اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

کلاه پهلوی (پوشاک)

لاه پهلوی نام کلاهی گرد و لبه‌دار بود که به دستور رضاشاه، کلیه اتباع ایران بایست آن را به سر می‌گذاشتند.

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ قانون
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

تاریخچه
در سال هزار و سیصد و هفت         عمامه به‌کلی از میان رفت

تا پیش از سلطنت رضاشاه، انواع پوشش سر برای مردان معمول بود. معمول‌ترین پوشش سر در میان بازاریان عمامه شیرشکری و دستار و در میان کارمندان کلاه بدون لبه بود. علاوه بر این در میان شاه‌زادگان و اروپادیدگان، کلاه سیلندر نیز مرسوم بود. [۱]

در سال ۱۳۰۶ ابتدا به وزرا و روسای ادارات و کارمندان دولت دستور داده شد تا از کلاه لبه‌دار پهلوی استفاده کنند. در مرحله بعد به مدارس دستور داده شد که از ورود دانش‌آموزان بدون کلاه پهلوی جلوگیری شود. مرحله بعد تصویب قانون لباس متحدالشکل (یونیفرم) توسط مجلس شورای ملی (جلسه ۱۴ مورخ ۴ دی‌ماه ۱۳۰۷) بود. با تصویب این قانون، مامورین شهربانی بر فشار خود به مردم افزودند. [۱]
قانون
نوشتار اصلی: قانون جایگزینی پوشاک

در ماده اول این قانون آمده‌است که کلیه اتباع ایران که برحسب مشاغل دولتی دارای لباس مخصوصی نیستند در داخله مملکت مکلف هستند با لباس متحدالشکل کلاه پهلوی و نیم‌تنه بافته‌شده در ایران ملبس گردند. در ماده دوم این قانون روحانیون و طلاب از اجرای آن مستثنی شدند. ماده سوم متخلف را به حبس تا هفت روز محکوم نموده و ماده چهارم تاریخ آغاز اجرای آن را در شهرها ۱۳۰۸ و در روستاها ۱۳۰۹ معین کرده‌است.

شقایق فراهانی

شقایق فراهانی (زاده ۲ مرداد ۱۳۵۱ در تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایران است.

محتویات

    ۱ زندگینامه
    ۲ فیلم‌شناسی
        ۲.۱ سینما
        ۲.۲ سریال
    ۳ منابع

زندگینامه

شقایق فراهانی فرزند بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا، و خواهر گلشیفته فراهانی، از بازیگران سینما و تلویزیون ایران است. وی در طول مدت بازیگری‌اش پرکار بوده‌است و منتقدین بازی وی را در فیلم چتری برای دو نفر ستوده‌اند. این بازیگر نقش‌هایش در فیلم‌های چتری برای دو نفر، پروانه‌ای در باد و سریال کلاه پهلوی را ماندگار می‌داند. او از کودکی در کنار پدر و مادرش در تئاتر بازی می‌کرد. او با حضو در فیلم لیلا به سینما آمد. در بزرگسالی با بازی در فیلم پروانه در سطح بین‌المللی توانست موفق شود.
فیلم‌شناسی
سینما
سال     نام فیلم     نقش     یادداشت
۱۳۹۲     خواب‌زده‌ها         فریدون جیرانی
روز رستاخیز         احمدرضا درویش
سایه روشن         فرزاد موتمن
متروپل         مسعود کیمیایی
به تهران خوش آمدید         رضا سبحانی
کلاشینکف         سعید سهیلی
۱۳۹۱     بی‌خداحافظی         احمد امینی
۱۳۹۰     خنده در باران     خوشه     داریوش فرهنگ
گناهکاران     رهنما     فرامرز قریبیان
۱۳۸۸     باغ قرمز     مهناز     امیر سمواتی
روز رستاخیز        
۱۳۸۷     محاکمه در خیابان         مسعود کیمیایی
دل شکسته        
وقتی همه خوابیم     خاطره مقلبول     بهرام بیضایی
۱۳۸۶     دایناسور         پرویز شیخ طادی
مظفرنامه         محمدرضا ورزی
۱۳۸۵     مقلد شیطان         افشین صادقی
مهمان         سعید اسدی
نصف مال من، نصف مال تو     پروین     وحید نیکخواه آزاد
۱۳۸۴     راه طی شده         عباس رافعی
صحنه جرم، ورود ممنوع!        
قلقلک         مسعود نوابی
۱۳۸۳     شارلاتان         آرش معیریان
۱۳۸۲     پروانه‌ای در باد     آیدا     عباس رافعی
۱۳۸۰     آدمک‌ها     شهره     علی قوی تن
سیندرلا         بیژن بیرنگ/مسعود رسام
۱۳۷۹     چتری برای دو نفر     مینو     احمد امینی
راز شب بارانی     هانیه افرایی     سیامک اطلسی
سمفونی تاریک         محمد عرب
شب‌های تهران     مینا ایرانی     داریوش فرهنگ
شهرت         ایرج قادری
صدای سخن عشق     الهام     رضا شالچی
۱۳۷۷     طوطیا     شقایق     ایرج قادری
عشق کافی نیست     مهتاب سلطانی     مهدی صباغ زاده
مهره         محمدعلی سجادی
۱۳۷۵     لیلا         داریوش مهرجویی
سریال
سال     نام     نقش     کارگردان
١٣٩٣     انقلاب زیبا         بهرنگ توفیقى
۱۳۹۲     ماتادور         فرهاد نجفی
مادرانه[۱]         جواد افشار
۱۳۸۳     کلاه پهلوی         ضیاءالدین دری

لیلا (فیلم)

لیلا نام فیلمی است که در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شد.
داستان فیلم

خطر لوث‌شدن: آنچه در زیر می‌آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!

لیلا (لیلا حاتمی) و رضا (علی مصفا) در یک مراسم شله‌زرد پزان همدیگر را می‌بینند و چندی بعد با هم ازدواج می‌کنند. آن دو، بعد از مدتی زندگی متوجه می‌شوند که لیلا نمی‌تواند فرزندی به دنیا بیاورد. آنها درمان‌های متعدد و آزمایش‌های گوناگونی را دنبال می‌کنند اما همه بدون نتیجه می‌ماند. در این میان هر چند برای رضا بچه‌دار نشدن لیلا اهمیتی ندارد، اما مادرش با وجود این احساس رضایت و خوشبختی رضا از زندگی بدون فرزند، لیلا را تحت فشارهای شدید قرار می‌دهد و از او می‌خواهد که اجازه دهد برای رضا همسری بگیرند تا فرزندی برای او بیاورد و سپس همسر دوم رضا از زندگی آنها خارج شود. فشارهای مادر رضا بالاخره کارگر می‌افتد و لیلا، رضا را راضی می‌کند. بدون اطلاع خانواده لیلا ازدواج مجدد رضا با گیتی (شقایق فراهانی) انجام می‌شود. اما شب عروسی، لیلا به خانه مادرش پناه می‌برد و حاضر نمی‌شود به زندگی رضا برگردد. رضا این عمل را خلاف قول‌های قبلی لیلا می‌داند و مدتی بعد همسر دومش را طلاق داده و فرزند دختری را که از او دارد به مادرش می‌سپارد و خود تنها زندگی می‌کند. گیتی مجدداً ازدواج می‌کند و رضا هم با خواهش‌های مکرر از لیلا و خانوادهٔ او، روزی در همان مراسم شله‌زرد پزان با دخترش باران به دیدار لیلا می‌رود.

فولا (عروسک)

فولا (Fulla)، عروسکی محجبه با لباسی تمام قد، که همراه با جا نماز صورتی رنگش به بازار عرضه شده. گفته می‌شود فولا پرفروشترین اسباب بازی در دنیای عرب است.

ایدهٔ ساخت این عروسک در سال ۱۹۹۹ میلادی داده شد و در سال ۲۰۰۳ به بازار آمد و سود بسیاری عائد سازندگانش کرد.

طراح و آفریننده این شخصیت عروسکی، استودیو طراحی نیوبوی (NewBoy Design Studio)است، که عرضه محصول خود را در سال ۲۰۰۳ میلادی در کشور سوریه (به نوشته ویکی انگلیسی در دوبی امارات و سوریه) آغاز کرد و در این مدت حضور قدرتمندی در بازارهای خاورمیانه و دیگر کشورها داشته‌است.

محتویات

    ۱ خانواده فولا
    ۲ فولا در کشورهای جهان
    ۳ فولا و باربی
    ۴ وسایل فولا
    ۵ عکس‌های فولا
    ۶ فیلم فولا در یوتیوب
    ۷ بیشتر در مورد فولا
    ۸ منابع

خانواده فولا

همانطور که در بالا آمده‌است، خانوادهٔ فولا خانواده‌ای ۵ نفره‌است. فولا، بر خلاف باربی هنوز مجرد است. برادر و خواهری به ترتیب به نام‌های نور(Nour) و بدر(Bader) نیز دارد. بر خلاف باربی که دوست پسری به نام کن دارد، وی هنوز مجرد است. فولا در طرح‌های معلم و دکتر و... عرضه شده‌است.
فولا در کشورهای جهان

بعد از خاورمیانه، فولا در کشورهایی مانند آمریکا، چین، برزیل، آفریقای شمالی و اندونزی به فروش رسید. گرچه قبل از این عروسک عروسک‌هایی مانند رزانه (در آمریکا)و لیلا (در مصر)و باربی مراکشی (در مراکش) با حجاب عرضه شده بودند، هیچ کدام طرفداران زیادی مانند فولا نداشتند.

فولا در عربستان که باربی توسط کمیته امر به معروف و نهی از منکر ممنوع شده‌است، طرفداران بیشتری دارد.

فواز عابدین، مدیر بازاریابی فولا می‌گوید: «عروسک و شخصیت آن باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که هم پدر و مادر و هم بچه‌ها بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.» وی همچنین به ویژگی‌های عروسک فولا به عنوان یک الگوی رفتاری اشاره می‌کند: «[فولا] راستگو و مهربان است و به پدر و مادر خویش احترام می‌گذارد.»

طارق محمد، مدیر شعبه فروشگاه بزرگ آمریکایی تویز آر یو آس(Toys'r'Us) در قاهره می‌گوید: «فولا بهتر از عروسک‌های دیگر می‌فروشد، چون با ارزش‌های مردم عرب همخوانی بیشتری دارد، پا یا بازوی او هرگز عریان دیده نمی‌شود.»
فولا و باربی

به عقیدهٔ تعدادی، دارا و سارا (عروسک‌های ایرانی)، فولا، لیلا، رزانه و حتی شیمی و ریوکاله (عروسک‌های اسرائیلی- یهودی) رقیبانی جدی برای باربی هستند و این را از ممنوعیت فروش باربی در بعضی کشورها میتوان دریافت. گرچه فولا به باربی مسلمان مشهور شده‌است. فولا گرچه شبیه باربی است اما در شیوهٔ زندگی، پوشش و... با وی تفاوت دارد. تفاوت در پوشش باعث شده‌است که خانواده‌های مسلمان، بیشتر به فولا تمایل نشان دهند تا باربی. به عقیدهٔ عده‌ای فولا پس از موج ایجاد شده توسط دارا و سارا که مخالفان باربی هستند بوجود آمد. همانطور که شیمی و ریوکاله عروسکهای اسرائیلی، را از همین موج برای حس وطن پرستی اسرائیلی‌ها بیان میکنند.
وسایل فولا

برای فولا و طرفدارانش، چادر نماز، روسری، خانهٔ عروسکی، کاکائو، ذرت، دوچرخه، صندلی، مخزن شنا، ساعت و... طراحی و ساخته شده‌است. اما فولا همانند دارا و سارا، گران قیمت است به همین علت طراحانش در نظر دارند، نوع جدید و ارزانی از این عروسک به بازار ارائه دهند.

فولا در طی زمان، تغییراتی داشته‌است همانند رنگ موها، چادر و روسری و...

باربی

باربی عروسکی است که در مارس سال ۱۹۵۹ توسط شرکت متل تولید و روانه بازار شد. خانم روث هندلر (۱۹۱۶-۲۰۰۲) این عروسک را با الهام از عروسکی آلمانی به نام بیلد لیلی بوجود آورد.

محتویات

    ۱ تولد
    ۲ رشد
    ۳ حاشیه
    ۴ باربی در عرصه سینما
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

تولد

روث هندلر هنگام مشاهده بازی دخترش باربارا با عروسک‌های کاغذی متوجه شد او از بازی دادن آنها در نقش بزرگسالان لذت می‌برد. آن زمان اغلب عروسک‌ها به شکل کودکان خردسال ساخته می‌شدند. روث ایده ساخت عروسکی با اندام بزرگسالان را به شوهرش الیوت پیشنهاد نمود، اما وی به عنوان مدیر شرکت متل اشتیاقی به این پیشنهاد نشان نداد.

در سال ۱۹۵۶ روث در سفری به آلمان به عروسکی که بایلد لی لی نامیده می‌شد برخورد نمود که عیناً مطابق آن چیزی بود که در سر می‌پروراند. او سه عدد از این عروسک‌ها را خریداری کرد. یکی را به دخترش داد و دوتای دیگر را به متل برد.

عروسک لی لی براساس شخصیت محبوب ظاهر شده در کمیک استریپی شکل گرفته بود. لی لی، خانم خوشنامی بود که می‌دانست چه می‌خواهد. عروسک لی لی اولین بار در سال ۱۹۵۵ در آلمان به فروش رفت و اگر چه در آغاز به بزرگسالان فروخته می‌شد، اما کم کم محبوبیتی بین کودکان بدست آورد که از پوشاندنش با قطعاتی که جداگانه در دسترس بودند، لذت می‌بردند.

روث پس از بازگشت به آمریکا با کمک مهندسی به نام جک راین اقدام به طراحی عروسکی مشابه نمود و به نام دخترش باربارا نام باربی را بر آن نهاد. عروسک باربی برای اولین بار در نهم ماه مارس سال ۱۹۵۹ در شهر نیویورک به نمایش گذاشته شد.

اولین باربی لباس شنا مشکی با خطوط راه راه سفید برتن داشت و با مدل موی دم اسبی و نیز موی بور و خرمایی عرضه شد. این عروسک به عنوان مدل نوجوان با پوشاکی که شارلوت جانسون طراحی نموده بود روانه بازار گشت. اولین عروسک باربی در ژاپن ساخته شد و در سال نخست حدود ۳۵۰٫۰۰۰ عدد از آن به فروش رفت.

شرکت متل در سال ۱۹۶۴ با کسب امتیاز عروسک بایلد لی لی از آلمان، تولید آن را متوقف ساخت.
رشد

روث هندلر عقیده داشت این بسیارمهم است که باربی ظاهری چون بزرگسالان داشته باشد. شکل باربی بارها تغییر یافت و به روز شد.

باربی اولین عروسکی بود که استراتژی بازاریابی بر اساس تبلیغات تلویزیونی داشت. برآورد می‌شود که بیش از یک میلیارد عروسک باربی در بیش از ۱۵۰ کشور جهان فروخته شده‌است و بنا بر ادعای شرکت متل هر دقیقه سه باربی به فروش می‌رسد.

محصولات باربی منحصر به محدوده‌ای از عروسک‌ها و لوازم همراهشان نمی‌شوند بلکه شامل تعداد بیشماری از کالاهای دارای مارک باربی چون کتاب‌ها و اقلام مد و بازی‌های ویدئویی می‌گردد. همچنین فیلم‌های انیمیشن چندی با بازیگری باربی ساخته شده‌است.
حاشیه

    در سال ۲۰۰۳ کشور عربستان فروش باربی را به دلیل عدم تطابق با فرهنگ و اندیشه‌های اسلام غیر قانونی کرد.هیئت امر به معروف و نهی از منکر اعلان کرد که عروسک‌های یهودی باربی با پوشش آشکار و وضعیت ننگین و متعلقات و ابزارشان نمادی از فساد و انحراف غرب هستند.
    در کشورهای خاور میانه عروسکی مشابه باربی و با پوشش اسلامی و با نام فولا می‌کوشد تا بیشترین مقبولیت را در بازار اسلامی بدست آورد.
    در ایران عروسک‌های دارا و سارا که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شد به مثابه جایگزین باربی به شمار می‌روند.[۱]
    کلمه باربی به مرور زمان به معنای دختران و زنان سطحی و کوتاه فکر به کار می‌رود.[۲]
    یکی از بیشترین نکوهش‌ها به باربی تاثیری است که بر زنان جوان گذاشته تا بکوشند با امتناع از غذا خوردن و سوء تغذیه، خود را به کشیدگی و باریکی او نزدیک سازند.[نیازمند منبع]

باربی در عرصه سینما

از سال ۲۰۰۱ تاکنون فیلمهای زیادی از روی شخصیت باربی ساخته شده است.

مجموعه فیلمهای باربی:

باربی: فندق شکن ۲۰۰۱

باربی:راپونزل و قلم جادوئی ۲۰۰۲

باربی:دریاچه قو ۲۰۰۳

باربی:پرنسس و گدا ۲۰۰۴

باربی: شهر پریان ۲۰۰۵

باربی:جادوی اسب بالدار ۲۰۰۵

باربی شهرپریان:پری دریایی ۲۰۰۶

باربی:۱۲ پرنسس ۲۰۰۶

باربی:جادوی رنگین کمان ۲۰۰۷

باربی:پرنسس جزیره ۲۰۰۷

باربی:مری پوسا ۲۰۰۸

باربی و قصر الماس ۲۰۰۸

باربی در سرود عید ۲۰۰۸

باربی:تامبلینا ۲۰۰۹

باربی و سه شمشیر زن ۲۰۰۹

باربی:داستان پری دریایی ۲۰۱۰

باربی:یک مُد رویایی ۲۰۱۰

باربی و راز پری ۲۰۱۱

باربی در مدرسه پرنسس چارم ۲۰۱۱

باربی در کریسمس عالی ۲۰۱۱

باربی:داستان پری دریایی ۲ ۲۰۱۲

باربی:پرنسس و ستاره پاپ ۲۰۱۲

باربی و کفشهای صورتی ۲۰۱۳

باربی:مری پوسا و دختر شاه پریان ۲۰۱۳

باربی : داستان پونی ۲۰۱۳

و باربی در داستان فروزن۲۰۱۳

علاوه بر اینها باربی در برخی فیلمهای دیگر نیز حضور داشته است از جمله فیلم داستان اسباب بازی ۲ و ۳.

دارا و سارا

دارا و سارا نام دو عروسک دو قلوی هشت ساله ایرانی است.[۱]

محتویات

    ۱ ساخت
    ۲ نقدها
    ۳ پانویس
    ۴ منابع
    ۵ پیوند به بیرون

ساخت

ایدهٔ ساخت عروسکهای ملی دارا و سارا از سال ۱۳۷۵ توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مطرح شد. پس از پنج سال این دو عروسک، با لباسهای محلی اقوام مختلف ایرانی، با هدف آشناسازی کودکان ایرانی با فرهنگ ایرانی، در سال ۱۳۸۰ ساخته شدند.[۲] کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وسایل جنبی عروسک‌های دارا و سارا مثل لوازم تحریر، نوار سرود، تقویم، پوستر و جوراب را نیز تولید و عرضه کرد.[۳] به گفتهٔ محسن چینی‌فروشان، مدیر عامل سابق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به دلیل کیفیت نامرغوب عروسک‌های ایرانی، ساخت این عروسک‌ها به چین واگذار شد. وی می‌گوید: البته چین تنها مجری طرح تولید است و هیچ نظارتی بر طراحی و ساخت این عروسک‌ها نداشته‌است.[۴]
نقدها

برخی صاحب نظران عروسک خوب را عروسکی می‌دانند که بتوان با آن به راحتی بازی کرد و ماننذ عروسک‌های باربی امکان تغییر ظاهر و نوع لباس عروسک وجود داشته باشد. این عروسک‌ها را می‌شود بی‌لباس خرید. تنوع لباس‌های باربی به حدی‌است که می‌توان از او از یک کارگر ساختمانی یا باغبان گرفته تا یک ملکه یا هنرپیشهٔ ساخت و اینها همه تنها به وسیله لباس‌های متعدد ساده و گوناگونی‌است که متناسب با حالات باربی و اتفاقات زندگی روزمره‌اش طراحی و عرضه شده‌است.[۵] ولی لباس‌های فاخر و غیرقابل انعطافِ دارا و سارا مانع از بازی متنوع بچه‌ها با آنهاست. یکی دیگر از تفاوت‌های این عروسک‌ها قیمت آن‌هاست؛ که همین مسئله حتی موجب گرایش والدین به خرید عروسک‌های باربی برای کودکان‌شان می‌شود. به گقته برخی کارشناسان روانشناسی بازی دارا و سارا در شکل کنونی خود بیشتر عروسک‌های زینتی هستند.[۶] آناتومی و ساختمان بدنی باربی ساده و در عین حال متحرک است. اما سارا و دارا توان حرکات پیچیده باربی را که در تمامی مفاصل (به جزء انگشتان پا) از الگوی انسانی تبعیت می‌کنند، ندارند.[۷]

یکی دیگر از ضعف‌های طراحی عروسک‌های دارا و سارا وزن این عروسک‌ها است و طراحی و تولید به گونه‌ای است که بدن آن‌ها توپر می‌باشد و همین امر وزن عروسک‌ها را افزایش داده که ممکن است برای کودکان خطرساز باشد.[۸]

به گفتهٔ مهدی باقری معاون تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولیدات جدید دارا و سارا مشکلات فعلی این عروسک‌ها را که شامل گرانی قیمت، سنگینی وزن و ارتفاع نامناسب آن‌هاست، نخواهند داشت. وی تصریح کرد: هدف ما از تولید این عروسک‌ها مقابله با عروسک‌های باربی نیست.

عروسک

عروسک وسیله اسباب بازی کودکان وگاهی نوجوانان است. عروسک دارای جنس‌های گوناگون شامل چرم، پلاستیک، پارچه، چوب، فلزات است.

از معرفترین انواع عروسک می‌توان به عروسک‌های باربی و عروسک های ایرانی دارا و سارا اشاره کرد.بهترین نوع انها از جنس چینی وپلاستیک است

تمدن مایا

مایا نام گروهی از اقوام سرخ‌پوست[۱] در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی و نام تمدّنی قدیمی[۲] در همین منطقه‌است. مایاها که از مشهورترین قبایل سرخپوست بودند، معمولا شهرهایشان را در دل جنگل‌های بارانی می‌ساختند. حوزهٔ زندگی و فعالیت مایاها حدود جنوبی کشور مکزیک و نیز سرتاسر گواتمالا و السالوادر را شامل می‌شد.[۳]

قوم مایا پدیدآورندهٔ یکی از تمدن‌های بسیار پیشرفته آمریکای مرکزی بوده که دست‌آوردهای بسیار چشمگیری در هنر، معماری، ستاره‌شناسی و ریاضیات داشته‌است.[۴] هم‌اکنون نیز گروه‌هایی از اقوام مایا در مکزیک و گواتمالا بسر می‌برند.[۵] مایاها با بهره‌گیری از تمدن‌های گذشته خود نظیر اولمک توانستند[۶] در خلال سال‌های۲۵۰ تا۹۰۰ پس از میلاد تمدنی عظیم را در آمریکای مرکزی پایه‌گذاری نمایند.[۷] تاریخ مایاها به سه دورهٔ مهم بخش‌بندی شده‌است و دوران‌های پیشاکلاسیک یا زندگی ابتدایی و دوران کلاسیک یا عصر طلایی و دورهٔ پساکلاسیک یا افول این تمدن را شامل می‌شود. این قوم که به گویش‌های متعدد زبان مایایی تکلم می‌کردند و نوعی خط ابتدایی هیروگلیفی نیز داشتند که آثاری را به آن می‌نوشتند.[۸] تمدن مایا به دست اقوام مجاور ضعیف شده و سرانجام با هجوم اسپانیایی‌ها از میان رفت. پیش از این اضمحلال مایاها به دلیل نامشخصی به یکباره تمدن و شهرهای عظیم را رها کردند و دامان کوهستان‌ها پناه بردند که دلیل این رویداد به سبب از میان رفتن آثار مکتوب آن دوره و روایات گوناگون، هنوز مشخص نیست. پس از آن تمدن مایا رها شد و اقتدار مایاهای کوهستان نیز ابتدا به دست آزتک‌ها و سپس اسپانیایی‌ها از میان رفت. جمعیت مایاهای امروزی که از بازماندگان فرمانروایان دوران باستان آمریکای مرکزی می‌باشند، حدود هفت میلیون نفر است که بیشتر در جنوب مکزیک و نواحی کوهستانی گواتمالا و بلیز به‌سر می‌برند.[۹]

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ دوران پیشاکلاسیک
        ۱.۲ دوران کلاسیک تمدن مایا
        ۱.۳ دوران پساکلاسیک و ورود مهاجمان اروپایی
    ۲ جامعه در تمدن مایا
        ۲.۱ نظام سیاسی
        ۲.۲ طبقات اجتماعی
        ۲.۳ نظام برده‌داری
        ۲.۴ نظام خانوادگی
    ۳ هنر مایایی
        ۳.۱ معماری و شهرسازی
        ۳.۲ نقاشی
        ۳.۳ سایر هنرهای تجسمی
    ۴ زبان و ادبیات
    ۵ باورهای دینی مایا
        ۵.۱ جهان‌بینی مایاها
        ۵.۲ خدایان آیینی
        ۵.۳ ارتباط با جهان معنوی
    ۶ ریاضیات مایاها
    ۷ اخترشناسی مایاها
    ۸ گاهشماری مایا
    ۹ تاثیر تمدن مایاها بر فرهنگ جهان امروز
    ۱۰ مایاها در جهان امروز
        ۱۰.۱ در بلیز
        ۱۰.۲ در گواتمالا
        ۱۰.۳ در مکزیک
        ۱۰.۴ در هندوراس
    ۱۱ پانویس
    ۱۲ فهرست منابع مکتوب
    ۱۳ پیوند به بیرون

تاریخچه
مرکز شهر تیکال در اوج قدرت خود در دوران کلاسیک مایا

گمانه‌زنی دربارهٔ زمان ورود مایاها به آمریکای مرکزی به حدود قرن دهم پیش از میلاد معطوف می‌شود و نخستین نشانه‌های استقرار و سکونت بومیان در اکتشاف‌های باستان‌شناسی مربوط به ۲۶۰۰ پیش از میلاد در کشور بلیز تعیین شده‌است.[۱۰] تقویم مایایی به ۳۱۱۴ پیش از میلاد اشاره دارد و البته یک داستان قدیمی پذیرفته شدهٔ مایایی نیز، حوادث ۱۸۰۰ پیش از میلاد را توصیف کرده‌است. در دوران آغازین پیدایی مایاها آن‌ها ابتدا از نواحی شمالی آمریکا به سمت جنوب آمدند و با سکونت در ارتفاعات گواتمالا تمدن عظیمی را بوجود آوردند. تاریخ تمدن مایاها به سه دورهٔ پیشاکلاسیک، کلاسیک و پساکلاسیک دسته‌بندی شده‌است.[۱۱]
دوران پیشاکلاسیک

دوران پیشاکلاسیک تمدن مایا از حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد تا ۲۵۰ میلادی را در بر می‌گیرد.[۱۲] خود این دوره به سه مرحلهٔ اولیه، میانه و پایانی بخش‌بندی شده‌است.[۱۳] با آغاز این دوران که با اکتشافات انجام شده به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد باز می‌گردد، گرایش به شهرنشینی و زندگی شهری پدید آمد روستاها و شهرهایی ایجاد شد.[۱۴] خط مایایی بوجود آمد و زندگی قدیمی مایایی در اوایل این دوران که مبتنی بر شکار و خوشه‌چینی بود به زندگی شهری و کشاورزی مبدل گردید.[۱۵]

اطلاعات از دوران اولیه زندگی مایاها اندک است اما از دوران میانه که مربوط به چهار سدهٔ پیش از میلاد می‌باشد با توجه به اکتشافات باستان‌شناسی اطلاعات بیشتری به دست آمده که آمیختگی فرهنگی مایا با تمدن اولمک، از سنت‌های پیشین را نشان می‌دهد.[۱۶] در مرحله پایانی دوران پیشاکلاسیک مایا بناهای اصلی شهرنشینی پدید آمد، این مرحله تا ۲۵۰ میلادی به طول انجامید.[۱۷] این مرحله پایانی را به واقع آغاز عصر شکوفایی تمدن مایا دانسته‌اند.[۱۸]
دوران کلاسیک تمدن مایا
نیایشگاه هرمی کوکولکان در چیچن ایتزا، ساخته شده در سدهٔ یازدهم میلادی

این مرحله که عصر طلایی مایا محسوب می‌شود، از ۲۵۰ تا۹۰۰ میلادی بود و در آن مایاها به اوج عظمت و درخشش خود رسیدند.دولت-شهرهای بزرگ پدید آمد و شهرهایی مانند تیکال ساخته شد. در آن دوران تخمین زده می‌شود که نزدیک به دو میلیون تن در محدوده مایانشین به سر می‌بردند که یکصد هزار تن از آنان ساکن شهر تیکال بودند.[۱۹] بیشتر بناهای ساخته شده، بجز خانه‌ها و امکانات شهری نظیر آبراهه‌ها، به بناهای عظیم و فاخر مذهبی مربوط می‌شد. شهرهای باشکوهی مانند کوپان، چیچن ایتزا، تیکال، تئوتیهواکان و پالنکه در منطقه یوکاتان پدید آمد.[۲۰] در این دوره بکارگیری طلا در مناسبت‌های مذهبی و نیز جهت آرایش و تزیین رایج بوده‌است.[۲۱]

در این دوره سطح زندگی و کیفیت آن در شهرهای مایا به بهترین حالت خود رسیده بود. پیروزی‌های نظامیان مایا در نبرد با اقوام همسایه و شهرهای خارج از قلمرو و فراوانی آزوقه و امکانات که ناشی از تدبیر طبقه حاکم بر جامعه بود نوعی رفاه نسبی را برای جامعه مایاها پدید آورده بود. از سوی دیگر بازرگانی بین سواحل دور و نزدیک و وجود راه‌های پیاده‌رو بسیار طولانی میان شهرها زمینه‌را برای پیشرفت این قوم در دوره کلاسیک فراهم آورده بود. در این دوره بیش از یکصد شهر بزرگ و کوچک پدید آمد که البته گاهی ساختن یک شهر جدید برابر بود با تخلیه یک شهر دیگر اما با این وجود سرعت شهرسازی و مهارت آن‌ها در طراحی سیستم‌ها مورد نیاز برای شهرهای بزرگ از شاخصه‌های مایاها در میان سایر اقوام آمریکای باستان است. بهترین و بااهمیت‌ترین شناسه‌های تمدن مایا در خلال دوره کلاسیک چهار اصل آن بود که عبارت بودند از مذهب، هنر، معماری و جامعه آن‌ها.[۲۲]
دوران پساکلاسیک و ورود مهاجمان اروپایی
مایاها که فاقد سلاح گرم بودند، بصورت گسترده به اسارت اسپانیایی‌ها در می‌آمدند و گاهی اوقات نیز بطرز فجیعی قتل‌عام می‌شدند.

دوران پساکلاسیک تمدن مایا از ۹۰۰ میلادی تا قرن شانزدهم که زمان ورود مهاجمان اسپانیایی بود را دربرمی‌گیرد.[۲۳] مایاها در یکی از سربه‌مهرترین رویدادهای تاریخی به طرز مرموز و ناشناخته‌ای ناگهان تمام سرزمین‌های متمدن و آباد خود را ترک کرده و به کوهستان‌ها پناه بردند. دلیل این کوچ ناگهانی مشخص نیست که چگونه شد که شهرهای باشکوه و عظمت مایاها ناگهان خالی از سکنه شد.[۲۴] فرضیه‌های گوناگونی نظیر شیوع بیماری واگیر یا حملات مهاجمان بدوی و نیز باورهای مذهبی مطرح شده‌است اما هیچ‌یک تاکنون مورد تأیید واقع نشده‌است.[۲۵] مایاها که از سده نهم میلادی رو به افول گذارده بودند یک به یک شهرهای خود را ترک می‌کردند و به گوشه‌هایی از جنگل‌ها پناه می‌بردند. اگرچه فقدان آثار ادبی و از میان رفتن متون مایایی باعث دشواری علت‌یابی این پدیده شده اما باتوجه به محتوای کتاب سنتی و متاخر چیلام بالام می‌توان به هراس و یاسی که در جامعه مایا بر حسب یک پیشگویی پدید آمده بود، اشاره کرد. این هول و هراس در یک قطعه قدیمی و سنتی که در این کتاب آمده نمود پیدا می‌کند:[۲۶]

        در آن روز، گرد و غبار مالک زمین خواهد شد
        در آن روز، داغی بر چهره زمین دیده خواهد شد
        در آن روز، ابری به هوا بر خواهد خواست
        در آن روز، مردی نیرومند زمین را تصاحب خواهد کرد
        در آن روز، همه چیز از هم فرومی‌پاشد
        در آن روز، برگ لطیف می‌پژمرد
        در آن روز، چشمان درحال مرگ فروبسته خواهد شد

درپی کوچ ناگهانی مایاها، اقوام جدیدی آمدند و سرزمین‌های مایاها را تسخیر کردند. شهر بزرگ چیچن ایتزا به دست قوم تولتک که از اقوام نیمه‌وحشی ساکن ارتفاعات مکزیک بود افتاد. اقوام دیگری نیز فتح سرزمین‌های دیگر مایایی را آغاز کردند و تقریبا تمام ماحصل تمدن مایایی از دست رفت. این روند تا قرن سیزدهم ادامه داشت و در نهایت در قرن سیزدهم مایاها موفق شدند دوباره حاکمیت شهرهای خود را به دست بگیرند.[۲۷] اما با این تفاوت که بجای یک حکومت آن زمان شانزده حکومت کوچک در سرزمین‌های مایا حکومت می‌کردند.[۲۸] فرهنگ مایایی هم به نسبت دوره گذشته بسیار ضعیف تر و کم‌توان‌تر شده بود و تقریبا زیر سایهٔ تمدن آزتک قرار گرفت و در نهایت به دست اسپانیایی‌های مهاجم، تمدن مایا برچیده شد.[۲۹] فتح یوکاتان توسط اسپانیایی از پیروزی بر سایر تمدن‌ها و ملل آمریکایی دشوارتر بود[۳۰] و اگرچه ظرف ۵۰ سال پیروز شدند اما حدود ۱۷۰ سال طول کشید تا بطور کامل بر این سرزمین‌ها تسلط بیابند. ورود اسپانیایی‌ها در سال ۱۵۱۱ بود و ایتزا آخرین مقاومتی بود که در سال ۱۶۹۷ درهم شکست. در هنگام فتح سرزمین‌های مایا اسپانیایی‌ها با قومی مواجه بودند که دیگر استقلال سیاسی و توان نظامی فوق‌العادهٔ سال‌های گذشته خود را نداشتند اما به شدت در برابر متجاوزان اروپایی ایستادگی نشان دادند. به نحوی که هرناندز دکوردوبا کاشف اسپانیایی این سرزمین بر اثر زخمی که در نبرد برداشته بود، جان خود را از دست داد.[۳۱] مایاها مدت‌ها بعنوان رعیت اسپانیا در نواحی کوهستانی زندگی خود را ادامه دادند[۳۲] و هنوز شمار بسیاری از آنان در کشورهای مکزیک، گواتمالا، بلیز و السالوادور بسر می‌برند که سنت فراوانی را از نیاکان متمدن خود در دو هزاره قبل حفظ کرده‌اند. شمار مایاهای امروزی حدود ۷ میلیون نفر[۳۳] است که جمعیت زیادی از آنان اسپانیایی‌زبان شده‌اند.[۳۴]
جامعه در تمدن مایا
پادشاه مایایی یاکسچیلان به همراه همسرش در دیوارنگاره‌ای با نقوش برجسته که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. همسر او درحال بریدن زبانش است تا خون خود بر زمین بریزد. این نوعی قربانی غیر جانی برای شاه به شمار می‌آمد.

جامعه مایاها از قبایل به‌هم پیوسته‎ای که در سده‌های پیش از میلاد بتدریج گردهم آمده بودند، تشکیل می‌شد و فرهنگ در روستاها و شهرها اگرچه با هم در تضاد بود اما وجود نظام شاه-خدایی در این کشور موجب قرابت فرهنگ، زبان و مذهب ساکنان قلمرو مایا شده بود که درپی این یک گونهٔ فرهنگی عمومی و کلی در اجتماع مایاها پدید آمد.[۳۵] در نظام مایاها طبقهٔ اجتماعی، بسیار مهم تلقی می‌شد و هرکس می‌بایست جایگاه خود را از نیاکان به ارث ببرد. شاه در راس همه قرار گرفته و سلسله مراتب نیز بشدت رعایت می‌شد.[۳۶] مایاها در شهرها بر حسب طبقاتی که داشتند امرار معاش می‌کردند. مهم‌ترین مشاغل در جامعه مایا مشاغل مذهبی و کاهنی، افسری ارتش، کاتبی، بایگانی، مهندسی ساختمان و بازرگانی بود. در کنار این مشاغل طبقات پائین‌تر مشاغلی مانند کارگری ساختمان و صنعت‌گری داشتند که کیفیت تولیدات آن‌ها به حدی بود که بنظر می‌رسد این افراد به صورت تخصصی آموزش دیده بودند. شغل‌های دیگر مردم در جامعه مایا عبارت بود از کشاورزی و فعالیت‌های خدماتی در شهر مانند آشپزی و نظافت و خدمتکاری که معمولا نسب افراد در احراز هر یک از این مشاغل بسیار موثر بود.[۳۷]

مایاها نوزادان را در گهواره‌های مخصوصی می‌خواباندند که تخته‌های تعبیه شده در آن کلهٔ نوزادان را پهن می‌کرد و آن‌ها این را زیبا و بخت‌آور می‌دانستند. غذاهای سنتی‌شان آن‌گونه که از نوشته‌ها و نقاشی‌ها و نیز سنت‌های مایاهای امروزی می‌توان فهمید، ترکیباتی بوده از گوشت و سبزی و ذرت و انواع چاشنی. موادغذایی در هنگام قحطی و یا بروز جنگ از انبارها تامین می‌شد که تحت نظارت شاه قرار داشت. بازرگانی در شهرها رونق فراوان داشت و خاص طبقه نجبا بود که این بازارها در میادین اصلی شهرهای مختلف برپا می‌شد. میدان اصلی شهر بجز بازارهای موسمی که زمان مشخص و از پیش تعیین شده داشتند، بخش مهمی از فعالیت‌های روزمره شهری را نیز پوشش می‌دادند. این فعالیت‌ها شامل جشن‌های مذهبی و ضیافت‌های پیروزی، رژه، نمایش و گردهمایی‌های قبایل می‌شد.[۳۸]
نظام سیاسی

جامعه مایا در دوران پیشاکلاسیک مبتنی بر زندگی قبیله‌ای بود و هر قبیله رئیسی جداگانه داشت که بر فعالیت‌های مذهبی و خانوادگی و تجاری قبیله نظارت می‌کرد.[۳۹] در مرحلهٔ پایانی دوران پیشاکلاسیک سیستم نوین حکومتی مبتنی بر حکومت مرکزی در جامعه مایا پدید آمد و آن این بود که مایاها به این نتیجه رسیدند که در یک جامعه شاه بهتر از رئیس می‌تواند به امورات همهٔ مردم رسیدگی کند. شاه واسطهٔ ارتباط خدایان و انسان تلقی می‌شد و کم‌کم پذیرش نظام شاهی، در جامعه مایاها همه‌گیر شد.[۴۰] کاهنان مذهبی این نکته را برای دردست داشتن نفوذ تأیید کردند و این باور رایج شد که سرپیچی از فرمان شاه موجب عقوبت خدایی و زمینی خواهدبود. شاهان مایا برای برقراری هرچه بیشتر نظم در قلمرو تحت امر خود به ایجاد نظام طبقاتی دست زدند و روحانیان و نظامیان را از خویشاوندان خویش برگزیدند.[۴۱]
طبقات اجتماعی

جامعه مایا در این دوران به دو دسته نخبه و غیرنخبه تقسیم می‌شد.[۴۲] جامعهٔ نخبه که طبقهٔ ثروتمندان بود، خود دارای دو رده بود که ردهٔ اول مربوط به خاندان شاهی بود و ردهٔ دوم ردهٔ روحانیان و بازرگانان و جنگجویان حرفه‌ای بشمار می‌آمد. دسته غیرنخبه هم کشاورزان، صنعتگران، شکارچیان و هنرمندان بود. صنعتگران ماهر در این میان مقام و منصبی برتر از سایرین داشتند.[۴۳] در نظام سیاسی مایا گاهی یک زن به صدارت و شاهی می‌رسید و تمام امور را در دست می‌گرفت و این زمانی بود که از خاندان شاهی مردی برای این امر وجود نداشته‌باشد.[۴۴] پوشش و لباس طبقات با هم متفاوت بود و زنان در هر دو طبقه اگرچه لباس نخی یا دامن و پیراهن گشاد می‌پوشیدند اما گلدوزی‌های متفاوت داشتند. مردان طبقه پایین پوشش رویینه‌شان پارچه‌ای بود که اکس نام داشت اما مردان نخبه از شنلی بنام پاتی استفاده می‌کردند.[۴۵]
نظام برده‌داری
مردم‌نگاری مایاهای باستان که در موزه ملی مکزیک نگه‌داری می‌شود.

در جامعهٔ مایاها برده‌داری رواج داشت و تجارت برده نیز از امور مهم بازرگانی مایاها بود.[۴۶] یک شخص در جامعهٔ مایاها از سه طریق ممکن بود برده شود: یکی اینکه ممکن بود سرپرست یک خانواده فقیر برای امرار معاش بهتر دست‌یابی به مال برای بهبود شرایط زندگی یکی از اعضای خانواده‌اش را به‌عنوان برده بفروشد. دوم اینکه ممکن بود کسی جرم یا جنایتی مرتکب شود و در اینصورت این امکان وجود داشت که با تشخیص مقامات قضایی بعنوان جریمه به بردگی محکوم شود و سوم نیز اشخاصی که بعنوان اسیر جنگی در نبرد با اقوام دیگر گرفته می‌شدند، خودبه خود برده محسوب شده و از سوی جنگاوران فروخته می‌شدند. البته اگر اسیر از طبقات بالا و نجیب‌زاده جوامع دشمن بود بجای برده شدن، طی مراسمی با احترامی ویژه کشته می‌شد که کشتن آنها نوعی مراسم قربانی برای خدایان دانسته شده‌است.[۴۷] که البته با روش آزتک‌ها در قربانی کاملا متفاوت بوده‌است.[۴۸]
نظام خانوادگی

در جامعه مایا کوچکترین واحد اجتماعی خانواده محسوب می‌شد که از پدر و مادر و فرزندان و نیز بردگان تشکیل می‌شد. در میان مایا هر خانواده به نوبه خود در میان خانواده‌ای بزرگتر قرار داشت که خانه‌هایشان را گرداگرد یکدیگر در یک حیاط مشترک می‌ساختند. ازدواج برپایه منصب بود و پدر دختر در سن پایین داماد را از طریق دلالانی که حرفه‌شان پیداکردن همسر و نامزد مناسب در میان طبقات مختلف برای دختران بود، پیدا می‌کرد. تعدد زوجات تنها برای طبقهٔ نخبه مجاز بود و مراسم ازدواج تقریبا بدور از تشریفات و دخالت روحانیان انجام می‌گرفت.[۴۹] در سنت‌های مایاها خون و نژاد اصالت داشت و هرکسی بنابر تبار و نیای پدری خود، پایگاه اجتماعی‌اش را می‌یافت. در نظر مایاها خانواده‌ای اصالت و اشرافیت داشت که اجداد و نیاکان پدری زن و مرد هردو افراد سرشناسی بوده‌باشند.[۵۰]
هنر مایایی
کاسهٔ قدیمی مایایی مربوط به دوران کلاسیک که در هندوراس به دست آمده‌است.

گاهی هنر مایاها را در دوران کلاسیک یا عصر طلایی‌شان، برترین و زیباترین مکتب هنری جهان باستان دانسته‌اند. هنر مایایی اگرچه از سنت‌های پیشین نظیر تمدن اولمک بهره می‌برد اما خلاقیت‌هایی که در درون جامعه مایا پدیدار شد، چهره‌ای ویژه و متفاوت از تمام تمدن‌های امریکای باستان به آن بخشید. آن‌ها باورهای خود را دربارهٔ خدایان از راه خلق آثار هنری بروز می‌دادند. معماری، نقاشی، مجسمه‌سازی، سفالگری از مهم‌ترین و برجسته‌ترین هنرهای مایایی بود.[۵۱]
معماری و شهرسازی
نوشتار اصلی: معماری مایا


آثار معماری مایاها که تا به امروز بجای مانده عمدتا مبتنی بر ساخت منازل شهری و روستایی، کاخ‌های شاهی و معابد و هرم‌های مذهبی- عبادی و سامانه‌های شهری مانند کانال هاو مخازن آب، راه‌های شهری و بین شهری می‌شد. خیابان‌ها عمدتاٌ بصورت سنگفرش بودند و برای طراحی شهر مهندسان امر ابتدا نقشه شهر را طراحی کرده و سپس نظر مساعد شاه را می‌گرفتند.[۵۲] معمولا ساختمان‌های مذهبی مایاها که بصورت هرم بود، با مذهب و ایدئولوژی و نیز با گاهشماری مایایی در ارتباط بود.[۵۳] پلکان در معماری جایگاه ویژه‌ای داشت و در همه آثار بگونه‌ای بچشم می‌آید. در نمای ساختمان از موزاییک و انواع رنگ استفاده می‌شد[۵۴] و بکارگیری نقوش و تصویرهای مختلف در درون اتاق‌ها یا راهروها و نمای خارجی ساختمان‌های فاخر ویژگی دیگر معماری آمریکای مرکزی در عصر طلایی مایاها بود.[۵۵] مصالح ساختمانی اصلی در معماری مایاها را سنگ آهک تشکیل می‌داد. عمدهٔ آثار مایایی از سنگ آهک درست شده‌اند.[۵۶]

پدید آمدن شهرهای جدید در تمدن مایا به این نحو بود که روستاهایی که جمعیت مردمش زیاد می‌شد طی یک مراسم تودیع روستاییان منازل خود را ترک می‌کردند. خانه‌های جنگلی ویران می‌شد و خانه‌هایی بادوام‌تر گرداگرد یک محوطهٔ خالی که روستای قدیمی بوده و بعدها میدان مرکزی شهر می‌شد بنا می‌کردند. در میدان مرکزی شهر یک پرستشگاه بزرگ پدید می‌آوردند که هستهٔ اصلی شهر را تشکیل می‌داد و گاهی از اطراف رشد می‌کرد. این شهرها معمولا جمعیتی بین ۱۰ تا ۱۵ هزار تن سکنه داشتند. با این‌حال شهرهای بزرگ مایاها مانند تئوتیهوآکان جمعیت‌شان به بیش از ۵۰ هزار تن می‌رسید.[۵۷]
خرابه‌های شهر مایاپان در یوکاتان که از دل جنگل‌ها بیرون کشیده شده‌است.
نقاشی
نقاشی روی سفال.

نقاشی از دیگر جنبه‌های تمدن مایایی بود که شیوهٔ آن تا به امروز نیز میان جوامع مایایی برجای مانده‌است.[۵۸] نقاشی‌ها بیشتر بر روی پارچه و دیواره‌ها صورت می‌گرفت که گاهی با گچبری نیز توام می‌شد.[۵۹] رنگ آبی نیلی میان مایاها جنبهٔ الوهیت داشت و رنگی که در نقاشی‌های خود استفاده می‌کردند، از نوع ماندگار آن بود که تجزیه نشده و از بین نمی‌رفت. رنگی که بر روی پارچه بکار می‌بردند، طی فرآیندی پیچیده و شیمیایی به دست می‌آمد و امروزه پژوهشگران از طریق آزمایش‌های شیمیایی به روش باثبات کردن این رنگ‌ها پی برده‌اند که هنوز نیز پس از گذشت قرن‌ها ماندگاری و درخشندگی خود را حفظ کرده‌اند.[۶۰] مایاها همچنین در زمینهٔ نقاشی با ابداعاتی که در زمینهٔ رنگ‌آمیزی و گچ‌بری داشتند، تغییراتی را در نحوهٔ ساخت پرستشگاه‌ها در آمریکای باستان ایجاد کردند. به این نحو که پرستشگاه‌های مایایی علاوه بر ساخت پلکانی دارای طرح‌ها و نقاشی‌های رنگی به همراه گچ‌بری نیز بودند که معمولا تجسم خدایان و نیای شاهان مایایی بود.[۶۱]
سایر هنرهای تجسمی
مجسمه سفال زن مایایی.

از سایر هنرهای تجسمی مایاها می‌توان سفالگری را که از ویژگی‌های بارز هنرمایایی است، برشمرد. در خلال دوران کلاسیک مایاها شروع به تولید آثار سفالی چندرنگی کردند که بیشتر جنبه تزئینی داشت تا کاربرد روزانه. این سفالینه‌ها که عمدتاٌ به گونهٔ جام یا کاسه و یا مجسمه‌های سفال هستند، رنگ‌آمیزی شده و دارای نقش‌ها و طرح‌هایی هستند که نمادهایی اساطیری و ایدئولوژیک را از باورهایی قوم مایا ارائه می‌کند.[۶۲] رنگ آبی سفال‌ها نشان از کاربرد آن در امور مذهبی را دارد.[۶۳] نقاشی‌های رمزگونه‌ای بر روی بیشتر سفالینه‌های به دست آمدهٔ مایایی دیده می‌شود که گاهی با کنده‌کاری همراه هستند. رنگ آمیزی سفالینه‌ها گاهی پیش از پختن آن انجام می‌گرفت و گاهی پس از آن. از آنجایی که مایاها چرخ سفالگری نداشته‌اند، با صرف وقت زیاد با نوک انگشتان تکه‌های گل را تبدیل به کاسه یا کوزه می‌کردند. روش کار آن‌ها از لوله کردن گل و دادن شکل مارپیچ به آن‌ها بوده‌است.[۶۴] دورهٔ زمانی سفالینه‌های به دست آمده از مایاها به حدفاصل قرن ششم پیش از میلاد تا قرن نهم میلادی مربوط می‌شود.[۶۵] بجز سفالگری پیکرتراشی مایاها نیز از دیگر جنبه‌های هنری تمدن مورد نظر است. مجسمه‌هایی که در دوره مایاها ساخته شده، بیشتر مجسمه شاهان و یا خدایان و موجودات مافوق بشری را شامل می‌شود. برخی از این مجسمه‌ها سنگ یشم سبز که جنبه قدسی داشته ساخته شده بودند و کشف میزان زیادی از محصولات یشم در کنار گورهای بزرگان مایا موید این نکته می‌باشد.[۶۶] تندیس‌های مایاها معمولا بصورت نیم‌تنه و نشسته و به ندرت ایستاده‌اند و در سردر سراها و نمای ساختمان‌ها معمولا بچشم می‌خورند.[۶۷]
زبان و ادبیات

    همچنین ببینید: زبان مایایی

سوزاندن متون کهن مایا توسط کلیسای کاتولیک و تاثر مایاها از این حادثه.
سنگ نوشته‌ای به خط مایایی که در شهر پالنکه کشف شده‌است.
نسخه‌ای از کتاب اساطیری چیلام بالام به خط و زبان مایایی.

مایاها را از آن جهت پیشرفته‌ترین قوم در امریکای باستان می‌دانند که بهتر از سایرین توانستند زبان خود را مکتوب کرده و خط را بکار برند. مایاها به زبان مایایی تکلم می‌کردند که زبانی التصاقی از شاخهٔ زبان‌های بومی امریکا محسوب می‌شود. زبان مایایی قدیم بعدها به چندین گویش متعدد تقسیم شد که آنها امروز گروه زبان‌های مایایی را تشکیل می‌دهد که در آمریکای مرکزی هنوز هم گویشورانی دارد. در گذشته تفاوت‌های لهجه‌های اقوام مایایی تبار به حدی بود که گاه سخن یکدیگر را درک نمی‌کردند. این تفاوت‌ها تا به امروز نیز پابرجا مانده‌است. ممکن است که مایاها ایدهٔ نوشتن زبان را از اولمک‌ها فراگرفته باشند اما خط آنها هیچ شباهتی به سیستم نوشتاری اولمک نداشت.[۶۸] خط مایایی نوعی خط هیروگلیفی[۶۹] بود که آغاز بکارگیری و ابداع آن به سدهٔ ششم پیش از میلاد باز می‌گردد.[۷۰] مایاها خط خود را برای امور مذهبی و سرشماری درآمد و مالیات‌های عمومی، مراسم و مناسک مذهبی و تحریر و تألیف کتاب‌هایی که دانش و علوم را حفظ می‌نمود بکار می‌بردند.[۷۱] آموزش خط نوشتاری نیز میان طبقهٔ نخبگان رایج بود. رمزگشایی علائم نوشتاری مایاها تا حد زیادی سخت و دشوار است و هنوز هم تمامی متون نوشته شده مایا به‌خوبی خوانده و درک نشده‌اند. یکی از این مشکلات تغییر زبان و لهجه مایاها و واژه‌پذیری فراوان از زبان اسپانیایی است.[۷۲] مایاها ساخت کاغذهای الیافی را دنبال می‌کردند و بیش از هزار جلد کتاب آکاردئونی شکل تالیف کرده بودند که موضوعاتی مانند تاریخ قوم مایا، نظام اعتقادی، ستاره‌شناسی و پیشگویی، ریاضیات، طب و گاهشماری را در بر می‌گرفت. این کتاب‌ها تقریبا همگی به دست کشیش‌های اسپانیایی سوزانده شدند.[۷۳] یکی از این کشیش‌ها بنام اسقف دیگو دلاندا که عامل اصلی از دست رفتن آثار مکتوب قدیمی مایا بود سوزاندن کتاب‌های مایاها را این‌گونه توصیف کرده‌است:

    این مردمان در عین حال با استفاده از نشانه‌ها و حروف مشخص کتاب‌هایی نوشته و در آن‌ها امور باستانی و دانش کهن خویش را توصیف نموده بودند... آنها این نوشتارها را درک می‌کردند و به دیگران نیز می‌فهمانیدند و آموزش می‌دادند. ما تعداد بسیار زیادی از این کتاب‌ها را یافتیم و چون مشاهده کردیم در میان آن‌ها چیزی جز خرافات و دروغ‌های شیطانی وجود ندارد، همه را سوزاندیم که به شکل حیرت‌آوری باعث تاثر و افسوس آن‌ها شد و دست آخر همه آن‌ها را پریشان و محنت‌زده کرد. [۷۴]

از میان کتاب‌هایی که اسقف لاندا دستور امحا آن‌ها را صادر کرده بود، سه کتاب به شکل شگفت‌انگیزی از شعله‌های آتش در امان ماندند. یکی از این کتاب‌ها که در کتابخانه‌ای در درسدن آلمان نگه‌داری می‌شود و به نسخه درسدن مشهور است اطلاعات جامعی از ریاضیات و ستاره‌شناسی در درون خود دارد. کتاب دیگر که در اسپانیا کشف شد، مربوط به طالع‌بینی است و نوشتار آخرین پرسیانوس نام دارد که در پاریس از صندوقی بی‌نام و نشان بیرون کشیده شد و مربوط اساطیر و عقاید مذهبی مایاهای باستان است.[۷۵] پس از این حادثه دوباره مایاها به نوشتن آثار خود روی آوردند و کتاب کشیش جاگوار و کتاب پوپول ووه دو مورد از آن‌ها هستند که بیشتر به تاریخ و اساطیر و افسانه‌های مایایی اختصاص دارند. این متن‌های متاخر در قرن شانزدهم نوشته شده‌اند.[۷۶]
باورهای دینی مایا
نوشتار اصلی: دین مایا
تمثال کوکولکان که بصورت نیمه انسان نیمه مار قرار دارد. کوکولکان به زبان مایاها معنای مار بالدار را می‌داد.
مجسمه چوبی که تصویری خیالی از درخت مرکزی یا واکاه چان ارائه می‌کند.

سبک تفکر مذهبی مایاها کاملا از عقاید مذهبی جهان قدیم متفاوت بود. بیشتر متون قدیمی این دین از میان رفته و برای همین شناخت ایدئولوژی مایاهای قدیم سخت و تا اندازهٔ زیادی مبتنی بر حدس و گمان است. دین در جامعه مایا عامل متحد کننده محسوب می‌شد و همهٔ طبقات از پادشاه تا بردگان همگی درگیر یک دین بودند.[۷۷] حکومت‌ها همیشه مذهبی و دین‌گستر بودند و برای همین سرپیچی از باورهای دینی یا بدعت در آن خشم حاکمان را بر می‌انگیخت. دین اگرچه تمام مسائل زندگی مایا را در برمی‌گرفت اما به‌همان اندازه هم عرفانی بود و به مسائل معنوی می‌پرداخت. مذهب سنتی مایا خدایان متعددی داشت و هر خدا نیز یک همزاد غیر همجنس به عنوان همدم برای خود داشت که پس از مرگ او را در زیبالبا یا دنیای زیرین پذیرا می‌شد تا زمانی که دوباره زنده شده و به آسمان بازگردد.[۷۸] هنوز نیز گروه‌هایی از مردم مایایی‌تبار ساکن هندوراس، گواتمالا و مکزیک به باورهای قدیمی مایایی معتقدند و مذهب فاتحان اروپایی خود را به‌طور کامل نپذیرفته‌اند.[۷۹]
جهان‌بینی مایاها

در مذهب مایاها، جهان دو بعد خدایی و انسانی داشت که در سه حوزه ضرب می‌شدند و آن سه حوزه جهان آسمانی، جهان زمینی و جهان زیرزمینی را شامل می‌شد. دنیای زیرزمینی که زیبالبا نامیده می‌شد و[۸۰] دنیای خدایان زیرزمینی و مکان استقرار روان‌های درگذشتگان بود.[۸۱] قلمرو آسمانی سیزده طبقه و قلمرو زیرزمینی نه طبقه داشت. هریک از این طبقات قلمرو فرمانروایی یکی از خدایان بشمار می‌رفت. شناخت مناسک مذهبی مایاها کاملا میسر نشده و این بدلیل از میان رفتن بخش عظیمی از منابع مایایی و نیز تغییر مذهب اکثریت جامعه مایاها به مسیحیت است. ارتباط اصلی خدایان با یکدیگر از راه درخت مرکزی بنام واکاه چان امکان‌پذیر بود.[۸۲] این درخت که ریشه‌اش در دنیای زیرزمینی، تنه‌اش در دنیای زمینی و شاخه‌هایش به دنیای آسمانی می‌رسید، خون قربانیان یا نذرهایی که نزد پادشاه درخاک ریخته می‌شد را از طریق ریشه‌هایش جذب و در سراسر گیتی انتشار می‌داد.[۸۳]
خدایان آیینی
نوشتار اصلی: اساطیر مایا

درک چیستی خدایان مایایی هم مانند درک آنان از جهان پیچیده‌است و برای ذهن انسان‌های غربی ناآشنا می‌نماید.[۸۴] خدایان مایایی می‌توانستند شکل ظاهر و سرشت خود را تغییر دهند و دلیل ایجاد آثار گوناگون هنری نیز همین است که مایاها می‌توانستند هر صورتی برای خدایان خود متصور شوند و آن‌ها را مجسم سازند. باستان‌شناسان مطرح می‌کنند، بزرگترین خدای مایا ایتزامنا نام داشته‌است.[۸۵] همین خدا دوشکل دیگر نیز داشته‌است که آن یکی هوناب کئو[۸۶] به معنی نخستین خدای زنده و دیگری کوکولکان به معنی مار بالدار بود.[۸۷] باور مایاها این بود که خدای اصلی خود را به‌صورت کهکشان راه شیری نیز نشان داده و سرپرست و آفریدگار جهان است و بر همه خدایان سرپرستی می‌کند. کینیچ آهائو خدای خورشید[۸۸] و هوناهپو خدای ناهید[۸۹] بودند که این دوخدا معمولا بر سر روز و شب با هم در کشمکش قرار داشتند. برای کشاورزان دو خدا به نام‌های یوم کاکس[۹۰] که خدای ذرت بود، وجود داشت و یکی هم چاک که خدای باران بود. چاک که بیشتر با چهرهٔ خزنده‌ای با دندان‌های شبیه مار تصویر می‌شد، چهار رنگ متفاوت داشت که به جهات جغرافیایی شمال، جنوب، شرق، غرب باز می‌گشت و برای هرکدام به رنگ سفید، زرد، سرخ، سیاه در می‌آمد. خدای ویژه و مورد احترام زنان ایکس چل نامیده می‌شد که مسئول تولد نوزادان شفادادن به بیماران و پیشگویی بود.[۹۱] مایاها هرساله و یا بعد از در خواست بزرگان دینی خود برای خشنودی خدایان خود قربانی می‌کردند به طوری که پادشاه قوم در مکانی بلند با خنجری کمانی شکل می‌ایستاد و فرد قربانی که دو طرفه بدنش توسط افرادی بسته شده بود بر روی تخت سنگی قرار داشت و پادشاه با خنجر قلب را در حالی که همچنان می‌تپید از بدن قربانی خارج و به سمت مردم می‌گرفت او قلب‌ها را در ظرفی از خون درون معبد خدایان نگهداری می‌کرد.
ارتباط با جهان معنوی

همچنین به باور مایاها هر انسانی همزادی داشت که بصورت روح ظاهر می‌شد و با خدایان نشست و برخاست داشت و می‌توانست زندگی افراد را تحت تاثیر قرار بدهد. انسان‌ها می‌توانستند از راه دعا و مناسک دینی و نیز مصرف داروهای روانگردان با آنها ارتباط برقرار کنند.[۹۲] این همزادان که بیشتر به دنیای زیزمینی مربوط می‌شدند، عامل پیوند فرد با جامعه مردگان نیز محسوب می‌شدند که این به دنیای زیرزمینی ارتباط داشت و فرد نیاز داشت برای این کار به محل‌هایی ویژه مثل غارهای تاریک برود. به باور مایاهای قدیم از راه مکاشفات و مصرف مواد روانگردان نیز می‌شد با دنیای خدایان متصل شد و پند و اندرز گرفت.پیشگویان دینی برای پیشگویی‌های خود غیر از ستاره‌شناسی به این روش نیز روی می‌آوردند.[۹۳]
ریاضیات مایاها
اعداد در سیستم عددی مایاها

مایاها ظاهرا ریاضیات را تا میزانی از اقوام اولمک فراگرفته بودند. آنها احتمالا نخستین قومی در جهان بودند که موفق به کشف عدد صفر شدند. این اتفاق در حدود سال ۳۶ پیش از میلاد افتاد[۹۴] و ششصد سال بعد بود که هندی‌ها به راز صفر پی برده و از طریق مسلمانان آن را به اروپایی‌ها رساندند.[۹۵] نماد صفر در تحریر اعداد مایایی بصورت یک گوش ماهی بود که شکل آن ترسیم می‌شد.[۹۶] نظام شمارشی مایاها نیز برخلاف نظام متداول امروز جهان که دهگانی است یک نظام بیستگانی بود.[۹۷] مایاها برای هر عدد یک نقطه می‌گذاشتند که بصورت افقی بود و هرگاه این اعداد شمارشان به پنج نقطه (یعنی عدد پنج) می‌رسید بجای پنج نقطه یک خط عمودی می‌کشیدند و برای اعداد بالاتر مانند شش، هفت و سایر بالای خط افقی یک یا دونقطه یا بیشتر می‌گذاردند.[۹۸] به این ترتیب عدد ده در نوشتار مایا دوخط افقی روی هم بود و برای یازده کافی بود یک نقطه بالای آن می‌گذاشتند.[۹۹] نوشتن اعداد از انتها بود و هر بار استفاده از صفر برابر یک قطعه بیست شمارهٔ آن را بالا می‌برد.[۱۰۰] چنان که در نظام ریاضی رایج امروزی صفر جلوی یک ده بار آنرا افزایش می‌دهد. چون خط نوشتاری مایاها هیروگلیف بود و نشان‌های تصویری داشت گاهی کاتبان برای نوشتن صفر یا نقطه یا خط از نمادهای تصویری دیگری استفاده می‌کردند تا بر زیبایی اثر نوشتاری خود که معمولا بصورت کنده‌کاری بود، بیفزایند و آنرا هنری‌تر جلوه دهند.[۱۰۱] همین امر موجب دشواری در دریافت برخی از داده‌های آماری مایاهای قدیم شده‌است. سیستم جمع و تفریق مایاها هم شبیه سیستم‌های متداول امروزی بود اما آنها نمادهای چهارعمل اصلی را اینگونه بکار نمی‌بردند اما روش محاسبه ایشان تقریبا همین رایج امروز جهان بود.[۱۰۲] Maya add.png
اخترشناسی مایاها
رصدخانه کراکول واقع در چیچن ایتزا

مایاها آموخته بودند که چگونه از ریاضیات برای ثبت و محاسبه حرکات و تغییرات اجرام سماوی بهره‌گیری کنند. در یادبودها و دیوارنوشته‌های مایایی آثار و اکتشافات خود را ثبت می‌کردند. بزرگان دینی مایا آموخته بودند که چگونه سال خورشیدی، ماه قمری و حتی حرکتهای سیاره زهره را محاسبه کنند.[۱۰۳] مایاها برای این محاسبه‌ها، ریاضیات ترکیبی را بکار می‌گرفتند و ماهرانه‌تر از سایر ملت‌های آمریکایی باستان، از خط، درجهت ثبت یافته‌های جدید خود بهره می‌بردند.[۱۰۴] آنها در جدول‌هایی قدیمی خسوف و کسوف را ثبت و برای آن‌ها جدول‌های زمانبندی تنظیم کرده بودند. آنها برای تنظیم مناسک مذهبی خود نیز از داده‌های ستاره‌شناسی استفاده می‌کردند.[۱۰۵] مایاها ضمن شناخت خسوف و کسوف محاسبات دقیقی نیز از گردش مسیر سیاره‌های ناهید و بهرام و تا اندازهٔ کمتری عطارد ترسیم کرده بودند. همچنین شواهدی دردست است که مسیر حرکت سیاره مشتری نیز توسط مایاها مشخص شده بوده‌است. مایاها از اخترشناسی برای تنظیم تقویم و هماهنگی مراسم مذهبی طالع بینی، پیشگویی و ثبت دوره سلطنت استفاده می‌کردند. در کراکول چیچن ایتزا یک رصدخانهٔ مایایی به دست آمده که بی‌شباهت به رصدخانه‌های امروزی نیست.[۱۰۶] ضمن اینکه آنتونی آونی ستاره‌شناس نظر دارد که مایاها همگی خانه‌هایشان را به گونه‌ای می‌ساختند که ظاهرا بتوان از پنجره‌هایشان آسمان را رصد نمود. مثلا در شهر اوکسمال همه ساختمان‌ها در یک ردیف و پنجره‌هایشان به یک سوی مشخص از آسمان باز می‌شود. در ناحیه کراکول نیز همهٔ خانه به نحوی ساخته شده بودند که در امتداد سیاره زهره قرار داشتند.[۱۰۷] حیرت بیشتر دانشمندان از این است که این شناخت دقیق مایاها از حرکت اجرام آسمانی در شرایطی بود که مایاها ابزار پیشرفته ستاره‌شناسی نداشته‌اند و سرزمینشان در منطقه‌ای بود که نه ماه از سال بارانی و همیشه ابری بود.[۱۰۸]
گاهشماری مایا
نوشتار اصلی: تقویم مایا
تاریخ‌نگاری و ثبت تاریخ در دستگاه شمارش طولانی بروی یک سنگ زرد رنگ

سیستم گاهشماری مایاها نیز از بخش‌های پیچیدهٔ این تمدن است.[۱۰۹] مایاها به سال ۳۶۵ روزه خورشیدی پی برده بودند اما برای محاسبه سال نه تنها جابجایی خورشید درآسمان فراز خود را که حرکت‌های ماه و ستارگان و دیگر اجرام آسمانی را نیز مدنظر داشتند. نزد مایاها سه نوع تقویم استفاده می‌شد.[۱۱۰] یکی تقویم سالنمای ۲۶۰ روزه، دیگری هاآب یا سال ۳۶۵ روزه و دیگر تقویم شمارش طولانی ۵۲ ساله.[۱۱۱] سال مقدس که تزولکین نامیده می‌شد همان سالنمای ۲۶۰ روزه بود.[۱۱۲] هر ماه آن ۲۰ روز بود و هر روز یک نام مشخص داشت و نیز ۱۳ شماره که روزها در آن ضرب می‌شدند و مجموعا ۲۶۰ روز می‌شد. آنها از این طریق سعی می‌کردند تا از زمان دقیق وقوع پدیده‌های قدیمی به میزان روزهایی که از آن گذشته آگاه شوند.[۱۱۳] شیوه آن به گونه‌ای بود که مثلا روز ایمیکس که روز نخست هر ماه بود و اولین باری که در سال ۲۶۰ روزه واقع می‌شد نام سال یکم ایمیکس می‌گرفت و به همین ترتیب سال دوم سال دوم ایک و زمانی که به سیزدهمین می‌رسید نام چهاردهمین روز یعنی ایکس مقارن یک می‌شد و سال یک ایکس می‌گردید و اینگونه مشخص می‌شد که ۱۴ سال گذشته‌است.[۱۱۴] فایده این تقویم برای این بود که در ارقام بالا با ضرب و تفریق ساده می‌شد زمان واقعی را به روز تعیین کرد و از این رو به آن سالنمای مقدس می‌گفتند چراکه در امور مذهبی مردمی کاربرد بیشتری داشت.[۱۱۵] سالنمای هاآب سالنما و تقویم رسمی مایا بود. هاآب را برای امور سلطنتی و کشوری بکار می‌بردند.[۱۱۶] در سالنمای هاآب سال ۱۹ ماه داشت. ۱۸ ماه نخست سال ۲۰ روز بود و ماه آخر سال ۵ روز که روی‌هم رفته ۳۶۵ روز را تشکیل می‌دادند.[۱۱۷] ماه آخر یوایب نامیده می‌شد و برای مردم بدشگون می‌نمود.[۱۱۸] روزهای ماه از صفر تا ۱۹ را در بر می‌گرفتند شمار روز با یک آغاز نمی‌شد. مایاها در ذکر تواریخ معمولا در کتیبه‌ها هردو سالنمای تزولکین و هاآب را بکار می‌بردند. از آنجایی که هاآب ۱۰۵ روز بیش از تزولکین داشت یعنی در تطابق دوتقویم هاآب ۱۰۵ دندانه وارد سال تزولکین شده بود و تطابق کامل تنها زمانی انجام می‌شد که ۵۲ سال از آغاز گذشته باشد که این دوره ۵۲ سال را دَوَران تقویم نامیده‌اند.[۱۱۹] واین دوران برای مایاها بسیار مهم و با اهمیت بوده‌است.تقویم سوم سالنمای شمارش طولانی است که مبتنی بر روزهاست که هر روز اما سال به ماه‌های سی روزه تقسیم نمی‌شد. هر روز یک کین بشمار می‌رفت و هر ۲۰ روز برابر یک یوئنال می‌شد. هر ۱۸ یوئینال را یک تون می‌گفتند که مجموعاً ۳۶۰ روز (کین) به دست می‌آمد. هر ۲۰ سال (تون) برابر یک کاتون و هر بیست کاتون یک باکتون و هر بیست باکتون یک پیکتون بود. یک پیکتون برابر می‌شد با ۲٬۸۸۰٬۰۰۰ روز. بالاترین واحد در گاهشماری مایایی آلائون است که برابر می‌شود با بیست و سه میلیارد و چهل میلیون روز.[۱۲۰] سال‌های آنان ۳۶۰ روزه بود و دلیل آن هم فرار از شومی پنج روز پایانی بود. کاربرد این تقویم بیشتر برای شمارش روزهای گذشته یا باقیمانده نسبت به یک رویداد مهم بوده‌است. مایاها سیستمی ریاضیاتی نیز داشتند که سالنماهای سه‌گانه را به هم تبدیل می‌کرد و از طریق داده‌های یک تقویم می‌توانستند آنرا در سالشماری دیگر نیز بیابند.[۱۲۱]
واحدهای شمارشی در تقویم شمارش طولانی روزها     دوره شمارش طولانی     دوره شمارش طولانی     میزان برابر سال خورشیدی
۱     = ۱ کین            
۲۰     = ۲۰ کین     = ۱ وینال     ۰٫۰۵۴۸
۳۶۰     = ۱۸ وینال     = ۱ تون     ۰٫۹۸۵
۷٬۲۰۰     = ۲۰ تون     = ۱ کاتون     ۱۹٫۷
۱۴۴٬۰۰۰     = ۲۰ کاتون     = ۱ باکتون     ۳۹۴٫۳
تاثیر تمدن مایاها بر فرهنگ جهان امروز
نوشتار اصلی: پدیده ۲۰۱۲


از مهم‌ترین مسائل پیرامون نام مایا در جهان امروز افسانهٔ پایان جهان در سال ۲۰۱۲ است که حسب پیشگویی‌های مایاهای قدیم جهان در آن روز پایان می‌پذیرد. این پدیده که به پدیده پایان جهان مشهور شده‌است با نزدیک شدن به سال مورد نظر بر دامنهٔ شیوع باور به آن در میان برخی افراد افزوده می‌شود. روز گمان‌شده برای این رویداد خیالی که بیست و یکم دسامبر ۲۰۱۲ است برابر شب یلدای سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی خواهد بود.[۱۲۲] در همین زمان شایعه مبنی بر برخورد یک جرم غول‌پیکر به زمین در سال ۲۰۱۲ موجی از واکنش‌ها را بدنبال داشت. در نهایت موسسه SETI که کار پژوهش بر این امر را دنبال می‌نمود این مسئله را رد کرد.[۱۲۳] دربارهٔ این موضوع فیلم‌هایی نیز در هالیوود ساخته شده که از میان آن‌ها می‌توان به فیلم ۲۰۱۲[۱۲۴] به کارگردانی رولند امریش اشاره نمود. همچنین دربارهٔ مردم مایا فیلم پرفروش دیگری به کارگردانی مل گیبسون در سال ۲۰۰۶ ساخته شد بنام آپوکالیپتو یا آخرالزمان که در آن دوران افول مایاها و شکست‌هایشان برابر قوم آزتک به تصویر کشیده شده‌است.[۱۲۵]
مایاها در جهان امروز
دو دختر مایایی در لباس محلی.

با وجود از دست رفتن اتحاد مایاها این قوم از صحنه روزگار کنار نرفتند[۱۲۶] و هنوز در گوشه‌هایی از آمریکای مرکزی مردم مایا با حفظ آداب و رسوم خود به زندگی ادامه می‌دهند. جمعیت مایاهای امروزی که بازماندگان مایاهای متمدن دوران باستان و سده‌های میانه هستند[۱۲۷] حدود هفت میلیون تن برآورد شده که در کشورهای السالوادور،[۱۲۸] هندوراس،[۱۲۹] مکزیک،[۱۳۰] گواتمالا[۱۳۱] و بلیز[۱۳۲] پراکنده‌اند و به گویش‌های زبان مایایی و یا اسپانیایی سخن می‌گویند. بیشتر جمعیت امروزی مایاها در ارتفاعات گواتمالا بسر می‌برند. در گواتمالا اگرچه خیلی از مایاها سبک زندگی و گفتار اسپانیایی را پذیرفته‌اند اما این تغییر و همرنگی با جامعه در زنان بسیار کمتر از مردان دیده می‌شود[۱۳۳] و اکثر زنان مایایی گواتمالا هنوز هم سبک پوشش و زبان بومی و اصیل خود را نگاه‌داشته‌اند.[۱۳۴] مایاهای امروزی بخاطر رنگ پوشش خاص خود و کلاه‌های بلند و لباس‌های شاد رنگارنگ خود شهره هستند.[۱۳۵] مردان مایا امروزه به کارهای کشاورزی و گاهی صنعتی مشغولند و در میان جامعه امروزی مایا کودکان دستفروش نیز بچشم می‌خورند.[۱۳۶] امروزه زندگی مایاها مانند بیشتر مردم آمریکای لاتین توام با محرومیت است و روند پیشرفت بویژه در مناطق مایانشین که کوهستانی و روستایی نیز هستند، بسیار کندتر است.[۱۳۷] غذاهای سنتی مایاها هنوز مبتنی بر غذاهای گیاهی و بویژه ذرت است. انواع و اقسام غذاها و نان‌ها با ذرت طبخ می‌شود.[۱۳۸] مایاهای امروزی اگرچه بیشتر مسیحی کاتولیک می‌باشد اما هنوز دسته‌های زیادی از مردم این قوم هر به مذهب باستانی خود معتقد باقی مانده و آئین‌های مذهبی خود را همچنان برگزار می‌کنند. پذیرش مذهب کاتولیک از سوی بسیاری از مایاها تنها سرپوشی بود برای دفاع از خود برابر مسیحیان چرا که هنوز در میان جوامع مسیحی مایا همچنان شمن وجود داشته و در ارتفاعات و غارها بر اصل سال‌های ۲۶۰روزه به عبادت و ارشاد و مکاشفه می‌پردازند.[۱۳۹] نام بسیاری از اساطیر مایا با نام‌های مذهبی لاتین جایگزین شده اما مراسم و عقاید همچنان باستانی برجای مانده‌اند.[۱۴۰] گرایش عمده روستاییان مایا به مسیحیت از سال ۱۹۶۰ و آغاز فعالیت تبلیغی کلیساهای انجیلی جنوب ایالات متحده آغاز شده‌است.[۱۴۱]
در بلیز

مایاهای کشور بلیز که سومین گروه بزرگ قومیتی این کشور هستند و حدود یازده درصد جمعیت کشور را تشکیل داده‌اند[۱۴۲] بیشتر از تبار آن‌دسته از اقوام موپان و یوکاتک هستند که درپی وقوع جنگ در سال ۱۸۸۰ به کشور بلیز مهاجرت نمودند.[۱۴۳] ده سال پیش از آن مایاهای ککچی از کشور گواتمالا وارد بلیز شده بودند و خلاف هم‌تباران موپانی خود که راه کوهستان‌های مرتفع بلیز را پیش گرفتند، اینان وارد سرزمین‌های پست جنوبی این کشور در جوار رودخانه‌ها شدند.[۱۴۴] تاریخ و فرهنگ باستانی مایاها نزد مایاهای بلیز بسیار بااهمیت و مایه افتخار تلقی می‌شود.[۱۴۵]
در گواتمالا

شمار مایاهای گواتمالا بیش از سایر کشورهای مایانشین است. مایاهای گواتمالا بیش از سایرین به آداب و رسوم خود مانند پوشش، مذهب و زبان پای‌بند مانده‌اند و شرایط فرهنگ بومی مایا در گواتمالا بهتر از سایر کشورهاست.[۱۴۶] مایاها در گواتمالا به سیزده گروه قومی کوچکتر تقسیم می‌شوند.[۱۴۷] پیشهٔ اکثر مایاهای گواتمالا کشاورزی و صنایع دستی است[۱۴۸] و عمدتاً در مناطق مرتفع و کوهستانی کشور بسر می‌برند.
در مکزیک
یک خانواده روستایی مایا در یوکاتان مکزیک.

مایاها بخشی از گروه‌های قومی کشور مکزیک هستند که بیشتر آنها در نواحی جنوبی و بویژه شبه جزیره یوکاتان ساکن می‌باشند.[۱۴۹] زبان مایاهای مقیم مکزیک یوکاتک است که ریشهٔ مایایی دارد و مذهب پیشین جمعیت مایایی ساکن مکزیک کاتولیک می‌باشد. جمعیت مایاهای مقیم مکزیک حدود سیصدوپنجاه هزار تن می‌باشد که بیشتر آن‌ها اسپانیایی را بعنوان زبان دوم یا زبان نخست خود می‌دانند. بدلیل شرایط جغرافیایی محل سکونتشان بیشتر مایاهای مکزیک از صنعت توریسم امرارمعاش می‌کنند.[۱۵۰]
در هندوراس

مایاها در هندوراس چورتی نامیده می‌شوند که جمعیتی کمتر از ۶ هزار نفر دارند.[۱۵۱] مایاهای این کشور سنت مایایی خود را عمدتاً فراموش کرده‌اند و دیگر به گویش چورتی صحبت نمی‌کنند و پوشش سنتی آن‌ها نیز کلاً تغییر یافته‌است. اخیرا تلاش‌هایی در رابطه با بازگشت چورتی‌ها به فرهنگ قدیمشان انجام شده و تا حدودی آن‌ها به یادگیری زبان نیاکان خود مشغول شده‌اند.[۱۵۲] پیشهٔ اصلی مایاهای هندوراس که اسپانیایی زبان هستند، صنایع دستی و توریسم است. نوعی از عروسک که بنام عروسک‌های هاسک شناخته می‌شوند، توسط این گروه قومی ساخته شده و معمولاً بوسیلهٔ کودکان دستفروش به مشتری‌ها عرضه می‌شود.

پایان جهان

پایان جهان (به انگلیسی: End time) عبارتی است عربی به معنای «پایان زمان». برخی «آخر الزمان» را با قیامت یکی دانسته‌اند. اعتقاد به منجی و آخرالزمان در فرهنگ بسیاری از ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود و درباره آن پیشگوئی‌هایی نیز کرده‌اند.

معمولاً «آخرالزّمان» در اصطلاح یعنی سالیان پایانی یک دوره از حیات بشری و سپس ظهور یک منجی موعود که انتظار او کشیده می‌شود تا تحولی همه جانبه در زندگی یک قوم یا تمام بشریت ایجاد کند و بشریت را وارد دوره جدیدی کند.

محتویات

    ۱ در یهودیت
    ۲ در مسیحیت
    ۳ در مزدیسنا (زرتشتی)
    ۴ در اسلام
        ۴.۱ دجال در روایات اهل سنت
        ۴.۲ در مذهب شیعه
    ۵ پدیده ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲
    ۶ در فرهنگ و ادبیات
    ۷ منابع

در یهودیت

در یهودیت تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری، از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده[نیازمند منبع]، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند[نیازمند منبع]، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند.[نیازمند منبع] در دوره‌های بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.[نیازمند منبع]
در مسیحیت
نوشتار اصلی: آرماگدون

در مسیحیت نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده‌است یکسان نیست[نیازمند منبع]. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده‌است:

    الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.[نیازمند منبع]
    بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.[نیازمند منبع]
    رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.[نیازمند منبع]
    حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی می‌دهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهایی سخت و زلزله‌است.[نیازمند منبع]

در مزدیسنا (زرتشتی)
نوشتار اصلی: فرشگرد

در مزدیسنا (دین زرتشتی) در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده‌است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر می‌خوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید. علاوه بر این‌ها در گاهان زردشت سخن از "داوری واپسین" برای درست کاران و بدکاران به میان می‌آید. در دین زرتشتی وقایع آخرالزمان را فرشگرد می‌گویند که به معنی بازسازی جهان است. در عقاید زرتشتی این پدیده به معنی پایان جهان نیست بلکه تسویه جهان از بدی و بازگشت به دوران پیش از آمیزش اهریمن است. در روز رستاخیز روان درگذشتگان از پل چینوت عبور کرده و در آن‌سوی توسط مهر, رشن و سروش اعمالشان سنجیده می‌شود.
در اسلام
نوشتار(های) وابسته: مهدی و فرجام‌شناسی اسلامی

در دیدگاه مسلمانان آخرالزمان دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان می‌خوانند.[۱][۲][۳] اعتقادات مربوط به منجی آخرالزمان از مواردی ست که کمترین اختلافات بین مذاهب مختلف اسلامی در مورد آن وجود دارد.[۴][نیازمند منبع]
دجال در روایات اهل سنت

قسمت عمده روایات در مورد دجال را «احمد حنبل» در کتاب «مسند» و «ترمذی» در «صحیح» خود و «ابن ماجه» در «سنن» و «مسلم» در «صحیح» و «ابن اثیر» در «نهایه» از عبدالله بن عمر و ابوسعید حذری و جابر ابن عبدالله انصاری نقل کرده‌اند.

«صائد بن صید» در زمان پیامبر اسلام می‌زیسته و پیامبر او را از مصادیق دجال معرفی کرده است و چون بعداً وی از خروج دجال در آخرالزمان نیز خبر داده بعضی‌ها گمان کرده‌اند دجال موعود همان «صائد بن صید» است و در نتیجه به زنده‌ماندن و طول عمر او قائل شدند.

بعضی از نویسندگان اسلامی نیز با توجه به ریشه لغت «دجال» آن را منحصر به یک فرد به خصوص نمی‌دانند بلکه آن را عنوانی می‌دانند کلی برای افراد پرتزویر، حیله‌گر و حقه‌باز که برای فریب مردم از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند. دجال شخصی است که حق را با باطل آمیخته و از حق برای راهبرد اهداف شیطانی خود استفاده می‌کند.
در مذهب شیعه
نوشتار اصلی: آخرالزمان از دیدگاه شیعیان


اگرچه اعتقاد به منجی در دیدگاه شیعه از اهمیّت بالایی برخوردار است. مثلاً علامه مجلسی یک جلد کامل از کتاب بحار الانوارش را به موضوع امامت اختصاص داده است.[نیازمند منبع] اما جزو کم اختلاف‌ترین مسائل با مذاهب دیگر است. کتاب نجم الثاقب نوشتهٔ حاج میرزا حسن طبرسی نوری مرجع کاملی در مورد اختلاف آراء در میان فرق مختلف اسلامی در موضوع اعتقادات مربوط به ظهور و آخر الزّمان است. این کتاب همچنین به طور جدا در پایان هر مبحث در رد آراء دیگر و اثبات آراء شیعه سخن گفته است. کم بودن موارد اختلافی بین فرق اسلامی موضوع مهمی ست که این کتاب نشان داده است. همچنین شیعیان معتقدند که فردی از نسل پیامبر اسلام, یعنی نهمین نسل از حسین بن علی به نام حجت بن حسن (مهدی) با پرچم پیامبر اسلام ظهور می‌کند و همراه با عیسی مسیح، دجال را نابود می‌کند.
پدیده ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲
نوشتار اصلی: پدیده ۲۰۱۲

برخی اعتقاد داشتند که جهان در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ پایان خواهد یافت و یا پدیده‌ای بزرگ رخ خواهد داد. این تاریخی است که چرخه پنج هزار و ۱۲۵ ساله تقویم باستانی تمدن مایا به پایان می‌رسید.[۵]
در فرهنگ و ادبیات

آخر الزمان به این معنی در داستان‌های تخیلی و بازی‌های رایانه‌ای نیز استفاده شده‌است:

    در بازی رایانه‌ای سرزمین_مادری داستان با این جمله شروع می‌شود: this is the story of the end time. یعنی این داستان آخرالزمان است. در انتهای بازی آخرین جنگ خونین کهکشان تمام می‌شود و مجاری ارتباط پر سرعت به کل کهکشان کشف می‌شود.

عهد جدید

عَهدِ جَدید اصطلاحی است که مسیحیان برای اشاره به بخشی از کتاب مقدس که به زندگی عیسی و پیروانش می پردازد به کار می برند. مسلمانان معمولاً به این کتاب انجیل می گویند.
عهد جدید به پیمانی اشاره دارد که آغازگر دورهٔ جدیدی از ارتباط خداوند با انسان است. خداوند طبق این پیمان شریعتی را که از طریق موسی عطا کرده بود برداشت، و ایمان به مسیح را شرط بخشایش گناهان انسان و رستگاری او قرار داد.[نیازمند منبع] نشانه و در حقیقت اصل محوری این پیمان، بخشش کلیه گناهان به واسطهٔ قربانی شدن عیسی مسیح (یعنی صورت بشری خداوند)است.

کتاب عهد جدید شامل ۲۷ کتاب است.

محتویات

    ۱ انجیل‌های چهارگانه
    ۲ کتاب اعمال رسولان
    ۳ رساله‌ها (نامه‌ها)ی حواریون مسیح
    ۴ کتاب مکاشفه یوحنا
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ پیوند به بیرون

انجیل‌های چهارگانه

چهار انجیل به چهار کتاب گفته می شود که پس از مصلوب شدن (به عقیده گروهی از مسیحیان) یا معراج (به عقیده مسلمانان) عیسی مسیح، توسط چهار نفر از حواریون او نوشته شده اند.
این چهار کتاب دربرگیرنده چهار روایت مختلف از زندگی عیسی مسیح هستند و یا به تعبیر مسیحیان، به مانند «چهار تصویر از عیسی مسیح، ولی از زوایای مختلف» اند. از این روست که با وجود داشتن مطالب، مفاهیم و قسمت‌های مشابه و مشترک زیاد، دارای تفاوت هایی نیز با یکدیگر هستند.
این چهار انجیل، که در زبان فارسی به شکل جمع ”اناجیل“ نیز خوانده می شوند، عبارت اند از:

    انجیل متی
    انجیل مرقس
    انجیل لوقا
    انجیل یوحنا

کتاب اعمال رسولان

کتاب اعمال رسولان شامل سرگذشت رسولان پس از عروج عیسی به آسمان است. پس از قیام عیسی مسیح از مردگان (زنده شدن دوباره او) و سپس عروج او به آسمان، برای رسولان او (حواریون) و سپس شاگردان مسیح (که بعدها مسیحی نامیده شدند)، اتفاقات زیادی رخ داد. از آن جمله است: پیوستن «فیلیپس» به جمع حواریون (که پس از خودکشی یهودای اسخریوطی یازده نفره شده بودند)، نازل شدن روح القدس در روز عید پنطیکاست (یکی از اعیاد یهودیان) بر دوازده نفر حواری عیسی مسیح، شهادت استیفان یکی از شاگردان وفادار مسیح (سنت استفان)، ماجرای ایماندار شدن پولس قدیس و آغاز مأموریت بشارتی او برای غیر یهودیان و... شرح این حوادث در کتاب اعمال رسولان و به دست «لوقا» (یکی از حواریون مسیح و نویسنده یکی از اناجیل چهارگانه) نگاشته شده‌است.
رساله‌ها (نامه‌ها)ی حواریون مسیح

نوایمانان مسیحی و کلیساهای تازه‌بنیاد در آغاز گسترش مسیحیت، به خاطر نبودن راهنمایی‌های ایمانی لازم و وجود مخالفان بسیار، دچار مشکلات عمده‌ای می‌شدند. از آن جمله است: مسائل مربوط به مراسم نیایش و چگونگی برگزاری آن، پیدا شدن پیشوایان دروغین، آزار و اذیت و شکنجه و تهدید و حتی قتل ایمانداران توسط متعصبان یهود یا بت‌پرستان و دیگر فرقه‌های مذهبی و گاهی مأموران رومی و از این دست... هدف از نگارش این نامه‌ها هدایت این نوایمانان، یادآوری و تبیین مفاهیم کتاب مقدس و مطلع شدن از رویدادهای مناطق مختلف بود.

این کتاب دربرگیرندهٔ بخش‌های زیر است:

    رساله‌های پولس به: رومیان، اول قرنتیان، دوم قرنتیان، غلاطیان، افسسیان و...
    نامه یعقوب
    رساله‌های پطرس
    رساله‌های یوحنا
    رسالهٔ یهودا

کتاب مکاشفه یوحنا

    نوشتار اصلی: مکاشفه یوحنا

این کتاب شرح سفری است که یوحنای قدیس در رویا و به هدایت روح القدس در آن به عرش خداوند دارد و در آن به توصیف عرش خداوند و جایگاه مسیح و پیش‌بینی رویدادهای روز فرجامین می‌پردازد.

سامی

سامی در ابتدا به عنوان نام زبان‌های محلی و اولیهٔ حوزهٔ خاور میانه و نیز زبان‌های برگرفته از آن زبان‌ها به کار رفت. از جمله‌ٔ این زبان‌ها باید به آرامی، عربی و عبری اشاره کرد. همچنین به هر فرد از نژادهایی که زبان اصلی آنها یکی از این زبان‌ها باشد هم سامی اطلاق می‌شود.

وجه تسمیهٔ این گروه‌بندی به روایتی به فرزندان نوح می‌رسد: سام و حام و یافث. فرزندان سام که عهد عتیق و عهد جدید و روایات آمده در سنت اسلامی او را خلف و وارث نبوت نوح می‌دانند را سامی می‌نامند.