اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

اس ام اس موزیک / دانلود آهنگ های جدید

دشت (جاجرم)

دشت، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جاجرم در استان خراسان شمالی ایران است.
جمعیت

این روستا در دهستان گلستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۳۲ نفر (۳۰۵ خانوار) بوده‌است.

دشت

دشت سرزمینی صاف و هموار که معمولا دور تا دور آن را حصاری از کوهستان در بر گرفته است. در حالیکه بیابان سرزمینی است که غالبا از فقر آب و گیاه برخوردار است و به اقلیم بیابانی مرتبط است.[۱]
مکان‌ها

دشت همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

    دشت (خواف)
    دشت (سراوان)
    دشت (ممسنی)
    دشت (نیشابور)
    دشت (جاجرم)

کوهستان الوند


کوهستان الوند فراروی شهر همدان، کوهستان منفردی از شاخه‌های خاوری زاگرس مرکزی با عرصه‌ای به وسعت ۱۳۷۵ کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین پدیدهٔ گرانیت زائی از دوران چهارم زمین‌شناسی بر اثر نفوذ توده‌های آذرین در نهشته‌های بازمانده از دوران پیشین بوجود آمده‌است.

این رشته‌کوه در شمال غرب به کوه خدابنده‌لو سنندج و کوه چهل‌چشمه کردستان و از جنوب شرق به بلندی‌های راسوند و کوه وفس اراک متصل است.یال آن، حد طبیعی بین شهر همدان و تویسرکان و بلندترین قلهٔ آن موسوم به الوند در ۱۸ کیلومتری جنوب شهر واقع شده و ارتفاع آن ۳۵۷۴ متر از سطح دریا است. جهت این کوهستان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌است و استان همدان را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. این کوهستان، دره‌های ژرف و سرسبز، چشمه‌سارها، چمن‌زارها و قله‌های متعددی دارد.

کوهستان الوند ۱۱۱اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت. این کوه همچنین از مناطق حفاظت شده محیط زیست می باشد.

محتویات

    ۱ سنگ‌شناسی
    ۲ قله‌ها
    ۳ دشت‌ها
    ۴ دره‌ها
    ۵ چشمه‌ها
    ۶ نگارخانه
    ۷ پانویس
    ۸ منابع
    ۹ پیوند به بیرون

سنگ‌شناسی

رشته کوه الوند از کوه‌های غربی ایران و جزء پیش‌کوه‌های داخلی زاگرس می‌باشد و با پیدایش جنبش کوهزایی زاگرس درارتباط است. از نظر زمین شناسان در اواخر دورهٔ ژوراسیک (دوره میانی ازدوران دوم زمین شناسی) یکی از شدیدترین حرکات کوهزایی که تا آن هنگام درایران سابقه نداشته بوقوع پیوسته و در اثر فشار شدید و همچنین دراثر فشار طبقات گرانیت در منطقه بین همدان و اصفهان دگرگونی سنگ‌ها بوجود آمده است. الوند توده‌ای ژرف‌سنگی است. ژرف‌سنگ‌ها (باتولیت‌ها) با نفوذ در پوسته سنگهای اطراف خود را دگرگون کرده که به آن هاله دگرگونی گفته می‌شود واین دگرگونی سنگها دراطراف ژرف‌سنگ الوند به شعاع هفت کیلومتر وجود دارد. لایه‌هایی که برروی ژرف‌سنگ الوند قرارداشته براثرفرسایش ازبین رفته و توده ژرفاسنگ به صورت سنگهای گرانیتی بیرون آمده است.

سنگهای رسوبی که دررشته کوه الوند دیده می‌شود واغلب درارتفاعات جنوب غربی وجنوب شرقی قراردارد به دوره کرتا سه ازدوران میانه‌زیستی مربوط می‌شود وسنگهای رسوبی ازنوع آهگی که درشمال غرب دیده می‌شود به دوره الیگومیوسن از دوران نوزایی مربوط می‌باشد. قدیمی‌ترین سنگهایی که توده نفوذی الوند را احاطه کرده است به دوره پره کامبرین نسبت داده شده است اما سن گرانیت‌ها ازطریق سنجش رادیومتری شصت و چهار میلیون سال (اوایل پالئوسن) تعیین شده است. توده گرانیتی الوند برروی نقشه‌های زمین‌شناسی روند شمال غربی – جنوب شرقی رابه موازات راندگی زاگرس نشان می‌دهد واز لحاظ زمین‌شناسی تنوع قابل ملاحظه‌ای دارد. براساس رده بندیهای کانی‌شناسی شیمیائی و نورماتیو انواع آلکالی فلدسپات گرانیت سی ینوگرانیت مونزوکرانیت و گرانودیوریت درالوند تشخیص داده شده است. درحاشیه شمال غربی توده گرانیتی الوند سنگهای نفوذی بازیک نیز مشاهده می‌شود که تعیین سن آنها به روش رادیو متری سن این توده‌ها را صدوده میلیون سال) اواخر دوره کرتاسه یعنی قدیمی تر از سن گرانیت‌ها تعیین نموده است. ترکیب سنگ‌شناسی توده بازیک نیزمتغیر ومتنوع است با تکیه بر رده‌بندی‌های مختلف انواع اولیوین دولریت گابرو دیوریت ومونزو دیوریت دراین توده شناسایی شده است. سنگهای گرانیتی الوند ویژگیهای گرانیت‌های H یا گرانیت‌های هیبرید را دارا می‌باشد.
قله‌ها
دره میدان میشان
چشم‌انداز همدان در شب از فراز کوهستان الوند

معروفت‌ترین قله‌ها، از شمال غربی به جنوب شرقی عبارت‌اند از: قله آلماقلاغ ۲۹۹۷ متر، قله کرکس ۲۹۵۹ متر، قله قزل‌ارسلان ۳۲۵۰ متر، قله دائم‌برف ۳۴۵۰ متر، قله کلاغ‌لان ۳۴۸۰ متر، قله الوند ۳۵۸۴ متر، قله تاریک‌دره ۳۳۱۴ متر، قله کمرلرزان ۳۳۳۸ متر، چهارقله (۳۱۸۴، ۳۱۷۲، ۳۱۶۶و ۳۱۷۰ متر)، قله یخچال‌صاحب (گاوبره) ۳۴۸۶ متر، قله شاه‌نشین ۳۴۹۶ متر، قله سرخ‌بلاغ ۳۱۲۴ متر و قله قله کلاه‌قاضی ۳۱۲۵ متر.[۱]
دشت‌ها

در کوهستان الوند، علاوه بر قلل مرتفع و شیب دار، دشتک‌های کوچکی وجود دارند، که سطح آنها از چمن زار پوشیده شده و چشمه‌های زیادی در آنها جاری است و با توجه به اینکه از سطوح نسبتاً مسطحی برخوردارند، به صورت محل استراحت و اطراق کوهنوردان درآمده‌اند.

مهم‌ترین این دشتک‌ها عبارت‌اند از: میدان میشان، تخت نادر، چمن شاه نظر و تخت رستم
دره‌ها

در دامنه‌های شمالی الوند دره‌های پر آبی مانند: دره برفین، دره گنجنامه، دره عباس آباد، دوزخ دره، دره گوساله، دره کیوارستان، دره سیمین دره، دره مرادبیگ، دره دیوین، دره قز، دره حیدریه و غیره وجود دارد و دره‌های مصفایی نیز در دامنه جنوبی الوند واقع است، از جمله دره سرکان، دره آرتیمانی، دره فاران، دره گزندر، دره شهرستانه و غیره.
چشمه‌ها

    حوض نبی: از مشهورترین چشمه‌های الوند حوض نبی است که از زیر صخره‌ای بزرگ در زیر قلهٔ الوند سرچشمه گرفته، در جهت شمالی به سمت تخت نادر سرازیر می‌گردد و دارای آبی بسیار خنک و گواراست.
    چشمهٔ تخت نادر: در ابتدای تخت نادر واقع است و چشمه‌ای نسبتاً پرآب است.
    چشمهٔ کلاغ‌لان: چشمه‌ای دائمی است که در چمن زار کلاغ‌لان جاری است و آب مصرفی روستای دره‌مرادبیگ را تامین می‌کند.
    چشمه قاضی: در دره‌مرادبیگ جاری است و آب مصرفی روستای دره‌مرادبیگ را تأمین می‌کند.
    چشمه ملک: سرچشمهٔ رودخانه‌ای است که در درهٔ دیوین جریان دارد.
    هفت چشمه: این چشمه در دامنهٔ جنوبی چهار قله و در جادهٔ منتهی به تویسرکان جاری است.
    چشمه خسرو: چشمه خسرو در مسیر یخچال به کلاه‌قاضی در جریان است.
    بهشت آب: در سمت درهٔ کیوارستان و جنوب قلهٔ الوند چشمهٔ کوچکی است که از شکاف صخره‌ای بیرون می‌آید و در سالهای کم آب، آب آن کاهش می‌یابد و گاهی در تابستان‌ها به خشکی می‌گراید.
    چشمه افعی: این چشمه در دامنهٔ دوزخ‌دره واقع است.
    چشمهٔ آب مروارید: چشمه‌ایست پر آب و بسیار گوارا که آب این چشمه و چشمه افعی از مسیر رودخانه و فرجین می‌گذرد. در حوالی چشمه مروارید، نوعی درخت بید به نام «مروار» روئیده‌است و شاید به همین دلیل یا به خاطر زلال بودن آب این چشمه، نام مروارید بر آن نهاده‌اند.

خشایارشا

خَشایارشای یکم (به پارسی باستان:

کاسپی‌ها

کاسپی‌ها یا کاسپیان تیره ای سفیدپوست بوده‌اند که هم زمان با مادها و قبل از پارس‌ها در شمال و باختر دریای هیرکان زندگی کشاورزی داشتند برخی منابع کاسی‌ها و کاسپی‌ها را دو قوم نام برده‌اند اما بنظر می‌رسد این دو نام هر دو یک ریشه داشته باشد.

آن‌ها به عنوان ساکنان اولیه گیلان معرفی شده‌اند و در کرانه های دریای خزر زندگی می‌کردند. سرزمین آن‌ها در نقشه قدیم خاور، کنارهٔ غربی دریای خزر از ملتقای رود ارس و کر تا جنوب غربی و جنوب این دریا نشان داده شده‌است.

زبان‌شناسان بر این باورند که نام شهر قزوین نیز برگفته از همین ریشه‌است زیرا شهر مذکور دروازه قلمروی ورود به قلمروی کاسپی‌ها بوده‌است.[۱] نامهای بازمانده از کاسپیها در اسناد آرامی در مصر به زبان ایرانیست. بنابراین کاسپی‌ها باید ایرانی یا شدیداً تحت تاثیر فرهنگ ایرانی باید دانسته شوند.[۲]

ارنست هرتسفیلد و سر آرتور کیث مولفان کتاب «بررسی صنایع ایران» معتقدند که کاسی‌ها در هزاره چهارم و پنج قبل از میلاد مسیح کشاورزی را در کناره‌های دریا و اطراف سند و سیحون و دجله و فرات منتشر کرده‌اند. دکتر گیرشمن مولف کتاب «ایران از آغاز تا اسلام» می‌نویسد:«قدیمی‌ترین مراجعی که در آن‌ها از کاسی‌ها نام برده شده مربوط به قرن بیست و چهارم قبل از میلاد است.»
محدوده فرهنگی-تاریخی کاسپیان و دیگر مناطق خاورمیانه

بارتولد عقیده دارد که نام کاسپی جمع واژهٔ کاس است و پسوند «پی» علامت جمع است. بنابر این کاسپیان همان کاسیان هستند، به عبارت دیگر کاسپیان تیره‌ای از کاسی‌ها هستند که کرانه‌های دریای خزر را به کوهستان‌های غرب ایران و زاگرس مرکزی ترجیح دادند و به همراه سایر تیره‌های این قوم به غرب کوچ نکردند. شاید بتوان پاره‌ای از عناصر مشابه میان آثار دوره‌های متاخر گیلان و تمدن‌های مفرغ لرستان را که تنی چند از صاحب نظران به کاسی‌ها نسبت داده‌اند، در همین ریشه مشترک جستجو کرد.

هرودوت در فهرست مالیاتی خود که از ایران زمین تدوین کرده‌است ضمن شرح استان یازدهم از کاسپی‌ها نیز نام می‌برد و می‌نویسد که آنان به دولت هخامنشی خراج می‌دادند. همچنین در بندهای ۶۷ و ۶۸ کتاب هفتم تاریخ هرودوت از کاسیان به عنوان گروه‌های مسلحی که برای سپاه خشایارشاه در جنگ با یونانیان کمک رساندند یاد شده‌است.

کاسیان

کاسیان یا کاسی‌ها یا کاششوها یا کاشیان یا کاشوها، در حدود هزاره سوم پیش از میلاد و پیش از آن از شرق حرکت کرده و از راه آذربایجان وارد فلات ایران شدند، از نواحی تالش عبور کردند و سپس در غرب و جنوب غربی دریای خزر اسکان نمودند و به تدریج به نواحی قزوین و همدان و نهاوند آمدند، نخستین بار همدان را ساختند و آن را «آکسیان» نام نهادند. سر انجام در هزاره دوم پیش از میلاد در نواحی جنوبی تر در لرستان، کوهستانهای شمالی جلگه شوش در لرستان و در حدود استان کرمانشاه در مرز شرقی سوبی گالایان (در حدود جنوب کرمانشاه) ساکن شدند. این منطقه تا پیش از ظهور آنها، در هزاره سوم ق.م بخشی از قلمرو تمدن ایلام بوده‌است.

آنها این منطقه را تا شمال خوزستان تصرف کردند و آن را کاشن نام نهادند در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد و در سال ۲۴۰۰ ق.م. در شمال کشور عیلام و جنوب قلمرو کاسیان (در شمال خوزستان و جنوب لرستان) به محلی برمیخوریم که کاشن نام داشت که به عنوان نشانه‌ای از کاسی‌ها است.

آنها در جنوب با مقابله تمدن ایلام روبرو شدند و در نتیجه به نواحی شمالی کوهستانهای لرستان رانده شدند و نواحی لرستان و همدان را به طور ثابت دراختیار داشتند. جابجایی آنها در فلات ایران در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد صورت گرفت. در هزاره سوم پیش از میلاد قدرت مقابله با کشورهای همسایه را نداشتند، در اواسط هزاره دوم پیش از میلاد کاشن را از اطراف گسترش دادند.

کاسیان در سال ۲۱۹۷ ق.م. به میان‌رودان حمله کردند و اکد فتح شد. در سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد کشور ایلام میانرودان را به تصرف خود درآورد.

قلمرو کاسیان در حدود استان‌های کردستان (بیت همبان) و آذربایجان (ناحیه آلا بریا در جنوب دریاچه ارومیه) و و بخش شرقی ترکیه آشنوناک (این ناحیه توسط کاسی‌ها مسکون شد و به نام کاسی توپلیاش موسوم گردید)، همچنین در بخش وسطای رود دیاله یعنی نامار (کرمانشاه) (نامرو، ناوار باستانی حاکم شدند).

در سال ۱۷۵۰ ق.م. سپاه کاسی به ریاست گانداش از راه دشت ذهاب و شمال استان ایلام برای فتح بابل حمله کرد و بابل فتح شد. سر انجام در سال ۱۷۵۰ ق.م. جایگزین دولت بابل شدند و به سلطنت سلسله حمورابی پایان دادند. حکومت کاسی‌ها (از ۱۲۵۰-۱۷۵۰) بر بابل ۵۰۰ ساله شد.[۱]

کاسیان بر ایلام نیز مسلط شدند و شوش را مدت‌ها اداره نمودند. در شمال میانرودان با دولت تازه تأسیس آشور که در اواسط قرن پانزدهم پیش از میلاد در میانه‌های رود دجله دولت آشور بنیان نهاده شد هم مرز شدند.

طبق آثار بدست آمده از هزاره اول پیش از میلاد آنها در نواحی دور دست مدیا سکونت کردند. آنها در نیمه هزاره اول پیش از میلاد تا حاشیه کویر مرکزی وتا نواحی اصفهان و کاشان وحتی نواحی استان تهران و مرکزی پیش روی کردند. آنها در برخی مناطق کشور ماد آینده سکونت کردند و آن را کاردونیاش نامیدند و پس از فتح آن دولت خویش را کاردونیاش نامیدند. برخی منابع کاسیان را همان کاسپی دانسته اند که نام دریای خزر یا کاسپین از آن گرفته شده است. و برخی کاسی و کاسپی را دو نام مختلف می دانند.

در حدود ۱۸۹۶ پیش از میلاد حمله نافرجام کاسی‌ها به بابل روی می‌دهد. همچنین در حدود ۱۷۴۹ پیش از میلاد بابل توسط کاسی‌ها سقوط می‌کند.[۲]

از حدود ۱۷۴۹ تا ۱۷۳۴ پیش از میلاد دوره پادشاهی گاندیش شاه کاسی‌ها در بابل می‌باشد.

زبان عیلامی

ایلامی زبان منقرض شده ایلامیان باستان است. این زبان در ایران دوره هخامنشی جایگاه ممتازی داشت. آخرین اثر مکتوب زبان ایلامی به سالهای حکومت اسکندر مقدونی بر ایران برمیگردد. زبان ایلامی در سال ۱۸۹۰ رمزگشایی شد. در این سال وایس‌باخ (F.H. Weissbach) نخستین دستور زبان آن را ارایه داد.زبان عیلامی از زبان‌های پیوندی بوده است.[۱]

محتویات

    ۱ تاریخ
    ۲ نوشتار
    ۳ دستور زبان
    ۴ آواشناسی
    ۵ ساختواژ
    ۶ صرف
    ۷ طبقه بندی
    ۸ جستارهای وابسته
    ۹ منابع
    ۱۰ پیوند به بیرون

تاریخ

تاریخ زبان عیلامی به چهار دوره بخش میشود:

عیلامی باستان (۱۵۰۰ – ۲۶۰۰ پ.م.)

عیلامی میانه (۱۰۰۰ – ۱۵۰۰ پ.م.)

نو-عیلامی (۵۵۰ – ۱۰۰۰ پ.م.)

عیلامی هخامنشی (۳۳۰ – ۵۵۰ پ.م.): در دوره هخامنشی، عیلام یکی از ساتراپیهای مهم امپراتوری بود و زبان عیلامی به عنوان زبان دیوانی کاربرد داشت. از زمان داریوش یکم تا اردشیر یکم اسناد اداری تخت جمشید به عیلامی و روی الواح گلی نوشته می شد. این الواح که شمار آنها نزدیک به ۳۰۰۰۰ است، اطلاعات دقیقی از جغرافیا و مردم منطقه پارس به دست ما می‌دهد. [۲]

نمونه: متن لوح PF 798 از اسناد تخت جمشید با برگردان آن از هایدماری کخ:

۱۳ بان (برابر ۱۳۰ لیتر) جو حواله امورته، به صورت جیره (به مرور) دریافت کرده است. امورته، سال ۲۱، ماه شیبار (نهمین ماه عیلامی)
   

13 ŠE. BAR.Lg kur- min hh . am- ma -ur- da- na hh. ba- ri-ki -la gal ma du - iš - da h.i - še ma be - ul 21 – um - me - man - na d. ITU lg ši – ba – ir - ri – na
نوشتار
لوح به خط عیلامی

زبان ایلامی در طول تاریخ خود از سه نوع دبیره بهره برده است؛ از این قرار:

نیا-ایلامی: این خط از۳۱۰۰ تا ۲۹۰۰ رایج بود. نیاایلامی کهنترین خط شناخته شده ایران است و نمونه هایی از آن در اطراف کاشان و جنوب کرمان نیز دیده شده است. عیلامیان این خط را از همسایگان سومریشان الهام گرفتند و از آن برای کارهای بازرگانی (ثبت معاملات، نگهداری حساب چارپایان و ...) بهره می‌بردند. [۳] نظام شمارشی نیاعیلامی بسیار پیچیده بود و بسته به مورد تفاوت می‌کرد. مثلاً برای شمارش آدمیان و جانوران از سیستم دستگاه ده‌دهی و برای اشیاء از دستگاه شصتی‌شصتی استفاده می‌شد.[۴]

عیلامی خطی: دبیره ای است که پوزور- اینشوشیناک شاه عیلام در اواخر هزاره سوم پیش از میلاد به کار برد و پس از او متروک گردید. عیلامی خطی دبیره ای است هجایی با چند نشانه تصویرنگار. تا کنون ۲۵ نبشته ایلامی خطی یافت شده که بیشتر آنها کتیبه های یادمانی است. با وجود تلاش کسانی چون والتر هینتس (Walther Hinz) و پییرو مریجی (Piero Meriggi) این دبیره هنوز کاملاً خوانده نشده و ترجمه ها و فهرست نشانه های پیشنهادی هینتس [۵] قبولی عام ندارد.

یک متن ایلامی خطی (معروف به کتیبه A) و برگردان کلمه به کلمه آن هر دو به روایت هینتس [۶]:

    (1) به خدا اینشوشیناک این چوب
    (2) من کوتیک – اینشوشیناک شاه سرزمین
    (3) نایب السلطنه شوش
    (4) شین-پی-هیش-هوک
    (5) پسر، را به الوهیت خدا به عنوان هدیه ای به معبد داده‌ام.

   

    (1) te-im-tik-ki nap in-šu-ši-na-ik un-ki
    (2) u ku-ti-ki-šu-ši-na-k zunkik hal-me ka
    (3) hal-me-ni-ik šu-si-im-ki
    (4) ši-in-pi-hi-iš-hu-ik
    (5) ša-ki-ri nap-ir lik hi-an ti-la-ni-li

(نام کوتیک-اینشوشیناک در قرائت جدید پوزور-اینشوشیناک خوانده می شود.)

عیلامی میخی: خطی است که از ۲۵۰۰ تا ۳۳۱ پ.م. به کار رفت و دگرگون شده دبیره میخی اکدی است. خطی است با ۱۳۰ نشانه، بسیار کم شمارتر از بیشتر دبیره های میخی همروزگار خود.
دستور زبان
آواشناسی

عیلامی ها از نوع ساده شده خط میخی اکدی برای نوشتن استفاده می کردند که به دلیل هجایی بودن نمی توانست ظرافت های آوایی زبانشان را بازتاب دهد.[۷] عیلامی ۴ واکه داشت: (a, i, u, e) و تعدادی همخوان. معادل بازسازی شده همخوانها در الفبای لاتین از این قرارند:
p/b           t/d           k/g
            s     š      
      w/v/f                 h
m           n            
            l     r      

کاتبان عیلامی تفاوت زیادی میان همخوانهای d/t ، b/p ، g/k قائل نبودند و اغلب آنها را به جای هم به کار می بردند.
ساختواژ

زبان عیلامی جزء زبان‌های التصاقی بود یعنی با افزودن پسوندهای تکواژی و نیز، میانوندهایی خاص و پسوندهای ضمیری به ریشه فعل در سه صورت اصلی آن، مقصود خود را بیان می‌کرد. اسمها و فعلها به دو جنس زنده و غیرزنده تقسیم می شدند و هر جنس با پسوندهای ویژه خود مشخص می شد. (k, -t, -r, -p-) برای زنده ها (آدمیان و خدایان) و (me, -n, -m, -š-) و برای اشیاء، مفاهیم انتزاعی و مکانها.

نمونه: صرف اسم -sunki (شاه)
حالت     پسوند     مثال     معنی
اول شخص     k-     sunki-k     من، شاه
دوم شخص     t-     sunki-t     تو، شاه
سوم شخص مفرد     r-     sunki-r     او، شاه
سوم شخص جمع     p-     sunki-p     آنها، شاهان
صرف

زبان عیلامی سه نوع صرف (Conjugation) وجود دارد که با شماره (III, II, I) مشخص می شود. نوع I ویژه افعال و نوع II و III ویژه وجه وصفی (Participle) است.

صرف نوع اول (Conjugation I) صرف مصدر یا ستاک است با کمک پسوندهای شش گانه (h, -t, -š,-hu ,-ht ,-hš-)

نمونه: صرف مصدر kulla (خواهش کردن)
شخص     مفرد     جمع
۱     kulla-h     kulla-hu
۲     kulla-t     kulla-h-t
۳     kulla-š     kulla-h-š

صرف نوع دوم (Conjugation II) صرف وجه وصفی کامل (Perfective Participle) است و به وسیله پسوندهای جنس جاندار (k, -t, -r, -p-) انجام می گرفت. وجه وصفی کامل از اتصال پسوند (k-) به ریشه ساخته می شود.

نمونه: صرف واژه hutta-k (ریشه hutta به معنی انجام دادن + پسوند k- )
شخص     مفرد     جمع
۱     hutta-k-k     -
۲     hutta-k-t     -
۳     hutta-k-r     hutta-k-p

صرف نوع سوم (Conjugation III) صرف وجه وصفی غیرکامل (Imperfective Participle) است. وجه وصفی غیر کامل از اتصال پسوند n- به ریشه ساخته می شد و صرف آن مانند نوع دوم است.

نمونه: صرف واژه hutta-n (ریشه hutta + پسوند n- )
شخص     مفرد     جمع
۱     hutta-n-k     -
۲     hutta-n-t     -
۳     hutta-n-r     hutta-n-p
طبقه بندی

عیلامیان آریایی نبودند زبان عیلامی، زبانی تکخانواده است. برخی احتمال خویشاوندی آن را با زبان‌های دراویدی مطرح کرده‌اند[۸] ولی این نظریه مورد پذیرش همه محققان نیست.[۹] همچنین می‌توان همانندی‌های بسیار اندک و غیر قابل اتکا (تا کنون) میان این زبان و زبان‌های گوتیان، هالدیایی‌ها، هوری‌ها و کاسیان هندواروپایی یافت

پارمیس

پارمیس یا پرمیس نام دختر بردیا پسر کوروش بزرگ و همسر داریوش بزرگ بود.[۱][۲]

پارمیس نام یونانی شده پارمیدا است که در اعلام اوپارمیا خوانده می‌شود، به معنی لغوی پر دانش و دانا، پر مهر و پر عهد و پیمان، بهشت کوچک، دختر باران (عروس باران). این نام همچنین می‌تواند تغییر یافته لغت اوستایی پرومیثه یا پرومیزد باشد، به معنی بانوی دانا یا پر مهر.

بردیا

بَردیا (به پارسی باستان:

کوروش بزرگ

کوروش دوم (به پارسی باستان:

پاسارگاد

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از سازه‌های باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس جای گرفته‌است.

این مجموعه دربرگیرنده ساختمان‌هایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، مسجد پاسارگاد ، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بارعام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، ساختارهای دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعه ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که در نشست یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به دلیل دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.[۱]

در سال ۵۲۹ پیش از میلاد کوروش به قبایل سکاها در آسیای مرکزی (شمال شرق ایران) حمله کرد و در جنگ با ماساگت‌ها کشته شد. وی را در پاسارگاد دفن کردند.[۲]

محتویات

    ۱ پاسارگاد
    ۲ نام پاسارگاد
    ۳ سازندگان پاسارگاد
    ۴ پاسارگاد در کتب پس از اسلام
    ۵ پیشینه
    ۶ ویژگی‌ها∗
        ۶.۱ آرامگاه کوروش
        ۶.۲ مسجد پاسارگاد
        ۶.۳ استحکامات دفاعی تل تخت
        ۶.۴ مجموعه پادشاهی
        ۶.۵ آرامگاه کمبوجیه
        ۶.۶ محوطه مقدس
        ۶.۷ کاروانسرای مظفری
        ۶.۸ کاخ بارعام
        ۶.۹ برج سنگی
    ۷ ثبت جهانی پاسارگاد به دست یونسکو
        ۷.۱ معیارهای ثبت جهانی پاسارگاد
    ۸ میراث جهانی پاسارگاد مسقف می‌شود
        ۸.۱ اطلاعات نخست
    ۹ نگارخانه
    ۱۰ جستارهای وابسته
    ۱۱ پیوند به بیرون
    ۱۲ پانویس
    ۱۳ منابع

پاسارگاد

پاسارگاد در دشتی بلند به بلندای ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان جای گرفته است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان پارس درنزدیک آرامگاه کورش بزرگ مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. گویا هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته‌است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته‌است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده‌است.[۳]
نام پاسارگاد

    نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه «پَسَرگَد» بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطه‌ای میان این نام و «پارس» نیست.
    نام پاسارگاد از اسم قبیلهٔ شاهان پارسی یعنی قبیله «پاسارگاد» گرفته شده که «آنان که گُرز گران می‌کشند» معنی میداده.[۴]

همچنین گفته شده که پاسارگاد ممکن است تغییر یافته پارسه گراد باشد که معنی آن شهر پارس است. گراد و گورد و گرد (مانند دستگرد) معنی شهر می‌دهد و در زبان پارسی و عربی بصورت کوره بکار می‌رود مانند کوره اردشیر و کوره دهات.[۵]هلوک اظهار داشته که ممکن است نام ایلامی این محل در اصل بدرکاتا بوده باشد.[۶]
سازندگان پاسارگاد
مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورش

از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ می دانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص می‌شود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاه‌های آن سه کاخ بیانگر آن است که آن‌ها با کورش ارتباط داشته‌اند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوهٔ سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می‌دهد و بویژه در نقوش، که از سنت‌های کشورهای مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند (آن چنان که در تخت جمشید می‌یابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ تراشی و "نشانه‌های سنگ تراشان" پیداست. بنابراین شکی نمی‌توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور می‌کرد)..[۷]
پاسارگاد در کتب پس از اسلام
Emblem-important.svg
    در درستی مطالب این بخش از مقاله اختلاف‌نظر وجود دارد.
لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید.

در روایتهای اسلامی از مقدس و آسمانی بودن این جایگاه (پاسارگاد) سخن بسیار رفته است[نیازمند منبع]از جمله در کتابهای زیر:

مسالک و ممالک (اصطخری به سال ۳۲۰ هجری) صفحه‌های ۱۰۹ و ۱۴۱

حدود العالم من المشرق الی المغرب (نوشته شده به سال ۳۷۲ هجری) صفحه ۱۳۱

اشکال العالم (ابوالقاسم جیهانی به سال ۳۶۷ هجری) صفحه‌های ۱۱۳ و ۱۲۳

نزهت‌القلوب (حمداله مستوفی به سال ۷۴۰ هجری) صفحه ۱۷۸

آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار می‌آمد.[نیازمند منبع][۸]
پیشینه

سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده‌است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون چیرگی بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی سپس به دست پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) استوار و گسترش یافت. از کوروش در عهد عتیق به عنوان آزادی‌دهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده‌است.

در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را شکست داد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله‌ای برجای ماند.

در دوره‌های پسین، از تل تخت همچنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آن که کاخ‌ها رها شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته‌است.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفهٔ پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بوده‌است. نامدارترین سرکرده اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن ۷ پ م چیش پیش دوم است که تا سال ۶۴۰پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه‌شان سرکردگان قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ۴۰ سال در نظر بگیریم، می‌توان گفت که در زمانی که پارسها در منطقهٔ پارسوای یادشده در سند آشوری (یعنی سال ۸۳۴ پ م) اقامت داشته‌اند، ریاستشان در دست هخامنش بوده‌است.

هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفهٔ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از رویدادهای برجسته تاریخ باستان است. اینان دولتی بنیان‌گذاری کردند که جهان باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر چیرگی خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. ارزشمندترین سنگ نوشتهٔ هخامنشی از دیدگاه تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشتهٔ بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشتهٔ بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های فرمانروایی اش که سخت ترین سال‌های فرمانروایی وی نیز بود، به طور موشکافانه روایت می‌کند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور دربارهٔ شخصیت کوروش هخامنشی آمده‌است که: همهٔ نشانه‌ها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعهٔ جهانی بر پایه امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. کوروش در لشکرکشیها و پیروزی‌هایش با کشورهای مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام می‌داد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقه‌مندان به میراث ملل می‌باشد، بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد»از طرف دیگر بانیان احداث مجموعهٔ پاسارگاد، دولت هخامنشی بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجسته‌تر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده‌است چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کرده‌اند و این امر نشان دهندهٔ احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار داده‌اند.
ویژگی‌ها∗

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

    آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
    تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
    مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه آر)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
    در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.

محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقی‌مانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.
آرامگاه کوروش

نوشتار اصلی آرامگاه کورش بزرگ
آرامگاه کوروش بزرگ

برجسته ترین بخش مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش بزرگ مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه نزدیک ۵۳۰ تا ۵۴۰ پیش از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های بزرگ، که درازای پاره‌ای از آن‌ها به هفت متر می‌رسد، ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله‌ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را بازسازی کرده‌اند.

بنای آرامگاه دو بخش شناخته شده دارد:

    سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
    یک چهاردیواری کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.

پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی ساخته شده‌است، که از آن‌ها نخستین به بلندی ۱۷۰ سانتی‌متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی‌متر، و سه عدد واپسین ۵۷٫۵ سانتی‌متر هستند. بلندای کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی‌متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است.

خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، ریخت یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. نزدیک به صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های برجای مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.

پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای ارزشمند پادشاهی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش باستان نگاران زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و ازآرمگاه کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می‌آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط شماری مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.[۹]

بویس تفاوت‌های میان آیین خاکسپاری در بین هخامنشیان و مغ‌ها و زرتشتیان بعد را چنین توضیح می‌دهد: فرمانروایان همهٔ خاندان‌های سلطنتی پس از مرگ به خاک سپرده می‌شدند، اما کوروش، که رویه‌ای نو آورد، در آیین رایج اقدامی موافق و جدی انجام داد؛ او مقبرهٔ خود را به نحوی ساخت که هیچ گونه آلودگی نتواند از بدن مومیایی شدهٔ او به موجودات پاک برسد.[۱۰]

در شیب سقف آرامگاه دو سوراخ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی ندانسته، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.

آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی سپند (مقدس) به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند.

اسکناس‌های سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال ۱۳۵۲ خورشیدی تا ۱۳۵۷ با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر می‌شد.
مسجد پاسارگاد
نوشتار اصلی: مسجد پاسارگاد

مسجد پاسارگاد مسجدی است که در سال ۶۰۲ هجری شمسی و در دوران فرمانروایی اتابکان فارس و توسط اتابک سعدبن زنگی از حاکمان دادگستر فارس در اطراف مزار کوروش که در آن دوران به مسجد یا مشهد «مادر سلیمان» نبی معروف بوده است، ساخته شده است. این مسجد از قدیمی ترین مساجد ایران بوده است که بقایای آن تا پیش از جشن‌های دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰ باقی بود. در آن سال بر خلاف منشور ونیز برای مرمت آثار باستانی، بقایای مسجد از جمله دروازه آن توسط گروه مرمت از موسسه ایزومئو برهبری اوجنیو گالدیری و با تایید اداره باستانشناسی که شامل ستون‌های سنگی و کتیبه‌های قرآنی بود به محل دیگر برده شد.[۱۱][۱۲]
طرح محوطه آرامگاه کورش بزرگ اثر ارنست هرتسفلد یا دستیارش که احتمالاً در سال ۱۹۰۵ میلادی کشیده است. ستونها و دیوارهای مسجد دیده می‌شود.

در طرح‌هایی که ارنست هرتسفلد از محوطه مقبره کوروش تهیه کرده حدود و ثغور مسجد توسط ستونها پیداست. مسجد به شیوه‌ای ساخته شده بود که مزار کوروش در میان آن قرار داشت. در داخل مزار کوروش ضلح سمت راست ورودی (دیوار جنوب غربی) نیز محرابی ایجاد گردیده که آیاتی از سوره فتح و اسما جلاله در آن دیده می‌شود.

لرد جورج ناتانیل کرزن در سفرنامه خود در کتاب پرشیا و مسئله پرشیا Persia and the Persian Question جلد دوم صفحه ۷۷ ضمن تشریح کامل وضعیت دشت مرغاب و پاسارگاد به مراز کوروش اشاره کرده و می‌نویسد که این ساختمان در میان مردم به مزار یا «مسجد مادر سلیمان» مشهور است و اطراف آن تعداد زیادی از قبور مسلمانان دیده می‌شود.[۱۳]

باقیمانده مسجد و ستونها پیش از برپایی جشن شاهنشاهی در دهه پنجاه جمع‌آوری شد و به محل کاخ انتقال یافت.علی سامی که مسئولیت بازسازی و مرمت مزار کوروش را بر عهده داشت معتقد بود که مسجد از جهت معماری حائذ اهمیت نبوده است.[۱۴][۱۵]
استحکامات دفاعی تل تخت
نمای پاسارگاد از روی تپه تل‌تخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده می‌شود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانه‌های کاخهای هخامنشی دیده می‌شوند.

این سازه‌ها با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای بزرگ در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. سازه‌های یادشده معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است:

    ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.
    ساختارهای خشتی؛ مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.
    ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.
    ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.

ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازی‌الأضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده‌است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).
مجموعه پادشاهی
کاخ اختصاصی

این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجستهٔ درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.

کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.

در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی‌مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.

کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.
آرامگاه کمبوجیه
آرامگاه کمبوجیه پدر کورش بزرگ در پاسارگاد

آن چه از این بنا باقی‌مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است.
محوطه مقدس

در فاصله حدود ۱۲۰۰ متری شمال غرب مجموعه پاسارگاد و پشت تپه ماهوری‌های سنگی مشرف به دشت، محوطه‌ای باستانی وجود دارد که شامل دو سکوی سنگی سفید رنگ و یک تپه مستطیل شکل پله‌ای است که معروف به محوطه مقدس است. در این محوطه با استفاده از سنگ‌های سفید دو سکوی نزدیک به هم ایجاد شده که یکی دارای پله و دیگری بدون پله‌است. قاعده سکوی جنوبی ۴۳/۲ متر و بلندی آن ۱۶/۲ متر است. این سکو دارای ۸ پله با خیز ۲۷ سانتی‌متر یعنی برابر با ارتفاع پله‌های دیگر بناهای پاسارگاد است. قاعده سکوی شمالی ۸۰/۲ متر و بلندی آن۱۰/۲ متر است. مطالعه و بررسی سکوها نشان می‌دهد که آنها در دوره کوروش و به عنوان آتشدان جهت اجرای مراسم آیینی ساخته شده‌اند. درون آتشدان‌ها جهت سبک کردن وزن، خالی شده و روی شالوده‌ای به عمق حدود یک متر قرار داده شده که پیرامون آنها را نواری از سنگ سیاه دربر گرفته‌است. در فاصله ۱۲۰ متری غرب آتشدان‌ها روی صخره‌های طبیعی موجود در محوطه ساختاری خشتی و سنگی ایجاد شده که اکنون به صورت یک تپه درآمده‌است. طول تپه حدود ۸۵/۷۴ متر، عرض آن حدود ۵۰ متر و ارتفاعی نزدیک به ۴۰/۵ متر دارد. این ساختار دارای پنج طبقه بوده که طبقه‌های یکم تا چهارم از سنگ لاشه و طبقه پنجم از خشت ساخته شده‌است. در نمای شمالی ساختار، یک پله جهت دسترسی به طبقات بالاتر با استفاده از سنگ لاشه ایجاد شده که ۲۰/۲ متر ارتفاع و ۵۰/۱ متر عرض دارد. با توجه به بررسی‌ها و مطالعات انجام شده می‌توان نتیجه گرفت که این ساختار در ارتباط با آتشدانهای سنگی و جهت اجرای مراسم قربانی یا تشریفات مذهبی ساخته شده‌است.
کاروانسرای مظفری
نوشتار اصلی: کاروانسرای مظفری
کاروانسرای مظفری در مجموعهٔ میراث جهانی پاسارگاد.

در نزدیکی آرامگاه کوروش سازه‌ای مشتمل بر حیاتی به وسعت ۲۰۸ مترمربع است که بصورت نامنظم از سنگ‌های سفید ربوده‌شده از کاخ‌های پاسارگاد ساخته‌شده و نیز ایوانی به پهنای ۳۰٫۳ متر با جرزهای سنگی نامنظم و چهار گوش با اتاق‌های کوچک و بزرگ در پشت آن دارد. درب این سازه به سمت مشرق است. سنگ‌های سازه با ملات گچ به هم وصل شده و در بعضی از نقاط این سازه ملات به کار برده نشده‌است.[۱۶] در زمان سامی قسمتی از این محل تعمیر شده و بدفتر فنی سامی اختصاص داده شده بود ولی امروزه متروک می‌باشد.[نیازمند منبع]
کاخ بارعام

کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش. وسعت این کاخ ۲۴۷۲ متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شده‌است. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن ۷۰۵ متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل می­دهد. ارتفاع تالار کاخ به گونه‌ای بوده که چند متر از سقف ایوان‌های اطراف بالاتر بوده‌است. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به ۱۰/۱۳ متر می‌رسد. زیر ستون‌ها و سر ستون‌های تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستون‌ها از سنگ سفید ساخته شده‌است. دیگر ستون‌های تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شده‌است. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاه‌ها و ستون‌های ایوان‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان ۱۶ ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که ۴۸ ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان ۱۶ ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی ۲۸ ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاه‌ها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفته‌است، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود داده‌اند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشته‌است.

در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقی‌مانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشته‌های میخی بر آن حک شده‌است. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است:

«آدم کوروش خشایثی یه هخامنشی یه»

«من کوروش شاه هخامنشی (ام)»

کاخ بارعام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی می­کرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو می­کرده‌اند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشه‌های والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.

عقاید مختلف درباره این سنگ نگاره

ایرانیان از زمان باستان تاکنون این پیکره را مقدس می‌دانند و... (تاکنون) هیچ‌کس جرأت نداشته به این پیکره... آسیب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن این پیکره در میان مردم بومی باقی است.[۱۷] مردم محلی دستان او (صاحب این مجسمه) را رو به قبله و در حالت نیایش می‌دانند. مولانا ابوالکلام آزاد (مفسر قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی) در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) و برخی دیگر از پژوهشگران این نقش برجسته که شاخ‌های قوچ و بال‌های عقاب دارد را تصویر کوروش می‌دانند.
برج سنگی

یکی از بناهای بسیار زیبای مجموعه پاسارگاد برج سنگی است که ساخت آن مربوط به آغاز دوره هخامنشیان است. بنایی چهار گوش برج مانند که اکنون تنها یک دیواره از آن باقی‌مانده‌است. ارتفاع برج نزدیک به ۱۴ متر و قاعده آن ۲۳/۷ * ۲۷/۷ متر است که بر سکویی سه پله‌ای قرار گرفته‌است. ورودی بنا به سوی شمال غربی تعبیه شده و نزدیک به ۵۰/۷ متر از سطح زمین ارتفاع دارد که با یک پلکان ۲۹ پله­ای به اتاق بالای برج دسترسی داشته­اند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاه­کارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار می­آید. بلوکهای سنگی به گونه­ای روی هم قرار گرفته­اند که در برخی از رجها به سختی می­توان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگهای سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شده­اند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجره‌های کور استفاده شده‌است. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالاً جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بوده‌است. ۱۰ عدد گودی پنجره مانند که (پنجره کور) نامیده می‌شده) در دیوارهای آن در آورده‌اند و این پنجره‌ها را با سنگ‌های سیاه قاب گرفته‌اند.

در مورد کاربری بنا نظرهای گوناگونی مطرح است. گروهی آن را مقبره کمبوجیه پسر و جانشین کوروش می‌دانند و بعضی هم آن را آتشکده یا نیایشگاه بشمار می‌آورند و برخی نیز آن را (گنج خانه کوروش) خوانده‌اند که در آن اسناد و مدارک مهم دولت هخامنشی بایگانی می­شده‌است. به احتمال زیاد این بنا با توجه نقشه و معماری آن کارکردی آیینی داشته‌است. نمونه‌ای از این بنا در نقش رستم با نام کعبه زرتشت وجود دارد که از روی این بنا الگو­­­­­برداری شده‌است.

این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان معروف بوده‌است.
ثبت جهانی پاسارگاد به دست یونسکو
معیارهای ثبت جهانی پاسارگاد

پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:

معیار یک: پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.

معیار دو: پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را کوروش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری که بنا نهاده بود ساخت این حرکت به صورت یک مرحله بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد.

معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخ‌ها، باغ‌ها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان‌گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.

معیارچهار: مجموعه چهار باغی پادشاهی که در پاسارگاد بنیان گذاشته شده به صورت نمونه‌ای مادر برای این گونه معماری و طرح ریزی در آسیای غربی در آمد.
میراث جهانی پاسارگاد مسقف می‌شود

اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری فارس در نظر دارد مجموعه جهانی پاسارگاد را مسقف کند. به‌دنبال مطالعات و پژوهش‌هایی که با هدف حفاظت و مرمت بناهای تاریخی انجام شده و می‌شود، موضوع مسقف شدن مجموعه جهانی پاسارگاد مطرح و پس از برگزاری جلسات متعدد کارشناسی، از سوی شورای راهبردی سازمان میراث فرهنگی کشور تصویب شد. براساس این طرح بیش از ۶ هزار مترمربع از کاخ‌های اختصاصی، بارعام و کاخ دروازه مجموعه جهانی پاسارگاد، مسقف می‌شود. در اولین گام اجرایی از این طرح، مرحله ساخت قطعات مورد نظر آغاز شده‌است. این طرح با اعتباری بالغ بر ۱۴ میلیارد ریال عملیاتی خواهد شد. هم اکنون عملیات حفاری محل فنداسیون‌های سقف توسط هیأت حفاری در مجموعه جهانی پاسارگاد آغاز شده که به محض اتمام عملیات نسبت به نصب سقف‌ها اقدام می‌شود. زمان اجرای این طرح حدود ۲ ماه اعلام شده است.
اطلاعات نخست

    دولت طرف: جمهوری اسلامی ایران
    نام ملک: پاسارگاد
    موقعیت: استان فارس
    تاریخ دریافت: ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳
    طبقه‌بندی: مطابق طبقه‌بندیهای دارایی‌های فرهنگی شرح داده شده در مقالهٔ ۱ از پیمان نامهٔ میراث جهانی سال ۱۹۷۲، این یک محل باستانی است.
    شرح مختصر: پاسارگاد اولین پایتخت سلسله‌ای امپراتوری هخامنشی بود که توسط کوروش دوم در قرن ششم قبل از میلاد ساخته شد. کاخهای آن، طرح باغها، هم چنین آرامگاه کوروش نمونه‌های برجسته‌ای از اولین مرحلهٔ تکامل هنر و معماری سلطنتی هخامنشیان هستند، و یک گواهی استثنایی از تمدن ایرانی است.