اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

پادگان شهید مصطفی پژوهنده

پادگان شهید سرلشگر مصطفی پژوهنده سابقا [۱][۲] پادگان چهل دختر این پادگان در چهار کیلومتری شمال شهر کلاته خیج در بخش بسطام شهرستان شاهرود واقع شده‌است، و متعلق به ارتش جمهوری اسلامی است .

مصطفی پژوهنده

سرلشکر مصطفی پژوهنده (زاده:خرم‌آباد ۱۳۳۷ -تیر ۱۳۶۷) از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در آخرین روزهای جنگ تحمیلی و در هنگام دفاع از کشور در برابر تهاجم سازمان مجاهدین خلق کشته شد. پادگان چهل دختر شاهرود که مقر لشکر ۵۸ تکاور ارتش است بنام وی نامگذاری گردیده است. کتابی با عنوان ۷ پیرامون زندگی وی در سال ۱۳۹۲ منتشر شد. وی از بنیانگذاران لشکر ۵۸ تکاور (ذوالفقار) ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده گردان ۱۸۳ بود.

یعقوب علیاری

سرلشکر یعقوب علیاری (زاده:ارومیه ۱۳۱۸ - درگذشت: تهران ۱۳۸۵) از برجسته ترین تکاروان ایران بود که صدام برای[۱] اسیر کردن وی جایزه تعیین کرده بود.وی دوره های آموزش نظامی را در ایران ،فرانسه ، آمریکا و پاکستان طی کرده بود و به عنوان صلحبان در ویتنام نیز حضور داشت.[۲] وی که دارای جراحت‌های متعدد و جانباز ۷۰٪بود بر اثر مصدومیت شیمیایی در گذشت و پیکرش در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران در جوار امیر سپهبد علی صیاد شیرازی آرمیده است[۳] وی بنیانگذار و نخستین فرمانده لشکر ۵۸ تکاور ذوالفقار ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.[۴]

کتاب «در انتهای افق» پیرامون زندگی وی توسط سازمان حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس منتشر شده است.[۵]
عملیات‌ها

عملیات مطلع الفجر شیاه کوه: فرمانده تیپ ۵۸ ذوالفقار.

تک‌های محدود و منطقه‌ای در سال ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰: فرمانده تیپ.

در سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷: هدایت و فرماندهی عملیات­های غرب کشور.

عملیات فتح المبین: فرمانده تیپ عمل کننده قرارگاه نصر.

عملیات بیت المقدس: فرمانده تیپ عمل کننده قرارگاه نصر.

عملیات رمضان: فرمانده تیپ عمل کننده قرارگاه نصر.

عملیات محرم: فرمانده تیپ عمل کننده نصر.

عملیات کربلای ۶: بعنوان فرمانده قرارگاه عملیاتی غرب کشور.

علی صیاد شیرازی

سپهبد علی صیاد شیرازی (۲۳ خرداد۱۳۲۳-۲۱ فروردین۱۳۷۸)[۱] فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عضو شورای عالی دفاع بوده‌است. او متولد روستای کبودگنبد شهرستان درگز استان خراسان رضوی است. وی یکی از فرماندهان جنگ ایران و عراق بود. صیاد شیرازی پس از ۳۲ سال خدمت در یگانهای مختلف نیروی زمینی ارتش در تهران و مقابل درب منزلش، به دست نیروهای مسلح سازمان مجاهدین خلق، ترور شد. مراسم تدفین او با حضور سید علی خامنه‌ای، فرمانده کل قوا و جمعی از فرماندهان یگانهای مختلف نیروهای مسلح ایران و مردم برگزار شد.

محتویات

    ۱ زندگی شخصی
        ۱.۱ تولد
        ۱.۲ تحصیلات
    ۲ مبارزات سیاسی
    ۳ مسئولیت‌ها
    ۴ ترور
    ۵ پس از ترور
    ۶ کتاب‌شناسی
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ پانویس
    ۹ پیوند به بیرون

زندگی شخصی
تولد

علی صیادشیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز[۲] شهرستان درگز از توابع استان خراسان رضوی متولد شد[۳][۴] [۵] مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. مادرش اهل انارک از توابع نایین و پدرش، که از عشایر قشقایی[۲] بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانواده‌های نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می‌کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محلّ پرورش وی شدند[۲].
تحصیلات

علی صیاد شیرازی، در سال ۱۳۴۰ برای ادامه تحصیل به تهران آمد[۶] و سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم گردید[۲]. در سال ۱۳۴۳ در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید.[۲][۴] پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشکر تبریز و سپس لشکر زرهی کرمانشاه منتقل شد.[۲]

او در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی به تهران منتقل شد و پس از پایان کلاس به موجب تسلط بالایی که به دست آورده بود، از استادان زبان انگلیسی ارتش شد. ستوان شیرازی زمانی که تصمیم داشت با دختر عموی خود، عفت شجاع، ازدواج کند، با مخالفت ارتش روبرو شد. آنها دلیل اینکار را سابقه مبارزاتی پدر همسر انتخاب وی با حکومت پهلوی مطرح کردند. اما سرانجام در اثر اصرار ستوان شیرازی، ارتش با این ازدواج موافقت کرد.[۶][۲]

وی در سال ۱۳۵۲ برای تکمیل تخصص‌های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد[۷] تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل در ایالت اوکلاهما، در منطقه‌ای نظامی، با موفقیت طی کرد و پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید به ایران مراجعت کرد.[۶][۲]

ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال ۱۳۵۳ به اصفهان (مرکز توپخانه) منتقل کرد.[۲][۳]
مبارزات سیاسی

پیش از انقلاب علی در اصفهان با یافتن دوستان جدید مطالعات مذهبی خود را پی گرفت و شخصیت سیاسی خویش را بارز ساخت و در نامه‌ای که برای سرگرد محمد مهدی کتیبه، یکی از افسران مذهبی، ارسال کرد این جمله را نوشت: «در مورد برنامه‌های مذهبی بحمدالله پیش می‌رویم مخصوصاً در آن قسمت که می‌دانید». این جمله حساسیت ضد اطلاعات را برانگیخت و از آن پس وی تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقیق و مراقبت متوالی، او را «متعصب مذهبی» معرفی کردند و مراقبت از وی را شدت بخشیدند[۲].
سروان صیاد در اواخر حکومت پهلوی به دلیل این که در بین افسران، ضدیت با حکومت وقت می‌کرد و از مخالفان حکومت پهلوی بود، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان در ۱۹ بهمن دستگیر و زندانی شد و در آستانه پیروزی انقلاب، در بهمن ۱۳۵۷ آزاد شد[۲][۴][۶].

بعد از انقلاب صیاد شیرازی پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی و شخصی به نام احمد سالک آشنا می‌شود و با یکدیگر از پادگانهای اصفهان حفاظت می‌کنند[۴].
مسئولیت‌ها
صیاد شیرازی در کنار اکبر هاشمی رفسنجانی

وی پس از پیروزی انقلاب ایران، در بحبوحهٔ غائله سال ۱۳۵۸ ضد انقلاب در کردستان، به فرماندهی عملیات شمال غرب کشور برگزیده شد و در نبردهای کردستان به همراه دکتر مصطفی چمران نقش مهمی ایفا نمود[۳].

پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به همراه رحیم صفوی به غرب اعزام می‌گردد. و با همکاری ارتش و سپاه سنندج را فتح می‌کنند. این عملیات در کردستان موجب می‌گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر موجب خلع دو درجه و برکناری صیاد شیرازی می‌گردد[۲][۲][۴].
پس از خلع بنی صدر، با حضور محمدعلی رجایی در سمت ریاست جمهوری، صیادشیرازی بار دیگر با دریافت دو درجه، به ارتش بازگشت[۸] و برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش تحت عنوان قرارگاه حمزه سیدالشهداء را راه اندازی کرد[۲][۴][۳][۶]

سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشکرهای ۶۴ ارومیه و ۲۸ کردستان و تیپ ۲۳ هوابرد و تیپ ۳۰ گرگان، شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد.[۲][۶]

پس از کشته شدن سرلشکر ولی الله فلاحی در ۹ مهر ۱۳۶۰، سرلشکر قاسمعلی ظهیرنژاد (فرماندهٔ وقت نیروی زمینی) به سمت رییس ستاد مشترک ارتش منصوب شد و صیاد شیرازی (با درجه سرهنگی) به درخواست اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس شورای عالی دفاع و با حکم آیت‌الله خمینی به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش منصوب شد.[۳][۲]

او با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در عملیات طریق القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، مسلم‌بن‌عقیل، مطلع‌الفجر، محرم، والفجر۱، ۲، ۳، ۴، ۸، ۹، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی‌های بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد[۲]. سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال ۱۳۶۵ از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد سید علی خامنه‌ای و تصویب سید روح‌الله خمینی به سمت «نمایندگی رهبری در شورای عالی دفاع» منصوب شد[۲].

او در تیر ماه ۱۳۶۵ با پیشنهاد سید علی خامنه‌ای[۹] به فرمان فرمانده کل قوا به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد و در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی ارتقاء یافت[۲][۴].
[۹][۹]. سرتیپ صیاد شیرازی در سال ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد که در خلال آن مرزهای غربی ایران مورد هجوم مجاهدین خلق قرار گرفته بود، با طراحی عملیاتی تحت عنوان عملیات مرصاد نیروهای متجاوز را شکست داد[۲].

در مهر ۱۳۶۸، بنابه درخواست رئیس ستاد کل نیروهای‌مسلح، و با موافقت و حکم فرماندهی کل‌قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای‌مسلح[۴] و در شهریور ۱۳۷۲ به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای‌مسلح منصوب شد. او پنج روز قبل مرگ در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید غدیر از سوی فرمانده کل قوا به درجه سرلشکری ارتقا پیدا کرد که این درجه مجدداً پس از کشته شدن وی به سپهبدی ارتقا یافت.[۲][۴]
ترور

صیاد شیرازی در بامداد ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ به وسیله عوامل مسلح مجاهدین خلق در پوشش رفتگر، مقابل درب منزل مسکونی‌اش واقع در تهران و در برابر دیدگان فرزندش کشته شد.[۳][۲][۶] در مراسمی با حضوررهبر انقلاب سیدعلی خامنه‌ای و مقامات لشکری و کشوری و جمع کثیری از دوستدارانش، علی صیاد شیرازی در قطعه ۲۹ بهشت زهرا دفن شد. [۱۰][۱۱]
پس از ترور

سرلشکر رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یازده سال پس از ترور صیاد شیرازی در مراسمی که جهت بزرگداشت وی در نظر گرفته شده بود با بیان اینکه دستور ترور صیاد شیرازی از جانب صدام به مجاهدین داده شد، گفت:[۱۲]

    سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی با طرح‌ریزی عملیاتی، بیش از هزار گلوله توپ و موشک به مقرهای منافقین در خاک عراق شلیک کرد. وی تصریح کرد: بدون شک دستور به شهادت رساندن صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شد و شخص صدام این دستور را به منافقین داد تا شهید صیاد شیرازی را به شهادت برسانند.[۱۲]

به تلافی این ترور در یک روز تمام مقرهای منافقین از پادگان اشرف گرفته تا العماره را با شلیک بیش از هزار موشک و گلوله توپ‌خانه برد بلند، منهدم و تلفاتی را به آنها وارد شد. به دنبال این عملیات عراق واکنش شدیدی از خود نشان نداد و تنها به گله مختصری بسنده کرد[۱۳]
کتاب‌شناسی

    مجموعه مقالات اولیننشست کنفرانس بررسی دفاع مقدس / به‌کوشش ذاکر صالحی / دانشگاه امام حسین (ع)/ ۱۳۷۱.
    سونای زعفرانیه / علیرضا نوری‌زاده.
    خاطرات امیر شهید سپهبد صیاد شیرازی / مرکز اسناد انقلاب اسلامی / ۱۳۷۸.
    خاطرات سال‌های نبرد / محسن مؤمنی / دفتر ادبیات و هنر مقاومت و نشرشاهد / ۱۳۷۸.
    صیاد دل‌ها / احمد حسینیا / ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمانعقیدتی سیاسی / ۱۳۷۸.
    ناگفته‌های جنگ / تدوین احمد دهقان / دفتر ادبیات وهنر مقاومت / ۱۳۷۸.
    یادداشت‌های سفر شهید صیاد شیرازی / محسن کاظمی / دفترادبیات و هنر مقاومت / ۱۳۷۸.
    عملیات آزادسازی سنندج و گردنه صلوات‌آباد (اردیبهشت ۱۳۵۹) / تدوین علی صادقی‌گویا / ایران سبز / ۱۳۷۹.
    عملیات شیندرا /تدوین علی صادقی‌گویا / هیات معارف جنگ / ۱۳۷۹.
    اسطوره‌ها / به‌کوشش خلیلاسفندیاری / نشر شاهد / ۱۳۸۰.
    یادداشت‌های ویژه سپهبد علی صیاد شیرازی (۱۳۶۴تا ۱۳۶۸) / به‌کوشش سیدحسام هاشمی / ایران سبز / ۱۳۸۰.
    امیر دلاور /گردآورنده امیرحسین انبارداران / نشر شاهد / ۱۳۸۱.
    گردنه خان تا قله آربابا /تدوین علی صادقی‌گویا / ایران سبز / ۱۳۸۱. ـ مسافر صبح / به‌کوشش شورای شعربنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع‌مقدس / موسسه فرهنگی و انتشاراتی نخلستان / ۱۳۸۱.
    در کمین گل سرخ / محسن مومنی / سوره مهر / ۱۳۸۲.
    یادگاران (جلد ۱۱:کتاب صیاد شیرازی) / رضا رسولی / روایت فتح / ۱۳۸۲.
    رفتارشناسی ایثارگران(سیری در رفتارشناسی امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی) / محمودرضا امینی /شعاع / ۱۳۸۳. ـ یاد یار / هیبت‌الله اسدی / دانشگاه افسری امام علی (ع) / ۱۳۸۳.
    افلاکیان زمین (جلد ۱۰: علی صیادشیرازی) / محمدحسین عباسی ولدی / نشرشاهد / ۱۳۸۴.
    خدا می‌خواست زنده بمانی (کتاب صیاد شیرازی) / فاطمه غفاری /روایت فتح / ۱۳۸۴.
    سفر به ماوراء / کاوه خاتمی / ایران سبز / ۱۳۸۴.
    هرچند دیر / هیبت‌الله اسدی / ایران سبز / ۱۳۸۴.
    آخرین گلوله صیاد / داوودامیریان / نشر صریر / ۱۳۸۵.
    عاشق‌ترین صیاد/ محبوبه معراجی‌پور/ مرکز اسنادانقلاب اسلامی / ۱۳۸۵.
    منش فرماندهی / احمد نوروزی فرسنگی / عرشان / ۱۳۸۵.
    پرواز غریبانه / مهدی وحیدی صدر / حدیث نینوا (قم) / ۱۳۸۶.
    جلوه یار /احمد حسینیا / ایران سبز / ۱۳۸۶.
    سخن آشنا / علی اعوانی / ارتش جمهوری اسلامی ایران، سازمان عقیدتی سیاسی (نشر آجا) / ۱۳۸۶

سید یحیی رحیم‌صفوی

سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی صفوی (که در جریان مبازرات قبل از انقلاب و برای عدم شناسایی توسط عوامل ساواک نام مستعار رحیم را برای خود برگزیده بود) متولد روستای همام از بخش باغ بهادران شهرستان لنجان از توابع استان اصفهان، از فرماندهان سپاه اصفهان در دوران جنگ ایران و عراق و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، که بعد از ۱۰ سال فرماندهی بر این ارگان نظامی، توسط سید علی خامنه‌ای در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۶ محمدعلی جعفری جایگزین او گردید. او در حال حاضر به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح فعالیت می‌کند.

وی مدرک کارشناسی خود را در رشته زمین‌شناسی از دانشگاه تبریز در سال ۱۳۵۴ (پیش از انقلاب) اخذ کرد و بعد از جنگ ایران و عراق و در سال ۱۳۷۴، فوق لیسانس جغرافیای سیاسی را از دانشگاه امام حسین و دکترای همین رشته را از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۸۰ گرفت.

او همچنین برادر سید سلمان صفوی است.

محتویات

    ۱ دوران کودکی
    ۲ دوران انقلاب
    ۳ آثار
    ۴ پانویس
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

دوران کودکی

سیدیحیی (رحیم) صفوی، پسر سیدعباس متولد ۱۳۳۱ خورشیدی در روستای همام از بخش باغ بهادران شهرستان لنجان، از توابع استان اصفهان[۱] از والدینی آذربایجانی می‌باشد.[۲]

پدرش صاحب مزرعه‌ای بوده و تا زمانی که در روستا زندگی می‌کردند، شغل او کشاورزی بود. کمبود آب زراعتی و پیشنهادهای اقوام، باعث شد که خانواده صفوی از روستا به شهر اصفهان مهاجرت کنند.

یحیی صفوی در سال ۱۳۴۸ آخرین سال تحصیلی در مقطع دبیرستان را گذرانده و در همین سال بود، که مادرش ملوک آغا رئیسی دهکردی بر اثر بیماری سرطان درگذشت و در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. بعد از فوت مادر، نقش و مسئولیت تربیت فرزندان، کاملاً به‌عهدهٔ پدرشان بود.
دوران انقلاب

وی در دوران اوج گیری انقلاب، در اصفهان بسیار فعال بود و در روزهای اول انقلاب به همراه علی صیاد شیرازی به ساماندهی انقلابیون اصفهان پرداخت. سر لشکر صفوی در سال ۱۳۵۰ ودر آغاز مبارزات انقلاب ، در رشته زمین شناسی در دانشگاه تبریز قبول شده و راهی آن شهر میشود . وی بزرگترین مشکل خود را در تبریز آشنا نبودن به زبان آذری و نداشتن خوابگاه میداند : "زمانى که وارد تبریز شدم با مشکلاتى روبه ‏رو بودم، از جمله اینکه با زبان آذرى آشنا نبودم و یک کلمه از زبان آذرى را نمى‏فهمیدم و چون ترکى بلد نبودم، جواب گرفتن برایم دشوار بود.این مشکل باعث شد که از همان ماه‏هاى اول مصمم بشوم زبان آذرى را فراگیرم. طى آن سال‏هایى که در تبریز بودم آن‏قدر آذرى یاد گرفتم که توانستم در خیابان و بازار به راحتى آذرى حرف بزنم و هیچ کس هم نمى‏فهمید که من اصفهانى هستم."در دوران دانشجویی وی به همراه عده ای از دانشجویان از جمله شهید مهندس مهدی باکری اقدام با ایجاد تشکل های دانشجویی کرده و همراه با مردم در تظاهرات شهر تبریز شرکت داشتند.در یکی از این درگیریها وی از ناحیه پا مورد اثابت گلوله قرار گرفته و مجروح میشود.[۳]
آثار

    از ج‍ن‍وب ل‍ب‍ن‍ان ت‍ا ج‍ن‍وب ای‍ران: ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی ۱۳۸۳.
    از جنوب لبنان تا جنوب ایران: ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی ۱۳۸۵.
    ایستگاه آسمان: ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی ۱۳۸۹.
    روزهای مقاومت: ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی ۱۳۹۰.
    طری‍ق س‍ع‍ادت: ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی، ۱۳۳۱ - ۱۳۸۴.
    وحدت جهان اسلام-چشم انداز آینده: ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی
    مقدمه‌ای بر جغرافیای نظامی ایران (جلد۱): ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی
    مقدمه‌ای بر جغرافیای نظامی ایران (جلد۲): ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی
    مقدمه‌ای بر جغرافیای نظامی ایران (جلد۳): ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی
    مقدمه‌ای بر جغرافیای نظامی ایران (جلد۴): ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی
    مقدمه‌ای بر جغرافیای نظامی ایران (جلد۵): ص‍ف‍وی، ی‍ح‍ی‍ی

ایران در دوران ملوک‌الطوایفی

دوران حکومت ایلخانان (فرزندان چنگیزخان مغول) در ایران از سال ۶۵۴ ه‍. ق. با نظم و انضباط آغاز شد، اما در بی نظمی تا ۷۵۰ ه‍. ق. پایان یافت. در پایان حکومت ایلخانان (دوران ضعف آنان)، ایران شاهد ملوک‌الطوایفی در عرصه حکومت و نهضت‌های انقلابی ضد ایلخانان نظیر سربداران بود. دوران حکومت ایلخانان، افول و انحطاط را به همراه آورد.

بعد از ایلخانان دولت آل چوپان (چوپانیان)، توانست مدتی کوتاه تفوق عنصر مغولی را در عرصه سیاسی ایران حفظ نماید. ادامه پاره ای از شیوه‌های حکومت و یاساهای مغول در قلمرو کوچک طغاتیموریان جرجان، و در دستگاه آل کرت و آل مظفر هم به تفوق عنصر مغولی کمکی نکرد و اعاده قدرت برای مغولان دیگر ممکن نشد.

آل چوپان (چوپانیان) در آذربایجان و اران و ولایات جبال، جلایریان در عراق عرب و بعدها در تمامی قلمرو چوپانیان، طغا تیموریان در جرجان و خراسان غربی، آل کرت در هرات و خراسان شرقی، ملوک شبانکاره در بخشی از فارس، اتابکان سلغری و قراختاییان در فارس و کرمان، آل اینجو در فارس و اصفهان، اتابکان لر بین اصفهان تا خوزستان، اتابکان یزد در ولایات تابع آن حوالی و شماری امیر نشین در طبرستان که از هم مستقل و با هم در حال ستیز بودند.

ملوک الطوایفی سراسر ایران را دچار اغتشاشهای طولانی ساخت، خاندانهای گوناگون محلی را در برابر یکدیگر به پیکار واداشت. پیکارهای میان فرمانروایان محلی، باعث غارتها و کشت و کشتارهای بسیاری در آبادیها، شهرها، و ولایات گوناگون شد. این شهرها و ولایات هر از چندی دست به دست می‌گردیدند.

برخی از این حکومتهای ملوک الطوایفی در فرجام روزگار ایلخانان بر افتادند، اما جدایی قلمرو آنها همچنان باقی ماند و حکومت ملوک الطوایفی بعد از عهد تیمور هم به صورتهای دیگر ادامه حیات یافت.

ایران تا نیل به یکپارچگی و استقلال در دوران حکومت صفویان در سال‌های ( ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) راه درازی در پیش داشت. ایران عصر صفوی به چهار ایالت والی نشین: عربستان، لرستان، کردستان و گرجستان و ۳۶ بیگلربیگی نشین تقسیم گردید. در ایالات والی نشین، حکومت همچنان در اختیار خاندانی با عنوان والی قرار می‌گرفت. مثلا در منطقه اردلان، حکومت اردلان در دست حکام اردلان ادامه یافت. ولی در منطقه لر کوچک از سال ۱۰۰۶ هجری قمری به دستور شاه عباس اول صفوی به حکومت اتابکان لر کوچک خاتمه داده شد.

از سال سی‌ام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ ق. (=۱۳۰۴خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان می‌باشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کرده‌اند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان و نادر شاه را می‌توان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیگران طاهریان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، بویهیان، خوارزمشاهیان، قره‌قویونلویان، آق‌قویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندان‌های کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند.

فدرالیسم در ایران

تاریخچه

حکومتهای ایرانی خصوصا در عهد ساسانیان و دوران حکومت خلفای اسلامی و دوره صفویه عموماً حکومتهایی استبدادی و خودمحور بوده‌اند. ولی در سایر دوره‌های تاریخی نوعی فدرالیسم بر ایران حکمفرما بوده است.[۱] شیوه حکومت سیاسی هخامنشیان فدرال بود به این معنی نواحی مفتوحه با حفظ استقلال داخلی تابع حکومت مرکزی بودند. پایه­های حکومت فدرال هخامنشی در سراسر قلمرو امپراتوری دیده می­شد؛ مثلاً لیکیه یکی از شهربی­های هخامنشی بود که ضمن حفظ استقلال داخلی، در کنار حفظ فرهنگ بومی، عناصر پارسی را نیز پذیرا شد.[۲]
پیشنهاد تشکیل نظام فدرالی در ایران

برخی کشور ایران را در صورت مقاومت در برابر دمکراسی و فدرالیسم ناگزیر از تجزیه می‌دانند و معتقدند بزرگی کشور ایران و تمرکز قدرت در آن خطرناک است. اندازه جغرافیایی بزرگ برای دول متمرکز و غیر دمکراتیک تصوری از خود ایجاد می‌کند که ممکن است بیش از ظرفیت ملی آن باشد و بزرگی ایران نیز خطر اسلامگرایی را دو چندان ساخته است.[۳]
قبل از انقلاب ۵۷

کمیسیون سه جانبه
    کمیسیونی بود در دوران اشغال ایران توسط متفقین و در اوج فعالیت‌های فرقه دموکرات آذربایجان، در ۲۵ آذر ۱۳۲۴ در مسکو و با حضور وزرای خارجه شوروی، انگلستان و امریکا برگزار شد. برنامه این کمیسیون، شامل نوعی از فدرالیسم قومی و خودمختاری مناطق در ایران و تدریس زبان‌های کردی، عربی و ترکی درمدارس و تمرکززدایی کامل بود، و واکنش‌های تندی در میان افکار عمومی داشت و مورد مخالفت وانتقاد شدید دکتر مصدق نیز قرار گرفت.[۴]
طرح رزم‌آرا
    رزم آرا در سال ۱۳۲۹ به هنگام تشکیل کابینه قصد داشت که قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به شکل خاصی اجرا نموده و به استان‌ها اختیارات بیشتر شبه خودمختاری واگذار نماید. دکتر مصدق با این طرح هم در صحبت‌های خصوصی و هم در مجلس بشدت مخالفت نمود. نظر مصدق این بود که دول بزرگ از اختیاراتی که به استانها داده شود، سوءاستفاده می‌کنند و دولت ایران را در بن‌بست عظیمی قرار خواهند داد.[۴] ویژگی مصدق این بود که با سیاستمدارانی مانند رزم‌آرا که سیاست ملی را به سیاست قومی تقلیل می‌دادند مخالفت می‌کرد. همچنین او تحولات قومی-هویتی کشور را بدون ارزیابی بازیگری دولت‌های دشمن یا رقیب ایران تحلیل نمی‌کرد.[۴]

بعد از انقلاب ۵۷

طرح فدرالیسم اقتصادی
    برخی از طرفداران فدرالیسم در ایران خصوصاً بر فدرالیسم اقتصادی تاکید دارند و معتقد هستند که ایالات می‌توانند از نظر اقتصادی روی پای خود ایستاده و تصمیم گیری‌های کلان در سطح کشور داشته باشند.[۵]

    پیشنهاد مجلس شورای اسلامی

ممالک محروسه ایران

ممالک محروسه ایران اصطلاحی سیاسی و اداری است که در عهد صفویه و قاجاریه و تا اواخر دوران قاجار در مکاتبات اداری ایران رایج بوده‌است.[۱] کاربرد این اصطلاح چند سال بعد از استقرار مشروطیت ادامه داشت ولی حدود سال ۱۳۳۰ ه.ق با گسترش ناسیونالیسم این اصطلاحات و اصطلاحات موازی که بطریقی مفهوم عدم تمرکز و خودمختاری را القا میکردند بطور کلی از قاموس فرهنگ سیاسی ایران حذف شدند.[۱]
محتویات

    ۱ واژه‌شناسی
    ۲ پیشینه
    ۳ در دوران صفوی
    ۴ رابطه با فدرالیسم
    ۵ منابع

واژه‌شناسی

این اصطلاح از ترکیب دو اصطلاح «ممالک محروسه» و «ممالک ایران» که بعد از دوره ایلخانان مغول در ایران رواج داشته‌اند تشکیل شده‌است.

ممالک
    به سه معنای کشور، ایالت و استان، و ولایت و شهرستان استفاده شده است. استفاده از این واژه به معنای شهرستان و بخشی از ایالت، از دوره صفویه به بعد متوقف شده‌است. [۱]
محروسه
    از ریشه «حرس» و به معنای حراست شده و مفهوم آن متضمن اقتدار حکومت در حفظ و حراست از یک حوزه جغرافیایی از ناامنی، آشوب و تجاوز و تهاجم میباشد. با توجه به جمله «حرسه الله تعالی» که در انتهای نام شهرها یا کشور می‌آمده و مقایسه آن با صفت محروسه که بعد از کلمات مملکت یا ممالک می‌آید میتوان نتیجه گرفت که این کلمه از مضمونی قدسی و ماورایی نیز برخوردار بوده‌است. این کاربرد، از اوایل قرن هفتم هجری تا اواخر دهه دوم قرن ۱۴ هجری رواج داشته است.[۱]
ممالک ایران
    در قرن هشتم مورد استفاده قرار می‌گرفت و ضمن اشاره به «وحدت سرزمین ایران»، مبین «تقسیم آن به ممالک و بخشهای مختلف» بود. استفاده از این نام در قرون بعدی و در کنار نامهای «ایران»، «مملکت ایران»، «ممالک محروسه» و «ممالک محروسه ایران» ادامه داشت.[۱]

پیشینه

تقسیم بندی سرزمین ایران به ایالات مختلف از زمان هخامنشیان سابقه داشته است. هر یک از ایالات در آن زمان از نوعی استقلال برخوردار بودند اداره میشد. اگرچه در دوران اسلامی، ایران استقلال خود را تا مدتی از دست داد و تقسیمات داخلی ایران را دچار آشفتگی گردید اما شالوده تقسیمات داخلی بهمراه هویت تاریخی و فرهنگی، تاحدودی دست نخورده باقی ماند و اصولاً هرگاه نظم و ثبات حاکم می‌گردید دوباره همان تقسیم ها مبنای نظام سیاسی و اداری قرار میگرفت.[۱]
در دوران صفوی

پس از عهد شاه عباس و تا به پایان رسیدن روزگار صفویان این اصطلاح بصورتهای «ممالک محروسه»؛ «ممالک محروسه خسروانی» و «ممالک محروسه همایون» بکار رفته است. مکاتبات مربوط به دوره شاه سلطان حسین نشاندهنده استفاده مکرر از این اصطلاح در اواخر دوران صفویه است.[۱]
رابطه با فدرالیسم
برخی معتقدندکه این عبارت، بیانگر نوعی فدرالیسم پادشاهی در ایران بوده است و برخی این نظریه را رد کرده و بر خلاف این عقیده اعتقاد دارند.

فرمان مشروطیت

فرمان مشروطیت در اصل فرمان تشکیل مجلس شورای ملی ست که مظفرالدین شاه قاجار در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ در پاسخ به متحصنین در جنبش مشروطه ایران امضا کرد و از طریق آن با مشارکت مردم در امر حکومت موافقت کرد و این چنین حکومت مشروطه برای نخستین بار در ایران تأسیس شد.

خطاب فرمان به صدراعظم یعنی میرزا نصرالله‌خان مشیرالدوله است که خود در تهیه آن و راضی کردن شاه به امضای آن کوشش کرده بود. اصل فرمان به خط احمد قوام (قوام‌السلطنه) است.
متن فرمان

    جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جل‌شأنه سررشته ترقی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیت و امنیت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصصم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه, علماء, اعیان, اشراف, ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید و در کمال امنیت و اطمینان عقاید خود را در خیر دولت و ملت و مصالح عامه و احتیاجات قاطبه اهالی مملکت به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجرا گذارده شود. بدیهی است که به موجب این دستخط مبارک نظامنامه و ترتیبات این مجلس و اسباب و لوازم تشکیل آن را موافق تصویب و امضای منتخبین از این تاریخ معین و مهیا خواهد نمود که به صحه ملوکانه رسیده و بعون‌الله تعالی مجلس شورای ملی مرقوم که نگهبان عدل است افتتاح و به اصلاحات لازمهٔ امور مملکت و اجراء قوانین شرع مقدس شروع نماید و نیز مقرر می‌داریم که سواد دستخط مبارک را اعلان و منتشر نمایند تا قاطبه اهالی از نیات حسنه ما که تماماً راجع به ترقی دولت و ملت ایران است کماینبغی مطلع و مرفه‌الحال مشغول دعاگوئی دوام این دولت و این مجلس بی‌زوال باشند -- در قصر صاحبقرانیه به تاریخ چهاردهم جمادی‌الثانیه ۱۳۲۴ هجری در سال یازدهم سلطنت ما

چون در این فرمان با ذکر «شاهزادگان قاجاریه و علماء و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف» ذکری از دیگر طبقات مردم نشده بود، به در خواست نمایندگان پناهندگان سفارت، فرمان دیگری صادر شد:

    جناب اشرف صدراعظم -- در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخه چهاردهم جمادی‌الثانیه ۱۳۲۴ که امر و فرمان صریحاً در تأسیس مجلس منتخبین ملت فرموده بودیم مجدداً برای آنکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله ما واقف باشند امر و مقرر می‌داریم که مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق سریعاً دایر نموده بعد از انتخابات اجزاء مجلس فصول و شرایط نظام مجلس شورای اسلامی را مطابق تصویب و امضای منتخبین به طوری که شایسته مملکت و و ملت و قوانین شرع مقدس باشد مرتب بنمائید که به شرفعرض و امضای همایونی ما موشح و مطابق نظامنامه مزبور این مقصود مقدس صورت و انجام پذیرد

در این فرمان عبارت «منتخبین ملت» آمده و نیز به جای «مجلس شورای ملی» از "مجلس شورای اسلامی" نام برده شده‌است.

محمدرضا باهنر

محمدرضا باهنر (زاده ۱۳۳۱ در کرمان)، سیاست‌مدار اصولگرای ایرانی و دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است.[۱] وی نماینده مردم شهرهای تهران ری شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی در دوره‌های دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم و نهم بوده‌است. باهنر ریاست فراکسیون اکثریت مجلس پنجم و عضو هیئت رئیسهٔ مجالس چهارم، پنجم، هفتم، هشتم و نهم بوده است و نیابت ریئس مجلس هفتم و هشتم و نهم بر عهده دارد.
عده‌ای باهنر را باسابقه ترین و موثرترین فرد در پارلمان ایران می‌دانند

وی برادر آیت‌الله دکترمحمدجواد باهنر - نخست‌وزیر اسبق ایران که در سال ۱۳۶۰ ترور شد - و دایی سید مجتبی ثمره هاشمی شعجری دستیار ارشد محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران است.


باهنر دانش‌آموخته کارشناسی معماری از دانشگاه علم و صنعت و کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی اقتصادی از دانشگاه علامه طباطبایی است.[۲]

محتویات

    ۱ سوابق نمایندگی در استان کرمان
    ۲ انتخابات مجلس نهم
    ۳ واکنش جوانفکر به اظهارات باهنر درباره مشایی
    ۴ نظر باهنر راجع به وضعیت مالی کشور
    ۵ منابع

سوابق نمایندگی در استان کرمان

محمدرضاباهنر یک دوره نماینده مردم شهرستان بافت در مجلس شورای اسلامی بوده است.
انتخابات مجلس نهم

وی در مجلس نهم از شهر تهران به عنوان کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان معرفی شد و در دور دوم به عنوان نماینده ششم وارد مجلس شورای اسلامی شد. آراء وی در این مرحله بیش از مرحله قبل بود که تحلیلگران از آن به عنوان یک پدیده در انتخابات مجلس نهم یاد می‌کنند.[۳]
واکنش جوانفکر به اظهارات باهنر درباره مشایی

علی‌اکبر جوانفکر در یادداشتی با عنوان «خواب‌های آشفته» نوشته است: «به این سوال باید پاسخ قانع کننده‌ای داده شود که چرا افرادی با رنگ و لعاب سیاسی آقای محمد رضا باهنر، پس از مصادره خانه ملت به نام خود، در برابر دولت انقلابی، ارزشی و مردمی دکتر محمود احمدی‌نژاد و موثرترین دولت پس از انقلاب در پیشرفت همه‌جانبه کشور، تا این حد تاب و توان از دست داده‌اند که به سختی حاضر می‌شوند یک سال آخر آن را تحمل کنند... در اینجا یادآوری یک توصیه صادقانه خالی از لطف نیست که: آب را جایی باید ریخت که می‌سوزد».[۴]
نظر باهنر راجع به وضعیت مالی کشور

هر چند که در دوران احمدی‌نژاد او نسبت به بی‌پولی دولت دغدغه زیادی را در مواضعش نشان نمی‌داد اما چند ماه پس از به ریاست جمهوری رسیدن حسن روحانی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر گفت: «یک شوخی من با نمایندگان مجلس نهم می‌کنم و می‌گویم شما جزء بدشانس ترین نمایندگان هستید که نه پول است و نه امکانات و شما باید آن را تحمل کنید. نمایندگان می‌روند به حوزه‌های انتخابیه و می‌بینند مردم گرفتارند پول و شغل می‌خواهند کارهای عمرانی نیمه کاره است و این مشکلات تبدیل به سوال می‌شود.» این اظهار نظر او واکنش رسانه‌های اصلاح‌طلب را به دنبال داشت.

محمدجواد باهنر

محمدجواد باهنر (۱۳۱۲، کرمان- ۸ شهریور ۱۳۶۰، تهران)، دومین نخست وزیر ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود که توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق ترور شد. وی دارای فوق لیسانس علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران بود که پس از فارغ‌التحصیلی، به حرفه معلمی روی آورد و در دوران پهلوی به تدوین کتب درسی دینی و قرآن پرداخت. باهنر پیش از کسب سمت نخست‌وزیری، به عنوان سومین وزیر آموزش و پروش ایران مشغول به کار بود. باهنر را می‌توان از نخستین تدوینگران و مولفان کتب مذهبی مدارس ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران دانست.[۱]

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ جستارهای وابسته
    ۳ منابع
    ۴ پیوند به بیرون

زندگی

وی در سال ۱۳۱۲ در یکی از محله‌های قدیمی شهر کرمان به نام محله شهر که از محله های بسیار قدیمی و مخروبه شهر کرمان بود، به دنیا آمد. ایشان فرزند دوم خانواده و دارای نه خواهر و برادر بود. پدر ایشان پیشه ور ساده ای بود که زندگی محقرانه ای داشت و به واسطه مغازه کوچکی که در سرگذر محله داشت امرار معاش می کرد. در سن پنج سالگی به مکتب خانه ای سپرده شد و نزد بانوی متدینه ای قرآن را فرا گرفت از حدود یازده سالگی با راهنمایی حجت‌الاسلام حقیقی، فرزند بانوی متدینه مکتب خانه، به مدرسه معصومیه کرمان وارد شد و تعلیم دروس حوزوی را آغاز نمود. [۲]

پس از انقلاب، به عنوان نماینده کرمان در مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده تهران در دوره اول مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.[۳] او با ۲٬۱۳۴٬۴۳۴ رای (درصد آراء : ۶۴٫۸۰) به مجلس راه یافت. [۴]

به دنبال برکناری بنی صدر از مقام ریاست جمهوری و انتخاب محمد علی رجایی به عنوان ریاست جمهوری، بنا به پیشنهاد رجایی، باهنر (که پس از کشته‌شدن بهشتی در یک بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی به سمت دبیر کلی آن حزب انتخاب شده بود) در سال ۱۳۶۰ به عنوان نخست وزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی گردید و مجلس نیز به او و وزرای وی رأی اعتماد داد. باهنر به همراه رجایی در انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰ کشته شد.