اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

ابن مقله

اِبْنِ مُقْله، ابوعلی محمد بن علی بن حسین (حسن) بن عبدالله شیرازی (شوال ۲۷۲- ۳۲۸ قمری/ مارس ۸۸۶ -۹۴۰ میلادی)، ادیب، خوشنویس، مبتکر و مبدع خطوط مختلف و وزیر عباسیان. ابداع و تنظیم خطوط ششگانه و اصول دوازده‌گانه خوشنویسی را به او نسبت می‌دهند که تحول عظیمی در سیر نگارش حروف به سمت خوشنویسی هنرمندانه به شمار می‌رود و نقطه عطفی در خوشنویسی اسلامی است.

محتویات

    ۱ زندگی
    ۲ آوازه
    ۳ خوشنویسی
    ۴ پانویس
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

زندگی

ابن مقله در عصر روز پنجشنبه ۲۱ شوال سال ۲۷۲ه‍.ق در بیضا فارس متولد شد. این هنرمند توسط خلیفه عباسی المقتدر بالله به وزارت برگزیده شد. در سال ۳۱۸ ه‍.ق به‌دنبال سخن‌چینی و تهمت حسودان از مقام خود عزل شد. او از بغداد به زادگاهش فارس برگشت و تا سال ۳۲۰ ه‍.ق در آنجا ماند. پس از شورش مردم بغداد علیه المقتدرو پس از سقوط او القاهر بالله به خلافت رسید. در زمان القاهر، ابن‌مقله دوباره به وزارت رسید. چندی بعد باردگر با تهمت‌های اطرافیان خلیفه او را از وزارت عزل کرد.[۱]

پس از چندی باز مردم بغداد شورش کردند و القاهر را نیز از تخت به زیر آورده و در چشمانش میل کشیدند. بس از او پسرش با لقب الراضی بالله به خلافت رسید و ابن مقله باردگر به‌وسیله او به صدارت رسید ولی برای بار سوم از صدارت خلع و درنهایت پس از شکنجه و آزار درپی بدخواهی عده‌ای حسود، دست راست این هنرمند را از بدنش جدا کردند.[۲] ولی چون الراضی پشیمان شده بود، دستور داد به مداوای او بپردازند، اما مداوا سودی نبخشید. پس نوشتن با دست چپ را تمرین کرد و حتی قلم را به آرنج دست راست می‌بست و می‌نوشت. گفته شده که او در این کار هم موفق گردید.

ابن‌مقله در سال ۳۲۸ه‍.ق درگذشت.
آوازه

ابن مقله در زمان خویش شهرت به سزایی یافت و نامش را در هر جا بتقدیس و تمجید می‌بردند چنانکه شاء گفته: «فصاحه سحبان و خط بن مقله و حکمه لقمان و زهد بن ادهم اذا اجتمعت فی المرء و المرء مفلس فلیس له قدر بمقدار درهم». یعنی اگر فصاحت سحبان و خط ابن مقله و حکمت لقمان و زهد ابن ادهم در مردی جمع شود ولی از مال دنیا بهره‌ای نداشته باشد در انظار مردم دنیا به اندازه درهمی ارزش ندارد.[۳]

شهرت ابن مقله در تمام طول تاریخ و تا کنون پابرجاست و نام او با خطوط ششگانه و هنر خوشنویسی اسلامی پیوند خورده است.
خوشنویسی
برگی از قرآن به خط نسخ با ترجمه فارسی به خط نستعلیق، اوایل سده ۱۸ میلادی

بیشتر تاریخ‌دانان از ابن‌مقله به‌عنوان اولین مبتکر خوشنویسی اسلامی نام می‌برند و او را اولین کسی ذکر می‌کنند که کتابت را به یک هنر ارتقاء داد. در واقع ابن‌مقله با بررسی و نظام بخشیدن به خطوط مختلف رایج در زمان خود خطوط ششگانه را انتظام داد و به آنها هویت واقعی بخشید و برایشان قواعدی وضع کرد.

ابن‌مقله وزیر خط محقق را از خط کوفی و نسخ قدیمی بیرون کشید و آن را قاعده‌مند کرد. سپس خط ریحان را ایجاد کرد. بعد از آن خط ثلث را از خط ریحان اخذ کرده و قاعده‌مند ساخت. بعد از آن‌ها به شکل‌دادن و منزه کردن خط نسخ پرداخت. ابن‌مقله قرآنی به خط نسخ نوشت و خطوط محقق و ریحانی و کوفی را در سر سوره‌ها قرار داد و هنگامی که خواست کتابت قرآن با سایر خطوط فرق داشته باشد خط توقیع را ابداع کرد.

ابن مقله ۱۲ قاعده برای زیبایی خط تعیین کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و تاکنون، پس از گذشت بیش از ۱۰۰۰ سال، اعتبار خود را حفظ کرده‌اند. این قواعد عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجاز، نزول مجاز، اصول، صفا و شأن.

پس از ابن‌مقله افرادی چون محمد بن سمسانی و محمد بن اسعد شیوه او را فرا گرفتند و یک سده بعد، ابوالحسن علی بن هلال معروف به ابن بواب، این شیوه را از آن دو آموخت و تکمیل کرد و تمامی خطوطی که ابن‌مقله پدید آورده بود را کمال بخشید.

اصول دوازده‌گانه خوشنویسی اسلامی

قواعد یا اصول دوازده‌گانه خوشنویسی قواعدی است که در اغلب خطوط رایج در خوشنویسی اسلامی به ویژه در خطوط ششگانه و خط نستعلیق به‌کار برده می‌شود. تنظیم این قواعد که بیش از هزار سال دوام یافته و اعتبارش را حفظ کرده به ابن مقله بیضاوی شیرازی (شوال ۲۷۲- ۳۲۸ قمری/ مارس ۸۸۶ -۹۴۰ میلادی)، وزیر ایرانی عباسیان به کمک برادرش ابوعبدالله حسن در اواخر سده سوم و اوایل سده چهارم هجری نسبت داده می‌شود.
برگی از قرآن به خط نسخ

ابن مقله با تکمیل و دسته‌بندی خط‌های گوناگونی که در میان رونویسان و خوشنویسان آن زمان رواج داشت و گفته می‌شود که در آن زمان بسیار متنوع شده بود، خطوط را سامانمند کرد. آنان پایهٔ خطوط را بر سطح و دور نهادند یعنی میزان خطوط یا حرکات مستقیم یا منحنی. ابن مقله با مهندسی کردن ابعاد حروف و تعیین اساس قواعد دوازده‌گانه در خط، خوشنویسی و اندازه حروف را براساس نقطه سنجید. او برای هر خط طول الف و اندازه یک حرف دایره‌ای شکل را مبنا قرار داد.

قواعد یا اصول دوازده‌گانه خوشنویسی گام مهمی در ارتقاء نگارش حروف با خط خوش به هنر خوشنویسی و ممتاز کردن این خوشنویسی اسلامی از این هنر در نزد سایر ملل به‌شمار می‌رود.

همچنین ابن مقله از دسته بندی خط‌های موجود، خطوطی را معرفی کرد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند. این خطوط عبارتند از: مُحَقَق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. وجه تمایز این خطوط در اختلاف شکل حروف و کلمات و همچنین نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و بعدها در خطوط ابداعی دیگر نیز همین اصول بکار رفت و تا امروز اهمیت خود را حفظ کرده‌است.

نام‌های عربی این اصل‌های دوازده‌گانه عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.[۱] ترجمهً فارسی نام این اصول در پرانتز آمده‌است:

    قاعدهٔ اصول (استواری): به معنی حسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بیاض و ارسال است.
    قاعدهٔ نسبت یا تناسب (هم‌اندازگی): بدین معنی که حروف و شکل‌های مشابه هم، در همهٔ موارد به یک اندازه باشند.
    قاعدهٔ ترکیب (هماهنگی): یعنی آمیزش و درکنارهم قرار گرفتن هماهنگ و دلپذیر حروف، کلمات، جمله‌ها و سطرها با یکدیگر به گونه‌ای که از حسن ترکیب برخوردار باشد.
    قاعدهٔ کرسی (قالب‌پذیری): یعنی نوشتن با توجه به خط کرسی انجام شود. کرسی کوچکترین مستطیلی است که واژه‌ها و حرف‌ها را در بر می‌گیرد و با زاویه قلم‌گذاری برابر است.[۲]

دو اصطلاح «صفا» و «شأن» صفت خطی است که به مرحلهٔ کمال رسیده باشد و پس از سال‌ها تمرین و کارآزمودگی در خوشنویسی پدید می‌آید در توصیف این دو گفته‌اند:

ابن مقله قواعد خوشنویسی را به دو بخش تقسیم کرده‌است:

    حسن تشکیل (خوش‌ساختی): که از قاعدهٔ اصول و نسبت از آن پدید می‌آید.
    حسن وضع (خوش‌نشینی): که قواعد ترکیب و کرسی از آن استفاده می‌شود.

    صفا (شادابی): حالتی است که طبع خطاط از نوشته خود شاد و چشمش روشن می شود تا جایی که میر علی تبریزی در بیتی می گوید ؛

داند آن کس که آشنای دل است         {{{2}}}
که صفای خط از صفای دل است         {{{2}}}

    شأن (دل‌نشینی): کیفیتی است از خط که چون پدید آید خطاط به نگریستن در خط مجذوب شود و احساس خستگی نکند.


بعد از ابن مقله خوشنویسان دیگری نیز به‌تدریج این اصول را گسترش دادند. ابن بوّاب هنرمند دیگری بود که تقریباً یک سده پس از ابن مقله در تکامل این قواعد کوشید. او در ضمن به‌کار بستن قواعد دوازده‌گانه، با دقت در تراش قلم و انتخاب مرکب و نیز با تربیت شاگردان متعدد در تکمیل اقلام ثلث و نسخ و رقاع تأثیرگذار بود. برخی سنجش حروف با میزان نقطه را به ابن بواب نسبت می‌دهند.

خط فارسی

خط فارسی یا الفبای فارسی، خط یا دبیره‌ای است که از آن برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌شود. این خط فارسی‌شدهٔ خط عربی است. از خط فارسی پس از ورود اسلام به ایران برای نگاشتن زبان فارسی استفاده شد، گرچه از تاریخ دقیق آغاز استفاده از این خط اطلاعی در دست نیست. قدیمی‌ترین نوشته‌هایی که به زبان فارسی نو یا گویش‌های بسیار نزدیک به آن وجود دارند به خطی غیر از خط فارسی نیز نگاشته شده‌اند. خط فارسی در کشورهای ایران و افغانستان و پاکستان خط رسمی است و در پی تغییر خط در تاجیکستان از سال ۱۳۰۷ (۱۹۲۸ میلادی) به لاتین و بعد سیریلیک، خط فارسی در این کشور کنار گذاشته شد. امروزه در تاجیکستان خط فارسی را خط نیاکان (به فارسی تاجیکی: xатти ниёгон) می‌نامند و کوشش‌هایی برای بازگشت به این خط در این کشور وجود دارد. باید دانست که واژه "خط فارسی" در کشورهای عربی معنی متفاوتی دارد و فقط به نوع نگارش تزئینی و کلک نستعلیق" خط فارسی" یا"الخط الفارسی" می‌گویند آنها خطوط نوشتاری زبان عربی را به انواع مختلقی تقسیم کرده‌اند که فقط یکی از انواع آن قلم ها یا کلک ها را" خط فارسی" می‌نامند. بنا بر این باید بین الفبای نگارشی فارسی که با انواع مختلف قلم و خوش نویسی‌ها نوشته می‌شود و یکی از آنهاقلم و یا شیوه خوش نویسی نست یا تعلیق است و خط فارسی تزئینی است تفاوت قایل شد.[۱]

محتویات

    ۱ الفبای خط فارسی
    ۲ تاریخچه خط فارسی
        ۲.۱ زبان فارسی نو به خط‌های دیگر
            ۲.۱.۱ فارسی به خط عبری
    ۳ خوشنویسی
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ پانویس
    ۶ منابع
    ۷ پیوند به بیرون

الفبای خط فارسی
نوشتار اصلی: الفبای فارسی

اساس الفبای فارسی با الفبای خط عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای ویژگی‌هایی است که آن را از خطوط عربی متمایز می‌سازد. چهار حرف «چ. پ، گ. ژ» مختص الفبای فارسی هستند چرا که واج‌های مشابه آنها در عربی استاندارد وجود ندارد. علاوه بر این شکل بعضی از نویسه‌های خط فارسی با نویسهٔ عربی آنها تفاوت می‌کند. مثلاً «ک» فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که «ک» عربی در این دو حالت بدون سرکش است و یا حرف «ی» در عربی با دو نقطه در زیر آن «ی» همراه‌است. تفاوت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد.

در الفبای فارسی و عربی بعضی مصوت‌ها معمولاً نوشته نمی‌شوند که این مسأله ممکن است موجب بروز ابهاماتی در فهم کلمه یا جمله شود. برای اکثر این مصوت‌ها علائم اختیاری‌ای به این الفبا اضافه می‌شود که معروفترین آنها فتحه یا زبر (ـَ)، کسره یا زیر (ـِ) و ضمه یا پیش (ـُ) هستند.
تاریخچه خط فارسی

دبیره و خط آریایی که بر پایه گفته داریوش در کتیبه بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیره‌ای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونی هایی پدید آوردند و به یاری آن دبیره‌های پارتی اشکانی، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی (دین دبیره) و بسیاری دبیره‌ها و خط‌های دیگر را پدیدآوردند. دبیره فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی می‌خوانیم نیز، در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیین‌مند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن می‌نویسیم، دنبالهٔ خط‌های پهلوی، اوستایی، مانوی و ... است که آنها نیز خود دنباله خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن، در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت مورد استفاده قرار می‌گرفت.[۱]

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

    پنجاه درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیرهٔ مانوی است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... .
    سی درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره اوستایی است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... .
    هشت درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره پهلویست مانند حرف ل.
    همچنین دوازده درصد از حروف الفبای فارسی بدون ارتباط با سه الفبای مانوی، اوستایی و پهلوی هستند و پس از اسلام به دست دبیره نویسان ایرانی دربار خلفای عباسی ساخته شده‌اند مانند حروف ط، ظ، ی، و... .[۲]

ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی یا کوفی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.[۳]

خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته می‌شود یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته‌است، را نبایدخط عربی دانست؛ بلکه این خط که ابتدا از انبار به نجد عربستان رفته متحول گشته خط و الفبای مانوی است. با اندکی دخل و تصرف و نیم نگاهی به خطوط اوستایی و کمی پهلوی.

ترتیبِ الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد بوده‌است و بسیاری از خط های دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن پهلوی است، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای پیرآموز گذاشتند.[نیازمند منبع]از پیشروان این کار ابن مقله و ابن موگلای شیرازی بود.

پس از آنکه عرب‌ها ایران را تسخیر کردند، چون بیشتر عرب‌ها خواندن و نوشتن نمی‌دانستند، ایرانیان را برای کارهای دیوانی استخدام کردند. ایرانیان دیوان سالار نیز که پی به مشکلات خط عربی برده بودند تلاش کردند شیوه نوشتار را بهبود بخشند. ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی، خط نوشتاری را تکامل بخشیدند. در واقع خط عربی و فارسی کنونی، خطی است در راستای ادامه تکامل و فرگشت الفبا در سرزمین ایران که از روی الفباهای مانوی و اوستایی و پهلوی ساخته شد.[۴]

اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید.[۵]

در روایات آمده‌است که نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مردی بود بنام مُرامِر بن مُرة از مردم انبار و از انبار کتابت عربی به جاهای دیگر گسترش یافت. این مطلب از اصمعی که از علمای بنام لغت عربی است، روایت شده‌است. روایت دیگری هم در همین زمینه آمده که بدین مضمون است «از قریش پرسیدند شما کتابت را از کجا آموختید؟ گفتند از انبار.» این روایت را ابن رسته در کتاب الاعلاق النفیسه آورده‌است. بیهقی نیز در کتاب امحاسن و المساوی همین مطلب را بدین مضمون نقل کرد «نخستین کسی که به عربی چیزی نوشت مامر بن مرة از مردم انبار بود و از انبار در میان مردم منتشر گردید.» در روایتی از ابن‌عباس نقل شده‌است که «انباریان از مردم حیره خط آموخته‌اند و یکی از آنها خط را به عبدالله بن جدعان و او به حرب بن امیه آموخته و خط حجازی قریشیان از این راه پدید آمده‌است.» چنانکه ملاحظه می‎شود در این روایت هم مأخذ اصلی خط حجازی قریشی همچنان انبار معرفی شده‌است.[۶]
زبان فارسی نو به خط‌های دیگر
فارسی به خط عبری

کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌امده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. برای نمونه چند خط سندی که احتمالاً متعلق به قرن پنجم هجری‌است ذکر می‌شود. ابتدا صورت مکتوب آن با تغییر الفبا از عبری به فارسی و سپس صورت استاندارد فارسی امروزی آن ذکر می‌شود:[۷]

    اگرت پُرسد کو از چی بی‌شناسی کو نبی‌ای بود
    عالم را ونبی پَ چی کار ابایست تو
    پسوه دِه کو نبی بود عالم را چی عالم
    را از نبی نی بزیرد...

به فارسی کلاسیک:

    اگرت پرسد که از چه بشناسی که نبی‌ای بُوَد
    عالم را و نبی به چه کار بایست [= برای چه کاری لازم است] تو
    پاسخ ده که نبی بُوَد عالم را [= نبی برای عالم بود] چه [= به این دلیل که]
    عالم را از نبی نه گزیرست. [عالم را از نبی گزیری نیست]
    و دیگر موارد

خوشنویسی
تختگاه سنگ سیاه عزاداری شاه جهان برای ارجمند بانوبیگم (تاج الدوله)
اشعار فارسی
اشعار فارسی
نوشتار اصلی: خوشنویسی ایرانی


نمونه‌ای تایپی از خط نسخ و خط نستعلیق
از اشعار میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند.
نمونه‌ای از خط تعلیق بخط خواجه اختیار منشی (م ۹۷۴ ه. ق)

خط فارسی به شیوه‌های گوناگونی نگاشته می‌شود که برخی با سایر کشورهای اسلامی مشترک و برخی برخاسته از ذوق هنری خود ایرانیان است که از مشهورترین آنها می‌توان به خط تعلیق، خط نستعلیق و خط شکسته‌نستعلیق و خط سبحان اشاره کرد. خط نستعلیق افزون بر ایران در سایر کشورها هم طرفدارانی دارد و به‌دلیل ظرافت و زیبایی به «عروس خطوط اسلامی» شهرت پیدا کرده‌است. خط سبحان نیز با توجه به قواعد خود خطی خوانا و روان است که هنرمند تبریزی سبحان مهرداد محمدپور پدیدآورنده آن می‌باشد.

    کشورهای عربی خط‌های زیر را عربی می‌دانند اما بعضی از این خطوط در حوزه ایرانی و هندی رایج شده است.

    جازة (توقیع، ریاسی)
    اصفهانی
    أندلسی
    بصری
    بهاری · بیضاوی · بیهقی · تاج (تاجی) · ترکستانی · تونسی · ثلث · ثلث جلی · جزائری · جلیل · حجازی · دیوانی (سلطانی) · دیوانی جلی · رقاع · رقعة · ریحان (ریحانی) · سنبلی · سودانی (تمبکتی) · شامی (سوری) ·
    شکستة (شکستة تعلیق) ·
    شکستة نستعلیق · طغراء (طغری) · طومار · طباعة عربی · غبار ·
    فارسی (تعلیق) · فاسی · قیروانی · کوفی · محقق · مدنی · مشق · مصحفی (مصاحف) · مصری · مغربی · مکی · مهدیة · نیریزی ·
    نستعلیق · نستعلیق هندی · نسخ (نسخی)

    مُحَقَّق
    ریحان
    ثُلث
    نسخ
    رِقاع
    توقیع

نوشته‌ای به نستعلیق

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از: محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.

ایزیری ۳۳۴۲

ایزیری ۳۳۴۲ استاندارد «کد تبادل اطلاعات ۸ بیتی فارسی» مصوب اردیبهشت ۱۳۷۲ است که توسط موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران منتشر شده. این استاندارد تلاش دارد راه حلی برای استانداردسازی روشهای گوناگون برخورد با خط فارسی و مشکلات مبادله اطلاعات در محیطهای هشت‌بیتی ارائه دهد. در این استاندارد از روش تک‌نمادی برای کددهی نویسه‌های فارسی استفاده شده است به این معنی که برای هر یک از حروف و علائم خط فارسی تنها یک کد (ترکیب بیتی) در نظر گرفته شده است.[۱]

این استاندارد از نخستین استانداردهایی است که مفاهیم فاصلهٔ مجازی و اتصال مجازی را معرفی می‌کند و بین خط اریب (که از کاربردهای آن جداکردن اعداد تاریخ است) و نشانهٔ ممیز اعشاری تمایز قائل شده. استاندارد ۳۳۴۲ با وجود همهٔ مزایایش نتوانست در بین شرکت‌های نرم‌افزاری مقبولیت کسب کند و تنها در چند برنامه پیاده‌سازی شد. ابهام نویسهٔ همزه یکی از مشکلات این استاندارد بود.

اتصال مجازی

اتصال مجازی[۱] یا ZWJ یک نویسه کنترلی است که در کدگذاری رایانه‌ای برخی خط‌های پیچیده مانند خط عربی (و خط فارسی) یا خط هندی به کار گرفته می‌شود. یونیکد وصل مجازی، U+200D است و می‌توان با &#8205؛ یا &zwj؛ آن را در HTML نمایش داد.

برای مثال، «ش‍» و «ب‍» با استفاده از نویسهٔ وصل مجازی به شکل حرف آخر درآمده‌اند. در صفحه‌کلید فارسی استاندارد این نویسه در بر روی کلید ~ قرار دارد. در صفحه‌کلید فارسی مایکروسافت آن را می‌توان با Ctrl+Shift+1 وارد کرد.
معرفی

استاندارد ایزیری ۳۳۴۲ از نخستین استانداردهایی است که مفاهیم فاصلهٔ مجازی و اتصال مجازی را معرفی کرد.

فاصله مجازی

فاصلهٔ مجازی که به آن فاصلهٔ صفر و گاه نیم‌فاصله هم گفته شده، نویسه‌ای در استاندارد یونی‌کد است که برای حروفچینی کامپیوتری بعضی خط‌ها از قبیل خط فارسی و خط‌های هندیک به کار می‌رود.

در فارسی این نویسه در مواردی که دو حرف به هم نمی‌چسبند ولی فاصلهٔ مرئی ندارند استفاده می‌شود. مثلاً در کلمه‌های «خانه‌ها»، «می‌شود» و «بهره‌وری». (توجّه شود به تفاوت با «خانه ها» و «می شود» و «بهره وری» که در آنها از فاصله معمولی استفاده شده که شکل نادرست تایپ واژگان است).
درست(با نیم‌فاصله)     اشتباه     زبان
نمایش     تصویر     کد     نمایش     تصویر     کد
أی‌بی‌إم     Correct display of Arabic with ZWNJ.svg     أی‌بی‌إم     أیبیإم     Incorrect display of Arabic without ZWNJ.svg     أیبیإم     عربی
می‌خواهم     Correct display of Persian with ZWNJ.svg     می‌خواهم     میخواهم     Incorrect display of Persian without ZWNJ.svg     میخواهم     فارسی
עֲוֹנֹת     Correct Hebrew Vav with Holam haser with ZWNJ.svg     עֲו‌ֹנֹת     עֲוֹנֹת     Incorrect Hebrew Vav with Holam male without ZWNJ.svg     עֲוֹנֹת     عبری
Auflage     Correct display of German with ZWNJ.svg     Auf‌lage     Auflage     Incorrect display of German without ZWNJ.svg     Auflage     آلمانی

کد این نویسه در استاندارد یونی‌کد U+200C است. این نویسه در استاندارد ملی شمارهٔ ۶۲۱۹ ایران[۱] نیز استاندارد شده‌است. نام فاصلهٔ مجازی اولین بار در استاندارد ملی ۳۳۴۲ ایران[۲] استاندارد شده‌است.

محتویات

    ۱ معرفی
    ۲ روش نوشتن
        ۲.۱ در سیستم عامل لینوکس
        ۲.۲ در سیستم عامل مکینتاش
        ۲.۳ در سیستم عامل ویندوز
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ پانویس
    ۵ پیوند به بیرون

معرفی

استاندارد ایزیری ۳۳۴۲ از نخستین استانداردهایی است که مفاهیم فاصلهٔ مجازی و اتصال مجازی را معرفی کرد.[۳]
روش نوشتن
در سیستم عامل لینوکس

برای تایپ فاصله مجازی در سیستم عامل لینوکس، توزیع اوبونتو، می‌توان با ورود به بخش Preferences، گزینه Keyboard را انتخاب نمود. سپس با انتخاب Layout و پس از آن Options، در قسمت Using space key to insert non-breakable space character، نسبت به انتخاب کلید ترکیبی دل‌خواه اقدام کرد. به عنوان نمونه با انتخاب Zero-width non-joiner character at second level، مجموعه کلید مبدله به همراه فاصله (Shift + Space)، به عنوان نیم‌فاصله قابل‌استفاده است.
در سیستم عامل مکینتاش

برای تایپ فاصله مجازی فارسی در سیستم عامل مکینتاش، کلید مبدله را به همراه فاصله (Shift + Space) فشار دهید.
در سیستم عامل ویندوز

برای نوشتن فاصلهٔ مجازی چند راه وجود دارد:

    صفحه‌کلید استاندارد فارسی (۹۱۴۷) را نصب نمایید و از Shift+Space بهره بگیرید.
    Num lock را روشن کنید، کلید Alt را نگه دارید، و به کمک شماره‌های سمت راست صفحه‌کلید 0157 را بنویسید (در مرورگر Firefox حتماٌ زبان دستگاهتان روی فارسی باشد).
    از ترکیب کلیدهای 2+Shift+Ctrl استفاده کنید. اگر از صفحه‌کلید استاندارد فارسی (۹۱۴۷) استفاده می‌کنید این روش کار نمی‌کند.
    در برنامهٔ Microsoft Word ابتدا دستور Insert و سپس دستور Symbol را انتخاب کنید و در پنجرهٔ باز شده برگهٔ دوم به نام Special Characters را انتخاب کنید. حال از فهرست موجود عبارت No-Width Optional Break را انتخاب کنید. اگر در اینجا روی دکمهٔ Shortcut Key کلیک کنید می‌توانید ترکیبی از کلیدها (مثلا Ctrl+Space) را برای آن انتخاب کرده و با فشار دادن دکمهٔ Assign آن را دائمی کنید. سرعت این روش مهم‌ترین مزیت آن است.
    در صورتی که از برنامهٔ Tray layout استفاده کنید با اجرای این برنامه می‌توانید همه جا از Shift+Space برای نوشتن فاصلهٔ مجازی استفاده کنید.
    در نسخه‌های جدید این سیستم‌عامل، که ویندوز ۸ و ۸.۱ (ویندوز آبی) نامگذاری شده‌اند، صفحه‌کلیدی با نام فارسی(استاندارد) (به انگلیسی: Persian (Standard)‎) به طور پیش‌فرض وجود دارد و قابل فعال‌سازی است و درج فاصلهٔ مجازی را از طریق کلیدهای Shift+Space امکان‌پذیر ساخته است. این صفحه‌کلید با صفحه‌کلید استاندارد فارسی (۹۱۴۷) فرق می‌کند.

باید توجه کرد که:

    نویسه‌های دیگری مانند آنچه از طریق میانبر 4+Shift+Ctrl در صفحه‌کلید فارسیِ مایکروسافت قابل درج است، فاصلهٔ مجازی نیستند و استفاده از آنها به عنوان فاصلهٔ مجازی باعث اختلال در پردازش متن می‌شود و می‌تواند بر نحوهٔ نمایش متن نیز تاثیر بگذارد و شما را با مشکلات ناخواسته‌ای مواجه کند.
    ترکیب Ctrl و - در نرم‌افزار Microsoft Word به صورت پیش‌فرض علامت نقیض (¬) را درج می‌کند (که در Microsoft Word به نام Optional Hyphen شناخته می‌شود)؛ هرچند ممکن است به خاطر قلم مورد استفاده آن را به شکل فاصلهٔ مجازی ببینید. اگر می‌خواهید از این میانبر برای درج فاصلهٔ مجازی استفاده نمایید لازم است در این برنامه از طریق قسمت Special Characters، میانبر Ctrl+-‎ را برای No-Width Optional Break تعریف کنید. (راه شماره ۴ در بالا)

خوشحالی

خوشحالی ، خرسندی و یا شادی یک حالت روانی است که در آن فرد احساس عشق ، لذت ، خوشبختی و یا شادی می‌کند.مسائل مختلفی هچون مسائل زیستی، روان شناختی و یا دینی برای تعریف و دلیل خرسندی آورده شده‌است. دانشمندان دریافته‌اند که شادی و خوشحالی سبب تقویت سیستم دفاعی بدن و همچنین سیستم اعصاب انسان می‌شود.[۱]

تحقیقات نشان داده‌است شادی رابطهٔ مستقیمی با مسائلی همچون روابط و تعاملات اجتماعی، وضعیت فرد از نظر داشتن شریک زندگی، کار، درآمد و حتی نزدیکی به انسان‌های شاد دارد. فیلسوفان و متفکران مذهبی شادی را واژه‌ای برای یکی زندگی خوب و یا موفق و نه صرفاً یک احساس تعریف می‌کنند.
در ایران

یک نظرسنجی که توسط موسسه گالوپ در سال ۲۰۱۳ انجام شده حاکی از آن است که ایرانیان دومین مردم ناشاد در دنیا هستند.بنا به گزارش منتشر شده از این نظرسنجی، عراق نخستین کشور جهان در این فهرست است.بعد از عراق و ایران، کشورهای مصر، یونان و سوریه قرار دارند.

کیفیت زندگی

اصطلاح کیفیت زندگی، برای ارزیابی نیک‌بود[۱] عمومی افراد و جوامع استفاده می‌شود. این اصطلاح در طیف وسیعی از زمینه‌ها، از جمله حوزه‌های توسعه بین‌الملل، بهداشت، و سیاست مورد استفاده قرار می‌گیرد. کیفیت زندگی نباید با مفهوم استاندارد زندگی که عمدتاً بر درآمد استوار است، اشتباه گرفته شود. در عوض، شاخص‌های استاندارد کیفیت زندگی نه‌تنها شامل ثروت و استخدام هستند، بلکه شامل محیط زیست، سلامت جسمی و روانی، تحصیلات، تفریح و اوقات فراغت و تعلق اجتماعی نیز می‌شوند.

محتویات

    ۱ تعریف
    ۲ محاسبه
    ۳ وضعیت استان‌های ایران
    ۴ جستارهای وابسته
    ۵ منابع
    ۶ پیوند به بیرون

تعریف

کیفیت زندگی، به نوعی بیانگر وضعیت افراد ساکن در یک کشور یا منطقه می‌باشد. نظریات اولیه مربوط به کیفیت زندگی، بیشتر بر نگرانی‌ها و اولویت‌های فردی تاکید داشتند؛ اما در سال‌های اخیر مباحث نظری، از فرد محوری به سمت نگرانی‌های اجتماعی نظیر امنیت، آزادی، گستردگی کیفیت زندگی و ساختار و کیفیت روابط اجتماعی افراد در جامعه تغییر یافته است[۲]
محاسبه

به طور کلی می‌توان کیفیت زندگی را با استفاده از شاخص‌های ذهنی و عینی محاسبه نمود. شاخص‌های ذهنی، منعکس کننده ارزیابی ذهنی افراد از زندگی می‌باشند. این ارزیابی با استفاده از اطلاعات افراد که وضعیت رفاهی خود را از طریق پرسشنامه‌های مختلف و یا سرشماری‌ها، اظهار نموده‌اند، به دست می‌آید. چنین شاخص‌هایی، نشان دهنده شرایط کلی زندگی افراد و نحوه نگرش آنها به این شرایط بوده و با جمع‌آوری و تحلیل آماری این شاخص‌ها، می‌توان به ارزش‌های طبقات مختلف اجتماعی پی برد. محاسبات عینی کیفیت زندگی، بر پایه متغیرهای قابل لمس بنیان نهاده می‌شوند. این متغیرها به صورت معمول توسط نهادهای رسمی جمع‌آوری و منتشر می‌شود. حساب‌های اقتصادی، بهداشت، آموزش، آلودگی شهری و سایر اطلاعات کلی، نمونه‌هایی از اینگونه اطلاعات هستند. هدف روش عینی، بررسی وضعیت جامعه در حالت‌های کلی مانند اقتصاد کلان، وضعیت کلی جامعه و شاخص‌های مربوط به نفوس می‌باشد.[۳] طبق روش محاسبه عینی، کیفیت زندگی ممکن است به صورت رابطه متقابل میان چهار مشخصه اساسی فعالیت‌های انسان تعریف گردد؛ این چهار مشخصه عبارتند از کیفیت جمعیت، رفاه مادی، کیفیت نظام اجتماعی و کیفیت اکوسیستم و محیط زیست.[۴]

در حالی که کیفیت زندگی از دیرباز هدف سیاست‌گذاری‌های صریح یا ضمنی بوده، تعریف و اندازه‌گیری مناسب آن امری دشوار بوده است. شاخص‌های متنوع «عینی» و «ذهنی» در سراسر طیف رشته‌ها و مقیاس‌ها، و کارهای اخیر پیرامون نظرسنجی‌های نیک‌بود ذهنی (subjective well-being) و روانشناسی شادی موجب علاقهٔ مجدد به آن شده است.
وضعیت استان‌های ایران

جدول زیر شاخص کیفیت زندگی در سال ۱۳۸۲ را به تفکیک استان‌های ایران نمایش می‌دهد.[۵]
رتبه     استان     رتبه     استان
۱     تهران     ۲     آذربایجان شرقی
۳     خوزستان     ۴     اصفهان
۵     خراسان     ۶     آذربایجان غربی
۷     قزوین     ۸     زنجان
۹     فارس     ۱۰     کرمانشاه
۱۱     اردبیل     ۱۲     کرمان
۱۳     کهگیلویه و بیراحمد     ۱۴     قم
۱۵     کردستان     ۱۶     گلستان
۱۷     مرکزی     ۱۸     گیلان
۱۹     لرستان     ۲۰     سمنان
۲۱     مازندران     ۲۲     سیستان و بلوچستان
۲۳     هرمزگان     ۲۴     بوشهر
۲۵     همدان     ۲۶     یزد

درد مزمن

از درد مزمن با عناوین دیگری از قبیل درد سوزشی کند، درد مبهم، درد ضربان دار و درد تهوع آور نیز یاد می شود. درد مزمن پس از یک ثانیه یا بیش از آن حس گردیده و سپس به آهستگی طی چند ثانیه و گاهی حتی تا دقایقی بعد افزایش می یابد. منشأ درد مزمن می تواند نوروژنیک، نوسیسپتیو، روانی و یا ناشناخته باشد؛ همچنین این نوع از درد می تواند دوره ای، مداوم و یا حتی ترکیبی از هر دو باشد.

برخلاف درد حاد، درد مزمن معمولاً سودمند واقع نمی‌گردد و کاهش کیفیت زندگی، تقلیل توانایی های کارکردی و همچنین تضعیف سلامت روح و روان، روابط میان فردی و وضعیت مالی را در پی خواهد داشت. علاوه بر این ها، درد مزمن می تواند تغییرات اشتهاء، اختلال خواب، کند شدگی روانی–حرکتی، کج خلقی، اجتماع زدگی و همچنین افسردگی را به دنبال داشته باشد.
اپیدمیولوژی

مطالعات همه گیر شناسانه متعددی که در کشورهای مختلف صورت گرفته است، تفاوت های گسترده در نرخ شیوع دردهای مزمن از ۱۲ درصد تا ۸۰ درصد جامعه را گزارش داده اند.

گیرنده درد

گیرنده درد (Nociceptor) یک گیرنده حسی می باشد که به صورت بالقوه باعث انتقال پیام محرک های دردزا به نخاع و مغز می شود. تمامی گیرنده‌های درد موجود در پوست و سایر بافت ها، پایانه های عصبی آزاد می باشند و در لایه های سطحی پوست ، مخاط و همین طور برخی از بافت های داخلی نظیر پوشش استخوان، دیواره شریان ها، سطوح مفصلی، داس مغزی و چادرینه در حفره مغز گسترده اند. در غالب دیگر بافت های عمقی، پایانه های درد کم تعداد بوده و پراکنده هستند، با این حال هر آسیب بافتی منتشری می تواند با تحریک مجموع این گیرنده ها باعث ایجاد درد مزمن در غالب این نواحی شود.
انواع

این گیرنده ها انواع مختلفی دارند مانند نوع گرمایی ، مکانیکی ، شیمیایی و نوع خاموش . این گیرنده ها از دو طریق مختلف میتوانند حس درد را به سیستم عصبی مرکزی منتقل کنند یا با آکسون فیبرهای میلینه Aδ fiber که سریعترند (بیست متر در ثانیه) و یا فیبرهای نوع c که کندترند.

تار عصبی

یک رشته یا تار عصبی که فیبر عصبی (به انگلیسی: Nerve fiber) نیز خوانده می شود، در ارتباط با یک آکسون در دستگاه عصبی است که دارای غلاف میلین یا فاقد آن است.در یک عصب محیطی، واژه رشته عصبی[۱] در مورد یک آکسون با سلول‌های شوان و غلاف اندونوریوم اش به کار می رود[۲].نکته ای که باید توجه داشت این است که فیبرهای حسی محیطی دارای دندریت‌های بلند و آکسون‌های کوتاه هستند.فیبرهای حرکتی محیطی از آکسون‌های بلند و دندریت‌های کوتاه تشکیل می شوند.برای دندریت‌های بلند فیبرهای آوران نیز واژه آکسون به کار می رود، چون از نظر ساختاری این نوع دندریت‌ها و آکسون فیبرهای وابران مشابه هستند.بنابراین، یک فیبر عصبی محیطی شامل یک آکسون(یا دندریت بلند)، غلاف میلین(درصورت وجود)، سلول‌های شوان و اندونوریوم است.

یک رشته عصبی در دستگاه عصبی مرکزی، فاقد غلاف اندونوریوم است.رشته‌های عصبی در دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی یافت می شوند.در دستگاه عصبی مرکزی، غلاف میلین از طریق سلول‌های نوروگلیا(نوع الیگودندروسیت) ایجاد می گردد.سلول‌های شوان، وظیفه ساخت غلاف میلین را در دستگاه عصبی محیطی برعهده دارند.

محتویات

    ۱ انواع تار یا فیبر عصبی
    ۲ تارهای عصبی مرکزی
    ۳ انواع تار عصبی محیطی
        ۳.۱ اجزای تار عصبی محیطی
    ۴ طبقه بندی تارهای عصبی محیطی
        ۴.۱ رشته‌های حرکتی گروه A
        ۴.۲ رشته‌های حسی گروه A
    ۵ پانویس
    ۶ جستارهای وابسته
    ۷ منابع

انواع تار یا فیبر عصبی

انواع تار در دستگاه عصبی عبارتند از:

    برهنه: فاقد پوشش بوده و خاکستری رنگ هستند.
    با غلاف شوان وبدون میلین : خاکستری رنگ هستند.در آکسون‌های بدون میلین، سلول‌های شوان پوشش نازکی را برای آکسون رشته عصبی ایجاد می کنند[۳](در دستگاه عصبی محیطی).
    با غلاف میلین و بدون شوان : سفید رنگ می‌باشند. ماده میلین توسط سلول‌های نوروگلیا ساخته می‌شود.سلول‌های نوروگلیا، وظیفه ساخت میلین را در دستگاه عصبی مرکزی برعهده دارند.
    میلین دار و با غلاف شوان : سفید رنگ می‌باشند. ماده میلین توسط سلول‌های شوان ساخته می‌شود.

دراین گونه تارها، به فاصله هر یک تا دو میلی متر، تار عصبی فاقد پوشش میلینی است که به آن گره رانویه گویند.
تارهای عصبی مرکزی

تارهای عصبی مرکزی همانند رشته‌های دستگاه عصبی محیطی، از نظر قطر، سرعت هدایت عصبی و وجود میلین(یا عدم وجود آن) متفاوت هستند.فیبرهای عصبی در دستگاه عصبی مرکزی مجتمع می شوند و راه‌های عصبی مختلفی را ایجاد می کنند.راه‌های صعودی در انتقال اطلاعات حسی به بخش‌های مختلف مغز(همانند مخچه، قشر مغز و ساقه مغز)نقش دارند.راه‌های نزولی همانند راه هرمی و یا راه‌های خارج هرمی از اجتماع فیبرهای ایجاد می شوند که از مغز(قشر مغز یا ساقه مغز) تا نخاع امتداد داشته و در کنترل حرکت نقش دارند.
انواع تار عصبی محیطی

هر عصب محیطی ممکن است شامل یک یا ترکیبی از تارهای عصبی ذیل باشد:

    تارهای عصبی حسی
    تارهای عصبی حرکتی
    تارهای عصبی خودکار

اجزای تار عصبی محیطی

مجموعه تارها یا فیبرهای عصبی یک عصب محیطی را ایجاد می کنند و هر تار عصبی محیطی خود از قسمت‌های زیر تشکیل می گردد:

    آکسون
    آکسولم که آکسون را احاطه می کند.
    غلاف میلین که ممکن است در بعضی از تارها وجود نداشته باشد.
    غلاف شوان که از سلول‌های شوان تشکیل شده است که به این غلاف نورولم یا نورولما نیز گفته می شود.
    لوله یا غلاف اندونوریوم

طبقه بندی تارهای عصبی محیطی

فیبرهای عصبی محیطی، بر اساس قطر شامل سه گروه هستند:

    گروه A .قطورترین فیبرهای حاوی میلین بوده و فیبرهای بدنی(سوماتیک) آوران و وابران در این گروه قرار می گیرند.فیبرهای گروه A، خود شامل چهار دسته آلفا، بتا، گاما و دلتا است.
    گروه B .شامل رشته‌های حاوی میلین نوع پیش عقده ای(Preganglionic) در دستگاه عصبی خودکار هستند.
    گروه C .این گروه فاقد میلین بوده و سرعت هدایت عصبی بسیار پایینی دارند.این فیبرها بیش از نیمی از رشته‌های حسی بیشتر اعصاب محیطی و کلیه رشته‌های پس عقده ای(Postganglionic) دستگاه عصبی خودکار را تشکیل می دهند[۴].گروه C، حس‌های درد، درجه حرارت، لمس و خارش را انتقال می دهند و دارای فیبر حسی IV هستند.

رشته‌های حرکتی گروه A

این فیبرها سه نوع هستند که عبارتنداز:

    نوع A alpha .سرعت هدایت بالایی دارند.فیبرهای خارج دوک عضلانی، ازطریق این گروه عصب دهی می گردند و نورون آنها به نام نورون حرکتی آلفا خوانده می شوند.نورون‌های حرکتی آلفا به عضلات خارج دوکی آهسته و سریع می روند.
    نوع A beta .این گروه، فیبرهای دوک عضلانی را عصب رسانی می کنند و همچنین انشعاباتی به عضلات خارج دوکی آهسته می دهند.
    نوع A gamma .فیبرهای دوک عضلانی را عصب دهی می کنند.نورون‌های این رشته‌ها به نام نورون حرکتی گاما نامیده می شوند.

رشته‌های حسی گروه A

رشته‌های حسی گروه A، شامل سه دسته ذیل هستند:

    نوع A alpha.دو نوع وجود دارد که عبارتنداز:

1-گیرنده‌های اولیه دوک عضلانی که دارای فیبر حسی Ia هستند.

2-اندام وتری گلژی که دارای فیبر حسی Ib هستند.

    نوع A beta.دو نوع اصلی گیرنده حسی در این دسته عبارتنداز:

1-گیرنده‌های ثانویه دوک عضلانی که دارای فیبر حسی II هستند.

2-گیرنده‌های مکانیکی پوستی که دارای فیبر حسی II هستند.گیرنده‌های مکانیکی یا مکانورسپتورها[۵]، گیرنده هایی هستند که به نیروهای مکانیکی همانند لمس، کشش، فشار و حس موقعیت مفصل پاسخ می دهند[۶].

    نوع A delta.دارای گیرنده‌های درد و سرما و بعضی از گیرنده‌های لمسی بوده که دارای فیبر حسی III هستند