اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

رود اردن

رود اُردُن (به عربی: نهر الأردن‎)(به عبری: נהר הירדן تلفظ: نِهـِر هایاردِن) رودخانه‌ای است در جنوب غرب اسیا که به دریای مرده می‌ریزد.

گروهی از پیروان دین‌های ابراهیمی این رودخانه را مقدس می‌دانند. درازای آن ۲۵۱ کیلومتر است.

اریحا

اَریحا (در عربی أریحا، در عبری יְרִיחוֹ (یریکو)) نام شهری است واقع در کرانه باختری رود اردن در مناطق خودگردان فلسطین. [۱]

نام اریحا بیش از ۷۰ بار در انجیل عهد عتیق آمده است.

گردان‌های شهدای الاقصی

گردان شهدای الاقصی (در عربی:(به عربی: کتائب شهداء الأقصى)) شاخهٔ نظامی جنبش فتح است.این گروه یکی از پیشگامان انتفاضه بود.

این گردان از ده‌ها گروه مسلح در کرانه باختری و غزه تشکیل شده که رهبری آنها را رهبران محلی برعهده دارند و تحت امر سازمان مرکزی نیستند. در پی مرگ یاسر عرفات این گروه اعلام کرد زین پس عملیات‌های خود را به نام گردان شهید یاسر عرفات انجام خواهد داد.

نیروهای واحد ویژه ارتش اسرائیل در ۱۵ فروردین ۱۳۸۶ جهاد ابوهنیه رهبر گردان شهدای الاقصی را در شهر اریحا در کرانه باختری ربودند.
اعضای گردان شهدای الاقصی

    نائف ابوشراح
    ذکریا زوبیدی
    فادی کفیشا
    خالد ابو هلال

حکومت خودگردان فلسطین

حکومت خودگردان فلسطین (به عربی: السلطة الوطنیة الفلسطینیة) یک سازمان اداره موقت است که حکومت بر بخش‌هایی از کرانه باختری رود اردن و تمام مناطق نوار غزه را بر عهده دارد. پس از جنگ داخلی فلسطین در سال ۲۰۰۷ که به موفقیت حماس در به دست گرفتن کنترل نوار غزه انجامید، قلمرو تحت کنترل حکومت خودگردان به کرانه باختری محدود شده است.

حکومت ملی فلسطین در سال ۱۹۹۴ و متعاقب پیمان اسلو بین سازمان آزادی‌بخش فلسطین و اسرائیل و به عنوان یک حکومت انتقالی پنج ساله تأسیس گردید تا در این مدت مذاکرات نهایی دو طرف انجام پذیرد.

طبق پیمان اسلو کنترل مسائل امنیتی و کشوری مناطق شهر­نشین و فقط کنترل مسائل کشوری مناطق روستایی به حکومت فلسطین تفویض گردید. بقیهٔ مناطق، و از آن­جمله مناطق مسکونی اسرائیل، منطقهٔ درهٔ اردن و جاده‌های عبوری بین مناطق فلسطینی‌نشین تحت کنترل انحصاری اسرائیل بالقی می‌ماند و بیت‌المقدس شرقی هم از شمول مفاد این پیمان­ مستثنی گردید.

حکومت خودگردان را نباید با سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) اشتباه گرفت. ساف تنها نهادی است که به عنوان نماینده مردم فلسطین در سطح بین‌المللی شناخته می‌شود و در سازمان ملل نیز عضویت دارد. اما حکومت خودگردان به امور داخلی مناطق فلسطینی‌نشین می‌پردازد.

محتویات

    ۱ نظر اجمالی
    ۲ مقامات رسمی
    ۳ وقایع جاری
    ۴ سیاست‌ها و ساختار داخلی
    ۵ احزاب سیاسی و انتخابات
    ۶ تقسیمات مدیریتی
    ۷ اقتصاد
    ۸ کمک‌های خارجی و کسری بودجه
    ۹ تهدید به قطع کمک‌های مالی به‌دنبال انتخابات مجلس قانونگذاری در ژانویه سال ۲۰۰۶
    ۱۰ استفاده از همیاری اتحادیه اروپا
    ۱۱ پرداخت به زندانیان فلسطینی در بند زندان‌های اسرائیل
    ۱۲ بی قانونی در مناطق فلسطینی
    ۱۳ خشونت بر ضد شهر نشینان
    ۱۴ خشونت علیه مقامات
    ۱۵ اقدامات جاری فلسطینیان در راستای حفظ نظم و قانون
    ۱۶ موضع جهاد اسلامی و حماس، در قبال انتفاضه
    ۱۷ منابع

نظر اجمالی

مفهوم حکومت خودگردان فلسطین از سازمان آزادیبخش فلسطین متمایز بوده و این سازمان آزادیبخش فلسطین و نه حکومت خودگردان است که موجودیت بین‌المللی دارد و تنها سازمانی است که کشورهای دیگر دنیا آن را نماینده مردم فلسطین می‌دانند. فعالیت حکومت خودگردان منحصر به مناطق فلسطینی‌نشین است و فلسطینیانی که محل زندگی آنان خارج از کرانه باختری و نوار غزه است از حق رای در انتخابات تعیین کننده مناصب حکومت خودگردان فلسطین محروم هستند. سازمان آزادیبخش فلسطین از سال ۱۹۷۴ به عنوان «ناظر» در سازمان ملل متحد حضور دارد و بسیاری از کشورهای دنیا نیز ساف را به رسمیت شناخته و با آن روابط دیپلماتیک برقرار کرده‌اند. پس از صدور اعلامیه استقلال فلسطین در سال ۱۹۸۸ نام نمایندگی این سازمان در سازمان ملل متحد از «سازمان آزادیبخش فلسطین» به «فلسطین» تغییر یافت. در واقع این ساف است ـ و نه حکومت خودگردان ـ که در سازمان ملل و برخی سازمان‌های بین‌المللی دیگر هیئت نمایندگی دارد و در بسیاری از کشورهای دنیا سفارتخانه دارد و در مذاکرات صلح با اسرائیل نیز نمایندگان ساف ـ به عنوان تنها نماینده قانونی مردم فلسطین ـ شرکت می‌کنند.

بیشتر منابع مالی حکومت خودگردان فلسطین از طریق کمک‌های بلاعوض کشورهای عضو اتحادیه عرب تامین می‌شود. حکومت خودگردان کمک‌های مالی قابل ملاحظه‌ای را هم از اتحادیه اروپا و ایالات متحده دریافت می‌کند (جمعاً حدود ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلار در سال ۲۰۰۵)، و لیکن هر دو آنها پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ ادامه کمک‌های مالی را منوط به شناسایی اسرائیل از سوی حماس کردند و یک سال بعد آن را به حالت تعلیق در آوردند.
نقشه فلسطین

فرودگاه بین‌المللی غزه توسط حکومت خودگرداندر شهر رفح ساخته شد، ولی فقط زمان کوتاهی قبل از حمله اسرائیل که بواسطه بروز و گسترش انتفاضه الاقصی در سال ۲۰۰۰ اتفاق افتاد، فعالیت داشت. یک بندر نیز در غزه ساخته شد ولی هیچگاه کامل نگردید.

فعالیت دیگر حکومت خودگردان تشکیل سرویس نظامی متحدالشکل بود که منابع مختلف تعداد پرسنل آن را از ۴۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰ نفر تخمین زده‌اند.

بسیاری از فلسطینیان به بازار کسب و کار اسرائیل وابسته هستند. البته در طول دهه ۱۹۹۰، اسرائیل شروع به جایگزینی فلسطینیان با کارکنان خارجی نمود. استفاده از این کارکنان از لحاظ اقتصادی بسیار باصرفه بوده و از جهت کاهش وابستگی به فلسطینی‌ها بعنوان نیروی کاری ارزان و همچنین از منظر مسایل امنیتی، ابزاری مفید تلقی می‌گردید. این امر باعث آسیب دیدگی اقتصاد فلسطین شد، خصوصاً در نوار غزه شد.
مقامات رسمی

    رئیس جمهور حکومت فلسطین: محمود عباس از گروه فتح از تاریخ ۱۵ ژانویه سال ۲۰۰۵
    نخست وزیر حکومت فلسطین: سلام فیاض از تاریخ ۱۵ ژوئن سال ۲۰۰۷

نخست وزیران اسبق:

    محمود عباس: ۱۹ مارس سال ۲۰۰۳ – ۷ اکتبر سال ۲۰۰۳
    احمد قریع: ۷ اکتبر سال ۲۰۰۳ – ۱۵ دسامبر سال ۲۰۰۵
    نبیل شتاح: ۱۵ دسامبر سال ۲۰۰۵ – ۲۴ دسامبر سال ۲۰۰۵
    احمد قریع: ۲۴ دسامبر سال ۲۰۰۵ – ۱۹ فوریه سال ۲۰۰۶
    اسماعیل هنیه: ۱۹ نوامبر سال ۲۰۰۶ – ۱۵ ژوئن سال ۲۰۰۷
    روسای جمهور اسبق:
    یاسر عرفات: ۵ ژوئیه سال ۱۹۹۴ – ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۴
    روحی فتوح (فعال): ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۴ – ۱۵ ژانویه سال ۲۰۰۵

در سال ۱۹۲۲ و پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی که بمدت چهار قرن (۱۹۱۷ -۱۵۱۷) بر منطقه فلسطین حکمفرمائی نموده بود، حکومت قیمومیت انگلستان بر فلسطین تاسیس گردید. آینده بعد فلسطین به منازعات شدید اعراب و جنبش‌های صهیونیستی بسر آمد. در سال ۱۹۴۷، سازمان ملل، طرح تقسیم بندی پیشنهاد تقسیم بندی مناطق تحت قیمومیت را به ایالاتی مخصوص اعراب و یهودیان داد که در آن بیت المقدس و نواحی اطراف آن بعنوان «بخش جداکننده» و تحت حکومت رژیمی بین‌المللی مشخص نمود. مناطق اختصاص یافته به دولت عربی پیشنهادی، شامل نواحی بود که بعداً بعنوان نوار غزه و تقریباً تمام آنچه کرانه باختری نام گرفت به انضمام مناطق دیگر می‌شد.

گروه‌های یهودی (و بطور مشخص آژانس یهودیان) معمولاً از طرح تقسیم پشتیبانی می‌کردند. گروه‌های عربی (کلیه کشورهای عربی حاضر در سازمان ملل به آن رای مخالف دادند) معمولاً طرح تقسیم را رد نموده و متقابلاً به دولت اسرائیل که تازه تاسیس شده بود می‌تاختند. شروع این تهاجمات جنگ سال۱۹۴۸ اعراب – اسرائیل بود.

بعد از جنگ، اسرائیل کنترل بسیاری از مناطق مشخص شده جهت اعراب را در اختیار گرفت. توافقات حاصل از مذاکرات باعث ایجاد خط حائل ترک مخاصمه (ای. دی. ال‌ها) گردید که حالت مرزهای شناخته شده بین‌المللی را دارا نبودند.

از اینرو نواحی که تحت کنترل نیروهای اردن و عراق بودند (با کمی تغییرات) تحت کنترل حکومت اردن قرار گرفته و بنامکرانه باختری رود اردن معروف گردید که در مقابل کرانه شرقی یا خاک اردن قرار گرفت)؛ منطقه تحت کنترل مصر عبارت بود از طول ساحل دریای مدیترانه در نزدیکی شهر غزه و جنوب مرزهای بین‌المللی، تحت کنترل مصر باقی‌مانده و بنام نوار غزه معروف گردید.

برای مدت نوزده سال پس از قراردادهای ترک مخاصمه ۱۹۴۹ و تا جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، نوار غزه توسط مصر اشغال شد و اردن کرانه باختری و بیت المقدس شرقی را اشغال نمود، و هیچ دولتی عربی شکل نگرفت. در سال ۱۹۵۰، اردن مناطق اشغالی را به خاک خود ضمیمه نمود، این انضمام توسط دیگر کشورها برسمیت شناخته نگردید. فقط یک استثناء در این رابطه وجود داشت و آن انگلستان بود. (و نه آنطور که اغلب گفته می‌شود، پاکستان).

ماده ۲۴ قانون اساسی ملی فلسطین مصوب سال ۹۶۴ تصریح می‌کند که: این سازمان هیچ نوع حاکمیت منطقه‌ای در خصوص کرانه باختری در پادشاهی هاشمی اردن، بروی نوار غزه و یا منطقه هیما ندارد.

اسرائیل هر دو منطقه را در سال ۱۹۶۷ و در طی جنگ شش روزه به تسخیر خود در آورده و این مناطق از همان زمان تحت کنترل اسرائیل باقی‌مانده‌اند. بعد از جنگ، به معرفی قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل منازعه مفعومی زمین برای صلح فرمولی جهت عادی سازی روابط اسرائیل با همسایگانش پرداخت.

پیمان مصالحه اسلو که در اوایل دهه ۱۹۹۰ بین سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل برقرار شده بود منجر به پیدایش حکومت خودگردان فلسطین شد. این حکومت نوعی سازمان موقت بود که بمنظور مدیریت اشکال محدود خودگردانی توسط فلسطینیان در مناطق مربوطه و بمدت پنج سال تشکیل گردید تا مذاکرات در خصوص وضعیت نهائی به سرانجام برسند. حکومت خودگردان مسئولیت امور کشوری در برخی مناطق روستائی و همچنین مسئولیت امور امنیتی در اکثر نقاط شهری کرانه باختری و نوار غزه را برعهده گرفت. اگرچه طول دوره پنج ساله در سال ۱۹۹۹ منقضی گردید، وضعیت نهائی علی‌رغم تلاش هائی از قبیل نشست ۲۰۰۰ کمپ دیوید، نشست تابا و پیمان غیر رسمی ژنو هنوز مشخص نگردیده‌است.

در سال ۲۰۰۵ نیروهای اسرائیلی بصورت یکجانبه از نوار غزه عقب نشسته و کنترل کامل و موثر منطقه را به حکومت خود گردان فلسطین واگذار نمودند.
وقایع جاری

از زمان آغاز انتفاضه دوم، حکومت خود گردان فلسطین (پی. ای.) در حال از دست دادن وجه خود هم در مناطق فلسطینی نشین (نوار غزه و کرانه باختری) و هم در خارج از کشور، می‌باشد. آریل شارون و حکومت جورج دبلیو بوش از مذاکره با یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین (پی. ال. او.) سرباز زدند. او کسی بود که به ادعای آنان نه تنها به حل معضل کمکی نکرد، بلکه موجب بوجود آمدن «بخشی از معضل» (در ارتباط با درگیری‌های اسرائیلی – فلسطینی) بشمار می‌آمد -؛ این در حالی بود که عرفات پیمان مصالحه اسلو را در سال ۱۹۹۳ امضاء نموده بود. در ژانویه سال ۲۰۰۶، حماس در انتخابات مجلس فلسطین به پیروزی دست یافته و از این رهگذر جایگزین جنبش فتح عرفات بعنوان حزب رهبری کننده مردم فلسطین گردید. بنابر این در حال حاضر ریاست پی. ان. ای. با رئیس جمهور محمود عباس از جنبش فتح انتخابات ریاست جمهوری فلسطین در ژانویه ۲۰۰۵ و همچنین اسماعیل هنیه از جنبش حماس بعنوان نخست وزیر حکومت ملی فلسطین می‌باشد.

اسرائیل حکومت فلسطین را متهم به بی اساس بودن و بطور نهانی حمایت از خشونت بر ضد اسرائیل می‌نماید. این دیدگاه در تابستان سال ۲۰۰۲ بصورت رسمی از جانب ایالات متحده پذیرفته گشت که متعاقب آن تصمیم بر آن شد که اکثر مذاکرات فی‌مابین با حکومت فلسطین به حال تعلیق در آمده و تغییرات بنیادین سازمانی نیز رها گردند. شورای روابط خارجی ایالات متحده افراد صاحب نظر دولتی ادعا نمودند که حکومت فلسطین در زمان عرفات جایگاه تروریست واقع شده‌است.
Right
    برخی اطلاعات این بخش یا مقاله اثبات نشده‌اند و ممکن است قابل اعتماد نباشند. درستی آنها باید بازنگری شود و در صورت لزوم تغییرات مناسب در آن اعمال شود. شیوهٔ ارجاع به منابع را ببینید.
مطالبی که درستی آن‌ها اثبات نشود، احتمالاً در آینده حذف خواهند شد.


در طول مقاومت انتفاضه، اسرائیل کراراً کارکنان و منابع حکومت فلسطین را مورد هدف قرار داد. خصوصاً بسیاری از افرادی که دستگیر، مورد سوءقصد یا کشته شدند و از سوی اسرائیل مورد اتهام فعالیت‌های تروریستی قرار گرفتند، از مستخدمان نیروهای امنیتی و شبه نظامیان حکومت فلسطین بوده‌اند. در عملیات ایجاد سپر دفاعی اسرائیل مدعی کشف اسنادی شد که بر طبق آن حمایت رسمی حکومت فلسطین از «فعالیت‌های تروریستی» که توسط عوامل آن و تحت عنوان «شغل‌های کاذب» انجام می‌شد، اثبات می‌گردید. بعنوان مثال، اسرائیل اقدام به دستگیری و محکومیت مروان برقوتی، یکی از رهبران شاخص جنبش فتح به اتهام رهبری گردان‌های شهدای الاقصی نمود. برقوتی موفق به اثبات بی گناهی خود گردیده و عدم بیطرفی دادگاه‌های اسرائیل را محکوم نمود.

اسرائیل همچنین اهداف زیر بنائی حکومت فلسطین را مورد تهاجم قرار داد؛ بطور مشخص این رژیم به بستن و تخریب بخشی از فرودگاه‌ها و بنادر فلسطینی اهتمام ورزید که بر اساس ادعای آن جهت نقل و انتقال تروریست‌ها و تجهیزات آنان بکار می‌رفت. همچنین تاخت و تاز اسرائیل در طول جنبش انتفاضه موجب وارد آمدن خسارات به برخی ساختارهای زیر بنائی کامپیوتری فلسطین گردید که البته میزان عمدی بودن آن مشخص نیست.

این تحرکات باعث برانگیخته شدن انتقاد فلسطینیان، کسانی که ادعا می‌کردند که حکومت فلسطین در حال فرو پاشی بوده و دیگر قادر به ایفای تعهدات داخلی و خارجی خود نمی‌باشد، گردید. نهایتاً این تحقیرهای مکرر منابع و بنیادهای پی. ای. باعث اعتراض پی. ای. و برخی از حامیان مالی اتحادیه اروپا آن مبنی بر تعمد اسرائیل در مانع تراشی در مسیر حرکت پی. ای و بمنظور کاهش توانائی قانون گذاری آن در راستای ایجاد تصویری از بی نظمی و تروریسم در مناطق فلسطینی نشین، گردید. در سال ۲۰۰۲ دانشگاه پاریس ۶ و دانشگاه لی لی فرانسه به تعلیق مقاوله نامه فعالیت‌های علمی، خصوصاً در مورد برنامه همکاری پی. سی. آر. دی. بین اتحادیه اروپا و اسرائیل رای مثبت دادند. آنان در این باره به ماده ۲ مقاوله نامه که می‌گوید «احترام به حقوق بشر و اصول دمکراسی لازم است» اشاره نموده و اظهار داشتند که این بند توسط اسرائیل محترم شمرده نشده‌است. خصوصاً که به‌دنبال این موضوع، کامپیوترها و دیگر ساختارهای زیر بنائی آموزشی فلسطین که با کمک مالی اتحادیه اروپا مهیا شده بودند، توسط تساهال مورد تخریب عمدی قرار گرفتند. بهرحال بعدها این دانشگاه‌ها که متهم به عقاید ضد یهودی گشته بودند، رای‌های خود را باطل نمودند.

در تاریخ ۷ ژوئیه سال ۲۰۰۴ هیات چهار جانبه روند میانجی گری خاورمیانه مراتب «خستگی و عدم رضایت» خود در خصوص عدم ایفای تعهدات حکومت فلسطین در اجرای اصلاحات موعود را به احمد کاریه، نخست وزیر پی. ای. از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ اعلام نمودند: «چنانچه اصلاحات امنیتی انجام نپذیرد، هیچ کمک بین‌المللی (مضاعف) و هیچ نوع کمک مالی از سوی جامعه جهانی متصور نخواهد بود».

در تاریخ ۱۸ ژوئیه سال ۲۰۰۴، جورج دبلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده اعلام نمود که تاسیس یک دولت فلسطینی تا آخر سال ۲۰۰۵ و بدلیل بی‌ثباتی و خشونت موجود در حکومت خود گردان فلسطین، مقدور به‌نظر نمی‌رسد.

    جهت ایجاد دولتی فلسطینی، لازم است که رهبران آن کشور نسبت به اصلاحات مشتاق بوده و خود را وقف مردم کشور خود نمایند. :مشکل مردم فلسطین مربوط به سرزمین آنهاست -؛ آنها دولت و رهبر ندارند. فلسطینیانی که خواستار تغییرات هستند می‌بایست خواستار ایجاد یک نیروی امنیتی باشند. مشکل اصلی آن است که رهبری که قادر به اظهار «بما کمک کنید تا یک دولت بوجود آوریم و بعد از آن به مقابله با تروریسم پرداخته و پاسخگوی مردن فلسطین باشیم» باشد، وجود ندارد.

بدنبال مرگ عرفات در تاریخ ۱۱ نوامبر سال ۲۰۰۴، و بر اساس ماده (۲) ۵۴ قانون پایه حکومت، راوی فتوح رهبر شورای قانونگذاری فلسطین بعنوان رئیس جمهور عامل حکومت فلسطین منصوب گردید. "چنانچه پست ریاست جمهوری حکومت ملی بدلیل هر یک از موارد بالا خالی گشت، رئیس شورای قانونگذاری فلسطین قدرت و مسئولیت ریاست جمهوری: حکومت ملی را بصورت موقت و در دوره‌ای که طول آن نباید بیش از (۶۰) روز عهده دار گشته، و در این مدت انتخابات آزاد و مستقیم بمنظور انتخاب رئیس جمهور جدید بر طبق قانون انتخابات فلسطین، برگزار خواهد گردید."

در تاریخ ۱۹ آوریل سال ۲۰۰۵، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه با کمک به حکومت فلسطین موافقت نموده و اظهار داشت: " ما از تلاش‌های رئیس جمهور عباس در راستای ایجاد اصلاحات درسرویس‌های امنیتی و مبارزه با تروریسم حمایت مینمائیم..... چنانچه منتظر باشیم که رئیس جمهور عباس با تروریسم مبارزه کند، ایشان با امکانات فعلی توان انجام این کار را ندارد..... ما با ارسال کمک‌های فنی و کارشناسان آموزشی به حکومت فلسطین کمک خواهیم نمود. ما هلیکوپتر و تجهیزات ارتباطات در اختیار حکومت فلسطین قرار خواهیم داد.

در اوت سال ۲۰۰۵، آریل شارون نخست وزیر اسرائیل آغاز گر طرح عقب نشینی یکجانبه از مناطق محروم نوار غزه گردید. در همان زمان فتاح به این موضوع اشاره نمود که او مایل به ساخت و ساز در ماله ادومیم و دیگر شهرک‌ها واقع در منطقه کرانه باختری می‌باشد.
سیاست‌ها و ساختار داخلی
نوشتار اصلی: سیاست فلسطین‎

حکومت فلسطین (پی. ای.) در طول تاریخ با پی. ال. او. یعنی سیستمی که اسرائیل با آن پیمان مصالحه اسلو را به امضاء رسانده بود، تعامل داشته‌است. یاسر عرفات ریاست سازمان آزادیبخش فلسطین (پی. ال. او.) در سال ۱۹۹۶ و در پی یک پیروزی ناپایدار به ریاست حکومت فلسطین انتخاب گردید. انتخابات موازی به تاخیر افتادند که دلایل ظاهری آن نیز بروز انتفاضه الاقصی و بهمراه آن سرکوبی نظامی اسرائیل ذکر گردید. بهرحال کشاکش داخلی فلسطین نیز دلیلی بر درهم ریختگی امور دولت بوده و تا زمان مرگ عرفات در سال ۲۰۰۴ انتخابات جدید در سطوح ریاست جمهوری و مقامات محلی، برگزار نگردید. اگرچه حدود ۸۰٪ مستخدمان حکومت فلسطین از مردم بومی فلسطین هستند ولیکن اکثر مشاغل سطح بالا توسط مقامات رسمی پی. ال. او. که پس از تاسیس حکومت فلسطین در سال ۱۹۹۴ از تبعید بازگشته بودند، اشغال گردیده‌است. از نظر بسیاری از مردم فلسطین این «بازگشتگان» سرمنشا بوروکراسی و فساد هستند.

دولت عرفات بدلیل فقدان دمکراسی، فساد گسترده مقامات، تقسیم قدرت بین فامیل‌های نزدیک و وجود هزاران آژانس دولتی با وظایف متداخل مورد انتقاد قرار داشت. او با استفاده از مکانیزم‌های متفاوت، بیش از ده سازمان امنیتی متمایز از هم و بر اساس ادله طرح تفرقه و حکومت که گفته می‌شد بر طبق آن جو کشمکش قدرت در حکومت ابقاء و او را قادر به کنترل کلی امور می‌گردانید، تاسیس نمود. هم اسرائیل و هم ایالات متحده اظهار نمودند که اعتماد خود به عرفات بعنوان شریک کاری از دست داده و از مذاکره با او امنتاع و او را رابط تروریسم قلمداد نمودند. عرفات این اتهام را رد نمود و تا زمان مرگ به دیدار با دیگر رهبران جهان پرداخت. بهرحال مرگ او آغازی بر اعمال فشار جهت تغییر رهبری فلسطین گردید. در سال ۲۰۰۳، عرفات در برابر فشارهای داخلی و بین‌المللی تسلیم و محمود عباس (ابو مازن) را بعنوان نخست وزیر حکومت فلسطین برگزید. عباس چهار ماه پس از آن و بدلیل عدم حمایت اسرائیل، ایالات متحده و حتی خود عرفات از کار برکنار شد. او بعدها از سوی حزب خود فتح بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری حکومت فلسطین در سال ۲۰۰۴ و پس از مرگ عرفات انتخاب گردید. او در تاریخ ۹ ژانویه سال ۲۰۰۵ با ۶۲٪ آرا به ریاست جمهوری برگزیده شد.

بر اساس «قانون پایه» فلسطین که در سال ۲۰۰۲ و پس از تاخیری طولانی توسط عرفات امضاء شد، ساختار فعلی حکومت فلسطین بر پایه سه شاخه قدرت تنظیم شده‌است: مجریه، مقننه و قضائیه. شاخه قضائی هنوز نیاز به رسمی سازی صحیح دارد.

رئیس جمهور پی. ای. مستقیماً از سوی مردم انتخاب می‌گردد. شخص حائز این مقام در عین حال فرماندهی کل نیروهای مسلح را نیز برعهده دارد. در اصلاحیه‌ای به قانون پایه در سال ۲۰۰۳ (و آنچه که امکان تبدیل یا عدم تبدیل به بخشی از قانون اساسی بلافاصله پس از استقلال را خواهد داشت)، رئیس جمهور «نخست وزیر» را که در عین حال فرماندهی نیروهای امنیت ملی را نیز برعهده دارد را برمی گزیند. آنگاه نخست وزیر کابینه وزیران را انتخاب و دولت را مدیریت می‌نماید. او گزارش کار خود را مستقیماً به رئیس جمهور می‌دهد. نخست وزیر اسبق احمد کاریه دولت خود را در تاریخ ۲۴ فوریه سال ۲۰۰۵ و با استقبال وسیع جامعه بین‌الملل تشکیل داد. برای اولین بار اکثر وزارت خانه‌ها توسط افراد متخصص رشته خود در مقابل افرادی که بصور سیاسی انتخاب می‌گشتند، اداره می‌شدند.

شورای قانونگذاری فلسطین (پی. ال. سی.) از ۸۸ نفر نماینده انتخابی تشکیل شده و کار مجلس را انجام می‌دهد. پی. ال. سی. وظیفه تصویب کلیه مصوبات کابینه دولت که توسط نخست وزیر پیشنهاد می‌گردند را برعهده داشته و همچنین می‌بایست شخص نخست وزیر را نیز پس از نامزدی توسط رئیس جمهور مورد تایید قرار دهد. در تقابل با دیگر کشورهای عربی، پی. ال. سی. بصورت تاریخی قدرت اعمال وسیع قدرت را دارا بوده و بارها از طریق تهدید به رای عدم اعتماد باعث تغییر بسیاری از مصوبات دولت گردیده‌است. بسیاری از رای‌های انتقادی به نفع دولت و بدون کسب اکثریت قاطع آراء صادر می‌گردند. از زمان مرگ عرفات، پی. ال. سی. به تجدید قوای خود در امور محوله پرداخته و بصورت عام به احضار مقامات ارشد بمنظور گواهی آن می‌پردازد. انتخابات پارلمانی در ژانویه سال ۲۰۰۶ و پس از تصویب اخیر قانون بازبینی شده انتخابات که تعداد کرسی‌های مجلس از ۸۸ به ۱۳۲ کرسی افزایش داد، برگزار گردید.
احزاب سیاسی و انتخابات

از زمان تاسیس حکومت فلسطین در سال ۱۹۹۳ تا زمان مرگ یاسر عرفات در اواخر سال ۲۰۰۴، تنها یک انتخابات برگزار گردید. کلیه انتخابات بدلایل مختلف به تعویق افتاده بودند.

تنها انتخابات جهت ریاست جمهوری و مجلس نمایندگان

متن چپ‌چین شده

در سال ۱۹۹۶ برگزار گردید. برنامه انتخابات بعدی ریاست جمهوری و مجلس نمایندگان برای سال ۲۰۰۱ تنظیم گردید ولیکن بدلیل گسترش انتفاضه الاقصی بتعویق افتاد. بعد از مرگ عرفات، تاریخ انتخابات ریاست جمهوری حکومت برای ۹ ژانویه سال ۲۰۰۵ تعیین گردید. محمود عباس رهبر ساف ۳/۶۲٪ آرا را بخود اختصاص داد در حالیکه دکتر مصطفی برغوثی پزشک و کاندیدای مستقل موفق به کسب ۸/۱۹٪ آرا گردید.
نوشتار اصلی: انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵‎


در تاریخ ۱۰ می سال ۲۰۰۴ کابینه فلسطین اعلام نمود که برای اولین بار انتخابات تعیین شهردار برگزار خواهد شد. تاریخ تعیین شده اوت ۲۰۰۴ در جرچو و به‌دنبال آن برخی شهرداری‌های مشخص در نوار غزه را نیز شامل می‌گشت. در ژوئیه سال ۲۰۰۴ این انتخابات به تعویق افتادند. گفته شد که دلیل این تاخیرات مسائل مربوط به ثبت رای دهندگان بوده‌است. نهایتاً انتخابات تعیین شهردار برای مقامات رسمی شورا در جرچو و ۲۵ شهر و روستای دیگر منطقه کرانه باختری در مورخه ۲۳ دسامبر سال ۲۰۰۴ برگزار گردید. در ۲۷ ژانویه سال ۲۰۰۵ اولین دور انتخابات تعیین شهردار برای مقامات در ۱۰ شورای محلی منطقه نوار غزه برگزار گردید. دوره‌های بعدی در کرانه باختری در ماه می۲۰۰۵ برگزار شدند.

تاریخ معین شده جهت انتخابات تعیین شورای قانونگذاری فلسطین (پی. ال. سی.) توسط رئیس جمهور عامل فلسطین روحی فتوح ژوئیه سال ۲۰۰۵ بود. او این تاریخ را در ژانویه ۲۰۰۵ تعیین نمود. این انتخابات پس از اعمال تغییرات عمده در قانون انتخابات توسط پی. ال. سی. که نیاز به وقت بیشتر برای کمیته انتخابات مرکزی فلسطین جهت پردازش و آماده‌سازی را طلب می‌نمود، توسط محمود عباس به تعویق افتاد. یکی از این تغییرات افزایش کرسی‌های پارلمان از ۸۸ به ۱۳۲ کرسی بود که نیمی از این کرسی‌ها جهت رقابت ۱۶ محل جغرافیائی و نیمی دیگر بصورت نسبی جهت کاندیداهای آزاد ملت که از احزاب متفاوت گرد می‌آیند، اختصاص دارد.
نوشتار اصلی: انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین، ۲۰۰۶‎


سازمان‌های زیر که بصورت الفبائی لیست گردیده‌اند در انتخابات اخیر در داخل بدنه حکومت ملی فلسطین شرکت جستند:

    جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین («الجبهه الدمکراتیه لتحریر الفلسطین»)
    فتح یا جنبش آزادی ملی فلسطین («حرکت التحریر الوطنی الفلسطین»)
    حماس یا جنبش مقاومت اسلامی («حرکت المقاومه الاسلامیه»)
    اتحادیه دمکراتیک فلسطین («الاتحاد الدمکراتیه الفلسطین»، فیداً)
    ابتکار ملی فلسطین («المبادره الوطنیه الفلسطینیه»)
    حزب مردم فلسطین («حزب الشعب الفلسطینی»)
    جبهه مردمی برای آزادی فلسطین («الجبهه الشعبیه لتحریر فلسطین»)

نظر خواهی اکتبر ۲۰۰۶ نشاندهنده قدرت یکسان فتح و حماس بود. [۱]
تقسیمات مدیریتی

پس از امضاء پیمان اسلو مناطق کرانه باختری و نوار غزه به سه منطقه (الف، ب و ج) و فرمانداری تقسیم گشت. منطقه الف اشاره به مناطق تحت نفوذ امنیتی و کنترل کشوری پی. ای. دارد. منطقه ب اشاره به مناطق تحت کنترل کشوری فلسطینیان و کنترل امنیتی اسرائیل دارد. منطقه ج اشاره به مناطقی دارد که بطور کامل تحت کنترل اسرائیل قرار دارند مانند شهرک‌ها.

همچنین نگاه کنید بهفرمانداری کرانه باختری و نوار غزه، مناطق کرانه باختری و نوار غزه، لیست شهرهای کرانه باختری و نوار غزه
اقتصاد

بدنبال انتخابات قانونگذاری سال ۲۰۰۶ که در آن مقاومت حماس به پیروزی رسید، اسرائیل تحویل ۵۵ میلیون دلار مالیات اخذ شده به پی. ای. را متوقف نمود؛ از آنجائیکه پی. ای. فاقد نقاط دسترسی (بندرگاه، فرودگاه و غیره) جهت جمع‌آوری مالیات می‌باشد، اسرائیل اینکار را برعهده داشت. این وجوه تشکیل دهنده ثلث بودجه پی. ای. بوده که دو سوم آن بعنوان بودجه اصلی و پشتوانه پرداخت حقوق ۱۶۰۰۰۰ کارمند کشوری (که در بین آنها ۶۰۰۰۰ نیروی امنیتی و پلیس وجود دارند) بودجه‌ای که یک سوم مردم فلسطین از آن بی بهره هستند. اسرائیل همچنین تصمیم گرفت تا کنترل‌های خود را در پست‌های بازرسی که از آغاز انتفاضه دوم عامل اصلی بحران اقتصادی سال‌های ۲۰۰۲-۲۰۰۱ که بانک جهانی به مقایسه آن با بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ مقایسه نمود، محسوب می‌گردید، نمود. افزون بر آن، ایالات متحده و اتحادیه اروپا کمک‌های مستقیم خود به پی. ای. را قطع نمودند. این در حالی بود که ایالات متحده اقدام به مسدود کردن فعالیت‌های اقتصادی بانک‌های پی. ای. و مانع تراشی در پرداخت برخی وجوه کمکی لیگ عرب (بعنوان مثال عربستان سعودی و قطر) بحساب‌های پی. ای. نمود. در ۶ و ۷ ماه می‌سال ۲۰۰۶، صدها نفر از فلسطینیان در غزه و کرانه باختری طی تظاهراتی خواستار پرداخت حقوق خود شدند. با افزایش «فشار اقتصادی» بروی پی. ای. ، تنش بین حماس و فتح رو به افزایش گذارد.
کمک‌های خارجی و کسری بودجه

بنا به وضعیت خاص مناطق مورد منازعه، حکومت فلسطین (پی. ای.) حمایت‌های مالی بی نظیری را از جامعه جهانی دریافت کرده بود. بر اساس گزارش بانک جهانی، مبلغ ۹۲۹ میلیون دلار از سوی جامعه جهانی در سال ۲۰۰۱ به پی. ان. ای. اختصاص یافت، این مبلغ در سال ۲۰۰۱ به میزان ۸۹۱ میلیون دلار و در سال ۲۰۰۵ بعدد ۱۱۰۰ میلیون دلار رسید (که معادل ۵۳٪ کل بودجه در سال ۲۰۰۵ بود). اصلی‌ترین اهداف این کمک‌ها حمایت بودجه، کمک در زمینه ارتقاء و سلامت عمومی بوده‌است. در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده مبلغ ۲۲۴ میلیون دلار، اتحادیه اروپا ۱۸۷ میلیون دلار، اتحادیه عرب ۱۲۴ میلیون دلار، نروژ ۵۳ میلیون دلار، بانک جهانی۵۰ میلیون دلار، انگلستان ۴۳ میلیون دلار، ایتالیا ۴۰ میلیون دلار و ۱۷۰ میلیون دلار مابقی نیز توسط دیگر کشورها پرداخت گردید. بنا بر گزارش بانک جهانی، کسری بودجه در سال ۲۰۰۵ حدود ۸۰۰ میلیون دلار بوده که تقریباً نیمی از آن توسط حامیان مالی تدارک گردیده‌است. همچنین این گزارش می‌گوید که وضعیت مالی پی. ای. عمدتاً بدلیل مصارف کنترل نشده دولت خصوصاً رشد زیاد صورتحساب حقوق کارکنان دولت، گسترش طرح‌های حمل و نقل عمومی و افزایش شبکه وام، بصورتی فزاینده ناپایدار گشته بود.
تهدید به قطع کمک‌های مالی به‌دنبال انتخابات مجلس قانونگذاری در ژانویه سال ۲۰۰۶

بدنبال برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری در ژانویه سال ۲۰۰۶ که در آن مقاومت حماس به پیروزی رسید، چهارگانه تهدید به قطع حمایت‌های مالی از حکومت فلسطین نمودند. در روز ۲ فوریه سال ۲۰۰۶، بر طبق گزارش ای. اف. پی. پی. ان. ای. اسرائیل را به «اعمال تنبیهات فزاینده پس از آنکه این رژیم باعث جلوگیری درخواست ایالات متحده مینی بر رفع مسدود بودن کمک‌های مالی به فلسطین گردید»، متهم نمود. احمد کاریه نخست وزیر اظهار داشت که امیدوار است راهی جهت جایگزین نمودن حمایت‌های مالی جهت جبران کسری ۵۰ میلیون دلاری بودجه بمنظور پرداخت حقوق کارگران بخش دولتی و جهت پرداخت اسرائیل از بابت مقرری ماه اول بیابد. «دولت ایالات متحده اسرائیل را از بابت امتناع از رفع سریع ممنوعیت وجوه مالی، مورد انتقاد قرار داد. البته این وجوه بعداً رفع ممنوعیت گردیدند. بهرحال روزنامه»نیورک تایمز«در مورخه ۱۴ فوریه سال ۲۰۰۶ اعلان نمود که»طرح بی‌ثباتی«حماس پیروز مبارزات انتخابات مجلس قانونگذاری سال ۲۰۰۶، علت»فشارهای مالی«بوده و کلیه حمایت‌های مالی به پی. ای. از زمان بقدرت رسیدن حماس قطع خواهد گردید. علت این مسئله را نیز بی اعتبار ساختن این مقاومت نزد مردم فلسطین ذکر نمود. بر اساس گزارشات خبری،»حکومت فلسطین با کسری بودجه‌ای در حد ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار حتی پس از دریافت ماهیانه ۵۰ تا ۵۵ میلیون دلار از اسرائیل و از محل جمع‌آوری وجوه مالیاتی و عوارض گمرکی که توسط مقامات این رژیم در مرزهای ورودی اخذ و متعلق به فلسطین بوده‌است، مواجه‌است. با آغاز ماه مارس سال ۲۰۰۶، "حکومت فلسطین با حداقل کسری بودجه ماهیانه در حد ۱۱۰ میلیون دلار و یا سالیانه بیش از یک میلیارد دلار مواجه خواهد بود. این مبالغ جهت پرداخت حقوق کامل ۱۴۰۰۰۰ نفر از مستخدمان است که حدود یک سوم جمعیت فلسطین را تشکیل می‌دهند. رقم استخدام شامل حدود

۵۸۰۰۰ نفر نیروی امنیتی می‌گردد که اکثر آنان با جنبش شکست خورده فتح وابستگی دارند.«از زمان انتخابات مورخه ۲۵ ژانویه، بازار بورس فلسطین قبلاً با ۲۰ درصد افت مواجه شده بود، این در حالیست که»حکومت از تمام ظرفیت استقراض خود به سیستم بانکی استفاده نموده بود."
استفاده از همیاری اتحادیه اروپا

در سال ۲۰۰۲، دانشگاه پاریس ۶ و دانشگاه لی لی فرانسه به تعلیق مقاوله نامه فعالیت‌های علمی، خصوصاً در مورد برنامه همکاری پی. سی. آر. دی. بین اتحادیه اروپا و اسرائیل رای مثبت دادند. آنان در این باره به ماده ۲ مقاوله نامه که می‌گوید «احترام به حقوق بشر و اصول دمکراسی لازم است» اشاره نموده و اظهار داشتند که این بند توسط اسرائیل محترم شمرده نشده‌است. خصوصاً که به‌دنبال این موضوع، کامپیوترها و دیگر ساختارهای زیر بنائی آموزشی فلسطین که با کمک مالی اتحادیه اروپا مهیا شده بودند، توسط تساهال مورد تخریب عمدی قرار گرفتند. بهرحال، بهرحال بعدها این دانشگاه‌ها که متهم به عقاید ضد یهودی گشته بودند، رای‌های خود را باطل نمودند.

در فوریه سال ۲۰۰۴، گزارش گردید که دفتر ضد-تقلب (او. ال. ای. اف.) اتحادیه اروپا (ای. یو.) مشغول بررسی اسنادی است که موید همکاری یاسر عرفات و حکومت فلسطین در اختصاص ده‌ها میلیون دلار از کمک‌های اتحادیه اروپا به سازمان‌های فعال در حملات شهادت طلبانه مانند گردان‌های شهدای الاقصی است، می‌باشد. بهرحال در ماه اوت سال ۲۰۰۴، بررسی‌های موقت اظهار می‌داشت که " تا این تاریخ هیچ مدرکی دال بر اختصاص کمک‌های بودجه‌ای مستقیم بدون نام اتحادیه اروپا به حکومت فلسطین در فعالیت‌های غیر قانونی و از جمله تروریسم بدست نیامده‌است.

یک «گروه کاری» مجزای اتحادیه اروپا نیز با صدور گزارشی در آوریل سال ۲۰۰۴، که از رای ۶-۷ استخراج شده بود، و شامل دوره زمانی بین اواخر سال ۲۰۰۰ تا اواخر سال ۲۰۰۲ می‌گردید، اعلام نمود که کمک‌های مالی اتحادیه اروپا به شبه نظامیان فلسطینی که اقدام به حملات نظامی علیه اسرائیل نموده‌اند، منتقل نشده‌است: «تا امروز، هیچ مدرک مستندی مبنی بر استفاده کمک‌های بودجه‌ای مستقیم بدون نام اتحادیه اروپا در فعالیت‌های غیر قانونی و از جمله تدارک مالی تروریسم بدست نیامده است».

علاوه بر آن، اتحادیه اروپا روش حمایت مالی فلسطینیان را تغییر داده و هم اکنون هر کمکی را به مقصودی خاص اختصاص می‌دهد. از آوریل سال ۲۰۰۳، پول تنها در حالتی تحویل می‌گردد که یک سری شرایط مانند ارائه فاکتور صورتحساب هائی که فلسطینیان مجبور به پرداخت آن هستند، احراز گشته باشد. لازم بذکر است که اتحادیه اروپا بعنوان بزرگترین حامی فلسطین مطرح است.
پرداخت به زندانیان فلسطینی در بند زندان‌های اسرائیل

در مورخه ۲۲ ژوئیه سال ۲۰۰۴، سلام فایاد وزیر امور اقتصاد حکومت فلسطین در یک مقاله که در هفته نامه فلسطینی جوروالسلام تایمز بچاپ رسید، جزئیات پرداخت‌ها به زندانیان فلسطینی توسط مقامات اسرائیلی را اعلام نمود:

    مستمری زندانیان بین محدوده زمانی ژوئن سال ۲۰۰۲ و ژوئن سال ۲۰۰۴ به ماهیانه ۶/۹ میلیون دلار افزایش پیدا کرد که در مقایسه با دوره ژانویه سال ۱۹۹۵ تا ژوئن سال ۲۰۰۲ افزایش ۲۴۶ درصدی را نشان می‌داد.
    بین محدوده زمانی ژوئن سال ۲۰۰۲ و ژوئن سال ۲۰۰۴ مبلغ ۷۷ میلیون شیکل به زندانیان پرداخت شد که در مقایسه با ۱۲۱ میلیون شیکل دوره ژانویه سال ۱۹۹۵ تا ژوئن سال ۲۰۰۲ نشانگر افزایش سالیانه ۱۶ میلیون شیکل می‌باشد. افزایش سالیانه پرداخت‌ها در دو دوره موید افزایش ۴۵۰ درصدی است که بسیار بیش از افزایش تعداد زندانیان می‌باشد.
    بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴، پی. ان. ای. ۲۲ میلیون شیکل برای مقاصد دیگر هزینه نمود -؛ این هزینه‌ها عبارت بودند از هزینه گرفتن وکیل، پرداخت جرائم و وجه الضمان آزادی زندانیان. پرداخت‌های حق‌الوکاله شامل پرداخت‌های مستقیم پی. ان. ای. و پرداخت‌های انجام شده از سوی باشگاه زندانیان می‌گردید.

بی قانونی در مناطق فلسطینی
خشونت بر ضد شهر نشینان

بر اساس گزارش گروه نظارت بر حقوق بشر فلسطین "عدم توافق و درگیری بین احزاب سیاسی مختلف، خانواده‌ها و شهرها تصویری کامل از جامعه فلسطین را شکل می‌دهند. این تفرقه‌ها در طول انتفاضه الاقصی به خشونت فزاینده «انترافاداً منجر گشته‌اند. در طول یک دوره ۱۰ ساله از ۱۹۹۳ الی ۲۰۰۳، ۱۶٪ آمار مرگ و میر شهروندان فلسطینی بر اثر فعالیت گروه‌ها و شخصیت‌های فلسطینی بوده است».

اریکا واک خبرنگار انسان گرا طی گزارشی اعلام داشته که: از تعداد کل کشته شدگان فلسطینی در طول این مدت چه توسط سربازان اسرائیلی و چه توسط نیروهای امنیتی، ۱۶ درصد قربانی نیروهای امنیتی فلسطین گشته‌اند." یکی از اتهاماتی که موجب هدف قرار دادن و کشتن افراد می‌گردد، همکاری با نیروهای اسرائیلی می‌باشد: «اتهام افراد محکوم شده کمک به نیروهای اسرائیلی، صحبت بر ضد عرفات، شرکت و همکاری با گروه‌های جنایتکار رقیب بوده و این افراد پس از گذراندن دادگاهی کوتاه مدت بدار کشیده می‌شوند. عرفات زمینه‌ای را ایجاد کرده‌است که در آن خشونت ادامه یافته و حالتی است که در آن سکوت بمعنای انتقاد می‌باشد، و اگرچه او موفق به منع اعمال خشونت گشته ولی موفق به توقف آن نگردیده‌است.»

بررسی سالیانه موسسه فریدم هاوس از حقوق سیاسی و آزادی‌های شهروندی و همچنین آزادی در جهان در دوره سالیانه ۲۰۰۲-۲۰۰۱ حاکی از آن است که «آزادی‌های شهروندی بر ضد: شلیک‌های مرگبار پرسنل نیروهای امنیتی فلسطین بروی شهروندان فلسطینی؛ محاکمات صوری و اجرای احکام کسانی که طبق نظر حکومت فلسطین (پی. ای.) متهم به همکاری هستند؛ کشتارهای فرا قضائی توسط افراد شبه نظامی؛ و تهییج مسلم و رسمی جوانان فلسطین در تقابل با سربازان اسرائیلی و طبعاً قرار دادن آن‌ها در معرض خطرات مستقیم.»

از ماه مارس سال ۲۰۰۵، نیروهای امنیتی فلسطین هیچ نوعی دستگیری را در خصوص قتل سه آمریکائی عضو هیئت دیپلماتیک در نوار غزه و در تاریخ اکتبر سال ۲۰۰۳، انجام ندادند. موسی عرفات رئیس سرویس ضد اطلاعات نظامی فلسطین و پسر عموی رئیس وقت حکومت فلسطین یاسر عرفات در خصوص فشار ایالات متحده در خصوص دستگیری قاتلین اعلام نمود که؛ «آنان می‌دانند که ما در وضعیتی بسیار بحرانی بسر می‌بریم و اینکه درگیری با هر یک از احزاب فلسطینی در زیر فشار اشغالگری اسرائیل، موردی است که می‌تواند برای ما مشکلات فراوانی را بوجود آورد». از زمان حمله اکتبر سال ۲۰۰۳، ایالات متحده دیپلمات‌های خود را از ورود به نوار غزه منع نمود.

از سوی دیگر ادعا گردید که تونل‌های قاچاق بین مصر و نوار غزه توسط یکی از سرویس‌های امنیتی فلسطین و تحت نظارت و دستور موسی عرفات، کنترل می‌گردند. او متهم به دریافت سهم از منافع حاصل از تونل‌های قاچاق گردید.
خشونت علیه مقامات

در تاریخ ۱۵ اکتبر سال ۲۰۰۳ سه نفر از اعضای هیئت دیپلماتیک ایالات متحده بر اثر انفجار بمب تروریست در سه کیلومتری جنوب منطقه ارتز به نوار غزه کشته شده و شمار دیگری از اعضای این هیئت مجروح گردیند. مرتکبین این اقدام ناشناس باقی‌ماندند.

در فوریه سال ۲۰۰۴ قسان شکاوا (شهردار نابلس) در اعتراض به عدم واکنش حکومت فلسطین به شبه نظامیان مسلحی که مبادرت به اعمال وحشیانه در شهر نموده و تلاش‌های مکرری که توسط تروریست‌های فلسطین در جهت کشتن وی صورت گرفته بود، اقدام به استعفا از مقام خود نمود. بعدها ژنرال صایب العاجز، فرمانده پلیس غزه اظهار داشت که: "درگیری داخلی بین نیروهای پلیس و شبه نظامیان امکان‌پذیر نیست. این کار ممنوع است. ما یک ملت واحد هستیم و بسیاری از مردم همدیگر را می‌شناسند. این کار آسانی نیست که کسی را بجرم تهیه سلح برای دفاع از میهن خود، بقتل برسانیم.

در طول سه‌ماهه اول سال ۲۰۰۴، شماری از حملات بر ضد روزنامه نگاران در کرانه باختری و نوار غزه بوقوع پیوست که گردان‌های شهدای الاقصی را در این زمینه مقصر شناختند. از همه شاخص تر حمله‌ای بود که بدفاتر کرانه باختری ایستگاه تلویزیون عرب العربیه انجام شد و در آن مردان نقاب پوشی که خود را از اعضای گردان‌ها می‌خواندند، شرکت داشتند. روزنامه نگاران فلسطینی در اعتراض به خشونت‌های فزاینده بر ضد اصحاب قلم در مورخه ۹ فوریه اعلام اعتصاب نمودند.

کارن ابو زید، قائم مقام دبیر کل کمیسیون آژانس کار و امداد سازمان ملل در نوار غزه در مورخه ۲۹ فوریه سال ۲۰۰۴ اعلام نمود که: آنچه که آغاز شده و کاملاً مشهود است آنست که نظم و قانون از بین رفته و تمامی گروه‌ها دارای افراد شبه نظامی خاص خود گردیده‌اند که بسیار هم منظم عمل می‌نمایند. این احزاب هستند که سعی در نمایش قدرت خود دارند.

قاضی الجبالی رئیس پلیس نوار غزه، از سال ۱۹۹۴ هدف حملات مکرر فلسطینیان قرار داشت. در مارس سال ۲۰۰۴، دفاتر او مورد حمله مسلحانه قرار گرفت. در آوریل ۲۰۰۴، انفجار یک بمب بخش جلوی منزل او را ویران نمود. در مورخه ۱۷ ژوئیه سال ۲۰۰۴ در جریان یک حمله مسلحانه که در پی یک کمین در سر راه همراهان وی انجام شد، او را دزدیده و دو نفر از محافظانش را مجروح ساختند. او چند ساعت بعد آزاد گردید. کمتر از شش ساعت بعد، سرهنگ خالد ابو الولا، فرمانده ستاد نظامی در بخش جنوبی غزه ربوده شد.

در شامگاه ۱۷ ژوئیه اعضای جنبش فتح ۵ شهر وند فرانسوی (۳ مرد و ۲ زن) را ربوده و در ساختمان صلیب سرخ | انجمن صلیب سرخ]] در خان یونس بگروگان گرفتند:

    مقامات امنیتی فلسطین اظهار داشتند که آدم ربائی توسط گردان‌های ابو الریش که متهم به ارتباط با حزب فتح مربوط به یاسر عرفات رئیس حکومت فلسطین بود، انجام شده‌است.

در مورخه ۱۸ ژوئیه عرفات پسر عموی خود موسی عرفات را بجای قاضی الجبالی برگزید که باعث بروز شورش‌های شدیدی در رفح و خان یونس گردید که در آن اعضای گردان شهدای الاقصی دفاتر پی. ای. را به آتش کشیده و بروی افراد پلیس فلسطین آتش گشودند. در طی این شورش‌ها حداقل یک فلسطینی کشته و ده‌ها نفر دیگر بشدت مجروح گردیدند.

در مورخه ۲۰ ژوئیه سال ۲۰۰۴ دیوید ساترفیلد نفر دوم دولت ایالات متحده در امور خاور نزدیک در گفتگوئی در مجلس سنا، اظهار داشت که حکومت فلسطین در مهار تروریست‌های فلسطین که متهم به قتل سه نفر از اعضای هیئت دیپلماتیک آمریکا در منطقه نوار غزه در مورخه ۱۵ اکتبر سال ۲۰۰۳ می‌باشند، ناکام مانده‌است. ساتر فیلد اینگونه اضافه نمود که:

    هیچ راه حل قابل قبولی برای این مشکل پیدا نشده‌است. تنها نتیجه‌ای که می‌توانیم بگیریم آنست که اراده‌ای سیاسی که توسط رئیس حکومت یاسر عرفات ایجاد گشته مانع پیشرفت بعدی در این تحقیقات گردیده‌است.

در تاریخ ۲۱ ژوئیه، نبیل عمر وزیر اسبق اطلاعات و عضو کابینه و عضو شورای قانونگذاری فلسطین پس از یک مصاحبه تلویزیونی که در آن به انتقاد از یاسر عرفات پرداخته و خواستار ایجاد اصلاحات در پی. ای. شده بود، هدف گلوله افراد نقاب دار قرار گرفت.

در خصوص بروز نا آرامی‌ها، وزیر کابینه کادورا فاررس در مورخه ۲۱ ژوئیه ۲۰۰۴ اظهار می‌دارد:

    هر یک از ما مسئول هستیم. عرفات مسئل‌ترین شخص در خصوص شکست می‌باشد. رئیس جمهور عرفات شکست خورده‌است و دولت فلسطین شکست خورده‌است، احزاب سیاسی فلسطین شکست خورده‌اند.

در مورخه ۲۲ ژوئیه سال ۲۰۰۴، سازمان ملل متحد سطح هشدار خود برای نوار غزه را افزایش داده و به «مرحله چهار» رسانیده (یک سطح پایین‌تر از آخرین مرحله یعنی مرحله پنج) و تصمیم گفت کلیه کارکنان خارجی غیر ضرور را از نوار غزه خارج سازد.

شلیک موشک‌های قسام از نوار غزه به داخل اسرائیل بشدت توسط ساکنان نزدیک به محل پرتاب مورد مخالفت قرار گرفت، زیرا اسرائیل نیز به این موشک‌های قسام جواب‌های پیاپی نظامی می‌داد. در۲۳ ژوئیه سال ۲۰۰۴، یک پسر عرب که والدین او بصورت فیزیکی با استقرار سکوی پرتاب موشک قسام از حوالی منزلشان مخالفت نموده بودند توسط تروریست‌های فلسطین از گردان‌های شهدای الاقصی هدف قرار گرفته و کشته شد. در این حادثه پنج نفر دیگر زخمی شدند.

در تاریخ ۲۵ ژوئیه سال ۲۰۰۴ ۲۰ عضو گردان‌های شهدای الاقصی دفتر حاکم در شهر خان یونس نوار غزه را بتصرف خود درآورد. در میان تقاضاهای آنها

یکی این بود که موسی عرفات، پسر عموی یاسر عرفات از مقام خود بعنوان فرمانده نیروهای امنیتی غزه برکنار گردد. در حمله‌ای مجزا، افراد ناشناس به یک ایستگاه پلیس حمله کرده و ساختمان را به آتش کشیدند که باعث وارد شدن خساراتی سنگین شد.

در مورخه ۳۱ ژوئیه، آدم ربایان فلسطینی در نابلس اقدام به ربودن ۳ نفر با ملیت‌های خارجی نمودند، این سه شهروند از آمریکائی، انگلیسی و ایرلندی بودند. آنها بعداً آزاد گردیدند. همچنین یک ساختمان فرماندهی نیروهای امنیتی پی. ای. در جنین توسط نیروهای گردان‌های شهدای الاقصی به آتش کشیده شده و نابود گردید. یکی از رهبران گردان‌های شهدای الاقصی علت آتش زدن ساختمان را امنتاع کوادورا موسی، شهردار جدید منصوب شده از سوی عرفات، از پرداخت حقوق اعضای الاقصی یا همکاری با این گروه ذکر نمود.

در تاریخ ۸ اوت سال ۲۰۰۴ ناهد عریض وزیر دادگستری استعفا داده و دلیل آن را محرومیت خود از بسیاری از اختیارات قانونی در محدوده سیستم قضائی و قانون ذکر نمود. سال قبل از آن، یاسر عرفات که اقدام به ایجاد موسسه‌ای موازی با وزارت دادگستری نموده بود متهم به ادامه کنترل دستگاه قضائی و بخصوص احکام دولتی گردید.

در تاریخ ۱۰ اوت سال ۲۰۰۴ گزارشی از سوی یک کمیته تحقیق شورای قانونگذاری فلسطین بدلایل وجود هرج ومرج و آشفتگی در پی. ای. بروی آدرس اینترنتی published توسط روزنامه هاآرتس منتشر شد. این گزارش تقصیر اصلی را از جهت «عدم موفقیت در اتخاذ تصمیم سیاسی جهت خاتمه آن»برعهده یاسر عرفات و نیروهای امنیتی پی. ای. انداخته بود. این گزارش می‌افزاید،

    «علت اصلی شکست، عدم موفقیت نیروهای امنیتی فلسطین و عدم کارآئی مناسب آنان در برقراری نظم و قانون بوده است»....
    «عدم وجود کلی یک تصمیم سیاسی شفاف و عدم تعریف نقش‌های ایشان چه بلند مدت و چه کوتاه مدت.»

این گزارش همچنین خواستار توقف شلیک موشک‌های قسام و آتش باری توپخانه بروی شهرک‌های اسرائیلی شده و این امور را بر خلاف «منافع فلسطینیان» قلمداد نموده‌است. حکیم بلاوی سایس:

    «... شلیک موشک و آتش باری توپخانه از میان خانه‌ها ممنوع می‌باشد و این نهایت منفعت برای فلسطینیان بوده و نبایستی نقض گردد زیرا در صورت نقض، جواب آن مقابله بمثل وحشیانه ارتش اشغال گر می‌باشد. بنابر این آتش باری مورد پذیرش شهروندان نمی‌باشد. کسانی که این عمل را انجام می‌دهند نماینده ملت و کشور نبوده و این اعمال را بدون در نظر گرفتن منافع کلی و افکار عمومی جهان و اسرائیل انجام می‌دهند. هیچ آینده یا مقصودی با موشک باران محقق نمی‌گردد؛ منافع فلسطینیان بسیار مهمتر می‌باشد».

علیرغم انتقادات وارده بر ضد یاسر عرفات، مشکلات همچنان ادامه داشت. در تاریخ ۲۴ اوت طارق ابو رجب دریابان سرویس ضد اطلاعات فلسطین در نوار غزه توسط گروهی از مردان مسلح هدف گلوله قرار گرفت. او بشدت مجروح شد.

در تاریخ ۳۱ اوت گردان‌های شهدای جنین، شاخه نظامی کمیته معروف مقاومت، تهدید به قتل وزیر نبیل شتاح بجرم شرکت در یک کنفرانس در ایتالیا که در آن سالیوان شالوم وزیر امور خارجه اسرائیل نیز حضور داشته نمود، و اعلام کرد «چنانچه شتاح نیز در این کنفرانس شرکت کند محکوم بمرگ خواهد شد. این تصمیم غیر قابل برگشت بوده از محافظان وی می‌خواهیم بمنظور حفظ جان خود او را همراهی ننمایند.»

در تاریخ ۸ سپتامبر احمد کاریه، نخست وزیر مجدداً تهدید به کناره گیری نمود. سه هفته از پس گرفتن استعفای او که ابتدا شش هفته قبل آن را مطرح کرده بود، می‌گذشت.

در تاریخ ۱۲ اکتبر موسی عرفات پسر عموی یاسر عرفات و یک مقام ارشد رسمی امنیتی در نوار غزه از یک حمله با بمب داخل اتومبیل جان سالم بدر بردند. اخیراً کمیته معروف مقاومت در یک اقدام تلافی جویانه موسی عرفات را بقتل رهبر منصوب او، محمد نشبات تهدید کرده‌است.

در تاریخ ۱۴ اکتبر احمد کاریه نخست وزیر فلسطین اعلام نمود که حکومت فلسطین قادر به متوقف ساختن هرج ومرج فزاینده نمی‌باشد. در حالیکه او بصورت معمول اسرائیل را در ایجاد مشکلات پی. ای. مورد سرزنش قرار می‌داد، به این موضوع نیز اشاره کرد که بسیاری از نیروهای امنیتی پی. ای. در امور مفسده انگیز و درگیری فرقه‌ای دخیل هستند. بدلیل فقدان اصلاحات دولتی مورد درخواست میانجی گران بین‌المللی، قانون گذاران فلسطینی از کاریه درخواست نمودند که یک گزارش در این خصوص و تا ۲۰ اکتبر تهیه نماید که در این مقطع آنان تصمیم به رای عدم اعتماد گرفتند.

در تاریخ ۱۹ اکتبر، یک گروه از اعضای گردان‌های شهدای الاقصی برهبری زکریا زبیدی، اقدام به ربودن وزیر اقتصاد و عضو پارلمان فلسطین نمودند.
اقدامات جاری فلسطینیان در راستای حفظ نظم و قانون

در سال ۲۰۰۶، پس از پیروزی حماس، وزیر کشور فلسطین اقدام به ایجاد یک نیروی اجرائی برای پلیس نمود. بهرحال، رئیس جمهور پی. ای. با این تصمیم مخالفت نموده و پس از درگیری‌های حماس و فتح، یک تجدید گسترش در نیروها بوقوع پیوست و تلاش هائی در جهت ادغام این نیرو با پلیس انجام گردید.
موضع جهاد اسلامی و حماس، در قبال انتفاضه

سازمان جهاد اسلامی با انجام عملیات سال‌های ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷، در ایجاد انتفاضه نقش عمده‌ای ایفا کرد. جهاد اسلامی با صدور بیانیه‌ها و چاپ نشریات متعدد ۱۶ مردم فلسطین را به شرکت در انتفاضه و انجام اعتصاب دعوت می‌کرد.

سازمان اخوان، عملاً دو ماه پس از آغاز انتفاضه در آن شرکت جست، در این­جا، آنچه شایان توجه می‌باشد، تحولی است که در استراتژی آن پدید آمد. دراستراتژی اخوان، طی مرحلهٔ پیشین، فراخوان برقراری جامعهٔ اسلامی، حتی بدون توجه به مسئله آزاد­سازی فلسطین، در تقدم قرار داشت. اما منشور - مرامنامه-جنبش مقاومت اسلامی که در خلال انتفاضه به نام «حماس» خوانده شده است، بر دگرگونی مهم در این راهبرد تأکید دارد، بویژه در آنچه به مسئله جهاد علیه اشغال مربوط می‌شود (به مادهٔ ۱۲ و ۱۳ مرامنامهٔ حماس رجوع شود. ترجمهٔ کامل مرامنامهٔ حماس در کتاب دوم ما، انتفاضه: حماسی وجهاد اسلامی آمده است).

انتاکیه

انتاکیه (عربی: انطاکیة‎، Anṭākyä from سریانی: ܐܢܛܝܘܟܝܐ، Anṭiokia; یونانی: Ἀντιόχεια، Antiókheia or Antiócheia) نام شهری است در ترکیه کنونی. در همین مکان، شهر باستانی انطاکیه قرار داشته است.

محتویات

    ۱ تاریخ
        ۱.۱ پیدایش و نامگذاری
        ۱.۲ پس از اسلام
        ۱.۳ الحاق به ترکیه
    ۲ اهمیت دینی و مذهبی
    ۳ منابع

تاریخ

انتاکیه یکی از شهرهای مهم و باستانی در ترکیه می‌باشد. این شهر در دورهای تاریخی مختلف همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. انتاکیه زمانی پایتخت تمدن سوریه باستان بوده و تا قرن هفتم میلادی قبل از فتح توسط مسلمان مرکز دینی و استقرار کلیساهای مسیحی در منطقه بوده است. این شهر در دوران حکومت سلوکیان پایتخت این کشور بوده و پس از شهرهای رم و اسکندریه سومین شهر بزرگ و پراهمیت در جهان باستان به شمار می رفته است. علل به ویرانی و نابودی این شهر را می‌توان به قرار داشتن این در مسیر تهاجم و یورش سربازان رومی در سلسله جنگ‌های صلیبی با مسلمانان اشاره نمود. پس از پایان جنگ‌های صلیبی به عنوان یکی از شهرهای تابعه حلب در آمد. در جنگ جهانی اول به اشغال نیروهای فرانسوی و سپس در سال ۱۹۳۹ به خاک جمهوری ترکیه ضمیمه گشت.
پیدایش و نامگذاری

اسکندر مقدونی در سال ۳۲۳ قبل از میلادی از دنیا رفت و قلمرو او بین فرماندهان سپاهش تقسیم شد و طبق توافق مصر و فلسطین به بطلیموس، یونان و آسیای صغیر به آنتیگون و ایران، سوریه و بابل به سلوکس رسید. پس از استقرار آنتیگون در شهر اسکندرون در سال ۳۱۷ قبل از میلاد، سلوکس در سال ۳۰۱ قبل از میلاد شهر اسکندرون را تصرف و به یاد پدرش آنتیوخوس شهر جدیدی در آن محل بنا نمود و انتاکیه نام گذاری نمود. همچنین شهر دیگری نیز بنام مادرش لاتودیسیا (به عربی: لاذقیه) در سوریه کنونی بنا نهاده است.
محراب کلیسای اول پیشگامان الأنطاکیین سنت پیتر، شهر انطاکیه یکی از شهرهای مقدس مسیحیان شرقی است
محاصره انتاکیه توسط صلیبیون

سلوکس علاقه شدیدی به انتاکیه داشت. پس تصرف دستور تخریب آثار و بناهای بجا مانده و جمع آوری سکه‌های آنتیگون را داد. او با اعطای شهروندی برابر با یونیان به ساکنین این شهر مردم را تشویق به زندگی می‌کرد. در دروان سلوکس با توجه به وسعت قلمرو سلوکس از مرزهای هندوستان تا مدیترانه سرمایه و ثروت عظیمی به این شهر سرازیر و اوج دوران شکوفایی و عظمت انطاکیه را می‌توان در این دوران دید. پس از انقراض سلسله سلوکی به تصرف تراکان پادشاه ارمنی درآمد ولی در سال ۶۴ قبل میلاد توسط رومیان تصرف و ضمیمه خاک جمهوری رم گشت.
پس از اسلام

این شهر در سال۵۲۶ میلادی بدلیل قرار داشتن در منطقه‌ای استراتژیک و مهم توسط ساسانیان تصرف و سپس در سال ۶۳۴ به دست مسلمانان فتح شد. ولی با تلاش و توجه زیاد امپراتور روم نیکیفوروس دوم از مسلمان بازپس گرفته شد. با این حال در سال ۱۰۸۵ میلادی طی معاهده‌ای به سلجوقیان واگذار گردید ولی در خلال جنگ‌های صلیبی به تصرف فرانک درآمد. تا قرون دوازدهم تا سیزدهم این شهر در دستان صلیبیون قرار داشت و در سال ۱۲۶۸ توسط سلطان بیبرس از سلسله مملوکیان آزاد و در سال ۱۴۰۱ بدست تیمورلنگ گشوده شد. در سال ۱۵۱۶ در زمان حکومت ترکان عثمانی به محمدعلی پاشا والی مصر واگذار و تا سال ۱۸۳۰ میلادی زیر نظر والی مصر حکومت و اداره می‌شد. در سال ۱۸۴۲ زلزله مهیبی این شهر را به ویرانه‌ای تبدیل کرد.
الحاق به ترکیه

پس از پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ این شهر تحت قیومت فرانسه همراه با سوریه اشغال و در سال ۱۹۴۶ طی برگزاری رفراندوم خودمختاری به جمهوری ترکیه ملحق گردید.
اهمیت دینی و مذهبی

این شهر در بین مسیحیان مشرق زمین از جمله: ارتدکس شرقی، کاتولیک رومی، سریانی مارونی از اهمیت زیادی برخوردار است. این شهر در کنار رم، اسکندریه، استانبول، بیت المقدس که شهرهای مذهبی و مقدس مسیحیان به شمار می‌رود دارای تقدس و ارزش بالایی در میان مسیحیان می باشد.

ژان یکم (امپراتور بیزانس)

ژان یکم یا یوانس یکم با عنوان کامل ژان یکم تزیمیسکس(به یونانی: Ιωάννης Α΄ Τζιμισκής) (به انگلیسی: John I Tzimiskes) (زادهٔ ۹۲۵ — درگذشتهٔ ۱۰ ژانویه ۹۷۶) امپراتور بیزانس از ۹۶۹ تا هنگام مرگش در ۹۷۶ بود. او در دوران حکومتش توانست نفوذ امپراتوری بیزانس را تا بالکان و سوریه گسترش داده و آرامش داخلی کشور را نیز حفظ نماید. در سایهٔ چنین اقداماتی بود که امپراتوری بیزانس از ثبات و اعتبار بالایی برخوردار گردید و به جانشینان پس از او منتقل شد.
زندگینامه

ژان نجیب‌زاده‌ای از یک خانوادهٔ اشرافی ارمنی بود که از طرف مادرش با ژنرال و بعدتر امپراتور نیکه‌فوروس دوم فوکاس نسبت پیدا می‌کرد. او در دوران فرماندهی نیکه‌فوروس به ارتش امپراتوری پیوست و درکنار او با اعراب مسلمان در کیلیکیه و سوریه جنگید. او سپس نیکه‌فوروس را در رسیدن به تاج و تخت امپراتوری بیزانس یاری نمود و به پاداش این کارش، مقام فرماندهی کل قوای بیزانس در مناطق شرقی به او اعطا شد.

با این حال جاه‌طلبی‌های ژان برای رسیدن خودش به امپراتوری سبب شد تا با همدستی معشوقه‌اش تئوفانو، بیوهٔ رومانوس دوم و سپس همسر نیکه‌فوروس دوم علیه امپراتور شروع به توطئه نماید. سرانجام نیکه‌فوروس دوم در ۹۶۹ به قتل رسید با این حال پولیوکتوس، اسقف‌اعظم قسطنطنیه ژان را مجبور به توبه نمود و او نیز که در صدد به‌دست آوردن تاج و تخت امپراتوری بود با گناهکار شمردن تئوفانو او را به صومعه‌ای تبعید و قاتلان امپراتور را نیز مجازات نمود. او سپس با عنوان ژان یکم در همان سال بر تخت امپراتوری بیزانس نشست.

ژان در دوران حکومتش با ترکیب مهارت‌های دیپلماتیک با قدرت نظامی توانست امپراتوری بیزانس را تقویت نماید. او در ۹۷۰ با تئودورا، دختر کنستانتین هفتم ازدواج کرد تا چالش‌های داخلی حکومتش را بدین وسیله حنثی نماید. در ۹۷۱ بلغارها به بیزانس حمله کردند اما ژان یکم در مقابل، نیروهایش را به سمت پایتخت آنان هدایت نمود و با اسیر کردن تزار بلغار آنها را مجبور ساخت تا بیزانس را به‌عنوان اختیاردار کشورشان به رسمیت بشناسند. او سپس در ژوئیهٔ همان سال شاهزادهٔ روس سِویاتوسلاو را نیز شکست داد و به تهدیدات روس‌های کیفی در شمال امپراتوری بیزانس پایان بخشید. ژان همچنین برای حفظ موقعیت بیزانس در مناطق غربی نیز ترتیبب ازدواج یکی از بستگانش را با اتوی دوم، امپراتور امپراتوری مقدس روم فراهم ساخت. او سپس توجهش را متوجه نواحی شرقی نمود و در فاصلهٔ ۹۷۴ تا ۹۷۵ توانست با کاستن از قدرت و نفوذ خلفای فاطمی در اطراف انتاکیه، بار دیگر انتاکیه، دمشق و دیگر شهرهای سوریه را به خاک امپراتوری بازگرداند.

ژان سپس در صدد بازپسگیری اورشلیم برآمد اما پیش از آنکه بتواند به هدفش برسد در ۱۰ ژانویه ۹۷۶ درگذشت و پس از او باسیل دوم بر تخت امپراتوری بیزانس نشست.

اتوی دوم

اتوی دوم(به آلمانی: Otto II) (زادهٔ ۹۵۵ - مرگ ۷ دسامبر ۹۸۳) سومین پادشاه از دودمان اتنی و پسر اتوی بزرگ بود.

در ۹۶۷ میلادی پاپ ژان سیزدهم در رم تاج امپراتوری را بر سر وی گذارد. در این زمان پدر وی همچنان زنده‌بود و وی به اشتراک با پدر امپراتور شمرده می‌شد و به طبع قدرت واقعی هم تا زمان مرگ پدر نداشت.

اتوی دوم در ۱۴ آوریل ۹۷۲ در رم با تئوفانو خواهرزادهٔ ژان یکم امپراتور بیزانس پیمان زناشویی بست. در مهٔ ۹۷۳ که پدرش درگذشت او به پادشاهی رسید. او سیاست‌های توسعه‌طلبانهٔ پدرش را در ایتالیا پی‌گرفت.

اتوی یکم

اُتوی یکم ملقب به اتوی بزرگ(به آلمانی: Otto I., der Große) یا اُتُن اول(به فرانسوی: Otton Ier)(زادهٔ ۲۳ نوامبر ۹۱۲ - مرگ ۷ مه ۹۷۳) پادشاه آلمان، ایتالیا و دوک زاکسن بود. وی نخستین فرمانروای آلمان است که لقب امپراتور داشت. او پسر هاینریش مرغ‌گیر بود.

اتوی یکم در ۲ فوریه ۹۶۲ تاج امپراتوری سرزمینی را بر سر خود گذارد که در آینده امپراتوری مقدس روم خوانده‌شد.
زندگی

اتو در والهاوزن زاده شد. در ۹۳۶ به جای پدرش به پادشاهی فرانک خاوری رسید. او در آخن پایتخت نیایش شارلمانی تاج‌گذاری نمود.

او در آغاز پادشاهی با شورش دوک‌نشین‌ها و رغابت با فرانک باختری و پادشاهش لوئی چهارم رودررو بود. همچنین ایتالیا هم دچار هرج و مرج سیاسی بود. اتو کوشید تا بر کلیسا تأثیر بگذارد و به واسطهٔ نفوذ اسقف‌ها اعمال قدرت نماید.

دورهٔ زمام‌داری اتو یک شبه رنسانس در معماری و هنر نیز بود. هنرهایی مانند تذهیب از آن زمان رواج یافت.

در آغاز دههٔ ۹۶۰ برنگار یکم بخش شمالی قلمرو پاپ ژان دوازدهم تاخت، پاپ دست به دامان اتو شد؛ اتو به ایتالیا رفت و پاپ بر سر او تاج امپراتوری نهاد. ولی به زودی پاپ از قدرت اتو بیمناک شد و دست به تحریک مجارهای امپراتوری روم شرقی زد. اتو از جریان آگاه شد، شورایی کلیسایی برگزار نمود و ژان را برکنار و به جای او لئون هشتم را بر منصب پاپی برگزیدند. با خروج اتو از رم در شهر میان هواداران ژان و اتو جنگ در گرفت. اتو به ناچار به رم بازگشت و شورش را به سختی سرکوب کرد. ۹۶۴ دوباره از رمیان از او خواسته‌شد تا به رم برود تا پاپ تازه بندیکت پنجم را برکنار کند. اتو از این فرصت بهره‌برد و در بازگشت این شرط را پیش نهاد که پاپ بی موافقت او برگزیده نشود.

در ۹۶۶ اتو یک لشکرکشی نافرجام هم به جنوب ایتالیا داشت. در ۹۷۲ میلادی ژان یکم امپراتور بیزانس اتو را به عنوان امپراتور به رسمیت شناخت و برادرزادهٔ خویش را به عقد اتوی دوم پسر و جانشین اتوی بزرگ درآورد.

لویی چهارم پادشاه فرانسه

لویی چهارم(زاده ۹۲۰-درگذشت ۱۰ سپتامبر۹۵۴ (میلادی)) دارای لقب Transmarinus یا d'Outremer یا پادشاه آنسوی دریا؛ پادشاه قرانسه از ۹۳۶ تا سال مرگش بود.
زندگینامه

وی از دودمان کارولنژی‌ها بود. پدرش شارل ساده پادشاه فرانسه و مادرش ایدگیفو دختر ادوارد مهتر پادشاه انگلستان بود.

هنگامی که بزرگان کشور پدرش را برکنار کردند و روبر یکم را به جایش بر تخت نشاندند وی تنها دو سال داشت. هنگامی که سه ساله بود روبر یکم مرد و رودلف فرانسوی دوک بورگوندی به جایش بر تخت پادشاهی نشست. هنگامی که پدرش با خیانت به زندان افتاد و دربند شد مادرش لویی خردسال را برداشت و به انگلستان در آنسوی آب رفت.

هنگامی که در ۹۳۶ رودلف مرد، بزرگان کشور به رهبری هوگوی بزرگ یکصدا از لویی خواستند تا به فرانسه برگردد. وی در ۱۹ ژوئن همانسال به فرانسه آمد و در لوئان تاجگذاری کرد، ولی فرمانرواییش به لوئان و بخش‌هایی از شمال فرانسه محدود می‌شد. وی اگرچه از خود در سالهای پادشاهیش زیرکی نشان داد، ولی کشورش دچار درگیریهای درونی و بیش از همه با هوگوی بزرگ کنت پاریس بود.

در ۹۳۹ او دچار برخورد با امپراتور اوتوی بزرگ بر سر لوران شد، ولی سرانجام با پیمان زناشویی وی با خواهر اوتو گربرگای ساکسونی این ستیزه خوابید. از این زناشویی دو پسر و یک دختر پدید آمد.

لویی چهارم در ۱۰ سپتامبر ۹۵۴ در رایمز از اسب به زمین خورد و درگذشت. پیکر وی را در کلیسای سن‌رمی به خاک سپردند.

فرانک

فرانک‌ها یکی از قبایل متعدد کنفدراسیون غربی ژرمن بودند. این کنفدراسیون متشکل از اقوام مختلف ژرمن از قبیل: سالی‌ها، سوگامبری، چاماوی، تنکتری، چاتورایی، بروکتری، اوسیپت‌ها، آمپسیواری و چاتی بودند. آنها از مرکز آلمان به داخل امپراتوری روم آمدند و به عنوان یک فوئدراتی (هم‌پیمان روم) قبول شدند. فرانک‌ها توانستند حکومتی دیرپا بنا کنند که بخش اعظم فرانسه امروزی و مناطق غربی آلمان(فرانکونیا، راینلند و هسن) را تحت پوشش خود قرار می‌داد و هستهٔ تاریخی دو کشور آلمان و فرانسه امروزی را شکل داد. ایمان آوردن کلوویس یکم، شاه کافر فرانک‌ها به مسیحیت، رخدادی تأثیرگذار در تاریخ اروپا به شمار می‌رود.

از آنجا که فرانکها سالیان دراز بر بخش غربی اروپا چیرگی داشتند در میان ملتهای دیگر مانند ایرانیان، هندیان و عربها همه اروپا به نام آنان خوانده می‌شد، آنچنان که در فارسی به اروپایی فرنگی، در عربی الفرنجی و در هندی Feringhi گفته می‌شد.

محتویات

    ۱ آغاز کار فرانک‌ها
    ۲ زبان
    ۳ امپراتوری فرانک‌ها
        ۳.۱ پی‌ریزی
        ۳.۲ مروونژی‌ها
    ۴ کارولنژی‌ها
    ۵ جستارهای وابسته

آغاز کار فرانک‌ها

بر پایه کهن‌ترین نوشته‌ها فرانک‌ها در آغاز در پانونیا در در نزدیکی رود دانوب می‌زیستند ولی سپس‌تر به سوی کرانه‌های راین کوچیدند. همچنین دیگر نوشته‌های کهن به ما می‌گوید که سرزمین نخستین فرانک‌ها دهانه رود دانوب در کنار دریای سیاه بوده‌است و اینان در زمان‌های پیش از تاریخ به سوی رود راین کوچیده‌اند. در همین هنگام نیز خود را بدین نام که اکنون ما آن‌ها را می‌شناسیم؛ فرانک Franko؛ خوانده‌اند(نزدیک به ۱۱ (پیش از میلاد))، فرانک‌ها را پیش از آن سیکامبرها می‌خواندند.این نام و خاستگاهشان نشان دهنده این است که آنان شاخه‌ای از سکاها یا کیمریان بوده‌اند. این داستان هم‌ریشه بودن با دو تیره نام برده با دیگر اسطوره‌های ملت‌های اروپا نیز همخوانی دارد.

فرانک‌های کوچنده به دسته‌های کوچک ژرمن در کنار رودخانه راین و سرزمین‌های شرقی آن بخش شده و ساکن گردیدند.پس از آن با سود بردن از نبرد میان ماکرومان‌ها و روم که در سال ۱۶۶ (میلادی) آغاز شد و تا سده‌های دوم و سوم میلادی به درازا انجامید از سرزمین هلند کنونی تا مرزهای شمال روم نیز پراکنده شدند.

نزدیک سال ۲۵۰ (میلادی) گروهی از فرانک‌ها از ناتوانی رومیان سود بردند و به درون اسپانیای کنونی رخنه کردند و سرانجام رومیان آنها را از مرزهای خویش بیرون راندند. پس از چهل سال فرانک‌ها که بر اشلت چیرگی یافته بودند، به راه‌های آبی بریتانیا نفوذ می‌کردند. رومیان توانستند منطقه را آرام کنند ولی فرانک‌ها را از آن جا بیرون نراندند.
زبان

فرانکها به زبان فرانکی باستان سخن می‌گفتند، وامواژه‌های بسیاری از این زبان در زبانها فرانسوی و لاتین به جای مانده‌است.این زبان با گذشت زمان به زبان هلندی باستان تبدیل گشت که در سده هفتم (میلادی) در سرزمینهای دلتای رود راین و و اشلت بدان سخن گفته می‌شد و سرانجان فرانسوی باستان که از جنوب پیشروی کرده بود جایگزین این زبان گریدید.
امپراتوری فرانک‌ها
پی‌ریزی

میان سالهای ۳۵۵ تا ۳۵۸ (میلادی) گروهی از فرانکها بر یکی از آبراههای رود راین دست یافتند، امپراتور ژولین دوم آنها را آرام نمود ولی برای اینکه با آنها کنار بیاید سرزمین گل بلژیک را بدانها واگذار کرد و از این تاریخ فرانکها همپیمان رومیان به شمار می‌آمدند.بر این پایه فرانکها نخستین ژرمنهایی بودند که برای همیشه در سرزمینهای رومیان جاگیر شدند.سرزمینی را که اینان در آنجا نشستند امروزه فلاندر و بخش جنوبی کشور هلند می‌باشد که مردمان ژرمن‌زبان آنها از تبار همان فرانکهای باستانند.

از همین سرزمین بود که رفته‌رفته فرانکها بر دیگر بخش‌های گل روم از شمال دره لووار تا شرق آکیتان ویزیگوت را زیر چیرگی خویش درآوردند.آنها همچنین به عنوان همپیمان رومیان از مرزها پدافند می‌نمودند، برای نمونه هنگامی که قبیله‌های ژرمن شرقی در سال ۴۰۶ در راستای رود راین به مرزهای روم تاختند فرانکها با ایشان به نبرد پرداختند.
مروونژی‌ها

جستار اصلی:مروونژی‌ها درباره پادشاهی نخستین سران فرانک‌ها؛ فاراموند(۴۱۹-۴۲۷) و کلودیو(۴۲۷-۴۴۷)؛ گزارشها بسیار آمیخته با افسانه هستند تا راستینگی، از اینرو نمی‌توان با یقین آنها را دارای پیوند با مروونژیها دانست.

کلودیو را نخستین شاه فرانکها دانسته‌اند که آغاز به گرفتن سرزمین گل نمود.او کارش را با گشودن شهر کامبره اغاز کرد و مرزهایش را از جنوب تا سوم گسترد.می‌نماید که نزدیک سال ۴۳۱او از امپراتور روم آئتیوس شکست خورده باشد و عقبنشینی کرده باشد.در این دوران شمار فرانکها در سرزمین گل بسیار افزایش یافته بوده‌است.

در ۴۵۱ (میلادی) آئتیو از فرانکهای همپیمان خویش خواست تا به وی در نبرد با آتیلا سرکرده هون‌ها یاری برسانند.فرانکهای سالی خواهش او را پذیرفتند و هونها را از مرزهای امپراتوری دور نمودند.تاریخنویسان سرکرده فرانکها در این نبرد را مرووش دانسته و از او به نام پسر کلودیو نام برده‌اند.پس از مرووش پسرش شیلدریک یکم جانشین او شد.
کارولنژی‌ها

جستار اصلی:کارولنژی‌ها

پادشاهی کارولنژیها از عزل واپسین شاه مروونژیها با همداستانی پاپ و موافقت با پادشاهی پیپن کوتاه‌قد پدر شارلمانی در سال ۷۵۱آغاز شد. پپن به عنوان شهردار کاخها جانشین پدرش شارل مارتل شده بود و به عنوان یک پادشاه گزینشی بر تخت نشست. وی در سال ۷۵۴ با پاپ استفان سوم همپیمان شد و اینچنین جایگاه خویش را استوار نمود. پاپ در کلیسای سن دنی حاضر شد و جشنی به راه انداخت و پادشاه و خانواده‌اش را غسل تعمید داد و آنها را پشتیبانان روم خواند. او در سال پس از آن به قولش وفا کرد و راونا را که به تازگی به دست لومباردها افتاده بود آزاد ساخته و به پاپ سپرد.این منطقه پیشتر به دست بیزانس گردانده می‌شد. وی همچنین سرزمینهای گرداگرد رم را نیز به پاپ پیشکش کرد و اینچنین دولت پاپی را پدید آورد.اینچنین پاپ بر این چشمداشت بود که پادشاهی کارولنژی جهانی پدید آورد که پاپ کانون آن باشد.

با مرگ پپن در سال ۷۶۸ پسرانش شارل و کارلمان سرزمین پدرشان را میان خویش بخش نمودند ولی به زودی کارلمان به صومعه رفت و به عبادت پرداخت و کوتاه زمانی پس از آن مرد و کشورش به برادرش که اکنون وی را با نام شارلمانی می‌شناسیم رسید.
تندیس شارلمانی در شهر فرانکفورت در کشور آلمان

شارلمانی از ۷۷۲ ساکسون‌ها را شکست داد و سرزمینشان را بر مرزهای خویش افزود. در ۷۸۵ ویدوکیند یکی از رهبران ساکسونها غسل تعمید را پذیرفت و اینگونه تن به آشتی داد ولی دیگر ساکسونها همچنان به جنگ ادامه دادند. در ۷۸۷ شارلمانی پس از پیروزی بر ساکسونها در وردون هزاران تن از اسیران ساکسون را که به کیش مسیحیت نگرویده بودند کشت.

میان سالهای ۷۷۳ تا ۷۷۴ او لومباردها را شکست داد و مرزهایش را تا شمال ایتالیا گسترد و فرمانروایی پاپ را احیا نمود.

در ۷۷۸ تالاسیو دوک باواریا بر شارلمانی شورید ولی سرانجام از او شکست خورد و باواریا نیز به خاک شارلمانی پیوسته شد. تا سال ۷۹۶ شارلمانی بر خاک کشورش از سوی جنوب شرقی افزود تا اینکه مرزهایش را به اتریش و کرواسی کنونی رساند.

شارلمانی مرزهایش را از جنوب غربی تا پیرنه در شمال اسپانیای کنونی، همه فرانسه کنونی به جز بریتانی (که فرانکها هرگز بدان دست نیافتند)، از سوی شرقی تا آلمان کنونی و افزون بر آن شمال ایتالیا و اتریش کنونی گسترد. وی از کلیسا و آیین مسیح پشتیبانی نمود و جانشینانش نیز این پشتیبانی را پی گرفتند. وی بزرگ‌ترین پشتیبان مسیحیت در مغرب‌زمین بود و از این روی در ادب و فرهنگ سبب پدیدار گشتن تحولی بود که رنسانس کارولنژی خوانده می‌شود.

در روز کریسمس سال ۸۰۰ پاپ لئو سوم بر سر شارلمانی تاج امپراتوری روم را گذارد. ولی خود شارلمانی عنوان امپراتور، شاه فرانکها و لومباردها را ترجیح داد. بدین گونه او رقیب بیزانس بر سر جانشینی امپراتوری روم گشت چه که بیزانسیها خود را دنباله امپراتوری روم می‌دانستند. در ۸۱۲ میشل یکم امپراتور بیزانس حاضر نشد شارلمانی را به رسمیت بشناسد.

شارلمانی در ۲۸ ژانویه۸۱۴ در آخن درگذشت و او را در کاخ خودش در همین شهر به خاک سپردند.

شارلمانی چندین پسر داشت که از میان آنها لوئی پارسا جانشین پدر شد. لوئی در ۸۴۰ مرد. پس از او در ۸۴۳ امپراتوری کارولنژی به سه بخش فرانک غربی، فرانک شرقی و فرانک میانی تقسیم شد و هرکدام به یکی از پسران لوئی رسید.

در ۱۲ دسامبر۸۸۴ شارل فربه بسیاری از بخش‌های پیشین امپراتوری را به جز بورگوندی باز به هم پیوند زد. کمی پس از آن در ۸۸۷ خواهرزاده او آرنولف در فرانک غربی(آلمان کنونی) بر ضد او شورید و خود را پادشاه آن سرزمین خواند. شارل به زودی کناره گرفته و درگذشت(۱۳ ژانویه۸۸۸).اودوی یکم کنت پاریس کنترل بخش غربی(فرانسه کنونی) را در دست گرفت و یک ماه پس از آن تاجگذاری نمود. کارولنژیها ده سال پس از آن دوباره در فرانسه قدرت را در دست گرفتند و توانستند تا سال ۹۸۷ به پادشاهی ادامه دهند. پادشاهی اینان نیز در همین سال با مرگ لوئی چهارم به پایان رسید.

اتحادیه جهانی پست

اتحادیه جهانی پست (به انگلیسی: Universal Postal Union یا UPU) نخستین انجمن در جهت همکاری بین کارکنان بخش پست و از مؤسسات تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد است. اتحادیه جهانی پست با تصویب معاهده برن در سال ۱۸۷۴ تأسیس شد. اتحادیه جهانی پست از نظر قدمت و سابقه دومین سازمان بین‌المللی جهانی محسوب می‌شود.[۱]
در ۱۸۷۸ عنوان اتحادیه عمومی پست‌ها (به انگلیسی: General Postal Union یا GPU) تبدیل به اتحادیه جهانی پست شد.[۲] هدف این اتحادیه کمک به سازماندهی و بهبود بخشیدن خدمات پستی در سطح بین‌المللی است. در حال حاضر ۱۹۲ کشور عضو این سازمان هستند. [۳] تاکنون سند تأسیس اتحادیه در سال‌های ۱۹۶۹ در کنگره پستی جهانی توکیو، ۱۹۷۴ کنگره پستی جهانی لوزان، ۱۹۸۴ کنگره پستی جهانی هامبورگ، ۱۹۸۹ واشنگتن، ۱۹۹۴ سئول، ۱۹۹۹ پکن و ۲۰۰۴ بخارست به دلیل تطابق با تحولات فنی مورد بازنگری قرار گرفته‌است. مقر اصلی اتحادیه در برن، سوئیس است.[۴]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ عضویت
    ۳ اهداف
    ۴ ساختار
        ۴.۱ کنگره
        ۴.۲ شورای اجرایی
        ۴.۳ شورای بهره‌برداری پستی
        ۴.۴ دفتر بین‌المللی
    ۵ زبان‌ها
    ۶ بودجه
    ۷ پانویس
    ۸ پیوند به بیرون

تاریخچه
بنا یادبودی از اتحادیهٔ جهانی پست، برن، در نشان اتحادیه پنج قاره از طریق ترانزیت تبادلات بین‌المللی به هم متصل شده‌اند.

در طول قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی مبادلات مرسولات پستی از طریق قرادادهای دوجانبه، بین کشورها صورت می‌گرفت. این روند در قرن ۱۹ میلادی به علت روند رو به توسعهٔ تجارت و بازرگانی بین‌المللی چندان کارآمد نبود و نیاز به تأسیس یک سرویس خدمات پستی جهانی به شدت احساس می‌شد. از سوی دیگر اصلاحات ملی و داخلی کشورها بر عملیاتی شدن تأسیس این اتحادیه تأثیر فراوانی گذاشت. در انگلستان رولند هیل توانست سیستمی را در پست راه بیاندازد که به وسیلهٔ آن مخارج حمل مرسولات پستی باید از پیش پرداخته می‌شد. در ۱۸۶۳ در ادامهٔ روند اصلاحات مونتگمری بلیر، رئیس ادارهٔ پست ایالات متحده آمریکا کنفرانسی را با دعوت از نمایندگان ۱۵ کشور اروپایی و آمریکایی در پاریس ترتیب داد. کشورهای شرکت‌کننده در این کنفرانس حیطهٔ اختیاراتشان بسیار محدود بود و به دلیل عدم وجود یک سازمان بین‌المللی پستی صرفاً توانستند چند اصول کلی و عمومی، راجع به موافقت‌نامه‌های دوجانبه سرویس‌های پستی وضع کنند.

هاینریش ون استفان، مدیرکل پست کنفدراسیون آلمان شرقی توانست طرح اتحادیه جهانی پست را تنظیم کند. بر اساس طرح پیشنهادی او نمایندگان ۲۲ کشور در اولین کنگره پستی جهان که از سوی دولت سوئیس تشکیل شده بود، گرد هم آمدند. در ۹ اکتبر ۱۸۷۴ بر اساس معاهده برن، اتحادیهٔ عمومی پست‌ها تأسیس شد. اعضای این اتحادیه در طول ۳ سال به شدت افزایش یافت و به همین دلیل در ۱۸۷۸ عنوان اتحادیهٔ عمومی پست‌ها به اتحادیهٔ جهانی پست تغییر نام یافت.[۵]‏ پس از تأسیس سازمان ملل متحد در ۱۹۸۴ به عنوان یکی از مؤسسات تخصصی وابسته به سازمان ملل مطرح شد.[۶] ۹ اکتبر ۱۸۷۸، سال‌روز تأسیس اتحادیهٔ جهانی پست هر سال گرامی داشته می‌شود. این روز به طور رسمی توسط قطعنامه مصوب کنگره توکیو، ۱۹۶۹ به عنوان روز جهانی پست نام‌گذاری شد.[۷]
عضویت
کشورهای عضو به رنگ سبز، کشورهای غیر عضو به رنگ خاکستری.

هر یک از دولت‌های عضو سازمان ملل متحد می‌توانند عضو اتحادیهٔ جهانی پست شوند. هر کشوری که در سازمان ملل متحد عضویت ندارد، می‌تواند درخواست عضویت دهد و در صورتیکه حداقل ‏ ۳/۴ اعضای اتحادیه موافق باشند، به عضویت پذیرفته می‌شود. هم‌اکنون اتحادیه ۱۹۲ عضو دارد.[۸]
اهداف

    سازمان‌دهی و کامل نمودن خدمات پستی؛
    ارتقا و توسعهٔ همکاری‌های بین‌المللی؛
    ارائهٔ کمک‌های فنی و نظرهای مشورتی به کشورهای نیازمند عضو اتحادیه؛
    ایفا کردن نقش رابط و میانجی‌گر بین اعضا؛
    تنظیم و تصویب قوانین برای تبادلات پستی بین‌المللی؛
    ارائهٔ توصیه‌هایی در جهت برانگیختن سطح رشد در مراسلات و امانات پستی و بهبود کیفیت این خدمات برای مشتریان.[۹]

ساختار

اتحادیهٔ جهانی پست از ۴ رکن اصلی تشکیل شده‌است:[۱۰]
کنگره

کنگره رکن اصلی و عالی اتحادیهٔ جهانی پست است. هر ۴ سال یک‌بار، تمامی دولت‌های عضو اتحادیه در کنگره جمع می‌شوند تا در خصوص برنامه‌های آینده اتحادیهٔ جهانی پست و تجدیدنظر در اسناد آن، که شامل سند مؤسس، کنوانسیون‌ها و قرادادهای مراسلات پستی است، تصمیمات جدیدی اخذ نمایند.[۱۱]
شورای اجرایی

شورای اجرایی (CA) مرکب از ۴۰ کشور عضو است و سالی یک‌بار در مقر اتحادیه، برن تشکیل جلسه می‌دهد. شورای اجرایی در فواصل تشکیل کنگره‌ها مسئولیت نظارت بر اجرای قوانین اتحادیه و مصوبات کنگره و استمرار کارها را برعهده دارد. هم‌چنین شورای اجرایی مسئول ارتقا و تعدیل تمامی جنبه‌های کمک‌های فنی ِ پستی، ما بین تمامی دولت‌های عضو اتحادیه‌است.[۱۲]
شورای بهره‌برداری پستی

شورای بهره‌برداری پستی (POC) از ۴۰ دولت عضو تشکیل شده‌است و سالی یک‌بار در برن تشکیل جلسه می‌دهد. شورای بهره‌برداری پستی، رکن فنی و عملیاتی اتحادیه‌است. این شورا هم‌چنین مسائل فنی، اقتصادی و تجاری مربوط به امور پستی را بررسی می‌کند.[۱۳]
دفتر بین‌المللی

دفتر بین‌المللی (IB) اتحادیه در برن، سوئیس واقع است. نزدیک به ۲۵۰ کارمند از بیش ۵۰ کشور در دفتر بین المللی اتحادیه کار می‌کنند. دفتر بین‌المللی به عنوان یک نهاد ارتباطی، اطلاعاتی، مشورتی و ارتقادهندهٔ همکاری‌های فنی بین ادارات پستی در اتحادیه عمل می‌کند. این رکن نقش دبیرخانهٔ اتحادیه را هم بر عهده دارد. اتحادیه جهانی پست علاوه بر این دفتر بین‌المللی، دفترهای مرکزی دیگری هم در نقاط مختلف جهان تأسیس کرده‌است تا بتواند هماهنگی‌های بین‌المللی بیش‌تری را در زمینهٔ خدمات پستی جهانی ارائه نماید.[۱۴]
یادبود هاینریش ون استفان در یک تمبر پستی به مناسبت ۷۵ سالگی تأسیس اتحادیه جهانی پست.
زبان‌ها

زبان رسمی اتحادیه جهانی پست، زبان فرانسه است. زبان انگلیسی به عنوان زبان کاری اتحادیه در سال ۱۹۹۴ پذیرفته شد. اکثر اسناد و موارد انتشاراتی اتحادیه، نظیر محصولات پستی بین‌المللی به زبان‌های رسمی سازمان ملل متحد، چینی، انگلیسی، عربی، فرانسوی، اسپانیایی و پرتغالی هم ارائه می‌شود.[۱۵]
بودجه

از ۱۹۹۲ تاکنون اتحادیه جهانی پست رویهٔ رشد صفر درصدی را اتخاذ کرده‌است. اتحادیه بودجه سالانهٔ خود را در سطح یا زیر سطح تورم نگاه داشته‌است. این سازمان با بودجه‌ای در حدود ۳۷ میلیون فرانک سوئیس (حدود ‎ ۳۰/۴ میلیون دلار)، کم‌ترین میزان بودجه را در بین مؤسسات تخصصی وابسته به ملل متحد دارا است.