ازان تیره گشت         دل از نام نوشینروان خیره گشت
بزرگان آن مرز و کنداوران         برفتند با باژ و ساو گران
از ایشان هر آنکس که پیران بدند         سخنگوی و دانشپذیران بدند
همه پیش نوشینروان آمدند         ز کار گذشته نوان آمدند
چو پیش سراپردهی شهریار         رسیدند با هدیه و با نثار
خروشان و غلتان به خاک اندرون         همه دیده پر خاک و دل پر ز خون
بر ایشان ببخشود بیدار شاه         ببخشید یک سر گذشته گناه
بفرمود تا هرچه ویران شدست         کنام پلنگان و شیران شدست
یکی شارستانی برآرند زود         بدو اندرون جای کشت و درود


در سال ۸۷۵ میلادی سرداران خلیفه بغداد به قفقاز تاختند و بنیان کشورهای کرجیها، الانهاو ابخازها را برانداختند. و سرزمین خزرها را هم ویران کردند. اما الانها کشور و دولت خود را بازسازی کردند. در متون بیزانسی، فارسی و عربی سده‌های میانه از ایشان نام برده شده‌است. مسعودی نوشته‌است: «پادشاهی الانها از داغستان تا ابخازستان امتداد دارد و شاه الانها سی هزار سوار جنگی در خدمت دارد و روستاها بسیار نزدیک هم می‌باشند».
الان‌ها پس از حملهٔ مغول

هجوم مغولها در قرن سیزدهم و یورش‌های تیمور در قرن جهاردهم ضریه‌ای مرگبار بر کشور و مردم الان داشت. عزالدین ابن الاثیر الجزری گزارش داده‌است: «تاتارها به الانها تاختند، ایشان را کشتار کردند و از هیچ هتک حرمت و چپاولی فروگزار نکردند و اسیر بسیار گرفتند و سپس به سوی قبچاقها تاختند». باقی‌مانده الانها به سه گروه تقسیم شدند. یک گروه به سمت کوهپایه‌ها و دره‌های قفقاز مرکزی عقب نشستند و تا به امروز در آن مکانها زندگی می‌کنند و خود را «آس» و «ایرَته» و سزمینشان را «آسِتیا»، «ایرستان» و «الانیه» می‌نامند. تعداد آنها حدود چهاصد هزار نفر تخمین زده می‌شود. شاخه شرقی این گروه خود را «ایرون» می‌نامد و شاخه شرقی خود را «ایگوران». نام الان به صورت «الان» هنوز در میان فولکلور آنها باقی‌مانده‌است.

گروه دوم به همراه قبچاقها به سوی اروپا محاجرت کردند و در مجارستان ساکن شدنددر نامه‌ها و تاریخنامه‌های مجاری و روسی از ایشان به عنوان «آس» و «یاس» "Yas" نام برده شده‌است. سرزمینی که ایشان اشغال کردند امروزه Jászság نامیده می‌شود که به معنی استان "Yas"ها است. آنها زبان و فرهنگ خود را تا قرن ۱۵ میلادی حفظ کردند ولی پس از آن کم کم زبان مجاری را پذیرفتند و میان ایشان جذب شدند.

گروه سوم به خدمت خاقان‌های مغول درآمدند. بنا به نوشته تاریخنامه‌های چینی سلحشوری آنان "Asu"ها تاثیر فراوان در گسترش و پیشرفت مغولها داشته‌است. یک میسیونر کاتولیک به نام John de Marignolli که پنج سال را در چین می‌گذراند، نوشته‌است در آن منطقه که ساکن بوده‌است تعداد الانها به سی هزار نفر می‌رسیده‌است. با گذشت زمان تعداد آنها به دلیل کشته شدن در جنگها کاسته می‌شود و باقی آنها نیز در جمعیت محلی حل می‌شوند.

الانها خط و نوشتاری بوجود نیاوردند و هیچ متنی به زبان آنها باقی نمانده‌است مگر کتیبه‌ای با الفبای یونانی بر روی سنگ آرامگاهی در سرشاخه رود کوبان.