ذبیحالله بخشیزاده (۱۳۱۲ توابع اراک - ۱۳ دی ۱۳۹۰ تهران) معروف به حاجی بخشی از اعضای معروف بسیج در دوران جنگ ایران و عراق و شرکت کنندگان در تجمعات گروه انصار حزب الله بود. وی در سن ۴۷ سالگی به جبهه اعزام شد و تا پایان جنگ ایران و عراق حضور و نقش مهمی در تبلیغات جنگ داشت. وی در میان نظامیان ایرانی به حبیب بن مظاهر شهرت داشت. بخشیزاده مدعی بود که در دوران اشغال ایران توسط متفقین (و در زمانی که تنها ۸ سال سن داشته است.) زیر ماشین یک افسر انگلیسی دو عدد دینامیت کار گذاشته است و همچنین عملیات های حزب موتلفه اسلامی همکاری داشته است. او از مجروحان جنگ بود و دو پسر، برادر و یک داماد او نیز در جنگ کشته شدند.[۱]
مسعود بهنود پس از درگذشت او در مقاله ای از رابطه او با مسعود ده نمکی نوشت:" مسعود دهنمکی که در دورانی بالای وانت حاج بخشی هنگام حمله به دفتر روزنامهها و یا تظاهرات علیه بدحجابی و با به عنوان "راهپیمایی خانواده شهدا" دیده میشد." [۲]
محتویات
۱ پیش از انقلاب
۲ جنگ ایران و عراق
۳ پس از جنگ
۴ نشان ملی ایثار
۵ درگذشت و تشییع
۵.۱ پیام تسلیت رهبر ایران
۶ پانویس
۷ منابع
پیش از انقلاب
به نوشته نازنین کامدار در روزآنلاین، از یکی از اعضای خانواده بخشی نقلشدهاست که او قبل از انقلاب دربان بانک بوده و به دلیل خبرچینی برای نیروهای ساواک پس از انقلاب ۵۷ بیکار می شود و علت عزیمت خانواده وی از تهران به کرج نیز ترس از فاش شدن رابطه وی با ساواک بوده است. اما با مهاجرت به کرج وارد نیروهای حزباللهی شده، و در بخش نیروهایی به نام «المرقبون» فعالیت می کرده است.[۳]
جنگ ایران و عراق
وی اغلب دوران جنگ ایران و عراق در جبهه حضور داشت و نقش مهمی در تبلیغات جنگ داشت.
مرتضی آوینی درباره وی گفتهاست:
در آن سوی فاو، به حاج بخشی بر خوردیم؛ چهرهٔ آشنای حزب الله تهران. هر کس سرزندگی و بذلهگویی و آن چهرهٔ شاداب او را میدید باور نمیکرد که دو ساعت پیش فرزندش شهید شده باشد. او حاضر نشده بود که به همراه پیکر فرزند شهیدش جبههٔ نبرد را، ولو برای چند روز، ترک گوید. هر جا که حزب الله تهران هست او نیز همان جاست و علمداری میکند.
وی به روزنامه کریستین ساینس مانیتور گفته بود:«در جنگ، تبلیغات و روحیه مهمترین چیزهاست. اگر به من اکنون بگویند که باید به تظاهرات برویم، من این دمپاییها را در میآورم و پای پیاده میدوم.»
اباصلت بیات (از عکاسان جنگ) درباره وی گفتهاست: «در منطقه عملیاتی «کربلای۱۰» در پنجوین عراق، حاجی بخشی در حال شکلات دادن به رزمندگان بود؛ همان لحظه به ایشان خبر شهادت پسرش را دادند؛ حاجی بخشی بدون اینکه دستش بلرزد یا تغییری در رفتار و چهرهاش دیده شود، گفت:"عیب ندارد، اینها همه پسران من هستند.»[۴]
بخشیزاده درباره استعفای میرحسین موسوی گفته بود: «موسوی که استعفا داد، آمد دفتر سیداحمد، من هم آنجا بودم. گفتم:خجالت نکشیدی آمدهای اینجا؟! الان وقت استعفا دادن است.الان باید بازوی امام باشید بیغیرتها!چه میخواهید از جان حضرت امام؟»او همچنین پس از انتخاب سید علی خامنه ای خطاب به وی گفته بود:«وای به آن روزی که در خط امام نباشید! مقابلت میایستیم.»[۵]
پس از جنگ
بخشیزاده بعد از جنگ از شرکت کنندگان و سخنرانان تجمعات گروه موسوم به انصار حزب الله در اعتراض به سیاست های فرهنگی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی محسوب میشد.[۶]
او طی سالهای بعد از جنگ، با یک دستگاه اتومبیل بازمانده از دوران جنگ، در خیابان های پایتخت به گشت زنی می پرداخت و همراه با نیروهای بسیجی و لباس شخصی ها، با زنان بدحجاب برخورد میکرد.[۷][۸]
بخشیزاده هم چنین درباره اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ گفته بودد: «آقایان اگر نقش بسیج را در خاموش کردن فتنه مشهد، قزوین و اسلامشهر فراموش کرده اند باید از تأثیر بسیجیان در خنثی سازی شورش اخیر درس عبرت بگیرند.»[۹]
امیر فرشاد ابراهیمی، عضو پیشین انصار حزب الله و منتقد فعلی جمهوری اسلامی ایران، درباره بخشیزاده مدعی است:«همان زمانی که بحث راه اندازی نیروی انصار حزب الله راه افتاد، سال ۷۲ یا ۷۳، تندروترین قشر سیاسی جامعه آن روزها افراد انصار حزب الله بودند. من به یاد دارم که همان روزها هم خیلی وقت ها خود همین آقای الله کرم در جلسات و در زمان بروز برخی بحث ها و تصمیم گیری ها سفارش می کرد که مثلا این مورد را حاجی بخشی نفهمد چون می آید برنامه های ما را بهم می ریزد.»[۱۰]
او در جریان تحصن نمایندگان مجلس ششم، خواهان پایان تحصن شده بود و خطاب به بهزاد نبوی نائب رییس مجلس گفته بود:"بیایید بیرون وگرنه می آوریم تون بیرون."[۱۱]
وی که پس از اعتراضات ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) عمدتا بیمار و بستری بود.او معتقد بود که نیروهای بسیج در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم باید وارد عمل شوند.[۱۲]او درباره اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم گفته بود:"ای داد بیداد!زمانیکه ما سالم بودیم، جرأت نمیکردند پیدایشان بشود.میآمدیم شعار میدادیم «ماشاءالله، حزبالله» بچهها را جمع میکردیم.جرأت نمیکردند بیایند جلو.میگفتند حاجی بخشی آمده."[۱۳][۱۴]
نشان ملی ایثار
وی در سال ۱۳۸۹ نشان ملی ایثار را دریافت کرد.[نیازمند منبع]
درگذشت و تشییع
پیکر وی پس از نماز جمعه ۱۶ دی ماه ۱۳۹۰ تشییع و در کنار مهدیه بهشت زهرا به خاک سپرده شد. در پی درگذشت وی، سید علی خامنهای طی نامهای درگذشت وی را تسلیت گفت[۱۵]
پیام تسلیت رهبر ایران
در پی درگذشت وی، سید علی خامنهای طی نامهای درگذشت وی را تسلیت گفت:[۱۶]
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت پیر دلاور جبهههای جهاد، پدر دو شهید و همرزم و همراه هزاران شهید، مرحوم حاج ذبیحالله بخشی را به همه مجاهدان راه حق و به خانواده محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و علو درجات و پاداش صبر و ثبات را برای ایشان از خداوند متعال مسالت مینمایم. سید علی خامنهای، ۱۵ دیماه ۱۳۹۰